﻿1
00:02:07,083 --> 00:02:08,541
‫بریم که شروع کنیم!

2
00:02:08,958 --> 00:02:09,625
‫خوکای کثیف!

3
00:02:10,875 --> 00:02:12,541
‫برو، برو، برو

4
00:02:14,000 --> 00:02:15,041
‫از اینجا گم‌شید

5
00:02:15,208 --> 00:02:16,375
‫- خوک کثیف
‫- آشغال

6
00:02:16,958 --> 00:02:18,125
‫آشغال

7
00:02:20,958 --> 00:02:22,583
‫محکم‌تر بزنش

8
00:02:23,416 --> 00:02:25,250
‫برگرد خونه‌ات

9
00:02:31,875 --> 00:02:34,458
‫کد 10-31، تکرار می‌کنم، کد 10-31

10
00:02:34,583 --> 00:02:38,041
‫واحد 403 توی راهیم

11
00:02:38,166 --> 00:02:42,291
‫مرکز، مورد مشاهده شد.

12
00:02:42,416 --> 00:02:46,500
‫مرکز، فرد مورد نظر مشاهده شد.

13
00:02:46,625 --> 00:02:50,166
‫در حال فراره. گیرش انداختیم.

14
00:02:54,000 --> 00:02:55,666
‫ایست!

15
00:02:56,291 --> 00:02:57,791
‫تکون نخور!

16
00:03:04,916 --> 00:03:08,958
‫رئیس خوب

17
00:03:09,083 --> 00:03:11,750
‫ترازوی بلانکو
‫(کارخانه‌ی ترازو‌سازی)

18
00:03:11,875 --> 00:03:14,208
‫واسه جشن گرفتن دلایل زیادی داریم.

19
00:03:14,333 --> 00:03:17,166
‫به‌لطف همه‌ی شما امسال هم دوباره رشد کردیم.

20
00:03:17,291 --> 00:03:18,958
‫به‌لطف گروه بازاریابی‌امون،

21
00:03:21,291 --> 00:03:24,833
‫بچه‌های گروه تحقیق‌و‌توسعه، اما بدون توانایی

22
00:03:24,958 --> 00:03:26,250
‫بچه‌های خط تولید

23
00:03:26,375 --> 00:03:29,625
‫که تعهد کاری رو دوباره معنا کردن، ما اینجایی که هستیم قرار نداشتیم.

24
00:03:29,833 --> 00:03:31,000
میرایِس!

25
00:03:34,291 --> 00:03:35,458
‫ممنونم از تو

26
00:03:35,583 --> 00:03:38,083
‫در واقع از تو ممنونم که اونجا

27
00:03:38,791 --> 00:03:40,250
‫ سکان کشتی رو دست‌ات گرفته بودی.

28
00:03:40,625 --> 00:03:43,875
‫ما باید جشن بگیریم،
‫اما بدون اینکه بی‌خیال کارمون بشیم،

29
00:03:44,000 --> 00:03:46,000
‫چون به‌لطف شما

30
00:03:46,125 --> 00:03:49,583
‫امروز ما به فینال جایزه‌‌ای که قراره استانداری اهدا کنه راه پیدا کردیم

31
00:03:49,708 --> 00:03:51,708
‫اون هم به‌خاطر کسب‌و‌کار ممتاز

32
00:03:52,666 --> 00:03:54,291
‫«ممتاز»

33
00:03:54,500 --> 00:03:58,041
‫از آوای این کلمه لذت نمی‌برید؟

34
00:03:58,208 --> 00:04:00,666
‫سه کاندید وجود دارن. سه کاندید.

35
00:04:00,833 --> 00:04:04,125
‫و «ترازوی بلانکو» یکی از اوناست.

36
00:04:10,333 --> 00:04:15,250
‫و در روزهای آینده بازدیدی از سوی کمیته‌ی ویژه‌ی این جایزه خواهیم داشت.

37
00:04:15,375 --> 00:04:17,458
‫هر لحظه ممکنه سروکله‌اشون پیدا بشه

38
00:04:17,583 --> 00:04:20,083
‫پس ما باید گوش‌به‌زنگ باشیم.

39
00:04:20,208 --> 00:04:20,958
‫از شما سوالاتی رو خواهند پرسید

40
00:04:21,166 --> 00:04:25,000
‫«ببخشید، کار کردن توی ترازوی بلانکو چه حسی داره؟»

41
00:04:25,166 --> 00:04:27,750
‫و شما هم به اونا حقیقت رو می‌گید:«شگفت‌انگیزه.»

42
00:04:28,833 --> 00:04:30,375
‫و آقای بلانکو

43
00:04:30,500 --> 00:04:32,000
‫واسه ما مثل پدر می‌مونه، ما اونو می‌پرستیم.

44
00:04:34,250 --> 00:04:36,875
‫خب، همه‌اتون می‌دونید که من و همسرم بچه‌ای نداریم

45
00:04:37,458 --> 00:04:39,208
‫و نیازی هم نداریم

46
00:04:39,375 --> 00:04:41,250
‫چون شماها بچه‌های ما هستید.

47
00:04:41,458 --> 00:04:45,000
‫اگه شما مشکلی ندارید، پس من هم مشکلی ندارم.

48
00:04:47,000 --> 00:04:48,875
‫- جلوی بچه‌ها نه!
‫- لعنتی!

49
00:04:49,750 --> 00:04:51,625
‫و درست مثل این می‌مونه

50
00:04:51,750 --> 00:04:53,458
‫با بچه‌ها، خب...

51
00:04:53,583 --> 00:04:55,750
‫بعضی وقتا علاقه‌مندی‌هایی دارید.

52
00:04:57,041 --> 00:05:01,250
‫یا ممکنه یه‌نفر دیگه باشه که

53
00:05:01,375 --> 00:05:04,625
‫کمتر بخواد، اما نیازش بیشتر باشه.

54
00:05:04,750 --> 00:05:06,583
‫تو می‌خوای به من بگی چه‌کار کنم؟

55
00:05:06,708 --> 00:05:12,000
‫و گاهی مجبورید

56
00:05:12,125 --> 00:05:17,125
‫تصمیمات سختی بگیرید، اون هم برای خیر و صلاح خانواده. درسته؟

57
00:05:20,333 --> 00:05:21,333
‫بابایی!

58
00:05:26,708 --> 00:05:27,666
‫بابایی!

59
00:05:30,541 --> 00:05:33,125
‫یه‌بار دیگه بگو. بذار صداتو  بشنون!

60
00:05:33,250 --> 00:05:35,250
‫- بشین.
‫- خوزه، داری چه‌کار می‌کنی؟

61
00:05:35,375 --> 00:05:38,208
‫بهشون بگو. اگه جرات داری بگو. بگو که من رو اخراج کردی.

62
00:05:38,333 --> 00:05:39,500
‫به این آقای محترم گوش بدید. می‌خواد یه چیزی بهتون بگه.

63
00:05:41,125 --> 00:05:43,750
‫- خوزه، بچه‌هاتو از اینجا ببر بیرون.
‫- روبیو، بذار بشنون.

64
00:05:43,875 --> 00:05:45,291
‫من می‌خوام که خودت بهشون بگی.

65
00:05:45,416 --> 00:05:47,458
‫اگه قراره اخراجم کنی، جلوی اونا بهم بگو.

66
00:05:47,583 --> 00:05:49,666
‫خوزه، اونا نمی‌تونن اینجا باشن.

67
00:05:49,791 --> 00:05:53,583
‫آره که می‌تونن. اگه اونا می‌تونن توی این خیابونای لعنتی آواره بشن

68
00:05:53,708 --> 00:05:55,083
‫- می‌تونن اینجا هم باشن.
‫- خوزه.

69
00:05:55,208 --> 00:05:57,500
‫با اون چندرغاز پول بازخریدی که تو قراره بهم بدی!

70
00:05:57,625 --> 00:05:58,583
‫من واقعاً درکت می‌کنم.

71
00:05:58,708 --> 00:06:02,500
‫من باید دو خانوار رو سرپرستی کنم. می‌دونی که

72
00:06:02,625 --> 00:06:05,625
‫مجبورم خونه‌ی خودم رو ترک کنم (جدا شدن از همسر). لعنت!

73
00:06:05,750 --> 00:06:06,916
‫ و من اونا رو از دست می‌دم.

74
00:06:07,291 --> 00:06:08,375
‫من اونا رو از دست می‌دم.

75
00:06:08,500 --> 00:06:11,125
‫- اونا رو ببر بیرون و بعدش با هم حرف می‌زنیم.
‫- پس من می‌خوام خودت بهشون بگی.

76
00:06:11,250 --> 00:06:14,875
‫پس وقتی که بهم بگن چرا نمی تونن برن شنا کنن، منم بهشون می‌گم

77
00:06:15,041 --> 00:06:18,166
‫اون عوضی که کراوات بسته بود و آدم خوبی به‌نظر می‌رسید

78
00:06:18,291 --> 00:06:22,166
‫و خیلی نگران شما دو تا بود رو یادتونه؟
‫خب، این غلط رو اون کرده که شما الان نمی‌تونید برید شنا.

79
00:06:22,333 --> 00:06:24,000
‫این غلط رو اون کرده که الان شما نمی‌تونید هیچ‌کاری انجام بدید.

80
00:06:24,000 --> 00:06:27,166
‫خداحافظی‌ها واقعاً سختن. هیچ‌کس دوست نداره مجبور به رفتن بشه.

81
00:06:27,375 --> 00:06:29,916
‫تو این کارخونه، این جداشدن‌ها حتی سخت‌تر هم هستند

82
00:06:29,916 --> 00:06:32,750
‫چون روابطی که ما اینجا برقرار می‌کنیم فراتر از

83
00:06:32,750 --> 00:06:33,916
‫اون چیزیه که توی قراردادها می‌نویسن.

84
00:06:33,916 --> 00:06:35,625
‫اونایی از شما که پدر من رو می‌شناختید

85
00:06:35,625 --> 00:06:39,000
‫می‌دونید که اون آدم عادلی بود، به‌همین خاطر بود که ترازو می‌ساخت

86
00:06:39,875 --> 00:06:44,125
‫« جامعه‌ای که ترازوی بیشتری درست کنه، این جامعه عدالت بیشتری داره.»

87
00:06:44,250 --> 00:06:46,041
‫و چقدر درست می‌گفت.

88
00:06:46,750 --> 00:06:49,458
‫و پدر تو هم درست با پدر من شروع کرد، درسته میرایِس؟‌

89
00:06:49,625 --> 00:06:50,833
‫اونا برادر بودن.

90
00:06:51,916 --> 00:06:55,083
‫خب، من شور اون واسه کار،

91
00:06:55,708 --> 00:06:59,000
‫عشق اون به ترازو و شورمندی‌اش به وفاداری و اخلاص رو به ارث بردم.

92
00:06:59,125 --> 00:07:02,958
‫چون همون‌ط‌ور که خودتون هم می‌دونی وفاداری توی این کارخونه خیلی مهمه.

93
00:07:03,625 --> 00:07:04,541
‫خیلی مهم.

94
00:07:05,500 --> 00:07:08,750
‫اما خداحافظی کردن و جدا شدن هم مهمه چون

95
00:07:08,833 --> 00:07:10,875
‫این هم بخشی از فرآیند زندگیه.

96
00:07:12,333 --> 00:07:15,500
‫حالا و در اینجا ما انبوهی از عشق رو نثار شما می‌کنیم.

97
00:07:16,291 --> 00:07:17,708
‫الان ما می‌خواهیم...

98
00:07:17,708 --> 00:07:19,416
‫به شما هدیه‌ی کوچیکی رو اهدا کنیم.

99
00:07:19,458 --> 00:07:21,208
‫پس به هر جایی که پرواز کردید...

100
00:07:22,000 --> 00:07:27,000
‫همیشه ما رو نزدیک قلب‌هاتون نگه خواهید داشت. ویکتوریا، بیا اینجا.

101
00:07:32,083 --> 00:07:33,750
‫بذار ببینم اگه بتونم

102
00:07:33,916 --> 00:07:35,333
‫بدون اینکه با سوزن‌اش زخمی‌ات کنم، انجامش بدم.

103
00:07:36,541 --> 00:07:37,583
‫آهان. اونجا.

104
00:07:39,750 --> 00:07:40,958
‫آروم باش.

105
00:07:45,833 --> 00:07:47,375
‫ویکی، آروم باش.

106
00:07:47,458 --> 00:07:48,333
‫دوستت دارم.

107
00:07:52,083 --> 00:07:53,333
‫من هم احساساتی شدم.

108
00:07:54,916 --> 00:08:01,250
‫یک‌شنبه

109
00:08:26,500 --> 00:08:29,166
‫ترازوی بلانکو، یک خانواده‌‌ی بزرگ

110
00:08:39,416 --> 00:08:40,791
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

111
00:08:42,625 --> 00:08:43,708
‫هیچی.

112
00:08:47,333 --> 00:08:49,291
‫یه چیزی فکر نکردن غیرممکنه.

113
00:08:54,416 --> 00:08:55,375
‫داره چه‌کار می‌کنه؟

114
00:08:57,875 --> 00:08:59,708
‫داره فیلتر آب رو تعمیر می‌کنه.

115
00:09:00,875 --> 00:09:02,125
‫توی روز تعطیل(یکشنیه)؟

116
00:09:14,416 --> 00:09:17,083
‫یه چیزی بود که باید بهت می‌گفتم.

117
00:09:19,583 --> 00:09:20,750
‫چیز مهمی بود.

118
00:09:21,583 --> 00:09:23,041
‫اما یادم نمیاد.

119
00:09:23,583 --> 00:09:25,250
‫پس نباید این‌قدرها هم مهم بوده باشه.

120
00:09:31,375 --> 00:09:32,500
‫خانم.

121
00:09:32,666 --> 00:09:34,333
‫الان کار می‌کنه؟

122
00:09:34,416 --> 00:09:37,666
‫نتونستم مخزن آب رو چک کنم. وقت نداشتم، رئیس.

123
00:09:37,750 --> 00:09:40,875
‫مرسی. نگران نباش. برو خونه.

124
00:09:41,875 --> 00:09:45,625
‫رئیس، شما همیشه می‌گید که مشکلات ما

125
00:09:45,791 --> 00:09:48,666
‫مشکلات شما هم هست. و اینکه اگه چیزی روی ما تأثیر بذاره

126
00:09:48,750 --> 00:09:50,541
‫روی شما هم تأثیر می‌ذاره.
‫- آره.

127
00:09:50,625 --> 00:09:51,333
‫مشکل چیه؟

128
00:09:51,833 --> 00:09:55,416
‫پسرم درگیر یه دعوا شده و

129
00:09:55,583 --> 00:09:56,875
‫همه‌ی دیشب رو توی اداره‌ی پلیس بوده.

130
00:09:57,666 --> 00:09:59,833
‫همون درگیری پارک که توی روزنامه‌ها هم اشاره کردن؟

131
00:09:59,958 --> 00:10:01,416
‫کار اونا نبوده.

132
00:10:01,583 --> 00:10:04,708
‫عرب‌ها اونا رو تحریک کردن. روزنامه‌ها این قسمت رو ننوشتن.

133
00:10:04,791 --> 00:10:05,583
‫اوه، خدا!

134
00:10:05,666 --> 00:10:10,000
‫اون بچه‌ی خوبیه. خودتون از وقتی کوچیک بوده می‌شناسیدش.

135
00:10:10,166 --> 00:10:12,208
‫شما توی مراسم غسل تعمیدش هم شرکت کردید، یادتونه؟

136
00:10:12,625 --> 00:10:15,666
‫کار اون دوستاش بوده که باهاشون می‌گرده.

137
00:10:16,666 --> 00:10:17,750
‫چی بگم والا!

138
00:10:21,208 --> 00:10:23,291
‫فامیلی اون نماینده چی بود؟

139
00:10:24,541 --> 00:10:26,500
‫همون که زن‌اش میاد ازت خرید می‌کنه.

140
00:10:26,625 --> 00:10:28,875
‫- د لا اسینا؟
‫- د لا انسیا.

141
00:10:32,541 --> 00:10:34,708
‫دادگاه

142
00:11:14,750 --> 00:11:17,958
‫رئیس، شما باهاش صحبت کن. اون به شما احترام می‌ذاره.

143
00:11:54,416 --> 00:11:55,625
‫قبوله؟

144
00:12:08,458 --> 00:12:10,958
‫ما یه قول مردونه به هم دادیم.

145
00:12:11,083 --> 00:12:13,041
‫این یه رازه. نمی‌تونی به کسی بگی.

146
00:12:14,916 --> 00:12:18,041
‫ازش خواستم دوشنبه بره جلوی مغازه‌ی زنم.

147
00:12:18,708 --> 00:12:20,833
‫رئیس، یکی طلب شما!

148
00:12:26,041 --> 00:12:31,083
‫دوشنبه

149
00:13:06,875 --> 00:13:07,916
‫رئیس!

150
00:13:09,708 --> 00:13:10,916
‫این چیه؟

151
00:13:11,041 --> 00:13:13,541
‫محلیه. یه «سسک نیزار»ه

152
00:13:13,666 --> 00:13:15,500
‫لونه‌اش باید همین دور و برا باشه.

153
00:13:16,375 --> 00:13:19,083
‫توی این چند روزه داره میاد این دور و برا

154
00:13:19,500 --> 00:13:22,291
بعضی وقتا یه‌ذره شربت بهش می‌دم.

155
00:13:29,583 --> 00:13:31,416
‫تراز ترازو انگار به‌هم خورده.

156
00:13:31,541 --> 00:13:34,250
‫بده یکی بیاد درستش کنه، لطفاً!

157
00:13:34,375 --> 00:13:35,750
‫نباید این شکلی بمونه.

158
00:13:46,625 --> 00:13:48,041
‫صبح همگی به‌خیر.

159
00:13:49,125 --> 00:13:51,541
‫لطفاً تلفن نزن. داری مدام خطم رو مشغول می‌کنی.

160
00:13:51,625 --> 00:13:54,291
‫- صبح‌ به‌خیر، اینِس.
‫- خوزه‌ست.

161
00:13:54,458 --> 00:13:56,541
‫از صبح تا الان ده بار زنگ زده.

162
00:13:56,666 --> 00:13:57,791
‫خوزه، کدوم خوزه؟

163
00:13:57,875 --> 00:14:00,708
‫همونی که با بچه‌هاش اومده بود.
‫دیگه از کنترل خارج شده.

164
00:14:00,833 --> 00:14:01,958
‫چی بهش بگم؟

165
00:14:02,791 --> 00:14:04,583
‫بهش بگو آروم باشه. من باهاش تماس می‌گیرم.

166
00:14:04,708 --> 00:14:08,208
‫- اون می‌خواد با بلانکو حرف بزنه.
‫- منم می‌خوام با پاپ حرف بزنم.

167
00:14:15,583 --> 00:14:16,416
‫چقدر زشت!

168
00:14:17,833 --> 00:14:19,958
‫چه کار زشتیه با بچه‌هات می‌کنی مرد!

169
00:14:20,083 --> 00:14:23,125
‫خطری واسمون نداره. خودم حواس‌ام هست.

170
00:14:23,958 --> 00:14:25,208
‫کدوم قسمت کار می‌کرد؟

171
00:14:25,333 --> 00:14:25,833
‫حسابداری.

172
00:14:25,958 --> 00:14:28,125
‫اجازه نده چیزی با خودش ببره.

173
00:14:29,333 --> 00:14:30,250
‫هیچ خطری واسمون نداره.

174
00:14:30,666 --> 00:14:32,333
‫ما مشکلات بدتری دارم.

175
00:14:35,083 --> 00:14:36,833
‫میرایِس؟ دوباره؟

176
00:14:36,958 --> 00:14:38,333
‫- دوباره گند زده.
‫- لعنت.

177
00:14:42,208 --> 00:14:44,500
‫جدیه قضیه؟

178
00:14:44,625 --> 00:14:47,000
‫پردازنده‌ی اشتباهی سفارش داده.

