﻿1
00:00:05,005 --> 00:00:07,716
‫خیلی خب، تا وقتی که حاضر میشیم...

2
00:00:07,757 --> 00:00:09,926
‫به هر چیزی که میخواید اضافه کنیم، فکر کنید.

3
00:00:09,968 --> 00:00:13,346
‫تا یه دقیقۀ دیگه برای شروع آماده میشیم.

4
00:00:13,346 --> 00:00:14,764
‫خیلی خب.

5
00:00:17,183 --> 00:00:20,186
‫چیزی از والدینش میدونید؟

6
00:00:20,186 --> 00:00:22,063
‫یه چیزایی میدونم.

7
00:00:22,105 --> 00:00:26,192
‫خوبه، چون ما نتونستیم چیزی پیدا کنیم.

8
00:00:26,192 --> 00:00:30,447
‫در ضمن نتونستیم سوابق نظامیِ «میکی کلی» رو
‫پیدا کنیم.

9
00:00:33,033 --> 00:00:36,661
‫آره.
‫خب، این موضوع یه دلیلی داره.

10
00:00:37,912 --> 00:00:39,831
‫چه دلیلی؟

11
00:00:39,831 --> 00:00:42,208
‫چقدر وقت دارید؟

12
00:00:42,250 --> 00:00:44,044
‫هر چقدر که بخواید!

13
00:00:45,295 --> 00:00:47,172
‫داریم فیلم میگیریم.

14
00:00:47,213 --> 00:00:50,383
‫خیلی خب، با این شروع کنید که
‫شما دوتا چطور با هم آشنا شدید.

15
00:00:52,886 --> 00:00:57,474
‫من میکی کلی رو سال 1991...

16
00:00:57,515 --> 00:01:00,101
‫وقتی که تازه از جنگ برگشته بود، دیدم.

17
00:01:00,143 --> 00:01:02,187
‫بازنشستۀ نیروی دریایی شده بود.

18
00:01:02,520 --> 00:01:05,398
‫من توی یه رستوران به اسم «ال پاتیو» کار میکردم.

19
00:01:05,940 --> 00:01:08,109
‫ماشین ها رو تمیز میکردم.

20
00:01:08,151 --> 00:01:10,070
میک یه مشتری ساده بود،

21
00:01:10,111 --> 00:01:12,072
که ‫یکی اومد جلوش تو صف،

22
00:01:12,072 --> 00:01:14,240
‫و بهم دستور داد تا اول ماشین اون رو تمیز کنم.

23
00:01:14,449 --> 00:01:17,243
‫وقتی بهش گفتم نه، شروع کرد فحش دادن.

24
00:01:17,744 --> 00:01:20,413
‫چیزایی مثل «بی ارزش» و «تاکو».

25
00:01:21,790 --> 00:01:23,208
‫یه درگیری کوچیک اتفاق افتاد.

26
00:01:25,126 --> 00:01:28,505
‫تا به خودم اومدم، میک اومد وسط و
‫یارو رو از من دور کرد،

27
00:01:28,546 --> 00:01:30,298
‫ولی اون یارو با دوستاش اومده بود.

28
00:01:30,340 --> 00:01:33,259
‫سعی کردم کمک کنم ولی...

29
00:01:33,301 --> 00:01:36,096
‫میک کنترل اوضاع رو به دست گرفته بود.

30
00:01:36,137 --> 00:01:38,181
‫خیلی قشنگ همشون رو شکست داد.

31
00:01:39,808 --> 00:01:42,560
‫نکتۀ باور نکردنیش اینه که
‫یه دونه مُشت هم نزد.

32
00:01:50,193 --> 00:01:52,403
‫و همین!

33
00:01:52,445 --> 00:01:54,155
‫تموم شد.

34
00:01:55,198 --> 00:01:56,407
‫ازش تشکر کردم.

35
00:01:56,616 --> 00:01:58,159
‫بعدش رفتم و...

36
00:01:58,201 --> 00:02:01,162
‫ماشین مزخرفش رو برداشتم و براش بردمش.

37
00:02:02,205 --> 00:02:04,541
‫بعدش اون زُل زد توی چشمام...

38
00:02:04,582 --> 00:02:07,919
‫و گفت: «خیلی ممنون، تاکو!»

39
00:02:10,296 --> 00:02:12,465
‫حالا من دیده بودم این یارو
‫چه کارهایی ازش بر میاد...

40
00:02:12,465 --> 00:02:14,300
‫ولی خوره ـش به جونم افتاده بود که بپرسم:

41
00:02:14,300 --> 00:02:16,594
‫«الان منو چی صدا کردی؟»

42
00:02:16,636 --> 00:02:20,056
‫و فکر کنم یه ذره به خاطر لحنم غافلگیر شد
‫ولی گفت:

43
00:02:20,098 --> 00:02:22,183
‫«ببخشید رفیق».

44
00:02:22,225 --> 00:02:24,394
‫فکر میکردم اونا دوست های تو بودن...

45
00:02:24,811 --> 00:02:26,896
‫و اونا «تاکو» صدات میکردن.

46
00:02:31,025 --> 00:02:33,486
‫بعد از اون، یه پوزخند خیلی مشخص زد...

47
00:02:38,158 --> 00:02:40,160
‫و بهترین دوستی شد که توی زندگیم داشتم.

48
00:02:42,745 --> 00:02:46,040
‫واقعاً میکی کلی مبارز فوق العاده ای بود؟

49
00:02:48,668 --> 00:02:51,921
‫به نظر، مردم فکر میکنن بی نظیرترین
‫ویدیوهای «ام ام ای»...
‫(هنرهای رزمی ترکیبی)

50
00:02:51,963 --> 00:02:54,549
‫مبارزۀ «ریکسون گریسی» در برابر «یوجی اَنجو» ـه.

51
00:02:55,967 --> 00:02:57,844
‫ولی نیست.

52
00:02:59,095 --> 00:03:00,972
‫مبارزۀ کِلی در برابر بلین ـه.

53
00:03:02,515 --> 00:03:04,392
‫مردم فکر میکنن این اتفاق نیوفتاده؟

54
00:03:04,434 --> 00:03:06,603
‫واقعاً این موضوع خنده ام میندازه.

55
00:03:08,354 --> 00:03:09,647
‫چون من اونجا بودم.

56
00:03:14,569 --> 00:03:16,362
‫همۀ اینا اوایل دهۀ 90 اتفاق افتاد...
‫(سال 1992)

57
00:03:16,404 --> 00:03:18,364
‫که هنوز این ورزش اسمی نداشت.

58
00:03:18,406 --> 00:03:19,991
‫- آره.
‫- آب؟

59
00:03:19,991 --> 00:03:21,910
‫- ممنونم.
‫- خواهش میکنم.

60
00:03:21,951 --> 00:03:23,536
‫این مقاله رو دیدی؟

61
00:03:25,038 --> 00:03:27,457
‫دارم به این فکر میکنم که
‫شاید صورتی یا آبیش خوب باشه.

62
00:03:27,498 --> 00:03:29,375
‫اینم آب شما.

63
00:03:29,709 --> 00:03:31,628
‫وقتی رسیدیم فرودگاه،

64
00:03:31,669 --> 00:03:34,255
‫- بهمون گفتن بلیت ما بیش از حد ظرفیت ـه.
‫- ممنون.

65
00:03:34,297 --> 00:03:37,634
‫به خاطر همین فقط یه صندلی خالی
‫توی ردیفِ درجه یک باقی مونده بود.

66
00:03:37,675 --> 00:03:40,345
‫و من میخواستم اونجا مال شوهرم باشه،

67
00:03:40,970 --> 00:03:43,223
‫چون اونجا کمرش کمتر اذیت میشه.

68
00:03:43,389 --> 00:03:45,516
‫خب، باید این سؤال رو میپرسیدم چون یه لحظه...

69
00:03:45,558 --> 00:03:47,936
‫فکر کردم به خاطر این ناراحت هستید که
‫من همنشین خوبی نیستم.

70
00:03:48,186 --> 00:03:51,439
‫نه، شاید به نظر خیلی احمقانه بیاد...

71
00:03:51,481 --> 00:03:54,108
‫ولی دلم براش تنگ شده.

72
00:03:54,108 --> 00:03:57,528
‫داریم میریم دبی
‫تا 50 سالگرد ازدواجمون رو جشن بگیریم.

73
00:03:57,570 --> 00:03:59,989
‫- اونجا با هم آشنا شدیم.
‫- عه، عجب!

74
00:04:00,031 --> 00:04:02,700
‫عجب، 50 سال!
‫تبریک میگم.

75
00:04:02,742 --> 00:04:05,328
‫از زمانیکه آخرین بچه ـمون رفت دانشگاه،

76
00:04:05,370 --> 00:04:08,623
‫بیشتر از چهار پنج ساعت پشت سر هم
‫ از هم دور نبودیم.

77
00:04:08,665 --> 00:04:11,042
‫عجب!

78
00:04:11,042 --> 00:04:14,045
‫شاید کسی که بغلش نشسته حاضر باشه که
‫صندلیش رو باهاتون عوض کنه.

79
00:04:15,380 --> 00:04:16,589
‫ببخشید.

80
00:04:23,596 --> 00:04:25,723
‫ببخشید آقا!
‫احیاناً نمیدونید که...

81
00:04:25,765 --> 00:04:27,642
‫کی روی صندلی بغل شما میشینه؟

82
00:04:27,892 --> 00:04:29,602
‫یه خانم جوانِ واقعاً خوش برخورد...

83
00:04:29,602 --> 00:04:31,437
‫که داره اونطرفی میره.

84
00:04:31,479 --> 00:04:32,522
‫جداً؟

85
00:04:32,772 --> 00:04:34,691
‫تشکر میکنم آقا!
‫ممنونم.

86
00:04:38,987 --> 00:04:41,322
‫- سلام.
‫- سلام.

87
00:04:41,364 --> 00:04:43,074
‫من...

88
00:04:45,618 --> 00:04:47,537
‫تو روی صندلی 5F میشینی، درسته؟

89
00:04:47,578 --> 00:04:49,038
‫آره.

90
00:04:49,080 --> 00:04:50,665
‫ببین، میدونم...
‫میدونم که احتمالش خیلی کمه...

91
00:04:50,707 --> 00:04:53,459
‫ولی امکانش هست که حاضر باشی صندلیت رو با...

92
00:04:53,501 --> 00:04:56,713
‫آروم باش!
‫خودم به خانم میلر گفتم حاضرم صندلیم رو بهش بدم.

93
00:05:07,140 --> 00:05:09,142
‫آقایون و خانم ها،

94
00:05:09,183 --> 00:05:11,185
‫ما شام رو خدمتتون میاریم...

95
00:05:11,227 --> 00:05:13,271
‫خب، شماها...

96
00:05:13,313 --> 00:05:15,690
‫شماها توی یه جور سینما و فیلم هستید؟

97
00:05:15,732 --> 00:05:17,400
‫نه، نه.
‫ما...

98
00:05:17,442 --> 00:05:19,152
‫میخوایم یه فیلمبرداری فشن شو...

99
00:05:19,193 --> 00:05:21,070
‫برای یه شرکت جدید لباس خزِ دارِ توی دبی بگیریم.

100
00:05:21,112 --> 00:05:23,239
‫پس مدلِ لباسی!

101
00:05:23,281 --> 00:05:25,366
‫نه، خب...
‫این اولین بارمه.

102
00:05:25,408 --> 00:05:27,243
‫دفتر حقوقی ای که توش کار میکنم،

103
00:05:27,285 --> 00:05:29,203
‫یه نمایندۀ مدلینگ دارن...

104
00:05:29,245 --> 00:05:31,205
‫و اون لطف کرد و این فرصت رو بهم داد.

105
00:05:31,247 --> 00:05:32,415
‫عه، خیلی خب.

106
00:05:34,334 --> 00:05:36,419
‫پس تو وکیلی؟

107
00:05:36,544 --> 00:05:38,212
‫در واقع یه دستیار حقوقی ام.

108
00:05:38,254 --> 00:05:41,507
‫ولی یه جورایی مثل یه نقشۀ دوم می مونه.

109
00:05:41,507 --> 00:05:43,343
‫- نقشۀ دوم!
‫- اوهوم.

110
00:05:43,384 --> 00:05:46,262
‫پس نقشۀ اولت چیه؟

111
00:05:47,263 --> 00:05:50,141
‫تا یه مامانِ خانه دار باشم.

112
00:05:50,183 --> 00:05:52,643
‫خب البته وقتی که شوهرم رو ببینم.

113
00:05:55,229 --> 00:05:57,023
‫چیه؟ چرا اونجوری نگاهم میکنی؟

114
00:05:57,023 --> 00:05:58,483
‫نه، نه، آخه...

115
00:05:58,524 --> 00:06:00,443
‫خیلی کم پیش میاد کسی این حرف رو بزنه.

116
00:06:01,694 --> 00:06:03,738
‫به نظر خوب میاد.

117
00:06:03,780 --> 00:06:05,656
‫خب حالا تو چی؟

118
00:06:05,698 --> 00:06:06,866
‫تو چرا داری میری دبی؟

119
00:06:06,908 --> 00:06:09,243
‫دارم میرم تا درس بدم.

120
00:06:09,285 --> 00:06:10,453
‫چیو درس بدی؟

121
00:06:10,578 --> 00:06:13,164
‫مبارزه!
‫مثل هنرهای رزمی می مونه.

122
00:06:13,164 --> 00:06:14,874
‫دقیق تر بخوام بگم، هنر رزمی ای که
‫اسمش جوجوتسو ـه.

123
00:06:14,874 --> 00:06:17,877
‫یه نوعِ برزیلیش ـه.

124
00:06:17,877 --> 00:06:19,796
‫مثل کاراته ـست؟

125
00:06:19,837 --> 00:06:21,547
‫نه خانم، اصلاً شبیه کاراته نیست.

126
00:06:21,589 --> 00:06:24,384
‫برای آدمای عادی شبیه به...

127
00:06:24,384 --> 00:06:26,052
‫- کشتی گیریِ المپیک می مونه.
‫- آهان!

128
00:06:26,052 --> 00:06:27,887
‫تنها فرقش اینه که کاری میکنی تا حریفت...

129
00:06:27,887 --> 00:06:29,847
‫چه با گفتن چه با حرکاتش تسلیم بشه...

130
00:06:29,889 --> 00:06:33,393
‫و برای این کار خفه ـش میکنی، مفاصلش رو میچرخونی،
‫به استخوونش فشار میاری و اینجور چیزا!

131
00:06:34,310 --> 00:06:35,686
‫خدای من، چقدر وحشتناک!

132
00:06:35,728 --> 00:06:38,356
‫نه، نه، نه، وحشتناک نیست.

133
00:06:38,398 --> 00:06:40,566
‫آسونه.
‫یعنی اگه چیزی درست پیش نره،

134
00:06:40,608 --> 00:06:42,610
‫- میزنن روی تشک و بازی تموم میشه.
‫- آها.

135
00:06:42,652 --> 00:06:45,738
‫- نسبتاً بی خطره. اینجوری...
‫- خداییش؟ بی خطره؟

136
00:06:45,780 --> 00:06:48,741
‫خب پس...
‫پس چشمت چی شده؟

137
00:06:48,741 --> 00:06:50,868
‫خب، اون یه اتفاق بود.

138
00:06:50,910 --> 00:06:53,413
‫یعنی در حالت عادی همچین اتفاقاتی نمیوفته.

139
00:06:53,746 --> 00:06:56,833
‫پس مبارزۀ واقعی یاد میدی، آره؟

140
00:06:56,874 --> 00:06:57,834
‫آره خانم.

141
00:06:58,251 --> 00:07:00,503
‫میدونی، باید بگم که...

142
00:07:00,545 --> 00:07:03,548
‫از مبارزه کردن خوشم نمیاد.
‫از دیدنش هم خوشم نمیاد.

143
00:07:03,589 --> 00:07:05,591
‫بچه که بودم،

144
00:07:05,591 --> 00:07:07,552
‫پسر خاله ام با یه پسره ای دعواش شد،

145
00:07:07,593 --> 00:07:11,514
‫و آخرش جفتشون خونی مالی شدن و وحشتناک بود.

146
00:07:11,556 --> 00:07:13,141
‫هیچوقت از ذهنم نمیره.

147
00:07:16,018 --> 00:07:17,979
‫خب اگه اینجوری یه کم نسبت بهش
‫حس بهتری پیدا میکنی،

148
00:07:18,020 --> 00:07:22,608
‫باید بگم که من آموزش نمیدم تا دعوا شروع کنن،
‫فقط برای اینکه در صورت الزام تمومش کنن.

149
00:07:24,694 --> 00:07:27,363
‫به گمونم اینجوری یه کم
‫احساس بهتری نسبت بهش پیدا میکنم. آره.

150
00:07:28,781 --> 00:07:30,575
‫خب، خوبه! خوبه!

151
00:07:31,951 --> 00:07:33,619
‫راستی من میکی ام.

152
00:07:34,078 --> 00:07:35,788
‫- لیلا!
‫- لیلا!

153
00:07:35,955 --> 00:07:37,582
‫خیلی خوشوقتم لیلا!

154
00:07:37,623 --> 00:07:39,125
‫منم خوشوقتم.

155
00:07:49,552 --> 00:07:51,929
‫[فرودگاه بین المللی دبی]

156
00:07:52,138 --> 00:07:53,681
.اوه، خدای من
آب دهنم ریخت رو شونت؟

157
00:07:53,723 --> 00:07:54,807
.خیلی متاسفم

158
00:07:54,849 --> 00:07:57,518
.این... اشکالی نداره
.مشکلی نیست

159
00:07:57,560 --> 00:07:59,937
...من دلم نیومد که بیدارت کنم، پس

160
00:08:01,397 --> 00:08:02,732
‫وای خدا، به این زودی فرود اومدیم؟

161
00:08:03,733 --> 00:08:05,318
‫آره همینطوره.

162
00:08:05,318 --> 00:08:07,487
‫باید...باید برگردم پیش گروه.

163
00:08:07,528 --> 00:08:08,863
‫یه اتوبوس میاد دنبالمون.

164
00:08:08,905 --> 00:08:12,325
‫من توی هتل «اسکورپیونه» هستم.
‫«لیلا بودریو»!

165
00:08:12,366 --> 00:08:15,411
‫- دنبالم بگرد.
‫- حتماً.

166
00:08:17,788 --> 00:08:19,499
‫بنویسش!

167
00:08:19,540 --> 00:08:21,334
‫به این فرصتت گند نزن، پسرم!

168
00:08:25,463 --> 00:08:26,964
‫خوش اومدید.

169
00:08:27,006 --> 00:08:28,674
‫اول از همه میخواستم از همگی تشکر کنم...

170
00:08:28,716 --> 00:08:29,967
‫که امروز در اینجا بهم ملحق شدید.

171
00:08:30,009 --> 00:08:32,553
‫و یه تشکر ویژه از...

172
00:08:32,595 --> 00:08:35,723
‫پدر امین میکنم که ترتیب این جلسه رو داده.

173
00:08:35,765 --> 00:08:39,810
‫اون منو از ایالات متحدۀ آمریکا
‫با پرواز کِشونده اینجا...

174
00:08:39,852 --> 00:08:42,355
‫تا در مورد چیزی صحبت کنم
‫که خیلی بهش اشتیاق دارم.

175
00:08:42,355 --> 00:08:44,815
‫شاید اون اشتیاق به شما هم منتقل بشه...

176
00:08:44,857 --> 00:08:48,277
‫و شماها هم مثل من، اونو در زندگی خودتون بپذیرید.

177
00:08:48,319 --> 00:08:52,448
‫من این فرصت رو داشتم تا جوجوتسوی برزیلی رو
‫مستقیماً از منبعش یاد بگیرم.

178
00:08:52,490 --> 00:08:55,701
‫پس نهایت تلاشم رو میکنم تا استاد خودم...

179
00:08:55,743 --> 00:08:57,870
‫پروفسور «هنزو گریسی» رو مفتخر کنم.

180
00:08:57,912 --> 00:08:59,747
‫حالا بیاید شروع کنیم.

181
00:08:59,789 --> 00:09:01,832
‫خب من یه داوطلب میخوام.

182
00:09:01,874 --> 00:09:03,292
‫کی میخواد کمکم کنه؟

183
00:09:03,292 --> 00:09:05,878
‫امین، لطفاً بیا جلو پیشِ من.

184
00:09:07,880 --> 00:09:09,382
‫واقعاً قدر این فرصت رو میدونم، آقا!

185
00:09:09,382 --> 00:09:10,883
‫پس ممنون.
‫خیلی ممنون!

186
00:09:10,883 --> 00:09:12,468
‫باید از پسرم تشکر کنی.

187
00:09:12,510 --> 00:09:13,970
‫اون بود که منو با این...

188
00:09:14,011 --> 00:09:16,430
‫جوجوتسوی برزیلی آشنا کرد.

189
00:09:16,472 --> 00:09:18,432
‫خب اون شاگرد عالی ایه.

190
00:09:18,474 --> 00:09:19,767
‫خیلی هم مشتاق به یادگیری ـه.

191
00:09:19,809 --> 00:09:21,435
‫مشتاقه چون میخواد از خودش در برابرِ...

192
00:09:21,477 --> 00:09:22,728
‫پسر عموی بزرگش دفاع کنه.

193
00:09:22,728 --> 00:09:24,438
‫صحیح!

194
00:09:24,480 --> 00:09:26,566
‫آقای کلی، بگید ببینم،
‫اگه شما به اون خوبی ای که...

195
00:09:26,566 --> 00:09:27,483
‫پسرم میگه هستید...

196
00:09:27,525 --> 00:09:29,277
‫چرا مبارزه نمیکنید؟

197
00:09:30,444 --> 00:09:31,904
‫خب همینجوریش توی زندگی خیلی بارها...

198
00:09:31,904 --> 00:09:33,447
‫مجبور میشی بجنگی.

199
00:09:33,489 --> 00:09:35,241
‫میدونید، من نهایت تلاشم رو میکنم...

200
00:09:35,283 --> 00:09:37,743
‫تا دیگه بیشتر از این توی زندگیم نجنگم!
‫میدونید چی میگم؟

201
00:09:38,244 --> 00:09:40,162
‫پس اصلاً چرا اومدید توی این رشته؟

202
00:09:40,955 --> 00:09:42,665
‫بهم کمک کرد.

203
00:09:42,707 --> 00:09:44,417
‫حتی تغییرم داد.

204
00:09:44,417 --> 00:09:48,462
‫از جهات مختلفی برام مثل یه جور درمان بود.

205
00:09:49,422 --> 00:09:51,549
‫- متوجهم.
‫- تازه، فکر میکنم همه...

206
00:09:51,591 --> 00:09:55,303
‫یه مقدار شایسته سالاری توی زندگی هاشون نیاز دارن.

207
00:09:55,344 --> 00:09:57,388
‫مبارزۀ جوجوتسو هم دقیقاً همینه.

208
00:09:57,430 --> 00:10:00,474
‫وقتی با حریفت دست میدی و شروع میکنی
‫دیگه قایم شدنی در کار نیست.

209
00:10:00,516 --> 00:10:03,311
‫اون تاتامی تک تک دروغ ها رو برملا میکنه،

210
00:10:03,352 --> 00:10:05,771
‫و با هر چرخی که میزنی
‫تک تک حقیقت ها رو تأیید میکنه.

211
00:10:07,023 --> 00:10:08,691
‫واقعاً یه آینه جلوت میگیره...

212
00:10:08,733 --> 00:10:11,527
‫که هر روز جلوی صورتته.

213
00:10:11,569 --> 00:10:13,237
‫و من این جنبه ـش رو دوست دارم.

214
00:10:13,529 --> 00:10:15,615
‫هممم...ببخشید آقا!

215
00:10:15,656 --> 00:10:17,533
‫یهویی یکی از دوستام رو دیدم.

216
00:10:17,575 --> 00:10:19,952
‫میشه...
‫اشکالی نداره برم یه سلام مختصر بهش بکنم؟

217
00:10:19,952 --> 00:10:21,203
‫البته! بفرمایید!

218
00:10:21,245 --> 00:10:22,997
‫الان برمیگردم آقا!

