﻿1
00:00:51,593 --> 00:00:56,473
‫به نیواورلینز خوش آمدید فانی‌های جاهل.

2
00:00:56,639 --> 00:00:59,517
‫شهری مملو از فراطبیعی‌ها.

3
00:01:00,685 --> 00:01:04,814
‫شهری که تشیع‌جنازه‌های غم‌انگیز
‫به جشن و سرور ختم می‌شود.

4
00:01:05,940 --> 00:01:08,943
‫مکانی که مرگ پایان ماجرا نیست...

5
00:01:09,152 --> 00:01:11,488
‫بلکه شروعی بدیع است.

6
00:01:11,488 --> 00:01:15,492
‫چنانچه حتی غم و اندوه هم
‫می‌تواند دروازه‌ای رو به نشاط باشد...

7
00:01:15,742 --> 00:01:17,744
‫البته اگر مایل به قدم برداشتن
‫در چنین مسیری باشید.

8
00:01:22,248 --> 00:01:24,834
‫ساعت ۱۱:۵۸ـه! بیاید آماده بشیم.

9
00:01:31,716 --> 00:01:33,259
‫- به به.
‫- هی ببخشید بارتندر عزیز.

10
00:01:34,761 --> 00:01:38,973
‫ببخشید. ببخشید. عذر می‌خوام آقای بارتندر.
‫می‌شه یه نوشیدنی واسم بریزی؟ باشه.

11
00:01:39,432 --> 00:01:40,433
‫بفرما.

12
00:01:41,768 --> 00:01:43,019
‫نوشیدنیِ من مالِ شما.

13
00:01:44,604 --> 00:01:45,897
‫اینطوری پس خودتون چی؟

14
00:01:46,022 --> 00:01:47,649
‫مشکلی نیست،
‫نمی‌خوام زیاد بخورم.

15
00:01:49,192 --> 00:01:50,235
‫شاید بتونیم
‫نصفش کنیم.

16
00:01:50,610 --> 00:01:51,611
‫آره.

17
00:01:52,278 --> 00:01:53,863
‫با کسی اومدی؟

18
00:01:54,072 --> 00:01:54,989
‫بله.

19
00:01:55,156 --> 00:01:56,324
‫با همکارهام به اینجا اومدم...

20
00:01:56,449 --> 00:01:58,868
‫که الان پشتـم هستن
‫و مطمئنـم خیلی هم داغون به نظر میان.

21
00:01:58,952 --> 00:02:00,078
‫شغلتون چیه؟

22
00:02:01,538 --> 00:02:02,872
‫متخصص اخترفیزیک‌ام.

23
00:02:03,915 --> 00:02:05,208
‫یعنی می‌شه...

24
00:02:05,416 --> 00:02:07,168
‫دانشمندِ موشک‌ساز دیگه؟

25
00:02:08,128 --> 00:02:10,171
‫- نورشناسیـه بیشتر. لنز می‌سازم.
‫- نورشناسی.

26
00:02:10,296 --> 00:02:13,049
‫مثلاً در حال حاضر دارم
‫روی یه فرمولی کار می‌کنم تا با ترکیبِ

27
00:02:13,216 --> 00:02:15,135
‫دستورالعمل‌هایی که موجوده
‫به همراهِ مواردی که از...

28
00:02:15,301 --> 00:02:16,803
‫مکانیک کوانتومی یاد می‌گیریم،
‫«ماده تاریک» رو ترسیم کنیم...
‫[اشاره به بخش گمشده و نامرئی از جرم کیهان]

29
00:02:16,970 --> 00:02:17,971
‫و واقعاً هم خیلی پیچیده‌ست اما...

30
00:02:18,179 --> 00:02:20,723
‫بله، انگار که سعی دارید
‫چیزمیزهای نامرئی‌ رو ببینید.

31
00:02:21,182 --> 00:02:22,892
‫دقیقاً شغلم همینـه.

32
00:02:23,059 --> 00:02:24,602
‫ولی تو خیلی بهتر توصیفـش کردی.

33
00:02:24,811 --> 00:02:26,980
‫آخه خودمم یه جورایی...

34
00:02:27,438 --> 00:02:29,107
‫شغلـم تو همین مایه‌هاست.

35
00:02:29,232 --> 00:02:30,567
‫من کارم گردشگریِ ارواحـه.

36
00:02:32,610 --> 00:02:34,404
‫پس اصلاً کارت به شغل من ربطی نداره.

37
00:02:34,571 --> 00:02:36,990
‫ابداً، ولی یه جورایی شبیه بهشـه.

38
00:02:37,866 --> 00:02:40,368
‫به مردم کمک می‌کنم
‫بهتر نگاه کنن تا همه‌چیز رو ببینن.

39
00:02:40,493 --> 00:02:42,120
‫مثل ارواحی که توی هوا معلق‌ان.

40
00:02:42,287 --> 00:02:43,329
‫- توهمات...
‫- ده!

41
00:02:43,496 --> 00:02:45,165
‫- ...ارواحی که از دیوارها عبور می‌کنن...
‫- نه! هشت!

42
00:02:45,331 --> 00:02:47,500
‫- ...و ملت رو تسخیر می‌کنن.
‫- داری مسخره‌ام می‌کنی...

43
00:02:47,667 --> 00:02:48,835
‫هفت!

44
00:02:48,918 --> 00:02:51,004
‫- ...ولی یک بار بیا باهم بریم گردشگری.
‫- شش! پنج!

45
00:02:51,212 --> 00:02:52,297
‫- باشه.
‫- چهار!

46
00:02:52,463 --> 00:02:53,298
‫آره.

47
00:02:53,464 --> 00:02:56,551
‫سه! دو! یک!

48
00:02:57,010 --> 00:02:58,178
‫سال نو مبارک!

49
00:03:01,222 --> 00:03:02,223
‫من بن هستم.

50
00:03:02,932 --> 00:03:03,933
‫منم آلیسام.

51
00:03:05,310 --> 00:03:06,311
‫بن؟

52
00:03:08,271 --> 00:03:09,272
‫بن!

53
00:03:14,986 --> 00:03:15,904
‫بن؟

54
00:03:18,198 --> 00:03:21,784
‫گوش کن، اصلاً دلـم نمی‌خواد
‫روز بدت رو بدتر کنم...

55
00:03:22,118 --> 00:03:25,038
‫چی باعث شده که
‫فکر کنی روز بدی رو دارم پشت‌سر می‌ذارم؟

56
00:03:25,163 --> 00:03:26,539
‫چی شده که باعث شده
‫من فکر کنم داری روز بدی رو پشت‌سر می‌ذاری؟

57
00:03:26,789 --> 00:03:28,541
شاید چون دقیقا مثل دیروزت ای!؟

58
00:03:32,086 --> 00:03:33,338
‫چند نفرن؟

59
00:03:33,880 --> 00:03:35,048
‫- هفت تا.
‫- خیله‌خب، هفت نفرن.

60
00:03:35,089 --> 00:03:36,799
‫چرا هنوزم گردشگرهاش
‫رو دنبال خودت می‌کشونی؟

61
00:03:36,966 --> 00:03:38,343
‫ببین، می‌تونم از
‫درِ پشتی فراریت بدم‌ها.

62
00:03:38,468 --> 00:03:40,303
‫نه، دنبالـم میان.

63
00:03:41,679 --> 00:03:43,056
‫همیشه همین کار رو می‌کنن.

64
00:03:43,473 --> 00:03:44,515
‫آره.

65
00:03:46,684 --> 00:03:48,728
‫شما همون راهنمای تور، بنی؟

66
00:03:48,937 --> 00:03:50,980
‫- بله همینطوره.
‫- من اهل شهر سیراکیوسـم.

67
00:03:51,147 --> 00:03:53,524
‫عالیه. فهرست اسامیـتون رو می‌خونم
‫ببینیم کی هست کی نیست.

68
00:03:53,608 --> 00:03:55,860
‫و فقط کافیه بگید «هستم»، همین...

69
00:03:56,027 --> 00:03:57,779
‫و دیگه توضیح اضافه هم ندید، خب؟

70
00:03:58,738 --> 00:04:01,324
‫- خب اولین نفر آقای «جان پلوسو»؟
‫- حاضر.

71
00:04:01,449 --> 00:04:03,159
‫۵۰ سال تموم حسابدار بودم.

72
00:04:03,284 --> 00:04:04,327
مهم نیست

73
00:04:04,452 --> 00:04:06,537
‫ظاهراً نفر بعدی کارولـه...

74
00:04:06,746 --> 00:04:07,830
‫اینجام!

75
00:04:08,039 --> 00:04:09,707
‫من کارولـم. شمام کارولی؟

76
00:04:09,958 --> 00:04:12,961
‫آره، وای خیلی خنده‌داره!

77
00:04:13,461 --> 00:04:15,922
‫اسم کارول خیلی زیاده‌ها.

78
00:04:21,636 --> 00:04:23,388
‫مگه این ساختمون تسخیرشده نبود؟

79
00:04:23,554 --> 00:04:26,266
‫تورمون تاریخیـه و پیاده‌روی داره.
‫هی، هی، هی.

80
00:04:26,683 --> 00:04:28,434
‫همه‌چیز رو بهتون نشون می‌دم
‫و درموردشون توضیح می‌دم.

81
00:04:28,685 --> 00:04:29,727
‫خبری از داستان‌های ارواح نیست.

82
00:04:35,275 --> 00:04:36,317
‫خب...

83
00:04:36,901 --> 00:04:40,071
‫شنیدم اون کلیسای بزرگی که اونجاست...
‫روح داره.

84
00:04:40,238 --> 00:04:41,698
‫ارواح حقیقت ندارن.

85
00:04:41,823 --> 00:04:43,032
‫من به ارواح اعتقاد دارم.

86
00:04:43,241 --> 00:04:48,204
‫خاله‌ام باربارا خیلی پرنده‌ها رو دوست داشت
‫و عاشق مرغ مگس‌خوار بود.

87
00:04:48,371 --> 00:04:50,915
‫به نظرتون روز تشیع‌جنازه‌اش،
‫چی دیدیم؟

88
00:04:51,040 --> 00:04:52,041
‫یه مرغ مگس‌خوار!

89
00:04:52,166 --> 00:04:53,793
‫خیله‌خب، کارول‌ها...

90
00:04:53,918 --> 00:04:57,005
‫بذارید رک و پوست‌کنده
‫حرفـم رو بهتون بزنم.

91
00:04:57,171 --> 00:05:00,425
‫من توی همۀ خونه‌های تسخیرشدۀ...

92
00:05:00,508 --> 00:05:02,343
‫اکثر شهرهای تسخیرشدۀ دنیا بودم.

93
00:05:02,510 --> 00:05:04,554
‫حتی ۷۲ ساعت هم
‫توی اون خونده وقت‌ گذروندم.

94
00:05:05,054 --> 00:05:06,139
‫می‌خواید بدونید
‫چی دستگیرم شد؟

95
00:05:07,974 --> 00:05:09,809
‫هیچی. هیچیِ هیچی.

96
00:05:09,934 --> 00:05:13,021
‫ارواح وجود ندارن. زندگی آشغالـه.
‫همۀ ما آشغالیـم!

97
00:05:18,901 --> 00:05:19,861
‫شرمنده...

98
00:05:20,236 --> 00:05:21,446
‫ببخشید.

99
00:05:22,739 --> 00:05:23,740
‫بسیارخب، بریم.

100
00:06:23,549 --> 00:06:24,926
‫به خونه خوش اومدی.

101
00:06:30,598 --> 00:06:31,641
‫هی.

102
00:06:34,060 --> 00:06:35,019
‫کارگرهان.

103
00:06:35,103 --> 00:06:37,647
‫بله، ما رسیدیم.
‫شما چقدر با ما فاصله دارید؟

104
00:06:37,855 --> 00:06:40,650
‫چطوری چهار ساعت دیگه می‌رسید؟
‫با همدیگه حرکت کرده بودیم‌ها.

105
00:06:43,528 --> 00:06:45,113
‫آره.
‫نه، ناهار خوردنـتون رو می‌فهمم...

106
00:06:45,279 --> 00:06:47,365
‫ولی به نظرم دیگه شامم خوردید
‫و یه فیلمم تماشا کردید.

107
00:06:49,742 --> 00:06:51,119
‫هروقت رسیدید می‌بینمتون.

108
00:06:52,120 --> 00:06:53,621
‫از دست این کارگرها.

109
00:06:55,540 --> 00:06:56,541
‫تراویس؟

110
00:06:57,375 --> 00:06:58,709
‫اینجام مامان.

111
00:06:59,293 --> 00:07:01,170
‫فقط دارم به خونه یه نگاهی می‌اندازم.

112
00:07:13,433 --> 00:07:15,768
‫وقتـشه. وقتـشه.
‫یکی اومده.

113
00:07:15,935 --> 00:07:17,145
‫همه برید سرجاهاتون.
‫سرجاهاتون.

114
00:07:21,482 --> 00:07:22,817
‫می‌تونه ما رو ببینه.

115
00:07:38,749 --> 00:07:41,878
‫اینجا رو تعمیرش که بکنیم
‫فوق‌العاده می‌شه.

116
00:07:46,549 --> 00:07:47,592
‫به به.

117
00:07:48,009 --> 00:07:49,177
‫می‌خوای اتاقت رو انتخاب کنی؟

118
00:07:50,887 --> 00:07:52,263
‫احتمالاً طبقۀ بالا باشه.

119
00:07:53,222 --> 00:07:54,474
‫- خوشت اومده؟
‫- نه.

120
00:08:29,634 --> 00:08:30,676
‫امروز نه.

121
00:09:08,631 --> 00:09:09,924
‫به خونه خوش اومدید!

122
00:09:15,638 --> 00:09:17,306
‫نه، نه، نه!

123
00:09:26,566 --> 00:09:27,733
‫عزیزدلـم چی شده؟

124
00:09:27,942 --> 00:09:30,027
‫اینجا تسخیرشده‌ست!

125
00:09:30,236 --> 00:09:31,320
‫خیله‌خب، یه لحظه وایسا.

126
00:09:31,445 --> 00:09:34,949
‫می‌دونم اینجا به اندازه‌ای
‫که می‌خواستم گرم و نرم نیست.

127
00:09:36,075 --> 00:09:38,411
‫ولی فکر کنم روز که بشه،
‫احساس بهتری پیدا کنی.

128
00:09:39,704 --> 00:09:43,291
‫هی، وایسا برم یه شمع با رایحۀ وانیل روشن کنم،
‫مطمئن نظرت عوض می‌شه.

129
00:09:44,125 --> 00:09:45,251
‫مطمئنی عوض می‌شه؟

130
00:09:46,294 --> 00:09:49,505
‫عزیزدلـم لطفا یه فرصت به این خونه بده.

131
00:09:49,839 --> 00:09:51,257
‫دیگه خونۀ ماست.

132
00:09:57,263 --> 00:09:58,931
‫نه. جمع کن بریم.

133
00:10:05,062 --> 00:10:05,938
‫نه، نه.

134
00:10:07,356 --> 00:10:08,899
‫بجنب، سوار ماشین شو.
‫سوار ماشین شو.

135
00:10:10,026 --> 00:10:12,194
‫- کمربندت. اول ایمنی.
‫- چرا نمی...

136
00:10:12,361 --> 00:10:14,071
‫- آروم، آروم، از پسش برمیای. تو می‌تونی.
‫- باشه.

137
00:10:14,238 --> 00:10:15,323
‫- مامانی پیشتـه.
‫- باشه.

138
00:10:15,489 --> 00:10:19,285
‫نگران نباش. درسته که عتیقه دوست دارم
‫ولی نه دیگه به این اندازه!

139
00:10:28,461 --> 00:10:30,338
‫برمی‌گردید.

140
00:10:30,546 --> 00:10:33,007
‫برمی‌گردید.

141
00:10:34,258 --> 00:10:38,304
‫[عمارتِ تسخیرشده]

142
00:10:44,477 --> 00:10:47,313
‫خب، خیله‌خب. پیشتـم آلیسا.

143
00:10:57,323 --> 00:10:59,492
‫ببخشید، سلام، شما آقایی
‫که اینجا زندگی می‌کنه رو می‌شناسید؟

144
00:11:00,117 --> 00:11:01,994
‫آره ولی آدم خونگرمی نیست.

145
00:11:07,833 --> 00:11:08,834
‫آهای؟

146
00:11:13,798 --> 00:11:15,841
‫- خب پس نابغه‌ها وضع زندگیـشون اینطوریه.
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

147
00:11:15,966 --> 00:11:17,593
‫آروم، آروم باش،
‫من دزد نیستم!

148
00:11:17,760 --> 00:11:20,054
‫نه، ببین... گنجی که
‫من دنبالـشم، توی بهشتـه.

149
00:11:20,262 --> 00:11:22,473
‫کدوم آدم خلی همینطوری
‫واردِ خونۀ یه آدم دیگه می‌شه؟

150
00:11:22,890 --> 00:11:27,019
‫شرمنده، ولی شانس فقط یک‌بار
‫درِ خونۀ آدم رو می‌زنه.

151
00:11:27,228 --> 00:11:28,729
‫- درست مثل الان.
‫- چی؟

152
00:11:28,896 --> 00:11:31,107
‫چرا داری...
‫چرا گربه بغلتـه؟

153
00:11:31,357 --> 00:11:32,775
‫- مال شما نیست؟
‫- نه.

154
00:11:32,983 --> 00:11:35,695
‫فکر کردم مال شماست.
‫خیلی سعی داشت وارد بشه.

155
00:11:36,362 --> 00:11:39,323
‫برو دوست پشمالوی من. برو.

156
00:11:39,865 --> 00:11:42,702
‫گمونم این کوچولو می‌تونست
‫تموم انرژی‌های مثبتی که...

157
00:11:42,868 --> 00:11:43,869
‫از این خونۀ دلپذیر...

158
00:11:45,413 --> 00:11:46,789
‫خارج می‌شه رو حس کنه.

159
00:11:46,956 --> 00:11:48,916
‫بهتر نیست یکی از
‫پنجره‌ها رو وا کنیم؟

160
00:11:50,668 --> 00:11:52,378
‫راستی، من پدر کنت هستم.

161
00:11:52,503 --> 00:11:54,004
‫سلام کنت.

162
00:11:54,255 --> 00:11:56,882
‫- اجازه هست بشینم؟
‫- نخیرم، نمی‌خواد.

163
00:11:57,049 --> 00:11:58,050
‫باشه، باشه.

164
00:11:58,342 --> 00:12:00,636
‫فقط یه سوال می‌پرسم و می‌رم پی کارم.

165
00:12:01,971 --> 00:12:03,472
‫می‌خوای قهرمان بشی؟

166
00:12:04,765 --> 00:12:05,725
‫نخیر.

167
00:12:06,392 --> 00:12:07,643
‫- آمادگی داری مغزت بپوکه؟
‫- به سلامت.

168
00:12:07,643 --> 00:12:07,810
‫- آمادگی داری مغزت بپوکه؟
‫- به سلامت.

169
00:12:08,018 --> 00:12:08,978
‫دو کلمه بگم می‌رم.

170
00:12:09,145 --> 00:12:10,938
‫عکاسی با دوربین طیف.

171
00:12:11,731 --> 00:12:12,732
‫آها.

172
00:12:12,898 --> 00:12:14,233
‫توجه‌ات رو جلب کرد؟

173
00:12:14,442 --> 00:12:16,318
‫چون خودم بدجور تو نَخِش‌ ام.

174
00:12:17,361 --> 00:12:20,531
‫یعنی واقعاً دوربینی ساختی
‫که انقدر قدرتمنده که...

175
00:12:20,781 --> 00:12:23,075
‫می‌تونه از «ذرات شبح‌گونه» عکسبرداری بکنه؟

176
00:12:23,576 --> 00:12:26,245
‫نخیر، من چنین ادعایی نکردم.
‫خبرگزاری‌ها اینطوری گفتن.

177
00:12:26,370 --> 00:12:29,415
‫در هر صورت، در سطح حرفه‌ای،
‫مورد تمسخر قرار گرفتـم.

178
00:12:29,540 --> 00:12:31,041
‫هی دکتر فرانکشتاین.

179
00:12:31,208 --> 00:12:34,295
‫مردی سرشار از علم و دانش بود،
‫که ملت بهش هجوم بردن.

180
00:12:34,503 --> 00:12:35,504
‫علت چی بود؟

181
00:12:35,629 --> 00:12:36,964
‫بخاطر اینکه سعی داشت
‫چیزی رو خلق بکنه.

182
00:12:37,131 --> 00:12:38,841
‫ایشون هیولا خلق کرد خب؟

183
00:12:39,008 --> 00:12:42,094
‫که اگه اشتباه نکنم، چند نفری
‫رو هم کشته به گمونم. درست می‌گم؟

184
00:12:42,261 --> 00:12:45,306
‫هی هیولای هر آدم، واسه
‫یه آدم دیگه فقط حکم لباس هالووین رو داره.

185
00:12:46,223 --> 00:12:48,934
‫- وااااای. خیله‌خب بریم.
‫- باشه، به حرف‌هام گوش کن.

186
00:12:49,101 --> 00:12:51,145
‫یه خانم خیلی خوبی بهم زنگ زد.

187
00:12:51,270 --> 00:12:53,063
‫یه بچۀ کوچولوی دوست‌داشتنی هم داره...

188
00:12:53,189 --> 00:12:54,732
‫و از نظرشون خونه‌ـشون تسخیرشده‌ست.

189
00:12:54,899 --> 00:12:57,151
‫ازم خواست مراسم جن‌گیری برگزار کنم...

190
00:12:57,693 --> 00:12:59,737
‫ولی از نظر من، به یه...

191
00:12:59,904 --> 00:13:01,155
‫متخصص موجودات فراطبیعی نیاز دارن.

192
00:13:01,655 --> 00:13:03,908
‫- من راهنمای تورم.
‫- تو بن متایسی.

193
00:13:04,074 --> 00:13:06,243
‫توی یه مرکز فضایی کار کردی
‫و تلسکوپ می‌ساختی.

194
00:13:06,410 --> 00:13:09,622
‫قبلشم که متخصص اخترفیزیک توی سرن بودی.
‫[سازمان اروپایی برای تحقیقات هسته‌ای]

195
00:13:09,997 --> 00:13:11,791
‫حالا شدی راهنمای تور؟

196
00:13:12,082 --> 00:13:15,169
‫انگار که مایکل جردن بیسبال بازی کنه.
‫[بازیکن بسکتبال]

197
00:13:15,628 --> 00:13:17,463
‫بیا برگرد به جایی  که بهش متعلقی.

198
00:13:17,630 --> 00:13:18,923
‫توی مسیر درست قدم بردار.

199
00:13:19,173 --> 00:13:21,217
‫احتمالاً این زن مخش تاب برداشته.

200
00:13:21,383 --> 00:13:23,385
‫چیزی به اسم ارواح وجود ندارن.

201
00:13:23,511 --> 00:13:24,637
‫خب پس ضررش کجاست...

202
00:13:24,762 --> 00:13:28,641
‫که یک ساعت تا شمال برونی،
‫با دوربین ارواحت چهارتا عکسم بگیری...

203
00:13:28,849 --> 00:13:30,267
‫و خیالـشون رو راحت بکنی.

204
00:13:30,476 --> 00:13:32,645
‫امکان نداره یک ساعت
‫رانندگی بکنم تا...

205
00:13:32,853 --> 00:13:33,854
‫پول می‌ده‌ها.

206
00:13:35,105 --> 00:13:36,232
‫دو هزار دلار.

207
00:13:36,357 --> 00:13:37,566
‫آدرسش کجاست؟

208
00:13:38,150 --> 00:13:39,276
‫پول حلالِ مشکلاتـه.

209
00:13:39,401 --> 00:13:41,111
‫هی واسه منـم همینه‌ها. ولی ساکت!

210
00:13:41,278 --> 00:13:42,279
‫هیچی نگو.

211
00:13:42,822 --> 00:13:44,907
‫این یارو که تو آسمون‌هاست
‫همیشه حواسش هست...

212
00:13:45,074 --> 00:13:47,451
‫و واقعا افسارم دستـشه.

213
00:13:48,077 --> 00:13:49,954
‫- آره، زیادی هم دستـش نیست.
‫- هی گوش بده.

214
00:13:50,120 --> 00:13:51,914
‫شغل من ایمان داشتنـه...

215
00:13:52,456 --> 00:13:53,707
‫و بهت ایمان دارم.

216
00:14:18,357 --> 00:14:22,528
‫می‌دونی چقدر تفاوت‌هامون زیاده،
‫ولی کنار هم ترکیبِـمون خداست؟

217
00:14:23,070 --> 00:14:24,071
‫قبول دارم.

218
00:14:24,613 --> 00:14:27,867
‫خب این مثل یه پُلیـه
‫بین کار من و کار تو.

219
00:14:28,075 --> 00:14:29,243
‫درسته؟ خب نگاه کن حالا.

220
00:14:32,496 --> 00:14:33,539
‫داری چیکار...

221
00:14:36,125 --> 00:14:37,126
‫یه لنزـه.

222
00:14:39,461 --> 00:14:40,963
‫- عه لنزه!
‫- مراقب باش.

223
00:14:41,672 --> 00:14:42,590
‫لنز کوانتومی...

224
00:14:42,798 --> 00:14:45,384
‫که اگه همه‌چیز طبق انتظاراتـم پیش بره...

225
00:14:46,051 --> 00:14:47,803
‫زندگیـمون از این رو به اون رو می‌شه.

226
00:15:26,467 --> 00:15:28,844
‫خیله‌خب، بذار ببینمش.

227
00:15:31,221 --> 00:15:32,222
‫چی شد؟

228
00:15:34,642 --> 00:15:36,727
‫بعله، شارژش تموم شده.

229
00:15:42,441 --> 00:15:44,026
‫- بن؟
‫- گبی؟

230
00:15:44,818 --> 00:15:47,029
‫- اومدید!
‫- از آشنایی باهاتون خوشحالم. ببخشید دیر کردم.

231
00:15:47,488 --> 00:15:50,157
‫نزدیک خونه مِه گرفته بود
‫و عجیب و غریب شده بود ولی...

232
00:15:50,324 --> 00:15:52,785
‫- آره، موضوع...
‫- مشکلی نیست.

233
00:15:53,452 --> 00:15:54,495
‫وایسا!

234
00:15:55,079 --> 00:15:57,414
‫قبل از اینکه وارد این خونه بشی
‫باید بهت هشدار بدم.

235
00:15:59,166 --> 00:16:01,001
‫اوضاع خیطه، خیلی خیطه.

236
00:16:01,210 --> 00:16:02,378
‫درسته که خیلی بهت نیاز دارم...

