﻿1
00:00:19,375 --> 00:00:23,583
‫[فیلمی که الان می‌بینید،
‫بر اساس وقایع حقیقی ساخته شده است]

2
00:00:28,791 --> 00:00:31,166
‫- شما سریع محکومم کنین. اشکالی نداره.
‫- [فلوریدا، ۲۰۱۱]

3
00:00:31,250 --> 00:00:32,458
‫ولی داستان خودمه...

4
00:00:32,500 --> 00:00:34,500
‫و واسه کارم دلیل خوبی داشتم.

5
00:00:35,125 --> 00:00:38,000
‫عه، عه، عه. ببینین.

6
00:00:38,041 --> 00:00:40,125
‫- من کارمون رو تقلیل نمی‌دم.
‫- [پیت برنر]

7
00:00:40,166 --> 00:00:40,916
‫وقتی هم می‌گم «کارمون»...

8
00:00:41,000 --> 00:00:43,541
‫- خب، نمی‌خوام از کسی نام ببرم،
‫- [مدیر عامل اجرایی سابق شرکت داروسازی زانا]

9
00:00:43,541 --> 00:00:45,250
‫فقط از لایزا دریک نام می‌برم.

10
00:00:45,291 --> 00:00:46,041
‫[استراحتگاه]

11
00:00:47,041 --> 00:00:48,250
‫دارین با خودش هم صحبت می‌کنین؟

12
00:00:48,291 --> 00:00:50,666
‫خیلی‌خب. باید یادتون بمونه...

13
00:00:50,708 --> 00:00:51,916
‫که ما عین...

14
00:00:52,000 --> 00:00:53,500
‫شرکت داروسازی پوردو نیستیم.

15
00:00:53,541 --> 00:00:54,916
‫ما کل آمریکا رو به کشتن ندادیم.

16
00:00:55,000 --> 00:00:56,750
‫جریان مال سال ۲۰۱۱ـه
‫و راستش رو بخواین،

17
00:00:56,791 --> 00:00:58,916
‫- تو بحران مواد افیونی نقشی نداشتیم.
‫- [بیمارستان فلوریدا]

18
00:00:59,041 --> 00:01:01,250
‫راستش، لونافن اصلا تو خیابون
‫به فروش نمی‌رسید؛

19
00:01:02,000 --> 00:01:03,875
‫ولی تا ملت اسم «فنتانیل» رو می‌شنون،

20
00:01:04,000 --> 00:01:06,250
‫کلا از خود بیخود می‌شن.

21
00:01:06,375 --> 00:01:07,875
‫«وای، فنتانیل می‌فروختی؟»

22
00:01:08,500 --> 00:01:10,166
‫جوری می‌پرسن انگار اِل چاپوئم.

23
00:01:10,208 --> 00:01:11,458
‫[جکی دریک]

24
00:01:11,500 --> 00:01:13,208
‫- می‌خواین بدونین کی فنتانیل مصرف می‌کرد؟
‫- [بازاریاب سابق شرکت داروسازی زانا]

25
00:01:13,250 --> 00:01:14,041
‫- مادر خودتون مصرف می‌کرد.
‫- [بازاریاب سابق شرکت داروسازی زانا]

26
00:01:14,083 --> 00:01:14,125
‫اصلا از خودم بشنوین،
‫وقتی لایزا...

27
00:01:14,125 --> 00:01:15,250
‫لایزا دریک؟

28
00:01:15,666 --> 00:01:17,708
‫[ناتان لایدل]

29
00:01:20,166 --> 00:01:22,000
‫- خب، خودش من رو ابداع کرد.
‫- [دکتر سابق]

30
00:01:22,041 --> 00:01:23,458
‫از طرفی، گاهی اوقات...

31
00:01:23,500 --> 00:01:25,125
‫دلم می‌خواست با سقوط هواپیما از دنیا برم،

32
00:01:25,250 --> 00:01:27,666
‫گاهی هم می‌گفتم کاش خودش...

33
00:01:27,750 --> 00:01:29,375
‫خیلی دردناک‌تر و آروم‌تر بمیره.

34
00:01:30,375 --> 00:01:32,250
‫ببینین، خصوصیت اصلی لایزا
‫از این قرار بود...

35
00:01:32,250 --> 00:01:33,666
‫که هیچ‌کس...

36
00:01:33,750 --> 00:01:35,000
‫واسش مهم نبود.

37
00:01:35,750 --> 00:01:37,666
‫- از همین نظر عین خانواده‌ام می‌موند.
‫- [اونیکس]

38
00:01:37,708 --> 00:01:38,666
‫[اونیکس]

39
00:01:39,041 --> 00:01:40,416
‫- چیکار داری رندی؟

40
00:01:40,500 --> 00:01:42,250
‫من اگه جات بودم،
‫با خودم دشمنی نمی‌کردم لایزا.

41
00:01:42,291 --> 00:01:43,000
‫چرا نمی‌کردی؟

42
00:01:43,125 --> 00:01:44,708
‫دارم سعی می‌کنم
‫مسئله رو...

43
00:01:44,708 --> 00:01:46,125
‫به خاطر دخترم دوستانه پیش ببرم.

44
00:01:46,166 --> 00:01:47,166
‫«دخترم.»

45
00:01:47,250 --> 00:01:49,041
‫عاشق لحنتم.
‫واقعا انگار...

46
00:01:49,083 --> 00:01:50,625
‫خودت تو تربیتش نقش داشتی.

47
00:01:50,708 --> 00:01:55,208
«دلالان درد»

48
00:02:04,125 --> 00:02:05,000
‫اشکالی نداره عزیزم.

49
00:02:05,041 --> 00:02:06,541
‫- نه، عذر می‌خوام.
‫- چی شده؟

50
00:02:06,625 --> 00:02:09,041
‫خیلی مسخره بود،
‫ولی الان می‌خوان اخراجمون کنن.

51
00:02:09,125 --> 00:02:10,625
‫هیچ‌کس اخراجت نمی‌کنه.

52
00:02:10,750 --> 00:02:12,750
‫مشکلی نیست. وای خدا جون، چی شده؟

53
00:02:12,791 --> 00:02:14,750
‫شرمنده‌ام خانم دریک،
‫ولی به نظرم...

54
00:02:14,791 --> 00:02:16,250
‫چنین کاری باید حتما...

55
00:02:16,291 --> 00:02:17,166
‫به اخراج ختم بشه.

56
00:02:17,250 --> 00:02:18,791
‫دقیقا چیکار کرده؟

57
00:02:18,875 --> 00:02:20,000
‫همه‌جور کاری کرده.

58
00:02:20,041 --> 00:02:22,500
‫مواد آتش‌بازی غیرقانونی تو مدرسه آورده.

59
00:02:22,625 --> 00:02:24,500
‫خیلی‌خب. شرمنده.
‫صرفا می‌خوام شفاف‌سازی کنم،

60
00:02:24,625 --> 00:02:26,916
‫نه مواد آتش‌بازی بود، نه غیرقانونی بود.

61
00:02:27,000 --> 00:02:28,250
‫خودم از فروشگاه «سیرکل کی» خریده بودمش.

62
00:02:28,291 --> 00:02:29,541
‫منظورم این نبود.

63
00:02:29,625 --> 00:02:31,333
‫دخترتون امنیت کل دانش‌آموزان...

64
00:02:31,375 --> 00:02:32,750
‫این مدرسه رو به خطر انداخته.

65
00:02:32,875 --> 00:02:33,708
‫می‌شه مخالفت کنم؟

66
00:02:33,750 --> 00:02:35,416
‫آخه حس می‌کنم
‫هیچ بچه دیگه‌ای در خطر نبوده.

67
00:02:35,458 --> 00:02:36,833
‫اون‌ها که اون‌طرف خیابون بودن.

68
00:02:36,875 --> 00:02:37,875
‫حتی تو خود مدرسه هم نبودن.

69
00:02:37,958 --> 00:02:39,375
‫همین مسئله رو پیگیری کنیم.

70
00:02:39,416 --> 00:02:41,333
‫بدون اجازه از محیط مدرسه خارج شدن.

71
00:02:41,375 --> 00:02:41,416
‫آره. کاملا درسته.

72
00:02:41,416 --> 00:02:42,791
‫و دیدم اگه بخواین،

73
00:02:42,791 --> 00:02:44,541
‫می‌تونین صرفا بهش هشدار بدین.

74
00:02:44,625 --> 00:02:46,166
‫یا می‌تونم پنج روز اخراجش کنم.

75
00:02:46,250 --> 00:02:47,125
‫وای خدا جون.

76
00:02:47,916 --> 00:02:49,125
‫می‌خواین یه روز اخراجش کنین؟

77
00:02:49,250 --> 00:02:50,875
‫به نظرم همچنان تنبیه سختگیرانه‌ای،

78
00:02:50,916 --> 00:02:52,375
‫ولی حاضرم سرش توافق کنم.

79
00:03:02,083 --> 00:03:03,458
‫عذر می‌خوام.

80
00:03:14,458 --> 00:03:15,125
‫سه روز؟

81
00:03:15,166 --> 00:03:17,083
‫خودم می‌دونم. می‌خواست اخراجشون کنه.

82
00:03:17,208 --> 00:03:18,625
‫به نتیجه خوبی رسیدیم، متوجهی؟

83
00:03:18,666 --> 00:03:20,000
‫خیلی وحشتناکه.

84
00:03:20,583 --> 00:03:21,791
‫کی می‌خواد مواظبشون باشه؟

85
00:03:21,833 --> 00:03:23,083
‫خب، من که نمی‌تونم.

86
00:03:23,958 --> 00:03:25,583
‫کسی نخواست تو مواظبشون باشی جف.

87
00:03:25,625 --> 00:03:27,958
‫ببین، اصلا می‌شه لطفا...

88
00:03:28,000 --> 00:03:30,708
‫لیز، چیزی نیست. درست می‌شه. خب؟

89
00:03:30,750 --> 00:03:32,875
‫بابت ول کردن شیفتم
‫ولم کردن،

90
00:03:32,916 --> 00:03:34,208
‫واسه همین خودم هستم.

91
00:03:34,250 --> 00:03:35,666
‫وای. انتظار نداشتم
‫تو هم این‌قدر زود گند بزنی.

92
00:03:35,708 --> 00:03:37,500
‫بهم توهین می‌کنی
‫و تحقیرم می‌کنی...

93
00:03:37,583 --> 00:03:39,916
‫می‌شه یادآوری کنم
‫که گفته بودی یه هفته؟

94
00:03:39,958 --> 00:03:41,250
‫الان دو ماه شده.

95
00:03:41,333 --> 00:03:44,000
‫خیلی بابت خسارات وارده
‫به مبل گاراژتون...

96
00:03:44,000 --> 00:03:44,875
‫عذر می‌خوام. خب؟

97
00:03:44,958 --> 00:03:46,833
‫تازه، حرف پول رو که اصلا نمی‌زنم.

98
00:03:46,958 --> 00:03:49,708
‫همین الان زدی دیگه.
‫مبلت رو بهت می‌دم.

99
00:03:49,750 --> 00:03:51,250
‫خب؟ بهت می‌دمش.

100
00:03:51,291 --> 00:03:52,375
‫چه عالی. حرف نداره!

101
00:03:52,958 --> 00:03:54,333
‫- چطوری؟
‫- به زودی می‌دمش.

102
00:03:54,458 --> 00:03:55,875
‫اندی، درآمد...

103
00:03:55,958 --> 00:03:57,125
‫من و خواهرت...

104
00:03:57,166 --> 00:03:59,250
‫به زودی خیلی زیاد می‌شه.

105
00:03:59,333 --> 00:04:00,375
‫عه، ایول

106
00:04:00,375 --> 00:04:01,416
‫لایزا چیز خیلی باحالی
‫واسه بازاریابی...

107
00:04:01,416 --> 00:04:03,666
‫محصولات مراقبت پوستیم
‫ابداع کرده.

108
00:04:03,750 --> 00:04:06,166
‫- خیلی هوشمندانه و خلاقانه است.
‫- خواهش می‌کنم نگو، نه.

109
00:04:06,250 --> 00:04:07,916
‫عه، می‌گم، آخه حرف نداره.

110
00:04:07,958 --> 00:04:08,750
‫[مراقبت پوستی دریک]

111
00:04:08,750 --> 00:04:09,750
‫برنامه ابداع کرده.

112
00:04:09,750 --> 00:04:11,166
‫[مراقبت پوستی دریک]

113
00:04:11,750 --> 00:04:13,250
‫ضمنا، ابزاری داره...

114
00:04:13,375 --> 00:04:15,750
‫که از چهره آدم عکس می‌گیره...

115
00:04:15,750 --> 00:04:17,000
‫و بارگذاریش می‌کنه.

116
00:04:17,125 --> 00:04:18,291
‫نوع پوست آدم رو تشخیص می‌ده...

117
00:04:18,375 --> 00:04:19,583
‫و مجموعه‌ای از محصولات مامان رو...

118
00:04:19,583 --> 00:04:21,375
‫بهش پیشنهاد می‌ده.
‫خیلی باحاله.

119
00:04:21,416 --> 00:04:22,416
‫وای.

120
00:04:22,500 --> 00:04:24,208
‫حتما چندین ساعت
‫براش وقت گذاشتی.

121
00:04:24,208 --> 00:04:25,250
‫راستش، واقعا گذاشتم.

122
00:04:25,375 --> 00:04:27,750
‫ضمنا، صنعت فناوری
‫خیلی از لوازم آرایشی وسیع‌تره.

123
00:04:27,875 --> 00:04:29,333
‫از طراحی داخلی گرفته...

124
00:04:29,375 --> 00:04:30,375
‫تا پزشکی از راه دور.

125
00:04:30,500 --> 00:04:32,250
‫وایستا ببینم، الان دیگه نابغه فناوری شدی؟

126
00:04:32,375 --> 00:04:34,625
‫لایزا، زندگیت داره نیست و نابود می‌شه.

127
00:04:34,666 --> 00:04:36,000
‫گه بخور اندی!

128
00:04:36,041 --> 00:04:38,250
‫می‌دونی چیه؟
‫گورت رو از خونه من گم کن!

129
00:04:38,291 --> 00:04:38,916
‫قبوله!

130
00:04:38,958 --> 00:04:40,875
‫بسمه! دیگه بسمه!

131
00:05:13,583 --> 00:05:14,416
‫سلام.

132
00:05:14,541 --> 00:05:15,333
‫سلام.

133
00:05:18,291 --> 00:05:19,541
‫بیا عزیز دلم، اشکالی نداره.

134
00:05:28,333 --> 00:05:29,958
‫[نودل فنجانی]

135
00:06:02,833 --> 00:06:04,583
‫... احتمالا زندانیمون می‌کردن.

136
00:06:04,708 --> 00:06:06,625
‫- ولی بعدش مامانم...
‫- آهای! فیبی...

137
00:06:06,708 --> 00:06:08,833
‫ایشون مامانمه.
‫عین جدای‌ها ذهنش رو کنترل کرد.

138
00:06:08,958 --> 00:06:10,333
‫- خلاصه فقط تعلیقم کردن.
‫- وای.

139
00:06:10,458 --> 00:06:11,833
‫وقت خوابه عزیز دلم. بیا بریم.

140
00:06:11,958 --> 00:06:13,000
‫آها، ایشون سیدنیه.

141
00:06:13,083 --> 00:06:14,833
‫اِم، کارش رو قایقه.

142
00:06:14,875 --> 00:06:17,833
‫- از قایقی افتاد و دستش شکست.
‫- خیلی‌خب.

143
00:06:17,875 --> 00:06:19,833
‫آره، دستاوردهای دیگه‌ای هم دارم.

144
00:06:19,958 --> 00:06:21,083
‫سلام، کامیل هستم.

145
00:06:21,125 --> 00:06:22,125
‫دارین مستقر می‌شین؟

146
00:06:22,166 --> 00:06:24,000
‫آره. آره. اون طرف مستقر شدیم.

147
00:06:24,083 --> 00:06:25,875
‫خیلی‌خب. اِم، می‌دونین چیه؟

148
00:06:25,958 --> 00:06:27,333
‫می‌خوام چیزی بهتون بدم.

149
00:06:28,000 --> 00:06:28,875
‫عه، سلام.

150
00:06:28,958 --> 00:06:30,708
‫با فیبی منفور...

151
00:06:30,708 --> 00:06:32,458
‫که مدرسه‌شون رو به آتش کشید آشنا شدیم.

152
00:06:32,500 --> 00:06:34,458
‫خب، فقط جنگل رو به آتش کشیده بود.

153
00:06:34,583 --> 00:06:37,000
‫خب، باید هر از گاهی آتش بگیره دیگه.

154
00:06:37,083 --> 00:06:39,083
‫- چرخه حیاته، مگه نه؟
‫- آره.

155
00:06:39,208 --> 00:06:40,250
‫به بلوک دی خوش اومدین.

156
00:06:40,333 --> 00:06:41,583
‫- وای.
‫- ممنون.

157
00:06:41,625 --> 00:06:44,083
‫عه، اینجا... اینجا پرسروصداست؟

158
00:06:44,208 --> 00:06:45,625
‫- کمی پرسروصداست.
‫- خیلی‌خب.

159
00:06:45,708 --> 00:06:47,708
‫وای.

160
00:06:47,833 --> 00:06:49,208
‫- چه قشنگه.
‫- نه، نمی‌خواد.

161
00:06:49,250 --> 00:06:51,208
‫آره، خودم پتو دارم. ولی مرسی.

162
00:06:51,333 --> 00:06:52,333
‫- مرسی.
‫- ممنون.

163
00:06:52,375 --> 00:06:54,500
‫- مرسی که کمکمون کردین.
‫- خواهش، ممنون.

164
00:06:54,583 --> 00:06:56,458
‫- بگو مرسی.
‫- ممنون.

165
00:06:56,583 --> 00:06:58,875
‫- خوش‌وقت شدیم.
‫- اگه چیزی لازم داشتین، در بزنین.

166
00:06:58,958 --> 00:07:01,333
‫این یکی واسه آب‌میوه
‫به هر دری می‌زنه.

167
00:07:01,375 --> 00:07:03,208
‫خداحافظ. آخ!

168
00:07:36,083 --> 00:07:38,125
‫بی‌خیال خودم نمی‌شم.

169
00:07:40,333 --> 00:07:42,708
‫بی‌خیال آرزوهام نمی‌شم.

170
00:07:45,708 --> 00:07:48,083
‫زندگیم رو روبه‌راه می‌کنم.

171
00:07:57,041 --> 00:07:59,458
‫لایزا دریک هستم.

172
00:07:59,541 --> 00:08:00,666
‫اِم، دیروز خیلی...

173
00:08:00,666 --> 00:08:02,708
‫از آشناییتون خوشحال شدم.

174
00:08:02,791 --> 00:08:04,666
‫امیدوارم حالتون خوب باشه. اِم...

175
00:08:05,666 --> 00:08:08,291
‫بابت پیشنهاد کاری...

176
00:08:08,333 --> 00:08:10,958
‫دیروزتون تماس گرفتم.

177
00:08:11,041 --> 00:08:13,333
‫اِم، خلاصه اگه خواستین
‫با همین خطم تماس بگیرین،

178
00:08:13,416 --> 00:08:15,333
‫خیلی خوب می‌شه،
‫عالی می‌شه.

179
00:08:15,375 --> 00:08:17,541
‫امیدوارم روز خیلی خوبی داشته باشین.

180
00:08:17,666 --> 00:08:18,708
‫ضمنا...

181
00:08:18,791 --> 00:08:19,791
‫خیلی‌خب، خداحافظ.

182
00:08:30,833 --> 00:08:32,916
‫هوم.

183
00:08:33,541 --> 00:08:35,833
‫آره، سلام.

184
00:08:53,208 --> 00:08:54,916
‫مامان.

185
00:08:54,958 --> 00:08:57,958
‫وای، دوام میاری. آره.

186
00:08:58,541 --> 00:08:59,583
‫آره، دوام میاری.

187
00:09:00,791 --> 00:09:01,958
‫همیشه دوام میاری.

188
00:09:05,166 --> 00:09:06,666
‫ببینین، بحث پولش وسط نیست.

189
00:09:06,708 --> 00:09:07,541
‫[شرکت داروسازی زانا]

190
00:09:07,541 --> 00:09:09,708
‫البته هست، آخه قراره...

191
00:09:09,708 --> 00:09:11,833
‫خفن‌ترین عرضه سهام اولیه
‫سال رو به نام خودتون ثبت کنین.

192
00:09:13,208 --> 00:09:14,166
‫پس پای چی وسطه؟

193
00:09:15,916 --> 00:09:18,041
‫این‌جوری بعد از بازنشستگیتون،
‫وقتی به گذشته فکر می‌کنین،

194
00:09:18,166 --> 00:09:19,416
‫می‌تونین بگین:

195
00:09:19,458 --> 00:09:21,041
‫«مدیر بانک ساده نبودم.»

196
00:09:21,666 --> 00:09:22,958
‫«قهرمان بودم.»

197
00:09:23,458 --> 00:09:25,000
‫اگه چنین داروی خارق‌العاده‌ایه،

198
00:09:25,041 --> 00:09:26,916
‫چرا ضریب نفوذ در بازارتون زیر یه درصده؟

199
00:09:26,958 --> 00:09:29,291
‫آخه پول رقابت با این ادم‌ها رو نداریم.

200
00:09:29,916 --> 00:09:31,166
‫این پراکسیومه.

201
00:09:31,291 --> 00:09:33,083
‫عرصه داروهای ضددرد رو
‫با آب‌نبات فنتانیلی...

202
00:09:33,083 --> 00:09:34,333
‫قبضه کردن
‫که از بس خطرناک...

203
00:09:34,416 --> 00:09:36,041
‫و به درد نخوره...

204
00:09:36,041 --> 00:09:37,916
‫که از نظر اخلاقی موظفیم بدبختشون کنیم.

205
00:09:38,041 --> 00:09:39,416
‫قرص بدرد نخورشون
‫دندون آدم رو می‌پوسونه...

206
00:09:39,458 --> 00:09:41,208
‫و تأثیرش ۴۵ دقیقه طول می‌کشه.

207
00:09:41,291 --> 00:09:43,291
‫لونافن ۵ دقیقه‌ای اثر می‌کنه.

208
00:09:43,416 --> 00:09:45,208
‫عین یگان ویژه نیروی دریایی وارد عمل می‌شیم.

209
00:09:45,291 --> 00:09:47,791
‫وقتی هم استخون آدم
‫از درد سرطان داغون شده باشه،

210
00:09:47,833 --> 00:09:49,458
‫همین ۵ دقیقه نعمت محسوب می‌شه.

211
00:09:49,541 --> 00:09:51,125
‫ولی اسپری خودتون...

212
00:09:51,166 --> 00:09:52,416
‫هم فنتانیله، مگه نه؟

213
00:09:52,416 --> 00:09:53,375
‫[لونافن]
‫[اسپری ۲۰۰ میلی‌گرمی]

214
00:09:53,416 --> 00:09:54,666
‫عامل نابودی اوهایو همین نبود؟

215
00:09:54,708 --> 00:09:56,916
‫نه. تحقیقات هارتیگان
‫در بیمارستان عمومی ماساچوست...

216
00:09:56,958 --> 00:09:58,416
‫احتمال اعتیاد و اوردوزش رو...

217
00:09:58,416 --> 00:10:00,041
‫زیر یه درصد تخمین زده.

218
00:10:00,666 --> 00:10:03,166
‫بدهی کنونی زانا الان ۳۵ میلیون دلاره؟

219
00:10:04,416 --> 00:10:06,666
‫در واقع، بدهی ۸۰ میلیون دلاری داشت.

220
00:10:06,791 --> 00:10:08,416
‫کلش هم از جیب همین آدم رفته بود،

221
00:10:08,541 --> 00:10:09,291
‫دکتر جک نیل رو می‌گم...

222
00:10:09,333 --> 00:10:11,041
‫که گیج‌ترین میلیاردر
‫صنعت داروسازی بود.

223
00:10:11,083 --> 00:10:11,958
‫اگه پیش‌بینی...

224
00:10:12,000 --> 00:10:13,666
‫ضریب نفوذ در بازار ۲۲...

225
00:10:13,791 --> 00:10:16,833
‫یا حتی ۲۶ درصدیمون رو
‫پس از عرضه سهام اولیه در نظر بگیرین...

226
00:10:16,916 --> 00:10:18,708
‫قرار بود به زودی
‫به لطف این...

227
00:10:18,750 --> 00:10:20,333
‫آدم رو اعصاب که اریک پیلی...

228
00:10:20,416 --> 00:10:21,833
‫و مدیر عاملمون بود، ورشکست بشه.