179
00:14:47,125 --> 00:14:49,833
‫ددلاین رو از دست می‌دیم.

180
00:14:51,458 --> 00:14:52,291
‫اونا کی‌ان؟

181
00:14:54,041 --> 00:14:55,083
‫کارآموزای جدید!

182
00:14:59,083 --> 00:15:02,125
‫اونایی که اونجان ترازوهای آزمایشگاهی (دقیق) هستند.

183
00:15:05,541 --> 00:15:06,458
‫ترازوهای...

184
00:15:07,125 --> 00:15:10,791
‫- بلندقده کارآموز کجاست؟
‫- بازاریابی.

185
00:15:10,916 --> 00:15:12,083
‫معرف‌های خوبی داره.

186
00:15:38,625 --> 00:15:41,125
‫البته که حلش می‌کنیم. فقط آروم باشید.

187
00:15:41,250 --> 00:15:43,416
‫الان با پردازنده‌ها چه‌کار کنم؟

188
00:15:43,583 --> 00:15:44,166
‫برشون گردون.

189
00:15:44,291 --> 00:15:48,000
‫نمی‌تونم روی ترازوها سوارشون کنم. من فقط ده‌تا آدم دارم که همه‌اشون اینجا وایسادن.

190
00:15:48,166 --> 00:15:51,666
‫- مشکل چیه؟
‫- ما داریم ددلاین رو از دست می‌دیم.

191
00:15:52,625 --> 00:15:55,125
‫یه‌ذره بی‌دقتی صورت گرفته...

192
00:15:55,250 --> 00:15:56,875
‫ما داریم ترازو می‌سازیم. نمی‌تونیم بی‌دقتی رو

193
00:15:57,000 --> 00:15:59,625
‫قبول کنیم. زمان ارسال کیه؟

194
00:15:59,750 --> 00:16:01,583
‫باید تا جمعه توی انبار گمرک باشه.

195
00:16:01,750 --> 00:16:04,250
‫جمعه؟
‫- نمی‌تونن شیفت اضافه بزنن؟

196
00:16:04,625 --> 00:16:06,625
‫آدمای من دوست ندارن شیفت اضافه بزنن.

197
00:16:06,750 --> 00:16:08,375
‫اونا آدمای تو نیستن. آدمای منن.

198
00:16:08,541 --> 00:16:09,708
‫یا اینکه تو پول‌اشون رو می‌دی؟

199
00:16:10,375 --> 00:16:11,625
‫ما این کار رو نمی‌کنیم.

200
00:16:11,750 --> 00:16:14,250
‫چرا اتفاقاً. من بهت می‌گم که ما این کار رو می‌کنیم.

201
00:16:14,375 --> 00:16:16,833
‫پنج‌شنبه رو می‌مونیم و جمعه صبح می‌زنیم بیرون.

202
00:16:16,958 --> 00:16:18,291
‫تا موقع ناهار هم بار رو می‌رسونیم.

203
00:16:18,416 --> 00:16:20,958
‫ما باید با هواپیما بفرستیمش.

204
00:16:21,083 --> 00:16:22,625
‫هزینه‌اش بیشتر از چیزیه که انتظار داریم.

205
00:16:23,291 --> 00:16:27,291
‫حساب‌کتابا رو بکنید. اگه دیدید نمی‌صرفه، به بخش فروش اطلاع بدید.

206
00:16:27,416 --> 00:16:29,708
‫- میرایِس. یه لطفی کن...
‫- ببخشید.

207
00:16:29,833 --> 00:16:31,791
‫مهمه.

208
00:16:31,916 --> 00:16:35,625
‫هی؟ می‌شنوی چی می‌گم؟ ما باید با هم حرف بزنیم.

209
00:16:36,583 --> 00:16:37,916
‫من تو رو چک نمی‌کنم.

210
00:16:38,041 --> 00:16:41,041
‫امروز یه کامیون رو فرستاد به یه نمایشگاه توی فرانکفورت.

211
00:16:41,166 --> 00:16:43,125
‫اون هم با محموله‌ی اشتباه. بچه‌های بخش الکترونیک

212
00:16:43,250 --> 00:16:46,333
‫حتی دیگه باهاش حرف هم نمی‌زنن. انگار هر روز از این اتفاقا پیش میاد.

213
00:16:48,083 --> 00:16:50,125
‫- کجا داری می‌ری مردک احمق؟
‫- بفرما.

214
00:16:51,333 --> 00:16:52,333
‫داری چه‌کار می‌کنی؟

215
00:16:52,458 --> 00:16:54,833
‫مراقب باش داری کجا می‌ری. گندش بزنن.

216
00:16:56,083 --> 00:16:58,375
‫امشب واسم یه میز رزرو کن. واسه دو نفر.

217
00:16:58,500 --> 00:16:59,666
‫رستوران ال‌رانچو؟

218
00:16:59,791 --> 00:17:01,708
‫آره توی ال‌رانچو.

219
00:17:01,833 --> 00:17:03,500
‫می‌فهمی منظورم رو یا نه ؟

220
00:17:30,208 --> 00:17:31,416
‫سالوا!

221
00:17:33,875 --> 00:17:35,166
‫سلام عزیزم.

222
00:17:35,916 --> 00:17:38,791
‫شب شام خونه نیستم. یه مشکلی با میرایِس پیش اومده.

223
00:17:38,916 --> 00:17:39,958
‫باید باهاش حرف بزنم.

224
00:17:40,083 --> 00:17:41,541
‫می‌شناسیش؟

225
00:17:41,666 --> 00:17:43,250
‫بچه‌ی فورتوناس.

226
00:17:44,291 --> 00:17:48,708
‫به باباش قول دادم کمکش کنم

227
00:17:49,750 --> 00:17:52,250
‫و منم فکر کردم شاید

228
00:17:52,375 --> 00:17:54,291
‫تو بتونی به‌عنوان پیک و واسه همچین خرده‌کاری‌هایی ازش استفاده کنی.

229
00:17:54,416 --> 00:17:56,000
‫- من که جنسام رو با پیک نمی‌فرستم.

230
00:17:56,125 --> 00:17:59,125
‫فقط سرش رو گرم کن که از دردسر دور باشه.

231
00:18:00,125 --> 00:18:02,375
‫نمی‌تونی توی کارخونه نگهش داری؟

232
00:18:03,083 --> 00:18:04,250
‫آره ...

233
00:18:04,333 --> 00:18:07,375
‫اما بعد از بازدید کمیته این کار رو می‌کنم.

234
00:18:14,125 --> 00:18:15,166
‫آدم باهوشی نیست.

235
00:18:22,875 --> 00:18:25,250
‫آقای بلانکو خوش اومدید. حال‌اتون چطوره؟

236
00:18:25,375 --> 00:18:26,125
‫خوبم.

237
00:18:26,208 --> 00:18:27,458
‫- پسرتون چطوره؟
‫- عالی.

238
00:18:27,583 --> 00:18:28,416
‫خوبه.

239
00:18:28,833 --> 00:18:31,791
‫- سلام، چی شده؟
‫- حال‌ات چطوره؟

240
00:18:32,958 --> 00:18:34,125
‫سلام.

241
00:18:39,708 --> 00:18:43,833
‫- اوضاع‌ات در چه حاله؟
‫- بهتر و بهتر. همه‌چی حل شد.

242
00:18:44,916 --> 00:18:46,958
‫چی حل شد؟

243
00:18:47,041 --> 00:18:48,041
‫ارسال بار امروز دیگه.

244
00:18:48,916 --> 00:18:50,333
‫من گند زدم.

245
00:18:50,875 --> 00:18:51,833
‫اما بالاخره حل شد.

246
00:18:52,666 --> 00:18:55,583
‫محموله‌ی جدید توی راهه. وسط راه به هم می‌رسن.

247
00:18:55,750 --> 00:18:57,666
‫ و محموله رو عوض می‌کنن. کار مشکلی نیست.

248
00:18:57,833 --> 00:18:59,208
‫میرایِس...

249
00:18:59,625 --> 00:19:03,208
‫میرایِس، چند وقته من و تو با هم

250
00:19:03,291 --> 00:19:04,833
‫داریم ترازو درست می‌کنیم؟ 20 سال؟

251
00:19:06,625 --> 00:19:07,625
‫22 سال.

252
00:19:08,916 --> 00:19:13,666
‫واسه من تو اون کارمند ده سال اول نیستی.

253
00:19:13,791 --> 00:19:15,791
‫بعد از ده سال

254
00:19:15,958 --> 00:19:18,250
‫تو واسم یه چیز دیگه شدی؛ یه دوست، یه برادر

255
00:19:18,916 --> 00:19:20,791
‫قضیه‌ی محموله و این چیزا

256
00:19:21,375 --> 00:19:23,083
‫برام مهم هم نیست.

257
00:19:23,250 --> 00:19:25,541
‫این اتفاقا واسه همه می‌افته.

258
00:19:26,000 --> 00:19:28,625
‫چیزی که من بهش اهمیت می‌دم تو هستی.

259
00:19:29,500 --> 00:19:32,125
‫تو می‌گی حال‌ات خوبه اما خوب نیستی.

260
00:19:32,250 --> 00:19:34,125
‫میرایِس، تو انگار...

261
00:19:34,291 --> 00:19:38,875
‫انگار حال‌ات بده، غمگینی...

262
00:19:39,541 --> 00:19:43,000
‫انگار ذهن‌ات یه‌جای دیگه‌ست. چی شده؟

263
00:19:43,083 --> 00:19:44,500
‫خوبم.

264
00:19:44,583 --> 00:19:46,291
‫اگه مثل یه رئیس من رو ببینی، من هم اون‌وقت تو رو مثل یه کارمند می‌بینم.

265
00:19:46,458 --> 00:19:48,083
‫مگه توی کارخونه‌ایم؟

266
00:19:49,958 --> 00:19:52,291
‫واقعاً چیزی نشده.

267
00:20:03,916 --> 00:20:06,291
‫یادت میاد اون زمان رو...

268
00:20:06,416 --> 00:20:10,500
‫آره، وقتی باباهامون با هم می‌رفتن شکار.

269
00:20:10,666 --> 00:20:12,583
‫عادت داشتن با هم شکار کنن. یادت میاد؟

270
00:20:13,750 --> 00:20:15,291
‫اونا داشتن پسرعموی همینی که روی دیواره رو تعقیب می‌کردن.

271
00:20:16,916 --> 00:20:20,250
‫و ما هم باهاشون رفتیم. انگار حدودای 10 ساله و اینا بودیم.

272
00:20:20,666 --> 00:20:22,333
‫توی راه برگشت، ما رو توی ماشین گذاشتن

273
00:20:22,458 --> 00:20:26,000
‫و خودشون رفتن یه دوری بزنن. یادته؟

274
00:20:26,666 --> 00:20:31,500
‫و ما هم توی دردسر بزرگی افتادیم. چون من تفنگ رو قاپیدم.

275
00:20:33,208 --> 00:20:36,541
‫تفنگ در رفت و نزدیک بود سگ بدبخت رو زخمی کنم.

276
00:20:36,708 --> 00:20:39,000



277
00:20:39,750 --> 00:20:41,458
‫خدا رو شکر که هدف‌گیری‌ام بده.

278
00:20:42,125 --> 00:20:44,791
‫- یادت میاد؟
‫- آره یادمه.

279
00:20:44,875 --> 00:20:46,500
‫کی اون روز من رو از به‌گا رفتن نجات داد؟

280
00:20:47,750 --> 00:20:50,041
‫بهم بگو کی؟
‫کی؟

281
00:20:53,000 --> 00:20:55,041
‫- من بودم.
‫- آره، تو.

282
00:20:55,166 --> 00:20:59,208
‫تو برای نجات دادت من سرزنش و دعوای اونا رو به‌ جون خریدی.

283
00:20:59,333 --> 00:21:03,791
‫بابات طوری کتک‌ات زد که یادت بمونه.

284
00:21:04,250 --> 00:21:06,208
‫خب، الان هم مثل همون موقعه‌ست.

285
00:21:06,291 --> 00:21:07,791
‫اما اینجا منم که می‌خوام تو رو کمک کنم.

286
00:21:08,541 --> 00:21:10,708
‫خب بهم بگو چی شده؟

287
00:21:10,875 --> 00:21:12,750
‫و بعدش ما براش راه‌حل پیدا می‌کنیم.

288
00:21:17,750 --> 00:21:19,333
‫زنم.

289
00:21:19,416 --> 00:21:22,083
‫زن‌ات؟ دعوا کردین؟

290
00:21:22,166 --> 00:21:24,125
‫آره. و خب...

291
00:21:24,833 --> 00:21:26,083
‫خب...

292
00:21:26,250 --> 00:21:27,083
‫خب؟

293
00:21:29,208 --> 00:21:30,833
‫می‌خواد بره.

294
00:21:31,000 --> 00:21:33,125
‫اورورا؟ کجا؟

295
00:21:33,208 --> 00:21:36,666
‫نمی‌دونم کجا. کلاً می خواد بره.

296
00:21:36,750 --> 00:21:39,041
‫بره و دیگه برنگرده.

297
00:21:39,208 --> 00:21:42,291
‫- مثل یه تیکه‌ آشغال ولم کرد و همه‌چیز رو به‌هم زد.
‫- چی داری می‌گی؟

298
00:21:42,875 --> 00:21:47,083
‫نمی‌دونم چش شده. اما عجیب‌تر از همیشه داره رفتار می‌کنه.

299
00:21:47,250 --> 00:21:48,750
‫هر وقت دل‌اش بخواد

300
00:21:48,916 --> 00:21:51,416
‫میاد و می‌ره و خیلی کم با من حرف می‌زنه.

301
00:21:52,875 --> 00:21:57,291
‫می‌گه یه‌ذره «هوا» نیاز داره. تو معنی این رو می‌فهمی؟ «هوا»؟

302
00:21:57,375 --> 00:21:59,583
‫پیشنهاد دادم که بریم بیرون شهر. اما  بهم می‌گه

303
00:21:59,666 --> 00:22:02,500
‫منظورش این هوا نیست، یه نوع هوای دیگه رو نیاز داره.

304
00:22:03,750 --> 00:22:05,375
‫کدوم هوای کوفتی!

305
00:22:06,000 --> 00:22:09,750
‫چه غلطی باید بکنم ؟ برم براش یه بطری اکسیژن بخرم؟

306
00:22:09,833 --> 00:22:12,916
‫خیلی خب، آروم باش. همه‌چیز حل می‌شه.

307
00:22:13,375 --> 00:22:15,875
‫نه، نمی‌شه. فقط بدتر می‌شه.

308
00:22:16,041 --> 00:22:19,875
‫تعادل، میرایِس. تعادل خیلی مهمه.

309
00:22:20,041 --> 00:22:25,500
‫ما داریم ترازو می‌سازیم. یه ذره از این تعادل حالی‌امون می‌شه.

310
00:22:26,958 --> 00:22:29,208
‫پس بیا اثباتش کنیم.

311
00:22:40,500 --> 00:22:41,500
‫میرایِس چطوره؟

312
00:22:42,958 --> 00:22:43,916
‫عادی.

313
00:22:44,625 --> 00:22:45,916
‫عادی، بد!

314
00:22:46,708 --> 00:22:48,500
‫زن‌اش...

315
00:22:49,791 --> 00:22:52,375
‫زن‌اش بهش گفته که به «هوا» نیاز داره.

316
00:22:53,166 --> 00:22:56,625
‫- هوا؟
‫- تو چطور این رو تفسیر می‌کنی؟

317
00:22:58,000 --> 00:22:59,458
‫داره با یکی دیگه می‌پره.

318
00:23:01,416 --> 00:23:02,375
‫هوا؟

319
00:23:11,666 --> 00:23:16,750
‫سه‌شنبه

320
00:24:09,666 --> 00:24:10,666
‫بلانکوی دزد

321
00:24:10,791 --> 00:24:13,125
‫هوی! هوی!

322
00:24:13,291 --> 00:24:16,208
‫بهت زنگ زدم. بهت گفتن؟

323
00:24:16,333 --> 00:24:17,375
‫می‌بینی‌اش؟

324
00:24:17,500 --> 00:24:19,166
‫باورنکردنیه!

325
00:24:20,000 --> 00:24:21,875
‫بهش گفتم. آمم. گفتم که رئیس این کارا رو دوست نداره.

326
00:24:22,041 --> 00:24:23,791
‫بلانکو، من بهت تلفن زدم.

327
00:24:23,916 --> 00:24:26,708
‫از اونجا بندازش بیرون. هر جوری که می‌تونی.

328
00:24:28,291 --> 00:24:30,166
‫- نمی‌تونم رئیس.
‫- چرا؟

329
00:24:30,291 --> 00:24:33,708
‫اون زمین به کسی تعلق نداره. بودن اونجا غیرقانونی نیست.

330
00:24:33,791 --> 00:24:35,625
‫اجازه‌ی ورود بهش نمی‌دم. اما نمی‌تونم هم مجبورش کنم اینجا رو ترک کنه.

331
00:24:35,791 --> 00:24:38,708
‫من می‌خوام شغل‌ام رو پس بدی، بلانکو!

332
00:24:38,791 --> 00:24:42,666
‫قبرم رو ببین! تو من رو کشتی!

333
00:24:42,791 --> 00:24:44,958
‫- تو من رو کشتی بلانکو.
‫- بی‌خیال!

334
00:24:45,083 --> 00:24:47,583
‫آره. تو این کار رو کردی. کجا داری می‌ری؟

335
00:24:48,500 --> 00:24:49,958
‫تو ما رو کشتی!

336
00:24:51,125 --> 00:24:53,833
‫تو ما رو کشتی! با این درد زندگی کن!

337
00:24:55,666 --> 00:24:57,083
‫- خوبی؟
‫- آره.

338
00:25:02,166 --> 00:25:04,083
‫صبح به‌خیر.
‫- صبح به‌خیر.

339
00:25:04,583 --> 00:25:05,916
‫- روبیو.
‫- شنیدم.

340
00:25:06,041 --> 00:25:10,166
‫اون آدم نمی‌تونه اون بیرون باشه اون هم وقتی که کمیته می‌خواد بیاد.

341
00:25:10,291 --> 00:25:13,000
‫- نمی تونیم جایزه رو ببریم.
‫- بذار باهاش حرف بزنم.

342
00:25:13,125 --> 00:25:16,916
‫تو گفتی « اون با من». حالا ببین الان کجاست.

343
00:25:17,041 --> 00:25:18,458
‫اون با یه‌سری بنر.

344
00:25:19,541 --> 00:25:21,291
‫روی بنرا چی نوشته؟

345
00:25:21,416 --> 00:25:24,708
‫همون چیزاییه که همیشه روی بنراست. چیز خوبی نیست.

346
00:25:25,708 --> 00:25:27,833
‫ممکنه اگه پول بازخریدش رو اضافه کنیم...

347
00:25:28,916 --> 00:25:30,458
‫خیلی خب، باهاش مذاکره کن.

348
00:25:30,583 --> 00:25:32,500
‫- دو برابر بهش بده.
‫- خیلی خب.

349
00:25:32,625 --> 00:25:36,625
‫از شرش خلاص شو. واقعاً برای چهره‌ی کارخونه‌امون خوب نیست.

350
00:25:39,375 --> 00:25:42,250
‫- میرایِس رو دیدی؟
‫- یه‌کم پیش رفتم پائین

351
00:25:42,375 --> 00:25:44,125
‫اما پشت میزش نبود.

352
00:25:46,958 --> 00:25:49,416
‫میرایِس وضعیت خوبی نداره.

353
00:26:11,583 --> 00:26:12,625
اورورا!

354
00:26:14,125 --> 00:26:15,291
‫حال‌ات چطوره؟

355
00:26:30,625 --> 00:26:32,000
‫می‌تونی چشمام رو ببندی

356
00:26:32,791 --> 00:26:37,250
‫و یه آلوبخارا توی یه دستم و یه هلو هم توی یه دست دیگه‌ام بذاری.

