﻿1
00:00:24,899 --> 00:00:26,776
‫[بری آلن]
‫[متخصص علوم قانونی سنترال سیتی]

2
00:00:26,776 --> 00:00:28,570
‫- روز خیلی خوبی داشته باشین.
‫- ممنون.

3
00:00:28,611 --> 00:00:30,071
‫همچنین.

4
00:00:30,113 --> 00:00:32,490
‫صبحتون به خیر. چی میل دارین؟

5
00:00:32,532 --> 00:00:34,659
‫- خانم موفرفریه کجاست؟
‫- سارا رو می‌گی؟

6
00:00:34,701 --> 00:00:36,369
‫مریضه و مرخصی گرفته.
‫یا حداقل...

7
00:00:36,411 --> 00:00:37,704
‫- به نقل از خودش مریضه.
‫- آها.

8
00:00:37,746 --> 00:00:39,456
‫دوست‌ جدید پیدا کرده.

9
00:00:39,456 --> 00:00:40,582
‫چی میل داری؟

10
00:00:40,623 --> 00:00:42,292
‫معمولا همون همیشگی رو سفارش می‌دم...

11
00:00:42,333 --> 00:00:43,543
‫و معمولا خودش برام آماده‌اش می‌کنه،
‫آخه معمولا دیرم شده.

12
00:00:43,585 --> 00:00:45,462
‫خب، این‌قدر معطلم نکن دیگه.

13
00:00:45,462 --> 00:00:48,089
‫اِم، ساندویچ «ک‌ب» و «م‌ک‌ع‌پ» می‌خورم.

14
00:00:48,131 --> 00:00:49,758
‫خیلی‌خب...

15
00:00:49,799 --> 00:00:51,760
‫- گمون کنم «ک‌ب» همون کره بادوم‌زمینی باشه؟
‫- درسته.

16
00:00:51,801 --> 00:00:54,137
‫«م‌ک» یعنی موز و کشمش.
‫«ع» یعنی عسل. «پ» هم یعنی پنیر.

17
00:00:54,137 --> 00:00:56,347
‫خوش به حالت، سوخت و ساز
‫بدنت چقدر بالاست.

18
00:00:56,389 --> 00:00:58,475
‫نکنه قراره تو مسابقه ماراتون شرکت کنی؟

19
00:00:58,516 --> 00:01:01,644
‫راستش، خواهر خدا بیامرزم یه بار
‫تو مسابقه ماراتون شرکت کرده بود.

20
00:01:01,686 --> 00:01:03,813
‫نمرده‌ها.
‫صرفا خیلی خسته شده.

21
00:01:03,813 --> 00:01:06,399
‫فهمیدیم دیگه شارون.
‫دویده بودی؛

22
00:01:06,441 --> 00:01:08,151
‫ولی همه باید صبح برن سر کار.

23
00:01:08,151 --> 00:01:09,778
‫آره، من هم باید سه دقیقه پیش
‫سر کارم می‌بودم.

24
00:01:09,819 --> 00:01:12,155
‫ضمنا، شرمنده‌ام، می‌شه گفت
‫باید زودتر ساندویچم رو بگیرم.

25
00:01:12,155 --> 00:01:15,450
‫ساندویچ خوب رو که نمی‌شه
‫سریع درست کرد رفیق.

26
00:01:17,368 --> 00:01:18,620
‫[آلفرد]

27
00:01:19,120 --> 00:01:20,663
‫سلام آلفرد، الان نمی‌تونم صحبت کنم.

28
00:01:20,663 --> 00:01:22,165
‫صبحتون به خیر آقای آلن.

29
00:01:22,165 --> 00:01:23,750
‫نه، دیرم شده.

30
00:01:23,792 --> 00:01:25,335
‫دارم از گرسنگی می‌میرم،
‫دختر موفرفریه هم نیست،

31
00:01:25,376 --> 00:01:26,669
‫راستی، اسمش ساراست و دوست داره.

32
00:01:26,711 --> 00:01:28,546
‫تو بیمارستان عمومی گاتهام مشکلی پیش اومده.

33
00:01:28,588 --> 00:01:30,340
‫سرقتی دردسرساز شده.

34
00:01:30,340 --> 00:01:32,300
‫الان که کله‌سحره.

35
00:01:32,342 --> 00:01:34,677
‫اصلا دوست خفاشیمون
‫واسه چی بیداره؟

36
00:01:34,719 --> 00:01:36,346
‫با سوپرمن تماس بگیر.

37
00:01:36,387 --> 00:01:38,181
‫خودم هم اول خواستم باهاش تماس بگیرم.

38
00:01:38,223 --> 00:01:40,225
‫- متأسفانه دستش جای دیگه‌ای بنده.
‫- [انفجار آتشفشان در گواتمالا]

39
00:01:40,225 --> 00:01:41,810
‫- ... آتش‌فشانی در آمریکای مرکزی فعال شده.
‫- عین همیشه.

40
00:01:41,851 --> 00:01:42,769
‫دایانا چی شده؟

41
00:01:42,811 --> 00:01:44,354
‫بعدش خواستم با ایشون تماس بگیرم.

42
00:01:44,354 --> 00:01:46,606
‫جواب نمی‌دن و خیلی رو اعصابه.

43
00:01:46,648 --> 00:01:49,359
‫دقیقا چند نفر به ذهنت خطور کردن
‫تا بالاخره یاد من افتادی؟

44
00:01:49,359 --> 00:01:50,860
‫... اصلا به اون ربطی نداره.

45
00:01:50,902 --> 00:01:52,278
‫- به خودت مربوطه.
‫- سلام، عذر می‌خوام. ساندویچ آمـ...

46
00:01:52,320 --> 00:01:53,488
‫پارسال که سوار کشتی بودیم...

47
00:01:53,530 --> 00:01:55,115
‫درسم رو گرفتم.

48
00:01:55,156 --> 00:01:56,866
‫خواهرم که نوشیدنی میخوره،
‫مشکلاتش فاش می‌شه.

49
00:01:56,908 --> 00:01:59,119
‫نظرات شخصیش رو
‫راجع به دوستان مامانم هم بیان می‌کنه،

50
00:01:59,160 --> 00:02:00,829
‫البته گمون کنم خودم هم
‫در حقش چنین کاری می‌کنم...

51
00:02:10,171 --> 00:02:11,589
‫«فلـ...»

52
00:02:11,631 --> 00:02:12,799
‫وای خدایا!

53
00:02:12,841 --> 00:02:14,759
‫فلشه!

54
00:02:14,801 --> 00:02:16,719
‫- سلام. ممنون.
‫- خیلی دوستت دارم.

55
00:02:16,719 --> 00:02:18,721
‫- ظاهرا خودت هم آدم خیلی خوبی هستی.
‫- وای خدایا!

56
00:02:18,721 --> 00:02:20,682
‫- امکان نداره!
‫- گمون کنم الان از حال برم!

57
00:02:20,723 --> 00:02:22,392
‫دارم تماسمون رو به آقای وین وصل می‌کنم.

58
00:02:22,433 --> 00:02:23,685
‫نه، خواهش می‌کنم نکن.

59
00:02:23,726 --> 00:02:25,895
‫وای خدایا.

60
00:02:25,895 --> 00:02:28,314
‫اگه سوالم غیرعادی جلوه می‌کنه عذر می‌خوام،
‫ولی واقعا اون شکلات رو می‌خوری؟

61
00:02:28,356 --> 00:02:29,816
‫احیانا می‌شه برام بندازیش؟

62
00:02:29,858 --> 00:02:31,734
‫- در راه اجرای عدالت بندازش.
‫- باشه، باشه.

63
00:02:31,776 --> 00:02:33,736
‫باید همین الان خودت رو برسونی بری.

64
00:02:33,778 --> 00:02:35,780
‫سلام بروس. باشه، دارم...

65
00:02:35,822 --> 00:02:36,781
‫میام.

66
00:02:41,911 --> 00:02:46,624
‫«فلش»

67
00:03:23,203 --> 00:03:24,370
‫[به گاتهام خوش آمدید]
‫[جمعیت: ۱۰,۷۶۴,۳۸۸] [ارتفاع: ۱۸۲ متر]

68
00:03:35,465 --> 00:03:39,302
‫[اورژانس گاتهام سیتی]

69
00:03:39,302 --> 00:03:40,803
‫نه!

70
00:03:40,845 --> 00:03:41,888
‫نه، نه!

71
00:03:49,312 --> 00:03:51,940
‫بروس، گند بزرگی به بار اومده.

72
00:03:51,981 --> 00:03:53,274
‫واسه چی خودت اینجا نیستی؟

73
00:04:12,001 --> 00:04:15,255
‫بروس، واسه چی انگار
‫خودت داری از صحنه جرم فرار می‌کنی؟

74
00:04:15,296 --> 00:04:18,800
‫بچه احمق فالکون تصمیم گرفته
‫با کله‌گند‌ها در بیفته.

75
00:04:18,841 --> 00:04:21,678
‫گروهی تشکیل داد و از آزمایشگاه
‫بیمارستان عمومی گاتهام سرقت کردن.

76
00:04:21,678 --> 00:04:23,846
‫ویروسی به شدت مرگبار رو دزدیدن.

77
00:04:23,888 --> 00:04:27,267
‫من جلوشون رو گرفتم،
‫ولی با تیراندازی فرار کردن.

78
00:04:27,308 --> 00:04:29,394
‫تو از پس نجات بیمارستان برمیای بری.

79
00:04:29,435 --> 00:04:30,937
‫یکی باید باقی مردم دنیا رو نجات بده،
‫واسه همین اگه ناراحت نمی‌شی،

80
00:04:30,979 --> 00:04:32,397
‫خودم نجاتشون می‌دم.

81
00:04:32,438 --> 00:04:33,690
‫پر بیراه نمی‌گی بروس.

82
00:04:54,085 --> 00:04:56,337
‫«مرسی که از فروگودال نجاتم دادی فلش.»

83
00:04:56,379 --> 00:04:58,506
‫بری، لوله آب و گاز ترکیده.

84
00:04:58,548 --> 00:04:59,924
‫- لوله‌های زیرزمین رو می‌گم.
‫- [هشدار ترکیدگی لوله گاز]

85
00:04:59,966 --> 00:05:00,967
‫که این‌طور.

86
00:05:02,385 --> 00:05:03,553
‫ردیفش می‌کنم.

87
00:05:15,857 --> 00:05:17,317
‫می‌تونین بازش کنین؟

88
00:05:17,358 --> 00:05:18,401
‫- گمون کنم قفله.
‫- [فشار دهید]

89
00:05:18,443 --> 00:05:18,860
‫گیر کرده.

90
00:05:18,901 --> 00:05:20,695
‫ای خدا، باز نمی‌شه!

91
00:05:20,737 --> 00:05:21,988
‫وای، خواهش می‌کنم!

92
00:05:31,956 --> 00:05:33,958
‫ببین آلفرد.
‫دیگه قبول کردم...

93
00:05:34,000 --> 00:05:36,919
‫در واقع حکم سرایدار «لیگ عدالت» رو دارم.

94
00:05:36,961 --> 00:05:38,463
‫حقیقت تلخیه؛

95
00:05:38,504 --> 00:05:40,506
‫ولی دیگه قبولش کردم.

96
00:05:40,548 --> 00:05:41,591
‫اما...

97
00:05:41,632 --> 00:05:43,551
‫کاملا واضحه...

98
00:05:43,593 --> 00:05:46,429
‫که انگار همیشه دارم
‫گندکاری‌های خفاش‌خان رو...

99
00:05:46,471 --> 00:05:47,263
‫جمع می‌کنم.

100
00:05:49,474 --> 00:05:50,600
‫[ایست]

101
00:05:50,600 --> 00:05:52,602
‫- از این طرف بیاین. جلوتون رو بپاین.
‫- ایول.

102
00:05:52,602 --> 00:05:54,896
‫- از هم فاصله نگیرین.
‫- واقعا ایول داره، مگه نه؟

103
00:06:03,446 --> 00:06:04,322
‫مواظب باش!

104
00:06:16,167 --> 00:06:17,460
‫- وای. وای.
‫- چی شد؟

105
00:06:59,460 --> 00:07:01,671
‫اگه محاسباتم درست باشه...

106
00:07:01,671 --> 00:07:03,840
‫که طبق سابقه‌ام
‫معمولا درسته،

107
00:07:03,881 --> 00:07:08,511
‫خسارت وارده به پی ساختمون،
‫به زودی به فروپاشی بخش شرقی منجر می‌شه.

108
00:07:08,553 --> 00:07:11,722
‫- بخش شرقی چیزیش نشده.
‫- خیلی‌خب، من مواظبتم.

109
00:07:11,764 --> 00:07:13,599
‫خیلی هم خوبه،
‫آخه سرعتم رو به کاهشه.

110
00:07:13,641 --> 00:07:14,892
‫- دارم با شکم خالی می‌دوم آلفرد.
‫- [افت کالری]

111
00:07:14,934 --> 00:07:17,103
‫می‌شنوی؟

112
00:07:17,145 --> 00:07:18,146
‫صدای شکممه.

113
00:07:23,860 --> 00:07:25,027
‫نه، نه.

114
00:07:25,069 --> 00:07:26,446
‫صدای فروپاشی بخش شرقی بیمارستانه.

115
00:07:43,504 --> 00:07:45,673
‫بری، کلی نوزاد...

116
00:07:45,715 --> 00:07:47,049
‫از طبقه سی‌ام...

117
00:07:48,718 --> 00:07:50,052
‫افتادن پایین.

118
00:08:17,663 --> 00:08:19,373
‫[شرایط بحرانی]

119
00:08:49,195 --> 00:08:50,947
‫[نهایت انرژی]

120
00:09:18,224 --> 00:09:20,851
‫[اسید]

121
00:09:26,399 --> 00:09:28,776
‫[صنایع واتس]

122
00:09:36,909 --> 00:09:39,370
‫[سگ درمان‌یار]

123
00:10:18,409 --> 00:10:19,285
‫وای!

124
00:10:20,369 --> 00:10:21,203
‫وای!

125
00:10:27,335 --> 00:10:28,753
‫[سگ درمان‌یار]

126
00:10:33,883 --> 00:10:35,051
‫آقای آلن،

127
00:10:35,092 --> 00:10:37,678
‫خیلی روسفیدم کردی.

128
00:10:37,720 --> 00:10:39,221
‫مادران زیادی رو هم خوشحال کردی.

129
00:10:39,221 --> 00:10:40,222
‫وای!

130
00:10:46,354 --> 00:10:47,396
‫ایول.

131
00:10:48,314 --> 00:10:50,232
‫خیلی‌خب.

132
00:10:50,232 --> 00:10:53,736
‫خودم متوجهم که این وقایع
‫گاهی اوقات از نظر روانی ترسناکه.

133
00:10:53,736 --> 00:10:56,864
‫بهتره از روان‌شناسی وقت بگیرین.

134
00:10:56,906 --> 00:10:59,909
‫«لیگ عدالت» هنوز در این زمینه ماهر نشده.

135
00:10:59,909 --> 00:11:01,160
‫بهم اعتماد کنین.

136
00:11:01,202 --> 00:11:02,078
‫ای خدا.

137
00:11:41,492 --> 00:11:44,078
‫جداش کن!

138
00:12:31,876 --> 00:12:34,211
‫- اگه اون کیف تو آب بیفته،
‫- [شبیه‌سازی شیوع ویروس]

139
00:12:34,253 --> 00:12:37,006
‫به احتمال زیاد نصف ساکنان گاتهام
‫تا ناهار جون می‌بازن.

140
00:12:39,508 --> 00:12:41,844
‫- ای بابا.
‫- خواهش می‌کنم ولم نکن.

141
00:12:41,886 --> 00:12:45,097
‫وای خدا، نه.
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم ول نکن.

142
00:12:45,139 --> 00:12:46,140
‫نه!

143
00:12:50,269 --> 00:12:51,437
‫شرمنده که دیر رسیدم.

144
00:12:57,443 --> 00:12:58,277
‫جلوی پات رو بپا.

145
00:12:59,570 --> 00:13:00,696
‫- سلام.
‫- سلام.

146
00:13:03,240 --> 00:13:04,575
‫چه لباس قشنگی.

147
00:13:04,617 --> 00:13:05,785
‫خوش‌تیپ شدی فلش.

148
00:13:05,785 --> 00:13:07,787
‫عه، اِم... ممنـ... اِم...

149
00:13:09,288 --> 00:13:10,372
‫قابل شما رو...

150
00:13:10,915 --> 00:13:12,750
‫هم نداشت.

151
00:13:12,792 --> 00:13:14,293
‫غرورم اجازه نمی‌ده از بقیه تشکر کنم.

152
00:13:14,335 --> 00:13:15,336
‫هوم.

153
00:13:17,797 --> 00:13:19,799
‫این شخصیت به شدت قدرتمندم رو...

154
00:13:19,840 --> 00:13:21,884
‫واسه تعدیل آسیب‌های روانی
‫دوران کودکیم شکل دادم...

155
00:13:21,926 --> 00:13:23,636
‫من هم در کودکی
‫دچار آسیب روانی شدم.

156
00:13:23,636 --> 00:13:25,554
‫انگار بتمن دیوانه شده.

157
00:13:25,596 --> 00:13:26,847
‫- تأثیر «کمند حقیقت»ـه...
‫- یه میلیارد دلار خرج کردم. مادرِ...

158
00:13:26,889 --> 00:13:28,599
‫... و همیشه جالبه.

159
00:13:28,641 --> 00:13:30,643
‫اگه کل پولم رو به نیازمندان اهدا می‌کردم،
‫وضعم خیلی بهتر می‌شد.

160
00:13:30,643 --> 00:13:32,269
‫آره، اگه واقعا می‌خواستم به جرم و جنایت
‫خاتمه بدم، باید به فقر خاتمه می‌دادم.

161
00:13:32,311 --> 00:13:33,979
‫من از وجود رابطه ها خبر دارم؛

162
00:13:34,021 --> 00:13:36,315
‫ولی خودم تا حالا تجربه‌اش نکردم.

163
00:13:37,566 --> 00:13:38,609
‫ای بابا.

164
00:13:38,651 --> 00:13:39,693
‫خب...

165
00:13:39,735 --> 00:13:41,362
‫من باید برم.

166
00:13:41,403 --> 00:13:42,738
‫باشه.

167
00:13:42,780 --> 00:13:43,864
‫دیدنتون همیشه خوش‌آینده.

168
00:13:44,114 --> 00:13:45,157
‫هیچ‌جوره نمی‌شد جمعش کرد.

169
00:13:45,199 --> 00:13:47,952
‫بی‌خیالش شو.

170
00:13:47,952 --> 00:13:50,454
‫خب، خیلی خوشحال می‌شم بمونم
‫و باقی خرابی‌ها رو جمع کنم،

171
00:13:50,454 --> 00:13:52,832
‫ولی این ابرقهرمان کوچک
‫باید صبحانه بخوره.

172
00:13:52,873 --> 00:13:54,750
‫خداحافظ فلش.

173
00:13:54,792 --> 00:13:56,126
‫آره دیگه. خداحافظ بتمن.

174
00:13:57,127 --> 00:13:59,046
‫احسنت آقای وین.

175
00:13:59,088 --> 00:14:00,965
‫واسه صبحانه تشریف میارین خونه جناب؟

176
00:14:04,301 --> 00:14:05,970
‫آره، گمون کنم بیام.

177
00:14:08,097 --> 00:14:09,306
‫... به مسیر نابودی ختم می‌شه.

178
00:14:09,306 --> 00:14:11,475
‫اصلا تقصیر خودش نبود.

179
00:14:11,475 --> 00:14:12,977
‫تقصیر خودته.

180
00:14:13,018 --> 00:14:16,063
‫نباید این‌قدر درگیر گذشته باشی.

181
00:14:16,105 --> 00:14:17,857
‫خب، سرعت آماده‌سازیمون مناسب بود؟

182
00:14:21,902 --> 00:14:23,320
‫صبح به خیر استاد...

183
00:14:24,196 --> 00:14:26,991
‫[مرکز تحقیقاتی سنترال سیتی]

184
00:14:29,910 --> 00:14:31,245
‫عه، ببین کی اومده.

185
00:14:31,287 --> 00:14:32,913
‫خفه شو آلبرت.

186
00:14:32,955 --> 00:14:35,165
‫هر روز دیر می‌کنی.
‫نمی‌دونم چطور از پسش برمیای بری.

187
00:14:35,207 --> 00:14:36,750
‫مگه تا اینجا سینه‌خیز میای داداش؟

188
00:14:36,792 --> 00:14:38,460
‫- عصبانی شده؟
‫- خب، قراره اخراجت کنه.

189
00:14:38,502 --> 00:14:40,337
‫- قراره به قتل برسوندت.
‫- وای نه، نه، نه.

190
00:14:40,337 --> 00:14:41,839
‫بذار خودم حدس بزنم.

191
00:14:41,881 --> 00:14:43,507
‫ساعتت زنگ نزد.

192
00:14:43,507 --> 00:14:46,468
‫- نه...
‫- آها، سگت ساعتت رو خورده بود.

193
00:14:46,510 --> 00:14:48,470
‫ساعتت دسته‌کلیدت رو خورده بود.

194
00:14:48,512 --> 00:14:51,432
‫مادربزرگ دسته‌کلیدت فوت شد
‫و باید امروز مرخصی می‌گرفتن.

195
00:14:51,473 --> 00:14:53,934
‫- هیچ‌کدوم این اتفاقات رخ ندادن.
‫- این‌دفعه چی شد بری؟

196
00:14:53,976 --> 00:14:55,853
‫اِم، اتفاق دیگه‌ای رخ داد...

197
00:14:55,853 --> 00:14:57,479
‫که اصلا این‌قدر عجیب و غریب نبود.

198
00:14:57,521 --> 00:14:59,857
‫ضمنا، خودم می‌دونم
‫از جلسه‌مون جا موندم،

199
00:14:59,899 --> 00:15:01,859
‫ولی اگه پرونده‌هام رو واسه بررسی احتمالی
‫تحویل بدم، خیلی خوشحال می‌شم.

200
00:15:01,859 --> 00:15:03,193
‫گمون کنم تو حل این پرونده‌ها عجله کردیم.

201
00:15:03,235 --> 00:15:05,195
‫- باید مجددا بررسیشون کنیم.
‫- عجب! عجله کردیم؟

202
00:15:05,195 --> 00:15:06,864
‫هنوز به پرونده‌های شش ماه پیش
‫رسیدگی نکردیم،

203
00:15:06,906 --> 00:15:08,115
‫اون‌وقت می‌خوای کندتر پیش بریم؟

204
00:15:08,157 --> 00:15:10,242
‫باید به فکر روند کاری خودت باشی.

205
00:15:10,284 --> 00:15:12,870
‫کارت رو بکن، پرونده رو ببند
‫و برو سراغ پرونده بعدی.

206
00:15:14,955 --> 00:15:16,999
‫تو پتانسیل زیادی داری بری.

207
00:15:17,041 --> 00:15:19,877
‫نباید هنوز بعد از این همه سال
‫مسئول قهوه‌ام باشی.

208
00:15:19,919 --> 00:15:22,504
‫درست می‌گین... درسـ...
‫درسته.

209
00:15:22,546 --> 00:15:23,547
‫برو برام قهوه بیار.

210
00:15:26,926 --> 00:15:29,303
‫- دو قاشق شکر داشته باشه؟ باشه.
‫- آره.

211
00:15:43,025 --> 00:15:44,902
‫خیلی حال می‌کنی.

212
00:15:44,944 --> 00:15:46,362
‫از حکم صادره برای پرونده جانسون
‫به شدت راضی‌ام.

213
00:15:46,403 --> 00:15:49,406
‫مدارکی که آزمایشگاهمون بررسی کرده...

214
00:15:49,406 --> 00:15:52,826
‫واسه حکم قطعی کفایت می‌کنه.

215
00:15:52,868 --> 00:15:55,412
‫- من که هنوز دارم مدارکش رو بررسی می‌کنم.
‫- به خاطر پشتکار،

216
00:15:55,412 --> 00:15:57,539
‫تلاش و کوشش و تمرکزِ...

217
00:15:57,581 --> 00:16:00,167
‫بری هنوز داشت مدارکش رو بررسی می‌کرد.

218
00:16:00,209 --> 00:16:01,877
‫به نظرم اگه دست تو بود،

219
00:16:01,919 --> 00:16:03,837
‫هنوز داشتیم دندان‌های آسیاب
‫تد باندی رو می‌خراشیدیم.

220
00:16:03,879 --> 00:16:07,132
‫می‌دونین چیه؟ خیلی خوشحالم
‫که به نظرتون بامزه است،

221
00:16:07,174 --> 00:16:11,011
‫ولی پای زندگی مردم واقعی
‫و خانواده‌هاشون وسطه.

222
00:16:11,053 --> 00:16:13,180
‫من هم گمون نمی‌کنم
‫اهمیت کارمون رو درک کنین.

223
00:16:13,222 --> 00:16:14,974
‫پس چطوره دست از سرم بردارین؟

224
00:16:15,015 --> 00:16:17,184
‫- بری آلن؟
‫- سلام آیریس وست.

225
00:16:17,601 --> 00:16:18,978
‫تو هم...

226
00:16:19,019 --> 00:16:21,230
‫اسم کاملم رو بلدی.

227
00:16:21,271 --> 00:16:23,107
‫آره، از دانشگاه یادمه.

228
00:16:23,148 --> 00:16:25,275
‫آخی بری، بهمون نگفته بودی
‫دوست دانشگاهی داری.

229
00:16:25,275 --> 00:16:27,152
‫- راستش، اصلا نمی‌دونستم بری دوستی هم داره.
‫- عجب.

230
00:16:27,194 --> 00:16:29,029
‫آره، یعنی الان چندتا دوست داره؟

231
00:16:29,071 --> 00:16:30,072
‫- یکی؟
‫- یکی.

