﻿1
00:01:45,563 --> 00:01:47,232
‫وقتی سرخود تصمیم می‌گیریم...

2
00:01:47,398 --> 00:01:50,360
‫برخلاف صلاح خودمون...

3
00:01:52,821 --> 00:01:55,198
‫و صلاح جامعه‌مون عمل کنیم،

4
00:01:55,198 --> 00:01:56,407
‫[خرید و فروش]

5
00:01:56,407 --> 00:01:57,575
‫باید درک کنیم...

6
00:01:57,742 --> 00:02:00,411
‫اعمالمون عواقبی دارن.

7
00:02:01,454 --> 00:02:05,625
‫ضمنا، باید به سلسله مراتب
‫قدرتی که خداوند...

8
00:02:05,792 --> 00:02:07,544
‫در اختیارمون قرار داده، احترام بذاریم.

9
00:02:08,586 --> 00:02:11,965
‫من نخواسته بودم چنین مسئولیتی بهم محول کنن.

10
00:02:12,132 --> 00:02:15,510
‫به خواست خودم به قدرت رسیدم،

11
00:02:15,969 --> 00:02:17,762
‫ولی انگیزه چنین کاری رو...

12
00:02:17,929 --> 00:02:20,598
‫قدرت برتری در اختیارم قرار داده بود.

13
00:02:21,933 --> 00:02:22,851
‫جیمی.

14
00:02:23,935 --> 00:02:24,978
‫خواست خداست...

15
00:02:25,186 --> 00:02:26,563
‫که من امروز چنین جایگاهی دارم.

16
00:02:28,815 --> 00:02:32,777
‫نگاهی درست و حسابی
‫به زندگیتون بندازین ملت.

17
00:02:35,280 --> 00:02:36,489
‫به نظرتون اتفاقی هست...

18
00:02:36,656 --> 00:02:38,158
‫که بدون خواست خدا رخ بده؟

19
00:02:38,950 --> 00:02:40,451
‫اگه خواست خدا باشه...

20
00:02:40,618 --> 00:02:41,661
‫که یکیتون رئیس باشین...

21
00:02:41,828 --> 00:02:43,037
‫ببین بریگز.

22
00:02:44,455 --> 00:02:46,666
‫برادرش رو چهارچشمی بپا.

23
00:02:46,875 --> 00:02:48,960
‫رئیس خیال می‌کنه ممکنه کاری کنه.

24
00:02:49,377 --> 00:02:50,587
‫این‌طور نیست.

25
00:02:50,795 --> 00:02:54,674
‫خداوند ابزار و شهامت ذهنی مورد نیاز...

26
00:02:54,841 --> 00:02:57,427
‫گسترش منافعم تو این جامعه رو
‫بهم عطا کرده.

27
00:02:57,635 --> 00:03:01,222
‫نه تنها تونستم مرکز
‫خرید و فروش کلارک رو تأسیس کنم،

28
00:03:01,389 --> 00:03:03,391
‫بلکه تونستم خط ‌آهن رو
‫هم به اینجا بکشونم.

29
00:03:04,100 --> 00:03:06,769
‫البته خودم می‌دونم اکثرتون...

30
00:03:07,312 --> 00:03:09,230
‫با روش‌های کاریم موافق نیستین.

31
00:03:09,772 --> 00:03:11,399
‫بذارین بهتون اطمینان خاطر بدم
‫که این جناب مک‌کالیستر...

32
00:03:11,566 --> 00:03:12,567
‫فرصت‌های متعددی واسه...

33
00:03:12,775 --> 00:03:15,361
‫خدمت به این جامعه داشت،
‫ولی کلا سرباز زد.

34
00:03:16,487 --> 00:03:19,199
‫جیمی، دیگه برو خونه.

35
00:03:19,699 --> 00:03:21,409
‫اینجا نمون و تماشا نکن.

36
00:03:21,576 --> 00:03:23,036
‫شنیدی چی گفتم پسرم؟

37
00:03:23,494 --> 00:03:25,038
‫برو خونه دیگه!

38
00:03:25,413 --> 00:03:26,497
‫برو!

39
00:03:30,376 --> 00:03:31,753
‫اسمت جیمزه، درسته؟

40
00:03:31,920 --> 00:03:34,631
‫می‌فهمی الان داره چه اتفاقی رخ می‌ده؟

41
00:03:37,175 --> 00:03:40,345
‫خب، پدرت داره درس ارزشمندی بهت می‌ده.

42
00:03:40,511 --> 00:03:42,805
‫برو خونه. برو!

43
00:03:44,224 --> 00:03:45,475
‫جایگاهت رو بلد باش.

44
00:03:48,061 --> 00:03:49,395
‫ازم دزدی کرده بود.

45
00:03:49,896 --> 00:03:52,482
‫آره، دزدی کرده بود.
‫آره، دزدی کرده بود!

46
00:03:54,150 --> 00:03:56,486
‫از کل این مردم خوش‌قلب دزدی کرده بود.

47
00:03:56,694 --> 00:03:58,404
‫واسه همین گناهکاره.

48
00:03:58,571 --> 00:04:01,157
‫می‌دونی گناهکاران کجا می‌رن؟

49
00:04:01,366 --> 00:04:02,825
‫می‌تونم بهت بگم کجا می‌رن.

50
00:04:03,034 --> 00:04:04,869
‫قطعا نمی‌رن وایومینگ.

51
00:04:07,497 --> 00:04:08,331
‫دارش بزنین.

52
00:04:13,378 --> 00:04:14,921
‫به درشکه‌چی شلیک کنین.

53
00:04:17,340 --> 00:04:18,424
‫بابا!

54
00:04:21,261 --> 00:04:22,262
‫به خدمتش برس بریگز!

55
00:04:35,733 --> 00:04:37,110
‫خواهش می‌کنم کمکم کنین!

56
00:04:42,907 --> 00:04:44,492
‫بابا، حالت خوبه؟

57
00:04:48,621 --> 00:04:51,666
‫کمکم... کمکم کنین.

58
00:04:53,459 --> 00:04:55,211
‫برو دکتر رو بیار.

59
00:05:04,387 --> 00:05:06,097
‫بیشتر از این‌ها بهم بدهکاری.

60
00:05:15,606 --> 00:05:17,317
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

61
00:05:21,237 --> 00:05:22,155
‫بابی.

62
00:05:25,116 --> 00:05:27,243
‫وای خدا، نه.

63
00:05:32,332 --> 00:05:33,750
‫حسابمون صاف شد.

64
00:05:40,131 --> 00:05:41,966
‫تو برادرم رو کشتی عوضی...!

65
00:06:17,085 --> 00:06:21,047
‫[خرید و فروش]

66
00:06:23,424 --> 00:06:27,553
‫«مثل قدیم»

67
00:06:29,680 --> 00:06:32,975
‫[بیست سال بعد]

68
00:06:45,321 --> 00:06:46,280
‫این‌ها رو زود پهن می‌کنم...

69
00:06:46,447 --> 00:06:48,616
‫که تا باد نوزیده، خشک بشن.

70
00:06:52,578 --> 00:06:54,747
‫می‌خوای کمکم کنی
‫یا همین‌جوری تماشا کنی؟

71
00:06:55,540 --> 00:06:57,083
‫از تماشا کردنت خوشم میاد.

72
00:06:59,627 --> 00:07:02,338
‫واقعا؟ از تماشا کردن
‫لباس پهن کردنم خوشت میاد؟

73
00:07:04,632 --> 00:07:07,510
‫از تماشا کردن اکثر کارهات خوشم میاد.

74
00:07:07,677 --> 00:07:09,971
‫من اکثر کارهام رو به خاطر تو می‌کنم.

75
00:07:10,138 --> 00:07:11,597
‫درسته.

76
00:07:11,764 --> 00:07:13,891
‫لابد واسه همین از تماشا کردنم خوشت میاد؟

77
00:07:14,100 --> 00:07:17,562
‫گمون کنم از تماشا کردن
‫کارهای دیگه‌ات هم خوشم بیاد.

78
00:07:17,770 --> 00:07:19,480
‫نمی‌خوام صرفا به خاطر من کار کنی.

79
00:07:20,857 --> 00:07:23,443
‫مثلا وقتی واسه دخترمون کاری می‌کنم؟

80
00:07:23,651 --> 00:07:27,113
‫آره.
‫مادر خوبی هستی.

81
00:07:27,321 --> 00:07:28,781
‫کاملا مشخصه.

82
00:07:29,991 --> 00:07:31,534
‫من هم بهت نیاز دارم.

83
00:07:32,285 --> 00:07:33,369
‫ولی امروز نمی‌تونم برسونمش،

84
00:07:33,536 --> 00:07:34,829
‫آخه قراره باد بوزه...

85
00:07:34,996 --> 00:07:37,415
‫و باید لباس‌ها رو پهن کنم.

86
00:07:37,582 --> 00:07:38,583
‫باید مغازه‌مون رو باز کنم.

87
00:07:38,749 --> 00:07:41,043
‫پس بهتره زودتر راه بیفتین...

88
00:07:41,210 --> 00:07:42,587
‫که دیرت نشه.

89
00:07:42,753 --> 00:07:43,963
‫بروک!

90
00:07:44,922 --> 00:07:45,840
‫باید بجنبی!

91
00:07:46,007 --> 00:07:47,800
‫امروز پدرت می‌رسوندت مدرسه.

92
00:07:48,009 --> 00:07:49,343
‫چرا خودت نمی‌تونی برسونیم؟

93
00:07:49,510 --> 00:07:50,470
‫بروک.

94
00:07:52,722 --> 00:07:53,764
‫بله جناب؟

95
00:07:55,558 --> 00:07:56,851
‫به حرف مادرت گوش بده.

