﻿1
00:01:15,658 --> 00:01:18,036
‫با برنامه امشب به پشت‌صحنه...

2
00:01:18,078 --> 00:01:21,748
‫تئاتر آمریکایی جدیدی رفته
‫و صفر تا صد...

3
00:01:21,790 --> 00:01:25,627
‫مراحل ساختش رو مشاهده می‌کنیم.

4
00:01:26,294 --> 00:01:29,005
‫«سیارک‌آباد» وجود خارجی نداره.

5
00:01:29,047 --> 00:01:30,673
‫اثر درامی تخیلیه...

6
00:01:30,715 --> 00:01:33,676
‫که صرفا واسه این برنامه ساختتنش.

7
00:01:33,676 --> 00:01:37,639
‫شخصیت‌هاش خیالی‌ان،
‫داستانش فرضیه...

8
00:01:37,680 --> 00:01:40,016
‫و وقایعش ساختگی‌ان،

9
00:01:40,058 --> 00:01:43,061
‫اما به طور کلی تصویری حقیقی...

10
00:01:43,103 --> 00:01:46,898
‫از ساز و کار پشت‌پرده
‫تولید تئاتر معاصر ارائه می‌دن.

11
00:01:46,940 --> 00:01:50,819
‫مسلما داستانمون
‫با جوهر ماشین تحریر آغاز می‌شه.

12
00:01:50,860 --> 00:01:54,906
‫کنراد ارپ نمایش‌نامه‌نویسی
‫اهل شمال وایومینگه...

13
00:01:54,948 --> 00:01:57,992
‫که با آثار شاعرانه و عاشقانه‌اش در وصف...

14
00:01:58,034 --> 00:02:00,912
‫زندگی در مناطق غربی
‫رشته‌کوه راکی به شهرت رسیده.

15
00:02:05,792 --> 00:02:08,211
‫البته، تماشای کار فردی با ماشین تحریر...

16
00:02:08,211 --> 00:02:10,046
‫چندان مفرح نیست.

17
00:02:10,088 --> 00:02:13,716
‫پس داستان رو جلو می‌زنیم،
‫از چندین ماه عذاب و تنهایی...

18
00:02:13,716 --> 00:02:16,928
‫مملو از نوشتار، بازبینی، اصلاح،
‫ویراست، بازنویسی،

19
00:02:16,970 --> 00:02:18,638
‫حذف محتوا، افزودن محتوا، تعیین روند نمایش.

20
00:02:18,638 --> 00:02:20,598
‫خط‌خطی کردن و تنهایی نوشیدنی خوردن
‫چشم‌پوشی کرده...

21
00:02:20,640 --> 00:02:22,934
‫و به هنگام اولین نمایش‌نامه‌خوانی
‫دست‌اندرکاران تئاتر...

22
00:02:22,976 --> 00:02:25,228
‫روی صحنه
‫بهشون ملحق می‌شیم.

23
00:02:25,228 --> 00:02:27,272
‫مکان: جنوب خیابان شمال‌غربی،

24
00:02:27,313 --> 00:02:30,275
‫پلاک ۳۴۵، سالن تئاتر تارکینگتن.

25
00:02:33,695 --> 00:02:35,697
‫با کنار رفتن پرده،
‫ایستگاه اتوبوسی رو...

26
00:02:35,738 --> 00:02:38,741
‫مابین «آب‌گذر بی‌آب» و «دشت بایر»
‫مشاهده می‌کنیم.

27
00:02:38,783 --> 00:02:40,994
‫اجزای اصلی طراحی صحنه...

28
00:02:41,035 --> 00:02:43,079
‫اغذیه‌فروشی‌ای با ۱۲ چهارپایه،

29
00:02:43,121 --> 00:02:44,914
‫پمپ‌بنزینی با یک پمپ...

30
00:02:44,914 --> 00:02:47,917
‫و راه‌سرایی دوازده‌اتاقه رو شامل می‌شه.

31
00:02:47,917 --> 00:02:49,335
‫در سمت چپ انتهای صحنه...

32
00:02:49,377 --> 00:02:51,087
‫شاهد رشته‌کوه تاماهاک هستیم.

33
00:02:51,129 --> 00:02:53,673
‫مرتفع‌ترین قله‌اش ۳۳۵۰۰ متره.

34
00:02:53,715 --> 00:02:56,718
‫در سمت راست انتهای صحنه
‫شاهد بزرگراه روگذری...

35
00:02:56,759 --> 00:02:58,845
‫به ارتفاع شش متر هستیم
‫که در هوا نیمه‌تمام مانده...

36
00:02:58,887 --> 00:03:01,264
‫و در ابتداش راه‌بندی دائمی علم کردن.

37
00:03:01,264 --> 00:03:02,932
‫در وسط جلوی صحنه
‫شاهد دهانه‌ای برخوردی...

38
00:03:02,974 --> 00:03:04,851
‫به عمق و ارتفاع سی متری هستیم...

39
00:03:04,893 --> 00:03:08,688
‫که حصاری توری در حد زمین بازی
‫لیگ بیسبال خردسالان اطرافش کشیدن.

40
00:03:10,106 --> 00:03:13,151
‫در فاصله‌ای دور از صحنه
‫شاهد قطاری باری با ۶۵۰ واگن هستیم...

41
00:03:13,193 --> 00:03:16,779
‫که سرعتش هشت کیلومتر بر ساعته.

42
00:03:16,779 --> 00:03:18,740
‫دستیار اول نورپرداز دقت کنه...

43
00:03:18,781 --> 00:03:21,659
‫که نور ناشی از آفتاب بیابانی
‫نه گرمه، نه سرد،

44
00:03:21,701 --> 00:03:24,245
‫همیشه خنثی بوده...

45
00:03:24,287 --> 00:03:27,165
‫و به‌شدت طاقت‌فرساست.

46
00:03:27,207 --> 00:03:29,667
‫بازیگران: آگی استین‌بک،

47
00:03:29,709 --> 00:03:31,961
‫عکاس جنگ، ۴۰ تا ۴۵ ساله.

48
00:03:31,961 --> 00:03:35,173
‫وودرو، پسر آگی، ۱۴ ساله
‫و ملقب به «نابغه».

49
00:03:36,132 --> 00:03:39,177
‫میج کمبل، ۳۵ تا ۴۰ ساله،
‫بازیگر سینما.

50
00:03:39,219 --> 00:03:41,387
‫داینا، دختر میج، ۱۵ ساله.

51
00:03:41,429 --> 00:03:44,140
‫جون داگلاس، معلم مدرسه.

52
00:03:44,182 --> 00:03:46,935
‫تصویر مونتانا، کارگر مزرعه، بالای سرشه.

53
00:03:46,976 --> 00:03:49,020
‫گریف گیبسون، ارتشبد پنج‌ستاره.

54
00:03:49,062 --> 00:03:53,691
‫سندی بوردن، راجر چو و جی‌جی کلاگ.

55
00:03:53,733 --> 00:03:56,110
‫کلیفورد، ریکی و شلی.

56
00:03:56,945 --> 00:04:00,156
‫استنلی زک، ۶۵ ساله، بازنشسته.

57
00:04:01,324 --> 00:04:04,869
‫داستان نمایش
‫در سپتامبر ۱۹۵۵ به وقوع می‌پیونده.

58
00:04:04,911 --> 00:04:08,164
‫پرده اول: ساعت هفت جمعه صبح.

59
00:04:08,206 --> 00:04:10,708
‫پرده دوم: فردای آن روز.

60
00:04:10,750 --> 00:04:13,086
‫پرده سوم: یک هفته بعد.

61
00:04:53,001 --> 00:04:54,836
‫[گریپ‌فروت]

62
00:04:54,836 --> 00:04:56,713
‫[آووکادو]

63
00:04:56,713 --> 00:04:58,548
‫[مایحتاج الکترونیکی]

64
00:04:58,589 --> 00:05:00,425
‫[جان دیر]

65
00:05:00,466 --> 00:05:02,343
‫[پونتیاک]

66
00:05:02,385 --> 00:05:05,096
‫[اکس‌دابلیو۳۷دی]

67
00:05:05,096 --> 00:05:07,015
‫[کلاهک هسته‌ای]
‫[هشدار: بدون تأیید رئیس‌جمهور شلیک نشود]

68
00:05:17,025 --> 00:05:24,907
‫[تقاطع خط‌آهن]

69
00:05:29,412 --> 00:05:31,998
‫[سیارک‌آباد]

70
00:05:31,998 --> 00:05:41,716
‫[کافه]
‫[صبحانه، ناهار و شام داغ]

71
00:05:41,883 --> 00:05:44,802
‫[تلفن]

72
00:05:44,844 --> 00:05:46,637
‫[جاده زراعی شماره شش]

73
00:05:47,472 --> 00:05:55,813
‫[راهسرا]

74
00:05:56,898 --> 00:06:02,403
‫[روگذر تا اطلاع ثانوی مسدود است]

75
00:06:03,029 --> 00:06:07,909
‫[پمپ‌بنزین]

76
00:06:10,787 --> 00:06:21,130
‫[شهاب‌سنگ دشت بایر]

77
00:06:23,091 --> 00:06:27,762
‫[دهانه برخوردی]
‫[ساعت کاری: ۹ صبح تا ۷ شب]

78
00:06:33,059 --> 00:06:40,024
‫[پرده اول]
‫[صحنه‌های اول تا سوم]

79
00:06:44,362 --> 00:06:48,825
‫[محل پارک ماشین]

80
00:06:48,825 --> 00:06:54,163
‫[خدمات تصادف]

81
00:07:02,338 --> 00:07:08,177
‫[یخ] [تعویض لاستیک]
‫[خدمات تعمیراتی]

82
00:07:17,061 --> 00:07:19,480
‫جسد ماره.

83
00:07:19,522 --> 00:07:21,732
‫مار کله‌پخته.

84
00:07:21,732 --> 00:07:24,402
‫با این چوب سرش رو بزن تا ببینی.

85
00:07:34,203 --> 00:07:37,707
‫پنج‌تا شیرینی فلپ‌جک و یه قهوه ساده.

86
00:07:46,340 --> 00:07:47,592
‫کی دستشویی داره؟

87
00:07:47,592 --> 00:07:49,093
‫- کسی نداره.
‫- من ندارم.

88
00:07:49,135 --> 00:07:50,970
‫متوسط سرعتمون ۲۵ متر بر ثانیه است.

89
00:07:51,012 --> 00:07:52,763
‫بازدهی سوختمون به خاطر
‫افزایش مقاومت باد کم شده.

90
00:07:52,763 --> 00:07:54,432
‫احتمالا به‌خاطر باربندمونه.

91
00:07:54,474 --> 00:07:56,726
‫مسلما اطلاعاتم مال قبل از تموم کردن باتریه.

92
00:07:59,103 --> 00:08:00,980
‫چی میل دارین شاهدخت کوچولوها؟

93
00:08:01,022 --> 00:08:02,398
‫- ما که شاهدخت نیستیم.
‫- من خون‌آشامم.

94
00:08:02,440 --> 00:08:04,275
‫من از مومیایی‌های مصرم
‫که زنده زنده سوزوندنم...

95
00:08:04,317 --> 00:08:06,194
‫- خون ملت رو می‌خورم.
‫- ... وقتی احیا شدم،

96
00:08:06,235 --> 00:08:08,488
‫- سرم از بدنم جدا شده بود.
‫- من پری‌ام.

97
00:08:10,239 --> 00:08:12,700
‫یه لیوان شیر توت‌فرنگی چطوره؟

98
00:08:15,411 --> 00:08:16,746
‫صدای چی بود؟

99
00:08:16,787 --> 00:08:18,748
‫باز هم دارن بمب هسته‌ای آزمایش می‌کنن.

100
00:08:27,215 --> 00:08:31,969
‫[تعمیرات]
‫[تنظیم باد رایگان] [یدک‌کشی]

101
00:08:35,056 --> 00:08:37,475
‫قبلا دو بار استیشن واگنی
‫مدل سال ۵۲ رو...

102
00:08:37,517 --> 00:08:39,560
‫با چنین علائمی دیدم.

103
00:08:39,602 --> 00:08:43,773
‫یه‌بار خیلی زود با تعویض
‫قطعه‌ای ۷۵ سنتی درست شد.

104
00:08:43,814 --> 00:08:46,067
‫ولی یه بار خیلی دشوار و پرهزینه بود،

105
00:08:46,108 --> 00:08:48,778
‫موتورش رو کلا پیاده،

106
00:08:48,819 --> 00:08:50,363
‫پیشرانه‌اش رو کامل تعمیر...

107
00:08:50,404 --> 00:08:52,615
‫و روغن‌کاریش کردم، اما جواب نداد.

108
00:08:52,657 --> 00:08:54,325
‫موتورش خودبه‌خود منفجر شد...

109
00:08:54,325 --> 00:08:56,494
‫و اجزای بدنه‌اش رو به اوراقی فروختیم.

110
00:08:56,536 --> 00:08:58,204
‫اوناهاش.

111
00:09:05,294 --> 00:09:06,796
‫خب، مشکل ماشین ما کدومشه؟

112
00:09:06,837 --> 00:09:09,215
‫الان می‌فهمیم.

113
00:09:10,716 --> 00:09:13,219
‫[اس‌دابلیو۷]
‫[دسته ۷.۱] [شماره ۵۷۶(۶)]

114
00:09:41,205 --> 00:09:42,707
‫مشکلتون مورد اول بود.

115
00:09:42,707 --> 00:09:44,250
‫- چقدر تقدیمتون کنم؟
‫- هیچی.

116
00:09:44,292 --> 00:09:45,835
‫هزینه یدک‌کشی ده دلار می‌شه.

117
00:09:50,715 --> 00:09:53,050
‫چی شد؟ اون چیه؟

118
00:09:53,676 --> 00:09:55,303
‫نمی‌دونم.

119
00:10:07,148 --> 00:10:08,774
‫گمون کنم مشکلتون
‫مورد سومیه...

120
00:10:08,816 --> 00:10:10,818
‫که تا حالا باهاش مواجه نشدیم.

121
00:10:10,860 --> 00:10:17,408
‫[تلفن]
‫[سیارک‌آباد]

122
00:10:17,408 --> 00:10:19,160
‫منزل خانواده زک، بفرمایین.

123
00:10:19,201 --> 00:10:20,745
‫سلام رومولوس، منم، آگی استین‌بک.

124
00:10:20,786 --> 00:10:22,538
‫صبح به خیر آقای آگی.
‫دروازه بازه.

125
00:10:22,580 --> 00:10:24,498
‫- نه، نرسیدیم.
‫- نرسیدین؟

126
00:10:24,540 --> 00:10:27,460
‫- می‌شه با آقای زک صحبت کنم؟
‫- بله آقای آگی.

127
00:10:32,423 --> 00:10:35,384
‫[پمپ‌بنزین]

128
00:10:36,844 --> 00:10:39,930
‫[سیارک‌آباد]

129
00:10:43,392 --> 00:10:44,894
‫- نرسیدین؟
‫- نرسیدیم.

130
00:10:44,935 --> 00:10:46,896
‫ماشینمون منفجر شد.
‫بیا دختر‌ها رو ببر.

131
00:10:46,937 --> 00:10:48,439
‫ماشینتون منفجر شد؟

132
00:10:48,481 --> 00:10:51,192
‫آره، برخی قطعات ماشینمون
‫خودبه‌خود منفجر شدن.

133
00:10:51,233 --> 00:10:52,818
‫- بیا دخترها رو ببر.
‫- من که راننده‌شون نیستم.

134
00:10:52,860 --> 00:10:54,362
‫من پدربزرگشونم.

135
00:10:54,403 --> 00:10:56,447
‫- کجایین؟
‫- «سیارک‌آباد»یم.

136
00:10:56,489 --> 00:10:58,449
‫کیلومتر ۱۲۰ جاده زراعی ششمه.
‫بیا دخترها رو ببر.

137
00:10:58,491 --> 00:10:59,950
‫من باید با وودرو اینجا بمونم.

138
00:10:59,950 --> 00:11:01,369
‫منظورت چیه؟

139
00:11:01,410 --> 00:11:03,621
‫به مقصد مد نظر وودرو رسیدیم.

140
00:11:03,704 --> 00:11:05,498
‫[مقدم اخترشناسان رصدی کوچک
‫و رزم‌جویان فضایی را گرامی می‌داریم]

141
00:11:05,539 --> 00:11:07,333
‫هوم.

142
00:11:10,461 --> 00:11:13,130
‫- الو؟
‫- واکنششون چطور بود؟

143
00:11:16,634 --> 00:11:17,843
‫هنوز بهشون نگفتم.

144
00:11:17,885 --> 00:11:19,178
‫- نگفتی؟
‫- نگفتم.

145
00:11:19,220 --> 00:11:20,638
‫- نگفتی؟
‫- نه‌خیر.

146
00:11:20,680 --> 00:11:22,640
‫- هنوز بهشون نگفتی؟
‫- هنوز بهشون نگفتم.

147
00:11:22,682 --> 00:11:25,142
‫- تو که قول داده بودی.
‫- خودم می‌دونم.

148
00:11:26,602 --> 00:11:28,938
‫اصلا فرصت مناسبش پیش نیومد.

149
00:11:28,979 --> 00:11:31,524
‫فرصتش...

150
00:11:31,565 --> 00:11:33,567
‫هیچ‌وقت مناسب نیست.

151
00:11:42,243 --> 00:11:44,537
‫حالت خوبه؟

152
00:11:44,578 --> 00:11:46,414
‫نه.

153
00:11:49,834 --> 00:11:52,294
‫اصلا از من خوشت نمی‌اومد، مگه نه؟

154
00:11:52,336 --> 00:11:55,297
‫اصلا دوستت نداشتم.
‫از اولش گمون نمی‌کردم...

155
00:11:55,339 --> 00:11:57,007
‫از اولش گمون نمی‌کردی
‫در حدش باشم.

156
00:11:57,007 --> 00:11:59,468
‫آره.
‫منظور جفتمون یکسانه.

157
00:12:00,886 --> 00:12:02,680
‫- باک کادیلاکم رو پر کن.
‫- خیلی‌خب.

158
00:12:02,722 --> 00:12:03,973
‫- به بچه‌ها بگو.
‫- می‌گم.

159
00:12:04,014 --> 00:12:06,350
‫آروم‌آروم خودم رو می‌رسونم.

160
00:12:09,895 --> 00:12:18,779
‫[تلفن]

161
00:12:19,280 --> 00:12:20,698
‫اون ماشین دیگه درست‌بشو نیست.

162
00:12:20,740 --> 00:12:22,867
‫آندرومدا، زیر زیرپایی‌هاش رو بگرد.
‫بیا ببینم.

163
00:12:22,867 --> 00:12:24,535
‫پاندورا، کنار درهاش رو بگرد.

164
00:12:24,535 --> 00:12:26,495
‫کاسیوپیا، لای صندلی‌هاش رو بگرد.

165
00:12:26,537 --> 00:12:28,664
‫همه‌چی رو بردارین.
‫نظرت چیه وودرو؟

166
00:12:28,706 --> 00:12:30,583
‫به نظرم می‌شه گفت غم‌انگیزه.

167
00:12:31,167 --> 00:12:34,670
‫[پمپ‌بنزین]

168
00:12:55,608 --> 00:13:02,615
‫[پرده اول]
‫[صحنه‌های چهارم و پنجم]

169
00:13:02,615 --> 00:13:12,374
‫[پمپ‌بنزین]

170
00:13:21,842 --> 00:13:23,719
‫[گوشت گاو و خوک]
‫[همبرگر]

171
00:13:23,719 --> 00:13:25,596
‫[جوجه سرخ‌شده]
‫[کیک داغ]

172
00:13:25,638 --> 00:13:27,723
‫[نوشیدنی خنک]
‫[نیمرو و بیکن]

173
00:13:27,765 --> 00:13:30,267
‫سیزده دقیقه استراحت می‌کنیم.

174
00:13:34,605 --> 00:13:36,315
‫- تعدادتون رو بشمرین.
‫- یک.

175
00:13:36,357 --> 00:13:36,649
‫دو.

176
00:13:36,690 --> 00:13:37,608
‫- سه.
‫- چهار.

177
00:13:37,608 --> 00:13:38,275
‫- پنج.
‫- شش.

178
00:13:38,317 --> 00:13:38,943
‫- هفت.
‫- هشت.

179
00:13:38,984 --> 00:13:39,485
‫- نه.
‫- ده.

180
00:13:39,485 --> 00:13:40,528
‫همگی حاضرین.

181
00:13:40,569 --> 00:13:42,404
‫بیاین دعا کنیم
‫که سالم برسیم. بیلی؟

182
00:13:42,446 --> 00:13:43,823
‫ای خداوند بزرگ که جایگاهت در بهشت است،
‫از صمیم قلبمان بابت...

183
00:13:43,864 --> 00:13:45,115
‫اتوبوس‌سواری بی‌نظیرمان شکرگذاریم.

184
00:13:45,115 --> 00:13:46,575
‫من سه بسته «کرکر جک» خوردم،

185
00:13:46,617 --> 00:13:47,993
‫یه سوت مخصوص سگ
‫و نقشه‌ای کوچک...

186
00:13:48,035 --> 00:13:49,620
‫از ۱۳ مستعمره اصلی هم برداشتم.

187
00:13:49,662 --> 00:13:51,622
‫ضمنا، شاهد چهارده‌چرخی بودیم
‫که یه گرگ صحرایی رو زیر گرفت...

188
00:13:51,622 --> 00:13:53,415
‫و له و لورده‌اش کرد.

189
00:13:53,457 --> 00:13:54,500
‫ای وای. دیگه چی شد؟

190
00:13:54,542 --> 00:13:55,584
‫راننده اتوبوسمون مجبور شد
‫دو بار بزنه کنار،

191
00:13:55,626 --> 00:13:56,836
‫آخه برنیس نمی‌تونست
‫دستشوییش رو نگه داره.

192
00:13:56,877 --> 00:13:57,962
‫- می‌تونست.
‫- آمین.

193
00:13:57,962 --> 00:13:59,421
‫آمین.

194
00:13:59,463 --> 00:14:00,923
‫وقت ناهاره. یه صف ببندین.

195
00:14:03,801 --> 00:14:06,428
‫ای وای. هوا خیلی گرمه.

196
00:14:06,470 --> 00:14:07,847
‫بیابانه دیگه.
‫چه انتظاری داشتی؟

197
00:14:07,888 --> 00:14:10,015
‫نمی‌دونم چه انتظاری داشتم،

198
00:14:10,057 --> 00:14:11,976
‫ولی دارم عین اطلسی بی‌ریشه
‫پژمرده می‌شم.

199
00:14:11,976 --> 00:14:13,561
‫- انسان که پژمرده نمی‌شه.
‫- واقعا نمی‌شه؟

200
00:14:13,602 --> 00:14:14,979
‫نه، پژمردگی به پدیده‌ای گویند...

201
00:14:14,979 --> 00:14:16,897
‫که گلبرگ، برگ یا ساقه...

202
00:14:16,939 --> 00:14:18,566
‫من رو به چالش می‌طلبی؟

203
00:14:18,607 --> 00:14:21,026
‫- به چالش بطلبمت که چیکار کنی؟
‫- که این فلفل تند رو بخورم.

204
00:14:21,068 --> 00:14:23,654
‫- آزمایش محسوب می‌شه.
‫- نه، نخورش.

205
00:14:23,696 --> 00:14:26,824
‫[سوسیس فرانکفورتر]
‫[استیک داغ]

206
00:14:26,824 --> 00:14:28,117
‫فلفل تنده.

207
00:14:28,158 --> 00:14:30,035
‫ای وای بر من.
‫میج کمبله.

208
00:14:30,077 --> 00:14:31,954
‫- کجاست؟ کدومشونه؟
‫- دقیقا پشت‌سرته.

209
00:14:31,996 --> 00:14:33,581
‫نگاه نکن.

210
00:14:33,622 --> 00:14:35,791
‫حتما طرف محافظشه.

211
00:14:35,833 --> 00:14:37,835
‫آقای چو بودین، درسته؟ سلام.

212
00:14:37,877 --> 00:14:40,170
‫اتاق شماره هفت مال شماست.
‫در واقع چادر شماره هفته.

213
00:14:40,170 --> 00:14:42,381
‫کلیدش خدمت شما، ولی در نداره.

214
00:14:42,423 --> 00:14:44,008
‫فقط پرده داره. پرده چادره.

215
00:14:44,008 --> 00:14:45,634
‫- چادره؟
‫- درک می‌کنم.

216
00:14:45,676 --> 00:14:47,761
‫خودم سه‌شنبه صبح
‫سیستم برق‌کشی رو به‌روزرسانی کردم.

217
00:14:47,803 --> 00:14:49,597
‫نورپردازیش بهتر شده،
‫برق دستگاه یخ‌سازش وصل شده،

218
00:14:49,638 --> 00:14:51,098
‫یه حشره‌کش هم از دیوارش آویزان کردم.

219
00:14:51,140 --> 00:14:52,850
‫متأسفانه اشتباهی رخ داده...

220
00:14:52,892 --> 00:14:54,518
‫و اتاق شماره هفت
‫با خاک یکسان شد.

221
00:14:54,560 --> 00:14:55,644
‫الان دیگه چادر شماره هفت داریم.

222
00:14:55,686 --> 00:14:57,021
‫ما نمی‌خوایم تو چادر بخوابیم.

223
00:14:57,021 --> 00:14:58,606
‫معلومه. درک می‌کنم.

224
00:14:58,647 --> 00:15:00,691
‫با اجازه‌تون باید بگم
‫به نظرم خیلی توش راحت باشین.

225
00:15:00,691 --> 00:15:02,943
‫این آقا کوچولو اذیت شده؟

226
00:15:02,985 --> 00:15:04,111
‫تشنه است.

227
00:15:04,153 --> 00:15:05,738
‫معلومه. درک می‌کنم.

228
00:15:05,779 --> 00:15:08,157
‫اِم، می‌شه بگین آب‌سیب بیشتر دوست داره
‫یا آب‌پرتقال یا آب‌گوجه‌فرنگی؟

229
00:15:09,867 --> 00:15:11,660
‫عذر می‌خوام، چی شده جناب؟

230
00:15:11,702 --> 00:15:14,038
‫این دستگاه فروش آجیل
‫همین الان ۲۵ سنتیم رو خورد.

231
00:15:14,079 --> 00:15:16,457
‫عذر می‌خوام.

232
00:15:30,054 --> 00:15:31,639
‫احتمالا با خودتون می‌گین...

233
00:15:31,680 --> 00:15:33,891
‫واسه چی ساک مادرتون رو نبستیم.

