﻿1
00:00:41,166 --> 00:00:41,916
‫ارباب کجان؟

2
00:00:42,042 --> 00:00:43,460
‫توی اتاقشون

3
00:01:03,021 --> 00:01:05,065
‫بیمارستان مادرت آتش گرفته!

4
00:01:13,073 --> 00:01:14,908
‫مادرم هنوز اونجاست!

5
00:01:19,704 --> 00:01:22,749
‫- صبر کنید من هم بیام
‫- باید همینجا بمونی، ماهیتو

6
00:01:52,612 --> 00:01:54,197
‫باید تخلیه کنید!

7
00:01:54,322 --> 00:01:55,573
‫همگی!

8
00:01:55,740 --> 00:01:56,908
‫بیخیال وسایلتون بشید!

9
00:01:59,202 --> 00:02:00,161
‫مادر...

10
00:02:00,286 --> 00:02:02,956
‫- لطفاً برید عقب!
‫- برگردید خونه!

11
00:02:19,639 --> 00:02:22,475
‫سومین سال جنگ، مادرم فوت کرد

12
00:02:23,268 --> 00:02:26,146
‫یه سال بعد،
‫من و پدرم از توکیو نقل‌مکان کردیم

13
00:02:31,151 --> 00:02:38,116
‫« پسرک و مرغ ماهی‌خوار »

14
00:02:40,994 --> 00:02:46,040
‫« ایستگاه ساگینوما »

15
00:03:16,487 --> 00:03:17,572
‫خودشه

16
00:03:29,626 --> 00:03:31,669
‫با مادرم مو نمی‌زد

17
00:03:33,338 --> 00:03:34,547
‫شرمنده دیر شد

18
00:03:34,672 --> 00:03:36,633
‫ما هم تازه از قطار پیاده شدیم

19
00:03:36,925 --> 00:03:38,343
‫شما باید ماهیتو باشی

20
00:03:38,760 --> 00:03:40,094
‫من ناتسکوئـم

21
00:03:40,386 --> 00:03:41,721
‫انتظار داشتم زودتر برسیم

22
00:03:41,846 --> 00:03:44,307
‫اما توی مسیر پنچر کردیم

23
00:03:47,894 --> 00:03:49,604
‫ماشالا چقدر بزرگ شدی

24
00:03:49,729 --> 00:03:50,980
‫قبلاً فقط یه دفعه دیده بودمت

25
00:03:51,105 --> 00:03:53,691
‫اون هم چند سال پیش،
‫وقتی که خیلی بچه بودی

26
00:03:53,858 --> 00:03:55,360
‫اول میری کارخونه؟

27
00:03:55,485 --> 00:03:58,071
‫بله، اما تا وقت شام خودم رو می‌رسونم

28
00:04:03,868 --> 00:04:05,203
‫به‌به، چه به موقع

29
00:04:05,328 --> 00:04:06,537
‫پس بریم؟

30
00:04:06,663 --> 00:04:08,539
‫مراقب باش. سنگینـه

31
00:04:10,917 --> 00:04:13,169
‫بفرمایید

32
00:04:24,973 --> 00:04:26,391
‫خیلی‌خب، بریم عمارت

33
00:04:26,516 --> 00:04:28,434
‫بله، خانم

34
00:04:35,149 --> 00:04:39,153
‫خب ماهیتو جان، از حالا به بعد
‫قراره من مادرت باشم

35
00:04:39,445 --> 00:04:40,697
‫دوست داری؟

36
00:04:42,657 --> 00:04:44,242
‫دستت رو بده من

37
00:04:48,663 --> 00:04:50,164
‫بچه‌ست

38
00:04:50,290 --> 00:04:52,375
‫قراره یه آبجی یا داداشی داشته باشی

39
00:04:52,500 --> 00:04:54,210
‫فوق‌العاده نیست؟

40
00:04:54,335 --> 00:04:56,713
‫عه. لطفاً بایستید

41
00:04:56,838 --> 00:05:00,049
‫« امیدواریم در میدان نبرد، بخت با شما یار باشد »
‫« بابت فراخواندن‌تان تبریک عرض می‌نماییم »

42
00:05:50,600 --> 00:05:53,686
‫رسیدیم. اینجا خونه‌ی جدیدته

43
00:05:54,187 --> 00:05:56,314
‫ممکنه چمدون رو ببرید داخل؟

44
00:05:56,439 --> 00:05:58,483
‫البته

45
00:06:05,490 --> 00:06:07,825
‫از این طرف، ماهیتو

46
00:06:13,081 --> 00:06:14,540
‫به ندرت از ورودی اصلی استفاده می‌کنیم،

47
00:06:14,665 --> 00:06:17,835
‫ولی تو اولین بارتـه اومدی اینجا،
‫پس این یه بار رو چاره‌ای نیست

48
00:06:22,632 --> 00:06:24,425
‫نگاه کن. اون ساختمونه رو می‌بینی؟

49
00:06:24,550 --> 00:06:26,094
‫همونی که اونجاست؟

50
00:06:26,427 --> 00:06:28,930
‫اون کارخونه‌ی جدید پدرته

51
00:06:29,889 --> 00:06:31,933
‫بعداً می‌تونیم یه سَر بریم

52
00:06:50,701 --> 00:06:51,911
‫ای بابا

53
00:06:52,036 --> 00:06:53,913
‫نمی‌دونم بقیه کجا رفتن

54
00:06:57,917 --> 00:06:59,794
‫کفشت رو با خودت بیار

55
00:07:26,446 --> 00:07:28,573
‫تا حالا ندیده بودم بیاد داخل

56
00:07:28,698 --> 00:07:31,033
‫معمولاً توی باغ می‌چرخه

57
00:07:44,964 --> 00:07:46,966
‫مرغ ماهی‌خوار خاکستریِ محلی‌مونه

58
00:07:47,091 --> 00:07:48,926
‫حتماً می‌خواد استقبال گرمی ازت بکنه

59
00:07:49,051 --> 00:07:50,219
‫بیا

60
00:08:21,792 --> 00:08:23,169
‫چشمم روشن

61
00:08:24,170 --> 00:08:26,422
‫دوباره رفتید سراغ چمدون شیوچی؟

62
00:08:26,923 --> 00:08:28,508
‫اصلاً و ابداً، بانوی من

63
00:08:28,674 --> 00:08:31,511
‫رکاب‌زن گذاشتش اینجا. بله.

64
00:08:31,677 --> 00:08:34,222
‫- خودش گذاشتش همینجا
‫- درسته

65
00:08:34,347 --> 00:08:36,057
‫مجبور شدیم ببینیم مال کیه

66
00:08:36,182 --> 00:08:37,475
‫درسته

67
00:08:37,600 --> 00:08:39,477
‫بوی شیرینی از همه‌جاش می‌باره

68
00:08:39,602 --> 00:08:41,187
‫خیلی خیلی شیرین

69
00:08:42,188 --> 00:08:45,274
‫ایشون پسر شیوچی؛ ماهیتوئـه

70
00:09:30,236 --> 00:09:32,029
‫- چی؟
‫- گوشت گاو نمک‌سوده!

71
00:09:32,154 --> 00:09:33,781
‫وای، با برنج خیلی می‌چسبه

72
00:09:33,906 --> 00:09:36,784
‫کنسرو سالمون؟
‫بدیدش به من

73
00:09:36,909 --> 00:09:40,037
‫نمی‌دونستم هنوز هم گوشت گاو
‫نمک‌سود شده پیدا میشه

74
00:09:40,162 --> 00:09:42,290
‫یه چیز دیگه هم هست

75
00:09:42,415 --> 00:09:45,418
‫- شکر!
‫- وای، می‌تونیم نون‌برنجک درست کنیم!

76
00:09:45,585 --> 00:09:47,044
‫با خمیر لوبیای شیرین

77
00:09:47,169 --> 00:09:49,380
‫- نون‌برنجک شیرین!
‫- شکر سفید خالص

78
00:09:49,505 --> 00:09:50,881
‫من هم می‌خوام امتحان کنم!

79
00:09:53,092 --> 00:09:54,093
‫بیا تنهاشون بذاریم

80
00:09:54,218 --> 00:09:56,470
‫پس واقعاً پیدا میشه

81
00:10:00,641 --> 00:10:02,351
‫انگار که مادرش رو دیده

82
00:10:02,476 --> 00:10:04,437
‫عجب گل‌پسریه

83
00:10:04,604 --> 00:10:06,689
‫امیدوارم چیزیش نشه...

84
00:10:06,814 --> 00:10:08,774
‫سیگار از کجا پیدا کردی تـو؟

85
00:10:08,941 --> 00:10:10,026
‫میشه لطفاً یکی هم به من بدی؟

86
00:10:26,167 --> 00:10:28,419
‫اینجا اتاق جدیدته

87
00:10:30,296 --> 00:10:31,672
‫حتماً خسته و کوفته‌ای

88
00:10:31,797 --> 00:10:33,424
‫برات یه فنجون چای میارم

89
00:12:28,080 --> 00:12:29,749
‫مامان!

90
00:12:30,374 --> 00:12:32,001
‫ماهیتو

91
00:12:32,543 --> 00:12:33,919
‫خدانگهدار

92
00:12:34,295 --> 00:12:35,588
‫مامان!

93
00:12:36,172 --> 00:12:37,214
‫دارم میام!

94
00:12:38,424 --> 00:12:39,925
‫ماهیتو

95
00:12:41,260 --> 00:12:42,553
‫ماهیتو

96
00:12:44,930 --> 00:12:46,348
‫دارم میام، مامان

97
00:14:57,062 --> 00:14:59,023
‫ماهیتو!

98
00:15:01,400 --> 00:15:02,902
‫ماهیتو!

99
00:15:05,779 --> 00:15:07,615
‫ماهیتو!

100
00:16:18,352 --> 00:16:20,729
‫پسر جان!

101
00:16:20,854 --> 00:16:22,690
‫وقتشه برگردید!

102
00:16:22,815 --> 00:16:26,485
‫دل خانم خونه داره
‫مثل سیر و سرکه می‌جوشه

103
00:16:26,860 --> 00:16:30,114
‫ارباب جوان!

104
00:16:34,034 --> 00:16:36,412
‫خیال می‌کردم مُهروموم شده‌ست

105
00:16:38,580 --> 00:16:40,666
‫خدا کنه گول نخوره

106
00:16:40,791 --> 00:16:42,584
‫ارباب جوان

107
00:16:42,710 --> 00:16:44,545
‫خدا رو صد هزار مرتبه شکر سالم‌اید

108
00:16:44,670 --> 00:16:45,879
‫ما کجاییم؟

109
00:16:46,797 --> 00:16:48,340
‫اینجا کجاست؟

110
00:16:48,549 --> 00:16:50,009
‫داخلش پلکان داره

111
00:16:50,801 --> 00:16:52,553
‫خب...

112
00:16:52,970 --> 00:16:55,097
‫بیاید زودی برگردیم خونه

113
00:16:57,975 --> 00:16:59,351
‫پَرهای توی دستم کجا غیبشون زد؟

114
00:17:03,564 --> 00:17:06,692
‫می‌خواستم صبر کنم
‫با شرایط اینجا بیشتر آشنا بشی و عادت کنی

115
00:17:06,817 --> 00:17:08,652
‫تا این مسئله رو باهات درمیون بذارم

116
00:17:09,236 --> 00:17:11,822
‫میگن که مدت‌ها پیش،

117
00:17:11,947 --> 00:17:14,366
‫عموی مادرم اون برج رو بنا کرد

118
00:17:15,743 --> 00:17:18,620
‫به شدت باهوش و باسواد بود،

119
00:17:18,746 --> 00:17:21,206
‫ولی شنیدم از بس کتاب خوند

120
00:17:21,373 --> 00:17:23,250
‫که دیگه مجنون شد

121
00:17:24,501 --> 00:17:27,963
‫قبل از اینکه من به دنیا بیام، یه روز...

122
00:17:28,088 --> 00:17:30,257
‫بی‌خبر غیبش زد

123
00:17:30,382 --> 00:17:34,344
‫هیچ ردّ و نشونی پشت‌سرش نذاشت
‫جز یه کتابی که ناتموم و نیمه‌باز رها شده بود

124
00:17:34,470 --> 00:17:36,180
‫همه‌جا رو برای پیدا کردنش زیر و رو کردن،

125
00:17:36,305 --> 00:17:38,182
‫اما انگار آب شده بود رفته بود توی زمین

126
00:17:41,018 --> 00:17:42,770
‫بعدها که سیل اومد،

127
00:17:42,895 --> 00:17:44,938
‫راهروی تالار اصلی از هم پاشید و

128
00:17:45,064 --> 00:17:46,231
‫زیر برج...