237
00:16:03,796 --> 00:16:04,672
‫ولی می‌تونی بری و پشت‌سرتم نگاه نکنی.

238
00:16:04,880 --> 00:16:06,215
‫- نه، نه، نه.
‫- آره، بهتره بری.

239
00:16:06,382 --> 00:16:08,008
‫- اگه بخوای بری، مشکلی نداره.
‫- مشکلی ندارم گبی.

240
00:16:08,258 --> 00:16:09,677
‫من از چهار تا روح که نمی‌ترسم.

241
00:16:10,386 --> 00:16:11,553
‫الان اینجوری می‌گی.

242
00:16:12,096 --> 00:16:13,222
‫ولی واقعاً...

243
00:16:13,472 --> 00:16:15,516
‫این ماجرا ممکنه
‫کلِ مسیر زندگیت رو تغییر بده.

244
00:16:16,350 --> 00:16:18,018
‫به محض اینکه وارد بشی، تمومه.

245
00:16:18,185 --> 00:16:20,354
‫هیچ راه برگشتی وجود نداره.

246
00:16:20,562 --> 00:16:22,815
‫گمونم حاضرم خطرش رو به جون بخرم.

247
00:16:23,023 --> 00:16:23,983
‫راستی، مبلغی که...

248
00:16:25,442 --> 00:16:26,402
‫عالی شد.

249
00:16:27,069 --> 00:16:27,861
‫بسیارخب.

250
00:16:28,112 --> 00:16:28,946
‫لعنتی!

251
00:16:29,321 --> 00:16:32,032
‫- بله.
‫- نیازی نبود انقدر بپردازی.

252
00:16:32,241 --> 00:16:34,910
‫- حتی مطمئن نیستم قبول کنم یا نه.
‫- نه، خواهش می‌کنم قبول کنید.

253
00:16:35,077 --> 00:16:36,328
‫باشه، قبول می‌کنم.

254
00:16:36,704 --> 00:16:39,164
‫خب نظرت چیه یکم بیشتر
‫درمورد این خونه واسم بگی؟

255
00:16:39,665 --> 00:16:41,333
‫احتمالاً بهتره که نشونت بدم.

256
00:16:41,542 --> 00:16:43,085
‫- آره، آره، بریم ببینم.
‫- باشه.

257
00:16:43,252 --> 00:16:44,253
‫باشه.

258
00:16:50,551 --> 00:16:51,635
‫اون‌ها کی هستن؟

259
00:16:52,469 --> 00:16:54,596
‫مشخص نیست.
‫از بومی‌ها پرسیدم.

260
00:16:54,763 --> 00:16:58,434
‫تئوری‌های جالبِ زیادی
‫درمورد این خونه موجوده.

261
00:16:59,768 --> 00:17:01,437
‫خب، ایشون پسرمه.

262
00:17:02,855 --> 00:17:05,566
‫که اینجا می‌خوابه.
‫به دلایلی، اینجا امن‌تر از جاهای دیگه‌ست.

263
00:17:05,983 --> 00:17:08,027
‫و شما دو نفر تنهاییـد؟

264
00:17:09,069 --> 00:17:10,946
‫آره خب، پدرش...

265
00:17:11,613 --> 00:17:12,781
‫سلام عزیزدلم!

266
00:17:13,907 --> 00:17:14,825
‫سلام رفیق.

267
00:17:15,034 --> 00:17:17,494
‫می‌خوای بیای بیرون و
‫با آقای متایس آشنا بشی؟

268
00:17:19,538 --> 00:17:20,414
‫این چیه اینجا؟

269
00:17:20,956 --> 00:17:22,041
‫خطِ دفاعی.

270
00:17:22,249 --> 00:17:24,668
‫توی خطِ دفاعیـت،

271
00:17:25,210 --> 00:17:26,420
‫اکشن گای هم داری؟

272
00:17:27,254 --> 00:17:29,840
‫اکشن گای کیه دیگه؟

273
00:17:30,007 --> 00:17:31,550
‫اکشن گای رو می‌شناسی دیگه، نه؟

274
00:17:31,759 --> 00:17:32,968
‫همونی که کفش داره؟

275
00:17:33,135 --> 00:17:33,969
‫یادت میاد؟

276
00:17:34,136 --> 00:17:35,262
‫- سلاحـشه؟
‫- آره.

277
00:17:35,387 --> 00:17:37,139
‫از اون کفش به عنوان سلاح استفاده می‌کنه.

278
00:17:37,264 --> 00:17:40,476
‫و یه تکیه کلامی داشت
‫که همیشه می‌گفت...

279
00:17:41,143 --> 00:17:43,312
‫«تکرار کن! تکرار کن پسر!»

280
00:17:43,437 --> 00:17:44,396
‫یادت نمیاد؟

281
00:17:44,563 --> 00:17:45,898
‫مثل این می‌مونه که ابولیتا دمپایی دستش بگیره!

282
00:17:47,066 --> 00:17:50,277
‫شایدم فقط من توی ارزون‌فروشی‌ام داشتمش.

283
00:17:50,486 --> 00:17:51,403
‫ولی شما چی؟

284
00:17:51,612 --> 00:17:53,280
‫من توی نیویورک دکتر بودم...

285
00:17:53,447 --> 00:17:54,740
‫و مادرم اهل اینجاست.

286
00:17:55,074 --> 00:17:56,867
‫و فقط قصدمون این بود
‫که زندگیـمون رو از نو شروع کنیم.

287
00:17:57,076 --> 00:17:58,494
‫همیشه می‌خواستم برگردم...

288
00:17:59,286 --> 00:18:00,579
‫و یه اقامتگاه به پا کنم.

289
00:18:01,538 --> 00:18:04,833
‫عجب واکنش غیرارادی و عجیبی.

290
00:18:05,125 --> 00:18:06,502
‫از اقامتگاه خوشت نمیاد؟

291
00:18:06,627 --> 00:18:07,795
‫مشکلی ندارم باهاش، فقط...

292
00:18:08,754 --> 00:18:11,423
‫راستش به چشم من یه مُشت
‫غریبه دور همدیگه جمع می‌شن...

293
00:18:11,799 --> 00:18:13,300
‫و با هم صحبت می‌کنن و گپ می‌زنن.

294
00:18:13,550 --> 00:18:15,511
‫احوالپرسی و این چرت‌وپرت‌ها،
‫می‌دونی...

295
00:18:15,677 --> 00:18:19,223
‫و راستش اگه بخوام حقیقت رو بگم،
‫بدترین کابوس زندگیـمه.

296
00:18:20,516 --> 00:18:22,518
‫خب کمک بزرگی بود. ممنون.

297
00:18:23,936 --> 00:18:27,231
‫خب همونطور که
‫می‌دونید خونوادۀ کوچکی داریم.

298
00:18:27,356 --> 00:18:28,857
‫اینجا رم از توی «زیلو» پیدا کردم.

299
00:18:29,108 --> 00:18:31,193
‫فکر می‌کردم شیوۀ خوبیه برای...

300
00:18:31,318 --> 00:18:34,196
‫برای اینکه پسرم با آدم‌های
‫جدید و جالبی آشنا بشه.

301
00:18:34,363 --> 00:18:35,447
‫دوست‌هاش خیلی دردسرسازن.

302
00:18:36,156 --> 00:18:36,990
‫دوست‌های منم همینطور.

303
00:18:37,449 --> 00:18:40,160
‫بعدش دیگه اوضاع واقعاً...

304
00:18:40,953 --> 00:18:42,204
‫- بد پیش رفت.
‫- افتضاح.

305
00:18:42,788 --> 00:18:43,497
‫آره.

306
00:18:43,705 --> 00:18:47,126
‫بگذریم، پدر کنت گفتن که شما
‫یه لنز دوربین مخصوص دارید.

307
00:18:47,251 --> 00:18:48,544
‫درسته.

308
00:18:48,710 --> 00:18:50,671
‫بسیارخب، گمونم از
‫همین اتاق شروع کنیم.

309
00:18:50,796 --> 00:18:52,464
‫صبر کن، فلش نزنیدها!

310
00:18:54,341 --> 00:18:55,384
‫و...

311
00:18:55,676 --> 00:18:56,593
‫چرا؟

312
00:18:57,261 --> 00:18:59,054
‫باعث ناراحتـیشون می‌شه.

313
00:19:00,389 --> 00:19:03,100
‫شاید بهتر باشه عکاسی رو
‫از توی اتاق غذاخوری شروع کنیم.

314
00:19:06,937 --> 00:19:08,147
‫تازه...

315
00:19:10,274 --> 00:19:11,358
‫این‌ها رو درست کرده بودم.

316
00:19:14,778 --> 00:19:16,029
‫اومده.

317
00:19:17,614 --> 00:19:18,949
‫دارید سربه‌سرم می‌ذارید دیگه ها؟

318
00:19:19,449 --> 00:19:20,826
‫نه، فکر می‌کنید
‫این کارتون بانمکه، ها؟

319
00:19:22,161 --> 00:19:23,662
‫که باهام شوخی بکنید.

320
00:19:23,912 --> 00:19:26,331
‫بذارید ببینم روحـش کجاست.

321
00:19:26,540 --> 00:19:27,916
‫- نه، نکن...
‫- بهش دست نزن.

322
00:19:28,000 --> 00:19:29,209
‫بهش دست نزن.

323
00:19:29,376 --> 00:19:30,377
‫هیچی نیست.

324
00:19:30,794 --> 00:19:32,296
‫- یه عکس بگیرید خب.
‫- عکس؟

325
00:19:32,462 --> 00:19:33,463
‫درسته.

326
00:19:34,381 --> 00:19:35,757
‫بخاطر همینـم هست که اومدم.

327
00:19:43,307 --> 00:19:44,391
‫الان کاری نمی‌کنه...

328
00:19:44,558 --> 00:19:47,227
‫ولی معمولاً سرش رو می‌چرخونه
‫و بهت خیره می‌شه.

329
00:19:47,436 --> 00:19:49,938
‫- کاملاً وحشتناکه.
‫- همینطوره.

330
00:19:50,189 --> 00:19:52,316
‫واقعا نگران شدم.

331
00:19:55,944 --> 00:19:57,487
‫و... زیرزمین هم هست.

332
00:20:00,741 --> 00:20:03,577
‫گاهی‌اوقات، وقتی به این طرف میام...

333
00:20:03,744 --> 00:20:07,372
‫درد شدیدی توی
‫پهلوهام حس می‌کنم.

334
00:20:09,625 --> 00:20:10,876
‫بنابراین می‌خوام انجامش بدم.

335
00:20:13,337 --> 00:20:14,338
‫بسیارخب.

336
00:20:16,048 --> 00:20:17,049
‫خیله‌خب.

337
00:20:18,342 --> 00:20:19,718
‫مشکلی نیست.

338
00:20:19,843 --> 00:20:23,138
‫هی اگه دلت بخواد می‌تونی بری
‫توی چادرت و منتظرمون بمونی، اشکالی نداره.

339
00:20:23,305 --> 00:20:24,264
‫- باشه عزیزدلم؟
‫- نه.

340
00:20:24,681 --> 00:20:26,058
‫می‌خوام انجامش بدم.

341
00:20:26,266 --> 00:20:27,643
‫خیله‌خب، من می‌گیرمت. مامان پیشته.

342
00:20:28,602 --> 00:20:30,229
‫تو از پسش برمیای.

343
00:20:30,604 --> 00:20:31,813
‫پسر شجاعـم.

344
00:20:38,362 --> 00:20:39,988
‫خیله‌خب!

345
00:20:40,322 --> 00:20:41,657
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

346
00:20:42,574 --> 00:20:43,700
‫وای عزیزم.

347
00:20:45,285 --> 00:20:47,955
‫اگه فکر می‌کنی کار آسونیـه،
‫مستقیم برو.

348
00:20:48,121 --> 00:20:50,582
‫- تنها کاری که باید بکنید...
‫- چیزی نیست، به من نگاه کن.

349
00:20:50,749 --> 00:20:52,459
‫...اینه که قدم به قدم حرکت کنید.

350
00:20:54,920 --> 00:20:57,881
‫عملاً نیمه شب این اتفاقات میفتن.

351
00:20:58,632 --> 00:20:59,633
‫درسته.

352
00:21:00,259 --> 00:21:01,635
‫این یارو جدی هست؟

353
00:21:01,802 --> 00:21:02,970
‫ظاهراً که نه.

354
00:21:15,524 --> 00:21:17,567
‫باشه؟ پسر قویِ من.

355
00:21:18,777 --> 00:21:23,115
‫بسیارخب، حالا دارم
‫محاسبات نهایی رو انجام می‌دم.

356
00:21:23,365 --> 00:21:24,116
‫خبر خوب داریم.

357
00:21:24,825 --> 00:21:25,951
‫خبری از ارواح نیست.

358
00:21:26,618 --> 00:21:28,662
‫می‌دونم که ترسناکه واقعا.

359
00:21:28,829 --> 00:21:29,830
‫زندگی توی چنین خونۀ بزرگی...

360
00:21:30,038 --> 00:21:32,958
‫طبیعیـه که صدای جیرجیر بشنوید
‫و باد سرد بزنه.

361
00:21:33,166 --> 00:21:35,585
‫ولی یه چیزی هست که بهش می‌گن...

362
00:21:35,752 --> 00:21:37,212
‫قدرتِ پیشنهاد.

363
00:21:37,379 --> 00:21:40,382
‫آره، احتمالا فقط باید
‫خونسردیم رو حفظ کنم، درسته؟

364
00:21:40,799 --> 00:21:41,800
‫ضرر که نداره.

365
00:22:11,413 --> 00:22:14,374
‫اگه ارواح حقیقت داشته باشن،
‫دقیقاً از چی ساخته شدن؟

366
00:22:14,583 --> 00:22:16,710
‫به «شکار خونین» بازگشتیم...

367
00:22:16,918 --> 00:22:21,840
‫بالاخره طوفان به پایان رسید.
‫بنابراین کارمون رو شروع می‌کنیم.

368
00:22:24,468 --> 00:22:26,011
‫در زمین‌های بردی.

369
00:22:26,678 --> 00:22:31,099
‫باقی این ظروف رو پُر می‌کنیم
‫و فصل بردی ۲۰۱۸ رو ختم می‌کنیم.

370
00:22:31,350 --> 00:22:32,476
‫و تموم می‌شه، موافقی؟

371
00:22:32,642 --> 00:22:33,643
‫موافقم.

372
00:22:35,228 --> 00:22:36,730
‫دو روز بعد از نشستن در...

373
00:22:37,397 --> 00:22:40,692
‫برای کسانی که باور دارند، ارواح همانند
‫انسان‌ها حقیقت دارند و ارواحی که...

374
00:22:40,859 --> 00:22:44,446
‫امید دارن که آخرین
‫شکارشـون توی بردی اتفاق بیفته.

375
00:22:44,571 --> 00:22:46,198
‫بریم ستاره.

376
00:22:48,950 --> 00:22:54,039
‫کشف کردیم که این اجرام،
‫ظاهراً نشانه‌هایی از انرژیِ ارواح‌اند...

377
00:22:54,581 --> 00:22:55,999
‫ممکنه صرفاً به این معنا باشه...

378
00:22:56,166 --> 00:22:58,001
‫...به طور میانگین،
‫ما رو به خونه می‌رسونه.

379
00:23:41,336 --> 00:23:42,212
‫چی؟

380
00:23:42,379 --> 00:23:43,380
‫ولی چطوری...

381
00:23:43,588 --> 00:23:45,966
‫سلام علیکم! شما بنی، درسته؟

382
00:23:49,469 --> 00:23:51,638
‫وای نه، نه، نه.
‫نخیر، نخیر. نه، نخیر، نخیرم.

383
00:23:55,392 --> 00:23:57,811
‫خیله‌خب، بذار بدون فلش امتحانش کنم.

384
00:24:16,204 --> 00:24:17,706
‫قدرتِ پیشنهاد.

385
00:25:07,047 --> 00:25:08,006
‫فقط خواب بد دیدی بن.

386
00:25:08,256 --> 00:25:10,008
‫فقط همین، یه کابوس بود.

387
00:25:13,803 --> 00:25:14,846
‫چه خبر شده؟

388
00:25:17,140 --> 00:25:18,141
‫چی؟

389
00:25:19,059 --> 00:25:20,936
‫افتادی دنبالـم؟

390
00:25:26,983 --> 00:25:29,611
‫خیله‌خب، همه‌چیز تموم شده.

391
00:25:42,624 --> 00:25:43,625
‫نه، نه، نه.

392
00:25:51,424 --> 00:25:53,260
‫برگرد!

393
00:26:15,532 --> 00:26:17,158
‫درست به موقع رسید.

394
00:26:24,583 --> 00:26:25,709
‫یه چیزی تا خونه دنبالـم کرده!

395
00:26:25,834 --> 00:26:27,168
‫یالا عزیزم،
‫بیا بهش چند تا ملحفه بدیم.

396
00:26:27,669 --> 00:26:28,461
‫هی!

397
00:26:28,962 --> 00:26:30,088
‫وایسید، صبر کنید!

398
00:26:31,089 --> 00:26:32,007
‫نرید.

399
00:26:32,799 --> 00:26:34,342
‫هی، گفتم...

400
00:26:34,467 --> 00:26:35,427
‫یه چیزی...

401
00:26:36,553 --> 00:26:38,346
‫تا خونه‌ام دنبالـم اومده!

402
00:26:38,471 --> 00:26:41,099
‫اولین باری که فهمیدیم...

403
00:26:41,266 --> 00:26:42,934
‫اینجا چه جریانی داره...

404
00:26:43,518 --> 00:26:44,519
‫زدیم بیرون.

405
00:26:45,020 --> 00:26:48,648
‫آخه فکر کردی پسرم رو توی
‫یه خونۀ تسخیرشده نگه می‌دارم؟

406
00:26:48,773 --> 00:26:50,317
‫- نه، قرار نیست که...
‫- دقیقا، نه.

407
00:26:50,525 --> 00:26:52,485
‫ولی فرقی نمی‌کرد که کجا بریم.

408
00:26:53,278 --> 00:26:55,030
‫این ارواح و من...

409
00:26:56,364 --> 00:26:58,575
‫که گمون کنم چند تایی باشن...

410
00:26:59,534 --> 00:27:00,368
‫مثل...

411
00:27:02,662 --> 00:27:03,705
‫حشراتِ کنه‌ان.

412
00:27:03,872 --> 00:27:05,832
‫کافیه یه قدم وارد خونه بشی،
‫تا مثل کنه بهت بچسبن.

413
00:27:06,833 --> 00:27:09,419
‫سعی کردیم از شهر خارج بشیم،
‫از این هتل به اون هتل رفتیم...

414
00:27:09,586 --> 00:27:11,713
‫ولی فقط شرایط بدتر و بدتر شد.

415
00:27:11,880 --> 00:27:14,132
‫درست مثل خودت، ما رو هم
‫مجبور کردن که به اینجا برگردیم.

416
00:27:14,299 --> 00:27:16,343
‫بنابراین می‌تونستی خیلی جدی
‫مثل یه آدم بزرگ بهم بگی که...

417
00:27:16,551 --> 00:27:18,011
‫دیگه هرگز نمی‌تونم به خونه‌ام برگردم.

418
00:27:18,136 --> 00:27:19,012
‫نه، نه، نه.

419
00:27:19,137 --> 00:27:20,847
‫بهت هشدار داده بودم.
‫خودت وارد شدی.

420
00:27:21,056 --> 00:27:22,849
‫می‌تونستی بهم بگی که چه خبره قبل اینکه...

421
00:27:23,933 --> 00:27:25,310
‫سلام. آره.

422
00:27:25,477 --> 00:27:28,438
‫می‌تونستی بهم بگی اینجا چه خبره
‫قبل از اینکه بذاری خیلی راحت از اینجا برم...

423
00:27:28,563 --> 00:27:29,981
‫احساس بدی بهم دست می‌داد...

424
00:27:30,190 --> 00:27:33,026
‫اگه اونقدر پول نمی‌گرفتی...

425
00:27:33,193 --> 00:27:36,029
‫اونـم بخاطر یه دوربین زپرتی
‫و چرت‌وپرت‌هایی که واسم نوشتی.

426
00:27:36,237 --> 00:27:37,989
‫دقیقا همین کار رو کردم.

427
00:27:38,615 --> 00:27:39,616
‫کیک می‌خوری؟

428
00:27:40,825 --> 00:27:41,826
‫آره، یکمی دیر شده، نه؟

429
00:27:41,993 --> 00:27:43,453
‫- خوب‌ان‌ها.
‫- راست می‌گه.

430
00:27:46,081 --> 00:27:47,415
‫من بچه دارم.

431
00:27:48,583 --> 00:27:50,377
‫نمی‌تونه شب هرجایی که دلش بخواد بره...

432
00:27:50,543 --> 00:27:52,462
‫بدون اینکه یه روح
‫پشت‌سرش نباشه.

433
00:27:53,963 --> 00:27:57,384
‫بخاطر همینـم شرمنده ولی هرکاری که
‫لازم باشه برای مراقبت از پسرم انجام می‌دم.

434
00:27:57,884 --> 00:27:59,344
‫می‌فهمم...

435
00:28:00,095 --> 00:28:01,429
‫ولی من به کارتون نمیام.

436
00:28:03,056 --> 00:28:04,516
‫یه جن‌گیر لازم دارید.

437
00:28:05,767 --> 00:28:06,893
‫امتحان کردیم.

438
00:28:08,019 --> 00:28:09,562
‫سر منم همین بلا اومد.

439
00:28:10,605 --> 00:28:12,190
‫خدای من.

440
00:28:12,273 --> 00:28:14,359
‫خوش اومدی بن.

441
00:28:14,567 --> 00:28:15,652
‫سوپرایز!

442
00:28:16,361 --> 00:28:18,947
‫تو هم همدستـشونی؟
‫تموم این مدت از این ماجراها خبر داشتی؟

443
00:28:19,114 --> 00:28:20,532
‫مثلا کشیشی‌ها!

444
00:28:20,615 --> 00:28:23,118
‫انتظار داری چی بگم؟
‫خداوند شیوه‌های اسرارآمیز خودش رو داره.

445
00:28:23,326 --> 00:28:24,744
‫نه، تو یه هیولایی!

446
00:28:24,828 --> 00:28:26,913
‫- هی پولت رو گرفتی دیگه.
‫- کافی نبود.

447
00:28:27,080 --> 00:28:29,165
‫ازت پرسیدم می‌خوای قهرمان بشی یا نه؟

448
00:28:29,332 --> 00:28:31,459
‫یادته چی گفتم؟
‫گفتم که نمی‌خوام.

449
00:28:31,668 --> 00:28:33,169
‫ولی چشم‌هات فریاد می‌زدن که می‌خوان!

450
00:28:33,294 --> 00:28:34,546
‫باشه. باشه.

451
00:28:34,671 --> 00:28:37,257
‫شما گفتی که تو کارش متخصصه.

452
00:28:37,340 --> 00:28:39,050
‫- متخصص نیستم من...
‫- متخصصه.

453
00:28:39,217 --> 00:28:41,511
‫صرفاً به یکم تشویق از
‫طرفِ مربی کنت لازم داره.

454
00:28:41,761 --> 00:28:43,388
‫بگو ببینم این کار می‌کنه یا نه؟

455
00:28:43,513 --> 00:28:46,015
‫راستش یه عکسی انداختم.

456
00:28:51,229 --> 00:28:52,856
‫حالا می‌تونیم ببینیمش.

457
00:28:52,981 --> 00:28:54,733
‫اولش مطمئن نبودم...

458
00:28:55,233 --> 00:28:58,236
‫ولی گمون کنم ملوانیـه
‫که توی نقاشی طبقۀ بالاست.

459
00:28:58,903 --> 00:28:59,904
‫جلل الخالق.

460
00:29:00,864 --> 00:29:01,906
‫می‌دونید چیه؟

461
00:29:03,241 --> 00:29:05,285
‫بچه‌ها الان می‌تونیم از
‫دوربینِ بن استفاده کنیم...

462
00:29:05,410 --> 00:29:08,204
‫و تموم ارواح این عمارتِ
‫لعنتی رو شناسایی کنیم...

463
00:29:08,371 --> 00:29:10,832
‫ببینیم اصلاً با چی طرفیـم
‫و عادلانه پیش بریم.

464
00:29:11,040 --> 00:29:12,625
‫چرا از مبارزه با ارواح حرف می‌زنی؟

465
00:29:12,751 --> 00:29:13,877
‫آخه الان باید فکرهامون رو روی هم بریزیم...

466
00:29:14,043 --> 00:29:16,546
‫و ببینیم چطوری اینجا گیر افتادیم
‫تا بتونیم خودمون رو نجات بدیم.

467
00:29:16,755 --> 00:29:18,715
‫ببین، چه دلمون بخواد
‫چه نخواد جنگ راه افتاده.

468
00:29:18,882 --> 00:29:21,217
‫حس می‌کنم گاهی‌وقت‌ها
‫بیشتر نیمۀ خالی لیوان رو می‌بینی.

469
00:29:21,384 --> 00:29:23,595
‫بله چون دیگه امکان نداره
‫به خونه‌هامون برگردیم.

470
00:29:23,845 --> 00:29:24,929
‫ببین چه مایوس‌کننده‌ای.

471
00:29:25,138 --> 00:29:27,724
‫صبر کنید، روحِ ما همیشه
‫درخواست برگشتنـمون رو داشته.

472
00:29:28,600 --> 00:29:30,018
‫آره. روح منم همینطور.

473
00:29:30,226 --> 00:29:31,060
‫روح منم همینطوری بود.

474
00:29:31,311 --> 00:29:33,563
‫نصف صورت نداشت
‫و حرف‌هاش قابل فهم نبودن...

475
00:29:33,688 --> 00:29:36,149
‫ولی همش تکرار می‌کرد
‫برگرد، برگرد.

476
00:29:36,274 --> 00:29:37,859
‫وایسا، وایسا، قصدشون
‫تسخیر کردنـمون نبوده.

477
00:29:39,694 --> 00:29:41,821
‫حتما به یه دلیلی
‫می‌خواستن که به اینجا برگردیم.

478
00:29:45,074 --> 00:29:46,534
‫- نیمه شب شد. عجله کنید!
‫- آره.

479
00:29:46,826 --> 00:29:47,827
‫چی شده؟

480
00:29:47,994 --> 00:29:50,288
‫بعد از نیمه شب،
‫باید همگی همینجا توی این اتاق بمونیم.

481
00:29:50,413 --> 00:29:51,456
‫اینطوری امن‌تـره.

482
00:29:52,040 --> 00:29:53,833
‫پدر کنت مبلمان آبی‌رنگ رو برداشته.

483
00:29:54,000 --> 00:29:55,001
‫آره، خب...

