﻿1
00:01:01,603 --> 00:01:08,526
‫[تاراسکُن، فرانسه، ۱۹۵۶]

2
00:01:16,159 --> 00:01:18,536
‫- دیر کردی، جک
‫- ببخشید، پدر

3
00:01:18,703 --> 00:01:19,829
‫برو نوشیدنی رو بیار

4
00:01:20,455 --> 00:01:21,831
‫چرا اونو نمی‌بری؟

5
00:01:21,956 --> 00:01:24,000
‫- چی گفتی؟
‫- هیچی نیست

6
00:01:42,435 --> 00:01:45,563
‫این هدایا پیشکش میشه،
‫دعا می‌کنیم که روحت را پیش آنها بفرستی

7
00:01:46,481 --> 00:01:48,608
‫بذار ببینم

8
00:01:48,817 --> 00:01:53,696
‫جسم و خون پروردگارمان عیسی مسیح

9
00:01:58,576 --> 00:01:59,661
‫جسم مسیح

10
00:01:59,786 --> 00:02:00,787
‫آمین

11
00:04:12,335 --> 00:04:13,336
‫- پدر
‫- بله

12
00:04:13,419 --> 00:04:15,213
‫- یکی اینجاست
‫- کجا؟

13
00:04:50,123 --> 00:04:51,291
‫کی اونجاس؟

14
00:04:53,167 --> 00:04:57,005
‫هر کسی که هستی
‫و دنبال هر چی که هستی...

15
00:04:57,213 --> 00:04:59,048
‫بدون که در خانه خدایی

16
00:05:00,300 --> 00:05:01,843
‫و خدا تو رو می‌بینه

17
00:06:53,371 --> 00:06:54,997
‫بذارش زیر قاب

18
00:07:23,860 --> 00:07:25,111
‫خواهر ایرنه!

19
00:07:26,195 --> 00:07:27,196
‫خواهر ایرنه!

20
00:07:29,407 --> 00:07:30,324
‫بازم خواهر دبرا

21
00:07:30,450 --> 00:07:31,909
‫بازم خواهر دبرا

22
00:07:32,410 --> 00:07:35,621
‫نافرمانی می‌کنه، هر روز
‫دردسر درست می‌کنه

23
00:07:36,372 --> 00:07:38,749
‫و حالا حاضر نمیشه اعتراف کنه

24
00:07:41,878 --> 00:07:43,254
‫می‌دونی چرا؟

25
00:07:43,588 --> 00:07:47,341
‫فکر می‌کنه چیزی
‫برای اعتراف کردن نداره

26
00:07:47,884 --> 00:07:50,303
‫برای همین دلیل هم شده باید اعتراف کنه

27
00:07:50,803 --> 00:07:52,430
‫باهاش حرف می‌زنم، مادر روحانی

28
00:07:52,555 --> 00:07:54,015
‫ممنونم، خواهر

29
00:07:56,392 --> 00:07:57,477
‫خواهر دبرا؟

30
00:07:58,644 --> 00:08:00,229
‫خواهر آیرین

31
00:08:01,439 --> 00:08:02,565
‫می‌خوای از اعتراف کردن حرف بزنی؟

32
00:08:03,191 --> 00:08:04,650
‫آخرش کاری می‌کنی
‫مادر روحانی سکته کنه

33
00:08:04,734 --> 00:08:07,069
‫پس شاید یه چیزی برای
‫اعتراف کردن داشته باشم

34
00:08:17,497 --> 00:08:18,998
‫پدرت تو رو اینجا فرستاده، نه؟

35
00:08:21,250 --> 00:08:22,126
‫آره

36
00:08:22,376 --> 00:08:23,836
‫فرق داشتم

37
00:08:24,212 --> 00:08:27,548
‫دور کردن من از اینکه سعی کنی
‫بفهمی واقعا کی بودم آسونتره

38
00:08:29,342 --> 00:08:31,052
‫مادرت نظرش چی بود؟

39
00:08:37,225 --> 00:08:38,976
‫اصلا یادم نمیاد

40
00:08:40,478 --> 00:08:42,688
‫ولی پدرم همیشه می‌گفت
‫خیلی شبیه‌شم

41
00:08:45,107 --> 00:08:46,734
‫هر چی که فکر می‌کنم
‫حس می‌کنم قصدش تعریف بوده

42
00:08:50,988 --> 00:08:54,450
‫خب، خونواده من اهل می‌سی‌سی‌پی هستن

43
00:08:55,201 --> 00:08:57,203
‫ولی اونجا به یه سری مشکلات برخوردیم

44
00:08:57,787 --> 00:09:00,873
‫وقتی چهار سالم بود،
‫سفیدپوست‌ها جامونو پیدا کردن

45
00:09:01,040 --> 00:09:02,250
‫و خونه‌مونو سوزوندن

46
00:09:04,043 --> 00:09:07,255
‫بعدش برادرهام به ارتش ملحق شدن

47
00:09:07,338 --> 00:09:10,424
‫پدرم پیش خودش فکر کرد،
‫پسرها به کشور خدمت می‌کنن

48
00:09:10,508 --> 00:09:13,052
‫و دخترم باید بره به خدا خدمت کنه

49
00:09:14,262 --> 00:09:14,887
‫هرگز فکرشو نمی‌کردم سر از اینجا دربیارم

50
00:09:21,269 --> 00:09:23,479
‫هنوزم باید برم اعتراف کنم؟

51
00:09:25,690 --> 00:09:27,024
‫به نظرم به اندازه کافی اعتراف کردی

52
00:09:28,901 --> 00:09:33,030
‫یکی به یکی خواهران کشته شدن

53
00:09:33,573 --> 00:09:37,868
‫از پنجره به دار آویخته شدن
‫و گلوشون پاره شد

54
00:09:38,369 --> 00:09:42,290
‫اقدام به خودکشی و گاهی بدتر

55
00:09:43,124 --> 00:09:49,088
‫فهمیدن که زیر صومعه دورافتاده‌شون
‫یه راز مخوف وجود داره...

56
00:09:49,422 --> 00:09:51,757
‫یه دروازه به جهنم

57
00:09:52,133 --> 00:09:57,430
‫و از این دروازه یه اهریمن فرار کرده

58
00:09:59,265 --> 00:10:02,310
‫همه خوب می‌دونیم که اهریمن می‌تونه
‫هر شکلی به خودش بگیره

59
00:10:02,643 --> 00:10:06,981
‫ولی شکلی رو انتخاب می‌کنن تا
‫ایمان شما رو به چالش بکشن

60
00:10:07,106 --> 00:10:09,358
‫و روحیه شما رو ضعیف کنن

61
00:10:11,152 --> 00:10:14,447
‫حالا برای راهبه‌های سنت کارتا...

62
00:10:15,364 --> 00:10:18,784
‫این اهریمن ضدخداترین...

63
00:10:19,619 --> 00:10:22,622
‫و کفرآمیزترین شکل رو انتخاب کرد

64
00:10:23,247 --> 00:10:26,959
‫انتخاب کرد شبیه یکی از اونا باشه

65
00:10:28,794 --> 00:10:30,379
‫بعدش چی شد؟

66
00:10:30,630 --> 00:10:33,507
‫واتیکان دو شکارچی اهریمن فرستاد

67
00:10:34,508 --> 00:10:36,969
‫یک کشیش و یک راهبه

68
00:10:38,554 --> 00:10:41,223
‫- چطوری جلوشو گرفتن؟
‫- سوال خیلی خوبیه

69
00:10:41,682 --> 00:10:44,101
‫از یه عتیقه باستانی استفاده کردن

70
00:10:44,226 --> 00:10:50,066
‫یه شیشه که حاوی خون عیسی مسیح بود

71
00:10:51,233 --> 00:10:55,112
‫مثل قهرمانان برگشتن و
‫پاپ ازشون تقدیر کرد

72
00:10:55,404 --> 00:10:57,573
‫کشیش که یه اسقف شد

73
00:10:58,074 --> 00:10:59,700
‫چی سر راهبه اومد؟

74
00:11:00,576 --> 00:11:02,370
‫هیچکس واقعا نمی‌دونه

75
00:11:02,912 --> 00:11:05,665
‫برخی میگن هضم
‫این تجربه براش زیاد از حد بوده

76
00:11:06,666 --> 00:11:09,001
‫و برخی میگن دیوونه شده

77
00:11:10,294 --> 00:11:14,215
‫واتیکان مجبور شده اونو
‫در یه آسایشگاه روانی زندانی کنه

78
00:11:28,729 --> 00:11:30,356
‫پیدات کردم! زود باش، بیا

79
00:11:31,607 --> 00:11:33,359
‫چرا خانم اینقدر شراب اینجا انبار کرده؟

80
00:11:33,526 --> 00:11:37,279
‫قبلا اینکه صومعه بوده،
‫پر از راهب‌های چاق و مست

81
00:11:55,506 --> 00:11:58,676
‫دخترها، لطفا همه بیان پایین،
‫تقریبا ساعت هشت شده

82
00:11:58,968 --> 00:11:59,927
‫اینو بگیر

83
00:12:05,433 --> 00:12:06,851
‫پیداش کردم

84
00:12:08,728 --> 00:12:10,020
‫دیر کردی

85
00:12:35,838 --> 00:12:37,798
‫درود خداوند بر تو، مریم، سرشار از
‫رحمت، خداوند با توست

86
00:12:37,965 --> 00:12:39,800
‫در میان زنان به تو سعادت داده

87
00:12:39,967 --> 00:12:43,137
‫و ثمره رحم تو،
‫سرورمان عیسی مسیح سعادتمند باد

88
00:12:43,345 --> 00:12:47,308
‫بله، مادر مقدس خدا، برای ما
‫گناهکاران دعا کن

89
00:12:48,434 --> 00:12:49,643
‫وای خدا!