129
00:17:46,398 --> 00:17:48,567
‫تونل‌های تودرتویی کشف کردن

130
00:17:49,985 --> 00:17:51,236
‫به‌قدری خطرناک بودن

131
00:17:51,403 --> 00:17:53,322
‫که پدربزرگم ورودی رو مُهروموم کرد

132
00:17:53,447 --> 00:17:54,823
‫تا کسی اونجا وِل نچرخه

133
00:17:55,657 --> 00:17:58,702
‫برای امنیت خودت هم که شده،
‫دیگه نباید اون طرف‌ها بپلکی

134
00:17:59,411 --> 00:18:02,498
‫چشم. بابت چای خیلی ممنونم

135
00:18:04,958 --> 00:18:07,252
‫- شب بخیر، خانم
‫- شب بخیر

136
00:18:07,377 --> 00:18:09,588
‫لباس گرم بپوش،
‫دم صبح خیلی سرد میشه

137
00:18:09,755 --> 00:18:10,923
‫چشم

138
00:19:11,275 --> 00:19:14,736
‫ماهیتو، به دادم برس

139
00:19:27,666 --> 00:19:28,917
‫رسیدن به‌خیر

140
00:19:29,042 --> 00:19:30,669
‫ممنونم، عزیزم

141
00:20:02,075 --> 00:20:04,578
‫بچه‌های نیروی دریایی آروم و قرار ندارن

142
00:20:04,703 --> 00:20:07,873
‫فکرش رو بکن؛ قُپی می‌اومدن می‌گفتن
‫«سایپن» تا یه سال دووم میاره

143
00:20:09,249 --> 00:20:11,585
‫طفلکی مردمی که جونشون رو از دست دادن

144
00:20:11,710 --> 00:20:14,213
‫خب، همین باعث شد کارخونه سرِپا بمونه

145
00:20:14,338 --> 00:20:17,299
‫ماهیتو، تا مدرسه‌ی داتسون می‌رسونمت

146
00:20:18,634 --> 00:20:20,802
‫ببینن یه دانش‌آموز تازه‌وارد
‫با ماشین اومده مدرسه؛

147
00:20:20,928 --> 00:20:23,555
‫همه انگشت به دهن می‌مونن

148
00:20:25,641 --> 00:20:26,934
‫جای نگرانی نیست

149
00:20:27,100 --> 00:20:29,811
‫وضعیتت رو کامل برای معلم‌ها توضیح دادیم

150
00:20:29,937 --> 00:20:31,480
‫برو خوش بگذرون

151
00:20:38,237 --> 00:20:42,241
‫« داوطلبین کشاورزی »

152
00:20:49,164 --> 00:20:52,167
‫« ماهیتو ماکی »

153
00:22:11,788 --> 00:22:14,249
‫ماهیتو، راستش رو بهم بگو

154
00:22:14,374 --> 00:22:15,792
‫کی همچین بلایی سر پسر مــن آورده؟

155
00:22:16,960 --> 00:22:18,795
‫چیزی نشده. خوردم زمین

156
00:22:19,296 --> 00:22:20,505
‫غصه نخوری ها، خب؟

157
00:22:20,630 --> 00:22:22,591
‫بابایی هنوز نمُرده؛
‫حسابشون رو میذارم کف دستشون

158
00:22:22,716 --> 00:22:24,968
‫ولی باید بهم بگی کار کیه

159
00:22:25,093 --> 00:22:26,136
‫بذار استراحت کنه

160
00:22:26,261 --> 00:22:28,096
‫اجازه نمیدم همچین بلایی سر پاره‌ی تنم بیارن

161
00:22:28,221 --> 00:22:29,389
‫بعدش هم قسر در برن

162
00:22:29,806 --> 00:22:31,350
‫این مسئله رو با مدرسه درمیون می‌ذارم!

163
00:22:41,651 --> 00:22:44,196
‫ماهیتو، به دادم برس

164
00:22:44,321 --> 00:22:47,657
‫ماهیتو! ماهیتو!

165
00:22:48,158 --> 00:22:48,867
‫برو

166
00:22:48,992 --> 00:22:49,993
‫کیش کیش! برو!

167
00:23:07,761 --> 00:23:10,347
‫ای وای من

168
00:23:12,599 --> 00:23:14,684
‫- ماهیتو
‫- کمکم کنید ببندمش

169
00:23:33,870 --> 00:23:37,874
‫مادر. مادر!

170
00:23:55,016 --> 00:23:57,686
‫بانوی من، باید یکمی استراحت کنید

171
00:23:57,811 --> 00:23:58,812
‫نگران نباشید

172
00:23:58,979 --> 00:24:02,315
‫خودمون نوبتی بالاسرش بیدار می‌مونیم

173
00:27:05,624 --> 00:27:07,125
‫دقیقاً چی هستی تو؟

174
00:27:07,250 --> 00:27:09,085
‫می‌دونم یه مرغ‌ ماهی‌خوار معمولی نیستی

175
00:27:14,883 --> 00:27:18,553
‫همونی که همه چشم به‌راهـش بودیم

176
00:27:18,678 --> 00:27:20,972
‫عاقبت پدیدار شد

177
00:27:21,097 --> 00:27:24,059
‫حال تو را به سمت مادرت هدایت می‌نمایم

178
00:27:24,184 --> 00:27:25,143
‫چی چی؟

179
00:27:25,268 --> 00:27:27,812
‫چطور جرئت می‌کنی؟
‫مادرم مُرده!

180
00:27:31,858 --> 00:27:33,985
‫تعجبی نداره که یک انسان
‫همچین فکری بکنه،

181
00:27:34,110 --> 00:27:36,279
‫اما مادر تو نمُرده

182
00:27:36,404 --> 00:27:38,156
‫حقیقت ماجرا اینه که

183
00:27:38,281 --> 00:27:40,784
‫تو که با چشم‌های خودت جسد مادرت رو ندیدی،

184
00:27:40,909 --> 00:27:42,285
‫ دیدی؟

185
00:27:45,205 --> 00:27:49,668
‫چشم به‌راهتـه تا نجاتش بدی

186
00:27:50,126 --> 00:27:52,379
‫لطفاً با ما بیا

187
00:27:52,504 --> 00:27:56,716
‫لطفاً با ما بیا

188
00:27:56,883 --> 00:27:59,552
‫با ما بیا. با ما بیا.

189
00:28:00,303 --> 00:28:04,599
‫با ما بیا. با ما بیا. با ما بیا.

190
00:28:04,724 --> 00:28:07,060
‫- لطفاً با ما بیا
‫- ماهیتو!

191
00:28:07,227 --> 00:28:09,354
‫- ها؟
‫- لطفاً با ما بیا

192
00:28:09,479 --> 00:28:11,356
‫ماهیتو!

193
00:28:12,941 --> 00:28:14,651
‫ماهیتو!

194
00:28:28,123 --> 00:28:31,042
‫- کجایید، ارباب جوان؟
‫- ارباب جوان!

195
00:28:31,167 --> 00:28:33,420
‫خواستار حضور شما هستند

196
00:29:21,301 --> 00:29:22,844
‫اوه

197
00:29:22,969 --> 00:29:25,054
‫بالأخره بیدار شدید

198
00:29:25,346 --> 00:29:27,432
‫خدایا شکرت

199
00:29:32,312 --> 00:29:34,689
‫خیلی دیر به‌هوش اومدید

200
00:29:34,814 --> 00:29:37,692
‫دیگه داشتیم نگران می‌شدیم

201
00:29:38,359 --> 00:29:39,652
‫ماهی‌خوار خاکستری

202
00:29:39,778 --> 00:29:41,446
‫ماهی‌خوار خاکستری؟

203
00:29:42,822 --> 00:29:44,532
‫هنوز همینجاست؟

204
00:29:45,158 --> 00:29:46,910
‫احتمالاً خواب دیدید...

205
00:29:47,035 --> 00:29:49,037
‫ماهیتو. بیدار شدی که

206
00:29:49,162 --> 00:29:50,622
‫غصه نخوری ها

207
00:29:50,747 --> 00:29:53,458
‫صبر کن ببین چجوری اون بچه رو پیدا می‌کنم

208
00:29:53,583 --> 00:29:55,293
‫دست‌وپاچلفتی بازی درآوردم. فقط همین

209
00:29:55,418 --> 00:29:57,378
‫نگران مدرسه رفتنت هم نباش

210
00:29:57,504 --> 00:29:59,297
‫بهشون ۳۰۰‏ ین کمک مالی کردم

211
00:29:59,422 --> 00:30:01,549
‫باید می‌بودی قیافه‌ی مدیر رو می‌دیدی

212
00:30:01,674 --> 00:30:04,219
‫در هر صورت معلم‌هاشون وقت تدریس ندارن

213
00:30:04,344 --> 00:30:06,095
‫داوطلب شدن توی جنگ کمک کنن

214
00:30:06,805 --> 00:30:08,348
‫همم

215
00:30:08,515 --> 00:30:10,725
‫احتمالاً زخمش باعث بشه موهات درنیاد

216
00:30:10,892 --> 00:30:12,811
‫می‌تونی موهات رو بلند کنی تا به چشم نیاد

217
00:30:15,021 --> 00:30:17,315
‫ناتسکو ناخوش‌احواله

218
00:30:17,440 --> 00:30:19,567
‫احتمالاً خسته شده

219
00:30:19,692 --> 00:30:21,778
‫یه‌وقت اذیتش نکنی ها، خب؟

220
00:30:24,697 --> 00:30:26,366
‫دوباره خطوط آهن رو بستن

221
00:30:26,533 --> 00:30:27,951
‫چیزی جز تصادف ازش ندیدیم

222
00:30:28,076 --> 00:30:30,078
‫باید زود سرحال بشی ها، خب؟

223
00:30:30,912 --> 00:30:32,956
‫- خوب ازش مراقبت کنید
‫- چشم

224
00:30:43,299 --> 00:30:47,804
‫اوه، ارباب جوان، باید آروم باشید

225
00:30:47,929 --> 00:30:49,764
‫لطفاً دراز بکشید

226
00:30:49,889 --> 00:30:51,474
‫دستشویی دارم

227
00:30:52,016 --> 00:30:54,561
‫ولی لگن آورده بودم

228
00:31:16,416 --> 00:31:20,336
‫اینجا اتفاقات عجیب و غریب زیاد رخ میده

229
00:31:21,588 --> 00:31:23,381
‫یکی دو تا نیستن

230
00:31:52,035 --> 00:31:54,913
‫هوم؟ مطمئنی به قدری سرحال شدی
‫که بتونی از جات بلند شی؟

231
00:31:55,038 --> 00:31:56,164
‫بله

232
00:31:56,289 --> 00:31:58,124
‫می‌بینی چقدر حیرت‌انگیزن؟

233
00:31:58,708 --> 00:32:00,126
‫نمی‌شد توی ایستگاه بذاریمشون،

234
00:32:00,251 --> 00:32:02,003
‫واسه همین آوردیمشون موقتاً اینجا باشن

235
00:32:03,463 --> 00:32:05,214
‫واقعاً چقدر قشنگ‌ان

236
00:32:05,340 --> 00:32:07,550
‫ناتسکو فکرش پیش تو بود

237
00:32:07,675 --> 00:32:09,677
‫بهتره یه سر بهش بزنی

238
00:32:09,802 --> 00:32:10,929
‫چشم

239
00:32:11,346 --> 00:32:13,598
‫خیلی‌خب. همگی خسته نباشید

240
00:32:13,723 --> 00:32:16,184
‫قبل برگشتن به کارخونه یه نفسی تازه کنید

241
00:32:22,732 --> 00:32:24,484
‫چی شده، ارباب جوان؟

242
00:32:24,609 --> 00:32:26,277
‫غذا باب میلتون نیست؟

243
00:32:26,903 --> 00:32:28,071
‫بدمزه‌ست

244
00:32:28,196 --> 00:32:30,782
‫به‌به، عجب بلبل‌زبونیـه

245
00:32:32,659 --> 00:32:33,785
‫هی، صبر کن ببینم

246
00:32:33,993 --> 00:32:36,579
‫نخیرم! منو کرم ابریشم می‌بینی؟

247
00:32:36,704 --> 00:32:38,831
‫این روزها تنباکو کم پیدا میشه

248
00:32:39,832 --> 00:32:41,209
‫با اجازه من میرم

249
00:32:51,552 --> 00:32:53,513
‫خانم چندین بار گفتن

250
00:32:53,680 --> 00:32:54,764
‫که می‌خوان شما رو ببینن،

251
00:32:54,889 --> 00:32:56,975
‫پس اگه میشه یه سر برید پیششون،

252
00:32:57,100 --> 00:32:58,601
‫مطمئنم خیلی خوشحال میشه

253
00:32:58,726 --> 00:33:00,186
‫چیزیشون شده؟

254
00:33:00,311 --> 00:33:01,562
‫تهوع ناشی از بارداریـه

255
00:33:01,688 --> 00:33:04,273
‫برای بعضی از خانم‌ها،
‫ممکنه حمل بچه توی شکم‌شون

256
00:33:04,399 --> 00:33:06,234
‫به بدنشون نسازه

257
00:33:06,776 --> 00:33:08,653
‫می‌دونستی تو هم همینطوری بودی؟

258
00:33:08,778 --> 00:33:11,948
‫به دنیا که اومدی،
‫مادرت خیلی اذیت شد

259
00:33:19,330 --> 00:33:21,290
‫اومدم خانم رو ببینم

260
00:33:51,195 --> 00:33:52,905
‫بانوی من

261
00:34:18,765 --> 00:34:20,516
‫خیلی متأسفم

262
00:34:20,641 --> 00:34:23,394
‫باید بهتر از این‌ها ازت مراقبت می‌کردم

263
00:34:24,812 --> 00:34:27,482
‫توروخدا منو ببخش کوتاهی کردم، آبجی بزرگه

264
00:34:27,607 --> 00:34:29,650
‫نباید به خودتون فشار بیارید، خانم

265
00:34:29,776 --> 00:34:30,985
‫الان بدنتون ضعیف شده

266
00:34:31,152 --> 00:34:33,237
‫مراقب خودتون باشید و
‫زودتر سرپا شید

267
00:34:57,887 --> 00:35:00,098
‫خواستار حضور شما هستند

268
00:35:29,001 --> 00:35:30,294
‫هوم؟

269
00:35:50,189 --> 00:35:51,524
‫تنباکو؟

270
00:35:51,649 --> 00:35:53,776
‫عجبا، مارموز بدبخت،
‫اصلاً دروغگوی خوبی نیستی

271
00:36:36,068 --> 00:36:37,945
‫ارباب جوان. ارباب جوان.

