﻿1
00:00:29,029 --> 00:00:32,907
:ساخته شده بر اساس داستانِ
ماشین مرا بران از هاروکی موراکامی

2
00:00:32,907 --> 00:00:34,451
"نویسنده‌ی داستان "مردان بدون زنان

3
00:00:43,334 --> 00:00:45,462
‫هر از گاهی،

4
00:00:48,006 --> 00:00:51,092
‫دختره یواشکی میره تو خونه‌ی یاماگا

5
00:00:52,635 --> 00:00:53,970
‫یاماگا؟

6
00:00:54,804 --> 00:01:00,310
‫اسم عشق اولشه.
‫اون هم‎کلاسی دبیرستانشه

7
00:01:01,311 --> 00:01:04,314
‫پسره نمی‌دونه که اون عاشقشه

8
00:01:04,939 --> 00:01:08,943
‫نمی‌خواد که پسره بدونه،
‫پس باهاش مشکلی نداره

9
00:01:09,778 --> 00:01:12,739
‫ولی اون می‎خواد بیشتر راجع‌به پسره بدونه

10
00:01:13,656 --> 00:01:16,367
‫می‎خواد همه‎چی رو راجع‎به اون بدونه،

11
00:01:16,951 --> 00:01:19,454
‫بدون اینکه اون درموردش بفهمه

12
00:01:22,123 --> 00:01:24,375
‫پس یواشکی میره تو خونش‎

13
00:01:24,834 --> 00:01:26,044
‫درسته

14
00:01:27,295 --> 00:01:32,967
‫وقتی پسره میره سر کلاس،
‫دختره وانمود می‎کنه که مریضه و زودتر از کلاس میره

15
00:01:33,802 --> 00:01:37,555
‫یاماگا تک فرزنده،
‫و باباش کارمند اداریه

16
00:01:37,972 --> 00:01:40,391
‫مامانش هم معلم مدرسه‎ست

17
00:01:42,560 --> 00:01:46,981
‫پس دختره می‎دونه که کسی تو روز
‫خونه نیست

18
00:01:49,275 --> 00:01:53,655
‫چطوری دزدکی وارد خونه میشه؟
‫اون فقط یه نوجوون عادیه

19
00:01:54,280 --> 00:02:00,411
‫با خودش حدسی میزنه
‫و زیر یه گلدون جلوی در رو می‎گرده

20
00:02:00,912 --> 00:02:02,747
‫یه کلید زیرشه

21
00:02:04,916 --> 00:02:06,918
‫چه خانواده بی ‎احتیاطی

22
00:02:09,129 --> 00:02:12,090
‫با اون کلید وارد خونه میشه

23
00:02:13,925 --> 00:02:16,845
‫میره طبقه بالا و دری رو باز می‏کنه

24
00:02:17,762 --> 00:02:23,893
‫شماره روی پیراهن ورزشی‎ای که روی چوب لباسی آویزونه
‫براش مشخص می‌‎کنه که اونجا اتاق پسره‎ست

25
00:02:25,145 --> 00:02:28,648
‫اتاق واسه یه پسرِ 17 ساله
‫خیلی مرتبه،

26
00:02:28,815 --> 00:02:34,529
‫و حس می‎‏کنه که پسره خانواده کنترل کننده‌ای داره،
‫مخصوصاً مادرش

27
00:02:37,991 --> 00:02:39,826
‫نفس عمیق می‎‏کشه

28
00:02:41,578 --> 00:02:43,538
‫به دقت گوش میده

29
00:02:45,248 --> 00:02:47,250
‫فقط سکوت می‎شنوه

30
00:02:49,377 --> 00:02:55,133
‫یه سکوت تشدید شده، مثل صدایی که
‫از یه سمعک میاد اتاق رو پر می‎کنه

31
00:02:58,970 --> 00:03:02,098
‫روی تخت یاماگا دراز می‎‏کشه

32
00:03:10,106 --> 00:03:14,736
‫چرا؟
‫بخاطر محدودیت‎های یه درام تلوزیونی؟

33
00:03:15,486 --> 00:03:16,988
‫نه

34
00:03:18,740 --> 00:03:21,701
‫اون قوانین خودش رو داره

35
00:03:22,702 --> 00:03:26,080
‫کارهایی که به خودش اجازه انجام‎شون رو میده
‫و کارهایی که اجازه‎اش رو به خودش نمیده

36
00:03:30,210 --> 00:03:32,587
‫اون می‎تونه دزدکی وارد خونه پسره بشه!!!

37
00:03:49,437 --> 00:03:53,775
‫بعد یه دستمال استفاده نشده تو اتاقش میذاره

38
00:03:53,858 --> 00:03:55,276
‫یه دستمال؟

39
00:03:55,735 --> 00:03:58,363
‫- تو همینو گفتی
‫- این خیلی عجیبه

40
00:03:58,655 --> 00:04:02,158
‫بیشتر از حد معمول.
‫اینو میشه تو تلوزیون پخش کرد؟

41
00:04:02,617 --> 00:04:07,413
‫نگران نباش. تهیه کننده گفت که این
‫واسه یه برنامه نوآورانه‌ست

42
00:04:08,456 --> 00:04:09,707
‫اگه تو میگی که باشه

43
00:04:10,291 --> 00:04:14,254
‫پس یه دستمال استفاده نشده
‫از کیف مدرسه ‎اش در میاره

44
00:04:14,504 --> 00:04:16,965
‫و توی کشوی میز پسره میذاره

45
00:04:18,258 --> 00:04:20,969
‫اگه مامان خیلی محافظه‌کارش
‫پیداش کنه چی؟

46
00:04:21,094 --> 00:04:24,305
‫از این بابت احساس هیجان بهش دست میده

47
00:04:25,181 --> 00:04:26,683
‫زنه از نظر عاطفی آدم خوبیه‎

48
00:04:27,058 --> 00:04:30,770
‫دستمال یه نشونه ‎ست،
‫نشون میده که اون واقعا اونجا بوده

49
00:04:30,937 --> 00:04:32,021
‫یه نشونه

50
00:04:32,188 --> 00:04:36,109
‫بعد از اون دفعه هر از گاهی
‫به دزدکی تو خونه رفتن ادامه میده

51
00:04:36,943 --> 00:04:38,945
‫از خطرات این کار آگاهه

52
00:04:39,445 --> 00:04:43,574
‫از اون دخترهاییه که والدین
‫و معلم‎‏هاش بهش اعتماد دارن،

53
00:04:43,741 --> 00:04:45,618
‫پس این کار خطرات زیادی داره

54
00:04:46,703 --> 00:04:48,871
‫با اینحال، نمی‎تونه دست از این کار برداره

55
00:04:49,372 --> 00:04:50,999
‫نمی‎تونه دست بر داره

56
00:04:51,582 --> 00:04:55,712
‫تو اتاق بو می‏کشه،
‫در حسرت کوچکترین بوی اونه

57
00:04:56,879 --> 00:05:00,383
‫همیشه موقع رفتن یه یادگاری
‫از اتاق پسره برمی‌داره

58
00:05:01,509 --> 00:05:04,887
‫یه خودکاری چیزی که پسره
‫متوجه نبودنش نشه

59
00:05:05,722 --> 00:05:08,850
‫و در عوض، یه نشونه از خودش
‫به جای می‎‌ذاره

60
00:05:10,393 --> 00:05:12,103
‫در جسورانه‌ترین لحظه‌اش،

61
00:05:12,437 --> 00:05:17,775
‫نوشته ای رو در آورد
‫و تهِ کمد کشویی اون گذاشت

62
00:05:19,861 --> 00:05:25,366
‫حس می‏کنه که با مبادله کردن چنین نشونه‏ هایی
‫به تدریج باهم معاشرت می‏کنن

63
00:05:25,742 --> 00:05:30,830
‫و اینکه اون داره قوّتی به پسره میده
‫تا از زیر کنترل مادرش فرار کنه

64
00:05:32,582 --> 00:05:34,542
‫واسه امروز بسه

65
00:05:35,084 --> 00:05:36,461
‫که اینطور

66
00:05:37,295 --> 00:05:39,172
‫می‏خوای بقیه‏ اش رو بدونی؟

67
00:05:39,547 --> 00:05:41,424
‫آره، می‏‎خوام

68
00:05:43,009 --> 00:05:46,763
‫صبر کنم یا بنویسمش؟
‫کدوم یکی؟

69
00:05:48,473 --> 00:05:50,141
‫هنوزم می‎‏تونی صبر کنی

70
00:05:50,600 --> 00:05:54,270
‫آره.
‫منم می‏خوام بقیه‏ اش رو بدونم

71
00:05:54,687 --> 00:05:55,813
‫واقعا نمی‎‏دونی؟

72
00:05:55,897 --> 00:05:57,648
‫هیچوقت نمی‎دونم، غیر از اینه؟

73
00:05:58,274 --> 00:06:02,278
‫خب، فکر کردم شاید این دفعه
‫راجع‎ به عشق اولت بود

74
00:06:02,445 --> 00:06:04,030
‫معلومه که نیست!

75
00:06:19,629 --> 00:06:20,630
‫ممنون

76
00:06:27,178 --> 00:06:29,138
‫- سلام
‫- سلام

77
00:06:34,894 --> 00:06:36,771
‫کِی پرده بالا میره؟

78
00:06:36,854 --> 00:06:39,399
‫6:30 عصر.
‫درهای تئاتر ساعت 6 باز میشن

79
00:06:39,565 --> 00:06:41,526
‫کارم رو زودتر تموم می‏کنم

80
00:06:41,692 --> 00:06:45,279
‫نمی‌خواد به خودت زحمت اومدن بدی.
‫نباید جلسه‏ رو ول کنی

81
00:06:45,780 --> 00:06:48,282
‫میام.
‫می‏خوام نقش بازی کردنت رو ببینم

82
00:06:48,908 --> 00:06:51,202
‫- موفق باشی
‫- ممنون

83
00:07:16,811 --> 00:07:18,438
‫فایده‏ای نداره

84
00:07:18,729 --> 00:07:21,399
‫میگی که باید فردا برگردیم؟

85
00:07:21,524 --> 00:07:22,733
‫آره

86
00:07:23,985 --> 00:07:26,904
‫پس می‏تونیم طناب خوبی بیاریم

87
00:07:28,364 --> 00:07:29,657
‫آره

88
00:07:33,035 --> 00:07:34,328
‫دی‎دی؟

89
00:07:34,537 --> 00:07:35,580
‫بله

90
00:07:36,414 --> 00:07:38,708
‫من نمی‏تونم اینطوری ادامه بدم

91
00:07:40,668 --> 00:07:42,753
‫اینطوری فکر می‏کنی

92
00:07:43,921 --> 00:07:48,509
‫اگه راهمون از هم جدا بشه؟
‫ممکنه برامون بهتر باشه

93
00:07:51,387 --> 00:07:53,389
‫فردا خودمون رو دار می‎زنیم

94
00:07:55,725 --> 00:07:57,894
‫مگه اینکه گادو بیاد

95
00:07:58,269 --> 00:08:00,438
‫و اگه اومد چی؟

96
00:08:02,356 --> 00:08:04,108
‫نجات پیدا می‏‎کنیم

97
00:08:16,412 --> 00:08:18,247
‫خب؟ بریم؟

98
00:08:18,956 --> 00:08:20,041
‫شوارت رو بالا بکش

99
00:08:20,124 --> 00:08:21,125
‫چی؟

100
00:08:22,043 --> 00:08:23,753
‫شوارت رو بالا بکش

101
00:08:32,512 --> 00:08:33,638
‫بله؟

102
00:08:33,721 --> 00:08:34,889
‫میشه بیام تو؟

103
00:08:35,097 --> 00:08:36,432
‫بیا تو

104
00:08:44,941 --> 00:08:45,942
‫چیه؟

105
00:08:46,567 --> 00:08:47,902
‫عالی بود

106
00:08:48,861 --> 00:08:50,738
‫آره؟
‫خوشحالم

107
00:08:51,447 --> 00:08:53,324
‫میشه یکی رو بهت معرفی کنم؟

108
00:08:53,449 --> 00:08:54,700
‫آره، بعد از اینکه لباس عوض کردم...

109
00:08:54,784 --> 00:08:56,077
‫تاکاتسوکی

110
00:08:58,412 --> 00:09:00,373
‫سلام، من تاکاتسوکی هستم

111
00:09:01,415 --> 00:09:03,084
‫همسرت لطف کرد
‫و منو دعوت کرد

112
00:09:03,209 --> 00:09:04,460
‫نگو "همسرت"

113
00:09:04,544 --> 00:09:06,379
‫تو رو زیاد توی تلوزیون می‎بینم

114
00:09:06,546 --> 00:09:07,713
‫ممنون

115
00:09:07,880 --> 00:09:10,424
‫تو فیلم جدید منم هست.
‫نقش خوبیه

116
00:09:10,591 --> 00:09:11,884
‫اون همیشه نقش خوبی داره

117
00:09:11,968 --> 00:09:15,596
‫بهتر از همیشه ‎ست.
‫اون نقش مقابل قهرمان داستانه

118
00:09:15,846 --> 00:09:17,390
‫بله

119
00:09:17,598 --> 00:09:21,310
‫وقتی تو جلسه تولید
‫به نمایشت اشاره کردم

120
00:09:21,852 --> 00:09:23,854
‫اون گفت که می‏خواد بیاد

121
00:09:24,855 --> 00:09:28,192
‫من درمورد روش ‎‏هاتون شنیده بودم
‫و علاقه‎مند بودم

122
00:09:28,484 --> 00:09:31,404
‫خیلی باهم فرق دارن.
‫چند زبانه‎ ان

123
00:09:32,655 --> 00:09:38,119
‫مطمئنم نیستم که این حس درستی نسبت بهش باشه،
‫ولی تاثیر برانگیز بود

124
00:09:38,369 --> 00:09:42,123
‫واقعا؟
‫تو مَرد عجیبی هستی

125
00:09:42,331 --> 00:09:43,583
‫اوتو، لطفا

126
00:09:43,874 --> 00:09:44,875
‫راست میگم

127
00:09:45,084 --> 00:09:46,877
‫بله، ممنون

128
00:09:46,961 --> 00:09:48,045
‫ازم تشکر نکنین

129
00:09:48,129 --> 00:09:50,298
‫باید لباسم رو عوض کنم،
‫پس شاید بعد حرف زدیم

130
00:09:51,507 --> 00:09:52,800
‫ببخشید

131
00:09:54,010 --> 00:09:55,136
‫کارت خوب بود

132
00:10:58,574 --> 00:11:00,534
‫ببخشید، بیدارت کردم؟

133
00:11:14,090 --> 00:11:15,466
‫نیازی نبود بیای

134
00:11:15,549 --> 00:11:17,176
‫بیا.
‫عمو وانیا

135
00:11:17,760 --> 00:11:20,429
‫ضبطش کردم.
‫دیگه لازمش داری، درسته؟

136
00:11:20,513 --> 00:11:22,014
‫ممنون

137
00:11:22,223 --> 00:11:24,600
‫می‎بینمت.
‫مواظب خودت باش

138
00:11:25,017 --> 00:11:26,435
‫می‎بینمت

139
00:11:48,457 --> 00:11:50,710
‫بیا، یکم چای بخور

140
00:11:51,627 --> 00:11:53,921
‫میل به چای ندارم

141
00:11:54,964 --> 00:11:57,258
‫نوشیدنی  چطوره؟

142
00:11:59,552 --> 00:12:01,887
‫هیچکس نمی‎دونه من چه حسی دارم

143
00:12:02,346 --> 00:12:05,850
‫شب‌ها بخاطر ناامیدی
‫و خشم خوابم نمی‎بره

144
00:12:06,726 --> 00:12:08,769
‫وقتم رو تلف کردم

145
00:12:09,228 --> 00:12:12,356
‫می‎تونستم خیلی چیزها
‫از زندگی بدست بیارم،

146
00:12:12,857 --> 00:12:15,443
‫ولی تو این سن دیگه خیلی دیره

147
00:12:15,943 --> 00:12:19,739
‫عمو وانیا، این خیلی کسل کنندست‎

148
00:12:20,364 --> 00:12:25,536
‫جوری حرف می‎زنی انگار به نحوی
‫تقصیر اعتقادات سابقته

149
00:12:26,162 --> 00:12:29,331
‫ولی تقصیر اعتقاداتت نیست

150
00:12:29,957 --> 00:12:32,251
‫تقصیر خودت بود

151
00:13:23,677 --> 00:13:26,305
از طرف: دبیرخانه جشنواره تئاتر ولادی‌وستوک
موضوع: تغییر پرواز

152
00:13:26,305 --> 00:13:29,308
به علت موج سرمایی که ممکنه راجع‌بهش شنیده باشید
پرواز لغو شده است

153
00:13:29,308 --> 00:13:32,311
،جشنواره تئاتر طبق برنامه برگذار می‌شود
بنابراین شما وظیفه قضاوت رو بر عهده دارید

154
00:13:32,311 --> 00:13:39,109
.اگر لازم بود، لطفا در هتلی نزدیک به فرودگاه ناریتا بمونید
هزینه‌های اقامت به صورت محلی تسویه خواهد شد

155
00:15:37,770 --> 00:15:41,231
‫- سلام
‫- سلام. بدون مشکل رسیدی اونجا؟

156
00:15:41,398 --> 00:15:42,441
‫آره

157
00:15:42,983 --> 00:15:44,777
‫وظیفه هیئت منصفه فردا شروع میشه؟

158
00:15:45,152 --> 00:15:46,153
‫آره

159
00:15:46,236 --> 00:15:48,572
‫هتلت چطوره؟
‫راحته؟

160
00:15:48,864 --> 00:15:50,699
‫همه‎شون یه ‎جورن

161
00:15:51,575 --> 00:15:53,994
‫تخصص ‏‎های ولادی‌وستوکی
‫رو امتحان نکردی
‫«شهری در روسیه»

162
00:15:54,495 --> 00:15:56,330
‫تخصصش چیه؟

163
00:15:56,705 --> 00:15:58,832
‫نمی‎‌دونم، دارم از تو می‎پرسم

164
00:15:59,249 --> 00:16:00,751
‫چقدر تنبلی

165
00:16:24,191 --> 00:16:27,152
‫«یک هفته بعد»

166
00:16:37,830 --> 00:16:43,127
‫به مدت 25 سال اون وانمود می‎کرده
‫کسیه که نیست

167
00:16:43,544 --> 00:16:48,132
‫خود ستاییش رو ببین،
‫طوری رفتار می‎‏کنه انگار یه جور لُردی‌ـه!

168
00:16:50,092 --> 00:16:53,971
‫بهش حسودیت میشه، مگه نه؟

169
00:16:55,848 --> 00:16:59,643
‫آره، درسته.
‫خیلی بهش حسودیم میشه

170
00:17:00,894 --> 00:17:03,230
‫خیلی تو زندگی شانس داره!

171
00:17:04,398 --> 00:17:08,986
‫خود دون ژوان هم نمی‏تونست
‫اینقدر تجربه داشته باشه!

172
00:17:10,487 --> 00:17:14,241
‫همسرش اولش، که خواهر من بود...