232
00:16:30,114 --> 00:16:32,366
‫شما خیلی...

233
00:16:32,408 --> 00:16:34,410
‫اِم، خداحافظ بچه‌ها.

234
00:16:34,451 --> 00:16:35,953
‫خیلی‌خب. وای خدایا.
‫واقعا خیلی...

235
00:16:35,995 --> 00:16:37,496
‫اِم...

236
00:16:37,538 --> 00:16:39,957
‫واقعا دوستم نیستن.
‫دوستان کاریم هستن.

237
00:16:39,999 --> 00:16:41,166
‫محل کارت همین‌جاست؟

238
00:16:41,208 --> 00:16:42,543
‫آره، همین‌جاست.

239
00:16:42,584 --> 00:16:44,461
‫ای خدا، خیلی وقت پیش بود، مگه نه؟

240
00:16:44,461 --> 00:16:46,296
‫هوم.

241
00:16:46,338 --> 00:16:48,882
‫حس می‌کنم چند سال پیش...

242
00:16:48,924 --> 00:16:50,634
‫همدیگه رو دیده بودیم، درسته؟

243
00:16:50,634 --> 00:16:52,219
‫نه، آخه...

244
00:16:52,261 --> 00:16:54,513
‫بعد از دانشگاه
‫همدیگه رو...

245
00:16:54,555 --> 00:16:55,597
‫ندیدیم.

246
00:16:55,639 --> 00:16:57,016
‫آها.

247
00:16:57,057 --> 00:17:00,352
‫شاید خودم به یادت بودم.

248
00:17:00,394 --> 00:17:02,521
‫خب، خیلی خوشحالم
‫که اتفاقی دیدمت.

249
00:17:02,563 --> 00:17:04,189
‫- آره.
‫- آره.

250
00:17:04,231 --> 00:17:06,358
‫دادگاه استیناف پدرت فرداست، درسته؟

251
00:17:06,400 --> 00:17:09,111
‫آره. از کجا...

252
00:17:09,153 --> 00:17:10,654
‫عذر می‌خوام، تو از کجا خبر داری؟

253
00:17:10,654 --> 00:17:12,656
‫خبرش رو واسه روزنامه‌مون می‌نویسم.

254
00:17:12,656 --> 00:17:13,574
‫عجب.

255
00:17:13,615 --> 00:17:15,325
‫حالش چطوره؟

256
00:17:16,452 --> 00:17:17,661
‫اِم...

257
00:17:17,661 --> 00:17:19,329
‫واسه روزنامه‌تون می‌پرسی؟

258
00:17:19,371 --> 00:17:21,540
‫- نه، سوالم دوستانه است.
‫- آها.

259
00:17:21,582 --> 00:17:24,460
‫البته مطمئنم مردم هم می‌خوان بدونن.

260
00:17:27,337 --> 00:17:29,006
‫خب...

261
00:17:29,006 --> 00:17:31,258
‫تنها نظر رسمیم بیگناهی بابامه.

262
00:17:31,300 --> 00:17:32,259
‫درسته.

263
00:17:32,301 --> 00:17:34,219
‫البته هیچ‌کس...

264
00:17:34,261 --> 00:17:36,972
‫نمی‌خواد باور کنه پدرش
‫مادرش رو کشته باشه.

265
00:17:37,014 --> 00:17:40,059
‫«باور کنه» یعنی چی؟
‫بابام نباید حبس بکشه.

266
00:17:40,100 --> 00:17:42,478
‫مامانم باید زنده باشه.
‫به باور من ربطی نداره.

267
00:17:42,519 --> 00:17:45,522
‫- حقیقت از همین قراره.
‫- درسته. نه، آره، منـ...

268
00:17:45,564 --> 00:17:47,191
‫وای خدایا.
‫منظورم همین بود.

269
00:17:47,608 --> 00:17:49,401
‫که این‌طور.

270
00:17:49,443 --> 00:17:51,320
‫شرمنده، فعلا نظر رسمی‌ای ندارم.

271
00:17:54,948 --> 00:17:58,577
‫[پیتزا «بچینی»]

272
00:17:58,619 --> 00:18:01,872
‫[فروشگاه کتاب مصور «ویز»]

273
00:18:03,874 --> 00:18:05,709
‫[طبقه چهارم]

274
00:18:08,295 --> 00:18:11,131
‫[وین]
‫[سند محرمانه]

275
00:18:16,053 --> 00:18:17,429
‫- یکی از زندانیان...
‫- [شرمنده‌ام. از طرف ب‌و]

276
00:18:17,429 --> 00:18:18,722
‫زندان «آیرن هایتس» با شما تماس گرفته است.

277
00:18:18,764 --> 00:18:22,184
‫- هزینه تماس را تقبل می‌کنید؟
‫- آره.

278
00:18:22,226 --> 00:18:23,435
‫- سلام بابا.
‫- [وین]

279
00:18:23,435 --> 00:18:24,228
‫سلام بری.

280
00:18:24,228 --> 00:18:26,021
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

281
00:18:26,063 --> 00:18:28,148
‫- بیرون می‌ری؟
‫- آره.

282
00:18:28,190 --> 00:18:30,651
‫خب، نه. اِم، نه.

283
00:18:30,692 --> 00:18:33,737
‫اِم، ولی امروز اتفاقی
‫یکی از دوستان دانشگاهم...

284
00:18:33,779 --> 00:18:35,572
‫به نام آیریس وست رو دیدم.

285
00:18:35,614 --> 00:18:37,699
‫همونی نیست که دلت
‫بدجوری پیشش گیر بود؟

286
00:18:37,741 --> 00:18:39,368
‫خب، دوستی داره؟

287
00:18:39,409 --> 00:18:43,122
‫- واسه چی دعوتش نمی‌کنی برین بیرون؟
‫- بابا، اِم...

288
00:18:43,163 --> 00:18:47,167
‫به یکی از دوستانم گفتم
‫با برنامه جدیدی که خودش نوشته،

289
00:18:47,209 --> 00:18:49,628
‫فیلم دوربین فروشگاهه رو بررسی کنه.

290
00:18:49,670 --> 00:18:52,214
‫الان دیگه کاملا مشخصه.

291
00:18:52,256 --> 00:18:53,257
‫تو اصلا...

292
00:18:55,259 --> 00:18:56,343
‫اصلا سرت رو بلند نمی‌کنی بابا.

293
00:18:57,636 --> 00:18:59,763
‫چهره‌ات معلوم نیست.

294
00:18:59,763 --> 00:19:03,517
‫خلاصه، حالا که مدرکی جهت اثبات عذرت نداریم،

295
00:19:03,559 --> 00:19:06,186
‫مجبوریم به فکر دادگاه استیناف بعدیت باشیم.

296
00:19:06,228 --> 00:19:09,273
‫نه، نه‌خیر. نباید این‌قدر نگران بابات باشی.

297
00:19:11,358 --> 00:19:13,443
‫شاید اگه بس کنی،
‫فرصت دوست‌ پیدا کردن داشته باشی.

298
00:19:13,443 --> 00:19:15,571
‫ولی بابا، من نمی‌خوام...

299
00:19:15,612 --> 00:19:17,114
‫قبلا هم همین کارها رو کردی.

300
00:19:17,156 --> 00:19:18,532
‫این‌دفعه آخرین تلاشمون بود...

301
00:19:18,574 --> 00:19:21,368
‫و نتیجه‌اش فردا معلوم می‌شه.

302
00:19:21,410 --> 00:19:23,620
‫من واقعا مشکلی ندارم.

303
00:19:23,620 --> 00:19:27,291
‫راستش، حتی گاهی اوقات فکر می‌کنم
‫اینجا بودنم از بیرون بودن...

304
00:19:27,291 --> 00:19:28,375
‫بدون مادرت...

305
00:19:29,376 --> 00:19:31,628
‫راحت‌تره.

306
00:19:31,628 --> 00:19:34,715
‫آخه این‌جوری می‌تونم
‫خیال کنم هنوز زنده است...

307
00:19:34,756 --> 00:19:36,508
‫و داره اون بیرون زندگیش رو می‌کنه.

308
00:19:39,636 --> 00:19:40,637
‫بری؟

309
00:19:42,139 --> 00:19:43,015
‫بری؟

310
00:19:44,141 --> 00:19:45,559
‫گوشی دستته؟

311
00:19:45,601 --> 00:19:47,311
‫آره، گوشی دستمه بابا.

312
00:19:47,311 --> 00:19:50,772
‫سسی رو که یکشنبه‌ها درست می‌کرد
‫به خاطر داری؟

313
00:19:50,814 --> 00:19:54,651
‫کل خونه بوی ریحان و گوجه‌فرنگی می‌گرفت.

314
00:19:54,693 --> 00:19:57,321
‫بعدش لباس راحتی من رو می‌پوشید
‫و آواز می‌خوند.

315
00:19:59,656 --> 00:20:01,408
‫آره، چه آهنگی رو می‌خوند؟

316
00:20:01,450 --> 00:20:03,202
‫عاشق اون آهنگ بودم.

317
00:20:03,243 --> 00:20:04,494
‫شعرش رو به خاطر بیار.

318
00:20:10,167 --> 00:20:11,460
‫نامردیه.

319
00:20:11,501 --> 00:20:13,170
‫چی نامردیه میمون خان؟

320
00:20:13,212 --> 00:20:15,505
‫این سوال مسخره است.

321
00:20:15,505 --> 00:20:18,634
‫چند محاسبه با پاسخ ۲۴
‫به ذهنتان می‌رسد؟

322
00:20:18,675 --> 00:20:20,344
‫شونصد هزار جواب مختلف داره.

323
00:20:20,344 --> 00:20:22,346
‫چطوری می‌خوام کلشون رو بنویسم؟

324
00:20:22,346 --> 00:20:25,349
‫درست می‌گی. این سوال
‫شونصد هزار جواب مختلف داره.

325
00:20:25,349 --> 00:20:27,684
‫هر مسئله‌ای راه‌حل نداره.

326
00:20:27,726 --> 00:20:29,478
‫آدم باید گاهی اوقات ولشون کنه.

327
00:20:31,438 --> 00:20:33,690
‫به ذهنت استراحت بده و بیا کمکم کن
‫پاستا درست کنم. بیا ببینم.

328
00:20:36,276 --> 00:20:37,653
‫نه.

329
00:20:37,694 --> 00:20:38,695
‫هنری؟

330
00:20:40,364 --> 00:20:41,782
‫باید لطفی در حقم بکنی.

331
00:20:41,823 --> 00:20:44,117
‫- لطف کردن تو کارم نیست.
‫- خیلی‌خب.

332
00:20:44,159 --> 00:20:45,786
‫باید لطفی در حق بری بکنی.

333
00:20:45,827 --> 00:20:48,538
‫عه، در حق بری؟
‫باشه، در خدمتم.

334
00:20:48,538 --> 00:20:50,499
‫یه قوطی رب دیگه لازم دارم.

335
00:20:51,541 --> 00:20:52,668
‫تو که یه قوطی رب داری.

336
00:20:52,709 --> 00:20:54,378
‫یه قوطی دیگه هم لازم دارم.

337
00:20:54,419 --> 00:20:56,255
‫مگه امروز صبح نرفته بودین خرید؟

338
00:20:56,296 --> 00:20:58,215
‫ولی یادم رفت رب بخرم.

339
00:20:59,591 --> 00:21:00,884
‫کار تو خیلی باحال‌تره.

340
00:21:00,884 --> 00:21:02,886
‫بذار بری رو بفرستیم خرید.

341
00:21:02,928 --> 00:21:04,554
‫رانندگی بلدی دیگه وول‌وول خان؟

342
00:21:04,596 --> 00:21:05,889
‫- چی؟ نه بابا.
‫- داری خیلی بزرگ می‌شی.

343
00:21:05,931 --> 00:21:08,225
‫از پس هر کاری برمیای.
‫نگاهی به خودت بنداز.

344
00:21:08,225 --> 00:21:09,726
‫اصلا موهات داره سفید می‌شه.

345
00:21:09,726 --> 00:21:12,229
‫- قوطی سبز بخری‌ها، آبی نخری، خب؟
‫- فهمیدم.

346
00:21:12,271 --> 00:21:14,147
‫قوطی آبی می‌خرم، آبی نمی‌خرم، درسته؟

347
00:21:14,189 --> 00:21:16,275
‫- نه! قوطی آبی بخر، سبز نخر.
‫- چی؟

348
00:21:16,984 --> 00:21:18,193
‫فرار کن بری!

349
00:21:25,867 --> 00:21:28,870
‫[بری]

350
00:21:35,210 --> 00:21:36,086
‫نورا؟

351
00:21:38,797 --> 00:21:39,965
‫بری!

352
00:21:45,679 --> 00:21:48,015
‫بری! بری!

353
00:21:48,015 --> 00:21:49,933
‫زود باش با ۹۱۱ تماس بگیر!

354
00:22:00,986 --> 00:22:01,987
‫بری؟

355
00:22:02,863 --> 00:22:04,156
‫بری؟

356
00:22:04,197 --> 00:22:06,116
‫نگران فردا نباش.

357
00:22:06,158 --> 00:22:07,826
‫از اولش هم می‌دونستیم احتمالش کمه...

358
00:22:08,910 --> 00:22:11,496
‫بابا؟

359
00:22:11,538 --> 00:22:14,916
‫تماس شما با زندان «آیرن هایتس»
‫به اتمام رسید.

360
00:24:01,189 --> 00:24:03,066
‫بری آلن؟

361
00:24:03,108 --> 00:24:03,817
‫[شرمنده‌ام. از طرف ب‌و]

362
00:24:04,359 --> 00:24:05,986
‫[سنترال سیتی]

363
00:24:05,986 --> 00:24:08,113
‫... مدارکی که آزمایشگاهمون...

364
00:24:08,155 --> 00:24:09,823
‫باید حواست به حرکت خودت باشه.

365
00:24:09,865 --> 00:24:10,949
‫کارت رو بکن...

366
00:24:13,827 --> 00:24:15,537
‫قول داده بود...

367
00:24:17,664 --> 00:24:22,169
‫خب، سرعت آماده‌سازیمون مناسب بود؟

368
00:25:01,708 --> 00:25:04,085
‫یعنی به گذشته سفر کردی؟

369
00:25:04,127 --> 00:25:06,713
‫- اوهوم.
‫- عین نبرد پوژارنوف بود؟

370
00:25:06,755 --> 00:25:08,048
‫آره، عین نبرد پوژارنوف بود،
‫ولی اون موقع یه ثانیه عقب رفته بودم.

371
00:25:08,089 --> 00:25:09,716
‫این دفعه یه روز کامل عقب رفتم.

372
00:25:09,716 --> 00:25:11,134
‫خب، فرض کنیم...

373
00:25:11,176 --> 00:25:13,887
‫واقعا بتونی سریع‌تر از نور...

374
00:25:13,929 --> 00:25:15,388
‫بدوی و از همین طریق...

375
00:25:15,388 --> 00:25:17,766
‫به گذشته سفر کنی.

376
00:25:19,059 --> 00:25:20,101
‫باز هم کار به شدت...

377
00:25:20,143 --> 00:25:22,395
‫سهل‌انگارانه‌ایه.

378
00:25:22,395 --> 00:25:24,231
‫می‌دونستم چنین حرفی می‌زنی.

379
00:25:24,231 --> 00:25:26,233
‫آره، آخه روحت هم خبر نداره
‫اگه واقعا...

380
00:25:26,274 --> 00:25:29,152
‫به گذشته سفر کرده و با والدینت
‫یا خودت ارتباط برقرار کنی...

381
00:25:29,194 --> 00:25:30,987
‫یا چمن نامناسبی رو لگد کنی،

382
00:25:31,029 --> 00:25:33,406
‫چه عواقبی به دنبال داره.

383
00:25:33,448 --> 00:25:35,659
‫نه، خودم می‌دونم.
‫اثر پروانه‌ای رو می‌گی، درسته؟

384
00:25:35,700 --> 00:25:37,744
‫- آره.
‫- درک می‌کنم. ولی می‌تونم...

385
00:25:37,744 --> 00:25:39,162
‫خیلی چیزها رو درست کنم بروس.

386
00:25:39,204 --> 00:25:42,832
‫ممکنه همه‌چی رو هم نابود کنی.

387
00:25:42,874 --> 00:25:44,960
‫می‌تونم نجاتش بدم.

388
00:25:45,001 --> 00:25:47,003
‫می‌تونم جفتشون رو نجات بدم. مـ...

389
00:25:49,297 --> 00:25:50,674
‫می‌تونم والدین تو رو نجات بدم.

390
00:25:52,217 --> 00:25:54,427
‫بری، زخم‌های ما...

391
00:25:54,469 --> 00:25:56,846
‫شخصیتمون رو شکل دادن.

392
00:25:56,888 --> 00:26:00,433
‫نباید به گذشته رفته
‫و درستشون کنیم.

393
00:26:00,475 --> 00:26:03,687
‫ضمنا، تو مشکلی نداری
‫که بخوای درستش کنی.

394
00:26:05,897 --> 00:26:08,275
‫از پیرمردی که مرتکب کلی اشتباه شده بشنو.

395
00:26:09,150 --> 00:26:10,360
‫اسیر گذشته‌ات نباش.

396
00:26:11,861 --> 00:26:13,863
‫زندگیت رو بکن.

397
00:26:13,905 --> 00:26:16,032
‫نذار با فجایع زندگیت تعریف بشی.

398
00:26:16,074 --> 00:26:17,784
‫اگه قرار باشه تعریف بشم چی؟

399
00:26:19,911 --> 00:26:21,288
‫فجایع زندگی خودت
‫باعث شدن قهرمان بشی.

400
00:26:22,330 --> 00:26:24,082
‫باعث شدن تنها هم بشم.

401
00:26:26,793 --> 00:26:28,878
‫می‌تونیم با هم رفاقت کنیم.

402
00:26:28,920 --> 00:26:30,297
‫مثلا می‌خوای بریم چیزی بخوریم؟

403
00:26:30,297 --> 00:26:32,257
‫من که هنوز گرسنه‌ام.

404
00:26:34,050 --> 00:26:35,051
‫این‌دفعه نریم.

405
00:26:36,803 --> 00:26:38,054
‫شاید بعدا رفتیم.

406
00:26:40,473 --> 00:26:41,683
‫باشه.

407
00:26:52,360 --> 00:26:53,737
‫چه ماشین قشنگی.

408
00:26:54,487 --> 00:26:56,740
‫دوستان ثروتمندی داری.

409
00:26:56,781 --> 00:26:58,158
‫آها، «اوبر» گرفته بودم.

410
00:26:58,867 --> 00:27:00,910
‫اکوپلاس گرفته بودم.

411
00:27:00,952 --> 00:27:02,912
‫ببین آیریس، واقعا نمی‌تونم
‫راجع به پرونده‌اش صحبت کنم.

412
00:27:02,954 --> 00:27:05,165
‫واسه خبرنگاری نیومدم.

413
00:27:06,833 --> 00:27:08,126
‫می‌شه صحبت کنیم؟

414
00:27:13,340 --> 00:27:15,008
‫بفرما تو.

415
00:27:20,305 --> 00:27:23,433
‫راستش رو بخوای، انتظار نداشتم
‫خونه‌ات این‌قدر مرتب باشه.

416
00:27:23,475 --> 00:27:25,810
‫- واقعا؟ آها، خب، اِم...
‫- آره.

417
00:27:25,852 --> 00:27:28,063
‫می‌شه گفت آدم مرتبی‌ام.

418
00:27:33,026 --> 00:27:34,778
‫- نوشیدنی میل داری؟
‫- چرا که نه؟

419
00:27:34,819 --> 00:27:35,820
‫می‌خورم.

420
00:27:37,864 --> 00:27:38,740
‫هوم.

421
00:27:52,379 --> 00:27:54,130
‫نوشیدنی هام رو تو یخچال می‌ذارم.

422
00:27:54,172 --> 00:27:55,048
‫مرسی.

423
00:27:55,548 --> 00:27:56,549
‫خواهش می‌کنم.

424
00:27:58,134 --> 00:28:00,512
‫ببین، بابت امروز...

425
00:28:00,553 --> 00:28:01,930
‫خیلی ناراحتم.

426
00:28:06,935 --> 00:28:10,021
‫باید بیشتر حساسیت به خرج می‌دادم.

427
00:28:10,063 --> 00:28:14,067
‫اِم، احتمالا بد نمی‌شد
‫من هم کمتر حساسیت به خرج بدم.

428
00:28:14,109 --> 00:28:16,528
‫آخه تصور زندگی دشوارت
‫از توانم خارجه.

429
00:28:16,569 --> 00:28:19,280
‫انگار جفت والدینت رو
‫همزمان از دست داده باشی.

430
00:28:20,073 --> 00:28:21,533
‫همین‌طوره.

431
00:28:21,574 --> 00:28:23,410
‫مامانم رو طی واقعه‌ای غم‌انگیز...

432
00:28:23,451 --> 00:28:26,496
‫و بابام رو به خاطر ناتوانی
‫سیستم قضایی از دست دادم.

433
00:28:26,538 --> 00:28:29,290
‫واسه همین در زمینه علوم قانونی
‫مشغول به کار شدی؟

434
00:28:29,332 --> 00:28:30,542
‫که سعی کنی سیستم رو درست کنی؟

435
00:28:33,920 --> 00:28:35,422
‫آره.

436
00:28:35,463 --> 00:28:36,589
‫اره، می‌خواستم درستش کنم.

437
00:28:38,466 --> 00:28:40,343
‫باید بشه به طریقی درستش کرد، مگه نه؟

438
00:28:40,385 --> 00:28:43,138
‫خب، می‌شه گفت من هم
‫واسه همین خبرنگار شدم.

439
00:28:43,179 --> 00:28:45,432
‫اگه می‌تونستم به طریقی
‫به گذشته سفر کرده...

440
00:28:45,473 --> 00:28:48,476
‫و بدون این که بفهمن بهشون هشدار دادم،
‫بهشون هشدار بدم، درست می‌شه.

441
00:28:48,518 --> 00:28:50,937
‫با این‌جور فکرها...

442
00:28:50,979 --> 00:28:52,522
‫دیوانه می‌شی‌ها.

443
00:28:52,564 --> 00:28:54,315
‫«اگه می‌تونستم به گذشته سفر کرده...»

444
00:28:54,357 --> 00:28:56,276
‫«و جلوی طرف رو بگیرم.» خیلی...

445
00:28:56,317 --> 00:28:58,111
‫نه، نمی‌تونم جلوش رو بگیرم،
‫آخه فعل و انفعالات زیادی شکل می‌گیره.

446
00:29:01,030 --> 00:29:02,449
‫بابام حتی خونه هم نبود.

447
00:29:02,449 --> 00:29:04,868
‫مامانم فرستاده بودش
‫یه قوطی رب بخره.

448
00:29:04,909 --> 00:29:06,327
‫گمون کنم کسی که دزدکی
‫وارد خونه‌مون شده بود،

449
00:29:06,369 --> 00:29:07,120
‫خیال می‌کرد خونه خالیه.

450
00:29:07,162 --> 00:29:09,289
‫بعدش مامانم چاقو به دست
‫اونجا وایستاده بود...

451
00:29:09,289 --> 00:29:11,332
‫و اوضاع خراب شد،
‫واقعا سلسله وقایع...

452
00:29:11,374 --> 00:29:13,460
‫مضحکی رخ داده بود.

453
00:29:13,501 --> 00:29:16,379
‫ضمنا، خیر سرمون قرار بود
‫عذر بابام رو با این فیلم اثبات کنیم؛

454
00:29:16,421 --> 00:29:17,964
‫ولی به جاش...

455
00:29:17,964 --> 00:29:20,467
‫زندگی سه نفر به خاطر
‫یه قوطی رب نابود شد.

456
00:29:27,474 --> 00:29:28,433
‫وای خدایا.

457
00:29:29,142 --> 00:29:29,976
‫چیه؟

458
00:29:31,352 --> 00:29:33,271
‫خب، شاید راه‌حلش همین باشه.

459
00:29:33,313 --> 00:29:35,023
‫اگه مامانم یادش نمی‌رفت رب بخره،

460
00:29:35,064 --> 00:29:37,275
‫بابام اصلا بیرون نمی‌رفت
‫و خودش اصلا نمی‌مرد.

461
00:29:37,317 --> 00:29:40,069
‫اصلا لزومی نداره کسی من رو ببینه.

462
00:29:40,111 --> 00:29:41,529
‫بروس گفت ارتباطی برقرار نکنم.
‫این‌جوری ارتباطی برقرار نمی‌کنم.

463
00:29:41,571 --> 00:29:43,239
‫سه‌سوته می‌رم و میام،

464
00:29:43,281 --> 00:29:44,574
‫برمی‌گردم به زمان حال
‫و کسی نمی‌فهمه اونجا بودم.

465
00:29:44,616 --> 00:29:46,451
‫این‌جوری درستش می‌کنم.
‫وای خدایا، آیریس.

466
00:29:46,493 --> 00:29:48,119
‫- هوم؟
‫- خیلی ممنون.

467
00:29:48,161 --> 00:29:49,412
‫- همفکریمون حرف نداشت.
‫- عجب.

468
00:29:49,454 --> 00:29:51,331
‫اِم... عذر می‌خوام.

469
00:29:51,331 --> 00:29:54,167
‫بـ... باید برم.

470
00:29:54,167 --> 00:29:55,335
‫خیلی‌خب. باشه.

471
00:29:55,335 --> 00:29:57,587
‫اِم...

472
00:29:57,629 --> 00:30:00,340
‫راستی، خیلی بهم خوش گذشت.
‫باید باز هم همدیگه رو ببینیم.

473
00:30:15,021 --> 00:30:18,066
‫کال‌ال، فرزند کریپتون.