229
00:10:21,916 --> 00:10:23,708
‫ارزش خالصش به یه میلیارد دلار می‌رسه.

230
00:10:23,791 --> 00:10:25,625
‫همون‌طور که تو سند شفاف‌سازی
‫کمیسیون بورس و اوراق بهادارمون نوشتیم،

231
00:10:25,625 --> 00:10:26,958
‫در زمینه سرمایه‌داری...

232
00:10:26,958 --> 00:10:28,208
‫واسه ترغیب نسخه‌نویسان...

233
00:10:28,250 --> 00:10:30,041
‫به مشکل خوردیم...

234
00:10:30,166 --> 00:10:31,791
‫برنت لارکین معاون بازاریابیمون بود،

235
00:10:31,833 --> 00:10:32,916
‫ماری خائن بود...

236
00:10:32,958 --> 00:10:34,416
‫که بابت استعداد ذاتیش در ترغیب...

237
00:10:34,541 --> 00:10:36,083
‫مخاطب به خرید نقطه عکس...

238
00:10:36,083 --> 00:10:37,416
‫محصول مد نظرش
‫استخدام شده بود.

239
00:10:37,458 --> 00:10:38,666
‫یه سال اخیر بابت ترفیع...

240
00:10:38,708 --> 00:10:40,416
‫به مدیریت عملیات
‫با هم درگیر بودیم.

241
00:10:40,541 --> 00:10:42,208
‫اگه واسه بازاریابی ده میلیون خرج کنیم،

242
00:10:42,291 --> 00:10:44,291
‫می‌تونیم رضایت پزشکان، بیماران...

243
00:10:44,333 --> 00:10:46,416
‫و خریداران شخص ثالث رو
‫تا حد مناسبی جلب کرده...

244
00:10:46,458 --> 00:10:47,583
‫و لونافن رو به سوددهی برسونیم.

245
00:10:48,916 --> 00:10:50,041
‫ببینین، عذر می‌خوام.

246
00:10:50,666 --> 00:10:51,500
‫اگه اسپریتون...

247
00:10:51,541 --> 00:10:53,291
‫عصاره حضرت مسیح هم داشته باشه
‫فرقی نمی‌کنه.

248
00:10:53,416 --> 00:10:54,833
‫کسی تجویزش نمی‌کنه.

249
00:10:54,916 --> 00:10:56,166
‫دکتر، الان دیگه...

250
00:10:56,166 --> 00:10:57,583
‫تنها راه جبران ضررتون...

251
00:10:57,666 --> 00:10:59,041
‫فروش حق اختراعش به سرمایه‌داریه...

252
00:10:59,041 --> 00:11:00,666
‫که بتونه بازار رو تصاحب کنه.

253
00:11:02,333 --> 00:11:03,166
‫ببخشید.

254
00:11:09,416 --> 00:11:10,291
‫اون کیه؟

255
00:11:10,791 --> 00:11:13,583
‫از بازاریابان «جانسون اند جانسون»ـه.
‫ عذر می‌خوام.

256
00:11:14,541 --> 00:11:15,916
‫چـ... اِم، مگه استخدام...

257
00:11:15,958 --> 00:11:17,291
‫نیروی جدید رو لغو نکردیم؟

258
00:11:17,916 --> 00:11:19,166
‫آقای برنر، لایزا دریک هستم.

259
00:11:19,208 --> 00:11:21,458
‫سلام، ببینین، ببخشید
‫که سرزده اومدم.

260
00:11:21,541 --> 00:11:22,583
‫سعی کردم تماس بگیرم...

261
00:11:22,583 --> 00:11:24,166
‫آدرسمون که روی کارتم نبود.

262
00:11:24,208 --> 00:11:25,791
‫با وزارت امور خارجه تماس گرفتم...

263
00:11:25,833 --> 00:11:27,583
‫و پرونده‌تون رو خوندن.

264
00:11:27,666 --> 00:11:28,708
‫فکرهام رو کردم.

265
00:11:28,708 --> 00:11:30,708
‫می‌خوام پیشنهاد هیجان‌انگیزتون رو قبول کنم.

266
00:11:33,041 --> 00:11:33,916
‫رزومه داری؟

267
00:11:34,041 --> 00:11:34,833
‫- آره!
‫- بیا.

268
00:11:44,375 --> 00:11:45,875
‫فقط دو سال دبیرستان بودی؟

269
00:11:45,916 --> 00:11:48,083
‫خب، دبیرستان رو ول کردم
‫که بازاریابی رو دنبال کنم.

270
00:11:48,125 --> 00:11:49,666
‫بازاریاب «کاتکو» بودی؟ یعنی دم خونه ملت
‫چاقوی استیک می‌فروختی؟

271
00:11:49,708 --> 00:11:50,208
‫آره!

272
00:11:50,250 --> 00:11:52,708
‫چاقوهای دیگه‌ای هم می‌فروختم.

273
00:11:52,708 --> 00:11:53,500
‫اوهوم.

274
00:11:54,083 --> 00:11:55,875
‫بازاریاب «ام‌وی»، «اوان»
‫و «مری کی» هم بودی.

275
00:11:55,916 --> 00:11:56,625
‫اوهوم.

276
00:11:56,708 --> 00:11:58,625
‫رئیس شرکت «گرین راک» بودی.
‫چه شرکتیه؟

277
00:11:58,708 --> 00:11:59,750
‫اِم، قرار بود...

278
00:11:59,791 --> 00:12:02,583
‫با بازیافت مناسب ضایعات خوک‌ها...

279
00:12:02,625 --> 00:12:04,500
‫دیوار خشک بادوامی تولید کنیم.

280
00:12:05,958 --> 00:12:07,125
‫خیلی باحال بود.

281
00:12:07,208 --> 00:12:09,291
‫با پوست خشک‌شده خوک
‫دیوار خشک تولید می‌کردین؟

282
00:12:09,333 --> 00:12:10,125
‫آره. تقریبا همین‌طوره.

283
00:12:10,750 --> 00:12:13,083
‫تو ساوانا رستوران داری؟
‫چطور پیش می‌ره؟

284
00:12:13,125 --> 00:12:14,458
‫روبه‌راهه.

285
00:12:14,583 --> 00:12:16,833
‫شوهر سابقم ازش درآمد خوبی داره.

286
00:12:20,625 --> 00:12:22,750
‫اذیت نکنین آقای برنر،
‫بهم فرصت بدین دیگه.

287
00:12:23,583 --> 00:12:24,708
‫خواهش می‌کنم بهم فرصت بدین.

288
00:12:26,000 --> 00:12:27,625
‫قبول کنین دیگه. بهم فرصت بدین.

289
00:12:30,583 --> 00:12:32,333
‫- فایل «ورد» همین رو داری؟
‫- آره.

290
00:12:33,958 --> 00:12:34,958
‫بفرمایین.

291
00:12:36,583 --> 00:12:38,583
‫[بازاریاب «کاتکو» در فلوریدا، تمپا]
‫[بازاریاب «ام‌وی» در فلوریدا، تمپا]

292
00:12:38,583 --> 00:12:39,291
‫[مدیر عامل شرکت خوراک‌داروی آرتمیس
‫در فلوریدا، تمپا]

293
00:12:39,291 --> 00:12:42,458
‫[دستیار تحقیقاتی بیوشیمی]

294
00:12:48,791 --> 00:12:51,708
‫[کارشناسی علوم بیوشیمی]

295
00:12:51,708 --> 00:12:53,958
‫[مجله «مدیران صنعت دارو»]

296
00:12:56,708 --> 00:13:01,500
‫[درد و سود]

297
00:13:01,541 --> 00:13:04,625
‫[افتخارات: اظهار تقدیر در مسابقات ملی علوم]

298
00:13:10,000 --> 00:13:11,666
‫بیو... اظهار تقدیر بیو...

299
00:13:11,666 --> 00:13:13,083
‫خب، شما... من که نـ...

300
00:13:13,125 --> 00:13:15,083
‫[دکتر لایزا دریک]

301
00:13:15,083 --> 00:13:17,958
‫دکترا. بی‌خیال. من دیپلم شبانه
‫درست و حسابی هم ندارم.

302
00:13:18,000 --> 00:13:19,583
‫- بیا.
‫- ای خدا.

303
00:13:26,708 --> 00:13:28,708
‫- سلام پیت، می‌شه صحبت کنیم؟
‫- بیا.

304
00:13:29,333 --> 00:13:30,583
‫- ببخشید.
‫- سلام دکتر نیل!

305
00:13:31,083 --> 00:13:32,916
‫ببخشید. می‌خوام با لایزا دریک
‫آشناتون کنم.

306
00:13:32,916 --> 00:13:33,500
‫سلام!

307
00:13:34,708 --> 00:13:35,500
‫سلام.

308
00:13:35,583 --> 00:13:37,625
‫به تازگی مقاله‌تون رو
‫تو فصل‌نامه داروسازی خوندم.

309
00:13:37,666 --> 00:13:38,333
‫اِم، خیلی...

310
00:13:38,375 --> 00:13:39,875
‫بدجوری طرفدارتونم!

311
00:13:39,958 --> 00:13:41,583
‫خیلی لطف دارین.

312
00:13:41,666 --> 00:13:43,541
‫- من هم خوش‌وقتم.
‫- خواهش می‌کنم.

313
00:13:44,833 --> 00:13:45,666
‫خب...

314
00:13:46,916 --> 00:13:48,458
‫عکس همسرتونه؟ وای.

315
00:13:48,541 --> 00:13:49,916
‫چه لبخند زیبایی.

316
00:13:49,958 --> 00:13:51,083
‫آره. ممنون.

317
00:13:51,166 --> 00:13:52,791
‫گمون کنم داستانمون رو شنیدی؟

318
00:13:52,916 --> 00:13:55,833
‫- خیلی خوشحال می‌شم از زبون خودتون بشنوم.
‫- خب...

319
00:13:56,916 --> 00:13:58,666
‫- چهل سال مزدوج بودیم...
‫- وای.

320
00:13:58,791 --> 00:14:00,625
‫و زانا...

321
00:14:00,666 --> 00:14:03,333
‫شور زندگیم بود.

322
00:14:03,416 --> 00:14:04,291
‫واقعا شور زندگیم بود.

323
00:14:05,541 --> 00:14:06,416
‫آره.

324
00:14:06,958 --> 00:14:09,416
‫ولی بعدش گفتن سرطان کبد داره...

325
00:14:09,958 --> 00:14:11,625
‫و با این که می‌تونستم...

326
00:14:11,625 --> 00:14:12,791
‫مرگش رو بپذیرم،

327
00:14:14,041 --> 00:14:16,250
‫ولی همین مسئله
‫که نه تنها قرار بود...

328
00:14:16,250 --> 00:14:17,416
‫با درد بمیره،

329
00:14:18,416 --> 00:14:19,416
‫بلکه با ترس از درد بمیره...

330
00:14:20,458 --> 00:14:21,666
‫اصلا تو کتم نمی‌رفت.

331
00:14:23,291 --> 00:14:25,291
‫واسه همین لونافن رو تولید کردم...

332
00:14:25,416 --> 00:14:27,166
‫تا بتونم کمکی
‫که در قبال همسرم...

333
00:14:27,208 --> 00:14:28,041
‫از دستم برنمی‌اومد رو...

334
00:14:28,083 --> 00:14:29,791
‫به دیگر بیماران سرطانی ارائه کنم.

335
00:14:31,291 --> 00:14:32,083
‫درسته.

336
00:14:32,166 --> 00:14:34,000
‫بین خودمون بمونه، قراره...

337
00:14:34,041 --> 00:14:35,541
‫در کاری محکوم به فنا شریک بشین.

338
00:14:35,583 --> 00:14:38,291
‫- عجب!
‫- آره. ولی پشیمون نیستیم.

339
00:14:38,333 --> 00:14:40,333
‫ظاهرا اگه مجبور باشیم
‫کشتیمون رو غرق کنیم،

340
00:14:40,416 --> 00:14:42,916
‫باید به سمت کوه یخی
‫که بهش باور دارم حرکت کنیم.

341
00:14:44,083 --> 00:14:46,583
‫در هر صورت...
‫ناخدایی بهتر...

342
00:14:46,625 --> 00:14:49,083
‫از ناخدا پیت گیرم نمیاد.

343
00:14:49,166 --> 00:14:50,041
‫ممنون قربان.

344
00:14:50,833 --> 00:14:51,958
‫خواهش می‌کنم.

345
00:14:52,541 --> 00:14:54,416
‫خب... بفرمایین اگه می‌خواین...

346
00:14:54,416 --> 00:14:55,291
‫رزومه‌ام رو بخونین.

347
00:14:55,416 --> 00:14:57,541
‫لزومی نداره.

348
00:14:57,666 --> 00:14:59,833
‫- چه عالی. خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب.

349
00:14:59,916 --> 00:15:00,791
‫یعنی کار می‌کنم؟

350
00:15:01,791 --> 00:15:03,541
‫- کار می‌کنی.
‫- فعلا.

351
00:15:04,166 --> 00:15:05,166
‫خیلی‌خب رئیس.

352
00:15:05,208 --> 00:15:07,291
‫- می‌ترکونی.
‫- ممنون.

353
00:15:07,333 --> 00:15:09,041
‫- آفرین پیت.
‫- ممنون قربان.

354
00:15:09,541 --> 00:15:11,083
‫نگفته بود کوه یخی جلوتونه.

355
00:15:11,083 --> 00:15:12,541
‫کمی قضیه رو بزرگ می‌کنه.

356
00:15:12,666 --> 00:15:14,541
‫- صرفا این فصل فروشمون کم شده.
‫- داشتی چرت و پرت می‌گفتی.

357
00:15:14,583 --> 00:15:16,125
‫چی خیال کردی؟
‫بازاریابم دیگه.

358
00:15:16,166 --> 00:15:17,666
‫داروی خارق‌العاده‌تون مرفینه؟

359
00:15:17,791 --> 00:15:18,916
‫- آسپرین قویه؟
‫- وایستا.

360
00:15:18,958 --> 00:15:20,791
‫- سلام برنت.
‫- سلام. لایزا دریک هستم.

361
00:15:21,291 --> 00:15:22,458
‫اِم، بهتر بود پیت بهتون می‌گفت...

362
00:15:22,500 --> 00:15:23,833
‫که فعلا نیروی جدید استخدام نمی‌کنیم.

363
00:15:23,916 --> 00:15:26,083
‫برو به دکتر نیل بگو.
‫خودش استخدامش کرده.

364
00:15:26,583 --> 00:15:27,458
‫اِم...

365
00:15:28,458 --> 00:15:29,583
‫دستمزدمون ساعتی هفت دلار و شصت سنته.

366
00:15:29,666 --> 00:15:31,458
‫هزینه سفرت با خودته.

367
00:15:32,041 --> 00:15:32,916
‫یه هفته فرصت داری.

368
00:15:34,083 --> 00:15:34,958
‫یه هفته فرصت دارم چیکار کنم؟

369
00:15:35,791 --> 00:15:36,666
‫باید دکتر ابداع کنی.

370
00:15:36,791 --> 00:15:38,333
‫دکتر ابداع کنم؟ یعنی چی؟

371
00:15:38,416 --> 00:15:40,458
‫دکتری رو قانع کن
‫داروت رو تجویز کنه.

372
00:15:40,458 --> 00:15:41,416
‫یه نسخه کافیه.

373
00:15:41,541 --> 00:15:42,333
‫خب، اگه نکنم چی می‌شه؟

374
00:15:43,083 --> 00:15:44,208
‫در اون صورت اخراج می‌شی.

375
00:15:44,208 --> 00:15:46,041
‫چه عالی، یعنی اصلا
‫امنیت شغلی ندارم.

376
00:15:46,166 --> 00:15:47,708
‫دو برابر حقوق پایه‌تون هم...

377
00:15:47,791 --> 00:15:49,666
‫حقوق پایه واسه افراد حقیره.

378
00:15:49,708 --> 00:15:51,166
‫با کمیسیون خوشبخت می‌شی.

379
00:15:51,208 --> 00:15:53,041
‫می‌دونی بابت یه دوز نسخه چقدر می‌گیریم؟

380
00:15:53,083 --> 00:15:54,291
‫- چقدر می‌گیریم؟
‫- چهل هزار دلار.

381
00:15:54,333 --> 00:15:55,708
‫- سالیانه؟
‫- ماهیانه.

382
00:15:58,083 --> 00:15:59,041
‫یعنی می‌تونم با یه بیمار،

383
00:15:59,083 --> 00:16:00,916
‫سالیانه چهل میلیون دلار
‫کمیسیون بگیرم؟

384
00:16:01,041 --> 00:16:02,583
‫یا می‌تونی با ده بیمار
‫نیم میلیون بگیری.

385
00:16:02,666 --> 00:16:03,791
‫واقعا؟

386
00:16:03,916 --> 00:16:06,166
‫به خودت بستگی داره.
‫نون بازوی خودت رو می‌خوری.

387
00:16:06,666 --> 00:16:08,250
‫فرض کن بلیت بخت‌آزماییت...

388
00:16:08,291 --> 00:16:10,083
‫پشت کلی جواب منفی پنهان شده،

389
00:16:10,166 --> 00:16:11,958
‫تو هم باید جگر و توانش رو داشته باشی...

390
00:16:12,000 --> 00:16:13,291
‫که به دستش بیاری
‫و تو بخت‌آزمایی شرکت کنی.

391
00:16:13,416 --> 00:16:14,291
‫فهمیدم.

392
00:16:16,541 --> 00:16:18,458
‫این آخرهفته مخصوص خودته.
‫آبروم رو نبر.

393
00:16:19,791 --> 00:16:20,625
‫[لونافن]

394
00:16:20,666 --> 00:16:23,041
‫لونافن دارویی انقلابی...

395
00:16:23,083 --> 00:16:25,541
‫مخصوص درمان درد پیشرفته سرطانه.

396
00:16:25,666 --> 00:16:27,708
‫دکتر الیوت هارتیگان
‫در بیمارستان عمومی ماساچوست...

397
00:16:27,750 --> 00:16:29,791
‫تحقیقات مستقل دو ساله‌ای...

398
00:16:29,916 --> 00:16:32,166
‫انجام داده و به نتیجه رسیده...

399
00:16:32,208 --> 00:16:32,958
‫که خطر اوردوز...

400
00:16:32,958 --> 00:16:34,958
‫و فقط طی پنج دقیقه
‫با جذب سرخرگ زیرزبانی...

401
00:16:35,041 --> 00:16:37,791
‫وارد جریان خون می‌شه.

402
00:16:37,833 --> 00:16:39,250
‫سریع‌ترین تسکین بیمار...

403
00:16:39,250 --> 00:16:41,166
‫بدون تزریق با همین اسپریه.

404
00:16:43,625 --> 00:16:44,500
‫صندوق‌عقب رو بزن.

405
00:16:44,583 --> 00:16:48,500
‫[خشک‌شویی کارتر]

406
00:16:51,958 --> 00:16:52,875
‫تو جعبه چیه؟

407
00:16:55,500 --> 00:16:56,458
‫بوی چیه؟

408
00:16:56,500 --> 00:16:58,750
‫نه، بوی لازانیای اسفناج و دسر سیبه.

409
00:16:58,833 --> 00:17:01,000
‫بالاخره آدم باید موقع تماشای
‫فیلم‌های آموزشی غذا بخوره.

410
00:17:01,041 --> 00:17:01,875
‫ایشون پیت هستن.

411
00:17:01,958 --> 00:17:03,333
‫- سلام.
‫- نباید الان مدرسه باشی؟

412
00:17:03,458 --> 00:17:04,875
‫- نه. اخراجم کردن.
‫- تعلیقش کردن.

413
00:17:04,958 --> 00:17:06,083
‫- بابت چی؟
‫- بابت آتش‌افروزی.

414
00:17:06,208 --> 00:17:07,000
‫این‌طور نبود.

415
00:17:07,083 --> 00:17:08,708
‫- چه خفن.
‫- کجا بریم؟

416
00:17:08,791 --> 00:17:11,083
‫[مرکز درمانی و مدیریت درد لیکلند]

417
00:17:18,375 --> 00:17:19,625
‫[خشک‌شویی کارتر]

418
00:17:31,000 --> 00:17:32,458
‫اینجا درمانگاه مدیریت درد لیکلنده.

419
00:17:32,500 --> 00:17:34,958
‫محل کار دکتر ناتان لایدل،

420
00:17:34,958 --> 00:17:36,125
‫مرد ۹ میلیون دلاریه.

421
00:17:36,708 --> 00:17:38,958
‫پارسال همین‌قدر واسه رقیبمون
‫نسخه نوشته.

422
00:17:39,083 --> 00:17:42,083
‫وای. ای خدا، عجی وضعیتی.

423
00:17:42,750 --> 00:17:45,208
‫مرد ۹ میلیون دلاریمون ایشونه دوستان عزیزم.

424
00:17:50,083 --> 00:17:52,458
‫بچه‌ها، جریان از این قراره:
‫از آسپرین بی‌خطرتره.

425
00:17:52,583 --> 00:17:54,000
‫ضمنا، می‌تونین به خاطر تأثیر سریعش،

426
00:17:54,041 --> 00:17:55,625
‫از باقی داروهای مسکن
‫بیمارانتون بکاهین.

427
00:17:55,708 --> 00:17:57,458
‫این‌جوری همیشه بی‌حواس نمی‌شن.

428
00:17:57,500 --> 00:17:59,083
‫این‌جوری می‌تونن حواسشون رو
‫جمع کنن، درست نمی‌گم؟

429
00:17:59,125 --> 00:17:59,833
‫«موهبت محسوب می‌شه.»

430
00:17:59,875 --> 00:18:02,208
‫«نعمت محسوب می‌شه.»
‫همین‌ها رو می‌گن.

431
00:18:02,333 --> 00:18:04,125
‫بیماران و خانواده‌هاشون
‫همین‌ها رو می‌گن.

432
00:18:04,166 --> 00:18:05,375
‫نظرتون چیه دکتر؟

433
00:18:07,333 --> 00:18:08,333
‫خارق‌العاده است.

434
00:18:08,833 --> 00:18:10,791
‫خب، اگه بیماری مد نظرتونه،

435
00:18:10,833 --> 00:18:12,750
‫می‌تونیم چند برگه تخفیف بهتون بدیم.
‫بعدا باز میایم...

436
00:18:12,833 --> 00:18:14,458
‫نه، این رو می‌گم. اسمش چیه؟

437
00:18:15,833 --> 00:18:16,958
‫دسر سیبه.

438
00:18:18,458 --> 00:18:19,333
‫تق‌تق.

439
00:18:19,833 --> 00:18:21,458
‫سلام، پس زنده‌ای.

440
00:18:22,583 --> 00:18:24,083
‫تماسم رو ندیده بودی؟

441
00:18:25,125 --> 00:18:27,625
‫وای نات. خیلی شرمنده‌ام.

442
00:18:33,625 --> 00:18:35,250
‫به نظرم ارائه‌ام خوب بود.

443
00:18:35,291 --> 00:18:36,791
‫فرقی نمی‌کنه.
‫تحت سلطه پراکسیومه.

444
00:18:36,791 --> 00:18:38,250
‫واسه چی؟ چون ماکارون داره؟

445
00:18:39,416 --> 00:18:40,833
‫آخه با دیدنش یاد دختری می‌افته...

446
00:18:40,875 --> 00:18:42,625
‫که تو دبیرستان دوسش داشته،

447
00:18:43,791 --> 00:18:45,500
‫کافه لاته اسنیکرز دوبلتون رو آوردم.

448
00:18:45,500 --> 00:18:47,416
‫خیلی خوشحال می‌شم
‫باز هم از لونافن بگیم.

449
00:18:47,500 --> 00:18:48,750
‫سریع‌ترین داروی...

450
00:18:48,750 --> 00:18:50,250
‫درد پیشرفته تاریخ دنیاست.

451
00:18:50,291 --> 00:18:52,750
‫- تأثیرش ۵ دقیقه‌ایه...
‫- بعدا صحبت می‌کنیم.

452
00:18:52,791 --> 00:18:54,250
‫چهل و پنج دقیقه زودتر
‫از زیرافن اثر می‌کنه.

453
00:18:54,291 --> 00:18:55,750
‫دکتر بوئن، داره از کفتون می‌ره!

454
00:18:59,625 --> 00:19:01,541
‫دکتر چن امروز وقت ندارن.

455
00:19:01,625 --> 00:19:03,125
‫می‌شه لطفا همین تحقیقات درمانگاهی رو...

456
00:19:03,166 --> 00:19:04,875
‫بهشون نشون بدین؟
‫خواهش می‌کنم.

