﻿1
00:00:22,875 --> 00:00:25,125
‫سلام، من اوراین‌ام

2
00:00:25,125 --> 00:00:29,000
‫نقطۀ اشتراک‌مون هم اینه که،
‫من هم مثل خودت یه بچه‌ام

3
00:00:29,000 --> 00:00:31,541
‫بگذریم،
‫دیدم تنهایی نشستی

4
00:00:31,541 --> 00:00:34,166
‫با خودم فکر کردم
‫شاید بدت نیاد با یکی گپ بزنی

5
00:00:37,250 --> 00:00:38,625
‫خودم که خیلی مشتاقم

6
00:00:38,625 --> 00:00:41,375
‫بخاطر همین هم هست
‫که الآن دارم میام سمتت و...

7
00:00:41,375 --> 00:00:43,541
‫از بغل دستت رد می‌شم

8
00:00:44,916 --> 00:00:46,250
‫می‌خوای بدونی چرا؟

9
00:00:47,250 --> 00:00:48,625
‫آخه، سالی...

10
00:00:48,625 --> 00:00:50,125
‫من می‌ترسم

11
00:00:50,666 --> 00:00:54,000
‫می‌خوای بدونی از چی می‌ترسم؟
‫راستش، خیلی چیزها

12
00:00:56,500 --> 00:01:00,750
‫ولی توی این یه مورد،
‫بی‌محلی، تحقیر...

13
00:01:00,750 --> 00:01:04,500
‫و اینکه شاید راجع‌بهم به دوست‌هات بگی
‫و خدایی نکرده اون‌هام بهم بخندن

14
00:01:04,500 --> 00:01:07,000
‫تازه فقط هم از تو نمی‌ترسم، سالی

15
00:01:07,000 --> 00:01:09,166
‫کلاً ترسم فقط از دخترها نیست

16
00:01:09,166 --> 00:01:11,625
‫راستش رو بخوای، از بیشتر چیزها می‌ترسم

17
00:01:13,666 --> 00:01:16,500
‫اوه، تن‌ماهیـه
‫تو چی می‌خوری؟

18
00:01:16,500 --> 00:01:18,416
بدم نمیاد بدونم

19
00:01:25,000 --> 00:01:28,125
‫مشاور مدرسه بهم گفت
‫ترس‌هام رو به یه شکلی یه جایی ثبت کنم

20
00:01:28,125 --> 00:01:30,041
‫بخاطر همین هم هست که
‫یه دفتر نقاشی دارم

21
00:01:30,041 --> 00:01:32,166
‫اینطوری با مشکلاتم روبه‌رو می‌شم

22
00:01:32,166 --> 00:01:35,791
‫مثلاً صفحۀ ۱۴ رو نگاه کن
‫از سیفون کشیدن می‌ترسم...

23
00:01:35,791 --> 00:01:38,791
‫...که نکنه یه وقتی باعث بشم
‫کل مدرسه رو آب ببره

24
00:01:41,625 --> 00:01:42,791
‫وای، خدایا شکرت

25
00:01:42,791 --> 00:01:46,041
‫تازه از جواب غلط دادن توی کلاس هم وحشت دارم

26
00:01:46,041 --> 00:01:49,875
‫کی می‌تونه بگه اولین مکتشفی که
‫از راه دریا به هند رسید، کی بود؟

27
00:01:49,875 --> 00:01:51,791
‫- من، من، من!
‫ - خب، پیچیده شد

28
00:01:51,791 --> 00:01:54,916
‫خانم اسپینوزا معمولاً از بچه‌هایی
‫که دست‌شون رو بلند می‌کنن، نمی‌پرسه

29
00:01:54,916 --> 00:01:58,416
‫ولی دستم رو بلند کنم محض اینکه یه وقت ازم چیزی نپرسه
‫استراتژی خطرناکی به حساب میاد

30
00:01:58,416 --> 00:02:02,250
‫بخاطر همین سعی می‌کنم دیده نشم
‫ولی نه اونقدری که نبودم به چشم بیاد

31
00:02:02,250 --> 00:02:04,125
‫من که می‌دونم
‫جواب واسکو دو گاماست

32
00:02:04,125 --> 00:02:06,875
‫خیلی از سوال‌های کلاس پنجم
‫جواب‌شون همینه،

33
00:02:06,875 --> 00:02:10,125
‫ولی می‌ترسم موقع جواب دادن
‫تُپُق بزنم و بگم: «گاسکو دا واما»

34
00:02:10,125 --> 00:02:11,625
‫یا «داسکو گا واما»

35
00:02:11,625 --> 00:02:13,875
‫اون‌وقت همه بهم می‌خندن

36
00:02:15,750 --> 00:02:17,750
‫وای، خانم اسپینوزا
‫من بلدم!

37
00:02:17,750 --> 00:02:19,166
‫بله؟ لیسا؟

38
00:02:19,166 --> 00:02:22,666
‫- واسکو دو گاما
‫- باریکلا، لیسا خانم

39
00:02:22,666 --> 00:02:25,250
‫من زیاد از لیسا خوشم نمیاد

40
00:02:25,250 --> 00:02:26,375
‫ولی از حق نگذریم،

41
00:02:26,375 --> 00:02:28,375
‫کلاً آدمی نیستم
‫که اصلاً از چیزی خوشم بیاد

42
00:02:28,375 --> 00:02:30,625
‫مثلاً دلقک‌های قاتل فاضلاب
‫مهم‌ترینـشون به حساب میاد

43
00:02:32,000 --> 00:02:33,791
‫یا که از امواج تلفن سرطان بگیرم

44
00:02:33,791 --> 00:02:34,750
‫سلام، مادرجون

45
00:02:34,750 --> 00:02:36,625
یا پشه نیشم بزنه و عفونت کنه

46
00:02:36,625 --> 00:02:38,250
‫از آسمان‌خراش پَرت بشم پایین

47
00:02:39,166 --> 00:02:41,291
‫- به جای «صبح بخیر» بگم...
‫- «شُبح بخیل!»

48
00:02:41,291 --> 00:02:43,500
‫زنبور، سگ، اقیانوس

49
00:02:43,500 --> 00:02:45,750
‫می‌ترسم یه وقت تیم بسکتبالـم
‫بخاطر من ببازه

50
00:02:45,750 --> 00:02:46,875
‫هی، بگیرش اوراین!

51
00:02:53,750 --> 00:02:55,916
‫و البته،
‫از رختکن هم می‌ترسم

52
00:02:55,916 --> 00:02:57,875
‫اولاً که کدوم آدم عاقلی نمی‌ترسه؟

53
00:02:59,541 --> 00:03:00,750
‫حالت خوبه، گیب؟

54
00:03:00,750 --> 00:03:02,625
‫و دوماً...

55
00:03:02,625 --> 00:03:04,750
‫...بخاطر ریچی پنیچی

56
00:03:04,750 --> 00:03:09,625
‫به‌به بَــه، ببینید کی اینجاست
‫اوراین دماغو!

57
00:03:09,625 --> 00:03:11,291
‫سلام، ریچی

58
00:03:16,250 --> 00:03:18,416
‫زیاد شلوار عوض می‌کنی؟

59
00:03:18,416 --> 00:03:21,375
‫می‌ترسم از اینکه ریچی پنیچی دستم بندازه

60
00:03:22,750 --> 00:03:24,750
‫می‌ترسم یه مُشت بخوابونه تو صورتـم

61
00:03:24,750 --> 00:03:27,500
‫تازه، از این هم می‌ترسم که...
‫خیلی‌خب، اگه من هم یه مُشت بهش بزنم، چی؟

62
00:03:27,500 --> 00:03:30,166
‫اگه خدایی‌نکرده دماغش بره گیر کنه تو مغزش
‫و بیفته بمیره، چی؟

63
00:03:30,166 --> 00:03:32,875
‫همچین چیزی واقعیـه،
‫تو گوگل بزن گیر کردن دماغ تو مغز میاد

64
00:03:32,875 --> 00:03:34,250
‫میفتم هلفدونی

65
00:03:34,250 --> 00:03:36,125
‫تازشم، مجبورم با عذاب وجدانِ...

66
00:03:36,125 --> 00:03:41,000
‫هی! پرسیدم شلوار زیاد عوض می‌کنی یا نه
‫بی‌تربیت ‌بازی درنیار

67
00:03:41,000 --> 00:03:43,791
‫آره، شلوار عوض می‌کنم

68
00:03:43,791 --> 00:03:45,125
‫زیادی؟

69
00:03:45,125 --> 00:03:46,416
‫آم...

70
00:03:46,416 --> 00:03:48,250
‫این دفترچه چیه همه‌جا با خودت دورش می‌دی؟

71
00:03:48,250 --> 00:03:52,625
‫«من ترسم از هیولا، زنبور، آرایشگاه، سگ...

72
00:03:52,625 --> 00:03:57,500
‫اقیانوس، ریچی پنیچی...»
‫هی! معروف شدم! دمت گرم!

73
00:03:57,500 --> 00:04:01,666
‫صبر کن ببینم. جنازه‌م رو کشیدی که!
‫هیچکس حق نداره جنازه‌م رو بکشه!

74
00:04:01,666 --> 00:04:06,041
‫بدینوسیله بخاطر بی‌احترامیت به من،
‫ریچی پنیچی، دفترچه‌ات رو...

75
00:04:06,041 --> 00:04:08,000
‫توفیق می‌کنم

76
00:04:08,000 --> 00:04:11,291
‫اگه از ترس زهره‌ترک نمی‌شدم،
‫حتماً بهت می‌گفتم که دفترچۀ منـه

77
00:04:11,291 --> 00:04:13,041
‫و با دل و جون دوستش دارم،

78
00:04:13,041 --> 00:04:15,250
‫و اصلاً حق نداری از من بگیریش

79
00:04:15,250 --> 00:04:18,166
‫این هم می‌گفتم که اصلاً توفیق غلطه
‫و «توقیف» درسته

80
00:04:19,791 --> 00:04:21,625
‫ممنونم، ریچی

81
00:04:22,375 --> 00:04:23,375
‫- ها؟
‫- ها؟

82
00:04:23,375 --> 00:04:25,625
‫برو بابا

83
00:04:28,125 --> 00:04:30,166
‫روحمم خبر نداره چرا ازش تشکر کردم

84
00:04:31,166 --> 00:04:33,666
‫[ممنونــم، ریچی]

85
00:04:36,166 --> 00:04:37,791
‫آخرهفته خوش بگذره، بچه‌ها

86
00:04:37,791 --> 00:04:41,125
‫آها، راستی یادتون نره
‫رضایت‌نامه‌هاتون رو روی میزم بذارید

87
00:04:41,125 --> 00:04:45,041
‫رأس ساعت ۹ صبح،
‫اتوبوس به سمت آسمان‌نما حرکت می‌کنه

88
00:04:45,875 --> 00:04:49,875
‫وای، نه. خدا خدا می‌کردم خانم اسپینوزا
‫اردوی علمی‌مون رو یادش بره

89
00:04:51,750 --> 00:04:54,250
‫وای، قراره کُلی خوش بگذرونیم!

90
00:04:54,250 --> 00:04:56,375
‫خوش؟ کجاش خوش گذشتن داره، لیسا؟

91
00:04:56,375 --> 00:04:59,875
‫زده به سرت؟
‫به نظر وحشتناک میاد

92
00:04:59,875 --> 00:05:02,500
‫که با ۳۰ تا دانش‌آموز دیگه
‫مثل گوسفند بریزنـمون

93
00:05:02,500 --> 00:05:04,875
‫توی سرویس قراضۀ مدرسه
‫و توی بزرگراه ویراژ بدیم؟

94
00:05:04,875 --> 00:05:07,125
‫قطعاً می‌ریم زیر ۱۸ چرخ کتلت می‌شیم

95
00:05:07,125 --> 00:05:08,000
‫از من بپرسید

96
00:05:08,000 --> 00:05:10,375
‫خودم درس «بیم‌سنجی» رو پاس کردم

97
00:05:10,375 --> 00:05:13,291
‫حالا این وسط باید غصۀ ماکت‌های گُندۀ سیارات
‫منظومۀ شمسی رو هم بخورم که از سقف آویزون‌ان

98
00:05:13,291 --> 00:05:15,250
‫فقط خدا می‌دونه چند وقته اینجوری آویزونن

99
00:05:15,250 --> 00:05:16,791
‫صد سال؟

100
00:05:19,625 --> 00:05:23,166
‫تازشم، اگه مجبور شم بغل دستِ سالی بشینم،

101
00:05:23,166 --> 00:05:24,250
‫و دست‌هامون به هم بخوره، چی؟

102
00:05:24,250 --> 00:05:26,000
‫وحشت می‌کنم

103
00:05:26,000 --> 00:05:28,041
‫و می‌شم مسخرۀ دستِ بچه‌ها،

104
00:05:28,041 --> 00:05:31,166
‫و دیگه هیچوقت نمی‌تونم مثل آدم
‫با کسی رابطۀ دوستانه برقرار کنم!

105
00:05:37,291 --> 00:05:40,500
‫رضایت‌نامه آوردی، اوراین؟

106
00:05:40,500 --> 00:05:42,375
‫از همین می‌ترسیدم

107
00:05:43,000 --> 00:05:46,000
‫آم، مامان بابام اجازه ندادن بیام آسمان‌نما

108
00:05:46,000 --> 00:05:49,416
‫آره، اعتقادی به فضا ندارن

109
00:05:50,875 --> 00:05:53,625
‫آره، آم... داستانش مُفصلـه

110
00:05:56,375 --> 00:05:57,875
‫اینجاست

111
00:05:58,875 --> 00:06:00,041
‫سلام، اوراین

112
00:06:01,291 --> 00:06:04,500
‫خیلی واسه اردو هیجان‌زده‌ام

113
00:06:04,500 --> 00:06:06,000
‫آم...

114
00:06:06,000 --> 00:06:10,166
‫می‌خواستم ازت بپرسم
‫دوست داری پیش همدیگه بشینیم؟

115
00:06:10,166 --> 00:06:11,625
‫توی اردو؟

116
00:06:11,625 --> 00:06:15,000
‫اگه نمی‌ترسیدم،
‫حتماً بهت می‌گفتم: «البته که آره، سالی»

117
00:06:15,000 --> 00:06:16,500
‫معلومه که دلم می‌خواد
‫با همدیگه وقت بگذرونیم

118
00:06:16,500 --> 00:06:19,666
‫راستش رو بخوای، اصلاً یکی از آرزوهامه
‫ولی برای اینکه این کار رو بکنم...

119
00:06:19,666 --> 00:06:23,250
‫نباید سر هرچیز کوچکی،
‫بیخود و بی‌جهت همۀ زوایای فاجعه

120
00:06:23,250 --> 00:06:24,750
‫رو بسنجم و دل‌نگرون باشم...

121
00:06:24,750 --> 00:06:27,375
‫عه، مامانمـه. باید برم.

122
00:06:28,875 --> 00:06:31,375
‫اردو می‌بینمت، اوراین!

123
00:06:33,416 --> 00:06:35,875
‫نه، نمی‌بینی

124
00:06:53,125 --> 00:06:55,166
‫صفحۀ ۱۷ دفتر نقاشیـم:

125
00:06:55,166 --> 00:06:57,625
‫می‌ترسم از مدرسه برسم
‫و ببینم مامان بابام جمع کردن از اینجا رفتن

126
00:06:58,083 --> 00:06:59,916
‫[فروخته شد]

127
00:06:59,916 --> 00:07:01,750
‫نمی‌دونم مَرضم چیه

128
00:07:01,750 --> 00:07:04,125
‫مشاور مدرسه که هیچ ایده‌ای نداشت

129
00:07:06,125 --> 00:07:09,000
‫می‌گه به نظرش مامان بابام خیلی هم مهربون‌ان

130
00:07:09,000 --> 00:07:11,125
‫و به نظرم حق با مشاورمونه

131
00:07:12,291 --> 00:07:13,750
‫سلام، قندعسل!

132
00:07:14,875 --> 00:07:17,041
‫- سلام، مامان
‫- مدرسه چطور بود؟

133
00:07:17,041 --> 00:07:20,416
‫- خوب
‫- واست بیسکوئیت درست کردم

134
00:07:24,250 --> 00:07:25,125
‫اوه...

135
00:07:25,666 --> 00:07:27,166
‫چرا اینجا افتاده؟

136
00:07:27,166 --> 00:07:30,000
‫بابات مُچاله زیر مُبل پیداش کرد

137
00:07:30,750 --> 00:07:33,750
‫فکر کنم منظورت بینِ کوسن‌هاست، نه؟

138
00:07:33,750 --> 00:07:37,041
‫- هوم. می‌خوای درموردش صحبت کنیم؟
‫- نه راستش

139
00:07:37,041 --> 00:07:39,166
‫بهتری بری. حتماً خوش می‌گذره بهت.

140
00:07:39,166 --> 00:07:41,375
‫شک دارم

141
00:07:41,375 --> 00:07:43,291
‫اوراین، درکت می‌کنم، رفیق

142
00:07:43,291 --> 00:07:45,000
‫اینجور چیزها همیشه ترسناک به نظر میان

143
00:07:45,000 --> 00:07:47,625
‫ولی اصل داستان هم همینه
‫نگران بودن اصلاً چیز بدی نیست

144
00:07:47,625 --> 00:07:49,791
‫درواقع خیلی هم خوبه
‫طبیعیــه

145
00:07:49,791 --> 00:07:54,750
‫باید بلد باشی و نذاری
‫این ترس‌ها سدِ راهِ زندگیت بشن

146
00:07:54,750 --> 00:07:55,625
‫درسته

147
00:07:55,625 --> 00:07:58,916
‫اگه اینطوری نبود،
‫هیچوقت از مامانت خواستگاری نمی‌کردم

148
00:07:58,916 --> 00:08:02,750
‫گاهی‌اوقات، باید دلت رو بزنی به دریا
‫و با حس ترسی که داری کارت رو پیش ببری

149
00:08:02,750 --> 00:08:05,666
‫من عاشق مامان و بابامـم
‫و ازشون بخاطر تلاششون

150
00:08:05,666 --> 00:08:07,541
‫ممنونم، ولی...

