﻿1
00:01:03,772 --> 00:01:07,358
‫[سال 1902، آفریقای جنوبی]

2
00:01:24,375 --> 00:01:25,710
‫عالی‌جناب؟

3
00:02:09,337 --> 00:02:12,549
‫گروهبان، من از طرف
‫صلیب سرخ اومدم اینجا...

4
00:02:12,715 --> 00:02:14,509
‫و مایلم با ژنرال کیچنر صحبت کنم.

5
00:02:14,676 --> 00:02:16,344
‫اینجا ژنرال کیچنر نداریم.

6
00:02:16,511 --> 00:02:17,512
‫عالی‌جناب؟

7
00:02:17,595 --> 00:02:18,972
‫عالی‌جناب؟ بذارید بیاد داخل.

8
00:02:20,723 --> 00:02:22,600
‫خب اگه مورتون هست،
‫پس کیچنر هم همین اطرافه.

9
00:02:22,767 --> 00:02:26,146
‫عذرخواهی می‌کنم، عالی‌جناب.
‫درحال حاضر امنیت توی اولویته.

10
00:02:26,312 --> 00:02:28,356
‫ملاقات شما و ژنرال نباید درز کنه.

11
00:02:28,523 --> 00:02:31,651
‫به خاطر بوئرها و این تاکتیک‌های
‫چریکی‌شون خیلی احتیاط می‌کنیم.

12
00:02:31,818 --> 00:02:32,861
‫احتیاط؟

13
00:02:33,027 --> 00:02:35,530
‫انگار اون قدر هم که باید
‫احتیاط کافی ندارید.

14
00:02:35,655 --> 00:02:36,698
‫قربان، عذرخواهی می‌کنم‌ها...

15
00:02:36,823 --> 00:02:39,492
‫ولی همین اردوگاه‌های کار اجباری،
‫علت پیشی گرفتن ما توی جنگ هستن.

16
00:02:39,784 --> 00:02:40,785
‫بفرمایید.

17
00:02:44,998 --> 00:02:49,377
‫اورلاندو، شوالیه‌ی درخشان ما.

18
00:02:50,044 --> 00:02:51,421
‫لطف کردی اومدی.

19
00:02:51,963 --> 00:02:53,506
‫کیچنر، قضیه چیه؟

20
00:02:54,174 --> 00:02:57,010
‫مثل اینکه سر گفتن حقیقت
‫یه مقدار لیبرال بازی درآوردین.

21
00:02:57,177 --> 00:02:59,387
‫الآن توی شرایط خوبی نیستیم.

22
00:02:59,554 --> 00:03:01,222
‫خب، واسه خود امیلی توضیح بده.

23
00:03:01,389 --> 00:03:03,975
‫اولین اقدامم بعد از
‫برگشتن به انگلستان همینه.

24
00:03:04,142 --> 00:03:05,310
‫خودش بیرونه...

25
00:03:05,476 --> 00:03:07,187
‫کنراد هم اومده.

26
00:03:07,896 --> 00:03:10,023
‫مامان، چرا اومدیم این جا؟

27
00:03:11,232 --> 00:03:15,028
‫یادت میاد چرا شاه آرتور و
‫شوالیه‌هاش میزگرد داشتن؟

28
00:03:16,738 --> 00:03:19,157
‫چون به معنی برابری همگانی بود.

29
00:03:20,116 --> 00:03:23,912
‫خیلی مهمه که افراد ذاتا ممتاز،
‫الگوی رفتاری بقیه باشن.

30
00:03:24,078 --> 00:03:27,165
‫واسه همین من و پدرت به
‫صلیب سرخ کمک می‌کنیم.

31
00:03:28,249 --> 00:03:29,542
‫تا به بقیه کمک کنیم...

32
00:03:29,709 --> 00:03:32,420
‫نه که پشت جایگاه خودمون قایم بشیم.

33
00:03:37,050 --> 00:03:38,885
‫همیشه یادت باشه.

34
00:03:43,598 --> 00:03:45,808
‫یه سر می‌رم پیش بابات.

35
00:03:49,103 --> 00:03:50,521
‫همین جا بشین، کنراد.

36
00:03:55,109 --> 00:03:58,529
‫اگه شاه آرتور و شوالیه‌هاش هنوز بودن...

37
00:03:59,239 --> 00:04:03,409
‫این جنگ وحشتناک تا الآن تموم شده بود، شولا.

38
00:04:03,576 --> 00:04:06,371
‫معلومه. تو نقش کی رو داشتی؟

39
00:04:06,788 --> 00:04:08,706
‫من که "لنسلوت" می‌شدم.
‫(شوالیه تاریخی)

40
00:04:09,165 --> 00:04:11,834
‫پدرم هم می‌شد آرتور.
‫مادرم هم گینیور.

41
00:04:12,335 --> 00:04:15,129
‫تو هم می‌شدی مرلینِ توانا.

42
00:04:15,296 --> 00:04:16,297
‫جدی؟

43
00:04:17,548 --> 00:04:20,718
‫خیلی مسخره‌ست.
‫داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم.

44
00:04:20,885 --> 00:04:22,887
‫چشم‌هات رو باز کن،
‫مردم دارن می‌میرن.

45
00:04:23,054 --> 00:04:25,014
‫ما هم از طرف صلیب سرخ
‫مهمات و آذوقه آوردیم.

46
00:04:25,181 --> 00:04:26,724
‫خدایا شکرت که طرف ما ـست.

47
00:04:26,891 --> 00:04:28,309
‫طرف من که نیست.

48
00:04:28,476 --> 00:04:30,603
‫زورش از دشمن ما هم بیشتره.

49
00:04:30,770 --> 00:04:32,272
‫اینم ژنرال کیچنر.

50
00:04:32,438 --> 00:04:35,858
‫دروازه رو باز کنید دیگه!
‫آذوقه‌ها رو هم بیارید!

51
00:04:36,234 --> 00:04:37,485
‫امیلی!

52
00:04:44,075 --> 00:04:45,660
‫همین جا بمون تا برگردم.

53
00:04:58,423 --> 00:04:59,424
‫برو دنبال کنراد.

54
00:05:05,888 --> 00:05:06,973
‫تو جهنم بپوسی، کیچنر.

55
00:05:12,603 --> 00:05:15,356
‫زدمش! شلیک نکنید!

56
00:05:19,777 --> 00:05:22,322
‫امیلی!

57
00:05:22,989 --> 00:05:25,116
‫شلیک نکنید!

58
00:05:28,995 --> 00:05:29,996
‫امیلی.

59
00:05:31,122 --> 00:05:32,874
‫عزیزم، منم.

60
00:05:36,794 --> 00:05:39,339
‫من کنارتم.
‫عزیزم، منم.

61
00:05:40,506 --> 00:05:43,134
‫همینه، من کنارتم.
‫باید پیشم بمونی.

62
00:05:43,885 --> 00:05:45,428
‫باید بمونی.

63
00:05:45,595 --> 00:05:46,637
‫عزیزم؟

64
00:05:49,140 --> 00:05:51,059
‫مراقب پسرمون باش.

65
00:05:52,935 --> 00:05:56,689
‫درمقابل این دنیا و...

66
00:05:57,732 --> 00:06:00,151
‫نذار دیگه هیچ‌وقت
‫چشمش به جنگ بیفته.

67
00:06:07,241 --> 00:06:09,118
‫قول بده.

68
00:06:10,661 --> 00:06:11,913
‫قول می‌دم.

69
00:07:16,018 --> 00:07:18,771
‫[12 سال بعد]

70
00:07:41,544 --> 00:07:42,670
‫کنراد، می‌دونی...

71
00:07:43,212 --> 00:07:46,048
‫موقع پرواز، احساس آزادی دارم.

72
00:07:46,215 --> 00:07:49,760
‫آره، منم خیلی مشتاقم بالأخره
‫خودم تنهایی برم پرواز.

73
00:07:49,927 --> 00:07:52,096
‫داستان ایکاروس رو یادت نره، کنراد...

74
00:07:52,263 --> 00:07:54,348
‫اون موقعی که خیلی
‫نزدیک خورشید شد.

75
00:07:55,057 --> 00:07:57,643
‫من اون بخشش رو یادمه که
‫می‌خواست آزاد باشه، تو چی؟

76
00:07:57,810 --> 00:07:59,353
‫خب تهش سوخت دیگه!

77
00:08:00,605 --> 00:08:02,648
‫مثل اینکه برداشت‌هامون
‫از داستان شبیه هم نیست.

78
00:08:02,815 --> 00:08:04,901
‫- خوش اومدین، عالی‌جناب.
‫- ممنون، شولا.

79
00:08:06,110 --> 00:08:09,280
‫- ظهر همگی بخیر.
‫- ظهر بخیر، عالی‌جناب.

80
00:08:09,947 --> 00:08:11,407
‫هنوز نمی‌خوای یه بار هم پرواز کنی، شولا؟

81
00:08:11,574 --> 00:08:15,119
‫اگه خدا می‌خواست آدم پرواز کنه،
‫خودش بهش بال می‌داد.

82
00:08:15,453 --> 00:08:18,206
‫آره، لابد دیگه.
‫تو راننده ماشین پدری؟

83
00:08:20,416 --> 00:08:21,792
‫ولی چرا چرخ نداری؟

84
00:08:34,180 --> 00:08:35,181
‫خانم واتکینز.

85
00:08:37,725 --> 00:08:39,519
‫پنج دقیقه دیگه
‫توی اتاق مطالعه باش.

86
00:08:42,522 --> 00:08:44,190
‫به روی چشم.

87
00:08:52,323 --> 00:08:53,407
‫عالی‌جناب.

88
00:08:53,574 --> 00:08:56,410
‫باید بخاطر وقاحتت توبیخ بشی.

89
00:08:57,203 --> 00:08:59,455
‫نظر شخصی خودت مال خودته، پالی...

90
00:08:59,622 --> 00:09:03,084
‫ولی من تحمل همچین سرپیچی‌ای رو
‫توی خونه خودم ندارم.

91
00:09:03,626 --> 00:09:06,420
‫هرموقع شما قبول کردین،
‫منم قبول می‌کنم.

92
00:09:06,837 --> 00:09:09,090
‫واقعا فکر کردین می‌تونین
‫من رو گول بزنین؟

93
00:09:09,632 --> 00:09:10,675
‫منظورت چیه؟

94
00:09:10,841 --> 00:09:13,761
‫شما دوباره درخواست
‫پسرخاله فلیکس از کنراد...

95
00:09:13,928 --> 00:09:15,805
‫برای اینکه بره روسیه
‫پیش اون بمونه رو رد کردین.

96
00:09:16,597 --> 00:09:17,848
‫تو از کجا خبر داری؟

97
00:09:18,432 --> 00:09:20,434
‫ما دایه‌ها عاشق خبرچینی‌ایم.

98
00:09:20,601 --> 00:09:24,397
‫و هممون هم متوجه شدیم شما
‫هیچ مشکلی نداری فلیکس بیاد اینجا،

99
00:09:24,564 --> 00:09:27,191
‫ولی با این که کنراد بره اونجا مشکل دارین.

100
00:09:27,358 --> 00:09:29,026
‫یا کلا هرجای دیگه‌ای بره.

101
00:09:29,694 --> 00:09:33,281
‫آره، راست می‌گی.
‫شرمنده‌ام.

102
00:09:33,447 --> 00:09:35,157
‫باید باهات در میون می‌ذاشتم.

103
00:09:35,616 --> 00:09:38,953
‫دیگه ادب و شخصیتتون هم
‫با این پرواز رفتن‌ها فراموش کردین؟

104
00:09:39,412 --> 00:09:40,538
‫باز چی کار کردم؟

105
00:09:40,705 --> 00:09:42,290
‫هنوز بهم نوشیدنی تعارف نکردین.

106
00:09:42,582 --> 00:09:44,250
‫آره، ببخشید.

107
00:09:45,001 --> 00:09:49,797
‫و اگه باهام در میون می‌ذاشتی،
‫به نظرت در جواب چی می‌گفتم؟

108
00:09:50,423 --> 00:09:52,550
‫که به نظرت...

109
00:09:52,717 --> 00:09:55,511
‫ترس من از ایمن بودن
‫زندگی کنراد یه جور ضعفه.

110
00:09:55,970 --> 00:09:57,471
‫ترسیدن طبیعیه.

111
00:09:58,055 --> 00:10:02,268
‫ولی هر چقدر بیشتر ازش بترسی،
‫بیشتر احتمال داره واقعی بشه.

112
00:10:03,644 --> 00:10:06,981
‫پس لابد منم دایه لازم دارم.

113
00:10:07,356 --> 00:10:09,358
‫به نظر که دارین.

114
00:10:32,548 --> 00:10:34,425
‫با یه دست هم بلدی بجنگی؟

115
00:10:34,592 --> 00:10:36,218
‫معلومه.

116
00:10:36,510 --> 00:10:38,804
‫اگه واسم حریفی مونده باشه.

117
00:10:44,352 --> 00:10:47,355
‫شولا، واقعا به نظرت
‫زور چاقو از گلوله بیشتره؟

118
00:10:47,813 --> 00:10:50,149
‫دیگه کسی با چاقو نمی‌جنگه.

119
00:10:50,316 --> 00:10:54,070
‫الآنم برین واسه جلسه امروز
‫به سر و وضعتون برسین.

120
00:11:10,628 --> 00:11:13,714
‫بابای منم اولین کت من رو
‫از اینجا واسم خرید.

121
00:11:14,215 --> 00:11:17,301
‫کینگزمن، بهترین خیاط دنیا.

122
00:11:24,934 --> 00:11:26,060
‫صبح بخیر.

123
00:11:26,143 --> 00:11:27,144
‫عالی‌جناب.

124
00:11:27,269 --> 00:11:29,188
‫اتاق پرو شماره یک رو
‫واستون حاضر کردیم.

125
00:11:29,522 --> 00:11:30,856
‫ممنون.

126
00:11:36,779 --> 00:11:38,823
‫کاش مادرت الآن می‌تونست ببینت.

127
00:11:39,365 --> 00:11:41,492
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد.

128
00:11:42,618 --> 00:11:44,328
‫امیدوارم، پدر.

129
00:11:46,622 --> 00:11:50,376
‫البته حس می‌کنم لباس شکار
‫بیشتر بهم بیاد...

130
00:11:50,543 --> 00:11:52,920
‫یا لباس سیگار.

131
00:11:53,087 --> 00:11:56,340
‫هر چیزی که بیشتر
‫به شخصیت خودم نزدیک باشه.

132
00:11:57,091 --> 00:11:58,926
‫بی‌خیال، پدر...

133
00:11:59,760 --> 00:12:01,095
‫یه دنیای بزرگ منتظر منه.

134
00:12:01,262 --> 00:12:04,140
‫دیر یا زود مجبوری بذاری
‫ازش لذت ببرم، حتی اگه...

135
00:12:05,182 --> 00:12:06,726
‫حتی اگه خودت نمی‌خوای.

136
00:12:09,228 --> 00:12:10,312
‫می‌دونی...

137
00:12:10,479 --> 00:12:11,689
‫کنراد...

138
00:12:14,108 --> 00:12:17,278
‫اجداد ما آدم‌های وحشتناکی بودن.

139
00:12:17,820 --> 00:12:21,574
‫کارشون فقط دزدی و دروغ و
‫غارت و کشتن بود، تا اینکه یه روزی...

140
00:12:21,741 --> 00:12:24,118
‫یه نجابت رسیدن.

141
00:12:24,952 --> 00:12:26,579
‫ولی اون نجابت...

142
00:12:27,663 --> 00:12:29,749
‫از جوان‌مردی اون‌ها نبود.

143
00:12:30,666 --> 00:12:33,419
‫از سرسختی و بی‌رحمی بود.

144
00:12:34,336 --> 00:12:38,340
‫اون زمان اگه بهت می‌گفتن "آقا"...

145
00:12:38,507 --> 00:12:40,384
‫مساوی با حکم مرگ بود.

146
00:12:41,260 --> 00:12:46,265
‫مثل امروز مایه افتخار نبود.

147
00:12:46,640 --> 00:12:48,350
‫ما خاندان آکسفوردیم...

148
00:12:49,101 --> 00:12:51,061
‫نه یه مشت سرکش.

149
00:12:53,898 --> 00:12:54,899
‫آکسفورد!

150
00:12:55,191 --> 00:12:56,317
‫کیچنر.

151
00:12:57,610 --> 00:12:59,320
‫چه جالب که جفتمون
‫یه جا میاییم خیاطی.

152
00:12:59,487 --> 00:13:02,865
‫آره خب، مشتری‌های کینگزمن هم
‫آدم‌های درست حسابی‌ای هستن.

153
00:13:03,699 --> 00:13:05,993
‫آکسفورد، می‌شه یه دقیقه صحبت کنیم؟

154
00:13:06,494 --> 00:13:07,536
‫یه جای خلوت ندارین؟

155
00:13:07,703 --> 00:13:09,497
‫پیشنهاد من اتاق الگوی طبقه بالا ـست، جناب.

156
00:13:09,663 --> 00:13:10,873
‫عالیه.

157
00:13:11,040 --> 00:13:13,834
‫کنراد، ایشون مورتونه. آجودانِ من.

158
00:13:14,001 --> 00:13:16,504
‫مورتون، می‌شه مراقب کنراد جوان باشی؟

159
00:13:16,670 --> 00:13:18,005
‫باعث افتخاره، ارباب.

160
00:13:18,172 --> 00:13:19,173
‫خوبه.

161
00:13:29,934 --> 00:13:32,228
‫متوجه شدم دعوت دوست اتریشی ما...

162
00:13:32,228 --> 00:13:35,648
‫آرشیدوک فردیناند رو
‫برای شکار پرنده، رد کردین.

163
00:13:36,315 --> 00:13:40,319
‫مطمئنا قوانین صلح‌جویانه شما
‫شامل پرنده‌ها که نمی‌شه، مگه نه؟

164
00:13:40,486 --> 00:13:44,156
‫این که جفتمون اومدیم اینجا،
‫اصلا اتفاقی نبود، نه؟

165
00:13:45,533 --> 00:13:48,160
‫دیگه دیوارهای وایت‌هال پر از موش شده.

166
00:13:48,577 --> 00:13:52,289
‫واسه همین فکر کردم کینگزمن
‫جای امن‌تری برای صحبت کردنه.

167
00:13:53,207 --> 00:13:56,502
‫نگرانی من اینه که
‫جاه‌طلبی‌های سیاسی فردیناند...

168
00:13:56,502 --> 00:13:58,045
‫ممکنه واسش دردسر ساز بشه.

169
00:13:59,463 --> 00:14:02,091
‫می‌خوام یه لطف کوچیکی بهم بکنی.