457
00:19:05,000 --> 00:19:06,875
‫یا اصلا می‌تونم چندتا
‫از این‌ها براشون بذارم.

458
00:19:07,000 --> 00:19:09,000
‫آخه کلی چیزهای باحال داریم.

459
00:19:09,041 --> 00:19:11,041
‫من عاشق این خودکارهام.
‫حرف ندارن.

460
00:19:11,125 --> 00:19:12,875
‫- بازاریاب کجا هستین؟
‫- بازاریاب شرکت داروسازی زانا هستم.

461
00:19:12,916 --> 00:19:14,000
‫می‌خواین واسه بچه‌هاتون بردارین؟

462
00:19:14,041 --> 00:19:15,458
‫نه، مگه نمی‌دونین...

463
00:19:15,500 --> 00:19:17,750
‫صنعتمون چندین سال پیش
‫این‌جور کارها رو ممنوع کرده؟

464
00:19:19,416 --> 00:19:20,375
‫[مراکز تسکین درد]

465
00:19:21,333 --> 00:19:22,416
‫[مرکز درمانی «فرست هلث» فلوریدا]

466
00:19:23,250 --> 00:19:24,291
‫[مرکز مدیریت درد]

467
00:19:28,291 --> 00:19:29,375
‫[مراکز تسکین درد]

468
00:19:35,083 --> 00:19:35,916
‫فیب؟

469
00:19:36,916 --> 00:19:37,833
‫فیب، حالت خوبه؟

470
00:19:39,041 --> 00:19:40,583
‫- آره، چطور مگه؟
‫- زل زده بودی.

471
00:19:41,291 --> 00:19:42,166
‫آها.

472
00:19:50,458 --> 00:19:52,458
‫خب فیبی، بیماری خاصی داری؟

473
00:19:52,500 --> 00:19:54,375
‫آره، صرع دارم.

474
00:19:54,458 --> 00:19:56,708
‫خب، صرع تشخیص کلی...

475
00:19:56,833 --> 00:19:58,125
‫حملات بی‌دلیلیه...

476
00:19:58,125 --> 00:19:59,458
‫که به فیبی دست می‌ده.

477
00:20:00,458 --> 00:20:02,333
‫من دلیلش رو می‌دونم.
‫به خاطر ایشونه.

478
00:20:02,958 --> 00:20:03,791
‫اون که توموره.

479
00:20:03,791 --> 00:20:05,833
‫تومور نیست.
‫سرطان نیست.

480
00:20:05,875 --> 00:20:07,375
‫اِم، ما «ک‌ش‌و» خطابش می‌کنیم...

481
00:20:07,416 --> 00:20:09,500
‫که مخفف کژریختی شریانی ورودیه.

482
00:20:09,583 --> 00:20:11,500
‫رگ‌هات گره کوچکی خوردن...

483
00:20:11,583 --> 00:20:13,083
‫و وقتی خون پشتشون جمع می‌شه،

484
00:20:13,125 --> 00:20:14,875
‫ورم کرده و بهت حمله دست می‌ده.

485
00:20:16,708 --> 00:20:18,750
‫خب، چیکار کنیم؟

486
00:20:19,250 --> 00:20:20,750
‫خب، امیدوارم کاری نکنیم.

487
00:20:20,833 --> 00:20:23,833
‫این یکی کوچکه
‫و ظاهرا باثباته،

488
00:20:23,875 --> 00:20:25,583
‫اصلا گاهی اوقات «ک‌ش‌و»های دوران کودکی...

489
00:20:25,583 --> 00:20:27,750
‫در دوران بلوغ صاف می‌شن.

490
00:20:27,833 --> 00:20:28,708
‫ایشه، چه چندش.

491
00:20:28,750 --> 00:20:30,833
‫اِم، اگه صاف نشه چی؟

492
00:20:32,208 --> 00:20:33,875
‫احتمالا مجبور بشیم درش بیاریم.

493
00:20:33,958 --> 00:20:34,666
‫گزینه اولمون...

494
00:20:34,708 --> 00:20:36,833
‫که گزینه خوبیه، انجام جمجمه‌بری کامله.

495
00:20:36,875 --> 00:20:38,583
‫یعنی باید جمجمه فیبی رو باز کنن...

496
00:20:38,708 --> 00:20:40,166
‫و همینی که تومور نیست رو...

497
00:20:40,166 --> 00:20:41,208
‫با قاشق در بیارن.

498
00:20:41,250 --> 00:20:42,333
‫یا گزینه دوم...

499
00:20:42,458 --> 00:20:44,833
‫که به جراحی سوراخ کلیدی مشهوره
‫و از طریق دماغ بینی می‌کنیم.

500
00:20:44,875 --> 00:20:46,625
‫خطرش کمتره، آسیب کمتری وارد می‌شه،...

501
00:20:46,666 --> 00:20:48,625
‫و مجبور نمی‌شیم مغز رو باز کنیم...

502
00:20:48,708 --> 00:20:51,083
‫تنها مشکلش از این قرار بود
‫که بیمه «مدیکید»...

503
00:20:51,125 --> 00:20:52,583
‫گزینه دوم رو پوشش نمی‌داد.

504
00:20:52,625 --> 00:20:55,333
‫ولی هزینه جراحی سوراخ کلیدی،

505
00:20:55,458 --> 00:20:57,708
‫پرتودرمانی و درمان پس از جراحی رو
‫پوشش نمی‌دن.

506
00:20:58,750 --> 00:21:00,000
‫ولی فعلا...

507
00:21:00,083 --> 00:21:01,833
‫اگه دیگه بهت حمله دست نداد...

508
00:21:02,333 --> 00:21:03,625
‫و سرگیجه و سردرد نداشتی،

509
00:21:03,625 --> 00:21:05,958
‫لازم نیست تا ۶ ماه دیگه ببینمت.

510
00:21:07,000 --> 00:21:07,875
‫فیبی، ازت می‌خوام...

511
00:21:07,958 --> 00:21:10,041
‫در همین حین کلی استراحت کنی...

512
00:21:10,041 --> 00:21:11,833
‫و همیشه داروهات رو بخوری،

513
00:21:11,958 --> 00:21:13,250
‫مامان، شما هم تلاش کنین...

514
00:21:13,291 --> 00:21:15,500
‫شرایط خونه رو آروم
‫نگه داشته و ثباتش رو حفظ کنین.

515
00:21:29,500 --> 00:21:31,625
‫دائمی نیست. حداکثر دو ماهه است.

516
00:21:31,666 --> 00:21:34,125
‫- شغل مناسبی پیدا می‌کنم و یه واحد می‌گیرم.
‫- دو ماهه است؟

517
00:21:34,250 --> 00:21:36,375
‫خیلی باحال می‌شه.
‫خیلی خوب می‌شه.

518
00:21:36,500 --> 00:21:38,500
‫چیکار می‌کنی؟

519
00:21:39,416 --> 00:21:40,250
‫ببخشید، خیال کردم...

520
00:21:40,250 --> 00:21:42,000
‫- داریم الکی سروصدا می‌کنیم.
‫- خیلی‌خب.

521
00:21:42,041 --> 00:21:44,000
‫دارم سعی می‌کنم
‫صلاح تو رو در نظر بگیرم...

522
00:21:44,125 --> 00:21:44,791
‫صلاح من؟

523
00:21:44,791 --> 00:21:46,875
‫یعنی می‌خوای با افراد خبیثی زندگی کنم؟

524
00:21:46,916 --> 00:21:48,375
‫بابات که خبیث نیست.
‫اذیت نکن دیگه.

525
00:21:48,500 --> 00:21:50,250
‫- باشه، ولی دایانا خبیثه.
‫- آدم بدی نیست.

526
00:21:50,291 --> 00:21:51,791
‫نه‌خیر، آدم بدیه مامان.

527
00:21:52,750 --> 00:21:54,916
‫می‌دونی چیه؟
‫پشت سرت بدت رو می‌گه.

528
00:21:55,000 --> 00:21:56,125
‫واقعا؟ چی می‌گه؟

529
00:21:56,875 --> 00:21:58,375
‫- می‌گه...
‫- چی می‌گه؟ بگو.

530
00:21:59,666 --> 00:22:00,500
‫بگو.

531
00:22:02,125 --> 00:22:03,500
‫می‌گه تو...

532
00:22:04,625 --> 00:22:06,291
‫خیلی بدبختی...
‫عین زالو می‌مونی...

533
00:22:06,333 --> 00:22:08,750
‫و مادری کردن بلد نیستی.

534
00:22:11,750 --> 00:22:12,791
‫چه آدم بی‌شعوری.

535
00:22:18,375 --> 00:22:20,166
‫- ای خدا. سلام پیت.
‫- سلام!

536
00:22:20,250 --> 00:22:21,666
‫دارم موقعیت‌یاب آی‌پدت رو می‌بینم.

537
00:22:21,750 --> 00:22:24,166
‫نمی‌خوای بگی واسه چی ۴۸ کیلومتر
‫از ناحیه کاریت دور شدی؟

538
00:22:24,250 --> 00:22:26,125
‫مسئله‌ای پیش اومد و... اِم...

539
00:22:27,041 --> 00:22:30,000
‫با کل فهرستم صحبت کردم.
‫هیچی دستگیرم نشد. خلاصه...

540
00:22:31,250 --> 00:22:32,375
‫ممنون که چنین فرصتی
‫در اختیارم گذاشتی.

541
00:22:32,416 --> 00:22:33,791
‫می‌خوای آی‌پده رو
‫برات پست کنم؟

542
00:22:33,875 --> 00:22:35,291
‫نه، نه، قبول نمی‌کنم!

543
00:22:35,333 --> 00:22:36,750
‫من دستمزد پنج روزت رو دادم...

544
00:22:36,791 --> 00:22:38,375
‫ولی کل پزشکان کله‌گنده ایالت...

545
00:22:38,416 --> 00:22:39,750
‫طی چهار روز بهم جواب منفی دادن.

546
00:22:39,791 --> 00:22:42,250
‫خب، پس باید دوباره جواب منفی بگیری! خب؟

547
00:22:42,291 --> 00:22:44,291
‫تا ساعت ۵ واسه خودم کار می‌کنی!

548
00:22:44,375 --> 00:22:46,666
‫دارم فیبی رو به خونه باباش
‫واقع در ساوانا می‌برم.

549
00:22:46,750 --> 00:22:49,125
‫خب، خوش‌بختانه، ساوانا رفتن دیر نمی‌شه!

550
00:22:49,166 --> 00:22:51,000
‫تا ساعت ۵ به کارت ادامه می‌دی،

551
00:22:51,041 --> 00:22:53,000
‫وگرنه کل زندگیت رو به آتش می‌کشم!

552
00:22:53,041 --> 00:22:54,125
‫به دادگاه...

553
00:22:54,125 --> 00:22:56,000
‫حل اختلاف احضارت می‌کنم. به...

554
00:22:56,500 --> 00:22:57,291
‫الو؟

555
00:23:02,250 --> 00:23:03,375
‫چیکار می‌کنیم؟

556
00:23:03,500 --> 00:23:05,458
‫فقط قراره ۱۲ دقیقه...

557
00:23:05,458 --> 00:23:07,416
‫آروم بگیریم. خب؟

558
00:23:07,500 --> 00:23:09,500
‫- واسه چی؟
‫- که ازم شکایت نکنن.

559
00:23:10,250 --> 00:23:11,875
‫خواهش می‌کنم آروم باش عزیز دلم.

560
00:23:11,916 --> 00:23:13,250
‫خب؟ خواهش می‌کنم.

561
00:23:13,291 --> 00:23:14,125
‫خیلی‌خب.

562
00:23:16,916 --> 00:23:18,875
‫عه، ببین، دکتر عجیب‌خانه.

563
00:23:32,166 --> 00:23:33,416
‫قفل ماشین رو باز نکن.

564
00:23:35,416 --> 00:23:37,083
‫حرف من هم همینه.

565
00:23:37,083 --> 00:23:38,166
‫تعهدنامه ازدواج به شدت
‫رو حمایت مالی از همسر تأکید داره.

566
00:23:39,458 --> 00:23:40,833
‫سلام مت، چی شده رفیق؟

567
00:23:40,833 --> 00:23:42,125
‫دهانش زخم شده.

568
00:23:42,250 --> 00:23:43,833
‫آخه همیشه داره این آب‌نبات رو می‌خوره،

569
00:23:43,916 --> 00:23:45,916
‫ولی اصلا تأثیری نداره.
‫همیشه درد می‌کشه.

570
00:23:46,041 --> 00:23:47,791
‫- ظاهرا باید به فکر...
‫- [آشپزخانه]

571
00:23:47,833 --> 00:23:49,666
‫کاهش دوز زیرافن باشیم.

572
00:23:49,791 --> 00:23:51,291
‫احتمالا فکر خوبی باشه.

573
00:23:51,416 --> 00:23:53,083
‫می‌شه لطفا از اینجا برم؟

574
00:23:53,166 --> 00:23:55,166
‫- درد داری؟ زخم دهانت...
‫- نه!

575
00:23:55,791 --> 00:23:57,166
‫همین‌جا بمون. یه لحظه صبر کن.

576
00:23:58,416 --> 00:24:00,083
‫- عذر می‌خوام دکتر.
‫- سوالت رو درک نمی‌کنم.

577
00:24:00,166 --> 00:24:02,583
‫اتفاقی حرف‌های بیمارتون رو شنیدم.
‫آخه چرا کمکش نمی‌کنین؟

578
00:24:03,083 --> 00:24:04,916
‫- گفتی اسمت چی بود؟
‫- لایزا دریک هستم.

579
00:24:05,041 --> 00:24:07,333
‫کل شکایاتش، از زخم دهان گرفته
‫تا مدت زمان طولانی تأثیرش...

580
00:24:07,416 --> 00:24:09,166
‫از دلایل بهتر بودن لونافنه.

581
00:24:09,291 --> 00:24:11,458
‫نمی‌خوام قانعتون کنم.
‫دیگه اونجا کار نمی‌کنم.

582
00:24:11,541 --> 00:24:13,666
‫ولی اصلا با عقلم جور در نمیاد.

583
00:24:13,708 --> 00:24:16,166
‫چرا کسی حاضر نیست
‫داروی بهتری تجویز کنه؟

584
00:24:16,208 --> 00:24:17,708
‫- چرا؟ متوجه نمی‌شم.
‫- ببین...

585
00:24:18,208 --> 00:24:20,291
‫لایزا، حقیقت از این قراره...

586
00:24:20,416 --> 00:24:21,958
‫که نمی‌شه هر بار داروی جدیدی اومد،

587
00:24:22,000 --> 00:24:23,916
‫داروی بیماران رو عوض کرد.

588
00:24:23,958 --> 00:24:25,291
‫زیرافن داروی شناخته‌شده‌ایه.

589
00:24:25,291 --> 00:24:27,166
‫همه می‌دونن افتضاحه.
‫خودش الان بهتون گفت.

590
00:24:27,291 --> 00:24:28,916
‫نمی‌دونم لونافن فرق می‌کنه یا نه.

591
00:24:28,916 --> 00:24:30,333
‫شما که اصلا امتحانش نمی‌کنین.

592
00:24:30,416 --> 00:24:31,291
‫عذر می‌خوام...

593
00:24:32,416 --> 00:24:33,791
‫چه دارویی رو می‌گین؟

594
00:24:35,791 --> 00:24:37,083
‫ساختار شیمیاییش...

595
00:24:37,125 --> 00:24:38,708
‫با داروی خودتون یکسانه،

596
00:24:38,791 --> 00:24:41,958
‫ولی... ظاهرا خیلی زودتر اثر می‌کنه...

597
00:24:41,958 --> 00:24:45,083
‫و احتمالا زخم دهانتون رو درمان کنه.

598
00:24:48,416 --> 00:24:49,541
‫آها، نمی‌دونم.

599
00:24:50,333 --> 00:24:51,166
‫واقعا نمی‌دونستم.

600
00:24:51,916 --> 00:24:54,708
‫فقط می‌دونستم همیشه می‌ترسم.

601
00:24:55,791 --> 00:24:57,208
‫ولی من آدم ترسویی نیستم.

602
00:24:57,250 --> 00:24:57,875
‫[مت الیسون]

603
00:24:57,916 --> 00:24:59,791
‫راستی، خودم پزشکیار نیروی دریایی بودم.

604
00:24:59,916 --> 00:25:01,583
‫در مجاورت عراق مستقر بودیم.

605
00:25:02,666 --> 00:25:03,708
‫شاهد اتفاقات زیادی بودم،

606
00:25:03,708 --> 00:25:05,666
‫شرایط دشواری رو پشت سر گذاشتم،

607
00:25:06,583 --> 00:25:07,791
‫ولی اصلا نمی‌ترسیدم.

608
00:25:08,666 --> 00:25:09,833
‫اصلا خواب بد نمی‌دیدم؛

609
00:25:11,083 --> 00:25:12,416
‫ولی وقتی بیمار شدم...

610
00:25:13,958 --> 00:25:15,583
‫از ترس جونم وحشت کرده بودم.

611
00:25:19,416 --> 00:25:21,708
‫آدم واسه اجتناب از اون عذاب،

612
00:25:22,291 --> 00:25:23,208
‫به جایی می‌رسه...

613
00:25:23,208 --> 00:25:25,416
‫که می‌خواد همیشه دارو مصرف کنه.

614
00:25:27,833 --> 00:25:28,791
‫مامان...

615
00:25:28,916 --> 00:25:30,666
‫می‌شه لطفا بریم غذا بخوریم؟

616
00:25:30,708 --> 00:25:31,541
‫زود باش برو تو سرسرا.

617
00:25:31,666 --> 00:25:33,333
‫- ولی مامان...
‫- زود باش... برو تو سرسرا!

618
00:25:47,166 --> 00:25:48,166
‫باشه، خیلی‌خب.

619
00:25:52,541 --> 00:25:53,333
‫خیلی‌خب؟

620
00:25:55,166 --> 00:25:56,958
‫باید اولش...

621
00:25:57,000 --> 00:25:58,041
‫برات صد میکروگرم تجویز کنم،

622
00:25:58,166 --> 00:26:00,541
‫ببینیم بعدش لازمه افزایش بدیم یا نه.

623
00:26:01,416 --> 00:26:03,041
‫دو هفته اولش دشواره.

624
00:26:13,833 --> 00:26:15,041
‫خیلی‌خب بچه‌ها.

625
00:26:15,541 --> 00:26:17,416
‫مسلما همه‌مون...

626
00:26:17,416 --> 00:26:18,791
‫آمار و ارقام یکسانی رو دیدم،

627
00:26:18,833 --> 00:26:20,250
‫پس احتمالا خودتون می‌دونین...

628
00:26:20,250 --> 00:26:21,333
‫می‌خوام چی بگم.

629
00:26:21,916 --> 00:26:23,291
‫- ولی لپ کلام از این قراره...
‫- نه‌خیر.

630
00:26:24,791 --> 00:26:27,208
‫خیلی‌خب، واسه کاهش مخارج کلی...

631
00:26:27,333 --> 00:26:29,875
‫- چه لباس خفنی پوشیدی. چی شده؟
‫- هیچی.

632
00:26:29,916 --> 00:26:32,125
‫صرفا... یه نسخه جور کردم.

633
00:26:33,750 --> 00:26:35,500
‫- کی تجویزش کرد؟
‫- دکتر لایدل تو لیکلند.

634
00:26:35,500 --> 00:26:36,916
‫- وای.
‫- چرت می‌گی.

635
00:26:37,041 --> 00:26:37,375
‫جدی می‌گم.

636
00:26:37,375 --> 00:26:39,333
‫- بررسی کن.
‫- دارم بررسی می‌کنم.

637
00:26:40,125 --> 00:26:41,000
‫[شرکت داروسازی زانا]

638
00:26:41,000 --> 00:26:42,625
‫صد میکروگرم تجویز کرده.
‫حالا انگار چه خبر شده.

639
00:26:42,625 --> 00:26:44,208
‫خیلی هم خبر مهمیه.

640
00:26:44,833 --> 00:26:46,208
‫طرف مرد ۹ میلیون دلاری خودمه...

641
00:26:46,250 --> 00:26:47,333
‫که لایزا باردارش کرد.

642
00:26:47,458 --> 00:26:48,458
‫به نظرت باردارش کردی؟

643
00:26:48,458 --> 00:26:50,000
‫آره، به نظرم باردارش کردم.

644
00:26:50,083 --> 00:26:51,333
‫خودش صراحتا بهت گفت...

645
00:26:51,375 --> 00:26:53,083
‫باز هم لونافن تجویز می‌کنه؟

646
00:26:53,125 --> 00:26:54,416
‫گفت می‌خواد از نمایندگانمون...

647
00:26:54,458 --> 00:26:56,500
‫در عرصه‌های علمی باشه،
‫من هم گفتم: «چه عالی.»

648
00:26:56,583 --> 00:26:58,208
‫گفتی نماینده علمی داریم؟

649
00:26:58,250 --> 00:27:00,708
‫نه، گفتم دکتر لایدل قراره
‫اولین نماینده علمیمون باشه...

650
00:27:00,833 --> 00:27:01,958
‫و شگفت‌انگیز می‌شه.

651
00:27:02,000 --> 00:27:03,083
‫نمایندگان علمی...

652
00:27:03,125 --> 00:27:05,333
‫راز کثیف جزئی شرکت‌های داروسازی‌ان،

653
00:27:05,458 --> 00:27:07,208
‫البته راز جزئی محسوب نمی‌شن.

654
00:27:07,250 --> 00:27:08,791
‫نماینده علمی چیکار می‌کنه؟

655
00:27:08,833 --> 00:27:10,708
‫یعنی نسخه‌نویس‌ها رو...

656
00:27:10,750 --> 00:27:11,708
‫با هواپیما عازم هاوایی می‌کنیم...

657
00:27:12,208 --> 00:27:14,583
‫یکی ارائه رو سریع می‌خونه...

658
00:27:14,708 --> 00:27:16,250
‫و بازاریابان مشغول خوش گذرونی میشن.

659
00:27:16,333 --> 00:27:17,500
‫بعدش هم برمی‌گردن شهر خودشون...

660
00:27:17,541 --> 00:27:18,208
‫و داروی آدم رو تجویز می‌کنن.

661
00:27:18,208 --> 00:27:19,500
‫کلاه‌برداری قانونیه...

662
00:27:20,000 --> 00:27:21,375
‫و همه چنین کاری می‌کردن.

663
00:27:21,958 --> 00:27:23,083
‫ما هم حاضر بودیم بکنیم؛

664
00:27:24,875 --> 00:27:25,833
‫ولی پول نداشتیم.

665
00:27:25,958 --> 00:27:28,750
‫هتل، پرواز و تأمین غذا پول می‌خواد.

666
00:27:28,833 --> 00:27:30,625
‫کی می‌خواد پولش رو بده؟
‫کتی می‌خواد پولش رو بده؟

667
00:27:30,625 --> 00:27:31,250
‫کاترین هستم.

668
00:27:31,875 --> 00:27:34,250
‫به نظرم لازم نیست
‫الکی واسه زرق و برقش ولخرجی کنیم.

669
00:27:34,333 --> 00:27:35,500
‫ماشینش پی‌تی کروزره،

670
00:27:35,500 --> 00:27:37,208
‫داره طلاق می‌گیره
‫و احساس تنهایی می‌کنه.

671
00:27:37,250 --> 00:27:38,166
‫با کمال میل...

672
00:27:38,166 --> 00:27:39,958
‫دم غرفه تاکو فروشی
‫هم سخنرانی می‌کنه.

673
00:27:41,083 --> 00:27:42,083
‫امکان نداره.

674
00:27:51,541 --> 00:27:52,708
‫[شرکت داروسازی زانا]

675
00:27:52,750 --> 00:27:54,208
‫[هشتصد دلار]
‫[به نام لایزا دریک]

676
00:27:54,208 --> 00:27:56,208
‫مشکل چنین کاری تو این فضا...

677
00:27:56,208 --> 00:27:58,208
‫تاب داشتن کف طبقه است.

678
00:27:58,250 --> 00:28:00,833
‫در نتیجه، احتمالا اینجا...

679
00:28:00,875 --> 00:28:02,500
‫موج برداره و بعدش...

680
00:28:02,583 --> 00:28:03,875
‫فکری به ذهنم خطور کرد.

681
00:28:04,000 --> 00:28:04,833
‫نه...

682
00:28:04,875 --> 00:28:07,333
‫- چرا که نه؟
‫- آخه نمی‌خوام بابتش حقوقم رو قطع کنن.

683
00:28:07,458 --> 00:28:08,458
‫منظورم خیلی کم‌هزینه است.