151
00:08:09,125 --> 00:08:12,250
تا حالا نصیحت بدتر از این نشنیدم

152
00:08:16,666 --> 00:08:19,416
‫انگاری رسیدیم تهِ خط، رفقا

153
00:08:19,416 --> 00:08:22,041
‫وای نه، وحشتناکـه

154
00:08:22,041 --> 00:08:24,125
‫این برنامه کودک واقعاً تخیلیــه

155
00:08:24,125 --> 00:08:27,166
‫زباله‌های قابل بازیافت
‫که شخصیت و چشم و گوش ندارن

156
00:08:27,166 --> 00:08:31,791
‫ماجراجویی نمی‌رن
‫قبول ندارم کسی بالاتر از من باشه

157
00:08:31,791 --> 00:08:34,166
‫زندگی واقعی خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

158
00:08:34,166 --> 00:08:37,500
‫- تازه تناسخ هم خوش‌خیالیـه
‫- وای!

159
00:08:38,500 --> 00:08:40,125
‫هم برای وسایل پلاستیکی و هم برای ملت

160
00:08:40,125 --> 00:08:43,166
‫توی زندگی واقعی،
‫وقتی بمیری، مُردی دیگه

161
00:08:45,000 --> 00:08:47,916
‫فکر اینکه هیچ‌جوره نمی‌شه دورش زد،
‫مو به تنــم سیخ می‌کنه

162
00:08:48,916 --> 00:08:53,625
‫خیلی سعی کردم مرگ رو به چیزی تشبیه بکنم
‫و به این نتیجه رسیدم که عملاً خودِ پوچیــه

163
00:08:53,625 --> 00:08:58,666
‫وقتی سعی می‌کنم پوچی رو متصور بشم،
‫همش به تاریکی و سکوت می‌رسم و نه خودِ پوچی

164
00:08:58,666 --> 00:09:00,875
‫تاریکی و سکوت همون تاریکی و سکوت‌ان

165
00:09:01,625 --> 00:09:04,416
‫شاید پوچی رو نمی‌شه تصور کرد

166
00:09:06,375 --> 00:09:07,291
‫اوراین!

167
00:09:07,875 --> 00:09:09,000
‫وقتِ خوابـه

168
00:09:14,125 --> 00:09:16,125
‫- جات گرم و نرمه؟
‫- آره

169
00:09:16,625 --> 00:09:18,500
‫- مسواک زدی؟
‫- آها

170
00:09:20,750 --> 00:09:23,125
‫خیلی‌خب پسرم. خوب بخوابی.

171
00:09:23,125 --> 00:09:24,500
‫شبت بخیر، اوراین

172
00:09:29,041 --> 00:09:30,875
‫آم... وایسید!

173
00:09:32,500 --> 00:09:35,291
‫آم، نظرتون چیه یه داستان کوچولو واسم بخونید؟

174
00:09:35,291 --> 00:09:36,750
‫می‌دونید،

175
00:09:36,750 --> 00:09:38,125
‫به یاد بچگی‌هام

176
00:09:39,375 --> 00:09:41,625
‫قبلاً درموردش صحبت کرده بودیم، اوراین

177
00:09:41,625 --> 00:09:44,791
‫این یکی عالیـه، هم داستانـش قشنگه، هم مُفصل
‫بهترین گزینه واسه خوندن

178
00:09:45,375 --> 00:09:49,291
‫آم، امشب وقتِ خوندن کتاب دیوید فاستر نیست

179
00:09:50,500 --> 00:09:51,750
‫خیلی‌خب

180
00:09:55,000 --> 00:09:57,666
‫می‌دونی که همیشه پیشتـیم ما، اوراین

181
00:09:57,666 --> 00:10:01,875
‫ولی لطفاً امشب توی تخت‌خواب خودت باش
‫مامانی و بابا یکمی استراحت کنن

182
00:10:02,416 --> 00:10:04,416
‫خیلی‌خب، باشه
‫ولی...

183
00:10:06,375 --> 00:10:08,666
‫می‌شه حداقل امشب در رو باز بذارید؟

184
00:10:08,666 --> 00:10:10,625
‫خیلی‌خب، رفیق
‫هرجا کافی بود بگو

185
00:10:10,625 --> 00:10:13,791
‫باشه. یه کوچولو بیشتر؟

186
00:10:14,666 --> 00:10:15,625
‫اینجا خوبه؟

187
00:10:15,625 --> 00:10:17,625
‫فقط یکم دیگه

188
00:10:17,625 --> 00:10:19,750
‫- اینجا؟
‫- خوبه! ایول!

189
00:10:20,500 --> 00:10:22,750
‫حالا یه ذره دیگه باز می‌کنی؟

190
00:10:23,791 --> 00:10:25,625
‫- ممنون
‫- شب بخیر، عزیزدلم

191
00:10:25,625 --> 00:10:29,125
‫- شب بخیر، پسرم.
‫- شب بخیر، مامان. شب‌ بخیر، بابا.

192
00:10:39,791 --> 00:10:42,416
‫خیلی‌خب، خیلی هم بد نیست

193
00:10:48,125 --> 00:10:49,416
‫حرفـم رو پس می‌گیرم!

194
00:10:49,416 --> 00:10:52,625
‫خیلی بده! خیلی خیلی هم بده!
‫بدترین حالتِ ممکنه!

195
00:10:54,375 --> 00:10:57,000
‫چون جدای از همۀ ترس‌هام،

196
00:10:57,000 --> 00:11:00,125
‫از همه بیشتر از تاریکی می‌ترسم

197
00:11:00,958 --> 00:11:05,916
«اورایــــون و تاریکـــــی»

198
00:11:10,875 --> 00:11:12,000
‫وای، نه

199
00:11:17,500 --> 00:11:19,750
‫خونه قدیمیـه و قِرِچ قروچ در و دیوارهاست

200
00:11:20,500 --> 00:11:22,250
ترسیدن نداره که

201
00:11:24,375 --> 00:11:26,250
‫مامان بابام باید صبح برن سرکار
‫نباید مزاحم خوابــشون بشم

202
00:11:26,250 --> 00:11:28,750
‫حداقل یه بار باید درکـشون کنم یا نه؟

203
00:11:33,916 --> 00:11:35,791
‫نه! نه، نه، نه، نــه! نه!

204
00:11:39,000 --> 00:11:40,791
‫نفرین بهت، ای تاریکی!

205
00:11:40,791 --> 00:11:46,291
‫چه جنون‌ و ضلالتِ ظالمانه‌ای
‫زیر ردای سیاهِ... تاریکی‌ات مخفی کرده‌ای؟

206
00:11:46,291 --> 00:11:48,375
‫چرا دست از سرم برنمی‌داری؟

207
00:11:49,500 --> 00:11:52,375
‫برنمی‌داری... برنمی‌داری...

208
00:12:15,166 --> 00:12:17,875
‫خیلی‌خب! دیگه بسه!
‫جونـم رو به لب رسوندی!

209
00:12:21,041 --> 00:12:23,625
‫هر شب هر شب
‫با اون جیغ‌ودادهای پشت‌سرهم

210
00:12:23,625 --> 00:12:25,875
‫و جفنگیاتت خسته‌م کردی!

211
00:12:25,875 --> 00:12:29,500
‫هر روزِ هفته، هر شبِ سال

212
00:12:29,500 --> 00:12:30,916
‫امون بده، بچه!

213
00:12:32,125 --> 00:12:34,375
‫- تو چی‌ای؟
‫- مشخص نیست؟

214
00:12:34,375 --> 00:12:39,416
‫اتاق تاریکـه. همه‌جا تاریکـه.
‫خودت رو به خواب زدی؟ تاریکی‌ام دیگه!

215
00:12:41,291 --> 00:12:42,916
‫دوباره شروع شد

216
00:12:42,916 --> 00:12:45,875
‫ببین، خیلی‌ها هستن
‫که ازم می‌ترسن

217
00:12:45,875 --> 00:12:49,125
‫ولی تو یکی دیگه نوبَری

218
00:12:51,375 --> 00:12:53,500
‫از بین همۀ بچه‌مچه‌هایی
‫که از تاریکی وحشت دارن،

219
00:12:53,500 --> 00:12:55,250
‫با اختــلاف سروصدات

220
00:12:55,250 --> 00:12:58,500
‫و کارهای رومُخی و اعصاب‌خردکنیت بدتره

221
00:12:58,500 --> 00:13:00,000
‫شاهکاری به خدا

222
00:13:00,000 --> 00:13:02,000
‫دستِ همه رو از پشت بستی

223
00:13:02,000 --> 00:13:03,666
‫بیا نگاه کن
‫[کسایی که ازم می‌ترسن:]

224
00:13:04,000 --> 00:13:06,125
‫کُلی آدم هست که کابوسشون تاریکیــه

225
00:13:06,125 --> 00:13:08,750
‫- لیست داری؟
‫- بله، لیست دارم

226
00:13:08,750 --> 00:13:10,875
‫می‌دونی چند نفر ازم می‌ترسن؟

227
00:13:10,875 --> 00:13:12,625
‫عقده کردم دیگه

228
00:13:12,625 --> 00:13:14,625
‫تازه، این فقط یکی از فهرست‌هامه

229
00:13:14,625 --> 00:13:16,291
‫تاریکی وجود نداره!
‫تاریکی وجود نداره!

230
00:13:16,291 --> 00:13:19,750
‫پس داری با در و دیوار حرف می‌زنی؟

231
00:13:22,916 --> 00:13:25,875
‫خودت منظورم رو می‌فهمی
‫نور که نباشه، تاریکی بوجود میاد

232
00:13:25,875 --> 00:13:28,125
‫شخصیت مسخرۀ برنامه کودکی که نیست

233
00:13:28,791 --> 00:13:31,166
‫باز شروع شد

234
00:13:31,166 --> 00:13:35,791
‫ببین، تصورات آدمیزاد جماعت
‫درمورد من کلا عجیب‌وغریب بوده

235
00:13:35,791 --> 00:13:39,541
‫من که نمی‌شنوم چی می‌گی. می‌دونی چرا؟
‫آخه اصلاً واقعی نیستی

236
00:13:39,541 --> 00:13:42,125
‫وای، خیلی هم واقعی‌ام

237
00:13:42,125 --> 00:13:44,666
‫بیا، اینجا رو نگاه کن
‫یه فیلم کوتاه هم درمورد خودم ساختم

238
00:13:44,666 --> 00:13:54,791
‫هدفـم این بود که دیدگاه‌های مختلفی
‫درمورد تاریکی ارائه بدم
‫[این شما و این تاریکـــــی]
‫کلاً دلی ساختمش
‫قدمت تاریکی به پونصد میلیون سال قبل برمی‌گرده،

239
00:13:54,791 --> 00:13:59,375
‫زمانی‌که پروتئین‌های حساس به نور
‫بوسیلۀ حیات بر روی این کرۀ خاکی تکامل یافتند

240
00:13:59,375 --> 00:14:00,583
‫[پایان]

241
00:14:00,625 --> 00:14:01,250
‫[تهیه کننده: تاریکی]

242
00:14:03,000 --> 00:14:04,750
‫خب؟

243
00:14:06,041 --> 00:14:07,125
‫خوشت نیومد که

244
00:14:07,125 --> 00:14:09,375
‫التماس تفکر واقعاً

245
00:14:09,375 --> 00:14:12,125
‫هیچکس طرفِ من نیست
‫حتی توی سینما نشونش ندادن

246
00:14:12,125 --> 00:14:14,625
‫تازه خیلی سَرتر از نصف فیلم‌های اونجاست

247
00:14:14,625 --> 00:14:16,625
تبعیض تا به کِی؟

248
00:14:16,625 --> 00:14:19,000
‫خب، خوب بود
‫ولی واسه کسی که قدمتِ

249
00:14:19,000 --> 00:14:22,000
‫پونصد میلیون ساله داره،
‫یکمی زیادی کوتاه بود

250
00:14:22,000 --> 00:14:24,541
‫ولی خب، گزیده‌گویی هم بدک نیست

251
00:14:24,541 --> 00:14:27,875
‫گوش بده، خودم که نخواستم
‫موجود فراطبیعی‌ای باشم

252
00:14:27,875 --> 00:14:30,041
‫که یادآور وحشت و ناامیدیـه

253
00:14:30,041 --> 00:14:31,375
‫صرفاً یه آدم معمولی‌ام

254
00:14:31,375 --> 00:14:33,416
‫که داره زندگیـش رو می‌کنه

255
00:14:33,416 --> 00:14:35,166
‫ولی همیشۀ خدا، همه باهام بدرفتاری می‌کنن

256
00:14:36,125 --> 00:14:38,625
‫راستش، تقریباً همۀ آدم‌ها ازم می‌ترسن

257
00:14:38,625 --> 00:14:40,375
‫یا ازم بیزارن

258
00:14:40,375 --> 00:14:42,500
‫یا به نظرشون من اهریمنـم

259
00:14:42,500 --> 00:14:46,166
‫به خیال بعضی‌هام که اصلاً وجود خارجی ندارم
‫آدم دلخور می‌شه دیگه

260
00:14:48,125 --> 00:14:51,416
‫ببین، متاسفم
‫نمی‌خواستم...

261
00:14:51,416 --> 00:14:53,041
‫نه، طوری نیست

262
00:14:53,625 --> 00:14:56,250
‫اصلاً مشکلـم اینه که
‫من از آدم‌ها خوشـم میاد

263
00:14:56,250 --> 00:14:58,125
آخه دلم می‌خواد ببینم

264
00:14:58,125 --> 00:15:00,750
به چشم بقیه چطور موجودی‌ام

265
00:15:01,875 --> 00:15:04,125
‫ای کاش مردم یه فرصتی بهم می‌دادن

266
00:15:07,041 --> 00:15:11,041
‫احساست رو می‌فهمم
‫خیلی از بچه‌های مدرسه باهام بدرفتاری می‌کنن

267
00:15:11,041 --> 00:15:13,875
‫ریچی پنیچی، دیویس جنسن،
‫هاورد هلستروم،

268
00:15:13,875 --> 00:15:15,875
‫آیزک پیل، ربکا وارن

269
00:15:15,875 --> 00:15:19,875
‫ربکا اینا از اینجا رفتن ولی هنوزم که هنوزه
‫تولدم برام نامۀ تهدیدآمیز می‌فرسته

270
00:15:19,875 --> 00:15:21,541
‫که بگی‌نگی قشنگه

271
00:15:21,541 --> 00:15:24,416
‫آره، چه بافکر

272
00:15:29,666 --> 00:15:31,541
[رضایت‌نامۀ اردو]

273
00:15:31,916 --> 00:15:33,916
‫فقط دلم می‌خواد از هیچی نترسم

274
00:15:35,500 --> 00:15:37,625
‫آره، خیلی خوب می‌شه

275
00:15:37,625 --> 00:15:40,750
‫اینجوری شاید دیگه مجبور نباشم
‫عجز و ناله‌های شبونه‌ات رو بشنوم

276
00:15:41,500 --> 00:15:42,666
‫همم...

277
00:15:43,750 --> 00:15:46,791
‫یه چیزی بگم؟
‫فکر کنم بدونم چطوری می‌شه حلش کرد

278
00:15:49,250 --> 00:15:51,666
‫یه شب بیا از نزدیک کارم رو تماشا کن،

279
00:15:51,666 --> 00:15:54,416
‫بعدش می‌فهمی که من اصلاً ترسناک نیستم

280
00:15:54,416 --> 00:15:56,625
‫یاد می‌گیری قدرِ زیبایی شب رو بدونی

281
00:15:56,625 --> 00:15:59,000
‫به‌جای اینکه همیشه ازش بترسی

282
00:15:59,000 --> 00:16:00,541
‫خب نظرت چیه؟

283
00:16:01,291 --> 00:16:05,500
‫- پایه‌ای یا که هستی؟
‫- من...

284
00:16:05,500 --> 00:16:07,166
‫عمراً پایه باشم

285
00:16:09,416 --> 00:16:12,416
‫خب، معلومه که پایه نیستی
‫خب، باشه

286
00:16:12,416 --> 00:16:15,875
‫اگه دلت می‌خواد
‫باقیِ عمرت از عالم و آدم بترسی

287
00:16:15,875 --> 00:16:18,666
‫هرچی عشقت می‌کشه
‫ولی گردنِ خودته

288
00:16:33,041 --> 00:16:35,375
‫- زیادی شلوار عوض می‌کنی؟
‫- هی اوراین، بگیرش!

289
00:16:36,500 --> 00:16:38,416
‫اوراین دماغو! اوراین دماغو!

290
00:16:38,416 --> 00:16:40,125
‫هی، اوراین

291
00:16:40,125 --> 00:16:42,666
‫خیلی واسه اردو هیجان‌زده...

292
00:16:43,791 --> 00:16:45,625
‫خیلی‌خب، میام!

293
00:16:46,375 --> 00:16:47,500
‫آقای تاریکی؟

294
00:16:51,125 --> 00:16:53,166
‫می‌دونستم که نه نمی‌گی!

295
00:16:53,166 --> 00:16:55,875
‫بیا دست بدیم دیگه، خب؟
‫رسمیـش کنیم

296
00:17:00,666 --> 00:17:03,291
‫دیدی؟ چیزیت نشد

297
00:17:05,750 --> 00:17:07,000
‫صبر کن، وایسا، وایسا

298
00:17:07,875 --> 00:17:09,375
‫فهمیدم داری چیکار می‌کنی، بابا

299
00:17:09,375 --> 00:17:11,166
‫منظورت چیه؟

300
00:17:11,166 --> 00:17:12,625
‫داستانت رو می‌گم

301
00:17:12,625 --> 00:17:15,166
‫- من که کار خاصی نمی‌کنم
‫- چرا، می‌کنی

302
00:17:15,166 --> 00:17:18,250
‫داری یه داستان درمورد اینکه
‫چطوری به ترست از تاریکی غلبه کردی، می‌گی

303
00:17:18,250 --> 00:17:21,000
‫تا به من کمک کنی
‫من هم به ترسم از تاریکی غلبه کنم

304
00:17:21,000 --> 00:17:22,750
‫آها

305
00:17:22,750 --> 00:17:24,750
‫- خب، من...
‫- ولی جواب نمی‌ده

306
00:17:24,750 --> 00:17:27,041
‫ترس از تاریکی یه سازگاریِ تکاملیـه

307
00:17:27,041 --> 00:17:30,291
‫که انسان برای محافظت از خودش
‫در مقابل شکارچی‌های شبونه خلق کرد

308
00:17:31,041 --> 00:17:33,250
‫به‌به، چه خوب تحقیق کردی

309
00:17:33,250 --> 00:17:35,250
‫درموردش یه شعر هم نوشتم

310
00:17:36,625 --> 00:17:39,166
‫چه بهت میاد!
‫«شاعره هایپیشا»

311
00:17:39,166 --> 00:17:40,875
‫یدونه شعر بیشتر نیست، بابا

312
00:17:40,875 --> 00:17:42,500
‫به نظرم همون هم حسابه

313
00:17:42,500 --> 00:17:43,916
‫خیلی خوب نیست

314
00:17:43,916 --> 00:17:45,875
‫مطمئنم خیلی خوبه. می‌خونیش برام؟

315
00:17:45,875 --> 00:17:47,250
‫نه!