170
00:14:02,466 --> 00:14:04,009
‫چه جور لطفی؟

171
00:14:04,176 --> 00:14:05,594
‫پس قصدت واسه سرباز شدن جدیه؟

172
00:14:05,761 --> 00:14:06,762
‫معلومه.

173
00:14:06,846 --> 00:14:07,847
‫کدوم هنگ؟

174
00:14:07,930 --> 00:14:08,931
‫نارنجک‌داران.

175
00:14:09,014 --> 00:14:10,015
‫نارنجک‌داران، خب...

176
00:14:10,558 --> 00:14:14,186
‫وقتش که رسید یه ندا بهم بده.
‫شاید یه کاری ازم بر اومد.

177
00:14:14,353 --> 00:14:15,646
‫کنراد.

178
00:14:18,440 --> 00:14:21,026
‫انگار آخرش هم قرار شده
‫همون لباس شکاره رو بگیری.

179
00:15:06,363 --> 00:15:07,698
‫شبان من.

180
00:15:08,574 --> 00:15:12,453
‫بنده یک تخم‌مرغ فابرژه‌ی
‫مخصوص برای شما آورده‌ام.

181
00:15:12,620 --> 00:15:14,413
‫و در داخلش...

182
00:15:15,623 --> 00:15:18,375
‫یک نسخه‌ی کوچک از آنگوس...

183
00:15:18,542 --> 00:15:20,085
‫بز مورد علاقه‌ی شماست.

184
00:15:20,252 --> 00:15:21,253
‫دیر کردی.

185
00:15:22,504 --> 00:15:24,173
‫بشین.

186
00:15:26,216 --> 00:15:28,844
‫اعتماد یعنی چی؟

187
00:15:30,888 --> 00:15:34,099
‫اعتماد یعنی خیال آدم...

188
00:15:34,266 --> 00:15:36,143
‫از صداقت طرف مقابل راحت باشه.

189
00:15:37,186 --> 00:15:39,730
‫که سلاح ما برای...

190
00:15:39,897 --> 00:15:42,816
‫تغییر جهان همینه.

191
00:15:43,025 --> 00:15:45,235
‫من به کی اعتماد دارم؟

192
00:15:46,362 --> 00:15:47,905
‫حیوانات.

193
00:15:48,322 --> 00:15:51,116
‫اونا هیچ‌وقت ناامیدم نکردن...

194
00:15:51,283 --> 00:15:55,329
‫و کورکورانه از من پیروی می‌کنن.

195
00:15:55,788 --> 00:15:58,165
‫سوالی که الآن دارم اینه...

196
00:15:58,332 --> 00:16:02,795
‫که می‌تونم به شما هم
‫مثل اون‌ها اعتماد کنم؟

197
00:16:02,962 --> 00:16:05,214
‫جعبه‌های جلوتون رو باز کنید.

198
00:16:09,009 --> 00:16:13,722
‫این حلقه‌ها می‌شن نماد
‫عضویت شما توی گله‌ی من.

199
00:16:13,889 --> 00:16:18,227
‫دستتون کنید، تا توی
‫موفقیت ما سهیم بشین.

200
00:16:18,394 --> 00:16:19,395
‫ولی...

201
00:16:20,062 --> 00:16:21,355
‫اگه به من خیانت کنید...

202
00:16:21,522 --> 00:16:24,149
‫می‌بینید که آخرین هدیه‌ی من...

203
00:16:24,775 --> 00:16:27,236
‫داخل این حلقه‌هاست.

204
00:16:27,403 --> 00:16:28,904
‫لاک‌پشت؟

205
00:16:29,113 --> 00:16:32,324
‫لیاقتم یه حیوون بهتر نیست؟

206
00:16:32,491 --> 00:16:35,327
‫راسپوتین، مال من خرسه.
‫حاضرم باهات عوضش کنم.

207
00:16:35,494 --> 00:16:38,789
‫باشه، پرنسیپ.
‫من می‌شم خرس عظیم روسیه.

208
00:16:38,956 --> 00:16:40,708
‫هر کدوم دلت می‌خواد بردار.

209
00:16:41,083 --> 00:16:42,793
‫ولی حواست باشه...

210
00:16:42,960 --> 00:16:44,837
‫که با شبان ما
‫مثل همون دلقکی که...

211
00:16:45,004 --> 00:16:47,631
‫به خودش می‌گه تزار،
‫با احترام رفتار کنی.

212
00:16:47,756 --> 00:16:51,093
‫بردار دیگه، راسپوتین.
‫برش دار.

213
00:16:51,510 --> 00:16:53,345
‫اگه جرأت داری.

214
00:16:53,470 --> 00:16:55,681
‫ماتا و اریک، کافیه دیگه.
‫ما اینجا...

215
00:16:55,848 --> 00:16:56,932
‫یه گروهیم.

216
00:16:57,099 --> 00:16:59,101
‫و راسپوتین هم...

217
00:17:00,728 --> 00:17:03,814
‫مثل آنگوس دوست‌داشتنیِ خودمه.

218
00:17:05,816 --> 00:17:08,027
‫دائم درحال شاخ زدن...

219
00:17:09,194 --> 00:17:10,863
‫و آسیب زدنه.

220
00:17:15,034 --> 00:17:18,454
‫ولی علاقه رو با ضعف اشتباه نگیر...

221
00:17:18,620 --> 00:17:21,915
‫مرتیکه روسی عوضی!

222
00:17:22,916 --> 00:17:24,918
‫همه هم خوب می‌دونن...

223
00:17:25,753 --> 00:17:27,379
‫که لاک‌پشت...

224
00:17:28,672 --> 00:17:31,091
‫آخرش برنده‌ی مسابقه‌ست.

225
00:17:39,308 --> 00:17:40,434
‫حالا...

226
00:17:43,020 --> 00:17:44,188
‫جاسوس من...

227
00:17:44,229 --> 00:17:47,608
‫یا بهتره بگم موش کور من...

228
00:17:47,775 --> 00:17:50,277
‫توی دولت انگلیس...

229
00:17:50,402 --> 00:17:52,905
‫به گوشم رسونده که کیچنر...

230
00:17:52,946 --> 00:17:54,782
‫خیلی نگران امنیت...

231
00:17:54,948 --> 00:17:57,076
‫آرشیدوک فردیناند شده.

232
00:17:57,868 --> 00:18:01,413
‫پرینسیپ، خرس کوچولوی من.

233
00:18:01,580 --> 00:18:03,624
‫حاضری به کیچنر ثابت کنی...

234
00:18:03,624 --> 00:18:06,043
‫که نگرانی‌هاش کاملا به جا بودن؟

235
00:18:06,210 --> 00:18:09,004
‫بله حاضرم، شبان من.
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

236
00:18:09,463 --> 00:18:11,715
‫معلومه که حاضری!

237
00:18:50,587 --> 00:18:52,923
‫حالا درک می‌کنی، فردیناند؟

238
00:18:53,882 --> 00:18:57,845
‫پس بگو چرا دعوت شکارم رو قبول کردی.

239
00:18:58,011 --> 00:19:02,015
‫راستش من تاکتیک‌های
‫ترسوندن کیچنر رو باور نمی‌کردم.

240
00:19:02,182 --> 00:19:04,726
‫درمورد این که من
‫توی خطرم صحبت می‌کرد.

241
00:19:04,893 --> 00:19:07,563
‫فقط یه آدم احمق هشدار
‫دوستش رو جدی نمی‌گیره، فردی.

242
00:19:07,729 --> 00:19:09,106
‫خواسته‌ی خیلی زیادیه؟

243
00:19:09,273 --> 00:19:11,942
‫فقط می‌خوام باهام برگردی،
‫که خودش بهت بگه چی کارت داره.

244
00:19:12,109 --> 00:19:15,279
‫زمین انداختن روی تو هم سخته‌ها.

245
00:19:15,445 --> 00:19:17,781
‫امشب نتیجه‌ی نهایی رو بهت می‌گم.

246
00:19:17,865 --> 00:19:18,866
‫خوبه.

247
00:19:39,761 --> 00:19:42,139
‫برو! برو!

248
00:19:55,235 --> 00:19:59,072
‫من با حسن نیت اومدم اینجا،
‫شما با بمب از من پذیرایی می‌کنید؟

249
00:20:04,912 --> 00:20:06,830
‫نباید با خودم می‌آوردمت.

250
00:20:07,372 --> 00:20:10,292
‫باید زود بریم خونه،
‫که بتونم مراقبت باشم.

251
00:20:10,459 --> 00:20:11,460
‫چی...

252
00:20:11,835 --> 00:20:14,129
‫الآن من مراقب تو بودم.
‫به مراقبت تو هم نیازی ندارم.

253
00:20:14,296 --> 00:20:16,131
‫معلومه که داری، کنراد.

254
00:20:16,298 --> 00:20:18,967
‫ببخشیدها، ولی تو خیال می‌کنی
‫سر از کار این دنیا در میاری...

255
00:20:19,134 --> 00:20:20,552
‫ولی درواقع یه پسربچه‌ای...

256
00:20:20,552 --> 00:20:23,055
‫که نمی‌دونه مردم چه کارهایی
‫از دستشون بر میاد.

257
00:20:23,222 --> 00:20:26,058
‫همین که مرگ مادر خودمو دیدم،
‫واسه فهمیدنش کافی نبود؟

258
00:20:56,171 --> 00:20:57,631
‫مطمئنی همین جاست؟

259
00:20:57,798 --> 00:21:00,175
‫هر کاری می‌گم بکن.

260
00:21:01,009 --> 00:21:03,262
‫اولین کوچه سمت چپ.

261
00:21:16,566 --> 00:21:17,901
‫این جا که بن‌بسته، احمق.

262
00:21:18,110 --> 00:21:19,611
‫می‌دونستم اشتباه اومدیم.

263
00:21:20,112 --> 00:21:21,446
‫منظورم کوچه بعدی بود.

264
00:21:21,655 --> 00:21:23,240
‫بسه دیگه، اینجا اومدیم توی دید.

265
00:21:23,824 --> 00:21:25,450
‫زودباش حرکت کن.

266
00:22:05,157 --> 00:22:07,784
‫پدر، خیلی بلای وحشتناکی
‫سر فردی و سوفی اومد.

267
00:22:09,786 --> 00:22:11,371
‫الآن دیگه جامون امنه، مگه نه؟

268
00:22:11,747 --> 00:22:13,749
‫آره، ولی تا کِی؟

269
00:22:14,166 --> 00:22:17,044
‫کم‌کم دارم می‌فهمم کیچنر نگران چی بود.

270
00:22:17,210 --> 00:22:20,672
‫هیچی نشده شایعه شده که اتریشی‌ها
‫دارن نیروهاشون رو بسیج می‌کنن.

271
00:22:21,006 --> 00:22:24,259
‫به نظر اونا این قاتل از یکی خط گرفته.

272
00:22:24,968 --> 00:22:26,595
‫که نظر منم همینه.

273
00:22:26,762 --> 00:22:30,599
‫آخه صربستان خیلی جای کوچیکیه.
‫چرا ازش احساس خطر کردن؟

274
00:22:31,224 --> 00:22:35,479
‫چون چیزهای کوچیک ممکنه
‫تبدیل به مشکلات بزرگ بشن.

275
00:22:35,854 --> 00:22:39,649
‫سال‌ها پیش، سه تا پسرعمو بودن.

276
00:22:39,816 --> 00:22:41,026
‫بزرگه همیشه دردسر ساز بود...

277
00:22:41,193 --> 00:22:42,194
‫سربازم رو پس بده!

278
00:22:42,361 --> 00:22:43,570
‫توی جنگ قانون نداریم.

279
00:22:43,737 --> 00:22:45,405
‫نشونت می‌دم، ویلهلم!

280
00:22:46,156 --> 00:22:48,867
‫- مادربزرگشون، ملکه ویکتوریا بود...
‫- نیکلاس، بسه!

281
00:22:49,034 --> 00:22:50,285
‫که ادبشون می‌کرد

282
00:22:50,452 --> 00:22:51,703
‫بزرگ که شدن...

283
00:22:51,745 --> 00:22:53,955
‫شدن قیصر ویلهلم آلمانی...

284
00:22:54,122 --> 00:22:55,957
‫تزار نیکلاس روسیه...

285
00:22:55,999 --> 00:22:58,085
‫و پادشاه جورج انگلستان.

286
00:22:58,251 --> 00:23:00,629
‫حالا هم قتل فردیناند دست اون...

287
00:23:00,670 --> 00:23:02,672
‫قیصر احمق یه بهونه داده...

288
00:23:02,839 --> 00:23:06,134
‫که دعواهای بچگی‌شون رو ادامه بده.

289
00:23:08,428 --> 00:23:11,348
‫ولی انقدر هم بچه نیستن
‫که جنگ به پا کنن، نه؟

290
00:23:11,515 --> 00:23:13,225
‫خدا کنه.

291
00:23:13,558 --> 00:23:16,395
‫و خداروشکر، ما پادشاه جورج
‫خودمون رو داریم...

292
00:23:16,436 --> 00:23:18,230
‫که کمک کنه صلح برقرار بمونه.

293
00:23:21,316 --> 00:23:22,692
‫ایناهاش.

294
00:23:29,616 --> 00:23:30,826
‫نگاه کن.

295
00:23:32,452 --> 00:23:33,912
‫سه تا عموزاده‌ی جوون...

296
00:23:33,912 --> 00:23:36,081
‫که فکر می‌کردن
‫فرمانروا بودن بلدن.

297
00:23:36,248 --> 00:23:38,375
‫ولی الآن سربازها واقعی‌ان.

298
00:23:39,584 --> 00:23:41,336
‫دو تا کپی از این عکس بگیر...

299
00:23:41,503 --> 00:23:43,422
‫و بگو فورا همراه این نامه تحویل بدن.

300
00:23:43,588 --> 00:23:45,465
‫به مورتون می‌گم
‫شخصا رسیدگی کنه.

301
00:23:45,632 --> 00:23:46,758
‫عالیه.

302
00:23:46,925 --> 00:23:48,301
‫اعلی‌حضرت.

303
00:23:53,974 --> 00:23:55,851
‫- اریک!
‫- قیصر بزرگ.

304
00:23:56,017 --> 00:24:00,063
‫"خویشتن‌داری فضیلت است،
‫وظیفه‌ات را فراموش نکن."

305
00:24:00,730 --> 00:24:03,525
‫اعلی‌حضرت پادشاه انگلستان، پسرعموی من...

306
00:24:03,567 --> 00:24:05,944
‫اکیدا توصیه کرده هیچ کاری نکنیم!

307
00:24:08,488 --> 00:24:11,616
‫یادتونه شاهزاده جورج چقدر کیف می‌کرد...

308
00:24:11,783 --> 00:24:15,078
‫که مادر انگلیسی و پزشک انگلیسی‌ش
‫شما رو شکنجه می‌دادن؟

309
00:24:15,495 --> 00:24:17,497
‫جورج نقض‌های بدن شما رو...

310
00:24:19,040 --> 00:24:20,375
‫مسخره می‌کرد.

311
00:24:21,293 --> 00:24:23,128
‫آره، آره. آره.

312
00:24:23,295 --> 00:24:26,214
‫و اون آب‌زیرکاهی که کنارش هست...

313
00:24:26,381 --> 00:24:28,216
‫پسرعموی روسی خودتون رو یادتون نره؛

314
00:24:29,176 --> 00:24:30,552
‫تزار نیکلاس.

315
00:24:30,719 --> 00:24:33,138
‫جورج درمقابل اون قیصر احمق،
‫اون یکی پسرعمو ـمون خودداری کنه.

316
00:24:36,433 --> 00:24:39,519
‫پادشاه جورج همیشه حواسش
‫به منافع ما بوده.

317
00:24:39,686 --> 00:24:42,272
‫چرا سر مسائل پیش پا افتاده
‫وارد جنگ بشیم؟

318
00:24:42,439 --> 00:24:44,399
‫چون به صربستان قول داده بودیم.

319
00:24:44,566 --> 00:24:46,568
‫بماند که از قیصر متنفرم.

320
00:24:46,860 --> 00:24:50,864
‫بد نیست غرورش رو اندازه‌ی
‫دست کوچولوش خُرد کنم.

321
00:24:53,074 --> 00:24:55,577
‫تصمیم عاقلانه‌ایه، تزار من.

322
00:24:56,036 --> 00:24:59,581
‫روح روسیه در دستان شما امنه.

323
00:25:01,625 --> 00:25:02,792
‫کل دنیا به شما می‌خنده...

324
00:25:02,959 --> 00:25:06,630
‫که سر قولتون به اتریش نموندین.

325
00:25:07,255 --> 00:25:09,508
‫حرف پادشاه انگلیس رو فراموش کنین.

326
00:25:10,842 --> 00:25:12,761
‫می‌شه بری به جورج بگی
‫سرش تو کار خودش باشه؟

327
00:25:15,680 --> 00:25:20,602
‫اگه دلم جنگ بخواد،
‫پس شروعش می‌کنم.

328
00:25:22,979 --> 00:25:26,316
‫ما به عنوان متحد روسیه، چاره‌ای به جز
‫وارد جنگ شدن نداریم.

329
00:25:26,483 --> 00:25:29,110
‫من که نمی‌فهمم.
‫قیصر و تزار جفتشون...

330
00:25:29,152 --> 00:25:31,404
‫از پادشاه سرپیچی کردن. ولی چرا؟

331
00:25:31,404 --> 00:25:32,405
‫سوال خوبیه.

332
00:25:32,572 --> 00:25:34,658
‫قربان، با کمال احترام...

333
00:25:34,824 --> 00:25:36,701
‫این بحث مال بعد از
‫وقتیه که جنگ رو پیروز شدیم.

334
00:25:36,868 --> 00:25:38,036
‫نخست وزیر منتظره.

335
00:25:38,578 --> 00:25:39,579
‫ما هم دیر کردیم.

336
00:25:39,955 --> 00:25:40,956
‫مورتون راست می‌گه.

337
00:25:41,039 --> 00:25:44,209
‫اعلی‌حضرت، مایه افتخارمه
‫که توی جنگ شرکت کنم.

338
00:25:45,335 --> 00:25:47,963
‫- افتخار؟
‫- آفرین، کنراد جوان.

339
00:25:48,380 --> 00:25:49,881
‫ولی یک مشکلی هم هست.

340
00:25:50,048 --> 00:25:52,884
‫از نظر قانونی، سن شما برای
‫داوطلب شدن کافی نیست.

341
00:25:53,885 --> 00:25:56,054
‫ولی با این سنش
‫بعید نیست که فکر می‌کنه،

342
00:25:56,096 --> 00:25:58,265
‫جون دادن برای کشور
‫افتخار محسوب می‌شه.

343
00:25:58,974 --> 00:26:02,811
‫هدف جنگ، مُردن برای کشور نیست...