474
00:30:18,107 --> 00:30:19,651
‫فکر بدیه.

475
00:30:26,366 --> 00:30:27,450
‫پس خیلی سریعی.

476
00:30:31,246 --> 00:30:33,540
‫بابات قاتله.
‫بابات قاتله.

477
00:30:33,832 --> 00:30:35,959
‫[نورا آلن]
‫[زاده ۱۹۷۰، متوفی ۲۰۰۴]

478
00:30:36,209 --> 00:30:39,587
‫زود باش با ۹۱۱ تماس بگیر!

479
00:30:40,588 --> 00:30:41,923
‫زود باش...!

480
00:30:42,715 --> 00:30:44,384
‫زود باش...!

481
00:30:44,425 --> 00:30:45,635
‫زود باش...!

482
00:30:51,850 --> 00:30:53,351
‫[اِم‌انداِمز]

483
00:31:04,320 --> 00:31:07,115
‫[غلات صبحانه «کرانچابانچ»]

484
00:31:16,833 --> 00:31:18,918
‫[چاشنی، کنسرو، گوشت مرغوب]
‫[سس سالاد، سوپ، سس آشپزی]

485
00:31:26,509 --> 00:31:28,636
‫[رب گوجه]

486
00:31:38,062 --> 00:31:38,980
‫سلام مامان.

487
00:31:51,784 --> 00:31:53,328
‫رب گوجه یادت نره.

488
00:31:55,788 --> 00:31:56,998
‫به زودی می‌بینمت.

489
00:32:04,297 --> 00:32:05,298
‫خواهش می‌کنم اثر کن.

490
00:32:14,641 --> 00:32:16,559
‫♪ تولدت مبارک بری جـ... ♪

491
00:32:16,601 --> 00:32:19,395
‫- تولدت مبارک بری.
‫- [کیک ده سالگی]

492
00:32:25,610 --> 00:32:28,237
‫- بدو بری، بجنب.
‫- بدو!

493
00:32:28,279 --> 00:32:31,741
‫- فارغ‌التحصیلی ورودی ۲۰۱۳ رو تبریک می‌گیم!
‫- [کیک تولد هجده سالگی]

494
00:32:36,204 --> 00:32:38,122
‫خیلی دوستت دارم.

495
00:33:40,518 --> 00:33:42,770
‫میمون خان!

496
00:33:43,896 --> 00:33:45,815
‫این چیه پوشیدی؟

497
00:33:45,857 --> 00:33:48,860
‫بری اومده؟
‫واقعا زود اومده؟

498
00:33:48,901 --> 00:33:50,737
‫آفتاب از کدوم طرف در اومده؟

499
00:33:50,737 --> 00:33:52,697
‫موهات رو کوتاه کردی.

500
00:33:52,739 --> 00:33:55,450
‫حالا دیگه چشمت معلوم می‌شه.

501
00:33:55,491 --> 00:33:57,326
‫- افتضاح شدی.
‫- هنری!

502
00:33:57,368 --> 00:33:58,703
‫- انگار پیر شدی.
‫- خیلی خوشگل شدی عزیز دلم.

503
00:33:58,745 --> 00:34:00,580
‫اونجا چه بلایی سرت میارن؟

504
00:34:00,580 --> 00:34:02,874
‫اذیتش نکن. حرف نداره.

505
00:34:04,375 --> 00:34:05,710
‫بیا بغلم.

506
00:34:08,337 --> 00:34:09,505
‫خیلی دوستت دارم.

507
00:34:09,547 --> 00:34:11,549
‫من هم خیلی دوستت دارم.

508
00:34:11,591 --> 00:34:12,592
‫من بیشتر دوستت دارم.

509
00:34:12,592 --> 00:34:14,844
‫من زودتر دوستت داشتم.

510
00:34:14,886 --> 00:34:16,596
‫برو دوش بگیر و لباست رو عوض کن.

511
00:34:16,637 --> 00:34:19,265
‫بوی چکمه می‌دی.
‫بدو، بدو، بدو.

512
00:34:21,768 --> 00:34:23,519
‫آخه «پیر» هم شد حرف؟

513
00:34:23,561 --> 00:34:25,271
‫خب، نه، منظورم بالغ بود.

514
00:34:25,313 --> 00:34:27,273
‫به اون سنی رسیده
‫که می‌خواد بزرگ‌تر جلوه کنه.

515
00:34:27,315 --> 00:34:29,609
‫این‌جوری تو کافه ها راهش می‌دن.

516
00:34:29,609 --> 00:34:31,235
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

517
00:34:36,574 --> 00:34:39,577
‫هوم. راستی مامان، امروز چطور بود؟

518
00:34:39,619 --> 00:34:41,621
‫ماه اخیر یا ۱۸ سال اخیرت چطور بود؟

519
00:34:41,621 --> 00:34:42,955
‫البته سوالم عادی نیست،

520
00:34:42,997 --> 00:34:44,624
‫آخه خودم پیشتون بودم.

521
00:34:44,624 --> 00:34:47,418
‫ولی مسلما خاطراتمون یکسانه.

522
00:34:47,460 --> 00:34:49,295
‫یا چه بدونم، شاید بتونیم
‫خاطرات جدیدی رقم بزنیم.

523
00:34:49,295 --> 00:34:50,963
‫مثلا می‌تونیم بریم آکواریوم،
‫بریم سیرک،

524
00:34:51,005 --> 00:34:52,924
‫بریم پارک، من تاب بخورم
‫و تو هلم بدی.

525
00:34:52,965 --> 00:34:54,842
‫این حرفم هم عادی نبود،
‫آخه الان دیگه بزرگ شدم،

526
00:34:54,884 --> 00:34:57,220
‫پس احتمالا بهتر باشه
‫خودم تاب بخورم.

527
00:34:57,261 --> 00:34:58,763
‫خب، این هفته چطور بود؟
‫دانشگاه چطور بود؟

528
00:35:00,515 --> 00:35:03,810
‫دانشگاه... خوب بـ... خوبه.

529
00:35:03,810 --> 00:35:05,478
‫- هوم.
‫- دانشگاه حرف نداشته.

530
00:35:05,520 --> 00:35:08,314
‫خیلی زحمت می‌کشم و درس...

531
00:35:08,356 --> 00:35:09,649
‫می‌خونم.

532
00:35:09,649 --> 00:35:11,359
‫اون دختره از کلاس اقتصادتون رو
‫دعوت کردی برین بیرون؟

533
00:35:11,400 --> 00:35:13,778
‫خودم می‌دونم اولین سال دانشگاه...

534
00:35:13,820 --> 00:35:16,322
‫مملو از بیرون رفتن
‫و آشنایی با بقیه است، خب؟

535
00:35:16,364 --> 00:35:17,448
‫مملو از کند و کاو...

536
00:35:18,032 --> 00:35:19,742
‫و تجربیات نوئه؛

537
00:35:21,702 --> 00:35:23,913
‫ولی باید حواست رو خیلی جمع کنی.

538
00:35:26,666 --> 00:35:28,292
‫باید برم دستشویی

539
00:35:29,836 --> 00:35:30,837
‫باید برم بیرون برینم.

540
00:35:37,718 --> 00:35:38,845
‫کمک کنین!

541
00:35:38,845 --> 00:35:40,513
‫هیس! واسه چی اومدی اینجا؟

542
00:35:40,555 --> 00:35:41,472
‫امسال چه سالیه؟

543
00:35:43,558 --> 00:35:44,684
‫- نه، نه، نه.
‫- کمک کنین!

544
00:35:50,314 --> 00:35:51,941
‫این که چهره خودمه.

545
00:35:51,983 --> 00:35:54,402
‫چهره من رو دزدیدی.

546
00:35:54,443 --> 00:35:55,903
‫به نظرت به خاطر چیه
‫که خاطراتم جلوی چشمم اومدن؟

547
00:35:55,945 --> 00:35:57,864
‫- چنین تأثیری داره؟
‫- چند سالته؟

548
00:35:59,407 --> 00:36:00,408
‫هجده ساله‌ام.

549
00:36:09,500 --> 00:36:10,710
‫وای.

550
00:36:11,586 --> 00:36:13,379
‫خیلی عجیبه

551
00:36:13,379 --> 00:36:14,797
‫یعنی ما تو آینده‌ایم.

552
00:36:14,839 --> 00:36:17,300
‫نه، وایستا ببینم.
‫عجیب نیست پسر.

553
00:36:17,341 --> 00:36:19,510
‫فاجعه‌انگیزه.

554
00:36:19,552 --> 00:36:21,554
‫نه‌خیر، الان آینده نیست.
‫قرار بود به زمان حال برگردم،

555
00:36:21,596 --> 00:36:22,889
‫ولی هنوز تو گذشته‌ام.

556
00:36:22,930 --> 00:36:24,974
‫ضمنا، قرار نبود دو نفر باشم.

557
00:36:25,016 --> 00:36:27,393
‫من و تو اصلا نباید
‫تو یه هستی باشیم،

558
00:36:27,393 --> 00:36:29,312
‫چه برسه که بخوایم
‫با هم ارتباط برقرار کنیم.

559
00:36:29,353 --> 00:36:31,314
‫اصلا باورم نمی‌شه ابرقهرمانی مسافر زمانم...

560
00:36:31,355 --> 00:36:34,066
‫نه، نه، نه.
‫تو هیچی نیستی.

561
00:36:34,108 --> 00:36:36,736
‫خیلی هم خوبه. ابرقهرمان بودن
‫اصلا قشنگ نیست. ترسناکه.

562
00:36:36,736 --> 00:36:40,323
‫ضمنا، حشرات همیشه لای دندونم له می‌شن.

563
00:36:40,907 --> 00:36:42,408
‫ایول.

564
00:36:42,408 --> 00:36:44,035
‫ببین، دوباره از اون کارها بکن.

565
00:36:44,076 --> 00:36:45,286
‫نه، فرصت نداریم.

566
00:36:46,579 --> 00:36:49,415
‫- مامان!
‫- هیس!

567
00:36:49,457 --> 00:36:50,750
‫چیکار می‌کنی؟ می‌خوای چغلی کنی؟

568
00:36:51,876 --> 00:36:53,461
‫- از اون کارها بکن.
‫- قبوله.

569
00:36:58,883 --> 00:37:00,718
‫- ایول. ایول.
‫- راضی شدی؟

570
00:37:00,760 --> 00:37:01,761
‫حالا جمعش کن.

571
00:37:05,389 --> 00:37:07,141
‫[زامبی]
‫[نیو متال]

572
00:37:18,110 --> 00:37:19,320
‫نمی‌تونم، نمی‌تونم.

573
00:37:19,987 --> 00:37:21,447
‫آخ.

574
00:37:21,489 --> 00:37:23,908
‫بری، اون بالا مشکلی نیست؟

575
00:37:23,950 --> 00:37:25,576
‫مشکلی نداریم! مشکلی ندارم!

576
00:37:25,618 --> 00:37:27,119
‫خیلی‌خب میمون خان.

577
00:37:27,119 --> 00:37:29,830
‫خب، هواپیمایی زیردریایی نداری؟

578
00:37:29,872 --> 00:37:32,583
‫یا مثلا قایقی پرنده نداری؟

579
00:37:32,625 --> 00:37:33,751
‫چند سالته؟ ۴۰ سالته؟

580
00:37:33,793 --> 00:37:35,795
‫خیلی‌خب، دست از حرف زدن برنمی‌داری.

581
00:37:35,836 --> 00:37:38,923
‫اصلا جذاب نیست.
‫آدم رو آزرده و خسته می‌کنه.

582
00:37:38,965 --> 00:37:41,884
‫وای خدایا. تازه دارم
‫منظور ملت رو درک می‌کنم.

583
00:37:41,926 --> 00:37:43,386
‫فقط...

584
00:37:43,427 --> 00:37:45,471
‫لطفی در حقم بکن...

585
00:37:45,471 --> 00:37:48,057
‫و قول بده ملاقات با من
‫به نابودی فضازمان منجر نمی‌شه.

586
00:37:48,766 --> 00:37:49,850
‫داداشی...

587
00:37:50,643 --> 00:37:51,811
‫هوات رو دارم.

588
00:37:51,852 --> 00:37:53,145
‫بدجوری تو دردسر افتادم.

589
00:37:53,145 --> 00:37:54,438
‫منظورت چیه؟

590
00:37:55,648 --> 00:37:56,649
‫چیکار کنم؟

591
00:37:57,733 --> 00:37:59,485
‫می‌تونم بی‌هوشت کنم.

592
00:37:59,485 --> 00:38:00,736
‫آره، می‌تونم بی‌هوشت کنم،

593
00:38:00,778 --> 00:38:02,113
‫بعدش که به هوش بیای،

594
00:38:02,154 --> 00:38:03,990
‫اصلا یادت نمیاد چی شده.

595
00:38:03,990 --> 00:38:05,449
‫کار اشتباهی هم نیست، مگه نه؟
‫آخه تو خودمی.

596
00:38:05,491 --> 00:38:07,451
‫نه‌خیر! یعنی بهتره چنین کاری نکنیم.

597
00:38:07,493 --> 00:38:09,453
‫- خواهش می‌کنم... بی‌هوشم نکن.
‫- نه.

598
00:38:09,495 --> 00:38:11,080
‫نه. آخه به ذهن خودم خطور کرده بودم.

599
00:38:11,122 --> 00:38:12,748
‫نمی‌خوام کسی بی‌هوشم کنه؛

600
00:38:12,790 --> 00:38:15,835
‫ولی مطمئنم راه‌حل دیگه‌ای
‫به ذهنمون می‌رسه.

601
00:38:15,835 --> 00:38:17,420
‫بیا جفتمون فکر کنیم...

602
00:38:17,461 --> 00:38:19,422
‫و راه‌حل دیگه‌ای...

603
00:38:19,463 --> 00:38:20,798
‫واسه فراموشی پیدا کنیم.

604
00:38:20,840 --> 00:38:22,758
‫ضمنا، من کمربند سبز...

605
00:38:22,800 --> 00:38:24,176
‫کاپوئرا دارم،

606
00:38:24,176 --> 00:38:26,429
‫تحقیقات جامعی راجع به کشتی کردم...

607
00:38:26,470 --> 00:38:29,015
‫و ممکنه یهو بدجوری بهت حمله کنم.

608
00:38:29,015 --> 00:38:30,182
‫ضمنا، امشب قرار دارم...

609
00:38:33,185 --> 00:38:35,438
‫خیلی‌خب.

610
00:38:35,479 --> 00:38:37,523
‫باید چقدر محکم زد
‫که طرف چیزی رو از یاد ببره؟

611
00:38:37,523 --> 00:38:40,067
‫اگه تو گذشته بزنمت،
‫خودم هم تو آینده دردم می‌گیره؟

612
00:38:40,109 --> 00:38:41,944
‫وایستا ببینم. گفتی امشب قرار داری؟

613
00:38:41,986 --> 00:38:43,696
‫آره. وایستا ببینم، داشتی چیکار می‌کردی؟

614
00:38:43,738 --> 00:38:45,698
‫اِم، کاری نمی‌کردم.
‫با کی قرار داری؟

615
00:38:45,698 --> 00:38:48,701
‫با دختر خیلی خوشگلی
‫که با هم کلاس اقتصاد داریم.

616
00:38:48,743 --> 00:38:50,870
‫- آیریس وست رو می‌گی؟
‫- وای خدایا.

617
00:38:50,911 --> 00:38:52,204
‫باهاش ازدواج می‌کنیم؟

618
00:38:52,204 --> 00:38:53,956
‫امشب باهاش قرار داری؟

619
00:38:53,998 --> 00:38:55,666
‫واسه همین مامان باید لباس‌هام رو بشوره.

620
00:38:55,708 --> 00:38:57,585
‫حتی لباس‌های خودت رو هم نمی‌شوری؟

621
00:38:57,626 --> 00:38:58,544
‫تو می‌شوری؟

622
00:38:59,086 --> 00:39:00,963
‫خیلی‌خب.

623
00:39:01,005 --> 00:39:02,798
‫- من دیگه می‌رم.
‫- منظورت چیه؟

624
00:39:02,840 --> 00:39:04,675
‫زندگیت خوش بگذره.
‫عین خودت رفتار کن.

625
00:39:04,717 --> 00:39:06,802
‫هیچ تغییری اعمال نکن.

626
00:39:06,844 --> 00:39:09,055
‫- اِم، دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت.
‫- ولی من چند سوال دیگه دارم.

627
00:39:09,096 --> 00:39:11,057
‫باید کلی از همدیگه درس بگیریم.

628
00:39:12,558 --> 00:39:13,559
‫وای، عالی شد.

629
00:39:13,601 --> 00:39:14,935
‫خب، تو داری می‌ری.

630
00:39:14,977 --> 00:39:16,896
‫الان هم قرارم به خاطر طوفان خراب می‌شه.

631
00:39:17,897 --> 00:39:19,065
‫امروز چه روزیه؟

632
00:39:20,566 --> 00:39:22,860
‫اِم... اِم...

633
00:39:23,736 --> 00:39:24,904
‫یکشنبه است؟

634
00:39:24,904 --> 00:39:25,905
‫نه، چندمه؟

635
00:39:27,990 --> 00:39:29,533
‫بیست و نهم سپتامبره.

636
00:39:32,536 --> 00:39:35,081
‫این طوفان همون روزه.

637
00:39:35,122 --> 00:39:37,666
‫- کدوم روزه؟
‫- همون روزیه که قدرتم رو به دست میارم.

638
00:39:37,708 --> 00:39:39,835
‫همون روزیه که تو قدرتت رو به دست میاری.

639
00:39:41,087 --> 00:39:42,630
‫- قدرت؟
‫- ببین...

640
00:39:42,671 --> 00:39:44,256
‫نباید دلیل سفر به گذشته‌ام رو بهت بگم...

641
00:39:44,298 --> 00:39:46,967
‫و نباید بگم چه تغییری اعمال کردم؛

642
00:39:47,009 --> 00:39:49,678
‫ولی خلاصه بگم:
‫تو دنیای خودم،

643
00:39:49,720 --> 00:39:51,764
‫اولین سال دانشگاه
‫کارآموز آزمایشگاه تشخیص جرم...

644
00:39:51,806 --> 00:39:54,558
‫سنترال سیتی شده بودم
‫و همون‌جا رخ داده بود.

645
00:39:54,600 --> 00:39:56,268
‫خب، رخ می‌ده.

646
00:39:56,310 --> 00:39:58,979
‫سانحه‌ای که به خاطر قدرتم رو به دست آوردم
‫امشب، ۲۹ سپتامبر، رخ می‌ده.

647
00:39:59,021 --> 00:40:00,731
‫ولی اگه تا نیم ساعت دیگه...

648
00:40:01,732 --> 00:40:02,733
‫اونجا نباشی،

649
00:40:04,276 --> 00:40:05,820
‫قدرتت رو به دست نمیاری.

650
00:40:05,861 --> 00:40:08,697
‫یعنی احتمالا من هم قدرتم رو به دست نمیارم؟

651
00:40:08,739 --> 00:40:11,742
‫یعنی بعدش اصلا امکان نداره...

652
00:40:11,784 --> 00:40:13,744
‫به گذشته سفر کرده باشم...

653
00:40:13,786 --> 00:40:15,788
‫و روحم هم خبر نداره بعدش چی می‌شه.

654
00:40:16,622 --> 00:40:17,790
‫قدرت؟

655
00:40:21,710 --> 00:40:23,212
‫وایستا ببینم، ولی قرار امشبمون چی می‌شه؟

656
00:40:23,254 --> 00:40:26,132
‫ممکنه همسر آینده‌مون باشه.

657
00:40:26,132 --> 00:40:29,009
‫اگه همین الان....

658
00:40:29,051 --> 00:40:30,886
‫باهام نیای، ممکنه آینده‌ای...

659
00:40:30,928 --> 00:40:31,971
‫در کار نباشه.

660
00:40:34,390 --> 00:40:37,351
‫[مرکز تحقیقاتی سنترال سیتی]

661
00:40:38,769 --> 00:40:40,312
‫هشت دقیقه مونده.

662
00:40:40,312 --> 00:40:42,273
‫چطوری می‌خوایم بریم تو؟
‫چیکار می‌کنی؟

663
00:40:42,314 --> 00:40:43,691
‫می‌شه این‌قدر غر نزنی؟

664
00:40:43,732 --> 00:40:46,110
‫ممکنه احساس عجیبی بهت دست بده.

665
00:41:09,884 --> 00:41:11,218
‫از وسط در رد شدیم.

666
00:41:12,845 --> 00:41:14,638
‫آره، چیزی نیست.
‫انفصال سلولی بود.

667
00:41:14,680 --> 00:41:15,723
‫بیا ببینم.

668
00:41:18,392 --> 00:41:19,852
‫عاشق انفصال سلولی‌ام.

669
00:41:22,855 --> 00:41:23,731
‫آها.

670
00:41:25,024 --> 00:41:27,026
‫همه راه افتادن.

671
00:41:50,883 --> 00:41:52,927
‫خب... همین‌جاست.

672
00:41:52,968 --> 00:41:55,012
‫همین‌جا نشسته بودم.

673
00:41:55,054 --> 00:41:57,223
‫اصلا بذار این رو ازت بگیرم.

674
00:41:57,264 --> 00:41:58,724
‫ممنون.

675
00:41:58,766 --> 00:42:00,893
‫خیلی‌خب، تازه اون پنجره رو
‫باز کرده بودم...

676
00:42:02,811 --> 00:42:04,730
‫که گازها برن بیرون.

677
00:42:05,814 --> 00:42:06,941
‫همین الان‌هاست.

678
00:42:06,982 --> 00:42:08,901
‫رو همون صندلی نشسته بودم...

679
00:42:08,943 --> 00:42:10,778
‫و قفسه مواد شیمیایی بالای سرم بود.

680
00:42:10,819 --> 00:42:12,821
‫بعدش آذرخش می‌خوره.

681
00:42:12,863 --> 00:42:14,073
‫وایستا ببینم.

682
00:42:14,073 --> 00:42:15,699
‫- آذرخش بهم می‌خوره؟
‫- نه، نه، نه.

683
00:42:15,741 --> 00:42:17,117
‫آذرخش بهت نمی‌خوره.

684
00:42:17,159 --> 00:42:18,410
‫خیلی‌خب، آخه یه لحظه
‫خیال کردم گفتی...

685
00:42:18,452 --> 00:42:19,912
‫آذرخش به مواد شیمیایی می‌خوره...

686
00:42:19,954 --> 00:42:21,664
‫که می‌ریزن رو سر تو...

687
00:42:21,705 --> 00:42:23,415
‫- و اون‌جوری دچار برق‌گرفتگی می‌شی.
‫- خیلی‌خب،

688
00:42:23,457 --> 00:42:25,251
‫- ولی من نمی‌خوام دچار برق‌گرفتگی بشم.
‫- بگیر بشین.

689
00:42:25,292 --> 00:42:27,419
‫- نه‌خیر، خودت بشین.
‫- من که قدرت دارم!

690
00:42:27,461 --> 00:42:28,754
‫تو که قدرت داری!

691
00:42:28,754 --> 00:42:29,964
‫احسنت!

692
00:42:30,005 --> 00:42:31,757
‫نمی‌خوام آذرخش بهم بخوره!

693
00:43:11,755 --> 00:43:12,464
‫اثر کرد.

694
00:43:20,472 --> 00:43:22,766
‫انگار دندونت افتاده.

695
00:43:25,978 --> 00:43:28,063
‫وای.

696
00:43:29,106 --> 00:43:30,941
‫- ندادی؟
‫- دندون خودت افتاده.

697
00:43:34,278 --> 00:43:35,029
‫[چسب قطره‌ای]

698
00:43:42,786 --> 00:43:44,330
‫خیلی‌خب. باید بریم.

699
00:43:48,167 --> 00:43:49,835
‫جریان چیه؟

700
00:43:49,877 --> 00:43:51,420
‫آژیر آزمایشگاه ضدعفونی‌شده
‫به صدا در اومده.

701
00:43:51,462 --> 00:43:52,463
‫برین بررسی کنین.

702
00:43:57,217 --> 00:43:58,469
‫دم ورودی نگهبان بذارین.

703
00:44:02,348 --> 00:44:03,807
‫باید انفصال سلولی ایجاد کنیم.

704
00:44:03,849 --> 00:44:05,184
‫انفصال سلولی ایجاد می‌کنم.

705
00:44:28,040 --> 00:44:29,917
‫وای...

706
00:44:56,568 --> 00:44:57,820
‫کند شدم.

707
00:44:59,113 --> 00:45:01,073
‫وای. وای.

708
00:45:05,327 --> 00:45:07,496
‫واسه چی خونه‌ات
‫خیلی از انتظاراتم...

709
00:45:07,538 --> 00:45:09,581
‫- مرتب‌تره؟
‫- خوشت اومد؟

710
00:45:09,581 --> 00:45:11,583
‫دکوراسیونش رو
‫با مامان چیدیم.

711
00:45:11,625 --> 00:45:12,960
‫خودت که مامان رو می‌شناسی.

712
00:45:13,001 --> 00:45:15,379
‫آره، درسته. کار همیشگی مامان همینه.

713
00:45:15,421 --> 00:45:16,380
‫کار همیشگی مامان همینه.

714
00:45:19,299 --> 00:45:20,300
‫هوم.

715
00:45:23,595 --> 00:45:25,472
‫- چه روزی بود.
‫- بری،

716
00:45:25,514 --> 00:45:27,015
‫اون سانحه به تو قدرت بخشید،

717
00:45:27,057 --> 00:45:28,559
‫ولی قدرت من رو از بین برد.

718
00:45:28,600 --> 00:45:30,853
‫واسه همین نمی‌دونم چطوری برگردم.

719
00:45:30,894 --> 00:45:32,187
‫اصلا نمی‌دونم بدون دسترسی...