272
00:36:38,070 --> 00:36:39,906
‫بیاید اینجا. بیاید اینجا.

273
00:36:40,364 --> 00:36:42,074
‫دستم بنده

274
00:36:42,241 --> 00:36:43,743
‫یه چیزی دارم که شاید به دردتون بخوره

275
00:36:43,910 --> 00:36:45,536
‫بیاید اینجا. یالا

276
00:36:46,829 --> 00:36:50,625
‫بگید ببینم، دوست دارید
‫یه تیر و کمون واقعی داشته باشید؟

277
00:36:50,750 --> 00:36:53,377
‫شاید بدونم از کجا بتونید گیرش بیارید

278
00:36:53,502 --> 00:36:55,254
‫منظورم یه تیروکمون مرغوبه

279
00:36:55,379 --> 00:36:57,465
‫نظرتون درمورد تیرهای فولادی چیه؟

280
00:36:57,590 --> 00:37:00,509
‫یا یه کمان کاملاً حرفه‌ای؟

281
00:37:00,635 --> 00:37:01,844
‫بخواید می‌تونید قرضشون کنید

282
00:37:01,969 --> 00:37:03,971
‫کسی هم بویی از این ماجرا نمی‌بره

283
00:37:04,096 --> 00:37:05,014
‫در ازای سیگار؟

284
00:37:05,139 --> 00:37:06,807
‫باریکلا

285
00:37:06,933 --> 00:37:08,809
‫یه پاکت سیگار برام بیارید،
‫بهتون میگم از کجا می‌تونید پیداش کنید

286
00:37:08,935 --> 00:37:10,645
‫دادمشون به سرایدار

287
00:37:10,770 --> 00:37:12,313
‫بعدشم...

288
00:37:12,438 --> 00:37:14,106
‫توی پاکتش فقط دو نخ مونده بود

289
00:37:14,273 --> 00:37:16,817
‫بعد دودستی تقدیم اون کله‌پوک خرفت کردیدشون؟

290
00:37:16,943 --> 00:37:19,028
‫هی، ارباب جوان. برگردید اینجا!

291
00:38:44,905 --> 00:38:46,407
‫هوم؟

292
00:39:40,753 --> 00:39:42,755
‫« تقدیم به ماهیتوی بالغ »

293
00:39:42,880 --> 00:39:44,924
‫« از طرف مادر - پاییز سال ۱۹۳۷ »

294
00:39:51,597 --> 00:39:53,724
‫دست خطِ مادرمه

295
00:39:58,646 --> 00:40:01,273
‫« چطور زندگی می‌کنید؟ »

296
00:40:03,067 --> 00:40:05,152
‫حتماً مادرم اینو برای من گذاشته

297
00:40:44,817 --> 00:40:46,944
‫- بانوی من!
‫- بانوی من!

298
00:40:48,195 --> 00:40:50,906
‫- بانوی من!
‫- بانوی من!

299
00:40:51,031 --> 00:40:52,158
‫بانوی من!

300
00:40:52,283 --> 00:40:54,493
‫- بانوی من!
‫- بانوی من!

301
00:40:55,369 --> 00:40:56,620
‫- بانوی من!
‫- بانوی من!

302
00:40:56,745 --> 00:40:58,205
‫بانوی من!

303
00:40:59,707 --> 00:41:01,459
‫ماجرا چیه؟

304
00:41:01,584 --> 00:41:04,837
‫بانو ناتسکو توی اتاقشون نبودن،
‫انگار دود شدن رفتن توی هوا

305
00:41:06,755 --> 00:41:08,382
‫میام با همدیگه دنبالشون بگردیم

306
00:41:24,106 --> 00:41:25,900
‫همین چند ساعت پیش دیدم
‫داشتن می‌رفتن سمت جنگل

307
00:41:26,025 --> 00:41:27,860
‫چرا باید همچین کاری کنن؟

308
00:41:28,068 --> 00:41:30,571
‫چند ساعتی میشه،
‫اون‌موقع هوا روشن بود

309
00:41:31,113 --> 00:41:33,407
‫داشتن می‌رفتن سمت جنگل،
‫شک ندارم

310
00:41:33,532 --> 00:41:35,034
‫امکان نداره رفته باشن جنگل

311
00:41:35,159 --> 00:41:37,620
‫امروز ماهی‌خوار خاکستری رو ندیدم

312
00:41:37,745 --> 00:41:39,663
‫یه جای کار می‌لنگه. بیاید بریم

313
00:41:44,293 --> 00:41:46,003
‫به نظرم باید برگردیم

314
00:41:46,128 --> 00:41:48,672
‫اصلاً امکان نداره این طرفی اومده باشن

315
00:41:52,718 --> 00:41:55,137
‫آخه چطوری چشم‌هاتون می‌بینه؟

316
00:41:55,262 --> 00:41:56,764
‫بیاید بیرون ببینم!

317
00:41:58,349 --> 00:42:00,392
‫این‌ ردّ صندلـه

318
00:42:02,561 --> 00:42:05,022
‫ارباب جوان!

319
00:42:13,322 --> 00:42:14,740
‫نگاه کنید

320
00:42:15,574 --> 00:42:17,034
‫سنگفرش شده‌ست

321
00:42:17,368 --> 00:42:18,827
‫نمی‌تونم تشخیص بدم چیه

322
00:42:18,953 --> 00:42:20,412
‫چشم‌هام توی تاریکی خوب نمی‌بینه

323
00:42:20,579 --> 00:42:22,164
‫حتماً قبلاً اینجا یه مسیری بوده

324
00:42:22,748 --> 00:42:24,208
‫حالا میشه برگردیم؟

325
00:42:24,333 --> 00:42:27,419
‫بهتون که گفتم، امکان نداره
‫خانم پاشون رو اینجا بذارن

326
00:42:28,921 --> 00:42:31,048
‫گمونم احتمالاً دست خودشون نبوده

327
00:42:56,657 --> 00:42:58,200
‫چراغ‌ها روشن شدن

328
00:42:58,325 --> 00:42:59,827
‫نه، نرو! تله‌ست

329
00:42:59,952 --> 00:43:01,328
‫خودت رو نشون بده، ماهی‌خوار

330
00:43:01,453 --> 00:43:04,790
‫بیا بیرون، با من روبه‌رو شو و
‫همین حالا ناتسکو رو برگردون

331
00:43:05,332 --> 00:43:08,085
‫پذیرای حضورتون هستیم

332
00:43:08,210 --> 00:43:09,628
‫داخل شوید

333
00:43:09,962 --> 00:43:12,006
‫شما دیگه می‌تونید برگردید خونه، خانم

334
00:43:12,131 --> 00:43:13,132
‫خودم تنهایی میرم

335
00:43:13,257 --> 00:43:14,925
‫نباید برید داخلش!

336
00:43:15,050 --> 00:43:18,345
‫امثال ما خدمتکارها،
‫نمی‌تونیم صدای ارباب برج رو بشنویم

337
00:43:18,470 --> 00:43:21,348
‫فقط خاندان شما این صدا رو می‌شنون

338
00:43:21,473 --> 00:43:23,392
‫بیشتر قانع شدم که باید تنها برم

339
00:43:23,517 --> 00:43:25,811
‫قول میدم خاله ناتسکو رو برگردونم

340
00:43:25,936 --> 00:43:27,104
‫وای، کوتاه بیا،

341
00:43:27,229 --> 00:43:29,481
‫می‌دونم خیال می‌کنید
‫ناتسکو نباشه زندگی بهتری دارید

342
00:43:29,607 --> 00:43:31,108
‫مگه همچین طرز فکری ندارید؟

343
00:43:31,233 --> 00:43:34,361
‫پس واقعاً چرا اصرار دارید
‫وارد اون مکان عجیب و غریب بشید؟

344
00:43:34,486 --> 00:43:37,031
‫بهم گفت مادرم زنده‌ست

345
00:43:37,156 --> 00:43:40,034
‫معلومه دروغی بیش نیست
‫اما باید مطمئن بشم

346
00:43:40,618 --> 00:43:42,286
‫نه!

347
00:43:42,411 --> 00:43:43,662
‫صبر کنید! نه

348
00:43:45,998 --> 00:43:48,334
‫وای، کمرم!

349
00:44:13,692 --> 00:44:15,653
‫پذیرای حضورتون هستیم

350
00:44:15,778 --> 00:44:17,071
‫بفرمایید

351
00:44:22,242 --> 00:44:25,245
‫از این طرف. من راهنمایی‌تون می‌کنم

352
00:44:26,705 --> 00:44:27,831
‫به اون وامونده اعتماد نکن

353
00:44:27,956 --> 00:44:29,917
‫- یه تله‌ست
‫- خودم می‌دونم

354
00:44:30,042 --> 00:44:32,169
‫پس اینجا چیکار داریم؟

355
00:45:10,082 --> 00:45:12,167
‫می‌بینید؟

356
00:45:12,292 --> 00:45:15,379
‫الوعده وفا، اینم از مادرتون

357
00:45:20,592 --> 00:45:24,972
‫چرا نمیای جلوتر، از نزدیک نگاه بندازی؟

358
00:45:25,097 --> 00:45:26,682
‫تله‌ست

359
00:45:26,807 --> 00:45:28,392
‫تله

360
00:45:31,979 --> 00:45:33,188
‫صبر کنید، ارباب

361
00:45:55,085 --> 00:45:55,961
‫مادر

362
00:45:56,754 --> 00:45:58,130
‫مادر؟

363
00:45:58,714 --> 00:45:59,798
‫مادر

364
00:46:00,841 --> 00:46:02,342
‫مادر...

365
00:46:24,490 --> 00:46:26,575
‫ای بابا، یکی از بهترین آثارم بود

366
00:46:26,700 --> 00:46:28,702
‫انصافاً حیف شد

367
00:46:28,827 --> 00:46:31,497
‫اگه بهش دست نمی‌زدی
‫موندگاریش بیشتر می‌شد

368
00:46:31,663 --> 00:46:33,791
‫چطور حاضر شدی دست به
‫همچین حرکت بی‌رحمانه‌ای بزنی؟

369
00:46:34,041 --> 00:46:37,252
‫اراده کن،
‫می‌تونم یه دونه جدیدش رو برات بسازم

370
00:46:37,377 --> 00:46:39,963
‫بس کن! به مادر مُرده‌ام بی‌حرمتی کردی!

371
00:46:40,088 --> 00:46:42,674
‫بزن. قلبم درست همینجاست

372
00:46:42,800 --> 00:46:45,803
‫یادت نره فقط یه تیر داری،
‫پس مطمئن شو خطا نزنی

373
00:46:45,928 --> 00:46:48,263
‫بعدش نوبت من میرسه

374
00:46:48,388 --> 00:46:51,183
‫نوبتمم که بشه،
‫قلب توی گَنده دماغِ لاف‌زن و

375
00:46:51,350 --> 00:46:54,812
‫عصاقورت‌داده رو از جاش درمیارم!

376
00:46:56,188 --> 00:46:58,440
‫زورت رو بزن، جوجه!

377
00:46:58,565 --> 00:47:00,943
‫ناکام موندی!

378
00:47:02,528 --> 00:47:03,570
‫ها؟

379
00:47:09,910 --> 00:47:11,286
‫گمشو دیگه!

380
00:47:12,871 --> 00:47:14,456
‫این که از پَرهای ریخته‌ی خودمه

381
00:47:29,221 --> 00:47:31,265
‫بد شد که...

382
00:47:31,723 --> 00:47:32,933
‫شلیک خوبی بود

383
00:47:33,058 --> 00:47:34,101
‫خوب زدی تو خال

384
00:47:34,226 --> 00:47:36,311
‫کار من نبود.
‫تیره خودش حرکت کرد

385
00:47:48,490 --> 00:47:49,825
‫هوم؟

386
00:47:52,828 --> 00:47:53,829
‫صبر کن ببینم!

387
00:47:53,954 --> 00:47:55,873
‫نگو شاهپر شماره‌ی هفتمه

388
00:47:59,877 --> 00:48:02,087
‫لعنت بر شیطون!
‫این کار تقلبه!

389
00:48:07,092 --> 00:48:08,844
‫انقدر نخند!

390
00:48:08,969 --> 00:48:11,388
‫به ابهتم بنگرید

391
00:48:12,598 --> 00:48:15,225
‫توروخدا آروم...