344
00:26:02,978 --> 00:26:06,147
‫اینه که کاری کنیم
‫دشمن برای کشورش بمیره.

345
00:26:13,613 --> 00:26:16,908
‫سرنیزه!

346
00:26:44,978 --> 00:26:51,234
‫حتی من هم همچین
‫جنگی رو تصور نمی‌کردم.

347
00:26:53,194 --> 00:26:56,573
‫جنگی که فکر می‌کردم
‫یک دهه طول بکشه...

348
00:26:57,824 --> 00:27:01,870
‫فقط دو سال زمان برد.

349
00:27:06,458 --> 00:27:10,086
‫منابع اروپا رو تخلیه کردیم...

350
00:27:10,587 --> 00:27:14,716
‫و میلیون‌ها نفر
‫مرگ بیهوده داشتن.

351
00:27:14,883 --> 00:27:16,343
‫آتش!

352
00:27:16,509 --> 00:27:22,515
‫ما اعتماد بین مردم و
‫سلطنت طلبانی رو شکستیم...

353
00:27:22,682 --> 00:27:26,436
‫که سلطنت رو حق ذاتی خودشون می‌دونن.

354
00:27:28,229 --> 00:27:32,651
‫می‌دونین پادشاه جورج از کی
‫بیشتر از قیصر متنفره؟

355
00:27:34,402 --> 00:27:35,528
‫از من.

356
00:27:36,196 --> 00:27:38,573
‫سلطنت انگلیس...

357
00:27:38,740 --> 00:27:43,453
‫بیش از 700 ساله که
‫اسکاتلند عزیزم رو تحت ستم قرار داده...

358
00:27:43,620 --> 00:27:46,956
‫و زمان انتقام رسیده.

359
00:27:47,666 --> 00:27:50,919
‫ما روسیه رو از جنگمون خارج می‌کنیم...

360
00:27:51,336 --> 00:27:53,797
‫و با تمام قدرت آلمان...

361
00:27:53,797 --> 00:27:57,217
‫روی نابودی انگلیس فشار می‌ذاریم.

362
00:27:57,676 --> 00:27:59,427
‫راسپوتین...

363
00:27:59,844 --> 00:28:04,641
‫تو برای مرگ پادشاه جورج حاضری؟

364
00:28:04,808 --> 00:28:07,477
‫هر چی شما امر کنی، شبان من.

365
00:28:14,192 --> 00:28:17,654
‫- خدمت اجباری شروع شده.
‫- آره، خبر دارم، کنراد.

366
00:28:18,446 --> 00:28:19,447
‫خب؟

367
00:28:19,614 --> 00:28:22,200
‫آخه، همین که داوطلبانه
‫نرفتم هم زشت بود...

368
00:28:22,367 --> 00:28:24,828
‫کنراد، این یکی جنگ نیست. متوجه‌ای؟

369
00:28:24,994 --> 00:28:26,663
‫مثل هیچ جنگ دیگه‌ای نیست.

370
00:28:26,830 --> 00:28:28,665
‫مهم نیست!
‫می‌خوام توی جنگ باشم.

371
00:28:28,790 --> 00:28:31,334
‫اسمش جنگ نیست.
‫اسمش مردنه.

372
00:28:33,294 --> 00:28:35,422
‫یه چیزی شبیه همین مکالمه.

373
00:28:37,966 --> 00:28:39,134
‫همین رو برو به کیچنر بگو.

374
00:28:54,482 --> 00:28:56,526
‫هنوز خیلی جوونی، کنراد.

375
00:28:59,320 --> 00:29:01,948
‫ولی همه سنشون رو دروغ می‌گن.
‫همشون دارن می‌رن.

376
00:29:02,115 --> 00:29:03,116
‫می‌دونم.

377
00:29:03,825 --> 00:29:05,201
‫و می‌دونم که دلت می‌خواد بجنگی.

378
00:29:06,536 --> 00:29:08,246
‫نشون دهنده‌ی شخصیتته...

379
00:29:08,830 --> 00:29:09,956
‫منم بهش افتخار می‌کنم.

380
00:29:10,123 --> 00:29:11,875
‫آره، ولی ببین بهم چی دادن.

381
00:29:13,084 --> 00:29:14,085
‫توی روستا.

382
00:29:15,587 --> 00:29:17,130
‫نماد یه آدم بزدله.

383
00:29:17,547 --> 00:29:19,883
‫و همچین حقارتی حق منه؟

384
00:29:21,134 --> 00:29:24,596
‫شهرت چیزیه که مردم
‫درموردت فکر می‌کنن.

385
00:29:24,763 --> 00:29:27,348
‫شخصیت چیزیه که تو واقعا داری.

386
00:29:33,772 --> 00:29:35,023
‫صلیب ویکتوریا.

387
00:29:35,940 --> 00:29:37,317
‫مال خودته.

388
00:29:38,151 --> 00:29:39,152
‫آره.

389
00:29:40,028 --> 00:29:44,115
‫وقتی منم مثل تو جوون بودم،
‫می‌خواستم به کشورم خدمت کنم.

390
00:29:46,576 --> 00:29:49,871
‫اما خیلی زود واسم سوال شد
‫که ما چه حقی...

391
00:29:50,038 --> 00:29:53,249
‫به سرزمین و دارایی...

392
00:29:53,583 --> 00:29:58,379
‫و زندگی مردمی داریم که
‫می‌خوان از زادگاهشون حفاظت کنن؟

393
00:30:01,466 --> 00:30:03,510
‫با هرکسی که کشتم...

394
00:30:05,011 --> 00:30:07,472
‫یه تیکه از خودم کشته شد.

395
00:30:13,895 --> 00:30:15,814
‫شاید بهتر باشه به جای این نشان...

396
00:30:15,814 --> 00:30:17,315
‫یه پر با خودت حمل کنی.

397
00:30:18,900 --> 00:30:21,402
‫روز بعدش اسلحه‌ام
‫رو زمین گذاشتم و...

398
00:30:21,444 --> 00:30:22,946
‫یه برانکارد برداشتم.

399
00:30:24,072 --> 00:30:26,407
‫باید واسه نجات دادنشون صلیب می‌گرفتم.

400
00:30:26,449 --> 00:30:27,534
‫نه واسه کشتن‌شون.

401
00:30:29,869 --> 00:30:32,372
‫بعد این که جای این
‫یه مدال گیرم اومد...

402
00:30:33,706 --> 00:30:35,291
‫منم می‌رم توی کادر پزشکی.

403
00:30:38,545 --> 00:30:41,923
‫به کیچنر درمورد این که
‫می‌خوای بهشون ملحق بشی گفتم.

404
00:30:42,382 --> 00:30:46,511
‫و بهم گفت مطمئن باشم که
‫نمی‌ذاره یواشکی وارد بشی.

405
00:31:27,760 --> 00:31:29,220
‫من یه تصوری دارم.

406
00:31:30,680 --> 00:31:34,100
‫این پسر نماد روح روسیه‌ست.

407
00:31:36,769 --> 00:31:38,855
‫باید روسیه رو نجات بدین.

408
00:31:40,607 --> 00:31:45,069
‫باید از جنگ کناره‌گیری کنید
‫که از پسرتون محافظت کنید.

409
00:31:45,236 --> 00:31:46,863
‫چرنده.

410
00:31:47,614 --> 00:31:52,243
‫جرأت زیر سوال بردن
‫فرستاده خدا رو داری؟

411
00:31:54,579 --> 00:31:59,334
‫جرأت بازی با زندگی پسرت رو داری؟

412
00:32:00,418 --> 00:32:03,630
‫نیکلاس، تورو به خدا سر عقل بیا!

413
00:32:04,047 --> 00:32:05,548
‫لطفا.

414
00:32:06,633 --> 00:32:07,759
‫لطفا.

415
00:32:15,475 --> 00:32:17,268
‫پسرخاله کنراد عزیزم...

416
00:32:17,769 --> 00:32:19,938
‫از آخرین باری که
‫هم دیگه رو دیدیم خیلی می‌گذره،

417
00:32:20,104 --> 00:32:22,690
‫و شرمنده که دارم واست
‫نامه می‌نویسم، اما...

418
00:32:23,650 --> 00:32:26,694
‫امروزه نمی‌تونم راحت
‫به هر کسی اعتماد کنم.

419
00:32:33,743 --> 00:32:35,328
‫خوش برگشتی.

420
00:32:37,288 --> 00:32:39,666
‫چند وقتی هست که من به...

421
00:32:39,832 --> 00:32:42,627
‫یه مثلا-کشیش‌ای شک کردم
‫به اسم راسپوتین.

422
00:32:43,211 --> 00:32:45,421
‫تزار رو مسخ خودش کرده...

423
00:32:45,588 --> 00:32:48,424
‫هم از نظر روحی،
‫هم از طریق تریاک...

424
00:32:50,093 --> 00:32:53,429
‫و ترغیبش کرده تا
‫از جنگ کناره‌گیری کنه.

425
00:32:55,056 --> 00:32:59,227
‫و تزار می‌خواد کناره‌گیری خودش رو
‫توی نطق سال نوی خودش اعلام کنه.

426
00:32:59,686 --> 00:33:01,938
‫پسرخاله فلیکس سلام می‌رسونه.

427
00:33:03,398 --> 00:33:06,359
‫امیدوارم رابط‌های پدرت
‫بتونه کمکی بکنه.

428
00:33:07,402 --> 00:33:10,029
‫مورتون، نظری نداری؟

429
00:33:10,655 --> 00:33:14,617
‫قربان، به نظر من؛
‫توی شرایط سختی هستیم.

430
00:33:14,784 --> 00:33:16,411
‫اصلا نمی‌شه به کسی اعتماد کرد.

431
00:33:16,577 --> 00:33:18,871
‫من می‌گم یه گروه نخبه
‫از مردان رو تشکیل بدیم...

432
00:33:19,038 --> 00:33:21,624
‫بفرستیم به روسیه،
‫و خودمون حلش کنیم.

433
00:33:21,791 --> 00:33:23,668
‫موافقم. فورا دست به کار بشو.

434
00:33:23,835 --> 00:33:28,006
‫اگه من نمی‌تونم توی ارتش باشم،
‫می‌شه حداقل کنار شما باشم؟

435
00:33:29,757 --> 00:33:32,343
‫کنراد، می‌دونی که به پدرت قول دادم که...

436
00:33:32,510 --> 00:33:35,471
‫تحت هر شرایطی
‫حواست به پسر من باشه.

437
00:33:37,348 --> 00:33:39,517
‫می‌خوای کجا بری، کنراد؟

438
00:33:41,436 --> 00:33:42,854
‫- روسیه.
‫- چرا؟

439
00:33:43,021 --> 00:33:45,732
‫که به پسرخاله یوسپوف
‫تو ماجرای راسپوتین کمک کنم.

440
00:33:45,898 --> 00:33:47,859
‫طرف داره کاری می‌کنه
‫روسیه کناره‌گیری کنه.

441
00:33:48,818 --> 00:33:50,486
‫کیچنر، انقدر نیروهات کم شدن...

442
00:33:50,611 --> 00:33:52,989
‫که به پسرهای جوون برای
‫عملیات‌های نظامی‌ات تکیه کردی؟

443
00:33:53,156 --> 00:33:55,450
‫- با چه رویی...
‫- خفه شو، مورتون.

444
00:33:57,952 --> 00:33:59,328
‫کنراد، بیا بریم.

445
00:34:01,205 --> 00:34:02,206
‫زودباش!

446
00:34:12,967 --> 00:34:13,968
‫عالی‌جناب؟

447
00:34:14,427 --> 00:34:17,722
‫فقط دعا کنیم اوضاع روسیه انقدر وخیم نشه.

448
00:34:27,398 --> 00:34:29,901
‫یه بسته دیگه اومده، جناب.

449
00:34:31,527 --> 00:34:34,155
‫لعنت بهش، مورتون.
‫چقدر باید بخونم؟

450
00:34:34,322 --> 00:34:38,117
‫واقعا شرمنده‌ام، عالیجناب.
‫دوست دارم کمک کنم، ولی...

451
00:34:38,284 --> 00:34:40,745
‫حال‌وهوای دریا زیاد باهام نمی‌سازه.

452
00:34:40,912 --> 00:34:42,997
‫خب برو بیرون دیگه.
‫یه هوایی تازه کن.

453
00:34:43,915 --> 00:34:45,083
‫درسته.

454
00:35:12,151 --> 00:35:13,277
‫[تلفات خط مقدم]

455
00:35:49,897 --> 00:35:51,732
‫پنج میلیون کشته.

456
00:35:53,442 --> 00:35:54,861
‫خدا منو ببخشه.

457
00:36:17,300 --> 00:36:19,969
‫اول فردیناند، حالا هم کیچنر.

458
00:36:19,969 --> 00:36:21,596
‫این اتفاقی نبوده.

459
00:36:22,138 --> 00:36:23,222
‫کیچنر دوست شما بوده.

460
00:36:23,639 --> 00:36:27,476
‫تازه بماند که آخرین امید کشورش بوده.
‫چطوریه که عصبانی نیستین؟

461
00:36:27,643 --> 00:36:29,187
‫آکسفورد عزیز...

462
00:36:29,353 --> 00:36:32,231
‫می‌خواستم بابت جنجال‌های
‫اخیر عذرخواهی کنم.

463
00:36:32,607 --> 00:36:35,651
‫به نظر من،
‫کنراد خیلی پسر خوبیه.

464
00:36:35,818 --> 00:36:37,862
‫بهش خیانت کردن.
‫باید یه کاری بکنیم.

465
00:36:38,237 --> 00:36:39,906
‫همیشه واسه زشتی‌های دنیا آماده بود.

466
00:36:40,072 --> 00:36:42,408
‫انقدر منو ندید نگیر، پدر.
‫می‌دونی که راست می‌گم.

467
00:36:42,783 --> 00:36:44,619
‫همیشه که نمی‌شه
‫از مشکلات فرار کرد.

468
00:36:44,785 --> 00:36:48,247
‫اما البته من به تصمیمات
‫تو احترام می‌ذارم...

469
00:36:48,414 --> 00:36:51,792
‫و تمام تلاشم رو می‌کنم...
‫که توی مسیر آسیب دیدن قرارش ندم.

470
00:36:51,959 --> 00:36:55,087
‫به نظر من ماجرا معدن آلمانی نبوده.
‫قضیه اصلی طولانی‌تره.

471
00:36:57,882 --> 00:36:59,550
‫بعدش که موفق شدی چی؟

472
00:37:00,092 --> 00:37:02,845
‫بعدش که من رو حین نابودی دنیا
‫همین‌طوری زندانی نگه‌داشتی چی؟

473
00:37:03,012 --> 00:37:06,933
‫اگه تمام خانواده‌ها دیدگاه تو رو داشتن،
‫اصلا جنگی وجود نداشت.

474
00:37:07,475 --> 00:37:09,602
‫ولی تا رسیدن اون روز...

475
00:37:09,644 --> 00:37:12,772
‫بدون شک من مشغله‌ی جنگ رو دارم.

476
00:37:13,481 --> 00:37:16,234
‫دوست همیشگی تو، کیچ.

477
00:37:20,404 --> 00:37:22,573
‫این اصرارت برای
‫محافظت از من...

478
00:37:22,740 --> 00:37:25,284
‫شکستت برای نجات مادر رو جبران نمی‌کنه.

479
00:37:31,249 --> 00:37:33,167
‫معذرت می‌خوام، پدر.

480
00:37:45,680 --> 00:37:46,681
‫نه، نه.

481
00:37:49,725 --> 00:37:51,018
‫من معذرت می‌خوام.

482
00:37:55,898 --> 00:37:57,024
‫بیا دنبالم.

483
00:38:31,726 --> 00:38:33,936
‫دیگه وقتش شده بود.

484
00:38:34,478 --> 00:38:36,022
‫به جمع ما خوش اومدی.

485
00:38:36,772 --> 00:38:38,399
‫قراره توی جلسه توجیهی باشه؟

486
00:38:38,816 --> 00:38:39,984
‫آره.

487
00:38:41,861 --> 00:38:43,195
‫برو یه نگاه بنداز.

488
00:38:49,035 --> 00:38:51,704
‫می‌دونی، این جنگ باعث شد بفهمم...

489
00:38:51,871 --> 00:38:53,748
‫که نمی‌شه روی سیاست‌مدار ها...

490
00:38:53,748 --> 00:38:56,167
‫برای انجام درست وظیفه‌شون حساب باز کرد.

491
00:38:56,500 --> 00:38:58,711
‫پس تصمیم گرفتم که...

492
00:38:59,337 --> 00:39:01,339
‫یه قدمی برداریم.

493
00:39:01,505 --> 00:39:03,466
‫اصلا درک نمی‌کنم، پدر.

494
00:39:03,632 --> 00:39:04,800
‫بذار توضیح بدم.

495
00:39:05,217 --> 00:39:09,180
‫شخصیت من طوری شناخته شده
‫که انگار دلم نمی‌خواد مداخله کنم...

496
00:39:09,347 --> 00:39:15,144
‫که یعنی شخصیت من درواقع طوریه
‫که مداخله‌کردن مخفیانه واسم آسون‌تره.

497
00:39:15,561 --> 00:39:20,691
‫مثل خادم‌های خونه که همه جا دیده می‌شن،
‫ولی صداشون رو کسی نمی‌شنوه.

498
00:39:20,858 --> 00:39:23,027
‫اساسا نامرئی.

499
00:39:23,611 --> 00:39:26,489
‫البته مگر اینکه خادم‌های
‫خاندان آکسفورد باشن.

500
00:39:26,989 --> 00:39:29,867
‫شولا و پالی شبکه‌ای...

501
00:39:30,034 --> 00:39:34,497
‫از خادم‌ها رو جمع آوردی کردن،
‫که دنیا به چشم خودش ندیده.

502
00:39:34,830 --> 00:39:38,793
‫وقتی اطلاعات بریتانیا از پشت
‫سوراخ‌های کلید فالگوش ایستاده،

503
00:39:40,252 --> 00:39:42,963
‫افراد ما توی اون اتاق حضور دارن.

504
00:39:43,255 --> 00:39:44,256
‫چه هوشمندانه.

505
00:39:44,757 --> 00:39:47,218
‫خب، بعد از ترور فردیناند...

506
00:39:47,385 --> 00:39:50,679
‫من رفتم ملاقات گاوریلو پرینسپ،
‫توی زندان ساراویوو.

507
00:40:09,073 --> 00:40:10,449
‫ممنون.

508
00:40:14,829 --> 00:40:16,205
‫چرا دوست منو کشتی؟

509
00:40:16,580 --> 00:40:19,458
‫مست بودم.
‫دست خودم نبود.

510
00:40:22,294 --> 00:40:23,921
‫من یه صرب ساده‌ام.

