﻿1
00:00:40,166 --> 00:00:41,958
‫... حالا از اون طرف ضدحمله می‌زنن.

2
00:00:41,958 --> 00:00:45,625
‫فعلا جفت تیم‌ها تو این بازی خیلی خوب
‫دفاع کردن. دانکن به دربی پاس می‌ده.

3
00:00:45,625 --> 00:00:47,583
‫دربی خیلی سریع از بیرون زمین پرتاب می‌کنه.

4
00:00:47,583 --> 00:00:50,875
‫دو تن از اعضای «بولداگز» دارن به شدت
‫دفاع می‌کنن. باز هم پرتاب می‌کنه.

5
00:00:50,875 --> 00:00:54,250
‫نتیجه بازی چهار به سه شده
‫و میشیگان دوباره جلو می‌افته.

6
00:00:54,250 --> 00:00:55,333
‫رابینسون سریع توپ رو...

7
00:00:55,333 --> 00:00:57,166
‫- به انتهای زمین می‌رسونه. پرتاب می‌کنه.
‫- [میشیگان، ان آربر]

8
00:00:57,166 --> 00:01:00,583
‫خطا رفت؛ ولی «بولداگز»
‫دوباره توپ رو می‌گیرن.

9
00:01:00,583 --> 00:01:02,416
‫[۱۹۶۵]

10
00:01:02,458 --> 00:01:03,958
‫ترجیح می‌دم نبینمت.

11
00:01:04,916 --> 00:01:07,208
‫پرتاب پرشیش خوب بود.

12
00:01:07,208 --> 00:01:09,041
‫دوباره «بولداگز» رو جلو می‌اندازه...

13
00:01:09,041 --> 00:01:10,291
‫نتیجه پنج به چهاره...

14
00:01:10,291 --> 00:01:13,083
‫خب، متیوز بدجوری به جانسون چسبیده.

15
00:01:13,083 --> 00:01:15,416
‫ولی میشیگان تونست
‫اوایل بازی...

16
00:01:15,416 --> 00:01:17,666
‫این مشکل رو حل کنه.

17
00:01:18,458 --> 00:01:21,708
‫نه! نه! نه!

18
00:01:25,666 --> 00:01:27,416
‫نه!

19
00:01:30,375 --> 00:01:31,791
‫ولم کن!

20
00:01:43,000 --> 00:01:46,625
‫[الهام‌گرفته از داستانی واقعی]

21
00:02:02,416 --> 00:02:05,750
‫کلر، حالت خوبه؟ باز کن!

22
00:02:06,833 --> 00:02:09,458
‫کلر، اگه در رو باز نکنی،
‫زنگ می‌زنم پلیس‌ها بیان.

23
00:02:11,291 --> 00:02:14,541
‫احتمالا کسی به زور وارد یکی از واحدهای
‫مجتمع «اوک تاور» شده.

24
00:02:14,541 --> 00:02:15,791
‫شصت و یک هستم، رسیدگی می‌کنم.

25
00:02:34,291 --> 00:02:35,791
‫پلیس ایالتی هستیم!

26
00:02:37,541 --> 00:02:39,875
‫پلیس ایالتی هستیم! باز کنین!

27
00:03:05,708 --> 00:03:07,083
‫پلیس ایالتی هستیم!

28
00:03:20,750 --> 00:03:23,875
‫[بوستون]

29
00:03:24,666 --> 00:03:27,208
‫[سه سال پیش]

30
00:03:27,708 --> 00:03:29,083
‫... در شهر افزایش یافته.

31
00:03:29,083 --> 00:03:32,041
‫اعتصاب کامیون‌رانان بوستون
‫همچنان ادامه داره.

32
00:03:32,041 --> 00:03:35,500
‫امروز صبح از واشینگتن و پاریس
‫گزارش زنده داریم...

33
00:03:39,333 --> 00:03:41,458
‫دارم سعی می‌کنم سریع‌تر بخورم.

34
00:03:43,333 --> 00:03:44,583
‫غلات صبحانه‌تون رو بخورین. بجنبین.

35
00:03:45,375 --> 00:03:46,375
‫نون تست می‌خوری؟

36
00:03:46,375 --> 00:03:47,958
‫آره. اون یکی رو می‌خوام.

37
00:03:56,708 --> 00:03:58,083
‫- صبح همگی به خیر.
‫- صبح به خیر.

38
00:03:58,083 --> 00:03:59,375
‫- تامی کجاست؟
‫- صبح به خیر.

39
00:03:59,375 --> 00:04:00,458
‫ای بابا. تامی!

40
00:04:00,458 --> 00:04:02,875
‫- همین‌جام.
‫- بجنب. باید دو دقیقه دیگه راه بیفتیم.

41
00:04:03,958 --> 00:04:05,083
‫نون تست می‌خوری؟

42
00:04:19,625 --> 00:04:21,208
‫[مظنون جدید سرقت از کامیون پست]

43
00:04:21,875 --> 00:04:23,666
‫از یکیشون هم نمی‌گذری، مگه نه؟

44
00:04:23,666 --> 00:04:25,583
‫تا باهاشون از میز بخش سبک زندگی
‫خلاص نشم، نمی‌گذرم.

45
00:04:25,625 --> 00:04:27,416
‫[خلاف پلیس‌های چلسی رو شد]

46
00:04:27,458 --> 00:04:29,250
‫[خبر دسته‌اول منتشر کردیم]

47
00:04:29,250 --> 00:04:30,708
‫- جک، یه لحظه وقت داری؟
‫- الان وقت ندارم.

48
00:04:30,708 --> 00:04:32,666
‫باز هم خلاف پلیس‌های چلسی رو شد.

49
00:04:32,666 --> 00:04:34,791
‫«گلوب» و «هرالد» امروز خبرش رو چاپ کردن.
‫ما هیچی چاپ نکردیم.

50
00:04:34,791 --> 00:04:36,333
‫بی‌خیال. مگه خودت کار نداری؟

51
00:04:36,333 --> 00:04:38,666
‫خیلی‌خب، مظنون جدید سرقت
‫از کامیون پست چی؟

52
00:04:38,666 --> 00:04:40,041
‫باقی روزنامه‌ها خبرش رو چاپ کردن.

53
00:04:40,625 --> 00:04:45,166
‫اونجا رو می‌بینی؟ میز بخش جناییه.
‫شش نفر دارن روش کار می‌کنن.

54
00:04:46,833 --> 00:04:47,500
‫خیلی‌خب، سوزان،

55
00:04:47,500 --> 00:04:49,375
‫- مقاله پنجاه سانتی عکس‌داره.
‫- هوم.

56
00:04:49,375 --> 00:04:53,208
‫الی، همسران نامزدهای انتخاباتی با تو.
‫از جزئیات زندگیشون بنویس.

57
00:04:53,208 --> 00:04:55,125
‫- خورد و خوراک و لباس‌هاشون رو بگو.
‫- بگو کدومشون بیشتر داد می‌زنن.

58
00:04:55,125 --> 00:04:58,041
‫لورتا، نقد محصولات این هفته با توئه.

59
00:04:58,041 --> 00:04:59,458
‫«سانبیم» توستر جدید عرضه کرده.

60
00:05:02,166 --> 00:05:04,083
‫خیلی‌خب، نانسی،
‫پیشنهادات رژیمی هم با توئه.

61
00:05:04,083 --> 00:05:07,416
‫درخواست اصلاحات مالیاتی،
‫خلع مقامات و برابری.

62
00:05:08,333 --> 00:05:10,541
‫ایشون هم کاهش مالیاتی مد نظر رو...

63
00:05:10,541 --> 00:05:16,458
‫از سال آینده، یعنی ژانویه ۱۹۶۳،
‫اعمال می‌کنه.

64
00:05:17,208 --> 00:05:20,916
‫چندین میلیارد دلاری که هنوز دست...

65
00:05:23,458 --> 00:05:25,541
‫[زنی در آپارتمانش کشته شد]

66
00:05:37,083 --> 00:05:40,833
‫[بیوه‌ای اهل بک بی
‫با خفگی به قتل رسید]

67
00:05:41,875 --> 00:05:43,541
‫- سلام فیلیس.
‫- صبح به خیر.

68
00:05:45,333 --> 00:05:46,333
‫اون کیه؟

69
00:05:47,041 --> 00:05:50,208
‫اِم، جین کول، سوگلی هالنده.

70
00:05:50,208 --> 00:05:52,208
‫چیه؟ خبرنگاره یا پرستاره؟

71
00:05:52,208 --> 00:05:55,458
‫خبرنگار مخفیه.
‫داره راجع به آسایشگاه‌ها مقاله می‌نویسه.

72
00:06:09,791 --> 00:06:13,666
‫بیا. با مال من بنویس.
‫این یکی رو تعمیر می‌کنم.

73
00:06:13,666 --> 00:06:14,750
‫مرسی.

74
00:06:21,291 --> 00:06:22,458
‫چی می‌نویسی؟

75
00:06:22,458 --> 00:06:24,291
‫مقاله خبری سواستفاده از درمان‌جویانه.

76
00:06:24,291 --> 00:06:27,083
‫ظاهرا مقاله مهمیه. چطوری بهت رسید؟

77
00:06:27,791 --> 00:06:28,791
‫خودم درخواست کردم.

78
00:06:28,791 --> 00:06:30,125
‫اون‌ها همین‌جوری بهت دادنش؟

79
00:06:30,125 --> 00:06:31,375
‫معمولا همین شکلیه دیگه.

80
00:06:31,375 --> 00:06:33,166
‫نه‌خیر، اینجا نیست.

81
00:06:36,166 --> 00:06:37,166
‫عذر می‌خوام.

82
00:06:54,291 --> 00:06:57,500
‫اون هم گلدان زیبای مونروئه...

83
00:06:57,500 --> 00:06:59,750
‫می‌خواد باهاشون چه غلطی بکنه؟

84
00:06:59,750 --> 00:07:02,708
‫- مامان، دکتر چی گفت؟
‫- نرفتم.

85
00:07:03,333 --> 00:07:06,000
‫- یعنی چی که نرفتی؟
‫- کیتی نیومد.

86
00:07:06,666 --> 00:07:08,375
‫چی شد؟ بهش زنگ نزدی؟

87
00:07:08,375 --> 00:07:11,583
‫من ملت رو به زور جایی نمی‌کشونم.
‫اون که اصلا فامیلمون نیست.

88
00:07:12,125 --> 00:07:13,875
‫همسر پسرته‌ها.

89
00:07:13,875 --> 00:07:16,583
‫اگه این‌قدر مهم بود،
‫بهتر بود خودت من رو می‌بردی.

90
00:07:16,583 --> 00:07:18,166
‫آره، آره، خودم می‌دونم.

91
00:07:21,833 --> 00:07:23,250
‫پسفردا می‌بینمت.

92
00:07:25,083 --> 00:07:27,208
‫بلند نشو. خودم می‌رم.

93
00:07:27,208 --> 00:07:29,125
‫- باید زنجیر در رو ببندم.
‫- از کی تا حالا می‌بندی؟

94
00:07:30,041 --> 00:07:31,541
‫از وقتی همسایه‌مون رو کشتن.

95
00:07:31,541 --> 00:07:33,625
‫- نشنیدی؟
‫- نه.

96
00:07:34,208 --> 00:07:36,875
‫خانم اسلسرز رو که همین نبش می‌شینه کشتن.

97
00:07:38,250 --> 00:07:39,583
‫خبرش تو روزنامه خودتون بود.

98
00:08:03,500 --> 00:08:08,833
‫[محدوده مخصوص پلیس]
‫[وارد نشوید]

99
00:08:14,833 --> 00:08:17,708
‫جک؟ گمون کنم چیزی دستگیرم شده.

100
00:08:19,333 --> 00:08:22,000
‫سه زن رو طی دو هفته اخیر
‫خفه کردن و کشتن.

101
00:08:24,791 --> 00:08:27,000
‫به نظرم خبر جالبی نیست.
‫این‌ها که افراد مهمی نیستن.

102
00:08:27,000 --> 00:08:28,916
‫خیال کردی مخاطبینمون کی هستن؟

103
00:08:28,916 --> 00:08:32,583
‫اصلا واسه همین جالبه. واسه چی کسی
‫باید سه زن بی نام و نشان رو بکشه؟

104
00:08:32,583 --> 00:08:34,583
‫خب، قصد داری از کجا به جوابش برسی؟

105
00:08:34,583 --> 00:08:37,000
‫خب، بذار قربانیان رو بررسی کنم.
‫ببینم ارتباطی دارن یا نه.

106
00:08:37,000 --> 00:08:39,250
‫بچه، قرار نیست خبر قتل کار کنی.

107
00:08:39,250 --> 00:08:40,166
‫چرا نکنم؟

108
00:08:40,166 --> 00:08:43,375
‫آخه تجربه اخبار قتل رو نداری.

109
00:08:43,375 --> 00:08:46,125
‫اگه بهم فرصت ندی،
‫چطوری می‌خوام تجربه کسب کنم؟

110
00:08:46,958 --> 00:08:48,041
‫نه.

111
00:08:48,041 --> 00:08:50,541
‫وای، اذیت نکن دیگه.
‫خبر خاصی نداریم.

112
00:08:53,333 --> 00:08:54,750
‫تو اوقات فراغتم ردیفش می‌کنم.

113
00:08:57,958 --> 00:09:01,791
‫خیلی‌خب.
‫ولی هنوز پشت میز بخش سبک زندگی‌ای.

114
00:09:20,333 --> 00:09:23,583
‫اِم، لورتا مک‌لافلین
‫از «رکورد آمریکن» هستم.

115
00:09:24,416 --> 00:09:26,291
‫مدیر ساختمون شمایین؟
‫شما ایدا ایرگا رو پیدا کردین؟

116
00:09:26,291 --> 00:09:27,666
‫آره، درسته.

117
00:09:28,291 --> 00:09:29,291
‫اِم...

118
00:09:30,500 --> 00:09:32,291
‫به نظر می‌اومد کسی به زور وارد شده باشه؟

119
00:09:32,291 --> 00:09:35,375
‫نه. نه، در خونه‌اش قفل بود.
‫مجبور شدم با شاه‌کلید بازش کنم.

120
00:09:36,000 --> 00:09:37,708
‫موقع ورود، متوجه چیز غیرعادی دیگه‌ای نشدین؟

121
00:09:37,708 --> 00:09:39,750
‫نه. جای جزئیاتش تو روزنامه شما نیست.

122
00:09:39,750 --> 00:09:42,291
‫نه، نه... نمی‌خوام چیز زشتی چاپ کنم.

123
00:09:42,291 --> 00:09:44,166
‫صرفا می‌خوام بفهمم جریان از چه قرار بوده.

124
00:09:45,250 --> 00:09:46,500
‫واقعا می‌خوای بدونی؟

125
00:09:48,041 --> 00:09:51,375
‫رو زمین پیداش کردم،
‫پاهاش زخمی بودن،

126
00:09:51,375 --> 00:09:52,958
‫مچ پاش رو به صندلی بسته بودن.

127
00:09:53,916 --> 00:09:56,250
‫ پاهاشو با تیغ تیکه تیکه کرده بودن.

128
00:10:00,250 --> 00:10:01,791
‫- یعنی...
‫- آره.

129
00:10:01,791 --> 00:10:04,708
‫با جوراب ساق‌بلندش
‫دور گردنش پاپیون بسته بود.

130
00:10:05,916 --> 00:10:07,166
‫پاپیون؟

131
00:10:07,166 --> 00:10:08,666
‫عین هدیه شده بود.

132
00:10:18,416 --> 00:10:20,708
‫اِم، می‌دونین کی داره به قتل
‫آنا اسلسرز رسیدگی می‌کنه؟

133
00:10:20,708 --> 00:10:21,916
‫خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.

134
00:10:21,916 --> 00:10:24,666
‫الان نیستن. واسه چی تا حالا ندیدمت؟

135
00:10:25,250 --> 00:10:27,625
‫قبلا تو بخش دیگه‌ای بودم.
‫نمی‌دونین کی برمی‌گردن؟

136
00:10:27,625 --> 00:10:29,291
‫اصلا خبر ندارم. سرشون خیلی شلوغه.

137
00:10:29,291 --> 00:10:31,458
‫آره، قطعا همین‌طوره.
‫مظنونی ندارن؟

138
00:10:31,458 --> 00:10:34,375
‫با کورستی صحبت کن.
‫خودش خبرش رو کار کرده.

139
00:10:34,916 --> 00:10:37,750
‫من دارم خبر متفاوتی
‫راجع به ارتباط قتل‌ها کار می‌کنم.

140
00:10:37,750 --> 00:10:39,041
‫پاپیون‌هاشون رو می‌گی؟

141
00:10:40,208 --> 00:10:42,166
‫دور گردن هرسه‌تاشون پاپیون بود؟

142
00:10:42,750 --> 00:10:43,791
‫من چنین حرفی نزدم.

143
00:10:43,791 --> 00:10:47,041
‫نه، پاپیون ایدا ایرگا که تأیید شد.
‫پاپیون بلیک و اسلسرز رو هم تأیید می‌کنین؟

144
00:10:47,041 --> 00:10:50,125
‫من چیزی رو تأیید نمی‌کنم.
‫نظرت چیه بری دوری بزنی؟

145
00:10:52,666 --> 00:10:54,625
‫فقط می‌تونم ایدا ایرگا رو تأیید کنم.

146
00:10:55,208 --> 00:10:57,291
‫گزارش کالبد شکافیشون چی شد؟

147
00:10:57,291 --> 00:10:58,958
‫دادستانی ناحیه‌ای منتشرشون نمی‌کنه.

148
00:10:58,958 --> 00:11:00,416
‫یکیشون ساکن لینن نبود؟

149
00:11:00,416 --> 00:11:01,583
‫هلن بلیک رو می‌گین.

150
00:11:01,583 --> 00:11:02,375
‫خب، تو شهرستان اسکسه.

151
00:11:02,375 --> 00:11:04,416
‫اگه شهرستان فرق کنه،
‫دادستانی ناحیه‌ای هم فرق می‌کنه.

152
00:11:05,041 --> 00:11:08,041
‫کورستی، پزشک قانونی لینن رو می‌شناسی؟

153
00:11:08,041 --> 00:11:09,500
‫آره، با هم گلف بازی می‌کنیم.

154
00:11:09,500 --> 00:11:11,500
‫ببین می‌تونی گزارش کالبدگشایی
‫هلن بلیک رو گیر بیاری.

155
00:11:20,833 --> 00:11:21,833
‫مرسی.

156
00:11:35,958 --> 00:11:37,625
‫خیلی‌خب.

157
00:11:51,083 --> 00:11:53,791
‫[جسد متوفی، هلن بلیک، رو به شکم
‫روی تخت بوده و پاهایش زخمی  شده بود.]

158
00:11:55,666 --> 00:11:57,791
‫[جوراب ساق‌بلندی نایلونی را
‫دور گردنش دو بار گره زده بودند.]

159
00:11:57,833 --> 00:12:00,583
‫[هلن بلیک]
‫[گره دوتایی]

160
00:12:10,625 --> 00:12:13,083
‫کناریش چیه...

161
00:12:13,083 --> 00:12:16,166
‫عذر می‌خوام، با سرکار دوگان کار دارم.

162
00:12:16,166 --> 00:12:18,541
‫دوگان؟ نه، اینجا نیست.

163
00:12:18,541 --> 00:12:19,625
‫می‌دونین کجا نوشیدنی میخوره؟

164
00:12:19,625 --> 00:12:21,416
‫«فولی» رو بلدی؟

165
00:12:21,458 --> 00:12:25,708
‫اِم... صرفا می‌خوام راجع به
‫جوراب ساق‌بلند دور گردنش سوال کنم.