720
00:45:32,229 --> 00:45:34,940
‫به «نیروی سرعت» چطوری از اینجا برم.

721
00:45:34,940 --> 00:45:37,067
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

722
00:45:37,109 --> 00:45:39,153
‫- ممکنه گیر افتاده باشم.
‫- وایستا ببینم.

723
00:45:40,446 --> 00:45:41,822
‫من الان قدرت دارم؟

724
00:45:42,573 --> 00:45:43,991
‫آره، ولی...

725
00:45:44,032 --> 00:45:45,367
‫نه، نه، نه.

726
00:45:58,255 --> 00:46:01,133
‫به سرعت برق و باد 

727
00:46:01,133 --> 00:46:03,302
‫خیلی‌خب، می‌دونم خیلی هیجان‌انگیزه،

728
00:46:03,343 --> 00:46:04,553
‫آخه خودم تجربه‌اش کردم.

729
00:46:04,595 --> 00:46:06,013
‫عین «گنزالس تندرو» شدم!

730
00:46:06,054 --> 00:46:08,140
‫آره، خودم بارها چنین کاری کردم.

731
00:46:08,182 --> 00:46:10,142
‫نباید همین‌جوری...

732
00:46:48,972 --> 00:46:50,140
‫وای خدا...

733
00:46:53,227 --> 00:46:54,019
‫[سمفونی سنترال سیتی]

734
00:47:01,693 --> 00:47:02,653
‫وای!

735
00:47:04,154 --> 00:47:05,280
‫[سمفونی سنترال سیتی]

736
00:47:09,993 --> 00:47:10,410
‫[سمفونی سنترال سیتی]

737
00:47:10,452 --> 00:47:13,789
‫[لوازم آتش‌بازی تانر و شرکا]

738
00:47:21,922 --> 00:47:23,924
‫خیلی‌خب، من می‌رم!

739
00:47:30,973 --> 00:47:32,641
‫دست‌ها بالا.

740
00:47:48,365 --> 00:47:49,825
‫چیکار کردی؟

741
00:47:49,825 --> 00:47:51,743
‫هیچی. چطور مگه؟

742
00:47:57,833 --> 00:47:59,710
‫بری...

743
00:47:59,751 --> 00:48:01,628
‫اگه صبر می‌کردی، مشکل لباس رو بهت می‌گفتم.
‫به خاطر اصطکاکه.

744
00:48:01,670 --> 00:48:03,755
‫اگه خیلی سریع بدوی،
‫پارچه‌های عادی آتش می‌گیرن.

745
00:48:03,797 --> 00:48:06,675
‫واسه همین بقیه رو هم نباید
‫با سرعت فوق‌بشری زیاد جابه‌جا کنی.

746
00:48:06,675 --> 00:48:08,218
‫گمون کنم کلم بروکلیه خراب شده باشه.

747
00:48:08,260 --> 00:48:09,845
‫ببین، می‌تونی یه سری چیزها رو جابه‌جا کنی.

748
00:48:09,887 --> 00:48:11,597
‫مثلا می‌تونی...

749
00:48:11,638 --> 00:48:14,016
‫دستگاه مایکروویو رو جابه‌جا کنی؛

750
00:48:14,016 --> 00:48:16,226
‫ولی مثلا نمی‌تونی
‫چیزی تو مایه‌های نوزادها رو...

751
00:48:16,268 --> 00:48:17,769
‫- جابه‌جا کنی.
‫- بری،

752
00:48:17,811 --> 00:48:19,354
‫انگار تا حالا هیچی نخورده بودم.

753
00:48:19,354 --> 00:48:23,108
‫همه‌چی خیلی خوش‌طعم‌تر شده.
‫یه کم بخور.

754
00:48:23,150 --> 00:48:25,027
‫یه گاز کوچولو بزن.

755
00:48:25,027 --> 00:48:26,820
‫بدمزه است، مگه نه؟

756
00:48:26,862 --> 00:48:28,155
‫آره، خوشمزه نیست.
‫نه، شوخی کردم.

757
00:48:28,196 --> 00:48:29,990
‫من حرف ندارم.
‫ما حرف نداریم.

758
00:48:30,032 --> 00:48:31,992
‫خیلی گرسنه‌ام.

759
00:48:33,201 --> 00:48:34,828
‫راستی، وایستا ببینم.

760
00:48:34,870 --> 00:48:36,872
‫می‌خوام انفصال سلولی رو امتحان کنم.
‫چطوری منفصلشون کنم؟

761
00:48:36,914 --> 00:48:38,957
‫نمی‌کنی. هنوز زوده.

762
00:48:38,999 --> 00:48:40,876
‫خب؟ خیلی پیچیده است.

763
00:48:40,918 --> 00:48:43,337
‫خیلی طول می‌کشه که بدنت رو عادت بدی
‫در حین کاهش سرعت...

764
00:48:43,378 --> 00:48:45,297
‫سلول‌هاش، سرعت بگیره تا از ساختار...

765
00:48:45,339 --> 00:48:47,341
‫مولکولی اجسام جامد عبور کنه...

766
00:48:50,427 --> 00:48:51,845
‫برو بیرون ببینم!

767
00:48:58,435 --> 00:49:00,979
‫کم‌کم باید بذاری جملاتم تموم بشه.

768
00:49:02,189 --> 00:49:03,982
‫همیشه این‌قدر خوابمون می‌گیره؟

769
00:49:04,024 --> 00:49:06,318
‫گرسنگی و برهنگیمون هم همیشگیه؟

770
00:49:06,360 --> 00:49:08,236
‫خب، دو مورد اول همیشگی‌ان.

771
00:49:08,278 --> 00:49:10,864
‫مورد سوم نیست.
‫حلش کردم.

772
00:49:10,906 --> 00:49:12,407
‫راستش رو بخوای،
‫اگه بخوایم چنین کاری بکنیم،

773
00:49:12,449 --> 00:49:14,409
‫باید خیلی چیزها رو برات توضیح بدم.

774
00:49:14,451 --> 00:49:16,995
‫خب، گمون کنم بهتر باشه
‫اول از همه بگم...

775
00:49:17,037 --> 00:49:19,831
‫که جنس لباس اصلیم...

776
00:49:19,873 --> 00:49:21,875
‫پارچه‌ای ترکیبی از چندین...

777
00:49:22,918 --> 00:49:24,252
‫یا می‌تونیم...

778
00:49:24,252 --> 00:49:26,171
‫فردا ادامه بدیم.

779
00:49:26,213 --> 00:49:27,923
‫یعنی لباست تو این حلقه است؟

780
00:49:27,923 --> 00:49:29,967
‫- آره.
‫- چی؟

781
00:49:31,093 --> 00:49:32,344
‫یعنی مال منه؟

782
00:49:32,386 --> 00:49:34,388
‫نه، مال تو نیست.
‫می‌تونی قرضش بگیری...

783
00:49:34,429 --> 00:49:36,223
‫که خودت رو با قدرتت به کشتن ندی.

784
00:49:37,766 --> 00:49:39,810
‫این دکمه رو فشار می‌دی...

785
00:49:39,851 --> 00:49:41,269
‫تا مولکول‌های ابریشم باز شده،
‫گازهای جو زمین رو جذب کرده...

786
00:49:41,311 --> 00:49:43,105
‫و لباس رو به اندازه واقعیش بسط بدن.

787
00:49:43,146 --> 00:49:44,272
‫واقعا؟

788
00:50:02,249 --> 00:50:03,959
‫خیلی کوچولو بود...

789
00:50:03,959 --> 00:50:06,003
‫باید تا رو زمین نیفتاده، بپوشیش.

790
00:50:06,044 --> 00:50:08,088
‫چی؟ یعنی همین‌جا...

791
00:50:08,130 --> 00:50:09,798
‫جلوی تو لباسم رو عوض کنم؟

792
00:50:09,840 --> 00:50:11,466
‫کسی که اینجا نیست بری. اذیت نکن...

793
00:50:11,508 --> 00:50:14,469
‫- وای پسر.
‫- چه تنگه.

794
00:50:15,804 --> 00:50:17,055
‫دردم میاد.

795
00:50:17,097 --> 00:50:18,473
‫می‌دونی کجام درد می‌کنه؟

796
00:50:18,515 --> 00:50:20,976
‫- همه جام درد می‌کنه.
‫- خیلی‌خب. خودم می‌دونم، می‌دونم،

797
00:50:20,976 --> 00:50:22,728
‫ولی لزومی نداره بدونم.

798
00:50:22,769 --> 00:50:24,813
‫- شرمنده، می‌شه ادامه بدیم؟
‫- اوهوم.

799
00:50:24,855 --> 00:50:26,356
‫گمون می‌کنم...

800
00:50:26,398 --> 00:50:28,358
‫اگه بتونم بهت یاد بدم
‫عین خودم حرکت کنی،

801
00:50:28,400 --> 00:50:29,901
‫می‌تونیم دوباره «قدح زمان» رو تشکیل بدیم.

802
00:50:29,943 --> 00:50:30,944
‫«قدح زمان»؟

803
00:50:30,986 --> 00:50:31,945
‫تو «نیروی سرعت» تشکیلش می‌دیم.

804
00:50:31,987 --> 00:50:34,031
‫«نیروی سرعت»؟

805
00:50:34,072 --> 00:50:35,157
‫شاید بعدش بتونیم من رو
‫به طریقی به آینده برگردونیم.

806
00:50:35,157 --> 00:50:37,284
‫عین «بازگشت به آینده» است. ایول!

807
00:50:37,325 --> 00:50:38,869
‫ایفای نقش اریک استولتس...

808
00:50:38,910 --> 00:50:41,329
‫تو اون فیلم خیلی مفرح بود.

809
00:50:41,329 --> 00:50:43,248
‫واقعا تو نقشش فرو رفته بود.

810
00:50:43,290 --> 00:50:45,167
‫مایکل جی فاکس رو می‌گی دیگه؟

811
00:50:45,167 --> 00:50:47,252
‫«بازگشت به آینده» رو می‌گی؟

812
00:50:47,294 --> 00:50:47,878
‫آره، بازیگر فیلم
‫«بازگشت به آینده» رو می‌گم.

813
00:50:47,919 --> 00:50:48,128
‫وای خدایا!

814
00:50:52,382 --> 00:50:53,842
‫- چه خبر شده؟
‫- نمی‌دونم.

815
00:51:01,183 --> 00:51:02,434
‫دیگه باید لباسه رو دربیاری.

816
00:51:02,476 --> 00:51:04,019
‫خدا رو شکر.

817
00:51:09,524 --> 00:51:11,485
‫... شیء مرموزی بر فراز...

818
00:51:11,526 --> 00:51:14,154
‫سواحل استرالیا رؤیت شده.

819
00:51:14,196 --> 00:51:16,323
‫- فیلمی از این مشاهدات به دستمون رسیده...
‫- زاده.

820
00:51:16,364 --> 00:51:18,408
‫- و همون‌طور که می‌بینین، ظاهرا...
‫- «زاده»؟

821
00:51:18,450 --> 00:51:21,536
‫- شیء مذکور، سفینه‌ای پرنده است.
‫- زاد چیه؟

822
00:51:21,578 --> 00:51:23,997
‫به نقل از مسئولان دولت ایالات متحده،

823
00:51:24,039 --> 00:51:25,540
‫حضور سفینه‌ای فضایی...

824
00:51:25,582 --> 00:51:27,542
‫با تکیه بر اطلاعات ماهواره‌ای تأیید شده.

825
00:51:27,542 --> 00:51:29,419
‫اطمینان حاصل...

826
00:51:32,881 --> 00:51:34,758
‫بنده ارتشبد زاد هستم.

827
00:51:36,426 --> 00:51:38,136
‫اهل سیاره‌ای...

828
00:51:38,178 --> 00:51:40,055
‫دور از سیاره شمام.

829
00:51:40,055 --> 00:51:42,516
‫مدتیه که سیاره شما...

830
00:51:42,557 --> 00:51:46,269
‫- به یکی از شهروندان من پناه داده.
‫- نه، نه، نه.

831
00:51:46,311 --> 00:51:48,855
‫- امکان نداره.
‫- خواستارم فرد مذکور رو...

832
00:51:48,897 --> 00:51:50,065
‫- الان وقتش نیست.
‫- ... به بنده تحویل بدین.

833
00:51:50,065 --> 00:51:50,899
‫به دلایلی نامعلوم...

834
00:51:50,941 --> 00:51:52,651
‫زاد دنبال سوپرمنه.

835
00:51:52,651 --> 00:51:53,985
‫سوپرمن دیگه چیه؟

836
00:51:56,780 --> 00:51:58,115
‫سوپرمن فضاییه و ساکن زمینه.

837
00:51:58,156 --> 00:52:00,158
‫گمون کنم هنوز ناشناس زندگی می‌کنه.

838
00:52:00,158 --> 00:52:03,411
‫ولی آره دیگه، فضاییه،
‫خیلی قدرتمنده...

839
00:52:03,453 --> 00:52:04,996
‫و واقعا بی‌رقیبه.

840
00:52:05,038 --> 00:52:08,458
‫زاد هم فضاییه،
‫اهل سیاره خودشه،

841
00:52:08,500 --> 00:52:10,001
‫خیلی قدرتمنده،

842
00:52:10,001 --> 00:52:11,419
‫ولی آدم خیلی بدیه.

843
00:52:11,461 --> 00:52:14,131
‫خلاصه، زاد اومد اینجا
‫که کلارک رو پیدا کنه.

844
00:52:14,172 --> 00:52:17,050
‫- وایستا ببینم، کلارک کیه؟
‫- کلارک همون سوپرمنه.

845
00:52:17,092 --> 00:52:19,177
‫- آها. خیلی‌خب.
‫- ولی زاد بعدش...

846
00:52:19,177 --> 00:52:22,681
‫سعی کرد سیاره‌مون رو
‫با «موتور دنیا» شبیه سیاره خودشون بکنه...

847
00:52:22,722 --> 00:52:24,182
‫و سوپرمن در نهایت جلوش رو گرفت،

848
00:52:24,224 --> 00:52:27,435
‫اما زاد در همون حین
‫چندین هزار نفر رو کشته بود.

849
00:52:27,477 --> 00:52:28,687
‫- ای وای.
‫- ولی اون موقع...

850
00:52:28,728 --> 00:52:30,856
‫کاری از دست من ساخته نبود،
‫می...

851
00:52:34,943 --> 00:52:36,570
‫وایستا ببینم، تو هم...

852
00:52:36,611 --> 00:52:37,696
‫تو هم حضور داشتی؟

853
00:52:38,947 --> 00:52:41,449
‫آره، تازه قدرتم رو به دست آورده بودم....

854
00:52:43,952 --> 00:52:46,454
‫و هنوز لباسم رو تکمیل نکرده بودم.

855
00:52:50,000 --> 00:52:52,085
‫«موتور دنیای» زاد...

856
00:52:52,127 --> 00:52:54,713
‫داشت متروپلیس رو نابود می‌کرد،
‫واسه همین رفتم اونجا...

857
00:52:54,754 --> 00:52:57,465
‫و سعی کردم ملت رو نجات بدم.

858
00:52:58,216 --> 00:52:59,134
‫بابا؟

859
00:53:00,719 --> 00:53:01,720
‫ببین چی می‌گم!

860
00:53:01,761 --> 00:53:03,471
‫فرار کن!

861
00:53:03,513 --> 00:53:04,222
‫فرار کن!

862
00:53:10,729 --> 00:53:12,856
‫بچه‌ای اونجا بود که...

863
00:53:12,898 --> 00:53:14,983
‫نجاتش دادم، ولی...

864
00:53:15,025 --> 00:53:16,568
‫نتونستم باباش رو نجات بدم.

865
00:53:17,194 --> 00:53:19,112
‫بابا!

866
00:53:36,254 --> 00:53:37,505
‫کاری جز نجات همون یه بچه...

867
00:53:37,547 --> 00:53:38,715
‫از دستم ساخته نبود.

868
00:53:40,759 --> 00:53:42,594
‫کسی جز سوپرمن توان شکست زاد رو نداشت؛

869
00:53:44,596 --> 00:53:46,640
‫ولی نتونست قبل از مرگ اون همه آدم
‫شکستش بده.

870
00:53:46,681 --> 00:53:48,225
‫الان هم کل اون اتفاقات دوباره رخ می‌دن.

871
00:53:48,850 --> 00:53:50,185
‫ولی...

872
00:53:50,227 --> 00:53:52,604
‫اگه بتونم کل اعضای «لیگ عدالت» رو پیدا کنم،

873
00:53:52,646 --> 00:53:54,731
‫اگه سوپرمن و باقی اعضای گروه رو پیدا کنم...

874
00:53:54,773 --> 00:53:56,149
‫درسته.

875
00:53:56,191 --> 00:53:57,901
‫شاید بتونم از وقوع...

876
00:53:57,943 --> 00:53:59,736
‫کل اون اتفاقات جلوگیری کنم.

877
00:54:02,906 --> 00:54:05,242
‫- اِم، لپ‌تاپت رو بده من.
‫- خیلی‌خب.

878
00:54:05,283 --> 00:54:06,660
‫بوی چیه؟

879
00:54:06,701 --> 00:54:08,161
‫ایشه. ممکنه از هر جایی باشه.

880
00:54:09,162 --> 00:54:10,121
‫واقعا نمی‌دونم.

881
00:54:11,623 --> 00:54:12,874
‫اون کیه؟

882
00:54:12,916 --> 00:54:15,293
‫آها. گریه.
‫بوی خودشه. نگـ...

883
00:54:15,293 --> 00:54:17,045
‫نگران نباش. خیلی سرزنده است.

884
00:54:19,047 --> 00:54:20,799
‫از پسش برمیایم.

885
00:54:20,799 --> 00:54:23,051
‫اِم، بذار ببینم، ویکتور استون،
‫دانشگاه گاتهام سیتی.

886
00:54:23,718 --> 00:54:25,095
‫آها، ایشون هم‌خونه‌ام، پاتیه.

887
00:54:25,136 --> 00:54:26,012
‫پاتی...

888
00:54:26,054 --> 00:54:27,305
‫هم‌خونه‌اته؟

889
00:54:27,347 --> 00:54:30,016
‫اون هم دوستشه، آلبرته.

890
00:54:30,058 --> 00:54:31,351
‫چطوری؟

891
00:54:31,393 --> 00:54:33,228
‫صبح به خیر.

892
00:54:34,396 --> 00:54:37,107
‫آها، ببخشید. اِم، بچه‌ها...

893
00:54:38,024 --> 00:54:39,442
‫ایشون هم پسرعموم،

894
00:54:40,110 --> 00:54:41,069
‫بریه.

895
00:54:43,280 --> 00:54:44,197
‫وای.

896
00:54:46,992 --> 00:54:47,867
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

897
00:54:48,535 --> 00:54:49,828
‫خیلی‌خب.

898
00:54:49,869 --> 00:54:51,496
‫- ویکتور استون، دانشگاه گاتهام سیتی.
‫- [ویکتور استون، دانشگاه گاتهام سیتی]

899
00:54:51,538 --> 00:54:53,206
‫- ایول. پیداش کردم.
‫- [ویکتور استون، بازیکن خط حمله «نایتس»]

900
00:54:53,206 --> 00:54:55,500
‫ویکتور استون، بازیکن اصلی خط حمله
‫تیم «نایتس»...

901
00:54:56,835 --> 00:54:58,169
‫هنوز سایبورگ نشده.

902
00:54:58,211 --> 00:55:00,755
‫واندر وومن.

903
00:55:00,797 --> 00:55:02,048
‫واندر وومن!

904
00:55:02,048 --> 00:55:04,426
‫ساکن لاس وگاس.

905
00:55:04,426 --> 00:55:06,678
‫نه. این که دایانا نیست.

906
00:55:06,678 --> 00:55:08,596
‫- آکوامن.
‫- آکوامن؟

907
00:55:08,638 --> 00:55:10,140
‫طرف پری دریایی فوق‌بشریه؟

908
00:55:10,181 --> 00:55:11,599
‫نه آلبرت،

909
00:55:11,641 --> 00:55:13,059
‫پری دریایی فوق‌بشری نیست.

910
00:55:13,101 --> 00:55:15,520
‫خب؟ نیمه‌آتلانتیسی، نیمه‌انسانه،

911
00:55:15,520 --> 00:55:18,440
‫قدرت فوق‌بشری داره و موجودات آبی رو
‫با ذهنش کنترل می‌کنه.

912
00:55:18,481 --> 00:55:19,607
‫پس یعنی پری دریایی فوق‌بشریه؟

913
00:55:19,649 --> 00:55:20,859
‫نه آلبرت!

914
00:55:20,859 --> 00:55:22,694
‫واقعا چنین توصیفی کردی.

915
00:55:22,736 --> 00:55:24,612
‫می‌نویسیم آرتور کری،

916
00:55:24,654 --> 00:55:25,864
‫ساکن برج فانوس...

917
00:55:27,532 --> 00:55:28,742
‫مین.

918
00:55:29,743 --> 00:55:32,537
‫- پیدا شد. توماس کری رو پیدا کردم. باباشه.
‫- [تامارا کری، تانر کری، توماس کری، تینا کری]

919
00:55:32,537 --> 00:55:33,413
‫اِم، گوشی رو بده.

920
00:55:34,789 --> 00:55:36,499
‫الو؟

921
00:55:36,541 --> 00:55:38,543
‫- سلام، توماس کری خودتونین؟
‫- بله.

922
00:55:38,543 --> 00:55:40,003
‫می‌شه با آرتور صحبت کنم؟

923
00:55:40,045 --> 00:55:41,546
‫آرتور دم دسته؟

924
00:55:41,546 --> 00:55:43,548
‫می‌خواین با سگم صحبت کنین؟

925
00:55:43,590 --> 00:55:46,760
‫چی؟ نه، نه. اِم، عذر می‌خوام. اِم...

926
00:55:46,801 --> 00:55:48,845
‫- توماس کری خودتونین دیگه؟
‫- آره.

927
00:55:48,887 --> 00:55:51,681
‫- محل کارتون هم برج فانوسه؟
‫- آره.

928
00:55:51,723 --> 00:55:53,850
‫خیلی‌خب، همسرتون هم
‫ملکه آتلانتیسه؟

929
00:55:53,892 --> 00:55:55,727
‫- این گل رز رو پذیرا می‌شی؟
‫- آره.

930
00:55:57,103 --> 00:55:58,730
‫اِم، نه.

931
00:55:58,772 --> 00:56:00,565
‫اِم، خیلی‌خب، ولی احیانا...

932
00:56:00,607 --> 00:56:03,026
‫زن ماهی‌پیکری...

933
00:56:03,068 --> 00:56:05,528
‫زمانی تو زندگیتون...

934
00:56:05,570 --> 00:56:07,614
‫- نقشی نداشته؟
‫- خیلی بامزه‌ای بی‌شعور خان.

935
00:56:10,617 --> 00:56:12,786
‫آرتور کری اصلا به دنیا نیومده.

936
00:56:12,827 --> 00:56:14,662
‫- چیه؟
‫- فاجعه به بار اومده.

937
00:56:14,704 --> 00:56:16,247
‫تاریخ رو به کل نابود کردم.

938
00:56:16,247 --> 00:56:17,874
‫عین اریک استولتس.

939
00:56:17,916 --> 00:56:19,542
‫خیلی‌خب، واسه چی مدام
‫اسم اریک استولتس رو میاری؟

940
00:56:19,584 --> 00:56:20,919
‫اریک استولتس بازیگر مارتی مک‌فلایه دیگه.

941
00:56:20,919 --> 00:56:22,253
‫- چی؟
‫- سفر در زمان رو می‌گم.

942
00:56:22,253 --> 00:56:24,714
‫عه. بحث «بازگشت به آینده» است؟

943
00:56:24,756 --> 00:56:25,840
‫بی‌خیال، این دیگه از کجا اومده؟

944
00:56:25,882 --> 00:56:27,258
‫خیلی‌خب، باشه، نه، خودم می‌دونم.

945
00:56:27,258 --> 00:56:29,094
‫من همه‌شون رو تماشا کردم،

946
00:56:29,094 --> 00:56:31,763
‫ولی بازیگر مارتی مک‌فلای
‫اریک استولتس نیست.

947
00:56:31,763 --> 00:56:32,639
‫واقعا؟

948
00:56:34,599 --> 00:56:36,226
‫پس چرا عکسش رو
‫روی رانم خال‌کوبی کردم؟

949
00:56:36,267 --> 00:56:37,811
‫نمی‌دونم چرا خال‌کوبی کردی گری.

950
00:56:37,852 --> 00:56:39,646
‫ران آدم هم اونجا نیست.

951
00:56:39,687 --> 00:56:41,564
‫بازیگرش اون نیست
‫و خال‌کوبیت هم برعکسه.

952
00:56:42,440 --> 00:56:43,858
‫واقعا؟

953
00:56:46,486 --> 00:56:47,862
‫منظورم اینه...

954
00:56:47,904 --> 00:56:49,614
‫که همه می‌دونن مایکل جی فاکس...

955
00:56:49,656 --> 00:56:52,992
‫نقش مارتی مک‌فلای رو
‫تو «بازگشت به آینده» ایفا کرده.

956
00:56:52,992 --> 00:56:54,452
‫بازیگر «آزاد» رو می‌گی؟

957
00:56:54,494 --> 00:56:55,995
‫نه، اون که کوین بیکنه!

958
00:56:56,037 --> 00:56:57,872
‫- بیکن می‌خوام.
‫- کوین بیکن که بازیگر ماوریکه،

959
00:56:57,914 --> 00:56:59,457
‫با اون والی‌بال بازی می‌کنه
‫و هواپیماسواری می‌کنن.

960
00:56:59,457 --> 00:56:59,624
‫با اون والی‌بال بازی می‌کنه
‫و هواپیماسواری می‌کنن.