511
00:40:24,088 --> 00:40:26,382
‫به عنوان یه صرب ساده...

512
00:40:26,424 --> 00:40:28,717
‫چه انگشتر قیمتی‌ای داری.

513
00:40:29,593 --> 00:40:31,220
‫با یه محفظه‌ی مخفی.

514
00:40:31,387 --> 00:40:34,723
‫که بوی بادوم می‌داد.
‫که یعنی سیانور بوده.

515
00:40:35,057 --> 00:40:38,060
‫انگشتر پرینسپ نشون می‌ده
‫که تنها عامل نبوده.

516
00:40:38,227 --> 00:40:41,188
‫به قول خودت، کنراد.
‫قصه سر دراز داشته.

517
00:40:41,355 --> 00:40:42,356
‫درسته.

518
00:40:44,024 --> 00:40:46,902
‫نامه پسرخاله شما باعث شد ما
‫شبکه خودمون رو تا روسیه گسترش بدیم،

519
00:40:47,069 --> 00:40:48,362
‫و نتیجه هم داد.

520
00:40:49,363 --> 00:40:52,199
‫دایه‌ی تزار یه انگشتر دیگه
‫توی اتاق‌های راسپوتین پیدا کرد.

521
00:40:53,742 --> 00:40:55,327
‫درست شبیه مال پرینسپ،

522
00:40:55,369 --> 00:40:57,746
‫ولی به جای خرس،
‫روش لاک‌پشت بود.

523
00:40:57,913 --> 00:40:59,874
‫پس به نظرم باید فورا بریم روسیه...

524
00:41:00,040 --> 00:41:02,710
‫تا یه جوری از این
‫راهب حرف بکشیم.

525
00:41:02,877 --> 00:41:05,421
‫ولی راسپوتین از هر نظر مقاومه.

526
00:41:06,338 --> 00:41:09,758
‫تا وقتی اون زنده باشه،
‫تزار نظرش عوض نمی‌شه...

527
00:41:09,925 --> 00:41:11,927
‫و اگه روسیه توی جنگ نباشه...

528
00:41:12,470 --> 00:41:14,180
‫انگلستان نابود می‌شه.

529
00:41:14,722 --> 00:41:15,764
‫عالی‌جناب.

530
00:41:20,936 --> 00:41:24,064
‫جون یک نفر،
‫در ازای جون میلیون‌ها.

531
00:41:29,778 --> 00:41:30,863
‫خب...

532
00:41:31,614 --> 00:41:34,825
‫تنها راه موندن سر قولی
‫که به مادرت دادم...

533
00:41:36,535 --> 00:41:39,663
‫اینه قولی که به خودم دادم رو بشکنم.

534
00:41:41,248 --> 00:41:43,542
‫متأسفانه چاره دیگه‌ای نداریم.

535
00:41:45,169 --> 00:41:49,757
‫وقتش رسیده گریگوری راسپوتین رو بکشیم.

536
00:41:55,221 --> 00:42:00,059
‫راسپوتین دعوت پسرخاله شما
‫به مراسم رقص رو قبول کرده.

537
00:42:00,559 --> 00:42:05,856
‫دایه‌ی تزار خبر داده که راسپوتین
‫درمقابل کیک‌های شیرین وسوسه می‌شه.

538
00:42:06,273 --> 00:42:09,235
‫و حتی پسرهای شیرین.

539
00:42:10,277 --> 00:42:13,364
‫پس بعد سرو غذای اصلی...

540
00:42:13,948 --> 00:42:17,535
‫کنراد کاری می‌کنه که راسپوتین...

541
00:42:18,035 --> 00:42:20,538
‫دعوتش برای خوردن دسر
‫توی یه اتاق تابستونی رو قبول کنه.

542
00:42:20,913 --> 00:42:24,333
‫تا دسر تارت افسانه‌ایِ بیکول...

543
00:42:24,500 --> 00:42:25,960
‫آغشته به سم بشه...

544
00:42:26,710 --> 00:42:27,920
‫و منتظر سرو شدن بمونه.

545
00:42:28,087 --> 00:42:30,172
‫پالی، دست به کار شو.

546
00:42:31,173 --> 00:42:31,799
‫آره و...

547
00:42:31,799 --> 00:42:33,342
‫یادت نره سم هم بزنی.

548
00:42:39,223 --> 00:42:41,308
‫مجبورش کن کیک رو بخوره. فهمیدی؟

549
00:42:41,475 --> 00:42:42,476
‫بله، پدر.

550
00:42:42,601 --> 00:42:45,187
‫خوبه، امشب اسم ما سرکشه...

551
00:42:45,813 --> 00:42:47,231
‫نه آکسفورد.

552
00:42:53,070 --> 00:42:56,865
‫مهمان افتخاری ما، پدر راسپوتین.

553
00:43:11,255 --> 00:43:13,257
‫شما پیش‌خدمتین، یا انگلیسی؟

554
00:43:14,550 --> 00:43:17,553
‫هر کوفتی که هستین،
‫یه نوشیدنی واسم بیارین.

555
00:43:17,845 --> 00:43:20,306
‫خودت یه راهبی یا رقاص باله؟

556
00:43:26,395 --> 00:43:29,231
‫می‌بینم که تو اجرای حرکت بریوزکا ماهر شدی.

557
00:43:29,857 --> 00:43:33,402
‫نظرت چیه که رقصان رقصان بری اونجا
‫و یه نوشیدنی برام بیاری؟

558
00:43:37,698 --> 00:43:39,366
‫از انگلیسی‌ها خوشم میاد.

559
00:43:41,160 --> 00:43:44,288
‫ولی معمولا واسه شرکت
‫تو جشن کریسمس این همه راه نمیان.

560
00:43:44,622 --> 00:43:47,416
‫خب، من که معمولا نمیام.
‫ولی پسرم که قطعا...

561
00:43:47,791 --> 00:43:51,920
‫تو این دوران شوم
‫خیلی از خودم باحال‌تره، میاد.

562
00:43:56,258 --> 00:44:00,137
‫دنبال کسی‌ام که بتونه
‫یه جلسه با تزار برام ترتیب بده.

563
00:44:00,596 --> 00:44:02,222
‫شاید تو بتونی کمکم کنی.

564
00:44:02,723 --> 00:44:04,808
‫ولی من که راهب خاشعی بیش نیستم.

565
00:44:04,975 --> 00:44:08,228
‫راهب خاشعی هستی
‫که کل حضار اینجا بهت احترام می‌ذارن...

566
00:44:09,021 --> 00:44:10,564
‫یا ازت می‌ترسن.

567
00:44:16,612 --> 00:44:21,867
‫من فقط وقتی شکمم سیر باشه
‫ تصمیم می‌گیرم.

568
00:44:22,159 --> 00:44:25,287
‫خب، خدا رو شکر که دارن شام رو میارن.

569
00:44:26,413 --> 00:44:27,665
‫خب...

570
00:44:28,123 --> 00:44:31,877
‫پدرت بهم گفته اهل عشق و حالی.

571
00:44:32,044 --> 00:44:35,756
‫آره. به نظرم تا حد
‫قابل قبولی روشن‌فکر هستم.

572
00:44:36,507 --> 00:44:39,843
‫شما روس‌ها چه کارهایی می‌کنین
‫که انگلیسی‌ها هم ازش لذت ببرن؟

573
00:44:40,010 --> 00:44:42,012
‫خب، هر کاری می‌کنیم.

574
00:44:42,179 --> 00:44:45,349
‫غذا می‌خوریم، موسیقی گوش می‌دیم،
‫باله می‌رقصیم،

575
00:44:45,516 --> 00:44:48,060
‫تنباکو می‌کشیم،
‫از آثار هنری لذت می‌بریم.

576
00:44:48,227 --> 00:44:49,770
‫ولی بیش از هر چیز...

577
00:44:53,649 --> 00:44:57,444
‫ترجیح می‌دیم عین ببر زندگی کنیم.

578
00:45:02,741 --> 00:45:02,866
‫احیانا پسرهای انگلستانی
‫از چنین کاری لذت می‌برن؟

579
00:45:07,204 --> 00:45:08,205
‫چرا.

580
00:45:09,707 --> 00:45:12,167
‫ولی امشب نمی‌خوام چیزی یاد بدم.

581
00:45:17,047 --> 00:45:18,632
‫اگه بهتون توهین کردم، خیلی عذر می‌خوام.

582
00:45:23,846 --> 00:45:26,640
‫شرمنده پدر.
‫می‌خواد جامون رو با هم عوض کنیم.

583
00:45:27,766 --> 00:45:30,394
‫ببخشید، عذر می‌خوام. عذر می‌خوام.

584
00:45:34,940 --> 00:45:38,110
‫پام عین یه نفرین وحشتناک می‌مونه.

585
00:45:39,778 --> 00:45:44,324
‫راستش، اگه از یه سری مسائل خبر نداشتم،
‫خیال می‌کردم پسرت می‌خواد بهم توهین کنه.

586
00:45:45,284 --> 00:45:47,870
‫این‌طور که پیداست،
‫انگار خودت سعی داشتی  .

587
00:45:48,370 --> 00:45:49,997
‫آوازه‌ات به گوش همه رسیده.

588
00:45:50,164 --> 00:45:53,417
‫خب، اگه آوازه‌ام به گوشت رسیده،

589
00:45:54,418 --> 00:45:56,253
‫پات رو بذار رو پام.

590
00:45:56,712 --> 00:45:58,464
‫شاید بتونم ترمیمش کنم.

591
00:45:59,298 --> 00:46:01,008
‫- همین‌جا؟
‫- اینجا که نه.

592
00:46:01,175 --> 00:46:03,886
‫مسلما باید بریم یه جای خلوت دیگه.

593
00:46:11,268 --> 00:46:12,853
‫این هم از جای خلوت.

594
00:46:17,357 --> 00:46:18,859
‫منتظر کسی هستی؟

595
00:46:19,443 --> 00:46:21,028
‫آره، دایه پسرم آشپز خارق‌العاده‌ایه،

596
00:46:21,195 --> 00:46:25,157
‫واسه همین این کیک رو
‫پخت که به میزبانمون، شاهزاده، هدیه بدیم.

597
00:46:27,201 --> 00:46:28,202
‫خواهشا...

598
00:46:29,453 --> 00:46:31,330
‫شلوارت رو دربیار و بشین.

599
00:46:32,873 --> 00:46:34,166
‫حتما.

600
00:46:34,541 --> 00:46:37,127
‫اتاق رو برات گرم می‌کنم.

601
00:46:42,341 --> 00:46:45,677
‫تابستون‌ها با دوستان
‫ میام اینجا.

602
00:46:46,386 --> 00:46:48,972
‫برهنه تو آبگیر شنا می‌کنیم،

603
00:46:49,932 --> 00:46:54,978
‫بعدش میایم تو و جلوی آتش میشینیم.

604
00:46:55,437 --> 00:46:56,730
‫طبیعتا همین‌طوره دیگه.

605
00:46:58,106 --> 00:46:59,107
‫این هم از این.

606
00:46:59,483 --> 00:47:00,651
‫شلوارم رو درآوردم.

607
00:47:11,036 --> 00:47:12,037
‫آروم تکونش بده.

608
00:47:12,830 --> 00:47:14,414
‫حیات در خون خلاصه می‌شه.

609
00:47:15,207 --> 00:47:19,002
‫جاری شدن خون موجب ترمیم می‌شه.

610
00:47:20,796 --> 00:47:23,799
‫من هم می‌تونم به خون یاد بدم کجا جاری بشه.

611
00:47:32,975 --> 00:47:37,771
‫زخمت رو سرسری درمان کرده بودن
‫و خیلی هم بد بخیه‌اش زدن.

612
00:47:41,984 --> 00:47:43,944
‫کیکه خوشمزه است، مگه نه؟

613
00:47:44,403 --> 00:47:48,615
‫آره. تارت بیکوله. کیک محبوب خودمه.

614
00:47:48,782 --> 00:47:52,077
‫می‌تونیم وقتی دوباره شلوارم رو پام کردم،
‫با همدیگه بخوریمش.

615
00:47:53,036 --> 00:47:56,290
‫نه خیر. خب، اگه بخوام
‫کارم رو درست انجام بدم،

616
00:47:58,417 --> 00:47:59,543
‫باید انرژی داشته باشم.

617
00:48:18,896 --> 00:48:19,897
‫خیلی خوشمزه است.

618
00:48:23,442 --> 00:48:24,610
‫خیلی انگلیسیه.

619
00:48:24,776 --> 00:48:26,320
‫آره. خیلی انگلیسیه.

620
00:48:53,972 --> 00:48:56,683
‫- صدای چیه؟ بهتره بریم تو.
‫- نه، نه.

621
00:48:56,850 --> 00:49:00,062
‫صدای راسپوتینه، صدای پدرتون نیست.
‫گمون کنم سمه داره منجر به مرگش می‌شه.

622
00:49:09,196 --> 00:49:12,240
‫آروم باش.
‫بذار خونت جاری بشه.

623
00:49:12,616 --> 00:49:14,159
‫- بذار زخم‌هات رو ترمیم کنم.
‫- باشه.

624
00:49:14,326 --> 00:49:16,036
‫- بهم اعتماد کن. بهم اعتماد کن.
‫- وای خدا.

625
00:49:16,203 --> 00:49:17,746
‫- وای خدا، دارم می‌بینمش.
‫- بهم اعتماد کن.

626
00:49:17,913 --> 00:49:21,166
‫نگران نباش، من کمکت می‌کنم،
‫تو هم کمکم می‌کنی.

627
00:49:24,086 --> 00:49:26,004
‫واسه چی می‌خوای تزار رو ببینی؟

628
00:49:27,464 --> 00:49:30,842
‫تزار نباید از جنگ کناره‌گیری کنه.

629
00:49:31,009 --> 00:49:32,928
‫واسه چی خیال می‌کنی کناره‌گیری می‌کنه؟

630
00:49:34,054 --> 00:49:37,265
‫شنیدم دارن زیر سرش بلند می‌شن.

631
00:49:37,432 --> 00:49:38,976
‫خوبه. حالا داریم به یه نتیجه‌ای می‌رسیم.

632
00:49:39,142 --> 00:49:43,063
‫خب، اگه واقعا می‌خوای پات رو ترمیم کنم،
‫راستش رو بهم بگو.

633
00:49:43,230 --> 00:49:44,356
‫واسه چی اومدی اینجا؟

634
00:49:44,523 --> 00:49:45,524
‫اومدم اینجا...

635
00:49:45,691 --> 00:49:47,067
‫- که؟
‫- که...

636
00:49:47,234 --> 00:49:48,568
‫- که؟
‫- که...

637
00:49:48,735 --> 00:49:50,988
‫- که؟
‫- که بکشمـ...

638
00:50:04,918 --> 00:50:06,253
‫عذر می‌خوام.

639
00:50:10,882 --> 00:50:11,967
‫کیکتون...

640
00:50:17,556 --> 00:50:19,349
‫به بدنم نساخت.

641
00:50:26,523 --> 00:50:27,691
‫بیا!

642
00:50:29,317 --> 00:50:31,528
‫باید پات رو سرد نگه داریم.

643
00:50:32,237 --> 00:50:37,325
‫کافیه دو دقیقه تو آب یخ بمونه
‫که عین روز اولت بشی.

644
00:50:41,204 --> 00:50:42,873
‫- پام...
‫- آره.

645
00:50:43,040 --> 00:50:44,666
‫- ... خوب شده.
‫- آره.

646
00:50:44,750 --> 00:50:45,751
‫آره.

647
00:50:45,834 --> 00:50:47,502
‫بیا پیشم.

648
00:50:48,545 --> 00:50:51,173
‫نه خیر. نه، نه، نه.
‫عصات رو برندار.

649
00:50:51,256 --> 00:50:52,257
‫عصات رو بذار بمونه.

650
00:50:52,424 --> 00:50:54,217
‫- آها، باشه.
‫- عصات رو بذار بمونه.

651
00:50:54,843 --> 00:50:56,762
‫حرفت رو باور نکرده بودم.

652
00:50:57,971 --> 00:51:00,974
‫بیا پیشم. بیا پیشم.

653
00:51:01,308 --> 00:51:04,269
‫- واسه چی پدر داره می‌خنده؟
‫- اصلا نمی‌دونم.

654
00:51:04,770 --> 00:51:07,731
‫حالا بذار...

655
00:51:07,898 --> 00:51:09,983
‫آب یخ روسیه...

656
00:51:10,358 --> 00:51:12,694
‫درمان ابدیت رو تثبیت کنه.

657
00:51:15,781 --> 00:51:21,244
‫بیا. بیا. بیا. بیا.

658
00:51:21,411 --> 00:51:23,413
‫بیا. بیا.

659
00:51:23,580 --> 00:51:26,083
‫- آفرین. آفرین، آفرین.
‫- خیلی یخه.

660
00:51:26,249 --> 00:51:28,460
‫بذار مام طبیعت واسه خودش جادو کنه.

661
00:51:31,213 --> 00:51:32,631
‫دو دقیقه بمون.

662
00:51:32,798 --> 00:51:34,966
‫دو دقیقه که بمونی، درمان می‌شی.

663
00:51:35,509 --> 00:51:37,344
‫درمان می‌شی.

664
00:51:37,677 --> 00:51:39,638
‫تارت بیکول.

665
00:51:40,680 --> 00:51:44,392
‫بگو ببینم، تارت بیکوله کلی بادوم داشت.

666
00:51:45,477 --> 00:51:48,271
‫تارت بیکوله دیگه چی داشت؟

667
00:51:48,438 --> 00:51:50,732
‫اصلا بلد نیستم. من که آشپز نیستم.

668
00:51:50,899 --> 00:51:52,109
‫خب، من که هستم.

669
00:51:52,275 --> 00:51:56,363
‫ضمنا، خودم می‌دونم
‫دیگه چی بوی بادوم می‌ده:

670
00:51:56,988 --> 00:51:58,365
‫سیانور!

671
00:51:59,574 --> 00:52:01,785
‫اگه آوازه‌ام درست و حسابی
‫به گوشت رسیده بود،

672
00:52:01,952 --> 00:52:04,704
‫می‌دونستی که هر روز صبحانه
‫یه کم زهر می‌خورم...

673
00:52:04,871 --> 00:52:07,374
‫- تو دردسر افتاده.
‫- ... که مصونیت بدنم رو حفظ کنم.

674
00:52:16,216 --> 00:52:17,926
‫حالا شد یه چیزی.

675
00:52:19,761 --> 00:52:24,975
‫وقتشه که... رو قبرهاتون برقصم.

676
00:52:28,520 --> 00:52:30,397
‫برو به پدرت کمک کن.

677
00:52:37,988 --> 00:52:40,740
‫پدر. پدر. وای خدا. داری یخ می‌زنی.