166
00:12:25,708 --> 00:12:28,791
‫دیده بودن گرهش تکی بود یا دوتایی؟

167
00:12:29,416 --> 00:12:31,583
‫اصلا همین‌جوری معلوم نبود.

168
00:12:31,583 --> 00:12:34,416
‫باید برمی‌گردوندمش تا بفهمم، ولی...
‫ولی مأمور گشتی بیش نیستم.

169
00:12:36,083 --> 00:12:37,458
‫به نظرتون جسدش تزئین شده بود؟

170
00:12:39,625 --> 00:12:42,333
‫آره، به طرز جنون‌آمیزی تزئین شده بود.

171
00:12:47,625 --> 00:12:48,541
‫ممنون.

172
00:12:48,541 --> 00:12:50,291
‫هر سه مورد رو تأیید کردم.

173
00:12:50,291 --> 00:12:52,541
‫خیلی‌خب. برگرد اینجا و بنویسش.

174
00:12:56,583 --> 00:12:59,000
‫وجه اشتراک این سه زن چیست؟

175
00:13:00,166 --> 00:13:02,375
‫سه الگوی حمله رمزآلود.

176
00:13:03,291 --> 00:13:05,791
‫سه گره که عامل اشتراکشان است.

177
00:13:06,583 --> 00:13:10,583
‫آن‌ها که در زندگی با یکدیگر غریبه بودند،
‫در مرگ خواهر شدند.

178
00:13:11,583 --> 00:13:15,833
‫هر سه لحظه وحشتناک مرگ با خفگی
‫به دست قاتلی بی‌سروصدا،

179
00:13:16,708 --> 00:13:20,791
‫محتاط و دیوانه را تجربه کردند...

180
00:13:20,791 --> 00:13:24,166
‫که اعتماد به نفسش در حدی است
‫که رفتنی، در را قفل می‌کند.

181
00:13:24,166 --> 00:13:28,958
‫[جانی روانی در شهر]

182
00:13:29,041 --> 00:13:30,583
‫[به قلم لورتا مک‌لافلین]

183
00:13:35,000 --> 00:13:36,750
‫آفرین بچه.

184
00:13:36,750 --> 00:13:39,625
‫امروز، پس از انتشار خبری در «رکورد آمریکن»
‫و ادعای قتل...

185
00:13:39,625 --> 00:13:43,541
‫سه زن مسن به دست یک دیوانه،
‫کل شهر به تکاپو افتاده.

186
00:13:43,541 --> 00:13:46,458
‫تو «گلوب» یا «هرالد» چیزی ننوشتن.

187
00:13:48,583 --> 00:13:49,583
‫تو هیچ‌کدومشون ننوشتن.

188
00:13:51,375 --> 00:13:52,791
‫از کل شهر زودتر منتشرش کردی.

189
00:13:54,916 --> 00:13:56,625
‫باورم نمی‌شه. خارق‌العاده است!

190
00:13:59,958 --> 00:14:01,625
‫خبرش ....

191
00:14:01,625 --> 00:14:04,541
‫آشناهام تو کلانتری
‫دارن از صبح زنگ می‌زنن.

192
00:14:04,541 --> 00:14:06,833
‫از داستانی ناحیه‌ای تماس گرفتن
‫و باهاتون کار دارن.

193
00:14:06,833 --> 00:14:08,541
‫لطفا تماس‌هام رو فعلا وصل نکن.

194
00:14:08,541 --> 00:14:10,125
‫لقمه بزرگ‌تر از دهنش برداشته.

195
00:14:10,125 --> 00:14:12,416
‫بهتر بود اصلا بهش نمی‌گفتی
‫دنبال این خبر بره.

196
00:14:12,416 --> 00:14:14,541
‫کمیسر مک‌نامارا
‫باهاتون کار دارن.

197
00:14:14,541 --> 00:14:16,250
‫بهت که گفتم فعلا تماس‌هام رو وصل نکن.

198
00:14:16,250 --> 00:14:18,833
‫نه، خودشون شخصا اومدن.

199
00:14:18,833 --> 00:14:19,958
‫یا خدا.

200
00:14:23,416 --> 00:14:24,583
‫بفرستش تو.

201
00:14:29,250 --> 00:14:31,250
‫عه، چه کاری از دستم ساخته است کمیسر؟

202
00:14:33,875 --> 00:14:37,083
‫خودت پیشنهاد دادی زن جماعت رو
‫بفرستین کلانتری؟

203
00:14:37,083 --> 00:14:39,666
‫خب، اسمش لورتاست.
‫داشت رو خبری کار می‌کرد.

204
00:14:39,666 --> 00:14:41,500
‫الان دیگه چنین اسمی روش گذاشتین؟

205
00:14:42,625 --> 00:14:45,291
‫تو شهر می‌چرخید
‫و با افرادم حرف می‌زد.

206
00:14:45,291 --> 00:14:48,125
‫حتی اصلا نگفت خبرنگاره.

207
00:14:48,125 --> 00:14:52,416
‫الان کل زنان مسن شهر
‫خطم رو اشغال کردن!

208
00:14:52,416 --> 00:14:55,166
‫کافیه بگی کجاش رو اشتباه فهمیدیم،
‫من هم اصلاحش می‌کنم.

209
00:14:55,166 --> 00:14:57,166
‫امان از دستت، همه‌اش شایعات مسخره است!

210
00:14:57,166 --> 00:15:00,041
‫نصف اخبار شهرمون شایعات مسخره است.

211
00:15:00,041 --> 00:15:01,541
‫کجاش رو اشتباه فهمیدیم؟

212
00:15:01,541 --> 00:15:04,875
‫بخش قتلمون بیست و چهار ساعته
‫مشغول این پرونده بود،

213
00:15:04,875 --> 00:15:06,875
‫ولی هیچ ارتباطی بین قتل‌ها پیدا نکردیم.

214
00:15:06,875 --> 00:15:08,541
‫جوراب‌های ساق‌بلندشون چی؟

215
00:15:08,541 --> 00:15:10,333
‫فقط یکی از قربانیان بوستون
‫جوراب ساق‌بلند داشت.

216
00:15:10,333 --> 00:15:11,833
‫اون یکی عین خودکشی می‌موند.

217
00:15:11,833 --> 00:15:14,833
‫- منابعی به ما گفتن هر دو زن...
‫- منابع!

218
00:15:14,833 --> 00:15:19,416
‫یه مشت پلیس تازه کار وبی عقل بودن
‫که می‌خواستن دختری که فرستادی رو بترسونن !

219
00:15:20,916 --> 00:15:22,958
‫این مسئله رو دوستانه بهت می‌گم.

220
00:15:22,958 --> 00:15:26,541
‫اگه باز هم پی این خبر رو بگیری،
‫در نهایت آبروی خودت رو می‌بری.

221
00:15:34,625 --> 00:15:35,666
‫لورتا!

222
00:15:48,875 --> 00:15:49,958
‫در رو ببند.

223
00:15:54,166 --> 00:15:57,375
‫بدجوری بابت این خبر اذیتم کردن.

224
00:15:57,375 --> 00:15:59,833
‫خب، کمیسر مک‌نامارا می‌گه
‫خبرش کلا شایعه است.

225
00:15:59,833 --> 00:16:01,166
‫منابع کورستی هم همین رو می‌گن.

226
00:16:01,166 --> 00:16:03,208
‫من تک‌تک کلمات اون خبر رو تأیید کرده بودم.

227
00:16:03,208 --> 00:16:05,083
‫گفته بودی خبرنگاری؟

228
00:16:05,083 --> 00:16:06,416
‫معلومه که گفته بودم.

229
00:16:06,416 --> 00:16:08,791
‫- حتی تو کافه هم گفته بودی؟
‫- تو کافه که خیلی تأکید کردم.

230
00:16:11,041 --> 00:16:12,541
‫اخبار بعدیش رو لغو می‌کنم.

231
00:16:13,916 --> 00:16:17,166
‫خبرش رو زودتر از کل شهر منتشر کردیم،
‫اون‌وقت می‌خواین همین‌جوری ولش کنین؟

232
00:16:17,166 --> 00:16:18,291
‫آره، ولش می‌کنم.

233
00:16:18,291 --> 00:16:19,833
‫خبرش خوبه.

234
00:16:19,833 --> 00:16:21,833
‫خبرش سرم رو به درد میاره
‫و الان حوصله‌اش رو ندارم.

235
00:16:22,750 --> 00:16:25,000
‫خودت هم برگرد سر میز بخش سبک زندگی.

236
00:16:49,291 --> 00:16:51,125
‫نباید این شکلی کار کنه.

237
00:16:51,125 --> 00:16:52,750
‫وای، بی‌خیال کلی.

238
00:16:52,750 --> 00:16:54,833
‫باید خونه باشه و به شوهر خودش برسه.

239
00:16:54,833 --> 00:16:56,666
‫تو که روزی چند ساعت سر می‌زنی.

240
00:16:56,666 --> 00:16:58,291
‫اون‌قدرها هم بد نیست.

241
00:17:01,791 --> 00:17:03,708
‫نمی‌فهمی چقدر خودخواهانه است؟

242
00:17:03,708 --> 00:17:05,916
‫می‌خوای چی بگم؟
‫کنار میایم دیگه.

243
00:17:05,916 --> 00:17:07,750
‫آره، آخه من نصف هفته
‫مراقب بچه‌هاتم.

244
00:17:07,750 --> 00:17:09,333
‫از کمکت ممنونم...

245
00:17:09,333 --> 00:17:11,250
‫بچه‌هات رو نابود می‌کنه.

246
00:17:13,416 --> 00:17:14,416
‫سلام کلی.

247
00:17:15,333 --> 00:17:16,625
‫سلام لورتا.

248
00:17:16,625 --> 00:17:19,125
‫چیزی بهت تعارف کرد؟ قهوه می‌خوری؟
‫چای می‌خوری؟

249
00:17:19,125 --> 00:17:20,875
‫دیگه داشتم می‌رفتم.

250
00:17:22,083 --> 00:17:25,041
‫تامی تو ماشین رد داد.
‫زد لب پاتریک رو کبود کرد.

251
00:17:25,041 --> 00:17:28,708
‫فردا باید عکس کلاسی بگیرن.
‫شاید بهتر باشه دوباره روش یخ بذاری.

252
00:17:30,625 --> 00:17:31,916
‫ممنون.

253
00:17:55,833 --> 00:17:57,666
‫خب، واسه چی ازم نخواستی خونه بمونم؟

254
00:17:59,166 --> 00:18:00,291
‫آخه خودم می‌فهمم نباید بخوام.

255
00:18:00,875 --> 00:18:02,291
‫نه، جدی می‌گم. چرا نخواستی؟

256
00:18:03,208 --> 00:18:04,375
‫چون اون‌جوری رقت‌انگیز می‌شی.

257
00:18:05,791 --> 00:18:06,875
‫خب که چی؟

258
00:18:07,666 --> 00:18:11,458
‫اون‌جوری زندگیمون راحت‌تر می‌شه.
‫شرایط بچه‌هامون بهتر می‌شه.

259
00:18:12,125 --> 00:18:13,375
‫- کی گفته؟
‫- خواهرت گفته.

260
00:18:15,041 --> 00:18:16,583
‫مادرم گفته. همسایه‌مون گفته.

261
00:18:16,583 --> 00:18:17,916
‫اون‌ها چی سرشون می‌شه؟

262
00:18:19,375 --> 00:18:22,041
‫اون‌جوری اگه بخوای صبح تا شب اینجا باشی،
‫همه‌مون رو دیوانه می‌کنی.

263
00:18:25,625 --> 00:18:26,708
‫خبرت حرف نداشت.

264
00:18:29,916 --> 00:18:33,416
‫احتمالا جک از فشار آوردن بهشون می‌ترسه.
‫فرض نکن با خودت مشکل داره.

265
00:19:42,916 --> 00:19:44,375
‫بله؟ کمکی از دستم ساخته است؟

266
00:19:44,375 --> 00:19:46,458
‫آره، تماس گرفتن که آب نشتی کرده.

267
00:19:46,458 --> 00:19:48,333
‫عذر می‌خوام، شما؟

268
00:19:48,333 --> 00:19:49,916
‫از طرف مدیر ساختمون اومدم.

269
00:19:49,916 --> 00:19:54,041
‫نه! وای خدا. نه!

270
00:20:23,208 --> 00:20:24,291
‫الو؟

271
00:20:24,291 --> 00:20:25,750
‫سلام لورتا، منم، فیلیس.

272
00:20:25,750 --> 00:20:27,875
‫زن دیگه‌ای رو خفه کردن و کشتن.
‫تلگرافش همین الان رسید.

273
00:20:27,875 --> 00:20:30,125
‫- ممنون.
‫- کی بود؟

274
00:20:30,875 --> 00:20:32,708
‫- همین الان قربانی چهارمش رو پیدا کردن.
‫- برو.

275
00:20:32,708 --> 00:20:34,541
‫- تو بچه‌ها رو می‌رسونی مدرسه؟
‫- آره، آره. برو.

276
00:20:34,541 --> 00:20:36,458
‫خودت کجا می‌ری؟

277
00:20:36,458 --> 00:20:39,958
‫دخترها، بجنبین! بریم!

278
00:20:44,083 --> 00:20:46,250
‫- دیدم‌ها.
‫- من که قایمش نکرده بودم.

279
00:20:47,333 --> 00:20:48,541
‫شاید بهتر باشه بکنی.

280
00:20:48,541 --> 00:20:49,625
‫الو؟

281
00:20:49,625 --> 00:20:52,458
‫منم، هالند.
‫باید خبر جناییه رو کار کنی.

282
00:20:52,458 --> 00:20:54,000
‫جک به تازه‌کاری محولش کرده.

283
00:20:54,000 --> 00:20:55,083
‫وضعش این‌قدر خرابه، ها؟

284
00:20:55,083 --> 00:20:56,833
‫می‌تونی خبر آسایشگاه رو
‫امشب تکمیل کنی؟

285
00:20:56,833 --> 00:20:59,125
‫باشه، خیلی‌خب.

286
00:20:59,125 --> 00:21:00,208
‫جریان چی بود؟

287
00:21:00,208 --> 00:21:03,041
‫هالند می‌خواد خبر قتل‌های جنایی رو کار کنم.

288
00:21:03,041 --> 00:21:04,708
‫چه مرگشه؟

289
00:21:04,708 --> 00:21:05,875
‫منظورت چیه؟

290
00:21:05,875 --> 00:21:09,208
‫ازت سواستفاده می‌کنه. چنین خبری رو
‫به دختر می‌سپاره. حیله سوار می‌کنه.

291
00:21:09,250 --> 00:21:10,166
‫باید دخترها رو برسونی.

292
00:21:12,125 --> 00:21:13,375
‫بیا، بشین.

293
00:21:17,291 --> 00:21:20,458
‫جین سر خبر جانیه
‫باهات همکاری می‌کنه.

294
00:21:20,458 --> 00:21:23,875
‫آها، اِم، بی‌احترامی نباشه،
‫ولی در این زمینه کمک لازم ندارم.

295
00:21:23,875 --> 00:21:25,083
‫جای بحث نداره.

296
00:21:25,083 --> 00:21:26,791
‫می‌خواد چه خبری رو کار کنه
‫که خودم از پسش برنمیام؟

297
00:21:26,791 --> 00:21:28,750
‫اگه همین‌طور تلاش کنین،
‫کل خبر رو کار می‌کنین.

298
00:21:28,750 --> 00:21:31,291
‫قربانی چهارم رو به کجا رسوندی؟

299
00:21:31,291 --> 00:21:33,041
‫دور گردنش جوراب ساق‌بلند بود؟

300
00:21:33,708 --> 00:21:35,458
‫اِم، هنوز تأیید نکردم.

301
00:21:35,458 --> 00:21:38,375
‫هنوز نکردی؟ چهل دقیقه دیگه
‫زمان تحویل خبرته.

302
00:21:38,375 --> 00:21:39,833
‫پلیس‌ها تأیید نمی‌کنن.

303
00:21:39,833 --> 00:21:42,208
‫آرنولد، فامیلش، جسدش رو پیدا کرده، ولی...

304
00:21:42,208 --> 00:21:44,083
‫شماره و آدرسی از آرنولد سالیوان ثبت نشده،

305
00:21:44,083 --> 00:21:45,708
‫باقی بستگانش هم چیزی نگفتن.

306
00:21:45,708 --> 00:21:47,666
‫جینی، با ملت تماس بگیر.
‫ببین چی دستگیرت می‌شه.

307
00:21:47,666 --> 00:21:51,000
‫خودم تماس گرفته بودم.
‫پلیس‌ها چیزی نمی‌گن. کورستی هم تماس گرفت.

308
00:21:51,000 --> 00:21:52,875
‫تا حالا ندیده بودم
‫این‌قدر سکوت کنن.

309
00:21:52,875 --> 00:21:55,291
‫آخه دارن واسه فاجعه‌ای آماده می‌شن.

310
00:21:56,458 --> 00:21:59,375
‫فامیلش رو پیدا کنین.
‫وگرنه صفحه اول چاپ نمی‌شه.

311
00:22:08,708 --> 00:22:09,791
‫چیکار می‌کنی؟

312
00:22:09,791 --> 00:22:12,208
‫با کل هم‌فامیلیش‌هاش
‫تو دفترچه تلفن تماس می‌گیرم.

313
00:22:12,208 --> 00:22:14,000
‫می‌دونی چندتا سالیوان داریم؟

314
00:22:14,000 --> 00:22:15,333
‫پس بهتره دست به کار بشیم.

315
00:22:23,791 --> 00:22:26,333
‫سلام، با بستگان جین سالیوان کار دارم.

316
00:22:26,333 --> 00:22:27,958
‫سلام، خودتونین جناب سالیوان؟

317
00:22:27,958 --> 00:22:29,083
‫فامیلش نیستین؟

318
00:22:29,083 --> 00:22:31,500
‫- جناب سالیوان؟
‫- با منزل خانواده هاوارد تماس گرفتین.

319
00:22:31,500 --> 00:22:33,000
‫- الو.
‫- سلام، جناب سالیوان؟

320
00:22:33,000 --> 00:22:33,916
‫اشتباه گرفتین.

321
00:22:33,916 --> 00:22:35,958
‫با بستگان جین سالیوان کار دارم.

322
00:22:35,958 --> 00:22:37,666
‫- فامیلش نیستیم.
‫- ممنون.

323
00:22:37,666 --> 00:22:38,833
‫شما؟

324
00:22:38,833 --> 00:22:41,500
‫با بستگان جـ... الو؟

325
00:22:41,500 --> 00:22:43,375
‫- لطفا گوشی رو می‌دین جناب سالیوان؟
‫- علاقه‌ای ندارم.

326
00:22:43,375 --> 00:22:45,416
‫- جین.
‫- جناب سالیوان؟

327
00:22:45,416 --> 00:22:46,416
‫روبرتا سالیوان خودتونین؟

328
00:22:46,416 --> 00:22:48,041
‫- ایشون فوت شدن.
‫- ممنون.

329
00:22:48,041 --> 00:22:49,458
‫- الو؟
‫- سلام، خودتی والتر؟

330
00:22:49,458 --> 00:22:50,583
‫اینجا چنین شخصی نداریم.

331
00:22:50,583 --> 00:22:54,958
‫سلام، با بستگان... اِم، عذر می‌خوام،
‫جین سالیوان کار دارم.

332
00:22:54,958 --> 00:22:56,791
‫الو؟

333
00:22:56,791 --> 00:23:01,541
‫واقعا؟ بنده جین کول،
‫از خبرنگاران «رکورد آمریکن» هستم.