173
00:17:31,800 --> 00:17:33,343
‫واقعا حالت خوبه؟

174
00:17:33,427 --> 00:17:34,803
‫هنوز نمی‎دونم

175
00:17:35,929 --> 00:17:39,058
‫منو معاینه کردن.
‫هنوز منتظر نتایجم

176
00:17:40,893 --> 00:17:42,728
‫چشم چپت آب‌سیاه داره

177
00:17:44,104 --> 00:17:45,689
‫آب‌سیاه؟

178
00:17:46,190 --> 00:17:49,943
‫آسیب به عصب بینایی
‫باعث از دست دادن جزئی بینایی میشه

179
00:17:50,861 --> 00:17:55,949
‫از دست دادن بینایی در یک چشم به سختی قابل تشخیصه
‫چون اون یکی چشم خودش رو تطابق میده

180
00:17:56,408 --> 00:17:59,995
‫که یعنی روی فعالیت‎های روزانه تأثیری نمی‎ذاره،

181
00:18:00,245 --> 00:18:03,749
‫و اغلب اوقات تا شخص متوجهش بشه
‫دیگه دیره

182
00:18:04,458 --> 00:18:07,586
‫خوش شانسی که زود تشخیص داده شد

183
00:18:10,839 --> 00:18:12,466
‫می‏تونم رانندگی کنم؟

184
00:18:12,800 --> 00:18:14,468
‫غیرممکن نیست

185
00:18:15,135 --> 00:18:16,553
‫یعنی می‎تونم؟

186
00:18:16,720 --> 00:18:19,431
‫بله، اگه علائمت بدتر نشه

187
00:18:19,681 --> 00:18:21,225
‫چطور درمان میشه؟

188
00:18:23,185 --> 00:18:27,356
‫علت اصلی آب‌سیاه هنوز معلوم نیست،
‫پس قابل درمان نیست

189
00:18:27,689 --> 00:18:30,234
‫هدف‎مون اینه که جلوی پیشرفتش رو بگیریم

190
00:18:31,735 --> 00:18:34,154
‫این قطره چشم، فشار چشم رو کم می‎کنه

191
00:18:35,531 --> 00:18:40,828
‫ممکنه به تأثیرش شک کنی، ولی اگه دست از
‫استفاده ازش برداری، بیناییت رو از دست میدی

192
00:18:42,329 --> 00:18:45,374
‫مطمئن شو که روزی دوبار ازش استفاده کنی

193
00:18:51,880 --> 00:18:55,175
‫«درگذشت: 25 فوریه سال 2001»

194
00:19:29,710 --> 00:19:33,046
‫امروز می‏خواستی رانندگی کنی، مگه نه؟

195
00:19:34,464 --> 00:19:35,465
‫چطور؟

196
00:19:35,799 --> 00:19:38,385
‫خب، تازه ماشینت رو پس گرفتی

197
00:19:40,804 --> 00:19:43,515
‫من خیلی دوستت دارم، ولی...

198
00:19:44,433 --> 00:19:46,101
‫چی، یهویی؟

199
00:19:46,476 --> 00:19:48,896
‫یه چیزی هست که تحملش رو ندارم

200
00:19:50,355 --> 00:19:51,565
‫چی؟

201
00:19:52,733 --> 00:19:55,569
‫رانندگیت.
‫جلوت رو نگاه کن

202
00:19:58,822 --> 00:20:01,867
‫چرا الان لاین عوض نکردی؟

203
00:20:02,951 --> 00:20:06,121
‫هی، این ممکنه آزار لفظی در نظر گرفته بشه

204
00:20:15,047 --> 00:20:17,049
‫صادقانه بگم...

205
00:20:20,427 --> 00:20:22,638
‫تو دوباره بچه می‏‎خواستی؟

206
00:20:29,269 --> 00:20:30,771
‫نمی‎دونم

207
00:20:32,439 --> 00:20:35,150
‫درکل کسی نمی‎تونه جای اونو بگیره

208
00:20:35,567 --> 00:20:38,028
‫ولی می‎تونستیم اونا رو هم
‫به اندازه اون دوست داشته باشیم

209
00:20:38,278 --> 00:20:41,990
‫فایده نداره من چیزی رو بخوام
‫که تو نمی‏خوای

210
00:20:43,617 --> 00:20:44,910
‫متاسفم

211
00:20:46,495 --> 00:20:51,166
‫تقصیر تو نیست.
‫منم این انتخاب رو باهات کردم

212
00:20:51,959 --> 00:20:53,460
‫پس مشکلی نداره

213
00:20:57,798 --> 00:21:02,761
‫من واقعا خیلی دوستت دارم

214
00:21:06,515 --> 00:21:07,808
‫ممنون

215
00:21:10,435 --> 00:21:14,106
‫خیلی خوشحالم که باهامی

216
00:21:55,564 --> 00:21:58,608
‫«نه مارماهی نه ماهی؟ مکنده‎‏ ماهی»

217
00:22:33,518 --> 00:22:36,897
‫داستان دیروز رو یادته؟

218
00:22:38,565 --> 00:22:42,861
‫ببخشید، درست یادم نمیاد.
‫گیج خواب بودم

219
00:22:43,028 --> 00:22:44,029
‫آهان

220
00:22:44,196 --> 00:22:45,530
‫ببخشید

221
00:22:46,448 --> 00:22:49,534
‫که یعنی ارزش به خاطر داشتن
‫رو نداشته

222
00:22:51,411 --> 00:22:52,579
‫باید برم

223
00:22:53,330 --> 00:22:54,998
‫امروز برنامه ‏ای داری؟

224
00:22:55,082 --> 00:22:58,460
‫قراره به یه کلاس آموزش بدم.
‫مگه بهت نگفتم؟

225
00:22:58,668 --> 00:22:59,920
‫نه

226
00:23:00,128 --> 00:23:01,421
‫ببخشید

227
00:23:02,047 --> 00:23:03,256
‫خودت رانندگی می‎‏کنی؟

228
00:23:03,340 --> 00:23:05,175
‫آره

229
00:23:09,638 --> 00:23:12,307
‫ببخشید، هنوز دست من بود

230
00:23:13,058 --> 00:23:14,142
‫ممنون

231
00:23:14,309 --> 00:23:15,685
‫از پسش برمیای؟

232
00:23:15,769 --> 00:23:18,105
‫- طوریم نمیشه. می‎بینمت...
‫یوسوکه

233
00:23:18,814 --> 00:23:21,358
‫وقتی امشب برگشتی، میشه حرف بزنیم؟

234
00:23:21,983 --> 00:23:25,070
‫البته.
‫چرا می‏پرسی؟

235
00:23:26,488 --> 00:23:28,865
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- همچنین

236
00:23:36,081 --> 00:23:39,334
‫اون بهش وفاداره؟

237
00:23:39,668 --> 00:23:42,087
‫بله، متاسفانه

238
00:23:43,463 --> 00:23:46,216
‫چرا متاسفانه؟

239
00:23:47,092 --> 00:23:51,805
‫چون وفاداری اون زن کاملا دروغه

240
00:23:52,389 --> 00:23:56,852
‫فراوانی بلاغت وجود داره،
‫ولی منطقی درش نیست

241
00:24:01,940 --> 00:24:03,692
‫زندگیم از دست رفته،

242
00:24:04,317 --> 00:24:05,986
‫دیگه راه برگشتی نیست

243
00:24:06,403 --> 00:24:11,616
‫اون فکر مثل یه روح خبیث
‫شب و روز دنبالم می‎کنه

244
00:24:12,909 --> 00:24:16,288
‫گذشته‎ ام بدون رویدادی سپری شد.
‫بی‌اهمیته

245
00:24:17,205 --> 00:24:18,582
‫ولی زمان حال...

246
00:24:19,791 --> 00:24:21,251
‫بدتره

247
00:24:24,171 --> 00:24:27,632
‫واسه زندگیم و عشقم چیکار کنم؟

248
00:24:28,383 --> 00:24:29,676
‫چه اتفاقی افتاد...

249
00:24:32,762 --> 00:24:36,057
‫وقتی از عشق و عاشقی باهام حرف میزنی،

250
00:24:36,766 --> 00:24:39,186
‫احساس می‏کنم در گیجی به سر می‎برم

251
00:24:39,686 --> 00:24:42,481
‫و نمی‎دونم چی بگم

252
00:24:52,532 --> 00:24:55,994
‫اوه خدایا، بهم رحم کن

253
00:24:57,037 --> 00:24:58,288
‫سونیا

254
00:24:59,539 --> 00:25:01,082
‫من بدبختم

255
00:25:02,000 --> 00:25:04,878
‫کاش می‎‌دونستی چقدر بدبختم

256
00:25:05,170 --> 00:25:09,382
‫چه میشه کرد؟
‫باید زندگی‎مون رو بکنیم

257
00:25:11,092 --> 00:25:14,638
‫بله باید زندگی کنیم، عمو وانیا

258
00:25:15,931 --> 00:25:18,517
‫روزها و شب‎های خیلی طولانی...

259
00:25:18,934 --> 00:25:21,353
‫رو می‎گذرونیم

260
00:25:22,646 --> 00:25:26,441
‫صبورانه امتحان‌هایی که سرنوشت سر راه‌‎مون قرار میده
‫رو تحمل می‎کنیم

261
00:25:27,108 --> 00:25:31,738
‫حتی اگه نتونیم استراحت کنیم،
‫برای دیگران کار می‏کنیم

262
00:25:32,656 --> 00:25:37,244
‫هم الان و هم وقتی که پیر شدیم

263
00:25:38,620 --> 00:25:41,748
‫و وقتی ساعت آخر عمرمون فرا رسید

264
00:25:42,082 --> 00:25:44,042
‫بی سر و صدا میریم

265
00:25:45,335 --> 00:25:48,088
‫و در دنیای بزرگ دیگر،
‫بهش می‌‎‎گیم...

266
00:25:49,130 --> 00:25:51,591
‫که ما زجر کشیدیم

267
00:25:53,426 --> 00:25:55,262
‫که گریه کردیم

268
00:25:57,264 --> 00:25:59,015
‫می‎گیم که زندگی سخت بود

269
00:26:37,178 --> 00:26:38,179
‫اوتو

270
00:26:39,431 --> 00:26:40,432
‫اوتو

271
00:26:42,392 --> 00:26:43,852
‫اوتو

272
00:27:05,874 --> 00:27:07,250
‫الو؟

273
00:27:08,251 --> 00:27:09,961
‫لطفا یه آمبولانس بفرستید

274
00:27:42,118 --> 00:27:45,080
‫«مراسم تشییع جنازه اوتو کافوکو»

275
00:27:48,958 --> 00:27:51,378
‫چه ناگهانی،
‫دلیلش خونریزی مغزی بوده

276
00:28:07,352 --> 00:28:11,690
‫به مدت 25 سال اون وانمود می‎کرده
‫کسیه که نیست

277
00:28:11,898 --> 00:28:15,944
‫خود ستاییش رو ببین،
‫طوری رفتار می‎‏کنه انگار یه جور لُردی‌ـه!

278
00:28:16,444 --> 00:28:19,781
‫بهش حسودیت میشه، مگه نه؟

279
00:28:20,240 --> 00:28:24,202
‫آره، درسته.
‫خیلی بهش حسودیم میشه

280
00:28:29,791 --> 00:28:33,169
‫همسرش اولش، که خواهر من بود

281
00:28:33,336 --> 00:28:36,297
‫چه زن فوق‎العاده و مهربونی بود

282
00:28:40,427 --> 00:28:43,388
‫و از ته قلبش اونو دوست داشت

283
00:28:44,013 --> 00:28:48,435
‫همونطوری که یه انسان پاک و نجیب
‫یه فرشته رو دوست داره

284
00:28:51,855 --> 00:28:57,610
‫و همسر دومش، همونطور که می‎بینی،
‫زن دوست داشتنی و باهوشیه

285
00:29:02,949 --> 00:29:04,451
‫چرا؟

286
00:29:07,203 --> 00:29:08,955
‫اون بهش وفاداره؟

287
00:29:09,873 --> 00:29:13,168
‫بله، متاسفانه

288
00:29:14,586 --> 00:29:16,171
‫چرا متاسفانه؟

289
00:29:19,340 --> 00:29:20,925
‫چون...

290
00:29:24,304 --> 00:29:26,306
‫وفاداری اون زن...

291
00:29:29,809 --> 00:29:31,811
‫کاملا دروغه

292
00:29:46,534 --> 00:29:47,869
‫وانیا...

293
00:29:59,547 --> 00:30:01,341
‫اینطوری حرف نزن

294
00:30:04,135 --> 00:30:06,012
‫بیخیال...

295
00:30:07,013 --> 00:30:08,973
‫خفه شو، وافل

296
00:30:16,022 --> 00:30:19,776
‫نه، من حرفم رو میزنم.
‫زنم با معشوقه‏ اش فرار کرد

297
00:30:31,287 --> 00:30:35,291
‫«دو سال بعد»

298
00:30:40,046 --> 00:30:41,589
‫البته

299
00:30:42,423 --> 00:30:44,342
‫مطمئنم که...

300
00:30:45,426 --> 00:30:47,387
‫حقیقت...

301
00:30:48,012 --> 00:30:52,100
‫هرچی هم که باشه،
‫اونقدرها ترسناک نیست

302
00:30:55,144 --> 00:30:57,856
‫ترسناک‎ترین چیز اینه که...

303
00:31:00,733 --> 00:31:02,694
‫حقیقت رو ندونی

304
00:31:19,502 --> 00:31:23,047
‫«تئاتر فرهنگ و هنر هیروشیما»

305
00:33:45,523 --> 00:33:48,693
‫- بعد از سفر طولانی خسته‏ اید؟
‫- اصلا

306
00:33:48,860 --> 00:33:51,029
‫خیلی وقته ندیدمت، خانوم یوزوهارا

307
00:33:51,362 --> 00:33:56,200
‫بذارین بهم دیگه معرفی‎تون کنم.
‫یون‎سو به عنوان نمایشنامه‌نویس مشارکت می‎کنه

308
00:33:57,201 --> 00:33:58,870
‫باهم ایمیل رد و بدل کردیم

309
00:34:00,455 --> 00:34:02,498
‫همونطور که در ایمیل توضیح دادیم،

310
00:34:02,665 --> 00:34:08,171
‫اقامت شما از امروز تا ماه دسامبر
‫به مدت 2 ماه خواهد بود

311
00:34:08,463 --> 00:34:11,799
‫6 هفته تمرین و 2 هفته اجراء

312
00:34:12,008 --> 00:34:14,510
‫تست‏های بازیگری از فردا شروع میشن

313
00:34:15,011 --> 00:34:17,221
‫اینم از برگه ‏های تست

314
00:34:17,638 --> 00:34:19,140
‫ممنون

315
00:34:24,187 --> 00:34:26,522
‫ما به تئاترهای سراسر آسیا اطلاع دادیم

316
00:34:26,689 --> 00:34:30,151
‫و درخواست‏هایی از کره، چین،
‫هنگ کنگ،

317
00:34:30,318 --> 00:34:32,862
‫تایوان و فیلیپین دریافت کردیم

318
00:34:33,112 --> 00:34:34,113
‫بله

319
00:34:34,197 --> 00:34:36,449
‫من زبان کره ‏ای رو ترجمه می‎‏کنم

320
00:34:36,783 --> 00:34:40,870
‫کسایی که می‏تونن انگلیسی حرف بزنند
‫بطور مستقیم باهاتون صحبت می‎کنند

321
00:34:40,995 --> 00:34:41,996
‫بله

322
00:34:42,121 --> 00:34:48,127
‫بازیگران خارج از کشور توسط مدیران برنامه
‫تئاترهای محلی توصیه شدند

323
00:34:48,336 --> 00:34:51,839
‫و همچنین درخواست‌های زیادی
‫از داخل ژاپن دریافت کردیم

324
00:34:52,048 --> 00:34:54,717
‫حتی منم بعضی‏ها رو می‎‏شناسم

325
00:34:56,427 --> 00:34:58,763
‫یه نگاهی می‏‎ندازم.
‫خیلی مشتاقم

326
00:34:59,972 --> 00:35:02,016
‫حالا بیاین به محل اقامت‏تون بریم

327
00:35:02,266 --> 00:35:08,064
‫یه جایی پیدا کردیم که با ماشین یه ساعت فاصله داره،
‫همونطور که خواسته بودید

328
00:35:08,272 --> 00:35:09,398
‫ممنونم

329
00:35:09,565 --> 00:35:12,110
‫در یه جزیره خوش منظره،
‫حالا که اینجا هستید

330
00:35:12,318 --> 00:35:13,361
‫یه جزیره، ها؟

331
00:35:13,444 --> 00:35:18,199
‫همینطورم، طبق قوانین‏مون
‫براتون یه راننده استخدام کردیم

332
00:35:18,449 --> 00:35:22,662
‫پس راننده ‎مون پشت ماشین‏تون می‏‎شینه،
‫مشکلی نیست؟

333
00:35:22,829 --> 00:35:25,998
‫در این مورد...
‫من خودم ماشینم رو می‎رونم

334
00:35:26,457 --> 00:35:29,418
‫بیمه دارم.
‫نگران من نباشین

335
00:35:29,710 --> 00:35:34,799
‫راستش، مسئله مهمان نوازی نیست.
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم رانندگی کنید

336
00:35:35,299 --> 00:35:36,300
‫منظورتون چیه؟

337
00:35:36,425 --> 00:35:40,680
‫یه هنرمند در گذشته به طور تصادفی
‫یه نفر رو زیر گرفت

338
00:35:40,847 --> 00:35:41,848
‫بله

339
00:35:42,515 --> 00:35:46,394
‫وحشتناک بود.
‫از اون موقع، قانون شده...

340
00:35:46,561 --> 00:35:50,773
‫که برای هنرمندهای مقیم‏مون راننده تهیه کنیم،
‫بدون استثناء

341
00:35:56,779 --> 00:36:00,616
‫من وقتی رانندگی می‏کنم
‫دیالوگ‏هام رو مرور می‏کنم

342
00:36:01,409 --> 00:36:03,661
‫روال مهمی برای منه

343
00:36:03,911 --> 00:36:08,332
‫برای همین ازتون خواستم هتلی بگیرید
‫که فاصله داشته باشه

344
00:36:08,666 --> 00:36:10,042
‫ما متاسفیم

345
00:36:10,877 --> 00:36:14,255
‫باید بطور واضح ‏تری براتون توضیح می‏دادیم

346
00:36:15,423 --> 00:36:20,845
‫بودجه‌ای براش تعیین شده،
‫بنابراین جشنواره تئاتر باید ازش استفاده کنه

347
00:36:25,808 --> 00:36:30,188
‫اگه در این باره نگران هستید،
‫می‏تونید راننده‏ مون رو امتحان کنید

348
00:36:30,813 --> 00:36:34,650
‫ولی نگران نباشید،
‫راننده خیلی با مهارتیه

349
00:36:38,362 --> 00:36:39,655
‫بریم

350
00:36:44,160 --> 00:36:46,329
‫از درک شما متشکرم

351
00:36:57,298 --> 00:37:00,009
‫من با ماشین اداری دنبال‌تون می‎‏کنم

352
00:37:03,304 --> 00:37:05,848
‫اون راننده شماست

353
00:37:08,517 --> 00:37:10,019
‫من مساکی واتاری هستم

354
00:37:10,478 --> 00:37:13,689
‫ایشون آقای کافوکو هستش،
‫کارگردان صحنه ما

355
00:37:14,357 --> 00:37:18,819
‫جشنواره هر سال اون رو استخدام می‌کنه.
‫جاده‏‎ها رو خیلی خوب بلده

356
00:37:19,195 --> 00:37:20,905
‫راننده فوق‌العاده‌ایه

357
00:37:22,490 --> 00:37:24,325
‫خوشوقتم

358
00:37:26,702 --> 00:37:31,874
‫ببخشید، ولی من هنوز قبول نکردم
‫که تو راننده ‏ام باشی

359
00:37:34,168 --> 00:37:36,254
‫مشکلی با تست رانندگی نداری؟

360
00:37:36,545 --> 00:37:37,922
‫نه، اصلا

361
00:37:38,422 --> 00:37:40,466
‫نه، درکل خودم رانندگی می‏کنم

362
00:37:42,551 --> 00:37:43,928
‫متاسفم

363
00:37:44,971 --> 00:37:48,349
‫بخاطر اینه که من یه زن جوونم؟

364
00:37:50,059 --> 00:37:52,144
‫دلیلش این نیست

365
00:37:53,020 --> 00:37:57,525
‫این ماشین خیلی قدیمیه و اذیت می‌‌کنه.
‫اولین بار راحت نیست

366
00:37:58,651 --> 00:37:59,777
‫بسیارخب

367
00:38:00,486 --> 00:38:05,283
‫پس اگه در رانندگی من احساس خطری کردید،
‫خودتون پشت فرمون بشینید

368
00:38:05,658 --> 00:38:07,243
‫این چطور به نظر میاد؟

369
00:38:34,186 --> 00:38:36,355
‫صندلی شاگرد رو ترجیح می‎دید؟

370
00:38:57,543 --> 00:38:58,919
‫قطعات الکتریکی...