96
00:07:57,393 --> 00:07:58,769
‫ممنون.

97
00:07:58,936 --> 00:08:00,813
‫بروک، امروز صبح خیلی کار دارم.

98
00:08:00,980 --> 00:08:01,856
‫پس بحث نباشه.

99
00:08:02,023 --> 00:08:04,484
‫کتاب‌های مدرسه‌ات رو بردار
‫تا دیرتون نشده، راه بیفت.

100
00:08:04,650 --> 00:08:06,360
‫گمون کنم کلا بد نباشه...

101
00:08:06,569 --> 00:08:08,321
‫کمی با پدرت قدم بزنی.

102
00:08:09,697 --> 00:08:10,948
‫برو دیگه.

103
00:08:19,123 --> 00:08:20,416
‫بهتر بود با اسب می‌اومدیم.

104
00:08:20,583 --> 00:08:21,459
‫نه.

105
00:08:21,626 --> 00:08:22,960
‫وقت نمی‌شد هم اسب رو زین کنم،

106
00:08:23,169 --> 00:08:24,962
‫من تو رو برسونم مدرسه،
‫هم مغازه‌مون رو...

107
00:08:25,171 --> 00:08:26,255
‫سر وقت باز کنم.

108
00:08:26,422 --> 00:08:27,965
‫مگه با اسب سریع‌تر نمی‌رسیم؟

109
00:08:28,132 --> 00:08:29,300
‫بدون شک.

110
00:08:29,467 --> 00:08:31,010
‫پس سریع‌تر می رسوندمون...

111
00:08:31,177 --> 00:08:32,803
‫زمانی رو که صرف زین کردن اسب می‌شد...

112
00:08:32,970 --> 00:08:34,180
‫جبران نمی‌کرد؟

113
00:08:41,270 --> 00:08:42,396
‫نه.

114
00:09:14,428 --> 00:09:18,432
‫«به خاطر بیماری خانم والری،
‫امروز کلاس برگزار نمی‌شود.»

115
00:09:20,768 --> 00:09:22,228
‫به نظرت چه بیماری‌ای گرفته؟

116
00:09:22,895 --> 00:09:23,896
‫آبله گرفته؟

117
00:09:27,984 --> 00:09:29,193
‫احتمالا آبله گرفته.

118
00:09:29,360 --> 00:09:31,737
‫دیگه باید بری خونه.
‫باید مغازه‌مون رو باز کنم.

119
00:09:32,863 --> 00:09:34,865
‫مامان می‌گه حق ندارم تنها برم خونه.

120
00:09:35,032 --> 00:09:36,784
‫چه حرف چرتی.

121
00:09:37,451 --> 00:09:39,203
‫خودت می‌گی باید به حرف مادر گوش بدم.

122
00:09:40,496 --> 00:09:42,039
‫این دفعه فرق می‌کنه.

123
00:09:43,499 --> 00:09:46,002
‫اگه مجبورم کنی تنهایی برم خونه،
‫مامان خوشش نمیاد.

124
00:10:00,558 --> 00:10:04,353
‫[مرکز خرید و فروش بریگز]

125
00:10:14,363 --> 00:10:16,782
‫اونجا بشین و درستو بخون.

126
00:10:17,408 --> 00:10:18,409
‫درسم رو خوندم.

127
00:10:18,576 --> 00:10:20,703
‫معلممون باید درس جدید بده.

128
00:10:21,245 --> 00:10:23,998
‫پس اونجا بشین و کتاب بخون.

129
00:10:38,346 --> 00:10:39,722
‫صبح به خیر آقای جفریز.

130
00:10:39,930 --> 00:10:41,265
‫صبح به خیر آقای بریگز.

131
00:10:41,432 --> 00:10:42,725
‫حالت چطوره؟

132
00:10:42,933 --> 00:10:44,477
‫خوبِ خوبم.
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

133
00:10:45,019 --> 00:10:47,146
‫خب، الان بهت می‌گم آقای بریگز.

134
00:10:47,730 --> 00:10:49,857
‫دیروز به مادرم سرزدم...

135
00:10:50,024 --> 00:10:51,359
‫که می‌خواد واسه تهیه غذای اشتراکی...

136
00:10:51,525 --> 00:10:52,777
‫کلیسا که آخر هفته است، کیک درست کنه.

137
00:10:52,943 --> 00:10:54,945
‫پارسال پای درست کرده بود،

138
00:10:55,112 --> 00:10:57,531
‫ولی سیب‌هایی رو که توش ریخته بود،
‫از درخت آقای جانسون چیده بود،

139
00:10:57,740 --> 00:11:00,284
‫همون درخت پشتی کنار دسشویی رو می‌گم.

140
00:11:00,451 --> 00:11:01,327
‫ولی متأسفانه...

141
00:11:01,494 --> 00:11:02,912
‫سیب‌هاش خیلی بدمزه بودن...

142
00:11:03,120 --> 00:11:04,955
‫و حال همه به هم خورده بود.

143
00:11:05,122 --> 00:11:07,583
‫از من بشنو، گمون کنم کثافت دسشویی

144
00:11:07,750 --> 00:11:09,085
‫به ریشه درخته نفوذ کرده...

145
00:11:09,251 --> 00:11:12,129
‫و مزه عادی سیب رو تغییر داده.

146
00:11:12,296 --> 00:11:14,423
‫ولی آقای جانسون چرت می‌گم...

147
00:11:14,590 --> 00:11:15,633
‫و واسه همین...

148
00:11:15,800 --> 00:11:18,302
‫دیگه نمی‌ذارم مامانم
‫واسه پای سیبش سیب بچینه،

149
00:11:18,511 --> 00:11:20,096
‫البته اگه از من بپرسی،

150
00:11:20,262 --> 00:11:22,807
‫خودم و مامانم مشکلی نداریم،
‫آخه همون‌طور که گفتم...

151
00:11:22,973 --> 00:11:25,226
‫سیب‌هاش خیلی بدمزه‌ان.

152
00:11:27,436 --> 00:11:30,564
‫خب، واسه همین مامانم
‫سر دوراهی مونده.

153
00:11:32,316 --> 00:11:34,610
‫قرار نیست واسه تهیه غذای اشتراکی
‫این هفته پای درست کنه.

154
00:11:34,819 --> 00:11:36,278
‫پس چی می‌خواد درست کنه؟

155
00:11:37,613 --> 00:11:38,989
‫کیک درست می‌کنه.

156
00:11:39,156 --> 00:11:41,826
‫احسنت. مامانم باید کیک درست کنه.

157
00:11:41,992 --> 00:11:44,537
‫بعد از مراسم کلیسای یکشنبه
‫به خوراک اشتراکی کلیسا تحویلش می‌ده.

158
00:11:46,122 --> 00:11:47,415
‫می‌خوای از مغازه...

159
00:11:47,581 --> 00:11:49,208
‫چیزی بخری آقای جفریز؟

160
00:11:49,375 --> 00:11:51,919
‫من رو باش، کلی از مامانم گفتم.

161
00:11:52,086 --> 00:11:54,130
‫کلا یادم رفت که نگفتم واسه چی اومدم.

162
00:11:54,296 --> 00:11:55,798
‫مامانم آرد می‌خواد.

163
00:11:55,965 --> 00:11:57,341
‫آرد خودش پر از سوسکچه شده...

164
00:11:57,550 --> 00:11:59,677
‫و گمون نمی‌کنه این دفعه
‫بتونه همه‌شون رو جدا کنه.

165
00:11:59,844 --> 00:12:01,011
‫چند کیلو می‌خوای؟

166
00:12:01,220 --> 00:12:03,431
‫یه بسته نه کیلویی کافیه.

167
00:12:22,032 --> 00:12:24,452
‫ندیده بودم اونجا نشستی.

168
00:12:25,286 --> 00:12:26,871
‫واقعا نمی‌خواستم بدزدمشون.

169
00:12:27,079 --> 00:12:28,539
‫با بابات شوخی دارم.

170
00:12:32,835 --> 00:12:34,044
‫نه کیلو آرد.

171
00:12:34,211 --> 00:12:36,380
‫یه دلار و پنج سنت می‌شه.

172
00:12:37,506 --> 00:12:39,717
‫آها، می‌شه به حساب مادرم بزنی؟

173
00:12:39,884 --> 00:12:41,135
‫معلومه.

174
00:12:41,552 --> 00:12:43,179
‫ممنون آقای بریگز.

175
00:12:43,345 --> 00:12:45,806
‫امیدوارم یکشنبه
‫سر صرف خوراک اشتراکی ببینمت.

176
00:12:45,973 --> 00:12:46,849
‫با اجازه خانم.

177
00:12:51,645 --> 00:12:52,563
‫کتابت رو...

178
00:12:52,730 --> 00:12:54,023
‫تا ته خوندی؟

179
00:12:54,523 --> 00:12:56,776
‫سعی کرد آب‌نبات ژله‌ای بدزده.

180
00:12:58,402 --> 00:12:59,278
‫چی؟

181
00:12:59,445 --> 00:13:00,821
‫اون آقائه رو می‌گم.

182
00:13:01,447 --> 00:13:02,907
‫آقای جفریز رو می‌گم.

183
00:13:04,158 --> 00:13:05,576
‫موقع دزدیدن آب‌نبات ژله‌ای
‫مچش رو گرفتم...

184
00:13:05,743 --> 00:13:06,994
‫گذاشتشون سر جاشون.

185
00:13:07,661 --> 00:13:09,330
‫گذاشتشون سر جاشون؟

186
00:13:10,289 --> 00:13:11,332
‫آره.