90
00:12:49,810 --> 00:12:50,811
‫لعنت بهشون!

91
00:13:12,249 --> 00:13:13,042
‫صبح بخیر

92
00:13:13,250 --> 00:13:14,794
‫کار چطور پیش میره؟

93
00:13:15,085 --> 00:13:15,836
‫مثل همیشه

94
00:13:18,964 --> 00:13:19,840
‫صبح بخیر، موریس

95
00:13:21,217 --> 00:13:22,343
‫ناخدا!

96
00:13:24,678 --> 00:13:25,930
‫بیا بریم، سوفی

97
00:13:28,933 --> 00:13:30,976
‫- سلام، موریس
‫- صبح بخیر

98
00:13:31,101 --> 00:13:32,812
‫- صبح بخیر، موریس
‫- خانم‌ها

99
00:13:33,562 --> 00:13:35,898
‫موریس، می‌خوای امروز
‫باهامون بیسبال بازی کنی؟

100
00:13:36,065 --> 00:13:37,691
‫البته که می‌خوام.
‫می‌‌دونی چیه؟

101
00:13:37,775 --> 00:13:39,860
‫بهت یاد میدم چطور
‫با نوک انگشتها توپ رو پرت کنی

102
00:13:41,612 --> 00:13:43,823
‫- موریس! موریس!
‫- ناخدا سوفی!

103
00:13:44,490 --> 00:13:45,699
‫ستوان

104
00:13:46,325 --> 00:13:48,994
‫اینو برات درست کردم.
‫دستبند دوستی ـه

105
00:13:49,370 --> 00:13:51,372
‫هر مهره‌ش نشون دهنده
‫یه ویژگی دوست خوبه

106
00:13:51,580 --> 00:13:53,916
‫عجب. خیلی خوشگله، سوفی. مرسی

107
00:13:56,710 --> 00:13:59,588
‫داری ازش
‫خواستگاری می‌کنی، سوفی کوچولو؟

108
00:14:03,384 --> 00:14:05,010
‫- پسش بده
‫- نمی‌تونی مجبورم کنی

109
00:14:05,135 --> 00:14:08,013
‫یه معلم نیستی، خدمتکاری

110
00:14:17,898 --> 00:14:19,859
‫حتی خدمتکارها هم می‌دونی که با بقیه...

111
00:14:19,900 --> 00:14:22,361
‫باید با مهربانی و احترام رفتار کنن

112
00:14:26,448 --> 00:14:28,450
‫دخترها، دارین چی کار می‌کنین؟

113
00:14:30,160 --> 00:14:33,289
‫اینجا که زمین بازی نیست

114
00:14:33,747 --> 00:14:35,207
‫بیرن سر کلاس!

115
00:14:35,457 --> 00:14:37,751
‫و تو، موریس

116
00:14:38,711 --> 00:14:41,130
‫دوباره سوسک‌ها توی اتاقم بودن

117
00:14:41,297 --> 00:14:42,298
‫چقدر بدشانسی

118
00:14:42,506 --> 00:14:44,842
‫خیلی زیادن. تهوع‌آوره

119
00:14:45,009 --> 00:14:46,677
‫همین الان میرم درستش کنم

120
00:14:47,803 --> 00:14:49,597
‫- بهتره درستش کنی
‫- قول میدم

121
00:14:51,682 --> 00:14:54,268
‫ناخدا! صبر کن

122
00:15:04,945 --> 00:15:05,946
‫چطوری این کار رو کردی؟

123
00:15:06,113 --> 00:15:07,740
‫حقه‌ای که در یه زندگی دیگه یاد گرفتم

124
00:15:09,033 --> 00:15:09,783
‫چطور شدم؟

125
00:15:10,826 --> 00:15:12,369
‫برو سر کلاس. زود باش

126
00:15:47,446 --> 00:15:48,739
‫صبح بخیر آقا

127
00:15:55,829 --> 00:15:56,747
‫صبح بخیر

128
00:15:57,081 --> 00:15:58,332
‫خدمات تحویل هستم

129
00:17:42,561 --> 00:17:43,562
‫صبح بخیر

130
00:17:48,192 --> 00:17:49,485
‫حال شما خوبه؟

131
00:19:01,014 --> 00:19:02,015
‫خواهر

132
00:19:04,601 --> 00:19:06,019
‫مهمان دارین

133
00:19:25,289 --> 00:19:26,582
‫مادر روحانی

134
00:19:51,857 --> 00:19:52,858
‫موریس؟

135
00:19:57,487 --> 00:19:58,697
‫نجاتم، خواهر

136
00:20:01,116 --> 00:20:03,368
‫آیرین! چیزی نیست. همه چی مرتبه

137
00:20:03,493 --> 00:20:05,204
‫حالت خوبه. خوبی

138
00:20:05,996 --> 00:20:07,289
‫بینی‌ت؟

139
00:20:23,138 --> 00:20:24,514
‫خواهر ایرنه

140
00:20:26,016 --> 00:20:27,476
‫ملاقاتی داری

141
00:20:53,710 --> 00:20:55,128
‫خواهر آیرین

142
00:20:55,504 --> 00:20:56,630
‫عالیجناب

143
00:20:58,340 --> 00:20:59,967
‫یه اتفاقی افتاده

144
00:21:01,134 --> 00:21:02,594
‫چندین اتفاق

145
00:21:03,679 --> 00:21:06,723
‫در سلسته یه روستای
‫کوچیک در مجارستان

146
00:21:07,182 --> 00:21:10,185
‫یه راهبه ۹۰ ساله روی
‫پله‌های کلیسا به خودش شلیک کرده

147
00:21:10,894 --> 00:21:12,771
‫در گراتز، اتریش

148
00:21:12,896 --> 00:21:16,233
‫یه کشیش در مراسم عشای ربانی کریسمس
‫گلوی خودشو با یه تسبیح بریده

149
00:21:16,817 --> 00:21:17,943
‫در ایدولو، ایتالیا

150
00:21:18,110 --> 00:21:20,862
‫یه راهب تازه وارد خودشو از
‫یه پنجره دار زده

151
00:21:21,405 --> 00:21:22,489
‫به نظرت آشناست؟

152
00:21:23,699 --> 00:21:26,118
‫همین یه ماه پیش در تاراسکُن، فرانسه

153
00:21:26,410 --> 00:21:28,870
‫یه کشیش دیگه داخل
‫کلیساش به قتل رسید

154
00:21:29,162 --> 00:21:30,163
‫و آتش گرفت

155
00:21:30,580 --> 00:21:32,040
‫متوجه الگوها شدی؟

156
00:21:32,249 --> 00:21:36,420
‫در اروپا به سمت غرب پیش رفته
‫ولی منشاش از رومانی بوده

157
00:21:36,962 --> 00:21:37,796
‫غیرممکنه

158
00:21:38,255 --> 00:21:39,881
‫اهریمن زنده‌س

159
00:21:40,674 --> 00:21:41,800
‫با پدر بورک حرف زدین؟

160
00:21:41,883 --> 00:21:43,427
‫پدر بورک مرده

161
00:21:45,262 --> 00:21:46,430
‫- چطور؟
‫- وبا گرفت

162
00:21:47,806 --> 00:21:50,976
‫تنها آدم زنده‌ای هستی که
‫با چنین چیزی سر و کار داشته

163
00:21:51,143 --> 00:21:54,021
‫کلیسا مایله تو تحقیق کنی

164
00:21:54,396 --> 00:21:58,191
‫ببین چی می‌خواد و
‫بعدش کجا میره

165
00:21:59,735 --> 00:22:00,485
‫نه

166
00:22:02,279 --> 00:22:03,447
‫ببخشید؟

167
00:22:04,072 --> 00:22:05,240
‫گفتم نه

168
00:22:06,325 --> 00:22:08,452
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم
‫- نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟

169
00:22:08,577 --> 00:22:10,287
‫نمی‌دونین در سنت کارتا چه اتفاقی افتاد

170
00:22:11,580 --> 00:22:12,998
‫شانس اوردم زنده بیرون اومدم

171
00:22:13,206 --> 00:22:15,834
‫راست میگی، نمی‌دونم اونجا
‫با چی روبه‌رو شدی

172
00:22:16,209 --> 00:22:20,088
‫ولی در اون صومعه، خواهر،
‫یه معجزه کردی

173
00:22:20,422 --> 00:22:22,466
‫کلیسا به یه معجزه دیگه نیاز داره

174
00:22:42,402 --> 00:22:43,945
‫- تو اینجایی
‫- خواهر؟

175
00:22:44,112 --> 00:22:46,114
‫ترسیدم که قطار اشتباهی
‫رو سوار شده باشم

176
00:22:46,239 --> 00:22:47,532
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

177
00:22:47,783 --> 00:22:49,242
‫مراقب توام

178
00:22:49,409 --> 00:22:51,787
‫- یکی باید باشه
‫- خواهر، ممکنه اخراج بشی

179
00:22:52,746 --> 00:22:54,289
‫چرا تو اینجایی؟

180
00:23:02,672 --> 00:23:03,882
‫مامانم

181
00:23:05,175 --> 00:23:06,843
‫توی آتیش‌سوزی مُرد

182
00:23:07,010 --> 00:23:08,470
‫اون کلیسای من بود

183
00:23:10,597 --> 00:23:13,225
‫می‌خوام به معجزات ایمان بیارم...

184
00:23:13,683 --> 00:23:15,185
‫ولی وقتی کشیش می‌ایسته و میگه...

185
00:23:15,352 --> 00:23:17,938
‫آب رو به خون مسیح تبدیل می‌کنه...

186
00:23:18,105 --> 00:23:20,273
‫یه جورایی باورش سخته

187
00:23:20,440 --> 00:23:21,566
‫آدم باید ایمان داشته باشه

188
00:23:21,942 --> 00:23:23,902
‫فقط چند تا کلمه رو روی
‫آب میگه

189
00:23:24,277 --> 00:23:27,614
‫آب تبدیل به خون مسیح میشه
‫چون باور داریم

190
00:23:28,532 --> 00:23:30,492
‫شگفت‌انگیزترین بخش ایمان‌مون...

191
00:23:30,534 --> 00:23:32,452
‫همین واقعیته چون بهش باور داریم

192
00:23:34,538 --> 00:23:35,664
‫گمون کنم

193
00:23:37,499 --> 00:23:38,500
‫آماده نیستی

194
00:23:39,376 --> 00:23:40,085
‫چرا؟

195
00:23:40,252 --> 00:23:42,796
‫راهبه‌های از خود مطمئن با
‫این چیز روبه‌رو شدن و مردن

196
00:23:43,964 --> 00:23:46,216
‫زنانی که زندگی‌شونو وقف ایمان کردن

197
00:23:46,967 --> 00:23:49,719
‫و خودشونو فدا کردن چون
‫به یه چیز بزرگتر ایمان داشتن

198
00:23:51,471 --> 00:23:52,806
‫بهم نیاز داری

199
00:23:56,560 --> 00:23:59,479
‫فقط امیدوارم وقتی زمانش برسه
‫بتونی ایمانت رو پیدا کنی

200
00:24:15,162 --> 00:24:17,289
‫نمی‌تونم بذارم بری. کی آزارت میده؟

201
00:24:17,497 --> 00:24:19,374
‫قلب احمقی که اینجا به جا میذارم

202
00:24:19,499 --> 00:24:20,625
‫می‌‍‌خوای پیش لایسندر بذاریش؟

203
00:24:21,209 --> 00:24:22,461
‫پیش دیمیتریوس

204
00:24:22,794 --> 00:24:25,422
‫نترس، بهت آسیبی نمی‌زنه، الینا

205
00:24:25,797 --> 00:24:29,134
‫قسم می‌خورم آسیبی نزنه،
‫پس قبول می‌کنم

206
00:24:29,468 --> 00:24:33,013
‫وقتی که عصبانیه، خیلی
‫خشمگین و زیرک میشه

207
00:24:33,638 --> 00:24:35,765
‫وقتی باهاش می‌رفتیم
‫مدرسه همینطوری بود

208
00:24:36,016 --> 00:24:39,102
‫می‌دونم که هنوز بچه‌س
‫ولی خیلی تندخوست

209
00:24:39,352 --> 00:24:40,729
‫دوباره کوچیک!

210
00:24:40,896 --> 00:24:43,023
‫هیچی به جز کوچیک بودن من وجود نداره؟

211
00:24:43,064 --> 00:24:44,941
‫چرا اینطوری میذاری بهم توهین...

212
00:24:45,066 --> 00:24:47,611
‫بیاین استراحت کنیم. ۱۵ دقیقه

213
00:24:47,819 --> 00:24:49,446
‫تازه به شخصیتم رسیده بودم

214
00:24:49,905 --> 00:24:51,907
‫بله، معلم بد

215
00:24:52,949 --> 00:24:55,368
‫باشه، دخترها، آروم برید بیرون

216
00:24:55,744 --> 00:24:57,537
‫عزیزم، کتابها رو ببر توی دفترم

217
00:25:03,919 --> 00:25:04,920
‫بهترینی

218
00:25:09,216 --> 00:25:11,218
‫اومدم گنجه خراب رو تعمیر کنم

219
00:25:13,136 --> 00:25:14,137
‫درش باز نمیشه

220
00:25:14,763 --> 00:25:16,139
‫- میشه امتحانش کنم
‫- بفرمایین

221
00:25:23,438 --> 00:25:24,648
‫گیر کرده

222
00:25:24,856 --> 00:25:27,484
‫میشه یکم به اینجا فشار بیارین؟

223
00:25:28,026 --> 00:25:29,903
‫بله. اینجا

224
00:25:31,154 --> 00:25:32,572
‫خوبه. مرسی

225
00:25:36,159 --> 00:25:37,994
‫انگار هر دو با آخرین مُد جلو میریم

226
00:25:40,997 --> 00:25:41,831
‫گمونم همینطوره

227
00:25:42,541 --> 00:25:43,667
‫بسیار خب

228
00:25:52,092 --> 00:25:53,093
‫بفرمایین باز شد

229
00:25:53,593 --> 00:25:54,594
‫خیلی ممنونم

230
00:25:55,095 --> 00:25:56,096
‫خواهش می‌کنم

231
00:25:57,764 --> 00:25:58,765
‫باشه

232
00:26:02,477 --> 00:26:05,855
‫دختر خیلی خوبیه، حتما بهش افتخار می‌کنین

233
00:26:07,232 --> 00:26:08,233
‫افتخار می‌کنم

234
00:26:27,043 --> 00:26:28,044
‫کمک لازم داری؟

235
00:26:29,796 --> 00:26:30,880
‫نه، مرسی

236
00:26:31,798 --> 00:26:34,759
‫آروم باش، سوفی. نمی‌خوایم
‫باهات کاری کنیم

237
00:26:36,303 --> 00:26:37,304
‫به قلبم قسم

238
00:26:40,098 --> 00:26:42,434
‫صبح خیلی بدجنس بودم

239
00:26:43,602 --> 00:26:45,103
‫مثل یه احمق بودم

240
00:26:49,065 --> 00:26:49,858
‫اشکالی نداره

241
00:26:51,109 --> 00:26:52,444
‫بعد از این کلاس چی کار می‌کنی؟

242
00:26:52,902 --> 00:26:54,738
‫باید برگردیم سر کلاس

243
00:26:54,946 --> 00:26:56,406
‫تا ده دقیقه دیگه نه

244
00:26:57,032 --> 00:26:58,325
‫می‌خوای یکم خوش باشی؟

245
00:27:09,586 --> 00:27:11,630
‫اجاز نداریم به دفتر آقای کشیش بریم

246
00:27:12,297 --> 00:27:13,298
‫می‌دونم

247
00:28:26,579 --> 00:28:27,872
‫اینجا چی کار می‌کنیم؟

248
00:28:27,956 --> 00:28:28,957
‫بازی می‌کنیم

249
00:28:29,833 --> 00:28:32,877
‫بهش میگن شیطان رو دور کن

250
00:28:34,796 --> 00:28:36,297
‫من که شیطانی نمی‌بینم

251
00:28:39,217 --> 00:28:41,177
‫شیطان همیشه اینجاست

252
00:28:41,678 --> 00:28:44,055
‫فقط با دقت نگاه نمی‌کنی

253
00:28:47,767 --> 00:28:53,189
‫بستگی داره کجا بایستی
‫و به کجا نگاه کنی

254
00:28:55,150 --> 00:28:56,818
‫و در چه زمانی از روز

255
00:28:57,736 --> 00:29:02,031
‫نور خورشید درست از زاویه
‫مناسبی به شیشه می‌خوره

256
00:29:02,866 --> 00:29:07,162
‫و اگه با دقت نگاه کنی،
‫درست بهت زل می‌زنه

257
00:29:08,747 --> 00:29:11,708
‫شایعه میگه اگه روتو برگردونی...