961
00:56:59,666 --> 00:57:01,584
‫- بازیگر «تاپ گان»ـه.
‫- ♪ خیلی جگر داری آتش‌بلا! ♪

962
00:57:01,626 --> 00:57:03,586
‫- بازیگر «تاپ گان»ـه، درسته؟
‫- نه، نه، نه.

963
00:57:03,628 --> 00:57:05,672
‫کل دنیا رو از هم پاشوندم.

964
00:57:07,966 --> 00:57:09,843
‫اریک استولتس بازیگر مارتی مک‌فلایه.

965
00:57:09,843 --> 00:57:11,886
‫- دقیقا.
‫- ممنون.

966
00:57:11,928 --> 00:57:15,515
‫دنیایی بدون افراد فوق‌بشری ایجاد کردم.

967
00:57:15,515 --> 00:57:17,767
‫الان هم کسی نیست که جلوی زاد
‫ازمون دفاع کنه. آلبرت!

968
00:57:19,978 --> 00:57:21,855
‫سایبورگی در کار نیست.

969
00:57:21,855 --> 00:57:23,773
‫آکوامنی در کار نیست.
‫واندر وومنی در کار نیست.

970
00:57:23,815 --> 00:57:25,692
‫سوپرمنی در کار نیست.

971
00:57:25,692 --> 00:57:26,860
‫بتمنی در کار نیست.

972
00:57:26,901 --> 00:57:27,986
‫بتمن هستم.

973
00:57:30,196 --> 00:57:33,032
‫الان... الان چی گفتی؟

974
00:57:33,074 --> 00:57:35,118
‫بتمن هستم.

975
00:57:37,745 --> 00:57:38,872
‫بتمن وجود داره؟

976
00:57:38,872 --> 00:57:40,039
‫- صد در صد.
‫- آره پسر.

977
00:57:40,039 --> 00:57:41,875
‫کسی نمی‌دونه واقعا کیه،

978
00:57:41,875 --> 00:57:44,544
‫- ولی وجود داره.
‫- که این‌طور.

979
00:57:44,544 --> 00:57:46,045
‫خب، اِم، ما...

980
00:57:46,087 --> 00:57:47,839
‫یعنی خودم و پسرعمو بری عزیزم...

981
00:57:47,881 --> 00:57:50,592
‫باید بریم با اون یکی پسرعمومون شام بخوریم.

982
00:57:50,633 --> 00:57:52,218
‫باید همین الان بریم؛

983
00:57:52,218 --> 00:57:54,137
‫ولی خیلی از آشنایی با همه‌تون...

984
00:57:54,179 --> 00:57:56,055
‫خوش‌وقت شدم.

985
00:57:56,055 --> 00:57:58,641
‫- ما هم همین‌طور گری.
‫- بری.

986
00:57:58,683 --> 00:57:59,893
‫- بری.
‫- گری.

987
00:57:59,934 --> 00:58:00,935
‫بری!

988
00:58:13,114 --> 00:58:17,410
‫[تاکسی‌رانی سنترال سیتی]

989
00:58:20,788 --> 00:58:22,957
‫شوخیت گرفته که من رو چنین جایی آوردی؟

990
00:58:26,961 --> 00:58:28,838
‫نکنه اومدیم جهنم؟

991
00:58:37,931 --> 00:58:39,098
‫بازه.

992
00:58:51,152 --> 00:58:54,072
‫- چه وسایل خفنی دارن!
‫- خیلی‌خب بری، به هیچی دست نزن.

993
00:58:59,077 --> 00:59:00,078
‫آهای؟

994
00:59:01,204 --> 00:59:02,830
‫بروسی؟

995
00:59:04,123 --> 00:59:05,667
‫بروس، خونه‌ای؟

996
00:59:07,418 --> 00:59:09,170
‫بروس وین؟

997
00:59:22,183 --> 00:59:23,101
‫بروس؟

998
00:59:32,610 --> 00:59:34,237
‫عه، اینجا رو باش.
‫زنگوله‌ای...

999
00:59:34,279 --> 00:59:36,155
‫به تک‌تک اتاق‌های این خونه متصله.

1000
00:59:36,197 --> 00:59:37,699
‫ببین، شاید اگه کل این زنگوله‌ها رو...

1001
00:59:37,740 --> 00:59:40,159
‫به صدا در بیاریم،
‫بروس خان رو پیدا کنیم، مگه نه؟

1002
00:59:40,201 --> 00:59:43,079
‫طرز کار زنگوله خدمتکاران رو بلد نیستی؟
‫کل زنگوله‌ها همین‌جان.

1003
00:59:43,121 --> 00:59:45,456
‫- از نقاط مختلف خونه تکونشون می‌دن.
‫- چی؟

1004
00:59:45,498 --> 00:59:47,542
‫تو دنیاتون «دانتون ابی» ندارین؟

1005
00:59:47,584 --> 00:59:49,294
‫رستوران «دانتون ابی» رو می‌گی؟

1006
00:59:49,335 --> 00:59:51,337
‫همون رستوران‌های زنجیره‌ای
‫خانوادگی رو می‌گی؟

1007
00:59:51,379 --> 00:59:53,631
‫عین نسخه ارزون‌تر
‫رستوران «بنانابی» می‌مونن.

1008
00:59:53,673 --> 00:59:56,384
‫وای، می‌دونی بدجوری هوس چی کردم؟

1009
00:59:56,426 --> 00:59:59,012
‫هوس پیتزای کدو سبز داغ «ابی» رو کردم.

1010
01:00:05,101 --> 01:00:06,060
‫خیلی‌خب.

1011
01:00:26,748 --> 01:00:29,042
‫می‌دونی چیه پسر؟
‫دیگه طاقتم طاق شد.

1012
01:01:03,534 --> 01:01:05,203
‫تو دیگه کی هستی؟

1013
01:01:05,203 --> 01:01:06,704
‫بنده ساکن اینجام.

1014
01:01:07,789 --> 01:01:10,375
‫ما با بروس وین کار داریم.

1015
01:01:13,169 --> 01:01:14,837
‫گرسنه نیستین؟

1016
01:01:14,879 --> 01:01:16,589
‫... پس از پیام امروز ارتشبد زاد
‫دست به کار شدن.

1017
01:01:16,631 --> 01:01:18,132
‫فرد تحت تعقیب مذکور...

1018
01:01:18,174 --> 01:01:20,426
‫- همچنان فراریه.
‫- یعنی...

1019
01:01:20,468 --> 01:01:22,345
‫رئیس‌جمهور هنوز به پیام امروز
‫پاسخی نداده...

1020
01:01:22,387 --> 01:01:24,263
‫و ظاهرا رهبران دیگر کشورها هم...

1021
01:01:24,305 --> 01:01:26,182
‫تو خودشی،

1022
01:01:26,224 --> 01:01:28,768
‫- ولی اهل خط زمانی دیگه‌ای هستی.
‫- درسته.

1023
01:01:28,810 --> 01:01:29,811
‫من و تو هم...

1024
01:01:31,521 --> 01:01:32,814
‫تو اون خط زمانی رفیقیم؟

1025
01:01:32,855 --> 01:01:35,942
‫آره، احتمالا بهترین دوستم هستی.

1026
01:01:35,942 --> 01:01:38,194
‫- خیلی‌خب.
‫- خب، ولی تو مقداری...

1027
01:01:38,236 --> 01:01:40,196
‫اِم، تو...

1028
01:01:40,238 --> 01:01:42,573
‫- از نظر زمانی فرق می‌کنی.
‫- یعنی پیرتری.

1029
01:01:42,573 --> 01:01:44,742
‫همین رو درک نمی‌کنم.

1030
01:01:44,742 --> 01:01:47,745
‫من از این نقطه زمانی
‫به این نقطه زمانی سفر کردم.

1031
01:01:47,745 --> 01:01:50,665
‫با این حال، کل وقایع اینجا هم...

1032
01:01:50,707 --> 01:01:52,625
‫به طریقی تغییر کرده.

1033
01:01:52,667 --> 01:01:54,335
‫- یا تاریخ تولد خودت عوض شده، یعنی...
‫- خب...

1034
01:01:55,294 --> 01:01:56,671
‫زمان خطی نیست.

1035
01:01:56,713 --> 01:01:57,922
‫درست نمی‌گم.

1036
01:01:57,964 --> 01:01:58,923
‫درسته.

1037
01:02:01,676 --> 01:02:02,927
‫احتمالا یه بار...

1038
01:02:02,969 --> 01:02:06,347
‫فیلمی دیده باشی
‫که توش گفته باشن...

1039
01:02:06,389 --> 01:02:08,474
‫اگه آدم به گذشته سفر کنه
‫و تغییرش بده،

1040
01:02:08,516 --> 01:02:11,769
‫شاخه زمانی مجزایی ایجاد می‌کنه، خب؟

1041
01:02:11,811 --> 01:02:13,146
‫مثلا ببین.

1042
01:02:16,441 --> 01:02:18,443
‫زمان حال جدید...

1043
01:02:18,443 --> 01:02:20,945
‫- و آینده جدید ایجاد می‌شه.
‫- آره.

1044
01:02:20,987 --> 01:02:22,780
‫خب، زمان این شکلی نیست.

1045
01:02:22,822 --> 01:02:24,282
‫زمان این شکلی نیست.

1046
01:02:24,282 --> 01:02:26,284
‫وقتی آدم به گذشته سفر کنه
‫و تغییرش بده،

1047
01:02:26,325 --> 01:02:28,369
‫نقطه اتکای زمانی ایجاد می‌کنه.

1048
01:02:28,411 --> 01:02:31,330
‫کلا وارد اسپاگتی زمانی دیگه‌ای می‌شه.

1049
01:02:32,540 --> 01:02:34,876
‫آینده جدیدی ایجاد می‌شه.
‫گذشته جدیدی ایجاد می‌شه.

1050
01:02:36,544 --> 01:02:37,837
‫علیت معکوس داره.

1051
01:02:37,879 --> 01:02:39,297
‫در دو جهت تأثیر می‌ذاره.

1052
01:02:39,338 --> 01:02:41,716
‫در واقع، در جهات متعددی
‫تأثیر می‌ذاره.

1053
01:02:41,758 --> 01:02:43,676
‫شاید بعدا فرصت کردم توضیح بدم.

1054
01:02:43,718 --> 01:02:47,263
‫خیلی‌خب، ولی در الگوی پارادوکس هستی‌شناسی
‫چنین امری...

1055
01:02:47,305 --> 01:02:49,932
‫تو هم آینده رو تغییر دادی،

1056
01:02:49,974 --> 01:02:51,267
‫هم گذشته رو تغییر دادی.

1057
01:02:51,976 --> 01:02:52,977
‫اگه کسی این‌قدر...

1058
01:02:53,019 --> 01:02:55,354
‫احمق باشه که بخواد...

1059
01:02:55,396 --> 01:02:56,814
‫زمان رو دست‌کاری کنه،

1060
01:02:56,814 --> 01:02:59,275
‫در نهایت با چنین چیزی مواجه می‌شه.

1061
01:03:01,360 --> 01:03:03,321
‫با دنیاهای چندگانه مواجه می‌شه.

1062
01:03:03,321 --> 01:03:04,947
‫برخی خطوط زمانی...

1063
01:03:04,989 --> 01:03:06,491
‫تقریبا موازی‌ان.

1064
01:03:06,532 --> 01:03:09,285
‫قطعا هر از گاهی به هم برخورد می‌کنن،

1065
01:03:09,327 --> 01:03:11,245
‫برخی خطوط زمانی هم...

1066
01:03:11,287 --> 01:03:12,914
‫به شدت متفاوتن.

1067
01:03:12,955 --> 01:03:13,831
‫در واقع...

1068
01:03:15,583 --> 01:03:16,459
‫افتضاحی تمام‌عیاره.

1069
01:03:18,044 --> 01:03:19,796
‫خیلی خطرناکه.

1070
01:03:19,837 --> 01:03:21,339
‫به شدت خطرناکه.

1071
01:03:21,380 --> 01:03:22,715
‫پنیر پارمیژان استعاره از چیه؟

1072
01:03:22,757 --> 01:03:24,675
‫صحبت استعاریم تموم شد.
‫دیگه دارم غذام رو تزئین می‌کنم.

1073
01:03:24,675 --> 01:03:26,636
‫ضمنا، از من بشنوین:

1074
01:03:26,677 --> 01:03:28,304
‫آدم باید احمق باشه...

1075
01:03:28,805 --> 01:03:30,264
‫که بخواد...

1076
01:03:30,306 --> 01:03:31,891
‫با زنجیره فضازمان...

1077
01:03:31,891 --> 01:03:33,810
‫بازی کنه.

1078
01:03:33,851 --> 01:03:35,478
‫آره، باید احمق باشه.

1079
01:03:37,021 --> 01:03:37,897
‫بفرما.

1080
01:03:40,316 --> 01:03:42,360
‫هوم.

1081
01:03:42,360 --> 01:03:44,695
‫شوخیت گرفته که این‌قدر
‫پر سروصدا غذا می‌خوری؟

1082
01:03:44,695 --> 01:03:46,697
‫اِم، پس تقصیر توئه...

1083
01:03:48,032 --> 01:03:49,450
‫- که این جناب زاد...
‫- [خبر داغ]

1084
01:03:49,492 --> 01:03:51,744
‫- می‌خواد زمین رو نابود کنه؟
‫- [پیام وحشت‌آفرین فضایی‌ها]

1085
01:03:51,786 --> 01:03:52,829
‫ممکنه.

1086
01:03:52,870 --> 01:03:54,705
‫فردی به نام سوپرمن هست...

1087
01:03:54,705 --> 01:03:55,915
‫که می‌تونه جلوی زاد رو بگیره؟

1088
01:03:55,915 --> 01:03:58,543
‫- آره، آره.
‫- پرواز هم می‌کنه؟

1089
01:03:58,543 --> 01:04:00,378
‫با چشمش لیزر شلیک می‌کنه؟

1090
01:04:00,378 --> 01:04:02,505
‫آره، پرواز می‌کنه و با چشمش
‫لیزر شلیک می‌کنه. آره.

1091
01:04:02,547 --> 01:04:03,714
‫کسی نگفته بود «سوپرمن»...

1092
01:04:05,383 --> 01:04:07,844
‫ممکنه اسم تابلویی باشه؟

1093
01:04:07,885 --> 01:04:09,971
‫- خودت که اسمت رو بتمن گذاشتی.
‫- آره.

1094
01:04:10,012 --> 01:04:11,889
‫من که اسمم رو سوپر بتمن نذاشتم.

1095
01:04:13,808 --> 01:04:16,394
‫وایستا ببینم، بتمن ایشونه؟

1096
01:04:16,435 --> 01:04:18,396
‫خیال می‌کردی واسه چی اومدیم اینجا؟

1097
01:04:18,437 --> 01:04:20,565
‫خیال می‌کردم اومدیم
‫با اون یکی پسرعمومون شام بخوریم.

1098
01:04:20,606 --> 01:04:23,109
‫ایشون... بروس وین بتمنه؟

1099
01:04:23,109 --> 01:04:24,861
‫در واقع نیستم.
‫دیگه نیستم.

1100
01:04:25,611 --> 01:04:26,779
‫راستش...

1101
01:04:26,821 --> 01:04:28,281
‫بهم نیازی ندارن.

1102
01:04:29,991 --> 01:04:32,410
‫شرایط عوض شده.
‫گاتهام الان دیگه...

1103
01:04:32,451 --> 01:04:34,579
‫از امن‌ترین شهرهای جهانه.

1104
01:04:34,579 --> 01:04:36,664
‫خب، من بهت نیاز دارم.
‫ما بهت نیاز داریم.

1105
01:04:36,706 --> 01:04:37,915
‫تو خط زمانی من،

1106
01:04:37,957 --> 01:04:40,126
‫استراتژیست و رهبرمون بتمنه.

1107
01:04:40,126 --> 01:04:42,837
‫دنیا به سوپرمن نیاز داره.
‫تو بهترین کارآگاه جهانی.

1108
01:04:42,879 --> 01:04:45,047
‫احتمالا کسی جز خودت نتونه
‫کمکم کنه پیداش کنم.

1109
01:04:45,089 --> 01:04:46,632
‫خب، کمکمون می‌کنی؟

1110
01:04:48,092 --> 01:04:48,968
‫برو.

1111
01:04:53,890 --> 01:04:55,600
‫یعنی برم برات نمکدون بیارم؟

1112
01:04:56,559 --> 01:04:57,685
‫بروس؟

1113
01:04:59,604 --> 01:05:01,606
‫اگه نمی‌خواد کمکمون کنه،

1114
01:05:01,647 --> 01:05:03,357
‫خودمون از تجهیزات خفاشیش
‫استفاده می‌کنیم.

1115
01:05:03,399 --> 01:05:04,191
‫تجهیزات خفاشی؟

1116
01:05:05,776 --> 01:05:08,029
‫آره، از وسایل خفاشیش استفاده می‌کنیم.

1117
01:05:08,070 --> 01:05:09,071
‫رو اون وایستا.

1118
01:05:12,074 --> 01:05:14,410
‫خیلی‌خب، یادته با انفصال سلولی
‫از کف خونه رد شده بودی؟

1119
01:05:14,452 --> 01:05:15,786
‫- آره.
‫- خب،

1120
01:05:15,828 --> 01:05:17,788
‫باید تکرارش کنی.

1121
01:05:17,830 --> 01:05:19,582
‫آخ.

1122
01:05:25,129 --> 01:05:26,714
‫اینجا دیگه کجاست؟

1123
01:06:34,615 --> 01:06:36,158
‫پسر!

1124
01:06:36,200 --> 01:06:39,870
‫اینجا خیلی باحاله

1125
01:06:39,912 --> 01:06:41,455
‫«باحاله»؟

1126
01:06:52,508 --> 01:06:53,509
‫بری!

1127
01:06:54,260 --> 01:06:55,761
‫چیزی نمونده بود
‫بیفتم تو گودال...

1128
01:06:55,803 --> 01:06:56,887
‫و بمیرم!

1129
01:06:56,929 --> 01:07:00,516
‫- تو ایالات متحده ۱۲,۸۰۵ کلارک کنت داریم.
‫- [نتایج جست‌وجوی «کلارک کنت»]

1130
01:07:00,558 --> 01:07:02,059
‫درست فهمیدم این چیه؟

1131
01:07:11,944 --> 01:07:15,072
‫بچه که بودم این رو تو اخبار می‌دیدم!

1132
01:07:15,114 --> 01:07:16,365
‫خیلی‌خب،

1133
01:07:16,407 --> 01:07:18,159
‫دقیق‌تر جست‌وجو می‌کنم.

1134
01:07:18,200 --> 01:07:19,869
‫تاریخ تولد.

1135
01:07:19,869 --> 01:07:21,746
‫اینجا به دنیا نیومده بود.
‫بعدش اومد اینجا.

1136
01:07:21,787 --> 01:07:22,371
‫وای!

1137
01:07:22,413 --> 01:07:24,540
‫وای بری، اینجا رو!

1138
01:07:24,582 --> 01:07:25,541
‫سرم شلوغه.

1139
01:07:25,583 --> 01:07:27,585
‫چیکار می‌کنی؟

1140
01:07:27,626 --> 01:07:30,171
‫دنبال ورود اشیاء ناشناس
‫به جو زمین...

1141
01:07:30,212 --> 01:07:32,548
‫طی ۵۰ سال اخیر
‫در حوالی کانزاسم.

1142
01:07:32,590 --> 01:07:34,800
‫به اطلاعات «ناسا» دسترسی داره.

1143
01:07:34,842 --> 01:07:35,843
‫معلومه که داره.

1144
01:07:37,636 --> 01:07:40,264
‫باشه، ولی اینجا رو باش بری.

1145
01:07:40,306 --> 01:07:41,849
‫این کیسه می‌خنده.

1146
01:07:43,517 --> 01:07:45,895
‫خیلی‌خب، اصلا نمی‌تونی
‫چیزی رو جدی بگیری؟

1147
01:07:45,895 --> 01:07:47,354
‫این‌قدر مسخره‌بازی در نیار.

1148
01:07:47,354 --> 01:07:48,898
‫اذیت نکن دیگه پسر.

1149
01:07:48,898 --> 01:07:50,816
‫مگه اینجا رو ندیدی؟

1150
01:07:50,858 --> 01:07:52,568
‫شگفت‌انگیزه!

1151
01:07:52,568 --> 01:07:54,278
‫آهای!

1152
01:07:54,320 --> 01:07:57,114
‫هنوز نفهمیدی قضیه چقدر جدیه؟

1153
01:07:57,156 --> 01:07:58,199
‫این‌قدر مسخره‌بازی در نیار بری.

1154
01:07:58,199 --> 01:07:59,492
‫دیگه تکرار نمی‌کنم‌ها.

1155
01:08:00,367 --> 01:08:02,453
‫ای بابا. ببخشید مامان خانم.

1156
01:08:02,495 --> 01:08:04,789
‫خفه شو. خفه شو.

1157
01:08:04,830 --> 01:08:06,415
‫روحت هم خبر نداره چقدر خوش‌شانسی.

1158
01:08:06,832 --> 01:08:08,834
‫روحت هم خبر نداره!

1159
01:08:08,876 --> 01:08:11,462
‫قدر هیچی رو نمی‌دونی.
‫حتی قدر...

1160
01:08:11,504 --> 01:08:14,173
‫همین‌جوری واسه خودت می‌گردی
‫و خیال می‌کنی خیلی بامزه...

1161
01:08:14,215 --> 01:08:15,466
‫و باحالی.

1162
01:08:15,508 --> 01:08:16,801
‫رفتارت شرم‌آوره،

1163
01:08:16,842 --> 01:08:19,929
‫آخه نه بامزه‌ای، نه باحال!

1164
01:08:19,929 --> 01:08:22,389
‫برو بابا پسر!

1165
01:08:22,389 --> 01:08:24,642
‫من که همیشه به حرفت گوش دادم.

1166
01:08:24,683 --> 01:08:26,769
‫تو مجبورم کردی زیر آذرخش بشینم!

1167
01:08:26,769 --> 01:08:29,438
‫با انفصال سلولی برهنه از کف خونه رد شدم
‫و خانم جانسون رو زهره‌ترک کردم.

1168
01:08:29,480 --> 01:08:31,232
‫احتمالا الان مجبور باشم
‫نقل‌مکان کنم.

1169
01:08:31,232 --> 01:08:33,609
‫حتی اصلا بهم نمی‌گی
‫واسه چی اومدی اینجا؛

1170
01:08:33,651 --> 01:08:36,445
‫ولی می‌شه حداقل بهم بگی
‫واسه چی بی‌جهت این‌قدر باهام...

1171
01:08:36,487 --> 01:08:37,613
‫بدرفتاری می‌کنی؟

1172
01:08:37,655 --> 01:08:40,157
‫میمون خان رو تخته دارت کرده بودی!

1173
01:08:41,242 --> 01:08:42,368
‫وایستا ببینم، چی؟

1174
01:08:43,244 --> 01:08:44,161
‫ولش کن.

1175
01:08:46,455 --> 01:08:48,457
‫میمونه رو می‌گی؟ وایستا ببینم...

1176
01:08:48,499 --> 01:08:51,544
‫یعنی واسه بازی با یه اسباب‌بازی
‫از دستم عصبانی هستی؟

1177
01:08:51,585 --> 01:08:53,629
‫اسباب‌بازی نیست.

1178
01:08:53,629 --> 01:08:55,297
‫مامان اون میمون رو برامون خریده بود.

1179
01:08:55,339 --> 01:08:57,299
‫چون خودمون رو میمون خان صدا می‌کنه.

1180
01:08:57,341 --> 01:09:00,177
‫همیشه چیزهای میمونی برامون می‌خره.

1181
01:09:00,970 --> 01:09:01,887
‫درسته.

1182
01:09:02,930 --> 01:09:03,806
‫ببین...

1183
01:09:04,682 --> 01:09:05,891
‫عذر می‌خوام.

1184
01:09:07,977 --> 01:09:10,354
‫رفتارم با بقیه چندان خوش‌آیند نیست.

1185
01:09:10,396 --> 01:09:11,605
‫حتی رفتارم با خودم هم قشنگ نیست.

1186
01:09:11,647 --> 01:09:12,481
‫ای بابا.

1187
01:09:13,399 --> 01:09:14,441
‫بی‌خیال پسر.

1188
01:09:14,441 --> 01:09:16,193
‫اون‌قدرها هم بد نیستی.

1189
01:09:16,235 --> 01:09:17,653
‫صرفا گاهی اوقات خیلی بی‌شعور می‌شی؛

1190
01:09:20,447 --> 01:09:22,867
‫ولی باید قبول کنیم
‫من هم خیلی ناخوش‌آیندم؛

1191
01:09:22,908 --> 01:09:24,827
‫اما صرفا هیجان‌زده می‌شم.

1192
01:09:24,869 --> 01:09:27,538
‫بی‌خیال. اینجا خیلی باحاله، مگه نه؟

1193
01:09:28,455 --> 01:09:29,331
‫آره.

1194
01:09:31,876 --> 01:09:33,460
‫خیلی‌خب، اِم...

1195
01:09:35,421 --> 01:09:36,505
‫مزاحمت نمی‌شم که کار کنی.

1196
01:09:56,525 --> 01:09:57,443
‫خودم می‌دونم تماشام می‌کنی.

1197
01:09:59,612 --> 01:10:01,405
‫می‌دونی ذهنم درگیر چه مسئله‌ایه؟

1198
01:10:01,447 --> 01:10:04,074
‫درگیر توضیحاتت با اسپاگتیه.

1199
01:10:04,074 --> 01:10:07,036
‫گفتی قطعا برخی خطوط زمانی
‫هر از گاهی برخورد می‌کنن.

1200
01:10:08,454 --> 01:10:10,080
‫- خودت آلفرد داشتی.
‫- [تقدیم به ب‌و، از طرف دوستتون، آلفرد]

1201
01:10:10,122 --> 01:10:12,249
‫بروس من هم آلفرد داره.

