﻿1
00:00:25,500 --> 00:00:27,291
‫مثل پرنده‌ای که تا حالا کسی ندیده

2
00:00:28,583 --> 00:00:30,166
‫مثل گُلی که تا حالا کسی ندیده

3
00:00:31,541 --> 00:00:33,416
‫مثل نسیمی که تا حالا کسی ندیده

4
00:00:34,666 --> 00:00:36,625
‫مثل شبی که تا حالا کسی ندیده

5
00:00:39,708 --> 00:00:42,875
‫تاحالا چیزی به این شگفت‌انگیزی دیدی؟

6
00:00:55,791 --> 00:00:57,541
‫اسم من رادجره

7
00:00:58,125 --> 00:01:01,833
سه سال و سه ماه و سه هفته‌امـه

8
00:01:12,375 --> 00:01:13,500
‫وای!

9
00:01:14,333 --> 00:01:16,500
‫اینجا به دنیا اومدم

10
00:01:18,750 --> 00:01:21,750
‫تو دنیایی که آماندا تصور کرده

11
00:01:53,250 --> 00:01:55,916
‫هان؟
‫وای!

12
00:02:01,041 --> 00:02:01,875
‫وای!

13
00:02:02,000 --> 00:02:05,833
‫آماندا همیشه باشکوه‌ترین دنیاها رو تصور می‌کنه

14
00:02:09,541 --> 00:02:11,375
‫اون غول زحمت‌کشـه...

15
00:02:14,250 --> 00:02:16,000
‫...این هم سنجاب خوش‌صحبت

16
00:02:17,125 --> 00:02:18,750
‫و این هم نهنگ اقیانوسی...

17
00:02:20,291 --> 00:02:24,166
‫بعضی‌وقتا،
‫چیزهای ترسناک هم تصور می‌کنه!

18
00:02:29,875 --> 00:02:31,750
‫رادجر!

19
00:02:33,791 --> 00:02:35,750
‫این آمانداس!

20
00:02:35,791 --> 00:02:38,666
‫آماندا من رو تصور کرده
‫و من اینطوری زاده شدم

21
00:03:16,500 --> 00:03:18,875
‫من و آماندا یه قولی به هم دادیم

22
00:03:21,875 --> 00:03:23,375
‫هر اتفاقی که بیفته،

23
00:03:24,000 --> 00:03:25,583
‫هیچوقت ناپدید نشیم...

24
00:03:26,791 --> 00:03:28,291
‫...مواظب همدیگه باشیم،

25
00:03:31,000 --> 00:03:32,291
‫و هیچوقت هم گریه نکنیم

26
00:03:38,750 --> 00:03:40,500
‫خودت چی؟

27
00:03:41,000 --> 00:03:43,500
‫دوست پنهونی مثل من داری

28
00:03:43,541 --> 00:03:44,916
‫که کسی تاحالا ندیدتش؟

29
00:03:49,541 --> 00:03:53,541
‫آدم‌بزرگ‌ها که قبلاً بچه بودن،
‫به ما میگن...

30
00:03:55,541 --> 00:03:57,041
‫«خیالی‌ها»

31
00:04:13,666 --> 00:04:21,166
‫« خیالی »

32
00:04:29,416 --> 00:04:32,958
‫بعضی‌وقتا آرزو می‌کنم جایی زندگی کنم
‫که هوا همیشه آفتابی باشه

33
00:04:32,958 --> 00:04:35,625
‫جولیا، شاید بعد از بارون
‫رنگین‌کمون بیاد

34
00:04:35,625 --> 00:04:36,833
‫یه قول رنگین‌کمونـی

35
00:04:36,916 --> 00:04:39,333
‫قول؟
‫چی داری میگی؟

36
00:04:39,416 --> 00:04:42,333
‫میگن رنگین‌کمون بعد از بارون

37
00:04:42,416 --> 00:04:45,333
‫یادآور یه قول مهمـه

38
00:04:46,000 --> 00:04:46,791
‫جولیا!

39
00:04:46,875 --> 00:04:49,166
‫مامانمـه.
‫سلام مامان!

40
00:04:52,666 --> 00:04:56,083
‫فکر کنم مامان‌بابام، شفق‌های قطبی رو
‫بیشتر از رنگین‌کمون‌ها دوست دارن

41
00:04:56,166 --> 00:04:58,166
‫بابام رو که مطمئنـم!

42
00:04:58,250 --> 00:05:00,750
‫تو تعطیلات تابستون بازم میری کلاس باله؟

43
00:05:00,791 --> 00:05:02,375
‫آره،
‫تازه بذار این رو بگم،

44
00:05:02,500 --> 00:05:05,250
‫می‌دونی که بابام همیشه
‫ همه‌چی رو یادش میره دیگه؟

45
00:05:05,291 --> 00:05:07,833
‫اون روز،
‫اولین حرفی که زد این بود که...

46
00:05:07,916 --> 00:05:09,166
‫«چه‌خبر از امروز؟

47
00:05:09,250 --> 00:05:11,833
‫می‌دونم امروز روز مهمیـه

48
00:05:11,916 --> 00:05:14,333
‫معلومه دیگه،
‫اجرای باله‌ـته»

49
00:05:14,416 --> 00:05:15,416
‫اما نه

50
00:05:15,500 --> 00:05:18,083
‫آماندا،
‫اون روز تولدم بود!

51
00:05:18,166 --> 00:05:19,500
‫باورت میشه؟

52
00:05:20,666 --> 00:05:22,000
‫به‌نظرت واسه چی

53
00:05:22,041 --> 00:05:24,750
‫بزرگ‌ترا همه‌‌ی چیزای مهم رو یادشون میره؟

54
00:05:24,833 --> 00:05:26,583
‫جولیا!
‫باید راه بیفتیم!

55
00:05:26,666 --> 00:05:27,625
‫بگذریم،
‫فعلاً!

56
00:05:28,041 --> 00:05:30,083
‫بجنب. بجنب.
‫کلاست داره شروع میشه.

57
00:05:30,166 --> 00:05:31,666
‫- نباید دیر کنی.
‫- هی، وایسین! وایسین بیام!

58
00:05:31,666 --> 00:05:32,916
‫باشه عزیزم،
‫بریم

59
00:05:33,041 --> 00:05:34,791
‫می‌دونم.
‫داشتم میومدم.

60
00:05:34,875 --> 00:05:35,875
‫سلام!

61
00:05:35,958 --> 00:05:37,791
‫آره، می‌دونم

62
00:05:37,833 --> 00:05:39,208
‫جان، بشین اونجا

63
00:05:41,666 --> 00:05:44,041
‫قبل این که چیزی بگی،
‫خواهش می‌کنم!

64
00:05:46,166 --> 00:05:47,375
‫ممنون...

65
00:05:51,083 --> 00:05:52,875
‫هان؟

66
00:05:52,958 --> 00:05:54,958
‫« موجودات وحشی »
‫« واژه‌نامه‌ی تصویری »

67
00:05:54,958 --> 00:05:56,375
‫بیا مسابقه بدیم!

68
00:05:58,708 --> 00:06:01,541
‫هر جا بری، موجودات وحشی رو می‌بینی

69
00:06:03,458 --> 00:06:07,958
‫« اتوبوس مدرسه »

70
00:06:39,916 --> 00:06:44,208
‫« مچکریم »
‫« ۵۰ درصد تخفیف بعلت تغییر شغل »

71
00:06:50,625 --> 00:06:52,875
‫جداً؟
‫امروز؟

72
00:06:52,958 --> 00:06:54,333
‫عالیه!

73
00:06:54,916 --> 00:06:57,166
‫- آره، پنج عصر!
‫- به خونه خوش‌اومدی شاهدخت آماندا

74
00:06:57,291 --> 00:06:58,375
‫- سلام
‫- بله، حتماً

75
00:06:58,458 --> 00:06:59,708
‫مشتاقانه منتظرم

76
00:07:00,916 --> 00:07:02,041
‫آره!

77
00:07:02,125 --> 00:07:04,041
‫گولدی، درخواستم رو تایید کردن

78
00:07:04,083 --> 00:07:06,083
‫گفتن برای مصاحبه بیام

79
00:07:06,166 --> 00:07:07,166
‫مبارکه!

80
00:07:07,291 --> 00:07:09,833
‫وارد مرحله‌ی جدیدی از زندگیـت شدی

81
00:07:10,416 --> 00:07:11,833
‫امیدوارم همه‌چی خوب پیش بره

82
00:07:11,833 --> 00:07:14,875
‫می‌دونی که من از وقتی ازدواج کردم
‫فقط تو همین کتاب‌فروشی کار کردم

83
00:07:14,875 --> 00:07:15,833
‫دلواپس نباش

84
00:07:15,916 --> 00:07:19,208
‫فراموش نکن که تو مالک پرآوازه‌ی
‫کتاب‌فروشی شافل‌آپـی

85
00:07:19,291 --> 00:07:20,291
‫مشکلی پیش نمیاد

86
00:07:20,333 --> 00:07:21,458
‫امیدوارم

87
00:07:23,541 --> 00:07:25,041
‫پس دیگه تموم شد

88
00:07:25,125 --> 00:07:25,958
‫لیزی...

89
00:07:26,041 --> 00:07:28,791
‫مطمئنم که برات سخت بوده
‫این همه کار رو تنهایی بکنی،

90
00:07:28,791 --> 00:07:30,666
‫اما می‌دونم از پسـش برمیای

91
00:07:30,666 --> 00:07:32,541
‫ممنون گولدی

92
00:07:33,166 --> 00:07:34,916
‫راستش می‌خواستم بدونم...

93
00:07:35,416 --> 00:07:37,041
‫میشه یه لطفی درحقم بکنی؟

94
00:07:37,083 --> 00:07:39,333
‫مراقب آماندا باشم؟
‫حتماً، بسپارش به من

95
00:07:39,416 --> 00:07:41,541
‫وای!
‫تو حرف نداری

96
00:07:44,083 --> 00:07:46,291
‫چیشد؟

97
00:07:47,583 --> 00:07:48,541
‫آماندا،
‫هنوز اجازه ندارم حرف بزنم؟

98
00:07:48,541 --> 00:07:49,708
‫هیوستون،
‫صدام رو می‌شنوی؟

99
00:07:51,250 --> 00:07:54,083
‫راستی چرا نمی‌تونیم تو مدرسه
‫با همدیگه حرف بزنیم؟

100
00:07:54,166 --> 00:07:57,750
‫رادجر، فقط چون اصرار کردی
‫بردمت مدرسه

101
00:07:59,541 --> 00:08:01,750
‫فقط منـم که می‌تونم ببینمت

102
00:08:02,250 --> 00:08:04,416
‫اگه با کسی حرف بزنم
‫که نتونـن ببین

103
00:08:04,416 --> 00:08:06,166
‫تعجب نمی‌کنن؟

104
00:08:06,166 --> 00:08:10,166
‫مطمئنم اگه کسی بتونـه من رو ببینه
‫حسابی دلـش رو می‌برم

105
00:08:11,166 --> 00:08:13,916
‫«سلام به همگی،
‫اسم من رادجره!»

106
00:08:14,000 --> 00:08:16,458
‫چی؟
‫یعنی قرارمون کنسلـه؟

107
00:08:16,541 --> 00:08:18,541
‫لیزی بدجور گیر افتاده

108
00:08:19,166 --> 00:08:21,791
‫می‌دونی که تنهایی آماندا رو بزرگ می‌کنه

109
00:08:37,166 --> 00:08:40,666
‫رادجر،
‫یه ماجراجویی خفن به ذهنم رسید

110
00:08:42,208 --> 00:08:44,333
‫همون که شهاب‌سنگ‌ها
‫از آسمون میفتن زمین؟

111
00:08:52,500 --> 00:08:54,166
‫وای!
‫امروز چقدر قشنگـه!

112
00:08:54,250 --> 00:08:56,750
‫رادجره، وقت سوگند مقدسِ
!اتاق زیر شیروونیـه

113
00:08:57,791 --> 00:09:00,291
‫هیچوقت ناپدید نشیم،
‫مواظب همدیگه باشیم

114
00:09:00,375 --> 00:09:02,500
‫و هیچوقت هم گریه نکنیم!

115
00:09:03,416 --> 00:09:05,000
‫بریم رادجر!

116
00:09:14,541 --> 00:09:15,791
‫بریم بِسی!

117
00:09:17,541 --> 00:09:19,416
‫وایسا ببینم!
‫صبر کن!

118
00:09:25,416 --> 00:09:27,208
‫این «بسی» دیگه چه اسمیـه؟

119
00:09:27,208 --> 00:09:28,333
‫اون مگه گاو نیست؟

120
00:09:28,375 --> 00:09:30,625
‫چی؟
‫اون یه گاو مُشکـه.

121
00:09:30,708 --> 00:09:32,333
‫اصلاً خیال‌باف نیستی

122
00:09:34,000 --> 00:09:36,666
‫شوخی کردم!
‫منظوری نداشتم!

123
00:09:36,750 --> 00:09:39,958
‫باشه، شاهدخت آماندا
‫چه اسمی براش درنظر دارن؟

124
00:09:43,125 --> 00:09:45,333
‫بزن بریم لاگر سبز!

125
00:09:46,083 --> 00:09:49,458
‫لاگر سبز؟
‫این مگه اسم اسباب بازیت نبود؟

126
00:09:49,583 --> 00:09:51,250
‫هایا!

127
00:09:56,916 --> 00:09:57,958
‫آماندا؟

128
00:10:06,708 --> 00:10:07,583
‫ای خدا...

129
00:10:22,625 --> 00:10:23,958
‫هی، آماندا

130
00:10:25,708 --> 00:10:30,000
‫میشه لطفاً تصور کنی
‫که بتونم از در و دیوار رد شم؟

131
00:10:30,083 --> 00:10:32,458
‫مثل اشباح؟
‫معلومه که نه

132
00:10:32,583 --> 00:10:34,375
‫اما اون روز

133
00:10:34,458 --> 00:10:36,500
‫که وقتی رفتی
‫در رو بستی

134
00:10:36,583 --> 00:10:39,000
‫دو ساعت توی کمد لباسی گیر افتادم!

135
00:10:39,083 --> 00:10:39,958
‫خب که چی؟

136
00:10:40,625 --> 00:10:43,333
‫رادجر،
‫فکر کن اتاق خودتـه

137
00:10:43,375 --> 00:10:45,250
‫وقتی هم میام خونه
‫آزاد میشی

138
00:10:45,750 --> 00:10:48,250
‫وقتی تو هستی
‫همه‌چیز خیلی خوبه، آماندا

139
00:10:48,333 --> 00:10:51,333
‫اما بعضی‌وقتا،
‫دلم می‌خواد با بقیه بچه‌ها هم بازی کنم

140
00:10:51,375 --> 00:10:54,958
‫خب،‌ اونا نمی‌تونن من رو ببینن
‫برای همین نمی‌تونم باهاشون بازی کنم...

141
00:10:55,083 --> 00:10:57,500
‫اما همین که بازی کردن‌شون رو می‌بینم،
‫دوست دارم

142
00:10:57,583 --> 00:10:59,458
‫آخ!

143
00:10:59,583 --> 00:11:01,625
‫وای!
‫چه یخ بود

144
00:11:09,666 --> 00:11:12,916
‫رادجر!
‫اونجا رو نگاه کن!

145
00:11:17,708 --> 00:11:18,583
‫اون...

146
00:11:18,666 --> 00:11:20,500
‫درخت کریسمسـه!

147
00:11:30,666 --> 00:11:32,208
‫آماندا، وایسا!

148
00:11:41,958 --> 00:11:43,666
‫رادجر!

149
00:11:43,750 --> 00:11:45,958
‫آماندا!

150
00:11:46,500 --> 00:11:49,333
‫رادجر!

151
00:11:49,375 --> 00:11:51,416
‫ولـم کن!

152
00:11:57,000 --> 00:11:58,625
‫خانم آماندا شافل‌آپ!

153
00:11:59,875 --> 00:12:00,750
‫این دیگه چیه؟

154
00:12:04,458 --> 00:12:09,916
‫این مودبانه نیست، مامان.
‫باید بگی «ایشون کی هستن؟»

155
00:12:11,291 --> 00:12:12,708
‫هان؟

156
00:12:14,958 --> 00:12:17,458
‫آماندا،
‫چنددفعه باید بهت بگم

157
00:12:17,541 --> 00:12:19,708
‫که چتر رو بذاری تو جاچتری طبقه پایین؟

158
00:12:19,833 --> 00:12:21,833
‫زمین و لباسات،
‫همه عین موش آب‌کشیده شدن

159
00:12:22,625 --> 00:12:24,708
‫شاید کار رادجر بوده

160
00:12:25,875 --> 00:12:27,208
‫صبر کن،
‫صبر کن!

161
00:12:27,958 --> 00:12:29,333
‫- آماندا؟
‫- چیه؟

162
00:12:29,458 --> 00:12:31,875
‫- پس کِی می‌خوای یاد بگیری؟
‫- منظورت چیه؟

163
00:12:31,958 --> 00:12:34,500
‫مامان،
‫من همه‌چی رو تو مدرسه یاد می‌گیرم

164
00:12:34,583 --> 00:12:35,833
‫فکر کنم بدونی

165
00:12:35,958 --> 00:12:38,208
‫که منظورم این نبود

166
00:12:42,000 --> 00:12:44,083
‫مامان،
‫داری زمین رو خیس می‌کنی

167
00:12:47,791 --> 00:12:50,833
‫بعضی‌وقتا اصلاً کارهات رو درک نمی‌کنم

168
00:12:54,500 --> 00:12:57,375
‫بیا پایین تا واست کاکائوی داغ درست کنم

169
00:12:57,375 --> 00:12:59,000
‫یادت نره برای رادجر هم درست کنی!

