﻿1
00:00:57,182 --> 00:01:02,479
‫«لاکپشت‌های نینجای نوجوان جهش‌یافته»

2
00:01:05,023 --> 00:01:06,357
‫چهار لاکپشت...

3
00:01:07,942 --> 00:01:09,694
‫چهار برادر...

4
00:01:12,280 --> 00:01:16,159
‫که در فاضلاب‌های نیویورک
‫با ژنتیکی متفاوت دوباره زاده شدند.

5
00:01:17,577 --> 00:01:21,623
‫با اسم‌هایی برگرفته شده
‫از بزرگان عصر رنسانس...

6
00:01:21,790 --> 00:01:24,584
‫و تعلیم دیده شده به‌عنوان نینجا.

7
00:01:30,048 --> 00:01:37,055
‫آن‌ها پیش از شکست دشمن قسم‌خورده‌شان یعنی شردر
‫با دشمنان و موجودات بسیاری مبارزه کردند.

8
00:01:40,850 --> 00:01:45,939
‫اما حالا نیروی شرور بزرگ‌تری
‫قصد جان این چهار برادر را کرده.

9
00:01:46,106 --> 00:01:51,194
‫شروری با قدمت ۳ هزار ساله.

10
00:01:59,119 --> 00:02:02,455
‫در همان زمان بود که
‫پادشاهی جنگجو به‌نام یاتل

11
00:02:02,622 --> 00:02:07,669
‫یک انجمن برادری را تشکیل داد
‫که فقط برای یک هدف در کنار هم می‌جنگیدند...

12
00:02:09,337 --> 00:02:13,466
‫فتح تمامی سلطنت‌های جهان.

13
00:02:18,012 --> 00:02:20,348
‫هیچ چیز جلودار آن‌ها نبود.

14
00:02:20,807 --> 00:02:25,103
‫به هر جا که حمله می‌کردند
‫تنها خرابی و مرگ از آن‌ها به‌جا می‌ماند.

15
00:02:41,703 --> 00:02:44,664
‫در مسیر رسیدن به هدف‌اش،
‫یاتل از یک پدیده‌ی نجومی آگاه شد...

16
00:02:44,831 --> 00:02:47,375
‫پدیده‌ای به‌نام ستارگان کیکان.

17
00:02:47,542 --> 00:02:51,421
‫هر ۳ هزار سال یک بار
‫ستارگان در یک راستا قرار می‌گرفتند

18
00:02:51,588 --> 00:02:56,342
‫و یک درگاه به جهانی از
‫قدرتی ناشناخته باز می‌کردند.

19
00:03:00,847 --> 00:03:02,473
‫او جاودان شد...

20
00:03:02,640 --> 00:03:04,851
‫اما بهای سنگینی را پرداخت.

21
00:03:08,396 --> 00:03:12,400
‫انجمن برادری او تبدیل به سنگ شد.

22
00:03:13,026 --> 00:03:15,153
‫و در زمان باز بودن درگاه

23
00:03:15,320 --> 00:03:21,159
‫۱۳ هیولا به دنیای ما وارد شدند.

24
00:03:48,603 --> 00:03:53,066
‫پادشاه جنگجو بر روی
‫زمین تا ابد تنها ماند...

25
00:03:53,233 --> 00:03:59,489
‫نه می‌توانست بمیرد و نه می‌توانست
‫اشتباه بزرگ‌اش را فراموش کند.

26
00:04:07,997 --> 00:04:10,500
‫هیولاهایی که آزاد شده بودند

27
00:04:10,667 --> 00:04:16,214
‫به آزار دادن نسل بشر
‫تا به امروز ادامه دادند.

28
00:04:30,520 --> 00:04:35,942
[آمریکای مرکزی]
[زمان حال]

29
00:04:41,614 --> 00:04:43,574
‫هیولاها...

30
00:04:44,117 --> 00:04:45,159
‫نه!

31
00:04:45,743 --> 00:04:52,375
‫ممنون که به‌خاطر حفاظت از روستاتون
‫دستمزد خیلی خوبی به ما می‌دید.

32
00:04:53,793 --> 00:04:58,923
‫هر چی نباشه، جنگل جای خطرناکیه.

33
00:05:00,633 --> 00:05:02,260
‫- مامان!
‫- آتیش کن بریم.

34
00:05:02,343 --> 00:05:05,138
‫آره خیلی خطرناکه.
‫کلی هیولا توی جنگله.

35
00:05:26,951 --> 00:05:27,952
‫کُره خر!

36
00:05:27,994 --> 00:05:29,537
‫حواست به چاله چوله باشه!

37
00:05:29,704 --> 00:05:32,790
‫آخه راه بسته‌ست قربان.

38
00:05:32,957 --> 00:05:36,502
‫خب، اگه سرت شلوغ نیست
‫گمشو برو برش دار!

39
00:05:36,544 --> 00:05:38,546
‫کورتز، یالا!

40
00:05:47,347 --> 00:05:48,723
‫خدایا...

41
00:05:52,852 --> 00:05:56,105
‫تو کی هستی؟
‫بیا بیرون ببینم!

42
00:05:56,189 --> 00:05:58,316
‫روح جنگل‌ـه...

43
00:05:58,399 --> 00:06:00,360
‫کسایی رو که به ضعیف‌ها زور میگن
‫مجازات می‌کنه.

44
00:06:00,443 --> 00:06:01,569
‫داره میاد سراغمون.

45
00:06:04,405 --> 00:06:07,492
‫یا...یادم اومد گاز رو خاموش نکردم.
‫زنم بفهمه بدبختم.

46
00:06:07,575 --> 00:06:11,287
‫- ای ترسو، برگرد ببینم!
‫- خودتی و خودت، رئیس!

47
00:06:11,371 --> 00:06:14,624
‫بیا بیرون.
‫اصلاً می‌دونی من کی‌ام؟

48
00:06:21,756 --> 00:06:23,216
‫صدای چـ...، چی؟!

49
00:06:35,478 --> 00:06:37,271
‫من از خرافات نمی‌ترسم.

50
00:06:38,356 --> 00:06:40,441
‫من از روح نمی‌ترسم!

51
00:06:46,781 --> 00:06:48,449
‫تو دیگه چی هستی؟

52
00:06:59,669 --> 00:07:01,879
‫معجزه شده!

53
00:07:12,056 --> 00:07:14,684
‫روح جنگل!

54
00:07:19,063 --> 00:07:21,732
‫اونجا.
‫همون‌جا دیدمش.

55
00:07:23,359 --> 00:07:24,610
‫مرسی.

56
00:07:25,236 --> 00:07:27,488
‫بهتره دیگه بری خونه.

57
00:07:27,488 --> 00:07:28,448
‫آهای...

58
00:07:38,374 --> 00:07:41,210
‫برای سر زدن به من خیلی از شهر دور شدی.

59
00:07:41,961 --> 00:07:43,963
‫«لئوناردو»

60
00:07:44,297 --> 00:07:45,381
‫لئو...

61
00:07:49,051 --> 00:07:51,512
‫این همه راه اومدی که من رو پیدا کنی؟

62
00:07:51,596 --> 00:07:53,639
‫راستش من که برای کار اومدم

63
00:07:53,723 --> 00:07:56,350
‫اما بعد در مورد یه افسانه توی جنگل شنیدم
‫که برام آشنا اومد

64
00:07:56,434 --> 00:07:58,102
‫برای همین تصمیم گرفتم
‫یه سر و گوشی آب بدم.

65
00:07:58,186 --> 00:07:59,604
‫حالا برای چه کاری اومدی؟

66
00:07:59,687 --> 00:08:01,230
‫یادگارهای باستانی.

67
00:08:01,314 --> 00:08:07,195
‫یه کله‌گنده‌ی بیکار گلوش پیش یه مجموعه
‫از مجسمه‌های ۳ هزار ساله گیر کرده.

68
00:08:07,278 --> 00:08:10,364
‫صحیح. همچین هم عجیب نیست. همیشه
‫با عجیب غریب‌ها می‌پریدی، اپریل.

69
00:08:10,448 --> 00:08:14,410
‫آره، ولی گروه عجیب غریب ما از وقتی رفتی
‫دیگه مثل قبل نیست.

70
00:08:16,412 --> 00:08:18,414
‫اوضاع خونه زیاد جالب نیست.

71
00:08:19,123 --> 00:08:21,667
‫مگه چقدر بد می‌تونه باشه؟

72
00:08:21,751 --> 00:08:24,504
‫دانی حواسش به همه چی هست.

73
00:08:24,587 --> 00:08:27,381
‫جناب؟ جناب، جناب.
‫«داناتلو»

74
00:08:27,465 --> 00:08:30,635
‫کامپیوتر رو روشن کردید؟
‫به برق وصله؟

75
00:08:30,718 --> 00:08:32,136
‫آره خب، تأثیر داره.

76
00:08:32,220 --> 00:08:34,013
‫آخه برای چی باید کلاس بذارم.

77
00:08:34,096 --> 00:08:36,682
‫فقط دارم بهتون میگم تلفن‌تون
‫پشتیبانی نمی‌کنه، جناب.

78
00:08:36,766 --> 00:08:39,018
‫به‌خدا من دشمن‌تون نیستم.
‫من دانی‌ـم.

79
00:08:39,101 --> 00:08:43,064
‫پشتیبان فنی شبانه روزی
‫و مهربون‌تون، جناب.

80
00:08:43,147 --> 00:08:45,650
‫ببخشید، بخشید...خانم.

81
00:08:46,609 --> 00:08:48,694
‫اما دانی که نابغه‌ست

82
00:08:48,778 --> 00:08:50,947
‫چرا باید بره توی همچین کاری؟

83
00:08:51,030 --> 00:08:52,365
‫حداقل سرش گرم یه‌چیزی هست.

84
00:08:52,490 --> 00:08:55,535
‫اگه دانی سرگرم کارشه
‫پس کی حواسش به مایکی‌ـه؟

85
00:08:55,618 --> 00:08:59,622
‫مایک وارد کار سور و سات و سرگرمی شده.

86
00:09:01,374 --> 00:09:03,167
‫خودشه!
‫«مایکل‌آنجلو»

87
00:09:03,251 --> 00:09:06,546
‫یه تبریک تولد مشتی از طرف کاوابانگا کارل!

88
00:09:08,631 --> 00:09:09,549
‫وای نه!

89
00:09:09,632 --> 00:09:12,635
‫آروم باشید بابا، من ظریفم زود کبود میشم!

90
00:09:12,718 --> 00:09:16,264
‫بابا کبودی اصلاً به رنگ پوست من نمیاد.
‫بابا ولم کنیـد، آی!

91
00:09:16,347 --> 00:09:17,723
‫کارش خوب گرفته.

92
00:09:17,807 --> 00:09:21,310
‫خیلی‌خب، برسیم به آخریش.
‫راف سرش با چی گرمه؟

93
00:09:21,394 --> 00:09:25,481
‫هیچکس نمی‌دونه.
‫کل روز رو خوابه.

94
00:09:25,565 --> 00:09:27,525
‫شب‌ها چیکار می‌کنه؟

95
00:09:37,451 --> 00:09:40,538
‫«رافائل»

96
00:09:40,538 --> 00:09:45,293
‫کد ۲۸۰۲، ۲۸۰۲. یک مورد سرقت
‫در جریان در تقاطع خیابان ۵۵ـم و برادوی.

97
00:09:45,376 --> 00:09:48,087
‫گفته شده مظنونین مسلح و خطرناک هستند.

98
00:09:48,170 --> 00:09:49,547
‫بساط جور شد.

99
00:10:03,561 --> 00:10:04,562
‫«پارک کردن ممنوع»

100
00:10:08,691 --> 00:10:11,652
‫آفرین پسرها. از اونی که
‫فکرش رو می‌کردم آسون‌تر بود.

101
00:10:11,736 --> 00:10:14,655
‫اینجا رو ببینید، توستر برداشتم.

102
00:10:14,739 --> 00:10:18,534
‫دیوونه‌ی وجدان کاریتم، تامی.
‫ما همه ازت الگو می‌گیریم.

103
00:10:27,877 --> 00:10:29,462
‫صدای چی بود؟!

104
00:10:29,545 --> 00:10:31,047
‫قضیه چیه، بچه‌ها؟

105
00:10:32,840 --> 00:10:34,133
‫این دیگه چـ...

106
00:10:41,432 --> 00:10:43,768
‫انگار فقط من و تو موندیم، چلمنگ.