219
00:10:22,997 --> 00:10:23,497
‫لیلا!

220
00:10:23,497 --> 00:10:25,958
‫- سلام.
‫- میکی! سلام.

221
00:10:26,000 --> 00:10:28,753
‫سلام، خوشـ...

222
00:10:28,794 --> 00:10:31,088
‫خوشحالم که یه چهرۀ دوستانه میبینم.

223
00:10:31,130 --> 00:10:32,256
‫خب، من...

224
00:10:32,298 --> 00:10:33,591
‫توی هتل دنبالت گشتم...

225
00:10:33,633 --> 00:10:35,051
‫ولی اسمت ثبت نشده بود.

226
00:10:35,051 --> 00:10:37,970
‫آره، همه ـمون رو به اسم میزبانمون زدن.

227
00:10:38,012 --> 00:10:40,931
‫اون یه کله گُندۀ یونانیِ صنعت خز ـه.

228
00:10:40,973 --> 00:10:42,683
‫واقعاً نمیتونم اسمش رو تلفظ کنم.

229
00:10:42,767 --> 00:10:44,060
‫همه چیز روبراهه؟

230
00:10:44,060 --> 00:10:45,061
‫- چون به نظر ناراحت میای.
‫- خب...

231
00:10:45,061 --> 00:10:46,228
‫لیلا خانم!

232
00:10:47,730 --> 00:10:50,066
‫باید برگردی سر میز و فوراً عذرخواهی کنی.

233
00:10:50,107 --> 00:10:51,651
‫- حقش بود!
‫- لیلا خانم، توی دبی...

234
00:10:51,692 --> 00:10:53,903
‫زن ها به مردها دست نمیزنن،
‫چه برسه بخوان بزننشون!

235
00:10:53,903 --> 00:10:56,072
‫ولی اون میتونه هر چی خواست...

236
00:10:56,072 --> 00:10:58,032
‫- بهم بگه؟
‫- رسوم اینجا رو درست نفهمیدی.

237
00:10:58,032 --> 00:10:59,825
‫باعث شدی کُلی شرمنده بشه.

238
00:10:59,825 --> 00:11:01,952
‫برام مهم نیست شرمنده شده یا نه.
‫حقش بود!

239
00:11:01,994 --> 00:11:05,247
‫اگه آقای کاستوپولوس میخواد به صرف نوشیدنی
‫بحث کارهای مدلینگ رو بکنه...

240
00:11:05,247 --> 00:11:06,749
‫پس تو باید وفق پیدا کنی.

241
00:11:06,749 --> 00:11:08,918
‫لطفاً همین الان برگرد سرِ میز،

242
00:11:08,918 --> 00:11:10,378
‫وگرنه قرارداد رو نقض کردی.

243
00:11:10,419 --> 00:11:12,963
‫گوش کن رفیق، مطمئنم میتونیم یه جوری
‫با هم کنار بیایم.

244
00:11:14,757 --> 00:11:16,258
‫شما کی هستید آقا؟

245
00:11:18,386 --> 00:11:20,137
‫یکی از دوستاش! چطور؟

246
00:11:20,179 --> 00:11:22,181
‫توی دبی چیکار میکنی؟

247
00:11:23,182 --> 00:11:24,934
‫برای شیخ بن خلید کار میکنم.

248
00:11:24,934 --> 00:11:28,104
‫آها! پس کارمندِ اعلیحضرتی.

249
00:11:28,104 --> 00:11:29,772
‫چیکاره ای؟

250
00:11:29,772 --> 00:11:32,900
‫ناظر آشپزخانه؟
‫سگ گردان؟

251
00:11:32,942 --> 00:11:34,110
‫منشی؟

252
00:11:34,694 --> 00:11:35,903
‫نه آقا.

253
00:11:36,237 --> 00:11:38,114
‫جوجوتسو درس میدم.

254
00:11:38,155 --> 00:11:40,366
‫آها، باشه.

255
00:11:40,408 --> 00:11:42,451
‫این آلوا که اینجاست، از جوجوتسو خوشش نمیاد.

256
00:11:42,868 --> 00:11:45,788
‫چرا خوشت نمیومد؟ یادم رفت!

257
00:11:45,788 --> 00:11:48,749
‫برای آدمای...
‫شما توی زبونتون چی میگید؟

258
00:11:48,791 --> 00:11:49,959
‫...بزدل ـه!

259
00:11:53,713 --> 00:11:55,214
‫ببین میکی...

260
00:11:55,214 --> 00:11:57,591
‫نگران من نباش، خودم از پسش بر میام.

261
00:11:57,633 --> 00:11:59,218
‫نمیخوام برات دردسر درست کنم، باشه؟

262
00:11:59,218 --> 00:12:02,722
‫آره آقای میکی، لطفاً برو!

263
00:12:02,763 --> 00:12:06,559
‫اجازه بده یه صحبتی با کارمند خودم داشته باشم.

264
00:12:09,562 --> 00:12:12,773
‫میخوای با این یارو حرف بزنی؟

265
00:12:12,815 --> 00:12:14,150
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

266
00:12:16,694 --> 00:12:18,571
‫من اونجا میشینم.

267
00:12:21,741 --> 00:12:24,285
‫لیلا، لطفاً بیا بشین.

268
00:12:24,326 --> 00:12:25,703
‫باید با هم صحبت کنیم.

269
00:12:30,166 --> 00:12:32,460
‫میبینم که با دیمیتری کاستوپولوس آشنا شدی.

270
00:12:33,961 --> 00:12:36,922
‫پسر خاله ام بهش کمک کرد
‫تا یه بازارِ خزِ کوچولو راه بندازه.

271
00:12:37,423 --> 00:12:39,800
‫الان عملاً کل این صنعت رو خودش میگردونه.

272
00:12:39,842 --> 00:12:42,887
‫یکی از پولدارترین غیر اماراتی های شهر!

273
00:12:43,471 --> 00:12:44,847
‫دختره رو میشناسی؟

274
00:12:44,889 --> 00:12:49,518
‫بله آقا!
‫همین تازگی توی هواپیمای تا اینجا دیدمش ولی...

275
00:12:49,560 --> 00:12:50,936
‫اون چیزی که فکر میکنی نیست!

276
00:12:50,978 --> 00:12:53,856
‫- نه آقا. با کمال احترام...
‫- حقیقت داره.

277
00:12:53,898 --> 00:12:56,233
‫دیمیتری خوشش میاد که
‫غربی هارو استخدام کنه...

278
00:12:56,275 --> 00:13:01,280
‫و بهشون 50 هزار دلار پول بده تا بیان اینجا
‫و برای خط تولید خزش مدل بشن.

279
00:13:01,280 --> 00:13:03,824
‫وقتی میان اینجا ازشون میخواد که
‫کارای بیشتری هم بکنن...

280
00:13:03,866 --> 00:13:05,409
‫و اونا هم همیشه موافقت میکنن.

281
00:13:07,286 --> 00:13:08,913
‫اون بادیگاردش، آلوا، رو میبینی؟

282
00:13:10,206 --> 00:13:11,957
‫عضو سابق «اسپتسناز» بوده.
‫(نیروی ویژه روسیه)

283
00:13:11,957 --> 00:13:16,837
‫در ضمن متخصص هنرهای رزمیِ کراو ماگوئه.

284
00:13:16,879 --> 00:13:18,798
‫درستش کراو ماگاست، آقا!

285
00:13:18,798 --> 00:13:22,843
‫- ببخشید؟
‫- درستش...کراو ماگا ـه.

286
00:13:23,594 --> 00:13:27,139
‫دیمیتری میگه هشت نفر رو دست خالی کُشته.

287
00:13:28,474 --> 00:13:30,476
‫یه بار دیگه منو ببخشید، الان میام، آقا!

288
00:13:30,643 --> 00:13:31,894
‫عذر میخوام.

289
00:13:38,025 --> 00:13:39,652
‫خب روال کارمون اینطوری میشه:

290
00:13:39,693 --> 00:13:42,613
‫اگه از آقای کاستوپولوس عذرخواهی نکنی...

291
00:13:42,655 --> 00:13:44,490
‫و یه جوری از دلش در نیاری...

292
00:13:44,532 --> 00:13:46,492
‫پول بلیتت رو پس میگیریم،

293
00:13:46,492 --> 00:13:48,828
‫و بعدش میتونی برگردی به ایالات متحده.

294
00:13:49,245 --> 00:13:50,996
‫میدونی آقا،

295
00:13:51,038 --> 00:13:54,416
‫دست خودم نیستم ولی حس میکنم که
‫احتمالاً شما میخواستید بهم توهین کنید.

296
00:13:54,458 --> 00:13:57,628
‫با اون چیزایی که در مورد سگ گردان و
‫ناظر آشپزخانه گفتید.

297
00:13:57,670 --> 00:13:59,672
‫یا اینکه من بد برداشت کردم؟

298
00:13:59,713 --> 00:14:02,508
‫چون اگه میخواید بهم توهین کنید،
‫جرات داشته باشید و مثل مرد بکنید، آقا!

299
00:14:02,550 --> 00:14:04,802
‫پشت کلماتی که میشه ازشون برداشت های مختلفی کرد
‫قایم نشید!

300
00:14:04,844 --> 00:14:05,928
‫ببین، نمیدونم...

301
00:14:05,970 --> 00:14:07,805
‫- که فکر میکنی کدوم خری هستی...
‫- استلیوس!

302
00:14:08,722 --> 00:14:10,307
‫میدونی من کی ام؟

303
00:14:10,850 --> 00:14:12,852
‫نه آقا، نمیدونم!

304
00:14:12,893 --> 00:14:15,813
‫فقط میدونم خیلی ازتون خوشم نمیاد.

305
00:14:15,855 --> 00:14:18,691
‫لیلا، میخوای بریم؟

306
00:14:19,024 --> 00:14:21,026
تو منو خیلی ناراحت می‌کنی

307
00:14:21,026 --> 00:14:24,530
،و وقتی ناراحت میشم
آلوا خیلی عصبانی میشه

308
00:14:24,530 --> 00:14:26,574
.و اون هر لحظه ممکنه بیاد اینجا

309
00:14:26,615 --> 00:14:29,827
‫نه آقا.
‫فکر نکنم برگرده.

310
00:14:31,954 --> 00:14:33,539
‫سریع زنگ بزنید دکتر!

311
00:14:40,296 --> 00:14:42,756
‫سلام علیکم آقای کاستوپولوس!

312
00:14:43,966 --> 00:14:45,885
‫دوستم مزاحمتون شده؟

313
00:14:46,427 --> 00:14:47,803
‫نه.

314
00:14:49,013 --> 00:14:51,056
‫فکر کنم دیگه وقتش باشه بریم، مگه نه میکی؟

315
00:14:51,307 --> 00:14:53,684
‫لطفاً یه لحظه منو تنها بذار،
‫بعدش دمِ در میبینمت.

316
00:14:53,726 --> 00:14:54,852
‫باشه آقا!

317
00:14:58,564 --> 00:15:01,400
‫حالا من نمیشنیدم که داشتی چی میگفتی...

318
00:15:01,650 --> 00:15:04,695
‫ولی اون قیافه رو میشناسم.

319
00:15:04,862 --> 00:15:06,697
‫پس بذار اینو بهت بگم.

320
00:15:06,739 --> 00:15:09,408
‫آقای کِلی دوستِ منه!

321
00:15:09,450 --> 00:15:11,577
‫و میدونم تو دوستِ پسر خاله ام هستی...

322
00:15:11,619 --> 00:15:12,620
‫ولی اون دوست زیاد داره.

323
00:15:13,621 --> 00:15:14,622
‫من ندارم!

324
00:15:15,873 --> 00:15:18,000
‫تو اینجا یه مهمونی!

325
00:15:18,042 --> 00:15:19,877
‫اینو یادت نره.

326
00:15:28,427 --> 00:15:30,804
‫عالیجناب، باور کنید جدی میگم...

327
00:15:30,846 --> 00:15:32,640
‫قصد نداشتم اینجا توی خونه ـتون
‫هیچ بی احترامی ای...

328
00:15:32,681 --> 00:15:33,766
‫بس کن، میکی!

329
00:15:33,807 --> 00:15:35,851
‫اصرار دارم یه هفتۀ دیگه اینجا بمونی...

330
00:15:35,893 --> 00:15:38,395
‫و بهم جوجوتسوی برزیلی یاد بدی.

331
00:15:39,730 --> 00:15:42,566
‫خیلی خوشحال میشم که راهتون بندازم، آقا!

332
00:15:42,608 --> 00:15:43,901
‫در واقع ممنون میشم!

333
00:15:44,318 --> 00:15:47,404
‫ولی امکانش هست یه لطف خیلی بزرگ بهم بکنید؟

334
00:15:47,446 --> 00:15:49,573
‫میشه اون رو با اولین پرواز برگردونید خونه؟

335
00:15:49,907 --> 00:15:51,241
‫حله!

336
00:16:01,669 --> 00:16:05,130
‫[کالیفرنیا، سن پدرو]

337
00:16:23,357 --> 00:16:24,358
‫سلام.

338
00:16:25,359 --> 00:16:26,860
‫سلام، عصر بخیر.

339
00:16:29,029 --> 00:16:31,281
‫تو دوستِ میکی کِلی هستی؟

340
00:16:32,741 --> 00:16:34,076
‫شاید!

341
00:16:34,326 --> 00:16:35,869
‫شما کی باشید؟

342
00:16:36,745 --> 00:16:38,330
‫من لیلا هستم.

343
00:16:38,372 --> 00:16:40,833
‫چند هفتۀ پیش توی دبی دیدمش.

344
00:16:41,041 --> 00:16:42,710
‫امیدوار بودم بتونم بهش دسترسی پیدا کنم.

345
00:16:42,710 --> 00:16:44,336
‫ولی...ولی شماره ـش رو نگرفتم.

346
00:16:44,378 --> 00:16:48,007
‫ولی اون به این مغازه اشاره کرد.

347
00:16:48,048 --> 00:16:49,883
‫و راجع به تو بهم گفت.

348
00:16:49,925 --> 00:16:51,885
‫دقیقاً راجع به کی بهت گفت؟

349
00:16:51,885 --> 00:16:55,055
‫تو! میدونی، گفتش که تو دوست صمیمیشی!

350
00:16:55,055 --> 00:16:56,849
‫بهت اسمی نگفت؟

351
00:16:59,643 --> 00:17:03,522
‫خیلی خب، اون گفتش اسمت اینه:

352
00:17:04,273 --> 00:17:06,275
‫«تاکو»؟

353
00:17:06,942 --> 00:17:09,319
‫وای خدا. من...من خیلی متأسفم.

354
00:17:09,361 --> 00:17:10,904
‫نباید...نباید میومدم اینجا.

355
00:17:10,946 --> 00:17:12,239
‫آهای، دارم شوخی میکنم.

356
00:17:12,239 --> 00:17:13,907
‫واقعاً داشتم شوخی میکردم.
‫من تاکو هستم.

357
00:17:14,074 --> 00:17:15,367
‫- عه!
‫- آره.

358
00:17:15,409 --> 00:17:17,369
‫دیروز بهم زنگ زد.
‫انگار پرواز زده شده بود.

359
00:17:17,411 --> 00:17:18,746
‫قرار بود یه ساعت پیش اینجا باشه،

360
00:17:18,746 --> 00:17:20,414
‫ولی هنوز نیومده.

361
00:17:20,956 --> 00:17:22,082
‫عه!

362
00:17:22,458 --> 00:17:24,084
‫حرفی از من نزد؟

363
00:17:25,085 --> 00:17:26,754
‫هممم...نه!

364
00:17:26,962 --> 00:17:28,338
‫خیلی خب، باشه.

365
00:17:28,380 --> 00:17:31,842
‫من شماره ام رو بهش دادم ولی به گمونم...

366
00:17:31,884 --> 00:17:34,178
‫به گمونم نباید فرض میکردم که اون...

367
00:17:34,219 --> 00:17:36,305
‫بهش نگو اومدم اینجا، باشه؟

368
00:17:36,346 --> 00:17:39,058
‫یه کم از این قضایا احساس شرمساری میکنم.

369
00:17:39,099 --> 00:17:40,434
‫اوناهاشش!
‫دیگه اومد.

370
00:17:42,394 --> 00:17:45,064
‫وای خدا، حالا فکر میکنه هر جا میره
‫من میوفتم ردش!

371
00:17:45,105 --> 00:17:48,233
‫چی؟ نه! قضیه چیه؟

372
00:17:48,275 --> 00:17:50,319
‫اگه میخواست باهام حرف بزنه، زنگ میزد.

373
00:17:50,360 --> 00:17:51,945
‫فکر میکنم کلاً اشتباه برداشت کردم.

374
00:17:51,945 --> 00:17:53,906
‫- فقط خواهشاً بهش نگو من اینجام.
‫- تاکو؟

375
00:17:53,947 --> 00:17:55,282
‫- خواهش میکنم!
‫- همینجا وایستا!

376
00:17:55,282 --> 00:17:56,992
‫- سلام رفیق.
‫- سلام!

377
00:17:57,034 --> 00:17:58,160
‫چه عجب بالاخره اومدی!

378
00:17:58,786 --> 00:18:01,705
‫ببخشید دیر کردم، پسر!
‫خواب موندم.

379
00:18:01,747 --> 00:18:03,457
‫هنوز به خاطر سفر...

380
00:18:03,457 --> 00:18:05,209
‫- خیلی سفر زده ام.
‫- سفرت چطور بود؟

381
00:18:07,211 --> 00:18:08,420
‫با یه دختره ای آشنا شدم.

382
00:18:08,545 --> 00:18:09,671
‫دختر عرب؟

383
00:18:09,671 --> 00:18:11,965
‫نه، نه، نه، اون بچۀ کارولینای شمالیـه.

384
00:18:11,965 --> 00:18:13,425
‫- اون...
‫- یه سفید پوست!

385
00:18:13,467 --> 00:18:15,969
‫آره، اون خیلی خوبه، پسر!

386
00:18:15,969 --> 00:18:18,847
‫و...شماره تلفنش رو گرفتم.

387
00:18:18,889 --> 00:18:20,307
‫میدونی، شماره ـش رو برام نوشت...

388
00:18:20,307 --> 00:18:22,559
‫و روی کِشوی هتل بود...

389
00:18:22,601 --> 00:18:25,145
‫و هر شب قبل از خواب بهش نگاه میکردم.

390
00:18:25,145 --> 00:18:27,231
‫بعدش شبِ قبل از اینکه پرواز کنم بیام خونه...

391
00:18:27,272 --> 00:18:29,358
‫دیگه نبودش! میفهمی؟

392
00:18:29,399 --> 00:18:30,818
‫ولی از تو بهش گفتم.

393
00:18:30,859 --> 00:18:32,736
‫- جداً؟
‫- آره، از مغازه بهش گفتم.

394
00:18:32,778 --> 00:18:34,947
‫- هممم...
‫- ولی آخه...

395
00:18:34,988 --> 00:18:37,991
‫احتمالاً...احتمالاً منتظر باشه
‫تا من بهش زنگ بزنم. میدونی؟

396
00:18:38,033 --> 00:18:40,786
‫- آره شاید!
‫- میدونی تاکو، هیچوقت به...

397
00:18:40,828 --> 00:18:45,040
‫این چرندیاتِ عشق در نگاه اولی که توی فیلم ها
‫صحبتش رو میکنن اعتقاد نداشتم.

398
00:18:45,082 --> 00:18:48,377
‫مثل موسیقی ای می مونه که به دل آدم میشینه.

399
00:18:49,002 --> 00:18:51,004
‫- آره.
‫- داداش، اون کنارم بود...

400
00:18:51,004 --> 00:18:53,173
‫و پنج ساعت همینجوری خوابش بُرد!

401
00:18:53,173 --> 00:18:54,508
‫نمیتونستم تکون بخورم.

402
00:18:54,550 --> 00:18:56,093
‫ولی قلبش رو حس میکردم، داداش!

403
00:18:56,135 --> 00:18:57,469
‫حس قوی ای بود، پسر!

404
00:18:57,511 --> 00:18:59,096
‫همون بیس موسیقی ای که تو میگی رو داشت...

405
00:18:59,346 --> 00:19:00,973
‫آروم باش داداش!

406
00:19:01,014 --> 00:19:03,475
‫الان مثل یه احمق از خود بی خود شده شدی!

407
00:19:03,475 --> 00:19:05,519
‫هر دختری این حرفایی که میزنی رو بشنوه،

408
00:19:05,602 --> 00:19:07,146
‫دیگه نمیذاره نفس بکِشی!

409
00:19:07,437 --> 00:19:09,481
‫تاکو، من حاضرم با این دختره ازدواج کنم.

410
00:19:09,523 --> 00:19:11,358
‫- هِی...
‫- حاضرم باهاش ازدواج کنم، قسم میخورم!

411
00:19:11,400 --> 00:19:13,944
‫بعد از ده دقیقه آشنایی، اینو فهمیدم!

412
00:19:13,986 --> 00:19:16,446
‫میدونی، بعضیا صحبت از نیمۀ گُمشده میکنن.

413
00:19:16,488 --> 00:19:17,990
‫- خیلی خب...
‫- اون مالِ منه!

414
00:19:18,031 --> 00:19:20,075
‫بیا بریم غذا بخوریم، پسر!
‫دارم از گرسنگی میمیرم.

415
00:19:20,117 --> 00:19:21,493
‫اصلاً گوش نمیدی چی میگم.

416
00:19:21,493 --> 00:19:24,037
‫قشنگ گوش دادم، داداش!
‫بذار برم کیف پولم رو بردارم.

417
00:19:24,079 --> 00:19:26,206
‫- اوه، بابت این موضوع متأسفم.
‫- میرم توی ماشین.

418
00:19:26,206 --> 00:19:29,084
‫انتظار نداشتم انقدر نازک نارنجی بازی در بیاره.

419
00:19:30,878 --> 00:19:34,339
‫هِی، حالت خوبه؟

420
00:19:35,883 --> 00:19:37,885
‫آره، آره.

421
00:19:37,926 --> 00:19:39,011
‫من...

422
00:19:40,012 --> 00:19:41,430
‫هیچوقت...

423
00:19:41,471 --> 00:19:44,141
‫هیچوقت نشنیده بودم کسی چیزایی رو در موردم بگه،

424
00:19:44,183 --> 00:19:46,268
‫که دقیقاً حس من نسبت به اون شخصه! میفهمی؟

425
00:19:47,811 --> 00:19:49,271
اون شمارش رو گذاشت

426
00:19:49,313 --> 00:19:51,023
.و روز بعد اون رو بهش دادم

427
00:19:53,025 --> 00:19:54,943
.همین بود

428
00:19:54,943 --> 00:19:57,863
اون دوتا احمق
بعد از اون جدا نشدنی بودن

429
00:19:59,531 --> 00:20:00,490
.سلام

430
00:20:01,491 --> 00:20:04,244
‫لیلا یه کارِ دستیار حقوقی گرفت.

431
00:20:04,286 --> 00:20:05,954
‫ببخشید بچه ها، عذر میخوام!

432
00:20:05,996 --> 00:20:08,415
‫میکی همچنان به کار حراست
‫توی یه کافۀ محلی ادامه داد،

433
00:20:08,457 --> 00:20:10,375
‫و هر وقت میتونست آموزش میداد.

434
00:20:10,375 --> 00:20:13,212
‫اونموقع مدارس جوجوتسوی مجزا نبود.

435
00:20:13,253 --> 00:20:16,381
‫پس میک و چند نفر دیگه،
‫یه جایی رو اجاره کردن «مک دوجو» کنن.

436
00:20:16,423 --> 00:20:18,383
‫- مک دوجو؟
‫آره، میدونی...

437
00:20:18,425 --> 00:20:20,928
‫یه سری جاها هستن میری تا ناگت مرغ سفارش بدی،

438
00:20:20,969 --> 00:20:22,512
‫ولی بهت مرغ واقعی میدن،

439
00:20:22,554 --> 00:20:25,515
‫ولی وقتی میری کلاس های میکی، چیزی که یادت میدن...

440
00:20:25,557 --> 00:20:28,143
‫- واقعی نیست!
‫- فهمیدم!