234
00:15:33,891 --> 00:15:35,017
‫[چادر شماره هفت]

235
00:15:35,059 --> 00:15:38,771
‫آخه تو این سفر همراهمون نمیاد.

236
00:15:38,812 --> 00:15:41,065
‫نمی‌تونه بیاد.

237
00:15:41,065 --> 00:15:43,567
‫خیلی مریض شده.

238
00:15:43,567 --> 00:15:45,819
‫اگه بخوام رک و راست بگم،
‫بعد از اون همه جراحی،

239
00:15:45,861 --> 00:15:47,905
‫جلسات درمان و کمک همگانی،

240
00:15:47,905 --> 00:15:50,950
‫بعد از دو سال تقلا و عذاب،

241
00:15:50,991 --> 00:15:53,535
‫تسلیم بیماریش شد.

242
00:15:54,119 --> 00:15:55,537
‫شرمنده‌ام.

243
00:15:55,579 --> 00:15:57,456
‫اون موقع نمی‌دونستم
‫چطوری بهتون بگم.

244
00:15:57,498 --> 00:15:59,500
‫بعدش هم نفهمیدم چطوری بهتون بگم.

245
00:15:59,541 --> 00:16:01,168
‫نمی‌دونستم چیکار کنم.

246
00:16:01,210 --> 00:16:03,796
‫هیچ‌وقت فرصت مناسبی نبود.

247
00:16:04,880 --> 00:16:08,425
‫یعنی مادرمون سه هفته پیش از دنیا رفته؟

248
00:16:10,010 --> 00:16:11,595
‫آره.

249
00:16:11,595 --> 00:16:14,598
‫کی برمی‌گرده؟

250
00:16:14,598 --> 00:16:16,725
‫برنمی‌گرده.

251
00:16:17,601 --> 00:16:18,936
‫فرض کنیم الان ساکن بهشته.

252
00:16:18,978 --> 00:16:21,105
‫البته مسلما از نظر من وجود نداره،

253
00:16:21,105 --> 00:16:23,065
‫ولی شما پیرو کلیسای اسقفی پروتستان هستین.

254
00:16:24,149 --> 00:16:26,485
‫بیاین بغلم. بیاین بغلتون کنم.

255
00:16:32,032 --> 00:16:34,743
‫خیلی‌خب. بشینین سر جاتون.

256
00:16:41,250 --> 00:16:44,628
‫تو از قبل می‌دونستی وودرو؟

257
00:16:46,296 --> 00:16:48,632
‫گمون کنم می‌دونستم.

258
00:16:49,299 --> 00:16:51,135
‫خیلی وقت بود که پیداش نبود.

259
00:16:51,135 --> 00:16:52,261
‫اوهوم.

260
00:16:53,887 --> 00:16:55,973
‫آره.

261
00:16:56,015 --> 00:16:57,641
‫چیزیمون نمی‌شه.

262
00:16:57,641 --> 00:16:58,976
‫پدربزرگتون داره میاد.

263
00:16:59,018 --> 00:17:00,978
‫تا اطلاع ثانوی خونه خودش می‌مونیم،

264
00:17:01,020 --> 00:17:03,939
‫ولی هنوز معلوم نیست
‫اطلاع ثانوی کی از راه برسه.

265
00:17:04,940 --> 00:17:07,484
‫الان اون توئه؟

266
00:17:11,071 --> 00:17:12,906
‫آره.

267
00:17:12,948 --> 00:17:15,075
‫تو همین ظرف «تاپرور»ه.

268
00:17:16,994 --> 00:17:18,829
‫خاکسترش کردیم.

269
00:17:22,332 --> 00:17:25,919
‫الان دیگه یتیم شدیم؟

270
00:17:27,713 --> 00:17:28,672
‫ها؟

271
00:17:28,672 --> 00:17:32,176
‫الان دیگه یتیم شدیم؟

272
00:17:32,176 --> 00:17:33,635
‫نه.

273
00:17:33,677 --> 00:17:36,180
‫آخه من هنوز زنده‌ام.

274
00:17:38,932 --> 00:17:41,935
‫پدر خودم که فوت کرده بود،
‫مادرم بهت گفته بود: «الان پیش ستاره‌هاست.»

275
00:17:41,977 --> 00:17:45,314
‫من بهش گفتم: «نزدیک‌ترین ستاره
‫به جز همین ستاره خودمون،»

276
00:17:45,355 --> 00:17:47,066
‫«چهار و نیم سال نوری باهامون فاصله داره...»

277
00:17:47,107 --> 00:17:49,860
‫«و حرارت سطحش
‫بیش از پنج‌هزار درجه سانتی‌گراده.»

278
00:17:51,195 --> 00:17:52,780
‫بهش گفتم: «پیش ستاره‌ها نیست.»

279
00:17:52,821 --> 00:17:54,782
‫«زیر خاکه.»

280
00:17:54,823 --> 00:17:56,366
‫خیال می‌کردم اون‌طوری آروم‌تر می‌شم.

281
00:17:56,366 --> 00:17:57,993
‫خداباور بود.

282
00:17:58,035 --> 00:18:01,038
‫حرف نادرست دیگه‌ای هم زد و گفت:

283
00:18:01,080 --> 00:18:03,040
‫«کل زخم‌ها با گذر زمان درمان می‌شن.»

284
00:18:03,082 --> 00:18:04,625
‫نه‌خیر.

285
00:18:04,666 --> 00:18:06,877
‫شاید گاهی حکم چسب‌زخم داشته باشه.

286
00:18:06,919 --> 00:18:09,338
‫البته شما اصلا درک درستی
‫از زمان ندارین.

287
00:18:09,379 --> 00:18:11,215
‫گمون نکنم هیچ‌کدومتون جز وودرو...

288
00:18:11,215 --> 00:18:13,717
‫بدونین پونزده دقیقه چقدره.

289
00:18:13,717 --> 00:18:17,721
‫پونزده دقیقه ۶,۲۰۰ ساعته.

290
00:18:20,390 --> 00:18:22,684
‫احسنت.

291
00:18:22,726 --> 00:18:24,728
‫تقصیر خودتون نیست.

292
00:18:30,859 --> 00:18:33,320
‫اگه الان می‌تونستین
‫هر غذایی بخورین،

293
00:18:33,362 --> 00:18:35,197
‫چی می‌خوردین؟

294
00:18:38,367 --> 00:18:40,702
‫قرار بود به زودی ارتباطی...

295
00:18:40,744 --> 00:18:42,830
‫آشنا و ماندگار بین شخصیت...

296
00:18:42,871 --> 00:18:45,707
‫آگی استین‌بک و بازیگر این شخصیت...

297
00:18:45,749 --> 00:18:47,876
‫شکل بگیره و که قبلا نجار بوده...

298
00:18:47,918 --> 00:18:50,379
‫و شوبرت گرین، کارگردان تئاتر،

299
00:18:50,420 --> 00:18:52,756
‫با دیدن نقشی جزئی کشفش کرده بود.

300
00:18:52,798 --> 00:18:54,925
‫مکاتباتم رو تموم کردم آنالیس.

301
00:18:54,967 --> 00:18:56,718
‫لطفا کوکتل و قرصم رو برام بیار.

302
00:18:56,760 --> 00:18:58,262
‫- یادتون نره آقایی...
‫- وای نه.

303
00:18:58,262 --> 00:18:59,429
‫که جناب گرین معرفی کرده بودن رسیده.

304
00:18:59,429 --> 00:19:01,098
‫نه. بگو بره.

305
00:19:01,140 --> 00:19:02,975
‫بگو تو «سالتی اسکیپر»
‫یا مهمانسرای «فانوس دریایی» مستقر بشه...

306
00:19:03,016 --> 00:19:04,768
‫و دوباره فردا صبح بیاد،

307
00:19:04,768 --> 00:19:05,936
‫ولی زودتر از ساعت ۱۱ نیاد.

308
00:19:05,936 --> 00:19:07,396
‫اولین ملاقات نمایش‌نامه‌نویس...

309
00:19:07,437 --> 00:19:09,731
‫با بازیگر این شخصیت الان دیگه...

310
00:19:09,773 --> 00:19:11,316
‫در روایت تخیلی ما...

311
00:19:11,358 --> 00:19:13,902
‫افسانه و روایت تئاتری محسوب می‌شه.

312
00:19:13,944 --> 00:19:16,947
‫شرح صحنه: اواخر پاییزه،
‫چیزی به عصر نمونده،

313
00:19:16,947 --> 00:19:19,950
‫روستایی ساحلی
‫نزدیک کلان‌شهر بزرگی رو شاهد هستیم.

314
00:19:19,992 --> 00:19:22,744
‫وای نه، باز هم اومدی.
‫عذر می‌خوام. شرمنده‌ام.

315
00:19:22,786 --> 00:19:25,289
‫مگه خانم واتسون به اطلاعت نرسوند؟
‫من ناخوشم.

316
00:19:25,330 --> 00:19:27,791
‫خودم می‌دونم، ولی در اون صورت
‫بستنی آب می‌شد.

317
00:19:34,131 --> 00:19:36,008
‫- این چیه؟
‫- بستنی محبوبتونه.

318
00:19:36,049 --> 00:19:38,135
‫بستنی انگورفرنگی
‫بستنی‌فروشی «قاشق یخی»...

319
00:19:38,135 --> 00:19:39,678
‫واقع در شرق روتردامه.

320
00:19:39,720 --> 00:19:41,722
‫لای خاک‌اره، روزنامه
‫و پوسته بادوم‌زمینی پیچیدمش.

321
00:19:41,763 --> 00:19:43,098
‫بهتره پول توجیبیت رو...

322
00:19:43,140 --> 00:19:44,433
‫خرج منِ احمقِ پیر نکنی.

323
00:19:44,474 --> 00:19:45,893
‫خب، ده دلار بابت بلیت اتوبوس بهم داده بودن،

324
00:19:45,934 --> 00:19:47,436
‫من هم نصف ظرف بستنی خریدم،
‫رایگان‌سواری کردم...

325
00:19:47,477 --> 00:19:49,813
‫و باقیش رو نگه داشتم.

326
00:19:54,735 --> 00:19:56,987
‫سرد و خوشمزه است.

327
00:19:57,946 --> 00:19:59,489
‫چند وقته خدمت می‌کنی؟

328
00:19:59,489 --> 00:20:00,949
‫خدمت؟ خدمت دیگه چیه؟

329
00:20:00,991 --> 00:20:02,451
‫متوجه منظورتون نمی‌شم.

330
00:20:02,492 --> 00:20:04,036
‫خب، اگه عمدا اشتباه
‫به اطلاعم نرسونده باشن،

331
00:20:04,077 --> 00:20:05,954
‫گمون کنم نشان لباست...

332
00:20:05,996 --> 00:20:07,915
‫حاکی از سرجوخه دوم بودنت باشه.

333
00:20:07,956 --> 00:20:10,459
‫آها، نه. من سرباز شماره سه
‫تئاتر «آهنگ غم‌انگیز شیپورنواز» هستم.

334
00:20:10,500 --> 00:20:12,127
‫در واقع بودم. امشب آخرین اجرامون بود.

335
00:20:12,169 --> 00:20:14,713
‫که این‌طور. پس لباست مال بخش طراحی لباسه.

336
00:20:14,755 --> 00:20:16,757
‫دیگه نیست.

337
00:20:18,175 --> 00:20:20,219
‫راستی، چطور بود؟

338
00:20:21,220 --> 00:20:22,721
‫- تئاترمون رو می‌گین؟ افتضاح بود.
‫- هوم.

339
00:20:22,763 --> 00:20:24,806
‫- می‌شه یکی از پنجره‌ها رو باز کنم؟
‫- اِم، معلومه.

340
00:20:24,848 --> 00:20:26,058
‫هوا خیلی گرمه، مگه نه؟

341
00:20:26,099 --> 00:20:28,227
‫حتی میناهای چمنی و آلاله‌ها هم
‫دارن پژمرده می‌شن...

342
00:20:28,268 --> 00:20:31,188
‫اون پنجره گاهی گیر می‌کنه.
‫اون پنجره گاهی گیر می‌کنه!

343
00:20:35,025 --> 00:20:38,028
‫پنجره‌ام رو شکستی.

344
00:20:43,033 --> 00:20:45,827
‫چرا آگی دستش رو با ماهی‌تابه می‌سوزونه؟

345
00:20:47,371 --> 00:20:49,873
‫خب، راستش رو بخوای،
‫خودم هم نمی‌دونم.

346
00:20:49,915 --> 00:20:51,208
‫قصد نداشتم دستش رو بسوزونه.

347
00:20:51,250 --> 00:20:53,377
‫می‌شه گفت خودش در حین
‫نوشتن نمایش‌نامه دستش رو سوزوند.

348
00:20:53,377 --> 00:20:55,212
‫به نظرت خیلی غیرعادیه؟

349
00:20:55,254 --> 00:20:57,881
‫اِم، شاید، به زعم من،
‫دنبال بهانه‌ای...

350
00:20:57,881 --> 00:20:59,967
‫واسه افزایش ضربان قلبش می‌گشت.

351
00:21:00,008 --> 00:21:01,176
‫عجب.

352
00:21:01,218 --> 00:21:03,845
‫عجب، چه برداشت جالبی.

353
00:21:03,887 --> 00:21:05,555
‫فکر خیلی خوبیه.

354
00:21:05,555 --> 00:21:07,182
‫شاید بهتر باشه بیانش کنه.

355
00:21:07,224 --> 00:21:08,892
‫دیالوگ خیلی خوبیه.

356
00:21:11,061 --> 00:21:14,231
‫نه، گمون نکنم بهتر باشه.
‫بیانش الزامی نیست.

357
00:21:38,547 --> 00:21:40,340
‫حقیقت از همین قراره که تنها نیستیم.

358
00:21:40,382 --> 00:21:42,009
‫فضاییه سیارکه رو دزدیده بود.

359
00:21:42,050 --> 00:21:43,552
‫مدت زیادی خیال می‌کردن...

360
00:21:43,593 --> 00:21:44,970
‫تکه‌ای از قمر کوچک‌تر...

361
00:21:45,012 --> 00:21:47,222
‫سیاره خیالی ماگناواکس ۲۷ـه،

362
00:21:47,264 --> 00:21:49,516
‫ولی الان طبق دانشنامه‌ها...

363
00:21:49,558 --> 00:21:52,019
‫دنباله‌دار کوتاه بی‌مداری محسوب می‌شه.

364
00:21:52,060 --> 00:21:53,562
‫مسلما، اگه خبر داشت،
‫چیزی بهش می‌گفت.

365
00:21:53,603 --> 00:21:55,439
‫مطمئنم.
‫مادرت رو می‌گم.

366
00:21:55,480 --> 00:21:58,025
‫در اون صورت رمز و رازهای هستی رو
‫بهمون می‌گفت...

367
00:21:58,066 --> 00:22:00,319
‫یا سرش داد می‌کشید
‫یا می‌خندوندش.

368
00:22:00,360 --> 00:22:02,904
‫در اون صورت فرضیه‌ای ارائه می‌داد.

369
00:22:02,946 --> 00:22:05,115
‫بیش از همیشه با دیدنت
‫یاد خودش می‌افتم.

370
00:22:05,157 --> 00:22:06,908
‫خجالتی نبود.

371
00:22:06,950 --> 00:22:08,994
‫تو هم خجالتت رو کنار می‌ذاری.

372
00:22:09,036 --> 00:22:12,789
‫راستی، به نظرم ممکنه
‫خواهرانت هم فضایی باشن.

373
00:22:16,001 --> 00:22:18,295
‫با مادرتون که آشنا شدم، ۱۹ سال بیشتر نداشت.

374
00:22:18,337 --> 00:22:20,839
‫داشت مایو به تن
‫یک و نیم طبقه بالاتر از دوربین من...

375
00:22:20,881 --> 00:22:23,300
‫رو راه‌پله‌ای اضطراری حموم می‌کرد،

376
00:22:23,300 --> 00:22:26,136
‫کتاب شومیزی می‌خوند و سیگار می‌کشید.

377
00:22:26,178 --> 00:22:29,222
‫هنوز هم گاهی اوقات خیال می‌کنم...

378
00:22:29,264 --> 00:22:31,975
‫صدای تنفسش تو تاریکی رو...

379
00:22:32,017 --> 00:22:34,227
‫اینجا می‌شنوم.

380
00:22:38,231 --> 00:22:40,484
‫از کجا معلوم وودرو؟

381
00:22:40,525 --> 00:22:42,944
‫شاید پیش ستاره‌ها باشه.

382
00:22:55,665 --> 00:22:58,168
‫بازیت حرف نداره.

383
00:23:24,403 --> 00:23:26,947
‫- مشکلی نیست؟
‫- مشکلی نیست.

384
00:23:41,086 --> 00:23:47,050
‫[پرده اول]
‫[صحنه‌های ششم تا نهم]

385
00:23:47,050 --> 00:23:56,101
‫[شیربستنی]

386
00:23:58,395 --> 00:24:01,398
‫وایستا رفیق!

387
00:24:04,568 --> 00:24:07,154
‫- ای وای.
‫- وای نه.

388
00:24:10,574 --> 00:24:12,075
‫بعدی کی از راه می‌رسه؟

389
00:24:12,075 --> 00:24:14,703
‫گمون کنم یکشنبه صبح برسه.

390
00:24:26,339 --> 00:24:27,924
‫آب‌میوه‌ات رو بخور.

391
00:24:36,475 --> 00:24:37,726
‫از من عکس گرفتین.

392
00:24:37,767 --> 00:24:40,061
‫درسته.

393
00:24:40,687 --> 00:24:42,230
‫واسه چی؟

394
00:24:43,023 --> 00:24:44,483
‫من عکاسم.

395
00:24:45,484 --> 00:24:46,693
‫شما که اجازه نگرفتین.

396
00:24:46,735 --> 00:24:49,404
‫- هیچ‌وقت اجازه نمی‌گیرم.
‫- چرا نمی‌گیرین؟

397
00:24:49,446 --> 00:24:53,617
‫چون محل کارم سنگر، میدون نبرد
‫و مناطق جنگیه.

398
00:24:53,617 --> 00:24:55,243
‫واقعا؟

399
00:24:55,285 --> 00:24:56,453
‫آها.

400
00:24:57,370 --> 00:24:59,206
‫یعنی عکاس جنگی هستی؟

401
00:24:59,247 --> 00:24:59,956
‫اکثر اوقات.

402
00:24:59,998 --> 00:25:02,626
‫گاهی اوقات از مسابقات ورزشی عکس می‌گیرم.

403
00:25:02,626 --> 00:25:04,669
‫آگی استین‌بک هستم.

404
00:25:04,711 --> 00:25:07,005
‫اوهوم.

405
00:25:09,299 --> 00:25:11,301
‫می‌خوای چیکارش کنی؟

406
00:25:11,301 --> 00:25:12,511
‫عکسه رو می‌گم.

407
00:25:12,552 --> 00:25:16,097
‫هوم. خب، حالا که بحثش رو پیش کشیدین،

408
00:25:16,139 --> 00:25:18,308
‫گمون کنم اگه خوب افتاده باشه،
‫سعی کنم به مجله‌ای بفروشمش.

409
00:25:18,308 --> 00:25:21,186
‫«میج کمبل در حال خوردن وافل.»

410
00:25:24,105 --> 00:25:26,983
‫قبلش واسه خودم چاپش کنین
‫که تأییدش کنم.

411
00:25:27,651 --> 00:25:29,486
‫آها.

412
00:25:30,529 --> 00:25:32,364
‫ایشون دایناست.

413
00:25:32,405 --> 00:25:33,490
‫ایشون وودروئه.

414
00:25:33,532 --> 00:25:34,658
‫سوالی دارم.

415
00:25:34,699 --> 00:25:36,159
‫آها؟

416
00:25:36,201 --> 00:25:38,119
‫تا حالا تیر خوردین؟

417
00:25:38,161 --> 00:25:40,038
‫تا حالا تیر...

418
00:25:40,080 --> 00:25:42,374
‫اِم، یکی دو بار تیر خوردم...
‫خراش سطحی برداشتم.

419
00:25:42,415 --> 00:25:45,544
‫پشت سرش هم ترکش خورده.
‫نشونشون بده.

420
00:25:48,630 --> 00:25:50,549
‫هوم.

421
00:25:53,426 --> 00:25:56,179
‫راستی، هنوز نمی‌گم می‌بخشمتون.

422
00:26:00,350 --> 00:26:05,188
‫[مراسم افتتاحیه]
‫[به همراه اهدای جوایز]

423
00:26:05,188 --> 00:26:08,608
‫[کانسنگ شهابی فضایی]

424
00:26:08,650 --> 00:26:11,194
‫از طرف بخش تحقیقات و آزمایشات علوم نظامی...

425
00:26:11,236 --> 00:26:13,196
‫- ارتش ایالات متحده و بنیاد لارکینگز...
‫- [روز سیارک]

426
00:26:13,238 --> 00:26:15,448
‫بهتون خوش‌آمد می‌گیم.

427
00:26:15,490 --> 00:26:16,825
‫مقدمتون رو گرامی می‌داریم.

428
00:26:27,168 --> 00:26:29,170
‫ما «روز سیارک» رو سالانه جشن گرفته...

429
00:26:29,212 --> 00:26:32,090
‫و یاد بیست و سوم سپتامبر
‫۳۰۰۷ سال پیش از میلاد رو...

430
00:26:32,132 --> 00:26:35,385
‫که زمان برخورد «شهاب‌سنگ دشت بایر»
‫با زمین بود، گرامی می‌داریم.

431
00:26:35,385 --> 00:26:36,344
‫[کانسنگ شهابی فضایی]

432
00:26:36,386 --> 00:26:38,221
‫برنامه جشن سه‌روزه‌مون...

433
00:26:38,263 --> 00:26:40,432
‫بازدید از رصدخانه‌ای بازسازی شده...

434
00:26:40,473 --> 00:26:43,226
‫به همراه دکتر هیکن‌لوپر و همکارانشون،

435
00:26:43,268 --> 00:26:45,604
‫پیک‌نیکی به صرف خوراک چیلی
‫و سوسیس فرانکفورتر...

436
00:26:45,645 --> 00:26:48,356
‫- به همراه آتش‌بازی عصرگاهی،
‫- [آتش‌بازی]

437
00:26:48,398 --> 00:26:50,400
‫مشاهده سه‌نقطه آسمانی...

438
00:26:50,442 --> 00:26:52,861
‫که نقطه اوجشون
‫پیش از نیمه‌شب امشبه...

439
00:26:52,902 --> 00:26:55,322
‫و در نهایت، اهدای جایزه سالانه
‫بورسیه هیکن‌لوپر...

440
00:26:55,363 --> 00:26:59,367
‫پس از ضیافت ناهار دوشنبه رو شامل می‌شه.

441
00:26:59,409 --> 00:27:01,745
‫خب، اول از همه
‫مدال‌های بزرگداشت رو اهدا می‌کنم،

442
00:27:01,745 --> 00:27:03,663
‫ولی قبلش سخنرانی خودم رو می‌کنم...

443
00:27:03,705 --> 00:27:06,750
‫که نسخه فولیوی متنش رو
‫هم به یادگار تقدیمتون می‌کنیم.

444
00:27:15,925 --> 00:27:17,677
‫فصل یکم.

445
00:27:17,719 --> 00:27:19,721
‫هر روز صبح ۲۹ کیلومتر تا مدرسه
‫پیاده می‌رفتم، شیر بزها رو می‌دوشیدم،

446
00:27:19,763 --> 00:27:21,431
‫پر مرغ‌ها رو می‌کندم، از مدرسه جیم می‌شدم،
‫کرم شب‌تاب می‌گرفتم،

447
00:27:21,473 --> 00:27:22,807
‫برهنه تو آبشخور شنا می‌کردم،

448
00:27:22,849 --> 00:27:24,434
‫هر شب عبادت می‌کردم...

449
00:27:24,434 --> 00:27:25,894
‫و هفته‌ای دو بار با ترکه افرا کتک می‌خوردم.

450
00:27:25,935 --> 00:27:28,146
‫زندگیم از همین قرار بود.

451
00:27:28,188 --> 00:27:29,648
‫[بخش آزمایشات و تحقیقات علوم نظامی
‫ایالات متحده با همکاری بنیاد لارکینگز]

452
00:27:29,648 --> 00:27:31,274
‫فصل دوم.

453
00:27:31,316 --> 00:27:33,276
‫پدرم رفت در جنگ جهانی اول که قرار بود
‫خاتمه‌دهنده کل جنگ‌ها باشه شرکت کنه،

454
00:27:33,276 --> 00:27:34,611
‫به کل جنگ‌ها خاتمه نداد...
‫بقایاش رو هم...

455
00:27:34,653 --> 00:27:36,780
‫تو جعبه چوب کاج پرچم‌نشانی برگردوندن.

456
00:27:36,780 --> 00:27:38,782
‫پایان فصل دوم.

457
00:27:38,782 --> 00:27:40,617
‫بعدش تو دانشگاه افسری تحصیل کردم...

458
00:27:40,659 --> 00:27:43,244
‫و ۲۰ سال به سرعت خوابی گذشت.

459
00:27:43,286 --> 00:27:46,373
‫صاحب یه همسر، یه پسر،
‫یه دختر و یه سگ پودل شدم.

460
00:27:46,414 --> 00:27:48,500
‫فصل سوم. جنگ دیگه‌ای رخ داد.

461
00:27:48,541 --> 00:27:50,627
‫دست و پای ملت عین پف‌فیل می‌ترکید...

462
00:27:50,627 --> 00:27:53,463
‫و چشم ملت هم استعاری
‫و هم به معنای واژه از حدقه بیرون می‌زد.

463
00:27:53,505 --> 00:27:55,632
‫مردان برگ نخل پوش
‫نقش زنان دامن هولا پوش رو...

464
00:27:55,674 --> 00:27:57,175
‫ایفا کرده و اجرا می‌کردن.

465
00:27:57,217 --> 00:27:58,843
‫زندگیم از این قرار بود.

466
00:27:58,885 --> 00:28:01,262
‫در همین حین داستان زندگی
‫شخص دیگه‌ای رو روایت می‌کنم.

467
00:28:01,304 --> 00:28:02,681
‫عددی به ذهن فردی خطور می‌کنه،

468
00:28:02,722 --> 00:28:04,808
‫به یه تریلیون تقسیمش می‌کنه،
‫تو ریشه دوم...

469
00:28:04,808 --> 00:28:06,309
‫محیط منحنی سیاره زمین جایگزینش می‌کنه،

470
00:28:06,351 --> 00:28:07,894
‫در سرعت شکاف هسته‌ای ضربش می‌کنه...