357
00:26:37,375 --> 00:26:39,541
‫من می‌تونم از روی وزن‌اشون بهت بگم کدوم آلو و کدوم هلوئه.

358
00:26:39,666 --> 00:26:41,541
‫و ترازوی مدل 1100 هم همین کار رو می‌کنه.

359
00:26:41,666 --> 00:26:44,625
‫چون 800تا سنسور عکس داره.

360
00:26:44,750 --> 00:26:45,708
‫اندازه‌اش. فوق‌العاده‌ست.

361
00:26:45,833 --> 00:26:49,041
‫هنوز اینجا نیومده،  زندگی‌اتون رو متحول کنه.

362
00:26:49,791 --> 00:26:52,083
‫واقعاً برام مهم نیست.

363
00:26:52,958 --> 00:26:55,375
‫من کارم نظارت روی صندوق‌داراست...

364
00:26:55,500 --> 00:26:57,791
‫درسته، البته.

365
00:27:06,916 --> 00:27:08,375
‫شوهرم چیزی بهت گفته؟

366
00:27:09,875 --> 00:27:12,041
‫چی باید می‌گفته؟

367
00:27:12,166 --> 00:27:13,458
‫اون تو رو نفرستاده؟

368
00:27:13,583 --> 00:27:15,708
‫نه، برعکس، حتی نمی‌دونه من اومدم اینجا.

369
00:27:15,833 --> 00:27:19,458
‫لطفاً یهش چیزی نگو. من رو می‌کشه. خیلی حسوده.

370
00:27:21,208 --> 00:27:22,458
‫نه، نه.

371
00:27:23,750 --> 00:27:26,166
‫اون حال‌اش... خوب نیست.

372
00:27:26,291 --> 00:27:27,416
‫حال‌اش به‌نظر خوب نمیاد.

373
00:27:28,083 --> 00:27:29,291
‫نگران حال‌اشم.

374
00:27:29,875 --> 00:27:31,458
‫به‌نظر تو چی؟ خوبه حال‌اش؟

375
00:27:32,541 --> 00:27:33,750
‫زیاد نمی‌بینمش.

376
00:27:34,666 --> 00:27:36,708
‫از سر کار دیر میاد. و ...

377
00:27:37,375 --> 00:27:38,583
‫من هم صبح کله‌ی سحر می‌رم سر کار.

378
00:27:38,708 --> 00:27:42,916
‫حقیقت اینه که ما الان

379
00:27:43,666 --> 00:27:46,541
‫اوقات سختی رو داریم می‌گذرونیم.

380
00:27:47,541 --> 00:27:50,458
‫اتفاقات زیادی این ماه افتاده.

381
00:27:50,583 --> 00:27:52,041
‫کنترل‌های فنی،

382
00:27:52,166 --> 00:27:54,416
‫مجبور شدیم عذر یه تعدادی رو بخوایم و همین باعث شده

383
00:27:54,541 --> 00:27:57,458
‫رنج زیادی رو متحمل بشیم؛ به‌خصوص من...

384
00:27:57,541 --> 00:28:01,958
‫و ما هم نمی‌تونیم بپذیریم که اون با نصف تمرکزش بخواد کار کنه...

385
00:28:03,500 --> 00:28:04,625
‫شوهر من؟

386
00:28:05,125 --> 00:28:07,875
‫و مشکلات بین یک زوج

387
00:28:08,000 --> 00:28:12,125
‫طبیعیه. کیه که این مشکلات رو نداشته باشه؟ چیزی که فیلم‌ها بهمون می‌گن...

388
00:28:12,250 --> 00:28:13,208
‫خب...

389
00:28:13,750 --> 00:28:15,375
‫همه‌اش دروغه.

390
00:28:16,083 --> 00:28:18,125
‫من هم مشکلاتی دارم.

391
00:28:18,250 --> 00:28:20,333
‫به زنم زنگ بزن. بهت می‌گه. زنگ بزنیم بهش؟

392
00:28:20,500 --> 00:28:21,333
‫نه.

393
00:28:22,958 --> 00:28:25,083
‫واسه همینه هوای همدیگه رو داشتن خیلی مهمه

394
00:28:26,291 --> 00:28:27,375
‫تو باید اونجا باشی.

395
00:28:27,500 --> 00:28:29,708
‫اونم وقتی اوضاع بده، چون...

396
00:28:30,208 --> 00:28:31,500
‫هستی؟

397
00:28:31,625 --> 00:28:32,791
‫کجا هستم؟

398
00:28:32,916 --> 00:28:34,291
‫اونجا، پشت...

399
00:28:35,333 --> 00:28:37,208
‫شوهرت، که هواش رو داشته باشی.

400
00:28:41,958 --> 00:28:44,416
‫ما الان توی اون لحظات خوب‌امون نیستیم.

401
00:28:44,500 --> 00:28:45,458
‫فقط می‌تونم بگم...

402
00:28:45,833 --> 00:28:46,958
‫شاید...

403
00:28:48,250 --> 00:28:49,666
‫شاید...؟

404
00:28:50,083 --> 00:28:52,500
‫شاید هر دوتامون به یه‌مقدار «هوا» نیاز داشته باشیم.

405
00:28:53,583 --> 00:28:54,708
‫هوا؟

406
00:28:55,208 --> 00:28:56,041
‫هوا.

407
00:28:56,708 --> 00:28:59,500
‫یه‌کم تنفس کنیم، یه‌ذره اکسیژن بگیریم.

408
00:28:59,666 --> 00:29:02,916
‫هوا. فهمیدم. خیلی خب. می‌دونم منظورت چه هواییه.

409
00:29:03,041 --> 00:29:04,083
‫اورورا.

410
00:29:04,500 --> 00:29:08,041
‫من نباید توی زندگی شماها دخالت کنم. اما من سن‌ام بیشتره.

411
00:29:08,458 --> 00:29:10,916
‫و خب پیرا در مورد بعضی چیزا حق دارن.

412
00:29:11,583 --> 00:29:14,500
‫یه چند هفته‌ای به خودت وقت بده، لطفاً.

413
00:29:14,916 --> 00:29:16,750
‫و بعدش خواهی دید.

414
00:29:17,375 --> 00:29:18,458
‫اما...

415
00:29:18,625 --> 00:29:21,666
‫اما قول بده هر دوتون تلاش می‌کنید.

416
00:29:21,791 --> 00:29:24,708
‫و تا پایان ماه هیچ تصمیم عجولانه‌ای نمی‌گیرید.

417
00:29:27,416 --> 00:29:29,500
‫- باید برگردم سر کار.
‫- هی، ببین.

418
00:29:29,666 --> 00:29:32,125
‫هر اتفاقی بیفته،

419
00:29:32,208 --> 00:29:36,125
‫تو از پسش برمیای. همه‌ی ما اشتباهاتی داریم.

420
00:29:38,958 --> 00:29:40,416
‫بهت گفته؟

421
00:29:40,833 --> 00:29:42,000
‫چی بهم گفته؟

422
00:29:42,166 --> 00:29:43,500
‫در مورد رابطه‌ای که داشته!

423
00:29:43,583 --> 00:29:47,041
‫با منشی‌ات. سه ماه توی این هتل و اون هتل.

424
00:29:48,916 --> 00:29:50,125
‫چی؟

425
00:30:21,083 --> 00:30:22,041
‫اینِس.

426
00:30:31,500 --> 00:30:33,166
‫- بله؟
‫- در رو ببند.

427
00:30:33,875 --> 00:30:34,875
‫گوش کن اینِس...

428
00:30:36,750 --> 00:30:38,041
‫اگه چیزی هست...

429
00:30:41,875 --> 00:30:43,875
‫که فکر می‌کنی من نمی‌دونم، اما...

430
00:30:44,500 --> 00:30:45,791
‫ممکنه...

431
00:30:47,416 --> 00:30:49,083
‫حس کنی باید بدونم؟!

432
00:30:50,125 --> 00:30:51,458
‫درباره‌ی چی؟

433
00:30:54,500 --> 00:30:55,625
‫چیزی هست؟

434
00:30:59,666 --> 00:31:01,583
‫قرار بود دوشنبه برش گردونم.

435
00:31:02,708 --> 00:31:03,875
‫پرینتر رو می‌گم.

436
00:31:04,541 --> 00:31:07,833
‫واسه پسرم بود. باید تا جمعه یه مقاله رو تحویل بده.

437
00:31:08,000 --> 00:31:11,375
‫و از اونجایی که ما از این پرینتر خیلی کم استفاده می‌کنیم...

438
00:31:11,833 --> 00:31:13,458
‫اما خب همین فردا میارمش.

439
00:31:14,500 --> 00:31:17,416
‫مشکلی نیست. همون دوشنبه بیارش.

440
00:31:53,666 --> 00:31:57,625
‫ما بین 600 تا 900 واحد در سال می‌سازیم.

441
00:31:58,458 --> 00:32:01,583
‫بعضیاشون تا 3000 کیلو رو هم وزن می‌کنن.

442
00:32:02,541 --> 00:32:04,916
‫فکر کنید من اینجا نیستم. عصرتون به‌خیر.

443
00:32:05,541 --> 00:32:07,083
‫اینا جعبه‌ها و بسته‌ها رو وزن می‌کنن.

444
00:32:07,250 --> 00:32:11,583
‫و تقریباً همه‌ی مدل‌ها برای ورود چرخ‌دستی‌ها رمپ دارن.

445
00:32:12,333 --> 00:32:14,291
‫اینا واسه گاو و گوساله‌ان.

446
00:32:14,375 --> 00:32:18,458
‫مقاوم در برابر ضربه، اسید، مواد شوینده...

447
00:32:18,541 --> 00:32:22,083
‫این مدل به‌ویژه در برابر زنگ‌خوردگی هم مقاومه.

448
00:32:22,208 --> 00:32:23,750
‫و چهار محفظه‌ی بار داره.

449
00:32:23,916 --> 00:32:27,583
‫توی حموم‌اتون به یکی از اینا نیاز ندارید.

450
00:32:28,875 --> 00:32:31,791
‫و فکر می‌کنید چرا باید همه‌ی این چیزا رو بدونیم؟

451
00:32:31,875 --> 00:32:33,458
‫منم دارم فکر می‌کنم.

452
00:32:34,083 --> 00:32:36,916
‫چون برای فروش محصول باید اول خود محصول رو بشناسیم.

453
00:32:37,041 --> 00:32:38,166
‫- درسته.
‫- دقیقاً.

454
00:32:38,750 --> 00:32:42,541
‫- وزن‌ات چقدره؟
‫- 57.

455
00:32:42,666 --> 00:32:45,041
‫برو روی باسکول. می‌خوام بهت یه‌چیزی رو نشون بدم.

456
00:32:47,083 --> 00:32:49,500
‫نمی‌دونم وقتی من رو بذارن روی یه باسکول گوساله،

457
00:32:49,625 --> 00:32:52,083
‫قیمتم چقدر می‌شه.

458
00:32:52,208 --> 00:32:54,750
‫- شما واسه من چقدر پیشنهاد می‌دید؟
‫- هیچی.

459
00:32:54,916 --> 00:32:57,208
‫تو واسه من کار می‌کنی. همین الان هم بخشی از دارایی من هستی.

460
00:32:57,666 --> 00:32:59,291
‫56 کیلو و 800 گرم.

461
00:32:59,500 --> 00:33:02,000
‫آنجلا، تو هم می‌تونی بری روی باسکول بی‌زحمت؟

462
00:33:02,083 --> 00:33:04,708
‫این باسکول توانایی تجمیع وزن رو داره...

463
00:33:19,125 --> 00:33:21,875
‫حرفشم نزن. از معامله خبری نیست.

464
00:33:23,541 --> 00:33:26,166
‫فقط کارم! هیچ معامله‌ای در کار نیست.

465
00:33:26,250 --> 00:33:27,250
‫گفت نه.

466
00:33:27,625 --> 00:33:30,666
‫پول نمی‌خواد. اون می‌خواد شغل‌اش رو بهش برگردونیم.

467
00:33:31,166 --> 00:33:33,000
‫می‌گه قسط خونه‌ام رو نمی‌تونم بدم.

468
00:33:33,083 --> 00:33:35,458
‫و اینکه بانک خونه‌اش رو گرفته و اون هم اینجا می‌مونه.

469
00:33:36,500 --> 00:33:38,875
‫اخراجی رو برگردون.

470
00:33:39,041 --> 00:33:40,458
‫اخراجی رو...

471
00:33:40,541 --> 00:33:41,958
‫همین رو کم داشتیم.

472
00:33:42,833 --> 00:33:45,291
‫بچه‌اش توی کلاس دختر منه.

473
00:33:46,750 --> 00:33:47,750
‫بچه‌ها...

474
00:33:49,625 --> 00:33:51,750
‫اجازه داره بیارتشون اینجا ؟ قانونیه این کار؟

475
00:33:51,833 --> 00:33:55,125
‫اون و زن‌اش توافق کردن یه‌هفته در میون بچه‌ها رو ببرن پیش خودشون. این هفته هم بچه‌ها پیش اون هستن.

476
00:33:56,791 --> 00:34:00,666
‫همینه، اخراجی رو بگردون.

477
00:34:13,208 --> 00:34:14,333
‫از اون بچه چه‌خبر؟

478
00:34:17,750 --> 00:34:20,125
‫بد. چون جدیداً دوستاش هم میان پیش‌اش.

479
00:34:20,291 --> 00:34:23,375
‫جلوی در جمع می‌شن و سیگار می‌کشن.

480
00:34:23,791 --> 00:34:25,166
‫مردم هم می‌ترسن و دور می‌شن.

481
00:34:25,291 --> 00:34:26,750
‫و خب البته توی مغازه هم نمیان.

482
00:34:34,833 --> 00:34:38,416
‫همین چند لحظه‌ی پیش یادم اومد چی می‌خواستم بهت بگم. اما بازم یادم رفت.

483
00:34:40,166 --> 00:34:41,916
‫باید می‌نوشتمش.

484
00:34:45,166 --> 00:34:46,541
‫یه چیزی درباره‌ی...

485
00:34:47,375 --> 00:34:49,291
‫دکتر یا مربوط به کار بود؟

486
00:34:54,416 --> 00:34:55,791
‫چی می‌خواد؟

487
00:34:56,708 --> 00:34:57,958
‫خدای من!

488
00:35:01,791 --> 00:35:03,208
‫چی شده؟

489
00:35:10,291 --> 00:35:12,541
‫ببین، اونجاست.

490
00:35:17,166 --> 00:35:20,083
‫- این کارت غیرقانونیه.
‫- بابا از اینترنت دارم می‌بینم.

491
00:35:20,291 --> 00:35:22,791
‫اینا رو واسه آدمایی که توی کوه‌ها گم می‌شن استفاده می‌کنن. بهش می‌گن...

492
00:35:23,000 --> 00:35:24,875
‫- موقعیت‌یابی جغرافیایی.

493
00:35:24,958 --> 00:35:28,791
‫این کار تو اسمش جاسوسیه. تو که کسی رو نجات نمی‌دی، داری جاسوسی زن‌ات رو می‌کنی.

494
00:35:28,875 --> 00:35:31,208
‫میرایِس، تو داری حریم خصوصی‌اش رو نقض می‌کنی.

495
00:35:31,333 --> 00:35:34,000
‫اون کسی که حریم خصوصی‌اش رو نقض کرده، همون عوضی ای هست که الان اون توئه.

496
00:35:34,708 --> 00:35:37,666
‫این کار جرمه و اون می‌تونه بابت این کارت شکایت کنه.

497
00:35:38,416 --> 00:35:39,875
‫خدای من.

498
00:35:42,666 --> 00:35:44,875
‫الان مطمئنی زن‌ات توی این خونه‌ست؟

499
00:35:45,916 --> 00:35:47,041
‫مطمئنم. مطمئنم.

500
00:35:48,041 --> 00:35:50,875
‫اما واسه اینکه مطمئن‌تر بشیم داریم چک می‌کنیم.

501
00:35:52,958 --> 00:35:55,791
‫داره حرکت می‌کنه. داره حرکت می‌کنه.

502
00:35:56,375 --> 00:35:58,458
‫باورم نمی‌شه داریم همچین کاری می‌کنیم.

503
00:35:58,625 --> 00:36:00,166
‫کجا داره می‌ره؟

504
00:36:04,416 --> 00:36:06,125
‫- حموم؟
‫- چرا؟

505
00:36:07,000 --> 00:36:10,291
‫واسه چی داری می‌ری توی حموم؟ بمون توی همون پذیرایی لعنتی.

506
00:36:10,458 --> 00:36:13,000
‫اونجا می‌تونه اتاق‌خواب هم باشه.

507
00:36:13,166 --> 00:36:15,375
‫انگار قسمت پشتی خونه‌ست.

508
00:36:15,583 --> 00:36:17,875
‫- لعنت بهش، بلانکو.
‫- چی؟

509
00:36:18,000 --> 00:36:19,916
‫نگو که اونجا اتاق خوابه.

510
00:36:20,041 --> 00:36:21,208
‫چرا نه؟

511
00:36:21,208 --> 00:36:22,958
‫و تو اصرار داری کسی وجود نداره.

512
00:36:25,250 --> 00:36:27,750
‫- هی ببین.
‫- چیه؟

513
00:36:29,208 --> 00:36:32,208
‫اون داره همین‌طور دور می‌چرخه.

514
00:36:32,333 --> 00:36:36,500
‫این دیگه چه کوفتیه؟ انگار دارن مراسم مذهبی انجام می‌دن.

515
00:36:36,625 --> 00:36:38,875
‫بیا بریم. تو نباید اینجا باشی.

516
00:36:39,000 --> 00:36:41,083
‫تو همین کار رو می‌تونی توی خونه هم انجام بدی.

517
00:36:41,208 --> 00:36:44,041
‫- بچه‌ها پیش کی‌ان؟
‫- تنهان. دیگه بزرگ شدن.

518
00:36:44,208 --> 00:36:46,541
‫لعنتی هنوز ده سال‌اشون هم نشده.

519
00:36:46,708 --> 00:36:48,666
‫می‌برمت خونه. اونجا منتظر زن‌ات بمون.

520
00:36:48,791 --> 00:36:52,250
‫وقتی هم که برگشت، می‌تونی هر چیزی که دوست داشتی ازش بپرسی.

521
00:36:52,958 --> 00:36:54,916
‫اگه تا اون موقع خودش خونه نباشه.

522
00:36:55,666 --> 00:36:56,833
‫داره خیلی سریع حرکت می‌کنه.

523
00:36:57,875 --> 00:37:00,500
‫دارن چه‌کار می‌کنن؟ مسابقه میدن؟

524
00:37:09,000 --> 00:37:14,000
‫چهارشنبه

525
00:37:16,291 --> 00:37:17,875
‫سواره...

526
00:37:19,916 --> 00:37:21,166
‫عنکبوت...

527
00:37:24,333 --> 00:37:26,125
‫تو مثل عنکبوتی.

528
00:37:28,583 --> 00:37:30,083
‫یه‌ذره ضعیفه.

529
00:37:32,583 --> 00:37:34,750
‫بلانکوی برده‌دار

530
00:37:34,875 --> 00:37:35,833
‫تو صاحب برده‌هایی.

531
00:37:37,375 --> 00:37:40,541
‫یه‌کم تکراری و کلیشه‌ایه.

532
00:37:44,750 --> 00:37:45,750
‫جهنم.

533
00:37:45,875 --> 00:37:47,916
‫بلانکوی برده‌دار، توی آتیش جهنم می‌سوزی.

534
00:37:48,041 --> 00:37:48,916
‫این یکی خوبه.

535
00:37:50,083 --> 00:37:51,250
‫قافیه‌اش کو؟

536
00:37:52,416 --> 00:37:53,583
‫با دارِ برده‌دار دیگه.

537
00:37:54,000 --> 00:37:55,958
‫قافیه‌اش متجانسه. خیلی مدرنه.

538
00:37:56,666 --> 00:38:00,875
‫این یه نماده. نباید که حتماً مدرن باشه بلکه باید کارایی داشته باشه.