187
00:13:13,375 --> 00:13:15,795
‫دفعه بعد که اون مغازه‌ام،
‫باهاش صحبت می‌کنم.

188
00:13:20,883 --> 00:13:21,967
‫می‌خوای بخوری؟

189
00:13:22,468 --> 00:13:23,594
‫نه.

190
00:13:24,887 --> 00:13:26,889
‫پس چی می‌خوای؟

191
00:13:27,681 --> 00:13:29,141
‫دستش کثیف بود.

192
00:15:25,215 --> 00:15:26,675
‫عذر می‌خوام خانم.

193
00:15:26,842 --> 00:15:28,552
‫نمی‌خواستم بترسونمتون.

194
00:15:29,511 --> 00:15:31,680
‫مطمئن نبودیم کسی خونه است یا نه.

195
00:15:31,847 --> 00:15:34,683
‫کسی خونه است.
‫خودم خونه‌ام.

196
00:15:34,892 --> 00:15:36,393
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

197
00:15:36,602 --> 00:15:38,228
‫درسته خانم.

198
00:15:38,395 --> 00:15:42,107
‫بذارین اول بابت معرفی بی‌ادبانه‌ام
‫عذرخواهی کنم.

199
00:15:42,274 --> 00:15:43,442
‫بنده جیمز مک‌کالیستر هستم...

200
00:15:43,651 --> 00:15:45,569
‫و الان چندین روزه که خودم و همراهانم...

201
00:15:45,736 --> 00:15:47,404
‫تو راهیم.

202
00:15:47,571 --> 00:15:50,658
‫خیلی خسته‌ایم و بدجوری گم شدیم.

203
00:15:51,992 --> 00:15:53,535
‫همراهانتون؟

204
00:15:53,702 --> 00:15:55,496
‫آره خانم.

205
00:15:55,663 --> 00:15:58,207
‫ایشون که کنار جاده مونده، چکمه‌پوشه.

206
00:15:58,624 --> 00:16:00,960
‫نمی‌خواست بیاد سمت خونه
‫و کسی رو بترسونه.

207
00:16:01,126 --> 00:16:02,336
‫ادب به خرج می‌ده.

208
00:16:02,503 --> 00:16:05,756
‫پشت سرتون هم مایک گردن‌کلفته.

209
00:16:05,923 --> 00:16:07,299
‫خیلی عذر می‌خوام خانم.

210
00:16:07,466 --> 00:16:09,468
‫رفته بودم پشت خونه‌تون...

211
00:16:09,635 --> 00:16:11,512
‫که ببینم کسی تو باغچه‌تون هست یا نه.

212
00:16:12,221 --> 00:16:13,180
‫کسی بود؟

213
00:16:13,347 --> 00:16:14,473
‫نچ.

214
00:16:16,308 --> 00:16:18,519
‫بهتر بود مثل آدم در می‌زدیم.

215
00:16:18,686 --> 00:16:19,728
‫خب، در زدیم خانم.

216
00:16:19,895 --> 00:16:21,855
‫هوم، درسته.

217
00:16:22,022 --> 00:16:25,067
‫خودم دیدم مایک گردن‌کلفت
‫رفت دم در و در زد.

218
00:16:25,234 --> 00:16:27,194
‫با چشم خودم شاهد بودم.

219
00:16:29,029 --> 00:16:30,239
‫حتما محکم در نزده.

220
00:16:30,406 --> 00:16:32,866
‫من که تو خونه صداش رو نشنیدم.

221
00:16:33,033 --> 00:16:36,120
‫به هر حال...

222
00:16:37,371 --> 00:16:39,832
‫خب، اگه یه لحظه فرصت بدین...

223
00:16:40,040 --> 00:16:44,044
‫لباس‌ها رو بذارم سر جاشون،
‫با کمال میل...

224
00:16:44,211 --> 00:16:46,588
‫بهتون می‌گم شهر از کدوم طرفه.

225
00:16:46,755 --> 00:16:48,757
‫از همین جاده با پای پیاده
‫نیم‌ساعت راهه.

226
00:16:48,924 --> 00:16:50,592
‫هم هتل دارن، هم سالن،

227
00:16:50,801 --> 00:16:53,429
‫یه حموم عمومی هم دارن که آبش داغه.

228
00:16:53,595 --> 00:16:55,597
‫خب، خیلی لطف می‌کنین خانم.

229
00:16:55,764 --> 00:16:57,141
‫خیلی ممنون می‌شیم.

230
00:16:58,308 --> 00:17:00,019
‫شوهرم همین الان‌ها میاد خونه،

231
00:17:00,185 --> 00:17:03,272
‫خودش می‌تونه بهتون بگه
‫شهر از کدوم طرفه.

232
00:17:04,857 --> 00:17:05,733
‫شوهرتون؟

233
00:17:05,941 --> 00:17:07,484
‫آره آقا. شوهرم.

234
00:17:07,651 --> 00:17:10,029
‫باید همین الان‌ها برسه.

235
00:17:10,195 --> 00:17:12,322
‫احیانا شوهرتون همونی نیست که امروز...

236
00:17:12,531 --> 00:17:14,908
‫پیاده تو جاده قدم می‌زد؟

237
00:17:15,075 --> 00:17:16,869
‫دخترکی هم همراهش بود؟

238
00:17:18,245 --> 00:17:20,664
‫آره، داشت دخترمون رو می‌رسوند مدرسه.

239
00:17:25,461 --> 00:17:26,754
‫وای، چه قشنگ.

240
00:17:26,920 --> 00:17:30,424
‫مرد گنده دخترکی رو می‌رسونه مدرسه.

241
00:17:31,216 --> 00:17:33,427
‫واقعا دوره و زمونه عوض شده.

242
00:17:33,594 --> 00:17:35,054
‫واقعا انگار عوض شده.

243
00:17:35,220 --> 00:17:36,638
‫واقعا همین‌طوره.

244
00:17:36,805 --> 00:17:40,350
‫گفتین از همین جاده با پای پیاده
‫نیم ساعت تا شهر راهه؟

245
00:17:41,101 --> 00:17:42,311
‫درسته.

246
00:17:42,478 --> 00:17:44,104
‫هوم.

247
00:17:44,271 --> 00:17:47,316
‫خب، اگه قرار بود شوهرتون دخترتون رو...

248
00:17:47,483 --> 00:17:49,902
‫برسونه و برگرده، خیلی دیر کرده.

249
00:17:53,530 --> 00:17:55,783
‫امیدوارم اتفاقی نیفتاده باشه که معطل بشه.

250
00:18:05,459 --> 00:18:06,502
‫برو کمکش کن.

251
00:18:06,668 --> 00:18:08,420
‫حالت خوبه؟

252
00:18:08,587 --> 00:18:10,255
‫زنیکه داغونم کرد

253
00:18:10,422 --> 00:18:11,840
‫زنی بی‌سلاح که داشت لباس جمع می‌کرد...

254
00:18:12,007 --> 00:18:12,883
‫به خدمتت رسید.

255
00:18:13,050 --> 00:18:13,592
‫- آره.

256
00:18:30,567 --> 00:18:32,152
‫باز کن خانم جون.

257
00:18:33,153 --> 00:18:35,280
‫من بالاخره میام تو.

258
00:18:36,156 --> 00:18:38,534
‫بهتره قبلش عصبانیمون نکنین.

259
00:18:51,171 --> 00:18:54,675
‫خانم، گمون برداشت اشتباهی...

260
00:18:54,842 --> 00:18:56,051
‫از من و دوستانم کردین.

261
00:18:57,636 --> 00:18:59,805
‫فرار کردن و قایم شدن منطقی نیست.

262
00:19:00,681 --> 00:19:02,766
‫من که نمی‌خوایم بلایی سر کسی بیاریم.

263
00:19:02,933 --> 00:19:04,143
‫نباید این‌قدر سربه‌سر ملت بذاریم،

264
00:19:04,309 --> 00:19:06,145
‫باید به مسیرمون ادامه بدیم.

265
00:19:06,311 --> 00:19:08,647
‫حتما مارشاله به زودی می‌رسه.

266
00:19:08,814 --> 00:19:11,400
‫یه روزه می‌رسه،
‫حداکثر یک و نیم روزه می‌رسه.

267
00:19:12,109 --> 00:19:13,068
‫اگه شما احمق‌ها نمی‌خواین...

268
00:19:13,235 --> 00:19:14,987
‫دوباره بیفتین زندان،
‫باید در حرکت باشیم.

269
00:19:15,154 --> 00:19:17,656
‫یوستیس، دهنت رو ببند.

270
00:19:17,823 --> 00:19:20,742
‫خودم می‌دونم ترسیدین و قایم شدین.

271
00:19:20,951 --> 00:19:22,744
‫ولی اگه یه لحظه نگاهمون کنین،

272
00:19:22,911 --> 00:19:25,497
‫می‌فهمین اصلا تفنگ نداریم.

273
00:19:25,664 --> 00:19:26,790
‫صرفا می‌خوایم صحبت کنیم.

274
00:19:50,981 --> 00:19:52,107
‫وای، خاک بر سرم.

275
00:19:54,359 --> 00:19:55,819
‫برین. برین بیارینش.

276
00:19:56,737 --> 00:19:58,280
‫برگردونینش.

277
00:20:12,169 --> 00:20:13,837
‫- زنده می‌مونی؟
‫- آره.

278
00:20:29,645 --> 00:20:30,729
‫بیارینش اینجا!

279
00:20:30,896 --> 00:20:32,189
‫بجنبین دیگه!

280
00:20:41,240 --> 00:20:42,866
‫بازوش خیلی داغون شده.

