﻿1
00:01:26,375 --> 00:01:28,541
‫آماندا؟

2
00:01:28,875 --> 00:01:30,541
‫چیکار داری می‌کنی؟

3
00:01:30,541 --> 00:01:32,666
‫خب، نتونستم بخوابم

4
00:01:32,666 --> 00:01:35,875
‫و همونطور که می‌دونی
‫امسال برامون خیلی عذاب‌آور بوده

5
00:01:35,875 --> 00:01:39,166
‫و انگار بدون اینکه متوجه بشم
‫هر روز مشغول کار بودم

6
00:01:39,166 --> 00:01:42,000
‫و توام مدام بابت کارت اضطراب داری

7
00:01:42,000 --> 00:01:45,000
‫به‌خاطر اصلاح بودجه‌هاتون.
‫برای همین، امروز صبح رفتم اینترنت

8
00:01:45,000 --> 00:01:47,166
‫و یک خونه‌ی قشنگ کنار ساحل
‫برای خودمون کرایه کردم

9
00:01:47,666 --> 00:01:50,916
‫و خیلی ارزون بود، با اینکه عملاً
‫ هیچ فاصله‌ای با فصل تعطیلات نداریم

10
00:01:50,916 --> 00:01:53,791
‫صبر کن ببینم، داری...
‫داری وسایل جمع می‌کنی؟

11
00:01:53,791 --> 00:01:55,958
‫آره. گفتم بهتره زودتر شروع کنم

12
00:01:56,750 --> 00:01:58,916
‫وایسا ببینم. متوجه نمیشم

13
00:01:59,625 --> 00:02:01,791
‫برای چه روزی خونه کرایه کردی؟

14
00:02:01,791 --> 00:02:03,291
‫امروز

15
00:02:03,291 --> 00:02:05,916
‫با خودم گفتم اگر خونه کرایه کنم
‫و وسایلمون رو جمع کنم

16
00:02:05,916 --> 00:02:08,125
‫بیشتر دلایل نه گفتنت رو از بین می‌بره

17
00:02:09,541 --> 00:02:12,291
‫راستی، اونم از وب‌سایت برات چاپ کردم

18
00:02:12,291 --> 00:02:15,666
‫کنار قهوه‌ت گذاشتم
‫قهوه‌تو همونطور که دوست داری درست کردم

19
00:02:15,666 --> 00:02:18,000
‫نمی‌خواستم بچه‌ها رو بیدار کنم
‫برای همین هنوز وسایلشون رو جمع نکردم

20
00:02:18,000 --> 00:02:21,666
‫و حقیقتش، به‌نظرم بابتش خیلی خوشحال بشن

21
00:02:21,666 --> 00:02:26,125
‫خب، منو که می‌شناسی
‫همیشه پایه‌ی سفر تفریحی هستم

22
00:02:26,125 --> 00:02:29,500
‫به‌خصوص با بچه‌ها
‫خیلی وقته نرفتیم

23
00:02:31,666 --> 00:02:35,041
‫ولی یکم برام توضیح بده، عزیزم
‫آخه... چرا امروز؟

24
00:02:38,291 --> 00:02:42,125
‫خب، امروز صبح که بیدار شدم
‫و دیگه خوابم نبرد، اومدم اینجا

25
00:02:43,166 --> 00:02:44,666
‫که طلوع آفتاب رو ببینم

26
00:02:44,666 --> 00:02:48,666
‫و دیدم این همه آدم دارن روزشون رو

27
00:02:48,666 --> 00:02:50,875
‫با این همه پشتکار
‫ و شور و شوق شروع می‌کنن

28
00:02:51,791 --> 00:02:54,000
‫فقط برای اینکه...

29
00:02:54,541 --> 00:02:56,750
‫توی زندگی به یک جایی برسن

30
00:02:57,541 --> 00:02:59,750
‫دنیامون رو بهتر کنن

31
00:03:00,666 --> 00:03:02,833
‫خیلی احساس خوش‌شانسی کردم
‫که بخشی از این دنیام

32
00:03:04,875 --> 00:03:07,041
‫ولی بعد، یادم اومد...

33
00:03:07,666 --> 00:03:09,833
‫دنیا واقعاً چجوریه

34
00:03:11,166 --> 00:03:14,000
‫و یک چیز دقیق‌تری رو متوجه شدم

35
00:03:17,416 --> 00:03:19,750
‫عین سگ از آدما متنفرم

36
00:03:19,750 --> 00:03:25,625
‫« دنـیـا را پـشـت سـر بـگـذار »

37
00:04:47,791 --> 00:04:49,291
‫"دنیا را پشت سر بگذار"

38
00:04:49,291 --> 00:04:51,666
‫حداقل این چیزیه که توی آگهی اجاره نوشته بود

39
00:04:51,666 --> 00:04:53,375
‫چه جالب. همپتون شرقی، درسته؟

40
00:04:53,375 --> 00:04:55,083
‫نه، نه. یک شهر کوچولوی بامزه‌ست

41
00:04:55,125 --> 00:04:57,041
‫نه راستی، فکر کنم بهش میگن "آبادی"

42
00:04:57,041 --> 00:04:58,291
‫تا این‌حد جیگره

43
00:04:58,291 --> 00:05:00,041
‫خیلی به شهر نزدیک‌تره

44
00:05:00,041 --> 00:05:01,750
‫ولی هنوزم خیلی از...

45
00:05:01,791 --> 00:05:03,500
‫خب، همه‌ی مردم دوره

46
00:05:03,500 --> 00:05:05,916
‫آخ، به‌نظر دقیقاً همون چیزی میاد
‫که الان نیاز داری

47
00:05:05,916 --> 00:05:09,500
‫ولی میشه قبلش چند تا سوال
‫در مورد حساب "کانفیکتورا" جواب بدی؟

48
00:05:09,500 --> 00:05:11,250
‫تو رو خدا؟ جون من؟

49
00:05:11,250 --> 00:05:13,916
‫خب، پس باید سریع انجامش بدیم، جاسلین

50
00:05:13,916 --> 00:05:17,125
‫چون تقریباً رسیدیم
‫و آنتن گوشیم هر لحظه داره کمتر میشه

51
00:05:21,666 --> 00:05:23,166
‫کار بدی کردی؟

52
00:05:23,166 --> 00:05:24,791
‫آرچی، اذیتش نکن

53
00:05:24,791 --> 00:05:26,666
‫خب، نه، بابا
‫اگرکار بدی  کرده باشه برام مهم نیست

54
00:05:26,666 --> 00:05:28,291
‫مهم اینه که در موردش دروغ بگه یا نه

55
00:05:28,291 --> 00:05:30,041
‫قراره یک مهمونی مجردی
‫برای "فیبی" بگیریم

56
00:05:30,041 --> 00:05:32,291
‫آره، شرمنده پسرها
‫این سواری دیگه داره تعطیل میشه

57
00:05:39,458 --> 00:05:41,416
‫ای بابا

58
00:05:42,041 --> 00:05:44,041
‫« خروجی 76، پوینت کامفرت »

59
00:06:20,666 --> 00:06:21,916
‫تا استخر باهات مسابقه میدم

60
00:06:22,291 --> 00:06:28,666
‫« بخش اول: خانه »

61
00:06:33,541 --> 00:06:34,833
‫اوه، چه خوبه

62
00:06:34,833 --> 00:06:37,041
‫خوشگله

63
00:06:41,916 --> 00:06:43,666
‫آخ آخ...

64
00:06:43,666 --> 00:06:46,708
‫ظاهراً این کمد چیزای خوبی توشه

65
00:06:48,583 --> 00:06:50,791
‫اینجا نوشته برای ما نیست

66
00:06:52,291 --> 00:06:54,458
‫همم. ارزش امتحان کردن رو داشت

67
00:07:02,041 --> 00:07:04,208
‫رمز وای‌فای "نوولا"ـست
‫(حکایت)

68
00:07:04,708 --> 00:07:07,833
‫حتماً صاحبش یکی از اون
‫خوره‌های امنیت رایانه‌ایه

69
00:07:08,708 --> 00:07:10,916
‫بچه‌ها به‌نظر خیلی خوشحال میان

70
00:07:14,583 --> 00:07:16,416
‫میرم وسایل رو از ماشین بیارم

71
00:07:16,416 --> 00:07:19,458
‫وقتی تمام شد
‫شاید رفتم شهر یکم مواد غذایی بخرم

72
00:08:42,791 --> 00:08:46,041
‫« فروشگاه پوینت کامفورت »

73
00:09:32,708 --> 00:09:35,666
‫مال من نیستن
‫به‌خدا قسم. مال من نیستن

74
00:09:35,666 --> 00:09:37,833
‫آروم باش. من خریدمشون

75
00:09:38,041 --> 00:09:39,958
‫می‌دونم دوست داری هرازگاهی
‫یواشکی یک نخ بکشی

76
00:09:39,958 --> 00:09:41,958
‫گفتم حالا که اومدیم سفر، چرا که نه؟

77
00:09:43,708 --> 00:09:45,875
‫شاید؟

78
00:09:49,083 --> 00:09:51,958
‫قبل از اینکه التماس کنن بریم ساحل
‫پونزده دقیقه وقت داریم

79
00:09:52,541 --> 00:09:54,708
‫همینقدر برام کافیه

80
00:10:12,833 --> 00:10:19,833
‫« به ساحل چارلستون خوش آمدید »

81
00:10:42,833 --> 00:10:43,958
‫کرم ضدآفتاب؟ کرم ضدآفتاب؟

82
00:10:43,958 --> 00:10:46,166
‫- آره، آره، آره
‫- آره

83
00:10:47,333 --> 00:10:49,541
‫عملاً کل ساحل مال خودمونه

84
00:10:59,250 --> 00:11:01,416
‫اون کشتی رو ببین

85
00:11:04,041 --> 00:11:06,208
‫خیلی گنده‌ست

86
00:11:24,000 --> 00:11:26,375
‫هی، مامان. تیلور موقعیتش رو فرستاده

87
00:11:26,375 --> 00:11:28,208
‫میشه ببینی خونه‌ش چقدر تا اینجا فاصله داره؟

88
00:11:29,500 --> 00:11:32,083
‫خیلی‌خب، این "سگ هاربر"ـه
‫حداقل یک ساعت تا اینجا فاصله‌ داره، عزیزم

89
00:11:32,083 --> 00:11:33,625
‫داره نزدیک‌تر میشه

90
00:11:33,625 --> 00:11:35,625
‫- چی؟
‫- کشتیه

91
00:11:35,625 --> 00:11:37,875
‫اوه، آره. چه خوشگله

92
00:11:37,875 --> 00:11:39,500
‫ظاهراً نفت‌کشه

93
00:11:40,750 --> 00:11:41,958
‫حتماً این اطراف بندری چیزی هست

94
00:11:41,958 --> 00:11:43,375
‫یک مقاله توی "آتلانتیک" خوندم

95
00:11:43,375 --> 00:11:46,750
‫که نوشته بود نیویورک یکی از بزرگ‌ترین
‫بندرهای طبیعی دنیاست

96
00:12:07,541 --> 00:12:09,000
‫حالت خوبه، رز؟

97
00:12:09,000 --> 00:12:11,166
‫فکر کنم اون کشتی داره میاد سمت ما

98
00:12:11,666 --> 00:12:13,875
‫چی عزیزم؟

99
00:12:22,791 --> 00:12:24,958
‫- کلی؟
‫- همم؟

100
00:12:26,250 --> 00:12:28,416
‫- کلی؟
‫- بله؟

101
00:12:32,041 --> 00:12:34,500
‫واو. داره نزدیک میشه، ها؟

102
00:12:36,166 --> 00:12:38,333
‫به‌نظرت مشکلی پیش میاد؟

103
00:12:38,625 --> 00:12:41,625
‫نه. بیخیال
‫حتماً توقف می‌کنه. باید توقف کنه

104
00:12:44,375 --> 00:12:46,541
‫مگه نه؟

105
00:12:49,500 --> 00:12:52,416
‫بلند شو. آرچی، بجنب رفیق
‫کمک کن جمع کنیم

106
00:12:52,416 --> 00:12:54,416
‫به این زودی میریم؟ چرا؟

107
00:12:54,416 --> 00:12:56,166
‫یا خود خدا

108
00:12:56,166 --> 00:12:58,333
‫ای بابا، آرچی، زود باش دیگه

109
00:13:00,416 --> 00:13:02,583
‫بیاین بریم! برید، برید، برید!

110
00:13:51,791 --> 00:13:53,625
‫برید، زود باشید
‫زود باشید، دوستان

111
00:13:53,625 --> 00:13:55,666
‫ببخشید، سرکار
‫می‌دونین قضیه چیه؟

112
00:13:55,666 --> 00:13:57,541
‫چندین کشتی توی این ساحل به گل نشستن

113
00:13:57,541 --> 00:14:01,541
‫یک ارتباطی با سیستم ناوبری داره
‫ببخشید دوستان، ازتون می‌خوام تشریف ببرید

114
00:14:01,791 --> 00:14:04,000
‫برید، دوستان

115
00:14:16,666 --> 00:14:17,875
‫یک استارباکس اونجاست

116
00:14:17,875 --> 00:14:20,041
‫اوه

117
00:14:21,666 --> 00:14:24,666
‫می‌خواستم بخونم ببینم توی ساحل چی شد
‫ولی وای‌فای کار نمی‌کنه

118
00:14:24,666 --> 00:14:26,416
‫به‌نظرت باید مودم رو بازنشانی کنیم؟

119
00:14:26,416 --> 00:14:30,000
‫خب، شرمنده، توی این مورد نمی‌تونم کمکت کنم
‫خبره‌ی فناوری تویی، نه من

120
00:14:30,000 --> 00:14:32,291
‫می‌دونی، تلوزیون هم کار نمی‌کنه

121
00:14:32,291 --> 00:14:34,666
‫سعی کردم بازی رو ببینم
‫ولی آنتن نمی‌داد

122
00:14:35,875 --> 00:14:37,541
‫هنوزم می‌خوای امشب
‫همبرگر بخوریم؟

123
00:14:37,541 --> 00:14:39,750
‫آره، می‌تونم بخورم

124
00:14:42,541 --> 00:14:46,041
‫در این حین، ظاهراً بچه‌ها
‫کاملاً بیخیالش شدن

125
00:14:46,041 --> 00:14:48,041
‫انگار ‌چیزی بوده
‫که توی سریالی چیزی دیدن

126
00:14:48,041 --> 00:14:50,250
‫رفتن قسمت بعدی

127
00:14:55,916 --> 00:14:58,166
‫کلی

128
00:14:58,166 --> 00:15:00,375
‫بیا اینجا، ببین

129
00:15:03,291 --> 00:15:05,458
‫اوه، عجب

130
00:15:07,166 --> 00:15:10,125
‫نشونه‌ی خوبیه. دیدن گوزن

131
00:15:10,750 --> 00:15:11,791
‫همم

132
00:15:11,791 --> 00:15:14,250
‫حداقل بر اساس اساطیر آمریکای مرکزی

133
00:15:18,875 --> 00:15:21,041
‫می‌خوای کمک کنی؟ همم؟

134
00:15:24,166 --> 00:15:26,916
‫چی...؟ آره. آره، کمک می‌کنم

135
00:15:58,708 --> 00:16:00,458
‫« اینترنت وصل نیست »
‫« ارتباط خود را بررسی کنید »

136
00:16:05,625 --> 00:16:07,333
‫- نه، نه، نه اینطوری نکن
‫- نه، نه، نه، نه، نه، خب...

137
00:16:07,333 --> 00:16:09,000
‫- اون وسطی رو در نیار
‫- نه، وسطی رو درمیارم

138
00:16:09,000 --> 00:16:11,000
‫چون اوضاع برای تو سخت‌تر میشه

139
00:16:11,000 --> 00:16:13,375
‫مگه هدف زندگی من همین نیست؟

140
00:16:18,833 --> 00:16:21,125
‫هی، اون دانشجوم که کتابش
‫پارسال چاپ شد رو یادته؟ ماریا میلر؟

141
00:16:21,916 --> 00:16:25,916
‫خب، ازم خواسته یک مقدمه
‫برای کتاب دومش بنویسم

142
00:16:26,750 --> 00:16:29,916
‫خب، می‌دونی، آخه میگه
‫حسابی الهام‌بخشش بودم

143
00:16:29,916 --> 00:16:32,166
‫هیچوقت نمی‌فهمم اصلاً دارم
‫با این بچه‌ها ارتباط برقرار می‌کنم یا نه

144
00:16:32,166 --> 00:16:33,541
‫بعد یهویی همچین اتفاقی میفته...

145
00:16:33,541 --> 00:16:35,750
‫هیس!

146
00:16:37,291 --> 00:16:39,416
‫- شنیدی؟
‫- نه

147
00:16:39,416 --> 00:16:42,375
‫کتاب دومش در مورد اینه که چطور

148
00:16:42,375 --> 00:16:46,500
‫رسانه برامون هم راه گریز
‫و هم بازتابی از وضعیت خودمونه

149
00:16:46,500 --> 00:16:47,916
‫که تناقضیه

150
00:16:47,916 --> 00:16:50,125
‫که تونسته توی کتابش توضیحش بده

151
00:16:50,125 --> 00:16:52,291
‫یکی اینجاست

152
00:16:52,666 --> 00:16:54,791
‫برو چوب بیسبال بیار

153
00:16:54,791 --> 00:16:56,916
‫- چوب بیسبال؟
‫- آره

154
00:16:56,916 --> 00:16:59,125
‫چرا باید چوب بیسبال داشته باشم؟

155
00:17:05,750 --> 00:17:07,916
‫ببخشید. کسی نیست؟

156
00:17:09,666 --> 00:17:11,916
‫مطمئنم چیز خاصی نیست
‫بذار خودم حلش می‌کنم

157
00:17:15,000 --> 00:17:16,791
‫نه، می‌دونی چیه؟
‫برو گوشیت رو بیار

158
00:17:16,791 --> 00:17:18,958
‫محض... می‌دونی، محض احتیاط

159
00:17:23,666 --> 00:17:26,000
‫واقعاً شرمنده که مزاحمتون شدیم

160
00:17:26,000 --> 00:17:28,166
‫سلام. سلام

161
00:17:28,500 --> 00:17:31,166
‫- واقعاً شرمنده که مزاحمتون شدیم
‫- تکرار کرد که کاملاً متوجه بشین

162
00:17:32,125 --> 00:17:34,500
‫خب، کمکی از دستم برمیاد؟

163
00:17:34,500 --> 00:17:38,625
‫می‌دونم دیروقته، یهویی یکی میاد در میزنه
‫ اونم جایی به این دورافتادگی

164
00:17:38,625 --> 00:17:41,750
‫مطمئن نبودیم
‫در ورودی اصلی رو بزنیم یا در پشتی

165
00:17:41,750 --> 00:17:43,416
‫و طول کشید تا تصمیم گرفتیم

166
00:17:43,416 --> 00:17:46,041
‫من فکر می‌کردم باید در پشتی رو بزنیم
‫چون شیشه داره

167
00:17:46,041 --> 00:17:48,625
‫و می‌تونستین ما رو ببینین
‫و متوجه بشین که ما...

168
00:17:49,791 --> 00:17:51,958
‫تو باید "آماندا" باشی

169
00:17:52,541 --> 00:17:54,708
‫آماندا سنفورد، درسته؟

170
00:17:56,416 --> 00:17:58,166
‫شما دو تا همدیگه رو می‌شناسین؟

171
00:17:58,166 --> 00:18:00,500
‫نه، متاسفانه همدیگه رو
‫از نزدیک ندیده بودیم

172
00:18:00,500 --> 00:18:02,666
‫من "ج.ه" هستم
‫"ج.ه اسکات"

173
00:18:04,250 --> 00:18:07,416
‫جرج. جرجه
‫توی ایمیل‌هاش به این اسم می‌نویسه

174
00:18:07,416 --> 00:18:10,500
‫اوه. شرمنده. فراموش کردم

175
00:18:11,125 --> 00:18:13,416
‫می‌بینین، واسه همین زندگی
‫قبل از اینترنت رو ترجیح می‌دادم

176
00:18:13,916 --> 00:18:17,291
‫چون اونموقع پای تلفن حرف می‌زدیم
‫صدام رو تشخیص می‌دادین

177
00:18:17,291 --> 00:18:19,500
‫و می‌دونستین که این خونه‌ی ماست

178
00:18:21,916 --> 00:18:22,916
‫جانم؟

179
00:18:22,916 --> 00:18:27,500
‫این خونه‌ی ماست. من همون جرجی هستم
‫که با ایمیل باهاش صحبت می‌کردین

180
00:18:28,666 --> 00:18:30,875
‫نه، اسم رو یادمه، ولی...

181
00:18:32,625 --> 00:18:34,916
‫این... این خونه‌ی شماست؟

182
00:18:39,291 --> 00:18:40,541
‫همم

183
00:18:40,541 --> 00:18:42,750
‫شرمنده. به‌نظرتون می‌تونیم بیایم داخل؟

184
00:18:42,750 --> 00:18:45,375
‫اوه، آره. آره، حتماً
‫آره، بیاید، بیاید داخل

185
00:18:45,375 --> 00:18:47,541
‫آره. یهویی هوا سرد شد

186
00:18:52,041 --> 00:18:53,916
‫می‌دونم که مطمئناً براتون خیلی عجیبه

187
00:18:53,916 --> 00:18:56,416
‫که ما یهویی بی‌خبر اومدیم اینجا

188
00:18:57,291 --> 00:19:00,625
‫می‌خواستم زنگ بزنیم، ولی...
‫تلفن‌ها قطع شدن

189
00:19:01,416 --> 00:19:03,916
‫آره، ظاهراً گوشی منم آنتن نداره

190
00:19:04,541 --> 00:19:07,541
‫چه جالب، انگار داریم حقیقت رو میگیم

191
00:19:08,250 --> 00:19:09,666
‫خب...

