﻿1
00:05:26,634 --> 00:05:28,440
‫زنان باستانی...

2
00:05:28,902 --> 00:05:32,598
‫اوکتاویا، پوپیا، جولیا مائسا.

3
00:07:17,430 --> 00:07:21,084
‫شاید ما بی‌اسم و فراموش شده باشیم...

4
00:07:21,420 --> 00:07:24,570
‫ولی چیزی را فراموش نمی‌کنیم.

5
00:07:32,088 --> 00:07:38,052
‫[آتلیه کرویسی، خارج پاریس]

6
00:08:51,132 --> 00:08:52,602
‫اوریل...

7
00:08:59,196 --> 00:09:01,422
‫گابریل و...

8
00:09:02,388 --> 00:09:03,816
‫رافائل.

9
00:09:06,420 --> 00:09:08,856
‫و اون هم مایکل.

10
00:12:12,690 --> 00:12:17,646
‫[سلول بچه‌های بد]

11
00:13:29,592 --> 00:13:32,532
‫برای پ.س و م.ه.

12
00:13:32,868 --> 00:13:35,934
‫پل سلان و مارتین هایدگر.

13
00:13:36,564 --> 00:13:37,824
‫تمپلوم...

14
00:13:38,412 --> 00:13:40,302
‫به معنای: زبان...

15
00:13:40,638 --> 00:13:42,654
‫خانه هستی.

16
00:13:52,608 --> 00:13:55,926
‫شب را از کوزه‌ای ریختم...

17
00:13:56,430 --> 00:13:59,916
‫به اندازه کافی در آن شب نبود.

18
00:14:01,050 --> 00:14:02,814
‫برای پل سلان.

19
00:14:10,080 --> 00:14:13,188
‫لوبیای گرگ اثر پل سلان.

20
00:14:13,524 --> 00:14:15,498
‫گل‌هات از آلمان...

21
00:14:15,834 --> 00:14:19,866
‫آه که قلبم به سان بلوری
‫ فسادناپذیر می‌شود...

22
00:14:20,328 --> 00:14:22,974
‫که نور خود را در آن می‌سنجد.

23
00:14:25,116 --> 00:14:28,056
‫در را قفل کن که در خانه رز هست.

24
00:14:28,434 --> 00:14:30,534
‫هفت رز در این خانه هست.

25
00:14:31,920 --> 00:14:33,012
‫در اوکراین.

26
00:14:33,306 --> 00:14:35,910
‫جایی که پدر و مادرم را به قتل رساندند.

27
00:14:36,624 --> 00:14:38,304
‫آن‌جا چه گل‌هایی بود؟

28
00:14:39,690 --> 00:14:41,496
‫چه گل‌هایی مادر...

29
00:14:41,958 --> 00:14:44,478
‫با نامشان به تو آسیب زدند؟

30
00:14:45,948 --> 00:14:50,652
‫مادرت که گفت «لوبیای گرگ»...

31
00:14:50,988 --> 00:14:52,752
‫نه «لوپین».

32
00:14:56,448 --> 00:15:00,396
‫دستان کی را بستم مادر؟

33
00:15:00,774 --> 00:15:04,134
‫درحالی که به حرف تو به آلمان رفتم.

34
00:15:05,436 --> 00:15:08,250
‫آن‌جا قاتلان زیستند، مادر.

35
00:15:10,938 --> 00:15:13,458
‫آن‌ها ساکتند، مادر.

36
00:15:15,474 --> 00:15:18,750
‫شعر می‌نویسند، مادر.

37
00:15:20,514 --> 00:15:21,732
‫مادر...

38
00:15:22,572 --> 00:15:25,218
‫هیچ‌کس قاتلان را خفه نمی‌کند!

39
00:15:30,930 --> 00:15:35,088
‫چقدر برای پل سلان سخت بوده...

40
00:15:35,676 --> 00:15:40,674
‫شاعری که مجبور بوده
‫ به آلمانی بنویسه!

41
00:15:43,404 --> 00:15:46,932
‫هرچی باشه مادر و پدرش قربانی هولوکاست شدند.

42
00:15:55,290 --> 00:16:02,682
‫[صدای حقیقین پل سلان، سال 1958]
‫شیر سیاه سحر، ما در عصر تو را می‌نوشیم..

43
00:16:02,976 --> 00:16:06,336
‫در ظهر و صبح و شب تو را می‌نوشیم...

44
00:16:06,672 --> 00:16:08,772
‫تو را می‌نوشیم و می‌نوشیم...

45
00:16:09,360 --> 00:16:11,460
‫گوری در باد حفر می‌کنیم...

46
00:16:11,796 --> 00:16:13,308
‫جایی که بشود راحت در آن دراز کشید...

47
00:16:14,022 --> 00:16:15,450
‫مردی در خانه زندگی می‌کند...

48
00:16:15,786 --> 00:16:18,474
‫که با مارها بازی می‌کند و می‌نویسد.

49
00:16:19,146 --> 00:16:22,674
‫که هنگام تاریکی آلمانی می‌نویسد.

50
00:16:23,052 --> 00:16:26,286
‫موهای طلاییت ای مارگارت...

51
00:16:27,252 --> 00:16:29,604
‫می‌نویسد و جلوی خانه‌اش می‌ایستد...

52
00:16:29,940 --> 00:16:30,990
‫و ستاره‌ها می‌درخشند.

53
00:16:31,326 --> 00:16:33,174
‫و برای سگش سوت می‌زند که نزد او آید...

54
00:16:33,510 --> 00:16:37,248
‫برای یهودیان سوت می‌زند که ظاهر شوند.
‫می‌گذارد که گوری در زمین حفر شود.

55
00:16:38,130 --> 00:16:41,658
‫فریادش مانند چاقویی عمیق
‫به زمین فرو می‌رود...

56
00:16:41,994 --> 00:16:44,178
‫زمینی که شما روی آن می‌رقصید...

57
00:16:44,514 --> 00:16:46,110
‫تفنگش را برمی‌دارد...

58
00:16:46,446 --> 00:16:48,840
‫آن را برمی‌دارد و چشمانش آبیست.