484
00:29:55,752 --> 00:29:56,795
‫مگه اینکه خودت بخوای
‫اونجا بخوابی.

485
00:29:57,045 --> 00:30:00,465
‫انقدر که توی کلکته تمیزکاری کردم،
‫کمرم بدجور درد می‌کنه.

486
00:30:00,632 --> 00:30:01,549
‫مبل واسه تو.

487
00:30:02,258 --> 00:30:03,676
‫هرچقدر می‌خوای بخواب.

488
00:30:03,802 --> 00:30:06,513
‫اگه می‌خوان که اینجا بمونیم،
‫باید بفهمم که دلیلـشون چیه.

489
00:30:07,180 --> 00:30:08,515
‫هی کجا داری می‌ری؟

490
00:30:10,475 --> 00:30:13,520
‫نباید بعد از نیمه شب از اینجا بری!
‫داری پا روی قوانین می‌ذاری، وایسا!

491
00:30:13,728 --> 00:30:14,729
‫مامان!

492
00:30:15,438 --> 00:30:16,898
‫این آدم‌ها...

493
00:30:25,114 --> 00:30:27,700
‫آهای؟ کسی نیست؟

494
00:30:32,080 --> 00:30:33,039
‫گبی؟

495
00:30:33,164 --> 00:30:34,123
‫تراویس؟

496
00:30:38,795 --> 00:30:40,004
‫نوچ.

497
00:30:42,257 --> 00:30:43,341
‫نوچ.

498
00:30:58,731 --> 00:31:00,441
‫ترسوندمت؟

499
00:31:00,984 --> 00:31:03,152
‫خوبه، بایدم بترسی.

500
00:31:03,361 --> 00:31:07,365
‫حتما بخاطر اومدنت خیلی هیجان‌زده می‌شه.
‫عاشق مهمون‌هاست.

501
00:31:10,410 --> 00:31:11,411
‫بن، تو...

502
00:31:12,579 --> 00:31:15,582
‫- چی؟
‫- حالت خوبه بن؟

503
00:31:18,251 --> 00:31:20,128
‫به کمک بیشتری نیاز داریم.

504
00:31:21,254 --> 00:31:23,047
‫وقتـشه که تیم رویایی رو جمع کنیم.

505
00:31:23,214 --> 00:31:24,757
‫به عنوان لقبـمون انتخابش کردم.

506
00:31:25,008 --> 00:31:26,342
‫مطمئنم که تکراریه.

507
00:31:26,467 --> 00:31:31,180
‫اولین چیزی که مهمه اینه که
‫بفهمیم اینجا چه اتفاقی رخ داده.

508
00:31:31,347 --> 00:31:33,933
‫بخاطر همینـم با یکی از
‫برجسته‌ترین تاریخدان‌های...

509
00:31:34,183 --> 00:31:36,436
‫دورۀ رنسانس یونانِ اینجا تماس گرفتم.

510
00:31:36,561 --> 00:31:37,729
‫حالا، مُرده...

511
00:31:38,563 --> 00:31:41,024
‫ولی سریعاً یه راه‌حل جایگزین پیدا کردم
‫چون تیم رویایی همیشه رویایی پیش می‌ره...

512
00:31:41,190 --> 00:31:43,359
‫و متوجه شدم یه استادی
‫توی دانشگاه تولین هست...

513
00:31:43,526 --> 00:31:46,696
‫که کتابی درمورد
‫عمارت‌های تسخیرشدۀ لوئیزیانا نوشته.

514
00:31:46,905 --> 00:31:48,364
‫فقط تا نُه نسخه‌اش فروش رفته...

515
00:31:48,573 --> 00:31:50,617
‫ولی خب زنده که هست.

516
00:31:50,783 --> 00:31:51,659
‫استاد؟

517
00:31:51,826 --> 00:31:54,537
‫ببینید اگه اومدید نمره بگیرید...

518
00:31:54,621 --> 00:31:56,372
‫- برید پی کارتون...
‫- نه.

519
00:31:56,581 --> 00:31:57,624
‫...وگرنه حذفتون می‌کنم!

520
00:31:57,749 --> 00:32:01,753
‫راستش ما دانشجو نیستیم.
‫فقط اومدیم ازتون یه سوالی بپرسیم قربان.

521
00:32:02,253 --> 00:32:05,131
‫چیزی درمورد اینجا می‌دونی؟

522
00:32:07,508 --> 00:32:09,886
‫خب، علم و دانش
‫با مشاهدات شکل می‌گیره.

523
00:32:10,053 --> 00:32:12,138
‫پس من از همۀ این ارواح عکسبرداری می‌کنم...

524
00:32:12,305 --> 00:32:14,432
‫تا مطمئن بشیم که
‫دقیقاً با چی طرفیـم.

525
00:32:14,557 --> 00:32:16,643
‫عالیـه. به محض اینکه بفهمیم
‫با چی طرفیـم...

526
00:32:16,809 --> 00:32:18,728
‫به کسی نیاز داریم که بتونه
‫با این ارواح صحبت کنه.

527
00:32:19,562 --> 00:32:20,521
‫یه رمّال.

528
00:32:20,605 --> 00:32:23,107
‫با توجه به بودجه‌ـمون
‫یکی رو پیدا کردم.

529
00:32:23,524 --> 00:32:25,818
‫تو کافه‌ی میتسوا فالگیری می‌کرده...

530
00:32:25,944 --> 00:32:27,987
‫ولی کامنت‌های خوبی داره.

531
00:32:30,281 --> 00:32:32,241
‫راحت باشید.

532
00:32:35,036 --> 00:32:36,287
‫میچل کیه؟

533
00:32:37,372 --> 00:32:38,665
‫- نمی‌دونم.
‫- یکم بیشتر فکر کن.

534
00:32:38,831 --> 00:32:41,960
‫آدم‌های زیادی توی محله‌ام هستن،
‫گمونم ممکنه که...

535
00:32:42,210 --> 00:32:43,544
‫کسی به اسم میچل نمی‌شناسه.

536
00:32:43,628 --> 00:32:45,505
‫جیاوانی چطور؟

537
00:32:45,672 --> 00:32:47,715
‫- نه، فکر نمی‌کنم...
‫- گری؟

538
00:32:47,799 --> 00:32:49,884
‫اخیراً با کسی آشنا شدی
‫که اسمش گری باشه؟

539
00:32:50,051 --> 00:32:52,387
‫خیله‌خب، پس باید دنبال یکی بگردیم
‫که اسمش با «گ» شروع بشه؟

540
00:32:52,637 --> 00:32:53,930
‫خیله‌خب، پس کسی به
‫اسم گری پیدا نشد؟

541
00:32:54,055 --> 00:32:56,808
‫راستش کارش خوبه‌ها.
‫خیلی کارتون خوبه.

542
00:32:56,975 --> 00:32:59,936
‫جدی می‌گم، توی محله‌ـمون
‫یه پسرعمو گری‌ نامی داشتیم.

543
00:33:00,103 --> 00:33:02,730
‫- خیلی بابت امروز ممنونم...
‫- داری دروغ می‌گی.

544
00:33:03,398 --> 00:33:04,524
‫کسی به اسم گری نمی‌شناسی.

545
00:33:05,483 --> 00:33:07,568
‫با کسی آشنا شدی که
‫اسمش گبی باشه؟

546
00:33:15,034 --> 00:33:18,204
‫قبل از تاریکی باید برگردم خونه!

547
00:33:18,371 --> 00:33:20,832
‫چرا باید انقدر زود
‫برگردی خونه؟

548
00:33:21,499 --> 00:33:23,459
‫دیدم اون پسرها دنبالت می‌اومدن.

549
00:33:24,544 --> 00:33:26,045
‫فقط تا داشتن تا خونه همراهیـم می‌کردن.

550
00:33:27,380 --> 00:33:28,631
‫فکر کنم فقط یکم...

551
00:33:29,215 --> 00:33:31,509
‫زمان نیاز دارن تا
‫بیشتر باهام آشنا بشن.

552
00:33:32,093 --> 00:33:33,886
‫- آره.
‫- می‌بینم که مشغولی.

553
00:33:43,396 --> 00:33:46,899
‫این خونه غرق در حوادث ناگواره.

554
00:33:47,066 --> 00:33:48,109
‫انفجار.

555
00:33:48,276 --> 00:33:49,193
‫باتلاق شنی.

556
00:33:49,360 --> 00:33:50,528
‫اونم توی لوئیزیانا!

557
00:33:50,737 --> 00:33:53,197
‫اون خونواده باید
‫از اونجا کوچ کنن.

558
00:33:53,573 --> 00:33:55,825
‫حالا بخورید. تخفیف‌ها
‫سر ساعت ۵ تموم می‌شه!

559
00:33:55,992 --> 00:33:57,160
‫باشه؟

560
00:33:57,368 --> 00:33:58,369
‫یه بار دیگه.

561
00:33:59,454 --> 00:34:00,621
‫یه بار دیگه. دهنت باز کن.

562
00:34:02,415 --> 00:34:03,583
‫شوخیت گرفته؟

563
00:34:08,212 --> 00:34:10,423
‫توی نیمه‌شب فعالیت‌ـشون
‫خیلی زیاد می‌شه.

564
00:34:10,757 --> 00:34:12,091
‫ببین، سعی کردم اطلاعاتی
‫مربوط به این ارواح پیدا کنم...

565
00:34:12,258 --> 00:34:14,927
‫ولی واقعاً سختـه
‫چون یه جا بند نمی‌شن.

566
00:34:15,720 --> 00:34:17,430
‫صرفاً حرکت نمی‌کنن.

567
00:34:17,555 --> 00:34:20,808
‫احساسـشون رو درک می‌کنم.
‫دارن از یه چیزی فرار می‌کنن.

568
00:34:22,560 --> 00:34:24,729
‫ممنون که دعوتـم کردید پدر کنت.

569
00:34:27,190 --> 00:34:28,733
‫کی قراره هزینۀ
‫سفرم رو پرداخت کنه؟

570
00:34:33,654 --> 00:34:34,739
‫ملت...

571
00:34:35,615 --> 00:34:36,824
‫قبلاً...

572
00:34:38,367 --> 00:34:39,202
‫اینجا غذا می‌خوردن.

573
00:34:40,870 --> 00:34:42,246
‫گفتم که کارش خوبه.

574
00:34:42,371 --> 00:34:43,915
‫نه، اینجا اتاق غذاخوریـه دیگه.

575
00:34:44,332 --> 00:34:46,751
‫مدتی بعد از سال ۱۷۸۸...

576
00:34:47,335 --> 00:34:50,671
‫عمارت رو تکمیل‌شده پیدا کردن

577
00:34:50,755 --> 00:34:52,548
‫اصلاً هیچکسی براش کاری نکرده.

578
00:34:52,757 --> 00:34:54,759
‫قدیمی‌ترین سوابقی
‫که تونستم ازش بدست بیارم...

579
00:34:54,884 --> 00:34:56,260
‫این سندِ مالکیتـه...

580
00:34:56,761 --> 00:34:59,514
‫که ویلیام گریسی پیدا کرده.

581
00:35:01,432 --> 00:35:05,520
‫از مالکِ قبلیـش که ناشناخته بوده، خریده.

582
00:35:05,728 --> 00:35:09,107
‫همسرش، النور،
‫بر اثر تب زرد از دنیا رفت.

583
00:35:09,273 --> 00:35:12,610
‫همون موقع بود که
‫اوضاع عجیب‌وغریب پیش رفت.

584
00:35:13,945 --> 00:35:14,821
‫عالی نیست؟

585
00:35:15,029 --> 00:35:17,907
‫۶۰ سالی می‌شه که مشتاقِ
‫رفتن به این عمارتـم آخه.

586
00:35:18,074 --> 00:35:20,576
‫بخاطر همینـم هست که سراغتون اومدیم،
‫چون شما قدرت تحلیل دارید.

587
00:35:20,743 --> 00:35:21,828
‫باید ببینمـش رفقا.

588
00:35:21,994 --> 00:35:23,746
‫هفتۀ آینده عملِ قلب دارم.

589
00:35:23,955 --> 00:35:25,081
‫شما...

590
00:35:25,206 --> 00:35:27,125
‫- نمی‎‌تونی بیای.
‫- باید بیام.

591
00:35:27,250 --> 00:35:28,292
‫- نه.
‫- نه، باید بیام!

592
00:35:28,459 --> 00:35:31,712
‫- فکر خوبی نیست. خیلی دوره.
‫- شصت ساله که سعی دارم به اونجا برم!

593
00:35:31,838 --> 00:35:33,923
‫خودم ماشین دارم،
‫می‌تونم دنبالتون کنم.

594
00:35:34,215 --> 00:35:35,550
‫اصلاً نیا!

595
00:35:35,675 --> 00:35:37,593
‫پس گمونم این‌ها رو نمی‌خواید.

596
00:35:37,677 --> 00:35:39,720
‫بسیارخب، بسیارخب،
‫شما به کارتون برسید...

597
00:35:39,887 --> 00:35:41,806
‫- منم می‌رم سرویس و...
‫- خوبه. باشه.

598
00:35:42,306 --> 00:35:44,142
‫فرار کن، فرار کن!
‫فرار کن! برو، فرار کن!

599
00:35:44,350 --> 00:35:45,977
‫- چی؟ باشه، ماشین رو روشن می‌کنم!
‫- برو!

600
00:35:47,728 --> 00:35:48,729
‫هی، کمک، کمک!

601
00:35:48,896 --> 00:35:50,773
‫خیلی زور داره!

602
00:35:54,193 --> 00:35:56,237
‫آتش، آتش، آتش.
‫آتش، آتش، آتش.

603
00:35:56,362 --> 00:35:59,532
‫اگه یه روح شیطانی اینجا باشه،
‫فقط با تبعید می‌شه حلـش کرد.

604
00:35:59,740 --> 00:36:02,535
‫و باید بهتون بگم
‫که مقاومت می‌کنه.

605
00:36:02,702 --> 00:36:03,744
‫ارواح عاشقِ مبارزه کردنن.

606
00:36:03,870 --> 00:36:06,122
‫به عنوان مثال، سال ۱۸۱۳...

607
00:36:06,622 --> 00:36:09,834
‫گروهی از واسطه‌ها وارد خونه‌ای
‫شدن که شمال اینجاست.

608
00:36:09,917 --> 00:36:11,836
‫۲۱ روز طول کشید.

609
00:36:12,003 --> 00:36:16,465
‫دهنـشون سرویس شد ولی تونستن
‫صاحب مرحومـش رو از اونجا بیرون کنن.

610
00:36:16,924 --> 00:36:18,759
‫ولی وقتی همه‌شون رو پیدا کردن...

611
00:36:19,635 --> 00:36:20,761
‫چند سالتـه شما؟

612
00:36:21,470 --> 00:36:22,346
‫نُه سالمـه.

613
00:36:22,471 --> 00:36:25,641
‫خیله‌خب. تموم دل و روده‌شون
‫بیرون ریخته بود.

614
00:36:25,808 --> 00:36:27,435
‫- وای بیخیال.
‫- نه ساله‌ها بچه‌ان دیگه!

615
00:36:27,560 --> 00:36:29,520
‫اونقدرهام بچه نیستن دیگه دخترجون.
‫من نُه سالم بود رانندگی می‌کردم.

616
00:36:29,687 --> 00:36:31,981
‫ببینید، می‌دونم که شاید
‫مثال افراطی زده باشم.

617
00:36:32,231 --> 00:36:34,942
‫- بله که بوده!
‫- ولی همه‌ـشون آماتور بودن.

618
00:36:35,067 --> 00:36:37,778
‫من توی کارم حرفه‌ای‌ام. خب؟

619
00:36:37,945 --> 00:36:42,658
‫من شایسته، واجد شرایط و مجوز دارم.
‫مطمئن باشید می‌تونم از شرِّ این روح خلاصـتون کنم.

620
00:36:42,992 --> 00:36:44,035
‫خب من که شکی ندارم.

621
00:36:44,493 --> 00:36:46,704
‫غم و اندوهِ زیادی رو
‫توی این خونه احساس می‌کنم.

622
00:36:46,871 --> 00:36:50,082
‫و غم و اندوهی که برطرف نشده،
‫ارواح رو گیر می‌اندازه.

623
00:36:50,291 --> 00:36:52,293
‫خیله‌خب، حالا می‌تونی کاری بکنی
‫گیرشون برطرف بشه؟

624
00:36:52,460 --> 00:36:53,461
‫می‌تونم.

625
00:36:53,669 --> 00:36:55,087
‫ولی یک هفته با دستمزد وقت می‌خوام...

626
00:36:55,254 --> 00:36:58,382
‫جایی که بتونم کریستال‌هام رو شارژ کنم
‫و تحقیقاتـم رو شروع کنم.

627
00:36:58,591 --> 00:37:00,092
‫بعدش می‌تونیم
‫کارمون رو شروع کنیم.

628
00:37:00,259 --> 00:37:02,929
‫تو همین مدت
‫براتون فاکتور می‌فرستم.

629
00:37:03,095 --> 00:37:04,305
‫خداحافظ.

630
00:37:06,432 --> 00:37:08,351
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.

631
00:37:08,517 --> 00:37:14,023
‫[دو ساعت بعد]
‫نگفتید این ارواح
‫مردم رو تعقیب می‌کنن!

632
00:37:14,023 --> 00:37:16,692
‫مطمئنم مادرت
‫ازت قطع امید کرده.

633
00:37:16,776 --> 00:37:18,527
‫می‌دونم که ازت ناامید شده...

634
00:37:18,694 --> 00:37:20,863
‫چون مطمئنم که
‫بهتر از این‌ها بزرگت کرده!

635
00:37:20,988 --> 00:37:22,198
‫یه حسی بهم می‌گفت
‫همه‌چی عجیب و غریبـه.

636
00:37:22,323 --> 00:37:25,576
‫که اینجوری چنین آدم‌های متفاوتی
‫با همدیگه زیر یه سقف زندگی می‌کنن.

637
00:37:26,202 --> 00:37:27,203
‫حالش چطوره؟

638
00:37:27,328 --> 00:37:28,412
‫قاطی کرده.

639
00:37:29,080 --> 00:37:31,332
‫کاری که شما کردید...

640
00:37:31,415 --> 00:37:34,543
‫شدیداً اشتباه و
‫مطلقاً غیرقابل‌بخششـه.

641
00:37:35,253 --> 00:37:37,838
‫روحی که باهام تا خونه‌ام اومد
‫سوار بر اسب بود.

642
00:37:38,005 --> 00:37:40,299
‫اصلاً می‌فهمید چه احساسی داره...

643
00:37:40,466 --> 00:37:43,803
‫وقتی روح یه اسب...

644
00:37:43,928 --> 00:37:45,596
‫به تاخت واردِ اتاق خوابت می‌شه؟

645
00:37:45,680 --> 00:37:48,683
‫الان تصمیم گرفتم بزرگی کنم
‫و به دادتون برسم.

646
00:37:48,808 --> 00:37:51,519
‫بیشترش هم بخاطر اینه که
‫چارۀ دیگه‌ای واسم نذاشتید.

647
00:37:52,478 --> 00:37:53,437
‫حالا بگید ببینم...

648
00:37:54,146 --> 00:37:55,815
‫چه اتفاقی توی این خونه افتاده؟

649
00:37:58,818 --> 00:38:00,945
‫وای، چقدر قشنگ‌ـن.

650
00:38:01,112 --> 00:38:02,363
‫این نقشه‌هایی که...

651
00:38:03,614 --> 00:38:04,782
‫که قرض‌شون گرفتی...

652
00:38:04,991 --> 00:38:06,117
‫- حرف ندارن.
‫- بی‌خیال.

653
00:38:06,284 --> 00:38:09,453
‫آیا افتخار می‌کنم که بن
‫به یه استادِ سالخورده حمله کرده؟

654
00:38:09,996 --> 00:38:11,872
‫معلومه که نه.
‫با این حال...

655
00:38:12,248 --> 00:38:13,624
‫کاملاً ارزشش رو داشت!

656
00:38:13,833 --> 00:38:16,294
‫روی این کاغذها نوشته چه اتفاقی
‫توی این خونه افتاده.

657
00:38:16,419 --> 00:38:19,505
‫گریسیِ بیوه دیوونه میشه و خودکشی می‌کنه.

658
00:38:19,672 --> 00:38:21,799
‫چون غم و اندوه امونش رو بریده بود.
‫نگفتم غم و اندوه رو حس کردم؟

659
00:38:21,966 --> 00:38:24,760
‫و گویا تمام پولش رو هم
‫خرج یه رمالی چیزی کرده.

660
00:38:24,927 --> 00:38:27,305
‫واسطه. بهمون میگن واسطه.

661
00:38:27,471 --> 00:38:28,514
‫همون واسطه.

662
00:38:28,681 --> 00:38:29,473
‫مرسی.

663
00:38:29,682 --> 00:38:32,560
‫گمونم بعد از اون ۶۶ نفر
‫به این خونه نقل مکان کردن...

664
00:38:32,685 --> 00:38:35,563
‫و هرکدوم‌شون به طرز وحشتناک...

665
00:38:35,730 --> 00:38:37,148
‫و عجیبی مُردن.

666
00:38:38,482 --> 00:38:40,609
‫دوتا برادر توی دوئل بهم شلیک می‌کنن.

667
00:38:41,485 --> 00:38:44,447
‫و این خانم زده پنج‌تا از شوهرهاش رو
‫تیکه تیکه کرده.

668
00:38:45,406 --> 00:38:47,867
‫پس گریسی باید کلیدِ
‫تموم کردنِ این ماجراها باشه.

669
00:38:48,492 --> 00:38:49,744
‫اسم اون واسطه‌هه چی بود؟

670
00:38:50,536 --> 00:38:52,079
‫فکر کنم مادام لیوتو بود.

671
00:38:52,246 --> 00:38:53,873
‫مادام لیوتا؟

672
00:38:53,998 --> 00:38:57,001
‫مادام لیوتا بهترین واسطۀ دنیا بود.

673
00:38:57,209 --> 00:38:58,878
‫خاندان سلطنتی...

674
00:38:59,086 --> 00:39:00,254
‫و ثروتمندان دنبالش بودن.

675
00:39:00,421 --> 00:39:01,422
‫وایسا ببینم، این دیگه چیه؟

676
00:39:01,589 --> 00:39:05,301
‫نامه‌ای که ویلیام گریسی
‫واسه مادام لیوتا نوشته

677
00:39:05,426 --> 00:39:08,054
‫و ازش خواسته به اتاق احضار روحش بیاد.

678
00:39:08,220 --> 00:39:09,513
‫ولی اینجا که اتاق احضار روح نداره.

679
00:39:09,638 --> 00:39:10,556
‫مطمئنی؟

680
00:39:10,681 --> 00:39:11,682
‫وایسا.

681
00:39:13,267 --> 00:39:16,020
‫اصلاً ته اون راهرو اتاقی نیست.

682
00:39:20,566 --> 00:39:21,609
‫دیدین؟

683
00:39:22,151 --> 00:39:23,152
‫هیچی اینجا نیست.

684
00:39:23,402 --> 00:39:25,112
‫- فقط...
‫- صبر کن. یه لحظه وایسا

685
00:39:26,155 --> 00:39:27,198
‫فهمیدم.

686
00:39:40,002 --> 00:39:40,961
‫وای، زدی...

687
00:39:41,087 --> 00:39:42,755
‫- خیلی‌خب...
‫- آره.

688
00:39:43,047 --> 00:39:44,799
‫وایسین ببینم. صبر کنین.

689
00:39:45,549 --> 00:39:47,009
‫وایسا، چیه؟ خیلی‌خب.

690
00:40:16,497 --> 00:40:17,706
‫مراقب باش، حواست به پله باشه.

691
00:40:18,874 --> 00:40:20,709
‫بوی کپک میاد.

692
00:40:29,760 --> 00:40:30,761
‫اون چیه؟

693
00:40:34,014 --> 00:40:35,015
‫نفته.

694
00:40:35,474 --> 00:40:39,311
‫وایسا، فکر کنم بدونم این چیه.
‫یه لحظه صبر کنین.

695
00:40:47,528 --> 00:40:48,487
‫خیلی‌خب.

696
00:40:57,663 --> 00:41:00,040
‫وای خدای من.

697
00:41:01,500 --> 00:41:03,711
‫قرن هاست که کسی اینجا نیومده.

698
00:41:06,088 --> 00:41:07,631
‫شاید بهتر باشه یه دعای مختصری بخونم.

699
00:41:07,798 --> 00:41:10,468
‫یه دعایی که باعث بشه شروع خوبی داشته باشیم.

700
00:41:11,302 --> 00:41:12,928
‫خدایا، دست از سرِ ما بردار.

701
00:41:13,804 --> 00:41:15,806
‫ما نمی‌خوایم تسخیر بشیم...

702
00:41:16,223 --> 00:41:18,934
‫و توی این دنیا هم که کلی آدم بد داریم.

703
00:41:19,059 --> 00:41:19,935
‫بگو برن سراغِ اونا.

704
00:41:20,060 --> 00:41:23,731
‫نظرتون چیه با شمارۀ سه آمین بگیم؟
‫یک، دو، سه، آمین.

705
00:41:24,064 --> 00:41:24,940
‫آمین.

706
00:41:25,107 --> 00:41:26,233
‫مطمئنی یارو واقعاً کشیشه؟

707
00:41:27,067 --> 00:41:30,112
‫حالا اگه بتونم با ویلیام گریسی
‫ارتباط بگیرم...

708
00:41:30,279 --> 00:41:34,033
‫گمونم جوابِ سوال‌هامون رو داشته باشه.

709
00:41:34,241 --> 00:41:35,409
‫و فقط محضِ اینکه مطمئن بشم می‌پرسم

710
00:41:35,534 --> 00:41:40,414
‫تنها چیزی که در حال حاضر
‫موجوده همین شمعِ با رایحۀ وانیلـه؟

711
00:41:40,581 --> 00:41:42,124
‫آره، آخه همه‌ش یادم میره

712
00:41:43,125 --> 00:41:45,002
‫اشتراک آمازونم رو کنسل کنم واسه همین...

713
00:41:45,127 --> 00:41:47,046
‫لطفاً دست‌های همدیگه رو بگیرین.

714
00:41:50,799 --> 00:41:52,468
‫حالا ذهنم رو آروم می‌کنم.

715
00:41:52,635 --> 00:41:55,346
‫تا با اون عالم ارتباط بگیرم.

716
00:41:55,471 --> 00:41:57,431
‫لطفاً تمرکزم رو بهم نزنین.

717
00:41:57,556 --> 00:41:59,058
‫وگرنه باید کلاً از اول شروع کنم.

718
00:41:59,308 --> 00:42:00,559
‫خیالت راحت.