192
00:19:09,666 --> 00:19:11,916
‫سلام. من "کلی" هستم

193
00:19:11,916 --> 00:19:13,125
‫- روث
‫- سلام

194
00:19:13,125 --> 00:19:14,666
‫- و منم که "ج.ه" هستم
‫- "ج.ه"

195
00:19:14,666 --> 00:19:16,791
‫- کلی، از دیدنت خوشبختم
‫- همچنین

196
00:19:16,791 --> 00:19:19,541
‫نظرتون چیه... بریم بشینیم؟

197
00:19:19,541 --> 00:19:21,000
‫و می‌دونین... حرف بزنیم

198
00:19:21,000 --> 00:19:22,541
‫بچه‌ها خوابیدن

199
00:19:22,541 --> 00:19:24,375
‫من که نگران اونا نیستم

200
00:19:24,375 --> 00:19:25,750
‫بمب اتم هم بزنی
‫آرچی بیدار نمیشه

201
00:19:25,750 --> 00:19:28,291
‫می‌دونین؟
‫بیاین بریم توی آشپزخونه

202
00:19:33,500 --> 00:19:38,000
‫امشب رفته بودیم ارکستر سمفونیک "برانکس"
‫تابه‌حال رفتین؟

203
00:19:38,000 --> 00:19:40,291
‫پدرم عضو هیئت مدیره‌ی
‫گروه ارکستر "فیلارمونیک"ـه

204
00:19:40,291 --> 00:19:43,583
‫دوست داره هرکی می‌شناسه رو تشویق کنه
‫که به موسیقی کلاسیک علاقه‌مند بشن

205
00:19:43,583 --> 00:19:46,541
‫پس به بیان دیگه
‫من دختر خیلی خوش‌شانسی هستم

206
00:19:49,333 --> 00:19:51,583
‫میشه برم یک لیوان آب بخورم؟

207
00:19:51,583 --> 00:19:53,833
‫آره، آره. راحت باش

208
00:19:54,708 --> 00:19:58,291
‫بگذریم، داشتیم برمی‌گشتیم به خونه‌مون توی شهر

209
00:19:58,291 --> 00:20:00,416
‫و بعد یک اتفاقی افتاد

210
00:20:00,416 --> 00:20:01,958
‫برق منطقه قطع شد

211
00:20:01,958 --> 00:20:03,833
‫- برق منطقه قطع شد؟
‫- همم

212
00:20:03,833 --> 00:20:06,208
‫چراغ‌ها که ظاهراً دارن کار می‌کنن

213
00:20:07,208 --> 00:20:08,791
‫خب...

214
00:20:08,791 --> 00:20:12,333
‫دقیقاً همینطوره، برای همین...
‫با خودمون گفتیم...

215
00:20:14,333 --> 00:20:17,791
‫خب، با تمام اتفاقاتی که احتمالاً
‫الان داره توی شهر میفته...

216
00:20:17,791 --> 00:20:18,833
‫نمی‌خواستیم...

217
00:20:18,833 --> 00:20:22,208
‫ما طبقه‌ی چهاردهم زندگی می‌کنیم
‫و به‌خاطر زانوش نمی‌تونه 14 طبقه بالا بره

218
00:20:23,083 --> 00:20:24,416
‫به‌علاوه، چراغ‌های راهنمایی رانندگی از کار افتادن

219
00:20:24,416 --> 00:20:27,291
‫اگر می‌رفتیم خونه
‫عملاً 6 ساعت توی ترافیک پارک می‌کردیم

220
00:20:27,708 --> 00:20:31,958
‫پس برق منطقه قطع شد
‫و تصمیم گرفتین این همه راه بیاین اینجا؟

221
00:20:31,958 --> 00:20:35,458
‫این‌ جاده‌ها، باهاشون آشنام
‫حتی چندان بهش فکر هم نکردم

222
00:20:36,166 --> 00:20:38,583
‫پس وقتی دیدیم برق‌ها قطع شد
‫به روث نگاه کردم...

223
00:20:38,583 --> 00:20:40,833
‫و گفت اگر اینجا بمونیم
‫خیالش راحت‌تر میشه

224
00:20:41,583 --> 00:20:44,958
‫می‌دونین، توی خونه‌ی خودش

225
00:20:45,583 --> 00:20:48,458
‫صبر کن ببینم. می‌خواین اینجا بمونین؟

226
00:20:48,458 --> 00:20:50,291
‫ولی... ما الان اینجاییم

227
00:20:50,291 --> 00:20:53,583
‫خب، تحت این شرایط
‫فکر کردیم شاید درک کنین

228
00:20:55,208 --> 00:20:59,583
‫- معلومه. آره. ولی آخه...
‫- خب...

229
00:20:59,583 --> 00:21:03,833
‫به‌نظرم منظورش اینه که
‫معلومه که درک می‌کنیم...

230
00:21:03,833 --> 00:21:06,583
‫می‌دونم غافلگیر شدین
‫ولی گفتیم شاید اگر بذارین بمونیم...

231
00:21:06,583 --> 00:21:08,833
‫چون، بازم میگم...

232
00:21:08,833 --> 00:21:11,541
‫می‌دونین، آخه...

233
00:21:12,666 --> 00:21:14,833
‫اینجا خونه‌ی خودمونه

234
00:21:15,541 --> 00:21:18,833
‫منظورش اینه که
‫می‌خواستیم جای امن‌تری بمونیم

235
00:21:19,458 --> 00:21:22,083
‫خب، می‌دونین، ما... ما اومدیم تعطیلات

236
00:21:22,083 --> 00:21:25,041
‫کلی، آماندا، قطعاً حاضریم
‫پولتون رو بهتون پس بدیم

237
00:21:26,166 --> 00:21:27,583
‫ازمون می‌خواین بریم؟

238
00:21:27,583 --> 00:21:30,583
‫ناسلامتی نصف شبه
‫بچه‌هام طبقه‌ی بالا خوابن

239
00:21:30,583 --> 00:21:32,541
‫میاین و حرف از پس دادن پول می‌زنین

240
00:21:32,541 --> 00:21:35,583
‫فکر کنم نیازه به شرکت زنگ بزنم
‫فکر نکنم اصلاً بتونین همچین کاری بکنین

241
00:21:35,583 --> 00:21:37,333
‫حتماً توی سایتشون شماره‌ای دارن...

242
00:21:37,333 --> 00:21:39,333
‫واقعاً نیازی به این کار نیست

243
00:21:39,333 --> 00:21:40,208
‫چرا؟

244
00:21:40,208 --> 00:21:43,291
‫چون نمیگیم باید برید

245
00:21:43,291 --> 00:21:47,333
‫می‌تونیم مثلاً...
‫پنجاه درصد پولی که دادین رو پس بدیم

246
00:21:48,416 --> 00:21:50,833
‫می‌دونین، یک سوئیت مهمان هم هست
‫می‌تونیم طبقه‌ی پایین بمونیم

247
00:21:50,833 --> 00:21:51,708
‫طبقه‌ی پایین؟

248
00:21:51,708 --> 00:21:52,666
‫پنجاه درصد؟

249
00:21:52,666 --> 00:21:55,583
‫به‌نظرم باید یک نگاهی
‫به ضوابط و شرایط بندازیم. خب...

250
00:21:55,583 --> 00:21:57,958
‫خیلی‌خب، باید مودم وای‌فای رو پیدا کنیم

251
00:21:57,958 --> 00:21:59,958
‫- خیلی‌خب، سعی می‌کنم به گوشیم وصلش کنم
‫- باید بازنشانی بشه

252
00:21:59,958 --> 00:22:01,916
‫خب، گوشی‌ها که کار نمی‌کنن، کلی

253
00:22:01,916 --> 00:22:03,291
‫این کارت چه فایده‌ای داره؟

254
00:22:03,291 --> 00:22:05,541
‫فکر کنم کلاً اینترنت قطع باشه، پس...

255
00:22:05,541 --> 00:22:08,166
‫خیلی‌خب. ببینین
‫واقعاً... واقعاً متاسفم

256
00:22:08,166 --> 00:22:12,583
‫آخه... احساس راحتی نمی‌کنم
‫توی خونه‌ای بمونم که افرادی...

257
00:22:14,666 --> 00:22:16,166
‫افرادی که نمی‌شناسم توش هستن

258
00:22:16,166 --> 00:22:19,333
‫برق منطقه قطع شده
‫ممکنه تا دو ساعت دیگه حل بشه

259
00:22:20,583 --> 00:22:22,750
‫اجازه هست؟

260
00:22:39,041 --> 00:22:41,708
‫باید به حرف زنم گوش می‌کردم
‫و این‌ها رو برچسب می‌زدم

261
00:22:44,583 --> 00:22:46,791
‫آره...

262
00:22:55,541 --> 00:22:57,708
‫ایناهاش

263
00:23:14,583 --> 00:23:17,916
‫آره... می‌تونم همین الان
‫هزار دلار بابت امشب بهتون بدم

264
00:23:17,916 --> 00:23:21,041
‫این باید نصف پولی باشه
‫که بابت کل آخرهفته دادین

265
00:23:22,541 --> 00:23:23,916
‫هزار دلاره

266
00:23:23,916 --> 00:23:25,541
‫خیلی ممنون میشیم

267
00:23:25,541 --> 00:23:27,666
‫بعد فردا، اطلاعات بیشتری
‫به‌دست میاریم و...

268
00:23:27,666 --> 00:23:28,791
‫- یک فکری براش می‌کنیم
‫- باشه

269
00:23:28,791 --> 00:23:31,833
‫اینم که اصلاً کار نمی‌کنه

270
00:23:31,833 --> 00:23:35,333
‫خب، به‌نظر من که یک شب...

271
00:23:35,333 --> 00:23:37,500
‫به‌نظرم باید خصوصی در موردش صحبت کنیم

272
00:23:40,333 --> 00:23:42,083
‫می‌دونی چیه
‫میریم توی اتاق صحبت کنیم، باشه؟

273
00:23:42,083 --> 00:23:44,291
‫اوهوم

274
00:23:44,833 --> 00:23:48,833
‫- اشکال نداره یک نوشیدنی برای خودم بریزم؟
‫- نه بابا، فکر کن خونه‌ی...

275
00:23:49,708 --> 00:23:51,833
‫خیلی‌خب

276
00:23:51,833 --> 00:23:53,708
‫چرا... چرا بهشون گفتی می‌تونن بمونن؟

277
00:23:53,708 --> 00:23:55,333
‫خب، برق منطقه قطع شده

278
00:23:55,333 --> 00:23:57,083
‫فکر... فکر می‌کنی دارن دروغ میگن؟

279
00:23:57,083 --> 00:23:59,833
‫خب، یک دختر جوون و پدرش هستن
‫به‌نظر بی‌خطر میان

280
00:23:59,833 --> 00:24:00,708
‫غریبه‌ن

281
00:24:00,708 --> 00:24:02,291
‫خودشون رو معرفی کردن

282
00:24:02,291 --> 00:24:04,458
‫نصف شب اومدن در زدن

283
00:24:04,458 --> 00:24:06,083
‫ترجیح می‌دادی در رو باز کنن بیان داخل؟

284
00:24:06,083 --> 00:24:07,416
‫زهره ترکم کردن

285
00:24:07,416 --> 00:24:10,333
‫خب، می‌دونی، به‌نظر من
‫اونا هم ترسیده بودن

286
00:24:10,333 --> 00:24:12,791
‫درست میگم؟ آخه...
‫نمی‌دونستن دیگه چیکار کنن

287
00:24:12,791 --> 00:24:14,833
‫خب، اینم یک فکر بکر
‫می‌تونستن برن هتل

288
00:24:14,833 --> 00:24:18,208
‫اینجا خونه‌ی خودشونه
‫همونطور که دختره مدام یادآوری می‌کرد

289
00:24:18,208 --> 00:24:21,958
‫خب، ازشون نخواستیم هیچ مدرکی نشون بدن
‫من که صدای ماشین‌شون رو نشنیدم، تو شنیدی؟

290
00:24:21,958 --> 00:24:24,208
‫نه، ولی باد شدید میاد
‫شاید صداش رو نشنیدیم

291
00:24:24,208 --> 00:24:25,666
‫یا شاید پیاده از جاده اومدن

292
00:24:25,666 --> 00:24:28,166
‫یا... شاید بهتر باشه یکم آروم‌تر حرف بزنیم؟

293
00:24:28,166 --> 00:24:30,333
‫شرمنده، آخه...

294
00:24:30,333 --> 00:24:32,958
‫به‌نظر نمیاد اینجا خونه‌ی اونا باشه

295
00:24:32,958 --> 00:24:35,125
‫هیئت مدیره‌ی فیلارمونیک؟

296
00:24:35,583 --> 00:24:38,416
‫نمی‌دونم
‫به‌نظر من که همه‌ش دروغه

297
00:24:38,416 --> 00:24:40,666
‫می‌خوان اینجا بمونن؟ پیش ما؟

298
00:24:40,666 --> 00:24:43,708
‫عمراً. اگر غریبه توی خونه باشه
‫من نمی‌تونم بخوابم

299
00:24:44,208 --> 00:24:47,958
‫رز آخر اون راهرو خوابیده
‫اگر یواشکی بره توی اتاقش و...

300
00:24:47,958 --> 00:24:49,083
‫نمی‌خوام بهش فکر کنم

301
00:24:49,083 --> 00:24:51,583
‫ولی فکر نمی‌کنی
‫شاید بخواد آرچی رو اذیت کنه؟

302
00:24:52,833 --> 00:24:54,208
‫چی داری میگی واسه خودت؟

303
00:24:54,208 --> 00:24:57,833
‫فقط دارم میگم
‫اصلاً از این قضیه خوشم نمیاد، خب؟

304
00:24:57,833 --> 00:25:00,916
‫اومده اینجا چون دلش نمی‌خواد
‫از یه مشت پله‌ی کوفتی بالا بره؟

305
00:25:00,916 --> 00:25:04,083
‫بیخیال بابا
‫انگاری همون لحظه از خودشون درآوردن

306
00:25:05,416 --> 00:25:07,458
‫خدا، اگر قضیه کلاهبرداری باشه چی؟

307
00:25:07,458 --> 00:25:10,333
‫اگر قطعی برق و اینا

308
00:25:10,333 --> 00:25:12,083
‫همه‌ش بخشی از داستانشون باشه چی؟

309
00:25:12,083 --> 00:25:13,458
‫فکر نکنم از خودشون درآورده باشن

310
00:25:13,458 --> 00:25:16,166
‫خب، احتمالاً واسه همینه که
‫گوشی‌ها و اینترنت هم کار نمی‌کنن

311
00:25:16,166 --> 00:25:18,666
‫و به‌علاوه، ببین
‫کلیدها رو هم داشت

312
00:25:18,666 --> 00:25:20,833
‫کمد مشروب‌ها رو باز کرد. یادته؟

313
00:25:20,833 --> 00:25:22,333
‫گیریم که کلیدها رو داشته، خب که چی؟

314
00:25:22,333 --> 00:25:25,916
‫شاید یارو تعمیرکاره
‫دختره هم مستخدم اینجاست

315
00:25:25,916 --> 00:25:28,708
‫خدمتکار خونه همیشه می‌دونه
‫پول‌ها رو کجا قایم می‌کنن

316
00:25:28,708 --> 00:25:31,458
‫و به‌علاوه، پشتش به ما بود
‫شاید به‌زور درشو باز کرده

317
00:25:31,458 --> 00:25:34,708
‫نمی‌بینم چه فایده‌ای براش داره
‫که بخواد هزار دلار بهمون بده

318
00:25:34,708 --> 00:25:37,250
‫چرا اینقدر سخت تلاش می‌کنی

319
00:25:37,250 --> 00:25:39,708
‫حرف همه رو باور کنی به‌جز زنت؟

320
00:25:39,708 --> 00:25:42,583
‫یک اتفاقی داره میفته
‫و من بهشون اعتماد ندارم

321
00:25:42,583 --> 00:25:47,416
‫به‌نظر من آدمای خوب و وحشت زده‌ای هستن
‫که یک جایی برای امشب نیاز دارن

322
00:25:48,208 --> 00:25:51,208
‫خیلی‌خب، من میرم پایین
‫و باهاشون صحبت می‌کنیم

323
00:25:51,208 --> 00:25:54,916
‫و اگر حس بدی گرفتم
‫بهشون میگم "نه"

324
00:25:54,916 --> 00:25:57,666
‫"با این اوضاع احساس راحتی نمی‌کنیم"

325
00:25:57,666 --> 00:26:00,708
‫باشه؟ ولی اگر همه‌چیز مرتب بود
‫به‌نظرم بذاریم بمونن

326
00:26:02,208 --> 00:26:04,375
‫ای‌کاش منم مثل تو
‫به مردم باور داشتم

327
00:26:06,958 --> 00:26:09,333
‫شربت مخصوص خودم

328
00:26:09,333 --> 00:26:11,458
‫خوشحال میشم یکی برات درست کنم

329
00:26:11,458 --> 00:26:13,666
‫آره، می‌دونی چیه
‫به‌نظرم منم یک لیوان بخوام

330
00:26:13,666 --> 00:26:15,291
‫هنوز به این یکی لب نزدم
‫پس بیا خدمتت

331
00:26:15,291 --> 00:26:17,458
‫اوه، ممنون

332
00:26:19,958 --> 00:26:22,208
‫تو چطور، آماندا؟

333
00:26:22,208 --> 00:26:24,416
‫دقیقاً چی توشه؟

334
00:26:26,458 --> 00:26:28,333
‫عجب شربتیه

335
00:26:28,333 --> 00:26:30,500
‫باید امتحانش کنی، عزیزم
‫به‌نظرم عاشقش میشی

336
00:26:31,166 --> 00:26:33,333
‫نه ممنون

337
00:26:35,166 --> 00:26:36,250
‫فکر کنم نیاز دارم برم هوا بخورم

338
00:26:40,791 --> 00:26:43,000
‫خب...

339
00:26:44,000 --> 00:26:46,125
‫خونه‌ی خوشگلی دارین

340
00:26:46,125 --> 00:26:48,625
‫عاشقشیم. خوشحالم می‌شنوم شما هم دوستش دارین

341
00:26:48,625 --> 00:26:50,541
‫چند وقته اینجا ساکن هستین؟

342
00:26:50,541 --> 00:26:52,750
‫اوه... الان حدوداً...

343
00:26:53,041 --> 00:26:54,416
‫بیست سالی میشه خریدمش

344
00:26:54,416 --> 00:26:56,541
‫ولی، حالا دیگه... برامون حس خونه رو داره

345
00:26:56,541 --> 00:26:59,041
‫یا خونه‌ای به‌دور از خونه‌مون

346
00:26:59,041 --> 00:27:02,875
‫حدوداً پنج سال پیش نوسازیش کردیم
‫پیمان‌کار خوبی داشتیم

347
00:27:02,875 --> 00:27:05,041
‫- خیلی از جزئیات فکر اون بودن
‫- همم

348
00:27:05,041 --> 00:27:07,500
‫خونه‌تون توی شهر حدوداً کجاست؟

349
00:27:07,500 --> 00:27:10,166
‫خیابون پارک، بین خیابون 81 و 82

350
00:27:10,916 --> 00:27:11,875
‫شما چی؟

351
00:27:11,875 --> 00:27:14,166
‫بروکلین. محله‌ی سانست پارک

352
00:27:14,166 --> 00:27:15,916
‫خب، دراصل محله‌ی "پارک اسلوپ"ـه

353
00:27:15,916 --> 00:27:18,041
‫- چه خوب
‫- اوهوم

354
00:27:18,041 --> 00:27:20,875
‫این روزا همه دلشون می‌خواد
‫اونجا زندگی کنن. قیمتش هم پایینه

355
00:27:21,916 --> 00:27:24,416
‫فکر کنم حتی روث هم وقتی می‌خواست

356
00:27:24,416 --> 00:27:26,750
‫مستقل بشه، اونجا دنبال خونه می‌گشت

357
00:27:26,750 --> 00:27:31,208
‫زنتون کجاست؟ می‌خوام بدونم
‫نگرانش هستین که توی شهره یا نه

358
00:27:31,666 --> 00:27:34,000
‫برای سفر کاری رفته مراکش

359
00:27:34,666 --> 00:27:36,875
‫تاجر آثار هنریه
‫برای همین زیاد سفر می‌کنه

360
00:27:36,875 --> 00:27:39,041
‫راستش پرواز برگشتش فردا صبحه

361
00:27:39,041 --> 00:27:41,000
‫آها

362
00:27:41,000 --> 00:27:42,416
‫میشه کارت شناساییتون رو ببینم؟

363
00:27:42,416 --> 00:27:43,375
‫اوه، آماندا

364
00:27:43,375 --> 00:27:44,791
‫خواسته‌ی منطقی‌ایه

365
00:27:44,791 --> 00:27:47,041
‫غریبه‌ای هستی که نصف شب اومدی اینجا

366
00:27:47,041 --> 00:27:48,666
‫و بچه‌هام طبقه‌ی بالا هستن

367
00:27:48,666 --> 00:27:50,833
‫البته. درک می‌کنم

368
00:27:58,041 --> 00:28:00,250
‫همم، خب

369
00:28:00,541 --> 00:28:02,875
‫باورتون نمیشه ولی...