539
00:38:01,000 --> 00:38:03,625
‫فکر نمی‌کنی «توی آتیش جهنم می‌سوزی» کارایی نداره؟

540
00:38:15,625 --> 00:38:17,083
‫داشتید اختلاط می‌کردید؟

541
00:38:18,125 --> 00:38:21,666
‫اون قهوه داشت. یه قهوه‌ساز با کپسول. مثل همینایی که تبلیغ می‌کنن.

542
00:38:21,833 --> 00:38:24,375
‫خوبه، مثل همینایی که تبلیغ می‌کنن...

543
00:38:25,291 --> 00:38:27,625
‫الان چه‌کار کنیم؟ یه کافی شاپ  اجتماعی راه بندازیم؟

544
00:38:29,666 --> 00:38:32,916
‫اگه این‌طوری دوست داری، مراقب باش که تو هم ممکنه از اونجا سر در بیاری.

545
00:38:33,083 --> 00:38:34,000
‫قهوه نمی‌خوری؟

546
00:38:34,125 --> 00:38:37,666
‫حقیقتش اینه که من نمی‌خوام تو با اون حرف بزنی.

547
00:38:37,791 --> 00:38:39,250
‫اون مرد...

548
00:38:40,583 --> 00:38:44,458
‫داره کارخونه‌ای که به تو پول می‌ده رو تحریم می‌کنه. یه‌ذره از خودت وفاداری نشون بده.

549
00:38:45,125 --> 00:38:47,958
‫اسم اونایی که نزدیکش می‌شن رو برای من بنویس.

550
00:38:48,083 --> 00:38:49,375
‫مثل زمان مدرسه؟

551
00:38:50,250 --> 00:38:51,916
‫آره. مثل زمان مدرسه.

552
00:38:52,041 --> 00:38:55,208
‫بلانکو گوش کن. آدما واسه فروش نیستن.

553
00:38:55,333 --> 00:38:58,458
‫بلانکو گوش کن. آدما واسه فروش نیستن.

554
00:38:58,583 --> 00:38:59,875
‫قافیه‌بندی‌اش خوب نیست.

555
00:39:00,041 --> 00:39:02,000
‫بلانکو گوش کن. آدما واسه فروش نیستن.

556
00:39:02,125 --> 00:39:03,916
‫کونی.

557
00:39:04,833 --> 00:39:09,625
‫بلانکو گوش کن. آدما واسه فروش نیستن.

558
00:39:09,791 --> 00:39:10,500
‫در مورد ترازوی اونجا چی؟

559
00:39:10,708 --> 00:39:12,666
‫من گفتم اما هنوز کسی نیومده.

560
00:39:12,875 --> 00:39:14,291
‫ما خودمون داریم ترازو می‌سازیم.

561
00:39:14,458 --> 00:39:17,916
‫نمی‌شه که یه ترازوی خراب  جلوی در ورودی‌امون باشه.

562
00:39:23,750 --> 00:39:26,333
‫بلانکو گوش کن...

563
00:39:26,458 --> 00:39:28,625
‫آدما واسه فروش نیستن.

564
00:39:36,541 --> 00:39:37,750
‫یه قهوه‌ی دیگه می‌خوری؟

565
00:39:40,250 --> 00:39:41,291
‫پلیس؟

566
00:39:41,416 --> 00:39:43,833
‫ببینید، می‌خوام گزارش یه موقعیت خطرناک رو بدم.

567
00:39:44,208 --> 00:39:46,875
‫ ورودی شهرک صنعتی

568
00:39:47,000 --> 00:39:49,541
‫درست رو‌به‌روی کارخونه‌ی ترازو

569
00:39:49,666 --> 00:39:53,666
‫چند روزه که یه ولگرد چادر زده.

570
00:39:53,791 --> 00:39:57,500
‫با دوتا بچه‌ هم هست که نمی‌دونم آیا بچه‌های خودشن یا نه.

571
00:39:58,125 --> 00:39:59,458
‫کوچیکن

572
00:40:00,125 --> 00:40:03,708
‫حدودای 5 یا 6 ساله و نه بیشتر.

573
00:40:04,541 --> 00:40:07,083
‫خب اون جایی که چادر زده خیلی جای بدیه و همه‌اش رو گل،

574
00:40:07,208 --> 00:40:09,958
‫شیشه‌خرده و از این‌جور چیزا پوشونده. اون بچه‌ها رو ممکنه یه موش گاز بگیره.

575
00:40:13,458 --> 00:40:17,541
‫ممنون. من یکی از همسایه‌هام. هر روز دارم از اونجا رد می‌شم.

576
00:40:17,666 --> 00:40:20,291
‫دیدن این صحنه قلبم رو می‌شکنه.

577
00:40:21,083 --> 00:40:23,583
‫این بچه‌های بی‌نوا.

578
00:40:25,208 --> 00:40:27,500
‫فکر کنم باید سریعاً اقدام بشه. چون اینجا پای بچه‌ها در میونه.

579
00:40:27,625 --> 00:40:30,750
‫بله. ممنون. وظیفه‌ام بود. ممنون.

580
00:40:31,375 --> 00:40:33,000
‫چرا کار وایساده؟

581
00:40:33,125 --> 00:40:34,458
‫دوباره میرایِس.

582
00:40:35,166 --> 00:40:36,041
‫اما...

583
00:40:38,250 --> 00:40:40,833
‫- امروز دیگه مشکل‌امون چیه؟
‫- ترازوهای میکرو

584
00:40:40,958 --> 00:40:44,166
‫محموله‌ی جدید با نرم‌افزارهای تجهیزات این مدل ترازو نمی‌خونه.

585
00:40:44,291 --> 00:40:45,333
‫نمی‌تونیم روی ترازوها سوارشون کنیم.

586
00:40:45,458 --> 00:40:48,166
‫میرایِس هم تلفن‌اش رو جواب نمی‌ده.

587
00:40:48,291 --> 00:40:49,958
‫کسی به ما چیزی نگفت.

588
00:40:51,750 --> 00:40:52,916
‫کسی می‌تونه بره دم در خونه‌اش؟

589
00:40:53,041 --> 00:40:55,583
‫نه، نه. میرایِس رو فراموش کن.

590
00:40:56,000 --> 00:40:57,333
‫راه‌حل بدید.

591
00:40:59,875 --> 00:41:00,875
‫راه‌حل!

592
00:41:02,666 --> 00:41:05,333
‫ما می‌تونیم از ترازوهای سکودار استفاده کنیم.

593
00:41:05,541 --> 00:41:06,875
‫اونا باهاشون سازگارن.

594
00:41:07,500 --> 00:41:11,791
‫می‌تونیم مدل‌های نمایشگردار رو بفرستیم

595
00:41:12,333 --> 00:41:15,083
‫و بقیه رو طی دو روز آینده بفرستیم...

596
00:41:16,666 --> 00:41:20,000
‫پنج‌شنبه که تعطیلیه و این به ما سه روز زمان می‌ده.

597
00:41:20,833 --> 00:41:22,416
‫یه‌ساعت هم زمان نمی‌بره.

598
00:41:23,375 --> 00:41:26,500
‫من دو ساعت بهتون وقت می‌دم و ناهار کل تیم‌ات هم با من.

599
00:41:26,583 --> 00:41:28,875
‫کار گذاشتن‌اشون روی ترازوهای سکودار قابل اطمینان نیست.

600
00:41:29,041 --> 00:41:31,500
‫ناهار چیه اون‌وقت؟ نکنه همون آشغالی که با خرما و هسته‌اش می‌خوری؟

601
00:41:31,583 --> 00:41:34,500
‫اون میوه‌ی بهشتیه. یه‌ذره حرمت نگه دار.

602
00:41:34,666 --> 00:41:37,375
‫هر وقت می‌خوایم تجهیزات رو دوباره سوار هم کنیم به مشکل می‌خوریم.

603
00:41:37,500 --> 00:41:38,458
‫می‌دونم.

604
00:41:38,875 --> 00:41:41,958
‫خرمای کافی نمی‌خوری، واسه همینه هیچ‌‌وقت نمی‌تونی بکنی توش.

605
00:42:32,166 --> 00:42:35,250
‫لطفاً ببین این خالد جای پارک داره توی کارخونه.

606
00:42:39,458 --> 00:42:41,875
‫این امضای من نیست و بدون امضای من هم هیچ کامیونی از اینجا بیرون نمی‌ره.

607
00:42:42,000 --> 00:42:45,208
‫پس اون کامیون کوفتی رو برگردون.

608
00:42:45,375 --> 00:42:48,041
‫پس منم که تصمیم می‌گیرم آیا می‌تونه بره یا نه.

609
00:42:48,125 --> 00:42:50,208
‫میرایِس.

610
00:42:50,375 --> 00:42:54,750
‫ساعت 5 صبح آماده شد. آدمای من از اون موقع داشتن بار می‌زدن.

611
00:42:54,916 --> 00:42:58,083
‫واسه من مهم نیست. این کامیون بدون اجازه‌ی من حرکت نمی‌کنه.

612
00:42:58,250 --> 00:43:00,166
‫محموله باید تا ساعت 10 توی انبار گمرک باشه.

613
00:43:00,291 --> 00:43:02,625
‫نمی خواد چیزی رو که می‌دونم بهم یاد بدی.

614
00:43:08,708 --> 00:43:09,708
‫خالد...

615
00:43:10,416 --> 00:43:14,666
‫به کارت بچسب. اون کامیون‌های لعنتی رو بار بزنید و بیرون از

616
00:43:14,791 --> 00:43:16,000
‫حوزه‌ی کاری من بمونید.

617
00:43:16,125 --> 00:43:17,583
‫من کامیونا رو بار نمی‌زنم.

618
00:43:17,708 --> 00:43:19,041
‫من مسئول بخش لُجِستیکم.

619
00:43:19,125 --> 00:43:21,208
‫خالد، من مدیر بخش تولید اینجام.

620
00:43:22,625 --> 00:43:23,916
‫کامیون رو برگردونید.

621
00:43:24,083 --> 00:43:25,000
‫همین الان انجامش بده.

622
00:43:29,083 --> 00:43:32,875
‫از صبح تا الان سعی داشتن پیدات کنن.

623
00:43:32,958 --> 00:43:35,541
‫کجا بودی؟ پیرهن‌ات رو بده تو.

624
00:43:35,625 --> 00:43:38,458
‫پیرهن‌ات. فکر می‌کنی می‌تونی واسه خودت

625
00:43:38,916 --> 00:43:43,583
‫جلوی همه همچین معرکه‌ای راه بندازی؟ اگه کمیته اینجا بود چی؟

626
00:43:43,708 --> 00:43:46,250
‫قبوله. اون کل دیشب رو نیومد خونه.

627
00:43:46,416 --> 00:43:49,875
‫بعدش صبح بهم زنگ می‌زنه که شب رو خونه‌ی خواهرش خوابیده.

628
00:43:50,000 --> 00:43:51,833
‫منم رفتم جلوی در خونه‌ی خواهرش.

629
00:43:52,000 --> 00:43:53,625
‫اما خواهرش بهم اجازه نداد برم تو ببینمش.

630
00:43:53,708 --> 00:43:56,041
‫که ببینم خوابه یا نه! خواهرش!

631
00:43:56,208 --> 00:43:57,666
‫اونا اصلاً نمی‌تونن همدیگه رو تحمل کنن.

632
00:44:01,000 --> 00:44:03,208
‫- بگو.
‫- شماره‌ی 23.

633
00:44:03,291 --> 00:44:04,125
‫خیلی خب.

634
00:44:07,833 --> 00:44:09,708
‫همینجا بمون. جایی نری.

635
00:44:10,208 --> 00:44:12,500
‫کاری هم نکن.

636
00:44:12,666 --> 00:44:13,500
‫باهاش هم حرف نزن. تلفن‌ات رو بده من.

637
00:44:13,666 --> 00:44:16,208
‫- دست بردار بلانکو.
‫- اینجا کارخونه‌ست. بدش من ببینم.

638
00:44:19,041 --> 00:44:21,583
‫هیچ برنامه‌ای هم واسه امشب نریز. به زن‌ات بگو با من اومدی بیرون.

639
00:44:21,666 --> 00:44:25,791
‫ببینم می‌تونم آروم‌ات کنم و همه‌ی این گند کاریا رو فراموش کنی یا نه

640
00:44:59,750 --> 00:45:00,541
‫لعنت بهش!

641
00:45:02,000 --> 00:45:02,791
‫بلانکو!

642
00:45:04,083 --> 00:45:06,166
‫پلیس بیرونه.

643
00:45:47,708 --> 00:45:50,125
‫تو توی جهنم می‌سوزی.

644
00:45:51,208 --> 00:45:52,458
‫چه ابلهیه این.

645
00:45:53,416 --> 00:45:55,541
‫خب، عبارت بدی نبود.

646
00:45:56,416 --> 00:45:58,666
‫خب البته نه اینجا، اما جای دیگه...

647
00:46:00,958 --> 00:46:02,375
‫این یه قافیه‌ی متجانسه.

648
00:46:02,458 --> 00:46:05,083
‫الان تو واسه من چی شدی؟ یه نگهبان شاعر؟

649
00:46:07,625 --> 00:46:08,708
‫ممنون.

650
00:46:08,875 --> 00:46:09,541
‫- مراقبت کنید.
‫- خداحافظ.

651
00:46:09,708 --> 00:46:11,875
‫اگه بازم قهوه خواستید برگردید پیشم.

652
00:46:12,291 --> 00:46:14,083
‫- چی شده؟
‫- همه‌چیز اکی بود.

653
00:46:14,500 --> 00:46:17,041
‫- چی و اکی بود؟ من چیزی نمی‌بینم که بخواد خوب باشه!

654
00:46:17,208 --> 00:46:20,541
‫مدارک ماشین کنترل شد و اون تیکه زمین هم متعلق به کسی نیست.

655
00:46:20,708 --> 00:46:21,416
‫نمی تونیم مجبورش کنیم بره.

656
00:46:21,583 --> 00:46:24,458
‫هر چیزی به کسی تعلق داره.

657
00:46:24,583 --> 00:46:28,000
‫شما صاحبش رو پیدا کردید؟ فکر نمی‌کنم زیاد دل‌اش بخواد

658
00:46:28,083 --> 00:46:29,333
‫کسی اونجا باشه.

659
00:46:29,458 --> 00:46:32,583
‫این یه ملک عمومیه جناب. همون‌قدر که مال شماست مال اون هم هست.

660
00:46:32,708 --> 00:46:35,833
‫واو، یه پلیس سوسیالیست! خوبه!

661
00:46:36,583 --> 00:46:38,000
‫بچه‌ها چی؟

662
00:46:38,416 --> 00:46:40,916
‫اونا می‌تونن اونجا باشن؟ قانونیه؟

663
00:46:41,541 --> 00:46:43,083
‫شیشه‌خرده اونجاست.

664
00:46:43,208 --> 00:46:44,166
‫موش داره.

665
00:46:45,625 --> 00:46:48,708
‫مادرشون خبر داره؟ یا باید به اون هم زنگ بزنم؟

666
00:46:48,833 --> 00:46:52,000
‫با سرویس خدمات اجتماعی حرف بزنید. کار دیگه‌ای از دست ما ساخته نیست.

667
00:47:05,916 --> 00:47:07,916
‫شاید بتونیم بخریمش.

668
00:47:09,083 --> 00:47:11,333
‫- زمین رو می‌گم.
‫- کمیته چی؟

669
00:47:11,750 --> 00:47:14,541
‫- چک می‌کنم.
‫- تو که گفته بودی اون خطری نداره.

670
00:47:14,708 --> 00:47:18,250
‫بلانکو. همینه. آدما همیشه می‌جنگن.

671
00:47:18,416 --> 00:47:20,750
‫بلانکو، همینه.

672
00:47:21,291 --> 00:47:23,208
‫این دیگه قافیه داشت.

673
00:47:24,916 --> 00:47:28,416
‫بلانکو، همینه. آدما همیشه می‌جنگن.

674
00:47:28,625 --> 00:47:32,708
‫بلانکو. همینه. آدما همیشه می‌جنگن.

675
00:47:52,375 --> 00:47:53,666
‫می‌خوای برسونمت؟

676
00:47:55,083 --> 00:47:56,625
‫فکر خوبی نیست.

677
00:47:56,750 --> 00:47:59,916
‫چون من صاحب شرکتم و تو هم کارآموزی؟

678
00:48:00,708 --> 00:48:02,416
‫دقیقاً واسه همینه.

679
00:48:03,208 --> 00:48:05,416
‫آره، خب...

680
00:48:05,875 --> 00:48:07,708
‫اون‌وقت الان چه‌کار کنم؟

681
00:48:08,291 --> 00:48:10,625
‫کارخونه رو بفروشم که بتونم سوارت کنم؟

682
00:48:12,166 --> 00:48:13,541
‫این کار رو بکنم؟

683
00:48:16,791 --> 00:48:17,625
‫بی‌خیال.

684
00:48:27,000 --> 00:48:29,416
‫اون واسه من کار نمی‌کنه.

685
00:48:29,541 --> 00:48:31,291
‫تازه همدیگه رو دیدیم!

686
00:48:45,375 --> 00:48:46,500
‫الان این‌طوری طبیعیه؟

687
00:48:46,625 --> 00:48:48,250
‫چی طبیعیه؟

688
00:48:49,166 --> 00:48:51,625
‫واسه یه صاحب کارخونه که کارآموزاش رو ببینه

689
00:48:52,000 --> 00:48:54,166
‫و اونا رو با ماشین‌اش برسونه خونه...

690
00:48:57,333 --> 00:49:02,166
‫این فقط واسه اینه که دوست ندارم همه‌اش توی دفترم تنها بشینم و انگار قرنطینه شدم.

691
00:49:02,291 --> 00:49:06,458
‫می‌خوام دور و بر کارمندام باشم، حواسم به همه‌اشون باشه، چون

692
00:49:07,625 --> 00:49:10,541
‫اونا همه خانواده‌ی منن، می‌دونی؟

693
00:49:11,416 --> 00:49:15,208
‫کارآموزا هم درست مثل دخترای خودم می‌مونن.

694
00:49:15,333 --> 00:49:16,291
‫اشتباهه این فکر؟

695
00:49:20,541 --> 00:49:23,625
‫- بپیچ راست.
‫- مسیر رو بلدم.

696
00:49:24,041 --> 00:49:25,916
‫خودم این آپارتمان‌ها رو انتخاب کردم.

697
00:49:28,041 --> 00:49:30,000
‫تو آپارتمان‌ات رو دوست داری؟ راحتی توش؟

698
00:49:31,875 --> 00:49:33,791
‫یه‌ذره واسه یه دختر تنها بزرگه.

699
00:49:42,458 --> 00:49:44,083
‫شماره‌ام رو بنویس.

700
00:49:44,208 --> 00:49:46,208
‫به هر چیزی نیاز داشتی،

701
00:49:46,333 --> 00:49:47,250
‫باهام تماس بگیر.

702
00:49:50,500 --> 00:49:51,458
‫زود باش بنویس دیگه.

703
00:50:03,333 --> 00:50:04,125
‫سلام عزیزم

704
00:50:04,125 --> 00:50:07,166
‫بهش گفتم یه‌ دستی به سر و گوش انبار بکشه. خیلی وضعیتش داغون بود.

705
00:50:07,708 --> 00:50:08,958
‫یادم اومد چی باید بهت می‌گفتم.

706
00:50:09,708 --> 00:50:12,125
‫الان نمی‌تونم وایسم عزیزم. میرایِس منتظرمه.

707
00:50:12,208 --> 00:50:15,333
‫دارم سعی می‌کنم یه‌ذره به وضعیت‌اش سر و سامون بدم،

708
00:50:15,458 --> 00:50:18,041
‫توی یه وضع بلاتکلیفی مونده، اون...

709
00:50:18,583 --> 00:50:20,458
‫سالوا!