471
00:28:07,936 --> 00:28:09,729
‫و به‌به... پیشرفت حاصل می‌شه.

472
00:28:09,771 --> 00:28:11,690
‫من دانشمند نیستم. خودتون دانشمندین.

473
00:28:11,731 --> 00:28:13,525
‫پایان فصل سوم.

474
00:28:13,566 --> 00:28:16,319
‫اخترشناسان رصدی جوان
‫و رزم‌جویان فضایی،

475
00:28:16,319 --> 00:28:18,571
‫ما مات و مبهوت ورودتون...

476
00:28:18,613 --> 00:28:21,783
‫به نواحی‌ای خارج از تصور
‫ذهن و روح رو تماشا می‌کنیم.

477
00:28:21,825 --> 00:28:25,245
‫اگه می‌خواستین زندگی قشنگ، بی‌سروصدا
‫و آرامش‌بخشی داشته باشین،

478
00:28:25,286 --> 00:28:27,664
‫بدموقع به دنیا اومدین.

479
00:28:28,832 --> 00:28:30,709
‫سخنرانی من از همین قرار بود.

480
00:28:38,550 --> 00:28:41,678
‫ولی حواستون باشه،
‫حفظ امنیت تک‌تکتون به خودتون بستگی داره.

481
00:28:41,720 --> 00:28:43,012
‫طی نمایش‌های پیش‌رو...

482
00:28:43,012 --> 00:28:45,515
‫به شدت احتیاط کنین.

483
00:28:46,558 --> 00:28:48,268
‫به خاطر پیشرفت ریکی چو...

484
00:28:48,309 --> 00:28:49,644
‫در زمینه القای سوخت هوانوردی،

485
00:28:49,686 --> 00:28:52,397
‫«روبان موفقیت رمبش ستاره» رو
‫بهش اهدا می‌کنیم.

486
00:28:52,439 --> 00:28:54,733
‫به خاطر پیشرفت کلیفورد کلاگ...

487
00:28:54,774 --> 00:28:57,736
‫در زمینه تجزیه ذرات،

488
00:28:57,777 --> 00:28:59,696
‫«نشان سیاه‌چاله پیروزی» رو
‫بهش اهدا می‌کنیم.

489
00:28:59,738 --> 00:29:01,322
‫به خاطر پیشرفت داینا کمبل...

490
00:29:01,364 --> 00:29:02,866
‫منبع انرژیش به جای آفتاب،
‫پرتوهای کیهانیه.

491
00:29:02,907 --> 00:29:04,492
‫در زمینه...

492
00:29:04,534 --> 00:29:06,578
‫شتاب گیاهی،

493
00:29:06,619 --> 00:29:09,539
‫متأسفانه کل گیاهان رو مسموم می‌کنه.

494
00:29:09,539 --> 00:29:12,000
‫«شال افتخار غول سرخ» رو اهدا می‌کنیم.

495
00:29:12,041 --> 00:29:13,585
‫به خاطر پیشرفت شلی بوردن...

496
00:29:13,626 --> 00:29:15,336
‫در زمینه ساخت قطعات کانی،

497
00:29:15,378 --> 00:29:17,338
‫عنصری فرازمینی رو
‫به طور مصنوعی تولید کردم.

498
00:29:17,380 --> 00:29:19,758
‫سال آینده به جدول تناوبی اضافه‌اش می‌کنن.

499
00:29:19,799 --> 00:29:22,469
‫«تاج سحابی دورافتاده لارل» رو
‫اهدا می‌کنیم.

500
00:29:22,510 --> 00:29:25,221
‫به خاطر پیشرفت وودرو استین‌بک...

501
00:29:26,473 --> 00:29:29,517
‫در زمینه ستاره‌نگاری،

502
00:29:34,063 --> 00:29:36,065
‫ممکنه در زمینه پیشرفت...

503
00:29:36,065 --> 00:29:37,901
‫تبلیغات میان‌ستاره‌ای به کار بیاد.

504
00:29:37,901 --> 00:29:40,737
‫«مدال پیشرفت کوتوله سفید» رو
‫اهدا می‌کنیم.

505
00:29:45,784 --> 00:29:47,327
‫بازدیدمون به اتمام رسید.

506
00:29:47,368 --> 00:29:48,787
‫از شما بابت توجهتون
‫و از بنیاد لارکینگز...

507
00:29:48,828 --> 00:29:51,748
‫بابت سرمایه‌گذاری سخاوتمندانه‌شون
‫تشکر می‌کنیم.

508
00:29:58,379 --> 00:30:00,507
‫- این ارتعاشات به چه معنان؟
‫- چی؟

509
00:30:00,548 --> 00:30:02,467
‫آها، بوقش رو می‌گی؟
‫نمی‌دونیم.

510
00:30:02,509 --> 00:30:05,053
‫پیام‌های رادیویی فضایی ناخوانایی هستن.

511
00:30:05,094 --> 00:30:07,305
‫- احتمالا معنای خاصی نداشته باشه.
‫- اصلا تغییر هم می‌کنه؟

512
00:30:07,347 --> 00:30:09,015
‫من که ندیدم بکنه.

513
00:30:09,057 --> 00:30:11,476
‫- شاید بیانگر تاریخی باشه.
‫- بیانگر تاریخه؟

514
00:30:11,518 --> 00:30:12,936
‫- ممکنه تاریخ تقویم کهکشانی باشه.
‫- ممکنه.

515
00:30:12,936 --> 00:30:15,438
‫ماری، گمون کنیم تاریخ تقویم کهکشانی باشه.

516
00:30:15,480 --> 00:30:17,649
‫- چی؟ عجب.
‫- همیشه بیانگر تاریخ امروزه؟

517
00:30:29,118 --> 00:30:30,537
‫بابت کچاپ ازت سپاس‌گزاریم،

518
00:30:30,578 --> 00:30:31,955
‫بابت خردل هم ازت سپاس‌گزاریم.

519
00:30:31,955 --> 00:30:33,081
‫بابت گزک ازت سپاس‌گزاریم،

520
00:30:33,122 --> 00:30:34,833
‫بابت پیاز هم ازت سپاس‌گزاریم.

521
00:30:34,874 --> 00:30:36,918
‫- بابت خیارشور ازت سپاس‌گزاریم...
‫- تعدادتون رو بشمارین.

522
00:30:36,960 --> 00:30:37,961
‫- یک.
‫- دو.

523
00:30:38,002 --> 00:30:39,337
‫- سه.
‫- چهار.

524
00:30:39,379 --> 00:30:40,880
‫- پنج.
‫ شش.

525
00:30:40,922 --> 00:30:42,590
‫- دوایت؟ دوایت کجاست؟
‫- هشت.

526
00:30:42,632 --> 00:30:44,968
‫- دوایت؟ دوایت؟
‫- احتمال وجود حیات فرازمینی...

527
00:30:44,968 --> 00:30:47,387
‫- تو کل هستی کمتر از ۰.۰۰۰۰%ـه.
‫- دوایت!

528
00:30:47,428 --> 00:30:48,721
‫علم ثابت کرده.

529
00:30:48,763 --> 00:30:50,557
‫البته به جز حشرات فضایی
‫و کرم‌های میکروسکوپی.

530
00:30:50,598 --> 00:30:52,433
‫- به شدت مخالفم.
‫- من هم همین‌طور.

531
00:30:52,475 --> 00:30:54,435
‫- علم ثابت نکرده.
‫- حتی احتمالش رو هم ندادن.

532
00:30:54,477 --> 00:30:56,104
‫- لطفا خیارشور رو بهم بده.
‫- خوراک چیلی چطوره؟

533
00:30:56,145 --> 00:30:57,772
‫- با سس تند بدک نیست.
‫- ممنون.

534
00:30:57,814 --> 00:30:59,440
‫- فشفشه بذارم؟
‫- شرایط ثابت رو در نظر بگیر:

535
00:30:59,482 --> 00:31:00,817
‫فضا بی‌نهایته،
‫زمان هم غیرقابل‌اندازه‌گیریه.

536
00:31:00,859 --> 00:31:03,403
‫احتمالش بی‌نهایت‌برابره.

537
00:31:03,444 --> 00:31:05,488
‫- اون رو از کجا آوردی؟
‫- از دستگاه مشروب گرفتم.

538
00:31:05,530 --> 00:31:08,408
‫- دستگاه مشروب کجاست؟
‫- دستگاه مشروب؟

539
00:31:08,449 --> 00:31:11,661
‫با اون عینک چیزی هم می‌بینین؟

540
00:31:11,703 --> 00:31:12,996
‫هوم.

541
00:31:12,996 --> 00:31:15,373
‫ای وای بر من. چیکار کردین...

542
00:31:15,415 --> 00:31:16,833
‫چیکار کردین که چنین بلایی سرتون اومد؟

543
00:31:16,875 --> 00:31:18,126
‫- کاری نکردم؟
‫- کی کتکتون زده؟

544
00:31:18,167 --> 00:31:19,586
‫کسی کتکم نزده.

545
00:31:19,627 --> 00:31:21,796
‫گریم کردم که شخصیتم رو درک کنم.

546
00:31:21,838 --> 00:31:24,674
‫آها.
‫چطوری چشمش کبود می‌شه؟

547
00:31:24,674 --> 00:31:25,633
‫تو داستان فیلم رو می‌گم.

548
00:31:25,675 --> 00:31:27,093
‫خب، چشمش تو داستان فیلم
‫کبود نمی‌شه.

549
00:31:27,135 --> 00:31:28,887
‫- کبودی چشمش درونیه.
‫- خیلی‌خب.

550
00:31:28,928 --> 00:31:30,930
‫- در واقع باید درونی باشه.
‫- درونیه. خیلی‌خب.

551
00:31:30,972 --> 00:31:32,682
‫بنیاد لارکینگز می‌خواد حقوق کاملش...

552
00:31:32,682 --> 00:31:34,475
‫- تا ابد در اختیار خودش باشه.
‫- درسته.

553
00:31:34,517 --> 00:31:35,810
‫- مال خودمونن. خودمون صاحبشونیم.
‫- می‌خواد حقوق کامل...

554
00:31:35,852 --> 00:31:37,562
‫تک‌تک اختراعات ثبت‌شده
‫یا برگرفته...

555
00:31:37,604 --> 00:31:39,147
‫از تک‌تک اختراعات شرکت‌کنندگان
‫از آن خودش باشه.

556
00:31:39,188 --> 00:31:40,732
‫حقوقش از آن نوجوانان نیست.
‫متن ریزش رو بخونین.

557
00:31:40,773 --> 00:31:42,567
‫کل پروژه‌ها از آن دولته.

558
00:31:44,444 --> 00:31:46,154
‫اسمش رو «حرکت مداری سه‌باره و بازگشت...»

559
00:31:46,195 --> 00:31:48,740
‫«بدون سوختن در جو» گذاشتم.

560
00:31:56,831 --> 00:31:59,500
‫واسه چی تک و تنها اونجا نشستی؟

561
00:31:59,542 --> 00:32:01,711
‫- با توئم.
‫- هوم؟

562
00:32:02,545 --> 00:32:04,213
‫اِم، خجالتی هستی؟

563
00:32:04,213 --> 00:32:06,424
‫دیر شکوفا می‌شم.

564
00:32:06,466 --> 00:32:08,092
‫والدینم که این‌طور بهم گفتن.

565
00:32:08,134 --> 00:32:10,929
‫- از ما می‌ترسی؟
‫- نه.

566
00:32:10,970 --> 00:32:13,222
‫بیا ازت آزمون شخصیت بگیریم.
‫اسمت چی بود؟

567
00:32:13,222 --> 00:32:15,058
‫وودرو اِل استین‌بک هستم.

568
00:32:15,058 --> 00:32:16,643
‫- هوم.
‫- «اِل» مخفف چیه؟

569
00:32:16,684 --> 00:32:18,811
‫- مخفف لیندبرگه.
‫- همگی وودرو رو نگاه کنین.

570
00:32:22,815 --> 00:32:26,069
‫موافقم.
‫خجالتیه، ولی نترسیده.

571
00:32:26,069 --> 00:32:27,904
‫بیا اینجا بشین وودرو.

572
00:32:40,500 --> 00:32:42,543
‫- «نابغه» صدات می‌کنن، ها؟
‫- آره، «نابغه» صدام می‌کنن.

573
00:32:42,585 --> 00:32:44,087
‫همین‌جوری معلومه دیگه، مگه نه؟

574
00:32:44,087 --> 00:32:46,714
‫همین الانش هم همه می‌دونن
‫هوش ما غیرعادیه.

575
00:32:46,756 --> 00:32:48,967
‫درسته.
‫مادرم برام درستش کرده بود.

576
00:32:49,008 --> 00:32:51,636
‫طبق مبانی شوخ‌طبعی خودش بامزه بود،

577
00:32:51,678 --> 00:32:53,888
‫ولی اون‌قدرها که گمون می‌کرد
‫خنده‌دار نیست.

578
00:32:53,930 --> 00:32:55,556
‫عه، واقعا؟ چطور مگه؟

579
00:32:55,598 --> 00:32:58,810
‫آخه اون موقع زنده بود.
‫ولی الان مرده.

580
00:32:58,851 --> 00:33:00,853
‫- آها.
‫- هه‌هه.

581
00:33:03,147 --> 00:33:05,483
‫چه‌جور آدمی بود؟

582
00:33:05,525 --> 00:33:07,819
‫مـ... آها، مادرم رو می‌گی؟

583
00:33:07,860 --> 00:33:10,071
‫اِم...

584
00:33:14,784 --> 00:33:15,702
‫این شکلی بود.

585
00:33:18,246 --> 00:33:20,665
‫کی از دنیا رفت؟

586
00:33:21,833 --> 00:33:25,962
‫خبرش رسما امروز صبح به گوشم رسید،
‫ولی گمون کنم خودم از قبل فهمیده بودم.

587
00:33:26,004 --> 00:33:27,964
‫سلام.

588
00:33:28,006 --> 00:33:29,507
‫اون بالا چیکار می‌کنی؟

589
00:33:29,507 --> 00:33:31,884
‫از هوای بیابانی لذت می‌برم.

590
00:33:31,926 --> 00:33:33,845
‫- من رو به چالش می‌طلبین؟
‫- به چالش بطلبمت که چیکار کنی؟

591
00:33:33,886 --> 00:33:35,847
‫که از بالای این خانه ییلاقی بپرم پایین.

592
00:33:35,847 --> 00:33:38,725
‫- آزمایش محسوب می‌شه.
‫- نه.

593
00:33:44,939 --> 00:33:46,691
‫عاشق گرانشم.

594
00:33:46,691 --> 00:33:49,736
‫احتمالا الان از کل قوانین فیزیک
‫بیشتر دوستش داشته باشم.

595
00:33:51,279 --> 00:33:53,740
‫بازیگران روی صحنه...

596
00:33:53,781 --> 00:33:56,617
‫گروهی نغمه‌سرا و سنت‌گریز بودن.

597
00:33:56,659 --> 00:33:59,871
‫زندگیشون خلاف عرف و گاها خطرناک بود...

598
00:33:59,871 --> 00:34:03,332
‫که به پیشرفت و بهبود
‫آرمان‌های هنریشون...

599
00:34:03,374 --> 00:34:05,501
‫و روشنگری شرایط انسانی منجر می‌شد.

600
00:34:07,795 --> 00:34:10,465
‫شوبرت می‌گه باید برگردین.

601
00:34:11,507 --> 00:34:13,301
‫اگه این‌قدر مهمم،
‫واسه چی شخصا نیومده؟

602
00:34:13,342 --> 00:34:14,052
‫احتمالا سرش خیلی شلوغ بود.

603
00:34:14,093 --> 00:34:15,303
‫سرش خیلی شلوغ بود
‫و نمی‌تونست دنبالتون بیاد.

604
00:34:15,344 --> 00:34:17,055
‫من رو دنبالتون فرستادن.
‫من رو می‌شناسین؟

605
00:34:17,096 --> 00:34:18,473
‫گمون کنم بشناسم. بازیگر ذخیره‌ای.

606
00:34:18,514 --> 00:34:21,642
‫بازیگر ذخیره‌ام. درسته.
‫بذارین... اِم...

607
00:34:23,269 --> 00:34:25,229
‫گفت اگه گریه می‌کردین،
‫این‌یکی رو براتون بخونم.

608
00:34:25,271 --> 00:34:26,731
‫نه، این یکی نبود.
‫پیداش کردم.

609
00:34:26,773 --> 00:34:28,649
‫گفت اگه عصبانی بودین،
‫این‌یکی رو براتون بخونم.

610
00:34:28,649 --> 00:34:29,734
‫جفتشون رو بهم بده.

611
00:34:29,776 --> 00:34:31,402
‫ایشون چنین حرفی نزده بودن.
‫گفتن اگه...

612
00:34:31,444 --> 00:34:33,112
‫جفتشون رو بهم بده.

613
00:34:38,576 --> 00:34:40,661
‫«بهش بگو آدم گستاخ بی‌کلاس پرافاده‌ایه،»

614
00:34:40,703 --> 00:34:42,330
‫«ولی اصلا حق نداره این‌طور رفتار کنه.»

615
00:34:42,330 --> 00:34:44,207
‫«اگه بهت بی‌احترامی کرد،
‫تو هم بهش بی‌احترامی کن.»

616
00:34:44,248 --> 00:34:45,583
‫«بهش بگو در مرز روان‌رنجوریه...»

617
00:34:45,625 --> 00:34:46,667
‫«و عقده روانی پاشنه آشیل داره.»

618
00:34:46,667 --> 00:34:48,544
‫این دومی بود.

619
00:34:51,172 --> 00:34:53,174
‫«بهش بگو عین عصایی لرزان
‫به زیباییش تکیه می‌کنه.»

620
00:34:53,216 --> 00:34:54,383
‫«مهم‌ترین نقطه ضعفش همینه.»

621
00:34:54,425 --> 00:34:55,760
‫«بهش بگو پتانسیل دست‌یابی...»

622
00:34:55,802 --> 00:34:57,386
‫«به موفقیت واقعی رو داره، ولی...»

623
00:34:57,428 --> 00:35:00,431
‫«با کمال اطمینان می‌گم
‫اصلا موفق نمی‌شه.»

624
00:35:00,473 --> 00:35:02,183
‫حرف دیگه‌ای نبود؟

625
00:35:03,851 --> 00:35:06,354
‫آها. گفت اگه آرام و خونسرد بودین...

626
00:35:06,395 --> 00:35:08,272
‫که گمون کنم ظاهرا همین‌طور باشه،

627
00:35:08,314 --> 00:35:10,274
‫یعنی احتمالا اصلا نمی‌خواین برگردین...

628
00:35:10,316 --> 00:35:11,692
‫و باید این رو بهتون بدم.

629
00:35:11,692 --> 00:35:13,402
‫- بخونش.
‫- ایشون چنین حرفی نزدن.

630
00:35:13,444 --> 00:35:15,696
‫گفتن این یکی شخصیه.
‫بین خودتونه.

631
00:35:15,696 --> 00:35:18,366
‫گفتن... گفتن...

632
00:35:24,205 --> 00:35:25,706
‫«سلام کیم جان، ببخشید که سرت داد زدم،»

633
00:35:25,706 --> 00:35:27,708
‫«زنیکه  لوس و کم‌استعداد خطابت کردم،»

634
00:35:27,750 --> 00:35:30,128
‫«عینکت رو شکستم و از پنجره بیرون انداختم.»

635
00:35:30,169 --> 00:35:31,546
‫«از اون‌جایی که همیشه تو رو...»

636
00:35:31,546 --> 00:35:33,297
‫«یکی از بااستعدادترین
‫و سخت‌کوش‌ترین بازیگران معاصر...»

637
00:35:33,339 --> 00:35:35,216
‫«و فردی به شدت باهوش و باشخصیت
‫محسوب می‌کردم،»

638
00:35:35,258 --> 00:35:36,843
‫«این حرف‌ها و اعمال...»

639
00:35:36,884 --> 00:35:39,137
‫«بیانگر احساسات حقیقیم نیستن.»

640
00:35:39,178 --> 00:35:40,555
‫«درسته، شاید همون‌طور
‫که یه بار پشت‌سرم گفته بودی،»

641
00:35:40,555 --> 00:35:42,431
‫«واقعا ماری دورو باشم...»

642
00:35:42,473 --> 00:35:45,351
‫«دیدی؟ خبرها به گوش من هم می‌رسن...
‫ولی عین خواهرم دوستت دارم،»

643
00:35:45,393 --> 00:35:47,520
‫«البته به جز همون روز آشناییمون
‫که تو مستراح بودیم...»

644
00:35:47,562 --> 00:35:50,439
‫«و همون‌طور که جفتمون می‌دونیم،
‫دیگه تکرار نشد.»

645
00:35:55,695 --> 00:35:57,155
‫«اصلا نمی‌خواستم هیچ‌جوره...»

646
00:35:57,196 --> 00:35:59,323
‫«اذیتت کرده، بهت توهین کرده
‫یا ناراحتت کنم،»

647
00:35:59,365 --> 00:36:02,160
‫«صرفا سعی کردم با ابزار محدود خودم...»

648
00:36:02,201 --> 00:36:04,745
‫«کارم رو که خوب در اومدن
‫تئاتر باشه، انجام بدم.»

649
00:36:04,745 --> 00:36:06,247
‫«من رو ببخش.»

650
00:36:06,247 --> 00:36:08,124
‫«چه بیای، چه نیای،
‫فردا اولین اجرامون رو برگزار می‌کنیم.»

651
00:36:08,166 --> 00:36:10,418
‫«اگه نیای، کل دست‌اندرکارانمون...»

652
00:36:10,418 --> 00:36:12,753
‫«علاوه بر نابغه‌ای نازک‌نارنجی و باهوش
‫به نام کنراد ارپ...»

653
00:36:12,753 --> 00:36:16,215
‫«از فاجعه‌ای تمام‌عیار
‫و فلاکتی غم‌انگیز رنج می‌برن.»

654
00:36:16,257 --> 00:36:19,260
‫«اگه بیای، از نقطه عطف دوران بازیگریت...»

655
00:36:19,302 --> 00:36:21,554
‫«که ذره‌ای اهمیت نداره، لذت می‌بری.»

656
00:36:21,596 --> 00:36:25,266
‫«فقط تک‌تک لحظات زندگیمون رو صحنه...»

657
00:36:25,266 --> 00:36:26,809
‫«و رفاقتمون اهمیت داره.»

658
00:36:26,851 --> 00:36:28,311
‫«از طرف خادمت، کارگردانت...»

659
00:36:28,352 --> 00:36:30,897
‫«و اگه ناراحت نمی‌شی، استاد وفادارت،»

660
00:36:30,938 --> 00:36:33,107
‫«شوبرت گرین.»

661
00:36:39,280 --> 00:36:41,657
‫اسمت چیه بازیگر ذخیره؟

662
00:36:41,657 --> 00:36:44,702
‫بازیگر ذخیره بااستعداد درجا...

663
00:36:44,744 --> 00:36:46,871
‫جای بازیگر اصلی وودرو رو گرفت.

664
00:36:47,830 --> 00:36:48,873
‫بعدش نفر دوم اسمی که نفر اول گفته رو...

665
00:36:48,873 --> 00:36:50,875
‫بیان کرده و اسم دیگه‌ای بهش اضافه می‌کنه.

666
00:36:50,875 --> 00:36:52,793
‫بعدش نفر سوم جفت اسامی رو
‫بیان کرده و اسم دیگه‌ای اضافه می‌کنه.

667
00:36:52,835 --> 00:36:55,087
‫بعدش نفر بعدی همین کار رو می‌کنه
‫و همین‌طور می‌چرخه.

668
00:36:55,129 --> 00:36:56,214
‫بازی حافظه است. فهمیدین؟

669
00:36:56,214 --> 00:36:57,673
‫من شروع می‌کنم. کلئوپاترا.

670
00:36:57,715 --> 00:36:59,300
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس.

671
00:36:59,342 --> 00:37:00,635
‫- درست بازی کردم؟
‫- احسنت.

672
00:37:00,676 --> 00:37:01,928
‫- معلومه. ایول.
‫- فهمیدم.

673
00:37:01,969 --> 00:37:04,388
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس...

674
00:37:04,388 --> 00:37:06,724
‫آنتونی فان لیوونهوک.

675
00:37:06,766 --> 00:37:08,392
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس...

676
00:37:08,392 --> 00:37:11,729
‫آنتونی فان لیوونهوک پاراسلسوس.

677
00:37:11,771 --> 00:37:13,231
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس...

678
00:37:13,231 --> 00:37:16,984
‫آنتونی فان لیوونهوک پاراسلسوس...
‫اِم... کورت گودل.

679
00:37:17,026 --> 00:37:17,777
‫آها، عضو حلقه وین بود.

680
00:37:17,818 --> 00:37:20,196
‫- منطق‌دان اتریشی بود.
‫- درسته.

681
00:37:21,239 --> 00:37:22,990
‫کلئوپاترا...

682
00:37:23,032 --> 00:37:24,992
‫جاگادیش چندر بوس...

683
00:37:25,034 --> 00:37:26,953
‫آنتونی فان لیوونهوک...

684
00:37:26,994 --> 00:37:28,955
‫پاراسلسوس...

685
00:37:28,996 --> 00:37:30,706
‫کورت گودل...

686
00:37:30,748 --> 00:37:32,124
‫- ویلیام براگ.
‫- کدومشون رو می‌گی؟

687
00:37:32,166 --> 00:37:34,043
‫- دو ویلیام براگ داریم.
‫- ویلیام هنری براگ رو می‌گم.

688
00:37:34,085 --> 00:37:36,212
‫- من پسرش رو بیشتر دوست دارم.
‫- پدرش بهتر بود.

689
00:37:36,254 --> 00:37:38,714
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس...

690
00:37:38,756 --> 00:37:40,424
‫- آنتونی فان...
‫- لیوونهوک...

691
00:37:40,424 --> 00:37:43,219
‫پاراسلسوس کورت گودل...

692
00:37:43,261 --> 00:37:44,637
‫ویلیام هنری براگ.

693
00:37:44,679 --> 00:37:46,722
‫- خودت هم یه اسم اضافه کن.
‫- لرد کلوین.

694
00:37:46,764 --> 00:37:48,766
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس...

695
00:37:48,766 --> 00:37:50,935
‫آنتونی فان لیوونهوک
‫پاراسلسوس کورت گودل...

696
00:37:50,935 --> 00:37:53,854
‫ویلیام هنری براگ
‫لرد کلوین...

