﻿1
00:00:22,250 --> 00:00:25,625
‫- حالا می‌شه چشمم رو باز کنم؟
‫- هنوز نمی‌شه. داریم می‌رسیم.

2
00:00:28,000 --> 00:00:29,041
‫الان کجاییم؟

3
00:00:29,125 --> 00:00:31,125
‫یه لحظه وایستا. خودت می‌بینی.

4
00:00:33,333 --> 00:00:34,791
‫خیلی‌خب. چشمت رو باز کن.

5
00:00:36,750 --> 00:00:38,250
‫بفرمایین!

6
00:00:46,625 --> 00:00:47,750
‫وای.

7
00:00:48,500 --> 00:00:50,250
‫حتما دلت خیلی
‫واسه چنین جایی تنگ شده بود.

8
00:00:51,750 --> 00:00:53,250
‫تو هم باید باهام اسکیت‌سواری کنی.

9
00:00:53,291 --> 00:00:55,291
‫- نه بابا، نه، نه، نه. نه، نه، نه.
‫- چرا بابا.

10
00:00:55,375 --> 00:00:57,125
‫- چرا. باید اسکیت‌سواری کنی. بیا دیگه.
‫- آنا. نه.

11
00:01:02,875 --> 00:01:04,000
‫آنا، وایستا.

12
00:01:12,750 --> 00:01:14,541
‫- نخندی‌ها.
‫- بیا دیگه بابا. آروم باش، خب؟

13
00:01:14,625 --> 00:01:16,166
‫باید کمی زانوت رو خم کنی.

14
00:01:16,250 --> 00:01:17,458
‫سخت نگیر. من که حرفه‌ای نیستم.

15
00:01:17,458 --> 00:01:19,291
‫خودت ماهری. من صرفا
‫پول کلاس‌هات رو حساب کردم.

16
00:01:23,625 --> 00:01:25,875
‫هورا!

17
00:01:34,291 --> 00:01:35,750
‫سرت گیج می‌ره‌ها خانم خودنما.

18
00:01:42,416 --> 00:01:45,375
‫کوله‌پشتی و عینکت رو بردار.

19
00:01:47,250 --> 00:01:48,250
‫باید بریم.

20
00:02:34,166 --> 00:02:36,250
‫بدون دیدنت هم می‌تونم
‫صورتت رو خرد کنم.

21
00:02:36,375 --> 00:02:37,625
‫رد کن بیاد.

22
00:02:38,625 --> 00:02:40,541
‫رد کن بیاد ببینم!

23
00:02:42,500 --> 00:02:45,125
‫بریم.

24
00:02:45,250 --> 00:02:47,750
‫بریم.

25
00:02:49,250 --> 00:02:50,250
‫بجنبین!

26
00:02:55,125 --> 00:02:56,750
‫- یکیشون جا موند.
‫- برداشتمش.

27
00:03:11,875 --> 00:03:12,875
‫بریم.

28
00:03:18,750 --> 00:03:20,000
‫ممنون.

29
00:03:20,041 --> 00:03:21,375
‫بابت چی؟

30
00:03:21,416 --> 00:03:25,541
‫بابت این که نذاشتی بلایی سرشون بیارم.
‫صرفا گرسنه بودن.

31
00:03:36,500 --> 00:03:37,625
‫آماده‌ای؟

32
00:03:38,541 --> 00:03:39,625
‫آماده‌ام.

33
00:03:52,125 --> 00:03:55,375
‫... سوانح زیادی در اروپا و سیبری رخ داده.

34
00:03:55,500 --> 00:03:58,291
‫هنوز از دلیل خودکشی‌های دسته‌جمعی
‫در اروپا خبر نداریم...

35
00:03:58,375 --> 00:04:00,875
‫شدیدا به مردم پیشنهاد می‌کنیم
‫تو خونه‌شون پناه بگیرن.

36
00:04:00,916 --> 00:04:02,500
‫تنها اطلاعاتمون
‫از این موجودات...

37
00:04:02,541 --> 00:04:05,583
‫از این قراره که دیدنشون با چشم غیرمسلح
‫به خودکشی منجر می‌شه.

38
00:04:07,875 --> 00:04:11,666
‫همه باید موقع بیرون رفتن
‫چشم‌بند بسته یا عینک سیاه بزنن.

39
00:04:11,750 --> 00:04:13,750
‫چشمتون رو به هر طریقی ببندین...

40
00:04:13,791 --> 00:04:15,500
‫و از دیدن این موجودات
‫با چشم غیرمسلح اجتناب کنین.

41
00:04:15,541 --> 00:04:17,541
‫اگه آدم یکی از این موجودات رو ببینه،
‫بدبخت می‌شه.

42
00:04:17,625 --> 00:04:20,000
‫سه‌سوته مغز خودش رو می‌پاشونه.

43
00:04:20,125 --> 00:04:23,791
‫اطلاعات دیگه‌ای ندارم که بهتون بگم،
‫فقط می‌گم مواظب خودتون باشین و موفق باشین.

44
00:04:25,666 --> 00:04:35,583
‫«جعبه پرنده: بارسلون»

45
00:04:58,750 --> 00:05:03,750
‫[فروشگاه آنور]
‫[تعمیرات کوم‌کال]

46
00:05:05,750 --> 00:05:10,041
‫[فروشگاه آنور]

47
00:05:23,041 --> 00:05:24,625
‫خودت بلدی چیکار کنی.

48
00:05:24,750 --> 00:05:26,625
‫فقط وقتی خودت صدام کردی
‫بیرون میام.

49
00:05:26,750 --> 00:05:28,625
‫باید مطمئن بشم آدم‌های خوبی هستن.

50
00:05:34,375 --> 00:05:35,500
‫آهای؟

51
00:05:38,125 --> 00:05:39,625
‫کسی اونجاست؟

52
00:05:41,166 --> 00:05:42,375
‫آهای؟

53
00:05:42,916 --> 00:05:44,000
‫کی اونجاست؟

54
00:05:44,500 --> 00:05:46,500
‫سباستین هستم.

55
00:05:46,625 --> 00:05:47,625
‫مجروح شدم.

56
00:05:49,166 --> 00:05:51,000
‫چند روزه غذا نخوردم.

57
00:05:51,791 --> 00:05:53,250
‫کمکی از دستمون ساخته نیست.
‫خیلی شرمنده‌ام.

58
00:05:53,375 --> 00:05:56,125
‫اومدم بیرون غذا پیدا کنم،
‫ولی الان راه خونه رو گم کردم.

59
00:05:56,166 --> 00:05:57,875
‫مارسیال.

60
00:05:58,000 --> 00:05:59,666
‫- چیکار کنیم؟
‫- بیاین ببینیم چی می‌گه.

61
00:05:59,750 --> 00:06:01,250
‫برو دیگه. باید راه بیفتیم.

62
00:06:02,125 --> 00:06:03,375
‫شرمنده‌ام.

63
00:06:06,375 --> 00:06:08,250
‫می‌دونم از کجا مولد برق گیر بیارم!

64
00:06:11,416 --> 00:06:13,750
‫- مولد برق؟
‫- تو کار ساخت‌وساز بودم.

65
00:06:13,875 --> 00:06:16,416
‫قبل از این اتفاقات رو می‌گم.
‫مهندس بودم.

66
00:06:16,916 --> 00:06:19,666
‫آدرس انبار مولدهای برق شرکتمون رو بلدم.

67
00:06:20,416 --> 00:06:23,250
‫خودم تنهایی نمی‌تونم حملشون کنم،
‫ولی اگه شما کمکم کنین...

68
00:06:23,750 --> 00:06:24,916
‫هوم.

69
00:06:25,416 --> 00:06:28,125
‫به نظرم بد نیست کمی نور داشته باشیم.

70
00:06:28,916 --> 00:06:31,125
‫- تو خونه‌هامون رو گرم کنیم.
‫- مارسیال، بهش نیاز داریم.

71
00:06:31,166 --> 00:06:32,500
‫- قبول کن دیگه.
‫- بهش اعتماد ندارم.

72
00:06:32,625 --> 00:06:33,875
‫قبول ندارین؟

73
00:06:34,500 --> 00:06:35,625
‫مارسیال.

74
00:06:36,750 --> 00:06:37,750
‫تنهایی؟

75
00:06:39,541 --> 00:06:40,541
‫آره.

76
00:06:48,000 --> 00:06:49,125
‫دارن میان.

77
00:06:49,166 --> 00:06:50,541
‫بریم. بریم!

78
00:06:50,625 --> 00:06:52,416
‫سباستین، طنابمون رو بچسب.

79
00:06:52,500 --> 00:06:53,666
‫بجنبین!

80
00:07:11,166 --> 00:07:12,625
‫باز کنین! منم، مارسیال!

81
00:07:17,875 --> 00:07:19,541
‫بیاین تو! در رو ببندین.

82
00:07:33,875 --> 00:07:36,250
‫[پیش از باز کردن در دوم، در قبلی را ببندید]
‫[همیشه چشم‌بند ببندید]

83
00:07:36,291 --> 00:07:37,750
‫اون کیه؟

84
00:07:37,875 --> 00:07:39,000
‫گم شده بود.

85
00:07:39,500 --> 00:07:42,041
‫می‌گه می‌دونه از کجا مولد برق گیر بیاریم.

86
00:07:49,166 --> 00:07:52,041
‫ای خدا. شوخی نمی‌کردی.

87
00:07:52,875 --> 00:07:54,875
‫چی به سرت اومده؟
‫بهت میاد بوکسور باشی.

88
00:07:54,916 --> 00:07:57,125
‫نه، در واقع کیسه بوکسم.

89
00:07:57,750 --> 00:07:59,875
‫از این طرف.
‫بیا دکترمون معاینه‌ات کنه.

90
00:07:59,916 --> 00:08:00,916
‫- دکتر دارین؟
‫- چرا که نه؟

91
00:08:01,000 --> 00:08:04,541
‫هم دکتر داریم، هم نجار، هم مکانیک.

92
00:08:05,041 --> 00:08:06,875
‫راستی، تو که احیانا آشپزی بلد نیستی، ها؟

93
00:08:07,000 --> 00:08:10,125
‫گمون کنم آشپز خودمون
‫تو زندان آشپزی یاد گرفته باشه.

94
00:08:11,000 --> 00:08:13,125
‫دکتر؟ دکتر.

95
00:08:13,166 --> 00:08:16,125
‫سلام مارسیال. لطفا لیلیانا صدام کن.

96
00:08:16,250 --> 00:08:17,875
‫برات بیمار آوردم.

97
00:08:18,416 --> 00:08:20,500
‫صورتش مجروح شده.

98
00:08:23,041 --> 00:08:24,416
‫درد می‌کنه؟

99
00:08:24,500 --> 00:08:25,875
‫فقط موقع نفس کشیدن درد می‌کنه.

100
00:08:27,291 --> 00:08:29,375
‫خب، دماغت نشکسته.
‫خبر خوبیه.

101
00:08:29,500 --> 00:08:31,791
‫ابروت باید بخیه بخوره.

102
00:08:39,375 --> 00:08:43,000
‫خب، بگو ببینم...
‫کی چنین بلایی سرت آورده؟

103
00:08:43,500 --> 00:08:44,500
‫مشتی نابینا بودن.

104
00:08:44,625 --> 00:08:47,875
‫خب، همه‌مون بیرون نابیناییم.

105
00:08:48,000 --> 00:08:50,375
‫بیرون نبودم.

106
00:08:51,375 --> 00:08:52,500
‫- تو فضای بسته زدنت؟
‫- آره.

107
00:08:52,625 --> 00:08:53,541
‫- چشم‌بند نداشتی؟
‫- نه.

108
00:08:53,625 --> 00:08:54,500
‫- تونستن...
‫- اِم...

109
00:08:54,625 --> 00:08:56,291
‫- آها.
‫- سه به یک حمله کردن.

110
00:08:56,375 --> 00:08:58,791
‫خیلی تاریک بود.

111
00:09:01,375 --> 00:09:02,791
‫لطفی در حقم بکن.

112
00:09:04,625 --> 00:09:06,541
‫واسه بقیه تعریف نکن چی شده.

113
00:09:08,625 --> 00:09:10,250
‫بین خودمون می‌مونه.

114
00:09:11,666 --> 00:09:12,875
‫من هم رازی باهات در میون می‌ذارم.

115
00:09:13,375 --> 00:09:15,416
‫راستش، قبلا دندون‌پزشک بودم.

116
00:09:15,500 --> 00:09:18,791
‫نفس بکش.

117
00:09:22,666 --> 00:09:24,291
‫خب، حتما داری از گرسنگی می‌میری.

118
00:09:26,291 --> 00:09:27,875
‫راحت باش. نوش جان.

119
00:09:28,375 --> 00:09:29,916
‫- ممنون.
‫- بیا.

120
00:09:53,750 --> 00:09:56,125
‫خیره شدی.

121
00:09:58,416 --> 00:09:59,541
‫جانم؟

122
00:10:00,750 --> 00:10:02,041
‫خیره شدی.

123
00:10:04,375 --> 00:10:05,541
‫عذر می‌خوام.

124
00:10:06,250 --> 00:10:08,875
‫اگه بخوام، می‌تونم چشم‌بند ببندم
‫یا عینک آفتابی بزنم.

125
00:10:10,041 --> 00:10:13,166
‫ولی می‌خوام بقیه من رو ببینن... و بفهمن.

126
00:10:14,500 --> 00:10:15,375
‫چی رو بفهمن؟

127
00:10:15,500 --> 00:10:18,375
‫بفهمن یه سری چیزها
‫از اون موجودات هم بدترن.

128
00:10:18,500 --> 00:10:19,500
‫بدترن؟

129
00:10:21,375 --> 00:10:23,500
‫اکثر مردم با دیدنشون خودکشی می‌کنن؛

130
00:10:24,000 --> 00:10:25,541
‫ولی همه این‌طور نیستن.

131
00:10:28,375 --> 00:10:30,458
‫اولش خیال می‌کردیم دنبال غذامونن؛

132
00:10:32,125 --> 00:10:34,000
‫اما چشم‌بند نبسته بودن.

133
00:10:34,125 --> 00:10:36,500
‫با چشم باز از بیرون اومدن.

134
00:10:37,125 --> 00:10:38,666
‫این افراد اون موجودات رو دیده بودن.

135
00:10:40,625 --> 00:10:44,375
‫می‌شه گفت انگار بخشی
‫از وجودشون پوسیده بود.

136
00:10:44,416 --> 00:10:46,541
‫بخشی از مغزشون رو می‌گم.

137
00:10:48,166 --> 00:10:50,375
‫بعدش می‌خواستن ما هم ببینیم.

138
00:10:51,375 --> 00:10:52,833
‫می‌خواستن کل مردم دنیا ببینن.

139
00:10:57,250 --> 00:10:59,541
‫اول از همه دستشون به رزا رسید.

140
00:11:03,166 --> 00:11:05,625
‫یکیشون که رئیسشون بود...

141
00:11:08,666 --> 00:11:10,416
‫انگشت شستش رو
‫روی چوب سوخته کشید...

142
00:11:12,625 --> 00:11:15,000
‫و با خاکستر چشمی
‫روی پیشونیش کشید.

143
00:11:18,125 --> 00:11:20,666
‫بعدش به زور بردنش بیرون.

144
00:11:21,250 --> 00:11:22,375
‫نه!

145
00:11:22,416 --> 00:11:25,000
‫من نمی‌تونستم ببینمش،
‫ولی صداش رو می‌شنیدم.

146
00:11:25,750 --> 00:11:26,875
‫جیغ می‌کشید.

147
00:11:30,750 --> 00:11:31,916
‫هنوز هم می‌شنوم.

148
00:11:36,000 --> 00:11:38,250
‫دیدم چاقویی رو میزه.

