﻿1
00:00:16,833 --> 00:00:22,541
« الهام گرفته شده از حوادث واقعی »

2
00:00:30,875 --> 00:00:32,250
من ویلی گری‌ام

3
00:00:32,250 --> 00:00:38,333
،خیلی‌خب، همه‌تون برادرم آلبرت رو می‌شناسید
واعظ اینجاست ولی
ازم خواسته بیام و یکم براتون صحبت کنم ولی

4
00:00:38,333 --> 00:00:40,583
من این رو میگم که
...وقتی خدا تو فرا می‌خونه

5
00:00:40,833 --> 00:00:42,041
باید جواب بدی

6
00:00:42,041 --> 00:00:43,666
درسته. اوهوم -
و قضیه همینـه -

7
00:00:43,666 --> 00:00:45,916
خدا امروز در قلب و روح من بود

8
00:00:45,916 --> 00:00:48,208
واسه همین اومدم تا باهاتون صحبت کنم

9
00:00:48,208 --> 00:00:50,208
با خودم میگم، چی از ما محافظت می‌کنه؟

10
00:00:50,916 --> 00:00:53,833
چه چیزی باعث میشه که ما

11
00:00:53,833 --> 00:00:55,291
احساس امنیت کنیم؟

12
00:00:57,166 --> 00:00:59,500
باور دارم که خونه‌ست

13
00:01:00,833 --> 00:01:02,791
اگه صرفاً بتونم برم خونه

14
00:01:03,458 --> 00:01:07,541
حتی شنیدن کلمۀ «خونه» باعث میشه
یه حسی به آدم دست بده

15
00:01:07,625 --> 00:01:09,916
لازمه کجا برم؟ -
خونه -

16
00:01:10,000 --> 00:01:11,625
دوست داریم کجا بریم؟ -
خونه -

17
00:01:11,750 --> 00:01:14,916
خونه جاییـه که دلت اونجا باشه. آمین -
آمین -

18
00:01:15,000 --> 00:01:17,250
پروردگار رو سپاس -
پروردگار رو سپاس -

19
00:01:17,375 --> 00:01:19,541
،چون وقتی خونه‌ای، خانواده‌ات اونجاست

20
00:01:19,541 --> 00:01:21,208
همه اونجان، تو خونه‌ای

21
00:01:21,250 --> 00:01:22,666
و خونۀ ما کجاست؟

22
00:01:22,750 --> 00:01:23,750
کلیسای سیاه

23
00:01:23,875 --> 00:01:25,625
ها؟

24
00:01:25,666 --> 00:01:26,875
کلیسای سیاه

25
00:01:27,000 --> 00:01:28,375
نمی‌شنوم. ما کجاییم؟

26
00:01:28,500 --> 00:01:29,500
!کلیسای سیاه

27
00:01:29,666 --> 00:01:31,166
نشونش بده

28
00:01:31,458 --> 00:01:34,583
تو کلیسای سیاه نمیگن مال اینجا نیستی

29
00:01:35,291 --> 00:01:39,541
تو کلیسای سیاه به‌خاطر رنگ پوستم
قضاوتم نمی‌کنن

30
00:01:41,041 --> 00:01:43,833
تو کلیسای سیاه، اسمم رو صدا نمی‌زنن

31
00:01:43,833 --> 00:01:45,916
،و اگه اسمم رو صدا بزنن

32
00:01:45,916 --> 00:01:47,125
می‌دونی بهم چی میگن؟

33
00:01:47,125 --> 00:01:49,375
بهت چی میگن؟ -
گفتم، می‌دونید بهم چی میگن؟ -

34
00:01:49,375 --> 00:01:52,875
بهت چی میگن؟ -
بهم میگن فرزند خدا -

35
00:01:52,916 --> 00:01:55,416
!واقعاً هم هستی. آره، جناب

36
00:02:00,250 --> 00:02:02,750
« بیلاکسی، میسیسیپی »

37
00:02:02,750 --> 00:02:04,958
تولدت مبارک، بابابزرگِ عزیز

38
00:02:05,125 --> 00:02:08,708
تولدت مبارک

39
00:02:08,958 --> 00:02:10,541
تولدت مبارک، بابابزرگ

40
00:02:10,583 --> 00:02:11,958
برای تو درستش کردم

41
00:02:12,000 --> 00:02:13,541
چقدر من خوش‌شانسم

42
00:02:13,541 --> 00:02:15,291
بده ببینیم

43
00:02:15,291 --> 00:02:18,541
سیزده تا بچه، 24تا نوه
(تولد 75 سالگیت مبارک)

44
00:02:18,583 --> 00:02:21,166
من که میگم کارِت خوب بوده، آقای اوکیف

45
00:02:21,500 --> 00:02:23,583
...کار تو هم خوب بوده

46
00:02:24,416 --> 00:02:25,916
خانم اوکیف

47
00:02:26,875 --> 00:02:28,583
خیلی هم عالی بوده

48
00:02:31,333 --> 00:02:34,166
حتی یه نفرشون هم به راه خلاف کشیده نشده

49
00:02:39,125 --> 00:02:40,750
تو... هی

50
00:02:40,750 --> 00:02:42,250
هوم؟ -
هی، حالت خوبـه؟ -

51
00:02:42,291 --> 00:02:44,500
آره -
آها. آره -

52
00:02:44,625 --> 00:02:46,375
فقط می‌خوام حالت رو بپرسم

53
00:02:47,125 --> 00:02:54,541
« خاکسپاری »

54
00:02:55,041 --> 00:02:56,791
میشه خیلی ساده باهاتون صحبت کنم؟

55
00:02:57,416 --> 00:03:00,250
هوم؟ صحبت ساده و معمولی؟

56
00:03:00,500 --> 00:03:03,541
چون به‌نظرم اونا می‌خوان با
حرفای قلمبه سلمبه گمراه‌تون کنن

57
00:03:03,541 --> 00:03:08,500
و ما اجازۀ همچین کاری بهشون نمیدیم
« کلاویس تابز علیه شرکت پذیرایی فینچ و شرکا »
خب، من اسراری در مورد موکلم دارم

58
00:03:08,708 --> 00:03:10,708
،و همین الآن می‌خوام بهتون بگم

59
00:03:11,125 --> 00:03:13,000
موکل من آدم خوبی نیست

60
00:03:13,541 --> 00:03:15,000
نیست

61
00:03:15,041 --> 00:03:19,250
،موکل نه‌چندان خوبِ من
،کلاویس تابز، در روز حادثه

62
00:03:19,833 --> 00:03:21,041
حالت عادی نبوده

63
00:03:22,875 --> 00:03:24,916
درسته. حالت عادی نبوده

64
00:03:25,375 --> 00:03:27,000
آه... سیاه که حالت عادی نبوده

65
00:03:27,291 --> 00:03:29,833
به هیچ وجه حالت عادی نبوده

66
00:03:29,833 --> 00:03:31,833
راستش، اصلاً می‌خواید اعدادش رو نگاه کنید؟

67
00:03:31,833 --> 00:03:35,083
اعداد میگن که سطح نا خالصی خون 0.4 درصد بوده

68
00:03:35,083 --> 00:03:36,416
درست همینجاست

69
00:03:36,416 --> 00:03:39,291
سرخوش بوده، اگه می‌خواید
کلمات قلمبه سلمبه بگید

70
00:03:40,500 --> 00:03:42,375
،نه تنها اون

71
00:03:42,416 --> 00:03:43,958
اوضاع سلامت روانش هم خوب نبوده

72
00:03:43,958 --> 00:03:46,208
گفت که از افسردگی رنج می‌بُرده

73
00:03:46,458 --> 00:03:49,250
،بعضی‌ها میگن تمایل به خودکشی داشته
و ما هم براش مدرک داریم چون

74
00:03:49,291 --> 00:03:51,416
وقتی با درمانگرش صحبت می‌کرده

75
00:03:51,500 --> 00:03:54,958
به درمانگرش گفته: «اینقدر حالم بده که کاش
می‌تونستم سوار ماشینم بشم و

76
00:03:54,958 --> 00:03:56,666
«صاف برم بزنم به یه درخت

77
00:03:58,125 --> 00:03:59,666
ولی نمی‌تونست این کارو بکنه

78
00:04:00,583 --> 00:04:02,875
.موکل نه‌چندان خوبم نمی‌تونست این کارو بکنه
می‌دونید چرا؟

79
00:04:02,875 --> 00:04:04,500
گواهینامه‌اش باطل شده بوده

80
00:04:06,000 --> 00:04:07,416
حتی گواهینامه هم نداره

81
00:04:08,583 --> 00:04:11,625
پس چی گفت؟
یه دوچرخه می‌گیرم و»

82
00:04:12,000 --> 00:04:13,625
«اونجوری انجامش میدم

83
00:04:13,833 --> 00:04:15,708
و دقیقاً همین کارو کرد

84
00:04:15,708 --> 00:04:17,833
«سوار دوچرخه‌اش شد و رفت «آلبرتا اند واین

85
00:04:17,833 --> 00:04:19,375
همه‌تون اون جارو
می‌شناسید، مگه نه؟

86
00:04:19,375 --> 00:04:22,208
و یه بطری بزرگ نوشیدنی گرفت و سر کشیدش و
بعدش چیکار کرد؟

87
00:04:22,208 --> 00:04:26,583
سوار دوچرخه‌اش شد و مستقیم رفت
سمت یه بزرگراه شلوغ

88
00:04:27,041 --> 00:04:28,458
هوم؟

89
00:04:28,458 --> 00:04:31,500
و اینجا بود که آقای 18چرخ از راه رسید

90
00:04:31,500 --> 00:04:34,375
،فینچ و شرکا
با بی‌توجهی کامل

91
00:04:35,333 --> 00:04:37,375
.نسبت به همه‌چی
.داره توی خیابون اِلم حرکت می‌کنه

92
00:04:37,375 --> 00:04:38,875
!و چیکار کرد؟ بَم

93
00:04:40,583 --> 00:04:42,000
زد به کلاویس

94
00:04:42,666 --> 00:04:44,208
زد بهش

95
00:04:44,416 --> 00:04:46,000
باید مُرده باشه

96
00:04:47,166 --> 00:04:49,000
باید مُرده باشه

97
00:04:49,000 --> 00:04:50,375
...اون آهنگـه رو شنیدید که میگه

98
00:04:50,416 --> 00:04:52,708
من به دنبال یک معجزه هستم 

99
00:04:53,166 --> 00:04:54,458
هوم؟

100
00:04:54,458 --> 00:04:55,958
اینی که اینجاست معجزه‌ست

101
00:04:57,083 --> 00:05:01,250
واسه همین ازتون می‌خوایم به
روح و قلب‌هاتون رجوع کنید و

102
00:05:01,666 --> 00:05:04,375
اون 75 میلیون دلار ناچیز رو بهش بدید

103
00:05:04,375 --> 00:05:05,833
می‌دونید چرا؟ چون این پول رو دارن

104
00:05:06,333 --> 00:05:08,125
پولش رو دارن

105
00:05:08,416 --> 00:05:09,916
پول کافی واسه پرداختش دارن

106
00:05:11,083 --> 00:05:14,208
،ولی اون می‌دونن که کله‌گنده‌ان
می‌خوان کوچیک‌ترها رو لِه کنن

107
00:05:14,791 --> 00:05:17,333
:و بعد با خودتون میگید
«چرا 75 میلیون دلار، ویلی گری؟»

108
00:05:17,333 --> 00:05:18,500
خب بهتون میگم چرا

109
00:05:18,625 --> 00:05:20,291
چون ما مدرک داریم

110
00:05:20,291 --> 00:05:22,958
مدرکی داریم که ثابت می‌کنه
غفلت از اونا بوده

111
00:05:23,375 --> 00:05:25,583
چون کلاویسِ نه‌چندان خوب

112
00:05:25,708 --> 00:05:29,000
اون موقع یه کارش درست بوده

113
00:05:29,166 --> 00:05:30,916
،با اینکه حالت عادی نبوده

114
00:05:30,916 --> 00:05:33,041
به هیچ وجه حالت عادی نبوده

115
00:05:33,125 --> 00:05:35,708
،افسرده بوده و تمایل به خودکشی داشته

116
00:05:35,791 --> 00:05:38,083
...موکل نه‌چندان خوبِ من، کلاویس تابز

117
00:05:41,708 --> 00:05:43,416
حق تقدم داشته

118
00:05:44,625 --> 00:05:45,833
آره، درسته

119
00:05:47,208 --> 00:05:48,500
دیگه حرفی ندارم، جناب قاضی

120
00:06:11,958 --> 00:06:13,916
من ویلی گری‌ام. بفرمایید داخل

121
00:06:13,958 --> 00:06:16,583
گوش کن، شرمنده اینقدر معطل نگه‌تون داشتم

122
00:06:16,583 --> 00:06:19,041
.از دیدنتون خوشحالم، آقای گری
.بنده جرمایا اوکیف هستم

123
00:06:19,041 --> 00:06:20,291
جرمایا». خوشم اومد»
(معادل ارمیا)

124
00:06:20,291 --> 00:06:23,166
‫اسم انجیلیـه. اشعیا، مراثی ارمیا.
‫اسم انجیلیـه.

125
00:06:23,166 --> 00:06:24,208
ایشون کیه؟ -
...هی -

126
00:06:24,208 --> 00:06:25,875
ایشون مشاور جوون من هستن، هالبرت داکینز

127
00:06:25,916 --> 00:06:27,416
همون هال خالی کافیـه

128
00:06:27,416 --> 00:06:29,208
مایۀ افتخاره، آقای گری -
واسه وکیل بودن -

129
00:06:29,208 --> 00:06:30,208
زیادی جوونی

130
00:06:30,250 --> 00:06:32,000
فکر کردم تو رو به سرپرستی گرفته

131
00:06:32,041 --> 00:06:33,583
،خدایی؟ بیخیال بابا
شوخی کردم

132
00:06:33,583 --> 00:06:34,583
بیاید تو

133
00:06:34,666 --> 00:06:38,083
ایشون همکار من، رجی داگلاسـه

134
00:06:38,083 --> 00:06:39,916
دادرسی‌هام رو مدیریت می‌کنه

135
00:06:40,083 --> 00:06:42,666
خب، چی دارید؟
واسه ویلی گری چی دارید؟

136
00:06:42,666 --> 00:06:44,083
هوم؟ صاد جیم؟

137
00:06:44,458 --> 00:06:45,791
جانم؟

138
00:06:45,791 --> 00:06:47,958
.صاد جیم. صدمات جسمانی
پروندۀ آسیب جسمانی دارید؟

139
00:06:47,958 --> 00:06:49,416
تابلو بیرون رو ندیدید؟

140
00:06:49,458 --> 00:06:50,875
فقط این مدل پرونده‌ها رو قبول می‌کنیم

141
00:06:50,875 --> 00:06:52,083
خب، هم آره هم نه

142
00:06:52,083 --> 00:06:54,791
...به‌گمونم
...به‌گمونم یه جورایی

143
00:06:54,833 --> 00:06:57,541
.یه پروندۀ صدمات جسمانی داریم
.ولی با یه فرق کوچولو

144
00:06:57,666 --> 00:06:59,625
یه فرق کوچولو؟
خیلی‌خب، چه جور فرقی؟

145
00:06:59,666 --> 00:07:00,916
چه جور پرونده‌ایـه؟

146
00:07:01,041 --> 00:07:02,958
یه پرونده حقوق قراردادهاست

147
00:07:03,041 --> 00:07:05,041
حقوق قراردادها؟ بیخیال بابا

148
00:07:05,125 --> 00:07:07,333
ما این پرونده‌ها رو اینجا قبول نمی‌کنیم -
نه، اصلاً -

149
00:07:07,375 --> 00:07:09,125
به‌نظر خیلی خسته کننده میاد

150
00:07:09,166 --> 00:07:10,875
ما حقوق قراردادها رو قبول نمی‌کنیم

151
00:07:10,916 --> 00:07:14,583
صحیح، ولی ببینید، می‌فهمیم لزوماً
حیطۀ کاری شما نیست ولی

152
00:07:14,583 --> 00:07:15,958
لطفاً فقط به حرفاش گوش کنید

153
00:07:15,958 --> 00:07:17,791
گمونم پرونده به نظرتون قانع‌کننده بیاد

154
00:07:21,208 --> 00:07:24,125
من یه مدیر بنگاه کفن و دفن

155
00:07:24,166 --> 00:07:26,708
اهل بیلاکسی، میسیسیپی‌ام

156
00:07:26,791 --> 00:07:30,083
،اونجا یه کسب و کار دارم... خب راستش
چندتا کسب و کار دارم

157
00:07:30,125 --> 00:07:33,666
هشت‌تا بنگاه کفن و دفن و
یه شرکت بیمۀ خاکسپاری اونجا دارم

158
00:07:33,666 --> 00:07:35,041
« بنگاه کفن و دفن برادفورد اوکیف »

159
00:07:35,041 --> 00:07:36,458
کسب و کار ما خانوادگیـه و

160
00:07:36,750 --> 00:07:39,708
و نمی‌خوایم بدون مبارزه از دستش بدیم

161
00:07:40,333 --> 00:07:42,291
بعد از اینکه از جنگ برگشتم

162
00:07:42,375 --> 00:07:44,791
پدرم کسب و کار رو به من سپرد
(بنگاه کفن و دفن اوکیف)

163
00:07:44,791 --> 00:07:47,541
منم این اعتماد رو خیلی باارزش قلمداد کردم

164
00:07:47,541 --> 00:07:50,500
آنِت و من 13 تا بچه داریم و

165
00:07:50,791 --> 00:07:53,041
می‌خوایم که اون‌ها

166
00:07:53,083 --> 00:07:54,875
کسب و کار رو در آینده ادامه بدن

167
00:07:55,333 --> 00:07:57,125
،ولی حدود یه سال پیش

168
00:07:57,125 --> 00:07:59,333
به یه‌سری مشکلات مالی برخوردم

169
00:07:59,333 --> 00:08:01,375
.عصر بخیر، آقایون
چه کمکی از دستم برمیاد؟

170
00:08:01,500 --> 00:08:04,125
ما از طرف کمیسیون بیمه ایالت اومدیم

171
00:08:04,500 --> 00:08:07,083
آقای اوکیف، به‌عنوان
یه کارگزارِ باسابقۀ بیمۀ خاکسپاری

172
00:08:07,083 --> 00:08:08,875
در ایالت میسیسیپی

173
00:08:08,875 --> 00:08:10,916
مطمئنم می‌دونید که همیشه باید

174
00:08:10,916 --> 00:08:14,000
یه مقدار حدأقلی مشخصی پول
توی حساب‌تون نگه دارید

175
00:08:14,083 --> 00:08:15,875
خب، آره. البته که می‌دونم

176
00:08:18,208 --> 00:08:20,000
«  پلاک دولتی ایالت میسیسیپی »

177
00:08:26,625 --> 00:08:28,583
مأمورین بیمـه؟

178
00:08:28,750 --> 00:08:30,958
حتماً شوخیت گرفته

179
00:08:31,166 --> 00:08:33,041
گفتن دقیقاً چی می‌خوان؟

180
00:08:33,041 --> 00:08:35,791
حقیقت اینه که احتمالاً خودم رو توی
بد دردسری انداختم

181
00:08:35,791 --> 00:08:37,375
دردسر؟

182
00:08:38,375 --> 00:08:39,625
...جری

183
00:08:40,500 --> 00:08:43,875
،الآن چند وقتـه که وکیلتم
داره میشه 30 سال؟

184
00:08:44,041 --> 00:08:46,250
حتی قبل از اونم دوستت بودم

185
00:08:46,666 --> 00:08:48,500
جفت‌مون می‌دونیم

186
00:08:48,500 --> 00:08:50,916
الآن چندین ساله که تا خرتناق تو قرضم و

187
00:08:50,958 --> 00:08:53,625
دارم سعی می‌کنم این کسب و کار رو مستحکم کنم

188
00:08:53,833 --> 00:08:55,041
موندگارش کنم تا

189
00:08:55,083 --> 00:08:57,458
چیزی داشته باشم برای بچه‌هام به ارث بذارم

190
00:09:00,125 --> 00:09:01,750
بیا هنوز هیچی نشده الکی هول نکنیم

191
00:09:01,916 --> 00:09:04,333
می‌فهمم چقدر مضطرب‌کننده‌ست ولی

192
00:09:04,333 --> 00:09:06,708
ولی کاملاً مطمئنم می‌تونیم
یه راه‌حل براش پیدا کنیم

193
00:09:07,541 --> 00:09:09,541
،خب، ببین

194
00:09:09,541 --> 00:09:12,250
تا حالا در نظر گرفتی بخشی از
کسب و کارت رو بفروشی؟

195
00:09:12,791 --> 00:09:14,041
نه

196
00:09:15,625 --> 00:09:17,791
فقط بخشیش. باشه؟

197
00:09:19,250 --> 00:09:21,125
خب، نمیگم می‌خوام، ولی اگه خواستم بفروشم

198
00:09:21,125 --> 00:09:22,708
خریدار از کجا پیدا کنم؟

199
00:09:23,333 --> 00:09:25,666
راستش، کانادا

200
00:09:25,666 --> 00:09:27,666
یه پرس و جویی کردن

201
00:09:27,708 --> 00:09:29,666
شرکت لوون؟ آره

202
00:09:29,750 --> 00:09:32,666
دوره افتادن همه شرکت‌ها رو می‌خرن

203
00:09:32,666 --> 00:09:34,583
سراسر کشور میرن و

204
00:09:34,625 --> 00:09:38,416
هر بنگاه کفن و دفن مستقلی
که بتونن رو می‌خرن

205
00:09:38,750 --> 00:09:42,083
واقعاً آدمای کله‌گنده‌ای هستن

206
00:09:42,083 --> 00:09:44,625
تو که می‌دونی من چه حسی
نسبت به این شرکت‌های بزرگ دارم

207
00:09:44,625 --> 00:09:48,125
آره، می‌دونم. فقط دارم میگم
اینم یه گزینه‌ست

208
00:09:48,291 --> 00:09:50,041
و موجوده

209
00:09:52,041 --> 00:09:53,875
ممکنه راه نجاتی باشه

210
00:09:56,625 --> 00:09:58,375
می‌تونی بهش فکر کنی

211
00:10:03,875 --> 00:10:04,916
جری

212
00:10:05,541 --> 00:10:07,125
سر وقت اومدی

213
00:10:07,166 --> 00:10:09,250
کمکت کنم؟ -
نه، خودم میارمش -

214
00:10:09,375 --> 00:10:10,791
گوش کن چی میگم

215
00:10:11,166 --> 00:10:12,541
مطمئنی دیگه، آره؟

216
00:10:12,541 --> 00:10:14,166
نه، در موردش خیلی فکر کردم و

217
00:10:14,166 --> 00:10:16,375
معتقدم بهترین کار برای خانوادمـه

218
00:10:16,375 --> 00:10:17,458
خیلی‌خب، پس

219
00:10:17,458 --> 00:10:19,083
.ایستگاه بعدی، ونکوور
آماده‌ای بریم داخل؟

220
00:10:19,083 --> 00:10:20,583
نه، باید منتظر هال بمونیم

221
00:10:20,750 --> 00:10:22,500
کی؟ -
در مورد هال که بهت گفتم -

222
00:10:22,500 --> 00:10:24,083
دوست دوران کالجِ پسرمـه

223
00:10:24,125 --> 00:10:25,458
جوون خیلی باهوشیـه

224
00:10:25,458 --> 00:10:27,458
...تازه وکالت رو شروع کرده و آه

225
00:10:27,458 --> 00:10:29,291
خب، لعنت بر شیطون، ایناها اومدش

226
00:10:29,708 --> 00:10:31,583
تازگی توی امتحان وکالت قبول شده

227
00:10:32,333 --> 00:10:34,333
تشنۀ تجربه‌ست

228
00:10:34,333 --> 00:10:36,000
کدوم، کدوم یکی؟

229
00:10:36,333 --> 00:10:38,041
قد بلنده؟

230
00:10:38,083 --> 00:10:41,208
.سلام، سلام، شرمنده
...خیلی متأسفم، آقای اوکیف. آم

231
00:10:41,208 --> 00:10:43,375
تاکسی من رو ترمینال اشتباهی
...پیاده کرد واسه همین

232
00:10:43,375 --> 00:10:47,041
،بیخیالش. هالبرت داکینز
می‌خوام با مایک آلرد آشنا بشی

233
00:10:48,083 --> 00:10:50,000
واقعاً از دیدن‌تون خوشحالم، آقای آلرد

234
00:10:50,000 --> 00:10:51,458
خیلی هیجان دارم که عضوی از تیمم

235
00:10:51,500 --> 00:10:54,000
سلام. منم از دیدنت خوشحالم -
آره -

236
00:10:54,500 --> 00:10:56,083
پس وکیلی؟

237
00:10:56,875 --> 00:10:58,500
آه، آره

238
00:10:58,500 --> 00:11:01,333
.خب، چقدر عالی
.آفرین بهت پسر

239
00:11:01,458 --> 00:11:03,291
داخل می‌بینم‌تون

240
00:11:07,458 --> 00:11:09,916
بیا. میریم کانادا

241
00:11:10,875 --> 00:11:14,041
من برای رِی لوون کار می‌کنم
« ونکوور، بریتیش کلمبیا »
واقعاً مشتاقه شما رو ببینـه

242
00:11:14,041 --> 00:11:15,625
مطمئنم خودتون هم فهمیدید که

243
00:11:15,625 --> 00:11:17,666
رِی خیلی اهل ملاقات‌های حضوریـه

244
00:11:17,833 --> 00:11:20,500
یکی از معدود مدیر عامل‌های این صنعتـه که

245
00:11:20,625 --> 00:11:22,500
دوست داره با تک‌تک فروشنده‌ها
شخصاً ملاقات کنه

246
00:11:23,875 --> 00:11:25,250
!سلام، ری

247
00:11:25,250 --> 00:11:27,958
بذار بهت معرفی کنم. جناب جرمایا اوکیف و

248
00:11:28,000 --> 00:11:30,541
همکارانشون -
دیدنت مایۀ افتخاره، جری -

249
00:11:30,750 --> 00:11:35,750
خب، پسرا، از نحوۀ انجام معامله‌ها
اینجا توی کانادا خوشتون میاد؟

250
00:11:35,750 --> 00:11:38,166
سوار شید. براتون نوشیدنی میارم

251
00:11:39,708 --> 00:11:43,208
،درحال حاضر ما 1115تا بنگاه کفن و دفن

252
00:11:43,250 --> 00:11:45,416
تا قبرستون و427 

253
00:11:45,416 --> 00:11:48,916
354تا شرکت بیمه داریم

254
00:11:49,083 --> 00:11:50,625
روش من ساده‌ست

255
00:11:50,625 --> 00:11:53,125
هرچقدر بتونم بنگاه کفن و دفن می‌خرم و

256
00:11:53,291 --> 00:11:55,583
خودم رو در موقعیتی قرار میدم که

257
00:11:55,625 --> 00:11:58,375
دوست دارم بهش بگم

258
00:11:58,541 --> 00:12:01,166
دوران طلاییِ مرگ

259
00:12:02,875 --> 00:12:04,041
جانم؟

260
00:12:04,208 --> 00:12:06,291
زمانیـه که تمام نسل خاموش در سراسر آمریکا

261
00:12:06,291 --> 00:12:08,500
بالأخره زمان مرگ‌شون فرا می‌رسه

262
00:12:08,666 --> 00:12:12,083
که نتیجه‌اش افزایش حداقل 60 درصدیِ

263
00:12:12,125 --> 00:12:14,541
مرگ و میر در سراسر کشوره

264
00:12:15,041 --> 00:12:19,083
می‌دونی همین الآن چند نفر

265
00:12:19,083 --> 00:12:20,708
دارن توی آمریکا زندگی می‌کنن که

266
00:12:20,708 --> 00:12:22,583
سن‌شون بیشتر از 65 سالـه؟

267
00:12:25,333 --> 00:12:27,625
پنجاه و یک میلیون نفر

268
00:12:29,291 --> 00:12:31,208
این واسه من یه‌جورایی
فرصت‌طلبانه به‌نظر می‌رسه

269
00:12:31,208 --> 00:12:33,416
نمی‌ترسی مشتری‌هات رو از دست بدی؟

270
00:12:33,416 --> 00:12:34,416
مشتری‌هام؟

271
00:12:34,416 --> 00:12:36,791
کدوم مشتری؟
مشتری‌های من همه آدمای مُرده‌ان

272
00:12:41,458 --> 00:12:42,625
شوخی کردم

273
00:12:42,625 --> 00:12:44,750
دارم شوخی می‌کنم، جری

274
00:12:45,500 --> 00:12:48,750
ببین، هرچی بیشتر بنگاه کفن و دفن بخرم

275
00:12:48,750 --> 00:12:50,125
پول بیشتری در میارم

276
00:12:50,125 --> 00:12:53,750
و بهتر می‌تونم خواسته‌های
مشتری‌هام رو برآورده کنم و

277
00:12:53,791 --> 00:12:56,708
نیازهای روزافزون‌شون رو تأمین کنم

278
00:13:00,875 --> 00:13:03,666
شاید وقتشه این حرفای الکی رو تموم کنیم و

279
00:13:03,666 --> 00:13:05,750
.در مورد یه قرارداد صحبت کنیم
نظرتون چیـه، آقایون؟

280
00:13:05,750 --> 00:13:08,250
دوست دارم نظر تو رو بشنوم، ری

281
00:13:08,791 --> 00:13:10,250
اینطور که من فهمیدم

282
00:13:10,250 --> 00:13:12,208
تو یکم با مأمورهای بیمه

283
00:13:12,208 --> 00:13:14,000
به مشکل برخوردی

284
00:13:14,291 --> 00:13:16,125
از کجا فهمیدی؟

285
00:13:16,875 --> 00:13:18,375
حدوداً... چقدر؟

286
00:13:18,500 --> 00:13:20,333
نه تا بنگاه تو کل ایالت داری؟

287
00:13:20,333 --> 00:13:21,333
هشت‌تا

288
00:13:21,333 --> 00:13:23,708
هشت‌تا بنگاه تو کل ایالت دارم و

289
00:13:23,750 --> 00:13:26,875
البته، شرکت بیمه‌ام رو هم دارم

290
00:13:27,416 --> 00:13:29,416
خب، نظرت در مورد این چیه؟

291
00:13:29,416 --> 00:13:31,916
،سه‌تا از بنگاه‌هات رو به من بفروش

292
00:13:31,958 --> 00:13:34,666
با یه قیمت منصفانه که
بعداً سرش توافق می‌کنیم

293
00:13:34,666 --> 00:13:37,500
اینجوری، نه تنها میزان بیشترِ

294
00:13:37,500 --> 00:13:40,000
دارایی‌هات رو حفظ می‌کنی، بلکه

295
00:13:40,000 --> 00:13:42,833
اونقدر پول نقد هم گیرت میاد که می‌تونی

296
00:13:42,833 --> 00:13:44,750
به مأمورهای بیمه هم رسیدگی کنی

297
00:13:45,125 --> 00:13:47,416
خب، یه چیز دیگه هم از این معامله می‌خوام

298
00:13:48,083 --> 00:13:50,916
من بیشترِ سودم رو از فروشِ
بیمۀ خاکسپاری به‌دست میارم

299
00:13:51,833 --> 00:13:54,208
اگه بخوای اون حوزه رو هم تصاحب کنی
دیگه راه نداره بتونم