316
00:17:47,250 --> 00:17:50,250
‫حرفم اینه که ترس از تاریکی طبیعیـه

317
00:17:50,250 --> 00:17:53,500
‫غریزیــه
‫پس نمی‌شه کاریش کرد

318
00:17:54,041 --> 00:17:56,750
‫که اینطور
‫خب، پس اگه اینجوریه،

319
00:17:56,750 --> 00:17:59,000
‫- گمونم شب‌ بخیر بگم و برم...
‫- صبر کن!

320
00:17:59,000 --> 00:18:02,666
‫نگفتم که داستانت قشنگ نیست
‫و واسم نگو

321
00:18:02,666 --> 00:18:05,416
‫فقط خواستم بدونی
‫که می‌دونم هدفت چیه،

322
00:18:05,416 --> 00:18:07,250
‫و جواب نمی‌ده

323
00:18:07,875 --> 00:18:09,875
‫خیلی‌خب، فهمیدم

324
00:18:10,541 --> 00:18:13,916
‫پس، تو دل شب،
‫همراه با تاریکی راهی شدید...

325
00:18:17,000 --> 00:18:20,750
‫آره، تو دل شب،
‫من و تاریکی راهی شدیم...

326
00:18:25,166 --> 00:18:27,250
‫خیلی محشره، نه؟

327
00:18:27,250 --> 00:18:30,875
‫اگه منظورت از «خیلی» و «محشر»،
‫همون «وحشتناک» و «افتضاح»ـه، پس آره!

328
00:18:30,875 --> 00:18:34,041
‫یه کاری می‌کنم به ترست از تاریکی غلبه کنی،
‫حتی اگه به قیمتِ جونم تموم بشه!

329
00:18:34,041 --> 00:18:38,416
‫و تازه، جاودانه هم هستم
‫پس تا دلت بخواد وقت داریم

330
00:18:44,416 --> 00:18:47,541
‫با خودم فکر کردم
‫ببرمت «معصومیت شب» رو

331
00:18:47,541 --> 00:18:49,500
‫تماشا کنیم

332
00:18:50,250 --> 00:18:51,041
‫می‌بینی؟

333
00:18:51,041 --> 00:18:55,000
‫من نباشم نمی‌تونید چین‌وچروک‌های
‫بازیگرها رو خوب ببینید

334
00:18:55,000 --> 00:18:57,125
‫خوبه بازاریاب نیستی

335
00:18:57,125 --> 00:18:58,166
‫همم

336
00:18:58,166 --> 00:19:03,375
‫♪ می‌ترسی ♪
‫♪ از اینکه خود واقعیت باشی؟ ♪

337
00:19:03,375 --> 00:19:06,291
‫هی؟ خیلی معرکه‌ست، نه؟

338
00:19:06,291 --> 00:19:09,291
‫من به کرم شب‌تاب حساسیت دارم

339
00:19:11,500 --> 00:19:14,500
‫به ستاره‌ها که حساسیت نداری!

340
00:19:14,500 --> 00:19:17,625
‫مرگ حالم رو بد می‌کنه!
‫خیلی ارتفاعـمون بالاست!

341
00:19:17,625 --> 00:19:19,125
‫کلاً زندگی حالت رو بد می‌کنه

342
00:19:19,125 --> 00:19:21,166
‫- چی؟
‫- آم، هیچی!

343
00:19:21,166 --> 00:19:25,541
‫♪ وای، چقدر خوابم شبیه واقعیته ♪

344
00:19:27,666 --> 00:19:30,666
‫یالا، دستت رو بذار توی آب

345
00:19:30,666 --> 00:19:33,625
‫که کوسه بیاد بخورتـش؟
‫دیوونه شدی؟

346
00:19:33,625 --> 00:19:37,125
‫نه، تا بتونی زیبایی اقیانوس رو توی شب ببینی

347
00:19:39,250 --> 00:19:42,000
‫چیزی از «خوشی» سرت می‌شه اصلاً؟

348
00:19:42,000 --> 00:19:45,625
‫«خوشی» فقط یه کلمه‌ست که مردم ساختن
‫تا کارهای خطرناک رو جذاب جلوه بدن!

349
00:19:45,625 --> 00:19:49,416
‫وای! نگاهـش کن!
‫شب نباشه که نمی‌تونی آتش‌بازی بکنی!

350
00:19:49,416 --> 00:19:52,875
‫درواقع، توی روز هم می‌شه
‫همه‌شون رو استفاده کرد

351
00:19:52,875 --> 00:19:55,625
‫گمونم آره، ولی اصلاً حال نمی‌ده که

352
00:19:55,625 --> 00:19:57,250
‫زیبایی توی تضاده

353
00:19:57,250 --> 00:19:59,125
‫هی، چشم‌هات رو بستی؟

354
00:19:59,125 --> 00:20:00,416
‫نمی‌خوام شبکیه چشمم چیزیش بشه!

355
00:20:00,416 --> 00:20:03,000
‫- وای، بیخیال! چشم‌هات رو وا کن!
‫- نه!

356
00:20:03,000 --> 00:20:05,000
‫داری کل عشق و حالش رو از دست می‌دی

357
00:20:05,000 --> 00:20:06,125
‫اصلاً هم اینطور نیست!

358
00:20:06,125 --> 00:20:08,125
‫- چشم‌هات رو باز کن!
‫- نخیرم!

359
00:20:08,125 --> 00:20:10,041
‫ولی کل هدف‌مون رو به فنا می‌ده که!

360
00:20:10,041 --> 00:20:13,125
‫- هدف من که نیست!
‫- به صلاح خودته

361
00:20:13,125 --> 00:20:15,250
‫دیدی چقدر بهتر شد؟

362
00:20:15,250 --> 00:20:17,750
‫بچه؟ بچه؟ بچه‌جون!

363
00:20:20,166 --> 00:20:21,375
‫گرفتمت!

364
00:20:22,125 --> 00:20:24,875
‫- وای خدای من! یا حضرت عباس! وای خدایا!
‫- اتفاقی بود

365
00:20:24,875 --> 00:20:28,250
‫منو انداختی! ممکن بود بمیرم!
‫می‌خوام برم خونه!

366
00:20:28,250 --> 00:20:30,791
‫نگران نباش
‫می‌برمت خونه

367
00:20:30,791 --> 00:20:33,666
‫- بالاخره
‫- منظورت از بالاخره، کِیه؟

368
00:20:34,875 --> 00:20:36,916
‫هی، نگاه کن!
‫می‌تونی دُب اکبر رو ببینی

369
00:20:36,916 --> 00:20:39,375
‫واقعاً این وقت از سال، خیلی قشنگه

370
00:20:39,375 --> 00:20:43,125
‫منو کِی می‌بری خونه؟

371
00:20:43,125 --> 00:20:45,250
‫سوال خوب و به‌جایی بود

372
00:20:45,250 --> 00:20:46,666
‫۲۴‏ ساعت دیگه

373
00:20:46,666 --> 00:20:50,000
‫- خب حالا، برگردیم سراغ ستاره‌ها...
‫- ۲۴ ساعت دیگه؟

374
00:20:50,000 --> 00:20:53,375
‫آره خب، مدل شب و روز اینجوریه دیگه

375
00:20:53,375 --> 00:20:56,000
‫یه چرخۀ ۲۴ ساعته‌ست
‫نمی‌شه عقبی بریم که

376
00:20:56,000 --> 00:20:58,750
‫- چی؟ چرا نمی‌شه؟
‫- ببین، بهتره که من راه بیفتم

377
00:20:58,750 --> 00:21:01,875
‫ولی اگه دلت خواست تنهایی،
‫وسط ناکجاآباد راهیِ خونه بشی،

378
00:21:01,875 --> 00:21:05,250
‫- توی این تاریکی مطلق، بی‌کَس و تنها...
‫- وایسا، وایسا، صبر کن!

379
00:21:05,250 --> 00:21:08,250
‫نمی‌تونم تا خونه تنها و پیاده برم که!
‫اون سرِ دنیاست!

380
00:21:08,250 --> 00:21:10,000
‫خیلی‌خب پس

381
00:21:10,000 --> 00:21:12,875
‫ظاهراً مجبوری باهام بیای

382
00:21:12,875 --> 00:21:18,125
‫بپر بالا و سفت بشین
‫چون قراره هوش از سرت بپَره

383
00:21:18,125 --> 00:21:19,875
‫دوباره چشم‌هات رو بستی؟

384
00:21:19,875 --> 00:21:21,625
‫- سکوت اختیار می‌کنم
‫- واقعاً؟

385
00:21:21,625 --> 00:21:25,541
‫می‌دونی الان چند نفر
‫از خداشون بود که جای تو باشن؟

386
00:21:25,541 --> 00:21:27,041
‫- هیچکس؟
‫- خیلی‌ها!

387
00:21:27,041 --> 00:21:28,875
‫جواب سوالم خیلی‌هاست!

388
00:21:28,875 --> 00:21:31,250
‫چون من خفن‌ترین موجود دنیام!

389
00:21:31,250 --> 00:21:34,041
‫وقتی لنگه‌ات تو دنیا نباشه
و یه‌دونه و دردونه باشی

390
00:21:34,041 --> 00:21:37,000
‫می‌شی خفن‌ترین موجود دنیا

391
00:21:41,666 --> 00:21:44,750
‫صبح بخیر به همه

392
00:21:50,250 --> 00:21:52,375
‫درست سر وقت و خیلی کاردرست

393
00:22:00,625 --> 00:22:02,750
‫دمای هوا تا ۷۵ درجه و آفتابی خواهد بود

394
00:22:02,750 --> 00:22:06,000
‫رطوبت پایینه و نسیم ملایمی
‫از سمت غرب می‌وزه

395
00:22:07,750 --> 00:22:10,791
‫خیلی می‌ده حال، حال، حال
‫تو این هوای باحال

396
00:22:10,791 --> 00:22:13,166
‫ولی آخه، کِی شده که نده حال؟

397
00:22:23,375 --> 00:22:24,875
‫خدایا، عاشق کارمم

398
00:22:40,000 --> 00:22:44,125
‫خیلی‌خب، یکمی پرت شدنت
‫و تقریبا تجربۀ نزدیک به مرگت

399
00:22:44,125 --> 00:22:46,750
‫باعث شد
‫شروع خوبی با همدیگه نداشته باشیم

400
00:22:46,750 --> 00:22:49,750
‫ولی می‌تونیم با همدیگه حلش کنیم
‫چون کارهای زیادی واسه انجام دادن داریم، بچه‌جون

401
00:22:49,750 --> 00:22:52,625
‫به نوعی می‌شه گفت،
‫شغل من یکی از واجباته

402
00:22:52,625 --> 00:22:55,625
‫هر شب سروکله‌م پیدا می‌شه
‫و پخشش می‌کنم

403
00:22:55,625 --> 00:22:57,875
‫- چی رو پخش می‌کنی؟
‫- تاریکی

404
00:22:57,875 --> 00:23:00,125
‫و احتمالاً هم که خیلی مهم باشه

405
00:23:00,125 --> 00:23:01,416
‫چون بدون تاریکی،

406
00:23:01,416 --> 00:23:03,375
‫بقیه نمی‌تونن به کارهاشون برسن

407
00:23:03,375 --> 00:23:05,000
‫منظورت از بقیه چیه؟

408
00:23:05,541 --> 00:23:07,375
‫منظورم بقیۀ مخلوقاتِ شبه

409
00:23:07,375 --> 00:23:09,041
‫صبر کن ببینم، بازم هستن؟

410
00:23:11,583 --> 00:23:12,708
‫عالیه

411
00:23:12,708 --> 00:23:14,875
‫وایسا، وایسا
‫چرا داریم می‌ریم اینجا؟

412
00:23:14,875 --> 00:23:16,583
‫خب، وقت استراحته بچه‌جون!

413
00:23:16,583 --> 00:23:19,458
‫من و بقیۀ مخلوقات شب
‫توی هر منطقۀ زمانی جدید استراحت می‌کنیم

414
00:23:19,458 --> 00:23:21,875
‫بچه‌های باحالی هستیم،
‫ازمون خوشت میاد

415
00:23:21,875 --> 00:23:23,833
‫- سلام رفقا، چه خبر؟
‫- سلام، تاریکی!

416
00:23:23,833 --> 00:23:25,583
‫خوش برگشتی! ها؟

417
00:23:25,583 --> 00:23:27,583
‫امشب عالی بودید، رفقا

418
00:23:27,583 --> 00:23:30,500
‫- ورداشتی بچه رو آوردی؟
‫- تاریکی اون بچه رو آورد!

419
00:23:30,500 --> 00:23:32,083
‫خیلی بی‌مسئولیتی!

420
00:23:32,083 --> 00:23:33,208
‫باورم نمی‌شه!

421
00:23:33,208 --> 00:23:34,333
‫زده به سَرت؟

422
00:23:34,333 --> 00:23:36,625
‫خب، اصلاً دلگرم‌کننده نیست

423
00:23:36,625 --> 00:23:38,000
‫بسپُرش به من

424
00:23:38,000 --> 00:23:41,833
‫اوراین، بقیۀ مخلوقات شب رو بهت معرفی می‌کنم

425
00:23:41,833 --> 00:23:46,583
‫معرفی می‌کنم: «خواب»، «سکوت»،
‫«بی‌خوابی»، «سروصداهای مرموز»،

426
00:23:46,583 --> 00:23:49,750
‫و البته، خلاق‌ترین و شاعرانه‌ترین مخلوق شب،

427
00:23:49,750 --> 00:23:52,333
‫«خواب خوش»

428
00:23:52,333 --> 00:23:54,208
‫«جیغ‌جیغو» رو آوردی؟

429
00:23:54,208 --> 00:23:56,208
‫همون بچه‌ای که از همه‌چیز می‌ترسه!

430
00:23:56,208 --> 00:23:59,708
‫آخرین تلاشت برای متقاعد کردن دنیاست
‫که قبول کنن اونقدرهام موجود پلیدی نیستی؟

431
00:23:59,708 --> 00:24:01,708
‫- آم...
‫- کمک به این و اون

432
00:24:01,708 --> 00:24:03,458
‫واسه تقویت عزت‌نفسِ ضعیفِ تو

433
00:24:03,458 --> 00:24:05,500
‫توی شرح وظایف ما نیست!

434
00:24:05,500 --> 00:24:07,625
‫وای، خیلی قلبم آتش گرفت

435
00:24:07,625 --> 00:24:10,250
‫اصلاً به این فکر کردی
‫که چه اتفاقاتی ممکن بود، بیفته؟

436
00:24:10,250 --> 00:24:12,333
‫اگه وحشت کنه و سرعتت کم بشه، چی؟

437
00:24:12,333 --> 00:24:15,375
‫اونوقت می‌دونی که بهت می‌رسه
‫و تو رو از صحنۀ روزگار محو می‌کنه؟

438
00:24:15,375 --> 00:24:17,708
‫و دیگه مفهومی به اسم تاریکی وجود نخواهد داشت؟

439
00:24:17,708 --> 00:24:22,125
‫اینجوری تار و پود این کیهان تغییر می‌کنه
‫و دیگه راه برگشتی وجود نخواهد داشت

440
00:24:22,125 --> 00:24:25,083
‫- مگه همچین چیزی ممکنه؟
‫- خیلی بعیده

441
00:24:25,083 --> 00:24:28,208
‫خیلی‌خب، دست از مزخرف گفتن بردارید

442
00:24:28,208 --> 00:24:32,875
‫شرمنده گل‌پسر، ولی تاریکی
‫با آوردنت همراه خودش بزرگترین اشتباه رو کرده

443
00:24:32,875 --> 00:24:36,583
‫خودت باید تنهایی مسیر برگشت به خونه رو پیدا کنی. خب؟

444
00:24:36,583 --> 00:24:39,250
‫حالا، بجنبید بچه‌ها
‫وقت استراحت تمومه!

445
00:24:39,250 --> 00:24:41,583
‫ما کار و زندگی داریم

446
00:24:47,500 --> 00:24:48,458
‫صبر کنید!

447
00:24:48,458 --> 00:24:50,375
‫یه شب می‌تونه
‫همه‌چیز رو از این رو به اون رو بکنه!