697
00:37:53,896 --> 00:37:55,815
‫میج کمبل.
‫می‌شه اسمش رو بگم؟

698
00:37:55,856 --> 00:37:57,900
‫می‌تونی اسم هر فرد حقیقی رو بگی.

699
00:37:57,942 --> 00:37:59,443
‫کلئوپاترا جاگادیش چندر بوس...

700
00:37:59,443 --> 00:38:01,112
‫- می‌تونی اسم مادرم رو هم بگی.
‫- الگوی منه.

701
00:38:01,112 --> 00:38:03,281
‫نوبت منه. جاگادیش چندر بوس
‫آنتونی فان لیوونهوک...

702
00:38:03,281 --> 00:38:05,908
‫پاراسلسوس کورت گودل
‫ویلیام براگِ پدر...

703
00:38:05,950 --> 00:38:07,451
‫لرد کلوینِ ریاضی‌دان و فیزیک‌دان...

704
00:38:07,451 --> 00:38:09,745
‫میج کمبل که مادر توئه...

705
00:38:09,787 --> 00:38:11,998
‫کنستانتین تسیولکوفسکی
‫که دانشمند فضانوردی بود.

706
00:38:12,039 --> 00:38:14,041
‫گمون نکنم این بازی به درد ما بخوره.

707
00:38:14,083 --> 00:38:15,376
‫اِم، خودمون نوابغ رو می‌گم.

708
00:38:15,418 --> 00:38:16,752
‫گمون کنم احتمالا
‫تا ابد ادامه داشته باشه.

709
00:38:16,794 --> 00:38:17,878
‫من مشکلی ندارم.

710
00:38:17,920 --> 00:38:19,297
‫هیچ‌کدوم از هم‌مدرسه‌ای‌هام...

711
00:38:19,297 --> 00:38:21,007
‫اصلا راضی نمی‌شن
‫این بازی رو باهام بکنن.

712
00:38:21,048 --> 00:38:22,717
‫ضمنا، اگه بازی کنن هم
‫اسامی تابلویی می‌گن.

713
00:38:22,758 --> 00:38:24,010
‫من اسم بعدیم رو انتخاب کردم: دیوفانت.

714
00:38:24,051 --> 00:38:25,469
‫صبر کن نوبت خودت بگو.

715
00:38:25,469 --> 00:38:27,680
‫این‌دفعه برعکس بگو «نابغه».

716
00:38:27,722 --> 00:38:29,682
‫آخرین اسم رو اول بگو.

717
00:38:31,309 --> 00:38:33,811
‫هوجو توکی‌یوکی...

718
00:38:33,853 --> 00:38:35,896
‫کنستانتین تسیولکوفسکی...

719
00:38:35,938 --> 00:38:37,940
‫میج کمبل
‫لرد کلوین...

720
00:38:37,982 --> 00:38:40,484
‫ویلیام هنری براگ
‫کورت گودل...

721
00:38:40,484 --> 00:38:42,903
‫پاراسلسوس
‫آنتونی فان لیوونهوک...

722
00:38:42,945 --> 00:38:45,156
‫جاگادیش چندر بوس...

723
00:38:46,949 --> 00:38:48,868
‫کلئوپاترا.

724
00:38:50,995 --> 00:38:56,959
‫[پرده اول]
‫[صحنه‌های سیزدهم تا هفدهم]

725
00:38:57,001 --> 00:38:59,920
‫سیگارت رو خاموش کن دوایت.

726
00:38:59,962 --> 00:39:01,464
‫عه، وایستین. وایستین.

727
00:39:01,464 --> 00:39:03,549
‫باید از خودتون خجالت بکشین آقایون.
‫نمی‌کشین؟

728
00:39:03,591 --> 00:39:05,092
‫چرا خانم، ولی سیگاره رو ما بهش ندادیم.

729
00:39:05,134 --> 00:39:06,469
‫- ندادین؟
‫- ما بهش سیگار ندادیم.

730
00:39:06,510 --> 00:39:07,970
‫حتما خودش از دستگاه سیگار...

731
00:39:07,970 --> 00:39:09,805
‫- خریده بودش.
‫- دوایت!

732
00:39:13,601 --> 00:39:15,102
‫حرفتون رو کاملا باور نکردم.

733
00:39:15,144 --> 00:39:16,937
‫بیا بریم.

734
00:39:18,981 --> 00:39:21,025
‫- به سلامت دوایت.
‫- به سلامت دوایت.

735
00:39:39,585 --> 00:39:41,670
‫اصلا واقعا حضور داشتم؟

736
00:39:42,505 --> 00:39:44,507
‫اصلا واقعا حضور داشتم؟

737
00:39:45,174 --> 00:39:48,344
‫اصلا واقعا... حضور داشتم؟

738
00:39:52,515 --> 00:39:54,141
‫دارم دیالوگ‌هام رو حفظ می‌کنم.

739
00:39:54,183 --> 00:39:56,185
‫آها.

740
00:40:00,022 --> 00:40:01,690
‫تأیید می‌کنم.

741
00:40:21,710 --> 00:40:24,547
‫تو یکی از سکانس‌ها خیلی خوب افتادم
‫می‌خوای ببینیش؟

742
00:40:26,006 --> 00:40:28,634
‫- ها؟ جواب مثبت دادم؟
‫- هیچ جوابی ندادی.

743
00:40:28,676 --> 00:40:30,761
‫اِم، می‌خواستم جواب مثبت بدم.
‫از دهنم... از دهنم صدا خارج نشد.

744
00:40:30,803 --> 00:40:31,804
‫سکانسش تک‌گوییه.

745
00:40:31,846 --> 00:40:34,098
‫فرض کن با خروجم از حموم آغاز می‌شه.

746
00:40:38,811 --> 00:40:41,021
‫وقتی تازه از بین کل منشی‌ها
‫انتخابم کرده بودی،

747
00:40:41,021 --> 00:40:43,524
‫موجودی حساب بانکیم ۱۱۱ دلار بود.

748
00:40:43,566 --> 00:40:45,401
‫با یه گربه و یه طوطی دم‌دراز...

749
00:40:45,443 --> 00:40:46,777
‫تو آلونک کثیف تک‌خوابه‌ای زندگی می‌کردم.

750
00:40:46,819 --> 00:40:49,029
‫ماشین دیسوتوم رو فروختم
‫که پیش‌پرداخت حلقه نامزدیم رو...

751
00:40:49,029 --> 00:40:50,698
‫بهت قرض بدم.

752
00:40:50,698 --> 00:40:51,866
‫بهار بود.

753
00:40:51,907 --> 00:40:53,534
‫من درد نمی‌کشم.

754
00:40:53,534 --> 00:40:55,744
‫خودم می‌دونم آدم خوبی هستی.

755
00:40:55,786 --> 00:40:57,037
‫شرمنده نیستم.

756
00:40:57,037 --> 00:40:59,165
‫اصلا گولت نزده بودم.

757
00:40:59,206 --> 00:41:01,750
‫من رو چون تصویر محوی
‫تو آینه ماشین به خاطر بسپار.

758
00:41:01,792 --> 00:41:03,502
‫اصلا واقعا حضور داشتم؟

759
00:41:03,544 --> 00:41:05,588
‫واقعا من رو دیده بودی؟

760
00:41:07,047 --> 00:41:09,550
‫حتی خودم هم دیگه نمی‌تونم
‫خودم رو ببینم.

761
00:41:11,802 --> 00:41:13,971
‫ولی همین‌جام.

762
00:41:13,971 --> 00:41:16,182
‫بیا طلاق بگیریم.

763
00:41:18,934 --> 00:41:20,853
‫گاهی اوقات واسه این سکانس‌ها بدل میارن.

764
00:41:20,895 --> 00:41:22,855
‫گاهی اوقات میارن.

765
00:41:22,897 --> 00:41:24,440
‫راستی، گمون نکنم
‫از ریش خوشم بیاد.

766
00:41:24,440 --> 00:41:25,983
‫می‌شه باز هم ازت عکس بگیرم؟

767
00:41:26,025 --> 00:41:27,943
‫نمی‌خوام منتشرش کنم.

768
00:41:28,611 --> 00:41:30,362
‫خیال می‌کردم اصلا اجازه نمی‌گیری.

769
00:41:34,408 --> 00:41:36,285
‫تکون نخور.

770
00:41:44,418 --> 00:41:46,378
‫ترجیح می‌دم نقش های
‫رقت‌انگیز و آسیب‌دیده رو ایفا کنم...

771
00:41:46,420 --> 00:41:48,464
‫و احتمالا روزی جسد خودم رو تو وانی...

772
00:41:48,506 --> 00:41:50,382
‫که آبش لبریز شده پیدا کنن و ببینن...

773
00:41:50,424 --> 00:41:53,260
‫و یه قوطی قرص خواب رو زمین ریخته، ولی...

774
00:41:53,302 --> 00:41:57,556
‫خیلی غم‌انگیزه که واقعا
‫کمدین بااستعدادی‌ام.

775
00:41:57,598 --> 00:41:59,683
‫- درسته.
‫- متأهلی؟

776
00:41:59,725 --> 00:42:02,520
‫بیوه‌ام، ولی به بچه‌هام نگو.

777
00:42:02,561 --> 00:42:04,146
‫- واسه چی نگم؟
‫- اِم... اِم...

778
00:42:04,188 --> 00:42:06,106
‫- البته کلا نمی‌خواستم بگم.
‫- خیلی‌خب. باشه.

779
00:42:06,148 --> 00:42:08,025
‫- باشه.
‫- وای. عذر می‌خوام.

780
00:42:08,067 --> 00:42:12,154
‫ممنون. البته خودشون می‌دونن،
‫ولی دقیقا نمی‌دونن.

781
00:42:13,989 --> 00:42:17,993
‫[لوازم بهداشتی]
‫[صابون] [شیر]

782
00:42:18,035 --> 00:42:20,454
‫[املاک]
‫[تنقلات]

783
00:42:20,454 --> 00:42:21,705
‫این یکی دستگاه...

784
00:42:21,747 --> 00:42:23,666
‫- دقیقا چی می‌ده جناب؟
‫- [املاک]

785
00:42:23,707 --> 00:42:25,417
‫سوالتون رو درک می‌کنم.

786
00:42:25,459 --> 00:42:27,086
‫این دستگاه زمین می‌فروشه.

787
00:42:27,127 --> 00:42:28,587
‫- گفتین زمین می‌فروشه؟
‫- آره، درسته.

788
00:42:28,587 --> 00:42:30,589
‫در واقع، زمین‌هاش پشت همین کلبه‌هاست.

789
00:42:30,589 --> 00:42:32,216
‫با همین دستگاه فروش نوشابه می‌فروشنشون؟

790
00:42:32,258 --> 00:42:33,259
‫آره، درسته.

791
00:42:35,261 --> 00:42:37,346
‫خب، من که تو روتون
‫دروغگو خطابتون نمی‌کنم،

792
00:42:37,388 --> 00:42:39,390
‫ولی به نظرم دارین چرت و پرت می‌گین.

793
00:42:39,431 --> 00:42:41,308
‫حرفتون رو درک می‌کنم.
‫چرت و پرت نمی‌گم.

794
00:42:41,350 --> 00:42:43,060
‫اگه پول وارد کنین،
‫سند رسمی...

795
00:42:43,102 --> 00:42:44,603
‫زمین رو دریافت می‌کنین.

796
00:42:44,645 --> 00:42:46,230
‫چند متر زمین می‌ده؟

797
00:42:46,272 --> 00:42:47,690
‫اگه به اندازه ده دلار ۲۵ سنتی بندازین،

798
00:42:47,731 --> 00:42:50,359
‫تقریبا به اندازه نصف زمین تنیس زمین می‌ده.

799
00:42:50,401 --> 00:42:53,404
‫[زمین عمرانی شماره ۴۳۹۷ سیارک‌آباد]

800
00:42:53,779 --> 00:42:56,657
‫[یکی از سه ظرف خاکستر]

801
00:42:56,699 --> 00:42:59,702
‫معجون رو بریز.

802
00:42:59,743 --> 00:43:02,246
‫اجی مجی لا ترجی.

803
00:43:02,288 --> 00:43:05,291
‫اجی مجی لا ترجی.

804
00:43:06,375 --> 00:43:11,630
‫خب، مامان با این طلسم زنده می‌شه.

805
00:43:11,630 --> 00:43:14,383
‫خدایا مواظب این استخون‌ها باش.

806
00:43:21,098 --> 00:43:23,100
‫چی تو اون ظرف «تاپرور» ریختین؟

807
00:43:27,646 --> 00:43:30,232
‫بالاخره بهتون گفت.

808
00:43:41,535 --> 00:43:43,370
‫این پیرمرد کیه؟

809
00:43:43,412 --> 00:43:45,039
‫گمون کنم بابابزرگ باشه.

810
00:43:45,080 --> 00:43:46,624
‫من رو به خاطر ندارین.

811
00:43:46,665 --> 00:43:48,667
‫من بوش رو به خاطر دارم.

812
00:43:56,133 --> 00:43:58,135
‫قرار نیست دخترم رو
‫تو راهسرایی...

813
00:43:58,177 --> 00:44:00,095
‫وسط بیابون کنار حموم عمومی...

814
00:44:00,137 --> 00:44:03,182
‫دفن کرده و ولش کنیم.

815
00:44:04,391 --> 00:44:06,393
‫- داری مراسم ختمش رو خراب می‌کنی!
‫- مامان با این کارش جهنمی می‌شه!

816
00:44:06,435 --> 00:44:10,064
‫اگه شکنجه‌مون کنی،
‫قربانیت می‌کنیم.

817
00:44:10,105 --> 00:44:11,649
‫درک می‌کنم.

818
00:44:11,690 --> 00:44:15,152
‫ممنونم که رک و راست گفتی.

819
00:44:15,194 --> 00:44:17,363
‫ببینین چی می‌گم...
‫بیاین بذاریم تا فردا صبح...

820
00:44:17,363 --> 00:44:19,281
‫زیر خاک بمونه.

821
00:44:19,323 --> 00:44:20,824
‫بعدش اون ظرف «تاپرور» رو
‫از خاک درمیاریم،

822
00:44:20,866 --> 00:44:22,618
‫باهاش سوار کادیلاکم می‌شیم...

823
00:44:22,660 --> 00:44:25,162
‫و این آخرهفته دوباره تو حیاط پشتی...

824
00:44:25,204 --> 00:44:26,664
‫خونه قشنگم که استخر هم داره،

825
00:44:26,705 --> 00:44:28,832
‫کنار هفتمین حفره رانچو پامز خاکش می‌کنیم.

826
00:44:28,874 --> 00:44:30,417
‫موافقین؟

827
00:44:30,459 --> 00:44:32,336
‫- اوهوم.
‫- خیلی‌خب.

828
00:44:33,545 --> 00:44:35,464
‫امیدوار باشیم تا اون موقع
‫گرگ‌های صحرایی از خاک بیرون نیارنش.

829
00:44:35,506 --> 00:44:37,383
‫البته از دست ما که کاری ساخته نیست.

830
00:44:38,884 --> 00:44:41,345
‫عه. اونجا رو.

831
00:44:50,229 --> 00:44:55,567
‫[سه‌نقطه آسمانی]

832
00:44:55,609 --> 00:44:56,443
‫[روز سیارک]

833
00:44:56,485 --> 00:44:58,404
‫امشب شاهد واقعه خیلی مهمی هستین.

834
00:44:58,404 --> 00:45:00,322
‫نمی‌دونم چند نفرتون تا حالا...

835
00:45:00,364 --> 00:45:02,199
‫سه‌نقطه آسمانی رو مشاهده کردین.

836
00:45:02,241 --> 00:45:05,077
‫اصلا می‌شه هر کی مشاهده کرده
‫دستش رو بلند کنه؟

837
00:45:05,786 --> 00:45:07,413
‫هیچ‌کس مشاهده نکرده؟

838
00:45:07,413 --> 00:45:09,331
‫عجب. خیلی‌خب.

839
00:45:09,373 --> 00:45:13,210
‫خب، قراره سه نقطه ساده مشاهده کنین:

840
00:45:13,252 --> 00:45:15,587
‫تو جعبه شکستیتون سه نقطه مشاهده می‌کنین...

841
00:45:15,629 --> 00:45:18,132
‫که شاید اولش چندان هیجان‌انگیز جلوه نکنه،

842
00:45:18,173 --> 00:45:19,591
‫ولی اگه فکر کنین اون نقطه‌ها...

843
00:45:19,633 --> 00:45:20,884
‫چطور تونستن خودشون رو از فاصله...

844
00:45:20,926 --> 00:45:22,886
‫چندین هزار میلیاردی تو فضا...

845
00:45:22,928 --> 00:45:25,889
‫به جعبه مقوایی سیاه شما برسونن،
‫جالب می‌شه.

846
00:45:25,931 --> 00:45:27,766
‫زمین، خورشید، ماه...

847
00:45:27,766 --> 00:45:29,476
‫و صفحه کهکشان راه شیری...

848
00:45:29,518 --> 00:45:31,353
‫هر ۵۷ سال دو بار به طور هماهنگ...

849
00:45:31,395 --> 00:45:34,273
‫در زاویه مداری مناسبی قرار می‌گیرن...

850
00:45:34,273 --> 00:45:37,568
‫و انرژی تابشی
‫سه منظومه ستاره‌ای همسایه...

851
00:45:37,609 --> 00:45:39,528
‫نوری دایرةالبروجی ارسال می‌کنه...

852
00:45:39,570 --> 00:45:41,321
‫و فرضیه لاس کیهانی...

853
00:45:41,363 --> 00:45:43,574
‫از همین طریق ثابت می‌شه.

854
00:45:43,615 --> 00:45:46,618
‫مسلما مشکل از این قراره
‫که محاسباتش درست درنمیاد؛

855
00:45:46,660 --> 00:45:48,328
‫ولی شاید نابغه‌ای که روزی...

856
00:45:48,370 --> 00:45:50,456
‫اون مشکل رو حل می‌کنه،
‫یکی از شما باشه.

857
00:45:50,497 --> 00:45:53,542
‫پدیده مذکور سی ثانیه دیگه رخ می‌ده.

858
00:45:53,584 --> 00:45:55,627
‫یادتون باشه
‫اگه جای جعبه شکستیتون،

859
00:45:55,669 --> 00:45:57,379
‫مستقیما سه‌نقطه رو نگاه کنین،

860
00:45:57,421 --> 00:45:59,256
‫نه تنها خودش رو مشاهده نمی‌کنین،

861
00:45:59,298 --> 00:46:00,632
‫بلکه احتمالا همون نقطه‌ها رو...

862
00:46:00,674 --> 00:46:02,634
‫روی شبکیه‌تون بسوزونه
‫و هیچ‌وقت خوب نشه.

863
00:46:02,634 --> 00:46:05,262
‫خودم از این بابت مطمئنم،
‫آخه از وقتی چیزی به ۱۲ سالگیم نمونده بود،

864
00:46:05,304 --> 00:46:07,222
‫جاشون رو شبکیه خودم مونده.

865
00:46:07,264 --> 00:46:09,683
‫همون موقع فهمیدم می‌خوام اخترشناس بشم...

866
00:46:09,725 --> 00:46:10,851
‫که داستانش مرتبط نیست.

867
00:46:10,893 --> 00:46:11,935
‫جعبه‌هاتون رو سرتون کنین.

868
00:46:38,462 --> 00:46:39,880
‫ایناهاش.

869
00:46:41,590 --> 00:46:43,342
‫اِم، واقعا رنگ درخشانشون...

870
00:46:43,383 --> 00:46:45,302
‫خیلی شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

871
00:46:45,344 --> 00:46:47,513
‫خیلی هیجان‌انگیزه.
‫همه می‌بینن؟

872
00:46:47,513 --> 00:46:50,182
‫من نمی‌بینم. چیزی جز گیره کاغذ نمی‌بینم.

873
00:46:53,936 --> 00:46:56,188
‫آره! کار می‌کنه.

874
00:46:56,855 --> 00:46:58,357
‫تو شلی هستی؟

875
00:46:58,398 --> 00:46:59,566
‫آره.

876
00:46:59,608 --> 00:47:01,985
‫الگوت منم. درجه پیشاهنگیت چیه؟

877
00:47:02,027 --> 00:47:04,238
‫منشی ارشد هستم.

878
00:47:04,279 --> 00:47:05,823
‫من خودم شیرینی‌فروش بودم.

879
00:47:05,864 --> 00:47:07,366
‫واقعا؟ وای.

880
00:47:07,366 --> 00:47:09,743
‫تو جوخه ۷۵ چی می‌گن؟

881
00:47:13,539 --> 00:47:15,207
‫هوم؟

882
00:49:56,702 --> 00:50:00,747
‫اِم، فضاییه سیارک رو دزدید.

883
00:50:03,333 --> 00:50:10,298
‫[پایان پرده اول]
‫[استراحت اختیاری]

884
00:50:10,340 --> 00:50:12,300
‫[اولین تمرین]
‫[ساعت حضور بازیگران: هشت شب]

885
00:50:12,342 --> 00:50:14,761
‫[زود اومدن سر وقت محسوب می‌شه]
‫[کارگردان: آقای گرین]

886
00:50:14,761 --> 00:50:16,847
‫نظرت چیه لانکی؟

887
00:50:16,888 --> 00:50:18,890
‫خوبه.

888
00:50:23,770 --> 00:50:25,856
‫نمی‌خوام بپرسم اینجا چه خبره.

889
00:50:25,897 --> 00:50:29,026
‫همسرش پالی در اولین هفته
‫تمرینات تئاترشون ترکش کرده...

890
00:50:29,067 --> 00:50:31,778
‫و با یکی از بازیکنان پست بیس دوم
‫لیگ برتر بیسبال دوست شد.

891
00:50:31,778 --> 00:50:33,739
‫اینجا محل سکونتمه.

892
00:50:33,780 --> 00:50:35,741
‫♪ وای رز ♪

893
00:50:38,118 --> 00:50:39,411
‫این رو امضا کن.

894
00:50:39,453 --> 00:50:41,621
‫وای نه.

895
00:50:42,831 --> 00:50:45,667
‫کارنامه کلارکه.

896
00:50:45,709 --> 00:50:47,794
‫آها. خیال می‌کردی چیه؟

897
00:50:47,836 --> 00:50:50,130
‫خیال می‌کردم شاید
‫تا الان طلاق گرفته باشیم.

898
00:50:50,172 --> 00:50:51,339
‫آها.

899
00:50:51,381 --> 00:50:53,759
‫هنوز نگرفتیم، ولی بالاخره می‌گیریم.

900
00:50:53,800 --> 00:50:56,344
‫باز هم شاگرد اول شد.

901
00:51:09,816 --> 00:51:11,818
‫من تو پنت‌هاوس دیگو ساکن شدم.

902
00:51:11,818 --> 00:51:14,362
‫کلارک خونه مادرمه.
‫واحدمون خالیه.

903
00:51:14,404 --> 00:51:16,114
‫واسه چی نمی‌ری خونه؟

904
00:51:16,156 --> 00:51:18,992
‫به نظرم بهتره تو خونه‌ای
‫با پنجره واقعی تنها نباشم.

905
00:51:22,412 --> 00:51:24,414
‫اصلاح موی سر و صورتم
‫به عهده بخش گریمه.

906
00:51:24,456 --> 00:51:26,833
‫شستن لباس‌هام به عهده بخش طراحی لباسه.

907
00:51:26,833 --> 00:51:30,170
‫فعلا جام همین‌جاست.

908
00:51:30,212 --> 00:51:31,797
‫خیلی بهتره.

909
00:51:31,838 --> 00:51:33,965
‫- نور سبز به کار بردی؟
‫- هوم.

910
00:51:37,135 --> 00:51:39,471
‫ده سال زندگی مشترکمون
‫خیلی خوب شوبرت.

911
00:51:39,513 --> 00:51:41,807
‫از یه لحظه‌اش هم پشیمون نیستم.

912
00:51:41,848 --> 00:51:44,184
‫کلارک هنوز خیلی دوستت داره.

913
00:51:44,226 --> 00:51:46,311
‫خودم هنوز خیلی دوستت دارم.

914
00:51:46,353 --> 00:51:48,105
‫ولی عین سابق دوستم نداری؟

915
00:51:49,147 --> 00:51:51,191
‫ولی عین سابق دوستت ندارم.

916
00:51:51,441 --> 00:51:53,443
‫شوبرت گرین در طول...

917
00:51:53,443 --> 00:51:54,945
‫هر ۷۸۵ اجرای «سیارک‌آباد»،

918
00:51:54,986 --> 00:51:58,865
‫پشت‌صحنه سالن تئاتر تارکینگتن زندگی کرد.

919
00:51:58,907 --> 00:52:00,283
‫شب‌های تاریک رو...

920
00:52:00,325 --> 00:52:03,036
‫تو سوئیت مخصوص فرماندار
‫هتل نبراسکا سپری کرد.

921
00:52:03,078 --> 00:52:05,038
‫آخرین نظرم رو هم بگم.

922
00:52:05,080 --> 00:52:08,208
‫سعی کن میج رو راضی کنی
‫دیالوگش رو موقع خروج...

923
00:52:08,250 --> 00:52:11,503
‫از پنجمین صحنه پرده سوم،
‫بعد از بستن در بگه.

924
00:52:11,545 --> 00:52:15,132
‫هوم. شاید واقعا محکوم به فناییم.

925
00:52:15,173 --> 00:52:16,508
‫راضیش می‌کنم.

926
00:52:21,972 --> 00:52:23,515
‫خداحافظ.

927
00:52:23,557 --> 00:52:28,812
‫[اموال بخش طراحی صحنه «سیارک‌آباد»]

928
00:52:35,026 --> 00:52:41,074
‫[پرده دوم]
‫[صحنه‌های اول و دوم]

929
00:52:41,074 --> 00:52:42,576
‫[قرنطینه شدید]
‫[ورود و خروج ممنوع]

930
00:52:42,617 --> 00:52:45,203
‫[به دستور بخش آزمایشات و تحقیقات
‫علوم نظامی ایالات متحده]

931
00:52:45,203 --> 00:52:48,874
‫[تقاطع خط‌آهن]
‫[قرنطینه]

932
00:52:48,874 --> 00:52:54,880
‫[قرنطینه شدید]
‫[ورود و خروج ممنوع]

933
00:52:54,880 --> 00:52:57,883
‫[پمپ بنزین]
‫[قرنطینه]

934
00:52:57,924 --> 00:52:59,092
‫[شهاب‌سنگ دشت بایر]

935
00:52:59,092 --> 00:53:02,888
‫[دهانه برخوردی]

936
00:53:09,686 --> 00:53:11,897
‫اومد.