370
00:28:03,791 --> 00:28:07,791
‫کیف پولم رو توی جیب پالتوم جا گذاشتم
‫و پالتوم رو توی سالن ارکستر تحویل دادم

371
00:28:07,791 --> 00:28:10,166
‫حتماً به‌خاطر این جریانات
‫یادم رفت تحویلش بگیرم

372
00:28:11,250 --> 00:28:14,916
‫گفتی توی راه خونه
‫قضیه‌ی قطعی برق رو شنیدین

373
00:28:22,666 --> 00:28:25,041
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

374
00:28:25,041 --> 00:28:29,791
‫تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون در طی
‫این هشدار برنامه‌های خود را متوقف می‌نمایند

375
00:28:29,791 --> 00:28:31,041
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

376
00:28:31,041 --> 00:28:34,541
‫خب. ظاهراً کار درستی کردین
‫که از شهر دراومدین

377
00:28:36,000 --> 00:28:38,541
‫واقعاً اوضاع خرابه

378
00:28:38,541 --> 00:28:40,791
‫خب، چیزی خاصی نیست فقط قطعی برقه

379
00:28:40,791 --> 00:28:43,500
‫قطعی برق منطقه‌ای بی‌اهمیت نیست

380
00:28:43,500 --> 00:28:47,416
‫ممکنه چیز مهمی باشه
‫نشونه‌ی یک اتفاق بزرگ‌تر، مثل حملات تروریستی

381
00:28:47,416 --> 00:28:50,875
‫یا از اون بمب‌ها که گفتین
‫ اگر بیفته هم پسرتون بیدار نمیشه

382
00:28:50,875 --> 00:28:52,541
‫روث

383
00:28:52,541 --> 00:28:55,541
‫تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون در طی
‫این هشدار برنامه‌های خود را متوقف می‌نمایند

384
00:28:55,541 --> 00:28:57,625
‫به‌نظرم بهتره امشب اینجا بمونین

385
00:28:57,625 --> 00:28:58,666
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

386
00:28:58,666 --> 00:29:01,791
‫فردا، یک فکری براش می‌کنیم

387
00:29:02,291 --> 00:29:04,625
‫همیشه وقتی صبح میشه
‫اوضاع متفاوت به‌نظر میاد

388
00:29:06,125 --> 00:29:09,041
‫گمونم یک حقایقی پشت این
‫جملات تکراری خودیاری هست، ها؟

389
00:29:21,250 --> 00:29:23,666
‫باورم نمیشه قراره توی زیرزمین بمونیم

390
00:29:23,666 --> 00:29:25,916
‫فردا می‌تونیم چیکار کنیم؟
‫لباس‌هاشون رو بشوریم؟

391
00:29:32,250 --> 00:29:34,416
‫من روی زمین می‌خوابم
‫تو روی تخت بخواب

392
00:29:44,125 --> 00:29:46,291
‫باید از اینجا بیرونشون کنیم

393
00:29:48,666 --> 00:29:50,833
‫با ترسوندنشون
‫نمی‌تونیم این‌کارو بکنیم

394
00:29:52,416 --> 00:29:54,625
‫باید فکر کنن همه‌چیز درست میشه

395
00:29:56,916 --> 00:29:59,083
‫همه‌چیز درست میشه، مگه نه؟

396
00:30:11,041 --> 00:30:12,541
‫قضیه چیه؟ به چی فکر می‌کنی؟

397
00:30:13,541 --> 00:30:16,041
‫مشتریت چیز دیگه‌ای که بهت نگفت، گفت؟

398
00:30:17,291 --> 00:30:19,875
‫تا اطلاعات بیشتری به‌دست نیاوردیم
‫حرف زدن در موردش بی‌فایده‌ست

399
00:30:24,916 --> 00:30:27,083
‫به این فکر می‌کنم

400
00:30:33,916 --> 00:30:35,791
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

401
00:30:35,791 --> 00:30:40,541
‫تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون در طی
‫این هشدار برنامه‌های خود را متوقف می‌نمایند

402
00:30:40,541 --> 00:30:42,666
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

403
00:30:42,666 --> 00:30:47,041
‫تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون در طی
‫این هشدار برنامه‌های خود را متوقف می‌نمایند

404
00:30:50,750 --> 00:30:52,625
‫داشت سربه‌سرمون می‌گذاشت

405
00:30:52,625 --> 00:30:55,041
‫اون دختره. داشت مسخره‌مون می‌کرد

406
00:30:55,041 --> 00:30:57,041
‫اینقدر حرف‌هاش رو به خودت نگیر

407
00:30:57,041 --> 00:31:00,375
‫فکر نکنم بیشتر از این
‫تحمل متلک‌هاش رو داشته باشم

408
00:31:01,166 --> 00:31:03,166
‫حتی اگر اینجا واقعاً خونه‌ی اونا باشه

409
00:31:03,166 --> 00:31:04,416
‫هنوزم بیخیال این موضوع نشدی؟

410
00:31:04,416 --> 00:31:07,250
‫خب، حتی یک عکس هم
‫روی دیوار نیست. حتی یکی

411
00:31:07,250 --> 00:31:11,041
‫نه عکس ازدواجش با این
‫تاجر آثار هنر کذایی که رفته سفر کاری

412
00:31:11,041 --> 00:31:13,291
‫یا اون بچه‌ی لوس و ننرش
‫بهش فکر کن

413
00:31:13,291 --> 00:31:15,291
‫مطمئنم وقتی خونه رو اجاره میدن

414
00:31:15,291 --> 00:31:18,041
‫برای حفاظت از حریم شخصی‌شون برشون می‌دارن

415
00:31:18,041 --> 00:31:20,208
‫یک جای کارشون می‌لنگه

416
00:31:23,875 --> 00:31:28,125
‫چرا در مورد چیزی که امروز
‫توی ساحل دیدیم نگفتی؟ اون کشتیه

417
00:31:28,125 --> 00:31:30,000
‫نفت‌کش بود

418
00:31:30,000 --> 00:31:32,250
‫خب، چرا نگفتی؟
‫منظورم به اوناست

419
00:31:33,791 --> 00:31:37,875
‫نمی‌دونم
‫فکر کردم جریان رو پیچیده‌تر کنه

420
00:31:38,750 --> 00:31:40,916
‫تو چرا نگفتی؟

421
00:31:42,041 --> 00:31:44,208
‫می‌ترسیدم

422
00:31:44,750 --> 00:31:46,916
‫از چی می‌ترسیدی؟

423
00:31:47,791 --> 00:31:49,958
‫که یک‌چیزی رو تایید کنه

424
00:31:58,666 --> 00:32:02,916
‫تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون در طی
‫این هشدار برنامه‌های خود را متوقف می‌نمایند

425
00:32:03,666 --> 00:32:05,875
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

426
00:32:05,875 --> 00:32:10,166
‫تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون در طی
‫این هشدار برنامه‌های خود را متوقف می‌نمایند

427
00:32:10,916 --> 00:32:13,041
‫این یک وضعیت فوق العاده‌ی ملی‌ست

428
00:32:13,041 --> 00:32:17,291
‫« خبر فوری: حملات سایبری در سراسر کشور »

429
00:32:20,666 --> 00:32:24,541
‫« بخش دوم: منحنی »

430
00:32:40,166 --> 00:32:41,916
‫مامان

431
00:32:41,916 --> 00:32:44,041
‫مامان

432
00:32:44,041 --> 00:32:45,166
‫مامان

433
00:32:45,166 --> 00:32:47,125
‫رزی. رز

434
00:32:47,125 --> 00:32:51,416
‫مامان، دو مشکل پیش اومده. اولاً
‫همین الان می‌خواستم قسمت آخر دوستان رو ببینم

435
00:32:51,416 --> 00:32:54,166
‫ولی اینترنت آی‌پدم هنوزم وصل نمیشه

436
00:32:54,166 --> 00:32:57,875
‫سعی کردم توی تلوزیون ببینم
‫چون یک‌جایی خوندم توی تلوزیون...

437
00:32:57,875 --> 00:33:00,666
‫وقتی برنامه‌های قدیمی رو
‫ مدام پخش می‌کنن اسمش چیه؟

438
00:33:03,000 --> 00:33:04,750
‫بازپخش

439
00:33:04,750 --> 00:33:06,750
‫چرا این‌کارو می‌کردن؟

440
00:33:06,750 --> 00:33:09,416
‫نمی‌دونم، رزی
‫اون دوران خیلی حوصله‌مون سر می‌رفت

441
00:33:10,041 --> 00:33:13,250
‫بگذریم، تلوزیون یک ایرادی داره
‫کلاً درهم برهمه

442
00:33:13,250 --> 00:33:16,125
‫اینم مشکل دومیه
‫لطفاً درستش کن

443
00:33:16,125 --> 00:33:19,250
‫اضطراب شدیدی دارم
‫که قراره چطوری سریال رو تموم کنن

444
00:33:19,250 --> 00:33:21,791
‫فکر نمی‌کنی داری یخورده
‫ زیادی جدی می‌گیریش؟

445
00:33:21,791 --> 00:33:24,416
‫عادلانه نیست. ناسلامتی اومدیم تعطیلات

446
00:33:24,416 --> 00:33:27,666
‫بابا گفت وقتی اومدیم تعطیلات
‫هرچقدر خواستم می‌تونم سریال ببینم

447
00:33:27,666 --> 00:33:31,041
‫خب، اولاً: من همچین حرفی نزدم

448
00:33:31,666 --> 00:33:34,791
‫و دوماً: بابایی هنوزم خوابه

449
00:33:35,375 --> 00:33:37,916
‫برو توی پذیرایی منتظر بمون. الان میام

450
00:33:56,750 --> 00:33:59,541
‫« خبر فوری: قطعی برق گسترده
‫در سواحل شرقی آمریکا گزارش شده است »

451
00:33:59,541 --> 00:34:02,041
‫« خبر فوری: هکرها مسبب قطعی برق هستند »

452
00:34:02,041 --> 00:34:03,666
‫کلی

453
00:34:03,666 --> 00:34:06,541
‫پاشو. ببین. ببین

454
00:34:12,000 --> 00:34:14,166
‫- چیزی ننوشته
‫- چی؟

455
00:34:14,791 --> 00:34:17,000
‫- همین الان اینجا بودا
‫- مطمئنی؟ چی نوشته بود؟

456
00:34:17,500 --> 00:34:19,666
‫آره معلومه که مطمئنم

457
00:34:19,875 --> 00:34:22,416
‫چهار تا اعلان خبری بود...

458
00:34:23,125 --> 00:34:26,916
‫دو تا در مورد قطعی برق بود
‫و یکیش نوشته بود...

459
00:34:26,916 --> 00:34:28,791
‫هکرها مسبب قطعی برق هستن

460
00:34:28,791 --> 00:34:30,541
‫- هکرها؟
‫- آره

461
00:34:30,541 --> 00:34:34,291
‫و یکی هم بود که نوشته بود
‫"خبر فوری" ولی کلماتش نامفهوم بود

462
00:34:34,291 --> 00:34:36,375
‫کلمات واقعی نبود
‫فقط حروف اجق وجق بود

463
00:34:36,375 --> 00:34:39,375
‫شاید شبکه‌ی تلفن همراه رو هک کردن؟

464
00:34:40,875 --> 00:34:42,416
‫جمله‌ت سوالی بود؟

465
00:34:42,416 --> 00:34:45,041
‫داری از من می‌پرسی؟
‫من از کجا بدونم؟

466
00:34:45,041 --> 00:34:47,791
‫چرا اینقدر نسبت به این قضیه بی‌خیالی؟

467
00:34:47,791 --> 00:34:50,416
‫یادت رفته اون افراد
‫هنوزم توی خونه‌مون هستن؟

468
00:34:50,416 --> 00:34:53,125
‫بهت اعتماد کردم
‫که این قضیه رو حل کنی

469
00:34:54,041 --> 00:34:55,416
‫یک سر میرم شهر

470
00:34:55,416 --> 00:34:58,166
‫میرم مغازه، یک روزنامه می‌خرم

471
00:34:58,166 --> 00:35:00,666
‫کسی رو پیدا می‌کنم
‫که بیشتر از ما بدونه

472
00:35:00,666 --> 00:35:02,833
‫باشه؟ حل‌و‌فصلش می‌کنم

473
00:35:09,041 --> 00:35:12,166
‫گوش کن عزیزم
‫در مورد اون ماشین که پرسیدی

474
00:35:13,166 --> 00:35:15,791
‫دیشب، چند نفر...

475
00:35:16,500 --> 00:35:19,750
‫خانواده‌ی اسکات. مجبور شدن بیان اینجا

476
00:35:19,750 --> 00:35:21,291
‫یک اتفاقی...

477
00:35:21,291 --> 00:35:23,541
‫یک مشکلی براشون پیش اومد...

478
00:35:23,541 --> 00:35:26,291
‫و چندان با اینجا فاصله نداشتن
‫برای همین... اومدن اینجا

479
00:35:26,291 --> 00:35:28,041
‫چی داری میگی واسه خودت؟

480
00:35:28,041 --> 00:35:29,416
‫قهوه رو بده یکم بخورم

481
00:35:29,416 --> 00:35:31,666
‫اوه. داشتم به رز
‫در مورد خانواده‌ی اسکات می‌گفتم

482
00:35:32,625 --> 00:35:34,250
‫- بابا، تلوزیون کار نمی‌کنه
‫- واو، واو، واو. آروم‌تر عزیزم

483
00:35:34,250 --> 00:35:36,291
‫- آروم‌ باش
‫- بابا، می‌تونی درستش کنی؟

484
00:35:36,291 --> 00:35:37,750
‫خب...

485
00:35:37,750 --> 00:35:38,750
‫آره

486
00:35:38,750 --> 00:35:40,291
‫خب...

487
00:35:40,291 --> 00:35:44,041
‫خب، الان برفک نشون میده
‫دیشب یک صفحه‌ی آبی بود

488
00:35:44,625 --> 00:35:46,791
‫- نمی‌دونم یعنی چی
‫- چی؟

489
00:35:47,750 --> 00:35:49,916
‫آره، می‌بینی؟

490
00:35:50,125 --> 00:35:52,916
‫نه. اصلاً... اصلاً کار نمی‌کنه

491
00:35:52,916 --> 00:35:55,416
‫خودم می‌دونم
‫نمی‌تونی خاموش روشنش کنی؟

492
00:35:55,416 --> 00:35:58,541
‫- یا بری روی سقف و اینا؟
‫- قرار نیست کسی بره روی سقف

493
00:35:58,541 --> 00:36:00,791
‫به هیچ عنوان نمیرم روی سقف

494
00:36:00,791 --> 00:36:03,250
‫باشه؟ ولی یکم دیگه میرم مغازه

495
00:36:03,250 --> 00:36:05,791
‫و شاید تونستم چیزی پیدا کنم که...
‫می‌دونی، کمک کنه

496
00:36:05,791 --> 00:36:08,625
‫می‌دونی، مثلاً یکی از اون
‫گوش خرگوشی‌ها بگیرم

497
00:36:08,625 --> 00:36:10,791
‫آخه گوش خرگوش چه فایده‌ای داره؟

498
00:37:36,083 --> 00:37:37,833
‫صبح به‌خیر

499
00:37:37,833 --> 00:37:39,208
‫اشکال نداره یکم قهوه بخوره؟

500
00:37:39,208 --> 00:37:42,291
‫راحت باش
‫می‌دونی لیوان‌ها کجان، مگه نه؟

501
00:37:47,583 --> 00:37:50,541
‫امروز صبح اعلان خبری اومده بود روی گوشیم

502
00:37:50,541 --> 00:37:52,208
‫- گوشیت کار می‌کنه؟
‫- نه

503
00:37:52,208 --> 00:37:55,833
‫حتماً در طی شب یجورایی
‫دریافت شدن و حالا ناپدید شدن

504
00:37:57,208 --> 00:37:59,458
‫چی نوشته بودن؟

505
00:37:59,458 --> 00:38:03,583
‫دو تا در مورد قطعی برق بود
‫و بعد یکیش نوشته بود هکرها مسببش هستن

506
00:38:03,583 --> 00:38:05,416
‫- هکرها؟
‫- اوهوم

507
00:38:05,416 --> 00:38:07,583
‫نیروگاه‌های برق نیویورک کجا هستن؟

508
00:38:07,583 --> 00:38:10,208
‫خب، حتماً توی کویینز هستن، گمون کنم
‫یا نزدیک رودخونه؟

509
00:38:10,208 --> 00:38:12,208
‫چرا داری در مورد نیروگاه‌های برق می‌پرسی؟

510
00:38:12,208 --> 00:38:13,708
‫هکرها می‌تونن
‫به نیروگاه‌های برق نفوذ کنن

511
00:38:13,708 --> 00:38:15,583
‫احتمالاً همینطوری باعث قطعی برق شدن

512
00:38:15,583 --> 00:38:17,916
‫یادته چند سال پیش توی "نیوجرسی" چی شد؟

513
00:38:17,916 --> 00:38:20,083
‫نزدیک بود فروگداخت هسته‌ای رخ بده

514
00:38:22,333 --> 00:38:24,541
‫اون دخترته که اون بیرونه؟

515
00:38:26,083 --> 00:38:28,250
‫چه نازنینه. چند سالشه؟

516
00:38:29,166 --> 00:38:30,833
‫سیزده، ماه قبل تولدش بود

517
00:38:30,833 --> 00:38:32,083
‫همم

518
00:38:32,083 --> 00:38:34,291
‫هنوزم دلش بچه‌ست

519
00:38:35,791 --> 00:38:39,583
‫اگر اشکال نداره
‫می‌خوام قضایا بین بزرگسال‌ها باقی بمونه

520
00:38:39,583 --> 00:38:41,041
‫بچه‌ها استخر رو دوست دارن

521
00:38:41,041 --> 00:38:43,958
‫می‌خوام تا اطلاعات بیشتری به‌دست نیاوردیم
‫تشویقشون کنم فقط شنا کنن

522
00:38:43,958 --> 00:38:45,833
‫نمی‌خوام بی‌دلیل وحشت کنن

523
00:38:45,833 --> 00:38:48,458
‫دلم نمی‌خواد کسی رو بترسونم
‫ولی باهات مخالفم

524
00:38:49,708 --> 00:38:51,875
‫در مورد چی باهام مخالفی؟

525
00:38:52,333 --> 00:38:54,541
‫فکر نکنم این چیز خاصی نباشه

526
00:38:59,958 --> 00:39:02,666
‫خب، شغلت چیه؟

527
00:39:03,791 --> 00:39:06,083
‫خب...

528
00:39:06,083 --> 00:39:10,708
‫توی بازاریابی هستم، مسئول مشتری‌هام
‫روابط دو طرف رو مدیریت می‌کنم

529
00:39:11,166 --> 00:39:13,708
‫عجب. عمراً اگر می‌تونستم حدس بزنم

530
00:39:14,583 --> 00:39:16,708
‫و شوهرت چی؟

531
00:39:16,708 --> 00:39:19,166
‫"کلی" استاد "سیتی کالج"ـه

532
00:39:19,166 --> 00:39:21,291
‫استاد انگلیسی و مطالعات رسانه‌ای

533
00:39:21,291 --> 00:39:24,458
‫می‌دونی، دوستان زیادی داشتم
‫که مدرک مطالعات رسانه‌ای گرفتن

534
00:39:24,458 --> 00:39:26,666
‫ولی هیچوقت نفهمیدم معنیش چیه

535
00:39:28,166 --> 00:39:30,458
‫و تو، تو کارت چیه؟

536
00:39:30,458 --> 00:39:32,583
‫من...

537
00:39:32,583 --> 00:39:35,708
‫هنوز دارم راهمو پیدا می‌کنم
‫سعی می‌کنم برای انتخاب عجله نکنم

538
00:39:35,708 --> 00:39:38,583
‫اصلاً دلم نمی‌خواد
‫کشیده بشم توی حرفه‌ای

539
00:39:38,583 --> 00:39:39,833
‫که ده سال دیگه ازش پشیمون بشم

540
00:39:39,833 --> 00:39:42,833
‫و دیگه اون زمان
‫به‌خاطر فشار ادامه‌ی مسیرم، راه فرار ندارم

541
00:39:42,833 --> 00:39:46,083
‫چون دیگه برای ورود دوباره به نیروی کار
‫سنم بالاست. می‌گیری منظورم چیه

542
00:39:46,083 --> 00:39:48,583
‫صبح به‌خیر. خبری نشد؟

543
00:39:50,833 --> 00:39:52,708
‫گوشی‌ها هنوزم کار نمی‌کنن

544
00:39:52,708 --> 00:39:55,291
‫ظاهراً تلوزیون هم قطعه. کلی کجاست؟

545
00:39:55,291 --> 00:39:57,333
‫رفت مغازه روزنامه بگیره

546
00:39:57,333 --> 00:40:01,416
‫یا سعی کنه کسی رو پیدا کنه و باهاش حرف بزنه
‫که ببینه خبر داره چه خبره یا نه

547
00:40:01,416 --> 00:40:05,291
‫کار هوشمندانه‌ایه. منم تصمیم گرفتم
‫برم خونه‌ی همسایه‌هامون، هاکسلی‌ها

548
00:40:05,833 --> 00:40:08,958
‫- چند مایل دورتر زندگی می‌کنن
‫- و فکر می‌کنی خونه باشن؟

549
00:40:08,958 --> 00:40:10,541
‫بعید می‌دونم

550
00:40:10,541 --> 00:40:12,583
‫معمولاً توی این زمان
‫کسی رو این اطراف نمی‌بینی

551
00:40:12,583 --> 00:40:14,958
‫ولی درهرحال میرم و یک نگاهی می‌اندازم

552
00:40:14,958 --> 00:40:17,833
‫قبل از اینکه بری، شاید بخوای
‫قضیه‌ی اعلان‌ها رو بشنوی

553
00:40:19,958 --> 00:40:21,208
‫اعلان؟

554
00:40:21,208 --> 00:40:24,916
‫اوه، امروز صبح
‫چند تا اعلان خبری روی گوشیم بود

555
00:40:24,916 --> 00:40:27,166
‫دو تاشون در مورد قطعی برق بود

556
00:40:27,166 --> 00:40:31,708
‫ولی یکی هم بود که نوشته بود
‫شاید هکرها مسبب ماجرا باشن

557
00:40:32,791 --> 00:40:34,833
‫آها

558
00:40:34,833 --> 00:40:37,791
‫چیه؟ توام فکر می‌کنی
‫قراره فروگداخت هسته‌ای رخ بده؟

559
00:40:39,208 --> 00:40:42,416
‫- روث اینو بهت گفته؟
‫- به‌علاوه چیزهای وحشتناک دیگه، آره

560
00:40:42,416 --> 00:40:45,416
‫خب، مشخصه که روث
‫یخورده بدبین شده

561
00:40:45,416 --> 00:40:47,083
‫مگه خودت همیشه نمی‌گفتی

562
00:40:47,083 --> 00:40:50,583
‫"اگر تا الان بدبین نشده باشی
‫احتمالاً دیگه خیلی دیر شده؟"

563
00:40:52,583 --> 00:40:55,208
‫مطمئنم آخرش مشخص میشه هیچی نبوده

564
00:40:55,208 --> 00:40:58,708
‫مثل قضیه‌ی اون کرم "دوستت دارم"

565
00:40:59,458 --> 00:41:01,625
‫این قهوه‌ست؟

566
00:41:02,041 --> 00:41:05,166
‫ببخشید، کرم دوستت دارم دیگه چیه؟

567
00:41:05,708 --> 00:41:07,583
‫یک کرم رایانه‌ای بود

568
00:41:07,583 --> 00:41:10,208
‫سال 2000 توی اینترنت پخش شد

569
00:41:10,208 --> 00:41:13,291
‫مردم ایمیلی به دستشون می‌رسید
‫که توی عنوانش نوشته بود "دوستت دارم"

570
00:41:13,291 --> 00:41:16,791
‫وقتی فایل ضمیمه‌ش رو باز می‌کردی
‫کرم رو برای تمام مخاطب‌هات می‌فرستاد

571
00:41:16,791 --> 00:41:19,958
‫کسب‌و‌کارها رو مختل کرد
‫و میلیاردها دلار خسارت وارد کرد

572
00:41:19,958 --> 00:41:22,791
‫آخرش معلوم شد کار دو تا نوجوون
‫توی فیلیپین بوده

573
00:41:24,333 --> 00:41:26,500
‫اینم ممکنه به همون سادگی باشه

574
00:41:39,666 --> 00:41:41,833
‫فکر کنم برم آرچی رو زودتر بلند کنم

575
00:41:56,291 --> 00:41:58,458
‫نگران مامانم

576
00:41:59,083 --> 00:42:01,250
‫به‌نظرت مشکلی برای پروازش پیش نمیاد؟

577
00:42:04,083 --> 00:42:06,250
‫نه بابا

578
00:42:08,666 --> 00:42:10,833
‫می‌دونی چیه، شرط می‌بندم...