107
00:10:44,935 --> 00:10:48,230
‫نترس بابا.
‫من آزاری ندارم...

108
00:10:49,523 --> 00:10:50,566
‫شاید یه‌کم داشته باشم.

109
00:10:51,651 --> 00:10:52,777
‫پِخ!

110
00:11:02,411 --> 00:11:04,372
‫عاشق وقتی‌ام که ناز می‌کنن در میرن.

111
00:11:14,131 --> 00:11:15,341
‫نگهبان شب.

112
00:11:16,592 --> 00:11:18,594
‫- باز هم زحمت رو برامون کم کرده.
‫- تامی...

113
00:11:18,678 --> 00:11:21,263
‫- دستت رو بردار، نکبت!
‫- کی داره من رو قلقلک میده؟

114
00:11:22,932 --> 00:11:25,559
‫تمرینات تو پارسال تموم شد.

115
00:11:25,643 --> 00:11:28,312
‫اسپلینتر هم میگه دیگه نامه نمی‌نویسی.

116
00:11:28,354 --> 00:11:31,148
‫اسپلینتر من رو فرستاد اینجا
‫تا رهبر بهتری بشم.

117
00:11:31,232 --> 00:11:33,526
‫نمی‌تونم برگردم و نااُمیدش کنم.

118
00:11:33,609 --> 00:11:36,779
‫تازه‌‍ش هم، آدم‌های اینجا بیشتر از برادرهام
‫به کمک من نیاز دارن.

119
00:11:37,780 --> 00:11:39,532
‫اگه استاد اسپلینتر اینجا بود
‫ازت می‌پرسید

120
00:11:39,615 --> 00:11:42,451
‫خواسته‌ی قلبیت چیه؟

121
00:11:42,535 --> 00:11:46,789
‫نمی‌دونم.
‫فقط می‌دونم یه‌چیزی کمه.

122
00:11:47,748 --> 00:11:49,875
‫برادرهات به بودنت احتیاج دارن، لئو.

123
00:11:51,377 --> 00:11:52,795
‫بدون تو راهشون رو گم کردن.

124
00:11:55,631 --> 00:11:56,716
‫لئو؟!

125
00:12:30,416 --> 00:12:32,418
‫[حاجی۰۱]

126
00:12:38,966 --> 00:12:42,762
‫تا وقتی فاضلاب هست
‫کی میره پیست اسکیت!

127
00:12:52,688 --> 00:12:54,315
‫فاضلاب رو دست نداره، داداش!

128
00:13:10,331 --> 00:13:12,291
‫کاوابانگا!

129
00:13:18,172 --> 00:13:19,173
‫همینه!

130
00:13:20,800 --> 00:13:23,302
‫نزدیک بودا.
‫وقتشه بپریم.

131
00:13:25,012 --> 00:13:26,055
‫ایول.

132
00:13:36,065 --> 00:13:38,234
‫مایکی اومده!

133
00:13:40,486 --> 00:13:41,737
‫بچه‌ها؟

134
00:13:42,196 --> 00:13:43,280
‫کسی خونه نیست؟

135
00:13:44,448 --> 00:13:45,699
‫سلام؟

136
00:13:46,450 --> 00:13:48,786
‫بیخیال.

137
00:13:48,869 --> 00:13:50,454
‫یادش بخیر اینجا چقدر باحال بود.

138
00:13:53,249 --> 00:13:57,253
‫افزایش نرخ تقاضای املاک
‫خبر بدی برای صاحبان املاک

139
00:13:57,253 --> 00:14:01,298
‫می‌باشد چرا که بازار مسکن
‫همچنان در حال سقوط است.

140
00:14:01,340 --> 00:14:05,344
‫قهرمان خودسر یعنی نگهبان شب
‫دوباره برگشت.

141
00:14:05,469 --> 00:14:08,764
‫زیاد مطمئن نیستم
‫ولی صد درصد فضایی بود.

142
00:14:08,848 --> 00:14:12,184
‫از این قبیح‌تر نمیشه که به قانون
‫بی‌محلی کنی تا خودت عدالت رو اجرا کنی.

143
00:14:12,268 --> 00:14:15,145
‫- اینجور کارها رو بسپر به پلیس بچه!
‫- در اخبار دیگر...

144
00:14:15,229 --> 00:14:17,147
‫یادش بخیر، چه صفایی داشت...

145
00:14:17,231 --> 00:14:19,149
‫داغون کردن گروه‌های خلافکاری
‫پشت سر هم.

146
00:14:19,233 --> 00:14:20,776
‫آره خب تفنگ مفنگ داشتن

147
00:14:20,860 --> 00:14:23,737
‫ولی به زور و بازوی ما که نمی‌رسید.

148
00:14:23,821 --> 00:14:25,322
‫خودآزاری داری
الکی ‫خودت رو ناراحت می‌کنی؟

149
00:14:25,406 --> 00:14:27,199
‫اون روزها دیگه تموم شده.

150
00:14:27,283 --> 00:14:29,410
‫فراموشش کن.
‫به زندگیت برس.

151
00:14:29,493 --> 00:14:31,161
‫روی کارِت تمرکز کن.

152
00:14:31,245 --> 00:14:33,914
‫بله.
‫دو کلمه از جهان پهلوان داناتلو.

153
00:14:35,416 --> 00:14:37,167
‫به‌به، ببین کی بیدار شده.

154
00:14:37,251 --> 00:14:39,837
‫گمونم شما به‌نظرت نگهبان شب
‫قهرمانه، نه؟

155
00:14:41,088 --> 00:14:44,425
‫هرچی هست بهتر از اینه که وقتی اون
‫نکبت‌ها خلاف می‌کنن دست روی دست بذاره.

156
00:14:44,550 --> 00:14:47,136
‫دوست دارم بدونم تو چیکار می‌کنی
‫که انقدر پر ادعا حرف می‌زنی.

157
00:14:47,219 --> 00:14:50,431
‫حداقل ما داریم کمک می‌کنیم زندگی
‫رو بچرخونیم. تو که کل روز خوابی.

158
00:14:50,514 --> 00:14:53,100
‫آره، من هیچ کاری نمی‌کنم.
‫راست میگی.

159
00:14:53,183 --> 00:14:54,810
‫خوب فهمیدی ۲۴ ساعت زندگیم چطور می‌گذره.

160
00:14:54,894 --> 00:14:57,938
‫هرچی رو ندونم، این رو می‌دونم که
‫سرکش بودنت همیشه توی تیم اختلاف انداخته.

161
00:14:58,022 --> 00:15:01,358
‫فکر می‌کنی بهترین روش برای انجام
‫یه کار، ترسه. اما کاملاً در اشتباهی.

162
00:15:01,442 --> 00:15:04,904
‫اولاً این تیمی که ازش دم می‌زنی
‫دیگه وجود نداره.

163
00:15:04,987 --> 00:15:06,739
‫و دوماً...

164
00:15:06,822 --> 00:15:07,990
‫رافائل...

165
00:15:11,577 --> 00:15:13,203
‫کافیه.

166
00:15:13,287 --> 00:15:15,164
‫فکر کنم که دیگه دوزاریت افتاد.

167
00:15:15,247 --> 00:15:16,916
‫اما این چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

168
00:15:20,419 --> 00:15:22,922
‫چرا به‌جای لئو
‫این رو نفرستادی بره؟

169
00:15:23,005 --> 00:15:27,009
‫داناتلو، این خونه چند وقتی هست
‫که گرمای خانواده رو حس نکرده.

170
00:15:27,092 --> 00:15:30,846
‫هر کدوم از برادرهات نقاط ضعف و قدرتی دارن.

171
00:15:30,930 --> 00:15:34,099
‫باید یاد بگیری که وقتی برادرهات ضعیفن
‫تو قوی باشی.

172
00:15:34,183 --> 00:15:36,977
‫اگه این نکته رو یاد نگیری

173
00:15:37,061 --> 00:15:40,064
‫دیگه امیدی به خانواده‌مون نیست.

174
00:15:57,331 --> 00:15:58,540
‫بذارش زمین!

175
00:16:06,465 --> 00:16:07,967
‫مواظب باش!

176
00:16:08,342 --> 00:16:10,636
‫پس کجایی، کیسی؟

177
00:16:10,719 --> 00:16:13,639
‫یالا دیگه، زود باش، بردار.

178
00:16:15,015 --> 00:16:17,309
‫باز من رو غال گذاشت.
‫آخه الان؟!

179
00:16:17,393 --> 00:16:18,936
‫کیسی الان نمی‌تونه جواب بده
‫چون...

180
00:16:19,019 --> 00:16:20,980
‫دستش بند هیچ کاری نکردنه.

181
00:16:23,774 --> 00:16:25,776
‫به نفعته کارِت مهم باشه.

182
00:16:25,859 --> 00:16:28,612
‫کیسی، من وسط بندرگاه
‫وایسادم و کنارم یه مجسمه‌ی

183
00:16:28,654 --> 00:16:31,448
‫خیلی قیمتیه که هیچ
‫کامیونی برای بردنش نیومده.

184
00:16:31,490 --> 00:16:35,327
‫- سؤالم اینه که، کجایی؟
‫- اپریل!

185
00:16:35,411 --> 00:16:38,706
‫سلام عشقم. خیلی ببخشید
‫به‌خدا ساعت رو کوک کرده بودم ولی...

186
00:16:41,667 --> 00:16:43,711
‫خرابه.
‫ساعت خـ...

187
00:16:46,547 --> 00:16:49,591
‫همینجوریش که شب‌ها غیبت می‌زنه
‫میری قهرمان‌بازی اعصابم رو خرد کردی

188
00:16:49,675 --> 00:16:51,552
‫اما الان دیگه موعد تحویل بار رسیده.

189
00:16:51,635 --> 00:16:53,012
‫ببخشید.

190
00:16:53,095 --> 00:16:54,638
‫وایسا عشقم، راستی...

191
00:16:54,722 --> 00:16:56,682
‫پیام گذاشتی گفتی لئو رو پیدا کردی.

192
00:16:56,765 --> 00:16:59,768
‫- یعنی الان پیشته؟
‫- نه.

193
00:16:59,852 --> 00:17:02,646
‫پیداش کردم ولی برنمی‌گرده.

194
00:17:03,355 --> 00:17:04,398
‫اما آخه...

195
00:17:04,481 --> 00:17:07,985
‫مگه بهش نگفتی چقدر
‫اوضاع خانواده‌‍ش ناجور شده؟

196
00:17:08,068 --> 00:17:12,948
‫ببین کیسی، اگه الان نیای
‫بزرگ‌ترین مشتری‌مون می‌پره.

197
00:17:13,032 --> 00:17:14,992
‫باشه، الان میام.

198
00:17:22,916 --> 00:17:26,378
‫جون مادرت بگو که بر حسب
‫وزنش بهمون دستمزد میدن.

199
00:17:26,462 --> 00:17:28,380
‫اینجا موزه‌ای چیزیه؟

200
00:17:28,464 --> 00:17:30,299
‫یعنی اسم مؤسسه‌ی وینترز به گوشِت نخورده؟

201
00:17:30,382 --> 00:17:31,550
‫نه خب، نخورده.

202
00:17:31,633 --> 00:17:33,385
‫توی هر چیزی یه دستی دارن.
‫املاک...

203
00:17:33,469 --> 00:17:35,804
‫تکنولوژی، دارو و درمان، ژلِ مو.

204
00:17:35,888 --> 00:17:37,973
‫- من که ژل نمی‌زنم.
‫- خر خودتی.

205
00:17:38,057 --> 00:17:41,560
‫من عین انسان‌های اولیه‌‍م.
‫کاملاً طبیعی و نچرال.

206
00:17:41,643 --> 00:17:44,063
‫فقط حواست باشه به چیزی دست نزنی.

207
00:17:44,146 --> 00:17:46,065
‫از من حواس جمع‌تر پیدا نمی‌کنی.

208
00:17:48,650 --> 00:17:50,861
‫خدا کنه گرون نبوده باشه.

209
00:17:50,944 --> 00:17:53,447
‫وای، وایسید...ببخشید...

210
00:17:53,489 --> 00:17:56,158
‫- ای وای.
‫- لطفاً بگو که کار تو نبوده.

211
00:18:07,795 --> 00:18:10,380
‫- آقای وینترز؟
‫- خانم اونیل.

212
00:18:11,465 --> 00:18:13,008
‫تمام قطعات پازل دارن کامل میشن.