678
00:52:41,116 --> 00:52:43,535
‫پدر، حالت خوبه؟ نفس بکش.

679
00:52:43,702 --> 00:52:46,079
‫خیلی سردمه. خیلی سردمه.

680
00:53:30,624 --> 00:53:31,708
‫شولا.

681
00:54:05,450 --> 00:54:06,952
‫شولا.

682
00:54:14,626 --> 00:54:15,627
‫شلیک کن.

683
00:54:15,919 --> 00:54:16,920
‫شلیک کن!

684
00:54:17,045 --> 00:54:18,046
‫شلیک کن!

685
00:54:24,261 --> 00:54:25,553
‫بهم شلیک کن.

686
00:54:28,723 --> 00:54:30,809
‫خواهش می‌کنم من رو بکش.

687
00:54:34,437 --> 00:54:36,231
‫ای پسر خوشگل.

688
00:55:03,508 --> 00:55:05,260
‫پات رو درمان کردم.

689
00:55:05,427 --> 00:55:09,222
‫ولی وضع گردن پسرت خیلی بدتر از پای خودته.

690
00:55:57,896 --> 00:56:00,523
‫بابت پای جدیدم ازت ممنونم.

691
00:56:19,000 --> 00:56:20,001
‫حالت خوبه؟

692
00:56:20,126 --> 00:56:22,337
‫خوبم. ممنون.

693
00:56:22,504 --> 00:56:27,217
‫نه خیر. خودم از تو ممنونم.
‫تو جونم رو نجات دادی.

694
00:56:29,928 --> 00:56:31,554
‫تو هم جون من رو نجات دادی.

695
00:56:32,764 --> 00:56:33,765
‫شولا چی می‌شه؟

696
00:56:35,266 --> 00:56:38,478
‫خوب می‌شه بابا.
‫کافیه یه کم بخوابه.

697
00:56:55,203 --> 00:56:58,206
‫چرا پسر جماعت همیشه این‌قدر گند بالا میاره؟

698
00:56:59,249 --> 00:57:01,709
‫بلندش کنین.
‫وقتشه که بریم.

699
00:57:09,342 --> 00:57:12,720
‫حتما داری سر به سرم می‌ذاری!

700
00:57:17,100 --> 00:57:21,563
‫ازت می‌خوام کار ناتمام راسپوتین رو
‫به اتمام برسونی.

701
00:57:21,729 --> 00:57:25,942
‫ایدئولوژی و گرایش سیاسیت برام مهم نیست.

702
00:57:26,109 --> 00:57:28,528
‫انقلابت رو به راه بنداز...

703
00:57:28,695 --> 00:57:31,948
‫و پای روسیه رو از جنگ من کوتاه کن...

704
00:57:32,115 --> 00:57:33,241
‫همرزم لنین.

705
00:57:33,408 --> 00:57:34,701
‫چشم جناب شبان.

706
00:57:34,868 --> 00:57:36,870
‫انقلابم که به سرانجام برسه...

707
00:57:37,036 --> 00:57:40,623
‫قدرت ملت باقی‌مونده اون‌قدر زیاد می‌شه...

708
00:57:40,790 --> 00:57:42,083
‫که یه مشکل بیشتر
‫براتون نمی‌مونه:

709
00:57:42,125 --> 00:57:45,044
‫باید کسی رو از جناح راست پیدا کنین
‫که هم‌سطح من باشه و ثبات برقرار بشه.

710
00:57:52,969 --> 00:57:54,471
‫چش شده؟

711
00:57:55,305 --> 00:57:58,433
‫پدرت امروز سوگند صلح‌جوییش رو زیر پا گذاشت.

712
00:57:59,517 --> 00:58:00,894
‫ولی کار درستی کرد.

713
00:58:01,060 --> 00:58:04,439
‫درست یا غلطش فرقی نداره،
‫به هر حال کار دشواری بوده.

714
00:58:05,982 --> 00:58:10,445
‫♪ تولدت مبارک. ♪

715
00:58:10,612 --> 00:58:15,158
‫♪ تولدت مبارک. ♪

716
00:58:15,325 --> 00:58:20,079
‫♪ تولدت مبارک کنراد جان. ♪

717
00:58:21,206 --> 00:58:26,836
‫♪ تولدت مبارک. ♪

718
00:58:30,006 --> 00:58:31,007
‫آفرین.

719
00:58:32,425 --> 00:58:33,885
‫ازت ممنونم.

720
00:58:34,427 --> 00:58:37,805
‫امروز ثابت کردی مرد شدی...

721
00:58:37,972 --> 00:58:41,559
‫و مایه سرافرازی همگیمون بودی.

722
00:58:42,477 --> 00:58:43,853
‫تولدت مبارک کنراد.

723
00:58:46,064 --> 00:58:47,065
‫ممنون پدر.

724
00:59:02,121 --> 00:59:04,082
‫خوشحالم که بالاخره می تونیم به توافق برسیم.

725
00:59:05,833 --> 00:59:07,126
‫خب، دیگه می تونیم.

726
00:59:10,547 --> 00:59:13,508
‫مطمئنم الان که دیگه
‫نوزده تا شمع رو فوت کردم،

727
00:59:13,675 --> 00:59:16,177
‫قبول می کنی به ارتش ملحق بشم...

728
00:59:16,344 --> 00:59:18,304
‫و در قبال کشورم انجام وظیفه کنم.

729
00:59:19,847 --> 00:59:24,060
‫کنراد، تو که امروز فراتر از حد خودت
‫در قبال کشورت انجام وظیفه کردی.

730
00:59:25,186 --> 00:59:27,981
‫خواسته من اصلا به سنت مربوط نیست.

731
00:59:28,147 --> 00:59:31,442
‫پدر، به خاطر سنم بود
‫که خواسته‌ات عملی شد دیگه.

732
00:59:32,402 --> 00:59:34,862
‫الان دیگه هیچ‌جوره نمی‌تونی جلوم رو بگیری.

733
00:59:35,780 --> 00:59:38,741
‫فقط ازت می‌خوام که حداقل راضی باشی.

734
00:59:41,744 --> 00:59:43,413
‫عذر می‌خوام کنراد.

735
00:59:43,997 --> 00:59:47,500
‫ولی اجابت خواسته‌ات،
‫تنها کاریه که نه می‌تونم...

736
00:59:47,500 --> 00:59:49,210
‫و نه حاضرم انجامش بدم.

737
01:00:41,262 --> 01:00:42,263
‫قیصر بزرگ.

738
01:00:42,388 --> 01:00:44,390
‫نیروهای محاصره دریاییمون
‫در حوالی انگلستان،

739
01:00:44,432 --> 01:00:46,851
‫یه کشتی مسافربری آمریکایی دیگه رو
‫هم غرق کردن.

740
01:00:47,185 --> 01:00:49,812
‫احتمالش هست که طاقت
‫رئیس‌جمهور آمریکا به زودی طاق بشه...

741
01:00:49,979 --> 01:00:52,482
‫و اگه در حمایت از انگلستان
‫به جنگ ملحق بشن،

742
01:00:53,149 --> 01:00:54,484
‫ازشون شکست می‌خوریم.

743
01:00:54,859 --> 01:00:56,986
‫جنگ که قانونی نداره.

744
01:00:57,153 --> 01:01:00,865
‫ضمنا، گرسنگی دادن به مردم انگلستان
‫تا حد مرگ به ریسکش می‌ارزه.

745
01:01:02,533 --> 01:01:04,619
‫ولی اگه این رو ارسال کنین،

746
01:01:04,786 --> 01:01:07,163
‫ریسکش کاهش پیدا می‌کنه.

747
01:01:12,919 --> 01:01:14,170
‫مطمئنی؟

748
01:01:14,337 --> 01:01:16,005
‫بله قیصر بزرگ.

749
01:01:20,093 --> 01:01:21,177
‫تسیمرمان رو وصل کنین.

750
01:01:23,137 --> 01:01:25,390
‫سلام تسیمرمان، متنی رو که می‌گم تلگراف کن.

751
01:01:32,063 --> 01:01:36,943
‫سریعا ارسالش کن.
‫با رمزنگاری سطح بالای قیصر ارسالش کن.

752
01:01:39,362 --> 01:01:40,780
‫[دفتر اطلاعات نیروی دریایی بریتانیا.]

753
01:01:40,780 --> 01:01:41,781
‫آقایون...

754
01:01:41,948 --> 01:01:44,242
‫رد یه پیام با اولویت بالا رو زدیم.

755
01:01:44,409 --> 01:01:46,953
‫هر کاری که دارین می‌کنین،
‫همین الان دست بردارین.

756
01:01:47,120 --> 01:01:49,122
‫باید این پیام رمزی رو سریعا رمزگشایی کنیم.

757
01:01:52,417 --> 01:01:53,418
‫چای میل دارین؟

758
01:01:53,501 --> 01:01:54,502
‫ممنون می‌شم.

759
01:02:03,094 --> 01:02:04,303
‫آفرین ریتا.

760
01:02:04,470 --> 01:02:06,723
‫قیصر همین رمزنگاری رو به کار می‌برده.

761
01:02:06,889 --> 01:02:09,100
‫حتما رمزنگاری به شدت مهمیه.

762
01:02:09,267 --> 01:02:10,476
‫می‌تونی رمزگشاییش کنی؟

763
01:02:11,102 --> 01:02:14,939
‫یک! دو! سه! چهار!

764
01:02:15,106 --> 01:02:17,650
‫واسه رمزگشاییش
‫اطلاعات خیلی بیشتری لازمم می‌شه.

765
01:02:17,817 --> 01:02:19,569
‫از دشمن چشم برندارین!

766
01:02:19,736 --> 01:02:20,862
‫با تفنگتون سمت چپ رو نشونه بگیرین!

767
01:02:20,945 --> 01:02:21,946
‫شلیک کنین!

768
01:02:22,613 --> 01:02:23,948
‫ممنون.

769
01:02:24,449 --> 01:02:26,367
‫چمن از چه می‌روید؟

770
01:02:26,534 --> 01:02:28,369
‫از خون! از خون! از خون!

771
01:02:29,245 --> 01:02:30,246
‫شما چه می‌کنین؟

772
01:02:30,413 --> 01:02:31,998
‫می‌کشیم! می‌کشیم! می‌کشیم!

773
01:02:34,959 --> 01:02:36,043
‫بفرمایین چای.

774
01:02:37,879 --> 01:02:39,505
‫بجنبین! به پیش!

775
01:02:42,884 --> 01:02:44,218
‫اوهوم، بله.

776
01:02:44,385 --> 01:02:46,679
‫دارم با الگوی رمزگشایی می‌خونمش دیگه.

777
01:02:46,846 --> 01:02:49,515
‫این هشته «ز» بود یا «ر»؟

778
01:02:52,977 --> 01:02:54,979
‫خداوند یار و همراه همگیتون باشه.

779
01:02:55,146 --> 01:02:56,898
‫ضمنا، یادتون باشه:

780
01:02:57,064 --> 01:03:00,818
‫«دولچه ات دکوروم است پرو پاتریا موری.»

781
01:03:00,985 --> 01:03:02,111
‫یعنی چی؟

782
01:03:02,278 --> 01:03:05,072
‫«جان دادن در راه وطن
‫شیرین و به جاست».

783
01:03:07,867 --> 01:03:09,994
‫یه راست از آلمان اومده.

784
01:03:10,411 --> 01:03:11,412
‫ممنون.

785
01:03:18,377 --> 01:03:20,338
‫دارم با الگوی رمزگشایی می‌خونمش دیگه.

786
01:03:20,797 --> 01:03:23,800
‫این هشته «ز» بود یا «ر»؟

787
01:03:25,843 --> 01:03:28,471
‫«ز» بود. ممنون.

788
01:03:39,065 --> 01:03:40,566
‫رمزگشاییش کردم.

789
01:03:41,108 --> 01:03:43,486
‫آرتور تسیمرمان،
‫وزیر امور خارجه آلمان، از برلین...

790
01:03:43,653 --> 01:03:45,613
‫به سفیرشون تو مکزیکو سیتی
‫پیام فرستاده بوده.

791
01:03:45,905 --> 01:03:48,199
‫به مکزیک پیشنهاد اتحاد داده.

792
01:03:48,366 --> 01:03:51,160
‫آلمان می‌خواد توجه آمریکا رو
‫به جای دیگه‌ای جلب کنه،

793
01:03:51,202 --> 01:03:53,621
‫واسه همین از مکزیک خواستن
‫به آمریکا حمله کنه.

794
01:03:53,788 --> 01:03:54,914
‫همه‌چی کتبا ذکر شده.

795
01:03:55,081 --> 01:03:58,334
‫پس رئیس‌جمهور ویلسون که این پیام رو ببینه،
‫چاره‌ای جز...

796
01:03:59,085 --> 01:04:00,294
‫شرکت در جنگ نداره.

797
01:04:00,461 --> 01:04:02,255
‫بعدش هم جنگ به اتمام می‌رسه.

798
01:04:02,880 --> 01:04:05,591
‫احسنت. وای، پالی عزیزم.

799
01:04:05,758 --> 01:04:07,301
‫احسنت به تو.

800
01:04:09,136 --> 01:04:10,638
‫خیلی خارق‌العاده‌ای.

801
01:04:11,556 --> 01:04:13,558
‫واسه کنراد هم جای امید هست.

802
01:04:18,187 --> 01:04:19,772
‫احسنت آکسفورد.

803
01:04:19,939 --> 01:04:24,193
‫فامیل احمقم، قیصر، بالاخره گور خودش رو کند.

804
01:04:24,360 --> 01:04:27,864
‫با این تلگراف زدی تو خال پیر پسر خان.
‫مایه افتخار کیچنر می‌شی.

805
01:04:29,448 --> 01:04:31,450
‫خب، به نظرم بهتره نوشیدنی بخوریم

806
01:04:31,909 --> 01:04:34,495
‫ممنون اعلیحضرت،
‫ولی من سوگند خوردم تا کنراد...

807
01:04:34,662 --> 01:04:38,749
‫به سلامت از جنگ برنگشته، الکل نخوردم.

808
01:04:38,916 --> 01:04:40,543
‫چرا زودتر نگفته بودی؟

809
01:04:41,085 --> 01:04:45,172
‫کاری می‌کنم که خطرناک‌ترین وظیفه پسرت
‫تیز کردن مدادهای ژنرالمون باشه.

810
01:04:46,007 --> 01:04:48,634
‫مطمئن نیستم کار منصفانه‌ای باشه.

811
01:04:52,263 --> 01:04:55,433
‫اورلاندو، می‌دونی با این تلگراف
‫جون چند تا پسر رو نجات دادی؟

812
01:04:56,142 --> 01:04:57,852
‫حداقل بذار من هم
‫جون یکیشون رو نجات بدم دیگه.

813
01:05:01,772 --> 01:05:02,773
‫خب...

814
01:05:03,691 --> 01:05:05,902
‫حالا که امنیت کنراد تضمین شده،

815
01:05:08,195 --> 01:05:11,032
‫پادشاه جورج منتظر پاسختونه جناب رئیس‌جمهور.

816
01:05:11,198 --> 01:05:13,659
‫ولی چطور ممکنه این تلگراف واقعی باشه؟

817
01:05:13,826 --> 01:05:15,786
‫حتی آلمانی‌ها هم
‫این‌قدر حماقت به خرج نمی‌دن.

818
01:05:15,953 --> 01:05:18,539
‫- ولی قربان...
‫- تا این مسئله کاملا اثبات نشه،

819
01:05:18,706 --> 01:05:20,708
‫هیچ کاری نمی‌کنم.

820
01:05:21,334 --> 01:05:22,335
‫داگلاس.

821
01:05:22,960 --> 01:05:24,879
‫لطفا یه لیوان نوشیدنی با یخ بیار.

822
01:05:26,797 --> 01:05:30,009
‫[مرکز فرماندهی جبهه غربی.]

823
01:05:32,720 --> 01:05:35,181
‫ستوان آکسفورد هستم قربان، در خدمتم.

824
01:05:36,349 --> 01:05:38,392
‫آها، آره. آکسفوردی.

825
01:05:39,143 --> 01:05:42,438
‫چه خوش‌شانسی.
‫اعزامت کردن که برگردی لندن.

826
01:05:45,191 --> 01:05:47,068
‫قربان، حتما اشتباهی شده.

827
01:05:47,234 --> 01:05:49,362
‫نه. افراد شجاع شانس میارن...

828
01:05:50,321 --> 01:05:52,490
‫البته سوگلی‌های پادشاه هم شانس میارن.

829
01:05:56,619 --> 01:05:57,787
‫با اجازه قربان.

830
01:06:00,039 --> 01:06:01,082
‫خبردار!

831
01:06:22,061 --> 01:06:23,145
‫نائب سرجوخه.

832
01:06:23,646 --> 01:06:24,647
‫بله قربان؟

833
01:06:24,772 --> 01:06:25,773
‫اسمت چیه؟

834
01:06:25,856 --> 01:06:27,400
‫نائب سرجوخه رید هستم قربان.

835
01:06:28,234 --> 01:06:29,235
‫دنبالم بیا.

836
01:06:45,167 --> 01:06:47,086
‫فکر کنم شما شولا باشین.

837
01:06:48,629 --> 01:06:49,630
‫درسته.

838
01:06:49,714 --> 01:06:52,008
‫از طرف کنراد اومدم که دوک رو ببینم.

839
01:06:54,593 --> 01:06:55,594
‫خب، اسمتون چیه جناب؟

840
01:06:56,220 --> 01:07:00,683
‫سوال خوبی پرسیدین.
‫جوابش پیچیده است.

841
01:07:00,850 --> 01:07:02,643
‫فقط می‌تونم شخصا به اطلاع خود دوک برسونم.

842
01:07:03,019 --> 01:07:04,478
‫خب، به هر حال باید اسمتون رو بگین.

843
01:07:04,645 --> 01:07:06,355
‫حرفم به نظرتون مسخره میاد،

844
01:07:07,064 --> 01:07:09,191
‫ولی به نقل از کنراد، اسم من لانسلوته.

845
01:07:09,859 --> 01:07:14,155
‫شما مرلین هستین، من هم باید
‫به دیدار شاه آرتور برم.

846
01:07:15,531 --> 01:07:17,116
‫دنبالم بیاین جناب.

847
01:07:19,910 --> 01:07:23,164
‫«همچنان به صحت این تلگراف مشکوک هستند.»

848
01:07:23,330 --> 01:07:26,083
‫«نگرانند که ویلسون در جنگ شرکت نکند.»

849
01:07:26,250 --> 01:07:29,128
‫یه مشت احمق و نادانن.
‫دیگه حرفی باقی نمونده.