684
00:28:08,500 --> 00:28:10,375
‫نفری ۴۰۰ دلار می‌ذاریم وسط.

685
00:28:10,458 --> 00:28:11,958
‫کمیسیون سالیانه‌مون...

686
00:28:11,958 --> 00:28:13,458
‫ده درصد از ۹ میلیون دلار می‌شه.

687
00:28:13,500 --> 00:28:15,000
‫یه قرونش هم تو جیب اون احمق نمی‌ره.

688
00:28:15,083 --> 00:28:16,333
‫- قبول کن دیگه.
‫- نمی‌دونم.

689
00:28:16,375 --> 00:28:17,375
‫چی رو نمی‌دونی؟

690
00:28:19,666 --> 00:28:21,958
‫به قول آدم عاقلی،
‫فرض کن بلیت بخت‌آزماییه.

691
00:28:22,041 --> 00:28:23,958
‫باید جگر داشته باشه
‫که توش شرکت کنه.

692
00:28:24,458 --> 00:28:25,541
‫اون قطعه رو داشته باش.

693
00:28:25,541 --> 00:28:27,416
‫الان صدای دیرینگ به گوشت می‌رسه.

694
00:28:27,458 --> 00:28:29,291
‫- الان صداش در میاد.
‫- ازت خوشم میاد.

695
00:28:29,791 --> 00:28:31,666
‫وای!

696
00:28:31,708 --> 00:28:33,916
‫یوهو!

697
00:28:33,958 --> 00:28:34,791
‫خوبه.

698
00:28:34,958 --> 00:28:38,916
‫[همایش شرکت داروسازی زانا]
‫[با سخنرانی دکتر ناتان لایدل]

699
00:28:41,708 --> 00:28:42,583
‫سلام!

700
00:28:43,458 --> 00:28:44,708
‫برات جا گرفتم.

701
00:28:44,750 --> 00:28:46,208
‫دکترها کجان؟

702
00:28:46,250 --> 00:28:47,583
‫نصفشون نمی‌تونستن بیان،

703
00:28:47,625 --> 00:28:48,750
‫بقیه‌شون هم هنوز نیومدن.

704
00:28:50,375 --> 00:28:52,000
‫- لایدل کجاست؟
‫- خب...

705
00:28:52,083 --> 00:28:54,333
‫می‌خواستم باهاش تماس بگیرم
‫و بهش بگم نیاد،

706
00:28:54,458 --> 00:28:56,708
‫ولی با خودم گفتم چون خودت جورش کردی،
‫افتخارش هم نصیب خودت بشه.

707
00:28:56,833 --> 00:28:58,333
‫نه‌خیر. این همایش رو برگزار می‌کنیم.

708
00:28:58,375 --> 00:28:59,708
‫لایزا، همایشمون با بدبختی روی تخت...

709
00:28:59,750 --> 00:29:01,708
‫و غلط خوردن روش فرقی نداره.

710
00:29:01,833 --> 00:29:03,208
‫ما که سالن رو اجاره کردیم
‫و غذا تهیه کردیم!

711
00:29:03,250 --> 00:29:04,541
‫آره، فهرست ورودی هم آماده کردیم...

712
00:29:04,583 --> 00:29:06,708
‫که نسخه‌نویسان
‫باید اسمشون رو روش بنویسن.

713
00:29:06,833 --> 00:29:08,458
‫وگرنه مسئولان دولتی به خدمتمون می‌رسن.

714
00:29:20,750 --> 00:29:21,625
‫لیزا. آهای لیزا!

715
00:29:21,625 --> 00:29:23,583
‫مگه قرار نبود دور هم باشیم؟
‫بیا دیگه!

716
00:29:23,708 --> 00:29:25,875
‫- الان میام.
‫- عه، کجا می‌ری؟

717
00:29:27,708 --> 00:29:29,250
‫خیلی عذر می‌خوام لایزا.

718
00:29:29,291 --> 00:29:31,333
‫خیابون چهارم خیلی شلوغ بود.

719
00:29:31,458 --> 00:29:33,083
‫مشکلی نیست. هیچ مشکلی نیست.

720
00:29:43,458 --> 00:29:44,583
‫همه رفتن؟

721
00:29:45,958 --> 00:29:47,583
‫دکتر لایدل، درک می‌کنم.

722
00:29:47,625 --> 00:29:49,833
‫ببینین. راستی، حال مت چطوره؟

723
00:29:49,958 --> 00:29:50,916
‫کی؟ چی؟ مت کیه؟

724
00:29:50,916 --> 00:29:52,833
‫بیمارتون رو می‌گم.
‫لونافن به کارش اومد؟

725
00:29:52,958 --> 00:29:54,083
‫- چی؟
‫- حالش چطوره؟

726
00:29:54,125 --> 00:29:55,333
‫ای بابا. بهم بگین دیگه.

727
00:29:56,750 --> 00:29:58,375
‫دیروز ویزیتش کردم.

728
00:29:58,458 --> 00:30:00,291
‫گفت: «دکتر، باید دخلت رو بیارم...»

729
00:30:00,291 --> 00:30:02,083
‫«که داروم رو ۶ ماه پیش عوض نکرده بودی.»

730
00:30:05,333 --> 00:30:06,458
‫اصلا چرت نگفته بود.

731
00:30:06,583 --> 00:30:08,583
‫داروئه عین حرفش تأثیرگذار بود.

732
00:30:09,208 --> 00:30:11,083
‫زندگیم مدت کوتاهی
‫باهاش عین سابق شد.

733
00:30:15,958 --> 00:30:17,833
‫حالا می‌خواین تجویز داروش رو قطع کنین؟

734
00:30:17,875 --> 00:30:19,750
‫من به پیشنهاد پزشکی
‫کسی که همایش علمی...

735
00:30:19,791 --> 00:30:21,500
‫برگزار کرده، ولی هیچ‌کس
‫توش شرکت نکرده گوش نمی‌دم...

736
00:30:21,583 --> 00:30:23,208
‫خیلی مسخره بود. خودم متوجهم.

737
00:30:23,333 --> 00:30:25,625
‫ببینین، شما لایق همایش بزرگی هستین.
‫لایق همایش عظیمی هستین.

738
00:30:26,625 --> 00:30:28,958
‫- باقی دکترها باید حرف‌هاتون رو بشنون.
‫- اون‌ها رو می‌گی؟

739
00:30:29,000 --> 00:30:29,833
‫اون‌ها رو نمی‌گم.

740
00:30:29,875 --> 00:30:31,708
‫اون‌ها که پاپزشکن.
‫کل فعالان صنعت رو می‌گم.

741
00:30:32,458 --> 00:30:34,166
‫کل فعالان صنعت باید بشنون...

742
00:30:34,208 --> 00:30:36,333
‫با این که پراکسیوم خیال می‌کرد
‫شما رو...

743
00:30:36,375 --> 00:30:38,083
‫عین باقی پزشکان ایالتمون
‫تحت سلطه داره،

744
00:30:38,583 --> 00:30:41,250
‫شما به صلاح بیمارتون نسخه نوشتین.

745
00:30:41,333 --> 00:30:42,250
‫من که داروت رو تجویز کردم.

746
00:30:42,333 --> 00:30:44,000
‫- دیگه از جونم چی می‌خوای؟
‫- اذیت نکنین دیگه.

747
00:30:44,083 --> 00:30:45,500
‫می‌خوام بدونم چطوری
‫دکترها رو قانع کنم...

748
00:30:45,541 --> 00:30:46,833
‫بهترین دارو رو تجویز کنن.
‫چیکار کنم؟

749
00:30:46,875 --> 00:30:47,958
‫پول هم بگیری؟

750
00:30:48,000 --> 00:30:49,958
‫معلومه که می‌گیرم.
‫بازار همین شکلیه دیگه.

751
00:30:50,583 --> 00:30:52,125
‫بازار الان فاسده.

752
00:30:52,208 --> 00:30:53,583
‫کمکم کنین تغییرش بدم.

753
00:30:55,125 --> 00:30:56,625
‫قبول کنین دیگه.
‫کمکم کنین تغییرش بدم.

754
00:30:58,583 --> 00:30:59,458
‫چطوری؟

755
00:31:00,083 --> 00:31:00,875
‫نمی‌دونم.

756
00:31:00,958 --> 00:31:02,416
‫با دنده سرد
‫و چند پاپزشک ...

757
00:31:02,458 --> 00:31:04,083
‫شروع می‌کنیم.

758
00:31:06,708 --> 00:31:08,416
‫خلاصه جای پای طرف رو...

759
00:31:08,458 --> 00:31:11,500
‫روی شیشه جلوی ماشین دیدم.

760
00:31:12,250 --> 00:31:13,625
‫اوهوم.

761
00:31:14,750 --> 00:31:16,125
‫پام رو روی جای پاش گذاشتم.

762
00:31:16,166 --> 00:31:17,166
‫ولی اندازه پای طرف نبود.

763
00:31:18,750 --> 00:31:20,666
‫خلاصه فهمیدم.
‫فهمیدم قراره باهاش ازدواج کنه.

764
00:31:20,750 --> 00:31:22,875
‫آخی. خیلی متأسفم نات.

765
00:31:24,625 --> 00:31:27,541
‫راستی، هیچ‌کدوم از کارهام
‫غیرقانونی نبود.

766
00:31:27,625 --> 00:31:28,916
‫پیت اون کارها رو ردیف کرد.

767
00:31:29,625 --> 00:31:30,916
‫دستمزدتون رو...

768
00:31:30,958 --> 00:31:33,416
‫طبق تجربه پزشکیتون افزایش می‌دیم.

769
00:31:33,500 --> 00:31:35,375
‫تجربه پزشکیم؟

770
00:31:35,625 --> 00:31:37,875
‫میتونیم اگه لونافن تجویز کنین،
‫هفته‌ای ۳,۰۰۰ دلار بدیم.

771
00:31:38,416 --> 00:31:39,708
‫
‫- نه‌خیر، خودت برو خونه.

772
00:31:39,833 --> 00:31:41,458
‫- فعلا!
‫- خودت برو خونه.

773
00:31:41,583 --> 00:31:43,833
‫- خیلی‌خب، خداحافظ!
‫- دیگه همه می‌رن خونه.

774
00:31:45,250 --> 00:31:47,208
‫واقعا «ویلی آزاد» رو به دام انداختیم!

775
00:31:47,250 --> 00:31:49,583
‫۴,۵۰۰ دلار؟ اصلا چنین کاری قانونیه؟

776
00:31:49,625 --> 00:31:51,500
‫فرض کن محدودیت سرعت ۱۰۰ کیلومتره
‫و ما داریم ۱۱۰ کیلومتر می‌ریم.

777
00:31:51,583 --> 00:31:53,583
‫بقیه دارن ۱۳۰ کیلومتر می‌رن.

778
00:31:53,708 --> 00:31:54,916
‫بماند که امشب بهترین...

779
00:31:54,958 --> 00:31:56,833
‫داروی ضددرد سرطان تاریخ دنیا رو
‫وارد بازار کردیم،

780
00:31:56,958 --> 00:31:58,000
‫پس چه فرقی می‌کنه؟

781
00:31:58,083 --> 00:32:00,125
‫ولی اگه دارو این‌قدر خوبه،
‫واسه چی باید بهش پول بدیم؟

782
00:32:00,208 --> 00:32:01,833
‫چون اگه ما پول ندیم،
‫یکی دیگه می‌ده.

783
00:32:01,875 --> 00:32:03,708
‫تو صنعت داروسازی
‫باید مرز قانون رو پیدا کرد...

784
00:32:03,708 --> 00:32:05,333
‫و دقیقا لب مرز راه رفت
‫تا غیرقانونی محسوب نشه.

785
00:32:05,458 --> 00:32:07,000
‫اگه از مرزش رد بشیم چی می‌شه؟

786
00:32:07,000 --> 00:32:09,083
‫جریمه‌مون می‌کنن.
‫جریمه می‌پردازیم.

787
00:32:09,125 --> 00:32:10,708
‫بخشی از بودجه بازاریابیمون رو
‫بهش اختصاص دادن.

788
00:32:10,750 --> 00:32:12,916
‫ما که بودجه بازاریابی نداریم!

789
00:32:12,958 --> 00:32:15,000
‫خواهیم داشت!
‫امان از دستت لایزا!

790
00:32:15,083 --> 00:32:16,458
‫تو امشب شرکتمون رو نجات دادی!

791
00:32:16,583 --> 00:32:18,958
‫قراره به هزاران بیمار سرطانی کمک کنی!

792
00:32:19,083 --> 00:32:21,250
‫سه هفته پیش بیکار بودی،

793
00:32:21,333 --> 00:32:23,083
‫ولی الان افسانه صنعت داروسازی شدی!

794
00:32:23,208 --> 00:32:24,333
‫خوشحال باش!

795
00:32:24,458 --> 00:32:25,958
‫من که خوشحالم!
‫آره، آره.

796
00:32:26,000 --> 00:32:28,458
‫خوش گذشت!
‫بهت که گفتم کم‌هزینه جواب می‌ده.

797
00:32:28,500 --> 00:32:29,625
‫- نگفته بودم؟
‫- سالم برسی خونه.

798
00:32:29,708 --> 00:32:30,625
‫خیلی‌خب، همچنین.

799
00:32:34,250 --> 00:32:35,750
‫ببین. طرف داره
‫جوری لونافن تجویز می‌کنه...

800
00:32:35,750 --> 00:32:37,000
‫انگار به جونش بسته است.

801
00:32:37,041 --> 00:32:38,666
‫- ای وای.
‫- چهارصد میکروگرم.

802
00:32:38,750 --> 00:32:40,416
‫ششصد. هشتصد.

803
00:32:41,375 --> 00:32:43,375
‫طرف داروی ۴۰ مریض رو
‫طی ۳ روز عوض کرده.

804
00:32:43,416 --> 00:32:44,625
‫وای خدایا.

805
00:32:45,416 --> 00:32:46,500
‫خب...

806
00:32:48,875 --> 00:32:50,125
‫چی؟ آخه چرا؟

807
00:32:50,250 --> 00:32:51,041
‫بازش کن دیگه.

808
00:32:55,416 --> 00:32:56,500
‫- «بهترین تازه‌کار سال.»

809
00:32:56,500 --> 00:32:58,333
‫قرار نیست درآمد امسالت
‫صد هزار دلار باشه.

810
00:32:59,708 --> 00:33:01,125
‫به احتمال زیاد به ۶۰۰ هزار دلار برسه.

811
00:33:07,458 --> 00:33:08,458
‫عجیبه، مگه نه؟

812
00:33:10,500 --> 00:33:11,833
‫خوشحالی؟

813
00:33:11,875 --> 00:33:13,583
‫جریان چیه؟ مشکلی پیش اومده؟

814
00:33:14,583 --> 00:33:16,708
‫خب، چه فرقی می‌کنه؟
‫بالاخره قرار گذاشته بودیم، مگه نه؟

815
00:33:16,833 --> 00:33:18,833
‫می‌ذارم هر جاییم رو که خواستی بزنی.

816
00:33:20,250 --> 00:33:21,375
‫البته باید هشدار بدم...

817
00:33:21,458 --> 00:33:22,791
‫که تحقیقات درمانگاهی ثابت کردن...

818
00:33:22,833 --> 00:33:24,125
‫احتمال اعتیاد بالایی دارم.

819
00:33:33,416 --> 00:33:34,250
‫ممنون.

820
00:33:43,083 --> 00:33:45,666
‫ای بابا، چیه؟

821
00:33:54,208 --> 00:33:56,708
‫سلام مامان، ماشین خراب شد.

822
00:34:02,125 --> 00:34:04,208
‫سلام لایزا. وای.

823
00:34:05,708 --> 00:34:06,500
‫مال خودته.

824
00:34:08,208 --> 00:34:09,083
‫- نه.
‫- چرا.

825
00:34:09,125 --> 00:34:10,208
‫نه، نمی‌شه.

826
00:34:10,250 --> 00:34:11,708
‫بفروشش. موتورسیکلت گازی بخر.
‫برام فرقی نداره.

827
00:34:11,833 --> 00:34:13,458
‫- بگیرش.
‫- خیلی... لایزا!

828
00:34:13,500 --> 00:34:14,500
‫- بگیرش!
‫- وای خـ...

829
00:34:15,208 --> 00:34:16,458
‫- وای لایزا. دخـ...
‫- خوشحالی؟

830
00:34:16,500 --> 00:34:18,333
‫وای خدایا، آره.

831
00:34:18,375 --> 00:34:20,083
‫خیلی... وای، ممنون.

832
00:34:20,125 --> 00:34:21,208
‫سوار شو ببینم!

833
00:34:21,333 --> 00:34:23,750
‫وای! ممنون!

834
00:34:25,083 --> 00:34:26,833
‫چه براقه!

835
00:34:30,083 --> 00:34:30,958
‫با سودش.

836
00:34:32,375 --> 00:34:33,833
‫- ببین، اِم...
‫- خیلی‌خب.

837
00:34:33,958 --> 00:34:35,875
‫از کجا این همه پول در میاری؟

838
00:34:35,958 --> 00:34:36,875
‫خب، با کمیسیون ده درصدی...

839
00:34:36,875 --> 00:34:39,333
‫بدجوری بدبخت شدین.

840
00:34:39,375 --> 00:34:40,250
‫خیلی‌خب.

841
00:34:40,291 --> 00:34:42,833
‫وسایلتون رو جمع کنین و برین.
‫شوخی ندارم.

842
00:34:42,958 --> 00:34:44,708
‫- گری بداخلاق اومد.
‫- خرس بدجنس اومد.

843
00:34:44,833 --> 00:34:45,958
‫من صراحتا گفتم...

844
00:34:45,958 --> 00:34:47,500
‫حق ندارین همایش علمی برگزار کنین.

845
00:34:47,583 --> 00:34:49,125
‫واسه چی از همایش علمی متنفری؟

846
00:34:49,208 --> 00:34:50,958
‫از آشغال‌های سرکشی
‫که اعتبار این شرکت رو...

847
00:34:51,000 --> 00:34:52,958
‫به خطر می‌اندازن متنفرم.

848
00:34:53,000 --> 00:34:54,541
‫این شرکت اعتباری نداره،

849
00:34:54,541 --> 00:34:55,875
‫آخه خودت اصلا خطر نمی‌کنی.

850
00:34:55,958 --> 00:34:57,541
‫نمی‌شه که یهو چنین کاری بکنین!

851
00:34:57,541 --> 00:34:58,833
‫باید گروه تطبیق بیارین...

852
00:34:58,958 --> 00:35:00,708
‫- که نماینده‌مون رو بررسی کنه،
‫- بیا استخدامشون کنیم!

853
00:35:00,833 --> 00:35:02,500
‫آخه ممکنه الکی نسخه بنویسه...

854
00:35:02,583 --> 00:35:03,708
‫و سازمان مبارزه با مواد مخدر دنبالش باشه.

855
00:35:03,750 --> 00:35:05,333
‫لایدل الکی نسخه نمی‌نویسه.

856
00:35:05,458 --> 00:35:07,875
‫اگه واقعا کمی زحمت کشیده بودی،
‫خودت می‌فهمیدی الکی نمی‌نویسه.

857
00:35:07,958 --> 00:35:10,083
‫قبوله! وایستین به دکتر جک بگم
‫چیکار کردین...

858
00:35:10,125 --> 00:35:11,583
‫و از همین پنجره پرتتون کنه پایین.

859
00:35:11,708 --> 00:35:13,000
‫برنت، کار ما...

860
00:35:13,000 --> 00:35:14,708
‫تو همین هفته
‫با یه دکتر...

861
00:35:14,833 --> 00:35:16,000
‫به درآمد ۲۰۰,۰۰۰ دلاری منجر شد.

862
00:35:23,125 --> 00:35:25,250
‫نمی‌خوام حواست رو
‫از اخراج خودمون پرت کنم.

863
00:35:28,750 --> 00:35:30,500
‫نه، نه، نه. خب، مسلما...

864
00:35:30,541 --> 00:35:32,250
‫آمار و ارقام خوش‌آیندیه.

865
00:35:32,333 --> 00:35:33,875
‫باید فکر کنم طرح کاریمون رو...

866
00:35:33,875 --> 00:35:35,000
‫چطور به اطلاع رئیس برسونم.

867
00:35:35,083 --> 00:35:36,250
‫یعنی چطوری بگی کار خودت بوده دیگه.

868
00:35:36,291 --> 00:35:37,708
‫خودمون به جک گفتیم.
‫مشکلی نداره.

869
00:35:37,750 --> 00:35:38,583
‫خیلی‌خب.

870
00:35:39,208 --> 00:35:40,208
‫آره، بهمون اجازه داد...

871
00:35:40,250 --> 00:35:42,208
‫مدیریت طرح رو
‫در نواحی جنوب شرقی به دست بگیریم.

872
00:35:42,333 --> 00:35:43,333
‫داریم نیروی جدید استخدام می‌کنیم.

873
00:35:45,416 --> 00:35:47,458
‫می‌خوای کمی از خودت
‫برامون بگی؟

874
00:35:47,541 --> 00:35:49,166
‫آره! دانشجوی دوره مقدماتی پزشکی
‫دانشگاه فلوریدام...

875
00:35:49,166 --> 00:35:50,208
‫و عضو انجمن «فای بتا کاپا» هستم.

876
00:35:52,791 --> 00:35:53,791
‫کارآموز شرکت داروسازی «مرک» بودم.

877
00:35:53,833 --> 00:35:55,791
‫از مدیران خرد «فایزر» بودم.

878
00:35:55,916 --> 00:35:57,041
‫- قبولی.
‫- قبول نیستی.

879
00:35:58,166 --> 00:36:00,541
‫نوشته مدرک داروسازیت رو از امهرست گرفتی.

880
00:36:00,583 --> 00:36:02,625
‫نمی‌دونستم دانشکده داروسازی دارن.

881
00:36:02,666 --> 00:36:03,833
‫آره. از بهترین دانشکده‌های کشوره.

882
00:36:03,916 --> 00:36:05,666
‫می‌شه بگی شگون‌نمای دانشگاهشون چی بود؟

883
00:36:09,541 --> 00:36:10,791
‫- عذر می‌خوام.
‫- اشکالی نداره.

884
00:36:13,208 --> 00:36:14,708
‫داستان واقعی زندگیت رو بگی.

885
00:36:14,791 --> 00:36:16,041
‫خیلی‌خب. راستش رو می‌گم.

886
00:36:16,166 --> 00:36:18,083
‫اِم...

887
00:36:19,083 --> 00:36:20,875
‫بعد از مدرسه با حداقل دستمزد...

888
00:36:20,916 --> 00:36:23,041
‫و دریافت کمیسیونی
‫که مدیرم بهم نمی‌داد،

889
00:36:23,166 --> 00:36:25,208
‫تایر می‌فروختم.

890
00:36:25,291 --> 00:36:28,791
‫اِم، ده سال ادامه دادم،
‫استعفا دادم،

891
00:36:28,833 --> 00:36:30,375
‫الان هم کارم همونه،

892
00:36:30,416 --> 00:36:31,416
‫فقط دره حمام می‌فروشم.

893
00:36:34,666 --> 00:36:38,708
‫اِم، دستگاه فشار جریان هوا،
‫جکوزی...

894
00:36:38,791 --> 00:36:40,291
‫طوطی دم‌دراز، اسانس...

895
00:36:40,291 --> 00:36:41,791
‫و از این مصنوعی‌های فنری می‌فروختم.

896
00:36:41,833 --> 00:36:44,458
‫ملت رو مجبور به خرید می‌کردم.

897
00:36:46,166 --> 00:36:47,208
‫وسایل خودم رو می‌فروختم.

898
00:36:49,291 --> 00:36:51,291
‫واسه چی می‌خوای دارو بفروشی؟

899
00:36:51,416 --> 00:36:53,208
‫واریز نفقه فرزندم که دیر بشه،

900
00:36:53,208 --> 00:36:54,291
‫بچه‌ام غذا نمی‌خوره.

901
00:36:55,666 --> 00:36:57,166
‫این‌جوری دیگه مجبور نیستم...

902
00:36:57,166 --> 00:36:58,666
‫کارم رو به بچه‌هام دروغ بگم.

903
00:37:00,041 --> 00:37:00,875
‫واسه چی خیال می‌کنی...

904
00:37:00,875 --> 00:37:02,458
‫می‌تونی دکتری رو
‫به تجویز دارومون ترغیب کنی؟

905
00:37:02,541 --> 00:37:04,583
‫بهترین دارو از این نوعه...

906
00:37:04,666 --> 00:37:06,416
‫و زمان تأثیرگذاریش...

907
00:37:06,458 --> 00:37:07,583
‫یک‌دهم رقباست.