59
00:16:49,554 --> 00:16:53,502
‫بیل‌های خود را محکم‌تر بکوبید
‫ ای کسانی که می‌رقصید.

60
00:16:54,090 --> 00:16:56,652
‫شیر سیاه سحر، ما در عصر تو را می‌نوشیم...

61
00:16:56,988 --> 00:17:00,138
‫در ظهر و صبح و شب تو را می‌نوشیم...

62
00:17:00,474 --> 00:17:02,364
‫تو را می‌نوشیم و می‌نوشیم...

63
00:17:02,700 --> 00:17:03,960
‫مردی در خانه زندگی می‌کند...

64
00:17:04,296 --> 00:17:06,354
‫موهای طلاییت ای مارگارت...

65
00:17:06,690 --> 00:17:10,764
‫موهای طلاییت شولامیت.
‫با مارها بازی می‌کند.

66
00:17:11,436 --> 00:17:14,460
‫مرگ‌ را شیرین‌تر صدا می‌زند.

67
00:17:14,796 --> 00:17:17,778
‫مرگ اربابی اهل آلمان است.

68
00:17:18,366 --> 00:17:20,928
‫فریاد می‌زند که کمانچه‌ها
‫را تاریک‌تر خراش دهید...

69
00:17:20,928 --> 00:17:22,776
‫سپس مثل دودی به هوا خواهی رفت.

70
00:17:23,112 --> 00:17:26,052
‫و گوری در ابرها خواهی داشت.
‫جایی که آدم به راحتی آرام می‌گیرد.

71
00:17:26,388 --> 00:17:28,614
‫شیر سیاه سحر، ما در عصر تو را می‌نوشیم...

72
00:17:28,950 --> 00:17:32,562
‫تو را ظهر می‌نوشیم.
‫مرگ اربابی اهل آلمان است.

73
00:17:32,898 --> 00:17:36,510
‫در ظهر و صبح و شب تو را می‌نوشیم...
‫تو را می‌نوشیم و می‌نوشیم...

74
00:17:36,804 --> 00:17:39,198
‫مرگ اربابی اهل آلمان است.

75
00:17:39,534 --> 00:17:41,466
‫چشمانش آبی.

76
00:17:41,802 --> 00:17:43,902
‫با گلوله‌های سربی به تو شلیک می‌کند.

77
00:17:43,902 --> 00:17:45,498
‫هدفش حقیقین است.

78
00:17:46,002 --> 00:17:47,304
‫مردی در خانه زندگی می‌کند.

79
00:17:47,682 --> 00:17:49,908
‫موهای طلاییت ای مارگارت...

80
00:17:50,244 --> 00:17:51,924
‫سگ‌هایش را به دنبال ما می‌فرستد.

81
00:17:51,924 --> 00:17:53,604
‫قبری در آسمان به ما هدیه می‌کند.

82
00:17:53,940 --> 00:17:57,342
‫با مارها بازی می‌کند و رویا می‌بیند...

83
00:17:58,014 --> 00:18:02,718
‫مرگ اربابی اهل آلمان است.

84
00:18:03,894 --> 00:18:07,170
‫موهای طلاییت ای مارگارت...

85
00:18:08,178 --> 00:18:12,000
‫موهای خاکستریت ای شولامیت.

86
00:19:30,666 --> 00:19:33,522
‫این کتاب مارتین هایدگره.

87
00:19:34,782 --> 00:19:36,588
‫در اینجا...

88
00:19:38,184 --> 00:19:40,284
‫مغز مارتین هایدگر رو...

89
00:19:43,014 --> 00:19:46,836
‫در اتاق زیر شیروانی من
‫ در هورنباخ می‌بینید.

90
00:19:47,172 --> 00:19:50,700
‫و این‌ها قارچ‌های سمی‌ای هستند که...

91
00:19:51,708 --> 00:19:54,270
‫بعدا باعث شدند که...

92
00:19:54,690 --> 00:19:57,672
‫سرطان در مغز شکل بگیره.

93
00:20:01,116 --> 00:20:04,014
‫الان یه تاریکی جزئی وجود داره...

94
00:20:05,988 --> 00:20:07,710
‫و در اینجا می‌بینید که...

95
00:20:11,154 --> 00:20:14,934
‫سرطان داره پخش می‌شه.

96
00:20:18,126 --> 00:20:19,344
‫بزرگ‌تر می‌شه...

97
00:20:19,680 --> 00:20:21,822
‫تقریبا نصف مغز رو فرا می‌گیره.

98
00:20:27,618 --> 00:20:31,902
‫و حالا سرطان سرتاسرش رو گرفته.

99
00:20:39,756 --> 00:20:43,074
...هایدگر، ممکن بود حتی زمانی که

100
00:20:43,368 --> 00:20:45,972
‫در فرایبورگ تحصیل می‌کردم شخصا آشنا بشیم.

101
00:20:46,392 --> 00:20:49,248
‫همون زمان اونجا تدریس می‌کرد.

102
00:20:51,390 --> 00:20:54,204
‫پل سلان یه بار ملاقاتش کرد...

103
00:20:55,170 --> 00:20:56,766
‫در اواسط دهه هفتم زندگیش...

104
00:20:57,186 --> 00:21:00,210
‫در کلبه دورافتاده‌اش در جنگل سیاه.

105
00:21:02,394 --> 00:21:05,376
‫از اون ملاقات با فیلسوف آلمانی...

106
00:21:05,376 --> 00:21:07,392
‫چه انتظاری داشت؟

107
00:21:07,560 --> 00:21:11,172
‫توضیحی در مورد گذشته نازیش؟

108
00:21:11,844 --> 00:21:14,742
‫سلان در کتاب مهمان نوشت:

109
00:21:16,212 --> 00:21:17,640
‫در کتاب کابین،

110
00:21:17,934 --> 00:21:20,622
‫با نمایی از چشمه ستاره...

111
00:21:21,252 --> 00:21:24,276
‫و امیدی در دل که شاید
‫کلمه‌ای یافت شود.

112
00:21:24,276 --> 00:21:28,728
‫25 ژوئیه 1967.

113
00:21:30,072 --> 00:21:32,130
‫ولی چنین کلمه‌ای یافت نشد.