213
00:18:13,008 --> 00:18:14,676
‫وای خدا.
‫ایشون همکارمه. کیسی.

214
00:18:14,760 --> 00:18:17,179
‫- خوشوقتم کِنی.
‫- دوست پسرشم، کیسی.

215
00:18:17,262 --> 00:18:18,347
‫موفق شدی؟

216
00:18:18,430 --> 00:18:20,182
‫بله.
‫چهارمین ژنرال.

217
00:18:20,265 --> 00:18:22,017
‫فقط یه‌چیزی...

218
00:18:22,142 --> 00:18:24,937
‫میشه قبل از رفتن یه‌بار دیگه ببینمش؟

219
00:18:36,573 --> 00:18:39,201
‫اگه درست یادم باشه
‫این همونیه که اسمش ژنرال آکیلا بود.

220
00:18:39,284 --> 00:18:42,371
‫البته درستش آگیلاـه
‫ولی خب درست گفتی.

221
00:18:44,998 --> 00:18:48,168
‫این مجسمه‌ها شاید در ظاهر فقط سنگ باشن

222
00:18:48,252 --> 00:18:50,254
‫اما برای من حکم خانواده رو دارن.

223
00:18:50,337 --> 00:18:52,297
‫من اونا رو انتخاب نکردم.

224
00:18:52,381 --> 00:18:55,384
‫دوست رو میشه انتخاب کرد
‫اما خانواده رو هرگز.

225
00:18:56,385 --> 00:18:57,553
‫درسته.

226
00:18:59,763 --> 00:19:01,348
‫مواظب خودتون باشید، آقای وینترز.

227
00:19:09,648 --> 00:19:12,276
‫اگه اومدی من رو بکُشی
‫میشه سریع تمومش کنی؟

228
00:19:12,359 --> 00:19:14,278
‫ساعت ۱۰ با سهامدارها جلسه دارم.

229
00:19:14,361 --> 00:19:15,445
‫بدم نمیاد بهش نرسم.

230
00:19:19,283 --> 00:19:23,662
‫اگه برای آسیب زدن بهت اومده بودیم
‫تا الان کارِت تموم شده بود.

231
00:19:23,745 --> 00:19:27,166
‫من و خانواده‌ی «فوت»
‫اومدیم تا پیشنهادت رو بشنویم.

232
00:19:27,249 --> 00:19:31,587
‫انگار امروز روز شانس منه.

233
00:19:31,670 --> 00:19:34,298
‫فقط قبلش باید بهت بگم
‫که دستمزد ما ارزون نیست.

234
00:19:34,381 --> 00:19:37,092
‫به قیافه‌ی من می‌خوره دستم تنگ باشه؟

235
00:19:37,176 --> 00:19:39,595
‫فقط زمانه که مهمه، عزیزِ من.

236
00:19:40,387 --> 00:19:42,598
‫حالا که انقدر قوی و ثروتمندی

237
00:19:42,639 --> 00:19:45,559
‫از ما چی نیاز داری؟

238
00:19:45,642 --> 00:19:47,936
‫ازتون می‌خوام چشم و گوش من باشید.

239
00:19:48,020 --> 00:19:50,272
‫یه‌سری از دوست‌هام قراره به شهر بیان

240
00:19:50,355 --> 00:19:52,649
‫که می‌خوام به خوبی ازشون استقبال شه.

241
00:19:54,651 --> 00:19:57,529
‫صمیمانه ازشون پذیرایی کنید
‫و اونا رو پیش من بیارید.

242
00:19:59,531 --> 00:20:02,409
‫چطوری بشناسیم‌شون؟

243
00:20:02,492 --> 00:20:05,704
‫نگران نباش، شناختن‌شون راحته.

244
00:20:33,440 --> 00:20:35,609
‫دست‌هات پایین نیاد، فهمیدی؟

245
00:20:35,692 --> 00:20:37,778
‫بفهمم به پلیس زنگ زدی
‫سوراخ سوراخت می‌کنم.

246
00:20:38,362 --> 00:20:40,239
‫چی؟!
‫باز نه!

247
00:20:45,285 --> 00:20:47,454
‫مگه هفته‌ی پیش حسابت رو نرسیدم؟

248
00:20:47,537 --> 00:20:52,042
‫نه، بیخیال، صبر کن...

249
00:20:52,125 --> 00:20:55,212
‫نااُمیدم کردی، کله‌پوک.

250
00:20:55,295 --> 00:20:57,589
‫انگار باید برات کلاس تقویتی بذارم.

251
00:20:57,714 --> 00:20:59,758
‫امیدوارم مزاحم درس نشده باشم.

252
00:20:59,841 --> 00:21:02,511
‫جناب نگهبان شب، برای کلاس
‫کمک نمی‌خوای؟

253
00:21:02,594 --> 00:21:04,638
‫ای خدا، کیسی‌ـه.

254
00:21:04,721 --> 00:21:08,725
‫این یکی رو از پسش بر میام رفیق، مرسی.

255
00:21:08,809 --> 00:21:10,769
‫فکر کردی صاحب این پشت بوم‌هایی؟

256
00:21:10,852 --> 00:21:13,105
‫با خودم گفتم شاید کمکم به‌دردت بخوره.

257
00:21:14,439 --> 00:21:15,774
‫من هم از پادو داشتن بدم نمیاد.

258
00:21:15,857 --> 00:21:19,319
‫شاید همه رو خر کرده باشی
‫اما من رو نه، راف.

259
00:21:19,403 --> 00:21:22,155
‫آره، ولی خب حدس بزن قضیه چیه رفیق...

260
00:21:22,239 --> 00:21:26,285
‫وایسا ببینم، از کجا فهمیدی منم؟

261
00:21:26,368 --> 00:21:29,746
‫همچین کار سختی نبود داداش. می‌دونی،
‫آخه شبیه یه لاکپشت گنده‌ی آهنی هستی.

262
00:21:30,455 --> 00:21:33,166
‫یعنی انقدر ضایع‌ست؟

263
00:21:33,250 --> 00:21:35,627
‫باید همون رشته‌ی حقوق رو ادامه می‌دادم.

264
00:21:35,669 --> 00:21:38,547
‫می‌بینی چه نازه؟
‫می‌خواد فرار کنه.

265
00:21:43,218 --> 00:21:44,845
‫از قرار معلوم پادو گیر آوردم.

266
00:21:44,928 --> 00:21:47,347
‫به همین خیال باش.
‫تو پادوی منی.

267
00:21:48,724 --> 00:21:49,933
‫الان این چیه؟ اثر هنریه؟
‫نمی‌فهمم.

268
00:21:50,309 --> 00:21:51,226
‫خب چیکار می‌کردم؟

269
00:21:51,310 --> 00:21:54,021
‫لم می‌دادم یه گوشه و منتظر می‌موندم
‫تا لئو برگرده و ناجی همه بشه؟

270
00:21:54,104 --> 00:21:59,151
‫از وقتی اسپلینتر فرستادش سفر
‫هیچ خبری ازش بهمون نرسیده.

271
00:21:59,234 --> 00:22:02,571
‫فکر کردی این نکبت‌ها تا یه‌ذره
‫بهشون فشار بیاد بیخیال دزدی میشن؟

272
00:22:02,654 --> 00:22:06,658
‫نه. خلافکارهای این شهر
‫شاید توی خیلی کارها وارد باشن

273
00:22:06,742 --> 00:22:08,410
‫اما تسلیم شدن توی ذاتشون نیست.

274
00:22:09,703 --> 00:22:12,497
‫اصلاً حتی لئو دیگه یه‌ذره هم برام مهم نیست.

275
00:22:12,622 --> 00:22:14,333
‫بعضی وقت‌ها میگم کاش دیگه برنگرده.

276
00:22:14,416 --> 00:22:17,336
‫بیخیال بابا.
‫به‌نظرت یه‌کم زیادی بهش سخت نمی‌گیری؟

277
00:22:17,419 --> 00:22:19,296
‫نمی‌دونم والا، شاید.

278
00:22:19,379 --> 00:22:22,341
‫شاید من هم اگه می‌تونستم جایی
‫غیر از این شهر زندگی کنم، می‌رفتم.

279
00:22:22,424 --> 00:22:24,634
‫اما هیچوقت نمی‌تونم از اینجا برم.

280
00:22:24,718 --> 00:22:29,097
‫حتی نمی‌تونم بدون صدای
‫متروی بالای سرم بخوابم.

281
00:22:29,181 --> 00:22:32,601
‫گمونم این هم از مزایای
‫با ۳تا برادر بزرگ شدنه.

282
00:22:32,684 --> 00:22:34,144
‫نمی‌خوام نصیحتت کنم و بگم چیکار کنی

283
00:22:34,227 --> 00:22:38,106
‫فقط می‌خوام بگم اگه داداشِ من بود
‫یه راهی برای حل این مشکل پیدا می‌کردم.

284
00:22:39,107 --> 00:22:40,567
‫اما خب منم دیگه.

285
00:22:40,650 --> 00:22:43,945
‫من هم خودم مشکلات مخصوص خودم رو دارم.
‫می‌دونی؟ عین قضیه‌ی اپریل.

286
00:22:44,029 --> 00:22:48,450
‫به تشکیل خانواده که فکر می‌کنم باعث میشه
‫دلم برای قدیم‌ها تنگ شه.

287
00:22:48,533 --> 00:22:51,286
‫نمی‌دونم می‌تونم اون آدم
‫بالغی که می‌خواد باشم یا نه.

288
00:22:55,791 --> 00:22:57,959
‫گپ خوبی بود، راف.

289
00:23:24,111 --> 00:23:27,572
‫برخیزید برادران من.
‫برخیز، خواهر عزیزم.

290
00:23:27,614 --> 00:23:30,033
‫ستارگان کیکان در یک راستا قرار گرفته‌اند.

291
00:23:30,117 --> 00:23:33,745
‫از خواب سنگین‌تان برخیزید، ژنرال‌های من.

292
00:24:21,626 --> 00:24:23,795
‫حاجی...

293
00:24:23,879 --> 00:24:26,798
‫حاجی...

294
00:24:34,890 --> 00:24:36,183
‫یالا...

295
00:24:48,278 --> 00:24:49,488
‫وارد شو.

296
00:24:50,739 --> 00:24:52,491
‫بنشین، پسرم.

297
00:24:58,747 --> 00:25:01,666
‫از تمریناتم برگشتم، استاد.

298
00:25:01,750 --> 00:25:06,296
‫انقدر درگیر دنیای خودم شده بودم
‫که بقیه رو از یاد برده بودم.

299
00:25:08,423 --> 00:25:10,175
‫متأسفم که شکست خوردم.

300
00:25:12,719 --> 00:25:15,180
‫اتفاقاً برعکس، پسرم...

301
00:25:19,184 --> 00:25:21,353
‫حالا تو قدرت بیشتری کسب کردی.

302
00:25:31,321 --> 00:25:33,782
‫اینجا حالا به قدرت تو نیاز داره.

303
00:25:33,865 --> 00:25:39,829
‫از من نیازی نیست عذرخواهی کنی
‫اما شاید بهتر باشه با رافائل صحبت کنی.

304
00:25:39,913 --> 00:25:47,254
‫شاید هیچوقت به روی خودش نیاره
‫اما نبودت برای اون سخت‌تر از بقیه بوده.

305
00:25:47,337 --> 00:25:51,174
‫مطمئنم که خیلی زود اوضاع
‫مثل سابق میشه، استاد.

306
00:25:51,258 --> 00:25:55,262
‫خوبه. چون تا وقتی
‫نتونستید متحد و یکپارچه بشید

307
00:25:55,345 --> 00:25:57,305
‫حق مبارزه کردن ندارید.

308
00:25:57,764 --> 00:25:59,140
‫چشم، استاد.

309
00:26:00,809 --> 00:26:02,811
‫دلم برات تنگ شده بود، لئوناردو.

310
00:26:03,812 --> 00:26:05,564
‫من هم همینطور، پدر.

311
00:26:07,607 --> 00:26:09,109
‫رافائل...

312
00:26:09,192 --> 00:26:11,278
‫برادرت برگشته.

313
00:26:15,949 --> 00:26:18,201
‫- سلام.
‫- سلام.

314
00:26:20,787 --> 00:26:22,581
‫خوش برگشتی.

315
00:26:22,664 --> 00:26:24,749
‫مرسی.

316
00:26:24,833 --> 00:26:27,919
‫خب، من دیگه برم بخوابم.