579
00:42:11,166 --> 00:42:13,333
‫پروازش رو فرستادن به فرودگاه اوهایو

580
00:42:15,291 --> 00:42:17,708
‫احتمالا الان داره سر تمام
‫ مسئولین امور مشتریان داد و بیداد می‌کنه

581
00:42:17,708 --> 00:42:19,916
‫تا با یک پرواز بفرستنش خونه

582
00:42:22,583 --> 00:42:24,791
‫اون دفعه رو یادته
‫که سه نفری رفتیم ایتالیا؟

583
00:42:27,583 --> 00:42:29,750
‫آره، یادمه

584
00:42:33,041 --> 00:42:35,208
‫چی شد به فکر اون موقع افتادی؟

585
00:42:35,666 --> 00:42:37,833
‫نمی‌دونم دیگه به چی فکر کنم

586
00:42:50,458 --> 00:42:52,166
‫« تخم‌مرغ تازه »

587
00:43:02,541 --> 00:43:04,708
‫خیلی‌خب

588
00:43:08,541 --> 00:43:10,666
‫« سیگنال جی‌پی‌اس یافت نشد »

589
00:43:10,666 --> 00:43:12,958
‫« سیگنال جی‌پی‌اس یافت نشد »

590
00:43:34,000 --> 00:43:37,000
‫« خانواده‌ی هاکسلی »

591
00:43:52,791 --> 00:43:55,541
‫« الان بهت زنگ زدم ولی گوشیت نگرفت
‫رسیدی فرودگاه؟ (دریافت نشد) »

592
00:43:55,541 --> 00:43:57,791
‫« ای‌تی2000 شماره پروازته؟ پیداش نمی‌کنم »
‫« دریافت نشد »

593
00:43:57,791 --> 00:44:00,166
‫« داریم میریم لانگ‌آیلند. تونستی زنگ بزن »
‫« دریافت نشد »

594
00:44:04,291 --> 00:44:05,291
‫« مایا؟ »
‫« دریافت نشد »

595
00:44:05,291 --> 00:44:07,416
‫« تو رو خدا بگو حالت خوبه »

596
00:44:07,416 --> 00:44:08,708
‫« دریافت نشد »

597
00:45:04,041 --> 00:45:05,333
‫اکنون گزارش‌هایی به دست ما رسیده

598
00:45:05,333 --> 00:45:07,416
‫که پیامدهای این حملات سایبری جاری

599
00:45:07,416 --> 00:45:10,583
‫منجر به فاجعه‌ی زیست‌محیطی
‫مصیبت‌باری در جنوب شده

600
00:45:10,583 --> 00:45:12,916
‫و بر الگوی مهاجرت حیوانات تاثیر گذاشته است

601
00:46:18,208 --> 00:46:20,375
‫آرچی، امروز صبح یک‌چیزی دیدم

602
00:46:21,583 --> 00:46:22,541
‫گوزن بود

603
00:46:22,541 --> 00:46:24,708
‫همه‌جا پر از گوزنه، خنگول

604
00:46:25,208 --> 00:46:28,083
‫مثل سنجاب و کبوتر می‌مونن

605
00:46:28,083 --> 00:46:29,416
‫چه اهمیتی داره؟

606
00:46:29,416 --> 00:46:31,583
‫نه، این فرق می‌کرد. انگار...

607
00:46:31,583 --> 00:46:33,791
‫داشتن سعی می‌کردن
‫یک‌چیزی بهمون بگن

608
00:46:35,583 --> 00:46:37,750
‫بریم ببینیم دیگه چیا توی جنگله

609
00:46:39,291 --> 00:46:41,166
‫واقعاً اینقدر حوصله‌ت سر رفته؟

610
00:46:41,166 --> 00:46:43,333
‫به‌خاطر اینه که نمی‌تونی سریالت رو ببینی؟

611
00:46:43,958 --> 00:46:46,166
‫من دارم میرم

612
00:46:59,583 --> 00:47:03,208
‫سلام. کسی خونه نیست؟
‫منم "ج.ه". در باز بود اومدم داخل

613
00:47:14,416 --> 00:47:15,916
‫« سیگنال جی‌پی‌اس یافت نشد »

614
00:47:35,958 --> 00:47:37,166
‫سلام؟

615
00:47:43,166 --> 00:47:45,333
‫توی اون چیه؟

616
00:47:47,833 --> 00:47:50,000
‫بریم بازش کنیم و ببینیم

617
00:48:20,833 --> 00:48:23,000
‫- بله؟ سلام، سلام
‫- سلام!

618
00:48:29,333 --> 00:48:32,291
‫خیلی‌خب، متوجه نمیشم چی داری میگی
‫بلد... بلد نیستم...

619
00:48:32,291 --> 00:48:34,458
‫بلد نیستم اسپانیایی صحبت کنم

620
00:48:51,458 --> 00:48:53,666
‫لامصب اینجا چقدر حوصله‌سربره

621
00:48:55,708 --> 00:48:57,875
‫آره

622
00:49:02,666 --> 00:49:05,166
‫شاید جاییه که می‌خوابه

623
00:49:06,958 --> 00:49:09,166
‫جایی که شب‌ها قایم میشه

624
00:49:09,458 --> 00:49:11,666
‫کی؟

625
00:49:12,208 --> 00:49:14,375
‫هرکی برگ‌ها رو اون شکلی کرده

626
00:49:51,666 --> 00:49:55,208
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم کجام
‫دارم سعی می‌کنم برسم به شهر

627
00:49:56,833 --> 00:49:59,833
‫نه، نه، منم آنتن ندارم

628
00:50:06,958 --> 00:50:09,166
‫ببین، ببین...

629
00:50:10,666 --> 00:50:12,583
‫ببین، اینجا...

630
00:50:12,583 --> 00:50:14,750
‫اینجا یک پنجره‌ی کوچیک داره

631
00:50:15,208 --> 00:50:17,416
‫تا بتونه ببینه...

632
00:50:18,541 --> 00:50:20,708
‫چیو ببینه؟

633
00:50:22,458 --> 00:50:24,625
‫نه، خیلی‌خب. خیلی‌خب...

634
00:50:35,791 --> 00:50:37,958
‫شرمنده

635
00:51:33,333 --> 00:51:34,458
‫میگما

636
00:51:34,458 --> 00:51:37,500
‫اون همون اتاقی نیست
‫که توش می‌خوابیدی؟

637
00:52:12,458 --> 00:52:14,625
‫گندش بزنن...

638
00:52:26,458 --> 00:52:28,208
‫تصور کن

639
00:52:28,208 --> 00:52:30,375
‫اینجا کاملاً تاریکه

640
00:52:43,458 --> 00:52:45,666
‫خدایا

641
00:52:48,416 --> 00:52:51,500
‫لامپ کوچولوی کنار تختت داره می‌درخشه

642
00:53:06,916 --> 00:53:10,208
‫می‌تونه دنبال اون نور بیاد و به تو برسه

643
00:53:26,708 --> 00:53:29,041
‫اصلاً خنده‌دار نبود، آرچی
‫خیلی درد داشت

644
00:53:29,041 --> 00:53:30,083
‫خوب میشی

645
00:53:30,083 --> 00:53:31,208
‫نخیرم نمیشم

646
00:53:31,208 --> 00:53:33,833
‫پسر، آروم باش بابا
‫شوخی بود

647
00:53:36,833 --> 00:53:38,833
‫امروز گوزن دیدم

648
00:53:38,833 --> 00:53:41,958
‫نه یک گوزن، یک عالمه گوزن
‫صد تا

649
00:53:41,958 --> 00:53:44,958
‫شایدم بیشتر. توی حیاط پشتی‌مون

650
00:53:44,958 --> 00:53:47,083
‫خیلی عجیب بود، آرچی

651
00:53:47,083 --> 00:53:49,916
‫همیشه اینطوری توی گروه‌های بزرگ حرکت می‌کنن؟

652
00:53:50,333 --> 00:53:52,500
‫من از کجا بدونم
‫گوزن‌ها چیکار می‌کنن؟

653
00:53:53,958 --> 00:53:56,458
‫اگر اینقدر نگرانشی
‫چرا از مامان و بابا نمی‌پرسی؟

654
00:53:56,458 --> 00:53:58,625
‫مگه اونا اهمیتی میدن

655
00:54:01,083 --> 00:54:03,291
‫هیچکس اهمیت نمیده من چی میگم

656
00:54:05,958 --> 00:54:08,125
‫احتمالاً درست میگی

657
00:55:05,416 --> 00:55:07,583
‫آرچی

658
00:55:08,583 --> 00:55:10,791
‫آرچی، نگاه کن

659
00:55:13,416 --> 00:55:15,583
‫میشه لطفاً نگاه کنی؟

660
00:55:17,958 --> 00:55:20,166
‫چیه؟

661
00:55:21,708 --> 00:55:23,541
‫بیا بریم اونجا

662
00:55:23,541 --> 00:55:26,208
‫نه. نه، عمراً. گشنمه
‫بجنب، بیا بریم

663
00:55:41,541 --> 00:55:43,708
‫رز، بیا بریم

664
00:55:49,916 --> 00:55:51,833
‫خب...

665
00:55:51,833 --> 00:55:54,000
‫نمی‌خوای بگی چرا سراپا خیسی؟

666
00:55:58,083 --> 00:56:00,458
‫افتادم توی استخر

667
00:56:00,458 --> 00:56:02,916
‫افتادی توی... استخر

668
00:56:03,583 --> 00:56:05,208
‫پام به یه چیزی گیر کرد

669
00:56:05,208 --> 00:56:07,083
‫آره، افتادم توی استخر

670
00:56:07,083 --> 00:56:09,708
‫نزدیک استخر چیکار می‌کردی؟
‫فکر کردم داری دنبال "ریچ" می‌گردی

671
00:56:09,708 --> 00:56:13,166
‫میشه بری توی اتاق مطالعه‌م
‫ و یک لباسی بیاری بپوشم؟

672
00:56:13,166 --> 00:56:15,958
‫متاسفانه این تنها لباسی بود
‫که طبقه‌ی پایین داشتم

673
00:56:26,583 --> 00:56:28,791
‫متوجهش شده بودم، می‌دونی؟

674
00:56:30,208 --> 00:56:32,375
‫یکم پیش، قبل از اینکه این اتفاقات بیفته

675
00:56:34,333 --> 00:56:36,500
‫یک نگاهی به بازار انداختم

676
00:56:36,916 --> 00:56:39,083
‫و می‌دونستم قراره اتفاقی بیفته

677
00:56:41,583 --> 00:56:43,791
‫منظورت چیه؟

678
00:56:46,708 --> 00:56:50,833
‫توی حیطه‌ی کاری من، باید الگوهایی
‫که بر دنیا حکمرانی می‌کنن رو درک کنی

679
00:56:51,708 --> 00:56:53,916
‫باید یاد بگیری
‫چطوری منحنی رو بخونی

680
00:56:54,583 --> 00:56:57,958
‫اگر مثل من سال‌ها این‌کارو بکنی
‫بهت کمک می‌کنه آینده رو پیش‌بینی کنی

681
00:56:57,958 --> 00:57:01,458
‫اگر ثابت بمونه، نویدبخش توازنه

682
00:57:01,458 --> 00:57:04,458
‫اگر یک ذره بالا و پایین بشه
‫می‌فهمی که یک معنایی داره

683
00:57:09,541 --> 00:57:13,041
‫"ج.ه"، چرا داری اینا رو بهم میگی؟

684
00:57:13,958 --> 00:57:16,166
‫همسایه‌ت چیزی بهت گفت؟

685
00:57:16,666 --> 00:57:18,416
‫نه، همسایه‌م خونه نبود

686
00:57:18,416 --> 00:57:21,166
‫ولی یک گوشی ماهواره‌ای داره
‫که فکر کردم ممکنه بهمون کمک کنه

687
00:57:21,958 --> 00:57:24,208
‫سعی کردم ازش استفاده کنم. ولی کار نکرد

688
00:57:24,208 --> 00:57:26,041
‫با اینکه به‌قدر کافی باطری داشت

689
00:57:26,708 --> 00:57:29,708
‫هدف از داشتن گوشی ماهواره‌ای
‫اینه که اگر آسمون آزاد بالای سرت باشه

690
00:57:29,708 --> 00:57:32,083
‫همیشه آنتن داری، که در اون لحظه بود

691
00:57:34,291 --> 00:57:35,833
‫تنها دلیلی که کار نکنه

692
00:57:35,833 --> 00:57:38,083
‫اینه که ماهواره‌هامون از کار افتاده باشن

693
00:57:41,208 --> 00:57:43,375
‫ماهواره‌هامون

694
00:57:44,166 --> 00:57:46,708
‫فکر می‌کنی اتفاقی برای
‫ماهواره‌هامون افتاده؟

695
00:57:46,708 --> 00:57:48,208
‫همونایی که توی فضا هستن؟

696
00:57:48,208 --> 00:57:50,833
‫ماهواره‌ها به کامپیوترهای روی زمین وصل هستن

697
00:57:55,208 --> 00:57:57,625
‫یعنی فکر می‌کنی هکرها یا هرکی

698
00:57:57,666 --> 00:58:00,333
‫ماهواره‌هامون رو از کار انداختن؟

699
00:58:01,791 --> 00:58:04,458
‫به‌نظرت یخورده جوگیر نشدی؟

700
00:58:04,458 --> 00:58:05,958
‫خب، شاید درست از گوشیه استفاده نکردی

701
00:58:05,958 --> 00:58:09,625
‫دیدم یک هواپیما با کله
‫از آسمون افتاد توی اقیانوس

702
00:58:15,833 --> 00:58:18,000
‫و اولین هواپیما هم نبود

703
00:58:27,583 --> 00:58:28,791
‫دیگه فکر نمی‌کنم

704
00:58:28,833 --> 00:58:31,708
‫فقط کار دو تا نوجوون فیلیپینی بوده باشه

705
00:58:39,583 --> 00:58:41,791
‫این دیگه چیه؟

706
00:58:42,458 --> 00:58:44,666
‫این دیگه چیه؟

707
00:58:52,083 --> 00:58:54,291
‫بچه‌هام کجان؟

708
01:00:03,250 --> 01:00:08,333
‫« بخش سوم: صدا »

709
01:00:18,125 --> 01:00:20,333
‫مامانی

710
01:00:26,083 --> 01:00:27,625
‫بابا کجاست؟

711
01:00:27,625 --> 01:00:29,791
‫به‌زودی برمی‌گرده

712
01:00:30,375 --> 01:00:32,541
‫چرا خیسی؟

713
01:00:33,500 --> 01:00:35,625
‫باید زودتر گوش‌هام رو می‌گرفتم

714
01:00:35,625 --> 01:00:37,791
‫حالا سرم داره گیج میره

715
01:00:38,250 --> 01:00:41,250
‫احتمالاً عادیه. صداش خیلی بلند بود

716
01:00:45,208 --> 01:00:49,625
‫صدای هواپیمایی چیزی بود
‫که داشت دیوار صوتی رو می‌شکست؟

717
01:00:49,625 --> 01:00:53,750
‫یا هرچیزی که...  انفجار صوتی
‫این... این صدای انفجار صوتی بود؟

718
01:00:53,750 --> 01:00:56,375
‫هواپیماهای مسافربری معمولاً
‫دیوار صوتی رو نمی‌شکنن

719
01:00:57,125 --> 01:00:59,083
‫کنکورد‌ها دیگه پرواز نمی‌کنن

720
01:00:59,083 --> 01:01:01,250
‫شاید هواپیمایی بوده
‫که ازش بی‌خبریم

721
01:01:03,500 --> 01:01:05,666
‫آرچی، برو لباستو عوض کن

722
01:01:06,625 --> 01:01:08,833
‫رز، شاید بهتر باشه توام بری

723
01:01:10,125 --> 01:01:11,208
‫فکر خوبیه

724
01:01:11,208 --> 01:01:15,083
‫نظرت چیه بری توی تخت مامانی دراز بکشی
‫و کتابی که بابا برات خریده رو بخونی؟

725
01:01:21,875 --> 01:01:24,750
‫چیزیمون... چیزیمون نمیشه، مگه نه؟

726
01:01:25,833 --> 01:01:28,000
‫آره

727
01:01:34,875 --> 01:01:37,750
‫از اونجایی که تو گوی بلورین داری
‫ این دیگه چی بود؟

728
01:01:37,750 --> 01:01:39,625
‫بمب بود؟ موشک بود؟

729
01:01:39,625 --> 01:01:41,875
‫ممکنه صدای انفجار نیروگاه برق بوده باشه

730
01:01:41,875 --> 01:01:43,500
‫هنوز از چیزی مطمئن نیستیم

731
01:01:43,500 --> 01:01:47,500
‫توی اون تک‌گویی وحشتناک کوفتیت
‫که به‌نظر خیلی مطمئن میومدی

732
01:01:47,500 --> 01:01:49,666
‫هیچی عوض نشده

733
01:01:50,458 --> 01:01:52,625
‫هیچی عوض نشده؟

734
01:01:53,958 --> 01:01:56,125
‫همه‌چیز عوض شده

735
01:01:56,125 --> 01:01:58,750
‫و ما مثل چی اینجا نشستیم...
‫نمی‌دونم مثل چی

736
01:01:58,750 --> 01:02:02,000
‫اردک‌های بی‌خبر یعنی همین؟
‫اردک‌های بی‌خبری که منتظر نشستن تا تیر بخورن؟

737
01:02:02,000 --> 01:02:04,375
‫منظورم اینه که
‫کاری که باید بکنیم عوض نشده

738
01:02:05,208 --> 01:02:08,208
‫صبر می‌کنیم کلی برگرده
‫تا ببینیم چی فهمیده

739
01:02:08,208 --> 01:02:10,458
‫برم سمت شهر و پیداش کنم؟

740
01:02:10,458 --> 01:02:12,125
‫باید وان‌ها رو پر از آب کنیم

741
01:02:12,125 --> 01:02:16,208
‫به‌قدر کافی باتری و تایلنول و غذا و ژنراتور

742
01:02:16,208 --> 01:02:18,625
‫و یکی از اون بی‌سیم‌های شارژ دستی

743
01:02:18,625 --> 01:02:20,708
‫و نی‌هایی که خوردن آب کثیف رو
‫ بی‌خطر می‌کنه داریم؟

744
01:02:20,708 --> 01:02:22,583
‫به‌نظرم تا کلی برنگشته
‫نباید کاری بکنیم

745
01:02:22,583 --> 01:02:24,375
‫اگر برنگرده چی؟

746
01:02:24,375 --> 01:02:26,375
‫خیلی‌خب، حق با بابامه

747
01:02:26,375 --> 01:02:28,250
‫اینجا جامون امنه
‫باید همین‌جا منتظر بمونیم

748
01:02:28,250 --> 01:02:29,458
‫از کجا می‌دونی جامون امنه

749
01:02:29,458 --> 01:02:30,750
‫وقتی نمی‌دونی چه اتفاقی داره میفته؟

750
01:02:30,750 --> 01:02:33,208
‫شاید مثل... اسمش چی بود؟ ده‌مایل آیلند بود؟
‫(ذوب شدن هسته‌ی نیروگاه تری‌مایل آیلند)

751
01:02:33,208 --> 01:02:35,458
‫اینجا هم نیروگاه برق هست، مگه نه؟

752
01:02:35,458 --> 01:02:37,958
‫- تری‌مایل آیلند
‫- چرا اینقدر گیر دادی به نیروگاه‌های برق؟

753
01:02:37,958 --> 01:02:40,458
‫هی، حق با توئه
‫نباید گمانه‌زنی کنیم

754
01:02:40,458 --> 01:02:41,625
‫اینقدر اینو نگو!

755
01:02:41,625 --> 01:02:44,583
‫لعنتی فقط ازت می‌خوام بهم بگی
‫چی فکر می‌کنی!

756
01:02:44,583 --> 01:02:48,083
‫برق قطع میشه و بعد می‌بینی
‫هواپیماها سقوط می‌کنن و...

757
01:02:49,875 --> 01:02:52,125
‫چیه؟

758
01:02:52,125 --> 01:02:53,208
‫چیه؟ دخترت بزرگساله

759
01:02:53,208 --> 01:02:56,500
‫با مخفی‌کاری نمی‌تونی ازش محافظت کنی
‫همونطور که الان نمی‌تونی از من محافظت کنی

760
01:02:56,500 --> 01:03:00,833
‫گوشی ماهواره‌ای هم کار نکرد
‫و بعد اون صدا اومد، و بعد چی؟

761
01:03:00,833 --> 01:03:03,125
‫به این ترتیب بعدش قراره چه اتفاقی بیفته؟

762
01:03:03,125 --> 01:03:04,875
‫هرچی می‌دونستم رو بهت گفتم

763
01:03:04,875 --> 01:03:06,500
‫حرفتو باور نمی‌کنم

764
01:03:06,500 --> 01:03:09,250
‫از وقتی از اون در اومدی داخل
‫حرف‌هات رو باور نمی‌کردم

765
01:03:09,250 --> 01:03:12,833
‫عجب. دلم می‌خواد بدونم چه ویژگی داریم
‫که باعث میشه اینقدر بهمون بی‌اعتماد باشی

766
01:03:12,833 --> 01:03:13,750
‫روث...