719
00:42:25,543 --> 00:42:28,212
‫- خوابش برد. نگاهش کنین. خوابیده.
‫- نه، توی حالتِ...

720
00:42:28,462 --> 00:42:30,047
‫تو حالتِ خلسه‌ست.

721
00:42:30,214 --> 00:42:31,423
‫یه‌جور...

722
00:42:32,550 --> 00:42:34,260
‫- وایسا ببینم، خوابه؟
‫- خوابیده.

723
00:42:34,468 --> 00:42:36,470
‫- خوابه؟ یا تو حالت خلسه‌ست؟
‫- دارم نگاهش می‌کنم بابا. خوابه.

724
00:42:36,637 --> 00:42:37,972
‫میشه بذارین به کارم برسم؟

725
00:42:38,556 --> 00:42:40,266
‫- باشه.
‫- اعصابِ آدم رو بهم می‌ریزین.

726
00:42:40,432 --> 00:42:41,308
‫شرمنده.

727
00:42:42,059 --> 00:42:43,519
‫لطفاً دوباره تمرکز کن.

728
00:42:55,447 --> 00:42:56,615
‫خیلی‌خب، باز که...

729
00:42:57,908 --> 00:42:58,951
‫- واسه چی...
‫- شاید دچارِ حمله خواب میشه.

730
00:42:59,118 --> 00:42:59,952
‫اصلاً نمی...

731
00:43:01,245 --> 00:43:02,538
‫کی رفت اونجا؟

732
00:43:02,705 --> 00:43:03,872
‫ارواحِ گرامی...

733
00:43:04,957 --> 00:43:07,167
‫من با نیتِ خیر اینجا اومدم.

734
00:43:07,334 --> 00:43:10,963
‫روحِ ویلیام گریسی رو احضار می‌کنم.

735
00:43:11,088 --> 00:43:12,881
‫اگه الان پیشِ مایی...

736
00:43:13,048 --> 00:43:15,968
‫یه نشونه بهمون بده!

737
00:43:27,104 --> 00:43:28,314
‫اون اینجاست.

738
00:43:29,356 --> 00:43:30,691
‫چرا اینجایی؟

739
00:43:31,483 --> 00:43:32,901
‫منتظر چی هستی؟

740
00:43:33,611 --> 00:43:36,822
‫اگه پیامی داری که می‌خوای بهمون بدی

741
00:43:36,989 --> 00:43:38,532
‫یا یه سلام و احوالپرسی‌ای کنی،

742
00:43:38,699 --> 00:43:40,492
‫این قلم و کاغذ خدمت شما

743
00:43:40,659 --> 00:43:43,037
‫جفت‌شونم از سی‌وی‌اس خریدم.

744
00:44:01,639 --> 00:44:03,766
‫بن، دوربین!

745
00:44:03,849 --> 00:44:05,684
‫بیارش، بیارش!
‫زود باش دیگه!

746
00:44:14,026 --> 00:44:15,819
‫وای! گریسیـه!

747
00:44:23,827 --> 00:44:24,828
‫رفتش.

748
00:44:25,371 --> 00:44:26,455
‫چی نوشته؟

749
00:44:26,705 --> 00:44:28,624
‫«با لیوتا حرف بزن.»

750
00:44:33,504 --> 00:44:35,964
‫پس واقعاً می‌تونی با مُرده‌ها حرف بزنی.

751
00:44:38,425 --> 00:44:39,426
‫معلومه.

752
00:44:41,220 --> 00:44:43,222
‫میشه با یه نفر برام ارتباط بگیری؟

753
00:44:43,764 --> 00:44:44,682
‫کی؟

754
00:44:52,856 --> 00:44:53,899
‫زنـم.

755
00:44:56,735 --> 00:44:59,029
‫پس غم و اندوه رو از طرفِ تو حس کردم.

756
00:45:05,035 --> 00:45:06,412
‫اسمش آلیساست.

757
00:45:08,163 --> 00:45:09,039
‫بله.

758
00:45:10,124 --> 00:45:11,750
‫نمی‌تونم.

759
00:45:11,917 --> 00:45:13,711
‫فکر نکنم الان اینجا باشه.

760
00:45:16,463 --> 00:45:17,798
‫میشه ببینی لیوتا اینجاست یا نه؟

761
00:45:28,434 --> 00:45:29,852
‫این دفعه فرق داره.

762
00:45:31,019 --> 00:45:32,563
‫چه فرقـی؟

763
00:45:33,439 --> 00:45:34,565
‫دیوونگیه.

764
00:45:41,905 --> 00:45:43,657
‫هریت، لیوتا رو احضار کن!

765
00:45:43,824 --> 00:45:46,118
‫مادام لیوتا رو احضار می‌کنم!

766
00:45:46,243 --> 00:45:47,411
‫نـه!

767
00:45:54,168 --> 00:45:55,210
‫بی‌خیال! وای خدای من!

768
00:45:56,336 --> 00:45:57,755
‫- به دادم برسین!
‫- هریت!

769
00:45:57,921 --> 00:45:59,590
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، وایسا.

770
00:45:59,923 --> 00:46:01,842
‫نه، وایسا، وایسا، وایسا.

771
00:46:05,888 --> 00:46:07,639
‫می‌خواستم از اینجا برم بیرون
‫ولی نه این‌جوری!

772
00:46:07,806 --> 00:46:09,016
‫- هریت!
‫- هریت! بدویین دیگه!

773
00:46:12,436 --> 00:46:13,270
‫هریت!

774
00:46:14,188 --> 00:46:15,272
‫هریت! یالا بیایین!

775
00:46:16,648 --> 00:46:18,233
‫عصبانیش کردیم.

776
00:46:18,525 --> 00:46:20,569
‫نمی‌دونستم قراره گِل‌مالی بشم.

777
00:46:20,694 --> 00:46:22,362
‫- اون دیگه کیـه؟
‫- اون کیه؟

778
00:46:25,908 --> 00:46:26,784
‫بروسـه؟

779
00:46:26,950 --> 00:46:28,869
‫- هوی! وایسا!
‫- وایسا! نـه!

780
00:46:28,952 --> 00:46:31,163
‫بروس، نرو تو خونه! نری‌ها!

781
00:46:33,415 --> 00:46:35,626
‫چیزمیزهام رو دزدیدین، بیچاره‌م کردین!

782
00:46:35,834 --> 00:46:37,169
‫نشون‌تون میدم!

783
00:46:37,377 --> 00:46:40,464
‫این خونه رو می‌بینم و هیچی جلودارم نیست.

784
00:46:47,638 --> 00:46:48,597
‫بروس!

785
00:46:49,556 --> 00:46:50,933
‫- کمـک!
‫- بروس!

786
00:46:53,060 --> 00:46:54,394
‫مامان‌بزرگ، مامان‌بزرگ!

787
00:46:57,606 --> 00:47:00,901
‫مُردن دیگه از من گذشته! نمیشه که...

788
00:47:08,617 --> 00:47:10,369
‫در عجبم چرا مردی به این سن و سال

789
00:47:10,577 --> 00:47:13,121
‫- با صندلی اومده وسط جادۀ اصلی؟
‫- آخه...

790
00:47:14,331 --> 00:47:17,501
‫- عاشقِ این‌جور کارهاست.
‫- عاشقِ اینه که با صندلی بره اینور و اونور.

791
00:47:17,668 --> 00:47:19,253
‫- آره، یه‌جورایی عادتشـه.
‫- عادتشـه.

792
00:47:19,378 --> 00:47:20,546
‫هیچ هم از صندلی خوشم نمیاد!

793
00:47:20,712 --> 00:47:22,798
‫باشه، خب فعلاً بحثش رو نمی‌کنیم.

794
00:47:22,965 --> 00:47:24,883
‫- حواس‌تون باشه حسابی استراحت کنه.
‫- استراحت. باشه.

795
00:47:25,050 --> 00:47:26,593
‫- باشه؟
‫- آره.

796
00:47:26,718 --> 00:47:30,138
‫و دیگه هم نباید هیجان‌زده بشه وگرنه
‫ممکنه دفعۀ دیگه واقعاً کار دست خودش بده.

797
00:47:30,305 --> 00:47:33,308
‫گفتن تنها زندگی می‌کنن واسه همین
‫می‌خوام امشب نگه‌شون دارم.

798
00:47:33,976 --> 00:47:36,019
‫آره، شاید بهتر باشه یه سرم بهش بزنید.

799
00:47:37,938 --> 00:47:39,189
‫- نه، اونجا رو، اونجا رو.
‫- نه؟

800
00:47:39,356 --> 00:47:40,232
‫- نه. نه!
‫- نه!

801
00:47:40,732 --> 00:47:41,984
‫وای خدای من!

802
00:47:42,150 --> 00:47:43,527
‫- باید بریم. دیگه واقعاً باید بریم!
‫- آره، آره، آره.

803
00:47:43,694 --> 00:47:45,904
‫- منو ول نکنین برین‌ها!
‫- نه، می‌بریمت.

804
00:47:46,113 --> 00:47:47,406
‫آروم باش. آروم باش.

805
00:47:47,573 --> 00:47:49,408
‫دیگه باید بریم خونه.

806
00:47:50,701 --> 00:47:53,245
‫اول ما رو اینجا زندونی می‌کنه
‫بعد حالا می‌کشونت‌مون بیرون.

807
00:47:53,453 --> 00:47:55,122
‫بسه دیگه! معلوم نیست با خودش چند چنده.

808
00:47:55,289 --> 00:47:56,748
‫خب، اینا کار گریسی نیست.

809
00:47:56,915 --> 00:47:59,960
‫هر موجود شروری که هست
‫دلش نمی‌خواد ما با لیوتا حرف بزنیم.

810
00:48:00,377 --> 00:48:02,212
‫الان ما رو به چشم تهدید می‌بینه.

811
00:48:02,462 --> 00:48:05,257
‫خب بیا بریم لیوتا رو پیدا کنیم
‫و ببینیم نظرش چیه.

812
00:48:05,340 --> 00:48:07,634
‫کسی رو داری که بهش خبر بدیم پیشِ مایی

813
00:48:07,885 --> 00:48:09,052
‫تا نگرانت نشه؟

814
00:48:09,219 --> 00:48:10,554
‫خب، یه خانمی هست.

815
00:48:10,846 --> 00:48:13,015
‫مجبورش می‌کنم
‫آشغال‌هام رو برام ببره پایین.

816
00:48:13,599 --> 00:48:15,726
‫- اون...
‫- آهان، مطمئنم اون نگرانت نمی‌شه.

817
00:48:15,893 --> 00:48:16,727
‫- باشه.
‫- آره.

818
00:48:16,852 --> 00:48:17,769
‫برو ببینم، حوصلۀ بازی ندارم.

819
00:48:17,936 --> 00:48:19,813
‫- باید نبضت رو بگیرم. بذار...
‫- عزیز دلم، زیاده‌روی نکن.

820
00:48:19,938 --> 00:48:21,064
‫پاشو ببینم. برو ردِ کارت.

821
00:48:21,273 --> 00:48:22,774
‫زیاده‌روی نکن.

822
00:48:23,400 --> 00:48:25,819
‫متأسفم که همسرت رو از دست دادی.

823
00:48:27,237 --> 00:48:28,363
‫خوبه که اینجا نیست.

824
00:48:29,114 --> 00:48:32,034
‫مُرده‌ها و زنده‌ها هر کدوم
‫باید توی عالمِ خودشون باشن.

825
00:48:33,243 --> 00:48:34,077
‫ببین...

826
00:48:35,621 --> 00:48:37,873
‫این دنیای ماست...

827
00:48:38,624 --> 00:48:40,500
‫و این دنیای پس از مرگـه.

828
00:48:41,585 --> 00:48:43,378
‫و جایی که بیشترین تداخل رو با هم دارن...

829
00:48:43,629 --> 00:48:47,007
‫جاییه که زنده‌ها می‌تونن
‫از طریق تسخیرشدن با مُرده‌ها مواجه بشن.

830
00:48:47,299 --> 00:48:48,800
‫مثلِ همین خونه.

831
00:48:49,259 --> 00:48:53,263
‫ولی وقتی کسی می‌میره
‫و وارد عالم پس از مرگ میشه

832
00:48:53,347 --> 00:48:56,433
‫اگه آرامش داشته باشه، همون‌جا می‌مونه.

833
00:48:57,184 --> 00:48:58,852
‫پس خوبه که زنت اینجا نیست.

834
00:48:59,686 --> 00:49:01,146
‫این یعنی آرامش داره.

835
00:49:01,647 --> 00:49:03,774
‫و مطمئنم می‌خواد تو هم به آرامش برسی.

836
00:49:04,483 --> 00:49:05,817
‫می‌دونم ممکنه به نظرت مسخره باشه

837
00:49:06,818 --> 00:49:11,406
‫ولی من اعتقاد دارم ارواح می‌تونن
‫از اون دنیا برامون نشونه بفرستن.

838
00:49:11,573 --> 00:49:16,119
‫پدرم از دنیا رفته و وقتی زنده
‫بود عاشقِ قطارهای اسباب‌بازی بود.

839
00:49:17,329 --> 00:49:19,081
‫هر روزِ از هم جداشون می‌کرد

840
00:49:19,289 --> 00:49:21,500
‫و دوباره سرهم‌شون می‌کرد.

841
00:49:22,584 --> 00:49:25,545
‫ولی روزایی که حسابی خودمو می‌بازم...

842
00:49:27,422 --> 00:49:28,840
‫یعنی وقتی که دیگه هیچ امیدی ندارم...

843
00:49:30,717 --> 00:49:32,719
‫اتفاقی صدای یه قطار رو...

844
00:49:32,886 --> 00:49:36,098
‫از دور می‌شنوم.

845
00:49:38,100 --> 00:49:40,477
‫و می‌دونم که بابام این‌جوری
‫می‌خواد بهم سلام کنه.

846
00:49:44,189 --> 00:49:45,399
‫میگن این لحظه‌ها

847
00:49:46,274 --> 00:49:47,901
‫یه نشونه از طرف اوناست.

848
00:50:39,661 --> 00:50:41,079
‫بن.

849
00:50:42,122 --> 00:50:44,416
‫ببخشید خیلی آشنا می‌زنی.

850
00:50:45,042 --> 00:50:47,878
‫به نظرم قبلاً دیدمت.

851
00:50:48,587 --> 00:50:51,715
‫می‌دونی، یه دوستِ مشترک داریم.

852
00:50:53,091 --> 00:50:54,176
‫آلیسا؟

853
00:50:57,804 --> 00:50:58,847
‫آلیسا!

854
00:51:01,933 --> 00:51:02,934
‫آلیسا؟

855
00:51:04,478 --> 00:51:06,605
‫من بودم اونجا نمی‌رفتم...

856
00:51:09,316 --> 00:51:13,195
‫مگه اینکه بخوای بری اون دنیا!

857
00:51:15,906 --> 00:51:17,282
‫ما رو هم با خودت می‌بری؟

858
00:51:17,407 --> 00:51:19,826
‫می‌دونیم که به زودی میری اون‌طرفا!

859
00:51:20,911 --> 00:51:21,953
‫آلیسا!

860
00:51:36,343 --> 00:51:37,385
‫آلیسا.

861
00:51:41,306 --> 00:51:43,350
‫- بن!
‫- چیـه؟

862
00:51:43,433 --> 00:51:46,228
‫بروس غیبش زده و یه اتفاق‌هایی داره میفته.

863
00:51:53,985 --> 00:51:55,821
‫خیلی‌خب، میرم دنبالش.

864
00:51:55,987 --> 00:51:57,239
‫خیلی‌خب، اینا رو بده به من.

865
00:51:57,405 --> 00:51:58,865
‫- نه، از نیمه شب گذشته.
‫- نـه!

866
00:51:58,990 --> 00:52:00,784
‫-من هواتو دارم.
‫- هریت!

867
00:52:00,951 --> 00:52:02,536
‫منم میرم برای سلامتی‌مون
‫دعای صبحگاهی بخونم.

868
00:52:02,702 --> 00:52:03,995
‫الان که نصفه‌شبه!

869
00:52:04,204 --> 00:52:05,413
‫توی رم که نصفه‌شب نیست!

870
00:52:16,424 --> 00:52:17,384
‫چیزی می‌بینی؟

871
00:52:17,592 --> 00:52:18,969
‫نه ولی یه چیزی رو حس می‌کنم.

872
00:52:20,637 --> 00:52:22,848
‫بروس، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

873
00:52:23,014 --> 00:52:24,683
‫باید لیوتا رو پیدا کنیم.

874
00:52:25,225 --> 00:52:26,393
‫اتاق زیرشیروانی چی؟

875
00:52:27,978 --> 00:52:31,398
‫مطمئن نیستم. اتاق‌های زیرشیروانی
‫از قدیم جاهای ترسناکی بودن.

876
00:52:31,481 --> 00:52:33,733
‫سردتون نیست؟ کم کم
‫داره سردتر میشه.

877
00:52:33,900 --> 00:52:35,694
‫بروس، دلیلش اینه که شلوار پات نیست.

878
00:52:35,819 --> 00:52:37,154
‫نمیشه یه لحظه ساکت باشـ...

879
00:52:40,407 --> 00:52:41,533
واوو

880
00:52:43,451 --> 00:52:44,327
‫خیلی‌خب.

881
00:52:51,543 --> 00:52:53,503
‫- بریم بالا!
‫- بروس، صبر کن!

882
00:52:53,670 --> 00:52:56,756
‫- بروس، تو باید وایسی مراقب من باشی.
‫- ولم کن. چیه؟

883
00:52:56,923 --> 00:52:58,341
‫- بروس، همین‌جا بمون و مراقبِ من باش.
‫- بابا تو مشکل قلبی داری. کوتاه بیا!

884
00:52:58,508 --> 00:53:00,010
‫باشه، باشه، باشه.

885
00:53:00,635 --> 00:53:01,553
‫مراقبم باش.

886
00:53:03,763 --> 00:53:04,806
‫خیلی‌خب.

887
00:53:08,435 --> 00:53:10,020
‫مراقب خودت باش.

888
00:53:14,691 --> 00:53:15,942
‫کسی اینجا نیست؟

889
00:53:22,866 --> 00:53:24,367
‫مادام لیوتا؟

890
00:53:31,041 --> 00:53:32,500
‫ما به کمک‌تون نیاز داریم.

891
00:53:33,335 --> 00:53:35,921
‫وای! ای بابا!

892
00:53:38,256 --> 00:53:39,674
‫خودت این کار رو کردی؟

893
00:53:39,925 --> 00:53:41,426
‫نه بابا!

894
00:53:57,275 --> 00:54:00,111
‫لیوتا؟ خودتی؟

895
00:54:25,887 --> 00:54:27,347
‫بیا نزدیک‌تر.

896
00:54:29,140 --> 00:54:30,475
‫نزدیک‌تر.

897
00:54:42,153 --> 00:54:43,154
‫آهان باشه.

898
00:54:43,613 --> 00:54:44,739
‫می‌خوام از اینجا بری بیرون!

899
00:54:48,159 --> 00:54:49,286
‫یا خدا!

900
00:54:55,709 --> 00:54:56,918
‫گوش کن ببین چی میگم.

901
00:54:57,127 --> 00:55:00,130
‫ببین مطمئنم اون مردها هرچی
‫سرشون اومده حق‌شون بوده

902
00:55:00,422 --> 00:55:01,798
‫ولی عزیزم، گوش کن...

903
00:55:01,923 --> 00:55:03,425
‫می‌دونم که صدامو می‌شنوی، باشه جونم؟

904
00:55:03,550 --> 00:55:04,926
‫روح جونم. میشه روح جون صدات کنم؟

905
00:55:05,093 --> 00:55:06,761
‫ولی من با بقیه فرق دارم.
‫من حامی‌تونم.

906
00:55:06,928 --> 00:55:09,514
‫من خودم طرفِ تو و تمام خانم‌هام...

907
00:55:27,991 --> 00:55:29,909
‫- چه بوی بدی میده.
‫- خیلی بوش تنده.

908
00:55:29,993 --> 00:55:31,161
‫- وای.
‫- عجب بوی گندی میده.

909
00:55:31,369 --> 00:55:32,787
‫آلوده‌ست.

910
00:55:37,500 --> 00:55:39,336
‫خیلی‌خب. اینجا نوشته...

911
00:55:39,753 --> 00:55:42,756
‫اینجا رو.
‫«متعلق به مادام لیوتا

912
00:55:43,715 --> 00:55:45,175
‫اگر این کتاب مال شما نیست

913
00:55:45,383 --> 00:55:47,635
‫دیگه...

914
00:55:48,178 --> 00:55:49,679
‫ورق نزنید.»

915
00:55:49,971 --> 00:55:52,891
‫- وای خدای من! وای خدای من!
‫- هریت!

916
00:55:53,016 --> 00:55:56,770
‫این کتابِ افسون‌های شخصیِ مادام لیوتاست.

917
00:55:56,936 --> 00:55:57,937
‫وای خدای من!

918
00:55:58,063 --> 00:55:59,189
‫خب یکی‌مون باید این کار رو می‌کرد.

919
00:55:59,606 --> 00:56:01,983
‫آرزوم برآورده شد. وای خدای من!

920
00:56:02,609 --> 00:56:03,985
‫واوو! این دیگه چیه؟

921
00:56:04,444 --> 00:56:05,612
‫چه قشنگه.

922
00:56:05,904 --> 00:56:07,197
‫گوی کریستالیه.

923
00:56:07,614 --> 00:56:09,532
‫ارزشی هم داره؟

924
00:56:11,576 --> 00:56:12,577
‫هی!

925
00:56:13,203 --> 00:56:15,413
‫خانم، ما شما رو می‌بینیم. سلام.

926
00:56:21,961 --> 00:56:22,921
‫مادام لیوتا؟

927
00:56:23,046 --> 00:56:25,131
‫خب بالاخره وقتش رسید.

928
00:56:25,673 --> 00:56:28,426
‫کتابِ قدرتمندی توی دستته.

929
00:56:28,593 --> 00:56:31,012
‫بهتره بدونی چطور ازش استفاده کنی.

930
00:56:31,221 --> 00:56:32,305
‫چطوری رفتی اون تو؟

931
00:56:32,639 --> 00:56:36,309
‫می‌تونم بهتون نشونم بدم چه
‫اتفاقی افتاده ولی براتون هزینه داره.

932
00:56:38,520 --> 00:56:39,938
‫سه دلار میشه.

933
00:56:40,897 --> 00:56:41,898
‫- چی؟
‫- عجب!

934
00:56:42,023 --> 00:56:44,901
‫- مگه سر گردنه‌ست؟!
‫- باشه، باشه. نشون بده.

935
00:56:50,698 --> 00:56:53,827
‫ویلیام گریسی که غم و اندوه
‫از پا درش آورده بود...

936
00:56:54,035 --> 00:56:57,956
‫دنبال من بود تا با همسر مرحومش
‫ارتباط بگیرم.

937
00:57:00,041 --> 00:57:01,876
‫النور گریسی!

938
00:57:04,129 --> 00:57:07,048
‫بزن روی میز، وقتشه جواب بدی.

939
00:57:07,215 --> 00:57:12,178
‫- پلی از دنیا پس از مرگ به این دنیا بزن!
‫- وقتی برنگشت پیشش...

940
00:57:12,262 --> 00:57:15,056
‫بارها و بارها صداش زدیم.

941
00:57:15,223 --> 00:57:17,976
‫یه سالِ تموم هر نیمه شب
‫جلسه احضار روح داشتیم.

942
00:57:18,184 --> 00:57:19,853
‫یه سالِ تموم؟ چقدر بی‌ملاحظه بودین.

943
00:57:20,019 --> 00:57:20,979
‫کی این حرف رو زد؟

944
00:57:26,109 --> 00:57:31,114
‫این احضارهای مکرر
‫دروازۀ دنیای ارواح رو باز کرد.

945
00:57:31,281 --> 00:57:34,784
‫صدها روح آزادانـه اومدن و رفتن

946
00:57:34,951 --> 00:57:36,995
‫ولی خبری از النورِ عزیـزش نشد.

947
00:57:37,287 --> 00:57:42,333
‫از ترسِ چیزی که ممکن بود اتفاقی
‫احضارش کنیم، التماسش کردم که بیخیال بشه.

948
00:57:42,500 --> 00:57:44,544
‫ولی اصرار داشت که ادامه بدیم.

949
00:57:45,753 --> 00:57:49,549
‫خیلی زود گریسی پیام‌هایی
‫از طرفِ النور دریافت کرد

950
00:57:49,716 --> 00:57:52,886
‫که التماسش می‌کرد اونم
‫به دنیای ارواح بیاد و کنارش باشه.

951
00:57:53,803 --> 00:57:56,514
‫ولی من می‌دونستم اون النور نبود.

952
00:57:57,891 --> 00:58:00,518
‫ما روحِ خبیثی رو احضار کرده بودیم

953
00:58:00,685 --> 00:58:03,396
‫که از غم و اندوهِ گریسی تغذیه می‌کرد.

954
00:58:05,523 --> 00:58:09,319
‫یه روحِ معمولی نبود.

955
00:58:09,486 --> 00:58:11,196
‫این توانایی رو داشت که...

956
00:58:11,404 --> 00:58:16,659
‫این ارواحی که شاد و خوشبخت بودن رو
‫توی این خونه گیر بندازه.

957
00:58:25,084 --> 00:58:26,085
‫مال منی!

958
00:58:27,045 --> 00:58:29,088
‫قبل از اینکه بتونم چهره‌ش رو ببینم،

959
00:58:29,214 --> 00:58:32,842
‫اون روحِ شرور منو توی گوی کریستالیِ خودم
‫زندونی کرد.

960
00:58:33,551 --> 00:58:35,428
‫نمی‌دونم الان چند وقت شده.

961
00:58:36,346 --> 00:58:37,931
‫احتمالاً چند ماهی شده باشه.

962
00:58:40,099 --> 00:58:44,229
‫اون ۹۳۳تا روح رو زندونی کرده.

963
00:58:44,687 --> 00:58:48,024
‫ولی باید ۱۰۰۰تا بشن تا
‫بتونه مراسمی رو اجرا کنه

964
00:58:48,191 --> 00:58:50,527
‫که بهش اجازه میده از این خونه فرار کنه.

965
00:58:51,319 --> 00:58:55,448
‫حواس‌تون به وقتی که ماه کامله باشه.
‫چون اون موقع قدرتش از همیشه بیشتره.

966
00:58:55,949 --> 00:58:57,825
‫ازش جونِ سالم به در نمی‌برین.

967
00:58:59,327 --> 00:59:01,246
‫وای، غم و اندوهِ زیادی توی وجودت هست.

968
00:59:03,039 --> 00:59:07,085
‫تو در برابر فریب‌کاری‌هاش از همه آسیب‌پذیرتری.