317
00:26:31,506 --> 00:26:35,176
‫هوی، لئو برگشته.
‫بهتره تا باز غیبش نزده برید بهش سلام کنید.

318
00:26:35,260 --> 00:26:37,762
‫- چی؟! لئو!
‫- سلام!

319
00:26:37,804 --> 00:26:40,223
‫- سلام.
‫- ها؟! لئو؟

320
00:26:40,307 --> 00:26:42,726
‫- واقعاً خودتی؟
‫- آره.

321
00:26:42,809 --> 00:26:47,230
‫- دارم خواب می‌بینم، نه؟
‫- نه مایکی، خواب نیستی.

322
00:26:47,314 --> 00:26:50,734
‫خوبه، چون شب‌ها کابوس جشن تولد می‌بینم.

323
00:26:54,821 --> 00:26:57,741
‫خیلی‌خب لئو، راضیم کردی.
‫بگو برای چی اومدیم این بالا؟

324
00:26:57,824 --> 00:27:00,869
‫به اسپلینتر گفتم تیم رو
‫دوباره روی فرم میارم.

325
00:27:00,952 --> 00:27:06,249
‫از وقتی رفتی من تمرین رو ول نکردم.
‫امتیاز بازی‌هام دو برابر شده.

326
00:27:06,333 --> 00:27:08,918
‫صحیح. همون موقعی که تو داشتی بازی می‌کردی

327
00:27:09,002 --> 00:27:11,546
‫جناب نگهبان شب عین یه
‫قهرمان خودسر افتاده به جون

328
00:27:11,588 --> 00:27:14,466
‫محله و داره جولان میده.
‫اما دیگه دوره‌‍ش سر اومده.

329
00:27:14,549 --> 00:27:16,468
‫لئو خان، مثکه یادت رفته غیبت زده بوده.

330
00:27:16,551 --> 00:27:19,638
‫فقط نگهبان شب این وسط
‫تونست حواسش به شهر باشه.

331
00:27:19,763 --> 00:27:22,766
‫این جرم و جنایت نبود که رفت سفر،
‫تو رفتی.

332
00:27:22,849 --> 00:27:26,853
‫من شنیدم موتورش تبدیل به هواپیما میشه.
‫عین یه جت‌پک.

333
00:27:26,936 --> 00:27:30,273
‫دان، تو که انقدر باهوشی
‫بگو ببینم ما چرا جت‌پک نداریم؟

334
00:27:30,357 --> 00:27:33,568
‫جت‌پک؟ من حتی گواهی‌نامه‌ای
‫که داری هم قبول ندارم.

335
00:27:33,652 --> 00:27:36,196
‫شما ندیدید پشت فرمون چطوری...

336
00:27:40,325 --> 00:27:42,327
‫انگار یکی بد اخلاق شده.

337
00:27:46,373 --> 00:27:48,917
‫- خیلی‌خب تارازن خان، وقتشه راه بیوفتی.
‫- راف، صبر کن!

338
00:27:49,000 --> 00:27:50,418
‫اسپلینتر گفته نباید درگیر شیم.

339
00:27:50,502 --> 00:27:53,505
‫تارزان رو قشنگ گفت.

340
00:27:56,591 --> 00:27:59,344
‫خیلی‌خب، فقط یادتون باشه برای تمرین اومدیم.

341
00:27:59,427 --> 00:28:02,430
‫به قول خودم
‫هیچی مثل یه تمرین واقعی نیست، حاجی.

342
00:28:02,514 --> 00:28:05,517
‫کِی اصلاً همچین چیزی گفتی مایکی؟

343
00:28:05,600 --> 00:28:08,770
‫بو رو حس می‌کنید؟
‫انگار اون بالا قفس میمون گذاشتن.

344
00:28:11,648 --> 00:28:16,861
‫عجب، خب خبر خوب اینه که
‫یه مشت نینجای فوت داره دهن‌شون سرویس میشه.

345
00:28:21,741 --> 00:28:24,911
‫خبر بد هم اینه که
‫وقتی اینا لت و پار شدن، بعدش نوبت ماست.

346
00:28:24,994 --> 00:28:27,997
‫آره، ولی منظورت چیه؟
‫به‌نظرت باید بهشون کمک کنیم؟

347
00:28:28,081 --> 00:28:31,543
‫من که ترجیح میدم از منظره لذت ببرم.
‫تو نظرت چیه، ای رهبر بی‌باک؟

348
00:28:31,626 --> 00:28:33,586
‫- ما نباید...
‫- من میگم وراجی بسه.

349
00:28:41,344 --> 00:28:42,846
‫بیا اینجا ببینم پشمالو.

350
00:28:44,097 --> 00:28:45,515
‫تویی!

351
00:28:46,182 --> 00:28:47,517
‫نینجاها...

352
00:28:50,186 --> 00:28:52,313
‫صبر کن!
‫شردر که مُرده.

353
00:28:54,065 --> 00:28:56,317
‫یه دستی برسونی بد نیست
‫ای رهبر بی‌باک.

354
00:28:59,988 --> 00:29:02,323
‫از آب خوردن هم آسون‌تر بود.

355
00:29:03,116 --> 00:29:04,993
‫آخ آخ، باید می‌دونستم
‫اونقدرها هم آسون نیست.

356
00:29:11,791 --> 00:29:14,002
‫اینجا رو باش، آسانسور رو پیدا کردم!

357
00:29:16,713 --> 00:29:18,590
‫آخ، کتفم!

358
00:29:19,257 --> 00:29:20,759
‫آی طحالم!

359
00:29:34,105 --> 00:29:35,940
‫چه نورگیر خوبی برای
‫همه‌ی طبقه‌ها درست کردید.

360
00:29:41,696 --> 00:29:43,698
‫به‌خاطر همین‌جاهاست
‫که میگم جت‌پک نیاز داریم.

361
00:29:43,782 --> 00:29:46,868
‫- خیلی‌خب، نقشه‌ای چیزی ندارید؟
‫- این نقشه چطوره؟

362
00:29:51,790 --> 00:29:54,793
‫اگه زنده موندیم
‫پدر معمار اینجا رو در میارم.

363
00:30:32,080 --> 00:30:35,250
‫وایسا ببینم، چطوری هیولا به اون بزرگی
‫یهو غیبش زد؟

364
00:30:35,333 --> 00:30:37,585
‫آخه منطقـ...او‌ه‌اوه...

365
00:30:37,669 --> 00:30:39,003
‫پلیس‌ها پیداشون شد.

366
00:30:43,716 --> 00:30:45,635
‫راف...راف!

367
00:30:53,059 --> 00:30:57,188
‫آره عشقم، لاکپشت‌ها برگشتن.

368
00:30:57,272 --> 00:31:01,234
‫سبک مبارزه ۱۰ از ۱۰.
‫مهارت ۸ از ۱۰.

369
00:31:01,317 --> 00:31:03,862
‫و مخفی‌کاری هم...۲ از ۱۰.

370
00:31:12,954 --> 00:31:15,665
‫مشکل چیه؟

371
00:31:15,748 --> 00:31:19,127
‫مشکل اینه که قرار ما فقط
‫گشت زدن توی شهر بود

372
00:31:19,210 --> 00:31:22,046
‫تا هر چیز عجیبی دیدیم بهت گزارش بدیم.

373
00:31:22,130 --> 00:31:25,800
‫اما چیزی در مورد هیولا به ما نگفتی.

374
00:31:28,678 --> 00:31:34,726
‫متأسفم که گروه ممتازت تنزل رتبه
‫گرفتن و به یک مشت پادو تبدیل شدن

375
00:31:34,809 --> 00:31:38,730
‫اما اگه درست یادم باشه، ما
‫با هم یه قراری داشتیم، کارای.

376
00:31:38,813 --> 00:31:41,691
‫و ازت انتظار دارم با
‫شرافتت سر قرارمون بمونی.

377
00:31:41,774 --> 00:31:45,236
‫تو که ارزش شرافت رو خوب می‌دونی، نمی‌دونی؟

378
00:31:48,489 --> 00:31:50,867
‫خب، چی عایدمون شد؟

379
00:31:55,330 --> 00:32:00,126
‫عجب، واقعاً عجب.
‫تو اسمت چیه؟

380
00:32:03,421 --> 00:32:05,924
‫مشکلی هم پیش اومد، ژنرال؟

381
00:32:06,007 --> 00:32:08,051
‫خیر، سرورم.

382
00:32:08,134 --> 00:32:11,387
‫پس به این ابله‌ها نشون بده یه مبارز
‫واقعی چطور باید عمل کنه.

383
00:32:11,471 --> 00:32:13,932
‫حواستون باشه
‫وظیفه‌شون رو انجام بدن.

384
00:32:14,015 --> 00:32:15,391
‫ما نیازی به کمک نداریم.

385
00:32:15,475 --> 00:32:20,396
‫در هر صورت من به خانواده‌‍م
‫بیشتر از شما اعتماد دارم، کارای.

386
00:32:20,480 --> 00:32:24,442
‫شما شاید چشم و گوش من باشید
‫اما اونا زور و بازوی من هستن.

387
00:32:24,525 --> 00:32:27,695
‫کمکتون می‌کنن تا ۱۲
‫هیولای باقی مونده رو جمع کنید

388
00:32:27,779 --> 00:32:30,365
‫تا بالأخره بتونیم شاهد به
‫عمل اومدن حق مسلم باشم.

389
00:32:31,908 --> 00:32:34,160
‫قراره مهمونی زیبایی باشه.

390
00:32:40,208 --> 00:32:44,629
‫کسی نفهمید اونی که داشت
‫دیشب کتکمون می‌زد چی بود؟

391
00:32:44,754 --> 00:32:45,964
‫سرم داره می‌ترکه.

392
00:32:46,089 --> 00:32:48,716
‫دیشب واقعاً عجیب بود.
‫اون از اون نینجاهای فوت

393
00:32:48,800 --> 00:32:50,343
‫بعدش هم اون هیولای گنده.

394
00:32:50,426 --> 00:32:54,764
‫آره حاجی، کُپِ مامانت بود.

395
00:32:54,847 --> 00:32:57,892
‫مامانِ من مامان تو هم هست، خنگ خدا.

396
00:32:58,393 --> 00:33:00,019
‫برو بابا.

397
00:33:00,103 --> 00:33:02,730
‫هرچی می‌خوای بخند مایکی
‫ولی دیشب آبرو ریزی بود.

398
00:33:02,814 --> 00:33:04,148
‫بذار بهت بگم چی آبرو ریزیه.

399
00:33:04,232 --> 00:33:05,984
‫اینکه حتی نمی‌تونی یه
‫دستور ساده رو اجرا کنی.

400
00:33:06,067 --> 00:33:09,153
‫آخی، چه بامزه.
‫کلاً دو روز نشده برگشتی

401
00:33:09,237 --> 00:33:12,031
‫حالا می‌خوای بهمون درس
‫پیروی از نقشه یاد بدی؟

402
00:33:12,115 --> 00:33:14,200
‫حالا شد تقصیر من، آره؟

403
00:33:14,283 --> 00:33:16,744
‫من تنها کسی‌ام که مقصره؟!

404
00:33:16,828 --> 00:33:18,830
‫شما تعلیم‌دیده‌ای، نه من.

405
00:33:18,913 --> 00:33:20,999
‫بس کنید دیگه، اسپلینتر اومد.

406
00:33:29,424 --> 00:33:31,926
‫به‌به...صبح بخیر پسران من.

407
00:33:32,010 --> 00:33:33,261
‫- صبح بخیر استاد.
‫- صبح بخیر استاد.

408
00:33:33,344 --> 00:33:34,470
‫سام علیک.

409
00:33:38,850 --> 00:33:42,353
‫روز هر نینجایی باید با یک
‫صبحونه‌ی مقوی شروع بشه.

410
00:33:42,437 --> 00:33:47,150
‫این که شما رو دوباره کنار هم می‌بینم
‫بهتون افتخار می‌کنم.

411
00:33:47,233 --> 00:33:50,903
‫اگه کسی کارم داشت
‫من دارم سریالم رو می‌بینم.

412
00:33:52,447 --> 00:33:54,532
‫- کله شق.
‫- چاپلوسِ اسپلینتر.

413
00:33:56,200 --> 00:34:00,204
‫کودی قراره با دانا به‌هم بزنه.
‫مطمئنم.

414
00:34:00,288 --> 00:34:03,833
‫به‌دلیل خبر ویژه سریال «دختران گیلمور»
‫با تأخیر پخش خواهد شد.