850
01:07:30,671 --> 01:07:34,425
‫پالی، به نظرت می‌تونیم شبکه‌مون رو
‫تا کاخ سفید گسترش بدیم؟

851
01:07:35,009 --> 01:07:38,220
‫اکثر خدمه خانگیشون تو انگلستان آموزش دیدن،
‫پس نباید کار دشواری باشه.

852
01:07:38,387 --> 01:07:39,722
‫که این‌طور. خب، پس مشغول شو.

853
01:07:39,889 --> 01:07:41,098
‫همین الان مشغول می‌شم.

854
01:07:41,265 --> 01:07:42,266
‫ممنون.

855
01:07:48,314 --> 01:07:49,398
‫بله، بیا تو.

856
01:07:51,358 --> 01:07:53,986
‫عالی‌جناب. یه مهمون داریم.

857
01:07:54,403 --> 01:07:55,446
‫کیه؟

858
01:07:55,863 --> 01:07:58,282
‫از دوستانه کنراده، می‌گه اسمش لانسلوته...

859
01:07:58,449 --> 01:07:59,909
‫و می‌خواد شاه آرتور رو ببینه.

860
01:07:59,992 --> 01:08:00,993
‫چی؟

861
01:08:01,952 --> 01:08:03,746
‫با شنیدن این حرفش
‫خاطرات خوشی به یادم اومد.

862
01:08:05,539 --> 01:08:06,665
‫می‌شه بفرستیش تو؟

863
01:08:06,832 --> 01:08:07,833
‫چشم قربان.

864
01:08:08,709 --> 01:08:09,710
‫جناب.

865
01:08:12,296 --> 01:08:13,297
‫اسمت چیه؟

866
01:08:13,464 --> 01:08:16,217
‫نائب سرجوخه رید، عضو هنگ
‫«نگهبانان مشکی» هستم قربان.

867
01:08:17,134 --> 01:08:19,970
‫پس واسه چی لباس فرم «نارنجک‌داران» تنته؟

868
01:08:22,598 --> 01:08:23,516
‫اِم، متن این...

869
01:08:25,559 --> 01:08:27,770
‫متن این نامه از توضیحات من بهتره.

870
01:08:28,187 --> 01:08:30,106
‫شرایط یه مقدار سورئاله قربان.

871
01:08:36,570 --> 01:08:37,571
‫عجیبه.

872
01:08:38,823 --> 01:08:40,491
‫نامه از طرف کنراده.

873
01:08:41,659 --> 01:08:43,077
‫تو هم که لانسلوتی.

874
01:08:45,162 --> 01:08:48,332
‫سلام پدر جان.
‫من هم می‌تونم باز دربیارم.

875
01:08:49,458 --> 01:08:51,961
‫جام رو با آرچی رید،
‫همین شخصی...

876
01:08:52,461 --> 01:08:53,879
‫که جلوت وایستاده،
‫عوض کردم.

877
01:08:54,296 --> 01:08:55,297
‫اسمت آرچیه؟

878
01:08:55,589 --> 01:08:57,258
‫- آدم خوبیه...
‫- بله قربان.

879
01:08:57,424 --> 01:08:59,969
‫که صرفا داره از دستورات من
‫پیروی می‌کنه...

880
01:09:00,010 --> 01:09:02,221
‫و احتمالا خودش هم
‫عین خودت گیج شده.

881
01:09:02,638 --> 01:09:05,683
‫خواهشا حواست باشه
‫که به خاطر اعمال من تو دردسر نیفته.

882
01:09:06,392 --> 01:09:09,895
‫بالاخره فردا به آرزوم می‌رسم
‫و می‌رم خط مقدم.

883
01:09:10,729 --> 01:09:15,943
‫فعلا هم یه شعر ضمیمه نامه‌ام می‌کنم
‫که به نظرم ازش خوشت بیاد.

884
01:09:17,570 --> 01:09:18,571
‫«چون گدایان پیر گونی پوش،»

885
01:09:20,114 --> 01:09:22,992
‫«خمیده گشته‌ایم.»

886
01:09:24,660 --> 01:09:28,497
‫«با پاهایی کج و خسته،
‫سرفه‌کنان چون جادوگران پیر،»

887
01:09:29,832 --> 01:09:32,334
‫«از میان گل و لای می‌گذشتیم،»

888
01:09:33,419 --> 01:09:37,590
‫«تا آن که به شراره‌های
‫خیره‌کننده پشت کرده...»

889
01:09:38,716 --> 01:09:44,096
‫«و لنگ لنگان عازم
‫استراحتی دورهنگام گشتیم.»

890
01:09:48,851 --> 01:09:51,312
‫«سربازان در خواب رژه می‌رفتند.»

891
01:09:52,479 --> 01:09:56,108
‫«چکمه بسیاری از پایشان درآمده بود،
‫اما خونین و مالین،»

892
01:09:56,901 --> 01:09:58,444
‫«به زور پیش می‌رفتند.»

893
01:10:00,362 --> 01:10:04,742
‫«هیچ‌کس توان پیش‌روی نداشت،
‫همگی نابینا شده بودند.»

894
01:10:05,659 --> 01:10:08,037
‫«خستگی داغونشون  کرده...»

895
01:10:08,412 --> 01:10:10,414
‫«و حتی فریاد سربازان بی‌خوابی...»

896
01:10:10,581 --> 01:10:14,376
‫«که پشت سرشان کم می‌آوردند...»

897
01:10:14,543 --> 01:10:16,253
‫«را هم نمی‌شنیدند.»

898
01:10:24,178 --> 01:10:25,179
‫سربازان تازه‌وارد.

899
01:10:25,429 --> 01:10:26,722
‫به خط مقدم خوش اومدین.

900
01:10:26,889 --> 01:10:28,098
‫تو این سنگر مستقر می‌شین و طی شش...

901
01:10:28,265 --> 01:10:30,851
‫اصلا باورم نمی‌شه.
‫پیغام‌رسان اومده!

902
01:10:31,769 --> 01:10:33,229
‫بیاین بچه‌ها!

903
01:10:43,614 --> 01:10:45,866
‫خب، بجنبین دیگه بچه‌ها!
‫هواش رو داشته باشین!

904
01:10:48,160 --> 01:10:50,162
‫هواش رو داشته باشین!

905
01:10:53,832 --> 01:10:55,000
‫شلیک کنین!

906
01:10:56,502 --> 01:10:57,544
‫واینستا!

907
01:11:03,509 --> 01:11:05,094
‫شلیک نکنین!

908
01:11:11,392 --> 01:11:12,768
‫تلاش خوبی بود بچه‌ها.

909
01:11:13,644 --> 01:11:15,938
‫این جنگ همیشه یه‌جوری غافلگیرم می‌کنه.

910
01:11:16,355 --> 01:11:19,775
‫یه آلمانی پرچم انگلستان رو تکون می‌داد!
‫بعدش می‌خوان چیکار کنن؟

911
01:11:20,567 --> 01:11:22,236
‫بذار خودم جواب سوالت رو بدم استوار.

912
01:11:22,403 --> 01:11:23,779
‫به صف شین!

913
01:11:26,615 --> 01:11:29,243
‫پیغام‌رسانه در واقع
‫یکی از جاسوس‌های بریتانیا بود.

914
01:11:29,410 --> 01:11:31,078
‫داشت اطلاعات مهمی رو برام می‌آورد.

915
01:11:31,745 --> 01:11:33,539
‫کشورمون به اطلاعاتش نیاز داره...

916
01:11:33,539 --> 01:11:35,332
‫و از همین روی،
‫شش داوطلب می‌خوام.

917
01:11:35,958 --> 01:11:40,087
‫به محض تاریکی هوا، با خودم میاین
‫که جسدش رو برگردونیم.

918
01:11:43,924 --> 01:11:45,092
‫احسنت پسر.

919
01:11:46,468 --> 01:11:47,553
‫دیگه کی داوطلب می‌شه؟

920
01:11:49,680 --> 01:11:50,723
‫استوار؟

921
01:11:52,016 --> 01:11:54,893
‫شما پنج نفر.
‫یه قدم بیاین جلو ببینم. به پیش!

922
01:11:56,854 --> 01:11:58,939
‫پنج سرباز شجاع دیگه هم داوطلب شدن قربان.

923
01:11:59,106 --> 01:12:02,568
‫چه عالی.
‫نیمه‌شب حرکت می‌کنیم.

924
01:12:43,317 --> 01:12:44,485
‫شلیک نکنین.

925
01:12:45,277 --> 01:12:49,114
‫اگه صدامون به سنگرشون برسه،
‫از دو طرف بهمون شلیک می‌کنن.

926
01:13:04,213 --> 01:13:05,923
‫شترق.

927
01:14:24,585 --> 01:14:25,586
‫خواهش می‌کنم من رو نکش.

928
01:14:40,392 --> 01:14:41,602
‫خیلی شرمنده‌ام.

929
01:15:12,716 --> 01:15:13,717
‫صدای چی بود؟

930
01:15:15,260 --> 01:15:16,053
‫«صحبت به زبان آلمانی.»

931
01:15:38,116 --> 01:15:39,117
‫اونجاست.

932
01:15:39,201 --> 01:15:40,702
‫شلیک نکنین!

933
01:15:42,955 --> 01:15:43,956
‫نه!

934
01:16:24,413 --> 01:16:25,914
‫شلیک نکنین!

935
01:16:50,939 --> 01:16:52,524
‫اولین بارته که اومدی اینجا پسر؟

936
01:16:53,609 --> 01:16:54,610
‫آروم باش.

937
01:16:57,571 --> 01:16:58,780
‫از یه جناحیم.

938
01:16:59,615 --> 01:17:01,199
‫خدا پدر طراح پرچم انگلستان رو
‫بیامرزه، مگه نه؟

939
01:17:05,579 --> 01:17:06,872
‫راستش رو بخوای،
‫از دست دادن پام...

940
01:17:06,913 --> 01:17:08,749
‫از اولین باری که اومده بودم اینجا
‫هم بهتر بود.

941
01:17:12,377 --> 01:17:15,714
‫خیلی عذر می‌خوام،
‫من الان نباید گریه کنم.

942
01:17:15,881 --> 01:17:18,383
‫بیا اینجا و کمکم کن.
‫دارم یخ می‌زنم.

943
01:17:24,139 --> 01:17:27,059
‫بیا اینجا. بیا ببینم.

944
01:17:36,276 --> 01:17:39,154
‫خیال می‌کردم از خواسته‌ام اطمینان دارم.

945
01:17:45,410 --> 01:17:47,663
‫پدرم بهم هشدار داده بودها.

946
01:17:48,705 --> 01:17:51,917
‫پدرم بهم هشدار داده بود.
‫من به حرفش گوش ندادم،

947
01:17:53,502 --> 01:17:55,837
‫ولی حرف‌هاش الان خیلی منطقیه.

948
01:17:59,841 --> 01:18:02,594
‫حتی فرصت نکرده بودم باهاش خداحافظی کنم.

949
01:18:03,595 --> 01:18:07,683
‫خب، پیشنهاد می‌کنم
‫مشکل جفتمون رو حل کنیم، موافقی؟

950
01:18:08,225 --> 01:18:09,685
‫ببین.

951
01:18:10,435 --> 01:18:12,437
‫باید این رو به دست
‫فرماندهان رده بالا برسونم.

952
01:18:12,854 --> 01:18:15,440
‫ممکنه محتویاتش خاتمه یافتن
‫این جنگ کوفتی رو تسریع کنه.

953
01:18:16,483 --> 01:18:19,778
‫از اون جایی که من نمی‌تونم
‫به این زودی‌ها راه برم...

954
01:18:20,987 --> 01:18:23,782
‫پیشنهاد می‌کنم تو مأموریتم رو
‫به اتمام برسونی...

955
01:18:25,992 --> 01:18:28,120
‫و وقتی رفتی خونه،
‫عین یه قهرمان به پیشوازت بیان.

956
01:18:28,662 --> 01:18:33,542
‫نه، نه. نه.
‫عین قهرمان به پیشوازمون میان.

957
01:18:53,729 --> 01:18:55,897
‫چیزی نیست. هوات رو دارم.

958
01:19:01,069 --> 01:19:04,948
‫«صحبت به زبان آلمانی.»

959
01:19:05,157 --> 01:19:07,200
‫ای بابا. بجنب!

960
01:19:09,411 --> 01:19:11,538
‫هواشون رو داشته باشین!

961
01:19:11,705 --> 01:19:12,998
‫هواشون رو داشته باشین بچه‌ها!

962
01:19:16,418 --> 01:19:17,419
‫بجنب دیگه!

963
01:19:21,214 --> 01:19:23,049
‫مسلسل‌داره رو بکشین!

964
01:19:23,508 --> 01:19:24,760
‫هواش رو داشته باشین!

965
01:19:30,390 --> 01:19:32,934
‫بجنب!

966
01:19:33,101 --> 01:19:35,854
‫بدو!

967
01:19:36,021 --> 01:19:38,315
‫- بجنب دیگه پسر! بدو!
‫- بدو! بدو! بدو!

968
01:20:17,813 --> 01:20:19,856
‫حالتون خوبه؟
‫حالتون خوبه؟

969
01:20:20,398 --> 01:20:24,569
‫یا خدا! کارت حرف نداشت!
‫به عمرم چنین چیزی ندیده بودم.

970
01:20:24,736 --> 01:20:27,197
‫اصلا خودت اونجا چه غلطی می‌کردی؟

971
01:20:28,657 --> 01:20:30,742
‫بهتره از اون بپرسین.
‫از اون بپرسین.

972
01:20:31,201 --> 01:20:33,119
‫خودش همه‌چی رو توضیح می‌ده.

973
01:20:34,204 --> 01:20:35,831
‫کل نیروی انفجار شامل حالش شد قربان.

974
01:20:35,997 --> 01:20:38,250
‫آره. ولی حداقل تو تونستی برگردی پسرم.

975
01:20:38,834 --> 01:20:41,253
‫از من بشنو، اگه بابت این کارت
‫بهت نشان صلیب ویکتوریا ندن،

976
01:20:41,253 --> 01:20:42,629
‫دیگه نمی‌دونم به کی می‌خوان بدن.

977
01:20:42,838 --> 01:20:44,256
‫باید مأموریتم رو ادامه بدم.

978
01:20:44,422 --> 01:20:46,633
‫باید سریعا این رو به دست
‫فرماندهان رده بالا برسونم.

979
01:20:46,800 --> 01:20:49,719
‫خودم شخصا می‌برمت پیششون.
‫اسمت چیه سرباز؟

980
01:20:50,846 --> 01:20:53,765
‫آرچی هستم. نائب سرجوخه آرچی رید هستم.

981
01:20:53,932 --> 01:20:54,933
‫گفتی اسمت آرچی ریده؟

982
01:20:56,601 --> 01:20:57,602
‫آره.

983
01:20:58,019 --> 01:20:59,104
‫همین طوره.

984
01:20:59,271 --> 01:21:00,772
‫نائب سرجوخه آرچی ریدی؟

985
01:21:01,648 --> 01:21:03,817
‫عضو دسته سگانِ اولین گردانِ
‫هنگ «نگهبانان سیاه»ـی؟

986
01:21:04,651 --> 01:21:05,652
‫درسته.

987
01:21:07,946 --> 01:21:09,739
‫بهتر از این بلد نیستی
‫لهجه اسکاتلندی دربیاری؟

988
01:21:10,365 --> 01:21:11,366
‫تو که آرچی رید نیستی.

989
01:21:11,950 --> 01:21:13,952
‫نائب سرجوخه آرچی رید از دوستان منه.

990
01:21:14,119 --> 01:21:15,829
‫من هم داشتم شب تا صبح دنبالش می‌گشتم.
‫پس بگو کی هستی؟

991
01:21:15,996 --> 01:21:20,041
‫باشه، باشه. درست می‌گی.
‫توضیحش ساده است.

992
01:21:20,458 --> 01:21:21,793
‫- من آرچی رید نیستم.
‫- جاسوس آلمانی عوضی.

993
01:21:21,960 --> 01:21:23,044
‫من کنراد...

994
01:21:44,524 --> 01:21:46,151
‫پسرتون در حین خدمت کشته شد قربان.

995
01:21:59,497 --> 01:22:00,498
‫چی؟

996
01:22:43,708 --> 01:22:44,793
‫پالی.

997
01:22:48,338 --> 01:22:49,506
‫پالی.

998
01:22:56,638 --> 01:22:58,223
‫پسرم.

999
01:23:08,566 --> 01:23:09,776
‫چرا؟

1000
01:23:20,829 --> 01:23:21,830
‫[چارلز ادواردز.]

1001
01:23:21,830 --> 01:23:25,917
‫«ای دوست من، اگر تو هم می‌توانستی...»

1002
01:23:26,084 --> 01:23:30,714
‫«در خوابی خفقان‌آور،
‫پشت گاری حامل اجسادشان حرکت کرده...»

1003
01:23:31,548 --> 01:23:36,011
‫«و تکان خوردن چشمان سفیدشان را
‫بر چهره‌هایشان...»

1004
01:23:38,638 --> 01:23:43,935
‫«بر چهره‌های آویزانش شاهد باشی...»

1005
01:23:44,561 --> 01:23:47,856
‫«اگر تو هم می‌توانستی صدای...»

1006
01:23:48,148 --> 01:23:52,402
‫«غرغره خونی را به کراهت سرطان...»

1007
01:23:53,778 --> 01:23:56,364
‫«و به تلخی نشخوار...»

1008
01:23:57,407 --> 01:23:59,451
‫«که از ریه‌های کف‌کرده‌شان...»

1009
01:23:59,826 --> 01:24:05,415
‫«بر زخم‌های بهبود نیافتنی
‫و کریه زبانشان جاری بود...»

1010
01:24:06,624 --> 01:24:08,001
‫«بشنوی،»

1011
01:24:09,127 --> 01:24:13,339
‫«چنین دروغ پرقدمتی را...»

1012
01:24:13,506 --> 01:24:16,217
‫«با شوق فراوان...»

1013
01:24:16,843 --> 01:24:19,012
‫«به خورد کودکان مشتاق...»

1014
01:24:19,179 --> 01:24:21,056
‫«عزت و افتخار نمی‌دادی:»

1015
01:24:22,515 --> 01:24:25,560
‫«دولچه ات دکوروم است...»

1016
01:24:26,644 --> 01:24:29,230
‫«پرو پاتریا موری.»

1017
01:24:31,107 --> 01:24:34,152
‫جان دادن در راه وطن...

1018
01:24:35,153 --> 01:24:38,531
‫شیرین و به جاست.

1019
01:24:56,007 --> 01:24:59,427
‫اینجانب، نیکلای الکساندروویچ رومانوف،

1020
01:24:59,594 --> 01:25:01,638
‫امپراتور روسیه،

1021
01:25:01,805 --> 01:25:04,140
‫بدین وسیله، با کناره‌گیری آنی از سلطنت،

1022
01:25:04,307 --> 01:25:07,477
‫خودم و نوادگانم را...