441
00:20:34,399 --> 00:20:37,319
‫عقدشون رو خودم توی...

442
00:20:37,569 --> 00:20:39,112
.بخش شماره دو مغازم خوندم

443
00:20:39,154 --> 00:20:42,407
بنابراین در حال حاضر، با این قدرتی
که در اختیار من قرار داده شده

444
00:20:42,449 --> 00:20:44,451
به نام
،عیسی‌مسیح

445
00:20:44,493 --> 00:20:46,745
من شما رو
.زن و شوهر اعلام میکنم

446
00:20:50,916 --> 00:20:52,459
.فقط خودمون بودیم

447
00:20:52,501 --> 00:20:54,336
...هیچکدومشون -
ممنون -

448
00:20:54,378 --> 00:20:56,380
مثل خانواده های واقعی
.که دربارشون حرف میزنیم نبودن

449
00:20:56,421 --> 00:20:59,049
من برای شما
.این کار رو کردم بچه ها

450
00:20:59,258 --> 00:21:02,469
‫میخوام پسرم همه چیزایی که هیچوقت نداشتم رو
‫داشته باشه.

451
00:21:02,511 --> 00:21:05,430
‫اولین کارم هم اینه که مطمئن بشم
‫پدر خونده داشته باشه!

452
00:21:12,437 --> 00:21:16,400
‫- من؟
‫- معلومه که تو، پسر!

453
00:21:16,400 --> 00:21:18,777
‫بیخیال، تو بهترین دوستی هستی که
‫روی این سیاره دارم.

454
00:21:20,362 --> 00:21:22,239
‫میکی توی یتیم خونه ها بوده...

455
00:21:22,281 --> 00:21:26,034
‫پس میخواست خاطر جمع بشه که هیچ جوره...

456
00:21:26,076 --> 00:21:28,328
‫این اتفاق برای بچه ـش نیوفته.

457
00:21:30,497 --> 00:21:31,415
‫الو؟

458
00:21:31,456 --> 00:21:33,125
‫چند ماه بعد،

459
00:21:33,166 --> 00:21:35,168
‫دوستش توی دبی بهش زنگ زد،

460
00:21:35,294 --> 00:21:37,713
‫چون دیده بود یه رویداد یو اف سی نزدیکه.

461
00:21:37,713 --> 00:21:39,214
‫خوشحالم اینو از شما میشنوم.

462
00:21:39,256 --> 00:21:40,465
‫کیه؟

463
00:21:40,549 --> 00:21:42,092
‫ولی این دیگه یه گلاویز شدنِ ساده نیست، درسته؟

464
00:21:42,134 --> 00:21:45,262
‫مثل یه جور مبارزۀ واقعیِ خطرناک می مونه.
‫مثل اونایی که توی تلویزیونه؟

465
00:21:47,097 --> 00:21:50,309
‫خب آره، یعنی هیچ محدودیتی وجود نداره.

466
00:21:50,309 --> 00:21:51,977
‫فقط نمیفهمم که چرا...

467
00:21:51,977 --> 00:21:54,313
‫چرا تا حالا توی این مسابقات مبارزه نکرده بودی؟

468
00:21:54,479 --> 00:21:57,649
‫عزیزم، تا حالا دلیلی برای این کار نداشتم، میفهمی؟

469
00:21:57,649 --> 00:22:00,235
‫ولی الان 25 هزار تا فقط برای اینکه
‫برم اونجا بهم میدن.

470
00:22:00,569 --> 00:22:03,322
‫این برای ما میشه پول پیش یه خونه!

471
00:22:03,739 --> 00:22:05,991
‫اگه برنده بشم هم 75 هزارتای دیگه میدن.

472
00:22:05,991 --> 00:22:09,077
‫عزیزم، نمیدونم...
‫نمیدونم که...

473
00:22:09,119 --> 00:22:12,289
‫عزیزم، میتونم برنده بشم.

474
00:22:13,623 --> 00:22:15,542
‫به میکی این پیشنهاد رو داده بودن که...

475
00:22:15,584 --> 00:22:17,544
‫در یه تورنمنت هشت نفری رقابت کنه،

476
00:22:17,753 --> 00:22:19,254
‫که «مارکو بلین» هم توش هست.

477
00:22:23,008 --> 00:22:26,386
‫مارکو به خاطر کمربند قهرمانی «والی تودو»
‫و اینکه یکی از بهترین ضربه زن های دنیاست...

478
00:22:26,428 --> 00:22:29,056
‫یکی از مدعیان قهرمانی این تورنمنت بود.

479
00:22:43,945 --> 00:22:48,158
‫میکی صرفاً اعجوبه ای در مبارزۀ روی زمین بود.

480
00:22:48,283 --> 00:22:51,995
‫تا حالا ندیده بودم ضربۀ تسلیم شدن بزنه،
‫و تازه با بهترین های این حرفه مبارزه میکرد.

481
00:22:51,995 --> 00:22:55,040
‫مثلاً پیت!
‫اون یارو توی المپیک بود.

482
00:22:55,040 --> 00:22:57,000
‫خوبی؟

483
00:22:57,042 --> 00:23:00,212
‫ولی این مبارزه قرار نبود توی تلویزیون پخش بشه.
‫(تری پیتمن، ملقب به پیت)

484
00:23:00,212 --> 00:23:01,671
‫حالا اگه یادتون باشه، اون قدیما...

485
00:23:01,713 --> 00:23:04,383
‫اکثر ایالت ها، مبارزات «ام ام ای» رو
‫ممنوع کرده بودن، چون...

486
00:23:04,508 --> 00:23:06,259
‫جان مک کین و چند تا سناتور دیگه...

487
00:23:06,301 --> 00:23:09,262
‫فکر میکردن خیلی خشن ـه.

488
00:23:09,304 --> 00:23:12,307
‫در واقع یکی از برگزار کننده های اصلی مسابقات
‫یعنی «دیک میسون»...
.رفت و در واشنگتن شهادت داد

489
00:23:12,307 --> 00:23:14,017
‫در این ورزش هیچ کلاه محافظ یا دستکشی وجود نداره.

490
00:23:14,059 --> 00:23:17,229
‫زانوهای بدونِ زانوبند میان میخورن بغل صورتتون!

491
00:23:17,270 --> 00:23:19,523
‫دستکش ها فقط برای محافظت از دست هستند،

492
00:23:19,564 --> 00:23:23,193
‫و در واقع فقط باعث میشن تا
‫مُشت زنی ها ادامه پیدا کنن.

493
00:23:23,235 --> 00:23:26,029
‫و در مورد کلاه محافظ هم باید بگم
‫با اینکه جلوی زخمی شدن رو میگیره،

494
00:23:26,071 --> 00:23:28,698
‫اما بدیش اینه که باعث میشه...

495
00:23:28,698 --> 00:23:30,867
‫تا ضربات مغزی مکرری به مغز وارد بشن.

496
00:23:30,909 --> 00:23:33,745
‫ممنوعیتِ مبارزات «ام ام ای» مثل این می موند...

497
00:23:33,745 --> 00:23:36,373
‫که برای ما جای پیشرفتی وجود نداشت ولی...

498
00:23:36,373 --> 00:23:38,375
‫وقتی این سد از سر راه برداشت شد...

499
00:23:40,877 --> 00:23:42,838
‫مردم عطش اون رو داشتن.

500
00:23:46,842 --> 00:23:48,885
‫پس این عرب های پولدار شروع کردن به...

501
00:23:48,885 --> 00:23:52,556
‫برگزاری تورنمنت های خودشون در صحرا!
‫به سبکِ گلادیاتورها!

502
00:23:52,556 --> 00:23:56,601
‫عملاً فقط میگفتن:
‫«میخوام این یارو و این یارو مبارزه کنن».

503
00:23:56,643 --> 00:23:58,937
‫بهشون پیشنهاد پول میدادن،
‫با پرواز جابجاشون میکردن.

504
00:24:08,238 --> 00:24:10,866
‫ما برای یه رویداد به دبی سفر کردیم و من...

505
00:24:11,283 --> 00:24:13,660
‫قرار بود گوشۀ رینگ...

506
00:24:13,660 --> 00:24:15,203
‫پیش بهترین دوستم باشم.

507
00:24:15,245 --> 00:24:17,080
‫برای من هوا رو بده تو.

508
00:24:18,373 --> 00:24:19,708
‫بده بیرون.

509
00:24:19,749 --> 00:24:21,251
‫اون آماده تر از آماده بود!

510
00:24:21,293 --> 00:24:23,253
‫و من هیچ شک و تردیدی نداشتم...

511
00:24:23,253 --> 00:24:25,005
‫که اگه قرار بود با بلین مبارزه کنه...

512
00:24:25,046 --> 00:24:27,007
‫و اگه میتونست بندازتش روی زمین...

513
00:24:27,048 --> 00:24:28,842
‫قشنگ میتونست نابودش کنه.

514
00:24:34,139 --> 00:24:35,932
‫همه چیز ردیفه.

515
00:24:35,974 --> 00:24:38,643
‫- خیلی خب، خیلی ممنون، دکتر!
‫- خواهش میکنم.

516
00:24:46,651 --> 00:24:48,945
‫آهای دکتر.

517
00:24:49,070 --> 00:24:50,780
‫دیدم الان ابروهات رو انداختی بالا.

518
00:24:51,031 --> 00:24:53,283
‫چرا ابروهات رو انداختی بالا؟

519
00:24:53,408 --> 00:24:55,785
‫تا الان هشت نفر توی این تورنمنت هستن.

520
00:24:56,036 --> 00:24:59,873
‫هفت تاشون ضربان قلبشون روی 85 ـه.

521
00:25:01,249 --> 00:25:04,878
‫یکیشون ضربان قلبش 42 ـه.

522
00:25:06,129 --> 00:25:09,132
‫دوستت یا خیلی اعتماد به نفس داره...

523
00:25:09,174 --> 00:25:11,593
‫یا خیلی ساده لوح ـه.

524
00:25:11,801 --> 00:25:15,222
‫و مارکو بلین، برنده میشه!

525
00:25:20,060 --> 00:25:24,064
‫نفر بعدی، میکی کلی از ایالات متحده رو داریم.

526
00:25:26,399 --> 00:25:30,070
.و تاداشی یاماموتو از ژاپن

527
00:25:35,575 --> 00:25:37,994
‫آقایون، میتونید شروع کنید.

528
00:26:01,059 --> 00:26:02,727
‫آفرین!

529
00:26:02,769 --> 00:26:04,396
‫خوبه، ادامه بده!

530
00:26:06,940 --> 00:26:10,068
‫و با تسلیم حریف در مدت زمانِ...

531
00:26:10,068 --> 00:26:14,281
‫54 ثانیه، میکی کلی برنده میشه!

532
00:26:20,537 --> 00:26:23,456
‫برای اولین مبارزۀ نیمه نهایی ما...

533
00:26:23,498 --> 00:26:26,459
‫میکی کلی از ایالات متحده رو داریم.

534
00:26:29,045 --> 00:26:31,423
‫و رزاق از نیجریه!

535
00:26:34,134 --> 00:26:36,595
‫آقایون، شروع کنید!

536
00:26:48,565 --> 00:26:50,317
‫ایول!

537
00:26:54,321 --> 00:26:56,156
‫همینه!

538
00:26:56,197 --> 00:26:57,407
‫بندازش زمین! بندازش زمین!

539
00:27:01,077 --> 00:27:02,704
‫همینه!

540
00:27:06,291 --> 00:27:08,335
‫ایول!

541
00:27:08,376 --> 00:27:13,173
‫برنده با اعلام تسلیم شدن حریف، میکی کلی ـه!

542
00:27:13,214 --> 00:27:16,509
‫همه امیدوار بودن که
‫مارکو و میکی با هم رو در رو بشن.

543
00:27:17,052 --> 00:27:18,553
‫و به خواسته ـشون رسیدن.

544
00:27:18,803 --> 00:27:20,555
‫بعد از دو مبارزۀ اول میکی...

545
00:27:20,597 --> 00:27:22,474
‫به شدت انتظار قهرمانیش میرفت.

546
00:27:22,515 --> 00:27:24,309
‫نه فقط از طرفِ من!

547
00:27:31,983 --> 00:27:36,071
‫در رویداد اصلی ـمون،
‫میکی کلی رو داریم از ایالات متحده!

548
00:27:39,240 --> 00:27:42,118
‫و مارکو بلین از برزیل!

549
00:27:44,788 --> 00:27:46,998
‫آقایون، شروع کنید.

550
00:27:58,176 --> 00:28:00,762
‫میکی فوراً افتاد زمین،

551
00:28:00,804 --> 00:28:04,599
‫و با دست هاش هنوز دنبال این بود
‫که با حریفش دستی رو بده که هیچوقت اتفاق نیوفتاد.

552
00:28:07,394 --> 00:28:09,562
‫ما یه قراری گذاشتیم...

553
00:28:09,604 --> 00:28:12,357
‫که تا وقتی بیهوش نشده، حوله پرت نکنم وسط رینگ.
‫(علامت تسلیم شدن)

554
00:28:16,945 --> 00:28:18,405
‫میک، الان حوله رو پرت میکنم.

555
00:28:21,825 --> 00:28:24,244
‫توی چشم هاش یه نگاه عاجزانه ای بود که انگار...

556
00:28:29,833 --> 00:28:31,543
‫ولی باید به حرف زنش گوش میکردم.

557
00:28:32,669 --> 00:28:34,504
‫یکی از وحشیانه ترین کتک خوردن هایی بود...

558
00:28:34,546 --> 00:28:35,755
‫که در طول زندگیم دیدم.

559
00:28:35,797 --> 00:28:37,173
‫اون اصلاً توی اون مبارزه نبود.

560
00:29:22,218 --> 00:29:25,305
‫کاسۀ چشم میکی شکست و شبکیۀ چشمش جدا شد.

561
00:29:27,807 --> 00:29:30,602
‫همچنین یه انفصالِ جزئی توی چشم راستش داشت...

562
00:29:30,643 --> 00:29:34,272
‫و احتمال این وجود داشت که بیناییش رو
‫به کلی از دست بده.

563
00:29:34,314 --> 00:29:37,692
‫دیگه هیچوقت نمیتونست از نظر پزشکی
‫برای مبارزه کردن آماده باشه.

564
00:29:42,447 --> 00:29:47,285
‫پسرش یک ماه بعد، در تولد 40 سالگیش به دنیا اومد.

565
00:29:49,412 --> 00:29:52,665
‫شاید عجیب باشه ولی زمانی بهتر از اون
‫برای به دنیا اومدنش وجود نداشت.

566
00:29:53,416 --> 00:29:56,169
‫همۀ درد و افسردگی ای که باهاش سر و کله میزد،

567
00:29:56,211 --> 00:29:59,798
‫با به دنیا اومدنِ «کید» ناپدید شد.

568
00:30:00,799 --> 00:30:04,344
‫چند سال بعدی، دیگه صحبتی از مبارزه کردن نبود.

569
00:30:04,677 --> 00:30:08,556
‫مشغول یه کار جدید شد و روی پدر بودن تمرکز کرد.

570
00:30:09,516 --> 00:30:11,059
‫داشتن با زندگیشون سر میکردن.

571
00:30:12,811 --> 00:30:15,230
‫تا اینکه حول و حوشِ اواخر سال 1998...

572
00:30:15,271 --> 00:30:18,900
‫«ام ام ای» داشت تلاش میکرد تا
‫توی ایالات متحده مجوز بگیره.

573
00:30:19,526 --> 00:30:21,611
‫دوجوی اژدهای سرخ!

574
00:30:21,653 --> 00:30:22,821
‫بله خانم.

575
00:30:24,447 --> 00:30:27,617
‫بله خانم، الان بهشون خبر میدم.
‫یه لحظه صبر کنید.

576
00:30:27,659 --> 00:30:30,620
‫ورزشمون داشت به خودش قانون میدید و قانونی میشد،

577
00:30:30,829 --> 00:30:33,456
‫و خیلی سریع داشت به جهان عرضه میشد.

578
00:30:33,498 --> 00:30:34,833
‫ولی میدونستم که دیر یا زود...

579
00:30:34,833 --> 00:30:36,584
‫وقتی میکی، کسی که خیلی چیزا ازش گرفت رو...

580
00:30:36,626 --> 00:30:38,503
‫روی کاور همۀ مجله ها میدید...

581
00:30:38,545 --> 00:30:41,381
‫کم کم میرفت روی مُخش.

582
00:30:51,432 --> 00:30:53,560
‫بیشتر دل و جون بذار، ورونیکا!

583
00:30:54,185 --> 00:30:55,270
‫آفرین چلسی!

584
00:30:55,270 --> 00:30:56,688
‫هِی جیمی...

585
00:30:57,647 --> 00:30:59,274
‫همینه مایکل!
‫بله؟

586
00:30:59,315 --> 00:31:01,484
‫نامزدت کارِت داره.

587
00:31:01,526 --> 00:31:03,319
‫چه کوفتی میخواد؟

588
00:31:03,361 --> 00:31:05,530
‫خیلی خب بچه ها، ادامه بدید.
‫من الان برمیگردم.

589
00:31:06,531 --> 00:31:08,449
‫چیه؟

590
00:31:08,491 --> 00:31:09,993
‫میکی بعد از اینکه صبح ها جارو میکِشید،

591
00:31:10,034 --> 00:31:11,703
‫بعد از ظهرها با کلاس های خصوصیش...

592
00:31:11,744 --> 00:31:13,705
‫پول بیشتری در میاورد.

593
00:31:13,705 --> 00:31:15,665
‫خب، فقط همون چیزایی که تا الان بهت یاد دادم.

594
00:31:15,665 --> 00:31:17,000
‫فقط میخوام به صورت تصادفی اجراشون کنم.

595
00:31:17,041 --> 00:31:19,335
‫یه ذره سرعتش رو میبرم بالا، باشه؟
‫حاضری؟

596
00:31:21,713 --> 00:31:23,965
‫اول مُچ رو تا کن.

597
00:31:24,007 --> 00:31:25,592
‫کارِت خوب بود.
‫اول تا کن!

598
00:31:27,719 --> 00:31:29,345
‫کف دستت نزدیک قوزک، آرنج ها نزدیک هم.

599
00:31:29,387 --> 00:31:31,806
‫آره! قشنگ بود، قشنگ بود، قشنگ بود.

600
00:31:35,602 --> 00:31:38,897
‫آفرین! عالی بود، عالی بود، عالی بود.

601
00:31:52,493 --> 00:31:54,913
‫[باشگاه کاراته]

602
00:32:09,552 --> 00:32:12,430
‫- بابا اومده!
‫- سلام.

603
00:32:42,377 --> 00:32:45,964
‫بابایی، میتونی قصۀ مرغ معروف مامان رو بهم بگی؟

604
00:32:46,172 --> 00:32:48,216
‫میخوای بابایی دوباره اون قصه رو برات بگه؟

605
00:32:48,257 --> 00:32:49,342
‫- اوهوم.
‫- قصۀ خوبیه!

606
00:32:50,259 --> 00:32:52,345
‫میگیم سال 1492 بود.

607
00:32:52,345 --> 00:32:54,514
‫عه، خیلی وقت پیش بوده.

608
00:32:54,514 --> 00:32:57,642
‫مامانی و بابایی داشتن با رفیقشون کریس
‫توی اقیانوس آبی سفر میکردن.

609
00:32:57,767 --> 00:33:01,396
‫- کلمبوس؟ اونو میگی؟
‫- فکر کنم اسمش آشنا باشه!

610
00:33:01,437 --> 00:33:03,398
‫دنبال یه جایی به اسم آمریکا میگشتیم...

611
00:33:03,439 --> 00:33:04,899
‫چون اونجا مسابقاتِ قهرمانی...

612
00:33:04,941 --> 00:33:07,360
‫فیلۀ مرغ رو برگزار میکردن.

613
00:33:07,360 --> 00:33:10,780
‫ولی ما یه مرغ بیشتر نداشتیم.

614
00:33:10,822 --> 00:33:13,992
‫- مامانی میگه حقیقت نداره.
‫- حقیقت داره!

615
00:33:14,033 --> 00:33:16,244
‫مامانی نمیخواد ریا بشه!

616
00:33:16,285 --> 00:33:19,539
‫یادته بابایی چی گفت؟
‫«هیچوقت نمیذاریم دنیا ببینه که قلبمون گرفته».

617
00:33:20,164 --> 00:33:21,165
‫مامانی هم همینجوریه.

618
00:33:21,290 --> 00:33:25,294
‫خب، مامانی ممنونه که بابایی انقدر از
‫دست پختش خوشش میاد.

619
00:33:25,336 --> 00:33:28,548
‫ولی اون داستان...نه!

620
00:33:28,548 --> 00:33:31,217
‫ولی اونا بهترین فیله های مرغ دنیان!

621
00:33:32,760 --> 00:33:34,846
‫- شامت رو تموم کن رفیق!
‫- باشه.

622
00:33:36,055 --> 00:33:38,558
‫- دوستت دارم رفیق!
‫- دوستت دارم.

623
00:33:47,817 --> 00:33:49,235
‫هِی!

624
00:33:49,569 --> 00:33:51,237
‫چی شده؟

625
00:33:53,406 --> 00:33:55,074
‫امشب میری سرِ کار، آره؟

626
00:33:57,535 --> 00:33:58,661
‫آره.

627
00:34:08,546 --> 00:34:10,631
‫دوباره از اون برام میگی؟

628
00:34:11,090 --> 00:34:13,468
‫- سنت سباستین؟ (قدیسی مسیحی)
‫- آره، مُرده؟

629
00:34:13,801 --> 00:34:15,428
‫خب، نمُرده.

630
00:34:15,470 --> 00:34:18,139
‫ولی یه عالمه تیر بهش زدن و ولش کردن بمیره.

631
00:34:18,181 --> 00:34:21,726
‫ولی به خاطر شکیبایی و مقاومت باورنکردنیش...

632
00:34:22,060 --> 00:34:23,686
‫زنده موند.

633
00:34:23,728 --> 00:34:26,647
‫به خاطر همین قدیسِ حافظِ سربازها و ورزشکارهاست.

634
00:34:26,981 --> 00:34:28,691
‫چون اون یه بار هم تسلیم نشد.

635
00:34:30,068 --> 00:34:32,195
‫- خیلی باحاله، مگه نه؟
‫- اوهوم.

636
00:34:33,696 --> 00:34:35,531
‫بیا دعاهامون رو بخونیم و شب بخیر بگیم، باشه؟

637
00:34:35,573 --> 00:34:36,491
‫باشه.

638
00:34:39,744 --> 00:34:42,455
‫فرشتۀ خدا، عزیزِ نگهبان من!

639
00:34:42,497 --> 00:34:44,916
‫که به خاطر عشق خداوند اینجا در کنارم هستی،

640
00:34:44,999 --> 00:34:47,460
‫تا صبح مراقب من باش...

641
00:34:47,460 --> 00:34:50,213
‫و با بصیرت خودت منو در امان نگه دار.

642
00:34:50,254 --> 00:34:51,130
‫آمین!

643
00:34:52,298 --> 00:34:53,800
‫آمین، رفیق!

644
00:35:07,146 --> 00:35:09,565
‫جروم!

645
00:35:16,697 --> 00:35:18,282
‫- نه!
‫- آقایون!

646
00:35:18,324 --> 00:35:20,326
‫- بهم دست نزن!
‫- اینجا کسی مشکلی نداره؟

647
00:35:20,326 --> 00:35:22,286
‫مشکلی نداریم.
‫حالا چه کمکی از دستم بر میاد؟

648
00:35:22,328 --> 00:35:25,039
‫میشه از شما آقایون بخوام تا
‫برید اون طرفِ دیگۀ کافه؟

649
00:35:25,081 --> 00:35:26,791
‫خوشحال میشم چند دور نوشیدنی مهمونتون کنم.

650
00:35:26,874 --> 00:35:28,459
‫فکر میکنم همینجا خیلی راحت تر باشیم.

651
00:35:28,501 --> 00:35:29,836
‫- آره!
‫- درک میکنم.

652
00:35:29,836 --> 00:35:31,504
‫ولی اگه نتونم ببرمتون اون طرفِ دیگۀ کافه،

653
00:35:31,504 --> 00:35:33,589
‫باید ازتون بخوام که برید بیرون.
‫نمیخوام این کار رو بکنم.