334
00:23:01,541 --> 00:23:03,458
‫تماس گرفته بودیم
‫که یه سری جزئیات رو تأیید کنیم.

335
00:23:04,958 --> 00:23:06,583
‫همین الان چهارمی رو تأیید کردن.

336
00:23:07,625 --> 00:23:10,458
‫خیلی‌خب. خبر «شبح» رو
‫صفحه اول چاپ می‌کنیم.

337
00:23:10,875 --> 00:23:14,708
‫[شبح چهارمین نفر را کشت]

338
00:23:17,708 --> 00:23:19,958
‫خبر «رکورد آمریکن» رو تأیید می‌کنین؟

339
00:23:19,958 --> 00:23:21,250
‫کمیسر! خبری...

340
00:23:21,250 --> 00:23:23,916
‫به ساکنین بوستون پیشنهاد می‌کنیم...

341
00:23:23,916 --> 00:23:28,125
‫در خونه‌شون رو درست و حسابی قفل کنن.

342
00:23:28,125 --> 00:23:29,708
‫فقط یه قاتله؟

343
00:23:29,708 --> 00:23:31,583
‫تا مطمئن نشدن طرفشون آدم حسابیه،

344
00:23:31,583 --> 00:23:34,250
‫اصلا تو خونه‌شون راهش ندن.

345
00:23:34,250 --> 00:23:36,041
‫مخصوصا زنانی که تنها
‫زندگی می‌کنن رعایت کنن!

346
00:23:36,041 --> 00:23:37,291
‫خبرش رو تأیید می‌کنین...

347
00:23:37,291 --> 00:23:40,250
‫در خونه‌تون رو قفل کنین
‫و غریبه‌ها رو تو خونه‌تون راه ندین!

348
00:23:40,250 --> 00:23:42,333
‫خبر «رکورد آمریکن» رو تأیید می‌کنین؟

349
00:23:42,333 --> 00:23:43,791
‫فقط یه قاتله؟

350
00:23:43,791 --> 00:23:45,625
‫برام فرقی نمی‌کنه
‫یه قاتل باشه یا چهار قاتل.

351
00:23:45,625 --> 00:23:46,625
‫هر کی باشه، می‌گیریمش.

352
00:23:47,541 --> 00:23:49,625
‫به کسی مظنون نیستین؟

353
00:23:49,625 --> 00:23:51,666
‫کمیسر، به کسی مظنون نیستین؟

354
00:23:51,666 --> 00:23:54,791
‫باید روش‌های تحقیقاتی خارق‌العاده رو...

355
00:23:54,791 --> 00:23:59,166
‫واسه حل این جنایات غیرمعمول
‫و به شدت غیرطبیعی به کار برد.

356
00:23:59,166 --> 00:24:01,458
‫به نظرم مردم ماساچوست...

357
00:24:01,458 --> 00:24:04,125
‫کلی پیشرفت می‌کنن
‫و هیچ ضرری بهشون وارد نمی‌شه.

358
00:24:04,125 --> 00:24:07,166
‫به نظرمون طرف اومده اینجا آدم بکشه.

359
00:24:07,166 --> 00:24:08,875
‫این شهر رو به وحشت انداخته.

360
00:24:08,875 --> 00:24:10,666
‫باید دستگیرش کنیم.

361
00:24:23,000 --> 00:24:26,000
‫قراره هفته آینده اینجا رو رنگ کنیم.
‫باید نگاهی به خونه بندازم.

362
00:24:26,000 --> 00:24:27,083
‫از طرف کی اومدین؟

363
00:24:27,083 --> 00:24:28,833
‫اِم، از طرف مدیر ساختمون اومدم.
‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

364
00:24:30,375 --> 00:24:31,750
‫خب، باشه.

365
00:24:55,041 --> 00:24:56,583
‫خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.

366
00:24:57,291 --> 00:24:59,166
‫یه لحظه وایستین.

367
00:25:02,000 --> 00:25:03,708
‫سلام خانم. حالتون چطوره؟

368
00:25:03,708 --> 00:25:06,750
‫می‌خواستم چند سوال ازتون بپرسم.
‫می‌شه در رو باز کنین؟

369
00:25:06,750 --> 00:25:08,000
‫کارت شناسایی دارین؟

370
00:25:10,958 --> 00:25:12,333
‫از کجا بدونم واقعیه؟

371
00:25:12,333 --> 00:25:15,750
‫خانم، من کارآگاه بخش قتل کلانتری بوستونم.

372
00:25:15,750 --> 00:25:18,791
‫باشه، خب، من که نمی‌شناسمتون.
‫غریبه‌ها رو هم راه نمی‌دم.

373
00:25:18,791 --> 00:25:21,041
‫خیلی‌خب، بریم. باید بیرون منتظر بمونین.

374
00:25:21,041 --> 00:25:23,333
‫- نه، من خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.
‫- فرقی نمی‌کنه. بریم.

375
00:25:25,625 --> 00:25:28,125
‫- لطفا جلو نیاین عزیزان.
‫- مگه چی شده؟

376
00:25:28,125 --> 00:25:30,833
‫- اینجا چه خبره.
‫- برین عقب. بذارین جا باز بشه.

377
00:25:30,833 --> 00:25:32,916
‫- کسی رو راه نمی‌دن.
‫ بیا.

378
00:25:37,166 --> 00:25:38,208
‫سلام جو.

379
00:25:38,208 --> 00:25:39,791
‫سلام جینی. حالت چطوره؟

380
00:25:39,791 --> 00:25:41,791
‫- حال بابات چطوره؟
‫- هنوز زنده است.

381
00:25:42,333 --> 00:25:44,666
‫خبری نشده؟
‫شبیه بقیه است؟

382
00:25:44,666 --> 00:25:48,250
‫آره. رو تخت ولش کرده بود،
‫دور گردنش جوراب ساق‌بلند بود.

383
00:25:48,750 --> 00:25:49,875
‫به نظر می‌اومد به زور وارد شده باشه؟

384
00:25:49,875 --> 00:25:53,958
‫نه. اثری از ورود با زور نبود.
‫ظاهرا عجله هم نکرده بود.

385
00:25:58,958 --> 00:26:00,458
‫«رکورد آمریکن»، لطفا گوشی دستتون باشه.

386
00:26:02,791 --> 00:26:04,791
‫باید واسه اسم خبرنگار عکس بگیرم.

387
00:26:06,125 --> 00:26:07,208
‫از کی تا حالا چنین کاری می‌کنیم؟

388
00:26:07,208 --> 00:26:08,750
‫از وقتی شما دوتا اومدین.

389
00:26:09,250 --> 00:26:10,250
‫یعنی چی؟

390
00:26:10,250 --> 00:26:12,875
‫به نظر خودت یعنی چی؟
‫نمایش چرخشیه دیگه.

391
00:26:14,083 --> 00:26:15,083
‫من عکس نمی‌گیرم.

392
00:26:15,083 --> 00:26:18,666
‫بی‌خیال. پس خیال کردین واسه چی
‫چنین خبر مهمی رو به دو دختر سپردن؟

393
00:26:18,666 --> 00:26:21,708
‫من خبرنگاری نمایشی نمی‌کنم.
‫بهشون بگو عکس نمی‌گیرم.

394
00:26:21,708 --> 00:26:24,291
‫خودت بگو.
‫قوانین اینجا رو که من تعیین نمی‌کنم.

395
00:26:27,458 --> 00:26:28,708
‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

396
00:26:30,375 --> 00:26:31,791
‫می‌ذاری اون بی‌شعور
‫رو اعصابت راه بره؟

397
00:26:33,875 --> 00:26:37,208
‫خودت ناراحت نمی‌شی اون عوضی
‫بگه شانسی این خبر رو گرفتی؟

398
00:26:37,208 --> 00:26:40,708
‫بذار روزنامه‌شون رو بفروشن.
‫مهم‌ترین خبر شهرمون هنوز هم دست خودته.

399
00:26:50,458 --> 00:26:53,833
‫طی سه ماه اخیر، پنج زن
‫خفه و کشته شدند.

400
00:26:54,541 --> 00:26:57,833
‫این قتل‌ها چه از نظر تعداد
‫و چه از نظر شکل و شمایل،

401
00:26:57,833 --> 00:27:00,583
‫در تاریخ شهرمان بی‌سابقه‌اند.

402
00:27:02,250 --> 00:27:05,541
‫معلومه که قتل‌ها تعمدی‌ان.
‫همه‌شون مسنن.

403
00:27:05,541 --> 00:27:08,125
‫همه‌شون تنها زندگی می‌کردن.
‫الگوی کارش همینه.

404
00:27:08,125 --> 00:27:10,791
‫خود قتل‌ها جنون‌آمیزند.

405
00:27:10,791 --> 00:27:13,208
‫خانه‌هایشان رو زیر و رو می‌کند،
‫اما چیزی نمی‌دزدد.

406
00:27:13,708 --> 00:27:17,125
‫قربانبانش را به شکلی
‫تجملی و عجیب رها کرده...

407
00:27:17,125 --> 00:27:19,875
‫و دور گردن هر کدامشان
‫بندی تزئینی می‌بندد.

408
00:27:20,583 --> 00:27:23,625
‫در هیچ موردی،
‫مدرکی از خود باقی نگذاشته...

409
00:27:23,625 --> 00:27:26,125
‫و سرنخی از طرز انتخاب قربانیانش
‫پیدا نشده است.

410
00:27:26,791 --> 00:27:30,666
‫ظاهرا به میل خود رفت و آمد و کرده
‫و در روز روشن مرتکب جرم می‌شود.

411
00:27:31,250 --> 00:27:33,791
‫رفتارش خیلی سازمان‌یافته است.

412
00:27:33,791 --> 00:27:38,083
‫احتمالا به مرور زمان تشدید شده
‫و الان کنترلش از دستش در رفته.

413
00:27:38,583 --> 00:27:41,583
‫دیگه مانعی نداره.
‫می‌شه گفت حتما تکرارش می‌کنه.

414
00:27:51,208 --> 00:27:52,208
‫این چیه؟

415
00:27:52,708 --> 00:27:53,833
‫همه‌شون مال شما دوتاست.

416
00:28:05,291 --> 00:28:07,083
‫«من هم مثل خیلی‌های دیگه خوابم نمی‌بره.»

417
00:28:07,083 --> 00:28:10,833
‫«به خودم میام و می‌بینم شب تا صبح بیدارم
‫و روزها از ترسم بیرون نمی‌رم.»

418
00:28:11,708 --> 00:28:15,000
‫«هر روز یه عمر می‌گذره
‫و هر شب کابوس‌واره.»

419
00:28:15,708 --> 00:28:18,041
‫«کسی حس زنی تنها رو درک نمی‌کنه.»

420
00:28:18,791 --> 00:28:21,083
‫- «کسی عین ما با ترس آشنا نیست.»
‫- [اخبار جانی دخترکش، واکنش‌ها را برانگیخت]

421
00:28:22,375 --> 00:28:26,125
‫یه راه‌حل بیشتر نداره.
‫باید شبح بوستون...

422
00:28:31,166 --> 00:28:34,500
‫باید جانی بوستون رو دستگیر کنن.

423
00:28:36,500 --> 00:28:37,833
‫گمون کنم الان دیگه اسم داره.

424
00:28:43,291 --> 00:28:45,083
‫پول نداشتم لباس دیگه‌ای بخرم.

425
00:28:45,083 --> 00:28:47,625
‫دل هالند برام سوخت و بهم پول قرض داد
‫که کت‌شلوار جدیدی بخرم.

426
00:28:48,250 --> 00:28:50,166
‫بعدش دیگه اصلا نخواستم روسیاهش کنم.

427
00:28:50,791 --> 00:28:51,958
‫یاد گرفتم گلیمم رو از آب بیرون بکشم،

428
00:28:51,958 --> 00:28:54,958
‫اون هم کم‌کم اخبار مهم‌تر
‫و مهم‌تری بهم داد...

429
00:28:54,958 --> 00:28:56,875
‫و یهو به کل زندگیم بدل شد.

430
00:28:57,708 --> 00:28:59,916
‫واقعا نمی‌تونم کار دیگه‌ای رو تصور کنم.

431
00:29:02,375 --> 00:29:03,625
‫خیلی جالبه که فرض کنیم کل زندگی آدم
‫ممکنه با دیداری اتفاقی زیر و رو بشه.

432
00:29:04,333 --> 00:29:07,041
‫من سال آخر دبیرستانم، اِم...
‫با بقیه دختران به صف شدم...

433
00:29:07,041 --> 00:29:08,541
‫که تو دانشکده پرستاری ثبت‌نام کنم.

434
00:29:09,375 --> 00:29:12,291
‫ولی خانم ولکر، دبیر انگلیسیم،
‫من رو از صف بیرون کشید...

435
00:29:12,291 --> 00:29:15,541
‫و مجبورم کرد درخواست بورسیه بدم
‫و برم دانشگاه.

436
00:29:16,833 --> 00:29:17,833
‫همون شد دیگه.

437
00:29:18,791 --> 00:29:20,875
‫اگه چنین کاری نمی‌کرد،
‫الان داشتم لگن بیمار عوض می‌کردم.

438
00:29:20,875 --> 00:29:22,541
‫خدا رو شکر که خانم ولکر بود.

439
00:29:28,625 --> 00:29:29,625
‫الو؟

440
00:29:29,625 --> 00:29:31,208
‫- سلام، منم، جین.
‫- سلام.

441
00:29:31,208 --> 00:29:34,083
‫قربانی دیگه‌ای پیدا کردن.
‫این دفعه دختر جوانیه.

442
00:29:34,083 --> 00:29:36,125
‫الان میام.

443
00:29:37,875 --> 00:29:38,875
‫کی بود؟

444
00:29:39,625 --> 00:29:42,375
‫وای. زن دیگه‌ای رو پیدا کردن.
‫باید برم سر کار.

445
00:29:43,250 --> 00:29:46,666
‫حتما شوخیت گرفته.
‫شب سال نوئه‌ها.

446
00:29:48,625 --> 00:29:50,291
‫کی می‌خواد مادرت رو برسونه خونه؟

447
00:29:50,291 --> 00:29:52,458
‫گمون کنم همین الان برسونمش.

448
00:29:57,416 --> 00:29:59,666
‫برو. خودم ردیفش می‌کنم.

449
00:30:00,291 --> 00:30:02,125
‫[۱۹۶۳]

450
00:30:06,333 --> 00:30:07,333
‫جو اونجاست.

451
00:30:42,583 --> 00:30:46,500
‫آهای، آهای بی‌شعور. بیا. بیا دیگه.

452
00:30:47,208 --> 00:30:48,500
‫بسه.

453
00:30:49,916 --> 00:30:52,083
‫طرف امروز اومده بود دم در خونه‌ام.

454
00:30:52,083 --> 00:30:54,583
‫گفته بود اومده واحد رو رنگ کنه،
‫من هم راهش دادم.

455
00:30:56,000 --> 00:31:00,583
‫یهو بهم گفت خوشگلم و ازم پرسید
‫به فکر مدلینگ افتادم یا نه.

456
00:31:02,083 --> 00:31:04,708
‫من مضطرب شدم،
‫بهش گفتم شوهرم خونه است.

457
00:31:04,708 --> 00:31:08,416
‫الکی رفتم تو اتاق که بیارمش،
‫ولی وقتی برگشتم، غیبش زده بود.

458
00:31:09,000 --> 00:31:10,083
‫ساعت چند بود؟

459
00:31:10,583 --> 00:31:13,000
‫اِم، امروز بعدازظهر بود. ساعت سه بود.

460
00:31:14,458 --> 00:31:15,708
‫می‌تونین ظاهرش رو توصیف کنین؟

461
00:31:16,291 --> 00:31:20,958
‫اِم، ظاهرش عادی بود.
‫مرد سفیدپوست تیره‌مویی بود.

462
00:31:22,083 --> 00:31:23,500
‫لباس کاری پوشیده بود.

463
00:31:25,583 --> 00:31:26,750
‫ظاهرش خیلی عادی بود.

464
00:31:29,500 --> 00:31:31,291
‫با الگوش سازگار نیست.

465
00:31:31,291 --> 00:31:35,041
‫سابقه نداشته قاتلی کلا زنان مسن رو بکشه
‫و یهو سراغ دختر جوانی بره.

466
00:31:35,750 --> 00:31:37,208
‫وقتی این‌جور افراد سراغ گروه خاصی می‌رن،

467
00:31:37,208 --> 00:31:40,708
‫معمولا نتیجه آسیب روانی‌ایه
‫که سال‌ها روشون اثر گذاشته.

468
00:31:40,708 --> 00:31:42,541
‫همین‌جوری یهویی عوض نمی‌شه.

469
00:31:42,541 --> 00:31:43,708
‫چقدر مطمئنی؟

470
00:31:44,291 --> 00:31:46,666
‫فرضیه کنونی این‌جور قاتل‌ها از همین قراره.

471
00:31:46,666 --> 00:31:49,083
‫ولی واقعا کسی نمی‌دونه.

472
00:31:54,000 --> 00:31:57,250
‫[قاتل سراغ ساختمان‌هایی می‌رود
‫که ورود به آن‌ها راحت باشد]

473
00:31:57,375 --> 00:31:59,250
‫می‌دونستی می‌خوان چنین کاری بکنن؟

474
00:32:00,458 --> 00:32:03,791
‫واقعا به نظرت کار هوشمندانه‌ایه؟
‫آخه اون روانی هنوز داره ول می‌چرخه.

475
00:32:03,791 --> 00:32:05,916
‫نمی‌دونم چی بگم. خب؟

476
00:32:05,916 --> 00:32:08,000
‫استنلی قرار بود از صحنه جرم عکس بگیره.

477
00:32:14,083 --> 00:32:15,208
‫الو؟

478
00:32:18,750 --> 00:32:19,833
‫الو؟

479
00:32:29,625 --> 00:32:30,666
‫کی بود؟

480
00:32:30,666 --> 00:32:32,166
‫اشتباه گرفته بود.

481
00:32:40,916 --> 00:32:41,916
‫الو؟

482
00:32:43,666 --> 00:32:44,666
‫الو؟

483
00:32:46,375 --> 00:32:47,458
‫شما؟

484
00:32:59,916 --> 00:33:00,916
‫شما؟

485
00:33:03,125 --> 00:33:04,541
‫این‌قدر تماس نگیرین!

486
00:33:23,166 --> 00:33:25,500
‫ملت به خونه‌ات زنگ نمی‌زنن که اذیتت کنن؟

487
00:33:25,500 --> 00:33:27,916
‫زنگ می‌زنن، بلند بلند نفس می‌کشن
‫و قطع می‌کنن؟

488
00:33:27,916 --> 00:33:29,291
‫- آره. به تو هم زنگ زدن؟
‫- هوم.

489
00:33:29,291 --> 00:33:31,000
‫نچ. چندین سال پیش،
‫بعد از چاپ اولین خبرم...

490
00:33:31,041 --> 00:33:33,541
‫از انتخابات شهرداری، شماره‌مون رو
‫از دفترچه تلفن حذف کردیم.

491
00:33:35,250 --> 00:33:36,833
‫آها. درسته.

492
00:33:37,833 --> 00:33:39,250
‫من می‌رم سیگار بکشم.

493
00:33:45,875 --> 00:33:47,208
‫الان برمی‌گردم.

494
00:33:52,083 --> 00:33:53,083
‫سلام.

495
00:33:54,041 --> 00:33:55,166
‫سیگار دارین؟

496
00:34:00,333 --> 00:34:03,416
‫چند وقته اخبارت رو می‌خونم.
‫خیلی خوب بودن.