114
00:21:33,474 --> 00:21:36,582
.پاسخ فیلسوف بزرگ فقط سکوت بود

115
00:21:37,926 --> 00:21:40,530
‫در مورد اشتباهاتش چیزی نگفت.

116
00:21:44,688 --> 00:21:47,796
‫آن زمان کل جامعه ساکت بود...

117
00:21:47,880 --> 00:21:49,896
‫من نیز میان مردم زیستم...

118
00:21:50,400 --> 00:21:51,618
‫که همه جا بودند...

119
00:21:51,996 --> 00:21:54,222
‫و نمی‌خواستند در موردش حرفی بزنند.

120
00:23:50,478 --> 00:23:51,570
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

121
00:23:55,434 --> 00:23:57,072
‫حالا این یکی رو امتحان می‌کنیم.

122
00:23:57,072 --> 00:24:00,012
‫بیایید سرخش رو برداریم.
‫حداقل بزرگش رو برداریم.

123
00:24:37,434 --> 00:24:40,374
‫این یکی رو می‌بریم جلو.

124
00:24:52,806 --> 00:24:55,326
‫همین‌طور ادامه بده لودویگ.

125
00:24:58,056 --> 00:24:59,190
‫خیلی‌خب، خوبه.

126
00:25:00,282 --> 00:25:01,290
‫مراقب باش.

127
00:25:17,040 --> 00:25:18,258
‫پایینش!

128
00:25:51,018 --> 00:26:00,720
‫[آسمان...نقاشی...زمین]

129
00:28:57,288 --> 00:29:05,604
‫[آتلیه هورنباخ، اودنوالد،
‫ از سال 1971 تا 1982]

130
00:30:44,094 --> 00:30:45,438
‫یوزف بویس عزیز...

131
00:30:45,438 --> 00:30:47,664
‫ممنون که زود نامه من رو پاسخ دادید.

132
00:30:48,000 --> 00:30:50,478
‫خوشحالم که با بازدید از
‫نقاشی من موافقت کردید.

133
00:30:51,066 --> 00:30:53,208
‫به زودی از اودنوالد...

134
00:30:53,544 --> 00:30:56,652
‫به مقصد دوسلدورف حرکت می‌کنم...

135
00:30:57,828 --> 00:31:02,616
‫تا شما رو ببینم.

136
00:32:10,614 --> 00:32:13,596
‫یوزف بویس در آکادمی دوسلدورف...

137
00:32:13,932 --> 00:32:16,326
‫بعدها شاگردان موفق زیادی داشت.

138
00:32:17,334 --> 00:32:21,576
‫که در اوایل 1972 می‌خواست
‫ همراه آن‌ها جنگل را نجات دهد.

139
00:32:21,996 --> 00:32:23,970
‫در اینجا همراه با آنزلم کیفر جوان...

140
00:32:24,306 --> 00:32:26,322
‫که زود تبدیل به شاگرد استادی شد.

141
00:32:50,220 --> 00:32:53,118
‫آقای کیفر، شما در اعماق
‫اودنوالد زندگی می‌کنید...

142
00:32:53,118 --> 00:32:55,176
‫به دور از زندگی هولناک روزانه.

143
00:32:55,512 --> 00:32:58,746
‫این طرز کار بهتری برای کار کردنه؟
‫یعنی نوعی عقب نشینیه؟

144
00:32:59,082 --> 00:33:02,526
‫اینجا زندگی می‌کنم چون منظره‌اش
‫ رو برای کارم لازم دارم.

145
00:33:03,198 --> 00:33:04,920
‫کار من با منظره‌ست.

146
00:33:05,256 --> 00:33:09,582
‫درسته که آرامش اینجا هم مفیده...

147
00:33:09,918 --> 00:33:12,228
‫و مزاحمت کمتری دارم.

148
00:33:13,110 --> 00:33:17,562
‫می‌تونم خانه بزرگ‌تری اختیار کنم.

149
00:33:17,856 --> 00:33:19,998
‫که چنین کاری توی شهر سخت‌تره.

150
00:33:22,980 --> 00:33:26,760
‫به عنوان یک هنرمند جوان،
‫آنزلم کیفر بی‌وقفه...

151
00:33:26,844 --> 00:33:29,742
‫به زخم باز آلمان نمک می‌زد.

152
00:33:31,128 --> 00:33:35,076
‫نقاشی‌هایش مملو از اشاراتی به
‫ قهرمانان افسانه‌ای آلمان می‌باشد.

153
00:33:36,210 --> 00:33:39,192
‫سیگورد، هرمان، پارزیفال.

154
00:33:40,032 --> 00:33:42,594
‫قهرمان آغشته به خونِ گذشته.

155
00:33:44,316 --> 00:33:47,886
‫همان قهرمان‌هایی که نازی‌ها
‫ بر اساسشان فرقه ساختند.

156
00:33:54,060 --> 00:33:55,950
‫این باعث ناراحتی منتقدین شد.

157
00:33:56,370 --> 00:34:00,696
‫و هنگامی که در مراسم دوساله ونیز
‫نماینده آلمان شد باعث خشم همه شد...

158
00:34:00,780 --> 00:34:03,594
‫و برخی به وی اتهام فاشیست بودن زدند.

159
00:34:06,618 --> 00:34:09,474
‫در دوسالانه هنری،
‫ آنزلم کیفر تقدیم می‌کند...

160
00:34:09,474 --> 00:34:11,826
‫جایگاه هنری اف‌آر‌جی.

161
00:34:12,330 --> 00:34:14,640
‫این انتخاب سوتفاهمی بزرگه.

162
00:34:14,976 --> 00:34:17,286
‫حتما مدیر موزه خیال کرده که...

163
00:34:17,622 --> 00:34:19,932
‫«نئو وایلد» جدیدی کشف کرده...

164
00:34:20,226 --> 00:34:23,040
‫که لقب نئواکسپرسیونیست‌های آلمانیه.

165
00:34:23,376 --> 00:34:26,946
‫ولی با کارهای تاریخیش، آنزلم کیفر این نیست.

166
00:34:27,282 --> 00:34:29,928
‫حداکثر می‌توان گفت یک مرتجع جدید است.