654
00:35:33,631 --> 00:35:36,175
‫میخوایم همگی خوش باشن!

655
00:35:36,425 --> 00:35:37,760
‫- ممنونم.
‫- خانم!

656
00:35:37,802 --> 00:35:39,470
‫- دست از سر نامزد من برنمیدارن!
‫- خانم!

657
00:35:39,512 --> 00:35:40,680
‫- خفه شو،
‫- وایستا، وایستا، وایستا!

658
00:35:40,721 --> 00:35:42,306
‫نه، نه، نه...

659
00:36:10,376 --> 00:36:12,170
‫- ببخشید میک!
‫- بندازشون بیرون.

660
00:36:18,634 --> 00:36:20,219
‫میدونستم دیر یا زود اینجوری میشه.

661
00:36:20,219 --> 00:36:22,221
‫هیچوقت نمیخواستم برگردی سراغ اون کار.

662
00:36:22,221 --> 00:36:24,515
‫عزیزم، اونا دوتا بودن اونوقت جرومِ
‫اصلاً حواسش نبود.

663
00:36:24,557 --> 00:36:27,101
‫اینش مهم نیست.
‫میدونی که همۀ دکترها چی گفتن؟

664
00:36:27,143 --> 00:36:28,394
‫ممکنه اون چشمت رو از دست بدی.

665
00:36:28,436 --> 00:36:31,063
‫تنها دفعه ایه که توی دو سال اخیر
‫این اتفاق افتاده.

666
00:36:31,522 --> 00:36:32,732
‫باید همینطوری کار کنم...

667
00:36:32,773 --> 00:36:34,233
‫تا بتونم یه جا برای کلاس هام بگیرم.

668
00:36:34,275 --> 00:36:36,319
‫راه دیگه ای برای دادنِ پول کید نیست.

669
00:36:36,360 --> 00:36:37,653
‫خب کُلی پیش دبستانی دیگه هستن که...

670
00:36:37,695 --> 00:36:39,322
‫آره، ارزون ترن ولی بهتر نیستن!

671
00:36:41,115 --> 00:36:43,117
‫میخوام به شماها بهترین چیزا رو بدم.

672
00:36:45,077 --> 00:36:48,539
‫ببین عزیزم، پس اگه لازم باشه
‫منم میتونم برگردم به دفتر حقوقی!

673
00:36:48,539 --> 00:36:50,750
‫چی؟ یعنی بریم پول در بیاریم که
‫بدیم یکی دیگه باید کید رو بزرگ کنه؟

674
00:36:50,791 --> 00:36:52,251
‫- نه، همچین کاری نمیکنیم.
‫- کار توی حراست...

675
00:36:52,251 --> 00:36:53,377
‫ریسک خیلی بزرگیه!

676
00:36:53,419 --> 00:36:55,421
‫هر روز سوار ماشین میشم، مگه نمیشم؟

677
00:36:55,421 --> 00:36:57,256
‫اونم ریسکه؟ بیخیال!

678
00:36:57,256 --> 00:36:58,507
‫با هم فرق دارن.

679
00:36:58,549 --> 00:37:00,176
‫نه، این حرف رو نزن.

680
00:37:03,596 --> 00:37:07,016
‫قضیه فقط پولش نیست.

681
00:37:07,433 --> 00:37:08,601
‫از قیافه ـت معلومه.

682
00:37:08,601 --> 00:37:10,603
‫قضیه اینه که تو میخوای این...

683
00:37:10,645 --> 00:37:13,272
‫نیازِ به رقابتت رو برطرف کنی...

684
00:37:13,272 --> 00:37:15,274
‫یا هر چی که اسمش رو گذاشتی!

685
00:37:15,274 --> 00:37:16,817
‫تو یه مبارزه میخوای.

686
00:37:16,859 --> 00:37:18,819
‫دنبالِ مبارزه میگشتی!

687
00:37:30,373 --> 00:37:31,832
‫نرو! کوتاه بیا!

688
00:37:35,795 --> 00:37:36,837
‫دوباره؟

689
00:37:40,758 --> 00:37:41,884
‫آره.

690
00:37:45,638 --> 00:37:47,515
‫میفهمم.
‫الان میام!

691
00:37:51,143 --> 00:37:52,853
‫آخه اگه چند تا شاگرد خصوصی دیگه میداشتم،

692
00:37:52,895 --> 00:37:55,648
‫مجبور نبودم کار حراست بکنم.

693
00:37:56,274 --> 00:37:57,483
‫ولی اونا فقط یه استاد میخوان...

694
00:37:57,525 --> 00:37:59,443
‫که هر از گاهی باهاشون کُشتی سنگین بگیره، میفهمی؟

695
00:37:59,485 --> 00:38:01,320
‫و واقعاً مُشت بزنه.

696
00:38:01,362 --> 00:38:03,823
‫زنم با این قضیه کنار نمیاد.

697
00:38:03,864 --> 00:38:05,866
‫خب، میک، دکتر گفتش که دیگه نباید این کار رو بکنی.

698
00:38:05,908 --> 00:38:09,412
‫بیخیال، دکترها همیشه پیاز داغش رو زیاد میکنن،
‫میدونی چی میگم؟

699
00:38:09,662 --> 00:38:11,747
‫فقط میخوان یه موقع کسی ازشون شکایت نکنه.

700
00:38:11,789 --> 00:38:15,001
‫اون روز مُشت خوردم ولی چیزی نشد.
‫بیخیال بابا!

701
00:38:15,459 --> 00:38:17,628
‫یه ذره کُشتی سنگین به چیزی آسیب نمیزنه.

702
00:38:19,338 --> 00:38:20,923
‫شاید بهتر باشه کاری رو امتحان کنی...

703
00:38:20,965 --> 00:38:23,301
‫که در طول روز، توی صورتت مُشت نخوره!

704
00:38:23,342 --> 00:38:25,803
‫من فقط جوجوتسو بلدم، تاکو!

705
00:38:27,847 --> 00:38:30,808
‫تنها چیزیه که توش خوبم، پسر!

706
00:38:31,017 --> 00:38:33,811
‫کل زندگیم رو صرف این کردم که
‫برای جامعه ارزشی داشته باشم...

707
00:38:33,853 --> 00:38:35,855
‫به امید اینکه یه روز بتونم در عوض یه چیزی بگیرم.

708
00:38:35,896 --> 00:38:38,983
‫مثلاً یه پولی بگیرم که یه روزی
‫یه خانواده ای تشکیل بدم،

709
00:38:39,025 --> 00:38:41,360
‫و نمیتونم اینو از دست بدم!

710
00:38:44,363 --> 00:38:47,283
‫بدونِ اون دیگه یه آدم عادی ام، پسر!

711
00:38:48,200 --> 00:38:50,703
‫و خیلی از عادی بودن میترسم.

712
00:39:04,592 --> 00:39:06,427
.اون دوتا خیلی خنده دار بودن

713
00:39:06,469 --> 00:39:08,262
میک حتی نمیتونست
.تا نیمه شب بیرون بمونه

714
00:39:08,304 --> 00:39:10,556
چون هر دفعه
.لیلا می‌اومد و پیداش میکرد

715
00:39:10,973 --> 00:39:14,477
اونا هیچ وقت بیشتر از
.چند ساعت نمیتونستن از هم عصبانی باشن

716
00:39:14,477 --> 00:39:16,479
.بیا بریم خونه

717
00:39:59,188 --> 00:40:01,399
‫آقای کلی؟

718
00:40:01,399 --> 00:40:02,274
‫بله.

719
00:40:03,275 --> 00:40:05,236
‫توی تلویزیون یه مبارزه دیدیم،

720
00:40:05,236 --> 00:40:08,114
‫و یه یارو بود که یه حرکتی زد.

721
00:40:08,864 --> 00:40:11,117
‫میخواستم بدونم میتونید بهمون اون حرکت رو
‫نشون بدید یا نه.

722
00:40:15,830 --> 00:40:18,290
‫آره، آره حتماً.

723
00:40:19,291 --> 00:40:22,420
‫وقتی گردنتون داخل این مثلثِ اینجا باشه...

724
00:40:22,461 --> 00:40:24,338
‫وقتی فشار بیارم...

725
00:40:24,380 --> 00:40:26,173
‫در واقع به سرخرگ کاروتید فشار میاره...

726
00:40:26,215 --> 00:40:27,591
‫و گردش خون در مغز رو محدود میکنه،

727
00:40:27,633 --> 00:40:30,261
‫و شریک تمرینی ـتون یا باید ازتون بخواد که
‫بس کنید...

728
00:40:30,261 --> 00:40:32,304
‫یا اینکه بیهوش میشه.

729
00:40:32,346 --> 00:40:33,931
‫پس حالا دستت رو آماده کن،

730
00:40:33,973 --> 00:40:36,434
‫- و وقتی حسش کردی، ضربه بزن. باشه؟
‫- باشه.

731
00:40:36,475 --> 00:40:38,519
‫- حاضری؟
‫- آره.

732
00:40:38,561 --> 00:40:40,187
‫خیلی خب، برو بریم.

733
00:40:42,064 --> 00:40:43,816
‫- خوبی؟
‫- آره.

734
00:40:43,858 --> 00:40:45,359
‫یه موقع آسیب مغزی نمیزنه؟

735
00:40:45,401 --> 00:40:47,111
‫نه، یعنی فقط در صورتیکه حالت خفگی رو...

736
00:40:47,153 --> 00:40:48,612
‫کُلی وقت بعد از بیهوشی شریکت نگه داری،

737
00:40:48,612 --> 00:40:51,782
‫ولی ما آدمای متشخصی هستیم.
‫یعنی همچین کاری رو نمیکنیم.

738
00:40:51,782 --> 00:40:53,075
‫وحشتناکه!

739
00:40:53,117 --> 00:40:55,536
‫اگه شکمت پایین باشه بدتر هم هست.

740
00:41:04,462 --> 00:41:05,963
‫اینجوری دست هاش رو میذاری زیر بدنش.

741
00:41:05,963 --> 00:41:07,173
‫اونوقت دیگه شریک تمرینیت...

742
00:41:07,214 --> 00:41:09,008
‫حتی فرصت اینو نداره که ضربۀ تسلیم شدن بزنه.

743
00:41:09,550 --> 00:41:12,052
‫اصلاً کار قشنگی نیست ولی خب...

744
00:41:12,094 --> 00:41:16,098
‫دفعۀ بعدی که یه نفر رو داشتم میزدم زمین
‫باید این حرکت رو یادم باشه!

745
00:41:16,223 --> 00:41:17,850
‫«جاش»، چیکار میکنی؟

746
00:41:18,476 --> 00:41:20,311
‫دارم به این فکر میکنم که
‫گلاویز شدن یاد بگیرم.

747
00:41:20,352 --> 00:41:22,646
‫یعنی همۀ مبارزهای «ام ام ای»
‫یه نوع ازش رو استفاده میکنن.

748
00:41:22,688 --> 00:41:24,648
‫حداقل کسایی که برنده میشن میکنن.

749
00:41:24,648 --> 00:41:26,650
‫قوانین اونا به نفع مبارزین روی زمین ـه.

750
00:41:26,984 --> 00:41:31,322
‫خیلی از تکنیک ها توی «ام ام ای» اجازه داده نمیشه.
‫مثلاً گاز گرفتن یا فشردن چشم ها...

751
00:41:31,322 --> 00:41:33,407
‫که خیلی راحت میشه باهاشون
‫یه حملۀ گلاویز شدنی رو متوقف کنه.

752
00:41:33,449 --> 00:41:35,284
‫گوش کن جیمی، اون ازم خواست...

753
00:41:35,326 --> 00:41:36,785
‫تا یه حرکت بهش نشون بدم.
‫قصد بی احترامی نداشتم.

754
00:41:36,827 --> 00:41:38,454
‫نمیدونم چرا انقدر وقت خودتو با...

755
00:41:38,496 --> 00:41:40,289
‫یه نوع کُشتی گیری مسخره هدر میدی.

756
00:41:41,165 --> 00:41:42,166
‫بچه ها، بیاید بریم.

757
00:41:42,166 --> 00:41:44,126
‫چیزی که من بهشون یاد میدم،
‫اونا رو سر پا نگه میداره...

758
00:41:44,126 --> 00:41:45,711
‫و حریف هاشون رو روی زمین نگه میداره.

759
00:41:45,711 --> 00:41:47,087
‫میدونم، متوجهم!

760
00:41:50,716 --> 00:41:54,345
‫آره، ولی اگه یه نفر از پشت غافلگیرت کنه
‫و بزنت زمین چی؟

761
00:41:54,386 --> 00:41:57,890
‫خب جاش، بستگی داره چطوری بهت حمله ور شده باشه.

762
00:41:59,850 --> 00:42:02,436
‫اگه از پشت بیاد، آرنج هام رو میزنم توی صورتش.

763
00:42:02,478 --> 00:42:04,522
‫یا اگه بخواد از جلو بیوفته روم،

764
00:42:04,563 --> 00:42:07,691
‫ آرنج هام رو میخوابونم کفِ ستون فقراتش،
‫یا دو دستی میزنم توی گوشش!

765
00:42:08,025 --> 00:42:09,151
‫حالا هر چی!

766
00:42:09,568 --> 00:42:11,362
‫آره، اون...

767
00:42:11,612 --> 00:42:13,197
‫اون احتمالاً درد داشته باشه.

768
00:42:16,075 --> 00:42:17,201
‫عه...

769
00:42:19,286 --> 00:42:21,205
‫فکر میکنی اینجوری نمیتونم از خودم دفاع کنم؟

770
00:42:21,372 --> 00:42:23,541
‫- همچین حرفی نزدم، جیمی!
‫- ها؟ پیرمرد؟

771
00:42:23,582 --> 00:42:26,252
‫بیا امتحانش کنیم!
‫هممم؟ بیا امتحانش کنیم!

772
00:42:26,377 --> 00:42:28,254
‫زود باش.

773
00:42:28,295 --> 00:42:29,630
‫میخوای اونجا وایسی و به شاگردهام بگی...

774
00:42:29,672 --> 00:42:31,215
‫که تکنیک هام فایده ندارن؟

775
00:42:31,257 --> 00:42:32,675
‫دستکش هات رو دستت کن و ثابتش کن.

776
00:42:32,800 --> 00:42:35,261
‫من چیزی به شاگردهات نگفتم، جیمی!

777
00:42:35,302 --> 00:42:37,429
‫- فهمیدی؟
‫- هِی، لازم نیست کسی آسیب ببینه.

778
00:42:37,471 --> 00:42:40,391
‫به محض اینکه خواستی تمومش کنم،
‫میدونی، فقط ضربه بزن!

779
00:42:40,558 --> 00:42:42,518
‫به ضربۀ تسلیم شدن عادت داری دیگه؟

780
00:42:49,483 --> 00:42:51,277
‫آقایون، وقتشه برید.

781
00:42:51,318 --> 00:42:53,362
‫قبل از کلاس فردا یه عالمه تمیز کاری دارم.
‫برید!

782
00:42:53,404 --> 00:42:56,282
‫- یالا میک!
‫- همین الان! یالا!

783
00:42:57,825 --> 00:42:59,201
‫حالت خفگی!

784
00:43:00,119 --> 00:43:01,954
‫- برید بچه ها.
‫- بیخیال میک!

785
00:43:01,996 --> 00:43:04,081
‫یعنی از یه نمایش کوچولو میترسی؟

786
00:43:04,081 --> 00:43:05,666
‫فردا میبینمتون.

787
00:43:15,259 --> 00:43:17,344
‫چیکار میکنی؟

788
00:43:17,386 --> 00:43:19,054
‫میخوای بدونی چی یاد میدم؟

789
00:43:19,179 --> 00:43:20,723
‫بهت نشون میدم چی یاد میدم.

790
00:43:21,056 --> 00:43:22,558
‫میخوای بدونی چرا فکر میکنم...

791
00:43:22,558 --> 00:43:24,727
‫- چیزی که یاد میدی آشغاله؟ اونم بهت نشون میدم.
‫- آهای بچه ها!

792
00:43:24,768 --> 00:43:26,103
‫اصلاً همین الان بهت میگم...

793
00:43:26,103 --> 00:43:27,646
‫که قراره چه اتفاقی بیوفته.

794
00:43:29,189 --> 00:43:30,566
‫انقدر فاصله رو کم میکنم تا بغلت کنم...

795
00:43:30,608 --> 00:43:31,775
‫و یه دونه خش هم برنمیدارم.

796
00:43:31,817 --> 00:43:34,028
‫میندازتم روی زمین، روت سوار میشم،

797
00:43:34,069 --> 00:43:35,404
‫میچرخونمت، کمرت رو میگیرم،

798
00:43:35,446 --> 00:43:37,072
‫و بیهوشت میکنم.

799
00:43:37,114 --> 00:43:38,741
‫و فقط برای اینکه فکر نکنی شانسی بوده،

800
00:43:38,782 --> 00:43:40,409
‫دوباره هم انجامش میدیم.

801
00:43:40,451 --> 00:43:42,119
‫و بعدش دقیقاً همون کار رو...

802
00:43:42,161 --> 00:43:43,704
‫به همون ترتیب قبلی انجام میدم.

803
00:43:43,704 --> 00:43:46,373
‫و هیچ غلطی نمیتونی در مقابلم بکنی.

804
00:43:47,124 --> 00:43:48,542
‫باشه.

805
00:43:48,584 --> 00:43:50,127
‫فقط بدون اگه خیلی نزدیک بشی...

806
00:43:50,127 --> 00:43:51,253
‫واقعاً ضربه میزنم.

807
00:43:51,378 --> 00:43:52,379
‫چه خبره؟

808
00:43:52,379 --> 00:43:53,672
‫محکم ضربه میزنم!

809
00:43:53,672 --> 00:43:55,049
‫باشه رفیق!

810
00:43:55,090 --> 00:43:56,342
‫برو بریم!

811
00:44:17,905 --> 00:44:18,614
‫
‫- وای! دیدید؟

812
00:44:18,614 --> 00:44:20,616
‫دوباره بیا رفیق! یالا!

813
00:44:20,658 --> 00:44:22,534
‫برو بریم! یالا! شروع کن!

814
00:45:09,790 --> 00:45:11,709
!بابایی اومده خونه

815
00:45:11,750 --> 00:45:14,545
.سلام، بابایی -
.سلام، رفیق -

816
00:45:14,878 --> 00:45:17,047
تنها کاری که باید می‌کردم این بود که
.به یکی از اون انجمن‌ها دسترسی پیدا می‌کردم

817
00:45:17,089 --> 00:45:19,091
‫ولی اون زمان هیچکس آنلاین نبود.

818
00:45:19,133 --> 00:45:22,803
‫یعنی اصلاً اگه یادتون بیاد اونموقع هنوز
‫اینترنت «دیال آپ» داشتیم.

819
00:45:23,804 --> 00:45:26,098
‫بگذریم...

820
00:45:26,098 --> 00:45:29,643
‫از قضا چند ماه قبل اتفاقات جالبی
‫توی دبی افتاده بوده.

821
00:45:31,103 --> 00:45:33,021
‫خب فکر میکنی کی حریف خوبی براته؟
‫[اقامتگاه شیخ بن خلید]

822
00:45:33,063 --> 00:45:35,524
‫اون بیرون هیچکس حریفم نیست.

823
00:45:35,566 --> 00:45:37,276
‫من این واحد رو میگردونم.

824
00:45:37,276 --> 00:45:40,779
‫همۀ مبارزاتم مثل هم می مونه:
‫برنده میشم، برنده میشم، برنده میشم.

825
00:45:41,238 --> 00:45:42,781
‫این یارو سعی نمیکنه برنده بشه.

826
00:45:42,990 --> 00:45:45,075
‫- فقط سعی میکنه تا جایی که میتونه زنده بمونه.
‫- گور بابات، پسر!

827
00:45:45,117 --> 00:45:48,036
‫- اوه اوه!
‫- همین الان نفله ـت میکنم. بیا ببینم!

828
00:45:48,078 --> 00:45:51,081
‫- همین الان!
‫- گورت رو از صحنۀ من گُم کن بیرون!

829
00:46:00,966 --> 00:46:04,887
‫خب، شاید آقای میسون حریف خوبی باشه...

830
00:46:04,928 --> 00:46:07,139
‫ولی اینکه با رئیست مبارزه کنی،
‫ هیچوقت فکر خوبی نیست.

831
00:46:11,977 --> 00:46:13,604
‫از چی انقدر عصبانی ای، امین؟

832
00:46:13,645 --> 00:46:15,773
‫اون بهترینه.
‫بهش احترام بذار!

833
00:46:15,773 --> 00:46:18,066
‫تبانی میکنن تا اون پیروزی های راحتی داشته باشه.

834
00:46:22,321 --> 00:46:24,156
‫پس چرا با «میلتیک» مبارزه نمیکنه؟
‫(پت میلتیک)

835
00:46:25,491 --> 00:46:27,034
‫میلتیک له و لورده ـش میکنه.

836
00:46:27,075 --> 00:46:29,828
‫نه، مُشت های بلین خیلی خطرناکن، رفیق!

837
00:46:30,078 --> 00:46:32,581
‫حالا هر چی!
‫در کل اون متقلب ـه.

838
00:46:32,623 --> 00:46:35,501
‫عه، پس حال دیگه شد متقلب! آره؟

839
00:46:35,918 --> 00:46:37,252
‫نشونت میدم.

840
00:46:48,096 --> 00:46:49,556
‫وایستا ببینم، چی؟!

841
00:46:49,598 --> 00:46:51,350
‫بابات از تورنمنت هاش فیلم میگیره؟

842
00:46:51,350 --> 00:46:53,852
‫آره، چند ماه پیش پیداشون کردم.
‫قبلاً توی گاوصندوق نگهشون میداشت...

843
00:46:53,894 --> 00:46:56,021
‫ولی الان...
‫- این گُنده بک کیه؟ (سیاهه رو میگم)

844
00:46:56,230 --> 00:46:57,815
‫به نظر خفن میاد.

845
00:46:57,856 --> 00:46:59,358
‫الان اون سفیده خاکشیر میشه!

846
00:46:59,399 --> 00:47:02,611
‫خداییش؟
‫بچه که بودم اون استادم بود.

847
00:47:12,371 --> 00:47:13,413
‫اوه!

848
00:47:21,213 --> 00:47:23,257
‫فکر میکنی اون یارو بتونه بلین رو شکست بده؟

849
00:47:23,298 --> 00:47:24,925
‫میکی کلی!

850
00:47:29,263 --> 00:47:30,889
‫دوباره نگاه کن.

851
00:47:37,229 --> 00:47:40,607
‫ما میکی کلی از ایالات متحده رو داریم.

852
00:47:43,068 --> 00:47:45,404
‫- و مارکو بلین از برزیل!
‫- نه بابا!

853
00:47:45,821 --> 00:47:47,072
‫مال کِی بوده؟

854
00:47:47,531 --> 00:47:49,741
‫آقایون، شروع کنید.

855
00:47:55,372 --> 00:47:56,748
‫یه لحظه وایستا ببینم.

856
00:47:58,000 --> 00:48:00,085
‫- داشت به حریفش تعظیم میکرد؟
‫- آره.

857
00:48:00,419 --> 00:48:02,170
‫رفیق، باید اینو به برادرم نشون بدیم.

858
00:48:02,421 --> 00:48:04,089
‫اون فکر میکنه مارکو خداست!

859
00:48:05,465 --> 00:48:06,925
‫کِی از لندن برمیگرده؟

860
00:48:06,925 --> 00:48:08,719
‫الان آپلودش کردم روی سایتم.

861
00:48:11,096 --> 00:48:12,347
‫حتی نگاه هم نمیکرد!

862
00:48:12,389 --> 00:48:15,017
‫- چی؟
‫- برش گردون.

863
00:48:24,943 --> 00:48:26,612
‫باید توی فروم پُستش کنم.
‫(اصطلاحات اینترنتی)

864
00:48:26,653 --> 00:48:28,447
‫شرط میبندم حدود هزارتا بازدید بخوره.