392
00:48:27,529 --> 00:48:29,573
‫خیلی‌خب، تو بردی. میشه تمومش کنیم دیگه؟

393
00:48:30,324 --> 00:48:31,825
‫بگو ببینم ناتسکو کجاست

394
00:48:32,242 --> 00:48:35,203
‫بزنش! یالا، این بوقلمون زرزرو رو به سیخ بکش

395
00:48:35,329 --> 00:48:37,998
‫صبر کنید. اعتراف می‌کنم

396
00:48:38,999 --> 00:48:41,376
‫بگو ببینم، از کجا فهمیدی نقطه ضعفم

397
00:48:41,501 --> 00:48:43,337
‫شاهپر شماره‌ی هفتمه؟

398
00:48:43,462 --> 00:48:45,505
‫یادت نمیاد؟ خودت گفتی الان:

399
00:48:45,631 --> 00:48:47,549
‫«نگو که شاهپر شماره‌ی هفتمه»

400
00:48:47,799 --> 00:48:49,551
‫آها، فهمیدم

401
00:48:49,676 --> 00:48:51,678
‫هرچی می‌کشم از دستِ همین
‫دهن بی‌چاک و بستمه

402
00:48:51,803 --> 00:48:54,932
‫به نفعته منو ببری پیش ناتسکو؛
‫وگرنه وای به حالت

403
00:48:55,057 --> 00:48:57,768
‫خیلی‌خب. ولی اگه من جات بودم،
‫حاضر نمی‌شدم برم اونجا

404
00:49:14,493 --> 00:49:16,662
‫کافیه، پرنده‌ی کودن

405
00:49:16,828 --> 00:49:19,414
‫امر می‌کنم رهنمای پسرک باشی

406
00:49:23,585 --> 00:49:27,089
‫دیگه راه برگشتی وجود نداره

407
00:49:27,214 --> 00:49:29,091
‫نگی بهت هشدار ندادم

408
00:49:35,180 --> 00:49:37,891
‫خدا به همراهت، سرباز

409
00:49:39,935 --> 00:49:42,396
‫من نمی‌خوام بیام!

410
00:49:42,521 --> 00:49:45,023
‫دارید اشتباه می‌کنید!

411
00:49:45,148 --> 00:49:47,025
‫من به دردتون نمی‌خورم!

412
00:52:05,247 --> 00:52:09,292
‫«هر آنکه درجستجوی دانش من باشد،
‫باید از این دنیای فانی دست بشوید»

413
00:52:41,783 --> 00:52:44,286
‫بریم. بریم.

414
00:52:44,411 --> 00:52:46,746
‫بریم غذا بخوریم. بریم.

415
00:52:50,834 --> 00:52:52,169
‫بریم.

416
00:52:52,294 --> 00:52:53,879
‫بریم غذا بخوریم

417
00:52:54,045 --> 00:52:55,130
‫بلند شو

418
00:52:55,255 --> 00:52:57,507
‫راه برو، راه بیفت

419
00:53:02,053 --> 00:53:04,764
‫وای نه، یکی دروازه‌ی قبرستون رو وا کرده

420
00:53:33,543 --> 00:53:35,754
‫از اینجا برید!
‫کیش کیش، از دست شما پرنده‌‌های وامونده!

421
00:54:13,667 --> 00:54:15,335
‫پاشو

422
00:54:16,878 --> 00:54:18,255
‫بیا

423
00:54:20,799 --> 00:54:23,760
‫بیا بریم تا مُرده‌ها بیدار نشدن

424
00:54:47,117 --> 00:54:49,035
‫رفت

425
00:54:49,577 --> 00:54:52,414
‫حالا عقبی راه بیا.
‫پشت‌سرت رو نگاه نکن

426
00:55:02,674 --> 00:55:05,176
‫چرا دروازه‌ی قبرستون رو باز کردی؟

427
00:55:05,593 --> 00:55:07,304
‫پلیکان‌ها به داخل هُلـم دادن

428
00:55:07,429 --> 00:55:09,264
‫تیرت رو بده ببینم

429
00:55:16,438 --> 00:55:17,605
‫این مال ماهی‌خوار خاکستریه؟

430
00:55:17,772 --> 00:55:20,525
‫تعجبی نداره که پلیکان‌ها
‫نتونستن یه لقمه‌ی چپت کنن

431
00:55:27,198 --> 00:55:28,616
‫باد شروع شده

432
00:55:28,742 --> 00:55:30,201
‫که یعنی جزر و مد هم توی راهـه

433
00:55:30,327 --> 00:55:32,245
‫خیلی‌خب، پس. بجنب. دنبالم بیا

434
00:55:55,185 --> 00:55:57,437
‫هُل بده!

435
00:56:22,587 --> 00:56:24,506
‫ماجرای زخمت چیه؟

436
00:56:27,467 --> 00:56:29,511
‫حتماً پانسمانم افتاده

437
00:56:31,304 --> 00:56:33,640
‫عه، من هم یکیش رو دارم. می‌بینی؟

438
00:56:33,765 --> 00:56:36,017
‫یه باسترک مرداب به این روز انداختتم

439
00:56:36,142 --> 00:56:37,936
‫باسترک مرداب؟

440
00:56:38,061 --> 00:56:39,729
‫نمی‌دونی که چقدر گنده بود

441
00:56:39,854 --> 00:56:41,648
‫تهش کبابش کردم خوردمش

442
00:56:41,773 --> 00:56:43,316
‫یه موج بزرگ داره میاد

443
00:56:43,441 --> 00:56:45,652
‫اینو رد کنیم دیگه دریا آرومه

444
00:57:36,119 --> 00:57:37,871
‫دنبال ناتسکوئـم

445
00:57:38,121 --> 00:57:39,747
‫می‌شناسیش؟

446
00:57:40,373 --> 00:57:43,001
‫شاید. چشمت رو گرفته؟

447
00:57:44,586 --> 00:57:47,213
‫نه، چشم بابام رو گرفته

448
00:57:47,338 --> 00:57:49,424
‫من فقط دنبالـشم

449
00:57:50,633 --> 00:57:52,886
‫اسم خودت چیه؟

450
00:57:55,096 --> 00:57:56,347
‫ماهیتو

451
00:57:56,764 --> 00:57:58,558
‫یعنی «بی‌ریا»

452
00:57:58,933 --> 00:58:00,268
‫خب، با عقل جور درمیاد

453
00:58:00,393 --> 00:58:02,770
‫حالا فهمیدم چرا بوی گندِ مرگ میدی

454
00:58:03,688 --> 00:58:04,898
‫اونجا رو نگاه کن

455
00:58:08,610 --> 00:58:11,237
‫اون‌ها یه مُشت شبح‌ان

456
00:58:11,362 --> 00:58:13,865
‫مُرده‌ها این دنیا رو احاطه کردن

457
00:58:19,662 --> 00:58:21,414
‫خیلی‌خب، دیگه پارو نزن

458
00:58:53,029 --> 00:58:54,405
‫اون‌ها کی‌ هستن؟

459
00:58:54,531 --> 00:58:56,032
‫گمونم میشه اسمشون رو سوداگر گذاشت

460
00:58:56,157 --> 00:58:57,659
‫آخه برای شکارمون اومدن

461
00:58:57,825 --> 00:58:59,744
‫احتمالاً پرچم‌مون رو دیدن

462
00:59:02,247 --> 00:59:04,332
‫نمی‌تونن چیزی رو بکشن،

463
00:59:04,457 --> 00:59:06,543
‫بخاطر همین گردن خودمه

464
00:59:37,198 --> 00:59:38,658
‫ها؟

465
00:59:51,629 --> 00:59:53,172
‫پیاده شو. کمکم کن

466
00:59:53,298 --> 00:59:55,383
‫الان «واراوارا»ها از راه می‌رسن

467
01:00:19,449 --> 01:00:21,159
‫فِس فِس نکن

468
01:00:21,284 --> 01:00:23,661
‫ماهیه که خودش ریز ریز نمیشه

469
01:00:33,421 --> 01:00:34,922
‫بیا، بچسب به کار

470
01:00:58,529 --> 01:00:59,656
‫تو امتحان کن

471
01:01:05,036 --> 01:01:06,537
همونجا

472
01:01:10,166 --> 01:01:12,335
‫عمیق‌تر

473
01:01:18,591 --> 01:01:20,635
‫حالا با تموم زورت بکش!

474
01:01:29,977 --> 01:01:31,896
‫نذار دل‌وروده‌ش بریزه بیرون

475
01:01:32,939 --> 01:01:35,942
‫این واراواراها باید بخورنشون
‫تا بتونن پرواز کنن

476
01:02:24,657 --> 01:02:26,576
‫آهای، وقت غذا خوردنه

477
01:02:27,076 --> 01:02:29,579
‫حواست باشه عروسک‌ها رو نندازی

478
01:02:56,439 --> 01:02:58,483
‫این عروسک‌ها خیلی شبیه مادربزرگ‌های

479
01:02:58,608 --> 01:03:00,193
‫عمارت جدیدی‌ان که توش زندگی می‌کنم

480
01:03:01,944 --> 01:03:04,614
‫خودم فرستادمشون تا ازت مراقبت کنن

481
01:03:04,739 --> 01:03:06,908
‫اگه تشنته، آب اونجاست

482
01:03:31,224 --> 01:03:32,600
‫کریکو

483
01:03:32,934 --> 01:03:34,185
‫تو اسمم رو از کجا می‌دونی؟

484
01:03:34,310 --> 01:03:36,020
‫من که بهت نگفتم کی هستم

485
01:03:36,479 --> 01:03:38,147
‫کریکویی دیگه، درسته؟

486
01:03:38,272 --> 01:03:40,024
‫با اینکه این دنیا هیچ چیش

487
01:03:40,149 --> 01:03:41,859
‫شبیه به دنیای خودم نیست،

488
01:03:41,984 --> 01:03:44,403
‫ولی انگار یه چندتا نقطه‌ی اشتراک دارن

489
01:03:44,612 --> 01:03:47,156
‫خب، من که از روز ازل همینجا زندگی می‌کردم

490
01:03:47,824 --> 01:03:49,951
‫کریکویی که من می‌شناسم؛ یه خانم مُسنـه

491
01:03:50,493 --> 01:03:52,078
‫درست شبیه یکی از این عروسک‌هات

492
01:03:52,245 --> 01:03:54,580
‫غذات داره سرد میشه

493
01:03:55,665 --> 01:03:56,958
‫دستشوییت کجاست؟

494
01:03:57,083 --> 01:03:59,377
‫بیرون تهِ حیاطه

495
01:04:00,253 --> 01:04:01,295
‫ممنون

496
01:05:53,199 --> 01:05:54,617
‫دارن چیکار می‌کنن؟

497
01:05:55,868 --> 01:05:58,371
‫بزرگ که بشن، می‌تونن پرواز کنن

498
01:05:59,080 --> 01:06:01,958
‫خیلی وقته که پرواز کردنشون رو ندیدم

499
01:06:12,760 --> 01:06:14,971
‫کوچولوها هم دورهمدیگه جمع میشن
‫تا تماشاشون کنن

500
01:06:15,096 --> 01:06:17,098
خب مقصدشون کجاست؟

501
01:06:17,223 --> 01:06:19,100
‫میرن که متولد بشن

502
01:06:19,225 --> 01:06:20,935
‫گمونم همون جایی که تو ازش اومدی

503
01:06:21,060 --> 01:06:22,895
‫پرواز می‌کنن که اون بالا متولد بشن

504
01:06:23,020 --> 01:06:25,648
‫- بعنوان بچه‌ی انسان‌ها؟
‫- بله، معلومه که انسان

505
01:06:45,084 --> 01:06:48,462
‫خوشحالم تونستیم
‫یه وعده‌ی درست‌وحسابی بهشون بدیم

506
01:07:04,437 --> 01:07:06,022
‫نه، پلیکان‌ها اومدن! لعنت بهشون

507
01:07:06,147 --> 01:07:07,857
‫الان می‌گیرن همه‌شون رو می‌خورن

508
01:07:22,246 --> 01:07:23,289
‫بانو هیمی!

509
01:07:39,013 --> 01:07:40,931
‫واراواراها دارن می‌سوزن!

510
01:07:43,851 --> 01:07:45,394
‫هی، بس کن!

511
01:07:45,519 --> 01:07:47,772
‫داری واراواراها رو می‌سوزونی!

512
01:07:48,147 --> 01:07:51,233
‫گفتم بس کن!

513
01:07:56,280 --> 01:07:57,406
‫حقشونه

514
01:07:57,531 --> 01:07:59,408
‫شک ندارم دیگه تا یه مدت
‫هوس نمی‌کنن همچین غلطی بکنن

515
01:07:59,533 --> 01:08:01,035
‫اگه بانو هیمی نبود،

516
01:08:01,160 --> 01:08:02,953
‫الان همه‌ی واراواراها رو خورده بودن

517
01:08:03,079 --> 01:08:05,790
‫ممنونم، بانو هیمی!

518
01:08:17,343 --> 01:08:19,220
‫خب، دیگه پروازی در کار نیست

519
01:08:19,345 --> 01:08:20,638
‫بهتره غذات رو بخوری

520
01:08:48,749 --> 01:08:50,501
‫متأسفم، مادر‌بزرگ‌ها

521
01:09:34,086 --> 01:09:38,591
‫پسرک جوان،
از این بدبختی خلاصم کن

522
01:09:39,133 --> 01:09:42,261
‫بالم شکسته. نمی‌تونم پرواز کنم

523
01:09:42,636 --> 01:09:45,723
‫وقتی به واراواراها حمله کنی،
‫همچین بلایی سرت میاد!