167
00:34:32,616 --> 00:34:36,396
‫«راه‌های حکمت جهانی»
‫روی تکه بزرگی چوب نوشته شده.

168
00:34:38,454 --> 00:34:40,218
‫و اسم این راه‌ها چیست؟

169
00:34:40,554 --> 00:34:44,124
‫پاسخ ناسیونالیستی کیفر آلمانی:
‫نبرد جنگل توتبورگ.

170
00:34:44,586 --> 00:34:47,148
‫گرابه اصلا به...

171
00:34:47,148 --> 00:34:50,088
‫ناسیونالیست آلمانی یا میهن‌پرست
‫متعصب بودن مشکوک نبود.

172
00:34:50,088 --> 00:34:53,616
‫آره، ولی این موضوع به شدت...

173
00:34:53,616 --> 00:34:56,892
‫- مورد استفاده نازی‌ها بود.
‫- بله. کاملا ازش سواستفاده شده بود.

174
00:34:56,892 --> 00:35:00,378
‫ولی دلیلش همینه...
‫چون من در 1945 به دنیا اومدم...

175
00:35:00,840 --> 00:35:03,066
‫این فرصت رو دارم که دوباره
‫ موضوع رو ادامه بدم.

176
00:35:03,360 --> 00:35:07,476
‫لزومی نداره که چون نازی‌ها ازش
‫استفاده کردن سرکوب بشه.

177
00:35:09,828 --> 00:35:14,364
‫من به موضوع اذیت شاعران
‫و هنرمندان اشاره کردم.

178
00:35:15,918 --> 00:35:18,480
‫مثلا هولدرلین رو اذیت کردند.

179
00:35:18,606 --> 00:35:22,260
‫اون شعرهای زیادی در مورد
‫سرزمین پدری سروده بود...

180
00:35:22,344 --> 00:35:24,486
‫و سرزمین پدریش یونان بود.

181
00:35:24,570 --> 00:35:27,300
‫ولی نازی‌ها به عنوان سرودهای
‫ میهن‌پرستانه ازش استفاده کردند.

182
00:35:36,162 --> 00:35:38,178
‫وقتی که یک نقاشی جوابی خاص رو در بر داره...

183
00:35:38,262 --> 00:35:40,614
‫و مردم می‌گن که این مرد یکنئوفاشیسته...

184
00:35:40,698 --> 00:35:42,588
‫من قبولش نمی‌کنم.

185
00:35:42,672 --> 00:35:44,478
‫من احساس ناراحتی می‌کنم.

186
00:35:44,604 --> 00:35:46,242
‫این واضحه.

187
00:35:46,326 --> 00:35:50,694
‫ولی نمی‌رم جلوی نقاشیم...

188
00:35:50,778 --> 00:35:52,962
‫و نمی‌گم که مخالف فاشیسم هستم.

189
00:35:53,760 --> 00:35:56,658
‫چون اگر بگی که مخالف فاشیسم هستی...

190
00:35:56,742 --> 00:35:59,178
‫- توهینه.
‫- بله، توهینه.

191
00:35:59,262 --> 00:36:02,328
‫توهین به مخالفین فاشیسمیه
‫ که در زمان حال هستند.

192
00:39:33,126 --> 00:39:38,376
‫[آتلیه بوخن، اودنوالد، از 1983 تا 1993]

193
00:39:39,678 --> 00:39:42,534
‫می‌بینی؟ استودیو اونجاست.

194
00:39:42,618 --> 00:39:45,600
‫- شبیه یه کارخونه‌ست.
‫- آره، کارخونه‌ست...

195
00:39:45,684 --> 00:39:49,506
‫خیلی بزرگه.
‫و آثار زیادی هم تولید می‌کنه.

196
00:39:49,590 --> 00:39:52,068
‫خیلی نقاشی و مجسمه،
‫پس فضای زیادی نیاز داره.

197
00:40:32,010 --> 00:40:34,110
‫یه کتابخانه واقعی نیست چون...

198
00:40:34,194 --> 00:40:38,604
‫از یه کتابخانه دانش
‫و تصاویر بیشتری به همراه داره.

199
00:40:38,688 --> 00:40:42,132
‫پس یه جور شکل کوچک و ساده‌ست.

200
00:40:49,398 --> 00:40:54,774
‫درواقع این کتابخانه سطح جهانه.

201
00:40:54,858 --> 00:40:58,218
‫- که پوسته جهان رو به نمایش می‌ذاره.
‫- پوسته؟

202
00:40:58,302 --> 00:41:00,612
‫چون در اکثر کتاب‌ها...

203
00:41:00,696 --> 00:41:03,552
‫عکس‌هایی هست که از هواپیما گرفتم.

204
00:41:03,636 --> 00:41:08,256
‫برفراز لهستان، برفراز گرینلند،
‫و همین‌طور ادامه داره.

205
00:41:09,096 --> 00:41:13,842
‫ایده این بود که از پوسته زمین عکس بگیرم.

206
00:41:14,598 --> 00:41:16,530
‫و بعد داخل کتاب چاپش کنم.

207
00:41:16,614 --> 00:41:19,512
‫و اینطوری داشتیش.
‫به مدت دو هزار سال.

208
00:41:20,604 --> 00:41:23,292
‫فرقی نمی‌کرد چی رخ بده.

209
00:41:27,030 --> 00:41:30,264
‫چرک خیلی سنگینه،
‫از یک سمت یعنی.

210
00:41:30,348 --> 00:41:33,372
‫ولی سبک به نظر میاد.
‫خیلی...

211
00:41:33,498 --> 00:41:37,908
‫انگار که قرار بود باد تکونش بده.

212
00:41:39,126 --> 00:41:43,074
‫شنیدم که باد میاوردشون.
‫تو نشنیدی؟

213
00:42:10,374 --> 00:42:14,994
‫[خشخاش و حافظه]

214
00:43:16,692 --> 00:43:19,632
‫قشنگه لودویگ!
‫داره خوب می‌شه!

215
00:43:35,592 --> 00:43:38,910
‫[حافظه بد]

216
00:43:46,050 --> 00:43:47,058
‫وایستا.

217
00:43:55,332 --> 00:43:57,306
‫جناب کیفر، یه ذره پایین‌تر؟

218
00:44:01,002 --> 00:44:03,102
‫پایین‌تر که انقدر پخش نشه.

