﻿1
00:00:56,375 --> 00:01:04,166
‫[ گران‌بها‌ترین محموله ]

2
00:01:05,375 --> 00:01:09,833
‫فیلمنامه:
‫[ میشل هازاناویسیوس ]
‫[ ژان- کلود پرومبِرگ ]

3
00:01:11,416 --> 00:01:16,000
‫بر اساس کتابی از:
‫[ ژان-کلود گرومبِرگ ]

4
00:01:17,291 --> 00:01:22,041
‫با صدای:
‫[ دومینیک بلان: زن هیزم‌شکن ]

5
00:01:23,375 --> 00:01:27,916
‫[ گریگوری گَدِبوآ: مرد هیزم‌شکن ]

6
00:01:29,458 --> 00:01:34,166
‫[ دنیس پودالیدِس: مرد صورت شکسته ]

7
00:01:35,375 --> 00:01:40,041
‫[ راوی: ژان-لوئیس ترینتیگان ]

8
00:01:48,875 --> 00:01:53,583
‫موسیقی:
‫[ الکساندر دِسپلات ]

9
00:02:00,875 --> 00:02:05,708
‫کارگردان:
‫[ میشل هازاناویسیوس ]

10
00:02:11,500 --> 00:02:18,250
‫یه روزی روزگاری، توی یه جنگل بزرگ،
‫یه هیزم‌شکن فقیر بود و یه زن هیزم‌شکن فقیر.

11
00:02:18,541 --> 00:02:21,291
‫نه، نه، خیالتون راحت،
‫از این قصه‌های بند انگشتی نیست.

12
00:02:21,416 --> 00:02:22,416
‫اصلاً هیچ ربطی نداره.

13
00:02:22,583 --> 00:02:25,833
‫اصلا من خودم، عین شما،
‫از این داستانای مسخره متنفرم.

14
00:02:26,375 --> 00:02:28,625
‫کی و کجا دیدین پدر مادرا ول کنن و برن...

15
00:02:28,625 --> 00:02:31,375
‫چون نمیتونن شکم بچه‌هاشون رو سیر کنن؟

16
00:02:31,625 --> 00:02:33,000
‫بیخیال...

17
00:02:36,625 --> 00:02:41,458
‫هیزم‌شکنهای بیچاره هیچ‌وقت
‫از جنگلشون بیرون نرفته بودن.

18
00:02:42,625 --> 00:02:48,541
‫با این حال، سرما، گشنگی، بدبختی،
‫زندگی رو براشون خیلی سخت کرده بود.

19
00:02:48,958 --> 00:02:52,083
‫مخصوصا تو این دور و زمونه
‫که جنگ جهانی بیداد می‌کرد.

20
00:02:52,666 --> 00:02:55,083
‫آره، آره، جنگ... جنگ جهانی، آره آره.

21
00:02:56,708 --> 00:03:00,000
‫خوشبختانه، آخر هر چیزی یه خیری هست.

22
00:03:00,291 --> 00:03:03,125
‫هیزم‌شکنهای بیچاره چند سالی میشد....

23
00:03:03,125 --> 00:03:06,500
‫که دیگه بچه‌ای نداشتن که بخوان شکمش رو سیر کنن.

24
00:03:06,875 --> 00:03:11,958
‫هیزم‌شکنهای درمانده که دیگه
‫قلبی برای مهر ورزیدن نداشتند، هر روز آه و ناله سر می‌دادند..

25
00:03:12,208 --> 00:03:15,541
‫ولی هیزم‌شکنهای بیچاره، با این قضیه کنار اومده بودند.

26
00:03:15,958 --> 00:03:18,458
‫دیگه بچه‌ای نیست که
‫نازش رو بکشیم، باشه...

27
00:03:18,458 --> 00:03:21,583
‫ولی دیگه دهنی هم نیست
‫که شکمش رو سیر کنیم.

28
00:03:23,666 --> 00:03:28,333
‫کم کم، با بالا رفتن سن،
‫زن هیزم‌شکن بیچاره فهمید ...

29
00:03:28,333 --> 00:03:31,708
‫که همه قدرت‌های زمینی، آسمانی و پری‌ها...

30
00:03:31,791 --> 00:03:37,458
‫همه با شوهر هیزم‌شکنش همدست
‫شدن که اون رو از بچه محروم کنن.

31
00:03:38,083 --> 00:03:42,125
‫اونم با سرنوشتش کنار اومد و به...

32
00:03:42,125 --> 00:03:46,541
‫سرما، گشنگی، بدبختی و تنهایی عادت کرد.

33
00:03:47,541 --> 00:03:50,333
‫تا اینکه یه روز...

34
00:04:15,208 --> 00:04:22,375
‫امروز که منو ترک نمی‌کنید، برکت میدم
‫ بهتون اونهایی که از شهر اومدین،

35
00:04:22,458 --> 00:04:28,125
‫صدا و زندگی رو برام آوردین،
‫برکت میدم بهتون که با من مهربونین،

36
00:04:28,125 --> 00:04:32,208
‫زندگیم رو عوض کردین، منو از گشنگی
‫و بدبختی نجات بدین، یه چیزی بهم بدین،

37
00:04:32,541 --> 00:04:35,875
‫یه چیزی واسه خوردن، یه چیزی واسه نوشیدن،

38
00:04:35,916 --> 00:04:39,208
‫هر جنس کوچیکی که اضافه دارین، چیز زیادی
‫نمیخوام، فقط یه جنس خیلی کوچیک،

39
00:04:39,500 --> 00:04:43,875
‫التماس می‌کنم به مهربونیتون، ای خدای
‫قطار، شما نور من و تنها امیدم هستین.