710
00:50:26,333 --> 00:50:29,541
‫بزن بریم. اینا دیگه آخریش بودن.

711
00:50:40,000 --> 00:50:41,250
‫می‌خوام بدونم اون کیه.

712
00:50:41,375 --> 00:50:43,500
‫واسه چی؟ بهتره ندونی.

713
00:50:43,625 --> 00:50:46,625
‫اونم یه آدمه. مثلاً آقای الف. مهم نیست کیه.

714
00:50:46,750 --> 00:50:47,708
‫آقای الف...

715
00:50:48,458 --> 00:50:49,666
‫آقای کاف اصلاً.

716
00:50:49,791 --> 00:50:51,000
‫این یه‌جور آرایه‌ی ادبیه.

717
00:50:51,708 --> 00:50:53,250
‫آقای کاف بهتره.

718
00:50:53,375 --> 00:50:56,583
‫آقای کاف پس. مهم نیست.

719
00:50:57,000 --> 00:51:00,500
‫بهم اعتماد کن. کلاً این موضوع رو نادیده بگیر.

720
00:51:00,625 --> 00:51:01,958
‫- نادیده‌اش می‌گیرم.
‫- همینه.

721
00:51:03,791 --> 00:51:05,333
‫نادیده‌اش بگیر!

722
00:51:05,625 --> 00:51:07,708
‫- الان چی شده؟
‫ - هیچی؟

723
00:51:08,916 --> 00:51:11,666
‫این همه زن توی دنیا هست. بیشتر از مردا. میلیون‌ها زن.

724
00:51:11,791 --> 00:51:14,000
‫یکی از اونا رو میاری توی زندگی‌ات، میرایِس.

725
00:51:14,166 --> 00:51:17,458
‫ما همیشه آویزون یکی می‌شیم. خیلی زن توی دنیا هست.

726
00:51:17,458 --> 00:51:19,875
‫دیگه داری خیلی بهونه می‌گیری.

727
00:51:20,375 --> 00:51:22,583
تمومش کن. تو باید قوی باشی.

728
00:51:22,750 --> 00:51:24,791
‫و متوجه این موضوع باشی که آدما گاهی وقتا

729
00:51:24,875 --> 00:51:27,666
‫می‌تونن اشتباه کنن.

730
00:51:30,458 --> 00:51:31,416
‫درسته؟

731
00:51:32,250 --> 00:51:33,625
‫یا اینکه کلاً علیه‌السلامی؟

732
00:51:38,583 --> 00:51:40,250
بیا، یکی از اینا رو بگیر.

733
00:51:41,875 --> 00:51:45,250
‫لطفاً، عجله کن. حالم دست خودم نیست.

734
00:51:45,416 --> 00:51:47,291
‫نگران نباش.

735
00:51:52,500 --> 00:51:56,125
‫سرعت اینترنت اینجا چطوره؟ اگه حجم بیشتری می‌خواستی بهم بگو.

736
00:51:59,458 --> 00:52:01,833
‫نشان ستاره‌شناسی من برج میزانه. ترازو.

737
00:52:02,583 --> 00:52:04,083
‫این یه نشانه‌ست.

738
00:52:05,958 --> 00:52:07,583
‫ما متعادل و هماهنگ هستیم.

739
00:52:10,291 --> 00:52:13,000
‫اما تحت فرمانروایی ونوسیم.

740
00:52:13,500 --> 00:52:17,333
‫- پس تعادل به درک می‌ره.
‫- درسته.

741
00:52:20,875 --> 00:52:23,916
‫و جفت ایده‌آل‌امون برج جدی یا برج سنبله‌ست.

742
00:52:24,500 --> 00:52:25,875
‫تو برج جدی هستی یا سنبله؟

743
00:52:25,958 --> 00:52:29,000
‫هر دو.

744
00:52:29,083 --> 00:52:31,208
‫می‌تونم هم‌زمان هر دوشون باشم؟

745
00:52:45,916 --> 00:52:47,541
‫کسی خونه منتظرته؟

746
00:52:50,791 --> 00:52:52,958
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

747
00:53:01,250 --> 00:53:03,875
‫همیشه داره به مردای لعنتی دیگه فکر می‌کنه...

748
00:53:04,041 --> 00:53:05,833
‫- میرایِس!
‫- فقط داشتیم حرف می‌زدیم...

749
00:53:05,958 --> 00:53:08,833
‫- چرا این کار رو با من می‌کنی؟
‫- میرایِس، لطفاً.

750
00:53:08,958 --> 00:53:10,791
‫سریع ببرش یا همین الان زنگ می‌زنم پلیس.

751
00:53:10,916 --> 00:53:13,666
‫- این عادلانه نیست.
‫- خودم درستش می‌کنم. یالا.

752
00:53:13,791 --> 00:53:15,291
‫باهاش حرف بزن.

753
00:53:15,375 --> 00:53:17,583
‫بهش بگو تو رو خدا ترکم نکنه.

754
00:53:17,666 --> 00:53:19,041
‫لطفاً، بهش بگو ترکم نکنه!

755
00:53:20,500 --> 00:53:21,708
‫مشکلی نیست.

756
00:53:28,875 --> 00:53:30,958
‫اگه زنگ می‌زد پلیس چی؟

757
00:53:33,416 --> 00:53:35,291
‫من که کاری باهاش نکردم!

758
00:53:36,125 --> 00:53:40,416
‫داشتی مثل یه دیوونه داد می‌زدی. داشتی بهش توهین می‌کردی.

759
00:53:40,541 --> 00:53:43,250
‫اگه باعث بشی کارخونه توی دردسر بیفته...

760
00:53:43,375 --> 00:53:44,708
‫ماشین‌اش اونجاست.

761
00:53:45,833 --> 00:53:49,166
‫خیلی خب. این خوبه. یالا.

762
00:53:49,291 --> 00:53:51,541
‫می‌ترسم باهاش رو‌به‌رو بشم.

763
00:53:51,666 --> 00:53:52,458
‫تف!

764
00:53:53,166 --> 00:53:56,458
‫همه‌چیز که تو رو داره می‌ترسونه! خونه‌بودنش، خونه نبودنش.

765
00:53:56,583 --> 00:54:00,333
‫نمی تونی همه‌چیز رو این‌قدر سخت بگیری.

766
00:54:00,791 --> 00:54:05,416
‫همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم. ببین از کجا داری میای؟

767
00:54:05,500 --> 00:54:06,500
‫چون تو من رو برده بودی اونجا.

768
00:54:06,666 --> 00:54:09,083
‫به هر دلیلی بوده باشه. حالا شماها، حالا هر دوتون یِر‌به‌یِر شدید.

769
00:54:09,208 --> 00:54:11,500
‫همدیگه رو ببخشید و تمام.

770
00:54:11,666 --> 00:54:12,583
‫یالا.

771
00:54:15,875 --> 00:54:18,666
‫فردا نیا سر کار. بمون خونه.

772
00:54:18,791 --> 00:54:21,875
‫الان زمانیه که بپذیری چه اتفاقی داره برات می‌افته.

773
00:55:28,291 --> 00:55:31,875
‫الان می‌دونم قرار بود چی رو باید بهت می‌گفتم.

774
00:55:32,916 --> 00:55:34,125
‫لیلیانا.

775
00:55:35,166 --> 00:55:37,250
‫با اون هم مثل بقیه رفتار کن.

776
00:55:39,416 --> 00:55:41,958
‫دختر کوچولوی اوربیناست. یادته که؟

777
00:55:43,916 --> 00:55:45,833
‫کارآموز جدیدتون، لیلیانا.

778
00:55:46,458 --> 00:55:49,416
‫ازمون خواستن تا یه دوره کارآموزی رو برای چند ماه اینجا باشه.

779
00:55:49,541 --> 00:55:50,958
‫به‌نظر آشنا میاد.

780
00:55:51,083 --> 00:55:53,916
‫نمی‌خواست تو بدونی. نمی‌خواد زیاد طرز برخوردت باهاش خاص باشه.

781
00:55:54,041 --> 00:55:54,875
‫آهان.

782
00:55:55,000 --> 00:55:57,666
‫واقعاً تغییر کرده. احتمالاً اصلاً نتونستی تشخیص‌اش بدی.

783
00:55:57,791 --> 00:56:00,333
‫نه، نشناختمش.

784
00:56:00,458 --> 00:56:03,208
‫امروز با مامانش حرف زدم. فردا دارن میان ببیننش.

785
00:56:04,208 --> 00:56:07,958
‫می‌دونی که چقدر می‌تونه لوس باشه. چون یه‌دونه دخترشونه.

786
00:56:08,583 --> 00:56:10,708
‫فرداشب شام اینجان.

787
00:56:18,875 --> 00:56:20,375
‫حالا چی درست کنم؟

788
00:56:27,125 --> 00:56:32,166
‫پنج‌شنبه

789
00:56:36,875 --> 00:56:39,625
‫بگو کارآموز جدید، لیلیانا، رو بفرستن بالا.
‫- رزومه‌اش رو هم بهم بده.

790
00:56:39,750 --> 00:56:40,833
‫دست کیه؟

791
00:56:40,958 --> 00:56:43,666
‫دوست خانوادگی از کار در اومده. چرا آدما هیچ چیزی بهم نمی‌گن؟

792
00:56:46,041 --> 00:56:49,208
‫- میرایِس پیداش نیست.
‫- آره. من بهش گفتم نیاد.

793
00:56:50,208 --> 00:56:53,208
‫در حال حاضر هر چی کمتر اینجا باشه بهتره.

794
00:56:54,458 --> 00:56:57,750
‫- خبر جدیدی از کمیته نشد؟
‫- هیچی.

795
00:56:58,791 --> 00:57:00,125
‫امروز نیومده.

796
00:57:02,583 --> 00:57:03,541
‫لیلیانا؟

797
00:57:25,875 --> 00:57:27,916
‫لیلیانا هستم. پیام خود را بگذارید...

798
00:57:28,166 --> 00:57:28,750
‫اورورا.

799
00:57:28,750 --> 00:57:30,000
‫یه‌دقیقه بهم وقت بده.

800
00:57:30,125 --> 00:57:32,375
‫- فقط یک دقیقه.
‫- بلانکو، الان نه، لطفاً.

801
00:57:32,500 --> 00:57:33,750
‫یک دقیقه و بعد می‌رم.

802
00:57:39,000 --> 00:57:40,833
‫میرایِس توی وضعیت خوبی نیست .

803
00:57:41,208 --> 00:57:43,250
‫تا الان هیچ‌وقت این‌طور ندیده بودمش.

804
00:57:43,375 --> 00:57:47,333
‫می‌ترسم ممکنه یه‌دفعه بزنه به سرش و یه کاری بکنه. فکر کنم توانایی‌اش رو هم داره.

805
00:57:47,458 --> 00:57:50,458
‫دارم ازت درخواست می‌کنم که این مسئله رو حتماً توی تصمیمی که می‌خوای بگیری لحاظ کنی.

806
00:57:52,583 --> 00:57:54,541
‫اگه به‌خاطر اون هم نمی‌کنی، واسه خاطر

807
00:57:54,666 --> 00:57:55,625
‫بچه‌هات این کار رو بکن.

808
00:57:55,750 --> 00:57:57,125
‫چطور جرأت می‌کنی!

809
00:57:57,625 --> 00:58:00,958
‫- تو کی باشی که توی زندگی ما دخالت کنی؟
‫- این زندگی خودتونه.

810
00:58:01,083 --> 00:58:04,708
‫اما زندگی من هم هست. چون هر کاری شماها بکنید روی من هم تأثیر می‌ذاره.

811
00:58:04,833 --> 00:58:07,750
‫و روی کسب‌و‌کارم، روی ارسال محموله‌هام، جایزه...

812
00:58:07,916 --> 00:58:08,791
اورورا

813
00:58:08,916 --> 00:58:11,208
‫لطفاً برگرد صندوق 6

814
00:58:11,291 --> 00:58:12,333
‫الان

815
00:58:12,458 --> 00:58:14,000
‫مشکلات ما به تو هیچ ربطی ندارن.

816
00:58:14,125 --> 00:58:19,166
‫ببخشیدا، اما اگه به کارخونه‌ی من صدمه بزنن پس تبدیل به مشکلات من هم میشن.

817
00:58:19,291 --> 00:58:19,833
اورورا،
‫لطفاً...

818
00:58:20,000 --> 00:58:22,250
‫دارم میام. لعنت، یه‌دقیقه بهم وقت بده.

819
00:58:22,333 --> 00:58:26,458
‫ببین، یه راه‌حل ساده داره. فقط این رابطت رو با کارمندای من رو قطع کن.

820
00:58:29,000 --> 00:58:30,541
‫من با هر کسی دوست داشته باشم ، ارتباط میگیرم.

821
00:59:03,791 --> 00:59:05,041
‫رئیس!

822
00:59:12,291 --> 00:59:13,458
‫لباس.

823
00:59:14,041 --> 00:59:15,208
‫واسه شام امشبه.

824
00:59:15,333 --> 00:59:17,333
‫هیچ‌کدوم از لباسای پلوخوری‌ام رو با خودم نیوردم.

825
00:59:17,416 --> 00:59:19,291
‫و خب می‌دونی بابام چجوریاست دیگه.

826
00:59:23,041 --> 00:59:24,708
‫مثل من پیره.

827
00:59:25,750 --> 00:59:28,333
‫امروز توی کارخونه دل‌امون واست تنگ شده بود.

828
00:59:28,458 --> 00:59:30,041
‫من بهش گفتم نیاد.

829
00:59:30,208 --> 00:59:31,041
‫چه عالی.

830
00:59:31,791 --> 00:59:33,083
‫سوگلی رئیس بودن هم مزایای خودش رو داره.

831
00:59:33,166 --> 00:59:34,416
‫نیازی به گفتن نداره که.

832
00:59:36,916 --> 00:59:38,333
‫خوشگل نشده؟

833
00:59:38,416 --> 00:59:39,458
‫معرکه.

834
00:59:39,916 --> 00:59:42,000
‫می‌خوام واسه شام امشب بری و دسر بخری.

835
00:59:42,000 --> 00:59:43,208
‫تو هم می‌ری؟

836
00:59:43,375 --> 00:59:44,208
‫بله.

837
00:59:47,333 --> 00:59:48,333
‫خیلی هم عالی.

838
00:59:53,916 --> 00:59:55,000
‫با خودت می‌بریش؟

839
00:59:57,083 --> 00:59:58,208
‫با خودم می‌برمش.

840
01:00:09,333 --> 01:00:13,125
‫اصلاً  نمی‌خوام امتیازی نسبت به دیگران داشته باشم. هر چی هم بین ما اتفاق افتاده، اتفاقیه که افتاده.

841
01:00:13,208 --> 01:00:15,041
‫قرار نبوده که اتفاق بیفته.

842
01:00:15,833 --> 01:00:18,291
‫واقعاً از این بدم میاد که من رو الان به‌عنوان دختر کوچولوی اوربینا ببینی.

843
01:00:18,375 --> 01:00:20,833
‫تو دختر کوجولوی اوربینا هستی.

844
01:00:22,250 --> 01:00:24,875
‫چرا نمی‌تونی قضیه رو یه‌جور دیگه هم ببینی. من با بابات

845
01:00:25,041 --> 01:00:28,291
‫مدرسه می‌رفتم. من تو رو وقتی کوچیک بودی بغل می‌کردم، لیلیانا.

846
01:00:28,833 --> 01:00:29,958
‫صبح به‌خیر.

847
01:00:30,916 --> 01:00:34,208
‫کیک جنگل سیاه، بزرگش لطفاً.

848
01:00:35,458 --> 01:00:36,666
‫و...

849
01:00:37,166 --> 01:00:38,791
‫شیرینی روسی، لطفاً.

850
01:00:40,083 --> 01:00:41,625
‫یه چیز دیگه هم هست که بهت نگفتم.

851
01:00:41,708 --> 01:00:44,250
‫لطفاً همیشه همه‌چیز رو بهم بگو.

852
01:00:44,416 --> 01:00:46,291
‫دوست‌پسرم هم داره با بابام‌اینا میاد.

853
01:00:48,541 --> 01:00:50,208
‫واسه همه پیش میاد.

854
01:00:50,291 --> 01:00:52,125
‫می‌دونم، واسه منم اجتناب‌ناپذیر بود.

855
01:00:52,291 --> 01:00:55,000
‫وقت نداشتم که شرایط جدید رو واسش توضیح بدم.

856
01:00:55,083 --> 01:00:57,583
‫چه شرایط جدیدی؟

857
01:00:57,750 --> 01:00:59,833
‫این دیگه، اینکه ما با هم هستیم رو.

858
01:01:00,791 --> 01:01:03,625
‫نگران نباش. اون یه پسره. عاشقش نیستم.

859
01:01:04,666 --> 01:01:07,166
‫این دقیقاً همون چیزیه که من رو نگران می‌کنه.

860
01:01:11,500 --> 01:01:14,000
‫هایزنبرگ راست می‌گفت.

861
01:01:14,166 --> 01:01:15,916
‫آدما تغییر می‌کنن.

862
01:01:16,083 --> 01:01:17,708
‫من وقتی تو پیشمی عوض می‌شم.

863
01:01:18,125 --> 01:01:19,958
‫انگار یکی دیگه می‌شم. حتی خودم خودم رو نمی‌شناسم.

864
01:01:20,708 --> 01:01:22,250
‫این خیلی ترسناکه.

865
01:01:23,541 --> 01:01:26,416
‫لیلیانا، عزیز دلم.

866
01:01:28,541 --> 01:01:31,833
‫امشب رو تو رو خدا سعی کن خودت باشی.

867
01:01:33,333 --> 01:01:38,208
‫پیش بابا و مامان‌ات و زن من همون لیلیانای قدیم باش.

868
01:01:38,750 --> 01:01:39,958
‫می‌تونی این لطف رو بکنی؟

869
01:01:40,083 --> 01:01:41,000
‫مطمئنم که می‌تونی.

870
01:01:41,500 --> 01:01:43,166
‫- حقیقت‌اش رو بهت بگم؟
‫- آره.

871
01:01:43,750 --> 01:01:45,916
‫این وضعیت من رو اذیت می‌کنه.

872
01:01:48,125 --> 01:01:49,125
‫بفرمایید.

873
01:01:52,125 --> 01:01:53,541
‫چقدر تقدیم کنم؟

874
01:01:53,708 --> 01:01:54,750
‫- چهل یورو.
‫- چهل یورو.

875
01:01:56,666 --> 01:01:58,333
‫بلانکو اخراج رو متوقف کن

876
01:02:01,458 --> 01:02:04,125
‫یه‌ذره بالاتر... بالاتر...

877
01:02:05,416 --> 01:02:06,500
‫کوبنده.

878
01:02:08,958 --> 01:02:09,958
‫جذبم کن، یالا. (منظور گرفتن ژستی گیراتر برای عکاسی خبری)

879
01:02:10,833 --> 01:02:12,708
‫اون بنر رو بالاتر نگه دار.

880
01:02:14,416 --> 01:02:15,625
‫این‌طوری؟

881
01:02:15,791 --> 01:02:17,125
‫یه‌ذره از اون حقیقت رو بهم نشون بده.

882
01:02:18,291 --> 01:02:20,166
‫عالی، کوبنده.

883
01:02:20,291 --> 01:02:23,625
‫- این چطور؟
‫- کوبنده، دوستش دارم.

884
01:02:27,875 --> 01:02:32,250
‫بلانکو، بهش در مورد اخراج‌هایی که می‌کنی بگو.

885
01:02:32,333 --> 01:02:33,541
‫اگه جرات داری بگو.

886
01:02:34,375 --> 01:02:35,500
‫چه‌خبره؟

887
01:02:35,625 --> 01:02:38,416
‫اون ازم خواست که آیا منم می‌تونم توی مقاله‌اش باشم یا نه.

888
01:02:38,541 --> 01:02:40,666
‫هنوز جواب آره یا نه بهش ندادم. می خواستم اول با شما حرف بزنم.