497
00:34:03,416 --> 00:34:04,791
‫خب، سرنخی پیدا نکردین؟

498
00:34:06,666 --> 00:34:07,708
‫نقل‌قول نمی‌کنم.

499
00:34:07,708 --> 00:34:10,791
‫نقل‌قول نمی‌کنی؟
‫گیج شدیم.

500
00:34:10,791 --> 00:34:12,625
‫ممکنه به زودی کسی رو بگیرین؟

501
00:34:13,500 --> 00:34:16,291
‫این ملت اصلا نمی‌دونن با کی طرفن.

502
00:34:16,291 --> 00:34:17,458
‫کدوم ملت؟

503
00:34:17,458 --> 00:34:20,166
‫اِم، به نظر من که کلا کلانتری نمی‌دونن.

504
00:34:20,166 --> 00:34:21,666
‫کل کلانتری؟

505
00:34:22,291 --> 00:34:24,250
‫قوانین همیشگی صدق نمی‌کنن.

506
00:34:24,250 --> 00:34:27,750
‫انگیزه‌ای نداره، بعدش می‌ذاره می‌ره
‫و هیچ مدرکی به جا نمی‌ذاره.

507
00:34:28,541 --> 00:34:31,125
‫طرف خیلی دیوانه است،
‫ولی خیلی هم محتاطه.

508
00:34:33,833 --> 00:34:35,291
‫از صحبت باهات خوشحال شدم.

509
00:34:38,333 --> 00:34:40,000
‫راستی، جیم هستم.

510
00:34:41,000 --> 00:34:42,750
‫هر موقع خواستین باهام صحبت کنین،
‫با روزنامه‌مون تماس بگیرین.

511
00:34:43,625 --> 00:34:44,958
‫کل اطلاعاتم رو باهاتون در میون می‌ذارم.

512
00:34:56,083 --> 00:34:57,125
‫- بله؟
‫- سلام،

513
00:34:57,125 --> 00:34:59,250
‫مدیر ساختمون گفت بیام
‫رادیاتورتون رو بررسی کنم.

514
00:34:59,250 --> 00:35:00,750
‫خیلی زود تموم می‌شه.

515
00:35:07,458 --> 00:35:09,166
‫قهوه میل دارین؟

516
00:35:09,166 --> 00:35:10,250
‫آره، چرا که نه؟

517
00:35:46,041 --> 00:35:49,958
‫شهرمون از نظر برخی فریبنده، مهیج
‫و مملو از موفقیته.

518
00:35:49,958 --> 00:35:52,375
‫همین اواخر خطرناک شده.

519
00:35:53,791 --> 00:35:57,041
‫پنج دختر جوان رو تو بوستون و حومه
‫خفه کردن و کشتن.

520
00:35:57,625 --> 00:36:00,208
‫دختر جوانی رو تو خونه‌اش
‫تو لارنس خفه کرده و کشتن.

521
00:36:00,208 --> 00:36:03,625
‫لباس ورزشی و جوراب ساق‌بلندی رو
‫محکم دور گردنش بسته بودن.

522
00:36:03,625 --> 00:36:08,041
‫دو هم‌اتاقی یکی از دانشجویان
‫دانشگاه بوستون، جسدش رو...

523
00:36:08,041 --> 00:36:11,125
‫تو خونه‌اش تو بک بی پیدا کردن
‫که جوراب ساق‌بلند ابریشمی دور گردنش بود.

524
00:36:11,750 --> 00:36:15,625
‫آخرین مورد هم پاتریشیا بیست،
‫منشی بیست و چهار ساله‌ای بود...

525
00:36:15,625 --> 00:36:19,500
‫که ساکن بک بی بود و تنها زندگی می‌کرد،
‫خفه‌اش کردن و جسدش رو تو خونه‌اش پیدا کردن.

526
00:36:31,375 --> 00:36:33,416
‫- جینی. سلام.
‫- آره، آره.

527
00:36:33,416 --> 00:36:34,583
‫حالت خوبه؟

528
00:36:35,291 --> 00:36:37,708
‫آره. اِم، امروز صبح خیلی بد بود.

529
00:36:38,291 --> 00:36:40,458
‫کالبدگشایی پاتریشیا بیست رو انجام دادین؟

530
00:36:41,791 --> 00:36:42,958
‫خیلی بد بود.

531
00:36:44,291 --> 00:36:45,583
‫باردار بود.

532
00:36:45,583 --> 00:36:48,083
‫باردار بود؟ متأهل بود؟

533
00:36:48,083 --> 00:36:49,166
‫مجرد بود.

534
00:36:49,958 --> 00:36:51,375
‫چند ماهش بود؟

535
00:36:51,375 --> 00:36:52,625
‫چند ماهی می‌شد.

536
00:36:54,875 --> 00:36:56,625
‫خدمات الکترونیکی «نیلسون»، بفرمایین.

537
00:36:56,625 --> 00:36:57,791
‫یه لحظه.

538
00:36:59,500 --> 00:37:00,750
‫با جناب نیلسون کار دارم.

539
00:37:00,750 --> 00:37:03,291
‫امروز تشریف ندارن.
‫پیغامتون رو به اطلاعشون برسونم؟

540
00:37:03,291 --> 00:37:05,375
‫جین کول از «رکورد آمریکن» هستم.

541
00:37:05,375 --> 00:37:07,541
‫پاتریشیا بیست منشی ایشون بود؟

542
00:37:07,541 --> 00:37:08,625
‫درسته.

543
00:37:08,625 --> 00:37:09,833
‫خوب می‌شناختیش؟

544
00:37:10,750 --> 00:37:13,500
‫تقریبا خوب می‌شناختمش. دفترمون کوچکه.

545
00:37:14,166 --> 00:37:15,958
‫می‌دونی با کسی ازدواج کرده بود؟

546
00:37:17,916 --> 00:37:18,916
‫مطمئن نیستم.

547
00:37:22,333 --> 00:37:23,875
‫می‌دونستی باردار بود؟

548
00:37:31,916 --> 00:37:33,916
‫[اغذیه‌فروشی رز]

549
00:37:37,291 --> 00:37:38,708
‫سر ظهر ناهار می‌خورم.

550
00:37:49,375 --> 00:37:50,375
‫این چیه؟

551
00:37:51,083 --> 00:37:52,750
‫نخ پشتش رو بکش.

552
00:37:53,500 --> 00:37:55,416
‫لطفا من رو با خودت ببر.

553
00:37:57,875 --> 00:37:59,375
‫صدای پاتریشیاست.

554
00:38:00,500 --> 00:38:04,208
‫آقای نیلسون بهش گفته بود
‫صدای نسخه اولیه جدیدترین مدلش رو ضبط کنه.

555
00:38:04,208 --> 00:38:05,958
‫لطفا من رو با خودت ببر.

556
00:38:05,958 --> 00:38:07,083
‫ای خدا.

557
00:38:07,916 --> 00:38:10,916
‫آقای نیلسون و پاتریشیا رابطه نامشروع داشتن.

558
00:38:12,041 --> 00:38:13,666
‫کل کارکنان دفترمون خبر داشتن.

559
00:38:14,750 --> 00:38:16,000
‫خبر داشت که بارداره؟

560
00:38:17,250 --> 00:38:18,833
‫داشت کمکش می‌کرد ردیفش کنه.

561
00:38:18,833 --> 00:38:20,750
‫ردیفش کنه؟ چطوری؟

562
00:38:21,416 --> 00:38:23,458
‫صومعه‌ای تو نیوهمپشایر پیدا کرده بود.

563
00:38:24,041 --> 00:38:26,125
‫قرار بود هماهنگ کنن
‫و اون‌ها به سرپرستی بگیرنش.

564
00:38:26,958 --> 00:38:28,958
‫می‌دونی پاتریشیا می‌خواست
‫بچه‌اش رو نگه داره یا نه؟

565
00:38:30,875 --> 00:38:31,875
‫شاید می‌خواست.

566
00:38:33,333 --> 00:38:35,416
‫ولی آقای نیلسون زن و بچه داره.

567
00:38:37,875 --> 00:38:39,041
‫واسه همین نمی‌شد.

568
00:38:42,791 --> 00:38:46,125
‫بورلی همیشه هر هفته می‌اومد اینجا.

569
00:38:47,375 --> 00:38:50,708
‫شام می‌آورد و اخبار تلویزیون رو
‫با همدیگه تماشا می‌کردیم.

570
00:38:51,625 --> 00:38:53,958
‫می‌دونین با کسی دوست بود یا نه؟

571
00:38:54,750 --> 00:38:58,416
‫گمون نکنم.
‫اکثر وقتش صرف دانشگاه می‌شد.

572
00:38:59,166 --> 00:39:02,583
‫عضو گروه سرود هم بود.
‫اکثر دوستانش عضو گروه سرود بودن.

573
00:39:03,333 --> 00:39:04,333
‫گروه سرود کلیسا؟

574
00:39:04,333 --> 00:39:07,583
‫نه. گروه سرود دانشگاه بوستون
‫که دانشجوی همون‌جا بود.

575
00:39:08,291 --> 00:39:11,041
‫آها. همون‌جا رفته بودم.

576
00:39:13,416 --> 00:39:15,791
‫همیشه خیال می‌کردم
‫در نهایت عین خودت می‌شه.

577
00:39:16,666 --> 00:39:20,375
‫به شغل محبوبش می‌رسه
‫و به میل خودش زندگی می‌کنه.

578
00:39:21,958 --> 00:39:23,541
‫این خصوصیتش رو تحسین می‌کردم.

579
00:39:25,833 --> 00:39:28,916
‫داشت کل کارهایی که دلم می‌خواست
‫با زندگی خودم بکنم رو عملی می‌کرد.

580
00:39:31,500 --> 00:39:32,916
‫بچه داری؟

581
00:39:32,916 --> 00:39:34,583
‫آره. اِم، سه بچه دارم.

582
00:39:35,833 --> 00:39:39,500
‫مگی نه ساله است.
‫پسرهام هفت و پنج ساله‌ان.

583
00:39:41,000 --> 00:39:44,458
‫بورلی تو اون سن خیلی از تاریکی می‌ترسید.

584
00:39:44,458 --> 00:39:47,625
‫فقط با آواز خوندن می‌تونستم آرومش کنم.

585
00:39:50,916 --> 00:39:54,666
‫عذر می‌خوام، مدام تو ذهنمه.

586
00:39:55,416 --> 00:40:00,250
‫مدام به فکر بلایی که به سرش آورد
‫و حس خودشم.

587
00:40:34,166 --> 00:40:36,541
‫بورلی تازه با نامزدش به هم زده بود.

588
00:40:38,666 --> 00:40:41,458
‫داشت از آزادیش بهره می‌برد.

589
00:40:43,500 --> 00:40:45,166
‫هیچ‌کدوم از پسرهایی
‫که باهاشون قرار می‌ذاشت رو دیده بودی؟

590
00:40:45,166 --> 00:40:47,833
‫آره، ولی همه‌شون بی‌آزار بودن.

591
00:40:50,083 --> 00:40:52,666
‫از نامزد سابقش می‌ترسید.

592
00:40:54,875 --> 00:40:57,708
‫اِم... عذر می‌خوام، طرف کی بود؟

593
00:41:00,958 --> 00:41:02,166
‫دنیل مارش بود.

594
00:41:03,375 --> 00:41:04,625
‫واسه چی ازش می‌ترسید؟

595
00:41:05,333 --> 00:41:07,000
‫داشت آزارش می‌داد.

596
00:41:08,041 --> 00:41:11,875
‫تازه از هاروارد اخراجش کرده بودن،
‫خیلی دمدمی مزاج شده بود.

597
00:41:13,333 --> 00:41:18,333
‫نیمه‌شب زنگ می‌زد، بی‌خبر سر می‌زد.
‫از این کارها می‌کرد.

598
00:41:20,375 --> 00:41:21,458
‫این جریانات مال چه زمانیه؟

599
00:41:22,750 --> 00:41:24,583
‫تقریبا تا زمان قتلش ادامه داشت.

600
00:42:08,916 --> 00:42:09,916
‫دنیل مارش شمایین؟

601
00:42:10,541 --> 00:42:11,375
‫بله؟

602
00:42:11,375 --> 00:42:13,791
‫لورتا مک‌لافلین از «رکورد آمریکن» هستم.

603
00:42:14,291 --> 00:42:15,583
‫بورلی سمنز رو می‌شناختین؟

604
00:42:17,500 --> 00:42:18,500
‫بفرمایین تو.

605
00:42:29,500 --> 00:42:31,250
‫بفرمایین. بفرمایین.

606
00:42:46,791 --> 00:42:47,791
‫همین پشته.

607
00:42:49,916 --> 00:42:51,416
‫می‌تونیم همین پشت صحبت کنیم.

608
00:42:56,208 --> 00:43:00,625
‫اِم، همین الان یادم اومد
‫با کس دیگه‌ای قرار داشتم.

609
00:43:00,625 --> 00:43:04,083
‫مجبورم...
‫مجبورم بعدا مزاحمتون بشم.

610
00:43:18,583 --> 00:43:20,625
‫لطفا من رو با خودت ببر.

611
00:43:21,791 --> 00:43:24,041
‫لطفا من رو با خودت ببر.

612
00:43:24,041 --> 00:43:26,125
‫کل اطلاعات پاتریشیا و نیلسونه.

613
00:43:27,958 --> 00:43:29,291
‫لطفا من رو با خودت ببر.

614
00:43:29,291 --> 00:43:30,708
‫حالت خوبه؟

615
00:43:30,708 --> 00:43:31,791
‫آره.

616
00:43:32,375 --> 00:43:33,458
‫تا صبح اینجا نمون.

617
00:43:34,458 --> 00:43:36,208
‫لطفا من رو با خودت ببر.

618
00:43:42,583 --> 00:43:44,500
‫وایستا ببینم، گفتی اسمش چی بود؟

619
00:43:47,000 --> 00:43:49,000
‫نه، خودت باهام تماس گرفتی.

620
00:43:51,208 --> 00:43:53,916
‫جوابگوی بیماران روانی شدیم.

621
00:43:53,916 --> 00:43:55,375
‫کل اطلاعاتمون همینه.

622
00:43:55,375 --> 00:43:59,125
‫خیلی‌خب. بهم فرصت بده.
‫قبلش باید این مزخرفات رو بررسی کنم.

623
00:43:59,875 --> 00:44:01,125
‫این‌ها رو عقب ننداز.

624
00:44:02,333 --> 00:44:03,333
‫سرنخ‌های خوبی‌ان.

625
00:44:43,166 --> 00:44:45,000
‫از کلانتری بوستون اومدیم!

626
00:44:45,500 --> 00:44:46,500
‫گوردون نیلسون؟

627
00:44:46,500 --> 00:44:48,250
‫- خودمم.
‫- دست‌ها رو دیوار.

628
00:44:50,791 --> 00:44:52,416
‫اسمت گوردون نیلسونه؟

629
00:44:52,416 --> 00:44:53,500
‫آره.

630
00:44:55,250 --> 00:44:56,958
‫یه بار طلاق گرفتی؟

631
00:44:57,833 --> 00:44:59,166
‫آره.

632
00:44:59,166 --> 00:45:01,708
‫پاتریشیا بیست منشیت بود؟

633
00:45:01,708 --> 00:45:02,791
‫آره.

634
00:45:05,250 --> 00:45:07,833
‫رابطه غیرکاری هم داشتین؟

635
00:45:08,375 --> 00:45:09,375
‫آره.

636
00:45:10,875 --> 00:45:13,125
‫شب قتل پاتریشیا، دیده بودیش؟

637
00:45:14,083 --> 00:45:15,083
‫نه.

638
00:45:29,083 --> 00:45:30,666
‫می‌شه اخبار جدید رو
‫باهام در میون بذاری کارآگاه؟

639
00:45:32,375 --> 00:45:35,541
‫مچ نیلسون رو موقع جمع‌آوری مدارک
‫از خونه پاتریشیا گرفتیم.

640
00:45:36,583 --> 00:45:37,958
‫دو بار تو آزمون دروغ‌سنج شکست خورد،

641
00:45:37,958 --> 00:45:40,125
‫ولی دادستان ناحیه‌ای
‫هنوز گمون نمی‌کنه پرونده محکمی باشه...

642
00:45:40,125 --> 00:45:42,000
‫و با باقی قتل‌ها ارتباطی نداره.

643
00:45:42,000 --> 00:45:43,458
‫خب، دنیل مارش چی؟

644
00:45:43,458 --> 00:45:44,958
‫کی رو می‌گی؟
‫همون هارواردی روانیه؟

645
00:45:45,583 --> 00:45:48,333
‫خیلی روانیه، قبول دارم،
‫ولی مدرکی ازش نداریم.

646
00:45:48,333 --> 00:45:50,583
‫خب، از یه هفته قبل از قتل بورلی،
‫داشت آزارش می‌داد.

647
00:45:50,583 --> 00:45:52,666
‫اِم، نمی‌شه کسی رو
‫بابت نشئه کردن...

648
00:45:52,666 --> 00:45:54,708
‫و نیمه‌‎شب زنگ زدن
‫به نامزد سابقش متهم کرد.

649
00:45:54,708 --> 00:45:55,666
‫چی؟ یعنی تموم شد و رفت؟

650
00:45:55,666 --> 00:45:59,166
‫گمون نکنم حجم کارم رو درک کنی.

651
00:46:00,291 --> 00:46:02,291
‫روزی صد نفر بهم سرنخ می‌دن.

652
00:46:02,291 --> 00:46:04,500
‫باید هزاران متعرض جنسی رو
‫تحت نظر داشته باشم،

653
00:46:04,500 --> 00:46:08,583
‫الان هم کمیسر دستور داده
‫به کل کافه های مشکوک شهر حمله کنیم.

654
00:46:10,375 --> 00:46:13,458
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم،
‫ولی امکاناتم نصفه و نیمه است.

655
00:46:14,083 --> 00:46:15,375
‫می‌بینمت.

656
00:46:16,375 --> 00:46:18,875
‫اصلا مگه بوستون چندتا کافه مشکوک داره؟

657
00:46:18,875 --> 00:46:20,000
‫امکان نداره این‌قدر زیاد باشن.

658
00:46:20,000 --> 00:46:21,166
‫اصلا اصل مطلب رو نفهمیدی جک.

659
00:46:21,166 --> 00:46:22,250
‫اصل مطلب از این قراره...

660
00:46:22,250 --> 00:46:24,291
‫که کمیسر مک‌نامارا
‫نمی‌خواد کار رو پیش ببره.

661
00:46:24,291 --> 00:46:25,833
‫منظورت چیه؟

662
00:46:25,833 --> 00:46:27,125
‫سرش رو کرده زیر برف.

663
00:46:27,125 --> 00:46:29,166
‫با باقی کلانتری‌ها هماهنگ نمی‌کنن،

664
00:46:29,166 --> 00:46:30,291
‫ارتباطات رو از قلم می‌اندازن،

665
00:46:30,291 --> 00:46:32,166
‫کل سرنخ‌های خوب رو از دست می‌دن.

666
00:46:32,166 --> 00:46:33,583
‫انتظار برخی از این موارد رو نداشتین؟

667
00:46:33,583 --> 00:46:35,166
‫ما خیلی ازشون جلوتریم.

668
00:46:35,166 --> 00:46:36,958
‫عه، ببخشید جک، بیدار نگهت داشتم؟

669
00:46:36,958 --> 00:46:39,041
‫می‌شه این‌قدر طفره نرین؟
‫خبرتون چیه؟

670
00:46:39,041 --> 00:46:41,375
‫- شهرمون نمی‌تونه از زنانش محافظت کنه.
‫- بی‌خیال.

