﻿1
00:00:18,977 --> 00:00:23,481
‫« مقر نیروی دریایی آمریکا، سان‌فرانسیسکو »

2
00:00:25,734 --> 00:00:29,320
‫- نقشه چیه؟
‫- اگر بگم فقط گیجت می‌کنه

3
00:00:29,362 --> 00:00:32,115
‫ببین، دیگه بیشتر از این که نمی‌تونم گیج بشم

4
00:00:32,157 --> 00:00:34,993
‫استیو، ترجیح میدم جای دفاع ازت
‫محاکمه‌ت کنم

5
00:00:35,035 --> 00:00:37,787
‫- چرا؟
‫- چون بنظرم بدجوری گناهکاری

6
00:00:37,829 --> 00:00:40,040
‫خب پس، شاید بهتر باشه
‫یه وکیل دیگه پیدا کنم

7
00:00:40,081 --> 00:00:43,209
‫خب، منم چندان مشتاق نیستم
‫نیروی دریایی رو تحت فشار قرار بدم

8
00:00:43,251 --> 00:00:46,087
‫- چرا؟ از مقامات می‌ترسی؟
‫- بدتر

9
00:00:46,129 --> 00:00:47,839
احترام سرم میشه

10
00:00:47,881 --> 00:00:49,841
‫می‌دونی، گاهی فکر می‌کنم
‫نیروی دریایی یه طرح فراگیره

11
00:00:49,883 --> 00:00:52,719
‫که توسط نابغه‌ها طراحی شده
‫تا توسط احمق‌ها اجرا بشه

12
00:00:52,761 --> 00:00:55,263
‫- اینو از کجا شنیدی؟
‫- نمی‌تونم از خودم گفته باشم؟

13
00:00:55,305 --> 00:00:57,390
‫می‌تونستی نطق گتیسبورگ رو هم از خودت
‫ درآورده باشی. از کجا شنیدیش؟

14
00:00:57,432 --> 00:00:59,684
‫- یکی از جملات "تام کیفر"ـه
‫- آها

15
00:00:59,726 --> 00:01:01,519
‫- تامس کیفر. دوست رمان‌نویست
‫- آره

16
00:01:01,561 --> 00:01:03,855
‫- باهوش‌ترین فرد کشتیه
‫- آره باهوشه، استیو

17
00:01:03,897 --> 00:01:05,690
‫از تمام کارهای "کوییگ" باخبره

18
00:01:06,316 --> 00:01:08,068
‫مطمئنم هست

19
00:01:11,321 --> 00:01:15,325
‫« دادگـاه نـظـامـی شـورش کـیـن »

20
00:01:16,743 --> 00:01:19,996
‫وکیل محاکمه
اتهام و جزئیاتش رو بیان می‌کنه

21
00:01:20,789 --> 00:01:23,083
‫اتهام اول، شورش

22
00:01:23,124 --> 00:01:26,711
‫تخطی از ماده‌ی 94
‫آیین‌نامه‌ی انضباطی نیروهای مسلح

23
00:01:26,753 --> 00:01:29,506
‫جزئیات: ناوبان استیون ماریک

24
00:01:29,547 --> 00:01:33,426
‫درحال انجام وظیفه به عنوان افسر اجرایی
‫بر روی "یو‌اس‌اس کین"

25
00:01:33,468 --> 00:01:38,181
‫در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫اقدام به شورش کرد

26
00:01:38,223 --> 00:01:41,893
‫ناوبان ماریک عامداً
‫و بدون اختیارات لازم

27
00:01:41,935 --> 00:01:44,354
‫و بدون دلیل موجه

28
00:01:44,395 --> 00:01:47,273
‫ناوسروان فیلیپ فرانسیس کوییگ رو
‫از پست خود برکنار کرد

29
00:01:47,315 --> 00:01:50,110
‫که در اون زمان به عنوان
‫افسر فرمانده یو‌اس‌اس کین

30
00:01:50,151 --> 00:01:51,486
‫خدمت می‌کرده

31
00:01:51,528 --> 00:01:54,280
‫و به‌صورت قانونی
درحال انجام وظیفه بوده

32
00:01:55,156 --> 00:01:56,574
‫چه ادعایی دارید؟

33
00:01:57,158 --> 00:01:58,326
‫بی‌گناهم

34
00:01:58,368 --> 00:02:00,161
‫تصریح می‌کنیم که ناوبان ماریک

35
00:02:00,203 --> 00:02:02,580
‫در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫ به عنوان افسر اجرایی

36
00:02:02,622 --> 00:02:04,332
‫یو‌اس‌اس کین درحال خدمت بوده

37
00:02:04,374 --> 00:02:08,086
‫وکیل محاکمه، می‌تونین
‫اولین شاهدتون رو فرا بخونین

38
00:02:09,003 --> 00:02:11,506
‫ناوسروان کوییگ رو فرا می‌خونم

39
00:02:21,599 --> 00:02:25,061
‫آیا رسماً سوگند یاد می‌کنید
‫که شهادتتون حقیقت

40
00:02:25,103 --> 00:02:27,480
‫تمام حقیقت، و چیزی جز حقیقت نباشد؟

41
00:02:27,522 --> 00:02:29,149
‫بله

42
00:02:29,190 --> 00:02:30,650
‫بفرمایید بشینید

43
00:02:36,531 --> 00:02:38,825
‫نام، درجه و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

44
00:02:38,867 --> 00:02:42,495
‫فیلیپ فرانسیس کوییگ
‫ناوسروان نیروی دریایی ایالات متحده

45
00:02:42,537 --> 00:02:46,332
‫درحال حاضر در مقر ناوگان پنجم خدمت می‌کنم
‫و منتظر انتقالی هستم

46
00:02:47,041 --> 00:02:49,627
‫متهم رو می‌شناسید؟

47
00:02:49,669 --> 00:02:51,588
‫بله

48
00:02:51,629 --> 00:02:54,132
‫ناوبان یکم ماریک، نیروی دریایی ایالات متحده

49
00:02:54,174 --> 00:02:58,553
‫ناوسروان کوییگ، در 18 دسامبر 2022

50
00:02:58,595 --> 00:03:00,471
‫فرمانده‌ یو‌اس‌اس کین بودین؟

51
00:03:00,513 --> 00:03:02,015
‫بله، بودم

52
00:03:02,515 --> 00:03:04,767
‫کین چطور کشتی‌ایه؟

53
00:03:04,809 --> 00:03:08,980
‫خب، عنوان رسمیش "ام‌سی‌ام"ـه
‫کشتی مین‌یاب

54
00:03:09,022 --> 00:03:11,065
‫و وظیفه‌ی اصلیش چیه؟

55
00:03:11,107 --> 00:03:14,485
‫خب، کین طراحی شده
‫که مین‌های دریایی رو پیدا و نابود کنه

56
00:03:14,527 --> 00:03:16,070
‫عملیات‌های مین‌روبی رو

57
00:03:16,112 --> 00:03:18,198
‫در مناطق مختلف خلیج فارس انجام میدیم

58
00:03:18,239 --> 00:03:20,450
‫بخصوص در تنگه‌ی هرمز

59
00:03:20,491 --> 00:03:24,370
‫ناوسروان، در 18 دسامبر 2022

60
00:03:24,412 --> 00:03:26,873
‫آیا از فرماندهی "کین" برکنار شدین؟

61
00:03:26,915 --> 00:03:28,958
‫بله

62
00:03:29,000 --> 00:03:30,460
‫توسط کی؟

63
00:03:30,501 --> 00:03:32,503
‫متهم، ناوبان ماریک

64
00:03:32,545 --> 00:03:35,882
‫آیا تغییر کشیک عادی بود؟

65
00:03:35,924 --> 00:03:38,843
‫نه، کاملاً غیرعادی بود

66
00:03:38,885 --> 00:03:40,720
‫چطور توصیفش می‌کنین؟

67
00:03:40,762 --> 00:03:46,017
‫خب، سخاوتمندانه‌ترین توصیفش اینه که
‫یک حادثه بود

68
00:03:46,059 --> 00:03:48,394
‫حادثه‌ای تاسف‌برانگیز ناشی از فروپاشی

69
00:03:48,436 --> 00:03:50,980
‫موقتی و تمام و کمال انضباط نظامی

70
00:03:51,022 --> 00:03:55,151
‫ناوسروان، لطفاً تمامی نکات
‫این برکناری غیرقانونی رو بیان کنید

71
00:03:56,277 --> 00:03:58,321
‫خیلی‌خب

72
00:03:58,363 --> 00:04:01,741
‫کین در تاریخ 16 دسامبر
‫از بحرین راه افتاد

73
00:04:01,783 --> 00:04:05,453
‫ماموریتمون این بود که از خلیج فارس
‫تا تنگه‌ی هرمز به دنبال مین‌ها بگردیم

74
00:04:05,495 --> 00:04:09,290
‫با از راه رسیدن طوفان
‫عملیات لغو شد

75
00:04:09,332 --> 00:04:11,626
‫و کشتی برای اجتناب از طوفان
‫شروع به حرکت کرد

76
00:04:11,668 --> 00:04:13,878
‫طوفان درحال حرکت به سمت غرب بود

77
00:04:13,920 --> 00:04:16,714
‫تاریخ و ساعت اون تغییر مسیر کی بود؟

78
00:04:16,756 --> 00:04:20,051
‫خب، اوایل صبح هجدهم بود، خانم

79
00:04:20,093 --> 00:04:22,762
‫و همونطور که گفتم، در اون ساعات
‫طوفان بسیار شدید شده بود

80
00:04:22,804 --> 00:04:24,806
‫میدان دید تقریباً به صفر رسیده بود

81
00:04:24,847 --> 00:04:28,184
‫نمی‌تونستیم کشتی‌های دیگه‌ی گروه رو ببینیم

82
00:04:28,226 --> 00:04:31,145
‫داشتیم بدون دید
‫در بارون جلو می‌رفتیم

83
00:04:31,187 --> 00:04:32,981
‫و بخاطر باد و دریا و این‌ها

84
00:04:33,022 --> 00:04:35,108
‫مجبور شدیم از موتورها
‫و سکان‌ها استفاده کنیم

85
00:04:35,149 --> 00:04:37,110
‫که بر طبق مسیر اجتناب از طوفانی
‫که دستور داده بودن پیش بریم

86
00:04:37,151 --> 00:04:39,445
‫ولی داشتیم خوب پیش می‌رفتیم

87
00:04:39,487 --> 00:04:43,116
‫ولی افسر اجراییم، از همون اوایل

88
00:04:43,157 --> 00:04:46,119
‫علائم اضطراب غیرمعمولی رو
‫ از خودش بروز داد

89
00:04:46,160 --> 00:04:48,079
‫چه علائمی بودن؟

90
00:04:48,121 --> 00:04:50,248
‫خب، به عنوان مثال
‫از همون اوایل می‌گفت...

91
00:04:50,290 --> 00:04:53,960
‫بعید می‌دونم بیشتر از نیم ساعت بعد از
‫تغییر مسیر کشتی به سمت جنوب بوده باشه...

92
00:04:54,002 --> 00:04:57,463
‫که باید بصورت مستقل
‫به سمت شمال پیش بریم

93
00:04:57,505 --> 00:04:59,549
‫چرا می‌خواست همچین کاری بکنه؟

94
00:04:59,590 --> 00:05:01,676
‫خب، برای اینکه متوجه شرایط بشین
‫طوفان داشت از سمت شرق بهمون نزدیک می‌شد

95
00:05:01,718 --> 00:05:03,303
‫ما در لبه‌ی غربیش قرار داشتیم

96
00:05:03,344 --> 00:05:06,264
‫که یعنی در جایی که بودیم
‫باد داشت از سمت شمال می‌وزید

97
00:05:06,306 --> 00:05:09,100
‫دریادار داشت هم‌جهت باد
به سمت جنوب می‌رفت

98
00:05:09,100 --> 00:05:10,768
تا از مسیر طوفان خارج بشه

99
00:05:10,810 --> 00:05:14,105
‫که مطابق تمام قواعد مرتبط با طوفان بود

100
00:05:14,147 --> 00:05:16,065
‫ولی افسر اجرایی من اصرار داشت

101
00:05:16,065 --> 00:05:18,401
‫که کشتی‌مون در خطر غرق شدن قرار داره

102
00:05:18,443 --> 00:05:20,403
‫و بهتره خلاف جهت باد پیش بریم

103
00:05:20,445 --> 00:05:23,406
‫که سمت شمال بود
‫تا بتونیم زنده بمونیم

104
00:05:23,448 --> 00:05:27,118
‫البته... وضعیت‌مون اونقدرها هم بد نبود

105
00:05:27,160 --> 00:05:29,203
‫و منظورم از اضطراب همینه

106
00:05:29,245 --> 00:05:31,122
‫چرا با رفتن به سمت شمال مخالف بودین

107
00:05:31,164 --> 00:05:33,082
‫همونطور که افسر اجراییتون پیشنهاد کرده بود؟

108
00:05:33,124 --> 00:05:35,668
‫خب، این ایده از همه‌نظر اشتباه بود

109
00:05:35,710 --> 00:05:38,087
‫خب، اولاً دستور گرفته بودم

110
00:05:38,129 --> 00:05:39,881
‫که به سمت جنوب بریم

111
00:05:39,922 --> 00:05:42,425
‫کشتیم در خطر نبود...

112
00:05:42,467 --> 00:05:44,761
‫عملکردش عادی بود

113
00:05:44,802 --> 00:05:48,598
‫اینکه در اون شرایط بخوایم
‫از گروه خارج بشیم و مستقل عمل کنیم

114
00:05:48,639 --> 00:05:50,141
‫اصلاً قابل‌قبول نیست

115
00:05:50,183 --> 00:05:52,018
‫و رفتن به سمت شمال

116
00:05:52,060 --> 00:05:54,354
‫باعث می‌شد کشتی
‫مستقیماً به سمت مرکز طوفان بره

117
00:05:54,395 --> 00:05:59,317
‫توصیه‌ای غیرمنطقی
‫و در اون شرایط عملاً خودکشی بود

118
00:05:59,359 --> 00:06:02,070
‫از اون زمان
‫تمام تصمیماتم در 18 دسامبر رو

119
00:06:02,111 --> 00:06:04,072
‫با بهترین راهبرهای کشتی
‫که می‌شناسم درمیون گذاشتم

120
00:06:04,113 --> 00:06:06,115
‫تا درجه‌ی دریابان

121
00:06:06,157 --> 00:06:10,536
‫و اجماعاً موافق هستن
‫که تنها مسیر درست در اون شرایط جنوب بوده

122
00:06:11,662 --> 00:06:14,916
‫ناوسروان، جمله‌ی آخرتون شهادت بر مسموعاته

123
00:06:14,957 --> 00:06:16,459
‫اوه، عذر... عذر می‌خوام

124
00:06:16,501 --> 00:06:18,669
‫گمونم اونجور که باید

125
00:06:18,711 --> 00:06:20,254
‫از این تمایزات حقوقی اطلاع ندارم

126
00:06:20,296 --> 00:06:22,757
‫هیچ ایرادی نداره

127
00:06:22,799 --> 00:06:25,885
‫وکیل مدافع درخواست می‌کنه که بخش
‫شهادت بر مسموعات از سوابق خط بخوره؟

128
00:06:25,927 --> 00:06:27,095
‫خیلی‌خب، درخواست می‌کنم

129
00:06:27,136 --> 00:06:28,971
‫لطفاً ادامه بدین

130
00:06:29,013 --> 00:06:32,892
‫خب، اصرار ماریک بر تغییر مسیر

131
00:06:32,934 --> 00:06:36,771
‫با بدتر شدن هوا شدیدتر شد

132
00:06:36,813 --> 00:06:38,898
‫بالاخره وقتی نگران حالش شدم

133
00:06:38,940 --> 00:06:41,025
‫که به سمت من اومد

134
00:06:41,067 --> 00:06:44,529
‫و ناگهان گفت حالم خوش نیست
‫و داره من رو از جایگاهم برکنار می‌کنه

135
00:06:44,570 --> 00:06:47,657
‫حقیقتش رو بخواین
‫باورم نمی‌شد دارم چی می‌شنوم

136
00:06:47,698 --> 00:06:49,742
‫چند لحظه طول کشید تا متوجه بشم

137
00:06:49,784 --> 00:06:52,495
‫وقتی شروع کرد
‫به داد زدن دستوراتش بر سر افسران پل فرماندهی

138
00:06:52,537 --> 00:06:55,415
‫و دستورات من رو لغو کرد

139
00:06:55,456 --> 00:06:59,752
‫تازه فهمیدم قضیه چیه

140
00:06:59,794 --> 00:07:01,504
‫ناوسروان، دلیلی به ذهنتون میاد

141
00:07:01,546 --> 00:07:04,549
‫که افسر اجراییتون رو
‫ به همچین کاری واداشته باشه؟

142
00:07:04,590 --> 00:07:06,509
‫حقیقتش رو بخواین، نه

143
00:07:06,551 --> 00:07:09,429
‫فکر نمی‌کنم ارتباطی با
‫رفتار و برخورد من داشته باشه

144
00:07:09,470 --> 00:07:13,224
‫ببینین... توی اون کشتی
‫اوضاع خیلی وحشتناک بود

145
00:07:13,224 --> 00:07:16,185
‫باد با قدرت 10 تا 12 می‌وزید
‫با صدای گوش‌خراش

146
00:07:16,227 --> 00:07:18,396
‫و امواج به بلندی کوه بودن

147
00:07:18,438 --> 00:07:21,524
‫و فشارسنج به پایین‌تر حد خودش
‫در تاریخ نیروی دریایی آمریکا رسیده بود

148
00:07:21,566 --> 00:07:24,068
‫و بدجوری افتادیم روی "رول"
‫(تاب خوردن عرضی کشتی)

149
00:07:24,068 --> 00:07:25,820
‫و واقعاً هم بد بود
‫(تاب خوردن عرضی کشتی)

150
00:07:25,862 --> 00:07:28,030
‫تجربه‌ی رول‌های زیادی
‫توی شمال اقیانوس اطلس دارم

151
00:07:28,072 --> 00:07:30,032
‫بنظرم ماریک فقط وحشت کرد

152
00:07:30,074 --> 00:07:31,742
‫همم

153
00:07:31,784 --> 00:07:34,537
‫در اون زمان کین در خطر جدی قرار داشت؟

154
00:07:34,579 --> 00:07:37,874
‫خب، نه همچین عقیده‌ای ندارم
‫نه، خانم

155
00:07:37,915 --> 00:07:41,252
‫بنظرم تونستیم به‌خوبی
‫اون رول ناجور رو کنترل کنیم

156
00:07:41,294 --> 00:07:43,504
‫مدام سعی می‌کرد با دستوراتش من رو

157
00:07:43,546 --> 00:07:45,715
‫از پل فرماندهی بیرون کنه، ولی همونجا موندم

158
00:07:45,756 --> 00:07:49,260
‫و دستوراتی بهش دادم
‫که فکر می‌کردم برای امنیت کشتی ضروریه

159
00:07:49,302 --> 00:07:52,972
‫در اون شرایط
‫فکر می‌کردم خطر اصلی

160
00:07:53,014 --> 00:07:55,975
‫ایجاد آشوب بیشتر از طرف ایشون بود

161
00:07:56,017 --> 00:07:59,979
‫و از اونجایی که کین
‫از اون طوفان به سلامت بیرون اومد

162
00:08:00,021 --> 00:08:04,942
‫اونم با وجود رفتار دیوانه‌وار
‫و بی‌سابقه‌ی افسر اجراییم

163
00:08:04,984 --> 00:08:09,489
‫بنظرم نحوه‌ی برخوردم
‫در اون شرایط اضطراری، درست بوده

164
00:08:09,530 --> 00:08:12,658
‫ماریک در زمان برکناری شما
‫هیچ دلیلی برای اختیاراتش ذکر نکرد؟

165
00:08:12,700 --> 00:08:15,036
‫اوه، زیر لب یه چیزی
‫در مورد ماده‌ی 1108 گفت

166
00:08:15,077 --> 00:08:17,079
‫در اون زمان متوجه نشدم

167
00:08:17,121 --> 00:08:20,291
‫بعدها گفت که اختیاراتش در اون شرایط

168
00:08:20,333 --> 00:08:23,753
‫بر اساس ماده‌ی 1108
قوانین نیروی دریایی بوده

169
00:08:23,794 --> 00:08:26,881
‫- و با این مواد آشنایی داشتین؟
‫- معلومه

170
00:08:26,923 --> 00:08:29,967
‫بطور کلی، چه چیزی رو بیان می‌کنن؟

171
00:08:30,009 --> 00:08:33,137
‫خب، تا جایی که اطلاع دارم
‫این امکان رو میدن

172
00:08:33,179 --> 00:08:38,726
‫که در شرایط اضطراری افسر اجرایی،
‫فرمانده رو از جایگاهش برکنار کنه

173
00:08:38,768 --> 00:08:41,938
‫در یک شرایط اضطراری بشدت نامعمول
‫که در اون فرمانده...

174
00:08:43,940 --> 00:08:48,319
‫خب، بخوام صراحتاً بگم
‫وقتی فرمانده کاملاً عقلش رو از دست داده

175
00:08:48,361 --> 00:08:51,113
‫آیا این مواد در اون وضعیت
‫به درستی استفاده شدن؟

176
00:08:51,155 --> 00:08:54,325
‫خب، من یکی از طرفین اون اتفاق هستم

177
00:08:54,367 --> 00:08:56,577
‫ولی نیازی نیست
‫حرف من رو قبول کنین

178
00:08:56,619 --> 00:08:59,413
‫داشتم با موفقیت کشتیم رو
‫از اون طوفان بیرون میاوردم

179
00:08:59,455 --> 00:09:02,208
‫و خوشبختانه، 130 شاهد برای اثباتش دارم

180
00:09:02,250 --> 00:09:04,126
‫تمام افراد اون کشتی

181
00:09:04,168 --> 00:09:06,879
‫ناوسروان، عذر می‌خوام
‫دوباره این‌کارو کردین، قربان

182
00:09:06,921 --> 00:09:09,131
‫دارین در مورد نظر دیگران شهادت میدین

183
00:09:09,173 --> 00:09:11,634
‫خب، مشخصاً کارشناس حقوقی نیستم. عذر می‌خوام

184
00:09:11,676 --> 00:09:14,929
‫جمله‌ی آخر شاهد رو
‫از سوابق خط بزنین

185
00:09:14,971 --> 00:09:17,223
‫تابحال بیماری روانی داشتین، قربان؟

186
00:09:17,598 --> 00:09:19,225
‫نه

187
00:09:19,267 --> 00:09:21,811
‫وقتی آقای ماریک شما رو برکنار کرد
‫ از هر نظر بیمار بودین؟

188
00:09:21,852 --> 00:09:23,771
‫خیر نبودم

189
00:09:23,813 --> 00:09:25,565
‫به افسر اجراییتون
‫در مورد عواقب عملش هشدار دادین؟

190
00:09:25,606 --> 00:09:27,984
‫بهش گفتم داره مرتکب
‫عمل شورش‌آمیزی میشه

191
00:09:28,025 --> 00:09:29,944
‫و چه جوابی داد؟

192
00:09:29,986 --> 00:09:31,988
‫انتظار داشت محاکمه‌ی نظامی بشه

193
00:09:32,029 --> 00:09:34,490
‫با این‌حال می‌خواست
‫کنترل کشتی رو بدست بگیره

194
00:09:36,075 --> 00:09:38,953
‫واکنش افسر عرشه
‫ناوبان سوم گرید کیث چی بود؟

195
00:09:38,995 --> 00:09:42,290
‫کیث هم به اندازه‌ی ماریک وحشت کرده بود

196
00:09:42,331 --> 00:09:43,874
‫برخورد سکان‌دار چی بود؟

197
00:09:43,916 --> 00:09:46,377
‫استیل‌ول از لحاظ احساسی
‫ نامتعادل بود و به دلایلی

198
00:09:46,419 --> 00:09:48,963
‫بشدت سرسپرده‌ی آقای کیث بود

199
00:09:49,005 --> 00:09:50,923
‫جفتشون از ماریک حمایت کردن

200
00:09:50,965 --> 00:09:53,634
‫ناوسروان کوییگ، چیز دیگه‌ای هست
‫که بخواین در رابطه با

201
00:09:53,676 --> 00:09:56,762
‫اتفاقات 18 دسامبر در کشتی کین بیان کنین؟

202
00:09:56,804 --> 00:09:58,764
‫خب، فقط اینکه...

203
00:09:59,974 --> 00:10:02,435
‫بدیهیه که خیلی در مورد این اتفاقات فکر کردم

204
00:10:02,476 --> 00:10:05,187
‫ناگوار‌ترین اتفاق در تمام حرفه‌م بوده

205
00:10:05,229 --> 00:10:08,274
‫تا جایی که اطلاع دارم
‫تنها اتفاق بحث برانگیز حرفه‌م بوده

206
00:10:10,651 --> 00:10:13,029
‫بنظرم اگر افسر عرشه

207
00:10:13,070 --> 00:10:16,198
‫کسی بجز آقای کیث نابخرد

208
00:10:16,240 --> 00:10:18,409
‫و سکان‌دار کسی بجز استیل‌ول بود

209
00:10:18,451 --> 00:10:20,286
‫هیچکدوم از این اتفاقات نمیفتاد

210
00:10:20,328 --> 00:10:25,458
‫هر افسر شایسته‌ای
‫دستورات ماریک رو رد می‌کرد

211
00:10:25,499 --> 00:10:28,085
‫و هر ملوان عادی که پشت سکان بود

212
00:10:28,127 --> 00:10:31,881
‫دستورات هر دو افسر رو نادیده می‌گرفت
‫و از من اطاعت می‌کرد

213
00:10:32,840 --> 00:10:36,302
‫از شانس بد بود
‫که این سه مرد

214
00:10:36,344 --> 00:10:38,888
‫ماریک، کیث و استیل‌ول

215
00:10:38,929 --> 00:10:42,016
‫در همچین زمان بحرانی
‫بر علیه من جمع شدن

216
00:10:43,184 --> 00:10:44,769
‫از شانس بد من بود

217
00:10:44,810 --> 00:10:47,146
‫و متاسفانه از شانس بدتر خودشون بود

218
00:10:47,188 --> 00:10:49,815
‫دادگاه می‌خواد از شاهد سوالی بپرسه

219
00:10:51,192 --> 00:10:53,152
‫ناوسروان کوییگ

220
00:10:53,194 --> 00:10:56,822
‫تمام آزمون‌های فیزیکی و روانی لازم

221
00:10:56,864 --> 00:10:59,617
‫برای ورود به آکادمی، فارغ‌التحصیلی

222
00:10:59,659 --> 00:11:01,410
‫گرفتن درجه، ارتقاء درجه و غیره رو طی کردین؟

223
00:11:01,452 --> 00:11:04,163
‫بله، قربان، 21 سال تمام

224
00:11:04,205 --> 00:11:08,167
‫آیا در سابقه‌ی پزشکی‌تون هرگونه
‫بیماری وجود داره، چه روانی چه فیزیکی؟

225
00:11:08,209 --> 00:11:10,127
‫خیر، قربان، وجود نداره

226
00:11:10,169 --> 00:11:13,214
‫آیا تابحال گزارش صلاحیت غیرقابل قبولی
‫دریافت کردین، ناوسروان کوییگ؟

227
00:11:13,255 --> 00:11:15,091
‫خیر، قربان

228
00:11:15,132 --> 00:11:17,760
‫خب، ناوسروان
‫می‌تونین دلیلی برای نظر ناوبان ماریک

229
00:11:17,802 --> 00:11:19,845
‫مبنی بر عدم ثبات روانی‌تون ذکر کنین؟

230
00:11:19,887 --> 00:11:22,098
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم، قربان

231
00:11:22,139 --> 00:11:24,642
‫اینه که فرماندهی کشتی بشدت...

232
00:11:24,684 --> 00:11:27,186
‫بی‌نظم و کثیفی به من داده شد

233
00:11:27,228 --> 00:11:32,108
‫و این بیانگر ایراد افسری
‫که جایگزینش شدم نیست

234
00:11:32,149 --> 00:11:34,527
‫کین ماموریتی یک‌ سال و نیمه
‫و دشوار رو پشت سر گذاشته بود

235
00:11:34,568 --> 00:11:36,779
‫و قابل درک بود

236
00:11:36,821 --> 00:11:40,658
‫با این‌وجود، برای امنیت اون کشتی و خدمه‌ش

237
00:11:40,658 --> 00:11:42,785
‫باید وضعیتش اصلاح می‌شد

238
00:11:42,827 --> 00:11:44,995
‫و اقدامات سختگیرانه‌ی زیادی انجام دادم

239
00:11:45,037 --> 00:11:48,708
‫و ناوبان ماریک اصلاً و ابداً
‫با من موافق نبود

240
00:11:48,749 --> 00:11:52,461
‫که "کین" باید دوباره
‫تبدیل به یک کشتی منظم بشه

241
00:11:54,463 --> 00:11:57,550
‫خب، شاید...

242
00:11:57,591 --> 00:12:00,803
‫شاید فکر می‌کرد دیوونه شدم
‫که مدام دارم تلاش می‌کنم

243
00:12:00,845 --> 00:12:05,349
‫خب، کل ماجرا همین بود، قربان

244
00:12:05,391 --> 00:12:08,144
‫- ممنونم
‫- شاهد در اختیار شماست

245
00:12:08,185 --> 00:12:10,896
‫ناوسروان کوییگ، می‌خوام ازتون بپرسم

246
00:12:10,938 --> 00:12:14,734
‫تابحال عبارت "زردک پیر" به گوشتون خورده؟

247
00:12:16,444 --> 00:12:18,863
‫مربوط به چیه؟

248
00:12:18,904 --> 00:12:20,573
‫مربوط به زردک پیره، قربان

249
00:12:22,908 --> 00:12:24,660
‫نه، نشنیدم

250
00:12:24,702 --> 00:12:27,580
‫اطلاع نداشتین که تمام افسرهای "کین"

251
00:12:27,621 --> 00:12:30,332
‫دائماً شما رو "زردک پیر" صدا می‌زدن؟

252
00:12:30,374 --> 00:12:33,419
‫به این سوال اعتراض دارم
‫سوال گستاخانه‌ای نسبت به شاهده

253
00:12:33,461 --> 00:12:36,422
‫وکیل مدافع گرین‌والد
‫چه توضیحی برای همچین سوالی دارن؟

254
00:12:36,464 --> 00:12:38,257
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫لقب زردک پیر

255
00:12:38,299 --> 00:12:39,925
‫که توسط افسرهای "کین" استفاده می‌شده

256
00:12:39,967 --> 00:12:43,095
‫به موضوع صلاحیت روانی ایشون مربوطه

257
00:12:43,137 --> 00:12:48,017
‫قبل از تصمیم‌گیری، دادگاه می‌خواد
‫به وکیل مدافع هشدار بده

258
00:12:48,976 --> 00:12:52,438
‫این پرونده‌ی بشدت غیرمعمول و حساسیه

259
00:12:52,480 --> 00:12:54,440
‫آبرو و حرفه‌ی یک افسر

260
00:12:54,482 --> 00:12:59,445
‫با 21 سال سابقه‌ی نظامی درخشان وسطه

261
00:12:59,487 --> 00:13:02,031
‫وکیل مدافع باید مسئولیت کامل

262
00:13:02,072 --> 00:13:03,741
‫روند این پرونده رو به عهده بگیره

263
00:13:06,577 --> 00:13:08,746
‫در رابطه با سوال اخیرشون

264
00:13:09,872 --> 00:13:12,458
‫اعتراض وکیل محاکمه وارد نیست

265
00:13:13,375 --> 00:13:16,045
‫تقریرنویس دادگاه
‫سوال رو تکرار می‌کنه

266
00:13:16,086 --> 00:13:18,631
‫"پس اطلاع نداشتین که تمام افسرهای کین"

267
00:13:18,672 --> 00:13:21,258
‫"دائماً شما رو "زردک پیر" صدا می‌زدن؟"

268
00:13:25,179 --> 00:13:27,306
‫خیر اطلاع نداشتم

269
00:13:27,348 --> 00:13:29,725
‫سوال دیگه‌ای ندارم

270
00:13:29,767 --> 00:13:31,310
‫فعلاً

271
00:13:31,352 --> 00:13:34,647
‫ناوسروان کوییگ بعداً
‫به عنوان شاهد متهم فراخونده میشه

272
00:13:35,314 --> 00:13:36,982
‫به عنوان شاهد متهم؟

273
00:13:37,024 --> 00:13:38,734
‫بله، قربان

274
00:13:40,361 --> 00:13:42,530
‫می‌تونین تشریف ببرید
‫بعداً دوباره فراخونده میشین

275
00:13:43,322 --> 00:13:44,657
‫ممنونم، قربان

276
00:13:44,698 --> 00:13:46,826
‫ناوبان یکم تامس کیفر فراخونده میشه

277
00:13:51,664 --> 00:13:53,791
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

278
00:13:53,833 --> 00:13:55,835
‫تامس کیفر، ناوبان یکم
نیروی دریایی ایالات متحده

279
00:13:55,876 --> 00:13:58,170
‫افسر ارتباطی یو‌اس‌اس کین

280
00:13:58,212 --> 00:14:00,714
‫اگر متهم رو می‌شناسین
‫اسمش رو بیان کنید

281
00:14:00,756 --> 00:14:04,009
‫ناوبان یکم استیو ماریک
‫افسر اجرایی کین

282
00:14:04,051 --> 00:14:06,387
‫در زندگی غیرنظامی، شغلتون چیه؟

283
00:14:06,428 --> 00:14:08,305
‫نویسنده‌م

284
00:14:08,347 --> 00:14:10,724
‫و تابحال آثارتون چاپ شدن؟

285
00:14:10,766 --> 00:14:14,436
‫چند تا از داستان‌های کوتاهم
‫ چاپ شدن، بله خانم

286
00:14:14,478 --> 00:14:18,732
‫در حین خدمت
‫در اوقات فراغتتون هم می‌نویسین؟

287
00:14:18,774 --> 00:14:21,610
‫بله، نصف یک رمان جنگی رو تمام کردم

288
00:14:21,652 --> 00:14:23,445
‫و اسم این رمان چیه؟

289
00:14:23,487 --> 00:14:25,739
‫انبوه و انبوه

290
00:14:25,781 --> 00:14:28,450
‫و آیا این رمان، با وجود نیمه‌تمام بودن

291
00:14:28,492 --> 00:14:30,953
‫اخیراً توسط ناشری پذیرفته شده؟

292
00:14:30,995 --> 00:14:32,371
‫بله

293
00:14:33,581 --> 00:14:35,291
‫خب، ناوبان کیفر

294
00:14:35,332 --> 00:14:37,877
‫آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022 در "کین"

295
00:14:37,918 --> 00:14:40,129
‫- در همین سمت خدمت می‌کردین؟
‫- بله

296
00:14:40,170 --> 00:14:42,381
‫ناوسروان کوییگ در اون تاریخ
‫از فرماندهیش برکنار شد؟

297
00:14:42,423 --> 00:14:43,966
‫- بله
‫- توسط کی؟

298
00:14:44,008 --> 00:14:45,551
‫افسر اجرایی

299
00:14:45,593 --> 00:14:47,720
‫توضیح بدین چطور فهمیدین
‫که ناوسروان برکنار شده

300
00:14:47,761 --> 00:14:52,349
‫خب، آقای ماریک به تمام افسرها
‫ اطلاع داد که به پل فرماندهی بیان

301
00:14:52,391 --> 00:14:54,810
‫وقتی به اونجا رسیدیم
‫بهمون گفت که ناوسروان ناخوش‌احواله

302
00:14:54,852 --> 00:14:56,312
‫و ایشون فرماندهی رو به‌دست گرفته

303
00:14:56,353 --> 00:15:00,316
‫ناوسروان کوییگ هیچگونه علائم ظاهری
‫مبنی بر ناخوش‌احوال بودن نشون می‌داد؟

304
00:15:00,357 --> 00:15:02,067
‫ببینین، در اوج طوفان...