969
00:59:08,795 --> 00:59:11,089
‫غمت نباشه که ما مراقبتیم.
‫خودمون هوات رو داریم.

970
00:59:11,172 --> 00:59:12,340
‫حالا می‌خوای چی کار کنی؟

971
00:59:14,384 --> 00:59:16,386
‫- آهان!
‫- اونا که همین الانشم مُرده‌ن.

972
00:59:16,553 --> 00:59:17,720
‫- آره.
‫- پس از اینم مُرده‌تر میشن!

973
00:59:17,845 --> 00:59:18,721
‫خیلی‌خب.

974
00:59:18,846 --> 00:59:20,807
‫می‌دونین به چی نیاز داریم؟
‫یه طلسم دوری ارواح نیاز داریم.

975
00:59:21,015 --> 00:59:21,849
‫- آره.
‫- یه طلسم دوری ارواح!

976
00:59:22,058 --> 00:59:23,768
‫آره، یه طلسم دوری ارواح...

977
00:59:23,851 --> 00:59:28,898
‫ولی به یکی از اموالِ سابقِ اون روح نیاز داریم.

978
00:59:29,023 --> 00:59:30,275
‫وقتی اون جور شد...

979
00:59:30,441 --> 00:59:31,651
‫دیگه کافیه!

980
00:59:39,158 --> 00:59:41,411
‫چیزی نشد. بیایین یه طلسم
‫دوری ارواح پیدا کنیم. خیلی‌خب پس...

981
00:59:41,536 --> 00:59:43,496
‫دلم نمی‌خواد خبر بد بهتون بدم

982
00:59:44,205 --> 00:59:47,292
‫ولی از وقتی که این
‫خانومه توی گوی گیر افتاده

983
00:59:47,500 --> 00:59:49,877
‫۶۶ نفر توی این خونه مُردن!

984
00:59:50,003 --> 00:59:52,922
‫پس یعنی الان ۹۳۳تا روح نداره.

985
00:59:53,047 --> 00:59:55,091
‫بلکه ۹۹۹تا داره.

986
00:59:55,216 --> 00:59:57,927
‫و حالا اگه نمی‌خواین برای
‫کارهای کفن و دفن آماده بشین...

987
00:59:58,052 --> 00:59:59,304
‫پس بهتره از اینجا بزنیم بیرون.

988
01:00:04,142 --> 01:00:05,560
‫کیش! کیش!

989
01:00:06,477 --> 01:00:08,688
‫یعنی فقط من نمی‌دونستم واقعیه؟

990
01:00:10,273 --> 01:00:14,027
‫بهتره عجله هم کنیم چون این احضار
‫روح‌ها باعث شده این خونه بازی دربیاره

991
01:00:14,694 --> 01:00:17,905
‫اونو ولش کن. تمام مرگ‌هایی
‫که توی این خونه اتفاق افتاده

992
01:00:18,072 --> 01:00:19,198
‫زمانِ ماهِ کامل بوده.

993
01:00:19,365 --> 01:00:22,493
‫که یعنی کمتر از ۴ روزِ دیگه وقت داریم.

994
01:00:22,702 --> 01:00:25,997
‫مگه مادام لیوتا نگفته بود باید یه چیزی
‫پیدا کنیم که سابقاً مال روح‌ها باشه؟

995
01:00:27,624 --> 01:00:29,584
‫آخه وقتی طرف رو نشناسی

996
01:00:29,751 --> 01:00:31,377
‫از کجا می‌خوای یه چیزی که
‫متعلق بهش بوده رو پیدا کنی؟

997
01:00:31,544 --> 01:00:34,714
‫خب حالا یه کار خاصی
‫هست که می‌تونم براتون بکنم.

998
01:00:34,839 --> 01:00:36,215
‫واقعاً خارق‌العاده‌ست.

999
01:00:36,466 --> 01:00:40,762
‫روح من می‌تونه از بدنم جدا
‫بشه و وارد دنیای ارواح بشه

1000
01:00:40,928 --> 01:00:42,889
‫اونجا می‌تونم روحه رو ببینم.

1001
01:00:43,014 --> 01:00:44,390
‫میشه گفت یه احضار روح برعکسه.

1002
01:00:44,641 --> 01:00:45,933
‫احضار روح برعکس؟

1003
01:00:46,100 --> 01:00:47,101
‫رو منم حساب کن.

1004
01:00:47,226 --> 01:00:51,064
‫بروس، خیلی خطرناکه.
‫هرکسی نمی‌تونه احضار برعکس انجام بده.

1005
01:00:51,230 --> 01:00:52,273
‫فرافکنی اثیری.

1006
01:00:52,398 --> 01:00:54,025
‫صرفاً بگین «فرافکنی اثیری»

1007
01:00:54,233 --> 01:00:56,903
‫لازم نیست این کلمه‌ها رو یه‌جوری به‌کار
‫ببری که انگار خودت اختراع‌شون کردی

1008
01:00:57,028 --> 01:00:58,613
‫- مسخره‌ست.
‫- فرافکنی اثیری؟

1009
01:00:58,780 --> 01:01:00,990
‫تو تا حالا فرافکنی اثیری شنیدی؟
‫توی انجیل اومده؟

1010
01:01:01,491 --> 01:01:04,994
‫- بذار بهت بگم چی واقعاً مسخره‌ست.
‫- هریت، هریت، خیلی‌خب. گوش کن.

1011
01:01:05,119 --> 01:01:07,121
‫بس کن، همه‌مون اینجا توی یه تیم هستیم.

1012
01:01:07,246 --> 01:01:10,792
‫اگرچه مثل یه تیم رفتار
‫نمی‌کنیم و اینم به نفع اونا میشه.

1013
01:01:11,000 --> 01:01:13,252
‫راستی از پیشنهادِ احضار برعکس خوشم اومد.

1014
01:01:13,336 --> 01:01:15,922
‫آره، اگه اونا وارد دنیای ما میشن
‫پس بیایین بریم یه سری بهشون بزنیم

1015
01:01:16,172 --> 01:01:18,466
‫شما می‌خواین ما رو بترسونین؟
‫نه، ما شما رو می‌ترسونیم!

1016
01:01:18,591 --> 01:01:19,467
‫- آره!
‫- پخ!

1017
01:01:19,592 --> 01:01:23,721
‫آره! این روح خبیث رو همین امشب پیدا می‌کنیم!

1018
01:01:24,847 --> 01:01:28,976
‫فقط پوست‌ها رو جدا کنین. دیگه مشکلی نداره.

1019
01:01:30,895 --> 01:01:33,398
‫نیمرو کرانچی درست می‌کنی؟

1020
01:01:34,565 --> 01:01:36,567
‫مادربزرگم قدیما همین‌جوری درست می‌کرد.

1021
01:01:36,984 --> 01:01:40,196
‫همون موقع دیگه عینکی شد.

1022
01:01:41,531 --> 01:01:42,532
‫اوضاع و احوالش چطوره؟

1023
01:01:43,032 --> 01:01:46,869
‫می‌ترسم بچه‌تر از اون باشه که

1024
01:01:47,662 --> 01:01:48,871
‫وحشت اگزیستانسیال رو درک کنه.

1025
01:01:51,082 --> 01:01:53,126
‫می‌دونی خیال می‌کردم با اینجا اومدن‌مون

1026
01:01:53,292 --> 01:01:56,170
‫می‌تونیم ماجراهای مربوط
‫به پدرش رو پشت سر بذاریم

1027
01:01:56,254 --> 01:01:59,090
‫می‌دونی، گفتم می‌تونه واسه خودش
‫بچرخه، بچگی کنه و خوش بگذرونه

1028
01:01:59,215 --> 01:02:01,384
‫ولی این خونه نمی‌ذاره
‫هیچ‌کدوم از این عملی بشه.

1029
01:02:02,760 --> 01:02:04,137
‫- ترسناکـه.
‫- دیگه تخم‌مرغ نمی‌خوام.

1030
01:02:04,804 --> 01:02:06,389
‫آخه الان بحثِ اِگ‌زیستانسیالی بود.
‫(اِگ: تخم‌مرغ)

1031
01:02:07,056 --> 01:02:08,141
‫اِگ‌زیستانسیالی آخه؟!

1032
01:02:11,185 --> 01:02:12,103
‫وای خدای من

1033
01:02:12,270 --> 01:02:14,105
‫وای اگه از اونجا بیفته پاش می‌شکنه.

1034
01:02:14,272 --> 01:02:16,399
‫- تراویس! تراویس!
‫- میگما...

1035
01:02:16,607 --> 01:02:19,193
‫میگما، نظرت چیه من برم باهاش حرف بزنم؟

1036
01:02:19,360 --> 01:02:20,361
‫باشه فقط...

1037
01:02:22,155 --> 01:02:24,282
‫- فقط اِگ‌ش نکن(=شیرش نکن)
‫- اِگ‌زکتلی (=دقیقاً)

1038
01:02:25,158 --> 01:02:27,118
‫خب دیگه کافیه! زودی برمی‌گردم.

1039
01:02:27,326 --> 01:02:28,369
‫مرسی.

1040
01:02:28,578 --> 01:02:29,579
‫ایول به این تیم.

1041
01:02:42,425 --> 01:02:43,885
‫این صدای فرود اومدنشه

1042
01:02:46,095 --> 01:02:48,389
‫مرد پرنده‌ای همچین صدایی نمیده.

1043
01:02:48,931 --> 01:02:50,433
‫درسته. راست میگی.

1044
01:02:53,561 --> 01:02:54,604
‫چی شده؟

1045
01:02:56,272 --> 01:02:59,817
‫بچه‌های مدرسه امشب میرن جشن تولد

1046
01:03:01,110 --> 01:03:02,403
‫البته که من نمی‌تونم برم.

1047
01:03:03,780 --> 01:03:05,448
‫یعنی اصلاً دعوتم نکردن.

1048
01:03:05,656 --> 01:03:06,783
‫- تُرده.
‫- تُرده.

1049
01:03:06,949 --> 01:03:10,286
‫- کلی پوسته تخم‌مرغ توشه.
‫- آره انگار برشتوک تخم‌مرغـه.

1050
01:03:16,209 --> 01:03:17,585
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا از من خوش‌شون نمیاد.

1051
01:03:17,752 --> 01:03:18,753
‫آخه...

1052
01:03:19,837 --> 01:03:22,006
‫هر روز لباس قشنگ‌هام رو می‌پوشم...

1053
01:03:22,173 --> 01:03:24,425
‫همیشه توی کلاس دستم رو بلند می‌کنم...

1054
01:03:24,592 --> 01:03:27,929
‫و حواسم هست که همه
‫تو زمین بازی قوانین رو رعایت کنن.

1055
01:03:28,012 --> 01:03:32,141
‫باشه خب فکر کنم همین الان
‫جواب سوالِ خودت رو دادی.

1056
01:03:33,935 --> 01:03:35,311
‫امروز با بابام حرف زدم.

1057
01:03:36,813 --> 01:03:38,940
‫باشه، این که خوبـه.

1058
01:03:40,858 --> 01:03:42,443
‫می‌خواد یه سر برم پیشش.

1059
01:03:46,447 --> 01:03:48,491
‫ولی فکر کنم مامانم بفهمه ناراحت بشه.

1060
01:03:52,203 --> 01:03:53,246
‫بهش نگی‌ها.

1061
01:03:54,747 --> 01:03:56,207
‫خیلی ناراحت میشه.

1062
01:03:57,333 --> 01:04:01,087
‫خب بهترین ویژگیِ من رازداریه.

1063
01:04:03,172 --> 01:04:04,298
‫و می‌دونی چیه؟

1064
01:04:06,676 --> 01:04:08,678
‫حرکتِ جالبی بود، آره.

1065
01:04:08,845 --> 01:04:10,888
‫نمی‌دونم واسه چی بهم لگد می‌زنه.

1066
01:04:12,139 --> 01:04:13,349
‫اکشن گای

1067
01:04:15,810 --> 01:04:16,811
‫بیا.

1068
01:04:17,687 --> 01:04:19,605
‫بگیرش دیگه. آره.

1069
01:04:20,273 --> 01:04:22,400
‫مراقب باش. ارزونـه.

1070
01:04:22,567 --> 01:04:26,153
‫می‌خواستم بپرسم می‌خوای... راستش...

1071
01:04:30,783 --> 01:04:32,243
‫«تکرار کن!»

1072
01:04:36,831 --> 01:04:40,293
‫باشه بابا. خیلی‌خب، تو بردی.

1073
01:04:40,459 --> 01:04:43,796
‫- آهای! روح‌خوار رو بده به من! هوی! برگرد بببینم.
‫- «تکرار کن!»

1074
01:04:44,922 --> 01:04:47,174
‫ای روحِ خبیث، هر کی که هستی...

1075
01:04:47,300 --> 01:04:48,885
‫هریت داره میاد سراغت.

1076
01:04:49,093 --> 01:04:50,261
‫آره.

1077
01:04:50,386 --> 01:04:52,513
‫قشنگ آدم جادوش رو حس می‌کنه.

1078
01:04:52,638 --> 01:04:55,850
‫یه کم خون اژدها؟ گیاهِ یربا سانتا؟
‫با چی سر و کار داریم؟

1079
01:04:56,058 --> 01:04:57,768
‫مریم گلی که از کاستکو خریدم.

1080
01:04:57,935 --> 01:05:00,521
‫نمی‌خوام وقتی روحم از بدنم جدا
‫میشه تا بره این روح خبیث رو ببینه

1081
01:05:00,897 --> 01:05:02,857
‫روح دیگه‌ای وارد بدنم بشه.

1082
01:05:02,982 --> 01:05:05,067
‫نه که فکر کنم کار به اونجا می‌رسه‌ها.

1083
01:05:05,776 --> 01:05:07,445
‫تا حالا هزار بار این کار رو انجام دادم.

1084
01:05:07,612 --> 01:05:10,281
‫ببین، وقتی این‌جوری حرف می‌زنی باعث
‫میشه فکر کنم تا حالا همچین کاری نکردی.

1085
01:05:10,406 --> 01:05:11,407
‫چرا کردم.

1086
01:05:11,574 --> 01:05:13,159
‫شاید تا حالا ده هزار بار انجامش داده باشم.

1087
01:05:13,367 --> 01:05:16,412
‫حالا چرا هِی عددش رو می‌بری بالا؟
‫این‌جوری که اصلاً باورم نمیشه.

1088
01:05:16,537 --> 01:05:19,332
‫- آخه چطور باورم بشه؟
‫- باور کن، عزیزم. باور کن

1089
01:05:19,540 --> 01:05:22,668
‫حالا اگه تا ده دقیقۀ دیگه برنگشتم...

1090
01:05:22,793 --> 01:05:24,211
‫این زنگ رو بزنید

1091
01:05:24,420 --> 01:05:26,797
‫اگه گم بشم این کمکم می‌کنه
‫تا راهِ برگشت رو پیدا کنم.

1092
01:05:27,381 --> 01:05:31,302
‫ببینید باید واقعاً احساساتی بشم
‫تا بتونم برم توی دنیای ارواح.

1093
01:05:31,469 --> 01:05:34,305
‫این عکسِ سگمه...

1094
01:05:34,430 --> 01:05:38,476
‫که متأسفانه از پیشم رفت
‫که توی یه مزرعه زندگی کنه

1095
01:05:39,435 --> 01:05:41,062
‫راستش یه ماشین بهش زد

1096
01:05:41,604 --> 01:05:44,398
‫مثل یه بادکنک ترکید.

1097
01:05:44,565 --> 01:05:46,025
‫- آبجی!
‫- وایسا ببینم، چی گفتی؟

1098
01:05:46,192 --> 01:05:47,109
‫چی؟

1099
01:05:47,276 --> 01:05:48,486
‫حالا شروع می‌کنیم.

1100
01:05:49,153 --> 01:05:53,699
‫«ارواحِ گرامی، من از سر کنجکاوی اومدم.

1101
01:05:54,408 --> 01:05:57,328
‫دروازه‌های عالم خود را بگشایید.

1102
01:05:57,870 --> 01:06:00,581
‫وقتی جسمم رو ترک می‌کنم، مراقبش باشید.

1103
01:06:01,499 --> 01:06:05,294
‫اکنون روحِ من وارد دنیای ارواح میشه.»

1104
01:06:06,253 --> 01:06:10,841
‫به چیزهای غم‌انگیز فکر کن.
‫به چیزهای غم‌انگیز فکر کن.

1105
01:06:53,467 --> 01:06:54,593
‫النور؟

1106
01:06:55,011 --> 01:06:57,388
‫گریسی! آهای، ما به کمکت نیاز داریم.

1107
01:06:58,097 --> 01:06:59,640
‫تو نباید اینجا باشی.

1108
01:07:01,976 --> 01:07:02,852
‫آهای!

1109
01:07:10,693 --> 01:07:12,695
‫گریسی وایسا! می‌خوام باهات حرف بزنم.

1110
01:07:32,548 --> 01:07:33,632
‫یک، دو...

1111
01:07:34,091 --> 01:07:39,096
‫سه، چهار، پنج، شش، هفت

1112
01:07:57,239 --> 01:07:59,992
‫عزیزم، می‌دونی که بلوز دوست دارم

1113
01:08:00,493 --> 01:08:02,411
‫ولی میشه یه چیزی بزنی که یه ذره...

1114
01:08:03,287 --> 01:08:04,288
‫شادتر باشه؟

1115
01:08:04,497 --> 01:08:06,123
‫این تنها چیزیه که اون دوست داره بشنوه.

1116
01:08:06,290 --> 01:08:09,418
‫همین‌جور بخورین. شاد‌تر میشه.

1117
01:08:15,841 --> 01:08:17,635
‫نذار بگیرتت.

1118
01:08:26,477 --> 01:08:27,645
‫النور؟

1119
01:08:29,313 --> 01:08:30,231
‫گریسی؟

1120
01:08:30,648 --> 01:08:32,399
‫گریسی، باید بهم کمک کنی.

1121
01:08:34,360 --> 01:08:35,361
‫بن...

1122
01:08:35,778 --> 01:08:37,071
‫اینا همه‌ش تقصیر منـه.

1123
01:08:37,238 --> 01:08:39,532
‫این روح خبیث کیه؟

1124
01:08:39,657 --> 01:08:41,117
‫هیچ‌کس اسمش رو توی دنیای زنده‌ها نمی‌دونه

1125
01:08:41,283 --> 01:08:42,868
‫ولی از ما نیست.

1126
01:08:43,077 --> 01:08:46,455
‫قدرتش توی این دنیا غیرقابل کنترلـه

1127
01:08:46,997 --> 01:08:49,125
‫و خیلی از ما رو مجبور کرده خواسته‌هاش رو انجام بدیم.

1128
01:08:49,416 --> 01:08:52,419
‫تو رو خدا نذار آخرین روح رو تسخیر کنه

1129
01:08:52,962 --> 01:08:54,797
‫وگرنه تا ابد اینجا گیر می‌افتیم.

1130
01:08:56,173 --> 01:08:57,091
‫صبر کن.

1131
01:08:57,258 --> 01:08:58,259
‫داره میاد.

1132
01:08:58,509 --> 01:09:00,094
‫- همین الان از اینجا برو.
‫- گریسی.

1133
01:09:04,140 --> 01:09:05,015
‫دنبالم بیا.

1134
01:09:05,224 --> 01:09:06,725
‫- از این طرف!
‫- اومد!

1135
01:09:07,685 --> 01:09:08,686
‫دستم رو بگیر!

1136
01:09:08,811 --> 01:09:09,770
‫یالا! یالا!

1137
01:09:10,187 --> 01:09:11,480
‫بدو بیا تو.

1138
01:09:11,647 --> 01:09:13,482
‫قایم شو. قایم شو.

1139
01:09:30,457 --> 01:09:32,084
‫نه، نه، نه.

1140
01:09:33,127 --> 01:09:35,171
‫نه! بی‌خیال دیگه.

1141
01:09:37,423 --> 01:09:38,424
‫بن.

1142
01:09:39,758 --> 01:09:41,135
‫دنبالِ من می‌گشتی؟

1143
01:09:41,302 --> 01:09:42,136
‫نه، نه.

1144
01:09:42,303 --> 01:09:43,470
‫وایسا.

1145
01:09:47,766 --> 01:09:48,767
‫چی؟

1146
01:09:54,440 --> 01:09:56,525
‫لازم نیست بترسی.

1147
01:09:57,943 --> 01:10:01,113
‫ببین می‌دونم که اینجا پُر از

1148
01:10:01,238 --> 01:10:03,282
‫ارواح غمگینـه

1149
01:10:03,407 --> 01:10:04,700
‫و همه دنبال چیزی هست که
‫توی زندگی نداشتن.

1150
01:10:04,700 --> 01:10:06,076
‫دنبال هدفـن...

1151
01:10:06,243 --> 01:10:08,495
‫ولی بزدل‌تر از اونن که حرکتی بزنن.

1152
01:10:09,288 --> 01:10:12,625
‫ولی به تو میشه امید داشت.

1153
01:10:12,750 --> 01:10:15,294
‫تو می‌دونی که زندگی معنایی نداره.

1154
01:10:15,461 --> 01:10:17,546
‫می‌دونی که عاقبت همه‌مون خاکـه.

1155
01:10:18,881 --> 01:10:19,715
‫پخ!

1156
01:10:21,508 --> 01:10:25,846
‫اگه حاضر باشی کمکم کنی،
‫تو رو به خواسته‌ت می‌رسونم.

1157
01:10:26,388 --> 01:10:27,389
‫نه! نه!

1158
01:10:38,025 --> 01:10:40,611
‫دنیای ارواح نمی‌تونه امشب پذیرای من باشه.

1159
01:10:42,613 --> 01:10:43,739
‫فرار کردن فایده‌ای نداره.

1160
01:10:44,531 --> 01:10:48,327
‫رنج برای آدم‌های ضعیفه و
‫من راه خلاصی ازش رو بلدم.

1161
01:10:49,745 --> 01:10:51,455
‫باید یه معامله‌ای کنیم.

1162
01:10:53,290 --> 01:10:56,669
‫خیلی ناامیدکننده‌ست ولی...

1163
01:10:56,835 --> 01:11:00,339
‫ولی عشق و حال تازه بعداً شروع میشه.

1164
01:11:00,422 --> 01:11:01,882
‫این بن نیست.

1165
01:11:13,852 --> 01:11:16,313
‫اگه بخوای...

1166
01:11:17,815 --> 01:11:20,276
‫می‌تونی به خواسته‌ت برسی.

1167
01:11:23,404 --> 01:11:24,405
‫بن!

1168
01:11:26,573 --> 01:11:27,950
‫الان دیگه خودمم.

1169
01:11:28,242 --> 01:11:29,451
‫حالم خوبـه.

1170
01:11:31,662 --> 01:11:32,663
‫من دیدمش.

1171
01:11:33,747 --> 01:11:35,791
‫یه روحِ معمولی نبود.

1172
01:11:35,916 --> 01:11:37,876
‫گریسی وحشت کرده بود.

1173
01:11:38,002 --> 01:11:39,461
‫در واقع همه‌شون وحشت کرده بودن.

1174
01:11:39,670 --> 01:11:41,797
‫بی‌خیال، یه روحی که
‫بقیه روح‌ها رو تسخیر می‌کنه؟

1175
01:11:42,673 --> 01:11:44,174
‫اینکه نامردیـه.

1176
01:11:44,675 --> 01:11:45,968
‫مگه قانونی اونجا وجود نداره؟

1177
01:11:46,135 --> 01:11:47,386
‫شبیه آدمیزاد بود؟

1178
01:11:47,511 --> 01:11:48,429
‫یه‌جورایی.

1179
01:11:48,512 --> 01:11:50,139
‫با عصا راه می‌رفت و لنگ می‌زد...

1180
01:11:50,306 --> 01:11:53,892
‫سرش هم توی یه جعبه کلاه بود
‫که با خودش اینور و اونور می‌برد

1181
01:11:54,059 --> 01:11:55,602
‫این کجاش شبیه آدمیزاد بود؟

1182
01:11:56,061 --> 01:12:00,983
‫اطلاعات دیگه‌ای هم از این روحِ جعبه به‌دست
‫داری تا بتونیم شناساییش کنیم؟

1183
01:12:04,153 --> 01:12:06,905
‫می‌تونم تو رو به خواسته‌ت برسونم.

1184
01:12:07,448 --> 01:12:09,074
‫روی چهره‌ای که توی جعبه بود...

1185
01:12:10,701 --> 01:12:11,869
‫یه پوزخند بود

1186
01:12:12,745 --> 01:12:15,539
‫پوزخندش از حافظه‌م پاک نمیشه.

1187
01:12:15,664 --> 01:12:17,291
‫اونجا چه‌جوری بود؟

1188
01:12:17,666 --> 01:12:19,877
‫به عنوان دنیای ارواح خیلی...

1189
01:12:20,544 --> 01:12:21,503
‫زندگیِ توش جریان داشت.

1190
01:12:21,795 --> 01:12:24,506
‫یعنی خب احضار برعکس اونقدرا هم سخت نبود.

1191
01:12:24,631 --> 01:12:27,051
‫نه، به نظرم چند دقیقه‌ای حسش کردم

1192
01:12:27,176 --> 01:12:28,677
‫انگار تو هوا معلق بودم.

1193
01:12:28,844 --> 01:12:32,639
‫- مثل یه تجربه نزدیک به مرگ بود. مثل برق.
‫- یه کم لرزیدم و مورمورم شد.

1194
01:12:32,848 --> 01:12:35,392
‫هریت می‌دونم که می‌تونی اون کار رو بکنی

1195
01:12:35,559 --> 01:12:37,853
‫ولی به نظرم خیلی
‫احساساتی شده بودم.

1196
01:12:38,062 --> 01:12:39,688
‫نه، نه، مشکلی نیست.

1197
01:12:39,980 --> 01:12:41,774
‫- من ظرفیتش رو ندارم.
‫- نه، این‌جوریم نیست.

1198
01:12:41,940 --> 01:12:43,192
‫همینه که هست.

1199
01:12:43,859 --> 01:12:46,403
‫خانواده‌م هم هیچ‌وقت باورشون
‫نشد که من استعدادش رو داشته باشم.

1200
01:12:46,570 --> 01:12:48,072
‫هیچ‌کدوم از اعضای خانواده‌ت زنده‌ن؟

1201
01:12:48,197 --> 01:12:51,492
‫سه‌تا از خواهرهام که
‫کل زندگیم برام قلدری کردن.

1202
01:12:51,742 --> 01:12:54,036
‫خواهر بزرگم که خیلی مزخرفه

1203
01:12:54,620 --> 01:12:57,915
‫خواهر وسطم آدمِ آشغالیه.