371
00:39:00,046 --> 00:39:01,714
‫مشکلی ندارن؟

372
00:39:01,839 --> 00:39:03,299
‫نه، هیچی

373
00:39:03,632 --> 00:39:08,012
‫ببخشید، ولی گفتید که این ماشین قدیمی ‏ای هستش،
‫پس باید مطمئن می‎شدم

374
00:39:08,804 --> 00:39:11,474
‫من 15 سال روندمش
‫و مشکلی نداشتم

375
00:39:11,849 --> 00:39:13,309
‫متوجهم

376
00:40:50,948 --> 00:40:53,159
‫میشه لطفا نوار کاست رو پخش کنی؟

377
00:40:54,869 --> 00:40:56,662
‫نوار کاست؟

378
00:40:59,707 --> 00:41:00,875
‫بله

379
00:41:05,921 --> 00:41:07,798
‫من دارم میرم

380
00:41:09,508 --> 00:41:14,638
‫وانیا، لطفا بس کن.
‫می‏شنوی؟

381
00:41:15,473 --> 00:41:16,474
‫قبول نمی‌کنم

382
00:41:18,309 --> 00:41:21,103
‫صبر کن، هنوز حرفام تموم نشده

383
00:41:22,104 --> 00:41:24,690
‫تو زندگیم رو نابود کردی

384
00:41:25,357 --> 00:41:27,610
‫من هرگز زندگی نکردم

385
00:41:28,819 --> 00:41:30,029
‫بخاطر تو،

386
00:41:30,112 --> 00:41:34,909
‫من بهترین سال‎‌های عمرم رو هدر دادم
‫و خراب‎شون کردم

387
00:41:35,868 --> 00:41:39,538
‫تو حریف منی.
‫دشمن اصلی من!

388
00:41:42,166 --> 00:41:43,834
‫ای احمق

389
00:41:45,002 --> 00:41:48,839
‫اگه این ملک مال توئه،
‫خب برش دار

390
00:41:50,174 --> 00:41:51,675
‫من نمی‏خوامش

391
00:41:54,261 --> 00:42:00,100
‫من دیگه میرم.
‫اینجا مثل جهنمه

392
00:42:01,227 --> 00:42:02,853
‫تحملش رو ندارم

393
00:42:04,980 --> 00:42:09,568
‫من با استعداد و باهوشم.
‫شجاع هم هستم

394
00:42:10,152 --> 00:42:15,574
‫اگه عادی زندگی می‎کردم، ممکن بود من
‫یه شوپنهاور یا داستایفسکی دیگه باشم
‫[فیلسوف و نویسنده معروف]

395
00:42:15,824 --> 00:42:17,535
‫دیگه داره حالم از این مزخرفات بهم می‏خوره!

396
00:42:17,618 --> 00:42:19,286
‫دارم عقلم رو از دست میدم!

397
00:42:19,495 --> 00:42:22,498
‫مادر، دیگه تحمل ندارم!

398
00:42:23,749 --> 00:42:25,960
‫به حرف پروفسور گوش بده!

399
00:42:27,628 --> 00:42:30,005
‫مادر، باید چیکار کنم؟

400
00:42:30,339 --> 00:42:35,344
‫نه، ولش کن. چیزی نگو.
‫می‌دونم چیکار کنم

401
00:42:35,678 --> 00:42:38,264
‫کاری می‎کنم تاوانش رو پس بدی

402
00:43:15,801 --> 00:43:17,595
‫اوه، خودم برش می‏دارم

403
00:43:52,963 --> 00:43:54,381
‫نظرتون چیه؟

404
00:43:56,508 --> 00:43:59,261
‫دریای ستوشی آروم و دوست داشتنیه

405
00:44:02,014 --> 00:44:03,682
‫منظورم رانندگیش بود

406
00:44:13,817 --> 00:44:17,988
‫ساعت 8 میام دنبال‎تون.
‫فردا صبح

407
00:44:19,323 --> 00:44:22,618
‫باشه.
‫ببخشید که خیلی سر صبحه

408
00:44:22,868 --> 00:44:24,328
‫مشکلی نیست

409
00:45:42,114 --> 00:45:43,782
‫نوار رو پخش کنم؟

410
00:45:44,283 --> 00:45:46,076
‫بله، لطفا

411
00:45:52,332 --> 00:45:55,252
‫عمو، داری گریه می‎کنی

412
00:45:57,755 --> 00:46:01,967
‫گریه نمی‏کنم. چیزی نیست.
‫حرف مفت نزن

413
00:46:02,843 --> 00:46:08,307
‫چشم‏هات که الان نگاهم کردی
‫دقیقا مثل چشم‏های مادر مُرده‎ ات بودن

414
00:46:09,224 --> 00:46:12,227
‫اوه، سونیا.
‫مادرت،

415
00:46:13,103 --> 00:46:15,481
‫خواهر من، الان کجاست؟

416
00:46:20,778 --> 00:46:23,447
‫تو مدت خیلی زیادی مریض بودی

417
00:46:24,615 --> 00:46:28,076
‫مادر سونیا، ورا هم قبلا...

418
00:46:28,619 --> 00:46:31,413
‫شب‏ها برات بیدار می‏موند

419
00:46:31,747 --> 00:46:34,291
‫حتما خیلی نگرانت بوده

420
00:46:34,833 --> 00:46:36,460
‫بریم، مارینا

421
00:46:37,252 --> 00:46:40,339
‫هی، هنوز دیالوگ‏هام رو تموم نکردم

422
00:46:40,506 --> 00:46:41,799
‫اوه، خب

423
00:46:42,591 --> 00:46:48,514
‫پای خودمم درد داره.
‫دردش خیلی خفقان‌واره

424
00:46:54,436 --> 00:46:59,441
‫- خیلی ‏خب، خیلی ممنون
‫- ممنون

425
00:47:06,698 --> 00:47:08,575
‫نفرات بعدی، لطفا

426
00:47:09,326 --> 00:47:10,577
‫نفرات بعدی، لطفا بیاین داخل

427
00:47:13,705 --> 00:47:15,082
‫ببخشید

428
00:47:27,761 --> 00:47:30,097
‫سلام، اسم من جنیس چنگ هستش

429
00:47:30,138 --> 00:47:32,808
‫اهل تایوان هستم
‫و زبان اصلیم ماندارین هست

430
00:47:33,392 --> 00:47:35,394
‫دارم واسه نقش یلنا تست میدم

431
00:47:37,938 --> 00:47:40,941
‫کوجی تاکاتسوکی هستم.
‫می‌خوام برای نقش آسترو تست بدم

432
00:47:42,067 --> 00:47:44,945
‫هر دوی شما دیالوگ‏های
‫یه صحنه رو انتخاب کردین

433
00:47:44,945 --> 00:47:46,947
‫پس دو نفری تست می‏دید

434
00:47:48,782 --> 00:47:52,911
‫هر دوتون یه صحنه رو درخواست کردین،
‫پس دو نفره اجراء کنین

435
00:47:53,036 --> 00:47:54,538
‫بله

436
00:47:55,581 --> 00:47:58,333
‫پس اون یلناست و از کجا شروع کنم؟

437
00:48:00,502 --> 00:48:02,588
 ‫از "تو زن حیله ‏گری هستی"

438
00:48:02,796 --> 00:48:03,797
‫باشه

439
00:48:04,423 --> 00:48:05,924
‫از "تو زن حیله ‏گری هستی" شروع میشه

440
00:48:05,924 --> 00:48:06,925
‫باشه

441
00:48:07,634 --> 00:48:11,889
‫من زبون ایشون رو نمی‌فهمم.
‫اشکالی نداره که همینطوری دیالوگ‏های خودم رو بگم؟

442
00:48:12,347 --> 00:48:14,808
‫بله، راحت باش.
‫هروقت که آماده بودی شروع کن

443
00:48:15,809 --> 00:48:16,810
‫هرموقع که آماده بودی شروع کن

444
00:48:38,123 --> 00:48:41,460
 ‫اوه، تو زن حیله‎گری هستی!

445
00:48:42,002 --> 00:48:43,003
‫منظورت چیه؟

446
00:48:43,128 --> 00:48:44,546
‫چقدر حیله‎ گری!

447
00:48:44,630 --> 00:48:49,509
‫بر فرض که سونیا داره زجر می‏کشه،
‫بیا فعلا بیخیال این بشیم

448
00:48:49,676 --> 00:48:50,677
‫ولی...

449
00:48:51,178 --> 00:48:52,763
‫چی میگی؟

450
00:48:52,888 --> 00:48:54,640
‫خودت خوب می‏دونی...

451
00:48:55,515 --> 00:48:58,435
‫که چرا من هر روز میام اینجا

452
00:48:58,685 --> 00:49:02,606
‫دلیلش رو می‎دونی
‫و می‏‎دونی که بخاطر کی میام!

453
00:49:03,815 --> 00:49:07,069
‫- تو یه ماده ببری! ای...
‫- ماده ببر؟

454
00:49:07,611 --> 00:49:09,154
‫منظورت چیه؟

455
00:49:09,613 --> 00:49:13,825
‫یه ببر زیبا و دل‎ربا

456
00:49:15,619 --> 00:49:17,204
‫حتما واسه خودت قربانی‏هایی داری!

457
00:49:17,329 --> 00:49:19,247
‫زده به سرت؟

458
00:49:21,583 --> 00:49:23,418
‫چقدرم کم‎رویی تو

459
00:49:25,128 --> 00:49:27,881
‫من اونجور زنی که فکر می‏کنی نیستم

460
00:49:28,215 --> 00:49:29,591
‫قسم می‏خورم، من اونقدر بی‌نزاکت نیستم

461
00:49:29,591 --> 00:49:30,634
‫ممنون

462
00:49:30,634 --> 00:49:31,635
‫ممنون

463
00:49:54,116 --> 00:49:58,036
‫نفر بعدی آخرین نفره.
‫اون یکم فرق داره

464
00:50:00,872 --> 00:50:02,207
‫بیا تو

465
00:50:24,354 --> 00:50:26,148
‫اون لی یون‏آ هستش

466
00:50:31,361 --> 00:50:35,157
‫میگه که اون با زبان اشاره کره‏ ای حرف میزنه

467
00:50:35,824 --> 00:50:37,242
‫تو متوجهش میشی؟

468
00:50:37,784 --> 00:50:38,910
‫بله

469
00:50:40,120 --> 00:50:43,957
‫کس دیگه‏ ای این صحنه رو انتخاب نکرده،
‫پس تنها تست میدی

470
00:50:45,667 --> 00:50:47,586
‫اون می‏شنوه

471
00:50:47,919 --> 00:50:51,381
‫اگه لازمه به زبان کره ‏ای ترجمه‏ اش می‏کنم

472
00:50:51,757 --> 00:50:53,008
‫مشکلی نداره؟

473
00:50:53,133 --> 00:50:54,634
‫بله

474
00:50:56,553 --> 00:50:57,763
‫لطفا شروع کنین

475
00:51:14,446 --> 00:51:18,700
‫عمو وانیا، تو مورفین رو برداشتی؟

476
00:51:19,701 --> 00:51:21,328
‫پسش بده

477
00:51:25,207 --> 00:51:27,334
‫چرا ما رو نگران می‏کنی؟

478
00:51:28,502 --> 00:51:30,253
‫پسش بده، عمو وانیا

479
00:51:37,677 --> 00:51:40,889
‫بدبختی من شاید از تو بدتر باشه،

480
00:51:41,807 --> 00:51:44,142
‫ولی اما من تسلیم ناامیدی نمیشم

481
00:51:45,894 --> 00:51:52,818
‫تا موقعی که زندگیم بطور طبیعی به اتمام برسه،
‫تحملش می‏کنم

482
00:51:53,735 --> 00:51:55,195
‫بنابراین،

483
00:51:57,280 --> 00:52:00,033
‫تو هم باید بدبختیت رو تحمل کنی

484
00:52:11,211 --> 00:52:14,089
‫تنها عموی عزیز من

485
00:52:18,885 --> 00:52:20,887
‫لطفا

486
00:52:22,430 --> 00:52:23,765
‫پسش بده

487
00:52:29,437 --> 00:52:31,606
‫به حال ما رحم کن

488
00:52:33,191 --> 00:52:38,488
‫باید غمت رو تحمل کنی

489
00:52:48,623 --> 00:52:49,875
‫ممنونم

490
00:53:20,947 --> 00:53:24,701
‫افراد زیادی برای نقش وانیا تست ندادن

491
00:53:25,368 --> 00:53:26,661
‫درست می‏گین

492
00:53:27,913 --> 00:53:32,918
‫احتمالا همه فکر می‏کنن که
‫خودتون نقش رو بازی می‏کنین

493
00:54:03,907 --> 00:54:06,117
‫ببخشید، خیلی دیروقته

494
00:54:06,409 --> 00:54:07,577
‫مشکلی نیست

495
00:55:05,510 --> 00:55:08,096
‫سربریاکوف، روی لوچلو

496
00:55:08,430 --> 00:55:10,640
‫یلنا، جنیس چنگ

497
00:55:11,266 --> 00:55:13,435
‫سونیا، لی یون‎آ

498
00:55:13,893 --> 00:55:16,354
‫ووینیتسکایا، کائورو کوماگاتا

499
00:55:17,188 --> 00:55:20,483
‫وانیا، کوجی تاکاتسوکی

500
00:55:22,068 --> 00:55:24,487
‫آسترو، ریو جونگ‌ اوی

501
00:55:25,196 --> 00:55:27,449
‫تلگین، تاکاشی کیمورا

502
00:55:28,158 --> 00:55:30,410
‫مارینا، یامی اِتو

503
00:55:32,954 --> 00:55:33,413
‫تموم شد

504
00:55:34,497 --> 00:55:37,876
‫ببخشید.
‫می‏خواین من نقش وانیا رو بازی کنم؟

505
00:55:38,460 --> 00:55:39,586
‫بله

506
00:55:39,961 --> 00:55:41,838
‫فاصله سنی نسبتاً زیادی وجود داره

507
00:55:43,631 --> 00:55:48,595
‫می‏تونی گریم کنی.
‫نقش همه که به سن واقعی‎شون نمی‏خوره

508
00:55:51,765 --> 00:55:54,225
‫اگه مایل نیستی، امضاء نکن

509
00:55:54,768 --> 00:55:56,978
‫نقش به کس دیگه‌ای داده میشه

510
00:55:58,104 --> 00:56:02,233
‫وقتی امضاء کردین،
‫شروع به خوندن نمایش‎نامه می‎‏کنیم

511
00:56:09,324 --> 00:56:10,658
‫تبریک میگم

512
00:56:21,753 --> 00:56:26,091
‫عالیه!
‫چه فوق‌العاده!

513
00:56:26,716 --> 00:56:29,219
‫عجب منظره‌ی حیرت آوری

514
00:56:31,805 --> 00:56:36,434
‫منظره واقعا فوق‌العاده‌ست، عالیجناب

515
00:56:36,893 --> 00:56:40,647
‫آقای کیمورا، لطفا آروم‌تر بگین

516
00:56:40,980 --> 00:56:42,816
‫- آروم‌‎تر از این؟
‫- بله،

517
00:56:43,316 --> 00:56:47,237
‫و واضح‌تر صحبت کنین
‫تا همه صداتون رو بشنون

518
00:56:48,613 --> 00:56:49,614
‫باشه

519
00:56:49,906 --> 00:56:51,157
‫ادامه بدین

520
00:56:53,451 --> 00:57:00,083
‫منظره واقعا فوق‌العاده‌ست، عالیجناب

521
00:57:08,091 --> 00:57:09,092
‫فردا...

522
00:57:11,511 --> 00:57:16,099
‫می‌ریم تو جنگل، بریم بابا؟

523
00:57:17,559 --> 00:57:21,438
‫خانوم‌ها و آقایون، چای حاضره

524
00:57:23,606 --> 00:57:25,817
‫اگه زحمتی نیست...

525
00:57:26,317 --> 00:57:28,778
‫هیس، یکی صدات رو می‌شنوه

526
00:57:29,612 --> 00:57:33,950
‫نه، بذار بگم که دوستت دارم.
‫منو از خودت نرون

527
00:57:34,117 --> 00:57:36,244
‫فقط همینو واسه خوشحال بودن نیاز دارم

528
00:57:37,078 --> 00:57:40,123
‫تحملش رو ندارم

529
00:57:44,127 --> 00:57:46,588
‫متشکرم، برای امروز کافیه

530
00:57:47,380 --> 00:57:50,967
‫ممنون. برای امروز کافیه.
‫کارتون خوب بود

531
00:58:08,818 --> 00:58:10,236
‫سردت نیست؟

532
00:58:11,821 --> 00:58:13,239
‫اصلا

533
00:58:22,207 --> 00:58:23,333
‫از الان به بعد...