170
00:12:59,000 --> 00:13:00,125
‫یادم نمیره

171
00:13:09,125 --> 00:13:11,250
‫ببخشید جناب،
‫متاسفانه تعطیلیـم

172
00:13:11,250 --> 00:13:14,208
‫راستـش داشتم تو این محله
‫یه پرسشنامه انجام می‌دادم...

173
00:13:15,458 --> 00:13:18,958
‫خانم... شافل‌آپ؟

174
00:13:19,041 --> 00:13:22,208
‫پرسشنامه؟
‫چه پرسشنامه‌ای؟

175
00:13:22,291 --> 00:13:24,416
‫پرسشنامه درمورد دنیامونـه

176
00:13:24,500 --> 00:13:27,458
‫و این که این روزها
‫بچه‌ها چه رفتارهایی دارن

177
00:13:27,791 --> 00:13:30,708
‫ممکنه که کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

178
00:13:30,791 --> 00:13:32,208
‫کارت شناسایی؟

179
00:13:32,291 --> 00:13:34,958
‫بله.
‫همونی که نشون میده کی هستین.

180
00:13:35,541 --> 00:13:39,208
‫من بانتینگـم.
‫آقای بانتینگ.

181
00:13:39,791 --> 00:13:41,500
‫مثل اسم اون پرنده،
‫می‌بینین؟

182
00:13:41,625 --> 00:13:42,708
‫وای

183
00:13:42,791 --> 00:13:45,208
‫بانتینگ مزرعه،
‫این اطراف هم هست،

184
00:13:45,291 --> 00:13:47,958
‫پرنده‌ی خیلی قشنگیـه،
‫مگه نه؟

185
00:13:49,000 --> 00:13:50,208
‫همم؟

186
00:13:58,500 --> 00:14:00,416
‫الان هوا بارونیـه و زشته این رو بگم

187
00:14:00,500 --> 00:14:02,375
‫اما الان سرم خیلی شلوغـه

188
00:14:02,416 --> 00:14:05,375
‫اشکالی نداره این پرسشنامه رو
به خودم بسپارین؟

189
00:14:05,916 --> 00:14:09,875
‫نه، نه، نیازی نیست.
‫پرسشنامه تموم شد.

190
00:14:10,541 --> 00:14:12,125
‫ببخشید؟

191
00:14:12,166 --> 00:14:13,041
‫بله

192
00:14:13,750 --> 00:14:17,708
‫«دنیای قدیم داره نفس‌های آخرش رو می‌کشه
‫و دنیای جدید هم داره دست‌ و پا می‌زنه

193
00:14:17,791 --> 00:14:20,625
‫تا تو جدال بین روشنایی و تاریکی
‫زاده بشه...»

194
00:14:20,666 --> 00:14:21,750
‫همم...

195
00:14:21,875 --> 00:14:24,125
‫چیه که زاده میشه؟
‫همم؟

196
00:14:24,208 --> 00:14:26,958
‫اوم...
‫ببخشید

197
00:14:27,041 --> 00:14:30,250
‫شوهرم همه‌ی این کتاب‌ها رو انتخاب کرده
‫برای همین...

198
00:14:30,250 --> 00:14:32,291
‫عذرخواهی نکنین لطفاً

199
00:14:32,375 --> 00:14:33,708
‫راستی...

200
00:14:35,750 --> 00:14:39,625
‫...این کتاب‌فروشی بوی واقعاً خوبی داره

201
00:14:46,375 --> 00:14:47,875
‫خیلی عجیب بود

202
00:14:47,916 --> 00:14:49,416
‫پرسشنامه درمورد بچه‌‌ها؟

203
00:14:50,000 --> 00:14:52,000
‫دختره هم عجیب بود

204
00:14:53,000 --> 00:14:53,875
‫کدوم دختره؟

205
00:14:53,916 --> 00:14:55,416
‫همونی که کنارش وایساده بود

206
00:14:55,500 --> 00:14:57,750
‫کی رو داری میگی؟

207
00:14:58,166 --> 00:15:00,916
‫رادجر، تو هم داری به همون چیزی که
‫من فکر می‌کنم، فکر می‌کنی؟

208
00:15:01,500 --> 00:15:04,958
‫که من تنها دوست نامرئی نیستم؟

209
00:15:14,916 --> 00:15:17,916
‫بذار اول این مصاحبه رو برم

210
00:15:18,666 --> 00:15:19,916
‫می‌دونم،
‫می‌دونم

211
00:15:20,000 --> 00:15:23,750
‫فقط امیدوارم آب سر بالا نره
و قورباغه هم ابوعطا نخونه

212
00:15:23,750 --> 00:15:24,625
‫آماندا؟

213
00:15:26,708 --> 00:15:27,875
‫اونـم حالش خوبـه

214
00:15:27,958 --> 00:15:29,625
‫با رادجر بازی می‌کنه

215
00:15:30,208 --> 00:15:33,125
‫نه، «راجر» نه،
‫رادجر

216
00:15:33,208 --> 00:15:35,625
‫- ر-ا-د-ج-ر
‫- هان؟

217
00:15:35,708 --> 00:15:39,583
‫به‌گمونم دیگه نهایتاً
‫ دوست‌ جدیدش همین باشه

218
00:15:40,708 --> 00:15:44,125
‫گوش کن مامان، نخندی‌ها، خب؟
‫اما رادجر واقعی نیست

219
00:15:44,125 --> 00:15:45,708
‫فقط آماندا اون رو می‌بینه

220
00:15:45,708 --> 00:15:48,625
‫یه دوست کاملاً من ‌درآوردیـه،
‫کاملاً من ‌درآوردی.

221
00:15:48,625 --> 00:15:49,708
‫باورت میشه؟

222
00:15:52,250 --> 00:15:53,875
‫گفتم که نخندی مامان!

223
00:15:54,875 --> 00:15:57,125
‫آماندا میگه می‌تونه اون رو ببینه

224
00:15:57,166 --> 00:15:59,125
‫ببخشید لیزی

225
00:15:59,208 --> 00:16:02,000
‫فقط یاد گذشته افتادم

226
00:16:02,625 --> 00:16:03,541
‫گذشته؟

227
00:16:04,125 --> 00:16:05,875
‫یادت نیست؟

228
00:16:06,458 --> 00:16:08,750
‫اسمـش چی بود؟

229
00:16:08,875 --> 00:16:12,791
‫آها، درسته.
‫«یخچال»! «یخچال»!

230
00:16:13,291 --> 00:16:15,458
‫آره عزیزم،
‫بهش می‌گفتی «یخچال»

231
00:16:16,208 --> 00:16:17,458
‫«یخچال»؟

232
00:16:17,541 --> 00:16:19,208
‫مامان،
‫چی داری میگی؟

233
00:16:19,291 --> 00:16:22,416
‫بهم گفتی که اون «یخچال»
‫تو رو از دست یه مار خبیث نجات داده

234
00:16:22,500 --> 00:16:25,375
‫نمی‌شد از همدیگه جداتون کردن،
‫همیشه پیش هم بودین!

235
00:16:25,416 --> 00:16:27,125
‫فکر کنم سگ بود

236
00:16:27,208 --> 00:16:28,125
‫سگ؟

237
00:16:28,166 --> 00:16:31,125
‫آره.
‫دفعه بعد از برادرت بپرس.

238
00:16:31,208 --> 00:16:33,625
‫«یخچال» کلی دردسر براش درست کرد

239
00:16:33,708 --> 00:16:35,875
‫- مامان! اُون دوباره داره اون کار رو می‌کنه!
‫- هان؟

240
00:16:36,916 --> 00:16:39,875
‫آماندا، مواظب باش اُون تیله رو نخوره!

241
00:16:40,458 --> 00:16:41,875
‫باشه،
‫می‌دونم!

242
00:16:43,958 --> 00:16:45,166
‫«یخچال»؟

243
00:16:45,916 --> 00:16:46,708
‫ممنون گولدی

244
00:16:46,750 --> 00:16:48,250
‫تو مصاحبه‌ـت موفق باشی

245
00:16:54,791 --> 00:16:56,708
‫نه هنوز گولدی!

246
00:16:57,500 --> 00:17:00,458
‫همم...
‫همم...

247
00:17:01,125 --> 00:17:05,458
‫بنده زیر اُپن قایم میشم و شما آقای رادجر،
‫بهتره اونجا قایم شین

248
00:17:05,500 --> 00:17:06,708
‫جناب گروهبان،

249
00:17:06,750 --> 00:17:09,458
‫بنده اطمینان دارم که اون
‫ نمی‌تونه پیدام کنه

250
00:17:09,500 --> 00:17:11,416
‫آقای رادجر،
‫هر دو باید قایم شیم!

251
00:17:11,708 --> 00:17:12,708
‫اطاعت میشه!

252
00:17:12,791 --> 00:17:15,791
‫تا وقتی که مامان برمی‌گرده
‫زنده خواهیم موند، جناب گروهبان

253
00:17:16,958 --> 00:17:18,666
‫اومدم‌ها!

254
00:17:18,750 --> 00:17:20,416
‫نه،
‫هنوز زوده!

255
00:17:34,583 --> 00:17:37,208
‫آماندا؟
‫آماندا!

256
00:17:37,333 --> 00:17:38,833
‫چی رو داری تصور می‌کنی؟

257
00:17:39,208 --> 00:17:42,250
‫باشه پس.
‫من همونجا قایم میشم!

258
00:17:42,333 --> 00:17:43,333
‫باشه

259
00:17:43,333 --> 00:17:44,500
‫اوه

260
00:17:46,625 --> 00:17:49,833
‫خاموش کردن چراغ‌ها
‫ایده‌ی خوبی بود جناب گروهبان

261
00:17:49,916 --> 00:17:52,125
‫رادجر،
‫من خاموش نکردم

262
00:17:52,250 --> 00:17:54,000
‫هان؟

263
00:18:10,916 --> 00:18:12,750
‫آماندا!

264
00:18:12,791 --> 00:18:15,541
‫رادجر؟

265
00:18:27,375 --> 00:18:29,208
‫پیدات کردم شاهدخت آماندا!

266
00:18:29,291 --> 00:18:31,458
‫هی،
‫چیزی نشده

267
00:18:36,583 --> 00:18:38,833
‫خداورشکر فیوز مشکلی نداره

268
00:18:39,333 --> 00:18:42,708
‫اگه مجبور می‌شدم بدم سیم‌کشی‌ها رو
‫درست کنن، خیلی دردسر می‌شد

269
00:18:42,791 --> 00:18:45,041
‫اما باید قبول کنم که اینجا قدیمیـه

270
00:18:45,041 --> 00:18:46,958
‫تعجبی نداره که این اتفاق افتاده

271
00:18:46,958 --> 00:18:48,291
‫تقصیر اون بچه بود

272
00:18:48,375 --> 00:18:49,208
‫کدوم بچه؟

273
00:18:50,791 --> 00:18:54,708
‫تاریک شد، بعدش یه روشنایی دیدم
‫و یهو دختره پیداش شد

274
00:18:54,791 --> 00:18:56,291
‫خب،
‫همه چیز خاموش شد...

275
00:18:56,333 --> 00:18:57,708
‫اونجا بود!

276
00:18:57,791 --> 00:19:00,166
‫همون دختر مو بلنده
‫که اون موقع هم اومده بود،

277
00:19:00,291 --> 00:19:02,208
‫صورتـش هم خیلی ترسناک بود،

278
00:19:02,291 --> 00:19:04,791
‫رادجر رو گرفت
‫و می‌خواست ببرتش

279
00:19:08,041 --> 00:19:10,041
‫به‌خدا اونجا بود

280
00:19:10,083 --> 00:19:12,333
‫آماندا...
‫آماندا... عزیزم

281
00:19:12,416 --> 00:19:16,125
‫بعضی‌وقتا تو اون ذهن خلاقت
‫زیادی تو فکر فرو میری

282
00:19:16,208 --> 00:19:17,708
‫همه‌چی مرتبـه

283
00:19:17,791 --> 00:19:20,625
‫نه!
‫فقط توی ذهنم نیست

284
00:19:20,708 --> 00:19:21,958
‫اون واقعاً اونجا بود

285
00:19:22,833 --> 00:19:25,583
‫آماندا بعضی‌وقتا دوست داره
‫برای خودش دوست بسازه

286
00:19:25,666 --> 00:19:26,708
‫مشکلی پیش نمیاد

287
00:19:27,291 --> 00:19:28,291
‫اما مامان...

288
00:19:28,791 --> 00:19:30,666
‫گولدی،
‫دیگه می‌تونی بری خونه

289
00:19:30,791 --> 00:19:31,791
‫ممنونـم

290
00:19:32,291 --> 00:19:33,333
‫خواهش می‌کنم

291
00:19:33,916 --> 00:19:34,791
‫بله

292
00:19:36,166 --> 00:19:38,583
‫بعداً‌ هم رو می‌بینیم، شاهدخت آماندا

293
00:19:38,666 --> 00:19:41,375
‫مامان، تو رو خدا حرفـم رو باور کن
‫راست میگم

294
00:19:41,458 --> 00:19:43,208
‫اون دختره و رادجر...

295
00:19:43,291 --> 00:19:46,125
‫آماندا، دست بردار.
‫همچین بچه‌ای وجود نداره.

296
00:19:48,125 --> 00:19:51,833
‫اینقدر به‌خاطر کسی که وجود نداره
‫بدخلقی نکن

297
00:19:54,333 --> 00:19:55,583
‫عزیزم،
‫من خسته‌ـم

298
00:19:55,666 --> 00:19:57,458
‫واقعاً روز سختی بود

299
00:19:57,541 --> 00:20:00,625
‫مصاحبه هم اصلاً خوب پیش نرفت

300
00:20:00,708 --> 00:20:01,958
‫اگه بابا اینجا بود...

301
00:20:02,041 --> 00:20:05,458
‫آره، راست میگی،
‫اگه بابا اینجا بود،‌ می‌ترکوند

302
00:20:06,583 --> 00:20:09,041
‫نه مامان.
‫اگه بابا بود، حرفـم رو باور می‌کرد

303
00:20:18,958 --> 00:20:21,833
‫دختره بوی گند می‌داد
‫و عین قندیل، یخ بود

304
00:20:21,916 --> 00:20:25,041
‫می‌دونم مامان روزای سختی رو داره

305
00:20:25,125 --> 00:20:26,333
‫اما هر از گاهی هم

306
00:20:26,333 --> 00:20:27,916
‫- برای ما سختـه!
‫- ساکت باش رادجر

307
00:20:27,916 --> 00:20:31,000
‫خب ما هم مشکلات خودمون رو داریم

308
00:20:31,000 --> 00:20:33,000
‫آره،
‫اگه بابا بود، حرفت رو باور می‌کرد

309
00:20:33,083 --> 00:20:34,875
‫کاملاً درست میگی.
‫اگه اینجا بود، مجبور نمی‌شدیم...

310
00:20:35,333 --> 00:20:36,583
‫آماندا...

311
00:20:36,708 --> 00:20:39,625
‫حقیقت داره.
‫حتی تو هم یه روزی ناپدید میشی

312
00:20:39,708 --> 00:20:41,125
‫نمیشه جلوش رو گرفت

313
00:20:42,125 --> 00:20:46,041
‫چون وقتی دیگه تصورت نکنم
‫برای همیشه ناپدید میشی

314
00:20:46,125 --> 00:20:47,041
‫چی؟

315
00:20:47,125 --> 00:20:49,041
‫چی داری میگی؟
‫من...

316
00:20:49,125 --> 00:20:50,708
‫دست از سرم بردار!

317
00:20:50,791 --> 00:20:52,875
‫آماندا،
‫برات مهم نیست؟

318
00:20:53,208 --> 00:20:54,041
‫اصلاً گوش می‌کنی؟

319
00:21:54,958 --> 00:21:57,750
‫اینا دیگه چی بود؟

320
00:21:57,750 --> 00:22:00,333
‫نزدیک بود اون دختر خل و چل مو مشکی

321
00:22:00,416 --> 00:22:04,416
‫من رو بدزده

322
00:22:09,916 --> 00:22:10,750
‫چی؟

323
00:22:11,583 --> 00:22:12,541
‫همم؟

324
00:22:29,500 --> 00:22:30,750
‫ببخشید؟

325
00:22:32,166 --> 00:22:34,291
‫می‌تونی من رو ببینی؟

326
00:22:35,625 --> 00:22:37,250
‫همم.
‫می‌تونم...