258
00:29:11,750 --> 00:29:16,838
‫شیطان به شکل یه بز هیولایی درمیاد

259
00:29:23,178 --> 00:29:25,805
‫الان داره تماشات می‌کنه

260
00:29:27,932 --> 00:29:34,063
‫هر کاری می‌کنی و هر چیزی که
‫شنیدی، روتو برنگردون

261
00:30:44,551 --> 00:30:46,302
‫بذارین بیام بیرون

262
00:31:23,131 --> 00:31:26,134
‫سوفی؟ چی شده؟ چه خبره؟

263
00:31:29,387 --> 00:31:31,723
‫آروم باش، چیزی نیست

264
00:31:33,433 --> 00:31:34,309
‫چی شد؟

265
00:31:36,185 --> 00:31:37,061
‫چی شده؟

266
00:31:37,103 --> 00:31:39,814
‫معلومه، دوستش برای
‫نجاتش از راه رسید

267
00:31:43,526 --> 00:31:44,903
‫فکر می‌کنین خنده‌داره؟

268
00:31:47,947 --> 00:31:49,157
‫آره؟

269
00:31:58,583 --> 00:32:01,586
‫اشکالی نداره، تموم شد

270
00:32:04,714 --> 00:32:06,007
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟

271
00:32:07,550 --> 00:32:08,801
‫می‌تونی بهم بگی

272
00:32:12,180 --> 00:32:14,307
‫- هیچی نشد
‫- سوفی؟

273
00:32:16,726 --> 00:32:18,102
‫چرا سر کلاس نیستی؟

274
00:32:19,479 --> 00:32:20,605
‫تقصیر اون نیست، دخترهای دیگه...

275
00:32:20,647 --> 00:32:21,940
‫داشتن یه جور بازی می‌کردن

276
00:32:21,940 --> 00:32:23,107
‫ببخشید، خانم

277
00:32:25,234 --> 00:32:26,069
‫ما رو ببخشید

278
00:32:27,278 --> 00:32:28,279
‫البته

279
00:32:28,696 --> 00:32:29,906
‫حالت خوبه؟

280
00:32:44,212 --> 00:32:45,380
‫[تاراسکُن، فرانسه]

281
00:32:45,463 --> 00:32:46,422
‫خواهر استرید؟

282
00:32:46,464 --> 00:32:49,801
‫به تاراسکُن خوش اومدین.
‫لطفا بفرمایین تو

283
00:32:50,635 --> 00:32:53,721
‫هنوزم مراسم عشای
‫ربانی داریم، ولی کسی نمیاد

284
00:32:54,222 --> 00:32:56,516
‫مردم فکر کردن کار شیطان بوده

285
00:32:56,557 --> 00:33:01,145
‫میگن کلیسای ما نفرین شده
‫و خدا ما رو رها کرده

286
00:33:15,326 --> 00:33:16,703
‫همینجا پیداش کردیم

287
00:34:29,859 --> 00:34:30,985
‫خواهر؟

288
00:34:35,114 --> 00:34:36,240
‫خوبی؟

289
00:34:38,868 --> 00:34:39,702
‫خوبم

290
00:34:44,665 --> 00:34:47,502
‫میشه اتاق پدر نویره رو ببینیم؟

291
00:34:48,127 --> 00:34:49,087
‫البته

292
00:34:58,346 --> 00:34:59,222
‫چه ترسناک

293
00:35:00,556 --> 00:35:01,557
‫سنت لوسی

294
00:35:01,557 --> 00:35:03,392
‫قدیس حامی نابینایان

295
00:35:03,893 --> 00:35:05,311
‫کافرها کشتنش

296
00:35:05,353 --> 00:35:07,438
‫به آتیش کشیدنش، ولی نمی‌سوخت

297
00:35:07,605 --> 00:35:09,816
‫قبل از اینکه بکشنش
‫چشم‌هاشو از حدقه درآوردن

298
00:35:11,400 --> 00:35:13,736
‫پیداش کردم، دنبالم بیاین

299
00:35:26,999 --> 00:35:29,335
‫اون شب یه بچه اونجا بوده، یه شاهد؟

300
00:35:29,377 --> 00:35:32,213
‫بله. ژاک همه چیزو دیده

301
00:35:33,214 --> 00:35:34,298
‫کجا پیداش کنیم؟

302
00:35:34,465 --> 00:35:37,051
‫مادرش نمی‌خواد اون پسر
‫از اون شب حرفی بزنه

303
00:35:38,261 --> 00:35:41,347
‫ولی ممکنه توی شهر مشغول
‫فوتبال بازی کردن پیداش کنین

304
00:35:41,389 --> 00:35:43,057
‫کسی دیگه هم در کلیسا هست؟

305
00:35:43,599 --> 00:35:44,892
‫دستیار داشتیم

306
00:35:44,934 --> 00:35:47,103
‫ولی روز بعدش رفت

307
00:35:47,478 --> 00:35:48,813
‫می‌دونین کجا رفته؟

308
00:35:49,230 --> 00:35:50,022
‫نمی‌دونم

309
00:35:51,357 --> 00:35:52,984
‫ولی یه گردشگر بود

310
00:35:53,234 --> 00:35:54,694
‫از رومانی اومده بود

311
00:35:54,986 --> 00:35:56,654
‫اسم مستعارش از همونجا اومده بود

312
00:35:56,988 --> 00:35:59,031
‫همه صداش می‌کردن...

313
00:35:59,115 --> 00:36:00,700
‫- فرنچی
‫- فرنچی

314
00:36:02,952 --> 00:36:04,370
‫بعدش کجا میری؟

315
00:36:04,662 --> 00:36:07,123
‫خب، اینقدر پول دارم تا به مجارستان برم

316
00:36:07,165 --> 00:36:09,584
‫و از اونجا دیگه دنیا میشه خونه‌ی من

317
00:36:10,918 --> 00:36:12,211
‫حداقل مجارستان میشه

318
00:36:12,962 --> 00:36:15,464
‫- جونمو نجات دادی
‫- چی؟ کاری نکردم

319
00:36:16,174 --> 00:36:19,385
‫نه، تو فقط، بهش چی میگن؟

320
00:36:19,927 --> 00:36:21,095
‫تا آخر عمر مدیونم شدی

321
00:36:21,762 --> 00:36:22,847
‫خیلی ساده‌س

322
00:36:23,306 --> 00:36:26,767
‫تو و من تا ابد بهم پیوند خوردیم

323
00:36:31,856 --> 00:36:32,607
‫نزدیک بود یادم بره

324
00:36:33,524 --> 00:36:36,110
‫چیزی نیست، برای تشکر کردنه

325
00:36:40,198 --> 00:36:42,408
‫بذر گوجه‌فرنگی، ممنونم

326
00:36:42,450 --> 00:36:44,327
‫گفتی می‌خوای یه روزی
‫کشاورزی کنی...

327
00:36:44,327 --> 00:36:46,204
‫و باید از یه جایی شروع کنی

328
00:36:48,623 --> 00:36:50,291
‫دلم برات تنگ میشه، آیرین

329
00:37:06,766 --> 00:37:07,725
‫آیرین؟

330
00:37:09,310 --> 00:37:10,811
‫این یارو فرنچی کیه؟

331
00:37:13,105 --> 00:37:14,357
‫اسمش موریس ـه

332
00:37:15,358 --> 00:37:17,193
‫در سنت کارتا راهنمای ما بود

333
00:37:17,735 --> 00:37:22,031
‫وقتی با اهریمن روبه‌رو شدم،
‫برگشت دنبالم

334
00:37:26,953 --> 00:37:28,454
‫پس اهریمن فرار کرده

335
00:37:29,247 --> 00:37:32,250
‫داره حرکت می‌کنه و این کارها رو می‌کنه

336
00:37:32,250 --> 00:37:34,877
‫پس تسخیر شده

337
00:37:45,513 --> 00:37:46,305
‫موریس

338
00:37:47,598 --> 00:37:49,934
‫دوباره سلام

339
00:37:51,769 --> 00:37:53,854
‫زیاد تشکر کردن رو بلد نیستم

340
00:37:54,313 --> 00:37:55,940
‫سوفی بهم گفت چی کار کردی

341
00:37:56,691 --> 00:37:58,693
‫اون دخترها هیولاهای کوچولون

342
00:37:59,694 --> 00:38:03,155
‫همه‌شون بد نیستن،
‫بعضی‌هاشون بدن

343
00:38:07,618 --> 00:38:11,080
‫ولی چرا خانم در
‫کلیسای کوچیک رو بسته؟

344
00:38:11,497 --> 00:38:12,999
‫خطرناکه

345
00:38:14,000 --> 00:38:16,794
‫پسرش در زمان بمباران
‫همونجا کشته شد

346
00:38:18,212 --> 00:38:20,298
‫سدریک، دستیار کشیش بود

347
00:38:21,424 --> 00:38:23,301
‫نمی‌دونستم پسر داشته

348
00:38:23,342 --> 00:38:24,969
‫زیاد در موردش حرف نمی‌زنه

349
00:38:25,011 --> 00:38:29,056
‫خانم زن سرسختیه،
‫ولی با ما خیلی مهربون بوده

350
00:38:37,523 --> 00:38:39,859
‫- باید برگردم پیش بچه‌ها
‫- باشه، حتما

351
00:38:39,859 --> 00:38:41,485
‫منم باید برگردم سر کارم

352
00:39:02,381 --> 00:39:03,466
‫گرفتمت

353
00:39:04,508 --> 00:39:07,178
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- هیچی