305
00:15:02,109 --> 00:15:04,403
‫- هذیان می‌گفت یا از دهنش کف درمیومد یا...؟
‫- نه، نه

306
00:15:04,445 --> 00:15:07,239
‫- حالش از ناوبان کیث بدتر بنظر میومد؟
‫- نه

307
00:15:07,281 --> 00:15:08,699
‫- یا ماریک
‫- نه

308
00:15:08,741 --> 00:15:12,244
‫همه‌مون خسته، خیس‌آب و داغون بودیم

309
00:15:12,286 --> 00:15:15,122
‫آقای کیفر، آیا هیچ تلاشی کردین
‫که آقای ماریک رو قانع کنید

310
00:15:15,164 --> 00:15:16,790
‫که فرماندهی رو به آقای کوییگ برگردونه؟

311
00:15:16,832 --> 00:15:18,584
‫نه، نکردم

312
00:15:18,626 --> 00:15:20,461
‫جدیت اون لحظه رو درک نکردین؟

313
00:15:20,502 --> 00:15:21,754
‫کاملاً کردم

314
00:15:21,795 --> 00:15:23,797
‫پس چرا هیچ اقدامی برای اصلاحش انجام ندادین؟

315
00:15:23,839 --> 00:15:26,967
‫وقتی ناوسروان برکنار شد حضور نداشتم

316
00:15:27,009 --> 00:15:29,845
‫فرماندهی بطور کامل دست ماریک بود
‫تمام کشتی از دستوراتش پیروی می‌کرد

317
00:15:29,887 --> 00:15:32,389
‫فکر کردم که، برای امنیت کشتی

318
00:15:32,431 --> 00:15:34,808
‫بهترین راهم اینه که
‫از دستوراتش پیروی کنم

319
00:15:34,850 --> 00:15:36,810
‫آقای کیفر، آیا در دوره‌ای که ناوسروان کوییگ

320
00:15:36,852 --> 00:15:39,313
‫ فرماندهی رو بر عهده داشت
‫در کین حضور داشتین؟

321
00:15:39,355 --> 00:15:43,067
‫- بله، بودم
‫- آیا اثری از جنون در ایشون دیدین؟

322
00:15:43,108 --> 00:15:45,736
‫نمی‌تونم به این سوال جواب بدم
‫از اونجایی که روان‌پزشک نیستم

323
00:15:45,778 --> 00:15:47,863
‫تابحال شد فکر کنین
‫که شاید ایشون دیوانه باشه؟

324
00:15:47,905 --> 00:15:49,782
‫اعتراض دارم

325
00:15:49,823 --> 00:15:53,118
‫شاهد متخصص نیست
‫ و نظر شخصی مدرک محسوب نمیشه

326
00:15:53,160 --> 00:15:54,703
‫سوال رو پس می‌گیرم

327
00:15:54,745 --> 00:15:58,123
‫آقای کیفر، آیا قبل از 18 دسامبر

328
00:15:58,165 --> 00:16:01,543
‫مطلع شده بودین که ماریک
‫به سلامت روانی کوییگ شک کرده باشه؟

329
00:16:01,585 --> 00:16:04,296
‫- بله، شدم
‫- توصیف کنین چطور مطلع شدین

330
00:16:04,338 --> 00:16:05,756
‫خب، بذارین ببینم

331
00:16:05,798 --> 00:16:08,509
‫دو... دو هفته قبل از طوفان

332
00:16:08,550 --> 00:16:10,594
‫ماریک یک گزارش پزشکی بهم نشون داد

333
00:16:10,636 --> 00:16:13,222
‫که از رفتارهای ناوسروان کوییگ تهیه کرده بود

334
00:16:13,263 --> 00:16:16,725
‫ازم خواست همراهش برم
‫تا موقعیت رو...

335
00:16:16,767 --> 00:16:18,978
‫به دریابد ویلیامز
‫فرمانده‌ی ناوگان پنجم گزارش کنیم

336
00:16:19,019 --> 00:16:21,397
‫و قبول کردین همراهش برید؟

337
00:16:21,438 --> 00:16:23,023
‫- بله، قبول کردم
‫- چرا؟

338
00:16:23,065 --> 00:16:25,317
‫افسر مافوق و همچنین دوست صمیمیم بود

339
00:16:25,359 --> 00:16:29,154
‫آیا باور داشتین که گزارش ماریک
‫برکناری کوییگ از فرماندهی رو توجیه می‌کنه؟

340
00:16:29,196 --> 00:16:30,781
‫نه. نه

341
00:16:30,823 --> 00:16:32,783
‫به محض اینکه سوار کشتی دریابد ویلیامز شدیم

342
00:16:32,825 --> 00:16:35,869
‫با تمام قدرتی که می‌تونستم بهش گفتم
‫که از نظر من

343
00:16:35,911 --> 00:16:38,539
‫گزارش همچین عملی رو توجیه نمی‌کنه

344
00:16:38,580 --> 00:16:42,292
‫- پاسخش چی بود؟
‫- بعد از بحث طولانی، بهم گفت...

345
00:16:42,334 --> 00:16:44,545
‫بعد از بحث طولانی...

346
00:16:44,586 --> 00:16:46,797
‫توصیه‌ی من رو قبول کرد

347
00:16:46,839 --> 00:16:48,716
‫به "کین" برگشتیم

348
00:16:48,757 --> 00:16:52,845
‫دو هفته بعد که ناوسروان رو برکنار کرد
‫غافلگیر شدین؟

349
00:16:53,887 --> 00:16:55,180
‫بهت‌زده شدم

350
00:16:56,056 --> 00:16:58,559
‫با این تصمیم مشکلی نداشتین، آقای کیفر؟

351
00:16:59,309 --> 00:17:01,103
‫بشدت آشفته شدم

352
00:17:01,145 --> 00:17:03,939
‫فکر می‌کردم که در بهترین حالت
‫دچار سختی‌های زیادی میشه

353
00:17:03,981 --> 00:17:07,776
‫بنظرم شرایطی وحشتناک بود
‫و اشتباه کرده بود

354
00:17:08,569 --> 00:17:10,112
‫سوال دیگه‌ای ندارم

355
00:17:10,154 --> 00:17:11,572
‫سوالی ندارم

356
00:17:11,613 --> 00:17:14,158
‫وکیل مدافع قصد داره
‫این شاهد رو در آینده

357
00:17:14,199 --> 00:17:15,159
‫فرا بخونه؟

358
00:17:15,200 --> 00:17:16,785
‫خیر، قربان

359
00:17:16,827 --> 00:17:19,997
‫هیچ سوالی از این شاهد بشدت موثر ندارین؟

360
00:17:20,039 --> 00:17:21,123
‫نه، قربان

361
00:17:22,958 --> 00:17:25,044
‫دادگاه از شاهد سوال می‌پرسه

362
00:17:26,253 --> 00:17:27,504
‫آقای کیفر...

363
00:17:27,546 --> 00:17:30,924
‫خب، در رابطه با این گزارش پزشکی

364
00:17:30,966 --> 00:17:33,844
‫حقایقی که در اون وجود داشت
‫که ناوبان ماریک رو قانع کرد

365
00:17:33,886 --> 00:17:36,305
‫که باید شرایط ناوسروان رو
‫به دریابد ویلیامز گزارش بده

366
00:17:36,346 --> 00:17:37,639
‫شما رو قانع نکرد

367
00:17:37,681 --> 00:17:39,391
‫- درسته؟
‫- بله قانع نکردن، قربان

368
00:17:39,433 --> 00:17:41,185
‫چرا؟

369
00:17:41,226 --> 00:17:44,104
‫قربان، چیزی نیست که یک شخص غیرحرفه‌ای
‫بتونه با قطعیت در موردش نظر بده

370
00:17:44,146 --> 00:17:46,815
‫گفتین دوست صمیمی آقای ماریک هستین

371
00:17:46,857 --> 00:17:48,442
‫بله، قربان

372
00:17:48,484 --> 00:17:51,236
‫خب، یکی از چیزهایی
‫که این دادگاه می‌خواد مشخص کنه

373
00:17:51,278 --> 00:17:54,573
‫اینه که آیا شرایط موجهی
‫برای اعمالش وجود داشته یا خیر

374
00:17:54,615 --> 00:17:56,575
‫آیا این گزارش پزشکی بهتون نشون می‌داد

375
00:17:56,617 --> 00:17:59,745
‫که ناوسروان کوییگ
‫افسری کاملاً عادی و شایسته‌ایه؟

376
00:17:59,787 --> 00:18:01,997
‫قربان، با وجود عدم تخصصم عرض می‌کنم

377
00:18:02,039 --> 00:18:04,083
‫همیشه اینطور فکر می‌کردم

378
00:18:04,083 --> 00:18:06,794
‫که مشکل روانی... یک موضوع نسبیه

379
00:18:06,835 --> 00:18:09,379
‫ناوسروان کوییگ
‫شخص بشدت سختگیری بود

380
00:18:09,421 --> 00:18:12,549
‫و شدیداً پیگیر کوچک‌ترین مسائل بود

381
00:18:12,591 --> 00:18:16,512
‫متقاعد کردنشون چندان ساده نبود

382
00:18:16,553 --> 00:18:19,640
‫و چندین مورد بود که حس می‌کردم
‫زیادی واکنش سختی نشون داده

383
00:18:19,681 --> 00:18:22,392
‫و زمان زیادی رو
‫صرف مسائل ناچیز کرده

384
00:18:22,434 --> 00:18:24,812
‫خیلی ناخوشایند بودن

385
00:18:24,853 --> 00:18:27,439
‫ولی اینکه از این نتیجه گرفته بشه

386
00:18:27,481 --> 00:18:28,899
‫که ناوسروان روانیه

387
00:18:28,941 --> 00:18:31,485
‫نه، نه، حقیقتش لازم ‌دیدم

388
00:18:31,527 --> 00:18:33,737
‫که به ماریک هشدار بدم این‌کارو نکنه

389
00:18:34,947 --> 00:18:37,407
‫اسم، درجه و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

390
00:18:39,076 --> 00:18:42,538
‫جونیوس اوربن، دستیار افسر عرشه
‫مهناوی سوم نیروی دریایی ایالات متحده

391
00:18:42,579 --> 00:18:44,581
‫در یو‌اس‌اس کین

392
00:18:46,542 --> 00:18:48,627
‫متهم رو می‌شناسی؟

393
00:18:49,461 --> 00:18:50,712
‫بله خانم؟

394
00:18:50,754 --> 00:18:52,965
‫متهم رو می‌شناسی؟

395
00:18:54,508 --> 00:18:55,926
‫خانم؟

396
00:18:57,094 --> 00:19:00,597
‫افسری که پشت میز نشسته رو می‌شناسی؟

397
00:19:01,598 --> 00:19:04,226
‫کدوم یکی؟ دو نفرن

398
00:19:04,268 --> 00:19:06,562
‫اونی که می‌شناسی رو بگو

399
00:19:07,396 --> 00:19:09,106
‫افسر اجراییه

400
00:19:09,148 --> 00:19:11,108
‫اسمش چیه؟

401
00:19:11,150 --> 00:19:12,651
‫آقای ماریک

402
00:19:12,693 --> 00:19:14,945
‫افسر اجرایی چیه؟

403
00:19:15,737 --> 00:19:16,989
‫کشتی

404
00:19:17,030 --> 00:19:20,325
‫- اسم کشتی چیه؟
‫- کین

405
00:19:20,367 --> 00:19:22,953
‫- ممنونم
‫- شرمنده

406
00:19:22,995 --> 00:19:25,706
‫اوربن، در 18 دسامبر 2022

407
00:19:25,747 --> 00:19:27,958
‫در کین با همین سمت خدمت می‌کردی؟

408
00:19:28,000 --> 00:19:30,252
‫همون روز اتفاقه؟

409
00:19:30,294 --> 00:19:32,421
‫کدوم اتفاق؟

410
00:19:32,462 --> 00:19:34,173
‫نمی‌دونم

411
00:19:34,214 --> 00:19:36,967
‫بله، روز وقوع طوفانه

412
00:19:37,009 --> 00:19:39,178
‫بله. توی... توی کشتی بودم

413
00:19:40,345 --> 00:19:41,847
‫وقتی ماریک ناوسروان کوییگ رو

414
00:19:41,889 --> 00:19:44,516
‫از فرماندهی برکنار کرد، توی پل فرماندهی بودی؟

415
00:19:44,558 --> 00:19:46,059
‫بله

416
00:19:46,101 --> 00:19:48,103
‫دیگه کی توی پل فرماندهی حضور داشت؟

417
00:19:48,145 --> 00:19:53,734
‫خب، ناوسروان بود و... آقای ماریک

418
00:19:54,568 --> 00:19:55,861
‫خب؟

419
00:19:55,903 --> 00:19:57,779
‫سکان‌دار

420
00:19:57,821 --> 00:19:59,948
‫- اسمش چیه؟
‫- استیل‌ول

421
00:19:59,990 --> 00:20:01,033
‫دیگه کی؟

422
00:20:01,074 --> 00:20:02,659
‫- افسر عرشه
‫- اسم اون چی بود؟

423
00:20:02,701 --> 00:20:03,994
‫آقای کیث

424
00:20:04,036 --> 00:20:06,413
‫توی پل فرماندهی چیکار می‌کردی؟

425
00:20:06,455 --> 00:20:08,707
‫سر کشیک بودم

426
00:20:08,749 --> 00:20:10,959
‫اوربن، به بیان خودت توصیف کن

427
00:20:11,001 --> 00:20:13,712
‫که ناوبان چطوری
‫ناوسروان رو برکنار کرد

428
00:20:16,340 --> 00:20:17,883
‫گفت...

429
00:20:18,759 --> 00:20:21,553
‫"برکنارتون می‌کنم"، خانم

430
00:20:21,595 --> 00:20:23,889
‫در اون زمان چه اتفاقی در جریان بود؟

431
00:20:23,931 --> 00:20:27,100
‫خب، کشتی بدجور توی رول بود
‫طوفان دهن سرویس‌کنی بود

432
00:20:28,101 --> 00:20:30,520
‫اوربن، تمام اتفاقاتی که در 10 دقیقه

433
00:20:30,562 --> 00:20:32,814
‫قبل از برکناری ناوسروان کوییگ

434
00:20:32,814 --> 00:20:34,650
‫اتفاق افتاد رو توصیف کن

435
00:20:34,691 --> 00:20:37,569
‫خب، همونطور که گفتم

436
00:20:37,611 --> 00:20:40,072
‫کشتی بدجوری افتاده بود توی رول

437
00:20:41,198 --> 00:20:42,741
‫همین؟

438
00:20:42,783 --> 00:20:45,702
‫ناوسروان چیزی گفت؟
‫افسر اجرایی حرفی زد؟

439
00:20:45,744 --> 00:20:47,579
‫افسر عرشه حرفی زد؟

440
00:20:47,621 --> 00:20:50,249
‫یا کشتی 10 دقیقه
‫در سکوت کامل رول می‌خورد؟

441
00:20:50,290 --> 00:20:52,417
‫خب، خانم
‫طوفان بود

442
00:20:52,459 --> 00:20:57,047
‫مهناوی اوربن، قسم خوردین حقیقت رو بگین

443
00:20:57,089 --> 00:20:58,757
‫خب...

444
00:21:00,092 --> 00:21:03,679
‫فکر کنم ناوسروان می‌خواست بریم شمال

445
00:21:03,720 --> 00:21:05,931
‫و افسر اجرایی می‌خواست بریم جنوب

446
00:21:05,973 --> 00:21:08,183
‫یا برعکس، یا همچین چیزی

447
00:21:08,225 --> 00:21:10,394
‫چرا ناوسروان می‌خواست بره جنوب؟

448
00:21:10,435 --> 00:21:12,396
‫- نمی‌دونم
‫- چرا افسر اجرایی می‌خواست بره شمال؟

449
00:21:12,437 --> 00:21:15,190
‫خانم، من یه مهناوی سوم بیشتر نیستم

450
00:21:15,232 --> 00:21:18,026
‫- رفتار ناوسروان دیوانه‌وار بود؟
‫- نه

451
00:21:18,068 --> 00:21:19,695
‫- افسر اجرایی بنظر وحشت‌زده میومد؟
‫- نه

452
00:21:19,736 --> 00:21:21,280
‫- ناوسروان چطور؟
‫- نه

453
00:21:21,321 --> 00:21:22,864
‫کسی بنظر وحشت‌زده میومد؟

454
00:21:23,949 --> 00:21:26,952
‫من... من عین سگ وحشت کرده بودم

455
00:21:27,661 --> 00:21:29,579
‫عذر می‌خوام، قربان

456
00:21:29,621 --> 00:21:33,417
‫ولی ناوسروان اون صبح
‫به هیچ عنوان رفتارش دیوانه‌وار نبود، درسته؟

457
00:21:33,458 --> 00:21:36,253
‫- ناوسروان مثل همیشه بود
‫- رفتارش دیوانه‌وار بود یا عاقلانه، اوربن؟

458
00:21:36,295 --> 00:21:38,463
‫عاقل بود

459
00:21:38,505 --> 00:21:40,799
‫تا جایی که می‌دونم

460
00:21:40,841 --> 00:21:43,802
‫مهناوی اوربن، چند سالته؟

461
00:21:43,844 --> 00:21:46,388
‫- بیست سال
‫- سطح تحصیلاتت در چه حده؟

462
00:21:46,430 --> 00:21:49,516
‫دیپلم... دیپلم دبیرستان دارم

463
00:21:49,558 --> 00:21:51,977
‫تمام حقیقت رو اینجا گفتی

464
00:21:52,019 --> 00:21:53,729
‫یا نگفتی؟

465
00:21:55,355 --> 00:22:00,193
‫قربان، یک سرباز کشیک

466
00:22:00,235 --> 00:22:03,947
‫نباید به بحث‌های بین
‫ناوسروان و افسر اجرایی گوش کنه

467
00:22:04,656 --> 00:22:06,199
‫خودت از ناوسروان خوشت میاد؟

468
00:22:07,409 --> 00:22:09,036
‫آره، ازش خوشم میومد، قربان

469
00:22:09,077 --> 00:22:11,538
‫سوالاتتون رو ادامه بدین

470
00:22:11,580 --> 00:22:13,290
‫سوال دیگه‌ای ندارم

471
00:22:13,332 --> 00:22:16,209
‫مهناوی اوربن، آیا در کین حضور داشتی

472
00:22:16,251 --> 00:22:18,337
‫وقتی کشتی کابل یدک‌کش خودش رو پاره کرد؟

473
00:22:18,378 --> 00:22:20,130
‫بله... بله قربان

474
00:22:20,172 --> 00:22:22,966
‫- و در اون زمان داشتی چیکار می‌کردی؟
‫- داشتم...

475
00:22:23,008 --> 00:22:27,012
‫خب، ناوسروان داشت با داد و بیداد
‫منو از پل فرماندهی می‌انداخت بیرون، قربان

476
00:22:27,054 --> 00:22:29,348
‫- بابت چی؟
‫- لبه‌ی پیرهنم بیرون بود

477
00:22:29,389 --> 00:22:32,517
‫ناوسروان در مورد لبه‌ی پیرهن‌ها
‫خیلی سخت‌گیر بود؟

478
00:22:32,559 --> 00:22:35,270
‫بله، قربان. در مورد
‫لبه‌ی پیرهن‌ها خیلی سخت‌گیر بود

479
00:22:35,312 --> 00:22:37,189
‫و وقتی داشت لبه‌ی پیرهن تو رو توصیف می‌کرد

480
00:22:37,230 --> 00:22:39,191
‫کشتی یک دور کامل خورد

481
00:22:39,232 --> 00:22:40,984
‫و از روی کابل یدک‌کش خودش رد شد

482
00:22:41,026 --> 00:22:43,195
‫- این اتفاقیه که افتاد؟
‫- به این سوالات اعتراض دارم

483
00:22:43,236 --> 00:22:45,364
‫وکیل شاهد رو با سوالات جهت‌دار گول زده

484
00:22:45,405 --> 00:22:48,116
‫که اظهار کنه کین
‫کابل یدک‌کش خودش رو پاره کرده

485
00:22:48,158 --> 00:22:51,203
‫مسئله‌ای که در سوالات بنده
‫بهش پرداخته نشده

486
00:22:51,244 --> 00:22:53,205
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫ شاهد بیان کرده

487
00:22:53,246 --> 00:22:55,165
‫که تابحال ندیده ناوسروان
‫کار دیوانه‌واری انجام بده

488
00:22:55,207 --> 00:22:57,542
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫خلاف این نکته رو ثابت کنم

489
00:22:57,584 --> 00:23:01,463
‫وکیل مدافع این فرصت رو داره که بعداً
شهادتی مستقیم مبنی بر این موضوع بگیره

490
00:23:01,505 --> 00:23:03,423
‫اعتراض وارده

491
00:23:03,465 --> 00:23:06,885
‫سوالات تا این لحظه
‫از سوابق خط می‌خوره

492
00:23:08,220 --> 00:23:10,847
‫اوربن، شخصیت پارانوئید یعنی چی؟

493
00:23:10,889 --> 00:23:12,432
‫- ها؟
‫- شخصیت پارانوئید

494
00:23:12,474 --> 00:23:14,142
‫- چیه؟
‫- بله قربان؟

495
00:23:14,184 --> 00:23:16,520
‫اگر یک شخص روان‌پریش رو دیدی
‫ تشخیصش میدی؟

496
00:23:16,561 --> 00:23:17,896
‫- من؟
‫- نیازی نیست

497
00:23:17,938 --> 00:23:20,023
‫ سوال دیگه‌ای ندارم. ممنون

498
00:23:20,065 --> 00:23:22,234
‫مهناوی اوربن

499
00:23:22,275 --> 00:23:25,821
‫با هیچکس در مورد شهادتت
‫در این دادگاه صحبت نمی‌کنی، متوجه شدی؟

500
00:23:25,862 --> 00:23:28,240
‫کی، قربان؟ من، قربان؟

501
00:23:28,657 --> 00:23:29,658
‫نه، قربان

502
00:23:29,699 --> 00:23:31,451
‫شاهد می‌تونه بره

503
00:23:32,077 --> 00:23:33,578
‫ممنونم، قربان

504
00:23:37,374 --> 00:23:39,584
‫می‌بینم که وکیل محاکمه می‌خواد

505
00:23:39,626 --> 00:23:41,711
‫دوازده نفر از خدمه‌ی کین رو احضار کنه

506
00:23:41,753 --> 00:23:43,213
‫- بله؟
‫- بله، درسته

507
00:23:43,255 --> 00:23:45,215
‫و هدف اینه که
‫شهادت اوربن رو تایید کنین

508
00:23:45,257 --> 00:23:47,342
‫که هیچکس تابحال ندیده
‫ناوسروان کار دیوانه‌واری انجام بده

509
00:23:47,384 --> 00:23:49,928
‫- بله هدف همینه
‫- باشه، قبول می‌کنم

510
00:23:49,970 --> 00:23:52,264
‫قبول می‌کنم که همه‌شون
‫شهادت اوربن رو تایید می‌کنن

511
00:23:52,305 --> 00:23:57,436
‫اگر توام قبول کنی که هیچکدومشون بهتر از
‫ اوربن نمی‌فهمن آدم پارانوئید یعنی چی

512
00:23:57,477 --> 00:23:59,896
‫بله، با این شروط قبول می‌کنم، قربان

513
00:23:59,938 --> 00:24:02,315
‫- خیلی‌خب
‫- ناوبان، چیز سنگینی رو قبول کردی

514
00:24:02,357 --> 00:24:05,402
‫و با اجازه‌تون، قربان
‫قبولش می‌کنم

515
00:24:05,444 --> 00:24:07,279
‫خب...

516
00:24:07,320 --> 00:24:10,782
‫آقای گرین‌والد، درسته که
‫دادرس دادگاه نظامی شما رو به عنوان

517
00:24:10,824 --> 00:24:12,200
‫وکیل مدافع انتخاب کرده؟

518
00:24:12,242 --> 00:24:13,577
‫بله، قربان

519
00:24:13,618 --> 00:24:15,996
‫- کی انتخاب شدی؟
‫- چهار روز قبل، قربان

520
00:24:16,037 --> 00:24:18,415
‫حس می‌کنی وقت کافی داشتی
‫ دفاعیاتت رو آماده کنی؟

521
00:24:18,415 --> 00:24:19,207
‫بله قربان

522
00:24:19,249 --> 00:24:21,251
‫با میل خودت
‫این مسئولیت رو قبول کردی؟

523
00:24:21,293 --> 00:24:23,336
‫قربان، ناوبان گرین‌والد به درخواست

524
00:24:23,378 --> 00:24:25,589
‫دادرس این مسئولیت رو قبول کرد

525
00:24:26,882 --> 00:24:30,385
‫- می‌بینم که خلبان نیروی دریایی هستی
‫- بله، قربان

526
00:24:30,427 --> 00:24:33,388
‫- با چی پرواز می‌کنی؟
‫- عمدتاً اف/ای-18 سوپر هورنت، قربان

527
00:24:33,430 --> 00:24:36,308
‫- چرا الان پرواز نمی‌کنی؟
‫- مرخصی پزشکی دارم، قربان

528
00:24:36,349 --> 00:24:39,227
‫- چرا؟
‫- مجبور شدم از هواپیمای آسیب‌دیده اجکت کنم

529
00:24:39,269 --> 00:24:40,937
‫که اینطور

530
00:24:40,979 --> 00:24:44,191
‫- فرصت داشتی وکالت کنی؟
‫- یکم، قربان

531
00:24:46,693 --> 00:24:48,445
‫ناوبان ماریک

532
00:24:48,487 --> 00:24:50,489
‫بله، قربان

533
00:24:50,530 --> 00:24:52,908
‫می‌خوام بدونم از نحوه‌ی عملکرد
‫ وکیلت راضی هستی یا نه

534
00:24:52,949 --> 00:24:55,494
‫قربان، اگر این سوال رو جواب بده
‫بر اساس اعتماد کورکورانه‌ست

535
00:24:55,535 --> 00:24:57,954
‫میشه یک لحظه با موکلم
‫ خصوصی صحبت کنم؟

536
00:25:00,957 --> 00:25:02,083
‫دو دقیقه

537
00:25:02,125 --> 00:25:03,502
‫بیا بریم

538
00:25:03,960 --> 00:25:05,337
‫ممنونم

539
00:25:07,130 --> 00:25:09,424
‫خب، می‌خوای از شرم خلاص بشی؟

540
00:25:10,467 --> 00:25:11,968
‫نمی‌دونم

541
00:25:13,053 --> 00:25:15,347
‫بنظرم الان دیگه درهرحال دهنم سرویسه

542
00:25:15,388 --> 00:25:17,349
‫پونزده سال توی زندان نظامی؟

543
00:25:17,390 --> 00:25:19,184
‫اوهوم

544
00:25:20,727 --> 00:25:23,522
‫یک چیزو بهم بگو
‫چرا از تام سوالی نپرسیدی؟

545
00:25:23,563 --> 00:25:25,857
‫وقت ندارم همه‌چیو بهت بگم

546
00:25:25,899 --> 00:25:28,568
‫- تام کیفر همه‌ی کارهای ناوسروان رو می‌دونه
‫- مطمئنم همینطوره

547
00:25:28,610 --> 00:25:30,487
‫اگر حاضر نبود حرف بزنه
‫وظیفه‌ی توئه از زیر زبونش بکشی

548
00:25:30,529 --> 00:25:32,614
‫- مگه نیست؟
‫- متوجه نیستی

549
00:25:32,656 --> 00:25:34,407
‫نه، متوجه نیستم چیکار داری می‌کنی
‫در این شکی نیست

550
00:25:34,449 --> 00:25:35,909
‫- می‌خوام این پرونده رو جلو ببرم
‫- چرا؟

551
00:25:35,951 --> 00:25:37,619
‫- چون می‌خوام توش پیروز بشم
‫- چرا؟

552
00:25:37,661 --> 00:25:39,538
‫همین کافی نیست؟

553
00:25:39,579 --> 00:25:41,248
‫قبلش گفتی ترجیح میدی
‫محاکمه‌م کنی تا ازم دفاع کنی

554
00:25:41,289 --> 00:25:42,999
‫شاید این روش عجیبت
‫برای محاکمه‌ی منه

555
00:25:43,041 --> 00:25:46,169
‫استیو، بادقت گوش کن چی میگم

556
00:25:46,211 --> 00:25:48,964
‫- شریک‌جرم کردن کیفر به ضرر خودته
‫- چی؟

557
00:25:49,005 --> 00:25:52,342
‫دوتا عوضی ناراضی
‫به جای یک افسر اجرایی قهرمان

558
00:25:52,384 --> 00:25:55,637
‫با یک افسر اجرایی قهرمان، یه شانسی دارم

559
00:25:55,679 --> 00:25:58,974
‫اثبات کردن همین
‫تنها شانست برای پیروز شدنه

560
00:26:05,063 --> 00:26:07,524
‫برای ثبت در سوابق
‫دادگاه از متهم می‌پرسه

561
00:26:07,566 --> 00:26:09,985
‫آیا از وکیلت راضی هستی؟

562
00:26:11,653 --> 00:26:13,530
‫راضی هستم، قربان

563
00:26:13,572 --> 00:26:16,408
‫- دادگاه دوباره این مسئله رو باز نمی‌کنه
‫- متوجهم، قربان

564
00:26:16,449 --> 00:26:19,077
‫از ناوبان گرین‌والد راضی هستم

565
00:26:19,119 --> 00:26:21,705
‫ادامه بده، ناوسروان شلی

566
00:26:22,664 --> 00:26:24,249
‫ناوبان کیث رو فرا می‌خونم

567
00:26:33,466 --> 00:26:35,427
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

568
00:26:35,468 --> 00:26:38,555
‫ویلیس کیث، ناوبان سوم
‫ نیروی دریایی ایالات متحده