1204
01:12:58,374 --> 01:13:00,584
‫ولی خواهر کوچیکم...

1205
01:13:02,127 --> 01:13:04,046
‫راستش رو بخوای به نظرم خودِ شیطانه.

1206
01:13:05,047 --> 01:13:06,131
‫بگذریم...

1207
01:13:06,715 --> 01:13:09,218
‫می‌دونم تحملم سختـه.

1208
01:13:09,468 --> 01:13:11,095
‫نه، این‌جوری نیست هریت.

1209
01:13:11,762 --> 01:13:12,805
‫اون منو می‌خواد

1210
01:13:15,682 --> 01:13:17,601
‫فکر کنم می‌خواد من آخرین روحش باشم.

1211
01:13:17,935 --> 01:13:20,062
‫نه. بن، منو نگاه کن.

1212
01:13:20,229 --> 01:13:21,438
‫تو تنها نیستی.

1213
01:13:27,194 --> 01:13:29,613
‫زنم توی تصادف مُرد.

1214
01:13:31,573 --> 01:13:32,741
‫چه‌جور آدمی بود؟

1215
01:13:33,909 --> 01:13:35,536
‫بهترین آدمِ دنیا بود.

1216
01:13:36,620 --> 01:13:38,664
‫آره، اصلاً خودش بود.

1217
01:13:42,501 --> 01:13:43,335
‫و عاشقِ ورزش بود.

1218
01:13:43,544 --> 01:13:45,921
‫بلد نبود ولی دوست داشت

1219
01:13:46,046 --> 01:13:49,216
‫ کُندترین دوندۀ دنیا بود.

1220
01:13:50,134 --> 01:13:52,010
‫می‌گفت «بیا بریم بدویم»...

1221
01:13:52,136 --> 01:13:53,971
‫بعد تو همون حالت که این حرف رو می‌زد
‫چیزاستیک هم می‌خورد!

1222
01:13:54,138 --> 01:13:56,432
‫می‌گفت باید کربوهیدرات بخورم تا انرژی بگیرم.

1223
01:13:58,475 --> 01:14:01,728
‫از اون آدمایی بود که با همه می‌جوشید.

1224
01:14:02,438 --> 01:14:03,772
‫و من...

1225
01:14:04,440 --> 01:14:07,693
‫من یه‌جورایی برعکسش بودم.
‫آدما مضطربم می‌کنن.

1226
01:14:07,818 --> 01:14:09,820
‫تو اصلاً مهارتِ اجتماعی نداری.

1227
01:14:11,780 --> 01:14:13,031
‫درسته.

1228
01:14:14,074 --> 01:14:15,409
‫و خلاصه...

1229
01:14:17,286 --> 01:14:20,706
‫عمراً بدون وجود اون به
‫اینجایی که هستم می‌رسیدم.

1230
01:14:25,752 --> 01:14:27,254
‫بعد یهو یه روز...

1231
01:14:28,630 --> 01:14:31,341
‫گفت می‌خواد بره تیتر تاتس بگیره.
‫(اسنک سیب‌زمینی)

1232
01:14:31,550 --> 01:14:33,010
‫عاشقِ تیتر تاتس بود.

1233
01:14:33,802 --> 01:14:35,137
‫بهم گفت منم همراهش برم.

1234
01:14:39,766 --> 01:14:42,186
‫و منم نمی‌تونستم برم چون خیلی خسته بودم.

1235
01:14:42,352 --> 01:14:45,481
‫کلی کار سرم ریخته بود
‫و باید به کارهام می‌رسیدم.

1236
01:14:45,606 --> 01:14:46,648
‫خلاصه...

1237
01:14:47,983 --> 01:14:49,234
‫خلاصه منم از کوره در رفتم.

1238
01:14:50,444 --> 01:14:52,946
‫گفتم «الان نه! کار دارم.»

1239
01:14:54,865 --> 01:14:57,159
‫و اونم خودش رفت.

1240
01:14:57,993 --> 01:15:00,496
‫ظاهراً رفت فروشگاه بسکین-رابینز

1241
01:15:00,746 --> 01:15:02,122
‫که بستنی بخره.

1242
01:15:02,247 --> 01:15:04,166
‫اونجا تصادف می‌کنه...

1243
01:15:04,249 --> 01:15:06,126
‫و حدوداً بیست دقیقه بعدش...

1244
01:15:07,169 --> 01:15:08,295
‫می‌میره و...

1245
01:15:09,379 --> 01:15:12,799
‫واسه همین کل وقت و انرژیم رو گذاشتم

1246
01:15:13,008 --> 01:15:15,552
‫تا دوربین رو سرهم کنم.

1247
01:15:16,887 --> 01:15:19,306
‫چون می‌خواستم فقط یه بار دیگه ببینمش.

1248
01:15:23,727 --> 01:15:24,895
‫اون تک و تنها مُرد.

1249
01:15:27,898 --> 01:15:30,442
‫و حس می‌کنم نمی‌دونست که من عاشقش بودم.

1250
01:15:31,485 --> 01:15:34,738
‫نه، مطمئنم که می‌دونه.

1251
01:15:34,905 --> 01:15:36,990
‫قطعاً می‌دونسته.

1252
01:15:37,241 --> 01:15:37,991
‫وای خدای من.

1253
01:15:38,242 --> 01:15:40,536
‫- معلوم نیست اون زن چقدر کلسترولش بالا بوده.
‫- بروس!

1254
01:15:40,661 --> 01:15:41,745
‫فکر کنین!

1255
01:15:41,828 --> 01:15:44,039
‫چیزاستیک، تیتر تاتس

1256
01:15:45,290 --> 01:15:46,500
‫تازه رفته بستنی هم بخره.

1257
01:15:46,708 --> 01:15:47,834
‫- نمک و چربی.
‫- وای خدای من.

1258
01:15:48,001 --> 01:15:49,253
‫- همین دیگه.
‫- بروس.

1259
01:15:49,461 --> 01:15:51,129
‫در هر صورت داشته خودشو می‌فرستاده
‫سینه قبرستون!

1260
01:15:51,964 --> 01:15:54,091
‫- وای خدای من!
‫- ممنون، بروس!

1261
01:15:55,217 --> 01:15:56,260
‫واقعاً بهش نیاز داشتم.

1262
01:15:57,135 --> 01:16:00,055
‫ببینین، نمی‌دونم هیچ‌کدوم‌مون
‫بتونیم جون سالم به در ببریم یا نه.

1263
01:16:00,222 --> 01:16:03,058
‫مطمئناً از قرار معلوم بن که
‫رفتنیه ولی بذارین بهتون بگم که...

1264
01:16:03,725 --> 01:16:06,311
‫خیلی خوشحالم که با شماها
‫تو این وضع گیر افتادم.

1265
01:16:10,440 --> 01:16:11,400
‫وایسا ببینم بچه‌جون...

1266
01:16:11,858 --> 01:16:14,778
‫گفتی تصویر چهرۀ اون روحه...

1267
01:16:14,987 --> 01:16:16,822
‫از حافظه‌ت پاک نمیشه.

1268
01:16:17,030 --> 01:16:18,198
‫آره.

1269
01:16:18,323 --> 01:16:19,658
‫یه فکری دارم.

1270
01:16:22,536 --> 01:16:23,787
‫رفیقم رو خفت کردن...

1271
01:16:23,954 --> 01:16:25,831
‫و الان بهش ضربۀ روحی وارد شده...

1272
01:16:26,039 --> 01:16:28,041
‫ولی دوست داریم تا وقتی
‫هنوز چهرۀ طرف رو یادشه

1273
01:16:28,208 --> 01:16:29,960
‫بره پیش چهره‌نگار.

1274
01:16:30,919 --> 01:16:33,255
‫قدش بلند بود.

1275
01:16:33,380 --> 01:16:35,966
‫و قوز هم داشت.

1276
01:16:36,091 --> 01:16:37,426
‫خیلی لاغر بود.

1277
01:16:37,593 --> 01:16:41,930
‫موهاش از کلاه استوانه‌ایش زده بود بیرون.

1278
01:16:42,097 --> 01:16:44,558
‫- کلاه استوانه‌ای؟
‫- آره. آره.

1279
01:16:44,725 --> 01:16:45,976
‫- یعنی استوانه‌ای بود؟
‫- کلاه استوانه‌ای داشت.

1280
01:16:46,184 --> 01:16:48,645
‫کلاه بولر یا کابویی نبود.

1281
01:16:48,812 --> 01:16:50,063
‫- مثل کلاهِ اپرا بود.
‫- آره از اینا که شعبده‌بازها دارن.

1282
01:16:50,272 --> 01:16:52,941
‫- مثل کلاه شعبده بازا!
‫- همونا که از توشون خرگوش می‌کَشن بیرون.

1283
01:16:53,150 --> 01:16:54,401
‫چشم‌هاش چی؟

1284
01:16:54,568 --> 01:16:56,403
‫فاصله‌شون زیاد بود یا کم یا معمولی؟

1285
01:16:56,653 --> 01:16:58,447
‫گمونم نرمال بود. معمولی.

1286
01:16:58,989 --> 01:17:00,115
‫باشه پس معمولی.

1287
01:17:00,240 --> 01:17:03,619
‫ولی یه کم توی کاسه چشمش فرو رفته بودن

1288
01:17:03,869 --> 01:17:04,745
‫چشم‌های گود افتاده‌ای داشت.

1289
01:17:04,995 --> 01:17:06,663
‫- چشم‌هاش گود افتاده بود.
‫- مثل راکون‌ها.

1290
01:17:06,872 --> 01:17:08,790
‫- چشم‌های ریزی داشت.
‫- فرورفتگی داشتن.

1291
01:17:09,583 --> 01:17:11,585
‫چشم‌هاش این‌جوری بودن و پلک هم نداشت.

1292
01:17:11,752 --> 01:17:13,754
‫پس یعنی فرورفتگی داشتن و پلک هم نداشت

1293
01:17:13,962 --> 01:17:15,464
‫- دماغش چی؟
‫- دماغ نداشت.

1294
01:17:15,631 --> 01:17:16,840
‫- اصلاً دماغی ندا...
‫- دماغی در کار نبود.

1295
01:17:17,049 --> 01:17:18,759
‫اصلاً دماغ به چه کارش میاد؟

1296
01:17:18,884 --> 01:17:22,262
‫- خندون بود.
‫- اونی که خفتت کرد خندون بود؟

1297
01:17:22,429 --> 01:17:23,555
‫ولی لب نداشت.

1298
01:17:23,764 --> 01:17:27,267
‫- یه‌جورایی مثل یه لبخند دائمی بود...
‫- البته.

1299
01:17:27,893 --> 01:17:29,061
‫یه جورایی... آره. همون‌جوری.

1300
01:17:29,102 --> 01:17:31,104
‫- از همین چیزها.
‫- دقیقاً، آره.

1301
01:17:31,146 --> 01:17:33,440
‫بدون لب؟ چرا که نه.
‫اصلاً لب به چه کارش میاد؟

1302
01:17:33,940 --> 01:17:35,776
‫این آدم شما رو خفت کرده بود؟

1303
01:17:36,151 --> 01:17:37,653
‫- واو!
‫- اوه!

1304
01:17:38,278 --> 01:17:40,781
‫همین الان این رو کشیدی؟ حرف نداره.

1305
01:17:40,781 --> 01:17:42,032
‫می‌دونی چطور بامزه‌تر می‌شد؟

1306
01:17:42,324 --> 01:17:43,825
‫این که با پوست تصورش کنی.

1307
01:17:45,869 --> 01:17:47,954
‫کلانتری رفتن‌مون جواب داد!

1308
01:17:48,080 --> 01:17:49,623
‫الستر کرامپ.

1309
01:17:49,623 --> 01:17:51,875
‫یه آدم خیلی بد. خیلی بد!

1310
01:17:51,875 --> 01:17:56,421
‫پسر بنگاهی شیاد و بانفوذ، ادیسون کرامپ.

1311
01:17:56,546 --> 01:18:01,009
‫پدر بی‌رحمی که وقتی الستر بچه بود
‫و به گفتهٔ خودش: بیش از حد...

1312
01:18:01,009 --> 01:18:05,389
‫توی مراسم مادرش گریه کرده بود،
‫اون رو از خونه‌ش بیرون کرد.

1313
01:18:05,389 --> 01:18:08,100
‫گفت: «باید ازش یه مرد بسازم.»

1314
01:18:09,434 --> 01:18:13,355
‫دوستانِ پدرش از طبقهٔ اشرافی بهش پشت کردن.

1315
01:18:13,397 --> 01:18:18,819
‫و الستر بدون هیچ دوست
‫و خانواده‌ای ناپدید شد.

1316
01:18:19,903 --> 01:18:23,615
‫سال‌ها بعد از مرگ مشکوکِ پدرش...

1317
01:18:23,907 --> 01:18:25,325
‫الستر به عنوان سرمایه‌داری برگشت ...

1318
01:18:25,325 --> 01:18:29,788
‫و کم‌کم بین مردم پیچید که الستر
‫درگیرِ یه جادوی تاریک شده...

1319
01:18:29,955 --> 01:18:34,751
‫که برای حفظ سرمایه و قدرتش
‫به خونِ قربانی نیاز داره.

1320
01:18:34,835 --> 01:18:37,337
‫هیچکس تابه‌حال جسدشون رو پیدا نکرده،

1321
01:18:37,337 --> 01:18:42,092
‫اما بعد از سال‌ها آزار و اذیت،
‫کارکنانش علیه اون قیام کردن...

1322
01:18:42,092 --> 01:18:44,010
‫و سرِ کرامپ رو بریدن!

1323
01:18:44,511 --> 01:18:46,596
‫درست قبل از اینکه تبر روی سرش فرود بیاد،
‫[کرامپ کشته شد]

1324
01:18:46,638 --> 01:18:51,309
‫الستر عهد بست از اون دنیا انتقامش رو بگیره.
‫[سرِ مقتول پیدا نشد.]

1325
01:18:51,476 --> 01:18:54,604
‫کرامپ، قاتلی در عالم دنیا...

1326
01:18:55,772 --> 01:18:59,401
‫و حالا، قاتلی در عالم موت.

1327
01:19:00,318 --> 01:19:04,698
‫برای ما، خوشبختانه، خونهٔ قدیمیش
‫یه بنای تاریخی نام‌گذاری شده،

1328
01:19:04,823 --> 01:19:06,408
‫که چند ساعتی از اینجا فاصله‌ست.

1329
01:19:06,450 --> 01:19:08,243
‫تازه تبدیل به یه اقامتگاه هم شده.

1330
01:19:09,244 --> 01:19:12,622
‫پس کافیه فقط تا بریم،
‫از ماجرا سر دربیاریم و فقط نمی‌ریم.

1331
01:19:12,789 --> 01:19:13,999
‫آدرسش دست‌مونه!

1332
01:19:13,999 --> 01:19:15,041
‫بذار وسایلم رو بردارم.

1333
01:19:15,041 --> 01:19:16,418
‫من می‌تونم برم چون کار با لوازم رو بلدم.

1334
01:19:16,418 --> 01:19:17,461
‫حالا زود برمی‌گردم...

1335
01:19:17,461 --> 01:19:18,462
‫دوباره بگو! دوباره بگو!

1336
01:19:18,462 --> 01:19:19,796
‫- می‌ریم طرف رو می‌گیریم.
‫- ایول!

1337
01:19:20,005 --> 01:19:21,673
‫بهش نزدیک شیم، اینه کارمون.
‫اینکه بهش نزدیک بشیم.

1338
01:19:21,840 --> 01:19:23,216
‫بجنب، پرینتر چه مرگشه؟

1339
01:19:23,425 --> 01:19:25,427
‫زود باش، باید بریم.

1340
01:19:26,052 --> 01:19:27,179
‫- داره میاد.
‫- اومد.

1341
01:19:27,345 --> 01:19:28,555
‫کسی این رو می‌بینه؟

1342
01:19:28,680 --> 01:19:29,890
‫آره، من می‌بینمش.

1343
01:19:33,101 --> 01:19:35,187
‫به همین زودی تشریف می‌برین؟

1344
01:19:36,396 --> 01:19:37,814
‫بن، این آدرسشه!

1345
01:19:38,732 --> 01:19:40,901
‫- اگه از اینجا بیرون رفتی، برو کرامپ منر.
‫- اوه، نه!

1346
01:19:42,068 --> 01:19:43,779
‫من عاشق سورپرایزم.

1347
01:19:44,279 --> 01:19:46,907
‫و یه سورپرایز خیلی خوب واسه تو دارم.

1348
01:19:47,449 --> 01:19:48,492
‫حالا، تراویس...

1349
01:19:51,119 --> 01:19:52,454
‫باتلاق شنی!

1350
01:19:52,704 --> 01:19:53,705
‫تراویس!

1351
01:19:56,082 --> 01:19:57,459
‫خدای من، دینامیت!

1352
01:19:57,834 --> 01:19:59,920
‫گیر افتادیم، دنبال راه فرار باش.

1353
01:20:04,007 --> 01:20:05,967
‫باید فرار کنیم، باید فرار کنیم.

1354
01:20:08,428 --> 01:20:09,971
‫سمت مجسمه‌ها برین، زود!

1355
01:20:10,305 --> 01:20:12,349
‫تراویس، باید از مجسمه‌ها بالا بریم.

1356
01:20:12,390 --> 01:20:13,809
‫این تنها راه فراره.

1357
01:20:16,686 --> 01:20:17,854
‫عالیه، فقط طاقت بیار.

1358
01:20:18,021 --> 01:20:19,606
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

1359
01:20:21,608 --> 01:20:23,360
‫وای، وای، وای!

1360
01:20:23,485 --> 01:20:24,486
‫پایین رو نگاه نکن.

1361
01:20:26,154 --> 01:20:27,030
‫بن!

1362
01:20:27,155 --> 01:20:28,698
‫امروز نه، شیطان!

1363
01:20:29,407 --> 01:20:31,326
‫بهتره که برگردی تا
‫یه گوش‌مالی حسابی بهت ندادم.

1364
01:20:31,701 --> 01:20:33,495
‫گفتم امروز نه!

1365
01:20:36,498 --> 01:20:37,499
‫بروس!

1366
01:20:40,752 --> 01:20:42,504
‫اون دندون‌ها به‌نظر خیلی تیز میان، بن.

1367
01:20:44,714 --> 01:20:47,008
‫هی، خانمی که توی تابلویی، حالا چیکار کنیم؟

1368
01:20:47,133 --> 01:20:49,177
‫هرکاری می‌کنی زودتر انجامش بده.

1369
01:20:50,011 --> 01:20:51,054
‫بیا، زودباش.

1370
01:20:51,179 --> 01:20:53,682
‫می‌خوای یه نگاه دیگه به سقف بکنی؟

1371
01:20:54,099 --> 01:20:56,643
‫یا می‌خوای بلایی که سر
‫همسرم اومده سر تو هم بیاد؟

1372
01:20:56,768 --> 01:20:58,019
‫نجات‌مون بده!

1373
01:20:58,019 --> 01:20:59,187
‫یه لحظه وایسا، تراویس.

1374
01:20:59,855 --> 01:21:01,481
‫باشه، داره نزدیک‌تر می‌شه.

1375
01:21:02,148 --> 01:21:03,191
‫می‌بینیش؟

1376
01:21:03,316 --> 01:21:04,943
‫اگه ازش بالا بری می‌تونی فرار کنی.

1377
01:21:05,193 --> 01:21:06,444
‫باشه، باشه.

1378
01:21:06,903 --> 01:21:08,029
‫عجله کن!

1379
01:21:08,029 --> 01:21:09,656
‫دستم بهش نمی‌رسه.

1380
01:21:10,323 --> 01:21:11,324
‫بجنب، بن.

1381
01:21:11,449 --> 01:21:13,076
‫باشه، باشه. دارم سعیم رو می‌کنم.

1382
01:21:17,956 --> 01:21:19,499
‫ایول، چه عجب!

1383
01:21:24,963 --> 01:21:26,423
‫نگاه، نگاه. کنتـه!

1384
01:21:26,464 --> 01:21:27,716
‫کنت، سلام!

1385
01:21:28,466 --> 01:21:31,261
‫تا پنج دقیقه توی ماشینم میرم یهو
‫می‌بینم دیگه داخل خونه نمی‌شه رفت.

1386
01:21:31,303 --> 01:21:32,512
‫باز چی شده؟

1387
01:21:32,512 --> 01:21:34,764
‫چون کرامپ می‌خواد ما رو داخل خونه نگه داره.

1388
01:21:34,806 --> 01:21:35,974
‫بروس!

1389
01:21:36,683 --> 01:21:37,851
‫بروس، بلند شو.

1390
01:21:38,310 --> 01:21:40,145
‫وای، واو. خیلی‌خب.

1391
01:21:40,729 --> 01:21:41,855
‫چیزی نیست.

1392
01:21:41,897 --> 01:21:43,023
‫بذار ببینم. نه!

1393
01:21:47,277 --> 01:21:48,570
‫آروم باش.

1394
01:21:52,324 --> 01:21:53,742
‫- نه. کرامپ.
‫- سرت رو پایین بیار.

1395
01:21:53,783 --> 01:21:55,869
‫من رانندگی می‌کنم. نگران نباش.
‫خیلی وقت نداریم.

1396
01:21:55,911 --> 01:21:57,370
‫خیلی دوست دارم ماجرا رو برات
‫تعریف کنم، ولی الان وقت نداریم.

1397
01:21:57,412 --> 01:21:58,538
‫بجنب، زود باش.

1398
01:22:00,832 --> 01:22:01,750
‫زود باش، سوار شو.

1399
01:22:06,087 --> 01:22:07,255
‫- مراقب باش.
‫- حواسم هست، حواسم هست، حواسم هست.

1400
01:22:07,297 --> 01:22:09,633
‫

1401
01:22:09,633 --> 01:22:11,092
‫خیلی از اون چیزی که به‌نظر می‌اومد سخت‌تره!

1402
01:22:11,384 --> 01:22:12,385
‫خیلی‌خب، برو.

1403
01:22:12,510 --> 01:22:13,553
‫- مراقب باش، اوه خدای من.
‫- حواسم هست، حواسم هست.

1404
01:22:14,763 --> 01:22:15,722
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بمیرم.

1405
01:22:15,805 --> 01:22:17,724
‫- همین‌جوری برو.
‫- باشه، باشه.

1406
01:22:17,849 --> 01:22:19,434
‫تا ته گاز بده!

1407
01:22:19,517 --> 01:22:22,437
‫- از این سریع‌تر نمیره.
‫- درخت‌ها دارن بهمون حمله می‌کنن.

1408
01:22:23,688 --> 01:22:25,690
‫- خدای من!
‫- سخت‌تر از چیزیه که به‌نظر می‌رسه.

1409
01:22:28,401 --> 01:22:29,736
‫مراقب باشین، مراقب باشین.

1410
01:22:33,698 --> 01:22:34,783
‫- خدای من.
‫- خیلی‌خب.

1411
01:22:34,908 --> 01:22:36,451
‫- حواست باشه کجا میری.
‫- باشه!

1412
01:22:36,534 --> 01:22:38,536
‫- واو!
‫- چی شده؟ دیگه چه‌خبر شده؟

1413
01:22:40,038 --> 01:22:41,998
‫پیداش کردیم. اصلاً خوشحال نیست.

1414
01:22:42,415 --> 01:22:43,583
‫اون عقبی‌ها چطور؟

1415
01:22:43,583 --> 01:22:46,294
‫خب، شاید اون‌ها هم مثل اون چند نفری
‫که توی تابلو بودن کمک‌مون کنن.

1416
01:22:51,049 --> 01:22:52,384
‫بروس، طاقت بیار.

1417
01:22:57,180 --> 01:23:01,017
‫[کرامپ منر]

1418
01:23:01,768 --> 01:23:04,688
‫نه تنها یه اقامتگاه دوست‌داشتنیه،
‫بلکه صاحبانش...

1419
01:23:04,729 --> 01:23:06,815
‫پت و ویک، سینما به صرف شام هم دارن.

1420
01:23:06,856 --> 01:23:08,149
‫خدای من.

1421
01:23:16,157 --> 01:23:18,326
‫خب، جناب روح؟

1422
01:23:18,368 --> 01:23:19,744
‫سلام.

1423
01:23:20,328 --> 01:23:23,415
‫می‌شه بی‌زحمت تا عمارت‌تون رو
‫پس بگیریم، توی ماشین منتظر باشین...

1424
01:23:23,415 --> 01:23:26,209
‫تا دیگه دنبال تسخیر ما نگردین؟

1425
01:23:29,713 --> 01:23:30,672
‫خیلی ممنون.

1426
01:23:31,631 --> 01:23:32,632
‫خیلی ممنون.

1427
01:23:34,467 --> 01:23:36,219
‫تا پنج دقیقهٔ دیگه یه تور
‫گردشگری داخل عمارت شروع می‌شه.

1428
01:23:36,928 --> 01:23:37,971
‫از این بهتر نمی‌‍شه.

1429
01:23:38,096 --> 01:23:40,265
‫خیلی‌خب، فقط یه وسیله از عمارت
‫برمی‌داریم، بعدش می‌تونیم بریم، خب؟

1430
01:23:40,473 --> 01:23:41,683
‫فوری تمومش می‌کنیم، جیرینگی.

1431
01:23:41,891 --> 01:23:44,686
‫این تور حدوداً سه ساعت طول می‌کشه.

1432
01:23:44,853 --> 01:23:46,855
‫زمان استراحت برای استفاده از
‫سرویس بهداشتی شدیداً ممنوعه.

1433
01:23:47,480 --> 01:23:51,484
‫جناب الستر کرامپ دنبال
‫باشکوه‌ترین عمارت «وَلی» بودن.

1434
01:23:51,651 --> 01:23:55,030
‫حتماً دقت کردین که توی راهروی اصلی
‫هیچ جای نشستنی وجود نداره.

1435
01:23:55,238 --> 01:23:58,742
‫و این یعنی وقتی ایشون وارد
‫اتاقی می‌شدن، به هیچ مرد و زنی...

1436
01:23:58,908 --> 01:23:59,993
‫اجازهٔ نشستن نمی‌دادن.

1437
01:24:00,118 --> 01:24:01,202
‫اون عصا...

1438
01:24:01,453 --> 01:24:03,955
‫احتمالش هست که متعلق به الستر کرامپ باشه؟

1439
01:24:04,039 --> 01:24:06,082
‫نه، اون عصای منه.

1440
01:24:06,249 --> 01:24:10,170
‫من ازش یه استفادهٔ کاملاً شخصی دارم.

1441
01:24:10,712 --> 01:24:13,006
‫اصلاً چیزی توی این اتاق
‫متعلق به الستر کرامپ هست؟

1442
01:24:13,631 --> 01:24:15,050
‫اوه، خیر.