40
00:04:45,333 --> 00:04:47,625
‫خواهش می‌کنم، به حرفم گوش بدین.

41
00:10:36,833 --> 00:10:39,583
‫این دیگه چیه؟

42
00:10:39,583 --> 00:10:41,541
‫خدایان قطار به من هدیه دادن.

43
00:10:41,666 --> 00:10:42,500
‫خدایان قطار؟

44
00:10:42,500 --> 00:10:45,458
‫آره، تا اون بشه بچه‌ای که ما از دست دادیم.

45
00:10:45,458 --> 00:10:47,666
‫مگه نمیدونی این بچه چیه؟

46
00:10:47,666 --> 00:10:50,583
‫اگه از قطار اومده، نمیدونی از چه جور آدمیه؟

47
00:10:50,583 --> 00:10:51,583
‫این یه "خون‌آشامه"!

48
00:10:51,583 --> 00:10:53,791
‫نه، نه، نه، این فقط یه محموله کوچیکه،

49
00:10:53,791 --> 00:10:55,500
‫خدایان قطار بهم دادن.

50
00:10:55,541 --> 00:10:56,791
‫محموله ات، یه یتیمه!

51
00:10:56,791 --> 00:10:57,791
‫یه یتیم!

52
00:11:00,083 --> 00:11:01,166
‫یه یتیم!

53
00:11:03,416 --> 00:11:05,000
‫لعنت به نژاد نفرین‌شده!

54
00:11:05,458 --> 00:11:08,083
‫نه، نه، نه، این یه فرشته‌ست، فرشته منه!

55
00:11:08,083 --> 00:11:11,041
‫نه، نه، من یه فرشته دارم، بذار زوزه بکشه،
‫خودتو راحت میکنی پیرزن،

56
00:11:11,416 --> 00:11:12,583
‫بزرگ شه، عین خودمون میشه.

57
00:11:12,583 --> 00:11:14,416
‫نه، اگه ما بزرگش کنیم، این‌طوری نمیشه!

58
00:11:14,416 --> 00:11:16,666
‫اینها خدا رو کشتن، اینها دزدن.

59
00:11:17,000 --> 00:11:18,500
‫لباساشو ببین، میدونی چقدر باید

60
00:11:18,500 --> 00:11:21,083
‫کار کرد تا لباس این مدلی داشته باشی؟

61
00:11:21,083 --> 00:11:22,333
‫بهت میگم اینا دزدن.

62
00:11:22,458 --> 00:11:26,166
‫خدا رو شکر، ما اینجا چیزی نداریم
‫که بدزدیم، و به زودی، اگه بخوای...

63
00:11:26,291 --> 00:11:28,000
‫اون به من کمک می‌کنه هیزم جمع کنم.

64
00:11:28,125 --> 00:11:30,041
‫اگه پیش ما پیداش کنن، میذارنمون بیخ دیوار!

65
00:11:30,500 --> 00:11:31,875
‫ولی... ولی کی می‌فهمه؟

66
00:11:31,875 --> 00:11:34,416
‫هیزم‌شکنهای دیگه، هیزم‌شکنهای دیگه ما رو لو میدن .

67
00:11:34,583 --> 00:11:37,041
‫نه، میگم این بچه مال خودمونه،

68
00:11:37,041 --> 00:11:39,041
‫که دوباره از دسترنج تو اینجوری شدم.

69
00:11:39,083 --> 00:11:41,041
‫اون نمیتونه مال ما باشه، نشونه داره.

70
00:11:41,125 --> 00:11:41,750
‫چه جوری؟

71
00:11:41,750 --> 00:11:43,083
‫نشونه داره، نشونه داره.

72
00:11:43,750 --> 00:11:45,791
‫ذاتشون مثل ما نیست.

73
00:11:54,000 --> 00:11:55,958
‫بیا، نشونه‌‌اش رو ببین.

74
00:11:56,083 --> 00:11:58,125
‫چه نشونه‌ای؟
‫من نشونه‌ای نمی‌بینم.

75
00:11:58,166 --> 00:12:00,083
‫اون مثل من ساخته نشده، نمی‌بینی؟

76
00:12:00,083 --> 00:12:01,083
‫نه.

77
00:12:02,625 --> 00:12:04,166
‫ولی اون مثل من ساخته شده.

78
00:12:04,833 --> 00:12:06,333
‫ببین چقدر خوشگله.

79
00:12:20,916 --> 00:12:22,291
‫داری چیکار می‌کنی؟

80
00:12:22,291 --> 00:12:24,125
‫کجا داری میری؟

81
00:12:25,125 --> 00:12:26,833
‫دارم دوباره میذارمش کنار ریل قطار.

82
00:12:27,625 --> 00:12:30,458
‫اگه خدایان اونو اونجا گذاشتن،
‫خودشون می‌تونن دوباره برش دارن.

83
00:12:31,166 --> 00:12:37,958
‫این کارو بکن هیزم‌شکن، و باید منو هم با اون
‫بندازی زیر چرخ‌های قطار باری.

84
00:12:37,958 --> 00:12:41,500
‫و خدایان، همه خدایان، خدایان
‫آسمون، طبیعت، خورشید...