300
00:13:54,208 --> 00:13:56,041
زندگیمو بگذرونم، پس پیشنهادم اینـه

301
00:13:56,041 --> 00:13:58,291
من سه‌تا از بنگاه‌هام رو بهت می‌فروشم

302
00:13:58,375 --> 00:14:00,041
...با یه قیمت منصفانه

303
00:14:01,416 --> 00:14:03,250
ولی باید همین الان قول بدی که

304
00:14:03,250 --> 00:14:06,916
دیگه بیمۀ خاکسپاری توی جنوب میسیسیپی نفروشی

305
00:14:20,375 --> 00:14:21,875
باشه

306
00:14:24,041 --> 00:14:26,333
پس یعنی معامله‌مون میشه؟

307
00:14:26,708 --> 00:14:28,958
به وکلام میگم قرارداد رو بنویسن تا

308
00:14:28,958 --> 00:14:30,791
بتونیم سریعاً تمومش کنیم

309
00:14:35,875 --> 00:14:37,916
چرا اینقدر طول کشید؟

310
00:14:37,916 --> 00:14:39,166
...خیلی وقته توافق کردیم

311
00:14:39,166 --> 00:14:40,750
نزدیک چهار ماه شده

312
00:14:41,166 --> 00:14:43,125
همش سعی می‌کنن شرایط رو تغییر بدن

313
00:14:43,125 --> 00:14:46,708
وقتی ونکوور رو ترک کردیم گفتن
حداکثر 30 روز طول می‌کشه

314
00:14:46,750 --> 00:14:49,416
با عقل جور در نمیاد -
برای من که خیلی هم منطقیـه -

315
00:14:49,416 --> 00:14:50,458
چرا؟

316
00:14:52,000 --> 00:14:54,208
به این احتمال فکر کردی که شاید لوون

317
00:14:54,208 --> 00:14:56,791
اصلاً قصد نداره این معامله رو جوش بده؟

318
00:14:56,875 --> 00:15:00,041
،پسرجان، با تمام احترام میگم
اصلاً روحتم خبر نداره که

319
00:15:00,083 --> 00:15:01,333
داری چی میگی

320
00:15:01,500 --> 00:15:02,708
گمونم بدونم

321
00:15:03,333 --> 00:15:04,666
بهش فکر کن

322
00:15:04,666 --> 00:15:07,125
،هرچقدر بیشتر لفتش بده
وضعیت تو بدتر میشه

323
00:15:07,416 --> 00:15:09,250
اول، کمیسیون بیمه مجوزت رو باطل می‌کنه

324
00:15:09,250 --> 00:15:11,041
یعنی عملاً منبع امرار و معاشت از بین میره

325
00:15:11,041 --> 00:15:14,708
،تا اینکه دیر یا زود
چاره‌ای نداری جز اینکه اعلام ورشکستگی بکنی

326
00:15:14,708 --> 00:15:16,791
حالا لوون نه تنها اون سه‌تا
بنگار رو به دست میاره

327
00:15:16,791 --> 00:15:18,583
می‌تونه کل کسب و کارت رو

328
00:15:18,583 --> 00:15:20,416
با یه قیمت خیلی پایین از چنگت در بیاره

329
00:15:20,458 --> 00:15:22,208
واقعاً فکر کردی می‌خواد من رو
ورشکست کنه؟

330
00:15:22,250 --> 00:15:24,958
،لعنت بر شیطون، نمی‌تونه همچین کاری کنه
من یه قرارداد امضاءشده دارم

331
00:15:24,958 --> 00:15:27,166
ما امضاء کردیم اونا امضاء نکردن

332
00:15:27,208 --> 00:15:28,750
بدون ضمیمه کردن تاریخ بسته‌شدن قرارداد

333
00:15:28,750 --> 00:15:30,375
و تازه، شنیدم که آقای لوون

334
00:15:30,375 --> 00:15:32,166
هنوز داره توی منطقه بیمه می‌فروشه

335
00:15:32,166 --> 00:15:34,458
بیخیال. این تئوری‌های توطئه رو تموم کن

336
00:15:34,500 --> 00:15:37,250
پسرجان، شرمنده اینو میگم، ولی خیلی بدگمانی

337
00:15:37,333 --> 00:15:38,333
خیلی‌خب

338
00:15:38,375 --> 00:15:39,375
...آم

339
00:15:39,625 --> 00:15:41,166
میشه یه لطفی در حقم بکنی؟

340
00:15:41,958 --> 00:15:44,041
میشه اینقدر بهم نگی پسرجان؟

341
00:15:44,458 --> 00:15:47,458
من پسرِ تو نیستم، مایک

342
00:15:47,708 --> 00:15:48,791
وای

343
00:15:48,791 --> 00:15:50,750
زیاد سخت نگیر بابا، باشه؟

344
00:15:50,750 --> 00:15:52,625
می‌خوای توی شهر به‌عنوانِ

345
00:15:52,625 --> 00:15:54,791
یه وکیل جدی بگیرنت؟ -
خیلی‌خب. کی گفته نیستم؟ -

346
00:15:54,791 --> 00:15:56,666
بس کنید دیگه

347
00:16:00,291 --> 00:16:04,500
واقعاً فکر می‌کنی آقای لوون می‌خواد
من رو بزنه زمین؟

348
00:16:04,500 --> 00:16:05,750
آره

349
00:16:05,750 --> 00:16:07,958
اصلاً چرا زمان‌بندی ما باید واسش مهم باشه؟

350
00:16:08,625 --> 00:16:10,750
خب، تموم شد. ازش شکایت می‌کنم

351
00:16:10,750 --> 00:16:13,500
تا حالا تو زندگیت از کسی شکایت نکردی

352
00:16:13,500 --> 00:16:16,208
،خب، در شرف انجامشم
هر لحظه ممکنه این کارو بکنم

353
00:16:16,291 --> 00:16:20,041
آره. خب، فکر می‌کنی 75 سالگی سن خوبی
برای شکایت کردن از مردمـه؟

354
00:16:21,000 --> 00:16:22,916
پیرمردها از کسی شکایت نمی‌کنن

355
00:16:22,916 --> 00:16:25,875
از دید من، اگه کسی سعی کنه
ازت سوءاستفاده کنه و

356
00:16:25,875 --> 00:16:28,750
تو بدونی که این کار اشتباهه
دیگه مهم نیست چند سالتـه

357
00:16:28,750 --> 00:16:30,958
این طرف سعی کرد من رو با زور
از کسب و کارم خارج کنه و

358
00:16:30,958 --> 00:16:33,875
فکر نمی‌کنم باید ازم انتظار داشته باشید که
دست روی دست بذارم و تماشا کنم

359
00:16:37,958 --> 00:16:41,500
« شهرستان هیندز، میسیسیپی »

360
00:16:42,625 --> 00:16:47,333
جرمایا جی. اوکیف علیه»
«شرکت مسئولیت محدود لوون

361
00:16:47,458 --> 00:16:48,625
اوه

362
00:16:48,666 --> 00:16:49,958
به‌نظر جالب میاد

363
00:16:50,541 --> 00:16:52,041
به‌نظرت کی می‌بره؟

364
00:16:52,166 --> 00:16:53,708
جانم؟

365
00:16:56,041 --> 00:16:57,500
،خدایا، هال

366
00:16:57,500 --> 00:16:58,583
اینجا چیکار می‌کنی؟

367
00:16:58,625 --> 00:17:00,083
می‌دونی ساعت چنده؟ -
،ببین، آه -

368
00:17:00,083 --> 00:17:02,000
می‌دونم دیر وقته. واقعاً شرمنده‌ام

369
00:17:02,000 --> 00:17:05,208
یه‌چیزی پیدا کردم که به‌نظرم
خیلی به درد پرونده‌مون می‌خوره

370
00:17:08,708 --> 00:17:10,708
شور و هیجان همچنان ادامه داره

371
00:17:10,708 --> 00:17:14,000
با یه قسمت باشکوهِ دیگه
از سبک‌زندگیِ پولدارها و معروف‌ها

372
00:17:14,000 --> 00:17:17,625
داستان شگفت‌انگیزِ زندگی
وکیل صدمات جسمانی معروف

373
00:17:17,625 --> 00:17:20,166
ویلی ای گری رو باور نمی‌کنید

374
00:17:20,166 --> 00:17:23,708
مردی که زندگی کردن
در فقر و بدبختی رو نپذیرفت چون

375
00:17:23,708 --> 00:17:26,625
به رؤیای آمریکایی باور داشت

376
00:17:26,625 --> 00:17:29,250
در خانواده‌ای از کشاورزان مهاجر که

377
00:17:29,250 --> 00:17:31,500
در مزارع نیشکر فلوریدا
،کار می‌کردند به دنیا اومد

378
00:17:31,500 --> 00:17:35,000
زندگیِ ویلی گری همیشه به خوبیِ الآنش نبود

379
00:17:35,000 --> 00:17:37,833
من همیشه این عطش رو داشتم که
واسه خودم کسی بشم

380
00:17:37,833 --> 00:17:40,083
و می‌دونستم قراره به موفقیت برسم

381
00:17:40,125 --> 00:17:42,208
و واقعاً هم با تلاش به موفقیت رسید

382
00:17:42,208 --> 00:17:45,416
درحال حاضر اون به‌طور مکرر
...پرونده‌های میلیون دلاری رو می‌بَره

383
00:17:45,416 --> 00:17:48,125
داری میگی این یارو رو به‌عنوان
یکی از وکلام استخدام کنم؟

384
00:17:48,125 --> 00:17:50,125
به‌نظر ایدۀ احمقانه‌ای میاد ولی

385
00:17:50,125 --> 00:17:53,000
...این یارو پرونده‌ها رو برنده میشه. آخه

386
00:17:53,000 --> 00:17:55,458
اون جت 737 شخصیِ خودشو داره که

387
00:17:55,458 --> 00:17:57,083
،«اسمشو گذاشته «بال‌های عدالت

388
00:17:57,125 --> 00:17:58,833
همچنین اون یه زندگی اشرافی داره

389
00:17:59,125 --> 00:18:01,833
البته که دکوراسیون اونجا به‌عهدۀ ویلی نبوده

390
00:18:01,833 --> 00:18:04,000
فروتن» اسم وسطِ ویلی گری‌ـه»

391
00:18:04,000 --> 00:18:06,750
هرگز اجازه نده کسی بهت بگه
از پس کاری برنمیای، باشه؟

392
00:18:06,750 --> 00:18:08,291
ویلی گری اینو بهت گفته

393
00:18:08,291 --> 00:18:09,375
بزن قدش

394
00:18:09,375 --> 00:18:11,708
...اون هرگز رگ و ریشه‌اش رو فراموش نمی‌کنه

395
00:18:13,416 --> 00:18:16,208
،باور کنی یا نه
اون سابقۀ دادرسیِ بی‌نقصی داره

396
00:18:16,208 --> 00:18:18,500
از قرار معلوم دوازده ساله که
هیچ پرونده‌ای رو نباخته

397
00:18:18,500 --> 00:18:20,333
در مورد حقوق قراردادها چی می‌دونه؟

398
00:18:20,333 --> 00:18:22,125
این پرونده در مورد حقوق قراردادهاست

399
00:18:22,125 --> 00:18:24,125
این پرونده تو «شهرستان هیندز» طرح دعوی شده

400
00:18:24,250 --> 00:18:27,000
اونجا نسبت جمعیت سیاه‌پوست‌ها به
سفیدپوست‌ها سه به یکـه

401
00:18:27,041 --> 00:18:29,708
یعنی 70درصد احتمال داره
یه قاضی سیاه‌پوست گیرمون بیاد و

402
00:18:29,750 --> 00:18:31,375
اگه کار به محاکمه بکشه

403
00:18:31,500 --> 00:18:33,458
احتمالاً هیئت منصفه هم سیاه‌پوست باشن

404
00:18:33,458 --> 00:18:36,208
خب که چی؟ -
،با نهایت احترام -

405
00:18:36,208 --> 00:18:40,125
نمی‌تونی آدمی مثل مایک آلرد رو
بفرستی جلوی یه هیئت منصفۀ سیاه‌پوست

406
00:18:40,125 --> 00:18:41,750
چرا که نه؟

407
00:18:41,750 --> 00:18:43,625
سی ساله که اون وکیلمـه

408
00:18:43,625 --> 00:18:45,625
حقوق قراردادها رو بهتر از هرکسی می‌دونه

409
00:18:45,708 --> 00:18:47,416
واقعاً می‌خوای کاری کنی به زبون بیارمش

410
00:18:47,416 --> 00:18:48,583
...آم

411
00:18:51,708 --> 00:18:56,791
اون نمونۀ بارز یه جنوبیِ
از خود راضی و متعصبـه

412
00:18:57,958 --> 00:19:01,250
‫منظورم اینه که یه هیئت منصفۀ سیاه‌پوست
‫ وقتی ببینه همچین آدمی جلوشـه...

413
00:19:01,416 --> 00:19:04,875
‫ اینکه بخوایم اینجوری برای یه
‫هیئت منصفه خوش‌رقصی کنیم، هال...

414
00:19:04,875 --> 00:19:06,333
...چیز

415
00:19:06,666 --> 00:19:09,791
به‌خاطر تبعیض نژادی شکایت نکردیم که

416
00:19:09,791 --> 00:19:13,750
جفت‌مون می‌دونیم
نژاد هیچ ربطی به قضیه نداره

417
00:19:18,250 --> 00:19:21,166
از قضا خبر دارم که آقای گری این هفته

418
00:19:21,166 --> 00:19:22,833
یه پرونده توی فلوریدا داره

419
00:19:24,375 --> 00:19:26,541
...نظرت چیه... نظرت چیه

420
00:19:26,708 --> 00:19:28,958
من و تو اون روز بریم اونجا و

421
00:19:28,958 --> 00:19:30,750
سعی کنیم حضوری باهاش ملاقات کنیم؟

422
00:19:31,875 --> 00:19:33,833
در اصل، ما فقط می‌خوایم شرکت لوون

423
00:19:33,833 --> 00:19:35,666
به‌عنوان مسئول اعمال‌شون شناخته بشن

424
00:19:35,666 --> 00:19:37,083
نه، نه. این چیزی نیست که می‌خواید

425
00:19:37,125 --> 00:19:38,416
می‌خواید کاری کنید پول بدن

426
00:19:38,416 --> 00:19:40,291
بهشون صدمه بزنید، ازشون پول بکشید -
آره، آره -

427
00:19:40,291 --> 00:19:42,125
خب، سعی دارید چقدر پول بگیرید؟

428
00:19:42,500 --> 00:19:44,750
شش میلیون دلار -
شش میلیون دلار -

429
00:19:44,750 --> 00:19:48,625
ارزش منصفانه‌ و کاملش توی بازار
به‌علاوۀ خسارت‌ها، و

430
00:19:48,625 --> 00:19:53,375
من قبلاً یه شکایت مدنی از
شهرستان هیندز میسیسیپی تنظیم کردم

431
00:19:54,000 --> 00:19:55,750
خب؟

432
00:19:55,791 --> 00:19:58,458
نظرتون چیه، آقای گری؟
از پرونده خوشتون اومد؟

433
00:20:00,416 --> 00:20:02,083
نظر شخصیم رو بهتون میگم

434
00:20:02,166 --> 00:20:03,291
صادقانه

435
00:20:03,708 --> 00:20:07,958
ببینید، آقای اوکیف، واقعاً بابت این کاری
که این یارو لوون باهاتون کرده متأسفم

436
00:20:07,958 --> 00:20:10,125
...به‌نظر یه عوضی تمام عیار میاد و اینا

437
00:20:10,125 --> 00:20:13,541
ولی، این پروندۀ ویلی گری نیست

438
00:20:13,541 --> 00:20:14,833
...صرفاً نیست. نیست دیگه

439
00:20:14,875 --> 00:20:16,291
پروندۀ ویلی گری نیست

440
00:20:16,291 --> 00:20:18,208
منظورت چیه؟ چرا نه؟

441
00:20:18,208 --> 00:20:19,875
پروندۀ ویلی گری نیست چون

442
00:20:19,958 --> 00:20:21,958
برای ویلی گری نیست -
...نه، ولی -

443
00:20:22,000 --> 00:20:24,041
ببخشید، ولی «پروندۀ ویلی گری» دیگه چیه؟

444
00:20:24,041 --> 00:20:25,833
...نمی‌دونـ -
به عبارت دیگه، منظورش اینه که -

445
00:20:25,833 --> 00:20:28,541
یه پروندۀ ویلی گری پرونده‌ایـه که
من توش دست بالاتر رو دارم

446
00:20:28,541 --> 00:20:32,166
جوری که حس می‌کنم می‌تونم این
پرونده رو به محاکمه بکشونم. می‌فهمی؟

447
00:20:32,166 --> 00:20:34,041
تا ته تهش -
،و وقتی به دادگاه بکشونم‌شون -

448
00:20:34,041 --> 00:20:35,291
همه‌تون نوارهای منو دیدید

449
00:20:35,291 --> 00:20:37,083
...وقتی میارم‌شون جلوی
مخصوصاً جلوی آدمایی که

450
00:20:37,125 --> 00:20:39,208
...شبیه من هستن
مثل سمفونی می‌نوازم‌شون

451
00:20:39,250 --> 00:20:40,625
هوم. موتزارت

452
00:20:40,625 --> 00:20:43,958
پروندۀ ویلی گری پرونده‌ایـه
که بتونم اون حکم پرونده رو

453
00:20:43,958 --> 00:20:46,750
تا هر جا که نیاز باشه سنگین‌تر کنم و

454
00:20:46,791 --> 00:20:49,083
تا جایی که می‌تونم برای موکلم پول بگیرم

455
00:20:49,125 --> 00:20:51,291
،منظورش اینه، یه پروندۀ ویلی گری
پرونده‌ایـه که

456
00:20:51,291 --> 00:20:52,541
ما می‌دونیم می‌تونیم ببریمش

457
00:20:52,916 --> 00:20:54,416
این پرونده... زیاد نه

458
00:20:54,416 --> 00:20:57,041
راستش رو بخواید، پروندۀ شما یکم نامطمئنـه

459
00:20:58,958 --> 00:21:00,666
...و، آه

460
00:21:01,000 --> 00:21:02,541
مسئلۀ دیگه اینـه که

461
00:21:02,958 --> 00:21:05,041
...و اشتباه هم برداشت نکن، ولی

462
00:21:06,583 --> 00:21:09,583
اون... اون... تو سفیدپوستی... اون سفیدپوسته

463
00:21:09,666 --> 00:21:13,041
و منم موکل سفیدپوست ندارم

464
00:21:13,041 --> 00:21:15,291
...تا حالا نداشتم، پس

465
00:21:15,375 --> 00:21:20,125
،بهتون برنخوره ها، قصد بی‌احترامی ندارم
ولی اینجوری واسم یکم غیرمعمولـه

466
00:21:21,708 --> 00:21:23,916
برنخورد، آقای گری

467
00:21:25,375 --> 00:21:27,708
طرف واسه ما زیادی پولدار و معروفـه، هالبرت

468
00:21:27,750 --> 00:21:29,250
آها

469
00:21:29,625 --> 00:21:31,958
می‌دونی چیـه، آقای اوکیف؟
...فقط، آم

470
00:21:31,958 --> 00:21:33,208
چیه؟ -
یه لحظه بهم مهلت بده -

471
00:21:33,208 --> 00:21:34,291
باشه؟ -
کجا میری؟ -

472
00:21:34,291 --> 00:21:35,708
میرم یه‌بار دیگه باهاش صحبت کنم

473
00:21:35,708 --> 00:21:36,916
پنج دقیقه صبر کن، باشه؟

474
00:21:37,291 --> 00:21:39,000
،ماجرای چراغ سبز

475
00:21:39,000 --> 00:21:42,000
وقتی داشتم با اون
...عضو هیئت منصفه صحبت می‌کردم، آه

476
00:21:42,000 --> 00:21:43,125
چی پوشیده بود؟

477
00:21:43,125 --> 00:21:44,833
من بودم بیشتر بهش نگاه می‌کردم

478
00:21:44,833 --> 00:21:46,500
می‌دونی، باهاش ارتباط چشمی برقرار می‌کردم

479
00:21:46,500 --> 00:21:48,791
بعضی‌وقت‌ها باید عواطف‌شون رو تحریک کنی -
...گوش کن، من -

480
00:21:48,833 --> 00:21:50,208
...مسئله اینه، نمی‌دونم -
،ببینید، آقای گری -

481
00:21:50,208 --> 00:21:52,375
،شرمنده دوباره اینجوری برگشتم
واقعاً میگم، ولی

482
00:21:52,375 --> 00:21:53,833
یه دقیقه از وقت‌تون رو لازم دارم -
چه مرگتـه، پسر؟ -

483
00:21:53,833 --> 00:21:55,625
گُم شدی؟ ها؟ -
...آره. عقلت رو از دست دادی -

484
00:21:55,625 --> 00:21:57,500
یا اون دم آسانسور اخراجت کرد؟

485
00:21:57,500 --> 00:22:00,166
،خیلی‌خب، آره، شاید همینطوه
...ولی گوش کنید، من

486
00:22:00,208 --> 00:22:02,458
فقط یه دقیقه از وقت‌تون رو می‌خوام -
یه دقیقه می‌خوای؟ -

487
00:22:02,458 --> 00:22:04,375
یه دقیقه. تمام خواسته‌ام همینـه -
خب، فقط هم یه دقیقه وقت داری -

488
00:22:04,458 --> 00:22:05,750
چون سرمون شلوغـه. زود باش، هال

489
00:22:06,333 --> 00:22:09,083
جری واست یه موکل رؤیاییـه

490
00:22:09,083 --> 00:22:10,458
اون داستان خوبی داره

491
00:22:10,833 --> 00:22:12,041
یه قهرمان جنگی بوده

492
00:22:12,041 --> 00:22:13,458
یه قهرمان جنگیِ پُرافتخار

493
00:22:13,458 --> 00:22:15,000
توی جنگ جهانی دوم خدمت کرده

494
00:22:15,000 --> 00:22:17,208
به‌خاطر خدماتی که به کشورش کرده نشانِ

495
00:22:17,208 --> 00:22:19,166
صلیب پرواز ممتاز بهش داده شده

496
00:22:19,916 --> 00:22:21,333
همش همین؟ -
پسر -

497
00:22:21,416 --> 00:22:22,500
تموم شد؟

498
00:22:22,500 --> 00:22:25,750
جنگ جهانی دوم 50 سال پیش نبود؟ -
چرا، پسر -

499
00:22:25,750 --> 00:22:28,125
هال، هیچکس اهمیت نمیده -
اینا مال خیلی وقت پیشه، -

500
00:22:28,125 --> 00:22:29,333
خیلی‌خب. خیلی‌خب. این چطوره؟

501
00:22:29,333 --> 00:22:30,583
...خیلی‌خب، آم

502
00:22:31,250 --> 00:22:33,416
،تو سال 1976

503
00:22:33,416 --> 00:22:37,625
جری دو دوره شهردار زادگاهش بیلاکسی بوده

504
00:22:37,625 --> 00:22:39,708
‫«کو کلاکس کلن» سعی کرد
...یه راهپیمایی ترتیب بده

505
00:22:39,708 --> 00:22:42,458
و جری نذاشته که اونا ملافه‌های سفید بخرن؟

506
00:22:44,916 --> 00:22:47,041
خدا نکشتت، پسر -
گمونم اون قرار بوده -

507
00:22:47,083 --> 00:22:49,250
ناجی سفیدپوستِ ما باشه -
«آره، آره، «کو کلاکس کلن -

508
00:22:49,250 --> 00:22:51,125
 اینطور که مشخصه حسابی دوستش داری، رفیق

509
00:22:52,041 --> 00:22:55,916
نه، منظورم این نبود. دارم میگم ما
این پرونده رو تو شهرستان هیندز تشکیل میدیم

510
00:22:55,916 --> 00:22:58,291
...نسبت سیاه‌پوست‌ها به -
وایسا. یه لحظه وایسا، هال -

511
00:22:58,291 --> 00:23:01,291
،حالا گوش کن، هال، ازت خوشم میاد
گمونم از خانوادۀ محترمی هستی

512
00:23:01,291 --> 00:23:03,083
ولی باید بفهمی روش کار ما اینجا چطوریـه

513
00:23:03,083 --> 00:23:05,916
یک، ما پرونده‌های
حقوق قراردادها رو انجام نمیدیم

514
00:23:06,166 --> 00:23:08,958
دو، ما موکل سفیدپوست نداریم -
نه -

515
00:23:08,958 --> 00:23:11,625
و سه، پولش کافی نیست

516
00:23:11,666 --> 00:23:13,416
خدایا، پولش کمـه

517
00:23:13,458 --> 00:23:15,791
.پولش کمـه، هال
من دوستت دارم ها، ولی

518
00:23:15,791 --> 00:23:17,291
پولش برای ما خیلی کمـه

519
00:23:17,291 --> 00:23:19,375
.داداش، اطرافت رو ببین
می‌بینی کجایی؟

520
00:23:19,416 --> 00:23:21,541
این چوب درخت ماهون رو نمی‌بینی؟

521
00:23:21,541 --> 00:23:23,125
‫ - جلاکاری با طلا؟
‫ - باید ببینیش

522
00:23:23,125 --> 00:23:24,708
عشق کن. آره -
خیلی خفنن داداش -

523
00:23:24,708 --> 00:23:26,916
‫ما پرونده‌های 50 میلیون دلاری،
‫30 میلیون دلاری،

524
00:23:26,916 --> 00:23:28,833
‫- 80 میلیون دلاری انجام میدیم، ماهانه
‫- آره

525
00:23:28,833 --> 00:23:29,875
خیلی‌خب. خیلی‌خب

526
00:23:29,875 --> 00:23:32,666
ولی از کجا می‌دونید این پرونده
بزرگ‌تر از این نمیشه؟

527
00:23:33,666 --> 00:23:34,958
...خب

528
00:23:35,125 --> 00:23:36,958
نمی‌دونیم

529
00:23:37,541 --> 00:23:39,333
چیزی می‌دونی که ما نمی‌دونیم

530
00:23:40,791 --> 00:23:43,333
دست بر قضا، ری لوون رهبرِ

531
00:23:43,375 --> 00:23:46,416
یکی از بزرگ‌ترین صنایعِ کلِ کشوره

532
00:23:46,583 --> 00:23:47,666
هوم

533
00:23:47,666 --> 00:23:51,041
دارم دربارۀ درآمد سالیانۀ 20 میلیارد دلاری
صنعتِ مرگ و میر صحبت می‌کنم

534
00:23:52,125 --> 00:23:55,500
دوتا شرکت بزرگ هستن که وارد شدن و
دارن همه‌چیز رو تصاحب می‌کنن و

535
00:23:55,500 --> 00:23:57,375
شرکت لوون یکی از اوناست

536
00:23:57,833 --> 00:24:01,333
خب، کاری که با جری کردن
...واقعاً خیلی بده، ولی

537
00:24:01,375 --> 00:24:03,541
...یه حسی بهم میگه که... این

538
00:24:03,541 --> 00:24:06,750
نه. مطمئنم. این فقط یه مشتی از خرواره

539
00:24:08,291 --> 00:24:10,083
هوم -
ادامه بدم؟ -

540
00:24:10,166 --> 00:24:11,416
البته. لعنتی

541
00:24:11,416 --> 00:24:13,375
خب، اصلاً از اول باید همینو می‌گفتی

542
00:24:13,416 --> 00:24:15,750
شماها همه‌اش این پرونده‌های 80 میلیونی رو
انجام میدید و

543
00:24:15,750 --> 00:24:18,458
واسه خودتون جت خصوصی دارید و
...همۀ اینا، درک می‌کنم، مشکلی نیست، ولی

544
00:24:18,458 --> 00:24:19,916
آره، دارم. بال‌های عدالت

545
00:24:19,916 --> 00:24:21,666
عالیه. ببینید شما هم
به اندازۀ من می‌دونید

546
00:24:21,666 --> 00:24:24,958
که تا اونجا که جامعۀ حقوقی
نخبه‌تر در این کشور میگه

547
00:24:24,958 --> 00:24:27,541
شما چیزی بیشتر از یه وکیل قربانیان
تصادفاتِ بزرگ‌نمایی شده نیستید

548
00:24:27,541 --> 00:24:29,750
بهتون بر نخوره -
کاری نکن بزنمت، هال -

549
00:24:29,750 --> 00:24:31,250
چقدر بی‌ادبی، پسر -
...چی میشه اگه -

550
00:24:31,250 --> 00:24:32,875
...چی، چی میشه اگه

551
00:24:32,916 --> 00:24:36,166
اگه این اون پرونده‌ای باشه که
باعث شهرتت بشه چی؟

552
00:24:36,750 --> 00:24:39,000
اگه این پرونده تو کل کشور معروفت کنه چی؟

553
00:24:39,000 --> 00:24:40,333
...منظورم در حد

554
00:24:40,583 --> 00:24:42,416
،ویلیام کانترل

555
00:24:42,666 --> 00:24:44,125
،کلارنس دارو

556
00:24:44,500 --> 00:24:46,125
تورگود مارشال

557
00:24:48,791 --> 00:24:51,375
...ببین، منظورم در حد

558
00:24:51,750 --> 00:24:54,583
منظورم در حد جانی کاکرینِ

559
00:25:04,583 --> 00:25:07,833
« بال‌های عدالت »

560
00:25:09,833 --> 00:25:11,583
خب، من که تا حالا اسمشو نشنیدم

561
00:25:11,666 --> 00:25:13,875
راستی، این ایدۀ شما بوده، آقای داکینز؟

562
00:25:13,875 --> 00:25:15,916
بله -
،نه، ایدۀ اون نبوده -

563
00:25:15,916 --> 00:25:18,541
ایدۀ خودم بود مایک، و می‌فهمم ممکنه
باعث عصبانیتت بشه که

564
00:25:18,541 --> 00:25:20,375
اینجوری یه وکیل دیگه
...به تیم اضافه کردم، ولی

565
00:25:20,375 --> 00:25:22,041
عصبانی بشم؟ اصلاً

566
00:25:22,500 --> 00:25:24,000
عصبانیم... به‌نظرت عصبانی‌ام؟

567
00:25:24,666 --> 00:25:26,291
عصبانی نیستم

568
00:25:26,291 --> 00:25:28,083
لعنتی، پول خودته می‌تونی
،هرکار می‌خوای باهاش بکنی

569
00:25:28,083 --> 00:25:29,791
من فقط فکر می‌کنم داری
یه اشتباه بزرگ می‌کنی

570
00:25:29,791 --> 00:25:32,500
سعی دارم در رخدادی که تهش
به محاکمه میرسه خودمونو

571
00:25:32,500 --> 00:25:34,708
توی بهترین جایگاه ممکن قرار بدم

572
00:25:34,708 --> 00:25:35,708
گرفتم

573
00:25:35,708 --> 00:25:37,291
فقط اینکه قرار نیست به محاکمه کشیده بشه

574
00:25:37,291 --> 00:25:39,833
خدایی، چیِ این طرف اینقدر خاصـه اصلاً؟

575
00:25:39,875 --> 00:25:44,000
من و هال رفتیم فلوریدا تا ببینیم چطوری
جلوی هیئت منصفه از پرونده‌اش دفاع می‌کنه و

576
00:25:44,000 --> 00:25:45,916
بهت اطمینان میدم این مرد به خوبی می‌تونه

577
00:25:45,916 --> 00:25:48,750
هیئت منصفه رو مطیع خودش کنه

578
00:25:50,250 --> 00:25:51,666
بله، آقا

579
00:25:54,291 --> 00:25:55,708
...خب

580
00:25:56,500 --> 00:25:58,083
،اگه اینقدر بهش اعتماد داری

581
00:25:58,083 --> 00:25:59,583
پس باشه، باهاش کار می‌کنم

582
00:25:59,625 --> 00:26:00,875
‫قبلاً هم شریکی کار کردم

583
00:26:01,000 --> 00:26:02,500
‫به شرط اینکه مشخص باشه...

584
00:26:02,625 --> 00:26:05,166
‫من همچنان وکیل اصلی پرونده‌ام

585
00:26:06,250 --> 00:26:08,750
‫ممنون که اخلاق تیمی داری، مایک

586
00:26:08,791 --> 00:26:10,625
‫مشکلی نیست

587
00:26:10,666 --> 00:26:12,541
‫خب حالا قراره کِی برسن اینجا؟

588
00:26:12,541 --> 00:26:14,416
‫راستش گمونم خودشون باشن

589
00:26:14,500 --> 00:26:15,791
‫الان؟

590
00:26:31,166 --> 00:26:33,250
‫مراثی ارمیا.
‫حالت چطوره، جری؟

591
00:26:33,291 --> 00:26:34,375
‫- از دیدنت خوشحالم، ویلی
‫- از دیدنت خوشحالم

592
00:26:34,375 --> 00:26:35,541
‫از دیدنت خوشحالم.
‫انگار رو به راهی.