448
00:24:51,625 --> 00:24:53,458
‫۲۴‏ ساعت با این بچه وقت دارم

449
00:24:53,458 --> 00:24:57,083
‫کمکـش می‌کنیم با ترسش از شب
‫و جیغ‌وفریادهای شبونه‌ش کنار بیاد،

450
00:24:57,083 --> 00:24:59,958
‫و همۀ تداخلات شغلیِ شما هم
‫برطرف می‌شه

451
00:25:02,333 --> 00:25:04,583
‫خیلی‌خب، باشه

452
00:25:04,583 --> 00:25:07,250
‫نبینم تو دست و پای من بیفته

453
00:25:07,833 --> 00:25:11,583
‫چشم، نگران نباشید
‫اصلاً تو دست و پات نمیفته

454
00:25:37,875 --> 00:25:40,458
‫- جدی گفتی؟
‫- چیو؟

455
00:25:40,458 --> 00:25:43,875
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی یه شبه،
‫همۀ ترس‌هام رو برطرف کنی؟

456
00:25:45,208 --> 00:25:47,583
‫یه شب پتانسیل بالایی داره

457
00:25:47,583 --> 00:25:50,708
‫- هی، اون نور چیه؟
‫- نور؟ کدوم نور؟ من که نوری نمی‌بینم

458
00:25:50,708 --> 00:25:53,208
‫همونی که پشتته
‫و سعی داری ازم مخفیش کنی

459
00:25:53,208 --> 00:25:54,833
‫من؟ چی رو مخفی می‌کنم؟

460
00:25:54,833 --> 00:25:56,333
‫داری هذیون می‌گی

461
00:26:05,333 --> 00:26:07,625
‫خیلی نزدیک نشو
‫فکر نکنم از من خوششون بیاد

462
00:26:07,625 --> 00:26:10,458
‫چی؟ چرت و پرت نگو
‫خیلی دوست‌داشتنی هستی

463
00:26:10,458 --> 00:26:13,708
‫بهم گفتن دشمن درجه یکِ شبم
‫و اینکه گند زدم به کار و بارشون

464
00:26:13,708 --> 00:26:16,833
‫آره خب، واقعاً هم توی برخورد اول
‫منطقی عمل نکردن

465
00:26:16,833 --> 00:26:19,083
‫ولی وایسا تا ببینی کارشون چطوریه

466
00:26:19,083 --> 00:26:22,958
‫خیلی الهام‌بخشـه
‫و اصلاً ترسناک نیست

467
00:26:22,958 --> 00:26:26,250
‫خب، خواب وظیفه‌اش اینه
‫که مطمئن بشه

468
00:26:26,250 --> 00:26:28,708
‫همۀ موجودات دنیا شب‌ها خوابیدن

469
00:26:28,708 --> 00:26:30,958
‫رفته اونجا تا همه رو بخوابونه؟

470
00:26:30,958 --> 00:26:34,583
‫آره دیگه!
‫باید از نزدیک ببینی، واقعا شگفت‌انگیزه

471
00:26:39,958 --> 00:26:42,208
‫- چی؟
‫- وای، نگران نباش. کارش حرف نداره،

472
00:26:42,208 --> 00:26:43,500
‫و بالشتش هم جادوییه

473
00:26:51,833 --> 00:26:53,250
‫

474
00:26:53,250 --> 00:26:55,208
‫

475
00:26:55,208 --> 00:26:56,708
‫

476
00:26:56,708 --> 00:26:57,625
‫وای، خدای من

477
00:26:57,625 --> 00:26:59,875
‫لطفاً بگو کلروفرمش جادوییـه

478
00:26:59,875 --> 00:27:02,958
‫آره... جادوییه

479
00:27:02,958 --> 00:27:07,208
‫

480
00:27:11,083 --> 00:27:14,083
‫وای، چقدر ملوسی شما. مگه نه؟

481
00:27:17,208 --> 00:27:19,083
‫وایسا! نه!

482
00:27:19,083 --> 00:27:20,125
‫وایسا!

483
00:27:21,458 --> 00:27:22,833
‫تاریکی!

484
00:27:22,833 --> 00:27:25,333
‫اجازه می‌دید کارم رو بکنم؟
‫نمی‌تونم جلوی این وراج

485
00:27:25,333 --> 00:27:26,958
‫کارم رو از پیش ببرم!

486
00:27:26,958 --> 00:27:28,750
‫کارهای درستی انجام نمی‌دی!

487
00:27:28,750 --> 00:27:31,958
‫ملت رو با بالشت خفه می‌کنی؟
‫کلروفرم؟ چکش؟

488
00:27:31,958 --> 00:27:34,458
‫دیگه غیربهداشتیت به کنار

489
00:27:34,458 --> 00:27:37,458
‫گوش بده بچه‌جون، من یه عمره
‫دارم این کار رو انجام می‌دم

490
00:27:37,458 --> 00:27:39,958
‫خودم کارم رو بلدم، بچه

491
00:27:39,958 --> 00:27:41,500
‫و خودمم خیلی تمیزم!

492
00:27:41,500 --> 00:27:44,500
‫آم، مرسی که اجازه دادی
‫طرز کارت رو ببینیم!

493
00:27:45,708 --> 00:27:48,208
‫فکر نکنم دیگه اصلاً خوابم ببره

494
00:27:48,208 --> 00:27:49,583
‫آم، درسته

495
00:27:49,583 --> 00:27:54,250
‫خب، اگه تو دستۀ شب‌زنده‌دارهایی،
‫پس بریم سراغ مخلوقی که راست کارته

496
00:27:56,458 --> 00:27:59,833
‫بی‌خوابی بهترین مقلدیه که تا حالا دیدم

497
00:27:59,833 --> 00:28:02,583
‫صداش رو شبیه به فردی که خوابه می‌کنه،

498
00:28:02,583 --> 00:28:05,833
‫و نگرانی‌هاشون رو
‫در گوششون زمزمه می‌کنه

499
00:28:05,833 --> 00:28:07,708
‫چرا باید همچین شغلی وجود داشته باشه؟

500
00:28:07,708 --> 00:28:10,833
‫اوه، خیلی راحت رفیق پیدا می‌کنی‌ها، مگه نه؟

501
00:28:10,833 --> 00:28:13,833
‫- نه راستش
‫- آها، منطقی شد

502
00:28:13,833 --> 00:28:14,958
‫حالا، تماشا کن

503
00:28:14,958 --> 00:28:16,333
‫و یاد بگیر

504
00:28:18,958 --> 00:28:21,083
‫مدل بی‌خوابی همینـه

505
00:28:22,208 --> 00:28:25,375
‫چرا همچین حرفی به میشل زدم؟
‫حتماً فکر می‌کنه احمقــم

506
00:28:28,083 --> 00:28:29,958
‫خب، شک ندارم که اخراج می‌شم

507
00:28:29,958 --> 00:28:31,083
‫ها؟

508
00:28:33,333 --> 00:28:35,833
‫عمراً بتونم به موقع کارم رو تموم کنم!

509
00:28:35,833 --> 00:28:37,958
‫مثل یه بچه خوابیده

510
00:28:37,958 --> 00:28:40,708
‫واسه این یکی باید از یه چیز قوی استفاده کنم

511
00:28:40,958 --> 00:28:42,583
[حرف‌های احمقانۀ کلاس چهارمم]

512
00:28:43,375 --> 00:28:45,708
‫کی می‌دونه پایتخت دلاور کجاست؟

513
00:28:45,708 --> 00:28:47,750
‫دلاور کجاست دیگه؟

514
00:28:49,083 --> 00:28:53,583
‫- کی می‌دونه پایتخت دلاور کجاست؟
‫- دلاور کجاست دیگه؟

515
00:28:53,583 --> 00:28:55,958
‫همۀ بی‌خوابی‌هام گردنِ اینه؟

516
00:28:55,958 --> 00:28:56,875
‫عجب بی‌شعوری...

517
00:28:56,875 --> 00:28:59,583
‫هی، وایسا، وایسا
‫فکر کردی این کارها تقصیر منه؟

518
00:28:59,583 --> 00:29:04,333
‫نخیر، خوشگل. من فقط حکم یه بلندگو
‫رو واسه افکار گوشۀ ذهنت دارم.

519
00:29:04,333 --> 00:29:07,333
‫نبینم با این بچه افتادید دنبالِ من، تاریکی
‫فهمیدی؟

520
00:29:07,333 --> 00:29:09,375
‫خیلی پیش‌داوری می‌کنه

521
00:29:10,875 --> 00:29:13,458
‫من پیش‌داوری نکردم... کردم؟

522
00:29:14,333 --> 00:29:16,708
‫خب دیگه بریم

523
00:29:20,083 --> 00:29:25,250
‫البته اگه «سکوت» نبود،
‫هیچ‌کدوم از ما نمی‌تونست کارش رو درست انجام بده

524
00:29:56,250 --> 00:29:58,333
‫وای! خیلی ساکته!

525
00:29:58,333 --> 00:30:01,458
‫- ساکته... ساکته... ساکته...
‫- خفه‌ش کن بابا!

526
00:30:06,125 --> 00:30:09,083
‫بهت گفتیم که این بچه کار دستمون می‌ده
‫و راست هم گفتیم!

527
00:30:09,083 --> 00:30:10,958
‫- آها
‫- پرستار بچه که نیستم

528
00:30:10,958 --> 00:30:13,333
‫شغلـم تمرکز کامل می‌طلبه،

529
00:30:13,333 --> 00:30:15,833
‫و نمی‌تونم اجازه بدم این بچه
‫سر راهم سبز بشه و خرابکاری بکنه!

530
00:30:15,833 --> 00:30:17,833
‫حالام بردار ببرش از اینجا
‫تا بتونم کارم رو بکنم...

531
00:30:17,833 --> 00:30:19,333
‫و تمرکزم رو حفظ کنم!

532
00:30:19,333 --> 00:30:20,333
‫خیلی‌خب، فهمیدم

533
00:30:21,333 --> 00:30:22,333
‫چی گفت؟

534
00:30:22,333 --> 00:30:24,208
‫درمورد من بود؟

535
00:30:24,875 --> 00:30:27,208
‫بهت دروغ نمی‌گم

536
00:30:27,958 --> 00:30:30,833
‫هیچوقت نفهمیدم چی می‌گه
‫ولی از ظاهرش معلوم بود که کُفری شده

537
00:30:32,083 --> 00:30:33,458
‫اوه!
‫سروصداهای مرموز

538
00:30:33,458 --> 00:30:35,000
‫بیا، از این طرف بریم

539
00:30:37,208 --> 00:30:38,625
‫سلام، سلام، چه خبر؟

540
00:30:38,625 --> 00:30:43,250
‫به نظرم این لحظه
‫یه صدای قِرچ‌قروچ می‌طلبه،

541
00:30:43,250 --> 00:30:46,458
‫با یه ته صدای خراشیدن

542
00:30:48,000 --> 00:30:51,208
‫صدای چی بود؟
‫مامان، بابایی! صدا میاد!

543
00:30:51,208 --> 00:30:55,333
‫آها، ایول. تاثیرگذار بودم.

544
00:30:55,333 --> 00:30:56,625
‫خیلی کار بدیه!

545
00:30:56,625 --> 00:30:59,458
‫- هی! چیزی نیست، کوچولو! واقعی نیسـ...
‫- نمی‌تو...

546
00:31:00,583 --> 00:31:03,250
‫داری تعادل طبیعت رو خدشه‌دار می‌کنی

547
00:31:03,250 --> 00:31:04,708
‫شاید درکش برای تو سخت باشه،

548
00:31:04,708 --> 00:31:06,833
‫ولی کار ما خیلی حائز اهمیتـه!

549
00:31:06,833 --> 00:31:08,458
‫در دفاع از این بچه باید بگم،

550
00:31:08,458 --> 00:31:12,875
‫بخش بزرگی از شغلتون
‫همین ترسوندن و مورمور کردن بچه‌ها به حساب میاد

551
00:31:12,875 --> 00:31:16,208
‫دلیلی نمی‌بینم که
‫خودم رو برای شما دو نفر توضیح بدم

552
00:31:16,208 --> 00:31:17,125
‫حقیقتاً

553
00:31:17,125 --> 00:31:19,250
‫تا جایی که همه می‌دونیم،
‫حضور ایشون تهدید بزرگی

554
00:31:19,250 --> 00:31:22,125
‫برای نابودی تار و پود کل کیهانـه!

555
00:31:23,333 --> 00:31:27,583
‫به حرف‌هاش گوش نکن
‫زبون تندی داره

556
00:31:27,583 --> 00:31:30,333
‫و راستی، بهترین گزینه رو گذاشتم آخر

557
00:31:30,333 --> 00:31:33,083
‫آماده باش و محکم بچسب بهم!

558
00:31:36,500 --> 00:31:38,750
‫آها، اینجاست

559
00:31:38,750 --> 00:31:40,458
‫منظورت این رنگ‌هاست؟

560
00:31:40,458 --> 00:31:42,875
‫آره، خواب‌خوش داره کارش رو می‌کنه

561
00:31:42,875 --> 00:31:46,333
‫اگه تماشای کارش باعث نمی‌شه
‫که قدردان زیبایی شب باشی،

562
00:31:46,333 --> 00:31:49,333
‫- پس دیگه امیدی بهت نیست
‫- چی کارش رو ببینم؟

563
00:32:03,583 --> 00:32:07,375
‫هی! هیس! آروم‌تر
‫داره جادو می‌کنه

564
00:32:07,375 --> 00:32:12,625
‫بسیارخب، امشب توی ناخودآگاهت چه‌خبره، آیرین؟

565
00:32:12,625 --> 00:32:17,083
‫خیلی‌خب. بخاطر شغلت کلی استرس داری

566
00:32:17,083 --> 00:32:19,125
‫فردا یه ارائۀ بزرگ داری

567
00:32:19,125 --> 00:32:22,458
‫مطمئن نیستی که آماده‌ای یا نه، آیرین

568
00:32:22,458 --> 00:32:25,000
‫واقعاً دلت می‌خواد
‫که رئیست رو تحت‌تاثیر بذاری

569
00:32:25,000 --> 00:32:28,708
‫آها، دخترت هم یه گربۀ تنها رو پیدا کرده
‫و می‌خواد که بزرگش کنه

570
00:32:28,708 --> 00:32:31,083
‫می‌شه مال ما باشه، مامانی؟

571
00:32:31,083 --> 00:32:33,625
‫امشب خبرهای خوبی داریم

572
00:32:33,625 --> 00:32:36,333
‫حالا، بیا به همه‌شون رسیدگی کنیم

573
00:32:38,000 --> 00:32:40,250
‫با اعتماد به نفس کامل،
‫مشغول سخنرانی هستی

574
00:32:40,250 --> 00:32:43,708
‫در صورت امکان استفادۀ مجدد
‫از پیچ‌های دستگاه چله‌کشی،

575
00:32:43,708 --> 00:32:47,250
‫می‌تونیم تا ۳۰ درصد
‫هزینه‌ها رو کاهش بدیم

576
00:32:49,000 --> 00:32:51,458
‫همه عاشق سخنرانیت شدن

577
00:32:55,333 --> 00:32:58,500
‫آیرین! آیرین!

578
00:33:03,500 --> 00:33:06,125
‫فکر کنم ترکوندی، آیرین

579
00:33:07,750 --> 00:33:10,708
‫کارمند نمونۀ دنیا؟

580
00:33:10,708 --> 00:33:11,958
‫مامانی!

581
00:33:13,750 --> 00:33:15,875
‫تو بهترین مامان دنیایی!

582
00:33:16,458 --> 00:33:18,625
‫عجب سخنرانیِ محشری بود، آیرین

583
00:33:19,958 --> 00:33:22,125
‫مطمئنم که قراره ارتقای شغلی پیدا کنی

584
00:33:22,125 --> 00:33:24,458
‫وای مامان، می‌شه لطفاً نگه‌ش داریم؟

585
00:33:25,375 --> 00:33:27,208
‫بله، معلومه که می‌شه!

586
00:33:27,208 --> 00:33:28,125
‫یوهو!

587
00:33:28,125 --> 00:33:29,750
‫دوستت داریم، آیرین!

588
00:33:29,750 --> 00:33:33,583
‫حیرت‌انگیزه، واقعاً حیرت‌انگیزه
‫خوشت اومد دیگه، نه؟

589
00:33:34,250 --> 00:33:36,000
‫آره، کارش حرف نداره

590
00:33:36,000 --> 00:33:37,083
‫بهت که گفتم

591
00:33:37,083 --> 00:33:41,083
‫می‌دونی، یادمه منم یه شب خواب دیدم
‫که توی کلاس دارم کنفرانس می‌دم

592
00:33:41,083 --> 00:33:43,083
‫ولی به‌جای اینکه تشویقم کنن،
‫همه داشتن مسخره‌م می‌کردن

593
00:33:43,083 --> 00:33:47,083
‫و عجیب‌ترین جای خوابم این بود
‫که توی دندون‌پزشکی بودیم

594
00:33:48,875 --> 00:33:51,125
‫- آم...
‫- چی... ها؟

595
00:33:51,125 --> 00:33:54,000
‫چی چی... من که همچین چیزی تجسم نکردم

596
00:33:54,000 --> 00:33:57,083
‫- اتفاقیه دیگه، آره؟
‫- قطعاً آره. حتماً همینطوره.

597
00:33:57,083 --> 00:33:59,500
‫درسته. چون اگه اینطوری نباشه،
‫و منم همینطوری یه چیزی الکی بگم،

598
00:33:59,500 --> 00:34:01,583
‫مثلا، چمی‌دونم، «خیار شیطانی»...

599
00:34:01,583 --> 00:34:02,833
‫چـ...

600
00:34:03,375 --> 00:34:06,625
‫سلام علیکم، آیرین
‫وقتِ چکاپ سالانه‌ست!

601
00:34:09,875 --> 00:34:11,958
‫آم...

602
00:34:11,958 --> 00:34:14,250
چه کوفتی شده؟

603
00:34:14,250 --> 00:34:16,250
‫تاریکی؟

604
00:34:16,250 --> 00:34:17,583
‫نه! از حد خودت فراتر رفتی!

605
00:34:17,583 --> 00:34:20,083
‫قول دادی زیر دست و پای من نیاد!

606
00:34:20,083 --> 00:34:21,833
‫ببین، من باید یه جوری واسش الهام‌بخش باشم،

607
00:34:21,833 --> 00:34:23,708
‫و بین مخلوقات شب،
‫فقط کار توئه که از همه

608
00:34:23,708 --> 00:34:26,625
‫- الهام‌بخش‌تره
‫- بابت اون خیار شرمنده

609
00:34:26,625 --> 00:34:28,583
خب ‫معمولاً

610
00:34:29,833 --> 00:34:33,083
‫بس کن! هیچی از دهنت درنیاد

611
00:34:33,083 --> 00:34:36,125
خلق یک خواب، هنری پُرظرافت می‌طلبه

612
00:34:36,125 --> 00:34:37,708
‫یعنی هرچیزی به زبون بیاری،

613
00:34:37,708 --> 00:34:41,500
‫یا حتی بهش فکر کنی
‫ممکنه روی خواب تاثیر بذاره

614
00:34:41,500 --> 00:34:44,458
‫- فهمیدی؟
‫- هرچیزی که به ذهنم برسه؟

615
00:34:45,875 --> 00:34:47,625
‫یه فکر ترسناک به ذهنت رسید، نه؟

616
00:34:47,625 --> 00:34:50,083
‫چی؟ چه فکری کردی؟

617
00:34:50,083 --> 00:34:51,708
‫یکی از بچه‌های مدرسه‌مون

618
00:34:53,333 --> 00:34:55,208
‫آم...