865
00:48:36,204 --> 00:48:38,206
‫[شما بازدیدکنندۀ شمارۀ 10 هستید]

866
00:48:42,794 --> 00:48:45,797
‫[اینو نگاه کنید،
‫ بلین بی هوا به یه نفر ضربه میزنه]

867
00:48:47,966 --> 00:48:49,843
‫[شما بازدیدکنندۀ شمارۀ 1109 هستید]

868
00:48:55,599 --> 00:48:58,435
‫- پاکش کن!
‫- فایده ای نداره.

869
00:48:58,560 --> 00:49:01,104
‫ده ها بار توی اینترنت آپلود و کپی شده.
‫[سال 2000]

870
00:49:01,146 --> 00:49:03,065
‫ولمون کن بابا!

871
00:49:03,106 --> 00:49:04,900
‫از فاصلۀ این ویدیو...

872
00:49:04,942 --> 00:49:06,401
‫به زور میشه چهره هاشون رو دید.

873
00:49:06,443 --> 00:49:07,527
‫این میتونه ساختگی باشه.

874
00:49:07,569 --> 00:49:08,987
‫ساختگی نبود.

875
00:49:09,237 --> 00:49:10,405
‫این یارو کارش خوبه!

876
00:49:10,739 --> 00:49:12,366
‫و اون قطعاً مبارزِ توئه!

877
00:49:12,866 --> 00:49:14,368
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

878
00:49:15,827 --> 00:49:19,539
‫همیشه یه مبارزِ فرضی خارج از گود هست...

879
00:49:19,581 --> 00:49:21,500
‫که فکر میکنه میتونه حرفه ای ها رو شکست بده.

880
00:49:21,500 --> 00:49:23,251
‫اونا هیچوقت موفق نمیشن.

881
00:49:23,251 --> 00:49:25,128
‫هیچوقت نمیشن!

882
00:49:25,170 --> 00:49:28,256
‫پس بجز یه آدم معمولی
‫یه نفر دیگه برام بیار.

883
00:49:29,257 --> 00:49:30,801
‫مدعی اصلی قهرمانیت...

884
00:49:30,842 --> 00:49:32,427
‫شش ماه تعلیق آسیب رسانی گرفته.

885
00:49:32,469 --> 00:49:35,931
‫ازم پرسیدی که فکر میکنم کی بیشتر از همه
‫توجه ها رو به خودش جلب میکنه.

886
00:49:36,056 --> 00:49:38,266
‫حالا اگه به هر کدوم از این فروم ها وارد بشی...

887
00:49:38,308 --> 00:49:40,394
‫میبینی که کلی حرف و حدیث در مورد این ویدیو هست.

888
00:49:40,435 --> 00:49:43,772
‫پس میخوای به یه ناشناس فرصت قهرمانی بدی...

889
00:49:44,106 --> 00:49:45,857
‫چون بلین شش سال قبل...

890
00:49:45,899 --> 00:49:47,526
‫بی هوا بهش ضربه زده؟

891
00:49:47,526 --> 00:49:50,445
‫بیخیال! اون دلقک خوش شانس بوده که
‫بلین انقدر سریع کارش رو تموم کرده.

892
00:49:50,487 --> 00:49:52,781
‫باید کل ویدیو رو ببینی.

893
00:49:52,823 --> 00:49:54,324
‫چون این یارو آدم عادی ای نیست.

894
00:49:54,366 --> 00:49:57,035
‫اون اصل مطلب ـه.

895
00:49:57,244 --> 00:49:59,913
‫- عه؟ کی میگه؟
‫- مردم! مردمی که میدونن!

896
00:49:59,955 --> 00:50:02,165
‫و میگن ادعای مارکو برای شکست نخوردن تو خالیه!

897
00:50:02,207 --> 00:50:04,543
‫اونم به خاطر این مبارزه!

898
00:50:04,584 --> 00:50:08,213
‫به محض اینکه این قضیه به مجله ها راه پیدا کنه،
‫دیگه حتمی میشه.

899
00:50:08,213 --> 00:50:10,298
‫همه دلشون میخواد یه مسابقۀ مجدد ببینن.

900
00:50:12,050 --> 00:50:13,260
‫غیر از اینه؟

901
00:50:13,301 --> 00:50:14,386
‫این یه داستان ـه.

902
00:50:14,428 --> 00:50:16,138
‫این از اون داستان هاست...

903
00:50:16,179 --> 00:50:18,348
‫که مبارزه های رؤیایی ازشون ساخته شدن.

904
00:50:18,682 --> 00:50:21,184
‫من روی رؤیاهای آدما سرمایه گذاری نمیکنم.

905
00:50:21,226 --> 00:50:22,978
‫روی کارهاشون سرمایه گذاری میکنم.

906
00:50:23,311 --> 00:50:24,563
‫باشه.

907
00:50:24,896 --> 00:50:26,565
‫خب، این رؤیای اون نیست.

908
00:50:26,732 --> 00:50:29,192
‫حتی ازش خبر نداره.

909
00:50:29,234 --> 00:50:31,278
‫حتی نمیدونم مبارزه رو قبول میکنه یا نه.

910
00:50:31,319 --> 00:50:34,906
‫یارو یهویی یه روز، دیگه کلاً غیبش زده.

911
00:50:37,451 --> 00:50:38,577
‫اون کیه؟

912
00:50:40,579 --> 00:50:43,040
‫اسمش میکی کلی ـه.

913
00:50:43,165 --> 00:50:45,125
‫پیت میشناستش.

914
00:50:45,125 --> 00:50:47,127
‫به شخصه دلم براش میسوخت!

915
00:50:47,127 --> 00:50:50,130
‫آخه...
‫آخه وقتی دوباره دیدمش...

916
00:50:50,172 --> 00:50:52,424
‫فکر کنم حدود چهل سالی سن داشت...

917
00:50:52,549 --> 00:50:54,134
‫و نمیشه با این سن و سال...

918
00:50:54,217 --> 00:50:57,929
‫بدونِ تمرینات سطح بالا انتظار داشته باشی که
‫بتونی رقابت کنی.

919
00:50:57,929 --> 00:51:00,348
‫میدونی، یعنی حداقل با کسانی که خوبن
‫نمیشه رقابت کرد. پس...

920
00:51:01,600 --> 00:51:03,143
‫میدونی...

921
00:51:03,185 --> 00:51:05,937
‫جوجوتسو دائماً پیشرفت میکنه...

922
00:51:05,937 --> 00:51:07,939
‫و من به میسون دقیقاً همینو گفتم.

923
00:51:07,939 --> 00:51:10,400
‫ولی میدونی، اون اصرار میکرد.

924
00:51:15,614 --> 00:51:17,532
‫سلام!

925
00:51:17,866 --> 00:51:19,034
‫میک!

926
00:51:19,284 --> 00:51:20,452
‫پیت تویی؟

927
00:51:20,452 --> 00:51:22,037
‫آره.

928
00:51:26,291 --> 00:51:27,918
‫حالت چطوره؟

929
00:51:27,959 --> 00:51:29,377
‫خوبم داداش.
‫تو چطوری پسر؟

930
00:51:29,419 --> 00:51:31,505
‫- خوبم. خوشحالم میبینمت.
‫- منم همینطور رفیق!

931
00:51:33,256 --> 00:51:35,133
‫اینجا چه غلطی میکنی رفیق؟

932
00:51:35,175 --> 00:51:37,302
‫میدونی خرجم رو در میارم!

933
00:51:37,344 --> 00:51:38,970
‫- میدونی؟
‫- آره، خیلی خب.

934
00:51:39,012 --> 00:51:40,639
‫سلام، قضیۀ باشگاه جدید رو شنیدم.

935
00:51:40,680 --> 00:51:42,390
‫و بهت افتخار میکنم پسر.

936
00:51:42,432 --> 00:51:43,517
‫ممنونم، ممنونم، ممنونم!

937
00:51:43,517 --> 00:51:45,102
‫میدونستم با کُشتی به یه جایی میرسی.

938
00:51:45,102 --> 00:51:47,104
‫چی بگم پسر!

939
00:51:48,146 --> 00:51:50,065
‫خب...حالا چه خبره؟

940
00:51:50,107 --> 00:51:52,484
‫- تراویس، این میک ـه. میک با تراویس آشنا شو.
‫- حالت چطوره رفیق؟

941
00:51:52,484 --> 00:51:53,944
‫- چه خبر رفیق؟ خوشوقتم.
‫- خیلی خوشوقتم.

942
00:51:53,985 --> 00:51:55,278
‫اون یه ذره باهام تمرین کرده.

943
00:51:55,320 --> 00:51:56,988
‫میخواستم یه چند تا مبارزه براش جور کنم.

944
00:51:57,030 --> 00:51:59,658
‫میخواستم سبک های بیشتری یاد بگیره و
‫داشتم بهش میگفتم...

945
00:51:59,699 --> 00:52:02,285
‫که قبلنا خیلی راحت از زیر دست آدم لیز میخوردی.

946
00:52:02,327 --> 00:52:03,578
‫خب، تشکر میکنم رفیق.

947
00:52:03,620 --> 00:52:05,330
‫فقط میخواستم بدونم اگه...

948
00:52:05,372 --> 00:52:07,165
‫اشکالی نداره یه ذره باهاش کُشتی بگیری؟

949
00:52:07,207 --> 00:52:08,416
‫ببین چطوره.

950
00:52:08,750 --> 00:52:11,503
‫- باشه.
‫- باشه؟

951
00:52:11,753 --> 00:52:13,213
‫یعنی همین الانِ الان؟

952
00:52:13,255 --> 00:52:15,340
‫- وسایلم رو آوردم. حاضرم!
‫- اگه اشکالی نداشته باشه.

953
00:52:18,343 --> 00:52:19,761
‫آره، میتونیم...

954
00:52:19,803 --> 00:52:22,222
‫میخوای جارو بردارم یا...

955
00:52:22,264 --> 00:52:24,099
‫- نه، لازم نیست.
‫- خیلی خب، باشه.

956
00:52:24,141 --> 00:52:25,475
‫- بریم.
‫- خیلی خب، بریم.

957
00:52:25,517 --> 00:52:27,102
‫- خوبی؟
‫- آره.

958
00:52:27,144 --> 00:52:28,645
‫خب، برو بریم.
‫برو بریم!

959
00:52:28,687 --> 00:52:30,021
‫برو بریم.

960
00:52:34,609 --> 00:52:36,027
‫مراقب گردنت باش، مراقب گردنت باش.
‫مراقب...

961
00:52:36,027 --> 00:52:37,654
‫گردن! گردن! گردن!

962
00:52:39,364 --> 00:52:40,699
‫- خوبی؟
‫- آره خوبم. خوبم.

963
00:52:41,158 --> 00:52:43,118
‫دست گرمیِ خوبی بود.

964
00:52:43,160 --> 00:52:44,286
‫- آره، آره، آره.
‫- خوبی؟

965
00:52:48,456 --> 00:52:49,374
‫هِی!

966
00:52:50,375 --> 00:52:52,210
‫آرنجت رو ببند!
‫هِی، آرنج...

967
00:52:52,252 --> 00:52:53,628
‫آرنجت رو ببند دیگه.

968
00:52:55,714 --> 00:52:57,132
‫مراقب گردنت باش...
‫گردن، گردن!

969
00:52:57,174 --> 00:52:58,758
‫میخواد گردنت رو بگیره.

970
00:53:03,513 --> 00:53:04,556
‫حالا مبارزه کنید!

971
00:53:05,891 --> 00:53:07,601
‫مراقب تعادلت باش.
‫اونجا فایده نداره، اونجا فایده نداره.

972
00:53:07,642 --> 00:53:09,728
‫یه ذره با دستت بازی کن.

973
00:53:09,769 --> 00:53:11,646
‫آهان. خیلی خب.

974
00:53:11,688 --> 00:53:13,356
‫آهان!

975
00:53:13,398 --> 00:53:14,816
‫ضربۀ قشنگی بود، تراویس!

976
00:53:14,858 --> 00:53:16,234
‫بیشتر به خودت فضا بده.
‫همینه!

977
00:53:16,276 --> 00:53:17,694
‫آهان، آره.

978
00:53:17,736 --> 00:53:20,655
‫میخواد زیر دو خمت رو بگیره!
‫میخواد زیر دو خمت رو بگیره!

979
00:53:24,659 --> 00:53:27,037
‫برو سمت گوشه!

980
00:53:27,329 --> 00:53:28,455
‫مراقب دستت باش.

981
00:53:28,496 --> 00:53:30,165
‫مراقب دستت باش...
‫برگرد سمتش!

982
00:53:30,207 --> 00:53:32,209
‫رو کن سمتش.

983
00:53:32,626 --> 00:53:35,462
‫نه، نفس بکِش!
‫نه، نه، فایده نداره. میخواد دستت رو بگیره.

984
00:53:41,676 --> 00:53:43,094
‫خوبی؟

985
00:53:43,136 --> 00:53:44,429
‫آره، خوبم پسر.

986
00:53:46,389 --> 00:53:47,599
‫خیلی خب، میک!

987
00:53:47,766 --> 00:53:48,767
‫رُک باهاش حرف بزن.

988
00:53:49,226 --> 00:53:50,268
‫ببین، فکر کنم میدونی...

989
00:53:50,310 --> 00:53:52,145
‫که روی اون ضربه گردنت رو آزاد گذاشته بودی.

990
00:53:52,187 --> 00:53:55,190
‫میدونی وقتی پا رو گرفتی، سریع بزن زمین...

991
00:53:55,232 --> 00:53:59,194
‫آرنج هات رو جمع کن تا یه موقع نتونم
‫تکنیک کیمورا، حالت چهارم رو روت اجرا کنم.

992
00:53:59,236 --> 00:54:00,695
‫یعنی این چیزی نیست که پیت...

993
00:54:00,737 --> 00:54:03,698
‫- چیز خاصی نیست.
‫- ...نتونه درستش کنه، این...

994
00:54:03,740 --> 00:54:05,367
‫یعنی اگه اینا رو درست کنی...

995
00:54:05,408 --> 00:54:08,411
‫خطرناک میشی، رفیق!
‫بهت قول میدم.

996
00:54:08,453 --> 00:54:10,747
‫آره، شاید همین کار رو کردم.

997
00:54:10,872 --> 00:54:13,166
‫- ممنونم رفیق، تشکر میکنم.
‫- خواهش میکنم.

998
00:54:13,208 --> 00:54:14,542
‫- پیت، بیرون میبینمت.
‫- بله.

999
00:54:14,584 --> 00:54:15,669
‫باشه.

1000
00:54:22,801 --> 00:54:23,843
‫خوبی «تی پی»؟
‫(تراویس پرینس)

1001
00:54:23,885 --> 00:54:26,471
‫آره، تمرین خوبی بود.

1002
00:54:27,806 --> 00:54:29,766
‫- مشکلی نبود؟
‫- واقعاً نمیدونی که...

1003
00:54:29,808 --> 00:54:31,893
‫اون بیرون توی جهان چه خبره، نه؟

1004
00:54:32,435 --> 00:54:33,603
‫از چی حرف میزنی؟

1005
00:54:33,645 --> 00:54:35,105
‫داداش، اون تراویس پرینس ـه.

1006
00:54:35,146 --> 00:54:36,815
‫تازگی توی برزیل قهرمان شده.

1007
00:54:39,859 --> 00:54:41,236
‫همونطور که قبلش ازت پرسیدم...

1008
00:54:42,487 --> 00:54:44,531
‫اینجا چه غلطی میکنی؟

1009
00:54:49,411 --> 00:54:51,246
‫بهم اعتماد کن، هنوزم میتونه.

1010
00:54:51,288 --> 00:54:52,747
‫به شخصه مصدومیتی ندیدم.

1011
00:54:52,789 --> 00:54:55,375
‫واقعاً؟
‫فعلاً چیزی بهش نگو.

1012
00:54:55,417 --> 00:54:56,835
‫نه، بهش نمیگم.

1013
00:54:56,876 --> 00:54:58,503
‫در واقع میخوام یه کاری بهش پیشنهاد بدم،

1014
00:54:58,545 --> 00:55:00,922
‫چون نمیخوام وقتی بهش گفتم
‫یهویی فکر کنه خبریه!

1015
00:55:01,172 --> 00:55:02,507
‫منظورت چیه؟

1016
00:55:02,549 --> 00:55:04,217
‫فکر میکنی یارو انقدر خوبه؟

1017
00:55:04,259 --> 00:55:05,677
‫خب، بذار اینجوری بهت بگم...

1018
00:55:05,677 --> 00:55:07,345
‫اگه ترتیب این مبارزه رو دادی...

1019
00:55:07,387 --> 00:55:08,680
‫من روی مبارز تو سرمایه گذاری نمیکنم.

1020
00:55:08,722 --> 00:55:10,682
‫چی؟ شوخی میکنی؟

1021
00:55:10,682 --> 00:55:12,517
‫خب...بذار اینجوری بگم.

1022
00:55:12,559 --> 00:55:16,396
‫اگه مبارزه به روی زمین کِشیده بشه
‫مبارزِت کارش تمومه!

1023
00:55:19,190 --> 00:55:20,859
‫خودت میدونی که همینطوره، پسر!

1024
00:55:22,527 --> 00:55:23,737
‫آره.

1025
00:55:25,572 --> 00:55:26,656
‫سلام.

1026
00:55:26,698 --> 00:55:27,699
‫چه خبره؟

1027
00:55:27,699 --> 00:55:29,492
‫پس...میدونی، بذار...

1028
00:55:29,534 --> 00:55:32,412
‫بذار درباره ـش با لیلا حرف بزنم،
‫بعدش فردا بهت زنگ میزنم.

1029
00:55:32,454 --> 00:55:34,914
‫باشه؟
‫خیلی خب، به زودی حرف میزنیم.

1030
00:55:35,248 --> 00:55:36,541
‫کی بود؟

1031
00:55:37,876 --> 00:55:40,337
‫پیت رو یادت میاد دیگه؟

1032
00:55:40,378 --> 00:55:41,880
‫تری؟ آره.
‫(اسم اصلیش تری ـه)

1033
00:55:42,213 --> 00:55:45,467
‫خب، چند وقت پیش
‫یه مرکز آموزشِ «ام ام ای» راه انداخته...

1034
00:55:45,508 --> 00:55:47,719
‫و دوست داره من برم گلاویز شدن یاد بدم.

1035
00:55:49,637 --> 00:55:51,806
‫عزیزم، دیگه اونجوری لازم نیست توی حراست...

1036
00:56:54,160 --> 00:56:55,787
‫مراقب پا باش.
‫مراقب پا باش!

1037
00:56:55,787 --> 00:56:56,788
‫سلام پیت!

1038
00:56:58,915 --> 00:56:59,916
‫پیت!

1039
00:57:02,127 --> 00:57:05,088
‫پس اومدی! پس اومدی!

1040
00:57:05,130 --> 00:57:07,424
‫چه خبرا داداش؟

1041
00:57:07,465 --> 00:57:08,716
‫عجب!

1042
00:57:08,758 --> 00:57:11,386
‫به خونه خوش اومدی عزیزم!
‫به خونه خوش اومدی.

1043
00:57:11,428 --> 00:57:12,971
‫وقتی حریفتون موضعش رو عوض میکنه...

1044
00:57:13,012 --> 00:57:15,807
‫برای سر، اگه روتون افتاده باشه
‫دو تا گزینه دارید.

1045
00:57:15,849 --> 00:57:17,100
‫سر حریف بالا ـه.

1046
00:57:17,142 --> 00:57:18,810
‫پس میتونید حریف رو بچرخونید؟

1047
00:57:18,852 --> 00:57:20,145
‫حالا وقتی حاضر بودم...

1048
00:57:20,186 --> 00:57:21,688
‫از زیرش فرار میکنم،

1049
00:57:21,729 --> 00:57:23,356
‫و شرایط رو مساوی میکنم.

1050
00:57:23,398 --> 00:57:25,024
‫بعدش که شرایط مساوی میشه...

1051
00:57:26,151 --> 00:57:27,819
‫میام روی موضع بالا!

1052
00:57:27,861 --> 00:57:30,280
‫آره، آره، آره.

1053
00:57:30,321 --> 00:57:31,322
‫زیبا بود.

1054
00:57:31,322 --> 00:57:32,824
‫این دستاش کجا میره؟

1055
00:57:32,824 --> 00:57:33,825
‫توی صورتش!

1056
00:57:33,867 --> 00:57:35,952
‫این دست فقط برای این اینجاست...

1057
00:57:35,994 --> 00:57:38,913
‫تا جلوی منو بگیره که به تو نزدیک نشم.

1058
00:57:38,955 --> 00:57:40,331
‫وایستا، وایستا، وایستا، وایستا!

1059
00:57:40,373 --> 00:57:41,458
‫برای صورتت نه!

1060
00:57:42,375 --> 00:57:44,627
‫همه حرکاتتون روی اصول باشه.

1061
00:57:44,669 --> 00:57:45,795
.هِی، میک

1062
00:57:45,837 --> 00:57:48,089
‫بچه ها، یه لحظه عذر میخوام.

1063
00:57:48,131 --> 00:57:50,592
‫- بابا!
‫- رفیق!

1064
00:57:52,051 --> 00:57:54,721
‫انتظار نداشتم روز اول کارم، مهمون داشته باشم.

1065
00:57:54,762 --> 00:57:56,598
‫الان اینجا چه خبره؟

1066
00:57:56,598 --> 00:58:00,143
‫- آخ، خفه شدم! ضربۀ تسلیم! بابایی تسلیم میشه!
‫- خیلی خب، خیلی خب!

1067
00:58:00,185 --> 00:58:03,771
‫خب، میخواستیم بیایم دفتر جدید بابایی رو ببینیم.

1068
00:58:04,939 --> 00:58:05,899
‫ممنونم.

1069
00:58:07,984 --> 00:58:09,611
‫اینجا فوق العاده ـست.

1070
00:58:09,611 --> 00:58:11,196
‫بابایی هم همین فکر رو میکنه.

1071
00:58:11,446 --> 00:58:13,573
‫بابت اینجا خیلی هیجان زده ام.

1072
00:58:13,615 --> 00:58:15,700
‫بابا، من کِی میتونم مبارزه کنم؟

1073
00:58:15,950 --> 00:58:18,411
‫خب، اگه همه چیز طبق نقشه پیش بره، هیچوقت!

1074
00:58:19,204 --> 00:58:22,457
‫- چرا؟
‫- ببین...

1075
00:58:22,457 --> 00:58:25,627
‫بابا از قبل بهت جنبۀ دفاعی جوجوتسو رو یاد داده.

1076
00:58:25,668 --> 00:58:28,171
‫و اگه هر مشکلی برات پیش بیاد
‫با اون میتونی از پسش بر بیای.

1077
00:58:28,296 --> 00:58:31,508
‫ولی قرار نیست وارد رینگ یا قفس بشی.

1078
00:58:31,549 --> 00:58:33,718
‫بابایی میخواد گزینه های دیگه ای
‫توی زندگیت داشته باشی.

1079
00:58:34,052 --> 00:58:35,637
‫من فقط مبارزه کردن رو یاد گرفتم.

1080
00:58:35,970 --> 00:58:37,805
‫ایکاش منم اون گزینه ها رو میداشتم.

1081
00:58:37,847 --> 00:58:41,059
‫ولی میخوام تو فرق کنی.

1082
00:58:41,184 --> 00:58:44,687
‫آقای پیت میگه بچه های سن من میتونن مبارزه کنن.

1083
00:58:44,729 --> 00:58:46,814
‫عه آقای پیت همچین حرفی زده؟

1084
00:58:46,814 --> 00:58:50,818
‫من که اصلاً یادم نمیاد همچین گفتگویی
‫با تو داشته باشم.

1085
00:58:50,860 --> 00:58:53,404
‫آخه یادم میاد یه گفتگویی با آقای پیت داشتم...

1086
00:58:53,446 --> 00:58:55,114
‫و بهش گفتم:
‫«دور بچۀ منو خط بکِش».

1087
00:58:55,156 --> 00:58:57,700
‫- این بچه هیچوقت مبارزه نمیکنه.
‫- اون...هیچوقت!

1088
00:58:57,742 --> 00:59:00,995
‫آره، خب وقتی داشتیم حرف میزدیم که ما...