85
00:12:41,750 --> 00:12:47,541
‫و قطار، دنبالت می‌کنن. هرجا باشی، هر کاری
‫بکنی، تا ابد و همیشه نفرین شده خواهی بود.

86
00:12:53,416 --> 00:12:58,750
‫هر چی که پیش بیاد، هر بدبختی‌ای
‫که بیاد سر راه، مال تو باشه.

87
00:12:58,791 --> 00:13:01,041
‫اون باعث خوشبختی من و تو میشه.

88
00:13:01,125 --> 00:13:03,833
‫همه خوشبختی‌ها مال خودت، نوش جونت.

89
00:13:04,125 --> 00:13:06,708
‫ولی اینو بدون که دیگه نمیخوام صداش رو
‫بشنوم و نه قیافه‌‌اش رو ببینم، هیچوقت.

90
00:13:07,416 --> 00:13:11,750
‫برو بذارش تو انبار و خفه شو.

91
00:14:04,166 --> 00:14:05,916
‫شیر میخواد طفلکی.

92
00:14:06,875 --> 00:14:08,166
‫هیچ شانسی نداره.

93
00:14:13,208 --> 00:14:17,166
‫اگه خدایان قطار این جنس
‫کوچیک رو به من سپردن،

94
00:14:17,166 --> 00:14:19,500
‫ واسه این نیست که بذارم بمیره.

95
00:14:19,500 --> 00:14:20,916
‫زنده میمونه، فهمیدی؟

96
00:14:52,250 --> 00:14:54,083
‫کی اونجاست؟

97
00:14:55,833 --> 00:14:57,416
‫یه هیزم‌شکن بیچاره.

98
00:14:57,458 --> 00:14:59,791
‫چی میخوای هیزم‌شکن بیچاره؟

99
00:14:59,791 --> 00:15:02,083
‫شیر، برای بچه‌ام.

100
00:15:02,291 --> 00:15:02,791
‫آهان؟

101
00:15:02,791 --> 00:15:04,791
‫چرا از شیر خودت بهش نمیدی؟

102
00:15:04,791 --> 00:15:06,166
‫ندارم، دریغا .

103
00:15:06,208 --> 00:15:09,333
‫و اگه این بچه‌ای که می‌بینی امروز شیر نخوره، میمیره.

104
00:15:09,458 --> 00:15:11,916
‫بمیره؟
‫بیخیال شو، یکی دیگه می‌سازم.

105
00:15:12,833 --> 00:15:14,125
‫دیگه سنم گذشته.

106
00:15:14,416 --> 00:15:17,250
‫بعدش هم، این بچه رو بهم سپردن...

107
00:15:17,250 --> 00:15:19,875
‫ خدایِ قطار باری که از این ریل رد میشه.

108
00:15:20,250 --> 00:15:23,291
‫خدای قطار یکی از محموله‌های کوچیکش رو به تو سپرده؟

109
00:15:23,958 --> 00:15:27,083
‫آه، چرا شیرش رو هم باهاش نداده؟

110
00:15:27,625 --> 00:15:28,750
‫یادش رفته.

111
00:15:29,000 --> 00:15:30,708
‫خدایان که نمی‌تونن به همه‌چی فکر کنن.

112
00:15:31,083 --> 00:15:32,625
‫این پایین کارای زیادی دارن.

113
00:15:33,125 --> 00:15:34,500
‫و خیلی هم بد انجامش میدن.

114
00:15:35,791 --> 00:15:39,666
‫بگو ببینم هیزم‌شکن،
‫فکر می‌کنی من شیر رو از کجا میارم؟

115
00:15:39,666 --> 00:15:40,708
‫از بزت.

116
00:15:40,708 --> 00:15:42,500
‫بُزم؟

117
00:15:42,500 --> 00:15:44,333
‫چرا فکر میکنی من بز دارم؟

118
00:15:44,333 --> 00:15:47,625
‫شنیدم صداش درمیومد وقتی داشتم
‫هیزم جمع میکردم لب مرز زمینت.

119
00:15:48,083 --> 00:15:50,041
‫در عوض شیرم چی میدی؟

120
00:15:50,041 --> 00:15:51,750
‫- هر ‌چی که دارم.
‫- چی داری؟

121
00:15:52,291 --> 00:15:52,875
‫هیچی.

122
00:15:53,083 --> 00:15:54,083
‫کمه.

123
00:15:55,375 --> 00:15:57,500
‫هر روزی که خدا بخواد، من میام

124
00:15:57,500 --> 00:15:59,375
‫یه بغل هیزم برات میارم در ازای دو جرعه شیر.

125
00:15:59,416 --> 00:16:02,250
‫میخوای پول شیرم رو با چوب خودم بدی؟

126
00:16:02,250 --> 00:16:03,250
‫این چوب تو نیست.

127
00:16:03,708 --> 00:16:04,750
‫مال تو هم دست من نیست.

128
00:16:04,916 --> 00:16:07,583
‫همون‌قدر که شیر تو، شیر تو نیست، شیر بزته.

129
00:16:07,583 --> 00:16:08,875
‫ولی بز مال منه.

130
00:16:09,583 --> 00:16:11,416
‫تو زندگی هیچی بدون عوض داده نمیشه.

131
00:16:11,708 --> 00:16:13,208
‫بدون شیر، دخترم می‌میره.

132
00:16:13,416 --> 00:16:14,416
‫بدون عوض.

133
00:16:14,791 --> 00:16:15,625
‫کمکم کن.