569
00:26:38,597 --> 00:26:40,682
‫دستیار افسر ارتباطات در یو‌اس‌اس کین

570
00:26:40,724 --> 00:26:43,184
‫آقای کیث، آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022

571
00:26:43,226 --> 00:26:45,395
‫افسر عرشه‌ی کین بودی؟

572
00:26:45,437 --> 00:26:46,813
‫بله

573
00:26:46,855 --> 00:26:49,524
‫آیا ناوسروان در اون تاریخ
‫از فرماندهیش برکنار شد؟

574
00:26:49,566 --> 00:26:50,609
‫بله، خانم

575
00:26:50,650 --> 00:26:52,193
‫می‌دونی چرا افسر اجرایی

576
00:26:52,235 --> 00:26:53,612
‫- ناوسروان رو برکنار کرد؟
‫- بله

577
00:26:53,653 --> 00:26:56,740
‫ناوسروان کوییگ کنترل خودش رو از دست داد

578
00:26:56,781 --> 00:26:59,534
‫و کشتی بشدت در خطر غرق شدن قرار داشت

579
00:27:00,619 --> 00:27:02,203
‫چند سال روی دریا خدمت کردی، ناوبان؟

580
00:27:02,245 --> 00:27:04,164
‫یک سال و سه ماه

581
00:27:04,205 --> 00:27:06,207
‫می‌دونی ناوسروان کوییگ
‫چند سال در دریا خدمت کرده؟

582
00:27:06,249 --> 00:27:08,168
‫گمونم حدوداً 17 سال

583
00:27:08,209 --> 00:27:10,128
‫کدوم یکی از شما
‫بهتر می‌تونه تشخیص بده

584
00:27:10,170 --> 00:27:12,714
‫که کشتی داره غرق میشه یا نه؟

585
00:27:12,756 --> 00:27:14,758
‫من، خانم

586
00:27:14,799 --> 00:27:17,344
‫اگر من حواسم سر جاشه
‫و ناوسروان کوییگ نیست

587
00:27:17,385 --> 00:27:19,220
‫خب، از کجا می‌دونی
‫ایشون حواسش سرجاش نبوده؟

588
00:27:19,262 --> 00:27:21,473
‫در صبح 18 دسامبر نبود

589
00:27:21,514 --> 00:27:24,643
‫- عه. آیا پزشکی یا روان‌پزشکی خوندی؟
‫- نه

590
00:27:24,684 --> 00:27:29,105
‫آیا ناوسروان هذیان می‌گفت یا از دهنش
‫کف میومد یا حرکات دیوانه‌وار انجام می‌داد؟

591
00:27:29,147 --> 00:27:32,901
‫نه، نه
‫ولی کاری که کرد همینقدر بد بود

592
00:27:32,942 --> 00:27:34,069
‫میشه توضیح بدی چه کاری بوده؟

593
00:27:34,110 --> 00:27:36,321
‫دستوراتش مبهم بود

594
00:27:36,363 --> 00:27:39,783
‫اصرار داشت به سمت جنوب بریم اونم وقتی
‫باد 145 کیلومتر در ساعت پشتمون می‌وزید

595
00:27:39,824 --> 00:27:42,535
‫با همچین باد قدرتمندی پشت کشتی
‫نمی‌شد کشتی رو کنترل کرد

596
00:27:42,577 --> 00:27:45,705
‫به عنوان یک
‫راهبر کشتی حرفه‌ای این رو میگین؟

597
00:27:45,747 --> 00:27:49,125
‫خب، استیو ماریک اینطور فکر می‌کرد
‫و ایشون راهبر کشتی خبره‌ایه

598
00:27:49,167 --> 00:27:53,797
‫تا قبل از 18 دسامبر
‫کاملاً به ناوسروانت وفادار بودی یا خیر؟

599
00:27:53,838 --> 00:27:58,635
‫در برخی موارد معدود
‫با ناوسروان کوییگ مخالفت می‌کردم

600
00:27:58,677 --> 00:28:00,679
‫در چه موارد معدودی مخالفت می‌کردی؟

601
00:28:00,720 --> 00:28:03,098
‫وقتی ناوسروان با افرادش بدرفتاری می‌کرد
‫جلوشون درمیومدم

602
00:28:03,139 --> 00:28:04,808
‫ناوسروان کی با افرادش بدرفتاری کرده؟

603
00:28:04,849 --> 00:28:07,936
‫خب، به عنوان مثال مرتباً
‫مسئول تسلیحات مهناوی دوم استیل‌ول رو

604
00:28:07,977 --> 00:28:09,854
‫مورد آزار و اذیت قرار می‌داد

605
00:28:09,896 --> 00:28:11,981
‫از چه نظر؟

606
00:28:12,023 --> 00:28:15,068
‫اول، بخاطر کتاب خوندن سر کشیک
خروجش از کشتی رو به مدت 6 ماه ممنوع کرد

607
00:28:15,110 --> 00:28:17,987
‫در دسامبر 2021 وقتی برگشتیم آمریکا
‫بهش اجازه‌ی مرخصی نداد

608
00:28:18,029 --> 00:28:22,867
‫بیچاره داشت پیام‌های ناشناسی
‫در مورد خیانت زنش دریافت می‌کرد

609
00:28:22,909 --> 00:28:26,037
‫ماریک به استیل‌ول
‫مرخصی اضطراری 72 ساعته داد

610
00:28:26,079 --> 00:28:27,872
‫چند ساعت بعد از پایان مرخصیش برگشت...

611
00:28:27,914 --> 00:28:31,793
‫صبر کن، صبر کن
‫گفتی ماریک به استیل‌ول مرخصی داد

612
00:28:33,503 --> 00:28:35,922
‫ماریک می‌دونست ناوسروان
‫درخواست مرخصی استیل‌ول رو رد کرده؟

613
00:28:35,964 --> 00:28:37,799
‫بله

614
00:28:37,841 --> 00:28:41,177
‫ماریک قبل از دادن این مرخصی
‫ با ناوسروان هماهنگ کرد؟

615
00:28:41,219 --> 00:28:43,138
‫نه...

616
00:28:43,179 --> 00:28:45,640
‫یعنی داری شهادت میدی، آقای کیث

617
00:28:45,682 --> 00:28:48,852
‫که ماریک عامداً از دستورات ناوسروانش
‫سرپیچی کرده بوده؟

618
00:28:50,937 --> 00:28:52,355
‫خب...

619
00:28:53,732 --> 00:28:57,694
‫آخه... راستش تقصیر خودم بود

620
00:28:57,736 --> 00:28:59,696
‫چون التماسش کردم. اونم...

621
00:28:59,738 --> 00:29:01,990
‫آقای کیث، حالا شهادتت رو داریم

622
00:29:02,031 --> 00:29:03,992
‫که شما و استیل‌ول و ماریک

623
00:29:04,033 --> 00:29:06,870
‫یک سال کامل قبل از
‫طوفان 18 دسامبر همدستی کردین

624
00:29:06,911 --> 00:29:10,331
‫که از دستورات مستقیم
‫ افسر ارشدتون سرپیچی کنین

625
00:29:10,373 --> 00:29:12,834
‫حالا، لطفاً به دادگاه بگو

626
00:29:12,876 --> 00:29:16,588
‫که چه موارد بدرفتاری دیگه‌ای رو شاهد بودی؟

627
00:29:18,214 --> 00:29:20,091
‫دسترسی اینترنت رو به مدت 6 ماه قطع کرد

628
00:29:20,133 --> 00:29:22,802
‫چون اشتباهی
برای نمایش فیلم دعوت نشده بود

629
00:29:22,844 --> 00:29:26,055
‫وسط موج گرما
‫استفاده از آب رو محدود کرد

630
00:29:26,097 --> 00:29:29,267
‫چون می‌گفت افراد زیادی آب مصرف می‌کنن
‫و باید درس بگیرن

631
00:29:29,309 --> 00:29:34,355
‫آیا ناوسروان قانون یا مجازاتی وضع کرد
‫که از نظر قانونی مجاز نباشه؟

632
00:29:35,565 --> 00:29:38,109
‫هیچوقت کاری نکرد
‫که از نظر قانونی غیرمجاز باشه

633
00:29:38,151 --> 00:29:40,528
‫از ناوسروان خوشت نمیاد، مگه نه ناوبان؟

634
00:29:40,570 --> 00:29:42,489
‫اوه، خوشم میومد
‫اولش خوشم میومد

635
00:29:42,530 --> 00:29:44,240
‫- خیلی زیاد
‫- اوهوم

636
00:29:44,282 --> 00:29:46,993
‫ولی کم‌کم متوجه شدم

637
00:29:47,035 --> 00:29:49,746
‫که آدمی مستبد، حقیر و بشدت فاقد صلاحیته

638
00:29:49,788 --> 00:29:52,207
‫فکر می‌کردی دیوانه هم هست؟

639
00:29:52,248 --> 00:29:54,250
‫تا روز طوفان اینطور فکر نمی‌کردم

640
00:29:54,292 --> 00:29:57,045
‫خیلی‌خب
‫به روز طوفان می‌رسیم

641
00:29:57,086 --> 00:29:58,922
‫آیا تصمیمت برای اطاعت از ماریک

642
00:29:58,963 --> 00:30:01,591
‫بر این اساس بود که
‫ناوسروان دیوانه شده؟

643
00:30:01,633 --> 00:30:04,803
‫یا بر اساس نفرتت
‫از ناوسروان کوییگ بود؟

644
00:30:06,429 --> 00:30:11,476
‫آخه... طرز فکرم در اون زمان رو
‫ به خاطر نمیارم

645
00:30:12,143 --> 00:30:13,728
‫سوال دیگه‌ای ندارم

646
00:30:13,770 --> 00:30:16,898
‫آقای کیث، گفتی که
‫از ناوسروان کوییگ خوشت نمیومده، درسته؟

647
00:30:16,940 --> 00:30:18,900
‫بله ازش خوشم نمیومد

648
00:30:18,942 --> 00:30:21,653
‫- و تمام دلایلت رو بیان کردی؟
‫- به هیچ عنوان

649
00:30:21,694 --> 00:30:24,239
‫خیلی‌خب، پس لطفاً
‫بقیه‌ی دلایلت رو بیان کن

650
00:30:24,280 --> 00:30:27,242
‫خب، به عنوان نمونه
‫هزار دلار از من اخاذی کرد

651
00:30:27,283 --> 00:30:29,327
‫اعتراض دارم

652
00:30:29,369 --> 00:30:31,955
‫موضوع این پرونده این نیست که
‫ناوسروان کوییگ افسر نمونه‌ای بوده یا نه

653
00:30:31,996 --> 00:30:33,832
‫موضوع اینه که در 18 دسامبر
‫دیوانه بوده یا نه

654
00:30:33,873 --> 00:30:35,959
‫وکیل مدافع هیچ سوالی
‫در این مورد نپرسیده

655
00:30:36,000 --> 00:30:38,503
‫خب، با اجازه‌ی دادگاه
‫این مستقیماً با صلاحیت

656
00:30:38,545 --> 00:30:40,672
‫ناوسروان کوییگ برای
‫فرماندهی یک ناو نظامی ارتباط داره

657
00:30:40,713 --> 00:30:43,049
‫و هدفش چیزی جز مشخص کردن دلایل کیث

658
00:30:43,091 --> 00:30:45,385
‫برای بیزاری از افسر ارشدش نیست

659
00:30:45,426 --> 00:30:49,347
‫موضوعی که توسط وکیل محاکمه
‫اون هم با تلاش بسیار

660
00:30:49,389 --> 00:30:51,933
‫در سوالاتش مطرح شد

661
00:30:53,393 --> 00:30:55,019
‫اعتراض وارد نیست

662
00:30:56,563 --> 00:31:00,733
‫آقای کیث، می‌تونی
‫ این اخاذی ادعایی رو توصیف کنی؟

663
00:31:00,775 --> 00:31:04,571
‫خب، دسامبر سال گذشته
‫در بندر دوحه‌ی قطر بود

664
00:31:04,612 --> 00:31:07,740
‫ناوسروان یک جعبه داشت

665
00:31:07,782 --> 00:31:09,659
‫یک جعبه‌ی بزرگ پر از
‫نوشیدنی قاچاق داشت

666
00:31:09,659 --> 00:31:11,035
‫که می‌خواست دزدکی وارد کشتی کنه

667
00:31:11,077 --> 00:31:12,871
‫من رو به عنوان افسر قایق انتخاب کرد

668
00:31:12,912 --> 00:31:15,665
‫و گروهی از افراد مشغول بار زدن جعبه شدن

669
00:31:15,707 --> 00:31:17,876
‫بشدت سنگین بود

670
00:31:17,917 --> 00:31:20,628
‫و ناوسروان کوییگ...

671
00:31:20,670 --> 00:31:22,505
‫هیجان‌زده شد

672
00:31:22,547 --> 00:31:25,800
‫و یک مشت دستورات متناقض رو فریاد زد

673
00:31:25,842 --> 00:31:28,136
‫ملوان‌ها عصبی شدن
‫جعبه رو انداختن توی آب

674
00:31:28,177 --> 00:31:31,556
‫مثل سنگ غرق شد
‫و من هزار دلار ضرر کردم

675
00:31:31,598 --> 00:31:33,641
‫نه، منظورت اینه که
‫ناوسروان هزار دلار ضرر کرد

676
00:31:33,683 --> 00:31:36,019
‫نه، نه، نه، قربان. من ضرر کردم

677
00:31:36,060 --> 00:31:38,187
‫ناوسروان بهم گفت که مسئولیتش با من بوده

678
00:31:38,229 --> 00:31:40,398
‫چون من افسر قایق و مسئول بار زدن بودم

679
00:31:40,440 --> 00:31:43,568
‫و ازم پرسید می‌خوام چطوری جبرانش کنم

680
00:31:43,610 --> 00:31:45,236
‫قرار بود فرداش برم مرخصی

681
00:31:45,278 --> 00:31:48,573
‫نامزدم با پرواز
‫از نیویورک اومده بود کنارم باشه

682
00:31:48,615 --> 00:31:50,366
‫برای همین رفتم پیش ناوسروان

683
00:31:50,408 --> 00:31:53,578
‫بابت حماقتم عذرخواهی کردم

684
00:31:53,620 --> 00:31:56,205
‫و پیشنهاد دادم پول جعبه رو بهش بدم

685
00:31:56,247 --> 00:31:59,709
‫پولم رو گرفت و برگه‌ی مرخصیم رو امضا کرد

686
00:32:00,960 --> 00:32:03,755
‫چه دلایل دیگه‌ای برای بیزاری
‫از ناوسروان کوییگ داری؟

687
00:32:03,796 --> 00:32:05,465
‫خب، دلیل اصلیم
‫برای بیزاری از ناوسروان کوییگ

688
00:32:05,506 --> 00:32:07,759
‫بزدلیش در مواقع خطرناک بود

689
00:32:07,800 --> 00:32:08,760
‫اعتراض دارم!

690
00:32:08,801 --> 00:32:10,011
‫وکیل مدافع دارن

691
00:32:10,053 --> 00:32:12,305
‫مسائلی رو بیان می‌کنن
‫که در سوالات مطرح نشده

692
00:32:12,347 --> 00:32:13,765
‫داره شاهد رو به سمتی هدایت می‌کنه

693
00:32:13,765 --> 00:32:16,017
‫که بطرز غیرمسئولانه‌ای به
‫افسر نیروی دریایی تهمت بزنه

694
00:32:16,059 --> 00:32:18,895
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫بیزاری شاهد از ناوسروان کوییگ

695
00:32:18,937 --> 00:32:21,397
‫نه تنها در سوالات مطرح شده

696
00:32:21,439 --> 00:32:23,733
‫بلکه نکته‌ی اصلی مطرح شده بود

697
00:32:23,775 --> 00:32:27,779
‫شاهد اعتراف کرد
‫که هیچ اطلاعی از روان‌پزشکی نداره

698
00:32:28,571 --> 00:32:30,198
‫کارهایی که ناوسروان کوییگ انجام داده

699
00:32:30,239 --> 00:32:33,284
‫که باعث شده شاهد
‫با وجود عدم اطلاعش، از ایشون بیزار بشه

700
00:32:33,326 --> 00:32:36,079
‫ممکنه درواقع اعمال بی‌اختیار
‫یک مرد مریض بوده باشه

701
00:32:36,120 --> 00:32:39,207
‫با کمال احترام
‫اعتراض شدید خودم رو اعلام می‌کنم، قربان

702
00:32:39,248 --> 00:32:42,460
‫بذارین به همه یادآوری کنم

703
00:32:42,502 --> 00:32:45,630
‫که جدیت موضوعات این سوالات

704
00:32:45,672 --> 00:32:47,882
‫و معانی اون‌ها در چه حده

705
00:32:48,841 --> 00:32:51,302
‫از اولین روزهای خدمتمون

706
00:32:51,344 --> 00:32:54,806
‫بدترین اتهامی که میشه
‫به افسر نیروی دریایی زد

707
00:32:54,847 --> 00:32:57,642
‫بخصوص افسر فرمانده یک ناو

708
00:32:57,684 --> 00:33:00,436
‫اینه که در موارد وقوع خطر
‫نسبت به کشتی یا خدمه‌ش

709
00:33:00,478 --> 00:33:03,272
‫از خودش بزدلی یا سهل‌انگاری نشون میده

710
00:33:03,815 --> 00:33:05,775
‫همین‌جا به وکیل مدافع
‫و شاهد هشدار میدم

711
00:33:05,817 --> 00:33:09,821
‫که دارن مسائل خطرناک
‫و بی‌سابقه‌ای رو بازگو می‌کنن

712
00:33:11,030 --> 00:33:13,116
‫دادگاه به وکیل مدافع این فرصت رو میده

713
00:33:13,157 --> 00:33:15,451
‫که سوالش رو از سوابق پس بگیره

714
00:33:16,786 --> 00:33:19,205
‫سوالم رو پس نمی‌گیرم، قربان

715
00:33:19,247 --> 00:33:21,290
‫ناوبان کیث

716
00:33:21,332 --> 00:33:24,711
‫فرصت این رو داری
‫که جواب‌هات رو پس بگیری یا تغییر بدی

717
00:33:24,752 --> 00:33:27,130
‫سر حرف‌هایی که زدم می‌مونم، قربان

718
00:33:27,880 --> 00:33:29,799
‫خیلی‌خب

719
00:33:29,841 --> 00:33:32,969
‫از نظر دادگاه، سوال مرتبط با
سوالات وکیل محاکمه‌ست

720
00:33:33,011 --> 00:33:35,930
‫و پاسخ مقتضی بوده

721
00:33:35,972 --> 00:33:38,808
‫اعتراض وکیل محاکمه وارد نیست

722
00:33:38,850 --> 00:33:41,019
‫آقای کیث، میشه توصیف کنی
‫چه زمانی و در کجا

723
00:33:41,060 --> 00:33:44,188
‫ناوسروان این فرار از خطر رو نشون داده؟

724
00:33:44,230 --> 00:33:48,609
‫خب، گمونم بدترین موردش
‫در یک عملیات مین‌روبی

725
00:33:48,651 --> 00:33:50,194
‫در تنگه‌ی هرمز بود

726
00:33:50,236 --> 00:33:52,196
‫همینطوری لقب "زردک پیر" رو گرفت

727
00:33:52,238 --> 00:33:54,699
‫و این لقب، "زردک پیر"
‫معناش چیه؟

728
00:33:54,741 --> 00:33:56,868
‫خب، بزدلی، معلومه

729
00:33:56,909 --> 00:33:59,662
‫بخاطر نشانه‌ی جوهر زردی
‫که انداخت توی آب

730
00:33:59,704 --> 00:34:02,832
‫توصیف کن. این اتفاق مربوط به
‫لقب "زردک" رو برامون توصیف کن، لطفاً

731
00:34:02,874 --> 00:34:04,876
‫شخصاً در اون زمان توی پل فرماندهی نبودم

732
00:34:04,917 --> 00:34:07,003
‫- بعداً قضیه‌ش رو شنیدم...
‫- اوه! اعتراض دارم

733
00:34:07,045 --> 00:34:08,296
‫وکیل مدافع واقعاً انتظار داره

734
00:34:08,337 --> 00:34:10,548
‫این شهادت بر مسموعات توهین‌آمیز رو
‫ وارد سوابق کنه؟

735
00:34:10,590 --> 00:34:12,759
‫سوالم رو پس می‌گیرم، باشه؟

736
00:34:12,800 --> 00:34:16,804
‫به‌زودی شهادت مستقیم در مورد
‫ اتفاق مربوط به "زردک" رو ارائه می‌کنیم

737
00:34:16,846 --> 00:34:19,599
‫سوال و پاسخ رو از سوابق خط بزن

738
00:34:19,640 --> 00:34:21,809
‫موارد بزدلی که شخصاً

739
00:34:21,851 --> 00:34:24,228
‫شاهدش بودی رو توصیف کن، آقای کیث

740
00:34:25,146 --> 00:34:28,066
‫هربار موقعیت دشواری پیش میومد

741
00:34:28,107 --> 00:34:31,319
‫ناوسروان کوییگ همیشه گوشه‌ی پل فرماندهی
‫به‌دور از تمام اتفاقات پیدا می‌شد

742
00:34:31,360 --> 00:34:35,406
‫- وقتی افسر عرشه بودم ده‌ها بار دیدم
‫- ممنونم

743
00:34:35,448 --> 00:34:37,575
‫سوال دیگه‌ای ندارم

744
00:34:37,617 --> 00:34:40,870
‫آقای کیث، آیا ناوسروان کوییگ

745
00:34:40,912 --> 00:34:42,663
‫تابحال بخاطر هرکدوم از

746
00:34:42,705 --> 00:34:45,374
‫رفتارهای غیرحرفه‌ای ادعایی که توصیف کردی

747
00:34:45,416 --> 00:34:46,876
‫توسط مقامات بالاتر

748
00:34:46,918 --> 00:34:49,420
‫هدف اتهام یا تحقیقات بوده؟

749
00:34:49,462 --> 00:34:50,838
‫نه

750
00:34:50,880 --> 00:34:53,091
‫می‌تونی هرگونه سوابق رسمی رو نام ببری

751
00:34:53,132 --> 00:34:56,385
‫که هرکدوم از این
‫داستان‌های خیالی و توهین‌آمیزی

752
00:34:56,427 --> 00:34:58,596
‫که با راهنمایی‌های وکیل مدافع

753
00:34:58,638 --> 00:35:00,598
‫تعریف می‌کردی رو اثبات کنن؟

754
00:35:00,640 --> 00:35:02,308
‫سوابق رسمی؟ نه

755
00:35:02,350 --> 00:35:04,852
‫آقای کیث، آیا با قطعیت می‌دونی

756
00:35:04,894 --> 00:35:08,231
‫که جعبه‌ای که در دریا افتاد
‫محتوی نوشیدنی قاچاق بوده؟

757
00:35:08,272 --> 00:35:10,233
‫همه می‌دونن

758
00:35:10,274 --> 00:35:12,026
‫همه می‌دونن

759
00:35:12,068 --> 00:35:14,570
‫- شخصاً نوشیدنی‌ای توی جعبه دیدی؟
‫- نه

760
00:35:14,612 --> 00:35:18,658
‫می‌تونی یک نفر رو نام ببری که شهادت بده
‫توی جعبه نوشیدنی دیده؟

761
00:35:18,699 --> 00:35:21,702
‫- طبیعتاً توی این مورد محتاط بوده
‫- خیلی‌خب، پس یک نفر هم نبوده

762
00:35:21,744 --> 00:35:25,081
‫آخه... نمی‌دونم...
‫ نمی‌دونم کی می‌تونسته دیده باشتش

763
00:35:25,873 --> 00:35:27,166
‫آقای کیث، شهادت دادی

764
00:35:27,208 --> 00:35:29,293
‫که از ناوسروان کوییگ خوشت نمیاد

765
00:35:29,335 --> 00:35:32,296
‫تمام شایعات بر ضد ایشون رو
‫ به عنوان حقیقت بیان می‌کنی

766
00:35:32,338 --> 00:35:35,967
‫و داری تحت سوگند
‫اتهامات بشدت غیرمسئولانه‌ای به ایشون می‌زنی

767
00:35:36,008 --> 00:35:37,802
‫حقیقت بی‌پرده‌ی شهادتتون
‫ همین نیست، آقای کیث؟

768
00:35:37,844 --> 00:35:39,887
‫حتی یک‌بار هم دروغ نگفتم

769
00:35:39,929 --> 00:35:42,223
‫آقای کیث، صبح روزی
‫که ناوسروان از فرماندهی برکنار شد

770
00:35:42,265 --> 00:35:44,642
‫واقعاً فکر می‌کردی دیوونه شده؟

771
00:35:45,601 --> 00:35:47,311
‫قبلاً که گفتم

772
00:35:47,353 --> 00:35:50,648
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم
‫طرز فکر خودم یا شرایط روانی ایشون چطور بوده

773
00:35:51,691 --> 00:35:53,651
‫سوال دیگه‌ای ندارم

774
00:35:57,321 --> 00:35:58,990
‫ناخدا سادرد رو فرا می‌خونم

775
00:36:04,287 --> 00:36:07,248
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

776
00:36:07,290 --> 00:36:08,833
‫رندالف سادرد

777
00:36:08,875 --> 00:36:12,128
‫ناخدا، نیروی دریایی ایالات متحده
‫افسر عملیاتی، ناوگان پنجم

778
00:36:12,170 --> 00:36:13,838
‫اطلاع دارید که به عنوان متخصص در راهبری

779
00:36:13,880 --> 00:36:15,423
‫کشتی کلاس "اونجر" احضار شدین؟

780
00:36:15,464 --> 00:36:16,799
‫بله

781
00:36:16,841 --> 00:36:18,217
‫سابقه‌تون رو بیان کنید

782
00:36:18,259 --> 00:36:20,720
‫حدوداً 20 سال در ناوهای جنگی کوچک‌تر

783
00:36:20,761 --> 00:36:22,430
‫ده سال در فرماندهی انواع مدل‌ها

784
00:36:22,471 --> 00:36:25,433
‫از جمله کشتی‌هایی در سطح
‫ناوشکن‌های موشک‌انداز

785
00:36:25,474 --> 00:36:29,103
‫برای اطلاع همه‌ی افراد دادگاه
‫میشه با نقشه‌ی "مدرک الف"

786
00:36:29,145 --> 00:36:32,815
‫نشون بدین موقعیت کین
‫در زمان مواجهه با طوفان کجا بوده؟

787
00:36:33,691 --> 00:36:37,570
‫کین تقریباً اینجا بوده

788
00:36:37,612 --> 00:36:41,699
‫طوفان از شمال شرقی
‫به سمت جنوب غربی می‌رفته

789
00:36:41,741 --> 00:36:43,743
‫ناوهای گروه عملیاتی به سمت جنوب رفتن

790
00:36:43,784 --> 00:36:45,620
‫تا سعی کنن از طوفان جلو بیفتن

791
00:36:45,661 --> 00:36:48,664
‫کین، در موقعیتش
‫در بخش راست گروه

792
00:36:48,706 --> 00:36:50,166
‫شرایطش از همه بدتر بود

793
00:36:50,208 --> 00:36:52,877
‫به جای حرکت
‫با بادی که از پشت می‌وزه

794
00:36:52,919 --> 00:36:56,714
‫به سمت شمال
‫و به سمت جهت باد چرخید و گیر افتاد

795
00:36:56,756 --> 00:37:00,635
‫در اون روز در تنگه
‫شرایط به این شکل بوده

796
00:37:00,676 --> 00:37:02,637
‫ممنونم، ناخدا
‫می‌تونید بشینید

797
00:37:02,678 --> 00:37:04,639
‫وکیل محاکمه، می‌تونین ادامه بدین

798
00:37:04,680 --> 00:37:06,140
‫ممنونم

799
00:37:07,308 --> 00:37:10,895
‫ناخدا، فرضاً بگیریم

800
00:37:10,937 --> 00:37:13,481
‫که شما ناخدای اون ناو هستین

801
00:37:13,522 --> 00:37:16,108
‫یک طوفان درحال حرکت به سمت غرب
‫بدون هیچ هشداری پدیدار میشه

802
00:37:16,150 --> 00:37:18,236
‫و شما دقیقاً سر راهش قرار دارین

803
00:37:18,277 --> 00:37:19,987
‫باد مدام شدیدتر میشه

804
00:37:20,029 --> 00:37:22,531
‫جهتش از سمت شمال می‌وزه

805
00:37:22,573 --> 00:37:26,786
‫کمی بعد شدت بادهاتون 10 تا 12
‫و موج‌هاتون به اندازه‌ی کوه میشن

806
00:37:26,827 --> 00:37:29,455
‫تحت این شرایط
‫چیکار می‌کنین؟

807
00:37:29,497 --> 00:37:31,832
‫خب، از روش مرسوم نیروی دریایی

808
00:37:31,874 --> 00:37:34,210
‫به اسم "زدن به چاک" استفاده می‌کنم

809
00:37:34,252 --> 00:37:36,087
‫و چطوری این‌کار رو می‌کنین، ناخدا؟

810
00:37:36,128 --> 00:37:38,256
‫خب، عملاً قاعده سرانگشتیه

811
00:37:38,297 --> 00:37:40,424
‫میگین بادی که از شمال
‫می‌وزه 90 گره سرعت داره

812
00:37:40,466 --> 00:37:43,594
‫مرکز طوفان داره از سمت غرب نزدیک میشه

813
00:37:43,636 --> 00:37:45,429
‫بهترین مسیر جنوبه

814
00:37:45,471 --> 00:37:48,349
‫شاید مجبور بشی یکی دو مایل
‫به سمت دیگه‌ای بری

815
00:37:48,391 --> 00:37:49,934
‫با توجه به امواج

816
00:37:49,976 --> 00:37:53,854
‫ولی فقط یک راه برای
‫بیرون اومدن از اون وضعیت هست... جنوب

817
00:37:53,896 --> 00:37:57,108
‫ولی باد شدیدی داره از پشت می‌وزه، مگه نه؟

818
00:37:57,149 --> 00:37:58,943
‫خب مشکلش چیه؟

819
00:37:58,985 --> 00:38:02,488
‫خب، یک کشتی کوچیک می‌تونه در همچین شرایطی
‫بصورت ایمن در جهت باد حرکت کنه؟

820
00:38:02,530 --> 00:38:06,284
‫چه در جهت باد چه خلاف جهت باد فرقی نمی‌کنه

821
00:38:06,325 --> 00:38:08,744
‫درواقع، از اونجایی که
‫دماغه‌ی کشتی ارتفاعش بیشتره

822
00:38:08,786 --> 00:38:10,663
‫کشتی‌های کوچیک معمولاً
‫خلاف جهت باد عقب رونده میشن

823
00:38:10,705 --> 00:38:15,751
‫با یکسان بودن بقیه‌ی شرایط
‫رفتن در جهت باد تاحدودی براش بهتره

824
00:38:15,793 --> 00:38:18,963
‫خب در همچین شرایطی چرخیدن به سمت شمال
‫و رفتن خلاف جهت باد چی؟

825
00:38:19,005 --> 00:38:24,468
‫خب، همچین کاری نامطمئن و خطرناکه
‫و همچنین احمقانه

826
00:38:24,510 --> 00:38:26,595
‫چرا، قربان؟

827
00:38:26,637 --> 00:38:29,598
‫خب، اینطوری مستقیماً میری
‫به سمت مرکز طوفان

828
00:38:29,640 --> 00:38:33,227
‫عاقلانه نیست
‫مگر اینکه بخوای غرق بشی

829
00:38:33,269 --> 00:38:34,979
‫سوال دیگه‌ای ندارم، قربان

830
00:38:35,021 --> 00:38:39,775
‫ناخدا، تابحال شده کشتی رو
‫به سمت مرکز طوفان هدایت کنی؟

831
00:38:39,817 --> 00:38:41,694
‫خیر

832
00:38:41,736 --> 00:38:45,114
‫بارها پیش اومده بهش نزدیک بشم
‫ولی همیشه تونستم از مرکزش اجتناب کنم

833
00:38:45,156 --> 00:38:49,035
‫- تابحال ناخدای کشتی مین‌یاب بودی؟
‫- خیر

834
00:38:49,076 --> 00:38:52,455
‫خیلی‌خب، این دادگاه، قربان
‫مربوط به یک کشتی مین‌یاب کلاس اونجره

835
00:38:52,496 --> 00:38:54,874
‫که در میان یک طوفان خیلی خطرناک قرار داشته

836
00:38:54,915 --> 00:38:56,834
‫بله اطلاع دارم

837
00:38:56,876 --> 00:39:00,338
‫کشتی‌های مین‌یاب زیادی تحت فرماندهی من بودن
‫و اطلاعاتشون رو کامل مطالعه کردم

838
00:39:00,379 --> 00:39:02,465
‫در مورد خصوصیات

839
00:39:02,506 --> 00:39:06,927
‫و راهبری در آب‌و‌هوای نامساعد
‫با ناوهای کوچک‌تر فرقی ندارن