354
00:39:08,095 --> 00:39:09,013
‫جاسوسی می‌کنی

355
00:39:10,806 --> 00:39:12,850
‫- شاید
‫- شاید؟

356
00:39:13,184 --> 00:39:15,895
‫شاید، احتمالا، قطعا، حتما

357
00:39:18,064 --> 00:39:19,273
‫در مورد چی حرف زدین؟

358
00:39:20,524 --> 00:39:21,650
‫هیچی

359
00:39:22,568 --> 00:39:24,904
‫یه چیزی بود، تو رو به خنده انداخت

360
00:39:26,530 --> 00:39:28,491
‫به تو ربطی نداره

361
00:39:29,617 --> 00:39:33,371
‫بیا بریم. دیگه جاسوسی نکن

362
00:39:38,834 --> 00:39:39,168
‫یالا! برید!

363
00:39:51,055 --> 00:39:52,473
‫سوفی؟

364
00:39:57,978 --> 00:39:59,188
‫مامان؟

365
00:40:13,702 --> 00:40:15,329
‫مامان؟

366
00:40:35,015 --> 00:40:36,434
‫مامان؟

367
00:41:03,419 --> 00:41:05,004
‫مامان؟

368
00:41:53,135 --> 00:41:56,096
‫زودباشین دخترا، زود!

369
00:42:00,184 --> 00:42:01,310
‫سوفی!

370
00:42:01,852 --> 00:42:03,229
‫تو کجا غیبت زد؟

371
00:42:03,395 --> 00:42:05,773
‫- دنبالت می‌گشتم. بیا
‫- مامان

372
00:42:07,566 --> 00:42:08,817
‫زودباش

373
00:42:11,320 --> 00:42:12,404
‫حالا چی؟

374
00:42:12,488 --> 00:42:14,406
‫بازم به بن‌بست خوردیم؟

375
00:42:15,950 --> 00:42:17,868
‫نه، یه چیزی اینجا هست

376
00:42:20,371 --> 00:42:23,791
‫چیه؟ چیزی حس کردی؟

377
00:42:25,584 --> 00:42:26,752
‫یه همچین چیزی

378
00:42:27,878 --> 00:42:29,213
‫بفرمایید خواهران

379
00:42:29,338 --> 00:42:31,507
‫من یه اتاق به نام آیرین پالمر
‫رزرو کردم

380
00:42:31,674 --> 00:42:33,175
‫پالمر؟

381
00:42:34,385 --> 00:42:36,470
‫متأسفانه اسمتون رو پیدا نمی‌کنم

382
00:42:37,471 --> 00:42:41,183
‫چی؟ امکان نداره.
‫رزرو کردم

383
00:42:41,934 --> 00:42:43,727
‫مادام، اسمتون اینجا نیست

384
00:42:43,727 --> 00:42:45,437
‫بذار من حلش می‌کنم

385
00:42:45,479 --> 00:42:47,940
‫ببخشید، میشه لطفا با مدیر اینجا صحبت کنیم؟

386
00:42:49,108 --> 00:42:50,734
‫- قطعا مادام
‫- ممنونم

387
00:43:15,718 --> 00:43:16,719
‫ژاک؟

388
00:43:26,353 --> 00:43:27,354
‫تو همون پسره‌ای

389
00:43:30,482 --> 00:43:33,819
‫نترس. من آیرین هستم.
‫کلیسا من رو فرستاده برای کمک

390
00:43:34,236 --> 00:43:36,447
‫می‌دونم اون شب اونجا بودی

391
00:43:36,780 --> 00:43:38,282
‫تو دیدیش

392
00:43:47,541 --> 00:43:51,003
‫اون شب، تسبیح دستت بود؟

393
00:43:52,004 --> 00:43:53,714
‫نه، مال پدر نویره بود

394
00:43:54,673 --> 00:43:56,800
‫- چی؟
‫- من برش داشتم

395
00:43:57,134 --> 00:43:58,719
‫عذر می‌خوام. کنجکاو شده بودم

396
00:44:10,564 --> 00:44:12,316
‫جک، وایسا!

397
00:44:43,138 --> 00:44:44,139
‫ژاک؟

398
00:48:33,535 --> 00:48:37,539
‫آیرین؟ آیرین؟

399
00:48:41,793 --> 00:48:43,795
‫آیرین!

400
00:48:44,504 --> 00:48:47,174
‫آیرین، بیدار شو. وای خدا

401
00:48:47,299 --> 00:48:49,885
‫دکتر لازم داریم! کمک! کمک!

402
00:48:50,010 --> 00:48:52,596
‫یکی کمک کنه!
‫دکتر لازم داریم!

403
00:48:54,222 --> 00:48:55,140
‫آیرین

404
00:48:55,265 --> 00:48:57,392
‫یکی کمک کنه!

405
00:49:11,114 --> 00:49:14,368
‫درود بر تو ای مریم،
‫پر از نعمت، خدا با توست

406
00:49:14,493 --> 00:49:17,287
‫میان همه زنان تو مبارک هستی

407
00:50:20,517 --> 00:50:22,144
‫موریس؟

408
00:50:42,205 --> 00:50:43,248
‫موریس

409
00:50:53,508 --> 00:50:54,551
‫مادام لورانت؟

410
00:50:55,552 --> 00:50:56,887
‫چیکار می‌کنی؟

411
00:50:57,596 --> 00:51:01,641
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫- برگرد تو اتاقت

412
00:51:02,017 --> 00:51:03,393
‫باشه

413
00:51:04,603 --> 00:51:06,813
‫- ببخشید
‫- اشکال نداره

414
00:51:07,230 --> 00:51:08,774
‫- شرمنده
‫- اشکالی نداره

415
00:51:08,899 --> 00:51:11,735
‫ای خدا، خدایا

416
00:51:20,994 --> 00:51:22,788
‫مامان!

417
00:52:32,691 --> 00:52:33,817
‫کی اینجاست؟

418
00:53:12,397 --> 00:53:13,690
‫سدریک؟

419
00:54:24,636 --> 00:54:26,221
‫سدریک

420
00:54:40,277 --> 00:54:41,444
‫نه!

421
00:55:08,388 --> 00:55:10,890
‫بفرما. از دنیای مرده‌ها برگشته

422
00:55:12,767 --> 00:55:15,312
‫- ممنونم دکتر
‫- خواهش می‌کنم خواهر

423
00:55:20,400 --> 00:55:22,652
‫دیشب چی شد؟

424
00:55:30,577 --> 00:55:33,455
‫نزدیکیم. یه الهامی بهم شد

425
00:55:34,372 --> 00:55:36,583
‫دیدم که اهریمن چی می‌خواد

426
00:55:37,834 --> 00:55:39,127
‫خیلی قویه

427
00:55:40,378 --> 00:55:43,340
‫دنبال یه غنیمت یا عتیقه باستانیه

428
00:55:46,468 --> 00:55:48,219
‫داره از موریس برای به دست آوردنش استفاده می‌کنه

429
00:55:50,680 --> 00:55:51,848
‫کنترلش می‌کنه

430
00:55:53,058 --> 00:55:55,226
‫آموزشش میده

431
00:55:55,894 --> 00:55:59,481
‫زنده نگهش می‌داره تا
‫این عتیقه رو پیدا کنه

432
00:56:00,732 --> 00:56:03,068
‫وقتی کارش تموم شه موریس رو می‌کشه

433
00:56:07,614 --> 00:56:09,240
‫اون پسربچه خادم کلیسا

434
00:56:10,075 --> 00:56:12,118
‫یادم رفت بهت بگم که پیداش کردم

435
00:56:12,577 --> 00:56:14,412
‫- چی؟
‫- البته اون پیدام کرد

436
00:56:14,412 --> 00:56:16,998
‫وقتی بی‌هوش بودی اومد اینجا.
‫اینو بهم داد

437
00:56:28,718 --> 00:56:30,136
‫تسبیح پدر

438
00:56:33,556 --> 00:56:34,432
‫این نماد...