619
00:34:55,958 --> 00:34:57,125
‫کی؟

620
00:34:59,208 --> 00:35:01,125
‫ریچی پنیچی

621
00:35:02,625 --> 00:35:04,083
‫فرار کنید!

622
00:35:13,625 --> 00:35:16,208
‫«توفیق» شدی

623
00:35:16,208 --> 00:35:19,333
‫توقیفـه، نه توفیق

624
00:35:19,333 --> 00:35:25,583
‫اوراین دماغو! اوراین دماغو!

625
00:35:30,000 --> 00:35:33,250
‫آماده‌ای یه درس حسابی بهت بدم، اوراین؟

626
00:35:34,625 --> 00:35:37,458
‫می‌گم چیزیش که نمی‌شه، می‌شه؟

627
00:35:37,458 --> 00:35:40,208
‫نه، امکان نداره
‫توی خواب آسیب ببینی

628
00:35:40,208 --> 00:35:43,083
‫- خب، خیالـم راحت شد
‫- مگر اینکه بمیری

629
00:35:43,083 --> 00:35:45,375
‫- بعد توی زندگی واقعی هم می‌میری
‫- صبر کن ببینم، چی؟

630
00:35:45,375 --> 00:35:47,250
‫فرار کن بچه

631
00:35:47,250 --> 00:35:49,208
‫وگرنه اوضاع خیلی قاراشمیش می‌شه!

632
00:35:49,208 --> 00:35:50,958
‫کاملاً در جریانـم!

633
00:35:50,958 --> 00:35:52,583
‫آ... ها؟

634
00:35:53,875 --> 00:35:57,458
‫بجنب، اوراین!
‫به یه راه در رو فکر کن!

635
00:35:57,458 --> 00:35:59,250
‫بجنب! فکر کن، فکر کن، فکـــر!

636
00:35:59,250 --> 00:36:01,333
‫صبر کن! صفحۀ ۱۴ دفتر نقاشیـم

637
00:36:01,333 --> 00:36:03,958
‫سیفون بکشم
‫و کل مدرسه رو آب ببره

638
00:36:05,708 --> 00:36:06,583
‫ها؟

639
00:36:25,583 --> 00:36:26,875
‫نه!

640
00:36:30,083 --> 00:36:31,208
‫بچه!

641
00:36:37,625 --> 00:36:39,208
‫صبر کن، اوراین!

642
00:36:50,083 --> 00:36:52,583
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

643
00:36:52,583 --> 00:36:56,458
‫وای بچه، تو یا زیادی آشفته‌ای
‫یا که زیادی خلّاقی

644
00:36:56,458 --> 00:36:58,625
‫زیادی خوش‌شانسی

645
00:36:59,583 --> 00:37:01,708
‫ممکن بود فاجعه رخ بده

646
00:37:07,583 --> 00:37:09,958
‫ولی کاملاً هم فاجعه نبود
‫می‌دونی چرا؟

647
00:37:09,958 --> 00:37:14,458
‫بخاطر اینکه توی چشم‌های ترست نگاه کردی
‫و حقش رو گذاشتی کف دستش!

648
00:37:15,458 --> 00:37:17,083
‫خیلی‌خب، بیا دوباره امتحان کنیم

649
00:37:17,083 --> 00:37:20,458
‫بذار بگم چیکار کنی،
‫باید دستت رو اینطوری کنی و با هم...

650
00:37:20,458 --> 00:37:24,250
‫توهم زدم یا واقعاً من از تو بیشتر مُشتاقـم؟

651
00:37:24,833 --> 00:37:27,333
‫نتونستم به چیزی غلبه کنم

652
00:37:27,333 --> 00:37:30,333
‫خودم اونجا بودم، بچه‌جون
‫با چشم‌های خودم دیدم

653
00:37:30,333 --> 00:37:33,708
‫اون نسخۀ ترسیدۀ من بود
‫که سعی داشت خودش رو از مهلکه نجات بده

654
00:37:33,708 --> 00:37:35,000
حالا که بهش اشاره کردی

655
00:37:35,000 --> 00:37:38,208
آره یه جور حال‌وهوای درماندگی فانی‌ها رو داشت

656
00:37:38,208 --> 00:37:40,500
ولی این چیزی از اثرش کم نمی‌کنه

657
00:37:40,500 --> 00:37:42,583
تاریکی، تو به حرفام گوش نمیدی

658
00:37:42,583 --> 00:37:45,750
من به ترس‌هام غلبه نکردم
من به اندازۀ همیشه ترسیده‌ام

659
00:37:45,750 --> 00:37:49,208
می‌دونم که اشتباه می‌کنی و می‌تونم ثابتش کنم

660
00:37:49,208 --> 00:37:52,458
من که شک دارم -
اوه، آره، باهوش خان؟ -

661
00:37:52,458 --> 00:37:54,875
این یکی رو امتحان کن

662
00:37:54,875 --> 00:37:57,708
تو دیگه از من نمی‌ترسی

663
00:38:00,458 --> 00:38:02,125
مگه نه؟

664
00:38:02,708 --> 00:38:06,208
من ازت نمی‌ترسم

665
00:38:06,208 --> 00:38:07,583
دیدی؟

666
00:38:07,583 --> 00:38:09,458
منم همینو میگم

667
00:38:15,833 --> 00:38:19,458
می‌دونم، دخترم عاشق این میشه که ما با هم دوست شدیم

668
00:38:19,458 --> 00:38:21,500
می‌دونستم که با من جور میشی

669
00:38:21,500 --> 00:38:23,958
وایسا، تو برای اینکه یه دختر
داشته باشی خیلی جوون نیستی؟

670
00:38:23,958 --> 00:38:25,375
دختر آینده‌ام

671
00:38:25,375 --> 00:38:27,708
ای بچۀ پررو

672
00:38:27,708 --> 00:38:28,708
وایسا

673
00:38:28,708 --> 00:38:32,500
پس داری میگی وقتی بچه بودی می‌تونستی آینده رو ببینی؟

674
00:38:32,500 --> 00:38:36,000
فکر کنم، نمی‌دونم
من فقط دارم تعریف می‌کنم

675
00:38:36,000 --> 00:38:39,250
چیز بدیه؟ -
نه، نمی‌دونم -

676
00:38:39,250 --> 00:38:40,708
داستان عالیه

677
00:38:40,708 --> 00:38:42,958
خوشحالم که احساسات یه شخصیت رو نشون دادی

678
00:38:42,958 --> 00:38:45,958
اون بر می‌گرده یا اینکه فقط مهمون بود؟

679
00:38:45,958 --> 00:38:49,958
اه، احتمالاً
همونجور که گفتم، فقط دارم تعریف می‌کنم

680
00:38:49,958 --> 00:38:52,958
نمی‌دونم چجوری این چیزها رو از خودت در میاری

681
00:38:52,958 --> 00:38:55,375
خب، تو هم قطعاً می‌تونی یه داستان مثل این بسازی

682
00:38:55,375 --> 00:38:58,958
نه، نمی‌تونم
این... این خیلی زیادی نیست؟

683
00:38:58,958 --> 00:39:02,375
تو همین الآن هم با مخلوقات جادویی شب دور دنیا می‌گردی

684
00:39:02,375 --> 00:39:04,750
و حالا می‌تونی آینده رو هم پیش‌بینی کنی؟

685
00:39:04,750 --> 00:39:06,833
کاریه که فایده‌ای نداره؟

686
00:39:06,833 --> 00:39:08,458
نمی‌دونم این یعنی چی؟

687
00:39:08,458 --> 00:39:11,625
معناش همونی میشه که گفتی -
اوه، پس آره -

688
00:39:11,625 --> 00:39:13,958
هممم، نکتۀ خوبیه

689
00:39:13,958 --> 00:39:17,000
اون عنصر پیش‌بینی آینده رو حذف می‌کنم

690
00:39:17,000 --> 00:39:19,708
دیگه من به عنوان اوراین جوان چیزی رو پیش‌بینی نمی‌کنم

691
00:39:19,708 --> 00:39:23,458
...مطمئنی؟ یه جورایی باحال و بامزه بود، پس

692
00:39:23,458 --> 00:39:24,750
نه! حذفش کردم

693
00:39:24,750 --> 00:39:25,708
باشه

694
00:39:25,708 --> 00:39:27,708
هممم، من یادم رفته کجا بودیم

695
00:39:27,708 --> 00:39:29,833
تو بازم تو شب داشتی با تاریکی پرواز می‌کردی

696
00:39:29,833 --> 00:39:33,375
درسته، خب من و تاریکی بازم تو شب داشتیم پرواز می‌کردیم

697
00:39:33,375 --> 00:39:35,958
اما این بار متفاوت بود

698
00:39:36,750 --> 00:39:38,000
♪ آره، آره، آره، آره ♪

699
00:39:39,458 --> 00:39:41,458
حق با توئه، واقعاً می‌تونی تموم

700
00:39:41,458 --> 00:39:43,333
چروک‌های روی صورت بازیگر رو ببینی

701
00:39:43,333 --> 00:39:45,875
مثل حلقه‌های درخت

702
00:39:52,125 --> 00:39:54,458
♪ آره، آره، آره، آره
آره، آره، آره، آره ♪

703
00:40:01,000 --> 00:40:02,500
♪ آره، آره، آره، آره
آره، آره، آره، آره ♪

704
00:40:02,500 --> 00:40:04,583
♪ اگه بتونی دنیا رو منفجر کنی ♪

705
00:40:04,583 --> 00:40:06,875
♪ اونم خیلی سریع و با زدن یه دکمه ♪

706
00:40:06,875 --> 00:40:09,208
♪ انجام میدی اون کارو؟ ♪

707
00:40:09,208 --> 00:40:10,500
♪ آره، آره، آره، آره
آره، آره، آره، آره ♪

708
00:40:10,500 --> 00:40:13,125
فکر کنم شبیه یه کمربند به نظر میاد

709
00:40:13,125 --> 00:40:15,083
می‌دونی از نظر من چه شکلیه؟

710
00:40:15,083 --> 00:40:17,833
یه ربات که منتظر یه بغله

711
00:40:18,708 --> 00:40:20,583
♪ آره، آره، آره، آره
آره، آره، آره، آره ♪

712
00:40:20,583 --> 00:40:23,750
♪ و ما نمی‌تونیم خودمون رو بشناسیم ♪

713
00:40:25,083 --> 00:40:28,458
♪ یا اینکه واقعاً چکار می‌کنیم رو ♪

714
00:40:30,583 --> 00:40:32,708
♪ با تموم قدرتت ♪

715
00:40:32,708 --> 00:40:33,958
واو

716
00:40:35,125 --> 00:40:37,000
بوی گازه؟

717
00:40:37,000 --> 00:40:39,500
یادم بوده اجاق رو خاموش کنم؟

718
00:40:39,500 --> 00:40:42,125
هیچی کار نمی‌کنه

719
00:40:42,125 --> 00:40:45,333
اوکی، بزار ببینم، از کدوم نوار استفاده کنم؟
...کدوم نوار اینجا

720
00:40:45,333 --> 00:40:47,500
!سلام -
بهت چی گفتم بچه؟ -

721
00:40:47,500 --> 00:40:49,208
...چی میشه اگه زندگی یه تصادف کیهانی باشه

722
00:40:49,208 --> 00:40:51,500
چی! نه، نه، نه -
و وجود من معنایی نداشته باشه -

723
00:40:51,500 --> 00:40:54,375
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، نه، نه، نه -
مامان -

724
00:40:55,333 --> 00:40:56,958
بسه دیگه

725
00:40:56,958 --> 00:41:01,375
باید دوباره برم روان‌درمانی -
واو، بچه‌جون! خیلی عمیق رفتی -

726
00:41:06,458 --> 00:41:08,833
♪ با تموم قدرتت ♪

727
00:41:10,708 --> 00:41:12,583
♪ با تموم قدرتت ♪

728
00:41:15,208 --> 00:41:17,125
♪ با تموم قدرتت ♪

729
00:41:25,875 --> 00:41:27,208
اون چی بود؟

730
00:41:27,208 --> 00:41:28,625
عزیزم، فکر کنم صدایی شنیدم

731
00:41:30,333 --> 00:41:34,000
♪ آره، آره، آره، آره
آره، آره، آره، آره ♪

732
00:41:35,500 --> 00:41:38,833
♪ آره، آره، آره، آره
آره، آره، آره، آره ♪

733
00:41:52,750 --> 00:41:56,208
می‌دونی ساعتی چقدر برای تو میدم؟
یه بار هم صبر کن باشه؟

734
00:42:06,250 --> 00:42:08,958
♪ با تموم قدرتت ♪

735
00:42:10,750 --> 00:42:13,250
♪ با تموم قدرتت ♪

736
00:42:14,958 --> 00:42:18,083
♪ با تموم قدرتت ♪

737
00:42:19,958 --> 00:42:22,083
♪ با تموم قدرتت ♪

738
00:42:24,083 --> 00:42:26,750
♪ با تموم قدرتت ♪

739
00:42:28,583 --> 00:42:31,333
♪ با تموم قدرتت ♪

740
00:42:35,458 --> 00:42:38,000
!مامان! مامان

741
00:42:39,333 --> 00:42:41,458
اوه عزیزم، چی شده؟

742
00:42:41,458 --> 00:42:43,083
من ترسیدم

743
00:42:43,083 --> 00:42:45,750
خیلی از تاریکی بدم میاد

744
00:43:01,083 --> 00:43:02,333
همگی بیایید

745
00:43:02,333 --> 00:43:05,125
شنیدم اینجا چایی‌هاش عالیه

746
00:43:29,458 --> 00:43:32,583
هی، تاریکی، راستی ممنونم ازت

747
00:43:32,583 --> 00:43:34,208
برای چی؟

748
00:43:34,208 --> 00:43:36,333
می‌دونی، همۀ این چیزها

749
00:43:36,333 --> 00:43:39,875
اینکه نشونم دادی شب چیزی بیشتر از تاریکیه

750
00:43:40,708 --> 00:43:43,250
اه، حرفشم نزن

751
00:43:46,750 --> 00:43:47,833
اون بچه که اونجا بود

752
00:43:47,833 --> 00:43:49,750
بهش گوش نکن

753
00:43:49,750 --> 00:43:51,625
اون نمی‌دونه چی داره میگه

754
00:43:52,583 --> 00:43:54,958
شایدم بدونه -
نه نمی‌دونه -

755
00:43:54,958 --> 00:43:56,958
منم اونجوری بودم، یادته؟

756
00:43:57,750 --> 00:43:59,625
اون فقط ترسیده

757
00:44:00,125 --> 00:44:03,958
آره، منم می‌دونم ترسیدن چجوریه

758
00:44:04,625 --> 00:44:08,000
تو؟ تو از چی ممکنه بترسی آخه؟

759
00:44:08,000 --> 00:44:10,958
فکر کنم از این می‌ترسم که بقیه دربارۀ من درست بگن

760
00:44:10,958 --> 00:44:16,458
که من موجود خوبی نیستم و به
اندازه‌ای که بقیه میگن ترسناکم

761
00:44:17,958 --> 00:44:22,333
هی، تاریکی؟ یادته به من گفتی
که در واقع موجود خوبی هستی

762
00:44:22,333 --> 00:44:24,208
و منم حرفت رو باور نکردم؟

763
00:44:24,208 --> 00:44:25,833
آره

764
00:44:25,833 --> 00:44:27,750
من دارم حرفت رو باور می‌کنم

765
00:44:28,875 --> 00:44:31,083
اه، ممنون

766
00:44:31,083 --> 00:44:34,333
می‌دونی، تو واقعاً راه بلندی رو طی کردی

767
00:44:36,708 --> 00:44:39,083
اه، نمی‌دونم

768
00:44:40,208 --> 00:44:41,333
هممم

769
00:44:41,333 --> 00:44:43,500
بسه دیگه، برگردیم سر کار

770
00:44:43,500 --> 00:44:47,333
وقت رفتنه -
باشه، وقت خوابیدنه -

771
00:44:47,333 --> 00:44:51,083
بی‌خیال، این علامتمون بود، استراحت تمومه

772
00:45:01,708 --> 00:45:03,708
اوراین، اینو انداختی

773
00:45:05,083 --> 00:45:08,083
اوه، اه، ممنون، سکوت

774
00:45:08,083 --> 00:45:10,333
اه... حرفشم نزن

775
00:45:12,583 --> 00:45:15,750
باشه، بچه‌جون، آماده‌ای؟ بپر بالا

776
00:45:18,083 --> 00:45:20,458
حتماً شوخیت گرفته

777
00:45:20,458 --> 00:45:24,583
اون کیه؟ -
اون نوره ،دشمن خونی تاریکی -

778
00:45:24,583 --> 00:45:25,500
هاه

779
00:45:25,500 --> 00:45:28,625
به دلایلی ازش خوشم میاد
بهم حس امنیت میده

780
00:45:28,625 --> 00:45:30,875
انگار تو یه پتوی گرم پیچیده شدم

781
00:45:33,833 --> 00:45:36,208
می‌دونی، اگه ازین چیزا خوشت میاد

782
00:45:36,208 --> 00:45:39,625
اووه، منو ببینید، من خیلی روشنم

783
00:45:39,625 --> 00:45:41,333
منم یه حقه‌هایی بلدم

784
00:45:41,333 --> 00:45:44,708
ولی برخلاف بعضیا، دوست دارم
کمی رو هم به تخیل واگذار کنم