840
00:39:06,969 --> 00:39:09,138
‫تنها دلیلم برای این سوالات، قربان

841
00:39:09,180 --> 00:39:11,640
‫اینه که شما تنها شاهد
‫کارشناس راهبری کشتی هستین

842
00:39:11,682 --> 00:39:15,186
‫و بنظرم دادگاه باید از میزان
‫اطلاعات کارشناسیتون اطلاع پیدا کنه

843
00:39:15,227 --> 00:39:17,271
‫خب، در 10 سال اخیر

844
00:39:17,313 --> 00:39:20,775
‫در تمام شرایط قابل‌تصور
‫این کشتی‌ها رو راهبری کردم

845
00:39:20,816 --> 00:39:23,944
‫تابحال هدایت یک کشتی مین‌یاب
‫وسط طوفان دستم نبوده

846
00:39:23,986 --> 00:39:27,114
‫ولی نمی‌دونم جز فرمانده کین
‫کی دیگه توی این شرایط بوده

847
00:39:27,156 --> 00:39:29,200
‫احتمال همچین چیزی یک در هزاره

848
00:39:29,241 --> 00:39:32,328
‫پس بطور قطع میگین

849
00:39:32,370 --> 00:39:36,374
‫که همین قواعد در مورد یک مین‌یاب
‫وسط یک طوفان هم صدق می‌کنه؟

850
00:39:36,415 --> 00:39:40,544
‫در مرکز یک طوفان
‫هیچ قواعد قطعی وجود نداره

851
00:39:40,586 --> 00:39:43,297
‫توی همچین شرایطی
‫همه‌چیز به خود فرمانده کشتی بستگی داره

852
00:39:43,339 --> 00:39:45,508
‫اتفاقات زیادی با سرعت زیاد میفتن

853
00:39:45,549 --> 00:39:47,510
‫همم

854
00:39:47,551 --> 00:39:50,721
‫اون سوال فرضی
‫که وکیل محاکمه در مورد طوفان

855
00:39:50,763 --> 00:39:52,515
‫ازتون پرسید خاطرتون هست؟

856
00:39:52,556 --> 00:39:53,849
‫بله

857
00:39:53,891 --> 00:39:55,976
‫می‌خوام تصور کنین در این شرایط

858
00:39:56,018 --> 00:39:58,687
‫که باد و امواج بزرگ‌تر میشن

859
00:39:58,729 --> 00:40:02,233
‫بزرگ‌تر از هر چیزی میشن...
‫هرچیزی که تابحال تجربه کردین

860
00:40:02,274 --> 00:40:03,943
‫کنترل کشتی‌تون رو از دست دادین، قربان

861
00:40:03,984 --> 00:40:06,237
‫واقعاً باور دارین که ممکنه غرق بشه

862
00:40:06,278 --> 00:40:08,906
‫در بدترین شرایط ممکن قرار دارین

863
00:40:08,948 --> 00:40:12,368
‫آیا به سمت شمال حرکت می‌کنین

864
00:40:12,410 --> 00:40:15,913
‫یا مسیر جنوب رو ادامه میدین
‫با بادی که از پشت می‌وزه؟

865
00:40:15,955 --> 00:40:17,748
‫دارین شرایط خیلی غیرعادی رو توصیف می‌کنین

866
00:40:17,790 --> 00:40:20,000
‫بله، قربان. همینطوره
‫ترجیح میدین به سوال پاسخ ندین؟

867
00:40:20,042 --> 00:40:22,044
‫- جواب میدم
‫- بفرمایید

868
00:40:22,086 --> 00:40:24,255
‫در بدترین شرایط ممکن

869
00:40:24,296 --> 00:40:27,591
‫کشتی رو به سمت شمال
‫و خلاف جهت باد می‌چرخونم، اگر تونستم

870
00:40:27,633 --> 00:40:31,053
‫- ولی فقط در بدترین شرایط ممکن
‫- چرا؟

871
00:40:31,095 --> 00:40:34,056
‫چون موتورهای سکان‌هات
‫اینطوری بهترین شانس رو دارن

872
00:40:34,098 --> 00:40:38,519
‫برای همین. این آخرین فرصتیه
‫که برای حفظ کنترل کشتیت داری

873
00:40:38,561 --> 00:40:42,273
‫- ولی اینطوری برنمی‌گردین به مرکز طوفان؟
‫- مسائل مهم‌تری وجود داره

874
00:40:42,314 --> 00:40:43,983
‫اگر به مرز غرق شدن رسیده باشی

875
00:40:44,024 --> 00:40:46,068
‫دیگه شرایطتت از این بدتر نمیشه

876
00:40:46,110 --> 00:40:47,653
‫البته خاطرتون باشه
‫که گفتین بدترین شرایط ممکن

877
00:40:47,695 --> 00:40:52,324
‫بله قربان، خیلی ممنونم
‫سوال دیگه‌ای ندارم

878
00:40:52,366 --> 00:40:54,660
‫ناخدا، از نظر شما
‫بهترین شخص برای تشخیص اینکه

879
00:40:54,702 --> 00:40:57,580
‫کشتی در بدترین شرایط ممکن
‫قرار داره یا نه، کیه؟

880
00:40:57,621 --> 00:41:01,292
‫فقط یک نفر می‌تونه تشخیص بده
‫افسر فرمانده‌ی کشتی

881
00:41:01,333 --> 00:41:03,169
‫چرا، قربان؟

882
00:41:03,210 --> 00:41:06,505
‫نیروی دریایی این فرد رو فرمانده کشتی کرده
‫چون اطلاعاتش در مورد دریا و کشتی

883
00:41:06,547 --> 00:41:09,383
‫بهتر از تمام افراد اون کشتیه

884
00:41:09,425 --> 00:41:14,138
‫خیلی پیش میاد که یکی از افسرهای زیردست
‫فکر کنه کشتی داره غرق میشه

885
00:41:14,180 --> 00:41:17,224
‫درحالی‌که فقط یکم آب‌و‌هوا نامساعد شده

886
00:41:17,266 --> 00:41:20,060
‫خب، اینطور فکر نمی‌کنین، قربان
‫که وقتی افسرهای زیردستش

887
00:41:20,102 --> 00:41:22,062
‫همه موافق باشن
‫که کشتی داره غرق میشه

888
00:41:22,104 --> 00:41:23,814
‫فرمانده کشتی باید به حرفشون گوش کنه؟

889
00:41:23,856 --> 00:41:25,816
‫خیر

890
00:41:25,858 --> 00:41:29,153
‫وحشت کردن یکی از خطرهای مرسوم در دریاست

891
00:41:29,195 --> 00:41:31,322
‫مهم‌ترین کار یک فرمانده اینه که قبول نکنه

892
00:41:31,363 --> 00:41:34,575
‫و فقط به صدای قضاوت حرفه‌ای خودش گوش بده

893
00:41:35,868 --> 00:41:38,162
‫دکتر جون لاندین رو فرا می‌خونم

894
00:41:43,042 --> 00:41:45,169
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

895
00:41:45,211 --> 00:41:47,338
‫ناوسروان جون لاندین

896
00:41:47,379 --> 00:41:49,965
‫بخش پزشکی نیروی دریایی ایالات متحده
‫رئیس بخش روان‌پزشکی

897
00:41:50,007 --> 00:41:52,176
‫در بیمارستان نیروی دریایی سان‌فرانسیسکو

898
00:41:52,218 --> 00:41:55,179
‫آیا رئیس کمیته‌ی پزشکی بودین
‫که ناوسروان کوییگ رو معاینه کرد؟

899
00:41:55,221 --> 00:41:56,555
‫بله

900
00:41:56,597 --> 00:41:59,975
‫و معاینه‌تون چقدر طول کشید، دکتر؟

901
00:42:00,017 --> 00:42:03,687
‫ناوسروان رو به مدت 3 هفته‌
‫تحت مراقبت و آزمایش دائم قرار دادیم

902
00:42:03,729 --> 00:42:05,773
‫و کمیته به چه نتیجه‌ای رسید؟

903
00:42:05,814 --> 00:42:08,817
‫ناوسروان کوییگ با سلامت کامل مرخص شد

904
00:42:08,859 --> 00:42:13,572
‫دکتر، آیا امکانش هست
‫که دو ماه پیش، در 18 دسامبر

905
00:42:13,614 --> 00:42:16,367
‫ایشون در چنان شرایط
‫فروپاشی روانی قرار داشته

906
00:42:16,408 --> 00:42:19,495
‫که برکناریش از فرماندهی ناو موجه بوده باشه؟

907
00:42:19,537 --> 00:42:20,788
‫خیر

908
00:42:20,829 --> 00:42:22,665
‫امکانش هست که یک فرد عاقل

909
00:42:22,706 --> 00:42:26,627
‫اعمال توهین‌آمیز
‫ناپسند و احمقانه از خودش نشون بده؟

910
00:42:26,669 --> 00:42:28,379
‫هر روز اتفاق میفته

911
00:42:28,420 --> 00:42:31,006
‫تشخیص ندادیم که ناوسروان
‫یک افسر بی‌نقصه

912
00:42:31,048 --> 00:42:34,718
‫با این‌حال، میگین که برکنار کردنش
‫از فرماندهی ناو

913
00:42:34,760 --> 00:42:37,888
‫به دلیل بیماری روانی موجه نیست؟

914
00:42:37,930 --> 00:42:41,058
‫کاملاً غیرموجهه

915
00:42:41,725 --> 00:42:43,269
‫ممنونم

916
00:42:43,769 --> 00:42:45,980
‫دکتر لاندین

917
00:42:46,021 --> 00:42:48,023
‫تخصص من در رشته‌ی حقوقه، نه پزشکی

918
00:42:48,065 --> 00:42:51,569
‫برای همین امیدوارم صبوری کنید تا بتونم
‫معنی یک سری اصطلاحات تخصصی رو روشن کنم

919
00:42:51,610 --> 00:42:53,320
‫بله حتماً

920
00:42:53,362 --> 00:42:57,366
‫- قراره سوال‌های خیلی ابتدایی بپرسم
‫- خیلی‌خب

921
00:42:57,408 --> 00:43:00,077
‫بنظر شما ناوسروان کوییگ کاملاً عادیه؟

922
00:43:01,954 --> 00:43:05,291
‫خب، می‌دونین، عادی بودن
‫ در بحث روان‌پزشکی یک افسانه بیشتر نیست

923
00:43:05,332 --> 00:43:08,669
‫هیچ بزرگسالی بی‌مشکل نیست
‫مگر اینکه یک ضعیف‌العقل شاد باشه

924
00:43:08,711 --> 00:43:10,838
‫مشکلات ناوسروان کوییگ چیه؟

925
00:43:10,879 --> 00:43:14,508
‫میشه گفت مشکل کلی ایشون
‫داشتن عقده‌ی حقارته

926
00:43:14,550 --> 00:43:16,635
‫که به دلیل
‫یک کودکی ناخوشایند بوجود اومده

927
00:43:16,677 --> 00:43:19,972
‫و توسط یک سری تجربیات
‫در بزرگسالی، شدت پیدا کرده

928
00:43:20,014 --> 00:43:22,308
‫کودکی ناخوشایند از چه نظر؟

929
00:43:22,349 --> 00:43:24,893
‫والدین طلاق گرفته

930
00:43:24,935 --> 00:43:26,562
‫مشکلات مالی

931
00:43:26,604 --> 00:43:28,105
‫مشکلاتی در مدرسه

932
00:43:28,147 --> 00:43:30,482
‫و مواردی که در بزرگسالی
‫بهش شدت دادن چیا هستن؟

933
00:43:31,775 --> 00:43:33,235
‫در بزرگسالی

934
00:43:33,277 --> 00:43:35,529
‫ناوسروان از نمرات پایینش

935
00:43:35,571 --> 00:43:37,906
‫در کلاس آکادمی
و مسائل این چنینی ناراضی بوده

936
00:43:37,948 --> 00:43:39,783
‫ولی کاملاً سازگاری پیدا کرده

937
00:43:39,825 --> 00:43:42,911
‫همم. میشه دلایل این سازگاری رو توصیف کنین؟

938
00:43:42,953 --> 00:43:46,457
‫عامل اصلیش، هویتش به‌عنوان
‫یک افسر نیروی دریاییه

939
00:43:46,498 --> 00:43:48,917
‫عاملی حیاتی
‫در حس امنیت فردی ایشونه

940
00:43:48,959 --> 00:43:52,463
‫بنابراین، اضطرابی دائمی
‫در رابطه با محافظت از جایگاهش داره

941
00:43:52,504 --> 00:43:54,465
‫دلیل سخت‌گیریش می‌تونه همین باشه

942
00:43:54,506 --> 00:43:56,592
‫آیا به سختی به اعترافاتش اشتباه می‌کنه؟

943
00:43:56,634 --> 00:43:59,303
‫بله، البته. این به هیچ عنوان
‫ نشون‌دهنده‌ی عدم تعادل نیست

944
00:43:59,345 --> 00:44:02,514
‫عه، واقعاً؟
‫خب، همچین کسی کمال‌گراست؟

945
00:44:02,556 --> 00:44:04,600
‫همچین شخصیتی کمال‌گرا میشه

946
00:44:04,642 --> 00:44:06,310
‫که تمایل داشته باشه
‫سر کوچک‌ترین جزئیات

947
00:44:06,352 --> 00:44:07,895
‫به زیردست‌هاش پرخاش کنه

948
00:44:07,936 --> 00:44:11,440
‫هر اشتباهی از زیردستان غیرقابل تحمله

949
00:44:11,482 --> 00:44:13,525
‫چون ممکنه به اون صدمه بزنه

950
00:44:13,567 --> 00:44:17,529
‫ولی به اشتباهاتی
‫که خودش انجام میده اعتراف نمی‌کنه

951
00:44:17,571 --> 00:44:21,742
‫میشه گفت که
‫واقعیت رو در ذهن خودش بازنویسی می‌کنه

952
00:44:21,784 --> 00:44:23,661
‫تا هیچ تقصیری به گردنش نیفته

953
00:44:23,702 --> 00:44:27,456
‫دکتر، آیا تحریف واقعیت
‫یکی از نشانه‌های بیماری روانی نیست؟

954
00:44:27,498 --> 00:44:30,250
‫به میزانش بستگی داره

955
00:44:30,292 --> 00:44:32,628
‫هرکدوم از ما واقعیت خودمون رو داریم

956
00:44:32,670 --> 00:44:37,007
‫بله، دکتر، ولی آیا تحریف واقعیت
‫ناوسروان کوییگ، مثلاً از شما بیشتر نیست؟

957
00:44:37,049 --> 00:44:39,301
‫بله، نقطه ضعفش همینه

958
00:44:39,343 --> 00:44:41,261
‫افراد دیگه نقطه‌ ضعف‌های دیگه‌ای دارن

959
00:44:41,303 --> 00:44:43,430
‫قطعاً مشکل ناتوان کننده‌ای نیست

960
00:44:43,472 --> 00:44:48,519
‫خب، اگر ازش انتقاد بشه
‫ممکنه فکر کنه به‌ناحق داره زیر سوال میره؟

961
00:44:49,353 --> 00:44:51,271
‫همه‌شون بر اساس یک الگو هستن

962
00:44:51,313 --> 00:44:55,109
‫و همه از این فرض اساسی ناشی میشن
‫که باید سعی کنه بی‌نقص باشه

963
00:44:55,150 --> 00:44:56,819
‫پس تمایل داره یک‌دندگی کنه

964
00:44:56,860 --> 00:45:00,322
‫خب، همچین اشخاصی
‫تاحدودی شخصیت‌شون

965
00:45:00,364 --> 00:45:02,366
‫ انعطاف ناپذیر خواهد بود

966
00:45:02,408 --> 00:45:04,702
‫احساس ناامنی درونیش
‫اجازه نمیده اعتراف کنه

967
00:45:04,743 --> 00:45:07,663
‫که افرادی که باهاش مخالف هستن
‫ممکنه حق داشته باشن

968
00:45:07,705 --> 00:45:12,960
‫دکتر، الان شهادت دادین که این علائم
‫در رفتار ناوسروان کوییگ وجود داره

969
00:45:13,001 --> 00:45:14,670
‫انعطاف ناپذیری شخصیت

970
00:45:14,712 --> 00:45:16,422
‫احساس ستم‌دیدگی

971
00:45:16,463 --> 00:45:18,507
‫شک نامعقول

972
00:45:18,549 --> 00:45:20,217
‫اجتناب از واقعیت

973
00:45:20,259 --> 00:45:22,261
‫اضطراب در زیر فشار

974
00:45:22,302 --> 00:45:24,805
‫داشتن فرض اساسی واهی

975
00:45:24,847 --> 00:45:27,683
‫و یک احساس وسواس‌گونه‌ی حق به جانب بودن

976
00:45:27,725 --> 00:45:31,061
‫همه‌شون خفیف هستن، جناب
‫همه‌شون به‌خوبی جبران شدن

977
00:45:31,103 --> 00:45:33,105
‫بله، دکتر، بله

978
00:45:33,147 --> 00:45:37,276
‫ولی آیا عنوان خاصی در روان‌پزشکی وجود داره
‫اسمی که مخصوص این سندروم باشه؟

979
00:45:37,317 --> 00:45:40,154
‫سندروم؟ کی حرف از سندروم زد؟

980
00:45:40,195 --> 00:45:42,614
‫دارین به‌ اشتباه
‫از این اصطلاح استفاده می‌کنین

981
00:45:42,614 --> 00:45:44,700
‫هیچ سندرومی نیست
‫چون بیماری‌ای وجود نداره

982
00:45:44,742 --> 00:45:46,660
‫جور دیگه‌ای بیانش می‌کنم

983
00:45:46,702 --> 00:45:48,871
‫آیا تمام این علائم

984
00:45:48,912 --> 00:45:53,000
‫از علائم یک اختلال روانی خاص هستن؟
‫یک بیماری متداول در روان‌پزشکی؟

985
00:45:53,041 --> 00:45:55,544
‫- می‌دونم منظورتون از این سوالات چیه
‫- خب؟

986
00:45:55,586 --> 00:45:59,840
‫از علائم شخصیت پارانوئید هستن
‫ولی این یک بیماری ناتوان‌‌کننده نیست

987
00:45:59,882 --> 00:46:02,092
‫دکتر... فرمودین چه شخصیتی؟

988
00:46:02,134 --> 00:46:04,011
‫پارانوئید

989
00:46:04,052 --> 00:46:07,181
‫- پارانوئید؟
‫- بله، پارانوئید

990
00:46:09,725 --> 00:46:12,728
‫خب، دکتر، در...

991
00:46:14,480 --> 00:46:17,941
‫در یک شخصیت پارانوئید
‫مثل ناوسروان کوییگ

992
00:46:17,983 --> 00:46:19,860
‫آیا... می‌خوام...

993
00:46:19,902 --> 00:46:22,070
‫می‌خوام یک سوال فرضی ازتون بپرسم

994
00:46:22,112 --> 00:46:24,573
‫آیا یک شخص می‌تونه
‫شخصیت پارانوئیدی داشته باشه

995
00:46:24,615 --> 00:46:27,159
‫که برای انجام وظیفه‌
‫به عنوان زیردست باعث ناتوانی نشه

996
00:46:27,201 --> 00:46:28,786
‫ولی باعث ناتوانی در فرماندهی بشه؟

997
00:46:28,827 --> 00:46:30,954
‫قابل تصوره

998
00:46:30,996 --> 00:46:34,166
‫و آیا این عامل ناتوان کننده
‫در معاینه‌ی شخصی مشخص میشه؟

999
00:46:34,208 --> 00:46:36,210
‫با یک روان‌پزشک ماهر، آره

1000
00:46:36,251 --> 00:46:38,962
‫چرا؟ منظورم اینه که
‫چه نیازی به روان‌پزشک هست؟

1001
00:46:39,004 --> 00:46:41,965
‫یک شخص باهوش و تحصیل‌کرده
‫نمی‌تونه یک شخص پارانوئید رو تشخیص بده؟

1002
00:46:42,007 --> 00:46:44,885
‫خب، مشخصه که چندان
‫با الگوی علائمش آشنایی ندارین

1003
00:46:44,927 --> 00:46:47,346
‫مشخصه‌ی این اختلال روانی

1004
00:46:47,387 --> 00:46:51,809
‫داشتن ظاهری بشدت معقول و عادی

1005
00:46:51,850 --> 00:46:54,311
‫بخصوص در حق به جانب بودنه

1006
00:46:54,353 --> 00:46:56,271
‫حق به جانب بودن

1007
00:46:56,313 --> 00:46:57,981
‫ممنونم، دکتر

1008
00:46:59,107 --> 00:47:00,484
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1009
00:47:00,526 --> 00:47:02,820
‫دادگاه می‌خواد یک نکته رو روشن کنه

1010
00:47:02,861 --> 00:47:04,738
‫دکتر، آیا...

1011
00:47:04,780 --> 00:47:07,574
‫آیا امکانش هست...

1012
00:47:07,616 --> 00:47:10,285
‫خب، بذارین اینطوری بیانش کنم

1013
00:47:10,327 --> 00:47:12,162
‫به فرض مثال، یک مرد با همچین حالت خفیفی

1014
00:47:12,204 --> 00:47:16,083
‫در زمان اضطراب‌های
‫معمول فرماندهیش ناتوان نمیشه

1015
00:47:16,124 --> 00:47:17,876
‫حالا فرض کنیم تمام این اضطراب‌ها

1016
00:47:17,918 --> 00:47:20,838
‫به دلیل یک موقعیت اضطراری شدید
‫چندین و چند برابر میشن

1017
00:47:20,879 --> 00:47:23,799
‫آیا اونوقت امکانش هست
‫که تصمیمات اشتباه بگیره؟

1018
00:47:23,841 --> 00:47:25,551
‫امکانش هست، قربان

1019
00:47:25,592 --> 00:47:28,720
‫البته، اضطراب شدید
‫این کار رو با هرکسی می‌کنه

1020
00:47:28,762 --> 00:47:30,722
‫ولی قرار نیست
‫با افسرهای فرماندهی همچین کاری کنه

1021
00:47:30,764 --> 00:47:34,977
‫خیر، ولی بخوایم عملاً بگیم، قربان
‫اون‌ها هم انسانن

1022
00:47:38,564 --> 00:47:41,149
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

1023
00:47:41,191 --> 00:47:43,902
‫الن برد، پزشک
‫نیروی ذخیره‌ی نیروی دریایی ایالات متحده

1024
00:47:43,944 --> 00:47:46,905
‫ازم خواسته شد
‫در تیم ارزیابی روانی حضور داشته باشم

1025
00:47:46,947 --> 00:47:49,408
‫در همون کمیته‌ای به ریاست دکتر لاندین

1026
00:47:49,449 --> 00:47:52,744
‫که اخیراً سلامت روانی
‫ناوسروان کوییگ رو بررسی کرد؟

1027
00:47:52,786 --> 00:47:54,955
‫- بله
‫- و کمیته به چه نتیجه‌ای رسید؟

1028
00:47:54,997 --> 00:47:58,125
‫به این نتیجه رسیدیم که ناوسروان درحال حاضر
‫ از سلامت کافی برای فرماندهی برخورداره

1029
00:47:58,166 --> 00:48:00,544
‫و تابحال فاقد صلاحیت نبوده

1030
00:48:00,586 --> 00:48:03,380
‫هیچ اثری مبنی بر اینکه ناوسروان کوییگ

1031
00:48:03,422 --> 00:48:06,717
‫چیزی به عنوان
‫شخصیت پارانوئیدی داره پیدا کردین؟

1032
00:48:06,758 --> 00:48:10,846
‫خب، من ترجیح میدم بهش بگم
‫شخصیت وسواسی با علائم پارانوئیدی

1033
00:48:10,888 --> 00:48:14,933
‫- صحیح، ولی بیانگر عدم صلاحیت روانی نیست
‫- خیر

1034
00:48:14,975 --> 00:48:18,186
‫پس قبول دارید، دکتر
‫که ناوسروان کوییگ اکنون دارای سلامت روانیه

1035
00:48:18,228 --> 00:48:20,981
‫و مطمئناً در تاریخ 18 دسامبر هم
‫سلامت روانی داشته

1036
00:48:21,023 --> 00:48:23,275
‫زمانی که به دلیل بیماری روانی
‫از فرماندهی برکنار شده؟

1037
00:48:23,317 --> 00:48:25,360
‫بصورت متفق القول
‫به همین نتیجه رسیدیم

1038
00:48:25,402 --> 00:48:27,404
‫ممنونم، دکتر

1039
00:48:27,446 --> 00:48:29,239
‫دکتر برد

1040
00:48:29,281 --> 00:48:32,492
‫آیا آموزش تخصصی
‫در زمینه‌ی روان‌کاوی دیدین؟

1041
00:48:32,534 --> 00:48:34,369
‫بله

1042
00:48:34,411 --> 00:48:37,164
‫خیلی‌خب، و در روان‌کاوی
‫چیزی به عنوان بیماری روانی وجود داره؟

1043
00:48:37,205 --> 00:48:39,917
‫افراد پریشان‌ داریم و افراد سازگار

1044
00:48:39,958 --> 00:48:41,919
‫ولی این اصطلاحات
‫"پریشان" و "سازگار"

1045
00:48:41,960 --> 00:48:44,421
‫در اصطلاح عامیانه و به قول خودمون

1046
00:48:44,463 --> 00:48:46,506
‫کمابیش به معنی
‫"بیمار" و "سالم" هستن

1047
00:48:46,548 --> 00:48:48,592
‫به‌زحمت، ولی بله

1048
00:48:48,634 --> 00:48:53,472
‫از نظر شما ناوسروان کوییگ
‫از عقده‌ی حقارت رنج می‌بره؟

1049
00:48:53,513 --> 00:48:57,225
‫بله، ولی... به‌خوبی جبران شده

1050
00:48:57,267 --> 00:48:59,937
‫تفاوتی بین "جبران شده"
‫و "سازگار" وجود داره؟

1051
00:48:59,978 --> 00:49:01,146
‫بله قطعاً

1052
00:49:01,188 --> 00:49:03,774
‫خیلی‌‌خب، میشه لطفاً برامون توضیح بدین؟

1053
00:49:03,815 --> 00:49:06,193
‫خب، فرضاً یک مرد از یک

1054
00:49:06,234 --> 00:49:09,863
‫اختلال روانی عمیق رنج می‌بره

1055
00:49:09,905 --> 00:49:13,951
‫می‌تونه با پیدا کردن روش‌هایی
‫برای بروز رانه‌های بخصوصش اون‌ رو جبران کنه

1056
00:49:13,992 --> 00:49:16,912
‫خیلی‌خب، پس، ناوسروان کوییگ

1057
00:49:16,912 --> 00:49:19,164
‫تابحال روان‌کاوی شده؟

1058
00:49:19,206 --> 00:49:21,833
‫- نه
‫- پس به بیان خودتون، یک شخص پریشانه؟

1059
00:49:21,875 --> 00:49:24,711
‫بله، هست. اما توسط این پریشانی ناتوان نشده

1060
00:49:24,753 --> 00:49:26,964
‫خیلی‌خب، چطوری جبرانش کرده؟

1061
00:49:28,215 --> 00:49:29,925
‫عمدتاً از دو راه

1062
00:49:29,967 --> 00:49:33,053
‫روش پارانوئیدی
‫که بی‌فایده‌ست و مطلوب نیست

1063
00:49:33,095 --> 00:49:36,765
‫و حرفه‌ش در نیروی دریایی
‫که بشدت سودمند و مطلوبه

1064
00:49:36,807 --> 00:49:39,643
‫بله، دکتر، متوجه اون حرکت کوچیکی
‫که با دست‌هاش انجام میده شدین؟

1065
00:49:39,685 --> 00:49:41,395
‫- منظورتون چرخوندن توپ‌های فلزیه؟
‫- بله

1066
00:49:41,436 --> 00:49:43,230
‫میشه لطفاً برامون توصیفش کنید؟

1067
00:49:43,271 --> 00:49:45,816
‫چرخوندن پیوسته‌ی دو مهره در دست‌هاشه

1068
00:49:45,857 --> 00:49:48,568
‫اوهوم. چرا این‌کارو می‌کنه؟

1069
00:49:48,610 --> 00:49:51,279
‫اوه، دست‌هاش می‌لرزه

1070
00:49:51,321 --> 00:49:54,199
‫این‌کارو می‌کنه که
‫ لرزشش رو مخفی و متوقف کنه

1071
00:49:54,241 --> 00:49:55,492
‫چرا دست‌هاش می‌لرزه؟

1072
00:49:55,534 --> 00:49:58,704
‫تنش درونی. یکی از علائم ظاهریشه

1073
00:49:58,745 --> 00:50:01,206
‫دکتر، شهادت دادی که ناوسروان کوییگ

1074
00:50:01,248 --> 00:50:03,917
‫فردی پریشان و ناسازگاره، درسته؟

1075
00:50:03,959 --> 00:50:06,336
‫- بله
‫- بله، پس به زبان عامیانه، بیماره

1076
00:50:06,378 --> 00:50:08,672
‫درسته؟

1077
00:50:08,714 --> 00:50:12,134
‫یادمه که شباهت کمابیش
‫عناوین "پریشان" و "بیمار" رو قبول کردم

1078
00:50:12,175 --> 00:50:14,594
‫ولی اگر بر این اساس باشه
‫آدمای خیلی زیادی بیمار هستن

1079
00:50:14,636 --> 00:50:17,639
‫بله، دکتر، ولی موضوع این دادگاه
‫فقط بیماری ناوسروان کوییگه

1080
00:50:17,681 --> 00:50:21,435
‫اگر بیماره، کمیته‌ی شما
‫چطوری اون رو کاملاً سالم تشخیص داده؟

1081
00:50:21,476 --> 00:50:24,938
‫دارین با کلمات بازی می‌کنین
‫ما هیچ ناتوانی پیدا نکردیم

1082
00:50:24,980 --> 00:50:27,357
‫دکتر، فقط یک لحظه فرض کنین

1083
00:50:27,399 --> 00:50:30,986
‫که شروط لازم برای فرماندهی
‫خیلی فراتر از چیزی هستن که شما باور دارین

1084
00:50:31,028 --> 00:50:34,197
‫حتی این بیماری خفیف هم باعث نمیشه
‫که ایشون رو ناتوان کنه؟

1085
00:50:34,239 --> 00:50:36,658
‫- این سوال بطرز مسخره‌ای فرضیه، چون...
‫- عه، واقعاً؟

1086
00:50:36,700 --> 00:50:38,827
‫- تابحال به دریا اعزام شدین، دکتر؟
‫- نه

1087
00:50:38,869 --> 00:50:41,872
‫نه؟ چند وقته در نیروی دریایی خدمت می‌کنین؟

1088
00:50:41,913 --> 00:50:43,206
‫- پنج ماه
‫- پنج ماه؟

1089
00:50:43,248 --> 00:50:45,876
‫- پنج... گمونم الان شده شش ماه
‫- شش ماه

1090
00:50:45,917 --> 00:50:47,919
‫شش ماه در نیروی دریایی خدمت کردین

1091
00:50:47,961 --> 00:50:51,381
‫تا قبل از این پرونده
‫با فرماندهان کشتی‌ها برخورد داشتین؟

1092
00:50:51,423 --> 00:50:52,549
‫- نه
‫- نه؟

1093
00:50:52,591 --> 00:50:54,009
‫پس شروط لازم برای فرماندهی کشتی رو

1094
00:50:54,051 --> 00:50:55,427
‫بر چه اساس تعیین کردین؟

1095
00:50:55,469 --> 00:50:57,387
‫اطلاعات عمومی خودم

1096
00:50:57,429 --> 00:51:00,390
‫بنظر شما نیازه یک شخص
‫توانایی‌های استثنایی داشته باشه

1097
00:51:00,432 --> 00:51:03,310
‫بشدت بااستعداد و بشدت خبره باشه
‫تا بتونه فرمانده‌ یک ناو نظامی بشه؟

1098
00:51:03,351 --> 00:51:04,728
‫- نه
‫- نه. واقعاً؟

1099
00:51:04,770 --> 00:51:07,147
‫- بشدت بااستعداد نه
‫- پس چی؟

1100
00:51:07,189 --> 00:51:09,691
‫- فردی با واکنش‌های معقول
‫- معقول؟

1101
00:51:09,733 --> 00:51:11,777
‫- هوش نسبتاً بالا
‫- نسبتاً بالا؟

1102
00:51:11,818 --> 00:51:14,196
‫آموزش و تجربه‌ی کافی، ولی...