1023
01:25:07,644 --> 01:25:10,980
‫از تاج و تخت...

1024
01:25:12,816 --> 01:25:14,359
‫دور می‌دارم.

1025
01:25:40,718 --> 01:25:42,804
‫معلوم شد اسنادی که کنراد برگردونده بود،

1026
01:25:43,680 --> 01:25:48,893
‫نسخه خطی همون تلگراف سفیر آلمان بود
‫که رمزگشاییش کرده بودم.

1027
01:25:49,769 --> 01:25:52,397
‫اثبات قطعی مورد نیاز آمریکا تأمین شد.

1028
01:25:53,189 --> 01:25:56,025
‫آمریکا دیگه مجبوره تو جنگ شرکت کنه.

1029
01:25:56,192 --> 01:25:59,154
‫کنراد در راهی که همگی
‫شکست خورده بودیم، موفق شد.

1030
01:26:09,998 --> 01:26:11,124
‫جناب شبان.

1031
01:26:12,458 --> 01:26:13,835
‫شرافت قواعد خاصی داره،

1032
01:26:14,210 --> 01:26:18,673
‫ولی آدم با استفاده از حواس‌پرتی حریف
‫به نفع خودش، قواعدش رو زیر پا می‌ذاره.

1033
01:26:18,840 --> 01:26:20,466
‫- چیه؟
‫- عذر می‌خوام جناب شبان،

1034
01:26:20,633 --> 01:26:22,427
‫ولی خبر ناخوش‌آیندی به دستم رسیده.

1035
01:26:22,760 --> 01:26:25,889
‫با این که نقشه شما در راستای روسیه
‫به شدت موفقیت‌آمیز بوده،

1036
01:26:26,055 --> 01:26:29,809
‫نقشه من در راستای دور نگه داشتن
‫آمریکا از جنگ، نتیجه عکس داده.

1037
01:26:30,310 --> 01:26:33,229
‫قراره نسخه اصلی تلگرافی رو
‫که به زور به قیصر گفته بودم بفرسته...

1038
01:26:33,396 --> 01:26:34,898
‫به دست رئیس‌جمهور آمریکا برسونن.

1039
01:26:35,273 --> 01:26:39,527
‫ممکنه آمریکایی با مشاهده این مدرک قطعی،
‫تو جنگ شرکت کنن.

1040
01:26:44,949 --> 01:26:46,284
‫آماده باش.

1041
01:26:52,081 --> 01:26:55,418
‫از مردانی که اشتباهاتشون رو
‫قبول می‌کنن خوشم میاد، جدی می‌گم.

1042
01:26:55,877 --> 01:26:59,881
‫ولی از زنانی که اشتباهاتشون رو
‫تصحیح می‌کنن بیشتر خوشم میاد.

1043
01:27:00,048 --> 01:27:04,636
‫به دوست آمریکاییمون، دوپونت،
‫بگو ماتا رو وارد کاخ سفید کنه.

1044
01:27:04,844 --> 01:27:09,140
‫وقتشه که رئیس‌جمهورشون رو جادو کنی ماتا.

1045
01:27:09,307 --> 01:27:10,683
‫دیگه برین.

1046
01:27:12,101 --> 01:27:16,689
‫وقتشه به رئیس‌جمهورشون نشون بدم
‫رئیس اصلی کیه.

1047
01:27:26,282 --> 01:27:27,700
‫چای میل دارین عالی‌جناب؟

1048
01:28:03,278 --> 01:28:06,114
‫دیگه تکرار نمی کنم:
‫اصلا چای میل ندارم!

1049
01:28:06,281 --> 01:28:07,699
‫من هم میل ندارم.

1050
01:28:09,242 --> 01:28:10,410
‫سلام قربان.

1051
01:28:13,371 --> 01:28:16,541
‫البته به نظر میاد که بد نیست
‫یه چای پررنگ میل کنین تا سرحال بیاین.

1052
01:28:17,917 --> 01:28:19,877
‫متأسفانه با یه چای پررنگ سرحال نمیام قربان.

1053
01:28:20,044 --> 01:28:22,338
‫آها، خب، شاید با شنیدن این خبر سرحال بیاین:

1054
01:28:22,505 --> 01:28:24,507
‫روسیه از جنگ کناره‌گیری کرده.

1055
01:28:25,174 --> 01:28:27,677
‫شکست امپراتوری بریتانیا حتمیه.

1056
01:28:28,511 --> 01:28:31,139
‫آمریکا هنوز نمی‌خواد تو جنگ شرکت کنه.

1057
01:28:32,265 --> 01:28:35,184
‫شخصا با رئیس‌جمهور ویلسون تماس گرفتم.

1058
01:28:36,519 --> 01:28:38,604
‫حتی نخواست جواب تماسم رو بده.

1059
01:28:38,771 --> 01:28:41,441
‫پس اون رو هم دست‌نشونده خودشون کردن.

1060
01:28:41,607 --> 01:28:42,608
‫همین‌طوره.

1061
01:28:44,152 --> 01:28:46,154
‫محاصره قیصر اثر کرده.

1062
01:28:46,904 --> 01:28:48,698
‫ملت گرسنه‌ان.

1063
01:28:49,449 --> 01:28:52,535
‫احتمالش هست که انقلاب بعدی به وقوع بپیونده.

1064
01:28:54,078 --> 01:28:57,040
‫حتی بهم پیشنهاد کردن
‫که نام خانوادگی آلمانیم رو...

1065
01:28:57,040 --> 01:28:59,250
‫از ساکس کوبورگ
‫به ویندزور تغییر بدم.

1066
01:29:00,084 --> 01:29:01,252
‫این‌جوری انگلیسی‌تره.

1067
01:29:03,713 --> 01:29:05,590
‫پس متأسفانه...

1068
01:29:06,174 --> 01:29:08,217
‫انگلستان محکوم به فناست قربان.

1069
01:29:15,641 --> 01:29:17,268
‫می‌خواستم این رو بهتون بدم.

1070
01:29:18,644 --> 01:29:19,687
‫مال کنراده.

1071
01:29:20,438 --> 01:29:23,066
‫واقعا یه پا قهرمان بود.

1072
01:29:25,276 --> 01:29:27,695
‫از وظیفه‌اش آگاه بود.

1073
01:29:38,998 --> 01:29:42,377
‫دیگه نمی‌خواد این‌قدر مسخره
‫به حال خودت غصه بخوری.

1074
01:29:42,960 --> 01:29:44,212
‫اگه پای کسی دیگه‌ای در میون نبود...

1075
01:29:44,796 --> 01:29:49,050
‫و فقط خودم و خودت سوگوار بودیم،
‫می‌گفتم هر کاری می‌خوای بکن.

1076
01:29:49,634 --> 01:29:53,054
‫می‌گفتم خودت رو تو غصه غرق کن،
‫خودم هم باهات می‌خوردم.

1077
01:29:54,013 --> 01:29:55,556
‫ولی اون شاهد کارهامونه.

1078
01:29:57,975 --> 01:30:00,686
‫و اگه زنده بود، خیلی بهتر رفتار می‌کرد.

1079
01:30:05,066 --> 01:30:06,609
‫ولی نمی‌تونه.

1080
01:30:07,819 --> 01:30:11,656
‫بهتر رفتار نمی‌کنه.
‫دیگه نمی‌تونه بهتر رفتار کنه.

1081
01:30:12,156 --> 01:30:16,494
‫واسه همین، خودت باید...

1082
01:30:18,079 --> 01:30:21,082
‫به جای پسرت، بهتر رفتار کنی.

1083
01:30:27,964 --> 01:30:30,925
‫متأسفانه، من دیگه نمی تونم برات کار کنم.

1084
01:30:32,760 --> 01:30:34,220
‫عذر می‌خوام بانوی من.

1085
01:30:35,555 --> 01:30:37,932
‫پالی. پالی.

1086
01:30:39,892 --> 01:30:41,769
‫استعفات رو قبول نمی‌کنم.

1087
01:30:44,564 --> 01:30:45,606
‫ولی...

1088
01:30:47,066 --> 01:30:51,112
‫اگه یه فنجون چای پررنگ بیاری، می‌خورم.

1089
01:31:24,020 --> 01:31:25,146
‫مرتب‌تر شدین عالی‌جناب.

1090
01:31:27,148 --> 01:31:28,858
‫حالم هم بهتره پالی.

1091
01:31:30,776 --> 01:31:31,986
‫خب، وقتی نبودم چی شد؟

1092
01:31:32,487 --> 01:31:34,780
‫از آخرین دستورتون
‫طی هوشیاریتون پیروی کردیم...

1093
01:31:34,947 --> 01:31:37,950
‫و شبکه‌مون رو تا کاخ سفید گسترش دادیم.

1094
01:31:38,117 --> 01:31:39,952
‫پیشخدمت رئیس‌جمهورشون
‫به اطلاعمون رسونده...

1095
01:31:39,994 --> 01:31:42,330
‫ایشون از وقتی تلگرافی رو
‫که کنراد برگردونده بود...

1096
01:31:42,413 --> 01:31:44,332
‫مشاهده کرده، خیلی عوض شده.

1097
01:31:44,499 --> 01:31:48,085
‫شاید این تلگراف مردک قطعی مورد نظرم باشه.
‫ولی وعده انتخاباتیم یادتون نره.

1098
01:31:48,252 --> 01:31:49,837
‫از جنگ دور می‌شیم،
‫تو جنگ شرکت نمی‌کنیم.

1099
01:31:50,004 --> 01:31:52,340
‫داگلاس، زود باش یه لیوان
نوشیدنی با یخ برام بیار!

1100
01:31:52,924 --> 01:31:56,636
‫دائما مشغول مکالمات فوق محرمانه
‫با سفارتشون تو لندنه.

1101
01:31:56,928 --> 01:31:59,180
‫پیشنهاد همه رو هم در راستای
‫شرکت در چنگ نادیده می‌گیره.

1102
01:31:59,347 --> 01:32:01,432
‫خب، تو سفارتشون آدم نداریم؟

1103
01:32:01,599 --> 01:32:02,767
‫معلومه که داریم.

1104
01:32:03,226 --> 01:32:04,310
‫جناب رئیس‌جمهور...

1105
01:32:04,685 --> 01:32:06,062
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

1106
01:32:06,270 --> 01:32:08,814
‫جلسه گذاشتیم که راجع به
‫خواسته‌های جدیدش صحبت کنیم.

1107
01:32:08,981 --> 01:32:10,441
‫- که این‌طور.
‫- به شدت ترغیبمون کرد.

1108
01:32:10,608 --> 01:32:13,528
‫آدممون ازمون خواسته خواسته
‫ساعت سه سرزده یه سر بریم اونجا.

1109
01:32:13,694 --> 01:32:17,114
‫که این‌طور، خب.
‫پس بهتره حرکت کنیم.

1110
01:32:31,337 --> 01:32:32,505
‫سلام.

1111
01:32:32,672 --> 01:32:35,883
‫خواهشا به اطلاع سفیر برسونین
‫که دوک آکسفورد اومده دیدنشون.

1112
01:32:37,677 --> 01:32:38,886
‫چشم عالی‌جناب.

1113
01:32:40,471 --> 01:32:41,889
‫سلام جناب سفیر.

1114
01:32:47,770 --> 01:32:48,980
‫واسه چی دوستم رو کشتی؟

1115
01:32:49,438 --> 01:32:50,731
‫مست بودم.

1116
01:32:51,107 --> 01:32:52,108
‫دست خودم نبود.

1117
01:32:53,401 --> 01:32:55,486
‫ممنون که وقت گذاشتین جناب سفیر.

1118
01:33:02,702 --> 01:33:04,662
‫اگه اشکالی نداره، بدینش...

1119
01:33:05,454 --> 01:33:08,708
‫عذر می‌خوام.
‫شالتون ناخواسته چشمم رو گرفت.

1120
01:33:08,874 --> 01:33:10,585
‫کرک کشمیری نفیسیه.

1121
01:33:10,751 --> 01:33:12,128
‫درسته، خیلی نادره.

1122
01:33:12,295 --> 01:33:15,214
‫می‌دونین چطوری می‌شه فهمید
‫کرک کشمیری اصله یا نه؟

1123
01:33:16,549 --> 01:33:17,592
‫با حلقه.

1124
01:33:18,050 --> 01:33:22,096
‫ولی خوش‌بختانه خودتون حلقه ندارین.

1125
01:33:22,763 --> 01:33:24,724
‫اشتباه...

1126
01:33:26,100 --> 01:33:27,143
‫می‌کنین.

1127
01:33:27,518 --> 01:33:28,894
‫خب، واقعا...

1128
01:33:30,104 --> 01:33:31,272
‫ناامید شدم.

1129
01:33:31,439 --> 01:33:33,107
‫ولی با دیدن این...

1130
01:33:34,692 --> 01:33:35,693
‫ناامید نمی‌شین.

1131
01:33:46,162 --> 01:33:47,913
‫به نظرم آسیب رسوندن به زنان
‫کار متشخصانه‌ای نیست،

1132
01:33:48,080 --> 01:33:49,957
‫ولی از اون جایی که پای سرنوشت دنیا وسطه،

1133
01:33:50,082 --> 01:33:51,334
‫قواعد رو رعایت نمی‌کنم.

1134
01:33:51,500 --> 01:33:55,546
‫حالا بگو ببینم این جریانات زیر سر کیه،
‫وگرنه نفست دیگه بالا نمیاد.

1135
01:33:56,714 --> 01:33:58,507
‫مجبور می‌شی من رو بکشی.

1136
01:34:09,518 --> 01:34:10,978
‫سلام جناب سفیر.

1137
01:34:12,563 --> 01:34:14,315
‫- ایشون مرده؟
‫- نه.

1138
01:34:14,732 --> 01:34:17,234
‫دچار هیپوکسی وخیم شده.

1139
01:34:17,526 --> 01:34:22,281
‫چیزیش نمی‌شه، شما هم اگه باهام
‫صادقانه صحبت کنین، چیزیتون نمی‌شه.

1140
01:34:24,659 --> 01:34:28,287
‫ایشون همون خانمیه
‫که خفه‌اش کردین.

1141
01:34:28,454 --> 01:34:31,123
‫در جین اغفال کردن رئیس‌جمهورمون
‫از خودش فیلم گرفته بود،

1142
01:34:31,290 --> 01:34:35,795
‫الان هم داره ازمون باج می‌گیره
‫که اصلا به فکر شرکت در جنگ نباشیم.

1143
01:34:35,961 --> 01:34:39,590
‫نمی‌تونیم راست‌کرداری ریاست‌جمهوری
‫ایالات متحده رو به خطر بندازیم.

1144
01:34:39,757 --> 01:34:41,133
‫مطمئنا همین‌طوره.

1145
01:34:41,300 --> 01:34:44,011
‫حالا اگه بتونیم نگاتیوش رو گیر بیاریم،

1146
01:34:44,178 --> 01:34:48,057
‫با کمال میل به انگلستان ملحق می‌شیم
‫و کار آلمان رو یه سره می‌کنیم.

1147
01:34:48,224 --> 01:34:50,518
‫خب، پیشنهاد می‌کنم ازش بازجویی کنین.

1148
01:34:50,851 --> 01:34:54,689
‫من هم رد این رو می‌گیرم.

1149
01:34:56,732 --> 01:34:59,777
‫کرک کشمیری بز کامالیروئه.

1150
01:35:00,778 --> 01:35:01,821
‫خیلی نادره.

1151
01:35:02,488 --> 01:35:03,656
‫کجا تولید شده؟

1152
01:35:04,532 --> 01:35:07,243
‫آقای کالینز، خواهشا جلد اول
‫کتاب کرک کشمیری رو بهم بده.

1153
01:35:07,868 --> 01:35:09,286
‫[«کرک کشمیری. جلد اول».]

1154
01:35:09,662 --> 01:35:10,663
‫ممنون.

1155
01:35:11,914 --> 01:35:14,542
‫اینجا تولید شده.

1156
01:35:14,709 --> 01:35:18,337
‫بز کامالیرو فقط همین‌جا تولید مثل می‌کنه.

1157
01:35:18,504 --> 01:35:19,505
‫چه عالی.

1158
01:35:19,672 --> 01:35:20,673
‫شولا...

1159
01:35:21,006 --> 01:35:23,509
‫قراره بزنیم تو کار کرک کشمیری.

1160
01:35:41,193 --> 01:35:44,488
‫شش تا نگهبان دور بالابرشون می‌بینم.

1161
01:35:46,657 --> 01:35:47,825
‫البته اگه بشه اسمش رو بالابر گذاشت.

1162
01:35:47,992 --> 01:35:50,870
‫کافیه دستور بدی
‫تا نفراتشون کاهش پیدا کنه.

1163
01:35:51,579 --> 01:35:54,915
‫وای، نه پالی. نگاتیو فیلمه همون بالاست.

1164
01:35:55,082 --> 01:35:56,500
‫در اصل دنبال همونیم.

1165
01:35:56,667 --> 01:35:59,628
‫گمون نکنم اگه این نگهبان‌ها خبردار بشن،
‫بتونیم خودمون رو به اون بالا برسونیم.

1166
01:35:59,795 --> 01:36:01,922
‫به دست آوردن کنترل بالابره حیاتیه.

1167
01:36:07,553 --> 01:36:11,098
‫این چتر نجاته.

1168
01:36:11,515 --> 01:36:14,435
‫یعنی آدم می‌تونه باهاش
‫از هواپیما بپره و سالم فرود بیاد.

1169
01:36:15,770 --> 01:36:16,771
‫خب...

1170
01:36:17,521 --> 01:36:20,024
‫من سپیده‌دم فردا به هواپیمامون
‫از بالای کوهه رد می‌شم...

1171
01:36:20,191 --> 01:36:21,692
‫و شولا می‌پره پایین.

1172
01:36:22,276 --> 01:36:24,236
‫با چتر نجاته فرود میای،

1173
01:36:24,403 --> 01:36:28,949
‫کنترل بالابره رو به دست می‌گیری
‫و بعدش این منور رو شلیک می‌کنی.

1174
01:36:29,325 --> 01:36:32,745
‫این‌جوری من رو خبر می‌کنی،
‫من تا اون موقع هواپیمامون رو فرود آوردم...

1175
01:36:32,912 --> 01:36:36,707
‫و در حالی که پالی هوام رو داره،
‫خودم رو به پایین بالابره رسوندم.

1176
01:36:37,541 --> 01:36:40,503
‫قربان، من حاضرم به‌خاطر شما هر کاری بکنم،

1177
01:36:40,669 --> 01:36:43,172
‫ولی نمی‌تونم از هواپیما بپرم پایین.