908
00:37:07,666 --> 00:37:09,250
‫آخه حاضرم واسه کمیسیون ده درصدی،

909
00:37:09,291 --> 00:37:10,833
‫تیغ آتشین بخورم.

910
00:37:11,416 --> 00:37:13,666
‫آخه با یکی از سرطان‌شناسان
‫ساکن پلنت سیتی...

911
00:37:13,708 --> 00:37:14,708
‫رابطه دارم.

912
00:37:16,750 --> 00:37:18,833
‫آخه بابام دکتر مدیریت درده...

913
00:37:18,916 --> 00:37:22,291
‫و گفته اگه استخدامم کنین،
‫داروتون رو تجویز می‌کنه.

914
00:37:23,666 --> 00:37:25,416
‫تو ناحیه محدودیت سرعت ۱۰۰ کیلومتری،
‫با سرعت ۱۱۰ کیلومتر بریم؟

915
00:37:28,333 --> 00:37:29,416
‫به گروهمون خوش اومدی.

916
00:37:35,083 --> 00:37:36,333
‫قانون دکتر جکه.

917
00:37:36,958 --> 00:37:38,083
‫همه باید دکترا داشته باشن.

918
00:37:38,208 --> 00:37:39,625
‫خب، هیچ‌کدومشون دکترا ندارن.

919
00:37:39,708 --> 00:37:41,000
‫دکترا با فقیر، حریص و احمق برابری می‌کنه.

920
00:37:41,083 --> 00:37:43,208
‫البته تو احمق نبودی، ناچار بودی.

921
00:37:44,125 --> 00:37:45,875
‫[استخدامی‌ها]

922
00:37:45,875 --> 00:37:47,458
‫کار امروز شما...

923
00:37:47,500 --> 00:37:48,041
‫[چی نصیبم می‌شه؟]

924
00:37:48,083 --> 00:37:50,250
‫از وضعیت فرداتون خبر می‌ده.

925
00:37:50,333 --> 00:37:51,291
‫باید جوری جون بکنین...

926
00:37:51,333 --> 00:37:53,500
‫که انگار تو مخمصه افتادین.

927
00:37:53,541 --> 00:37:54,416
‫[چی نصیبم می‌شه؟]

928
00:37:54,458 --> 00:37:56,708
‫نباید صرفا ناحیه‌تون رو
‫بررسی کنین،

929
00:37:56,708 --> 00:37:58,333
‫باید ناحیه‌تون رو تصاحب کنین.

930
00:37:58,458 --> 00:38:00,083
‫مرگ و زندگی ما
‫دست ناظران درمانگاه‌ها بوده،

931
00:38:00,166 --> 00:38:01,916
‫منشی ۵۰ ساله هم به شدت...

932
00:38:02,041 --> 00:38:03,750
‫از خانم‌های جوانی
‫که نصف خودش سن دارن،

933
00:38:03,791 --> 00:38:05,916
‫ولی درآمدشون دو برابر خودشه، متنفره.

934
00:38:05,958 --> 00:38:07,250
‫ببین خانم، باید بدونم...

935
00:38:07,291 --> 00:38:08,666
‫کی می‌تونم دکتر رو ببینم.

936
00:38:09,833 --> 00:38:11,166
‫سلام سونیا. حالت چطوره؟

937
00:38:11,291 --> 00:38:12,916
‫- از دیدنت خوشحال شدم.
‫- سلام.

938
00:38:16,541 --> 00:38:19,208
‫چرب کردن سبیل دکترها هنره، علم نیست.

939
00:38:19,333 --> 00:38:20,750
‫گمون نکنم کاملا مطمئن باشم...

940
00:38:20,750 --> 00:38:22,166
‫که می‌تونین بهم اعتماد کنین یا نه؟

941
00:38:23,541 --> 00:38:25,916
‫دکتر، من خرج دو خونه...

942
00:38:25,958 --> 00:38:28,833
‫و سه فرزند رو می‌دم
‫که یکیشون نیازهای ویژه داره.

943
00:38:29,708 --> 00:38:31,708
‫اگه به نمایندگان علمیمون ملحق بشین،

944
00:38:31,750 --> 00:38:34,208
‫شریک و منبع درآمد من محسوب می‌شین.

945
00:38:35,416 --> 00:38:38,291
‫حاضرم واسه محافظت از شما
‫به آتش تن بدم.

946
00:38:52,916 --> 00:38:55,500
‫ببین، باهام نمیای؟
‫همین اولین بار رو بیا.

947
00:38:55,625 --> 00:38:58,125
‫نه، وقتشه بال‌هات رو
‫باز کنی، پرنده کوچولو.

948
00:38:58,166 --> 00:38:59,166
‫از پسش برمیای.

949
00:39:03,000 --> 00:39:04,750
‫و مادامی که رقبای ثروت‌مندمون...

950
00:39:04,875 --> 00:39:07,750
‫بر سر کادر پزشکی موفقِ کلینیک مایو،
‫توی سر همدیگه می‌زدن...

951
00:39:07,791 --> 00:39:08,791
‫دکتر دیویس؟

952
00:39:09,666 --> 00:39:11,000
‫جکی دریک هستم از زانا.

953
00:39:11,125 --> 00:39:13,916
‫ما رفتیم سراغ کسایی که فایزر،
‫یه ده‌ شاهی هم بهشون نمی‌داد.

954
00:39:14,000 --> 00:39:15,125
‫حالت چطوره؟

955
00:39:15,250 --> 00:39:19,000
‫خب، الان به‌شدت حالم خوبه.
‫ممنون.

956
00:39:19,500 --> 00:39:22,000
‫و بدون اون نماینده‌های درمانده،

957
00:39:23,041 --> 00:39:25,250
‫ممنون که تشریف آوردید.

958
00:39:27,541 --> 00:39:30,375
‫آموزش اصلی‌ای که توی
‫رویدادها دیدیم،

959
00:39:30,500 --> 00:39:33,000
‫این بود که فهمیدیم که دکترها هم،
‫مثل بقیه ادما فکر میکنند.

960
00:39:37,625 --> 00:39:39,000
‫چه چیزی ما رو از بقیه متمایز کرد؟

961
00:39:40,000 --> 00:39:44,041
‫به نماینده‌هام می‌گم که با دکترهاتون،
‫مثل یک کالای فروشی رفتار نکنید.

962
00:39:44,125 --> 00:39:45,791
‫اونا رو مثل خانواده و دوستِ خودتون بدونید.

963
00:39:46,666 --> 00:39:49,666
‫می‌ریم فرودگاه دنبال‌شون.
‫سگ‌هاشون رو می‌بریم گردش.

964
00:39:51,125 --> 00:39:54,166
‫اگر بخوان، می‌شینیم و به موسیقیِ
‫راک محلیِ عاشقانه‌شون گوش می‌دیم.

965
00:40:06,916 --> 00:40:09,541
‫و حتی اگر هم با کثافت‌کاری
‫پیروز شده باشیم،

966
00:40:09,666 --> 00:40:12,041
‫در نهایت داروهامون داشت به افرادی
‫که واقعا بهش نیاز داشتن می‌رسید.

967
00:40:12,166 --> 00:40:15,333
‫روز شنبه به بچه‌ها گفتم،
‫یه کاری می‌کنیم.

968
00:40:15,416 --> 00:40:18,666
‫گفتم مامانی دیگه درد نداره.
‫باورت بشه یا نه، رفتیم پیاده‌روی.

969
00:40:19,291 --> 00:40:20,083
‫نمی‌تونستم برم پیاده‌روی.

970
00:40:20,166 --> 00:40:22,166
‫دکتر الان‌هاست که ویزیتت کنه، سیدنی.

971
00:40:22,583 --> 00:40:25,625
‫همه راضی و خوش‌حال بودن.
‫البته به جز رقبا.

972
00:40:25,750 --> 00:40:27,000
‫داری دکترهام رو می‌دزدی؟

973
00:40:27,041 --> 00:40:30,041
‫از اینکه باعث شدم بیمارهای سرطانی،
‫آبنبات‌های سمی‌ت رو نخورن، حس قشنگی دارم.

974
00:40:30,125 --> 00:40:32,875
‫فکر کردی کله‌گنده‌ای؟
‫تو یه دلقکی.

975
00:40:32,958 --> 00:40:35,208
‫خب این باعث می‌شه کل بودجه بازاریابی‌مون رو

976
00:40:35,291 --> 00:40:37,083
‫صرفِ نابود کردن شما بکنیم.

977
00:40:37,916 --> 00:40:40,666
‫- با دم شیر بازی کردید.
‫- مگه توی بخش بازاریابی، شیر دارید؟

978
00:40:40,791 --> 00:40:42,791
‫توی بخش انتقام گرفتن، شیر داریم.

979
00:40:42,833 --> 00:40:44,041
‫و قراره عاشق جنابعالی بشه.

980
00:40:44,166 --> 00:40:45,958
‫لحظه‌شماری می‌کنم.
‫سلام، دکتر لایدل.

981
00:40:46,041 --> 00:40:47,416
‫از ماکارون‌هات لذت ببر.

982
00:40:47,541 --> 00:40:49,833
‫- از اون دستگاه اسکی فضایی استفاده کردی؟
‫- شک نکن.

983
00:40:49,916 --> 00:40:52,333
‫- خیلی رو فرمی.
‫- هدفم پنج کیلومتره.

984
00:40:52,416 --> 00:40:54,166
‫اگر براتون سوال شده که
‫چرا پراکسیوم نتونست

985
00:40:54,291 --> 00:40:57,333
‫با طرح‌های بهتر و پول بیش‌تر،
‫دوباره دکترهاش رو تجویز کنه،

986
00:40:57,416 --> 00:40:58,041
‫باید بگم نتونستن دیگه.

987
00:40:58,958 --> 00:41:02,083
‫درد درده، ملت.
‫و در...

988
00:41:02,125 --> 00:41:04,958
‫مامورهای فدرال، به‌خاطر تجویزِ
‫داروهای غیرمرتبط، دستگیرشون کردن.

989
00:41:05,083 --> 00:41:08,333
‫به عبارتی، به دکترها پول می‌دادن،
‫تا فنتینال تجویز کنن.

990
00:41:08,375 --> 00:41:10,750
‫اون هم نه فقط به بیمارهای سرطانی‌ای
‫که داروهای افیونی مصرف می‌کردن،

991
00:41:10,833 --> 00:41:12,208
‫بلکه واسه هرکس و هر بیماری‌ای،
‫فنتانیل تجویز می‌کردن.

992
00:41:12,750 --> 00:41:14,000
‫یارو می‌گفت سر درد داره،
‫یا پوست ناخنش کنده می‌شه،

993
00:41:14,041 --> 00:41:15,041
‫بعد، اونا براش فنتانیل تجویز می‌کردن.

994
00:41:15,041 --> 00:41:16,416
‫پراکسیوم ممنوع الکار نشد.

995
00:41:16,500 --> 00:41:18,375
‫هیچ‌کس هم زندان نرفت.

996
00:41:18,500 --> 00:41:20,416
‫قاضی یه جریمه‌ای براشون تعیین کرد،

997
00:41:20,500 --> 00:41:22,625
‫و از جذب دکترها، منع شدن...

998
00:41:25,000 --> 00:41:26,166
‫البته به مدت پنج سال.

999
00:41:35,666 --> 00:41:36,916
‫یا خدا.

1000
00:41:37,875 --> 00:41:38,875
‫واو.

1001
00:41:41,833 --> 00:41:43,833
‫اینجا خیلی برام راحته.

1002
00:41:44,333 --> 00:41:46,791
‫خب دو طبقه‌ست و الان
‫واسه خودم، اتاق دارم.

1003
00:41:46,833 --> 00:41:49,250
‫آره، ولی تصویر کلی رو ببین.

1004
00:41:49,333 --> 00:41:51,958
‫کمدم از اتاق قبلی‌م بزرگ‌تره.

1005
00:41:52,000 --> 00:41:54,375
‫یه وان خفن داریم.
‫دوست صمیمیِ جدیدم هم...

1006
00:41:54,458 --> 00:41:56,208
‫خلیج مکزیکه.

1007
00:41:56,250 --> 00:41:58,583
‫- پشم‌هام.
‫- سلام.

1008
00:41:58,708 --> 00:41:59,875
‫باحاله، نه؟

1009
00:41:59,958 --> 00:42:01,708
‫آره، عالی به‌نظر میاد.

1010
00:42:01,833 --> 00:42:03,083
‫به مامان سلام کن.

1011
00:42:03,708 --> 00:42:05,458
‫- سلام.
‫- سلام.

1012
00:42:06,458 --> 00:42:08,708
‫- وای خدا.
‫- یا خدا.

1013
00:42:08,750 --> 00:42:11,750
‫- خیلی‌خب، بدو.
‫- باورت می‌شه؟

1014
00:42:16,333 --> 00:42:17,208
‫سلام.

1015
00:42:18,000 --> 00:42:19,833
‫کجا رو امضا کنم؟

1016
00:42:21,083 --> 00:42:26,708
‫دوست ندارم همچین سوالی بپرسم،
‫ولی واسه کلاس هفتم، ۸۰ متقاضی داریم.

1017
00:42:28,708 --> 00:42:30,125
‫چقدر مایلید پرداخت کنید؟

1018
00:42:30,208 --> 00:42:31,958
‫می‌تونم شهریه رو کامل پرداخت کنم.

1019
00:42:32,000 --> 00:42:33,583
‫پول با خودش وقار میاره.

1020
00:42:33,625 --> 00:42:35,125
‫دیگه لازم نیست از کسی
‫خواهش و تمنا بکنی.

1021
00:42:35,208 --> 00:42:37,958
‫اینکه بالاخره از اون آدم‌هایی شده بودم
‫که نمی‌شه خجالت‌زده

1022
00:42:38,083 --> 00:42:40,333
‫و تلکه کرد یا بهشون نارو زد،
‫به‌شدت برام لذت‌بخش بود.

1023
00:42:41,583 --> 00:42:44,458
‫- می‌تونی شهریه‌ی پیشرفته پرداخت کنی؟
‫- چی هست؟

1024
00:42:44,583 --> 00:42:45,625
‫شهریه دو برابر.

1025
00:42:45,708 --> 00:42:47,083
‫چرا باید دو برابر پول بدم؟

1026
00:42:47,208 --> 00:42:50,333
‫خب، مدرسه واسه خریدنِ حیوانات،
‫افتاد توی قرض و قوله.

1027
00:42:50,375 --> 00:42:51,583
‫پس واسه نگهداری این طرح،

1028
00:42:51,625 --> 00:42:54,083
‫باید از انجمن‌مون کمک بگیریم.

1029
00:42:54,125 --> 00:42:56,208
‫توی اجتماع، به طبقه بالاتری
‫صعود می‌کنی،

1030
00:42:56,333 --> 00:42:58,333
‫اما همون خدمات رو
‫در ازای پول بیش‌تری بهت می‌دن،

1031
00:42:58,833 --> 00:43:01,708
‫و بوی یاسمن و الپاکا می‌ده.

1032
00:43:03,833 --> 00:43:04,875
‫حله.

1033
00:43:05,500 --> 00:43:06,583
‫هوم.

1034
00:43:14,708 --> 00:43:17,166
‫یه‌کم این طرح نمایندگان علمی روی مخمه.

1035
00:43:17,291 --> 00:43:19,583
‫می‌دونم، چندش و زیاده‌رویه.

1036
00:43:19,666 --> 00:43:22,791
‫بعد از عرضه‌ی اولیه‌ی سهام،
‫مطابق مقررات پیش می‌ریم.

1037
00:43:22,833 --> 00:43:25,291
‫نه، عاشق رویدادهام،
‫به‌شرطی که بسپارنش به خودم.

1038
00:43:25,333 --> 00:43:25,958
‫مامان.

1039
00:43:26,000 --> 00:43:27,916
‫ولی پیت، تموم پول‌های
‫طرح نمایندگان علمی رو

1040
00:43:27,958 --> 00:43:30,083
‫به اون دختره داده که
‫تماس تبلیغاتی می‌گیره.

1041
00:43:30,166 --> 00:43:32,541
‫تو ۳۰ هزار دلار پاداش گرفتی.
‫اوضاعت ردیفه.

1042
00:43:32,583 --> 00:43:34,041
‫تینا ۱۲۵هزارتا گرفت.

1043
00:43:34,166 --> 00:43:37,333
‫یه جلسه با دکتر جک دارم
‫و باید تمرکز کنم.

1044
00:43:37,416 --> 00:43:40,458
‫- خیلی مهمه که براش آماده بشم.
‫- دکتر جک! چه بهتر.

1045
00:43:41,333 --> 00:43:44,833
‫بهش بگو به‌نظرم باید حق‌الوکاله‌ها رو
‫از فروش خالص، کم کنیم.

1046
00:43:44,916 --> 00:43:47,791
‫بعدش اونجوری شاید، فرد شماره یکِ تیمم باشم.

1047
00:43:47,916 --> 00:43:49,041
‫- باشه.
‫- جدی می‌گم.

1048
00:43:49,541 --> 00:43:50,416
‫سلام!

1049
00:43:50,541 --> 00:43:52,416
‫- سلام.
‫- کمک لازم داری؟

1050
00:43:53,000 --> 00:43:54,958
‫مامانت تا حالا ازت نخواسته
‫بهش لطف کنی؟

1051
00:43:55,000 --> 00:43:56,250
‫نه. مُرده.

1052
00:43:56,333 --> 00:43:57,250
‫خب بابات چی؟

1053
00:43:57,333 --> 00:43:58,208
‫اون هم مُرده

1054
00:43:58,333 --> 00:43:59,958
‫وای خدا، متاسفم پیت.

1055
00:44:00,083 --> 00:44:02,750
‫متاسف نباش. پدربزرگ و مادربزرگ‌های
‫بدی می‌شدن.

1056
00:44:03,625 --> 00:44:04,625
‫چی؟

1057
00:44:05,375 --> 00:44:07,500
‫واقعا؟ فکر می‌کردم به همه گفته.

1058
00:44:08,875 --> 00:44:09,875
‫تینا حامله‌ست.

1059
00:44:10,500 --> 00:44:13,583
‫ارزش شرکت، توی سه‌ماه‌ی سوم،
‫در جنوب شرق، به ۹۶ میلیون دلار رسیده.

1060
00:44:13,708 --> 00:44:15,083
‫طرح نمایندگان علمی موثره.

1061
00:44:15,208 --> 00:44:18,208
‫اگر آمار فروش سهام شرکت
‫به ۸۶ درصد برسه، که می‌رسه،

1062
00:44:18,333 --> 00:44:20,500
‫با راه‌اندازی طرح نمایندگان علمی در کل کشور،

1063
00:44:20,583 --> 00:44:22,833
‫به درآمد سالانه یک میلیارد، نزدیک می‌شیم.

1064
00:44:26,125 --> 00:44:29,583
‫منهای پونصد میلیون دلار
‫بابت تخطی از قوانین.

1065
00:44:31,583 --> 00:44:33,875
‫نه، چون همون‌طور که پیت گفت،

1066
00:44:33,958 --> 00:44:36,958
‫بعد از عرضه‌ی عمومی اولیه،
‫طرح‌ها طبق مقررات پیش می‌رن.

1067
00:44:37,083 --> 00:44:39,583
‫چون آدم مقرراتی
‫و اصولمندی هستی، درسته لایزا؟

1068
00:44:39,708 --> 00:44:42,708
‫- همه باید رعایتش کنیم، برنت.
‫- آره، درسته.

1069
00:44:42,750 --> 00:44:47,125
‫راستی، شوهر سابقت رندی دریک،
‫یه بسته‌ی عجیبی به دستم رسوند.

1070
00:44:47,208 --> 00:44:50,208
‫می‌خواست چندتا از اشتباهاتِ
‫توی بایوی سایتت رو تصحیح کنه.

1071
00:44:51,833 --> 00:44:55,500
‫تو نه دانشگاه رفتی، نه دبیرستان رو
‫تموم کردی.

1072
00:44:56,458 --> 00:44:58,833
‫و قبل از عضویت توی تیم ما،
‫واسه پول، هرکاری میکردی.

1073
00:44:58,875 --> 00:45:01,083
‫- بدش من.
‫- وایسا، وایسا.

1074
00:45:03,083 --> 00:45:04,875
‫به‌گمونم شما دوتا هم
‫از همین طریق، آشنا شدید.

1075
00:45:05,375 --> 00:45:07,750
‫...سابقه کاریت توی صنعتِ دارو

1076
00:45:09,083 --> 00:45:10,083
‫ساختگیه.

1077
00:45:10,708 --> 00:45:13,333
‫مگر اینکه مواد فروختن‌هات رو
‫سابقه به حساب بیاری.

1078
00:45:13,833 --> 00:45:16,083
‫و سال ۲۰۱۰ هم بابتش محکوم شدی.

1079
00:45:16,208 --> 00:45:18,000
‫اون موقع پاستیل تی اچ سی می‌فروختم.

1080
00:45:18,083 --> 00:45:20,583
‫اون هم به کسایی که درد مضمن داشتن
‫...و به‌نظرم

1081
00:45:20,625 --> 00:45:22,750
‫و سه ماه حبس کشیدی،

1082
00:45:22,833 --> 00:45:25,708
‫و این یعنی سوالِ مربوط به سابقه‌دار بودنت
‫توی فرم استخدامت رو به دروغ، جواب دادی.

1083
00:45:33,250 --> 00:45:35,458
‫الان پوشه رو کوبوندی روی میزم؟

1084
00:45:37,625 --> 00:45:39,708
‫صرفا گفتم بهتره حقیقت رو بدونید.

1085
00:45:41,583 --> 00:45:44,250
‫حقیقت اینه که داری با این خانم جوان،
‫با بی‌احترامی رفتار می‌کنی.

1086
00:45:47,958 --> 00:45:49,583
‫وقتی باهات حرف می‌زنم، نگاه‌م کن.

1087
00:45:50,500 --> 00:45:53,458
‫مخالفم قربان، به‌نظرم...

1088
00:45:54,458 --> 00:45:57,375
‫ازت نظر نخواستم.

1089
00:45:58,708 --> 00:46:01,708
‫لایزا دریک، کمک کرد که
‫این شرکت رو نجات بدیم.

1090
00:46:06,458 --> 00:46:10,125
‫بهت ترفیع می‌دم و پستِ
‫مدیر فروش داخلی رو بهت می‌دم.

1091
00:46:10,208 --> 00:46:11,875
‫وای خدا، خیلی ممنون.

1092
00:46:13,208 --> 00:46:14,208
‫ممنون

1093
00:46:15,333 --> 00:46:16,625
‫الان باید بزنمت.

1094
00:46:19,750 --> 00:46:20,750
‫پیت؟

1095
00:46:21,125 --> 00:46:22,125
‫بله قربان؟

1096
00:46:22,208 --> 00:46:23,500
‫تو مدیر عملیاتی ارشد جدید هستی.

1097
00:46:26,458 --> 00:46:27,458
‫ممنون قربان.

1098
00:46:28,708 --> 00:46:31,958
‫- قربان، من زیر نظر پیت کار نمی‌کنم.
‫- می‌دونی چیه، برنت؟

1099
00:46:33,583 --> 00:46:34,833
‫نمی‌ذارم استعفا بدی.

1100
00:46:35,333 --> 00:46:36,250
‫پیت، بی‌خیال.

1101
00:46:36,333 --> 00:46:39,000
‫چون باید قبلش از ته دل
‫بهت بگم که...

1102
00:46:40,083 --> 00:46:42,750
میری از همه عذرخواهی میکنی و بعد

1103
00:46:42,833 --> 00:46:43,833
‫اخراجی.

1104
00:46:50,416 --> 00:46:54,000
‫زانا. گای شاتز، می‌خواد کلی
‫درباره‌ی زانا صحبت کنه.

1105
00:46:54,083 --> 00:46:55,583
‫شرکت داروسازیِ فلوریدایی

1106
00:46:55,708 --> 00:46:58,333
‫با یک مسکن قوی برای درد سرطان،
‫بازار رو تصاحب کرده.

1107
00:46:58,375 --> 00:47:00,833
‫سه، دو، یک!

1108
00:47:14,958 --> 00:47:19,375
‫باور نکردنیه. این استارتآپ
‫طی ۳ روز، ۴۰۰درصد رشد داشته.

1109
00:47:19,458 --> 00:47:21,625
‫این افراد رو هیچ‌کس نمی‌شناخت،

1110
00:47:21,708 --> 00:47:23,875
‫ولی امسال، توی عرضه‌ی عمومی اولیه،
‫در صدر جدولن.

1111
00:47:23,958 --> 00:47:26,208
‫گای شاتز با برنامه بول‌پن،
‫در خدمت‌تون هستم.