327
00:22:38,041 --> 00:22:39,250
‫اما کم رنگ

328
00:22:39,333 --> 00:22:41,500
‫تو هم دوست کسی هستی؟

329
00:22:43,000 --> 00:22:44,333
‫یه دوست من‌ درآوردی؟

330
00:22:44,833 --> 00:22:46,750
‫تا یکم پیش، آره

331
00:22:47,833 --> 00:22:49,250
‫واسه چی؟

332
00:22:49,333 --> 00:22:52,750
‫خب،
‫انگار دیگه دوستم من رو نمی‌بینه

333
00:22:54,333 --> 00:22:57,250
‫دوستم دیگه بهم نیاز نداره

334
00:23:00,833 --> 00:23:03,250
‫یعنی...
‫داری ناپدید میشی؟

335
00:23:03,333 --> 00:23:04,291
‫آره

336
00:23:04,791 --> 00:23:06,250
‫بعدش چی میشه؟

337
00:23:06,833 --> 00:23:07,750
‫نمی‌دونم

338
00:23:09,333 --> 00:23:10,291
‫درد داره؟

339
00:23:10,791 --> 00:23:12,750
‫تو... می‌ترسی؟

340
00:23:15,833 --> 00:23:17,250
‫اوه...

341
00:23:19,416 --> 00:23:21,625
‫من تاحالا ناپدید نشدم ولی...

342
00:23:22,125 --> 00:23:23,875
‫با اینحال می‌ترسم

343
00:23:40,916 --> 00:23:41,833
‫آماندا...

344
00:23:42,416 --> 00:23:45,250
‫واقعاً معذرت می‌خوام.
‫دیروز رفتارم خوب نبود.

345
00:23:46,416 --> 00:23:47,625
‫طوری نیست

346
00:23:47,750 --> 00:23:49,916
‫شاید فردا بریم استخر

347
00:23:50,000 --> 00:23:50,833
‫خوبه؟

348
00:23:54,000 --> 00:23:56,250
‫یا می‌تونیم بریم پیش مامان‌جون داون‌بیت

349
00:23:56,250 --> 00:23:59,500
‫می‌تونین با هم بیستکوئیت درست کنین،
‫شاید هم باغچه رو درست کردین،

350
00:23:59,500 --> 00:24:03,083
‫رادجر هم حتماً باید بیاد

351
00:24:03,375 --> 00:24:04,291
‫باشه

352
00:24:20,458 --> 00:24:22,208
‫عزیزم، همینجا وایسا
‫تا من برم پول پارکینگ رو بدم

353
00:24:23,916 --> 00:24:25,750
‫نمی‌خوای معذرت‌خواهی ‌کنی؟

354
00:24:26,500 --> 00:24:27,750
‫واسه چی؟

355
00:24:28,666 --> 00:24:30,500
‫من ناپدید نمیشم!

356
00:24:31,083 --> 00:24:32,666
‫واسه چی اینقدر ناراحتی؟

357
00:24:32,666 --> 00:24:36,333
‫هیچوقت ناپدید نشیم، مواظب همدیگه باشیم
‫ و هیچوقت هم گریه نکنیم!

358
00:24:36,333 --> 00:24:38,083
‫قول‌مون سر جاشه دیگه؟

359
00:24:38,083 --> 00:24:39,541
‫رادجر، اینجا پارکینگـه...

360
00:24:39,666 --> 00:24:41,791
‫...نه اتاق زیر شیروونی

361
00:24:44,125 --> 00:24:46,375
‫دیدی؟
‫من ناپدید نمیشم!

362
00:24:46,458 --> 00:24:49,166
‫رادجر، خواهش می‌کنم.
‫خطرناکـه!

363
00:24:49,791 --> 00:24:51,666
‫دیدی که جدا شدیم
‫و ناپدید نشدم

364
00:24:52,291 --> 00:24:53,583
‫این هم یه کشف جدید

365
00:24:53,666 --> 00:24:57,333
‫حتی اگه من رو نبینی هم
‫ناپدید نمیشم

366
00:24:57,416 --> 00:25:00,083
‫باشه! فهمیدم!
‫فقط برگرد!

367
00:25:00,166 --> 00:25:02,583
‫من اشتباه کردم رادجر.
‫ببخشید.

368
00:25:04,833 --> 00:25:05,708
‫رادجر!

369
00:25:09,291 --> 00:25:11,166
‫هان؟

370
00:25:12,166 --> 00:25:15,041
‫سلام دختر کوچولو

371
00:25:15,083 --> 00:25:18,666
‫ببخشید که غافلگیرت کردم

372
00:25:18,791 --> 00:25:21,583
‫نگران نباش،
‫نیومدم دنبال تو، دختر کوچولو

373
00:25:21,666 --> 00:25:25,291
‫نه. اومدم تا با دوستت
‫یه گپ کوتاه بزنم

374
00:25:25,291 --> 00:25:27,125
‫بدبختی هم

375
00:25:27,208 --> 00:25:29,833
‫صف پرداخت خیلی طولانیـه

376
00:25:29,916 --> 00:25:32,833
‫انگار یکم طول می‌کشه

377
00:25:41,791 --> 00:25:42,791
‫هان؟

378
00:25:42,875 --> 00:25:44,458
‫آماندا،
‫فرار کن!

379
00:25:50,083 --> 00:25:51,291
‫رادجر!

380
00:25:51,875 --> 00:25:55,875
‫یه خیالی به این خوبی...
‫خیلی وقت بود ندیده بودم

381
00:25:55,958 --> 00:25:59,625
‫چه بوی خوبی...

382
00:26:38,000 --> 00:26:40,416
‫بله،
‫مورد اورژانسیـه

383
00:26:43,041 --> 00:26:44,958
‫- لطفاً فوراً‌ یکی رو بفرستین
‫- آماندا!

384
00:26:45,666 --> 00:26:46,875
‫حالـش خوبه؟

385
00:26:50,375 --> 00:26:51,416
‫آماندا!

386
00:26:52,875 --> 00:26:53,791
‫آماندا!

387
00:28:01,958 --> 00:28:03,708
‫می‌تونم ببینمت

388
00:28:06,041 --> 00:28:09,458
‫می‌دونم چی هستی
‫و خیلی از امثالت رو می‌شناسم

389
00:28:13,041 --> 00:28:15,958
‫این رو هم می‌فهمم
‫که ذهنت درگیر چیـه

390
00:28:19,208 --> 00:28:22,458
‫قطعاً فراموش شدن دشواره

391
00:28:24,333 --> 00:28:27,625
‫اما اتفاقیـه که دیر یا زود
‫برای همه‌مون میفته

392
00:28:29,041 --> 00:28:31,291
‫نه،
‫من فراموش نشدم!

393
00:28:31,375 --> 00:28:32,833
‫اون تصادف کرد

394
00:28:32,958 --> 00:28:35,458
‫یه ماشین زد به آماندا
‫و بعدش...

395
00:28:35,541 --> 00:28:37,083
‫فرقی نمی‌کنه

396
00:28:39,208 --> 00:28:42,083
‫متاسفانه داری ناپدید میشی

397
00:28:42,791 --> 00:28:45,083
‫چی...

398
00:28:45,708 --> 00:28:48,583
‫متاسفانه زمان خیلی کمی برات مونده

399
00:28:50,333 --> 00:28:51,750
‫بیا دنبالـم مرد جوان

400
00:28:52,291 --> 00:28:53,208
‫آماندا...

401
00:28:54,208 --> 00:28:57,708
‫آماندا مُرده، آره؟
‫واسه همینه تو اینجایی

402
00:29:01,291 --> 00:29:04,458
‫تو...
‫فرشته‌ی مرگـی

403
00:29:04,958 --> 00:29:08,208
‫من فرشته‌ی مرگ نیستم.
‫اسمـم زینزانـه.

404
00:29:08,291 --> 00:29:11,958
‫باز هم میگم،
‫وقت زیادی نداری

405
00:29:12,041 --> 00:29:14,458
‫می‌تونی انتخاب کنی همینجا بمونی
‫و ناپدید شی

406
00:29:14,500 --> 00:29:16,208
‫یا این که بیای دنبالـم

407
00:29:17,000 --> 00:29:19,791
‫نمی‌تونم.
‫باید برم پیش آماندا.

408
00:29:20,791 --> 00:29:22,458
‫تصمیمـش به‌عهده خودتـه مرد جوان

409
00:29:25,208 --> 00:29:26,208
‫اما من...

410
00:29:27,125 --> 00:29:29,125
‫نمی‌خوام ناپدید شم

411
00:29:33,041 --> 00:29:35,208
‫امکانـش هست یکم سریع‌تر بیای؟

412
00:29:36,583 --> 00:29:39,208
‫کجا داریم میریم؟

413
00:29:39,291 --> 00:29:42,708
‫یه جای امن.
‫لازم نیست نگران باشی.

414
00:29:42,708 --> 00:29:44,708
‫خب چه جاییـه؟

415
00:29:45,458 --> 00:29:48,958
‫آخر مسیرمون به در درست
‫توی یه جای درست می‌رسیم

416
00:29:49,708 --> 00:29:50,958
‫یعنی چی؟

417
00:29:51,041 --> 00:29:54,958
‫یکم آروم بگیر مرد جوان.
‫خیلی سوال می‌پرسی.

418
00:29:55,041 --> 00:29:58,458
‫ببخشید. همیشه از آماندا
‫کلی سوال می‌پرسیدم

419
00:29:58,500 --> 00:30:01,958
‫آماندا هم همیشه برای سوالات
‫جواب داشت؟

420
00:30:02,750 --> 00:30:03,958
‫نه همیشه

421
00:30:04,041 --> 00:30:06,708
‫وقتی برات جواب نداشت
‫چی‌کار می‌کرد؟

422
00:30:06,791 --> 00:30:09,458
‫آماندا معمولاً یه چیزی از خودش در می‌آورد

423
00:30:11,125 --> 00:30:14,458
‫شاید برای همین تو رو تصور کرده
‫مرد جوان

424
00:30:15,208 --> 00:30:16,958
‫چون جواب خود تو بودی

425
00:30:18,083 --> 00:30:19,250
‫جواب؟

426
00:30:20,000 --> 00:30:21,958
‫فکر می‌کنی من جواب آماندام؟

427
00:30:22,041 --> 00:30:25,708
‫درسته. تو نقشت رو به‌عنوان یه خیالی
‫درست انجام دادی

428
00:30:27,791 --> 00:30:31,208
‫فقط روی چیزی که
‫درست رو به روته، تمرکز کن

429
00:30:34,208 --> 00:30:36,208
‫- بن‌بسـته؟
‫- بیشتر دقت کن

430
00:30:36,791 --> 00:30:39,333
‫این در تو رو
به یه زندگی جدید هدایت می‌کنه

431
00:30:45,458 --> 00:30:47,875
‫فکر نکن.
‫فقط برو.

432
00:30:52,208 --> 00:30:55,333
‫وقتشـه کسایی که فراموشـت کردن رو
‫ فراموش کنی

433
00:30:57,333 --> 00:30:58,958
‫زینزان...

434
00:30:58,958 --> 00:31:02,208
‫هنوز کلی دیگه از امثال تو هست
‫که باید پیداشون کنم

435
00:31:02,500 --> 00:31:06,208
‫امیدوارم از زندگی جدیدت لذت ببری.
‫اینجا جاییـه که بهش تعلق داری.

436
00:31:35,291 --> 00:31:36,875
‫ببخشید...

437
00:31:36,958 --> 00:31:39,250
‫زینزان من رو آورده اینجا
‫و فکر کنم...

438
00:31:43,708 --> 00:31:44,708
‫هان؟

439
00:31:44,791 --> 00:31:47,708
‫ببخشید فضولی می کنم
‫اما واسه چی با اون حرف می‌زنی؟

440
00:31:49,791 --> 00:31:53,375
‫اون یه آدم واقعیـه.
‫نه صدات رو می‌شنوه و نه می‌بینتت.

441
00:31:53,958 --> 00:31:55,833
‫درسته

442
00:31:57,625 --> 00:31:59,041
‫میشه بری کنار؟

443
00:32:01,791 --> 00:32:03,708
‫وقت کنسرتـه!

444
00:32:04,791 --> 00:32:06,833
‫هی!

445
00:32:06,916 --> 00:32:08,208
‫ســلام

446
00:32:12,916 --> 00:32:14,208
‫به همگی!

447
00:32:14,291 --> 00:32:16,583
‫به همه خوش می‌گذره؟

448
00:32:16,666 --> 00:32:19,708
‫بــله!

449
00:32:21,958 --> 00:32:24,208
‫حال‌تون چطوره؟

450
00:32:29,291 --> 00:32:32,708
‫بچه‌ها!
‫فردا چه روزیـه؟

451
00:32:32,791 --> 00:32:34,708
‫شـــنبه!

452
00:32:34,791 --> 00:32:36,916
‫و روز بعدش چی؟

453
00:32:36,958 --> 00:32:39,708
‫یکــشنبه!

454
00:32:39,791 --> 00:32:42,458
‫یعنی چه روزهایی میشن؟

455
00:32:42,541 --> 00:32:45,458
‫روزهای محبوب‌مون!

456
00:32:45,541 --> 00:32:48,041
‫و چی باعث شده که خاص باشن؟

457
00:32:48,166 --> 00:32:50,541
‫چون روزهای کارمونـن!

458
00:32:50,666 --> 00:32:52,958
‫با بازی کردن، حسابی کار می‌کنیم!

459
00:32:53,041 --> 00:32:56,458
‫بعدش هم هرچی که گیرمون میاد رو
‫با همدیگه تقسیم می‌کنیم

460
00:33:02,500 --> 00:33:03,666
‫هان؟

461
00:33:31,208 --> 00:33:32,083
‫تو کی هستی؟

462
00:33:36,250 --> 00:33:37,875
‫تازه‌واردی

463
00:33:38,416 --> 00:33:39,208
‫بله

464
00:33:39,208 --> 00:33:41,166
‫و چطوری درمورد اینجا خبردار شدی؟

465
00:33:41,166 --> 00:33:42,083
‫از طرف زینزان؟

466
00:33:43,250 --> 00:33:44,291
‫اسمـت چیه؟

467
00:33:44,708 --> 00:33:46,083
‫رادجر

468
00:33:46,583 --> 00:33:48,500
‫رادجی.
‫رنگ چشما؟

469
00:33:48,583 --> 00:33:49,500
‫رادجی؟

470
00:33:49,583 --> 00:33:50,708
‫رنگ چشما؟

471
00:33:50,791 --> 00:33:53,000
‫اوم...

472
00:33:53,083 --> 00:33:54,500
‫چشمای خودت رو نمیگم.

473
00:33:54,583 --> 00:33:56,416
‫چشمای زینزان چه رنگی بودن؟

474
00:33:56,500 --> 00:33:59,000
‫خب...

475
00:33:59,083 --> 00:34:03,041
‫راستیـه آبی بود
‫و چپیـه قرمز!

476
00:34:04,208 --> 00:34:05,500
‫همم...

477
00:34:10,416 --> 00:34:11,666
‫می‌تونی وارد شی

478
00:34:11,708 --> 00:34:15,000
‫می‌دونستم!
‫من هم رنگـش رو بلد بودم!

479
00:34:15,708 --> 00:34:17,708
‫می‌دونستم!
‫واقعاً میگم!

480
00:34:24,208 --> 00:34:26,166
‫رادجی،
‫شبیه آدم‌هایی

481
00:34:26,750 --> 00:34:27,958
‫مثل امیلی

482
00:34:28,041 --> 00:34:29,666
‫قرچ قروچ!

483
00:34:30,500 --> 00:34:32,916
‫خیلی‌خب رادجی،
‫این نازنازیـه

484
00:34:32,958 --> 00:34:35,708
‫اگه برات جالبـه
‫باید بگم که یه اسب آبی‌ام

485
00:34:35,791 --> 00:34:37,083
‫قرچ قروچ!

486
00:34:37,166 --> 00:34:39,416
‫این کوچولو هم قرچ قروچه

487
00:34:39,500 --> 00:34:40,916
‫و داره سلام می‌کنه

488
00:34:44,041 --> 00:34:46,416
‫- از آشنایی باهات خوشوقتم
‫- قرچ قروچ

489
00:34:47,000 --> 00:34:49,958
‫اینجا همه با خیال به‌وجود اومدن؟

490
00:34:50,541 --> 00:34:53,541
‫آره،
‫اینجا هم یه خیالی‌ان

491
00:34:54,833 --> 00:34:55,958
‫یه خیالی؟

492
00:34:56,041 --> 00:34:59,333
‫این چیزیـه که آدم‌بزرگ‌ها
همیشه بهمون می‌گفتن

493
00:34:59,416 --> 00:35:01,333
‫- قرچ قروچ قرچ قروچ
‫- همم؟

494
00:35:03,583 --> 00:35:06,583
‫یعنی امکان داره که...
‫چیزی درموردش نمی‌دونی رادجی؟

495
00:35:08,333 --> 00:35:09,791
‫رادجی،
‫می‌دونی که بچه‌ها

496
00:35:09,916 --> 00:35:12,416
‫چه خیال‌های خارق‌العاده‌ی به ذهن‌شون می‌رسه

497
00:35:12,500 --> 00:35:14,583
‫و ما هم بهترین دوست اون بچه‌ها میشیم

498
00:35:14,666 --> 00:35:17,291
‫و همه‌چیز عالی و فوق‌العاده پیش میره؟

499
00:35:17,291 --> 00:35:19,166
‫اما بعدش بچه‌ها بزرگ میشن

500
00:35:19,166 --> 00:35:21,708
‫و علاقه‌شون نسب به ما کم میشه
‫و ما هم فراموش میشیم

501
00:35:21,708 --> 00:35:26,291
‫و تو بیشتر موارد،
‫عاقبت همه‌مون همینـه

502
00:35:26,291 --> 00:35:27,500
‫خب، خبر فوری!