219
00:44:03,438 --> 00:44:05,958
‫ولی می‌خوام که اولش پخش بشه.

220
00:44:34,728 --> 00:44:38,088
‫آمریکا ستاره‌ای جدید دارد.
‫آنزلم کیفر.

221
00:44:38,424 --> 00:44:40,860
‫‫آغاز سرگذشت او در شیکاگو...

222
00:44:41,196 --> 00:44:43,758
‫به عنوان مراسم علمی سال جشن گرفته شد.

223
00:44:44,220 --> 00:44:46,362
‫یک سمپوزیوم بین‌المللی کیفر...

224
00:44:46,656 --> 00:44:48,798
‫به موفقیتش در لس‌آنجلس افزود.

225
00:44:49,218 --> 00:44:51,528
‫موزه هنرهای مدرن نیویورک.

226
00:44:51,864 --> 00:44:53,964
‫اکنون بزرگ‌ترین افتخاراتش
‫ را به ارمغان میاورد.

227
00:44:56,442 --> 00:45:00,432
‫نقاشی‌ها، کتاب‌ها و طرح‌ها نیز
‫در نمایش لحاظ شدند.

228
00:45:27,774 --> 00:45:30,966
‫بوم بال‌دار، اثر 1985...

229
00:45:30,966 --> 00:45:32,478
‫نمادی از آزادی...

230
00:45:32,688 --> 00:45:35,880
‫با اشاره به شخصیت یونانی
‫ ایکاروس و ویلند آهنگر...

231
00:45:36,216 --> 00:45:38,904
‫جادوگری خطرناک از افسانه‌های نروژی.

232
00:45:42,432 --> 00:45:45,582
‫تالار افتخار با الگوبرداری
‫ از معماری برجسته نازی...

233
00:45:45,876 --> 00:45:48,522
‫مانند صدراعظم رایش، آلبرت اسپیر.

234
00:45:50,118 --> 00:45:53,730
‫درحالی که کیفر مرز دردناکی را برای
‫هموطنان آلمانیش گسترش می‌دهد...

235
00:45:53,814 --> 00:45:57,132
‫خارجی‌ها او را به عنوان تابوشکنی
‫ برجسته می‌شناسند.

236
00:45:57,846 --> 00:46:00,996
‫‫آغاز سرگذشت او در شیکاگو...

237
00:46:01,080 --> 00:46:04,944
‫با هنرمندی که می‌خواد با گذشته
‫ آلمان گلاویز بشه مشکل داره...

238
00:46:05,028 --> 00:46:09,816
‫هنرمندی که می‌خواد از هنرش استفاده کنه...

239
00:46:09,900 --> 00:46:12,924
‫تا با گذشته آلمان گلاویز بشه.

240
00:46:13,008 --> 00:46:14,730
‫شاید کاملا ساده‌تر باشد که...

241
00:46:15,066 --> 00:46:17,880
‫افسون طلسم هنرش شویم...

242
00:46:18,216 --> 00:46:20,526
‫تا آن‌که نگاهی جداگانه به آن داشته باشیم.

243
00:46:23,466 --> 00:46:27,540
‫با کیفر، نقاشی منظره به شکلی
‫شوکه‌آور دوباره ممکن است.

244
00:46:28,044 --> 00:46:33,000
‫می‌گوید «نمی‌توان منظره‌ای که تانک‌ها
‫از آن گذشتند را به سادگی کشید.»

245
00:46:50,136 --> 00:46:57,108
کارخانه‌ آجرپزی سابق هوپفینگن]
[اودنوالد، از 1988 تا 1993

246
00:47:00,762 --> 00:47:04,752
‫اولین نشانه‌های موفقیت
‫ کیفر در دهه هشتاد نمایان شد.

247
00:47:04,794 --> 00:47:07,356
‫و از پولش استفاده کرد تا یک کارخانه آجرپزی سابق...

248
00:47:07,440 --> 00:47:10,338
‫در بوخن آلمان رو خریداری و بازسازی کنه.

249
00:47:17,142 --> 00:47:20,712
‫در اینجا کارش رو به مجسمه‌سازی
‫و هنر چیدمان نیز ارتقا داد.

250
00:47:22,056 --> 00:47:25,038
‫دنیایی رو برای خودش خلق کرد.

251
00:47:35,412 --> 00:47:38,268
‫الان در سالنی هستیم که...

252
00:47:39,108 --> 00:47:40,872
‫خاک نگهداری می‌شد.

253
00:47:41,628 --> 00:47:44,148
‫بله، خیلی آشفته‌ست.

254
00:47:44,988 --> 00:47:47,718
‫پس مثل کوهستانه و...

255
00:47:47,802 --> 00:47:50,616
‫به نوعی ساختار نداره.

256
00:47:50,700 --> 00:47:53,724
‫ولی اطرافش این دیوارهاست.

257
00:47:54,438 --> 00:47:55,698
‫و...

258
00:47:56,706 --> 00:48:01,746
‫و هنگامی که حاشیه مستطیلی
‫ وجود داشته باشه...

259
00:48:01,830 --> 00:48:03,720
‫نقاشی به وجود میاد.

260
00:48:47,946 --> 00:48:48,954
‫حالا!

261
00:49:06,762 --> 00:49:09,534
‫یادمه که حدود بیست سال پیش...

262
00:49:09,870 --> 00:49:10,794
‫مراسمی که شما...

263
00:49:11,130 --> 00:49:14,112
‫«مشاغل» خطابش می‌کنید مزاحمم شد.

264
00:49:14,658 --> 00:49:17,178
‫شما درود نازی‌ها را در
‫ مناطق اروپا اجرا کردید.

265
00:49:17,514 --> 00:49:20,454
‫این چه کاری بود؟
‫نوعی تحریک بود؟

266
00:49:21,378 --> 00:49:23,100
‫[در بین تابستان و پاییز سال 1969...]

267
00:49:23,436 --> 00:49:26,334
‫[سوئیس و فرانسه و ایتالیا را تسخیر کردم.]