281
00:20:43,033 --> 00:20:44,993
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

282
00:20:45,535 --> 00:20:47,496
‫حس می‌کنم به طور مناسبی...

283
00:20:47,663 --> 00:20:48,914
‫آشنا نشدیم.

284
00:20:49,122 --> 00:20:51,083
‫به نظرم تقصیر خودتونه.

285
00:20:51,250 --> 00:20:55,045
‫آخه من خودم رو موقع آشناییمون
‫معرفی کردم، مگه نه؟

286
00:20:55,254 --> 00:20:58,715
‫اسمم رو کامل گفتم.

287
00:20:59,591 --> 00:21:03,053
‫شما بهم افتخار آشنایی ندادین. مگه نه؟

288
00:21:05,639 --> 00:21:08,558
‫گفتم مگه نه؟

289
00:21:09,434 --> 00:21:11,561
‫من اصلا بهت افتخار نمی‌دم.

290
00:21:12,062 --> 00:21:13,397
‫پس بگین ببینم...

291
00:21:15,274 --> 00:21:17,401
‫شوهرتون همین آدمه؟ هوم؟

292
00:21:18,777 --> 00:21:21,822
‫همون آدمیه که امروز صبح
‫داشت پیاده تو جاده می‌رفت؟

293
00:21:22,239 --> 00:21:25,033
‫شوهرتون همون کولتون بریگز مشهوره؟

294
00:21:26,076 --> 00:21:27,411
‫اسم شوهرم به گوشت خورده، مگه نه؟

295
00:21:27,577 --> 00:21:31,581
‫وای، معلومه که اسم شوهرتون به گوشم خورده.

296
00:21:32,457 --> 00:21:34,418
‫عین خانواده می‌مونیم.

297
00:21:34,751 --> 00:21:35,919
‫خوبه.

298
00:21:36,503 --> 00:21:39,715
‫در این صورت، لزومی نداره براتون توضیح بدم.

299
00:21:43,093 --> 00:21:47,389
‫بدجوری بدبخت شدین بچه‌ها.

300
00:21:49,099 --> 00:21:50,642
‫کولتون بریگز دیگه کدوم خریه؟

301
00:21:50,809 --> 00:21:53,103
‫شوخی نمی‌کنی؟
‫کولتون بریگز؟

302
00:21:53,770 --> 00:21:55,022
‫ایشون همسر کولتون بریگزه؟

303
00:21:55,188 --> 00:21:56,773
‫یوستیس، ساکت باش.

304
00:21:57,441 --> 00:21:58,442
‫درسته.

305
00:22:00,819 --> 00:22:02,446
‫من هم همسرشم.

306
00:22:04,781 --> 00:22:06,575
‫شما هم با تفنگتون...

307
00:22:06,908 --> 00:22:09,202
‫زدین تو صورتم.

308
00:22:11,830 --> 00:22:13,290
‫دستم رو شکستی.

309
00:22:14,166 --> 00:22:16,209
‫به اسبش شلیک کردین.

310
00:22:21,631 --> 00:22:25,427
‫شیطان رو بیدار کردین بچه‌ها.

311
00:22:28,013 --> 00:22:29,181
‫امان از دستت جیمی.

312
00:22:29,348 --> 00:22:31,308
‫داری بدبختمون می‌کنی!

313
00:22:31,767 --> 00:22:35,979
‫من شوهرتون رو خوب می‌شناسم، هوم؟

314
00:22:37,314 --> 00:22:38,774
‫از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم.

315
00:22:39,775 --> 00:22:42,402
‫در واقع، بهش بدهکارم.

316
00:22:53,372 --> 00:22:55,624
‫خوبه دیگه.
‫وقتشه بریم خونه.

317
00:22:59,544 --> 00:23:01,671
‫مامان نیومد مدرسه دنبالم.

318
00:23:01,838 --> 00:23:04,383
‫تو که مدرسه نبودی.
‫اینجا بودی.

319
00:23:04,549 --> 00:23:06,051
‫آره، ولی اگه می‌دید مدرسه نیستم،

320
00:23:06,218 --> 00:23:07,344
‫نمی‌اومد اینجا که پیدام کنه؟

321
00:23:24,861 --> 00:23:26,738
‫مارشال!

322
00:23:26,905 --> 00:23:28,365
‫بهتره بیاین بیرون.

323
00:23:35,038 --> 00:23:36,915
‫اون‌ها کی‌ان؟

324
00:23:37,124 --> 00:23:39,251
‫کی اومده؟ خانواده‌اشن؟

325
00:23:39,418 --> 00:23:40,836
‫ممکنه. شبیه پدر و دختری‌ان...

326
00:23:41,002 --> 00:23:42,629
‫که عکسشون رو طاقچه بود.

327
00:23:48,760 --> 00:23:50,095
‫حتما موقع رد شدنشون...

328
00:23:50,303 --> 00:23:52,013
‫خونه نبودن.

329
00:23:52,222 --> 00:23:53,473
‫خدا رو شکر که سالمن.

330
00:23:53,682 --> 00:23:55,016
‫بالاخره کمی شانس آوردیم.

331
00:23:57,227 --> 00:23:58,728
‫واقعا خوش‌شانس بودیم.

332
00:24:01,523 --> 00:24:02,774
‫به بقیه بگو بیان بیرون.

333
00:24:02,983 --> 00:24:04,526
‫بهتره تو خونه‌شون...

334
00:24:04,693 --> 00:24:05,902
‫جا خوش نکنیم.

335
00:24:12,325 --> 00:24:14,494
‫آهای بچه‌ها، خانواده‌اش اومدن.

336
00:24:15,454 --> 00:24:16,913
‫هنوز زنده‌ان؟

337
00:24:17,122 --> 00:24:17,998
‫آره.

338
00:24:19,875 --> 00:24:21,251
‫وای

339
00:24:23,837 --> 00:24:25,881
‫اینجا خونه شماست؟

340
00:24:31,344 --> 00:24:33,388
‫می‌خوام از طرف افرادم عذرخواهی کنم.

341
00:24:33,555 --> 00:24:36,975
‫اِم، متوجه نشدیم کسی خونه نیست و...

342
00:24:37,184 --> 00:24:38,477
‫همسرم خونه بود.

343
00:24:41,480 --> 00:24:45,609
‫درسته جناب.
‫باز هم عذر می‌خوام.

344
00:24:46,651 --> 00:24:48,778
‫بنده فراکلین جرت،
‫مارشال ایالات متحده، هستم.

345
00:24:48,945 --> 00:24:50,489
‫خودم می‌شناسمت.

346
00:24:51,323 --> 00:24:52,449
‫روث کجاست؟

347
00:24:55,827 --> 00:24:58,455
‫متأسفانه گیجم کردین جناب.

348
00:24:59,664 --> 00:25:00,665
‫می‌شناسمتون؟

349
00:25:07,881 --> 00:25:09,174
‫خودتی بریگز؟

350
00:25:12,469 --> 00:25:14,471
‫وای پسر.

351
00:25:14,638 --> 00:25:15,722
‫عـ...

352
00:25:18,308 --> 00:25:19,518
‫عذر می‌خوام خانم کوچولو.

353
00:25:19,684 --> 00:25:22,354
‫نباید این شکلی صحبت کنم.

354
00:25:25,774 --> 00:25:26,983
‫خانواده داری؟

355
00:25:32,656 --> 00:25:34,658
‫خب، خوبه.

356
00:25:35,700 --> 00:25:39,621
‫آدم باید خانواده داشته باشه.
‫این‌جوری زمین‌گیر می‌شه.

357
00:25:40,539 --> 00:25:42,832
‫زندگیش متعادل می‌شه.
‫خوبه.

358
00:25:42,999 --> 00:25:43,959
‫مارشال.

359
00:25:53,426 --> 00:25:57,472
‫شرمنده‌ام بریگز، ولی باید صحبت کنیم.

360
00:25:59,349 --> 00:26:02,310
‫ترجیحا بریم خصوصی صحبت کنیم.

361
00:26:11,194 --> 00:26:13,363
‫نظرتون چیه برین تو حفاری کمکش کنین؟

362
00:26:14,906 --> 00:26:16,533
‫می‌گه نمی‌خواد کمکش کنیم.

363
00:26:16,700 --> 00:26:19,119
‫می‌گه باید کارمون رو بهتر انجام می‌دادیم.

364
00:26:19,286 --> 00:26:21,079
‫اشتباه نمی‌گه.

365
00:26:21,246 --> 00:26:22,747
‫برین اون اسب‌ها رو حاضر کنین.

366
00:26:32,882 --> 00:26:33,842
‫خانم کوچولو.

367
00:26:35,927 --> 00:26:38,263
‫به خنده‌رو گفتم مقداری شیرعسلی گرم کنه...

368
00:26:38,430 --> 00:26:40,056
‫و کمی شکر قهوه‌ای توش بریزه.

369
00:26:40,223 --> 00:26:42,559
‫خوشمزه است.
‫حالت بهتر می‌شه.

370
00:26:56,239 --> 00:26:58,033
‫من اصلا مامانت رو نمی‌شناختم.

371
00:26:59,576 --> 00:27:01,578
‫ولی می‌دونم خانم خوبی بود.

372
00:27:03,913 --> 00:27:05,624
‫اما بابات رو می‌شناختم.

373
00:27:06,916 --> 00:27:08,710
‫سال‌ها پیش می‌شناختمش.

374
00:27:10,420 --> 00:27:12,505
‫آدم تو این کار با کلی آدم آشنا می‌شه...

375
00:27:12,714 --> 00:27:13,757
‫و اکثر اوقات چهره‌شون رو...