503
00:35:27,500 --> 00:35:29,166
‫دیگه وقتشـه که این لب و لوچه رو...

504
00:35:29,166 --> 00:35:31,166
‫از این آویزونی در بیاریم

505
00:35:31,166 --> 00:35:33,958
‫چون قبل این که این اتفاق بیفته

506
00:35:34,041 --> 00:35:36,750
‫زینزان دوستایی مثل تو رو
‫به این کتابخونه میاره

507
00:35:36,833 --> 00:35:39,541
‫بیشتر کتاب‌ها از روی تخیل ساخته میشن،
‫درسته؟

508
00:35:41,166 --> 00:35:44,416
‫خب، رادجی.
‫تخیل واسه ما خیالی‌ها

509
00:35:44,500 --> 00:35:46,333
‫مثل اکسیژن واسه آدم‌ها می‌مونه

510
00:35:50,416 --> 00:35:52,666
‫و این کتابخونه‌ هم پر از تخیلـه

511
00:35:53,791 --> 00:35:55,750
‫ایشون هم بارون مترونوم هستن

512
00:35:55,833 --> 00:35:58,500
‫ایشون و دوست ناشنواشون
‫که آهنگ‌ساز مشهوری بودن

513
00:35:58,583 --> 00:36:01,416
‫آثار موزیکال بسیار زیبایی خلق کردن

514
00:36:05,583 --> 00:36:08,458
‫اون دونفر واسه همدیگه ساخته شدن

515
00:36:09,000 --> 00:36:11,083
‫این پیرمرد که می‌لرزه هم یه اسطوره‌ـس

516
00:36:12,791 --> 00:36:17,416
‫جزو تحسین‌برانگیزترین
‫و مورد احترام‌ترین خیالی‌های تاریخـه

517
00:36:17,500 --> 00:36:18,583
‫اه...

518
00:36:19,416 --> 00:36:23,583
‫بودن یا نبودن.
‫مسئله این است.

519
00:36:25,041 --> 00:36:27,833
‫یعنی ما از تخیلات بچه‌ها ساخته میشیم

520
00:36:27,916 --> 00:36:29,958
‫و بهترین دوست‌شونـیم

521
00:36:30,041 --> 00:36:33,250
‫آدم‌ها و دنیاشون رو قشنگ‌تر می‌کنیم

522
00:36:34,958 --> 00:36:36,458
‫معرکه نیست؟

523
00:36:40,500 --> 00:36:41,833
‫قرچ قروچ!

524
00:36:41,916 --> 00:36:43,833
‫آخرین نفر هم رفت

525
00:36:44,791 --> 00:36:47,083
‫حالا دیگه اینجا واسه خود خودمونـه

526
00:36:48,583 --> 00:36:49,958
‫رادجی...

527
00:36:50,041 --> 00:36:51,666
‫عشق و حال اصلی حالا شروع میشه

528
00:36:51,708 --> 00:36:55,166
‫حالا که فهمیدی خیالی‌ها چقدر باحالـن

529
00:36:55,250 --> 00:36:56,666
‫فکر نمی‌کنی که

530
00:36:56,750 --> 00:37:00,833
‫حق داریم یه جای بی‌نظیر،
‫فوق‌العاده و خفن باشیم؟

531
00:37:44,833 --> 00:37:46,416
‫رسماً ورودت رو...

532
00:37:46,500 --> 00:37:49,000
‫...به شهر خیالی‌ها خوشامد میگم!

533
00:37:59,916 --> 00:38:01,750
‫همم،
‫عطرش رفت

534
00:38:01,750 --> 00:38:04,500
‫و خیلی تازه بخوریم

535
00:38:04,625 --> 00:38:06,500
‫نگران نباش

536
00:38:06,625 --> 00:38:09,375
‫دماغِ حساسِ بی‌نظیرم پیداش می‌کنه

537
00:38:27,666 --> 00:38:29,541
‫- بفرمایین
‫- ممنون

538
00:38:35,750 --> 00:38:39,875
‫قرچ قروچ قرچ قروچ!

539
00:38:41,958 --> 00:38:45,541
‫امیلی، ببخشید
‫اما میشه یه چیزی بپرسم؟

540
00:38:45,583 --> 00:38:47,291
‫قرچ قروچ قرچ!

541
00:38:47,375 --> 00:38:48,208
‫ممنون

542
00:38:49,625 --> 00:38:53,625
‫این شهر خیالی که الان داخلشیم
‫از خیالات توی کتاب‌ها به‌وجود اومده

543
00:38:53,708 --> 00:38:57,125
‫فردا یه شهر دیگه‌ای میشه
‫و روز بعد و روزهای بعدش هم همینطور

544
00:38:57,208 --> 00:38:58,833
‫هرروز شهر متفاوتی میشه

545
00:38:58,916 --> 00:39:00,541
‫دیروز ماچو پیچو بود

546
00:39:00,625 --> 00:39:03,458
‫روز قبلـش هم رفتیم «سرزمین ونگ‌دودل‌ها»

547
00:39:03,958 --> 00:39:05,833
‫اینجا مثل خونه‌مون می‌مونـه

548
00:39:05,833 --> 00:39:09,708
‫کتابخونه‌ها می‌ذارن همه‌جا بریم
‫و هروقت خواستیم برگردیم

549
00:39:16,833 --> 00:39:17,916
‫راستش رادجی

550
00:39:18,041 --> 00:39:21,125
‫ما نمی‌تونیم خودمون اینجاها رو خلق کنیم

551
00:39:21,875 --> 00:39:25,166
‫آدم‌‌های واقعی‌ان که با تصورات‌شون
‫چیزها رو خلق می‌کنن

552
00:39:27,208 --> 00:39:28,208
‫ما نمی‌تونیم

553
00:39:29,708 --> 00:39:32,833
‫اما یه کارهایی هست که می‌تونیم بکنیم

554
00:39:32,916 --> 00:39:34,791
‫همم.
‫چه خوشمزه!

555
00:39:35,458 --> 00:39:36,666
‫گفتی کار؟

556
00:39:36,791 --> 00:39:37,583
‫آره

557
00:39:37,666 --> 00:39:40,208
‫با تخیلات بچه‌ها
‫با هم به ماجراجویی‌ها میریم

558
00:39:40,291 --> 00:39:41,416
‫و بازی می‌کنیم

559
00:39:41,541 --> 00:39:43,125
‫همین ساندویچ خوشمزه

560
00:39:43,208 --> 00:39:45,125
‫- و مارشمالوهایی که داریم...
‫- قرچ قروچ قرچ!

561
00:39:45,125 --> 00:39:48,041
‫...همه از کار کردن با تخیلات بچه‌ها
به دست اومدن

562
00:39:48,125 --> 00:39:49,291
‫قرچ قروچ!

563
00:39:51,125 --> 00:39:54,791
‫و فردا اول صبح
‫تو هم کلی کار داری رادجی

564
00:39:54,833 --> 00:39:55,875
‫آره ولی...

565
00:39:55,958 --> 00:39:59,291
‫امیلی، من واقعاً باید برم،
‫کار دیگه‌ای دارم

566
00:39:59,833 --> 00:40:00,916
‫هان؟

567
00:40:03,208 --> 00:40:04,541
‫امروز دوستـم...

568
00:40:04,583 --> 00:40:06,375
‫راستش این یارو،
‫بانتینگ...

569
00:40:06,458 --> 00:40:07,791
‫بانتینگ؟

570
00:40:10,750 --> 00:40:14,166
‫رادجی،
‫تو گفتی بـ-بانتینگ؟

571
00:40:14,250 --> 00:40:14,791
‫آره،
‫گفتم

572
00:40:16,333 --> 00:40:19,500
‫با مامان رفته بودیم خرید
‫و اون بهمون حمله کرد!

573
00:40:19,583 --> 00:40:21,916
‫به‌خاطر اون بود که
‫ماشین به دوستـم زد

574
00:40:22,541 --> 00:40:25,041
‫بانتینگ...
‫آقای بانتینگ!

575
00:40:25,916 --> 00:40:27,750
‫اما آقای بانتینگ نه

576
00:40:27,791 --> 00:40:30,250
‫اون نمی‌خواست با خیالیـش خداحافظی کنه

577
00:40:31,125 --> 00:40:34,916
‫حتی وقتی بزرگ شد،
‫قدرت تخیل رو می‌خواست،

578
00:40:35,000 --> 00:40:38,833
‫برای همین یه روز
‫خیالیِ یکی دیگه رو خورد!

579
00:40:39,333 --> 00:40:41,791
‫آقای بانتینگ می‌تونه
هرجا که می‌خواد ظاهر شه

580
00:40:42,291 --> 00:40:46,166
‫عطرمون رو بو می‌کشه
‫و پیدامون می‌کنه!

581
00:40:51,375 --> 00:40:54,041
‫بعدش هم ما رو می‌خوره
‫و تا ابد زندگی می‌کنه

582
00:40:54,125 --> 00:40:55,041
‫قرچ!

583
00:40:55,125 --> 00:40:58,250
‫اینطوری قدرتـش برای تخیل رو از دست نمیده

584
00:40:58,291 --> 00:41:00,625
‫حتی الانـم داره برای خودش می‌گرده

585
00:41:00,750 --> 00:41:04,916
‫همه آروم باشن.
‫مشکلی نیست. اینجا کتابخونه‌ـس.

586
00:41:05,000 --> 00:41:07,000
‫تو شهر خیالی‌ها
‫جامون امنـه

587
00:41:07,041 --> 00:41:08,041
‫همه‌چی مرتبـه!

588
00:41:12,125 --> 00:41:14,291
‫ببخشید که این رو بهت میگم رادجی

589
00:41:14,375 --> 00:41:17,000
‫اینجا همه از آقای بانتینگ خبر دارن

590
00:41:17,500 --> 00:41:20,041
‫- اما اون فقط افسانه‌ـس، یه داستانـه
‫- اوهوم

591
00:41:20,041 --> 00:41:22,833
‫اون وجود نداره.
‫هیشکی تاحالا آقای بانتینگ رو ندیده

592
00:41:28,291 --> 00:41:32,083
‫اما ما دیدیمـش.
‫به آماندا حمله کرد و می‌خواست من رو بخوره!

593
00:41:32,666 --> 00:41:35,208
‫رادجی، معذرت می‌خوام
‫اما مجبورم این رو بگم

594
00:41:35,291 --> 00:41:36,583
‫بانتینگ واقعی نیست

595
00:41:36,666 --> 00:41:38,375
‫دروغ نمیگم امیلی

596
00:41:38,458 --> 00:41:39,833
‫بانتینگ واقعاً بهش حمله کرد

597
00:41:39,916 --> 00:41:42,583
‫گوش کن رادجی.
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده اما درک می‌کنم.

598
00:41:42,666 --> 00:41:44,666
‫متوجهم که نگران دوستتـی

599
00:41:44,666 --> 00:41:46,875
‫ناراحت‌کننده‌ـس
‫و درک می‌کنم که برات سخت بوده

600
00:41:46,875 --> 00:41:48,083
‫اما دلیل نمیشه که...

601
00:41:49,916 --> 00:41:52,333
‫هی، بیا اینجا رادجی!
‫کجا داری میری؟

602
00:41:52,416 --> 00:41:54,041
‫دارم میرم دنبال آماندا بگردم

603
00:41:54,083 --> 00:41:56,291
‫پیداش نمی‌کنی

604
00:41:56,916 --> 00:41:58,791
‫چرا متوجه نمیشی؟

605
00:41:58,833 --> 00:42:01,833
‫اگه از کتابخونه بری
‫ناپدید میشی

606
00:42:01,916 --> 00:42:03,041
‫گوش کن رادجی...

607
00:42:05,291 --> 00:42:06,916
‫بذار برات قضیه رو روشن کنم

608
00:42:07,916 --> 00:42:10,041
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونی اون دختر رو ببینی

609
00:42:10,916 --> 00:42:12,791
‫اینجا اوضاع اینطوری نیست

610
00:42:12,833 --> 00:42:15,041
‫از خودم درنیوردم
‫اما یه قوانینی هست

611
00:42:15,208 --> 00:42:17,458
‫که تو دنیامون باید ازشون پیروی کنیم

612
00:42:17,708 --> 00:42:19,666
‫اون همین الانش هم فراموشـت کرده رادجی

613
00:42:19,666 --> 00:42:21,291
‫و نمیشه برش گردوند

614
00:42:21,916 --> 00:42:24,708
‫اشتباه می‌کنی.
‫آماندا هیچوقت فراموشـم نمی‌کنه.

615
00:42:24,708 --> 00:42:26,791
‫اگه اینقدر مطمئنی که دوستت
‫فراموشـت نکرده،

616
00:42:26,791 --> 00:42:28,666
‫پس چرا سراغـت رو نگرفته؟

617
00:42:28,666 --> 00:42:30,833
‫واسه چی هنوز اینجایی؟
‫جوابم رو بده

618
00:42:33,291 --> 00:42:34,333
‫نه،
‫قضیه این نیست

619
00:42:37,083 --> 00:42:38,958
‫دوست رادجی مُرده

620
00:42:41,041 --> 00:42:43,875
‫گوش کن رادجی...
‫تو رنگ‌ها رو برعکس گفتی

621
00:42:43,958 --> 00:42:46,958
‫چشم راست زینزان قرمزه
‫و چشم چپـش آبی

622
00:42:47,625 --> 00:42:50,541
‫چیزی که فکر می‌کنی می‌بینی
‫همیشه اون چیزی نیست به‌نظر بیاد

623
00:42:52,666 --> 00:42:54,541
‫خب همگی!

624
00:42:56,041 --> 00:42:57,208
‫دیگه وقتشـه

625
00:42:57,291 --> 00:42:59,041
‫جمع کنیم بریم بخوابیم

626
00:43:05,541 --> 00:43:06,458
‫امیلی،
‫وایسا!

627
00:43:30,583 --> 00:43:32,875
‫خوابت نمی‌بره مرد جوان؟

628
00:43:33,416 --> 00:43:34,333
‫زینزان؟

629
00:43:38,916 --> 00:43:40,791
‫اینجا خیلی قشنگـه

630
00:43:40,875 --> 00:43:43,333
‫تا وقتی که کار کنی
‫هیچوقت گرسنه نمی‌مونی

631
00:43:45,666 --> 00:43:48,708
‫گفتی که من...
‫جواب آماندا بودم

632
00:43:49,916 --> 00:43:52,666
‫اما هرکاری که بکنم
‫نمی‌تونم ببینمـش

633
00:43:54,291 --> 00:43:57,791
‫جواب همینـه؟
‫این جواب آمانداس؟

634
00:43:59,208 --> 00:44:01,791
‫خداحافظی چیزیه که
‫ما همه‌مون تجربه‌ـش کردیم

635
00:44:03,291 --> 00:44:05,333
‫دوست من یه شریک فوق‌العاده بود

636
00:44:05,875 --> 00:44:10,291
‫اما متاسفانه دوستـم
تو خونه‌ی شادی زندگی نمی‌کرد

637
00:44:11,375 --> 00:44:15,291
‫و آخر هرروز
‫التماسـم رو می‌کرد که بیدار بمونم

638
00:44:15,291 --> 00:44:17,208
‫تا نزدیکـش بمونم
‫و مراقبـش باشم

639
00:44:17,208 --> 00:44:18,750
‫من هم همین کار رو می‌کردم

640
00:44:20,208 --> 00:44:23,333
‫همیشه مراقبش بودم،
‫شبانه روز،

641
00:44:23,416 --> 00:44:26,625
‫تا این که آخرش
‫من هم فراموش شدم

642
00:44:27,291 --> 00:44:28,916
‫برای همینـه که نمی‌خوابم

643
00:44:29,916 --> 00:44:31,541
‫اونطوری تصور نشدم

644
00:44:32,708 --> 00:44:35,166
‫خیالی‌ها بی‌دلیل زاده نمیشن

645
00:44:38,041 --> 00:44:40,291
‫و تو، مرد جوان
‫خیالت راحت باشه

646
00:44:40,375 --> 00:44:41,875
‫من حواسـم بهت هست

647
00:44:41,958 --> 00:44:42,958
‫زینزان

648
00:44:43,541 --> 00:44:45,416
‫من هیچوقت گریه نمی‌کنم

649
00:44:46,166 --> 00:44:48,916
‫چون تو تخیل آماندا اینطوری بودم

650
00:45:05,041 --> 00:45:07,291
‫رادجی... رادجی،
‫بیدار شو

651
00:45:09,541 --> 00:45:11,458
‫- صبح شده. وقت بیدار شدنـه
‫- قرچ

652
00:45:13,875 --> 00:45:16,458
‫- بجنب. امیلی منتظره
‫- قرچ قورچ

653
00:45:21,625 --> 00:45:23,458
‫امیلی!

654
00:45:23,541 --> 00:45:25,625
‫چه عجب.
‫دیر کردی.

655
00:45:25,708 --> 00:45:27,958
‫اگه دیر کنی
‫تموم کارها گرفته میشن. بدو!

656
00:45:28,625 --> 00:45:30,041
‫صبح‌بخیر امیلی

657
00:45:32,083 --> 00:45:33,291
‫صبح‌بخیر رادجی

658
00:45:33,333 --> 00:45:35,458
‫خب بجنب دیگه.
‫باید شروع کنیم!