134
00:16:15,916 --> 00:16:17,500
‫اگه کمکم کنی بهش غذا بدم، زنده میمونه.

135
00:16:17,708 --> 00:16:19,125
‫خدایان ازت ممنون میشن.

136
00:16:19,375 --> 00:16:20,208
‫ازت محافظت می‌کنن.

137
00:16:20,333 --> 00:16:22,333
‫اونا تا حالا هم حسابی ازم محافظت کردن.

138
00:16:23,166 --> 00:16:24,166
‫ببین.

139
00:16:24,416 --> 00:16:26,875
‫ببین خدایان تو چه جوری ازم محافظت کردن.

140
00:16:29,500 --> 00:16:31,000
‫ازم میترسی؟

141
00:16:31,333 --> 00:16:31,916
‫نه.

142
00:16:32,291 --> 00:16:33,416
‫پس دلت برام میسوزه.

143
00:16:34,000 --> 00:16:35,000
‫اونم نه.

144
00:16:35,583 --> 00:16:36,750
‫خداها تو رو زنده نگه داشتن.

145
00:16:37,208 --> 00:16:38,708
‫و بزت هم همینطور.

146
00:16:39,208 --> 00:16:40,208
‫زنده، آره.

147
00:16:44,208 --> 00:16:44,916
‫بیا.

148
00:16:45,041 --> 00:16:45,791
‫این شال رو بردار.

149
00:16:46,000 --> 00:16:47,000
‫ببین چقدر خوشگله.

150
00:16:47,458 --> 00:16:51,125
‫خود خداها با نخ‌های طلا بافتنش.

151
00:16:54,416 --> 00:16:56,541
‫معلومه که تو کار معامله واردی.

152
00:16:56,750 --> 00:16:58,041
‫جنس کوچیکت رو نشون بده.

153
00:17:01,083 --> 00:17:05,083
‫موجود الهی تو گرسنشه،
‫مثل یه بچه معمولی آدمیزاد.

154
00:17:05,125 --> 00:17:07,291
‫یه پیمونه از شیر بزم بهت میدم.

155
00:17:07,333 --> 00:17:08,083
‫ممنون.

156
00:17:08,250 --> 00:17:09,041
‫ممنون.

157
00:17:09,250 --> 00:17:10,250
‫بلند شو.

158
00:17:10,708 --> 00:17:11,500
‫بلند شو، میگم.

159
00:17:11,625 --> 00:17:12,208
‫تو خوبی.

160
00:17:12,416 --> 00:17:12,916
‫تو خوبی.

161
00:17:13,041 --> 00:17:13,500
‫نه، نه.

162
00:17:13,666 --> 00:17:14,875
‫ما یه معامله کردیم.

163
00:17:15,875 --> 00:17:16,250
‫بیا.

164
00:17:16,583 --> 00:17:18,000
‫چیزی که حقت رو بهت میدم.

165
00:17:18,208 --> 00:17:20,458
‫کی سرت رو شکسته، ای مرد نیکوکار؟

166
00:17:20,458 --> 00:17:21,250
‫جنگ.

167
00:17:21,416 --> 00:17:22,291
‫همین جنگ؟

168
00:17:22,291 --> 00:17:22,791
‫نه.

169
00:17:23,041 --> 00:17:24,833
‫یه جنگ دیگه. مهم نیست.

170
00:17:24,916 --> 00:17:26,583
‫ولی زانوت هیچوقت پیش من خم نشه.

171
00:17:26,583 --> 00:17:28,416
‫نه پیش من، نه پیش هیچکس دیگه.

172
00:17:28,500 --> 00:17:30,000
‫دیگه هیچوقت نگو من خوبم.

173
00:17:30,375 --> 00:17:32,750
‫و هوس نکنی این خبرو پخش کنی که من بز دارم.

174
00:17:33,000 --> 00:17:34,125
‫و بهت شیر میدم.

175
00:17:34,916 --> 00:17:35,916
‫وگرنه می‌کشمت.

176
00:23:40,916 --> 00:23:42,333
‫تکون نخور.

177
00:23:44,541 --> 00:23:45,541
‫تکون نخور.

178
00:24:33,500 --> 00:24:34,291
‫هیزم‌شکن!

179
00:24:34,333 --> 00:24:35,833
‫این بچه رو خفه کن.

180
00:24:35,875 --> 00:24:37,000
‫دیگه نمی‌تونیم اینجا بخوابیم.

181
00:24:37,041 --> 00:24:37,875
‫خفه شو هیزم‌شکن.

182
00:24:38,041 --> 00:24:39,083
‫تو اونو میترسونی.

183
00:24:39,250 --> 00:24:40,125
‫من بترسونمش؟

184
00:24:40,125 --> 00:24:41,250
‫کلاه سرت گذاشتن طفلکی.

185
00:24:41,250 --> 00:24:44,125
‫این بچه شیطون از هیچی و هیچکس نمی‌ترسه.

186
00:24:44,416 --> 00:24:46,333
‫اون بی‌قلبه، میفهمی؟

187
00:24:46,333 --> 00:24:47,208
‫بی‌قلب!

188
00:24:47,250 --> 00:24:49,666
‫ولی، هیزم‌شکن، بی‌قلبها هم قلب دارن، مثل من و تو.

189
00:24:49,750 --> 00:24:51,583
‫خفه شو دیگه، تو هیچی نمیدونی.

190
00:24:51,833 --> 00:24:53,541
‫بی‌قلبها سگای ولگردی هستن

191
00:24:53,541 --> 00:24:55,541
‫که بچه‌هاشون رو از پنجره‌های قطار پرت میکنن بیرون.