889
01:02:42,666 --> 01:02:44,375
‫- صبح به‌خیر.
‫- صبح به‌خیر.

890
01:02:44,541 --> 01:02:46,000
‫این عکسا واسه چیه؟

891
01:02:46,083 --> 01:02:48,125
‫- واسه یه مقاله.
‫- یه مقاله.

892
01:02:48,291 --> 01:02:50,791
‫- در مورد چیه اون‌وقت؟
‫- در مورد همین کشمکش.

893
01:02:50,875 --> 01:02:52,333
‫- در مورد این...
‫- کشمکش اون.

894
01:02:52,500 --> 01:02:56,625
‫درسته، کشمکش اون. الان رئیس‌ات می‌دونه داری این کار رو می‌کنی؟

895
01:02:57,708 --> 01:02:59,583
‫این از اون داستانای مورد توجه مردمه. الان هم همه این‌جور داستانا رو دوست دارن.

896
01:02:59,750 --> 01:03:03,333
‫این یه داستان پوچ و بی‌معنیه. تعدیل نیرو داشتیم و بر اساس قانون بهشون مبلغ بازخرید رو پرداخت کردیم.

897
01:03:03,500 --> 01:03:06,291
‫هیچ داستان دیگه‌ای هم وجود نداره. نقطه.

898
01:03:07,291 --> 01:03:08,583
‫داری چه کار می‌کنی؟

899
01:03:09,791 --> 01:03:11,333
‫دارم بیاینه‌ی شما رو می‌نویسم.

900
01:03:12,458 --> 01:03:13,625
‫بذار ببینم.

901
01:03:16,833 --> 01:03:17,458
‫این یه بیانیه نیست.

902
01:03:17,583 --> 01:03:19,791
‫مشکل‌ات چیه؟
‫تو نمی‌تونی الان این رو چاپ کنی.

903
01:03:19,958 --> 01:03:22,041
به ماشین من تکیه نده، لطفاً!‍

904
01:03:22,125 --> 01:03:25,458
‫الان شما همچین کاری رو پیشنهاد دادی؟ یا این مقاله ایده‌ی شما بوده؟

905
01:03:25,583 --> 01:03:27,541
‫این اطلاعات محرمانه‌ست.

906
01:03:27,666 --> 01:03:30,416
‫- من مجبورم از منابعی که دارم حفاظت کنم.
‫- منابع. درسته.

907
01:03:30,583 --> 01:03:33,208
‫فکر می‌کنی واسه کجا داری کار می‌کنی؟ واشنگتن پست؟

908
01:03:33,333 --> 01:03:34,458
‫می‌تونم یه عکس بگیرم؟

909
01:03:34,583 --> 01:03:36,208
‫جرأت‌اش رو نداری. اصلاً.

910
01:03:36,333 --> 01:03:38,291
‫و البته از کارخونه هم اجازه نداری عکسی بگیری. رومَن.

911
01:03:38,416 --> 01:03:39,666
‫نذار از اینجا عکس بگیره.

912
01:03:40,791 --> 01:03:42,375
‫اگه از اون ور خیابون بگیره چی؟

913
01:03:43,083 --> 01:03:46,458
‫فکر کردم بخش حراست سوگند وفاداری خوردن! تو سوگند حماقت خوردی؟

914
01:03:46,625 --> 01:03:48,708
‫اگه ببینم

915
01:03:48,833 --> 01:03:52,375
‫فقط یه عکس از کارخونه توی روزنامه‌ای چاپ شده باشه، اخراجی.

916
01:03:59,541 --> 01:04:00,875
‫آزادی مطبوعات.

917
01:04:03,333 --> 01:04:04,458
‫ایگناسیو؟

918
01:04:05,625 --> 01:04:08,083
‫گوش کن، یه بچه‌ای اینجا بود

919
01:04:08,208 --> 01:04:10,583
‫همونی که مقاله‌ی هفته‌ی پیش رو کار کرده بود.

920
01:04:12,583 --> 01:04:15,166
‫ببین، من به همه‌ی اون چیزی که

921
01:04:15,291 --> 01:04:18,166
‫قراره تبدیل به یه داستان عامه‌پسند بشه احترام می‌ذارم.

922
01:04:18,291 --> 01:04:21,750
‫اون که سگ یا گاو نیست. اون یه آدمه. پس مطمئناً انسانه.

923
01:04:22,250 --> 01:04:23,500
‫اما...

924
01:04:24,333 --> 01:04:29,750
‫اما تو باید این رو بفهمی که این هفته‌ی خیلی پیچیده‌ای واسم بوده

925
01:04:30,625 --> 01:04:35,791
‫ما باید کارای جایزه‌‌ی دولتی رو انجام بدیم. تو هم یه مقاله درباره‌اش بنویسی.

926
01:04:35,916 --> 01:04:37,625
‫آره...

927
01:04:38,083 --> 01:04:42,125
‫و اون عکس هم الان کمکی نمی‌تونه بکنه.

928
01:04:48,083 --> 01:04:51,166
‫ایگناسیو، ما اینجاییم که به همدیگه کمک کنیم. تو خودت همیشه می‌گی که

929
01:04:51,291 --> 01:04:53,166
‫من به تو کمک می‌کنم و تو هم به من کمک می‌کنی.

930
01:04:55,333 --> 01:04:58,375
‫آره. یه دموکراسی سالم.

931
01:04:58,500 --> 01:05:00,666
‫من حالم از دموکراسی سالم به‌هم می‌خوره.

932
01:05:00,791 --> 01:05:03,791
‫همه سالم و آزادن. اما سلامت من چی؟‌

933
01:05:04,208 --> 01:05:06,000
‫این به‌حساب نمیاد؟

934
01:05:06,833 --> 01:05:07,916
‫ایگناسیو.

935
01:05:08,833 --> 01:05:11,625
‫ایگناسیو! تف. صدات رو ندارم.

936
01:05:11,750 --> 01:05:16,458
‫ببین. هر چی که نظرم بود رو بهت گفتم. از این به‌بعدش رو خود دانی.

937
01:05:16,583 --> 01:05:20,666
‫نمی‌شنوم چی می‌گی. گندش بزنن. ایگناسیو.

938
01:05:21,291 --> 01:05:22,833
‫اون زن یکی از همکاراته.

939
01:05:23,708 --> 01:05:25,083
‫جان؟

940
01:05:25,208 --> 01:05:29,583
‫اون زن یکی از همکاراته و من ازت می‌خوام دیگه باهاش قرارمدار نذاری.

941
01:05:30,250 --> 01:05:31,666
‫این مشکل منه.

942
01:05:31,791 --> 01:05:33,333
‫بفرما اینم از این.

943
01:05:33,500 --> 01:05:37,500
‫شما مردم فکر کردید که فقط شماها هستید که مشکل دارید و من هیچ طوریم نیست؟

944
01:05:37,625 --> 01:05:40,458
‫مشکلات من مشکلات شما هم هست، خالد.

945
01:05:40,583 --> 01:05:43,000
‫و اگه چیزی برای من بد تموم بشه، واسه شماها حتی بدتر هم می‌شه.

946
01:05:43,125 --> 01:05:45,708
‫اگه با میرایِس مشکلی داری، باهاش حرف بزن.

947
01:05:46,916 --> 01:05:47,958
‫ببین...

948
01:05:53,041 --> 01:05:55,000
‫تو داری به کارخونه صدمه می‌زنی.

949
01:05:55,125 --> 01:05:58,291
‫پس اورورا رو تنها بذار.

950
01:05:58,625 --> 01:06:00,458
‫هر دوی ما عاقل و بالغیم.

951
01:06:00,583 --> 01:06:02,041
‫و دوست داریم همدیگه رو بکنیم.

952
01:06:02,166 --> 01:06:04,916
‫کارم خوبه، کارم رو درست انجام می‌دم،

953
01:06:05,041 --> 01:06:07,250
‫تو هم در ازای کارم بهم پول می‌دی. تمام.

954
01:06:07,375 --> 01:06:08,666
‫ببین.

955
01:06:09,291 --> 01:06:12,958
‫این نوع رفتار توی کارخونه‌ی ترازوی بلانکو مجاز نیست.

956
01:06:13,625 --> 01:06:15,041
‫مجاز نیست.

957
01:06:15,958 --> 01:06:17,166
‫می‌خوای چه‌کار کنی؟

958
01:06:19,250 --> 01:06:21,000
‫اخراجم کنی؟

959
01:06:22,125 --> 01:06:26,458
‫خواهشاً از اون چرندیات خانواده‌ی ما و این چرت‌و‌پرتا تحویلم نده. پوستم رو ببین

960
01:06:27,958 --> 01:06:29,250
‫من پسر تو نیستم.

961
01:06:38,250 --> 01:06:43,041
‫ اون جای خالی‌ای  که اون بالاست رو می‌بینی. به همین زودیا پرش می‌کنیم.

962
01:06:43,041 --> 01:06:44,083
برای یه جایزه ی دیگه فینالیست شدیم

963
01:06:51,916 --> 01:06:54,000
‫- کی جایزه رو می‌ده؟
‫- استانداری.

964
01:06:54,833 --> 01:06:56,708
‫جایزه‌ی ممتازه. که به‌خاطر

965
01:06:56,916 --> 01:06:58,625
‫شفافیت حساب‌ها، مدیریت و... اعطاش می‌کنن.

966
01:06:58,833 --> 01:07:02,958
‫و البته به‌خاطر سوبسیدهایی هم که می‌دن خیلی مهمه.

967
01:07:03,291 --> 01:07:04,041
‫چقدر هیجان‌انگیز!

968
01:07:04,125 --> 01:07:06,375
‫- خب حالا وضعیت جایزه چطوره؟
‫- خوب.

969
01:07:06,583 --> 01:07:09,500
‫البته یه‌سری مسائل داریم که باید حل بشن.

970
01:07:09,666 --> 01:07:11,125
‫با کارمندات؟

971
01:07:11,208 --> 01:07:12,625
‫نکنه خوشحال نیستن؟

972
01:07:12,791 --> 01:07:15,333
‫کارگر جماعت همیشه‌ی خدا راضی نیست.

973
01:07:15,500 --> 01:07:18,875
‫حقوق یه‌ نفر رو بالا می‌بری، تو بگو 100 یورو.

974
01:07:19,750 --> 01:07:23,500
‫و نفر بعدی رو 50 یورو بالا می‌بری. نصف قبلی. پس تو این نفر دوم رو ناراحت‌تر از زمانی کردی

975
01:07:23,666 --> 01:07:25,541
‫که هیچ افزایش حقوقی رو اصلاً نداده بودی.

976
01:07:25,625 --> 01:07:26,583
‫متوجه این مسئله می‌شی؟

977
01:07:26,791 --> 01:07:29,333
‫واسه همینه که هیچ‌وقت حقوق هیچ‌کس رو بالا نمی‌بره.

978
01:07:32,041 --> 01:07:32,833
‫کارگرا همیشه یه راز سربه‌مهرن.

979
01:07:33,458 --> 01:07:37,750
‫هیچ‌وقت واقعاً کارگرات رو نمی‌شناسی.

980
01:07:38,708 --> 01:07:40,583
‫اصل عدم قطعیت.

981
01:07:40,750 --> 01:07:41,833
‫هایزنبرگ.

982
01:07:42,458 --> 01:07:43,458
‫درسته.

983
01:07:45,375 --> 01:07:46,458
‫مسئله‌ی مقیاس و معیار

984
01:07:48,125 --> 01:07:50,125
‫هیچ‌چیزی دقیقاً اون‌جوری که ما درک‌اش می‌کنیم نیست.

985
01:07:50,916 --> 01:07:52,333
‫ما، ما نیستیم.

986
01:07:52,458 --> 01:07:53,500
‫تغییر می‌کنیم،

987
01:07:53,916 --> 01:07:55,416
‫بسته به اون کسایی که به ما نگاه می‌کنن.

988
01:07:56,208 --> 01:07:57,541
‫نه؟

989
01:07:57,666 --> 01:07:59,333
‫آره، کم‌و‌بیش.

990
01:07:59,541 --> 01:08:03,041
‫توی این فکر بودم که فردا با آلبرت صحبت کنم.

991
01:08:03,125 --> 01:08:05,541
‫من می‌خوام که شما دو نفر

992
01:08:05,666 --> 01:08:08,916
‫یک آگهی تمام‌صفحه برای روزنامه‌ی محلی آماده کنید.

993
01:08:09,083 --> 01:08:12,000
‫- و دستورالعمل؟
‫- خیلی فوری، این دستور‌العمله.

994
01:08:12,208 --> 01:08:16,583
‫هیجان‌انگیزه، نه؟ اینکه شما دو نفر رو کنار هم در حال کار کردن ببینیم.

995
01:08:18,125 --> 01:08:19,750
‫چه مدت می‌خوای پیش ما بمونی؟

996
01:08:19,958 --> 01:08:21,583
‫چیزی نیست. یک ماه.

997
01:08:21,708 --> 01:08:24,625
‫و بعد می‌ره. جابه‌جایی خوبه. آدم باید دائم در حرکت باشه.

998
01:08:24,958 --> 01:08:25,791
‫اما اون که تازه اومده.

999
01:08:25,916 --> 01:08:29,500
‫آره، اما آدم مدت زمان طولانی یه جا بمونه، زمین‌گیر می‌شه.

1000
01:08:29,666 --> 01:08:32,541
‫من که هیچ برنامه‌ای ندارم. شما می‌تونید اگه خواستید استخدامم کنید.

1001
01:08:33,833 --> 01:08:36,625
‫همیشه بهتر اینه که کارخونه‌ها رو عوض کنیم.

1002
01:08:37,333 --> 01:08:39,250
‫کارخونه‌های مختلف، پارچه‌سازی، موتور و...

1003
01:08:39,416 --> 01:08:41,416
‫در مورد همه‌چیز یاد بگیری. اون وقت می‌تونیم هر جایی داشته باشیم‌اش.

1004
01:08:41,583 --> 01:08:43,583
‫اما انگار به‌نظر می‌رسه می‌خوای از شرش خلاص بشی.

1005
01:08:44,708 --> 01:08:46,750
‫نه، نمی خوام از شرش خلاص بشم. می‌خوام به جنب‌و‌جوش بیارمش.

1006
01:08:46,958 --> 01:08:47,958
‫به جنب‌و‌جوش بیارمش.

1007
01:08:48,750 --> 01:08:50,791
‫تو و من هیچ‌وقت چیزی رو مجانی به‌دست نیاوردیم.

1008
01:08:50,916 --> 01:08:53,666
‫- و خدا رو شکر کارمون هم اونقدرا بد نبوده.
‫- دقیقاً.

1009
01:08:53,833 --> 01:08:55,791
‫سخت‌کوشی و تواضع.

1010
01:08:57,291 --> 01:08:59,666
‫خب، تو کارخونه رو از پدرت به ارث بردی.

1011
01:09:00,083 --> 01:09:02,208
‫و تو هم همین‌طور خاندرو.

1012
01:09:02,375 --> 01:09:04,250
‫خب، تو باید اونجا باشی.

1013
01:09:04,375 --> 01:09:07,500
‫کجا؟ توی دفتتر ثبت اسناد؟ چون برای ارث و میراث

1014
01:09:08,125 --> 01:09:09,916
‫همه‌ی کاری که باید بکنی همینه.

1015
01:09:09,916 --> 01:09:13,333
‫به‌ارث‌بردن هم خودش یه‌جور مسئولیته.

1016
01:09:13,333 --> 01:09:15,000
‫به لیلیانا نگاه کنید.

1017
01:09:15,125 --> 01:09:16,416
‫اون زیبایی مادرش رو به ارث برده.

1018
01:09:16,833 --> 01:09:18,458
‫خوشگل نیست؟

1019
01:09:18,875 --> 01:09:20,708
‫بلانکو نتونست اون رو بشناسه، می‌دونید؟

1020
01:09:21,166 --> 01:09:23,000
‫- واقعاً؟
‫- باور کن.

1021
01:09:25,750 --> 01:09:27,958
‫وقتی فهمیدی کیه چی گفتی؟

1022
01:09:32,833 --> 01:09:35,250
‫«یه ماه می‌مونی و بعد می‌ری».

1023
01:09:35,375 --> 01:09:36,583
‫« حتی نمی‌خوام تو رو ببینم».

1024
01:09:37,375 --> 01:09:38,916
‫من شگفت‌زده نشدم!

1025
01:09:41,625 --> 01:09:44,958
‫نه، واقعاً بابت اینکه اون رو قبول کردی ازت سپاسگزارم.

1026
01:09:45,541 --> 01:09:48,083
‫اون می‌تونست توی کارخونه‌ی خودم هر پستی رو داشته باشه.

1027
01:09:48,208 --> 01:09:50,041
‫اما ترجیح داد با تو کار کنه.

1028
01:09:50,166 --> 01:09:51,291
‫عالیه.

1029
01:09:51,416 --> 01:09:53,958
‫می‌دونم که از اون مثل دختر خودت مواظبت می‌کنی.

1030
01:09:54,458 --> 01:09:55,458
‫البته.

1031
01:09:55,583 --> 01:09:58,208
‫بلانکو رو که می‌شناسید. هر روز حواس‌اش بهش هست.

1032
01:09:58,333 --> 01:10:01,041
‫انگار همین دیروز بود که لیلیانا یه دختر کوچولو بود.

1033
01:10:01,791 --> 01:10:04,791
‫روی زانوهات می‌‌گذاشتیش و بهش شیشه‌ی شیر می‌دادی.

1034
01:10:05,500 --> 01:10:07,375
‫انگار همین دیروز بود.

1035
01:10:08,125 --> 01:10:09,833
‫کاملاً.

1036
01:10:15,791 --> 01:10:20,583
‫جمعه

1037
01:10:21,708 --> 01:10:23,875
‫

1038
01:10:24,916 --> 01:10:26,625
‫

1039
01:10:26,750 --> 01:10:28,416
‫

1040
01:10:28,500 --> 01:10:30,541
‫

1041
01:10:31,541 --> 01:10:33,291
‫

1042
01:10:33,416 --> 01:10:35,041
‫

1043
01:10:35,125 --> 01:10:36,750
‫

1044
01:10:37,666 --> 01:10:39,416
‫باورم نمی‌شه. باورم نمی‌شه.

1045
01:10:41,750 --> 01:10:44,291
‫ازم اجازه خواست که بتونه از توالت کارخونه استفاده کنه.

1046
01:10:47,000 --> 01:10:48,791
‫چه‌کار کنم؟ بهش اجازه بدم؟

1047
01:10:48,875 --> 01:10:50,333
‫کارگران، کارگران، اعتصاب اعتصاب.

1048
01:10:53,208 --> 01:10:54,625
‫نه، بهش اجازه نده.

1049
01:10:54,916 --> 01:10:57,166
‫می‌گه شکم‌درد دارم.

1050
01:10:57,333 --> 01:11:00,500
‫خب می تونه بره خونه‌ی خودش پیش زنش.

1051
01:11:03,083 --> 01:11:04,916
‫خب این‌طوری که وضع بدتر می‌شه. ممکنه همینجا کارش رو بکنه.

1052
01:11:05,083 --> 01:11:08,000
‫رومَن، بهش اجازه نمی‌دی از توالت استفاده کنه.

1053
01:11:10,958 --> 01:11:12,166
‫دیگه چیه؟

1054
01:11:14,416 --> 01:11:17,750
‫به‌خاطر صدای بلندگو گوشام درد گرفتن.

1055
01:11:17,875 --> 01:11:20,916
‫وقتی بچه بودم التهاب گوش داشتم. واسه همین گوشام الان خیلی حساس شدن.

1056
01:11:22,416 --> 01:11:24,458
‫الان می‌خوای چه‌کار کنم؟

1057
01:11:24,625 --> 01:11:26,375
‫ببرمت دکتر؟

1058
01:11:26,958 --> 01:11:29,083
‫همیشه به ما می‌گید که باید مشکلات‌امون رو به شما بگیم.