767
01:03:13,750 --> 01:03:17,000
‫همیشه فکر می‌کنی
‫حالیته چی داری میگی، مگه نه؟

768
01:03:17,000 --> 01:03:19,500
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه؟

769
01:03:19,500 --> 01:03:21,708
‫روث

770
01:03:52,000 --> 01:03:54,166
‫یارو می‌دونست

771
01:03:55,500 --> 01:03:57,500
‫دیروز توی بازار شهر

772
01:03:57,500 --> 01:03:59,583
‫یکی توی پارکینگ بود

773
01:03:59,583 --> 01:04:03,458
‫چندین جعبه آب و کنسرو خرید

774
01:04:09,708 --> 01:04:11,875
‫می‌دونست قراره همچین اتفاقی بیفته

775
01:04:12,625 --> 01:04:14,833
‫ریشو بود؟

776
01:04:15,625 --> 01:04:17,833
‫و احتمالاً یک کلاه گاوچرونی کهنه سرش بود

777
01:04:18,875 --> 01:04:20,625
‫اون "دنی"ـه

778
01:04:20,625 --> 01:04:22,791
‫همون پیمانکاریه که در موردش بهت گفتم

779
01:04:24,500 --> 01:04:26,708
‫کسی که روی این خونه کار کرد

780
01:04:27,083 --> 01:04:28,875
‫به‌نظر من که چیز خاصی نبوده

781
01:04:28,875 --> 01:04:30,583
‫طرف به گفته‌ی خودش بقاگراست

782
01:04:30,583 --> 01:04:33,500
‫اون لیست خرید احتمالاً
‫خرید همیشگی آخرهفته‌ش بوده

783
01:04:36,166 --> 01:04:37,583
‫چی شد؟ به شهر رسیدی؟

784
01:04:40,791 --> 01:04:44,583
‫نتونستم زیاد دور بشم
‫بعد اون صدا رو شنیدم

785
01:04:45,791 --> 01:04:47,916
‫منظورت چیه؟ پس کجا بودی؟

786
01:04:47,916 --> 01:04:49,666
‫داشتی چیکار می‌کردی؟
‫داشتم دیوونه می‌شدم

787
01:04:49,666 --> 01:04:53,291
‫نمی‌دونم، همینطوری افتادم توی جاده

788
01:04:53,291 --> 01:04:55,583
‫و بعد اون صدا رو شنیدم

789
01:04:55,583 --> 01:04:57,708
‫و بعد مستقیم برگشتم

790
01:04:57,708 --> 01:05:01,583
‫پس کسی رو ندیدی
‫ که شاید کمکمون کنه بفهمیم قضیه چیه

791
01:05:01,583 --> 01:05:03,750
‫نه، هیچکس رو ندیدم

792
01:05:04,708 --> 01:05:06,875
‫ولی یک‌ چیزی دیدم. دیدم...

793
01:05:07,541 --> 01:05:09,833
‫یک‌ چیزی...

794
01:05:09,833 --> 01:05:12,666
‫یک پهباد... گنده بود

795
01:05:12,666 --> 01:05:15,833
‫می‌دونی، داشت وسط ناکجاآباد پرواز می‌کرد
‫و هزاران عدد از این‌ها رو می‌ریخت

796
01:05:15,833 --> 01:05:18,000
‫نمی‌دونم روش چی نوشته

797
01:05:29,333 --> 01:05:31,541
‫"مرگ بر آمریکا"

798
01:05:34,166 --> 01:05:36,333
‫چی؟

799
01:05:36,333 --> 01:05:38,541
‫"مرگ بر آمریکا"

800
01:05:40,708 --> 01:05:43,583
‫خب، نمی‌دونم بقیه‌ی اینا یعنی چی

801
01:05:43,583 --> 01:05:46,291
‫ولی این قسمتش
‫قطعاً معنیش "مرگ بر آمریکا"ـست

802
01:05:46,916 --> 01:05:49,083
‫از اون بازی که می‌کردم یادمه

803
01:05:54,958 --> 01:05:56,666
‫هیچکدوم از اینا با عقل جور درنمیاد

804
01:05:56,666 --> 01:05:59,208
‫اگر داشتن بهمون حمله می‌کردن
‫چرا باید اینطوری جار بزنن؟

805
01:05:59,208 --> 01:06:02,083
‫حتی انگلیسی هم نیست
‫چه فایده‌ای داره که بخوان اینا رو اینجا بریزن؟

806
01:06:02,083 --> 01:06:03,958
‫تقریباً مطمئنم که اگر
‫ اولین تقاطع بپیچم سمت راست

807
01:06:03,958 --> 01:06:05,833
‫بعدش مستقیم می‌رسم به بزرگراه؟

808
01:06:05,833 --> 01:06:08,708
‫تا جایی که می‌دونیم
‫شهر بدترین جاییه که می‌تونین برین

809
01:06:08,708 --> 01:06:11,833
‫قرار نیست بریم شهر
‫قراره بریم خونه‌ی خواهرم توی نیوجرسی

810
01:06:11,833 --> 01:06:14,708
‫ولی برای رسیدن به نیوجرسی
‫باید از وسط شهر بگذرین

811
01:06:14,708 --> 01:06:18,083
‫می‌خوام مطمئن شم، می‌پیچم سمت راست
‫و تابلوها رو دنبال می‌کنم تا برسم به بزرگراه؟

812
01:06:18,083 --> 01:06:21,458
‫آره، دقیقاً همونجوری که رسیدین اینجا
‫ولی خواهشاً گوش کن چی میگم

813
01:06:21,458 --> 01:06:23,958
‫کاری که داری می‌کنی خطرناکه
‫هم برای خودت هم خانواده‌ت

814
01:06:23,958 --> 01:06:25,416
‫بابا

815
01:06:25,416 --> 01:06:27,583
‫بذار برن

816
01:06:29,416 --> 01:06:32,083
‫واقعاً ممنونم که مراقبمون بودی، جدی میگم

817
01:06:32,083 --> 01:06:34,291
‫ولی باید کاری که
‫ به صلاح خانواده‌مونه رو انجام بدیم

818
01:06:34,833 --> 01:06:37,000
‫این کار به صلاح همه‌ست

819
01:06:52,208 --> 01:06:54,416
‫اینطوری بهتره

820
01:06:56,708 --> 01:06:58,916
‫برای کی؟

821
01:06:59,541 --> 01:07:01,708
‫برای ما

822
01:07:06,291 --> 01:07:09,333
‫دلم نمی‌خواد حرف اون زن رو تایید کنم

823
01:07:09,333 --> 01:07:10,541
‫ولی حق با اونه

824
01:07:10,541 --> 01:07:12,583
‫و واقعاً باید بهم می‌گفتی چی دیدی

825
01:07:12,583 --> 01:07:14,208
‫هی، می‌دونم داری چه فکری می‌کنی

826
01:07:14,208 --> 01:07:16,708
‫ولی مطمئنم هواپیمای مادرت این سمت نمیاد

827
01:07:16,708 --> 01:07:18,875
‫خطوط هواییش فرق می‌کرد

828
01:07:21,958 --> 01:07:23,083
‫مامان مرده؟

829
01:07:23,083 --> 01:07:26,083
‫اوه، این چه حرفیه
‫اصلاً چرا باید همچین فکری بکنی؟

830
01:07:26,083 --> 01:07:28,458
‫بهت که گفتم
‫خطوط هواییش فرق می‌کرد

831
01:07:28,458 --> 01:07:30,666
‫آره، ولی حس نمی‌کنی مرده؟

832
01:07:33,583 --> 01:07:35,750
‫چون من اینطور حس می‌کنم

833
01:07:40,208 --> 01:07:43,958
‫اگر به ترافیک برخوردیم
‫حداقل می‌تونیم با مردم حرف بزنیم

834
01:07:43,958 --> 01:07:46,208
‫ببینیم کسی اطلاعاتی
‫ در مورد این اتفاقات داره یا نه

835
01:07:46,208 --> 01:07:48,375
‫عجیبه که تابه‌حال کسی رو ندیدیم

836
01:07:49,083 --> 01:07:52,041
‫مطمئنم به محض اینکه
‫رسیدیم به بزرگراه یکی رو می‌بینیم

837
01:07:53,333 --> 01:07:55,458
‫ممکنه گوشی‌ها توی نیوجرسی کار کنن

838
01:07:55,458 --> 01:07:58,708
‫حقیقت اینه که اصلاً نمی‌دونیم
‫خارج از لانگ‌آیلند چه خبره

839
01:07:58,708 --> 01:08:01,458
‫ممکنه اینترنت داشته باشن
‫ممکنه خطوط تلفن درست باشه

840
01:08:02,416 --> 01:08:05,458
‫یه‌روزی به این اتفاقات فکر می‌کنیم
‫و می‌خندیم، شک نکن

841
01:08:05,458 --> 01:08:08,083
‫تعطیلات جهنمی

842
01:08:08,083 --> 01:08:11,041
‫به‌مرور زمان اتفاقات خنده‌دارتر میشن
‫این یک اصطلاح معروف نیست؟

843
01:08:11,041 --> 01:08:12,916
‫فکر کنم اصلش یخورده فرق می‌کنه

844
01:08:12,916 --> 01:08:15,083
‫ولی، خب
‫می‌دونم منظورت چیه

845
01:08:16,833 --> 01:08:19,000
‫آژیر

846
01:08:20,083 --> 01:08:21,708
‫فکر کردم خوابیدی، عزیزم

847
01:08:21,708 --> 01:08:22,833
‫نمی‌تونم

848
01:08:22,833 --> 01:08:24,791
‫چرا؟

849
01:08:24,791 --> 01:08:26,958
‫به‌خاطر آژیرها

850
01:08:29,333 --> 01:08:31,541
‫این صدای چیه؟

851
01:08:52,541 --> 01:08:54,708
‫تو پیش بچه‌ها بمون
‫من میرم یک نگاهی بندازم

852
01:09:36,083 --> 01:09:37,958
‫می‌دونین چیه، شماها همین‌جا...

853
01:09:37,958 --> 01:09:40,166
‫همین‌جا بمونین، باشه؟

854
01:09:41,333 --> 01:09:43,541
‫کسی رو می‌بینی؟

855
01:09:44,208 --> 01:09:46,416
‫هیچکس اینجا نیست

856
01:09:49,791 --> 01:09:52,291
‫« تسلا: قابلیت‌های ایمنی رانندگی خودکار »

857
01:09:54,083 --> 01:09:56,083
‫همه‌شون نو هستن

858
01:09:56,083 --> 01:09:58,250
‫چی؟

859
01:09:59,708 --> 01:10:02,458
‫اوه، واو. هی، یکی داره میاد

860
01:10:02,458 --> 01:10:04,625
‫هی!

861
01:10:05,916 --> 01:10:10,291
‫« قابلیت رانندگی خودکار کامل »

862
01:10:22,583 --> 01:10:24,333
‫کلی!

863
01:10:24,333 --> 01:10:27,166
‫- کلی، سوار ماشین شو!
‫- نباید صبر کنیم باهاشون حرف بزنیم؟

864
01:10:27,166 --> 01:10:29,708
‫- زود باش سوار ماشین شو لعنتی!
‫- باشه، باشه

865
01:10:33,958 --> 01:10:36,083
‫چیکار داری می‌کنی؟
‫نباید بهشون بگیم وایسن؟

866
01:10:36,083 --> 01:10:38,708
‫- شاید چیزی بدونن
‫- هیچکس توی اون ماشین نیست!

867
01:10:42,958 --> 01:10:45,583
‫مامان؟ مامان، سمت چپت، ماشین داره میاد!
‫برو، برو، برو، برو!

868
01:11:27,666 --> 01:11:33,666
‫« بخش چهارم: سیل »

869
01:11:34,708 --> 01:11:36,875
‫اگر بریم پناهگاه چی؟

870
01:11:38,333 --> 01:11:41,458
‫ارتش این اطراف
‫پناهگاه بمب یا پایگاه نداره؟

871
01:11:41,458 --> 01:11:43,833
‫آخه، نباید از این چیزها
‫آماده داشتن باشن برای...؟

872
01:11:44,833 --> 01:11:47,041
‫موقعیت‌های اضطراری مثل این؟

873
01:11:48,833 --> 01:11:51,000
‫نمی‌دونم کجا هستن

874
01:11:51,666 --> 01:11:54,708
‫حتی اگرم می‌دونستم
‫گفتی اون ماشین‌ها از پارکینگ اومدن

875
01:11:55,958 --> 01:11:58,583
‫اگر این‌کارو با تمام
‫نمایندگی‌های خودرو کرده باشن

876
01:11:58,583 --> 01:12:00,750
‫احتمالاً جاده‌های اصلی کاملاً بسته هستن

877
01:12:01,041 --> 01:12:03,041
‫تا اطلاعات بیشتری به‌دست نیاوردیم
‫همین‌جا می‌مونیم

878
01:12:03,041 --> 01:12:04,333
‫دیگه لازمه چی بفهمیم؟

879
01:12:04,333 --> 01:12:06,208
‫احتمالاً وسط منطقه‌ی جنگی هستیم

880
01:12:06,208 --> 01:12:08,416
‫آشناهامون احتمالاً مردن

881
01:12:11,166 --> 01:12:13,333
‫روث

882
01:12:19,916 --> 01:12:21,291
‫باید...

883
01:12:21,291 --> 01:12:22,791
‫باید یک نقشه بریزیم

884
01:12:22,791 --> 01:12:25,208
‫نمی‌تونیم همین‌جا بشینیم و هیچ‌کاری نکنیم
‫ باید بریم یک‌جایی

885
01:12:25,208 --> 01:12:27,541
‫حق با اونه، آماندا
‫این‌کار زیادی خطرناکه

886
01:12:28,333 --> 01:12:31,708
‫شب همین‌جا می‌مونیم
‫بعدش فردا صبح، شاید...

887
01:12:31,708 --> 01:12:33,875
‫- شاید چی؟
‫- شاید... نمی‌دونم

888
01:12:42,958 --> 01:12:45,125
‫خیلی به تمام کردنش نزدیک بودما

889
01:13:06,708 --> 01:13:08,916
‫درضمن، معذرت می‌خوام

890
01:13:09,708 --> 01:13:14,208
‫برای حرف‌هام، کارهام، افکارم
‫مهم نیست

891
01:13:14,208 --> 01:13:16,416
‫اشتباه می‌کردم و معذرت می‌خوام

892
01:13:18,958 --> 01:13:22,833
‫بعضی از باهوش‌ترین مشتری‌هام
‫پول خیلی زیادی رو از دست دادن

893
01:13:22,833 --> 01:13:25,500
‫فقط به‌خاطر اینکه تصمیم‌هاشون بر اساس

894
01:13:25,500 --> 01:13:28,083
‫عقاید از پیش تعیین‌ شده‌ بوده نه حقیقت

895
01:13:30,458 --> 01:13:33,416
‫تشخیص تفاوتشون یکی از سخت‌ترین کارهاییه
‫که آدم می‌تونه انجام بده

896
01:13:34,583 --> 01:13:38,541
‫وقتی اونا تشخیص نمیدن و تو تشخیص میدی
‫حتماً حسابی دیوونه‌ت می‌کنه

897
01:13:38,541 --> 01:13:40,333
‫بستگی به آدمش داره

898
01:13:40,333 --> 01:13:44,083
‫ممکنه از دیدن اینکه
‫ بازار تنبیه‌شون می‌کنه کمی لذت ببرم

899
01:13:45,541 --> 01:13:48,291
‫ولی اون‌هایی ترسناک هستن
‫که براشون درس نمیشه

900
01:13:48,291 --> 01:13:51,291
‫حتی بعد از اینکه پول زیادی از دست میدن
‫و منظورم خیلی زیاده

901
01:13:53,458 --> 01:13:56,083
‫هیچ‌چیز بیشتر از آدمی که حاضر نیست
‫درس بگیره منو نمی‌ترسونه

902
01:13:56,083 --> 01:13:58,250
‫حتی اگر براش گرون تموم بشه

903
01:14:00,083 --> 01:14:02,458
‫این یک‌نوع ظلمته که هرگز درکش نمی‌کنم

904
01:14:13,583 --> 01:14:15,750
‫سکوت اینجا خیلی پرسروصداست

905
01:14:17,083 --> 01:14:20,333
‫یکی از اولین چیزهاییه که
‫وقتی شب‌ها اینجا موندیم فهمیدم

906
01:14:21,208 --> 01:14:23,375
‫نمی‌تونستم بخوابم

907
01:14:23,833 --> 01:14:26,041
‫برعکس خونه، که همه‌چیز رو می‌شنوی

908
01:14:27,208 --> 01:14:30,041
‫آژیرها، ترافیک، مردم

909
01:14:31,291 --> 01:14:33,458
‫دلم براش تنگ شده

910
01:14:33,458 --> 01:14:35,625
‫کدوم، آژیرها یا مردم؟

911
01:14:42,333 --> 01:14:44,541
‫کم‌کم داره ازت خوشم میاد

912
01:14:44,833 --> 01:14:47,458
‫و خیلی عجیبه که من بخوام
‫همچین حرفی بزنم، چون...

913
01:14:49,333 --> 01:14:52,375
‫آخرین باری که
‫ از کسی خوشم اومد رو یادم نمیاد

914
01:14:52,958 --> 01:14:56,083
‫حقیقتش، اولش فکر می‌کردم
‫خیلی بداخلاق هستی

915
01:14:56,083 --> 01:14:58,250
‫ولی کم‌کم داره ازت خوشم میاد

916
01:15:07,208 --> 01:15:09,375
‫واقعاً چرا اومدی اینجا؟

917
01:15:10,083 --> 01:15:12,333
‫و نگو که به‌خاطر زانوت بوده

918
01:15:12,833 --> 01:15:15,958
‫این دروغ نبود
‫واقعاً زانوم رو عمل کردم

919
01:15:15,958 --> 01:15:19,208
‫موقع بسکتبال بازی کردن
‫بدجوری پیچ خورد

920
01:15:19,208 --> 01:15:21,375
‫ولی به‌خاطر این نیومدی اینجا

921
01:15:26,666 --> 01:15:28,375
‫دلیل اینکه اومدم اینجا

922
01:15:28,375 --> 01:15:31,583
‫به‌خاطر اتفاقیه که چند سال پیش برام افتاد

923
01:15:34,458 --> 01:15:37,833
‫یکی از مشتری‌هام من و زنم رو
‫به یک جشن خصوصی دعوت کرد

924
01:15:38,458 --> 01:15:40,666
‫مشتریم...

925
01:15:40,916 --> 01:15:43,041
‫خب...

926
01:15:43,041 --> 01:15:46,916
‫اسمشو نمیگم
‫ولی اگر بگم می‌شناسیش

927
01:15:47,458 --> 01:15:50,083
‫- از ستاره‌های مشهوره؟
‫- اوه، نه. از اونا نیست

928
01:15:50,083 --> 01:15:53,166
‫ولی توی عالم تجارت
‫یکی از کله‌ گنده‌ترین‌هاست

929
01:15:53,833 --> 01:15:57,916
‫بیشتر توی کار قراردادهای دفاعیه

930
01:15:57,916 --> 01:16:02,083
‫از اون پول‌های مخفیانه و سری پنتاگون

931
01:16:02,083 --> 01:16:04,791
‫احتمالاً قدرتمندترین کسیه
‫که تابه‌حال باهاش غذا خوردم

932
01:16:04,791 --> 01:16:08,583
‫بگذریم، برای شب‌نشینی رفته بودیم خونه‌ش

933
01:16:08,583 --> 01:16:11,791
‫دیروقت شده بود
‫زنم می‌خواست بره

934
01:16:11,791 --> 01:16:15,791
‫ولی داشت به من و اون خیلی خوش می‌گذشت
‫و نمی‌خواست شب‌نشینی تموم بشه

935
01:16:15,791 --> 01:16:18,208
‫بعد از چند تا چشم‌ غره‌ی دیگه

936
01:16:18,208 --> 01:16:21,916
‫زنم قبول کرد تاکسی بگیره
‫و من بعداً بیام خونه

937
01:16:21,916 --> 01:16:24,333
‫همم، شرط می‌بندم زنت حسابی
‫از این قضیه راضی بوده

938
01:16:24,333 --> 01:16:25,708
‫اصلاً

939
01:16:25,708 --> 01:16:30,708
‫خب، چندساعت دیگ گذشت
‫داشت حسابی خوش میگذشت، و یکم که گذشت

940
01:16:30,708 --> 01:16:34,583
‫فکر نکنم می‌تونست سرپا وایسه
‫و خودمم حسابی سرم گیج میرفت

941
01:16:34,583 --> 01:16:36,791
‫من که تابه‌حال تجربه‌ش رو نداشتم، جناب

942
01:16:37,250 --> 01:16:40,375
‫خب، من رو برد به اتاق مطالعه‌ش

943
01:16:40,375 --> 01:16:42,208
‫چند تا سیگار کشیدیم

944
01:16:42,208 --> 01:16:46,500
‫و یجورایی تو حال خودمون بودیم
‫و عملاً به‌ همه‌چیز می‌خندیدیم

945
01:16:46,500 --> 01:16:48,875
‫یهویی شروع کرد به گفتن اینکه
‫چقدر ازم خوشش میاد

946
01:16:48,875 --> 01:16:52,500
‫و اینکه دلش می‌خواد منو
‫به سفری که قراره بره دعوت کنه

947
01:16:53,125 --> 01:16:55,500
‫چجور سفری؟ کجا داره میره؟

948
01:16:55,500 --> 01:16:57,708
‫منم دقیقاً همینو پرسیدم

949
01:16:59,125 --> 01:17:01,083
‫بعد...

950
01:17:01,083 --> 01:17:03,000
‫رو کرد به من

951
01:17:03,000 --> 01:17:05,166
‫با قیافه‌ی جدی

952
01:17:06,125 --> 01:17:08,208
‫و گفت...