376
00:27:13,923 --> 00:27:15,675
‫از یاد می‌بره.

377
00:27:15,884 --> 00:27:18,261
‫ولی بابات این‌طور نبود.

378
00:27:19,095 --> 00:27:21,848
‫نه‌خیر.
‫این‌طور نبود.

379
00:27:24,100 --> 00:27:28,688
‫می‌شه گفت بابات بدسگال‌ترین
‫آدمیه که به عمرم دیدم.

380
00:27:29,272 --> 00:27:33,568
‫عذر می‌خوام که بددهنی می‌کنم، ولی
‫به عمرم کسی در حدش ندیدم.

381
00:27:35,320 --> 00:27:38,114
‫از طرز نگاهش هم مشخصه،

382
00:27:39,574 --> 00:27:41,785
‫انگار داره پشت سر آدم رو می‌بینه.

383
00:27:43,203 --> 00:27:44,788
‫انگار آدم هیچی نیست.

384
00:27:48,833 --> 00:27:50,293
‫ضمنا، اصلا شوخی ندارم،

385
00:27:50,502 --> 00:27:54,214
‫بابات آدم خشنی بود.

386
00:27:54,631 --> 00:27:56,549
‫یه بار شاهد شلیک کردنش
‫به سه گاوچرون بودم.

387
00:27:56,716 --> 00:27:57,926
‫البته مبارزه منصفانه‌ای بود،

388
00:27:58,093 --> 00:28:01,429
‫ولی گمون نکنم ذره‌ای مضطرب شده بوده باشه.

389
00:28:02,180 --> 00:28:03,765
‫نمی‌تونم بگم خلافکار بود.

390
00:28:03,973 --> 00:28:07,560
‫خبر ندارم، ولی می‌تونم بگم...

391
00:28:07,727 --> 00:28:09,938
‫خودم «آدم خوبی» محسوبش نمی‌کردم.

392
00:28:11,940 --> 00:28:13,024
‫اون موقع نمی‌کردم.

393
00:28:14,818 --> 00:28:16,569
‫واسه چی این حرف‌ها رو بهم می‌زنین؟

394
00:28:19,072 --> 00:28:20,031
‫هوم.

395
00:28:25,245 --> 00:28:27,789
‫گمون کنم صرفا می‌خوام بفهمی...

396
00:28:29,332 --> 00:28:31,501
‫مامانت چه خانم خوبی بود.

397
00:28:32,752 --> 00:28:35,755
‫کاری کرد بی‌رحم‌ترین آدمکشی
‫که به عمرم دیدم...

398
00:28:35,964 --> 00:28:38,216
‫به مردی خانواده‌دوست تبدیل بشه.

399
00:28:38,883 --> 00:28:40,468
‫به مغازه‌اش برسه.

400
00:28:42,679 --> 00:28:44,305
‫خانم کوچولویی رو بزرگ کنه.

401
00:28:44,764 --> 00:28:46,850
‫مامانت کار خوبی کرد.

402
00:28:48,560 --> 00:28:50,437
‫پدرم قبلا ملت رو می‌کشت؟

403
00:28:51,354 --> 00:28:54,691
‫آره، ولی جریانش مال سال‌ها پیشه.

404
00:28:56,693 --> 00:28:59,028
‫من حتی تفنگ هم تو دست پدرم ندیدم.

405
00:28:59,487 --> 00:29:01,656
‫خب، چون الان دیگه آدم خوبیه.

406
00:29:02,824 --> 00:29:04,492
‫به خاطر کار مامانت آدم خوبیه.

407
00:29:07,620 --> 00:29:11,416
‫شما هم تفنگ دارین.
‫آدم خوبی هستین؟

408
00:29:13,209 --> 00:29:14,544
‫سعی می‌کنم باشم.

409
00:29:15,712 --> 00:29:17,213
‫مامانم دیگه از دنیا رفته.

410
00:29:21,217 --> 00:29:23,178
‫پدرم هنوز هم آدم خوبیه؟

411
00:29:41,571 --> 00:29:43,823
‫می‌خوای چند کلمه صحبت کنم؟

412
00:29:44,032 --> 00:29:45,575
‫خیلی زیاد صحبت کردی.

413
00:29:46,201 --> 00:29:47,827
‫اصلا به درد نخورد.

414
00:29:53,124 --> 00:29:54,667
‫باید مسئله‌ای رو به اطلاعت برسونم.

415
00:29:54,834 --> 00:29:59,214
‫اِم، طویله‌تون رو به کثافت کشیدن.

416
00:30:01,007 --> 00:30:03,176
‫بهتره دخترت شاهدش نباشه.

417
00:30:04,052 --> 00:30:07,305
‫بهتره اول تمیزش کنی،
‫بعد واردش بشه.

418
00:30:08,640 --> 00:30:09,849
‫گمون کنم خودمون راه بیفتیم.

419
00:30:10,016 --> 00:30:12,811
‫متوجه شدم چند ساعت بیشتر
‫ازمون جلو نیستن...

420
00:30:12,977 --> 00:30:15,647
‫و گمون کنم از مقصدشون خبر داشته باشم.

421
00:30:15,814 --> 00:30:18,566
‫اسم عاملان این اتفاق رو بهم بگو.

422
00:30:19,400 --> 00:30:20,610
‫مقصدشون رو بهم بگو.

423
00:30:22,821 --> 00:30:26,032
‫نه جناب.
‫گمون نکنم بتونم چنین کاری کنم.

424
00:30:27,534 --> 00:30:28,743
‫گمون کنم چند سالی می‌شه...

425
00:30:28,952 --> 00:30:31,496
‫که دنیا شاهد کولتون بریگز سابق نبوده...

426
00:30:31,663 --> 00:30:33,498
‫و به نظرم اگه شرایط همین‌طور بمونه،

427
00:30:33,665 --> 00:30:35,750
‫همه خوشحال می‌شن.

428
00:30:35,917 --> 00:30:36,835
‫اسم عاملان...

429
00:30:37,043 --> 00:30:39,170
‫مرگ همسرم رو بهم بگو.

430
00:30:39,337 --> 00:30:41,047
‫بریگز، ببین چی داری می‌گی.

431
00:30:41,214 --> 00:30:43,132
‫اون دخترکی رو که اونجا نشسته می‌بینی؟

432
00:30:43,299 --> 00:30:47,095
‫تازه مامانش رو از دست داده.
‫الان به پدرش نیاز داره.

433
00:30:48,304 --> 00:30:51,808
‫نذاری تغییراتی که اون زن
‫درونت اعمال کرده...

434
00:30:51,975 --> 00:30:53,977
‫با مرگش از بین برن.

435
00:30:54,143 --> 00:30:57,605
‫اون دخترک به مردی که می‌شناسه
‫و خیلی دوستش داره نیاز داره.

436
00:30:58,231 --> 00:31:01,860
‫راستش، از وقتی رسما کشور شدیم،

437
00:31:02,026 --> 00:31:05,780
‫اینجا هم مشمول کشور جدیدی می‌شه.

438
00:31:06,155 --> 00:31:09,742
‫قوانینی داریم.
‫رویه عادلانه داریم.

439
00:31:09,909 --> 00:31:12,620
‫ملت همین‌جوری همدیگه رو نمی‌کشن.

440
00:31:12,787 --> 00:31:14,914
‫دنیا دیگه اون شکلی نیست.

441
00:31:15,582 --> 00:31:19,919
‫در حق دخترت جفا نکن.
‫در حق خدا جفا نکن.

442
00:31:21,087 --> 00:31:24,716
‫خودم اون قاتلان عوضی رو پیدا می‌کنم.

443
00:31:24,883 --> 00:31:26,134
‫دستگیرشون می‌کنم.

444
00:31:26,342 --> 00:31:29,345
‫دادگاهیشون می‌کنیم
‫و دارشون می‌زنیم.

445
00:31:29,554 --> 00:31:31,306
‫بهت قول می‌دم.

446
00:31:32,515 --> 00:31:34,142
‫برو مراقب دخترت باش.

447
00:31:34,684 --> 00:31:37,270
‫تا وقتی اون دخترک زنده است،

448
00:31:38,688 --> 00:31:41,524
‫انتقام تو زندگیت جایی نداره.

449
00:32:02,712 --> 00:32:03,755
‫حالا چیکار کنیم؟

450
00:32:03,963 --> 00:32:05,048
‫برو بخواب.

451
00:32:46,631 --> 00:32:47,924
‫من هم بهت نیاز دارم.

452
00:33:08,736 --> 00:33:13,741
‫[بیشتر از این‌ها بهت بدهکارم]

453
00:34:12,383 --> 00:34:14,093
‫«تا وقتی زنده است...»

454
00:34:39,327 --> 00:34:41,871
‫اگه مامان می‌دید روم تفنگ کشیدی،
‫خوشش نمی‌اومد.

455
00:35:04,310 --> 00:35:05,478
‫لباست رو بپوش.

456
00:35:05,645 --> 00:35:08,481
‫شلوار بپوش. پیراهن نبودش.

457
00:35:08,981 --> 00:35:10,733
‫یه ربع دیگه حرکت می‌کنیم.

458
00:35:18,366 --> 00:35:19,575
‫اون که اسب مامانه.

459
00:35:19,742 --> 00:35:21,369
‫آره. اسب خودم رو کشتن.

460
00:35:21,577 --> 00:35:23,162
‫نباید بار زیادی با خودمون ببریم.

461
00:35:24,163 --> 00:35:25,832
‫اگه جفتمون سوارش بشیم،
‫نمی‌تونه بدوه.

462
00:35:25,998 --> 00:35:27,375
‫اگه بخوایم بهشون برسیم،

463
00:35:27,542 --> 00:35:28,876
‫باید اسب دیگه‌ای جور کنیم.