937
00:53:12,564 --> 00:53:14,900
‫همین الان رئیس‌جمهور رو باخبر کردم.

938
00:53:14,941 --> 00:53:17,027
‫ایشون بهم اجازه داده
‫مفاد برنامه‌ریزی شماره ده...

939
00:53:17,027 --> 00:53:19,237
‫کشمکش‌های مهم امنیت ملی رو
‫خونده و اجرا کنم.

940
00:53:19,279 --> 00:53:20,947
‫الان می‌خونم.

941
00:53:20,989 --> 00:53:22,365
‫«دستورالعمل فوق‌سری پیش‌رو...»

942
00:53:22,407 --> 00:53:25,702
‫«در تاریخ یکم ژوئیه ۱۹۵۰ تصویب گردیده.»

943
00:53:25,702 --> 00:53:27,370
‫«در صورت رویارویی ناگهانی...»

944
00:53:27,412 --> 00:53:29,706
‫«با هر نوع موجود یا موجودات خردمندی
‫از هر سیاره‌ای...»

945
00:53:29,706 --> 00:53:31,666
‫«به غیر از سیاره زمین خودمان،»

946
00:53:31,708 --> 00:53:34,002
‫«حتما تشریفات پیش‌رو را
‫اعمال کنید:»

947
00:53:34,044 --> 00:53:36,004
‫«مورد اول، مطمئن شوید گونه مذکور...»

948
00:53:36,046 --> 00:53:37,505
‫«از دولت زمینی خارجی متخاصمی...»

949
00:53:37,547 --> 00:53:39,216
‫«دستور نمی‌گیرد.»

950
00:53:39,257 --> 00:53:41,009
‫نه، گمون نکنم واسه روس‌ها...

951
00:53:41,051 --> 00:53:42,385
‫یا چینی‌های کمونیست کار کنه،
‫ولی از کجا معلوم؟

952
00:53:42,427 --> 00:53:44,221
‫به نظر من که اصلا این‌طور نبود.

953
00:53:44,262 --> 00:53:46,932
‫«مورد دوم، مطمئن شوید
‫گونه مذکور قصد تصاحب،»

954
00:53:46,973 --> 00:53:49,226
‫«استعمار، نابودی یا مصادره منابع...»

955
00:53:49,267 --> 00:53:51,937
‫«نواحی تحت سلطه
‫ایالات متحده آمریکا را نداشته باشد.»

956
00:53:51,978 --> 00:53:54,105
‫گمون نکنم.
‫سیارکه رو برداشت و رفت.

957
00:53:54,147 --> 00:53:56,191
‫«مورد سوم، تمام شاهدان احتمالی را
‫شناسایی و بازداشت...»

958
00:53:56,233 --> 00:53:57,692
‫«و حداقل تا یک هفته...»

959
00:53:57,734 --> 00:53:59,277
‫«یا به اصطلاح هفت روز...»

960
00:53:59,319 --> 00:54:00,737
‫«به طور گروهی حبس کرده...»

961
00:54:00,737 --> 00:54:02,322
‫«و در این حین
‫مجموعه اسنتطاق‌ها و آزمایشاتی...»

962
00:54:02,364 --> 00:54:04,241
‫«از پیش تعیین‌شده را...»

963
00:54:04,282 --> 00:54:06,159
‫«روی آن‌ها اعمال کنید.»

964
00:54:06,201 --> 00:54:08,161
‫رویه همیشگی از همین قراره.
‫خودمون دست به کار شدیم.

965
00:54:08,203 --> 00:54:09,621
‫«مورد چهارم، منطقه مذکور را مسدود،»

966
00:54:09,663 --> 00:54:11,206
‫«انتشار اطلاعات را ممنوع،»

967
00:54:11,248 --> 00:54:13,041
‫«کل مدارک را جمع‌آوری...»

968
00:54:13,083 --> 00:54:14,292
‫«و به تأسیساتی کاملا ایمن...»

969
00:54:14,334 --> 00:54:15,752
‫«و زیرزمینی منتقل کرده...»

970
00:54:15,752 --> 00:54:17,587
‫«و حداقل به مدت صد سال...»

971
00:54:17,587 --> 00:54:19,714
‫«یا به اصطلاح ۳۶,۵۰۰ روز،
‫واقعه مذکور و تمام جوانبش را...»

972
00:54:19,756 --> 00:54:22,592
‫«در ملاء عام انکار کنید.»

973
00:54:22,592 --> 00:54:24,261
‫پایان دستورالعمل.

974
00:54:24,261 --> 00:54:25,720
‫- خیلی واضح بود.
‫- عجب.

975
00:54:25,762 --> 00:54:27,097
‫- بهشون چی بگیم؟
‫- به کی؟

976
00:54:27,138 --> 00:54:28,306
‫اخترشناسان رصدی جوان،

977
00:54:28,348 --> 00:54:29,724
‫رزم‌جویان فضایی
‫و مامان و باباشون رو می‌گم.

978
00:54:29,766 --> 00:54:32,102
‫- میج کمبل هم هست.
‫- میج کمبل هم هست.

979
00:54:32,143 --> 00:54:33,728
‫بهشون بگیم چنین اتفاقی رخ نداده؟

980
00:54:35,397 --> 00:54:37,649
‫نه، مسلما باید با بهانه‌ای مناسب...

981
00:54:37,691 --> 00:54:40,360
‫ماست‌مالیش کنیم.

982
00:54:41,194 --> 00:54:42,654
‫[کافه]
‫[صبحانه، ناهار و شام داغ]

983
00:54:42,696 --> 00:54:44,614
‫من رو به چالش می‌طلبین؟

984
00:54:44,614 --> 00:54:46,241
‫[تخت شماره یک]

985
00:54:46,283 --> 00:54:48,994
‫- به چالش بطلبمت که چیکار کنی؟
‫- که اون دکمه رو فشار بدم.

986
00:54:50,120 --> 00:54:52,247
‫گردنت رو می‌شکنم‌ها.

987
00:54:52,289 --> 00:54:53,748
‫عکس سیب خوردن آدم فضاییه.

988
00:54:53,790 --> 00:54:55,125
‫عکس پروانه زدن آدم فضاییه.

989
00:54:55,166 --> 00:54:56,334
‫عکس آدم فضایی کلاه انگلیسی به سره.

990
00:54:56,376 --> 00:54:58,169
‫عکس از نردبان بالا رفتن آدم فضاییه.

991
00:54:58,211 --> 00:54:59,421
‫عکس اسب‌سواری آدم فضاییه.
‫عکس آدم فضایی...

992
00:54:59,462 --> 00:55:01,214
‫از اول تعریف کن.

993
00:55:01,256 --> 00:55:04,050
‫من که ۵۰ بار بهتون گفتم،
‫فضاییه سیارک رو برداشت...

994
00:55:04,092 --> 00:55:05,510
‫- به گفته بعضی فضایی بوده.
‫- خودم می‌فهمم چی دیدم!

995
00:55:05,552 --> 00:55:07,220
‫- اسم درستش شهاب‌سنگه.
‫- موجودی فرازمینی بود.

996
00:55:07,262 --> 00:55:09,014
‫این بخشی از نشریه مدرسه‌تونه.

997
00:55:09,055 --> 00:55:10,640
‫تو سطر امضاتون مطلبی در نقد...

998
00:55:10,682 --> 00:55:12,517
‫روش‌های انضباطی مدیرتون نوشتین.

999
00:55:12,559 --> 00:55:15,103
‫- منبعت چی بود؟
‫- اون موقع کلاس ششم بودم.

1000
00:55:15,145 --> 00:55:17,147
‫- جواب سوالم رو بده.
‫- خبرچینی هم نمی‌کنم!

1001
00:55:21,401 --> 00:55:23,153
‫- خودت من رو به چالش طلبیدی!
‫- من چی گفته بودم؟

1002
00:55:23,153 --> 00:55:25,113
‫- من چی گفته بودم؟
‫- خودت من رو به چالش طلبیدی!

1003
00:55:25,113 --> 00:55:31,077
‫[پرده دوم]
‫[صحنه‌های سوم تا هفتم]

1004
00:55:33,663 --> 00:55:36,207
‫خیلی‌خب. اِم...

1005
00:55:39,627 --> 00:55:41,171
‫می‌خوام برنامه درسی...

1006
00:55:41,212 --> 00:55:43,298
‫اصلی خودم رو ارائه بدم.

1007
00:55:43,340 --> 00:55:45,425
‫صرفا نمی‌خوام نظم رو
‫تحت شرایط کنونی به هم بزنم.

1008
00:55:45,467 --> 00:55:46,801
‫گمون کنم برخی...

1009
00:55:46,843 --> 00:55:48,386
‫برخی از اطلاعاتمون راجع به فضا...

1010
00:55:48,428 --> 00:55:50,180
‫دیگه کاملا درست نباشه،

1011
00:55:50,180 --> 00:55:52,557
‫ولی بگذریم، تا جایی که می‌دونیم،

1012
00:55:52,599 --> 00:55:54,768
‫منظومه شمسی
‫هنوز هم ۹ سیاره بیشتر نداره. بیلی؟

1013
00:55:54,809 --> 00:55:57,020
‫ولی الان یه آدم فضایی هم هست.

1014
00:55:57,687 --> 00:55:59,773
‫درسته، طبق شواهد همین‌طوره.

1015
00:55:59,814 --> 00:56:01,274
‫با این حال از نپتون بگیم:

1016
00:56:01,316 --> 00:56:03,151
‫نپتون که از نظر قطر،
‫چهارمین سیاره بزرگ منظومه است،

1017
00:56:03,193 --> 00:56:05,737
‫فقط هر ۱۶۵ سال یه بار دور خورشید می‌گرده.

1018
00:56:05,779 --> 00:56:06,863
‫برنیس؟

1019
00:56:06,863 --> 00:56:09,616
‫شاید فضاییه به اونجا رفته باشه.

1020
00:56:09,657 --> 00:56:11,659
‫خب، ممکنه.

1021
00:56:11,701 --> 00:56:13,370
‫گمون نکنم کسی بدونه...

1022
00:56:13,370 --> 00:56:15,538
‫فضاییه کجا رفته
‫یا از کجا اومده.

1023
00:56:15,580 --> 00:56:17,207
‫بگو دوایت.

1024
00:56:17,207 --> 00:56:18,708
‫اولش خیال می‌کردم فضاییه دزدکی اومده،

1025
00:56:18,708 --> 00:56:21,336
‫ولی الان گمون می‌کنم احتمالا
‫بابت اومدن به زمین اضطراب داشته.

1026
00:56:21,378 --> 00:56:23,296
‫شرط می‌بندم تا حالا اینجا نیومده بوده.

1027
00:56:23,338 --> 00:56:24,714
‫پس اگه این‌قدر متشخصه،

1028
00:56:24,714 --> 00:56:26,174
‫واسه چی سیارکمون رو دزدید؟

1029
00:56:26,216 --> 00:56:28,134
‫سوالات همه‌تون منطقیه،

1030
00:56:28,176 --> 00:56:30,220
‫ولی فعلا بیاین از نپتون بگیم،

1031
00:56:30,220 --> 00:56:32,305
‫آخه فرصت نداشتم
‫مبحثی راجع به...

1032
00:56:32,347 --> 00:56:33,723
‫موضوع کنونیمون آماده کنم.

1033
00:56:33,765 --> 00:56:35,183
‫منظورتون همون فضاییه است.

1034
00:56:35,225 --> 00:56:37,102
‫آره، منظورم همون فضاییه است.

1035
00:56:38,228 --> 00:56:40,730
‫ضمنا، نمی‌خوام از پاسخ
‫به سوالاتتون طفره برم.

1036
00:56:40,730 --> 00:56:42,565
‫می‌خوام تأکید کنم
‫جای همه‌تون امنه.

1037
00:56:42,607 --> 00:56:44,317
‫ما همگی رو سیاره زمینیم.

1038
00:56:44,359 --> 00:56:46,903
‫حداقل به والدینتون اطلاع دادن
‫که اتفاقی افتاده.

1039
00:56:46,903 --> 00:56:49,739
‫آمریکا امن و امانه.

1040
00:56:49,739 --> 00:56:51,699
‫بگو مونتانا.

1041
00:56:51,741 --> 00:56:54,869
‫اگه می‌شه، خوشحال می‌شم
‫مسئله‌ای رو بیان کنم جون.

1042
00:56:54,911 --> 00:56:57,288
‫اِم...

1043
00:56:57,330 --> 00:56:59,082
‫خیلی‌خب.

1044
00:57:04,212 --> 00:57:05,880
‫به نظرم این فضایی
‫اهل قبیله‌ایه...

1045
00:57:05,922 --> 00:57:07,799
‫که اصلا باهاش آشنایی نداریم، مگه نه؟

1046
00:57:07,841 --> 00:57:10,593
‫کل حرف‌هامون حدس و گمانی بیش نیست؛

1047
00:57:10,635 --> 00:57:12,554
‫ولی نظر خودم رو باهاتون در میون می‌ذارم.

1048
00:57:12,595 --> 00:57:16,182
‫به نظرم اون فضایی
‫اصلا نمی‌خواد بلایی سرمون بیاره.

1049
00:57:16,224 --> 00:57:17,725
‫به نظرم صرفا یه سر اومد اینجا...

1050
00:57:17,767 --> 00:57:20,770
‫که نگاهی به زمینمون و ساکنانش بندازه.

1051
00:57:20,770 --> 00:57:23,273
‫دنبال اکتشاف بود.

1052
00:57:23,273 --> 00:57:26,609
‫ببینین، من به فضایی جماعت مشکوک نیستم.

1053
00:57:26,651 --> 00:57:28,486
‫نه‌خیر، آمریکایی نیست.

1054
00:57:28,528 --> 00:57:30,780
‫نه‌خیر، از مخلوقات زمین سرسبز خداوند نیست؛

1055
00:57:30,780 --> 00:57:35,160
‫ولی بالاخره عین خودمون مخلوقه.

1056
00:57:35,201 --> 00:57:38,538
‫خب، بیاین مهمان‌نوازانه
‫با ایشون رفتار کنیم،

1057
00:57:38,580 --> 00:57:40,832
‫حالا اگه معلوم شد آدم بدی بوده...

1058
00:57:40,874 --> 00:57:42,584
‫که گمون نکنم باشه،

1059
00:57:42,625 --> 00:57:44,919
‫نیروهای مسلح ایالات متحده
‫باید به خدمتش برسن...

1060
00:57:44,961 --> 00:57:47,297
‫و اون‌ها هم تا حالا
‫تو جنگی شکست نخوردن.

1061
00:57:49,549 --> 00:57:51,384
‫ممنونم.

1062
00:57:52,886 --> 00:57:54,888
‫من با مونتانا موافقم.

1063
00:57:54,929 --> 00:57:57,640
‫حالا از نپتون بگیم.

1064
00:57:59,642 --> 00:58:01,519
‫[گالکتوتران]
‫[نسخه لنز بی‌نهایت]

1065
00:58:04,397 --> 00:58:05,648
‫نمی‌دونم کجا رفت.

1066
00:58:05,690 --> 00:58:07,525
‫مادر من فرق صور فلکی رو تشخیص نمی‌داد،

1067
00:58:07,567 --> 00:58:09,319
‫واسه همین خودش صورت فلکی تعریف کرده بود.

1068
00:58:09,360 --> 00:58:12,155
‫اون صورت فلکی چوب‌لباسیه.
‫اون صورت فلکی نشتی شیره.

1069
00:58:12,197 --> 00:58:14,157
‫اون یکی صورت فلکی نیمرو و کاردکه.

1070
00:58:14,199 --> 00:58:16,576
‫مادر من خودش صورت فلکیه
‫یا حداقل بخشی از یه صورت فلکیه.

1071
00:58:16,618 --> 00:58:19,120
‫یکی از دانشمندان سوئیسی
‫نام ستاره‌ای فرضی رو به یادش گذاشته بود.

1072
00:58:19,162 --> 00:58:20,413
‫واقعا؟ اسمش چیه؟

1073
00:58:20,455 --> 00:58:21,998
‫اسمش «میج کمبل اکس۹ بزرگ»ـه.

1074
00:58:22,040 --> 00:58:23,500
‫«میج کمبل اکس۹...»
‫تحقیق می‌کنم.

1075
00:58:23,541 --> 00:58:26,002
‫مادرت به اخترشناسی علاقمنده؟

1076
00:58:26,044 --> 00:58:28,087
‫علاقه خاصی نداره.
‫به شهرت علاقه داره.

1077
00:58:28,129 --> 00:58:29,714
‫راستی، نمی‌خوام شخصیتش رو نقد کنم.

1078
00:58:29,714 --> 00:58:31,382
‫شغلش با شهرت عجین شده دیگه.

1079
00:58:31,382 --> 00:58:34,052
‫بگذریم، حالم از دیدن قیافه‌اش
‫به هم می‌خوره، ولی عاشق صداشم.

1080
00:58:34,093 --> 00:58:36,054
‫بهتره بیشتر تو برنامه‌های رادیویی
‫حضور پیدا کنه.

1081
00:58:36,971 --> 00:58:38,139
‫من اصلا بچه‌دار نشدم.

1082
00:58:38,181 --> 00:58:41,142
‫گاهی اوقات با خودم می‌گم
‫دلم می‌خواست بشم یا نه.

1083
00:58:41,184 --> 00:58:43,645
‫راستی، من هم ستاره‌ای فرضی کشف کرده بودم.

1084
00:58:43,686 --> 00:58:45,355
‫- عه. کجاست؟
‫- کدومشونه؟

1085
00:58:45,396 --> 00:58:48,399
‫اوناهاش. اون لامپ سوخته
‫نصفش رو پوشونده.

1086
00:58:57,700 --> 00:59:00,286
‫اِم...

1087
00:59:00,328 --> 00:59:03,248
‫- چی شد؟
‫- نمی‌دونم.

1088
00:59:12,090 --> 00:59:14,217
‫- وای.
‫- اِم...

1089
00:59:15,218 --> 00:59:17,136
‫اول شما بفرمایین.

1090
00:59:24,310 --> 00:59:27,021
‫گاهی اوقات حس می‌کنم
‫خارج از جو زمین...

1091
00:59:27,063 --> 00:59:29,357
‫بیشتر احساس راحتی می‌کنم.

1092
00:59:32,652 --> 00:59:34,362
‫وای، عجب.

1093
00:59:34,404 --> 00:59:36,197
‫من هم همین‌طور.

1094
00:59:42,287 --> 00:59:43,621
‫خوب در اومد؟

1095
00:59:47,292 --> 00:59:49,043
‫- اون یکی رو می‌گفتم.
‫- آها.

1096
00:59:59,804 --> 01:00:01,347
‫خیلی‌خب.

1097
01:00:05,226 --> 01:00:06,728
‫حس متفاوتی بهت دست داده؟

1098
01:00:09,856 --> 01:00:11,899
‫آهای. حس متفاوتی بهت دست داده؟

1099
01:00:13,026 --> 01:00:15,486
‫هیچ حسی بهم دست نداده.

1100
01:00:15,528 --> 01:00:17,739
‫- به من هم نداده.
‫- هوم.

1101
01:00:19,949 --> 01:00:21,659
‫من مادر خوبی نیستم.

1102
01:00:21,701 --> 01:00:22,910
‫آها.

1103
01:00:22,910 --> 01:00:24,746
‫دخترم رو خیلی دوست دارم،
‫ولی مادر خوبی نیستم،

1104
01:00:24,787 --> 01:00:26,831
‫آخه از شانس بدش،
‫اولویت اصلیم نیست.

1105
01:00:26,873 --> 01:00:28,458
‫آخه همیشه...

1106
01:00:28,499 --> 01:00:29,751
‫پای کار بعدیم در میونه.

1107
01:00:29,751 --> 01:00:32,211
‫راستی، دخترم رو خیلی دوست دارم. کـ...

1108
01:00:32,253 --> 01:00:33,921
‫کل بچه‌هام رو خیلی دوست دارم.

1109
01:00:33,963 --> 01:00:36,633
‫کنار هم که هستیم،
‫خیلی خوش می‌گذره.

1110
01:00:36,674 --> 01:00:38,551
‫یه پسر و دختر دیگه هم دارم.

1111
01:00:38,593 --> 01:00:40,553
‫پیش دومین شوهر سابقم
‫تو یوتا زندگی می‌کنن.

1112
01:00:40,595 --> 01:00:42,597
‫- آها.
‫- اون هم به ندرت می‌بیندشون.

1113
01:00:42,639 --> 01:00:44,766
‫- اوهوم.
‫- کاش حداقل عذاب وجدان داشتم،

1114
01:00:44,766 --> 01:00:46,601
‫ولی اگه درست درکش کرده باشم،

1115
01:00:46,601 --> 01:00:47,935
‫اصلا چنین حسی بهم دست نمی‌ده.

1116
01:00:47,977 --> 01:00:49,771
‫- درسته.
‫- مسلما نقشش رو ایفا کردم.

1117
01:00:49,771 --> 01:00:51,272
‫یعنی تو زندگی واقعی
‫اصلا عذاب وجدان نمی‌گیری؟

1118
01:00:51,272 --> 01:00:52,815
‫یادم نمیاد گرفته باشم.

1119
01:00:52,857 --> 01:00:54,942
‫گمون کنم به خاطر روابطم
‫با مردان خشن باشه.

1120
01:00:54,984 --> 01:00:59,697
‫از پدرم، برادرم و عموم شروع شد.

1121
01:00:59,739 --> 01:01:03,576
‫تو زندگی من هم
‫همیشه پای کار بعدیم وسطه.

1122
01:01:03,618 --> 01:01:05,119
‫کارم معمولا جنگه.

1123
01:01:05,161 --> 01:01:07,205
‫کسی نمی‌تونه مهم‌تر
‫از جنگ باشه، مگه نه؟

1124
01:01:07,246 --> 01:01:09,082
‫احتمالا نتونه.

1125
01:01:09,123 --> 01:01:10,833
‫یه بار تو بازدید
‫سازمان‌های خدمات متحد شرکت کرده بودم.

1126
01:01:10,875 --> 01:01:12,627
‫میخکوب‌کننده بود.

1127
01:01:17,882 --> 01:01:20,885
‫- گمون کنم نظرم راجع به خودمون رو فهمیدم.
‫- هوم؟

1128
01:01:20,927 --> 01:01:23,971
‫یعنی گمون کنم الان دیگه فهمیدم
‫از نظر خودم چه‌جور افرادی هستیم.

1129
01:01:23,971 --> 01:01:25,139
‫خیلی‌خب.

1130
01:01:25,181 --> 01:01:26,808
‫دو آدم به شدت زخم‌خورده‌ایم...

1131
01:01:26,808 --> 01:01:29,852
‫که عمق عذابمون رو بیان نمی‌کنیم،

1132
01:01:29,894 --> 01:01:31,145
‫آخه نمی‌خوایم بیانش کنیم.

1133
01:01:31,145 --> 01:01:32,605
‫وجه اشتراکمون همینه.

1134
01:01:32,647 --> 01:01:34,732
‫موافقی؟

1135
01:01:36,317 --> 01:01:38,736
‫آها.

1136
01:01:39,821 --> 01:01:41,155
‫اِم، بیا...

1137
01:01:41,155 --> 01:01:44,283
‫بیا بحث رو عوض کنیم، خب؟

1138
01:01:45,326 --> 01:01:46,911
‫بازه.

1139
01:01:50,164 --> 01:01:52,792
‫- کسی نیست؟
‫- اینجام.

1140
01:01:55,962 --> 01:01:57,630
‫کسی نیست؟ سلام.

1141
01:01:57,672 --> 01:01:59,006
‫بنده استنلی زک، همسایه‌تون هستم.

1142
01:01:59,048 --> 01:02:00,883
‫می‌خواستم اطمینان حاصل کنم...

1143
01:02:00,925 --> 01:02:03,010
‫خودتون و دخترتون چیزی لازم نداشته باشین.

1144
01:02:03,052 --> 01:02:04,637
‫ممنون. گمون نکنم.

1145
01:02:04,679 --> 01:02:06,806
‫چه تجربه عجیبیه، مگه نه؟

1146
01:02:06,848 --> 01:02:09,225
‫راستی، من و مدیربرنامه سابقتون
‫تو دانشکده حقوق هم‌دانشگاهی بودیم.

1147
01:02:09,267 --> 01:02:11,060
‫- مورت رو می‌گین؟
‫- مورت رو می‌گم. آره، مورت رو می‌گم.

1148
01:02:11,102 --> 01:02:12,520
‫وای.

1149
01:02:13,855 --> 01:02:15,356
‫چه خوب در اومد.

1150
01:02:15,356 --> 01:02:18,526
‫آره، خوب در اومد.
‫کل عکس‌هام خوب در میان.

1151
01:02:19,777 --> 01:02:23,865
‫بگذریم، همون‌طور که ظاهرا دامادم...

1152
01:02:23,906 --> 01:02:26,701
‫بهتون گفته، ما اون‌طرف ورودی سکونت داریم.

1153
01:02:26,743 --> 01:02:28,911
‫سلام ویژه من رو
‫به مورت و خانواده‌اش برسونین.

1154
01:02:28,953 --> 01:02:30,329
‫اگه بالاخره گذاشتن...

1155
01:02:30,371 --> 01:02:31,956
‫با باقی نقاط دنیا تماس بگیریم،
‫می‌رسونم،

1156
01:02:31,998 --> 01:02:34,959
‫البته راستش رو بخواین،
‫باهاش صحبت نمی‌کنم.

1157
01:02:35,835 --> 01:02:37,920
‫از این مدل موتون خیلی خوشم میاد.

1158
01:02:37,962 --> 01:02:39,797
‫ایشه، امان از دستت.

1159
01:02:40,506 --> 01:02:42,049
‫[زمین عمرانی شماره ۴۳۹۷ سیارک‌آباد]
‫[زمین عمرانی شماره ۴۳۹۸ سیارک‌آباد]

1160
01:02:42,049 --> 01:02:43,968
‫اون ترک خارق‌العاده رو...

1161
01:02:44,010 --> 01:02:45,678
‫بین اون کاکتوس پژمرده...

1162
01:02:45,720 --> 01:02:46,929
‫و بستر خشک رودخونه می‌بینین؟

1163
01:02:46,971 --> 01:02:48,598
‫- گمون کنم فهمیدم کجا رو می‌گی.
‫- زمینتون همون‌جاست.

1164
01:02:48,639 --> 01:02:50,224
‫چند مترش مال منه؟

1165
01:02:50,224 --> 01:02:51,684
‫خب، راستش، ساختار مالی...

1166
01:02:51,726 --> 01:02:53,060
‫جالبی داره.