953
01:17:08,208 --> 01:17:09,708
‫"اوه، می‌دونی"

954
01:17:09,708 --> 01:17:11,333
‫"برای جلسه‌ی سالانه‌م"

955
01:17:11,333 --> 01:17:14,208
‫"با بقیه‌ی اعضای محفل شیطانی
‫ که دنیا رو می‌گردونه‌"

956
01:17:19,625 --> 01:17:22,375
‫از اونجور آدما بود
‫که همه با اینجور شوخی‌هاش می‌شناختنش

957
01:17:22,375 --> 01:17:25,500
‫بازم میگم، اگر اسمشو بگم
‫متوجه میشی منظورم چیه

958
01:17:25,500 --> 01:17:28,125
‫خب، مجبورم به حرفت اعتماد کنم

959
01:17:28,125 --> 01:17:32,041
‫و حالا با اجازه‌ت، برم یکم دیگه
‫نوشیدنی برای خودم بریزم

960
01:17:33,250 --> 01:17:36,583
‫بعد، دیروز
‫قبل از ارکستر سمفونی

961
01:17:36,583 --> 01:17:38,750
‫دوستم بهم زنگ زد

962
01:17:40,208 --> 01:17:42,708
‫مثل همیشه از قبل قرار نذاشته بود

963
01:17:42,708 --> 01:17:45,375
‫یهویی بهم زنگ زد

964
01:17:45,375 --> 01:17:47,625
‫و ازم خواست بخشی از پول‌هاش رو انتقال بدم

965
01:17:49,250 --> 01:17:52,333
‫و ارقام خیلی درشتی بود
‫حتی برای کسی مثل اون

966
01:17:53,625 --> 01:17:57,375
‫و وقتی داشتیم قطع می‌کردیم
‫ازش پرسیدم می‌خواد یک نوشیدنی با هم بخوریم

967
01:17:57,375 --> 01:17:59,625
‫بهم گفت قراره یک‌مدت اینجا نباشه

968
01:18:00,750 --> 01:18:02,458
‫و منم با شوخی بهش گفتم

969
01:18:02,458 --> 01:18:05,875
‫"عه، واقعاً؟ قراره این آخرهفته
‫پیش بچه‌های محفل شیطانی‌تون باشین؟"

970
01:18:05,875 --> 01:18:09,041
‫"فکر می‌کردم فقط موقع
‫انقلاب زمستانی دور هم جمع میشین"

971
01:18:12,125 --> 01:18:14,333
‫ولی نخندید

972
01:18:15,125 --> 01:18:17,750
‫و همیشه می‌خندید
‫حتی با جک‌های مسخره

973
01:18:19,583 --> 01:18:21,750
‫فقط بهم گفت...

974
01:18:22,375 --> 01:18:24,541
‫"مراقب خودت باش"

975
01:18:25,458 --> 01:18:27,625
‫جوری که انگار
‫دلش برام می‌سوخت

976
01:18:29,625 --> 01:18:32,458
‫از اون موقع
‫ نتونستم فکرشو از ذهنم بیرون کنم

977
01:18:40,000 --> 01:18:41,375
‫یعنی میگی...

978
01:18:41,375 --> 01:18:45,375
‫یعنی فکر می‌کنی دوستت
‫یجورایی پشت این قضایاست؟

979
01:18:45,375 --> 01:18:46,625
‫نه، اصلاً

980
01:18:46,625 --> 01:18:50,000
‫یک تئوری توطئه در مورد
‫ یک گروه پنهانی که دنیا رو می‌گردونن

981
01:18:50,000 --> 01:18:52,208
‫توضیح خیلی مسخره‌ایه

982
01:18:53,958 --> 01:18:56,458
‫به‌خصوص وقتی حقیقت
‫خیلی ترسناک‌تره

983
01:18:57,625 --> 01:18:59,791
‫حقیقت چیه؟

984
01:19:00,000 --> 01:19:01,875
‫کنترل دست هیچکس نیست

985
01:19:01,875 --> 01:19:04,083
‫هیچکس پشت اتفاقات دنیا نیست

986
01:19:04,833 --> 01:19:06,833
‫آره، کسایی مثل دوستم هستن

987
01:19:06,833 --> 01:19:10,875
‫که ممکنه دسترسی مناسب
‫به اطلاعات مناسبی داشته باشن

988
01:19:10,875 --> 01:19:14,125
‫ولی وقتی اتفاقاتی مثل این
‫توی دنیا میفتن

989
01:19:14,125 --> 01:19:17,958
‫بهترین چیزی که حتی قوی‌ترین
‫ آدم‌های دنیا می‌تونن بهش امیدوار باشن

990
01:19:17,958 --> 01:19:20,750
‫اینه که از کمی قبل‌ترش باخبر بشن

991
01:19:28,750 --> 01:19:30,916
‫شرمنده، این...

992
01:19:31,250 --> 01:19:34,458
‫گمونم این داستان
‫یخورده حس‌و‌حال آدمو خراب می‌کنه

993
01:19:36,000 --> 01:19:39,125
‫نظرم عوض شد
‫فکر نکنم دیگه ازت خوشم بیاد

994
01:19:46,875 --> 01:19:49,083
‫پاشو

995
01:19:49,500 --> 01:19:51,208
‫بیا بریم

996
01:19:51,208 --> 01:19:52,458
‫کجا داریم میریم؟

997
01:19:52,458 --> 01:19:55,250
‫می‌خوام دوباره دلتو به‌دست بیارم

998
01:19:58,583 --> 01:20:00,750
‫دارم می‌بینمت، رز

999
01:20:04,833 --> 01:20:07,000
‫چی می‌خوای؟

1000
01:20:08,250 --> 01:20:11,333
‫قرار نیست هیچوقت بفهمم
‫چه اتفاقی برای راس و ریچل میفته، مگه نه؟

1001
01:20:11,333 --> 01:20:13,125
‫هنوزم گیر دادی به این مسخره‌بازیا؟

1002
01:20:13,125 --> 01:20:14,625
‫کی اهمیت میده آخه؟

1003
01:20:14,625 --> 01:20:17,458
‫خب، مشخصه که من اهمیت میدم

1004
01:20:17,458 --> 01:20:19,625
‫اصلاً چرا این سریال
‫اینقدر برات مهمه؟

1005
01:20:22,708 --> 01:20:24,875
‫دلمو شاد می‌کنن

1006
01:20:25,500 --> 01:20:27,750
‫الان واقعاً بهش نیاز دارم. تو نداری؟

1007
01:20:35,250 --> 01:20:37,625
‫اگر امیدی توی این دنیای افتضاح مونده باشه

1008
01:20:37,625 --> 01:20:40,375
‫می‌خوام حداقل بفهمم
‫آخر عاقبت اونا چی میشه

1009
01:20:45,875 --> 01:20:48,041
‫بهشون اهمیت میدم

1010
01:20:50,250 --> 01:20:52,500
‫شاید بهتر باشه اهمیت ندی

1011
01:20:52,500 --> 01:20:54,375
‫کلی میگم

1012
01:20:54,375 --> 01:20:57,250
‫احتمالاً حق با توئه
‫اینجور که داره پیش میره

1013
01:20:57,250 --> 01:20:59,500
‫دیگه هیچوقت اون سریال رو نمی‌بینی

1014
01:21:00,583 --> 01:21:03,375
‫پس اگر من جای تو بودم
‫چیز دیگه‌ای پیدا می‌کردم که بهش اهمیت بدم

1015
01:21:10,083 --> 01:21:12,500
‫عجیبه که امشب صدای هیچ زنجره‌ای نمیاد

1016
01:21:15,875 --> 01:21:18,041
‫امروز گم شدم

1017
01:21:19,250 --> 01:21:21,458
‫امروز صبح که رفتم بیرون

1018
01:21:22,833 --> 01:21:24,375
‫منظورت چیه گم شدی؟

1019
01:21:24,375 --> 01:21:26,208
‫خب...

1020
01:21:26,208 --> 01:21:27,958
‫فکر می‌کردم می‌دونم دارم کجا میرم

1021
01:21:27,958 --> 01:21:31,250
‫ولی بعد به یک مشت خیابون رسیدم
‫که هیچ تابلویی نداشتن

1022
01:21:31,875 --> 01:21:34,375
‫برای همین واسه خودم چرخ زدم

1023
01:21:35,250 --> 01:21:37,458
‫و یخورده بیشتر چرخ زدم

1024
01:21:38,250 --> 01:21:43,208
‫و بعد، می‌دونی، دور زدم
‫و دیگه تمام و کمال گم شدم

1025
01:21:43,208 --> 01:21:46,000
‫و راستشو بخوای، اصلاً نمی‌دونم
‫چطوری راه برگشت رو پیدا کردم

1026
01:21:51,083 --> 01:21:53,250
‫ولی یک نفر رو دیدم

1027
01:21:57,000 --> 01:21:59,208
‫یک زنی بود

1028
01:21:59,625 --> 01:22:01,833
‫توی جاده

1029
01:22:02,500 --> 01:22:05,708
‫دست تکون داد نگه دارم و...

1030
01:22:06,333 --> 01:22:08,625
‫داشت اسپانیایی صحبت می‌کرد

1031
01:22:08,625 --> 01:22:10,750
‫همونجا ایستاده بود

1032
01:22:10,750 --> 01:22:13,500
‫کنار جاده، وسط ناکجاآباد

1033
01:22:13,500 --> 01:22:15,666
‫و من...

1034
01:22:16,708 --> 01:22:18,875
‫ولش کردم رفتم

1035
01:22:20,250 --> 01:22:22,458
‫نیاز به کمک داشت

1036
01:22:22,875 --> 01:22:25,041
‫و من ولش کردم

1037
01:22:39,375 --> 01:22:42,000
‫خب، چیز دیگه‌ای هست
‫که ازمون مخفی کرده باشی؟

1038
01:22:43,000 --> 01:22:45,500
‫حالا که سفره‌ی دلتو باز کردی

1039
01:22:48,875 --> 01:22:53,500
‫خب، قبلاً بهتون نگفتیم
‫که دیدیم یک نفت‌کش به گل نشست

1040
01:22:53,500 --> 01:22:55,625
‫مستقیم اومد توی ساحل

1041
01:22:55,625 --> 01:22:57,000
‫نفت‌کش؟

1042
01:22:57,000 --> 01:23:00,458
‫آره، یک کشتی خیلی گنده‌ست

1043
01:23:00,458 --> 01:23:01,750
‫می‌دونی، قرمزه

1044
01:23:01,750 --> 01:23:05,458
‫البته خب، فکر نکنم همه‌شون قرمز باشن

1045
01:23:05,458 --> 01:23:09,250
‫ولی این یکی بود
‫و مستقیم اومد توی ساحل

1046
01:23:09,958 --> 01:23:11,750
‫چرا بهمون نگفتین؟

1047
01:23:11,750 --> 01:23:15,000
‫خب، گمونم اون لحظه
‫جفتمون وحشت کرده بودیم، می‌دونی؟

1048
01:23:17,750 --> 01:23:19,958
‫که چه معنایی می‌تونه داشته باشه

1049
01:23:20,208 --> 01:23:22,083
‫خب، چه معنایی می‌تونه داشته باشه؟

1050
01:23:22,083 --> 01:23:24,000
‫خب، اگر بهمون حمله شده باشه

1051
01:23:24,000 --> 01:23:27,875
‫که می‌دونم گفتنش عجیبه
‫ولی نفت چیزیه

1052
01:23:27,875 --> 01:23:29,250
‫که یک عالمه ازش لازم داریم

1053
01:23:29,250 --> 01:23:31,250
‫اگر، می‌دونی
‫قرار باشه از خودمون دفاع کنیم

1054
01:23:31,250 --> 01:23:33,333
‫باورم نمیشه داریم در مورد
‫همچین چیزی صحبت می‌کنیم

1055
01:23:33,333 --> 01:23:35,583
‫واقعاً فکر می‌کنم چیزیمون نمیشه

1056
01:23:35,583 --> 01:23:38,375
‫می‌دونی، منظورم اینه که
‫در نهایت، واقعاً فکر می‌کنم چیزیمون نشه

1057
01:23:38,375 --> 01:23:40,375
‫حتی اگرم بهمون حمله کرده باشن

1058
01:23:40,375 --> 01:23:41,250
‫حمله؟

1059
01:23:41,250 --> 01:23:43,000
‫خب، یا اگر کشور رو اشغال کرده باشن؟

1060
01:23:43,000 --> 01:23:45,500
‫خیلی‌خب، پسر، می‌دونی چیه؟
‫می‌دونم قصد بدی نداری

1061
01:23:45,500 --> 01:23:49,208
‫ولی انتخاب کلماتت
‫واقعاً داره وحشت ‌زده‌م می‌کنه

1062
01:23:52,458 --> 01:23:54,625
‫این دیگه چی بود؟

1063
01:24:12,500 --> 01:24:14,833
‫اونا... فلامینگو هستن

1064
01:24:16,708 --> 01:24:18,875
‫اونا فلامینگو هستن؟

1065
01:24:19,500 --> 01:24:21,666
‫اونا فلامینگو هستن

1066
01:24:24,708 --> 01:24:26,875
‫چرا؟

1067
01:24:31,000 --> 01:24:33,166
‫نه، فکر نکنم ببینمش

1068
01:24:38,000 --> 01:24:39,541
‫و روث...

1069
01:24:42,125 --> 01:24:45,875
‫اگر اتفاقی برای اونم بیفته چی؟
‫فکر نکنم بتونم دووم بیارم

1070
01:24:46,500 --> 01:24:49,375
‫هیچ اتفاقی برای روث نمیفته
‫قول میدم

1071
01:24:50,000 --> 01:24:53,125
‫تا اوضاع به حالت عادی برنگشته
‫توی این قضیه کنارتون هستیم

1072
01:24:55,250 --> 01:24:58,250
‫آماندا، دیگه باید با دید واقعیت
‫به این قضیه نگاه کنیم

1073
01:25:00,750 --> 01:25:02,625
‫قرار نیست اوضاع
‫به حالت عادی برگرده

1074
01:25:02,625 --> 01:25:04,791
‫این حرفو نزن. باید...

1075
01:25:15,583 --> 01:25:16,666
‫آخ!

1076
01:25:49,500 --> 01:25:51,708
‫حالش خوبه؟

1077
01:25:52,375 --> 01:25:53,958
‫همم

1078
01:25:53,958 --> 01:25:56,125
‫یخورده بدنش گرمه
‫ولی فکر کنم حالش خوب بشه

1079
01:25:58,875 --> 01:26:01,083
‫چرا هنوز بیداری؟

1080
01:26:02,958 --> 01:26:06,083
‫مدام به یک قسمت از "بخش غربی" فکر می‌کنم

1081
01:26:06,750 --> 01:26:08,875
‫یکی داستانی برای رئیس‌جمهور تعریف می‌کنه...

1082
01:26:08,875 --> 01:26:11,083
‫سریال "بخش غربی" رو نگاه کردی؟

1083
01:26:11,375 --> 01:26:13,625
‫فقط فصل‌هایی که آرون سورکین ساخته

1084
01:26:15,000 --> 01:26:20,250
‫بگذریم، داستان در مورد مردی بود
‫که کنار یک رودخونه زندگی می‌کرد

1085
01:26:20,250 --> 01:26:23,500
‫و توی رادیو شنید
‫که قراره آب رودخونه به سمت شهر سرازیر بشه

1086
01:26:23,500 --> 01:26:25,250
‫و همه باید شهر رو ترک کنن

1087
01:26:25,250 --> 01:26:29,875
‫ولی مرده جایی نمیره
‫چون هر روز دعا می‌کنه

1088
01:26:29,875 --> 01:26:32,208
‫می‌دونه که خدا دوستش داره
‫و نجاتش میده

1089
01:26:32,750 --> 01:26:35,000
‫ولی بعد واقعاً سیل میاد

1090
01:26:35,000 --> 01:26:37,750
‫و یکی سوار قایق پارویی، طرف رو می‌بینه

1091
01:26:37,750 --> 01:26:40,708
‫و میگه "هی، بیا، می‌تونم نجاتت بدم"

1092
01:26:40,708 --> 01:26:42,875
‫ولی مرده بهش میگه
‫حاضر نیست جایی بره

1093
01:26:43,375 --> 01:26:47,625
‫بعد بالگرد از راه می‌رسه
‫و خلبان نردبون رو می‌اندازه پایین

1094
01:26:47,625 --> 01:26:50,000
‫ولی مرده بهش میگه
‫حاضر نیست جایی بره

1095
01:26:50,750 --> 01:26:53,333
‫بعد از اون، مرده توی سیل غرق میشه

1096
01:26:53,333 --> 01:26:57,125
‫و بعد میره بهشت
‫و خیلی از دست خدا کفریه

1097
01:26:57,875 --> 01:27:00,625
‫و بهش میگه "هر روز به درگاهت دعا کردم"

1098
01:27:00,625 --> 01:27:03,375
‫"فکر کردم دوستم داری
‫چرا نجاتم ندادی؟"

1099
01:27:04,000 --> 01:27:05,583
‫و خدا میگه

1100
01:27:05,583 --> 01:27:07,750
‫"برات یک خبر رادیویی"

1101
01:27:08,208 --> 01:27:10,375
‫"یک قایق پارویی و یک بالگرد فرستادم"

1102
01:27:10,375 --> 01:27:12,583
‫"دیگه چی می‌خواستی؟"

1103
01:27:14,458 --> 01:27:16,625
‫منظورت از این حرفا چیه، رز؟

1104
01:27:24,208 --> 01:27:26,375
‫گمونم دیگه حاضر نیستم صبر کنم

1105
01:27:58,750 --> 01:28:00,125
‫- بابا؟
‫- همم؟

1106
01:28:00,125 --> 01:28:02,458
‫میشه کنارم توی تخت بخوابی؟

1107
01:28:02,458 --> 01:28:04,625
‫مطمئن نیستم

1108
01:28:05,333 --> 01:28:08,375
‫تخت بزرگ نیست
‫و من مشکلی با خوابیدن روی زمین ندارم

1109
01:28:08,375 --> 01:28:10,708
‫- گاهی برای کمرم خوبه
‫- می‌ترسم

1110
01:28:16,958 --> 01:28:19,125
‫الان فقط خودمون دو تاییم، مگه نه؟

1111
01:28:21,708 --> 01:28:23,875
‫منظورت از این حرف چیه؟

1112
01:28:24,458 --> 01:28:26,375
‫منظورم اینه که

1113
01:28:26,375 --> 01:28:27,583
‫اگر اوضاع خراب بشه

1114
01:28:27,583 --> 01:28:30,250
‫به این کسایی که توی خونه‌مون هستن
‫اعتماد داری؟

1115
01:28:31,125 --> 01:28:33,458
‫همین الانشم می‌دونیم
‫که زنه اعصاب نداره

1116
01:28:33,458 --> 01:28:36,250
‫اون پسره داشت کنار استخر
‫یواشکی ازم عکس می‌گرفت

1117
01:28:36,250 --> 01:28:39,250
‫اون دختر کوچولو مدام مثل "دانی دارکو"
‫به جنگل خیره میشه

1118
01:28:39,250 --> 01:28:42,166
‫و کمابیش مطمئنم که شوهره
‫می‌خواد بزنتم

1119
01:28:43,625 --> 01:28:45,750
‫از کجا اینو می‌دونی؟

1120
01:28:45,750 --> 01:28:47,833
‫قرار نیست واقعاً کاری بکنه
‫از "اونجور" آدما نیست

1121
01:28:47,833 --> 01:28:50,875
‫ولی می‌خواست؟ معلومه که می‌خواست

1122
01:28:51,375 --> 01:28:53,708
‫درهرصورت، بهشون اعتماد ندارم

1123
01:29:05,333 --> 01:29:07,666
‫اجازه نمیدم اتفاقی برات بیفته دخترم

1124
01:29:07,666 --> 01:29:09,333
‫اگر منظورت اینه

1125
01:29:10,750 --> 01:29:13,041
‫منظورم اینه که یادت باشه

1126
01:29:13,041 --> 01:29:15,000
‫اگر دنیا از هم پاشید

1127
01:29:15,000 --> 01:29:17,833
‫نباید به راحتی به هرکسی اعتماد کرد

1128
01:29:17,833 --> 01:29:20,000
‫به‌خصوص به سفیدپوست‌ها

1129
01:29:20,250 --> 01:29:23,250
‫حتی اگر مامان هم بود
‫توی این مورد حرفمو تایید می‌کرد

1130
01:29:25,833 --> 01:29:28,000
‫فهمیدم

1131
01:29:29,458 --> 01:29:31,375
‫می‌فهمی؟

1132
01:29:31,375 --> 01:29:33,208
‫چون این دومین شبه

1133
01:29:33,208 --> 01:29:35,916
‫که توی زیرزمین خونه‌ی خودمون می‌خوابیم

1134
01:29:36,625 --> 01:29:40,583
‫دقیقاً هدف چی بود
‫که اجازه دادی برگردن توی خونه؟

1135
01:29:41,875 --> 01:29:44,041
‫کار درست همین بود

1136
01:29:45,333 --> 01:29:46,916
‫و دقیقاً به‌خاطر همینه

1137
01:29:46,916 --> 01:29:48,875
‫که در آخر دهنمون سرویس میشه

1138
01:30:25,500 --> 01:30:27,708
‫بخور

1139
01:30:37,250 --> 01:30:38,375
‫رزی کجاست؟

1140
01:30:38,375 --> 01:30:40,708
‫نمی‌دونم. قبل از ما بیدار شد

1141
01:30:43,125 --> 01:30:45,500
‫میرم یک نگاهی به اطراف بندازم
‫بهتره بلند شی

1142
01:30:53,333 --> 01:30:55,500
‫حالت چطوره، عزیزم؟

1143
01:30:56,000 --> 01:30:57,750
‫پا شو

1144
01:30:57,750 --> 01:30:59,458
‫می‌دونم خوابت میاد
‫ولی باید بلند بشی

1145
01:30:59,458 --> 01:31:02,125
‫تا بتونم یک نگاهی بهت بندازم
‫و دمای بدنت رو بگیرم

1146
01:31:02,125 --> 01:31:04,333
‫دیشب بدنت خیلی گرم بود

1147
01:31:05,458 --> 01:31:07,625
‫خب، الان که چندان گرم نیستی

1148
01:31:07,875 --> 01:31:09,625
‫هورا

1149
01:31:09,625 --> 01:31:11,750
‫گلوت درد می‌کنه؟

1150
01:31:11,750 --> 01:31:13,916
‫- نه
‫- خوبه

1151
01:31:22,125 --> 01:31:24,833
‫این چیه؟ خون، این خونه؟

1152
01:31:29,625 --> 01:31:31,875
‫چیکار داری...؟

1153
01:31:31,875 --> 01:31:33,375
‫چیکار داری...؟

1154
01:31:33,375 --> 01:31:35,583
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

1155
01:31:38,708 --> 01:31:40,875
‫یعنی چی؟ این‌ها دندونات هستن؟

1156
01:31:45,708 --> 01:31:47,875
‫آرچی

1157
01:31:49,333 --> 01:31:51,500
‫بس کن. کلی!