534
00:58:23,875 --> 00:58:24,959
‫بله؟

535
00:58:26,419 --> 00:58:29,923
‫وقتی دیر میام
‫میشه تو ماشین منتظر بمونی؟

536
00:58:31,090 --> 00:58:34,594
‫راحت نیستم که بدونم تو سرما منتظری

537
00:58:36,262 --> 00:58:37,680
‫نه، ممنون

538
00:58:39,724 --> 00:58:43,102
‫می‌دونم که این ماشین براتون عزیزه،
‫پس نمی‏تونم توش بشینم

539
00:58:45,230 --> 00:58:47,815
‫اگه اینو می‎دونی، پس مشکلی نداره

540
00:58:49,025 --> 00:58:51,319
‫فقط بیرون سیگار بکش

541
00:58:53,029 --> 00:58:57,450
‫پس باشه.
‫فقط موقعی که خیلی هوا سرد باشه میرم تو ماشین

542
00:59:00,328 --> 00:59:02,038
‫نوار رو پخش کنم؟

543
00:59:02,914 --> 00:59:04,123
‫بله

544
00:59:08,711 --> 00:59:14,634
‫ولی به عنوان یه پیرمرد، بهم اجازه بدین
‫قبل از خداحافظی نصیحتی بهتون بکنم

545
00:59:16,970 --> 00:59:22,350
‫همگی، مهم کار کردنه

546
00:59:23,685 --> 00:59:26,229
‫باید به کار کردن ادامه بدین

547
01:00:13,067 --> 01:00:14,235
‫آقای کافوکو

548
01:00:17,864 --> 01:00:22,493
‫می‏تونم به صرف نوشیدنی دعوت‌تون کنم؟
‫ماشینمم اینجاست

549
01:00:23,494 --> 01:00:24,871
‫خودت رانندگی می‏کنی؟

550
01:00:25,079 --> 01:00:30,001
‫بله، پس اگه از نظرتون اشکالی نداره،
‫توی هتلم چطوره؟

551
01:00:32,045 --> 01:00:33,588
‫یکم دیر میام

552
01:00:34,130 --> 01:00:35,465
‫مشکلی نیست

553
01:00:35,757 --> 01:00:38,468
‫پس ماشینم رو میارم

554
01:00:39,177 --> 01:00:41,179
‫لطفا دنبالم بیاین

555
01:00:58,279 --> 01:01:02,158
‫راستش من بعضی وقت‏ها
‫تو اینترنت اسمتون رو جستجو می‎کنم

556
01:01:04,369 --> 01:01:06,704
‫اینطوری این تست بازیگری رو پیدا کردم

557
01:01:07,038 --> 01:01:10,833
‫و اون روز آخرین مهلت بود.
‫معرکه نیست؟

558
01:01:12,335 --> 01:01:14,253
‫چرا نسبت به من علاقه‎مند شدی؟

559
01:01:14,962 --> 01:01:18,341
‫من واقعا ایفای نقش در فیلمنامه‌های اوتو
‫رو دوست داشتم

560
01:01:19,050 --> 01:01:21,969
‫گفتن دیالوگ‏های اون منو خوشحال می‏کرد

561
01:01:23,346 --> 01:01:27,850
‫پروژه‌های تئاتری من و فیلمنامه‏ های اوتو
‫باهم فرق دارن

562
01:01:28,142 --> 01:01:29,477
‫بله

563
01:01:29,977 --> 01:01:32,563
‫ولی اون دفعه که نمایشت رو دیدم،

564
01:01:32,730 --> 01:01:38,695
‫حس کردم که هر دوتون یه کاری رو می‏کردین،
‫البته شیوه‏ هاتون فرق می‏کرد

565
01:01:39,112 --> 01:01:40,530
‫چطور؟

566
01:01:43,199 --> 01:01:45,118
‫سوال سختیه

567
01:01:46,452 --> 01:01:49,664
‫این احساس بهم دست میده که هر دوی شما
‫برای جزئیات ظریفی که...

568
01:01:49,956 --> 01:01:53,292
‫مردم حتی متوجه اونا نمی‌شن
‫ارزش قائل هستین

569
01:01:56,629 --> 01:01:59,507
‫من درواقع از این چیزها خوشم میاد

570
01:02:00,842 --> 01:02:04,971
‫ولی اگه فیلمنامه‌های اوتو رو بازی نمی‌کردم،
‫نمی‌فهمیدم

571
01:02:07,223 --> 01:02:12,311
‫وقتی که انتخاب بازیگرها رو دیدم،
‫می‏دونستم که این تنها فرصت منه

572
01:02:13,688 --> 01:02:19,026
‫مطمئن نیستم که بدونین،
‫ولی من الان دارم بصورت آزاد کار می‏کنم

573
01:02:20,611 --> 01:02:24,657
‫می‎دونم. ولی من مجبور نبودم
‫راجع‌بهت تو اینترنت جستجو کنم

574
01:02:25,241 --> 01:02:26,784
‫که اینطور

575
01:02:27,618 --> 01:02:29,704
‫این خجالت‎آوره

576
01:02:30,455 --> 01:02:31,748
‫چه حرفای مسخره‏ای

577
01:02:32,915 --> 01:02:34,584
‫تو یه ستاره بودی

578
01:02:35,209 --> 01:02:37,920
‫نه، برام پاپوش دوخته بودن

579
01:02:38,504 --> 01:02:40,715
‫اغلب اوقات همچین کارهایی می‏کنی؟

580
01:02:41,507 --> 01:02:42,884
‫چه کارهایی؟

581
01:02:43,217 --> 01:02:45,470
‫با زن‏‎هایی که به زور می‏شناسیشون؟

582
01:02:48,973 --> 01:02:50,349
‫تو این کارو نمی‏کنی؟

583
01:02:50,975 --> 01:02:51,976
‫نه

584
01:02:52,351 --> 01:02:55,146
‫حتما زن‏های زیادی سراغ شما هم میان

585
01:02:55,354 --> 01:02:57,690
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که بهشون بگی نه

586
01:02:57,982 --> 01:03:01,360
‫منم با هرکسی این کارو نمی‏کنم

587
01:03:02,028 --> 01:03:06,532
‫اگه با طرف ارتباط برقرار کنی و بخوای بهتر بشناسیش...
‫اصلا پیش نیومده؟

588
01:03:06,866 --> 01:03:09,869
‫تنها راه شناختن یه نفراین نیست

589
01:03:10,036 --> 01:03:13,206
‫ولی یه سری چیزها رو بدون این
‫نمیشه فهمید

590
01:03:13,539 --> 01:03:15,833
‫- مثلا چی؟
‫- مثلا

591
01:03:20,379 --> 01:03:21,756
‫چی شده؟

592
01:03:21,839 --> 01:03:23,174
‫فقط اینکه...

593
01:03:23,716 --> 01:03:26,844
‫چرا دارم در این مورد با شما حرف میزنم؟

594
01:03:28,346 --> 01:03:34,018
‫اوتو حتما با شوهری مثل تو خوشبخت بود

595
01:03:36,646 --> 01:03:38,064
‫موندم همینطوره یا نه

596
01:03:40,066 --> 01:03:45,071
‫اگه از نظرتون ایرادی نداره،
‫میشه یه چیزی درمورد اون بهم بگین؟

597
01:03:46,072 --> 01:03:47,657
‫یه چیزی درمورد اون؟

598
01:03:47,990 --> 01:03:49,826
‫اینکه چطوری باهم آشنا شدین،

599
01:03:50,284 --> 01:03:52,453
‫اون چطور فیلمنامه‏ هاش رو می‏نوشت

600
01:03:52,745 --> 01:03:55,414
‫گفتگوهای روزمره.
‫هرچی که باشه

601
01:03:59,710 --> 01:04:01,587
‫این چیزیه که بهش فکر می‏کنی

602
01:04:03,089 --> 01:04:06,175
‫"درد من و اون مثل همه، چون...

603
01:04:07,510 --> 01:04:09,637
‫هر دوی ما یه زن رو دوست داشتیم"

604
01:04:10,388 --> 01:04:14,517
‫اوه، بیخیال.
‫مال من فقط یه خواسته ‏ی یک ‏طرفه بود

605
01:04:15,560 --> 01:04:17,895
‫تو عاشقش بودی

606
01:04:19,772 --> 01:04:21,274
‫انکارش نمی‏کنم

607
01:04:21,941 --> 01:04:24,735
‫اون زن دوست داشتنی ‏ای بود.
‫خیلی هم زیاد

608
01:04:29,031 --> 01:04:30,324
‫آره

609
01:04:30,700 --> 01:04:35,371
‫پس بهت حسودیم میشه، آقای کافوکو

610
01:04:36,372 --> 01:04:37,832
‫منو ببخشید

611
01:04:38,541 --> 01:04:41,627
‫تو به من...

612
01:04:42,503 --> 01:04:43,713
‫حسودیت میشه؟

613
01:04:50,261 --> 01:04:51,554
‫ببخشید

614
01:04:53,222 --> 01:04:55,308
‫تو عکس گرفتی، مگه نه؟

615
01:04:59,061 --> 01:05:00,730
‫همین الان یه عکس گرفتی

616
01:05:01,188 --> 01:05:02,523
‫پاکش کن

617
01:05:02,857 --> 01:05:04,650
‫چت شده؟

618
01:05:07,612 --> 01:05:09,030
‫دیگه میرم

619
01:05:10,865 --> 01:05:11,866
‫باشه

620
01:05:12,617 --> 01:05:15,328
‫- صورتحساب، لطفا
‫- چشم، آقا

621
01:05:33,846 --> 01:05:35,389
‫معذرت می‏خوام

622
01:05:36,057 --> 01:05:37,850
‫من امروز دعوت‌تون کردم

623
01:05:38,351 --> 01:05:39,518
‫اشکال نداره

624
01:05:41,145 --> 01:05:46,484
‫خوشحالم که الان اینجام،
‫اینکه می‌تونم تحت کارگردانی شما ایفای نقش کنم

625
01:05:47,193 --> 01:05:50,363
‫من معتقدم که اوتو ما رو پیش هم آورد

626
01:05:52,156 --> 01:05:55,660
‫از فردا مشتاقم که دوباره باهاتون کار کنم

627
01:05:58,329 --> 01:06:01,082
‫آره.
‫فردا می‎بینمت

628
01:06:22,520 --> 01:06:25,856
‫چی شده؟
‫خیلی به نظر گرفته میاین

629
01:06:26,816 --> 01:06:30,236
‫بخاطر اینه که دلت واسه
‫اون پروفسور می‌سوزه؟

630
01:06:31,570 --> 01:06:33,656
‫دست از سر بردار

631
01:06:35,032 --> 01:06:39,370
‫یا بخاطر اینه که تو عاشق همسر اونی؟

632
01:06:40,204 --> 01:06:43,332
‫اون یکی از دوستان خوب منه

633
01:06:45,042 --> 01:06:46,210
‫به این زودی؟

634
01:06:47,503 --> 01:06:50,256
‫منظورت چیه "به این زودی"؟

635
01:06:50,339 --> 01:06:52,216
‫دست نگه دار

636
01:06:52,299 --> 01:06:54,176
‫هنوزم احساسات زیادی به کار برده میشه؟

637
01:06:54,760 --> 01:06:58,514
‫ریو داره درست انجامش میده.
‫از اون تقلید کنین. ادامه بدین

638
01:06:59,390 --> 01:07:00,516
‫لطفا ادامه بدین

639
01:07:02,893 --> 01:07:07,356
‫جایگاه مناسبی برای زنی وجود داره
‫که دوست یه مَرد باشه

640
01:07:07,815 --> 01:07:10,443
‫اول، اون یه آشناست

641
01:07:10,651 --> 01:07:15,906
‫بعد یه معشوقه‎‌ست، و در آخر
‫تبدیل به یه دوست خوب میشه

642
01:07:16,782 --> 01:07:18,868
‫چه فلسفه‌ی پیش پا افتاده‌ای

643
01:07:19,076 --> 01:07:20,369
‫تاکاتسوکی

644
01:07:22,246 --> 01:07:26,709
‫سعی کن روی متنت تمرکز کنی.
‫فقط باید بخونیش

645
01:07:32,882 --> 01:07:33,716
‫ما ربات نیستیم

646
01:07:35,885 --> 01:07:36,719
‫منظورت چیه؟

647
01:07:37,303 --> 01:07:41,390
‫البته که همه دستور العمل‌هاتون رو انجام می‎دیم،
‫ولی ما ربات نیستیم

648
01:07:41,390 --> 01:07:44,602
‫و به نظرم اگه بدونیم قصدتون چیه
‫بهتر عمل می‏کنیم

649
01:07:44,935 --> 01:07:45,978
‫نیازی نیست بهتر عمل کنین

650
01:07:48,981 --> 01:07:49,982
‫فقط متن رو بخونین

651
01:07:55,112 --> 01:07:57,031
‫پس از جایی که توقف کردیم
‫ادامه می‏دیم

652
01:07:58,115 --> 01:08:00,034
‫بیاین از جایی که توقف کردیم
‫ادامه بدیم

653
01:08:15,549 --> 01:08:19,011
‫نزدمش؟
‫دوباره تیرم خطا رفت؟

654
01:08:19,261 --> 01:08:20,513
‫لعنتی

655
01:08:20,888 --> 01:08:23,349
‫لعنت بهش

656
01:08:24,975 --> 01:08:29,105
‫منو از اینجا ببر بیرون!
‫اگه نیاز می‎بینی منو بکش

657
01:08:29,355 --> 01:08:31,398
‫دیگه نمی‎تونم اینجا بمونم

658
01:08:32,858 --> 01:08:37,530
‫من چم شده؟
‫دارم چیکار می‎کنم؟

659
01:08:40,449 --> 01:08:42,535
‫پرستار. پرستار

660
01:08:42,993 --> 01:08:44,537
‫تمام

661
01:08:45,538 --> 01:08:49,542
‫خیله خب، برای امروز کافیه

662
01:08:49,792 --> 01:08:52,503
‫همگی، کارتون خوب بود

663
01:08:58,008 --> 01:08:59,009
‫آقای کافوکو

664
01:08:59,093 --> 01:09:00,094
‫بله؟

665
01:09:00,219 --> 01:09:04,390
‫میشه یه مصاحبه کوچیک
‫برای وبسایت جشنواره انجام بدیم؟

666
01:09:04,473 --> 01:09:05,891
‫بله

667
01:09:05,975 --> 01:09:08,769
‫یه ویدئو نیاز داریم،
‫پس یه جایی بیرون باشه

668
01:09:27,121 --> 01:09:30,332
‫ما فقط متن رو می‏خونیم

669
01:09:31,458 --> 01:09:33,669
‫کِی قراره از جامون تکون بخوریم؟

670
01:09:34,003 --> 01:09:37,506
‫راستش رو بخواین، قسمت‏های زبان خارجی
‫باعث می‌شن خوابم بگیره

671
01:09:37,715 --> 01:09:40,301
‫- منم!
‫- منم

672
01:09:40,718 --> 01:09:45,347
‫- ولی نه از یه لحاظ بد
‫- آره، مثل گوش دادن به یه سوترا می‏مونه

673
01:09:45,639 --> 01:09:49,351
‫وقتی اینطوری میگی
‫انگار یه نعمته

674
01:09:56,025 --> 01:09:59,111
‫یون‎‏سو، از کجا ژاپنی یاد گرفتی؟

675
01:09:59,778 --> 01:10:04,450
‫من به مدت دو سال در مقطع تحصیلات تکمیلی
‫تو دانشگاه واسدا "نو" خوندم
‫«نوعی تئاتر سنتی ژاپنی»

676
01:10:06,577 --> 01:10:11,999
‫کره‏ ای، انگلیسی، ژاپنی و زبان اشاره.
‫این فوق‌العاده‎ست

677
01:10:12,917 --> 01:10:18,672
‫گرامر ژاپنی و کره ‏‎ای به هم شبیهن،
‫بنابراین یادگیری لغات کافیه

678
01:10:19,006 --> 01:10:21,508
‫من از سن کم انگلیسی دوست داشتم

679
01:10:22,259 --> 01:10:24,470
‫کِی زبان اشاره یاد گرفتی؟

680
01:10:27,431 --> 01:10:32,186
‫آقای کافوکو، شما لطف داشتین
‫و بهم پیشنهاد کردین که منو برسونین خونه

681
01:10:33,187 --> 01:10:36,273
‫می‌تونم امروز به صرف شام دعوت‏تون کنم؟

682
01:10:37,107 --> 01:10:39,360
‫نه، نمی‏خوام مزاحم بشم

683
01:10:41,070 --> 01:10:44,657
‫مسئله ‏ای هست که باید در رابطه باهاش
‫ازتون عذر خواهی کنم

684
01:10:45,407 --> 01:10:48,244
‫- چی هست؟
‫- وقتی برسیم اونجا می‏فهمین

685
01:11:13,811 --> 01:11:16,313
‫هر دوتون، لطفا بیاین داخل

686
01:11:26,615 --> 01:11:31,996
‫بریم. احتمالا احساس راحتی نمی‏کنه
‫که باعث بشه با گرسنگی منتظر بمونی

687
01:11:33,205 --> 01:11:35,958
‫نیازی نیست نگران این باشین

688
01:11:36,208 --> 01:11:39,586
‫من نگران نمیشم.
‫ولی مطمئنم اون نگران میشه

689
01:11:40,254 --> 01:11:41,630
‫بیا بریم

690
01:12:01,817 --> 01:12:03,235
‫همسرم

691
01:12:50,032 --> 01:12:51,909
‫میگه که این شبیه منه

692
01:12:53,118 --> 01:12:54,411
‫این بدجنسیه

693
01:12:57,373 --> 01:13:01,752
‫این سیب‌زمینی‌ها تو حیاط پشتی خونه ‎ام کاشته شدن.
‫اون پرورش‌شون داده

694
01:13:05,714 --> 01:13:10,219
‫در این مورد می‎خواستم ازت عذر خواهی کنم

695
01:13:11,804 --> 01:13:13,597
‫چرا بهم نگفتی؟

696
01:13:13,972 --> 01:13:19,144
‫نگران بود که اگه بدونی اون همسر منه
‫واسه رد کردنش تو رودروایسی بیوفتی

697
01:13:19,728 --> 01:13:20,729
‫نه، من...