1167
01:02:53,102 --> 01:02:55,688
‫در واقع خودتون صاحب اصلی زمین نیستین.

1168
01:02:55,730 --> 01:02:58,232
‫در قالب وامی با مهلت پرداخت ۵۰ ساله...

1169
01:02:58,274 --> 01:02:59,692
‫سهام شهرمون رو خریدین.

1170
01:02:59,734 --> 01:03:00,818
‫در نهایت هم وامتون رو می‌بخشین.

1171
01:03:00,860 --> 01:03:02,236
‫- من رو به چالش می‌طلبی؟
‫- آبش چی؟

1172
01:03:02,236 --> 01:03:03,738
‫سوالتون رو درک می‌کنم.

1173
01:03:03,738 --> 01:03:05,615
‫آب نداره.
‫فرصت سرمایه‌گذاری رو بیابونه.

1174
01:03:05,656 --> 01:03:06,908
‫- من رو به چالش می‌طلبی؟
‫- خودم شنیدم چی گفتی.

1175
01:03:06,949 --> 01:03:08,701
‫- آزمایش محسوب می‌شه.
‫- دیگه برام مهم نیست.

1176
01:03:08,743 --> 01:03:10,745
‫فرقی نداره به چالش بطلبمت یا نه.

1177
01:03:10,787 --> 01:03:12,997
‫هر کاری می‌خوای بکن.
‫من دیگه کم آوردم.

1178
01:03:22,089 --> 01:03:23,966
‫دلیلش چیه؟

1179
01:03:24,008 --> 01:03:25,384
‫چه معنایی داری؟

1180
01:03:25,426 --> 01:03:28,095
‫واسه چی همیشه باید
‫به چالش بطلبنت؟

1181
01:03:32,058 --> 01:03:33,893
‫نمی‌دونم.

1182
01:03:35,269 --> 01:03:38,856
‫شاید واسه این باشه که می‌ترسم...

1183
01:03:38,898 --> 01:03:43,069
‫در غیر این صورت...

1184
01:03:43,110 --> 01:03:48,658
‫کسی متوجه حضورم...

1185
01:03:48,699 --> 01:03:50,952
‫در هستی نشه.

1186
01:04:00,461 --> 01:04:02,129
‫به چالش بطلبمت که چیکار کنی؟

1187
01:04:02,171 --> 01:04:05,174
‫آره، به چالش بطلبدت که چیکار کنی؟

1188
01:04:05,216 --> 01:04:06,884
‫که از اون کاکتوس بالا برم.

1189
01:04:06,926 --> 01:04:08,427
‫- وای نه. نه.
‫- خواهش می‌کنم بالا نرو.

1190
01:04:08,427 --> 01:04:10,054
‫- سلام.
‫- [بانوان]

1191
01:04:10,054 --> 01:04:11,806
‫- سلام.
‫- سلام.

1192
01:04:11,848 --> 01:04:14,100
‫قبلا آشنا شدیم.
‫من مادر همون شیرینی‌فروشی‌ام...

1193
01:04:14,141 --> 01:04:15,893
‫- که شما الگوشین.
‫- خودم می‌دونم.

1194
01:04:15,893 --> 01:04:18,813
‫با خودم گفتم شاید من رو
‫بدون لباس فرمم به جا نیارین.

1195
01:04:18,855 --> 01:04:20,606
‫بازیتون در نقش اون خانم...

1196
01:04:20,648 --> 01:04:22,149
‫که تو کافه دچار افسردگی می‌شه...

1197
01:04:22,191 --> 01:04:23,901
‫- و پزشک اطفال می‌شه خیلی خوب بود.
‫- ممنون. ممنون.

1198
01:04:23,943 --> 01:04:25,403
‫- بازیتون خیلی باورپذیر بود.
‫- راستش، احتمالا...

1199
01:04:25,403 --> 01:04:26,863
‫از کل نقش‌هام بیشتر دوستش داشته باشم.

1200
01:04:26,904 --> 01:04:28,614
‫نمی‌دونم چرا کس دیگه‌ای
‫ازش خوشش نیومد.

1201
01:04:28,656 --> 01:04:30,241
‫وای. آره. من هم نمی‌دونم.

1202
01:04:30,241 --> 01:04:32,076
‫ممنون. بعضی‌ها خوششون اومد.

1203
01:04:32,118 --> 01:04:33,995
‫وای، مطمئنم. من که خوشم اومد.

1204
01:04:34,036 --> 01:04:35,913
‫از کی کتک خوردین؟

1205
01:04:39,750 --> 01:04:42,587
‫من تو این سکانس نبودم؟

1206
01:04:44,338 --> 01:04:46,632
‫عذر می‌خوام. تو این سکانس نبودم.

1207
01:04:46,674 --> 01:04:48,092
‫اِم، از کی کتک خوردین؟

1208
01:04:48,134 --> 01:04:50,344
‫- اون یکی چشمتونه.
‫- گریمه.

1209
01:04:50,386 --> 01:04:52,096
‫بعضی‌ها ازش خوششون اومد...
‫یعنی خوششون میاد.

1210
01:04:52,096 --> 01:04:53,848
‫وای، مطمئنم همین‌طوره.

1211
01:04:53,890 --> 01:04:56,642
‫با خودم گفتم شاید از دومین شوهر سابقتون
‫که ساکن یوتاست کتک خورده باشین.

1212
01:04:58,603 --> 01:05:04,609
‫[پرده دوم]
‫[صحنه‌های هشتم تا دهم]

1213
01:05:04,609 --> 01:05:08,821
‫[سیارک‌آباد]
‫[قرنطینه]

1214
01:05:08,821 --> 01:05:10,865
‫شاید اگه جای مبل تخت‌خواب‌شو
‫روی تخت‌خواب سفری بخوابم،

1215
01:05:10,907 --> 01:05:12,408
‫فضای خونه باز بشه و بتونم...

1216
01:05:12,450 --> 01:05:14,160
‫تو اتاق کنار استخر تاریک‌خونه راه بندازم.

1217
01:05:14,201 --> 01:05:15,453
‫امکان چنین سازشی هست؟

1218
01:05:15,453 --> 01:05:17,121
‫به متراژش بستگی داره.

1219
01:05:17,121 --> 01:05:18,789
‫- اون‌قدرها بزرگ نیست.
‫- راستش، من می‌تونم دخترها رو...

1220
01:05:18,789 --> 01:05:20,875
‫با ماشین گلف تا مدرسه برسونم.

1221
01:05:20,917 --> 01:05:22,418
‫کافیه از کنار جایگاه چهاردهم گلف برم.

1222
01:05:22,460 --> 01:05:23,961
‫عه، دبستان این‌قدر نزدیکه؟

1223
01:05:23,961 --> 01:05:25,880
‫اصلا چطور می‌تونین
‫به فکر این مسائل باشین؟

1224
01:05:25,922 --> 01:05:28,299
‫- دنیا اصلا عین سابق نمی‌شه.
‫- [تا اطلاع ثانوی تعطیل است]

1225
01:05:28,299 --> 01:05:30,426
‫بعدش چی می‌شه؟
‫کسی نمی‌دونه.

1226
01:05:30,468 --> 01:05:32,219
‫یعنی باز هم بهمون سر می‌زنه؟
‫یعنی باهامون صحبت می‌کنه؟

1227
01:05:32,261 --> 01:05:34,472
‫یعنی چی می‌گه؟
‫واسه چی سیارکمون رو دزدید؟

1228
01:05:34,472 --> 01:05:36,849
‫اصلا در واقع مال خودمون بوده؟
‫یعنی ازمون خوشش میاد؟

1229
01:05:36,891 --> 01:05:38,476
‫- کسی نمی‌دونه.
‫- درسته.

1230
01:05:38,476 --> 01:05:41,020
‫تو فضا چه خبره؟
‫یه خبرهایی هست.

1231
01:05:41,062 --> 01:05:43,356
‫شاید معنای زندگی تو فضا نهفته باشه.
‫شاید زندگی واقعا معنایی داشته باشه.

1232
01:05:43,397 --> 01:05:46,359
‫امیدوارم هنوز پیرو
‫کلیسای اسقفی پروتستان باشی.

1233
01:05:46,400 --> 01:05:48,903
‫خودت ازش عکس گرفته بودی‌ها بابا.

1234
01:05:52,490 --> 01:05:54,825
‫من عکاسم.

1235
01:05:58,955 --> 01:06:01,040
‫پیرو کلیسای اسقفی پروتستان باشم؟

1236
01:06:09,340 --> 01:06:10,967
‫می‌خوای پیشت زندگی کنیم استنلی؟

1237
01:06:11,008 --> 01:06:13,928
‫نه، ولی شما بهم نیاز دارین.

1238
01:06:13,970 --> 01:06:15,513
‫راستش، واقعا عاشقم بود.

1239
01:06:15,513 --> 01:06:17,181
‫کی گفته عاشقت نبود؟

1240
01:06:17,223 --> 01:06:19,225
‫بالاخره ۱۲ ساله که دارم
‫تک و تنها زندگی می‌کنم.

1241
01:06:19,266 --> 01:06:21,978
‫ضمنا، یادت باشه، همسر من
‫از بس نوشیدنی خورد، مرد.

1242
01:06:22,019 --> 01:06:25,481
‫«این‌قدر نوشیدنی خورد...»
‫متوجه منظورت نمی‌شم.

1243
01:06:25,523 --> 01:06:28,943
‫من در دوران تنهاییم...
‫یا احتمالا به خاطر احساس تنهاییم...

1244
01:06:28,985 --> 01:06:31,112
‫یاد گرفتم ملت رو قضاوت نکرده،

1245
01:06:31,153 --> 01:06:34,782
‫همین‌جوری پذیراشون بوده،
‫به برداشت بقیه کاری نداشته باشم...

1246
01:06:34,824 --> 01:06:36,826
‫و مهم‌تر از همه،
‫بی چون و چرا...

1247
01:06:36,867 --> 01:06:39,870
‫به عزیزانم ایمان داشته باشم.

1248
01:06:39,870 --> 01:06:42,206
‫نمی‌دونم تو هم از عزیزانمی یا نه،

1249
01:06:42,206 --> 01:06:45,876
‫ولی دخترم و چهار فرزندتون هستن،

1250
01:06:45,918 --> 01:06:47,294
‫پس چه خوشم بیاد چه نیاد،

1251
01:06:47,336 --> 01:06:49,964
‫می‌تونی هرچقدر بخوای
‫خونه خودم بمونی.

1252
01:06:50,006 --> 01:06:52,174
‫محض اطلاعت بگم که خوشم نمیاد.

1253
01:06:55,469 --> 01:06:57,388
‫این‌قدر کمکمون نکن.

1254
01:06:57,388 --> 01:06:59,056
‫ما سوگواریم.

1255
01:07:03,019 --> 01:07:04,228
‫من هم سوگوارم.

1256
01:07:17,366 --> 01:07:19,744
‫قصد داری تنهامون بذاری؟

1257
01:07:20,411 --> 01:07:23,914
‫اِم...

1258
01:07:23,914 --> 01:07:26,417
‫قصد داشتم موقتا تنهاتون بذارم.

1259
01:07:26,417 --> 01:07:27,960
‫- چی؟
‫- ولی تصمیم گرفتم تنهاتون نذارم.

1260
01:07:28,002 --> 01:07:29,587
‫- می‌دونستم. خودم حس کرده بودم.
‫- من نکرده بودم.

1261
01:07:29,587 --> 01:07:31,338
‫من که دایه‌شون نیستم.
‫پدربزرگشونم.

1262
01:07:31,380 --> 01:07:33,549
‫در اون صورت، یه پرستار بچه هم
‫علاوه بر خودت استخدام می‌کردم.

1263
01:07:33,591 --> 01:07:35,509
‫دیگه قصد ندارم حتی موقتا...

1264
01:07:35,551 --> 01:07:36,969
‫تنهاتون بذارم، همون موقع هم...

1265
01:07:37,011 --> 01:07:39,221
‫قرار بود صرفا موقتی باشی.

1266
01:07:40,931 --> 01:07:43,559
‫بابت فکر کردن بهش می‌بخشمت.

1267
01:07:43,559 --> 01:07:48,898
‫[روغن موتور]

1268
01:07:48,898 --> 01:07:49,940
‫[منطقه امن]

1269
01:07:49,940 --> 01:07:53,027
‫[برنامه‌ریزی شماره ده
‫کشمکش‌های مهم امنیت ملی]

1270
01:08:01,827 --> 01:08:05,581
‫[خدمات تلفن عمومی ممنوع است]
‫[فقط استفاده کاری مجاز است]

1271
01:08:05,581 --> 01:08:09,335
‫[به دستور بخش آزمایشات و تحقیقات
‫علوم نظامی ایالات متحده]

1272
01:08:09,335 --> 01:08:11,587
‫سلام سرباز.

1273
01:08:11,629 --> 01:08:15,049
‫می‌شه لطفا این ۱۰ سنتیم رو
‫تو تلفن عمومی بندازی؟

1274
01:08:15,091 --> 01:08:16,509
‫کل خدمات تماس عمومی...

1275
01:08:16,550 --> 01:08:18,302
‫تا اطلاع ثانوی ممنوع شده.

1276
01:08:18,344 --> 01:08:19,845
‫خودم می‌دونم؛ ولی آخه...

1277
01:08:19,887 --> 01:08:21,263
‫دقیقا قبل از هیاهوی دیروز،

1278
01:08:21,305 --> 01:08:23,224
‫با فامیلم تماس راه‌دور گرفته بودم...

1279
01:08:23,265 --> 01:08:25,059
‫و اپراتور گفته بود باقی هزینه‌اش رو
‫بعدا پرداخت کنم،

1280
01:08:25,101 --> 01:08:26,977
‫آخه سه سنت بیشتر نداشتم.

1281
01:08:27,019 --> 01:08:30,064
‫به نظرم دزدی از شرکت مخابرات
‫کار درستی نیست.

1282
01:08:34,193 --> 01:08:40,699
‫[تلفن]

1283
01:08:40,699 --> 01:08:42,409
‫[خدمات تلفن عمومی ممنوع است]

1284
01:08:50,960 --> 01:08:54,338
‫[تلفن]

1285
01:09:01,679 --> 01:09:03,139
‫البته ممکنه رو سیاره خودش...

1286
01:09:03,180 --> 01:09:04,557
‫- معنای دیگه‌ای داشته باشه.
‫- درسته.

1287
01:09:04,598 --> 01:09:06,433
‫تازه اگه اصلا سیاره‌ای داشته باشه.

1288
01:09:06,475 --> 01:09:07,643
‫- ممکنه آواره باشه.
‫- هوم.

1289
01:09:07,685 --> 01:09:09,520
‫اپراتور؟ لطفا به شماره ۹۷۷۰ وصل کنین.

1290
01:09:09,520 --> 01:09:11,438
‫- تماس مستقیم باشه.
‫- پشت خط بمونین.

1291
01:09:11,480 --> 01:09:12,648
‫ممنون.

1292
01:09:16,694 --> 01:09:18,320
‫الو؟ شما؟

1293
01:09:18,362 --> 01:09:20,447
‫سلام خانم ودرفورد.
‫منم، ریکی چو.

1294
01:09:20,489 --> 01:09:22,533
‫- می‌شه با...
‫- ریکی، ساعت از ۹ گذشته.

1295
01:09:22,575 --> 01:09:24,034
‫دیگه داره «آوالتین»ـش رو می‌خوره.

1296
01:09:24,076 --> 01:09:25,286
‫نمی‌شه فردا تماس بگیری؟

1297
01:09:25,327 --> 01:09:27,037
‫متأسفانه نمی‌شه خانم ودرفورد.

1298
01:09:27,079 --> 01:09:28,455
‫اگه این مسئله خیلی از نظر...

1299
01:09:28,497 --> 01:09:30,916
‫هفته‌نامه «گربه دم‌کوتاه» مهم نبود،
‫مزاحمتون نمی‌شدم.

1300
01:09:30,958 --> 01:09:33,169
‫کافیه یه دقیقه باهام صحبت کنن.

1301
01:09:33,210 --> 01:09:35,004
‫خیلی‌خب ریکی. گوشی دستت باشه.

1302
01:09:35,045 --> 01:09:36,672
‫شما رابطه عاشقانه دارین؟

1303
01:09:36,714 --> 01:09:38,382
‫- اسکیپ، ریکی چوئه!
‫- چی؟ کی رو می‌گی؟

1304
01:09:38,424 --> 01:09:39,633
‫- کی؟ خودت رو می‌گم.
‫- کی رو می‌گی؟

1305
01:09:39,675 --> 01:09:41,051
‫- خودت متوجه منظورم شدی.
‫- ما رو می‌گی؟

1306
01:09:41,051 --> 01:09:42,261
‫ما که دیروز آشنا شدیم.

1307
01:09:42,303 --> 01:09:43,971
‫گمون نکنم در اون حد
‫ازم خوشش بیاد.

1308
01:09:44,013 --> 01:09:45,055
‫آها. خب، به نظرم خیلی باهوشی،

1309
01:09:45,097 --> 01:09:46,473
‫ولی به نظرم خیلی احمقی.

1310
01:09:46,515 --> 01:09:47,641
‫- الو؟
‫- هیس، هیس. حرف نزنین.

1311
01:09:47,683 --> 01:09:50,394
‫اسکیپ؟ منم، ریکی.
‫خبر مهمی برات داریم.

1312
01:09:50,394 --> 01:09:56,275
‫[پایان پرده دوم]

1313
01:09:58,402 --> 01:10:02,031
‫برای اولین بار در سمیناری...

1314
01:10:02,072 --> 01:10:04,033
‫به درخواست نمایش‌نامه‌نویس تئاتر...

1315
01:10:04,074 --> 01:10:06,243
‫به وجود «سیارک‌آباد» در آینده اشاره شد.

1316
01:10:06,285 --> 01:10:08,579
‫کنراد ارپ هستم، چه کمکی از دستم برمیاد؟

1317
01:10:08,579 --> 01:10:10,706
‫خب، سالتزی، جریان از این قراره
‫که دوست دارم سکانسی بسازم...

1318
01:10:10,748 --> 01:10:14,168
‫که کل شخصیت‌هام به خاطر تجربه مشترک...

1319
01:10:14,210 --> 01:10:16,629
‫واقعه آسمانی حیرت‌انگیز
‫و مبهوت‌کننده‌ای،

1320
01:10:16,670 --> 01:10:18,464
‫به آرامی و در خفا از راه به در شده...

1321
01:10:18,505 --> 01:10:21,383
‫و عمیق‌ترین و رویایی‌ترین
‫خواب عمرشون رو تجربه کنن.

1322
01:10:21,425 --> 01:10:24,094
‫- منظورتون سکانس خوابه.
‫- منظورم سکانس خوابه.

1323
01:10:24,136 --> 01:10:25,596
‫ولی بلد نیستم بنویسمش.

1324
01:10:25,596 --> 01:10:27,723
‫- هنوز بلد نیستی.
‫- هنوز بلد نیستم.

1325
01:10:27,765 --> 01:10:29,391
‫با خودم گفتم شاید اگه...

1326
01:10:29,433 --> 01:10:32,603
‫خودت و هنرجویان به شدت بااستعدادت
‫بداهه بازی کنین،

1327
01:10:32,603 --> 01:10:34,730
‫به نتیجه‌ای برسم.

1328
01:10:34,772 --> 01:10:36,732
‫همه‌شون قرار بود مشهور بشن!

1329
01:10:36,774 --> 01:10:40,611
‫فهرست هنرجویان کل کلاس‌های سالتزبرگ کیتل...

1330
01:10:40,653 --> 01:10:44,990
‫از چهره‌های درخشانی که هنوز
‫کشف نشده بودن، تشکیل شده بود.

1331
01:10:45,032 --> 01:10:46,617
‫لاینوس مائو.

1332
01:10:46,659 --> 01:10:48,452
‫لوکرسیا شیور.

1333
01:10:48,494 --> 01:10:50,371
‫والتر جرونیمو.

1334
01:10:50,412 --> 01:10:51,705
‫آسکوئیت ایدن.

1335
01:10:51,747 --> 01:10:53,499
‫مرسدس فورد.

1336
01:10:53,540 --> 01:10:56,794
‫حتی جونز هال هم
‫غیررسمی تو کلاسش حضور داشت.

1337
01:10:56,794 --> 01:10:59,046
‫موضوع نمایش‌نامه‌تون چیه؟

1338
01:10:59,088 --> 01:11:03,133
‫هوم، موضوعش ابدیته،
‫چیز دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه.

1339
01:11:03,175 --> 01:11:04,718
‫اسم نداره؟

1340
01:11:04,760 --> 01:11:05,844
‫دو دلم.

1341
01:11:05,844 --> 01:11:08,347
‫شاید اسمش «وحش‌بوم کیهانی» باشه.

1342
01:11:08,347 --> 01:11:09,807
‫از اسمش خوشتون میاد؟

1343
01:11:09,848 --> 01:11:11,308
‫- هوم، زیاد خوشم نمیاد.
‫- نه‌خیر.

1344
01:11:11,350 --> 01:11:13,018
‫اون یکی چیه؟

1345
01:11:13,018 --> 01:11:13,852
‫اون یکی اسمش رو می‌گم.

1346
01:11:13,894 --> 01:11:15,521
‫خب، اسم شهر کوچکی واقع در...

1347
01:11:15,521 --> 01:11:17,189
‫بیابان مشترک کالیفرنیا،
‫نوادا و آریزوناست...

1348
01:11:17,231 --> 01:11:18,899
‫که محل وقوع داستانه.

1349
01:11:18,941 --> 01:11:23,070
‫خیلی‌خب. کدومتون واقعا
‫در حین اجرای تئاتر...

1350
01:11:23,112 --> 01:11:26,198
‫و جلوی تماشاچیان واقعی
‫خوابتون برده؟

1351
01:11:26,198 --> 01:11:27,533
‫من خوابم برده.

1352
01:11:27,574 --> 01:11:30,244
‫سه‌چهارم پرده دوم تئاتر «سبک‌وزن»...

1353
01:11:30,286 --> 01:11:34,373
‫رو تخت ماساژ بودم
‫و تا یک و نیم دقیقه پایانی دیالوگ نداشتم.

1354
01:11:34,373 --> 01:11:36,834
‫یه شب خوابم برد.

1355
01:11:36,875 --> 01:11:39,044
‫- عمدا خوابت برد؟
‫- نه.

1356
01:11:39,044 --> 01:11:41,839
‫- به دیالوگت نرسیدی؟
‫- چیزی نمونده بود نرسم.

1357
01:11:41,880 --> 01:11:44,341
‫دیالوگ قبل خودم رو شنیدم
‫و وحشت‌زده از خواب پرسیدم،

1358
01:11:44,383 --> 01:11:45,926
‫ولی دیالوگم رو بلد بودم.

1359
01:11:45,968 --> 01:11:47,511
‫- صبح به خیر شوبرت.
‫- صبح به خیر سالتزی.

1360
01:11:47,553 --> 01:11:49,054
‫چی شده که امروز اومدی اینجا؟

1361
01:11:49,054 --> 01:11:50,556
‫شش هفته بود
‫که ندیده بودیمت.

1362
01:11:50,556 --> 01:11:52,850
‫دیشب اولین اجرای «اسطوخودوس و لیمو» بود...

1363
01:11:52,891 --> 01:11:55,519
‫و می‌تونم بگم تماشاچیان
‫با تشویقشون غوغا به پا کردن.

1364
01:11:55,561 --> 01:11:57,271
‫وقتم خالی شده.

1365
01:11:58,897 --> 01:12:01,191
‫چی تدریس می‌کرد؟
‫با مثال ببینین.

1366
01:12:01,233 --> 01:12:03,068
‫خواب... مرگ نیست.

1367
01:12:03,068 --> 01:12:05,237
‫بدن همچنان مشغوله،
‫نفس می‌کشه،

1368
01:12:05,279 --> 01:12:06,864
‫خونش در جریانه
‫و فکر می‌کنه.

1369
01:12:06,905 --> 01:12:09,074
‫شاید آدم سری به مادر مرحومش بزنه.

1370
01:12:09,116 --> 01:12:12,036
‫شاید با همسر یا شوهر سابقش همخواب بشه.

1371
01:12:12,077 --> 01:12:13,829
‫شاید از کوه ماترهورن بالا بره.

1372
01:12:13,871 --> 01:12:15,873
‫کنی، تو که بیدار می‌شی،

1373
01:12:15,914 --> 01:12:17,916
‫سه‌چهارم صحنه جدیدی رو
‫تو ذهنت ساختی.

1374
01:12:17,958 --> 01:12:20,502
‫شوبرت، تو که بیدار می‌شی، خماری.

1375
01:12:20,544 --> 01:12:22,129
‫اتفاقات مهمی رخ می‌دن.

1376
01:12:22,171 --> 01:12:24,214
‫یعنی می‌شه ازش تئاتر درآورد؟
‫گمون کنم بشه.

1377
01:12:24,256 --> 01:12:27,176
‫بیاین از بیرون رو صحنه کار کنیم.

1378
01:12:27,217 --> 01:12:28,427
‫تکون نخورین.

1379
01:12:28,469 --> 01:12:30,763
‫بعدش خواب ببینین.

1380
01:12:33,891 --> 01:12:35,517
‫الان کجاییم کنی؟
‫چه زمانی هستیم؟

1381
01:12:35,559 --> 01:12:36,852
‫باهامون صحبت کن.

1382
01:12:36,894 --> 01:12:38,270
‫باشه. خیلی‌خب.

1383
01:12:38,312 --> 01:12:39,855
‫یه هفته گذشته.

1384
01:12:39,897 --> 01:12:41,815
‫درک ضعیف شخصیت‌هامون از واقعیت...

1385
01:12:41,857 --> 01:12:44,568
‫تو قرنطینه بیش از پیش تضعیف شده...

1386
01:12:44,610 --> 01:12:46,570
‫و همه‌شون درگیر...

1387
01:12:46,612 --> 01:12:48,947
‫ابعاد احساسی به شدت منحصر به فردی می‌شن.

1388
01:12:48,989 --> 01:12:50,949
‫در همین حین به نظر میاد...

1389
01:12:50,991 --> 01:12:52,951
‫سد اطلاعاتی ارتشبد گریف گیبسون...

1390
01:12:52,993 --> 01:12:55,412
‫تمام و کمال...

1391
01:12:55,454 --> 01:12:57,831
‫اجرا نشده بود.