593
00:26:35,541 --> 00:26:37,500
‫- ممنون
‫- سلام هال، اوضاع چطوره؟

594
00:26:37,500 --> 00:26:38,666
‫- باعث افتخاره
‫- داری جوون‌تر میشی؟

595
00:26:38,666 --> 00:26:40,291
‫نکنه مثل «دوریان گری» شدی؟

596
00:26:40,375 --> 00:26:42,541
‫ویلی، بذار به مایک آلرد معرفیت کنم

597
00:26:42,625 --> 00:26:43,875
‫مایک

598
00:26:44,000 --> 00:26:45,750
‫اینطور که فهمیدم قراره با هم کار کنیم، آره؟

599
00:26:45,875 --> 00:26:48,250
‫ظاهراً که آره. حال‌تون چطوره، آقای گری؟

600
00:26:48,291 --> 00:26:50,291
‫خیلی ردیفم، نه؟

601
00:26:50,375 --> 00:26:52,500
‫بد جور کِیفت کوکـه، ویلی

602
00:26:52,625 --> 00:26:54,250
‫آره، همینـه

603
00:26:54,250 --> 00:26:55,500
‫حس خوبی دارم

604
00:26:55,625 --> 00:26:56,791
‫این اتاق کارتـه؟

605
00:26:56,875 --> 00:26:59,416
‫خب، اتاق کنفرانس رو هم داریم

606
00:26:59,500 --> 00:27:02,750
‫از اینا خوشم میاد.
‫از این کتاب‌ها خوشم میاد. از همه‌شون.

607
00:27:02,875 --> 00:27:04,166
‫ولی این قشنگـه

608
00:27:04,250 --> 00:27:06,541
‫ولی قبل اینکه کار رو شروع کنیم...

609
00:27:06,625 --> 00:27:08,958
‫امیدوارم این حرفم مُعذبت نکنه، ولی...

610
00:27:09,000 --> 00:27:10,541
‫باید یه چند تا سوال بپرسم

611
00:27:10,625 --> 00:27:13,000
‫حتماً. هر چی می‌خوای بپرس. سر و پا گوشم.

612
00:27:13,041 --> 00:27:14,166
‫خوبه

613
00:27:14,250 --> 00:27:17,000
‫سوالم اینـه

614
00:27:17,041 --> 00:27:19,125
‫حست نسبت به کار کردن
‫با افراد سیاه‌پوست چیه؟

615
00:27:21,125 --> 00:27:22,625
‫رو در رو؟

616
00:27:23,625 --> 00:27:24,791
‫حالت دیگه‌ای هم داره؟

617
00:27:24,875 --> 00:27:26,750
‫نه جناب. جواب صادقانه می‌خواید؟

618
00:27:26,875 --> 00:27:28,250
‫- معلومـه
‫- خیلی‌خب

619
00:27:28,375 --> 00:27:30,500
‫خب، اگه جواب صادقانه می‌خوای

620
00:27:30,625 --> 00:27:32,791
‫راستش رو بخوای،
‫گمونم یه‌کم تعصب دارم.

621
00:27:32,875 --> 00:27:33,916
‫که اینطور

622
00:27:34,000 --> 00:27:35,208
‫نمیگم بهش افتخار می‌کنم و اینا

623
00:27:35,250 --> 00:27:37,625
‫- از صداقتت ممنونم
‫- راستش خیلی تلاش می‌کنم که...

624
00:27:37,625 --> 00:27:38,666
‫بهش غلبه کنم

625
00:27:38,750 --> 00:27:40,250
‫خب، بهتره همین کار رو بکنی

626
00:27:40,375 --> 00:27:42,000
‫- خوشحالم داری روش کار می‌کنی
‫- آره

627
00:27:42,000 --> 00:27:44,375
‫با تیمم آشنا شدی؟

628
00:27:44,500 --> 00:27:46,875
‫سلام. من کریس هستم

629
00:27:47,000 --> 00:27:48,250
‫سلام کریس

630
00:27:48,375 --> 00:27:49,916
‫بله. دشان هستم

631
00:27:50,000 --> 00:27:51,125
‫دشان

632
00:27:51,250 --> 00:27:52,875
‫اَل

633
00:27:53,916 --> 00:27:55,291
‫رجی داگلاس

634
00:27:56,291 --> 00:27:57,541
‫آقایون

635
00:27:59,000 --> 00:28:01,625
‫خیلی‌خب. حالا که آشنا شدیم

636
00:28:01,666 --> 00:28:03,208
‫چطوره همگی بریم اتاق کنفرانس

637
00:28:03,250 --> 00:28:05,000
‫بقیه تیم هم اونجا منتظرن، نه؟

638
00:28:05,125 --> 00:28:07,625
‫جری. از پسش برمیایم، خب؟

639
00:28:07,750 --> 00:28:09,125
‫- آره
‫- مشکلی نیست

640
00:28:09,250 --> 00:28:10,625
‫خیلی‌خب، خوبه

641
00:28:12,500 --> 00:28:14,375
‫ظهر بخیر آقایون. حالتون چطوره؟

642
00:28:14,416 --> 00:28:16,375
‫خوبید؟ خوبه، خوبه، خوبه

643
00:28:16,416 --> 00:28:19,375
‫واسه اونایی که من رو نمی‌شناسید،
‫اسم من ویلی گری‌ـه.

644
00:28:19,500 --> 00:28:20,875
‫بهشون بگو کی هستی

645
00:28:21,000 --> 00:28:24,125
‫چند نفر از همکارام رو از
‫شرکتم توی فلوریدا آوردم اینجا

646
00:28:24,125 --> 00:28:25,791
‫تا کمکتون کنم این پرونده رو برنده بشید

647
00:28:25,875 --> 00:28:29,541
‫و برای شمایی که با شیوۀ
‫دادخواهی ویلی گری آشنایی ندارید،

648
00:28:29,625 --> 00:28:30,791
‫بذارید براتون توضیح بدم

649
00:28:30,875 --> 00:28:32,750
‫می‌خوایم وارد جنگ بشیم

650
00:28:32,791 --> 00:28:34,875
‫چون به‌نظر من دادخواهی یعنی این

651
00:28:35,000 --> 00:28:36,666
‫دادخواهی یعنی جنگ

652
00:28:36,750 --> 00:28:38,916
‫یه نبرده، نبردی تا پای مرگ

653
00:28:39,000 --> 00:28:40,833
‫و منظورم یه نبرد ساده هم نیست،

654
00:28:40,875 --> 00:28:44,166
‫منظورم کتک‌کاری مثل «ژان-کلود ون دام»ـه
‫[بازیگر فیلم‌های اکشن]

655
00:28:45,166 --> 00:28:47,833
‫می‌دونم خیال می‌کنید زدم به سیم آخر،
‫ولی دوست دارم اینطوری باشم.

656
00:28:49,291 --> 00:28:51,291
‫و اگه جلوی اینا
‫به سیم آخر نزنیم

657
00:28:51,375 --> 00:28:52,875
‫باید بدونید که این شرکت لوون

658
00:28:53,000 --> 00:28:54,250
‫خیلی قدرتمنده

659
00:28:54,375 --> 00:28:56,375
‫پول و نفوذ زیادی دارن

660
00:28:56,500 --> 00:28:58,625
‫همۀ چیزایی رو دارن که ما نداریم

661
00:28:58,750 --> 00:29:01,291
‫ولی نمی‌ذاریم ما رو بترسونن

662
00:29:01,375 --> 00:29:03,250
‫چون من نمی‌ترسم

663
00:29:04,291 --> 00:29:06,666
‫خب، کسی نیست ندونـه

664
00:29:06,750 --> 00:29:09,125
‫ظرف 12 سال گذشته،
‫من هیچ پرونده‌ای رو نباختم.

665
00:29:09,166 --> 00:29:10,500
‫می‌دونید چرا؟

666
00:29:10,625 --> 00:29:11,750
‫می‌تونید بگید چرا؟

667
00:29:11,791 --> 00:29:13,250
‫چون از باختن بدم میاد

668
00:29:13,375 --> 00:29:16,500
‫ازش بدم میاد، بدم میاد، بدم میاد!

669
00:29:16,625 --> 00:29:18,875
‫ترجیح میدم یکی روم
‫اسلحه بکشه و مغزم رو بترکونه

670
00:29:18,916 --> 00:29:20,791
‫تا اینکه یه پرونده رو ببازم

671
00:29:22,916 --> 00:29:24,916
‫حالا، با این اوصاف

672
00:29:26,250 --> 00:29:28,458
‫باید بهتون بگم که من کوتاه بیا نیستم

673
00:29:28,500 --> 00:29:32,750
‫قصد ندارم سر این پرونده مصالحه کنم

674
00:29:32,791 --> 00:29:34,750
‫- ما هیچوقت مصالحه نمی‌کنیم
‫- ببخشید

675
00:29:34,791 --> 00:29:37,250
‫میشه یه چیزی بگم؟

676
00:29:37,291 --> 00:29:39,125
‫- بفرما، مایک
‫- آقای گری

677
00:29:39,250 --> 00:29:42,250
‫وقتی صحبت از مصالحه میشه، متأسفانه...

678
00:29:42,375 --> 00:29:44,041
‫اینجا رویکرد ما این نیست

679
00:29:44,125 --> 00:29:48,375
‫راستش، من قبلاً یه نامه به آقای لوون فرستادم

680
00:29:48,416 --> 00:29:51,291
‫و پیشنهاد دادم روی
‫هشت میلیون دلار مصالحه کنیم

681
00:29:51,375 --> 00:29:53,166
‫هر چند، بین خودمون باشه

682
00:29:53,250 --> 00:29:55,750
‫احتمالاً اگه لازم باشه
‫به هفت میلیون هم راضی بشیم

683
00:29:55,875 --> 00:29:57,125
‫خب مایک، ممنون که گفتی

684
00:29:57,125 --> 00:30:00,250
‫لطف کردی... ولی متأسفانه شرایط تغییر کرده

685
00:30:00,375 --> 00:30:02,250
‫مصالحه نمی‌کنیم

686
00:30:02,375 --> 00:30:04,000
‫صرف نظر از حرفی که زدی،

687
00:30:04,125 --> 00:30:06,125
‫این بحث هنوز در جریانـه

688
00:30:06,250 --> 00:30:09,541
‫همینطور هم می‌مونه تا وقتی که
‫تصمیم بگیرم بهترین راه چیه

689
00:30:12,750 --> 00:30:14,541
‫تا وقتی که تو تصمیم بگیری، ها؟

690
00:30:17,000 --> 00:30:18,375
‫اینجا چه خبره، مایک؟

691
00:30:18,416 --> 00:30:20,375
‫کی مسئولـه؟

692
00:30:21,375 --> 00:30:23,500
‫نه جدی، کی رئیسـه؟

693
00:30:23,541 --> 00:30:25,958
‫چون ویلی گری رو آوردید
‫اینجا پرونده رو دست بگیره

694
00:30:26,000 --> 00:30:28,000
‫و داری بهم میگی که قراره چیکار کنی

695
00:30:28,041 --> 00:30:31,041
‫گفتم سر این پرونده مصالحه نمی‌کنیم و
‫وکیل اصلی پرونده این رو میگه

696
00:30:31,125 --> 00:30:32,291
‫- جان؟
‫- جان چی؟

697
00:30:32,291 --> 00:30:34,791
‫چیه؟ نکنه گوشات مشکل دارن؟

698
00:30:34,875 --> 00:30:36,125
‫ببخشید جناب

699
00:30:36,250 --> 00:30:37,458
‫- نه، وکیل اصلی نیستی
‫- مایک، جلوی من لات‌بازی در بیاری

700
00:30:37,500 --> 00:30:38,875
‫- اینجا میزنمت
‫- رئیس، آروم باش

701
00:30:38,875 --> 00:30:41,416
‫- باور کن آقای گری، تو وکیل اصلی نیستی
‫- بیخیال، آروم باشید

702
00:30:41,416 --> 00:30:42,666
‫- پس من چی‌ام؟
‫- میشه بهت یادآوری کنم...

703
00:30:42,666 --> 00:30:44,250
‫- که الان تو توی شهر من هستی
‫- شهر تو؟

704
00:30:44,291 --> 00:30:46,208
‫- توی اتاق کنفرانس من نشستی...
‫- من هر شهری که برم مایک، شهر خودمـه

705
00:30:46,250 --> 00:30:47,875
‫- جلوی موکل من
‫- مشخصه شهر تو نیست،

706
00:30:47,875 --> 00:30:49,666
‫- وگرنه از من نمی‌خواستن بیام
‫- آقایون. آقایون

707
00:30:49,666 --> 00:30:53,291
‫آقایون، میشه یه‌کم آروم باشید؟

708
00:30:55,750 --> 00:30:58,000
‫نیومدم اینجا که باهات دعوا کنم، مایک

709
00:30:58,125 --> 00:31:00,625
‫- چی؟
‫- گفتم نیومدم باهات دعوا کنم

710
00:31:00,666 --> 00:31:02,875
‫اومدم که کار رو تموم کنم

711
00:31:03,500 --> 00:31:05,500
‫خب، آقای اوکیف

712
00:31:05,541 --> 00:31:08,125
‫تا جایی که می‌دونم، اون می‌خواد
‫توی این پرونده پیروز بشه

713
00:31:08,250 --> 00:31:12,375
‫نه که با چندر غاز هشت میلیون دلار کوتاه بیاد

714
00:31:17,000 --> 00:31:20,000
‫یا خدا، جری. چه خبره؟

715
00:31:20,125 --> 00:31:22,000
‫به‌نظرم باید یه فرصتی بهش بدیم

716
00:31:22,125 --> 00:31:23,500
‫شنیدی بالای مبنر چی گفت؟

717
00:31:23,500 --> 00:31:24,750
‫اصلاً نمی‌دونه داره چیکار می‌کنه

718
00:31:24,750 --> 00:31:27,000
‫12 سالـه که هیچ پرونده‌ای رو نباخته

719
00:31:27,041 --> 00:31:28,625
‫سر پرونده‌های آسیب جسمانی

720
00:31:28,750 --> 00:31:31,416
‫مشخصه هیچی از قانون و حقوق واقعی
‫نمی‌دونه، قانون قراردادها.

721
00:31:33,666 --> 00:31:35,250
‫وکیل اصلی چطور؟

722
00:31:35,375 --> 00:31:37,541
‫نگو که تو فکرتـه وکیل اصلی باشه

723
00:31:37,625 --> 00:31:39,000
‫آره

724
00:31:39,916 --> 00:31:41,750
‫توی فکرمـه

725
00:31:49,375 --> 00:31:51,166
‫ردیفیم؟

726
00:31:51,250 --> 00:31:53,416
‫آره

727
00:31:53,500 --> 00:31:55,041
‫مایک، تو ردیفی؟

728
00:31:55,125 --> 00:31:57,125
‫خیلی‌خب، حالا که همه ردیفیم،

729
00:31:57,166 --> 00:32:01,291
‫میشه یه نفر اینجا توضیحات رو مکتوب کنه؟

730
00:32:01,375 --> 00:32:04,291
‫سینتیا، میشه توضیحاتِ
‫آقای گری رو مکتوب کنی؟

731
00:32:04,375 --> 00:32:07,375
‫خیلی‌خب سینتیا.
‫خیلی ممنون.

732
00:32:07,416 --> 00:32:08,875
‫خیلی‌خب

733
00:32:08,916 --> 00:32:10,416
‫خطاب به آقای رِی لوون

734
00:32:10,500 --> 00:32:13,666
‫رئیس شرکت لوون

735
00:32:13,750 --> 00:32:16,000
‫آقای لوون عزیز،
‫اسم من ویلی ای. گری‌ـه.

736
00:32:16,041 --> 00:32:18,875
‫من شدم وکیل اصلی در...

737
00:32:18,916 --> 00:32:23,250
‫پروندۀ شکایت جرمایا اوکیف علیه شما

738
00:32:23,291 --> 00:32:26,166
‫در رابطه با توافق قبلی،

739
00:32:26,250 --> 00:32:30,666
‫پیشنهاد هشت میلیون دلاری که دریافت کردید،

740
00:32:30,750 --> 00:32:33,875
‫بدین‌وسیله اون پیشنهاد رو لغو می‌کنم

741
00:32:33,916 --> 00:32:36,791
‫از تاریخ این نامۀ جدید،

742
00:32:36,875 --> 00:32:42,375
‫پیشنهاد جدید ما مبلغ 100 میلیون دلاره

743
00:32:42,500 --> 00:32:44,541
‫آره این شد یه چیزی

744
00:32:44,541 --> 00:32:46,166
‫الان گفت 100 میلیون دلار؟

745
00:32:46,250 --> 00:32:48,000
‫با هشت تا صفر؟

746
00:32:48,125 --> 00:32:50,041
‫چطوره همگی خون‌سرد باشید؟

747
00:32:50,125 --> 00:32:52,750
‫رسماً 94 میلیون دلار
‫بیشتر از مطالبۀ قبلی ماست

748
00:32:52,875 --> 00:32:55,750
‫به‌نظر من مطالبۀ قبلی‌تون
‫94 میلیون دلار کم بوده

749
00:32:55,791 --> 00:32:57,125
‫آره آقای گری، چطوره...

750
00:32:57,125 --> 00:32:58,625
‫- کمک کنید بفهمیم
‫- 100 میلیون دلار؟

751
00:32:58,625 --> 00:32:59,875
‫مزخرفـه و خودت هم می‌دونی

752
00:33:00,000 --> 00:33:01,875
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫این پرونده رو نابود کنی؟

753
00:33:01,916 --> 00:33:05,125
‫مایک، کسی تابحال بهت گفته بود که
‫از حلزونم ترسو تری؟

754
00:33:05,250 --> 00:33:08,250
‫ویلی، متأسفانه من هم با نگرانی بقیه موافقم

755
00:33:08,375 --> 00:33:10,291
‫این پول خیلی زیادیـه

756
00:33:10,375 --> 00:33:13,791
‫اگه همچین رقمی پیشنهاد بدیم،
‫خودمون رو خراب می‌کنیم

757
00:33:13,875 --> 00:33:15,583
‫گوش کن، متوجهم چه حسی داری جری

758
00:33:15,625 --> 00:33:17,166
‫ولی باید بهم اعتماد کنی، خب؟

759
00:33:17,250 --> 00:33:19,250
‫- بهش اعتماد کن
‫- باشه؟

760
00:33:19,291 --> 00:33:20,916
‫همه‌تون باید بهم اعتماد کنید

761
00:33:21,000 --> 00:33:22,625
‫- خب؟
‫- خدا رو شکر

762
00:33:22,666 --> 00:33:24,500
‫خب سینتیا، کجا بودیم؟

763
00:33:25,625 --> 00:33:27,125
‫«از تاریخ ارسال این نامه،

764
00:33:27,125 --> 00:33:29,250
‫رقم پیشهادی جدید ما برای سازش
‫« ونکوور، بریتیش کلمبیا »

765
00:33:29,375 --> 00:33:31,625
‫صد میلیون دلاره.»

766
00:33:31,666 --> 00:33:33,083
‫چی؟

767
00:33:33,125 --> 00:33:34,875
‫بیخیال. لابد شوخی‌شون گرفته

768
00:33:35,000 --> 00:33:36,333
‫- صد میلیون؟
‫- خیال کرده کیه؟

769
00:33:36,375 --> 00:33:37,416
‫- زده به سرش؟
‫- هشت تا صفر، شمردی؟

770
00:33:37,416 --> 00:33:39,875
‫- هشت تا صفر داره
‫- محاله قصدشون شوخی نبوده باشه

771
00:33:40,000 --> 00:33:42,416
‫- این یه شوخیـه
‫- همینطوری واسه خودشون صفر ردیف کردن

772
00:33:43,625 --> 00:33:45,291
‫شوخی نیست

773
00:33:45,875 --> 00:33:48,875
‫یا خدا، این یارو اوکیف دیگه نوبرشـه

774
00:33:49,000 --> 00:33:50,750
‫آره

775
00:33:50,791 --> 00:33:52,750
‫این دلقکی که به‌عنوان وکیل استخدام کرده کیه؟

776
00:33:52,791 --> 00:33:55,791
‫ظاهراً یه یارویی به اسم ویلیام گری

777
00:33:55,875 --> 00:33:58,750
‫ممنون باب، من هم نامه رو خوندم

778
00:33:58,791 --> 00:34:00,875
‫ولی سوالم اینه

779
00:34:01,000 --> 00:34:02,291
‫اون کیه؟

780
00:34:02,375 --> 00:34:03,625
‫داستانش چیه؟

781
00:34:03,750 --> 00:34:05,375
‫اوکیف از کجا پیداش کرده؟

782
00:34:05,416 --> 00:34:07,875
‫طبق چیزایی که دستگیرمون شد،

783
00:34:07,916 --> 00:34:11,000
‫اون وکیل شیک و پیکِ
‫پرونده‌های صدمات جسمانی‌ـه

784
00:34:11,125 --> 00:34:12,750
‫از فلوریدا

785
00:34:12,791 --> 00:34:14,333
‫- از اون وکیل‌های گشنه
‫- صدمات جسمانی؟

786
00:34:14,375 --> 00:34:15,875
‫اینجا اختلاف سر قرارداده

787
00:34:16,000 --> 00:34:18,875
‫چرا باید یه وکیل پرونده‌های صدمات جسمانی رو

788
00:34:19,000 --> 00:34:20,875
‫برای پرونده اختلاف قراردادی استخدام کنه؟

789
00:34:21,000 --> 00:34:22,916
‫شاید توی اون میسیسیپی ِخراب‌شده

790
00:34:23,000 --> 00:34:24,958
‫وکیل عادی ندارن

791
00:34:25,000 --> 00:34:27,000
‫بیشتر این شکلی حرف بزن

792
00:34:27,041 --> 00:34:29,250
‫از قرار معلوم، این پرونده
‫از یه شهرستان دور افتاده

793
00:34:29,375 --> 00:34:31,750
‫به اسم «شهرستان هیندز»
‫توی جنوب ایالت طرح دعوی شده.

794
00:34:31,875 --> 00:34:33,375
‫خب؟

795
00:34:33,500 --> 00:34:36,416
‫خب، از قضا شهرستان هیندز...

796
00:34:36,500 --> 00:34:40,041
‫یکی از فقیرترین مناطقـه و
‫حدوداً هفتاد درصد جمعیتش...

797
00:34:41,125 --> 00:34:42,750
‫سیاه‌پوستن.

798
00:34:42,791 --> 00:34:44,750
‫اوه

799
00:34:44,791 --> 00:34:47,250
‫پس واسه همین اون استخدام شده

800
00:34:49,291 --> 00:34:51,000
‫چون اون سیاه‌پوستـه

801
00:34:52,625 --> 00:34:54,250
‫گری سیاه‌پوستـه

802
00:34:56,750 --> 00:34:58,875
‫یه مرد آفریقایی-آمریکایی‌ـه

803
00:35:16,291 --> 00:35:18,416
‫خب، همونطور که گفتم،
‫به قول پدربزرگم:

804
00:35:18,500 --> 00:35:20,375
‫«هر کی که باشه...»

805
00:35:20,500 --> 00:35:21,500
‫من که نگرانش نیستم

806
00:35:21,625 --> 00:35:25,125
‫رجی، کل قضیه رو در نظر نمی‌گیری...

807
00:35:25,166 --> 00:35:26,416
‫شرمنده مزاحم شدم

808
00:35:26,500 --> 00:35:28,250
‫اطلاعاتی که خواسته بودید پیدا کردیم

809
00:35:28,291 --> 00:35:29,916
‫که لوون چه کی رو وکیل اصلی‌شون گذاشته

810
00:35:30,000 --> 00:35:31,083
‫- میشه ببینمش؟ ممنون
‫- خب، اون مرد کیه؟

811
00:35:31,125 --> 00:35:32,291
‫می‌شناسیمش؟

812
00:35:34,500 --> 00:35:37,125
‫- زنـه
‫- زنـه؟

813
00:35:37,250 --> 00:35:39,666
‫منظورت چیه زنـه؟

814
00:35:39,750 --> 00:35:41,541
‫آره، یعنی چی «زنـه»؟

815
00:35:41,625 --> 00:35:44,250
‫- یعنی اون...
‫- یه خانمـه؟

816
00:35:44,375 --> 00:35:47,125
‫اسمش «مِیم داونز»ـه

817
00:35:50,125 --> 00:35:52,500
‫مدرک کارشناسیش رو از دانشگاه هاروارد گرفته

818
00:35:52,541 --> 00:35:55,250
‫این یعنی فقط یه زن نیست،

819
00:35:55,375 --> 00:35:56,583
‫- یه زن سیاه‌پوستـه
‫- خواهر خودمونـه

820
00:35:56,625 --> 00:35:58,000
‫خب، جل الخالق!

821
00:35:58,125 --> 00:36:01,625
‫توی یه حرکت با انتخاب یه زن سیاه‌پوست
‫ضربه فنی‌مون کردن.

822
00:36:07,625 --> 00:36:10,500
‫از دانشکده حقوق هاروارد فارغ‌التحصیل شده
‫و شاگرد اول بوده

823
00:36:10,625 --> 00:36:12,250
‫یا خدا

824
00:36:15,666 --> 00:36:17,541
‫بعدش دو سال منشی...

825
00:36:17,625 --> 00:36:21,500
‫قاضی دیوان عالی «سندرا دِی اوکانر» بوده

826
00:36:21,541 --> 00:36:23,625
‫سه سال توی شرکت «پائول وایس» بوده...

827
00:36:23,708 --> 00:36:27,083
‫و حالا جوون‌ترین وکیل شرکت

828
00:36:27,125 --> 00:36:28,958
‫«کرانستون، براون و اتول»ـه

829
00:36:29,000 --> 00:36:30,416
‫خیلی‌خب، محشره

830
00:36:30,458 --> 00:36:33,083
‫یکی از دوستام توی شرکت کرانستون،
‫براون و اتول باهاش همکار بود

831
00:36:33,208 --> 00:36:34,583
‫و...

832
00:36:34,625 --> 00:36:36,500
‫خب...

833
00:36:36,583 --> 00:36:39,583
‫بهم گفت توی دفتر یه لقبی بهش داده بودن

834
00:36:39,708 --> 00:36:40,833
‫چی؟

835
00:36:40,875 --> 00:36:42,125
‫جدی؟

836
00:36:42,208 --> 00:36:44,708
‫«مار پایتون»

837
00:36:44,833 --> 00:36:47,625
‫به خاطر سبک خاصش
‫موقع سین‌جیم کردن شاهد

838
00:36:47,708 --> 00:36:49,500
‫- آره. آره.
‫- وقتی بهت حمله می‌کنه

839
00:36:49,500 --> 00:36:51,250
‫که اصلاً انتظارش رو نداری

840
00:36:51,333 --> 00:36:53,083
‫خیلی‌خب خانم پایتون

841
00:36:53,125 --> 00:36:54,791
‫- ولی می‌دونی چیه؟
‫- چه لقب برازنده‌ای

842
00:36:54,833 --> 00:36:56,458
‫می‌دونی چیه؟

843
00:36:56,500 --> 00:36:59,000
‫من مارِ بوآ هستم

844
00:36:59,083 --> 00:37:00,375
‫بذار ببینیم چی تو چنته داره

845
00:37:00,458 --> 00:37:03,583
‫گمونم باید به شرکت تلوزیون کابلی زنگ بزنیم

846
00:37:03,625 --> 00:37:05,708
‫هر بار می‌زنم «ترنر برادکست»

847
00:37:05,750 --> 00:37:08,500
‫یه صفحه خالی عجیب نشون میده

848
00:37:08,583 --> 00:37:10,583
‫گمونم یه مشکلی داره

849
00:37:10,625 --> 00:37:12,958
‫هیچ مشکلی نداره.
‫اشتراک‌مون رو لغو کردم.

850
00:37:13,083 --> 00:37:15,833
‫منظورت چیه لغوش کردی؟

851
00:37:15,833 --> 00:37:18,666
‫این دفعه جوازم رو باطل کردن

852
00:37:18,791 --> 00:37:22,041
‫مجبورم یه مدت کار رو تعطیل کنم

853
00:37:22,083 --> 00:37:23,416
‫چی؟

854
00:37:24,583 --> 00:37:25,916
‫چی داری میگی؟

855
00:37:25,958 --> 00:37:27,916
‫موقتیـه

856
00:37:27,958 --> 00:37:30,583
‫به محض اینکه دادگاه‌مون تموم بشه،
‫لوون غرامتش رو پرداخت کنه،

857
00:37:30,666 --> 00:37:32,458
‫- دوباره سر پا می‌شیم و...
‫- جری. جری.

858
00:37:32,541 --> 00:37:34,041
‫می‌شنوی چی میگی؟

859
00:37:34,166 --> 00:37:37,208
‫به محض اینکه رِی لوون غرامت بده؟

860
00:37:38,583 --> 00:37:41,125
‫لازم نیست نگران اون باشی

861
00:37:43,416 --> 00:37:48,625
‫آخه نمی‌فهمم چرا این دادخواست
‫مسخره رو ادامه میدی

862
00:37:48,666 --> 00:37:50,666
‫می‌تونی یه خریدار دیگه...

863
00:37:50,750 --> 00:37:52,416
‫واسه اون سه تا بنگاه پیدا کنی

864
00:37:52,500 --> 00:37:54,000
‫خودت می‌دونی که میشه

865
00:37:55,041 --> 00:37:57,041
‫تابلوئـه هدفت یه چیز دیگه‌ست

866
00:37:57,125 --> 00:37:58,375
‫شاید همینطوره

867
00:37:58,500 --> 00:38:00,625
‫شاید نمی‌خوام ببینم قسر در میره

868
00:38:00,750 --> 00:38:03,166
‫کی؟ ری لوون؟

869
00:38:04,291 --> 00:38:06,666
‫وای خدا، جری

870
00:38:06,750 --> 00:38:10,750
‫چرا روی این مرد وسواس داری؟

871
00:38:10,791 --> 00:38:13,000
‫توقع داری چیکار کنم، انی

872
00:38:13,041 --> 00:38:15,500
‫دست رو دست بذارم
‫و اجازه بدم نابودم کنه؟

873
00:38:15,625 --> 00:38:19,000
‫بذارم خانواده‌مون رو نابود کنه؟

874
00:38:19,041 --> 00:38:22,291
‫توقع دارم

875
00:38:22,375 --> 00:38:26,375
‫یه وقتایی هم به فکر من هم باشی

876
00:38:27,875 --> 00:38:30,875
‫تو فکر نمی‌کنی بتونیم برنده بشیم

877
00:38:35,875 --> 00:38:37,500
‫اگه می‌خوای بدونی چطور پولش رو میدم،

878
00:38:37,500 --> 00:38:39,416
‫روی سند این خونه سومین وام رو هم گرفتم

879
00:38:51,166 --> 00:38:52,541
‫حالتون چطوره؟

880
00:38:53,500 --> 00:38:55,916
‫بگو ببینم ویلی،
‫چطور شد وکیل شدی؟

881
00:38:59,875 --> 00:39:01,500
‫خب، بستگی داره

882
00:39:01,625 --> 00:39:05,000
‫داستان کوتاهش رو می‌خوای یا طولانیش رو؟

883
00:39:05,125 --> 00:39:06,500
‫به خودت بستگی داره

884
00:39:06,541 --> 00:39:08,166
‫خب،

885
00:39:08,250 --> 00:39:10,750
‫من یه شوهرِ جوون بودم

886
00:39:10,875 --> 00:39:13,166
‫یه پدرِ جوون،

887
00:39:13,250 --> 00:39:15,041
‫من و همسرم پول کمی داشتیم،

888
00:39:15,041 --> 00:39:17,125
‫یه کارگاه محوطه‌سازی کوچیک داشتیم

889
00:39:17,250 --> 00:39:19,000
‫خیلی هم قشنگ بود

890
00:39:19,125 --> 00:39:21,625
‫همه باغچه‌ها رو بی‌نظیر...