268
00:49:26,334 --> 00:49:27,888
‫[چندین تصویر از آن:]

269
00:49:32,718 --> 00:49:35,994
‫تحریک نبود. یعنی حداقل قصدم تحریک نبود.

270
00:49:36,834 --> 00:49:39,102
‫تحریک نبود. صرفا بخاطر خودش بود.

271
00:49:39,900 --> 00:49:43,386
‫کاری رو کردم که به نظرم اون زمان نیاز بود.

272
00:49:43,848 --> 00:49:46,578
‫در گذشته خیال می‌کردم اون کار خیلی مهمه.

273
00:49:46,872 --> 00:49:49,812
‫در زمانی بود که در بین سال‌های 68 تا 69...

274
00:49:50,400 --> 00:49:54,306
‫زمانی که کل موضوع جنگ جهانی دوم...

275
00:49:54,642 --> 00:49:58,002
‫فاشیسم، رایش سوم،
‫اصلا بهش اشاره نمی‌شد.

276
00:49:58,296 --> 00:50:02,790
‫در مدرسه سه هفته ادامه داشت و همین.

277
00:50:03,084 --> 00:50:07,578
‫ الان خیلی مهمه که...

278
00:50:07,998 --> 00:50:11,568
‫همه رو به خاطر بیاریم و روش کار کنیم.

279
00:50:14,718 --> 00:50:18,960
‫آینه‌ای رو جلوی چهره همه گرفتم.

280
00:50:20,850 --> 00:50:25,218
‫درود آلمانی از سال 1945 در
‫ آلمان ممنوع شده بود.

281
00:50:26,100 --> 00:50:28,956
‫پوشیدن لباس ورماخت پدرش...

282
00:50:29,040 --> 00:50:30,762
‫و نمایشش به دوربین...

283
00:50:30,846 --> 00:50:33,828
‫نوعی اعتراض از جانب کیفر به فراموشی بود.

284
00:50:40,968 --> 00:50:45,714
‫اگه مردم بگن که «کار کی بوده؟ نئو نازیه؟»

285
00:50:46,470 --> 00:50:48,696
‫بعد...

286
00:50:50,292 --> 00:50:52,560
‫چیزی نمی‌گم چون...

287
00:50:53,694 --> 00:50:56,214
‫به کمی قبل‌تر برمی‌گردم...

288
00:50:56,802 --> 00:50:59,994
‫زمانی که نمی‌دونستم چی بودم.

289
00:51:02,724 --> 00:51:05,496
‫در بین سال‌های 30 تا 39...

290
00:51:05,580 --> 00:51:08,100
‫مشخص نیست که من چی هستم.

291
00:51:08,940 --> 00:51:10,998
‫کارهایی که می‌کردم مشخص نبود.

292
00:51:12,552 --> 00:51:15,996
‫اکثر روشنفکران چنین سوالی نمی‌پرسن.

293
00:53:21,534 --> 00:53:26,322
‫آرگونوت‌ها معروف‌ترین
‫ قهرمانان یونانی بودند.

294
00:53:27,540 --> 00:53:29,304
‫جیسون صداشون کرد که...

295
00:53:29,640 --> 00:53:32,538
‫به همراهش در ماجراجویی بزرگش برن.

296
00:53:33,042 --> 00:53:35,520
‫برای این‌کار سریع‌ترین قایقی که...

297
00:53:35,856 --> 00:53:38,082
‫در دریا سفر کرده بود رو ساخت.

298
00:53:39,510 --> 00:53:42,492
‫آرگوس که پنجاه پارو داشت.

299
00:53:43,626 --> 00:53:45,558
‫با این کشتی و کمک دوستانش...

300
00:53:45,894 --> 00:53:49,842
‫می‌خواست «طلا» را از
‫آن سر دنیا به خانه برگرداند.

301
00:53:54,798 --> 00:53:59,124
‫جیسون مثل یک خدا با قدم‌های
‫بلند از میدان آرس عبور کرد...

302
00:53:59,628 --> 00:54:01,938
‫دندان‌‌های اژدها را از کلاهخودش برداشت...

303
00:54:02,274 --> 00:54:03,996
‫و آن‌ها در شیار فرو کرد.

304
00:54:05,088 --> 00:54:08,280
‫و آرگونات‌ها از آن‌سر میدان...

305
00:54:08,574 --> 00:54:10,044
‫از پشت جیسون تماشا کردند.

306
00:54:10,380 --> 00:54:13,110
‫«ارتشی از جنگجویان از زمین برخاستند.»

307
00:55:05,106 --> 00:55:07,080
‫هنر و اساطیر...

308
00:55:07,374 --> 00:55:10,104
‫اشکال متفاوت شناخت هستند.

309
00:55:11,280 --> 00:55:14,640
‫افسانه‌ها به سوال‌ها پاسخ می‌دن...

310
00:55:14,976 --> 00:55:17,160
‫که از کجا آمدیم، به کجا می‌ریم...

311
00:55:18,378 --> 00:55:19,932
‫چه هستیم.

312
00:55:20,394 --> 00:55:24,216
‫تو از خاکی و به خاک بازخواهی گشت.

313
00:55:25,308 --> 00:55:28,290
‫بر فراز شهر‌هایتان چمن خواهد رویید.

314
00:55:32,196 --> 00:55:35,178
‫بزرگ‌ترین افسانه خود نسل انسانه.

315
00:55:44,712 --> 00:55:45,888
‫لیلیث...

316
00:55:47,988 --> 00:55:50,172
‫همیشه مرا مشغول کرده.

317
00:55:50,970 --> 00:55:55,548
‫در اساطیر اون اولین
‫ همسر حضرت آدم بود...

318
00:55:56,640 --> 00:56:00,252
‫مثل آدم از خاک زمین زاده شد.

319
00:56:01,848 --> 00:56:04,536
‫احساس می‌کرد با آدم برابر است...

320
00:56:04,872 --> 00:56:07,476
‫و متوجه نمی‌شد که چرا آدم باید برتر باشد...

321
00:56:07,728 --> 00:56:10,836
‫برای برخی اهریمنی بالدار
‫ به هدف جنگ و نابودی...

322
00:56:11,172 --> 00:56:13,776
‫و برای برخی الهه‌ای حامی برای جهانیان...