1443
01:24:15,592 --> 01:24:17,552
‫خب، من نمی‌دونم چرا واقعاً اینجاییم.

1444
01:24:19,179 --> 01:24:23,433
‫و اگه دقت داشته باشین،
‫این صندلی‌ای که انتهای میزه...

1445
01:24:23,641 --> 01:24:26,144
‫مقدار قابل توجه‌ای
‫از صندلی‌های دیگه مرتفع‌تره.

1446
01:24:26,394 --> 01:24:28,146
‫ایشون پایه‌ها رو کوتاه کردن...

1447
01:24:28,271 --> 01:24:30,315
‫و روی صندلی بالش گذاشتن...

1448
01:24:30,482 --> 01:24:32,734
‫تا بالاتر از هرکس دیگه‌ای باشن.

1449
01:24:33,026 --> 01:24:35,737
‫طرف انقدر حقیر بود از روی
‫دلسوزی بهش احترام می‌ذاشتی.

1450
01:24:35,737 --> 01:24:37,697
‫پس یعنی اون بالش‌ها مال خودش‌ان؟

1451
01:24:37,739 --> 01:24:38,865
‫خیر.

1452
01:24:40,700 --> 01:24:44,329
‫اینجا نقاشی مارگارت،
‫همسر سوم آقای کرامپ رو می‌بینیم.

1453
01:24:44,954 --> 01:24:48,875
‫زمانی که این نقاشی کشیده شد
‫مارگارت همچنان معشوقهٔ ایشون بود.

1454
01:24:49,042 --> 01:24:53,338
‫و از طریق تابلوی نقاشی بود که همسر دوم
‫ایشون از رابطهٔ نامشروع همسرش باخبر شد،

1455
01:24:53,463 --> 01:24:56,466
‫وقتی که ایشون تابلو رو
‫برای همسرش اینجا آویزون کرد.

1456
01:24:56,508 --> 01:24:57,842
‫اینم یه راهِ گفتنه.

1457
01:24:58,343 --> 01:24:59,344
‫خب...

1458
01:24:59,385 --> 01:25:01,221
‫«من به هیچ مرد یا زنی که...

1459
01:25:01,471 --> 01:25:05,058
‫نقطه، نقطه، نقطه،
‫سواد داره اعتماد ندارم.»

1460
01:25:05,225 --> 01:25:07,185
‫قحطی نقل قول بود؟

1461
01:25:07,227 --> 01:25:11,022
‫این شونه متعلق به کرامپه؟

1462
01:25:11,898 --> 01:25:13,441
‫نه، این نسخهٔ کپی هستش.

1463
01:25:13,650 --> 01:25:15,401
‫پس چرا توی جعبهٔ شیشه‌ایه؟

1464
01:25:15,568 --> 01:25:17,737
‫می‌خواین شما بیاین راهنمای تور باشین؟

1465
01:25:19,114 --> 01:25:20,365
‫نه.

1466
01:25:21,699 --> 01:25:22,575
‫نه.

1467
01:25:22,617 --> 01:25:23,910
‫ببخشید...

1468
01:25:24,077 --> 01:25:26,496
‫مجبورم کارتون رو تعطیل کنم.

1469
01:25:26,621 --> 01:25:27,705
‫چون...

1470
01:25:27,831 --> 01:25:29,749
‫یه قتل رخ داده!

1471
01:25:30,083 --> 01:25:33,002
‫سرِ الستر کرامپ بریده شد.

1472
01:25:33,169 --> 01:25:34,629
‫کار سرخدمتکار بود؟

1473
01:25:34,796 --> 01:25:35,797
‫نه.

1474
01:25:35,964 --> 01:25:38,633
‫همون دختر معصوم روستایی؟

1475
01:25:38,716 --> 01:25:39,843
‫اون پیش من بود.

1476
01:25:40,468 --> 01:25:42,762
‫من ویک هستم،
‫اون یکی راهنمای تورِ شما

1477
01:25:42,971 --> 01:25:44,889
‫و کهنه سربازِ صحنهٔ نمایش.

1478
01:25:45,390 --> 01:25:49,769
‫اگه من رو تا سالن همراهی کنین، داستان‌های
‫مشابه زیادِ دیگه‌ای براتون تعریف خواهم کرد.

1479
01:25:49,853 --> 01:25:51,354
‫پت و ویک کارشون حرف نداره.

1480
01:25:52,147 --> 01:25:53,189
‫یه قتل...

1481
01:25:53,898 --> 01:25:56,901
‫- شرط می‌بندم سرش توی اتاق ماست.
‫- دفعه قبل که نبود.

1482
01:25:56,943 --> 01:25:58,319
‫صبر کنین ببینم. چی گفتین؟

1483
01:25:58,862 --> 01:26:01,906
‫ظاهراً بدن کرامپ رو پیدا کردن
‫ولی سرش پیدا نشده.

1484
01:26:02,073 --> 01:26:03,992
‫و مظنون دست خالی از اینجا خارج شده.

1485
01:26:04,159 --> 01:26:05,493
‫واسه همون مردم فکر می‌کنن...

1486
01:26:07,078 --> 01:26:09,164
‫سرِ کرامپ هنوز اینجاست.

1487
01:26:12,417 --> 01:26:13,626
‫مرسی، رفیق.

1488
01:26:16,838 --> 01:26:18,131
‫- به‌نظر میاد که...
‫- باید سر کرامپ رو پیدا کنیم.

1489
01:26:18,214 --> 01:26:19,299
‫آره.

1490
01:26:19,299 --> 01:26:21,217
‫وقتی خودشون ۱۵۰ سال پیداش نکردن
‫ما چطوری می‌خوایم پیداش کنیم؟

1491
01:26:21,342 --> 01:26:22,844
‫یه راه دیگه‌ای هم هست.

1492
01:26:25,180 --> 01:26:26,514
‫ما تنها نیستیم.

1493
01:26:29,184 --> 01:26:31,269
‫باشه، خیلی‌خب.

1494
01:26:32,645 --> 01:26:34,189
‫ما شکست بدی می‌خوریم.

1495
01:26:35,231 --> 01:26:37,734
‫شرایط نامساعد جوّی
‫که شناخته شده‌ست به...

1496
01:26:37,817 --> 01:26:39,527
‫آهــای!

1497
01:26:39,611 --> 01:26:41,696
‫حالا که فکر می‌کنم اسمت رو به‌جا نمیارم.

1498
01:26:41,821 --> 01:26:43,823
‫بن، باهاش گرم بگیر.

1499
01:26:44,282 --> 01:26:45,283
‫کاپیتان؟

1500
01:26:48,870 --> 01:26:50,747
‫نظرت چیه که این‌جوری سر صحبت رو باز کنم:

1501
01:26:50,830 --> 01:26:52,207
‫چی می‌دونی؟

1502
01:26:53,041 --> 01:26:55,543
‫شاید اگه تو به ما کمکی کنی،
‫ما هم بتونیم برات جبران کنیم.

1503
01:26:59,005 --> 01:27:00,673
‫خیلی‌خب، خوبه.

1504
01:27:00,798 --> 01:27:02,675
‫قصد کمک داره،
‫شک نکن کمک می‌کنه.

1505
01:27:06,429 --> 01:27:07,555
‫خب...

1506
01:27:09,432 --> 01:27:10,433
‫خیلی‌خب.

1507
01:27:11,059 --> 01:27:14,562
‫هر کاری که می‌خوای انجام بدیم
‫رو روی آینه بنویس.

1508
01:27:16,814 --> 01:27:18,733
‫[منو...]

1509
01:27:20,860 --> 01:27:22,779
‫[منو دریا ببرین]

1510
01:27:22,987 --> 01:27:24,822
‫- دریا! دریا! باشه.
‫- ردیفه.

1511
01:27:25,031 --> 01:27:27,367
‫- ببریمش دریا، چرا که نه. خیلی هم شدنیه.
‫- آره، این کار رو می‌تونیم بکنیم.

1512
01:27:27,533 --> 01:27:29,702
‫تو کمک‌مون کن تا ما هم تو رو تا دریا ببریم.

1513
01:27:29,786 --> 01:27:30,912
‫بذار...

1514
01:27:31,120 --> 01:27:33,665
‫خب، چی راجع‌به کرامپ می‌دونی؟

1515
01:27:35,792 --> 01:27:36,793
‫خب.

1516
01:27:39,420 --> 01:27:45,385
‫[آخرین روح کرامپ با خواستِ
‫خودش باید روحش رو تقدیم کنه...

1517
01:27:48,388 --> 01:27:51,474
‫و اگه کرامپ روحش رو بگیره...]

1518
01:27:54,227 --> 01:27:57,855
‫[دنبالم بیاین]

1519
01:28:00,149 --> 01:28:03,695
‫باورتون می‌شه من تا حالا تمرین نکردم؟

1520
01:28:04,570 --> 01:28:06,864
‫نه، نه. همراهی نکنین.

1521
01:28:23,464 --> 01:28:25,925
‫عالی شد، بن‌بست!

1522
01:28:26,968 --> 01:28:28,052
‫صبر کن ببینم.

1523
01:28:32,807 --> 01:28:34,517
‫من که اصلاً جا نمی‌شم تا پایین برم.

1524
01:28:34,517 --> 01:28:35,977
‫آره، منم همین‌طور.

1525
01:28:41,024 --> 01:28:42,025
‫نه!

1526
01:28:42,191 --> 01:28:43,776
‫منتظرین من برم؟

1527
01:28:43,901 --> 01:28:45,361
‫شوخی‌تون گرفته؟ من بچه‌ام!

1528
01:28:45,611 --> 01:28:47,071
‫آره، درسته.

1529
01:28:47,196 --> 01:28:49,449
‫مجبور نیستی پایین بری.

1530
01:28:50,033 --> 01:28:50,950
‫ولی...

1531
01:28:51,451 --> 01:28:53,453
‫- راهی نیست، باید بری.
‫- آره، باید بری.

1532
01:29:03,755 --> 01:29:06,758
‫- خوبی؟ حالت خوبه؟
‫- نه، مثل تونل وحشت می‌مونه.

1533
01:29:06,883 --> 01:29:07,717
‫اوه، نه...

1534
01:29:11,888 --> 01:29:15,016
‫[خدمتکاری که رفتار درست رو بلد نیست
‫عاقبتش به گور ختم می‌شه.]

1535
01:29:24,692 --> 01:29:25,985
‫خدای من!

1536
01:29:26,986 --> 01:29:29,155
‫پس جسدها رو اینجا مخفی می‌کرد!

1537
01:29:50,676 --> 01:29:52,762
‫- تراویس!
‫- تراویس، حالت خوبه؟

1538
01:29:53,179 --> 01:29:55,098
‫تراویس، خوبی؟ چیزیت نشده؟

1539
01:29:55,264 --> 01:29:56,891
‫آره. آره، من خوبم.

1540
01:30:04,273 --> 01:30:06,275
‫امیدوارم حالِ همه توی خونه خوب باشه.

1541
01:30:07,402 --> 01:30:08,486
‫اینجا رو!

1542
01:30:10,613 --> 01:30:11,656
‫چیه؟

1543
01:30:11,823 --> 01:30:13,116
‫تیتر تاتس.

1544
01:30:13,282 --> 01:30:15,034
‫- یه نشونه‌ست.
‫- بذار ببینم.

1545
01:30:15,576 --> 01:30:16,577
‫نه.

1546
01:30:17,120 --> 01:30:19,163
‫اون‌ها چیپس فلفلی‌ان.

1547
01:30:19,330 --> 01:30:21,332
‫واسه من که تیتر تات‌ان.

1548
01:30:21,791 --> 01:30:22,792
‫خدای من.

1549
01:30:34,262 --> 01:30:35,596
‫به موقع رسیدیم؟

1550
01:30:35,763 --> 01:30:36,889
‫همه‌چیز که به‌نظر عادی میاد.

1551
01:30:37,056 --> 01:30:40,184
‫البته این خونه عادیش هم ترسناکه.

1552
01:30:41,227 --> 01:30:44,522
‫خب، گوش بده. اگه تا دو ساعت دیگه برنگشتیم،

1553
01:30:44,647 --> 01:30:46,441
‫خودم هرگز فکر نمی‌کردم این حرف رو بزنم،

1554
01:30:46,482 --> 01:30:47,733
‫به پلیس زنگ بزن.

1555
01:30:48,818 --> 01:30:49,527
‫صبر کن.

1556
01:30:50,069 --> 01:30:51,154
‫یه لحظه صبر کن ببینم. وایسا.

1557
01:30:51,279 --> 01:30:54,031
‫تراویس، تو باید توی ماشین بمونی، خب؟

1558
01:30:54,198 --> 01:30:56,951
‫ولی من کارم حرف نداشت.
‫کلاه استوانه‌ای کرامپ رو من پیدا کردم!

1559
01:30:57,160 --> 01:30:58,536
‫بذار منم توی این کار سهیم باشم.

1560
01:30:59,328 --> 01:31:01,956
‫ببین، تراویس. این کار خیلی خطرناکه.

1561
01:31:05,251 --> 01:31:08,337
‫- باشه، با بابام صحبت می‌کنم.
‫- خیلی‌خب.

1562
01:31:10,381 --> 01:31:12,675
‫همین‌جا بمون، خب؟
‫بده‌ش من.

1563
01:31:23,102 --> 01:31:24,395
‫بریم کار رو یه‌سره کنیم.

1564
01:31:26,147 --> 01:31:27,857
‫کنت، زود باش. منتظر چی هسـ...

1565
01:31:28,191 --> 01:31:31,903
‫اگه آخرش به جن‌گیری ختم شه،
‫توی دردسر بزرگی می‌افتیم.

1566
01:31:32,445 --> 01:31:34,864
‫- چرا الان...
‫- چون من اصلاً نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

1567
01:31:34,989 --> 01:31:36,532
‫من از اولش هم کشیش نبودم.

1568
01:31:36,699 --> 01:31:38,201
‫من کارم فروش لوازم هالووینه.

1569
01:31:38,326 --> 01:31:40,828
‫این لباس رو واسه دو هزار پولِ بیشتر می‌پوشم.

1570
01:31:40,953 --> 01:31:42,914
‫آره، همه فکر می‌کنن خونه‌شون تسخیر شده‌ست.

1571
01:31:43,039 --> 01:31:46,000
‫منم میرم یه مقدار آب مقدس
‫می‌ریزم و پولم رو می‌گیرم.

1572
01:31:46,209 --> 01:31:47,335
‫من کلاهبردارم.

1573
01:31:48,252 --> 01:31:49,462
‫متأسفم.

1574
01:31:51,172 --> 01:31:52,089
‫تو...

1575
01:31:55,968 --> 01:31:58,596
‫ببین، من نمی‌دونم چیکاره‌ای
‫و برام اهمیتی هم نداره.

1576
01:31:58,846 --> 01:32:00,181
‫فقط این رو می‌دونم که تو...

1577
01:32:00,306 --> 01:32:01,432
‫به من کمک کردی!

1578
01:32:01,599 --> 01:32:06,312
‫آره، تو کمکم کردی تا متوجهٔ استعداد
‫بدرد بخوری که توی خودم داشتم بشم.

1579
01:32:06,395 --> 01:32:07,396
‫این رو تو یادِ من دادی.

1580
01:32:07,522 --> 01:32:09,649
‫و هرچی که توی اون خونه‌ست،
‫هرچیزی که باید باهاش روبه‌رو شیم،

1581
01:32:09,857 --> 01:32:11,734
‫بدون تو از پسش برنمیایم، خب؟

1582
01:32:11,943 --> 01:32:14,028
‫- نه...
‫- پدر کِنت.

1583
01:32:14,195 --> 01:32:15,738
‫بذار یه سؤالی ازت بپرسم.

1584
01:32:17,114 --> 01:32:18,324
‫می‌خوای قهرمان بشی؟

1585
01:32:20,910 --> 01:32:22,286
‫- نه.
‫- دیدی!

1586
01:32:23,079 --> 01:32:25,581
‫نمی‌شه که حرف خودم رو به خودم پس بدی.

1587
01:32:26,290 --> 01:32:28,251
‫پس بزن بریم.
‫بریم قال قضیه رو بکنیم.

1588
01:32:28,876 --> 01:32:30,586
‫- برو که رفتیم.
‫- نوشیدنی لازم ام.

1589
01:32:34,674 --> 01:32:35,925
‫تقریباً نیمه‌شبه.

1590
01:32:36,092 --> 01:32:38,636
‫آره، باید به هریت بگیم زود
‫طلسم تبعید ارواح رو بخونه.

1591
01:32:41,889 --> 01:32:43,057
‫هریت؟

1592
01:32:50,731 --> 01:32:51,649
‫من می‌ترسم که...

1593
01:32:53,359 --> 01:32:55,444
‫بروس، باید دست از این کارهات برداری.

1594
01:32:55,528 --> 01:32:56,487
‫بقیه کجان؟

1595
01:32:56,612 --> 01:32:59,240
‫خونه پاکسازی شد. دیگه تمومه.

1596
01:32:59,615 --> 01:33:04,203
‫هریت یه مشت وِرد از اون کتاب پیدا کرد.

1597
01:33:05,288 --> 01:33:07,290
‫اوضاع به‌هم ریخته بود...

1598
01:33:07,456 --> 01:33:10,418
‫ولی بالاخره یه توفیق اجباری بود...

1599
01:33:10,585 --> 01:33:12,253
‫تا به پختگی شخصیتی برسه.

1600
01:33:12,420 --> 01:33:14,338
‫خب، حالا هریت و گبی کجان؟

1601
01:33:17,800 --> 01:33:19,552
‫خواربار فروشی.

1602
01:33:20,303 --> 01:33:21,304
‫واسه آبنبات.

1603
01:33:21,804 --> 01:33:23,264
‫- رفتن آبنبات بخرن؟
‫- آره!

1604
01:33:23,472 --> 01:33:25,683
‫رفتن خرید کنن. بخورین!

1605
01:33:25,808 --> 01:33:28,269
‫راستش، من نمی‌خورم. ممنون.

1606
01:33:28,477 --> 01:33:29,979
‫من میرم پیداشون کنم.

1607
01:33:34,150 --> 01:33:35,276
‫پس فقط خودم و خودتیم.

1608
01:33:35,818 --> 01:33:37,528
زمان خوشی ، درسته؟

1609
01:33:37,737 --> 01:33:38,988
‫«زمان خوشی؟»

1610
01:33:40,114 --> 01:33:41,574
‫لحنت رو دوست داشتم.

1611
01:33:43,492 --> 01:33:44,577
‫زمان خوشی!

1612
01:33:55,755 --> 01:33:56,756
‫بابا...

1613
01:33:57,882 --> 01:33:59,133
‫من می‌ترسم.

1614
01:34:04,597 --> 01:34:05,514
‫این همون کلاهه؟

1615
01:34:05,640 --> 01:34:07,850
‫نه، راستش. این کپیِ کلاه اصلیه.

1616
01:34:08,684 --> 01:34:09,602
‫می‌تونم ببینمش؟

1617
01:34:13,564 --> 01:34:15,191
‫بروس، حالت خوبه؟

1618
01:34:15,358 --> 01:34:16,567
‫بذار روشنت کنم.

1619
01:34:16,859 --> 01:34:18,819
‫تو اون کلاه رو به من میدی،

1620
01:34:19,278 --> 01:34:21,864
‫از این خونه میری بیرون...

1621
01:34:22,156 --> 01:34:23,908
‫و پشت سرت هم نگاه نمی‌کنی.

1622
01:34:26,494 --> 01:34:28,329
‫- حواسم هست، حواسم هست.
‫- تراویس کجاست؟

1623
01:34:28,412 --> 01:34:30,039
‫- کلاه رو بده من!
‫- بروس، نه!

1624
01:34:30,164 --> 01:34:31,540
‫بده‌ش من! بده!

1625
01:34:31,749 --> 01:34:33,292
‫- بده من!
‫- نه! نه!

1626
01:34:37,672 --> 01:34:38,631
‫با کتاب مقدس!

1627
01:34:44,387 --> 01:34:46,430
‫الان بازِت می‌کنم، هریت. گبی،
‫چند لحظه دیگه تو هم باز می‌کنم.

1628
01:34:46,597 --> 01:34:47,723
‫تراویس!

1629
01:34:47,973 --> 01:34:49,475
‫لعنت بهت دختر، چه سرعتی داری.

1630
01:35:18,921 --> 01:35:22,675
‫- ماه کامله. کرامپ قدرتش کامل شده.
‫- هریت، طلسم رو بخون.

1631
01:35:22,717 --> 01:35:24,176
‫- باشه، باشه، باشه.
‫- کارِ خودته.

1632
01:35:24,802 --> 01:35:27,722
‫وقتی غژغژ لولای در توی تالارهای
‫بی‌دروپیکر به‌صدا درمیاد...

1633
01:35:28,264 --> 01:35:29,306
‫و غریب و...

1634
01:35:31,434 --> 01:35:33,936
‫از کمکت ممنونم، پرفسور.

1635
01:35:36,647 --> 01:35:37,648
‫بروس!

1636
01:35:43,738 --> 01:35:46,449
‫این خرابه جون به لبم کرده.

1637
01:35:46,615 --> 01:35:48,743
‫فکر کنم دیگه وقتش باشه که برم.

1638
01:35:48,868 --> 01:35:49,952
‫من میرم سراغ کلاه.

1639
01:35:51,287 --> 01:35:52,455
‫نزدیکش نمی‌شی!

1640
01:35:52,580 --> 01:35:57,042
‫اینجا ۹۹۹ روح ساکن‌ان.

1641
01:35:57,209 --> 01:35:59,044
‫ولی همیشه جا برای...

1642
01:35:59,920 --> 01:36:01,088
‫یکی دیگه هست!

1643
01:36:01,881 --> 01:36:02,923
‫فکرش رو بکن...

1644
01:36:03,424 --> 01:36:06,302
‫اون یه نفر تو می‌تونستی باشی، بن!

1645
01:36:08,721 --> 01:36:10,765
‫تراویس؟ تراویس کجاست؟

1646
01:36:12,057 --> 01:36:14,727
‫تراویس خوبه، خب؟ توی ماشین
‫داره با پدرش صحبت می‌کنه.

1647
01:36:14,852 --> 01:36:16,270
‫چی؟ امکان نداره!

1648
01:36:16,479 --> 01:36:18,731
‫گبی، اون هنوز هم با پدرش صحبت می‌کنه.

1649
01:36:18,898 --> 01:36:20,232
‫پدرش مُرده، بن.

1650
01:36:21,108 --> 01:36:22,443
‫نزدیک به یه سالی می‌شه.

1651
01:36:25,446 --> 01:36:27,156
‫سورپرایز!

1652
01:36:27,198 --> 01:36:28,908
‫[بچه‌جون، دلم برات تنگ شده. می‌خوام ببینمت]

1653
01:36:29,074 --> 01:36:30,242
‫منم می‌خوام ببینمت.

1654
01:36:30,367 --> 01:36:31,869
‫ولی آخه چطوری؟

1655
01:36:34,705 --> 01:36:37,625
‫منم خدمتگزارهای خودم رو دارم.

1656
01:36:37,750 --> 01:36:38,793
‫خدای من!

1657
01:36:39,585 --> 01:36:42,755
‫متنفرم که میزبان بدی باشم و فرار کنم،

1658
01:36:42,922 --> 01:36:45,883
‫ولی یه دورهمی هست که باید توش شرکت کنم.

1659
01:36:46,008 --> 01:36:48,177
‫نگران نباشین، تنهاتون نمی‌ذارم.

1660
01:36:48,302 --> 01:36:50,429
‫عالی شد، حالا واسه‌مون
‫ارتش ارواح احضار می‌کنه.

1661
01:36:52,348 --> 01:36:54,517
‫اجازه بدین دوستانم اطراف رو نشون‌تون بدن.

1662
01:36:55,643 --> 01:36:56,769
‫عزت زیاد.

1663
01:37:00,105 --> 01:37:01,148
‫تراویس...

1664
01:37:02,608 --> 01:37:04,985
‫خب، فقط کافیه که دست‌مون به اون کلاه برسه.

1665
01:37:05,236 --> 01:37:07,029
‫خب، هریت. تو مادام لیوتا رو احضار کن.

1666
01:37:07,112 --> 01:37:08,239
‫شاید اون بتونه کمک‌مون کنه.

1667
01:37:08,364 --> 01:37:10,783
‫- گبی، من و تو می‌ریم دنبال تراویس.
‫- باشه.

1668
01:37:11,075 --> 01:37:13,035
‫بروس، تو همین‌جا بمون، خب؟

1669
01:37:13,244 --> 01:37:16,372
‫به محض اینکه ارواح رفتن
‫باید بری کلاه رو برداری، خب؟

1670
01:37:16,872 --> 01:37:17,748
‫چرا باید ارواح برن؟

1671
01:37:17,957 --> 01:37:20,584
‫چون مهم‌ترین کار رو دست تو سپردم، کنت.

1672
01:37:20,751 --> 01:37:21,794
‫تو عامل حواس‌پرتی‌ای.

1673
01:37:21,919 --> 01:37:23,170
‫دیگه وقتی نمونده!

1674
01:37:23,671 --> 01:37:25,005
‫- بیا بریم.
‫- زود باش.

1675
01:37:25,214 --> 01:37:26,090
‫کنت!

1676
01:37:26,298 --> 01:37:27,675
‫من بهت باور دارم.

1677
01:37:30,970 --> 01:37:32,263
‫لیوتا!

1678
01:37:38,310 --> 01:37:39,311
‫تراویس!

1679
01:37:39,436 --> 01:37:41,438
‫اون می‌خواد تراویس رو ازمون دور کنه.

1680
01:37:49,905 --> 01:37:50,906
‫تراویس.

1681
01:37:51,615 --> 01:37:52,741
‫بابا؟

1682
01:38:01,333 --> 01:38:03,002
‫- گبی! گبی!
‫- بن!

1683
01:38:06,380 --> 01:38:07,381
‫وقتِ حواس‌پرتیه.

1684
01:38:07,756 --> 01:38:09,008
‫می‌خواین با من طرف شین؟

1685
01:38:09,258 --> 01:38:10,759
‫چون یه مراسم جن‌گیری واسه‌تون آماده کردم...

1686
01:38:10,926 --> 01:38:12,344
‫که تازه قراره شروع بشه.

1687
01:38:12,803 --> 01:38:14,763
‫باشد تا شرارت از این خانه رانده شود.

1688
01:38:15,014 --> 01:38:17,600
‫مادام لیوتا؟ مادام لیوتا.

1689
01:38:18,267 --> 01:38:19,560
‫به کمکت نیاز داریم.

1690
01:38:19,810 --> 01:38:22,938
‫من سعی کردم جلوش رو بگیرم
‫ولی اون خیلی قویه.