439
00:56:34,974 --> 00:56:38,728
‫خیلی آشنا بنظر میاد،
‫ولی نمی‌دونم کجا دیدمش

440
00:56:39,312 --> 00:56:41,439
‫من می‌دونم. عکس‌ها

441
00:56:45,819 --> 00:56:47,779
‫فکر کنم با یکی از قربانی‌ها دیدمش

442
00:56:48,321 --> 00:56:49,239
‫نگاه کن

443
00:56:50,240 --> 00:56:51,449
‫یه ارتباطی بینشون هست

444
00:56:59,666 --> 00:57:00,917
‫اگه بفهمیم این معنیش چیه

445
00:57:00,917 --> 00:57:02,544
‫شاید بفهمیم داره کجا میره

446
00:57:03,086 --> 00:57:04,504
‫چجوری معنیش رو بفهمیم؟

447
00:57:06,214 --> 00:57:08,341
‫من تو بخش بایگانی‌های کاتولیک یه دوستی دارم

448
00:58:14,908 --> 00:58:17,577
‫سوفی رو پیدا نمی‌کنم.
‫دیدیش؟

449
00:58:18,620 --> 00:58:19,746
‫نه

450
00:58:20,747 --> 00:58:23,625
‫هی، نگران نباش.
‫حتما همین طرفاست

451
00:58:23,958 --> 00:58:25,376
‫من پیداش می‌کنم، خب؟

452
00:58:26,503 --> 00:58:27,629
‫سوفی

453
00:58:39,933 --> 00:58:41,059
‫سوفی!

454
00:59:06,000 --> 00:59:07,001
‫سوفی!

455
00:59:17,512 --> 00:59:21,099
‫چه مخفی‌گاه باحالی داری.
‫میشه منم بیام؟

456
00:59:22,892 --> 00:59:23,977
‫واسه چی؟

457
00:59:25,645 --> 00:59:26,688
‫واسه حرف زدن

458
00:59:38,491 --> 00:59:40,493
‫مادام هیچوقت نمی‌رفت تو نمازخونه

459
00:59:42,412 --> 00:59:44,372
‫نمی‌دونم دیشب چرا رفته اونجا

460
00:59:48,084 --> 00:59:49,877
‫این مدرسه یه مشکلی داره

461
00:59:51,838 --> 00:59:53,881
‫یه جای کار می‌لنگه

462
00:59:56,884 --> 00:59:58,511
‫انگار یه چیزی اینجا هست...

463
01:00:00,513 --> 01:00:02,181
‫که نباید باشه

464
01:00:04,726 --> 01:00:05,810
‫سوفی

465
01:00:08,313 --> 01:00:09,439
‫چی شده؟

466
01:00:10,690 --> 01:00:12,984
‫چیزی دیدی؟ هر چیزی؟

467
01:00:13,818 --> 01:00:14,902
‫نه

468
01:00:17,614 --> 01:00:19,115
‫فقط حس می‌کنم

469
01:00:20,992 --> 01:00:24,120
‫ببین، اشکالی نداره آدم بترسه

470
01:00:25,788 --> 01:00:27,123
‫منم می‌ترسم

471
01:00:28,041 --> 01:00:30,418
‫تو زندگیم یه زمان‌هایی بوده

472
01:00:30,501 --> 01:00:34,714
‫که ترس باعث شده کارایی بکنم
‫که فکر نمی‌کردم ممکن باشن

473
01:00:38,968 --> 01:00:40,428
‫دستبندم رو نگه داشتی

474
01:00:41,304 --> 01:00:44,641
‫آره، سعی کردم بفروشمش.
‫هیچکس نخرید

475
01:00:48,061 --> 01:00:50,313
‫بیا دیگه، باید برگردیم پایین

476
01:00:50,521 --> 01:00:52,440
‫مادرت نگرانه

477
01:00:53,858 --> 01:00:55,193
‫اون همیشه نگرانه

478
01:00:55,485 --> 01:00:58,404
‫خدا می‌دونه چرا.
‫شاید چون دوستت داره؟

479
01:01:00,531 --> 01:01:03,701
‫بیا. فقط امیدوارم تنبیهت نکنه

480
01:01:22,387 --> 01:01:23,388
‫ببخشید

481
01:01:23,471 --> 01:01:25,515
‫خیلی‌ ببخشید. خدا خیرتون بده

482
01:01:36,150 --> 01:01:40,363
‫[ پاریس، کاخ پاپ‌ها، بخش بایگانی کاتولیک ]

483
01:01:40,613 --> 01:01:42,907
‫- کجا پیداش کردی؟
‫- تو تاراسکن

484
01:01:42,949 --> 01:01:44,492
‫این مال اون کشیشه بوده؟

485
01:01:45,118 --> 01:01:47,620
‫- بله، از کجا می‌دونستین؟
‫- با واتیکان در تماس بودم

486
01:01:47,787 --> 01:01:50,623
‫بهم گفتن اهریمن سنت کارتا برگشته

487
01:01:52,208 --> 01:01:53,668
‫یه نشان خانوادگیه

488
01:01:53,960 --> 01:01:55,044
‫خانواده کی؟

489
01:01:58,339 --> 01:02:00,717
‫سنت لوسیا از ساراگوسا

490
01:02:01,342 --> 01:02:03,469
‫این قربانی‌ها باید نوادگان اون باشن

491
01:02:04,220 --> 01:02:05,388
‫سنت لوسی؟

492
01:02:11,602 --> 01:02:12,979
‫فکر کنم فهمیدم چی می‌خواد

493
01:02:15,523 --> 01:02:16,566
‫چی؟

494
01:02:17,442 --> 01:02:18,526
‫چشم‌ها

495
01:02:19,318 --> 01:02:21,320
‫چشم‌ها؟ کدوم چشم‌ها؟

496
01:02:22,238 --> 01:02:25,616
‫وقتی لوسی به قتل رسید،
‫خانواد‌ه‌ش فرار کردن

497
01:02:25,742 --> 01:02:27,034
‫تحت تعقیب بودن

498
01:02:29,579 --> 01:02:31,164
‫در سراسر دنیا پراکنده شدن

499
01:02:31,289 --> 01:02:33,708
‫و در تمام این مدت
‫یه راز رو نگه داشتن

500
01:02:34,000 --> 01:02:35,585
‫یه عتیقه مقدس

501
01:02:36,294 --> 01:02:38,171
‫چشمان سنت لوسیا

502
01:02:41,132 --> 01:02:46,304
‫پس اون اهریمن دنبال یه جفت چشمه؟

503
01:02:46,804 --> 01:02:48,055
‫چرا باید اینو بخواد؟

504
01:02:49,015 --> 01:02:50,016
‫اهریمنه

505
01:02:50,391 --> 01:02:54,103
‫منم فقط یه کتابدارم
‫و کوچک‌ترین ایده‌ای ندارم

506
01:02:55,229 --> 01:02:58,274
‫اما اگه بخوایم فرضیاتمون رو بگیم...

507
01:02:59,025 --> 01:03:04,155
‫شاید بخوایم این رو هم در نظر بگیریم
‫که این اهریمن زمانی فرشته بوده

508
01:03:08,075 --> 01:03:09,535
‫که خدا طردش کرده

509
01:03:10,453 --> 01:03:14,791
‫و اون قدرت مقدسی که خدا
‫به قدیسانش می‌داد رو ازش گرفت

510
01:03:15,041 --> 01:03:16,793
‫می‌خواد اون قدرت رو پس بگیره

511
01:03:17,001 --> 01:03:18,419
‫اهریمن‌ها پایا‌ن‌ناپذیرن

512
01:03:18,586 --> 01:03:20,713
‫در زمان سنت لوسیا حضور داشت

513
01:03:20,713 --> 01:03:22,423
‫و از اون موقع نسلش رو تعقیب کرده

514
01:03:22,632 --> 01:03:25,009
‫این عتیقه قدرت خیلی زیادی داره

515
01:03:26,135 --> 01:03:28,679
‫اگه به دست اهریمن بیفته
‫نتیجه غیرقابل‌تصور میشه

516
01:03:29,138 --> 01:03:31,307
‫اما در دست تو می‌تونه سلاح باشه

517
01:03:31,766 --> 01:03:34,685
‫همونطور که در سنت کارتا
‫از خون مسیح استفاده کردی

518
01:03:35,520 --> 01:03:37,021
‫اینجا هم راهش اینه

519
01:03:38,856 --> 01:03:42,485
‫اینجوری می‌تونی اون موجود
‫رو برگردونی به جهنم

520
01:03:46,489 --> 01:03:48,032
‫خب نمی‌دونیم کجاست

521
01:03:49,992 --> 01:03:50,993
‫من شاید بدونم

522
01:03:52,453 --> 01:03:55,748
‫مدتیه داریم این عتیقه‌ها رو فهرست می‌کنیم،
‫که شایعه‌ها رو بررسی کنیم

523
01:03:55,873 --> 01:03:59,627
‫اگه حافظه‌ام یاری کنه،
‫این عتیقه رسیده به یه راهب

524
01:04:01,629 --> 01:04:03,214
‫ژان‌پال ردار

525
01:04:03,506 --> 01:04:05,925
‫با توجه به نامه‌هایی که برای واتیکان نوشته...