192
00:24:55,583 --> 00:24:59,166
‫و ما، خرای بدبخت، مجبوریم بهشون غذا بدیم.

193
00:25:03,208 --> 00:25:04,208
‫میفهمی؟

194
00:25:04,208 --> 00:25:06,125
‫میفهمی که هیچی نمیفهمی؟

195
00:25:07,083 --> 00:25:08,875
‫دارم بهت میگم، بی‌قلبه.

196
00:25:29,291 --> 00:25:32,041
‫بی‌قلبها هم قلب دارن.

197
00:25:35,666 --> 00:25:38,208
‫نه، بی‌قلبها، قلبی ندارن.

198
00:25:38,500 --> 00:25:39,500
‫امکان نداره.

199
00:25:41,416 --> 00:25:42,583
‫و فردا باید بره.

200
00:25:43,208 --> 00:25:49,791
‫باید انتخاب کنی زن، بین این آشغال دروغین،
‫خداکش، و شوهر هیزم‌شکن درستکار.

201
00:25:51,416 --> 00:25:52,416
‫فردا میره.

202
00:25:52,916 --> 00:25:54,416
‫با تو یا بی‌تو.

203
00:30:03,541 --> 00:30:05,875
‫اگه میخوای برگردی خونه، میتونی برگردی.

204
00:30:10,958 --> 00:30:12,000
‫اون بچه چی؟

205
00:30:46,375 --> 00:30:47,375
‫هیزم شکن.

206
00:30:47,500 --> 00:30:49,125
‫هیزم شکن، بیا اینجا.

207
00:32:00,000 --> 00:32:02,166
‫زنده باد پایان این جنگ نفرین شده.

208
00:32:02,666 --> 00:32:04,083
‫امیدوارم زودتر پایان جنگ فرا برسه.

209
00:32:04,125 --> 00:32:05,666
‫زنده باد پایان بی‌قلبهای نفرین شده.

210
00:32:05,958 --> 00:32:07,125
‫که امیدوارم اون هم زودتر فرا برسه.

211
00:32:10,500 --> 00:32:12,750
‫اونا خدا رو کشتن و این جنگ رو خواستن.

212
00:32:12,875 --> 00:32:13,791
‫لیاقت زنده بودن ندارن.

213
00:32:13,791 --> 00:32:15,791
‫و جنگ نفرین شده‌شون فقط وقتی تموم میشه...

214
00:32:15,791 --> 00:32:18,708
‫که زمین برای همیشه از شرشون خلاص بشه.

215
00:32:18,750 --> 00:32:21,208
‫پس نابود باد،
‫اونهایی که باعث و بانی مسمومیت زندگی‌اند.

216
00:32:21,250 --> 00:32:22,250
‫مرگ بر بی‌قلبها.

217
00:32:22,291 --> 00:32:23,625
‫ترسوها.

218
00:32:25,041 --> 00:32:27,125
‫آه، من یه بار دیدم از
‫یکی از قطارا پیاده میشدن.

219
00:32:27,416 --> 00:32:28,416
‫خوک‌ها.

220
00:32:28,458 --> 00:32:29,583
‫کثیف،به جون تو.

221
00:32:29,625 --> 00:32:31,458
‫خوک‌ها، بهتر از این نمیتونم بگم.

222
00:32:31,500 --> 00:32:33,500
‫بزن بریم، مرگ بر خوک‌ها.

223
00:32:35,833 --> 00:32:37,041
‫چی شده؟

224
00:32:37,041 --> 00:32:37,916
‫نمیخوری؟

225
00:32:37,916 --> 00:32:38,916
‫چرا.

226
00:32:44,333 --> 00:32:45,875
‫بی‌قلبها قلب دارن.

227
00:32:46,166 --> 00:32:47,291
‫چی؟

228
00:32:47,291 --> 00:32:48,333
‫چی داره میگه؟

229
00:32:48,333 --> 00:32:50,000
‫مریضی؟

230
00:32:52,458 --> 00:32:54,458
‫بی‌قلبها قلب دارن.

231
00:33:10,500 --> 00:33:11,541
‫خل شده.

232
00:33:11,833 --> 00:33:13,208
‫کاملاً مریضه

233
00:33:14,041 --> 00:33:15,041
‫بزن بریم.

234
00:33:15,166 --> 00:33:16,166
‫فردا بهتر میشه.

235
00:33:16,708 --> 00:33:17,708
‫هوا خنک.

236
00:33:18,083 --> 00:33:19,083
‫چه احمقی، ها.

237
00:33:19,166 --> 00:33:20,166
‫دیگه بهش نمیسازه.

238
00:33:25,083 --> 00:33:26,666
‫بی‌قلبها قلب دارن.

239
00:33:27,583 --> 00:33:29,750
‫بی‌قلبها قلب دارن.

240
00:33:39,916 --> 00:33:42,166
‫بی‌قلبها قلب دارن.

241
00:33:43,458 --> 00:33:44,791
‫بی‌قلبها....

242
00:33:45,166 --> 00:33:47,208
‫قلب دارن.

243
00:38:41,166 --> 00:38:42,375
‫سلام بر شما.

244
00:38:42,583 --> 00:38:43,583
‫سلام بر شما.

245
00:38:44,333 --> 00:38:45,375
‫چه بچه بامزه‌ای.