1089
00:59:00,995 --> 00:59:02,747
‫نباید این حرف رو اینجا میزدی، پسر!

1090
00:59:02,997 --> 00:59:04,499
‫باید میگفتم دیگه.

1091
00:59:04,541 --> 00:59:06,793
‫بذار بگم چیکار میخوام بکنم.

1092
00:59:06,834 --> 00:59:08,586
‫- پیت، دستکش رو بنداز.
‫- بیا.

1093
00:59:09,003 --> 00:59:10,713
‫دستتو بده من.

1094
00:59:10,755 --> 00:59:12,966
‫بذارش اینجا.
‫دقیقاً همینجا.

1095
00:59:13,007 --> 00:59:15,009
‫نگاه کن.

1096
00:59:15,009 --> 00:59:17,554
‫وقتی این اندازه ـت شد،
‫با هم صحبت میکنیم.

1097
00:59:17,804 --> 00:59:19,847
‫- میفهمی؟
‫- بله آقا!

1098
00:59:20,181 --> 00:59:22,016
‫و برای یه لحظۀ کوتاه...

1099
00:59:22,058 --> 00:59:23,560
‫همه چیز به نظر خوب میومد.

1100
00:59:23,601 --> 00:59:27,021
‫ولی بالاخره اون ویدیو گریبان گیرش شد.

1101
00:59:27,188 --> 00:59:30,149
‫[شکست نخورده؟]

1102
00:59:36,906 --> 00:59:39,701
‫[سؤال اینجاست که «کلی» این مبارزه را قبول می کند؟]

1103
00:59:52,922 --> 00:59:54,882
‫منم!

1104
00:59:54,882 --> 00:59:55,925
‫خیلی خب.

1105
00:59:56,926 --> 00:59:58,219
‫به مدیر برنامه هاش زنگ بزن.

1106
00:59:59,721 --> 01:00:01,931
‫البته اگه مدیر برنامه داشته باشه!

1107
01:00:31,753 --> 01:00:32,920
‫حالا میزنتش زمین.

1108
01:00:38,384 --> 01:00:40,136
‫حرکت کتاب!

1109
01:00:47,894 --> 01:00:51,898
‫برنده با اعلام تسلیم شدن حریف، میکی کلی ـه!

1110
01:00:51,898 --> 01:00:55,234
‫همون روز «برایان برکمن» باهام تماس گرفت.

1111
01:00:55,276 --> 01:00:57,612
‫اون یه حریف جور کنِ بزرگه!

1112
01:00:57,862 --> 01:01:00,406
‫یه چند تا فرم بهم داد تا نگاهشون کنم.

1113
01:01:00,448 --> 01:01:04,077
‫قشنگ مطمئن شدم که همه داشتن از این صحبت میکردن
‫که میکی تنها مبارزی ـه...

1114
01:01:04,118 --> 01:01:06,120
‫که میتونه بلین رو شکست بده.

1115
01:01:06,579 --> 01:01:09,624
‫ملت درخواست یه مبارزۀ مجدد داده بودن.

1116
01:01:09,666 --> 01:01:12,335
‫ولی میکی 46 سالش بود و تمرین نداشت.

1117
01:01:12,460 --> 01:01:16,047
‫ولی بلین 31 سالش بود و توی اوجش بود.

1118
01:01:16,172 --> 01:01:17,882
‫حالا مشکل دیگه به کنار!

1119
01:01:18,132 --> 01:01:19,801
‫رفیقت داره اسطوره میشه.

1120
01:01:19,801 --> 01:01:21,969
‫اگه از این فرصت استفاده نکنه، احمقه!

1121
01:01:21,969 --> 01:01:25,014
‫آره ولی شاید از نظر جسمانی مشکل داشته باشه.

1122
01:01:25,056 --> 01:01:26,724
‫یکی از چشماش مشکل داره.

1123
01:01:26,724 --> 01:01:28,434
‫نگران نباش، اگه بخواد مبارزه کنه...

1124
01:01:28,643 --> 01:01:31,062
‫یه دکتر مناسب خودش دارم.

1125
01:01:31,104 --> 01:01:32,647
‫ببین، مهم نیست من چی میگم.

1126
01:01:32,689 --> 01:01:35,233
‫میدونم که میخواد مبارزه کنه.

1127
01:01:35,316 --> 01:01:36,984
‫مشکلمون اون نیست.

1128
01:01:37,026 --> 01:01:40,488
‫عزیزم، 75 هزار دلار
‫فقط برای وارد شدن به رینگ میدن.

1129
01:01:40,655 --> 01:01:42,323
‫بیشتر از درآمد یکسال منه!

1130
01:01:42,323 --> 01:01:45,243
‫اگه یه میلیون دلار هم باشه برام مهم نیست.
‫نمیتونم بذارم این کار رو بکنی.

1131
01:01:45,284 --> 01:01:47,412
‫- خیلی خب، فقط بذار...
‫- نه، پنج سال...

1132
01:01:47,453 --> 01:01:50,331
‫عذاب وجدان داشتم که بهت اجازه دادم
‫همچین کار احمقانه ای بکنی.

1133
01:01:50,373 --> 01:01:51,999
‫خب جوون بودم.

1134
01:01:52,208 --> 01:01:53,751
‫فکر میکردم میتونم ببرم.

1135
01:01:53,793 --> 01:01:56,045
‫الان مسن تر شدم، میدونم نمیتونم بِبَرم.

1136
01:01:56,379 --> 01:01:58,715
‫میرم اونجا و یه ذره حرکت میزنم...

1137
01:01:58,756 --> 01:02:00,591
‫و به محض اینکه احساس کردم مشکلی هست
‫تسلیم میشم.

1138
01:02:00,591 --> 01:02:02,969
‫بعدش با یه مقدار پول میریم خونه.

1139
01:02:03,010 --> 01:02:05,930
‫واقعاً انتظار داری باور کنم که وقتی میری اونجا،

1140
01:02:05,972 --> 01:02:08,474
‫با اون آشغال وارد یه رینگ میشی...

1141
01:02:08,516 --> 01:02:10,351
‫و میتونی در برابر تمایل به کتک زدنی که...

1142
01:02:10,351 --> 01:02:12,145
‫سزاوارشه، مقاومت کنی؟

1143
01:02:12,186 --> 01:02:15,314
‫واقعاً؟ واقعاً؟ خیلی خب، باشه حله.

1144
01:02:15,356 --> 01:02:17,984
‫توی چشمام نگاه کن و اینو بهم بگو.

1145
01:02:22,405 --> 01:02:23,698
‫نمیتونم.

1146
01:02:25,324 --> 01:02:27,285
‫خب وقتی با من آشنا شدی...

1147
01:02:27,410 --> 01:02:30,204
‫توی یه چیزی عالی بودم.

1148
01:02:30,204 --> 01:02:32,415
‫اعتماد به نفس داشتم و به خودم افتخار میکردم.

1149
01:02:32,457 --> 01:02:35,877
‫و استعدادی داشتم که همه جا با خودم میبُردمش.

1150
01:02:36,961 --> 01:02:39,922
‫اگه اینو ازم بگیری، دیگه مثل قبل نمیشم.

1151
01:02:40,381 --> 01:02:42,175
.باید باه‌اش روبرو بشم

1152
01:02:44,469 --> 01:02:45,470
.انجامش میدم

1153
01:02:45,470 --> 01:02:47,638
.نه، نه

1154
01:03:05,031 --> 01:03:07,241
‫با همین جلسات خصوصیش هم به زور موافقت کردم،

1155
01:03:07,283 --> 01:03:09,368
‫ولی این...این دیگه...

1156
01:03:09,577 --> 01:03:13,039
‫دیوونگی ـه؟
‫میدونم.

1157
01:03:14,874 --> 01:03:16,793
‫توی جلسات خصوصی همیشه سعی نمیکنن
‫بهت آسیب بزنن،

1158
01:03:16,834 --> 01:03:20,087
‫ولی توی هر قفسی، عملاً تنها کاری که
‫میخوان بکنن همینه!

1159
01:03:26,844 --> 01:03:28,429
‫- شاید من بتونم...
‫- ولی عاشقشم.

1160
01:03:30,139 --> 01:03:33,226
‫و این سؤالیه که اون به دنبال جوابشه، پس...

1161
01:03:34,268 --> 01:03:36,479
‫اگه نذارم انجامش بده...

1162
01:03:36,521 --> 01:03:38,856
‫تا ابد مثل خوره به جونش میوفته.

1163
01:03:38,898 --> 01:03:42,193
‫آخرش از دست من ناراحت میشه و
‫به هر حال از دستش میدم.

1164
01:03:43,778 --> 01:03:46,489
‫حالا میفهمم چرا شما دوتا ازدواج کردید.

1165
01:03:46,531 --> 01:03:49,075
‫تو هم دقیقاً مثل اون خُل و چِلی!

1166
01:03:58,292 --> 01:04:00,670
به من قول بده
که بخاطر پسر خوندت

1167
01:04:00,711 --> 01:04:03,130
هروقت بهت گفتم

1168
01:04:03,172 --> 01:04:05,800
.مبارزه رو متوقف کنی

1169
01:04:15,184 --> 01:04:16,394
.ممنونم

1170
01:04:25,319 --> 01:04:26,612
.باشه

1171
01:04:28,114 --> 01:04:29,615
باشه؟

1172
01:04:33,119 --> 01:04:36,581
‫میکی قبل از اینکه قراردادی ببنده
‫شروع کرد مثل چی تمرین کردن!

1173
01:04:38,624 --> 01:04:41,168
‫یالا شروع کنیم.
‫برو بریم، میک!

1174
01:04:41,210 --> 01:04:42,795
‫- تو میتونی، عزیزم!
‫- قشنگ تلاش کن، عزیزم!

1175
01:04:42,795 --> 01:04:44,964
‫نهایت تلاشت رو بکن.

1176
01:04:45,506 --> 01:04:46,799
‫آهان!

1177
01:04:46,841 --> 01:04:48,384
‫بازم تلاش کن.

1178
01:04:50,928 --> 01:04:53,347
‫خیلی خب، قضیه از این قراره، میک!

1179
01:04:53,389 --> 01:04:56,350
‫اگه جلوی این یارو دووم بیاری،
‫کلاً 60 ثانیه میتونی سر پا باشی، خب؟

1180
01:04:56,392 --> 01:04:59,604
‫هر چی بیشتر سر پا باشی،
‫احتمال اینکه ضربه بخوری بیشتر میشه.

1181
01:04:59,729 --> 01:05:00,730
‫خیلی خب داداش؟

1182
01:05:00,855 --> 01:05:02,440
‫افزایش قدرت،

1183
01:05:02,857 --> 01:05:04,650
‫افزایش سرعت!

1184
01:05:04,692 --> 01:05:07,486
‫- خیلی خب عزیزم! همینطوری فشار بیار.
‫- یالا!

1185
01:05:07,904 --> 01:05:09,530
‫باید سریعتر از هر زمان فاصله ـت رو کم کنی،

1186
01:05:09,572 --> 01:05:12,783
‫و به زمین بزنیش.

1187
01:05:12,825 --> 01:05:14,702
‫و وقتی روی زمین ـه...

1188
01:05:14,744 --> 01:05:16,871
‫مثل قدیما زمان نامحدود نداری، پسر!

1189
01:05:16,954 --> 01:05:18,289
‫راندهای پنج دقیقه ای داری،

1190
01:05:18,331 --> 01:05:20,458
‫پس باید قبل از اینکه زنگ رو بزنن،
‫کاری کنه تسلیم بشه.

1191
01:05:20,499 --> 01:05:22,793
‫علاوه بر اینا، مارکو روی حرکات روی زمینش کار کرده

1192
01:05:22,835 --> 01:05:24,503
‫پس دیگه اون آدم ناشی به جوجوتسو نیست.

1193
01:05:25,838 --> 01:05:27,214
‫بهت قدرت سر شاخ شدنِ...

1194
01:05:27,298 --> 01:05:28,549
‫یه گوریل لعنتی رو میدیم.

1195
01:05:28,591 --> 01:05:29,926
‫پسر، میشنوی چی میگم؟

1196
01:05:30,676 --> 01:05:32,345
‫تا وقتی روی زمینی...

1197
01:05:32,386 --> 01:05:34,263
‫بزنی مثل عروسک با زمین یکیش کنی.

1198
01:05:36,349 --> 01:05:38,559
‫روی تکنیک هایی کار میکردیم که
‫به بخش چپ بدنش...

1199
01:05:38,601 --> 01:05:40,436
‫کمک میکرد که تا حد ممکن از خودش مراقبت کنه...

1200
01:05:40,478 --> 01:05:41,854
‫حرکت هیل دراپ رو فراموش کن، باشه؟

1201
01:05:41,896 --> 01:05:43,648
‫به گرفتنِ پشتش و این چیزا فکر نکن.

1202
01:05:43,689 --> 01:05:46,484
‫بلین میدونه که گلاویزش میشی.
‫انتظارش رو داره!

1203
01:05:46,525 --> 01:05:48,569
‫از بالا بگیرش.

1204
01:05:48,611 --> 01:05:50,780
‫سوپلکس بزن!

1205
01:05:50,821 --> 01:05:53,866
‫...و در عین حال روی استراتژی های جدید
‫کار میکردیم که بلین رو بترسونیم.

1206
01:06:06,587 --> 01:06:08,005
‫ولی همه ـش بی فایده بود.

1207
01:06:15,012 --> 01:06:16,722
‫شروع کنید.

1208
01:06:20,893 --> 01:06:23,521
‫میسون خیلی تلاش کرده بود...

1209
01:06:23,562 --> 01:06:25,398
‫تا این ورزش رو به جهان عرضه کنه...

1210
01:06:27,775 --> 01:06:31,570
‫که نمیتونست ریسکش رو بپذیره که
‫یه مبارز توی تلویزیون کُشته بشه.

1211
01:06:31,696 --> 01:06:34,323
‫پس قبل از اینکه رسماً مبارزه اعلام بشه...

1212
01:06:34,365 --> 01:06:36,993
‫یه دکتر واقعی برای وضعیت جسمانی میکی آورد.

1213
01:06:42,915 --> 01:06:46,460
‫میکی همه چیز رو با بهترین نمرات گذروند
‫تا اینکه کار به تست بینایی رسید.

1214
01:07:04,937 --> 01:07:07,773
‫امکان نداشت که به میک گیر نده.

1215
01:07:07,982 --> 01:07:11,736
‫اون قضیه مال هشتم مارس سال 2001 بود.

1216
01:07:14,488 --> 01:07:16,699
‫کاربراتور ماشینش خراب شده بود
‫و ماشینش توی مغازۀ من بود،

1217
01:07:16,741 --> 01:07:18,909
‫پس من رسوندمش مطب دکتر.

1218
01:07:23,414 --> 01:07:25,583
‫قرار بود لیلا بره دنبالش.

1219
01:07:33,883 --> 01:07:36,761
‫من و کید داشتیم از «هابی شک» برمیگشتیم.
‫(فروشگاه اسباب بازی)

1220
01:07:36,802 --> 01:07:38,929
‫مامان بزرگ! مامان بزرگ تاکو!
‫(مامانِ تاکوئه)

1221
01:07:38,971 --> 01:07:40,514
‫ببین عمو برام چی گرفت.

1222
01:07:43,642 --> 01:07:45,394
‫- ...از یک تابلوی توقف رد شد...
‫- ساعت 6 بعد از ظهر!

1223
01:07:45,436 --> 01:07:46,896
‫...و با «فولکس واگن بیتل» تصادف کرد.

1224
01:07:46,937 --> 01:07:48,189
‫در واقع توی اخبار دیدمش.

1225
01:07:48,314 --> 01:07:49,815
‫نیروی امدادی در صحنه حاضره.

1226
01:07:54,487 --> 01:07:55,488
‫آره.

1227
01:08:04,747 --> 01:08:05,998
‫مرگِ لیلا...

1228
01:08:07,500 --> 01:08:09,001
‫میک رو جوری عوض کرد که...

1229
01:08:10,586 --> 01:08:12,588
‫هیچوقت نمیتونم تشریحش کنم.

1230
01:08:15,007 --> 01:08:16,383
‫هیچوقت نگفت ولی...

1231
01:08:19,095 --> 01:08:21,555
‫احساس میکرد تقصیر اونه.

1232
01:08:23,474 --> 01:08:26,185
‫قشنگ از قیافه ـش معلوم بود.

1233
01:08:26,310 --> 01:08:28,854
‫اگه اون این کار رو نمیکرد...

1234
01:09:06,475 --> 01:09:08,686
‫آهای احمق! دارم باهات حرف میزنم!

1235
01:09:09,228 --> 01:09:10,646
‫هِی رفیق، حالت خوبه؟

1236
01:09:10,688 --> 01:09:12,648
‫- نه، خوبم. الان میرم.
‫- خوبی داداش؟

1237
01:09:12,690 --> 01:09:14,775
‫همه چیز روبراهه؟

1238
01:09:22,533 --> 01:09:25,035
‫فکر میکنم تنها چیزی که زنده نگهش میداشت کید بود.

1239
01:09:30,040 --> 01:09:32,459
‫یادت باشه به مامانت بگی دانش آموز ممتاز شدی،
‫باشه؟

1240
01:09:32,501 --> 01:09:34,587
‫- باشه.
‫- اینجوری خیلی بهت افتخار میکنه.

1241
01:09:36,505 --> 01:09:38,591
‫بهش بگو بهت سوشی دادم امتحان کنی.

1242
01:09:38,591 --> 01:09:41,677
‫- باشه.
‫- ولی لازم نیست بهش بگی مزخرف بود.

1243
01:09:41,719 --> 01:09:43,429
‫اونو توی دلت نگه دار.

1244
01:09:49,351 --> 01:09:51,729
‫- هِی رفیق!
‫- عه، ممنون.

1245
01:09:56,275 --> 01:09:57,860
‫تو نمیای؟

1246
01:09:57,902 --> 01:10:01,697
‫نه، میدونی من...
‫اول صبح اومدم.

1247
01:10:02,323 --> 01:10:05,075
‫- آها.
‫- پس الان...

1248
01:10:05,117 --> 01:10:07,703
‫- الان نوبت توئه. تو برو. باشه؟
‫- باشه.

1249
01:10:09,330 --> 01:10:11,874
‫در ضمن بهش بگو این تابستون قراره
‫موج سواری یاد بگیری. خب؟

1250
01:10:12,291 --> 01:10:14,543
‫و اینکه دوستش داری.
‫که ما...

1251
01:10:20,966 --> 01:10:22,968
‫که ما دوستش داریم، رفیق!

1252
01:10:35,940 --> 01:10:38,025
‫- شب بخیر، رفیق!
‫- شب بخیر.

1253
01:10:38,484 --> 01:10:39,485
‫دعاهامون چی؟

1254
01:10:42,321 --> 01:10:44,031
‫آره.

1255
01:10:44,073 --> 01:10:45,699
‫آره میتونیم بخونیم.

1256
01:10:51,330 --> 01:10:54,083
‫فرشتۀ خدا، عزیزِ نگهبان من!

1257
01:10:54,124 --> 01:10:57,169
‫که به خاطر عشق خداوند اینجا در کنارم هستی،

1258
01:10:57,169 --> 01:10:59,713
‫تا صبح مراقب من باش...

1259
01:10:59,755 --> 01:11:02,007
‫و با بصیرت خودت منو در امان نگه دار.

1260
01:11:02,049 --> 01:11:03,133
‫آمین!

1261
01:11:05,761 --> 01:11:07,346
‫میدونی، واقعاً ممنونم که تو و مامانت...

1262
01:11:07,388 --> 01:11:09,223
‫اینقدر توی مسائل مربوط به کید
‫بهم کمک کردید.

1263
01:11:10,808 --> 01:11:11,934
‫بیخیال داداش!

1264
01:11:13,102 --> 01:11:14,603
‫تو هم جزو خانواده ـمونی.

1265
01:11:16,146 --> 01:11:17,189
‫حال و احوالت چطوره؟

1266
01:11:18,732 --> 01:11:21,110
‫انگار یه یخچال افتاده روی سینه ام، پسر!

1267
01:11:21,443 --> 01:11:23,904
‫انگار وقتی نفس میکِشم، ریه هام...

1268
01:11:23,946 --> 01:11:26,991
‫درست و حسابی هوا داخل نمیکنن.

1269
01:11:27,116 --> 01:11:30,703
‫و نمیخوام کید منو اینجوری ببینه.
‫میدونی چی میگم؟

1270
01:11:31,996 --> 01:11:33,956
‫واقعاً داری به خودت سخت میگیری.

1271
01:11:35,916 --> 01:11:37,918
‫داری وضعیت سختی رو پشت سر میذاری.

1272
01:11:39,295 --> 01:11:41,171
‫اونموقع رو یادته که راجع به...

1273
01:11:42,381 --> 01:11:43,882
‫راجع به بابام بهت گفتم؟

1274
01:11:45,009 --> 01:11:46,593
‫آره، اون گذاشتت و رفت.

1275
01:11:46,635 --> 01:11:47,720
‫خودشو کُشت.

1276
01:11:48,762 --> 01:11:51,307
‫درست بعد از اینکه مامانم رو کُشت.

1277
01:11:51,348 --> 01:11:52,850
‫زندگی چند تا سختی بهش داد...

1278
01:11:52,891 --> 01:11:55,269
‫و اون سر ما خالیش کرد.

1279
01:11:57,187 --> 01:12:00,316
‫به گمونم نمیتونست نیازهامون رو برطرف کنه.
‫میدونی؟

1280
01:12:00,357 --> 01:12:03,736
‫بعدش...بعدش یهویی تسلیم شد.

1281
01:12:03,777 --> 01:12:05,654
‫مامانم هم با خودش بُرد.

1282
01:12:07,698 --> 01:12:08,741
‫و من...

1283
01:12:10,075 --> 01:12:11,702
‫واقعاً خجالت میکِشم که اون مرد بابامه.

1284
01:12:12,953 --> 01:12:14,246
‫وقتی از ارتش اومدم بیرون،

1285
01:12:14,288 --> 01:12:18,709
‫رفتم به صورت قانونی،
‫فامیلی مامانم رو گذاشتم روی خودم.

1286
01:12:18,917 --> 01:12:22,796
‫میخواستم همه چیزهای مربوط به
‫اون فامیلیِ «اوسالیوانو» بریزم دور.

1287
01:12:23,047 --> 01:12:25,716
‫نمیخواستم هیچ ربطی به هیچ چیز اون داشته باشم.

1288
01:12:29,094 --> 01:12:30,971
‫چرا الان داری اینا رو بهم میگی؟

1289
01:12:31,013 --> 01:12:33,098
‫چون میخوام بدونی کی هستم.

1290
01:12:33,432 --> 01:12:35,351
‫و نمیخوام کید همون شکست رو...

1291
01:12:35,392 --> 01:12:38,312
‫توی چشم های من ببینه، میدونی؟

1292
01:12:38,354 --> 01:12:41,023
‫میخوام بدونه که خانوادۀ کِلی،
‫دست از مبارزه بر نمیدارن!

1293
01:12:42,149 --> 01:12:43,359
‫ما دست نمیکِشیم.

1294
01:12:45,986 --> 01:12:46,987
‫میدونی...

1295
01:12:48,447 --> 01:12:51,450
‫یه پدر خوب نباید به پسرش بگه...

1296
01:12:51,450 --> 01:12:53,035
‫چطور زندگی کنه. میدونی؟

1297
01:12:53,077 --> 01:12:55,371
‫اون باید خودش زندگیش رو درست زندگی کنه...

1298
01:12:55,412 --> 01:12:56,997
‫و بذاره پسرش تماشا کنه.

1299
01:13:02,002 --> 01:13:04,004
‫میدونم اون داره تماشا میکنه، پسر!

1300
01:13:07,299 --> 01:13:09,927
‫فقط هیچوقت...

1301
01:13:09,968 --> 01:13:13,222
‫برنامه نداشتم بدونِ مادرش این کار رو بکنم.
‫میدونی؟

1302
01:13:21,480 --> 01:13:22,815
‫گوش کن...

1303
01:13:26,318 --> 01:13:28,112
‫از پس این قضیه بر میای.