415
00:34:03,958 --> 00:34:05,293
‫هیولاهای سرگردان در شهر؟

416
00:34:05,418 --> 00:34:08,129
‫گزارشاتی درباره‌ی رخ دادن
‫اتفاقاتی عجیب دیشب در یک ساختمان

417
00:34:08,129 --> 00:34:10,757
‫در حال ساخت به دست ما
‫رسیده که اصلاً قابل باور نیست.

418
00:34:10,840 --> 00:34:12,175
‫پسرها!

419
00:34:14,052 --> 00:34:18,056
‫لئوناردو، شدیداً ازت نااُمید شدم.

420
00:34:18,139 --> 00:34:20,475
‫تو برادر ارشد هستی.

421
00:34:20,558 --> 00:34:25,480
‫انتظار داشتم که به این
‫خانواده‌ی به‌هم ریخته نظم بدی.

422
00:34:25,563 --> 00:34:29,859
‫برای همین شما رو از مبارزه منع کردم.

423
00:34:29,942 --> 00:34:35,406
‫اگه هنوز با هم در جدال هستیم
‫نمی‌تونیم با دشمن‌های دیگه مبارزه کنیم.

424
00:34:35,490 --> 00:34:38,159
‫اما آخه استاد اسپلینتر
‫من چطوری همچین کاری کنم وقتی...

425
00:34:38,284 --> 00:34:42,121
‫وقتی که تو رهبر برادرهاتی
‫هیچ عذری موجه نیست، هنرجوی من.

426
00:34:46,334 --> 00:34:48,920
‫باید بریم بیرون ببینیم
‫این داستان‌ها زیر سر کیه.

427
00:34:49,003 --> 00:34:50,379
‫راه دیگه‌ای نداره.

428
00:34:50,463 --> 00:34:53,549
‫این خودسر بازی‌ها رو بذار به
‫عهده‌ی اون یارو شب زنده‌دارـه.

429
00:34:53,633 --> 00:34:55,218
‫- نگهبان شب.
‫- نگهبان بابا، نگهبان شب.

430
00:34:55,301 --> 00:34:56,511
‫حالا هرچی.

431
00:34:57,303 --> 00:34:58,471
‫من که میرم بیرون.

432
00:36:56,589 --> 00:36:59,550
‫طبق گفته‌ی شاهدان، سوراخ‌هایی
‫در سقف طبقات ساختمان

433
00:36:59,592 --> 00:37:03,012
‫به‌وجود آمده که بر اثر اصابت
‫چیزی یا کسی بر آن‌ها بوده.

434
00:37:03,095 --> 00:37:05,932
‫بازرسان و اداره‌ی پلیس کاملاً
‫در بُهت و حیرت به سر می‌برند.

435
00:37:06,265 --> 00:37:10,228
‫[نگهبان شب همچنان آزاد]
‫[نگهبان شب کیست؟]
‫حداقل یکی هست این روزها
‫حواسش به عدالت باشه.

436
00:37:10,353 --> 00:37:12,647
‫هوی، کیسی.

437
00:37:12,688 --> 00:37:14,815
‫- راف؟
‫- بیا پشت بوم، باشه؟

438
00:37:14,857 --> 00:37:16,651
‫چیه؟

439
00:37:16,734 --> 00:37:19,654
‫پشت بوم دیگه.
‫مگه نمی‌دونی پشت بوم چیه؟

440
00:37:19,737 --> 00:37:21,113
‫عجب دستیار پیله‌ایه.

441
00:37:21,197 --> 00:37:24,200
‫فیلمبرداری غیرحرفه‌ای این
‫تصویر را برای ما فرستاده

442
00:37:24,283 --> 00:37:26,285
‫که همانطور که گفتم تصویر
‫غیرحرفه‌ای ضبط شده است.

443
00:37:28,412 --> 00:37:29,997
‫کیسی، این رو ببین.

444
00:37:35,628 --> 00:37:36,796
‫مواظب خودت باش.

445
00:37:40,758 --> 00:37:42,009
‫قضیه چیه، راف؟

446
00:37:42,093 --> 00:37:44,804
‫الان دیگه مشکلمون فقط
‫خلافکارهای ساده نیستن.

447
00:37:44,887 --> 00:37:45,930
‫پس چی‌ها هستن؟

448
00:37:49,517 --> 00:37:51,269
‫یالا!

449
00:38:09,662 --> 00:38:10,871
‫فکر کنم گمش کردیم.

450
00:38:10,955 --> 00:38:12,957
‫باید همین اطراف باشه.

451
00:38:14,000 --> 00:38:16,043
‫گمون نکنم.

452
00:38:25,386 --> 00:38:26,637
‫اینجا چه‌خبره، راف؟

453
00:38:26,721 --> 00:38:28,764
‫بهت گفتم دیشب خوردیم به پست یه هیولا؟

454
00:38:28,848 --> 00:38:32,268
‫نه دوست عزیز، یادت رفت بگی!

455
00:38:33,811 --> 00:38:36,480
‫متوجهی که فقط یه چوب بیسبال دستمه، نه؟

456
00:38:42,653 --> 00:38:45,448
‫فوت؟
‫اینا مگه کلکشون کنده نشد؟

457
00:38:53,956 --> 00:38:57,043
‫بفرما، مجسمه‌های متحرک.
‫واسه‌ی اینا هم نقشه‌ای داری؟

458
00:38:57,126 --> 00:39:00,379
‫آمم...آره. ببین رفیق، اینا
‫برای من هم تازگی دارن.

459
00:39:00,463 --> 00:39:02,631
‫خدا رو چه دیدی، شاید رفیق شدیم.

460
00:39:08,846 --> 00:39:09,930
‫آره، رفیق.

461
00:39:17,855 --> 00:39:20,733
‫وایسا ببینم، اون مجسمه‌ها شبیه...آخ...

462
00:39:29,158 --> 00:39:30,868
‫شاهدی نباید بماند.

463
00:39:32,661 --> 00:39:33,746
‫مراقب باش!

464
00:39:37,041 --> 00:39:38,501
‫حالم داره بد میشه.

465
00:39:44,423 --> 00:39:45,758
‫فکر نکنم بخواد باهامون گپ بزنه.

466
00:39:48,594 --> 00:39:50,388
‫خیلی بی‌شعوری.

467
00:39:52,723 --> 00:39:55,142
‫وایسا بابا!

468
00:39:57,061 --> 00:39:58,479
‫- راف؟
‫- بیا اینجا بابا!

469
00:39:58,562 --> 00:40:01,941
‫- مگه دفعه‌ی اولته نارنجک دودزا می‌بینی؟
‫- دفعه‌ی بعد من هم در جریان بذار.

470
00:40:02,024 --> 00:40:03,484
‫حساسیت دارم.

471
00:40:05,694 --> 00:40:08,155
‫بابا بیخیال.
‫این هفته ماسک دوممه که نابود میشه.

472
00:40:10,199 --> 00:40:12,827
‫عمراً اینجا پیدامون کنن.

473
00:40:12,910 --> 00:40:15,830
‫به‌هوش بمون.
‫زود از اینجا میریم.

474
00:40:25,714 --> 00:40:28,259
‫من رو بگو فکر می‌کردم دخترهای
‫پیشاهنگ که کلوچه می‌فروشن سمجن.

475
00:40:32,138 --> 00:40:34,014
‫بابا خب نمی‌خوایم در رو باز کنیم
‫گمشو دیگه.

476
00:40:35,224 --> 00:40:37,560
‫پلیس!
‫تویی که روی پشت بومی...

477
00:40:37,643 --> 00:40:39,937
‫دست‌هات رو بذار پشت...

478
00:40:41,564 --> 00:40:43,691
‫این دیگه چیه؟
‫تامی، تو هم می‌بینی؟

479
00:40:47,611 --> 00:40:48,904
‫آره، به نفعته فرار کنی.

480
00:40:51,824 --> 00:40:53,868
‫قانعم کردی، راف.

481
00:40:53,951 --> 00:40:55,911
‫خوب بلدی چیکار کنی
‫یه خانم بهش خوش بگذره.

482
00:40:57,121 --> 00:40:58,456
‫راف؟

483
00:41:00,207 --> 00:41:03,627
‫ای وای، باید ببرمت یه جای امن رفیق.

484
00:41:08,174 --> 00:41:10,968
‫دست آشپز درد نکنه.

485
00:41:16,807 --> 00:41:17,933
‫پایه‌ی دسر هستید؟

486
00:41:18,017 --> 00:41:19,560
‫- نه!
‫- اتفاقاً چرا.

487
00:41:19,643 --> 00:41:21,812
‫خدمات مهمانی کاوابانگا کارل، بفرمایید.

488
00:41:21,896 --> 00:41:22,980
‫جونم حاجی.

489
00:41:23,063 --> 00:41:24,231
‫راف آسیب دیده.
‫زود بیاید اینجا!

490
00:41:24,315 --> 00:41:25,983
‫آروم بابا، آروم اپریل.

491
00:41:26,066 --> 00:41:27,067
‫راف چی شده؟

492
00:41:27,151 --> 00:41:28,736
‫نمی‌دونم، بیهوش شده.

493
00:41:28,819 --> 00:41:30,446
‫الان میایم.

494
00:41:39,663 --> 00:41:40,664
‫لئو!

495
00:41:40,748 --> 00:41:41,874
‫برگشتی.

496
00:41:42,166 --> 00:41:43,918
‫لئو!

497
00:41:43,959 --> 00:41:46,670
‫شرمنده توی این وضعیت دور هم جمع شدیم.

498
00:41:48,088 --> 00:41:49,965
‫عجب خونه‌ی حقی جمع کردید.

499
00:41:50,883 --> 00:41:51,884
‫عه، سلام راف.

500
00:41:53,636 --> 00:41:56,764
‫علائم حیاتیش که به‌نظر مشکلی ندارن.

501
00:41:56,847 --> 00:41:59,058
‫گشادی مردمک هم که طبیعیه.

502
00:42:00,184 --> 00:42:01,185
‫وای!

503
00:42:07,775 --> 00:42:09,735
‫یه‌جور سنگه.

504
00:42:09,818 --> 00:42:12,112
‫گمونم ابسیدین باشه.

505
00:42:12,196 --> 00:42:13,864
‫خب حالا حالش خوب میشه؟

506
00:42:14,865 --> 00:42:17,618
‫هنوز اینجایی؟
‫برگرد جنگلت بابا.

507
00:42:17,701 --> 00:42:20,704
‫حداقل هنوز بد عنقیش رو داره.

508
00:42:20,788 --> 00:42:24,917
‫روش حکاکی داره.
‫انگار مال آمریکای جنوبیه.

509
00:42:25,000 --> 00:42:26,710
‫تو اونجا  زیاد رفت و آمد داری، اپریل.

510
00:42:29,964 --> 00:42:32,716
‫اگه بگم اون مجسمه‌هایی
‫که برای وینترز جمع کردی

511
00:42:32,758 --> 00:42:35,970
‫داشتن اینا رو به من و راف
‫شلیک می‌کردن، کمکی می‌کنه؟

512
00:42:37,846 --> 00:42:40,182
‫افسانه‌ی یاتل...

513
00:42:41,058 --> 00:42:42,142
‫امکان نداره.

514
00:42:43,394 --> 00:42:45,062
‫فقط یه افسانه بود.

515
00:42:45,145 --> 00:42:48,983
‫یه داستان ترسناک که اهالی اونجا
‫دور آتیش برای بچه‌ها تعریف می‌کردن.

516
00:42:49,066 --> 00:42:50,818
‫منظورت چیه؟

517
00:42:52,236 --> 00:42:54,947
‫میگن حدود ۳ هزار سال پیش

518
00:42:55,030 --> 00:43:01,078
‫یه جنگجوی بزرگ
‫یه درگاه به یه بُعد دیگه پیدا کرد.

519
00:43:09,003 --> 00:43:14,633
‫و وقتی درگاه باز شد
‫انرژیش به اون جنگجو عمر ابدی داد

520
00:43:14,717 --> 00:43:19,179
‫اما همینطور ژنرال‌هاش
‫رو هم تبدیل به سنگ کرد.

521
00:43:19,263 --> 00:43:22,975
‫اگه این جنجگو از اون
‫زمان زنده مونده باشه چی؟

522
00:43:23,058 --> 00:43:26,020
‫اینطوری تمام این مدت
‫رو با پشیمونی سپری کرده

523
00:43:26,103 --> 00:43:33,193
‫و تمام ثروت و قدرتش رو صرف پیدا کردن
‫راهی برای برگردوندن ژنرال‌های سنگیش کرده.