891
00:39:21,750 --> 00:39:23,375
‫در می‌آوردیم

892
00:39:23,500 --> 00:39:25,291
‫بعدش همسرم گفت:
‫«می‌دونی چی؟

893
00:39:25,375 --> 00:39:26,791
‫می‌خوام بریم یه خونه بزرگتر.»

894
00:39:26,791 --> 00:39:28,458
‫من هم گفتم: «خیلی‌خب.
‫بیا همین کار رو بکنیم.»

895
00:39:28,500 --> 00:39:30,291
‫و بنابراین...

896
00:39:30,375 --> 00:39:32,416
‫روزنامه رو نگاه کردم، یه تبلیغ دیدم

897
00:39:32,500 --> 00:39:36,125
‫یه آپارتمان سه خوابـه. خیلی عالی بود.

898
00:39:36,166 --> 00:39:38,375
‫یه مجتمع مسکونی نوساز

899
00:39:38,500 --> 00:39:41,750
‫توی محله سفیدپوست‌ها در «رین‌تری»

900
00:39:41,791 --> 00:39:43,875
‫گفتم: «آره، همین رو می‌خواستیم.»

901
00:39:43,916 --> 00:39:45,625
‫پس به مالکش زنگ زدم و گفتم:
‫«سلام رفیق،

902
00:39:45,666 --> 00:39:49,041
‫من و خانواده‌ام دنبال یه خونه جدید می‌گردیم

903
00:39:49,125 --> 00:39:50,750
‫می‌خوایم بیایم محله شما.»

904
00:39:50,875 --> 00:39:52,875
‫پرسیدم جای خالی داری؟

905
00:39:52,916 --> 00:39:55,625
‫اون گفت: «آره کلی جای خالی دارم.

906
00:39:55,750 --> 00:39:58,666
‫اصلاً چطوره آخر ماه کوچ کنی بیای اینجا و...

907
00:39:58,750 --> 00:39:59,875
‫اجاره‌نامه‌ات رو بگیری.»

908
00:39:59,916 --> 00:40:01,666
‫همه‌مون واسه اون روز لحظه‌شماری می‌کردیم

909
00:40:01,750 --> 00:40:03,000
‫خیلی هیجان‌زده بودیم

910
00:40:03,125 --> 00:40:05,125
‫یه شروع کاملاً جدید

911
00:40:05,166 --> 00:40:06,750
‫وقتی روزش رسید،

912
00:40:06,791 --> 00:40:08,125
‫همه رو سوار ماشین کردم

913
00:40:08,250 --> 00:40:10,625
‫پسرام رو سوار کردم،

914
00:40:10,666 --> 00:40:13,375
‫همسرم، حتی سگم هم بود.

915
00:40:13,416 --> 00:40:15,875
‫خوشحال بودیم رفیق. خوشحال بودیم.

916
00:40:15,916 --> 00:40:18,041
‫داشتیم موسیقی مذهبی گوش می‌دادیم

917
00:40:18,125 --> 00:40:20,000
‫هم‌خونی می‌کردیم و کِیف می‌کردیم

918
00:40:21,625 --> 00:40:23,375
‫ولی...

919
00:40:23,500 --> 00:40:26,541
‫وقتی رسیدیم اونجا، یارو اومد بیرون

920
00:40:26,625 --> 00:40:28,541
‫گفتم: «حالتون چطوره؟»
‫طرف به زور دو کلمه حرف زد

921
00:40:28,625 --> 00:40:30,041
‫گفت: «چی می‌خواید؟»

922
00:40:30,125 --> 00:40:31,750
‫گفتم: «من همونی‌ام که برای
‫جای خالی زنگ زده بودم.»

923
00:40:31,750 --> 00:40:33,500
‫جواب داد: «کدوم جای خالی؟»

924
00:40:33,541 --> 00:40:37,500
‫گفتم: «من ویلی گری‌ام.
‫بابت جای خالی بهت زنگ زده بودم.»

925
00:40:37,625 --> 00:40:39,291
‫گفت: «اوه،

926
00:40:39,375 --> 00:40:41,250
‫دیگه هیچ جای خالی‌ای نداریم.»

927
00:40:44,625 --> 00:40:46,125
‫چیکار کردی؟

928
00:40:47,375 --> 00:40:48,916
‫بذار بگم چیکار می‌خواستم بکنم

929
00:40:50,291 --> 00:40:52,000
‫می‌خواستم فکّش رو بیارم پایین

930
00:40:53,000 --> 00:40:54,500
‫یعنی...

931
00:40:54,625 --> 00:40:57,250
‫اینطوری جلوی پسرام بهم بی‌احترامی کرد

932
00:40:58,500 --> 00:41:00,375
‫پسرام من رو الگوی خودشون می‌دونن

933
00:41:00,416 --> 00:41:01,750
‫من همه‌چیزشونم

934
00:41:01,875 --> 00:41:03,166
‫چی بهشون بگم؟

935
00:41:03,250 --> 00:41:04,625
‫که...

936
00:41:04,750 --> 00:41:07,125
‫باباشون لیاقت نداره توی آپارتمان زندگی کنه؟

937
00:41:08,250 --> 00:41:10,375
‫به ملکه‌ام چی بگم؟

938
00:41:11,375 --> 00:41:13,000
‫که لیاقت نداریم؟

939
00:41:18,125 --> 00:41:21,000
‫ولی واکنشی نشون ندادم

940
00:41:21,041 --> 00:41:23,000
‫کاری که کردم این بود:

941
00:41:23,125 --> 00:41:24,875
‫برگشتم به اون هتل

942
00:41:24,916 --> 00:41:27,041
‫دفتر تلفنش رو باز کردم

943
00:41:27,125 --> 00:41:30,375
‫تا قبل از این اتفاق اصلاً
‫به وکیل شدن فکر هم نمی‌کردم

944
00:41:30,416 --> 00:41:31,916
‫بازش کردم و...

945
00:41:32,000 --> 00:41:34,625
‫اولین دانشکده حقوقی که دیدم،
‫گفتم: «آهان! میرم همینجا.»

946
00:41:35,750 --> 00:41:36,916
‫و رفتم

947
00:41:37,000 --> 00:41:38,750
‫ثبت‌نام کردم، سخت تلاش کردم،

948
00:41:38,791 --> 00:41:40,291
‫فارغ‌التحصیل شدم،
‫آزمون وکالت رو قبول شدم.

949
00:41:41,500 --> 00:41:43,625
‫و موسسه حقوقی خودم رو تأسیس کردم

950
00:41:44,625 --> 00:41:46,791
‫و اولین کاری که کردم این بود:

951
00:41:46,875 --> 00:41:49,291
‫رفتم مجتمع مسکونی رین‌تری

952
00:41:49,375 --> 00:41:54,375
‫و یه شکایت با پنج فقره اتهام
‫تبعیض‌آمیز رو زدم تو صورتش.

953
00:41:56,875 --> 00:41:59,625
‫جای خالی نداری دیگه؟ حالشو ببر

954
00:41:59,666 --> 00:42:01,791
‫تو یه جنگجویی

955
00:42:03,125 --> 00:42:04,500
‫آره

956
00:42:04,625 --> 00:42:06,041
‫بدجور هم جنگجو هستم

957
00:42:06,125 --> 00:42:08,250
‫تو هم همینطور، جری.
‫تو هم جنگجو هستی.

958
00:42:08,291 --> 00:42:09,875
‫می‌دونی چرا میگم جنگجویی؟

959
00:42:10,000 --> 00:42:13,791
‫اینطوری جلوی شرکت لوون قد علم کردی...

960
00:42:13,875 --> 00:42:16,166
‫تویی که کسب و کارت زیاد بزرگ
‫نیست، دل و جرأت می‌خواد.

961
00:42:16,250 --> 00:42:18,000
‫واسه همین با هم جوریم

962
00:42:18,041 --> 00:42:19,875
‫چی شد خواستی همچین کاری کنی؟

963
00:42:21,000 --> 00:42:25,500
‫چون اون داشت با ارزش‌ترین
‫چیز زندگیم رو تهدید می‌کرد:

964
00:42:25,625 --> 00:42:27,291
‫اینکه بتونم بعد از مرگم

965
00:42:27,291 --> 00:42:29,625
‫میراثی برای بچه‌ها و نوه‌هام باقی بذارم.

966
00:42:31,916 --> 00:42:33,916
‫اونا میراث دارن، ویلی

967
00:42:35,125 --> 00:42:38,208
‫من هم قصد دارم دست به دستش کنم

968
00:42:42,250 --> 00:42:44,416
‫- چطوره آهنگ پخش کنیم؟
‫- آهنگ دوست دارم، ویلی

969
00:42:44,500 --> 00:42:45,791
‫خوبه

970
00:42:45,875 --> 00:42:48,041
‫استیو، برو بگو آهنگ پخش کنن

971
00:42:48,041 --> 00:42:50,625
‫به روی چشم رئیس.
‫آهنگ خاصی مد نظرتـه؟

972
00:42:50,666 --> 00:42:52,875
‫خودت می‌دونی آهنگ مورد علاقه‌ام چیه.
‫گروه موسیقی «تونی! تونی! تونی!».

973
00:42:53,000 --> 00:42:54,958
‫- انتخاب عاقلانه‌ای بود داداش
‫- دوستش دارم

974
00:42:55,000 --> 00:42:56,500
‫می‌دونی گروه موسیقی
‫«تونی! تونی! تونی!» چیش جالبـه؟

975
00:42:56,500 --> 00:42:58,541
‫اسم هیچ کدومشون تونی نیست

976
00:43:00,500 --> 00:43:02,000
‫خیلی‌خب

977
00:43:06,708 --> 00:43:08,666
‫رفیق خودمی!

978
00:43:10,166 --> 00:43:12,166
‫« جکسون، میسیسیپی »

979
00:43:13,791 --> 00:43:15,166
‫خوبه

980
00:43:16,708 --> 00:43:18,166
‫- سلام
‫- سلام

981
00:43:18,291 --> 00:43:19,625
‫به هتل اینترکانتیننتال خوش اومدید

982
00:43:19,666 --> 00:43:22,416
‫ممنون. رزرو داشتم به اسم گری، ویلی گری

983
00:43:22,541 --> 00:43:24,041
‫حتماً

984
00:43:24,083 --> 00:43:25,791
‫- به جکسون خوش اومدید آقای گری
‫- ممنون

985
00:43:25,791 --> 00:43:27,583
‫اگه کارت اعتباری دارید،

986
00:43:27,583 --> 00:43:29,416
‫می‌تونم ترتیب همه چی رو براتون بدم.

987
00:43:29,458 --> 00:43:30,708
‫ممنون

988
00:43:30,791 --> 00:43:33,583
‫الان نگاه نکن، ولی اونایی که
‫اونجان، تیم حقوقی لوون هستن.

989
00:43:33,583 --> 00:43:35,791
‫کجاست؟

990
00:43:38,916 --> 00:43:40,958
‫یا خدا

991
00:43:41,041 --> 00:43:44,041
‫انگار برجسته‌ترین وکلای
‫سیاه‌پوستِ کشور رو جمع کردن.

992
00:43:44,083 --> 00:43:45,708
‫جدی همه‌شون رو می‌شناسی؟

993
00:43:45,791 --> 00:43:48,416
‫خب، اونی که اونجاست «هاوارد فایفر»ـه

994
00:43:48,458 --> 00:43:50,666
‫قبلاً نماینده حقوقی ایالتی بوده

995
00:43:50,708 --> 00:43:53,333
‫و الان رئیس شرکت حقوقی واشنگتن‌ـه.

996
00:43:53,416 --> 00:43:55,666
‫اون آقایی که اونجاست،
‫«ریچارد میفیلد»ـه.

997
00:43:55,791 --> 00:43:57,833
‫یکی از متخصص‌های برجسته
‫در زمینه حقوق ضد انحصار

998
00:43:57,916 --> 00:43:59,958
‫و دعاوی تجاری پیچیده‌ست.

999
00:44:00,041 --> 00:44:02,958
‫و اون آقایی که اون طرفـه، «والتر بل»ـه

1000
00:44:03,041 --> 00:44:05,291
‫قاضی سابق دیوان عالی میسیسیپی‌ـه

1001
00:44:06,708 --> 00:44:08,916
‫رفیق، لوون باید خدا تومن خرج اینا کرده باشه

1002
00:44:08,916 --> 00:44:11,291
‫می‌دونی چیه؟ اون دختره اونقدری
‫که فکرش رو می‌کردم بد قیافه نیست.

1003
00:44:11,291 --> 00:44:13,791
‫اسمش چیه؟ ممی؟ مِی؟

1004
00:44:13,833 --> 00:44:15,041
‫ممی، ممی داونز؟

1005
00:44:15,166 --> 00:44:17,083
‫- خدایی؟ واکنشت اینـه؟
‫- آره

1006
00:44:17,083 --> 00:44:19,666
‫واکنشم همینـه چون به‌نظرم
‫همه‌شون مشنگ هستن

1007
00:44:20,541 --> 00:44:22,208
‫حالا که اینطور شد، میشه یه لطفی بهم بکنید؟

1008
00:44:22,291 --> 00:44:25,916
‫میشه بهترین نوشیدنیتون
‫رو برای اون میز بفرستید؟

1009
00:44:25,958 --> 00:44:27,666
‫البته. چیز خاصی مد نظرتون هست؟

1010
00:44:27,791 --> 00:44:30,041
‫- چی دارید؟
‫- برندِ «دام»، «موئـه»...

1011
00:44:30,083 --> 00:44:31,291
‫- و «کریستال» رو داریم
‫- کریستال

1012
00:44:31,333 --> 00:44:32,458
‫همین رو می‌خوایم

1013
00:44:32,458 --> 00:44:33,583
‫شامپاین کریستال بفرستید اونجا

1014
00:44:33,583 --> 00:44:36,416
‫حتماً بگید که تقدیمی از طرف آقای ویلی گری‌ـه

1015
00:44:36,541 --> 00:44:38,166
‫خدایی، رفیق؟

1016
00:44:38,291 --> 00:44:40,208
‫- لطفاً این کار رو نکن
‫- خدایی هال

1017
00:44:40,291 --> 00:44:41,708
‫خفه شو

1018
00:44:41,791 --> 00:44:44,791
‫گوش کن، من همیشه اینو میگم:

1019
00:44:44,916 --> 00:44:47,041
‫اگه دیدی دارم با یه خرس
‫می‌جنگم، روم عسل بریز.

1020
00:44:47,083 --> 00:44:49,791
‫فقط یه‌کم عسل می‌ریزیم

1021
00:44:51,458 --> 00:44:53,291
‫خب، رویکرد ساده‌مون رو حفظ می‌کنیم

1022
00:44:53,416 --> 00:44:55,583
‫اعتبار سند رو به‌عنوان یه قرارداد...

1023
00:44:55,666 --> 00:44:57,791
‫توی ذهن هیئت منصفه حک می‌کنیم.

1024
00:44:57,833 --> 00:44:59,958
‫قطعاً رویکرد وکلای مدافع هم همینـه

1025
00:45:00,041 --> 00:45:02,458
‫ولی اونا تمرکزشون روی اینـه
‫که ثابت کنن این یه قرارداد نبوده

1026
00:45:02,541 --> 00:45:04,041
‫خیلی‌خب ببینید، باید روراست باشیم

1027
00:45:04,041 --> 00:45:06,250
‫اونا به احتمال زیاد خیلی بهتر از ما عمل می‌کنن

1028
00:45:06,291 --> 00:45:08,708
‫چون این حوزۀ تخصصی‌شونـه

1029
00:45:08,791 --> 00:45:12,416
‫من که میگم کلاً اون قرارداد
‫مزخرف رو فراموش کنیم

1030
00:45:12,458 --> 00:45:15,041
‫یه عالمه اطلاعات بریزیم جلوی هیئت منصفه

1031
00:45:15,083 --> 00:45:16,208
‫که می‌دونیم علاقه‌ای بهش ندارن

1032
00:45:16,208 --> 00:45:18,166
‫شخصاً به نظر من کاری که باید بکنیم...

1033
00:45:18,291 --> 00:45:19,916
‫چیزی که باید اثباتش کنیم

1034
00:45:20,041 --> 00:45:21,333
‫انگیزه‌ست

1035
00:45:21,416 --> 00:45:23,416
‫استدلال‌مون رو مستقیماً روی موضوع

1036
00:45:23,458 --> 00:45:25,916
‫تعلل شرکت لوون در انعقاد معامله متمرکز کنیم.

1037
00:45:25,958 --> 00:45:27,541
‫و نشون بدیم که از این قضیه سود بردن

1038
00:45:27,583 --> 00:45:30,166
‫- زیاد مطمئن نیستم
‫- چیه هال؟

1039
00:45:30,208 --> 00:45:31,708
‫- از چیش مطمئن نیستی؟
‫- چیه هال؟

1040
00:45:31,708 --> 00:45:33,416
‫منظورم اینـه که مطمئن نیستم بتونیم

1041
00:45:33,416 --> 00:45:35,541
‫ثابت کنیم شرکت لوون انگیزه‌ی لازم رو داشته

1042
00:45:35,666 --> 00:45:37,875
‫درسته؟ مگر اینکه مدرک مستندی
‫از داخل شرکت‌شون داشته باشیم.

1043
00:45:37,916 --> 00:45:40,166
‫یا یکی آشکارا این رو اقرار کنه

1044
00:45:40,291 --> 00:45:42,166
‫همونطوری که اثبات می‌کنن

1045
00:45:42,208 --> 00:45:43,958
‫تعلل کردن عمدی بوده.

1046
00:45:44,041 --> 00:45:47,083
‫خب، معلومه هرگز نمی‌تونیم
‫این رو اثبات کنیم

1047
00:45:49,583 --> 00:45:52,916
‫حقیقت اینه که ذره‌ای شانس برد
‫توی این پرونده نداریم

1048
00:45:59,500 --> 00:46:01,416
‫گمونم خانم داونز هستید، نه؟

1049
00:46:03,000 --> 00:46:04,375
‫من ویلی گری‌ام

1050
00:46:06,666 --> 00:46:08,625
‫توی تلوزیون لاغرتر دیده میشی

1051
00:46:08,750 --> 00:46:10,500
‫میشه بشینم؟

1052
00:46:16,875 --> 00:46:19,000
‫راستش تابحال این کار رو نکرده بودم

1053
00:46:19,041 --> 00:46:23,250
‫با وکیلی که رقیبمـه بشینم

1054
00:46:23,375 --> 00:46:25,375
‫نوشیدنی بخورم و اینا

1055
00:46:25,500 --> 00:46:27,250
‫آهنگ، شمع

1056
00:46:30,541 --> 00:46:32,250
‫یا شایدم نه

1057
00:46:34,916 --> 00:46:37,625
‫میگی اهل «کامپتون» هستی،
‫ولی هنوز درک نمی‌کنم که چرا

1058
00:46:37,666 --> 00:46:40,791
‫این پرونده‌های پر زرق و برقِ
‫سفیدپوست‌ها رو دست می‌گیری.

1059
00:46:40,875 --> 00:46:42,375
‫من هم می‌تونم همین سوال رو ازت بپرسم

1060
00:46:42,500 --> 00:46:44,625
‫- نمیشه؟
‫- آره خب، من واقعاً...

1061
00:46:44,666 --> 00:46:46,125
‫بر حقانیتِ پرونده‌ام باور دارم خانم داونز

1062
00:46:46,250 --> 00:46:47,875
‫خب، من هم همینطور، آقای گری.

1063
00:46:47,875 --> 00:46:49,375
‫این ما رو توی موقعیتِ خیلی خطرناکی

1064
00:46:49,416 --> 00:46:50,541
‫- قرار میده
‫- جدی؟

1065
00:46:50,541 --> 00:46:52,500
‫چون یکی‌مون قراره برنده بشه
‫و یکی‌مون قراره بازنده بشه.

1066
00:46:52,541 --> 00:46:53,916
‫گمونم همین شکلی باشه، آره

1067
00:46:53,916 --> 00:46:56,250
‫ولی شرایط من فرق می‌کنه، چون

1068
00:46:56,291 --> 00:46:58,041
‫من برای سیاه‌پوست‌ها کار می‌کنم

1069
00:46:58,125 --> 00:46:59,916
‫واسه سفید‌پوست‌ها کار نمی‌کنم

1070
00:47:00,000 --> 00:47:01,500
‫دارم برای ویلی گری کار می‌کنم

1071
00:47:01,500 --> 00:47:03,166
‫که خودمم. من دارم برای...

1072
00:47:03,250 --> 00:47:04,750
‫- خودم کار می‌کنم
‫- بگو ببینم

1073
00:47:04,875 --> 00:47:07,375
‫من باید کجا کار کنم؟

1074
00:47:07,500 --> 00:47:09,250
‫تو بهم بگو. زود باش. بهم درس بده.

1075
00:47:09,375 --> 00:47:11,125
‫چه کار کوچیکی

1076
00:47:11,250 --> 00:47:13,541
‫رو حاضری به یکی مثل من بدی؟

1077
00:47:13,625 --> 00:47:15,750
‫مثلاً رایگان کار کنم؟

1078
00:47:15,791 --> 00:47:17,625
‫یا مثلاً برم توی یه دفتر دادستانی مزخرف و

1079
00:47:17,625 --> 00:47:19,125
‫پرونده‌های تخلیه و خلع ید رو کار کنم

1080
00:47:19,250 --> 00:47:20,500
‫این راضیت می‌کنه؟

1081
00:47:20,625 --> 00:47:22,291
‫- اینطوری خوشحال‌تر میشی؟
‫- یه لحظه وایسا

1082
00:47:22,291 --> 00:47:25,000
‫وایسا. الان که توی دادگاه نیستیم.

1083
00:47:25,041 --> 00:47:28,166
‫تو گفتی می‌خوای بهم درس بدی،
‫پس زود باش، بهم درس بده.

1084
00:47:28,250 --> 00:47:31,791
‫نمی‌دونم چقدر ازم اطلاعات داری،
‫ولی من پسر یه کشاورز رعیت بودم.

1085
00:47:31,875 --> 00:47:34,375
‫هشت سالم بود که

1086
00:47:34,416 --> 00:47:37,125
‫وسط مزارع نیشکر بودم

1087
00:47:37,166 --> 00:47:38,791
‫کار می‌کردم. من.

1088
00:47:38,875 --> 00:47:41,250
‫ولی الان...

1089
00:47:41,291 --> 00:47:44,000
‫کلی عمارت دارم

1090
00:47:44,125 --> 00:47:46,250
‫ماشین رولز رویس و بنتلی دارم.

1091
00:47:46,375 --> 00:47:47,958
‫هواپیمای خصوصی خودم رو دارم

1092
00:47:48,000 --> 00:47:49,625
‫انگار جفت‌مون...

1093
00:47:49,750 --> 00:47:53,625
‫داریم تجلی خودمون رو از
‫رویای آمریکایی زندگی می‌کنیم

1094
00:47:53,666 --> 00:47:56,000
‫که قرمز و سفید و آبیش کمتره...
‫[پرچم آمریکا]

1095
00:47:56,041 --> 00:47:58,625
‫و بیشتر...

1096
00:47:58,666 --> 00:48:01,041
‫به قهوه‌ای و تیره نزدیک‌تره.

1097
00:48:06,125 --> 00:48:08,750
‫هر چند، معتقدم که...

1098
00:48:08,791 --> 00:48:11,583
‫رویای آمریکایی سیاه کمی
‫با رویای آمریکایی سفید فرق داره.

1099
00:48:11,625 --> 00:48:12,750
‫این هم مثال بارزش

1100
00:48:14,500 --> 00:48:16,125
‫محاکمۀ او.جی سیمپسون؟

1101
00:48:16,166 --> 00:48:17,583
‫میگن «محاکمۀ قرن» بوده

1102
00:48:17,625 --> 00:48:19,000
‫مسخره‌بازیـه

1103
00:48:19,125 --> 00:48:20,166
‫می‌خوای این بحث رو پیش بکشی؟

1104
00:48:20,250 --> 00:48:22,125
‫نه، از لحاظ اخلاقی زیر سوالـه

1105
00:48:22,166 --> 00:48:23,625
‫نظر تو چیه؟

1106
00:48:23,666 --> 00:48:26,375
‫بی‌گناهـه؟ یا گناهکاره؟

1107
00:48:26,416 --> 00:48:28,250
‫مهم نیست

1108
00:48:28,375 --> 00:48:30,916
‫چون اونی که الان داره
‫محاکمه میشه او.جی نیست

1109
00:48:31,000 --> 00:48:33,125
‫عدالتی که توسط سفید‌پوست‌ها محقق میشه،

1110
00:48:33,166 --> 00:48:35,000
‫اینـه که داره محاکمه میشه

1111
00:48:35,041 --> 00:48:37,250
‫متوجهم

1112
00:48:37,291 --> 00:48:38,916
‫اگه رو سرت اسلحه گرفته باشم
‫که جواب بدی چی؟

1113
00:48:39,000 --> 00:48:40,416
‫- اسلحه روی سرم؟
‫- اسلحه روی سرت

1114
00:48:40,416 --> 00:48:41,666
‫- نمی‌دونم
‫- اسلحه روی سرتـه

1115
00:48:41,666 --> 00:48:43,666
‫- خانم داونز، اسلحه روی سرتـه
‫- بیخیال، می‌خواد روم اسلحه بکشه

1116
00:48:43,666 --> 00:48:45,041
‫- کسی شنید؟
‫- اسلحه جلوی صورتتـه

1117
00:48:45,041 --> 00:48:46,750
‫صد سال سیاه

1118
00:48:46,791 --> 00:48:48,708
‫فرصت وکیل اصلی ِتیم وکلای مدافع شدن

1119
00:48:48,750 --> 00:48:51,125
‫یا فرصت دادستان اصلی شدن؟

1120
00:48:51,166 --> 00:48:53,125
‫کدومش رو انتخاب می‌کنی؟

1121
00:48:53,250 --> 00:48:55,125
‫سوال سختیـه

1122
00:48:55,250 --> 00:48:57,208
‫- آره می‌دونم. سختـه.
‫- وکیل مدافع

1123
00:48:58,625 --> 00:49:00,125
‫گناهکاره

1124
00:49:00,166 --> 00:49:03,375
‫تابحال وکیل کسی نشده بودم
‫که می‌دونستم گناهکاره

1125
00:49:03,500 --> 00:49:05,375
‫می‌دونی چی میگن:

1126
00:49:05,500 --> 00:49:07,500
‫یه وکیل باید حداقل یه بار این رو امتحان کنه

1127
00:49:07,541 --> 00:49:09,000
‫این حرف‌ها رو یادتون باشه:

1128
00:49:09,125 --> 00:49:10,875
‫اگه اتهامات قانع‌کننده نیستن

1129
00:49:11,000 --> 00:49:12,500
‫باید تبرئه‌ش کنید.

1130
00:49:14,791 --> 00:49:15,916
‫ولی من میگم دادستان

1131
00:49:16,000 --> 00:49:17,250
‫جدی؟

1132
00:49:17,291 --> 00:49:19,375
‫مدام این رویا رو می‌بینم

1133
00:49:19,416 --> 00:49:21,666
‫که توی یه پرونده‌ای...

1134
00:49:21,750 --> 00:49:25,125
‫جلوی اون «جانی کاکرین» بدجنس،
‫نمایندۀ دولتم.

1135
00:49:25,166 --> 00:49:27,333
‫اون و همۀ کت‌شلواری‌های شیک‌ و پیک...

1136
00:49:27,375 --> 00:49:29,541
‫خیلی‌خب. این خواب چطور تموم میشه؟

1137
00:49:29,625 --> 00:49:31,625
‫شکستش میدم

1138
00:49:32,625 --> 00:49:34,750
‫به بدترین شکل ممکن شکستش میدم

1139
00:49:37,833 --> 00:49:39,500
‫« 12 سپتامبر 1995 »

1140
00:49:39,500 --> 00:49:41,875
‫صبح بخیر، اهالی جکسون میسیسیپی

1141
00:49:41,958 --> 00:49:44,333
‫هوا 22 درجه‌ست و تا 25 درجه گرم میشه

1142
00:49:44,458 --> 00:49:47,458
‫تا چند روز آینده بارش باران پیش‌بینی نمیشه

1143
00:49:51,458 --> 00:49:54,458
‫اجازه بدید با این جمله شروع کنم که

1144
00:49:54,541 --> 00:49:56,166
‫این پرونده‌ای که قراره بشنوید...

1145
00:49:56,291 --> 00:49:58,291
‫پرونده‌ایـه که...

1146
00:50:09,666 --> 00:50:13,083
‫اعضای هیئت منصفه... این دادگاه

1147
00:50:13,166 --> 00:50:17,041
‫با قدیمی‌ترین گناه شناخته شده
‫برای انسان طرفـه

1148
00:50:17,083 --> 00:50:18,250
‫زیادی داری اغراق می‌کنی، گری

1149
00:50:18,291 --> 00:50:19,708
‫اغراق... زیادی اغراق می‌کنی.

1150
00:50:22,166 --> 00:50:24,791
‫قضیه اصلاً شخصی نبود،
‫مسأله کاری بود.

1151
00:50:24,833 --> 00:50:26,208
‫و اونا...

1152
00:50:41,500 --> 00:50:43,000
‫هی، هی، هی. صبر کنید. صبر کنید

1153
00:50:43,125 --> 00:50:45,125
‫- چی شده؟
‫- نباید با هم از بین نرده‌ها رد شیم

1154
00:50:45,250 --> 00:50:46,291
‫نمیشه با هم رد شیم. بیخیال

1155
00:50:46,291 --> 00:50:48,583
‫- نه نمیشه با هم رد شیم
‫- برات چیز تازه‌ایـه؟

1156
00:50:48,625 --> 00:50:49,666
‫جمع شید

1157
00:50:49,750 --> 00:50:51,125
‫بد شانسی میاره. بریم

1158
00:50:51,166 --> 00:50:52,625
‫یالا

1159
00:50:59,625 --> 00:51:02,375
‫همه برخیزید، همه برخیزید

1160
00:51:02,416 --> 00:51:05,125
‫دادگاه، پس از تعویق به عمل آماده،
‫ در حال برگزاری است

1161
00:51:05,166 --> 00:51:07,125
گوش بدهید، گوش بدهید

1162
00:51:07,166 --> 00:51:09,541
‫تمام افرادی که با این
‫دادگاه محترم کاری دارند، نزدیک شوید

1163
00:51:09,541 --> 00:51:11,250
‫قاضی محترم جیمز ای گریوز،
« نشان بزرگ ایالت میسیسیپی‌ »

1164
00:51:11,250 --> 00:51:13,375
قاضی دادگاه استیناف حوزۀ قضایی یکم

1165
00:51:13,458 --> 00:51:15,708
شهرستان هیندز، میسیسیپی، رئیس دادگاه هستن

1166
00:51:17,333 --> 00:51:19,833
‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه...

1167
00:51:20,875 --> 00:51:22,208
‫حالتون چطوره؟

1168
00:51:23,333 --> 00:51:24,708
‫از حضورتون متشکرم

1169
00:51:24,750 --> 00:51:28,208
‫این پرونده مربوط به قدیمی‌ترین
‫ گناه شناخته شده برای انسانـه

1170
00:51:28,250 --> 00:51:29,375
‫قراردادها

1171
00:51:29,458 --> 00:51:30,958
‫صاف و ساده

1172
00:51:31,000 --> 00:51:33,458
‫و آقای گری قصد داره تصور کنید که

1173
00:51:33,500 --> 00:51:35,250
‫این پرونده در مورد...

1174
00:51:35,333 --> 00:51:36,625
‫- طمعـه
‫- و خب با این‌ که

1175
00:51:36,625 --> 00:51:40,625
‫جالب و مقداری نمایشی به نظر می‌رسه...