464
00:35:29,043 --> 00:35:30,920
‫آره. یکی تو راه پیدا می‌کنیم.

465
00:36:08,040 --> 00:36:10,126
‫فرصت مناسبی واسه چنین کاری بود.

466
00:36:10,543 --> 00:36:12,211
‫معلم مدرسه‌ام مریضه.

467
00:36:12,378 --> 00:36:13,838
‫اگه آبله گرفته باشه،
‫ممکنه تا چند روز خوب نشه.

468
00:36:14,005 --> 00:36:15,047
‫ممکنه بمیره.

469
00:36:15,214 --> 00:36:16,591
‫معلم جدید میارن.

470
00:36:19,051 --> 00:36:20,344
‫کتاب‌های مدرسه‌ام رو جا گذاشتم.

471
00:36:20,511 --> 00:36:21,596
‫گمون کنم آتش گرفتن و سوختن.

472
00:36:21,762 --> 00:36:22,722
‫کتاب جدید می‌خریم.

473
00:36:22,889 --> 00:36:23,890
‫لباس‌هام چی؟

474
00:36:24,098 --> 00:36:25,016
‫لباس جدید می‌خریم.

475
00:36:25,183 --> 00:36:26,309
‫واسه چی قبلی‌ها رو سوزوندیم؟

476
00:36:26,517 --> 00:36:27,935
‫چون قرار نیست برگردیم.

477
00:36:30,229 --> 00:36:31,898
‫قرار نیست برگردیم.

478
00:36:33,524 --> 00:36:35,067
‫همین که کارم رو تموم کردم

479
00:36:35,234 --> 00:36:36,402
‫خونه جدیدی پیدا می‌کنیم...

480
00:36:36,569 --> 00:36:39,822
‫و هرچی از دست دادی رو
‫دوباره می‌خریم.

481
00:36:41,741 --> 00:36:43,117
‫ولی مامان رو نمی‌شه خرید.

482
00:36:58,382 --> 00:36:59,634
‫کمربنده رو بده من.

483
00:37:02,303 --> 00:37:03,512
‫می‌خوای کتکم بزنی؟

484
00:37:17,235 --> 00:37:18,486
‫بگیرش.

485
00:37:19,737 --> 00:37:22,531
‫برو کنار اون درخته که از مسیر فاصله داری.

486
00:37:22,698 --> 00:37:24,867
‫می‌تونی نیم ساعت بخوابی، بیشتر نمی‌شه.

487
00:37:25,034 --> 00:37:27,495
‫بعدش غذا می‌خوریم
‫و دوباره راه می‌افتیم.

488
00:37:27,662 --> 00:37:29,789
‫تا گیرشون ننداختیم،
‫چهار ساعت یه بار همین کار رو می‌کنیم.

489
00:37:30,957 --> 00:37:32,708
‫مگه خودشون دورتر نمی‌شن؟

490
00:37:32,917 --> 00:37:34,835
‫اون‌ها هم آدمن.
‫اون‌ها هم باید بخوابن.

491
00:37:35,002 --> 00:37:35,795
‫منتظرمون می‌مونن.

492
00:37:35,962 --> 00:37:37,713
‫ولی اگه توقف نکنیم،
‫می‌تونیم زودتر برسیم.

493
00:37:37,880 --> 00:37:38,714
‫در اون صورت اصلا...

494
00:37:38,881 --> 00:37:41,133
‫اگه خسته و کوفته برسیم،
‫به درد نمی‌خوره.

495
00:37:41,592 --> 00:37:44,345
‫اگه اسبمون از خستگی بمیره
‫هم به درد نمی‌خوره.

496
00:37:44,512 --> 00:37:46,931
‫پیدا کردنشون کافی نیست.

497
00:37:47,348 --> 00:37:49,141
‫باید آماده باشیم که بکشیمشون.

498
00:37:49,725 --> 00:37:51,644
‫آخه خودشون می‌خوان
‫ما رو بکشن.

499
00:38:18,713 --> 00:38:20,339
‫به نظرت اون دخترک...

500
00:38:20,548 --> 00:38:22,174
‫دیشب غیرعادی نبود؟

501
00:38:23,342 --> 00:38:24,552
‫منظورتون چیه؟

502
00:38:25,344 --> 00:38:27,763
‫تازه مامانش رو کشته بودن.

503
00:38:27,930 --> 00:38:30,558
‫همون‌جا کنار جسدش نشسته بود.

504
00:38:30,725 --> 00:38:32,476
‫یه قطره  اشک هم نریخت.

505
00:38:34,270 --> 00:38:36,063
‫حتی منی که اصلا طرف رو ندیده بودم...

506
00:38:36,522 --> 00:38:39,150
‫بیش از دختر خودش گریه کردم.

507
00:38:40,067 --> 00:38:42,528
‫خب، احتمالا با شنیدن خبرش شوکه شده.

508
00:38:42,737 --> 00:38:43,738
‫بالاخره تازه مامانش رو کشتن.

509
00:38:43,904 --> 00:38:45,906
‫قرار نیست احیا بشه.

510
00:38:46,073 --> 00:38:48,784
‫حتما درکش واسه هر بچه‌ای دشواره.

511
00:38:50,328 --> 00:38:51,579
‫لابد دیگه.

512
00:38:57,585 --> 00:38:58,711
‫خاک بر سرم!

513
00:39:01,630 --> 00:39:02,506
‫بیا، بیا.

514
00:39:02,673 --> 00:39:04,675
‫بیا.

515
00:39:10,306 --> 00:39:11,474
‫آخ!

516
00:39:14,602 --> 00:39:15,770
‫عوضی ها  

517
00:39:16,354 --> 00:39:17,563
‫چطوری زدی؟

518
00:39:25,488 --> 00:39:26,739
‫پام زخمی شده.

519
00:39:29,492 --> 00:39:31,118
‫وای.

520
00:39:37,917 --> 00:39:40,211
‫طرف تیراندازه، خاک بر سرم.

521
00:39:40,378 --> 00:39:41,504
‫مارشاله است.

522
00:39:41,962 --> 00:39:43,214
‫به مارشاله شلیک نکرده بودی؟

523
00:39:52,181 --> 00:39:53,641
‫گندش بزنن!

524
00:39:53,808 --> 00:39:56,394
‫آشغال عوضی قبل از مستقر شدنمون حمله کرد!

525
00:40:04,485 --> 00:40:05,528
‫چیکار کنیم؟

526
00:40:05,694 --> 00:40:06,904
‫بریگز رو می‌بینی؟

527
00:40:07,071 --> 00:40:09,156
‫ای بابا، رئیس، من که نمی‌دونم چه شکلیه؟

528
00:40:10,616 --> 00:40:12,284
‫وقتی ببینیش، می‌فهمی خودشه یا نه.

529
00:40:12,451 --> 00:40:13,369
‫بهت قول می‌دم.

530
00:40:26,507 --> 00:40:27,675
‫پناه بگیر خنده‌رو!

531
00:40:28,801 --> 00:40:29,802
‫وای.

532
00:40:30,302 --> 00:40:31,220
‫ای احمق.

533
00:40:31,429 --> 00:40:33,180
‫ببینیم تا کجا می‌تونن فرار کنن.

534
00:40:36,809 --> 00:40:38,352
‫رئیس داره می‌ره.

535
00:40:38,519 --> 00:40:40,771
‫بیا تیر بعدی رو که گذاشتم،
‫بریم بالای اون تپه.

536
00:40:45,359 --> 00:40:46,610
‫من رفتم.

537
00:40:52,324 --> 00:40:53,451
‫خدا به دادمون برسه.

538
00:41:08,549 --> 00:41:09,550
‫وقتشه بریم؟

539
00:41:10,217 --> 00:41:13,345
‫از اون طرف ژرف‌دره صدای شلیک شنیدم.

540
00:41:13,846 --> 00:41:15,556
‫- کی؟
‫- ده دقیقه پیش.

541
00:41:15,723 --> 00:41:17,099
‫چرا بیدارم نکردی؟

542
00:41:18,559 --> 00:41:20,728
‫دلیلی نداره عجله کنیم.

543
00:41:20,895 --> 00:41:23,856
‫درسته که بعضی‌ها
‫با شنیدن صدای شلیک عجله می‌کنن،

544
00:41:24,023 --> 00:41:27,193
‫ولی معمولا عده دیگه‌ای...

545
00:41:27,568 --> 00:41:29,320
‫با شنیدنش آروم‌تر پیش می‌رن.

546
00:41:33,866 --> 00:41:35,618
‫در هر صورت، به زودی...

547
00:41:35,784 --> 00:41:36,785
‫می‌فهمیم چی شده.

548
00:41:41,874 --> 00:41:42,917
‫باورم نمی‌شه.

549
00:41:44,877 --> 00:41:46,629
‫می‌خوای بگی یهو چی شد یا نه؟

550
00:41:46,837 --> 00:41:48,797
‫- ها؟
‫- این دیگه چه کاریه رئیس؟

551
00:41:48,964 --> 00:41:49,965
‫اون‌هایی که جلومون بودن...

552
00:41:50,132 --> 00:41:51,592
‫می‌خواستن برن پشت تپه.

553
00:41:51,759 --> 00:41:52,885
‫اگه صبر می‌کردم، نمی‌دیدمشون.

554
00:41:53,052 --> 00:41:56,222
‫قرار بود اول به مارشاله شلیک کنی. مگه نه؟

555
00:41:56,388 --> 00:41:58,807
‫نابغه خان تصمیم گرفت به جاش
‫به اولین کسی که دید شلیک کنه...