671
00:46:41,375 --> 00:46:43,791
‫چیه؟ به نظرت این‌طور نیست؟
‫یا به نظرت خبر خوبی نیست؟

672
00:46:43,791 --> 00:46:44,958
‫چتون شده؟

673
00:46:44,958 --> 00:46:48,166
‫نمی‌شه که به خاطر عجله خودتون
‫به شغل کسی حمله کنین.

674
00:46:48,166 --> 00:46:50,500
‫ده زن مرده‌ان، ولی این بی‌شعورها
‫هیچ سرنخی ندارن!

675
00:46:50,500 --> 00:46:53,583
‫شما خبر ندارین. خصومت دارین.

676
00:46:53,583 --> 00:46:56,208
‫چند زن باید بمیرن
‫تا خبر محسوب بشه؟

677
00:46:56,208 --> 00:46:57,291
‫بسه دیگه.

678
00:46:57,875 --> 00:46:59,958
‫با آدم‌های خوبی طرفیم
‫که دارن عرق می‌ریزن.

679
00:46:59,958 --> 00:47:02,333
‫من با کلانتری جنگ راه نمی‌اندازم.

680
00:47:21,833 --> 00:47:22,916
‫کجا بودی؟

681
00:47:24,083 --> 00:47:25,333
‫مجبور شدم تا دیروقت کار کنم.

682
00:47:27,833 --> 00:47:29,750
‫وای خدایا. بشقاب بردار.
‫گندکاری می‌کنی‌ها.

683
00:47:29,750 --> 00:47:31,041
‫گندکاری نمی‌کنم.

684
00:47:40,833 --> 00:47:43,500
‫بشین. خودم می‌خواستم باهات صحبت کنم.

685
00:47:43,500 --> 00:47:45,666
‫ببین، امروز خیلی بد بود.
‫نمی‌شه بعدا صحبت کنیم؟

686
00:47:46,250 --> 00:47:48,958
‫لورتا، بشین.

687
00:47:59,250 --> 00:48:01,083
‫سر کار ترفیع گرفتم.

688
00:48:01,833 --> 00:48:05,916
‫حقوقش بیشتره، ولی باید پاره‌وقت
‫برم دفتر کنتیکت.

689
00:48:05,916 --> 00:48:07,083
‫پاره‌وقت؟

690
00:48:08,625 --> 00:48:09,791
‫هفته‌ای چند روز برم.

691
00:48:11,375 --> 00:48:12,791
‫چند وقته که مطرح شده؟

692
00:48:13,416 --> 00:48:14,416
‫دو هفته‌ای می‌شه.

693
00:48:14,416 --> 00:48:16,500
‫خب، کی می‌خواستی بهم بگی؟

694
00:48:16,500 --> 00:48:20,750
‫اخیرا خیلی از روزها دیر اومدی خونه.
‫فرصت مناسبی پیدا نکردم.

695
00:48:20,750 --> 00:48:23,208
‫اگه نصف هفته نباشی،
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

696
00:48:23,875 --> 00:48:25,375
‫تو هم مجبوری سهم خودت رو ادا کنی.

697
00:48:25,375 --> 00:48:28,958
‫به جز استعفا از کارم،
‫چه کار دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

698
00:48:28,958 --> 00:48:31,291
‫می‌خوای این‌طوری بهم بگی خانه‌دار بشم؟
‫منظورت همینه؟

699
00:48:31,291 --> 00:48:33,166
‫بی‌خیال. اصلا تا حالا
‫ازت خواستم خانه‌دار بشی؟

700
00:48:33,166 --> 00:48:35,166
‫نه، ولی به جاش چنین کاری می‌کنی.

701
00:48:35,166 --> 00:48:38,041
‫چیه؟ اگه طبق شرایط تو عمل کنم،
‫آزادم هر کاری خواستم بکنم، مگه نه؟

702
00:48:38,041 --> 00:48:39,416
‫رفتارت باورنکردنیه، می‌دونستی؟

703
00:48:39,416 --> 00:48:41,750
‫خواهرم درست می‌گه.
‫فقط...

704
00:48:41,750 --> 00:48:42,833
‫چی؟

705
00:48:43,916 --> 00:48:46,583
‫بگو. بگو.

706
00:48:47,708 --> 00:48:50,666
‫اکثر مردم از ترفیع گرفتن شوهرشون
‫خوشحال می‌شن.

707
00:49:04,208 --> 00:49:05,625
‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

708
00:49:05,625 --> 00:49:09,291
‫سلام، با لورتا مک‌لافلین
‫یا جین کول کار دارم.

709
00:49:09,291 --> 00:49:10,666
‫- [نیویورک]
‫- لطفا یه دقیقه گوشی دستتون باشه.

710
00:49:13,791 --> 00:49:15,000
‫لورتا هستم، بفرمایین.

711
00:49:15,000 --> 00:49:18,500
‫بنده کارآگاه لینسکی از کلانتری نیویورکم.

712
00:49:18,500 --> 00:49:22,041
‫بابت قتلی که دو هفته پیش
‫اینجا رخ داده تماس گرفتم.

713
00:49:22,041 --> 00:49:24,375
‫ظاهرا ممکنه به قربانیان خفه‌شده مرتبط باشه.

714
00:49:25,666 --> 00:49:26,875
‫سنش بیشتره.

715
00:49:26,875 --> 00:49:29,333
‫آره، جسدش رو تو اتاق هتل پیدا کردن،

716
00:49:29,333 --> 00:49:32,083
‫خفه‌اش کرده بودن
‫و جوراب ساق‌بلند دور گردنش بود.

717
00:49:32,083 --> 00:49:34,500
‫کارکنان هتل
‫مردی که همراهش بود رو دیده بودن.

718
00:49:34,500 --> 00:49:38,250
‫پسفرداش رفت  همون هتل،
‫من هم سوارش کردم...

719
00:49:38,250 --> 00:49:41,000
‫و دیدم کیف سیگار خانمه
‫هنوز تو جیبشه.

720
00:49:41,833 --> 00:49:44,250
‫چهل و پنج دقیقه بیشتر طول نکشید
‫که اعتراف کنه.

721
00:49:45,625 --> 00:49:47,541
‫اسمش پال دمپسیه.

722
00:49:47,541 --> 00:49:50,416
‫ساکن مینه،
‫ولی می‌تونم حضورش تو بوستون رو...

723
00:49:50,416 --> 00:49:52,500
‫در حین وقوع پنج قتل اول تأیید کنم.

724
00:49:53,333 --> 00:49:55,666
‫اِم، فرض می‌کنم این مسئله رو
‫به بخش قتل کلانتری بوستون هم گفتین؟

725
00:49:55,666 --> 00:49:59,083
‫اول از همه به خودشون زنگ زدم.
‫کسی دوباره باهام تماس نگرفت.

726
00:49:59,083 --> 00:50:02,291
‫دو هفته گذشت،
‫واسه همین خودم یه سر رفتم اونجا.

727
00:50:02,291 --> 00:50:04,375
‫گفتم خودم شخصا بهشون بگم.

728
00:50:05,166 --> 00:50:08,250
‫کسی حاضر نشد من رو ببینه.
‫باورتون می‌شه؟

729
00:50:09,875 --> 00:50:12,458
‫اگه کارآگاهی واسه پرونده قتل خودم
‫چهار ساعت پشت فرمون می‌نشست،

730
00:50:13,208 --> 00:50:15,208
‫حاضر بودم مراسم غسل تعمید بچه‌ام رو
‫ول کنم که ببینمش.

731
00:50:15,958 --> 00:50:17,708
‫نمی‌دونم دارن اونجا چه غلطی می‌کنن.

732
00:50:17,708 --> 00:50:20,875
‫معلوم شد پال دامپسی چهار سال
‫پیش از اولین قتل جانی خودمون...

733
00:50:20,875 --> 00:50:23,125
‫تو مین مظنون به قتل بود.

734
00:50:23,125 --> 00:50:25,166
‫قربانیش زن مسنی بود
‫که دیدن خفه شده...

735
00:50:25,166 --> 00:50:26,750
‫و جوراب ساق‌بلندش رو
‫دور گردنش بستن.

736
00:50:26,750 --> 00:50:28,416
‫ممکنه اولین قتل جانیمون باشه،

737
00:50:28,416 --> 00:50:30,750
‫ولی کسی نمی‌تونه بخش قتل کلانتری بوستون رو
‫قانع کنه بررسیش کنن.

738
00:50:30,750 --> 00:50:32,541
‫این پلیس نیویورکی هم حاضره
‫ازش نقل‌قول کنیم؟

739
00:50:32,541 --> 00:50:34,000
‫همین الانش هم رضایت داده.

740
00:50:34,000 --> 00:50:35,875
‫خبری علیه کلانتری چاپ نمی‌کنیم.

741
00:50:35,875 --> 00:50:38,875
‫دارن تحقیقات رو خراب می‌کنن.
‫تا کی می‌تونیم نادیده بگیریم؟

742
00:50:38,875 --> 00:50:42,083
‫نمی‌دونم چند بار باید بهتون بگیم،
‫ولی چنین کاری نمی‌کنیم.

743
00:50:42,750 --> 00:50:44,166
‫نمی‌دونم ادی.

744
00:50:46,333 --> 00:50:48,750
‫آخه درست می‌گه.
‫نباید مدام نادیده بگیریم.

745
00:50:49,333 --> 00:50:52,125
‫واقعا می‌خوای کلانتری رو
‫با این روزنامه نابود کنی؟

746
00:50:52,125 --> 00:50:54,250
‫اگه کس دیگه‌ای داشت این‌جور گند می‌زد،

747
00:50:54,250 --> 00:50:56,750
‫خیلی وقت پیش خبرش رو
‫صفحه اول چاپ کرده بودیم.

748
00:50:57,916 --> 00:50:58,916
‫خیلی‌خب.

749
00:51:00,000 --> 00:51:02,541
‫اگه می‌خوای چاپش کنی،
‫من مانعت نمی‌شم.

750
00:51:03,083 --> 00:51:05,666
‫ولی پای خودت گیره. متوجهی؟

751
00:51:06,375 --> 00:51:07,416
‫خیلی‌خب.

752
00:51:12,083 --> 00:51:14,916
‫کلانتری بوستون مشغول مهم‌ترین...

753
00:51:14,916 --> 00:51:16,166
‫تعقیب مجرم تاریخ شهرمان است،

754
00:51:16,166 --> 00:51:20,041
‫اما هنوز ردی، سرنخی و اشتباهی
‫از وی کشف نکرده‌اند.

755
00:51:21,208 --> 00:51:25,583
‫پلیس‌ها ممکن است با فاش نکردن مدارک،
‫وجه مشترک، ارتباطی ناپیدا...

756
00:51:25,583 --> 00:51:29,166
‫یا سرنخی را که ممکن است
‫به کشف هویت قاتل منجر شود، نادیده بگیرند.

757
00:51:30,041 --> 00:51:32,958
‫اگر اقدامی واحد در راستای
‫دستگیری جانی بوستون صورت نگیرد،

758
00:51:32,958 --> 00:51:36,416
‫امروز هم چون پارسال،

759
00:51:36,416 --> 00:51:39,208
‫بی‌هویت، بی‌چهره و قاتلی بی‌نقص...

760
00:51:39,208 --> 00:51:40,666
‫- باقی خواهد ماند.
‫- [پلیس از همه‌جا بی‌خبر]

761
00:51:44,208 --> 00:51:45,791
‫فردا جالب می‌شه.

762
00:51:50,916 --> 00:51:53,916
‫از آشناییتون خوشحال شدم.
‫همکاری خوبی داشتیم.

763
00:51:57,916 --> 00:52:00,625
‫دادستان کل امروز
‫کنفرانسی مطبوعاتی ترتیب داد...

764
00:52:00,625 --> 00:52:04,375
‫و پس از خبری مهم
‫در «رکورد آمریکن»، اعلام کرد...

765
00:52:04,708 --> 00:52:06,875
‫خیلی مسخره است که بخوایم بگیم...

766
00:52:06,875 --> 00:52:10,208
‫کلانتری بوستون چیزی رو نادیده گرفته.

767
00:52:10,208 --> 00:52:12,458
‫کل این مسائل هم به خاطر
‫دو دختر خبرنگاره...

768
00:52:12,458 --> 00:52:13,958
‫که اعتبار کلانتریمون رو زیر سوال بردن.

769
00:52:13,958 --> 00:52:15,750
‫آخه اون‌ها چی از کار پلیسی...

770
00:52:15,750 --> 00:52:16,833
‫سرشون می‌شه؟

771
00:54:29,666 --> 00:54:30,791
‫این چیه؟

772
00:54:30,791 --> 00:54:32,416
‫نه، بهش دست نزن!

773
00:54:34,166 --> 00:54:35,166
‫برو بخواب!

774
00:54:46,291 --> 00:54:47,291
‫وای.

775
00:54:57,583 --> 00:55:00,375
‫[لورتا مک‌لافلین، جین کول]

776
00:55:00,541 --> 00:55:01,750
‫کسی اومده بود خونه‌تون؟

777
00:55:01,750 --> 00:55:05,666
‫تو صندوق پستی انداخته بودش.
‫فقط خودم و بچه‌ها خونه بودیم.

778
00:55:05,666 --> 00:55:08,666
‫به نظرت کار پلیسی روانی
‫یا بی‌شعوری روانی بوده؟

779
00:55:08,666 --> 00:55:11,208
‫خب، در هر صورت، خیلی خوشم نمیاد.

780
00:55:14,916 --> 00:55:15,916
‫کجا می‌ری؟

781
00:55:21,875 --> 00:55:24,250
‫ببین، وقتی عکسمون رو تو روزنامه چاپ کردی،
‫چیزی نگفته بودم،

782
00:55:24,250 --> 00:55:26,791
‫ولی جفتمون می‌دونیم چه قصدی داشتی.
‫قصدت نمایش بود.

783
00:55:26,791 --> 00:55:28,125
‫خودم می‌دونم می‌خوای
‫روزنامه‌ات فروش بره...

784
00:55:28,166 --> 00:55:28,625
‫آروم باش.

785
00:55:28,625 --> 00:55:29,750
‫ولی به چه قیمتی؟

786
00:55:29,750 --> 00:55:32,458
‫اون بیرون که فقط یه روانی نیست،
‫تو هم جفتمون رو به کشتن می‌دی!

787
00:55:32,458 --> 00:55:33,833
‫- دیگه چاپ نکن!
‫- ردیفش می‌کنم.

788
00:55:39,666 --> 00:55:41,916
‫دیگه عکسمون رو تو روزنامه چاپ نمی‌کنن.

789
00:55:44,416 --> 00:55:45,416
‫میرم نوشیدنی بخورم.

790
00:55:48,583 --> 00:55:50,458
‫دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.

791
00:55:50,458 --> 00:55:51,916
‫- چی رو چیکار کنی؟
‫- همه‌چی رو.

792
00:55:52,500 --> 00:55:54,791
‫راستش، حس می‌کنم فقط
‫نصف خواسته‌هام رو عملی می‌کنم،

793
00:55:54,791 --> 00:55:57,041
‫ولی باز هم کل اطرافیانم حس می‌کنن
‫براشون کم می‌ذارم.

794
00:55:58,583 --> 00:55:59,916
‫طاقت جیمز طاق شده.

795
00:55:59,916 --> 00:56:02,333
‫بچه‌های بیچاره‌ام هم وحشت کردن.

796
00:56:03,750 --> 00:56:06,333
‫می‌دونستی الان اکثر حقوقم رو
‫به پرستار بچه می‌دم؟

797
00:56:06,833 --> 00:56:07,916
‫چه فرقی می‌کنه؟

798
00:56:07,916 --> 00:56:10,875
‫اگه همیشه بخوای نگران بقیه باشی،
‫دیوانه می‌شی‌ها.

799
00:56:11,958 --> 00:56:15,125
‫نباید بابت چیزهایی که برات مهمن
‫پوزش بطلبی.

800
00:56:16,083 --> 00:56:18,500
‫چطوری همیشه این‌قدر خونسردی؟

801
00:56:18,500 --> 00:56:21,000
‫خودت هم بچه داری.
‫حتما زندگی خودت هم خیلی سخته.

802
00:56:21,750 --> 00:56:24,125
‫چطوری همه‌چی رو کنترل می‌کنی؟

803
00:56:24,125 --> 00:56:26,166
‫زندگی من مضحکه عظیمیه.

804
00:56:26,166 --> 00:56:29,125
‫از بدو تولد کوچک‌ترین بچه‌مون،
‫رو به فروپاشیه.

805
00:56:30,458 --> 00:56:32,875
‫خب، می‌خوای این خبر رو چیکار کنی؟

806
00:56:32,875 --> 00:56:34,875
‫مطمئنی می‌خوای همچنان ادامه بدی؟

807
00:56:39,875 --> 00:56:41,791
‫کلانتری بوستون
‫اطلاعاتی در اختیارمون نمی‌ذاره.

808
00:56:41,791 --> 00:56:43,875
‫با هیچ کلانتری دیگه‌ای صحبت نمی‌کنن.

809
00:56:43,875 --> 00:56:45,791
‫اصلا هم نمی‌خوان کمکشون کنیم.

810
00:56:45,791 --> 00:56:47,333
‫حاضرین ازتون نقل‌قول کنم؟

811
00:56:49,583 --> 00:56:52,250
‫آره. راحت باش، اسمم رو چاپ کن.

812
00:56:53,416 --> 00:56:54,500
‫این رو هم چاپ کن:

813
00:56:56,000 --> 00:56:58,000
‫دو هفته پیش
‫باهام تماس گرفتن و گفتن...

814
00:56:58,000 --> 00:57:00,125
‫شخصی داره دخترانی رو
‫تو خونه‌شون آزار می‌ده.

815
00:57:00,708 --> 00:57:03,291
‫ولی کلانتری بوستون هیچ اطلاعاتی
‫در اختیارمون نمی‌ذاره.

816
00:57:04,791 --> 00:57:06,125
‫واسه همین ولش کردیم.

817
00:57:07,208 --> 00:57:09,791
‫بعدش فهمیدم از مظنونین اصلیشونه.

818
00:57:10,791 --> 00:57:13,416
‫گرفته بودیمشون، ولی همین‌جوری ولش کردیم.

819
00:57:14,291 --> 00:57:15,291
‫اسمش چی بود؟

820
00:57:17,208 --> 00:57:18,375
‫این یکی رو نقل‌قول نکن...

821
00:57:19,750 --> 00:57:21,041
‫اسمش آلبرت دسالووئه.

822
00:57:22,458 --> 00:57:23,958
‫تو کمبریج معروفه.

823
00:57:23,958 --> 00:57:24,666
‫[آلبرت دسالوو]

824
00:57:25,750 --> 00:57:28,166
‫بابت چی مشهوره؟

825
00:57:28,166 --> 00:57:31,500
‫بابت نامطلوب جلوه کردن.

826
00:57:33,875 --> 00:57:37,708
‫[کلانتری مرکزی کمبریج]

827
00:57:42,458 --> 00:57:44,458
‫- سلام برایان، قهوه می‌خوری؟
‫- ممنون.

828
00:57:45,166 --> 00:57:46,166
‫سلام بچه‌ها، قهوه می‌خورین؟

829
00:57:46,166 --> 00:57:48,208
‫خیلی‌خب، پرونده کی رو لازم داری؟

830
00:57:48,208 --> 00:57:49,666
‫اِم، دسالوو.

831
00:57:49,666 --> 00:57:51,500
‫- کدوم یکیشون؟
‫- جانم؟

832
00:57:52,000 --> 00:57:54,125
‫کل برادران دسالوو
‫از زندان فارغ‌التحصیل شدن.

833
00:57:54,125 --> 00:57:56,375
‫- پرونده کدومشون رو می‌خوای؟
‫- آلبرت.