149
00:11:39,625 --> 00:11:41,875
‫یکی در حین درگیری
‫اونجا ولش کرده بود.

150
00:11:44,166 --> 00:11:46,125
‫می‌دونستم باید سریع دست به کار بشم.

151
00:11:47,250 --> 00:11:49,125
‫ممکن بود اگه صبر می‌کردم،
‫جلوم رو بگیرن.

152
00:11:50,291 --> 00:11:53,500
‫با نهایت سرعت چاقوئه رو برداشتم.
‫سریع عمل کردم.

153
00:11:57,250 --> 00:11:59,666
‫بعدش دیگه علاقمند نبودن.

154
00:12:01,250 --> 00:12:02,916
‫من هم دیگه چیزی نمی‌دیدم.

155
00:12:04,291 --> 00:12:08,000
‫وقتی پیداش کردیم،
‫گم شده بود و تو خیابون‌ها می‌چرخید.

156
00:13:25,541 --> 00:13:27,041
‫نگران نباش.

157
00:13:27,125 --> 00:13:28,916
‫- به زودی همه‌شون رها می‌شن.
‫- سباستین؟

158
00:13:29,000 --> 00:13:30,250
‫قول می‌دم.

159
00:13:31,666 --> 00:13:32,875
‫دیگه چیزی نمونده.

160
00:13:38,375 --> 00:13:39,500
‫نگران نباش.

161
00:13:40,125 --> 00:13:42,375
‫سباستین، داری چیکار می‌کنی؟

162
00:13:44,541 --> 00:13:46,000
‫سباستین؟

163
00:13:59,541 --> 00:14:00,541
‫آهای، سباستین!

164
00:14:08,166 --> 00:14:10,125
‫نه. نه، نه، نه.

165
00:14:10,250 --> 00:14:11,375
‫نه سباستین.

166
00:14:11,500 --> 00:14:13,791
‫- سباستین، بس کن! کمکم کنین!
‫- جریان چیه؟

167
00:14:13,875 --> 00:14:16,000
‫- سباستین! چیکار می‌کنی؟
‫- لیلیانا!

168
00:14:20,875 --> 00:14:22,291
‫مارسیال، بیا کمکم کن!

169
00:14:28,250 --> 00:14:29,625
‫پشم‌هام.

170
00:14:31,250 --> 00:14:33,250
‫وایستا!

171
00:14:33,291 --> 00:14:34,250
‫وایستا!

172
00:14:36,666 --> 00:14:38,125
‫بازش کن!

173
00:14:54,041 --> 00:14:56,500
‫ای بی‌شعور! بازش کن!

174
00:15:07,916 --> 00:15:09,000
‫نه!

175
00:15:09,791 --> 00:15:10,750
‫نه!

176
00:15:20,750 --> 00:15:21,750
‫وای!

177
00:15:26,416 --> 00:15:27,416
‫نه!

178
00:17:07,083 --> 00:17:08,125
‫ببین.

179
00:17:08,625 --> 00:17:11,000
‫ببین! دارن میان.

180
00:17:12,041 --> 00:17:14,166
‫خیلی زیبان، مگه نه؟

181
00:18:05,458 --> 00:18:09,291
‫هیس. چیزی نیست.
‫درست می‌شه.

182
00:18:13,291 --> 00:18:16,916
‫نترس.
‫به صلاح خودته.

183
00:18:18,791 --> 00:18:20,833
‫خودت با دیدنشون می‌فهمی.

184
00:18:22,416 --> 00:18:25,041
‫نه، نه! نه، نه، نه، خواهش می‌کنم!

185
00:18:25,166 --> 00:18:26,666
‫خواهش می‌کنم! نه، خواهش می‌کنم، نه!

186
00:18:30,333 --> 00:18:31,541
‫دیدی؟

187
00:18:34,541 --> 00:18:36,208
‫لیلیانا.

188
00:18:38,583 --> 00:18:39,791
‫عشقم.

189
00:18:39,833 --> 00:18:42,291
‫- لیلیانا!
‫- چی شده؟

190
00:18:42,416 --> 00:18:44,791
‫چیکار می‌کنی؟

191
00:18:45,291 --> 00:18:46,541
‫برگرد!

192
00:18:46,666 --> 00:18:48,666
‫لیلیانا.

193
00:19:13,166 --> 00:19:15,041
‫وای خدا. تو چیکار کردی؟

194
00:19:15,166 --> 00:19:16,541
‫تو چیکار کردی؟

195
00:19:18,541 --> 00:19:19,916
‫متأسفم لازارو.

196
00:19:21,583 --> 00:19:23,208
‫متأسفم که تو نمی‌تونی ببینی.

197
00:19:23,833 --> 00:19:24,916
‫متأسفم.

198
00:19:26,541 --> 00:19:27,416
‫آخه چرا؟

199
00:19:30,333 --> 00:19:31,333
‫آخه چرا؟

200
00:20:22,708 --> 00:20:24,666
‫نجاتشون دادی بابا.

201
00:20:26,291 --> 00:20:28,583
‫چیزیشون نمی‌شه؟

202
00:20:29,291 --> 00:20:32,041
‫معلومه که نمی‌شه.
‫الان دیگه روحشون رها شده.

203
00:20:33,583 --> 00:20:35,291
‫خودت نورشون رو دیدی، مگه نه؟

204
00:20:37,958 --> 00:20:41,958
‫اونجا خیلی قشنگه.
‫واقعا کاش می‌تونستی ببینیش.

205
00:20:43,291 --> 00:20:44,416
‫کی می‌بینمش؟

206
00:20:45,291 --> 00:20:46,958
‫کی بهم نشونش می‌دن؟

207
00:20:47,041 --> 00:20:48,041
‫خیلی زود نشونت می‌دن؛

208
00:20:48,166 --> 00:20:50,666
‫ولی هنوز گمراهان زیادی باقی موندن.

209
00:20:52,083 --> 00:20:54,041
‫تو راهنماشون هستی.

210
00:20:55,541 --> 00:20:57,916
‫نجاتشون بده تا دوباره به هم برسیم.

211
00:21:01,708 --> 00:21:05,041
‫خودت، خودم و مامان کنار هم خواهیم بود.

212
00:21:10,375 --> 00:21:13,833
‫[نه ماه پیش]

213
00:21:15,166 --> 00:21:16,791
‫بدک نیست، مگه نه رئیس؟

214
00:21:17,291 --> 00:21:20,166
‫شاید اگه ده هزار جای دیگه هم
‫همین‌جوری علمشون کنیم، دنیا رو نجات بدیم.

215
00:21:25,666 --> 00:21:26,833
‫یه دقیقه وایستا.

216
00:21:27,333 --> 00:21:30,083
‫- توربین شماره یک و شماره دو؟
‫- آره.

217
00:21:30,166 --> 00:21:32,166
‫جفتشون خاموش شدن؟

218
00:21:32,291 --> 00:21:34,541
‫- از ساعت ده خاموشن.
‫- ولی چطور ممکنه؟

219
00:21:35,833 --> 00:21:39,541
‫سقوط یه کارگر تو یه توربین منطقیه...

220
00:21:39,583 --> 00:21:41,666
‫- چندین کارگر افتادن.
‫- چندین کارگر افتادن؟

221
00:21:41,791 --> 00:21:43,291
‫چندین کارگر افتادن.

222
00:21:43,416 --> 00:21:45,791
‫تو توربین‌ها افتادن؟

223
00:21:45,916 --> 00:21:51,541
‫شاید هم پریده باشن.
‫یکی می‌گه شاهد پریدنشون بوده.

224
00:21:55,791 --> 00:21:57,041
‫همه‌چی مرتبه؟

225
00:21:58,708 --> 00:22:01,708
‫اِم، نیروگاه انرژی آبی دوسلدورف خراب شده.

226
00:22:04,791 --> 00:22:07,958
‫در نهایت با خبری غم‌انگیز
‫از لهستان در خدمتتون هستیم:

227
00:22:08,041 --> 00:22:10,666
‫دو قطار شهری و حومه
‫مستقیم با هم اصابت کرده...

228
00:22:10,708 --> 00:22:13,958
‫و به مرگ چند ده تن در حومه ورشو منجر شد.

229
00:22:14,666 --> 00:22:16,541
‫هنوز دلیل تصادف مشخص نشده،

230
00:22:16,583 --> 00:22:19,166
‫اما منابع می‌گن احتمالا
‫مهندس یکی از قطارها...

231
00:22:19,291 --> 00:22:22,166
‫علائم راه‌آهن رو نادیده گرفته.
‫دولت...

232
00:22:24,208 --> 00:22:25,958
‫نمی‌فهمم جریان از چه قراره.

233
00:22:26,916 --> 00:22:30,166
‫برو دنبالش.

234
00:22:30,208 --> 00:22:32,041
‫- سلام لائورا.
‫- سلام عزیزم، کجایی؟

235
00:22:32,083 --> 00:22:34,041
‫همین الان رسیدم دفترمون. همه‌چی مرتبه؟

236
00:22:34,166 --> 00:22:35,208
‫تصادف قطار لهستان رو می‌گی؟

237
00:22:35,250 --> 00:22:37,958
‫نه. فقط لهستان نیست.
‫خودت اخبار رو ببین. اخبار رو ببین.

238
00:22:38,083 --> 00:22:39,250
‫وایستا. یه لحظه صبر کن.

239
00:22:39,333 --> 00:22:41,125
‫همه‌جا پیش اومده.
‫همین‌جا هم پیش اومده.

240
00:22:41,208 --> 00:22:43,500
‫... ظاهرا به باقی نقاط اروپا سرایت کرده.

241
00:22:43,583 --> 00:22:45,166
‫سازمان بهداشت جهانی
‫گفته موجی رفتار روان‌پریشانه...

242
00:22:45,916 --> 00:22:49,916
‫که به جراحات شخصی
‫و گاها خودکشی منجر می‌شه، شایع شده.

243
00:22:49,958 --> 00:22:53,666
‫این وقایع به هیچ وجه
‫مختص به نقاط محدودی نیستن.

244
00:22:53,791 --> 00:22:56,333
‫طبق گزارشات، فقط آمار جان‌باختگان مادرید...

245
00:22:56,416 --> 00:22:57,541
‫ای خدا.

246
00:22:57,583 --> 00:22:58,916
‫... به چند صد نفر رسیده.

247
00:22:59,041 --> 00:23:00,458
‫می‌تونی بری دنبال آنا؟

248
00:23:01,458 --> 00:23:03,208
‫- آره. آره، آره.
‫- سباستین.

249
00:23:03,291 --> 00:23:04,291
‫همین الان برو دنبالش.

250
00:23:04,333 --> 00:23:05,458
‫نگران نباش عزیزم. می‌رم...

251
00:23:09,666 --> 00:23:10,791
‫نه.

252
00:23:42,208 --> 00:23:43,333
‫این دیگه چه وضعشه؟

253
00:23:43,833 --> 00:23:45,041
‫باز شو دیگه. عوضی!

254
00:23:47,583 --> 00:23:50,000
‫[سیگنال در دسترس نیست]
‫[سیگنال در دسترس نیست]

255
00:23:54,208 --> 00:23:56,083
‫لطفا توجه کنین که حرکت...

256
00:23:56,166 --> 00:24:00,333
‫خطوط شماره یک، دو و پنج
‫مختل شده.

257
00:24:00,416 --> 00:24:03,916
‫بابت دردسرهای احتمالی این اختلال
‫عذرخواهی می‌کنیم.

258
00:24:06,791 --> 00:24:08,416
‫لطفا توجه کنین که حرکت...

259
00:24:08,458 --> 00:24:12,666
‫خطوط شماره یک، دو و پنج
‫مختل شده.

260
00:24:12,708 --> 00:24:16,291
‫بابت دردسرهای احتمالی این اختلال
‫عذرخواهی می‌کنیم.

261
00:24:58,541 --> 00:25:00,333
‫ببخشید. عذر می‌خوام.

262
00:25:01,166 --> 00:25:02,041
‫ببخشید.

263
00:25:14,333 --> 00:25:16,666
‫نه!

264
00:25:24,791 --> 00:25:27,333
‫[قطار بعدی از راه رسید]

265
00:25:36,333 --> 00:25:38,083
‫نه، نه!

266
00:25:59,291 --> 00:26:02,208
‫دخترم کجاست؟ خیر سرتون
‫باید مراقب بچه‌هام باشین!

267
00:26:12,375 --> 00:26:13,458
‫آنا؟

268
00:26:14,708 --> 00:26:17,875
‫من اومدم. سلام، ببین من رو. ببین من رو.

269
00:26:17,958 --> 00:26:19,625
‫آروم باش. منم، بابا.

270
00:26:20,500 --> 00:26:23,333
‫سلام. باید بریم. خب؟

271
00:26:23,833 --> 00:26:26,208
‫بدو! خواهرت کجاست؟

272
00:26:26,250 --> 00:26:28,125
‫پائولا! پائولا!

273
00:26:42,708 --> 00:26:44,000
‫سباستین؟

274
00:26:44,500 --> 00:26:46,583
‫سلام پدر.

275
00:26:47,583 --> 00:26:49,708
‫- داری آنا رو می‌بری خونه؟
‫- آره.

276
00:26:49,833 --> 00:26:52,208
‫لائورا منتظرمونه.
‫چند روزی از بارسلون می‌ریم.

277
00:26:52,833 --> 00:26:54,625
‫یعنی آمادگی دیدنشون رو نداری؟

278
00:26:56,500 --> 00:26:57,833
‫دیدن چی؟

279
00:26:57,958 --> 00:26:59,333
‫مطمئن نیستم؛

280
00:27:00,083 --> 00:27:01,333
‫ولی خودم آماده‌ام.

281
00:27:02,000 --> 00:27:04,250
‫کل عمرم منتظر بودم.

282
00:27:05,708 --> 00:27:08,083
‫در ۱۸ سالگی به حوزه علمیه ملحق شدم.

283
00:27:09,458 --> 00:27:11,458
‫دنبال نشانه‌ای بودم.

284
00:27:12,250 --> 00:27:15,625
‫- متوجه نمی‌شم.
‫- ولی این همه سال خبری نشده بود.

285
00:27:17,250 --> 00:27:20,208
‫می‌ترسیدم بدموقع به دنیا اومده باشم.

286
00:27:20,833 --> 00:27:25,208
‫می‌ترسیدم دوران معجزات
‫و پیامبران سر رسیده باشه.

287
00:27:25,708 --> 00:27:26,958
‫لطفا بذارین رد بشیم.

288
00:27:27,625 --> 00:27:29,875
‫خداوند از دل شعله‌های...

289
00:27:30,583 --> 00:27:34,541
‫بوته سوزان به موسی فرمان داد.

290
00:27:35,750 --> 00:27:40,750
‫ایوب رو از دل گردبادی سهمگین
‫به چالش کشید.

291
00:27:41,958 --> 00:27:46,333
‫ولی چیزی جز سکوت نصیب من نشده بود.

292
00:27:48,375 --> 00:27:49,375
‫البته الان دیگه این‌طور نیست.

293
00:27:49,458 --> 00:27:53,000
‫ملت دارن می‌میرن پدر.
‫واقعا معتقدین معجزه است؟

294
00:27:53,875 --> 00:27:57,000
‫احتمالا توانایی نگاه کردن...

295
00:27:59,250 --> 00:28:02,333
‫تو چشم خداوند از ذهن ما خارج باشه.

296
00:28:03,375 --> 00:28:07,583
‫ولی اگه خداوندمون و فرشتگانش
‫اومدن رو زمین راه برن،

297
00:28:08,083 --> 00:28:09,833
‫می‌خوام بهشون خوش‌آمد بگم.

298
00:28:10,833 --> 00:28:11,958
‫تو نمی‌خوای؟

299
00:28:13,583 --> 00:28:15,500
‫من فقط می‌خوام دخترم در امان باشه.