1059
01:11:29,208 --> 01:11:31,000
‫نه دیگه همه‌اشون رو! خواهشاً.

1060
01:11:32,583 --> 01:11:36,333
‫بلانکوی آشغال، بذار مردم کارشونو بکنن!

1061
01:11:36,500 --> 01:11:37,750
‫بلانکو

1062
01:11:45,083 --> 01:11:47,958
‫قافیه‌ی متجانس بازم. خدایی‌اش؟

1063
01:11:49,916 --> 01:11:52,208
‫ناتالیا، عزیزم چطوری؟

1064
01:11:52,333 --> 01:11:54,750
‫شهردار می‌تونه یه‌لحظه وقت‌اش رو بهم بده؟

1065
01:11:58,625 --> 01:12:01,083
‫توی جلسه‌ست. نمی‌تونه الان صحبت کنه.

1066
01:12:01,208 --> 01:12:03,416
‫مهمه. یه مسئله‌ی جنائیه.

1067
01:12:03,583 --> 01:12:06,291
‫یه بی‌خانمان اومده و اون‌ور خیابون چادر زده.

1068
01:12:06,750 --> 01:12:09,125
‫و اینکه اون زمین...

1069
01:12:09,833 --> 01:12:14,875
‫عمومیه. واسه همین نمی‌تونه اونجا باشه. تصور کن اگه یه تصادف بشه.

1070
01:12:15,041 --> 01:12:19,708
‫یا هر اتفاق دیگه‌ای بیفته. شهرداری در منظر مردم مسئول این کاره.

1071
01:12:19,833 --> 01:12:21,833
‫- خودم بررسی کردم موضوع رو.
‫- باشه. بهش می‌گم.

1072
01:12:21,958 --> 01:12:24,250
‫شهردار می‌خواست بدونه که آیا دعوت‌نامه‌های

1073
01:12:24,416 --> 01:12:27,833
‫نمایش باله‌ی امشب به دست‌اتون رسید یا نه. ایشون منتظر شما و همسرتون

1074
01:12:27,958 --> 01:12:28,791
‫توی لژ مخصوص‌اشون هستند.

1075
01:12:28,916 --> 01:12:31,500
‫دعوت‌نامه‌ها رو دارم. ممنون، اما لطفاً

1076
01:12:31,583 --> 01:12:35,125
 این چیزایی که الان گفتم رو ‫بهش بگو. این یه مسئله‌ی مهم واسه جامعه‌ست.

1077
01:12:35,250 --> 01:12:36,708
‫بهش می‌گم.

1078
01:12:36,833 --> 01:12:39,208
‫« مسئولیت عمومی»
‫همین‌طوری بهش بگو.

1079
01:12:39,333 --> 01:12:40,916
‫همین کلمات رو با همین لحن بگو.

1080
01:12:41,083 --> 01:12:41,708
‫باشه می‌گم.

1081
01:12:41,791 --> 01:12:44,250
‫ممنون ناتالیا.
‫ممنون خداحافظ.

1082
01:12:44,875 --> 01:12:46,083
‫کمیته.

1083
01:12:46,500 --> 01:12:48,166
‫اونا امروز صبح توی فارماکول بودن.

1084
01:12:48,791 --> 01:12:50,666
‫فقط ما موندیم.

1085
01:13:06,541 --> 01:13:07,750
‫اینو نگه دار.

1086
01:13:08,416 --> 01:13:09,708
‫لطفاً بگیرش.

1087
01:13:12,541 --> 01:13:13,916
‫لعنتی.

1088
01:13:21,000 --> 01:13:23,458
‫چی‌ بدم که از اینجا بری؟ بگو

1089
01:13:24,208 --> 01:13:26,958
‫- چی می‌خوای؟
‫- 20 بار بهت زنگ زدم. 20بار.

1090
01:13:27,083 --> 01:13:29,333
‫باید جواب تلفن‌ام رو می‌دادی. الان دیگه خیلی دیر شده.

1091
01:13:29,458 --> 01:13:30,708
‫چقدر می‌خوای؟

1092
01:13:32,166 --> 01:13:33,833
‫چقدر؟ بگو.

1093
01:13:33,958 --> 01:13:35,791
‫من هیچی نمی‌خوام.

1094
01:13:35,916 --> 01:13:39,208
‫نه پول‌ات و نه کارت رو. هیچی.

1095
01:13:39,375 --> 01:13:41,416
‫خوزه، اوضاع رو از اینی که هست بدتر نکن.

1096
01:13:41,541 --> 01:13:45,541
‫آخه من چطور می‌تونم وضع رو بدتر کنم؟ بگو.

1097
01:13:45,666 --> 01:13:48,083
‫بچه‌هام رو که نمی‌تونم داشته باشم

1098
01:13:48,208 --> 01:13:53,333
‫50 سالم شده. کی دیگه می‌خواد من رو استخدام کنه؟

1099
01:13:53,458 --> 01:13:56,083
‫- آخه من چطور می‌تونم وضع رو بدتر کنم؟
‫- تو نمی‌تونی اینجا باشی.

1100
01:13:56,208 --> 01:13:59,375
‫به بچه‌هات فکر کن! لعنت. اونا باید توی مدرسه بازی کنن و شاد باشن.

1101
01:13:59,500 --> 01:14:01,500
‫وایسا. ما این مسئله رو

1102
01:14:02,375 --> 01:14:04,375
‫بین خودم و خودت حل می‌کنیم. باشه؟

1103
01:14:07,125 --> 01:14:08,833
‫چه شغلی می‌خوای؟

1104
01:14:09,541 --> 01:14:11,666
‫آره، در موردش فکر کن.

1105
01:14:12,416 --> 01:14:14,250
‫انتخاب‌ات رو بکن.

1106
01:14:14,375 --> 01:14:18,000
‫کار اون رو می‌خوای؟ یا کار اون؟ کدوم یکی رو؟

1107
01:14:18,125 --> 01:14:19,916
‫هر کدوم رو بخوای بهت می‌دم.

1108
01:14:24,291 --> 01:14:25,791
‫تو بچه‌ی ناخلف خانواده‌ای.

1109
01:14:26,666 --> 01:14:29,000
‫می‌دونی بچه‌ی ناخلف کیه دیگه؟

1110
01:14:29,666 --> 01:14:32,375
‫بچه‌ی ناخلف تویی، لعنتی.

1111
01:14:33,291 --> 01:14:34,208
‫آره!

1112
01:14:36,375 --> 01:14:37,541
‫آره، تویی.

1113
01:14:47,041 --> 01:14:48,041
‫تویی.

1114
01:14:51,583 --> 01:14:52,875
‫من از جام تکون نمی‌خورم.

1115
01:14:56,208 --> 01:14:57,583
‫جام اینجا راحته.

1116
01:14:59,416 --> 01:15:01,375
‫هیچ‌وقت بهتر از این نبودم.

1117
01:15:02,500 --> 01:15:03,250
‫اما من از جام تکون نمی‌خورم.

1118
01:15:04,208 --> 01:15:05,875
‫اونجا، تو رئیسی.

1119
01:15:07,000 --> 01:15:08,291
‫اما اینجا نه.

1120
01:15:09,708 --> 01:15:10,791
‫من از جام تکون نمی‌خورم.

1121
01:15:13,708 --> 01:15:14,791
‫من از جام تکون نمی‌خورم.

1122
01:15:16,291 --> 01:15:19,041
‫من از جام تکون نمی‌خورم. جایی نمی‌رم.

1123
01:15:19,166 --> 01:15:23,083
‫من از جام تکون نمی‌خورم. جایی نمی‌رم.

1124
01:15:23,208 --> 01:15:24,958
‫من از جام تکون نمی‌خورم.

1125
01:15:25,083 --> 01:15:28,708
‫ما اینجاییم واقعی،
‫معامله‌امون نمی‌شه هیچ‌جوری! (ریتم شعارگونه)

1126
01:15:28,833 --> 01:15:35,166
‫ما اینجاییم واقعی،
‫معامله‌امون نمی‌شه هیچ‌جوری!

1127
01:15:35,833 --> 01:15:36,833
‫مردک خل‌و‌چل.

1128
01:15:36,958 --> 01:15:39,750
‫پاک دیوونه‌شده. گوش‌اش به هیچی بدهکار نیست.
‫- بذار ببینم...

1129
01:15:40,333 --> 01:15:50,833
‫این مردم متحد،
‫شکست نخواهند خورد.

1130
01:15:52,750 --> 01:15:54,625
‫فکر کردم درستش کردن.

1131
01:16:09,208 --> 01:16:10,166
‫خدا لعنت‌ات کنه.

1132
01:16:13,333 --> 01:16:16,291
‫بلانکوی خائن، بذار مردم برینن.

1133
01:16:16,416 --> 01:16:19,541
‫بلانکوی خائن، بذار مردم برینن.

1134
01:16:19,666 --> 01:16:22,166
‫همینه.

1135
01:16:22,291 --> 01:16:28,375
‫می‌تونی بخوری اونارو ، بلانکو.

1136
01:18:19,000 --> 01:18:21,666
‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی.

1137
01:18:53,750 --> 01:18:56,458
‫ببخشید. الان برمی‌گردم.

1138
01:18:57,125 --> 01:18:59,916
‫- بلانکو.
‫- الان نه. الان نه.

1139
01:19:00,333 --> 01:19:01,666
‫باید باهات حرف بزنم.

1140
01:19:03,125 --> 01:19:04,375
‫به منشی‌ام بگو برات یه قرار ملاقات بذاره.

1141
01:19:04,541 --> 01:19:07,541
‫تو می‌خواستی مثل بقیه باهات برخورد کنم، درسته؟

1142
01:19:15,625 --> 01:19:16,833
‫حال‌ات خوبه؟

1143
01:19:19,583 --> 01:19:21,708
‫دستگاه عدل هم از ترازوهای بلانکو استفاده می‌کند.

1144
01:19:28,750 --> 01:19:31,250
‫طرح اینجا ساده‌تره.

1145
01:19:31,416 --> 01:19:34,125
‫فضای بیشتر برای محصولات...

1146
01:19:34,250 --> 01:19:37,000
‫فکر کنم تناقض بین عکس

1147
01:19:37,083 --> 01:19:40,541
‫و طراحی...

1148
01:19:40,625 --> 01:19:44,500
‫محتوای کار واسه برجسته کردن ایده‌ی عدالت قبل از ورود کمیته‌‌ست.

1149
01:19:44,583 --> 01:19:46,583
‫کارخونه نه‌تنها نگران نتایجه...

1150
01:19:46,666 --> 01:19:48,500
‫این ردا رو می‌تونی کوتاه‌تر کنی؟

1151
01:19:50,000 --> 01:19:53,541
‫می‌تونیم امتحانش کنیم. عدالت  هم می‌تونه باشه.

1152
01:19:55,500 --> 01:19:58,500
‫آره، و خب می‌تونیم ایده‌های بیشتری رو هم آماده کنیم.

1153
01:19:58,625 --> 01:20:01,958
‫می‌تونیم با ایده‌ی وفاداری هم کار کنیم...

1154
01:20:02,083 --> 01:20:04,125
‫آلبرت، تصمیم با تو باشه.

1155
01:20:04,291 --> 01:20:07,583
‫هر چقدر پول بدی آش می‌خوری.

1156
01:20:12,916 --> 01:20:14,541
‫بی‌زحمت ایگناسیو رو برام بگیر.

1157
01:20:16,416 --> 01:20:18,708
‫کارآموز جدید چند وقته با ماست؟

1158
01:20:20,583 --> 01:20:22,625
‫- لیلیانا؟
‫- بله.

1159
01:20:22,708 --> 01:20:24,666
‫قراردادش یک ماهه‌ست.

1160
01:20:24,791 --> 01:20:27,416
‫- اما می‌تونیم تمدیدش کنیم.
‫- وقتی تموم شد، اون می‌ره.

1161
01:20:27,583 --> 01:20:28,708
‫نمی‌خوام اینجا باشه.

1162
01:20:31,541 --> 01:20:33,000
‫ایگناسیو.

1163
01:20:33,083 --> 01:20:34,875
‫حال‌ات چطوره؟

1164
01:20:35,833 --> 01:20:38,458
‫گوش کن، یه چیزی واست دارم.

1165
01:20:38,541 --> 01:20:41,041
‫وایسا... یه‌لحظه وایسا.

1166
01:20:41,208 --> 01:20:44,041
‫می‌خوام یه پیشنهادی بهت بدم که نتونی ردش کنی.

1167
01:20:45,291 --> 01:20:46,791
‫درسته، مثل توی فیلم‌ها.

1168
01:20:47,666 --> 01:20:50,833
‫کمیته قراره بیاد بازدید و

1169
01:20:51,250 --> 01:20:57,416
‫داشتم به این فکر می‌کردم که یه رپورتاژ تمام‌صفحه واسه روز یک‌شنبه داشته باشیم

1170
01:20:58,958 --> 01:21:02,375
‫زیبا و تمیز. زیبا و تمیز.

1171
01:21:02,458 --> 01:21:04,541
‫تمیزتز از اون چیزی که قبلاً دیده بودم.

1172
01:21:05,416 --> 01:21:06,583
‫ترازوی داغون.

1173
01:21:06,666 --> 01:21:08,041
‫تو یه پست‌فطرتی رومَن.

1174
01:21:11,250 --> 01:21:13,916
‫نگاه کن! باهام باش! ای مرتد!

1175
01:21:14,041 --> 01:21:15,541
‫نگام نکن.

1176
01:21:15,625 --> 01:21:17,166
‫باهام باش.

1177
01:21:17,250 --> 01:21:18,708
‫نگام نکن.

1178
01:21:20,375 --> 01:21:22,625
‫بلانکو، بلانکو.

1179
01:21:23,125 --> 01:21:24,333
‫دزد

1180
01:21:24,958 --> 01:21:26,625
‫بلانکو، استثمارگر!

1181
01:21:27,041 --> 01:21:30,208
‫با این درد زندگی کن بلانکو. تو یه دزدی.

1182
01:21:30,375 --> 01:21:34,125
‫حق با تو  بود رومَن. باید می‌ذاشتم از توالت استفاده کنه.

1183
01:21:38,625 --> 01:21:39,750
‫بیا

1184
01:21:40,791 --> 01:21:42,500
‫اینا صدای بیرون رو می‌‌گیرن.

1185
01:21:44,125 --> 01:21:47,208
‫می‌تونی هر وقت فورتونا رو دیدی، بابت این ازش تشکر کنی.

1186
01:21:48,000 --> 01:21:49,750
‫- ممنون رئیس.
‫- خواهش می‌کنم.

1187
01:21:52,208 --> 01:21:54,083
‫اوه، رومَن، رومَن.

1188
01:21:54,541 --> 01:21:55,791
‫خب...

1189
01:21:56,166 --> 01:21:58,708
‫این چند وقته خیلی تند باهات حرف زدم و

1190
01:21:59,333 --> 01:22:00,916
‫البته حق این کار رو نداشتم.

1191
01:22:02,708 --> 01:22:05,416
‫بابتش ازت عذر می‌خوام.

1192
01:22:06,000 --> 01:22:07,500
‫اوضاع این چند وقت اصلاً آسون نبوده.

1193
01:22:07,666 --> 01:22:09,083
‫چی آسون نبوده؟

1194
01:22:09,166 --> 01:22:13,250
‫همین چند روز دیگه، مسئله‌ی خوزه اون ور خیابون.

1195
01:22:13,416 --> 01:22:15,125
‫بچه‌هاش...

1196
01:22:16,625 --> 01:22:18,916
‫اجبار به اخراج آدما، لعنت.

1197
01:22:19,500 --> 01:22:24,125
‫و خب میرایِس بیچاره؛ زن‌اش ول‌اش کرده.

1198
01:22:26,250 --> 01:22:28,458
‫جروبحث‌ها...

1199
01:22:29,250 --> 01:22:34,250
‫من واسه خیر کارخونه، باید کارهایی رو انجام بدم که دلم نمی‌خواد

1200
01:22:35,541 --> 01:22:37,708
‫مثل یه جراح می‌مونم...

1201
01:22:38,333 --> 01:22:39,583
‫که دل‌اش نمی‌خواد

1202
01:22:40,166 --> 01:22:41,791
‫قطع عضو کنه.

1203
01:22:42,708 --> 01:22:45,708
‫کی دل‌اش می‌خواد پای یه نفر دیگه رو قطع کنه؟

1204
01:22:46,458 --> 01:22:47,708
‫جراح دل‌اش می‌خواد؟ نه.

1205
01:22:48,250 --> 01:22:52,208
‫فکر نمی‌کنم جراح هم دل‌اش بخواد پای یه آدم دیگه رو قطع کنه.

1206
01:22:52,375 --> 01:22:55,291
‫اما مجبوره این کار رو بکنه. درست مثل من.

1207
01:22:56,833 --> 01:22:58,000
‫من هم باید این کار رو بکنم.

1208
01:22:58,458 --> 01:22:59,708
‫واسه خاطر همه‌ی شماها.

1209
01:23:01,333 --> 01:23:03,208
‫و همین‌طور واسه خاطر خونواده‌هاتون.

1210
01:23:04,916 --> 01:23:07,833
‫آیا من هم می‌خوام این کارا رو انجام بدم؟‌
‫نه، نمی‌خوام.

1211
01:23:07,916 --> 01:23:09,083
‫اما انتخاب دیگه‌ای ندارم.

1212
01:23:09,250 --> 01:23:11,541
‫- چی نه؟
‫- انتخاب.

1213
01:23:24,333 --> 01:23:27,250
‫این رو به‌حساب جبران این چند وقت بذار. بیا.

1214
01:23:28,333 --> 01:23:30,541
‫امشب «رومئو و ژولیت».

1215
01:23:30,958 --> 01:23:32,625
‫یه رقص باله‌ست.

1216
01:23:33,291 --> 01:23:35,333
‫- من تا الان نمایش رقص باله نرفتم.
‫- دقیقاً.

1217
01:23:35,708 --> 01:23:39,291
‫الان وقتشه. هوای زن‌ات رو داشته باش و باهاش خوب باش

1218
01:23:39,375 --> 01:23:41,750
‫در غیر این صورت، میرایِس رو ببین چه اتفاقی واسش افتاده!

1219
01:23:42,250 --> 01:23:46,166
‫غیرممکنه. ساعت هشت شروع می‌شه. اون ساعت من هنوز سر شیفتم.

1220
01:23:46,333 --> 01:23:48,541
‫امروز رو زود برو. اشکالی نداره.

1221
01:23:50,916 --> 01:23:53,416
‫من رئیسم، درسته؟ پس همینی که گفتم رو انجام بده.

1222
01:23:53,541 --> 01:23:56,750
‫به هیچ کس هم نگو.

1223
01:24:00,708 --> 01:24:02,166
‫بلانکو، من رو باش.

1224
01:24:02,833 --> 01:24:05,125
‫من اینجام. تکون هم نمی‌خورم.

1225
01:24:05,291 --> 01:24:06,208
‫از جام تکون نمی‌خورم.

1226
01:24:06,875 --> 01:24:10,750
‫بلانکو، من اینجام و منتظر می‌مونم. از جام جم نمی‌خورم.

1227
01:24:27,208 --> 01:24:29,500
‫شهردار واسه امشب دعوت‌امون نکرده بود؟

1228
01:24:30,083 --> 01:24:31,250
‫واسه رقص باله!

1229
01:24:32,500 --> 01:24:34,541
‫آره، شاید فراموش کرده.

1230
01:24:38,250 --> 01:24:40,958
‫لیلیانا، کارآموز.

1231
01:24:41,125 --> 01:24:42,375
‫نمایش «رومئو و ژولیت» بود، درسته؟

1232
01:24:42,916 --> 01:24:44,416
‫آره

1233
01:24:47,166 --> 01:24:49,333
‫امروز زیاد شدن.

1234
01:24:52,166 --> 01:24:53,333
‫جمعه‌ست.

1235
01:25:02,583 --> 01:25:04,541
‫خانم‌ها و آقایان.