834
00:57:56,375 --> 00:57:58,416
‫- منطقیه.
‫- چیه؟ می‌شناسیش؟

835
00:57:58,416 --> 00:58:02,083
‫کل پلیس‌های کمبریج می‌شناسنش.
‫آل خیلی نفرت‌انگیزه.

836
00:58:03,166 --> 00:58:06,166
‫اخیرا به اتهام تجاوز تو مالدن گرفتنش.

837
00:58:06,166 --> 00:58:07,833
‫- زندانیه؟
‫- آره.

838
00:58:07,833 --> 00:58:10,958
‫همین الان تو زندان بریجواتره.
‫خوش بگذره.

839
00:58:24,125 --> 00:58:27,000
‫[آلبرت دسالوو]

840
00:58:27,000 --> 00:58:30,875
‫دسالوو دو هویت داشت،
‫مرد سبز پوش و اندازه‌گیر.

841
00:58:31,541 --> 00:58:34,041
‫مرد سبز پوش بخاطر این بود
‫که لباس‌کار سبز می‌پوشید...

842
00:58:34,041 --> 00:58:36,041
‫و نقش یک تعمیرکار رو بازی می‌کرد،

843
00:58:36,041 --> 00:58:38,625
‫می‌گفت که باید چیزی داخل
‫ آپارتمان رو بررسی کنه.

844
00:58:39,916 --> 00:58:42,250
‫قضیه اندازه‌گیر چیه؟

845
00:58:42,250 --> 00:58:45,291
‫نمی‌دونم چنین فکری از کجا به ذهنش رسیده،

846
00:58:45,291 --> 00:58:47,625
‫می‌رفت و تظاهر می‌کرد
‫که استعدادیاب مدلینگه.

847
00:58:48,250 --> 00:58:51,708
‫و دخترها رو متقاعد می‌کرد که راهش بدن
‫داخل که اندازه‌هاشون رو بگیره.

848
00:58:53,000 --> 00:58:55,125
‫فکرش هم نمی‌کنی که چند نفر
‫ حرفش رو باور کردن.

849
00:58:56,333 --> 00:59:00,875
‫بهم گفت که فرم بدنم خوبه.
‫گفت که آژانس مدلینگش می‌خواد استخدامم کنه

850
00:59:00,875 --> 00:59:03,958
‫فقط باید چندتا اندازه‌گیری انجام بشه.

851
00:59:05,333 --> 00:59:07,000
‫ولی متر خیاطی نداشت.

852
00:59:09,166 --> 00:59:10,625
‫از دست‌هاش استفاده می‌کرد.

853
00:59:11,875 --> 00:59:13,458
‫حس خیلی بدی بهم دست داد.

854
00:59:14,125 --> 00:59:15,375
‫کل بدنم قفل شده بود.

855
00:59:44,666 --> 00:59:46,916
‫- همسایه سوفی رو یادته؟
‫- اوهوم.

856
00:59:46,916 --> 00:59:50,416
‫می‌گه که روزی که سوفی کشته شد
‫یه نفر اومده بود خونه‌شون.

857
00:59:50,416 --> 00:59:52,750
‫اول گفت که برای نقاشی خونه اومده بود،

858
00:59:52,750 --> 00:59:55,083
‫بعدش هم نظرش رو راجع به مدلینگ پرسیده.

859
00:59:56,125 --> 00:59:59,625
‫از مرد سبزپوش تبدیل به اندازه‌گیر شده.
‫خود دسالووئه.

860
01:00:02,000 --> 01:00:03,083
‫از این‌طرف.

861
01:00:07,041 --> 01:00:08,875
‫کسی نباید ببینه که دارم با تو حرف می‌زنم.

862
01:00:08,875 --> 01:00:11,958
‫- انقدر شرایط بده؟
‫- جدی می‌گم.

863
01:00:12,791 --> 01:00:16,041
‫اگه لزومی بود به محل کارم زنگ بزنی
‫ بگو که خواهرم سالی هستی، باشه؟

864
01:00:19,250 --> 01:00:20,708
‫چی آوردی؟

865
01:00:25,250 --> 01:00:28,250
‫[اموال ضبط‌شده: ساعت مچی،
‫دسته‌کلید، ساعت جیبی]

866
01:00:29,375 --> 01:00:32,083
‫- این نیست.
‫- خودشه. ببین...

867
01:00:32,083 --> 01:00:35,041
‫همسایه سوفی گفت که برای
‫نقاشی خونه اومده بود،

868
01:00:35,041 --> 01:00:37,708
‫بعدش هم با حرف زدن
‫از مدلینگ خودش رو لو داده

869
01:00:37,708 --> 01:00:40,833
‫و دسالوو هم به همین دو حقه معروفه.

870
01:00:40,833 --> 01:00:44,916
‫من چند هفته روی پرونده دسالوو کار کردم.
‫واقعا شیفته‌اش بودم. ولی اون نیست.

871
01:00:45,750 --> 01:00:46,833
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

872
01:00:46,833 --> 01:00:49,083
‫زمان اون شش قتل توی زندان بود،

873
01:00:49,083 --> 01:00:51,166
‫تا بعد قتل سوفی آزاد نشده بود.

874
01:00:52,041 --> 01:00:54,541
‫اونی که خانه اون خانم بوده دسالوو نبوده.

875
01:00:57,041 --> 01:01:01,041
‫این احساسی که الان داری،
‫ من هرروز تجربه‌اش کردم.

876
01:01:02,916 --> 01:01:05,541
‫می‌دونی به چند نفر تا الان مشکوک بودم؟

877
01:01:06,041 --> 01:01:07,791
‫این پرونده همیشه به بن‌بست می‌خوره.

878
01:01:07,791 --> 01:01:09,500
‫هربار که یه سرنخی پیدا می‌کنی...

879
01:01:09,500 --> 01:01:12,875
‫تهش هیچ‌وپوچ می‌شه و دست خالی برمی‌گردی.

880
01:01:15,125 --> 01:01:16,958
‫و درحالی که من دارم روانی می‌شم...

881
01:01:20,958 --> 01:01:22,458
‫طرف اون بیرون داره می‌چرخه...

882
01:01:25,125 --> 01:01:26,291
‫مسخره‌مون می‌کنه.

883
01:01:59,166 --> 01:02:00,833
‫هنوز درگیر دسالوو‌ هستی؟

884
01:02:01,416 --> 01:02:03,083
‫همه‌چیز باهاش جور در میاد.

885
01:02:03,083 --> 01:02:05,416
‫خط زمانیش، پروسه جرائم، همه‌چیز.

886
01:02:05,416 --> 01:02:08,500
‫البته به‌ جز این‌که در زمان
‫ شش قتل اول بازداشت بوده.

887
01:02:12,500 --> 01:02:14,375
‫سوابق آزادیش رو دیدی؟

888
01:02:58,750 --> 01:03:01,750
‫[جوابیه درخواست آلبرت دسالوو،
‫زندانی زندان بیلرکا]

889
01:03:02,416 --> 01:03:03,416
‫این رو ببین.

890
01:03:09,083 --> 01:03:10,333
‫وای.

891
01:03:10,333 --> 01:03:12,916
‫دسالوو به قاضی درخواست آزادی زودهنگام داده.

892
01:03:12,916 --> 01:03:15,000
‫گفته باید برگرده پیش زن و بچه‌هاش.

893
01:03:15,750 --> 01:03:17,583
‫قاضی هم بخاطر رفتار شایسته‌اش قبول کرده.

894
01:03:17,583 --> 01:03:19,458
‫پس اون‌موقع آزاد بوده؟

895
01:03:19,458 --> 01:03:21,208
‫دو ماه قبل اولین قتل آزاد شده.

896
01:03:24,083 --> 01:03:25,333
‫[سال 1964]

897
01:03:25,333 --> 01:03:29,333
‫مردی سی‌ و سه ساله
‫که پدر دو فرزند نیز هست...

898
01:03:29,333 --> 01:03:31,416
‫مظنون اصلی پرونده جانی بوستون محسوب می‌شود.

899
01:03:31,416 --> 01:03:34,416
‫وی درحال حاضر به دلیل اقدام به تجاوز
‫به زنی در دسامبر گذشته...

900
01:03:34,416 --> 01:03:37,458
‫در بیمارستان روانی دولتی بستری است.

901
01:03:40,291 --> 01:03:42,250
‫[دسالوو، اف‌لی بیلی را به‌عنوان
‫وکیل خود برگزید]

902
01:03:42,791 --> 01:03:43,791
‫معروف شدیم.

903
01:03:44,666 --> 01:03:46,208
‫[اف‌لی بیلی پیشنهاد خود را ارائه کرده]

904
01:03:46,208 --> 01:03:48,125
‫اف‌لی بیلی کیه دیگه؟

905
01:03:48,125 --> 01:03:51,333
‫یه وکیل مدافع معروف.
‫از اون‌ها که دنبال شهرته.

906
01:03:51,333 --> 01:03:53,875
‫چطور ممکنه که دسالوو
‫ یه وکیل معروف گیر بیاره؟

907
01:03:53,875 --> 01:03:56,958
‫نمی‌دونم. می‌خوای وظایفت رو من انجام بدم؟

908
01:04:04,750 --> 01:04:06,083
‫امشب چی می‌خوای؟

909
01:04:06,791 --> 01:04:08,833
‫دارم یه مقاله راجع به این‌که
‫ چطور آلبرت دسالوو...

910
01:04:08,833 --> 01:04:10,583
‫ یه وکیل گران‌قیمت استخدام کرده می‌نویسم.

911
01:04:11,958 --> 01:04:14,875
‫کسی که از بازجویی خبر داشته باشه
‫میل نداره کمکی بکنه؟

912
01:04:16,291 --> 01:04:17,333
‫نه.

913
01:04:17,333 --> 01:04:19,291
‫حین بازجویی چی شد؟

914
01:04:20,583 --> 01:04:24,666
‫بیلی زودتر از ما رسید.
‫نذاشت باهاش حرف بزنیم.
‫[بیمارستان دولتی بریج‌واتر]

915
01:04:25,833 --> 01:04:29,166
‫من هم همسایه‌ی سوفی کلارک رو
‫ برای شناسایی دسالوو برده بودم.

916
01:04:57,250 --> 01:04:58,500
‫تونست تشخیصش بده؟

917
01:04:58,500 --> 01:05:01,458
‫نه تنها تشخیص نداد،
‫بلکه به آدم اشتباه اشاره کرد.

918
01:05:01,458 --> 01:05:02,583
‫به کی؟

919
01:05:02,583 --> 01:05:04,291
‫جرج نثار.

920
01:05:10,166 --> 01:05:12,541
‫حین یه سرقت مسئول پمپ بنزین
‫ رو به قتل رسونده بود.

921
01:05:13,541 --> 01:05:17,625
‫یه عوضی اسکیزوفرنی با هوش یه نابغه.

922
01:05:17,625 --> 01:05:19,041
‫خب؟

923
01:05:19,666 --> 01:05:23,625
‫اون نیست. یه سالی می‌شه که بازداشته.

924
01:05:31,208 --> 01:05:33,291
‫امشب مردم می‌تونن یه نفس راحت بکشن.

925
01:05:33,291 --> 01:05:35,083
‫پرونده‌ی جانی بوستون بسته شد.

926
01:05:35,083 --> 01:05:38,166
‫- حقیقت داره آقای بیلی؟
‫- از کجا معلوم که حقیقت رو بگه؟

927
01:05:38,166 --> 01:05:41,583
‫پنج نکته انتخاب کردم
‫ که فقط قاتل ازش خبر داشت.

928
01:05:41,583 --> 01:05:43,291
‫وقتی از دسالوو پرسیدم،
‫ اون هر‌ پنج‌تا رو جواب داد.

929
01:05:43,291 --> 01:05:44,750
‫آقای بیلی!

930
01:05:44,750 --> 01:05:48,833
‫تجربه زیادی که من در زمینه بازجویی داشتم
‫به تشخیص مزخرفات کمک می‌کنه.

931
01:05:50,291 --> 01:05:52,583
‫و پلیس هم در این روند حضور داشت؟

932
01:05:54,708 --> 01:05:56,416
‫دیگه حرفی ندارم.

933
01:05:57,333 --> 01:06:00,541
‫هنوز درحال مذاکره برای اعترافش هستیم.
‫من رو ببخشید.

934
01:06:03,041 --> 01:06:04,458
‫قصد اعتراف داره؟

935
01:06:12,583 --> 01:06:14,083
‫بنده جان باتملی هستم.

936
01:06:15,625 --> 01:06:18,625
‫امروز چهاردم فوریه سال 1964 هست.

937
01:06:20,458 --> 01:06:23,458
‫آلبرت، لطفا اسم کاملت رو بیان کن.

938
01:06:28,208 --> 01:06:29,875
‫آلبرت هنری دسالوو.

939
01:06:32,291 --> 01:06:34,750
‫آقای دسالوو، دلیل این جلسه اینه که...

940
01:06:34,750 --> 01:06:39,250
‫شما قصد دارید به سیزده فقره قتل
‫پرونده‌ی جانی بوستون اعتراف کنید.

941
01:06:39,250 --> 01:06:40,333
‫درست می‌گم؟

942
01:06:40,333 --> 01:06:41,625
‫بله.

943
01:06:43,708 --> 01:06:45,458
‫از قربانی اول بگو.

944
01:06:47,291 --> 01:06:49,208
‫چی شد که آنا اسلسرز رو انتخاب کردی؟

945
01:06:50,291 --> 01:06:52,166
‫برنامه‌ریزی نکرده بودم.

946
01:06:52,166 --> 01:06:54,625
‫جلوی خونه‌ جای پارک بود.

947
01:06:54,625 --> 01:06:58,125
‫اگه اون نقطه نبود، نمی‌رفتم سراغش.

948
01:06:59,958 --> 01:07:02,125
‫لباسش چه رنگی بود آلبرت؟

949
01:07:03,041 --> 01:07:04,333
‫زرد بود.

950
01:07:06,541 --> 01:07:08,041
‫شنیدی دسالوو چی شده؟

951
01:07:08,041 --> 01:07:09,500
‫نه. چی شده؟

952
01:07:09,500 --> 01:07:12,291
‫دیشب باتملی رو فرستادن که ازش اعتراف بگیره.

953
01:07:12,291 --> 01:07:14,791
‫پنج ساعت باهاش حرف زد.

954
01:07:14,791 --> 01:07:15,750
‫و چی شد؟

955
01:07:15,750 --> 01:07:17,875
‫کسی خبر نداره. هنوز چیزی نگفته.

956
01:07:28,708 --> 01:07:29,958
‫می‌شه یه لحظه حرف بزنیم؟

957
01:07:32,666 --> 01:07:33,916
‫برو من میام.

958
01:07:36,333 --> 01:07:38,000
‫قضیه دسالوو به کجا رسید؟

959
01:07:38,000 --> 01:07:39,583
‫به چیز خاصی نرسید.

960
01:07:39,583 --> 01:07:41,750
‫اگه اعتراف کرده پس چرا محکومش نمی‌کنن؟

961
01:07:42,416 --> 01:07:45,208
‫بیلی شما رو بهونه کرده
‫که دادستان رو تحت فشار بذاره،

962
01:07:45,208 --> 01:07:47,916
‫و برای اعتراف دسالوو یک شرط تعیین کرده.

963
01:07:48,750 --> 01:07:51,375
‫- چه شرطی؟
‫- نمی‌شه از اعترافش توی دادگاه استفاده کرد.

964
01:07:52,458 --> 01:07:53,625
‫نگو که قبول کردن.

965
01:07:53,625 --> 01:07:57,333
‫بعد این‌که موضوع رسانه‌ای شد
‫چاره دیگه‌ای نداشتن.

966
01:07:57,333 --> 01:08:00,541
‫ولی معتقد هستن که می‌شه به جرم تجاوز
‫ به حبس ابد محکومش کرد.

967
01:08:00,541 --> 01:08:03,541
‫و قراره سیزده زنی که کشته رو نادیده بگیرن؟

968
01:08:04,833 --> 01:08:05,916
‫فقط تا همین‌جا می‌دونم.

969
01:08:07,291 --> 01:08:10,875
‫تازه هنوز قسمت جالبش رو نگفتم.

970
01:08:10,875 --> 01:08:12,958
‫می‌دونی پول بیلی از کجا تامین می‌شه؟

971
01:08:13,541 --> 01:08:16,125
‫یه قرارداد هنگفت برای انتشار یک کتاب
‫ واسه دسالوو جور کرده.

972
01:08:16,875 --> 01:08:19,458
‫کتاب اعتراف کامل داستان جانی بوستون.

973
01:08:21,958 --> 01:08:23,875
‫همه می‌خوان که این قضیه تموم بشه.

974
01:08:33,041 --> 01:08:36,500
‫[روزهای وحشت از جانی به پایان رسید]

975
01:08:36,500 --> 01:08:38,125
‫می‌خوان پرونده رو کنار بذارن،

976
01:08:38,125 --> 01:08:40,458
‫و این عنوانی که می‌خوای نشر کنی
‫کارشون رو آسون‌تر می‌کنه.

977
01:08:40,458 --> 01:08:43,041
‫بسه دیگه. قتل‌ها تموم شد. طرف زندانه.

978
01:08:43,041 --> 01:08:44,250
‫چی می‌خوای دیگه؟

979
01:08:44,250 --> 01:08:47,250
‫بزرگ‌ترین تحقیق جنایی تاریخ
‫ این شهر رو خراب کردن،

980
01:08:47,250 --> 01:08:49,250
‫و تو هم داری کمک می‌کنی که قسر در برن.

981
01:08:49,250 --> 01:08:52,250
‫بی‌خیال دیگه لورتا.
‫امروز خیلی دردسر درست کردی.

982
01:08:52,250 --> 01:08:53,875
‫مشخصا که کافی نبوده.

983
01:08:53,875 --> 01:08:56,875
‫برو بیرون. این هفته مرخصی بگیر.

984
01:08:56,875 --> 01:08:59,375
‫- نمی‌گیرم.
‫- درخواست نبود.

985
01:08:59,375 --> 01:09:02,500
‫پلیس می‌خواد پرونده رو ببنده
‫ و تو هم می‌خوای ازش بگذریم.

986
01:09:02,500 --> 01:09:04,708
‫- لورتا.
‫- قبول نمی‌کنیم.

987
01:09:05,291 --> 01:09:06,791
‫من پرونده جدید گرفتم.

988
01:09:08,416 --> 01:09:09,625
‫جدی که نمی‌گی؟

989
01:09:13,125 --> 01:09:16,000
‫انتظارم از شما این نبود.

990
01:09:16,000 --> 01:09:19,166
‫اشتباه برداشت نکن،
‫اگه دوباره قتلی رخ بده من برمی‌گردم.

991
01:09:19,166 --> 01:09:21,500
‫ولی تا اون‌موقع ما اخبار رو پوشش می‌دیم،
‫ نه این‌که اخبار درست کنیم.

992
01:09:40,625 --> 01:09:41,708
‫خونه قشنگی دارید.

993
01:09:41,708 --> 01:09:44,375
‫بخاطر نور آفتابه.

994
01:09:45,833 --> 01:09:49,666
‫من مقاله‌هاتون رو خوندم،
‫ به نظرتون واقعا بهش اتهام می‌زنن؟

995
01:09:52,541 --> 01:09:54,125
‫آهان...

996
01:09:57,166 --> 01:09:59,166
‫اومدم راجع به همین حرف بزنیم.

997
01:10:00,583 --> 01:10:03,083
‫فردا قراره یه خبری توی روزنامه‌ها چاپ بشه.