300
00:28:19,708 --> 00:28:20,958
‫معلومه که می‌خوای.

301
00:28:21,875 --> 00:28:26,458
‫می‌گن ایمان یعنی باور داشتن
‫به چیزهای نامرئی؛

302
00:28:28,083 --> 00:28:30,208
‫ولی من باید خودم ببینمش.

303
00:28:38,583 --> 00:28:41,833
‫هر اتفاقی هم که بیرون افتاد،
‫هر صدایی هم که شنیدی،

304
00:28:42,416 --> 00:28:44,583
‫نگاهت به همین باشه. خب؟

305
00:28:52,750 --> 00:28:54,875
‫کل خطوط تا اطلاع ثانوی اشغال هستند.

306
00:28:55,000 --> 00:28:56,541
‫چیزی نیست. داریم می‌رسیم.

307
00:28:57,875 --> 00:28:58,791
‫لائورا!

308
00:28:59,291 --> 00:29:00,250
‫عزیزم!

309
00:29:01,833 --> 00:29:02,333
‫چیزیت نیست.

310
00:29:02,333 --> 00:29:03,958
‫لائورا!

311
00:29:04,458 --> 00:29:07,208
‫پدر، من رو ببخش، آخه مرتکب گناه شدم.

312
00:29:11,458 --> 00:29:14,083
‫آخرین اعترافم یه هفته پیش بود.

313
00:29:17,666 --> 00:29:20,000
‫نام خداوند رو بی‌هوا به زبان آوردم.

314
00:29:20,583 --> 00:29:21,875
‫بیش از یه بار به زبان آوردم.

315
00:29:23,958 --> 00:29:27,458
‫افرادی که زندگی جمعی داشتن
‫وسوسه‌ام کردن.

316
00:29:28,833 --> 00:29:29,958
‫بهشون حسودی کردم.

317
00:29:31,250 --> 00:29:32,958
‫مسئله دیگه‌ای هم هست.

318
00:29:33,000 --> 00:29:35,458
‫دروغ گفتم.

319
00:29:36,416 --> 00:29:39,000
‫چاره‌ای نداشتم. باید نجاتشون می‌دادم.

320
00:29:40,375 --> 00:29:41,833
‫ولی به هر حال، دروغ گفتم.

321
00:29:42,958 --> 00:29:47,125
‫می‌شه خداوند کسی رو که در راه
‫بازگشت پیش خانواده‌اش دروغ گفته ببخشه؟

322
00:30:46,875 --> 00:30:48,375
‫سلام برادر.

323
00:30:50,958 --> 00:30:52,500
‫تو هم دیدیشون؟

324
00:30:53,250 --> 00:30:57,333
‫چندین میلیون سال نوری با سفینه‌هاشون
‫تا اینجا سفر کردن.

325
00:30:58,583 --> 00:31:00,958
‫ما رو بین ستارگان می‌برن.

326
00:31:01,125 --> 00:31:02,291
‫نه برادر.

327
00:31:03,125 --> 00:31:04,583
‫فرشته‌ان.

328
00:31:06,291 --> 00:31:08,458
‫خیلی درخشانن.

329
00:32:29,125 --> 00:32:30,125
‫آهای؟

330
00:32:31,041 --> 00:32:32,458
‫کسی اونجاست؟

331
00:32:34,083 --> 00:32:35,458
‫کی اونجاست؟

332
00:32:38,375 --> 00:32:40,458
‫گمون کنم ترسیدی.

333
00:32:40,583 --> 00:32:41,875
‫اشکالی نداره.

334
00:32:42,708 --> 00:32:43,708
‫همه‌مون می‌ترسیم.

335
00:32:44,458 --> 00:32:48,708
‫فقط همین وضع
‫از این تاریکی ترسناک‌تره، مگه نه؟

336
00:32:48,833 --> 00:32:51,000
‫آخه آدم نمی‌دونه به کی اعتماد کنه.

337
00:32:53,708 --> 00:32:54,833
‫من کلر هستم.

338
00:32:55,583 --> 00:32:56,583
‫اسم تو چیه؟

339
00:33:04,875 --> 00:33:06,708
‫- کدوم خری هستی؟
‫- اِم... نه، بلایی سرم نیارین.

340
00:33:06,750 --> 00:33:10,083
‫واسه چی یواشکی بهمون نزدیک شدی پدرسگ؟
‫بیاین عقب، بیاین عقب.

341
00:33:10,208 --> 00:33:11,833
‫ازم دزدی کردن، خب؟

342
00:33:11,958 --> 00:33:15,083
‫اِم، کتکم زدن.
‫مگه دیگه می‌تونم به کسی اعتماد کنم؟

343
00:33:16,083 --> 00:33:17,458
‫خب، کار ما نبود.

344
00:33:17,583 --> 00:33:20,458
‫ببین. باید محکم‌تر بگیریشون، فهمیدی؟

345
00:33:21,083 --> 00:33:22,208
‫- کلر؟
‫- چیه؟

346
00:33:22,333 --> 00:33:24,208
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

347
00:33:26,750 --> 00:33:27,958
‫چی شده دیماس؟

348
00:33:30,000 --> 00:33:31,458
‫چی شده پسر؟

349
00:33:33,958 --> 00:33:35,333
گندش بزنه

350
00:33:35,958 --> 00:33:37,458
‫بریم! زود باشین!

351
00:33:38,000 --> 00:33:39,000
‫من رو با خودتون ببرین.

352
00:33:39,083 --> 00:33:42,458
‫- خیال کردی سازمان مردم‌نهادیم؟
‫- لزومی نداره بی‌شعور باشیم رافا.

353
00:33:42,500 --> 00:33:45,625
‫ببین، اگه می‌خوای بمونی
‫و با دوست جدیدت گپ بزنی، مشکلی نیست؛

354
00:33:45,708 --> 00:33:48,000
‫- ولی من می‌رم.
‫- می‌تونم براتون مولد برق جور کنم.

355
00:33:48,083 --> 00:33:49,833
‫آدرس انبارشون رو بلدم.
‫می‌تونم ببرمتون.

356
00:33:49,958 --> 00:33:51,875
‫- خیلی‌خب پسر. حتما.
‫- مهندسم.

357
00:33:51,958 --> 00:33:55,000
‫شرکتم واسه ساخت‌وساز
‫مولد برق انبار می‌کرد.

358
00:33:55,083 --> 00:33:56,875
‫- انبارش کجاست؟
‫- اول من رو با خودتون ببرین.

359
00:34:01,458 --> 00:34:02,750
‫بیاین.

360
00:34:04,333 --> 00:34:05,125
‫بریم.

361
00:34:07,708 --> 00:34:09,708
‫عقب نیفت. منتظرت نمی‌مونم‌ها.

362
00:34:09,750 --> 00:34:11,958
‫وای. خیلی‌خب. این رو بگیر.

363
00:34:12,833 --> 00:34:14,333
‫ولش نکن.

364
00:34:50,750 --> 00:34:52,375
‫کسی با خودتون آوردین؟

365
00:34:52,458 --> 00:34:54,708
‫- کمک لازم داشت.
‫- می‌گه مولد برق داره.

366
00:35:00,000 --> 00:35:02,500
‫ایزابل، نگران نباش. خودم تحت‌نظرش دارم.

367
00:35:04,083 --> 00:35:05,833
‫اینجا کجاست؟

368
00:35:05,958 --> 00:35:08,458
‫یکی از پناهگاه‌های بمباران دوران جنگه.

369
00:35:08,500 --> 00:35:11,083
‫اگه دیوارش جلوی بمب‌های
‫فاشیست‌ها مقاوم بوده،

370
00:35:11,125 --> 00:35:12,958
‫جلوی اون موجودات هم مقاومه.

371
00:35:13,083 --> 00:35:16,333
‫می‌شه یکی پیروز جنگ رو
‫به این دبیر تاریخ یادآوری کنه؟

372
00:35:16,375 --> 00:35:19,833
‫قایم شدیم.
‫در حد پیروزی نیست، ولی کم چیزی نیست.

373
00:35:30,083 --> 00:35:32,958
‫- اون کیه؟
‫- می‌گه مولد برق داره.

374
00:35:37,083 --> 00:35:38,083
‫آنا؟

375
00:35:38,583 --> 00:35:39,458
‫سوفیا.

376
00:35:40,708 --> 00:35:41,708
‫سلام کلر!

377
00:35:42,583 --> 00:35:45,833
‫حالت چطوره دخترک؟
‫وای! دل من هم برات تنگ شده بود.

378
00:35:47,125 --> 00:35:49,458
‫چیزی برات پیدا کردم.

379
00:35:50,833 --> 00:35:53,250
‫- شکلاته!
‫- اوهوم. شکلاته.

380
00:35:53,750 --> 00:35:55,833
‫- لهجه‌ات خیلی مسخره است.
‫- وای.

381
00:35:55,958 --> 00:35:57,708
‫اصلا نمی‌فهمم چی می‌گی.

382
00:35:57,833 --> 00:35:59,875
‫خب، نظرت چیه به بزرگ‌ها هم غذا بدی؟

383
00:36:00,375 --> 00:36:03,083
‫- لوبیا دوست داری؟
‫- نه.

384
00:36:03,125 --> 00:36:05,083
‫خوبه. آخه پیدا نکردیم.

385
00:36:06,208 --> 00:36:09,458
‫آهای. با من بیا.

386
00:36:16,583 --> 00:36:18,458
‫ایشون اوکتاویوئه. خودم رافا هستم.

387
00:36:18,875 --> 00:36:20,458
‫اسم تو چیه؟

388
00:36:20,500 --> 00:36:21,708
‫سباستین هستم.

389
00:36:21,833 --> 00:36:24,000
‫تنهایی سباستین؟

390
00:36:27,583 --> 00:36:28,708
‫آره.

391
00:36:30,125 --> 00:36:32,083
‫خودت ابروت رو بخیه شدی؟

392
00:36:34,958 --> 00:36:36,708
‫همراه گروهی بودم.

393
00:36:37,250 --> 00:36:40,208
‫- دکتر داشتیم.
‫- خب، دکترتون الان کجاست؟ هوم؟

394
00:36:41,625 --> 00:36:42,875
‫مرده.

395
00:36:43,458 --> 00:36:44,625
‫همه‌شون مرده‌ان.

396
00:36:45,208 --> 00:36:48,333
‫خودت کشتیشون سباستین؟

397
00:36:49,583 --> 00:36:51,958
‫- اون موجودات رو دیدن.
‫- ولی تو ندیدیشون؟

398
00:36:52,708 --> 00:36:54,000
‫آخه قایم شده بودم.

399
00:36:55,500 --> 00:36:57,333
‫همین که رسیدن، قایم شدم.

400
00:36:57,375 --> 00:36:58,500
‫کی‌ها رسیدن؟

401
00:37:01,125 --> 00:37:04,833
‫بدون چشم‌بند تو شهر می‌گردن.

402
00:37:05,333 --> 00:37:07,083
‫می‌خوان کل مردم دنیا ببیننشون.

403
00:37:08,583 --> 00:37:11,250
‫- منظورت چیه؟
‫- دارم ماجراهای بیرون رو تعریف می‌کنم.

404
00:37:11,958 --> 00:37:13,875
‫دارم از روی خونه خراب‌شده‌تون می‌گم.

405
00:37:18,625 --> 00:37:19,875
‫نقشه رو بده من.

406
00:37:22,458 --> 00:37:23,458
‫کجاست؟

407
00:37:23,500 --> 00:37:26,208
‫- چی کجاست؟
‫- مولد برق رو می‌گم. کجاست؟

408
00:37:26,333 --> 00:37:29,500
‫یکیشون باهات میاد.
‫حداکثر دوتاشون بیان.

409
00:37:29,583 --> 00:37:32,708
‫وقتی تنها برگردی، بهت شک می‌کنن.

410
00:37:32,833 --> 00:37:34,500
‫ازت می‌ترسن.

411
00:37:35,208 --> 00:37:37,833
‫- بگو دیگه.
‫- باید همه‌شون رو ببری بیرون.

412
00:37:37,958 --> 00:37:39,708
‫منتظر چی هستی پدرسگ؟

413
00:37:40,625 --> 00:37:41,625
‫دختره.

414
00:37:41,708 --> 00:37:43,208
‫دختره رو بهانه کن.

415
00:37:43,250 --> 00:37:45,208
‫- الکیه.
‫- منظورت چیه؟

416
00:37:45,250 --> 00:37:47,583
‫مولد برق رو می‌گم.
‫الکی گفتم.

417
00:37:48,458 --> 00:37:50,208
‫- آهای رافا!
‫- ای اشغال!

418
00:37:50,333 --> 00:37:52,333
‫- ای عوضی !
‫- جریان چیه؟

419
00:37:52,458 --> 00:37:54,833
‫آهای رافا، بس کن!
‫رافا، آروم باش.

420
00:37:54,875 --> 00:37:56,500
‫- دروغ گفته بود!
‫- چه دروغی گفته بود؟

421
00:37:56,583 --> 00:37:58,708
‫- ایزابل، دخالت نکن.
‫- مولد برقی در کار نیست!

422
00:37:58,750 --> 00:38:00,000
‫شرمنده‌ام، خب؟

423
00:38:00,166 --> 00:38:03,333
‫عه، شرمنده‌ای؟ آها، خیلی‌خب، عیبی نداره.

424
00:38:03,458 --> 00:38:05,583
‫تک و تنها بودم. این‌قدر ترسیده بودم
‫که عقلم کار نمی‌کرد.

425
00:38:05,708 --> 00:38:08,833
‫- واسه همین عین سگ بهمون دروغ گفتی؟
‫- می‌خواستین من رو اونجا ول کنین.

426
00:38:08,958 --> 00:38:10,083
‫پر بیراه نمی‌گه رافا.

427
00:38:10,208 --> 00:38:12,708
‫این بی‌شعور رو که پیدا کردیم،
‫داشت یواشکی بهمون نزدیک می‌شد.

428
00:38:12,833 --> 00:38:16,458
‫حالا هم عین سگ بهمون دروغ می‌گه،
‫اون‌وقت تو طرف خودش رو می‌گیری؟

429
00:38:17,958 --> 00:38:20,083
‫به من ربطی نداره.
‫من که نگفتم بیاریمش اینجا.

430
00:38:20,125 --> 00:38:21,958
‫- خب، بذارین مشکلمون رو حل کنم.
‫- نه!

431
00:38:22,000 --> 00:38:23,125
‫ببین. ببین رافا.

432
00:38:23,208 --> 00:38:25,208
‫- نه، نه، نه! خواهش می‌کنم چنین کاری نکنین.
‫- ببین.

433
00:38:25,250 --> 00:38:27,125
‫- نه، چنین کاری نکنین!
‫- نباید طرف رو بکشیم.

434
00:38:27,208 --> 00:38:29,458
‫نگران نباش. خودکشی می‌کنه.
‫مگه نه؟

435
00:38:29,958 --> 00:38:31,833
‫- وایستا. بس کن.
‫- بریم.

436
00:38:31,875 --> 00:38:34,250
‫بس کنین. می‌شه لطفا
‫این‌قدر مردانگی به خرج ندین؟

437
00:38:34,333 --> 00:38:36,625
‫بس کن رافا!

438
00:38:39,583 --> 00:38:41,500
‫هیچ خری اینجا آلمانی بلد نیست!

439
00:38:44,000 --> 00:38:45,833
‫ازتون می‌خواد بلایی سرم نیارین.

440
00:38:52,375 --> 00:38:53,375
‫ببین.

441
00:38:55,958 --> 00:38:57,000
‫چیزی نیست.

442
00:38:58,416 --> 00:38:59,833
‫درست می‌شه.