246
00:38:45,916 --> 00:38:46,583
‫مال شماست؟

247
00:38:46,583 --> 00:38:46,833
‫آره.

248
00:38:46,833 --> 00:38:48,125
‫آره، دخترمونه.

249
00:38:48,500 --> 00:38:49,458
‫چند سالشه؟

250
00:38:49,458 --> 00:38:50,458
‫یه سال، تقریباً.

251
00:38:50,583 --> 00:38:51,583
‫تقریباً.

252
00:38:51,791 --> 00:38:52,791
‫بامزه است.

253
00:38:53,500 --> 00:38:55,583
‫شوهرت هیچی به ما نگفت، این هم جالبه.

254
00:38:56,166 --> 00:38:57,250
‫خیلی حرف نمیزنه.

255
00:38:58,000 --> 00:38:59,541
‫خب آره، این توضیح میده.

256
00:39:02,125 --> 00:39:04,083
‫من میرم، کار دارم.

257
00:39:04,916 --> 00:39:05,916
‫خداحافظ.

258
00:39:07,583 --> 00:39:08,583
‫به سلامت.

259
00:45:19,291 --> 00:45:22,791
‫چه خبره، چی باعث شده اینقدر زود بیاید؟

260
00:45:24,291 --> 00:45:27,208
‫ولی اگه این دخترته رفیق،
‫باید تو شهرداری ثبتش می‌کردی.

261
00:45:27,666 --> 00:45:28,666
‫اون بلد نیست بنویسه.

262
00:45:29,125 --> 00:45:30,125
‫خب آره، چی بگم.

263
00:45:30,166 --> 00:45:32,000
‫تنها چیزی که می‌فهمم، چوبه.

264
00:45:32,291 --> 00:45:35,458
‫- پس کاغذبازی، میدونی...
‫- اما چطور ممکنه هیچکس خبر نداشته باشه؟

265
00:45:35,458 --> 00:45:37,958
‫چرا هیچی به ما نگفتی؟

266
00:45:37,958 --> 00:45:39,416
‫شما از من نپرسیدید.

267
00:45:42,750 --> 00:45:45,666
‫گوش کن، ما همه اینجا هیزم‌شکن
‫خوبیم و وطن‌پرست خوب.

268
00:45:45,708 --> 00:45:48,666
‫و میدونی که پناه دادن یا کمک
‫کردن به یه بی‌قلب، مجازاتش مرگه.

269
00:45:48,750 --> 00:45:49,791
‫پس تو هرکاری میخوای بکن.

270
00:45:49,833 --> 00:45:51,291
‫ولی ما، از قانون پیروی می‌کنیم.

271
00:45:51,416 --> 00:45:53,666
‫و حالا که میدونیم، باید بچه رو تحویل بدیم.

272
00:45:53,708 --> 00:45:54,958
‫قانون، قانونه، رفیق.

273
00:45:55,125 --> 00:45:56,916
‫و ما نمیخوایم جونمون رو به خطر بندازیم ...

274
00:45:56,916 --> 00:45:59,541
‫یا به کشورمون خیانت کنیم به خاطر یه بچه‌ی
‫که از زیر بوته عمل اومده.

275
00:45:59,625 --> 00:46:01,250
‫به اندازه کافی واضح بودم؟

276
00:46:06,416 --> 00:46:07,625
‫بزن بریم، داستان درست نکن، برو.

277
00:46:11,208 --> 00:46:12,916
‫بچه رو بده، تا از شرش خلاص شیم.

278
00:46:21,458 --> 00:46:22,500
‫بچه رو آماده کن.

279
00:46:22,666 --> 00:46:24,416
‫من میرم گهواره‌ش رو بیارم.

280
00:46:26,041 --> 00:46:27,416
‫رفیقمون راست میگه.

281
00:46:28,333 --> 00:46:29,333
‫یه اشتباه بود.

282
00:46:29,916 --> 00:46:31,125
‫یه اشتباه وحشتناک.

283
00:47:00,875 --> 00:47:02,000
‫فرار کن.

284
00:47:02,500 --> 00:47:03,500
‫فرار کن.

285
00:47:07,625 --> 00:47:15,083
‫خدا این نفرین شده‌ها رو
‫بکشه، که بی‌روح و بی‌اعتقادن.

286
00:47:19,000 --> 00:47:20,291
‫فرار کن،

287
00:47:20,458 --> 00:47:21,750
‫فرار کن.

288
00:47:22,791 --> 00:47:25,541
‫ما زنده نگهداشتیم...

289
00:47:26,833 --> 00:47:29,458
‫محموله کوچولومون رو.

290
00:47:54,583 --> 00:47:56,333
‫کی اونجاست؟

291
00:47:56,333 --> 00:47:58,416
‫منم، هیزم‌شکن بیچاره.

292
00:47:59,166 --> 00:48:01,166
‫چی میخوای، هیزم‌شکن بیچاره؟

293
00:48:01,166 --> 00:48:02,166
‫پناه بده.

294
00:48:02,250 --> 00:48:04,500
‫پناه بده به من و محموله کوچیکم.

295
00:48:04,708 --> 00:48:05,916
‫صدای تیراندازی شنیدم.

296
00:48:06,083 --> 00:48:07,708
‫اونا واسه تو بودن؟

297
00:48:07,708 --> 00:48:09,583
‫میخواستن اونو ازم بگیرند.

298
00:48:10,000 --> 00:48:16,291
‫بعدش شوهرم، هیزم‌شکن بیچاره،
‫با تبرش، اونارو....