1112
00:47:53,375 --> 00:47:56,750
‫درست بعد از عرضه‌ی اولیه،
‫وقتی اوضاع ردیف شده بود،

1113
00:47:57,250 --> 00:47:59,875
‫فشار موفقیت روی رئیس تاثیر گذاشت،

1114
00:48:01,041 --> 00:48:02,041
‫و رفتارش عجیب شد.

1115
00:48:04,125 --> 00:48:05,791
‫خیلی‌خب، همگی توجه کنید!

1116
00:48:08,166 --> 00:48:09,791
‫دور و برتون رو ببینید.

1117
00:48:10,583 --> 00:48:13,791
‫ببینید زمینِ اینجا چقدر کثیفه.

1118
00:48:15,166 --> 00:48:18,083
‫می‌دونید تمیز کردنش چقدر خرج داره؟

1119
00:48:18,958 --> 00:48:20,958
‫هشتاد هزار دلار.

1120
00:48:22,166 --> 00:48:26,958
‫پس از این به بعد توی شرکت داروسازیِ زانا،
‫پا برهنه راه می‌ریم.

1121
00:48:27,708 --> 00:48:30,666
‫واقعا داره دیوونه می‌شه،
‫یا من اینجور حس می‌کنم؟

1122
00:48:31,583 --> 00:48:33,791
‫فکر کنم عقلش رو توی خونه
‫جا می‌ذاره، بعد میاد.

1123
00:48:33,833 --> 00:48:36,916
‫- به من نگاه نکنید.
‫- مرد بزرگیه، بهش بی‌احترامی نکنید.

1124
00:48:36,958 --> 00:48:39,541
‫انگشت پاتون زشته؟
‫برید پدیکور کنید خب.

1125
00:48:40,416 --> 00:48:42,666
‫پاهاتون زشته؟
‫جوراب بپوشید.

1126
00:48:43,333 --> 00:48:45,541
‫هی، کفش‌هاتون رو دربیارین.

1127
00:48:45,583 --> 00:48:46,791
‫کفش‌هاتون رو دربیارین.

1128
00:48:46,916 --> 00:48:48,666
‫و خساستِ این روانی،

1129
00:48:48,708 --> 00:48:52,083
‫تاثیر خوبی روی طرح نمایندگان علمی نداشت.

1130
00:48:52,166 --> 00:48:55,541
‫به‌نظرم راه‌اندازیِ واحد تطبیق،
‫خرج اضافیه.

1131
00:48:55,666 --> 00:48:59,583
‫قربان، جریمه‌ی کلانِ فدرال،
‫خرج اضافیه.

1132
00:48:59,666 --> 00:49:02,166
‫- به‌نظرم راه‌اندازیش ضروریه.
‫- ضروری؟

1133
00:49:02,291 --> 00:49:05,208
‫ما چون از ریسک کردن نمی‌ترسیدیم،
‫این شرکت رو راه انداختیم.

1134
00:49:05,291 --> 00:49:06,333
‫درسته.

1135
00:49:09,041 --> 00:49:11,583
‫قربان، صرفا می‌خوام بگم،

1136
00:49:11,666 --> 00:49:16,916
‫وقتی پیت و لایزا این استراتژیِ
‫پول دادن به دکترها در ازای نسخه رو

1137
00:49:16,958 --> 00:49:20,541
‫شروع کردن، که البته من
‫باهاش موافق نبودم...

1138
00:49:20,666 --> 00:49:21,791
‫خب، به‌نظرم...

1139
00:49:28,833 --> 00:49:31,291
‫چیه؟ اوه، اوه.

1140
00:49:31,333 --> 00:49:32,916
‫- جیبت رو باز کن!

1141
00:49:33,041 --> 00:49:35,416
‫- بس کن. نه!
‫- جیبت رو باز کن.

1142
00:49:35,541 --> 00:49:37,666
‫پول دادن به دکترها در ازای نسخه...

1143
00:49:37,666 --> 00:49:39,791
‫- خیلی‌خب، می‌تونم توضیح بدم....
‫- کفش‌هاش رو درآورده.

1144
00:49:39,916 --> 00:49:41,958
‫گم شو ببینم.

1145
00:49:42,041 --> 00:49:44,041
‫- خیلی‌خب، می‌رم.
‫- گمشو برو.

1146
00:49:46,750 --> 00:49:47,541
‫
‫عذر می‌خوام.

1147
00:49:55,000 --> 00:49:57,916
‫واسه خودم و محافظت از خودم
‫داشتم ضبط می‌کردم.

1148
00:50:00,750 --> 00:50:03,500
‫پیلی قسم می‌خورد که واسه دولت
‫جاسوسی نمی‌کرده،

1149
00:50:06,000 --> 00:50:07,250
‫دوستت دارم، جک!

1150
00:50:07,375 --> 00:50:10,000
‫صرفا پارانوید شده بود که
‫اگر یه موقع چیزی شد،

1151
00:50:10,125 --> 00:50:14,125
‫یا یکی شکایت کرد، آماده باشه
‫تا شکایت بهتری تنظیم کنه.

1152
00:50:14,250 --> 00:50:17,750
‫در نتیجه اخراج شد و مثل کسایی
‫که ۳۲ میلیون دلار سهام رو نقد می‌کنن،

1153
00:50:18,750 --> 00:50:21,791
‫بدبخت شده بود.

1154
00:50:21,875 --> 00:50:23,291
‫آره!

1155
00:50:23,875 --> 00:50:27,000
‫عاشق زندگیم‌ام.

1156
00:50:27,208 --> 00:50:28,583
‫داشت یادم می‌رفت.

1157
00:50:28,708 --> 00:50:30,333
‫بندهای قراردادت.

1158
00:50:31,583 --> 00:50:33,333
‫شیش میلیون بعد از عقد قرارداد.

1159
00:50:33,833 --> 00:50:35,458
‫احتمالا وقتی سهام رو بفروشی،
‫ارزش‌ش ۲۰ میلیون باشه.

1160
00:50:35,583 --> 00:50:37,625
‫بیست میلیون نمی‌خوام.
‫همون شیش کافیه.

1161
00:50:38,333 --> 00:50:41,958
‫تا زمانی که حق مالکیت نگیری،
‫نمی‌تونی بفروشی.

1162
00:50:42,708 --> 00:50:44,125
‫یعنی چی؟

1163
00:50:44,625 --> 00:50:45,666
‫بی‌خیال، هرچی باشه،
‫انجامش می‌دم.

1164
00:50:45,666 --> 00:50:47,875
‫6 ماه از حضورت توی شرکت بگذره،
‫می‌تونی بفروشیش.

1165
00:50:49,041 --> 00:50:51,916
‫همین تازه بهترین عرضه‌ی عمومی اولیه
‫در سال رو داشتیم، بعد بندهات رو بلند نیستی.

1166
00:50:52,000 --> 00:50:53,250
‫من هیچی سرم نمی‌شه.

1167
00:50:57,625 --> 00:50:59,625
‫عجب لحظه‌ی خفنیه.

1168
00:51:03,375 --> 00:51:05,000
‫فکر کن مسخرمون کردن و خندیدن،

1169
00:51:06,750 --> 00:51:10,250
‫فکر می‌کردیم قرار نیست موفق بشیم،
‫ولی موفق شدیم.

1170
00:51:11,375 --> 00:51:12,416
‫منظورت پولدار شدنه؟

1171
00:51:12,500 --> 00:51:13,500
‫منظورم در امان بودنه.

1172
00:51:17,125 --> 00:51:18,125
‫من همون حس رو دارم.

1173
00:51:21,291 --> 00:51:22,625
‫خوبه، خوش‌حالم.

1174
00:51:22,750 --> 00:51:26,125
‫نه، یعنی حس متفاوتی ندارم.
‫همون حس قدیم رو دارم.

1175
00:51:28,416 --> 00:51:30,416
‫چیه؟ چِت شده؟

1176
00:51:30,500 --> 00:51:34,500
‫بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنی که دلیلِ
‫رسیدن به این جایگاه، انجام کاری خارق العاده

1177
00:51:34,541 --> 00:51:38,125
‫و ارزشمند بوده باشه، نه طماع بودن بقیه؟

1178
00:51:38,166 --> 00:51:40,625
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟ بهش فکر کردی؟
‫- انتظار داری چی بگم؟

1179
00:51:40,750 --> 00:51:42,666
‫- طرح‌ها رو درست کن.
‫- می‌شه مغزت رو ببینم؟

1180
00:51:42,750 --> 00:51:43,750
‫وای خدا.

1181
00:51:43,791 --> 00:51:45,625
‫ببخشید، با لحن بدی گفتم.

1182
00:51:46,541 --> 00:51:47,541
‫باهام ازدواج کن.

1183
00:51:47,625 --> 00:51:49,791
‫بی‌خیال، داری عجیب رفتار می‌کنی.
‫بس کن.

1184
00:51:49,875 --> 00:51:52,791
‫- می‌دونی، دوستت دارم. فقط...
‫- بس کن.

1185
00:51:52,875 --> 00:51:55,041
‫امکانش هست که بریم تو رابطه؟

1186
00:51:55,125 --> 00:51:56,875
‫هیچ‌وقت، هیچ‌وقت.

1187
00:51:57,000 --> 00:51:58,000
‫باشه.

1188
00:52:11,291 --> 00:52:12,666
‫موبایل‌هاتون رو بذارید توی کیسه، لطفا.

1189
00:52:17,916 --> 00:52:19,541
‫کیف‌تون.

1190
00:52:22,541 --> 00:52:23,541
‫کفش‌هاتون رو دربیارید.

1191
00:53:06,958 --> 00:53:08,083
‫نوشیدنی می‌خورید؟

1192
00:53:08,916 --> 00:53:10,416
‫آره، هرچی خودت می‌خوری بریز.

1193
00:53:10,541 --> 00:53:12,791
‫شما لایق چیزی که می‌خورم نیستید.

1194
00:53:14,291 --> 00:53:16,041
‫توی بیرمنگام چه خبره؟

1195
00:53:16,791 --> 00:53:19,541
‫- توی بیرمنگام چه خبره؟
‫- قضیه‌ی افرادمون توی بیرمنگام رو می‌گم.

1196
00:53:19,666 --> 00:53:21,083
‫- دکتر فریزر؟
‫- دکتر فریزر.

1197
00:53:21,166 --> 00:53:23,916
‫می‌دونین هفته‌ی قبل، دکتر فریزر
‫چندتا نسخه پیچیده؟

1198
00:53:25,666 --> 00:53:26,916
‫- نه.
‫- چهارتا.

1199
00:53:27,458 --> 00:53:30,791
‫می‌دونین این هفته چندتا نسخه پیچیده؟
‫چهارتا. فهمیدین مشکل چیه؟

1200
00:53:33,416 --> 00:53:37,666
‫رشد فروش‌مون خوابیده.
‫دارید شرکت رو به‌گا می‌دید.

1201
00:53:37,791 --> 00:53:39,750
‫رشد فروش‌مون توی درآمد
‫۱۷۰ میلیون دلار در سه ماه خوابیده،

1202
00:53:39,791 --> 00:53:41,791
‫چون با سرطان سروکار داریم.

1203
00:53:41,833 --> 00:53:44,416
‫اگه فروش رشد نکنه، شرکت نابود می‌شه.
‫رشدمون کجاست؟

1204
00:53:44,541 --> 00:53:48,916
‫- توی بازارهای دیگه در داروهای دیگه‌ست.
‫- لونافن، همون داروی دیگه‌ست.

1205
00:53:49,041 --> 00:53:52,166
‫دکترها هنوز این رو نمی‌دونن،
‫چون پیامرسانی‌مون ریده.

1206
00:53:52,291 --> 00:53:53,083
‫پیامرسانی‌مون؟

1207
00:53:53,166 --> 00:53:55,291
‫میلیون‌ها نفر هستن که
‫دارن درد می‌کشن،

1208
00:53:55,333 --> 00:53:59,916
‫سنگ کلیه، درد بافت عضلانی
‫و درد پسا عمل دارن.

1209
00:54:00,041 --> 00:54:03,291
‫بعد به دکترها می‌گیم نباید مداواشون کنید،
‫چون فقط باید طرف سرطان داشته باشه؟

1210
00:54:03,333 --> 00:54:04,541
‫چرا سرطان؟

1211
00:54:04,583 --> 00:54:05,958
‫چون سازمان غذا و دارو،
لونافن رو فقط برای

1212
00:54:06,000 --> 00:54:07,791
‫بیمارهای سرطانی با مصرف
.داروهای افیونی، تایید کرده

1213
00:54:07,833 --> 00:54:09,916
‫قربان، درک‌تون می‌کنم.
‫به‌نظرم منظور دکتر نیل... لایزا؟

1214
00:54:09,958 --> 00:54:11,833
‫- چیه؟
‫- به‌نظرم منظور دکتر نیل،

1215
00:54:11,916 --> 00:54:14,208
‫که به‌شدت هم درسته،
‫اینه که «درد، درده»

1216
00:54:14,291 --> 00:54:16,291
‫خیلی ممنونم پیتر.
‫دقیقا همین رو می‌گم.

1217
00:54:16,333 --> 00:54:17,791
‫درد، درده.

1218
00:54:17,916 --> 00:54:20,416
‫یعنی قراره برای لونافن،
‫مجوز درمانی سنگ کلیه بگیریم؟

1219
00:54:22,000 --> 00:54:25,000
‫نگو که قراره داروی نامرتبط،
‫تجویز کنیم.

1220
00:54:25,041 --> 00:54:27,750
‫می‌شه بری تا من با لایزا،
‫خصوصی صحبت کنم؟

1221
00:54:31,166 --> 00:54:32,166
‫آره.

1222
00:54:33,291 --> 00:54:35,166
‫قربان، نمی‌تونید «درد، درده» رو
‫پیامرسانی کنید.

1223
00:54:35,250 --> 00:54:37,875
‫- نمی‌تونید این دارو رو به‌صورت نامرتبط، تجویز کنید.
‫- بس کن.

1224
00:54:38,000 --> 00:54:40,625
‫- این...
‫- لایزا، لایزا.

1225
00:54:50,125 --> 00:54:51,541
‫من حرفم رو زدم، تموم شد.

1226
00:54:54,750 --> 00:54:56,375
‫- خونه‌ت چطوره؟
‫- خیلی خوبه.

1227
00:54:56,500 --> 00:55:00,166
‫- راحتی؟
‫- خیلی. خوشگله و به‌شدت ممنونیم.

1228
00:55:00,250 --> 00:55:02,791
‫یه چیزی هست که باید نشونت بدم.

1229
00:55:12,000 --> 00:55:13,375
‫این رو از...

1230
00:55:13,500 --> 00:55:14,625
‫- مادرم گرفتی.
‫- از مادرت گرفتم.

1231
00:55:14,666 --> 00:55:17,791
‫- سه‌تا از اینا برام فرستاده.
‫- وای خدا، متاسفم.

1232
00:55:17,875 --> 00:55:21,250
‫با استخدام کردن مادرت،
‫قوانین منابع انسانی رو زیر پا گذاشتی.

1233
00:55:21,375 --> 00:55:22,166
‫- و این...
‫- چطور؟

1234
00:55:22,250 --> 00:55:25,000
‫چطور؟ چون مادرت رو استخدام کردی.

1235
00:55:27,916 --> 00:55:29,541
‫و با من هماهنگ نکردی.

1236
00:55:36,375 --> 00:55:37,791
‫باید بفرستیش بره.

1237
00:55:37,875 --> 00:55:41,416
‫و بعد باید مطمئن بشی که دیگه
‫باهام تماس نگیره.

1238
00:55:41,500 --> 00:55:44,375
‫و بهش بگو این رو امضا کنه.

1239
00:55:50,250 --> 00:55:52,000
‫کی حق مالکیت می‌گیری، لایزا؟

1240
00:55:52,666 --> 00:55:53,625
‫ماه نوامبر.

1241
00:55:53,666 --> 00:55:54,791
‫ماه نوامبر.

1242
00:55:57,625 --> 00:55:58,750
‫می‌تونی بری.

1243
00:56:02,250 --> 00:56:04,041
‫درد، درده.

1244
00:56:04,125 --> 00:56:05,000
‫آره.

1245
00:56:05,041 --> 00:56:08,041
‫دکترهاتون می‌دونن که در رابطه
‫با سرطان، گل کاشتیم.

1246
00:56:08,125 --> 00:56:11,125
‫اما میگرن چی؟
‫درد پسا عمل چی؟

1247
00:56:11,166 --> 00:56:12,875
‫- باید مردم رو عذاب بده؟
‫- نه.

1248
00:56:14,000 --> 00:56:15,625
‫ سرطان.

1249
00:56:15,750 --> 00:56:17,041
‫درد...

1250
00:56:17,125 --> 00:56:18,166
‫درده.

1251
00:56:18,250 --> 00:56:19,833
‫- درد...
‫- درده.

1252
00:56:19,833 --> 00:56:20,375
‫- درد...
‫- درده.

1253
00:56:20,500 --> 00:56:21,791
‫همینه.

1254
00:56:25,000 --> 00:56:27,250
‫اصلا منطقی نیست.
‫مگه چی کار کردم؟

1255
00:56:28,125 --> 00:56:32,000
‫دکتر نیل، با پاپ‌کورن‌هات حال نکرده.

1256
00:56:32,041 --> 00:56:34,000
‫ای بابا، صرفا خواستم،
‫بهش خوبی کنم.

1257
00:56:34,125 --> 00:56:36,875
‫واقعا؟ با خودت گفتی،
‫بذار از روی نیت خیرم

1258
00:56:37,000 --> 00:56:40,041
‫به اون میلیاردر روانی، پاپ کورن بدم.
‫باهاش حال می‌کنه؟

1259
00:56:40,125 --> 00:56:42,500
‫- چه ایرادی داره مگه؟ نه.
‫- خیلی ایراد داره.

1260
00:56:42,625 --> 00:56:45,791
‫لایزا، واسه پول رشوه‌م
‫کمکم نمی‌کردی و با خودم گفتم...

1261
00:56:45,875 --> 00:56:48,250
‫- جک سفارشم رو می‌کنه.
‫- وای خدا.

1262
00:56:48,291 --> 00:56:50,625
‫از دکتر نیل خواستی برای طرح نمایندگان علمی
‫بهت پول بده؟

1263
00:56:50,666 --> 00:56:52,000
‫چه مرگت شده؟

1264
00:56:52,125 --> 00:56:54,000
‫یعنی چی؟ کم‌ترین کاریه که ازش برمیاد.
‫چه ضرری براش داره؟

1265
00:56:54,041 --> 00:56:55,875
‫نه، چه ضرری برای من داره؟

1266
00:56:55,916 --> 00:56:59,125
‫من برای اینکه استخدامت کنم، کلی ریسک کردم،
‫بعد تو آبروم رو بردی.

1267
00:56:59,166 --> 00:57:00,541
‫خودت داری آبروی خودت رو می‌بری.

1268
00:57:00,625 --> 00:57:03,500
‫واقعا؟ مگه من جلوی کل شرکت،
‫به رئیسم پاپکرن دادم؟

1269
00:57:03,625 --> 00:57:05,541
‫- بدجنس نشو.
‫- بدجنسی نیست.

1270
00:57:05,625 --> 00:57:07,750
‫لایزا، من تنها کسی‌ام

1271
00:57:07,875 --> 00:57:10,125
‫که کنارت موند.

1272
00:57:11,041 --> 00:57:14,125
‫درحالی که همه معتقد بودن،
‫قراره مثل همیشه گند بزنی.

1273
00:57:15,125 --> 00:57:16,500
‫- نم پس ندادم.
‫- جدی؟

1274
00:57:16,625 --> 00:57:18,500
‫- گفتم...
‫- پس تو هم فکر می‌کردی بی‌عرضه‌م؟

1275
00:57:18,625 --> 00:57:20,250
‫- نه.
‫- و درباره‌ش دروغ گفتی؟

1276
00:57:20,291 --> 00:57:23,500
‫این دستآورد بزرگ مادرانه‌ت هست؟
‫خوش به حالت.

1277
00:57:23,625 --> 00:57:26,666
‫نه، دارم می‌گم که کنارت موندم.

1278
00:57:26,750 --> 00:57:28,500
‫زندگیم رو فدای شما دخترها کردم.

1279
00:57:28,625 --> 00:57:32,125
‫مامان، بی‌خیال. تو ما رو دادی
‫دستِ مامان‌بزرگ و بابا بزرگ،

1280
00:57:32,166 --> 00:57:35,000
‫تا خودت با فرد شایسته‌ی هفته،
‫بری مسافرت.

1281
00:57:35,041 --> 00:57:37,416
‫ولم کن ناموسا.
‫خودت خوب می‌دونی.

1282
00:57:38,750 --> 00:57:40,375
‫کِی اینقدر نمک نشناس شدی؟

1283
00:57:40,416 --> 00:57:41,791
‫تو... وای خدا.

1284
00:57:41,875 --> 00:57:44,916
‫اگه به‌خاطر من نبود،
‫اینا گیرت نمی‌اومد.

1285
00:57:45,000 --> 00:57:46,291
‫می‌دونی چیه؟ باشه.

1286
00:57:46,375 --> 00:57:49,916
‫یه چیزی که بهم یاد دادی رو نام ببر.
‫به جز اینکه می‌گفتی توی سن کم،

1287
00:57:50,000 --> 00:57:52,250
‫ازدواج کن و بچه‌دار شو
‫تا ولت نکنه.

1288
00:57:52,291 --> 00:57:54,375
‫یه کاری که برام کردی رو نام ببر.
‫فقط یکی.

1289
00:57:54,500 --> 00:57:55,875
‫ازت یه آدم سرسخت ساختم.

1290
00:57:56,000 --> 00:57:58,291
‫من تو رو نجات دادم، مامان.

1291
00:57:58,375 --> 00:58:00,041
‫دلیل پیشرفتم خودمم.

1292
00:58:16,333 --> 00:58:18,041
‫یالا عزیزم، باید بریم.

1293
00:58:18,166 --> 00:58:20,291
‫نشون می‌ده که مردم آمریکا...

1294
00:58:20,416 --> 00:58:22,666
‫مقدار زیادی از داروهای تجویز شده رو
‫مصرف می‌کنن.

1295
00:58:26,083 --> 00:58:29,208
‫اینجا رو ببین، در حال حاضر،
‫هفت میلیون نفر توی این کشور،

1296
00:58:29,291 --> 00:58:31,166
‫از نسخه‌ی...

1297
00:58:31,208 --> 00:58:32,208
‫خوبی؟

1298
00:58:38,208 --> 00:58:40,083
‫- بله؟
‫- دکتر جک عصبانیه.

1299
00:58:40,125 --> 00:58:42,875
‫می‌خواد بدونه چرا خبری از
‫نسخه‌های نامرتبطِ لایدل نیست.

1300
00:58:42,958 --> 00:58:45,625
‫چون تازه دارم می‌رم کلینیک، باشه؟

1301
00:58:45,708 --> 00:58:48,583
‫خیلی‌خب، حله. موبایلت رو ببر
‫و تماس ویدئویی بگیر. هوات رو دارم.

1302
00:58:48,625 --> 00:58:51,958
‫- خودم بلدم با دکترم حرف بزنم.
‫- پس خرابش نکن.

1303
00:58:52,458 --> 00:58:54,250
‫بهم قول می‌دی؟

1304
00:58:56,375 --> 00:58:59,208
‫خیلی‌خب بابایی، دوستت دارم.

1305
00:59:00,583 --> 00:59:02,000
‫باید برم. یکی اومده پیشم.

1306
00:59:03,625 --> 00:59:05,333
‫نمی‌دونستم آلمانی بلدی.

1307
00:59:05,458 --> 00:59:06,458
‫ناسلامتی آلمانی‌ام.

1308
00:59:07,208 --> 00:59:10,333
‫- وقتی شیش سالم بود، اومدم اینجا.
‫- اوه، چطور نمی‌دونستم؟

1309
00:59:11,208 --> 00:59:13,875
‫شاید چون زیاد علاقه‌ای بهم نداری.

1310
00:59:13,958 --> 00:59:16,708
‫چی؟ نه بابا اینجوری نیست.
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

1311
00:59:18,875 --> 00:59:21,000
‫اوضاع ردیفه؟
‫همه‌چیز مرتبه؟

1312
00:59:22,333 --> 00:59:23,625
‫چرا نباشه؟

1313
00:59:23,708 --> 00:59:24,833
‫نمی‌دونم.

1314
00:59:24,875 --> 00:59:25,875
‫چی آوردی؟

1315
00:59:25,958 --> 00:59:28,000
‫یه‌کم فیله و دنده.