698
01:13:20,813 --> 01:13:22,898
‫مشخصه که فرق نمی‌‎ذاشتی

699
01:13:23,148 --> 01:13:26,568
‫ولی بهتر بود که چیزی نگم

700
01:13:29,488 --> 01:13:34,410
‫در جواب سوالت، بعد از اینکه با اون آشنا شدم
‫زبون اشاره رو یاد گرفتم

701
01:13:35,202 --> 01:13:38,247
‫می‌خواستم زبونش رو بفهمم
‫واسه همین یادش گرفتم

702
01:13:39,665 --> 01:13:41,333
‫تأثیر برانگیزه

703
01:13:42,042 --> 01:13:44,086
‫اون در اصل رقاصه،

704
01:13:44,294 --> 01:13:50,467
‫و وقتی که کمپانی رقص اون تو بوسان اجراء کرد
‫من مسئول هماهنگ رقص بودم

705
01:13:51,885 --> 01:13:53,512
‫عشق تو نگاه اول بود

706
01:13:55,639 --> 01:13:57,141
‫بهش نگو

707
01:14:00,436 --> 01:14:02,146
‫چرا هیروشیما؟

708
01:14:04,231 --> 01:14:07,359
‫من سه سال پیش به جشنواره تئاتر دعوت شدم

709
01:14:09,319 --> 01:14:11,405
‫و یون‌آ هم همراهت اومد؟

710
01:14:11,613 --> 01:14:17,494
‫بله. وقتی پیشنهاد رو گرفتم،
‫سر اینکه اون بیاد یا نه بحث کردم

711
01:14:17,911 --> 01:14:21,707
‫تو کره، اون خانواده و دوست‎هایی داره
‫که زبون اشاره رو بلدن

712
01:14:23,876 --> 01:14:26,587
‫فکر می‎کردم اینجا تنها میشه

713
01:14:26,879 --> 01:14:31,800
‫ولی پی بردم که من می‎تونم
‫مثل صد نفر به حرفاش گوش بدم

714
01:14:32,301 --> 01:14:36,472
‫حس کردم که فقط منم که می‎تونه
‫ازش حمایت کنه

715
01:14:52,279 --> 01:14:55,115
‫چرا تصمیم گرفتی که تست بازیگری بدی؟

716
01:15:20,307 --> 01:15:23,352
‫"باردار شدم و از رقصیدن فاصله گرفتم،

717
01:15:23,852 --> 01:15:26,980
‫"ولی بچه ‎ام سقط شد

718
01:15:47,834 --> 01:15:51,964
‫"با اینکه می‎خواستم دوباره کار کنم،
‫بدنم از رقصیدن امتناع می‎کرد

719
01:15:52,297 --> 01:15:57,469
‫اون موقع بود که شوهرم درمورد شما بهم گفت
‫و گفت که امتحانش کنم"

720
01:15:58,887 --> 01:16:00,681
‫ممنون

721
01:16:01,515 --> 01:16:04,184
‫تمرینات چیزه سختی داره؟

722
01:16:20,450 --> 01:16:24,413
‫"چرا سوالی از من می‎پرسی که
‫از بقیه نمی‎پرسی؟

723
01:16:24,788 --> 01:16:28,834
‫"نیازی نیست نسبت به بقیه
‫با من خوش برخوردتر باشی

724
01:16:36,133 --> 01:16:40,596
‫اینکه آدما حرفام رو نمی‎فهمن برام عادیه

725
01:17:01,700 --> 01:17:05,162
‫"ولی من هم می‎تونم ببینم
‫و هم می‎تونم بشنوم

726
01:17:05,495 --> 01:17:08,957
‫"بعضی وقت‎ها جدا از خود کلمات
‫چیزهای بیشتری رو متوجه میشم

727
01:17:09,333 --> 01:17:13,045
‫تو تمرینات‎مون همین مهمه، درسته؟"

728
01:17:14,838 --> 01:17:16,256
‫بله

729
01:17:39,655 --> 01:17:44,284
‫"پس در حال حاضر،
‫هر روز خیلی خوش می‎گذره

730
01:17:44,743 --> 01:17:48,163
‫"متن چخوف درونم نفوذ می‎کنه و...

731
01:17:48,455 --> 01:17:51,124
‫"بدنم که قبلا یکجا گیر کرده بود
‫رو حرکت میده

732
01:17:57,339 --> 01:18:00,634
‫خوشحالم که جرئت به خرج دادم"

733
01:18:02,636 --> 01:18:04,179
‫خوشحالم که اینو می‎شنوم

734
01:18:10,435 --> 01:18:12,104
‫شما از غذاهای تُند خوشتون میاد؟

735
01:18:12,646 --> 01:18:14,773
‫بله. خوشمزه‎ست

736
01:18:27,285 --> 01:18:29,579
‫رانندگیش چطوره؟

737
01:18:34,584 --> 01:18:36,712
‫عالیه

738
01:18:39,548 --> 01:18:43,635
‫خیلی روون سرعت رو بالا می‌‎بره و پایین میره،
‫به ندرت جاذبه رو حس می‎کنم

739
01:18:44,886 --> 01:18:47,139
‫بعضی وقت‎ها یادم میره
‫که سوار ماشینم

740
01:18:49,808 --> 01:18:54,980
‫من رانندگی خیلی‎ها رو تجربه کردم،
‫ولی هیچوقت اینقدر لذت‎بخش نبوده

741
01:18:59,109 --> 01:19:03,488
‫الان خوشحالم که اون به عنوان
‫راننده‌ام منصوب شده

742
01:19:45,489 --> 01:19:50,076
‫میگه، واسه یه بارم که شده
‫از ما بازیگرها تعریف کن

743
01:20:36,164 --> 01:20:39,751
‫ممنون که دعوتم کردی

744
01:20:41,336 --> 01:20:43,630
‫یون‎سو ما رو دعوت کرد

745
01:20:45,006 --> 01:20:46,925
‫اونا زوج دوست داشتنی ‎ای بودن

746
01:20:49,845 --> 01:20:52,222
‫حالا درمورد تمریناتت کنجکاو شدم

747
01:20:52,305 --> 01:20:53,890
‫یون‌آ سونیا

748
01:20:57,853 --> 01:21:02,315
‫من نوارت رو گوش می‌دادم،
‫واسه همین همش فکر می‎کردم، "اون سونیاست"

749
01:21:04,651 --> 01:21:06,319
‫می‌تونی بیای نگاه کنی

750
01:21:06,903 --> 01:21:10,323
‫نه، ممنون.
‫معذرت می‎خوام

751
01:21:10,532 --> 01:21:13,201
‫- بیا تماشامون کن...
‫- نوار رو پخش کنم؟

752
01:21:13,910 --> 01:21:15,203
‫آره

753
01:21:20,250 --> 01:21:25,005
‫وانیا، تو تحصیل کرده و باهوشی،

754
01:21:25,505 --> 01:21:28,174
‫پس حتما باید بفهمی...

755
01:21:29,217 --> 01:21:32,888
‫که دنیا توسط شرورها نابود نشده

756
01:21:33,179 --> 01:21:35,599
‫از شنیدن این خسته نمیشی؟

757
01:21:36,725 --> 01:21:38,101
‫نه

758
01:21:38,894 --> 01:21:41,021
‫دلیلش اینه که از این صدا خوشم میاد

759
01:21:42,898 --> 01:21:44,190
‫که اینطور

760
01:21:45,734 --> 01:21:47,235
‫صدای کیه؟

761
01:21:51,698 --> 01:21:53,116
‫همسرم

762
01:21:53,950 --> 01:21:55,160
‫اوه

763
01:21:57,662 --> 01:22:03,084
‫جریان کل نمایشنامه باید
‫با روش من حفظ بشه

764
01:22:03,501 --> 01:22:05,629
‫واسه همین بارها بهش گوش میدم

765
01:22:06,171 --> 01:22:11,301
‫من قبلا نقش عمو وانیا رو بازی کردم،
‫پس بخش‎های وانیا رو شامل نشدن

766
01:22:12,093 --> 01:22:16,014
‫وقتی دیالوگم رو با سرعت خودم میگم،
‫دیالوگ بعدی تو زمان دقیق شروع میشه

767
01:22:16,473 --> 01:22:17,766
‫عجب

768
01:22:19,517 --> 01:22:21,436
‫حرفی که قبلا زدم حقیقت داره

769
01:22:23,146 --> 01:22:27,692
‫یادم میره که سوار ماشینم
‫و یادم میره که تو اینجایی

770
01:22:28,652 --> 01:22:30,153
‫رو مخه، نه؟

771
01:22:30,528 --> 01:22:33,198
‫نه، این شغلته

772
01:22:36,952 --> 01:22:39,204
‫رانندگی رو از کجا یاد گرفتی؟

773
01:22:42,290 --> 01:22:43,750
‫شهر زادگاهم

774
01:22:44,918 --> 01:22:47,712
‫روستای کامی جونیتاکی تو هوکایدو

775
01:22:47,921 --> 01:22:50,382
‫اونجا واسه هرکاری ماشین لازم داری

776
01:22:51,007 --> 01:22:52,300
‫اوه

777
01:22:53,385 --> 01:22:55,553
‫مادرم رانندگی رو یادم داد

778
01:22:56,054 --> 01:22:58,390
‫و از سال آخر دبیرستان
‫پشت ماشین می‎شینم

779
01:22:59,724 --> 01:23:01,059
‫سال آخر دبیرستان؟

780
01:23:01,351 --> 01:23:02,394
‫آره

781
01:23:02,852 --> 01:23:06,314
‫مادرم تو یه ‌‎کافه
‫تو ساپورو کار می‎کرد

782
01:23:07,816 --> 01:23:10,944
‫با قطار می‌رفت اونجا،
‫پس از سال آخر دبیرستان

783
01:23:11,444 --> 01:23:14,322
‫من می‌رسوندمش به ایستگاه قطار روستامون
‫و دوباره می‌رفتم دنبالش

784
01:23:18,451 --> 01:23:20,912
‫ایستگاه قطار یه ساعت راهش بود

785
01:23:22,038 --> 01:23:26,418
‫ساعت پنج عصر از خونه راه میوفتادیم
‫و ساعت هفت صبح می‌رفتم دنبالش

786
01:23:28,503 --> 01:23:30,296
‫تو این دو ساعت،

787
01:23:31,256 --> 01:23:33,675
‫مادرم می‏خواست بخوابه

788
01:23:35,510 --> 01:23:39,055
‫اگه با رانندگیم بیدارش می‎کردم،
‫با لگد میزد پشتم

789
01:23:39,806 --> 01:23:41,725
‫و وقتی می‎رسیدیم کتکم میزد

790
01:23:42,600 --> 01:23:43,643
‫اینطوری یاد گرفتم

791
01:23:45,228 --> 01:23:48,898
 ‫یاد گرفتم تو جاده‏‎ های بد بدون اینکه
‫بیدارش کنم رانندگی کنم

792
01:23:52,902 --> 01:23:54,279
‫که اینطور

793
01:23:58,408 --> 01:24:02,203
‫حرفی که زدی خیلی خوشحالم کرد

794
01:24:02,287 --> 01:24:04,664
‫نه...

795
01:24:05,999 --> 01:24:10,503
‫من از مادرم ممنونم که
‫رانندگی رو یادم داد

796
01:24:12,172 --> 01:24:17,260
‫بخاطر خودش بود، ولی طوری که یادم داد
‫تمام و کمال بود

797
01:24:19,429 --> 01:24:20,680
‫متوجهم

798
01:24:21,264 --> 01:24:22,515
‫بله

799
01:24:24,267 --> 01:24:26,811
‫بدون شک همینطور بوده

800
01:25:43,346 --> 01:25:47,267
‫میشه بعدش کل حقیقت رو بهم بگی؟

801
01:25:51,604 --> 01:25:53,982
‫بله، البته

802
01:25:55,024 --> 01:25:59,821
‫مطمئنم که حقیقت،

803
01:26:00,155 --> 01:26:04,033
‫هرچی هم که باشه،
‫اونقدرها ترسناک نیست

804
01:26:05,618 --> 01:26:07,954
‫ترسناک‎ترین چیز اینه که...

805
01:26:08,663 --> 01:26:11,124
‫حقیقت رو ندونی

806
01:26:19,215 --> 01:26:24,721
‫اوه، اینکه با همچین مَردی حرف بزنی
‫و خودتو توی آغوشش گم کنی

807
01:26:26,973 --> 01:26:31,311
‫به گمونم، منم یکم عاشقشم

808
01:26:33,313 --> 01:26:38,109
‫آره، وقتی نمیاد
‫دلم براش تنگ میشه

809
01:26:39,736 --> 01:26:41,821
‫«وجدانم منو شکنجه میده»

810
01:26:42,572 --> 01:26:45,950
‫«انگار من اون مَرد رو کشتم»

811
01:26:47,327 --> 01:26:48,995
‫«من می‌شینم، و...»

812
01:26:51,831 --> 01:26:56,419
‫«چشم‎هام رو اینطوری می‌بندم،
‫و فکر می‎کنم...»

813
01:26:59,589 --> 01:27:03,384
‫«آیا آدم‎هایی که 200 یا 300 سال دیگه زندگی می‎کنند،»

814
01:27:04,719 --> 01:27:08,431
‫«کسایی که الان داریم
‫راه رو براشون صاف می‎کنیم،»

815
01:27:09,098 --> 01:27:12,435
‫«ما رو یادشون میاد
‫و قدردان می‌‎شن؟»

816
01:27:16,147 --> 01:27:18,399
‫«همه‎شون به طور کامل فراموش می‎کنن»

817
01:27:19,567 --> 01:27:27,575
‫آدما ممکنه فراموش کنن،
‫ولی خدا حتما ستایش‎‌تون می‎کنه

818
01:27:31,496 --> 01:27:33,873
‫«ممنون»
‫«دونستنش خوبه»

819
01:27:37,710 --> 01:27:39,295
‫ببخشید که دیر کردیم

820
01:27:40,213 --> 01:27:43,424
‫یا وانیا یا یلنا تو بیشتر صحنه‌ها حضور داره

821
01:27:44,259 --> 01:27:48,304
‫ما بارها موارد رو تکرار کردیم
‫و تمرینِ روی صحنه رو شروع کردیم

822
01:27:49,389 --> 01:27:50,598
‫خیلی معذرت می‎خوام

823
01:27:51,307 --> 01:27:54,227
‫درواقع به صلاح شد

824
01:27:54,811 --> 01:27:57,272
‫چطوره شما هم کمی تمرین روی صحنه انجام بدین؟

825
01:28:07,282 --> 01:28:12,245
‫زندگیم از دست رفته،
‫دیگه راه برگشتی نیست

826
01:28:13,746 --> 01:28:18,876
‫اون فکر مثل یه روح خبیث
‫شب و روز دنبالم می‎کنه

827
01:28:20,044 --> 01:28:24,007
‫گذشته ‎ام بدون رویدادی سپری شد.
‫بی‌اهمیته

828
01:28:24,299 --> 01:28:27,635
‫ولی زمان حال بدتره

829
01:28:28,386 --> 01:28:32,765
‫واسه زندگیم و عشقم چیکار کنم؟

830
01:28:33,808 --> 01:28:35,977
‫چه اتفاقی افتاد؟

831
01:28:40,940 --> 01:28:44,402
‫تو این حرف‎ها رو میزنی،
‫ولی من نمی‌دونم...

832
01:28:45,278 --> 01:28:46,738
‫چیکار کنم

833
01:28:48,614 --> 01:28:50,658
‫فقط می‌تونم بگم متاسفم

834
01:28:51,159 --> 01:28:54,162
‫منو ببخش.
‫شب بخیر

835
01:28:54,912 --> 01:28:56,497
‫لطفا درک کن...

836
01:28:56,497 --> 01:28:57,498
‫دست نگه دار

837
01:29:01,544 --> 01:29:02,503
‫نظرتون چیه؟

838
01:29:07,884 --> 01:29:11,512
‫به نظرم کارگردان باید کسی باشه که
‫قضاوت می‎کنه

839
01:29:12,847 --> 01:29:13,848
‫خیلی بده

840
01:29:18,853 --> 01:29:19,854
‫باهاتون موافقم

841
01:29:19,854 --> 01:29:22,857
‫حس می‎کنم هر دوی ما تو تست بازیگری
‫بهتر ایفای نقش کردیم

842
01:29:24,859 --> 01:29:25,860
‫دلیلش رو می‎دونین؟

843
01:29:26,569 --> 01:29:29,864
‫آه، چون من یکم از دیالوگ رو یاد گرفتم

844
01:29:29,864 --> 01:29:32,867
 ‫بنابراین از هم‎بازیگرم مثل علامت‎های
‫شروع ایفای نقشم استفاده می‎‌کنم

845
01:29:32,992 --> 01:29:35,870
‫ولی اگه دیالوگ رو یاد نگیرم
‫نمی‌تونم ایفای نقش کنم

846
01:29:36,412 --> 01:29:37,580
‫خیلی ‎خب

847
01:29:37,580 --> 01:29:38,581
‫و فکر کردم که اینطوری...

848
01:29:38,581 --> 01:29:42,585
‫می‌تونم بیشتر به احساسات بقیه توجه کنم

849
01:29:42,794 --> 01:29:45,880
‫اگه دیالوگ رو بطور بی‎نقص یاد می‎گرفتم،
‫از جمله دیالوگ اونا

850
01:29:46,464 --> 01:29:47,882
‫بهتر می‌‎تونم واکنش نشون بدم

851
01:29:49,092 --> 01:29:49,884
‫متوجهم

852
01:29:53,096 --> 01:29:54,514
‫چطوره دوباره کتاب رو بخونیم؟

853
01:30:13,699 --> 01:30:15,410
‫از ابتدای صحنه دوم

854
01:30:19,705 --> 01:30:21,416
‫می‌تونم دیالوگ رو ضبط کنم؟

855
01:30:22,333 --> 01:30:23,334
‫البته

856
01:30:26,170 --> 01:30:27,171
‫خیلی ‎خب

857
01:30:28,965 --> 01:30:29,799
‫می‎تونی شروع کنی

858
01:30:31,300 --> 01:30:32,885
‫کی اونجاست؟

859
01:30:33,636 --> 01:30:35,221
‫تویی، سونیا؟

860
01:30:36,389 --> 01:30:37,723
‫منم

861
01:30:54,073 --> 01:30:55,575
‫آقای کافوکو

862
01:31:00,037 --> 01:31:03,332
‫خیلی بابت امروز عذر می‎خوام

863
01:31:04,208 --> 01:31:05,376
‫مهم نیست

864
01:31:06,377 --> 01:31:10,465
‫فقط داشتم به حرف‌های اون توجه می‎کردم

865
01:31:11,048 --> 01:31:15,136
‫اینو میگی، ولی تو نه زبان انگلیسی بلدی
‫و نه زبان ماندارین

866
01:31:15,511 --> 01:31:17,680
‫اون ژاپنی صحبت نمی‎کنه

867
01:31:18,306 --> 01:31:19,557
‫درسته

868
01:31:20,850 --> 01:31:23,519
‫پس ما آخر سر...