1176
00:51:40,708 --> 00:51:42,916
‫می‌دونیم که این معامله از قبل توسط لوون و

1177
00:51:42,958 --> 00:51:44,333
‫و هیئت مدیره‌اش تأیید شده بود

1178
00:51:44,375 --> 00:51:47,458
‫اون‌ها تک تک جنبه‌ها رو ساختند،
‫مشخص کردن و

1179
00:51:47,583 --> 00:51:49,000
‫ به صورت مکتوب درج کردند

1180
00:51:49,250 --> 00:51:50,333
‫این اسمش قرارداده

1181
00:51:50,375 --> 00:51:52,500
‫چطور می‌تونه این قرارداد،

1182
00:51:52,583 --> 00:51:53,833
‫قراردادی میان دو طرف باشه

1183
00:51:53,958 --> 00:51:56,250
‫اگر یکی از طرفین قرارداد را امضا نکرده باشه؟

1184
00:51:56,333 --> 00:51:58,333
‫آره اینا دروغ میگن

1185
00:52:00,833 --> 00:52:02,458
‫خلاصش همین میشه

1186
00:52:02,500 --> 00:52:06,333
‫پس چرا آقای اوکیف این همه هراس،

1187
00:52:06,458 --> 00:52:08,500
‫این همه پافشاری،

1188
00:52:08,583 --> 00:52:10,333
‫این همه درماندگی داشته

1189
00:52:10,458 --> 00:52:12,333
‫که این معامله انجام بشه؟

1190
00:52:12,375 --> 00:52:13,875
‫چرا؟

1191
00:52:13,958 --> 00:52:17,208
‫خوب، چون تمام چیز‌های زندگی ایشون

1192
00:52:17,250 --> 00:52:18,833
‫ به این معامله بستگی داشت

1193
00:52:18,958 --> 00:52:20,375
‫تمام‌شون

1194
00:52:20,458 --> 00:52:22,208
‫برای شرکت لوون، اینجوری نبوده

1195
00:52:22,250 --> 00:52:24,750
‫اونا یک هدف تو سرشون بود

1196
00:52:25,958 --> 00:52:27,583
‫که معطلش کنن

1197
00:52:28,708 --> 00:52:30,208
‫که معطلش کنن

1198
00:52:31,708 --> 00:52:32,833
‫موضوع شخصی نبود

1199
00:52:32,875 --> 00:52:34,583
‫ایشون فقط صبرش تموم شد

1200
00:52:46,208 --> 00:52:49,750
‫در واقع، چیزی به عنوان

1201
00:52:49,833 --> 00:52:53,500
‫نقض قرارداد پیشبینی شده وجود داره

1202
00:52:53,583 --> 00:52:55,250
‫و این برای زمانیـه که، اگرچه

1203
00:52:55,333 --> 00:52:58,958
‫نقض اصلی هنوز رخ نداده،

1204
00:52:59,083 --> 00:53:01,250
‫یکی از طرفین درگیر قرارداد،

1205
00:53:01,333 --> 00:53:06,208
‫که تا کنون به عنوان «طرفی که
‫ قصد نقض داره» شناخته میشد

1206
00:53:06,250 --> 00:53:08,458
‫تعهدات خودش رو که در مفاد توافقنامه

1207
00:53:08,500 --> 00:53:11,875
‫تعیین شده، انجام نمیده

1208
00:53:11,958 --> 00:53:15,958
‫وقتی چنین موقعیتی پیش میاد

1209
00:53:16,083 --> 00:53:19,375
‫به نظر من...

1210
00:53:19,458 --> 00:53:23,958
یکی از عوامل اختلاف

1211
00:53:24,083 --> 00:53:25,833
در این قرارداده.

1212
00:53:25,833 --> 00:53:27,125
‫- بیدار شو ببینم مرتیکه!
‫- هوی!

1213
00:53:27,125 --> 00:53:28,166
‫- اوه
‫- خدایا

1214
00:53:28,166 --> 00:53:29,250
‫بیدار شید!

1215
00:53:29,291 --> 00:53:31,333
‫داریم چی‌کار می‌کنیم؟
‫هرروز غرق این کتا‌ب‌هاییم و

1216
00:53:31,333 --> 00:53:32,875
‫ دربارۀ قراردادها صحبت می‌کنیم

1217
00:53:32,958 --> 00:53:34,208
که چی؟

1218
00:53:34,333 --> 00:53:36,750
‫انگار داریم براشون لالایی می‌گیم

1219
00:53:36,833 --> 00:53:39,375
‫ارتباط و برتری‌مون رو از دست دادیم

1220
00:53:39,458 --> 00:53:41,583
‫و از شما هم چی گیرم میاد؟ هیچی

1221
00:53:44,000 --> 00:53:45,708
‫من باید تصمیم بگیرم

1222
00:53:46,666 --> 00:53:48,083
‫می‌خوام جری رو به عنوان شاهد ببرم

1223
00:53:49,583 --> 00:53:51,458
‫- نه نه نه
‫- نمی‌تونی این کار رو بکنی

1224
00:53:51,500 --> 00:53:53,125
‫هفتۀ بعد می‌بریمش بالا

1225
00:53:53,125 --> 00:53:54,875
‫گوشاتون نمی‌شنوه؟ من می‌برمش

1226
00:53:54,875 --> 00:53:56,916
‫باید اوضاع رو عوض کنیم.
‫و تازه شاهد خوبی هم هست.

1227
00:53:56,958 --> 00:54:00,083
‫خودت گفتی. شاهد خوبیـه.
‫درست کاره. اون‌...اون...

1228
00:54:00,125 --> 00:54:01,625
‫مرد خانواده‌ست

1229
00:54:01,708 --> 00:54:03,125
‫قهرمان جنگـه

1230
00:54:03,208 --> 00:54:04,583
‫جنگِ حقوق مدنی

1231
00:54:04,583 --> 00:54:06,166
با ‫کارهایی که برای افراد سیاه‌پوست کرده

1232
00:54:06,166 --> 00:54:07,750
‫ جلوی هیئت منصفه بذاریمش،
 ‫جذب‌شون می‌کنه.

1233
00:54:07,791 --> 00:54:09,666
‫خیلی زوده واسه این‌که
‫ جری رو بفرستیم به جایگاه

1234
00:54:09,708 --> 00:54:11,916
‫برای این مرحله از محاکمه زوده.
‫هنوز اطلاعات کافی نداریم.

1235
00:54:11,958 --> 00:54:13,375
‫برای من هیچوقت زود نیست، مایک

1236
00:54:13,375 --> 00:54:14,875
‫- برای من هیچوقت زود نیست
‫- ویلی

1237
00:54:14,875 --> 00:54:16,333
‫ما هنوز چیزی در مورد میم نمی‌دونیم

1238
00:54:16,375 --> 00:54:18,708
‫ما فقط مصاحبه کردنش از کیو دیدیم؟
‫ یه شاهد فنی؟

1239
00:54:18,833 --> 00:54:21,083
‫ما چیزی در مورد شیوۀ واقعی
‫روبروسازیش نمی‌دونیم

1240
00:54:21,125 --> 00:54:23,250
‫یا حتی این‌که چقدر خطرناکـه

1241
00:54:23,291 --> 00:54:25,541
‫شما هیچ چیزی رو
‫نمی‌تونید تشخیص بدید

1242
00:54:25,583 --> 00:54:27,958
‫دیگه تصمیمم رو گرفتم

1243
00:54:28,000 --> 00:54:30,500
‫یا می‌تونید همراه شید یا
می‌تونید گمشید برید

1244
00:54:33,750 --> 00:54:35,416
‫بیا در مورد بعضی از ارزش‌هات صحبت کنیم

1245
00:54:35,458 --> 00:54:38,833
‫چون، اگر اشتباه نکنم جری،
‫هشت بار مدال جنگی گرفتی

1246
00:54:38,875 --> 00:54:40,833
‫مدال نیروی هوایی گرفتی.
‫ مدال نیروی دریایی گرفتی.

1247
00:54:40,958 --> 00:54:44,125
‫شما صلیب پرواز ممتاز گرفتی

1248
00:54:44,208 --> 00:54:47,833
‫و همۀ اینا رو به خاطر فداکاری
‫ برای کشورت انجام دادی

1249
00:54:47,875 --> 00:54:50,583
‫خب، به نظرم جنگ چیزی نیست که
‫بشه براش جشن گرفت

1250
00:54:50,625 --> 00:54:53,833
‫ولی من با افتخار به کشورم خدمت کردم

1251
00:54:53,875 --> 00:54:55,583
‫هوم، از خدمتت به کشور ممنونیم

1252
00:54:57,000 --> 00:54:59,250
‫اما شما به همینجا بسنده نکردی.
‫برگشتی به شهرستانت،

1253
00:54:59,333 --> 00:55:00,583
‫شغل خانوادگی رو دست گرفتی و

1254
00:55:00,583 --> 00:55:02,583
‫بعدش کاری کردی که من بهش میگم

1255
00:55:02,625 --> 00:55:04,541
‫از چاله در اومدن و افتادن توی چاه

1256
00:55:04,583 --> 00:55:06,125
‫می‌خواستی بری تو سیاست،‌ نه؟

1257
00:55:06,166 --> 00:55:08,458
‫برای انتخابات شهردار شهرت
‫ یعنی بیلاکسی نامزد شدی

1258
00:55:08,500 --> 00:55:10,583
‫من دو بار کاندید شدم و دو دوره شهردار بودم

1259
00:55:10,625 --> 00:55:14,583
‫از سال 1974 تا 1982

1260
00:55:14,625 --> 00:55:16,375
‫و متوجه شدم که در یکی از اون دو دوره

1261
00:55:16,458 --> 00:55:19,958
‫یک دسته از افراد خیلی مهربون اومدن ببیننت

1262
00:55:21,208 --> 00:55:22,375
‫کو کلاکس کلن

1263
00:55:22,458 --> 00:55:23,958
‫اعتراض دارم جناب قاضی

1264
00:55:24,083 --> 00:55:26,375
‫ارتباط این پرسش‌ها چیه؟

1265
00:55:26,375 --> 00:55:29,458
‫- وارد نیست، خانم داونز
‫- پروندۀ ما در مورد قرارداده، جناب قاضی

1266
00:55:30,000 --> 00:55:32,000
‫می‌تونید به سؤال جواب بدید

1267
00:55:33,208 --> 00:55:36,416
‫بهشون اجازه تظاهرات در بیلاکسی رو ندادم

1268
00:55:36,458 --> 00:55:40,500
‫شما به کو کلاکس کلن،

1269
00:55:40,583 --> 00:55:43,583
‫در بیلاکسی، میسیسیپی گفتید «نه»

1270
00:55:43,625 --> 00:55:46,250
‫خب خلبانی هواپیماهای جنگی یک چیزه،

1271
00:55:46,333 --> 00:55:49,458
‫ولی «نه» گفتن به کِلن تو اون زمان،
‫یه نوع دیگه‌ای از شجاعتـه

1272
00:55:51,708 --> 00:55:54,250
‫جری من فرصت شناختن تو،

1273
00:55:54,333 --> 00:55:55,958
‫تو و خانوادت رو داشتم

1274
00:55:56,000 --> 00:55:58,833
‫ولی این افراد درست‌کار نمی‌شناسنت

1275
00:55:58,958 --> 00:56:02,208
‫فقط می خواهم ازت بپرسم
‫ارزش‌هات چی هستن؟

1276
00:56:02,250 --> 00:56:05,333
‫چی برات مهمـه؟

1277
00:56:05,458 --> 00:56:07,833
‫جناب اوکیف

1278
00:56:07,958 --> 00:56:10,750
‫روز بخیر، حالتون چطوره؟

1279
00:56:10,833 --> 00:56:12,583
‫خوبم، ممنون

1280
00:56:12,708 --> 00:56:14,583
‫خوبید؟ خوبه

1281
00:56:29,083 --> 00:56:30,083
‫اوه...

1282
00:56:30,208 --> 00:56:33,833
‫به شهادتی که دادید گوش می‌دادم

1283
00:56:33,958 --> 00:56:37,375
‫فکر می کنم منصفانه‌ست که بگیم
‫جوهرۀ اصلی شهادت‌تون

1284
00:56:37,458 --> 00:56:40,208
‫روی شخصیت تمرکز داشت. موافقید؟

1285
00:56:40,333 --> 00:56:42,333
‫بله. موافـ...موافقم

1286
00:56:43,708 --> 00:56:45,833
‫نشنیدم. میشه بلندتر حرف بزنید؟

1287
00:56:45,875 --> 00:56:47,958
‫گفتم بله خانم، موافقم

1288
00:56:48,000 --> 00:56:49,583
‫باشه، شخصیت

1289
00:56:49,625 --> 00:56:52,083
‫بیاید در مورد شخصیت صحبت کنیم

1290
00:56:52,125 --> 00:56:54,583
‫اشارۀ کلی اینـه که، در حالی

1291
00:56:54,708 --> 00:56:56,875
‫که شما مرد شرافتمندی هستید و

1292
00:56:56,958 --> 00:56:59,583
‫ اصول اخلاقی مستحکمی دارید،

1293
00:56:59,708 --> 00:57:02,958
‫به گفته شما، موکل من این طور نیست

1294
00:57:04,125 --> 00:57:07,583
‫من فکر می کنم آقای لوون و من
‫رویکردهای بسیار متفاوتی نسبت به...

1295
00:57:07,708 --> 00:57:09,708
‫نحوه برخورد با افراد در تجارت داریم

1296
00:57:09,833 --> 00:57:11,958
‫آها. «در تجارت»

1297
00:57:12,000 --> 00:57:14,333
‫آره. درسته، خیلی‌خب

1298
00:57:14,375 --> 00:57:16,708
‫چیزی که درموردش کنجکاوم اینـه...

1299
00:57:16,833 --> 00:57:21,458
‫چی شد که مجبور شدید بنگاه‌های کفن و دفن رو
‫ به آقای لوون بفروشید؟

1300
00:57:21,500 --> 00:57:24,208
‫خب من یه مقدار با مشکل مالی مواجه شده بودم

1301
00:57:24,250 --> 00:57:26,500
‫چه نوع مشکل مالی‌ای؟

1302
00:57:29,583 --> 00:57:31,333
‫ها؟

1303
00:57:31,458 --> 00:57:34,208
‫چون من تقریباً مطمئنم که

1304
00:57:34,250 --> 00:57:38,708
‫دلیل واقعی این‌که تو اون زمان
‫خیلی نیاز به فروش داشتید این بود که

1305
00:57:38,750 --> 00:57:41,833
‫کمیسیون بیمه ایالت میسیسیپی

1306
00:57:41,875 --> 00:57:43,708
‫قصد لغو مجوزتون رو داشت

1307
00:57:43,833 --> 00:57:44,958
‫درستـه؟

1308
00:57:45,000 --> 00:57:47,125
‫در واقع، مجوزتون برای فروش بیمه در

1309
00:57:47,208 --> 00:57:50,208
‫ ایالت میسیسیپی، در حال حاضر

1310
00:57:50,250 --> 00:57:52,708
‫در حالت تعلیقـه

1311
00:57:52,750 --> 00:57:54,458
‫می‌تونیم قبول کنیم که این جمله درستـه؟

1312
00:57:54,458 --> 00:57:56,083
‫- آقای اوکیف؟
‫- نه نمی‌تونیم

1313
00:57:56,125 --> 00:57:58,833
‫چون خیلی پیچیده‌تر از این حرفاست

1314
00:57:58,958 --> 00:58:00,708
‫توجیهم کنید. چطور پیچیده‌تره؟

1315
00:58:00,750 --> 00:58:02,625
‫آیا مجوزتون تعلیق شده بود؟

1316
00:58:02,708 --> 00:58:04,250
‫- یا نشده بود؟
‫- اعتراض دارم جناب قاضی

1317
00:58:04,250 --> 00:58:06,625
‫- برای این‌که ایشون عصبانیـه
‫- وارد نیست

1318
00:58:06,666 --> 00:58:08,750
‫- سؤال بله یا خیر پرسیدم
‫- ما از قبل می‌دونستیم

1319
00:58:08,750 --> 00:58:10,625
‫- که ایشون مشکل مالی داشته
‫- قاضی گفت «وارد نیست»

1320
00:58:10,666 --> 00:58:11,708
‫وارد نیست

1321
00:58:11,750 --> 00:58:13,958
‫خب، حقیقت واقعی اینـه که

1322
00:58:14,083 --> 00:58:16,750
‫شما مجوزتون رو از دست دادید

1323
00:58:16,833 --> 00:58:21,375
‫چون وارد یه سری معاملات مشکوک در مورد
‫صندوق پس‌انداز و وام شده بودید

1324
00:58:21,458 --> 00:58:24,458
‫با مردی که اگر اشتباه نکنم

1325
00:58:24,583 --> 00:58:27,208
‫در حال حاضر در زندان است

1326
00:58:27,250 --> 00:58:29,000
‫- جناب قاضی اعتراض دارم
‫-میشه یه چیزی بپرسم؟

1327
00:58:29,041 --> 00:58:30,208
‫این موضوع محاکمۀ امروز نیست

1328
00:58:30,208 --> 00:58:31,500
‫- وارد نیست
‫- پولی که برای انجام

1329
00:58:31,500 --> 00:58:33,833
‫این معامله استفاده کردید،
‫اون پول مال شما بوده؟

1330
00:58:33,875 --> 00:58:35,708
‫من مسئول اون پول بودم

1331
00:58:35,750 --> 00:58:37,500
‫شما از پول بقیه استفاده کردین

1332
00:58:37,583 --> 00:58:40,375
‫در واقع، شما از پول مشتریان‌تون
‫ استفاده کردین که

1333
00:58:40,458 --> 00:58:44,250
‫ «معاملۀ تجاری‌» ذکرشده‌تون‫ رو با مجرمی که

1334
00:58:44,333 --> 00:58:46,708
الآن محکوم شده ‫انجام بدید

1335
00:58:46,750 --> 00:58:48,083
‫- درست میگم؟
‫- اعتراض دارم جناب قاضی

1336
00:58:48,125 --> 00:58:49,250
‫درست میگم آقای اوکیف؟

1337
00:58:49,500 --> 00:58:50,916
‫- این ربطی به این پرونده نداره
‫- وارد نیست

1338
00:58:50,958 --> 00:58:52,916
‫- درست میگم آقای اوکیف؟
‫- من این مسائل رو اصلاً

1339
00:58:52,916 --> 00:58:54,291
‫- اینطوری توصیف نمی‌کنم
‫- خب یعنی ممکنه که

1340
00:58:54,333 --> 00:58:55,833
‫کل این پرونده

1341
00:58:55,875 --> 00:58:57,125
‫از حسادت ناشی شده باشه؟

1342
00:58:57,166 --> 00:58:59,041
‫اعتراض دارم جناب قاضی.
‫الآن بحثمون شده احساسات؟

1343
00:58:59,041 --> 00:59:00,000
‫- حسادت؟
‫- منظورم اینه که

1344
00:59:00,000 --> 00:59:01,291
‫- آقای اوکیف...
‫- وارد نیست

1345
00:59:01,333 --> 00:59:03,583
‫شما خودتون گفتید که شما و آقای لوون

1346
00:59:03,625 --> 00:59:05,125
‫روش‌های بسیار متفاوتی برای تجارت دارید

1347
00:59:05,125 --> 00:59:07,666
‫و این جمله ممکنه درست‌ترین جمله‌ای باشه که
‫تو کل روز گفتید

1348
00:59:07,708 --> 00:59:09,333
‫چون مثل شما

1349
00:59:09,375 --> 00:59:12,458
‫آقای لوون هم تجارتی از پدرش به ارث برده

1350
00:59:12,583 --> 00:59:14,625
‫با این‌حال، بر خلاف شما، ایشون موفق شد که

1351
00:59:14,708 --> 00:59:17,833
‫این تجارت رو به یک امپراطوری
‫چند میلیون دلاری تبدیل کنه

1352
00:59:17,958 --> 00:59:21,250
‫ولی در این حین، میراث پدر شما چی شده؟

1353
00:59:35,083 --> 00:59:36,500
‫جری! صبر کن!

1354
00:59:36,583 --> 00:59:38,083
‫جری! صبر کن دیگه

1355
00:59:38,125 --> 00:59:39,250
‫جری

1356
00:59:39,333 --> 00:59:40,958
‫این چه کوفتی بود دیگه؟

1357
00:59:41,000 --> 00:59:42,208
‫چی داری میگی؟

1358
00:59:42,333 --> 00:59:44,625
‫نمی‌فـ...نمی‌فهمم. الآن از من عصبانی‌ای؟

1359
00:59:44,708 --> 00:59:45,875
‫از تو عصبانیم؟

1360
00:59:45,916 --> 00:59:47,541
‫قرار بود وقتی اون بالام ازم محافظت کنی

1361
00:59:47,541 --> 00:59:48,583
‫قرار بود مطمئن شی که

1362
00:59:48,625 --> 00:59:50,625
‫توی روبروسازی و اون چرت و پرت‌ها
‫چیزی تهدیدم نکنه

1363
00:59:50,625 --> 00:59:52,833
‫تقصیر من نیست. نمی‌دونستم که
‫می‌خواد اینا رو ازت بپرسه

1364
00:59:52,833 --> 00:59:54,208
‫وظیفتـه که بدونی چی قراره بپرسی

1365
00:59:54,208 --> 00:59:55,375
‫بهم این چیز‌ها رو نگفته بودی

1366
00:59:55,375 --> 00:59:57,916
‫ دربارۀ پس انداز و وام بهم گفتی،
‫ دربارۀ پول بهم گفتی،

1367
00:59:57,958 --> 00:59:59,583
‫ولی چیزی دربارۀ زندان رفتنش نگفته بودی

1368
00:59:59,583 --> 01:00:00,833
‫اون موقع که باهاش معامله کردم

1369
01:00:00,958 --> 01:00:02,333
‫مجرم نبود

1370
01:00:02,375 --> 01:00:03,708
‫کلی دلیل بود برای این‌که فکر کنم

1371
01:00:03,750 --> 01:00:04,875
‫- معاملۀ خوب و قرصیـه
‫- می‌فهمم

1372
01:00:04,916 --> 01:00:07,083
‫ولی نمی‌تونم ذهنت رو بخونم که.
‫تقصیر من نیست

1373
01:00:07,208 --> 01:00:10,000
‫معلومه که تقصیر توئـه.
‫از اولین روزی که استخدامت کردم،

1374
01:00:10,083 --> 01:00:11,708
‫سعی داشتی این پرونده رو

1375
01:00:11,750 --> 01:00:13,875
‫تبدیل به سیرک شخصی خودت کنی

1376
01:00:13,958 --> 01:00:16,000
‫من هرکاری می‌تونستم کردم که
‫از مخمصه درت بیارم

1377
01:00:16,041 --> 01:00:18,000
‫من هرچی داشتم و نداشتم رو
‫ گذاشتم پای این معامله و

1378
01:00:18,041 --> 01:00:19,583
‫- هنوز داری وقت تلف می‌کنی
‫- متوجهم. نمی‌کنم

1379
01:00:19,583 --> 01:00:21,041
‫گوش کن حرفت منصفانه نبود.
‫منصفانه نبود جری

1380
01:00:21,083 --> 01:00:22,208
‫تو هیچیت در خطر نیست ویلی

1381
01:00:22,208 --> 01:00:24,458
‫وقتی این پرونده تموم شه،
 چه با پیروزی، چه شکست چه مساوی

1382
01:00:24,458 --> 01:00:26,458
‫سوار هواپیمات میشی و میری

1383
01:00:26,458 --> 01:00:28,666
‫من قراره اینجا باشم.
‫من خیلی چیز‌هام در معرض خطره.

1384
01:00:28,666 --> 01:00:29,916
‫من زندگیم در معرض خطره

1385
01:00:29,958 --> 01:00:31,208
‫و حتی نمی‌دونم چقدر ازش مونده

1386
01:00:31,208 --> 01:00:32,625
‫می‌دونم جری

1387
01:00:34,875 --> 01:00:36,333
‫تصمیمم رو گرفتم

1388
01:00:36,375 --> 01:00:38,708
‫تصمیمِ چی جری؟

1389
01:00:38,750 --> 01:00:41,250
می‌خوام مسئولیت وکیل اصلی رو ازت بگیرم

1390
01:00:45,208 --> 01:00:46,958
که به مایک بدی؟

1391
01:00:47,000 --> 01:00:48,750
‫این‌کار رو می‌خوای بکنی؟ آره؟

1392
01:00:48,833 --> 01:00:50,208
‫همین الآن دارم بهت میگم جری

1393
01:00:50,333 --> 01:00:52,250
‫اشتباه بزرگیـه

1394
01:01:16,458 --> 01:01:17,958
‫هی

1395
01:01:18,083 --> 01:01:19,458
‫هی عزیزم

1396
01:01:20,708 --> 01:01:22,833
‫چیکار می‌کنی؟

1397
01:01:22,875 --> 01:01:25,458
‫یکم دارم مطالعه می‌کنم

1398
01:01:25,500 --> 01:01:27,250
‫صدات یکم ناراحتـه عزیزم

1399
01:01:27,333 --> 01:01:29,083
‫همه‌چی خوبـه؟

1400
01:01:29,208 --> 01:01:31,458
‫نه، من، ام، خوبم، خوبم، آم...

1401
01:01:31,583 --> 01:01:32,833
‫- باشه
‫- نه. نه

1402
01:01:32,958 --> 01:01:34,708
‫- خب...
‫- نه، من. آم...

1403
01:01:38,458 --> 01:01:40,000
‫- جایگزین شدم
‫- چی؟

1404
01:01:40,083 --> 01:01:41,250
‫گفتم جایگزین شدم

1405
01:01:41,333 --> 01:01:43,333
‫- جایگزینم کردن

1406
01:01:43,375 --> 01:01:44,708
‫چی؟

1407
01:01:44,833 --> 01:01:47,583
‫- آره جری...
‫- جایگزینت کرد؟

1408
01:01:47,708 --> 01:01:50,458
‫عزیزم یعنی چی؟

1409
01:01:50,500 --> 01:01:53,500
‫یعنی می‌خوان که

1410
01:01:53,583 --> 01:01:56,500
‫یه نفر دیگه وکیل اصلی باشه، پس...

1411
01:01:58,083 --> 01:01:59,833
‫منو جایگزین کردن

1412
01:02:02,375 --> 01:02:04,083
‫- اوه...
‫- عزیزم جدی میگی؟

1413
01:02:05,125 --> 01:02:06,500
‫ولی صبر کن من نمی‌فهمم.

1414
01:02:06,583 --> 01:02:08,583
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

1415
01:02:08,625 --> 01:02:10,750
‫چرا؟

1416
01:02:10,833 --> 01:02:12,208
‫من، اوه...

1417
01:02:12,333 --> 01:02:14,750
‫گند زدم. گند زدم

1418
01:02:14,833 --> 01:02:16,250
‫گند زدم

1419
01:02:17,458 --> 01:02:19,208
‫گند زدم، من...

1420
01:02:20,833 --> 01:02:23,958
‫جری رو به جایگاه فرستادم و
‫به اندازه کافی آماده‌اش نکرده بودم

1421
01:02:24,000 --> 01:02:26,458
‫و وقتی روبروسازی رو انجام دادن

1422
01:02:28,125 --> 01:02:29,583
‫نابودش کردن

1423
01:02:29,625 --> 01:02:32,333
‫اونا، ام... بد بود.

1424
01:02:34,208 --> 01:02:36,708
‫ناراحتم کرده. ناراحتم

1425
01:02:36,833 --> 01:02:39,875
‫دلیل این‌که ناراحتم اینه که...

1426
01:02:39,958 --> 01:02:42,500
‫دیدن اون حد از ناراحتی جری

1427
01:02:42,583 --> 01:02:45,083
‫منو هم ناراحت کرده‌،‌ پس من هم...

1428
01:02:46,333 --> 01:02:48,208
‫- می‌فهمم
‫- ناراحتم

1429
01:02:49,250 --> 01:02:51,958
‫به نظر‌ می‌رسه که واقعاً این مرد برات مهمـه

1430
01:02:54,083 --> 01:02:55,625
‫جری؟

1431
01:02:55,708 --> 01:02:57,458
‫- آره
‫- آره

1432
01:02:57,500 --> 01:02:59,958
‫آره من برام مهمـه. جری آدم خوبیـه

1433
01:03:35,833 --> 01:03:38,125
‫سلام، عذر می‌خوام

1434
01:03:38,208 --> 01:03:42,208
‫شما احیاناً خانم لورین مک‌گرث نیستید؟

1435
01:03:42,250 --> 01:03:43,958
‫خب...

1436
01:03:44,083 --> 01:03:45,458
‫خب، بله، ولی من...

1437
01:03:45,500 --> 01:03:48,250
‫ببخشید، قصد بی‌ادبی ندارم...

1438
01:03:48,333 --> 01:03:51,083
‫فقط اینکه یجورایی منتظر یه وکیل بودم

1439
01:03:52,708 --> 01:03:54,125
‫بله، من هم وکیل هستم

1440
01:03:54,208 --> 01:03:57,333
‫من همونی هستم که باهاش
‫​​تلفنی صحبت کردید، هال داکینز؟

1441
01:03:57,375 --> 01:03:58,458
‫اوه

1442
01:03:58,500 --> 01:04:00,375
‫خیلی متأسفم. اوه...

1443
01:04:00,458 --> 01:04:02,083
‫امیدوارم بهتون برنخورده باشه

1444
01:04:02,125 --> 01:04:05,333
‫فقط... اوه، خب،
‫ راستش خیلی جوون به نظر می‌رسید

1445
01:04:08,208 --> 01:04:10,083
‫- بفرمایید
‫- ممنون

1446
01:04:14,125 --> 01:04:18,083
‫من 13 سال تو یه
بنگاه کفن و دفن لوون کار کردم

1447
01:04:21,333 --> 01:04:23,083
‫فقط این‌که... تو تمام اون مدت

1448
01:04:23,125 --> 01:04:26,625
‫چیزهای زیادی در مورد

1449
01:04:26,708 --> 01:04:31,000
‫نحوۀ عملکرد شرکت دیدم

1450
01:04:31,083 --> 01:04:32,458
‫قبل از این‌که بیشتر صحبت کنیم

1451
01:04:32,583 --> 01:04:34,125
‫فقط باید ازتون بپرسم

1452
01:04:34,208 --> 01:04:36,708
‫که حاضرید شهادت بدید؟

1453
01:04:45,000 --> 01:04:46,833
‫سلام خانم مک‌گرث

1454
01:04:46,875 --> 01:04:49,208
‫امروز بعدازظهرتون چطوره

1455
01:04:49,333 --> 01:04:51,750
‫آم، خیلی خوب، ممنون

1456
01:04:51,833 --> 01:04:53,500
‫خوبـه. خیلی خوبـه

1457
01:04:54,833 --> 01:04:56,708
‫خانم مک‌گرث، میشه بهمون بگید که

1458
01:04:56,708 --> 01:04:58,458
‫چه مدت به عنوان کارمند در بنگاه کفن و دفنِ

1459
01:04:58,458 --> 01:05:01,500
‫دربین و پسران توی ساوت‌هیون،
‫ میسیسیپی کار کردید؟

1460
01:05:01,583 --> 01:05:03,583
‫آم، من قبل از استعفا، حدود 13 سال

1461
01:05:03,625 --> 01:05:05,958
‫ تو اون بنگاه کار کردم

1462
01:05:06,000 --> 01:05:07,333
‫هوم

1463
01:05:07,458 --> 01:05:11,458
‫توی این بازۀ زمانی
شاهد انتقال مالکیتی بودید؟

1464
01:05:11,500 --> 01:05:12,833
‫آم...