1178
01:36:43,547 --> 01:36:45,382
‫منظورم هم این نیست
‫که تلاشم رو نمی‌کنم،

1179
01:36:46,675 --> 01:36:48,803
‫منظورم اینه که روسیاهتون می‌کنم.

1180
01:36:49,637 --> 01:36:52,139
‫باشه. خب، متوجهم که از ارتفاع می‌ترسی،

1181
01:36:52,306 --> 01:36:55,559
‫ولی فقط خودم خلبانی بلدم. اینه که...

1182
01:36:55,851 --> 01:36:57,645
‫ولی لزومی نداره که هواپیما رو فرود بیاری.

1183
01:36:57,812 --> 01:37:00,022
‫صرفا کافیه خودت فرود بیای.

1184
01:37:02,983 --> 01:37:07,112
‫خب، خوبیت نداره از کسی بخوام
‫کاری رو که خودم...

1185
01:37:07,112 --> 01:37:10,074
‫حاضر به انجامش نیستم، انجام بده.

1186
01:37:10,241 --> 01:37:14,078
‫خیلی خب شولا، منتظر باش که بهت علامت بدم.

1187
01:37:15,538 --> 01:37:17,039
‫سپیده‌دم وارد عمل می‌شیم.

1188
01:41:19,448 --> 01:41:20,449
‫خاک بر سرم!

1189
01:41:57,569 --> 01:42:00,823
‫آفرین. آفرین.

1190
01:42:12,584 --> 01:42:14,461
‫جواب سوالم رو بده دوپونت.

1191
01:42:14,628 --> 01:42:17,506
‫می‌دونی ماتا کجاست یا نه؟

1192
01:42:17,673 --> 01:42:20,759
‫- نه. اِم...
‫- خب، باید بدونی دیگه.

1193
01:42:20,926 --> 01:42:25,681
‫آخه فرستاده بودمش سفارت آمریکا،
‫ولی هنوز برنگشته!

1194
01:42:27,558 --> 01:42:28,934
‫این رو می‌بینی؟

1195
01:42:29,101 --> 01:42:32,604
‫اگه رئیس‌جمهور آمریکا خیال کرده
‫می‌تونه من رو هم بکنه،

1196
01:42:32,771 --> 01:42:34,606
‫اشتباه بزرگی کرده.

1197
01:42:34,773 --> 01:42:39,611
‫این نگاتیو رو به دست مطبوعات برسون
‫که آبروش نقش بر آب بشه.

1198
01:42:39,778 --> 01:42:43,448
‫اون‌جوری آمریکایی‌ها اصلا
‫به فکر جنگ نمی‌افتن.

1199
01:42:43,615 --> 01:42:46,451
‫ضمنا، اطمینان حاصل کن
‫که بعد از اتمام این رسوایی،

1200
01:42:46,493 --> 01:42:48,912
‫رئیس‌جمهور بعدیشون
‫دست‌نشونده خودمون باشه!

1201
01:42:49,121 --> 01:42:51,081
‫برو دیگه. بدو! بدو!

1202
01:42:51,456 --> 01:42:53,041
‫از همین‌جا تا کاخ سفید بدو.

1203
01:42:59,089 --> 01:43:00,299
‫بریم اون طرف رو هم ببینیم.

1204
01:43:00,465 --> 01:43:02,176
‫بریم سمت جنوب رو ببینیم.

1205
01:43:04,720 --> 01:43:06,930
‫سریع‌تر برسونش پایین رفیق!

1206
01:43:13,353 --> 01:43:14,354
‫آهای!

1207
01:43:21,778 --> 01:43:23,405
‫یهو چی شد؟

1208
01:43:30,370 --> 01:43:31,872
‫رفیق، واسه چی معطل می‌کنی؟

1209
01:43:40,297 --> 01:43:41,298
‫اونجا رو!

1210
01:43:42,090 --> 01:43:43,258
‫علامت داد.

1211
01:43:43,467 --> 01:43:45,761
‫خودت رو برسون دم بالابر.
‫من هوات رو دارم.

1212
01:43:59,316 --> 01:44:00,317
‫روی اون تپه است!

1213
01:45:01,628 --> 01:45:04,131
‫اون بابا دیگه کیه؟

1214
01:45:24,609 --> 01:45:28,697
‫شولا! این‌قدر مسخره‌بازی درنیار!
‫پارسنگه رو بگیر دیگه!

1215
01:45:44,296 --> 01:45:45,297
‫خاک بر سرم!

1216
01:46:11,198 --> 01:46:12,199
‫خدا رو شکر که اینجایین.

1217
01:46:13,075 --> 01:46:15,952
‫نقشه‌مون یه مقدار کج و کوله اجرا شد.

1218
01:46:22,250 --> 01:46:24,044
‫پالی. فیلمه دستته؟

1219
01:46:24,211 --> 01:46:26,338
‫نگاتیوش دستمه عالی‌جناب.

1220
01:46:26,922 --> 01:46:28,256
‫احسنت.

1221
01:46:28,382 --> 01:46:30,008
‫خب، به خواسته‌مون رسیدیم.

1222
01:46:30,175 --> 01:46:33,428
‫آره، ولی عامل این همه آشوب هنوز اونجاست.

1223
01:46:33,762 --> 01:46:36,306
‫دیگه مقابله با بازوهای دشمن بسه شولا.

1224
01:46:36,473 --> 01:46:38,225
‫وقتشه که سرش رو قطع کنیم.

1225
01:46:39,059 --> 01:46:40,852
‫خوشحالم که عین سابق شدین قربان.

1226
01:47:36,241 --> 01:47:40,620
‫حتما داری سر به سرم می‌ذاری.

1227
01:47:40,787 --> 01:47:46,960
‫عامل رنج و عذابم گل رز انگلیسی
‫صلح‌جویی بیش نبوده.

1228
01:47:47,752 --> 01:47:51,673
‫کار دوک آکسفورد بوده.
‫روزتون به خیر قربان!

1229
01:47:52,466 --> 01:47:54,259
‫جناب عالی نماد...

1230
01:47:54,426 --> 01:47:56,636
‫کل چیزهایی هستی
‫که قصد نابودیشون رو دارم.

1231
01:47:56,803 --> 01:47:59,514
‫اشراف‌زادگان امثال خود تو
‫وقتی بچه بودم...

1232
01:47:59,556 --> 01:48:01,933
‫آسیاب والدینم رو
‫از چنگشون درآوردن.

1233
01:48:02,392 --> 01:48:05,520
‫بیخود نیست که کل مقامات
‫حق به جانبن، مگه نه؟

1234
01:48:07,397 --> 01:48:10,567
‫از کشتنت خیلی لذت می‌برم.

1235
01:48:10,734 --> 01:48:13,445
‫بیا پیش بابایی ببینم اشراف‌زاده خان عوضی!

1236
01:48:24,539 --> 01:48:25,540
‫تیرم تموم شد.

1237
01:48:42,182 --> 01:48:45,018
‫آوای سکوت.

1238
01:48:45,727 --> 01:48:49,231
‫این طور که فهمیدم، جناب عالی...

1239
01:48:49,397 --> 01:48:51,441
‫شمشیرباز قهاری هستی دوک.

1240
01:48:52,359 --> 01:48:57,531
‫نظرت چیه که این فضاحت رو
‫متشخصانه فیصله بدیم؟

1241
01:48:58,323 --> 01:48:59,616
‫بالاخره...

1242
01:49:00,242 --> 01:49:02,661
‫انسان با اخلاقیاتش سنجیده می‌شه.

1243
01:49:03,286 --> 01:49:06,540
‫آدم متشخص که زیر سایه قایم نمی‌شه.

1244
01:49:07,707 --> 01:49:08,708
‫درسته.

1245
01:49:21,596 --> 01:49:23,223
‫غافلگیر شدی؟

1246
01:49:31,523 --> 01:49:32,732
‫مورتون.

1247
01:49:34,526 --> 01:49:35,527
‫می‌بینی؟

1248
01:49:36,111 --> 01:49:39,364
‫یه ذره اعتماد نا به جا باعث می‌شه
‫آدم از قتل قسر در بره.

1249
01:49:39,531 --> 01:49:42,701
‫این بحث مال بعد از وقتیه
‫که جنگ رو پیروز شدیم.

1250
01:49:44,035 --> 01:49:47,664
‫من می‌گم بفرستمشون به روسیه
‫و خودمون حلش کنیم.

1251
01:49:47,831 --> 01:49:49,457
‫این موضوع هم در قبال کیچنر بیچاره...

1252
01:49:51,960 --> 01:49:53,420
‫کاملا صادقه.

1253
01:49:57,215 --> 01:49:58,675
‫حرف‌هات بدجور بوی خیانت می‌ده.

1254
01:49:59,134 --> 01:50:01,595
‫از نظر من که مرگش...

1255
01:50:04,723 --> 01:50:07,017
‫تقصیر خودته.

1256
01:50:09,561 --> 01:50:10,729
‫دو به یک مبارزه کنیم؟

1257
01:50:11,688 --> 01:50:14,065
‫عجب آدم متشخصی هستی.

1258
01:50:18,570 --> 01:50:20,238
‫خیال برت داشته.

1259
01:50:20,947 --> 01:50:22,490
‫چندین میلیون نفر رو هم به کشتن دادی.

1260
01:50:23,199 --> 01:50:26,411
‫نظرت چیه که علاوه بر اون‌ها،
‫یه نفر دیگه رو هم به کشتن بدم؟

1261
01:50:27,203 --> 01:50:28,204
‫عه!

1262
01:51:05,533 --> 01:51:06,868
‫یالا دیگه پیرمرد.

1263
01:51:07,410 --> 01:51:08,495
‫بلند شو.

1264
01:51:09,621 --> 01:51:11,122
‫گفتم بلند شو!

1265
01:52:32,746 --> 01:52:35,457
‫گور بابای مبارزه متشخصانه.

1266
01:52:59,439 --> 01:53:00,857
‫ای بابا.

1267
01:53:07,906 --> 01:53:09,783
‫ای عوضی.

1268
01:53:46,569 --> 01:53:50,490
‫سلامم رو به کیچ پیر برسون، باشه؟

1269
01:54:09,008 --> 01:54:11,928
‫از پسش برنمیای.
‫نمی‌تونی ولم کنی که بیفتم.

1270
01:54:12,345 --> 01:54:16,933
‫چنین کاری بر خلاف تک‌تک عقایدته.
‫تو صلح‌جویی.

1271
01:54:17,809 --> 01:54:21,813
‫جون من هم الان کاملا
‫دست خودته پیر پسر خان.

1272
01:54:21,980 --> 01:54:25,441
‫درست می‌گی.
‫نباید ولت کنم که بیفتی.

1273
01:54:26,025 --> 01:54:31,114
‫ولی من الان دارم به جای پسرم،
‫بهتر رفتار می‌کنم.

1274
01:54:34,367 --> 01:54:35,368
‫ای آدمِ...

1275
01:55:04,689 --> 01:55:05,690
‫قربان.

1276
01:55:06,065 --> 01:55:07,942
‫شولا، حالت خوبه؟

1277
01:55:08,943 --> 01:55:11,070
‫بدتر از این‌هاش رو هم دیدیم عالی‌جناب.

1278
01:55:12,614 --> 01:55:17,160
‫خب، پس حاضری به‌خاطر من تیر بخوری،
‫ولی از هواپیما نمی‌پری پایین؟

1279
01:55:18,703 --> 01:55:20,413
‫ظاهرا همین‌طوره دیگه.

1280
01:55:21,664 --> 01:55:23,041
‫ممنونم دوست عزیزم.

1281
01:55:23,207 --> 01:55:24,667
‫مایه افتخارم بود.

1282
01:55:26,419 --> 01:55:27,879
‫خب، شولا.

1283
01:55:28,588 --> 01:55:31,090
‫چطوری می‌خوایم از اینجا بریم پایین؟

1284
01:55:43,770 --> 01:55:45,188
‫بیا تو.

1285
01:55:45,855 --> 01:55:49,233
‫جناب رئیس‌جمهور، سرآشپزمون
‫شیرینی کره بادوم‌زمینی محبوبتون رو پخته.

1286
01:55:54,489 --> 01:55:55,865
‫ممنون.

1287
01:55:59,118 --> 01:56:02,455
‫[رازتون دیگه برملا نمی‌شه.]

1288
01:56:04,582 --> 01:56:06,834
‫[رازتون دیگه برملا نمی‌شه.]

1289
01:56:13,675 --> 01:56:16,636
‫زود باش ژنرال‌هامون رو صدا کن بیان اینجا.

1290
01:56:20,932 --> 01:56:23,184
‫تو جنگ شرکت می‌کنیم!

1291
01:56:36,656 --> 01:56:40,201
‫این پیروزی به لطف خودتون...

1292
01:56:40,368 --> 01:56:43,371
‫و پسر کاربلدتون ، کنراد، میسر شده.

1293
01:56:43,746 --> 01:56:46,833
‫شجاعت نفرات متعدد دیگه‌ای
‫هم در کار بوده قربان.

1294
01:56:47,000 --> 01:56:48,334
‫معلومه.

1295
01:56:49,961 --> 01:56:52,714
‫بریتانیا ازتون سپاس‌گزاره.
‫من هم بابت این که...

1296
01:56:53,047 --> 01:56:56,551
‫اطمینان حاصل کردین به سرنوشت
‫فامیل‌هام دچار نمی‌شم، ازتون سپاس‌گزارم.

1297
01:56:57,593 --> 01:57:00,388
‫کناره‌گیری ویلهلم از سلطنت قابل درک بود،

1298
01:57:01,597 --> 01:57:03,599
‫ولی بلایی که سر نیکلاس اومد...

1299
01:57:06,477 --> 01:57:07,937
‫خیلی زشت بود.

1300
01:57:08,104 --> 01:57:09,772
‫واقعا زشت بود قربان.

1301
01:57:09,939 --> 01:57:13,818
‫شخصا بابت این که هنوز
‫تاج و تختم دست خودمه، بهتون مدیونم.

1302
01:57:16,404 --> 01:57:21,534
‫حالا که این‌طوره، فردا ساعت سه
‫میاین «کینگزمن» که ببینمتون؟

1303
01:57:21,701 --> 01:57:22,702
‫بیام خیاطی؟

1304
01:57:22,827 --> 01:57:23,828
‫بله قربان.

1305
01:57:23,953 --> 01:57:26,622
‫خیابون ساویل رو، پلاک یازدهه.

1306
01:57:26,706 --> 01:57:29,500
‫[«کینگزمن.»]

1307
01:57:31,836 --> 01:57:35,089
‫متأسفانه همگی به خاطر از دست دادن...

1308
01:57:35,256 --> 01:57:41,095
‫پسران و دوستانمون در طول
‫این جنگ وحشتناک اینجا جمع شدیم.

1309
01:57:41,262 --> 01:57:46,100
‫بلایی که سر این نسل از جوانان اومد،
‫دیگه نباید تکرار بشه.

1310
01:57:46,267 --> 01:57:49,479
‫به نظر من شرایطی که ورسای وضع کرده،
‫بیش از حد دشوار...

1311
01:57:49,645 --> 01:57:53,149
‫و شدیده و ممکنه موجب
‫تسریع وقوع جنگ دیگه‌ای بشه.

1312
01:57:54,192 --> 01:57:58,237
‫دنیا به سازمانی نیاز داره
‫که هدف اصلیش...

1313
01:57:58,404 --> 01:58:02,825
‫حفظ صلح و محافظت از جون ملت باشه.

1314
01:58:02,992 --> 01:58:05,828
‫به سازمان اطلاعاتی مستقلی نیاز داره...

1315
01:58:05,995 --> 01:58:08,998
‫که به شدت محرمانه فعالیت کنه...

1316
01:58:09,165 --> 01:58:14,545
‫و تحت نظر سیاست‌ها و دیوان‌سالاری
‫سازمان‌های جاسوسی دولتی نباشه.

1317
01:58:15,296 --> 01:58:16,547
‫من در همین راستا...

1318
01:58:17,381 --> 01:58:20,384
‫این خیاطی رو خریداری کردم.

1319
01:58:20,551 --> 01:58:25,473
‫و پیشنهاد می‌کنم که خودمون اعضای مؤسس...

1320
01:58:26,140 --> 01:58:28,810
‫سازمان «کینگزمن» باشیم.

1321
01:58:30,478 --> 01:58:32,396
‫اسم رمز من رو می‌ذاریم...

1322
01:58:34,190 --> 01:58:35,316
‫آرتور.

1323
01:58:35,858 --> 01:58:38,861
‫شما هم اگه قبول کنین بهم ملحق بشین،
‫می‌تونین کارت اسمتون رو برگردونین...

1324
01:58:39,028 --> 01:58:41,489
‫تا اسم رمز خودتون رو ببینین.

1325
01:58:41,614 --> 01:58:43,616
‫[گالاهاد.]

1326
01:58:44,200 --> 01:58:46,244
‫اسم رمز من گالاهاده.

1327
01:58:50,331 --> 01:58:51,791
‫اسم رمز من لانسلوته.

1328
01:58:53,376 --> 01:58:56,254
‫اسم رمز من بدی‌وره.

1329
01:58:59,507 --> 01:59:01,467
‫اسم رمز من پرسیواله.

1330
01:59:01,634 --> 01:59:02,718
‫چه عالی.

1331
01:59:04,011 --> 01:59:07,098
‫اسم رمز ایشون هم مرلینه...

1332
01:59:07,265 --> 01:59:09,350
‫که مدیریت مایحتاجمون رو بر عهده داره.

1333
02:01:00,211 --> 02:01:03,214
‫دیگه وقتشه که یه فکری
‫به حال ثبات ملتمون بکنیم.

1334
02:01:03,381 --> 02:01:05,841
‫همرزم عزیز، به لطف شما
‫جناح چپمون الان قوی شده.

1335
02:01:06,008 --> 02:01:09,720
‫ولی طبق گفته خودتون،
‫باید جناح راستمون رو تقویت کنیم.

1336
02:01:10,805 --> 02:01:12,098
‫بیا تو.

1337
02:01:17,561 --> 02:01:18,813
‫خجالت نکش.

1338
02:01:19,230 --> 02:01:20,398
‫بیا، بیا.

1339
02:01:24,902 --> 02:01:25,903
‫سلام جناب شبان.

1340
02:01:26,570 --> 02:01:31,075
‫قراره این مرد جوان سر جایگاهت تو دنیا
‫باهات رقابت کنه دوست عزیزم.

1341
02:01:32,159 --> 02:01:34,287
‫مایه افتخارمه همرزم لنین.

1342
02:01:36,372 --> 02:01:38,040
‫خب، اسمتون چیه؟

1343
02:01:39,792 --> 02:01:41,544
‫آدولف هیتلر هستم.