869
01:31:25,688 --> 01:31:27,899
‫قبل از هرچیزی خوب فکر کن

870
01:31:29,484 --> 01:31:31,068
‫عذر می‎خوام

871
01:31:34,697 --> 01:31:36,407
‫کل حرفام همین بود

872
01:32:03,976 --> 01:32:06,521
‫میشه همینطوری بری یه جایی؟

873
01:32:08,272 --> 01:32:09,774
‫یه جایی؟

874
01:32:11,526 --> 01:32:14,153
‫هنوز خیلی از هیروشیما رو ندیدم

875
01:32:14,320 --> 01:32:16,364
‫یه جایی که تو خوشت میاد خوبه

876
01:32:20,826 --> 01:32:22,203
‫خیلی‎ خب

877
01:33:10,835 --> 01:33:14,088
‫یه جورایی شبیه برف نیست؟

878
01:33:47,538 --> 01:33:50,958
‫اون مسیر رو مستقیم بری
‫می‌رسی به پارک یادبود صلح

879
01:33:52,835 --> 01:33:58,090
‫خط بین کلاهک بمب اتمی و یادبود سنوتاف
‫رو بهش "محور صلح" میگن

880
01:34:00,468 --> 01:34:04,680
‫معماری که اینجا رو طراحی کرده
‫این آتریوم رو ساخته

881
01:34:05,598 --> 01:34:10,561
‫تا خط بدون قطع شدن
‫به سمت دریا ادامه پیدا کنه

882
01:34:15,858 --> 01:34:17,818
‫چرا به هیروشیما اومدی؟

883
01:34:20,571 --> 01:34:23,115
‫صبر کن، بیخیال

884
01:34:27,870 --> 01:34:30,039
‫پشت خونه‌مون یه تپه بود

885
01:34:32,375 --> 01:34:33,626
‫پنج سال پیش،

886
01:34:34,585 --> 01:34:39,131
‫یه زمین‌لغزش رخ داد
‫و آوار خونمون رو نابود کرد

887
01:34:40,716 --> 01:34:43,219
‫مادرم تو اون حادثه مُرد

888
01:34:47,723 --> 01:34:50,935
‫من تازه قبل از حادثه
‫18 سالم شده بود،

889
01:34:51,394 --> 01:34:54,730
‫و تازه بطور رسمی گواهی‎‌نامه‌ام
‫رو گرفته بودم

890
01:34:57,942 --> 01:35:02,488
‫ماشین صدمه ‏ای ندیده بود،
‫منم بعد از مراسم خاکسپاری باهاش از اونجا رفتم

891
01:35:04,365 --> 01:35:07,326
‫پس الان 23 سالته

892
01:35:07,993 --> 01:35:09,245
‫بله

893
01:35:16,544 --> 01:35:21,215
‫جایی واسه رفتن نداشتم،
‫بنابراین همینطوری به سمت غرب ادامه دادم

894
01:35:23,008 --> 01:35:27,680
‫ولی ماشینم توی هیروشیما خراب شد،
‫و منم پولی واسه تعمیرش نداشتم

895
01:35:29,932 --> 01:35:33,978
‫پس شروع کردم به روندن
‫اون کامیون‌های زباله

896
01:35:35,563 --> 01:35:37,898
‫رانندگی تنها کاریه که
‫می‎تونم انجام بدم

897
01:35:45,406 --> 01:35:47,324
‫قصد داری اینجا بمونی؟

898
01:35:48,451 --> 01:35:49,994
‫نمی‌دونم

899
01:35:52,371 --> 01:35:55,124
‫فامیلیم، واتاری
‫از پدرمه

900
01:35:57,084 --> 01:35:59,628
‫و تو شیمانه و هیروشیما این فامیلی زیاده

901
01:36:01,130 --> 01:36:05,676
‫ولی من تا حالا پدرم رو ندیدم
‫و اصلا نمی‌‎دونم زنده‏ست یا نه

902
01:36:07,178 --> 01:36:08,763
‫که اینطور

903
01:36:50,095 --> 01:36:52,097
‫فامیلیت، کافوکو

904
01:36:53,098 --> 01:36:56,727
‫فامیلی کمیابیه، مگه نه؟
‫نوشته، "خونه" و "موفق باشی"

905
01:36:57,770 --> 01:36:59,063
‫فرخنده‌ست

906
01:37:03,275 --> 01:37:06,153
‫همسرم هم قبل از ازدواج‎‌مون
‫همین حرف رو زد

907
01:37:08,447 --> 01:37:10,658
‫اسم همسرم اوتوئه

908
01:37:11,116 --> 01:37:12,117
‫اوتو

909
01:37:12,326 --> 01:37:13,994
‫اوتو، به معنی "صدا"

910
01:37:14,954 --> 01:37:18,457
‫اتو کافوکو.
‫عجب اسمی

911
01:37:20,626 --> 01:37:23,712
‫دلیل اصلیِ اینکه تو ازدواج باهام
‫تردید کرد همین بود

912
01:37:24,421 --> 01:37:27,091
‫اسمش می‌شد "خانه انجیل"

913
01:37:32,304 --> 01:37:34,139
‫اون دو سال پیش فوت کرد

914
01:37:38,394 --> 01:37:40,271
‫بر اثر خونریزی مغزی

915
01:37:43,190 --> 01:37:45,776
‫وقتی رسیدم خونه
‫روی زمین افتاده بود

916
01:37:46,694 --> 01:37:48,863
‫و هرگز به هوش نیومد

917
01:37:55,744 --> 01:37:57,955
‫اون نوار تو رو می‎ترسونه؟

918
01:37:59,957 --> 01:38:02,251
‫نه، اصلا

919
01:38:03,419 --> 01:38:05,129
‫درواقع...

920
01:38:11,927 --> 01:38:13,804
‫ببخشید!

921
01:38:18,726 --> 01:38:20,436
‫ممنون!

922
01:38:26,025 --> 01:38:28,319
‫از اون ماشین خوشم میاد

923
01:38:29,612 --> 01:38:32,156
‫معلومه با احتیاط باهاش کار کردن

924
01:38:33,782 --> 01:38:36,327
‫بنابراین منم می‎خوام
‫با احتیاط برونمش

925
01:38:42,458 --> 01:38:43,751
‫بریم

926
01:39:05,773 --> 01:39:08,651
‫باید یه چیزی باشه.
‫تحملش رو ندارم

927
01:39:09,026 --> 01:39:10,861
‫من 47 سالمه

928
01:39:11,195 --> 01:39:14,990
‫اگه عمرم تا 60 سالگی باشه،
‫یعنی 13 سال جلوی روم دارم

929
01:39:16,241 --> 01:39:17,451
‫این مدت زیادیه

930
01:39:17,785 --> 01:39:21,622
‫چطور قراره اون 13 سال
‫رو سپری کنم؟

931
01:39:35,344 --> 01:39:36,804
‫چه هوای خوبیه

932
01:39:39,014 --> 01:39:40,307
‫آره

933
01:39:56,782 --> 01:39:58,450
‫بیاین اونجا انجامش بدیم

934
01:39:58,450 --> 01:39:59,493
‫اونجا

935
01:40:43,704 --> 01:40:45,622
‫چرا گریه می‎کنی؟

936
01:40:46,373 --> 01:40:50,085
‫نمی‌دونم. چیزی نیست.
‫فقط یهو گریه‌ام در اومد

937
01:40:52,171 --> 01:40:56,050
‫بیخیال.
‫چه مسخره، حالا منم دارم گریه می‎کنم

938
01:40:57,801 --> 01:40:59,845
‫از دستم عصبانی‎ ای چون...

939
01:41:00,304 --> 01:41:03,724
‫فکر می‎کنی به دلایل خودخواهانه
‫با پدرت ازدواج کردم

940
01:41:04,808 --> 01:41:06,894
‫نمی‎دونم حرفم رو باور می‌کنی یا نه،

941
01:41:06,977 --> 01:41:08,645
‫ولی قسم می‎خورم،

942
01:41:08,854 --> 01:41:11,148
‫بخاطر عشق باهاش ازدواج کردم

943
01:41:12,483 --> 01:41:15,360
‫شیفته پروفسور معروف شده بودم

944
01:41:16,528 --> 01:41:20,657
‫الان می‌‎دونم که اون عشق ساختگی
‫و واقعی نبوده

945
01:41:21,158 --> 01:41:23,368
‫ولی اون موقع به نظر واقعی میومد

946
01:41:24,119 --> 01:41:26,580
‫دست خودم نبود

947
01:41:27,623 --> 01:41:30,667
‫ولی تو از زمان ازدواج ما
‫با اون چشم‎های باهوش و مشکوکت...

948
01:41:30,751 --> 01:41:34,922
‫با نارضایتی بهم نگاه کردی

949
01:41:35,422 --> 01:41:38,550
‫بس کن، بس کن.
‫ما آشتی کردیم

950
01:41:38,967 --> 01:41:40,636
‫بیا گذشته رو فراموش کنیم

951
01:41:40,719 --> 01:41:42,846
‫به بقیه اونطوری نگاه نکن

952
01:41:42,930 --> 01:41:44,515
‫بهت نمیاد

953
01:41:44,598 --> 01:41:48,936
‫باید به آدما اعتماد کنی،
‫وگرنه زندگی غیرممکن میشه

954
01:41:52,022 --> 01:41:53,023
‫هی

955
01:41:54,399 --> 01:41:55,943
‫صادقانه بهم بگو

956
01:41:56,360 --> 01:41:58,904
‫تو خوشبختی؟

957
01:42:07,538 --> 01:42:08,789
‫نه

958
01:42:34,314 --> 01:42:36,275
‫من از عمق وجودم...

959
01:42:37,609 --> 01:42:39,862
‫برات آرزوی خوشبختی می‎کنم

960
01:42:40,445 --> 01:42:45,534
‫در خصوص من، من مهم نیستم،
‫مثل یه لوازم جانبی

961
01:42:46,994 --> 01:42:51,415
‫تو موزیک، تو خونه شوهرم،
‫تو داستان عاشقانه...

962
01:42:51,582 --> 01:42:56,545
‫مهم نیست کجا باشم،
‫من فقط یه لوازم جانبی‌ام

963
01:42:58,046 --> 01:43:01,216
‫راستش رو بخوای، سونیا...

964
01:43:02,676 --> 01:43:07,764
‫حالا که بهش فکر می‎کنم،
‫اصلا خوشبخت نیستم

965
01:43:09,016 --> 01:43:12,853
‫خوشبختی واسه من
‫توی این دنیا وجود نداره

966
01:43:16,023 --> 01:43:17,774
‫چرا داری می‎خندی؟

967
01:43:18,859 --> 01:43:20,569
‫من خوشبختم

968
01:43:21,153 --> 01:43:23,530
‫خیلی خوشبختم

969
01:43:26,074 --> 01:43:29,203
‫حالا می‎خوام پیانو بزنم

970
01:43:39,004 --> 01:43:40,339
‫برو بنواز

971
01:43:40,505 --> 01:43:42,174
‫خیلی دوست دارم نواختنت رو بشنوم

972
01:44:00,984 --> 01:44:02,945
‫الان یه اتفاقی افتاد

973
01:44:03,320 --> 01:44:05,989
‫ولی هنوزم فقط بین بازیگرهاست

974
01:44:06,198 --> 01:44:07,866
‫این قدم بعدی

975
01:44:08,242 --> 01:44:10,244
‫برای حضار شرحش میدیم

976
01:44:10,994 --> 01:44:14,164
‫اون لحظه رو بطور کامل
‫روی صحنه بازسازی می‎کنیم

977
01:44:19,253 --> 01:44:20,837
‫بیاین صحنه سوم رو هم انجام بدیم

978
01:44:21,171 --> 01:44:22,381
‫تاکاتسوکی

979
01:44:23,548 --> 01:44:24,758
‫بله

980
01:44:56,331 --> 01:44:57,541
‫هوا یخ بندونه

981
01:44:57,708 --> 01:44:58,834
‫بله

982
01:45:04,214 --> 01:45:07,050
‫بابت امروز ممنون

983
01:45:08,051 --> 01:45:09,136
‫بخاطر چی؟

984
01:45:10,178 --> 01:45:11,221
‫هیچی

985
01:45:17,477 --> 01:45:19,271
‫میشه صحبت کنیم؟

986
01:45:21,356 --> 01:45:24,860
‫اگه از نظرتون اشکالی نداره، یه جایی همین نزدیکی‎ها.
‫فقط یه مدت کوتاه

987
01:45:26,486 --> 01:45:27,988
‫ماشینت کجاست؟

988
01:45:28,655 --> 01:45:30,240
‫بردم تعمیرش کنن

989
01:46:04,608 --> 01:46:05,984
‫درمورد امروز...

990
01:46:07,194 --> 01:46:09,946
‫چه اتفاقی افتاد؟

991
01:46:10,113 --> 01:46:13,617
‫بین جنیس و یون‎آ

992
01:46:15,744 --> 01:46:17,996
‫فقط خودشون جواب اینو می‎دونن

993
01:46:18,955 --> 01:46:24,169
‫فقط می‎تونم بگم که این متن
‫قدرت ممکن کردن اونو داره

994
01:46:25,253 --> 01:46:30,008
‫آقای کافوکو، چرا خودتون نقش وانیا
‫رو بازی نمی‎کنین؟

995
01:46:34,262 --> 01:46:36,181
‫چخوف خیلی ترسناکه

996
01:46:39,267 --> 01:46:43,772
‫وقتی دیالوگ‌هاش رو میگی،
‫شخصیت واقعیت رو نمایان می‌کنه

997
01:46:44,940 --> 01:46:46,400
‫تو حسش نمی‎کنی؟

998
01:46:48,443 --> 01:46:51,446
‫دیگه تحملش رو ندارم

999
01:46:52,823 --> 01:46:55,700
‫که یعنی دیگه نمی‎تونم این نقش رو ایفاء کنم

1000
01:46:55,951 --> 01:46:59,496
‫احساس می‎کنم مناسب تولید این اثر نیستم

1001
01:47:00,747 --> 01:47:02,666
‫به درد این نقش نمی‎خورم

1002
01:47:03,625 --> 01:47:07,754
‫مطمئنم تماشاگرها هم همین حس
‫بهشون دست میده

1003
01:47:10,298 --> 01:47:14,636
‫وقتی تست بازیگری دادم،
‫درمانده و اوضاعم خراب بود

1004
01:47:15,345 --> 01:47:17,889
‫نمی‌دونستم دارم چیکار می‎کنم

1005
01:47:18,640 --> 01:47:22,936
‫پس چرا منو انتخاب کردی؟

1006
01:47:27,941 --> 01:47:29,776
‫اوتو ما رو پیش هم آورد

1007
01:47:30,277 --> 01:47:34,114
‫لطفا، همینطوری یه چیزی نگین.
‫دارم جدی میگم

1008
01:47:34,322 --> 01:47:37,617
‫من اومدم اینجا تا خودمو عوض کنم

1009
01:47:47,210 --> 01:47:50,130
‫تو نمی‏تونی خیلی خوب
‫خودت رو کنترل کنی

1010
01:47:54,217 --> 01:47:55,677
‫درسته

1011
01:47:57,679 --> 01:48:00,182
‫از دیدگاه اجتماعی، این خوب نیست

1012
01:48:00,265 --> 01:48:03,393
‫ولی لزوماً واسه بازیگر
‫یه عیب به حساب نمیاد

1013
01:48:04,686 --> 01:48:08,482
‫طی تست بازیگریت و جلسات‎مون،
‫کارت بد نبود

1014
01:48:09,816 --> 01:48:12,569
‫می‌تونی پا به پای هم‎بازیگرت ایفای نقش کنی

1015
01:48:14,571 --> 01:48:16,990
‫با متن هم همین کارو بکن

1016
01:48:18,200 --> 01:48:22,287
‫به خودت بیا و به متن پاسخ بده

1017
01:48:23,121 --> 01:48:24,623
‫بهش پاسخ بدم؟

1018
01:48:26,625 --> 01:48:28,752
‫متن داره ازت سوال می‎کنه

1019
01:48:29,252 --> 01:48:33,089
‫اگه بهش گوش بدی و جوابش رو بدی،
‫همون اتفاق هم واسه تو میوفته

1020
01:48:37,511 --> 01:48:38,929
‫پاشو.
‫می‌برمت به هتلت

1021
01:48:39,429 --> 01:48:40,597
‫صورتحساب، لطفا

1022
01:48:41,765 --> 01:48:43,225
‫ممنون

1023
01:48:56,154 --> 01:48:58,949
‫آقای کافوکو پیشنهاد داد که
‫منو به هتلم برسونه

1024
01:48:59,199 --> 01:49:01,409
‫خیلی‏خب، همون آدرس قبلی؟

1025
01:49:05,580 --> 01:49:07,374
‫میرم هزینه پارکینگ رو بدم

1026
01:49:29,229 --> 01:49:30,647
‫تاکاتسوکی کجاست؟

1027
01:49:38,655 --> 01:49:41,449
‫ببخشید، بریم

1028
01:50:12,856 --> 01:50:14,190
‫آقای کافوکو

1029
01:50:16,943 --> 01:50:20,655
‫من خالی‎ ام

1030
01:50:22,532 --> 01:50:24,451
‫هیچی درونم نیست

1031
01:50:28,496 --> 01:50:30,498
‫درمورد اینکه متن داره ازم سوال می‎کنه

1032
01:50:31,499 --> 01:50:36,713
‫فکر کنم اونو با فیلم‌نامه‌‎های اوتو حس کردم

1033
01:50:38,965 --> 01:50:43,428
‫اومدم اینجا چون می‏خواستم
‫دوباره حسش کنم

1034
01:50:45,138 --> 01:50:46,431
‫بنابراین...

1035
01:50:48,892 --> 01:50:51,978
‫در نهایت اون تیکه که گفتین
‫اوتو ما رو پیش هم آورده

1036
01:50:53,772 --> 01:50:55,440
‫حقیقت داره

1037
01:50:58,777 --> 01:51:00,445
‫بالاخره می‎فهمم

1038
01:51:05,116 --> 01:51:06,951
‫من و اوتو...

1039
01:51:07,410 --> 01:51:08,620
‫بله

1040
01:51:09,996 --> 01:51:11,539
‫ما یه دختر داشتیم

1041
01:51:13,291 --> 01:51:16,086
‫اون وقتی چهار سالش بود
‫بر اثر ذات الریه فوت کرد

1042
01:51:16,795 --> 01:51:18,963
‫اگه زنده بود الان 23 سالش بود

1043
01:51:26,179 --> 01:51:30,266
‫مرگ دخترمون پایان روزهای خوش‎ ما بود

1044
01:51:31,893 --> 01:51:33,645
‫اوتو بازیگری رو کنار گذاشت

1045
01:51:34,479 --> 01:51:37,524
‫من کار کردن تو تلوزیون رو کنار گذاشتم
‫و به تئاتر برگشتم

1046
01:51:39,275 --> 01:51:42,570
‫اوتو سال‎ها بی‎حال بود

1047
01:51:43,321 --> 01:51:47,492
‫ولی بعد ناگهان یه روز
‫شروع به داستان نوشتن کرد

1048
01:51:49,244 --> 01:51:52,247
‫نه، شروع به تعریف کردن‎شون کرد

1049
01:51:54,124 --> 01:51:56,334
‫اولین داستانش...

1050
01:52:00,714 --> 01:52:03,007
‫بعد از بحث با من زاده شد

1051
01:52:06,553 --> 01:52:10,432
‫ناگهان بعد از بحث
‫شروع به روایت کردنش کرد

1052
01:52:11,433 --> 01:52:14,811
‫ولی صبح روز بعدش،
‫کامل یادش نمیومد

1053
01:52:16,396 --> 01:52:18,982
‫من کلش رو یادم بود،
‫واسه همین بهش گفتم

1054
01:52:20,483 --> 01:52:23,987
‫اون فیلم‎نامه‎ای بر اساس اون نوشت
‫و به یه مسابقه فرستادش

1055
01:52:25,071 --> 01:52:29,784
‫برنده یه جایزه شد و حرفه کاری اون
‫به عنوان یه فیلمنامه‌نویس رو آغاز کرد

1056
01:52:32,370 --> 01:52:35,373
‫بعضی مواقع بعد از خواب
‫این یادش میومد

1057
01:52:36,916 --> 01:52:40,086
‫بهم می‎گفت و کاری می‎کرد
‫که یادم بیاد

1058
01:52:40,754 --> 01:52:45,467
‫صبح روز بعدش، بهش می‎گفتم.
‫اونم یادداشت برداری می‎کرد

1059
01:52:46,843 --> 01:52:49,095
‫آخر سر این رسم ما شد

1060
01:52:50,889 --> 01:52:54,392
‫بحث و داستان‎های اون
‫به شدت بهم مرتبط بودن

1061
01:52:55,059 --> 01:52:57,145
‫حتی اگه اینطوری به نظر نمیومد

1062
01:52:58,438 --> 01:53:02,734
‫اون در لبه‌ی تیغ رشته ‎ای از یه داستان رو می‎گرفت
‫و باهاش پیش می‌رفت

1063
01:53:03,401 --> 01:53:05,487
‫اون اینطوری داستان می‎نوشت

1064
01:53:06,321 --> 01:53:07,864
‫همیشه نه

1065
01:53:08,031 --> 01:53:12,994
‫ولی هرموقع که حرفه کاریش به بن ‎بست می‎خورد،
‫"اون" یادش میومد

1066
01:53:15,288 --> 01:53:16,623
‫اون داستان‎ها...