1465
01:05:14,583 --> 01:05:18,333
‫حدود دهۀ 90 بنگاه دوربین و پسران

1466
01:05:18,375 --> 01:05:21,000
‫توسط شرکت لوون خریداری شد

1467
01:05:21,083 --> 01:05:23,208
‫و در اون زمان من اونجا بودم

1468
01:05:24,333 --> 01:05:26,708
‫آیا زمانی که شرکت لوون مالک شرکت شد،

1469
01:05:26,833 --> 01:05:28,625
‫متوجه تغییری در

1470
01:05:28,708 --> 01:05:31,375
‫ نحوۀ مدیریت شرکت شدید؟

1471
01:05:31,458 --> 01:05:34,000
‫شاخص‌ترین تغییر این بود که

1472
01:05:34,083 --> 01:05:35,625
‫برای یک سری اقلام خاص

1473
01:05:35,708 --> 01:05:39,875
‫در مناطقی که رقابتی نداشتند،

1474
01:05:39,958 --> 01:05:43,500
‫سیاستی رو برای افزایش قیمت عملی کردن

1475
01:05:44,958 --> 01:05:47,958
‫که مشخص شد اکثراً مناطق فقیرنشین‌ بوده که

1476
01:05:48,083 --> 01:05:53,083
‫مقدار زیادی فقر وجود داشته

1477
01:05:53,208 --> 01:05:56,958
‫میشه مثالی از این قیمت‌گذاری انتخابی بزنید؟

1478
01:05:58,000 --> 01:06:02,333
‫یه تابوتی بود که بخصوص یادمـه

1479
01:06:02,375 --> 01:06:05,333
‫ام، تابوت مسی ویلبرت

1480
01:06:05,458 --> 01:06:10,833
‫قرار بود با قیمت 750 دلار به فروش برسه

1481
01:06:10,875 --> 01:06:14,083
‫که در بعضی مناطق مثل مدیسون،

1482
01:06:14,125 --> 01:06:15,958
‫همین شد

1483
01:06:16,083 --> 01:06:19,708
‫ولی در مکان‌های دیگر مثل کرینت،

1484
01:06:19,833 --> 01:06:22,458
‫که می‌دونید منطقه‌ای فقیره...

1485
01:06:22,583 --> 01:06:23,750
‫بله البته

1486
01:06:23,833 --> 01:06:27,333
‫اونجا قیمت رو تا چیزی حدود

1487
01:06:27,458 --> 01:06:30,458
‫سه برابر قیمت تموم شده بالا بردن

1488
01:06:31,583 --> 01:06:32,708
‫فقط چون می‌تونستن

1489
01:06:33,875 --> 01:06:36,458
‫می‌دونستن مشتری‌ها چارۀ دیگه‌ای نداشتن

1490
01:06:36,500 --> 01:06:38,458
‫پس اساساً

1491
01:06:38,500 --> 01:06:41,458
‫اگه درست فهمیده باشم

1492
01:06:41,500 --> 01:06:46,083
‫شرکت لوون در شکلی از گران‌فروشی
‫با استفاده از قیمت انتخابی دخیل بوده

1493
01:06:46,125 --> 01:06:47,500
‫در چی؟

1494
01:06:47,583 --> 01:06:50,458
‫اعتراض دارم جناب قاضی.
‫شاهد چطور می‌تونه نیّات افرادی رو که

1495
01:06:50,583 --> 01:06:52,750
‫حتی قبلاً ندیده رو بدونـه؟

1496
01:06:52,833 --> 01:06:54,208
‫ اعتراض وارده

1497
01:06:54,333 --> 01:06:55,583
‫خیلی‌خب

1498
01:06:55,625 --> 01:06:57,208
‫بذارید این رو بپرسم

1499
01:06:57,333 --> 01:07:00,458
‫در زمانی که در بنگاه دربین و پسران بودید،

1500
01:07:00,500 --> 01:07:02,958
‫حس کرده بودید که شرکت لوون

1501
01:07:03,083 --> 01:07:05,708
‫ ممکن بوده به طور خاص جوامع اقلیت

1502
01:07:05,708 --> 01:07:07,166
‫-  رو هدف گرفته باشه...
‫- اعتراض دارم

1503
01:07:07,208 --> 01:07:08,708
‫- جناب قاضی
‫- وای! شوخیت گرفته؟

1504
01:07:08,833 --> 01:07:10,875
‫- خدای من
‫- گمانه‌زنی

1505
01:07:10,958 --> 01:07:14,458
‫آقای آلرد اساس این سؤال‌تون چیه؟

1506
01:07:14,500 --> 01:07:16,458
‫آقای آلرد؟

1507
01:07:16,583 --> 01:07:18,458
‫می‌دونید چیه؟

1508
01:07:18,583 --> 01:07:19,958
‫معذرت می‌خواهم

1509
01:07:20,083 --> 01:07:23,708
‫بدون اساس و فقط حدس و گمان بود، همین

1510
01:07:23,750 --> 01:07:26,333
‫فکر کنید سؤال نپرسیدم

1511
01:07:27,708 --> 01:07:30,750
‫ولی آقای قاضی، من با لحن خانم داونز مخالفم

1512
01:07:30,833 --> 01:07:32,958
‫- حتماً شوخیت گرفته
‫- لحن من؟

1513
01:07:33,000 --> 01:07:34,833
‫- یاد‌داست شد
‫- لحنش

1514
01:07:34,958 --> 01:07:36,541
‫- اوه، آره
‫- ممنون خانم مک‌گرث.

1515
01:07:36,583 --> 01:07:38,083
‫سؤال دیگه‌ای نیست

1516
01:07:38,125 --> 01:07:40,333
‫متوجه شدم، آره

1517
01:07:56,208 --> 01:07:57,708
‫صبحت بخیر جری

1518
01:07:57,750 --> 01:07:59,625
‫ویلی، چطوری؟

1519
01:08:02,333 --> 01:08:04,125
‫فکر کنم هنوز ازم عصبانی‌ای، آره؟

1520
01:08:04,208 --> 01:08:07,208
‫فقط یه روزِ بد بود. چرا دیگه کشش بدیم؟

1521
01:08:10,458 --> 01:08:11,750
‫خیلی‌خب، بزن بریم

1522
01:08:11,833 --> 01:08:13,583
‫ببین، من گند زدم تو دادگاه

1523
01:08:13,625 --> 01:08:16,333
‫خب؟ کار اشتباهی کردم و خراب کردم

1524
01:08:16,375 --> 01:08:19,333
‫فقط می‌خوام بگم متأسفم و من...

1525
01:08:19,458 --> 01:08:21,125
‫عذر می‌خوام

1526
01:08:21,208 --> 01:08:22,958
‫خیلی‌خب

1527
01:08:23,000 --> 01:08:25,000
‫عذر‌خواهیت پذیرفته شد

1528
01:08:28,875 --> 01:08:30,583
‫خوبه. از این گذشتیم

1529
01:08:32,583 --> 01:08:35,583
‫ این اولین بارتـه که اینجوری از
‫ کسی عذرخواهی می کنی؟

1530
01:08:36,208 --> 01:08:37,583
‫مم

1531
01:08:37,625 --> 01:08:40,000
‫بخوام راستش رو بگم، زنم، آم

1532
01:08:40,083 --> 01:08:42,125
‫-  تو جمله‌بندیش کمکم کرد
‫- اوهوم

1533
01:08:44,375 --> 01:08:47,458
‫خب، کارش خوب بود از طرف من ازش تشکر کن

1534
01:08:47,583 --> 01:08:49,083
‫خیلی‌خب

1535
01:08:58,833 --> 01:09:01,458
‫می‌دونی از چیـه اون یارو خیلی بدم میاد؟

1536
01:09:01,500 --> 01:09:02,291
‫چی؟

1537
01:09:02,291 --> 01:09:04,166
‫صورتش

1538
01:09:08,541 --> 01:09:10,541
‫می‌دونم منظورت چیه. به خاطر...

1539
01:09:10,583 --> 01:09:11,833
‫می‌دونی دارم چی میگم

1540
01:09:11,833 --> 01:09:13,166
‫به خاطر حالات چهرشـه

1541
01:09:13,291 --> 01:09:14,541
‫- اوهوم
‫- نه

1542
01:09:14,583 --> 01:09:17,333
‫به خاطر نسل اندر نسل مزایا و

1543
01:09:17,416 --> 01:09:21,083
‫امتیازات سفید پوست‌هاست که همش توی یه

1544
01:09:21,166 --> 01:09:22,708
‫پوزخند مصنوعی جمع شده

1545
01:09:24,041 --> 01:09:26,166
‫ولی آلرد و اون زنه که تو جایگاه بود

1546
01:09:26,208 --> 01:09:28,291
‫ژست گرفته بودن و یجور رفتار می‌کردن که

1547
01:09:28,333 --> 01:09:31,166
‫یجوری ناجی مردم ماست... هوف!

1548
01:09:32,500 --> 01:09:33,750
‫متأسفانه

1549
01:09:33,791 --> 01:09:35,875
‫هیئت منصفه به نظر حرف‌هاشون رو باور کرد

1550
01:09:38,791 --> 01:09:41,833
‫آره، این خودش مشکلـه، نه؟

1551
01:09:48,041 --> 01:09:50,333
‫یه جایی من اسم اونو

1552
01:09:50,416 --> 01:09:52,833
‫توی لیست شاهد‌ها ندیدم؟

1553
01:09:52,916 --> 01:09:55,916
‫ظاهراً گری قصد داشت اونو...

1554
01:09:55,958 --> 01:09:57,833
‫به عنوان...

1555
01:10:00,916 --> 01:10:05,291
‫به عنوان شاهد کلیدیِ توافق بین اوکیف و
‫لوون به دادگاه فرا بخونه

1556
01:10:05,333 --> 01:10:09,791
‫که یعنی من تو روبروسازی ازش سؤال می‌پرسم

1557
01:10:09,916 --> 01:10:13,041
‫که یعنی قراره تو روبروسازی ازش سؤال بپرسی

1558
01:10:31,541 --> 01:10:34,291
‫شما چیزی راجع به این قرارادادی که

1559
01:10:34,333 --> 01:10:36,666
‫شرکت لوون با یه‌چیزی به اسم

1560
01:10:36,791 --> 01:10:38,791
‫«کنوانسیون باپتیست ملی» خوندید؟

1561
01:10:38,833 --> 01:10:40,833
‫کنوانسیون باپتیست ملی؟

1562
01:10:40,916 --> 01:10:42,916
‫چی... چی هست؟

1563
01:10:42,958 --> 01:10:45,541
‫مثل یه... چجوری بگم، مثل...

1564
01:10:45,583 --> 01:10:47,083
‫بازوی کلیسای سیاهـه

1565
01:10:47,166 --> 01:10:48,916
‫ولی یه بازوی گنده‌اش

1566
01:10:49,041 --> 01:10:51,166
‫راستش احتمالاً بزرگ‌ترینش باشه

1567
01:10:51,208 --> 01:10:52,791
‫ببخشید الآن گفتی... الآن گفتی که

1568
01:10:52,916 --> 01:10:55,541
‫شرکت لوون با کلیسای سیاه قرار مدار داشته؟

1569
01:10:55,666 --> 01:10:59,291
‫با کنوانسیون باپتیست ملی. ولی آره

1570
01:10:59,416 --> 01:11:02,291
‫آره، چطور؟ اصلاً چطور با منطق جور در میاد؟

1571
01:11:02,416 --> 01:11:03,916
‫نمی‌دونم

1572
01:11:04,041 --> 01:11:05,916
‫همش اینجاست

1573
01:11:07,666 --> 01:11:10,041
‫ظاهراً حدود یک سال پیش

1574
01:11:10,166 --> 01:11:11,833
‫یه نوع مشارکت ایجاد کردن

1575
01:11:11,916 --> 01:11:13,791
‫با این حال، معلوم نیست چرا

1576
01:11:17,583 --> 01:11:19,958
‫خب، می‌تونی راجع‌ به این
‫ بیشتر اطلاعات جمع کنی؟

1577
01:11:20,958 --> 01:11:22,291
‫چشم جناب

1578
01:11:22,333 --> 01:11:25,041
‫شاکی‌ حاضره شاهد بعدی‌اش رو فرا بخونه؟

1579
01:11:25,083 --> 01:11:28,166
‫بله جناب قاضی. در واقع می‌خوایم

1580
01:11:28,291 --> 01:11:31,791
‫وکیل درازمدت آقای اوکیف،
‫مایکل آلرد، رو به جایگاه فرا بخونیم

1581
01:11:31,833 --> 01:11:33,375
‫جناب قاضی

1582
01:11:33,833 --> 01:11:35,583
‫واقعا؟

1583
01:11:35,666 --> 01:11:37,791
‫جناب داگلاس هدف‌تون از این کار چیه؟

1584
01:11:37,916 --> 01:11:40,666
‫جناب قاضی، می‌دونیم که ممکنه مقداری
‫غیر معمول به نظر برسه

1585
01:11:40,791 --> 01:11:44,166
‫با این حال، آقای آلرد در تمام مدتی که

1586
01:11:44,291 --> 01:11:47,208
‫آقای اوکیف با آقای لوون در حال مذاکره بود
‫به عنوان وکیل در کنار ایشون بوده

1587
01:11:47,291 --> 01:11:49,666
‫ احساس می‌کنیم شهادت ایشون ضروری خواهد بود

1588
01:11:52,125 --> 01:11:54,375
‫مایکل آلرد

1589
01:11:54,458 --> 01:11:56,583
‫ما رفیقیم دیگه. بهت میگم مایک

1590
01:11:56,708 --> 01:11:58,708
‫همین‌طوره رجی

1591
01:11:58,833 --> 01:12:00,750
‫خب مایک

1592
01:12:00,833 --> 01:12:03,833
‫در این سی سال وکالتت

1593
01:12:03,958 --> 01:12:06,583
‫و تخصصت در حقوق قرارداد‌ها

1594
01:12:06,708 --> 01:12:09,958
‫وقتی داشتی قرارداد رو بین آقای اوکیف و
‫آقای لوون می‌نوشتی،

1595
01:12:10,000 --> 01:12:13,125
‫آیا به ذهنت خطور کرد که
‫ ممکنه سوءتفاهم پیش یباد که

1596
01:12:13,208 --> 01:12:16,833
‫که اون سند درواقع چه نوع سندی هست؟

1597
01:12:16,875 --> 01:12:18,250
‫نه جناب

1598
01:12:18,333 --> 01:12:20,958
‫برای همه کاملاً واضح بود که دقیقاً چی بود

1599
01:12:21,000 --> 01:12:22,458
‫قرارداد بود

1600
01:12:22,583 --> 01:12:24,708
‫قرارداد. یه قرارداد بوده

1601
01:12:24,750 --> 01:12:27,250
‫حالا چیزی توی نحوه بیان قرارداد بود که

1602
01:12:27,333 --> 01:12:29,958
‫به نظر برسه زمان توافق شده
‫ برای بسته شدن معامله

1603
01:12:30,083 --> 01:12:32,458
‫بی‌انتهاست؟

1604
01:12:32,583 --> 01:12:35,458
‫نشستن رو اون صندلی چه حسی داره؟

1605
01:12:37,208 --> 01:12:39,625
‫- مقداری اذیت‌کننده‌ست. بله
‫- اوهوم

1606
01:12:40,708 --> 01:12:44,458
‫تصور کن که حتی هنوز شروع هم نکردیم

1607
01:12:47,458 --> 01:12:51,333
‫شما مدت زیادی وکیل آقای اوکیف بودید، درسته؟

1608
01:12:51,375 --> 01:12:52,875
‫بله

1609
01:12:52,958 --> 01:12:54,583
‫ 30 سال... حدود 30 سال

1610
01:12:54,708 --> 01:12:55,708
‫همم

1611
01:12:55,750 --> 01:12:58,166
‫و می‌تونید بگید که شما و
‫ آقای اوکیف دوست‌های خوبی هستید؟

1612
01:12:58,916 --> 01:13:00,708
‫- جری یکی از نزدیک‌ترین دوست‌هامـه
‫- هوم

1613
01:13:00,708 --> 01:13:02,833
‫بله، وجوه اشتراک زیادی داریم

1614
01:13:02,958 --> 01:13:04,625
‫من تحسینش می‌کنم

1615
01:13:10,583 --> 01:13:12,958
‫آقای آلرد، به نظرتون
‫ این پرونده در مورد نژاده؟

1616
01:13:12,958 --> 01:13:14,708
‫- اعتراض دارم - اعتراض دارم
‫- اعتراض دارم

1617
01:13:14,750 --> 01:13:15,875
‫وارد نیست

1618
01:13:16,958 --> 01:13:18,708
‫به نظر من این پرونده در مورد نژاده؟

1619
01:13:18,833 --> 01:13:22,333
‫نه، به نظرم در مورد نژاد نیست

1620
01:13:23,875 --> 01:13:25,500
‫واقعاً؟

1621
01:13:26,500 --> 01:13:31,333
‫خیلی‌خب، موضوع نژاد
‫ به نظر خیلی بیان میشه، نه؟

1622
01:13:31,458 --> 01:13:33,375
‫تقریباً فقط از طرف شما بیان میشه

1623
01:13:33,458 --> 01:13:37,083
‫مثلاً کل این روایت قهرمانانـه

1624
01:13:37,125 --> 01:13:41,375
‫دربارۀ این‌که آقای اوکیف سابقۀ حقوق مدنی داره

1625
01:13:41,458 --> 01:13:44,500
‫یا این‌که به کی‌کی‌کی مجوز نداده...

1626
01:13:44,541 --> 01:13:48,250
‫به من توضیح بدید که این‌ها به پرونده‌ای که
‫ مربوط به قرارداد‌ هست چه ربطی دارن؟

1627
01:13:48,291 --> 01:13:50,208
‫در مورد شخصیت جریـه

1628
01:13:50,250 --> 01:13:51,708
‫بیشتر در مورد بزرگواریش

1629
01:13:51,708 --> 01:13:53,125
‫- و شایستگیشـه
‫- چون کار‌های بزرگی

1630
01:13:53,166 --> 01:13:54,333
‫برای سیاه‌پوست‌ها می‌کنه نه؟

1631
01:13:54,333 --> 01:13:56,166
‫- اعتراض...اعتراض دارم
‫- اعتراض دارم آقای قاضی

1632
01:13:56,166 --> 01:13:57,583
‫- بلند شو
‫- اعتراض دارم. من بلند نمیشم

1633
01:13:57,625 --> 01:13:58,625
‫گفتم اعتراض دارم

1634
01:13:58,625 --> 01:13:59,958
‫من اجازۀ همچین سؤال‌هایی نمیدم خانم داونز

1635
01:14:00,000 --> 01:14:01,291
‫- اعتراض وارده
‫- اعتراض رو من باید بکنم

1636
01:14:01,375 --> 01:14:04,000
‫یک موضوع دیگه‌ای که تو این پرونده
‫خیلی مشخص شده اینه‌که

1637
01:14:04,083 --> 01:14:07,000
‫چقدر خانواده و میراث خانوادگی برای

1638
01:14:07,083 --> 01:14:08,833
‫آقای اوکیف مهمـه

1639
01:14:08,958 --> 01:14:10,625
‫تو همچین چیزی هم اشتراک دارید؟

1640
01:14:10,708 --> 01:14:12,458
‫خانواده برای شما هم مهمـه؟

1641
01:14:12,500 --> 01:14:15,208
‫خب فقط مهم نیست،
‫برای من خانواده همه‌چیزه

1642
01:14:15,250 --> 01:14:17,958
‫ پس همه‌چیزه. خب این چیزیـه که
‫شما و آقای اوکیف درش تفاهم دارید.

1643
01:14:17,958 --> 01:14:19,166
‫- اعتراض دارم
‫- اعتراض دارم جناب قاضی

1644
01:14:19,166 --> 01:14:20,708
‫چون دوست‌های صمیمی‌اید، نه؟

1645
01:14:20,708 --> 01:14:22,708
‫وارد نیست. شاهد می‌تونه سؤال رو جواب بده

1646
01:14:22,708 --> 01:14:24,125
‫ولی بیاید سریع‌تر به اصل مطلب برسیم

1647
01:14:24,166 --> 01:14:26,250
‫این چیزیـه که صددرصد درش تفاهم داریم

1648
01:14:26,333 --> 01:14:29,250
‫واقعاً این چیزی‌هاییـه که
‫می‌خواین ازم بپرسین خانم داونز؟

1649
01:14:29,541 --> 01:14:30,625
‫بله، در واقع

1650
01:14:30,625 --> 01:14:31,750
همین‌هاست

1651
01:14:31,916 --> 01:14:33,750
‫ولی به‌هرحال ممنون

1652
01:14:33,750 --> 01:14:35,125
‫عاشق خانوادتی

1653
01:14:35,208 --> 01:14:36,250
‫آره؟

1654
01:14:36,333 --> 01:14:38,958
‫فامیل نزدیک، فامیل دور...

1655
01:14:39,083 --> 01:14:40,708
‫همۀ افراد خانوادت رو دوست داری، درستـه؟

1656
01:14:40,833 --> 01:14:42,000
‫تک تک اعضای خانواده‌ام

1657
01:14:42,083 --> 01:14:43,083
‫آره؟

1658
01:14:44,125 --> 01:14:48,625
‫پس کسی نیست که یواشکی بخواید طردش کنید؟

1659
01:14:48,666 --> 01:14:50,083
‫- کسی که شاید یکم از
‫- اعتراض دارم جناب قاضی

1660
01:14:50,125 --> 01:14:51,541
‫- بودنش خجالت بکشید...
‫- اهمیت نداره اون چه حسی داره

1661
01:14:51,583 --> 01:14:52,666
‫- طرد؟
‫- اون نمی‌دونه چی...

1662
01:14:52,666 --> 01:14:53,791
‫نه

1663
01:14:53,875 --> 01:14:55,791
‫مثلاً پدربزرگ‌تون

1664
01:14:55,875 --> 01:14:57,875
‫- پدربزرگم
‫- بله

1665
01:14:57,916 --> 01:14:59,625
‫پدربزرگ‌تون

1666
01:15:02,875 --> 01:15:06,125
‫خب پدربزرگم بود.
‫چه ربطی به این پرونده داره؟

1667
01:15:10,708 --> 01:15:12,333
‫لطفاً به من یادآوری کنید

1668
01:15:12,458 --> 01:15:15,250
‫پدربزرگ‌تون چه مدت عضو کو کلاکس کلن بوده؟

1669
01:15:18,791 --> 01:15:20,166
‫- اعتراض دارم. اعتراض دارم
‫- اعتراض دارم. اعتراض دارم

1670
01:15:20,208 --> 01:15:21,291
‫اعتراض دارم

1671
01:15:21,333 --> 01:15:22,875
‫- همین الآن باید جلوش رو بگیریم
‫- جناب قاضی من همینطور میگم

1672
01:15:22,916 --> 01:15:24,041
‫- که اعتراض دارم
‫- این کار غلطـه

1673
01:15:24,083 --> 01:15:25,083
‫اعتراض دارم

1674
01:15:25,083 --> 01:15:26,583
‫اعتراض دارم. اعتراض دارم

1675
01:15:26,625 --> 01:15:28,708
‫با پدربزرگ‌تون در مورد

1676
01:15:28,708 --> 01:15:30,458
‫کی‌کی‌کی صحبت می‌کردین؟

1677
01:15:30,500 --> 01:15:31,833
‫- پیوند مشترکی داشتید؟
‫- این چه سؤالیـه؟

1678
01:15:31,875 --> 01:15:33,500
‫- سؤالت چیـه الآن؟
‫- با هم در علاقه به

1679
01:15:33,500 --> 01:15:35,208
‫صلیب سوزان تفاهم داشتید؟

1680
01:15:35,333 --> 01:15:38,500
‫با پدربزرگت نمی‌رفتید
‫ تظاهرات کی‌کی‌کی آقای آلرد؟

1681
01:15:38,583 --> 01:15:40,708
این ‫پرسش‌ها زیاده‌روین.
‫هیچ ارتباطی به پرونده نداره.

1682
01:15:40,708 --> 01:15:41,833
‫اعتراض دارم

1683
01:15:41,875 --> 01:15:43,166
‫- وارد نیست، آقای گری
‫- چطور وارد نیست؟

1684
01:15:43,166 --> 01:15:44,333
‫به سؤال پاسخ بدید آقای آلرد

1685
01:15:44,375 --> 01:15:46,250
‫با کمال احترام جناب قاضی،
‫این مسئله ربطی به پرونده نداره

1686
01:15:46,291 --> 01:15:48,041
‫- به سؤال جواب بدید
‫- سؤال چیه؟

1687
01:15:48,083 --> 01:15:51,541
‫داری ازم می‌پرسی که می‌دونم پدربزرگم
‫یه زمانی عضو کی‌کی‌کی بوده؟

1688
01:15:51,583 --> 01:15:53,791
‫ مجبور نیستی به سؤالش جواب بدی مایک

1689
01:15:53,916 --> 01:15:55,166
‫اعتراض دارم

1690
01:15:55,291 --> 01:15:57,208
‫همون دفعۀ اول شنیدم آقای گری

1691
01:15:57,291 --> 01:15:58,791
‫آره همین سؤال رو پرسیدم

1692
01:15:58,833 --> 01:16:00,125
‫ولی دیگه برام سؤال نیست

1693
01:16:00,125 --> 01:16:01,875
‫کارت کاملاً از عرف خارج بود خانم داونز

1694
01:16:01,958 --> 01:16:03,500
‫ریاکاری رو ببین

1695
01:16:03,583 --> 01:16:05,000
‫ریاکاری

1696
01:16:05,125 --> 01:16:08,000
‫تو این اتاق همه باهم برادریم

1697
01:16:08,125 --> 01:16:09,541
‫- بابابزرگت رو محکوم کن
‫- آره

1698
01:16:09,541 --> 01:16:11,916
‫بگو مایک. بگو

1699
01:16:12,000 --> 01:16:13,875
‫یالا. کاری نداره

1700
01:16:14,000 --> 01:16:15,458
‫- یالا مایک. محکومش کن
‫- آره

1701
01:16:15,500 --> 01:16:16,791
‫می‌دونید چیه؟

1702
01:16:16,875 --> 01:16:18,125
‫متأسفم

1703
01:16:18,166 --> 01:16:19,500
‫خیلی‌خب؟

1704
01:16:19,541 --> 01:16:20,875
‫متأسفم

1705
01:16:20,916 --> 01:16:22,291
‫رفتار داونز خیلی غیرمنصفانه بود

1706
01:16:22,375 --> 01:16:24,000
‫نباید کسی رو به خاطر اشتباهات اجدادش

1707
01:16:24,125 --> 01:16:26,125
‫محکوم کنی

1708
01:16:26,166 --> 01:16:28,833
‫مایک، بابابزرگت

1709
01:16:28,875 --> 01:16:32,375
 یه آشغال نژادپرست، ‫دزد و متجاوزه

1710
01:16:32,500 --> 01:16:35,083
‫بیخیال رجی داگلاس، حرفت درست نیست!

1711
01:16:35,125 --> 01:16:36,583
‫درست نیست. هرچی باشه هنوز پدربزرگمـه

1712
01:16:36,625 --> 01:16:37,708
‫- نمیام بگم...
‫- اصلاً دربارش حرف...

1713
01:16:37,750 --> 01:16:39,125
‫- هی، هی، هی، هی!
‫- من رو عصبی نکن!

1714
01:16:39,166 --> 01:16:40,541
‫- هی، هی، هی، هی،
‫- بس کنید دیگه

1715
01:16:40,541 --> 01:16:42,375
‫بس کنید. بسـه

1716
01:16:43,791 --> 01:16:46,291
‫بس کن رج. با همتونم

1717
01:16:46,375 --> 01:16:49,375
‫مایک قصد نداریم به خاطر اتفاقات گذشته

1718
01:16:49,500 --> 01:16:51,375
‫به صلیبت بکشیم

1719
01:16:51,416 --> 01:16:53,666
‫نمی‌تونه پدربزرگش یا هرچی دیگه رو درست کنه

1720
01:16:53,750 --> 01:16:55,625
‫ولی می‌دونید می‌تونیم چی رو درست کنی؟

1721
01:16:55,750 --> 01:16:56,916
‫این پرونده‌ رو

1722
01:16:57,000 --> 01:16:58,375
‫صبر کن

1723
01:16:58,416 --> 01:16:59,500
‫صبر کن، رفیق

1724
01:16:59,625 --> 01:17:01,750
‫پس می‌خوای همینطوری ببخشیش؟

1725
01:17:01,875 --> 01:17:03,125
‫- همینـه؟
‫- آره می‌بخشمش

1726
01:17:03,166 --> 01:17:04,875
‫چون تو به اندازۀ کافی دربارۀ
گذشته‌اش نمی‌دونستی

1727
01:17:04,916 --> 01:17:06,458
‫و سر همین شد که اینجوری حالت رو گرفتن

1728
01:17:08,833 --> 01:17:10,250
‫- گور بابای این پرونده بابا
‫- فکر می‌کنم می‌تونیم پیروز شیم

1729
01:17:10,291 --> 01:17:12,500
‫نه رفیق من برمی‌گردم فلوریدا

1730
01:17:12,541 --> 01:17:14,083
‫- از همون اول باید همین‌کار رو می‌کردیم
‫- بیخیال رفیق

1731
01:17:14,125 --> 01:17:16,125
‫ازت یه سؤال دارم رجی

1732
01:17:16,166 --> 01:17:18,166
‫چرا اینقدر طولش میدی که بزنی به چاک؟

1733
01:17:18,250 --> 01:17:19,500
‫وای

1734
01:17:19,625 --> 01:17:21,041
‫- ویلی...
‫- خیلی اصرار ندارم بمونم

1735
01:17:21,041 --> 01:17:22,541
‫با این سفیدپوستا خوش بگذرون

1736
01:17:23,750 --> 01:17:24,750
‫- رج
‫- هی رجی

1737
01:17:24,875 --> 01:17:26,000
‫رج!

1738
01:17:27,666 --> 01:17:29,500
‫تو هم می‌خوای بری؟

1739
01:17:29,625 --> 01:17:30,875
‫می‌دونی چیه؟

1740
01:17:31,000 --> 01:17:33,000
‫دیگه نیستم

1741
01:17:33,125 --> 01:17:34,250
‫خسته‌شدم از این مضخرفات

1742
01:17:34,291 --> 01:17:35,500
‫منم نیستم

1743
01:17:35,625 --> 01:17:37,250
‫دلم برای خونه تنگ شده بود

1744
01:17:37,375 --> 01:17:39,750
‫ویلی، من برای این چیزا زیادی پیر شدم

1745
01:17:41,166 --> 01:17:43,000
‫مایک، متأسفم

1746
01:17:43,041 --> 01:17:45,375
‫واقعاً متأسفم
‫واقعاً و واقعاً، متأسفم

1747
01:17:45,416 --> 01:17:46,500
‫منم همینطور
‫منم همینطور

1748
01:17:49,916 --> 01:17:51,500
این پرونده به دردت نمی‌خوره

1749
01:17:51,625 --> 01:17:53,000
‫چرا؟

1750
01:17:53,125 --> 01:17:54,500
‫ما یه پرونده داریم

1751
01:17:55,500 --> 01:17:56,750
‫که باید توش برنده بشیم

1752
01:18:03,875 --> 01:18:05,875
‫من احتمالاً باید...