323
00:56:14,112 --> 00:56:17,094
‫که مقدسات در آن جای ندارند.

324
00:56:21,126 --> 00:56:23,604
‫لیلیث در خرابه‌های آتش زندگی می‌کنه.

325
00:56:23,688 --> 00:56:25,788
‫پس این خرابه‌های بعد جنگ...

326
00:56:25,872 --> 00:56:28,686
‫جای خوبی برای لیلیث بود.

327
00:56:29,904 --> 00:56:32,172
‫مدتی طولانی دنبال چنین جایی بود.

328
00:56:39,816 --> 00:56:41,538
‫هواپیماهای جنگنده سنگ‌شده...

329
00:56:41,874 --> 00:56:44,310
‫در گالری نوی ملی برلین

330
00:56:44,646 --> 00:56:46,704
‫جزو چشمگیرترین آثار کیفر هستند.

331
00:56:47,040 --> 00:56:51,954
‫که در آن زمان به طرز وحشتناکی با
‫جنگ خلیج در سال‌های 90 تا 91 مرتبط می‌باشد.

332
00:56:53,004 --> 00:56:56,364
‫تاریخ و جنگ‌هایی که امروزه رخ می‌دهد...

333
00:56:56,700 --> 00:57:01,152
‫با ابزارهای عقلانی غیرقابل درک هستند.

334
00:57:01,782 --> 00:57:05,142
‫اتفاقات پوچ و غیرممکنی
‫در آن‌جا رخ می‌دهد...

335
00:57:05,604 --> 00:57:08,208
‫کسی نمی‌تواند به آن‌ها با منطق
‫ و دلیل خالص نگاه کند.

336
00:57:09,720 --> 00:57:11,526
‫دنیایی که کیفر نشان می‌دهد بی‌نقص نیست...

337
00:57:11,862 --> 00:57:14,676
‫و مناظر و محیطی بیمارگونه دارد.

338
00:57:15,012 --> 00:57:17,070
‫استادی در تحریک‌های ظریف.

339
00:57:18,162 --> 00:57:20,220
‫او اسطوره‌هایی به اندازه بزرگ خلق می‌کند.

340
00:57:22,614 --> 00:57:25,302
‫شما در گذشته به تصمیمات
‫اشتباه تاریخی متهم شدید...

341
00:57:25,638 --> 00:57:27,990
‫حالا متهم به توسل به اساطیر هستید.

342
00:57:28,326 --> 00:57:30,930
‫در مورد این موضوع چه احساسی دارید؟

343
00:57:31,308 --> 00:57:34,080
‫چیزی به اسم «توسل به اساطیر وجود نداره.

344
00:57:34,374 --> 00:57:35,928
‫چون که اسطوره موجوده.

345
00:57:36,558 --> 00:57:39,666
‫اساطیر شکل متفاوتی از درک از تاریخه...

346
00:57:40,002 --> 00:57:42,396
‫که فرای منطق ساده می‌باشد.

347
00:57:59,322 --> 00:58:04,446
‫در سال 1992 کیفر استودیویش را به
‫بارژاک، جنوب فرانسه منتقل کرد.

348
00:58:07,344 --> 00:58:10,410
‫بدون کمک معمار یا مهندسی...

349
00:58:10,452 --> 00:58:14,526
‫کیفر و دستیارانش این نقطه 200 جریبی را...

350
00:58:14,610 --> 00:58:18,768
‫تبدیل به یکی از شگفت‌انگیزترین و
‫ حیرت‌انگیزترین آثار هنری دنیا کردند.

351
00:58:41,532 --> 00:58:49,806
‫[آتلیه بارژاک، جنوب فرانسه،  از 1992 تا
‫2020. بعد از آن به نام: سازمان اسکاتون]

352
00:59:07,110 --> 00:59:10,386
‫[برای پل سلان: اسرار سرخس]

353
00:59:25,254 --> 00:59:28,740
‫هرکسی که سقوط می‌کند بال دارد.

354
00:59:50,790 --> 00:59:54,150
‫[طرح مورگنتاو]

355
01:05:14,568 --> 01:05:17,340
‫آنزلم، وقت تمومه!

356
01:06:07,950 --> 01:06:11,478
‫به وسیله مداد و دفتر،
‫ولی مهم‌تر از اون، ایده‌های خوب...

357
01:06:11,478 --> 01:06:15,384
‫آنزلم کیفر از راشتات جایزه مهمی دریافت کرد:

358
01:06:16,476 --> 01:06:17,946
‫جایزه ژان والتر.

359
01:06:18,282 --> 01:06:21,600
‫اولین باریه که یک آلمانی دریافتش می‌کنه.

360
01:06:22,692 --> 01:06:26,808
‫آنزلم کیفر می‌خواست پا جای
‫ونسان ون‌گوگ بذاره...

361
01:06:27,144 --> 01:06:29,076
‫در شهر آرنم هلند شروع کرد.

362
01:06:29,370 --> 01:06:31,218
‫آنزلم کیفر این سفر آموزشی رو...

363
01:06:31,554 --> 01:06:34,536
‫به سی‌آی‌اس، مدیریت مدرسه پیشنهاد کرد.

364
01:06:35,166 --> 01:06:38,694
‫خیلی‌ها درخواست نوشتند و
‫تعدادی کمی قبول شدند.

365
01:06:39,030 --> 01:06:40,626
‫آنزلم کیفر میان آن‌ها بود.

366
01:06:40,962 --> 01:06:42,348
‫او زندگی ون‌گوگ را از...

367
01:06:42,684 --> 01:06:44,574
‫آرل در جنوب فرانسه دنبال کرد.

368
01:06:45,708 --> 01:06:49,026
‫از 1962، دبیرستان راشتات...

369
01:06:49,362 --> 01:06:51,840
‫بخشی از سازمان سی‌آی‌اس بود...

370
01:06:52,176 --> 01:06:56,166
‫و می‌توانست اولین متقاضی خود،
‫آنزلم کیفر را ارائه دهد...

371
01:06:56,544 --> 01:07:01,332
‫که این سفر را در تابستان 1963 شروع کرد...

372
01:07:01,752 --> 01:07:05,406
‫و الان به علت بهترین متقاضی اروپای مرکزی...