1202
01:10:12,249 --> 01:10:14,376
‫دنیا و زمانتون متفاوته،

1203
01:10:14,418 --> 01:10:16,587
‫ولی باز هم به همین شکل بود.

1204
01:10:16,629 --> 01:10:18,756
‫یه سری افراد،

1205
01:10:18,797 --> 01:10:22,509
‫یه سری وقایع و یه سری اسپاگتی‌ها...

1206
01:10:22,551 --> 01:10:25,137
‫همدیگه رو عین آهن‌ربا جذب می‌کنن.

1207
01:10:26,222 --> 01:10:27,640
‫من راجع به زیر و بم...

1208
01:10:27,640 --> 01:10:30,643
‫پارادوکس‌های زمانی
‫و حلقه‌های علیت مطالعه کردم؛

1209
01:10:31,810 --> 01:10:34,063
‫ولی این اتفاق فراتر از اون حرف‌هاست.

1210
01:10:34,104 --> 01:10:36,315
‫هیچ‌کدوم اون نظریه‌ها...

1211
01:10:36,357 --> 01:10:38,108
‫برخوردهای حتمی رو
‫پیش‌بینی نکرده بودن، آخه...

1212
01:10:38,108 --> 01:10:40,611
‫مگه می‌شه توضیحی جز سرنوشت...

1213
01:10:42,279 --> 01:10:43,822
‫براش ارائه داد؟

1214
01:10:43,822 --> 01:10:45,824
‫اگه واقعا داری گوش می‌دی،

1215
01:10:45,824 --> 01:10:48,118
‫درگذشت والدینت رو تسلیت می‌گم.

1216
01:10:48,118 --> 01:10:49,495
‫صرفا می‌خوام والدین خودم رو نجات بدم.

1217
01:10:51,580 --> 01:10:53,499
‫باید راه‌حلی باشه.

1218
01:10:53,499 --> 01:10:55,251
‫راه‌حلی هست بری.

1219
01:10:55,292 --> 01:10:56,502
‫کافیه همچنان تلاش کنی.

1220
01:10:56,502 --> 01:10:57,670
‫همچنان تلاش کن بری.

1221
01:11:36,875 --> 01:11:38,043
‫[شرکت وین]

1222
01:11:40,796 --> 01:11:41,755
‫[شرح پرونده فدرال]

1223
01:11:41,755 --> 01:11:43,299
‫پیداش کردم.

1224
01:11:43,340 --> 01:11:45,342
‫بری، بیدار شو.

1225
01:11:45,342 --> 01:11:49,179
‫گروه مزدوری کلارک رو
‫تو سایت سیاهی واقع در سیبری حبس کردن.

1226
01:11:49,179 --> 01:11:50,180
‫بلند شو بری.

1227
01:11:50,222 --> 01:11:52,182
‫بزه آتش گرفته.

1228
01:11:52,182 --> 01:11:53,600
‫می‌ریم روسیه.

1229
01:11:54,893 --> 01:11:56,562
‫ایول.

1230
01:11:57,563 --> 01:12:00,816
‫هوم. قهوه داریم.

1231
01:12:00,858 --> 01:12:02,234
‫چطوری می‌خوایم بری روسیه؟

1232
01:12:39,730 --> 01:12:42,149
‫کمکتون می‌کنم این سوپرمن رو پیدا کنین.

1233
01:12:42,191 --> 01:12:44,568
‫بقیه‌اش با خودتونه.

1234
01:12:46,820 --> 01:12:48,530
‫وای!

1235
01:12:49,823 --> 01:12:50,824
‫تو...

1236
01:12:51,784 --> 01:12:53,160
‫تو... تو...

1237
01:12:57,456 --> 01:12:58,457
‫آره.

1238
01:13:00,292 --> 01:13:01,418
‫بتمن هستم.

1239
01:13:05,923 --> 01:13:06,590
‫[رادار رادیویی]

1240
01:13:49,258 --> 01:13:51,218
‫خب، برنامه‌مون از چه قراره.
‫قراره همین‌جوری...

1241
01:13:51,260 --> 01:13:53,846
‫سوپرمن رو برداریم
‫و تا اوضاع خراب نشده بریم؟

1242
01:13:53,846 --> 01:13:55,264
‫نمی‌دونم.

1243
01:13:55,305 --> 01:13:56,432
‫ببین، بهتره ازش بپرسی.

1244
01:13:57,933 --> 01:13:59,393
‫- خودت ازش بپرس.
‫- بهتره خودت ازش بپرسی.

1245
01:13:59,435 --> 01:14:01,019
‫آها، من ازش نمی‌پرسم.

1246
01:14:01,019 --> 01:14:02,688
‫چرا نمی‌پرسی؟ مگه بتمن رفیقت نبود؟

1247
01:14:02,688 --> 01:14:04,857
‫این یکی نیست.
‫این بتمن رفیقم نیست.

1248
01:14:04,857 --> 01:14:06,608
‫- رسیدیم.
‫- حالت معلق فعال شد.

1249
01:14:12,406 --> 01:14:14,324
‫- صندلی پرانه فعال شد.
‫- صندلی پرانه.

1250
01:14:14,324 --> 01:14:16,702
‫صندلی پرانه.

1251
01:14:20,330 --> 01:14:21,832
‫خیلی‌خب، چند مرحله‌ایه.

1252
01:14:23,459 --> 01:14:24,960
‫جفتتون چتر نجات دارین.

1253
01:14:27,838 --> 01:14:28,881
‫راستی، چتر نجات خودت کجاست؟

1254
01:14:39,725 --> 01:14:41,727
‫یوهو! خیلی خفنه!

1255
01:14:58,160 --> 01:15:00,454
‫[بررسی حرارتی]

1256
01:15:01,580 --> 01:15:03,373
‫خبری نیست. بریم.

1257
01:15:19,056 --> 01:15:20,682
‫خیلی‌خب!

1258
01:15:29,066 --> 01:15:31,818
‫خوبه. الان دیگه همه به جز من سریعن.

1259
01:15:31,860 --> 01:15:34,488
‫- چرا این‌قدر سرده؟
‫- اینجا شمالگانه‌ها بری.

1260
01:15:36,990 --> 01:15:39,952
‫- کجا رفت؟
‫- نمی‌دونم. کافیه ردپاش رو دنبال کنی.

1261
01:15:45,123 --> 01:15:47,292
‫مطمئنا سوپرمن اون پایینه.

1262
01:16:29,418 --> 01:16:30,961
‫باشه. خیلی‌خب.

1263
01:16:58,739 --> 01:17:00,198
‫چیکار کردی؟

1264
01:17:00,198 --> 01:17:02,200
‫مجبور شدم جابه‌جات کنم؛
‫ولی زیاد جابه‌جات نکردم.

1265
01:17:11,126 --> 01:17:12,502
‫احتمالا دردتون بگیره.

1266
01:17:20,802 --> 01:17:21,928
‫خودت رو خالی کن.

1267
01:17:59,132 --> 01:18:00,550
‫بریم.

1268
01:18:08,141 --> 01:18:10,268
‫سوپرمن رو چنین جایی نگه می‌دارن.

1269
01:18:10,268 --> 01:18:11,520
‫عین یه کیسه گنده می‌مونه.

1270
01:18:23,573 --> 01:18:26,743
‫می‌خواد سامانه امنیتی شوروی رو
‫با گوشی تاشو هک کنه؟

1271
01:18:31,957 --> 01:18:33,583
‫کل ترکیبات رو وارد کردم.

1272
01:18:36,586 --> 01:18:37,587
‫ایول!

1273
01:19:21,965 --> 01:19:22,966
‫کال‌ال؟

1274
01:19:25,969 --> 01:19:28,054
‫یکی دیگه است.
‫باید بریم.

1275
01:19:28,096 --> 01:19:29,890
‫وایستا.

1276
01:19:29,931 --> 01:19:31,975
‫ما که نباید همین‌جا ولش کنیم.
‫حال و روش رو ببین.

1277
01:19:33,310 --> 01:19:35,687
‫من میارمش. شما برین!

1278
01:19:42,986 --> 01:19:44,154
‫هوات رو دارم.

1279
01:20:03,006 --> 01:20:04,007
‫من به خدمت این خنگول می‌رسم.

1280
01:20:09,721 --> 01:20:11,848
‫این دیگه چـ...

1281
01:20:19,856 --> 01:20:21,274
‫بری! یکی بهم شلیک کرد!

1282
01:20:26,196 --> 01:20:27,864
‫وقتشه بزنیم به چاک!

1283
01:20:37,040 --> 01:20:38,291
‫شما اول برین!

1284
01:20:38,333 --> 01:20:41,127
‫- برین!
‫- اون‌طرفی نریم! اون‌طرفی نریم!

1285
01:20:52,430 --> 01:20:53,807
‫وای خدا!

1286
01:20:53,849 --> 01:20:55,392
‫پناه بگیر!

1287
01:21:03,108 --> 01:21:04,234
‫نه!

1288
01:21:12,117 --> 01:21:13,410
‫داره می‌افته.
‫بجنب، بجنب.

1289
01:21:21,918 --> 01:21:24,629
‫نه، نه، نه! خیلی مسخره است!

1290
01:21:33,930 --> 01:21:35,473
‫نه!

1291
01:21:35,473 --> 01:21:36,850
‫بلند شو.

1292
01:21:37,309 --> 01:21:38,685
‫بریم.

1293
01:21:40,186 --> 01:21:41,771
‫بهم نگفته بودی ممکنه تیر بخوریم!

1294
01:21:41,813 --> 01:21:43,023
‫واسه چی خیال کرده بودی نمی‌خوریم؟

1295
01:21:54,784 --> 01:21:58,121
‫وای، چه عالی! قراره دم یه «اسپوتنیک» بمیرم.

1296
01:22:02,959 --> 01:22:05,086
‫ای وای! این زانو لازمم می‌شه!

1297
01:22:05,128 --> 01:22:07,172
‫- خونسردیت رو حفظ کن. خوب می‌شه.
‫- بیا.

1298
01:22:14,220 --> 01:22:15,513
‫[سطح انفجار]

1299
01:22:20,185 --> 01:22:21,353
‫- وزنتون چقدره؟
‫- هر کدوممون...

1300
01:22:21,394 --> 01:22:23,104
‫۸۱ کیلوییم.
‫با ایشون ۱۹۹ کیلو می‌شیم.

1301
01:22:23,271 --> 01:22:23,480
‫[سطح ۵]

1302
01:22:23,521 --> 01:22:23,730
‫[سطح ۶]

1303
01:22:23,772 --> 01:22:24,189
‫[سطح ۷]

1304
01:22:24,189 --> 01:22:24,397
‫[سطح ۸]

1305
01:22:24,439 --> 01:22:24,648
‫[سطح ۹]

1306
01:22:24,689 --> 01:22:24,898
‫[سطح ۱۰]

1307
01:22:24,940 --> 01:22:25,649
‫[سطح ۱۱]

1308
01:22:29,986 --> 01:22:31,071
‫محکم بگیرین.

1309
01:22:31,237 --> 01:22:32,572
‫[سطح ۱۱]

1310
01:23:00,016 --> 01:23:02,060
‫جلوشون رو بگیرین!

1311
01:23:02,102 --> 01:23:03,937
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب، شوخی ندارن. بری، خفه شو.

1312
01:23:03,979 --> 01:23:05,063
‫باشه، خیلی‌خب.

1313
01:23:05,105 --> 01:23:06,231
‫برنامه‌مون از چه قراره؟

1314
01:23:06,272 --> 01:23:07,524
‫بتمن، چیکار کنیم؟
‫حالا چیکار کنیم؟

1315
01:23:12,153 --> 01:23:13,154
‫حالا...

1316
01:23:14,072 --> 01:23:15,240
‫سعی می‌کنیم نمیریم.

1317
01:23:58,867 --> 01:24:01,369
‫وای، کاش صحنه آهسته‌اش رو می‌دیدین.

1318
01:24:38,364 --> 01:24:41,493
‫آره، همین الان متوجه شدم
‫که فکر همه‌جاش رو نکرده بودم.

1319
01:24:41,534 --> 01:24:43,203
‫یه سری کریپتونی خوب داریم،

1320
01:24:43,244 --> 01:24:45,538
‫یه سری کریپتونی خیلی بد هم داریم.

1321
01:24:45,580 --> 01:24:47,165
‫- من هم کاملا مطمئن بودم...
‫- [سفینه‌ای فضایی بر فراز...]

1322
01:24:47,207 --> 01:24:48,792
‫- قراره سوپرمن رو پیدا کنیم...
‫- [پایگاه نیروی هوایی آمریکا]

1323
01:24:48,833 --> 01:24:50,794
‫و اگه سوپرمن رو پیدا کرده بودیم،

1324
01:24:50,835 --> 01:24:52,420
‫کارمون خیلی راحت می‌شد.

1325
01:24:52,462 --> 01:24:54,422
‫- شما کی هستین؟
‫- ای وای بر من.

1326
01:24:54,964 --> 01:24:56,049
‫سلام.

1327
01:24:56,091 --> 01:24:58,259
‫- بری هستم.
‫- جفتمون بری هستیم.

1328
01:24:58,301 --> 01:25:00,970
‫دنبال کال‌ال می‌گردیم؛

1329
01:25:01,012 --> 01:25:03,098
‫ولی به جاش تو رو پیدا کردیم.

1330
01:25:03,139 --> 01:25:04,724
‫با کال‌ال چیکار دارین؟

1331
01:25:04,766 --> 01:25:06,184
‫داشتیم سعی می‌کردیم نجاتش بدیم.

1332
01:25:06,226 --> 01:25:08,061
‫واسه چی؟

1333
01:25:08,103 --> 01:25:10,939
‫چون دوستمه.

1334
01:25:10,980 --> 01:25:12,273
‫شما... می‌شناسینش؟

1335
01:25:12,315 --> 01:25:14,609
‫عصبانی جلوه می‌کنه. آماده باش.

1336
01:25:14,609 --> 01:25:16,903
‫ممکنه با چشمش شلیک کنه،
‫یا شاید فوت انجمادی کنه،

1337
01:25:16,945 --> 01:25:19,572
‫- شاید هم همه‌چی رو سمتمون پرت کنـ...
‫- من کارا هستم.

1338
01:25:20,615 --> 01:25:21,783
‫دختر زوراِلم.

1339
01:25:22,700 --> 01:25:24,160
‫کال‌اِل پسرعموم بود.

1340
01:25:24,202 --> 01:25:26,663
‫- آها، گفتین کال‌ال کی بود؟
‫- سوپرمنه دیگه.

1341
01:25:26,704 --> 01:25:29,249
‫- نه، آخه تو گفته بودی کلارک سوپرمنه.
‫- کلارک کیه؟

1342
01:25:29,290 --> 01:25:32,627
‫کلارک اسم انسانیشه.

1343
01:25:32,627 --> 01:25:33,753
‫کلارک.

1344
01:25:36,840 --> 01:25:38,716
‫از اونجا که رفتیم، نوزاد بود.

1345
01:25:40,009 --> 01:25:41,719
‫آخرین فرزند کریپتون بود... من رو...

1346
01:25:43,721 --> 01:25:45,098
‫من رو فرستاده بودن
‫ازش محافظت کنم.

1347
01:25:45,140 --> 01:25:47,100
‫ظاهرا تو این دنیا...

1348
01:25:47,142 --> 01:25:49,102
‫اصلا به سیاره زمین نرسید.

1349
01:25:49,144 --> 01:25:51,646
‫حتما محفظه‌هامون

1350
01:25:51,646 --> 01:25:53,189
‫وایستا ببینم، یعنی خیال می‌کردی یه نوزاد...

1351
01:25:53,231 --> 01:25:55,817
‫قراره جلوی زاد ازمون محافظت کنه؟

1352
01:25:55,859 --> 01:25:57,277
‫ارتشبد زاد اومده اینجا.

1353
01:25:57,318 --> 01:25:59,654
‫- حتما سیگنال محفظه‌ام رو ردیابی کرده.
‫- [قرار ملاقات ارتش آمریکا با زاد]

1354
01:25:59,654 --> 01:26:01,906
‫- باید برم.
‫- عه، عه، وایستا.

1355
01:26:01,948 --> 01:26:05,660
‫خب، باید تجدید قوا کنی.
‫اصلا بری...

1356
01:26:05,660 --> 01:26:07,078
‫ببرش رو پشت‌بوم...

1357
01:26:07,120 --> 01:26:09,122
‫و بذار زیر آفتاب بمونه.

1358
01:26:09,164 --> 01:26:10,582
‫باشه.

1359
01:26:10,623 --> 01:26:12,584
‫- باشه.
‫- فرقی نمی‌کنه، یعنی...

1360
01:26:12,625 --> 01:26:14,043
‫منبع قدرتت آفتابه.

1361
01:26:14,085 --> 01:26:15,712
‫خوش به حالت.
‫هی می‌خواستم ببینم...

1362
01:26:15,753 --> 01:26:17,088
‫آها، اِم...

1363
01:26:18,214 --> 01:26:20,675
‫این رو هم با خودمون می‌بریم.

1364
01:26:29,642 --> 01:26:32,228
‫اِم، اشکالی نداره...

1365
01:26:32,270 --> 01:26:33,188
‫من برگردم؟

1366
01:26:34,272 --> 01:26:35,732
‫لباس پوشیدی...

1367
01:26:35,773 --> 01:26:37,901
‫و شنل سرخ انداختی؟

1368
01:26:44,365 --> 01:26:46,659
‫تو هوا معلق شدی؟

1369
01:26:54,042 --> 01:26:55,293
‫همیشه این‌قدر بلنده؟

1370
01:26:58,296 --> 01:27:00,215
‫بلنده؟

1371
01:27:00,256 --> 01:27:03,676
‫اِم، حالت خوبه؟
‫احساس...

1372
01:27:03,718 --> 01:27:04,886
‫قدرت می‌کنی یا هنوز...

1373
01:27:10,850 --> 01:27:12,185
‫آره، گمون کنم...

1374
01:27:12,227 --> 01:27:14,020
‫گمون کنم قدرتمند شدی. راستش...

1375
01:27:14,062 --> 01:27:16,731
‫بری پیر که پایین بود...

1376
01:27:16,773 --> 01:27:18,983
‫می‌گه اگه جلوی سروان زاد رو نگیریم،

1377
01:27:19,025 --> 01:27:21,277
‫چندین هزار نفر رو می‌کشه.

1378
01:27:21,319 --> 01:27:22,946
‫چندین میلیارد نفر رو می‌کشه.

1379
01:27:22,946 --> 01:27:24,030
‫چندین میلیارد؟

1380
01:27:25,740 --> 01:27:26,991
‫چندین میلیارد از همنوعان خودتون رو می‌کشه.

1381
01:27:27,033 --> 01:27:28,785
‫- همنوعان خوبی داریم.
‫- همنوعان خوبی دارین؟

1382
01:27:29,953 --> 01:27:31,663
‫ما دنبال محل سکونتی...

1383
01:27:31,704 --> 01:27:33,706
‫به این سیاره اومدیم،

1384
01:27:33,748 --> 01:27:35,917
‫ولی من رو حبس کردن.

1385
01:27:35,959 --> 01:27:38,670
‫آره. خیلی از انسان‌ها بی‌شعورن.

1386
01:27:38,711 --> 01:27:40,964
‫ولی خب...

1387
01:27:41,005 --> 01:27:43,299
‫کلی نوزاد و بالرین هم داریم.

1388
01:27:43,299 --> 01:27:45,134
‫کلی هم کشتی‌کج‌کار داریم.

1389
01:27:45,176 --> 01:27:46,761
‫خیلی از انسان‌ها لایق نجات یافتنن.

1390
01:27:47,845 --> 01:27:49,013
‫شاید از نظر تو باشن؛

1391
01:27:50,306 --> 01:27:51,808
‫ولی من انسان نیستم.

1392
01:27:53,142 --> 01:27:54,394
‫کریپتونی‌ام.

1393
01:27:58,147 --> 01:27:59,983
‫رفت.

1394
01:27:59,983 --> 01:28:01,776
‫باید دوباره قدرتم رو به دست بیارم.

1395
01:28:04,404 --> 01:28:05,863
‫شاید اگه بتونم سانحه...

1396
01:28:05,905 --> 01:28:07,323
‫منشأ قدرتم رو بازسازی کنم،

1397
01:28:07,323 --> 01:28:08,908
‫بتونم دوباره به «نیروی سرعت» متصل بشم...

1398
01:28:08,950 --> 01:28:11,786
‫و شاید بتونیم زاد رو شکست بدیم.

1399
01:28:11,828 --> 01:28:14,163
‫یا ممکنه خودت رو
‫در همین حین به کشتن بدی.

1400
01:28:17,166 --> 01:28:18,001
‫بگو ببینم.

1401
01:28:19,961 --> 01:28:22,046
‫اگه دوباره قدرتت رو به دست بیاری،

1402
01:28:22,088 --> 01:28:23,339
‫می‌تونی هرجایی بری.

1403
01:28:23,339 --> 01:28:25,008
‫می‌تونی به خط زمانی...

1404
01:28:25,008 --> 01:28:26,342
‫یا دنیای دیگه‌ای بری.

1405
01:28:26,384 --> 01:28:28,720
‫واسه چی می‌خوای بمونی...

1406
01:28:28,761 --> 01:28:31,014
‫و واسه نجات این دنیا بجنگی؟

1407
01:28:31,014 --> 01:28:33,308
‫چون مامانم تو این دنیا زنده است.

1408
01:28:36,519 --> 01:28:39,272
‫به گذشته سفر کرده بودم
‫که نجاتش بدم.

1409
01:28:39,314 --> 01:28:41,399
‫دوباره از دستش نمی‌دم.

1410
01:28:41,441 --> 01:28:43,359
‫پسره خبر نداره، مگه نه؟

1411
01:28:43,359 --> 01:28:46,154
‫مگه می‌شه چنین مسئله‌ای رو
‫به کسی گفت؟

1412
01:28:49,782 --> 01:28:51,784
‫من والدینم رو از دست دادم،

1413
01:28:54,537 --> 01:28:56,247
‫ولی عذاب از دست دادنشون...

1414
01:29:00,001 --> 01:29:01,502
‫باعث شد چنین آدمی بشم.

1415
01:29:01,544 --> 01:29:04,088
‫راستش، گمون نکنم بدونم
‫بدون عذابش چه‌جور آدمی می‌شدم.

1416
01:29:08,343 --> 01:29:11,137
‫من عمرم رو صرف...

1417
01:29:11,179 --> 01:29:14,057
‫تلاش در جهت اصلاح اشتباهات گذشته‌ام کردم.

1418
01:29:15,350 --> 01:29:16,559
‫انگار...

1419
01:29:16,559 --> 01:29:19,437
‫والدینم با شنل پوشیدن
‫و مبارزه با جرم و جنایت...

1420
01:29:19,479 --> 01:29:21,356
‫زنده می‌شدن.

1421
01:29:27,278 --> 01:29:28,738
‫تو واقعا زنده‌شون کردی.

1422
01:29:29,989 --> 01:29:31,532
‫خب...

1423
01:29:31,574 --> 01:29:33,076
‫گمون کنم قصد داری...

1424
01:29:33,076 --> 01:29:35,370
‫مواد شیمیایی صنعتی
‫رو خودت بریزی...

1425
01:29:35,411 --> 01:29:37,246
‫و دچار برق‌گرفتگی بشی؟

1426
01:29:37,288 --> 01:29:38,164
‫آره.

1427
01:29:42,377 --> 01:29:43,586
‫کمک نمی‌خوای؟

1428
01:29:45,463 --> 01:29:47,965
‫معلومه که می‌خوام.
‫کارم خیلی راحت‌تر می‌شه.

1429
01:29:48,007 --> 01:29:49,509
‫راستش، خودم یه سری مواد شیمیایی...

1430
01:29:49,550 --> 01:29:50,927
‫و هویه‌ات رو قرض گرفتم،

1431
01:29:50,927 --> 01:29:53,096
‫خودم هم که رو صندلی خفاشیت نشستم.

1432
01:29:53,096 --> 01:29:54,430
‫اشتباه کردم؟

1433
01:30:06,442 --> 01:30:09,904
‫دریافت شد، کل نیروهای آماده‌باش توجه کنن...

1434
01:30:13,908 --> 01:30:15,868
‫از فرماندهی نیروی هوایی به «براوو ۶۰۱».

1435
01:30:15,910 --> 01:30:18,246
‫لطفا گروه‌های اصلی
‫حوزه خودشون رو تأیید کنن.

1436
01:30:37,098 --> 01:30:39,100
‫- گروه‌های سبز آماده حرکتن.
‫- آماده‌ایم!

1437
01:30:41,018 --> 01:30:44,939
‫هیچی برام نیاوردین؟ هوم.

1438
01:30:44,981 --> 01:30:47,316
‫من بهتون هشدار داده بودم.

1439
01:30:47,316 --> 01:30:50,069
‫عدم تواناییتون در راستای
‫تحویل خائن کریپتونیمون رو...

1440
01:30:50,111 --> 01:30:52,238
‫اعلام جنگ برداشت می‌کنم.

1441
01:30:55,908 --> 01:30:57,243
‫- شلیک کنین، شلیک کنین، شلیک کنین!
‫- حمله کردن، حمله کردن!

1442
01:30:57,285 --> 01:30:57,994
‫آماده باشین!
‫آماده باشین! شلیک کنین!

1443
01:30:58,035 --> 01:31:00,329
‫نه.

1444
01:31:00,371 --> 01:31:03,166
‫زود باشین پشتیبانی هوایی بفرستین!
‫تکرار می‌کنم، پشتیبانی هوایی بفرستین!