659
00:45:40,041 --> 00:45:43,541
‫اولین کاری که باید بکنی
‫اینه که روی تابلوی اعلانات تمرکز کنی

660
00:45:46,666 --> 00:45:50,208
‫خوبه، دیر یا زود
‫شغل مناسبـت ظاهر میشه

661
00:45:50,291 --> 00:45:51,458
‫اوم،
‫این شغل‌ ماس؟

662
00:45:51,541 --> 00:45:54,458
‫رادجی، نگاه کن.
‫خوب نگاه کن.

663
00:45:59,750 --> 00:46:00,750
‫« اعلانات »

664
00:46:02,791 --> 00:46:08,875
‫« آژانس کاریابی »
‫عکس‌ها...

665
00:46:09,958 --> 00:46:12,208
‫امیلی، عکس‌ها رو می‌بینم

666
00:46:12,833 --> 00:46:13,666
‫بعله

667
00:46:13,791 --> 00:46:16,791
‫این بچه‌ها آرزوشون
‫هم‌بازی شدن با ماست

668
00:46:16,916 --> 00:46:19,666
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که عکس یکی از بچه‌ها رو انتخاب کنی

669
00:46:19,708 --> 00:46:21,541
‫اونی که دلت میگه رو بردار

670
00:46:21,666 --> 00:46:23,791
‫انتخاب دوستت خیلی مهمه

671
00:46:23,833 --> 00:46:25,541
‫این بچه همیشه تو فکرِ شیرینی‌جاتــه

672
00:46:25,583 --> 00:46:27,041
‫من بستنی می‌خوام

673
00:46:27,083 --> 00:46:28,458
‫شاید اون یکی مال من باشه

674
00:46:28,541 --> 00:46:29,541
‫بچه‌ی خونه‌خراب‌کن!

675
00:46:32,166 --> 00:46:35,166
‫رادجی، خیلی فکر نکن.
‫به قلبت رجوع کن

676
00:46:35,666 --> 00:46:37,041
‫ها؟ «جان»!

677
00:46:39,666 --> 00:46:40,791
‫قروچ

678
00:46:40,916 --> 00:46:42,041
‫جانــه

679
00:46:55,458 --> 00:46:56,916
‫- بگیرش، رادجی!
‫- برو، رادجی!

680
00:46:56,958 --> 00:46:59,208
‫- بگیرش! بگیرش، رادجی!
‫- بگیرش! آره!

681
00:46:59,291 --> 00:47:01,916
رادجی، عکس‌ها حکم بلیت قطار رو دارن

682
00:47:02,041 --> 00:47:04,916
‫وقتی گرفتی‌شون،
‫تحت هیچ شرایطی گم‌شون نکن

683
00:47:04,958 --> 00:47:06,916
‫ایول، ایول!

684
00:47:08,916 --> 00:47:11,291
‫قروچ!

685
00:47:16,416 --> 00:47:17,458
‫توجه کنید، خدمه!

686
00:47:17,541 --> 00:47:21,166
‫دوره‌ی آموزشی اتمام یافته.
‫برای سرعت‌گیری آماده باشید!

687
00:47:33,166 --> 00:47:34,541
‫سنگ ماه رو گرفتی؟

688
00:47:34,666 --> 00:47:36,791
‫سنگ ماه؟

689
00:47:36,916 --> 00:47:39,833
‫مأموریت ما جمع‌آوری عتیقه‌های نادره

690
00:47:40,333 --> 00:47:42,166
‫باید پیداش کنی و زود برگردی

691
00:47:52,791 --> 00:47:55,583
‫فوراً برگرد!
‫دشمن داره نزدیک میشه!

692
00:48:07,916 --> 00:48:10,833
رادجی، زود باش برگرد!

693
00:48:18,833 --> 00:48:21,833
‫خدمه! بریم ایستگاه نبرد!
‫برای حمله آماده باشید!

694
00:48:22,458 --> 00:48:23,708
‫چشم، کاپیتان!

695
00:48:25,541 --> 00:48:27,791
رادجی، وقت کاره، نه بازیگوشی!

696
00:48:27,833 --> 00:48:29,541
‫بازیگوشی و کار با همـه

697
00:48:29,583 --> 00:48:31,916
رادجی، این بچه توی خیالش داره بازی می‌کنه،

698
00:48:31,958 --> 00:48:34,291
‫ولی اگه ما مراقب نباشیم،
‫جون‌مون به خطر میفته

699
00:48:35,041 --> 00:48:37,791
‫اگه توی دنیای خیالی بمیریم،
‫ناپدید می‌شیم

700
00:48:37,833 --> 00:48:39,291
‫صبر کنید، یه دقیقه وایسید،

701
00:48:39,416 --> 00:48:41,291
‫کسی «قرچ قروچ» رو ندیده؟

702
00:48:41,833 --> 00:48:43,583
‫من ندیدم. پیش من نبود.

703
00:48:43,666 --> 00:48:45,541
‫آخه کجا می‌خواست بره؟

704
00:48:54,791 --> 00:48:57,166
‫شاید مهارتی توی انتخاب دوست نداری

705
00:48:58,791 --> 00:49:00,791
‫ای کاش اینجا بود...

706
00:49:01,333 --> 00:49:03,666
‫وابلز، ابرقهرمان کهکشان!

707
00:49:04,708 --> 00:49:10,166
‫درَ رَرَ رَن!

708
00:49:23,291 --> 00:49:24,583
‫قروچ؟

709
00:49:24,666 --> 00:49:26,541
‫قرچ قروچــه!

710
00:49:31,416 --> 00:49:32,541
‫وول وول!

711
00:49:32,666 --> 00:49:34,416
‫ایول، وابلز!

712
00:49:46,833 --> 00:49:48,791
‫- کارشون رو ساخت!
‫- هورا، وابلز!

713
00:50:05,291 --> 00:50:08,333
‫ممنونم...

714
00:50:09,291 --> 00:50:10,166
‫...وابلز

715
00:50:13,166 --> 00:50:15,166
‫خیالبافی داره تموم میشه!

716
00:50:15,291 --> 00:50:16,916
‫ها؟

717
00:50:19,208 --> 00:50:21,541
‫هر جا بری، موجودات وحشی رو می‌بینی

718
00:50:25,708 --> 00:50:27,416
‫قرچ قروچ!

719
00:50:28,083 --> 00:50:29,916
رادجی، عکس!

720
00:50:29,958 --> 00:50:31,666
‫ها؟

721
00:50:41,541 --> 00:50:43,208
‫اینجا که کتابخونه نیست

722
00:50:43,291 --> 00:50:45,583
‫بهت که گفتم... اون عکس
‫بلیت برگشتـ‌‌مون به خونه بود

723
00:50:45,666 --> 00:50:47,666
‫قرار بود فقط یه روز دوست خیالی باشیم

724
00:50:48,666 --> 00:50:51,833
‫کارمون که تموم شد،
‫باید برمی‌گشتیم کتابخونه

725
00:50:52,333 --> 00:50:54,416
‫وای، نه... بسته‌ست!

726
00:50:55,208 --> 00:50:56,708
‫هوم؟

727
00:50:56,791 --> 00:50:59,666
‫نگاه کن، امیلی. پنجره بازه

728
00:50:59,791 --> 00:51:01,416
‫قرچ قروچ

729
00:51:01,458 --> 00:51:03,291
‫حتی من به این گُندگی هم ازش رد میشم

730
00:51:06,041 --> 00:51:07,791
رادجی، اگه اینجا گیر می‌افتادیم،

731
00:51:07,916 --> 00:51:10,208
‫تا پایان روز ناپدید می‌شدیم

732
00:51:10,791 --> 00:51:12,541
‫- معذرت می‌خوام، بچه‌ها
‫- قروچ

733
00:51:12,583 --> 00:51:15,208
‫غصه نخور.
‫اولین بارت بود دیگه، رادجی

734
00:51:15,291 --> 00:51:16,541
‫نازنازی راست میگه

735
00:51:16,583 --> 00:51:18,791
‫خب، گمونم خطر رفع شده

736
00:51:19,416 --> 00:51:22,958
‫خب، بچه‌ها، بیاید بریم تا ناپدید نشدیم

737
00:51:26,458 --> 00:51:29,791
‫قرچ قروچ...

738
00:51:30,791 --> 00:51:33,333
‫ها؟

739
00:51:37,291 --> 00:51:38,791
‫قرچ قروچ قروچ!

740
00:51:38,916 --> 00:51:40,166
‫ها؟ نـــه...

741
00:51:40,791 --> 00:51:42,416
‫حتماً شوخیت گرفته!

742
00:51:42,541 --> 00:51:44,416
‫چی شده؟

743
00:51:44,458 --> 00:51:48,166
‫وابلز، بیا دوباره فردا با هم بازی کنیم...

744
00:51:54,208 --> 00:51:55,916
‫نگاه کنید

745
00:51:55,958 --> 00:51:57,916
‫وابلز شده!

746
00:51:58,708 --> 00:52:01,666
‫وول وول وول!

747
00:52:01,708 --> 00:52:03,166
‫ایول!

748
00:52:04,916 --> 00:52:07,666
‫- خیلی برات خوشحالم
‫- وول وول!

749
00:52:10,416 --> 00:52:13,458
‫- خیلی خیلی خوشحالـم! بهتر از این نمی‌شد!
‫- عجب روز قشنگیـه

750
00:52:17,041 --> 00:52:20,166
‫دیگه قرچ قروچ دوست یه روزه نیست،

751
00:52:20,291 --> 00:52:22,166
‫بلکه دوست هرروزشـه

752
00:52:22,708 --> 00:52:25,708
‫صد سال یه بار هم همچین اتفاقی رخ نمیده

753
00:52:26,291 --> 00:52:28,541
‫همه باید امروز رو جشن بگیرن

754
00:52:28,583 --> 00:52:30,791
‫با غذاهای فضایی‌مون

755
00:52:30,833 --> 00:52:32,208
‫بیاید زودتر امتحانـ‌‌شون کنیم

756
00:52:34,291 --> 00:52:35,916
‫میشه یه چیزی بپرسم؟

757
00:52:36,583 --> 00:52:39,083
‫- دوست تو...
‫- ها؟

758
00:52:39,166 --> 00:52:41,291
‫بهم بگو، امیلی. دوست تو...

759
00:52:41,416 --> 00:52:42,708
‫من رو فراموش کردن؟

760
00:52:43,583 --> 00:52:45,541
‫آره، گمونم یه همچین اتفاقی افتاد

761
00:52:45,583 --> 00:52:49,333
‫اون‌وقت تونستی...
‫خودت هم تونستی فراموش‌شون کنی؟

762
00:52:50,666 --> 00:52:54,791
‫خب، من... گمون کنم.
‫خیلی از اون‌موقع می‌گذره

763
00:52:56,458 --> 00:53:00,416
‫خب، من واقعاً عاشق تخیلات آماندا بودم

764
00:53:01,416 --> 00:53:03,708
‫هیچوقت نمیشه کسی مثل آماندا رو فراموش کرد

765
00:53:05,208 --> 00:53:07,916
‫پاشو جایی بذاره،
‫همه‌چی جون می‌گیره

766
00:53:08,416 --> 00:53:11,666
‫لامپ اتاق تبدیل میشه
‫به یه درخت پرشاخه و برگ

767
00:53:13,416 --> 00:53:16,291
‫صندوقچه پُر میشه از گنج دزدهای دریایی

768
00:53:16,416 --> 00:53:19,208
‫گربه‌ی خوابیده میشه یه بمب ساعتی

769
00:53:19,291 --> 00:53:23,541
‫ذهنـش پُر از دنیاهای پُر زرق و برقـه و
‫من هم وقتی که پیششـم،

770
00:53:24,083 --> 00:53:26,041
‫همیشه می‌درخشم

771
00:53:27,166 --> 00:53:29,958
‫می... می‌خوام زنده بمونه

772
00:53:30,708 --> 00:53:33,833
‫تا زمانی هم که زنده باشه،
‫نیازی نیست من ببینمش

773
00:53:37,583 --> 00:53:38,541
‫ها؟

774
00:53:42,541 --> 00:53:44,541
‫یه دوست دیگه به خوبی آماندا پیدا می‌کنی

775
00:53:44,666 --> 00:53:46,416
‫شک ندارم. نگران نباش، رادجی

776
00:53:46,541 --> 00:53:48,041
‫نه! نازنازی چی؟

777
00:53:48,083 --> 00:53:50,166
‫اول نازنازی باید یه دوست پیدا کنه!

778
00:53:51,291 --> 00:53:53,416
‫آره، نازنازی. اول تو.

779
00:53:53,541 --> 00:53:55,166
‫اول نازنازی

780
00:53:56,166 --> 00:53:58,333
‫بعد از مدت‌ها،
‫امروز تونستم آسمون واقعی رو ببینم و

781
00:53:58,416 --> 00:54:00,083
‫همه‌ش به لطف توئـه، رادجی

782
00:54:07,291 --> 00:54:09,166
‫خیلی‎‌خب، گمونم دیگه باید بریم

783
00:54:11,333 --> 00:54:13,541
‫درِ مناسب توی جای مناسب!

784
00:54:13,583 --> 00:54:15,666
‫درِ مناسب توی جای مناسب!

785
00:54:15,708 --> 00:54:18,416
‫درِ مناسب توی جای مناسب!

786
00:54:27,208 --> 00:54:30,166
‫حالت خوبه؟ چیزی شده؟

787
00:54:32,791 --> 00:54:34,166
‫ها؟

788
00:54:37,833 --> 00:54:38,833
‫بیا برگردیم!

789
00:54:38,916 --> 00:54:39,958
‫وول وول!

790
00:54:43,166 --> 00:54:44,791
‫امیلی، یه لحظه وایسا

791
00:54:44,916 --> 00:54:48,166
‫اگه فراموش... اگه فراموش نشیم و
خورده بشیم،

792
00:54:48,291 --> 00:54:49,791
‫چه اتفاقی میفته؟

793
00:54:50,333 --> 00:54:51,541
‫دوباره شروع نکن

794
00:54:52,416 --> 00:54:53,291
‫بهت که گفتم!

795
00:54:53,333 --> 00:54:55,416
‫گوش کن! اگه بخورنـ‌مون،

796
00:54:55,458 --> 00:54:57,541
‫چه اتفاقی برای دوست انسانـ‌مون میفته؟

797
00:54:58,541 --> 00:55:00,916
‫نمی‌دونم،
‫شاید روح‌شون بمیره

798
00:55:00,958 --> 00:55:02,833
‫بخاطر جای خالی ما توی قلبـ‌شون

799
00:55:04,166 --> 00:55:06,166
‫امیلی، لطفاً بهم اعتماد کن

800
00:55:06,291 --> 00:55:08,166
‫صبر کن، رادجی. بگو ببینم داستان چیه

801
00:55:08,291 --> 00:55:10,708
‫- قول میدم، برگردم
‫- امیلی، اتوبوس

802
00:55:10,791 --> 00:55:12,208
‫امیلی، اتوبوس رسیده!

803
00:55:16,541 --> 00:55:17,666
‫وای، رادجی...

804
00:55:21,166 --> 00:55:22,333
‫بانتینگ!

805
00:55:22,416 --> 00:55:25,916
‫آره، خودشه. بوی خودشه.

806
00:55:26,708 --> 00:55:29,666
‫عجب عطر فوق‌العاده‌ای

807
00:55:29,708 --> 00:55:32,291
‫تو ناپدید نشدی

808
00:55:32,416 --> 00:55:35,041
‫میشه بپرسم چطوری نجات پیدا کردی؟

809
00:55:35,166 --> 00:55:38,041
‫این یعنی اون دختره هم جون سالم به در برد؟

810
00:55:40,458 --> 00:55:44,166
‫نه، موضوع این نیست...
‫یه بوی دیگه میدی، راجر

811
00:55:44,291 --> 00:55:47,166
‫ساکت باش، بانتینگ.
‫همه‌چی تقصیر توئـه!

812
00:55:47,291 --> 00:55:49,166
‫من که کاری نکردم

813
00:55:49,291 --> 00:55:52,166
‫تقصیر تو بود.
‫اون دختر کوچولو تصادف کرد

814
00:55:52,291 --> 00:55:54,666
‫واسه اینکه تو ترسیدی و در رفتی

815
00:55:54,791 --> 00:55:55,666
‫درست میگم؟

816
00:55:57,166 --> 00:55:58,166
‫دروغ میگی

817
00:55:58,291 --> 00:55:59,833
‫دروغ نیست

818
00:56:00,541 --> 00:56:03,541
‫مسئله اینجاست که
‫از نگاه خودت به ماجرا نگاه کنی

819
00:56:03,666 --> 00:56:05,916
‫یا از نگاه من

820
00:56:06,916 --> 00:56:09,958
‫همه چیزی که دوست دارن
‫رو می‌بینن، مگه نه؟

821
00:56:10,041 --> 00:56:13,666
‫اگه چشم‌شون به روی حقیقت باز نشه،
‫یعنی واقعاً خودشون رو زدن به اون راه

822
00:56:14,333 --> 00:56:15,791
‫می‌فهمی؟

823
00:56:17,916 --> 00:56:20,833
‫خب، راجر. آره، مایه‌ی تأسفه

824
00:56:20,916 --> 00:56:23,666
‫اما حالا نه کسی می‌بیندت و
‫نه کسی صدات رو می‌شنوه

825
00:56:23,791 --> 00:56:27,333
‫چون هیچکس نمی‌خواد ببیندت
‫یا صدات رو بشنوه

826
00:56:27,833 --> 00:56:29,916
‫هنوزم می‌خوای اینجا باشی؟

827
00:56:30,041 --> 00:56:32,708
‫توی دنیایی که نه کسی می‌تونه
‫اشک‌هات رو ببینه

828
00:56:32,791 --> 00:56:34,166
‫و نه صدای گریه‌هات رو بشنوه؟

829
00:56:35,708 --> 00:56:37,541
‫نه، تو اشتباه می‌کنی، بانتینگ

830
00:56:42,083 --> 00:56:44,416
‫بهم گوش کن. من هیچوقت گریه نمی‌کنم!