443
00:39:00,958 --> 00:39:02,458
‫قول می‌دم.

444
00:39:03,208 --> 00:39:04,208
‫خب؟

445
00:39:04,958 --> 00:39:06,833
‫آلمانی بلدی؟

446
00:39:08,208 --> 00:39:11,333
‫لهجه‌ام خوب نیست،
‫ولی منظورم رو می‌رسونم.

447
00:39:14,333 --> 00:39:15,958
‫ازش بپرس خانواده‌اش کجان.

448
00:39:16,083 --> 00:39:19,583
‫سوفیا، والدینت کجان؟

449
00:39:26,750 --> 00:39:29,083
‫با مامانم رفته بودیم تعطیلات.

450
00:39:29,833 --> 00:39:32,083
‫سوار کشتی شده بودیم.
‫کشتی سیاحتی بود.

451
00:39:32,125 --> 00:39:33,708
‫هیجان‌زده بودم.

452
00:39:34,208 --> 00:39:36,333
‫تا حالا سوار کشتی نشده بودم.

453
00:39:41,958 --> 00:39:46,083
‫یادمه داشتیم از سکو بالا می‌رفتیم
‫که صدای فریاد به گوشمون رسید.

454
00:39:47,375 --> 00:39:50,125
‫ملت همدیگه رو محکم هل می‌دادن
‫و به زمین می‌کوبیدن.

455
00:39:50,708 --> 00:39:52,000
‫من هم ترسیده بودم.

456
00:39:52,750 --> 00:39:56,333
‫یهو دیدم یکی تو آب دریا افتاد.

457
00:39:58,458 --> 00:40:01,958
‫بعدش دیدم چندین و چند نفر
‫تو آب افتادن.

458
00:40:08,333 --> 00:40:09,333
‫سوفیا.

459
00:40:11,083 --> 00:40:12,750
‫بعدش چی شد؟

460
00:40:16,250 --> 00:40:19,958
‫نمی‌دونم چطور تونستیم
‫از اونجا فرار کنیم.

461
00:40:20,000 --> 00:40:22,208
‫مامانم بغلم کرد و چشمم رو بست.

462
00:40:22,458 --> 00:40:25,333
‫چشمم رو که باز کردم، سوار ونی بودیم.

463
00:40:25,500 --> 00:40:30,750
‫مامانم هم کل پنجره‌ها رو
‫با کاغذ و مقوا پوشونده بود.

464
00:40:30,833 --> 00:40:32,625
‫رادیو رو روشن کرد.

465
00:40:32,708 --> 00:40:35,708
‫اولش هیچی نمی‌شنیدیم.

466
00:40:35,750 --> 00:40:38,000
‫کمی بعدش صدای کسی رو شنیدیم.

467
00:40:38,083 --> 00:40:40,125
‫صدای خانمی بود.

468
00:40:40,208 --> 00:40:42,583
‫اعلام پیام اضطراری.

469
00:40:42,708 --> 00:40:44,833
‫اعلام پیام اضطراری.

470
00:40:44,958 --> 00:40:51,083
‫خانمه گفت جای امنی بالای کوه هست.

471
00:40:52,625 --> 00:40:53,625
‫کوه؟

472
00:40:54,750 --> 00:40:55,833
‫کدوم کوه؟

473
00:41:26,458 --> 00:41:27,833
‫قلعه کشیدی؟

474
00:41:31,708 --> 00:41:33,208
‫شبیه مونتوئیکه.

475
00:41:33,333 --> 00:41:34,375
‫چطور مگه؟

476
00:41:34,875 --> 00:41:36,708
‫ترکیب قلعه و کوه تو بارسلونه.

477
00:41:36,750 --> 00:41:37,708
‫مونتوئیکه دیگه.

478
00:41:37,833 --> 00:41:40,833
‫نباید حدس بزنیم ایزابل.
‫ممکنه آلکازار واقع در تولدو باشه.

479
00:41:40,958 --> 00:41:42,833
‫از کجا معلوم نشان کجاست؟

480
00:41:43,333 --> 00:41:47,333
‫به کوه رفتین؟

481
00:42:01,833 --> 00:42:04,583
‫باید با این برین.

482
00:42:04,625 --> 00:42:07,708
‫- گوندولاست.
‫- من که گفتم مونتوئیکه.

483
00:42:11,083 --> 00:42:13,708
‫مامانم چشمم رو با شالی می‌بست.

484
00:42:16,708 --> 00:42:20,458
‫مردم بیرون جیغ می‌زدن،
‫می‌دویدن و فریاد می‌کشیدن.

485
00:42:21,208 --> 00:42:23,958
‫مامانم دستم رو این‌قدر محکم گرفته بود
‫که دردم می‌اومد.

486
00:42:24,750 --> 00:42:26,500
‫مردم مدام بهمون می‌خوردن.

487
00:42:26,583 --> 00:42:29,458
‫بعدش افتادم زمین.

488
00:42:30,625 --> 00:42:32,625
‫سوفیا!

489
00:42:34,333 --> 00:42:35,958
‫تقصیر خودم بود.

490
00:42:36,083 --> 00:42:37,875
‫- دستش رو ول کردم.
‫- چیزی نیست.

491
00:42:37,958 --> 00:42:40,583
‫- بهم گفته بود دستش رو محکم بگیرم...
‫- چیزی نیست. چیزی نیست.

492
00:42:40,708 --> 00:42:43,250
‫تقصیر تو نیست. شنیدی چی گفتم؟

493
00:42:43,333 --> 00:42:44,583
‫تقصیر تو نیست.

494
00:42:45,958 --> 00:42:47,583
‫- چیزی نیست.
‫- آروم باش.

495
00:42:47,708 --> 00:42:48,708
‫چیزی نیست.

496
00:42:50,208 --> 00:42:52,083
‫شب پیداش کرده بودم.

497
00:42:52,708 --> 00:42:53,875
‫تنها بود.

498
00:42:53,958 --> 00:42:55,458
‫از سرما می‌لرزید.

499
00:42:56,625 --> 00:42:58,958
‫اصلا نمی‌دونستم چه سختی‌هایی کشیده.

500
00:42:59,833 --> 00:43:02,833
‫عذر می‌خوام. ببینین،
‫نمی‌خوام بی‌عاطفه باشم،

501
00:43:02,958 --> 00:43:06,250
‫ولی فقط خودم جریان «جای امن» رو شنیدم؟

502
00:43:06,333 --> 00:43:08,208
‫ایزابل، اینجا پناهگاه بمبارانه.

503
00:43:08,333 --> 00:43:10,208
‫قلعه شاید فقط تو قرون وسطی به درد می‌خورد.

504
00:43:10,333 --> 00:43:13,625
‫من اگه می‌خواستم واسه پناهجویان
‫اردوگاه بزنم، همون‌جا می‌زدم.

505
00:43:13,708 --> 00:43:15,958
‫مرتفعه. اطرافش هم دیواره.

506
00:43:17,958 --> 00:43:19,208
‫مسدود کردنش راحته.

507
00:43:19,333 --> 00:43:21,833
‫تنها راه رفت و آمدش هم
‫با گوندولاست.

508
00:43:22,500 --> 00:43:24,250
‫بازماندگان واردش می‌شن،
‫ولی اون موجودات نمی‌شن.

509
00:43:24,333 --> 00:43:27,333
‫وای، حالا دیگه مربی سگمون
‫خیال می‌کنه ارتشبد پاتونه.

510
00:43:27,375 --> 00:43:29,250
‫حرف دهنت رو بفهم، خب؟
‫من واقعا تو ارتش خدمت کردم.

511
00:43:29,333 --> 00:43:31,583
‫نگین که واقعا دارین بهش فکر می‌کنین؟

512
00:43:31,625 --> 00:43:33,333
‫نمی‌دونیم هنوز به درد می‌خوره یا نه.

513
00:43:34,500 --> 00:43:37,750
‫نمی‌دونم گوندولا هنوز سالمه
‫و دیوارهاش هنوز پابرجان یا نه.

514
00:43:37,833 --> 00:43:39,125
‫ممنون.

515
00:43:39,208 --> 00:43:42,333
‫حداقل عقل پیک پیتزامون سالمه.

516
00:43:42,458 --> 00:43:43,375
‫به نظر من بهتره بریم.

517
00:43:43,458 --> 00:43:44,875
‫مگه کسی ازت نظر خواست آشغال؟

518
00:43:44,958 --> 00:43:48,708
‫بذارین حرفش رو بزنه.
‫ضمنا، حق ندارین من رو ساکت کنین.

519
00:43:48,833 --> 00:43:51,333
‫- اگه مادر سوفیا هنوز زنده باشه...
‫- احتمالش خیلی کمه.

520
00:43:51,458 --> 00:43:53,250
‫به احتمال زیاد به همون قلعه رفته.

521
00:43:53,333 --> 00:43:55,958
‫جای دیگه‌ای تو شهر به ذهنش نمی‌رسید.

522
00:43:56,083 --> 00:43:58,333
‫مونتوئیک که اون سر شهره.

523
00:43:58,375 --> 00:44:01,875
‫آدم هم اصلا خبر نداره
‫سر و کله اون موجودات کی پیدا می‌شه.

524
00:44:01,958 --> 00:44:04,458
‫خودت هم می‌دونی خودکشیه دیگه؟
‫واقعا خودکشیه.

525
00:44:04,500 --> 00:44:07,333
‫اصلا که چی بشه؟
‫که بفهمیم مادر این دختر مرده؟

526
00:44:07,458 --> 00:44:09,583
‫- بسه دیگه.
‫- دختره که نمی‌فهمه.

527
00:44:09,708 --> 00:44:13,708
‫غذاتون که تموم بشه چی می‌شه؟
‫گیاهی تو تونل رشد نمی‌کنه.

528
00:44:14,333 --> 00:44:15,708
‫اینجا موندن خودکشیه.

529
00:44:16,208 --> 00:44:18,625
‫خودکشی تدریجیه؛ ولی به هر حال خودکشیه.

530
00:44:19,583 --> 00:44:20,583
‫درست می‌گه.

531
00:44:21,583 --> 00:44:23,708
‫نمی‌شه تا ابد اینجا بمونیم.

532
00:44:23,833 --> 00:44:25,708
‫فقط مردگان این همه مدت...

533
00:44:25,833 --> 00:44:27,583
‫زیر خاک می‌مونن.

534
00:44:28,333 --> 00:44:29,458
‫بیاین رأی بگیریم.

535
00:44:29,583 --> 00:44:31,458
‫تو کشور خودت حق رأی داری؟

536
00:44:31,583 --> 00:44:32,833
‫خفه شو مارکوس.

537
00:44:34,458 --> 00:44:35,583
‫کی می‌خواد بریم؟

538
00:44:39,625 --> 00:44:41,625
‫اصلا خوشم نمیاد قبول کنم،
‫ولی درست می‌گه.

539
00:44:48,208 --> 00:44:49,708
‫- خوب فکر کنین.
‫- شرمنده‌ام عزیزم.

540
00:44:50,875 --> 00:44:52,708
‫تک و تنهایی روبرتو.

541
00:44:56,708 --> 00:45:00,458
‫من سی سال ساکن بارسلون بودم،
‫ولی تا حالا تا مونتوئیک نرفتم.

542
00:45:00,583 --> 00:45:03,708
‫پس بیا این رو هم به فهرست
‫کارهای ضروری قبل از مرگت اضافه کنیم.

543
00:45:14,375 --> 00:45:15,708
‫صبح به خیر زیبای خفته.

544
00:45:17,250 --> 00:45:18,333
‫بلند شو.

545
00:45:18,833 --> 00:45:20,333
‫آروم باش گنده‌بک خان.

546
00:45:20,375 --> 00:45:22,375
‫خودم می‌دونم. من از این‌ها متنفرم. هیس.

547
00:45:22,458 --> 00:45:25,458
‫آروم باش. چیزی نیست.
‫آفرین پسر. آفرین.

548
00:45:27,583 --> 00:45:30,333
‫آفرین رفیق. چه پسر خوبی.

549
00:45:39,958 --> 00:45:41,500
‫بریم تو کارش.

550
00:45:48,875 --> 00:45:52,083
‫آروم باش پسر. خیلی‌خب، آروم باش.

551
00:46:06,958 --> 00:46:08,041
‫[جولیان سولده‌ویلا لوپز]

552
00:46:08,083 --> 00:46:10,333
‫خیابان دیپوتاکیو، پلاک ۲۵۷.

553
00:46:13,708 --> 00:46:15,708
‫بهتره فرعی بعدی رو سمت چپ بریم.

554
00:46:20,000 --> 00:46:23,458
‫برو عقب، برو عقب. چه پسر خوبی. دور نشو.

555
00:46:29,041 --> 00:46:32,833
‫[هشت ماه پیش]

556
00:46:32,958 --> 00:46:36,875
‫پانزده متر دیگر به چپ بپیچید.

557
00:46:42,208 --> 00:46:43,708
‫به چپ بپیچید.

558
00:46:46,458 --> 00:46:47,583
‫برین کنار!

559
00:46:50,583 --> 00:46:54,708
‫ده متر دیگر به مقصد می‌رسید.

560
00:47:00,458 --> 00:47:03,583
‫به مقصد رسیدید.

561
00:47:04,750 --> 00:47:05,958
‫کسی اینجا نیست؟

562
00:47:08,083 --> 00:47:10,583
‫دختر تب کرده!
‫دکتر لازم داره!

563
00:47:12,333 --> 00:47:13,583
‫کسی اینجا نیست؟

564
00:47:15,250 --> 00:47:16,875
‫کسی اینجا نیست؟

565
00:47:36,833 --> 00:47:38,583
‫شرمنده‌ام عزیزم.

566
00:47:38,708 --> 00:47:41,583
‫اگه مامان اینجا بود،
‫می‌دونست چیکار کنه.

567
00:47:52,333 --> 00:47:57,250
‫می‌خواستم ازت بپرسم
‫چی شد که از بارسلون سردرآوردی؟

568
00:47:58,875 --> 00:48:02,375
‫- به خاطر تور تبلیغاتی کتابم اومده بودم.

569
00:48:04,125 --> 00:48:05,458
‫تور چه کتابی بود؟

570
00:48:06,375 --> 00:48:08,375
‫- بهم می‌خندی.
‫- نمی‌خندم.

571
00:48:12,583 --> 00:48:16,708
‫کتاب «عصر جنون:
‫راهنمای بقا در دنیای مدرن»...

572
00:48:16,750 --> 00:48:18,875
‫به قلم دکتر کلر بارنز بود.

573
00:48:18,958 --> 00:48:21,375
‫ببخشید.

574
00:48:22,583 --> 00:48:23,708
‫اشکالی نداره.

575
00:48:23,833 --> 00:48:25,833
‫خودم هم متوجه طنز تلخش هستم.

576
00:48:29,833 --> 00:48:32,500
‫سوفیا، می‌خوای بری بخوابی؟

577
00:48:33,833 --> 00:48:34,958
‫آره؟

578
00:48:39,458 --> 00:48:41,833
‫اوهوم.

579
00:48:43,583 --> 00:48:44,583
‫هوم؟

580
00:48:47,083 --> 00:48:48,125
‫شب به خیر.

581
00:50:34,000 --> 00:50:35,375
‫تو هم می‌شنوی؟

582
00:50:37,750 --> 00:50:39,333
‫آره. دارن آواز می‌خونن.

583
00:50:55,583 --> 00:50:56,833
‫دور نشین.

584
00:51:01,458 --> 00:51:03,333
‫کلر...

585
00:51:03,833 --> 00:51:05,333
‫کلر...

586
00:51:06,250 --> 00:51:07,041
‫خجالت نمی‌کشی؟

587
00:51:07,041 --> 00:51:09,333
‫وقتی باهات حرف می‌زنم
‫به خودم نگاه کن عوضی!