1304
01:13:29,780 --> 01:13:31,281
‫بهت قول میدم.

1305
01:13:35,285 --> 01:13:37,913
‫- خدا به آدم بیشتر از اونی که...
‫- نگو پسر!

1306
01:13:37,955 --> 01:13:40,833
‫فقط بحث خدا رو نکِش وسط.

1307
01:13:42,793 --> 01:13:44,837
‫خیلی از دستش ناراحتم.

1308
01:13:48,006 --> 01:13:50,134
‫اگه لیلا اینجا بود، همین حرف منو میزد.

1309
01:13:56,557 --> 01:14:00,102
‫اون دفعه رو یادته که گریه کنان
‫اومد دم در خونۀ من...

1310
01:14:01,854 --> 01:14:03,480
‫چون بهش گفته بودی میخوای مبارزه کنی؟

1311
01:14:11,196 --> 01:14:12,823
‫میدونی بهم چی گفت؟

1312
01:14:12,865 --> 01:14:14,491
‫نه، چی؟

1313
01:14:16,076 --> 01:14:19,329
‫بهم گفت به محض اینکه وارد اون رینگ بشی...

1314
01:14:19,371 --> 01:14:22,833
‫و توی چشم های اون عوضی نگاه کنی...

1315
01:14:22,875 --> 01:14:26,503
‫اون میدونه که میتونه برنده بشه
‫و تا وقتی که برنده نشه، دست بردار نیست.

1316
01:14:49,401 --> 01:14:52,988
‫بچه ها، دستکش ها و کمربندها رو بپوشید.
‫کلاس تا پنج دقیقه دیگه شروع میشه.

1317
01:14:57,284 --> 01:14:58,744
‫سلام، میک!

1318
01:15:00,913 --> 01:15:01,914
‫ببین...

1319
01:15:03,415 --> 01:15:05,334
‫گوش کن، من...

1320
01:15:05,375 --> 01:15:07,044
‫قضیۀ همسرت رو شنیدم.

1321
01:15:08,045 --> 01:15:09,254
‫متأسفم پسر!

1322
01:15:10,422 --> 01:15:11,757
‫واقعاً متأسفم.

1323
01:15:13,926 --> 01:15:16,220
‫ببین، اگه یه موقع چیزی لازم داشتی...
‫(جمله ـش ناقص موند)

1324
01:15:16,929 --> 01:15:18,472
‫جدی میگم!

1325
01:15:18,514 --> 01:15:20,390
‫ازت ممنونم.

1326
01:15:23,018 --> 01:15:25,896
‫باشه، خیلی خب.

1327
01:15:30,067 --> 01:15:31,151
‫جیمی!

1328
01:15:33,111 --> 01:15:34,738
‫اینجا چیکار میکنی؟

1329
01:15:37,199 --> 01:15:39,368
‫خب، این چند سال اخیر داشتم
‫به اون کاری که روی تشک...

1330
01:15:39,409 --> 01:15:41,995
‫باهام کردی فکر میکردم و من...

1331
01:15:43,580 --> 01:15:46,208
‫خب، نمیتونم ازش سر در بیارم.

1332
01:15:47,459 --> 01:15:49,461
‫پس اومدم توی کلاس عصرت ثبت نام کردم.

1333
01:15:52,005 --> 01:15:53,507
‫میبینمت.

1334
01:15:57,553 --> 01:15:59,471
‫آهای میک، تماس داری!

1335
01:16:01,306 --> 01:16:03,141
‫پیت، میتونی خودت ببینی چیکار داره؟

1336
01:16:03,183 --> 01:16:06,144
‫خب، میگه مهمه.
‫یه یارویی از دبی ـه.

1337
01:16:07,145 --> 01:16:09,147
‫یه تاریخی در اواخر ژولای...

1338
01:16:09,147 --> 01:16:11,608
‫میک تماسی از دوست قدیمیش در دبی دریافت کرد.

1339
01:16:11,650 --> 01:16:15,404
‫از قضا دیمیتری از مبارزۀ مجددی که
‫صورت نگرفت، با خبر شده بود.

1340
01:16:15,445 --> 01:16:18,240
‫و پیشنهاد داد تا با همون مقدار پاداش
‫خودش ترتیبش رو بده.

1341
01:16:18,282 --> 01:16:20,909
‫هفتاد و پنج هزارتا فقط برای اینکه بیاد اونجا.

1342
01:16:20,951 --> 01:16:23,620
‫و 150 هزارتای دیگه برای برنده!

1343
01:16:23,662 --> 01:16:25,247
‫یه مبارزه داریم.

1344
01:16:27,583 --> 01:16:30,252
‫هِی! وقتی بابا نیست، کی مرد خونه ـست؟

1345
01:16:30,294 --> 01:16:32,254
‫- منم!
‫- درسته.

1346
01:16:32,296 --> 01:16:36,300
‫پس اگه یه موقع مامان بزرگ تاکو چیزی خواست
‫حواست باشه انجامش بدی.

1347
01:16:36,341 --> 01:16:37,384
‫باشه آقا!

1348
01:16:37,426 --> 01:16:38,594
‫و مرد متشخصی باش...

1349
01:16:38,635 --> 01:16:40,304
‫و حواست بهش باشه، خب؟

1350
01:16:40,345 --> 01:16:42,889
‫- باشه.
‫- فقط پنج روز ـه.

1351
01:16:42,931 --> 01:16:44,850
‫پس تا چشم به هم بزنی برمیگردم.

1352
01:16:44,891 --> 01:16:47,060
‫و میدونی چیه؟
‫بابایی دوباره میخواد پرواز کنه.

1353
01:16:47,102 --> 01:16:48,562
‫پس شاید رفتم با خلبان صحبت کردم...

1354
01:16:48,604 --> 01:16:50,814
‫تا ببینم میتونم چند تا بال با خودم بیارم یا نه.

1355
01:16:54,526 --> 01:16:56,028
.دوستت دارم، رفیق

1356
01:16:56,069 --> 01:16:56,987
.منم دوست دارم

1357
01:16:56,987 --> 01:16:58,113
،نیازی به گفتن نیست

1358
01:16:58,155 --> 01:16:59,865
،بعد از ۳۰ روز آموزش سخت

1359
01:16:59,906 --> 01:17:02,576
ما توی یک هواپیما بودیم
.که به سمت دبی می‌رفت

1360
01:17:04,119 --> 01:17:05,370
‫باورم نمیشد که میسون...

1361
01:17:05,412 --> 01:17:06,872
‫قبول کرده بود که بذاره بلین مبارزه کنه.

1362
01:17:06,913 --> 01:17:09,416
‫ولی به گمونم در اعماق وجودش...

1363
01:17:09,458 --> 01:17:10,792
‫اونم مثل بقیۀ ماها یه طرفداره.

1364
01:17:10,834 --> 01:17:12,794
‫و میدونی...

1365
01:17:12,836 --> 01:17:14,421
‫میخواسته ببینه کی برنده میشه.

1366
01:17:18,925 --> 01:17:23,889
‫خب، برای اینکه بی سر و صدا نگهش داره
‫گفتش حداکثر 100 نفر شاهدِ خوش شانس باشن.

1367
01:17:23,930 --> 01:17:28,185
‫و اینکه هیچ کدوم از حضار نباید هیچوقت
‫حرفی از این قضیه بزنن.

1368
01:17:28,518 --> 01:17:30,187
‫بازگشتت به دبی رو خوش آمد میگم.

1369
01:17:30,187 --> 01:17:32,522
‫از فرصتی که بهم دادید ممنونم، آقای کاستوپولوس!

1370
01:17:32,522 --> 01:17:34,399
‫خوشحالم دوباره میبینمت، دوستِ من!

1371
01:17:34,858 --> 01:17:36,693
‫من هم خیلی از دیدنتون خوشحالم آقا!

1372
01:17:36,735 --> 01:17:38,779
‫دوباره تشکر میکنم که برای دوستم
‫مهمون نوازی کردید.

1373
01:17:38,820 --> 01:17:41,406
‫اصلاً بهش فکر نکن، میکی!
‫اگه میدونستم هنوز به مبارزه علاقه داری...

1374
01:17:41,448 --> 01:17:42,699
‫خودم ترتیبش رو میدادم.

1375
01:17:42,741 --> 01:17:44,368
‫شوخی میکنی؟

1376
01:17:44,409 --> 01:17:45,994
‫اون کله شق ـه.

1377
01:17:46,036 --> 01:17:47,704
‫هفت سال قبل اینو دیدم.

1378
01:17:47,704 --> 01:17:49,665
‫نمیدونم کِی شکست خورده!

1379
01:17:49,706 --> 01:17:54,002
‫حالا فقط برای 75 هزار دلار اومده اینجا
‫تا سلامتش رو به خطر بندازه.

1380
01:17:54,086 --> 01:17:56,838
‫ارزش سلامت یه مرد توی آمریکا، همین قدره؟

1381
01:17:57,047 --> 01:18:00,801
‫تو جوری به یه دلار اهمیت میدی
‫که من به یه میلیون اهمیت میدم.

1382
01:18:00,842 --> 01:18:03,512
‫حداقل مارکو یه ذره باهام چونه زد.

1383
01:18:03,553 --> 01:18:05,222
‫اونو با 100 هزارتا آوردم.

1384
01:18:05,263 --> 01:18:07,057
‫و وقتی 150 هزارتای دیگه رو برنده بشه...

1385
01:18:07,099 --> 01:18:10,102
‫میخواد یه «فراریِ مارانلو» بخره.

1386
01:18:10,143 --> 01:18:12,312
‫تو برای اون صرفاً همین هستی:

1387
01:18:12,354 --> 01:18:13,814
‫یه ماشین جدید!

1388
01:18:16,108 --> 01:18:17,943
‫عه، اونم آماده ـست.

1389
01:18:27,577 --> 01:18:28,912
‫میک، خوبی؟

1390
01:18:30,914 --> 01:18:32,499
‫آره، خوبم.

1391
01:18:32,541 --> 01:18:36,211
‫با وزنِ 76 کیلوگرم...

1392
01:18:36,211 --> 01:18:38,463
‫میکی کِلی!

1393
01:18:39,589 --> 01:18:40,590
‫آره پسر!

1394
01:18:40,632 --> 01:18:43,051
‫و حریف اون...

1395
01:18:46,054 --> 01:18:50,475
‫با وزنِ 77.5...

1396
01:18:50,517 --> 01:18:53,103
‫مارکو بلین!

1397
01:18:55,105 --> 01:18:56,690
‫دارن از تو حرف میزنن، پهلوون!

1398
01:19:00,777 --> 01:19:02,028
‫- خیلی خب.
‫- نه!

1399
01:19:02,070 --> 01:19:05,449
‫اینا قوانینی هستن که
‫ هر دو طرف باهاش موافقت کردن.

1400
01:19:05,782 --> 01:19:10,662
‫اول از همه، گاز گرفتن و سر زدن نداریم.

1401
01:19:10,704 --> 01:19:12,789
‫اگه خیلی از برنده مطمئن هستید...

1402
01:19:12,831 --> 01:19:14,541
‫آقای کاستوپولوس بازی میکنه، آقایون!

1403
01:19:14,875 --> 01:19:18,628
‫- من که خیلی مطمئنم. تو چی؟
‫- آره.

1404
01:19:18,670 --> 01:19:21,673
‫....حریف دستی رو تشک داشته باشه.

1405
01:19:21,715 --> 01:19:23,175
‫چیز دیگه ای نیاز نداری شازده خانم؟

1406
01:19:23,216 --> 01:19:24,885
‫مثلاً زانوبند؟
‫چی شد؟

1407
01:19:27,971 --> 01:19:30,599
‫خیلی خب آقایون، امشب میبینیمتون.

1408
01:19:32,225 --> 01:19:35,061
‫بن خلید فکر میکنه تو شجاعی!

1409
01:19:35,395 --> 01:19:37,564
‫ولی من حقیقت رو میدونم.

1410
01:19:37,606 --> 01:19:39,149
‫تو شجاع نیستی،

1411
01:19:39,357 --> 01:19:40,901
‫احمقی!

1412
01:19:40,942 --> 01:19:44,112
‫واقعاً چرا فکر میکنی که میتونی برنده بشی؟

1413
01:19:44,237 --> 01:19:46,656
‫کاری میکنم کنار بکِشه.

1414
01:19:46,698 --> 01:19:49,701
‫ببین، خدا یا الله...

1415
01:19:49,743 --> 01:19:51,203
‫یا هر چی که میخوای اسمش رو بذاری...

1416
01:19:51,244 --> 01:19:52,871
‫پیامی برای همۀ ورزشکارهایی داره...

1417
01:19:52,913 --> 01:19:54,289
‫که قشنگ به خودشون فشار میارن.

1418
01:19:54,414 --> 01:19:56,124
‫و از طریق اسید لاکتیک پیامش رو تحویل میده.

1419
01:19:56,124 --> 01:19:57,959
‫اون نتیجۀ استفاده از عضلات ـه.

1420
01:19:58,001 --> 01:20:00,295
‫اصلاً حتی ایستادن رو هم
‫تقریباً غیرقابل تحمل میکنه.

1421
01:20:00,420 --> 01:20:02,047
‫از این طریق به آدم میگه که اگه...

1422
01:20:02,088 --> 01:20:04,758
‫باز هم به خودت فشار بیاری،
‫اندام هات از کار میوفتن.

1423
01:20:04,800 --> 01:20:07,636
‫خب وقتی خدا با مبارزِ تو حرف میزنه...

1424
01:20:07,677 --> 01:20:09,179
‫مطمئنم به حرفش گوش میده.

1425
01:20:10,180 --> 01:20:11,264
‫اونوقت تو چی؟

1426
01:20:15,811 --> 01:20:17,729
‫من از شش ماه قبل، دیگه به هیچ حرفی گوش ندادم.

1427
01:20:19,481 --> 01:20:21,525
‫- حاضرید؟
‫- آره بیا از اینجا بریم بیرون.

1428
01:20:26,029 --> 01:20:29,199
‫میبینیش؟ من که میبینمش.

1429
01:20:32,244 --> 01:20:34,579
‫چی شده؟

1430
01:20:34,621 --> 01:20:35,831
‫کِلی...

1431
01:20:37,207 --> 01:20:38,625
‫فامیلیش این نیست.

1432
01:20:44,756 --> 01:20:48,802
‫و حالا متولدِ ایالات متحده...

1433
01:20:48,844 --> 01:20:51,721
‫که این فقط چهارمین مبارزۀ حرفه ایش محسوب میشه،

1434
01:20:51,763 --> 01:20:54,766
‫تکاور دریایی، کهنه سرباز و مربی جوجوتسو...

1435
01:20:54,808 --> 01:20:57,060
‫میکی کِلی!

1436
01:21:25,338 --> 01:21:26,923
‫حالت چطوره پسر؟

1437
01:21:29,092 --> 01:21:30,969
‫بشین، بگیر بشین!

1438
01:21:31,303 --> 01:21:32,929
‫قراره بری سرِ کار!

1439
01:21:34,055 --> 01:21:36,641
‫من دیک میسون هستم.

1440
01:21:36,683 --> 01:21:38,143
‫من کسی ام که...

1441
01:21:38,184 --> 01:21:40,645
‫بار اول سعی کرد ترتیب این مبارزه رو بده.

1442
01:21:40,687 --> 01:21:42,063
‫از راهِ درستش!

1443
01:21:43,440 --> 01:21:44,983
‫عذر میخوام.

1444
01:21:45,025 --> 01:21:48,194
‫تست پزشکی رو کاریش نمیتونستم بکنم.

1445
01:21:49,404 --> 01:21:51,656
‫نیروی دریایی، آره؟

1446
01:21:51,698 --> 01:21:54,576
‫توی جنگ ، خودم افسر فرمانده بودم.

1447
01:21:55,952 --> 01:22:00,165
‫از اول تا آخر، تحت نظارت من
‫فقط یه دونه تکاور از دست دادم.

1448
01:22:02,375 --> 01:22:05,962
‫ولی اون رقم پایین حالم رو بهتر نمیکرد.

1449
01:22:05,962 --> 01:22:10,050
‫تانک آبرامزِ اون نزدیک کرکوک از روی
‫یه بمب کنار جاده ای رد شد...

1450
01:22:10,091 --> 01:22:12,302
‫چرخ ممتد، بدون فرمون!

1451
01:22:12,302 --> 01:22:16,014
‫اونم مثل وقتی که من توی ارتش ثبت نام کردم،
‫مهندس بود!

1452
01:22:16,473 --> 01:22:18,433
‫کارش رو بی نقص انجام داد.

1453
01:22:18,475 --> 01:22:20,685
‫از تانک اومد بیرون.

1454
01:22:21,102 --> 01:22:22,812
‫تقریباً اون رو درست کردش...

1455
01:22:24,105 --> 01:22:25,899
‫تا اینکه یه تک تیر انداز پیداش کرد.

1456
01:22:28,401 --> 01:22:30,028
‫گوش تا گوش!

1457
01:22:32,364 --> 01:22:34,366
‫جسدش همونجا افتاد.

1458
01:22:36,826 --> 01:22:39,037
‫بهترین دوستش از اول سربازیش...

1459
01:22:39,079 --> 01:22:41,706
‫توی تانک پیشش بود.
‫یه نفر به اسم «اوسالیوان»!

1460
01:22:43,792 --> 01:22:47,253
‫به گروه دستور تخلیه دادن،
‫کل گردان تغییر مسیر داد.

1461
01:22:49,089 --> 01:22:52,342
‫وقتی کار به شلیک تفنگ و خمپاره کِشیده شد،

1462
01:22:52,676 --> 01:22:55,261
‫همه بجز اوسالیوان از دستورات پیروی کردند.

1463
01:22:56,262 --> 01:22:57,889
‫میدونی، معلوم شد...

1464
01:22:57,931 --> 01:23:00,350
‫تا وقتی که توی چشم یه نفر نگاه نکنی...

1465
01:23:00,392 --> 01:23:02,310
‫نمیفهمی که قادر به انجام چه کارهایی ـه.

1466
01:23:04,062 --> 01:23:06,272
‫ولی اون دو روز اونجا منتظر موند،

1467
01:23:06,314 --> 01:23:09,609
‫و از جسد دوست صمیمیش مراقبت میکرد
‫تا بتونن از اونجا خارجش کنن.

1468
01:23:10,026 --> 01:23:14,948
‫همۀ این کارها رو با یه سلاح کمری،
‫یا بهتر بگم، یه هفت تیر انجام داد!

1469
01:23:16,408 --> 01:23:18,368
‫یه هفت تیرِ لامصب!

1470
01:23:18,618 --> 01:23:21,204
‫بعد از تموم شدنِ جریان، وقتی ازش پرسیدن
‫که چرا این کار رو کردی...

1471
01:23:21,246 --> 01:23:24,874
‫جلوی کسانی که گزارش دریافت میکردن وایستاد...

1472
01:23:24,916 --> 01:23:28,503
‫که داشتن تهدیدش میکردن از خدمت اخراجش کنن،
‫ولی اون بهشون گفت:

1473
01:23:28,920 --> 01:23:31,256
‫«چون کار هنوز انجام نشده بود».

1474
01:23:32,841 --> 01:23:35,260
‫واقعاً دوست داشتم قبل از اینکه دستور اخراجِ
‫اون طرف رو بدم،

1475
01:23:35,301 --> 01:23:37,095
‫توی چشماش نگاه کنم.

1476
01:23:39,305 --> 01:23:41,099
‫حالا وقتی قصه ـش پخش شد،

1477
01:23:41,141 --> 01:23:43,018
‫همۀ گردن کلفت های واشینگتن...

1478
01:23:43,059 --> 01:23:45,395
‫میخواستن بهش یه مدال بدن.

1479
01:23:45,437 --> 01:23:48,189
‫من به دلایل خودم میخواستم ببینمش.

1480
01:23:49,399 --> 01:23:51,985
‫ولی نتونستیم پیداش کنیم.

1481
01:23:52,027 --> 01:23:54,571
‫ظاهراً فامیلیش رو عوض کرده بوده.

1482
01:23:55,864 --> 01:23:58,074
‫تا حالا این قصه رو شنیده بودی، پسرم؟

1483
01:24:22,932 --> 01:24:25,852
‫همیشه دلم میخواست مردی که...

1484
01:24:25,894 --> 01:24:28,313
‫پسرم رو از اون میدان نبرد کِشوند بیرون ببینم.

1485
01:24:36,362 --> 01:24:40,075
‫«همیشه وفادار خواهیم بود»،  گروهبان اوسالیوان!

1486
01:24:44,621 --> 01:24:46,122
‫خدا به همراهت.

1487
01:25:21,199 --> 01:25:22,784
‫برو بریم!

1488
01:25:26,162 --> 01:25:27,372
‫ما میتونیم! مشکلی نداریم!

1489
01:25:38,216 --> 01:25:41,177
‫یوهو! انگار سر حاله! انگار سر حاله!

1490
01:25:41,886 --> 01:25:43,179
‫با بازی علیهِ...

1491
01:25:43,221 --> 01:25:45,348
‫این احمق ها کلی پول در میاریم.

1492
01:25:45,348 --> 01:25:47,600
‫اصلاً لاس وگاس با این احتمالات میمیره!

1493
01:25:50,353 --> 01:25:53,606
‫تاکو نگاه کن، یه کاپشن شرپای عجیب پوشیده!

1494
01:26:00,530 --> 01:26:02,115
‫این فوق العاده ـست، داداش!

1495
01:26:02,115 --> 01:26:03,408
‫بازی مجدد قرن!

1496
01:26:03,449 --> 01:26:05,535
‫خانم ها و آقایون، به مبارزه ای که...

1497
01:26:05,577 --> 01:26:07,996
‫همه درخواستش رو داده بودن خوش اومدید.
‫این مبارزه فقط...

1498
01:26:08,037 --> 01:26:10,331
‫به خاطر پاپِ میدان النصر...

1499
01:26:10,373 --> 01:26:12,584
‫یعنی اقای دیمیتری کاستوپولوس محقق شد.

1500
01:26:17,088 --> 01:26:19,465
‫حالا بدونِ هیچگونه اتلاف وقتی...

1501
01:26:19,716 --> 01:26:22,468
‫مردی که هیچ معرفی ای نیاز نداره:

1502
01:26:22,510 --> 01:26:27,599
‫از برزیل، قهرمان بدون شکستِ
‫سَبُک وزنِ «والی تودو»...

1503
01:26:27,640 --> 01:26:29,893
‫مارکو بلین!

1504
01:26:38,568 --> 01:26:39,944
‫- از ذهنت استفاده کن.
‫- وقتشه عزیزم!

1505
01:26:39,986 --> 01:26:41,237
‫از ذهنت استفاده کن، خب؟

1506
01:26:41,237 --> 01:26:42,405
‫وقت اجرا کردنه!

1507
01:26:44,449 --> 01:26:45,700
‫یالا!

1508
01:26:47,202 --> 01:26:51,039
‫حریف اون، متولد ایالات متحده،

1509
01:26:51,039 --> 01:26:54,209
‫برای اکثریت ناشناخته ـست
‫اما خیلی ها ازش تجلیل میکنن...

1510
01:26:54,209 --> 01:26:58,755
‫یه مبارز جوجوتسو و تکاور نیروی دریایی آمریکا
‫و مربی مبارزات رزمی،

1511
01:26:58,796 --> 01:27:03,885
‫که فقط سه تا مبارزۀ شناخته شده داره
‫که دو بُرد و یک شکست براش ثبت شده:

1512
01:27:03,885 --> 01:27:06,346
‫میکی کلی!

1513
01:27:16,898 --> 01:27:19,067
‫- برو بریم تو کارش عزیزم!
‫- خیلی خب، گوش کن، میک!

1514
01:27:19,067 --> 01:27:21,861
‫تو بهتر از این یارویی.
‫من اینو میدونم. تو هم میدونی!

1515
01:27:21,903 --> 01:27:23,071
‫لازم نیست چیزی رو ثابت کنی.

1516
01:27:23,071 --> 01:27:24,364
‫اگه حس میکردی یه مشکلی هست...