785
00:45:44,708 --> 00:45:46,958
به جایی اینکه پزش رو به بقیه بدم

786
00:45:46,958 --> 00:45:48,208
بی‌خیال، تاریکی

787
00:45:48,208 --> 00:45:50,500
همیشه باید اینکارو بکنیم؟

788
00:45:50,500 --> 00:45:52,833
کدوم کارو؟
نمی‌دونم منظورت چیه

789
00:45:52,833 --> 00:45:56,833
اه، برخوردت، دیر کردنت، ترس‌هات

790
00:45:56,833 --> 00:45:58,208
حالت چطور بچه‌جون؟

791
00:45:58,208 --> 00:45:59,750
!ام، سلام

792
00:45:59,750 --> 00:46:02,125
همیشه با تو همینجوری میشه رفیق

793
00:46:02,125 --> 00:46:03,958
من پیدام میشه، تو حس ناکافی بودن می‌کنی

794
00:46:03,958 --> 00:46:06,625
بعدش ترس‌هات رو به من فرافکنی می‌کنی

795
00:46:06,625 --> 00:46:09,083
هر روز، من نور و امید رو به دنیا میارم

796
00:46:09,083 --> 00:46:11,583
و تو دقیقاً برعکسش رو میاری

797
00:46:11,583 --> 00:46:13,375
اه... من... اینجوری نیستم

798
00:46:13,375 --> 00:46:15,708
بیشتر از این انجام میدم

799
00:46:15,708 --> 00:46:17,833
وایسا، واقعاً؟ مثلاً چی؟

800
00:46:18,708 --> 00:46:21,958
مثلاً خیلی چیزها
دوست دارم در موردشون بهت بگم

801
00:46:21,958 --> 00:46:23,958
ولی الآن واقعاً وقتش رو ندارم

802
00:46:23,958 --> 00:46:26,208
بالاخره یه چیزی گفتی که جفتمون باهاش موافقیم

803
00:46:26,208 --> 00:46:29,500
خب من تا سه ثانیۀ دیگه روشنایی روز رو به اینجا میارم

804
00:46:29,500 --> 00:46:33,625
خب، اگه هنوزم می‌خوای وجود داشته باشی
...من، اه، می‌دونی

805
00:46:33,625 --> 00:46:37,708
اوه، حالا هر چی
ما که داشتیم می‌رفتیم، عوضی

806
00:46:37,708 --> 00:46:40,458
من بهش نمیگم عوضی
اون خوب به نظر میاد

807
00:46:40,458 --> 00:46:42,958
اونقدرام خوب نیست، باور کن

808
00:46:44,333 --> 00:46:45,208
هی، پدر؟

809
00:46:45,208 --> 00:46:46,583
چی، برای خواب آماده‌ای؟

810
00:46:46,583 --> 00:46:48,250
راستش، نه

811
00:46:48,250 --> 00:46:51,458
خواستم بدونم میشه حین اینکه داستان رو تموم می‌کنی یه قدمی هم بزنیم

812
00:46:51,458 --> 00:46:52,500
اوه، واقعاً؟

813
00:46:52,500 --> 00:46:55,833
خب، می‌تونیم تو شب باشیم
مثل اوراین و تاریکی

814
00:46:55,833 --> 00:46:58,250
ام... آره، حتماً

815
00:46:58,250 --> 00:47:00,458
فکر کنم فردا مدرسه نداری

816
00:47:00,458 --> 00:47:02,458
آره، بریم

817
00:47:10,750 --> 00:47:12,958
ام، بی‌خیال، می‌تونیم از وسط پارک رد بشیم

818
00:47:13,875 --> 00:47:14,958
باشه

819
00:47:29,625 --> 00:47:30,750
می‌دونی چیه؟

820
00:47:30,750 --> 00:47:34,333
فکر کنم از اون یکی مسیر بیشتر خوشم میاد -
موافقم -

821
00:47:45,125 --> 00:47:46,833
میشه یه لحظه دستم رو ول کنی؟

822
00:47:46,833 --> 00:47:49,500
اوه، حتماً، متأسفم -
نه، اشکالی نداره -

823
00:47:49,500 --> 00:47:52,500
چندتا چیز به ذهنم رسید و خواستم قبل
از اینکه فراموش بشن یادداشتشون کنم

824
00:47:52,500 --> 00:47:53,875
اوه، خوبن؟

825
00:47:53,875 --> 00:47:58,208
خب، می‌دونی، دربارۀ اینه که
چقدر عجیبه نمی‌تونی ستاره‌ها رو ببینی

826
00:47:58,833 --> 00:48:01,833
آره، موافقم

827
00:48:03,333 --> 00:48:05,125
لازم نیست وانمود کنی، می‌دونی؟

828
00:48:06,125 --> 00:48:08,083
که تو هم می‌خواستی از این مسیر بیای

829
00:48:08,083 --> 00:48:09,333
من وانمود نمی‌کنم

830
00:48:09,333 --> 00:48:12,708
تو پارک تاریک بود، برای منم ترسناک بود

831
00:48:12,708 --> 00:48:15,083
ولی فکر می‌کردم از پسش براومدی

832
00:48:15,083 --> 00:48:16,958
حداقل تو داستان که اینجوری گفتی

833
00:48:16,958 --> 00:48:19,958
خب، داستان پیچیده‌ایه

834
00:48:20,500 --> 00:48:23,000
نمی‌تونستی پیچیده‌اش نکنی؟

835
00:48:23,000 --> 00:48:25,333
والدین عاشق داستان‌های ساده‌ای مثل اون هستن

836
00:48:25,333 --> 00:48:27,333
چون هر مشکلی که شخصیت داستان داشته باشه

837
00:48:27,333 --> 00:48:30,708
برطرف میشه، و اونها دیگه لازم نیست نگرانش باشن

838
00:48:30,708 --> 00:48:32,833
اوراین تاریکی رو می‌بینه
تاریکی خیلی بد نیست

839
00:48:32,833 --> 00:48:36,000
اوراین دیگه ازش نمی‌ترسه
و بعدش هم یه مهمونی رقص هست

840
00:48:36,000 --> 00:48:38,750
فکر می‌کنی باید یه مهمونی اضافه کنم؟

841
00:48:38,750 --> 00:48:43,333
فکر می‌کنم اگه هنوزم می‌ترسی
باید بزاری اوراین هم هنوز بترسه

842
00:48:43,333 --> 00:48:46,458
تنها داستان‌هایی که واقعاً مفیدن، اونایی هستن که واقعین

843
00:48:47,083 --> 00:48:49,458
نکتۀ خیلی خوبیه

844
00:48:49,458 --> 00:48:50,458
اینجوری فکر می‌کنی؟

845
00:48:50,458 --> 00:48:54,083
آره، و قطعاً باید از این ایده استفاده کنیم

846
00:49:23,208 --> 00:49:24,333
مشکل چیه؟

847
00:49:25,875 --> 00:49:27,083
تو مردی؟

848
00:49:27,083 --> 00:49:28,708
!بی‌خوابی -
چیه؟ -

849
00:49:28,708 --> 00:49:31,583
رفتن سراغ بدترین حالت ممکن کار منه

850
00:49:31,583 --> 00:49:32,708
نه، من حالم خوبه

851
00:49:32,708 --> 00:49:35,833
اون دیگه ازون گذشته، مگه نه؟ -
کاملاً -

852
00:49:35,833 --> 00:49:37,208
پوف

853
00:49:37,208 --> 00:49:40,083
خوبه، بسه دیگه، بریم سر کارمون

854
00:49:40,083 --> 00:49:42,083
باهات مسابقه میدم

855
00:49:46,583 --> 00:49:48,375
بیا

856
00:49:48,375 --> 00:49:51,708
اه، شماها برید
من از شماها فانی‌تر هستم

857
00:49:51,708 --> 00:49:53,708
و منطورم اینه، حتی شب روشنی هم نیست

858
00:49:53,708 --> 00:49:55,500
خطر در کمینه، نه ممنون

859
00:49:55,500 --> 00:49:57,250
از چی اینقدر می‌ترسی؟

860
00:49:57,250 --> 00:50:00,458
...هیچی، من
من خیلی از روز خوشم میاد

861
00:50:00,458 --> 00:50:03,833
مثلاً صداهارو
تا حالا صداهای روز رو شنیدی؟

862
00:50:03,833 --> 00:50:07,208
پرنده‌ها، بازی بچه‌ها، میان وعده -
عالی به نظر میاد -

863
00:50:07,208 --> 00:50:10,125
آره و تو اینها رو از دست میدی
توی روز

864
00:50:10,125 --> 00:50:12,708
یه حس ارتباط بین صدا و رنگ وجود داره

865
00:50:12,708 --> 00:50:15,708
همه چیز تو طول روز درخشانه
تقریباً توهم‌زاس

866
00:50:15,708 --> 00:50:17,833
قرمز، سبز، زرد، بنفش

867
00:50:17,833 --> 00:50:20,333
تو شب هم رنگ داریم

868
00:50:23,083 --> 00:50:25,708
اگه آتش وجود داشته باشه بهتر می‌تونی اونا رو ببینی

869
00:50:31,458 --> 00:50:32,458
هممم؟

870
00:50:33,500 --> 00:50:35,250
!آره، اون نوره

871
00:50:35,250 --> 00:50:37,875
اوه، واو! واقعاً؟ -
شگفت‌انگیزه -

872
00:50:37,875 --> 00:50:42,958
خیلی حس امنیت و گرمی رو به من میده -
می‌فهمم چرا باعث میشه کمتر بترسی -

873
00:50:42,958 --> 00:50:44,583
نمیگم بهش نیاز دارم

874
00:50:44,583 --> 00:50:47,375
میگم امکان نداره بتونی تصور کنی چقدر قشنگه

875
00:50:47,375 --> 00:50:49,583
اگر که اون رو تجربه نکرده باشی

876
00:50:49,583 --> 00:50:50,708
هان؟

877
00:50:50,708 --> 00:50:54,250
پس میگی مشکل از تاریکیه؟

878
00:50:54,250 --> 00:50:56,500
خب، یه جورایی آره

879
00:50:56,500 --> 00:50:59,875
و من دوستش دارم، ولی فکر کنم اینجا مشکل اونه، درسته؟

880
00:50:59,875 --> 00:51:02,458
منظورم رو اشتباه برداشت نکن
تاریکی واقعاً موجود خوبیه

881
00:51:02,458 --> 00:51:05,125
بهترینه
ولی تا وقتی که باهاش هستی

882
00:51:05,125 --> 00:51:08,958
...واقعاً نمی‌تونی از چیزهای محشری که نور

883
00:51:08,958 --> 00:51:09,875
چیه؟

884
00:51:10,625 --> 00:51:11,583
...اه

885
00:51:15,708 --> 00:51:17,208
...اه

886
00:51:24,333 --> 00:51:26,500
خب... وقت رفتنه

887
00:51:27,333 --> 00:51:30,583
مطمئنی نمی‌خوای منتظر بهترین دوست جدیدت بمونی؟

888
00:51:37,208 --> 00:51:41,750
هی، تاریکی، می‌دونی، من فکر می‌کنم تو بهترینی

889
00:51:41,750 --> 00:51:44,333
این رو از اون مکالمه‌ای

890
00:51:44,333 --> 00:51:47,458
که قبلاً تو خونۀ در دار داشتیم، برداشت نکردم -
نه، نه، فقط داشتم حرف می‌زدم -

891
00:51:47,458 --> 00:51:49,750
چون دربارۀ اینکه چقدر عاشق بستنی هستم حرف می‌زنم

892
00:51:49,750 --> 00:51:51,500
به معنای این نیست که سیب‌زمینی سرخ‌کرده دوست ندارم

893
00:51:51,500 --> 00:51:52,833
من کدومم؟ -
چی؟ -

894
00:51:52,833 --> 00:51:55,000
بستنی یا سیب‌زمینی سرخ‌کرده؟

895
00:51:55,000 --> 00:51:56,375
ام، سیب‌زمینی سرخ‌کرده؟

896
00:51:56,375 --> 00:51:58,083
و نور بستنیه؟

897
00:51:58,083 --> 00:52:00,208
!دقیقاً -
کدوم رو بیشتر دوست داری؟ -

898
00:52:01,833 --> 00:52:03,333
این واقعاً مهمه؟

899
00:52:03,875 --> 00:52:05,583
!دقیقاً

900
00:52:05,583 --> 00:52:08,583
فقط میگم امیدوارم شماها بتونید روشنایی روز رو تجربه کنید
تو هم همینطور

901
00:52:08,583 --> 00:52:10,250
یعنی داری میگی امیدواری همه بتونن

902
00:52:10,250 --> 00:52:12,458
نبودن من رو تجربه کنن

903
00:52:12,458 --> 00:52:14,250
!منظورم این نبود -
!عالیه -

904
00:52:14,250 --> 00:52:17,333
پس مشکلی نداری که حرفت رو جلوی بقیۀ تیم پس بگیری

905
00:52:17,333 --> 00:52:19,375
اونهم با یه بیان حساسی و دلگرم‌کننده

906
00:52:25,333 --> 00:52:26,333
!سلام

907
00:52:27,458 --> 00:52:28,375
زود باش

908
00:52:30,333 --> 00:52:32,083
متوجه شدم که

909
00:52:32,083 --> 00:52:34,333
برخی از نظراتم حین وقت استراحت قبلی

910
00:52:34,333 --> 00:52:37,333
برخلاف چیزی که منظورم بوده برداشت شده

911
00:52:37,333 --> 00:52:38,625
پس بزارید منظورم رو واضح بگم

912
00:52:38,625 --> 00:52:41,625
من عاشق شب و دوست عزیزم تاریکی هستم

913
00:52:42,708 --> 00:52:44,083
ممکنه بعضیاتون حس کنید

914
00:52:44,083 --> 00:52:46,708
تجارب دیگه‌ای که تو دنیا هست رو از دست دادید

915
00:52:46,708 --> 00:52:49,708
ولی من می‌خوام یه ضرب‌المثل قدیمی رو به یادتون بیارم

916
00:52:49,708 --> 00:52:52,458
"...چمن همیشه روشن‌تره در طرف دیگۀ"

917
00:52:52,458 --> 00:52:56,458
دنیا! چون اونجا روزه و می‌تونید ببینید که سبزه

918
00:52:56,458 --> 00:52:58,500
ولیسا، وایسا
منظورم این نبود

919
00:52:58,500 --> 00:53:01,750
ولی درسته! چمن سبز اصلاً چه شکلیه؟

920
00:53:01,750 --> 00:53:04,208
آره! چرا مخلوقات روز همۀ رنگ‌ها رو گرفتن؟

921
00:53:04,208 --> 00:53:05,125
!آره -
دقیقاً! دیدی؟ -

922
00:53:05,125 --> 00:53:07,083
منم همین فکر رو دارم -
اوکی، همگی -

923
00:53:07,083 --> 00:53:09,458
فکر کنم کمی از بحث خارج شدیم

924
00:53:09,458 --> 00:53:12,875
تاریکی عالیه
اون ویژگی‌های خوب زیادی داره

925
00:53:12,875 --> 00:53:14,333
مثل چی؟

926
00:53:16,458 --> 00:53:19,333
ببین... منظورم اینه که من اشتباه می‌کردم

927
00:53:20,208 --> 00:53:23,708
اشاره کردن به اینکه روز از شب بهتره اشتباه بود، تمام

928
00:53:23,708 --> 00:53:25,250
حتماً بعضیا ممکنه بگن

929
00:53:25,250 --> 00:53:28,500
تو به اندازۀ روز قشنگ و درخشان نیستی، خب که چی؟

930
00:53:28,500 --> 00:53:32,208
چون، در نهایت چیزهایی که باعث درخشش روز میشن

931
00:53:32,208 --> 00:53:35,500
نقطۀ مخالف اونه، تاریکی و پوچی

932
00:53:35,500 --> 00:53:37,833
خب، می‌بینید، اگه اینجوری بهش فکر کنید

933
00:53:37,833 --> 00:53:40,208
شماها باد زیر بال‌های روز هستید

934
00:53:40,208 --> 00:53:42,708
فکر نمی‌کنم این مفید باشه

935
00:53:44,125 --> 00:53:47,750
وایسا، بزار تمومش کنم
پس، نتیجه اینکه، ممنون

936
00:53:47,750 --> 00:53:50,875
ممنون که این کارهای فروتنانه و بی‌مزد رو انجام میدید

937
00:53:50,875 --> 00:53:53,958
تا دوباره روز رو درخشان کنید

938
00:53:57,125 --> 00:54:00,458
خب، بسه دیگه، من میرم -
چی؟ میری؟ -

939
00:54:00,458 --> 00:54:01,708
راستش، من می‌مونم

940
00:54:01,708 --> 00:54:05,583
من می‌مونم و منتظر روشنایی روز میشم
شاید اونجا بتونم کاری گیر بیارم

941
00:54:05,583 --> 00:54:07,458
اوه، بی‌خیال، منطقی باش

942
00:54:07,458 --> 00:54:10,333
!تو! اصلاً با من حرف نزن

943
00:54:10,333 --> 00:54:15,125
تو دلیل اینی که همه از ما متنفرن
تقصیر تو و تاریکی ابدی توئه

944
00:54:15,125 --> 00:54:17,625
ولی من دوستتم -
چه دوست خوبی واقعاً -

945
00:54:17,625 --> 00:54:20,958
منو از زیبایی حقیقی زندگی محروم کردی

946
00:54:20,958 --> 00:54:24,708
بی‌خیال، سروصداهای مرموز، همه می‌دونیم تو واقعاً نمیری

947
00:54:24,708 --> 00:54:27,458
دیگه اسم من دبیه
به من بگید دبی

948
00:54:28,625 --> 00:54:30,125
!دبی

949
00:54:32,958 --> 00:54:35,083
خب، عالی شد

950
00:54:35,083 --> 00:54:38,125
ولی حداقل بقیه اینجا هستید، درسته؟

951
00:54:38,125 --> 00:54:40,375
بی‌خیال بچه‌ها، بیایید بزنیم به دل جاده

952
00:54:43,875 --> 00:54:48,083
فکر کنم منظور دبی اینه که همه می‌تونیم
از کمی نور تو زندگیمون استفاده کنیم

953
00:54:48,083 --> 00:54:49,458
...همه باید احساس دیده شدن و

954
00:54:49,458 --> 00:54:52,708
خب، از اونجایی که کسی نمیگه
خودم اونو میگم

955
00:54:52,708 --> 00:54:54,958
همه باید احساس دیده و شنیده شدن کنیم

956
00:54:54,958 --> 00:54:56,958
آره! منظور منم همین بود -
آره، نیاز داریم -

957
00:54:56,958 --> 00:54:59,458
دقیقاً -
بسه دیگه، من استعفا میدم -

958
00:55:02,208 --> 00:55:05,083
منم همینطور
از زندگی تو سایۀ تو خسته شدم

959
00:55:05,083 --> 00:55:06,500
وایسا، چی؟

960
00:55:06,500 --> 00:55:10,875
رؤیاپردازی‌ها مهم هستن، درسته؟
شرط می‌بندم که چالش باحالی میشه