1316
00:59:31,958 --> 00:59:33,375
‫خوبی؟

1317
00:59:33,458 --> 00:59:34,125
‫آره

1318
00:59:34,125 --> 00:59:35,750
‫- می‌شه بریم تو؟
‫- حتما.

1319
00:59:37,750 --> 00:59:39,583
‫نمی‌خوای بگی چِت شده؟

1320
00:59:40,083 --> 00:59:45,083
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم
‫و نمی‌خوام جایی درز پیدا کنه.

1321
00:59:45,125 --> 00:59:46,458
‫راحت باش بابا.

1322
00:59:46,500 --> 00:59:48,208
‫چی شده؟

1323
00:59:49,375 --> 00:59:50,375
‫آم...

1324
00:59:52,708 --> 00:59:54,458
‫می‌خوان که...

1325
00:59:56,208 --> 00:59:59,208
‫لونافن رو تحت نسخه غیرمرتبط،
‫تجویز کنیم.

1326
01:00:00,458 --> 01:00:02,000
‫- آه.
‫- مجبورم کردن بهت بگم.

1327
01:00:02,083 --> 01:00:03,500
‫ولی خوش‌حال می‌شم بگم
‫که زیر بار نرفتی.

1328
01:00:03,583 --> 01:00:04,833
‫مگه گفتم زیر بار نمی‌رم؟

1329
01:00:04,875 --> 01:00:05,833
‫نه، ولی...

1330
01:00:05,875 --> 01:00:08,208
‫- پس حرف نذار توی دهنم.
‫- نمی‌ذارم، فقط...

1331
01:00:10,583 --> 01:00:12,083
‫خودت بهتر از من می‌دونی...

1332
01:00:14,083 --> 01:00:17,583
‫که نمی‌تونی لونافن رو
‫برای میگرن و اینا تجویز کنی.

1333
01:00:20,833 --> 01:00:22,958
‫توی کدوم دانشگاه، پزشکی خوندی؟

1334
01:00:23,000 --> 01:00:25,333
‫چی می‌گی؟ صرفا می‌خوام
‫مواظبت باشم، نیت.

1335
01:00:25,375 --> 01:00:28,083
‫با رها کردنِ تشخیص حرفه‌ای خودم

1336
01:00:28,125 --> 01:00:29,125
‫و روی آوردن به تشخیص تو؟

1337
01:00:29,208 --> 01:00:33,833
‫- منظورم این نبود.
‫- از تمام تجویزهام،

1338
01:00:35,333 --> 01:00:37,708
‫بیست و پنج درصد سود می‌خوام.

1339
01:00:39,625 --> 01:00:40,625
‫شدنیه؟

1340
01:01:01,125 --> 01:01:02,125
‫بس کن.

1341
01:01:03,291 --> 01:01:05,750
‫فنتانیل، برای تسکین درد نیست.

1342
01:01:06,625 --> 01:01:07,666
‫در اصل...

1343
01:01:07,750 --> 01:01:10,250
‫ترشحات عصبیِ مادرها، موقعی که
‫برای اولین بار، بچه‌شون رو بغل می‌کنن رو

1344
01:01:10,291 --> 01:01:12,250
‫ترشح می‌کنه.

1345
01:01:13,125 --> 01:01:16,125
‫عملاً این حس، دلیل وجود انسان‌هاست.

1346
01:01:16,250 --> 01:01:19,041
‫پس تجویز نسخه‌ی غیرمرتبط،
‫برای من، در بهترین زمان اتفاق افتاد.

1347
01:01:20,125 --> 01:01:23,166
‫دکتر تازه تشخیص داده بود که
‫سرطانم درحال بهبودیه...

1348
01:01:24,000 --> 01:01:27,416
‫من هم بهش نگفتم تا مرتب،
‫برام لونافن بنویسه.

1349
01:01:28,541 --> 01:01:30,541
‫آخه دردم هی بدتر می‌شد.

1350
01:01:31,625 --> 01:01:33,875
‫به‌گمونم به‌خاطر آسیب عصبیِ
‫ناشی از شیمی‌درمانی بود.

1351
01:01:35,625 --> 01:01:38,750
‫خب، اگه تاثیر خوبی روت داره،
‫بهتره به مصرف لونافن ادامه بدی.

1352
01:01:46,375 --> 01:01:50,000
‫حقیقتش زندگیم رو خیلی راحت‌تر کرده بود.

1353
01:01:51,750 --> 01:01:53,000
‫آقای یورگنسن...

1354
01:01:55,041 --> 01:01:56,625
‫تاحالا شده از لبخند زدن، خسته بشی؟

1355
01:01:56,666 --> 01:01:58,375
‫آم... نه.

1356
01:01:58,416 --> 01:02:00,625
‫اگه با اون الانترا، بفرستمت خونه،
‫از لبخند زدن خسته می‌شی.

1357
01:02:01,750 --> 01:02:02,875
‫اون تویوتاست.

1358
01:02:04,250 --> 01:02:05,250
‫فرقی ندارن.

1359
01:02:48,791 --> 01:02:50,250
‫سیندا، امروز نه.

1360
01:02:50,375 --> 01:02:52,208
‫این تمرین آخرمونه.

1361
01:02:52,250 --> 01:02:54,625
‫ده دقیقه دیگه باید شروع کنیم.

1362
01:02:55,125 --> 01:02:59,166
‫هی، می‌خوای بگی چرا دکتر فریزر

1363
01:02:59,250 --> 01:03:00,875
‫توی بیرمنگام، دوتا نسخه‌ی زیرافن نوشته؟

1364
01:03:01,000 --> 01:03:03,000
‫عیبی نداره، پول نگرفتن.

1365
01:03:03,125 --> 01:03:05,958
‫دارن بازارمون رو خراب می‌کنن.
‫به ارزش سهام‌مون آسیب می‌زنن.

1366
01:03:06,083 --> 01:03:08,000
‫- باید درستش کنی.

1367
01:03:08,500 --> 01:03:11,666
‫از آخرین‌باری که اومدید،
‫سه میلی‌متر بزرگ‌تر شده.

1368
01:03:11,750 --> 01:03:13,875
‫متاسفانه نمی‌تونیم تا دسامبر صبر کنیم.

1369
01:03:14,000 --> 01:03:16,750
‫به‌نظرم باید دو هفته دیگه
‫عمل بشه.

1370
01:03:16,791 --> 01:03:18,041
‫بهتره معطل نکنید.

1371
01:03:27,750 --> 01:03:29,000
‫وای خدا، عزیزم.

1372
01:03:29,791 --> 01:03:33,541
‫عزیزم نباید داروها رو
‫بالا بیاری، باشه؟

1373
01:03:33,625 --> 01:03:36,000
‫نباید استفراغ کنی.

1374
01:03:36,125 --> 01:03:38,250
‫- من کارمندت نیستم.
‫- من...

1375
01:03:38,291 --> 01:03:42,000
‫- نه، سرم داد نزن.
‫- داد نزدم.

1376
01:03:42,041 --> 01:03:43,750
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

1377
01:03:43,875 --> 01:03:44,916
‫متاسفم.

1378
01:03:45,000 --> 01:03:46,125
‫متاسفم عزیزم.

1379
01:03:51,541 --> 01:03:54,000
‫هرچیزی که داشتم رو جمع کردم.
‫حدود ۲۳۵ هزار دلار...

1380
01:03:54,041 --> 01:03:56,666
‫یا ۲۳۹ هزار دلار دارم.

1381
01:03:57,166 --> 01:04:00,125
‫خوبه، چقدر وام می‌خواید؟

1382
01:04:00,166 --> 01:04:03,916
‫آم، ۴۵۰ هزار دلار.
‫می‌خواستم سهامم رو گرو بذارم،

1383
01:04:04,000 --> 01:04:05,875
‫که خب حدود ۱۵ میلیون دلار
‫ارزش دارن.

1384
01:04:06,000 --> 01:04:08,166
‫و یقیناً در ماه نوامبر، بیش‌تر هم می‌شه.

1385
01:04:11,666 --> 01:04:15,250
‫خانم دریک، متاسفانه صنعت دارو،
‫بسیار بی‌ثباته.

1386
01:04:16,125 --> 01:04:18,125
‫و خب از دید بیمه، اتفاقات زیادی،

1387
01:04:18,166 --> 01:04:20,000
‫توی سه ماه می‌تونه بیفته.

1388
01:04:21,166 --> 01:04:22,166
‫واقعا متاسفم.

1389
01:04:22,541 --> 01:04:24,625
‫اون موقع، فقط به این فکر می‌کردم،

1390
01:04:24,666 --> 01:04:28,041
‫که دست به دامن یه نفر بشم.
‫کسی که هم پولش رو داشت،

1391
01:04:28,125 --> 01:04:31,625
‫هم خوش‌ش می‌اومد بهم
‫یه لطف بزرگ بکنه.

1392
01:04:33,750 --> 01:04:35,250
‫ولی خب همه‌چیز عوض شد.

1393
01:04:37,750 --> 01:04:39,458
‫و بعد از یک سال،

1394
01:04:39,958 --> 01:04:41,958
‫عید شکرگزاری در نوامبر، از راه می‌رسه.

1395
01:04:45,458 --> 01:04:48,333
‫
‫- مت الیسون رو یادته؟

1396
01:04:48,458 --> 01:04:50,208
‫امروز صبح اوردوز کرد،
‫و اگه سگش توی زیرزمینش،

1397
01:04:50,250 --> 01:04:52,958
‫پیداش نمی‌کرد، می‌مرد.

1398
01:04:53,500 --> 01:04:53,541
‫ولم کن.
‫ازت شکایت می‌کنم.

1399
01:04:53,541 --> 01:04:55,708
‫- گم شو برو.
‫- گفتم ولم کنین.

1400
01:05:02,708 --> 01:05:05,500
‫دیگه برات استامینوفن نمی‌نویسم.
‫به جلسه‌ی شمارش قرصت نیومدی.

1401
01:05:06,708 --> 01:05:08,458
‫باید یه چیزی برام بنویسی، دکتر.

1402
01:05:08,500 --> 01:05:09,500
‫وای خدا.

1403
01:05:11,083 --> 01:05:12,083
‫قایمش کن.

1404
01:05:14,500 --> 01:05:16,250
‫خیلی‌خب، بیا یه چیز جدید رو امتحان کنیم.

1405
01:05:18,833 --> 01:05:20,583
‫قرص زیر زبونیه.

1406
01:05:21,708 --> 01:05:22,833
‫واسه درد سرطانه.

1407
01:05:24,208 --> 01:05:28,125
‫اون خال گوشتیِ روی گونه‌ت رو
‫دادی معاینه کنن؟

1408
01:05:28,708 --> 01:05:31,833
‫- نه.
‫- خب، به‌نظر من که سرطان‌زاست.

1409
01:05:31,958 --> 01:05:32,958
‫آره.

1410
01:06:08,500 --> 01:06:09,958
‫- ببخشید.
‫- لونافن داری؟

1411
01:06:10,000 --> 01:06:11,666
‫- نه ندارم.
‫- لونافن داره.

1412
01:06:11,666 --> 01:06:13,541
‫- دارو همراهم نیست.
‫- لونافن داره.

1413
01:06:13,625 --> 01:06:15,125
‫- پول نقد دارم.
‫- وای خدا.

1414
01:06:15,250 --> 01:06:17,708
‫- دارو همراهم نیست، باشه؟
‫- اینورها دیده بودمت.

1415
01:06:17,791 --> 01:06:19,416
‫منتظر دکتر لایدل بمونید.

1416
01:06:19,541 --> 01:06:21,541
‫از جلوی ماشین برید کنار لطفا.

1417
01:06:34,875 --> 01:06:36,250
‫- این اصلا خوب نیست.
‫- خوب نبودن واسه یه لحظه‌شه.

1418
01:06:36,291 --> 01:06:37,958
‫- فاجعه‌ست...
‫- از دست دادن لایدل،

1419
01:06:38,041 --> 01:06:39,791
‫باعث ضرر توی سه‌ماه‌ی سوم می‌شه.
‫کاریش هم نمی‌شه کرد.

1420
01:06:39,833 --> 01:06:42,833
‫ولی می‌تونیم پیامرسانی کنیم
‫و تبلیغ افزایش دوز، ضرر رو جبران کنیم

1421
01:06:42,916 --> 01:06:44,041
‫- چی؟
‫- درسته.

1422
01:06:44,166 --> 01:06:46,416
‫طرح‌مون با دوز کم دوام نمیاره.

1423
01:06:46,458 --> 01:06:49,208
‫- حتی قبل از این جریان هم زیان‌آور بود.
‫- درسته.

1424
01:06:49,291 --> 01:06:52,791
‫به‌نظرم با عیارسازی پیش بریم.
‫دوز بیش‌تر، کمیسیون بیش‌تر.

1425
01:06:52,916 --> 01:06:54,416
‫بیمارهای لایدل چی؟

1426
01:06:54,458 --> 01:06:57,083
‫- باید بریم پیداشون کنیم.
‫- من هم همین رو دارم می‌گم.

1427
01:06:57,166 --> 01:07:00,041
‫باید بدونیم می‌رن پیش کدوم دکترها.
‫باید دکترها رو جذب کنیم.

1428
01:07:00,166 --> 01:07:01,333
‫منظورم اونایین که مُردن.

1429
01:07:01,916 --> 01:07:03,208
‫دیگه اونش تقصیر ما که نیست.

1430
01:07:03,291 --> 01:07:04,416
‫نه، بنا به گفته‌ی وکلامون،

1431
01:07:04,458 --> 01:07:08,125
‫بیماران‌مون اونقدر مسکن‌های دیگه رو
‫مصرف کردن،

1432
01:07:08,208 --> 01:07:09,916
‫که تقصیرش گردنِ ما نمی‌افته.

1433
01:07:11,333 --> 01:07:11,916
‫باید جواب بدم.

1434
01:07:11,958 --> 01:07:12,916
‫کیه؟

1435
01:07:12,958 --> 01:07:14,833
‫- نگفته بودم موبایل نیارید؟
‫- فردا گردهمایی می‌ذاریم.

1436
01:07:14,916 --> 01:07:18,083
‫در قالب یک جشن مفرح و سبک،
‫پیامرسانی‌مون رو می‌کنیم.

1437
01:07:18,166 --> 01:07:18,208
‫جله؟

1438
01:07:18,375 --> 01:07:20,875
‫- باید درباره یه چیزی، باهات صحبت کنم.
‫- چی شده؟

1439
01:07:21,000 --> 01:07:23,041
‫- دخترم فیبی رو یادته؟
‫- معلومه.

1440
01:07:23,125 --> 01:07:24,291
‫حالش خوب نیست.

1441
01:07:24,791 --> 01:07:27,666
‫باید عمل بشه.

1442
01:07:29,791 --> 01:07:31,500
‫و بیمه پولش رو نمی‌ده.

1443
01:07:31,625 --> 01:07:36,500
‫هرچقدر که تونستم جمع کردم،
‫ولی ۴۵۰ هزار دلار دیگه لازم دارم.

1444
01:07:36,625 --> 01:07:37,916
‫ازت درخواست هدیه ندارم.

1445
01:07:39,791 --> 01:07:42,541
‫صرفا گفتم سهامم رو بهت بفروشم.

1446
01:07:43,250 --> 01:07:44,500
‫قبل از گرفتن حق مالکیتت؟

1447
01:07:46,250 --> 01:07:49,375
‫لایزا، نمی‌خوای ول‌مون کنی که؟

1448
01:07:49,416 --> 01:07:51,166
‫نه

1449
01:07:51,250 --> 01:07:54,416
‫ولی جراحی‌ش ماه دیگه‌ست و من هم
‫تا نوامبر، حق مالکیت نمی‌گیرم.

1450
01:07:54,500 --> 01:07:56,750
‫- مشکلم اینه.
‫- متوجه مشکلت هستم.

1451
01:07:56,875 --> 01:07:58,250
‫ولی مسئله اینجاست.

1452
01:07:59,416 --> 01:08:03,166
‫وقتی زنم داشت می‌مرد،
‫اونقدر شوکه شده و عزادار بودم،

1453
01:08:03,250 --> 01:08:07,666
‫که نفهمیدم این بیماریش،
‫یه موهبت مخفی داره.

1454
01:08:07,750 --> 01:08:11,041
‫موهبت استفاده درست از وقت
‫و ایجاد انگیزه مضاعف.

1455
01:08:12,500 --> 01:08:15,166
‫از این بحرانت، انگیزه بساز.

1456
01:08:15,750 --> 01:08:18,125
‫بعدش از کارهایی که از دستت برمیاد،
‫شگفت زده می‌شی.

1457
01:08:20,291 --> 01:08:22,791
‫می‌تونی با گرفتن آمار اون بیمارها،
‫شروع کنی.

1458
01:08:24,916 --> 01:08:25,916
‫بحران.

1459
01:08:26,500 --> 01:08:27,500
‫انگیزه.

1460
01:08:30,250 --> 01:08:31,250
‫یالا.

1461
01:08:32,625 --> 01:08:33,625
‫فیبی بهت نیاز داره.

1462
01:08:49,291 --> 01:08:50,625
‫"فوت شده بر اثر اوردوز"

1463
01:09:35,291 --> 01:09:36,291
‫سلام.

1464
01:09:39,791 --> 01:09:40,791
‫سلام عزیزم.

1465
01:09:43,750 --> 01:09:44,625
‫مامان.

1466
01:09:44,666 --> 01:09:45,875
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

1467
01:09:47,500 --> 01:09:49,291
‫چیزی نیست، عزیزم.
‫چیزی نیست.

1468
01:09:49,375 --> 01:09:51,375
‫برو پیش خواهرت، باشه؟

1469
01:09:54,500 --> 01:09:56,625
‫صرفا خواستم برات...

1470
01:10:01,375 --> 01:10:02,500
‫وای خدا.

1471
01:10:05,125 --> 01:10:06,625
‫متاسفم کامیل.

1472
01:10:44,125 --> 01:10:45,291
‫تو کار بدی نکردی.

1473
01:10:47,916 --> 01:10:49,125
‫تقصیر تو نیست.

1474
01:10:51,375 --> 01:10:52,625
‫تو آدم بدی نیستی.

1475
01:10:56,416 --> 01:10:58,416
‫من از خودم دست نمی‌کشم.

1476
01:10:59,625 --> 01:11:01,750
‫از رویاهام دست نمی‌کشم.

1477
01:11:02,500 --> 01:11:04,375
‫از زندگیم بهره می‌برم.

1478
01:11:06,166 --> 01:11:08,000
‫از زندگیم بهره می‌برم.

1479
01:11:10,875 --> 01:11:12,625
‫"دادستانی فلوریدا"

1480
01:11:12,791 --> 01:11:15,416
‫- باید به یه وکیل بگی حضور پیدا کنه.
‫- موردی نداره.

1481
01:11:16,416 --> 01:11:17,875
‫می‌خوام بدونین...

1482
01:11:20,875 --> 01:11:23,916
‫من کمک کردم که
‫ طرح نمایندگان علمی رو بسازیم.

1483
01:11:26,166 --> 01:11:27,625
‫طرح رشوه‌دهی‌مون.

1484
01:11:29,750 --> 01:11:31,416
‫سعی کردم طبق مقررات ببرمش جلو.

1485
01:11:32,791 --> 01:11:34,750
‫دیگه کی‌ها زیر این طرح رو امضا کردن؟

1486
01:11:35,250 --> 01:11:36,625
‫اریک پیلی.

1487
01:11:41,250 --> 01:11:42,375
‫پیت برنر.

1488
01:11:50,500 --> 01:11:51,541
‫جک نیل.

1489
01:11:51,625 --> 01:11:55,000
‫همه‌ش زیر سر جک بود.
‫خودم شهادت می‌دم.

1490
01:11:55,041 --> 01:11:57,500
‫فقط شهادت کافی نیست...

1491
01:11:58,541 --> 01:12:00,250
‫چون اینجوری می‌شه...

1492
01:12:00,750 --> 01:12:02,875
‫که نیل، وکلای فوق العاده‌ای
‫استخدام می‌کنه،

1493
01:12:03,000 --> 01:12:06,250
‫که به هیئت منصفه بگن
‫نیل یه پیرمرد مهربونه،

1494
01:12:06,875 --> 01:12:09,375
‫و کلاهبرداری به اسم لایزا دریک،
‫سرش کلاه گذاشت.

1495
01:12:09,416 --> 01:12:11,541
‫نه، من به عنوان یه نماینده فروشِ خرده‌پا
.وارد شرکت شدم

1496
01:12:11,541 --> 01:12:13,541
.‫اون یه میلیاردره که دکترا داره

1497
01:12:14,625 --> 01:12:18,125
‫منصفانه‌ست، ولی اگه نمی‌خوای
‫تقصیرات رئیست بیفته گردنت،

1498
01:12:18,250 --> 01:12:20,541
‫باید مدارک قرصی ارائه کنی که
‫نیل رو به طرح رشوه‌دهی، وصل کنه.

1499
01:12:20,625 --> 01:12:21,625
‫چجور مدرکی؟

1500
01:12:21,750 --> 01:12:23,666
‫اسناد، فایل صوتی.

1501
01:12:23,750 --> 01:12:26,625
‫متوجه نیستی، اون اصلاً
‫کاری به امور روزانه نداره، و...

1502
01:12:27,125 --> 01:12:29,166
‫بعد از جریان عرضه‌ی عمومی،
‫پاش رو توی دفتر نذاشته.

1503
01:12:29,250 --> 01:12:31,125
‫با موبایل هم نمی‌شه رفت پیشش.

1504
01:12:31,166 --> 01:12:34,125
‫یه یارویی رو استخدام کرده که...

1505
01:12:34,166 --> 01:12:35,291
‫پیام، ایمیل.

1506
01:12:35,375 --> 01:12:39,291
‫یه چیزی بهمون بده تا همدست بودنِ
‫نیل رو ثابت کنه، اونوقت معامله می‌کنیم.

1507
01:12:39,375 --> 01:12:41,875
‫اون موبایل تاشویی داره،
‫ایمیل نمی‌زنه.

1508
01:12:42,000 --> 01:12:44,125
‫نحوه کار کردنش... من...

1509
01:12:44,166 --> 01:12:46,666
‫ما به مدیرعامل ایمیل می‌زنیم.

1510
01:12:46,750 --> 01:12:48,000
‫- یعنی برنر.
‫- آره.

1511
01:12:48,125 --> 01:12:51,625
‫بعدش برنر ازش پرینت می‌گیره
‫و جک هم روش یادداشت می‌نویسه.

1512
01:12:53,166 --> 01:12:56,625
‫بعدش برنر، خلاصه‌ش رو بهمون می‌گه
‫و نسخه اصلی رو از بین می‌ره. نمی‌دونم.

1513
01:12:58,000 --> 01:13:00,000
‫می‌تونی چندتا از پرینت‌هاش رو برامون بیاری؟

1514
01:13:02,625 --> 01:13:04,625
‫بعد به قاضی می‌گیم نندازتت زندان.

1515
01:13:08,875 --> 01:13:10,625
‫دکتر جک، در رابطه با یه چیزی،
‫راست می‌گفت.

1516
01:13:11,666 --> 01:13:15,500
‫هیچ‌چیز مثل درماندگی،
‫به آدم انگیزه نمی‌ده.

1517
01:13:16,500 --> 01:13:19,750
‫به پیت ایمیل زدم و گفتم که
‫رد بیمارهای لایدل رو زدم،

1518
01:13:19,791 --> 01:13:21,000
‫که رفتن پیش ۱۸ دکتر مختلف،

1519
01:13:21,125 --> 01:13:24,666
‫و فوراً به ۲۵۰ هزار دلار پول نیاز دارم،
‫تا جذب‌شون کنم.

1520
01:13:24,750 --> 01:13:28,250
‫گفتم عضویت باشگاه گلف،
‫شهریه دانشگاه و اینا می‌خوان.

1521
01:13:28,375 --> 01:13:30,666
‫چیزهایی که نیازمند نظر جک باشه.

1522
01:13:35,125 --> 01:13:38,875
‫و خدا خیرش بده، دکتر جک،
‫همه‌جای سند رو علامت‌گذاری و امضا کرد.

1523
01:13:40,916 --> 01:13:43,625
‫و برنر، طبق دستور العملی که داده بودم،

1524
01:13:43,750 --> 01:13:47,125
‫آوردش به جلسه‌ی فروش‌مون،
‫که اون شب برگزار می‌شد.

1525
01:13:50,250 --> 01:13:52,125
‫خیلی‌خب، این یارو پاتون،

1526
01:13:52,166 --> 01:13:53,625
‫مشارکت کمی داره.