1445
01:31:30,485 --> 01:31:32,653
‫خیلی‌خب، دکمه‌اش رو که زدم،

1446
01:31:32,695 --> 01:31:34,322
‫جریان باید از سیم بالا رفته...

1447
01:31:34,363 --> 01:31:36,991
‫و آذرخش رو به بادباکمون جذب کنه.

1448
01:31:37,033 --> 01:31:38,284
‫بیا، بپوشش.

1449
01:31:38,326 --> 01:31:39,702
‫مقابل گرما و ضربه مقاومه.

1450
01:31:39,702 --> 01:31:41,454
‫باید کمی ازت محافظت کنه.

1451
01:31:41,496 --> 01:31:43,331
‫درسته، ولی هدفم اینه
‫که محافظتی که در کار نباشه.

1452
01:31:45,041 --> 01:31:45,917
‫خیلی‌خب.

1453
01:31:48,669 --> 01:31:50,421
‫تو باید بری کنار.

1454
01:31:50,463 --> 01:31:51,464
‫می‌رم.

1455
01:31:56,010 --> 01:31:57,011
‫بریم که دچار برق‌گرفتگی بشم.

1456
01:32:02,975 --> 01:32:04,393
‫این کارمون جواب می‌ده، مگه نه؟

1457
01:32:04,393 --> 01:32:06,229
‫معلومه که جواب می‌ده.

1458
01:32:06,229 --> 01:32:08,022
‫قبلا هم چنین کاری کردیم.

1459
01:32:08,064 --> 01:32:09,649
‫تازه، این‌دفعه بتمن
‫هم هوامون رو داره.

1460
01:32:09,690 --> 01:32:11,275
‫چه مشکلی می‌خواد پیش بیاد؟

1461
01:32:11,317 --> 01:32:13,402
‫اِم، جهت اطلاعت بگم که به نظرم
‫کارت جنون‌آمیزه.

1462
01:32:15,112 --> 01:32:15,988
‫برو کنار.

1463
01:32:22,078 --> 01:32:23,079
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

1464
01:32:33,047 --> 01:32:35,091
‫باز هم خودم و خودتیم جناب آذرخش.

1465
01:32:42,014 --> 01:32:42,723
‫بزنش!

1466
01:33:05,371 --> 01:33:06,581
‫وایستا ببینم، چی؟ نه!

1467
01:33:06,622 --> 01:33:08,499
‫نه، وایستا! بس کن! بس کن!

1468
01:33:15,631 --> 01:33:17,300
‫وای خدا.

1469
01:33:17,341 --> 01:33:18,509
‫وای خدا.

1470
01:33:18,551 --> 01:33:19,468
‫بری، نه.

1471
01:33:23,264 --> 01:33:24,140
‫دوباره بزن.

1472
01:33:25,349 --> 01:33:26,601
‫ولی...

1473
01:33:26,642 --> 01:33:27,602
‫خواهش می‌کنم.

1474
01:33:35,818 --> 01:33:37,361
‫مدارش سوخته.

1475
01:34:35,670 --> 01:34:36,671
‫هوات رو دارم.

1476
01:35:08,744 --> 01:35:10,746
‫آهای. بری.

1477
01:35:12,331 --> 01:35:14,583
‫چیزیت نیست.
‫عین دفعه پیشه، مگه نه؟

1478
01:35:14,583 --> 01:35:15,751
‫پس الان دیگه باید ترمیم بشی.

1479
01:35:33,811 --> 01:35:34,937
‫ببینین، ببینین، ببینین!

1480
01:35:34,937 --> 01:35:36,439
‫اثر کرد. اثر کرد.

1481
01:35:36,480 --> 01:35:38,441
‫ایول، اثر کرد. ایول.

1482
01:35:38,482 --> 01:35:40,401
‫ایول، داره ترمیم می‌شه.
‫داره ترمیم می‌شه.

1483
01:35:40,443 --> 01:35:42,278
‫وای خدایا. حالش خوبه.

1484
01:35:42,278 --> 01:35:44,488
‫پسر، بدجوری زهره‌ترکم کردی.

1485
01:36:28,324 --> 01:36:29,784
‫به هوش اومدی.

1486
01:36:29,825 --> 01:36:30,910
‫حالت چطوره؟

1487
01:36:31,702 --> 01:36:32,620
‫انگار کندم.

1488
01:36:33,537 --> 01:36:35,331
‫شاید حالت با این بهتر بشه.

1489
01:36:45,341 --> 01:36:47,343
‫وای... وای!

1490
01:36:47,843 --> 01:36:48,844
‫ایول!

1491
01:36:48,844 --> 01:36:51,472
‫امان از دستت پسر!
‫خیلی خواستنی می‌پوشیش!

1492
01:36:51,514 --> 01:36:53,224
‫وای، چقدر خوشحالم
‫که باز هم قدرت دارم.

1493
01:36:53,265 --> 01:36:54,558
‫ایول!

1494
01:36:54,600 --> 01:36:56,310
‫خب، چه لباسی پوشیدی؟

1495
01:36:56,352 --> 01:36:57,645
‫خوشت میاد؟

1496
01:36:57,686 --> 01:36:59,522
‫خودم با لباس قدیمی بتمن درستش کردم.

1497
01:36:59,522 --> 01:37:01,690
‫ولی عین لباس خودمون رنگ‌آمیزیش کردم.

1498
01:37:01,690 --> 01:37:03,859
‫خب، اینجا رو باش!

1499
01:37:03,859 --> 01:37:05,736
‫آدم کمی توش راحت‌تره.

1500
01:37:08,280 --> 01:37:09,365
جالبه

1501
01:37:10,491 --> 01:37:11,867
‫پسر...

1502
01:37:11,909 --> 01:37:13,410
‫واقعا از ته دلت گفتی؟

1503
01:37:13,452 --> 01:37:14,870
‫خب، دقـ...

1504
01:37:14,912 --> 01:37:18,457
‫دقیقا معنی رو بلد نیستم؛

1505
01:37:18,499 --> 01:37:21,252
‫ولی ظاهرا تعریف محسوب می‌شه.

1506
01:37:21,293 --> 01:37:22,211
‫چیکار می‌کنی؟

1507
01:37:25,047 --> 01:37:26,465
‫برگشتی.

1508
01:37:26,507 --> 01:37:28,509
‫خوشحالم که سالمی.

1509
01:37:28,551 --> 01:37:31,303
‫باید سوالی ازت بپرسم.

1510
01:37:31,345 --> 01:37:33,806
‫وقتی من رو تو زندانی
‫که برام ساخته بودن پیدا کردی...

1511
01:37:35,307 --> 01:37:36,809
‫و دیدی کال‌ال نیستم،

1512
01:37:39,520 --> 01:37:41,397
‫واسه چی کمکم کردی؟

1513
01:37:41,397 --> 01:37:42,773
‫چون کمک لازم داشتی.

1514
01:37:45,609 --> 01:37:48,654
‫معنای این نماد رو بلدی؟

1515
01:37:48,696 --> 01:37:50,781
‫- مخفف سوپرگرله؟
‫- به معنای امیده، مگه نه؟

1516
01:37:50,823 --> 01:37:52,908
‫آره، امیده. به معنای امیده؟

1517
01:37:52,950 --> 01:37:55,661
‫کریپتون سیاره خیلی قشنگی بود.

1518
01:37:57,746 --> 01:37:59,373
‫ما ملت امیدواری هستیم،

1519
01:38:00,082 --> 01:38:01,709
‫اهل جنگ نیستیم.

1520
01:38:03,335 --> 01:38:04,879
‫با گزارش زنده از متروپلیس در خدمتتون هستم،

1521
01:38:04,920 --> 01:38:06,547
‫- شیء پرنده مرموزی دقایقی پیش...
‫- [خبر داغ]

1522
01:38:06,589 --> 01:38:08,549
‫- درسته که زاد کریپتونیه،
‫- [سفینه‌ای فضایی بر فراز متروپلیس]

1523
01:38:08,591 --> 01:38:11,427
‫ولی همنوع من محسوب نمی‌شه.

1524
01:38:11,427 --> 01:38:13,762
‫یعنی منظورت اینه که...

1525
01:38:13,762 --> 01:38:15,514
‫آره.

1526
01:38:15,556 --> 01:38:16,974
‫کمکتون می‌کنم با زاد بجنگین.

1527
01:38:19,894 --> 01:38:21,770
‫ایول!

1528
01:38:21,812 --> 01:38:23,689
‫چه گروه جالبی.

1529
01:38:23,731 --> 01:38:26,609
‫اِم، گفته بودی...

1530
01:38:26,609 --> 01:38:27,818
‫اسممون چی بود؟

1531
01:38:27,860 --> 01:38:29,862
‫اسممون «لیگ عدالت»ـه.

1532
01:38:29,904 --> 01:38:30,988
‫نه.

1533
01:38:31,030 --> 01:38:33,991
‫- نه؟
‫- خب، می‌شه گفت درسته.

1534
01:38:35,034 --> 01:38:36,035
‫یه خدای باستان،

1535
01:38:36,076 --> 01:38:37,578
‫یه ترمیناتور مهربون...

1536
01:38:37,620 --> 01:38:39,079
‫و یه پری دریایی فوق‌بشری...

1537
01:38:39,121 --> 01:38:41,874
‫کم داریم.

1538
01:38:41,916 --> 01:38:44,001
‫حضور بتمن هم قطعا به کارمون میاد.

1539
01:38:47,087 --> 01:38:48,464
‫پایه‌ای؟

1540
01:38:53,636 --> 01:38:54,762
‫می‌خواین دل به دریا بزنیم؟

1541
01:38:57,389 --> 01:38:58,724
‫بیاین دل به دریا بزنیم.

1542
01:39:11,987 --> 01:39:14,782
‫تو دنیای خودم، سر و کله سوپرمن
‫به محض پخش پیام زاد پیدا شد.

1543
01:39:14,823 --> 01:39:17,368
‫در نتیجه، الان دیگه معلوم نیست چی می‌شه.

1544
01:39:17,409 --> 01:39:20,537
‫فقط می‌دونم کنترل «موتورهای دنیا»
‫در اختیار زاده...

1545
01:39:20,579 --> 01:39:22,081
‫که اگه زودتر جلوش رو نگیریم،

1546
01:39:22,122 --> 01:39:23,749
‫نقاط وسیع‌تری...

1547
01:39:23,791 --> 01:39:25,584
‫از متروپلیس رو نابود می‌کنن.

1548
01:39:25,626 --> 01:39:26,669
‫بری، چیکار می‌کنی؟

1549
01:39:26,710 --> 01:39:27,628
‫چی؟

1550
01:39:29,088 --> 01:39:30,589
‫بچه‌هامون با دیدنش خوشحال می‌شن.

1551
01:39:30,631 --> 01:39:31,590
‫بچه‌هاتون؟

1552
01:39:33,842 --> 01:39:36,804
‫خب، کل بچه‌ها رو می‌گم.
‫بچه‌های کل دنیا رو می‌گم.

1553
01:39:36,845 --> 01:39:38,013
‫از دیدنش خوشحال می‌شن.

1554
01:39:40,641 --> 01:39:42,393
‫داریم می‌رسیم.

1555
01:39:42,434 --> 01:39:44,436
‫من فرود نمیام
‫که نیروهای هواییشون رو نابود کنم.

1556
01:39:44,478 --> 01:39:45,854
‫بری، صرفا جهت شفاف‌سازی می‌گم...

1557
01:39:45,854 --> 01:39:47,022
‫منظورش اینه که خودم و خودت...

1558
01:39:47,064 --> 01:39:49,024
‫باید با کل ارتش کریپتون بجنگیم.

1559
01:39:49,024 --> 01:39:50,651
‫ایول.

1560
01:39:50,693 --> 01:39:53,112
‫باید واسه کارا فرصت جور کنیم
‫که کار زاد رو تموم کنه.

1561
01:39:53,153 --> 01:39:54,405
‫راستی، یادت باشه که لباست
‫برعکس لباس من،

1562
01:39:54,446 --> 01:39:55,531
‫قابلیت برگشت‌ناپذیری انرژی نداره،

1563
01:39:55,572 --> 01:39:56,991
‫واسه همین نباید دائم بدوی،

1564
01:39:57,032 --> 01:39:58,784
‫وگرنه بیش از حد برق تولید می‌کنی.

1565
01:39:58,826 --> 01:40:00,536
‫- وایستا ببینم، چی گفتی؟
‫- [روی هدف قفل شد]

1566
01:40:17,553 --> 01:40:18,929
‫ای وای!

1567
01:40:20,764 --> 01:40:22,433
‫محکم بشینین!

1568
01:40:24,184 --> 01:40:25,561
‫- خیلی‌خب!
‫- محکم بشینین.

1569
01:40:27,813 --> 01:40:29,106
‫انسان‌هایی که اومدیم
‫ازشون محافظت کنیم شلیک می‌کنن؟

1570
01:40:29,148 --> 01:40:30,816
‫اون‌ها که خبر ندارن
‫طرف خودشونیم.

1571
01:41:06,143 --> 01:41:07,019
‫زاد.

1572
01:41:16,570 --> 01:41:17,738
‫سلام کارا زوراِل.

1573
01:41:17,780 --> 01:41:19,198
‫خیلی وقته که منتظرت بودیم.

1574
01:41:22,159 --> 01:41:23,660
‫بدوین، بدوین!

1575
01:41:24,828 --> 01:41:25,829
‫پناه بگیرین!

1576
01:41:29,833 --> 01:41:31,919
‫- ببرش، ببرش!
‫- تو برو! من هوات رو دارم!

1577
01:41:49,103 --> 01:41:51,730
‫خیلی‌خب، یعنی قول فضایی...

1578
01:41:51,772 --> 01:41:53,565
‫و بانوی قاتل رو...

1579
01:41:53,607 --> 01:41:55,651
‫- هم ما باید شکست بدیم؟
‫- ببین، ببین، ببین.

1580
01:41:55,692 --> 01:41:57,194
‫به فکر اون‌ها نباش، خب؟
‫آروم باش.

1581
01:41:57,236 --> 01:41:59,321
‫کافیه از اون‌ها شروع کنیم.

1582
01:41:59,321 --> 01:42:00,989
‫درسته، کریپتونی‌ان و نمی‌تونیم بکشیمشون،

1583
01:42:01,031 --> 01:42:02,950
‫ولی می‌تونیم معطلشون کنیم
‫که کارا کارش رو بکنه.

1584
01:42:02,991 --> 01:42:05,619
‫قدم به قدم پیش می‌ریم.

1585
01:42:05,661 --> 01:42:08,163
‫خب؟ من خلع سلاحشون می‌کنم،
‫بعدش تو وارد عمل می‌شی.

1586
01:42:10,290 --> 01:42:11,291
‫بهشون مشت بزن.

1587
01:42:12,918 --> 01:42:14,711
‫بیا باربی.

1588
01:42:14,753 --> 01:42:16,713
‫برین پارتی؟

1589
01:42:23,595 --> 01:42:24,930
‫خیلی‌خب، آخ!

1590
01:42:27,182 --> 01:42:28,183
‫وای.

1591
01:42:33,188 --> 01:42:34,189
‫خیلی‌خب. چیزی نیست.

1592
01:42:34,189 --> 01:42:35,858
‫چیزیت نیست. بیا.

1593
01:42:35,899 --> 01:42:37,192
‫ای خدا، چقدر سریعن.

1594
01:42:37,234 --> 01:42:39,027
‫آره، ولی ما سریع‌تریم.

1595
01:42:42,865 --> 01:42:44,867
‫تغییر زیست‌بوم سیاره آغاز شده.

1596
01:42:44,908 --> 01:42:46,702
‫این سیاره باید نابود بشه...

1597
01:42:46,702 --> 01:42:48,745
‫تا سیاره خودمون از نو احیا بشه.

1598
01:42:56,378 --> 01:42:58,255
‫وای خدایا. باید بریم. باید بریم.

1599
01:42:58,297 --> 01:42:59,882
‫دن، دنی، بدو، بدو!

1600
01:43:01,216 --> 01:43:03,594
‫کریپتون از دست رفته زاد.

1601
01:43:03,635 --> 01:43:05,012
‫عموت،

1602
01:43:05,053 --> 01:43:06,054
‫جوراِل،

1603
01:43:07,389 --> 01:43:08,765
‫کلید احیای مجدد...

1604
01:43:08,807 --> 01:43:11,602
‫کریپتون رو تو بدن...

1605
01:43:11,643 --> 01:43:13,979
‫بچه‌ای کریپتونی مخفی کرده بود.

1606
01:43:14,021 --> 01:43:16,273
‫کل مواد ژنتیکی که پیش‌نیاز...

1607
01:43:16,315 --> 01:43:18,150
‫شروعی دوباره بودن رو...

1608
01:43:18,192 --> 01:43:20,068
‫تو دی‌ان‌ایش مخفی کرده بود...

1609
01:43:20,110 --> 01:43:22,821
‫و بعدش با سفینه فراری
‫به زمین فرستادش.

1610
01:43:22,863 --> 01:43:24,740
‫اینجا نیست. شکست خوردی.

1611
01:43:25,991 --> 01:43:26,992
‫خودمون پیداش کردیم.

1612
01:43:29,077 --> 01:43:30,913
‫محفظه‌اش رو پیدا کردیم؛

1613
01:43:33,207 --> 01:43:35,792
‫ولی پسرعموت به کارمون نمی‌اومد.

1614
01:43:37,669 --> 01:43:39,671
‫خودت به کارمون میای.

1615
01:43:39,713 --> 01:43:41,256
‫کارا زوراِل.

1616
01:43:41,256 --> 01:43:43,258
‫باید خون تو رو...

1617
01:43:43,300 --> 01:43:44,426
‫جمع‌آوری کنیم.

1618
01:43:44,426 --> 01:43:45,886
‫چه بلایی سر کال‌ال آوردی؟

1619
01:43:45,928 --> 01:43:48,680
‫جان‌فشانی تو باعث می‌شه...

1620
01:43:48,722 --> 01:43:50,724
‫کریپتون از نو احیا بشه.

1621
01:43:50,766 --> 01:43:53,602
‫چیکار کردی؟

1622
01:43:55,896 --> 01:43:58,607
‫اون نوزاد زنده نموند.

1623
01:44:32,057 --> 01:44:33,308
‫ببین، نقشه جدیدی می‌ریزیم.

1624
01:44:33,350 --> 01:44:35,018
‫من حواسشون رو با گردباد پرت می‌کنم.

1625
01:44:35,060 --> 01:44:36,853
‫تو هم با تمام قوا حمله می‌کنی.

1626
01:44:36,895 --> 01:44:37,938
‫این‌دفعه بهشون لگد بزن.

1627
01:44:53,787 --> 01:44:55,247
‫ایول!

1628
01:44:55,289 --> 01:44:56,873
‫بری، دیدی چیکار کردم؟

1629
01:44:56,915 --> 01:44:58,333
‫مواظب باش. داری بیش از حد برق
‫تو لباست انباشته می‌کنی.

1630
01:45:00,294 --> 01:45:02,170
‫نظرت چیه عین «امپراتور» به خدمتش برسم؟

1631
01:45:03,505 --> 01:45:05,674
‫نه، نه، نه!

1632
01:45:32,451 --> 01:45:35,203
‫بری، راستش فکرت کاملا احمقانه نبود!

1633
01:45:35,203 --> 01:45:37,205
‫ولی اگه نمی‌خوای در حین انجامش بمیری،

1634
01:45:37,247 --> 01:45:39,166
‫باید به طریقی مدارش رو تکمیل کنی.

1635
01:45:39,207 --> 01:45:41,293
‫ببین اگه دست‌هات رو این‌جوری
‫به هم بزنی چی می‌شه؟

1636
01:45:47,132 --> 01:45:49,843
‫- آماده‌ای.
‫- بزن بریم!

1637
01:47:06,461 --> 01:47:08,046
‫به خدمت سفینه بزرگه می‌رسم.

1638
01:47:19,391 --> 01:47:20,308
‫تیر خوردم.

1639
01:47:23,145 --> 01:47:25,063
‫بروس، صدام رو داری؟

1640
01:47:25,105 --> 01:47:26,606
‫- کارا کجاست؟
‫- برو پیداش کن.

1641
01:47:31,611 --> 01:47:32,487
‫بروس!

1642
01:47:33,989 --> 01:47:35,991
‫حالت پرانه به مشکل خورد.

1643
01:47:36,032 --> 01:47:38,076
‫- حالت پرانه به مشکل خورد.
‫- [حالت پرانه به مشکل خورد]

1644
01:48:17,449 --> 01:48:19,159
‫استراحت کن کارا زوراِل.

1645
01:48:24,664 --> 01:48:26,041
‫دارم سقوط می‌کنم؛

1646
01:48:31,087 --> 01:48:32,631
‫ولی تنهایی سقوط نمی‌کنم.

1647
01:48:32,672 --> 01:48:34,966
‫نه، نه، نه بروس!

1648
01:48:35,008 --> 01:48:37,177
‫بپر بیرون، بپر بیرون!
‫بروس، بپر بیرون دیگه...

1649
01:48:37,177 --> 01:48:37,969
‫[قطع تماس]

1650
01:48:45,185 --> 01:48:46,186
‫نه!

1651
01:48:58,073 --> 01:48:58,907
‫کارا.

1652
01:49:05,539 --> 01:49:07,374
‫قرار نبود...

1653
01:49:09,417 --> 01:49:10,585
‫قرار نبود این‌طوری بشه...

1654
01:49:17,175 --> 01:49:18,593
‫کارا مرده.

1655
01:49:18,635 --> 01:49:20,178
‫جفتشون مرده‌ان.

1656
01:49:20,220 --> 01:49:22,180
‫ولی لزومی نداره بمیرن، مگه نه؟

1657
01:49:22,222 --> 01:49:24,558
‫آخه می‌تونیم به گذشته بریم.

1658
01:49:24,599 --> 01:49:26,726
‫- عین خودت به گذشته می‌ریم.
‫- هنوز اون‌قدر سریع نشدی.

1659
01:49:26,768 --> 01:49:27,686
‫مطمئنی؟

1660
01:49:29,771 --> 01:49:31,648
‫بری!

1661
01:49:33,108 --> 01:49:34,150
‫بری، وایستا!

1662
01:49:48,081 --> 01:49:49,624
‫سرعتم کافیه؟

1663
01:49:49,666 --> 01:49:51,042
‫آره، گمون کنم باشه.

1664
01:49:57,549 --> 01:49:59,175
‫ببین بری، اِم...

1665
01:50:00,552 --> 01:50:04,306
‫چیه؟ چیزی نیست.
‫می‌تونیم درستش کنیم.

1666
01:50:04,347 --> 01:50:05,557
‫می‌دونی چه تغییری ایجاد کنی؟

1667
01:50:05,599 --> 01:50:07,142
‫من می‌دونم چه تغییری ایجاد کنم.

1668
01:50:12,063 --> 01:50:13,481
‫به خدمت سفینه بزرگه می‌رسم.

1669
01:50:16,067 --> 01:50:18,361
‫بروس، ولش کن. اون سفینه سپر محافظتی داره.

1670
01:50:18,403 --> 01:50:19,321
‫دریافت شد.

1671
01:50:23,116 --> 01:50:24,159
‫ولی اون که نداره.

1672
01:50:25,327 --> 01:50:27,162
‫کی رو می‌گی؟
‫غول فضایی رو می‌گی؟

1673
01:50:27,203 --> 01:50:28,705
‫آره، آره، لطفا به خدمتش برس.

1674
01:50:44,763 --> 01:50:45,597
‫[سوخت‌یاب]

1675
01:51:10,288 --> 01:51:11,206
‫ایول.

1676
01:52:46,301 --> 01:52:47,218
‫[۰۰۰۰۰۰۰۰۲]

1677
01:52:47,260 --> 01:52:48,219
‫[۰۰۰۰۰۰۰۰۱]

1678
01:53:10,867 --> 01:53:11,910
‫نه.

1679
01:53:12,660 --> 01:53:13,495
‫ببین.

1680
01:53:14,579 --> 01:53:16,247
‫درست می‌شه.

1681
01:53:16,289 --> 01:53:17,457
‫این‌دفعه درست نمی‌شه پسر.

1682
01:53:19,876 --> 01:53:21,711
‫شاید بعدا درست شد.

1683
01:53:27,759 --> 01:53:29,385
‫نمی‌تونیم احیات کنیم، مگه نه؟

1684
01:53:30,929 --> 01:53:32,305
‫همین الانش هم احیام کردین.

1685
01:53:34,432 --> 01:53:35,767
‫همین الانش هم احیام کردین.

1686
01:53:46,402 --> 01:53:47,362
‫بیا بری.

1687
01:53:48,863 --> 01:53:50,490
‫باید بلند بشی. بیا دیگه.

1688
01:53:50,532 --> 01:53:51,699
‫- بری.
‫- دوباره برمی‌گردیم.

1689
01:53:54,494 --> 01:53:56,246
‫بری.

1690
01:53:57,872 --> 01:53:59,666
‫بیا بریم دیگه.

1691
01:53:59,707 --> 01:54:01,376
‫بری، بیا دیگه. بیا بریم دیگه.

1692
01:54:01,417 --> 01:54:02,794
‫بری، به درد نمی‌خوره.

1693
01:54:05,505 --> 01:54:06,798
‫بری!

1694
01:54:26,901 --> 01:54:30,488
‫انفصال سلولی ایجاد کن!

1695
01:54:33,032 --> 01:54:35,660
‫خیلی‌خب، باید دربیارمش.

1696
01:54:35,702 --> 01:54:37,036
‫- باید دربیارمش.
‫- نه، چیزیم نیست.

1697
01:54:37,078 --> 01:54:38,496
‫باید دوباره انفصال سلولی ایجاد کنی.
‫بری، دوباره انفصال سلولی ایجاد کن.

1698
01:54:38,538 --> 01:54:39,581
‫چیزیم نیست. فقط باید زودتر ولش می‌کردم.