1158
01:31:58,125 --> 01:31:59,625
‫دندون‌هام

1159
01:31:59,625 --> 01:32:00,500
‫کلی!

1160
01:32:00,500 --> 01:32:01,833
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

1161
01:32:01,833 --> 01:32:02,750
‫کلی!

1162
01:32:02,750 --> 01:32:04,375
‫همه‌چیز مرتبه؟

1163
01:32:04,375 --> 01:32:07,125
‫- یک اتفاقی داره برای آرچی میفته
‫- چی شده؟ این دیگه چه کوفتیه؟

1164
01:32:07,125 --> 01:32:10,458
‫- منم دقیقاً همینو گفتم
‫- دندون‌هام... حس عجیبی داشتن

1165
01:32:10,458 --> 01:32:12,375
‫و بهشون دست زدم
‫و یهویی دراومدن

1166
01:32:12,375 --> 01:32:14,500
‫دیشب بدنش یخورده داغ بود
‫ولی این... نمی‌دونم چیه

1167
01:32:14,500 --> 01:32:17,333
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب
‫خب، حالت... حالت خوبه

1168
01:32:17,333 --> 01:32:19,500
‫من که احساس خوب بودن نمی‌کنم

1169
01:32:22,333 --> 01:32:26,333
‫« بخش پنجم: آخری »

1170
01:32:26,333 --> 01:32:28,500
‫حالت چطوره؟

1171
01:32:30,250 --> 01:32:32,458
‫منظورم به‌جز افتادن دندون‌هاته

1172
01:32:32,458 --> 01:32:34,583
‫این دیگه چجور سوالیه؟
‫مشخصه که مریضه

1173
01:32:34,583 --> 01:32:38,125
‫مریض نیستم، مامان
‫دندون‌هام افتادن

1174
01:32:39,875 --> 01:32:41,500
‫شاید به‌خاطر حشره‌ای بود
‫که گازم گرفت. نمی‌دونم

1175
01:32:41,500 --> 01:32:43,375
‫کدوم حشره؟

1176
01:32:43,375 --> 01:32:45,708
‫دیروز توی جنگل
‫یک حشره گازم گرفت

1177
01:32:45,708 --> 01:32:47,000
‫پس حتماً به‌خاطر اون بوده

1178
01:32:47,000 --> 01:32:51,208
‫احتمالاً کنه بوده، و بیماری لایم گرفتی
‫قبلاً علائم عجیب‌تر از اینم دیدم

1179
01:32:51,208 --> 01:32:52,625
‫عجیب‌تر از این؟

1180
01:32:52,625 --> 01:32:54,000
‫باید بره اورژانس

1181
01:32:54,000 --> 01:32:55,250
‫باید بریم بیمارستان

1182
01:32:55,250 --> 01:32:58,375
‫نمی‌تونیم. بزرگراه تنها راه خروج از شهره

1183
01:32:58,375 --> 01:33:01,250
‫به‌علاوه، اگر خیابون‌ها بسته باشه
‫هیچکس اونجا نیست که کمکمون کنه

1184
01:33:01,250 --> 01:33:04,458
‫خب، باید یک‌کاری بکنیم
‫آرچی باید بره دیدن دکتر

1185
01:33:05,000 --> 01:33:07,250
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی داره میفته

1186
01:33:07,250 --> 01:33:09,416
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی داره میفته

1187
01:33:12,750 --> 01:33:15,833
‫میریم خونه‌ی پیمانکارم
‫چندان از اینجا دور نیست

1188
01:33:15,833 --> 01:33:18,750
‫گفتی دیدی داره آذوقه می‌خره؟

1189
01:33:18,750 --> 01:33:20,625
‫تا جایی که دنی رو می‌شناسم
‫برای هرچیزی آماده‌ست

1190
01:33:20,625 --> 01:33:21,958
‫شاید چیز به‌درد بخوری داشته باشه

1191
01:33:21,958 --> 01:33:24,250
‫آنتی‌بیوتیک، دارو

1192
01:33:24,250 --> 01:33:26,458
‫دنی می‌دونه باید چیکار کنیم

1193
01:33:26,833 --> 01:33:28,375
‫هی

1194
01:33:28,375 --> 01:33:31,250
‫بهت قول میدم
‫به پسرت کمک می‌کنم

1195
01:33:33,000 --> 01:33:35,208
‫رز کجاست؟

1196
01:33:36,083 --> 01:33:38,250
‫نتونستم پیداش کنم

1197
01:33:38,458 --> 01:33:39,958
‫چی؟ یعنی چی؟

1198
01:33:39,958 --> 01:33:42,083
‫همه‌جای خونه رو گشتم
‫اینجا نیست

1199
01:33:42,083 --> 01:33:44,250
‫- توی حیاط پشتی هم نیست
‫- من طبقه‌ی پایین رو می‌گردم

1200
01:33:44,250 --> 01:33:45,875
‫احتمالاً داره توی خونه می‌گرده

1201
01:33:45,875 --> 01:33:47,875
‫شاید داره بیرون بازی می‌کنه
‫میرم دنبالش می‌گردم

1202
01:33:47,875 --> 01:33:49,500
‫اونجا رو گشتم
‫ولی می‌تونی دوباره بری بگردی

1203
01:33:49,500 --> 01:33:50,750
‫متوجه نمیشم. کجاست؟

1204
01:33:50,750 --> 01:33:52,750
‫- باید یک‌جایی همین اطراف باشه دیگه
‫- نه، نیست!

1205
01:33:52,750 --> 01:33:56,000
‫دارم بهت میگم، همه جا رو گشتم
‫و اینجا نیست

1206
01:33:56,000 --> 01:33:59,375
‫- خب، شاید توی گاراژ باشه
‫- گاراژ رو گشتم

1207
01:33:59,375 --> 01:34:01,583
‫خیلی‌خب. پس کدوم گوری رو نگشتی، کلی؟

1208
01:34:02,875 --> 01:34:04,375
‫طبقه‌ی پایین نیست

1209
01:34:04,375 --> 01:34:06,375
‫این دیگه چه وضعشه
‫این دختر کجا رفته؟

1210
01:34:06,375 --> 01:34:07,458
‫بیرون نبود

1211
01:34:07,458 --> 01:34:09,875
‫ولی فکر کنم یکی از
‫دوچرخه‌های گاراژ رو برداشته باشه

1212
01:34:09,875 --> 01:34:11,708
‫یکی از دوچرخه‌ها رو برداشته؟
‫کجا ممکنه رفته باشه؟

1213
01:34:11,708 --> 01:34:13,875
‫تو می‌دونی خواهرت کجا ممکنه باشه، رفیق؟

1214
01:34:14,125 --> 01:34:15,208
‫نمی‌دونم

1215
01:34:15,208 --> 01:34:18,000
‫دیروز رفته بودیم دم آلونک، پس...

1216
01:34:18,000 --> 01:34:19,333
‫آلونک؟ کدوم آلونک؟

1217
01:34:19,333 --> 01:34:20,750
‫همون... همون آلونک دیگه

1218
01:34:20,750 --> 01:34:23,833
‫چند... چند تا گوزن دیده بود
‫و می‌خواست بره دنبالشون بگرده

1219
01:34:23,833 --> 01:34:26,583
‫- پس شاید رفته اونجا. نمی‌دونم
‫- خیلی‌‌خب، من میرم اونجا

1220
01:34:29,375 --> 01:34:31,875
‫آرچی، آرچی، حالت خوبه؟

1221
01:34:31,875 --> 01:34:34,458
‫حالت خوبه...؟

1222
01:34:34,458 --> 01:34:36,333
‫- همین الان کمک لازم داره
‫- آره، خیلی‌خب

1223
01:34:36,333 --> 01:34:38,375
‫- خیلی‌خب، گرفتمت
‫- منم همراهتون میام

1224
01:34:38,375 --> 01:34:39,750
‫نه، امن نیست

1225
01:34:39,750 --> 01:34:41,833
‫همین‌جا پیش آماندا بمون
‫رز رو پیدا کنین

1226
01:34:41,833 --> 01:34:44,083
‫نه. چی؟
‫نمی‌تونی تنهایی اینجا ولم کنی

1227
01:34:44,083 --> 01:34:45,875
‫- چیزی نمیشه
‫- بابا، ما که در موردش حرف زدیم

1228
01:34:45,875 --> 01:34:47,583
‫نمی‌تونی منو تنهایی اینجا ول کنی

1229
01:34:47,583 --> 01:34:50,750
‫- مگه نمی‌بینی پسره مریضه؟
‫- بابا، اگر بری دیگه برنمی‌گردی

1230
01:34:50,750 --> 01:34:52,750
‫نمی‌بینی که یک اتفاقی داره میفته؟

1231
01:34:52,750 --> 01:34:54,125
‫همین الان داره اتفاق میفته

1232
01:34:54,125 --> 01:34:57,083
‫هرچیزی که هست، داره برای آرچی اتفاق میفته
‫داره برای همه‌مون اتفاق میفته

1233
01:34:57,083 --> 01:34:59,708
‫نمی‌تونی بری، شاید بیرون از اینجا
‫ دنیا داره به پایان می‌رسه

1234
01:34:59,708 --> 01:35:01,875
‫برای همین می‌خوام همین‌جا بمونی

1235
01:35:02,125 --> 01:35:04,500
‫گوشیت رو دربیار

1236
01:35:04,500 --> 01:35:06,125
‫بجنب، درش بیار

1237
01:35:06,125 --> 01:35:08,375
‫زمان‌سنج رو باز کن
‫بذار روی یک ساعت

1238
01:35:08,375 --> 01:35:10,500
‫تا اون‌موقع برمی‌گردم

1239
01:35:10,500 --> 01:35:12,125
‫جواب نمیده

1240
01:35:12,125 --> 01:35:13,250
‫عاقبت خوشی نداره

1241
01:35:13,250 --> 01:35:15,000
‫جواب میده، چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

1242
01:35:15,000 --> 01:35:17,625
‫ببین، قبل از اینکه زنگ بزنه
‫ برمی‌گردم پیشت

1243
01:35:27,250 --> 01:35:30,375
‫یک ساعت
‫فقط همینقدر زمان داری. قول دادیا

1244
01:35:38,166 --> 01:35:40,666
‫رز؟ رز!

1245
01:35:40,666 --> 01:35:44,791
‫رزی! رز!

1246
01:36:02,291 --> 01:36:04,458
‫این یه کابوسه

1247
01:36:04,791 --> 01:36:07,000
‫لامصب کابوسه

1248
01:36:08,375 --> 01:36:11,500
‫رز کجا ممکنه رفته باشه؟
‫اصلاً چرا باید بره؟

1249
01:36:12,041 --> 01:36:14,625
‫گفت دیگه حاضر نیست صبر کنه
‫منظورش چی بود؟

1250
01:36:16,875 --> 01:36:20,541
‫نظرت چیه برگردیم خونه
‫و منتظر برگشتن بابام بمونیم؟

1251
01:36:21,166 --> 01:36:22,916
‫و بعدش چی؟

1252
01:36:22,916 --> 01:36:24,416
‫اون رز رو پیدا می‌کنه؟

1253
01:36:24,416 --> 01:36:26,625
‫نمی‌دونم، ولی بهمون کمک می‌کنه

1254
01:36:27,125 --> 01:36:29,541
‫من فقط می‌خوام بدونم
‫چه اتفاقی داره میفته

1255
01:36:29,541 --> 01:36:31,375
‫می‌خوام بدونم نقشه‌ی کوفتی چیه

1256
01:36:31,375 --> 01:36:33,458
‫می‌دونم بدونم که
‫می‌تونیم بچه‌م رو پیدا کنیم

1257
01:36:33,458 --> 01:36:35,541
‫و بعد سوار ماشین گرون‌قیمت کوفتی‌تون بشیم

1258
01:36:35,541 --> 01:36:38,541
‫و بریم یک بیمارستان واقعی
‫یک دکتری پیدا کنیم که بهم بگه

1259
01:36:38,541 --> 01:36:41,416
‫حال بچه‌م خوبه
‫که هیچ اتفاقی برامون نمیفته

1260
01:36:41,416 --> 01:36:43,541
‫و بعد همه‌مون می‌تونیم برگردیم خونه‌مون

1261
01:36:43,541 --> 01:36:44,916
‫اگر امکان‌پذیر نباشه چی؟

1262
01:36:44,916 --> 01:36:49,541
‫می‌خوام از این خراب شده و تو
‫و هر اتفاقی که داره میفته فرار کنم

1263
01:36:49,541 --> 01:36:50,916
‫داره برای همه‌مون اتفاق میفته

1264
01:36:50,916 --> 01:36:53,000
‫می‌دونم داره برای همه‌مون اتفاق میفته!

1265
01:36:53,000 --> 01:36:55,166
‫اینقدر سرم داد نزن!

1266
01:37:04,416 --> 01:37:06,583
‫برات مهم نیست

1267
01:37:08,166 --> 01:37:10,333
‫هیچ اهمیتی نمیدی که من اینجام

1268
01:37:11,000 --> 01:37:15,000
‫و مامانم احتمالاً کف اقیانوسه

1269
01:37:19,166 --> 01:37:21,916
‫کس دیگه‌ای رو توی زندگیم ندارم

1270
01:37:23,125 --> 01:37:25,625
‫جز اون‌ها هیچکس رو ندارم

1271
01:37:25,625 --> 01:37:27,625
‫درک می‌کنی یعنی چی؟

1272
01:37:29,541 --> 01:37:32,791
‫و الان بیشتر از همیشه
‫به مادرم نیاز دارم

1273
01:37:34,791 --> 01:37:37,041
‫و احتمالاً دیگه هرگز نمی‌بینمش

1274
01:37:47,250 --> 01:37:49,416
‫اهمیت میدم، واقعاً میگم

1275
01:37:51,875 --> 01:37:55,000
‫نمی‌دونم چه کمکی ازم برمیاد
‫ولی اهمیت میدم

1276
01:37:58,250 --> 01:38:00,416
‫چرا رفتارت اینطوریه؟

1277
01:38:03,166 --> 01:38:06,541
‫از همیشه‌ی خدا عصبانی بودن
‫چی نصیبت میشه؟

1278
01:38:18,166 --> 01:38:22,791
‫هر روز، تمام روز، شغلم...
‫شغلم فقط اینه که...

1279
01:38:23,791 --> 01:38:27,750
‫اونقدر مردم رو بشناسم
‫که بدونم چطوری بهشون دروغ بگم

1280
01:38:27,750 --> 01:38:30,500
‫که بتونم چیزهایی بهشون بفروشم
‫که واقعاً نمی‌خوان

1281
01:38:31,375 --> 01:38:33,541
‫و وقتی اینطوری مردم رو تجزیه و تحلیل کنی

1282
01:38:34,250 --> 01:38:37,166
‫وقتی واقعاً ببینی چطوری
‫با همدیگه رفتار می‌کنن، خب...

1283
01:38:38,625 --> 01:38:40,666
‫احمق که نیستی

1284
01:38:40,666 --> 01:38:44,750
‫خودت می‌بینی چیکار می‌کنن
‫و بدون هیچ تردیدی این‌کارها رو می‌کنن

1285
01:38:44,750 --> 01:38:49,250
‫تف توش. منم همین‌کارو با تو و پدرت کردم
‫و چندان هم دلیلش رو نمی‌دونم

1286
01:38:50,041 --> 01:38:52,416
‫با همدیگه بدرفتاری می‌کنیم

1287
01:38:52,416 --> 01:38:55,166
‫تمام مدت، بدون اینکه متوجه بشیم

1288
01:38:55,166 --> 01:38:59,916
‫به تمام موجودات زنده‌ی کره‌ی زمین
‫ ظلم می‌کنیم و فکر می‌کنیم چیزی نمیشه

1289
01:38:59,916 --> 01:39:01,708
‫چون از نی کاغذی استفاده می‌کنیم

1290
01:39:01,708 --> 01:39:05,000
‫و مرغ‌های مرغداری‌های
‫فضای آزاد رو سفارش میدیم

1291
01:39:05,375 --> 01:39:06,750
‫و نکته‌ی تهوع‌آورش اینه که

1292
01:39:06,750 --> 01:39:08,083
‫به‌نظرم ته دلمون می‌دونیم

1293
01:39:08,083 --> 01:39:10,041
‫که با این‌ کارها کسی رو گول نمی‌زنیم

1294
01:39:10,041 --> 01:39:12,125
‫فکر کنم می‌دونیم که زندگیمون سراپا دروغه

1295
01:39:12,125 --> 01:39:14,666
‫یک توهم جمعی توافقی

1296
01:39:14,666 --> 01:39:19,000
‫که بهمون کمک کنه مدام نادیده بگیریم
‫که چقدر وحشتناک هستیم

1297
01:39:26,166 --> 01:39:30,000
‫با بیشتر کارها و حرف‌هات موافق نیستم، ولی...

1298
01:39:32,000 --> 01:39:35,125
‫توی این مورد با همدیگه هم‌خوانی داریم

1299
01:39:36,791 --> 01:39:39,250
‫با تمام حرف‌هات موافقم

1300
01:39:41,166 --> 01:39:45,750
‫ولی مردم هرچقدر هم افتضاح باشن...

1301
01:39:48,125 --> 01:39:51,916
‫هیچ چیز این نکته رو عوض نمی‌کنه
‫که ما فقط همدیگه رو داریم

1302
01:39:55,875 --> 01:39:58,041
‫دلم نمی‌خواد اینجوری باشم

1303
01:40:05,291 --> 01:40:08,083
‫متنفرم که اینقدر رفتارم وحشتناکه

1304
01:40:09,416 --> 01:40:12,166
‫و می‌دونم که میگم از مردم متنفرم، ولی...

1305
01:40:12,166 --> 01:40:15,500
‫حاضرم هرکاری بکنم که مردم به زندگیم برگردن

1306
01:41:11,625 --> 01:41:13,458
‫میگما، بابا

1307
01:41:13,458 --> 01:41:15,625
‫به‌نظرت تیلور حالش خوبه؟

1308
01:41:16,250 --> 01:41:18,458
‫کی؟

1309
01:41:23,333 --> 01:41:25,500
‫آرچی، تو همین‌جا بمون

1310
01:41:26,083 --> 01:41:28,250
‫بیا بریم

1311
01:41:44,750 --> 01:41:46,333
‫جرج

1312
01:41:46,333 --> 01:41:49,750
‫دنی. شرمنده که اینجوری
‫دم خونه‌ت مزاحمت شدیم

1313
01:41:49,750 --> 01:41:52,125
‫از تو و همراهت می‌خوام
‫از روی ایوون برید پایین

1314
01:41:52,125 --> 01:41:54,333
‫و کنار ماشین‌تون وایسین

1315
01:41:54,875 --> 01:41:56,000
‫چی؟

1316
01:41:56,000 --> 01:41:58,375
‫از ایوون برید پایین
‫و کنار ماشین‌تون وایسین

1317
01:42:20,333 --> 01:42:22,500
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

1318
01:42:26,875 --> 01:42:29,083
‫فقط اومدیم بهت سر بزنیم

1319
01:42:29,625 --> 01:42:31,791
‫ببینیم اینجایی یا نه، حالت خوبه یا نه

1320
01:42:33,125 --> 01:42:35,750
‫که شنیدی قضیه چیه یا نه

1321
01:42:35,750 --> 01:42:37,250
‫آره، من "کلی" هستم

1322
01:42:37,250 --> 01:42:40,833
‫خانواده‌م خونه‌ی "ج.ه"...
‫خونه‌ی جرج رو کرایه کردن، می‌دونی

1323
01:42:40,833 --> 01:42:42,375
‫از نیویورک اومدیم

1324
01:42:42,375 --> 01:42:44,625
‫خب، خانواده‌ت شانس آوردن

1325
01:42:44,625 --> 01:42:47,125
‫تصور کن اوضاع شهر
‫الان چقدر خرابه

1326
01:42:48,125 --> 01:42:51,125
‫حقیقتشو بخوای، تعجب می‌کنم
‫ که اصلاً از خونه دراومدین

1327
01:42:52,000 --> 01:42:54,500
‫واسه این اومدیم اینجا
‫چون پسرم نیاز به کمک داره

1328
01:42:56,333 --> 01:42:57,708
‫داره بالا میاره. داره...

1329
01:42:57,708 --> 01:43:00,750
‫دندون‌هاش رو از دست داده
‫یهویی افتادن. توضیحی براش نداریم

1330
01:43:00,750 --> 01:43:02,958
‫اوه. دندون‌هاش، ها؟

1331
01:43:04,000 --> 01:43:06,625
‫خب، حتماً یک ارتباطی با اون صدا داره

1332
01:43:09,708 --> 01:43:11,500
‫چیزی در مورد اون صدا می‌دونی؟

1333
01:43:11,500 --> 01:43:16,375
‫خب، چندان تفاوتی با اتفاقی
‫که یک مدت پیش توی کوبا افتاد نداره

1334
01:43:16,375 --> 01:43:19,333
‫بهش میگن تسلیحات ریزموج
‫یک‌جور پرتو تولید می‌کنه

1335
01:43:19,333 --> 01:43:22,375
‫که میشه به وسیله‌ی صدا پرتابش کرد

1336
01:43:22,375 --> 01:43:25,458
‫اون جا هم بعضی‌ها دندون‌هاشون افتاد

1337
01:43:25,458 --> 01:43:27,750
‫به‌جز این، تنها چیزی که ازش مطمئنم

1338
01:43:27,750 --> 01:43:30,208
‫اینه که اطلاعات چندانی پخش نمیشه، پس...