998
01:10:05,958 --> 01:10:09,458
‫قرار نیست آلبرت به قتل بورلی محکوم بشه.

999
01:10:10,250 --> 01:10:11,791
‫یا هر قتل دیگه‌ای.

1000
01:10:14,041 --> 01:10:16,125
‫متوجه نمی‌شم. اگه اعتراف کرده پس...

1001
01:10:18,125 --> 01:10:23,458
‫با وکیلش یه معامله‌ای کردن، و نمی‌شه
‫ از اعترافاتش به عنوان مدرک استفاده کرد.

1002
01:10:25,041 --> 01:10:26,666
‫ولی بهش اتهامات دیگه‌ای زدن.

1003
01:10:26,666 --> 01:10:29,875
‫و می‌خوان حتما کاری کنن
‫که دیگه از زندان آزاد نشه.

1004
01:10:29,875 --> 01:10:31,791
‫پس دختر من چی می‌شه؟

1005
01:10:33,250 --> 01:10:36,583
‫درست نیست که همین‌طوری بی‌خیالش بشیم.

1006
01:10:37,833 --> 01:10:39,166
‫چطور می‌تونن چنین کاری بکنن؟

1007
01:10:42,958 --> 01:10:47,125
‫قیمتش بیست هزار پونده.

1008
01:10:47,958 --> 01:10:51,708
‫- بیست هزار پوند؟
‫- قبل این‌که پیشنهادم رو ارائه بدم،

1009
01:10:51,708 --> 01:10:55,041
‫بهتون هشدار می‌دم که به جز رئیستون
‫ به کسی چیزی نگید.

1010
01:10:55,916 --> 01:10:58,000
‫زندگی من به تصمیم شما بستگی داره.

1011
01:10:58,708 --> 01:11:00,208
‫بچه‌ها خوابیدن؟

1012
01:11:01,458 --> 01:11:02,625
‫آره.

1013
01:11:05,041 --> 01:11:06,375
‫پیشنهادتون رو ارائه بدید.

1014
01:11:07,041 --> 01:11:08,041
‫بسیارخب.

1015
01:11:09,208 --> 01:11:13,458
‫هفت مدرک فوق‌سری از دولت بریتانیا
‫به دست من رسیده.

1016
01:11:14,291 --> 01:11:17,541
‫مدارکی نظامی و سیاسی
‫که برای دولت شما خیلی ارزشمنده.

1017
01:11:18,291 --> 01:11:19,291
‫من آماده‌ی معامله‌ام.

1018
01:12:26,041 --> 01:12:29,375
‫[میشیگان، ان آربر]

1019
01:12:30,125 --> 01:12:32,625
‫[سال 1965]

1020
01:12:33,416 --> 01:12:36,083
‫یک مورد مزاحمت در مجتمع برج اوک گزارش شده.

1021
01:12:39,250 --> 01:12:40,666
‫واحد شصت و یک هستم، دریافت شد.

1022
01:13:05,541 --> 01:13:06,708
‫پلیس ایالتی!

1023
01:13:16,208 --> 01:13:17,333
‫بله؟

1024
01:13:17,333 --> 01:13:18,750
‫لورتا مک‌لافین.

1025
01:13:18,750 --> 01:13:19,833
‫خودم هستم، شما؟

1026
01:13:19,833 --> 01:13:22,416
‫کارآگاه دلاین از اداره پلیس میشیگان هستم.

1027
01:13:22,416 --> 01:13:27,333
‫نمی‌دونم شنیدید یا نه، ولی شش زن
‫ در نزدیکی ان آربر خفه شدن.

1028
01:13:27,333 --> 01:13:28,416
‫این اتفاق کی رخ داده؟

1029
01:13:28,416 --> 01:13:30,541
‫آخرین قربانی دیشب پیدا شد.

1030
01:13:31,333 --> 01:13:33,875
‫گفتید خفه شده بودن،
‫ وجه اشتراک دیگه‌ای هم داشتند؟

1031
01:13:33,875 --> 01:13:38,333
‫صحنه‌های جرم دقیقا شبیه
‫مال جانی بوستون بوده.

1032
01:13:38,333 --> 01:13:39,583
‫من مقاله‌های شما رو خوندم.

1033
01:13:39,583 --> 01:13:42,541
‫می‌شه گفت در این زمینه تخصص دارید.

1034
01:13:42,541 --> 01:13:48,125
‫برای همین می‌خواستم بپرسم
‫ که هنوز به نظرت کار آلبرت دسالووئه؟

1035
01:14:01,291 --> 01:14:02,375
‫داری چیکار می‌کنی؟

1036
01:14:04,958 --> 01:14:06,958
‫خیال کردی اونجا چی دستگیرت می‌شه؟

1037
01:14:13,500 --> 01:14:17,083
‫این قضیه کی تموم می‌شه لورتا؟
‫کی بی‌خیال می‌شی؟

1038
01:14:29,708 --> 01:14:30,708
‫مراقب خودت باش، باشه؟

1039
01:14:49,250 --> 01:14:51,666
‫[وارد میشیگان شدید]

1040
01:15:10,083 --> 01:15:14,250
‫ممنونم. خب، به کسی مشکوک شدید؟

1041
01:15:14,833 --> 01:15:17,375
‫اگه به کسی شک داشتم
‫از یه خبرنگار سوال نمی‌پرسیدم.

1042
01:15:17,958 --> 01:15:18,958
‫شک بدون مدرک چطور؟

1043
01:15:18,958 --> 01:15:21,333
‫شک‌های بدون مدرک رو نباید به خبرنگار گفت.

1044
01:15:21,333 --> 01:15:24,791
‫اگه اولش تلفنی می‌گفتی لزومی نداشت
‫ انقدر به زحمت بیفتیم.

1045
01:15:24,791 --> 01:15:28,916
‫پرونده‌ها چطور؟ اجازه هست ببینمشون؟

1046
01:15:29,916 --> 01:15:33,750
‫تابحال چند تا پلیس اجازه دادن که
‫ پرونده‌های مختومه نشده رو نگاه کنی؟

1047
01:15:34,416 --> 01:15:35,416
‫زیاد نبودن.

1048
01:15:56,958 --> 01:15:58,291
‫بهت بیست دقیقه وقت می‌دم.

1049
01:16:22,041 --> 01:16:23,500
‫...همین‌طور هم برف.

1050
01:16:23,500 --> 01:16:26,208
‫که طبق آخرین گفته‌های هواشناسی
‫ قراره ادامه پیدا کنه.

1051
01:16:26,208 --> 01:16:28,625
‫ظاهرا قراره تا صبح برف بباره.

1052
01:16:28,625 --> 01:16:32,958
‫انتظار می‌رود که بارش فردا هم
‫تا حدودی ادامه داشته باشد.

1053
01:16:32,958 --> 01:16:35,541
‫و بعد فرداشب هوا صاف خواهد شد و اکثرا...

1054
01:16:35,541 --> 01:16:37,458
‫خب، ممنون می‌شم.

1055
01:16:38,875 --> 01:16:39,875
‫آره.

1056
01:16:40,750 --> 01:16:42,166
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم.

1057
01:16:42,833 --> 01:16:45,458
‫نامزد سابق دنیل مارش
‫رو جانی بوستون به قتل رسونده.

1058
01:16:45,458 --> 01:16:48,875
‫بزرگ‌ترین مظنون من خودش بود،
‫و الان هم توی ان آربره.

1059
01:16:48,875 --> 01:16:50,000
‫می‌شه بشینی؟

1060
01:16:51,916 --> 01:16:56,875
‫اگه بدون مدرک درنظر بگیریم،
‫اون بزرگ‌ترین مظنون فعلی ماست.

1061
01:16:56,875 --> 01:16:59,166
‫تو دومین نفر از بوستون هستی
‫ که گزارشش می‌ده.

1062
01:16:59,166 --> 01:17:00,750
‫بهش اتهام می‌زنی؟

1063
01:17:00,750 --> 01:17:02,041
‫فعلا به اندازه کافی مدرک نداریم.

1064
01:17:02,041 --> 01:17:03,666
‫چرا زودتر چیزی نگفتی؟

1065
01:17:03,666 --> 01:17:05,791
‫چون قرار نیست این مکالمه ادامه پیدا کنه.

1066
01:17:05,791 --> 01:17:07,500
‫نفر اولی که گزارشش کرد کی بود؟

1067
01:17:07,500 --> 01:17:10,041
‫سرپرست پزشکی بریج‌واتر.

1068
01:17:10,041 --> 01:17:11,666
‫لطفا وصل کنید به دکتر روبی.

1069
01:17:11,666 --> 01:17:12,916
‫صبر کنید لطفا.

1070
01:17:14,708 --> 01:17:15,708
‫الو؟

1071
01:17:15,708 --> 01:17:18,208
‫لورتا مک‌لافین از رکورد آمریکن هستم.

1072
01:17:19,375 --> 01:17:20,583
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

1073
01:17:23,875 --> 01:17:26,791
‫چرا درمورد دنیل مارش به
‫ پلیس میشیگان گزارش دادی؟

1074
01:17:27,416 --> 01:17:29,916
‫متاسفم. نمی‌تونم راجع به
‫ امور بیمارانم حرف بزنم.

1075
01:17:30,458 --> 01:17:31,791
‫بیمار شما بود؟

1076
01:17:31,791 --> 01:17:33,166
‫بله.

1077
01:17:33,166 --> 01:17:34,416
‫در بریج‌واتر؟

1078
01:17:35,000 --> 01:17:37,000
‫آره دیگه، بیمار‌های من اونجان.

1079
01:17:38,083 --> 01:17:39,875
‫کمک دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

1080
01:17:41,166 --> 01:17:42,500
‫نه. ممنونم.

1081
01:17:48,291 --> 01:17:49,375
‫الو؟

1082
01:17:49,375 --> 01:17:50,750
‫ازت یه لطفی می‌خوام.

1083
01:17:50,750 --> 01:17:52,333
‫مگه نگفتی دیگه باهام حرف نمی‌زنی؟

1084
01:17:52,333 --> 01:17:53,416
‫نمی‌زنم.

1085
01:17:54,291 --> 01:17:55,291
‫خیلی‌خب، چی شده؟

1086
01:18:01,083 --> 01:18:03,166
‫من جین کولم، قراره دب مک‌نالتی رو ببینم.

1087
01:18:05,541 --> 01:18:08,125
‫زود برگرد، نمی‌خوام امشب اخراج بشم.

1088
01:18:22,375 --> 01:18:24,916
‫به جرم تجاوز به یه نفر بازداشت شده بود.

1089
01:18:24,916 --> 01:18:28,125
‫دکتر روبی توی بریج‌واتر
‫معاینش کرد و پذیرش شد.

1090
01:18:28,125 --> 01:18:29,791
‫اونجا با دسالوو آشنا شد؟

1091
01:18:29,791 --> 01:18:33,041
‫سه ماه با هم توی یه بخش بودن.

1092
01:18:36,833 --> 01:18:39,625
‫دنیل مارش، می‌دونیم اون داخلی.

1093
01:18:42,166 --> 01:18:44,625
‫دست‌هات رو بیار بالا و بیا بیرون!

1094
01:19:27,375 --> 01:19:32,041
‫خیلی‌خب دنیل، بنویس
‫ که دقیقا این روزها کجا بودی؟

1095
01:19:40,208 --> 01:19:41,958
‫سوال رو جواب بده دیگه دنیل.

1096
01:19:44,041 --> 01:19:47,291
‫حین قتل این خانم‌ها کجا بودی؟

1097
01:19:48,166 --> 01:19:51,416
‫توی بوستون مدرسه می‌رفتم.
‫خودت خبر داری.

1098
01:19:53,583 --> 01:19:55,166
‫بریج‌واتر چطور؟

1099
01:19:56,125 --> 01:19:59,708
‫با آلبرت دسالوو برخورد داشتی؟

1100
01:20:01,791 --> 01:20:03,208
‫داری متهمم می‌کنی؟

1101
01:20:03,208 --> 01:20:05,375
‫سوال کوفتی رو جواب بده دنیل.

1102
01:20:05,375 --> 01:20:08,166
‫اگه اتهامی برعلیه‌ام نیست، می‌خوام برم.

1103
01:20:08,166 --> 01:20:09,250
‫می‌خوای بری؟

1104
01:20:10,583 --> 01:20:14,583
‫چندتا خبرنگار اون بیرونن که
‫تازه شنیدن اینجایی. می‌خوای برو.

1105
01:20:16,125 --> 01:20:22,291
‫اگه اسمم توی روزنامه چاپ بشه
‫می‌رم یه جای جدید و از اول شروع می‌کنم.

1106
01:20:51,750 --> 01:20:53,041
‫بخش جنایی.

1107
01:20:53,041 --> 01:20:55,875
‫با کارآگاه کانلی کار داشتم،
‫ خواهرش سالی هستم.

1108
01:20:56,583 --> 01:20:59,083
‫استعفاء داد لورتا. به خونه‌اش زنگ بزن.

1109
01:21:06,000 --> 01:21:08,833
‫همه‌شون رو تو کشتی، هر سیزده نفر.

1110
01:21:09,958 --> 01:21:12,458
‫اعتراف کن. اعتراف کن!

1111
01:21:13,125 --> 01:21:14,125
‫من کشتم.

1112
01:21:16,041 --> 01:21:18,041
‫من کشتم. من کشتم.

1113
01:21:18,875 --> 01:21:19,875
‫کافیه!

1114
01:21:24,208 --> 01:21:25,416
‫پشت سرت.

1115
01:21:25,416 --> 01:21:26,708
‫نظرت چیه؟

1116
01:21:28,666 --> 01:21:31,875
‫باید بیشتر توی نقش فرو بره.

1117
01:21:32,583 --> 01:21:34,458
‫تقریبا نزدیک بود.

1118
01:21:34,458 --> 01:21:36,541
‫کارآگاه کانلی، خواهرتون سالی اومده.

1119
01:21:42,541 --> 01:21:43,583
‫اومدی یه پولی به جیب بزنی پس.

1120
01:21:44,166 --> 01:21:47,125
‫ولم کن بابا. تو هم بخاطر پول قاطی قضیه شدی.

1121
01:21:47,125 --> 01:21:49,416
‫این حرف خیلی بدبینانه‌ست،
‫حتی اگه از دهن تو در بیاد.

1122
01:21:50,416 --> 01:21:51,583
‫چی می‌خوای؟

1123
01:21:51,583 --> 01:21:53,083
‫تازه از میشیگان برگشتم.

1124
01:21:53,083 --> 01:21:54,375
‫شنیدم.

1125
01:21:56,875 --> 01:21:57,875
‫مشتاق نیستی بشنوی؟

1126
01:21:57,875 --> 01:21:59,333
‫نه، نیستم.

1127
01:22:02,625 --> 01:22:04,208
‫اعتراف دسالوو رو لازم دارم.

1128
01:22:05,125 --> 01:22:06,666
‫ باید از باتملی بخوای.

1129
01:22:06,666 --> 01:22:08,166
‫می‌دونم که یه نسخه ازش داری.

1130
01:22:08,166 --> 01:22:10,125
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- بی‌خیال.

1131
01:22:11,333 --> 01:22:13,833
‫شرط می‌بندم هرشب بیدار موندی و شنیدیش.

1132
01:22:16,041 --> 01:22:18,833
‫اگه درمورد دسالوو حق با ما بود،
‫پس برای چی می‌ترسی؟

1133
01:22:18,833 --> 01:22:22,333
‫برو خونه. یه‌کم با بچه‌هات وقت بگذرون.

1134
01:22:23,416 --> 01:22:25,583
‫چطور می‌تونی بعد این همه زحمتی
‫که کشیدیم بی‌خیال بشی؟

1135
01:22:26,708 --> 01:22:28,750
‫چون فهمیدم ممکنه آدم
‫کل عمرش رو صرف یه چیز کنه،

1136
01:22:28,750 --> 01:22:30,000
‫و هیچ‌کس ذره‌ای اهمیت نده.

1137
01:22:34,166 --> 01:22:35,250
‫برو خونه.

1138
01:22:47,875 --> 01:22:49,041
‫رکورد آمریکن.

1139
01:22:51,458 --> 01:22:57,375
‫[برای خواهرم سالی]

1140
01:23:13,500 --> 01:23:15,416
‫بنده جان باتملی هستم.

1141
01:23:15,416 --> 01:23:19,000
‫امروز چهاردم فوریه سال 1964 هست.

1142
01:23:19,000 --> 01:23:21,250
‫آلبرت، لطفا اسم کاملت رو بیان کن.

1143
01:23:22,083 --> 01:23:24,250
‫آلبرت هنری دسالوو.

1144
01:23:24,250 --> 01:23:28,208
‫آقای دسالوو، از قربانی اولت بگو.

1145
01:23:28,208 --> 01:23:30,458
‫چی شد که آنا اسلسرز رو انتخاب کردی؟

1146
01:23:30,458 --> 01:23:32,000
‫برنامه‌ریزی نکرده بودم.

1147
01:23:32,000 --> 01:23:34,375
‫جلوی خونه‌ جای پارک بود.

1148
01:23:35,291 --> 01:23:37,583
‫مایه کنجکاویه که چی باعث تصمیمات می‌شه؟

1149
01:23:37,583 --> 01:23:41,250
‫چرا این دختر خونه‌ست و اون یکی نیست؟

1150
01:23:42,458 --> 01:23:45,125
‫کار کی بود؟ سرنوشت؟

1151
01:23:53,416 --> 01:23:56,916
‫بسیارخب آلبرت.
‫ می‌خوام راجع به پوشش‌اش ازت بپرسم.

1152
01:23:56,916 --> 01:23:59,833
‫می‌تونی بهم بگی لباسی
‫ که پوشیده بود چه رنگی بود؟

1153
01:24:06,791 --> 01:24:07,791
‫مگه پرونده جدید قبول نکردی؟

1154
01:24:08,666 --> 01:24:11,291
‫بی‌خیال. بذار گوش بدم.

1155
01:24:17,708 --> 01:24:19,791
‫آلبرت، لباسش چه رنگی بود؟

1156
01:24:20,416 --> 01:24:25,000
‫زرد. شاید هم، قرمز بود.

1157
01:24:25,000 --> 01:24:26,083
‫مطمئنی؟

1158
01:24:26,083 --> 01:24:28,833
‫نه. آبی بود.

1159
01:24:28,833 --> 01:24:31,416
‫درسته. ادامه می‌دیم.

1160
01:24:31,416 --> 01:24:32,791
‫[پاسخ‌ها را حدس زد]

1161
01:24:32,791 --> 01:24:36,625
‫وقتی که وارد آپارتمان شدی،
‫می‌شه بگی که چی دیدی؟

1162
01:24:37,458 --> 01:24:39,958
‫آشپزخانه سمت چپ بود.

1163
01:24:39,958 --> 01:24:42,208
‫صبر کن، سمت چپ بود؟

1164
01:24:43,291 --> 01:24:44,458
‫شاید...

1165
01:24:45,458 --> 01:24:46,666
‫ببین...

1166
01:24:48,916 --> 01:24:50,875
‫درسته. آشپزخانه سمت راست بود،

1167
01:24:50,875 --> 01:24:53,208
‫و اتاق‌خواب ته راهرو بود.

1168
01:24:53,916 --> 01:24:54,916
‫این راهرو؟

1169
01:24:54,916 --> 01:24:56,666
‫درسته، همین راهرو.

1170
01:25:01,208 --> 01:25:03,208
‫باتملی صحنه جرم رو بهش نشون داد.

1171
01:25:07,541 --> 01:25:09,125
‫شاید...

1172
01:25:09,125 --> 01:25:10,291
‫ببین...