524
00:43:38,407 --> 00:43:40,117
‫شاید، احتمال داره که...

525
00:43:46,999 --> 00:43:49,460
‫اما خب همونطور که گفتم
‫یه افسانه‌ست.

526
00:43:51,128 --> 00:43:55,841
‫اگه از من می‌پرسید
‫به‌نظرم ردپای وینترز رسماً روش حک شده.

527
00:43:55,924 --> 00:43:57,384
‫از کجا فهمیدی، دانی؟

528
00:43:57,468 --> 00:43:58,510
‫راست میگه.

529
00:43:58,594 --> 00:44:02,765
‫چون که واقعاً اسمش رسماً روش حک شده.

530
00:44:02,848 --> 00:44:05,434
‫خدا رو شکر فهمیدم باید از کی
‫به‌خاطر شلیک شدن بهم تشکر کنم.

531
00:44:05,559 --> 00:44:08,020
‫حالا این یارو و دلقک
‫سنگی‌هاش رو از کجا پیدا کنیم؟

532
00:44:08,062 --> 00:44:10,522
‫تا وقتی از اسپلینتر اجازه نگرفتیم
‫جایی نمیریم.

533
00:44:10,606 --> 00:44:14,443
‫می‌خوای واسه من از اطاعت دستوری حرف بزنی
‫که یک سالِ تموم خودت پشت گوش انداختیش؟

534
00:44:14,526 --> 00:44:17,946
‫ببین راف، اگه حرفی داری
‫بهتره همین حالا بزنی

535
00:44:18,030 --> 00:44:21,575
‫اما این رو بدون که قرار نیست اینجا وایسم
‫سر دستور مستقیم اسپلینتر باهات بحث کنم.

536
00:44:23,035 --> 00:44:25,871
‫باشه پس.
‫من دیگه نیستم.

537
00:44:27,414 --> 00:44:29,917
‫راف، بیخیال رفیق.

538
00:44:30,000 --> 00:44:33,962
‫بعضی وقت‌ها بهترین راه اینه
‫که آدم یه استراحتی به خودش بده.

539
00:44:35,714 --> 00:44:37,675
‫ولمون کن بابا.

540
00:45:12,126 --> 00:45:15,587
‫دو موجود دیگر باقی مانده‌اند، سرورم.

541
00:45:15,671 --> 00:45:19,174
‫خب، به هر قیمتی که شده
‫تمومش کنید.

542
00:45:19,174 --> 00:45:23,470
‫اما اگر طلسم برداشته شود
‫ما دیگر جاودان نخواهیم بود.

543
00:45:24,304 --> 00:45:27,558
‫برادر، روی حرف من حرف نزن.

544
00:45:31,353 --> 00:45:34,481
‫آره، حالا وقتشه.

545
00:45:34,565 --> 00:45:36,233
‫خب، دقیقاً دنبال چی هستیم؟

546
00:45:36,316 --> 00:45:38,110
‫طبق این آمارهای ستاره‌شناسی

547
00:45:38,193 --> 00:45:43,615
‫درگاه قراره ۲۴ ساعت دیگه،
‫درست بالای برج وینترز باز بشه.

548
00:45:43,699 --> 00:45:46,577
‫پس افسانه حقیقت داشت.
‫۳ هزار سال.

549
00:45:46,660 --> 00:45:47,995
‫و وقتی هم که درگاه باز بشه

550
00:45:48,120 --> 00:45:50,622
‫در عرض چند ساعت
‫هیولاها شهر رو تصرف می‌کنن.

551
00:45:50,706 --> 00:45:52,624
‫در عرض چند روز هم
‫کل کشور رو می‌گیرن.

552
00:45:52,708 --> 00:45:54,793
‫بعد از چند هفته هم، کل دنیا رو.

553
00:45:57,713 --> 00:46:02,509
‫پس مثل دنباله‌دار هالی‌ـه
‫منتها هیولا ازش میاد بیرون، آره؟

554
00:46:02,593 --> 00:46:07,139
‫آمم...آره...به گمونم.

555
00:46:07,222 --> 00:46:09,475
‫من خیلی باهوشم.

556
00:46:12,811 --> 00:46:14,313
‫چیزیم نیست.

557
00:46:14,396 --> 00:46:16,148
‫اصلاً راف رو می‌خوایم چیکار؟

558
00:46:16,231 --> 00:46:19,276
‫همیشه به‌خاطر اخلاق تندش
‫کل مأموریت‌هامون خراب میشه.

559
00:46:19,359 --> 00:46:23,530
‫باشه لئو، هرچی تو بگی.
‫ولی اصلاً بحث راف نبود.

560
00:46:23,614 --> 00:46:29,328
‫لئوناردو، این تیمی که انقدر
‫مشتاق رهبریش هستی، هنوز ناقصه.

561
00:46:29,453 --> 00:46:31,413
‫می‌دونی که باید چیکار کنی.

562
00:46:33,582 --> 00:46:35,334
‫بله، استاد.

563
00:46:46,386 --> 00:46:47,513
‫ژنرال‌ها...

564
00:46:47,596 --> 00:46:51,266
‫به گمانم برادرمان قصد خیانت به ما را دارد.

565
00:46:51,350 --> 00:46:55,312
‫هیولای ۱۳ـم نباید پیدا شود.

566
00:46:59,650 --> 00:47:02,903
[غذاخوری شبانه روزی]
‫نظرتون چیه یه تماس دیگه هم در
‫مورد رؤیت هیولاها جواب بدیم؟

567
00:47:02,986 --> 00:47:04,488
‫شنونده داریم از سافرن، نیوجرسی.
‫سلام.

568
00:47:06,448 --> 00:47:08,534
‫رؤیت هیولا، مسخره‌ها.

569
00:47:27,886 --> 00:47:32,224
‫هـیـولا!

570
00:47:32,307 --> 00:47:35,477
‫از مرکز به تمام نیروهای در حال انجام وظیفه.
‫گزارش ایجاد مزاحمت در خیابان ۳۲ـم.

571
00:47:35,561 --> 00:47:36,603
‫هیچ واحدی در دسترس نیست.

572
00:47:36,687 --> 00:47:38,897
‫خوراک خودمه.

573
00:47:41,817 --> 00:47:43,235
‫پـ...پس پلیس چرا نمیاد...

574
00:47:43,360 --> 00:47:44,653
‫چرا پیداشون نشده...

575
00:47:44,695 --> 00:47:49,199
‫روانکاوم...روانکاوم می‌گفت به
‫جایی که خوشحالم می‌کنه فکر کنم...آره.

576
00:47:49,283 --> 00:47:50,909
‫رفتم توی بهشتم، حالم خوبه.
‫الان لاغرم...

577
00:47:50,993 --> 00:47:52,494
‫زحمت نده...

578
00:47:52,578 --> 00:47:54,204
‫خودم از خودم پذیرایی می‌کنم.

579
00:47:59,334 --> 00:48:01,879
‫آخی، تو چقدر نازی.

580
00:48:01,962 --> 00:48:03,672
‫می‌خوای دهنت رو سرویس کنم، کوچولو؟

581
00:48:03,755 --> 00:48:05,507
‫آره گوگولی، آره.

582
00:48:05,591 --> 00:48:08,385
‫بیا بندازمت بالا
‫با مخ بری توی زمین.

583
00:48:08,468 --> 00:48:09,678
‫بیا دیگه کوچولو.

584
00:48:13,223 --> 00:48:15,267
‫ولم کن  !

585
00:48:19,938 --> 00:48:22,691
‫کلاهم رو خط انداختی بابا!

586
00:48:25,027 --> 00:48:27,446
‫این دیگه نوبره.

587
00:48:36,288 --> 00:48:40,208
‫نکن !
‫کلاهم زنگ می‌زنه!

588
00:48:52,429 --> 00:48:53,597
‫بیا ببینم.

589
00:49:03,523 --> 00:49:05,525
‫خوراکی دوست داری، کوچولو؟

590
00:49:07,069 --> 00:49:08,403
‫بخور!

591
00:49:23,460 --> 00:49:26,338
‫دیگه نبینم برگردی، توله خرچنگ نکبت!

592
00:49:26,421 --> 00:49:28,840
‫اونی هم که خوردی مهمونِ من.

593
00:49:28,924 --> 00:49:31,677
‫تو رو خدا کاریم نداشته باش.

594
00:49:31,760 --> 00:49:34,346
‫چی؟ من که نیومدم دزدی کنم.
‫دارم بهت کمک می‌کنم.

595
00:49:34,429 --> 00:49:37,766
‫باشه، هرچی شما بگی جناب.
‫تو رو خدا، من بچه‌ی دانشگاهی دارم.

596
00:49:37,849 --> 00:49:38,850
‫کالج منطقه‌ای.

597
00:49:38,934 --> 00:49:40,394
‫بیخیال، بیا رفیق.

598
00:49:40,519 --> 00:49:42,354
‫- حواست باشه باز در نره.
‫- همه‌‍ش مال خودت.

599
00:49:42,437 --> 00:49:43,605
‫اصلاً نگاه هم نمی‌کنم.
‫بردار.

600
00:49:43,689 --> 00:49:47,234
‫چرا انقدر همه سختشونه
‫باور کنن من آدم خوبی‌ام؟!

601
00:49:47,567 --> 00:49:49,569
‫من همین الان جونت رو نجات دادم.

602
00:49:56,326 --> 00:49:58,912
‫امشب همینطور بهتر و بهتر میشه.

603
00:51:02,642 --> 00:51:05,687
‫می‌خوام بدونی که می‌دونم نیّت خوبی داری

604
00:51:05,771 --> 00:51:08,857
‫اما نمی‌تونی دنیا رو اینطوری عوض کنی.

605
00:51:08,940 --> 00:51:11,109
‫- این مسیر ته‌‍ش بن بسته.
‫- شوخیش گرفته؟

606
00:51:11,193 --> 00:51:12,903
‫- خودم قبلاً توش بودم.
‫- داره نصیحت می‌کنه.

607
00:51:12,986 --> 00:51:14,946
‫برای همین بهت یه فرصت میدم

608
00:51:15,030 --> 00:51:18,116
‫تا جمع کنی بری
‫و این خودسر بازی‌ها رو تمومش کنی.

609
00:51:19,910 --> 00:51:24,539
‫خیلی‌خب لئو، حالا وقتشه تو درس عبرت بگیری.

610
00:51:29,878 --> 00:51:33,507
‫ببین، بهم اعتماد کن، از
‫این کارِت پشیمون میشی.

611
00:51:36,551 --> 00:51:39,513
‫به‌به...
‫متوجه شده بودم که اخلاقت تنده.

612
00:51:42,432 --> 00:51:44,518
‫مطمئنی که بلدی با اینا بجنگی؟

613
00:51:47,187 --> 00:51:49,856
‫بیخیال بابا!
‫به این هم میگن حمله؟

614
00:51:58,824 --> 00:52:01,159
‫چه عجب، بالأخره یه‌کم هیجان.

615
00:52:13,547 --> 00:52:15,173
‫خشم یه‌چیز خیلی جالب داره...

616
00:52:15,215 --> 00:52:17,634
‫اگه خودت رو تسلیمش کنی
‫خیلی زود...

617
00:52:21,221 --> 00:52:23,014
‫دیگه هیچی نمی‌بینی.

618
00:52:35,485 --> 00:52:37,112
‫شبت خوش، شاهزاده‌ی تاریکی.

619
00:52:41,491 --> 00:52:42,659
‫راف؟

620
00:52:44,494 --> 00:52:45,537
‫چی؟!

621
00:52:48,540 --> 00:52:51,042
‫خیلی مغروری، این رو می‌دونستی؟

622
00:52:51,126 --> 00:52:53,420
‫فکر می‌کنی که دنیا دور تو می‌چرخه، مگه نه؟

623
00:52:53,503 --> 00:52:58,800
‫فکر می‌کنی ما بدون راهنمایی لئوناردوـی قادر
‫و قدرتمند از پس مشکلاتمون بر نمیومدیم، آره؟

624
00:52:58,884 --> 00:53:00,552
‫پس بذار یه‌چیزی بهت بگم...

625
00:53:00,635 --> 00:53:05,390
‫- اتفاقاً بدون تو اوضاعمون خیلی هم خوب بود!
‫- به این میگی خوب؟!