1392
01:13:02,336 --> 01:13:08,342
‫[پرده سوم]
‫[بدون استراحت اجرا شود]

1393
01:13:08,384 --> 01:13:14,264
‫[قرنطینه شدید]
‫[ورود و خروج ممنوع]

1394
01:13:14,306 --> 01:13:18,519
‫[سوغاتی فضایی]
‫[پرواز من به نپتون]

1395
01:13:18,560 --> 01:13:23,315
‫[هات‌داگ]
‫[روز قیامت]

1396
01:13:23,315 --> 01:13:28,779
‫[مشاهده سفینه]
‫[پارکینگ فضایی]

1397
01:13:30,322 --> 01:13:32,950
‫فوق‌العاده! فوق‌العاده! روزنامه جدید اومده!

1398
01:13:32,991 --> 01:13:34,493
‫فوق‌العاده! فوق‌العاده!

1399
01:13:34,535 --> 01:13:36,328
‫- روزنامه جدید اومده!
‫- [تور مخصوص فضایی «سیارک‌آباد»]

1400
01:13:36,370 --> 01:13:37,579
‫[روزنامه دشت بایر]

1401
01:13:37,579 --> 01:13:41,166
‫[دانش‌آموزی خبر حمله فضایی‌ها را فاش کرد:]
‫[ماست‌مالی ارتش]

1402
01:13:41,208 --> 01:13:44,002
‫امیدوارم خبر داشته باشی
‫که همچنان ممکنه خودت و همدستانت...

1403
01:13:44,044 --> 01:13:46,296
‫مجازات شده و احتمالا
‫به خیانت متهم بشین.

1404
01:13:46,338 --> 01:13:48,674
‫اگه لازم باشه دعوی قضایی رو
‫تا دیوان عالی...

1405
01:13:48,674 --> 01:13:51,051
‫هم پیش برده و پیروز می‌شم.

1406
01:13:51,093 --> 01:13:53,387
‫همین الان از رئیس‌جمهور به دستمون رسید.

1407
01:13:54,346 --> 01:13:56,181
‫خیلی خشمگین شده.
‫دستت درد نکنه ریکی.

1408
01:13:56,223 --> 01:13:58,183
‫نمی‌دونم چی بگم ارتشبد گیبسون.

1409
01:13:58,225 --> 01:14:00,102
‫- شرمنده‌ام.
‫- عذرخواهی نکن بابا.

1410
01:14:00,144 --> 01:14:01,979
‫مردم حق دارن از حقیقت خبردار بشن.

1411
01:14:02,020 --> 01:14:04,189
‫- متوجه منظورت شدیم.
‫- این دیوان خیلی مضحکه!

1412
01:14:04,189 --> 01:14:05,983
‫استین‌بک که عکسش رو گرفته بود چی می‌شه؟

1413
01:14:06,024 --> 01:14:07,985
‫رو صفحه اصلی کل روزنامه‌های دنیا چاپش کردن.

1414
01:14:08,026 --> 01:14:10,195
‫- نمی‌شه اون رو هم بازداشت کنیم؟
‫- متأسفانه نمی‌شه.

1415
01:14:10,195 --> 01:14:11,989
‫سه‌شنبه صبح عکسش رو...

1416
01:14:12,030 --> 01:14:13,365
‫برای مدیربرنامه عکاسیش پست کرد...

1417
01:14:13,407 --> 01:14:15,993
‫و پستچی زودتر از ما تحویلش گرفت.
‫بیگناهه.

1418
01:14:16,034 --> 01:14:17,953
‫می‌گن از میج کمبل هم
‫عکس گرفته.

1419
01:14:17,995 --> 01:14:20,205
‫- میج کمبل؟
‫- وای، میج کمبل.

1420
01:14:21,331 --> 01:14:23,167
‫بچه‌ها، همون‌طور که می‌دونین،

1421
01:14:23,208 --> 01:14:24,918
‫والدینتون دیشب با هلیکوپتر نظامی
‫از راه رسیدن.

1422
01:14:24,960 --> 01:14:26,462
‫با این که روزنامه‌ها همه‌چی رو چاپ کردن،

1423
01:14:26,503 --> 01:14:28,088
‫طی چند ساعت اخیر
‫تو اون کومه فلزی...

1424
01:14:28,130 --> 01:14:29,548
‫جداسازیشون کردن
‫تا دانشمندان دولتی...

1425
01:14:29,548 --> 01:14:31,258
‫شرایطمون رو براشون توضیح بدن.

1426
01:14:31,300 --> 01:14:33,051
‫گمون کنم الان‌هاست
‫که بیارنشون...

1427
01:14:33,051 --> 01:14:34,386
‫این سامانه تصاویر مداربسته رو
‫تماشا کنن.

1428
01:14:34,428 --> 01:14:36,555
‫همه‌چی رو وصل کردیم،
‫ولی هیچی کار نمی‌کنه.

1429
01:14:36,555 --> 01:14:40,058
‫پس بیاین برنامه درسیمون رو
‫ادامه بدیم. بیلی؟

1430
01:14:40,100 --> 01:14:41,685
‫من بشقاب‌پرنده آدم فضاییه رو...

1431
01:14:41,727 --> 01:14:44,271
‫با قالپاق و ظرف پای مرغ درست کردم.

1432
01:14:44,313 --> 01:14:46,607
‫آفرین. عین خودش شده.

1433
01:14:46,648 --> 01:14:48,150
‫مشتری پنجمین سیاره پس از خورشید...

1434
01:14:48,192 --> 01:14:49,568
‫و بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسیه...

1435
01:14:49,610 --> 01:14:51,028
‫بگو برنیس.

1436
01:14:51,069 --> 01:14:53,447
‫من آدم فضاییه رو
‫تو سیاره خودش کشیدم.

1437
01:14:54,323 --> 01:14:56,617
‫احسنت. چه خارق‌العاده کشیدی.

1438
01:14:56,658 --> 01:14:58,577
‫به خاطر شرایط جوی طاقت‌فرسا،

1439
01:14:58,619 --> 01:15:02,247
‫طوفان واچرخندی سراسر مشتری رو
‫در بر گرفته و بیش از...

1440
01:15:02,247 --> 01:15:03,373
‫بگو دوایت.

1441
01:15:03,415 --> 01:15:05,042
‫من راجع بهش آهنگ ساختم.

1442
01:15:05,083 --> 01:15:09,254
‫عجب. اِم، احتمالا الان فرصت مناسبی
‫واسه اجرای موسیقیایی نباشه.

1443
01:15:09,254 --> 01:15:10,714
‫بیاین...

1444
01:15:10,756 --> 01:15:12,424
‫اِم، چیه مونتانا؟

1445
01:15:12,466 --> 01:15:13,717
‫شرمنده که مزاحم شدم جون.

1446
01:15:13,759 --> 01:15:15,135
‫من و بچه‌ها شنیدیم دوایت...

1447
01:15:15,177 --> 01:15:16,595
‫داره شعری می‌نویسه،

1448
01:15:16,595 --> 01:15:18,305
‫ما هم نواختنش رو یاد گرفتیم.

1449
01:15:24,645 --> 01:15:27,523
‫یک، دو، سه.

1450
01:15:27,564 --> 01:15:30,234
‫♪ لای‌لالای... ♪

1451
01:15:30,901 --> 01:15:34,696
‫♪ آدم فضایی استخونی و لاغر عزیزم... ♪

1452
01:15:34,696 --> 01:15:39,952
‫♪ که ساکن آسمونی ♪
‫♪ و تقریبا ۲۰۰ سانتی، ♪

1453
01:15:39,952 --> 01:15:44,081
‫♪ با این که خودمون می‌دونیم ♪
‫♪ داداشمون نیستی، ♪

1454
01:15:44,122 --> 01:15:49,002
‫♪ - بگو دوستی یا دشمن؟ ♪
‫♪ - یا چیز دیگه‌ای هستی؟ ♪

1455
01:15:50,671 --> 01:15:52,923
‫این مال فیلمی قدیمیه
‫که تو داشبورد مونده بود...

1456
01:15:52,965 --> 01:15:54,675
‫و یادم رفته بود چاپش کنم.

1457
01:15:54,675 --> 01:15:57,594
‫اسمش «خودنگاره با ترکش»ـه.

1458
01:16:04,101 --> 01:16:06,395
‫صفحه ۴۵ رو بخون.

1459
01:16:16,488 --> 01:16:18,156
‫«چیکار کردی؟
‫چطور تونستی؟»

1460
01:16:18,198 --> 01:16:19,616
‫- نوشته «با داد و فریاد».
‫- آها.

1461
01:16:19,658 --> 01:16:21,952
‫- پس داد و فریاد کن.
‫- «چطور تونستی؟!»

1462
01:16:23,870 --> 01:16:25,205
‫«مگه می‌شد نتونم؟»

1463
01:16:25,205 --> 01:16:26,832
‫«مگه می‌شد نتونی؟»

1464
01:16:26,873 --> 01:16:28,166
‫«سوال خودم بود.»

1465
01:16:28,208 --> 01:16:30,502
‫«همه‌چی تموم شده بود.
‫آزاد بودی.»

1466
01:16:30,544 --> 01:16:32,212
‫«وقتی دیگه مشکلی نمونده
‫که ازش فرار کنی،»

1467
01:16:32,212 --> 01:16:34,881
‫«خودکشی به چه دردی می‌خوره؟»

1468
01:16:35,799 --> 01:16:38,552
‫«شاید مشکلم از اولش همین بود.»

1469
01:16:38,552 --> 01:16:41,513
‫«لحظه‌ای خیره می‌شود.»

1470
01:16:41,555 --> 01:16:43,515
‫نوشته بعدش هرچی رو طاقچه هست رو می‌شکنم.

1471
01:16:43,557 --> 01:16:45,017
‫پس هرچی رو طاقچه هست رو بشکن.

1472
01:16:49,229 --> 01:16:50,897
‫«چه چندش‌آور خودت رو حیف کردی.»

1473
01:16:50,939 --> 01:16:53,775
‫«به فکر مردم باش.
‫به فکر جاهای مختلف باش.»

1474
01:16:53,817 --> 01:16:56,069
‫- «به فکر دنیا...»
‫- حس سوگت رو به کار بگیر.

1475
01:16:56,069 --> 01:16:57,571
‫واسه تمرین به کار بگیرم؟

1476
01:16:57,571 --> 01:16:59,031
‫من که اصلا بازیگر این فیلم نیستم.

1477
01:16:59,072 --> 01:17:00,907
‫من عکاس جنگی‌ام.

1478
01:17:00,949 --> 01:17:02,618
‫حس سوگت رو به کار بگیر.

1479
01:17:03,952 --> 01:17:05,537
‫خیلی‌خب.

1480
01:17:08,874 --> 01:17:11,001
‫«چه چندش‌آور خودت رو حیف کردی.»

1481
01:17:12,753 --> 01:17:16,548
‫«به فکر مردم باش.
‫به فکر جاهای مختلف باش.»

1482
01:17:16,590 --> 01:17:19,718
‫«به فکر دنیایی باش
‫که می‌تونستی شاهدش باشی دولورس.»

1483
01:17:21,720 --> 01:17:23,889
‫«خودم شاهد دنیا بودم.»

1484
01:17:24,848 --> 01:17:27,684
‫همچنان...
‫اِم، الان شبحه؟

1485
01:17:30,270 --> 01:17:32,064
‫معلوم نیست.

1486
01:17:32,981 --> 01:17:34,191
‫اِم...

1487
01:17:34,232 --> 01:17:35,942
‫بعدش... اِم... بعدش...

1488
01:17:37,027 --> 01:17:38,945
‫بعدش پزشک قانونی وارد می‌شه
‫و من رو از اتاق بیرون می‌کنه.

1489
01:17:38,987 --> 01:17:40,906
‫من به آرومی برمی‌گردم
‫و در رو می‌بندم.

1490
01:17:40,947 --> 01:17:41,990
‫اتمام سکانس.

1491
01:17:42,032 --> 01:17:44,076
‫ساندویچم داره می‌سوزه.

1492
01:17:53,335 --> 01:17:55,087
‫دخترم ما رو دیده بود.

1493
01:17:55,128 --> 01:17:56,171
‫چی؟

1494
01:17:56,171 --> 01:17:58,006
‫اِم، داینا ما رو دیده بود.

1495
01:17:58,048 --> 01:18:00,926
‫دیروز ما رو از پشت پنجره
‫ دیده بود.

1496
01:18:02,803 --> 01:18:05,847
‫اِم، بهش گفتی باز هم داریم تمرین می‌کنیم؟

1497
01:18:06,807 --> 01:18:08,850
‫به ذهنم خطور نکرد.
‫بهتر بود می‌گفتم؛

1498
01:18:08,850 --> 01:18:11,812
‫ولی دیگه کار از کار گذشته،
‫آخه همه‌چی رو اعتراف کردم.

1499
01:18:12,813 --> 01:18:14,690
‫به وودرو گفته؟

1500
01:18:15,273 --> 01:18:17,025
‫معلوم نیست.

1501
01:18:17,067 --> 01:18:18,610
‫معمولا رازداره.

1502
01:18:18,652 --> 01:18:20,529
‫نمی‌دونم این‌دفعه رازدار باشه یا نه.

1503
01:18:23,073 --> 01:18:25,951
‫این کارهامون آغاز رابطه محسوب نمی‌شه آگی.

1504
01:18:25,992 --> 01:18:27,953
‫نمی‌شه؟

1505
01:18:28,912 --> 01:18:30,205
‫می‌شه؟

1506
01:18:30,247 --> 01:18:32,207
‫احتمالا نشه.

1507
01:18:32,207 --> 01:18:33,792
‫ولی ممکنه باشه.

1508
01:18:33,834 --> 01:18:35,252
‫از طرز نگاه اون بابا
‫به خودمون خوشم نیومد.

1509
01:18:35,293 --> 01:18:37,295
‫- کدوم بابا رو می‌گی؟
‫- آدم فضاییه رو می‌گم.

1510
01:18:37,337 --> 01:18:38,797
‫آها. مگه طرز...

1511
01:18:38,839 --> 01:18:41,007
‫- مگه طرز نگاهش چطور بود؟
‫- طوری بود که انگار محکوم به فناییم.

1512
01:18:43,385 --> 01:18:45,887
‫شاید واقعا باشیم.

1513
01:18:51,226 --> 01:18:52,894
‫الان چیکار کردی؟

1514
01:18:52,894 --> 01:18:54,396
‫دستم رو با ماهی‌تابه سوزوندم.

1515
01:18:54,396 --> 01:18:56,356
‫- واسه چی؟
‫- معلوم نیست.

1516
01:18:56,398 --> 01:18:58,775
‫ببینم.

1517
01:18:59,401 --> 01:19:01,194
‫واقعا سوزوندیش.

1518
01:19:01,236 --> 01:19:03,864
‫واقعا دستت رو سوزوندی.

1519
01:19:03,864 --> 01:19:09,119
‫[صبحانه، ناهار و شام داغ]

1520
01:19:12,164 --> 01:19:13,915
‫پرتابش کن.

1521
01:19:20,422 --> 01:19:22,924
‫چند وقت می‌تونن ما رو
‫تو «سیارک‌آباد» نگه دارن؟

1522
01:19:22,924 --> 01:19:24,259
‫از نظر قانونی می‌پرسم.

1523
01:19:24,259 --> 01:19:25,719
‫خب، من که وکیل نیستم،

1524
01:19:25,761 --> 01:19:27,262
‫ولی گمون کنم
‫هرچقدر بخوان نگهمون می‌دارن.

1525
01:19:27,304 --> 01:19:28,972
‫گمون کنم مجبوریم
‫درخواست حکم قضایی بدیم...

1526
01:19:29,014 --> 01:19:30,766
‫و از درخواستمون دفاع کنیم
‫که شش مال تا یه سال طول می‌کشه.

1527
01:19:30,807 --> 01:19:32,142
‫مسلما باید بابت کاهش درآمدمون هم...

1528
01:19:32,184 --> 01:19:33,727
‫دعوی حقوقی ارائه بدیم.

1529
01:19:33,769 --> 01:19:35,187
‫شاید بهتر باشه خودمون
‫همین الان از شهر خارج بشیم.

1530
01:19:35,228 --> 01:19:38,273
‫گمون نکنم بتونن بدون کشتن کسی
‫جلومون رو بگیرن.

1531
01:19:38,273 --> 01:19:39,941
‫فکر جالبیه.

1532
01:19:39,983 --> 01:19:42,444
‫به نظرت مصرف سوخت اون جت‌پک چقدره؟

1533
01:19:42,444 --> 01:19:43,862
‫از راجر یا پسرش بپرس.

1534
01:19:43,904 --> 01:19:45,405
‫ظاهرا دارن به جرم افشای...

1535
01:19:45,447 --> 01:19:46,948
‫رازهای دولتی مجازاتش می‌کنن.

1536
01:19:46,948 --> 01:19:48,867
‫- این وصله‌ها بهش نمی‌چسبه.
‫- من که عجله‌ای ندارم.

1537
01:19:48,909 --> 01:19:50,869
‫از بیابان خوشم میاد.
‫از فضایی‌ها هم خوشم میاد.

1538
01:19:50,911 --> 01:19:52,412
‫پرتابش کن.

1539
01:19:52,454 --> 01:19:53,914
‫چطوری پسش گرفتین؟

1540
01:19:53,955 --> 01:19:55,332
‫پروژه‌ها باید ضبط شده باشن.

1541
01:19:55,373 --> 01:19:56,750
‫هیچ اخترشناس رصدی حق نداره...

1542
01:19:56,792 --> 01:19:57,834
‫بدون اجازه بهشون دستـ...

1543
01:19:57,876 --> 01:19:59,044
‫مخترع این پرتو مرگ پسر خودمه.

1544
01:19:59,085 --> 01:20:00,712
‫احتمالا همین‌طوره،
‫ولی من دستور دارم...

1545
01:20:00,754 --> 01:20:02,130
‫- برو عقب.
‫- آروم باشین دوستان.

1546
01:20:02,172 --> 01:20:04,007
‫- اینجا که دیگه گودال‌کانال نیست.
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

1547
01:20:04,049 --> 01:20:05,884
‫خواهش می‌کنم همگی آروم باشین.
‫قرنطینه خیلی دشواری بوده.

1548
01:20:05,926 --> 01:20:07,469
‫- همین الان می‌کشمت!
‫- پروژه خودتون رو دزدیدین!

1549
01:20:07,469 --> 01:20:09,012
‫امان از دستتون، بهشون بگو...

1550
01:20:09,054 --> 01:20:10,388
‫- دست بردارن!
‫- دست بردارین! شنیدین؟

1551
01:20:10,430 --> 01:20:11,807
‫ارتشبد گیبسون می‌گه: «دست بردارین.»

1552
01:20:11,807 --> 01:20:13,141
‫- متأهلی؟
‫- معلومه.

1553
01:20:13,141 --> 01:20:15,310
‫بعدا پروژه‌تون رو مجددا ضبط می‌کنیم.

1554
01:20:15,310 --> 01:20:16,895
‫احتمالا بعد از شام ضبطش کنیم.

1555
01:20:17,479 --> 01:20:19,815
‫امتحان کن ببین چی می‌شه.

1556
01:20:21,483 --> 01:20:23,068
‫تب هانتر، دوریس دی، تمام،

1557
01:20:23,109 --> 01:20:25,111
‫جک قاتل، تمام،
‫بینگ کرازبی، شرلی تمپل،

1558
01:20:25,153 --> 01:20:27,155
‫تمام، تمام، اورسن ولز، لوسیل بال،

1559
01:20:27,197 --> 01:20:29,449
‫مارلون براندو، تمام،
‫ملکه الیزابت، میکی منتل،

1560
01:20:29,491 --> 01:20:31,076
‫تمام، تمام، یول برینر،
‫لویی آرمسترانگ،

1561
01:20:31,117 --> 01:20:33,829
‫تمام، لانا ترنر، تمام،
‫بتی گریبل، الا فیتزجرالد،

1562
01:20:33,829 --> 01:20:36,039
‫تمام، تمام، راک هادسن،
‫جری لوئیس، تمام، تمام،

1563
01:20:36,081 --> 01:20:38,333
‫گرتا گاربو، کارل مارکس، تمام،
‫ژان دارک، تمام،

1564
01:20:38,333 --> 01:20:40,001
‫چارلز داروین، والتر پیجن، تمام،

1565
01:20:40,001 --> 01:20:42,003
‫امیلی دیکینسون،
‫گالیله، تمام، تمام،

1566
01:20:42,003 --> 01:20:43,880
‫پونتیوس پیلاطس، تمام،
‫ارنست همینگوی، ژاکلین کندی...

1567
01:20:43,922 --> 01:20:45,882
‫کی رادیو تلسکوپ،

1568
01:20:45,924 --> 01:20:47,717
‫گیرنده و پردازنده سیگنال...

1569
01:20:47,759 --> 01:20:50,053
‫و کل شبکه نظارت طیف‌سنجی من رو دزدیده؟

1570
01:20:51,805 --> 01:20:53,807
‫دارن سعی می‌کنه با فضاییه
‫ارتباط برقرار کنن.

1571
01:20:53,849 --> 01:20:56,726
‫خب، ممنونم، ولی دکتر هیکن‌لوپر چی می‌شه؟

1572
01:20:56,768 --> 01:20:59,479
‫اگه می‌خواین با فضاییه
‫ارتباط برقرار کنین، من رو هم دعوت کنین.

1573
01:20:59,521 --> 01:21:01,731
‫تا حالا ازش خبری نشده؟

1574
01:21:01,773 --> 01:21:03,316
‫- نه.
‫- عجب.

1575
01:21:03,358 --> 01:21:05,151
‫این بند و بساط چیه؟

1576
01:21:05,193 --> 01:21:07,487
‫پرچم آمریکا رو صرفا
‫واسه میهن‌دوستی نصب کردم.

1577
01:21:07,529 --> 01:21:09,155
‫الان دیگه باید پیامی مفهومی ارسال کنیم.

1578
01:21:09,197 --> 01:21:11,199
‫نباید صرفا خطاب به زمینی‌ها باشه،
‫باید خطاب به کل هستی باشه.

1579
01:21:11,199 --> 01:21:13,368
‫خودمون هرچی به ذهنمون می‌رسید
‫رو جمع کردیم:

1580
01:21:13,368 --> 01:21:14,995
‫یه صلیب، یه ستاره،
‫یه شبدر چهاربرگ،

1581
01:21:15,036 --> 01:21:16,830
‫حروف، اعداد و هیروگلیف.

1582
01:21:16,872 --> 01:21:18,498
‫نمایش تصویر ستاره روی ماه
‫به چه دردی می‌خوره؟

1583
01:21:18,540 --> 01:21:19,875
‫- احسنت.
‫- جدی پرسیدم.

1584
01:21:19,916 --> 01:21:21,084
‫هم‌ارزی جرم و انرژی چطوره؟

1585
01:21:21,126 --> 01:21:22,502
‫- به نظرم...
‫- خودشون بلدن.

1586
01:21:22,544 --> 01:21:23,962
‫- خیلی راحته.
‫- الان فرصت داریم...

1587
01:21:24,004 --> 01:21:26,089
‫واقعا تو عمرمون کار مفیدی بکنیم.

1588
01:21:26,131 --> 01:21:27,799
‫متوجه منظورت هستم.

1589
01:21:27,841 --> 01:21:29,551
‫- نوبت کی بود؟
‫- آها، نوبت من بود.

1590
01:21:29,551 --> 01:21:31,219
‫بهتره از اول شروع کنم.

1591
01:21:31,261 --> 01:21:33,054
‫- کلئوپاترا جاگادیش...
‫- وودرو، باهات حرف دارم.

1592
01:21:33,096 --> 01:21:35,765
‫راجع به تنظیمات طیف‌سنج سوالی دارم.

1593
01:21:35,807 --> 01:21:37,142
‫اگه اشکالی نداره، بیا اینجا.

1594
01:21:37,183 --> 01:21:38,894
‫کورت گودل،
‫ویلیام هنری براگ...

1595
01:21:38,894 --> 01:21:40,854
‫اِم، رو برچسب هشدارش...

1596
01:21:40,896 --> 01:21:42,814
‫نوشته... اِم...

1597
01:21:44,941 --> 01:21:47,485
‫کل کارهایی که به عمرت می‌کنی مفیدن.

1598
01:21:47,527 --> 01:21:49,154
‫- جدی می‌گم.
‫- خیلی‌خب.

1599
01:21:49,195 --> 01:21:51,448
‫کنجکاویت مهم‌ترین ابزارته.

1600
01:21:51,489 --> 01:21:52,908
‫- بهش اعتماد کن.
‫- خیلی‌خب.

1601
01:21:52,908 --> 01:21:54,326
‫- به کنجکاویت اعتماد کن.
‫- خیلی‌خب.

1602
01:21:54,367 --> 01:21:56,494
‫تجهیزات آزمایشگاه من
‫همیشه در اختیارته.

1603
01:21:56,536 --> 01:21:58,121
‫بعد از اتمام این ماجرا رو می‌گم.

1604
01:21:58,163 --> 01:22:00,081
‫شاید اگه دوست داشته باشی،
‫بتونی شاگردم باشی.

1605
01:22:00,081 --> 01:22:01,458
‫وای. شاید بتونیم...

1606
01:22:01,499 --> 01:22:02,918
‫فرضیه لاس کیهانی رو ثابت کنیم...

1607
01:22:02,959 --> 01:22:04,252
‫و بالاخره محاسبات صحیحش رو دربیاریم.

1608
01:22:04,294 --> 01:22:05,545
‫وای. بیا تلاشمون رو بکنیم.

1609
01:22:05,587 --> 01:22:07,464
‫گمون کنم جای نقطه‌های فضایی رو...

1610
01:22:07,505 --> 01:22:09,257
‫تو چشمت می‌بینم.

1611
01:22:12,302 --> 01:22:13,887
‫فوت مادرت رو تسلیت می‌گم.

1612
01:22:13,929 --> 01:22:16,848
‫دل من هم واسه مادرم تنگه،
‫تازه مادرم من ۴۶ سال پیش فوت شده.

1613
01:22:18,058 --> 01:22:20,060
‫ممنون.

1614
01:22:22,103 --> 01:22:23,897
‫من از قبل درخواست
‫تشکیل جلسه شورای ایالتی...

1615
01:22:23,939 --> 01:22:26,024
‫واسه تغییر نام شهرمون
‫از «سیارک‌آباد»...

1616
01:22:26,066 --> 01:22:27,817
‫به «فرودگاه فضایی‌ها» ثبت کردم.

1617
01:22:27,859 --> 01:22:30,195
‫ممکنه این شهرداری به مرکز اجتماع...