1103
00:51:14,237 --> 00:51:17,199
‫همچین چیزهایی
‫برای یک روان‌پزشک حاذق کافیه؟

1104
00:51:17,240 --> 00:51:19,076
‫نه چندان

1105
00:51:19,117 --> 00:51:21,328
‫پس به بیان دیگه
‫یک روان‌پزشک بودن

1106
00:51:21,369 --> 00:51:23,997
‫از فرمانده‌ی یک ناو
‫نظامی آمریکایی بودن سخت‌تره

1107
00:51:24,039 --> 00:51:26,666
‫خب... نیازمند توانایی‌های متفاوتی هستن

1108
00:51:26,708 --> 00:51:28,919
‫شما داری مقایسه می‌کنی، نه من

1109
00:51:28,960 --> 00:51:31,713
‫نه، دکتر، شما بودی که گفتی
‫فکر نمی‌کنی بیماری ناوسروان کوییگ

1110
00:51:31,755 --> 00:51:34,049
‫ایشون رو برای فرماندهی ناتوان بکنه

1111
00:51:34,091 --> 00:51:37,552
‫من فقط میگم از اونجایی که
‫اطلاعات خیلی کمی در مورد شروط فرماندهی داری

1112
00:51:37,594 --> 00:51:39,429
‫شاید نتیجه‌گیریت اشتباه باشه

1113
00:51:39,471 --> 00:51:41,932
‫- خب، من حرف شما رو رد می‌کنم
‫- واقعاً؟ چرا؟

1114
00:51:41,973 --> 00:51:44,226
‫چون عامداً کلمه‌ی "بیمار" رو جایگزین کردین

1115
00:51:44,267 --> 00:51:46,853
‫- که کلمه‌ای نادرسته که دودستگی ایجاد می‌کنه
‫- واقعاً؟

1116
00:51:46,895 --> 00:51:48,605
‫- چیکار می‌کنه دکتر؟ چیکار می‌کنه؟
‫- دو دستگی ایجاد می‌کنه

1117
00:51:48,647 --> 00:51:50,440
‫- دو دستگی ایجاد می‌کنه
‫- من هرگز نگفتم بیمار

1118
00:51:50,482 --> 00:51:53,276
‫دانش من از شروط لازم برای فرماندهی کافیه

1119
00:51:53,318 --> 00:51:56,071
‫وگرنه عدم صلاحیت خودم
‫برای عضویت در کمیته رو اعلام می‌کردم

1120
00:51:56,113 --> 00:51:57,781
‫شاید نیاز بود اعلام می‌کردین

1121
00:51:57,823 --> 00:51:59,491
‫اعتراض دارم!
‫دارن شاهد رو سوال‌پیچ می‌کنن!

1122
00:51:59,533 --> 00:52:01,618
‫جمله‌ی آخرم رو پس می‌گیرم

1123
00:52:01,660 --> 00:52:03,537
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1124
00:52:03,578 --> 00:52:06,206
‫دکتر، وکیل مدافع کلماتی رو
‫ در دهان شما گذاشته

1125
00:52:06,248 --> 00:52:08,542
‫که مطمئنم منظور شما نبوده

1126
00:52:08,583 --> 00:52:11,419
‫بعید می‌دونم تونسته باشه
‫کلماتی توی دهن من بذاره

1127
00:52:11,461 --> 00:52:14,464
‫دکتر، این برداشت رو از حرف‌های شما کرد
‫که ناوسروان کوییگ بیماره

1128
00:52:14,506 --> 00:52:17,634
‫- مطمئناً شما...
‫- من در استفاده‌ از واژه‌ها دقت می‌کنم

1129
00:52:17,676 --> 00:52:20,846
‫من از واژه‌ی "بیمار" استفاده نکردم

1130
00:52:20,887 --> 00:52:25,684
‫ناوسروان کوییگ قطعاً برای فرماندهی
‫ناتوان نیست، که تنها موضوع دادگاه هم همینه

1131
00:52:28,770 --> 00:52:30,313
‫دادستانی شاهد دیگه‌ای نداره

1132
00:52:32,023 --> 00:52:33,650
‫مدافع، شاهد خود رو فرا بخونین

1133
00:52:34,860 --> 00:52:36,653
‫متهم رو فرا می‌خونم

1134
00:52:38,029 --> 00:52:41,741
‫- متهم اجازه‌ می‌خواد شهادت بده؟
‫- بله قربان

1135
00:52:41,783 --> 00:52:43,785
‫این حق رو داری که در جایگاه شهود حاضر نشی

1136
00:52:43,827 --> 00:52:46,663
‫اگر شهادت ندی
‫این نکته بر علیهت استفاده نمیشه

1137
00:52:46,705 --> 00:52:50,333
‫ولی اگر شهادت بدی، ممکنه
‫تحت سوالات شدیدی قرار بگیری

1138
00:52:50,375 --> 00:52:52,252
‫بله متوجهم، قربان

1139
00:52:52,294 --> 00:52:54,212
‫می‌تونی به جایگاه شهود بیای

1140
00:52:57,382 --> 00:52:59,885
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

1141
00:52:59,926 --> 00:53:01,303
‫استیو ماریک
‫ناوبان یکم، نیروی دریایی ایالات متحده

1142
00:53:01,344 --> 00:53:03,180
‫افسر اجرایی یو‌اس‌اس کین

1143
00:53:03,221 --> 00:53:05,724
‫- آیا شما متهم این دادگاه نظامی هستی؟
‫- بله

1144
00:53:05,765 --> 00:53:08,143
‫شغلت در زندگی غیرنظامی چی بوده؟

1145
00:53:08,185 --> 00:53:10,937
‫به پدرم توی شغل ماهیگیریش کمک می‌کردم
‫دو تا قایق داریم

1146
00:53:10,979 --> 00:53:12,898
‫- کجا؟
‫- سان‌فرانسیسکو

1147
00:53:12,939 --> 00:53:15,317
‫پس قبل از عضویت در نیروی دریایی
‫با مشکلات راهبری

1148
00:53:15,358 --> 00:53:17,152
‫کشتی‌های اقیانوس‌پیما آشنایی داشتی؟

1149
00:53:17,194 --> 00:53:19,654
‫بله، از 14 سالگی سوار قایق می‌شدم

1150
00:53:19,696 --> 00:53:23,325
‫آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫فرمانده‌ی یو‌اس‌اس کین رو برکنار کردی؟

1151
00:53:23,366 --> 00:53:25,410
‫بله، کردم

1152
00:53:25,452 --> 00:53:27,996
‫- وقتی فرمانده‌ش رو برکنار کردی
‫کین به مشکل برخورده بود؟ - بله

1153
00:53:28,038 --> 00:53:31,541
‫- بر چه اساس همچین نتیجه‌ای می‌گیری؟
‫- خب، بر اساس چند چیز

1154
00:53:31,583 --> 00:53:33,168
‫نمی‌تونستیم جهت حرکت‌مون رو حفظ کنیم

1155
00:53:33,210 --> 00:53:35,545
‫- در عرض یک ساعت 3 بار "بروچ" شدیم
‫- "بروچ"؟

1156
00:53:35,587 --> 00:53:39,174
‫بله، هر ده دقیقه باد و امواج کنترل کشتی رو
‫به دست می‌گرفتن و مسیر ما رو منحرف می‌کردن

1157
00:53:39,216 --> 00:53:42,052
‫اونقدر بدجور رول می‌خوردیم
‫که زاویه‌سنج نمی‌تونست محاسبه کنه

1158
00:53:42,093 --> 00:53:45,388
‫از توی پل فرماندهی آب خالی می‌کردیم
‫ژنراتورها داشتن از کار میفتادن

1159
00:53:45,430 --> 00:53:48,016
‫کشتی به تنظیمات اضطراری
‫سکان و موتور جواب نمی‌داد

1160
00:53:48,058 --> 00:53:49,517
‫گم شده بودیم
‫و کنترل رو از دست داده بودیم

1161
00:53:49,559 --> 00:53:51,645
‫- و این رو به اطلاع فرمانده‌ت رسوندی؟
‫- بله

1162
00:53:51,686 --> 00:53:55,732
‫یک ساعت مرتباً بهش می‌گفتم. التماسش کردم
‫ که به سمت شمال و برخلاف جهت باد بچرخیم

1163
00:53:55,774 --> 00:53:57,234
‫پاسخش چی بود؟

1164
00:53:57,275 --> 00:54:00,737
‫خب، اکثراً فقط مبهوت نگاه می‌کرد
‫ و جوابی نمی‌داد

1165
00:54:01,655 --> 00:54:03,490
‫آقای ماریک

1166
00:54:03,531 --> 00:54:07,327
‫از کی شروع به تهیه‌ی گزارش پزشکی
‫از ناوسروان کوییگ کردی؟

1167
00:54:07,369 --> 00:54:09,704
‫کمی بعد از حادثه‌ی مین‌ها
‫ که در تنگه‌ی هرمز اتفاق افتاد

1168
00:54:09,746 --> 00:54:10,789
‫چرا شروع به تهیه کردی؟

1169
00:54:10,830 --> 00:54:13,500
‫داشتم فکر می‌کردم شاید ناوسروان
‫مشکل روانی داشته باشه

1170
00:54:13,541 --> 00:54:16,127
‫- چرا؟
‫- بخاطر قضیه‌ی نشانه‌ی جوهر زرد

1171
00:54:16,169 --> 00:54:19,839
‫منظورت حادثه‌ایه که باعث شد
‫ناوسروان لقب "زردک پیر" رو کسب کنه؟

1172
00:54:19,881 --> 00:54:21,091
‫بله

1173
00:54:21,132 --> 00:54:23,468
‫آیا این اتفاق رو به چشم دیدی؟

1174
00:54:23,510 --> 00:54:25,428
‫من ناوبر بودم. همون‌جا توی پل فرماندهی بودم

1175
00:54:25,470 --> 00:54:28,056
‫لطفاً این اتفاق "زردک" رو توضیح بده

1176
00:54:29,391 --> 00:54:32,352
‫سه روز از شروع ماموریت مین‌یابی
‫با دو کشتی مین‌یاب دیگه می‌گذشت

1177
00:54:32,394 --> 00:54:33,895
‫اوهوم

1178
00:54:33,937 --> 00:54:36,731
‫در کم‌عرض‌ترین منطقه‌ی تنگه

1179
00:54:36,773 --> 00:54:38,733
‫سه روز از شروع ماموریت مین‌یابی

1180
00:54:38,775 --> 00:54:40,777
‫با دو کشتی مین‌یاب دیگه می‌گذشت

1181
00:54:40,819 --> 00:54:42,779
‫در کم‌عرض‌ترین منطقه‌ی تنگه

1182
00:54:42,821 --> 00:54:44,781
‫میدانی از مین‌های صوتی رو کشف کردیم

1183
00:54:44,823 --> 00:54:46,950
‫و دستور گرفتیم با استفاده از مواد منفجره‌
‫ در همون محل نابودشون کنیم

1184
00:54:46,992 --> 00:54:50,287
‫کار ظریفیه. باید درست انجام بشه

1185
00:54:50,328 --> 00:54:52,956
‫کمی اونجا چرخیدیم

1186
00:54:52,998 --> 00:54:56,042
‫و بعد ناوسروان تصمیم گرفت
‫مواد منفجره رو نندازه

1187
00:54:56,084 --> 00:54:58,086
‫و یه بهونه در مورد
‫تجهیزات معیوب تحویل‌مون داد

1188
00:54:58,128 --> 00:55:00,797
‫تجهیزات رو بررسی کردم
‫کاملاً سالم بودن

1189
00:55:00,839 --> 00:55:02,716
‫ولی ناوسروان گوشش بدهکار نبود

1190
00:55:02,757 --> 00:55:05,260
‫گفت مسئولش بی‌کفایته
‫و خودش بهتر می‌دونه

1191
00:55:05,302 --> 00:55:08,054
‫برای همین یک نشانه‌ی
‫جوهر زرد انداختیم توی آب

1192
00:55:08,096 --> 00:55:10,223
‫و به بقیه‌ی مین‌یاب‌ها بی‌سیم زدیم
‫که مین‌ها رو نابود کنن

1193
00:55:10,265 --> 00:55:14,102
‫اونا هم گفتن سرعتمون رو کم کنیم...
‫ولی ما با تمام سرعت زدیم به چاک

1194
00:55:14,144 --> 00:55:15,478
‫"با تمام سرعت"
‫خب، آقای ماریک...

1195
00:55:15,520 --> 00:55:18,023
‫دادگاه می‌خواد سوالی از شاهد بپرسه

1196
00:55:18,064 --> 00:55:21,776
‫ناوبان، میگی تجهیزات کاملاً سالم بود
‫خودت شخصاً بررسیشون کردی؟

1197
00:55:21,818 --> 00:55:24,362
‫بله قربان، همراه کارشناس الکترونیک ارشد
‫و افراد بخش سونار

1198
00:55:24,404 --> 00:55:26,406
‫سالم بود. تجهیزات هیچ ایرادی نداشت

1199
00:55:26,448 --> 00:55:29,075
‫و بعد از اینکه رفتین
‫ آیا بابت امواج انفجارهای زیرآبی

1200
00:55:29,117 --> 00:55:30,702
‫خطری تهدیدتون کرد؟

1201
00:55:30,744 --> 00:55:32,454
‫نه. نه، خطری نبود

1202
00:55:32,495 --> 00:55:34,205
‫کشتی‌های مین‌یاب
‫جوری طراحی شدن که در مقابل

1203
00:55:34,247 --> 00:55:35,999
‫این چیزها مقاوم باشن
‫همیشه کارمون همینه

1204
00:55:36,041 --> 00:55:39,252
‫خب، گفتی کشتی‌ها بهتون علامت دادن
‫ که سرعتتون رو کم کنید

1205
00:55:39,294 --> 00:55:41,921
‫- بله، قربان
‫- این رو به اطلاع ناوسروان رسوندین؟

1206
00:55:41,963 --> 00:55:43,673
‫شخصاً خودم به اطلاعش رسوندم

1207
00:55:43,715 --> 00:55:45,467
‫اطلاع داشت که داره از محل مقرر شده‌ش

1208
00:55:45,508 --> 00:55:47,927
‫در گروه مین‌یابی خارج میشه؟

1209
00:55:47,969 --> 00:55:50,513
‫برای تمام افراد پل فرماندهی واضح بود
‫خودم به این موضوع اشاره کردم

1210
00:55:50,555 --> 00:55:52,682
‫گفتم داریم الگوی مین‌یابی رو خراب می‌کنیم

1211
00:55:52,724 --> 00:55:54,976
‫گفتم بقیه‌ی کشتی‌ها متوجه نمیشن
‫مین‌ها رو کجا پیدا کردیم

1212
00:55:55,018 --> 00:55:59,439
‫و بعد گفت "خب، یک نشانه‌ی
‫جوهر زرد می‌اندازیم توی آب"

1213
00:55:59,481 --> 00:56:01,358
‫می‌تونی ادامه بدی

1214
00:56:01,399 --> 00:56:04,736
‫آقای ماریک، چرا فوراً
‫نرفتی پیش مافوق‌هات

1215
00:56:04,778 --> 00:56:07,447
‫که تردیدت در مورد سلامت روانی
‫ ناوسروان کوییگ رو بیان کنی؟

1216
00:56:07,489 --> 00:56:10,325
‫حس می‌کردم اگر گزارش داشته باشم
‫بهتر می‌تونم اثباتش کنم

1217
00:56:10,367 --> 00:56:12,410
‫همون‌موقع تصمیم گرفتم
‫شروع به نوشتن گزارش پزشکی کنم

1218
00:56:12,452 --> 00:56:15,872
‫اگر اشتباه می‌کردم، می‌سوزوندمش
‫دور از دسترس همه نگهش داشتم

1219
00:56:15,914 --> 00:56:17,791
‫و از نظر شما

1220
00:56:17,832 --> 00:56:20,460
‫چه اتفاقاتی در این گزارش پزشکی ثبت می‌شدن؟

1221
00:56:20,502 --> 00:56:22,670
‫هر عملی که بنظر
‫غیرعادی یا عجیب میومد

1222
00:56:22,712 --> 00:56:24,714
‫- مثل چی؟
‫- مثل دستگاه قهوه‌ساز

1223
00:56:24,756 --> 00:56:26,299
‫- قضیه‌ی دستگاه قهوه‌ساز؟
‫- بله

1224
00:56:26,341 --> 00:56:28,134
‫خب، لطفاً قضیه‌ی
‫دستگاه قهوه‌ساز رو توضیح بده

1225
00:56:28,176 --> 00:56:30,053
‫یک دستگاه قهوه‌ساز
‫توی سالن غذاخوری افسرها گذاشته بودیم

1226
00:56:30,095 --> 00:56:31,930
‫و ناوسروان خیلی قهوه دوست داشت

1227
00:56:31,971 --> 00:56:33,765
‫ولی باید حواستو خیلی جمع می‌کردی

1228
00:56:33,807 --> 00:56:36,309
‫نباید زیادی توی برق می‌ذاشتیش
‫وگرنه می‌سوخت

1229
00:56:36,351 --> 00:56:38,520
‫دقیقاً همین اتفاق هم افتاد

1230
00:56:38,561 --> 00:56:40,814
‫یکی از افراد کشیک سالن غذاخوری
‫یادش رفت اونو از برق بکشه

1231
00:56:40,855 --> 00:56:43,066
‫و دستگاه... کاملاً سوخت

1232
00:56:43,108 --> 00:56:45,735
‫و هیچکدوم اعتراف نمی‌کرد کار کدومشونه

1233
00:56:45,777 --> 00:56:49,406
‫برای همین ناوسروان دستور داد
‫تمام افسرهای کشتی برای سوال‌و‌جواب جمع بشن

1234
00:56:49,447 --> 00:56:51,366
‫تا بفهمیم کی دستگاه قهوه‌ساز رو سوزونده

1235
00:56:51,408 --> 00:56:55,036
‫که... ببینین، خودش به تنهایی
‫مسئله‌ی مسخره‌ایه

1236
00:56:55,078 --> 00:56:57,914
‫ولی این جلسه 36 ساعت طول کشید

1237
00:56:59,290 --> 00:57:00,875
‫تمام کارهای کشتی تعلیق شدن

1238
00:57:00,917 --> 00:57:03,294
‫و همه‌مون همونجا
‫توی سالن غذاخوری افسرها نشسته بودیم

1239
00:57:03,336 --> 00:57:06,047
‫داریم از شدت خواب می‌میریم
‫نیاز داریم دوش بگیریم

1240
00:57:06,089 --> 00:57:08,633
‫و داریم سعی می‌کنیم بفهمیم کدوم یکی از این
‫ بدبخت‌های بیچاره دستگاه قهوه‌ساز رو سوزونده

1241
00:57:08,675 --> 00:57:11,970
‫و اونا اونقدر ترسیده بودن
‫که فکر می‌کردن کار هرکی باشه تیربارون میشه

1242
00:57:12,011 --> 00:57:13,847
‫ترجیح می‌دادن بمیرن ولی بهمون نگن

1243
00:57:13,888 --> 00:57:16,266
‫برای همین، بالاخره
‫رفتم سراغ ناوسروان

1244
00:57:16,307 --> 00:57:19,394
‫و گفتم تمام افسرها اعتراف می‌کنن
‫بازجوهای بی‌کفایتی هستن

1245
00:57:19,436 --> 00:57:21,855
‫و حاضرن در گزارش صلاحیت‌شون ثبت بشه

1246
00:57:21,896 --> 00:57:26,109
‫ولی نمی‌تونیم بفهمیم کی بیش از اندازه
‫دستگاه قهوه‌ساز رو توی برق ول کرده

1247
00:57:26,151 --> 00:57:29,279
‫اونم توی دفتر سیاهش علامت زد
‫و جلسه‌ی سوال‌و‌جواب رو لغو کرد

1248
00:57:29,320 --> 00:57:32,115
‫مسائل از این قبیل
‫یا قضیه‌ی آب

1249
00:57:32,157 --> 00:57:33,366
‫- قضیه‌ی آب
‫- بله

1250
00:57:33,408 --> 00:57:35,743
‫لطفاً قضیه‌ی آب رو توضیح بده

1251
00:57:35,785 --> 00:57:39,914
‫- ببینین، همه‌ش توی گزارش هست
‫- می‌دونم، ولی لطفاً قضیه‌ی آب رو توضیح بده

1252
00:57:39,956 --> 00:57:42,709
‫ناوسروان وسط طوفان گردوخاک
‫به مدت دو روز

1253
00:57:42,750 --> 00:57:44,711
‫مصرف آب رو برای تمام خدمه محدود کرد

1254
00:57:44,752 --> 00:57:48,381
‫چون دیده بود یکی از ملوان‌ها
‫در حین انجام وظیفه، داره دوش می‌گیره

1255
00:57:48,423 --> 00:57:51,342
‫یا چیزهای کاملاً احمقانه
‫مثل قضیه‌ی پنیر

1256
00:57:51,384 --> 00:57:52,927
‫- قضیه‌ی پنیر؟
‫- توت‌فرنگی... بله

1257
00:57:52,969 --> 00:57:56,055
‫قضیه‌ی پنیر؟
‫ من قضیه‌ای در مورد پنیر یادم نمیاد

1258
00:57:56,097 --> 00:57:59,225
‫قضیه مربوط به اولین کشتیه که ناوسروان
‫در زمان "ناواستوار" بودنش توش خدمت می‌کرد

1259
00:57:59,267 --> 00:58:02,437
‫مدام پنیر از فروشگاه کشتی ناپدید می‌شد

1260
00:58:02,479 --> 00:58:04,647
‫و ناوسروان تحقیق کرد
‫و مچ یک ملوان رو گرفت

1261
00:58:04,689 --> 00:58:08,318
‫که یک کلید
‫ از روی کلید قفل یخچال ساخته بود

1262
00:58:08,359 --> 00:58:10,487
‫بخاطر پیدا کردن این دزد

1263
00:58:10,528 --> 00:58:12,697
‫یک تقدیرنامه دریافت کرد

1264
00:58:12,739 --> 00:58:15,283
‫در طی زمان صلح بوده
‫برای همین طبیعتاً خیلی بهش افتخار می‌کنه

1265
00:58:15,325 --> 00:58:19,245
‫برای همین وقتی قضیه‌ی توت‌فرنگی پیش اومد
‫اصرار می‌کرد مثل همون قضیه‌ست

1266
00:58:19,287 --> 00:58:20,830
‫و فقط کافیه کسی رو پیدا کنیم

1267
00:58:20,872 --> 00:58:23,791
‫که از کلید یخچال اتاق غذاخوری افسرها
‫یک کلید ساخته

1268
00:58:23,833 --> 00:58:25,919
‫ولی خب همچین حرفی واقعاً مضحکه

1269
00:58:25,960 --> 00:58:29,464
‫بازم کار یکی از ملوان‌هایی بود
‫که مسئول کشیک سالن غذاخوری شده بود

1270
00:58:29,506 --> 00:58:32,217
‫همه‌مون می‌دونستیم
‫اونا بسته‌ی توت‌فرنگی رو خوردن

1271
00:58:32,258 --> 00:58:33,676
‫باقی‌مونده‌ی غذای سالن افسرها بود

1272
00:58:33,718 --> 00:58:35,762
‫حق داشتن بخورن
‫رسم همین بود

1273
00:58:35,803 --> 00:58:37,722
‫ولی وقتی ناوسروان
‫بابت توت‌فرنگی‌ها قاطی کرد

1274
00:58:37,764 --> 00:58:39,599
‫وحشت کردن، گفتن نمی‌دونن
‫کی اونا رو خورده

1275
00:58:39,641 --> 00:58:42,393
‫و ناوسروان اونقدر از تئوریش مطمئن بود
‫که حرفشون رو باور کرد

1276
00:58:42,435 --> 00:58:44,562
‫- برای همین دستور داد دنبال کلید بگردین
‫- بله، قربان

1277
00:58:44,604 --> 00:58:49,317
‫هیچوقت ناوسروان رو اونقدر خوشحال
‫ندیده بودیم، چه قبلش و چه بعدش

1278
00:58:49,359 --> 00:58:52,237
‫قضیه‌ی پنیر بازم داره براش تکرار میشه

1279
00:58:52,278 --> 00:58:54,864
‫شخصاً جستجو رو سازماندهی کرد

1280
00:58:54,906 --> 00:58:57,492
‫تمام کلیدهای کشتی رو جمع کردیم

1281
00:58:57,534 --> 00:59:01,287
‫یه مشت جعبه داشتیم...
‫بشکه‌های پر از کلید

1282
00:59:01,329 --> 00:59:03,373
‫سرجمع 2800 تا کلید بودن

1283
00:59:03,414 --> 00:59:05,625
‫که روی هرکدوم
‫برچسب اسم صاحبش خورده بود

1284
00:59:05,667 --> 00:59:09,003
‫و محض احتیاط، از دماغه تا عقب کشتی رو گشتیم

1285
00:59:09,045 --> 00:59:11,673
‫از دکل رادار تا خَن کشتی

1286
00:59:11,714 --> 00:59:13,091
‫خدمه رو لخت کردیم

1287
00:59:13,132 --> 00:59:14,968
‫- لخت کردین؟
‫- بله قربان، لخت کردیم

1288
00:59:15,009 --> 00:59:17,428
‫همه‌شون رو به خط کردیم
‫لخت مادرزاد

1289
00:59:17,470 --> 00:59:19,722
‫و لباس‌هاشون رو تکوندیم

1290
00:59:19,764 --> 00:59:22,684
‫کمدهاشون رو گشتیم
‫تمام سوراخ‌ سنبه‌های کشتی رو گشتیم

1291
00:59:22,725 --> 00:59:25,353
‫سینه‌خیز رفتیم توی خن‌ کشتی
‫و وزنه‌های سربی رو درآوردیم

1292
00:59:25,395 --> 00:59:27,105
‫هرکدوم 90 کیلو هستن

1293
00:59:27,146 --> 00:59:30,316
‫این قضیه 3 روز ادامه داشت

1294
00:59:30,358 --> 00:59:32,360
‫- سه روز؟
‫- بله، قربان

1295
00:59:32,402 --> 00:59:34,445
‫همه‌ش بخاطر کلیدی

1296
00:59:34,487 --> 00:59:36,531
‫که وجود خارجی نداشت

1297
00:59:36,573 --> 00:59:39,617
‫برای همین، وقتی دیدم ناوسروان

1298
00:59:39,617 --> 00:59:41,286
‫کنار یخچال نشسته

1299
00:59:41,327 --> 00:59:43,204
‫و کلیدها رو دونه دونه
‫از توی بشکه درمیاره

1300
00:59:43,246 --> 00:59:45,456
‫و ساعت‌ها با شوق و ذوق

1301
00:59:45,498 --> 00:59:47,667
‫روی قفل امتحان‌شون می‌کنه

1302
00:59:47,709 --> 00:59:49,794
‫تسلیم شدم

1303
00:59:49,836 --> 00:59:53,590
‫همون موقع گزارش پزشکی رو
‫به ناوبان کیفر نشون دادم

1304
00:59:54,757 --> 00:59:56,509
‫آقای ماریک

1305
00:59:56,551 --> 00:59:58,761
‫وقتی ناوبان کیفر
‫گزارش پزشکیت رو کامل خوند

1306
00:59:58,803 --> 01:00:01,097
‫اولین جمله‌ش چی بود؟

1307
01:00:01,848 --> 01:00:03,516
‫قربان، یادم نمیاد

1308
01:00:03,558 --> 01:00:06,311
‫ترغیبت کرد بری پیش دریابد ویلیامز؟

1309
01:00:06,352 --> 01:00:08,271
‫نه، قربان
‫خودم به انتخاب خودم این‌کارو کردم

1310
01:00:08,313 --> 01:00:10,398
‫ولی همراهت به ناو فرماندهی اومد

1311
01:00:10,440 --> 01:00:14,110
‫- بله، قربان
‫- پس اول کار جلوت رو نگرفت

1312
01:00:15,653 --> 01:00:18,448
‫وقتی وارد ناو فرماندهی شدیم
‫جلوم رو گرفت

1313
01:00:18,489 --> 01:00:20,950
‫و گفت نباید این‌کارو بکنیم
‫و این‌کارو نکردیم

1314
01:00:20,992 --> 01:00:23,453
‫از نظرت شهادتش در این موضوع
‫بطور کلی درست بوده؟

1315
01:00:23,494 --> 01:00:25,955
‫بله، قربان
‫تمامش کار خودم بوده، قربان

1316
01:00:25,997 --> 01:00:27,457
‫سوالاتت رو ادامه بده

1317
01:00:27,498 --> 01:00:29,876
‫آقای ماریک، وقتی طوفان تمام شد

1318
01:00:29,917 --> 01:00:32,795
‫ناوسروان کوییگ سعی کرد
‫فرماندهی رو پس بگیره؟

1319
01:00:32,837 --> 01:00:34,589
‫بله

1320
01:00:34,631 --> 01:00:36,966
‫صبح روز نوزدهم
‫وقتی طوفان گذشته بود

1321
01:00:37,008 --> 01:00:38,468
‫چه اتفاقی افتاد؟

1322
01:00:39,844 --> 01:00:42,096
‫خب، توی اتاق نقشه‌ها بودم
‫و داشتم گزارش رو می‌نوشتم

1323
01:00:42,138 --> 01:00:42,847
‫خب؟

1324
01:00:42,847 --> 01:00:44,974
‫داشتم اتفاقات رو به
‫دریابد ویلیامز گزارش می‌دادم

1325
01:00:45,016 --> 01:00:47,352
‫خب؟

1326
01:00:47,393 --> 01:00:50,355
‫ناوسروان کوییگ اومد
‫و ازم خواست به کابینش برم و باهاش صحبت کنم

1327
01:00:50,396 --> 01:00:52,315
‫قبل از اینکه گزارشم رو بفرستم

1328
01:00:52,357 --> 01:00:55,276
‫منم رفتم زیر عرشه و صحبت کردیم

1329
01:00:55,318 --> 01:00:57,236
‫و بعدش چی شد؟

1330
01:00:58,529 --> 01:01:02,325
‫اولش فرقی با قبل نمی‌کرد

1331
01:01:02,367 --> 01:01:04,202
‫گفت به اتهام شورش
‫محاکمه‌ی نظامی میشم

1332
01:01:04,243 --> 01:01:06,245
‫و بعد شروع کرد به یک سخنرانی طولانی

1333
01:01:06,287 --> 01:01:08,289
‫که چقدر نیروی دریایی رو دوست داره

1334
01:01:08,331 --> 01:01:10,208
‫که هیچ علایق دیگه‌ای نداره

1335
01:01:10,249 --> 01:01:13,503
‫و حتی اگر از این قضیه تبرئه بشه
‫سابقه‌ش خراب میشه

1336
01:01:13,544 --> 01:01:16,255
‫و منم بهش گفتم
‫براش احساس تاسف می‌کنم

1337
01:01:16,297 --> 01:01:18,174
‫و... و واقعاً هم همینطور بود

1338
01:01:19,884 --> 01:01:22,970
‫و همون موقع پیشنهادش رو گفت

1339
01:01:23,012 --> 01:01:24,430
‫چه پیشنهادی؟

1340
01:01:25,807 --> 01:01:28,184
‫گفت گزارش من رو نمیده

1341
01:01:28,226 --> 01:01:30,144
‫که دوباره فرماندهی کشتی رو به‌دست می‌گیره

1342
01:01:30,186 --> 01:01:33,314
‫و تمام این قضیه فراموش میشه

1343
01:01:33,356 --> 01:01:35,858
‫و پاسخت به پیشنهادش چی بود؟

1344
01:01:35,900 --> 01:01:37,777
‫مات و مبهوت مونده بودم

1345
01:01:37,819 --> 01:01:40,863
‫- گفتم، ناوسروان، تمام کشتی از قضیه خبر دارن
‫- بله

1346
01:01:40,905 --> 01:01:43,157
‫توی سفرنامه‌ی
‫دستیار افسر عرشه نوشته شده

1347
01:01:43,199 --> 01:01:45,368
‫توی سفرنامه‌ی
‫خود افسر عرشه نوشته شده

1348
01:01:45,410 --> 01:01:48,913
‫و... و یخورده مِن‌ و مِن کرد

1349
01:01:48,955 --> 01:01:51,165
‫خب؟

1350
01:01:51,207 --> 01:01:53,042
‫بعدش چی شد؟

1351
01:01:53,084 --> 01:01:55,211
‫بالاخره، گفت اولین باری نیست

1352
01:01:55,253 --> 01:01:58,172
‫که یه سفرنامه‌ی ناجور
‫بعد از اتفاق اصلاح میشه

1353
01:01:58,214 --> 01:02:00,842
‫بهش یادآوری کردی
‫که دستکاری سفرنامه‌ها شدیداً ممنوعه؟

1354
01:02:00,883 --> 01:02:03,428
‫بله، گفتم
‫و کمابیش خندید

1355
01:02:03,469 --> 01:02:05,930
‫و گفت انتخابمون یا اینه
‫یا دادگاه نظامی به جرم شورش برای خودم

1356
01:02:05,972 --> 01:02:08,766
‫و لکه‌ی سیاهی در سوابق خودش
‫که حس می‌کرد سزاوار همچین چیزی نیست

1357
01:02:08,808 --> 01:02:10,017
‫و بعدش چی شد؟

1358
01:02:10,059 --> 01:02:11,978
‫التماس و خواهش کرد

1359
01:02:12,019 --> 01:02:16,607
‫و یکم بعد گریه‌ش گرفت
‫و دست آخر خیلی عصبانی شد