556
00:41:58,974 --> 00:42:01,435
‫و کاری کنه همه‌شون، از جمله مارشاله،

557
00:42:01,602 --> 00:42:03,562
‫پناه بگیرن. راستش...

558
00:42:03,729 --> 00:42:07,358
‫من کلی زحمت کشیدم که کولتون بریگز رو
‫دعوت کنم بیاد پیدام کنه.

559
00:42:07,525 --> 00:42:08,692
‫تو هم کاری کردی...

560
00:42:08,859 --> 00:42:10,361
‫مأمور قانون سالمی سد راهمون بشه.

561
00:42:10,528 --> 00:42:12,363
‫انگار می‌خوای موفق نشم.

562
00:42:14,532 --> 00:42:16,659
‫جریان از همین قراره؟ ها؟

563
00:42:17,409 --> 00:42:18,994
‫نمی‌خوای موفق بشم؟

564
00:42:22,915 --> 00:42:24,208
‫نه رئیس.

565
00:42:25,251 --> 00:42:26,961
‫من طرف خودتم.

566
00:42:27,127 --> 00:42:29,255
‫فقط گند زدم. همین و بس.

567
00:42:29,755 --> 00:42:32,007
‫واقعا امیدوارم همین‌طور باشه.

568
00:42:32,174 --> 00:42:33,676
‫آخه اگه اون مأمور قانون
‫قبل از این که بریگز...

569
00:42:33,842 --> 00:42:38,097
‫بهم برسه، جلوش رو بگیره،
‫باید تقاص پس بدی.

570
00:42:38,514 --> 00:42:39,723
‫هوم.

571
00:42:39,890 --> 00:42:41,684
‫اصلا مهم نیست.

572
00:42:44,103 --> 00:42:46,146
‫حرفی تو دلته پیرمرد؟

573
00:42:46,313 --> 00:42:48,941
‫اگه کولتون بریگز تصمیم بگیره بیاد،

574
00:42:49,108 --> 00:42:51,735
‫بهتره یه بشقاب اضافه براش کنار بذاری،

575
00:42:51,902 --> 00:42:53,487
‫آخه کولتون بریگز میاد.

576
00:43:07,501 --> 00:43:08,544
‫جریان چیه؟

577
00:43:08,711 --> 00:43:09,878
‫سواری داره میاد.

578
00:43:11,380 --> 00:43:13,090
‫از افرادیه که مامان رو کشتن؟

579
00:43:15,301 --> 00:43:17,511
‫شاید مأمور قانون باشه.

580
00:43:17,678 --> 00:43:19,680
‫در هر صورت، اسبش رو لازم داریم.

581
00:43:20,472 --> 00:43:22,224
‫- می‌خوای بکشیش؟
‫- می‌خوام اسبش رو بگیرم.

582
00:43:22,391 --> 00:43:24,101
‫به احتمال زیاد خوشش نمیاد چنین کاری بکنم.

583
00:43:24,268 --> 00:43:26,520
‫گمون نکنم مامان خوشش بیاد
‫مأمور قانونی رو بکشی.

584
00:43:26,729 --> 00:43:28,188
‫من که نمی‌دونم مأمور قانونه یا نه.

585
00:43:28,397 --> 00:43:31,066
‫به احتمال زیاد نمی‌ایسته
‫که فرصت کنم ازش بپرسم.

586
00:43:33,193 --> 00:43:35,070
‫نمی‌تونی کار دیگه‌ای کنی که وایسته؟

587
00:43:48,751 --> 00:43:49,960
‫از اون طرف میاد.

588
00:43:50,169 --> 00:43:51,754
‫تو اونجا وایستا
‫و کاری کن وایسته.

589
00:43:52,838 --> 00:43:54,006
‫چطوری؟

590
00:43:54,173 --> 00:43:56,258
‫گریه کن.
‫کاری کن دلش برات بسوزه.

591
00:43:58,886 --> 00:44:00,471
‫بلد نیستم.

592
00:44:04,892 --> 00:44:06,226
‫الان چی گفتی؟

593
00:44:08,687 --> 00:44:10,189
‫بلد نیستم گریه کنم.

594
00:44:12,900 --> 00:44:15,069
‫ببین چی می‌گم.

595
00:44:15,277 --> 00:44:18,739
‫مردم این دنیا انتظار دارن
‫عین خودشون رفتار کنی.

596
00:44:18,947 --> 00:44:20,282
‫انتظار دارن به شوخی‌هاشون بخندی،

597
00:44:20,449 --> 00:44:22,993
‫به بچه‌هاشون بگی «آخی»
‫و تو ختمشون گریه کنی.

598
00:44:23,160 --> 00:44:24,620
‫ولی اگه این کارها رو یاد نگیری،

599
00:44:24,828 --> 00:44:26,664
‫نمی‌پذیرنت.
‫طردت می‌کنن.

600
00:44:26,830 --> 00:44:28,749
‫خب، می‌خوای تو این دنیا موفق بشی؟

601
00:44:28,957 --> 00:44:30,542
‫جوابم رو بده!
‫می‌خوای همرنگ جماعت باشی؟

602
00:44:31,752 --> 00:44:32,961
‫پس باید یاد بگیری...

603
00:44:33,128 --> 00:44:34,380
‫عین خودشون رفتار کنی.

604
00:44:36,131 --> 00:44:38,634
‫یادته دختر خانواده پارسون
‫پارسال از دنیا رفته بود؟

605
00:44:39,093 --> 00:44:40,844
‫یادته همسرش چطوری گریه می‌کرد؟

606
00:44:41,011 --> 00:44:42,763
‫«وای! وای!»

607
00:44:42,930 --> 00:44:44,014
‫وای! وای!

608
00:44:44,181 --> 00:44:45,265
‫کمی بلندتر گریه کن.
‫وای! وای!

609
00:44:45,432 --> 00:44:46,767
‫«بچه عزیزم! بچه عزیزم!»

610
00:44:46,934 --> 00:44:48,268
‫وای! وای!

611
00:44:48,477 --> 00:44:49,728
‫بچه عزیزم! بچه عزیزم!

612
00:44:51,063 --> 00:44:52,439
‫مجبوریم به همین قانع باشیم.
‫ادامه بده.

613
00:44:56,777 --> 00:44:58,737
‫وای! وای!

614
00:44:58,904 --> 00:45:00,614
‫وای! وای!

615
00:45:00,781 --> 00:45:02,783
‫وای! وای!

616
00:45:02,950 --> 00:45:03,992
‫حالت خوبه دخترک؟

617
00:45:04,159 --> 00:45:05,828
‫وای! بچه عزیزم! بچه عزیزم!

618
00:45:05,994 --> 00:45:07,454
‫- وای!
‫- بچه؟ کدوم بچه؟

619
00:45:07,621 --> 00:45:10,165
‫- چی؟ منظورت چیه؟
‫- وای! وای!

620
00:45:10,332 --> 00:45:12,084
‫از اسبه پیاده می‌شی.

621
00:45:16,463 --> 00:45:20,509
‫بهتر بود بری.
‫ظاهرا مارک بدجوری مجروح شده.

622
00:45:20,718 --> 00:45:21,635
‫چی؟

623
00:45:21,802 --> 00:45:23,929
‫شما دوتا رو بدون محافظ ول می‌کردم؟

624
00:45:24,138 --> 00:45:25,723
‫من که بی‌دست‌وپا نیستم.

625
00:45:25,889 --> 00:45:27,015
‫شلیک نکنین.
‫شلیک نکنین.

626
00:45:27,182 --> 00:45:28,308
‫منم.

627
00:45:28,517 --> 00:45:30,018
‫ترسیدم مارک.

628
00:45:30,227 --> 00:45:32,020
‫زهره‌ترکم کردی.

629
00:45:32,771 --> 00:45:34,314
‫واسه چی برگشتی اینجا؟

630
00:45:34,481 --> 00:45:35,858
‫اسبت کجاست؟

631
00:45:36,442 --> 00:45:38,318
‫از این‌ها بپرس.

632
00:45:38,527 --> 00:45:39,445
‫این دیگه چه کاریه؟

633
00:45:42,197 --> 00:45:43,157
‫شرمنده‌ام بچه‌ها.

634
00:45:45,242 --> 00:45:48,036
‫ببین بریگز، خودم می‌دونم ناراحتی.

635
00:45:48,203 --> 00:45:49,204
‫به نظرم گناهی نداری.

636
00:45:49,371 --> 00:45:50,914
‫نمی‌دونم خیال کردی
‫داری چیکار می‌کنی،

637
00:45:51,081 --> 00:45:52,875
‫ولی باید این بچه‌ها رو ول کنی.

638
00:45:54,376 --> 00:45:56,420
‫تفنگ روسیش رو بگیر و بیار اینجا.

639
00:46:00,132 --> 00:46:02,009
‫پدرم شاتگانت رو می‌خواد.

640
00:46:03,260 --> 00:46:04,928
‫به حرفش گوش بده گرگ.

641
00:46:07,139 --> 00:46:09,016
‫کل این دره رو...

642
00:46:09,183 --> 00:46:10,768
‫به مغز این دخترک آغشته می‌کنم.

643
00:46:14,897 --> 00:46:16,190
‫شنیدی چی گفتم؟

644
00:46:18,567 --> 00:46:21,445
‫گفتم کل این دره رو
‫به مغز این دخترک آغشته می‌کنم.

645
00:46:22,654 --> 00:46:24,281
‫همین الان ماشه رو می‌کشم.

646
00:46:24,448 --> 00:46:25,532
‫آخ!

647
00:46:36,794 --> 00:46:38,337
‫خوب گریه می‌کنه.