626
00:53:05,473 --> 00:53:09,811
‫لباس مبدل پوشیدن و به خطر انداختن
‫امنیت خانواده‌مون یعنی اوضاع خوب؟!

627
00:53:09,895 --> 00:53:11,479
‫چی پیش خودت فکر کردی؟!

628
00:53:11,563 --> 00:53:12,689
‫پررو نشو لئو.

629
00:53:12,772 --> 00:53:14,900
‫انتظار نداشته باش که ول کنی بری
‫و وقتی برگشتی

630
00:53:14,941 --> 00:53:16,902
‫باز عین سربازهای
‫کوچولوت برات به صف شیم.

631
00:53:16,985 --> 00:53:18,570
‫من داشتم تمرین می‌کردم!

632
00:53:18,653 --> 00:53:20,947
‫تمرین می‌کردم تا برای شما
‫رهبر بهتری باشم.

633
00:53:22,115 --> 00:53:23,491
‫چرا به‌خاطر همچین چیزی
‫از من متنفری؟!

634
00:53:23,575 --> 00:53:25,577
‫کی گفته من دنبال رهبرم؟

635
00:53:25,660 --> 00:53:27,078
‫من خودم تنهایی اوضاعم بهتره.

636
00:53:27,162 --> 00:53:28,205
‫بهتره بهش عادت کنی.

637
00:53:28,288 --> 00:53:30,582
‫تو آماده نیستی!

638
00:53:30,624 --> 00:53:32,709
‫عجولی، زود جوش میاری

639
00:53:32,792 --> 00:53:36,880
‫و مهم‌تر از همه
‫من از تو بهترم.

640
00:53:38,632 --> 00:53:40,508
‫یه‌چیزی رو می‌دونی داداش بزرگه؟

641
00:53:40,592 --> 00:53:43,053
‫سر این یکی باهات مخالفم.

642
00:53:46,765 --> 00:53:48,141
‫بیخیالش شو، راف.

643
00:53:49,684 --> 00:53:51,144
‫دیگه از دستور شنیدم خسته شدم.

644
00:55:53,224 --> 00:55:58,480
‫انسان نیست، اما مشخصاً هیولای ۱۳ـم هم نیست.

645
00:56:00,357 --> 00:56:03,401
‫یاتل متوجه تفاوت‌شان نخواهد شد.

646
00:56:03,526 --> 00:56:09,449
‫تا زمانی که برادرمان بفهمد این لاکپشت
‫هیولای ۱۳ـم نیست

647
00:56:09,532 --> 00:56:12,202
‫دیگر دیر خواهد بود.

648
00:56:17,374 --> 00:56:18,541
‫لئو!

649
00:56:32,555 --> 00:56:34,974
‫لئو!
‫دَووم بیار!

650
00:56:39,229 --> 00:56:40,605
‫لئو!

651
00:56:42,065 --> 00:56:43,608
‫لئو!

652
00:56:54,285 --> 00:56:57,205
‫نــه!

653
00:57:16,307 --> 00:57:18,560
‫رافائل!

654
00:57:18,643 --> 00:57:20,437
‫چی شده؟

655
00:57:20,520 --> 00:57:22,939
‫بیرون بودم. بیرون بودم
‫و داشتم یه کاری می‌کردم.

656
00:57:22,981 --> 00:57:26,025
‫بعد یه اتفاقی افتاد که...که...

657
00:57:27,694 --> 00:57:30,113
‫رافائل، بشین.

658
00:57:32,073 --> 00:57:34,159
‫من یه کاری کردم.

659
00:57:34,242 --> 00:57:36,453
‫کار خیلی احمقانه‌ای کردم.

660
00:57:37,537 --> 00:57:38,955
‫ادامه بده.

661
00:57:39,998 --> 00:57:42,208
‫می‌دونم چرا اون رو به من ترجیح دادید.

662
00:57:42,292 --> 00:57:46,129
‫می‌دونم دلیل اینکه
‫اون از من پسر بهتریه چیه.

663
00:57:46,463 --> 00:57:48,047
‫رافائل.

664
00:57:48,131 --> 00:57:52,552
‫تو همیشه بار مشکلات کل
‫دنیا رو به دوش می‌کشی.

665
00:57:52,635 --> 00:57:59,017
‫وقتی که محافظ بقیه باشی
‫صفت خیلی پسندیده‌ایه.

666
00:57:59,100 --> 00:58:05,231
‫باید این رو متوجه باشی که گاهی
‫اوقات ممکنه هنرجوی مورد علاقه‌‍م نباشی

667
00:58:05,315 --> 00:58:10,028
‫اما دلیل نمیشه که تو رو از بقیه‌ی
‫برادرهات کمتر دوست داشته باشم.

668
00:58:10,111 --> 00:58:15,241
‫قوی هستی، شور و اشتیاق داری
‫و شدیداً وفاداری.

669
00:58:15,325 --> 00:58:19,245
‫اینا هم از صفات یک رهبر خوبه

670
00:58:19,329 --> 00:58:23,625
‫اما فقط زمانی که با
‫همدردی و تواضع آمیخته بشن.

671
00:58:23,708 --> 00:58:26,544
‫اما استاد اسپلینتر، امشب بد گند زدم.

672
00:58:27,420 --> 00:58:29,672
‫خیلی بد.

673
00:58:32,717 --> 00:58:34,260
‫اونا بردنش.

674
00:58:41,309 --> 00:58:42,519
‫لئوناردو...

675
00:58:43,520 --> 00:58:44,687
‫آره.

676
00:58:52,237 --> 00:58:55,073
‫پس زمان قایم شدن به سر رسیده.

677
00:58:55,156 --> 00:59:00,161
‫باید به روی شهر بریم
‫تا چیزی که برای ماست رو پس بگیریم.

678
00:59:02,455 --> 00:59:04,374
‫هر طور مایلید، پدر.

679
00:59:08,545 --> 00:59:10,755
‫خیلی وقته که در خفا به سر می‌بریم.

680
00:59:10,838 --> 00:59:12,715
‫شاید حتی زیاد از حد.

681
00:59:12,799 --> 00:59:16,219
‫خب، حالا نقشه چیه؟

682
00:59:16,261 --> 00:59:18,137
‫بذار من بهت بگم.

683
00:59:18,179 --> 00:59:19,639
‫میریم برادرمون رو نجات میدیم

684
00:59:19,681 --> 00:59:21,432
‫و بعدش هم نوبت نجات نیویورک‌ـه.

685
01:00:25,955 --> 01:00:27,373
‫وای...

686
01:00:29,334 --> 01:00:31,669
‫وقتی رفتم ژاپن اونجا خریدمش.

687
01:00:33,171 --> 01:00:34,339
‫بیخیال...

688
01:00:38,092 --> 01:00:41,054
‫بدون ماسکت که نمی‌تونی بری قهرمان‌بازی.

689
01:00:41,137 --> 01:00:43,222
‫وای عزیزم...مرسی.

690
01:01:00,448 --> 01:01:04,035
‫همونطور که دستور گرفتیم
‫هیچکس نباید وارد برج بشه.

691
01:01:04,118 --> 01:01:06,204
‫هیچکس نباید مزاحم بشه.

692
01:01:06,287 --> 01:01:08,289
‫وجود هیچ شاهد عینی قابل قبول نیست.

693
01:01:19,217 --> 01:01:21,761
‫حتماً شوخیت گرفته.

694
01:01:21,844 --> 01:01:24,889
‫کاوابانگا، حاجی!

695
01:01:24,972 --> 01:01:28,101
‫من برای تولد ۱۳ سالگی مکسی کوچولو اومدم.

696
01:01:28,184 --> 01:01:29,102
‫همین حالا برید.

697
01:01:29,185 --> 01:01:31,562
‫متوجه نشدید مثکه.
‫میگم...

698
01:02:20,236 --> 01:02:23,197
‫بالأخره، پس از ۳ هزار سال...

699
01:02:23,281 --> 01:02:25,908
‫زمان آن دوباره فرا رسیده.

700
01:02:46,512 --> 01:02:48,014
‫چی؟

701
01:02:48,097 --> 01:02:50,850
‫شما چیکار کردید؟

702
01:02:50,933 --> 01:02:54,145
‫دوره‌ی تو برای دستور دادن
‫دیگر سر رسیده.

703
01:02:54,228 --> 01:02:55,396
‫شما متوجه نیستید.

704
01:02:55,480 --> 01:02:58,107
‫من می‌خوام این موجودات رو
‫بفرستم به جایی که ازش اومدن.

705
01:02:58,191 --> 01:03:00,443
‫تا خسارتی که سالیان پیش
‫وارد شد رو جبران کنم.

706
01:03:00,526 --> 01:03:03,946
‫زمان فقط و فقط تو را ضعیف کرده.

707
01:03:04,030 --> 01:03:06,199
‫ما نقشه‌ی دیگری داریم.

708
01:03:06,282 --> 01:03:08,451
‫جاودانگی بزرگ‌ترین عذابه، برادر.

709
01:03:08,493 --> 01:03:11,245
‫بهم اعتماد کن.
‫انقدری زندگی کردم که این رو بدونم.

710
01:03:11,329 --> 01:03:13,206
‫باید هیولای ۱۳ـم رو پیدا کنیم.

711
01:03:13,289 --> 01:03:15,416
‫- دیگه وقتشه تمومش کنیم.
‫- نه!

712
01:03:17,460 --> 01:03:20,087
‫دوره‌ی ما تازه آغاز شده است.

713
01:03:43,319 --> 01:03:45,071
‫- قلاب بگیر، دان!
‫- بپر بالا!

714
01:03:50,743 --> 01:03:54,288
‫حاجی خیلی حال داد.
‫من میگم برگردیم بازم بزنیم‌شون.

715
01:04:05,049 --> 01:04:06,342
‫حالا چیکار کنیم؟

716
01:04:06,425 --> 01:04:08,010
‫دارم فکر می‌کنم.

717
01:04:09,470 --> 01:04:11,138
‫اگه شکوندیش
‫پس باید بخریش.

718
01:04:16,352 --> 01:04:18,271
‫آره!
‫ایول!

719
01:04:18,354 --> 01:04:21,107
‫دمت گرم!

720
01:04:21,190 --> 01:04:24,443
‫- آفرین جونز.
‫- به‌هر حال من هم حرکات خاص خودم رو دارم.

721
01:04:24,527 --> 01:04:26,779
‫وای، اینجا رو باش.

722
01:04:26,863 --> 01:04:30,616
‫گمونم این همون گرداب به بُعد دیگه باشه.

723
01:04:30,700 --> 01:04:32,535
‫چه خفن.
‫من هم یکی می‌خوام.

724
01:04:35,621 --> 01:04:37,206
‫لئو؟
‫خودتی؟

725
01:04:38,833 --> 01:04:40,543
‫شرمنده.
‫قفس رو اشتباهی اومدم.

726
01:04:43,546 --> 01:04:45,256
‫لئو...
‫پیداش کردم!

727
01:04:45,339 --> 01:04:47,049
‫لاک مبارک رو ببر کنار.

728
01:04:53,639 --> 01:04:56,809
‫سلام رفیق.
‫بیا ببینم. بریم.

729
01:04:56,893 --> 01:04:59,228
‫همینه.

730
01:05:10,615 --> 01:05:13,534
‫اگه قراره ما رو رهبری
‫کنی و ببری بیرون، اینا نیازت میشه.

731
01:05:15,745 --> 01:05:17,496
‫تو هم نیازم میشی.

732
01:05:24,712 --> 01:05:27,840
‫- وینترز؟
‫- بیشتر بهش می‌خوره ویترین باشه، گرفتی؟

733
01:05:27,924 --> 01:05:29,634
‫مایکی، در مورد خوشمزه‌بازی چی گفتیم؟

734
01:05:32,678 --> 01:05:35,097
‫انگار یکی قبل از ما
‫حسابش رو رسیده.

735
01:05:38,225 --> 01:05:39,268
‫مُرده؟

736
01:05:45,274 --> 01:05:47,109
‫انگار همچین هم جاودان نیست، مگه نه؟

737
01:05:51,572 --> 01:05:53,658
‫دیگه وقتت تمومه، وینترز.

738
01:05:55,326 --> 01:05:56,535
‫خانم اونیل...

739
01:05:56,619 --> 01:05:58,621
‫فکر کنم بد سرم ضربه خورده

740
01:05:58,663 --> 01:06:01,374
‫آخه چهارتا لاکپشت بزرگ دارم می‌بینم.