299
00:48:16,416 --> 00:48:18,333
‫ دیگه چیزی نگو.

300
00:48:18,416 --> 00:48:20,291
‫من سیاهی قلب مردم رو می‌شناسم.

301
00:48:20,708 --> 00:48:22,500
‫هیزم‌شکن تو و تبرش کار خوبی کردن.

302
00:48:22,500 --> 00:48:25,583
‫و اگه لازم باشه، نوبت منم بشه،
‫منم می‌دونم چطور این کارو بکنم.

303
00:48:27,916 --> 00:48:29,916
‫محموله کوچیکت رو به من بسپار.

304
00:48:39,375 --> 00:48:40,375
‫دنبالم بیا.

305
00:49:00,458 --> 00:49:01,791
‫حرکت کن، بیا.

306
00:49:12,625 --> 00:49:17,833
‫دختر خدایان، این مادر شیرده توئه،
‫کسی که شیرش رو بهت داده،

307
00:49:18,041 --> 00:49:19,666
‫سومین مادرت.

308
00:49:21,583 --> 00:49:24,250
‫چرا گریه می‌کنی، هیزم‌شکن بیچاره؟

309
00:49:24,250 --> 00:49:26,458
‫از این به بعد برای بچه‌ات شیر...

310
00:49:26,458 --> 00:49:29,750
‫ به اندازه کافی خواهی داشت، که
‫دیگه حتی لازم نیست بیای دنبالش.

311
00:49:29,833 --> 00:49:32,000
‫درسته، من یه دسته هیزم از دست میدم،

312
00:49:32,000 --> 00:49:35,083
‫ ولی یه همبازی برای بُز تنهای خودم به دست میارم.

313
00:49:35,208 --> 00:49:37,416
‫پس، ما چهارتا همگی برنده‌ایم.

314
00:49:38,166 --> 00:49:40,583
‫هیچکس نمیتونه تو این دنیای واقعی
‫چیزی به دست بیاره،

315
00:49:40,625 --> 00:49:43,083
‫بدون اینکه راضی به از دست دادن چیزی باشه.

316
00:49:43,250 --> 00:49:45,583
‫حتی اگه اون چیز، زندگی یه عزیز باشه.

317
00:49:45,666 --> 00:49:48,041
‫یا زندگی خودش.

318
00:51:21,916 --> 00:51:24,166
‫روزها پشت سر هم میرفتن.

319
00:51:24,541 --> 00:51:25,833
‫فصل‌ پشت فصل‌.

320
00:51:26,666 --> 00:51:27,708
‫جنگ پشتِ جنگ.

321
00:51:29,041 --> 00:51:31,083
‫قهرمان‌ها پشتِ قهرمان‌ها میرفتن.

322
00:51:32,000 --> 00:51:33,500
‫غم پشتِ غم‌.

323
00:51:34,375 --> 00:51:35,791
‫و قطار پشتِ قطار.

324
00:51:37,166 --> 00:51:40,000
‫تو واگن‌های پلمپ شده‌شون،
‫انسانیت جون می‌داد.

325
00:51:41,833 --> 00:51:44,208
‫هیچکس صدای فریادهای تبعید شده‌ها رو نشنید.

326
00:51:45,083 --> 00:51:48,583
‫هق هق دریاها با ناله پیرمردان در می‌آمیزد..

327
00:51:48,666 --> 00:51:50,708
‫با نیایش‌های ساده‌لوحان..

328
00:51:50,875 --> 00:51:54,375
‫با ناله‌ها و گریه‌های کودکانی
‫که از والدین خود جدا شده‌اند.

329
00:51:54,875 --> 00:51:59,083
‫و پیشاپیش به برزخ بهشتی که برای
‫بی‌گناهان کنار گذاشته شده بود، رفتند.

330
00:52:03,500 --> 00:52:07,875
‫و بعد... و بعد قطارها از حرکت ایستادن.

331
00:52:22,958 --> 00:52:24,458
‫بیا بریم.

332
00:53:03,500 --> 00:53:04,833
‫فرار کرد.

333
00:54:29,750 --> 00:54:31,375
‫کی اونجاست؟

334
00:54:33,083 --> 00:54:36,000
‫گفتم کی اونجاست!

335
00:55:10,666 --> 00:55:11,541
‫یه پیرمرده.

336
00:55:12,833 --> 00:55:13,958
‫بدبخت بیچاره.

337
00:56:29,500 --> 00:56:33,416
‫خواهش می‌کنم، هر کی هستید،
‫از این مرد خیلی خوب مراقبت کنید.

338
00:56:33,416 --> 00:56:37,375
‫کاری کنید خوشبختی و آرامشی
‫که تو این دنیا نداشته رو پیدا کنه.

339
00:56:37,416 --> 00:56:39,208
‫و هر جا که هستید ازش استقبال کنید.

340
00:56:41,916 --> 00:56:43,916
‫چه فایده‌ای داره؟

341
00:56:43,916 --> 00:56:46,958
‫من اینقدر ازتون خواهش کردم
‫که کارهای زیادی انجام بدید.

342
00:56:48,166 --> 00:56:51,291
‫ولی اگه این بچه امروز اینجاست،
‫به خاطر شما نیست.

343
00:56:51,916 --> 00:56:56,125
‫به خاطر دستی هست که از قطار پرتش کرد بیرون،
‫به خاطر شوهرم، هیزم‌شکن بیچاره.