1699
01:54:39,581 --> 01:54:40,582
‫آخ!

1700
01:54:56,931 --> 01:54:58,266
‫دوباره برگردیم.

1701
01:54:59,767 --> 01:55:00,602
‫بری.

1702
01:55:09,444 --> 01:55:11,654
‫خیلی‌خب، می‌شه لطفا یه دقیقه صبر کنیم؟

1703
01:55:11,696 --> 01:55:14,365
‫شرمنده رفیق.
‫آره داداش، معلومه.

1704
01:55:14,407 --> 01:55:15,950
‫اصل ماجرا از همین قراره.

1705
01:55:15,950 --> 01:55:17,952
‫می‌تونیم هرچقدر خواستیم صبر کنیم.

1706
01:55:17,952 --> 01:55:20,079
‫نه، چنین منظوری نداشتم.
‫آهای!

1707
01:55:41,601 --> 01:55:43,978
‫خیلی‌خب، ردیفی؟ بیا.

1708
01:55:43,978 --> 01:55:45,813
‫باید کمکم کنی. بیا بریم.

1709
01:55:45,855 --> 01:55:47,649
‫بری، خواهش می‌کنم ببین چی می‌گم!

1710
01:56:05,750 --> 01:56:07,043
‫کجا بودی؟

1711
01:56:07,085 --> 01:56:08,711
‫چیه؟ کلا همین‌جا می‌مونی؟

1712
01:56:08,753 --> 01:56:11,673
‫بری، از اون برخوردهای حتمیه.

1713
01:56:11,673 --> 01:56:13,508
‫باید بس کنی. بری!

1714
01:56:28,815 --> 01:56:30,024
‫نه بری، وایستا!

1715
01:56:36,030 --> 01:56:38,533
‫بری، گوش کن.

1716
01:56:38,533 --> 01:56:39,784
‫باید مسئله‌ای رو باهات در میون بذارم.

1717
01:56:42,537 --> 01:56:44,914
‫من اولش واسه این
‫به گذشته...

1718
01:56:44,956 --> 01:56:47,542
‫- سفر کرده بودم که...
‫- آره، چون مامان مرده بود.

1719
01:56:47,583 --> 01:56:49,168
‫از کجا می‌دونی؟

1720
01:56:49,210 --> 01:56:51,838
‫مهم نیست. مگه نه؟

1721
01:56:51,879 --> 01:56:53,548
‫خودت هم می‌دونی
‫باید کارم رو اصلاح کنم.

1722
01:56:54,632 --> 01:56:55,550
‫نه.

1723
01:56:55,550 --> 01:56:56,884
‫اشتباه نکردی.

1724
01:56:56,884 --> 01:56:57,927
‫می‌تونیم نجاتش بدیم.

1725
01:56:57,969 --> 01:56:59,178
‫می‌تونیم اون‌ها رو هم نجات بدیم.

1726
01:56:59,220 --> 01:57:00,930
‫نه، نمی‌تونیم.

1727
01:57:00,972 --> 01:57:03,725
‫بروس داشت همین رو می‌گفت.

1728
01:57:03,766 --> 01:57:05,893
‫بری، این اتفاق حتمیه.

1729
01:57:05,935 --> 01:57:08,187
‫اگه هزار بار هم تلاش کنیم،
‫نمی‌تونیم درستش کنیم.

1730
01:57:09,230 --> 01:57:10,732
‫هر کاری هم که بکنیم...

1731
01:57:11,482 --> 01:57:13,192
‫این دنیا نابود می‌شه.

1732
01:57:14,152 --> 01:57:16,112
‫امروز نابود می‌شه.

1733
01:57:16,154 --> 01:57:17,155
‫نگاهی به اطرافت بنداز.

1734
01:57:21,492 --> 01:57:23,536
‫ببین داریم چقدر خسارت وارد می‌کنیم.

1735
01:57:29,625 --> 01:57:30,835
‫دیگه باید بس کنیم.

1736
01:57:30,877 --> 01:57:32,128
‫خب؟

1737
01:57:32,170 --> 01:57:34,005
‫ببین، من فقط لباس چرک‌هام رو آورده بودم.

1738
01:57:34,047 --> 01:57:37,133
‫تو اومدی و بهم گفتی ابرقهرمانم.

1739
01:57:37,175 --> 01:57:39,052
‫حالا منظورت چیه؟

1740
01:57:39,093 --> 01:57:40,970
‫نمی‌خوای ابرقهرمان باشم؟

1741
01:57:41,012 --> 01:57:43,598
‫خب، دیگه کار از کار گذشته!

1742
01:57:43,639 --> 01:57:46,142
‫من...

1743
01:57:46,184 --> 01:57:47,769
‫فلشم...

1744
01:57:47,769 --> 01:57:49,687
‫و می‌تونم همه رو نجات بدم.

1745
01:57:49,729 --> 01:57:51,522
‫هیچ‌کس نمی‌میره!

1746
01:57:51,564 --> 01:57:52,565
‫بری...

1747
01:57:54,275 --> 01:57:56,110
‫هر مسئله‌ای راه‌حل نداره.

1748
01:58:05,161 --> 01:58:07,080
‫هر مسئله‌ای راه‌حل نداره.

1749
01:58:11,209 --> 01:58:12,752
‫گاهی اوقات آدم باید ولشون کنه.

1750
01:58:12,794 --> 01:58:15,004
‫گاهی اوقات آدم باید ولشون کنه.

1751
01:58:15,046 --> 01:58:17,757
‫مامان رو ول کنم؟

1752
01:58:17,799 --> 01:58:21,010
‫همیشه در نقطه‌ای از زمان زنده می‌مونه.

1753
01:58:22,178 --> 01:58:23,179
‫همیشه زنده می‌مونه.

1754
01:58:23,971 --> 01:58:25,056
‫فقط کنار ما زنده نمی‌مونه.

1755
01:58:26,224 --> 01:58:28,518
‫خیلی چرت و پرت می‌گی پسر.

1756
01:58:28,559 --> 01:58:29,852
‫به گذشته سفر می‌کنم.

1757
01:58:29,894 --> 01:58:31,771
‫به گذشته سفر می‌کنی
‫که مامان رو بکشی؟

1758
01:58:31,813 --> 01:58:32,939
‫نه‌خیر!

1759
01:58:32,980 --> 01:58:34,774
‫می‌مونی!

1760
01:58:34,816 --> 01:58:36,818
‫همین‌جا می‌مونی.

1761
01:58:38,194 --> 01:58:39,821
‫کافیه بهم بیشتر فرصت بدی.

1762
01:58:39,821 --> 01:58:41,656
‫بری، بس کن!

1763
01:58:41,656 --> 01:58:44,033
‫آهای، وایستا!

1764
01:59:15,356 --> 01:59:17,608
‫گمون کنم اول آشناییمون
‫سوتفاهمی پیش اومده.

1765
01:59:17,650 --> 01:59:20,194
‫بیا از اول آشنا بشیم.
‫بنده فلش هستم.

1766
01:59:20,236 --> 01:59:21,279
‫اسم تو چیه؟

1767
01:59:21,320 --> 01:59:23,948
‫تصور طول عمر من...

1768
01:59:23,990 --> 01:59:25,908
‫در خواب و خیالت هم نمی‌گنجه.

1769
01:59:25,950 --> 01:59:28,619
‫جواب سوال من نبود.

1770
01:59:28,661 --> 01:59:30,329
‫این جمله رو تمرین کرده بودی؟

1771
01:59:35,835 --> 01:59:37,211
‫وای.

1772
01:59:37,253 --> 01:59:38,713
‫از اینجا برو بری!

1773
01:59:53,394 --> 01:59:55,104
‫جای زخمت... یعنی تو...

1774
01:59:56,230 --> 01:59:57,106
‫وای خدایا.

1775
01:59:58,107 --> 02:00:00,735
‫یعنی تو... تو...

1776
02:00:00,776 --> 02:00:02,278
‫آره، من...

1777
02:00:02,904 --> 02:00:03,905
‫خودتم.

1778
02:00:06,908 --> 02:00:08,868
‫دیگه چیزی نمونده.

1779
02:00:08,910 --> 02:00:10,870
‫می‌شه گفت راه‌حلش رو کشف کردم.

1780
02:00:10,912 --> 02:00:13,873
‫چند وقته که داری حلش می‌کنی؟

1781
02:00:13,915 --> 02:00:16,334
‫زمان اهمیتی نداره.

1782
02:00:16,375 --> 02:00:17,335
‫بلند شو بری.

1783
02:00:27,011 --> 02:00:29,722
‫آسمون رو نگاه کنین!
‫پرنده است!

1784
02:00:29,764 --> 02:00:31,057
‫هواپیماست!

1785
02:00:31,098 --> 02:00:32,642
‫سوپرمنه!

1786
02:01:14,850 --> 02:01:16,477
‫مو لا درزش نمی‌ره.

1787
02:01:18,396 --> 02:01:19,814
‫چنین فکری فقط به ذهن جوکر خطور می‌کنه.

1788
02:01:58,185 --> 02:02:00,354
‫خواهش می‌کنم خودت ببین
‫داره چه اتفاقی رخ می‌ده.

1789
02:02:01,856 --> 02:02:02,857
‫این دنیاها...

1790
02:02:11,907 --> 02:02:14,035
‫دارن به همدیگه برخورد کرده
‫و از هم می‌پاشن.

1791
02:02:16,329 --> 02:02:17,413
‫کار ما بود.

1792
02:02:19,415 --> 02:02:21,876
‫داریم تار و پود همه‌چی رو نابود می‌کنیم.

1793
02:02:24,170 --> 02:02:25,338
‫باید بس کنی.

1794
02:02:25,379 --> 02:02:28,215
‫درستش که کنم،
‫روندش متوقف می‌شه!

1795
02:02:29,967 --> 02:02:33,012
‫همه‌اش تقصیر تو نیست بری.

1796
02:02:33,054 --> 02:02:36,557
‫من ۲۹ سپتامبر اون سال
‫از «قدح زمان» بیرونت انداختم...

1797
02:02:36,557 --> 02:02:39,894
‫که بتونی این مسیر رو
‫برام رقم بزنی. هوم؟

1798
02:02:39,935 --> 02:02:42,438
‫از پارادوکس بی‌پایانمون خوشت میاد؟

1799
02:02:42,480 --> 02:02:44,815
‫من کاری کردم
‫ایجادم کنی،

1800
02:02:45,858 --> 02:02:47,526
‫الان هم خودت...

1801
02:02:48,402 --> 02:02:50,279
‫سد راهم شدی.

1802
02:02:50,321 --> 02:02:53,282
‫هرچقدر هم به پیروزی
‫در این نبرد نزدیک بشم،

1803
02:02:53,324 --> 02:02:55,326
‫تو به گذشته می‌ری...

1804
02:02:55,368 --> 02:02:57,161
‫و می‌ذاری مامان بمیره.

1805
02:02:57,203 --> 02:02:59,330
‫برخورد حتمی خودتی.

1806
02:03:00,331 --> 02:03:02,583
‫تو هم باید بی‌خیال بشی.

1807
02:03:02,583 --> 02:03:04,752
‫منظورش چیه؟

1808
02:03:05,878 --> 02:03:07,171
‫تو قهرمان منی.

1809
02:03:20,393 --> 02:03:22,853
‫چیکار کردی؟

1810
02:03:22,895 --> 02:03:25,439
‫ببین، ببین. نگران نباش.
‫ترمیم می‌شه.

1811
02:03:25,481 --> 02:03:26,524
‫ترمیم می‌شه.

1812
02:03:26,565 --> 02:03:28,275
‫من فقط می‌خواستم...

1813
02:03:46,085 --> 02:03:47,503
‫به مامان بگو خیلی دوستش دارم.

1814
02:04:42,516 --> 02:04:44,143
‫[حراج]

1815
02:04:59,200 --> 02:05:00,534
‫رب گوجه یادت نره.

1816
02:05:13,589 --> 02:05:16,217
‫بچه که بودم، اون غلات صبحانه رو
‫خیلی دوست داشتم.

1817
02:05:16,675 --> 02:05:18,219
‫آره.

1818
02:05:18,260 --> 02:05:19,970
‫پسرم خیلی دوستش داره.

1819
02:05:24,350 --> 02:05:26,393
‫دیگه تولیدش نمی‌کنن.

1820
02:05:26,393 --> 02:05:29,146
‫خب، خبر دارم که جلسه گذاشتن
‫تولیدش رو متوقف کنن.

1821
02:05:29,188 --> 02:05:31,607
‫- می‌شناسمتون؟
‫- نه، اهل این حوالی نیستم.

1822
02:05:31,649 --> 02:05:33,692
‫اومده بودم به مامانم سر بزنم.

1823
02:05:33,734 --> 02:05:35,194
‫شاید بشناسمش.

1824
02:05:35,236 --> 02:05:36,403
‫اسمش چیه؟

1825
02:05:37,321 --> 02:05:39,406
‫بهترین...

1826
02:05:39,448 --> 02:05:41,408
‫و مهربون‌ترین آدم دنیاست.

1827
02:05:42,159 --> 02:05:43,077
‫حالتون خوبه؟

1828
02:05:43,077 --> 02:05:45,079
‫آره، صرفا...

1829
02:05:45,079 --> 02:05:46,038
‫دلم خیلی براش تنگ می‌شه.

1830
02:06:07,476 --> 02:06:09,144
‫خودم می‌دونم...

1831
02:06:09,186 --> 02:06:11,272
‫خانم غریبه‌ای وسط فروشگاهم؛

1832
02:06:11,272 --> 02:06:12,398
‫ولی می‌خوای بغلت کنم؟

1833
02:06:13,357 --> 02:06:14,358
‫اوهوم. چرا که نه؟

1834
02:06:20,447 --> 02:06:23,117
‫- شرمنده‌ام.
‫- وای، از این حرف‌ها نزن.

1835
02:06:25,035 --> 02:06:28,122
‫حتما مامانت خیلی خوشحاله
‫که به دیدنش اومدی.

1836
02:06:28,163 --> 02:06:30,040
‫خیلی خوش‌شانسه که تو رو داره.

1837
02:06:37,631 --> 02:06:39,633
‫من هم خیلی خوش‌شانسم
‫که مامانم رو دارم.

1838
02:06:39,675 --> 02:06:43,304
‫آخی! باید به خودش هم بگی.

1839
02:06:43,345 --> 02:06:45,139
‫مامان‌ها از شنیدن این حرف‌ها خوشحال می‌شن.

1840
02:06:46,307 --> 02:06:47,308
‫از من بشنو.

1841
02:07:26,472 --> 02:07:27,681
‫خیلی دوستت دارم مامان.

1842
02:07:35,522 --> 02:07:36,690
‫«من بیشتر دوستت دارم.»

1843
02:07:38,817 --> 02:07:40,527
‫«من زودتر دوستت داشتم.»

1844
02:07:45,741 --> 02:07:46,867
‫خداحافظ.

1845
02:07:46,867 --> 02:07:48,160
‫خداحافظ.

1846
02:08:00,756 --> 02:08:02,966
‫[رب گوجه]

1847
02:08:21,276 --> 02:08:22,444
‫برگشتم.

1848
02:08:27,616 --> 02:08:28,826
‫[مطمئن نبودم کی برمی‌گردی.]
‫[دادگاه می‌بینمت. از طرف آیریس.]

1849
02:08:30,035 --> 02:08:32,788
‫[مطمئن نبودم کی برمی‌گردی.]
‫[دادگاه می‌بینمت. از طرف آیریس.]

1850
02:08:34,581 --> 02:08:36,333
‫دادگاهه!

1851
02:08:45,384 --> 02:08:47,511
‫... اون زمان به درد نمی‌خورد...

1852
02:08:50,681 --> 02:08:51,765
‫خیلی عذر می‌خوام.

1853
02:08:52,015 --> 02:08:53,100
‫[قاضی]

1854
02:08:56,228 --> 02:08:58,647
‫همون‌طور که داشتم می‌گفتم،

1855
02:08:58,689 --> 02:09:01,150
‫همین فیلم دوربین که در دادگاه اصلی...

1856
02:09:01,191 --> 02:09:03,152
‫مدرک ششم محسوب می‌شد،

1857
02:09:03,193 --> 02:09:04,820
‫اون زمان به درد نمی‌خورد،

1858
02:09:04,862 --> 02:09:06,655
‫ولی الان...

1859
02:09:06,697 --> 02:09:08,490
‫با جدیدترین تجهیزات...

1860
02:09:08,532 --> 02:09:10,701
‫«شرکت وین»...

1861
02:09:10,743 --> 02:09:12,202
‫کیفیتش رو بالا بردن.

1862
02:09:13,287 --> 02:09:14,163
‫این فیلم...

1863
02:09:14,621 --> 02:09:16,165
‫عذر اصلی...

1864
02:09:16,206 --> 02:09:18,292
‫آقای آلن رو...

1865
02:09:18,333 --> 02:09:19,668
‫که پسرشون، بری، هم از اول...

1866
02:09:20,794 --> 02:09:23,672
‫تأییدش کرده بود، اثبات می‌کنه.

1867
02:09:29,636 --> 02:09:30,637
‫ایناهاش.

1868
02:09:34,308 --> 02:09:37,853
‫چهره موکل بنده، آقای آلن،
‫همین‌جای فیلم که دارن...

1869
02:09:37,895 --> 02:09:40,981
‫یه قوطی رب گوجه
‫از بالاترین قفسه برمی‌دارن،

1870
02:09:40,981 --> 02:09:42,816
‫کاملا مشخصه.

1871
02:10:00,834 --> 02:10:02,836
‫آقای آلن، آقای آلن، می‌شه لطفا
‫کمی بیشتر از وقایع پرونده برامون بگین؟

1872
02:10:02,836 --> 02:10:04,922
‫خب، اِم...

1873
02:10:04,963 --> 02:10:07,674
‫رب گوجه‌ها رو جای قفسه پایین،
‫رو قفسه بالایی چیدن...

1874
02:10:07,716 --> 02:10:09,343
‫و بدین صورت...

1875
02:10:09,343 --> 02:10:11,470
‫اسپاگتیمون مجددا خام شد.

1876
02:10:12,554 --> 02:10:13,430
‫ختم کلام.

1877
02:10:15,849 --> 02:10:18,811
‫عذر می‌خوام، حرفتون اصلا منطقی نبود.
‫منظورتون چیه جناب؟

1878
02:10:18,852 --> 02:10:21,688
‫- ممنون. خیلی ممنون.
‫- اتهامات و جلسات دادگاه...

1879
02:10:21,688 --> 02:10:23,690
‫دیگه حرفی نداریم. ممنون.

1880
02:10:23,732 --> 02:10:25,943
‫و اظهارات دادگاه.

1881
02:10:25,984 --> 02:10:28,237
‫- نقل‌قول خوبی گفتم؟
‫- آره.

1882
02:10:28,278 --> 02:10:30,322
‫اسپاگتی.

1883
02:10:30,364 --> 02:10:32,699
‫راستی، حالا که حرف غذا شد،
‫تو فکرش بودم...

1884
02:10:34,701 --> 02:10:35,869
‫که بهتره من رو به صرف شام دعوت کنی.

1885
02:10:36,995 --> 02:10:38,413
‫با من شام بخوری؟

1886
02:10:38,455 --> 02:10:40,999
‫آره، بریم سر قرار بری.

1887
02:10:41,041 --> 02:10:43,877
‫آیریس وست، می‌خوای به صرف شام
‫با من قرار بذاری؟

1888
02:10:43,919 --> 02:10:45,379
‫- با کمال میل.
‫- ممنون.

1889
02:10:46,046 --> 02:10:47,339
‫من هم با کمال میل.

1890
02:10:48,048 --> 02:10:49,216
‫بهم زنگ بزن.

1891
02:11:07,359 --> 02:11:10,112
‫[بروس وین]

1892
02:11:10,737 --> 02:11:12,739
‫- سلام بروس!
‫- مبارک باشه.

1893
02:11:12,781 --> 02:11:15,659
‫ممنون. روحت هم خبر نداره
‫چقدر از شنیدن صدات خوشحالم.

1894
02:11:15,701 --> 02:11:19,288
‫دفعه بعد که دیدمت، باید کلی ماجرا
‫برات تعریف کنم بروس. درست می‌گفتی.

1895
02:11:19,329 --> 02:11:20,539
‫خب؟ ولی گوش من بدهکار نبود.

1896
02:11:20,581 --> 02:11:22,499
‫اوضاع هم خیلی عجیب و غریب شد،

1897
02:11:22,541 --> 02:11:24,668
‫ولی همه‌چی رو درست کردم،
‫قول می‌دم.

1898
02:11:24,710 --> 02:11:25,878
‫دارم می‌زنم کنار.

1899
02:11:27,087 --> 02:11:28,797
‫عه، چه عالی.

1900
02:11:28,839 --> 02:11:30,549
‫- عکس بگیرین.
‫- جناب، جناب!

1901
02:11:30,591 --> 02:11:32,843
‫- لطفا برین کنار.
‫- عکس بگیرین!

1902
02:11:32,885 --> 02:11:34,428
‫جناب، اگه می‌شه از طرف
‫روزنامه «دیلی پلنت» ازتون فیلم بگیرم.

1903
02:11:34,428 --> 02:11:34,469
‫- وین! وین!
‫- برین کنار.

1904
02:11:38,098 --> 02:11:39,808
‫با ادعای خودتون همسو بود؟

1905
02:11:42,853 --> 02:11:44,438
‫این دیگه کدوم خریه؟

1906
02:11:44,438 --> 02:11:45,772
‫ایشون جواب هیچ سوالی رو نمی‌دن.

1907
02:11:47,065 --> 02:11:48,066
‫سلام بری.

1908
02:11:49,359 --> 02:11:50,694
‫نه، خودش کجاسـ...

1909
02:11:51,570 --> 02:11:53,363
‫تو، تو... نه.

1910
02:11:53,405 --> 02:11:54,781
‫امکان نداره.

1911
02:11:54,781 --> 02:11:56,909
‫تو... تو که بتمن نیستی.

1912
02:11:59,620 --> 02:12:00,621
‫چت شده؟

1913
02:12:02,581 --> 02:12:03,916
‫عجب.

1914
02:12:08,086 --> 02:12:09,129
‫خب...

1915
02:12:10,297 --> 02:12:15,510
‫«فیلم پس از تیتراژ ادامه دارد.»

1916
02:20:53,570 --> 02:20:56,030
‫ببین. ببین، آخه می‌خوام...
‫نه، نه، نه.

1917
02:20:56,030 --> 02:20:58,491
‫آخه می‌خوام خیلی ساده توضیح بدم،
‫قول می‌دم...

1918
02:20:58,533 --> 02:21:01,202
‫همه‌شون بتمن بودن.
‫همه‌شون بروس وین بودن؛

1919
02:21:01,202 --> 02:21:03,079
‫ولی همه‌شون با همدیگه فرق می‌کردن.

1920
02:21:03,121 --> 02:21:06,458
‫- خب، من تو اون یکی زن خطاطی...
‫- خط زمانی.

1921
02:21:06,499 --> 02:21:07,500
‫همین آدمم؟

1922
02:21:07,542 --> 02:21:09,210
‫آره. می‌شه گفت همین آدمی.

1923
02:21:09,210 --> 02:21:11,045
‫دوست‌داشتنی، پشمالو،

1924
02:21:11,045 --> 02:21:13,339
‫وفادار و عاشق بیکنی.

1925
02:21:13,381 --> 02:21:15,300
‫خیلی‌خب، ببین.

1926
02:21:15,341 --> 02:21:18,094
‫ممنون که ساده‌تر برام توضیح دادی
‫جناب ساده‌ترپور.

1927
02:21:18,136 --> 02:21:20,013
‫خواهش، دارم تمام تلاشم رو می‌کنم.

1928
02:21:20,054 --> 02:21:22,056
‫ببین، فرض اصلی رو درک نکردی.

1929
02:21:22,098 --> 02:21:25,059
‫وقتی تو خط زمانی خودم...

1930
02:21:26,352 --> 02:21:28,313
‫خیلی‌خب، بیا.

1931
02:21:28,354 --> 02:21:29,981
‫بلند شو داداچی‌زئیدون خان.

1932
02:21:30,023 --> 02:21:31,524
‫خیلی‌خب، بیا.

1933
02:21:31,566 --> 02:21:33,401
‫خیال می‌کردم می‌خوای رو مبل بخوابی.

1934
02:21:33,735 --> 02:21:34,360
‫[پیتزا «بچینی»]

1935
02:21:34,402 --> 02:21:35,570
‫آرتور، خونه من همین‌جاست.

1936
02:21:35,570 --> 02:21:36,613
‫هری؟

1937
02:21:37,989 --> 02:21:39,657
‫خونه من همین‌جاست. مشکلی نیست.

1938
02:21:44,370 --> 02:21:45,455
‫خیلی‌خب.

1939
02:21:45,497 --> 02:21:47,207
‫راستی...

1940
02:21:47,248 --> 02:21:49,042
‫باز هم نوشیدنی می‌خوام.

1941
02:21:49,709 --> 02:21:52,378
‫زود برو. آها، بیا! بیا.

1942
02:21:52,420 --> 02:21:56,090
‫بیا. با این حساب کن.

1943
02:21:56,090 --> 02:21:57,592
‫آرتور، این جزو گنجینه آتلانتیسه.

1944
02:21:57,634 --> 02:22:00,094
‫همین رو بهشون بگو.

1945
02:22:00,136 --> 02:22:03,097
‫♪ پول ندارم لباس دریانوردی بخرم... ♪

1946
02:22:03,097 --> 02:22:04,432
‫- باشه.
‫- ♪ دریانوردم... ♪

1947
02:22:04,432 --> 02:22:05,391
‫دریانوردی.

1948
02:22:06,267 --> 02:22:07,268
‫چیزیش نیست.