741
01:06:01,457 --> 01:06:03,376
‫ما می‌دونیم نقشه‌‍ت چیه وینترز.

742
01:06:03,417 --> 01:06:07,797
‫قضیه‌ی درگاه رو می‌دونیم و باید
‫تمام این هیولاها رو بفرستی خونه‌شون.

743
01:06:11,258 --> 01:06:13,469
‫موافقم.

744
01:06:13,552 --> 01:06:19,767
‫وقتشه نفرینی که سر خودم و
‫این دنیا نازل کردم رو بردارم.

745
01:06:19,850 --> 01:06:24,689
‫برای همین اینکارها رو کردم، خانم اونیل.
‫برای دادن کفاره.

746
01:06:24,772 --> 01:06:30,152
‫من باید تمام ۱۳ هیولا رو برگردونم
‫وگرنه نفرین‌مون ادامه داره.

747
01:06:30,236 --> 01:06:34,740
‫و این عذابیه که دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

748
01:06:34,782 --> 01:06:37,743
‫پس باید از عذاب‌ات خلاص شوی.

749
01:06:39,495 --> 01:06:42,873
‫فکر کنم وسط دعوای خانوادگی رسیدیم.

750
01:06:42,957 --> 01:06:45,793
‫زمان آن رسیده تا دوباره درگاه را باز کنیم

751
01:06:45,876 --> 01:06:48,421
‫و نابودی را بر زمین نازل کنیم.

752
01:06:48,504 --> 01:06:53,843
‫وقتی چنان ارتش بزرگی تحت کنترل‌مان
‫داریم، هیچ چیز سد راهمان نخواهد شد.

753
01:06:53,926 --> 01:06:57,138
‫- برادران من...
‫- ما برادران تو نیستیم!

754
01:06:57,221 --> 01:07:02,935
‫وقتی همچنان یک هیولا آزاد باشد
‫نفرین پابرجا خواهد ماند.

755
01:07:03,019 --> 01:07:07,606
‫ما باید کاری را که سال‌ها پیش آغاز کردیم
‫به سرانجام برسانیم

756
01:07:07,690 --> 01:07:10,693
‫تا بالأخره به پیروزی برسیم.

757
01:07:10,776 --> 01:07:13,696
‫به ما بپیوندید، خانواده‌ی فوت.

758
01:07:13,779 --> 01:07:17,742
‫با ما بیعت کنید
‫تا از آسیب در امان باشید.

759
01:07:17,783 --> 01:07:22,371
‫مکتب فوت
‫شرافت رو به جا میاره.

760
01:07:22,455 --> 01:07:24,790
‫ما برای وینترز کار می‌کنیم، نه شما.

761
01:07:29,879 --> 01:07:32,673
‫صحیح، حالا این یعنی چی؟

762
01:07:32,757 --> 01:07:35,718
‫یعنی قراره کمکتون کنیم.

763
01:07:35,801 --> 01:07:38,429
‫نینجاهای من آخرین هیولا رو پیدا می‌کنن

764
01:07:38,512 --> 01:07:40,639
‫و شما اون رو میارید اینجا.

765
01:07:40,723 --> 01:07:42,516
‫زود باشید، زیاد وقت نداریم.

766
01:07:46,062 --> 01:07:48,731
‫من صندلی جلو می‌شینم!

767
01:07:48,814 --> 01:07:50,524
‫آن‌ها را فراموش کنید.

768
01:07:50,608 --> 01:07:52,193
‫تا زمانی که برگردند

769
01:07:52,318 --> 01:07:54,612
‫درگاه بسته شده است...

770
01:07:54,653 --> 01:07:56,947
‫و تو نیز دیگر نخواهی بود.

771
01:07:57,073 --> 01:07:59,575
‫انقدر بدم میاد داداش‌ها
‫اینطوری دعوا می‌کنن.

772
01:07:59,658 --> 01:08:01,535
‫اگه کنار هم دعوا کنن حلاله.

773
01:08:04,455 --> 01:08:06,290
‫شرمنده مهمونیت رو خراب می‌کنیم رفیق

774
01:08:06,373 --> 01:08:08,793
‫ولی گفتیم شاید بتونیم
‫نیروها رو برابر کنیم.

775
01:08:08,876 --> 01:08:11,003
‫از نابودی‌تان لذت خواهیم برد.

776
01:08:15,508 --> 01:08:18,260
‫اگه اجازه بدی...

777
01:08:18,344 --> 01:08:21,806
‫اونا می‌تونن شکستشون بدن.
‫با هم متحدن.

778
01:08:22,723 --> 01:08:24,141
‫امیدوارم...

779
01:08:24,225 --> 01:08:26,519
‫چون اگه نتونن
‫آگیلا از این درگاه استفاده می‌کنه

780
01:08:26,602 --> 01:08:30,689
‫تا ارتشی خبیث به این دنیا بیاره.
‫اون موقع‌ست که دنیا از دست میره.

781
01:08:33,567 --> 01:08:35,027
‫باز هم دارن میان.

782
01:08:35,111 --> 01:08:36,487
‫بیا به جایی که تعلق دارن
‫اونا رو برگردونیم.

783
01:08:41,075 --> 01:08:42,409
‫عصبی شدی، نه؟

784
01:08:54,839 --> 01:08:56,590
‫بیا بغل عمو.

785
01:09:03,389 --> 01:09:06,225
‫نکته‌ی جالب شما جاودان‌های سنگی اینه که...

786
01:09:06,267 --> 01:09:09,186
‫جاودانین و خب...از سنگ درست شدید.

787
01:09:09,270 --> 01:09:10,479
‫تیکه‌هام داره میشه عین مایکی.

788
01:09:12,523 --> 01:09:15,025
‫خوب مبارزه می‌کنی.
‫باید به ما ملحق شوی.

789
01:09:16,068 --> 01:09:18,279
‫نه مرسی، جام خوبه.

790
01:09:26,871 --> 01:09:30,416
‫اینا جدی جدی نمی‌میرن.
‫استاد، حالِت خوبه؟

791
01:09:30,499 --> 01:09:35,337
‫هر چند وقت یه‌بار باید
‫از اینکارها بکنیم.

792
01:09:36,714 --> 01:09:38,507
‫هنوز هم جونش رو دارم.

793
01:09:41,468 --> 01:09:43,554
‫بهتره زودتر هیولای آخر رو پیدا کنن.

794
01:09:43,679 --> 01:09:47,474
‫مطمئنم داداشم کیسی
‫حواسش به همه چی هست.

795
01:09:47,516 --> 01:09:50,477
‫به‌خاطر همین می‌ترسم.

796
01:09:55,774 --> 01:09:57,610
‫این قراضه تندتر نمیره؟

797
01:09:57,693 --> 01:09:59,653
‫- می‌خوای خودت برونی؟
‫- اتفاقاً آره.

798
01:09:59,737 --> 01:10:05,159
‫مثلاً قرار بود دغدغه‌ی اصلی
‫هیولای ۱۳ـم باشه.

799
01:10:30,392 --> 01:10:32,686
‫پسرها، باید همین حالا قال قضیه رو بکنیم!

800
01:10:58,379 --> 01:10:59,838
‫برنده شدیم یا چی؟

801
01:11:04,718 --> 01:11:08,514
‫موجودات ابله.

802
01:11:08,597 --> 01:11:11,558
‫ما جاودانان سنگی هستیم.

803
01:11:11,642 --> 01:11:14,687
‫بدون حضور آخرین هیولا برای شکستن نفرین‌مان

804
01:11:14,770 --> 01:11:16,563
‫ما هیچوقت متوقف نخواهیم شد.

805
01:11:19,441 --> 01:11:21,610
‫سفارشتون رسید!

806
01:11:27,700 --> 01:11:29,201
‫مواظب باشید!

807
01:12:10,326 --> 01:12:12,369
‫حالا چی، بردیم؟

808
01:12:12,453 --> 01:12:14,747
‫آره، گمونم بردیم.

809
01:12:14,830 --> 01:12:17,458
‫- آره!
‫- ایول!

810
01:12:17,541 --> 01:12:19,335
‫این شد یه چیزی!

811
01:12:21,587 --> 01:12:24,381
‫قشنگ دوبل پارک کردی.

812
01:12:24,465 --> 01:12:27,217
‫دفعه‌ی بعد من می‌رونم.

813
01:12:31,889 --> 01:12:33,891
‫مواظب موهام باش!

814
01:12:38,687 --> 01:12:42,775
‫شما همونطور که به اطلاعم رسونده بودن
‫مبارزهای ماهری هستید.

815
01:12:42,858 --> 01:12:44,568
‫شما موفق شدید.

816
01:12:44,651 --> 01:12:47,446
‫امشب از پیروزی‌تون لذت ببرید

817
01:12:47,571 --> 01:12:51,492
‫چون که قراره به‌زودی
‫دوباره به گذر هم بخوریم.

818
01:12:51,617 --> 01:12:55,913
‫قراره چهره‌های آشنایی رو دوباره ببینید.

819
01:12:57,498 --> 01:12:58,916
‫منظورش که...

820
01:13:04,755 --> 01:13:08,717
‫بابا این نینجاها چرا انقدر
‫عاشق نارنجک دودزا هستن؟!

821
01:13:14,890 --> 01:13:17,434
‫انگار خوب موقعی رو برای برگشتن انتخاب کردی.

822
01:13:17,518 --> 01:13:20,437
‫مرسی...که من رو برگردوندی.

823
01:13:26,318 --> 01:13:27,736
‫وینترز؟

824
01:13:32,449 --> 01:13:35,494
‫من معمولاً وقتی انقدر توی درد و رنج باشم
‫اینطوری خوشحال نمیشم.

825
01:13:35,577 --> 01:13:38,622
‫خوشحاله چون دوباره فانی شده، مایکی.

826
01:13:38,705 --> 01:13:42,000
‫اپریل، من خیلی وقته که چشمم به توئه.

827
01:13:42,084 --> 01:13:43,419
‫می‌دونستم!

828
01:13:43,502 --> 01:13:49,007
‫همیشه می‌دونستم تو کسی هستی
‫که کمکم می‌کنی راه خونه رو پیدا کنم.

829
01:13:50,676 --> 01:13:54,680
‫و همینطور شما برادرها...ازتون ممنونم.

830
01:13:54,763 --> 01:14:00,477
‫شما منِ پیرمرد رو خیلی خیلی خوشحال کردید.

831
01:14:02,062 --> 01:14:05,023
‫خب، حالا چی میشه؟

832
01:14:42,519 --> 01:14:45,731
‫صحیح، یه‌کم ترسناک بود.

833
01:14:45,814 --> 01:14:50,402
‫اَه چندش!
‫فکر کنم رفت توی دما...

834
01:14:50,486 --> 01:14:54,531
‫دمـ...دمـ...

835
01:14:54,615 --> 01:14:56,950
‫گندش بزنن!

836
01:14:57,034 --> 01:14:59,328
‫یکی یه دستمال بهم بده.

837
01:14:59,411 --> 01:15:01,538
‫رفت توی دهنم!

838
01:15:01,622 --> 01:15:04,333
‫مزه‌‍ش مزخرفه.

839
01:15:35,030 --> 01:15:36,907
‫برای یکی دیگه هم جا دارید؟

840
01:15:54,091 --> 01:15:57,386
‫میشه من هم از شّر این حلاص بشم؟

841
01:16:14,861 --> 01:16:18,615
‫کنار هم زندگی می‌کنیم. کنار هم
‫تمرین می‌کنیم. کنار هم مبارزه می‌کنیم.

842
01:16:18,699 --> 01:16:21,118
‫تا ابد کنار هم می‌مونیم.

843
01:16:21,201 --> 01:16:23,078
‫ما نینجا هستیم.

844
01:16:23,161 --> 01:16:24,746
‫سخت ضربه می‌زنیم...

845
01:16:24,830 --> 01:16:28,750
‫دفاع می‌کنیم، محافظت می‌کنیم
‫و توی تاریکی شب محو می‌شیم.

846
01:16:28,834 --> 01:16:32,004
‫هیچ آدم بدجنس یا هیولایی قرار
‫نیست هیچوقت این رو تغییر بده.

847
01:16:32,045 --> 01:16:33,964
‫همینه که مهمه

848
01:16:34,006 --> 01:16:37,009
‫و برای همینه که ما همیشه
‫برادر می‌مونیم.

849
01:16:39,678 --> 01:16:41,805
‫عاشق لاکپشت بودنم.