1236
01:25:07,041 --> 01:25:08,750
‫داره شروع می‌شه.

1237
01:25:38,541 --> 01:25:40,041
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

1238
01:25:44,958 --> 01:25:46,125
‫هیچی.

1239
01:25:47,916 --> 01:25:50,875
‫وقتی می‌گی هیچی، می‌دونم که داری به یه چیزی فکر می‌کنی.

1240
01:26:03,416 --> 01:26:04,791
‫از اینجا گمشو.

1241
01:26:06,791 --> 01:26:07,708
‫بسه

1242
01:26:07,833 --> 01:26:09,000
‫تو رو خدا بسه.

1243
01:26:09,541 --> 01:26:10,458
‫آشغال!

1244
01:26:12,833 --> 01:26:14,000
‫گورت رو از اینجا گم کن.

1245
01:26:14,125 --> 01:26:14,666
‫خوک کثیف!

1246
01:26:16,458 --> 01:26:17,166
‫پاشو.

1247
01:26:17,291 --> 01:26:18,333
‫خوک!

1248
01:26:21,083 --> 01:26:22,291
‫گفتم از اینجا گورتو گم کن!

1249
01:26:37,041 --> 01:26:38,458
‫این وقت شب؟

1250
01:26:43,083 --> 01:26:45,208
‫بذار بسوزه!

1251
01:26:46,166 --> 01:26:47,500
‫دلقک!

1252
01:26:47,625 --> 01:26:48,166
‫کجا داری می‌ری؟

1253
01:26:54,375 --> 01:26:55,250
‫با توام!

1254
01:26:55,416 --> 01:26:56,458
‫پاشو!

1255
01:27:12,416 --> 01:27:14,375
‫فورتونا، چی شده؟

1256
01:27:14,500 --> 01:27:16,166
‫رئیس...

1257
01:27:17,708 --> 01:27:19,000
‫چه اتفاقی افتاده؟

1258
01:27:21,250 --> 01:27:22,666
‫فورتونا، چی شده؟

1259
01:27:31,250 --> 01:27:32,125
‫هی...

1260
01:27:35,791 --> 01:27:37,291
‫بزن بریم.

1261
01:27:37,416 --> 01:27:38,125
‫عوضی ‌ها!

1262
01:27:39,500 --> 01:27:40,958
‫برگردید اینجا.

1263
01:27:41,083 --> 01:27:43,208
‫اگه جرات دارید برگردید.

1264
01:27:49,791 --> 01:27:51,083
‫برگردید اینجا!

1265
01:27:54,375 --> 01:27:57,791
‫ترازوی بلانکو تو را فراموش نخواهد کرد

1266
01:28:01,791 --> 01:28:04,750
‫اون یه بچه‌ی خارق‌العاده بود.

1267
01:28:05,666 --> 01:28:07,708
‫واقعاً خارق‌العاده.

1268
01:28:08,125 --> 01:28:10,416
‫خیلی توی کارای مغازه بهم کمک می‌کرد.

1269
01:28:11,000 --> 01:28:15,125
‫- اون بچه‌ی خوبی بود.
‫- آره.

1270
01:28:17,166 --> 01:28:18,958
‫قصد دارم به همسرتون

1271
01:28:19,083 --> 01:28:22,916
‫یه پاداش بدم تا شما دو نفر بتونید با هم یه سفر برید.

1272
01:28:23,083 --> 01:28:24,791
‫و یه‌ذره استراحت کنید.

1273
01:28:24,958 --> 01:28:28,750
‫روبیو از قبل در جریانه. همه‌ی کارا رو خودش انجام می‌ده

1274
01:28:29,541 --> 01:28:31,208
‫در مورد هیچ‌چیز نگران نباشید.

1275
01:28:34,166 --> 01:28:35,375
‫ببخشید!

1276
01:28:36,625 --> 01:28:37,750
‫اونو بیارش اینجا!

1277
01:28:38,166 --> 01:28:39,500
‫ببخشید...

1278
01:28:41,000 --> 01:28:41,916
‫بذار ببینم...

1279
01:28:43,791 --> 01:28:45,416
‫اگه به بنده اجازه بدید...

1280
01:28:45,875 --> 01:28:48,250
‫دوست دارم چند کلمه‌ای

1281
01:28:48,958 --> 01:28:51,083
‫از طرف فورتونا و خانواده‌اش براتون بگم چون

1282
01:28:51,250 --> 01:28:52,500
‫اون الان چندان حال‌اش خوب نیست.

1283
01:28:54,708 --> 01:28:55,833
‫ما...

1284
01:28:56,500 --> 01:28:59,708
‫ما یک جوان متعهد رو از دست دادیم

1285
01:29:00,666 --> 01:29:04,583
‫و هیچ واژه‌ای نمی‌تونه

1286
01:29:05,166 --> 01:29:06,500
‫چنین ظلمی رو توصیف کنه.

1287
01:29:07,541 --> 01:29:09,375
‫پس به‌پاس قدردانی

1288
01:29:10,208 --> 01:29:13,958
‫و با کسب اجازه از خانواده‌اش، قصد داریم

1289
01:29:14,625 --> 01:29:20,583
‫نام نسل جدید ترازوهامون رو که داریم توسعه‌اشون می‌دیم «سالوا» بذاریم

1290
01:29:21,416 --> 01:29:25,833
‫تا من‌بعد هر جایی ترازوهای بلانکو رو دیدید

1291
01:29:25,958 --> 01:29:28,125
‫یاد و خاطره‌ی این جوان از دست رفته هم زنده بمونه.

1292
01:29:30,666 --> 01:29:35,000
‫ماهایی که اینجا جمع شدیم، همه‌امون همدیگه رو می‌شناسیم.

1293
01:29:35,416 --> 01:29:37,625
‫ما یک خانواده‌ی بزرگیم.

1294
01:29:37,708 --> 01:29:41,250
‫و الان باید با اونایی که ما رو ترک می‌کنن خداحافظی کنیم.

1295
01:29:44,166 --> 01:29:45,208
‫بریم.

1296
01:29:50,041 --> 01:29:52,000
‫پاهام یخ زدن...

1297
01:29:52,083 --> 01:29:55,583
‫بلانکو، ببخشید. می‌تونیم حرف بزنیم؟

1298
01:29:55,666 --> 01:29:58,666
‫اینجا نه میرایِس. فردا توی کارخونه.

1299
01:30:04,583 --> 01:30:09,291
‫دوشنبه

1300
01:31:03,666 --> 01:31:07,666
‫چه بدشانسی‌ای!
‫درست همون روزی که من زودتر رفتم.

1301
01:31:18,083 --> 01:31:19,375
‫خب...

1302
01:31:19,500 --> 01:31:22,500
‫بده یکی اونجا رو تمیز کنه لطفاً.

1303
01:31:26,625 --> 01:31:29,333
‫می‌خوام تا وقتی که کمیته نرسیده تمیز شده باشه.

1304
01:31:47,666 --> 01:31:49,041
‫یه گلوله بهم بده.

1305
01:31:50,708 --> 01:31:52,416
‫عدالت هم از ترازوهای بلانکو استفاده می‌کند.

1306
01:31:52,875 --> 01:31:54,875
‫قاضی امروز صبح دیدتش.

1307
01:31:55,541 --> 01:31:58,916
‫ممکنه براش قرار وثیقه تعیین کنن، اما خب اون در هر حال توانایی مالی این کار رو نداره.

1308
01:32:01,375 --> 01:32:04,583
‫- و کمیته؟
‫- فردا میان.

1309
01:32:13,625 --> 01:32:14,708
‫آره؟

1310
01:32:17,000 --> 01:32:18,000
‫آره.

1311
01:32:19,125 --> 01:32:20,500
‫خیلی خب.

1312
01:32:24,041 --> 01:32:24,958
‫مرسی.

1313
01:32:25,958 --> 01:32:27,166
‫اون اینجاست.

1314
01:32:27,291 --> 01:32:28,666
‫خیلی خب.

1315
01:32:30,083 --> 01:32:32,041
‫بگو اینِس بیاد داخل.

1316
01:32:34,875 --> 01:32:37,500
‫اینِس، هر کاری می‌کنی ول کن و بیا توی دفتر

1317
01:32:51,250 --> 01:32:52,875
‫چه‌خبرا؟ صبح‌ به‌خیر.

1318
01:32:55,083 --> 01:32:56,125
‫خولیتو.

1319
01:32:56,250 --> 01:32:57,000
‫چه خبرا؟

1320
01:32:59,791 --> 01:33:01,041
‫سارا، چطوری؟

1321
01:33:18,125 --> 01:33:20,583
‫این دیگه چیه؟ اینجا چه خبره؟

1322
01:33:20,750 --> 01:33:21,916
‫وسایل من اینجا چه‌ می‌کنن؟

1323
01:33:22,458 --> 01:33:24,583
‫کی به تو گفته بیای اینجا؟

1324
01:33:33,708 --> 01:33:36,375
‫چرا اون عرب  توی دفتر منه؟ چرا سر کارش نیست و بار خالی نمی‌کنه؟

1325
01:33:36,500 --> 01:33:41,166
‫میرایِس، اینجوری در مورد همکارت حرف نزن. قهوه می‌خوری؟

1326
01:33:43,500 --> 01:33:47,250
‫آدما اسم دارن. اسم اون هم خالده. و خب

1327
01:33:47,375 --> 01:33:49,000
‫اون این کار رو بهتر از تو انجام می‌ده.

1328
01:33:49,125 --> 01:33:51,125
‫نه، من بهترینم. همیشه هم این رو بهت ثابت کردم.

1329
01:33:51,250 --> 01:33:51,791
‫خب.

1330
01:33:52,583 --> 01:33:53,708
‫بذار ببینم...

1331
01:33:53,833 --> 01:33:54,375
‫بلانکو...

1332
01:33:55,666 --> 01:33:59,000
‫من الان بهترم. آرومم. بی‌خیال شو لطفاً.

1333
01:34:01,000 --> 01:34:04,166
‫لحظات سرنوشت‌سازیه میرایِس. و ما هم به آدمایی نیاز داریم...

1334
01:34:04,333 --> 01:34:07,916
‫که صددرصد حواس‌اشون اینجا باشه و واسه خاطر کارخونه

1335
01:34:08,083 --> 01:34:10,958
‫هر کاری انجام بدن...
‫- درست مثل من.

1336
01:34:11,083 --> 01:34:14,166
‫یا فکر می‌کنی دوست دارم این کار رو بکنم؟ نه.

1337
01:34:14,291 --> 01:34:15,750
‫من باید چشمام رو ببندم.

1338
01:34:15,875 --> 01:34:18,958
‫من باید مسائل شخصی‌ رو بذارم کنار،

1339
01:34:19,500 --> 01:34:24,250
‫و همین‌طور روابط احساسی‌ام رو و بهترین آدم رو برای یک شغل انتخاب کنم. کاملاً بی‌طرفانه.

1340
01:34:25,000 --> 01:34:29,250
‫- من مجبورم انتخاب کنم میرایِس.
‫- خولیو، لطفاً.

1341
01:34:30,083 --> 01:34:34,041
‫من چیزی ندارم. اورورا داره ترکم می‌کنه. بچه‌ها رو هم داره با خودش می‌بره.

1342
01:34:34,750 --> 01:34:39,166
‫تنها چیزی که برام مونده کارمه. کارخونه همه‌ی زندگی منه.

1343
01:34:39,666 --> 01:34:40,958
‫نمی‌خوای کمکم کنی؟

1344
01:34:41,666 --> 01:34:43,625
‫میرایِس...

1345
01:34:44,791 --> 01:34:46,958
‫- میرایِس...
‫- نمی‌خوای کمکم کنی؟

1346
01:34:47,083 --> 01:34:50,750
‫میرایِس، ببین، سخت نگیر.

1347
01:34:52,333 --> 01:34:53,666
‫تو کمکم کن.

1348
01:34:54,791 --> 01:34:55,791
‫کمکم کن.

1349
01:34:56,416 --> 01:34:58,708
‫اون زمان رو یادته که

1350
01:34:59,083 --> 01:35:02,583
‫با هم توی ماشین بودیم؟ وقتی ده ساله بودیم.

1351
01:35:02,708 --> 01:35:04,291
‫خیلی کمکم کردی.

1352
01:35:04,416 --> 01:35:05,833
‫من نبودم.

1353
01:35:05,958 --> 01:35:06,500
‫چی؟

1354
01:35:07,375 --> 01:35:09,500
‫من خودم کتک خوردن رو به جون نخریدم. تو بودی

1355
01:35:09,625 --> 01:35:11,916
‫که تفنگ رو گذاشتی توی دستم و به بابام گفتی

1356
01:35:12,041 --> 01:35:13,041
‫کار من بوده.

1357
01:35:14,000 --> 01:35:17,625
‫- من اینطوری یادم نمیادا!
‫- الان هم یه‌چیز دیگه می‌خوام بهت بگم.

1358
01:35:18,416 --> 01:35:20,708
‫باباهامون هیچ‌وقت با هم شکار نرفتن.

1359
01:35:21,458 --> 01:35:24,625
‫بابام تفنگ بابای تو رو پر می‌کرد که این داستان رو متفاوت می‌کنه.

1360
01:35:24,750 --> 01:35:26,250
‫آره بابام تفنگ بابای تو رو پر می‌کرد.

1361
01:35:26,750 --> 01:35:29,083
‫باشه، باشه، باشه.

1362
01:35:30,208 --> 01:35:34,041
‫من نمی‌ذارم این‌طوری آسون تموم بشه. می‌رم اداره‌ی کار.

1363
01:35:34,166 --> 01:35:38,291
‫من خوزه نیستم. خیلی چیزا می‌دونم.

1364
01:35:38,416 --> 01:35:41,833
‫در مورد این که این کارخونه چطور کار می‌کنه و البته یه‌سری اسناد هم دارم.

1365
01:35:45,041 --> 01:35:46,208
‫درست مثل قضیه‌ی خودت و اینِس.

1366
01:35:46,916 --> 01:35:48,416
‫چه تصادفی!

1367
01:35:48,541 --> 01:35:50,666
‫اون هم پیام‌هاتون رو ذخیره کرده.

1368
01:35:52,375 --> 01:35:53,416
‫آره.

1369
01:35:53,583 --> 01:35:56,666
‫اما نمی‌خواد گزارش‌ات رو بده.

1370
01:35:59,000 --> 01:36:00,291
‫در مورد چی داری حرف می‌زنی؟

1371
01:36:01,208 --> 01:36:04,708
‫اون بهم از اون رابطه‌ی کوچولویی که با هم داشتید گفت.

1372
01:36:12,041 --> 01:36:16,375
‫کار خوبی نبود، میرایِس.

1373
01:36:17,708 --> 01:36:21,791
‫اینکه بخوای از جایگاه‌ات توی کارخونه برای سوء‌استفاده از یه منشی بهره ببری.

1374
01:36:21,916 --> 01:36:22,625
‫لعنت!

1375
01:36:22,750 --> 01:36:24,750
‫نه، این‌طوری نبود. من از کسی سوء‌استفاده نکردم.

1376
01:36:24,875 --> 01:36:26,666
‫نه، این چیزی نیست که من برداشت کردم.

1377
01:36:27,791 --> 01:36:30,375
‫اما می‌تونم متقاعدش کنم که ازت شکایت نکنه.

1378
01:36:30,916 --> 01:36:32,583
‫این یه لطف دیگه از طرف من نسبت به تو.

1379
01:36:34,250 --> 01:36:35,625
‫در عوض

1380
01:36:36,958 --> 01:36:40,041
‫تو هم مبلغ بازخریدی که روبیو بهت می‌ده رو می‌گیری، هر چی که هست،

1381
01:36:40,666 --> 01:36:41,875
‫بعدشم خدانگهدار.

1382
01:36:42,541 --> 01:36:45,833
‫دیگه هم هیچ‌وقت نمی‌خوام ببینمت.

1383
01:36:48,000 --> 01:36:50,375
‫یادمه پدرم قبلنا می‌گفت:‌

1384
01:36:51,083 --> 01:36:52,208
‫بعضی وقتا باید

1385
01:36:53,000 --> 01:36:56,125
‫ترازو رو دست‌کاری کرد تا بهت وزن دقیق رو بده.

1386
01:37:08,583 --> 01:37:10,250
‫اینِس، بیا تو.

1387
01:37:29,125 --> 01:37:31,541
‫یه خبر خوب. الان شنیدم.

1388
01:37:33,000 --> 01:37:34,250
‫چه خبری؟

1389
01:37:38,166 --> 01:37:39,666
‫آگهی‌اتون خیلی زیبا بود.

1390
01:37:39,833 --> 01:37:41,500
‫و مفهوم عدالت هم خوب بود.

1391
01:37:41,791 --> 01:37:43,166
‫واسه گرفتن جایزه عالیه.

1392
01:37:43,708 --> 01:37:47,291
‫اینکه ما فقط ترازوهای خوب نمی‌سازیم. ما از کارخونه‌ای حرف می‌زنیم که

1393
01:37:47,291 --> 01:37:49,083
‫که همه‌چیز توش عادلانه‌ست. اینکه به فکر همه‌ی کارمنداشه.

1394
01:37:49,083 --> 01:37:51,541
‫بهش گفتم بیاد پیش خودمون و اتاق خواب طبقه‌ی بالا رو هم بهش دادم.

1395
01:37:52,333 --> 01:37:53,375
‫عالیه.

1396
01:37:53,666 --> 01:37:55,916
‫می‌تونه توی این خونه‌‌ی دردندشت از تنهایی درمون بیاره.

1397
01:37:56,541 --> 01:38:00,750
‫آلینا داشت شام رو آماده می‌کرد. برم ببینم داره چه‌کار می‌کنه.

1398
01:38:09,958 --> 01:38:13,000
‫نیازه بهت بگم چقدر باید بهم حقوق بدی؟

1399
01:38:24,375 --> 01:38:27,375
‫به کارخانه‌ی ترازوی بلانکو خوش آمدید.

1400
01:39:40,208 --> 01:39:42,833
‫لیلیانا اوربینا، مدیر جدید بخش بازاریابی‌امون.

1401
01:39:42,916 --> 01:39:47,208
‫جوان و پر انرژی و مهم‌تر از همه با دیدگاهی زنانه و ظریف.

1402
01:39:47,291 --> 01:39:49,333
‫که واسه هر کارخونه‌ای ضروریه.

1403
01:39:49,416 --> 01:39:51,583
‫بسیار خب. از این سمت.

1404
01:39:57,208 --> 01:40:01,458
‫خالد قا... حتی سعی هم نمی‌کنم فامیلی‌اش رو تلفظ کنم.

1405
01:40:01,583 --> 01:40:03,875
‫مدیر بخش تولید.

1406
01:40:04,375 --> 01:40:08,500
‫این میان‌فرهنگی بودن توی این کارخونه خیلی مهمه

1407
01:40:08,583 --> 01:40:10,458
‫چون انعکاسی از دنیای پیرامون ماست.

1408
01:40:10,833 --> 01:40:13,375
‫خالد مثل پسرم می‌مونه.

1409
01:40:14,958 --> 01:40:16,208
‫البته پسری که به فرزندی قبولش کردم.

1410
01:40:17,208 --> 01:40:18,250
‫از این سمت.

1411
01:40:37,458 --> 01:40:42,750
‫اما اون تازگیا داغ بزرگی رو تجربه کرده.

1412
01:40:42,916 --> 01:40:43,708
‫جوون‌ترین پسرش رو از دست داده.

1413
01:40:44,416 --> 01:40:46,166
‫قوی بمون!

1414
01:40:47,500 --> 01:40:48,500
‫غصه‌ نخور!

1415
01:41:14,208 --> 01:41:18,000
‫سخت‌کوشی، تعادل، وفاداری.

1416
01:41:30,208 --> 01:41:32,458
‫اعطا می‌شود به ترازوی بلانکو

1417
01:42:33,458 --> 01:42:34,375
‫فورتونا

1418
01:43:06,958 --> 01:43:07,708
‫این...