344
00:56:56,291 --> 00:56:57,916
‫و به خاطر این مرد خیلی خوب بود.

345
00:56:58,583 --> 00:56:59,791
‫و به خاطر بزش.

346
00:57:00,583 --> 00:57:03,083
‫نه، به خاطر شما نیست.

347
00:57:08,291 --> 00:57:09,958
‫لطفاً، اونها رو برکت بدید.

348
01:12:15,666 --> 01:12:18,916
‫سال‌ها بعد،به اندازه یک عمر.

349
01:12:19,583 --> 01:12:23,750
‫در حالی که صلح کم و
‫بیش دوباره جهانی شده بود،،

350
01:12:23,916 --> 01:12:27,541
‫اون مرد که یه متخصص اطفال
‫مشهور بین‌المللی شده بود.

351
01:12:27,833 --> 01:12:30,916
‫بعد از جنگ، تحصیلات پزشکی خودش رو از سر گرفت

352
01:12:31,000 --> 01:12:34,750
‫و زندگیش رو وقف مراقبت از بچه‌های دیگران کرد.

353
01:12:35,208 --> 01:12:38,916
‫اون که نویسنده آثار بسیار برجسته‌ای
‫بود، به طور مرتب به همایشها دعوت میشد.

354
01:12:38,958 --> 01:12:41,750
‫اون دعوت میشد تا رویکرد خود را
‫نسبت به دوران کودکی...

355
01:12:41,791 --> 01:12:44,250
‫در سمینارهای مختلف در سراسر جهان توضیح دهد.

356
01:12:44,333 --> 01:12:48,708
‫اینگونه است که او را در راه رسیدن
‫به یک پایتخت اروپایی پیدا می‌کنیم،

357
01:12:48,791 --> 01:12:53,375
‫تو یه کشوری که سهم زیادی از تراژدی‌ها رو داشته.

358
01:15:15,291 --> 01:15:17,166
‫میتونم کمکتون کنم؟

359
01:15:18,666 --> 01:15:20,666
‫میتونید اینو برام ترجمه کنید، اینجا چی نوشته؟

360
01:15:20,708 --> 01:15:22,500
‫میگه این عکس کی هست.

361
01:15:22,791 --> 01:15:24,625
‫این ماریا چخلوفسکا هست.

362
01:15:24,916 --> 01:15:29,708
‫اون ۲۰ سالشه، و به عنوان
‫شایسته‌ترین پیشگام جوان تعیین شده،

363
01:15:29,875 --> 01:15:35,916
‫چون دختر یک زن فقیر بی‌سواد،
‫یه هیزم‌شکن ساده که تاجر پنیر شده.

364
01:15:40,250 --> 01:15:41,500
‫اینو برمیدارم.

365
01:16:02,250 --> 01:16:04,708
‫به نظر میاد این داستان یه افسانه‌ست.

366
01:16:04,958 --> 01:16:07,833
‫و هیچ‌کدوم از اینها اتفاق نیفتاده.

367
01:16:08,375 --> 01:16:14,541
‫نه قطارها، نه اردوگاه‌ها، نه
‫خانواده‌هایی که به دود تبدیل شدن،

368
01:16:14,625 --> 01:16:22,541
‫نه آتش، نه خاکستر، نه اشک‌ها، نه جنگ، نه بازماندگان،

369
01:16:23,166 --> 01:16:27,541
‫نه درد پدرها و مادرهایی که
‫دنبال بچه‌های گمشده‌‌اشون میگردن.

370
01:16:29,416 --> 01:16:33,375
‫آره، میگن هیچ‌کدوم از اینا اتفاق نیفتاده،

371
01:16:34,250 --> 01:16:36,333
‫هیچی حقیقت نداره.

372
01:16:36,625 --> 01:16:38,500
‫.ولی خیلی چیزها میگن

373
01:16:40,666 --> 01:16:45,583
‫تنها چیز درست، واقعاً درست،
‫اینه که یه دختر کوچولو ...

374
01:16:45,666 --> 01:16:52,791
‫که هیچ‌وقت وجود نداشته یه روز از یه قطار
‫باری خیالی پرت شده...

375
01:16:52,791 --> 01:16:57,500
‫و یه هیزم‌شکن بیچاره که
‫اونم وجود نداشته اونو برداشته،

376
01:16:57,625 --> 01:17:04,000
‫بهش غذا داده، نازش کرده، بیشتر از هر چیزی
‫دوستش داشته، بیشتر از زندگی خودش.

377
01:17:04,958 --> 01:17:08,291
‫آره، این تنها چیزیه که شایسته وجود داشتنه

378
01:17:08,333 --> 01:17:11,333
‫تو داستان‌ها و تو زندگی واقعی.

379
01:17:11,416 --> 01:17:12,875
‫و اون عشقه.

380
01:17:13,208 --> 01:17:15,458
‫عشقی که به بچه‌ها داده میشه،

381
01:17:16,333 --> 01:17:18,833
‫چه برای بچه‌های خودت و چه بچه‌های دیگران.

382
01:17:19,000 --> 01:17:26,416
‫عشقی که باعث میشه، با وجود همه چیزهایی
‫که وجود داره و همه چیزهایی که وجود نداره...

383
01:17:26,583 --> 01:17:28,500
‫عشقی که باعث میشه...

384
01:17:28,625 --> 01:17:31,000
‫زندگی ادامه پیدا کنه.

385
01:17:31,666 --> 01:17:33,666
‫بقیه‌اش سکوت است و بس..