588
00:51:09,458 --> 00:51:11,833
‫بجنب.
‫نمی‌خوام شوهرم ببینه.

589
00:51:14,833 --> 00:51:17,500
‫اوکتاویو، کجایی؟ نمی‌بینمت.

590
00:51:17,583 --> 00:51:19,583
‫بهت نیاز دارم کلر.
‫همین‌جام.

591
00:51:19,708 --> 00:51:22,333
‫نگاهم کن. چرا نگاهم نمی‌کنی؟

592
00:51:22,458 --> 00:51:24,458
‫عزیز دلم، کجایی؟

593
00:51:24,583 --> 00:51:27,333
‫- بیا. پیدات نمی‌کنم.
‫- مامان؟

594
00:51:38,208 --> 00:51:41,833
‫جوناس! جوناس!

595
00:51:41,875 --> 00:51:45,083
‫بهم نگاه کن کلر!
‫چرا تنهام گذاشتی؟

596
00:51:45,125 --> 00:51:48,000
‫بیا پیش مامانی عزیزدلـم.

597
00:51:48,083 --> 00:51:50,250
‫چرا تنهام گذاشتی؟

598
00:51:53,583 --> 00:51:55,958
‫دیماس! دیماس!

599
00:51:56,583 --> 00:51:57,625
‫بیا اینجا!

600
00:51:58,833 --> 00:51:59,833
‫بیا اینجا دیماس!

601
00:51:59,875 --> 00:52:01,750
‫کجا بودی تو؟
‫کجا رفتی؟

602
00:52:01,833 --> 00:52:04,458
‫من اینجام سوفیا.

603
00:52:04,583 --> 00:52:06,625
‫مامان؟ مامان؟

604
00:52:06,708 --> 00:52:09,458
‫اوکتاویو؟ اوکتاویو؟

605
00:52:10,333 --> 00:52:11,958
‫بیا اینجا پسرجون!

606
00:52:14,083 --> 00:52:15,625
‫وایسا رفیق!

607
00:52:16,833 --> 00:52:19,125
‫بیا اینجا سوفیا!

608
00:52:20,083 --> 00:52:21,458
‫مامان؟ مامان؟

609
00:52:21,583 --> 00:52:23,833
‫بیا اینجا سوفیا.

610
00:52:24,458 --> 00:52:25,458
‫دیماس؟

611
00:52:28,958 --> 00:52:29,958
‫پیدات کردم.

612
00:52:30,958 --> 00:52:31,958
‫گرفتمت.

613
00:52:33,500 --> 00:52:35,000
‫کجا رفتی تو؟

614
00:52:35,833 --> 00:52:37,083
‫من اینجام...

615
00:52:37,708 --> 00:52:39,208
‫تو کجایی مامان؟

616
00:52:39,708 --> 00:52:41,750
‫چشم‌بندت رو دربیار.

617
00:52:41,833 --> 00:52:46,250
‫بذار چشم‌های خوشگلـت رو ببینم.
‫بذار ببینمـشون.

618
00:52:46,333 --> 00:52:50,250
‫- مطمئنی؟
‫- بله، اشکالی نداره که.

619
00:52:50,333 --> 00:52:54,333
‫اصلا اشکالی نداره، مامان پیشتـه.

620
00:52:54,458 --> 00:52:57,708
‫سوفیا. سوفیا.

621
00:53:01,250 --> 00:53:03,333
‫- مامانی!
‫- اون نیست.

622
00:53:03,375 --> 00:53:05,083
‫- اون نیست.
‫- مامان!

623
00:53:08,583 --> 00:53:09,458
‫رافا!

624
00:53:10,458 --> 00:53:11,458
‫رافا!

625
00:53:11,583 --> 00:53:14,083
‫کجایید پسرها؟

626
00:53:16,958 --> 00:53:20,250
‫چی شده؟

627
00:53:20,333 --> 00:53:21,750
‫هی پسرها، حالـتون خوبه؟

628
00:53:22,458 --> 00:53:23,458
‫ها؟

629
00:53:48,958 --> 00:53:49,958
‫رافا!

630
00:54:01,250 --> 00:54:04,375
‫من رو تنها گذاشتی!

631
00:54:04,458 --> 00:54:07,500
‫وقتی خیلی بهت احتیاج داشتم،
‫تنهام گذاشتی! بهم نگاه کن!

632
00:54:07,583 --> 00:54:09,708
‫بریم. کلر بریم.

633
00:54:24,708 --> 00:54:25,833
‫رافا!

634
00:54:28,833 --> 00:54:29,833
‫رافا!

635
00:54:33,083 --> 00:54:34,208
‫کجایی؟

636
00:54:47,458 --> 00:54:51,125
‫بجنب، بجنب، بجنب، بجنب.
‫آروم، آروم، آروم.

637
00:54:52,250 --> 00:54:54,958
‫لعنتی.

638
00:54:55,000 --> 00:54:56,500
‫- روبرتو!
‫- گازم گرفت!

639
00:54:58,875 --> 00:55:01,250
‫برید داخل، یالا.

640
00:55:02,333 --> 00:55:04,500
‫ایزابل!

641
00:55:05,083 --> 00:55:06,458
‫ایزابل! رافا!

642
00:55:06,583 --> 00:55:08,208
‫وای، لعنتی دستـم!

643
00:55:09,333 --> 00:55:11,208
‫باید بریم. زود باش.

644
00:55:11,333 --> 00:55:12,833
‫بیا بریم!

645
00:55:19,583 --> 00:55:20,958
‫برید داخل!

646
00:55:22,583 --> 00:55:24,125
‫- ایزابل؟
‫- بله.

647
00:55:24,208 --> 00:55:25,083
‫رافا!

648
00:55:26,208 --> 00:55:28,125
‫کجاست؟ رافا کو؟

649
00:55:28,625 --> 00:55:29,750
‫در رو ببند!

650
00:55:31,333 --> 00:55:32,583
‫رافا کجاست؟

651
00:55:32,708 --> 00:55:35,708
‫- فکر... فکر نکنم زنده مونده باشه.
‫- رافا مُرده.

652
00:55:35,750 --> 00:55:37,208
‫در رو ببند.

653
00:55:48,250 --> 00:55:52,375
‫اینجا پنجره نداره.
‫می‌تونید چشم‌بندهاتون رو باز کنید.

654
00:55:59,291 --> 00:56:01,208
‫برگ‌هام، بدجور گاز گرفته‌ها مارکوس.

655
00:56:02,708 --> 00:56:03,958
‫گاز پانسمان دارم.

656
00:56:05,083 --> 00:56:06,583
‫اگه بگی لطفا، بهت می‌دم.

657
00:56:16,000 --> 00:56:16,958
‫حالت خوبه؟

658
00:56:17,083 --> 00:56:18,833
‫من دستـش رو وِل کردم.

659
00:56:20,333 --> 00:56:22,833
‫تنها چیزی بود که بهش گفتم
‫هرگز انجامـش نمی‌دم.

660
00:56:24,708 --> 00:56:25,833
‫آخه چطوری می‌تونن چنین کاری بکنن؟

661
00:56:25,875 --> 00:56:29,583
‫چطوری درموردش خبر دارن؟
‫چطوری... می‌تونن از صداش استفاده کنن؟

662
00:56:29,708 --> 00:56:32,125
‫- نمی‌دونم.
‫- شاید با استفاده از «اثر مشاهده‌گر».

663
00:56:32,208 --> 00:56:33,458
‫چی؟

664
00:56:34,833 --> 00:56:36,333
‫اثر مشاهده‌گر.

665
00:56:37,208 --> 00:56:41,708
‫توی مکانیک کوانتوم، ذرات
‫در حالت عدم قطعیت قرار دارن.

666
00:56:42,958 --> 00:56:45,458
‫همۀ حالات تا زمانِ مشاهده،
‫امکان‌پذیر هستن.

667
00:56:46,250 --> 00:56:49,625
‫بعدش همۀ احتمالات به یک احتمال ختم می‌شن.
‫فقط یکی.

668
00:56:49,708 --> 00:56:53,000
‫پس... پس حرفت یعنی اینکه همه چیز...
‫ازشون برمیاد...؟

669
00:56:53,083 --> 00:56:54,958
‫اگه به هر نحوی، این موجودات

670
00:56:55,958 --> 00:56:58,083
‫یه جور موجودِ کوانتومی باشن...

671
00:56:59,625 --> 00:57:01,958
‫ممکنه اصلا حتی حالت دائمی نداشته باشن.

672
00:57:02,458 --> 00:57:05,583
‫شاید در همه حال در نوسان،
‫و در حال تغییر باشن.

673
00:57:06,708 --> 00:57:09,750
‫تا زمانی‌که ما ببینیمـشون... یا صداشون رو بشنویم.

674
00:57:09,833 --> 00:57:12,625
‫و به این... ترتیب براساس خودِ ما،
‫شکل می‌گیرن.

675
00:57:13,625 --> 00:57:17,125
‫بر اساس ترس‌ها، غم و اندوه‌ها و درد و رنج‌های ما.

676
00:57:17,625 --> 00:57:22,083
‫پس بعضی از مردم آدم فضایی و
‫بعضی‌هام اهریمن‌ می‌بینن.

677
00:57:22,583 --> 00:57:24,583
‫یا شکنجه‌گر و یا خداوندشون رو.

678
00:57:24,625 --> 00:57:27,750
‫- بیخیال، به نظرم که همۀ حرف‌هات مزخرفـه.
‫- خفه‌شو الاغ!

679
00:57:27,833 --> 00:57:30,250
‫اینجوری با تحقیر باهام حرف می‌زنی
‫چون پیک موتوریِ رستوران بودم؟

680
00:57:30,333 --> 00:57:33,250
‫من از دانشگاه مکزیک،
‫مدرک فیزیک گرفتم.

681
00:57:33,333 --> 00:57:35,375
‫منتظرم کشورتون،
‫مدرکـم رو تایید کنه.

682
00:57:35,458 --> 00:57:38,250
‫چقدر بابتـش پول دادی؟
‫چقدر رشوه دادی؟

683
00:57:38,333 --> 00:57:41,208
‫تاج سلطنتیـت سنگینی نمی‌کنه عوضی؟
‫اصلا در میاریـش؟

684
00:57:41,333 --> 00:57:42,583
‫چی بود؟

685
00:57:44,208 --> 00:57:45,333
‫چی شنیدی؟

686
00:57:48,375 --> 00:57:49,458
‫صدای جک.

687
00:57:51,208 --> 00:57:52,958
‫مامان و بابام «جوجو» صداش می‌زدن.

688
00:57:56,000 --> 00:57:58,333
‫برادرم نابغه بود.

689
00:58:00,000 --> 00:58:02,250
‫از لحاظ پزشکی افسردگی هم داشت.

690
00:58:06,583 --> 00:58:10,083
‫اصلا وقتی که جسدش رو پیدا کردن،
‫من تو شهر نبودم.

691
00:58:11,958 --> 00:58:14,208
‫ولی همیشۀ خدا صداش تو گوشمـه.

692
00:58:19,000 --> 00:58:20,000
‫اما...

693
00:58:21,000 --> 00:58:22,333
‫اونطوری نیست. اون...

694
00:58:23,625 --> 00:58:26,708
‫اونطوری نیست که انگار بغل دستـم نشسته.
‫انگار...

695
00:58:27,375 --> 00:58:29,083
‫انگار که می‌تونم لمسش کنم.

696
00:58:30,333 --> 00:58:31,458
‫متاسفم.

697
00:58:32,708 --> 00:58:34,583
‫حقیقتا، من این مسئله رو انکار می‌کردم.

698
00:58:36,375 --> 00:58:39,333
‫اصلا پیش خودم هم نمی‌تونستم قبول کنم
‫که برادرم مُرده.

699
00:58:40,500 --> 00:58:43,208
‫می‌دونی، غم و اندوه می‌تونه
‫اینجوری خردت کنه.

700
00:58:48,708 --> 00:58:51,833
‫شما چطور؟ شما چی شنیدی؟

701
00:58:55,083 --> 00:58:56,208
‫هیچی.

702
00:58:57,083 --> 00:58:58,458
‫من هیچ صدایی نشنیدم.

703
00:58:59,583 --> 00:59:01,708
‫- می‌دونی که می‌تونی با من صحبت کنی.
‫- سوفیا کجاست؟

704
00:59:01,750 --> 00:59:04,083
‫- دخترِ کجاست؟
‫- وای لعنتی. سوفیا؟

705
00:59:04,125 --> 00:59:06,000
‫- نه. آروم باش. تو استراحت کن. من پیداش می‌کنم.
‫- سوفیا؟

706
00:59:06,083 --> 00:59:07,458
‫من ازش مراقبت می‌کنم. چیزی نیست.

707
00:59:10,583 --> 00:59:13,250
‫داری مثل بچه‌ها رفتار می‌کنی
‫وقتی که واقعا یه بچه رو گم کردیم.

708
00:59:21,708 --> 00:59:22,708
‫هی.

709
00:59:26,750 --> 00:59:28,125
‫گریه نکن.

710
00:59:29,333 --> 00:59:30,750
‫مُرده؟

711
00:59:31,458 --> 00:59:32,708
‫نه.

712
00:59:32,833 --> 00:59:34,208
‫تو از کجا خبر داری؟

713
00:59:45,958 --> 00:59:47,875
‫می‌دونی این چیه؟

714
00:59:51,458 --> 00:59:53,000
‫یه اسرافیلـه.

715
00:59:53,083 --> 00:59:55,250
‫زیباترین فرشته‌ای که وجود داره.

716
00:59:55,958 --> 01:00:01,875
‫این فرشته‌ها انقدر زیبا هستن که
‫فقط خداوند می‌تونه مستقیم بهشون نگاه کنه.

717
01:00:02,625 --> 01:00:04,333
‫خوشگله.

718
01:00:04,458 --> 01:00:05,333
‫اوهوم.

719
01:00:06,833 --> 01:00:08,458
‫مال توئه.

720
01:00:18,208 --> 01:00:25,500
‫سلام بر تو ای مریم،
‫دختری که مورد لطف پرودگار قرار گرفته‌ای.
‫[آنـــا]
‫خدا تو را بیش از همۀ زنان دیگر
‫مورد لطف خود قرار داده است
‫فرزندت، مسیح نیز سرچشمۀ برکات
‫برای انسان‌ها خواهد بود.

721
01:00:25,583 --> 01:00:26,875
‫دعایم را بشنو.

722
01:00:26,958 --> 01:00:29,333
‫مریم مقدس، مادر پروردگار،
‫حالا و در زمان مرگِ ما

723
01:00:29,375 --> 01:00:31,208
‫برای ما گنه‌کاران دعا بفرما.

724
01:00:31,333 --> 01:00:32,458
‫- آمین.
‫- نه! نه! نه!

725
01:00:32,583 --> 01:00:36,875
‫سلام بر تو ای مریم مقدس و بخشنده.
‫[هفت ماه قبل]
‫خدا تو را بیش از همۀ زنان دیگر
‫مورد لطف خود قرار داده است

726
01:00:36,958 --> 01:00:39,875
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکنید! نه!

727
01:00:39,958 --> 01:00:41,208
‫نه! نه!

728
01:00:48,708 --> 01:00:50,458
‫نه! خواهش می‌کنم این کار رو نکنید!

729
01:00:50,583 --> 01:00:52,708
‫- نه، لطفا این کار رو نکنید!
‫- تو مضطربی، می‌دونم.

730
01:00:54,083 --> 01:00:55,875
‫منم مثل تو بودم.

731
01:00:58,458 --> 01:01:02,375
‫چیزی که قراره ببینی رو
‫نمی‌شه توصیف کرد.

732
01:01:05,083 --> 01:01:08,375
‫هم آغاز است و هم پایان.