1360
01:02:16,649 --> 01:02:18,359
‫و بهم دستور داد از کابینش برم بیرون

1361
01:02:18,401 --> 01:02:20,695
‫و همون موقع گزارشم رو فرستادم

1362
01:02:20,737 --> 01:02:25,199
‫پس کمتر از 24 ساعت بعد
‫این فرصت رو داشتی

1363
01:02:25,241 --> 01:02:28,911
‫که کل این اتفاق رو
‫از سوابق رسمی پاک کنی

1364
01:02:28,953 --> 01:02:31,914
‫اون هم با اطلاع و موافقت فرمانده‌ت

1365
01:02:31,956 --> 01:02:33,583
‫بله، قربان

1366
01:02:33,624 --> 01:02:36,753
‫آقای ماریک، در طی طوفان وحشت نکردی؟

1367
01:02:36,794 --> 01:02:38,546
‫نه، وحشت نکردم

1368
01:02:38,588 --> 01:02:42,592
‫ناوبان، اتهام برکناری عمدی
‫ ناوسروانت از فرماندهی

1369
01:02:42,633 --> 01:02:47,430
‫بدون اختیار و دلیل موجه بهت زده شده

1370
01:02:47,472 --> 01:02:49,432
‫آیا عامداً ناوسروان کوییگ رو برکنار کردی؟

1371
01:02:49,474 --> 01:02:52,435
‫بله. می‌دونستم دارم چیکار می‌کنم

1372
01:02:52,477 --> 01:02:54,729
‫بدون اختیار ایشون رو
‫ از فرماندهی برکنار کردی؟

1373
01:02:54,771 --> 01:02:57,607
‫خیر، فصل 11 قوانین
‫ نیروی دریایی این اختیار رو بهم میده

1374
01:02:57,648 --> 01:03:00,943
‫- بدون دلیل موجه این کارو کردی؟
‫- نه

1375
01:03:00,985 --> 01:03:03,488
‫دلیل موجه من
‫فروپاشی روانی فرمانده

1376
01:03:03,529 --> 01:03:05,531
‫در زمان به خطر افتادن کشتی بود

1377
01:03:05,573 --> 01:03:08,451
‫ممنونم
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1378
01:03:10,077 --> 01:03:13,831
‫آقای ماریک، این مکالمه‌ی شگفت‌انگیز

1379
01:03:13,873 --> 01:03:17,668
‫که ناوسروان بهت پیشنهاد داد
‫سوابق رسمی رو جعل کنین

1380
01:03:17,710 --> 01:03:19,754
‫کسی شاهدش بود؟

1381
01:03:20,630 --> 01:03:22,799
‫توی کابین ایشون تنها بودیم. نه

1382
01:03:22,840 --> 01:03:25,843
‫این اتفاق مربوط به مین‌ها
‫کس دیگه‌ای این سوابق رو دید؟

1383
01:03:25,885 --> 01:03:27,970
‫که به گفته‌ی شما
‫نشون میده که "کین"

1384
01:03:28,012 --> 01:03:29,931
‫از الگوی مین‌یابی
‫ که بهش محول شده بود خارج شده؟

1385
01:03:29,972 --> 01:03:32,809
‫چیزی در سوابق حرکت کشتی وجود داشت

1386
01:03:32,850 --> 01:03:35,394
‫که این خروج رو تایید کنه؟

1387
01:03:35,436 --> 01:03:37,313
‫خب، حدوداً یک ساعت بعد از این اتفاق

1388
01:03:37,355 --> 01:03:40,066
‫فرمانده سفرنامه رو گرفت
‫اونو به کابینش برد

1389
01:03:40,107 --> 01:03:42,777
‫و وقتی سفرنامه رو پس گرفتم
‫توش هیچ اشاره‌ای به این اتفاق نشده بود

1390
01:03:42,819 --> 01:03:46,239
‫صحیح. پس هیچ مدرکی
‫برای اثبات این داستان نداری

1391
01:03:46,280 --> 01:03:48,574
‫نه

1392
01:03:48,616 --> 01:03:52,662
‫آقای ماریک، کی اولین بار
‫لقب "زردک پیر" رو به کار برد؟

1393
01:03:52,703 --> 01:03:55,164
‫خود به خود پخش شد

1394
01:03:55,206 --> 01:03:57,959
‫توی کل کشتی یا فقط بین افسرها؟

1395
01:03:58,000 --> 01:03:59,335
‫فقط بین افسرها

1396
01:03:59,377 --> 01:04:01,712
‫مطمئنی از خودت درش نیاوردی؟

1397
01:04:01,754 --> 01:04:03,005
‫نه

1398
01:04:03,881 --> 01:04:06,467
‫از نظر وفاداری به فرمانده‌ت

1399
01:04:06,509 --> 01:04:08,803
‫چه نمره‌ای به خودت میدی؟

1400
01:04:08,845 --> 01:04:11,305
‫بنظرم افسر وفاداری بودم

1401
01:04:12,265 --> 01:04:15,476
‫آیا مرخصی 72 ساعته

1402
01:04:15,518 --> 01:04:18,563
‫در تاریخ دسامبر برای مهناوی استیل‌ول

1403
01:04:18,604 --> 01:04:21,649
‫برخلاف دستور مستقیم فرمانده‌ت صادر کردی؟

1404
01:04:21,691 --> 01:04:23,734
‫- بله
‫- اسم اینو می‌ذاری وفاداری؟

1405
01:04:23,776 --> 01:04:24,819
‫نه

1406
01:04:24,861 --> 01:04:27,572
‫پس اعتراف می‌کنی
‫که در اولین روزهای خدمتت

1407
01:04:27,613 --> 01:04:30,116
‫به عنوان افسر اجرایی
‫عملی خیانت‌آمیز انجام دادی

1408
01:04:30,157 --> 01:04:31,576
‫بله

1409
01:04:31,617 --> 01:04:35,538
‫آقای ماریک، کجا تحصیل کردی؟

1410
01:04:35,580 --> 01:04:37,290
‫- مدرسه‌ی دولتی. سان‌فرانسیسکو
‫- خیلی‌خب

1411
01:04:37,331 --> 01:04:38,958
‫و دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو

1412
01:04:39,000 --> 01:04:41,544
‫و نمراتت توی دبستان چطور بود؟

1413
01:04:41,586 --> 01:04:43,462
‫بدک نبودن

1414
01:04:43,504 --> 01:04:46,841
‫متوسط؟ بیشتر از حد متوسط؟
‫کمتر از حد متوسط؟

1415
01:04:46,883 --> 01:04:47,884
‫متوسط

1416
01:04:47,925 --> 01:04:50,219
‫نمرات دبیرستانت چطور؟

1417
01:04:50,261 --> 01:04:53,890
‫خب، اونجا نمراتم چندان خوب نبود
‫کمتر از حد متوسط

1418
01:04:54,849 --> 01:04:57,226
‫توی دانشگاه چه واحدهایی برداشتی؟

1419
01:04:57,268 --> 01:04:58,394
‫واحدهای تجارت

1420
01:04:58,436 --> 01:05:00,062
‫- واحدهای پیش‌پزشکی چطور؟
‫- نه

1421
01:05:00,104 --> 01:05:03,399
‫- واحدهای روان‌شناسی؟ روان‌پزشکی؟
‫- نه

1422
01:05:03,441 --> 01:05:05,359
‫- نمره‌هات توی دانشگاه چطور بودن؟
‫- خب...

1423
01:05:05,401 --> 01:05:08,529
‫- گذروندمش
‫- کمتر از حد متوسط بودن؟

1424
01:05:09,155 --> 01:05:11,282
‫بله

1425
01:05:11,324 --> 01:05:14,827
‫ این افکار در مورد پارانویا
‫از کجا به ذهنت رسید؟

1426
01:05:14,869 --> 01:05:18,331
‫احتمالاً... خب، کتاب
‫و... یه عالمه تحقیق توی اینترنت

1427
01:05:18,372 --> 01:05:20,750
‫کتاب؟ کدوم کتاب؟ اسم‌هاشون رو بگو
‫کدوم سایت‌ها؟

1428
01:05:20,791 --> 01:05:23,336
‫کتاب‌های پزشکی مربوط به
‫بیماری‌های روانی بودن

1429
01:05:23,377 --> 01:05:26,213
‫و اسم دقیق سایت‌ها یادم نمیاد

1430
01:05:26,255 --> 01:05:29,675
‫اوه. این سرگرمی شما بوده؟
‫خوندن در مورد روان‌پزشکی؟

1431
01:05:29,717 --> 01:05:31,969
‫- نه
‫- خب پس، این کتاب‌ها رو از کجا آوردی؟

1432
01:05:32,011 --> 01:05:35,056
‫از... از دکترهای کشتی‌ها قرض گرفتم
‫هرجا پیدا می‌کردم

1433
01:05:35,097 --> 01:05:37,141
‫و با سابقه‌تون

1434
01:05:37,183 --> 01:05:39,226
‫سوابق تحصیلی‌تون

1435
01:05:39,268 --> 01:05:43,189
‫فکر می‌کنین این کتاب‌های بشدت
‫تخصصی و علمی رو درک کردین؟

1436
01:05:43,230 --> 01:05:45,107
‫یه چیزایی ازشون یاد گرفتم

1437
01:05:45,149 --> 01:05:47,401
‫واکنش شرطی چیه؟

1438
01:05:47,443 --> 01:05:48,945
‫نمی‌دونم

1439
01:05:48,986 --> 01:05:50,905
‫اسکیزوفرنی چیه؟

1440
01:05:50,947 --> 01:05:53,074
‫فکر کنم... بیماری روانیه

1441
01:05:53,115 --> 01:05:54,408
‫- فکر می‌کنی؟
‫- بله

1442
01:05:54,450 --> 01:05:56,911
‫- علائمش چیه؟
‫- نمی‌دونم

1443
01:05:56,953 --> 01:06:00,539
‫درواقع، وقتی در مورد بیماری روانی
‫ صحبت می‌کنی، اصلاً نمی‌دونی چی داری میگی

1444
01:06:00,581 --> 01:06:03,876
‫- درسته؟
‫- خب، هیچوقت نگفتم چیز زیادی در موردش می‌دونم

1445
01:06:04,961 --> 01:06:06,504
‫تابحال این اصطلاح به گوشت خورده

1446
01:06:06,545 --> 01:06:08,547
‫که یادگیری اندک چیز خطرناکیه؟

1447
01:06:08,965 --> 01:06:10,591
‫بله

1448
01:06:10,633 --> 01:06:12,718
‫ذهنت پر از اصطلاحات پزشکی بود
‫که درکشون نمی‌کردی

1449
01:06:12,760 --> 01:06:15,262
‫و بر این اساس، حس کردی این حق رو داری

1450
01:06:15,304 --> 01:06:17,640
‫که به بهانه‌ی بیماری روانی

1451
01:06:17,682 --> 01:06:19,767
‫ یک افسر فرمانده رو برکنار کنی

1452
01:06:19,809 --> 01:06:20,476
‫درسته؟

1453
01:06:20,518 --> 01:06:22,520
‫بخاطر مطالب کتاب
‫فرمانده کوییگ رو برکنار نکردم

1454
01:06:22,561 --> 01:06:26,816
‫- برکنارش کردم چون کشتی در خطر غرق شدن بود
‫- نه، کشتی رو بذار کنار

1455
01:06:26,857 --> 01:06:29,568
‫داریم در مورد فهم تو
‫از روان‌پزشکی صحبت می‌کنیم

1456
01:06:29,610 --> 01:06:34,323
‫نظر روان‌‌پزشک‌های خبره‌ای
‫که فرمانده‌ت رو معاینه کرده بودن رو شنیدی؟

1457
01:06:34,365 --> 01:06:36,158
‫- بله
‫- و نظرشون چی بود؟

1458
01:06:36,200 --> 01:06:38,995
‫در 18 دسامبر دیوونه بوده یا نبوده؟

1459
01:06:39,036 --> 01:06:40,663
‫گفتن نبوده

1460
01:06:40,705 --> 01:06:43,249
‫ولی تو، با ناله‌ها و شکایت‌هات
‫ در مورد توت‌فرنگی

1461
01:06:43,290 --> 01:06:46,419
‫و دستگاه‌های قهوه‌ساز، بهتر می‌فهمی

1462
01:06:46,460 --> 01:06:50,172
‫آقای ماریک، افسر سوم کشتی‌تون کی بود؟

1463
01:06:50,214 --> 01:06:51,674
‫ناوبان کیفر

1464
01:06:51,716 --> 01:06:53,759
‫- افسر خوبی بود؟
‫- بله

1465
01:06:53,801 --> 01:06:56,512
‫بنظرت ذهنش به خوبی ذهن شماست؟

1466
01:06:56,554 --> 01:06:58,931
‫- بله. بهتره
‫- بهتره؟

1467
01:06:58,973 --> 01:07:02,101
‫- گزارش پزشکیت رو بهش نشون دادی؟
‫- بله

1468
01:07:02,143 --> 01:07:05,604
‫بخاطرش قانع شد
‫که فرمانده‌تون بیماری روانی داره؟

1469
01:07:06,188 --> 01:07:08,065
‫نه

1470
01:07:08,107 --> 01:07:10,943
‫قانعت کرد که فرمانده رو برکنار نکنی؟

1471
01:07:10,985 --> 01:07:12,028
‫بله

1472
01:07:12,069 --> 01:07:14,030
‫ولی دو هفته بعد

1473
01:07:14,071 --> 01:07:17,283
‫با وجود اهمیت نظم در نیروی دریایی

1474
01:07:17,324 --> 01:07:20,453
‫با وجود مخالفت
‫افسر زیردست شما

1475
01:07:20,494 --> 01:07:22,455
‫کسی که ذهن بهتری داره

1476
01:07:22,496 --> 01:07:24,373
‫با وجود تمام این‌ها

1477
01:07:24,415 --> 01:07:27,918
‫رفتی و کنترل کشتی‌تون رو به دست گرفتی؟

1478
01:07:29,336 --> 01:07:31,047
‫فرمانده کوییگ رو برکنار کردم

1479
01:07:31,088 --> 01:07:32,965
‫چون قطعاً در صبح روز طوفان

1480
01:07:33,007 --> 01:07:35,384
‫ بنظر بیمار میومد

1481
01:07:35,426 --> 01:07:38,679
‫هنوزم باور داری
‫که تشخیصت از شرایط ذهنی فرمانده کوییگ

1482
01:07:38,721 --> 01:07:40,765
‫بهتر از دکترهاست؟

1483
01:07:40,806 --> 01:07:44,060
‫فقط در مورد شرایط کوییگ
‫در صبح روز طوفان

1484
01:07:46,312 --> 01:07:48,064
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1485
01:07:50,399 --> 01:07:51,942
‫سوال متقابلی ندارم

1486
01:07:53,319 --> 01:07:54,904
‫می‌تونی بیای پایین، ناوبان

1487
01:08:02,787 --> 01:08:05,539
‫ناوسروان کوییگ رو فرا می‌خونم

1488
01:08:14,924 --> 01:08:18,469
‫ناوسروان، بهتون یادآوری می‌کنم
‫که سوگندی که یاد کردین هنوزم پابرجاست

1489
01:08:18,511 --> 01:08:20,888
‫- چشم، قربان
‫- بفرمایید بشینید

1490
01:08:23,349 --> 01:08:25,684
‫ناوسروان، در صبح روز 19 دسامبر

1491
01:08:25,726 --> 01:08:28,729
‫آیا در اتاقت با ناوبان ماریک صحبت کردی؟

1492
01:08:28,771 --> 01:08:30,106
‫خب، بذارین ببینم

1493
01:08:30,147 --> 01:08:33,025
‫نوزدهم، روز بعد از طوفان

1494
01:08:33,067 --> 01:08:34,318
‫بله. بله صحبت کردم

1495
01:08:34,360 --> 01:08:36,946
‫- خودتون خواستین صحبت کنین؟
‫- بله

1496
01:08:36,987 --> 01:08:38,948
‫موضوع این صحبت چی بود؟

1497
01:08:38,989 --> 01:08:41,367
‫خب، همونطور که گفتم
‫دلم به حالش می‌سوخت

1498
01:08:41,408 --> 01:08:43,786
‫دلم نمی‌خواست ببینم زندگیش رو نابود می‌کنه

1499
01:08:43,828 --> 01:08:46,288
‫اونم بخاطر یک اشتباه از سر وحشت

1500
01:08:46,330 --> 01:08:48,082
‫بخصوص که می‌دونستم قصد داره

1501
01:08:48,082 --> 01:08:50,543
‫تمام حرفه‌ش رو در نیروی دریایی بگذرونه

1502
01:08:50,584 --> 01:08:53,629
‫تمام تلاشم رو کردم که بهش نشون بدم
‫چه اشتباهی کرده

1503
01:08:53,671 --> 01:08:56,090
‫ازش خواستم فرماندهی رو بهم پس بده

1504
01:08:56,132 --> 01:08:58,592
‫و پیشنهاد دادم در زمان گزارش حادثه

1505
01:08:58,634 --> 01:09:00,427
‫تا جای ممکن بهش آسون بگیرم

1506
01:09:00,469 --> 01:09:03,305
‫- پیشنهاد ندادین که حادثه رو گزارش نکنین؟
‫- چطور می‌تونم نکنم؟

1507
01:09:03,347 --> 01:09:06,475
‫- توی سفرنامه‌ها ثبت شده بود
‫- بله

1508
01:09:06,517 --> 01:09:09,103
‫اون سفرنامه‌ها، دست‌نویس بودن
‫تایپ شده بودن یا چی؟

1509
01:09:09,145 --> 01:09:10,938
‫فرقی نمی‌کرد

1510
01:09:10,980 --> 01:09:13,858
‫- دست‌نویس بودن، ناوسروان؟
‫- خب، احتمالاً

1511
01:09:13,899 --> 01:09:16,068
‫سفرنامه‌ی دستیار افسر عرشه
‫سفرنامه‌ی خود افسر عرشه

1512
01:09:16,110 --> 01:09:18,195
‫سفرنامه‌های روزانه معمولا دست‌نویس هستن

1513
01:09:18,237 --> 01:09:21,574
‫بعید می‌دونم دفتردار ناو
‫وقت کرده باشه تایپ کرده باشه

1514
01:09:21,615 --> 01:09:23,409
‫با توجه به اون همه هیجانات اون روز

1515
01:09:23,450 --> 01:09:26,120
‫آیا پیشنهاد دادی سفرنامه‌ها رو
‫تغییر بدین و حادثه رو گزارش نکنین؟

1516
01:09:26,162 --> 01:09:28,414
‫نه، این‌کارو نکردم
‫تغییر سفرنامه‌ها ممنوعه

1517
01:09:28,455 --> 01:09:30,499
‫ناوبان ماریک تحت قسم شهادت داد، ناوسروان

1518
01:09:30,541 --> 01:09:32,585
‫که همچین پیشنهادی دادی

1519
01:09:32,626 --> 01:09:36,380
‫نه تنها این، بلکه التماس و خواهش کردی
‫که سفرنامه‌ها رو تغییر بدین

1520
01:09:36,422 --> 01:09:39,842
‫و در ازاش قول دادی
‫که قضیه مسکوت بمونه

1521
01:09:39,884 --> 01:09:41,510
‫و گزارشی در موردش ننویسی

1522
01:09:41,552 --> 01:09:43,220
‫خب، حقیقت این نیست

1523
01:09:43,262 --> 01:09:45,639
‫هیچگونه حقیقی توش نیست؟

1524
01:09:45,681 --> 01:09:48,726
‫حرف‌هام کاملاً تحریف شده
‫اونی که من گفتم حقیقت کامله

1525
01:09:48,767 --> 01:09:51,687
‫پس تکذیب می‌کنین که پیشنهاد
‫تغییر سفرنامه‌ها و مخفی کردن ماجرا رو دادین

1526
01:09:51,729 --> 01:09:53,647
‫بله. کاملاً تکذیب می‌کنم

1527
01:09:53,689 --> 01:09:56,483
‫همون بخشش رو از خودش درآورده
‫گریه و التماس کردنم رو

1528
01:09:56,525 --> 01:09:57,818
‫باورنکردنیه

1529
01:09:57,860 --> 01:09:59,653
‫دارین آقای ماریک رو
‫به شهادت دروغ متهم می‌کنین

1530
01:09:59,695 --> 01:10:01,447
‫ایشون رو متهم به هیچی...

1531
01:10:02,865 --> 01:10:04,950
‫همینجوریشم بقدر کافی اتهام خورده

1532
01:10:04,992 --> 01:10:07,786
‫فقط میگم ممکنه داستان‌های عجیب زیادی
‫در موردم از ماریک بشنوین

1533
01:10:07,828 --> 01:10:10,206
‫فقط همینو میگم

1534
01:10:10,247 --> 01:10:13,542
‫آیا مشخص نیست، ناوسروان، که یکی از شما
‫حقیقت رو در مورد این مکالمه نمیگه؟

1535
01:10:13,584 --> 01:10:16,629
‫- خب، اینطور بنظر میاد
‫- می‌تونی اثبات کنی اون شخص شما نیستی؟

1536
01:10:16,670 --> 01:10:20,216
‫فقط با اشاره به 21 سال حسن سابقه‌م
‫به عنوان یک افسر نیروی دریایی

1537
01:10:20,257 --> 01:10:24,053
‫اونم در برابر حرف‌های مردی
‫که داره به جرم شورش محاکمه میشه

1538
01:10:25,763 --> 01:10:30,559
‫ناوسروان، شما هزار دلار
‫از ناوبان سوم گرید کیث دریافت کردی؟

1539
01:10:30,601 --> 01:10:32,853
‫به یاد نمیارم

1540
01:10:32,895 --> 01:10:35,397
‫- شهادت داد دریافت کردین
‫- دریافت کردم؟ در چه زمانی؟

1541
01:10:35,439 --> 01:10:38,901
‫در زمانی که یک جعبه‌ی متعلق به شما
‫در بندر عمان به دریا افتاد

1542
01:10:38,943 --> 01:10:41,195
‫اوه، بله، خیلی‌خب
‫یادم اومد

1543
01:10:41,237 --> 01:10:43,906
‫مال یک سال پیشه
‫حدوداً طرفای دسامبر

1544
01:10:43,948 --> 01:10:46,575
‫مسئول افتادن جعبه به دریا بود

1545
01:10:46,617 --> 01:10:50,246
‫خب، اصرار کرد که پولش رو بده
‫و پولش رو هم داد

1546
01:10:50,287 --> 01:10:53,290
‫و توی این جعبه چی بوده
‫که هزار دلار قیمتش بوده؟

1547
01:10:53,332 --> 01:10:56,043
‫خب، لباس فرم، کتاب

1548
01:10:56,085 --> 01:10:59,088
‫ابزار ناوبری، چیزهای مرسوم

1549
01:10:59,129 --> 01:11:00,923
‫چرا کیث مسئول بود؟

1550
01:11:00,965 --> 01:11:03,217
‫خب، افسر قایق بود
‫مسئول بار زدن بود

1551
01:11:03,259 --> 01:11:06,595
‫دستورات احمقانه و متناقضی داد
‫که باعث شد افراد بهم بریزن

1552
01:11:06,637 --> 01:11:08,681
‫جعبه رو انداختن توی آب و غرق شد

1553
01:11:08,722 --> 01:11:11,892
‫یک جعبه‌ی چوبی
‫پر از لباس، غرق شد

1554
01:11:11,934 --> 01:11:14,270
‫چیزهای دیگه‌ای هم توش بود

1555
01:11:14,311 --> 01:11:16,563
‫به عنوان مثال
‫سنگ‌های مرجانی یادگاری

1556
01:11:16,605 --> 01:11:20,442
‫ناوسروان، مگه... مگه جعبه
‫سرتاسر پر از بطری‌های نوشیدنی نبود؟

1557
01:11:20,484 --> 01:11:22,611
‫به هیچ عنوان

1558
01:11:22,653 --> 01:11:26,782
‫ناوبان کیث شهادت داد که هزار دلار
‫در ازای جعبه‌ای پر از نوشیدنی بهتون داده

1559
01:11:26,824 --> 01:11:30,411
‫خب، داستان‌های دروغی زیادی از کیث می‌شنوین
‫و از ماریک

1560
01:11:30,452 --> 01:11:33,789
‫متهمین اونا هستن. بایدم یه عالمه
‫داستان‌های عجیب و غریب از خودشون دربیارن

1561
01:11:33,831 --> 01:11:35,582
‫این جعبه رو خودتون جمع کردین؟

1562
01:11:35,624 --> 01:11:38,127
‫- نه، یک نفر از موتورخونه جمعش کرد
‫- اسمش چیه؟

1563
01:11:38,168 --> 01:11:40,212
‫یادم نمیاد. توی سوابق پرسنل هست

1564
01:11:40,254 --> 01:11:43,048
‫- مدتی میشه که از کشتی رفته
‫- خیلی‌خب، الان کجاست؟

1565
01:11:43,924 --> 01:11:45,718
‫نمی‌دونم

1566
01:11:45,759 --> 01:11:49,138
‫- چون نمی‌دونی اسمش چیه؟
‫- نه

1567
01:11:49,179 --> 01:11:50,723
‫اسمش مهناوی دوم

1568
01:11:50,764 --> 01:11:54,184
‫موتورچی اوتیس اف. لنگهورن نبوده؟

1569
01:11:54,226 --> 01:11:56,520
‫لنگ... لنگهورن؟

1570
01:11:56,562 --> 01:11:57,896
‫بله

1571
01:11:58,522 --> 01:11:59,773
‫لنگهورن، بله

1572
01:11:59,815 --> 01:12:01,984
‫خب، بنظر درست میاد

1573
01:12:02,026 --> 01:12:06,905
‫شخصی به اسم مهناوی یکم
‫ اوتیس اف. لنگهورن منتظر انتقالیه

1574
01:12:06,947 --> 01:12:09,575
‫ترتیبی دادیم که اگر نیاز باشه احضارش کنیم

1575
01:12:09,616 --> 01:12:11,785
‫مطمئن هستین همونه؟

1576
01:12:11,827 --> 01:12:14,872
‫خب، نوشته 20 ماه روی کین خدمت کرده
‫امضای شما پاش خورده

1577
01:12:14,913 --> 01:12:16,749
‫اگر احضارش کنیم به کارتون میاد، قربان؟

1578
01:12:16,790 --> 01:12:19,877
‫به عدم ارتباط موضوع جعبه
‫به پرونده اعتراض دارم

1579
01:12:19,918 --> 01:12:22,004
‫و درخواست می‌کنم از سوابق خط بخوره

1580
01:12:22,046 --> 01:12:24,173
‫داریم اعتبار شاهد رو بررسی می‌کنیم

1581
01:12:24,214 --> 01:12:27,760
‫خدمت دادگاه عرض می‌کنم که ارتباط این
‫با موضوع پرونده از همه‌چیز بیشتره

1582
01:12:28,719 --> 01:12:30,179
‫وارد نیست

1583
01:12:30,220 --> 01:12:32,598
‫تقریرنویس دادگاه
‫سوال رو تکرار می‌کنه

1584
01:12:32,639 --> 01:12:35,517
‫"اگر احضارش کنیم به کارتون میاد، قربان؟"

1585
01:12:35,559 --> 01:12:39,188
‫خب، سوال اصلی اینجاست که
‫لنگهورن کدوم جعبه رو بسته

1586
01:12:39,229 --> 01:12:41,482
‫حالا یادم میاد که دو جعبه داشتم

1587
01:12:41,523 --> 01:12:45,444
‫اوه، خب، این اطلاعات جدیدیه
‫که کیث اشاره‌ای بهش نکرده بود

1588
01:12:45,486 --> 01:12:47,613
‫لنگهورن هر دو جعبه رو بسته بود، قربان؟

1589
01:12:47,654 --> 01:12:51,492
‫یادم... یادم نمیاد
‫در اون موقعیت دو جعبه داشتم

1590
01:12:51,533 --> 01:12:54,036
‫یا در دو موقعیت متفاوت دو جعبه داشتم

1591
01:12:54,078 --> 01:12:58,374
‫مدت زیادی گذشته و فرماندهی دشواری داشتم

1592
01:12:58,415 --> 01:13:00,876
‫فقط... نمی‌تونم... نمی‌تونم با قطعیت بگم

1593
01:13:00,918 --> 01:13:04,296
‫ناوسروان، موارد متعددی
‫در این پرونده وجود داره

1594
01:13:04,338 --> 01:13:06,256
‫که با مسئله‌ی اعتبار و باورپذیری

1595
01:13:06,298 --> 01:13:08,384
‫شما و افسرهای دیگه نتیجه‌ش مشخص میشه

1596
01:13:08,425 --> 01:13:11,136
‫اگر خواستین، می‌تونم درخواست
‫ یک استراحت کوتاه 5 دقیقه‌ای بکنم

1597
01:13:11,178 --> 01:13:14,431
‫تا بتونین تا جای ممکن
‫موضوع جعبه‌ رو به یاد بیارین

1598
01:13:14,473 --> 01:13:17,518
‫نه، نه، نیازی نیست
‫فقط بهم زمان بده فکر کنم

1599
01:13:17,559 --> 01:13:19,395
‫- بفرمایید
‫- خواهشاً

1600
01:13:22,147 --> 01:13:23,732
‫خب...

1601
01:13:24,775 --> 01:13:26,443
‫خب...

1602
01:13:27,194 --> 01:13:28,904
‫خب...

1603
01:13:29,947 --> 01:13:33,200
‫آها، خیلی‌خب
‫حالا یادم اومد

1604
01:13:33,242 --> 01:13:35,536
‫- اوهوم
‫- اشتباه گفتم

1605
01:13:35,577 --> 01:13:40,165
‫سن‌دیگو، سال 2014
‫جعبه‌ای رو به شکل مشابهی از دست دادم

1606
01:13:40,207 --> 01:13:42,209
‫اون جعبه‌ای بود که توش لباس بود

1607
01:13:42,251 --> 01:13:46,004
‫و جعبه‌ای که کیث از دست داد
‫حاوی نوشیدنی بود

1608
01:13:46,046 --> 01:13:49,091
‫- کاملاً پر از نوشیدنی بوده
‫- خب، گمون کنم

1609
01:13:49,133 --> 01:13:51,885
‫این رو به کشتی‌تون منتقل کردین

1610
01:13:51,927 --> 01:13:53,345
‫از قوانین نیروی دریایی مطلع هستین، قربان

1611
01:13:53,387 --> 01:13:55,431
‫معلومه که از قوانین اطلاع دارم

1612
01:13:55,472 --> 01:13:57,599
‫قبل از اینکه راه بیفتم
‫جعبه مهر و موم شده بود

1613
01:13:57,641 --> 01:13:59,768
‫همون جایی براش در نظر گرفته بودم

1614
01:13:59,810 --> 01:14:02,271
‫که بقیه نوشیدنی‌ها رو جا داده بودم
‫بخاطر سه سال ماموریت مداوم

1615
01:14:02,312 --> 01:14:07,109
‫به عنوان فرمانده‌ی کین این آزادی عمل رو
‫ به خودم دادم، که عملی مرسوم بود

1616
01:14:07,151 --> 01:14:11,655
‫باور دارم که افسری مزیت‌های خودش رو داره
‫به قول معروف، و خب...

1617
01:14:11,697 --> 01:14:14,575
‫قصد نداشتم از دادگاه مخفیش کنم

1618
01:14:14,616 --> 01:14:16,452
‫چیزی نیست که ازش خجالت بکشم

1619
01:14:16,493 --> 01:14:18,996
‫فقط دو جعبه رو با هم قاطی کردم

1620
01:14:19,037 --> 01:14:20,581
‫ناوبان ماریک همچنین شهادت داد، قربان

1621
01:14:20,622 --> 01:14:22,249
‫که تمام دستوراتی که به خدمه‌ی قایق داده

1622
01:14:22,291 --> 01:14:24,251
‫و منجر به از دست رفتن جعبه شد
‫از طرف شما بوده

1623
01:14:24,293 --> 01:14:26,420
‫خب، این دروغه

1624
01:14:26,462 --> 01:14:29,173
‫و اینکه حاضر نشدین تا ضررتون رو جبران نکرده
‫ برگه‌ی مرخصیش رو امضا کنین

1625
01:14:29,214 --> 01:14:31,300
‫اینم یه دروغ دیگه‌ست

1626
01:14:32,759 --> 01:14:35,888
‫ناوسروان، در طی زمانی
‫که کین در تنگه‌ی هرمز

1627
01:14:35,929 --> 01:14:37,639
‫به دنبال مین می‌گشت

1628
01:14:37,681 --> 01:14:39,892
‫آیا دور کامل زدین
‫و کابل یدک‌کش خودتون رو بریدین؟

1629
01:14:39,933 --> 01:14:41,393
‫اعتراض دارم!