831
00:56:44,458 --> 00:56:45,291
‫ها؟

832
00:56:47,083 --> 00:56:48,916
رادجی؟

833
00:56:49,666 --> 00:56:51,083
‫دوباره اتوبوس؟

834
00:56:51,166 --> 00:56:52,291
‫اون کیه؟

835
00:57:12,041 --> 00:57:12,958
‫ها؟

836
00:57:14,833 --> 00:57:15,833
‫ممنونم، گولدی

837
00:57:15,916 --> 00:57:17,541
‫هروقت خواستی بهم زنگ بزن

838
00:57:17,666 --> 00:57:19,666
‫حالت خوبه؟

839
00:57:19,708 --> 00:57:20,791
‫بیا بریم خونه

840
00:57:29,166 --> 00:57:30,041
‫مراقب خودت باش

841
00:57:30,166 --> 00:57:31,041
‫شب بخیر

842
00:57:51,041 --> 00:57:52,916
‫مامان، صبر کن

843
00:57:54,041 --> 00:57:54,833
‫آم...

844
00:57:59,333 --> 00:58:01,916
‫لیزی، دختر گلـم،
‫نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟

845
00:58:02,041 --> 00:58:03,041
‫خسته نیستم

846
00:58:05,833 --> 00:58:09,791
‫هیچ‌جوره نمیشه توی بیمارستان
‫پیش آماندا بمونی؟

847
00:58:10,416 --> 00:58:11,583
‫نه، ظاهراً نمیشه

848
00:58:14,083 --> 00:58:17,583
‫وقتی به‌هوش اومد،
‫حتماً کلی بغلش کن

849
00:58:17,666 --> 00:58:21,541
‫نگران نباش.
‫دخترِ سرسختیـه

850
00:58:21,666 --> 00:58:23,166
‫حتماً به‌هوش میاد

851
00:58:23,833 --> 00:58:27,291
‫آماندا، داشت می‌دویید سمت من

852
00:58:27,791 --> 00:58:28,666
‫وقتی دیدمش...

853
00:58:29,791 --> 00:58:32,166
‫انگار می‌خواست یه چیزی بهم بگه

854
00:58:33,041 --> 00:58:36,166
‫خواهش می‌کنم خودت رو سرزنش نکن

855
00:58:37,791 --> 00:58:39,666
‫حالت خوبه، لیزی؟

856
00:58:39,708 --> 00:58:41,041
‫خیلی متأسفم، مامان

857
00:58:41,583 --> 00:58:44,916
‫برم وسایلم رو آماده کنم،
‫فردا می‌خوام برم بیمارستان

858
00:58:45,416 --> 00:58:47,041
‫آره، فکر خوبیه

859
00:58:55,666 --> 00:58:56,541
‫ها؟

860
00:59:22,791 --> 00:59:27,208
‫« برای رادجره، بازش نکنید. - از طرف آماندا »

861
00:59:27,208 --> 00:59:29,666
خب، من که قطعاً رادجر نیستم

862
01:00:08,541 --> 01:00:09,666
‫درسته

863
01:00:09,791 --> 01:00:13,458
‫بابات که جونش واست درمی‌رفت،
‫اینو برات خرید

864
01:00:23,500 --> 01:00:27,416
‫« بابا رو یادت نره. مراقب مامان باش.
‫هیچوقت گریه نکن »

865
01:00:47,750 --> 01:00:49,750
‫چرا از پیش‌مون رفتی، بابا؟

866
01:01:13,541 --> 01:01:14,458
‫و...

867
01:01:18,833 --> 01:01:20,583
‫هیچوقت گریه نکن

868
01:01:27,166 --> 01:01:28,208
رادجر

869
01:01:34,833 --> 01:01:36,416
من اون روز متولد شدم

870
01:01:42,166 --> 01:01:44,791
‫عزیزدلم...

871
01:01:51,208 --> 01:01:52,833
‫عزیزم، لطفاً...

872
01:01:55,041 --> 01:01:55,958
‫لطفاً...

873
01:01:57,291 --> 01:01:58,333
‫مامان...

874
01:01:58,416 --> 01:02:00,291
‫مراقب...

875
01:02:02,208 --> 01:02:03,666
‫آماندامون باش

876
01:02:27,708 --> 01:02:29,916
‫حالا فهمیدم چرا انقدر خاصی

877
01:02:32,166 --> 01:02:34,791
‫رنگ و بوی شدیدی از غم داری

878
01:02:34,833 --> 01:02:37,291
‫واقعاً رنگ و بوی قدرتمندی هم هست

879
01:02:38,041 --> 01:02:41,791
‫با این اوضاع، پس واجب شد
‫حتماً بخورمت

880
01:02:42,416 --> 01:02:44,041
‫اگه ناپدید می‌شدی،

881
01:02:44,166 --> 01:02:47,291
‫غم و اندوه اون دختربچه هم از بین می‌رفت؟

882
01:02:48,041 --> 01:02:50,291
‫بهش فکر کن، راجر

883
01:03:12,166 --> 01:03:13,916
‫امثال تو محکوم به ناپدید شدن‌ان

884
01:03:14,791 --> 01:03:18,458
‫حالا چه فرقی داره من بخورمتون
‫یا که بخواید ناپدید بشید؟

885
01:03:27,166 --> 01:03:28,541
‫امیلی...

886
01:03:30,291 --> 01:03:31,416
‫برگرد!

887
01:03:31,541 --> 01:03:33,333
‫امیلی، اون بانتینگـه!

888
01:03:33,916 --> 01:03:34,916
‫می‌دونم!

889
01:03:47,291 --> 01:03:48,416
‫امیلی!

890
01:03:49,083 --> 01:03:50,166
‫زنده‌ست!

891
01:03:50,666 --> 01:03:52,041
‫چی گفتی؟

892
01:03:52,166 --> 01:03:53,916
‫آماندا... زنده‌ست؟

893
01:03:54,041 --> 01:03:54,833
‫ها؟

894
01:03:55,416 --> 01:03:56,541
‫آماندا زنده‌ست!

895
01:03:56,666 --> 01:03:58,416
‫توی بیمارستان بستریـه!

896
01:03:59,791 --> 01:04:01,416
‫بذار اول از اینجا بریم!

897
01:04:04,291 --> 01:04:06,666
‫بعد از کارتون،
‫مستقیم برید خونه!

898
01:04:06,791 --> 01:04:07,666
‫زینزان

899
01:04:07,791 --> 01:04:09,166
‫نازنازی کو؟

900
01:04:09,208 --> 01:04:11,166
‫کتابخونه‌، نگران شماست

901
01:04:11,291 --> 01:04:13,666
‫امیلی، نازنازی ازت می‌خواد که برگردی

902
01:04:14,541 --> 01:04:16,708
‫برمی‌گردم، با شما!

903
01:04:23,666 --> 01:04:25,666
‫زینزان... اینجاست؟

904
01:04:25,791 --> 01:04:27,041
‫باید باشه

905
01:04:27,583 --> 01:04:29,541
‫کو؟ درش کجاست؟

906
01:04:33,916 --> 01:04:35,791
‫چرا برق‌ها رفت؟

907
01:04:37,041 --> 01:04:37,958
‫نه بابا؟

908
01:04:40,041 --> 01:04:43,666
‫«از اینجایی که من ایستادم،
‫نور خورشید همه‌جا رو گرفته»

909
01:04:51,291 --> 01:04:52,583
‫بانتینگـه

910
01:04:53,083 --> 01:04:54,666
‫زینزان، باید دست بجنبونیم

911
01:04:54,791 --> 01:04:57,166
‫تکون نخور. یه مشکلی هست

912
01:04:57,958 --> 01:05:01,166
‫نه با دختره کار دارم و نه اون گربه

913
01:05:01,833 --> 01:05:05,208
‫همونطوری که به نظر میاد،
‫من دنبال روح تازه‌ام

914
01:05:06,291 --> 01:05:08,916
‫زینزان!

915
01:05:10,541 --> 01:05:14,291
‫واقعاً حیرت‌انگیزترین رایحه، رایحه‌ی
‫خیالی‌هاییـه که در شرفِ ناپدید شدن‌ان

916
01:05:17,291 --> 01:05:18,416
‫آقای راجر

917
01:05:19,083 --> 01:05:21,541
‫بذار قبل از اینکه بخورمت،
‫یه درس مهمی...

918
01:05:21,583 --> 01:05:23,166
‫بهت بدم

919
01:05:23,791 --> 01:05:25,541
‫من و شما با همدیگه فرق داریم

920
01:05:26,041 --> 01:05:28,041
‫شما همگی ساخته‌ی ذهن‌اید

921
01:05:28,791 --> 01:05:31,666
‫در حالیکه... من برعکس شمام

922
01:05:32,916 --> 01:05:35,166
‫متوجه شدید دیگه؟

923
01:05:35,291 --> 01:05:37,791
‫من خودم سازنده‌ی خیالـم

924
01:05:43,041 --> 01:05:44,541
‫گوش بده

925
01:05:45,041 --> 01:05:48,458
‫شاهد زمان و مکان‌هایی بودم
‫که به عمرت ندیدی و

926
01:05:48,541 --> 01:05:53,208
‫موجودات بی‌شماری رو دیدم،
‫توی هرجا که به ذهنت برسه

927
01:05:53,291 --> 01:05:54,916
‫تصورات ناگفته‌ای داشتم...

928
01:05:55,541 --> 01:05:59,541
‫توی این مسیر هم همه‌ی مخلوقات
‫خیالی رو خوردم

929
01:05:59,583 --> 01:06:03,041
‫راه فراری نداری.
‫وقتـشه که تسلیم بشی

930
01:06:04,666 --> 01:06:05,791
‫گوش کن، رادجی،

931
01:06:06,416 --> 01:06:08,416
‫باید یه چیزی بهت بگم

932
01:06:11,291 --> 01:06:13,291
‫نظرت چیه که دیگه وا بدی؟

933
01:06:17,166 --> 01:06:19,416
‫دوست من هم مریض بود و
‫از بدو تولد...

934
01:06:19,458 --> 01:06:20,916
‫توی بیمارستان بستری بود

935
01:06:21,041 --> 01:06:23,208
‫اصلاً منو فراموش نکردن، رادجی

936
01:06:23,291 --> 01:06:24,791
‫حقیقت اینه که دوست من مُرد

937
01:06:24,916 --> 01:06:27,041
‫حتی فرصت بزرگ شدن رو هم نداشت

938
01:06:32,541 --> 01:06:35,916
‫فراموشی با گرفته شدن فرق داره

939
01:06:41,833 --> 01:06:44,333
رادجی، هنوزم می‌تونی آماندا رو ببینی

940
01:06:47,791 --> 01:06:49,416
آقا پسر، باید در رو پیدا کنی

941
01:06:50,041 --> 01:06:52,166
‫در؟ ولی کجاست؟

942
01:06:53,541 --> 01:06:55,708
‫تمرکز کن. همه‌جا رو نگاه کن. برو!

943
01:06:55,791 --> 01:06:57,416
‫آم... خیلی‌خب

944
01:07:31,791 --> 01:07:34,291
‫پسرجون، فرار کردن بی‌فایده‌ست

945
01:07:35,708 --> 01:07:37,958
‫امید داشتن بی‌فایده‌ست

946
01:07:38,041 --> 01:07:43,041
‫در نهایت، تک تک‌تون،
‫تک و تنها، ناپدید می‌شید

947
01:07:57,916 --> 01:07:59,583
‫امیلی! زینزان!

948
01:07:59,666 --> 01:08:01,208
‫باریکلا، آقا پسر!

949
01:08:02,916 --> 01:08:04,708
‫هنوز درک نکردی؟

950
01:08:09,166 --> 01:08:10,833
‫چقدر حیف

951
01:08:13,083 --> 01:08:15,791
‫حتی اینم چیزی نیست جز یه خیالبافی دیگه

952
01:08:17,166 --> 01:08:18,041
‫بنگ!

953
01:08:24,958 --> 01:08:26,166
‫امیلی!

954
01:08:26,291 --> 01:08:29,916
‫شما خیالی‌ها هیچوقت یاد نمی‌گیرید.
‫نمی‌تونید هیچ چیزی رو تغییر بدید

955
01:08:30,041 --> 01:08:31,791
‫بجنب. بیارش داخل

956
01:08:31,916 --> 01:08:33,041
‫طاقت بیار، امیلی!

957
01:08:33,083 --> 01:08:34,041
‫رادجی...

958
01:08:35,083 --> 01:08:36,791
‫اون عینکی که دادم بهت،

959
01:08:36,916 --> 01:08:39,666
‫خیالبافیِ...

960
01:08:39,708 --> 01:08:41,333
‫...دوست واقعیـم بود

961
01:08:44,791 --> 01:08:46,041
‫بیدار شو، امیلی

962
01:08:47,916 --> 01:08:48,833
‫رادجی...

963
01:08:48,916 --> 01:08:49,916
‫بله؟

964
01:08:49,958 --> 01:08:53,458
‫به آماندا... سلامم رو برسون...

965
01:08:53,541 --> 01:08:55,291
‫باشه، باشه...

966
01:08:56,291 --> 01:08:59,583
‫خیالی‌ها همیشه در مقابل
‫یک چیز ذلیل‌ان...

967
01:08:59,666 --> 01:09:00,833
‫و اون...

968
01:09:00,916 --> 01:09:02,583
‫- امیلی!
‫- ...واقعیتـه

969
01:09:03,208 --> 01:09:05,833
‫امیلی!

970
01:09:18,583 --> 01:09:20,833
‫ها؟

971
01:09:20,916 --> 01:09:23,416
‫رادجی و زینزان اومدن!

972
01:09:23,541 --> 01:09:24,708
‫به خونه خوش اومدین!

973
01:09:26,041 --> 01:09:30,333
‫کجا بودید؟
‫امروز اومدیم شهر دجیما توی ناگازاکی

974
01:09:30,416 --> 01:09:33,541
‫نازنازی، امیلی از پیش‌مون رفت.
‫امیلی ناپدید شد...

975
01:09:33,583 --> 01:09:34,916
‫تقصیر من بود

976
01:09:35,041 --> 01:09:36,583
‫بخاطر من ناپدید شد

977
01:09:37,083 --> 01:09:38,041
رادجی؟

978
01:09:38,791 --> 01:09:39,916
‫اون باعث شد...

979
01:09:40,041 --> 01:09:41,666
‫امیلی ناپدید بشه

980
01:09:44,708 --> 01:09:48,666
‫صبر کن ببینم. امیلی؟ کی هست؟

981
01:09:48,708 --> 01:09:49,583
‫ها؟

982
01:09:50,541 --> 01:09:53,166
‫حتماً امیلی دوست جدید رادجیــه!

983
01:09:53,291 --> 01:09:55,791
‫دوست دارم بدونم میشه
‫دوست جدید نازنازی هم باشه یا نه

984
01:09:57,666 --> 01:10:00,208
‫آقا پسر، از کی حرف می‌زنی؟

985
01:10:00,791 --> 01:10:02,791
‫امیلی...

986
01:10:02,833 --> 01:10:05,416
‫بانتینگ یکی از ما رو خورده؟

987
01:10:05,458 --> 01:10:09,666
‫زینزان، همین الان...
‫جلوی چشم‌مون ناپدید شد

988
01:10:10,541 --> 01:10:11,791
‫یعنی...

989
01:10:12,583 --> 01:10:15,166
‫این امیلی، یکی از دوست‌هامون بود؟

990
01:10:15,291 --> 01:10:18,458
‫قراره با همدیگه بازی کنیم!

991
01:10:18,541 --> 01:10:20,541
‫خیلی خوش می‌گذره!