1173
01:25:12,041 --> 01:25:14,000
‫درسته. آشپزخانه سمت راست بود،

1174
01:25:14,000 --> 01:25:16,416
‫و اتاق‌خواب ته راهرو بود.

1175
01:25:17,125 --> 01:25:18,125
‫این راهرو؟

1176
01:25:18,125 --> 01:25:19,875
‫درسته، همین راهرو.

1177
01:25:21,375 --> 01:25:23,500
‫هر وکیل کاردرستی باشه
‫ می‌دونه که باید اعتراض کنه.

1178
01:25:35,500 --> 01:25:37,791
‫ببخشید، من دنبال ریچارد دسالوو می‌گردم.

1179
01:25:37,791 --> 01:25:39,083
‫اون پشته.

1180
01:25:41,083 --> 01:25:44,750
‫ببین، آلبرت دیگه نمی‌خواد
‫با خبرنگاری حرف بزنه.

1181
01:25:46,583 --> 01:25:47,750
‫خیلی بهش سخت گذشته.

1182
01:25:48,875 --> 01:25:52,541
‫برادرم هرکاری که کرده،
‫قصدش آسیب به کسی نبوده.

1183
01:25:54,208 --> 01:25:57,500
‫اون خانواده‌اش رو دوست داره،
‫همیشه باهاشون خوب رفتار کرده.

1184
01:25:58,125 --> 01:25:59,958
‫ببین، می‌دونم که داستان ادامه داره.

1185
01:26:01,500 --> 01:26:03,750
‫ولی اگه باهام حرف نزنه
‫ کاری از دستم برنمیاد.

1186
01:26:07,041 --> 01:26:10,458
‫بهش خبر می‌دم، ولی بهت قولی نمی‌دم.

1187
01:26:16,791 --> 01:26:17,875
‫با رکورد آمریکن تماس گرفتید.

1188
01:26:18,416 --> 01:26:20,041
‫بله، من آلبرت دسالوو هستم.

1189
01:26:20,041 --> 01:26:21,416
‫لورتا هست؟

1190
01:26:23,333 --> 01:26:24,416
‫یه دقیقه صبر کنید لطفا.

1191
01:26:29,458 --> 01:26:31,708
‫آلبرت دسالوو پشت خط دومه.

1192
01:26:39,166 --> 01:26:41,250
‫لورتا هستم.

1193
01:26:41,250 --> 01:26:42,750
‫سلام لورتا. من آلبرتم.

1194
01:26:42,750 --> 01:26:45,250
‫برادرم گفت که رفتی به دیدنش.

1195
01:26:45,250 --> 01:26:47,583
‫بهش گفتم که اسمت رو توی روزنامه خوندم.

1196
01:26:47,583 --> 01:26:50,333
‫جالبه، می‌دونستم که شما
‫دخترها از پلیس کاربلدتر هستید.

1197
01:26:51,708 --> 01:26:55,041
‫می‌شه من بیام اونجا که شخصا حرف بزنیم؟

1198
01:26:55,666 --> 01:26:58,541
‫من دیگه نمی‌خوام داستانم
‫ رو رایگان بازگو کنم.

1199
01:26:59,583 --> 01:27:01,875
‫سر اون قضیه قرارداد کتاب سرم کلاه رفت.

1200
01:27:01,875 --> 01:27:03,958
‫من اعترافت رو شنیدم آلبرت،

1201
01:27:03,958 --> 01:27:06,875
‫و گمونم اون کل داستان نیست.

1202
01:27:06,875 --> 01:27:09,625
‫خب همون‌طور که گفتم،
‫دیگه با خبرنگارها حرف نمی‌زنم.

1203
01:27:12,000 --> 01:27:13,500
‫نمی‌خوای مردم حقیقت رو بشنون؟

1204
01:27:13,500 --> 01:27:14,833
‫مردم چیه دیگه؟

1205
01:27:14,833 --> 01:27:16,166
‫من باید خرج خانواده بدم.

1206
01:27:16,166 --> 01:27:18,166
‫متوجه نیستی چقدر سرم کلاه گذاشتن.

1207
01:27:18,833 --> 01:27:20,916
‫خب پس چرا مقاومت می‌کنی آلبرت؟

1208
01:27:20,916 --> 01:27:23,833
‫اگه همه سرت رو کلاه گذاشتن،
‫ دیگه چی واسه از دست دادن داری؟

1209
01:27:24,708 --> 01:27:26,458
‫چرا می‌ذاری ادامه پیدا کنه؟

1210
01:27:36,750 --> 01:27:38,375
‫فردا وقت ملاقات بیا اینجا.

1211
01:28:20,791 --> 01:28:21,791
‫الو؟

1212
01:28:21,791 --> 01:28:25,541
‫جک هستم، الان یه گزارشی به دست ما رسید.

1213
01:28:27,208 --> 01:28:29,708
‫دسالوو توی سلولش به قتل رسیده.

1214
01:28:30,875 --> 01:28:32,125
‫متاسفم بچه‌جان.

1215
01:28:45,458 --> 01:28:46,458
‫خبری داری؟

1216
01:28:46,458 --> 01:28:47,958
‫هنوز بیانیه رسمی‌ای نیومده.

1217
01:28:47,958 --> 01:28:50,666
‫آشناهام از روزنامه هرالد گفتن
‫ که بخاطر مواد به قتل رسیده، ولی...

1218
01:28:50,666 --> 01:28:52,041
‫نه، با عقل جور در نمیاد.

1219
01:28:59,291 --> 01:29:01,708
‫اون پیششون اون داخل بود.
‫از نیتشون خبر داشت.

1220
01:29:07,541 --> 01:29:10,583
‫[هریسون، پلاک 426 خیابان کلمبیا]

1221
01:29:11,583 --> 01:29:12,666
‫الو؟

1222
01:29:12,666 --> 01:29:14,583
‫می‌خوام یه آدرس رو یادداشت کنی.

1223
01:29:15,208 --> 01:29:17,208
‫اگه تا یه ساعت دیگه
‫زنگ نزدم به پلیس خبر بده.

1224
01:29:17,833 --> 01:29:18,916
‫داری چیکار می‌کنی؟

1225
01:29:18,916 --> 01:29:22,666
‫پلاک 426 خیابان کلمبیا، نوشتی؟

1226
01:29:22,666 --> 01:29:24,000
‫نوشتم.

1227
01:29:24,000 --> 01:29:25,166
‫لورتا...

1228
01:29:41,291 --> 01:29:42,791
‫دنبال هریسون می‌گردم.

1229
01:29:42,791 --> 01:29:44,250
‫ته راهروئه.

1230
01:30:16,666 --> 01:30:17,666
‫هریسون؟

1231
01:30:17,666 --> 01:30:18,750
‫بله.

1232
01:30:19,375 --> 01:30:21,375
‫من یه خبرنگار از رکورد آمریکن هستم.

1233
01:30:22,125 --> 01:30:24,375
‫می‌خوام چند سوال راجع
‫به بریج‌واتر ازت بپرسم.

1234
01:30:30,875 --> 01:30:34,875
‫من و دسالوو توی یه بخش بودیم.
‫هر روز می‌دیدمش.

1235
01:30:37,041 --> 01:30:40,541
‫و... ایشون چطور؟

1236
01:30:44,708 --> 01:30:47,708
‫آره. این هم توی بخش من بود.

1237
01:30:49,541 --> 01:30:51,041
‫همیشه پیش هم بودن.

1238
01:30:51,625 --> 01:30:52,875
‫مارش و دسالوو؟

1239
01:30:53,500 --> 01:30:54,791
‫و نثار.

1240
01:30:56,041 --> 01:30:57,541
‫جرج نثار؟

1241
01:31:05,291 --> 01:31:08,958
‫آره، سه‌تایی دائما روی اعتراف
‫دسالوو کار می‌کردن.

1242
01:31:10,583 --> 01:31:12,791
‫منظورت چیه که کار می‌کردن؟

1243
01:31:13,791 --> 01:31:17,458
‫تعلیمش می‌دادن.
‫ هر روز به مدت چند هفته ادامه دادن.

1244
01:31:19,041 --> 01:31:20,958
‫انبوهی از برش‌هایی از روزنامه داشتن،

1245
01:31:20,958 --> 01:31:24,666
‫و دسالوو رو آزمایش می‌کردن
‫که ببینن حفظ کرده یا نه.

1246
01:31:26,500 --> 01:31:28,333
‫یادمه که مارش می‌گفت،

1247
01:31:28,333 --> 01:31:31,666
‫«باید انقدر با خودت تکرار کنی
‫که خودت هم باورت بشه.»

1248
01:31:32,875 --> 01:31:36,375
‫ولی اعتراف دسالوو
‫ چه مزیتی واسه اون‌ها داشت؟

1249
01:31:39,458 --> 01:31:43,291
‫سرش جایزه گذاشته بودن.
‫واسه همین نثار وکیلش رو قاطی قضیه کرد.

1250
01:31:43,875 --> 01:31:45,125
‫جدی می‌گم.

1251
01:31:45,958 --> 01:31:47,875
‫می‌خواد کل قضیه رو گردن بگیره.

1252
01:31:49,583 --> 01:31:51,666
‫وکیلش ترتیب همه‌چیز رو داد.

1253
01:31:52,333 --> 01:31:54,000
‫اف‌لی بیلی رو می‌گی؟

1254
01:31:55,041 --> 01:31:56,041
‫درسته.

1255
01:31:57,166 --> 01:32:01,666
‫به آلبرت گفت که می‌تونه
‫واسش یه قرارداد کتاب جور کنه.

1256
01:32:05,250 --> 01:32:07,750
‫آلبرت خیال می‌کرد قراره
‫میلیونی پول در بیاره...

1257
01:32:08,583 --> 01:32:10,000
‫و خرج خانواده‌اش رو در بیاره.

1258
01:33:04,333 --> 01:33:05,416
‫سیگار داری؟

1259
01:33:25,791 --> 01:33:27,375
‫پس می‌خوای از آلبرت بگم.

1260
01:33:28,583 --> 01:33:29,875
‫چطور هم رو می‌شناسید؟

1261
01:33:30,375 --> 01:33:32,000
‫هم‌سلولی بودیم.

1262
01:33:32,000 --> 01:33:33,416
‫قبل اعترافش؟

1263
01:33:34,708 --> 01:33:36,125
‫آره، یه چند ماهی قبل اعترافش.

1264
01:33:36,125 --> 01:33:38,625
‫تصادف واقعا جالبیه، مگه نه؟

1265
01:33:40,000 --> 01:33:42,500
‫بین مظنونین تو انتخاب می‌شی،

1266
01:33:42,500 --> 01:33:46,250
‫و هم‌سلولی دسالوو از آب درمیای.

1267
01:33:47,375 --> 01:33:49,208
‫شاید قیافم به این‌جور آدم‌ها می‌خوره.

1268
01:33:52,500 --> 01:33:55,000
‫روزی که سوفی کلارک کشته شد
‫تو خونه‌اش بودی؟

1269
01:33:56,125 --> 01:33:57,125
‫نه.

1270
01:33:58,875 --> 01:34:00,041
‫من زن‌جماعت نمی‌کشم.

1271
01:34:01,541 --> 01:34:06,041
‫و لزومی هم نداره دروغ بگم.
‫حکمم حبس ابده.

1272
01:34:08,500 --> 01:34:10,250
‫پس چرا دسالوو رو تعلیم دادی؟

1273
01:34:10,833 --> 01:34:12,500
‫نمی‌شه اسمش رو تعلیم گذاشت.

1274
01:34:14,625 --> 01:34:17,208
‫فقط بهش کمک کردم به‌خاطر بسپره.

1275
01:34:19,000 --> 01:34:21,166
‫سیزده تا قتل، یادآوریش سخته.

1276
01:34:21,166 --> 01:34:22,458
‫چرا بهش کمک می‌کردی؟

1277
01:34:23,416 --> 01:34:27,083
‫جایزه تعیین شده بود.
‫هر قربانی ده هزار دلار.

1278
01:34:28,500 --> 01:34:32,500
‫پس به ازای هر قتلی که بهش
‫ اعتراف می‌کرد پول می‌گرفتی؟

1279
01:34:34,000 --> 01:34:35,916
‫خب، می‌تونستی خودت به قتلشون اعتراف کنی.

1280
01:34:35,916 --> 01:34:37,291
‫پول بیشتری در بیاری.

1281
01:34:37,291 --> 01:34:39,541
‫پول بیش‌ازحد زیادی بود.

1282
01:34:42,208 --> 01:34:47,041
‫و مهم چه فکری می‌کنی، آلبرت متقاعدم کرد
‫که خودش اون زن‌ها رو کشته.

1283
01:34:49,416 --> 01:34:50,666
‫فقط سیزده‌تا بودن؟

1284
01:34:52,541 --> 01:34:53,791
‫چه فرقی می‌کنه؟

1285
01:34:56,208 --> 01:35:00,375
‫شما یه شایعه درست کردید،
‫باید جلوش رو می‌گرفتیم.

1286
01:35:02,375 --> 01:35:03,791
‫مردم می‌خواستن که بشنون کار آلبرت بوده،

1287
01:35:03,791 --> 01:35:06,541
‫نیاز داشتن که باور کنن کار آلبرت بوده.

1288
01:35:08,375 --> 01:35:10,375
‫احتمالات دیگه‌اش خیلی ناخوشایند بود.

1289
01:35:13,125 --> 01:35:14,208
‫چه احتمالی؟

1290
01:35:17,000 --> 01:35:19,000
‫که آلبرت دسالووهای دیگه‌ای اون بیرونن.

1291
01:35:21,458 --> 01:35:23,541
‫و امنیت توی جهان یه توهمه.

1292
01:35:27,791 --> 01:35:28,958
‫مردها زن‌ها رو می‌کشن.

1293
01:35:30,708 --> 01:35:32,125
‫آلبرت اولینش نبوده.

1294
01:35:33,875 --> 01:35:35,791
‫و مطمئنا هم آخرینش نخواهد بود.

1295
01:35:51,000 --> 01:35:53,583
‫اگه درمورد مرتبط بودن قتل‌ها
‫حق با دکتر گریسون باشه...

1296
01:35:54,541 --> 01:35:56,958
‫پنج قتل اول همه زن‌های مسن بودن.

1297
01:35:58,000 --> 01:36:00,291
‫و اگه پال دمپسی قربانیان خاصی
‫ مد نظرش بوده...

1298
01:36:00,291 --> 01:36:02,041
‫می‌شه گفت زن‌های مسن بودن.

1299
01:36:02,041 --> 01:36:04,958
‫دسالوو دچار دروغ‌گویی بیمارگون بوده.

1300
01:36:05,791 --> 01:36:09,291
‫هرچیزی که راجع به پنج قتل اول می‌دونست
‫ یا از اولش توی روزنامه ذکر شده،

1301
01:36:09,291 --> 01:36:11,333
‫یا باتملی در اختیارش قرار داده.

1302
01:36:11,416 --> 01:36:13,041
‫[سه خفگی با گره‌های مشترک در طناب]

1303
01:36:13,041 --> 01:36:15,541
‫ولی از صدها زنی که دسالوو بهشون تجاوز کرده،

1304
01:36:16,333 --> 01:36:18,166
‫تمامی قربانیان جوان بودن.

1305
01:36:19,208 --> 01:36:21,375
‫و بعد پال دمپسی به نیویورک نقل‌مکان کرده،

1306
01:36:22,000 --> 01:36:23,916
‫و قاتل شروع کرده به کشتن زن‌های جوان.

1307
01:36:26,083 --> 01:36:27,333
‫و باقی اون‌ها از قاتل به عنوان
‫ پوششی استفاده کردن...

1308
01:36:28,291 --> 01:36:29,875
‫نامزد سابق روانی.

1309
01:36:33,500 --> 01:36:37,166
‫و بعد دسالوو همراه نثار
‫و مارش سر از بریج‌واتر درمیاره.

1310
01:36:38,500 --> 01:36:39,833
‫اون‌ها از دسالوو سوءاستفاده می‌کنن.

1311
01:36:40,541 --> 01:36:43,750
‫نثار اف‌لی بیلی رو قاطی ماجرا می‌کنه
‫که پول جایزه رو بگیره.

1312
01:36:44,333 --> 01:36:47,000
‫و قبل اعتراف دسالوو رو تعلیم می‌دن.

1313
01:36:48,250 --> 01:36:50,708
‫و بدین‌شکل اون راه نجات بقیه شد.

1314
01:36:51,375 --> 01:36:53,541
‫کل شهر می‌خواستن که از این داستان بگذرن.

1315
01:36:53,541 --> 01:36:55,625
‫[روزهای وحشت از جانی به پایان رسید]

1316
01:36:59,750 --> 01:37:01,583
‫کسی به حقیقت اهمیت نمی‌داد.

1317
01:37:08,458 --> 01:37:10,250
‫و اون‌ها از اتهام قتل قسر در رفتند.

1318
01:37:47,208 --> 01:37:51,166
‫[جانیان بوستون]

1319
01:37:51,166 --> 01:37:52,666
‫کارت خوب بود بچه جان.

1320
01:37:53,708 --> 01:37:56,708
‫[جانیان بوستون]

1321
01:38:02,458 --> 01:38:03,750
‫کمیسر، کمیسر!

1322
01:38:03,750 --> 01:38:06,958
‫در جواب مقاله‌ای که امروز در رکورد آمریکن
‫چاپ شد چی دارید بگید؟

1323
01:38:06,958 --> 01:38:08,875
‫پاسختون چیه کمیسر؟

1324
01:38:10,541 --> 01:38:14,166
‫هیچ‌کدوم از پرونده‌های جانی
‫هنوز مختومه نشده.

1325
01:38:14,166 --> 01:38:15,583
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

1326
01:38:18,333 --> 01:38:19,541
‫کمیسر!

1327
01:38:20,291 --> 01:38:21,625
‫به چند نفر مظنون هستید؟

1328
01:39:35,458 --> 01:39:40,125
‫[بعدها به لورتا به عنوان خبرنگار پزشکی
‫در نشریه‌ی بوستون گلوب، جایزه‌ای اعطا شد.]

1329
01:39:40,208 --> 01:39:45,541
‫[وی از نخستین خبرنگارانی بود
‫که اخبار بحران ایدز را پوشش داد.]

1330
01:39:45,583 --> 01:39:51,041
‫[لورتا و جیمز سپس از یکدیگر جدا شدند
‫و ازدواج آن‌ها به طلاق ختم شد.]

1331
01:39:54,041 --> 01:39:59,625
‫[در طی سی سال بعد، جین همچنان به عنوان
‫خبرنگار پژوهشی به کارش ادامه داد.]

1332
01:39:59,708 --> 01:40:05,583
‫[جین و لورتا همچنان
‫دوستان صمیمی باقی ماندند.]

1333
01:40:07,750 --> 01:40:14,708
‫[پرونده‌ی دادخواهی قتل سریالی دختران.
‫مقاله‌ای از جین کول و لورتا مک‌لافین.]

1334
01:40:16,958 --> 01:40:21,541
‫[هیچ اتهامی به دنیل مارش وارد نشد.]

1335
01:40:21,583 --> 01:40:25,125
‫[جرج نثار همچنان در زندان ماساچوست است.]

1336
01:40:25,208 --> 01:40:29,875
‫[پول جایزه هیچ‌وقت به دست او نرسید.]

1337
01:40:33,041 --> 01:40:38,041
‫[آلبرت دسالوو در سال 2013 بنا بر شواهد
‫آزمایش دی‌ان‌ای به سیزدهمین قتل متهم شد.]

1338
01:40:38,083 --> 01:40:46,041
‫[پرونده‌ی دوازده قتل دیگر
‫هیچ‌وقت مختومه نشد.]