1630
01:14:41,435 --> 01:14:43,729
‫این موضوع کابل یدک‌کش
‫دیگه کاسه‌ی صبرمون رو لبریز کرده

1631
01:14:43,770 --> 01:14:45,981
‫تاکتیک‌های وکیل مدافع اهانتی

1632
01:14:46,023 --> 01:14:47,816
‫به جایگاه این دادگاهه

1633
01:14:47,858 --> 01:14:49,651
‫بصورت هدفمند داره این محاکمه رو

1634
01:14:49,693 --> 01:14:51,737
‫تبدیل به دادگاه نظامی ناوسروان کوییگ می‌کنه

1635
01:14:51,778 --> 01:14:53,322
‫با اجازه‌ی دادگاه

1636
01:14:53,363 --> 01:14:55,324
‫وکیل محاکمه فکر می‌کنه
‫یک پرونده‌ی قطعی داره

1637
01:14:55,365 --> 01:14:57,951
‫اون هم بر اساس
‫گزارش دو روان‌پزشک

1638
01:14:57,993 --> 01:14:59,620
‫از نظر من تصمیمش با دادگاهه

1639
01:14:59,661 --> 01:15:02,164
‫و نه دو دکتری که هرچقدرم باهوش باشن
‫تابحال خشکی رو ترک نکردن

1640
01:15:02,206 --> 01:15:05,417
‫که بخوان تصمیم بگیرن آیا
‫فرمانده کین اونقدر سلامت روانی داشته

1641
01:15:05,459 --> 01:15:10,047
‫که در طی یک طوفان
‫کنترل و جایگاهش رو حفظ کنه

1642
01:15:10,088 --> 01:15:12,049
‫اعتراض وارد نیست

1643
01:15:12,090 --> 01:15:14,051
‫شاهد به سوال پاسخ میده

1644
01:15:14,092 --> 01:15:18,013
‫خیلی‌خب، داستان این افترا هم اینه

1645
01:15:19,014 --> 01:15:20,807
‫استیل‌ول پشت سکان بود

1646
01:15:20,849 --> 01:15:23,268
‫یک مرد رویاپرداز و غیرقابل اعتماد

1647
01:15:23,310 --> 01:15:26,813
‫که بهم هشدار نداد
‫داریم به دور 360 درجه نزدیک میشیم

1648
01:15:26,855 --> 01:15:30,108
‫کسی که فهمید چه اتفاقی داره میفته من بودم
‫و سریعاً مسیر رو تغییر دادم

1649
01:15:30,150 --> 01:15:34,071
‫از روی کابل یدک‌کش رد نشدیم
‫در یک پیچ شدید کنده شد

1650
01:15:34,112 --> 01:15:37,407
‫یعنی درحال توبیخ شدید یک مهناوی
‫ به اسم "اوربن" نبودین

1651
01:15:37,449 --> 01:15:42,496
‫اونم بخاطر بیرون بودن پیرهنش، درحالی‌که
‫کشتی‌تون داشت 360 درجه می‌چرخید، قربان؟

1652
01:15:42,538 --> 01:15:44,540
‫- کی اینو گفته؟ بازم کیث گفته؟
‫- لطفاً سوال رو جواب بدین

1653
01:15:44,581 --> 01:15:45,999
‫معلومه که یک دروغ مغرضانه بیشتر نیست

1654
01:15:46,041 --> 01:15:48,043
‫- اوربن توی پل فرماندهی بود؟
‫- بله

1655
01:15:48,085 --> 01:15:50,837
‫- و پیرهنش بیرون بود؟
‫- بله، و توبیخش کردم، کلاً 2 ثانیه طول کشید

1656
01:15:50,879 --> 01:15:52,839
‫این مسائل رو که کش نمیدم

1657
01:15:52,881 --> 01:15:54,967
‫ولی حالا که موضوع
‫پیرهن رو پیش کشیدی

1658
01:15:55,008 --> 01:15:58,887
‫می‌خوام به این نکته اشاره کنم
‫که ناواستوار کیث، که سرپرست بود

1659
01:15:58,929 --> 01:16:01,557
‫مسئول اعمال قوانین
‫مربوط به لباس فرم بود

1660
01:16:01,598 --> 01:16:03,850
‫و کاملاً توی کارش گند زد

1661
01:16:03,892 --> 01:16:06,853
‫وقتی کنترل کشتی رو بدست گرفتم
‫مثل نیروی دریایی کشورهای جهان سوم می‌موند

1662
01:16:06,895 --> 01:16:09,898
‫و به کیث فشار آوردم که حواسش
‫به چیزهایی مثل گوشه‌ی پیرهن‌ها باشه

1663
01:16:09,940 --> 01:16:13,277
‫و، خب، شاید یکی از دلایلی
‫که اینقدر ازم متنفره همین باشه

1664
01:16:13,318 --> 01:16:18,407
‫و برای همین اصرار داره این مزخرفات رو
‫پخش کنه که من کابل یدک‌کش رو بریدم

1665
01:16:18,448 --> 01:16:21,201
‫آیا توی تنگه‌ی هرمز
‫نشانه‌ی جوهر زرد انداختین؟

1666
01:16:21,243 --> 01:16:23,453
‫نه... شاید
‫خاطرم نیست

1667
01:16:23,495 --> 01:16:25,581
‫خاطرتون هست اولین ماموریتتون چی بوده؟

1668
01:16:25,622 --> 01:16:29,751
‫خب، پیدا و نابود کردن مین‌ها در تنگه‌ی هرمز

1669
01:16:29,793 --> 01:16:31,878
‫- و آیا این ماموریت رو انجام دادین؟
‫- بله

1670
01:16:31,920 --> 01:16:34,339
‫- پس چرا نشانه‌ رو انداختین؟
‫- نگفتم انداختم

1671
01:16:34,381 --> 01:16:37,759
‫ولی اگر انداخته باشم
‫برای مشخص کردن محل مینی که پیدا کردیم بوده

1672
01:16:37,801 --> 01:16:41,388
‫ناوسروان، نشانه‌ رو ننداختین
‫و با تمام سرعت برنگشتین

1673
01:16:41,430 --> 01:16:44,224
‫و کین رو از الگوی مین‌یابی
‫ که بهش محول شده بود خارج نکردین؟

1674
01:16:44,266 --> 01:16:46,518
‫و آیا این‌کار رو نکردین که از یک

1675
01:16:46,518 --> 01:16:48,604
‫مین زیرآبی خطرناک اجتناب کنین

1676
01:16:48,645 --> 01:16:50,355
‫و بذارین کشتی دیگه‌ای اون رو از بین ببره؟

1677
01:16:50,397 --> 01:16:52,441
‫سوال توهین‌آمیز
‫و بطرز واضحی جهت‌داره

1678
01:16:52,482 --> 01:16:56,361
‫به دلیل حافظه‌ی ضعیف شاهد
‫سوال آخرم رو پس می‌گیرم

1679
01:16:56,403 --> 01:16:58,530
‫میرم سراغ اتفاقات اخیر

1680
01:16:58,572 --> 01:17:01,074
‫دادگاه می‌خواد از شاهد سوال بپرسه

1681
01:17:01,116 --> 01:17:02,951
‫ناوسروان کوییگ

1682
01:17:02,993 --> 01:17:05,537
‫با توجه به عواقب شهادتتون

1683
01:17:05,579 --> 01:17:07,956
‫اصرار دارم بیشتر فکر کنید
‫که پاسخ‌های درستی بدین

1684
01:17:07,998 --> 01:17:10,334
‫خب، قطعاً دارم سعی می‌کنم، قربان

1685
01:17:10,375 --> 01:17:13,920
‫نکات ریزی هستن، و از زمان طوفان
‫ماموریت‌های دشواری داشتم

1686
01:17:13,962 --> 01:17:17,049
‫و بعد هم که این مسائل پیش اومد

1687
01:17:17,090 --> 01:17:18,717
‫بله متوجهم

1688
01:17:18,759 --> 01:17:21,553
‫ولی اگر بتونین اونقدر به خاطر بیارین
‫که نسبت به برخی مسائل

1689
01:17:21,595 --> 01:17:24,306
‫جواب قطعی بدین
‫ برای رسیدن به عدالت کمکمون می‌کنه

1690
01:17:24,348 --> 01:17:29,019
‫اول از همه، آیا به دلیل مشکل تجهیزات
‫از بخشی که بهتون محول شده بود خارج شدین؟

1691
01:17:31,063 --> 01:17:33,482
‫بله. بله
‫خیلی‌خب... خیلی‌خب. یادم اومد

1692
01:17:33,523 --> 01:17:35,776
‫بله، دلیلش همین بود

1693
01:17:35,817 --> 01:17:38,195
‫پس به‌جای تلاش برای تعمیر
‫ یا عیب‌یابی تجهیزات

1694
01:17:38,236 --> 01:17:39,821
‫از الگوی مین‌یابی خارج شدین؟

1695
01:17:39,863 --> 01:17:42,991
‫ولی آخه... یک مین فعال رو
‫شناسایی کرده بودین

1696
01:17:43,033 --> 01:17:45,410
‫برای همین نشانه‌ رو در آب انداختین؟

1697
01:17:45,410 --> 01:17:47,079
‫به دلیل حفظ ایمنی بود

1698
01:17:47,120 --> 01:17:48,955
‫از نظرم منطقی نبود که سعی کنیم

1699
01:17:48,997 --> 01:17:51,249
‫با تجهیزات معیوب مین‌ها رو منفجر کنیم

1700
01:17:51,291 --> 01:17:53,251
‫ولی می‌خواستم تمام کشتی‌های منطقه

1701
01:17:53,293 --> 01:17:54,836
‫بدونن اون مین دقیقاً کجاست

1702
01:17:54,878 --> 01:17:56,838
‫برای همین نشانه‌گذاریش کردم

1703
01:17:56,880 --> 01:17:59,341
‫اگر میگین اشتباه کردم که زیادی
‫جانب احتیاط رو رعایت کردم، عذر می‌خوام

1704
01:17:59,383 --> 01:18:03,136
‫ولی خب، قربان، بنظرم وقتی
‫پای ایمنی در میونه نمیشه اشتباه کرد

1705
01:18:03,178 --> 01:18:05,055
‫- سکان دست شما بود؟
‫- خب، نه

1706
01:18:05,097 --> 01:18:07,724
‫تا جایی که یادمه
‫سکان دست ماریک بود

1707
01:18:07,766 --> 01:18:11,186
‫و بعلاوه یادمه بهش هشدار دادم
‫که زیاد از آرایش دور نشه

1708
01:18:11,228 --> 01:18:13,563
‫ولی باید فضا رو آزاد می‌ذاشتیم

1709
01:18:13,563 --> 01:18:16,775
‫تا کشتی‌های دیگه بیان و مین رو منفجر کنن

1710
01:18:16,817 --> 01:18:19,069
‫- خب، چقدر فضا آزاد گذاشتین؟
‫- دقیقش رو خاطرم نیست

1711
01:18:19,111 --> 01:18:22,739
‫فقط می‌دونم که از بخشی که
‫بهمون محول شده بود خارج شدیم

1712
01:18:22,781 --> 01:18:26,034
‫و بعد، خب، اون رو به کناری کشیدم
‫و بهش تذکر دادم

1713
01:18:26,076 --> 01:18:29,204
‫بهش دستور ندادی
‫که سریعاً به سر موقعیت برگرده؟

1714
01:18:29,246 --> 01:18:30,831
‫قربان، همه‌چیز داشت به سرعت اتفاق میفتاد

1715
01:18:30,872 --> 01:18:33,375
‫باید محل رو نشانه‌گذاری می‌کردیم
‫و از اونجا خارج می‌شدیم

1716
01:18:33,417 --> 01:18:36,336
‫تا فضا باز بشه
‫که کشتی‌های دیگه بیان، همونطور که گفتم

1717
01:18:36,378 --> 01:18:39,089
‫این‌ها حقایقیه که به یاد میارین، ناوسروان؟

1718
01:18:39,131 --> 01:18:41,383
‫حقایق همین‌ها هستن، قربان

1719
01:18:43,051 --> 01:18:44,428
‫سوالاتتون رو ادامه بدین

1720
01:18:44,469 --> 01:18:46,096
‫ناوسروان، آیا عادت داشتین

1721
01:18:46,138 --> 01:18:48,807
‫که در عملیات‌های مین‌یابی
‫به اتاقتون برگردین؟

1722
01:18:48,849 --> 01:18:51,727
‫خب، این سوال توهین‌آمیزه
‫و جوابش منفیه!

1723
01:18:51,768 --> 01:18:54,104
‫باید تمام مدت در گوشه و کنار
‫اون پل فرماندهی حضور پیدا می‌کردم

1724
01:18:54,146 --> 01:18:59,025
‫ماریک ناوبرم بود و کیث
‫ افسر عرشه‌ و مسئول تسلیحات بود

1725
01:18:59,067 --> 01:19:01,737
‫بلااستثنا، یک گوشه از
‫ پل فرماندهی جمع می‌شدن

1726
01:19:01,778 --> 01:19:05,157
‫و من مجبور می‌شدم همزمان
‫فرمانده، ناوبر و افسر عرشه باشم

1727
01:19:05,198 --> 01:19:07,951
‫برای همین تمام مدت مجبور بودم
‫از این سمت پل فرماندهی به سمت دیگه‌ش برم

1728
01:19:07,993 --> 01:19:10,162
‫و حقیقت همینه

1729
01:19:10,203 --> 01:19:12,748
‫و برام مهم نیست توی این دادگاه
‫چند تا دروغ لعنتی در موردم گفته شده

1730
01:19:12,789 --> 01:19:14,958
‫دادگاه از شاهد سوال داره

1731
01:19:15,000 --> 01:19:18,837
‫قربان، شاهد بطور واضح و قابل درکی
‫بخاطر این شرایط برآشفته شدن

1732
01:19:18,879 --> 01:19:21,590
‫و درخواست وقت استراحت دارم
‫تا کمی آروم بشن

1733
01:19:21,631 --> 01:19:23,884
‫اصلاً برآشفته نشدم

1734
01:19:23,925 --> 01:19:26,094
‫خوشحال میشم به هر سوالی جواب بدم

1735
01:19:28,096 --> 01:19:31,099
‫درواقع، خودم می‌خوام
‫این فرصت رو داشته باشم

1736
01:19:31,141 --> 01:19:35,645
‫که بابت هر شهادت توهین‌آمیزی که قبل از این
‫ در موردم داده شده از خودم دفاع کنم

1737
01:19:35,687 --> 01:19:39,232
‫در 15 ماهی که در کین حضور داشتم
‫حتی یک اشتباه هم نکردم

1738
01:19:39,274 --> 01:19:41,193
‫و می‌تونم اثباتش کنم

1739
01:19:41,234 --> 01:19:43,528
‫تا این لحظه سابقه‌ی بی‌عیب‌ونقصی دارم

1740
01:19:43,570 --> 01:19:45,655
‫و نمی‌خوام توسط این دروغ‌ها

1741
01:19:45,697 --> 01:19:49,451
‫و تحریف‌ها که توسط این افسرهای خائن
‫ گفته میشه خدشه‌دار بشه

1742
01:19:49,493 --> 01:19:52,662
‫ناوسروان، می‌خواین بریم برای استراحت؟

1743
01:19:52,704 --> 01:19:53,747
‫به هیچ عنوان

1744
01:19:53,789 --> 01:19:56,666
‫درواقع، اگر به من باشه

1745
01:19:56,708 --> 01:19:58,960
‫میگم هیچ استراحتی نریم

1746
01:19:59,002 --> 01:20:02,130
‫خیلی‌خب

1747
01:20:03,048 --> 01:20:05,175
‫فقط می‌خوام این رو بپرسم

1748
01:20:05,217 --> 01:20:08,553
‫اگر عملکرد این افسرها
‫تا این حد بد بوده

1749
01:20:08,595 --> 01:20:10,388
‫چرا تحملش کردین؟

1750
01:20:10,430 --> 01:20:13,475
‫چرا از کشتی اخراجشون نکردین
‫یا به کشتی دیگه‌ای نفرستادین؟

1751
01:20:15,852 --> 01:20:19,981
‫خب، این حرفم براتون
‫عجیب خواهد بود، قربان، ولی...

1752
01:20:20,023 --> 01:20:24,778
‫خب، حقیقتش من آدم دل‌رحمی هستم

1753
01:20:24,820 --> 01:20:26,822
‫و عده‌ی کمی اینو می‌دونن

1754
01:20:26,863 --> 01:20:29,491
‫ولی می‌خواستم حواسم...
‫حواسم بهشون باشه

1755
01:20:29,533 --> 01:20:32,619
‫که سعی کنم اصلاح‌شون کنم
‫و ازشون افسرهای خوبی بسازم

1756
01:20:32,661 --> 01:20:34,663
‫اصلاً دلم نمی‌خواست

1757
01:20:34,704 --> 01:20:36,665
‫حرفه‌شون رو نابود کنم

1758
01:20:36,706 --> 01:20:41,253
‫نگرانی‌ای که اصلاً نسبت به من نداشتن
‫هیچکدومشون

1759
01:20:44,214 --> 01:20:46,508
‫ناوسروان، در صبح روز 18 دسامبر

1760
01:20:46,550 --> 01:20:48,385
‫در همون لحظه‌ای
‫که از فرماندهی برکنار شدین

1761
01:20:48,426 --> 01:20:50,011
‫آیا کین در مرز فاجعه قرار داشت؟

1762
01:20:50,053 --> 01:20:52,806
‫- به هیچ عنوان
‫- آیا در اون لحظه شدیداً در خطر بود؟

1763
01:20:52,848 --> 01:20:55,517
‫به هیچ عنوان
‫بطور کامل کنترل کشتی رو در اختیار داشتم

1764
01:20:55,559 --> 01:20:58,019
‫و آیا به بقیه‌ی افسرهاتون
‫ اطلاع دادین که قصد دارین

1765
01:20:58,061 --> 01:21:00,355
‫مسیر رو عوض کنید
‫و به سمت شمال برید، اون هم در ساعت 10

1766
01:21:00,397 --> 01:21:02,858
‫پونزده دقیقه بعد از اینکه ناوبان ماریک
‫ شما رو از فرماندهی برکنار کرد؟

1767
01:21:02,899 --> 01:21:05,569
‫بله، بله. این رو بیان کردم
‫و قصدم هم همین بود

1768
01:21:05,610 --> 01:21:09,447
‫پس تصمیم ناوبان ماریک برای رفتن به سمت شمال
‫اشتباهی غیرمنطقی و از روی وحشت نبوده

1769
01:21:09,489 --> 01:21:11,950
‫اشتباه از روی وحشتش برکنار کردن من بود

1770
01:21:11,992 --> 01:21:14,536
‫بعد از اون اجازه ندادم
‫هیچ اشتباه فاجعه‌باری انجام بده

1771
01:21:14,578 --> 01:21:16,705
‫سعی نداشتم خودم رو مبرا کنم

1772
01:21:16,746 --> 01:21:20,333
‫ناوسروان، گزارش پزشکی
‫ناوبان ماریک رو دیدین؟

1773
01:21:20,375 --> 01:21:22,377
‫بله

1774
01:21:22,419 --> 01:21:26,006
‫بله، این گزارش جالب رو خوندم
‫بله جناب، خوندم

1775
01:21:26,047 --> 01:21:29,050
‫بزرگ‌ترین جمع دروغ‌ها
‫و تحریف‌ها و نیمه‌حقایقی بود

1776
01:21:29,092 --> 01:21:30,635
‫که تابحال دیدم

1777
01:21:30,677 --> 01:21:32,345
‫ولی خیلی خوشحالم که پرسیدین

1778
01:21:32,387 --> 01:21:35,181
‫چون می‌خوام جریان از دیدگاه من هم ثبت بشه

1779
01:21:35,223 --> 01:21:36,641
‫بفرمایید

1780
01:21:36,683 --> 01:21:39,060
‫لطفاً دیدگاه خودتون
‫در رابطه با هر موردی

1781
01:21:39,102 --> 01:21:41,062
‫که در گزارش بیان شده رو بفرمایید

1782
01:21:41,104 --> 01:21:43,732
‫خیلی‌خب
‫با اون قضیه‌ی توت‌فرنگی شروع می‌کنم

1783
01:21:43,773 --> 01:21:45,901
‫حقیقت اینه که به من خیانت شده بود

1784
01:21:45,942 --> 01:21:48,028
‫و افسر اجرایی خودم و این فرد نازنین

1785
01:21:48,069 --> 01:21:50,614
‫آقای کیث منو دور زده بودن

1786
01:21:50,655 --> 01:21:52,574
‫و دو نفری اتاق غذاخوری افسرهام رو
‫ بر ضدم کرده بودن

1787
01:21:52,616 --> 01:21:54,618
‫برای همین خودم تنهایی
‫در مقابل تمام کشتی بودم

1788
01:21:54,659 --> 01:21:56,578
‫هیچکدوم از افسرهام
‫حمایتم نمی‌کردن، خب؟

1789
01:21:56,620 --> 01:21:59,039
‫به عنوان مثال
‫توی همین قضیه‌ی توت‌فرنگی

1790
01:21:59,080 --> 01:22:03,460
‫بطور واضحی تبانی کردن که از یک خاطی
‫در برابر عدالت محافظت کنن

1791
01:22:03,501 --> 01:22:05,712
‫ماریک این نکته رو بیان نمی‌کنه

1792
01:22:05,754 --> 01:22:09,215
‫که من بطور قاطع
‫بوسیله‌ی حذف احتمالات اثبات کردم

1793
01:22:09,257 --> 01:22:11,092
‫که یک نفر کلید یخچال رو داشته

1794
01:22:11,134 --> 01:22:14,596
‫میگه کارکنان سالن غذاخوری
‫توت‌فرنگی‌ها رو خوردن

1795
01:22:14,638 --> 01:22:16,598
‫ولی اگر می‌خواستم
‫به خودم زحمت بدم

1796
01:22:16,640 --> 01:22:19,476
‫می‌تونستم بطور قطع در این دادگاه اثبات کنم
‫ که امکان نداره کار اون‌ها بوده باشه

1797
01:22:19,517 --> 01:22:21,436
‫دقیقاً مثل قضیه‌ی آب بود

1798
01:22:21,478 --> 01:22:24,439
‫مثل وقتی که خدمه
‫روزی 7 بار دوش می‌گرفتن

1799
01:22:24,481 --> 01:22:28,234
‫و من سعی کردم ساده‌ترین اصول
‫صرفه‌جویی در آب رو اجرا کنم

1800
01:22:28,276 --> 01:22:30,779
‫ولی، اوه نه، آقای ماریک
‫قهرمان خدمه

1801
01:22:30,820 --> 01:22:33,365
‫می‌خواست بره لوسشون کنه

1802
01:22:33,406 --> 01:22:36,117
‫خب، یا اون قضیه‌ی قهوه

1803
01:22:36,159 --> 01:22:37,953
‫خب... نه

1804
01:22:37,994 --> 01:22:39,788
‫نه. عذر می‌خوام

1805
01:22:39,829 --> 01:22:42,248
‫ببخشید، قربان

1806
01:22:42,290 --> 01:22:44,960
‫اول موضوع توت‌فرنگی رو میگم
‫خیلی‌خب

1807
01:22:46,252 --> 01:22:48,463
‫همه‌چیز به جستجویی دقیق
‫ برای اون کلید وابسته بود

1808
01:22:48,505 --> 01:22:52,133
‫و همون موقع بود که ماریک، و مثل همیشه
‫با کمک آقای کیث، گند زدن

1809
01:22:52,175 --> 01:22:54,844
‫یه عالمه ادا و اصول‌های الکی درآوردن
‫و هیچی رو اثبات نکردن

1810
01:22:54,886 --> 01:22:57,514
‫مثل وقتی که فکر می‌کردن
‫سوزوندن قهوه‌سازها

1811
01:22:57,555 --> 01:22:59,432
‫که اموال دولتی بود

1812
01:22:59,474 --> 01:23:01,434
‫یجور شوخیه

1813
01:23:01,476 --> 01:23:03,979
‫و رفتار همه، از ماریک
‫ تا پایین‌ترین درجه همین بود

1814
01:23:04,020 --> 01:23:06,564
‫هیچ... هیچ مسئولیت‌پذیری نداشتن

1815
01:23:06,606 --> 01:23:09,234
‫و مدام این نکته رو تاکید می‌کردم

1816
01:23:09,275 --> 01:23:12,654
‫که مسئولین این اتفاقات باید پیدا بشن

1817
01:23:12,696 --> 01:23:14,823
‫یک کشمکش دائمی بود

1818
01:23:14,864 --> 01:23:16,574
‫همیشه... همیشه همون اتفاق تکرار می‌شد

1819
01:23:16,616 --> 01:23:19,369
‫ماریک و کیث جایگاه من رو زیر سوال می‌بردن
‫همیشه بحث می‌کردن

1820
01:23:19,411 --> 01:23:23,832
‫می‌خواستم... می‌خواستم
‫ به کیث آموزش بدم تا افسر خوبی بشه

1821
01:23:23,873 --> 01:23:26,501
‫ولی از پشت بهم خنجر زده شد توسط...

1822
01:23:29,879 --> 01:23:31,423
‫خب...

1823
01:23:34,050 --> 01:23:39,014
‫خب، بنظرم... بنظرم
‫مسئله‌ی توت‌فرنگی رو توضیح دادم

1824
01:23:39,055 --> 01:23:41,141
‫و... آها راستی
‫مسئله‌ی حساب‌و‌کتاب سالن غذاخوری

1825
01:23:41,182 --> 01:23:44,811
‫خب، باید مثل شاهین حواسم
‫بهشون می‌بود، و حسابی هم بود

1826
01:23:44,853 --> 01:23:47,355
‫نمی‌تونستن سر منو شیره بمالن

1827
01:23:47,397 --> 01:23:49,357
‫و حسابی هم تلاش کردن

1828
01:23:49,399 --> 01:23:51,985
‫به‌جای توجه به حساب‌و‌کتاب
‫و فهرست اقلام‌شون

1829
01:23:52,027 --> 01:23:53,862
‫که مجبور بودم
‫بارها و بارها بررسیش کنم...

1830
01:23:53,903 --> 01:23:56,698
‫و همیشه چند پنی کم بود
‫یا یکی دو دلار بیشتر بود

1831
01:23:56,740 --> 01:23:59,743
‫ولی مگه اهمیتی به حساب و کتاب دقیق می‌دادن؟

1832
01:23:59,784 --> 01:24:01,578
‫بذارین فرمانده نگرانش باشه

1833
01:24:01,619 --> 01:24:03,872
‫خب، خدا شاهده که بودم

1834
01:24:03,913 --> 01:24:05,248
‫و عمراً اگر کسی بتونه

1835
01:24:05,248 --> 01:24:07,375
‫در دوره‌ای که من فرمانده کین بودم

1836
01:24:07,417 --> 01:24:08,960
‫صورت‌حسابی از غذاخوری

1837
01:24:09,002 --> 01:24:11,171
‫یا فهرست کالاهایی رو پیدا کنه

1838
01:24:11,212 --> 01:24:13,631
‫که حتی یک قرونش اشتباه باشه

1839
01:24:13,673 --> 01:24:15,383
‫و منظورم اینه که عمراً اگر

1840
01:24:15,425 --> 01:24:18,136
‫یک حسابدار رسمی بتونه
‫ این‌کارو بکنه، خب؟

1841
01:24:18,178 --> 01:24:19,804
‫خب، دیگه چی بود؟

1842
01:24:19,846 --> 01:24:21,973
‫اونقدر مزخرفات در اون

1843
01:24:22,015 --> 01:24:25,018
‫سفرنامه‌ی آقای ماریک نوشته شده که نگو

1844
01:24:25,060 --> 01:24:28,521
‫آها آره! قضیه‌ی فیلم

1845
01:24:28,563 --> 01:24:30,982
‫خیلی‌خب، هیچ احترامی
‫برای فرماندهی قائل نیستن

1846
01:24:31,024 --> 01:24:33,443
‫کل مشکل اون کشتی همین بود

1847
01:24:33,485 --> 01:24:37,322
‫مسئول پخش فیلم
‫که درکل رفتار بی‌ادبانه‌ای داشت

1848
01:24:37,363 --> 01:24:40,116
‫بدون منتظر موندن برای افسر فرمانده

1849
01:24:40,116 --> 01:24:41,409
‫فیلم رو شروع کرد

1850
01:24:41,451 --> 01:24:43,912
‫بین تمام خدمه‌ی اون کشتی
‫افسرها و ملوان‌ها

1851
01:24:43,953 --> 01:24:46,206
‫حتی یک نفر هم بلند شد که بگه صبر کنید

1852
01:24:46,247 --> 01:24:48,750
‫یا اصلاً متوجه بشه که فرمانده اونجا نیست؟

1853
01:24:48,792 --> 01:24:51,920
‫من حتی بیشتر از اونا
‫دلم برای اون فیلم‌ها تنگ شده

1854
01:24:52,462 --> 01:24:55,757
‫ولی پخششون رو ممنوع کردم و به‌خدا
‫اگر به گذشته برگردم بازم همین‌کارو می‌کنم

1855
01:24:55,799 --> 01:24:57,550
‫چیکار باید می‌کردم؟

1856
01:24:57,592 --> 01:24:59,344
‫بابت این توهین بی‌جا

1857
01:24:59,385 --> 01:25:00,804
‫به افسر فرمانده‌شون

1858
01:25:00,804 --> 01:25:02,931
‫به همه‌شون تقدیرنامه می‌دادم؟

1859
01:25:04,140 --> 01:25:06,601
‫بهم که برنخورد

1860
01:25:06,643 --> 01:25:10,105
‫فقط بخاطر اصول بود
‫اصل احترام به فرمانده

1861
01:25:10,146 --> 01:25:13,942
‫و وقتی به اون کشتی اومدم این اصل
‫ از بین رفته بود و من دوباره احیاش کردم

1862
01:25:13,983 --> 01:25:15,985
‫و نق زدم و گلایه کردم
‫و داد و هوار راه انداختم

1863
01:25:16,027 --> 01:25:18,613
‫و خدا شاهده در دوره‌ی فرماندهیم
‫این رو توی ذهنشون فرو کردم

1864
01:25:20,156 --> 01:25:22,492
‫و همونطور... همونطور که گفتم

1865
01:25:22,534 --> 01:25:24,786
‫قضیه فقط دستگاه‌های قهوه‌ساز نبود

1866
01:25:24,828 --> 01:25:26,496
‫قضیه احترام بود

1867
01:25:26,538 --> 01:25:29,082
‫وقتی از ملوانی سوال می‌پرسم
‫یک جواب سرراست می‌خوام

1868
01:25:29,124 --> 01:25:31,334
‫هیچکس نمی‌تونه بابت این
‫طفره رفتن‌های حیله‌گرانه قسر در بره

1869
01:25:31,376 --> 01:25:34,420
‫حتی اگر مجبور بشم یک هفته‌ی تمام
‫جلسه‌ی سوال‌و‌جواب راه بندازم

1870
01:25:34,462 --> 01:25:37,215
‫چه اهمیتی به توت‌فرنگی میدم؟
‫مهم اصوله

1871
01:25:37,257 --> 01:25:39,175
‫دزدی دزدیه

1872
01:25:39,759 --> 01:25:41,636
‫و توی کشتی من...

1873
01:25:45,682 --> 01:25:49,644
‫خب، خوراکی‌های خوب چندانی که نداریم

1874
01:25:49,686 --> 01:25:53,815
‫وقتی بعد از مدت‌ها
‫ چیز خوشمزه‌ای گیرمون میومد

1875
01:25:53,857 --> 01:25:55,984
‫چیزی... چیزی مثل توت‌فرنگی، خب...

1876
01:25:56,025 --> 01:25:59,070
‫شرم‌آور بود که اگر دلم می‌خواست
‫ دوباره بخورم، چیزی نمونده بود

1877
01:25:59,112 --> 01:26:01,489
‫اجازه نمی‌دادم قسر در برن
‫و اجازه هم ندادم

1878
01:26:01,531 --> 01:26:05,493
‫و خدا شاهده، دیگه اجازه ندادم
‫همچین اتفاقی توی اون کشتی بیفته!

1879
01:26:16,379 --> 01:26:18,214
‫و همونطور که گفتم...

1880
01:26:18,256 --> 01:26:19,465
‫خب...

1881
01:26:20,383 --> 01:26:23,678
‫چند تا از این موارد رو توضیح دادم؟

1882
01:26:23,720 --> 01:26:27,223
‫نمی‌تونم از روی حافظه
‫تمامش رو توضیح بدم

1883
01:26:27,265 --> 01:26:29,976
‫اگر سوالات خاصی ازم بپرسین...