524
01:09:45,973 --> 01:09:48,225
‫این سبک زندگی انتخاب ما نبود

525
01:09:48,350 --> 01:09:50,394
‫نژاد من به این جهنم مجسم آورده شده

526
01:09:50,519 --> 01:09:52,813
‫تا از واراواراها تغذیه کنیم

527
01:09:55,149 --> 01:09:58,986
‫دریای اینجا ماهی زیادی نداره
‫که ما بتونیم ازش تغذیه کنیم

528
01:10:00,654 --> 01:10:03,490
‫نژاد من همه داشتن
‫از گرسنگی تلف می‌شدن

529
01:10:04,283 --> 01:10:07,077
‫تا جایی که می‌تونستیم پرواز کردیم

530
01:10:07,286 --> 01:10:11,665
‫تا بالاترین ارتفاع و دورترین مکانی که
‫بال‌هامون می‌تونست به اونجا ببره

531
01:10:12,041 --> 01:10:15,419
‫ولی هر بار با دفعه قبل
‫هیچ فرقی نداشت

532
01:10:17,671 --> 01:10:19,757
‫فقط تونستیم به این جزیره برسیم

533
01:10:22,676 --> 01:10:27,056
‫حالا اونایی که تازه متولد می‌شن
‫داره یادشون می‌ره که چه‌طوری پرواز کنن

534
01:10:27,181 --> 01:10:30,226
‫واراواراها رو می‌خوریم

535
01:10:30,351 --> 01:10:32,853
‫دوشیزه آتشین
‫ما رو می‌سوزونه

536
01:10:37,942 --> 01:10:43,239
‫دریای اینجا، نفرین شده‌ست

537
01:10:49,787 --> 01:10:51,538
‫حالا در آرامش بخواب

538
01:10:51,705 --> 01:10:54,208
‫چه پلیکان نجیبی بود

539
01:11:00,172 --> 01:11:02,216
‫هنوز هم اون چیز قدیمی رو
‫با خودت داری؟

540
01:11:02,341 --> 01:11:04,301
‫هی، صبر کن!

541
01:11:07,763 --> 01:11:11,016
‫ناتسکو اینجا نیست،
‫می‌دونی دیگه؟

542
01:11:11,183 --> 01:11:12,101
‫می‌دونم

543
01:11:12,726 --> 01:11:15,271
‫نظرت چیه خودم ببرمـت پیش ناتسکو؟

544
01:11:15,980 --> 01:11:17,940
‫خودم می‌رم و پیداش می‌کنم

545
01:11:19,566 --> 01:11:21,026
‫هی، وایسا، رئیس

546
01:11:21,193 --> 01:11:23,070
‫کجا داری می‌ری؟

547
01:11:27,992 --> 01:11:30,035
‫چه احمق کوچولوی مغروری!

548
01:11:40,087 --> 01:11:41,672
‫دفنـش می‌کنی...؟

549
01:11:58,063 --> 01:11:58,856
‫خیلی‌خب!

550
01:11:58,981 --> 01:12:00,941
‫من چقدر هالوئـم

551
01:12:01,275 --> 01:12:02,401
‫همونجا وایسا

552
01:12:02,818 --> 01:12:03,736
‫خیلی دور شدی

553
01:12:03,861 --> 01:12:06,405
‫یه‌کمی برگرد

554
01:12:06,572 --> 01:12:07,698
‫خیلی‌خب

555
01:12:10,242 --> 01:12:12,161
‫دیگه بیشتر از این
‫نمی‌تونم انجامش بدم

556
01:12:12,619 --> 01:12:15,497
‫اگه ناتسکو‌ رو خوردن
‫منو سرزنش نکنی

557
01:12:15,622 --> 01:12:17,374
‫خب، بهم گفتی قلبم رو می‌خوری،

558
01:12:17,499 --> 01:12:18,834
‫و قلب من هنوز
‫مثل ساعت کار می‌کنه

559
01:12:24,506 --> 01:12:25,591
‫شرمنده

560
01:12:25,716 --> 01:12:27,134
‫دردم گرفت!

561
01:12:29,595 --> 01:12:31,138
‫اعتراف کن
‫ناتسکو کجاست؟!

562
01:12:31,430 --> 01:12:32,639
‫ناتسکو کجاست؟

563
01:12:34,224 --> 01:12:35,309
‫نصفش می‌کنم!

564
01:12:35,434 --> 01:12:36,643
‫منتظر چی هستی، تلاشت رو بکن!

565
01:12:36,769 --> 01:12:38,228
‫بعدش من تو رو
‫از وسط نصف می‌کنم

566
01:12:39,188 --> 01:12:41,815
‫نه، نکن، دست نگه دار، نکن!

567
01:12:41,940 --> 01:12:43,525
‫خواهش می‌کنم، لطفاً اینکارو نکن!

568
01:12:43,650 --> 01:12:44,943
‫حالت خوبه؟

569
01:12:45,069 --> 01:12:47,237
یه کمیش رو پاره کردم

570
01:12:50,866 --> 01:12:52,201
‫خب، حالا دیگه نصف شده

571
01:13:07,174 --> 01:13:08,967
‫این چای تُرشه،

572
01:13:09,093 --> 01:13:11,720
‫بنوشید و با هم آشتی کنید

573
01:13:12,096 --> 01:13:14,181
‫ما که قهر نکردیم

574
01:13:14,306 --> 01:13:17,017
‫اون یه دروغگو و متقلبه
‫هر حرفی که بزنه رو نمی‌تونی باور کنی

575
01:13:17,142 --> 01:13:18,727
‫می‌دونم که ناتسکو رو دزدیده

576
01:13:18,852 --> 01:13:20,354
‫از اینکه به تو اعتراف کنم متنفرم

577
01:13:20,479 --> 01:13:22,231
‫ولی دزدیدن ناتسکو
‫حتی در حیطه قدرت من نیست

578
01:13:22,356 --> 01:13:24,983
‫به علاوه، حکیم همیشه تقلب می‌کنه
‫اینطوری نجات پیدا می‌کنن

579
01:13:25,109 --> 01:13:29,154
‫یه بار یه مرغ ماهی‌خوار خاکستری بهم گفت که
‫نژاد شما همه دروغ‌گو هستن

580
01:13:29,279 --> 01:13:31,782
‫خب، راست گفته یا دروغ؟

581
01:13:31,907 --> 01:13:32,991
‫- دروغ گفته
‫- راست گفته

582
01:13:33,117 --> 01:13:35,160
‫من کسی‌ام که جواب سوال رو می‌دونه

583
01:13:35,285 --> 01:13:38,247
‫حقیقت اینه که تمام
‫مرغ‌های ماهی‌خوار خاکستری دروغگو هستن

584
01:13:38,372 --> 01:13:39,998
‫این حرفت هم باید دروغ باشه

585
01:13:40,124 --> 01:13:41,583
‫به جز اینکه
‫این دروغ حقیقت داره

586
01:13:45,295 --> 01:13:47,214
‫شما دوتا چه جفتی هستید

587
01:13:47,339 --> 01:13:50,175
‫به نظرم باید برید و دوتایی
‫دنبال ناتسکو بگردید

588
01:13:50,884 --> 01:13:53,846
‫من باید بمونم و از واراوارا
‫مراقبت کنم

589
01:13:53,971 --> 01:13:56,140
‫و ارباب برج بهت گفت
‫که راهنمای اون باشی

590
01:13:56,432 --> 01:13:58,559
‫فقط هوشیار باشید
‫و با هم کنار بیاید

591
01:13:58,725 --> 01:13:59,893
‫حالا، برید

592
01:14:15,909 --> 01:14:17,494
‫این کریکوئه

593
01:14:17,619 --> 01:14:19,997
‫از خودت دورش نمی‌کنی
‫تا خوش‌شانسی بیاری، شنیدی؟

594
01:14:20,372 --> 01:14:21,874
‫ممکنه همدیگه رو دوباره ملاقات کنیم؟

595
01:14:21,999 --> 01:14:23,500
‫من از کجا بدونم؟

596
01:14:23,625 --> 01:14:24,751
‫ممنونم

597
01:14:24,877 --> 01:14:26,420
برو و نهایت تلاشت رو بکن

598
01:14:36,096 --> 01:14:38,223
‫- بانو ناتسکو، کجایید؟
‫- بانو ناتسکو!

599
01:14:38,348 --> 01:14:40,559
‫- هی! صدامون رو می‌شنوید؟
‫- بانو ناتسکو!

600
01:14:40,726 --> 01:14:42,769
‫- کجایید؟
‫- حالتون خوبه؟

601
01:14:45,272 --> 01:14:47,774
‫بعضی از افراد می‌تونن اینجا بمونن
‫و به جستجو ادامه بدن

602
01:14:47,941 --> 01:14:51,111
‫نه، کارخونه نباید از کار بیفته
‫لطفاً برگردید سر کارتون

603
01:14:51,236 --> 01:14:52,946
‫همه‌شون به کارخانه برگردن

604
01:14:53,113 --> 01:14:55,657
‫هرطور شما بخواهید، ولی اگه
‫چیزی نیاز داشتید با ما تماس بگیرید

605
01:14:55,782 --> 01:14:57,826
‫از همه‌تون ممنونم
‫دستتون درد نکنه

606
01:15:08,378 --> 01:15:10,506
‫تالاب و تپه‌ها رو گشتیم

607
01:15:10,631 --> 01:15:12,925
‫اساساً هر جایی که
‫به ذهن‌مون رسید رو جستجو کردیم

608
01:15:13,050 --> 01:15:15,427
‫ناتسکو، ماهیتو، و همینطور کریکو،

609
01:15:15,552 --> 01:15:19,264
‫ناپدید شدن سه نفر
‫اونم همزمان بی سابقه‌ست

610
01:15:19,473 --> 01:15:21,642
‫- ارباب شیوچی
‫- هوم؟

611
01:15:21,808 --> 01:15:23,560
‫باید بدونید که هر از گاهی

612
01:15:23,685 --> 01:15:26,146
‫اتفاقات عجیبی اینجا رخ می‌ده

613
01:15:26,563 --> 01:15:29,399
‫من ۶۰ ساله که
‫دارم اینجا خدمت می‌کنم،

614
01:15:29,525 --> 01:15:31,443
‫در کنار این خانواده هستم

615
01:15:31,568 --> 01:15:34,530
‫و یه چیزی درباره اون برجی که
‫تو حیاط خلوت وجود داره

616
01:15:34,655 --> 01:15:36,573
‫درست نیست

617
01:15:37,533 --> 01:15:39,284
‫اون چیز قطعاً توسط آدم‌ها

618
01:15:39,409 --> 01:15:41,161
‫ساخته نشده

619
01:15:41,328 --> 01:15:43,580
‫اوه، بیخیال،
‫حالا می‌خوای داستان ترسناک بگی؟

620
01:15:44,373 --> 01:15:46,416
‫ولی اون برج
‫درست قبل از انقلاب میجی

621
01:15:46,542 --> 01:15:48,544
‫از آسمون به زمین افتاد

622
01:15:56,718 --> 01:16:01,765
‫غرش غرش،
‫بوم!

623
01:16:02,266 --> 01:16:04,935
‫همراه با یه بلای آسمونی
‫به زمین سقوط کرد

624
01:16:05,060 --> 01:16:06,728
‫مطمئنی که فقط صاعقه نبوده؟

625
01:16:06,853 --> 01:16:08,689
‫خیلی وقت پیش،
‫اونجا قبلاً یه

626
01:16:08,855 --> 01:16:10,732
‫برکه بزرگ وجود داشت،

627
01:16:10,857 --> 01:16:12,943
‫ولی یک‌دفعه کل آب برکه
‫خشک شد

628
01:16:13,068 --> 01:16:15,654
‫حالا تنها چیزی که اونجاست
‫اون برجـه

629
01:16:30,002 --> 01:16:33,505
‫همیشه به من گفتن که
‫خان‌عموی نابغه ناتسکو

630
01:16:33,630 --> 01:16:35,173
‫اون برج رو ساخته

631
01:16:35,299 --> 01:16:36,341
‫حقیقت نداره

632
01:16:36,466 --> 01:16:38,760
‫از آسمان سقوط کرد

633
01:16:38,885 --> 01:16:42,222
‫و همه به قدری ترسیده بودن که
‫جسارت نداشتن بهش نزدیک بشن

634
01:16:42,598 --> 01:16:44,391
‫بعد از گذشت سی سال

635
01:16:44,558 --> 01:16:47,894
‫جنگل دوباره رشد کرد
‫و همه چیز با فضای سبز پوشیده شد

636
01:16:48,437 --> 01:16:50,230
‫همون زمان‌ها بود که

637
01:16:50,355 --> 01:16:52,691
‫خان‌عمو به سراغ اون مکان رفت
‫و اونجا رو کشف کرد

638
01:16:52,858 --> 01:16:55,611
‫خیلی زود، اون دچار وسواس شدیدی شد

639
01:16:55,902 --> 01:16:57,904
‫و چون اون چیز کاملاً نادر به نظر می‌رسید

640
01:16:58,030 --> 01:17:00,741
‫تصمیم گرفت ساختمانی
‫در اطرافش بسازه

641
01:17:12,794 --> 01:17:16,173
‫بسیاری از مردم آسیب شدیدی دیدن،
‫و حتی چندتایی هم فوت شدن

642
01:17:16,298 --> 01:17:18,592
‫و بیا فراموش نکنیم که
‫خان‌عمو خاندان ناتسکو هم

643
01:17:18,717 --> 01:17:20,302
‫توی اون برج ناپدید شد

644
01:17:20,427 --> 01:17:22,179
‫درسته

645
01:17:22,304 --> 01:17:24,014
‫و یه بار دیگه هم بود که

646
01:17:24,139 --> 01:17:27,601
‫هیساکو، مادر ماهیتو هم ‫گم شده بود

647
01:17:27,726 --> 01:17:29,186
‫هوم؟

648
01:17:29,645 --> 01:17:31,521
‫ما کل روستا رو زیر و رو کردیم

649
01:17:33,273 --> 01:17:34,816
‫بعد از یک سال،

650
01:17:34,941 --> 01:17:37,361
‫اون سرحال و قبراق برگشت

651
01:17:37,653 --> 01:17:40,947
‫درست مثل همون روزی بود
‫که گم شده بود

652
01:17:41,073 --> 01:17:43,033
‫یادش نمی‌اومد
‫که چه بلایی سرش اومده

653
01:17:43,158 --> 01:17:44,868
‫و نیشش تا بناگوشش باز بود

654
01:17:44,993 --> 01:17:46,244
‫اوه

655
01:17:46,370 --> 01:17:47,871
‫خیلی عجیبه، مگه نه؟

656
01:17:47,996 --> 01:17:49,414
‫هوم

657
01:17:49,539 --> 01:17:51,416
‫کلید ورودی برج رو داریم؟

658
01:17:51,541 --> 01:17:53,377
‫بله ارباب، گمون کنم...