1753
01:18:07,750 --> 01:18:09,875
‫- من باید خودم رو کنار بکشم
‫- نه، نه، نه، نه

1754
01:18:09,875 --> 01:18:11,375
‫- مایک نه، نمی‌تونی اینکار رو بکنی
‫- آره، احتمالاً باید بکنم

1755
01:18:11,375 --> 01:18:12,833
‫- نه، مایک، نمی‌تونی
‫- باید بکنم، مگه نه؟

1756
01:18:12,875 --> 01:18:14,208
‫مسیر طولانی‌ایـه،
‫اما می‌تونیم ببریم

1757
01:18:14,250 --> 01:18:16,541
‫حتی اگه جراتـش رو داشته باشم
‫دوباره پام رو توی اون دادگاه بزارم،

1758
01:18:16,625 --> 01:18:18,166
‫هیئت منصفه به من توجه‌ای نمی‌کنـه

1759
01:18:18,250 --> 01:18:19,875
اونا دیگه فقط به من به چشم آدمی
نگاه می‌کنن، که خود واقعیـش رو پنهان کرده

1760
01:18:19,875 --> 01:18:21,083
‫ببین، ما توی یک گودال گرفتار شدیم

1761
01:18:21,125 --> 01:18:23,291
‫توی گودالیـم، اما می‌تونیم ازش خلاص بشیم

1762
01:18:23,375 --> 01:18:26,375
‫شرمنده ویلی، نمی‌تونم این کار رو بکنم،
‫چون جفت‌مون می‌دونیم که اگه بمونم

1763
01:18:26,500 --> 01:18:28,500
‫حضورم بیشتر به پرونده صدمه می‌زنـه،

1764
01:18:28,541 --> 01:18:31,000
‫و نمی‌تونم همچین کاری با تو
‫و مخصوصاً جری بکنم

1765
01:18:31,041 --> 01:18:32,791
‫اهمم

1766
01:18:38,250 --> 01:18:39,500
‫خیلی‌خب

1767
01:18:40,500 --> 01:18:42,250
‫ما باید بدون تو برنده بشیم

1768
01:18:42,291 --> 01:18:43,625
‫برنده می‌شید

1769
01:18:44,916 --> 01:18:46,750
‫هلبرت. به سلامت

1770
01:19:07,125 --> 01:19:09,916
‫عه، اینجایی.
‫دنبالـت می‌گشتم

1771
01:19:16,666 --> 01:19:19,500
‫محاکمه جوری که می‌خواستم
‫پیش نمیره

1772
01:19:20,916 --> 01:19:23,125
‫حس می‌کنم اشتباه بدی کردم

1773
01:19:25,791 --> 01:19:27,416
‫و باید جلوی ضرر رو بگیرم

1774
01:19:29,000 --> 01:19:32,041
‫فکر می‌کردم عدالت تبعیضی قائل نمیشه

1775
01:19:32,125 --> 01:19:36,750
‫فکر می‌کردم می‌تونم کاری کنم که ری لوون
‫توی دادگاه پای حرفـش وایسـه

1776
01:19:38,375 --> 01:19:42,166
‫مجبورش کنـم پول بده.
‫اما آخرش معلوم شد منـم که احمقـم

1777
01:19:42,250 --> 01:19:45,416
‫شرمنده‌ام که تو روی توی
‫همچین موقعیتـی گذاشتم

1778
01:19:47,750 --> 01:19:50,875
‫لازم نیست معذرت خواهی کنی، جرمایا

1779
01:19:52,291 --> 01:19:54,000
‫حدأقل از من لازم نیست

1780
01:19:55,875 --> 01:19:58,125
‫من که می‌شناسمـت

1781
01:20:01,416 --> 01:20:04,250
‫- هنوز به ویلی نگفتی؟
‫- نه

1782
01:20:04,375 --> 01:20:07,416
‫فکر کنم آخر هفته‌ها میره فلوریدا

1783
01:20:08,750 --> 01:20:11,375
‫حس می‌کنم باید حضوراً بهش بگم

1784
01:20:11,416 --> 01:20:13,666
‫کار درست هم همینـه

1785
01:20:22,708 --> 01:20:24,500
‫هی ببخشید

1786
01:20:24,583 --> 01:20:27,208
‫ وایسا، گفتی داخل این چی هست؟

1787
01:20:28,208 --> 01:20:32,250
‫همون اطلاعاتی هستند که درمورد معامله لوون
‫با کنوانسیون باپتیست ملی می‌خواستی

1788
01:20:32,333 --> 01:20:35,708
‫میشه بزاری همینجا باشن؟

1789
01:20:37,958 --> 01:20:39,458
‫فکر می‌کنی واقعاً تموم شده، رئیس؟

1790
01:20:42,083 --> 01:20:44,333
‫فکر نمی‌کنم راهی برای
‫بردن پرونده داشته باشیم

1791
01:20:44,375 --> 01:20:47,958
‫و حدس می‌زنم جری هم کم کم
‫داره به همین نتیجه می‌رسه، پس...

1792
01:21:21,208 --> 01:21:23,458
‫شما باید خانم گری باشید

1793
01:21:23,583 --> 01:21:25,458
‫- بله
‫- امیدوارم من رو ببخشید

1794
01:21:25,583 --> 01:21:27,375
‫که اینطوری سرزده اومدم، اما...

1795
01:21:27,458 --> 01:21:29,208
‫من جرمایا اوکیف هستم

1796
01:21:30,333 --> 01:21:31,458
‫اوه!

1797
01:21:31,500 --> 01:21:33,708
‫- همون جری
‫- بله خانم

1798
01:21:33,750 --> 01:21:37,333
‫همون جری که همیشه شوهرم
‫داره درموردش حرف می‌زنه!

1799
01:21:37,375 --> 01:21:39,333
‫بهرحال، ویلی خونه هست؟

1800
01:21:39,375 --> 01:21:41,375
‫اوه نه، متأسفانه نیست

1801
01:21:41,458 --> 01:21:44,708
‫رفته ایندیان‌تاون، خونۀ مادرش،
‫معمولاً هر شنبه می‌ره اونجا

1802
01:21:44,833 --> 01:21:45,958
‫خیلی‌خب

1803
01:21:46,083 --> 01:21:47,875
‫الآن بهت می‌گم چیکار می‌کنیم.
‫یه دقیقه وایسا

1804
01:21:47,958 --> 01:21:49,750
‫میرم کلید‌های ماشینـم رو میارم

1805
01:21:49,833 --> 01:21:52,125
‫- خودم می‌رسونمت اونجا
‫- اوه نه، خواهش می‌کنم نه

1806
01:21:52,208 --> 01:21:54,000
‫نمی‌خوام مزاحم بشم

1807
01:21:56,208 --> 01:21:59,083
‫جری، چه حرفیـه آخه

1808
01:21:59,208 --> 01:22:00,833
‫تو الآن عضو خانواده‌ای

1809
01:22:00,958 --> 01:22:02,250
‫زود باش بریم

1810
01:22:08,375 --> 01:22:11,333
‫داریم وارد ایندیان‌تاون می‌شیم

1811
01:22:11,375 --> 01:22:12,958
‫ویلی اهل اینجاست؟

1812
01:22:13,083 --> 01:22:15,083
‫جفت‌مون اهل اینجاییـم

1813
01:22:23,958 --> 01:22:26,208
‫من و ویلی اختلاف‌‌نظر‌هایی داشتیم

1814
01:22:28,583 --> 01:22:31,208
‫ولی باید بهت بگم که اون
‫مرد شایسته‌ایـه

1815
01:22:36,625 --> 01:22:38,583
‫- برعکس شد
‫- درسته. دقیقا

1816
01:22:40,083 --> 01:22:41,833
‫نه

1817
01:22:41,958 --> 01:22:43,458
‫خراب کردم

1818
01:22:43,583 --> 01:22:46,500
‫- می‌دونی چی می‌گم؟
‫- همه دارن میرن دالاس

1819
01:22:46,583 --> 01:22:48,583
‫آه...

1820
01:22:49,708 --> 01:22:52,083
‫- اوه خدا
‫- اوه، خدای من

1821
01:22:52,208 --> 01:22:53,250
‫اهـم

1822
01:22:54,375 --> 01:22:57,875
‫ویلی تاحالا بهت گفته
‫که 11 تا خواهر برادرن

1823
01:23:00,208 --> 01:23:01,625
‫اهـم

1824
01:23:01,708 --> 01:23:03,083
‫- حتماً
‫- بچه ششـمـه

1825
01:23:03,208 --> 01:23:07,375
‫شاید باورت نشه، من خودم
‫سیزده‌تا بچه دارم

1826
01:23:07,458 --> 01:23:08,958
‫- یا خدا
‫- نه بابا

1827
01:23:09,000 --> 01:23:11,083
‫بخدا

1828
01:23:12,625 --> 01:23:14,500
‫اوه

1829
01:23:14,583 --> 01:23:16,375
‫خدا بده برکت

1830
01:23:16,458 --> 01:23:18,250
‫خب، پس می‌دونی

1831
01:23:18,333 --> 01:23:20,333
‫همیشه یه بچه هست که...

1832
01:23:20,458 --> 01:23:23,000
‫اهمیتی نداره چیکار کنی

1833
01:23:23,083 --> 01:23:25,458
‫همیشۀ خدا چسبیده بهت

1834
01:23:25,583 --> 01:23:28,208
‫دور پات رو می‌گیره

1835
01:23:28,333 --> 01:23:29,875
‫و ول هم نمی‌کنـه

1836
01:23:29,958 --> 01:23:31,583
‫اوه مرد

1837
01:23:33,125 --> 01:23:34,958
‫اون بچۀ برای من، ویلیـه

1838
01:23:35,000 --> 01:23:38,625
‫و حالا ببین اون عطش

1839
01:23:38,708 --> 01:23:40,875
‫و اشتباق به عشق

1840
01:23:40,958 --> 01:23:43,125
‫اون رو به کجا رسونده

1841
01:23:53,083 --> 01:23:55,625
‫پدربزرگ من یه کشاورز بود

1842
01:23:55,708 --> 01:23:57,083
‫آها

1843
01:23:57,125 --> 01:23:58,708
‫پدربزرگ پدریـم

1844
01:23:58,833 --> 01:24:00,833
‫اسمـم رو از روی اون گذاشتن

1845
01:24:02,875 --> 01:24:05,458
‫وقتی که هشت سالـم بود

1846
01:24:05,583 --> 01:24:08,000
‫توی اون مزارع نیشکر

1847
01:24:09,458 --> 01:24:11,000
‫کار می‌کردم

1848
01:24:11,083 --> 01:24:12,375
‫من

1849
01:24:14,958 --> 01:24:16,958
‫مادرم چهار و نیم صبح بیدارم می‌کرد
‫و من رو می‌آورد اینجا

1850
01:24:16,958 --> 01:24:18,166
‫قدم از این علف‌ها هم کوتاه‌تر بود، مرد

1851
01:24:18,208 --> 01:24:20,416
‫همه اینا اینطوری شروع شد،
‫وسط نیشکر‌ها

1852
01:24:20,458 --> 01:24:23,041
‫ویلی، دلیلی که بخاطرش
‫تا اینجا اومدم، این هست که...

1853
01:24:23,083 --> 01:24:24,958
‫ببین، ببین،
‫ببین، ببین

1854
01:24:25,083 --> 01:24:26,708
‫قبل از اینکه حرفـت رو بزنی
‫باید بگم خودم می‌دونم

1855
01:24:28,458 --> 01:24:30,000
‫می‌خوای از پرونده صرف نظر کنی

1856
01:24:31,208 --> 01:24:33,083
‫می‌دونم این ناامیدت می‌کنـه

1857
01:24:33,208 --> 01:24:35,208
‫اما اگه درصدی فکر می‌کردم که راهی هست که...

1858
01:24:35,250 --> 01:24:36,750
‫ببین، ببین، نگاه، نگاه جری

1859
01:24:36,833 --> 01:24:39,000
‫تو متوجه نیستی مرد

1860
01:24:39,083 --> 01:24:41,083
‫ببین...

1861
01:24:41,208 --> 01:24:43,375
‫ببین، می‌دونم تو باید کاری
‫که لازم هست رو انجام بدی

1862
01:24:43,458 --> 01:24:45,458
‫اما در عین حال،

1863
01:24:45,583 --> 01:24:47,208
‫باید چیزی که من می‌دونم رو هم بدونی

1864
01:24:47,250 --> 01:24:50,625
‫توی اعماق قلبـم، یه چیزی میگه که من و تو
‫می‌تونیم انجامـش بدیم،

1865
01:24:50,708 --> 01:24:53,208
‫می‌تونیم اون کمپانی رو از پا در بیاریم، مرد

1866
01:24:54,458 --> 01:24:57,458
‫می‌خوام بدونی که چقدر از آشنایی
‫باهات خوشحال شدم

1867
01:24:57,500 --> 01:24:59,458
زندگی چرخش با ما نچرخید

1868
01:25:01,583 --> 01:25:05,083
‫اما شناختـن تو...

1869
01:25:05,125 --> 01:25:07,208
‫بخش مهمـش بود

1870
01:25:08,708 --> 01:25:09,833
‫اون صدای چیـه؟

1871
01:25:11,625 --> 01:25:13,708
‫ببین...

1872
01:25:13,750 --> 01:25:15,250
‫مرد

1873
01:25:15,333 --> 01:25:16,958
‫یه لحظه وایسا

1874
01:25:18,083 --> 01:25:19,083
‫هی

1875
01:25:19,125 --> 01:25:20,291
‫الو؟
‫هی

1876
01:25:20,333 --> 01:25:21,375
‫هال؟

1877
01:25:21,458 --> 01:25:23,958
‫- الو؟ صدام رو...
‫- هال، به زور صدات میاد

1878
01:25:24,083 --> 01:25:25,833
‫هی، الآن پیش جری هستی؟

1879
01:25:25,958 --> 01:25:27,083
‫آره. آره

1880
01:25:27,208 --> 01:25:28,250
‫- خوبه، آره. خیلی‌خب
‫- آره، کنارمـه

1881
01:25:28,250 --> 01:25:29,416
نزار از پرونده صرف نظر کنه

1882
01:25:29,458 --> 01:25:31,333
‫الو؟

1883
01:25:31,458 --> 01:25:32,583
‫هال، صدام رو می‌شنوی؟

1884
01:25:32,708 --> 01:25:36,458
‫- قطع و وصل میشه
‫- گفتم نزار از پرونده صرف نظر کنـه

1885
01:25:36,583 --> 01:25:38,125
‫فقط بهم اعتماد کن، باشه؟

1886
01:25:38,208 --> 01:25:40,333
‫ممکنه چیزی پیدا کرده باشم

1887
01:25:40,375 --> 01:25:42,583
‫باشه. ‫خوبه، بهت زنگ می‌زنم
(رابن سامس)

1888
01:25:51,333 --> 01:25:55,375
« جنوب میسیسیپی »

1889
01:25:55,750 --> 01:25:58,458
‫بابت زمانی که برای

1890
01:25:58,500 --> 01:26:00,583
‫صحبت کردن با ما دراختیار گذاشتید
‫تشکر می‌کنم، خانم سامس

1891
01:26:00,708 --> 01:26:02,250
‫از همه‌تون

1892
01:26:02,333 --> 01:26:04,208
‫چی درمورد معامله‌ای که

1893
01:26:04,333 --> 01:26:07,750
کنوانسیون باپتیست ملی با شرکت لوون انجام داد
می‌تونید در اختیارمون بزارید؟

1894
01:26:07,833 --> 01:26:10,375
‫هیچ چیز مفیدی نداشت

1895
01:26:10,458 --> 01:26:13,083
‫حدأقل برای سیاه پوست‌ها.
‫حقیقتـه

1896
01:26:13,208 --> 01:26:15,208
‫تقریباً یک سال پیش

1897
01:26:15,333 --> 01:26:19,125
‫شرکت لوون با چندتا از رهبرهای رده اول

1898
01:26:19,208 --> 01:26:20,625
‫ان‌بی‌سی ارتباط برقرار کرد

1899
01:26:20,708 --> 01:26:23,125
‫- کنوانسیون باپتیست ملی؟
‫- بله جناب

1900
01:26:23,208 --> 01:26:27,833
‫یکی از بزرگترین تک شاخه‌های
‫کلیسای سیاه

1901
01:26:27,875 --> 01:26:31,000
‫اون‌ها نماینده 33 هزار کلیسا

1902
01:26:31,083 --> 01:26:33,333
‫و بیش از هشت میلیون عضو هستند

1903
01:26:33,375 --> 01:26:37,708
‫بهرحال، به ان‌بی‌سی یه پیشنهاد دادن

1904
01:26:37,750 --> 01:26:41,208
پیشنهاد این بود که اگه بتون افراد
‫کلیسای سیاه رو متقاعد کنن

1905
01:26:41,250 --> 01:26:46,583
‫که شرکت لوون رو به عنوان خدمات دهنده
‫پس از مرگ منتخب خودشون بپذیرن

1906
01:26:46,625 --> 01:26:49,708
‫اونا هم در عوض برخی از اعضا رو،
‫تبدیل به فروشنده می‌کنن

1907
01:26:49,833 --> 01:26:52,458
‫یعنی بهشون یاد می‌دن که چطوری مستقیم

1908
01:26:52,458 --> 01:26:55,500
‫قبر، مقبره، سنگ قبر

1909
01:26:55,583 --> 01:26:59,375
‫و بیمه خاکسپاری رو به
‫مردم خودشون بفروشن

1910
01:26:59,458 --> 01:27:01,208
‫و برای هر فروش هم

1911
01:27:01,333 --> 01:27:03,833
‫کمیسیون می‌گرفتن

1912
01:27:03,875 --> 01:27:06,500
‫وایسا ببین، پس شرکت لوون

1913
01:27:06,583 --> 01:27:09,708
‫داشت مردم سیاه پوست رو به کار می‌گرفت
‫که بخاطر کمیسیون

1914
01:27:09,750 --> 01:27:12,458
‫به مردم خودشون محصولات خاکسپاری بفروشن

1915
01:27:12,500 --> 01:27:15,625
‫و می‌گفتن که معامله برد بدی هست

1916
01:27:15,708 --> 01:27:18,208
می‌گفتن که به مردم کمک می‌شه
‫که از فقر نجات پیدا کنن

1917
01:27:18,250 --> 01:27:20,458
‫و قدرت اقتصادی هم افزایش پیدا می‌کنه

1918
01:27:20,500 --> 01:27:22,833
‫اما به درد کسی نخورد

1919
01:27:22,875 --> 01:27:24,750
‫البته بجز شرکت لوون

1920
01:27:24,833 --> 01:27:25,958
‫آره

1921
01:27:26,000 --> 01:27:27,458
‫فقط دنبال یه راه بودن

1922
01:27:27,458 --> 01:27:29,125
‫که از مردم سیاه پوست سوء استفاده کنن

1923
01:27:29,208 --> 01:27:31,500
‫اونم توی صدمه‌پذیر ترین حالت‌شون

1924
01:27:54,458 --> 01:27:56,583
‫می‌دونی اینجا چیـه؟

1925
01:27:58,083 --> 01:27:59,708
‫نه دقیقاً

1926
01:27:59,833 --> 01:28:02,458
‫این یک قبرستونـه

1927
01:28:02,583 --> 01:28:05,250
‫با نگاه کردن بهش متوجه نمیشی

1928
01:28:05,333 --> 01:28:08,375
‫چون سنگ قبری وجود نداره

1929
01:28:08,458 --> 01:28:10,333
‫دلیلـش چیـه؟

1930
01:28:10,375 --> 01:28:13,583
‫چون نوع متفاوتی از قبرسونـه

1931
01:28:13,708 --> 01:28:17,083
‫اینجا یک قبرستون قدیمی برده‌هاست

1932
01:28:17,125 --> 01:28:20,333
‫همه می‌دونن که برده‌ها
‫برای خودشون پولی نداشتن

1933
01:28:20,375 --> 01:28:23,583
‫که باهاش عزیزان‌شون رو
‫با یک سنگ قبر دفن کنن

1934
01:28:24,625 --> 01:28:27,083
‫گرچه با نگاه کردن بهش
‫نمیشه تشخیص داد که چیـه

1935
01:28:28,333 --> 01:28:31,208
‫تمام تاریخ ما،

1936
01:28:31,250 --> 01:28:34,625
‫تاریخ سیاه پوستان در جنوب

1937
01:28:34,708 --> 01:28:37,250
‫تاریخ سیاه پوستان در آمریکا

1938
01:28:37,333 --> 01:28:40,458
‫تمام اجداد بردۀ ما

1939
01:28:40,583 --> 01:28:43,750
‫همه‌شون همین اطراف دفن شدن

1940
01:28:43,833 --> 01:28:45,958
‫در عمق زمین

1941
01:28:46,000 --> 01:28:49,708
‫تقریبا به هرکجا که نگاه کنی،
‫تاریخ‌مون همونجاست

1942
01:28:49,833 --> 01:28:53,000
‫توی مزارع وسیع و متروکـه

1943
01:28:54,083 --> 01:28:58,833
‫در بعضی از جاها، مجسمه‌هایی می‌زارن

1944
01:28:58,875 --> 01:29:01,958
‫می‌دونی، مثل نمادهای یادبود کانفدریت

1945
01:29:02,083 --> 01:29:04,083
‫و مجسمه‌هایی که همه‌جا می‌بینید

1946
01:29:05,833 --> 01:29:10,875
‫همه‌شون سردر جاهایی گذاشته میشن
‫که منطقۀ دفن برنده‌ها هستن

1947
01:29:10,958 --> 01:29:12,000
‫اهـم

1948
01:29:13,458 --> 01:29:16,708
‫این مثل این می‌مونه که یک تاریخ رو برداری

1949
01:29:16,750 --> 01:29:19,125
‫و بزاریـش جای یک تاریخ دیگه

1950
01:29:20,375 --> 01:29:23,375
‫مثل این می‌مونه که میراث یک شخص رو برداری

1951
01:29:23,458 --> 01:29:25,875
‫و به کس دیگه‌ای بدیش

1952
01:29:25,958 --> 01:29:31,208
‫تا این که یک روز انقدر عمیق میشه

1953
01:29:31,250 --> 01:29:34,083
‫انقدر عمیق دفن میشه

1954
01:29:35,833 --> 01:29:38,208
‫که دیگه کسی نمی‌تونه پیداش کنـه

1955
01:29:48,708 --> 01:29:50,333
‫بعضی از اعضا اومدن پیشـم

1956
01:29:50,458 --> 01:29:52,125
‫و بهم گفتن

1957
01:29:52,208 --> 01:29:54,250
‫هزینه تمام شده دفن پدرم

1958
01:29:54,333 --> 01:29:58,000
‫خیلی بیشتر از اون چیزی میشه
‫که موقع خرید بیمه نامه بهم گفتن

1959
01:29:58,083 --> 01:30:02,708
‫وقتی بهشون گفتم که پول اضافه ندارم

1960
01:30:02,833 --> 01:30:07,083
‫و نمی‌دونم چقد طول می‌کشه
‫تا بتونم جور کنم

1961
01:30:07,125 --> 01:30:11,583
‫شاد و خندان گفتن که جسد رو
‫تا اون موقع توی یخ نگه می‌دارن

1962
01:30:11,708 --> 01:30:13,500
‫جای این که باعث آروم شدنـم بشن

1963
01:30:13,583 --> 01:30:15,333
‫دستیار کشیشی که به عنوان
وکیل معین شده بود

1964
01:30:15,375 --> 01:30:19,333
‫از این موقعیت استفاده کرد و یه عالمه
‫بروشور بهم داد

1965
01:30:19,458 --> 01:30:22,083
‫و سعی کردن من رو به عنوان
‫نماینده فروش لوون به کار بگیره

1966
01:30:22,125 --> 01:30:24,208
‫بعد یهو سر و کلۀ یه مرد از
کنوانسیون باپتیست ملی پیدا شد

1967
01:30:24,333 --> 01:30:27,333
ازم پرسیدن که مناسبات
‫دفن و کفن رو تدارک دیدم یا نه...

1968
01:30:27,375 --> 01:30:30,083
‫و اینکه آیا به پکیج خاکسپاری لوون
‫علاقه ای دارم یا نه

1969
01:30:31,458 --> 01:30:35,250
‫گفت که اگه از قبلـش شروع به پرداخت کنم
‫معامله خیلی بهتری میشه

1970
01:30:35,333 --> 01:30:37,208
اون موقع پسرم تازه در بستر مرگ بود

1971
01:30:37,333 --> 01:30:40,083
‫تازه وقتی که همسرم فوت کرد

1972
01:30:40,125 --> 01:30:43,125
‫بهم گفتن که پکیجی که خریدم

1973
01:30:43,208 --> 01:30:47,250
‫هزینه مومیایی کردن و جابجایی رو
‫شامل نمیشه

1974
01:30:47,333 --> 01:30:48,958
‫تابوتی که برای مادرم خریدم

1975
01:30:49,083 --> 01:30:51,125
‫کم هزینه‌ترینـش بود

1976
01:30:52,375 --> 01:30:54,708
‫بعد کاشف به عمل اومد

1977
01:30:54,750 --> 01:30:57,625
‫قیمتی که بهم فروختنـش
‫سه برابر میانگین قیمتـش بوده

1978
01:30:59,833 --> 01:31:03,083
‫وقتی که کشیش خودتون میاد پیشت،
‫و بهتون میگه که به چیزی نیاز دارید

1979
01:31:03,208 --> 01:31:05,708
‫و شما هم مذهبی هستید،
‫خب حرفـش رو باور می‌کنید

1980
01:31:08,458 --> 01:31:10,083
‫من متوجه شدم که شما

1981
01:31:10,125 --> 01:31:12,458
‫یکی از تحلیل‌گران شرکت لوون هستید

1982
01:31:12,583 --> 01:31:14,583
‫در کار معامله‌های سنگین هستید

1983
01:31:14,625 --> 01:31:16,250
‫درستـه؟

1984
01:31:16,333 --> 01:31:17,833
‫بله، درسته

1985
01:31:17,833 --> 01:31:20,208
‫همینطور شما یکی از

1986
01:31:20,333 --> 01:31:21,958
‫بانی‌های جدیدترین معامله‌ای بودید

1987
01:31:22,000 --> 01:31:23,875
‫که بین شرکت لوون

1988
01:31:23,958 --> 01:31:25,833
‫و کنوانسیون باپتیست ملی انجام شده

1989
01:31:25,875 --> 01:31:27,833
‫- درسته؟
‫- بله، همینطوره

1990
01:31:27,875 --> 01:31:29,708
‫آره، آره، آره.
‫شما بابتیست هستید؟

1991
01:31:29,833 --> 01:31:31,500
‫- خیر، بابتیست نیستم
‫- خیر

1992
01:31:31,583 --> 01:31:32,875
‫- مسیحی هستید، درسته؟
‫- بله

1993
01:31:32,875 --> 01:31:34,333
‫بله، بله.
‫ما همه مسیحی هستیم، درسته؟

1994
01:31:34,458 --> 01:31:35,833
‫همگی به خدا اعتقاد داریم.
‫آمین؟

1995
01:31:35,875 --> 01:31:37,208
‫آمین

1996
01:31:38,875 --> 01:31:40,750
‫گرچه سؤالی وجود داره

1997
01:31:40,833 --> 01:31:44,708
‫شرکت لوون، تخمین میزد چه مقدار پول

1998
01:31:44,833 --> 01:31:48,583
سود از معامله‌اش با کنوانسیون باپتیست ملی

1999
01:31:48,708 --> 01:31:51,250
‫به دست بیاره؟

2000
01:31:51,333 --> 01:31:53,833
‫و یادتون باشه...

2001
01:31:53,958 --> 01:31:55,625
‫سوگند خوردید حقیقت را بگید

2002
01:31:57,333 --> 01:32:02,083
‫تخمین اصلی دراز مدت ما برای این معامله
‫چیزی حدود

2003
01:32:02,208 --> 01:32:04,708
‫1... شاید 1.2 میلیارد دلار بود

2004
01:32:04,833 --> 01:32:07,208
‫1.2 میلیون دلار؟

2005
01:32:07,333 --> 01:32:08,875
‫- 1.2 میلیارد دلار
‫- 1.2...

2006
01:32:08,958 --> 01:32:10,708
‫1.2 میلیون دلار؟

2007
01:32:12,375 --> 01:32:14,083
‫1.2 میلیون دلار، پول خوبیـه

2008
01:32:14,125 --> 01:32:16,250
‫پول خوبی برای شرکت لوون حساب میشه، درسته؟

2009
01:32:16,333 --> 01:32:17,583
‫- بله
‫- پول خوبی هستـش

2010
01:32:17,708 --> 01:32:20,458
‫پول درشتیـه.
‫1.2 میلیارد

2011
01:32:20,500 --> 01:32:23,708
‫اول فکر کردم گفتید میلیون
‫اما منظورتون میلیارد بود

2012
01:32:23,833 --> 01:32:25,833
‫آه...

2013
01:32:25,875 --> 01:32:27,708
‫چه مقدار پول بهشون پرداخت کردید؟

2014
01:32:28,833 --> 01:32:30,500
‫ببخشید؟

2015
01:32:31,583 --> 01:32:33,083
‫عرض کردم چقد بهشون پرداخت کردید؟

2016
01:32:33,208 --> 01:32:35,958
‫شرکت لوون چه مقدار پول رو

2017
01:32:36,000 --> 01:32:38,208
‫به کنوانسیون باپتیست ملی

2018
01:32:38,333 --> 01:32:40,875
‫به عنوان غرامت پرداخت کرده؟

2019
01:32:44,458 --> 01:32:48,750
‫فکر می‌کنم حدود 200 هزار دلار
‫بهشون کمک هزینه پرداخت کردیم

2020
01:32:52,958 --> 01:32:54,458
‫هیئت منصفه این رو شنید

2021
01:32:54,583 --> 01:32:56,750
‫ما دفاعی براش نداشتیم

2022
01:32:56,833 --> 01:32:58,041
‫چه گندی

2023
01:33:01,583 --> 01:33:04,083
‫باید به لوون زنگ بزنم

2024
01:33:33,333 --> 01:33:35,083
‫معامله با مردم صادقانه

2025
01:33:35,125 --> 01:33:38,083
‫چیزی هست که همیشه
‫برای ما اهمیت داشته

2026
01:33:38,208 --> 01:33:41,583
‫آیا ما تلاش می‌کنیم که در یک بازار بی ثبات

2027
01:33:41,625 --> 01:33:43,125
‫رقابت کننده‌های خوبی باشیم؟

2028
01:33:43,208 --> 01:33:44,458
‫بله

2029
01:33:44,500 --> 01:33:46,333
‫اما ما سر مردم رو شیره نمی‌مالیـم

2030
01:33:47,625 --> 01:33:49,625
‫ما اینطوری عمل نمی‌کنیم

2031
01:33:49,708 --> 01:33:51,333
‫دیگه سؤالی نیست، عالیجناب

2032
01:33:51,375 --> 01:33:54,250
‫- نوبت شماست آقای گری
‫- بسیار خب

2033
01:33:56,958 --> 01:33:58,083
‫احوال‌تون چطوره آقای لوون؟

2034
01:33:58,208 --> 01:34:00,416
‫- خیلی خوبـم، ممنون آقای گری
‫- کت و شلوار بهتون میاد جناب

2035
01:34:00,458 --> 01:34:02,750
‫از یک مایلی هم می‌تونم تشخیص
‫بدم که مال برند «آرمانی» هستـش

2036
01:34:02,833 --> 01:34:05,625
‫می‌خوام ازتون بخاطر این که
‫به اینجا اومدید تشکر کنم

2037
01:34:05,708 --> 01:34:07,583
‫می‌دونم خیلی سرتون شلوغـه

2038
01:34:07,708 --> 01:34:09,583
‫و ما قدردان این هستیم، اما این خیلی خوبه
‫که این مرد بزرگ رو اینجا داریم

2039
01:34:09,583 --> 01:34:13,958
‫چون ما قصد داریم که یک سری از
‫مسائل غیرواضح رو واضح کنیم

2040
01:34:14,083 --> 01:34:15,750
‫سریع شروع می‌کنم

2041
01:34:15,833 --> 01:34:18,500
‫می‌خوام بدونم که از زاویه دید شما

2042
01:34:20,000 --> 01:34:23,083
‫معامله بین شما و آقای اوکیف چی بوده؟

2043
01:34:23,125 --> 01:34:27,958
‫به نظرم تقریباً یک سال پیش بود

2044
01:34:28,083 --> 01:34:30,500
‫که استعلامی رو از طرف

2045
01:34:30,583 --> 01:34:33,958
‫نماینده‌ آقای اوکیف دریافت کردیم

2046
01:34:34,000 --> 01:34:36,458
‫درواقع

2047
01:34:36,500 --> 01:34:40,833
‫تقریباً مطمئن هستم که وکیل ایشون
‫یعنی آقای آلرد با ما ارتباط برقرار کردند

2048
01:34:40,875 --> 01:34:43,208
‫عقلـم بهم میگه که

2049
01:34:43,333 --> 01:34:45,708
‫اونا بسیار مشتاق فروش بودند

2050
01:34:45,833 --> 01:34:48,833
‫به همین خاطر ما شروع
‫به بررسی معامله کردیم

2051
01:34:48,958 --> 01:34:50,583
‫ازش سر در آوردیم

2052
01:34:50,625 --> 01:34:54,458
‫سعی کردیم که مشخص کنیم

2053
01:34:54,583 --> 01:34:57,458
‫که مناسبت کسب و کار ما هست یا نه

2054
01:34:57,500 --> 01:35:01,708
‫مدتی بعد، من آقای اوکیف و همراهان‌شون رو

2055
01:35:01,833 --> 01:35:03,458
‫به ونکوور دعوت کردم

2056
01:35:03,500 --> 01:35:06,708
‫اگه درست به خاطرم باشه،
‫اونا رو برای شام

2057
01:35:06,833 --> 01:35:09,583
‫به قایقـم دعوت کردم
‫و درموردش بحث کردیم

2058
01:35:10,708 --> 01:35:14,333
‫بعد از اون رو نمی‌تونم ادعایی بکنم

2059
01:35:14,458 --> 01:35:18,250
‫معمولاً در این مرحله همه‌چی رو
‫به تیم خرید می‌سپرم

2060
01:35:19,833 --> 01:35:21,708
‫خب، خیلی هم خوبه

2061
01:35:21,750 --> 01:35:23,500
‫واقعاً خوبه

2062
01:35:23,583 --> 01:35:24,958
‫و...