1884
01:26:30,018 --> 01:26:33,229
‫تک به تک به همه‌شون جواب میدم

1885
01:26:34,439 --> 01:26:36,858
‫نیازی نیست، قربان

1886
01:26:37,984 --> 01:26:40,987
‫توضیحات کاملی ارائه دادین

1887
01:26:41,029 --> 01:26:43,239
‫ممنونم

1888
01:26:47,327 --> 01:26:51,206
‫توجه دادگاه رو
‫به مدرک 12 جلب می‌کنم

1889
01:26:54,083 --> 01:26:56,211
‫ناوسروان، این یک کپی برابر اصل

1890
01:26:56,252 --> 01:26:59,130
‫از گزارش صلاحیتیه
‫که برای ناوبان ماریک

1891
01:26:59,172 --> 01:27:01,466
‫در یکم جولای 2022 نوشتین

1892
01:27:01,507 --> 01:27:03,885
‫آیا بنظرتون درست میاد؟

1893
01:27:06,346 --> 01:27:08,014
‫بله

1894
01:27:08,056 --> 01:27:10,850
‫و تا زمان این گزارش
‫اتفاقاتی که بیان می‌کنم...

1895
01:27:10,892 --> 01:27:12,352
‫کمبود آب

1896
01:27:12,393 --> 01:27:14,812
‫تحقیقات مربوط به قهوه‌ساز

1897
01:27:14,854 --> 01:27:17,649
‫ممنوع کردن فیلم‌ها
‫ممنوع کردن اینترنت

1898
01:27:17,690 --> 01:27:20,526
‫و باقی اتفاقات، رخ داده بودن؟

1899
01:27:21,527 --> 01:27:23,655
‫بله، تا جایی که خاطرم هست

1900
01:27:23,696 --> 01:27:28,910
‫لطفاً اظهاراتتون رو در مورد
‫ناوبان ماریک در تاریخ یکم جولای بخونید

1901
01:27:29,744 --> 01:27:32,121
‫خب، از اونجایی که کینه‌جو نیستم

1902
01:27:32,163 --> 01:27:36,459
‫تک تک موارد رو نمی‌نویسم

1903
01:27:36,501 --> 01:27:39,045
‫گزارش صلاحیت
‫وارد سوابق افراد میشه

1904
01:27:39,087 --> 01:27:42,924
‫و خب، همیشه سعی کردم
‫بهشون سخت نگیرم

1905
01:27:42,966 --> 01:27:44,968
‫همیشه اینطور بودم
‫و همیشه خواهم بود

1906
01:27:45,009 --> 01:27:46,719
‫لطف می‌کنید، قربان

1907
01:27:46,761 --> 01:27:48,721
‫لطفاً اظهارات رو بخونید

1908
01:27:54,602 --> 01:27:56,771
‫"این افسر، بطور قطع"

1909
01:27:56,813 --> 01:27:59,941
‫"از زمان آخرین گزارش صلاحیت"

1910
01:27:59,983 --> 01:28:02,944
‫"انجام وظایف خود را بهبود بخشیده"

1911
01:28:03,903 --> 01:28:07,198
‫"دائماً وفادار، خستگی ناپذیر"

1912
01:28:07,240 --> 01:28:11,619
‫"دقیق، شجاع و کارآمد می‌باشد"

1913
01:28:12,870 --> 01:28:15,206
‫"درحال حاضر کاملاً"

1914
01:28:15,248 --> 01:28:19,627
‫"صلاحیت فرماندهی
‫یک ناو مین‌یاب 1200 تنی را دارد"

1915
01:28:21,087 --> 01:28:26,384
‫"عزم راسخ و درستکاری ایشان باعث شده"

1916
01:28:26,426 --> 01:28:30,388
‫"الگویی بارز برای افسرهای دیگر"

1917
01:28:30,430 --> 01:28:32,807
‫"چه از نیروهای ذخیره و چه منظم ‌باشد"

1918
01:28:37,186 --> 01:28:40,648
‫"هرچقدر از ایشان تعریف کنم کافی نیست"

1919
01:28:45,320 --> 01:28:46,863
‫ممنونم

1920
01:28:48,740 --> 01:28:50,450
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1921
01:28:54,829 --> 01:28:56,789
‫سوال متقابلی ندارم

1922
01:29:01,127 --> 01:29:03,004
‫می‌تونین تشریف ببرید، ناوسروان

1923
01:29:09,135 --> 01:29:10,678
‫بله، قربان

1924
01:29:30,198 --> 01:29:32,116
‫مدافع شاهد دیگه‌ای نداره

1925
01:29:34,369 --> 01:29:36,996
‫وکیل محاکمه برای جمع‌بندی آماده‌ست؟

1926
01:29:38,331 --> 01:29:41,000
‫جمع‌بندی نداریم، قربان
‫دادستانی عرض دیگه‌ای نداره

1927
01:29:42,418 --> 01:29:44,212
‫هیچ صحبتی ندارین؟

1928
01:29:49,967 --> 01:29:52,178
‫با اجازه‌ی دادگاه

1929
01:29:57,433 --> 01:29:59,644
‫واقعاً... واقعاً نمی‌دونم

1930
01:29:59,685 --> 01:30:02,522
‫چه صحبتی در مورد
‫مواردی که وکیل مدافع بیان کرده بگم

1931
01:30:03,564 --> 01:30:05,483
‫هیچ چیزی نیست
‫که بخوام خلافش رو ثابت کنم

1932
01:30:05,525 --> 01:30:06,901
‫هیچ شواهدی بیان نکردن

1933
01:30:06,943 --> 01:30:08,528
‫موارد بیان شده هیچ ارتباطی

1934
01:30:08,569 --> 01:30:11,239
‫با اتهام یا جزئیاتش نداشتن

1935
01:30:13,032 --> 01:30:16,411
‫اولین سوال وکیل مدافع در این دادگاه

1936
01:30:17,620 --> 01:30:20,498
‫این بود که "ناوسروان، تابحال عبارت"

1937
01:30:20,540 --> 01:30:22,917
‫"زردک پیر به گوشتون خورده؟"

1938
01:30:22,959 --> 01:30:27,046
‫این نکته‌ی کلیدی تمام استراتژی ایشون بود

1939
01:30:27,088 --> 01:30:30,007
‫که کل محاکمه رو بچرخونه

1940
01:30:30,049 --> 01:30:34,262
‫که متهم ماریک نباشه
‫بلکه ناوسروان کوییگ باشه

1941
01:30:34,303 --> 01:30:38,015
‫تک تک انتقادهای بی‌رحمانه

1942
01:30:38,057 --> 01:30:41,936
‫و مغرضانه رو از تمامی شاهدین بیرون کشید

1943
01:30:41,978 --> 01:30:46,732
‫و ناوسروان کوییگ رو مجبور کرد
‫در دادگاه بر علیه اون‌ها از خودش دفاع کنه

1944
01:30:46,774 --> 01:30:48,609
‫اون هم بصورت غیرمنتظره

1945
01:30:48,651 --> 01:30:50,570
‫بدون مشاوره با وکیل

1946
01:30:50,611 --> 01:30:53,239
‫بدون هرگونه حقوق و تضمین‌هایی

1947
01:30:53,281 --> 01:30:56,325
‫که یک شخص متهم
‫در قانون نیروی دریایی از اون‌ها برخورداره

1948
01:30:56,367 --> 01:30:59,787
‫این دادگاه واقعاً می‌تونه
‫این رویه رو تایید کنه

1949
01:30:59,829 --> 01:31:04,584
‫که هر فرماندهی که بر اساس خواسته‌ی
‫زیردست‌هاش عمل نکنه توسط اون‌ها خلع بشه؟

1950
01:31:04,625 --> 01:31:06,919
‫و بعد تنها راهی که برای فرمانده بمونه

1951
01:31:06,961 --> 01:31:11,799
‫اینه که در دادگاه نظامی
‫در جایگاه شهود قرار بگیره

1952
01:31:11,841 --> 01:31:13,968
‫و بابت تمام شکایات ناچیز جواب پس بده

1953
01:31:14,010 --> 01:31:16,262
‫و تمام تصمیمات فرماندهیش رو توجیه کنه

1954
01:31:16,304 --> 01:31:20,725
‫اون هم در مقابل وکیل متخاصمی
‫که طرف زیردست خودسرش رو گرفته؟

1955
01:31:20,766 --> 01:31:24,645
‫همچین رویه‌ای چیزی جز
‫چک سفید امضا برای شورش نیست

1956
01:31:24,687 --> 01:31:28,232
‫باعث نابودی کامل سلسله مراتب فرماندهی میشه

1957
01:31:30,985 --> 01:31:34,155
‫با این‌حال، این مسائل منو نگران نمی‌کنه

1958
01:31:35,031 --> 01:31:36,991
‫اطمینان دارم

1959
01:31:37,033 --> 01:31:40,620
‫که این دادگاه تحت تاثیر
‫همچین تاکتیک‌های تهاجمی قرار نگرفته

1960
01:31:40,661 --> 01:31:43,080
‫مطمئنم که دادگاه دست ردی به سینه‌ی

1961
01:31:43,122 --> 01:31:45,333
‫این بازی کثیف برای بازی با احساساتش

1962
01:31:45,374 --> 01:31:50,171
‫و این... توهین به ذکاوتش می‌زنه

1963
01:31:50,213 --> 01:31:53,382
‫و نکاتی که توسط حقایق
‫اثبات شدن رو پیدا می‌کنه

1964
01:31:55,384 --> 01:31:57,386
‫فقط یک نکته مونده که بگم

1965
01:31:58,387 --> 01:32:00,681
‫حکم دادگاه در مورد متهم هرچی که باشه، من...

1966
01:32:01,766 --> 01:32:04,352
‫من بطور رسمی توصیه می‌کنم
‫که وکیل مدافع گرین‌والد

1967
01:32:04,393 --> 01:32:06,187
‫توسط این دادگاه، به دلیل

1968
01:32:06,229 --> 01:32:08,397
‫رفتار خارج از شأن
‫یک افسر نیروی دریایی توبیخ بشه

1969
01:32:08,439 --> 01:32:11,567
‫و اینکه این توبیخ
‫در سابقه‌شون ثبت بشه

1970
01:32:17,532 --> 01:32:20,576
‫وکیل مدافع. صحبت نهایی دارین؟

1971
01:32:25,873 --> 01:32:27,208
‫با اجازه‌ی دادگاه

1972
01:32:28,543 --> 01:32:32,797
‫با بی‌میلی شدید
‫دفاع از متهم رو قبول کردم

1973
01:32:32,838 --> 01:32:37,593
‫و تنها به دلیل اصرار دادرس ارتش بود
‫که فرمودن هیچ وکیل دیگه‌ای در دسترس نیست

1974
01:32:38,553 --> 01:32:40,388
‫نسبت به قبولش بی‌میل بودم

1975
01:32:40,429 --> 01:32:43,808
‫چون می‌دونستم تنها راه دفاع

1976
01:32:43,849 --> 01:32:47,812
‫اثبات عدم صلاحیت روانی
‫یک افسر نیروی دریاییه

1977
01:32:47,853 --> 01:32:50,565
‫ناخوشایندترین وظیفه‌ای بوده

1978
01:32:50,606 --> 01:32:53,317
‫که تابحال مجبور شدم انجام بدم

1979
01:32:54,318 --> 01:32:57,363
‫با این‌حال، حالا که انجامش دادم

1980
01:32:57,405 --> 01:32:59,532
‫تمام تلاشم رو کردم
‫که موکلم تبرئه بشه

1981
01:32:59,574 --> 01:33:03,369
‫فکر می‌کردم این وظیفه‌ی منه، هم به عنوان
‫وکیل مدافع تعیین شده توسط نیروی دریایی

1982
01:33:03,411 --> 01:33:06,205
‫و همچنین به عنوان یک وکیل

1983
01:33:07,456 --> 01:33:09,292
‫بذارین یک نکته رو واضح بیان کنم

1984
01:33:09,333 --> 01:33:12,044
‫عقیده‌ی ما این نیست

1985
01:33:12,086 --> 01:33:14,213
‫که ناوسروان کوییگ بزدله

1986
01:33:14,255 --> 01:33:19,969
‫و بنابراین، اگر در شرایط بغرنج
‫ اعمالی سوال‌برانگیز انجام میده

1987
01:33:20,011 --> 01:33:22,888
‫باید دلیلش چیز دیگه‌ای باشه

1988
01:33:22,930 --> 01:33:26,559
‫دادگاه رفتار ناوسروان کوییگ رو
‫در جایگاه شهود دید

1989
01:33:26,601 --> 01:33:30,062
‫و دادگاه می‌تونه تصور کنه
‫که رفتارش در اوج طوفان

1990
01:33:30,104 --> 01:33:32,273
‫چطور می‌تونسته باشه

1991
01:33:32,315 --> 01:33:34,191
‫و بر همین اساس

1992
01:33:35,234 --> 01:33:38,446
‫دادگاه می‌تونه سرنوشت متهم رو تعیین کنه

1993
01:33:47,622 --> 01:33:49,874
‫قبل از استراحت

1994
01:33:49,915 --> 01:33:52,460
‫دادگاه نظرش رو در مورد توصیه
‫برای توبیخ شما اعلام می‌کنه

1995
01:33:56,672 --> 01:33:58,132
‫بله، قربان

1996
01:34:00,635 --> 01:34:04,597
‫این محاکمه‌ای عجیب و غم‌انگیز بوده

1997
01:34:05,681 --> 01:34:08,267
‫در تاریخ 248 ساله‌ی نیروی دریایی

1998
01:34:08,309 --> 01:34:11,479
‫فقط یک دفعه‌ی دیگه
‫تلاشی برای شورش صورت گرفته

1999
01:34:13,356 --> 01:34:16,776
‫دفاعیاتت رو با ذکاوتی چشمگیر ارائه دادی

2000
01:34:18,569 --> 01:34:20,321
‫ولی رفتارت نگران‌کننده بوده

2001
01:34:20,363 --> 01:34:22,490
‫و باعث ایجاد سوالاتی میشه

2002
01:34:23,491 --> 01:34:25,743
‫آیا رفتارتون در این محاکمه مسئولانه بوده

2003
01:34:25,785 --> 01:34:27,495
‫ناوبان گرین‌والد؟

2004
01:34:30,456 --> 01:34:33,209
‫اگر قرار به توبیخ باشه

2005
01:34:33,250 --> 01:34:36,379
‫باید از طرف وجدان خودت باشه

2006
01:34:38,506 --> 01:34:42,343
‫به عقیده‌ی دادگاه
‫وکیل مدافع تخطی نکرده

2007
01:34:42,385 --> 01:34:45,304
‫توصیه برای توبیخ رد میشه

2008
01:34:45,346 --> 01:34:48,140
‫دادگاه تا اطلاع ثانوی
‫وارد استراحت میشه

2009
01:34:54,480 --> 01:34:57,692
‫- حالا چی میشه؟
‫- خب، کار دیگه‌ای ازمون برنمیاد

2010
01:34:58,818 --> 01:35:00,194
‫و کی نتیجه‌ش رو می‌فهمیم؟

2011
01:35:00,236 --> 01:35:02,029
‫اگر حکم تبرئه باشه، به‌زودی

2012
01:35:02,071 --> 01:35:05,533
‫اگر نباشه، خب
‫تا چندین هفته تصمیم‌شون رو اعلام نمی‌کنن

2013
01:35:05,574 --> 01:35:07,034
‫خیلی‌خب

2014
01:35:08,035 --> 01:35:09,787
‫حرف نداشتی

2015
01:35:09,829 --> 01:35:11,664
‫ممنون

2016
01:35:14,125 --> 01:35:16,377
‫دخل کوییگ رو آوردی

2017
01:35:16,961 --> 01:35:19,255
‫آره، دخلشو آوردم

2018
01:35:24,009 --> 01:35:27,680
‫ازت ممنونم
‫چه ببریم چه ببازیم

2019
01:35:32,476 --> 01:35:33,769
‫خیلی‌خب

2020
01:35:36,522 --> 01:35:38,524
‫- چی شده؟
‫- هیچی

2021
01:35:38,566 --> 01:35:41,152
‫خب، ببین
‫باید یه چیزی ازت بپرسم

2022
01:35:41,193 --> 01:35:43,279
‫باز چی شده؟ همم؟

2023
01:35:44,947 --> 01:35:47,742
‫تام کیفر قراره امشب
‫ توی هتل مهمونی بگیره

2024
01:35:47,783 --> 01:35:50,745
‫امروز صبح بابت رمانش
‫پیش‌پرداخت 10 هزار دلاری گرفته

2025
01:35:50,786 --> 01:35:53,080
‫خب، امیدوارم یک میلیون نسخه بفروشه

2026
01:35:53,122 --> 01:35:56,417
‫جایزه‌ی نوبل رو ببره
‫و جایزه پولیتزر، و مدال افتخار

2027
01:35:56,459 --> 01:35:59,086
‫و کل این قضیه رو
‫خوشگل و تمیز تموم کنه بره

2028
01:35:59,128 --> 01:36:00,838
‫جفتمون دعوت شدیم

2029
01:36:03,215 --> 01:36:04,759
‫چی؟

2030
01:36:05,843 --> 01:36:08,471
‫ببین، می‌دونم احتمالاً چه فکری می‌کنی

2031
01:36:08,512 --> 01:36:11,182
‫نتیجه هرچی باشه، دیگه تمام شده

2032
01:36:11,223 --> 01:36:14,268
‫نمی‌دونم اگر جای تام بودم چیکار می‌کردم

2033
01:36:14,310 --> 01:36:16,437
‫حاضری بری مهمونی کیفر؟

2034
01:36:17,605 --> 01:36:20,775
‫اگر تو بری منم میرم
‫اگر بنظرت بهتر باشه که بریم

2035
01:36:35,706 --> 01:36:38,751
‫- خوبه. خوبه
‫- مجبور شدم بلند و سریع صحبت کنم، استیو

2036
01:36:38,793 --> 01:36:42,129
‫- توی دادگاه به روش‌های کثیفی متوسل شدم
‫- خب...

2037
01:36:42,171 --> 01:36:43,923
‫- بیچاره کاترین شلی، ها؟
‫- آره

2038
01:36:43,964 --> 01:36:46,175
‫همم. خب این چیه؟

2039
01:36:46,217 --> 01:36:48,219
‫اوه، دو دلیل برای جشن گرفتن داریم

2040
01:36:48,260 --> 01:36:49,804
‫کیکی که به شکل کتابه

2041
01:36:49,845 --> 01:36:53,349
‫امروز 10 هزار دلار دستم رسید
‫پیش‌پرداخت رمانم

2042
01:36:54,099 --> 01:36:55,059
‫آفرین. آفرین

2043
01:36:55,059 --> 01:36:55,267
‫آفرین. آفرین

2044
01:36:55,309 --> 01:36:56,727
‫منم امروز یه نامه‌ای به دستم رسید

2045
01:36:56,769 --> 01:36:59,438
‫- چی بوده، بارنی؟
‫- تاییدیه‌ی پزشکی

2046
01:36:59,480 --> 01:37:02,024
‫دستور گرفتم برگردم به کشتیم
‫فردا راه میفتم

2047
01:37:03,234 --> 01:37:05,778
‫خوبه. هی، عالیه

2048
01:37:07,905 --> 01:37:09,198
‫ده هزار دلار، ها؟

2049
01:37:12,409 --> 01:37:13,828
‫می‌دونی، شاید بهتر باشه

2050
01:37:13,869 --> 01:37:16,413
‫لطف نویسنده‌ی نامدار رو جبران کنم

2051
01:37:16,455 --> 01:37:18,082
‫- آره!
‫- یه کوچولو صحبت می‌کنم

2052
01:37:18,123 --> 01:37:20,709
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫بذارین بگه، بذارین بگه

2053
01:37:20,751 --> 01:37:22,336
‫خیلی‌خب

2054
01:37:22,378 --> 01:37:24,839
‫- رمان جنگیه، درسته؟
‫- آره

2055
01:37:24,880 --> 01:37:27,758
‫گمونم حسابی نیروی دریایی رو کوبیدی، آره؟

2056
01:37:27,800 --> 01:37:29,802
‫آره؟

2057
01:37:29,844 --> 01:37:32,179
‫بعید می‌دونم روابط عمومی نیروی دریایی
‫به هیچ عنوان تاییدش کنه

2058
01:37:32,221 --> 01:37:35,391
‫خب، یکی باید حق این عوضی‌های پیر پاتال
‫ افاده‌ای رو بذاره کف دستشون، ها؟

2059
01:37:35,432 --> 01:37:37,977
‫- آره!
‫- قهرمان کیه، خودت؟

2060
01:37:38,018 --> 01:37:40,980
‫اگر شباهتی وجود داشته باشه
‫کاملاً اتفاقیه

2061
01:37:43,232 --> 01:37:46,193
‫خیلی‌خب، خسته و گیج‌ام

2062
01:37:47,611 --> 01:37:50,573
‫ولی یهویی به ذهنم رسید
‫که اگر زمانی روان جنگی بنویسم

2063
01:37:50,614 --> 01:37:53,409
‫سعی می‌کنم از زردک پیر یه قهرمان بسازم

2064
01:37:53,450 --> 01:37:55,327
‫- همم
‫- بیخیال بابا

2065
01:37:55,369 --> 01:37:56,787
‫- آره. جدی میگم
‫- نه. نه

2066
01:37:56,829 --> 01:37:59,248
‫نه، جدی میگم
‫و بهتون میگم چرا

2067
01:38:00,457 --> 01:38:03,127
‫آخه می‌دونی، آقای کیفر
‫وقتی داشتم حقوق می‌خوندم

2068
01:38:03,168 --> 01:38:04,837
‫و تو داشتی داستان‌های کوتاه می‌نوشتی

2069
01:38:04,879 --> 01:38:07,590
‫و "ویلی کیث" داشت توی
‫ دشت‌های پرینستون بازی می‌کرد

2070
01:38:07,631 --> 01:38:10,843
‫تمام اون مدت، این...

2071
01:38:10,885 --> 01:38:13,721
‫این پیر پاتال‌ها که بهشون میگیم
‫ نیروهای منظم، این عوضی‌های افاده‌ای احمق

2072
01:38:13,762 --> 01:38:15,514
‫از کشور فربه

2073
01:38:15,556 --> 01:38:19,768
‫احمق و شاد ما محافظت می‌کردن

2074
01:38:20,769 --> 01:38:23,272
‫البته برای پول این‌کارو می‌کردن

2075
01:38:23,314 --> 01:38:26,191
‫مثل هرکس دیگه‌ای
‫که هرکار دیگه‌ای انجام میده

2076
01:38:26,275 --> 01:38:29,904
‫ولی سوال اینجاست، که در نهایت...

2077
01:38:31,030 --> 01:38:33,490
‫خب، شماها برای پول چیکار می‌کنین؟
‫ من و شماها

2078
01:38:33,532 --> 01:38:37,286
‫داریم حرفه‌هامون رو پیش می‌بریم

2079
01:38:38,746 --> 01:38:40,664
‫پس وقتی یازده سپتامبر اتفاق افتاد

2080
01:38:40,706 --> 01:38:43,042
‫و خیلی‌هامون با کله رفتیم اسم‌نویسی کنیم

2081
01:38:43,083 --> 01:38:45,419
‫که با اون عوضی‌هایی که اون هواپیماها رو

2082
01:38:45,461 --> 01:38:47,421
‫کوبیدن به برج‌های دوقلو بجنگیم...

2083
01:38:49,173 --> 01:38:52,217
‫نمی‌شد با کتابچه‌ی حقوق باهاشون جنگید
‫برای همین... منم عضو فعال شدم

2084
01:38:52,259 --> 01:38:53,844
‫به نیروی دریایی ملحق شدم

2085
01:38:55,179 --> 01:38:56,931
‫شاید می‌تونستم
‫توی آسمون خاورمیانه پرواز کنم

2086
01:38:56,972 --> 01:38:58,974
‫و یه مشت تروریست‌ رو بمبارون کنم، درسته؟

2087
01:38:59,016 --> 01:39:01,185
‫- یوهو!
‫- آره!

2088
01:39:01,226 --> 01:39:05,773
‫ولی خیلیای دیگه بودن
‫که آمادگی همچین کاری رو داشتن

2089
01:39:07,107 --> 01:39:09,401
‫ولی من نداشتم. هنوز نداشتم

2090
01:39:09,443 --> 01:39:11,904
‫تام کیفر هم نبود، هنوز درحال تحصیل بود

2091
01:39:11,946 --> 01:39:14,615
‫یا ویلی کیث، چون دانشجوی سال دوم
‫دانشکده‌ی نیروی دریایی بود

2092
01:39:14,657 --> 01:39:18,535
‫بلکه زردک پیر و امثال اون بودن

2093
01:39:19,620 --> 01:39:22,206
‫همون زمان درحال خدمت و آماده‌ی اعزام بودن

2094
01:39:23,374 --> 01:39:25,167
‫و خیلی باهوش‌تر از همه‌ی ماها هستن

2095
01:39:25,209 --> 01:39:27,836
‫خب، بیخیال...
‫سر خودمون رو شیره نمالیم

2096
01:39:27,878 --> 01:39:29,838
‫کسی توی نیروی دریایی آمریکا
 که عضویتش اختیاریه

2097
01:39:29,838 --> 01:39:32,257
‫که فقط با ترفیع می‌تونی
‫پیشرفت کنی به جایی نمی‌رسه

2098
01:39:32,299 --> 01:39:34,802
‫مگر اینکه حسابی کاربلد باشه

2099
01:39:35,636 --> 01:39:38,681
‫و این حرفه‌ای‌های محافظه‌کار شاید از
‫ جدیدترین بازی‌های کامپیوتری باخبر نباشن

2100
01:39:38,722 --> 01:39:41,183
‫ولی می‌دونن چطوری
‫یک کار سخت رو انجام بدن

2101
01:39:42,309 --> 01:39:45,980
‫و منتظر و آماده بودن که انجامش بدن

2102
01:39:46,021 --> 01:39:48,565
‫درحالی‌که بقیه‌مون داشتیم سعی می‌کردیم
‫بفهمیم دنیا دست کیه

2103
01:39:48,607 --> 01:39:51,527
‫بارنی. هی، بارنی
‫دیگه تمام شد

2104
01:39:51,568 --> 01:39:53,529
‫خب؟ بیخیال
‫بیا فقط از شام لذت ببریم

2105
01:39:53,570 --> 01:39:56,031
‫این شام، شرمساری‌ه استیو
‫تو گناهکاری

2106
01:39:57,574 --> 01:40:00,202
‫البته، فقط نصفه‌و‌نیمه گناهکاری

2107
01:40:00,244 --> 01:40:03,706
‫یکی دیگه بود که خیلی قشنگ
‫بیرون میدون قایم شده بود

2108
01:40:04,623 --> 01:40:06,542
‫کسی که کل ایده‌ی پارانوئید

2109
01:40:06,583 --> 01:40:08,335
‫و خطرناک بودن کوییگ رو شروع کرده بود

2110
01:40:08,377 --> 01:40:10,879
‫کسی که شش ماه تمام
‫سعی کرد راضیت کنه

2111
01:40:10,921 --> 01:40:13,549
‫کسی که لقب زردک پیر رو راه انداخت

2112
01:40:13,590 --> 01:40:15,217
‫کسی که حرف کتاب‌های روان‌پزشکی

2113
01:40:15,217 --> 01:40:17,636
‫و ماده‌ی 1108 رو پیش کشید
‫و مدام تو گوشت خوند

2114
01:40:17,678 --> 01:40:19,179
‫خیلی‌خب، یه لحظه وایسا

2115
01:40:19,221 --> 01:40:22,349
‫اوه، آره، آره، جناب کیفر
‫درسته، آره

2116
01:40:23,183 --> 01:40:25,310
‫مجبور شدم به زور
‫از زیر زبون استیو بکشمش بیرون

2117
01:40:25,352 --> 01:40:28,522
‫مردک لهستانی کله‌پوک
‫سعی کرد بهم بگه همه‌ش فکر خودش بوده

2118
01:40:28,564 --> 01:40:32,484
‫نمی‌فهمه فرق پارانوئید با اسب چیه
‫ولی تو می‌دونستی، مگه نه؟

2119
01:40:32,526 --> 01:40:38,073
‫بهش گفتی گزارش پزشکیش
‫بطور واضح مربوط به یک آدم پارانوئیده

2120
01:40:38,115 --> 01:40:41,410
‫بهش توصیه کردی بره پیش دریابد ویلیامز
‫پیشنهاد دادی همراهش بری

2121
01:40:41,452 --> 01:40:45,914
‫تازه وقتی پاتو گذاشتی روی
‫عرشه‌ی پشتی ویلیامز توی بحرین، دودل شدی

2122
01:40:45,956 --> 01:40:48,834
‫آره، اونموقع خودتو زدی به اون راه
‫و تا همین الان به همین منوال پیش رفتی

2123
01:40:48,876 --> 01:40:50,419
‫نمی‌دونم منظورت از این حرفا چیه

2124
01:40:50,461 --> 01:40:52,546
‫بزرگترین لطفی بود
‫ که می‌تونستی به استیو بکنی

2125
01:40:52,588 --> 01:40:54,548
‫که بتونه تبرئه بشه

2126
01:40:54,590 --> 01:40:56,550
‫گرچه بعید می‌دونم متوجه شده باشی

2127
01:40:58,761 --> 01:41:01,680
‫ولی اگر کسی گناهکار باشه، تویی

2128
01:41:03,140 --> 01:41:05,726
‫اگر کله‌ی پوک استیو ماریک رو

2129
01:41:05,768 --> 01:41:08,270
‫از پارانویا و ماده‌ی 1108 پر نمی‌کردی

2130
01:41:08,312 --> 01:41:12,107
‫می‌تونست... می‌تونست
‫کوییگ رو راضی کنه برید شمال

2131
01:41:12,149 --> 01:41:15,778
‫یا بهش کمک می‌کرد
‫به سلامت به سمت جنوب بره

2132
01:41:17,112 --> 01:41:19,782
‫و کین از خدمت بیرون کشیده نمی‌شد

2133
01:41:19,823 --> 01:41:21,575
‫و این...

2134
01:41:21,617 --> 01:41:24,453
‫و این کاریه که تو

2135
01:41:24,495 --> 01:41:26,789
‫برای آمریکامون انجام دادی، دوست من

2136
01:41:26,830 --> 01:41:30,292
‫بیرون کشیدن ناو مین‌یاب از خلیج‌فارس
‫اونم در اوج نیاز کشور

2137
01:41:30,334 --> 01:41:33,087
‫این... این... لعنت به انبوه و انبوهت

2138
01:41:33,128 --> 01:41:34,296
الان حالت خوب نیست

2139
01:41:34,338 --> 01:41:36,048
‫می‌دونی چیه، عذر می‌خوام، باشه؟

2140
01:41:36,090 --> 01:41:37,549
‫دیگه حرفی ندارم

2141
01:41:38,467 --> 01:41:40,385
‫می‌دونی چیه، بفرما به افتخار تو

2142
01:41:40,427 --> 01:41:43,305
‫امتیاز کامل رو گرفتی
‫رفتی سراغ کوییگ و زدیش زمین

2143
01:41:43,347 --> 01:41:46,141
‫دستای خودت رو کثیف نکردی

2144
01:41:46,183 --> 01:41:48,602
‫و رمانت رو نوشتی
‫و ثابت کردی نیروی دریایی مزخرفه

2145
01:41:48,644 --> 01:41:52,147
‫و میگی که یک میلیون دلار درمیاری
‫با یه ستاره‌ی سینما ازدواج می‌کنی

2146
01:41:52,189 --> 01:41:54,566
‫پس نباید از یخورده
‫توبیخ کلامی من ناراحت بشی

2147
01:41:54,608 --> 01:41:56,527
‫اصلاً چه معنایی داره؟ همم؟

2148
01:41:57,361 --> 01:41:58,987
‫می‌دونی، از استیو ماریک دفاع کردم

2149
01:41:59,029 --> 01:42:03,492
‫چون متوجه شدم
‫آدم اشتباهی داره محاکمه میشه

2150
01:42:03,534 --> 01:42:06,495
‫و تنها راه برای دفاع ازش
‫این بود که برات دخل کوییگ رو بیارم

2151
01:42:06,537 --> 01:42:11,416
‫و بدجوری کفریم که توی همچین موقعیتی
‫قرار گرفتم. از کاری که کردم شرمسارم

2152
01:42:12,334 --> 01:42:14,503
‫و برای همین الان حالم خوب نیست

2153
01:42:15,712 --> 01:42:17,714
‫کوییگ لیاقتش بیشتر از اینا بود

2154
01:42:21,093 --> 01:42:23,804
‫اون 21 سال به این کشور خدمت کرد

2155
01:42:26,932 --> 01:42:29,643
‫پس حاضر نیستم شامت رو بخورم

2156
01:42:30,644 --> 01:42:32,521
‫یا نوشیدنی‌ت رو بنوشم

2157
01:42:33,981 --> 01:42:36,400
‫لیوانم رو بالا می‌‌برم و بعدش میرم

2158
01:42:39,403 --> 01:42:40,779
‫پس به افتخار تو

2159
01:42:40,821 --> 01:42:43,031
‫جناب نویسنده‌ی محبوب کین

2160
01:42:44,408 --> 01:42:46,076
‫به افتخار کتابت

2161
01:42:54,209 --> 01:42:57,212
‫« این فیلم تقدیم می‌شود به لنس ردیک »

2162
01:42:57,212 --> 01:43:00,215
‫« به یاد ویلیام فریدکین »