733
01:01:09,708 --> 01:01:12,000
‫خودِ ابدّیت است.

734
01:01:18,208 --> 01:01:21,125
‫خیله‌خب، باشه، صبر کن. یه لحظه وایسا.

735
01:01:25,458 --> 01:01:27,333
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

736
01:01:37,833 --> 01:01:40,083
‫سه روز مونده‌ها.

737
01:01:40,208 --> 01:01:41,958
‫- بسه بابا.
‫- چی بسه؟

738
01:01:42,000 --> 01:01:43,458
‫تولدتـه‌ها.

739
01:01:43,583 --> 01:01:45,833
‫مگه چند دفعه یازده سالت می‌شه؟

740
01:01:46,625 --> 01:01:48,458
‫- یک بار.
‫- درسته، یک دفعه.

741
01:01:48,500 --> 01:01:50,458
‫قراره بترکونیــم.

742
01:01:50,500 --> 01:01:52,458
‫کیک داریم، می‌زنیم و می‌رقصیم.

743
01:01:52,958 --> 01:01:54,208
‫و یه دلقک هم میاریم،

744
01:01:54,250 --> 01:01:56,875
‫حتی اگه نیاز باشه
‫خودم صورتـم رو آردی بکنم.

745
01:01:56,958 --> 01:01:59,208
‫دارم 11 ساله می‌شم بابا، نه پنج ساله.

746
01:02:01,250 --> 01:02:02,458
‫آره، حق با توئه.

747
01:02:08,958 --> 01:02:10,250
‫شب بخیر عزیزدلـم.

748
01:02:29,875 --> 01:02:31,375
‫مال من بود.

749
01:02:35,375 --> 01:02:36,458
‫چی؟

750
01:02:37,500 --> 01:02:39,083
‫اون فرشته.

751
01:02:40,208 --> 01:02:41,333
‫مال من بود.

752
01:02:43,500 --> 01:02:46,333
‫تو و مامان توی اولین مراسم
‫«عشای ربانی»ـم بهم دادینـش.

753
01:02:47,625 --> 01:02:49,333
‫خیلی دوستش داشتم.

754
01:02:50,958 --> 01:02:52,708
‫اون دختر وحشت کرده بود.

755
01:02:53,750 --> 01:02:56,083
‫- به یه چیزی نیاز داشت...
‫- دختر تو که نیست.

756
01:02:56,125 --> 01:02:57,708
‫می‌دونم.

757
01:02:57,750 --> 01:03:00,458
‫- فقط یه طعمۀ دیگه‌ست.
‫- می‌دونم.

758
01:03:00,583 --> 01:03:03,708
‫کمکـش کن مسیر رو پیدا کنه
‫تا دوباره در کنار هم باشیم.

759
01:03:05,250 --> 01:03:07,833
‫- سلام.
‫- سلام.

760
01:03:13,458 --> 01:03:14,625
‫می‌شه بپرسم...

761
01:03:16,833 --> 01:03:17,958
‫آنا کیـه؟

762
01:03:20,250 --> 01:03:21,083
‫چی؟

763
01:03:21,208 --> 01:03:23,833
‫سوفیا گردنبندی که بهش دادی
‫رو نشونـم داد.

764
01:03:24,875 --> 01:03:27,583
‫همسرت... بود؟

765
01:03:28,833 --> 01:03:29,833
‫دخترت؟

766
01:03:36,250 --> 01:03:40,250
‫دیروزم صدای همون رو شنیدی
‫وقتی باهامون صحبت کردن؟

767
01:03:42,083 --> 01:03:44,583
‫اگه نخوای صحبت کنی،
‫می‌تونم درکت کنم.

768
01:03:45,083 --> 01:03:47,083
‫اما ممکنه کمکت کنه که خودت رو خالی کنی.

769
01:03:49,833 --> 01:03:51,083
‫حتی ازت پولـم نمی‌گیرم.

770
01:03:58,583 --> 01:04:02,708
‫اینکه خودم رو به اون راه بزنم و
‫باور کنم که جوجو اینجاست، کار راحتیه برام.

771
01:04:04,708 --> 01:04:06,083
‫حتی وسوسه‌کننده‌ست.

772
01:04:06,875 --> 01:04:11,000
‫حاضرم واسه شنیدنِ صداش...
‫دست به هرکاری بزنم.

773
01:04:12,500 --> 01:04:16,083
‫منظورم اینه... که واقعا صداش رو بشنوم.

774
01:04:16,583 --> 01:04:18,333
‫به حرف‌هاش گوش نکن.

775
01:04:20,083 --> 01:04:21,500
‫اما خودش نیست.

776
01:04:21,583 --> 01:04:24,083
‫اون موجودات، به ذهنِ ما نفوذ می‌کنن.

777
01:04:24,208 --> 01:04:25,083
‫داره دروغ می‌گه.

778
01:04:25,208 --> 01:04:28,833
‫از باورها و ترس‌هامون استفاده می‌کنن
‫و دستکاریـشون می‌کنن.

779
01:04:28,958 --> 01:04:30,708
‫می‌خواد که ایمانت رو از دست بدی بابا.

780
01:04:30,833 --> 01:04:35,500
‫تبدیل به چیزی می‌کننـشون
‫که می‌تونن با استفاده ازش فریبـمون بدن.

781
01:04:36,833 --> 01:04:37,958
‫روبرتو؟

782
01:04:38,958 --> 01:04:39,958
‫روبرتو!

783
01:04:41,333 --> 01:04:42,333
‫خیله‌خب.

784
01:04:43,000 --> 01:04:45,375
‫- چی شده روبرتو؟
‫- خیله‌خب.

785
01:04:45,458 --> 01:04:47,958
‫بذار یه نگاهی بندازم.

786
01:04:51,208 --> 01:04:52,500
‫چش شده؟

787
01:04:52,583 --> 01:04:54,583
‫به نظرت عفونت کرده؟

788
01:04:54,625 --> 01:04:56,000
‫دقیق نمی‌دونم.

789
01:04:56,083 --> 01:04:59,000
‫ولی با این شرایط نمی‌تونه تا قلعه
‫خودش رو برسونه.

790
01:04:59,083 --> 01:05:02,708
‫باید یکم آنتی‌بیوتیک پیدا کنیم
‫تا تبـش رو پایین بیاریم.

791
01:05:03,333 --> 01:05:04,500
‫لعنت بهت مارکوس.

792
01:05:17,583 --> 01:05:18,708
‫آهای؟

793
01:05:20,458 --> 01:05:23,208
‫لطفا بهمون کمک کنید.
‫یکی از ما زخمی شده.

794
01:05:43,125 --> 01:05:44,250
‫آهای؟

795
01:05:46,125 --> 01:05:47,500
‫کسی اینجاست؟

796
01:05:59,083 --> 01:05:59,958
‫لعنتی!

797
01:06:00,458 --> 01:06:01,833
‫ببخشید. دستـم خورد.

798
01:06:04,875 --> 01:06:05,875
‫باشه.

799
01:06:06,833 --> 01:06:08,125
‫بیاید بریم.

800
01:06:18,875 --> 01:06:20,708
‫فکر کنم اینجا سرویس بهداشتیـه.

801
01:06:20,750 --> 01:06:22,833
‫شما برید.
‫من اینجا رو بررسی می‌کنم.

802
01:06:26,125 --> 01:06:27,708
‫همۀ پنجره‌ها رو ببند.

803
01:06:52,375 --> 01:06:54,958
‫هی! آشپزخونه امنـه.

804
01:07:11,166 --> 01:07:14,291
‫سباستین، چند تا قوطی ماهی ساردین پیدا کردم.

805
01:07:14,791 --> 01:07:16,125
‫اتاقی که رفتی امنـه؟

806
01:07:17,166 --> 01:07:18,291
‫هیس.

807
01:07:18,375 --> 01:07:21,666
‫آره، همۀ پنجره‌ها بسته‌ان.

808
01:07:57,750 --> 01:08:00,375
‫وای نه. نه، نه. نه، نه.

809
01:08:00,500 --> 01:08:02,375
‫نه، نه. نه...

810
01:08:03,750 --> 01:08:06,250
‫- سباستین؟
‫- نه، نمی‌فهمم.

811
01:08:06,375 --> 01:08:08,375
‫- سباستین؟ اوکتاویو؟
‫- نمی‌فهمم.

812
01:08:08,875 --> 01:08:10,541
‫خوبی؟ چه اتفاقی افتاد؟

813
01:08:11,125 --> 01:08:14,000
‫نمی‌دونم. صدای فریادش رو شنیدم
‫و من...

814
01:08:14,125 --> 01:08:16,791
‫حتما... حتما یه پنجره از دستـش در رفته.

815
01:08:16,875 --> 01:08:19,416
‫یعنی چی که یه پنجره از دستـش در رفته؟

816
01:08:19,500 --> 01:08:20,666
‫حرف بزن دیگه!

817
01:08:23,166 --> 01:08:24,791
‫کلر...

818
01:08:24,875 --> 01:08:27,041
‫یا پیغمبر. باید از اینجا بریم.

819
01:08:27,125 --> 01:08:28,875
‫چشم‌بندش.

820
01:08:29,625 --> 01:08:30,625
‫فورا بازش کن.

821
01:08:30,750 --> 01:08:32,666
‫صدام رو می‌شنوی سباستین؟

822
01:08:33,875 --> 01:08:35,000
‫بیا بریم. یالا.

823
01:08:37,250 --> 01:08:38,791
‫انجامش بده بابا. نجاتـش بده.

824
01:08:38,875 --> 01:08:40,791
‫- نجاتـش بده بابا.
‫- باید فورا بریم سباستین!

825
01:08:40,875 --> 01:08:41,875
‫بابا!

826
01:08:41,916 --> 01:08:43,000
‫- بیا بریم!
‫- بابا!

827
01:08:43,041 --> 01:08:44,375
‫- بیا بریم!
‫- آره.

828
01:08:44,416 --> 01:08:45,750
‫- آره.
‫- خیله‌خب. بریم.

829
01:08:45,875 --> 01:08:47,041
‫بابا!

830
01:08:54,875 --> 01:08:56,375
‫آروم بخور، خب؟

831
01:08:58,875 --> 01:09:00,375
‫- آفرین.
‫- ممنون.

832
01:09:01,250 --> 01:09:03,416
‫بدون من می‌خواستی چیکار بکنی؟

833
01:09:06,000 --> 01:09:07,250
‫هرگز حاضر نمی‌شدم...

834
01:09:09,125 --> 01:09:10,625
‫که طلاق بگیرم.

835
01:09:11,125 --> 01:09:12,375
‫هرگز این کار رو نمی‌کردم.

836
01:09:13,416 --> 01:09:15,500
‫- عه؟
‫- اوهوم.

837
01:09:16,875 --> 01:09:18,416
‫خیلی عصبانی و...

838
01:09:19,750 --> 01:09:22,875
‫...آسیب‌دیده بودم.
‫بیشتر از هرچیزی، غرورم رو جریحه‌دار کرده بود.

839
01:09:22,916 --> 01:09:26,750
‫- اون موقع خیلی تنها بودم روبرتو.
‫- اوه می‌دونم. می‌دونم.

840
01:09:27,500 --> 01:09:29,666
‫وکلای من دنبال انتقام بودن و...

841
01:09:31,041 --> 01:09:32,541
‫اما خودم اصلا نمی‌خواستم
‫چنین کاری بکنم.

842
01:09:32,625 --> 01:09:36,125
‫احتمالا از خوش‌شانسیته چون وکلای من
‫دنبال نصفِ همۀ اموال بودن.

843
01:09:37,500 --> 01:09:38,750
‫ایزابل.

844
01:09:40,000 --> 01:09:41,791
‫چی پیدا کردید؟

845
01:09:43,000 --> 01:09:44,250
‫اوکتاویو کو؟

846
01:09:49,875 --> 01:09:51,416
‫ولی این رو پیدا کردم.

847
01:09:52,541 --> 01:09:55,750
‫چیز زیادی نیست ولی آنتی‌بیوتیکـه، پس...

848
01:09:55,875 --> 01:09:58,500
‫- ممنون.
‫- حتما بهتر می‌شی.

849
01:10:03,000 --> 01:10:04,250
‫چه اتفاقی افتاد؟

850
01:10:08,625 --> 01:10:14,250
‫گفت که... حتما اوکتاویو...
‫فراموش کرده یکی از پنجره‌ها رو ببنده.

851
01:10:15,666 --> 01:10:16,750
‫اما...؟

852
01:10:18,625 --> 01:10:19,666
‫نمی‌دونم.

853
01:10:26,625 --> 01:10:28,166
‫چرا اون کار رو نکردی؟

854
01:10:29,750 --> 01:10:32,000
‫چرا چشم‌بندش رو درنیاوردی؟

855
01:10:32,791 --> 01:10:36,125
‫- من... ندیدمش.
‫- چی رو ندیدی؟

856
01:10:38,125 --> 01:10:40,500
‫نو... نورش.

857
01:10:41,666 --> 01:10:43,250
‫وقتی که اوکتاویو داشت...

858
01:10:44,791 --> 01:10:46,916
‫من... ندیدمش.

859
01:10:49,250 --> 01:10:51,791
‫بخاطر اینه که داری
‫ایمانت رو از دست می‌دی بابا.

860
01:10:56,666 --> 01:10:58,416
‫آنا من چوپانـم؟

861
01:10:59,750 --> 01:11:01,250
‫یا که گرگ؟

862
01:12:16,250 --> 01:12:18,666
‫لعنتی.
‫باید از اینجا بریم.

863
01:12:19,541 --> 01:12:21,166
‫فرار کنید. دست همدیگه رو بگیرید.

864
01:12:23,250 --> 01:12:25,125
‫- زنجیری! بجنبید!
‫- من رو بگیر.

865
01:12:27,750 --> 01:12:28,750
‫یالا! بجنبید!

866
01:12:29,750 --> 01:12:31,125
‫بپیچید به راست!

867
01:12:33,375 --> 01:12:34,375
‫ایزابل!

868
01:12:34,416 --> 01:12:35,666
‫- روبرتو!
‫- ایزابل!

869
01:12:37,750 --> 01:12:39,875
‫پام.

870
01:12:39,916 --> 01:12:41,250
‫روبرتو.

871
01:12:41,291 --> 01:12:43,625
‫نه! وایسا! باید برگردیم!

872
01:12:43,750 --> 01:12:46,416
‫یالا دیگه.

873
01:12:50,541 --> 01:12:53,000
‫بس کن! نمی‌شه ولـشون کنیم!

874
01:12:54,000 --> 01:12:55,291
‫بدون تو می‌خواستم چیکار بکنم؟

875
01:12:57,416 --> 01:13:00,416
‫بهم گوش کن! گوش بده به من!

876
01:13:00,500 --> 01:13:02,875
‫باید برگردیم! نه!

877
01:13:05,750 --> 01:13:08,250
‫خیلی دیر شده. اومدن.

878
01:13:24,125 --> 01:13:25,791
‫گمونم وقتِ رفتنـه.

879
01:13:28,000 --> 01:13:30,250
‫می‌خوام برای آخرین بار ببینمت.

880
01:13:49,208 --> 01:13:51,666
‫- ای آشغال!
‫- نه کلر! کلر!

881
01:13:53,541 --> 01:13:54,583
‫تو می‌تونی ببینی.

882
01:13:54,666 --> 01:13:57,041
‫تو به ما دروغ گفتی لعنتی!

883
01:13:57,958 --> 01:14:00,541
‫اون موجودات رو دیدی، مگه نه؟

884
01:14:00,666 --> 01:14:02,291
‫در رو وا کن بابا.

885
01:14:02,416 --> 01:14:04,416
‫- تو یکی از اون‌هایی.
‫- من جونت رو از دستِ اون‌ها نجات دادم.