1527
01:13:53,666 --> 01:13:56,875
‫جک می‌گه تا وقتی خودش رو ثابت نکرده،
‫از پرداخت شهریه دانشگاه خبری نیست.

1528
01:13:58,791 --> 01:13:59,791
‫چه لباس قشنگی.

1529
01:14:04,666 --> 01:14:05,666
‫اوضاع ردیفه؟

1530
01:14:06,041 --> 01:14:07,041
‫آره.

1531
01:14:11,041 --> 01:14:12,375
‫برو بیرون و دست بزن.

1532
01:14:43,708 --> 01:14:44,708
‫لایزا!

1533
01:14:50,583 --> 01:14:52,625
‫کجا می‌ری؟ جلسه داریم‌ها!

1534
01:14:54,750 --> 01:14:57,958
‫فیبی مریضه. نیکول جام رو می‌گیره.
‫باشه؟

1535
01:14:58,458 --> 01:14:59,958
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

1536
01:15:00,000 --> 01:15:02,958
‫- متاسفم، کاری از دستم برمیاد؟
‫- چیزی نیست، خوب می‌شه.

1537
01:15:03,083 --> 01:15:04,083
‫فردا می‌بینمت.

1538
01:15:05,833 --> 01:15:07,708
‫- براش دعا می‌کنم.
‫- ممنون.

1539
01:15:10,083 --> 01:15:11,708
‫- بدش من ببینم.
‫- چیکار میکنی؟

1540
01:15:20,625 --> 01:15:22,208
‫بی‌صفت.

1541
01:15:24,208 --> 01:15:25,333
‫کِی اومدن سراغت؟

1542
01:15:27,750 --> 01:15:28,750
‫من رفتم سراغ‌شون.

1543
01:15:34,083 --> 01:15:35,208
‫چرا همچین کاری کردی؟

1544
01:15:36,625 --> 01:15:39,625
‫چرا همچین کاری کردی، لازا؟
‫خدا لعنتت کنه.

1545
01:15:39,708 --> 01:15:42,208
‫یادته وقتی جذبت کردم،
‫کجا بودی؟

1546
01:15:42,333 --> 01:15:43,708
‫- می‌دونم.
‫- وقتی بهت فرصت دادم؟

1547
01:15:43,750 --> 01:15:47,083
‫برات زندگی ساختم،
‫بعد با من همچین کاری کردی؟

1548
01:15:47,833 --> 01:15:48,958
‫پیت، ما ملت رو کشتیم.

1549
01:15:49,083 --> 01:15:50,458
حرف نزن

1550
01:15:52,458 --> 01:15:57,083
‫ما این همه آدم کشتیم، بعد رفتی داری
‫واسه دوز بیش‌تر، تشویقی می‌ذاری.

1551
01:15:57,208 --> 01:16:00,083
‫- ما نسخه‌ها رو نمی‌نویسیم!
‫- کلی آدم به‌خاطر ما مُرده.

1552
01:16:02,708 --> 01:16:05,875
‫نمی‌فهمی؟ برات مهم نیست؟
‫چه مرگته تو؟

1553
01:16:05,958 --> 01:16:08,708
‫برات مهمه؟ عجیبه که بعد از
‫دستگیر کردنِ دکترت

1554
01:16:08,750 --> 01:16:10,125
‫یهو وجدانت گل کرد.

1555
01:16:10,208 --> 01:16:12,125
‫- چی بهت دادن؟

1556
01:16:12,208 --> 01:16:15,958
‫بایستی چیز خوبی داده باشن که توی طماع،
‫قبل از فروش سهامت، لومون دادی.

1557
01:16:16,000 --> 01:16:18,083
‫- تو من رو نمی‌شناسی.
‫- من خودِ توئم.

1558
01:16:18,958 --> 01:16:21,833
‫ما آدم‌های مغروری هستیم،
‫ولی تو زدی روی دست همه‌مون.

1559
01:16:21,875 --> 01:16:23,833
‫نه، من اصلا مثل شماها نیستم.

1560
01:16:27,125 --> 01:16:28,375
‫امیدوارم بمیری.

1561
01:16:42,583 --> 01:16:44,333
‫پیت، حلش می‌کنیم.

1562
01:16:45,958 --> 01:16:48,083
‫صرفا باید یه حقیقتی رو
‫بازگو کنی.

1563
01:16:48,125 --> 01:16:49,375
‫یعنی چی؟

1564
01:16:49,458 --> 01:16:50,708
‫تو دیگه لو رفتی، پیت.

1565
01:16:50,833 --> 01:16:52,458
‫کاریش نمی‌شه کرد.

1566
01:16:52,583 --> 01:16:55,375
‫دکتر نیل، پول وکلات رو می‌ده.
‫گوش کن...

1567
01:16:56,208 --> 01:16:59,458
‫برات بهترین توافق پیش از محاکمه رو
‫جور می‌کنیم...

1568
01:16:59,500 --> 01:17:02,375
‫تا بچه‌م برای اولین بار، پشتِ
‫میله‌های زندون ببینتم؟

1569
01:17:02,458 --> 01:17:04,833
‫نه، امکان نداره.
‫زیر بار نمی‌رم.

1570
01:17:04,875 --> 01:17:06,583
‫قرار نیست بری زندان،

1571
01:17:06,625 --> 01:17:09,333
‫ولی دارایی‌هات، خونه و پس اندازت،

1572
01:17:09,458 --> 01:17:11,375
‫احتمالا مصادره می‌شن.

1573
01:17:11,458 --> 01:17:15,083
‫پیت، من مثل پسرم دوستت دارم.
‫هوات رو دارم.

1574
01:17:15,208 --> 01:17:18,083
‫مطمئن می‌شم که به همراه خانواده‌ت،

1575
01:17:18,208 --> 01:17:19,583
‫تا ابد در رفاه زندگی کنید.

1576
01:17:19,625 --> 01:17:21,333
‫خونه‌ت، ماشینت...

1577
01:17:21,875 --> 01:17:23,583
‫و دانشگاه بچه‌ت رو تامین می‌کنم.

1578
01:17:23,625 --> 01:17:24,875
‫بهم اعتماد کن.

1579
01:17:31,583 --> 01:17:33,333
‫فقط باید شهادت بدم که
‫ روحت هم خبر نداشته؟

1580
01:17:33,833 --> 01:17:35,500
‫به صلاح همه‌ست.

1581
01:17:39,333 --> 01:17:42,333
‫پلیس، در رو باز کن جناب.

1582
01:17:42,375 --> 01:17:44,083
‫پیت؟ پیت...

1583
01:17:53,708 --> 01:17:56,750
‫حتی رفتن آرژانتین، سراغِ اریک پیلی.

1584
01:17:57,500 --> 01:17:59,125
‫- حاضری حرف بزنی؟
‫- آره.

1585
01:18:00,625 --> 01:18:03,208
‫دکتر نیل، از این قضیه
‫اصلا خبر نداشت.

1586
01:18:04,625 --> 01:18:06,375
‫ولی قبلش وکیل نیل، رفته بود سراغش.

1587
01:18:13,458 --> 01:18:15,708
‫خانم دریک؟ دخترتون توی اتاق ریکاوریه.

1588
01:18:16,583 --> 01:18:17,708
‫حالش خوبه؟

1589
01:18:17,750 --> 01:18:19,333
‫آره، عملش خیلی خوب پیش رفت.

1590
01:18:41,541 --> 01:18:43,541
‫و مادامی که همه داشتن می‌افتادن زندان،

1591
01:18:43,583 --> 01:18:47,166
‫نیل دروغش رو تکرار می‌کرد و هیچ‌کس
‫نمی‌تونست ثابت کنه که دروغ می‌گه.

1592
01:18:48,541 --> 01:18:49,291
‫"تجارت درد"

1593
01:18:49,291 --> 01:18:51,166
‫عکسش رفت روی کاور مجله‌ی فوربز.

1594
01:18:53,791 --> 01:18:57,791
‫و وقتی ازش درباره اتهامات کارکنانِ قدیمی
‫و فعلی شرکت می‌پرسیدن...

1595
01:18:57,916 --> 01:18:58,916
‫نقش من؟

1596
01:19:00,041 --> 01:19:01,291
‫من صرفا یه سرمایه‌گذار بودم.

1597
01:19:02,166 --> 01:19:04,666
‫هیچ اطلاعی از امور روزانه نداشتم.

1598
01:19:04,791 --> 01:19:06,083
‫سرمایه‌گذاری بودم که هیچ
‫نقشی توی امور شرکت نداشت.

1599
01:19:09,833 --> 01:19:10,916
‫لطفا من رو ببخش.

1600
01:19:11,041 --> 01:19:12,166
‫من هم متاسفم.

1601
01:19:12,291 --> 01:19:14,541
‫از دیدنت خیلی خوش‌حالم.

1602
01:19:25,583 --> 01:19:28,208
‫- سلام مامان بزرگ.
‫- سلام دختر قشنگم.

1603
01:19:29,833 --> 01:19:30,958
‫حالت چطوره؟

1604
01:19:31,041 --> 01:19:32,791
‫حالم خوبه، ردیفم.

1605
01:19:38,791 --> 01:19:42,916
‫مامان، وقتی داشتی جک نیل رو واسه‌ی
‫طرح نمایندگان علمی تلکه می‌کردی...

1606
01:19:42,958 --> 01:19:45,333
‫- باز می‌خوای بهش بپردازی؟
‫- نه.

1607
01:19:45,416 --> 01:19:47,958
‫وقتی باهاش ارتباط گرفتی،
‫بهش زنگ زده بودی؟

1608
01:19:48,541 --> 01:19:49,958
‫شماره‌ش رو بهم نمی‌داد.

1609
01:19:50,083 --> 01:19:51,125
‫فقط ایمیلش رو داشتم.

1610
01:19:52,666 --> 01:19:55,416
‫مستقیم به خودش ایمیل زدی؟

1611
01:19:56,041 --> 01:19:57,166
‫چند دفعه؟

1612
01:19:58,083 --> 01:19:59,083
‫چند باری شد.

1613
01:20:00,291 --> 01:20:01,333
‫نگه‌شون داشتی؟

1614
01:20:02,541 --> 01:20:04,416
‫در جریان باش که مثلا تینا مورفی

1615
01:20:04,458 --> 01:20:09,416
‫واسه دکتر جیکوب، ۸ هزار دلار عایدش شد،
‫ولی من ۹۰۰ دلار گیرم اومد.

1616
01:20:09,541 --> 01:20:11,083
‫خیلی‌خب، ادامه بده.

1617
01:20:11,166 --> 01:20:12,916
‫بیست و دو هزار دلار.

1618
01:20:12,958 --> 01:20:17,666
‫اون هم واسه آندریا ولچ، یه نماینده فروش 
‫که با پول رشوه‌ت...

1619
01:20:17,708 --> 01:20:19,166
‫جواب داد؟

1620
01:20:19,291 --> 01:20:20,666
‫برو پایین.

1621
01:20:22,875 --> 01:20:24,791
‫"از طرف جک نیل"

1622
01:20:28,083 --> 01:20:30,000
‫وای مامان، خدا رو شکر که اینقدر خوبی

1623
01:20:43,250 --> 01:20:46,750
‫اصلا تیترهای قشنگی درباره‌ی
‫دستگیریِ دکتر جک ننوشتن.

1624
01:20:47,541 --> 01:20:49,583
‫از آدرین جنکینز صحبت کردن،

1625
01:20:50,291 --> 01:20:52,625
‫اما کوالسکی، یک مادر.

1626
01:20:53,250 --> 01:20:55,875
‫سم والتر، یک برادر.

1627
01:20:55,916 --> 01:20:57,750
‫یه لحظه، می‌شه بپرم وسط حرفتون؟

1628
01:20:57,875 --> 01:20:58,750
‫حتما، چی شده؟

1629
01:20:58,875 --> 01:21:02,250
‫خودتون شخصاً گفتید که احتمال اوردوز،
‫کم‌تر از یک درصده.

1630
01:21:03,166 --> 01:21:04,500
‫بر اساس تحقیقات گفته بودم.

1631
01:21:05,750 --> 01:21:08,166
‫- تحقیقات؟
‫- تحقیقات هارتیگان در بیمارستان عمومی ماساچوست.

1632
01:21:08,666 --> 01:21:11,125
‫الیوت هارتیگان هستم.
‫تحقیقات بر عهده من بود.

1633
01:21:12,041 --> 01:21:13,500
‫تحقیقات‌تون غلط بود ؟

1634
01:21:13,625 --> 01:21:15,250
‫تحقیقاتم دقیق بود.

1635
01:21:15,375 --> 01:21:17,458
‫آزمایشِ گروهی‌ای که بر روی دویست

1636
01:21:17,500 --> 01:21:19,625
‫به مدت دو سال، تحت نظارت
،کلینیکی انجام دادیم

1637
01:21:19,666 --> 01:21:22,291
‫کلاً یک مورد، اوردوز با فنتانیل داشتیم.

1638
01:21:23,500 --> 01:21:25,125
‫اما به یه چیزی توجه نکردن،

1639
01:21:25,250 --> 01:21:28,875
‫اون هم این بود که این دارو
‫مختص کسانی بود که مصرف داروهای افیونی داشتن

1640
01:21:28,916 --> 01:21:30,791
‫و دکترهای مسئول، براشون
‫تجویز کرده بودن.

1641
01:21:30,875 --> 01:21:34,125
‫نه کسایی که پول می‌گرفتن تا دوز رو
‫ببرن بالا و ملت رو معتاد کنن.

1642
01:21:35,166 --> 01:21:36,416
‫و البته...

1643
01:21:36,500 --> 01:21:39,416
‫سوژه‌های آزمایشی، افرادی بودن
‫که سرطان مرحله‌ی چهار داشتن.

1644
01:21:39,500 --> 01:21:42,541
‫بنابر این، قبل از اینکه آثار
‫استفاده‌ی بی‌رویه ظاهر بشه،

1645
01:21:42,625 --> 01:21:43,791
‫اکثرشون مُرده بودن.

1646
01:21:44,375 --> 01:21:46,000
‫برای بیمارانی که مریضی قابل علاج داشتن،

1647
01:21:46,041 --> 01:21:49,000
‫گفته شد که خطر اوردوز و اعتیاد،

1648
01:21:49,041 --> 01:21:52,625
‫به‌شدت بالاست.
‫چون...

1649
01:21:54,791 --> 01:21:57,041
‫ببخشیدها، ولی دلیلش آشکاره.

1650
01:21:57,875 --> 01:21:58,875
‫ناسلامتی فنتانیله.

1651
01:22:02,041 --> 01:22:03,875
‫آره، من به تحقیقات اطمینان داشتم.

1652
01:22:05,291 --> 01:22:07,125
‫تحقیقات بر روی دردِ سرطان.

1653
01:22:07,875 --> 01:22:11,750
‫بعد به دکترها رشوه دادید تا لونافن رو
‫برای سردرد، تجویز کنن.

1654
01:22:16,291 --> 01:22:17,291
‫درسته.

1655
01:22:19,666 --> 01:22:22,416
‫صرف‌نظر از جریمه و غرامت،

1656
01:22:22,500 --> 01:22:26,500
‫دکتر لایدل، بنده شما رو به چهل ماه حبس،
‫محکوم می‌کنم.

1657
01:22:30,041 --> 01:22:31,541
‫شانزده ماه.

1658
01:22:34,125 --> 01:22:35,625
‫سی و شش ماه.

1659
01:22:44,291 --> 01:22:45,500
‫شصت و شش ماه.

1660
01:23:06,625 --> 01:23:08,250
‫این اظهاریه رو نوشتیم...

1661
01:23:13,166 --> 01:23:15,875
‫تا بگم که انجام این کار،
‫از روی ساده‌لوحیم بود.

1662
01:23:19,750 --> 01:23:21,625
‫می‌خواستم بگم وقتی به رئیس‌هام گفتم...

1663
01:23:22,875 --> 01:23:24,375
‫که اوضاع به‌نظر درست نمیان...

1664
01:23:27,125 --> 01:23:28,750
‫گفتن داریم طبق مقررات پیش می‌ریم...

1665
01:23:28,875 --> 01:23:31,500
‫و من هم گول خوردم
‫و باهاشون کار کردم.

1666
01:23:34,375 --> 01:23:36,791
‫می‌خواستم بگم که من داروسازی نخوندم.

1667
01:23:37,291 --> 01:23:40,500
‫و من نسخه‌ها رو ننوشتم
‫و تقصیر من نبوده.

1668
01:23:40,625 --> 01:23:42,416
‫ولی اینجوری دروغ می‌گفتم.

1669
01:23:48,125 --> 01:23:50,416
‫من توی ساخت این تشکیلات، شریک بودم.

1670
01:23:55,250 --> 01:23:56,750
‫و می‌دونستم که اشتباهه.

1671
01:24:00,041 --> 01:24:01,750
‫حقیقتاً دنبال پولش بودم.

1672
01:24:03,875 --> 01:24:05,125
‫و همین‌طور دنبال احترام.

1673
01:24:07,000 --> 01:24:10,000
‫و اونقدر شدید می‌خواستم‌شون،
‫که به نحوه به‌دست آوردنش، اهمیتی ندادم.

1674
01:24:14,041 --> 01:24:17,000
‫و حالا زندگیِ مردم، نابود شده.

1675
01:24:24,500 --> 01:24:25,750
‫آیا من متاسفم؟

1676
01:24:26,875 --> 01:24:27,875
‫بله.

1677
01:24:32,875 --> 01:24:34,125
‫ولی این اشتباهات رو مرتکب شدم.

1678
01:24:42,125 --> 01:24:43,750
‫از طرف دولت،

1679
01:24:43,791 --> 01:24:46,916
‫می‌خوام به دستآورد بزرگِ این پرونده،
‫اشاره بکنم.

1680
01:24:48,000 --> 01:24:50,500
‫برای اولین بار، مدیران ارشدِ
‫یک شرکت داروسازی،

1681
01:24:50,625 --> 01:24:53,875
‫قراره برای دست داشتن‌شون
‫توی بحران داروهای افیونی، به زندان برن.

1682
01:24:55,125 --> 01:24:58,666
‫و بدون همکاری لایزا دریک،
‫امکان‌پذیر نبود.

1683
01:25:00,125 --> 01:25:03,166
‫از این‌رو پیشنهاد می‌کنیم،
‫که بهش حکم زندان ندید.

1684
01:25:04,166 --> 01:25:06,500
‫تا به افرادی که مقامی مشابه
‫مقام این خانم دارن، این پیغام مهم رو بدیم،

1685
01:25:06,625 --> 01:25:08,750
‫که بیان و کار درست رو بکنن.

1686
01:25:14,541 --> 01:25:16,625
‫از دولت، بابت پیشنهادش ممنونم.

1687
01:25:18,416 --> 01:25:22,875
‫از خانم دریک هم بابت ابراز ندامتِ
‫ صادقانه‌شون، کمال تشکر رو دارم.

1688
01:25:24,375 --> 01:25:26,416
‫ولی طمع شما، باعث مردن افرادی شده.

1689
01:25:27,416 --> 01:25:29,875
‫با همکاری نمی‌شه حلش کرد.

1690
01:25:31,375 --> 01:25:33,875
‫این اصلا مایه‌ی خوشآیندیم نیست،

1691
01:25:34,000 --> 01:25:36,125
‫ولی باید برید زندان، خانم دریک.

1692
01:25:37,666 --> 01:25:38,666
‫لطفا برخیزید.

1693
01:25:43,875 --> 01:25:46,750
‫شما رو به یک سال و سه ماه حبس،

1694
01:25:46,875 --> 01:25:48,875
‫محکوم می‌کنم

1695
01:26:00,791 --> 01:26:02,375
‫آره، کلی شرم،

1696
01:26:03,250 --> 01:26:04,375
‫کلی عذاب وجدان،

1697
01:26:05,666 --> 01:26:09,500
‫و کلی چیزهای دیگه که فقط
‫با خدا می‌شه حلش کرد.

1698
01:26:11,541 --> 01:26:14,250
‫ولی هر ماجرایی، دو جنبه داره.

1699
01:26:15,250 --> 01:26:16,250
‫می‌دونید چی می‌گم؟

1700
01:26:16,625 --> 01:26:20,125
‫خیلی‌ها هستن که می‌تونم اسم ببرم

1701
01:26:20,166 --> 01:26:22,500
‫و بگم تاحالا هیچ خیری،
‫برای هیچ‌کس نداشتن.

1702
01:26:24,625 --> 01:26:27,541
‫درسته، ما به یه سری‌ها آسیب زدیم.

1703
01:26:28,166 --> 01:26:30,625
‫درسته، یه سری زندگی‌ا رو نابود کردیم.

1704
01:26:30,750 --> 01:26:32,500
‫ولی درکنارش، برای مردم،

1705
01:26:32,541 --> 01:26:33,750
‫کسایی که زجر می‌کشیدن،

1706
01:26:34,500 --> 01:26:36,875
‫بهترین داروی ممکن برای تسکینِ
‫دردِ سرطان، در کل تاریخ رو

1707
01:26:37,000 --> 01:26:38,166
‫به ارمغان آوردیم.

1708
01:26:39,625 --> 01:26:41,875
‫واقعا؟ همچنان بهش اعتقاد دارید؟

1709
01:26:47,500 --> 01:26:49,000
‫آدم، جنسی که داره رو می‌فروشه.

1710
01:26:53,083 --> 01:26:55,916
‫"پانزده ماه بعد"

1711
01:26:57,708 --> 01:27:01,333
‫احتمالا با نصف زن‌های تمپا خوابیده،
‫ولی خوانندگی‌ش خیلی خوب بود.

1712
01:27:02,208 --> 01:27:04,083
‫چهار بار ازدواج کردی؟

1713
01:27:04,166 --> 01:27:05,416
‫اون یکی باطل شد.

1714
01:27:06,541 --> 01:27:07,541
‫چه جذاب.

1715
01:27:08,583 --> 01:27:09,583
‫رایان، بس کن.

1716
01:27:11,750 --> 01:27:14,208
‫به زندگی قدیمی‌م، دیگه فکر نمی‌کنم.

1717
01:27:16,416 --> 01:27:19,041
‫رویاهایی دارم که رویای واقعی نیستن،

1718
01:27:20,916 --> 01:27:22,416
‫رویایی که توش شرکت رو اداره می‌کنم،

1719
01:27:22,458 --> 01:27:24,666
‫و شرکت رو وارد مسیر درستی کردم.

1720
01:27:25,708 --> 01:27:28,041
‫و مردم جوری بهم نگاه می‌کنن،
‫که انگار آدم مهمی هستم.

1721
01:27:29,916 --> 01:27:32,416
‫و اونقدر حس خوبی می‌ده،
‫که می‌ترسونتم.

1722
01:27:36,916 --> 01:27:38,791
‫واسه همین پا می‌شم
‫و چراغ‌ها رو روشن می‌کنم.

1723
01:27:38,916 --> 01:27:41,291
‫"ادامه دارد"

1724
01:27:42,750 --> 01:27:45,250
‫"دلالان درد"

1725
01:27:48,833 --> 01:27:53,166
‫بنیان‌گذار شرکت داروسازی‌ای
‫که به اتهام رشوه

1726
01:27:53,250 --> 01:27:55,750
‫در رابطه با مواد افیونی،
‫دستگیر شده بود،

1727
01:27:55,791 --> 01:27:57,166
‫امروز حکمش صادر شد.

1728
01:27:57,250 --> 01:27:59,166
‫خب جان کاپور، بنیان‌گذار این شرکت،

1729
01:27:59,250 --> 01:28:01,750
‫به مدت پنج سال و نیم، به زندان می‌ره.

1730
01:28:01,791 --> 01:28:03,416
‫این حکمیه که دادستان‌های کشور امیدوارن،

1731
01:28:03,500 --> 01:28:05,750
‫پیغام مهمی رو به افراد حاضر
‫در صنعت داروسازی برسونه.

1732
01:28:05,791 --> 01:28:07,416
‫مدیران اجراییِ شرکت اینسیس،

1733
01:28:07,500 --> 01:28:10,666
‫اعم از جان کاپور، از روی طمع،

1734
01:28:10,750 --> 01:28:14,625
‫به دکترها رشوه دادن تا دارویی
‫به‌شدت اعتیاد آور و قوی رو

1735
01:28:14,666 --> 01:28:16,750
‫برای کسانی که بهش نیازی نداشتن،
‫تجویز بکنه.

1736
01:28:16,875 --> 01:28:20,250
‫اون بنیان‌گذار شرکت اینسیس بود
‫و در کنار سایر مدیران اجرایی،

1737
01:28:20,291 --> 01:28:23,625
‫که دارن محکوم می‌شن و شدن،
‫ملحق شده.