1691
01:38:23,272 --> 01:38:26,483
‫تنها شانس ما واسه شکست دادنش...

1692
01:38:26,901 --> 01:38:29,194
‫اینه که قدرت‌هامون رو روی هم بذاریم.

1693
01:38:29,737 --> 01:38:31,989
‫باید اول من رو آزاد کنی.

1694
01:38:32,239 --> 01:38:33,949
‫قدرتِ کنت تو رو صدا می‌زنه.

1695
01:38:34,033 --> 01:38:35,868
‫

1696
01:38:36,368 --> 01:38:37,411
‫شروع کن، حالا!

1697
01:38:39,163 --> 01:38:40,414
‫همون‌طوری که فکرش رو می‌کردم.

1698
01:38:40,873 --> 01:38:43,083
‫نفهمیدین چی شد، نه؟

1699
01:38:43,250 --> 01:38:46,211
‫چون از بس ابله‌این لاتین بلد نیستین!

1700
01:38:47,588 --> 01:38:49,006
‫همین‌جوری ادامه بده، داره جواب میده.

1701
01:38:49,089 --> 01:38:50,591
‫یه مشت ارواح کله‌پوک.

1702
01:38:51,675 --> 01:38:53,677
‫آره، درست شنیدین. کودن‌ها.

1703
01:38:55,888 --> 01:38:57,181
‫دخلم اومده‌ست.

1704
01:39:00,142 --> 01:39:01,852
‫گریسی، به کمکت احتیاج دارم.

1705
01:39:01,936 --> 01:39:03,520
‫باید کمکم کنی تراویس رو پیدا کنم.

1706
01:39:05,022 --> 01:39:06,148
‫هی، گریسی.

1707
01:39:07,066 --> 01:39:08,484
‫هی، باید کمکم کنی.

1708
01:39:08,525 --> 01:39:09,652
‫از این‌طرف.

1709
01:39:09,777 --> 01:39:12,446
‫حالا که دوتا دنیاها یکی شده،
‫می‌تونیم دنبال یه راه کوتاه‌تر بگردیم.

1710
01:39:14,698 --> 01:39:17,660
‫توی کتابم یه طلسمه.

1711
01:39:17,826 --> 01:39:23,290
‫اما تنها کسی که صاحب این
‫محبت الهیه می‌تونه اون رو بخونه.

1712
01:39:24,959 --> 01:39:29,254
‫شاید تو به خودت باور نداشته باشی،
‫ولی من بهت باور دارم.

1713
01:39:29,755 --> 01:39:34,218
‫منو آزاد کن تا بهت کمک کنم اون رو تبعید کنی.

1714
01:39:38,472 --> 01:39:40,808
‫تراویس؟ خودتی؟

1715
01:39:41,850 --> 01:39:43,185
‫بابا، من اینجام.

1716
01:39:49,692 --> 01:39:51,068
‫نه، نه، نه.

1717
01:39:51,902 --> 01:39:53,112
‫بروس، عجله کن.

1718
01:39:54,113 --> 01:39:55,864
‫بیشتر از این نمی‌تونم معطل‌شون کنم.

1719
01:39:57,491 --> 01:39:58,951
‫اوه، نه! نه!‍

1720
01:40:02,079 --> 01:40:03,455
‫من میرم بقیه رو پیدا کنم.

1721
01:40:04,498 --> 01:40:06,125
‫بن، موفق باشی.

1722
01:40:06,792 --> 01:40:07,918
‫ممنون، گریسی.

1723
01:40:11,547 --> 01:40:12,423
‫تراویس!‍

1724
01:40:17,511 --> 01:40:19,555
‫تراویس، تراویس، دستمو بگیر!

1725
01:40:20,097 --> 01:40:21,557
‫می‌خوام برم بابام رو ببینم.

1726
01:40:21,890 --> 01:40:23,434
‫ببین، من اشتباه کردم، خب؟

1727
01:40:23,559 --> 01:40:25,144
‫اشتباه کردم، بابات اینجا نیست.

1728
01:40:25,310 --> 01:40:27,521
‫واقعاً متأسفم، ولی وقتی برامون نمونده، خب؟

1729
01:40:27,604 --> 01:40:28,605
‫بیا، دستت رو بده من.

1730
01:40:28,772 --> 01:40:30,816
‫نه، من صداش رو می‌شنوم.

1731
01:40:30,983 --> 01:40:33,569
‫تراویس، اون کیه؟

1732
01:40:33,736 --> 01:40:36,238
‫هی، گوش کن. بهش فکر کن، بهش فکر کن!

1733
01:40:36,530 --> 01:40:39,533
‫بابات هم اگه اینجا بود دوست داشت
‫یه جای امن، پیش مامانت، باشی.

1734
01:40:39,700 --> 01:40:42,828
‫- می‌خوام به من اعتماد کنی.
‫- نه، من از اینجا متنفرم.

1735
01:40:42,995 --> 01:40:44,079
‫می‌دونم، ولی تو و مامانت...

1736
01:40:44,204 --> 01:40:45,706
‫یه‌جای کاملاً متفاوت قراره برین.

1737
01:40:45,914 --> 01:40:47,332
‫من از همه‌جا متنفرم.

1738
01:40:48,625 --> 01:40:50,836
‫بدون پدرم هیچ جایی بهم حس خوبی نمیده.

1739
01:40:53,881 --> 01:40:55,215
‫گوش کن، تراویس...

1740
01:40:55,215 --> 01:40:57,926
‫رنجی که توی دلته رو حس می‌کنم.
‫منم حسش می‌کنم.

1741
01:40:58,343 --> 01:41:00,554
‫ولی می‌خوام که الان به من اعتماد کنی، خب؟

1742
01:41:00,763 --> 01:41:03,057
‫میای اینجا و از بدبختی‌هات بهم میگی،

1743
01:41:03,849 --> 01:41:05,434
‫ما دوتایی بدبخت می‌شیم تا جایی که
‫چیزی واسه از دست دادن نمونده باشه.

1744
01:41:05,601 --> 01:41:07,227
‫تراویس، دلت برام تنگ نشده؟

1745
01:41:07,352 --> 01:41:08,937
‫بابات عاشقته، خب؟

1746
01:41:09,063 --> 01:41:11,690
‫اون می‌خواد پیشرفت و رشدت رو ببینه!

1747
01:41:11,857 --> 01:41:12,816
‫بیا، تراویس.

1748
01:41:13,067 --> 01:41:14,109
‫پس، با من بیا.

1749
01:41:14,276 --> 01:41:15,069
‫بیا!

1750
01:41:15,527 --> 01:41:17,696
‫تراویس، حرفش رو باور نکن.
‫اون که پدرت نیست.

1751
01:41:17,780 --> 01:41:20,240
‫نذار رو مخت بره. بیا، تو می‌تونی.

1752
01:41:20,449 --> 01:41:22,618
‫ما باز هم می‌تونیم کنار هم باشیم.
‫این کار رو نکن.

1753
01:41:22,743 --> 01:41:25,704
‫اون از غم و اندوه تو تغذیه می‌کنه.
‫باید بیخیالش شی، تراویس.

1754
01:41:25,871 --> 01:41:27,664
‫باید بیخیالش شی، خب؟

1755
01:41:28,165 --> 01:41:30,084
‫خیلی‌خب، آفرین. تو می‌تونی. تو می‌تونی.

1756
01:41:30,209 --> 01:41:31,251
‫از پسش برمیای.

1757
01:41:31,418 --> 01:41:33,253
‫نه! منو ول نکن، خواهش می‌کنم.

1758
01:41:33,670 --> 01:41:35,339
‫بیا، خیلی‌خب. خوبه.

1759
01:41:35,422 --> 01:41:37,091
‫چیزی نیست، چیزی نیست، چیزی نیست.

1760
01:41:37,257 --> 01:41:38,467
‫پیش خودمی، پیش خودمی.

1761
01:41:39,009 --> 01:41:40,636
‫کارت خوب بود، حرف نداشت. خب؟

1762
01:41:40,761 --> 01:41:41,637
‫آره.

1763
01:41:44,139 --> 01:41:45,224
‫این نشونهٔ خوبی نیست.

1764
01:41:48,185 --> 01:41:50,020
‫بدو، تراویس. از پسش برمیایم.

1765
01:41:50,729 --> 01:41:52,773
‫موفق باشی! انتهای این مسیر راه خروجیه.

1766
01:41:52,940 --> 01:41:53,941
‫تراویس.

1767
01:41:54,274 --> 01:41:55,275
‫خداروشکر.

1768
01:41:55,484 --> 01:41:56,485
‫- بجنب!
‫- باید بریم.

1769
01:41:57,277 --> 01:41:59,238
‫- مامان!
‫- برو، برو، برو!

1770
01:41:59,363 --> 01:42:00,781
‫برو، فرار کن!

1771
01:42:22,219 --> 01:42:23,470
‫بهتون که گفته بودم.

1772
01:42:23,637 --> 01:42:26,140
‫همهٔ راه‌ها به من ختم می‌شه.

1773
01:42:26,765 --> 01:42:30,144
‫و بذارین روشن‌تون کنم:

1774
01:42:30,894 --> 01:42:35,732
‫یا روح این بچه و مامانش
‫رو تا ابد تسخیر می‌کنم،

1775
01:42:35,899 --> 01:42:39,069
‫یا من و تو یه معامله‌ای باهم می‌کنیم.

1776
01:42:39,945 --> 01:42:41,947
‫فقط کافیه که...

1777
01:42:43,073 --> 01:42:44,116
‫خودت بخوای!

1778
01:42:45,159 --> 01:42:46,368
‫- نه، نه، نه.
‫- بن.

1779
01:42:46,994 --> 01:42:50,164
‫- به حرفش گوش نده.
‫- نمی‌ذارم به تو و تراویس صدمه بزنه.

1780
01:42:50,956 --> 01:42:52,416
‫بن، این کار رو نکن. خواهش می‌کنم.

1781
01:42:55,252 --> 01:42:56,753
‫- این کار رو نکن.
‫- بن، نه!

1782
01:43:08,932 --> 01:43:11,018
‫دیگه بسه. دیگه نمی‌تونم.

1783
01:43:12,769 --> 01:43:13,896
‫یه نگاه به خودتون بندازین.

1784
01:43:14,479 --> 01:43:16,690
‫این‌جوری می‌خواین تا ابدیت زندگی کنین؟

1785
01:43:17,274 --> 01:43:18,317
‫دنبال ملت بیفتین؟

1786
01:43:18,942 --> 01:43:21,778
‫خب، می‌دونین چیه؟ اونقدرها
‫هم ترسناک نیستین، جدی می‌گم.

1787
01:43:21,904 --> 01:43:23,989
‫و... خب، تو یکی خیلی وحشتناکی.

1788
01:43:24,698 --> 01:43:26,867
‫می‌شه تا وقتی سخنرانیم تموم شه برگردی نبینمت؟

1789
01:43:27,701 --> 01:43:28,660
‫ممنون.

1790
01:43:31,371 --> 01:43:32,873
‫[بن متایس]
‫[۱۹۸۱ - ۲۰۲۳]

1791
01:43:33,957 --> 01:43:35,667
‫بهترین تصمیم رو گرفتی، بن.

1792
01:43:36,126 --> 01:43:39,630
‫اون‌ها هرگز نمی‌تونستن
‫به قلب شکسته‌ت کمکی کنن.

1793
01:43:40,255 --> 01:43:42,007
‫کرامپ داره از شماها سوءاستفاده می‌کنه.

1794
01:43:42,007 --> 01:43:44,760
‫داره ازتون سوءاستفاده می‌کنه تا
‫کثافت‌کاری‌هاش رو انجام بدین، که چی؟

1795
01:43:44,927 --> 01:43:47,429
‫تا ابد توی این خونه گرفتار شین؟

1796
01:43:48,096 --> 01:43:50,140
‫و باور کنین، من وقتی یه
‫کلاهبردار ببینم، می‌شناسم.

1797
01:43:50,724 --> 01:43:53,018
‫راستش، تمام این مدت سرتون رو کلاه گذاشتم.

1798
01:43:53,143 --> 01:43:55,437
‫آره، کل این دنبال کردن‌هاتون
‫یه حواس‌پرتی بود.

1799
01:43:55,646 --> 01:43:58,357
‫وقتی شما حواس‌تون پرت بود،
‫ما کلاه رو برداشتیم.

1800
01:43:58,440 --> 01:44:01,193
‫پس، شاید امروز روزی باشه که بخواین...

1801
01:44:01,235 --> 01:44:02,611
‫خطر رفتن به تیم برنده رو به جون بخرین.

1802
01:44:03,487 --> 01:44:06,823
‫روزی که دست به دستِ هم قیام کنین...

1803
01:44:06,990 --> 01:44:10,369
‫و از خودتون بپرسین که
‫حاضرین که یه قهرمان باشین؟

1804
01:44:14,456 --> 01:44:15,707
‫خدای من.

1805
01:44:17,834 --> 01:44:18,877
‫بهم قول میدی...

1806
01:44:19,044 --> 01:44:21,380
‫دیگه باهاشون کاری نداشته باشی
‫و هرگز دیگه سراغ‌شون نری؟

1807
01:44:21,505 --> 01:44:24,549
‫روحِ تو آخرین چیزیه که بهش احتیاج دارم.

1808
01:44:26,426 --> 01:44:27,594
‫خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی.

1809
01:44:27,761 --> 01:44:29,763
‫می‌تونی نجات‌شون بدی.

1810
01:44:31,556 --> 01:44:33,934
‫بن! دوستات اینجان.

1811
01:44:34,977 --> 01:44:38,105
‫از لحظه‌ای که توی این خونه پا گذاشتی...

1812
01:44:38,438 --> 01:44:41,191
‫غمت رو می‌تونستم حس کنم.

1813
01:44:41,358 --> 01:44:43,568
‫من می‌دونم که دنبال چی هستی.

1814
01:44:43,819 --> 01:44:44,820
‫به حرفش گوش نکن.

1815
01:44:45,320 --> 01:44:46,321
‫به زبون بیارش.

1816
01:44:47,739 --> 01:44:48,907
‫قبول می‌کنم.

1817
01:44:49,116 --> 01:44:50,617
‫دستم رو بگیر...

1818
01:44:50,784 --> 01:44:54,079
‫تا با الیسای عزیزت باشی.

1819
01:44:54,246 --> 01:44:55,831
‫چرا که توی این دنیا...

1820
01:44:56,039 --> 01:44:58,083
‫تو هیچکس رو نداری.

1821
01:45:02,129 --> 01:45:03,213
‫هریت؟

1822
01:45:03,380 --> 01:45:04,798
‫دیر اومدی.

1823
01:45:06,216 --> 01:45:08,427
‫من اگه جای تو بودم
‫انقدر مطمئن حرف نمی‌زدم، کرامپ.

1824
01:45:11,805 --> 01:45:13,849
‫تو من رو حبس کردی،

1825
01:45:14,016 --> 01:45:16,351
‫و حالا وقتشه تا لطفت رو جبران کنم.

1826
01:45:16,935 --> 01:45:17,936
‫خودم آزادش کردم.

1827
01:45:18,103 --> 01:45:19,271
‫کار خودم بود.

1828
01:45:19,771 --> 01:45:20,856
‫رقت‌انگیزه.

1829
01:45:20,981 --> 01:45:22,232
‫کارشون رو تموم کنین.

1830
01:45:27,863 --> 01:45:29,364
‫باید اول از جنازهٔ من رد شن.

1831
01:45:29,531 --> 01:45:32,200
‫و منظورش از «جنازهٔ من»
‫در واقع جنازهٔ ماست!

1832
01:45:35,120 --> 01:45:37,873
‫این آخرین باری بود که به من خیانت کردین.

1833
01:45:38,373 --> 01:45:39,666
‫از این کار پشیمون می‌شین.

1834
01:45:42,169 --> 01:45:43,378
‫کلاه رو برداشتم!

1835
01:45:43,545 --> 01:45:44,296
‫بروس!

1836
01:45:45,505 --> 01:45:46,631
‫جلوش رو بگیرین.

1837
01:45:46,840 --> 01:45:50,344
‫- بیارش پیش ما. باید همین الان تبعیدش کنیم.
‫- آره.

1838
01:45:50,469 --> 01:45:52,346
‫صبرم دیگه به سر رسیده، پیرمرد.

1839
01:45:52,471 --> 01:45:53,472
‫نابودش کنین!

1840
01:45:53,638 --> 01:45:54,973
‫- بروس!
‫- بروس!

1841
01:45:59,936 --> 01:46:01,938
‫هنوز یه قسمتی از اون کلاه رو می‌خوایم.

1842
01:46:02,189 --> 01:46:03,106
‫من میارمش. می‌تونم کمکش کنم.

1843
01:46:03,315 --> 01:46:04,983
‫نه، نه، نه، تراویس!

1844
01:46:05,776 --> 01:46:06,777
‫برو...

1845
01:46:08,153 --> 01:46:09,154
‫دارم میام، بروس!

1846
01:46:09,363 --> 01:46:10,197
‫به تراویس کمک کنین!

1847
01:46:10,405 --> 01:46:11,365
‫- اونجا.
‫- از این‌طرف.

1848
01:46:12,240 --> 01:46:13,408
‫- دارم میام.
‫- کافیه.

1849
01:46:13,575 --> 01:46:15,160
‫خودم باید دست به کار شم.

1850
01:46:16,703 --> 01:46:18,622
‫وایسا، وایسا. حق با تو بود.

1851
01:46:18,914 --> 01:46:22,209
‫هرچی راجع‌به من و غمم گفتی درست بود.

1852
01:46:24,878 --> 01:46:25,754
‫کلاه رو بردار.

1853
01:46:26,671 --> 01:46:27,672
‫این آدم‌ها...

1854
01:46:27,798 --> 01:46:29,674
‫نمی‌تونی فرار کنی!

1855
01:46:30,217 --> 01:46:32,219
‫نمی‌تونن منو از غم درونم نجاتم بدن.

1856
01:46:34,429 --> 01:46:35,305
‫دارم میام!

1857
01:46:38,266 --> 01:46:40,477
‫- آوردمش.
‫- هریت، تو قدرتش رو داری.

1858
01:46:40,644 --> 01:46:42,229
‫کارش رو تموم کن!

1859
01:46:46,483 --> 01:46:48,026
‫ولی از دست تو می‌تونن نجاتم بدن.

1860
01:46:48,193 --> 01:46:50,946
‫وقتی غژغژ لولای در توی تالارهای
‫بی‌دروپیکر به‌صدا درمیاد...

1861
01:46:53,115 --> 01:46:56,034
‫جایی که هوا ساکنه...

1862
01:46:56,952 --> 01:46:59,204
‫این ارواح سرگردان نخواهند بود.

1863
01:47:01,248 --> 01:47:04,126
‫اون‌ها رو به آرامگاه نهایی خودشون برگردون!

1864
01:47:04,668 --> 01:47:06,128
‫بن، نه!

1865
01:47:06,628 --> 01:47:08,130
‫آره، دوباره بگو!

1866
01:47:08,296 --> 01:47:09,589
‫بـرگـرد!

1867
01:47:11,133 --> 01:47:15,137
‫دوستانت رو تا قیامت شکنجه می‌کنم!

1868
01:47:15,345 --> 01:47:16,430
‫دوباره بگو!

1869
01:47:16,596 --> 01:47:18,223
‫بـرگـرد!

1870
01:47:20,016 --> 01:47:21,601
‫بـرگـرد!

1871
01:47:25,522 --> 01:47:26,481
‫بن!

1872
01:47:26,731 --> 01:47:28,900
‫همراه من بیا تا همسرت رو ببینی.

1873
01:47:29,109 --> 01:47:32,487
‫این آخرین فرصتته تا عشقت رو بهش ابراز کنی!

1874
01:47:38,410 --> 01:47:39,661
‫اون خودش می‌دونه.

1875
01:47:41,204 --> 01:47:42,289
‫بن.

1876
01:47:42,539 --> 01:47:43,832
‫نه.

1877
01:47:43,957 --> 01:47:45,000
‫نه.

1878
01:47:55,218 --> 01:47:56,219
‫ایول!

1879
01:47:56,386 --> 01:47:59,848
‫موفق شدیم. بیا. بیا بغلم،
‫مردکِ غول تشنگ.

1880
01:48:10,275 --> 01:48:12,027
‫فکر کنم حالا دیگه خونه‌تون رو پس گرفتین.

1881
01:48:22,537 --> 01:48:23,538
‫بن!

1882
01:48:25,665 --> 01:48:27,417
‫- خوبی؟
‫- واو، کارت حرف نداشت.

1883
01:48:28,668 --> 01:48:29,753
‫واو.

1884
01:48:30,128 --> 01:48:31,505
‫حالا دیگه آزادین.

1885
01:48:31,671 --> 01:48:33,673
‫آزادین که به دنیای ارواح برگردین.

1886
01:48:33,965 --> 01:48:34,966
‫برین.

1887
01:48:35,842 --> 01:48:37,177
‫آزادین.

1888
01:48:39,179 --> 01:48:41,264
‫خیلی‌خب، قبلش باید
‫خط قرمزهامون رو مشخص کنیم.

1889
01:48:43,141 --> 01:48:47,187
‫حس می‌کنم خیلی از این ارواح نمی‌خوان برن.

1890
01:48:48,271 --> 01:48:49,272
‫تو چی؟

1891
01:48:49,689 --> 01:48:51,608
‫تأثیر طلسم به‌زودی از بین میره.

1892
01:48:51,775 --> 01:48:53,777
‫منم به گوی کریستالی خودم برمی‌گردم.

1893
01:48:54,611 --> 01:48:57,197
‫نه، راستش اون داخل هم جای بزرگیه.

1894
01:48:59,449 --> 01:49:01,326
‫من متعلق به همین خونه‌ام.

1895
01:49:15,590 --> 01:49:15,632
‫آره، این ارواحی که من می‌بینم
‫قطعاً نمی‌خوان از این خونه برن.

1896
01:49:15,632 --> 01:49:17,384
 خب، می‌دونی...

1897
01:49:17,592 --> 01:49:20,178
‫بالاخره یکی باید مراقب‌شون باشه، مگه نه؟

1898
01:49:22,055 --> 01:49:23,056
‫زدی تو خال.

1899
01:49:33,567 --> 01:49:34,943
‫اشکال نداره.

1900
01:49:35,068 --> 01:49:36,236
‫برو، برو. نترس.

1901
01:49:36,361 --> 01:49:37,237
‫سوار شو.

1902
01:49:48,498 --> 01:49:50,250
‫چی شده؟

1903
01:50:02,554 --> 01:50:04,222
‫- سلام.
‫- سلام.

1904
01:50:05,181 --> 01:50:07,475
‫حتماً وسایلش رو به یکی که نیاز داره بده، خب؟

1905
01:50:07,642 --> 01:50:12,606
‫شک نکن حالِ چندتا از خانم‌های
‫خوش‌شانس کلیسا رو خوب می‌کنه.

1906
01:50:12,647 --> 01:50:14,357
‫تو که توی کلیسا کار نمی‌کنی.

1907
01:50:14,524 --> 01:50:15,859
‫ولی هنوز عاشق خیرات کردنم.

1908
01:50:16,776 --> 01:50:17,777
‫تو خوبی؟

1909
01:50:19,529 --> 01:50:20,614
‫من خوبم.

1910
01:50:21,573 --> 01:50:23,283
‫خیلی‌خب، نبینم جا بزنی.

1911
01:50:24,951 --> 01:50:26,286
‫امشب می‌بینمت.

1912
01:50:27,829 --> 01:50:28,830
‫هی!

1913
01:50:30,290 --> 01:50:31,416
‫سلام.

1914
01:50:33,376 --> 01:50:34,544
‫حالت چطوره؟

1915
01:50:38,131 --> 01:50:39,382
‫چقدر تو نازی.

1916
01:50:41,635 --> 01:50:42,844
‫این چیه دور گردنت؟

1917
01:50:44,054 --> 01:50:45,221
‫اسمت چیه؟

1918
01:50:45,221 --> 01:50:47,015
‫[تیتر تات]

1919
01:51:17,837 --> 01:51:19,464
‫- ببخشید دیر کردم.

1920
01:51:19,464 --> 01:51:21,341
‫سخنرانی یه‌کم زیادی طول کشید...

1921
01:51:21,424 --> 01:51:24,719
‫الان جدیدترین پزشک بیمارستان مرکزی نیو اورلئانز
‫روبه‌روتون وایساده.

1922
01:51:24,886 --> 01:51:25,720
‫آره!

1923
01:51:25,845 --> 01:51:27,764
‫پس، این یعنی شماها همین‌جا می‌مونین، درسته؟

1924
01:51:28,848 --> 01:51:31,643
‫این خبر رو می‌تونستم
‫هفتهٔ قبل بهت بدم، عزیزم.

1925
01:51:32,352 --> 01:51:35,355
‫به چه دردی می‌خوره وقتی این چیزها
‫رو از دوستِ واسطه‌ت نمی‌پرسی؟

1926
01:51:35,522 --> 01:51:36,773
‫- راست میگه.
‫- بن!

1927
01:51:36,815 --> 01:51:38,775
‫من ارشد کلاس‌مون انتخاب شدم.

1928
01:51:38,900 --> 01:51:39,984
‫چی؟

1929
01:51:40,235 --> 01:51:42,237
‫چی؟ عالیه!

1930
01:51:42,404 --> 01:51:44,364
‫و حدس بزن کی کاهن کلیسا شد؟

1931
01:51:44,531 --> 01:51:46,032
‫صرفاً واسه وقتی که یکی از
‫دوستات خواستن ازدواج کنن.

1932
01:51:46,700 --> 01:51:47,659
‫حتماً.

1933
01:51:47,909 --> 01:51:50,161
‫شما دوتا، بیاین داخل.
‫غذا سرد شد.

1934
01:51:50,370 --> 01:51:51,496
‫- خیلی‌خب، باشه.
‫- باشه.

1935
01:51:51,663 --> 01:51:52,664
‫خب، اجازه هست؟

1936
01:51:52,831 --> 01:51:56,000
‫خب، بن. قبل از اینکه پات رو داخل
‫خونه بذاری باید بهت هشدار بدم...

1937
01:51:57,335 --> 01:51:59,587
‫این ماجرا ممکنه
‫کلِ مسیر زندگیت رو تغییر بده.

1938
01:52:01,840 --> 01:52:03,675
‫این خطر رو به جون می‌خرم.

1939
01:52:06,678 --> 01:52:08,054
‫باشه، پس. خوش اومدی.

1940
01:52:08,096 --> 01:52:09,097
‫خیلی‌خب.

1941
01:52:26,030 --> 01:52:29,242
‫[پـایـان]