992
01:10:22,291 --> 01:10:23,291
‫چی شده؟

993
01:10:23,791 --> 01:10:25,583
‫حالت خوبه، آقا پسر؟

994
01:10:29,583 --> 01:10:30,916
‫چی شد؟

995
01:10:37,833 --> 01:10:40,958
‫نه، تا حالا خانمی به این اسم نشنیدم

996
01:10:41,041 --> 01:10:41,916
‫منم همینطور

997
01:10:41,958 --> 01:10:43,041
‫اینجا که نیومد

998
01:10:44,291 --> 01:10:46,041
‫شرمنده، تا حالا ندیدمش

999
01:10:54,041 --> 01:10:56,416
‫- دختر خوبی بود
‫- ها؟

1000
01:10:56,458 --> 01:11:00,291
‫سرخوش بود و صادق،
‫لبخند خیلی شیرینی داشت

1001
01:11:01,541 --> 01:11:03,416
‫یادت میادش؟

1002
01:11:03,458 --> 01:11:05,833
‫چطور می‌تونم فراموشش کنم؟

1003
01:11:05,916 --> 01:11:09,416
‫معلومه که یادمه.
‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد؟

1004
01:11:10,208 --> 01:11:12,916
‫بخاطر بانتینگ ناپدید شد

1005
01:11:12,958 --> 01:11:15,291
‫یعنی چی که ناپدید شد؟

1006
01:11:15,958 --> 01:11:17,666
‫امکان نداره

1007
01:11:17,791 --> 01:11:21,416
‫شنیدم بانتینگ فقط
‫به خیالی‌ها حمله می‌کنه

1008
01:11:22,041 --> 01:11:24,208
‫نه لیزیِ من

1009
01:11:24,291 --> 01:11:27,416
‫صبر کن، گمونم درمورد یه نفر حرف نمی‌زنیم

1010
01:11:27,458 --> 01:11:32,416
‫الیزابت داون‌بیت.
‫دوستِ منـه، لیزی من.

1011
01:11:33,083 --> 01:11:33,958
‫لیزی؟

1012
01:11:34,458 --> 01:11:38,041
‫لیزی مامان دوستمـه،
‫مادر آماندا

1013
01:11:39,291 --> 01:11:41,416
‫آها، آره، حالا با عقل جور در میاد

1014
01:11:42,583 --> 01:11:44,583
‫بگو ببینم، خوشبخته؟

1015
01:11:45,083 --> 01:11:48,166
‫بزرگ شده و از زندگیـش راضیـه؟

1016
01:11:48,208 --> 01:11:49,541
‫فکر کنم

1017
01:11:51,708 --> 01:11:53,666
‫فکر کنم خوشبخته

1018
01:11:53,708 --> 01:11:57,416
‫واقعاً خیلی کار می‌کنه،
‫اما بعد از کار، کارهای باحالی می‌کنه

1019
01:11:57,541 --> 01:11:59,833
‫ما رو می‌بره پارک یا استخر

1020
01:11:59,916 --> 01:12:02,666
‫از بیسکوئیت‌هاش نگم، حرف ندارن

1021
01:12:05,958 --> 01:12:07,333
‫میشه بپرسم،

1022
01:12:07,416 --> 01:12:11,666
‫تا حالا از لیزی شنیدی...
‫که چیزی درمورد من بگه؟

1023
01:12:12,166 --> 01:12:13,416
‫درمورد تو؟

1024
01:12:13,458 --> 01:12:15,041
‫آره، درموردم چیزی نگفته؟

1025
01:12:15,916 --> 01:12:19,416
‫اسم من «یخچال»ـه.
‫منو «یخچال» صدا می‌زد.

1026
01:12:20,666 --> 01:12:23,791
‫مامان آماندا یه جعبه‌ی بزرگ
‫توی آشپزخونه داره

1027
01:12:23,916 --> 01:12:26,041
‫اسم تو رو روش گذاشته

1028
01:12:26,166 --> 01:12:27,916
‫هر روز اسمت رو میگه

1029
01:12:27,958 --> 01:12:31,916
‫واقعاً؟ پس حتماً منو یادشـه

1030
01:12:32,458 --> 01:12:33,916
‫عزیزترین دوستمه

1031
01:12:36,166 --> 01:12:39,041
‫متأسفم. فکر نکنم...

1032
01:12:39,166 --> 01:12:41,541
‫بیسکوئیت‌هاش هنوزم خوشمزه‌ان؟

1033
01:12:41,666 --> 01:12:42,666
‫آم...

1034
01:12:44,083 --> 01:12:48,166
‫می‌دونی چیه؟ گاهی اوقات
‫درست و غلط بودن مهم نیست

1035
01:12:48,666 --> 01:12:53,916
‫توی زندگی، چیزی ارزش باور رو داره
‫که یکی باشه بخواد باورش کنه، رادجی

1036
01:12:55,708 --> 01:12:56,916
‫تنها چیزی که اهمیت داره

1037
01:12:56,958 --> 01:12:59,666
‫داستانیـه که تو بهش باور داری

1038
01:13:03,958 --> 01:13:08,791
‫آره، همینه که مهمه.
‫ممنونم. ممنون، «یخچال»

1039
01:13:22,708 --> 01:13:24,083
‫صبح بخیر، رادجی!

1040
01:13:25,166 --> 01:13:27,666
‫آقا پسر، دنبال چی هستی؟

1041
01:13:27,708 --> 01:13:29,583
‫می‌خوای برم بیمارستان آماندا

1042
01:13:29,666 --> 01:13:32,166
‫می‌خوام یه دوست انسانی پیدا کنم
‫که منو ببره اونجا

1043
01:13:32,208 --> 01:13:34,791
‫ولی تو که اصلاً نمی‌دونی
‫کدوم بیمارستان بستریه، می‌دونی؟

1044
01:13:35,833 --> 01:13:38,166
‫بانتینگ بوی تو رو می‌گیره و
‫میاد سراغت

1045
01:13:38,291 --> 01:13:40,791
‫قبل از اینکه به بیمارستان برسی،
‫یه لقمه‌ی چپت کرده

1046
01:13:42,333 --> 01:13:44,166
‫حتی اگه هنوزم زنده باشه...

1047
01:13:44,833 --> 01:13:46,916
‫دیگه تو رو یادش نمیاد

1048
01:13:48,333 --> 01:13:51,083
‫سر همین موضوع هم،
‫کم کم ناپدید میشی

1049
01:13:51,166 --> 01:13:53,666
‫حتی اگه پیداش کنی،
‫توفیری نداره

1050
01:13:53,708 --> 01:13:55,791
‫متأسفانه، رسم زندگی همینه

1051
01:13:56,583 --> 01:14:00,916
‫انسان‌ها فراموشکارن.
‫دست سرنوشت این کار رو می‌کنه

1052
01:14:01,041 --> 01:14:03,666
‫چون ما خیالی هستیم

1053
01:14:03,708 --> 01:14:05,166
‫ولی همین کافی نیست؟

1054
01:14:05,708 --> 01:14:07,791
‫همین خیالی بودن کافی نیست؟

1055
01:14:07,833 --> 01:14:10,541
‫آقا پسر، باید درک کنی...

1056
01:14:10,583 --> 01:14:13,541
‫زینزان، من از ناپدید شدن یا

1057
01:14:13,583 --> 01:14:15,583
‫اینکه بانتینگ بخوردم، می‌ترسم

1058
01:14:16,666 --> 01:14:17,791
‫ولی میرم

1059
01:14:17,916 --> 01:14:21,166
‫ممکنه ناپدید شم و
‫دیگه کسی منو نبینه

1060
01:14:21,291 --> 01:14:23,791
‫اما دورانی که من و آماندا
‫باهمدیگه داشتیم واقعیـه

1061
01:14:24,333 --> 01:14:26,791
‫حتی اگه تموم دنیا بگن حقیقت نداره،

1062
01:14:27,583 --> 01:14:28,791
‫من بهش باور دارم

1063
01:14:28,916 --> 01:14:31,083
‫خوشحالم که دوست آماندا بودم

1064
01:14:33,333 --> 01:14:34,791
‫رادجی...

1065
01:14:35,416 --> 01:14:37,791
‫زینزان، من می‌خوام آماندا رو ببینم

1066
01:14:37,833 --> 01:14:40,791
‫می‌خوام بهش بگم چشم‌هاش رو باز کنه و
‫برای زندگیـش بجنگه

1067
01:14:40,833 --> 01:14:43,666
‫می‌خوام بهش بگم هر اتفاقی بیفته،

1068
01:14:43,791 --> 01:14:46,291
‫من همیشه کنارشـم

1069
01:14:46,833 --> 01:14:49,041
‫تا ناپدید نشدم،
‫باید این کار رو بکنم

1070
01:14:53,916 --> 01:14:54,791
‫جولیا

1071
01:14:55,416 --> 01:14:56,916
‫اون دوستِ آمانداست!

1072
01:14:59,833 --> 01:15:02,291
‫این مبارزه‌ی من، نـه...

1073
01:15:02,333 --> 01:15:05,291
‫بلکه مبارزه‌ای برای تموم ما، خیالی‌هاست

1074
01:15:06,083 --> 01:15:08,708
‫زینزان، این راه‌حل منـه

1075
01:15:13,416 --> 01:15:15,833
‫آقا پسر!

1076
01:15:24,833 --> 01:15:27,791
‫نه، نه. چته تو؟

1077
01:15:27,916 --> 01:15:31,041
‫دست بجنبون. چرا حالیت نیست؟

1078
01:15:31,166 --> 01:15:34,541
‫امروز روز اجراست و
‫تو بالرین اصلی، ستاره‌ی نمایشی

1079
01:15:34,583 --> 01:15:36,041
‫تو شاهدخت آرورایی!

1080
01:15:36,166 --> 01:15:37,916
‫آم...

1081
01:15:38,666 --> 01:15:41,041
‫من رادجرم، دوست آماندا

1082
01:15:41,666 --> 01:15:42,541
‫راجر؟

1083
01:15:42,666 --> 01:15:45,541
‫نه، من رادجرم، دوست آماندا

1084
01:15:46,083 --> 01:15:49,791
‫خواهش می‌کنم، جولیا. هرچه سریع‌تر
‫من رو ببر بیمارستان پیش آماندا

1085
01:15:49,833 --> 01:15:52,416
‫دوست آماندا؟ چرت و پرت چرا میگی؟

1086
01:15:52,541 --> 01:15:53,875
‫تو آرورای منی

1087
01:15:54,166 --> 01:15:56,041
‫جولیا، خواهش می‌کنم!
‫به پات میفتم

1088
01:15:56,708 --> 01:15:58,041
‫وقت ندارم!

1089
01:15:58,083 --> 01:15:59,791
‫مسئله مرگ و زندگیـه

1090
01:15:59,916 --> 01:16:01,541
‫باید یه لطفی بهم بکنی

1091
01:16:01,666 --> 01:16:05,291
‫من... نه، من... بیمارستان...

1092
01:16:06,083 --> 01:16:07,208
‫چه اتفاقی داره میفته؟

1093
01:16:07,291 --> 01:16:11,291
‫جولیا رادجی رو انتخاب کرده...
‫که دوست خیالی هرروزش بشه

1094
01:16:11,416 --> 01:16:13,583
‫حالا چیکار کنیم؟
‫حالا چیکار کنیم؟

1095
01:16:13,666 --> 01:16:14,916
‫توی دردسر افتادیم

1096
01:16:17,083 --> 01:16:19,416
‫ساکت. حالا، بریم برای دور بعدی، آرورا

1097
01:16:19,458 --> 01:16:20,916
‫رسیدیم به باله دو نفره

1098
01:16:22,666 --> 01:16:24,750
‫جولیا، دیرمون میشه ها!

1099
01:16:25,541 --> 01:16:28,000
‫خیلی‌خب

1100
01:16:31,875 --> 01:16:32,750
‫نه!

1101
01:16:32,791 --> 01:16:35,000
‫آقا پسر!
‫عکسه رو بنداز دور!

1102
01:16:42,500 --> 01:16:44,375
‫آقا پسر، بیدار شو

1103
01:16:44,416 --> 01:16:46,250
رادجی، میری دیگه؟

1104
01:16:46,791 --> 01:16:49,041
‫می‌خوای بری آماندا رو ببینی،
‫یادت میاد؟

1105
01:16:49,666 --> 01:16:50,750
‫آماندا؟

1106
01:16:51,291 --> 01:16:53,375
‫آماندا کیه؟ نمی‌شناسمش

1107
01:16:54,291 --> 01:16:56,000
‫دوست انسان توئـه

1108
01:16:58,250 --> 01:16:59,250
‫آماندا؟

1109
01:17:00,791 --> 01:17:02,750
‫آماندا...

1110
01:17:03,416 --> 01:17:05,875
‫یادت رفت؟

1111
01:17:06,000 --> 01:17:07,750
‫بیا بریم، جولیا

1112
01:17:08,875 --> 01:17:10,625
‫بابات دیرتر میاد پیش‌مون

1113
01:17:10,750 --> 01:17:12,291
‫چی؟ نمی‌فهمم

1114
01:17:12,375 --> 01:17:15,750
‫تولدم رو یادش رفته
‫اما اجرای باله‌م رو نه؟

1115
01:17:19,750 --> 01:17:20,750
‫این طرفی!

1116
01:17:25,416 --> 01:17:27,375
‫جولیا، صبر کن!

1117
01:17:29,750 --> 01:17:31,083
‫بجنب، رادجی. عجله کن!

1118
01:17:32,791 --> 01:17:34,291
‫سپردمش به خودش، نازنازی

1119
01:17:34,416 --> 01:17:35,791
‫خیالت تخت

1120
01:17:45,041 --> 01:17:46,041
‫بدو بریم، آقا پسر

1121
01:17:50,666 --> 01:17:53,041
‫عجله کن!
‫حتماً دلت می‌خواد آماندا رو ببینی، نه؟

1122
01:17:53,083 --> 01:17:54,291
‫آماندا...

1123
01:17:54,416 --> 01:17:55,541
‫بیمارستان...

1124
01:17:56,291 --> 01:17:57,083
‫جولیا!

1125
01:17:59,666 --> 01:18:00,583
‫وایسا!

1126
01:18:00,666 --> 01:18:01,583
‫آقا پسر، از این طرف

1127
01:18:03,041 --> 01:18:04,916
‫برو، رادجی. می‌دونم که از پسش برمیای

1128
01:18:24,791 --> 01:18:25,583
‫زینزان!

1129
01:18:25,666 --> 01:18:27,291
‫- شجاعتش رو داری؟
‫- کجاشو دیدی!

1130
01:18:34,333 --> 01:18:36,791
‫مامانی، اون صدا رو شنیدی؟

1131
01:18:37,541 --> 01:18:39,958
‫هوم؟ صدا؟ کدوم صدا، عزیزم؟

1132
01:18:41,166 --> 01:18:42,416
‫جولیا!

1133
01:18:42,541 --> 01:18:43,916
‫بیمارستان

1134
01:18:44,041 --> 01:18:46,166
‫باید بریم بیمارستان!

1135
01:18:58,166 --> 01:19:01,166
‫جولیا، واقعاً نباید اینجوری جیغ بزنی

1136
01:19:03,208 --> 01:19:05,291
‫جولیا! منو ببر پیش آماندا

1137
01:19:05,958 --> 01:19:08,916
‫توروخدا، منو ببر... پیش آماندا!

1138
01:19:14,291 --> 01:19:16,166
‫آمبولانس... بیمارستان

1139
01:19:21,083 --> 01:19:23,458
‫باریکلا، آقا پسر.
‫خدا پشت و پناهت

1140
01:19:25,833 --> 01:19:26,916
‫آماندا!

1141
01:19:40,958 --> 01:19:44,916
‫اسم من بانتینگـه.
‫بنده آقای بانتینگ هستم.

1142
01:19:49,166 --> 01:19:52,291
‫دنبال دخترخانمی به اسم
‫آماندا شافل‌آپـم

1143
01:19:52,416 --> 01:19:54,291
‫ظاهراً توی این بیمارستان بستری شده

1144
01:19:54,416 --> 01:19:55,791
‫- آقای بانتینگ
‫- بله؟

1145
01:19:55,916 --> 01:19:58,791
‫چه نسبتی با بیمار دارید؟

1146
01:20:20,083 --> 01:20:21,041
‫از این طرف

1147
01:20:21,166 --> 01:20:22,416
‫اون طرفـه

1148
01:20:23,166 --> 01:20:25,333
‫- اون طرف! اون طرف!
‫- ممنونم

1149
01:20:25,958 --> 01:20:28,666
‫نازنازی خیلی بزرگه، نمی‌تونه رد بشه

1150
01:20:30,416 --> 01:20:32,541
‫برگرد کتابخونه، زینزان

1151
01:20:34,416 --> 01:20:37,416
‫به نظرت رادجی تونسته آماندا رو ببینه؟

1152
01:20:37,458 --> 01:20:39,041
‫مطمئنم از این بابت

1153
01:20:39,166 --> 01:20:40,916
‫می‌دونستم از پسش برمیاد

1154
01:20:41,416 --> 01:20:44,958
‫خیالت راحت، نازنازی.
‫من مراقبتـم.

1155
01:20:46,166 --> 01:20:48,583
‫جولیا! مامان!

1156
01:20:48,666 --> 01:20:51,041
‫یادم اومد، امروزه!

1157
01:20:51,166 --> 01:20:53,333
‫امروز کنسرت باله داریم!

1158
01:20:54,166 --> 01:20:55,708
‫خدا رو شکر

1159
01:20:58,666 --> 01:20:59,833
‫خانم شافل‌آپ...

1160
01:21:01,708 --> 01:21:03,291
‫وضعیتـش پایداره

1161
01:21:04,041 --> 01:21:05,333
‫خیلی ازتون ممنونم

1162
01:21:06,916 --> 01:21:09,333
‫مامان!

1163
01:21:20,666 --> 01:21:22,041
‫میرم یکم کاکائو بگیرم

1164
01:21:36,666 --> 01:21:38,208
‫آماندا!

1165
01:21:47,666 --> 01:21:48,541
‫آماندا...