526
01:04:06,259 --> 01:04:09,637
‫چشمان رو جایی در صومعه‌ش دفن کرده

527
01:04:09,804 --> 01:04:12,807
‫صومعه سنت ماریا،
‫تو شهر اکس‌-آن-پرووانس

528
01:04:13,307 --> 01:04:14,976
‫حدود یه ساعت از اینجا فاصله داره

529
01:04:15,309 --> 01:04:16,853
‫هنوزم صومعه‌ست؟

530
01:04:18,104 --> 01:04:22,400
‫نه، به یه شمع سازی فروخته شده،
‫و الان...

531
01:04:25,152 --> 01:04:26,696
‫مدرسه شبانه‌روزیه

532
01:04:39,125 --> 01:04:40,334
‫آیرین، صبر کن

533
01:04:40,418 --> 01:04:43,337
‫امشب هر اتفاقی افتاد،
‫درنگ نکن

534
01:04:43,838 --> 01:04:45,923
‫واقعا نمی‌دونیم این عتیقه
‫چه کارایی ازش برمیاد

535
01:04:46,424 --> 01:04:48,092
‫این برای اهریمن هم صدق می‌کنه

536
01:04:48,551 --> 01:04:50,303
‫به هر شکلی لازم باشه در میاد

537
01:04:50,928 --> 01:04:54,015
‫و شکلش رو جوری انتخاب می‌کنه
‫که از ترس‌های تو استفاده کنه

538
01:04:54,223 --> 01:04:56,517
‫همینطور از ترس‌های اطرافیانت

539
01:04:56,726 --> 01:05:00,646
‫باید آماده باشی که به هر قیمتی جلوش رو بگیری

540
01:05:12,241 --> 01:05:13,409
‫چی داری درست می‌کنی؟

541
01:05:13,618 --> 01:05:16,829
‫اسمش فیجوداست.
‫یه سوپ پرتغالیه

542
01:05:17,038 --> 01:05:18,164
‫خب چی توشه؟

543
01:05:20,875 --> 01:05:21,959
‫لیسه

544
01:05:23,502 --> 01:05:24,712
‫و حلزون

545
01:05:37,767 --> 01:05:38,935
‫بهت دروغ گفتم

546
01:05:40,269 --> 01:05:41,520
‫در مورد چی؟

547
01:05:41,729 --> 01:05:43,648
‫گفتم مادرم یادم نمیاد

548
01:05:45,399 --> 01:05:46,734
‫ولی یادم میاد

549
01:05:49,403 --> 01:05:51,280
‫همه‌چیش رو یادمه

550
01:05:52,698 --> 01:05:55,201
‫عمیقاً مذهبی بود

551
01:05:55,618 --> 01:05:57,662
‫می‌گفت خدا بطور مستقیم
‫باهاش حرف زده

552
01:05:57,745 --> 01:05:59,288
‫می‌گفت یه چیزایی نشونش داده

553
01:05:59,497 --> 01:06:00,623
‫بهش وحی کرده

554
01:06:02,041 --> 01:06:03,292
‫مثل من

555
01:06:04,502 --> 01:06:06,212
‫پدرم باور نکرد

556
01:06:06,629 --> 01:06:08,214
‫گفت دیوونه شده

557
01:06:10,091 --> 01:06:11,217
‫اسیر بدعت شده

558
01:06:11,467 --> 01:06:12,885
‫چی سرش اومد؟

559
01:06:14,220 --> 01:06:16,055
‫پدرم بردش پیش یه دکتر

560
01:06:18,182 --> 01:06:20,017
‫بعدم برگشتن سراغش و بردنش

561
01:06:20,059 --> 01:06:21,644
‫همیشه پیشت هستم

562
01:06:26,899 --> 01:06:28,609
‫دیگه هیچوقت ندیدمش

563
01:07:12,069 --> 01:07:14,238
‫یه چیزی زیر پوستته

564
01:07:30,921 --> 01:07:32,381
‫وای نه

565
01:07:35,885 --> 01:07:39,055
‫یالا! باید بریم!

566
01:07:47,313 --> 01:07:49,565
‫از این طرف! این طرف! بدویین!

567
01:07:54,779 --> 01:07:56,781
‫خدایا، خواهر

568
01:07:56,906 --> 01:07:58,032
‫موریس

569
01:07:59,366 --> 01:08:01,243
‫برگشته. اینجاست

570
01:08:01,786 --> 01:08:03,245
‫- موریس، باید...
‫- این آیرین‌ـه

571
01:08:03,370 --> 01:08:05,873
‫- نه، موریس! موریس...
‫- دوستمه

572
01:08:06,082 --> 01:08:08,417
‫- باید بریم. همین الان
‫- ازشون دور شو!

573
01:08:10,544 --> 01:08:11,587
‫چی؟

574
01:08:12,963 --> 01:08:15,049
‫باید بریم. همین الان

575
01:08:15,091 --> 01:08:16,425
‫خودتی

576
01:08:17,593 --> 01:08:18,761
‫چی؟

577
01:08:20,096 --> 01:08:21,931
‫اون تو بدن توئه

578
01:08:24,850 --> 01:08:25,935
‫نه

579
01:08:26,852 --> 01:08:28,521
‫- نه
‫- تقصیر منه

580
01:08:28,938 --> 01:08:31,148
‫وقتی برگشتی نجاتم بدی
‫اینجوری شد

581
01:08:33,150 --> 01:08:36,237
‫خدایا، نه

582
01:08:38,864 --> 01:08:40,491
‫موریس، قضیه چیه؟

583
01:08:40,616 --> 01:08:41,784
‫می‌تونیم جلوشو بگیریم

584
01:09:08,185 --> 01:09:09,979
‫سلام خواهر

585
01:09:22,700 --> 01:09:23,951
‫موریس؟

586
01:09:31,417 --> 01:09:32,960
‫تو چیزیت نمیشه؟

587
01:09:33,669 --> 01:09:34,962
‫جلوشو بگیر

588
01:09:52,438 --> 01:09:53,856
‫اهریمن!

589
01:09:54,982 --> 01:09:59,820
‫به نام خدا و روح‌القدس
‫بهت فرمان میدم این مرد رو ترک کنی

590
01:10:05,159 --> 01:10:06,702
‫ولش کن!

591
01:10:32,353 --> 01:10:33,812
‫بنظرت اینا نگهش می‌دارن؟

592
01:10:37,316 --> 01:10:38,859
‫باید سریع عمل کنیم

593
01:10:44,657 --> 01:10:45,908
‫شما دو تا خوبین؟

594
01:10:45,908 --> 01:10:47,701
‫اون چیه؟ چی شده؟

595
01:10:47,701 --> 01:10:48,953
‫اون... مریضه

596
01:10:49,078 --> 01:10:50,704
‫کمکش می‌کنیم،
‫ولی به کمک شما هم نیاز داریم

597
01:10:51,705 --> 01:10:53,415
‫داشت می‌رفت به اون سمت

598
01:10:54,458 --> 01:10:55,709
‫چی اون داخله؟

599
01:10:56,543 --> 01:10:57,878
‫اون نمازخونه‌ست

600
01:11:02,549 --> 01:11:03,759
‫دنبال چی می‌گردی؟

601
01:11:04,593 --> 01:11:08,180
‫یه عتیقه باستانی که یه راهب
‫به اسم ژان‌پال ردار گذاشته اینجا

602
01:11:09,098 --> 01:11:10,182
‫آشنا نیست؟

603
01:11:10,224 --> 01:11:13,435
‫من فقط یه معلمم.
‫اصلا کسی اجازه نداره بیاد اینجا

604
01:11:13,644 --> 01:11:16,981
‫حتما ردار یه سرنخ‌هایی برای
‫نوادگان دیگه گذاشته که پیداش کنن

605
01:11:21,235 --> 01:11:22,569
‫چی رو نگاه می‌کنی؟

606
01:11:30,744 --> 01:11:31,829
‫اون بُز

607
01:11:33,372 --> 01:11:34,748
‫اون شیطانه

608
01:11:36,375 --> 01:11:38,585
‫فقط یه بازی‌ایه که بچه‌ها می‌کنن

609
01:11:38,961 --> 01:11:40,087
‫چجور بازی‌ای؟

610
01:11:40,170 --> 01:11:42,006
‫آفتاب از تو پنجره می‌تابه...