1067
01:53:18,124 --> 01:53:21,836
‫به پیوندی تبدیل شد که کمکمون کرد
‫تا بر مرگ بچه‎مون غلبه کنیم

1068
01:53:26,883 --> 01:53:29,552
‫به نظرم ما یه زوج متناسب هم بودیم

1069
01:53:30,762 --> 01:53:33,515
‫به همدیگه نیاز داشتیم
‫تا زندگی رو بگذرونیم

1070
01:53:34,766 --> 01:53:38,269
‫زندگی روزمره و زندگی آینده‎...

1071
01:53:39,395 --> 01:53:41,272
‫خیلی رضایت بخش بودن

1072
01:53:42,232 --> 01:53:44,400
‫حداقل واسه من اینطور بودن

1073
01:53:46,402 --> 01:53:47,862
‫ولی...

1074
01:53:52,116 --> 01:53:54,160
‫اوتو مَردهای دیگه‌ای رو می‌دید

1075
01:53:59,457 --> 01:54:01,292
‫اون خودیه، نگران نباش

1076
01:54:04,921 --> 01:54:07,048
‫اوتو با مَردهای دیگه ‎ای در ارتباط بود

1077
01:54:09,217 --> 01:54:10,885
‫نه فقط یه نفر

1078
01:54:11,261 --> 01:54:15,223
‫احتمالا با بازیگرهایی که جزء فیلم‌های درامی بودن
‫که اون نوشته بود

1079
01:54:16,432 --> 01:54:19,269
‫هر رابطه همراه با فیلم درام به اتمام رسید

1080
01:54:19,602 --> 01:54:22,981
‫و با شروع هر فیلم درام جدید
‫یه رابط دیگه شروع میشد

1081
01:54:25,567 --> 01:54:27,443
‫مدرکی در این باره داری؟

1082
01:54:28,361 --> 01:54:30,154
‫قبلا شاهدشون بودم

1083
01:54:32,782 --> 01:54:35,827
‫بعضی وقت‎ها اونا رو به خونه ‎مون میاورد

1084
01:54:41,875 --> 01:54:45,378
‫با این وجود،
‫هرگز به عشق اون به خودم شک نکردم

1085
01:54:46,588 --> 01:54:48,381
‫شکی درکار نبود

1086
01:54:50,216 --> 01:54:53,678
‫اوتو درحالی که عاشقم بود
‫خیلی طبیعی بهم خیانت کرد

1087
01:54:55,138 --> 01:54:58,474
‫ما قطعاً عمیقاً به هم وابسته بودیم،
‫بیشتر از هر کسی

1088
01:54:58,558 --> 01:55:00,685
‫با اینحال، اون درونش...

1089
01:55:01,269 --> 01:55:05,398
‫محلی رو داشت که نمی‎تونستم توش رو ببینم،
‫جایی که یه چیزه تاریک می‎چرخید

1090
01:55:07,358 --> 01:55:12,196
‫در مورد این مسائل هیچوقت ازش سوال نکردی؟

1091
01:55:14,365 --> 01:55:18,202
‫چیزی که بیشتر از همه ‎چی می‏ترسیدم
‫از دست دادن اون بود

1092
01:55:19,245 --> 01:55:24,375
‫اگه می‎فهمید که من می‎دونم،
‫دیگه نمی‎تونست تعادل‌‎مون رو حفظ کنه

1093
01:55:27,211 --> 01:55:30,798
‫ممکن نیست که می‏خواسته
‫به حرفاش گوش بدی؟

1094
01:55:35,720 --> 01:55:39,891
‫اوتو چیزی بهت گفت؟

1095
01:55:45,188 --> 01:55:48,483
‫میشه یه داستانی که اون بهم گفت
‫رو برات بگم؟

1096
01:55:50,568 --> 01:55:51,861
‫بله

1097
01:55:52,528 --> 01:55:54,697
‫داستان خیلی مرموزیه

1098
01:55:55,365 --> 01:56:00,203
‫یه دختر دبیرستانی دزدکی وارد خونه‌ی پسری میشه
‫که ازش خوشش میاد

1099
01:56:02,705 --> 01:56:06,709
‫منم این داستان رو شنیدم

1100
01:56:07,418 --> 01:56:10,046
‫دختری که قبلا یه مکنده‌ماهی بود

1101
01:56:10,254 --> 01:56:11,589
‫درسته

1102
01:56:12,298 --> 01:56:17,428
‫چندین بار دزدکی وارد خونه میشه
‫و هر دفعه نشونه ‎ای از خودش به جای میذاره

1103
01:56:18,304 --> 01:56:22,433
‫یه روز، روی تخت یاماگا گریه میکنه

1104
01:56:23,059 --> 01:56:28,022
‫یکی میاد خونه،
‫ولی داستان بدون اینکه بگه کی میاد تموم میشه

1105
01:56:28,398 --> 01:56:29,899
‫نه

1106
01:56:33,069 --> 01:56:34,862
‫اونجا تموم نمیشه

1107
01:56:38,116 --> 01:56:40,410
‫تو می‎دونی بعدش چی میشه؟

1108
01:56:41,577 --> 01:56:43,037
‫بله

1109
01:56:43,913 --> 01:56:45,623
‫خب کی بود؟

1110
01:56:47,291 --> 01:56:49,293
‫کی از پله ‎ها بالا اومد؟

1111
01:56:50,795 --> 01:56:52,922
‫یه متجاوز دیگه

1112
01:56:53,464 --> 01:56:55,049
‫یکی دیگه؟

1113
01:56:55,508 --> 01:56:56,968
‫آره

1114
01:56:57,301 --> 01:57:01,055
‫یاماگا یا پدرش یا مادرش نبود

1115
01:57:01,639 --> 01:57:03,474
‫فقط یه دزد بود

1116
01:57:04,475 --> 01:57:08,855
‫دزد اونو توی اتاق پیدا می‎کنه

1117
01:57:09,272 --> 01:57:10,940
‫و سعی می‎کنه بهش حمله کنه

1118
01:57:12,483 --> 01:57:16,487
‫اون یه خودکاری که اونجا بوده رو برمی‌‌داره
‫و تو چشم چپ یارو فرو می‎کنه

1119
01:57:17,613 --> 01:57:19,907
‫اون شدیدا تقلا می‎کنه،

1120
01:57:20,283 --> 01:57:25,246
‫و بارها خودکار رو تو شقیقه
‫و گردنش فرو می‎کنه

1121
01:57:26,581 --> 01:57:29,208
‫متوجه میشه که مَردِ سست شده

1122
01:57:30,334 --> 01:57:32,837
‫اون دزد رو می‎کشه

1123
01:57:35,256 --> 01:57:40,428
‫زیر دوش خون روی بدنش رو می‎شوره
‫و میره خونه

1124
01:57:42,805 --> 01:57:46,559
‫نشونه‏ای که اون روز توی اتاق یاماگا
‫به جای می‌‎ذاره...

1125
01:57:47,393 --> 01:57:49,562
‫جسد دزدِ بوده

1126
01:57:51,481 --> 01:57:55,943
‫صبح روز بعدش، میره مدرسه
‫آماده‎ ست که...

1127
01:57:56,402 --> 01:57:59,989
‫همه‎‌چی رو به یاماگا اعتراف کنه
‫و با قضاوت اون روبه ‎رو بشه

1128
01:58:00,782 --> 01:58:05,828
‫ولی اون روز یاماگا مثل همیشه به نظر میاد

1129
01:58:07,955 --> 01:58:14,045
‫اونو می‎بینه که بعد از مدرسه داره فوتبال بازی می‎کنه
‫و مثل همیشه بی‌خیاله

1130
01:58:15,296 --> 01:58:17,799
‫فرداش هم اوضاع همینطوره

1131
01:58:19,801 --> 01:58:24,931
‫هیچی عوض نشده.
‫چی به سر جسدِ تو خونه‌ی یاماگا اومد؟

1132
01:58:25,890 --> 01:58:29,227
‫یعنی اون اتفاق یه خیال بوده؟

1133
01:58:32,271 --> 01:58:37,610
‫اون به خونه یاماگا میره
‫و هیچی به نظر غیرمعمول نمیاد

1134
01:58:38,528 --> 01:58:40,196
‫به جز یه چیز...

1135
01:58:41,489 --> 01:58:45,076
‫یه دوربین مدار بسته
‫بالای در ورودی نصب شده

1136
01:58:47,787 --> 01:58:53,376
‫واسه اینکه به نظر گناهکار نیاد،
‫بدون اینکه وایسه از خونه‌اش رد میشه

1137
01:58:55,378 --> 01:58:57,505
‫یه اتفاق وحشتناک افتاده،

1138
01:58:58,422 --> 01:59:01,092
‫و اون مقصر بوده

1139
01:59:02,260 --> 01:59:05,638
‫ولی دنیا به نظر آروم میومد
‫انگار هیچ تغییری صورت نگرفته

1140
01:59:07,140 --> 01:59:13,187
‫ولی، دنیا قطعاً به یه چیزه شوم تغییر کرده بود

1141
01:59:14,856 --> 01:59:17,233
‫اون برمی‎گرده

1142
01:59:20,194 --> 01:59:23,197
‫میگه باید مسئولیت کاری که کردم
‫رو به گردن بگیرم

1143
01:59:24,323 --> 01:59:26,993
‫نمی‏تونم وانمود کنم که اتفاق نیوفتاده

1144
01:59:28,870 --> 01:59:31,080
‫چون قطعاً اتفاق افتاده

1145
01:59:31,873 --> 01:59:36,043
‫من بدون شک اون مَرد رو کشتم

1146
01:59:39,172 --> 01:59:44,969
‫زیر گلدون رو می‎گرده
‫ولی دیگه کلید اونجا نیست

1147
01:59:46,554 --> 01:59:49,098
‫به دوربین مدار بسته خیره میشه

1148
01:59:50,016 --> 01:59:53,978
‫چون اون تنها تغییریه که
‫اون تو این دنیا ایجاد کرده

1149
01:59:56,480 --> 01:59:58,608
‫تو لنز دوربین نگاه می‏‎کنه و...

1150
02:00:00,151 --> 02:00:02,778
‫حرف‎هاش رو بارها و بارها تکرار می‎کنه

1151
02:00:04,989 --> 02:00:07,825
‫بطور واضح، تا حرفاش رو متوجه بشن

1152
02:00:09,535 --> 02:00:11,621
‫من کُشتمش

1153
02:00:13,331 --> 02:00:15,458
‫من کُشتمش

1154
02:00:17,710 --> 02:00:19,795
‫من کُشتمش

1155
02:00:25,801 --> 02:00:28,137
‫من تا همینجاش رو می‌دونم

1156
02:00:29,513 --> 02:00:35,019
‫شاید داستان همینجا تموم میشه
‫یا شایدم ادامه داره

1157
02:00:37,563 --> 02:00:39,982
‫داستان مزه‎ ی بدی رو به جای میذاره

1158
02:00:41,192 --> 02:00:44,153
‫ولی با اینحال، وقتی اینو از زبونش شنیدم

1159
02:00:45,238 --> 02:00:49,033
‫حس کردم که اوتو چیزه مهمی
‫رو بهم سپرده

1160
02:00:51,911 --> 02:00:53,371
‫آقای کافوکو

1161
02:00:58,376 --> 02:01:03,547
‫تا جایی که من می‎دونم،
‫اوتو زن واقعا دوست داشتنی ‏‎ای بود

1162
02:01:05,216 --> 02:01:11,180
‫البته، چیزی که من می‎دونم حتما مقدار ناچیزی از
‫چیزی که شما راجع ‎به اون می‎دونین، هست

1163
02:01:12,098 --> 02:01:15,017
‫ولی هنوزم با قطعیت اینطور فکر می‏‎کنم

1164
02:01:16,352 --> 02:01:19,730
‫تو بیش از 20 سال
‫با چنین شخص دوست داشتنی‌ای زندگی کردی

1165
02:01:21,399 --> 02:01:26,028
‫و باید بخاطرش خدا رو شاکر باشی.
‫این نظر منه

1166
02:01:29,031 --> 02:01:32,368
‫ولی حتی اگه فکر کنی که
‫یکی رو خوب می‎شناسی...

1167
02:01:33,869 --> 02:01:36,247
‫حتی اگه از ته دل اونو دوست داشته باشی

1168
02:01:38,833 --> 02:01:42,044
‫نمی‎تونی بطور کامل درون قلب
‫اون شخص نگاه کنی

1169
02:01:42,420 --> 02:01:44,547
‫فقط دچار درد میشی

1170
02:01:46,465 --> 02:01:49,343
‫ولی اگه به اندازه کافی تلاش کنی،

1171
02:01:50,177 --> 02:01:53,889
‫می‌تونی درون قلب خودت
‫رو خوب ببینی

1172
02:01:55,349 --> 02:01:58,394
‫پس در آخر، کاری که باید بکنیم اینه که...

1173
02:02:00,813 --> 02:02:03,190
‫به قلب‌مون وفادار باشیم

1174
02:02:04,358 --> 02:02:07,528
‫و به طرز قادری باهاش کنار بیایم

1175
02:02:11,657 --> 02:02:14,160
‫اگه واقعا می‎خوای به یکی نگاه کنی،

1176
02:02:16,412 --> 02:02:18,664
‫پس تنها گزینه تو اینه که...

1177
02:02:21,334 --> 02:02:24,003
‫بطور دقیق و عمیق
‫به خودت نگاه کنی

1178
02:02:27,006 --> 02:02:28,716
‫من همچین فکری می‎کنم

1179
02:03:33,197 --> 02:03:34,365
‫دیگه می‎تونی بری

1180
02:04:09,108 --> 02:04:11,652
‫به نظر دروغ نمی‎گفت

1181
02:04:18,534 --> 02:04:21,328
‫نمی‌دونم حقیقت داره یا نه،

1182
02:04:22,204 --> 02:04:25,499
‫ولی اون داشت چیزی که واسه خودش حقیقت داشت
‫رو بهت می‎گفت

1183
02:04:28,043 --> 02:04:29,670
‫می‌تونم تشخیص بدم

1184
02:04:30,212 --> 02:04:32,965
‫چون من بین دروغگوها بزرگ شدم

1185
02:04:34,049 --> 02:04:36,886
‫باید تشخیصش می‌دادم
‫وگرنه جون سالم به در نمی‎بردم

1186
02:04:53,319 --> 02:04:54,695
‫مطمئنی؟

1187
02:04:54,987 --> 02:04:56,322
‫آره

1188
02:06:07,851 --> 02:06:11,230
‫ببین، دوباره اونجان!
‫اون غازهای بی‌نزاکت!

1189
02:06:11,480 --> 02:06:13,107
‫چه گستاخانه رفتار می‎کنن!

1190
02:06:13,357 --> 02:06:15,109
‫جلوی اون مَرد رو بگیرین!
‫دیوونه شده!

1191
02:06:15,234 --> 02:06:16,944
‫جلوی اون مَرد رو بگیرین!
‫دیوونه شده!

1192
02:06:17,027 --> 02:06:20,072
‫- بدش به من
‫- ولم کن یلنا، ولم کن!

1193
02:06:21,198 --> 02:06:22,866
‫اون کجاست؟

1194
02:06:24,368 --> 02:06:25,995
‫آه، اینجاست!

1195
02:06:26,245 --> 02:06:27,246
‫نه!

1196
02:06:37,548 --> 02:06:39,133
‫نزدمش؟

1197
02:06:39,717 --> 02:06:41,677
‫دوباره تیرم خطا رفت؟

1198
02:06:42,219 --> 02:06:43,679
‫لعنتی...

1199
02:06:44,555 --> 02:06:46,640
‫لعنت بهش!

1200
02:06:46,807 --> 02:06:49,476
‫منو از اینجا ببر بیرون!

1201
02:06:49,768 --> 02:06:51,770
‫من چم شده؟

1202
02:06:51,979 --> 02:06:55,149
‫اگه نیاز می‎بینی منو بکش.
‫دیگه نمی‎تونم اینجا بمونم!

1203
02:06:55,316 --> 02:06:57,484
‫دارم چیکار می‎کنم؟

1204
02:07:01,530 --> 02:07:02,823
‫خیلی ‎خب

1205
02:07:05,409 --> 02:07:09,830
‫اگه اینطوری عمل کنین،
‫اونوقت من می‌تونم سربریاکوف رو بکشم

1206
02:07:11,332 --> 02:07:12,833
‫بعد داستان رو عوض می‎کنیم

1207
02:07:13,626 --> 02:07:16,420
‫تاکاتسوکی، کارت خوب بود

1208
02:07:22,259 --> 02:07:23,927
‫- تاکاتسوکی...
‫- ببخشید

1209
02:07:24,762 --> 02:07:25,971
‫چیه...

1210
02:07:28,098 --> 02:07:30,434
‫من کاتو هستم،
‫از اداره پلیس شمالی هیروشیما

1211
02:07:30,934 --> 02:07:32,478
‫منو ببخشید

1212
02:07:35,439 --> 02:07:37,399
‫کوجی تاکاتسوکی؟

1213
02:07:42,488 --> 02:07:43,489
‫بله

1214
02:07:43,614 --> 02:07:45,949
‫میشه یه جای دیگه صحبت کنیم؟

1215
02:07:48,661 --> 02:07:50,579
‫همینجا خوبه

1216
02:07:52,748 --> 02:07:54,792
‫در روز یکشنبه، 24 نوامبر

1217
02:07:55,793 --> 02:08:01,965
‫حول و حوش ساعت 7:30 عصر، شما در پارک شینتنچی
‫با یه مَرد دعواتون شد و اونو مورد ضرب و شتم قرار دادید

1218
02:08:02,508 --> 02:08:04,134
‫این درسته؟

1219
02:08:06,762 --> 02:08:08,889
‫دوربین فیلم‎تون رو گرفته

1220
02:08:10,140 --> 02:08:13,644
‫اون مَرد دیروز تو بیمارستان جان باخت

1221
02:08:15,521 --> 02:08:19,400
‫بله، اخبار رو دیدم

1222
02:08:21,068 --> 02:08:24,822
‫کار من بود.
‫درسته

1223
02:08:26,365 --> 02:08:28,951
‫همراه ما به اداره پلیس بیا

1224
02:08:29,118 --> 02:08:31,203
‫- می‌تونم لباسم رو عوض کنم؟
‫- بله

1225
02:09:32,264 --> 02:09:36,977
‫«اداره پلیس شمالی هیروشیما»

1226
02:09:54,077 --> 02:09:55,329
‫وکیل...