886
01:14:04,458 --> 01:14:06,791
‫در رو باز کن و بذار ببینن.

887
01:14:06,833 --> 01:14:09,166
‫- تو اوکتاویو رو کشتی.
‫- دو تا دیگه مونده.

888
01:14:09,208 --> 01:14:11,791
‫وای خدای من! احتمالا رافا رو هم کُشتی!

889
01:14:11,833 --> 01:14:13,583
‫فقط دو تا دیگه مونده
‫تا دوباره بتونیم کنار هم باشیم.

890
01:14:13,666 --> 01:14:15,958
‫- من می‌تونم کمکت کنم.
‫- وای! جلوتر نیا.

891
01:14:16,041 --> 01:14:18,791
‫تو، من و مامان، با همدیگه.

892
01:14:18,916 --> 01:14:20,541
‫- بس کن.
‫- با کی داری صحبت می‌کنی؟

893
01:14:20,583 --> 01:14:21,666
‫خیلی دلـمون برات تنگ شده.

894
01:14:21,708 --> 01:14:23,958
‫- بس کن دیگه لطفا.
‫- با کی داری صحبت می‌کنی؟

895
01:14:24,041 --> 01:14:26,458
‫- تو دلت واسه ما تنگ نشده؟
‫- بس کن دیگه. نمی‌تونم فکر کنم.

896
01:14:26,541 --> 01:14:28,166
‫- برای همیشه کنار همدیگه خواهیم بود!
‫- فقط ساکت باش!

897
01:14:28,291 --> 01:14:29,291
‫بابا!

898
01:14:30,708 --> 01:14:32,708
‫پیداشون کن بابا. روحـشون رو نجات بده.

899
01:14:33,916 --> 01:14:36,166
‫سوفیا! کلر!

900
01:14:38,541 --> 01:14:39,541
‫کلر وایسا!

901
01:14:40,041 --> 01:14:42,416
‫خواهش می‌کنم! کلر!

902
01:14:43,166 --> 01:14:44,333
‫سوفیا!

903
01:14:44,416 --> 01:14:45,416
‫صبر کنید!

904
01:14:46,166 --> 01:14:47,166
‫کلر!

905
01:14:51,416 --> 01:14:52,416
‫خیله‌خب.

906
01:14:53,416 --> 01:14:54,458
‫بهم گوش کن.

907
01:14:54,541 --> 01:14:57,541
‫مجبوریم بریم بیرون.
‫بیرون می‌ریم، متوجه شدی؟

908
01:14:57,583 --> 01:14:58,791
‫آره؟ خوبه.

909
01:14:59,666 --> 01:15:03,666
‫کل وقتی که بیرونـیم رو پیشـتم من.

910
01:15:03,708 --> 01:15:05,291
‫کلر! خواهش می‌کنم!

911
01:15:06,791 --> 01:15:09,166
‫خواهش می‌کنم کلر، صبر کنید!

912
01:15:09,208 --> 01:15:10,791
‫خیله‌خب. بریم.

913
01:15:48,666 --> 01:15:50,791
‫- کلر!
‫- برو عقب!

914
01:15:51,291 --> 01:15:53,208
‫خواهش می‌کنم کلر.

915
01:15:55,791 --> 01:15:56,958
‫گمشو عقب!

916
01:16:00,416 --> 01:16:02,041
‫من فقط قصدم کمکـه.

917
01:16:02,791 --> 01:16:04,541
‫همونطوری که به رافا کمک کردی؟

918
01:16:04,583 --> 01:16:05,708
‫یا اوکتاویو؟

919
01:16:06,916 --> 01:16:09,208
‫باور کن اینطوری بهتره.

920
01:16:30,416 --> 01:16:32,041
‫چیزی نیست.

921
01:16:33,958 --> 01:16:36,916
‫نیازی نیست که بترسی.
‫صدام رو می‌شنوی؟

922
01:16:38,333 --> 01:16:40,291
‫همه‌چیز قراره درست بشه.

923
01:16:43,333 --> 01:16:47,916
‫زیباترین فرشته‌هان، یادت میاد؟

924
01:16:50,541 --> 01:16:51,791
‫نجاتـش بده بابا.

925
01:16:52,916 --> 01:16:56,041
‫بخاطر اون و من این کار رو بکن.

926
01:17:04,166 --> 01:17:06,458
‫کمکـش کن ببینه.
‫تنها راه همینـه.

927
01:17:08,666 --> 01:17:09,458
‫آنا.

928
01:17:12,541 --> 01:17:13,791
‫دیگه بسه آنا، خواهش می‌کنم.

929
01:17:14,791 --> 01:17:16,083
‫دلت واسم تنگ نشده؟

930
01:17:16,708 --> 01:17:19,666
‫چرا، معلومه که دلم تنگ شده عزیزدلـم.

931
01:17:20,791 --> 01:17:23,416
‫نمی‌خوای دوباره پیش همدیگه باشیم؟

932
01:17:26,125 --> 01:17:27,708
‫تنها چیزی که از کلِّ دنیا می‌خوام همینـه.

933
01:17:27,791 --> 01:17:29,458
‫پس انجامـش بده.

934
01:17:29,541 --> 01:17:31,291
‫تنها راهـش همینـه بابا.

935
01:17:46,166 --> 01:17:47,666
‫با کی داری صحبت می‌کنی؟

936
01:17:49,791 --> 01:17:50,833
‫اون...

937
01:17:51,708 --> 01:17:53,166
‫آناست؟

938
01:18:00,041 --> 01:18:02,291
‫اون دخترت نیست بابا!
‫دخترت نیست!

939
01:18:02,916 --> 01:18:04,041
‫ببخشید.

940
01:18:05,333 --> 01:18:07,708
‫ببخشید.

941
01:18:16,416 --> 01:18:20,791
‫♪ تولدت مبارک ♪

942
01:18:20,916 --> 01:18:24,916
‫- ♪ تولدت مبارک ♪
‫- بابا!

943
01:18:24,958 --> 01:18:26,708
‫- ♪ صدات رو نمی‌شنوم ♪
‫- بیخیال بابا.

944
01:18:26,791 --> 01:18:29,083
‫♪ ولی تولدت خیلی مبارک باشه ♪

945
01:18:29,958 --> 01:18:34,708
‫♪ تولدت مبارک! ♪

946
01:18:37,541 --> 01:18:39,541
‫هورا!

947
01:18:46,166 --> 01:18:47,041
‫چیه؟

948
01:18:47,541 --> 01:18:51,291
‫هیچی. فقط خوشحالم که دوستش داری.

949
01:18:53,500 --> 01:18:54,916
‫وای نه، نه، نه ممنون.

950
01:18:55,041 --> 01:18:57,916
‫می‌خوام یکمی وزن کم کنم.
‫تقریبا فصل شنا و این داستان‌هاست.

951
01:19:04,083 --> 01:19:05,333
‫برو توی اتاقت.

952
01:19:06,458 --> 01:19:07,541
‫همین حالا!

953
01:19:12,916 --> 01:19:14,916
‫نه. نه. نه!

954
01:19:28,666 --> 01:19:31,458
‫وای نه. آنا؟

955
01:19:31,541 --> 01:19:34,583
‫آنا؟ آنا؟

956
01:19:34,666 --> 01:19:36,166
‫- بابا؟
‫- من اینجام خوشگلـم.

957
01:19:36,208 --> 01:19:39,041
‫بیدار شدی ولی همچنان در خوابی.

958
01:19:41,333 --> 01:19:44,416
‫ما داریم توی عصر اعجاز زندگی می‌کنیم.

959
01:19:45,166 --> 01:19:48,291
‫- چشم‌هات رو باز کن و ببین.
‫- گوش بده آنا.

960
01:19:48,333 --> 01:19:51,166
‫چشم‌هات رو باز نکن.
‫هرکاری می‌کنی، فقط چشم‌هات رو وا نکن.

961
01:19:52,041 --> 01:19:53,166
‫شنیدی؟

962
01:20:06,666 --> 01:20:09,583
‫- همه‌چیز خوبـه.
‫- به حرفـش گوش نده.

963
01:20:11,291 --> 01:20:13,666
‫- نترس.
‫- به حرفـش گوش نکن!

964
01:20:16,416 --> 01:20:19,083
‫بهش دست نزن! بهش دست نزن!

965
01:20:20,166 --> 01:20:22,166
‫- نه، من نمی‌خوام!
‫- آنا!

966
01:20:22,291 --> 01:20:24,291
‫عصر، عصرِ پیامبران...

967
01:20:25,666 --> 01:20:26,916
‫و اعجازـه.

968
01:20:27,416 --> 01:20:28,833
‫پدر؟

969
01:20:32,333 --> 01:20:33,541
‫بیا و ببین.

970
01:20:38,916 --> 01:20:40,416
‫نه، نه، نه، نه!

971
01:20:40,458 --> 01:20:42,666
‫چشم‌هات رو ببند!

972
01:20:42,708 --> 01:20:45,083
‫پشم‌هات رو ببند. نگاه نکن!

973
01:20:45,166 --> 01:20:47,791
‫- خیلی خوشگلـه.
‫- نه، چشم‌هات رو ببند.

974
01:20:47,916 --> 01:20:49,291
‫نه خوشگلـم! نگاه نکن!

975
01:20:49,416 --> 01:20:50,541
‫چشم‌هات رو ببند!

976
01:20:50,666 --> 01:20:52,291
‫عزیزم. عزیزم... خواهش می‌کنم.

977
01:20:52,333 --> 01:20:54,666
‫اون جا رو نگاه نکن عزیزم.
‫اونجا رو نگاه نکن عزیزم!

978
01:20:54,791 --> 01:20:56,458
‫دخترم نه!

979
01:20:56,541 --> 01:20:58,833
‫نه! نه، نه، نه، نه!

980
01:20:59,583 --> 01:21:02,208
‫نه! نه، نه، نه، نه!

981
01:21:02,708 --> 01:21:04,666
‫نه! نه، نه، نه، نه! نه، نه!

982
01:21:04,708 --> 01:21:06,458
‫بیا و ببین بابا.

983
01:22:08,208 --> 01:22:10,583
‫اشکالی نداره. باشه بابا؟

984
01:22:11,916 --> 01:22:13,666
‫دوباره به زودی پیش همدیگه خواهیم بود.

985
01:22:23,916 --> 01:22:25,083
‫هی.

986
01:22:25,166 --> 01:22:27,541
‫- نه، نه، نه، نه، نه! هی چیزی نیست.
‫- سوفیا!

987
01:22:27,666 --> 01:22:30,166
‫- چیزی نیست. حالـش خوبه.
‫- کلر!

988
01:22:31,541 --> 01:22:33,083
‫من اینجام کلر!

989
01:22:36,416 --> 01:22:39,791
‫- عمرا.
‫- ببین می‌فهمم. واقعا می‌گم.

990
01:22:39,916 --> 01:22:42,583
‫ولی تو هم باید درک کنی
‫که من می‌تونم راهنماییت کنم.

991
01:22:42,666 --> 01:22:45,333
‫- من می‌تونم ببینم.
‫- دقیقا بخاطر همین بهت اعتماد ندارم.

992
01:22:45,416 --> 01:22:47,541
‫اگه منم جات بودم، اعتماد نمی‌کردم.

993
01:22:48,916 --> 01:22:52,166
‫ولی برای رسیدن به خط تراموا،
‫من تنها شانسـتم.

994
01:22:52,791 --> 01:22:55,208
‫شانس خودم رو امتحان می‌کنم.
‫بیا بریم سوفیا. بیا.

995
01:22:55,291 --> 01:22:57,416
‫- و این دختر رو می‌خوای به خطر بندازی؟
‫- گور بابات.

996
01:22:57,541 --> 01:22:59,166
‫به قیمتِ جونمم که شده از محافطت
‫می‌کنم.
‫خودت می‌دونی.

997
01:22:59,708 --> 01:23:02,416
‫بهم گوش کن کلر. خواهش می‌کنم.

998
01:23:04,291 --> 01:23:06,708
‫قبلا ازم پرسیدی که آنا کیه.

999
01:23:08,583 --> 01:23:10,208
‫آنا دخترم بود.

1000
01:23:12,208 --> 01:23:13,541
‫حق با تو بود.

1001
01:23:15,083 --> 01:23:16,791
‫غم و اندوه می‌تونه آدم رو خرد کنه.

1002
01:23:17,666 --> 01:23:19,666
‫فکر می‌کردم از برگزیده‌ها بودم.

1003
01:23:23,041 --> 01:23:24,416
‫ولی فقط خرد شده بودم.

1004
01:23:26,541 --> 01:23:27,541
‫خواهش می‌کنم.

1005
01:23:29,166 --> 01:23:30,541
‫اجازه بده کمکش کنم.

1006
01:23:37,416 --> 01:23:38,833
‫خونه‌ها رو بگردید.

1007
01:23:47,833 --> 01:23:49,291
‫طبقۀ آخرن.

1008
01:24:06,208 --> 01:24:07,291
‫خیله‌خب.

1009
01:24:20,416 --> 01:24:21,916
‫کجا دارید می‌رید؟

1010
01:24:22,541 --> 01:24:24,958
‫ارتفاع خیلی بالایی داره‌ها، درسته؟

1011
01:24:25,041 --> 01:24:26,916
‫خیلی ایمن به نظر نمی‌رسه.

1012
01:24:28,083 --> 01:24:29,708
‫ما فقط می‌خوایم بریم، خب؟

1013
01:24:37,541 --> 01:24:38,791
‫سلام خوشگله.

1014
01:24:38,916 --> 01:24:40,791
‫هی بیا اینجا.
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

1015
01:24:40,916 --> 01:24:42,291
‫لطفا دست از سرش بردار.

1016
01:24:43,208 --> 01:24:44,416
‫عه؟ وگرنه چیکار می‌کنی؟

1017
01:24:46,333 --> 01:24:48,833
‫به نظرت با جلوی دیدنـش رو گرفتن،
‫داری بهش کمک می‌کنی؟

1018
01:25:10,416 --> 01:25:13,791
‫پس تو دیدیـشون
‫ولی پسـشون زدی؟

1019
01:25:23,041 --> 01:25:24,916
‫تو لایق نیستی!

1020
01:25:33,916 --> 01:25:35,083
‫چی شد؟

1021
01:25:47,791 --> 01:25:49,041
‫صبر کنید.

1022
01:25:57,916 --> 01:25:58,916
‫برید داخل.

1023
01:27:09,958 --> 01:27:10,666
‫بابا!

1024
01:27:45,250 --> 01:27:45,916
‫خیله‌خب.

1025
01:27:47,041 --> 01:27:50,333
‫بریم. بریم. برید. زود باشید.

1026
01:27:57,250 --> 01:27:58,958
‫- اون‌ها دیدنـت.
‫- نه.

1027
01:28:00,541 --> 01:28:02,708
‫نور شمع رو دیدن
‫و صدای آواز خوندنـت رو شنیدن.

1028
01:28:09,083 --> 01:28:11,166
‫- برید، برید، برید، برید!
‫- چه خبر شده؟

1029
01:28:19,416 --> 01:28:21,291
‫تو رو خدا، بهم بگو چه خبر...

1030
01:28:29,291 --> 01:28:30,708
‫شما دو تا برید. برید بالا.

1031
01:28:31,916 --> 01:28:33,041
‫واگن‌ها رو پیدا کنید.

1032
01:28:33,083 --> 01:28:34,916
‫- باشه ولی...
‫- به قلعه برسونـش.

1033
01:28:35,541 --> 01:28:36,541
‫تو نمیای؟

1034
01:28:36,583 --> 01:28:39,708
‫باید جلوشون رو بگیرم.
‫باید مطمئن بشم که بهتـون نمی‌رسن.

1035
01:28:42,166 --> 01:28:43,166
‫هی.