611
01:11:42,339 --> 01:11:44,466
‫و چشمای بز رو قرمز می‌کنه

612
01:11:47,428 --> 01:11:49,972
‫اون شیطانه.
‫نگاهت می‌کنه

613
01:12:07,573 --> 01:12:08,574
‫اونجاست

614
01:12:22,671 --> 01:12:23,922
‫خبری نشد؟

615
01:12:24,506 --> 01:12:26,759
‫نه، هنوز نه

616
01:12:29,762 --> 01:12:31,889
‫یکم بالائه. می‌تونی بیاریش پایین‌تر؟

617
01:12:34,475 --> 01:12:35,517
‫وایسا

618
01:12:35,601 --> 01:12:36,643
‫وایسا، وایسا!

619
01:12:36,727 --> 01:12:38,312
‫آروم بیارش بالا

620
01:12:42,816 --> 01:12:43,942
‫وایسا

621
01:12:48,781 --> 01:12:49,907
‫خودشه

622
01:13:12,471 --> 01:13:13,639
‫پیداش کردیم

623
01:13:14,681 --> 01:13:15,808
‫پیداش کردیم!

624
01:13:52,970 --> 01:13:54,012
‫سوفی؟

625
01:14:20,330 --> 01:14:21,373
‫سوفی؟

626
01:14:43,103 --> 01:14:45,647
‫سلسته، شنیدی؟

627
01:14:50,527 --> 01:14:52,070
‫یه نفر اون بالاست

628
01:14:56,033 --> 01:14:57,326
‫برو یه نگاه بنداز

629
01:15:46,750 --> 01:15:47,793
‫وایسا

630
01:15:47,960 --> 01:15:49,002
‫وایسا

631
01:16:16,280 --> 01:16:17,906
‫چشمان سنت لوسیا

632
01:16:53,567 --> 01:16:55,319
‫- سلام
‫- تو کی هستی؟

633
01:16:55,527 --> 01:16:57,112
‫چیزی نیست.
‫از دوستای کیت‌ام

634
01:16:59,781 --> 01:17:01,867
‫فکر کنم یه نفر طبقه بالائه

635
01:17:26,058 --> 01:17:27,184
‫اون چه کوفتیه؟

636
01:17:50,040 --> 01:17:52,042
‫چیکار داری می‌کنی؟ اون کیه؟

637
01:17:57,964 --> 01:17:59,216
‫این چه جونوریه؟

638
01:18:02,803 --> 01:18:04,054
‫اون شیطانه

639
01:18:34,167 --> 01:18:35,293
‫دخترا

640
01:18:44,261 --> 01:18:45,429
‫مامان!

641
01:22:00,540 --> 01:22:02,167
‫چیکار کردی؟

642
01:22:04,419 --> 01:22:07,130
‫- مادام لورانت‌ـه
‫- چی؟

643
01:22:07,756 --> 01:22:09,925
‫هنوز تو اتاقشه

644
01:22:17,724 --> 01:22:18,808
‫نه!

645
01:22:18,808 --> 01:22:19,935
‫نه!

646
01:23:04,312 --> 01:23:05,313
‫سوفی

647
01:23:09,109 --> 01:23:11,987
‫سوفی، منم موریس

648
01:23:14,781 --> 01:23:17,659
‫نترس، ما دوستیم

649
01:23:27,252 --> 01:23:30,130
‫سوفی؟

650
01:23:38,221 --> 01:23:39,639
‫سوفی

651
01:23:49,441 --> 01:23:53,820
‫هیچوقت به تو آسیب نمی‌زنم

652
01:23:54,320 --> 01:23:56,781
‫یادته کاپیتان؟

653
01:24:29,981 --> 01:24:31,191
‫چشم‌ها

654
01:26:58,630 --> 01:27:00,757
‫سوفی!

655
01:27:06,971 --> 01:27:08,181
‫سوفی

656
01:27:22,487 --> 01:27:24,197
‫- سوفی؟
‫- آیرین

657
01:27:25,949 --> 01:27:27,158
‫حالت خوبه؟

658
01:27:27,367 --> 01:27:28,701
‫این دستمه

659
01:27:36,960 --> 01:27:38,378
‫اهریمن!

660
01:27:42,590 --> 01:27:43,758
‫آیرین

661
01:27:55,228 --> 01:27:57,146
‫داری می‌کشیش!

662
01:28:01,442 --> 01:28:03,111
‫خواهر، خواهش می‌کنم

663
01:28:03,653 --> 01:28:05,280
‫دارم می‌میرم

664
01:28:14,080 --> 01:28:15,748
‫نه!

665
01:28:25,258 --> 01:28:26,301
‫نه!

666
01:29:38,873 --> 01:29:40,458
‫سوفی کجاست؟

667
01:30:21,124 --> 01:30:22,417
‫نزدیک من بمونین

668
01:31:03,124 --> 01:31:04,333
‫پاشو!

669
01:31:07,086 --> 01:31:08,171
‫بدو!

670
01:31:09,046 --> 01:31:10,256
‫در رو ببندید!

671
01:31:16,262 --> 01:31:18,431
‫خداوندا، به نام خود نجاتم بده

672
01:31:20,641 --> 01:31:21,767
‫نه!

673
01:31:55,843 --> 01:31:57,345
‫اون تخته رو بیارید!

674
01:32:14,987 --> 01:32:16,447
‫برگردید نمازخونه!

675
01:32:16,614 --> 01:32:17,990
‫سیمون، بیا!

676
01:32:31,337 --> 01:32:32,672
‫پشت من بمونین

677
01:33:12,920 --> 01:33:14,714
‫همیشه پیشت هستم

678
01:33:20,928 --> 01:33:22,013
‫منو ببین

679
01:33:49,749 --> 01:33:50,875
‫حالت خوبه؟

680
01:33:51,334 --> 01:33:52,376
‫آره

681
01:33:52,710 --> 01:33:54,003
‫معجزه بود

682
01:34:00,801 --> 01:34:01,969
خون

683
01:34:07,058 --> 01:34:08,267
‫سوفی!

684
01:34:08,768 --> 01:34:09,894
‫سوفی!

685
01:34:18,444 --> 01:34:19,487
‫آیرین

686
01:34:19,528 --> 01:34:22,323
‫نه، موریس، نه

687
01:34:22,531 --> 01:34:23,574
‫نه!

688
01:34:25,785 --> 01:34:26,911
‫نه!

689
01:34:29,372 --> 01:34:32,541
‫موریس، نه!

690
01:34:33,542 --> 01:34:35,252
‫ولم کن!

691
01:34:35,294 --> 01:34:36,337
‫بسه!

692
01:34:38,089 --> 01:34:39,173
‫خواهر

693
01:34:40,800 --> 01:34:42,051
‫با من دعا کن

694
01:34:52,061 --> 01:34:53,479
‫این فنجان خون من است

695
01:34:54,855 --> 01:34:57,608
‫وقتی لوسیا کشته شد،
‫خانواده‌ش فرار کردن

696
01:34:57,858 --> 01:35:00,403
‫تحت تعقیب بودن.
‫سراسر دنیا پخش شده بودن

697
01:35:01,445 --> 01:35:03,906
‫خون پیمان جاودان تازه

698
01:35:04,573 --> 01:35:06,701
‫برای شما و همه ریخته خواهد شد

699
01:35:06,951 --> 01:35:09,870
‫تا گناهانتان بخشیده شود

700
01:35:09,912 --> 01:35:12,456
‫گفتم مادرم رو یادم نیست،
‫ولی هست

701
01:35:12,707 --> 01:35:15,126
‫سنت لوسیا، قدیس حامی نابینایان

702
01:35:15,209 --> 01:35:17,128
‫به آتیش کشیدنش،
‫اما نمی‌سوخت

703
01:35:17,169 --> 01:35:18,921
‫این کارو به یاد من انجام بده

704
01:35:20,172 --> 01:35:22,383
‫این قربانی‌ها باید نوادگان اون باشن

705
01:35:24,719 --> 01:35:26,387
‫چشمات به من رفته

706
01:35:33,227 --> 01:35:34,437
‫آمین

707
01:37:08,864 --> 01:37:10,199
‫خواهر

708
01:37:13,702 --> 01:37:15,371
‫نجاتم دادی

709
01:38:37,369 --> 01:38:38,579
‫موریس

710
01:41:28,373 --> 01:41:30,542
خانم وارن؟

711
01:41:30,584 --> 01:41:31,668
خانم وارن؟

712
01:41:32,669 --> 01:41:33,879
پدر گوردون هستم

713
01:41:35,589 --> 01:41:37,216
میگه خیلی اضطراریه

714
01:41:44,306 --> 01:41:45,390
بله پدر

715
01:41:46,600 --> 01:41:47,559
چه کمکی از ما برمیاد؟