1227
02:09:55,746 --> 02:10:00,459
‫میگه که آقای تاکاتسوکی به اتهام
‫جراحتِ منجر به فوت اقرار می‎کنه

1228
02:10:05,339 --> 02:10:06,882
‫می‎تونم ببینمش؟

1229
02:10:07,257 --> 02:10:09,051
‫الان نه

1230
02:10:10,010 --> 02:10:13,764
‫مهم‎تر از همه، نمایش رو چیکار کنیم؟

1231
02:10:16,099 --> 02:10:18,060
‫یعنی الان باید به این فکر کنیم؟

1232
02:10:18,227 --> 02:10:22,731
‫بله.
‫چیزیه که باید بهش فکر کنیم

1233
02:10:23,690 --> 02:10:26,485
‫دو گزینه داریم

1234
02:10:28,111 --> 02:10:29,655
‫لغوش کنیم،

1235
02:10:30,155 --> 02:10:32,699
‫یا شما درش بازی کنین

1236
02:10:37,871 --> 02:10:39,498
‫نمی‎تونم این کارو بکنم

1237
02:10:40,999 --> 02:10:43,752
‫تو همه دیالوگ‎ها رو بلدی

1238
02:10:44,419 --> 02:10:48,882
‫وانیا به زبان ژاپنی مثل تاکاتسوکی
‫کمترین اختلال رو ایجاد می‌‎‎کنه

1239
02:10:49,383 --> 02:10:50,676
‫یون‌سو

1240
02:10:52,094 --> 02:10:54,263
‫چرا الان در این مورد صحبت می‎کنیم؟

1241
02:10:59,810 --> 02:11:01,562
‫نمی‎تونم انجامش بدم

1242
02:11:03,480 --> 02:11:06,859
‫پس بیاین لغوش کنیم

1243
02:11:07,901 --> 02:11:09,695
‫مشکلی نداره؟

1244
02:11:22,207 --> 02:11:23,917
‫بهم وقت بدین

1245
02:11:24,751 --> 02:11:28,797
‫دو روز می‎تونیم صبر کنیم.
‫فقط همینقدر

1246
02:11:29,923 --> 02:11:31,383
‫متوجهم

1247
02:11:32,259 --> 02:11:33,927
‫خبرش رو بهتون میدم

1248
02:11:51,778 --> 02:11:54,448
‫جایی می‎شناسی...

1249
02:11:56,533 --> 02:11:58,076
‫که بشه با آرامش فکر کرد؟

1250
02:12:10,380 --> 02:12:12,090
‫می‌برمت یه جایی

1251
02:12:27,397 --> 02:12:29,232
‫روستای کامی جونیتاکی

1252
02:12:34,279 --> 02:12:36,198
‫حاضری جایی که...

1253
02:12:37,532 --> 02:12:39,409
‫توش بزرگ شدی رو نشونم بدی؟

1254
02:12:42,287 --> 02:12:44,206
‫اونجا هیچی نیست

1255
02:12:47,668 --> 02:12:49,336
‫اگه مشکلی باهاش نداری

1256
02:12:50,712 --> 02:12:52,047
‫اهمیتی نداره

1257
02:13:50,772 --> 02:13:52,774
‫یه جا وای‎میستیم
‫تا من بشینم پشت فرمون

1258
02:13:54,234 --> 02:13:57,529
‫باید نوبتی رانندگی کنیم
‫تا یه روزه برسیم اونجا

1259
02:13:59,156 --> 02:14:00,782
‫نوبتی رانندگی نمی‎کنیم

1260
02:14:03,577 --> 02:14:04,745
‫چرا؟

1261
02:14:04,911 --> 02:14:07,664
‫چون رانندگی کار منه

1262
02:14:11,168 --> 02:14:14,337
‫می‎تونم یه روز نخوابم

1263
02:15:42,050 --> 02:15:43,385
‫ممنون

1264
02:15:43,552 --> 02:15:45,512
‫می‎تونی یکم بیشتر استراحت کنی

1265
02:15:45,887 --> 02:15:47,556
‫می‌تونم تو کشتی بخوابم

1266
02:15:47,889 --> 02:15:49,099
‫باشه پس

1267
02:16:46,406 --> 02:16:47,949
‫روزی که اوتو مُرد...

1268
02:16:52,204 --> 02:16:55,790
‫قبل از اینکه برم بیرون ازم پرسید که وقتی
‫برگشتم خونه می‎تونیم باهم حرف بزنیم

1269
02:16:57,626 --> 02:17:00,212
‫لحن صداش ملایم ولی مصمم بود

1270
02:17:01,838 --> 02:17:05,634
‫من اون روز برنامه ‎‏ای نداشتم،
‫ولی همینطوری به رانندگی ادامه دادم

1271
02:17:07,052 --> 02:17:08,553
‫نمی‎تونستم برم خونه

1272
02:17:09,387 --> 02:17:14,643
‫فکر می‎کردم به محض اینکه برم خونه،
‫دیگه هیچوقت مثل قبل نمی‌شیم

1273
02:17:16,686 --> 02:17:19,940
‫وقتی آخر شب برگشتم
‫روی زمین پیداش کردم

1274
02:17:22,359 --> 02:17:24,069
‫زنگ زدم آمبولانس،

1275
02:17:28,156 --> 02:17:30,617
‫ولی اون هرگز به هوش نیومد

1276
02:17:33,203 --> 02:17:35,580
‫اگه یکم زودتر می‎رفتم خونه چی؟

1277
02:17:37,165 --> 02:17:39,084
‫هر روز به این فکر می‎کنم

1278
02:17:46,841 --> 02:17:48,551
‫من مادرم رو کشتم

1279
02:17:51,221 --> 02:17:53,682
‫وقتی زمین‌لغزش خونه ‎مون رو له کرد

1280
02:17:54,849 --> 02:17:56,726
‫منم داخل بودم

1281
02:17:57,477 --> 02:18:01,523
‫تونستم از خونه‌ی فرو ریخته
‫بخزم و برم بیرون

1282
02:18:03,608 --> 02:18:07,654
‫بعد از اینکه فرار کردم،
‫یکم به خونه نیمه فرو ریخته نگاه کردم

1283
02:18:09,072 --> 02:18:13,868
‫بعد آوار تپه بیشتری اومد
‫و به طور کامل نابودش کرد

1284
02:18:16,454 --> 02:18:19,499
‫مادرم زیر آوار مُرده پیدا شد

1285
02:18:21,960 --> 02:18:25,171
‫می‌دونستم اون هنوز تو خونه‎ست

1286
02:18:26,798 --> 02:18:32,721
‫نمی‌‎دونم چرا درخواست کمک نکردم،
‫یا چرا نجاتش ندادم

1287
02:18:33,722 --> 02:18:37,851
‫ازش متنفر بودم، ولی این تنها حسی نبود
‫که نسبت به اون داشتم

1288
02:18:42,397 --> 02:18:46,234
‫این جای زخم روی گونه‌ام
‫بخاطر اون حادثه‎‌ست

1289
02:18:47,569 --> 02:18:50,739
‫بهم گفتن با عمل جراحی میشه کاری کرد
‫که کمتر به چشم بیاد،

1290
02:18:51,656 --> 02:18:54,659
‫ولی خوشم نمیاد پاکش کنم

1291
02:19:02,751 --> 02:19:05,295
‫اگه من پدرت بودم،

1292
02:19:07,589 --> 02:19:10,342
‫دور شونه ‎هات رو می‌‎گرفتم
‫و می‎گفتم،

1293
02:19:12,761 --> 02:19:14,429
‫"این تقصیر تو نیست"

1294
02:19:16,264 --> 02:19:18,308
‫"تو کار اشتباهی نکردی"

1295
02:19:24,647 --> 02:19:26,316
‫ولی من نمی‎تونم این حرف رو بزنم

1296
02:19:30,278 --> 02:19:32,197
‫تو مادرت رو کشتی

1297
02:19:33,990 --> 02:19:35,742
‫و منم همسرم رو کشتم

1298
02:19:39,704 --> 02:19:40,872
‫آره

1299
02:20:52,193 --> 02:20:55,321
‫ با کازویا یامائوچی از هیروشیما درگیر...

1300
02:20:55,530 --> 02:20:58,992
‫ و به او حمله کرده،
‫ بطور مکرر به صورت او مشت زده

1301
02:20:59,492 --> 02:21:04,038
‫ یامائوچی به بیمارستان برده شده
‫ اما مُرده اعلام شده

1302
02:21:05,290 --> 02:21:11,004
‫ کوجی تاکاتسوکی یه بازیگره که در نمایش‎های تئاتر
‫ و فیلم‌های زیادی ایفای نقش کرده

1303
02:21:11,379 --> 02:21:16,009
‫ اما پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر رابطه او
‫ با یک فرد خردسال در سال گذشته،

1304
02:21:16,509 --> 02:21:21,681
‫ او به طور مستقل کار می‌کرد
‫ و در ژانویه از شرکت مدیریت خود خارج شد

1305
02:21:51,127 --> 02:21:52,504
‫صبح بخیر

1306
02:22:40,468 --> 02:22:45,139
‫[گل و سبزیجاتِ فروشی]

1307
02:24:20,943 --> 02:24:23,321
‫اینجا جاییه که تو...

1308
02:24:23,905 --> 02:24:25,448
‫احتمالا

1309
02:24:28,910 --> 02:24:30,787
‫خیلی عوض شده

1310
02:24:33,915 --> 02:24:35,583
‫می‎تونیم بریم اون بالا؟

1311
02:25:30,012 --> 02:25:31,556
‫اون خونه‎‎مونه

1312
02:26:06,549 --> 02:26:07,800
‫مادرم...

1313
02:26:09,343 --> 02:26:11,929
‫یه شخصیت جداگانه به اسم ساچی داشت

1314
02:26:15,391 --> 02:26:16,309
‫ساچی

1315
02:26:17,059 --> 02:26:18,311
‫آره

1316
02:26:19,270 --> 02:26:22,064
‫اولین بار وقتی 14 سالم بود
‫اون پیداش شد

1317
02:26:23,399 --> 02:26:25,401
‫گفت که هشت سالشه،

1318
02:26:25,568 --> 02:26:28,905
‫ولی اون طی 4 سال اصلا سنش بالا نرفت

1319
02:26:33,910 --> 02:26:35,369
‫ساچی...

1320
02:26:36,120 --> 02:26:40,166
‫اغلب بعد از اینکه مادرم بدجور منو کتک میزد
‫پیداش می‌شد

1321
02:26:43,294 --> 02:26:47,882
‫انگار هوشیاری اون با بدن یه بزرگسال
‫مطابقت نداشت

1322
02:26:48,758 --> 02:26:50,593
‫نمی‎تونست درست حرکت کنه

1323
02:26:52,386 --> 02:26:54,680
‫سعی می‏کرد راه بره
‫ولی میوفتاد،

1324
02:26:55,765 --> 02:26:58,851
‫و آخر سر فقط یه ‎جا می‌‎نشست

1325
02:27:04,524 --> 02:27:06,943
‫ساچی از حلقه ‎های پازل خوشش میومد

1326
02:27:09,237 --> 02:27:11,948
‫باهم جدول کلمات حل می‎کردیم

1327
02:27:14,200 --> 02:27:17,203
‫ساچی خیلی بی‌دلیل گریه می‎کرد

1328
02:27:19,038 --> 02:27:21,082
‫هر وقت که گریه می‎کرد،
‫بغلش می‎کردم...

1329
02:27:21,833 --> 02:27:23,876
‫و بارها کمرش رو مالش می‌دادم

1330
02:27:26,045 --> 02:27:30,258
‫از اون مواقع خوشم میاد

1331
02:27:50,903 --> 02:27:53,739
‫آخرین چیزه زیبای مادرم...

1332
02:27:54,866 --> 02:27:57,326
‫در ساچی خلاصه شد

1333
02:27:59,996 --> 02:28:01,706
‫ساچی...

1334
02:28:04,166 --> 02:28:06,335
‫تنها دوست من بود

1335
02:28:35,531 --> 02:28:38,659
‫نمی‌دونم مادرم بیماری روانی داشت،

1336
02:28:40,703 --> 02:28:45,708
‫یا داشت نقش بازی می‎کرد
‫تا منو نزدیکش نگه داره

1337
02:28:49,170 --> 02:28:52,548
‫ولی حتی اگه نقش بازی می‎کرد،

1338
02:28:54,258 --> 02:28:56,969
‫از ته دلش بود

1339
02:29:00,598 --> 02:29:03,059
‫فکر کنم مادرم با تبدیل شدن به ساچی...

1340
02:29:04,685 --> 02:29:08,147
‫سعی می‎‏کرد تو یه واقعیت جهنمی
‫بقاء پیدا کنه

1341
02:29:19,325 --> 02:29:21,327
‫وقتی اون زمین لغزش رخ داد،

1342
02:29:23,537 --> 02:29:25,665
‫می‎دونستم که مرگ مادرم...

1343
02:29:26,874 --> 02:29:29,961
‫یعنی ساچی هم می‎میره

1344
02:29:32,630 --> 02:29:33,923
‫با اینحال

1345
02:29:37,134 --> 02:29:39,136
‫کاری نکردم

1346
02:29:58,280 --> 02:29:59,740
‫کثیفه

1347
02:30:13,754 --> 02:30:15,089
‫آقای کافوکو،

1348
02:30:15,965 --> 02:30:17,550
‫درمورد اوتو...

1349
02:30:20,219 --> 02:30:23,639
‫برات سخته که اونو بپذیری،

1350
02:30:24,432 --> 02:30:27,393
‫همه‌چیش رو، همونطوری که بود؟

1351
02:30:30,146 --> 02:30:33,065
‫شاید اون اصلا مرموز نبوده

1352
02:30:34,316 --> 02:30:37,945
‫یعنی سخته که فکر کنی
‫اون واقعا همینطوری بوده؟

1353
02:30:40,281 --> 02:30:42,783
‫اینکه تو رو خیلی دوست داشته و...

1354
02:30:43,951 --> 02:30:46,746
‫اینکه مدام دنبال مَردهای دیگه می‎رفته

1355
02:30:48,622 --> 02:30:52,960
‫به نظر نمیرسه که باهم تناقض داشته باشن
‫یا به نظر من فریبنده نمیاد

1356
02:30:55,796 --> 02:30:57,590
‫این عجیبه؟

1357
02:31:05,181 --> 02:31:06,474
‫متاسفم

1358
02:31:22,740 --> 02:31:24,950
‫من باید درست و حسابی رنج می‎کشیدم

1359
02:31:27,661 --> 02:31:29,830
‫اجازه دادم یه چیزه خالص و واقعی ازم دستم بره

1360
02:31:32,208 --> 02:31:34,376
‫من عمیقاً دچار درد شده بودم

1361
02:31:35,753 --> 02:31:37,630
‫تا حدی که حواس ‎پرت شده بودم

1362
02:31:39,757 --> 02:31:41,217
‫ولی...

1363
02:31:42,426 --> 02:31:43,886
‫بخاطر همین...

1364
02:31:45,429 --> 02:31:47,723
‫وانمود کردم که متوجهش نشدم

1365
02:31:50,392 --> 02:31:52,728
‫به خودم گوش ندادم

1366
02:32:00,444 --> 02:32:02,738
‫واسه همین اوتو رو از دست دادم

1367
02:32:05,449 --> 02:32:06,909
‫برای همیشه

1368
02:32:09,954 --> 02:32:11,497
‫حالا می‎فهمم

1369
02:32:20,297 --> 02:32:21,966
‫می‎خوام اوتو رو ببینم

1370
02:32:25,427 --> 02:32:27,513
‫اگه ببینمش، می‎خوام سرش داد بزنم

1371
02:32:29,056 --> 02:32:30,558
‫سرزنشش کنم

1372
02:32:31,684 --> 02:32:33,936
‫بخاطر اینکه همیشه بهم دروغ می‎گفت

1373
02:32:35,729 --> 02:32:37,356
‫می‏خوام غذرخواهی کنم

1374
02:32:40,025 --> 02:32:42,319
‫بخاطر اینکه گوش ندادم

1375
02:32:44,780 --> 02:32:46,949
‫بخاطر اینکه قوی نبودم

1376
02:32:53,330 --> 02:32:54,832
‫می‏خوام اون برگرده

1377
02:32:56,834 --> 02:32:58,335
‫می‎‏خوام اون زندگی کنه

1378
02:33:00,379 --> 02:33:02,798
‫فقط می‎خوام یه بار دیگه باهاش حرف بزنم

1379
02:33:08,804 --> 02:33:10,431
‫می‎‏خوام ببینمش

1380
02:33:14,101 --> 02:33:15,644
‫ولی دیگه دیره

1381
02:33:19,106 --> 02:33:20,774
‫راه برگشتی نیست

1382
02:33:22,610 --> 02:33:24,320
‫کاری از دستم برنمیاد

1383
02:33:55,601 --> 02:33:58,729
‫من قبول نمی‎کنم!
‫صبر کن، هنوز حرفام تموم نشده!

1384
02:33:59,688 --> 02:34:03,609
‫تو زندگیم رو نابود کردی.
‫من هیچوقت زندگی نکردم

1385
02:34:03,776 --> 02:34:08,530
‫بخاطر تو، من بهترین سال‎‌های عمرم رو هدر دادم
‫و خراب‎شون کردم

1386
02:34:08,906 --> 02:34:11,200
‫تو حریف منی.
‫دشمن اصلی من!

1387
02:34:11,367 --> 02:34:12,701
‫تحملش رو ندارم

1388
02:34:12,993 --> 02:34:14,620
‫ولی چی می‏خوای؟

1389
02:34:14,703 --> 02:34:16,038
‫من میرم

1390
02:34:16,247 --> 02:34:20,084
‫تو مگه چه حقی داری که
‫اینطوری باهام صحبت کنی؟

1391
02:34:20,251 --> 02:34:21,585
‫ای احمق!

1392
02:34:22,586 --> 02:34:26,799
‫اگه این ملک مال توئه
‫خب برش دار، برام اهمیتی نداره!

1393
02:34:27,216 --> 02:34:31,262
‫اینجا مثل جهنمه.
‫تحملش رو ندارم. الان دیگه میرم

1394
02:34:31,470 --> 02:34:34,598
‫من با استعداد و باهوشم.
‫شجاع هم هستم

1395
02:34:34,932 --> 02:34:38,978
‫اگه عادی زندگی می‎کردم، ممکن بود من
‫یه شوپنهاور یا داستایفسکی دیگه باشم
‫[فیلسوف و نویسنده معروف]

1396
02:34:39,103 --> 02:34:40,813
‫دیگه داره حالم از این مزخرفات بهم می‏خوره!

1397
02:34:41,563 --> 02:34:42,898
‫دارم عقلم رو از دست میدم!

1398
02:34:42,982 --> 02:34:45,818
‫مادر، دیگه تحمل ندارم!

1399
02:34:46,110 --> 02:34:48,612
‫به حرف پروفسور گوش بده!

1400
02:34:48,779 --> 02:34:51,657
‫مادر، باید چیکار کنم؟

1401
02:34:52,283 --> 02:34:57,162
‫نه، ولش کن. چیزی نگو.
‫می‌دونم چیکار کنم

1402
02:34:57,496 --> 02:34:59,748
‫کاری می‎کنم تاوانش رو پس بدی!

1403
02:34:59,957 --> 02:35:01,333
‫ژان!

1404
02:36:27,252 --> 02:36:29,088
‫من بدبختم

1405
02:36:33,300 --> 02:36:36,053
‫کاش می‎‌دونستی چقدر بدبختم

1406
02:36:40,599 --> 02:36:42,976
‫چه میشه کرد؟

1407
02:36:43,519 --> 02:36:46,563
‫باید زندگی‎مون رو بکنیم

1408
02:38:00,929 --> 02:38:02,639
‫کیسه پلاستیکی می‏‎خوای؟

1409
02:38:02,848 --> 02:38:04,766
‫نه، نیازی نیست

1410
02:38:07,936 --> 02:38:09,313
‫امتیازهات رو نگه می‌‎داری؟

1411
02:38:09,396 --> 02:38:10,606
‫نه