659
01:17:53,502 --> 01:17:55,128
‫همین الآن به اونجا می‌رم

660
01:18:12,938 --> 01:18:15,649
‫نمی‌تونم
‫از نفس افتادم

661
01:18:15,774 --> 01:18:19,152
‫این پاها قطعاً برای پیاده روی ساخته نشدن

662
01:18:20,487 --> 01:18:22,364
‫با این اوضاع،
‫نمی‌تونم جایی که

663
01:18:22,489 --> 01:18:24,449
‫ناتسکو هست رو پیدا کنم

664
01:18:24,574 --> 01:18:27,411
‫اگه فقط یه راهی پیدا می‌کردم
‫تا این سوراخ رو بپوشونم،

665
01:18:27,536 --> 01:18:28,620
‫اونوقت شاید می‌تونستم پرواز کنم

666
01:18:28,745 --> 01:18:30,956
‫فقط یه تیکه چوبی چیزی
‫توش فرو کن

667
01:18:31,498 --> 01:18:35,711
‫گفتنـش برای تو آسونه. باید سوراخ
‫دقیق و کامل پر بشه، وگرنه فایده‌ای نداره

668
01:18:37,504 --> 01:18:39,256
‫و این حرفت راسته یا دروغ؟

669
01:18:39,381 --> 01:18:42,008
‫من تا حالا تو زندگیم
‫یه دونه دروغ هم نگفتم!

670
01:18:48,390 --> 01:18:50,058
‫آروم

671
01:18:58,150 --> 01:19:01,445
‫فقط اون قسمت رو یه‌کم بیشتر
‫صافش کن، لطفاً

672
01:19:01,570 --> 01:19:02,654
‫می‌شه خفه بشی؟

673
01:19:05,031 --> 01:19:07,367
‫دیگه از سوراخ رد شده
‫لازم نیست محکم فشارش بدی

674
01:19:07,534 --> 01:19:09,411
‫اگه مراقب نباشی،
‫منقارتو می‌شکنی

675
01:19:11,413 --> 01:19:12,581
‫چطوره؟

676
01:19:19,254 --> 01:19:21,381
‫اوه!

677
01:19:21,548 --> 01:19:22,716
‫منو ببین!

678
01:19:22,841 --> 01:19:26,386
‫من به نسخه زرق و برق دار و
‫قدرتمند خودم برگشتم!

679
01:19:26,511 --> 01:19:28,805
‫پس، می‌تونی پرواز کنی؟

680
01:19:30,056 --> 01:19:33,143
‫من و تو دوست یا متحد نیستیم، بچه جون

681
01:19:33,268 --> 01:19:34,603
‫فهمیدی؟

682
01:19:36,062 --> 01:19:37,481
‫خدانگهدار

683
01:19:37,606 --> 01:19:39,441
‫خودت تنهایی باید
‫ناتسکو رو پیدا کنی

684
01:19:39,566 --> 01:19:41,526
‫و بفهمی که چه‌جوری
‫باید از اینجا

685
01:19:41,651 --> 01:19:44,404
‫خارج بشی...

686
01:19:51,203 --> 01:19:52,746
‫داره بیرون میاد؟

687
01:19:52,871 --> 01:19:54,664
‫نه، ببین، این چیزه،اوه...

688
01:19:55,248 --> 01:19:58,084
‫یه‌کمیش بیرونه، پس...

689
01:19:58,210 --> 01:19:59,711
‫اینجا!

690
01:19:59,836 --> 01:20:01,588
‫واقعاً منو آزار می‌ده

691
01:20:01,755 --> 01:20:03,423
‫همونجا

692
01:20:03,548 --> 01:20:05,425
‫وایسا. زیاد تراشش ندی

693
01:20:05,550 --> 01:20:06,968
‫لطفاً دهنت رو ببند

694
01:20:11,306 --> 01:20:12,474
‫یه خونه‌ست

695
01:20:12,599 --> 01:20:13,809
‫اونجا خونه آهنگره

696
01:20:13,934 --> 01:20:15,936
‫هیس! سرتو بیار پایین
‫وگرنه می‌بیننت

697
01:20:20,607 --> 01:20:25,403
‫- یه طوطی دم‌دراز بزرگه
‫- هوم، عجیبه، چرا دارن اینحا چرخ می‌زنن؟

698
01:20:25,946 --> 01:20:27,656
‫آهنگر رو خورده‌ان؟!

699
01:20:27,781 --> 01:20:29,282
‫آدم‌خوارن؟!

700
01:20:29,407 --> 01:20:31,284
‫اونا حتی یه فیل رو هم می‌خورن

701
01:20:31,993 --> 01:20:34,371
‫طوطی‌های دم‌دراز شبیه پلیکان‌ها هستن

702
01:20:34,496 --> 01:20:36,623
‫توسط ارباب به اینجا آورده شدن

703
01:20:37,290 --> 01:20:40,877
‫خب تو باید از اون خونه رد بشی

704
01:20:41,002 --> 01:20:43,588
‫تا به برجی که
‫ناتسکو داخلش قرار داره، برسی

705
01:20:43,713 --> 01:20:45,298
‫من اونا رو بیرون می‌کشم

706
01:20:45,423 --> 01:20:46,842
‫بعدش تو می‌تونی وارد بشی

707
01:20:46,967 --> 01:20:48,885
‫خیلی‌خب. بیا انجامش بدیم

708
01:21:50,697 --> 01:21:52,908
‫منتظرت بودیم

709
01:21:53,700 --> 01:21:56,536
‫خبر دارید زنی به اسم ناتسکو
‫اینجا هست یا نه؟

710
01:21:56,703 --> 01:21:58,246
‫دارم دنبالش می‌گردم

711
01:21:58,872 --> 01:22:01,082
‫درست از این طرف

712
01:22:22,520 --> 01:22:24,064
‫از این طرف

713
01:22:24,230 --> 01:22:27,442
‫لعنت بهتون!
‫اینجوری ناتسکو رو خوردید؟!

714
01:22:28,151 --> 01:22:30,153
‫ناتسکو بچه تو شکمش داره

715
01:22:30,278 --> 01:22:32,030
‫ما بچه نمی‌خوریم

716
01:22:32,155 --> 01:22:34,074
‫تو بچه‌ای نداری

717
01:22:34,240 --> 01:22:36,284
‫خوردنی. خوردنی

718
01:22:38,453 --> 01:22:40,038
‫هیمی!

719
01:22:56,888 --> 01:22:58,640
‫ای کله پوک

720
01:22:58,765 --> 01:23:00,684
‫نزدیک بود که یه خورش از تو درست کنن

721
01:23:00,809 --> 01:23:03,061
‫تو هیمی هستی؟

722
01:23:03,186 --> 01:23:05,438
‫جونم رو نجات دادی
‫باید ازت تشکر کنم

723
01:23:05,563 --> 01:23:07,482
‫و حدس می‌زنم که
‫تو همون بچه بدی هستی

724
01:23:07,607 --> 01:23:09,275
‫که اون شب کنار کریکو بود

725
01:23:09,651 --> 01:23:11,319
‫اسمم ماهیتوئه

726
01:23:11,444 --> 01:23:13,947
‫دنبال یه نفر
‫به اسم ناتسکو می‌گردم

727
01:23:14,072 --> 01:23:16,199
‫ناتسکو؟ منظورت آبجی کوچکـمه؟

728
01:23:16,324 --> 01:23:18,284
‫«آبجی کوچکـت»؟

729
01:23:21,121 --> 01:23:22,247
‫بیا

730
01:23:23,498 --> 01:23:25,125
‫باید عجله کنیم

731
01:23:50,442 --> 01:23:51,943
‫اینجا خونه منـه

732
01:24:24,350 --> 01:24:27,812
‫دقیقاً شبیه برجـیه که می‌شناسـم

733
01:24:27,979 --> 01:24:30,023
‫خب، البته که هست
‫چون دقیقاً همون برجه

734
01:24:30,148 --> 01:24:31,816
‫اون برجی که اونجاست
‫توانایی اینو داره

735
01:24:31,941 --> 01:24:34,152
‫که جهان‌های مختلف رو
‫پیمایش کنه

736
01:24:34,277 --> 01:24:36,154
‫حالا، بیا

737
01:25:04,724 --> 01:25:06,017
‫بخور

738
01:25:06,851 --> 01:25:09,062
‫زودباش بخور
‫قبل اینکه مرباش بریزه

739
01:25:16,402 --> 01:25:19,322
‫می‌دونی، کریکو هم عاشق
‫لقمه‌هاییه که من درست می‌کنم

740
01:25:22,617 --> 01:25:24,244
‫خیلی خوشمزه‌ست!

741
01:25:24,369 --> 01:25:26,204
‫دقیقاً مزه همون نونی رو می‌ده که

742
01:25:26,329 --> 01:25:28,123
‫وقتی بچه بودم
‫مادرم برام درست می‌کرد

743
01:25:28,248 --> 01:25:31,042
‫اوه، پس این یعنی ناتسکو مادرته؟

744
01:25:31,167 --> 01:25:32,669
‫نه نیست

745
01:25:32,794 --> 01:25:36,798
‫ناتسکو زنیه که پدرم بهش علاقه داره

746
01:25:36,923 --> 01:25:39,092
‫مادرم قبلاً فوت شده

747
01:25:39,217 --> 01:25:41,094
‫آره، مادر من هم فوت شده

748
01:25:42,178 --> 01:25:43,346
‫بهتره خودتو سیر کنی

749
01:25:43,513 --> 01:25:45,723
‫قراره سفر طولانی
‫و عمیقی داشته باشیم

750
01:25:51,646 --> 01:25:52,939
‫اینور و اونور پرسه نزن

751
01:25:53,064 --> 01:25:55,441
‫اگه تو این باغ گم بشی
‫هرگز نمی‌تونی ازش بیرون بیای

752
01:26:03,908 --> 01:26:05,660
‫یه نگهبان می‌بینم

753
01:26:25,972 --> 01:26:28,266
‫مراقب باش

754
01:26:28,391 --> 01:26:31,603
‫داخل این مکان، برای قدرت‌های من
‫محدودیت‌های وجود داره

755
01:26:33,313 --> 01:26:34,898
‫از این طرف

756
01:26:43,948 --> 01:26:44,908
‫این در ها چی هستن؟

757
01:26:45,033 --> 01:26:47,327
‫لطفاً سکوت کن
‫باعث می‌شی اشتباه کنم

758
01:26:53,416 --> 01:26:54,751
‫خودشه

759
01:26:57,253 --> 01:26:59,297
‫به داخلـش کشیده نشی

760
01:27:03,718 --> 01:27:04,719
‫پدر؟

761
01:27:04,844 --> 01:27:07,680
‫اون پدرتـه؟

762
01:27:07,805 --> 01:27:08,806
‫اگه می‌خوای بری خونه

763
01:27:08,973 --> 01:27:10,308
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که در رو باز کنی

764
01:27:10,433 --> 01:27:11,476
‫پس ناتسکو چی می‌شه؟

765
01:27:11,643 --> 01:27:13,728
‫بدون اون از اینجا نمی‌رم

766
01:27:13,853 --> 01:27:15,563
‫ولی اون خودش گفته
‫که دلش نمی‌خواد از اینجا بره

767
01:27:15,688 --> 01:27:17,357
‫قراره بچه‌دار بشه

768
01:27:19,984 --> 01:27:21,819
‫طوطی‌ها

769
01:27:26,824 --> 01:27:28,451
‫گیر افتادیم. چاره‌ای نیست

770
01:27:28,618 --> 01:27:30,203
‫عجله کن، محکم بچرخونش

771
01:27:30,578 --> 01:27:31,955
‫هر اتفاقی هم افتاد
‫ولش نکن

772
01:27:32,080 --> 01:27:33,456
‫آماده‌ای؟

773
01:27:34,499 --> 01:27:36,459
‫حالا دستگیره بیرونی رو بگیر!

774
01:27:36,668 --> 01:27:38,044
‫در رو ببند!

775
01:27:39,963 --> 01:27:40,797
‫ما کجاییم؟

776
01:27:40,922 --> 01:27:42,507
‫دست نگه دار

777
01:27:43,049 --> 01:27:45,260
‫به محض اینکه ولش کنی،
‫دیگه نمی‌تونی

778
01:27:45,385 --> 01:27:47,095
‫دوباره پیداش کنی

779
01:27:57,939 --> 01:27:59,941
‫هوم؟ اون ماهیتوئه!

780
01:28:02,068 --> 01:28:03,778
‫ماهیتو! ماهیتو!