961
00:55:10,875 --> 00:55:12,875
قطعاً بهتر از کابوس‌ها هستن

962
00:55:12,875 --> 00:55:14,208
...خواب، خواهش می‌کنم

963
00:55:14,208 --> 00:55:17,708
خب، کافیه دیگه
اگه خواب استعفا میده من هم میدم

964
00:55:17,708 --> 00:55:20,500
من تو شب برای خواب‌های بدون رؤیا نمی‌مونم

965
00:55:20,500 --> 00:55:21,958
چه فایده‌ای داره؟

966
00:55:21,958 --> 00:55:24,458
...خب، اگه اسلیپ میره، پس، چی

967
00:55:24,458 --> 00:55:27,458
وطیفۀ منه همیشه همه رو بیدار کنم؟

968
00:55:27,458 --> 00:55:29,333
نه، نه، کار خیلی سنگینیه

969
00:55:29,958 --> 00:55:31,083
منم استعفا میدم

970
00:55:33,250 --> 00:55:35,708
اوکی، وقت استراحت تمومه بچه‌ها

971
00:55:35,708 --> 00:55:38,833
وقت رو تلف نکنید
باید بریم

972
00:55:42,125 --> 00:55:45,458
نمی‌تونم برای دیدن طلوع یه روز جدید صبر کنم

973
00:55:46,250 --> 00:55:49,958
بچه‌ها، منو برای انجام این کار تنها نزارید، خواهش می‌کنم

974
00:55:49,958 --> 00:55:51,333
ما باید با همدیگه کار کنیم

975
00:55:51,333 --> 00:55:52,458
...ما

976
00:55:52,458 --> 00:55:54,083
دوستیم

977
00:55:57,208 --> 00:56:01,208
خب، من از گذروندن اون اوقات با شماها لذت بردم

978
00:56:02,833 --> 00:56:04,625
صبح خوبی داشته باشید

979
00:56:31,083 --> 00:56:33,625
صبح بخیر، همگی

980
00:56:33,625 --> 00:56:36,583
کسی گفت نور؟

981
00:56:44,708 --> 00:56:47,625
راستش، نمی‌دونم بقیه چه چیزی توی اون می‌بینن

982
00:56:49,708 --> 00:56:51,333
من مخالفم

983
00:56:55,958 --> 00:56:57,958
از شب چیزی غیر از من باقی نمونده

984
00:56:59,458 --> 00:57:01,458
این دیگه شب نیست

985
00:57:02,958 --> 00:57:05,208
دیگه شبیه هیچی نیست

986
00:57:05,208 --> 00:57:07,375
شبیه هیچی به نظر میاد

987
00:57:07,375 --> 00:57:10,083
و فردا، حتی تو هم رفتی

988
00:57:11,958 --> 00:57:14,583
من تا ابد تنهایی بگردم؟

989
00:57:15,208 --> 00:57:18,958
فکر خیلی بدی بود -
من واقعاً متأسفم -

990
00:57:18,958 --> 00:57:21,375
شاید فردا، بتونم در طول روز پیداشون کنم

991
00:57:21,375 --> 00:57:23,833
...و تلاش کنم تا قانعشون کنم که -
نه -

992
00:57:23,833 --> 00:57:25,708
من دیگه ادامه نمیدم

993
00:57:28,750 --> 00:57:31,708
...من روی این می‌نشینم
حالا هر چی که هست

994
00:57:31,708 --> 00:57:34,208
صخره؟ نمی‌دونم
فکر نمی‌کنم زنده باشه

995
00:57:34,208 --> 00:57:37,333
همینجا روی این چیز می‌نشینم و منتظر روشنایی روز میشم

996
00:57:37,333 --> 00:57:39,750
!نه، تو نمی‌تونی این کارو بکنی -
چرا نه؟ -

997
00:57:39,750 --> 00:57:41,125
هیچکس منو دوست نداره

998
00:57:41,125 --> 00:57:43,958
این درست نیست -
خب بقیه کجا رفتن؟ -

999
00:57:51,250 --> 00:57:52,458
!هی، تاریکی

1000
00:57:52,458 --> 00:57:54,708
بریم بریم و گرنه صدمه می‌بینی

1001
00:57:56,125 --> 00:57:57,708
اه، تاریکی؟

1002
00:57:57,708 --> 00:58:00,708
زود باش! بریم

1003
00:58:00,708 --> 00:58:03,083
تاریکی، زود باش، تو نمی‌تونی توی نور باشی

1004
00:58:03,083 --> 00:58:05,458
نمی‌تونی جایی باشی که نیستی
تو ناپدید میشی

1005
00:58:05,458 --> 00:58:08,375
خطرش رو می‌پذیرم

1006
00:58:08,375 --> 00:58:09,333
باشه

1007
00:58:09,333 --> 00:58:11,833
نگی بهت هشدار ندادم

1008
00:58:11,833 --> 00:58:14,583
وایسا، نه -
من واقعاً متأسفم، بچه‌جون -

1009
00:58:14,583 --> 00:58:17,208
ولی روز منتظر کسی نمی‌مونه

1010
00:58:18,583 --> 00:58:20,625
تاریکی، همین حالا باید بری

1011
00:58:22,958 --> 00:58:25,708
اوه، درست متوجه نشده بودم

1012
00:58:25,708 --> 00:58:27,250
چه عجیب

1013
00:58:28,583 --> 00:58:29,750
!نه! تاریکی

1014
00:58:32,375 --> 00:58:33,833
!تاریکی

1015
00:58:47,625 --> 00:58:49,958
ضد حال، من، من سعی کردم بهش هشدار بدم

1016
00:58:50,583 --> 00:58:54,875
...خب، من باید برم زندگی روی زمین رو ممکن کنم و اینا

1017
00:58:54,875 --> 00:58:56,250
بعداً می‌بینمت، بچه‌جون

1018
00:58:57,250 --> 00:58:59,833
صبح همگی بخیر

1019
00:58:59,833 --> 00:59:03,875
امیدوارم روزتون مثل صورتتون قشنگ و درخشان باشه

1020
00:59:08,583 --> 00:59:10,833
آره، ولی بعدش چی؟

1021
00:59:10,833 --> 00:59:12,958
نمی‌دونم -
منظورت چیه؟ -

1022
00:59:12,958 --> 00:59:15,500
نمی‌دونم بعدش چی میشه
فقط تا همینجا رو می‌دونم

1023
00:59:15,500 --> 00:59:18,833
...اونو همینجوری رها کردید وسط

1024
00:59:18,833 --> 00:59:19,958
کجائید؟

1025
00:59:19,958 --> 00:59:22,375
یه جایی تو اروپا؟ من، من نمی‌دونم

1026
00:59:22,375 --> 00:59:24,083
این پایان خوشی نیست

1027
00:59:24,083 --> 00:59:26,625
آره، گفتم داستان پیچیده‌ایه

1028
00:59:26,625 --> 00:59:28,583
فکر کنم دیگه ایده‌هام تموم شدن

1029
00:59:28,583 --> 00:59:30,708
این داستان توئه
برای تو اتفاق افتاده

1030
00:59:31,333 --> 00:59:34,250
درسته، ولی نمی‌دونم چطوری تموم میشه

1031
00:59:42,708 --> 00:59:45,833
این الگوهای مرئی بین ستاره‌ها

1032
00:59:45,833 --> 00:59:48,208
به عنوان صورت‌های فلکی شناخته میشن

1033
00:59:48,208 --> 00:59:50,833
با بررسی تصاویر باستانی مختلف

1034
00:59:50,833 --> 00:59:52,500
از آسمان شب

1035
00:59:52,500 --> 00:59:55,500
...ما متوجه شدیم که -
به یه سقف نگاه می‌کنیم -

1036
00:59:55,500 --> 00:59:59,333
در واقع توهم خیلی خوبیه
و خیلی هم آموزنده هست

1037
00:59:59,833 --> 01:00:02,583
ما باید شبها بتونیم به آسمان واقعی نگاه کنیم

1038
01:00:04,083 --> 01:00:06,333
اونها شهری ساختن که ستاره‌ها رو سد می‌کنه

1039
01:00:06,333 --> 01:00:08,583
و بعد ستاره‌های الکی گذاشتن که بهشون نگاه کنیم؟

1040
01:00:09,458 --> 01:00:13,833
این... این واقعاً فکر عمیقیه عزیزم

1041
01:00:13,833 --> 01:00:17,083
ممنون، نمی‌خواستم کارت رو از دست بدی

1042
01:00:17,083 --> 01:00:19,875
من واقعاً فکر می‌کنم افلاک‌نما باحاله
خیلی باحاله

1043
01:00:19,875 --> 01:00:21,833
جای باحالی برای کار کردنه

1044
01:00:21,833 --> 01:00:26,833
ممنون، ازش خوشم میاد
و از چیزی هم که تو گفتی خوشم اومد، از جفتشون

1045
01:00:31,625 --> 01:00:34,708
شاید ایده‌ای دربارۀ پایان داستان به ذهنم رسیده باشه

1046
01:00:34,708 --> 01:00:36,375
اوه، آره؟ خب، بگو تا بشنویم

1047
01:00:36,375 --> 01:00:38,083
واقعاً؟ مطمئنی؟

1048
01:00:38,083 --> 01:00:40,583
خیلی هم مطمئنم، بگو

1049
01:00:40,583 --> 01:00:43,125
باشه، خب من پیدام میشه

1050
01:00:43,125 --> 01:00:44,708
تو؟ -
خوشت نیومد؟ -

1051
01:00:44,708 --> 01:00:46,875
نه، خوشم اومد، ادامه بده

1052
01:00:46,875 --> 01:00:50,208
همیشه برام سؤال بود اگه همسن بودیم
با هم دوست می‌شدیم یا نه

1053
01:00:50,208 --> 01:00:52,958
نمی‌تونم برای فهمیدنش صبر کنم
لطفاً ادامه بده

1054
01:00:54,125 --> 01:00:56,375
باشه، پس من پیدام میشه

1055
01:01:00,583 --> 01:01:01,625
سلام

1056
01:01:02,250 --> 01:01:06,375
اه، سلام، کسی که روی لاک‌پشت من ظاهر شدی

1057
01:01:06,375 --> 01:01:08,583
من هایپیشا هستم

1058
01:01:08,583 --> 01:01:10,375
همون ستاره‌شناس یونان باستان؟

1059
01:01:10,375 --> 01:01:13,833
خب، من اون نیستم
ولی اسممو از روی اون برداشتن

1060
01:01:13,833 --> 01:01:16,833
فکر کنم این منطقی‌تره، من اوراین هستم

1061
01:01:16,833 --> 01:01:18,458
صورت فلکی

1062
01:01:19,208 --> 01:01:22,500
آره، که برای من، کمتر شبیه یه شکارچیه و بیشتر شبیه

1063
01:01:23,125 --> 01:01:25,958
رباتیه که منتظر یه بغله

1064
01:01:26,583 --> 01:01:29,125
آره، اینو قبلاً شنیدم

1065
01:01:29,958 --> 01:01:31,708
می‌دونی کجا هستیم؟

1066
01:01:31,708 --> 01:01:34,458
یه جایی تو اروپائیم؟ نمی‌دونم

1067
01:01:34,458 --> 01:01:37,083
اوه، رفیق، خیلی از خونه دور شدم

1068
01:01:37,083 --> 01:01:39,208
دیشب چیزهای زیادی رو خراب کردم

1069
01:01:39,208 --> 01:01:41,875
می‌دونم، من داستانت رو دنبال می‌کنم

1070
01:01:41,875 --> 01:01:43,083
واقعاً؟ -
آره -

1071
01:01:43,083 --> 01:01:44,833
بدون شب، مردم نمی‌تونن بخوابن

1072
01:01:44,833 --> 01:01:47,333
و بدون خواب، همه دیوونه میشن

1073
01:01:47,333 --> 01:01:49,833
نمی‌تونیم بزاریم این اتفاق بیفته -
من به همین دلیل اینجا هستم -

1074
01:01:49,833 --> 01:01:53,333
فکر کنم ایده‌ای دارم که چطور مخلوقات شب رو برگردونیم

1075
01:01:53,333 --> 01:01:55,583
واقعاً؟ ایده‌ات چیه؟

1076
01:01:55,583 --> 01:01:58,125
یه شعری برای این کار نوشتم

1077
01:02:03,000 --> 01:02:05,958
حالا که شب رفته، دلم براش تنگ شده

1078
01:02:05,958 --> 01:02:08,333
حالا که فقط روشنایی مونده

1079
01:02:12,333 --> 01:02:14,458
نمی‌دونم
مطمئن نیستم مفید باشه

1080
01:02:14,458 --> 01:02:16,208
ادامه بده

1081
01:02:17,958 --> 01:02:21,125
و چیز دیگه‌ای که نه روزه و نه شب

1082
01:02:21,125 --> 01:02:24,250
شاید همه داد بزن هورااا

1083
01:02:25,500 --> 01:02:28,875
ولی من دلم برای شب تنگ شده
چون شبیه منه

1084
01:02:29,708 --> 01:02:33,208
و وقتی تاریک میشه
زمانیه که من بهتر از همیشه می‌بینیم

1085
01:02:33,208 --> 01:02:36,750
شاید دنیا خیلی روشن شده

1086
01:02:38,833 --> 01:02:41,583
خیلی پرسروصدا، خیلی خودخواه
و آمادۀ مبارزه‌اس

1087
01:02:43,750 --> 01:02:45,583
با وقایع آخرالزمانی ممکن

1088
01:02:45,583 --> 01:02:47,333
که باعث مشکلات آب‌وهوا شده

1089
01:02:47,333 --> 01:02:50,375
با پیامدهای وحشتناک در نبود تاریکی

1090
01:02:53,125 --> 01:02:57,583
هاه، دقیقاً اونجوری که تصور می‌کردم نیست

1091
01:02:57,583 --> 01:03:00,208
و اونی که ساکته هیچوقت شنیده نمیشه

1092
01:03:01,750 --> 01:03:05,208
و اون که عجیبه کنار گذاشته میشه

1093
01:03:05,208 --> 01:03:06,125
هاه

1094
01:03:06,125 --> 01:03:07,708
باشه

1095
01:03:09,708 --> 01:03:12,500
باید اعتراف کنم که این کمی اعتمادبه‌نفسم رو متزلزل می‌کنه

1096
01:03:13,750 --> 01:03:16,625
زمانی فکر می‌کردم سکوت نبود صداست

1097
01:03:17,583 --> 01:03:21,250
ولی فهمیدم فضائیه که صداهای کوچیک اونجا پیدا میشن

1098
01:03:21,250 --> 01:03:24,583
زمانی فکر می‌کردم تاریکی نبود نوره

1099
01:03:26,625 --> 01:03:29,708
ولی جاییه که نور ستارگان اونجا درخشانه

1100
01:03:29,708 --> 01:03:32,958
سکوت، تاریکی، خواب زمانی من رو پذیرفته بودن

1101
01:03:32,958 --> 01:03:36,083
اونها میذاشتن تو دنیایی که من رو پاک کرد احساس امنیت کنم

1102
01:03:36,625 --> 01:03:39,375
حالا که این حس رفته
دلم برای شب تنگ شده

1103
01:03:39,375 --> 01:03:42,708
حالا که فقط روشنایی مونده

1104
01:03:44,375 --> 01:03:46,208
تو یه شاعری

1105
01:03:46,833 --> 01:03:49,208
آره هستم

1106
01:03:49,208 --> 01:03:52,583
قشنگ بود، ممنون

1107
01:03:53,833 --> 01:03:57,125
باید شب رو به دنیا برگردونیم

1108
01:03:57,125 --> 01:04:00,500
ولی تاریکی... رفته
بدون اون نمی‌تونیم شب رو بسازیم

1109
01:04:00,500 --> 01:04:01,833
ولی اون نرفته

1110
01:04:01,833 --> 01:04:04,125
تاریکی هنوزم زنده هست

1111
01:04:04,125 --> 01:04:05,458
تو خاطرات تو

1112
01:04:05,458 --> 01:04:08,083
ولی تنها کسی که میتونه به خاطرات
...تو دسترسی داشته باشه

1113
01:04:08,083 --> 01:04:10,125
خوابه، به کمکت احتیاج داریم خواب

1114
01:04:10,125 --> 01:04:11,500
به همۀ شماها نیاز داریم

1115
01:04:11,500 --> 01:04:13,083
کل تیم

1116
01:04:13,750 --> 01:04:15,708
یادت باشه، اگه توی رؤیا بمیری
تو زندگی واقعی هم می‌میری

1117
01:04:15,708 --> 01:04:18,708
!بی‌خوابی -
چیه؟ دارم کارم رو انجام میدم -

1118
01:04:22,208 --> 01:04:23,833
...اه

1119
01:04:23,833 --> 01:04:27,208
فکر می‌کنم ایدۀ خیلی خوبی نباشه که سرنوشت کل دنیا رو

1120
01:04:27,208 --> 01:04:29,083
بذاریم تو دست یه بچۀ یازده ساله

1121
01:04:29,083 --> 01:04:30,958
که اضطراب عملکردی شدیدی هم داره

1122
01:04:30,958 --> 01:04:31,958
نگران نباش

1123
01:04:31,958 --> 01:04:33,875
من کنارتم

1124
01:04:37,208 --> 01:04:38,583
من انجامش میدم

1125
01:04:49,958 --> 01:04:51,958
باشه، اسلیپ، نوبت توئه

1126
01:04:51,958 --> 01:04:54,958
نگران نباش، این با من

1127
01:04:54,958 --> 01:04:57,125
...باشه، وقتشه که

1128
01:04:58,083 --> 01:04:59,458
!گوسفند

1129
01:05:06,958 --> 01:05:08,625
حرکت خوبی بود اسلیپ

1130
01:05:09,875 --> 01:05:11,000
آماده‌ای؟

1131
01:05:11,958 --> 01:05:14,083
خواب‌های خوبی ببینی اوراین

1132
01:05:22,208 --> 01:05:27,125
ما باید به عمق بریم
به تاریک‌ترین کنج‌های ذهنش