1339
01:43:32,000 --> 01:43:34,166
‫فرض می‌کنم جنگ شده

1340
01:43:35,125 --> 01:43:36,833
‫حداقل شروع یک جنگه

1341
01:43:36,833 --> 01:43:38,625
‫میگن یک شایعاتی شده بوده

1342
01:43:38,625 --> 01:43:40,875
‫حتماً منظورشون همین قضیه بوده

1343
01:43:40,875 --> 01:43:43,250
‫شایعه؟ منظورت از شایعه چیه؟

1344
01:43:44,833 --> 01:43:47,500
‫باید فراتر از صفحه اول روزنامه‌ها رو بخونی

1345
01:43:48,250 --> 01:43:51,750
‫روس‌ها افرادشون رو از واشینگتن فرا خوندن

1346
01:43:51,750 --> 01:43:53,458
‫اصلاً متوجه شدین؟

1347
01:43:53,458 --> 01:43:56,625
‫یک قضیه‌ای در جریانه
‫خب، اینکه دقیقاً چیه، نمی‌دونم

1348
01:43:56,625 --> 01:43:58,708
‫شاید جز این چیز دیگه‌ای نفهمیم

1349
01:43:58,708 --> 01:44:02,625
‫شاید فقط کافیه خونه بمونیم و مراقب باشیم

1350
01:44:04,125 --> 01:44:06,291
‫دعا کنیم. هرچیزی که براتون جوابه

1351
01:44:09,333 --> 01:44:11,500
‫خب، دنی

1352
01:44:11,875 --> 01:44:14,083
‫همونطور که کلی گفت
‫حال پسرش خوب نیست

1353
01:44:15,000 --> 01:44:17,375
‫چیزی بیشتر از دعا لازم داریم

1354
01:44:17,375 --> 01:44:19,750
‫و چون می‌دونیم
‫ چقدر برای همچین شرایطی آماده‌ای

1355
01:44:19,750 --> 01:44:22,208
‫فکر می‌کنیم شاید دارویی داشته باشی
‫که بهش کمک کنه

1356
01:44:22,208 --> 01:44:24,458
‫به شما مربوط نیست من چی دارم

1357
01:44:28,125 --> 01:44:29,625
‫دنی

1358
01:44:29,625 --> 01:44:31,791
‫بیخیال بابا، منم
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم

1359
01:44:32,958 --> 01:44:34,000
‫با هم دوستیم

1360
01:44:34,000 --> 01:44:38,208
‫اون مال قدیما بود، جرج
‫حالیت نیست چه خبره

1361
01:44:38,208 --> 01:44:40,083
‫دنی، منظورت چیه؟

1362
01:44:40,083 --> 01:44:42,458
‫داری به این مرد میگی
‫مراقب بچه‌ش نباشه؟

1363
01:44:42,458 --> 01:44:44,000
‫الان هیچی با عقل جور درنمیاد

1364
01:44:44,000 --> 01:44:47,208
‫وقتی دنیا با عقل جور درنمیاد، من هنوزم
‫می‌تونم کاری که منطقیه رو انجام بدم

1365
01:44:47,208 --> 01:44:49,375
‫که محافظت از خانواده‌ی خودمه

1366
01:44:49,708 --> 01:44:52,625
‫اینکه شما چیکار می‌کنین، به خودتون مربوطه

1367
01:44:52,625 --> 01:44:55,833
‫فکر می‌کردم با آوردنشون به اینجا
‫ دارم کار درست رو انجام میدم

1368
01:44:55,833 --> 01:44:58,083
‫پس اگر دارویی داری
‫که بتونه بهش کمک کنه...

1369
01:44:58,083 --> 01:44:59,625
‫می‌تونیم پولشو بدیم

1370
01:44:59,625 --> 01:45:02,125
‫مثلاً...

1371
01:45:02,125 --> 01:45:04,458
‫مثلاً هزار دلار خوبه؟

1372
01:45:04,458 --> 01:45:07,000
‫اگر دولت سقوط کنه
‫ممکنه پول ارزش چندانی نداشته باشه

1373
01:45:07,000 --> 01:45:10,500
‫خب، کل سیستم قطعه
‫کارت‌های بانکیم جواب نمیدن

1374
01:45:10,500 --> 01:45:13,250
‫"ونمو" و "اپل‌پی" هم جواب نمیدن

1375
01:45:13,250 --> 01:45:16,500
‫ممکنه پول نقد تنها چیزی باشه
‫که به یک دردی بخوره

1376
01:45:18,625 --> 01:45:22,000
‫پسرم خیلی مریضه. به کمکت احتیاج داره
‫فقط 16 سالشه

1377
01:45:30,375 --> 01:45:32,583
‫چیزی نیست

1378
01:45:49,708 --> 01:45:51,875
‫رزی

1379
01:45:54,208 --> 01:45:56,500
‫توی موقعیت سختی قرار داری

1380
01:45:56,500 --> 01:45:58,208
‫درکت می‌کنم

1381
01:45:58,208 --> 01:46:00,750
‫منم حاضرم هرکاری لازمه
‫برای خانواده‌م انجام بدم

1382
01:46:00,750 --> 01:46:02,250
‫الانم دارم همین‌کارو می‌کنم

1383
01:46:02,250 --> 01:46:05,125
‫درها رو قفل می‌کنم
‫منتظرم. حواسم جمعه

1384
01:46:05,125 --> 01:46:07,125
‫اسلحه‌م رو گرفتم دستم

1385
01:46:07,125 --> 01:46:10,000
‫به‌جز این، جواب دیگه‌ای براتون ندارم

1386
01:46:13,625 --> 01:46:15,833
‫روث، رد دوچرخه‌ست...

1387
01:46:22,000 --> 01:46:25,000
‫حالا دیگه برمی‌گردم توی خونه‌م

1388
01:46:25,000 --> 01:46:28,000
‫باهاتون خداحافظی و آرزوی موفقیت می‌کنم

1389
01:46:28,000 --> 01:46:30,125
‫اگر بازم اومدین بیرون
‫می‌تونین یک‌سری بهم بزنین

1390
01:46:30,125 --> 01:46:32,875
‫ولی چیزی بیشتر از مکالمه
‫از من نصیبتون نمیشه

1391
01:46:33,875 --> 01:46:36,750
‫توصیه می‌کنم یک‌سری
‫به همسایه‌هات بزنی، خانواده‌ی "ثورن"

1392
01:46:36,750 --> 01:46:38,000
‫چند مدت پیش

1393
01:46:38,000 --> 01:46:41,000
‫یواشکی زیرزمین‌شون رو نوسازی کردن
‫بدون مجوزی چیزی

1394
01:46:41,000 --> 01:46:43,625
‫یکی از رفقام انجامش داد
‫نقشه‌هاش رو حتی به منم نشون نمی‌داد

1395
01:46:43,625 --> 01:46:45,083
‫نظر منو بخوای؟

1396
01:46:45,083 --> 01:46:48,250
‫به‌ زبون پولدارهای عوضی
‫یعنی پناهگاه آخرالزمانی ساختن

1397
01:46:48,250 --> 01:46:51,750
‫بیخیال، دنی
‫نمی‌تونی همینطوری ما رو به امون خدا ول کنی

1398
01:46:52,875 --> 01:46:57,375
‫هنوز متوجه نشدی چه خبره، جرج؟

1399
01:46:58,000 --> 01:46:59,750
‫ما همه‌مون به امون خدا رها شدیم

1400
01:47:29,625 --> 01:47:31,791
‫با کمال احترام

1401
01:47:32,125 --> 01:47:34,750
‫از همه‌تون می‌خوام از ملک من برید بیرون

1402
01:47:36,000 --> 01:47:38,208
‫همین الان

1403
01:47:51,125 --> 01:47:54,208
‫تا چیزی که لازم داریم رو
‫ بهمون ندادی جایی نمیریم

1404
01:48:10,250 --> 01:48:12,500
‫چتون شده شماها؟

1405
01:48:17,125 --> 01:48:19,333
‫به مادر این پسر قول دادم که بهش کمک می‌کنم

1406
01:48:19,333 --> 01:48:21,500
‫تنها چیزی که گیرش میاد
‫یک مرگ سریعه

1407
01:48:21,500 --> 01:48:24,125
‫- مگر اینکه اسلحه‌ت رو بیاری پایین
‫- "ج.ه"، اسلحه‌ت رو بیار پایین

1408
01:48:24,125 --> 01:48:25,791
‫راه دیگه‌ای برای رسیدن
‫به بیمارستان پیدا می‌کنیم

1409
01:48:25,791 --> 01:48:26,875
‫ راه دیگه‌ای نیست!

1410
01:48:26,875 --> 01:48:28,250
‫به‌علاوه، بهمون شلیک نمی‌‍‌کنه!

1411
01:48:28,250 --> 01:48:30,500
‫به‌نظر میاد قراره بهمون شلیک کنه

1412
01:48:30,500 --> 01:48:32,666
‫- بهت میگم داره بلوف می‌زنه
‫- عمراً اگه بلوف بزنم

1413
01:48:41,000 --> 01:48:42,708
‫صبر... صبر کنین!
‫صبر کنین!

1414
01:48:42,708 --> 01:48:44,125
‫- کلی، از سر راه برو کنار!
‫- بابا!

1415
01:48:44,125 --> 01:48:46,333
‫دارم سعی می‌کنم قانعش کنم!

1416
01:48:53,208 --> 01:48:55,000
‫تنها راهی که این قضیه تموم میشه

1417
01:48:55,000 --> 01:48:57,750
‫اینه که همین الان سوار ماشین بشید
‫و از اینجا برید

1418
01:48:57,750 --> 01:49:00,708
‫بریم کجا؟ تمام جاده‌ها مسدود شدن

1419
01:49:00,708 --> 01:49:03,250
‫وسط ناکجاآبادیم
‫هیچکس دیگه‌ای این اطراف نیست

1420
01:49:03,250 --> 01:49:06,500
‫به‌ والله نمی‌دونم الان باید چیکار کنم

1421
01:49:06,500 --> 01:49:10,500
‫بدون گوشیم و جی‌پی‌اس
‫عملاً هیچ‌کاری نمی‌تونم انجام بدم

1422
01:49:10,500 --> 01:49:13,125
‫مرد بی‌مصرفی هستم

1423
01:49:14,375 --> 01:49:16,541
‫ولی پسرم مریضه

1424
01:49:17,500 --> 01:49:20,250
‫و دخترم گم شده

1425
01:49:21,375 --> 01:49:23,583
‫و نمی‌دونم چیکار کنم

1426
01:49:24,500 --> 01:49:28,208
‫ولی تو برای همه‌چیز آماده‌ای

1427
01:49:28,208 --> 01:49:29,375
‫معلومه که هستم

1428
01:49:29,375 --> 01:49:31,083
‫درسته، برای همین اومدیم پیش تو

1429
01:49:31,083 --> 01:49:33,083
‫چون تو تنها کسی هستی
‫که می‌تونه به پسرم کمک کنه

1430
01:49:33,083 --> 01:49:36,083
‫- مشکل من نیست
‫- نه، حق با توئه. نیست

1431
01:49:36,083 --> 01:49:39,375
‫ولی همونطور که خودت گفتی، درسته؟

1432
01:49:39,375 --> 01:49:42,708
‫اگر خانواده‌ی خودت بود چیکار می‌کردی؟
‫منم دارم همین‌کارو می‌کنم

1433
01:49:42,708 --> 01:49:45,000
‫تنها کاریه که می‌تونم بکنم

1434
01:49:45,000 --> 01:49:47,000
‫التماست می‌کنم

1435
01:49:47,000 --> 01:49:49,000
‫تو رو خدا

1436
01:49:49,000 --> 01:49:51,208
‫تو رو خدا به پسرم کمک کن

1437
01:50:32,958 --> 01:50:35,208
‫گمونم قرار بود بالاخره یک سیستم تجارت

1438
01:50:35,208 --> 01:50:37,083
‫کالا به کالای سنتی راه بندازیم

1439
01:50:38,125 --> 01:50:40,958
‫بهت پول نقد دادم
‫پس نمیشه بهش گفت کالا به کالا

1440
01:50:40,958 --> 01:50:43,458
‫هی، یک خبر دیگه هم براتون دارم

1441
01:50:43,458 --> 01:50:45,625
‫مجانی بهتون میگم، اگر بخواین

1442
01:50:47,375 --> 01:50:49,583
‫کره‌ای‌ها پشت این قضایا هستن

1443
01:50:50,625 --> 01:50:52,791
‫کره‌ای‌ها؟

1444
01:50:55,375 --> 01:50:56,833
‫چی باعث شده همچین فکری کنی؟

1445
01:50:56,833 --> 01:50:59,250
‫بهم اعتماد کنین. کار کره‌ای‌هاست

1446
01:50:59,250 --> 01:51:01,458
‫یا چینی‌ها. یکی از این دوتاست

1447
01:51:04,750 --> 01:51:06,958
‫بهش نشون بده

1448
01:51:09,750 --> 01:51:12,125
‫دیروز داشتم دور می‌خوردم

1449
01:51:12,125 --> 01:51:15,250
‫یک پهباد گنده داشت این‌ها رو پخش می‌کرد

1450
01:51:15,250 --> 01:51:20,375
‫معنیش "مرگ بر آمریکا"ـست
‫برای همین فکر می‌کنیم کار ایرانی‌هاست

1451
01:51:21,458 --> 01:51:25,250
‫یادمه قبلاً توی رادیوی ملی
‫در مورد توانایی‌های سایبری‌شون شنیدم

1452
01:51:28,875 --> 01:51:31,083
‫چرا می‌خندی؟

1453
01:51:32,500 --> 01:51:34,875
‫قبل از قطع شدن تلفن‌ها

1454
01:51:34,875 --> 01:51:38,833
‫از یکی از دوستانم توی سن‌دیگو
‫در مورد اتفاقی مشابه همین شنیدم

1455
01:51:38,833 --> 01:51:40,750
‫پهبادهایی که آگهی پخش می‌کردن

1456
01:51:40,750 --> 01:51:42,625
‫ولی اون‌ها به زبون کره‌ای بودن

1457
01:51:42,625 --> 01:51:45,875
‫یا چینی ماندارین
‫همونطور که گفتم، تشخیص نمی‌داد کدومه

1458
01:51:45,875 --> 01:51:49,500
‫ولی از اونجایی که 4 بار
‫به عراق اعزام شده بوده

1459
01:51:49,500 --> 01:51:52,125
‫اگر این شکلی بود قطعاً می‌فهمید چه زبونیه

1460
01:51:58,000 --> 01:52:00,958
‫دشمن‌های زیادی توی دنیا
‫برای خودمون تراشیدیم

1461
01:52:00,958 --> 01:52:03,500
‫شاید معنیش اینه که
‫چندتاییشون با هم متحد شدن

1462
01:52:12,125 --> 01:52:14,291
‫دیشب توی استخرمون فلامینگو دیدم

1463
01:52:17,333 --> 01:52:19,500
‫حیوون‌ها، دارن سعی می‌کنن
‫بهمون هشدار بدن

1464
01:52:21,750 --> 01:52:23,958
‫از یک چیزی باخبرن

1465
01:52:24,458 --> 01:52:26,750
‫چیزی می‌دونن که ما نمی‌دونیم

1466
01:52:26,750 --> 01:52:29,833
‫مثل وقتایی که سگ‌ها
‫می‌فهمن طوفانی در راهه

1467
01:52:31,250 --> 01:52:33,458
‫جلوتر بازم رد دوچرخه‌ می‌بینم

1468
01:52:39,708 --> 01:52:43,000
‫بهتره برگردیم خونه
‫احتمالاً بابام برگشته

1469
01:52:43,000 --> 01:52:45,333
‫شاید بتونه کمکمون... کنه

1470
01:52:48,083 --> 01:52:50,250
‫بدون رزی هیچ‌جا نمیرم

1471
01:52:55,833 --> 01:52:58,875
‫اون خونه. حتماً رفته اونجا

1472
01:53:01,250 --> 01:53:03,583
‫خیلی‌خب، بیا برگردیم
‫و ببینیم رز رو پیدا کردن یا نه

1473
01:53:18,958 --> 01:53:21,750
‫"ج.ه"، چی شده؟

1474
01:53:24,500 --> 01:53:26,666
‫قبل از اینکه بریم...

1475
01:53:28,375 --> 01:53:30,625
‫نیاز دارم بدونم
‫باهام روراستی یا نه

1476
01:53:33,333 --> 01:53:36,750
‫این قضیه به هرجا هم رسید
‫نیاز دارم بدونم پشت همدیگه رو داریم یا نه

1477
01:53:36,750 --> 01:53:39,375
‫چون اگر اتفاقی که الان اینجا افتاد
‫داره همه‌جا میفته

1478
01:53:39,375 --> 01:53:41,625
‫باید بریم به اون پناهگاهی
‫که دنی بهمون گفت

1479
01:53:41,625 --> 01:53:43,875
‫و باید همین الانم بریم اونجا

1480
01:53:43,875 --> 01:53:46,083
‫منظورت چیه؟

1481
01:53:49,875 --> 01:53:52,083
‫یه چیزی می‌دونی

1482
01:53:56,375 --> 01:53:59,583
‫شک داشتم، ولی قبلش باید
‫اطلاعات بیشتری پیدا می‌کردم

1483
01:54:00,500 --> 01:54:02,708
‫تمام علائم وجود داشت، آره، ولی...

1484
01:54:03,750 --> 01:54:06,125
‫نمی‌خواستم کسی رو بترسونم

1485
01:54:06,125 --> 01:54:08,458
‫بهم می‌گفتین دیوونه‌م
‫چون واقعاً دیوانه‌واره

1486
01:54:08,458 --> 01:54:11,375
‫اگر تحت حمله‌ی تمام و کمال بودیم
‫منطقی‌تر بود

1487
01:54:11,375 --> 01:54:13,541
‫ولی این...

1488
01:54:14,958 --> 01:54:17,000
‫فکر نمی‌کردم واقعاً اجازه بدیم
‫همچین اتفاقی بیفته

1489
01:54:17,000 --> 01:54:18,458
‫فکر می‌کردم باهوش‌تر از این حرفاییم

1490
01:54:18,458 --> 01:54:20,625
‫چه اتفاقی؟

1491
01:54:23,875 --> 01:54:26,208
‫چون مشتری اصلیم توی صنعت دفاعی کار می‌کنه

1492
01:54:26,208 --> 01:54:30,375
‫وقت زیادی رو صرف مطالعه‌ی تحلیل
‫هزینه‌ها و فواید حملات نظامی کردم

1493
01:54:31,250 --> 01:54:34,833
‫یک برنامه‌ی خاص بود
‫که مشتریم بیشتر از همه ازش وحشت داشت

1494
01:54:35,583 --> 01:54:40,125
‫یک حرکت ساده‌ی سه مرحله‌ای که می‌تونه 
دولت یک کشور رو از درون متلاشی کنه

1495
01:54:42,708 --> 01:54:45,875
‫اولین مرحله، منزوی کردنه

1496
01:54:45,875 --> 01:54:48,500
‫روش‌های ارتباطی
‫و حمل و نقل‌شون رو از کار میندازی

1497
01:54:49,500 --> 01:54:52,958
‫کاری می‌کنی تا جای ممکن
‫ هدف کر، کور و فلج بشه

1498
01:54:52,958 --> 01:54:55,125
‫تا برای مرحله‌ی دوم آماده بشن

1499
01:54:55,625 --> 01:54:57,708
‫ایجاد هرج‌و‌مرج هماهنگ

1500
01:54:57,708 --> 01:55:01,708
‫با حملات مخفیانه و اطلاعات غلط
‫وحشت به جونشون میندازی

1501
01:55:01,708 --> 01:55:03,625
‫بیش از حد به توانایی‌های دفاعی‌شون فشار میاری

1502
01:55:03,625 --> 01:55:07,750
‫تا سیستم‌های تسلیحاتی‌شون
‫در مقابل تندروها و ارتش خودشون آسیب‌پذیر بشه

1503
01:55:07,750 --> 01:55:09,833
‫بدون یک دشمن یا انگیزه‌ی مشخص

1504
01:55:09,833 --> 01:55:11,875
‫مردم با همدیگه درگیر میشن

1505
01:55:15,000 --> 01:55:17,208
‫اگر به‌طور موفقیت‌آمیزی اجرا بشه

1506
01:55:17,208 --> 01:55:19,125
‫مرحله‌ی سوم خودش اتفاق میفته

1507
01:55:21,208 --> 01:55:23,375
‫مرحله‌ی سوم چیه؟

1508
01:55:27,375 --> 01:55:29,583
‫کودتا

1509
01:55:31,125 --> 01:55:33,291
‫جنگ داخلی

1510
01:55:36,125 --> 01:55:38,291
‫فروپاشی

1511
01:55:43,125 --> 01:55:45,750
‫این برنامه مقرون به صرفه‌ترین روش

1512
01:55:45,750 --> 01:55:48,375
‫برای بی‌ثبات کردن یک کشوره

1513
01:55:48,750 --> 01:55:51,750
‫چون اگر کشور مورد هدف
‫به‌قدر کافی ناکارآمد باشه

1514
01:55:51,750 --> 01:55:54,375
‫در عمل، خودش کار رو برات انجام میده

1515
01:56:00,750 --> 01:56:03,375
‫هرکس این قضیه رو شروع کرده
‫می‌خواد خودمون تمومش کنیم

1516
01:57:51,500 --> 01:57:54,583
‫« منزل ثورن »

1517
01:58:31,500 --> 01:58:33,666
‫رز!

1518
02:00:09,875 --> 02:00:11,958
‫« هشدار اضطراری »

1519
02:00:11,958 --> 02:00:14,958
‫« کاخ سفید و شهرهای بزرگ تحت حمله‌ی »

1520
02:00:14,958 --> 02:00:16,833
‫« نیروهای مسلح شورشی قرار گرفته‌اند »

1521
02:00:16,833 --> 02:00:19,375
‫« میزان بالایی از تشعشعات »

1522
02:00:19,375 --> 02:00:21,708
‫« در نزدیکی نقاط پرجمعیت شناسایی شده است »

1523
02:00:21,708 --> 02:00:23,833
‫« سریعاً به پناهگاه بروید »

1524
02:00:59,500 --> 02:01:00,750
‫« خوش آمدید »

1525
02:01:00,750 --> 02:01:01,833
‫« در حال خواندن »

1526
02:01:08,750 --> 02:01:09,958
‫« سریال دوستان »

1527
02:01:13,333 --> 02:01:17,958
‫« قسمت‌ها »

1528
02:01:17,958 --> 02:01:19,583
‫« آخری »

1529
02:01:21,333 --> 02:01:22,708
‫« پخش »