781
01:28:03,903 --> 01:28:04,862
‫پدر

782
01:28:04,988 --> 01:28:05,989
‫می‌خوای بمونی؟

783
01:28:06,114 --> 01:28:07,615
‫اگه می‌خوای، پس دستگیره رو ول کن

784
01:28:07,740 --> 01:28:09,742
‫هنوز نه
‫باید جون ناتسکو رو نجات بدیم

785
01:28:17,000 --> 01:28:19,168
‫تیزی شمشیرم رو بچشید، هیولا ها!

786
01:28:32,015 --> 01:28:35,059
‫اوه، ماهیتو تبدیل به طوطی شد

787
01:28:35,768 --> 01:28:37,353
‫پدر، متاسفم

788
01:28:38,771 --> 01:28:40,440
‫اوه. قربان؟

789
01:28:40,565 --> 01:28:43,359
‫ماهیتو به یه طوطی کوچک تبدیل شد!

790
01:29:09,886 --> 01:29:11,846
‫اگه می‌تونی به سنگ دست نزن

791
01:29:11,971 --> 01:29:14,015
‫از حضور ما تو اینجا خوشحال نیست

792
01:29:23,024 --> 01:29:25,234
‫از اینجا به اتاق زایمان می‌رسی

793
01:29:25,360 --> 01:29:26,986
‫ناتسکو اونجاست

794
01:29:30,156 --> 01:29:32,784
‫سنگ به‎‌خاطر اینکه الآن
‫اینجاییم عصبانیه

795
01:29:32,909 --> 01:29:34,744
‫اگه جات بودم داخل نمی‌رفتم

796
01:29:35,828 --> 01:29:37,413
‫چاره‌ای ندارم

797
01:29:38,081 --> 01:29:39,749
‫اینجا منتظرت می‌مونم

798
01:29:40,792 --> 01:29:42,210
‫باشه

799
01:30:29,382 --> 01:30:31,551
‫ناتسکو، منم ماهیتو
‫ناتسکو؟

800
01:30:31,884 --> 01:30:33,094
‫بانو ناتسکو

801
01:30:51,237 --> 01:30:53,573
‫ناتسکو، ماهیتوام

802
01:30:53,698 --> 01:30:54,991
‫اینجام تا ببرمت خونه

803
01:30:55,533 --> 01:30:56,784
‫ناتسکو!

804
01:30:56,909 --> 01:30:58,744
‫بیا بریم خونه

805
01:31:01,581 --> 01:31:03,249
‫تو. اینجا چی‌کار می‌کنی؟!

806
01:31:03,416 --> 01:31:05,042
‫برو بیرون! نباید اینجا باشی

807
01:31:05,751 --> 01:31:07,336
‫برگرد!

808
01:31:07,545 --> 01:31:08,463
‫همین الآن!

809
01:31:12,091 --> 01:31:13,676
‫بیا دوتایی از اینجا بریم!

810
01:31:14,093 --> 01:31:16,387
‫من بدون شما جایی نمی‌رم

811
01:31:16,596 --> 01:31:18,181
‫ازت متنفرم!

812
01:31:20,600 --> 01:31:23,436
‫فقط برو! از اینجا برو!

813
01:31:32,278 --> 01:31:33,863
‫ناتسکو...
‫مادر!

814
01:31:33,988 --> 01:31:35,948
‫ناتسکو...

815
01:31:39,285 --> 01:31:41,120
‫مادر!

816
01:31:43,956 --> 01:31:46,501
‫بیا برگردیم! مادر!

817
01:31:55,551 --> 01:31:57,970
‫ماهیتو، فرار کن!

818
01:32:00,556 --> 01:32:03,017
‫مادر، خواهش می‌کنم!

819
01:32:48,354 --> 01:32:52,483
‫اربابِ سنگ بزرگ،
‫خواهش من را بشنو

820
01:32:53,568 --> 01:32:56,612
‫بذار آبجیم که اونجا خوابیده
‫همراه با این پسر

821
01:32:56,737 --> 01:32:59,198
‫که پسرش می‌شه
‫به خونه بره

822
01:33:03,578 --> 01:33:06,205
‫ناتسکو. ناتسکو

823
01:33:06,372 --> 01:33:08,207
‫بیا. تو می‌تونی

824
01:33:08,416 --> 01:33:10,710
‫فقط باید از جات بلند شی

825
01:33:15,715 --> 01:33:17,967
‫خودشه. آفرین دختر خوب

826
01:33:18,092 --> 01:33:19,885
‫حالا، بیا اینجا

827
01:35:04,865 --> 01:35:08,869
‫اومدی، نواده نسل من

828
01:35:12,373 --> 01:35:14,208
‫اسمـم ماهیتوئه

829
01:35:14,333 --> 01:35:17,795
‫شما ارباب برج هستید،
‫خان‌عمو خاندان من؟

830
01:35:18,003 --> 01:35:20,381
‫همونجا بایست

831
01:35:20,506 --> 01:35:22,842
‫ ساکت باش

832
01:35:50,369 --> 01:35:52,413
‫دنیایی که درونش قرار داریم...

833
01:35:54,206 --> 01:35:56,625
‫...حالا فقط یک روز
‫از عمرش باقی مونده

834
01:35:57,501 --> 01:35:58,711
‫یک روز؟

835
01:35:58,878 --> 01:36:01,380
‫این دنیا فقط یک روز دیگه
‫دووم میاره؟

836
01:36:02,339 --> 01:36:03,883
‫دنبالم بیا

837
01:36:59,647 --> 01:37:03,150
‫این دنیایی که خلق کردم،
‫و تمام قدرتم،

838
01:37:03,275 --> 01:37:07,071
‫ذره ذره اون از این سنگ
‫سرچشمه می‌گیره

839
01:37:07,321 --> 01:37:08,614
‫این سنگ؟

840
01:37:08,739 --> 01:37:11,033
‫پس این سنگ
‫تمام این دنیای دریایی رو خلق کرده؟

841
01:37:11,492 --> 01:37:14,203
‫و هنوز یه کار دیگه
‫برای انجام دادن باقی مونده

842
01:37:14,328 --> 01:37:16,121
‫دنیا ها موجودات زنده‌ای هستن،

843
01:37:16,288 --> 01:37:19,208
‫و می‌تونن توسط کپک‌ها و حشرات آلوده بشن

844
01:37:19,458 --> 01:37:21,669
‫من دیگه پیر شدم

845
01:37:22,294 --> 01:37:25,005
‫دنبال کسی هستم تا
‫جانشین من بشه

846
01:37:26,799 --> 01:37:30,469
‫ماهیتو،
‫می‌تونی به جای من این کار رو ادامه بدی؟

847
01:37:31,595 --> 01:37:33,055
‫من...؟

848
01:37:33,180 --> 01:37:35,641
‫هر کسی که بخواد
‫جایگزین من بشه

849
01:37:35,766 --> 01:37:38,394
‫باید کسی باشه که
‫از نسل منه

850
01:37:38,519 --> 01:37:41,355
‫این عهدیه که من
‫با این سنگ بستم

851
01:37:41,814 --> 01:37:44,316
‫با این‌حال، اینکه این دنیا

852
01:37:44,441 --> 01:37:46,652
‫تبدیل به دنیایی زیبا
‫و یا زشت بشه

853
01:37:46,777 --> 01:37:49,154
‫کاملاً در اختیار تو قرار خواهد داشت

854
01:37:49,321 --> 01:37:51,574
‫این به بلوک‌هایی که داری مربوط می‌شه؟

855
01:37:53,033 --> 01:37:56,495
‫می‌تونی هر کدوم از این
‫بلوک‌ها رو انتخاب و بهش اضافه کنی

856
01:38:02,251 --> 01:38:04,253
‫شاید تو بتونی
‫این دنیا رو به جایی هماهنگ‌تر از

857
01:38:04,378 --> 01:38:07,006
‫دنیایی که من ساختم
‫تبدیل کنی

858
01:38:10,718 --> 01:38:12,887
‫اونا از چوب ساخته نشدن

859
01:38:13,012 --> 01:38:14,805
‫شبیه سنگ قبر هستن

860
01:38:14,930 --> 01:38:16,348
‫می‌تونم انرژی منفی
‫و بدخواهی اونا رو حس کنم

861
01:38:20,102 --> 01:38:21,812
‫این هوشیار بودن تو رو می‌رسونه

862
01:38:21,937 --> 01:38:24,940
‫و به همین دلیل
‫تو رو برای جانشینی خودم انتخاب کردم

863
01:39:16,408 --> 01:39:17,451
‫ممنونم

864
01:39:17,576 --> 01:39:19,119
‫بعداً حرف می‌زنیم

865
01:39:40,349 --> 01:39:41,642
‫هیمی دستگیر شده

866
01:39:41,767 --> 01:39:43,227
‫اون به خوبی می‌تونه
‫مراقب خودش باشه

867
01:39:43,352 --> 01:39:44,603
‫باید نجاتش بدیم

868
01:40:40,409 --> 01:40:41,535
‫به نظرت می‌تونه
‫خودش رو نجات بده؟

869
01:40:41,660 --> 01:40:43,120
‫نمی‌تونم بگم
‫به نظر میاد برنامه دارن

870
01:40:43,245 --> 01:40:45,372
‫- تا اونو به ارباب‌شون پیش‌کش کنن
‫- ارباب‌شون؟

871
01:40:45,497 --> 01:40:47,624
‫خان‌عمو خاندانـت. پس کی؟

872
01:40:48,500 --> 01:40:50,294
‫به گمونم می‌خوان از اون
‫به عنوان یه اهرم فشار

873
01:40:50,419 --> 01:40:52,046
‫برای جوش دادن نوعی معامله استفاده کنن

874
01:40:52,171 --> 01:40:53,338
‫منظورت از «معامله» چیه؟

875
01:40:53,505 --> 01:40:56,175
‫تا بتونن هرچی که
‫دلشون می‌خواد رو به دست بیارن

876
01:40:56,341 --> 01:40:59,470
‫برج حالا پُر از طوطی شده

877
01:40:59,595 --> 01:41:02,931
‫و تخلف تو بهانه‌ای که اونا
‫نیاز داشتن رو بهشون داد

878
01:41:03,057 --> 01:41:05,476
‫- «تخلف»؟
‫- تابو

879
01:41:05,601 --> 01:41:08,103
‫تو به اتاق زایمان
‫بانو ناتسکو وارد شدی

880
01:41:08,228 --> 01:41:09,938
‫کاری که اکیداً ممنوعه

881
01:41:11,231 --> 01:41:13,692
‫وقتی من کسی بودم که
‫وارد اتاق شده چرا هیمی رو می‌برن؟

882
01:41:13,859 --> 01:41:16,320
‫بردن تو به اون اتاق هم
‫تابو شمرده می‌شه

883
01:41:17,196 --> 01:41:19,281
‫می‌تونیم همه چیز رو
‫از اینجا ببینیم

884
01:41:23,619 --> 01:41:25,037
‫باید بالاتر رو نگاه کنی

885
01:41:31,543 --> 01:41:33,921
‫مطیعان، تا همینجا کافیه

886
01:41:34,046 --> 01:41:36,048
‫شما همینجا منتظر خبر من می‌مونید

887
01:41:36,215 --> 01:41:38,592
‫خواهش‌مندیم، اعلی‌حضرت
‫اجازه دهید شما را همراهی کنیم

888
01:41:38,717 --> 01:41:40,052
‫ما زنده‌ایم تا به شما خدمت کنیم!

889
01:41:40,219 --> 01:41:42,137
‫خواهش‌مندیم، اعلی‌حضرت!
‫خواهش‌مندیم، اعلی‌حضرت!

890
01:41:42,262 --> 01:41:44,348
‫فداکاری شما
‫مورد توجه قرار گرفته است

891
01:41:44,473 --> 01:41:47,184
‫هرچند،
‫بایستی این کار رو به تنهایی انجام بدم

892
01:41:47,309 --> 01:41:49,895
‫مطیعان،
‫در نبود من خوب حواستون رو جمع کنید

893
01:41:51,939 --> 01:41:54,900
‫سه بار هورا بکشید
‫برای طوطی‌شاه نجیب ما!

894
01:43:42,674 --> 01:43:44,176
‫کافیه!

895
01:43:44,509 --> 01:43:45,594
‫بذار عبور کنیم

896
01:43:45,719 --> 01:43:49,014
‫ما بانو هیمی رو آوردیم،
‫کسی که از نسل ارباب‌مونه!

897
01:43:49,181 --> 01:43:50,265
‫راه رو باز کنید!

898
01:43:59,399 --> 01:44:01,652
‫این جا بهشته؟

899
01:44:01,777 --> 01:44:03,528
‫اون اجداد ما هستن!