1618
01:22:30,236 --> 01:22:33,448
‫گروه عظیمی از اخترشناسان رصدی
‫و رزم‌جویان فضایی تبدیل بشه.

1619
01:22:33,448 --> 01:22:36,368
‫پیشنهادی تاریخیه.

1620
01:22:39,412 --> 01:22:41,581
‫[جلسه اضطراری شورا]

1621
01:22:41,623 --> 01:22:43,583
‫همون‌طور که می‌دونین،
‫مجبور شدیم هفته پیش...

1622
01:22:43,625 --> 01:22:45,210
‫برنامه‌های «روز سیارک» رو...

1623
01:22:45,251 --> 01:22:47,879
‫به خاطر وقایع مذکور لغو کنیم.

1624
01:22:47,921 --> 01:22:49,589
‫ولی می‌خوام مسئله‌ای رو اعلام کنم.

1625
01:22:49,631 --> 01:22:51,508
‫دکتر هیکن‌لوپر و بخش تحقیقات و آزمایشات...

1626
01:22:51,549 --> 01:22:53,176
‫علوم نظامی با همکاری...

1627
01:22:53,218 --> 01:22:55,053
‫بنیاد لارکینگز...

1628
01:22:55,095 --> 01:22:57,305
‫برنده بورسیه هیکن‌لوپر امسال رو...

1629
01:22:57,347 --> 01:22:59,349
‫رسما انتخاب کردن...

1630
01:22:59,391 --> 01:23:02,644
‫و همه‌تون فردا اول وقت
‫به خونه‌تون برمی‌گردین.

1631
01:23:02,644 --> 01:23:04,646
‫رئیس‌جمهور تصمیم گرفتن
‫قرنطینه‌مون رو...

1632
01:23:04,646 --> 01:23:06,439
‫با حکم ویژه لغو کنن.

1633
01:23:09,109 --> 01:23:10,902
‫دوست دارم از این فرصت استفاده کرده...

1634
01:23:10,944 --> 01:23:12,904
‫ضمنا، باید بگم علی‌رغم...

1635
01:23:12,946 --> 01:23:14,280
‫اختلاف نظرم با ریکی چو،

1636
01:23:14,322 --> 01:23:16,324
‫کل پروژه‌های امسال...

1637
01:23:16,366 --> 01:23:19,035
‫بدون استثنا درجه یک بودن...

1638
01:23:19,077 --> 01:23:21,955
‫و می‌خوام رسما اعلام کنم...

1639
01:23:21,997 --> 01:23:23,164
‫- این‌دفعه چی شده؟
‫- بورسیه...

1640
01:23:23,206 --> 01:23:24,499
‫- این‌دفعه چی شده؟
‫- نمی‌دونم.

1641
01:23:24,541 --> 01:23:26,209
‫باز هم تاریخ امروزه.

1642
01:23:59,701 --> 01:24:01,661
‫ثبتش کردن.

1643
01:24:06,082 --> 01:24:07,667
‫طبق مفاد...

1644
01:24:07,709 --> 01:24:09,335
‫برنامه‌ریزی شماره ده
‫کشمکش‌های مهم امنیت ملی،

1645
01:24:09,377 --> 01:24:11,212
‫لغو قرنطینه‌ای که همین الان اعلام کردم...

1646
01:24:11,254 --> 01:24:13,256
‫به خاطر اتفاق غیرمنتظره‌ای که همین الان...

1647
01:24:13,298 --> 01:24:16,634
‫شاهدش بودیم لغو شده
‫یا تا اطلاع ثانوی به تعویق افتـ...

1648
01:24:38,823 --> 01:24:41,993
‫آگی واسه چی دستش رو
‫با ماهی‌تابه می‌سوزونه؟

1649
01:24:42,035 --> 01:24:44,496
‫هنوز نمایش‌نامه رو درک نمی‌کنم.

1650
01:24:45,663 --> 01:24:46,831
‫چی؟

1651
01:24:52,253 --> 01:24:55,381
‫[سیگار کشیدن ممنوع]

1652
01:24:55,423 --> 01:24:58,051
‫کجا می‌ری؟

1653
01:24:58,093 --> 01:24:59,844
‫الان برمی‌گردم.

1654
01:24:59,886 --> 01:25:01,971
‫در واقع، نقشش رو به عنوان
‫فضایی ایفا نمی‌کنم.

1655
01:25:02,013 --> 01:25:03,598
‫نقشش رو استعاری ایفا می‌کنم.

1656
01:25:03,640 --> 01:25:05,475
‫- برداشت خودم از این قراره.
‫- استعاره‌ای از چیه؟

1657
01:25:05,517 --> 01:25:07,977
‫هنوز نمی‌دونم.
‫به وضوح بیان نمی‌کنیم.

1658
01:25:08,019 --> 01:25:10,021
‫شوبرت. شوبرت.

1659
01:25:10,063 --> 01:25:12,148
‫- شوبرت! شوبرت!
‫- ها؟ بگو.

1660
01:25:12,190 --> 01:25:14,609
‫چی شده؟ موقع اجراست؟

1661
01:25:14,651 --> 01:25:16,486
‫در واقع هست، ولی ارتشبد گیبسون
‫همین الان صحنه...

1662
01:25:16,528 --> 01:25:18,029
‫رد شدن استعفانامه‌اش
‫به دست رئیس‌جمهور رو آغاز کرد.

1663
01:25:18,029 --> 01:25:20,156
‫شش و نیم دقیقه تا دیالوگ بعدیم فرصت دارم.

1664
01:25:20,198 --> 01:25:22,033
‫باید جواب سوالم رو ازت بگیرم.

1665
01:25:22,033 --> 01:25:23,159
‫خیلی‌خب.

1666
01:25:23,201 --> 01:25:25,078
‫دارم نقشش رو درست ایفا می‌کنم؟

1667
01:25:25,120 --> 01:25:26,538
‫عجب.

1668
01:25:26,579 --> 01:25:27,872
‫خب...

1669
01:25:27,914 --> 01:25:29,582
‫قبلا هم بهت گفتم
‫پیپ کشیدنش،

1670
01:25:29,624 --> 01:25:30,708
‫فندک روشن کردنش،
‫دوربین به دست گرفتنش...

1671
01:25:30,708 --> 01:25:32,460
‫و ابرو بالا دادنش خیلی ظرافت می‌خواد...

1672
01:25:32,502 --> 01:25:34,546
‫ولی جدای از این مسائل،
‫به طور کلی...

1673
01:25:34,587 --> 01:25:36,840
‫جواب سوالت از این قراره...
‫بشین.

1674
01:25:39,217 --> 01:25:40,844
‫نقشش رو درست ایفا می‌کنی.

1675
01:25:40,885 --> 01:25:43,513
‫در واقع، به نظرم، تو صرفا
‫به آگی تبدیل نشدی.

1676
01:25:43,555 --> 01:25:44,889
‫آگی به تو تبدیل شد.

1677
01:25:44,889 --> 01:25:45,974
‫احساس گم‌گشتگی بهم دست داده.

1678
01:25:46,015 --> 01:25:47,559
‫- خوبه.
‫- آدم به شدت زخم‌خورده‌ایه.

1679
01:25:47,600 --> 01:25:49,185
‫حس می‌کنم هر شب...

1680
01:25:49,227 --> 01:25:50,520
‫قلبم می‌شکنه...

1681
01:25:50,562 --> 01:25:51,646
‫- قلب خودم رو می‌گم.
‫- خوبه.

1682
01:25:51,688 --> 01:25:53,189
‫- همین‌طور ادامه بدم؟
‫- آره.

1683
01:25:53,231 --> 01:25:54,899
‫- بدون اطلاع از هیچی ادامه بدم؟
‫- آره.

1684
01:25:54,941 --> 01:25:56,776
‫نباید تو وحش‌بوم فضا...

1685
01:25:56,818 --> 01:25:58,486
‫جوابی وجود داشته باشه؟

1686
01:25:58,528 --> 01:25:59,612
‫دیالوگ وودرو راجع به معنای زندگی رو می‌گم.

1687
01:25:59,654 --> 01:26:00,905
‫- «شاید زندگی واقعا معنایی داشته باشه.»
‫- درسته.

1688
01:26:00,947 --> 01:26:02,448
‫خب، سوال من همینه.

1689
01:26:04,075 --> 01:26:05,994
‫هنوز نمایش‌نامه رو درک نمی‌کنم.

1690
01:26:06,035 --> 01:26:07,579
‫مهم نیست.

1691
01:26:07,579 --> 01:26:09,998
‫فقط روایت داستان رو ادامه بده.

1692
01:26:10,999 --> 01:26:12,208
‫داری نقشش رو درست ایفا می‌کنی.

1693
01:26:12,250 --> 01:26:13,793
‫باید کمی هوای تازه بخورم.

1694
01:26:13,835 --> 01:26:14,919
‫عجب.

1695
01:26:14,961 --> 01:26:17,505
‫خیلی‌خب، ولی هوای تازه پیدا نمی‌کنی.

1696
01:26:20,091 --> 01:26:21,801
‫که این‌طور.

1697
01:26:41,112 --> 01:26:42,906
‫سلام.

1698
01:26:44,866 --> 01:26:47,744
‫عه. تویی، همون همسری هستی
‫که نقش بازیگرم رو ایفا کرده بود.

1699
01:26:47,785 --> 01:26:51,039
‫هوم. صحنه‌ام رو
‫بعد از یه بار تمرین حذف کردن.

1700
01:26:52,290 --> 01:26:54,959
‫- عکست هنوز تو تئاتر هست.
‫- هوم.

1701
01:26:58,087 --> 01:27:00,548
‫دیالوگ‌هاش رو به خاطر داری؟

1702
01:27:01,674 --> 01:27:02,967
‫نه.

1703
01:27:04,302 --> 01:27:07,222
‫تو خوابی رو سیاره فضاییه
‫همدیگه رو می‌بینیم.

1704
01:27:07,263 --> 01:27:09,265
‫سیاره ماگناواکس ۲۷ رو می‌گی.

1705
01:27:09,307 --> 01:27:11,809
‫در واقع، رو یکی از قمرهاش آشنا می‌شیم.

1706
01:27:12,769 --> 01:27:15,980
‫تو می‌گی:
‫«با فضایی‌ها صحبت کردی؟»

1707
01:27:16,022 --> 01:27:19,150
‫من می‌گم: «هنوز نه.»

1708
01:27:19,150 --> 01:27:21,819
‫تو می‌گی: «چرا نکردی؟
‫خیال می‌کردم حتما...»

1709
01:27:21,861 --> 01:27:24,822
‫«سرش داد می‌کشی یا می‌خندونیش.»

1710
01:27:24,864 --> 01:27:28,993
‫من می‌گم:
‫«شاید هم رازهای هستی رو ازش می‌پرسیدم؟»

1711
01:27:29,035 --> 01:27:31,037
‫تو می‌گی: «دقیقا.»

1712
01:27:32,288 --> 01:27:35,500
‫من می‌گم: «گمون کنم خجالتی باشه.»

1713
01:27:36,751 --> 01:27:38,169
‫تو می‌گی:

1714
01:27:38,169 --> 01:27:41,005
‫«وودرو هم خجالتیه،
‫ولی مطمئنم از سرش می‌افته.»

1715
01:27:41,005 --> 01:27:44,008
‫«حداقل امیدوارم حالا که مادر نداره،
‫از سرش بیفته.»

1716
01:27:45,802 --> 01:27:49,347
‫من می‌گم: «دیر شکوفا می‌شه،»

1717
01:27:49,347 --> 01:27:54,727
‫«ولی گمون کنم احتمالا
‫مجبور بشی جام رو با کسی پر کنی.»

1718
01:27:54,769 --> 01:27:56,020
‫تو می‌گی:

1719
01:27:56,062 --> 01:27:59,023
‫«چی؟ واسه چی؟
‫چطوری؟ در توانم نیست.»

1720
01:28:00,358 --> 01:28:04,946
‫من می‌گم:
‫«به نظرم شاید باید تلاشت رو بکنی.»

1721
01:28:07,282 --> 01:28:09,826
‫«من برنمی‌گردم آگی.»

1722
01:28:12,704 --> 01:28:15,915
‫بعدش ازم عکس می‌گیری
‫و به گریه می‌افتی،

1723
01:28:15,957 --> 01:28:17,917
‫من هم می‌گم:

1724
01:28:20,128 --> 01:28:22,714
‫«امیدوارم خوب دربیاد.»

1725
01:28:25,842 --> 01:28:27,802
‫من هم می‌گم:

1726
01:28:27,844 --> 01:28:30,179
‫«کل عکس‌های من خوب درمیان.»

1727
01:28:40,315 --> 01:28:42,066
‫هوم.

1728
01:28:42,108 --> 01:28:43,735
‫حافظه‌ات قویه.
‫واسه چی حذفش کردن؟

1729
01:28:43,776 --> 01:28:45,361
‫تئاتر طولانی می‌شد.

1730
01:28:45,403 --> 01:28:47,113
‫حالا تو تئاتر «میوه ویره پژمرده»...

1731
01:28:47,155 --> 01:28:48,614
‫ندیمه ارشد ملکه هم‌نشینم.

1732
01:28:48,656 --> 01:28:50,325
‫به دیالوگت نرسیدی.

1733
01:28:50,366 --> 01:28:52,368
‫جون و گاوچرانه دارن
‫تو استیشن واگن حرف میزنن.

1734
01:28:52,410 --> 01:28:55,371
‫الان دارن دست بازیگر ذخیره رو می‌بندن.

1735
01:28:56,664 --> 01:28:58,374
‫عه. تویی.

1736
01:28:58,416 --> 01:29:00,376
‫چیزی نمونده بود با همدیگه همبازی بشیم.

1737
01:29:00,418 --> 01:29:02,503
‫- سلام.
‫- سلام.

1738
01:29:04,547 --> 01:29:08,384
‫پس از شش ماه اجرای تئاتر،
‫خبری به گوش دست‌اندرکاران رسید:

1739
01:29:08,426 --> 01:29:11,179
‫تصادف مصیبت‌باری رخ داده بود.

1740
01:29:11,179 --> 01:29:13,264
‫کنراد ارپ، نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی...

1741
01:29:13,306 --> 01:29:15,850
‫که شور و قوه تخیلش بی‌نظیر بود،

1742
01:29:15,850 --> 01:29:17,518
‫در سن ۵۰ سالگی از دنیا رفت.

1743
01:29:17,560 --> 01:29:19,812
‫دوست دارم سکانسی بسازم
‫که کل شخصیت‌هام...

1744
01:29:19,854 --> 01:29:21,439
‫به خاطر تجربه مشترک
‫واقعه آسمانی حیرت‌انگیز...

1745
01:29:21,481 --> 01:29:23,733
‫و مبهوت‌کننده‌ای،
‫به آرامی و در خفا...

1746
01:29:23,775 --> 01:29:25,443
‫ از راه به در شده...

1747
01:29:25,485 --> 01:29:28,404
‫و عمیق‌ترین و رویایی‌ترین
‫خواب عمرشون رو تجربه کنن،

1748
01:29:28,446 --> 01:29:30,698
‫ولی بلد نیستم بنویسمش.

1749
01:29:31,616 --> 01:29:34,285
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1750
01:29:34,327 --> 01:29:35,828
‫چی گفتی؟

1751
01:29:35,870 --> 01:29:37,497
‫جریان چیه؟

1752
01:29:38,456 --> 01:29:40,208
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1753
01:29:40,249 --> 01:29:41,334
‫- چی؟
‫- این‌طور نیست.

1754
01:29:41,376 --> 01:29:42,752
‫- دوباره بگو.
‫- چه فرقی می‌کنه؟

1755
01:29:42,794 --> 01:29:45,546
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1756
01:29:45,588 --> 01:29:46,672
‫- واسه چی باید بخوابه؟
‫- شاید این‌طور نباشه.

1757
01:29:46,714 --> 01:29:48,257
‫- معلومه.
‫- اِم، آره.

1758
01:29:48,299 --> 01:29:50,218
‫- اگه آدم نخوابه...
‫- که نمی‌تونه بیدار بشه.

1759
01:29:50,259 --> 01:29:52,428
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1760
01:29:52,470 --> 01:29:54,430
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1761
01:29:54,472 --> 01:29:56,599
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1762
01:29:56,641 --> 01:29:59,227
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1763
01:29:59,268 --> 01:30:01,479
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1764
01:30:01,521 --> 01:30:03,856
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1765
01:30:03,898 --> 01:30:06,275
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1766
01:30:06,317 --> 01:30:08,528
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1767
01:30:08,569 --> 01:30:11,155
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1768
01:30:11,197 --> 01:30:13,449
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1769
01:30:13,491 --> 01:30:15,576
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1770
01:30:15,618 --> 01:30:18,204
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1771
01:30:18,246 --> 01:30:21,332
‫اگه آدم نخوابه
‫که نمی‌تونه بیدار بشه.

1772
01:30:30,007 --> 01:30:36,055
‫[مؤخره]

1773
01:30:36,055 --> 01:30:41,769
‫[تقاطع خط‌آهن]
‫[قرنطینه لغو شد]

1774
01:30:55,908 --> 01:30:59,120
‫اِم، کجا رفتن؟

1775
01:30:59,787 --> 01:31:01,330
‫صبحتون به خیر آقای استین‌بک.

1776
01:31:01,372 --> 01:31:03,374
‫آب‌سیب میل دارین یا آب‌پرتقال
‫یا آب‌گوجه‌فرنگی؟

1777
01:31:03,416 --> 01:31:05,251
‫بقیه کجا رفتن؟

1778
01:31:05,293 --> 01:31:06,627
‫سوالتون رو درک می‌کنم.

1779
01:31:06,669 --> 01:31:08,713
‫رئیس‌جمهور بالاخره نیمه‌شب...

1780
01:31:08,754 --> 01:31:10,339
‫قرنطینه‌مون رو لغو کردن.

1781
01:31:10,381 --> 01:31:12,216
‫همه رو فرستادن خونه...
‫از سربازان گرفته تا گاوچران‌ها...

1782
01:31:12,258 --> 01:31:13,676
‫تا اخترشناسان رصدی جوان
‫و رزم‌جویان فضایی.

1783
01:31:13,718 --> 01:31:16,304
‫می‌تونین به منزل خودتون برگردین.

1784
01:31:16,345 --> 01:31:18,181
‫امروز صبح ۱۱ نفر اتاقشون رو تحویل دادن.

1785
01:31:18,222 --> 01:31:20,266
‫گمون کنم دیر بیدار شدین.

1786
01:31:20,308 --> 01:31:21,851
‫- راستی، پروژه‌های علمیتون رو پس دادن.
‫- [غیرمحرمانه شد]

1787
01:31:21,893 --> 01:31:23,603
‫هوم.

1788
01:31:24,812 --> 01:31:27,148
‫- آب‌گوجه‌فرنگی می‌خورم.
‫- رو چشمم.

1789
01:31:33,529 --> 01:31:36,949
‫قرار بود از زیر خاک دربیاریم
‫و با خودمون ببریمش.

1790
01:31:36,991 --> 01:31:40,411
‫همون‌طور که گفتم،
‫اون ظرف «تاپرور» رو درمیاریم.

1791
01:31:40,453 --> 01:31:42,955
‫ما حق نداریم کسی رو
‫تو این زمین خاک کنیم.

1792
01:31:42,997 --> 01:31:44,832
‫من که شک دارم اینجا مالکی داشته باشه.

1793
01:31:44,874 --> 01:31:46,417
‫نداره.

1794
01:31:46,459 --> 01:31:48,419
‫- خاکستر مادرم رو به قتل نرسون!
‫- داره می‌کشدش!

1795
01:31:48,461 --> 01:31:51,339
‫نه، نه، نه، نه. بیاین دعا کنیم.

1796
01:31:55,426 --> 01:31:56,719
‫بابابزرگ!

1797
01:31:58,346 --> 01:32:00,806
‫خداوندگار بزرگ،
‫بابت عمر گران‌بهای...

1798
01:32:00,848 --> 01:32:04,852
‫این زن خارق‌العاده که زمانی
‫عین همین سه شاگرد جادوگر کوچولو...

1799
01:32:04,852 --> 01:32:07,438
‫بچه بود، ازت سپاس‌گزاریم.

1800
01:32:07,480 --> 01:32:08,981
‫- شاگرد جادوگر نیستیم.
‫- واقعا جادوگریم.

1801
01:32:09,023 --> 01:32:10,566
‫نیمه‌جادوگر، نیمه‌فضایی هستیم.

1802
01:32:10,608 --> 01:32:13,027
‫عین همین سه جادوگر، بچه بود.

1803
01:32:13,027 --> 01:32:15,947
‫ما اصلا قصد نداریم
‫محل خاک‌سپاری دائمیش...

1804
01:32:15,988 --> 01:32:17,949
‫کنار این کاکتوس بی‌نام و نشون باشه،

1805
01:32:17,990 --> 01:32:19,534
‫ولی مبارزه در راه حفظ وقارش...

1806
01:32:19,534 --> 01:32:22,578
‫دیگه از توان من خارجه،
‫از توان آگی هم خارجه.

1807
01:32:22,620 --> 01:32:24,413
‫- مگه نه؟
‫- درسته.

1808
01:32:24,455 --> 01:32:27,375
‫پس به خواسته دختران کله‌شقش تن می‌دیم.

1809
01:32:27,416 --> 01:32:30,962
‫وودرو، نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

1810
01:32:31,003 --> 01:32:32,713
‫من دیگه اعتقاد ندارم.

1811
01:32:32,755 --> 01:32:34,257
‫قبوله.

1812
01:32:34,298 --> 01:32:37,343
‫- آمین.
‫- آمین.

1813
01:32:37,385 --> 01:32:39,887
‫اجی مجی لا ترجی،

1814
01:32:39,887 --> 01:32:43,015
‫اجی مجی لا ترجی.

1815
01:32:43,057 --> 01:32:45,351
‫مامان زیر خاکه.

1816
01:32:45,393 --> 01:32:47,728
‫واسه مامان دعا کنیم.

1817
01:32:47,770 --> 01:32:50,314
‫مامان، ما هم دعا می‌کنیم.

1818
01:32:50,356 --> 01:32:51,899
‫خیلی قشنگی...

1819
01:32:53,568 --> 01:32:55,319
‫پنج شیرینی فلپ‌جک و یه قهوه ساده.

1820
01:32:55,361 --> 01:32:56,904
‫مرسی.

1821
01:32:59,907 --> 01:33:01,409
‫کی جیش داره؟

1822
01:33:01,450 --> 01:33:02,034
‫کسی دستشویی نداره.

1823
01:33:02,034 --> 01:33:03,077
‫- من ندارم.
‫- من ندارم.

1824
01:33:03,077 --> 01:33:04,912
‫یه لیوان شیر توت‌فرنگی چطوره؟

1825
01:33:04,912 --> 01:33:06,789
‫- هوم.
‫- ممنون می‌شیم.

1826
01:33:08,416 --> 01:33:10,918
‫کسی بورسیه‌شون رو نبرد؟

1827
01:33:10,960 --> 01:33:12,962
‫خودم بردم.

1828
01:33:13,004 --> 01:33:14,714
‫- کی بردی؟
‫- دیشب.

1829
01:33:14,755 --> 01:33:17,592
‫ارتشبد گیبسون تو صف حموم عمومی
‫بهم اهداش کرد.

1830
01:33:17,633 --> 01:33:19,635
‫گمون کنم می‌خواست زودتر تموم بشه.

1831
01:33:19,677 --> 01:33:21,971
‫در واقع چکی عادیه و اندازه‌اش
‫عین بقیه چک‌هاست.

1832
01:33:22,013 --> 01:33:24,056
‫چک بزرگه نمایشیه.

1833
01:33:24,098 --> 01:33:25,975
‫- وای.
‫- مبارک باشه وودرو.

1834
01:33:26,017 --> 01:33:27,435
‫شگفت‌انگیزه.

1835
01:33:27,476 --> 01:33:28,811
‫حتما خیلی باهوشی.

1836
01:33:28,853 --> 01:33:30,062
‫موافقم.

1837
01:33:30,104 --> 01:33:32,690
‫حتما خیلی «نابغه‌»ای.

1838
01:33:33,691 --> 01:33:35,526
‫شرط خاصی هم داره؟

1839
01:33:35,568 --> 01:33:37,069
‫به نام خودته.

1840
01:33:37,111 --> 01:33:39,363
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

1841
01:33:40,531 --> 01:33:42,700
‫احتمالا واسه دوستم خرجش کنم.

1842
01:33:46,621 --> 01:33:49,457
‫تو اون دفترچه چی می‌نویسی؟

1843
01:33:50,708 --> 01:33:52,543
‫پروژه سال آینده است، محرمانه است.

1844
01:33:52,585 --> 01:33:54,587
‫- ای وای. اینجا رو. وای.
‫- وای. اصلا ممکنه؟

1845
01:33:54,629 --> 01:33:56,547
‫اصلا ممکنه؟

1846
01:33:56,589 --> 01:33:59,925
‫میج کمبل گفت آدرسش رو بهتون بدم.

1847
01:33:59,967 --> 01:34:02,720
‫فقط صندوق پستیش رو نوشته.

1848
01:34:04,764 --> 01:34:06,474
‫اون شبی که دیده بودمتون چی شـ...

1849
01:34:06,515 --> 01:34:07,933
‫به تو هیچ ربطی نداره استنلی.

1850
01:34:07,975 --> 01:34:09,644
‫خودم می‌دونم.
‫معلومه که ربطی نداره.

1851
01:34:09,644 --> 01:34:11,395
‫صرفا چون وودرو بهم گفته بود...

1852
01:34:11,437 --> 01:34:12,980
‫- داینا بهش گفته، می‌پرسم.
‫- متوجهم. متوجهم.

1853
01:34:12,980 --> 01:34:14,565
‫متوجهم.

1854
01:34:14,607 --> 01:34:17,109
‫با مدیربرنامه سابقش
‫تو دانشکده حقوق هم‌دانشگاهی بودم.

1855
01:34:17,151 --> 01:34:19,445
‫بگذریم، من اعتراضی ندارم.

1856
01:34:19,487 --> 01:34:22,615
‫راستش، کمدین خیلی بااستعدادیه.

1857
01:34:22,657 --> 01:34:23,991
‫درسته.

1858
01:34:27,662 --> 01:34:29,872
‫باز هم بمب هسته‌ای آزمایش کردن.

1859
01:34:35,628 --> 01:34:48,933
‫[پمپ بنزین]

1860
01:34:48,974 --> 01:34:50,601
‫[روگذر تا اطلاع ثانوی مسدود است]

1861
01:34:50,643 --> 01:34:52,645
‫[راهسرا]