373
01:07:05,700 --> 01:07:07,548
‫جایزه ژان والتر را دریافت کرد.

374
01:07:08,178 --> 01:07:11,874
‫آنزلم کیفر با بیش از 300 نقاشی بازگشت.

375
01:07:12,336 --> 01:07:14,856
‫این نمایان‌گر خلاقیتش در نقاشی می‌باشد.

376
01:11:16,566 --> 01:11:20,640
‫مردم به دنبال سبکی هستد
‫زیرا که از وظایف فرار می‌کنند...

377
01:11:20,640 --> 01:11:21,858
‫از پرتگاه.

378
01:11:22,194 --> 01:11:25,176
‫اصولا مایل نیستند که ببیننش.

379
01:11:25,512 --> 01:11:27,654
‫برای همین این سبکی وجود داره.

380
01:11:30,972 --> 01:11:33,828
‫اگه به تاریخ کل جهان نگاه کنید...

381
01:11:34,122 --> 01:11:37,146
‫تاریخ زمینی و کیهانیش...

382
01:11:37,440 --> 01:11:41,934
‫چیزی که ما هستیم اندازه یک قطره‌اش هم نیست.

383
01:11:42,270 --> 01:11:44,538
‫ما از یک قطره هم کوچک‌تریم.
‫یک اتم هستیم.

384
01:11:44,916 --> 01:11:49,494
‫آن وقت به سادگی می‌شه گفت که «سبک هستیم.»

385
01:11:56,172 --> 01:12:00,078
‫این سبکی غیرقابل تحمل...

386
01:12:00,708 --> 01:12:05,370
‫بودن جزئی مطلق از هیچ می‌باشد.

387
01:12:05,706 --> 01:12:09,402
‫یا می‌توان گفت هیچ‌چیز بخشی از هستی نیست.

388
01:12:09,738 --> 01:12:11,250
‫همه به هم متصل هستند.

389
01:12:11,460 --> 01:12:15,114
‫همیشه همزمانی وجود داره.
‫زمان‌بندی در کار نیست.

390
01:12:16,206 --> 01:12:20,154
‫البته این اطمینان بخشه،
‫چون اگه برنامه بزرگی داشته باشی...

391
01:12:20,658 --> 01:12:25,236
‫می‌دونی که شکست نیز بخشی از اونه.

392
01:13:36,090 --> 01:13:45,036
‫من یک مُرده هستم
‫[اینگه‌بورگ باخمان از اگزیل 1961 می‌خواند]
‫که پرسه می‌زند...
‫و دیگر در جایی...
‫ثبت نیست.

393
01:13:46,254 --> 01:13:49,278
‫ناشناخته در قلمروی مطلق...

394
01:13:50,832 --> 01:13:55,578
‫که در شهرهای طلایی و
‫کشوران سرسبز اضافیست...

395
01:13:57,006 --> 01:13:59,274
‫مدت‌ها پیش مرخص شده...

396
01:14:00,366 --> 01:14:01,878
‫و چیزی را به جای نگذاشته...

397
01:14:03,768 --> 01:14:05,238
‫به جز باد...

398
01:14:06,036 --> 01:14:08,850
‫و زمان و صدا.

399
01:14:09,942 --> 01:14:12,294
‫من که نمی‌توانم در میان مردم زندگی کنم...

400
01:14:13,848 --> 01:14:17,460
‫من با زبان آلمانی...

401
01:14:18,342 --> 01:14:22,626
‫این ابر اطرافم که خانه من است...

402
01:14:25,230 --> 01:14:28,254
‫از میان همه زبان‌ها گذر می‌کند.

403
01:14:29,976 --> 01:14:32,118
‫آه که چه تاریک می‌شود...

404
01:14:32,454 --> 01:14:33,462
‫آن تاریکی‌ها...

405
01:14:34,680 --> 01:14:36,150
‫آن صدای باران...

406
01:14:37,200 --> 01:14:39,468
‫فقط چندتای آن...

407
01:14:41,820 --> 01:14:43,374
‫در نقاط روشن‌تر فرود می‌آیند...

408
01:14:44,046 --> 01:14:47,574
‫سپس مردگان را بلند می‌کند.

409
01:19:29,226 --> 01:19:32,712
‫اصلا احساس نمی‌کنم که رسیدم...

410
01:19:34,224 --> 01:19:37,164
‫درواقع همچنان...

411
01:19:38,844 --> 01:19:40,398
‫احساس طرد شدن می‌کنم.

412
01:19:42,582 --> 01:19:44,178
‫طرد شدم و...

413
01:19:45,648 --> 01:19:49,302
‫درحال فرار نیستم، بلکه در مسیرم.

414
01:19:50,478 --> 01:19:51,528
‫نمی‌تونم متوقفش کنم.

415
01:20:50,454 --> 01:20:53,646
‫در میزهای طولانی زمان...

416
01:20:55,158 --> 01:20:57,216
‫تانکرهای خداوند درحال چرخیدن هستند...

417
01:21:14,814 --> 01:21:16,872
‫در میزهای طولانی زمان...

418
01:21:17,418 --> 01:21:19,686
‫تانکرهای بزرگ خداوند درحال چرخیدن هستند.

419
01:21:20,148 --> 01:21:22,794
‫چشم‌های بینا را می‌جوشانند...

420
01:21:23,382 --> 01:21:25,272
‫و چشم‌های نابینا را...

421
01:21:25,776 --> 01:21:28,086
‫دل سایه‌های حاکم را...

422
01:21:28,674 --> 01:21:30,480
‫گونه‌ی توخالی عصر را.

423
01:21:30,732 --> 01:21:33,126
‫قوی‌ترین نوشیدنی ممکن هستند:

424
01:21:33,462 --> 01:21:36,528
‫آن را خالی و پر به لب می‌رسانند...

425
01:21:36,864 --> 01:21:38,712
‫و مانند من و تو...

426
01:21:39,636 --> 01:21:41,106
‫آن را نمی‌ریزند.»

427
01:25:15,600 --> 01:25:18,960
‫کودکی فضایی خالیست...

428
01:25:19,506 --> 01:25:22,110
‫مثل آغاز جهان.