900
01:44:05,739 --> 01:44:07,616
‫خود بهشته

901
01:44:07,741 --> 01:44:10,244
‫اعلی‌حضرت، اینجا
‫همون جاییه که اسمش رو بهشت گذاشتن؟

902
01:44:10,369 --> 01:44:12,037
‫وراجی نکنید

903
01:44:12,162 --> 01:44:13,121
‫به اینا نگاه کن

904
01:44:13,247 --> 01:44:15,540
‫خیلی زیبان

905
01:44:33,267 --> 01:44:35,394
‫پس، موفق شدی

906
01:44:35,560 --> 01:44:36,853
‫بشین

907
01:44:36,979 --> 01:44:39,982
‫در واقع، بریم قدم بزنیم

908
01:44:59,293 --> 01:45:03,297
‫بله، وارد شدن به اتاق زایمان
‫بر خلاف قوانین بود

909
01:45:03,422 --> 01:45:05,173
‫این موضوع خنده‌داری نیست

910
01:45:05,299 --> 01:45:07,801
‫بلکه تخلف بزرگی محسوب می‌شه

911
01:45:08,844 --> 01:45:10,345
‫شکی نیست

912
01:45:10,470 --> 01:45:13,640
‫سنگ به طرز خطرناکی
‫سوسو می‌زنه و می‌درخشه

913
01:45:13,765 --> 01:45:17,352
‫با این حال، روح بچه‌ها
‫ارزش زیادی داره

914
01:45:17,477 --> 01:45:19,688
‫به عنوان یک شاه
‫نمی‌تونم به سادگی

915
01:45:19,813 --> 01:45:21,773
‫از این تخطی بزرگ
‫چشم پوشی کنم

916
01:45:22,441 --> 01:45:24,276
‫به من زمان بیشتری بده

917
01:45:24,443 --> 01:45:27,904
‫می‌خوام ماهیتو
‫جانشین من بشه

918
01:45:53,472 --> 01:45:55,223
‫خان‌عمو

919
01:45:56,641 --> 01:45:58,477
‫باید خودمون از این دنیا محافظت کنیم،

920
01:45:58,685 --> 01:46:00,228
‫اینطوری پیش بره
‫نابود می‌شه

921
01:46:00,687 --> 01:46:02,773
‫ماهیتو پسر خوبیه،

922
01:46:02,898 --> 01:46:06,068
‫اما به نظر میاد زمانش رسیده که
‫اونو به خونه برگردونیم

923
01:46:32,052 --> 01:46:33,261
‫ایناهاش

924
01:46:33,387 --> 01:46:35,097
‫گذرگاهـه

925
01:46:49,194 --> 01:46:51,071
‫من قبلاً از این
‫گذرگاه عبور کردم

926
01:46:57,619 --> 01:46:59,621
‫من تا حالا این
‫راه رو نرفته بودم

927
01:47:11,091 --> 01:47:13,301
‫اعلی‌حضرت، باید برگردیم

928
01:47:13,427 --> 01:47:14,761
‫من پشت سرشون خواهم رفت

929
01:47:14,886 --> 01:47:17,180
‫شما خودتون رو سالم و زنده
‫به بقیه برسونید

930
01:47:17,597 --> 01:47:20,350
‫و به آنها بگید که شاه شما
‫مانند یک شاه واقعی به راه خود ادامه داد

931
01:47:20,475 --> 01:47:22,352
‫- بله، قربان
‫- خدانگهدار

932
01:48:00,974 --> 01:48:03,602
‫هی، رئیس، شاید بهتر باشه
‫از اینجا بریم

933
01:48:03,727 --> 01:48:05,645
‫- نظرت چیه؟
‫- از این طرف

934
01:48:05,812 --> 01:48:07,147
‫هیمی داره صدام می‌زنه

935
01:48:08,940 --> 01:48:10,358
‫من که هیچی نمی‌شنوم...

936
01:48:12,527 --> 01:48:13,403
‫هیمی!

937
01:48:18,408 --> 01:48:21,077
‫خان‌عمو منتظرته
‫تا باهات حرف بزنه

938
01:48:21,203 --> 01:48:23,246
‫می‌دونم. می‌رم

939
01:48:23,371 --> 01:48:24,706
‫من حس خوبی راجع بهش ندارم

940
01:48:24,831 --> 01:48:26,833
‫- تو مجبور نیستی...
‫- اشکالی نداره

941
01:48:31,338 --> 01:48:32,672
‫ها؟

942
01:48:34,049 --> 01:48:35,884
‫هوا داره تاریک می‌شه!

943
01:49:08,416 --> 01:49:10,335
‫قطعه‌های سنگی ساختمانی

944
01:49:11,586 --> 01:49:13,380
‫بهتره که بهشون دست نزنی

945
01:49:13,505 --> 01:49:15,840
‫به نظر میاد
‫هنوز کمی قدرت درون‌شون دارن

946
01:49:38,321 --> 01:49:39,656
‫من برگشتم، خان‌عمو

947
01:49:39,823 --> 01:49:41,866
‫و ماهیتو رو با خودم آوردم

948
01:49:41,992 --> 01:49:43,285
‫من اومدم

949
01:49:46,329 --> 01:49:47,539
‫یه نگاه بنداز

950
01:49:47,664 --> 01:49:51,585
‫این سنگ‌ها به کینه‌توزی
‫و بدخواهی آغشته نشده‌ان

951
01:50:00,844 --> 01:50:04,222
‫برای پیدا کردن اونا
‫باید در زمان و مکان

952
01:50:04,347 --> 01:50:05,890
‫تا دوردست‌ها سفر می‌کردم

953
01:50:07,726 --> 01:50:10,145
‫در کل سیزده قطعه سنگ وجود داره

954
01:50:10,270 --> 01:50:13,273
‫فقط باید هر سه روز یکبار
‫اونا رو روی هم قرار بدی

955
01:50:13,690 --> 01:50:16,151
‫می‌تونی برج خودت رو بسازی

956
01:50:16,276 --> 01:50:19,904
‫پادشاهی‌ای که
‫عاری از کینه‌توزیه

957
01:50:20,989 --> 01:50:25,535
‫دنیایی از فضیلت،
‫صلح و زیبایی خلق کنی

958
01:50:38,006 --> 01:50:40,383
‫من با دستای خودم
‫این زخم روی سرم رو ایجاد کردم

959
01:50:41,718 --> 01:50:43,887
‫این نشونه بدخواهی
‫و کینه‌توزی منه

960
01:50:45,889 --> 01:50:48,350
‫به همین دلیل
‫به اون سنگ‌ها دست نمی‌زنم

961
01:50:48,475 --> 01:50:51,478
‫و به همراه مادرم، ناتسکو
‫به خونه برمی‌گردم

962
01:50:52,187 --> 01:50:55,231
‫پس ترجیح می‌دی به دنیایی
‫پر از هرج مرج و

963
01:50:55,398 --> 01:50:57,651
‫پر از قاتل و دزد برگردی؟

964
01:50:58,234 --> 01:51:01,237
‫به زودی، دنیای شما
‫دریایی از شعله‌های آتش خواهد شد

965
01:51:01,488 --> 01:51:03,073
‫ولی من دوستانم رو
‫در اونجا پیدا می‌کنم

966
01:51:03,198 --> 01:51:06,076
‫مثل هیمی، کریکو،
‫و مرد مرغ ماهی‌خوار

967
01:51:07,118 --> 01:51:07,994
‫من؟

968
01:51:08,119 --> 01:51:09,496
‫بهت اجازه می‌دم
‫به دنیای خودت برگردی

969
01:51:09,621 --> 01:51:11,581
‫و دوستانت رو پیدا کنی

970
01:51:11,748 --> 01:51:14,250
‫فقط قبل از رفتن
‫سنگ‌ها رو روی هم بچین

971
01:51:14,417 --> 01:51:16,252
‫زمان رو به اتمامه!

972
01:51:16,920 --> 01:51:19,297
‫من نمی‌تونم دیگه برجـم
‫رو سر پا نگه دارم

973
01:51:29,516 --> 01:51:31,142
‫ای خائن!

974
01:51:31,267 --> 01:51:33,478
‫چجوری می‌تونی سرنوشت کل امپراتوری رو

975
01:51:33,603 --> 01:51:35,522
‫روی چندتا تیکه سنگ قرار بدی؟!

976
01:51:42,612 --> 01:51:44,823
‫نه، خراب نشو
‫نه، نه، نه، نه

977
01:51:45,824 --> 01:51:46,908
‫لعنت بهت!

978
01:51:58,795 --> 01:52:00,255
‫هیمی! ماهیتو!

979
01:52:00,380 --> 01:52:02,590
‫به دالان زمان برگردید!

980
01:52:02,716 --> 01:52:04,592
‫به زمان خودتون برگردید!

981
01:52:04,718 --> 01:52:06,761
‫خان‌عمو!

982
01:52:17,480 --> 01:52:19,524
‫سیاره داره نابود می‌شه!

983
01:52:19,649 --> 01:52:21,443
‫پاهاـم رو بگیرید!

984
01:52:38,501 --> 01:52:41,379
‫بابت همه چیز ممنونم، خان‌عمو

985
01:52:42,422 --> 01:52:43,590
‫زودباش

986
01:52:45,216 --> 01:52:48,344
‫عجله کنید! زود باشید!

987
01:53:13,369 --> 01:53:15,038
‫بانو ناتسکو!

988
01:53:26,508 --> 01:53:28,426
‫خودشه
‫این در به سمت دنیای شما باز می‌شه

989
01:53:28,551 --> 01:53:30,136
‫چه اتفاقی برای تو می‌افته، هیمی؟

990
01:53:30,261 --> 01:53:31,888
‫در دنیای من
‫در دیگه‌ایه

991
01:53:32,055 --> 01:53:34,432
‫من باید برم اونجا و قراره که
‫مادرت بشم

992
01:53:34,557 --> 01:53:35,892
‫ولی اگه به اونجا برگردی

993
01:53:36,059 --> 01:53:37,310
‫تو آتش‌سوزی بیمارستان
‫جونت رو از دست می‌دی

994
01:53:37,435 --> 01:53:38,686
‫من از آتش نمی‌ترسم

995
01:53:38,812 --> 01:53:41,564
‫می‌دونی که من به‌خاطر
‫داشتن پسری مثل تو خیلی خوش‌شانسـم

996
01:53:41,731 --> 01:53:43,858
‫خواهش می‌کنم
‫تو باید زنده بمونی، هیمی

997
01:53:43,983 --> 01:53:45,485
‫امیدوارم بدونی که
‫چه پسر خوبی هستی

998
01:53:50,406 --> 01:53:51,658
‫اومدن!

999
01:53:53,868 --> 01:53:54,869
‫مادر، حالت خوبه

1000
01:53:55,036 --> 01:53:57,121
‫- ماهیتو
‫- خدا رو شکر

1001
01:53:57,247 --> 01:53:58,373
‫آبجی بزرگ

1002
01:53:58,498 --> 01:54:00,416
‫امیدوارم همراه با زایمانـت
‫بهترین‌ها برات رقم بخوره

1003
01:54:00,542 --> 01:54:01,918
‫زودباشید. باید عجله کنیم

1004
01:54:28,069 --> 01:54:30,738
‫خیلی بامزه‌ان

1005
01:54:53,386 --> 01:54:56,139
‫هی! اینجا!

1006
01:55:04,606 --> 01:55:05,773
‫خدا رو شکر

1007
01:55:05,899 --> 01:55:07,984
‫به نظر پلیکان‌ها هم تونستن
‫خودشون رو برسونن

1008
01:55:08,109 --> 01:55:10,612
‫هی، ماهیتو

1009
01:55:10,778 --> 01:55:13,448
‫یادت نمیاد که از کجا اومدیم، مگه نه؟

1010
01:55:13,615 --> 01:55:16,117
‫- البته که یادمه
‫- این چیز بدیه

1011
01:55:16,242 --> 01:55:17,827
‫- بهتره که فراموشش کنی
‫- ولی چرا؟

1012
01:55:17,952 --> 01:55:20,371
‫چون اکثر مردم
‫تمایل به فراموشی دارن

1013
01:55:20,788 --> 01:55:21,998
‫هوم؟

1014
01:55:22,123 --> 01:55:24,292
‫تو که ازونجا با خودت چیزی
‫نیاوردی، مگه نه؟

1015
01:55:31,299 --> 01:55:33,927
‫طلسم قدرتمندی رو
‫با خودت به همراه داری

1016
01:55:34,052 --> 01:55:36,554
‫اون شی‌ء بیش از حد
‫فراتر از قدرت امثال منه

1017
01:55:36,679 --> 01:55:39,474
‫این یکی از اون سنگ‌هاست

1018
01:55:39,641 --> 01:55:42,310
‫یه زمین پُر از اونا بود،
‫پس منم یکی‌شون رو برداشتم

1019
01:55:42,435 --> 01:55:45,313
‫به‌خاطر همینه که نمی‌تونی
‫به غیرحرفه‌ای‌ها اعتماد کنی

1020
01:55:45,438 --> 01:55:48,149
‫خب، به گمونم اون سنگ دیگه
‫قدرت زیادی نداشته باشه

1021
01:55:48,274 --> 01:55:50,068
‫به موقعش همه چیز رو فراموش می‌کنی

1022
01:55:50,193 --> 01:55:51,986
‫یا حداقل مجبوری که فراموش کنی

1023
01:55:56,199 --> 01:55:58,201
‫خدانگهدار، دوست من

1024
01:56:12,840 --> 01:56:14,676
‫کریکو!

1025
01:56:15,468 --> 01:56:16,719
‫طوطی شاه؟

1026
01:56:26,688 --> 01:56:29,065
‫ناتسکو! ماهیتو!

1027
01:56:29,190 --> 01:56:31,234
‫- شیوچی!
‫- پدر!

1028
01:56:38,366 --> 01:56:40,118
‫دو سال بعد از جنگ،

1029
01:56:42,203 --> 01:56:43,705
‫به توکیو برگشتیم

1030
01:56:46,541 --> 01:56:48,751
‫هی! ماهیتو!

1031
01:56:49,711 --> 01:56:50,920
‫بیا بریم!

1032
01:56:52,046 --> 01:56:52,880
‫اومدم!