1166
01:21:49,458 --> 01:21:52,083
‫همه‌ش تقصیر منـه. منو ببخش

1167
01:21:55,916 --> 01:21:57,041
‫می‌دونستم

1168
01:21:58,208 --> 01:21:59,416
‫می‌دونستم زنده‌ای

1169
01:22:00,708 --> 01:22:03,833
‫حتماً تخیلت هم زنده‌ست

1170
01:22:06,833 --> 01:22:08,041
‫من اینجام

1171
01:22:10,333 --> 01:22:13,208
‫من برگشتم، آماندا. من برگشتم

1172
01:22:15,166 --> 01:22:16,791
‫وقتـشه دیگه بیدار شی

1173
01:22:18,291 --> 01:22:20,333
‫لطفاً بیدار شو

1174
01:22:32,541 --> 01:22:34,291
‫هیچوقت ناپدید نشیم،

1175
01:22:34,333 --> 01:22:35,916
‫مواظب همدیگه باشیم و

1176
01:22:36,041 --> 01:22:38,291
‫هیچوقت هم گریه نکنیم

1177
01:22:39,041 --> 01:22:40,458
‫دیگه فرار کردن بسه

1178
01:22:46,791 --> 01:22:48,958
‫آماندا، باید بیدار شی!

1179
01:22:50,666 --> 01:22:52,458
‫به به، چی می‌بینم؟

1180
01:22:54,291 --> 01:22:57,208
‫جدی جدی خودشه؟ راجر؟

1181
01:22:58,583 --> 01:23:00,666
‫می‌دونستم میای اینجا، راجر

1182
01:23:00,791 --> 01:23:02,708
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت

1183
01:23:02,791 --> 01:23:05,541
‫آماندا...

1184
01:23:15,291 --> 01:23:16,833
‫من کجام؟

1185
01:23:23,291 --> 01:23:25,041
‫عزیزکم، به‌هوش اومدی

1186
01:23:26,416 --> 01:23:28,708
‫شما... دکترمی؟

1187
01:23:30,541 --> 01:23:33,208
‫آم، میشه یه دقیقه آروم بگیرید؟

1188
01:23:34,416 --> 01:23:36,791
‫هرچیزی یه تاریخ انقضایی داره

1189
01:23:37,291 --> 01:23:40,708
‫تاریخ انقضای توهم امروزه، راجر

1190
01:23:40,791 --> 01:23:43,208
‫پیراهنت نمی‌تونه گولم بزنه

1191
01:23:45,708 --> 01:23:47,208
‫با کی صحبت می‌کنید؟

1192
01:23:47,291 --> 01:23:48,708
‫عه...

1193
01:23:48,791 --> 01:23:52,708
‫شنیدی چی گفت؟
‫اصلاً تو رو نمی‌بینه

1194
01:23:53,666 --> 01:23:55,916
‫تو رو یادش نمیاد

1195
01:23:56,041 --> 01:23:59,541
‫ای دل غافل! دیدی چقدر بد شد،

1196
01:23:59,583 --> 01:24:02,083
‫درست نمی‌گم، راجر؟

1197
01:24:10,291 --> 01:24:11,333
‫راجر؟

1198
01:24:19,416 --> 01:24:21,291
‫شما... شما کی هستید؟

1199
01:24:21,833 --> 01:24:24,333
‫چرا... چرا دعوا می‌کنید؟

1200
01:24:25,291 --> 01:24:26,833
‫هوم؟

1201
01:24:28,916 --> 01:24:32,416
‫من خیلی گرسنمه،
‫ضعف کردم

1202
01:24:32,458 --> 01:24:36,291
‫می‌خوام همه‌چی رو بخورم،
‫هرچیزی که برات رقم زده،

1203
01:24:36,333 --> 01:24:39,333
‫حتی غم و غصه‌هات

1204
01:24:44,333 --> 01:24:45,458
‫آماندا!

1205
01:24:47,041 --> 01:24:49,166
‫راجر؟

1206
01:24:49,291 --> 01:24:50,458
‫نه

1207
01:24:50,541 --> 01:24:51,958
‫ها؟

1208
01:24:55,083 --> 01:24:57,458
‫تمومش کن! اسمش راجر نیست

1209
01:24:57,541 --> 01:24:58,916
‫درسته! خودمم!

1210
01:24:59,041 --> 01:25:01,958
‫اسمش رادجره! رادجر

1211
01:25:02,791 --> 01:25:05,291
‫ها؟

1212
01:25:18,791 --> 01:25:20,708
‫رادجر! این طرف!

1213
01:25:20,791 --> 01:25:22,041
‫آماندا!

1214
01:25:32,791 --> 01:25:35,041
‫احسنت بهت، دختر کوچولو!

1215
01:25:38,166 --> 01:25:42,416
‫همونطوری که فکرش رو می‌کردم،
‫راجرت واقعاً ارزش شکار رو داره

1216
01:25:46,916 --> 01:25:48,583
‫حاضری، رادجر؟

1217
01:25:49,083 --> 01:25:50,083
‫آماده‌ام!

1218
01:25:52,791 --> 01:25:54,291
‫محکم بشین!

1219
01:25:54,416 --> 01:25:57,166
‫محکم نشستم، محکمِ محکم

1220
01:26:08,416 --> 01:26:10,916
‫پیشرفت جالبیـه

1221
01:26:36,208 --> 01:26:38,666
‫من صدها ساله که
‫دارم توی تخیلاتم زندگی می‌کنم،

1222
01:26:38,708 --> 01:26:40,041
‫تجربه‌م بیشتر از توئـه، عزیزم

1223
01:26:40,791 --> 01:26:43,916
‫آماندا، این قایق...
‫به نظرت می‌تونه پرواز کنه؟

1224
01:26:44,041 --> 01:26:45,166
‫راستش...

1225
01:26:45,208 --> 01:26:47,291
‫نمی‌تونه!

1226
01:26:47,333 --> 01:26:48,833
‫اما نگران نباش!

1227
01:27:23,208 --> 01:27:24,666
‫رادجر!

1228
01:27:26,541 --> 01:27:28,041
‫آماندا!

1229
01:27:40,916 --> 01:27:43,333
‫آماندا؟

1230
01:27:44,416 --> 01:27:45,666
‫آماندا؟

1231
01:27:48,041 --> 01:27:51,166
‫شما دکتری، مگه نه؟
‫لطفاً یه کاری کن!

1232
01:27:51,791 --> 01:27:53,041
‫متأسفم، خانم شافل‌آپ

1233
01:27:53,083 --> 01:27:55,916
‫راستـش داشتم اینجا
‫یه پرسشنامه انجام می‌دادم

1234
01:27:56,041 --> 01:27:58,166
‫پرسشنامه‌ی خیلی مهمیـه

1235
01:27:58,791 --> 01:28:01,041
‫خیالتون راحت، خیلی طول نمی‌کشه

1236
01:28:01,083 --> 01:28:03,666
‫شما همون آقایی هستی که
‫اون روزی اومده بود دم در کتابفروشی

1237
01:28:03,791 --> 01:28:07,666
‫پس منو یادتونـه.
‫باعث افتخاره، خانم شافل‌آپ

1238
01:28:08,583 --> 01:28:10,083
‫لطفاً سریعاً از اینجا برید!

1239
01:28:10,166 --> 01:28:12,916
‫نمی‌بینید دخترم داره درد می‌کشه؟

1240
01:28:13,041 --> 01:28:14,166
‫مامان!

1241
01:28:14,291 --> 01:28:16,541
‫آماندا، خداروشکر به‌هوش اومدی!

1242
01:28:16,583 --> 01:28:17,666
‫حرفش رو باور نکن!

1243
01:28:17,791 --> 01:28:20,416
‫- نباید حرفش رو باور کنی!
‫- الان میگم دکتر بیاد

1244
01:28:25,458 --> 01:28:27,083
‫مامان...

1245
01:28:27,166 --> 01:28:30,291
‫این آقا... می‌خواد رادجر رو قورت بده

1246
01:28:32,916 --> 01:28:36,291
‫دختر کوچولو، کی گفته
‫می‌خوام قورتش بدم؟

1247
01:28:37,041 --> 01:28:39,166
‫فقط سعی دارم
‫از صفحه‌ی روزگار محوش کنم،

1248
01:28:39,208 --> 01:28:41,208
‫به واقعیت برگردونمش

1249
01:28:41,291 --> 01:28:42,791
‫تو! تو کی هستی؟

1250
01:28:44,041 --> 01:28:47,083
‫اگه دخالت نکنید،
‫شما و دخترتون آسیبی نمی‌بینید

1251
01:28:47,166 --> 01:28:48,791
‫دخالت؟

1252
01:28:48,916 --> 01:28:50,541
‫عزیزدلم!

1253
01:28:51,416 --> 01:28:54,416
‫آماندا، خواهش می‌کنم.
‫مامان حرفت رو باور می‌کنه!

1254
01:28:54,541 --> 01:28:56,291
‫می‌تونه کمکت کنه!

1255
01:28:57,041 --> 01:28:59,791
‫آماندا، درمورد «یخچال» بهش بگو!

1256
01:28:59,916 --> 01:29:02,791
‫میاد. اگه صداش بزنه، میاد!

1257
01:29:03,416 --> 01:29:05,291
‫- مامان، رادجر میگه...
‫- آماندا!

1258
01:29:05,416 --> 01:29:07,291
‫عزیزدلم، چیزی نیست

1259
01:29:07,416 --> 01:29:08,291
‫هوم؟

1260
01:29:08,416 --> 01:29:11,291
‫رادجر میگه... «یخچال»، «یخچال» رو صدا کن

1261
01:29:12,666 --> 01:29:14,041
‫گفتی «یخچال»؟

1262
01:29:15,416 --> 01:29:18,416
‫یه سگه. اسم یه سگه...

1263
01:29:18,458 --> 01:29:19,791
‫رادجر میگه «یخچال» رو دیده

1264
01:29:20,416 --> 01:29:21,291
‫رادجر؟

1265
01:29:22,916 --> 01:29:24,291
‫«یخچال» رو صدا بزن

1266
01:29:24,333 --> 01:29:26,791
‫مامان، باید «یخچال» رو صدا بزنی

1267
01:29:26,916 --> 01:29:28,166
‫مامان

1268
01:29:33,666 --> 01:29:35,166
‫مار؟

1269
01:29:41,041 --> 01:29:43,958
‫خوش اومدی، خانم شافل‌آپ

1270
01:29:44,541 --> 01:29:46,458
‫به دنیای

1271
01:29:46,541 --> 01:29:49,333
‫خیالی‌ها خوش اومدید

1272
01:29:50,541 --> 01:29:53,458
‫مامان! صدام رو شنیدی؟

1273
01:29:53,541 --> 01:29:54,666
‫آماندا...

1274
01:29:56,583 --> 01:29:57,958
‫بخاطر تو باهاش می‌جنگم!

1275
01:30:08,208 --> 01:30:09,708
‫مامان!

1276
01:30:30,333 --> 01:30:31,458
‫رادجر!

1277
01:30:31,541 --> 01:30:34,041
‫مامان! نجاتش بده!

1278
01:31:10,666 --> 01:31:14,541
‫ولش کن! گفتم ولش کن!

1279
01:31:14,583 --> 01:31:17,291
‫همین الان دست از سرش بردار!

1280
01:31:18,041 --> 01:31:21,208
‫هی، اون با ماست!
‫گفتم دست از سرش بردار!

1281
01:31:21,791 --> 01:31:26,791
‫دوست ماست!
‫اجازه نمی‌دیم دوست ما رو بخوری!

1282
01:31:34,666 --> 01:31:35,666
‫هوم؟

1283
01:31:47,541 --> 01:31:48,416
‫ها؟

1284
01:32:03,291 --> 01:32:05,666
‫برو، «یخچال»!

1285
01:32:20,958 --> 01:32:22,541
‫- مامان!
‫- آماندا!

1286
01:32:27,416 --> 01:32:30,791
‫چرا هرکی نمیره پی کار خودش؟

1287
01:32:30,833 --> 01:32:34,416
‫یه موجود خیالیه دیگه

1288
01:32:35,416 --> 01:32:37,666
‫باید بذارن بخورمش!

1289
01:32:46,291 --> 01:32:47,541
‫رادجر!

1290
01:32:48,041 --> 01:32:52,416
‫آماندا، باید... با مادرت زندگی کنی

1291
01:32:52,458 --> 01:32:55,041
‫رادجر!

1292
01:33:24,916 --> 01:33:26,916
‫عجب طعمی داشت

1293
01:33:27,041 --> 01:33:29,458
‫الحق که فرای تصوراتـه

1294
01:33:30,083 --> 01:33:32,083
‫باید بگم...

1295
01:33:32,166 --> 01:33:34,166
‫اصلاً تازه نبود...

1296
01:33:36,916 --> 01:33:38,458
‫...بلکه میشه گفت فاسد بود

1297
01:33:39,541 --> 01:33:44,291
‫بالأخره موفق شدم.
‫یه خیالی استثنائی رو خوردم!

1298
01:33:44,416 --> 01:33:47,416
‫آره، به خواسته‌م رسیدم

1299
01:33:47,541 --> 01:33:48,416
‫ها؟

1300
01:33:49,958 --> 01:33:51,041
‫ها؟

1301
01:33:54,666 --> 01:34:00,791
‫واقعیت...

1302
01:34:29,958 --> 01:34:31,291
‫حالت خوبه، مامان؟

1303
01:34:31,333 --> 01:34:34,416
‫خوبم، چیزی نیست

1304
01:34:38,166 --> 01:34:40,708
‫خوش اومدی، دختر قشنگـم

1305
01:34:41,958 --> 01:34:43,666
‫برگشتم خونه، مامان. من برگشتم

1306
01:34:44,458 --> 01:34:46,958
‫خب، نگاهشون کن.
‫درست همونجوریه که تعریف کردی

1307
01:34:48,291 --> 01:34:50,291
‫خوشبخته، خیلی خوشبخت

1308
01:34:50,333 --> 01:34:51,958
‫خانمی شده برای خودش

1309
01:34:52,583 --> 01:34:54,666
‫آره، آماندای من هم...

1310
01:34:55,208 --> 01:34:57,041
‫خیلی خوشبختـه

1311
01:35:07,708 --> 01:35:09,416
‫همه‌چی مرتبه؟

1312
01:35:09,541 --> 01:35:10,916
‫بله

1313
01:35:10,958 --> 01:35:12,708
‫خداروشکر، به‌هوش اومد!

1314
01:35:12,791 --> 01:35:13,666
‫بله

1315
01:35:13,708 --> 01:35:16,208
‫فوق‌العاده‌ست.
‫میرم دکتر رو خبر کنم

1316
01:35:16,291 --> 01:35:17,416
‫لطفاً

1317
01:35:19,833 --> 01:35:20,833
‫وای!

1318
01:35:24,083 --> 01:35:28,416
‫ممنونم، رادجر. ممنونم.
‫از تو هم ممنونم، دوست خوبم، «یخچال»

1319
01:35:48,166 --> 01:35:51,166
‫رادجر، مرسی که برگشتی

1320
01:35:52,166 --> 01:35:53,416
‫تنها نبودم

1321
01:35:54,166 --> 01:35:55,833
‫دوست‌های کتابخونه‌ کمکم کردن

1322
01:35:56,333 --> 01:35:57,833
‫زینزان و نازنازی...

1323
01:35:58,916 --> 01:36:00,416
‫با امیلی

1324
01:36:02,958 --> 01:36:05,416
‫آماندا، زندگی هم خوشی داره

1325
01:36:05,458 --> 01:36:08,333
‫هم ناخوشی،
‫همین‌ها هی تکرار میشن،

1326
01:36:08,416 --> 01:36:10,416
‫تا بزرگ شی

1327
01:36:11,333 --> 01:36:12,416
‫رادجر...

1328
01:36:12,458 --> 01:36:15,166
‫آماندا، هر کجا که باشی،

1329
01:36:15,791 --> 01:36:17,041
‫هر اتفاقی که بیفته،

1330
01:36:17,791 --> 01:36:20,958
‫من همیشه توی قلبتـم

1331
01:36:25,416 --> 01:36:27,416
‫ممنونم که اومدی،

1332
01:36:28,208 --> 01:36:31,458
‫سه ماه و سه هفته و سه روز پیش

1333
01:36:32,583 --> 01:36:33,541
‫آماندا...

1334
01:36:34,750 --> 01:36:35,583
‫آماده‌ای؟

1335
01:36:35,708 --> 01:36:38,125
‫بدو بیا، رادجر! این آخرین ماجراجویی‌مونـه!

1336
01:36:38,208 --> 01:36:39,208
‫باش!

1337
01:36:54,833 --> 01:36:56,583
مثل پرنده‌ای که تا حالا کسی ندیده

1338
01:36:57,708 --> 01:37:00,125
مثل گُلی که تا حالا کسی ندیده

1339
01:37:01,083 --> 01:37:03,250
مثل نسیمی که تا حالا کسی ندیده

1340
01:37:04,708 --> 01:37:07,375
مثل شبی که تا حالا کسی ندیده

1341
01:37:08,333 --> 01:37:12,083
‫تاحالا چیزی به این شگفت‌انگیزی دیدید؟

1342
01:37:14,250 --> 01:37:15,333
‫من دیدم