2063
01:35:25,000 --> 01:35:26,250
‫از خوش شانسی شما

2064
01:35:26,333 --> 01:35:29,833
‫آقای لوون، سؤالی برای ادامه بحث ندارم

2065
01:35:29,875 --> 01:35:33,375
‫فقط یک چیز هست که می‌خوام
‫ازتون بپرسم

2066
01:35:34,958 --> 01:35:36,333
‫چه نوع قایقی؟

2067
01:35:36,458 --> 01:35:38,333
‫جان؟

2068
01:35:38,458 --> 01:35:40,208
‫فرمودم، چه نوع قایقی؟

2069
01:35:41,208 --> 01:35:43,833
‫جلوتر گفتید که همه توی قایق بودید

2070
01:35:43,875 --> 01:35:45,375
‫غذا خوردید و خوش گذروندید

2071
01:35:45,375 --> 01:35:47,083
‫ماهی با کیفیت خوردید

2072
01:35:47,125 --> 01:35:49,000
‫و فقط می‌خواستم بدونم که
‫چه نوع قایقی بوده؟

2073
01:35:49,000 --> 01:35:50,458
‫متوجه نمیشم

2074
01:35:50,500 --> 01:35:53,083
‫مدل دقیقـش رو می‌خواید یا...

2075
01:35:54,708 --> 01:35:56,625
‫در واقعِ امر، سؤال من...

2076
01:35:56,708 --> 01:36:00,958
‫میشه از رو بخونـم؟
‫اینجا نوشته نه محل آفتابگیری

2077
01:36:01,083 --> 01:36:03,333
‫شش اتاق ویژه زیبا

2078
01:36:03,375 --> 01:36:04,708
‫اعتراض دارم عالیجناب

2079
01:36:04,833 --> 01:36:05,875
‫- قایق شاهد...
‫- پنج کابین مهمان لاکچری

2080
01:36:05,875 --> 01:36:07,125
‫- چه ارتباطی با پرونده داره؟
‫- اعتراض وارد نیست

2081
01:36:07,125 --> 01:36:08,208
‫عالیجناب، میشه بگم قایق چیـه؟

2082
01:36:08,208 --> 01:36:09,666
‫- وارد نیست خانم داونز
‫- قایق قشنگیـه

2083
01:36:09,708 --> 01:36:11,458
‫- وارد نیست
‫- فقط می‌خوام شفاف سازی کنم

2084
01:36:11,500 --> 01:36:14,208
‫و بذارم همه بدونن که چه
‫قایق قشنگیـه

2085
01:36:14,250 --> 01:36:15,291
‫باند فرود هلیکوپتر دارید

2086
01:36:15,291 --> 01:36:15,750
‫باند فرود هلیکوپتر دارید

2087
01:36:15,833 --> 01:36:16,958
‫می‌تونید روش

2088
01:36:17,000 --> 01:36:18,208
‫هلیکوپتر بنشونید، درسته؟

2089
01:36:18,333 --> 01:36:19,416
‫خیلی جای جالبیـه

2090
01:36:19,458 --> 01:36:20,708
‫جای مجللی هست

2091
01:36:20,750 --> 01:36:23,833
‫این قایق چقد براتون هزینه داشته؟

2092
01:36:26,125 --> 01:36:27,750
‫واقعاً نمی‌دونم

2093
01:36:27,833 --> 01:36:29,500
‫فکر می‌کنم...

2094
01:36:29,583 --> 01:36:31,083
‫متوجه سؤال نمی‌شیم

2095
01:36:31,083 --> 01:36:33,833
‫اجازه بدید دوباره مطرح کنم
‫تا بهتر متوجه بشید

2096
01:36:33,875 --> 01:36:35,625
‫سؤال من از شما این هست که

2097
01:36:35,708 --> 01:36:37,750
‫این قایق

2098
01:36:37,833 --> 01:36:39,875
‫چقد برای شما هزینه داشته؟

2099
01:36:40,958 --> 01:36:42,250
‫نمی‌دونم

2100
01:36:42,333 --> 01:36:43,416
‫- اعتراض دارم - نمی‌دونم
‫- میشه بپرسم...

2101
01:36:43,458 --> 01:36:45,291
‫- جواب‌شون رو گرفتن
‫- می‌دونی چیـه؟ بیخیال اون

2102
01:36:45,333 --> 01:36:46,375
‫بزارید یک چیز دیگه بپرسم

2103
01:36:46,458 --> 01:36:48,708
‫چقدر برای هواپیماتون پرداخت کردید؟

2104
01:36:48,750 --> 01:36:50,791
‫از این جهت میگم که دائم چیزایی یادتون میاد
‫و چیزایی از یادتون میره

2105
01:36:50,833 --> 01:36:52,041
‫چقدر برای هواپیماتون پرداخت کردید؟

2106
01:36:52,083 --> 01:36:54,458
‫خودتون چقدر برای هواپیماتون
‫پرداخت کردید آقای گری؟

2107
01:36:54,583 --> 01:36:55,750
‫توی باند پرواز دیدمـش

2108
01:36:55,833 --> 01:36:56,875
‫می‌دونید چیـه؟

2109
01:36:56,958 --> 01:36:58,625
من می‌تونستم درمورد پولی که من
‫برای هواپیمام دادم صحبت کنیم

2110
01:36:58,625 --> 01:37:00,208
‫چون من دقیقاً می‌دونم چقدر بود

2111
01:37:00,250 --> 01:37:01,750
‫اما درحال حاضر درمورد
‫هواپیمای من صحبت نمی‌کنیم

2112
01:37:01,750 --> 01:37:03,333
‫داریم درمورد قایق شما صحبت می‌کنیم

2113
01:37:03,458 --> 01:37:05,583
‫اجازه بدید یک دفعۀ دیگه ازتون بپرسم

2114
01:37:05,625 --> 01:37:07,666
‫که همه بتونن بشنون و متوجه بشن

2115
01:37:07,708 --> 01:37:09,833
‫که چی از آقای لوون،
‫یعنی میلیاردری که

2116
01:37:09,875 --> 01:37:12,208
‫نمی‌دونه چقد پول قایقی رو که

2117
01:37:12,333 --> 01:37:14,375
‫با همکارانـش داخلـش غذا خورده
‫رو داده

2118
01:37:14,458 --> 01:37:17,833
‫می‌خوام دوباره ازتون بپرسم،
‫چقدر برای قایق‌تون

2119
01:37:17,958 --> 01:37:19,333
‫هزینه کردید؟

2120
01:37:20,708 --> 01:37:22,375
‫نمی‌دونم

2121
01:37:24,375 --> 01:37:26,125
‫فکر می‌کنم صدای من رو نمی‌شنون

2122
01:37:26,208 --> 01:37:27,708
‫می‌خوام یک دفعۀ دیگه
‫ازتون بپرسم آقای لوون

2123
01:37:27,708 --> 01:37:29,333
‫قایق‌تون چقد قیمت داشت؟

2124
01:37:31,458 --> 01:37:32,583
‫هدف شما چیـه؟

2125
01:37:32,625 --> 01:37:33,833
‫هدف من چیـه؟

2126
01:37:33,875 --> 01:37:34,958
‫هدف من چیـه؟

2127
01:37:35,000 --> 01:37:38,833
‫وقتی که شما داشتید روی اون قایق
‫25 میلیون دلاری آفتاب می‌گرفتید

2128
01:37:38,958 --> 01:37:42,500
‫و لابستر سی دلاری می‌خوردید

2129
01:37:42,583 --> 01:37:44,833
‫اصلاً این مثلۀ که هزینه اینا داشت

2130
01:37:44,875 --> 01:37:47,083
‫از جیب مردم فقیر و بی بضاعتی پرداخت می‌شد

2131
01:37:47,125 --> 01:37:50,500
‫که کمپانی شما داشت مرتباً
‫ازشون بهره گیری

2132
01:37:50,583 --> 01:37:52,333
‫و سود می‌کرد اذتتون نکرد؟

2133
01:37:52,458 --> 01:37:54,166
‫- اعتراض دارم! موضوع بی ربط است
‫- تازه فقط این نیست

2134
01:37:54,208 --> 01:37:56,958
‫اونا این بهره گیری رو در بدترین
‫زمان ممکن انجام می‌دادن

2135
01:37:57,083 --> 01:37:59,583
‫از مردمی که داغ دیده بودن،
‫عزیزی رو از دست داده بودن

2136
01:37:59,708 --> 01:38:01,250
‫عزاداری عزیزی رو می‌کردن

2137
01:38:01,333 --> 01:38:03,000
‫و حالا کی باید هزینۀ اینا رو بده؟

2138
01:38:03,083 --> 01:38:05,750
‫کاسب‌های کوچیکی مثل جرمایا اوکیف

2139
01:38:05,833 --> 01:38:07,625
‫کاسب‌های کوچیک این کشور

2140
01:38:07,708 --> 01:38:09,958
‫کسایی که سخت کار می‌کنن
‫که هزینۀ همه‌چی رو بدن

2141
01:38:10,000 --> 01:38:11,583
‫و سرشون بیرون از آب باشه
‫و شناور باشن

2142
01:38:11,625 --> 01:38:14,333
‫درحالی که این شرکت‌های حریص

2143
01:38:14,458 --> 01:38:16,333
‫هرکار که بتونن می‌کنن و...

2144
01:38:16,375 --> 01:38:17,583
‫اعتراض، عالیجناب!

2145
01:38:17,708 --> 01:38:19,833
‫فکر می‌کنم دیگه کافی بوده

2146
01:38:22,708 --> 01:38:24,875
‫تا حرفـم تموم بشه، چون هنوز تموم نشده

2147
01:38:25,958 --> 01:38:27,833
‫- اصلاً جواب سؤالـم رو نگرفتم
‫- آقای گری

2148
01:38:27,833 --> 01:38:31,708
‫چنین لحنی توی دادگاه من تحمل نخواهد شد

2149
01:38:33,500 --> 01:38:36,458
‫آقای لوون تا زمانی که توسط من مرخص نشدید

2150
01:38:36,500 --> 01:38:38,625
‫حق ترک جایگاه شهود رو ندارید

2151
01:38:38,708 --> 01:38:40,500
‫متوجه‌اید؟

2152
01:38:52,583 --> 01:38:54,208
‫می‌تونید ادامه بدید آقای گری

2153
01:38:54,250 --> 01:38:56,375
‫اما اخطار میدم که ملایم رفتار کنید

2154
01:39:19,833 --> 01:39:21,833
‫من فقط می‌خوام یک چیز رو بدونم

2155
01:39:24,458 --> 01:39:26,833
‫این موضوع اصلاً اذیتت کرد؟

2156
01:39:29,833 --> 01:39:31,333
‫نه

2157
01:39:39,208 --> 01:39:41,833
‫همین رو می‌خواستم بدونم

2158
01:39:44,208 --> 01:39:46,125
‫مرخصـید

2159
01:39:59,375 --> 01:40:02,041
‫اون دیگه چی بود؟
‫اون دیگه چی بود؟!

2160
01:40:02,125 --> 01:40:04,125
‫اونجا سلاخیـم کردن!

2161
01:40:12,333 --> 01:40:14,708
‫خب خواهر سولجا، چی داری واسـم؟

2162
01:40:14,791 --> 01:40:17,416
‫اومدم که بگم ما یک تصمیم گرفتیم

2163
01:40:17,458 --> 01:40:19,833
‫جدی؟
‫تصمیم چیـه؟

2164
01:40:19,916 --> 01:40:22,166
‫با در نظر گرفتن وقایع اخیر

2165
01:40:22,208 --> 01:40:24,708
‫به نظر میاد که به نفع هردو
طرفین خواهد بود که

2166
01:40:24,791 --> 01:40:27,958
‫یک بحث رو به هدف توافق شروع کنیم

2167
01:40:28,541 --> 01:40:32,041
‫که یعنی ما...

2168
01:40:32,083 --> 01:40:34,291
‫ما آماده‌ایم که به موکل شما

2169
01:40:34,333 --> 01:40:36,916
‫یک پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه بدیم

2170
01:40:36,958 --> 01:40:40,791
‫می‌دونم گفتنش برات سختـه، اما این پیشنهاد
‫چقد سخاوتمندانه‌ست؟

2171
01:40:40,833 --> 01:40:43,208
‫کوتاه بیا دیگه ویلی.
‫قرار نیست صد میلیون دلار باشه

2172
01:40:43,208 --> 01:40:44,625
‫باهات کنار بیام؟
‫داری چی میگی؟

2173
01:40:44,666 --> 01:40:46,083
‫لازم نیست که بگم

2174
01:40:46,166 --> 01:40:48,583
‫اونقدری خواهد بود که جری

2175
01:40:48,583 --> 01:40:50,083
‫و بچه‌هاش و نوه‌هاش دیگه هیچ وقت

2176
01:40:50,083 --> 01:40:51,458
‫- نگران چیزی نباشـن
‫- باشه

2177
01:40:51,458 --> 01:40:53,666
‫- بنظر خوبه. بنظر خوبه
‫- آره

2178
01:40:53,791 --> 01:40:55,666
‫بزار بهت بگم

2179
01:40:55,791 --> 01:40:58,333
‫چرا تا چند ساعت دیگه توی اتاقتون
‫همدیگه رو نبینیم؟

2180
01:40:59,041 --> 01:41:02,041
‫مطمئن شو که بهترین
‫مذاکره کننده‌تون رو میارید، می‌دونی چرا؟

2181
01:41:03,916 --> 01:41:05,791
‫تا شما رو نجات بده

2182
01:41:07,791 --> 01:41:11,083
‫به طور کلی، در مسئله شبه جرم

2183
01:41:11,166 --> 01:41:13,291
‫رای بر این صادر میشه که ضررهای خواهان

2184
01:41:13,416 --> 01:41:15,291
‫جبران بشه و به حال قبل از ارتکاب برگرده

2185
01:41:15,416 --> 01:41:19,958
‫به توجه به این که این مسئله
‫بسیار طول کشیده

2186
01:41:20,041 --> 01:41:22,291
‫معتقدیم که به نفع همه ماست

2187
01:41:22,333 --> 01:41:24,291
‫که این مسئله رو یکبار، برای همیشه حل کنیم

2188
01:41:24,333 --> 01:41:26,708
‫می‌خوایم به شما پیشنهادی بدیم

2189
01:41:26,791 --> 01:41:28,583
‫که از دید خودمون، بسیار سخاوتمندانه‌ست

2190
01:41:28,666 --> 01:41:30,708
‫مشخصاً اگه این پیشنهاد رو قبول نکیند

2191
01:41:30,791 --> 01:41:32,916
‫همه می‌تونیم فردا به دادگاه برگردیم

2192
01:41:32,958 --> 01:41:34,791
‫می‌تونیم به شانس رای
هیئت منصفه بسنده کنیم

2193
01:41:34,916 --> 01:41:37,958
‫اما باید صادقانه عرض کنیم که
‫شانس برد شما

2194
01:41:38,041 --> 01:41:40,416
‫و یا اینکه در دادگاه بتونید به رقمی
‫نزدیک به این رقم برسید

2195
01:41:40,458 --> 01:41:42,666
‫اونقدر کم هست که شک دارم
‫دوست داشته باشید قبولـش کنید

2196
01:41:53,541 --> 01:41:55,041
‫بسیار خب

2197
01:41:55,083 --> 01:41:56,541
‫این پیشنهاد ماست

2198
01:42:17,083 --> 01:42:19,041
‫جواب منفیـه

2199
01:42:20,041 --> 01:42:22,166
‫واقعاً؟

2200
01:42:22,291 --> 01:42:23,458
‫جدی میگه؟

2201
01:42:23,541 --> 01:42:25,041
‫گفتم که جواب منفیـه

2202
01:42:25,166 --> 01:42:28,416
‫داری میگی که واقعاً می‌خوای
‫این پیشنهاد رو رد کنی؟

2203
01:42:28,541 --> 01:42:31,541
‫مطمئنی که زمان بیشتری
‫برای فکر کردن نمی‌خوای؟

2204
01:42:31,666 --> 01:42:34,291
‫- به اندازه کافی فکر کردم
‫- واقعاً؟

2205
01:42:34,416 --> 01:42:37,666
‫فکر می‌کنم جفت‌مون می‌دونیم که این پول
‫بیشتر از تمام پول‌هایی هست که تاحالا دیدی

2206
01:42:37,791 --> 01:42:40,208
‫میشه بریم سر اصل مطلب
‫یا می‌خواید وقت‌مون رو تلف کنید؟

2207
01:42:40,208 --> 01:42:42,416
‫ایشون فرمودن خیر

2208
01:42:42,458 --> 01:42:43,458
‫اهـم؟

2209
01:42:45,416 --> 01:42:47,166
‫خب

2210
01:42:49,416 --> 01:42:51,291
‫- مطمئنـی؟
‫- بله

2211
01:43:03,083 --> 01:43:05,291
‫بهترین و آخرین پیشنهاد

2212
01:43:38,916 --> 01:43:40,916
‫جواب هنوز هم منفیـه

2213
01:43:42,291 --> 01:43:44,916
‫خب، غیرقابل باوره

2214
01:43:44,958 --> 01:43:47,041
‫مشکل کوفتیت چیـه، اوکیف؟

2215
01:43:47,083 --> 01:43:49,666
‫واقعاً نمی‌تونی بهم بگی که کافی نیست

2216
01:43:49,791 --> 01:43:51,208
‫برای من حتی بیشتر از کافیـه

2217
01:43:51,291 --> 01:43:52,791
‫اما برای تو کافی نیست

2218
01:43:52,833 --> 01:43:54,333
‫برای من؟

2219
01:43:54,416 --> 01:43:56,166
‫اونقدی نیست که کارت رو تعطیل کنـه

2220
01:43:56,208 --> 01:43:57,666
‫آه

2221
01:43:57,708 --> 01:43:59,291
‫بیخیال

2222
01:43:59,333 --> 01:44:01,083
‫بزار یه چیزی بهت بگم رفیق

2223
01:44:01,166 --> 01:44:04,541
‫مقدار پولی که می‌تونه من رو از
‫کسب و کار کنار بزاره

2224
01:44:04,583 --> 01:44:07,333
‫مقدار واقعیـش

2225
01:44:07,416 --> 01:44:09,541
‫عددی هست که تو حتی نمی‌تونی
‫حسابـش کنی

2226
01:44:09,583 --> 01:44:11,291
‫پول رو بگیر، جری

2227
01:44:11,333 --> 01:44:12,958
‫تو هشتاد سالتـه

2228
01:44:13,041 --> 01:44:15,291
‫- 75
‫- میشه لطفاً با موکلت صحبت کنی؟

2229
01:44:15,416 --> 01:44:16,666
‫درمورد چی؟

2230
01:44:16,708 --> 01:44:18,375
‫- درمورد این موضوع که الآن...
‫- خب گفت نه دیگه

2231
01:44:18,416 --> 01:44:20,041
‫آخرین باری که بررسی کردم
‫نه، نه بود

2232
01:44:20,083 --> 01:44:21,833
‫چه حسی داره که

2233
01:44:21,916 --> 01:44:25,541
‫یک مدیر خرده‌پا بنگاه کفن و دفن باشی

2234
01:44:25,666 --> 01:44:27,541
‫که در آستانۀ ورشکستگی هست

2235
01:44:27,666 --> 01:44:31,166
‫و تنها و آخرین شانسـش
‫که یه پیشنهاد 75 میلیون دلاری

2236
01:44:31,291 --> 01:44:34,166
‫هست رو رد کرده؟

2237
01:44:34,208 --> 01:44:36,166
‫چه حسی داره؟

2238
01:44:44,208 --> 01:44:46,458
حس خوبی داره

2239
01:44:46,541 --> 01:44:48,541
حس خوبی داره

2240
01:44:50,541 --> 01:44:52,416
حس خوبی داره

2241
01:44:52,458 --> 01:44:54,041
‫آره

2242
01:44:54,166 --> 01:44:55,583
حس خوبی داره

2243
01:44:55,666 --> 01:44:57,291
حس خوبی داره

2244
01:44:58,791 --> 01:45:00,125
‫ اون گفت نه.
‫فردا توی دادگاه می‌بینم‌تون

2245
01:45:00,166 --> 01:45:01,458
‫خب، حالا می‌تونید برید.
‫ممنون

2246
01:45:01,458 --> 01:45:02,875
‫این دیگه چه سیرکیـه

2247
01:45:10,458 --> 01:45:11,583
‫سورپرایز

2248
01:45:11,708 --> 01:45:13,833
‫حدس بزن کی اینجاست؟

2249
01:45:13,875 --> 01:45:16,833
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- گفتم شاید یه مهمون به دردت بخوره

2250
01:45:16,916 --> 01:45:19,916
‫من کلی پرونده داشتم، اما...

2251
01:45:21,458 --> 01:45:23,541
‫این یکی...

2252
01:45:26,708 --> 01:45:29,916
‫زندگی کلی آدم دست من هست، و...

2253
01:45:31,583 --> 01:45:34,041
‫یه همچین احساسی دارم، می‌دونی

2254
01:45:36,458 --> 01:45:38,291
‫مخصوصاً...

2255
01:45:38,416 --> 01:45:40,083
‫مخصوصاً وقتی پای جری در میونـه

2256
01:45:44,708 --> 01:45:46,208
‫واسه همین...

2257
01:45:48,291 --> 01:45:49,916
‫نمی‌خوام ببازم

2258
01:45:49,958 --> 01:45:51,958
‫یعنی، نمی‌خوام...

2259
01:45:52,041 --> 01:45:53,791
‫به این فکر می‌کنم...

2260
01:45:54,833 --> 01:45:57,166
‫که اگه نتونم ببرم

2261
01:45:57,291 --> 01:45:58,916
‫و...

2262
01:46:00,333 --> 01:46:02,416
‫همه این آدما رو ناامید کنم چی؟

2263
01:46:04,958 --> 01:46:07,583
‫خب...

2264
01:46:07,666 --> 01:46:09,666
‫قرار نیست ناامیدشون کنی

2265
01:46:10,666 --> 01:46:12,708
‫پس لازم نیست نگران باشی

2266
01:46:17,916 --> 01:46:21,291
‫از کجا انقد از این قضیه مطمئنی، خانم گلوریا؟

2267
01:46:21,333 --> 01:46:23,291
‫از قضیه مطمئن نیستم

2268
01:46:23,333 --> 01:46:25,208
‫از تو مطمئنم

2269
01:46:43,083 --> 01:46:47,166
‫اشکال نداره که همه‌چیز رو ساده بیان کنم؟

2270
01:46:47,916 --> 01:46:49,916
‫یک گفتگوی ساده و بی تعریف

2271
01:47:15,666 --> 01:47:18,166
‫هیئت منصفه رای داد؟

2272
01:47:20,416 --> 01:47:21,791
« یک نوامبر سال 1995 »

2273
01:47:21,791 --> 01:47:24,333
‫پس از بررسی‌ای دقیق...

2274
01:47:24,416 --> 01:47:28,666
‫هیئت منصفه در پرونده به شماره 9661

2275
01:47:28,791 --> 01:47:31,541
‫در دادگاه حوزه شهرستان هیندز

2276
01:47:31,666 --> 01:47:36,041
‫در شکایت جرمایا جی. اوکیف
‫علیه شرکت مسئولیت محدود لوون

2277
01:47:36,083 --> 01:47:38,416
‫تصمیم به دادن رای

2278
01:47:38,541 --> 01:47:41,583
‫به خواهان، جرمایا اوکیف گرفتند

2279
01:47:45,041 --> 01:47:48,541
بنا به رای و تصمیم ما

2280
01:47:48,583 --> 01:47:51,958
‫غرامتی 100 میلیون دلاری
‫بابت آسیب های وارد شده است

2281
01:47:52,041 --> 01:47:56,333
‫که باید توسط خوانده یعنی شرکت مسئولیت
‫محدود لوون به آقای اوکیف پرداخت شود

2282
01:47:58,291 --> 01:47:59,791
‫و...

2283
01:48:02,916 --> 01:48:07,041
‫و همچنین رای‌ داده می‌شود به یک
‫جزای نقدی 400 میلیون دلاری

2284
01:48:07,166 --> 01:48:10,958
‫که باید توسط خوانده، یعنی شرکت لوون
‫به آقای اوکیف پرداخت شود

2285
01:48:11,041 --> 01:48:12,166
‫لیاقتـش رو داری

2286
01:48:12,291 --> 01:48:13,291
‫ایول!

2287
01:48:55,583 --> 01:48:57,791
‫500 میلیون دلار، جری

2288
01:48:59,791 --> 01:49:01,958
‫می‌دونم ویلی

2289
01:49:04,291 --> 01:49:06,041
‫می‌دونم

2290
01:49:34,416 --> 01:49:35,833
‫هی، ویلی

2291
01:49:35,833 --> 01:49:37,250
‫هی میم

2292
01:49:37,333 --> 01:49:39,375
‫اینجا چیکار...

2293
01:49:39,458 --> 01:49:40,916
‫اومدی برای تلاش آخرت؟

2294
01:49:40,958 --> 01:49:42,500
‫تلاش آخرم؟

2295
01:49:42,583 --> 01:49:44,000
‫نه

2296
01:49:44,083 --> 01:49:45,791
‫راستـش می‌خواستم بهت تبریک بگم

2297
01:49:45,833 --> 01:49:46,875
‫جدی؟

2298
01:49:46,958 --> 01:49:48,375
‫- آره
‫- به من تبریک بگی؟

2299
01:49:48,458 --> 01:49:49,625
‫اهـم

2300
01:49:49,708 --> 01:49:51,583
‫بیخیال. جدی میگی؟

2301
01:49:51,708 --> 01:49:53,708
‫ببین، من از باختن متنفرم

2302
01:49:53,750 --> 01:49:56,583
‫اما این یه پیروزی شایسته بود.
‫این رو صادقانه میگم

2303
01:49:56,708 --> 01:49:59,583
‫این که درست، ولی 500 میلیون دلاره ها

2304
01:49:59,625 --> 01:50:03,458
‫می‌دونم که یه چیزی توی وجودت
‫داره میگه این مبلغ خیلی زیاده

2305
01:50:05,208 --> 01:50:08,083
‫آره، شاید هم بخشی درونـم داره میگه
‫که کافی نیست

2306
01:50:08,125 --> 01:50:10,500
‫خب، می‌تونم بیشتر هم بگیرم

2307
01:50:10,583 --> 01:50:12,708
‫موفق باشی، ویلی گری

2308
01:50:12,750 --> 01:50:13,791
‫باهام در ارتباط باش

2309
01:50:13,875 --> 01:50:15,375
‫امیدوارم توی فرودگاه ببینمـت

2310
01:50:15,416 --> 01:50:16,625
‫خب...

2311
01:50:16,666 --> 01:50:17,916
‫هی، میم

2312
01:50:19,541 --> 01:50:20,875
‫باید یه چیزی بهت بگم

2313
01:50:20,916 --> 01:50:24,250
‫تو یکی از سرسخت ترین وکلایی هستی
‫که باهاش رو در رو شدم

2314
01:50:26,375 --> 01:50:28,375
‫توام همینطور

2315
01:50:30,041 --> 01:50:32,125
‫اگه جانی بود تحت تاثیر قرار می‌گرفت

2316
01:50:35,875 --> 01:50:37,750
جانی

2317
01:50:43,375 --> 01:50:46,541
پس از درخواست تجدید نظر، شرکت لوون در نهایت

2318
01:50:46,625 --> 01:50:49,541
پیشنهاد غرامتی 175 میلیون دلاری را پذیرفت

2319
01:50:49,625 --> 01:50:52,000
دو سال پس از آن، ری لوون مجبور شد

2320
01:50:52,000 --> 01:50:54,375
تا از مسئولیت ریاست و مدیرعاملی
شرکت خودش استعفا بدهد

2321
01:50:54,500 --> 01:50:59,125
کمتر از یک سال پس از آن
شرکت لوون اعلام ورشکستگی کرد

2322
01:51:03,500 --> 01:51:05,875
پس از محاکمه، جری و آنت
یک مؤسسه خیریه تاسیس کردند

2323
01:51:06,000 --> 01:51:07,500
که مزایای آن به افرادی که از
آسیب دیده‌اند می‌رسد

2324
01:51:07,625 --> 01:51:09,750
بیش از چهل درصد دارایی‌های
شرکت اوکیف

2325
01:51:09,875 --> 01:51:12,250
به گروه‌های اجتماعی سیاه پوستان آمریکایی
کلیساها و مدارس اهدا شد

2326
01:51:12,291 --> 01:51:17,125
بنگاه کفن و دفن برادفورد اوکیف، تبدیل به
بزرگ‌ترین کسب و کار خانوادگی کفن و دفن

2327
01:51:17,125 --> 01:51:18,750
در جنوب میسیسیپی شد

2328
01:51:20,083 --> 01:51:22,625
ویلی گری ادامه داد و تبدیل به یکی از
برجسته‌ترین وکلای دادگستری کشور شد

2329
01:51:22,708 --> 01:51:25,333
اون بردهای اساسی‌ای را دادگاه بر علیه
بزرگترین شرکت‌های سهامی آمریکا از آن خود کرد

2330
01:51:25,458 --> 01:51:28,375
این بردها شامل بردهای در مقابل شرکت‌هایی
مانند «انهایزر-بوش» و «والت‌دیزنی کمپانی» می‌شوند

2331
01:51:28,458 --> 01:51:33,625
اون به عنوان مردی شناخته می‌شود
که خودش را «غول‌کُش» خطاب می‌کند

2332
01:51:36,583 --> 01:51:40,833
ویلی و جری تا آگوست 2016
یعنی زمان مرگ جری

2333
01:51:40,875 --> 01:51:42,583
دوستان صمیمی باقی ماندند

2334
01:52:01,875 --> 01:52:05,583
« فیلم پس از تیتراژ ادامه دارد »

2335
01:54:07,583 --> 01:54:09,541
‫- هی، اونجا داره چه اتفاقی میفته، جناب؟
‫- هی، چه‌خبر؟

2336
01:54:09,583 --> 01:54:10,958
‫- ویلی گری. باورم نمیشه
‫- آره

2337
01:54:10,958 --> 01:54:12,541
‫- احوالـت چطوره مرد؟
‫- خوشحالـم که می‌بینمت دکتر جی. چطوری؟

2338
01:54:12,583 --> 01:54:13,916
‫می‌خوام وقتی بزرگ شدم مثل شما بشم

2339
01:54:13,958 --> 01:54:15,041
‫می‌دونی چیـه؟
‫از منم بهتر میشی

2340
01:54:15,083 --> 01:54:16,958
‫- برو ببا. مراقب خودت باش
‫- خیلی‌خب. خوشحالـم که می‌بینمت

2341
01:54:19,083 --> 01:54:20,958
این فیلم بر اساس داستان واقعی پروندۀ
اوکیف در مقابل لوون، ساخته شده است

2342
01:54:20,958 --> 01:54:23,958
برخی از حقیقت‌های داستان به دلیل
اثر دراماتیک تغییر پیدا کرده‌اند

2343
01:54:23,958 --> 01:54:26,958
شخصیت‌های بخصوص،  شخصیت پردازی‌ها،‏
رویداد‌ها، مکان‌ها و دیالوگ‌ها

2344
01:54:26,958 --> 01:54:29,958
بخاطر اهداف درام، به شکل داستانی در آمدند