1036
01:28:45,916 --> 01:28:49,333
‫تو دختر خیلی خیلی شجاعی هستی سوفیا.

1037
01:28:51,583 --> 01:28:54,416
‫ازت می‌خوام که از کلر مراقبت کنی.

1038
01:28:55,791 --> 01:28:56,791
‫باشه؟

1039
01:28:59,166 --> 01:29:00,083
‫برید.

1040
01:29:01,166 --> 01:29:02,166
‫برید.

1041
01:29:02,791 --> 01:29:03,833
‫- برید.
‫- باشه.

1042
01:29:05,791 --> 01:29:08,541
‫باشه، باشه، باشه.

1043
01:29:20,166 --> 01:29:21,333
‫سباستین.

1044
01:29:22,833 --> 01:29:24,041
‫دوستِ من.

1045
01:29:26,666 --> 01:29:28,666
‫چرا ترکـمون کردی؟

1046
01:29:29,791 --> 01:29:32,458
‫چون همیشه تهِ دلـم
‫می‌دونستم که تو کشتیـش.

1047
01:29:52,375 --> 01:29:53,166
‫چیزی نیست. گرفتمت.

1048
01:29:53,583 --> 01:29:54,833
‫گرفتمت.

1049
01:30:02,916 --> 01:30:05,708
‫ای خدا. خیلی نزدیک بود.

1050
01:30:06,666 --> 01:30:08,416
‫اینطوری موفق نمی‌شیم.

1051
01:30:16,291 --> 01:30:18,416
‫همانا از پیامبرانِ دروغین آگاه باشید
‫که به سراغتان می‌آیند

1052
01:30:18,458 --> 01:30:19,666
‫...درحالیکه خود را در لباس گوسفند می‌نمایانند...

1053
01:30:19,791 --> 01:30:20,583
‫بیا بریم.

1054
01:30:20,666 --> 01:30:22,208
‫اما از درون، گرگ‌های درنده‌خویی بیش نیستند.

1055
01:30:22,291 --> 01:30:24,416
‫- همانا از پیامبرانِ دروغین آگاه باشید
‫- برادر...

1056
01:30:24,458 --> 01:30:26,583
‫...که به سراغتان می‌آیند
‫درحالیکه خود را در لباس گوسفند می‌نمایانند...

1057
01:30:26,666 --> 01:30:28,041
‫بذار رد بشیم.

1058
01:30:28,166 --> 01:30:30,083
‫اما از درون، گرگ‌های درنده‌خویی بیش نیستند.

1059
01:30:30,583 --> 01:30:35,916
‫- همانا از پیامبرانِ دروغین آگاه باشید
‫- من... من دستِ راستِ حقیقیِ پروردگارم.

1060
01:30:36,041 --> 01:30:40,083
‫بنده وسیلۀ حقیری از سمتِ خواستۀ پروردگارم.

1061
01:30:40,166 --> 01:30:41,791
خواستۀ پروردگار؟

1062
01:30:41,916 --> 01:30:44,041
‫تو از خواستۀ این موجودات پیروی می‌کنی!

1063
01:30:44,916 --> 01:30:46,166
‫سباستین!

1064
01:30:46,791 --> 01:30:49,791
‫در مقابل خواسته‌اش ایستادگی نکن.

1065
01:30:50,625 --> 01:30:53,291
‫به خداوند پشت نکن!

1066
01:30:53,958 --> 01:30:55,666
‫این خدای من نیست!

1067
01:31:10,083 --> 01:31:11,708
‫خیله‌خب، با من بیا.

1068
01:31:12,333 --> 01:31:14,958
‫حسش می‌کنی؟ نگه‌اش دار.
‫از جات جُم نخور.

1069
01:31:16,458 --> 01:31:17,541
‫آم...

1070
01:31:24,666 --> 01:31:25,583
‫نه!

1071
01:31:28,666 --> 01:31:30,041
‫- نه! نه!
‫- کلر؟

1072
01:31:49,291 --> 01:31:50,791
‫خیله‌خب. بیا اینجا.

1073
01:32:27,166 --> 01:32:29,291
‫کلر...

1074
01:32:31,083 --> 01:32:33,041
‫کلر...

1075
01:32:35,416 --> 01:32:37,541
‫هرکاری می‌کنی بکن،
‫فقط چشم‌هات رو وا نکن.

1076
01:33:12,166 --> 01:33:13,416
‫بذار رد بشن.

1077
01:33:14,583 --> 01:33:16,666
‫- نه.
‫- اون نجاتـم داده بابا.

1078
01:33:17,291 --> 01:33:18,958
‫نمی‌خوای نجاتـشون بدی؟

1079
01:33:19,041 --> 01:33:21,833
‫- نمی‌خوای اون‌ها هم آزاد باشن؟
‫- نه.

1080
01:33:28,291 --> 01:33:29,416
‫نه.

1081
01:33:38,541 --> 01:33:39,541
‫نه.

1082
01:33:40,708 --> 01:33:45,166
‫کجا داری می‌ری؟
‫کجا داری می‌ری کلر؟

1083
01:33:45,208 --> 01:33:46,291
‫سوفیا.

1084
01:33:46,416 --> 01:33:48,583
‫تو نمی‌تونی کمکی بهش بکنی.
‫تو تنهام گذاشتی.

1085
01:33:48,666 --> 01:33:50,208
‫بیا سوفیا.

1086
01:33:50,291 --> 01:33:52,041
‫همونطوری که من رو ناامید کردی.

1087
01:33:52,166 --> 01:33:53,458
‫- تو چنین آدمی هستی.
‫- نه.

1088
01:33:53,541 --> 01:33:56,041
‫- تو همیشه همینطوری بودی.
‫- نه! خفه‌شو!

1089
01:33:56,166 --> 01:33:58,583
‫- باید نگاه کنی.
‫- خفه بمیر!

1090
01:34:00,958 --> 01:34:02,041
‫تو واقعی نیستی.

1091
01:34:03,333 --> 01:34:04,458
‫تو مُردی.

1092
01:34:21,166 --> 01:34:22,791
‫- کجا داری می‌ری کلر؟
‫- سوفیا!

1093
01:34:22,916 --> 01:34:24,583
‫کمکی از دستت برنمیاد.
‫به نظرت می‌تونی کمکـش کنی؟

1094
01:34:24,666 --> 01:34:27,666
‫فکر می‌کنی می‌تونی،
‫ولی فقط باعث ناامیدیـش می‌شی.

1095
01:34:29,208 --> 01:34:31,916
‫ولی فقط باعث ناامیدیش می‌شی،
‫همونجوری که من رو ناامید کردی.

1096
01:34:31,958 --> 01:34:34,208
‫- سوفیا!
‫- تو چنین آدمی هستی.

1097
01:34:34,291 --> 01:34:35,791
‫- به نظرت می‌تونی.
‫- سوفیا!

1098
01:34:35,833 --> 01:34:38,666
‫بیا سوفیا. من اینجام.

1099
01:34:38,791 --> 01:34:40,708
‫مامانیـمه.

1100
01:34:40,791 --> 01:34:42,666
‫سوفیا.

1101
01:34:42,708 --> 01:34:45,708
‫بیا سوفیا.
‫سوفیا بیا.

1102
01:34:45,791 --> 01:34:47,166
‫بیا سوفیا!

1103
01:34:51,791 --> 01:34:53,166
‫ببخشید.

1104
01:35:10,666 --> 01:35:12,041
‫به من نگاه کن! چرا؟

1105
01:35:12,083 --> 01:35:14,166
‫تو ترکـم کردی. تو ترکـم کردی.

1106
01:35:14,208 --> 01:35:16,208
‫به کمکت نیاز دارم! کمکم کن!

1107
01:35:16,291 --> 01:35:18,541
‫ترکـم کردی! تو ترکم کردی!
‫کمکـم کن!

1108
01:35:18,666 --> 01:35:20,916
‫ترکم کردی! دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

1109
01:35:20,958 --> 01:35:22,416
‫کمکـم کن!

1110
01:35:22,458 --> 01:35:23,666
‫تو تنهام گذاشتی!

1111
01:35:23,791 --> 01:35:27,666
‫چشم‌بندت رو دربیار سوفیا!
‫به من نگاه کن!

1112
01:35:29,666 --> 01:35:31,416
‫به نظرت می‌تونی کمکـش کنی؟

1113
01:35:31,458 --> 01:35:36,333
‫- فقط ناامیدش می‌کنی...
‫- یک، دو، سه، چهار.

1114
01:35:38,166 --> 01:35:41,083
‫چهار شد. چهار شد.

1115
01:35:41,166 --> 01:35:43,291
‫پس با شمارش سه می‌پَریم.

1116
01:35:57,583 --> 01:36:00,291
‫تو... زنده نمی‌مونی.

1117
01:36:02,291 --> 01:36:04,583
‫همونطوری که ناامیدم کردی.
‫من رو تنها گذاشتی!

1118
01:36:04,666 --> 01:36:07,291
‫- یک...
‫- تو تنهام گذاشتی!

1119
01:36:07,833 --> 01:36:09,166
‫ولی اون‌ها زنده می‌مونن.

1120
01:36:11,833 --> 01:36:13,666
‫- تو نمی‌تونی کمکی بهش بکنی...
‫- دو...

1121
01:36:18,791 --> 01:36:20,666
‫- سه!
‫- بهت نیاز دارم!

1122
01:36:54,791 --> 01:36:55,916
‫چیزی نیست.

1123
01:36:57,041 --> 01:36:58,916
‫چیزی نیست.

1124
01:36:59,666 --> 01:37:01,083
‫موفق شدیم.

1125
01:37:10,083 --> 01:37:11,166
‫خداحافظ جوجو.

1126
01:37:46,666 --> 01:37:50,041
‫دست‌هاتون. دست‌هاتون.

1127
01:37:50,083 --> 01:37:51,083
‫دست‌هاتون رو نشونـم بدید.

1128
01:37:52,416 --> 01:37:53,833
‫آدم دیگه‌ای داره از تراموا میاد؟

1129
01:37:53,916 --> 01:37:55,666
‫- نه.
‫- چی؟

1130
01:37:56,166 --> 01:37:57,666
‫- نه.
‫- کمکـشون کنید.

1131
01:38:13,083 --> 01:38:14,833
‫دو تا بازمانده رسیده.

1132
01:38:14,916 --> 01:38:16,666
‫یه خانم و یه بچه. غیرمسلح‌ان.

1133
01:38:17,541 --> 01:38:19,166
‫داریم میاریمشون پیش شما.

1134
01:38:51,208 --> 01:38:52,333
‫سوفیا؟

1135
01:38:53,958 --> 01:38:56,083
‫- سوفیا! سوفیا!
‫- مامان!

1136
01:39:04,166 --> 01:39:07,041
‫لطفا! لطفا! اون... دخترمـه.

1137
01:39:07,083 --> 01:39:08,333
‫بی‌خطرـه.

1138
01:39:12,958 --> 01:39:14,541
‫عزیزدلـم!

1139
01:39:16,416 --> 01:39:20,666
‫عزیزدلـم! خیلی دلـم واست تنگ شده بود!

1140
01:39:24,083 --> 01:39:26,291
‫چقدر بزرگ شدی تو!

1141
01:39:35,416 --> 01:39:36,416
‫دنبالـم بیا.

1142
01:39:40,166 --> 01:39:42,958
‫- این واسه چیه؟
‫- لطفا فقط بی‌حرکت باشید.

1143
01:39:51,041 --> 01:39:53,916
‫سعی دارید بفهمید
‫منم یکی از اون‌ها هستم یا نه، درسته؟

1144
01:39:55,541 --> 01:39:57,291
‫پس باهاشون روبه‌رو شدی.

1145
01:39:57,833 --> 01:39:59,791
‫آره، می‌شه اینجوری گفت.

1146
01:40:01,291 --> 01:40:02,958
‫ما بهشون می‌گیم «بینایان».

1147
01:40:04,583 --> 01:40:07,583
‫تعجب می‌کنم چطوری
‫از روبه‌رو شدن باهاشون جون سالم به در بردید.

1148
01:40:08,666 --> 01:40:11,208
‫بدون کمکِ یکی از آدم‌های خودشون،
‫موفق نمی‌شدم به اینجا برسم.

1149
01:40:13,458 --> 01:40:16,916
‫می‌تونیم به درونـشون نفوذ کنیم، می‌دونید؟
‫هنوزم خودِ واقعیـشون یه جایی توی ذهنشونه.

1150
01:40:19,541 --> 01:40:20,958
‫خون واسه چیه؟

1151
01:40:21,958 --> 01:40:23,708
‫دقیقا دنبال چی هستید؟

1152
01:40:24,791 --> 01:40:28,166
‫شاید بتونم کمکی بکنم.
‫من خودم روانپزشک‌ام.

1153
01:40:29,333 --> 01:40:31,291
‫دنبال یه نشانگر شیمیایی هستیم.

1154
01:40:31,916 --> 01:40:34,583
‫یک تغییر اپی‌ژنتیک در دی‌ان‌ای.

1155
01:40:35,083 --> 01:40:37,083
‫پس دنبال علائم آسیب‌های
‫روحی و روانی هستید.

1156
01:40:37,583 --> 01:40:41,791
‫در موارد نادر، استرس می‌تونه
‫روی دی‌ان‌ای افراد تاثیر بذاره.

1157
01:40:41,833 --> 01:40:43,541
‫حتی ممکنه تغییرش بده.

1158
01:40:43,583 --> 01:40:45,583
‫بدرفتاری، خشونت...

1159
01:40:48,208 --> 01:40:49,291
‫غم و اندوه.

1160
01:40:51,416 --> 01:40:52,541
‫درسته، همچنین غم و اندوه.

1161
01:40:54,041 --> 01:40:59,708
‫و این... بینایان، همه‌شون
‫تغییرات اپی‌ژنتیکیِ یکسانی دارن؟

1162
01:41:00,291 --> 01:41:02,083
‫ما هم به دنبال کشف همین موضوعیـم.

1163
01:41:02,166 --> 01:41:05,041
‫ممکنه بشه از دی‌ان‌ایـشون برای
‫ایجاد مصونیت استفاده کرد.

1164
01:41:06,833 --> 01:41:07,833
‫درسته.

1165
01:41:07,916 --> 01:41:10,333
‫اما چطوری می‌خواید چنین چیزی رو آزمایش کنید؟

1166
01:41:15,541 --> 01:41:18,916
‫شانزدهم نوامبر، ساعت 6 بعد از ظهر.

1167
01:41:19,416 --> 01:41:21,416
‫من و دکتر پاسکال در آستانۀ انجام

1168
01:41:21,458 --> 01:41:24,708
‫دوازدهمین آزمایش حیوانیِ خود
‫از زمانی‌که این موجود رو گرفتیم هستیم.

1169
01:41:25,583 --> 01:41:29,291
‫امروز سه موش بالغ و سالم رو
‫مورد آزمایش قرار می‌دیم.

1170
01:41:29,833 --> 01:41:32,416
‫موفق شدیم مدت زمان تخریبِ
‫پس از روبه‌رویی با این موجود رو

1171
01:41:32,541 --> 01:41:34,833
‫تا 48 ثانیه افزایش بدیم.

1172
01:41:36,916 --> 01:41:38,166
‫احسنت.

1173
01:41:38,291 --> 01:41:40,541
‫امید داریم که
‫ترکیب جدیدِ بینایانـمون

1174
01:41:40,666 --> 01:41:42,833
‫بتونن ما رو از
‫مرزِ یک دقیقه عبور دهند.

1175
01:42:05,541 --> 01:42:09,083
‫رویارویی در محفظه... آغاز شد.

1176
01:42:40,166 --> 01:42:41,791
‫لطفا بذارید ببینم.

1177
01:42:41,833 --> 01:42:44,791
‫می‌خوام ببینمـش!