1133
01:05:31,500 --> 01:05:33,333
صحبت کردن با سلی

1134
01:05:35,208 --> 01:05:36,708
صحبت کردن در کلاس

1135
01:05:38,208 --> 01:05:39,625
دلقک‌های قاتل

1136
01:05:41,500 --> 01:05:45,833
...امواج تلفن همراه
...نیش حشرات

1137
01:05:45,833 --> 01:05:48,458
سقوط از آسمان‌خراش

1138
01:05:49,750 --> 01:05:51,333
اوه، آره، اینجاست

1139
01:05:52,625 --> 01:05:54,833
شبی هست  که اولین بار تاریکی رو دیدی

1140
01:05:57,708 --> 01:05:59,750
...تو تختت بودی

1141
01:05:59,750 --> 01:06:02,875
یه صداهایی از تاریک‌ترین گوشۀ اتاق شنیدی

1142
01:06:04,458 --> 01:06:07,083
...یه چیز ترسناکی دیدی

1143
01:06:07,083 --> 01:06:08,583
انگار که داشت از تاریک‌ترین

1144
01:06:08,583 --> 01:06:10,333
گوشۀ اتاق برمی‌خاست

1145
01:06:13,750 --> 01:06:16,625
!تاریکی -
اوراین -

1146
01:06:16,625 --> 01:06:20,708
تو برای من اومدی -
معلومه که میام، تو دوستمی -

1147
01:06:20,708 --> 01:06:22,875
می‌ترسیدم تو رو از دست داده باشم

1148
01:06:22,875 --> 01:06:25,583
نه، من درست همینجام رفیق

1149
01:06:29,125 --> 01:06:30,250
هان؟

1150
01:06:32,333 --> 01:06:33,583
!واو -
!تاریکی -

1151
01:06:33,583 --> 01:06:35,458
!اوه، نه

1152
01:06:50,458 --> 01:06:51,875
!تاریکی

1153
01:06:54,083 --> 01:06:55,750
!اوراین

1154
01:07:35,083 --> 01:07:36,083
اون چیه؟

1155
01:07:36,083 --> 01:07:37,708
چرا همش میاد؟

1156
01:07:37,708 --> 01:07:42,083
!این ذهن توئه اوراین
تو تنها کسی هستی که می‌تونی متوقفش کنی

1157
01:07:42,083 --> 01:07:44,458
باید بری اون تو و اونو بکشی بیرون

1158
01:07:44,458 --> 01:07:46,875
!نمی‌تونم همینجوری برم اونجا
چی میشه بعدش؟

1159
01:07:46,875 --> 01:07:51,208
نمی‌دونم، ولی فکر کنم نکته‌اش همینه

1160
01:07:51,208 --> 01:07:53,250
منظ... منظورت چیه؟

1161
01:07:53,250 --> 01:07:54,833
ما همیشه می‌خواهیم پایان رو بدونیم

1162
01:07:54,833 --> 01:07:57,333
چون باعث میشه چیزهای بخش میانه
کمتر ترسناک باشن

1163
01:07:57,333 --> 01:08:00,750
ولی شاید ترسیدن هم بخشی از زندگیه

1164
01:08:00,750 --> 01:08:03,500
فکر می‌کنم باید ترس رو حس کنی

1165
01:08:04,333 --> 01:08:06,333
و بهرحال انجامش بدی

1166
01:08:13,208 --> 01:08:14,500
موفق باشی اوراین

1167
01:08:14,500 --> 01:08:16,500
ممنون هایپیشا

1168
01:08:26,458 --> 01:08:29,458
دووم بیار تاریکی، دارم میام

1169
01:08:30,208 --> 01:08:32,833
اوراین! از این طرف

1170
01:08:33,333 --> 01:08:34,625
!اوراین

1171
01:08:39,083 --> 01:08:40,625
!تاریکی

1172
01:08:45,000 --> 01:08:46,500
بزار تو رو از اینجا ببریم

1173
01:08:57,583 --> 01:08:58,750
دووم نمیاره

1174
01:08:58,750 --> 01:09:00,833
اوه، نه، وایسا یه لحظه

1175
01:09:10,958 --> 01:09:12,833
باید همین حالا بیدارش کنیم

1176
01:09:13,583 --> 01:09:16,208
...اگه کاری نکنیم، هر دوی اونها

1177
01:09:16,208 --> 01:09:18,458
میلیون‌ها تکه میشن و می‌میرن؟

1178
01:09:19,250 --> 01:09:21,375
برو کنار، این با من

1179
01:09:26,250 --> 01:09:28,083
ما رو به درون می‌بلعه

1180
01:09:28,583 --> 01:09:30,083
الآن چی میشه؟

1181
01:09:30,083 --> 01:09:33,208
نمی‌دونم، ولی بودن با تو، یه جورایی

1182
01:09:33,208 --> 01:09:36,625
ترس از ناشناخته‌ها رو کمتر می‌کنه

1183
01:09:36,625 --> 01:09:38,583
می‌دونم منظورت چیه

1184
01:09:38,583 --> 01:09:42,875
شناختنت لذت‌بخش بود اوراین -
برای منم همینطوره -

1185
01:09:58,583 --> 01:09:59,583
!اوراین

1186
01:09:59,583 --> 01:10:01,333
!وقتشه بیدار بشی
برای مدرسه دیرت شده

1187
01:10:01,333 --> 01:10:04,083
تو یه مقاله خوندی که چطور خواب جلوی رشدت رو می‌گیره

1188
01:10:04,083 --> 01:10:05,333
!زود باش، بیدار شو

1189
01:10:05,333 --> 01:10:07,708
چرا فایده نداره؟ -
نمی‌دونم رفیق -

1190
01:10:07,708 --> 01:10:10,083
قبلاً هیچوقت انقدر خواب روی کسی نذاشتم

1191
01:10:10,083 --> 01:10:13,375
!بیدار شو، بیدار شو
وقتشه بیدار شی

1192
01:10:15,083 --> 01:10:16,750
!بیدار شو

1193
01:10:16,750 --> 01:10:18,958
!بیدار شو دیگه -
زود باش، بیدار شو -

1194
01:10:34,000 --> 01:10:38,583
اوراین،اگه بیدار نشی
اردوی علمیت رو از دست میدی

1195
01:10:38,583 --> 01:10:40,625
اردوی علمیت رو از دست میدی

1196
01:10:43,458 --> 01:10:45,125
!سلی

1197
01:11:25,208 --> 01:11:27,208
تاریکی، ما موفق شدیم

1198
01:11:27,208 --> 01:11:29,458
حرکت خوبی بود بچه‌جون

1199
01:11:52,625 --> 01:11:57,875
خب! ایناهاش
خوشحالم که برگشتی دوست قدیمی

1200
01:12:26,000 --> 01:12:29,750
خداحافظ اوراین، گذروندن شب با تو رؤیایی بود

1201
01:12:29,750 --> 01:12:32,708
واقعاً بود -
می‌بینمت هایپیشا -

1202
01:12:32,708 --> 01:12:34,458
کارت رو تحسین می‌کنم

1203
01:12:34,458 --> 01:12:36,458
و منم کار تو رو تحسین می‌کنم

1204
01:12:37,333 --> 01:12:39,583
و کار تو رو هم تحسین می‌کنم

1205
01:12:41,625 --> 01:12:43,833
اوه... واو

1206
01:12:46,083 --> 01:12:47,750
تو بهترینی تاریکی

1207
01:12:48,458 --> 01:12:50,500
آره، موافقم

1208
01:12:51,583 --> 01:12:54,708
بابت همه چی ممنون تاریکی -
آفرین، آفرین -

1209
01:13:04,208 --> 01:13:08,583
خب، اینم تموم شد -
ولی فردا شب می‌بینمت -

1210
01:13:09,083 --> 01:13:13,208
اه، حتماً، تاریکی رو می‌بینی
دقیقاً این شکلی نخواهم بود

1211
01:13:13,958 --> 01:13:15,708
ولی من رو به شکل جدیدی می‌بینی

1212
01:13:15,708 --> 01:13:18,208
شکل‌هایی که بهتر هم هستن

1213
01:13:18,208 --> 01:13:20,583
آره، می‌تونم ببینم

1214
01:13:20,583 --> 01:13:22,333
و می‌تونم قدرش رو بدونم

1215
01:13:23,500 --> 01:13:24,708
ممنون بابت اون

1216
01:13:25,875 --> 01:13:28,625
نه، ممنون از تو اوراین

1217
01:13:28,625 --> 01:13:31,583
برای چی؟ -
خب، دیدن من به اون شکلی که می‌بینی -

1218
01:13:31,583 --> 01:13:36,208
دلم می‌خواد ببینم به چشم بقیه چطور موجودی‌ام دیگه

1219
01:13:37,958 --> 01:13:41,333
خب، فردا به اون اردوی علمی میری؟

1220
01:13:41,333 --> 01:13:42,375
آره

1221
01:13:42,375 --> 01:13:44,708
مضطربی؟ -
وحشت کردم -

1222
01:13:49,083 --> 01:13:50,583
ولی بهرحال میرم

1223
01:13:51,458 --> 01:13:54,458
اه، خوبه بچه‌جون
مشکلی برات پیش نمیاد

1224
01:13:55,583 --> 01:13:57,833
خب، آشنا شدن باهات خوشایند بود هایپیشا

1225
01:13:57,833 --> 01:13:59,875
آشنا شدن با تو هم همینطور تاریکی

1226
01:14:22,583 --> 01:14:25,750
پدر خوبی داری -
می‌دونم -

1227
01:14:25,750 --> 01:14:26,958
وایسا، چی؟

1228
01:14:38,208 --> 01:14:40,583
نمی‌فهمم -
اومدم بهت کمک کنم بری خونه -

1229
01:14:40,583 --> 01:14:42,875
از آینده؟ -
امم، آره فک کنم، آره -

1230
01:14:42,875 --> 01:14:45,583
تو آینده حالم خوبه؟ -
آره، خوبی -

1231
01:14:45,583 --> 01:14:48,208
پس منظورت اینه لازم نیست خیلی نگران باشم؟

1232
01:14:48,208 --> 01:14:49,833
فکر کنم منظورم همینه

1233
01:14:53,458 --> 01:14:54,750
خیلی جوون به نظر میان

1234
01:14:54,750 --> 01:14:57,333
واقعاً؟ به نظر من یه میلیون سالشون هست

1235
01:14:59,458 --> 01:15:00,458
چی؟

1236
01:15:02,250 --> 01:15:05,458
اوراین، فکر کردم موافقت کردیم امشب سر زدنی نباشه

1237
01:15:05,458 --> 01:15:08,750
آره پدر، فردا شبه
تو و مامان کل روز رو خوابیدین

1238
01:15:08,750 --> 01:15:13,833
چی؟ اوه خدای من، درسته -
واقعاً؟ خدایا، خواب موندیم -

1239
01:15:13,833 --> 01:15:15,333
آره، فکر کنم خسته بودین

1240
01:15:15,333 --> 01:15:18,250
من-من می‌خواستم بزارم بخوابید
که استراحت کنید

1241
01:15:19,750 --> 01:15:21,333
اون کیه؟

1242
01:15:21,333 --> 01:15:23,333
...باور کنید یا نه، اون بچۀ منه

1243
01:15:24,250 --> 01:15:25,500
دوست بچگیمه

1244
01:15:25,500 --> 01:15:28,333
اوه! خوشحالم که می‌بینمت -
!سلام -

1245
01:15:28,333 --> 01:15:30,208
اسمت چیه؟ -
هایپیشا -

1246
01:15:30,208 --> 01:15:31,208
اسم قشنگیه

1247
01:15:31,208 --> 01:15:34,958
خب، می‌خواستم بدونم می‌تونی
هایپیشا رو برسونی خونه یا نه

1248
01:15:34,958 --> 01:15:37,625
کجا زندگی می‌کنی عزیزم؟ -
منهتن -

1249
01:15:37,625 --> 01:15:40,958
منهتن؟ چطوری اومدی اینجا؟
والدینت می‌دونن اینجایی؟

1250
01:15:42,458 --> 01:15:45,500
اه، یه جورایی -
و اونها نمی‌اتونن بیان دنبالت؟ -

1251
01:15:45,500 --> 01:15:47,458
...ام -
اوه، آره، درسته -

1252
01:15:47,458 --> 01:15:49,000
شاید بهشون زنگ بزنیم

1253
01:15:51,875 --> 01:15:53,250
چکار کنیم؟ -
نمی‌دونم -

1254
01:15:53,250 --> 01:15:56,000
نمی‌تونیم همینجوری بیست سال
قبل از به دنیا اومدنت ببریمت نیویورک

1255
01:15:56,000 --> 01:15:57,083
آره، می‌دونم

1256
01:15:57,083 --> 01:15:58,708
چطوری اومدی اینجا؟

1257
01:15:58,708 --> 01:16:01,208
نمی‌دونم، اومدم -
خب، دوباره انجامش بده -

1258
01:16:01,208 --> 01:16:02,208
باشه

1259
01:16:02,833 --> 01:16:04,708
...ممم

1260
01:16:06,000 --> 01:16:08,375
مشکل چیه؟ -
نمی‌دونم، فایده‌ای نداره -

1261
01:16:08,375 --> 01:16:10,833
این خیلی بده، شاید والدینم بتونن
سرپرستیت رو به عهده بگیرن

1262
01:16:10,833 --> 01:16:13,833
چی؟ نه! مامان چی میشه؟ -
انگار ازت خوشش میومد -

1263
01:16:13,833 --> 01:16:16,583
مامان تو نه، مامان خودم، زنت

1264
01:16:16,583 --> 01:16:17,958
اوه آره

1265
01:16:17,958 --> 01:16:19,500
من زن دارم؟

1266
01:16:19,500 --> 01:16:22,208
آره مادر من -
می‌دونم -

1267
01:16:22,833 --> 01:16:24,375
این یه فاجعه‌اس

1268
01:16:24,375 --> 01:16:26,500
هان؟

1269
01:16:33,875 --> 01:16:35,208
تو کی هستی؟

1270
01:16:35,208 --> 01:16:37,458
من تیکو هستم
اومدم کمک کنم

1271
01:16:37,458 --> 01:16:39,375
ماشین زمانم رو گذاشتم رو چمناتون

1272
01:16:39,375 --> 01:16:41,125
می‌تونم ببرمت خونه

1273
01:16:41,125 --> 01:16:43,583
می‌تونی؟ -
ولی همین حالا باید بریم -

1274
01:16:43,583 --> 01:16:46,708
اومن دنبال تو هیولاهای زمانی بین ابعادی رو آزاد کرده

1275
01:16:46,708 --> 01:16:50,083
و باید اونها رو متوقف کنیم قبل از اینکه
چند برابر بشن و تاریخ رو نابود کنن

1276
01:16:54,208 --> 01:16:58,250
بیست سال دیگه می‌بینمت

1277
01:17:00,375 --> 01:17:02,625
وقتی گفتم حالا
مستقیم برو به سمت کپسول

1278
01:17:03,708 --> 01:17:04,500
!فهمیدم

1279
01:17:10,958 --> 01:17:13,833
!حالا

1280
01:17:23,333 --> 01:17:24,833
!اوه، آره

1281
01:17:31,708 --> 01:17:33,125
محکم بشین

1282
01:17:48,958 --> 01:17:50,000
...چه

1283
01:17:52,958 --> 01:17:54,333
!پدر

1284
01:17:54,333 --> 01:17:55,250
!هایپیشا

1285
01:18:11,125 --> 01:18:14,958
سلام، تیکو، خیلی وقته ندیدمت
اصلاً تغییری نکردی

1286
01:18:14,958 --> 01:18:16,958
تو کردی
حالا خیلی پیری

1287
01:18:18,250 --> 01:18:20,875
خب، فکر کنم کمی بزرگ شدم

1288
01:18:20,875 --> 01:18:23,000
خب، باید برم

1289
01:18:23,000 --> 01:18:24,625
ممنون که منو رسوندی خونه

1290
01:18:24,625 --> 01:18:25,708
خواهش می‌کنم

1291
01:18:33,833 --> 01:18:37,708
و بعد من نشستم پشت فرمون ماشین زمان تا اینجا

1292
01:18:37,708 --> 01:18:40,500
هیولاهای زمان رو کشتم و برگشتم به تخت‌خواب

1293
01:18:40,500 --> 01:18:44,125
هاه، پایان خیلی خوبیه -
آره -

1294
01:18:44,125 --> 01:18:48,583
قطعاً، ممنون که پایانش رو فهمیدی
من گیر کرده بودم

1295
01:18:50,833 --> 01:18:52,958
خوابت میاد؟ -
آره -

1296
01:18:55,208 --> 01:18:57,833
شب بخیر عزیزم -
شب بخیر مامان -

1297
01:19:02,458 --> 01:19:04,250
بسته بشه یا باز بمونه؟

1298
01:19:04,250 --> 01:19:06,375
ممم، امشب بسته بشه

1299
01:19:06,375 --> 01:19:08,875
باشه، خوب بخوابی

1300
01:19:26,625 --> 01:19:27,833
سلام پدر

1301
01:19:28,458 --> 01:19:29,583
اون خوابیده؟

1302
01:19:29,583 --> 01:19:32,708
تقریباً -
پایانی به ذهنش رسید؟ -

1303
01:19:32,708 --> 01:19:33,708
آره

1304
01:19:33,708 --> 01:19:36,125
ماشین زمان

1305
01:19:36,125 --> 01:19:40,458
اوه خوبه
یه ماشین زمان

1306
01:19:40,458 --> 01:19:42,083
ایدۀ خوبیه

1307
01:19:42,083 --> 01:19:45,250
منم همین فکرو می‌کنم
بیدار موندی؟

1308
01:19:45,250 --> 01:19:47,250
صبح به شهر برمی‌گردم

1309
01:19:47,250 --> 01:19:50,958
پس فکر کردم کمی از شب لذت ببرم

1310
01:19:50,958 --> 01:19:54,083
باشه پدر، من میرم بخوابم

1311
01:19:56,250 --> 01:19:57,458
شب بخیر هایپیشا

1312
01:19:59,208 --> 01:20:00,625
شب بخیر مامان

1313
01:20:01,333 --> 01:20:02,958
شب بخیر هایپیشا

1314
01:20:02,958 --> 01:20:06,708
میشه پیشت بشینم؟

1315
01:20:07,333 --> 01:20:09,208
خیلی هم عالی میشه