1517
01:27:24,405 --> 01:27:26,074
‫در امن و امان از اونجا بیا بیرون، باشه؟

1518
01:27:32,121 --> 01:27:33,790
‫حالا مراقب اون جمجمۀ ضخیمت باش.

1519
01:27:35,917 --> 01:27:38,044
‫من میرم اونجا تا بهش سلام کنم.

1520
01:27:39,045 --> 01:27:41,256
‫میک، میک، میک!

1521
01:27:41,256 --> 01:27:42,465
‫سلام میکی!

1522
01:27:42,507 --> 01:27:43,967
‫نمیخواستم این مبارزه رو از دست بدم.

1523
01:27:44,008 --> 01:27:46,302
‫موفق باشی، پسر!
‫خوشحالم که اینجام.

1524
01:27:48,388 --> 01:27:50,515
‫پروفسور هنزو!

1525
01:28:00,024 --> 01:28:01,150
‫خوبم!

1526
01:28:01,192 --> 01:28:03,486
‫بچرخ، میک!
‫وقتشه. برو بریم!

1527
01:28:05,446 --> 01:28:06,906
‫آقایون!

1528
01:28:12,578 --> 01:28:14,163
‫قوانین رو بلدید.

1529
01:28:14,497 --> 01:28:16,332
‫همیشه حرف داور رو گوش کنید.

1530
01:28:16,582 --> 01:28:18,793
‫همیشه از خودمون محافظت کنید.

1531
01:28:19,043 --> 01:28:22,171
‫یه مبارزۀ تر و تمیز میخوام. فهمیدید؟

1532
01:28:22,505 --> 01:28:24,507
‫اگه میخواید دست بدید، همین الان بدید.

1533
01:28:25,883 --> 01:28:27,343
‫برید گوشه های خودتون.

1534
01:28:27,385 --> 01:28:28,803
‫سی ثانیه، داداش!

1535
01:28:28,845 --> 01:28:30,388
‫اگه بعد از 30 ثانیه مارکو رو زمین نزنه،

1536
01:28:30,430 --> 01:28:31,764
‫اصلاً خوب نیست.

1537
01:28:31,806 --> 01:28:33,266
‫- برو عزیزم!
‫- خیلی خب.

1538
01:28:33,308 --> 01:28:35,018
‫- برو شروع کن.
‫- ظاهراً سر حاله.

1539
01:28:37,854 --> 01:28:39,314
‫حاضرید؟

1540
01:28:41,482 --> 01:28:42,525
‫شروع کنید.

1541
01:28:50,950 --> 01:28:52,327
‫- آره!
‫- تو همینو میخوای!

1542
01:28:52,368 --> 01:28:55,121
‫همینو میخوای، پسر!
‫آره همینه!

1543
01:28:55,163 --> 01:28:56,497
‫بندازش زمین!

1544
01:28:58,333 --> 01:28:59,584
‫دفاع کن، پسر! دفاع کن!

1545
01:28:59,625 --> 01:29:01,210
‫آره، همینه!

1546
01:29:01,252 --> 01:29:03,504
‫همینه، بندازش زمین!
‫بندازش زمین!

1547
01:29:03,504 --> 01:29:06,132
‫دوازده ثانیه!
‫در عرض دوازده ثانیه زدش زمین!

1548
01:29:07,008 --> 01:29:08,176
‫کاری کن تقاصش رو پس بده!

1549
01:29:10,970 --> 01:29:12,096
‫ایول!

1550
01:29:12,138 --> 01:29:13,348
‫همینه!

1551
01:29:13,389 --> 01:29:16,184
‫برو بریم! برو بریم!

1552
01:29:16,225 --> 01:29:17,935
‫- همینه میک!
‫- بزنش! بزنش!

1553
01:29:19,479 --> 01:29:21,230
‫بزنش!

1554
01:29:21,272 --> 01:29:23,107
‫آره! آره، این همون قسمت تکنیک ـه. آره!

1555
01:29:23,149 --> 01:29:24,859
‫- همینه!
‫- آره، آره!

1556
01:29:24,901 --> 01:29:27,111
‫فشار بده! فشار بده!
‫- قفلش کن! قفلش کن!

1557
01:29:27,153 --> 01:29:28,780
‫برو! برو! برو!
‫برو! برو! فشار بده!

1558
01:29:31,157 --> 01:29:32,784
‫تو چنگته!

1559
01:29:34,243 --> 01:29:35,661
‫نمیتونه تکون بخوره! وقت استراحت!

1560
01:29:36,162 --> 01:29:37,205
‫وقت استراحت!

1561
01:29:37,246 --> 01:29:39,248
‫چیکار میکنی؟ کارش تموم بود!

1562
01:29:39,290 --> 01:29:41,876
‫- چیکار میکنی؟
‫- ضربه با سر نداریم.

1563
01:29:41,918 --> 01:29:43,044
‫گندت بزنن، مبارزه تموم شده بود.

1564
01:29:43,086 --> 01:29:44,295
‫برید گوشه های خودتون.

1565
01:29:45,296 --> 01:29:47,382
‫- مزخرفه!
‫- برو پیشِ مردِ کنار رینگت!

1566
01:29:47,423 --> 01:29:49,467
‫- بیا اینجا!ترسو...
‫- تو چنگش بود!

1567
01:29:49,509 --> 01:29:51,052
‫بیخود نیست نمیخواستن فیلمبرداری بشه.
‫بذار صورتت رو ببینم.

1568
01:29:51,052 --> 01:29:52,303
‫- هِی، فقط یه هشدار!
‫- چیزیت نیست.

1569
01:29:52,345 --> 01:29:53,721
‫چیزیت نیست.
‫خوبه! خوبه!

1570
01:29:53,763 --> 01:29:55,223
‫- خوبی!
‫- چیزیت نیست، میک!

1571
01:29:55,264 --> 01:29:57,892
‫یه خطای دیگه کنی، از دور مسابقه خارج میشی.

1572
01:30:02,271 --> 01:30:03,981
‫مبارزها، حاضرید؟

1573
01:30:04,023 --> 01:30:05,316
‫نه! از روی زمین شروع کن!

1574
01:30:06,776 --> 01:30:08,444
‫- مبارزها شروع کنید!
‫- روی زمین!

1575
01:30:08,486 --> 01:30:10,947
‫نه! نه! نه!

1576
01:30:15,159 --> 01:30:16,160
‫لعنتی!

1577
01:30:16,202 --> 01:30:17,995
‫- کاری کن تقاصش رو پس بده.
‫- صورتت رو بگیر، میک!

1578
01:30:18,037 --> 01:30:19,414
‫پاشو پسر! پاشو!

1579
01:30:19,455 --> 01:30:20,790
‫پاشو!

1580
01:30:20,915 --> 01:30:22,750
‫فاصله بگیر!

1581
01:30:22,750 --> 01:30:24,043
‫همینه!

1582
01:30:25,545 --> 01:30:26,504
‫- یالا!
‫- پاشو!

1583
01:30:26,838 --> 01:30:28,923
‫- پاشو!
‫- خداییش؟

1584
01:30:29,424 --> 01:30:30,591
‫وایستا روی پاهات!

1585
01:30:31,926 --> 01:30:33,261
‫مبارزه کنید!

1586
01:30:33,261 --> 01:30:35,304
‫- دفاع کن!
‫- جلوش رو بگیر، میک!

1587
01:30:35,346 --> 01:30:37,140
‫جلوش رو بگیر، میک!
‫میک، سرت پایین باشه!

1588
01:30:37,181 --> 01:30:38,266
‫سرت پایین باشه، میک!

1589
01:30:40,601 --> 01:30:41,811
‫گارد بگیر، پسر! گارد بگیر!

1590
01:30:44,105 --> 01:30:46,566
‫داره میزنه، پسر!

1591
01:30:50,862 --> 01:30:53,072
‫- آره، آره!
‫- همینه پسر!

1592
01:30:56,617 --> 01:30:58,828
‫- اون آسیب دیده پسر! آسیب دیده!
‫- آره! آره!

1593
01:31:01,205 --> 01:31:02,415
‫برو بریم!

1594
01:31:06,043 --> 01:31:07,503
‫حالا میخواد مبارزه رو بکِشونه روی زمین؟

1595
01:31:07,545 --> 01:31:08,921
‫قفل پاهاش رو میبینی؟
‫قفلش کرده، پسر!

1596
01:31:08,963 --> 01:31:10,298
‫آره، حیطۀ تخصصی توئه! درستش کن!

1597
01:31:10,298 --> 01:31:11,799
‫گاردت رو بیار بالا! همینه!

1598
01:31:11,841 --> 01:31:15,136
‫- گاردت رو بیار بالا!
‫- صورتت رو بگیر، میک!

1599
01:31:15,178 --> 01:31:17,305
‫- کنترلش کن! حالت بگیر!
‫- جلو صورتت رو بگیر! جلو صورتت رو بگیر!

1600
01:31:17,346 --> 01:31:18,347
‫حالت بدنش رو کنترل کن، میک!

1601
01:31:18,389 --> 01:31:20,141
‫کنترلش کن!

1602
01:31:22,226 --> 01:31:23,227
‫- جلوش رو بگیر، میک!
‫- دفاع کن!

1603
01:31:23,269 --> 01:31:24,479
‫جلوش رو بگیر، میک!

1604
01:31:24,520 --> 01:31:27,398
‫نرو! نرو!

1605
01:31:27,440 --> 01:31:30,193
‫دفاع کن!

1606
01:31:30,234 --> 01:31:32,987
‫سرت رو بچرخون! قلاب کن!

1607
01:31:32,987 --> 01:31:34,530
‫دستش رو بگیر! دستش رو بگیر!

1608
01:31:34,572 --> 01:31:36,199
‫دستش رو بگیر!
‫همینه!

1609
01:31:36,240 --> 01:31:37,950
‫همینجوری ادامه بده! تو میتونی!

1610
01:31:37,992 --> 01:31:39,160
‫بچرخونش!

1611
01:31:42,330 --> 01:31:44,248
‫برو! برو! برو!

1612
01:31:44,290 --> 01:31:45,500
‫همینجوری سفت باش!

1613
01:31:56,344 --> 01:31:57,178
‫یالا!

1614
01:32:00,014 --> 01:32:01,098
‫مثلث! همینه!

1615
01:32:01,140 --> 01:32:02,642
‫- بگیرش!
‫- خودشه!

1616
01:32:02,683 --> 01:32:04,852
‫- بچرخونش!
‫- آره!

1617
01:32:13,152 --> 01:32:14,445
‫- همینه!
‫- برو بریم!

1618
01:32:14,487 --> 01:32:16,280
‫- عالیه! عالیه!
‫- خیلی عالیه!

1619
01:32:28,501 --> 01:32:31,170
‫
‫- وقت استراحت!

1620
01:32:39,262 --> 01:32:40,638
‫انگار حالش خیلی بَده.

1621
01:33:23,264 --> 01:33:25,308
‫چیزیت نیست.

1622
01:33:25,641 --> 01:33:28,936
‫- چی شده؟
‫- اصلاً نمیتونه جایی رو ببینه.

1623
01:33:28,936 --> 01:33:31,647
‫فقط خط های سفید میبینم.

1624
01:33:31,731 --> 01:33:33,941
‫میک، باید حوله رو بندازیم وسط!

1625
01:33:33,983 --> 01:33:34,942
‫نمیتونیم.

1626
01:33:34,984 --> 01:33:36,944
‫منظورت چیه نمیتونیم؟

1627
01:33:38,821 --> 01:33:40,323
‫ آقای کاستوپولوس...

1628
01:33:41,157 --> 01:33:42,867
‫میدونی، به اون چیزی که گفتی فکر کردم...

1629
01:33:42,950 --> 01:33:45,244
‫میدونی، اینکه مارکو یه ماشین میخواد.

1630
01:33:45,286 --> 01:33:47,163
‫خب، منم یه چیزی میخوام.

1631
01:33:47,204 --> 01:33:50,124
‫یه خونه و تحصیلات برای بچه ام میخوام.

1632
01:33:50,333 --> 01:33:53,044
‫قشنگه ولی نمیتونی برنده بشی.

1633
01:33:53,085 --> 01:33:56,964
‫میدونی، میگی یه دلار برای من
‫مثل یه میلیون برای تو می مونه.

1634
01:33:57,006 --> 01:33:59,133
‫با این حرفت مخالفتی ندارم.

1635
01:33:59,175 --> 01:34:01,636
‫پس یه پیشنهادی برات دارم.

1636
01:34:01,677 --> 01:34:03,638
‫اون 75 هزار دلارت رو نگه دار.

1637
01:34:03,971 --> 01:34:06,349
‫فردا مجانی میام توی رینگ!

1638
01:34:06,390 --> 01:34:08,559
‫ولی اگه یه موقع برنده شدم...

1639
01:34:08,976 --> 01:34:10,561
‫اون یه میلیون رو بهم بده.

1640
01:34:14,357 --> 01:34:16,233
‫به گمونم زیر حرفت نمیزنی دیگه؟

1641
01:34:20,321 --> 01:34:23,491
‫بن خلید فکر میکنه تو شجاعی...

1642
01:34:23,491 --> 01:34:25,201
‫ولی من حقیقت رو میدونم.

1643
01:34:25,660 --> 01:34:27,495
‫تو شجاع نیستی،

1644
01:34:27,495 --> 01:34:29,205
‫احمقی!

1645
01:34:29,246 --> 01:34:31,666
‫واقعاً چرا فکر میکنی که میتونی برنده بشی؟

1646
01:34:31,999 --> 01:34:33,209
‫یا همه چیز یا هیچی ـه.

1647
01:34:33,250 --> 01:34:35,378
‫نفهمِ کودنِ لعنتی! میک!

1648
01:34:35,419 --> 01:34:38,005
‫شاید مجبور بشم چند تا مُشت بخورم
‫تا بهش برسم...

1649
01:34:38,255 --> 01:34:41,676
‫ولی اگه بتونید بهم بگید کجاست،
‫میتونم کاری کنم تسلیم بشه.

1650
01:34:41,676 --> 01:34:43,511
‫- میک...
‫- گوش کن چی میگم.

1651
01:34:43,844 --> 01:34:45,429
‫سرم رو روی سینه ـش گذاشته بودم.

1652
01:34:45,763 --> 01:34:47,056
‫صداش ضعیف بود.

1653
01:34:47,098 --> 01:34:48,391
‫بیسی توش نبود.

1654
01:34:49,392 --> 01:34:51,018
‫میکِشه کنار!

1655
01:34:51,018 --> 01:34:53,187
‫به خدا قسم میکِشه کنار!

1656
01:34:53,229 --> 01:34:55,523
‫خیلی خب بچه ها دیگه پاشید!

1657
01:34:55,523 --> 01:34:57,692
‫من توی این مبارزه هدایتت میکنم.

1658
01:34:57,900 --> 01:35:00,277
‫ولی باید به صدام گوش کنی، باشه؟

1659
01:35:00,319 --> 01:35:02,697
‫لیلا میشه برای سمت چپ،
‫کید میشه برای سمت راست!

1660
01:35:02,697 --> 01:35:03,739
‫باشه؟

1661
01:35:05,032 --> 01:35:07,034
‫[راند دوم]

1662
01:35:07,243 --> 01:35:08,869
‫سه قدم مستقیم!

1663
01:35:08,869 --> 01:35:11,372
‫حاضرید؟ شروع کنید!

1664
01:35:11,914 --> 01:35:13,999
‫دست ها بالا پسر!
‫دست ها بالا! برو بریم!

1665
01:35:15,251 --> 01:35:16,252
‫دست ها بالا، دست ها بالا، دست ها بالا!

1666
01:35:16,293 --> 01:35:17,211
‫دست ها بالا، پسر! دست ها بالا!

1667
01:35:17,253 --> 01:35:18,671
‫لیلا، لیلا، لیلا!

1668
01:35:18,713 --> 01:35:20,589
‫لیلا، لیلا، لیلا!

1669
01:35:20,631 --> 01:35:22,216
‫لیلا، لیلا، لیلا!

1670
01:35:22,216 --> 01:35:23,551
‫- فاصله رو کم کن پسر!
‫- همینه!

1671
01:35:25,052 --> 01:35:27,012
‫
‫- یه ضربۀ دیگه میزنه.

1672
01:35:29,348 --> 01:35:31,726
‫فاصله! فاصله!

1673
01:35:31,767 --> 01:35:34,103
‫فاصله رو نزدیک کن پسر!
‫اون نزدیکته! حمله کن! حمله کن!

1674
01:35:35,521 --> 01:35:36,731
‫دست هات رو بیار بالا، پسر!

1675
01:35:36,772 --> 01:35:38,065
‫- بیارشون بالا، مراقب باش!
‫- کید، کید، کید، کید!

1676
01:35:38,065 --> 01:35:40,735
‫دست ها بالا، میک!

1677
01:35:40,776 --> 01:35:41,777
‫حمله کن!

1678
01:35:43,362 --> 01:35:45,740
‫دست هات رو بیار بالا، میک!

1679
01:35:45,740 --> 01:35:47,658
‫مراقب باش، میک!
‫دست ها بالا! دست ها بالا!

1680
01:35:47,700 --> 01:35:49,493
‫نزدیک شو!
‫داره فاصله رو کم میکنه!

1681
01:35:53,205 --> 01:35:54,623
‫جلوش رو بگیر! جلوش رو بگیر!

1682
01:35:54,665 --> 01:35:58,586
‫خیلی خب، اشکالی نداره.
‫کید، کید، کید، کید!

1683
01:35:58,919 --> 01:36:00,421
‫یالا، یالا میک!

1684
01:36:00,421 --> 01:36:01,714
‫- پاشو، پاشو، پاشو!
‫- برو بریم، پسر! دو متر فاصله داره!

1685
01:36:01,922 --> 01:36:04,091
‫- دو متر فاصله داره.
‫- بلند شو!

1686
01:36:04,091 --> 01:36:05,426
‫- نفس بکِش پسر، نفس بکِش!
‫- دقیقاً جلوته!

1687
01:36:05,426 --> 01:36:08,179
‫لیلا! لیلا، میک!
‫لیلا! لیلا، میک!

1688
01:36:24,361 --> 01:36:25,821
‫یالا، میکی!

1689
01:36:36,791 --> 01:36:39,710
‫پاشو، میک!

1690
01:36:39,752 --> 01:36:40,961
‫میک، اگه بلند نشی مجبور میشم...

1691
01:36:41,003 --> 01:36:42,004
‫حوله رو بندازم وسط!
‫پاشو!

1692
01:36:42,046 --> 01:36:43,130
‫باید بلند بشی، میک!

1693
01:36:47,968 --> 01:36:49,512
‫خیلی دوستت دارم.

1694
01:36:49,553 --> 01:36:50,930
‫تو منو دوست داری.

1695
01:36:55,017 --> 01:36:56,352
‫دعاهامون چی؟

1696
01:36:58,145 --> 01:37:00,356
‫ازت میخوام تمومش کنی، میک!

1697
01:37:02,191 --> 01:37:03,776
‫خدا قوت، میک!

1698
01:37:09,907 --> 01:37:11,116
‫بیا ببینم!

1699
01:37:11,158 --> 01:37:12,785
‫- جلوی صورتت رو بگیر، میک!
‫- برو بریم!

1700
01:37:12,827 --> 01:37:14,662
‫یالا!

1701
01:37:14,703 --> 01:37:15,579
‫آره!

1702
01:37:24,755 --> 01:37:27,007
‫پشتش رو بگیر!
‫چرا پشتش رو نمیگیره؟

1703
01:37:28,634 --> 01:37:30,177
‫داره از بالا میگیرتش!

1704
01:37:35,432 --> 01:37:37,059
‫آره!

1705
01:37:39,019 --> 01:37:40,980
‫یالا میک، خودشه!

1706
01:37:42,690 --> 01:37:44,191
‫کارش رو تموم کن، میک!

1707
01:37:47,111 --> 01:37:49,321
‫چرا تمومش نمیکنه؟

1708
01:37:49,864 --> 01:37:51,824
‫دست هاش رو کرده زیرش تا نتونه ضربۀ تسلیم بزنه.

1709
01:37:51,866 --> 01:37:53,284
‫آره، این یارو رو نفله کن، میک!

1710
01:38:02,543 --> 01:38:03,627
‫ آره!

1711
01:38:11,969 --> 01:38:14,013
‫بیهوش شد! تمومه!

1712
01:38:14,054 --> 01:38:17,975
‫برنده میکی کِلی ـه!

1713
01:38:18,017 --> 01:38:19,768
‫آره!

1714
01:38:40,414 --> 01:38:41,707
‫تو چرا انقدر خوشحالی؟

1715
01:38:42,499 --> 01:38:44,168
‫صبر کن ببینم، بازیت رو عوض کردی؟

1716
01:38:44,501 --> 01:38:46,295
‫توی چشم هاش نگاه کردم!

1717
01:38:46,337 --> 01:38:50,799
‫از مبارزۀ زئیرِ سال 1974 به بعد،
‫همچین مبارزه ای ندیده بودم!
‫(مبارزۀ محمد علی)

1718
01:38:50,841 --> 01:38:52,259
‫برید اونجا، برید سراغِ مبارزهاتون!

1719
01:38:54,011 --> 01:38:55,971
‫میک، موفق شدی!

1720
01:39:00,392 --> 01:39:05,356
‫مارکو برگشت برزیل و دیگه هیچوقت مبارزه نکرد.

1721
01:39:05,356 --> 01:39:10,235
‫میکی...میکی فوراً به بیمارستان بُرده شد.

1722
01:39:10,277 --> 01:39:13,489
‫به خاطر ضرباتی که خورد
‫دکترها تشخیص دادن ورم عروقی داره.

1723
01:39:14,490 --> 01:39:16,784
‫مجبور شدن به حالت کُما ببرنش.

1724
01:39:25,751 --> 01:39:27,294
‫باباییم کجاست؟

1725
01:39:30,047 --> 01:39:32,257
‫تنهایی بیرون اومدن از اون تاکسی...

1726
01:39:32,299 --> 01:39:34,468
‫یکی از سخت ترین کارهایی بود...

1727
01:39:34,510 --> 01:39:36,470
‫که تو زندگیم کرده بودم.

1728
01:39:43,268 --> 01:39:45,938
‫اگه واقعاً این اتفاق افتاده...

1729
01:39:46,271 --> 01:39:49,191
‫پس چرا ما هیچوقت چیزی ازش نشنیدیم؟

1730
01:39:49,233 --> 01:39:53,278
‫مبارزه در تاریخ یک سپتامبر 2001 اتفاق افتاد.

1731
01:39:57,908 --> 01:40:00,452
‫ده روز بعد از اون،
‫دیگه واقعاً هیچی اهمیت نداشت.

1732
01:40:10,129 --> 01:40:12,464
‫میدونی، ما رفتیم قبرستون کارول...

1733
01:40:12,506 --> 01:40:14,758
‫و قبر لیلا رو دیدیم...

1734
01:40:14,800 --> 01:40:17,594
‫ولی قبر میکی رو ندیدیم.

1735
01:40:44,329 --> 01:40:45,456
‫آهای میک!

1736
01:40:45,497 --> 01:40:48,083
‫مهمون داری!
‫برو پسر!

1737
01:40:52,046 --> 01:40:53,505
‫اندازۀ دستم شدن.

1738
01:41:04,725 --> 01:41:06,852
‫خیلی خب.

1739
01:41:06,852 --> 01:41:08,896
‫ولی هیچوقت شروعشون نمیکنیم.
‫(دعوا و مبارزه رو)

1740
01:41:10,397 --> 01:41:12,107
‫ما فقط تمومشون میکنیم.

1741
01:41:16,278 --> 01:41:19,740
‫دوستان عزیز،
‫ لطفاً این نامۀ عاشقانه را به جوجوتسو برسانید

1742
01:41:19,740 --> 01:41:24,369
‫و به او بگویید که او زندگی من و خانواده ام را
‫از جهات بسیاری که نمی توانم بشمارم، بهتر کرده.

1743
01:41:24,369 --> 01:41:28,582
‫و فقط بدان که بدونِ تو...عشق ما به این چیزی که
‫امروز هست، شکوفا نمیشد.

1744
01:41:28,874 --> 01:41:33,420
‫ممنون و خدا به همراهتان.
‫«شان»