648
00:46:41,131 --> 00:46:43,342
‫دفعه بعد سعی می‌کنم
‫عین خودش گریه کنم.

649
00:46:45,511 --> 00:46:47,679
‫جفتتون دستتون رو بگیرین پشت سرتون.

650
00:46:56,188 --> 00:46:57,314
‫هیزم کافیه؟

651
00:46:57,481 --> 00:47:00,484
‫هیزمش خیلی تره.
‫باید حرارتش بیشتر بشه.

652
00:47:01,068 --> 00:47:04,863
‫نوکش رو می‌بینی؟
‫باید این‌قدر داغ بشه که سرخ بشه.

653
00:47:05,030 --> 00:47:06,365
‫هیزم خشک بیار.

654
00:47:06,532 --> 00:47:08,742
‫سریع‌تر می‌سوزه
‫و حرارتش بیشتر می‌شه.

655
00:47:19,211 --> 00:47:20,921
‫ببین چی می‌گم بریگز.

656
00:47:21,088 --> 00:47:22,214
‫فقط ببین چی می‌گم.

657
00:47:23,298 --> 00:47:25,634
‫تا حالا خلافی نکردی...

658
00:47:25,801 --> 00:47:27,386
‫که نتونی ازش قسر در بری.

659
00:47:29,680 --> 00:47:31,765
‫درک می‌کنم که خیلی تحت فشاری...

660
00:47:31,932 --> 00:47:33,851
‫و ناراحتی که همسرت رو از دست دادی.

661
00:47:34,017 --> 00:47:35,352
‫تصورش از توانم خارجه.

662
00:47:35,519 --> 00:47:37,187
‫احتمالا هر کسی همین کار رو می‌کرد...

663
00:47:37,354 --> 00:47:40,357
‫و یه سری از تصمیمات خودت رو می‌گرفت.

664
00:47:40,524 --> 00:47:41,859
‫ولی به زودی خط قرمزی رو رد می‌کنی...

665
00:47:42,067 --> 00:47:43,819
‫که جای برگشت نداره.

666
00:47:44,361 --> 00:47:49,032
‫حمله به مارشال ایالات متحده،
‫قتل مارشال ایالات متحده...

667
00:47:49,199 --> 00:47:52,744
‫دردسریه که تا حالا تجربه‌اش رو نداشتی.

668
00:47:54,746 --> 00:47:56,206
‫از این بابت مطمئنی؟

669
00:48:01,461 --> 00:48:03,213
‫دختر چی می‌شه بریگز؟

670
00:48:03,755 --> 00:48:05,549
‫داری تو جرمت شریکش می‌کنی.

671
00:48:06,383 --> 00:48:08,093
‫این افراد باید برن دکتر،

672
00:48:08,260 --> 00:48:09,887
‫ولی تو نمی‌ذاری برن.

673
00:48:10,053 --> 00:48:12,306
‫نه‌خیر. خودت نمی‌ذاری برن.

674
00:48:12,472 --> 00:48:14,182
‫چون اطلاعات مد نظرم رو
‫در اختیارم قرار نمی‌دی.

675
00:48:14,349 --> 00:48:15,976
‫من مارشال دولت فدرالم.

676
00:48:16,143 --> 00:48:18,061
‫داری ازم می‌خوای تو قتل کسی نقش داشته باشم.

677
00:48:18,228 --> 00:48:19,563
‫داری از یه آدمکش محافظت می‌کنی.

678
00:48:19,730 --> 00:48:21,148
‫مقابل آدمکش دیگه‌ای
‫ازش محافظت می‌کنم.

679
00:48:23,775 --> 00:48:24,693
‫درسته.

680
00:48:31,325 --> 00:48:32,451
‫این خشکه؟

681
00:48:32,618 --> 00:48:34,786
‫خوبه.
‫بذارش رو آتش.

682
00:48:34,953 --> 00:48:36,496
‫به زودی می‌تونیم شروع کنیم.

683
00:48:39,499 --> 00:48:41,668
‫به خدا قسم اگه بلایی سر افرادم بیاد...

684
00:48:41,877 --> 00:48:44,755
‫خودم پیدات می‌کنم و می‌کشمت.

685
00:48:50,677 --> 00:48:53,347
‫همون‌طوری که قاتل همسرم رو پیدا کردی؟

686
00:48:53,931 --> 00:48:55,849
‫همون‌طوری که قاتل افرادت رو پیدا کردی؟

687
00:48:56,058 --> 00:48:59,102
‫همون‌طوری که مسئول
‫کل این اتفاقات رو پیدا کردی؟

688
00:49:01,647 --> 00:49:03,649
‫ببینیم چی می‌شه.

689
00:49:03,857 --> 00:49:04,691
‫لباسش رو پاره کن.

690
00:49:04,858 --> 00:49:06,360
‫به من دست نزن!

691
00:49:06,568 --> 00:49:08,946
‫چوب رو همون‌طور که یادت داده بودم
‫بذار تو دهنش.

692
00:49:11,031 --> 00:49:11,949
‫خواهش می‌کنم... نه.

693
00:49:12,157 --> 00:49:13,784
‫- جیمز مک‌کالیستر!
‫- آخ!

694
00:49:16,495 --> 00:49:17,829
‫اسمش جیمز مک‌کالیستره.

695
00:49:18,038 --> 00:49:20,415
‫سه همراه داره:
‫مایکل اورلئان،

696
00:49:20,582 --> 00:49:23,377
‫میلر چکمه‌پوش و یوستیس بدفورد.

697
00:49:24,002 --> 00:49:25,337
‫همه‌شون خلافکارهای کارکشته‌ان.

698
00:49:25,504 --> 00:49:26,546
‫می‌گن بهشون قول داده...

699
00:49:26,713 --> 00:49:28,632
‫اگه از زندان شهرستان پاول فراریش بدن،

700
00:49:28,799 --> 00:49:31,259
‫بخشی از گاوصندوقی رو
‫که مخفی کرده، بهشون می‌ده.

701
00:49:31,468 --> 00:49:32,886
‫الان هم دارن می‌رن کلرادو.

702
00:49:33,053 --> 00:49:35,347
‫از یکی شنیدم اونجا
‫تو شهری به نام سانتا روزا...

703
00:49:35,514 --> 00:49:37,641
‫از دختری مکزیکی خوشش میاد.

704
00:49:37,808 --> 00:49:40,519
‫قرار بود برم همون‌جا.

705
00:49:40,727 --> 00:49:43,689
‫اطلاعات دیگه‌ای ندارم.
‫قسم می‌خورم.

706
00:49:45,524 --> 00:49:46,858
‫نگهش دار.

707
00:49:47,067 --> 00:49:47,985
‫نه، نه.

708
00:49:48,151 --> 00:49:49,569
‫- ای عوضی !
‫- آخ!

709
00:49:49,778 --> 00:49:51,446
‫می‌کشمت عوضی

710
00:49:58,662 --> 00:49:59,871
‫آهنه رو برام بیار.

711
00:50:04,710 --> 00:50:06,461
‫گوشت دو طرف زخمش رو بگیر...

712
00:50:06,628 --> 00:50:08,213
‫و به هم بچسبونش.

713
00:50:08,380 --> 00:50:12,884
‫باید با آهنه بسوزونیمش،
‫وگرنه به زودی از خون‌ریزی می‌میره.

714
00:50:16,680 --> 00:50:18,390
‫بوی گوشت خرگوش مامان رو می‌ده.

715
00:50:18,598 --> 00:50:20,684
‫هوم، به خاطر نوشیدنیه.

716
00:50:23,687 --> 00:50:24,855
‫گرسنه‌ام شد.

717
00:50:25,022 --> 00:50:26,440
‫اوهوم.

718
00:50:31,153 --> 00:50:32,904
‫گلوله داشت عفونت می‌کرد.

719
00:50:33,321 --> 00:50:34,906
‫الان ممکنه زنده بمونه.

720
00:50:35,657 --> 00:50:37,993
‫ولی این‌ها از این ژرف‌دره خارج نمی‌شن.

721
00:50:41,163 --> 00:50:43,457
‫اگه برسم سانتا روزا...

722
00:50:43,623 --> 00:50:45,459
‫و خبری از جیمز مک‌کالیستر،

723
00:50:45,667 --> 00:50:48,545
‫دختری مکزیکی
‫و گروهی چهارنفره نباشه،

724
00:50:48,712 --> 00:50:50,881
‫قبل از این که بتونی
‫نیروی کمکی بیاری،

725
00:50:51,048 --> 00:50:52,716
‫برمی‌گردم اینجا
‫و این افراد رو می‌کشم.

726
00:50:53,633 --> 00:50:55,677
‫بعدش هم صبر می‌کنم خودت برسی.

727
00:50:56,428 --> 00:50:58,346
‫هرچقدر هم نیروی کمکی بیاری،

728
00:50:58,513 --> 00:50:59,890
‫اول از همه خودت رو می‌کشم.

729
00:51:01,141 --> 00:51:04,394
‫حتی قبل از این که من رو ببینی، می‌کشمت.

730
00:51:06,063 --> 00:51:07,814
‫فهمیدی؟

731
00:51:10,650 --> 00:51:13,278
‫تفنگ‌ها و اسبتون رو می‌بریم.

732
00:51:13,487 --> 00:51:14,988
‫باید یه اسب برام بذاری بریگز!

733
00:51:15,197 --> 00:51:16,948
‫نباید اسبم رو ببری!

734
00:51:17,157 --> 00:51:18,408
‫سوار اسب مادرت شو.

735
00:51:18,617 --> 00:51:19,576
‫این یکی خوبه.

736
00:51:19,743 --> 00:51:21,119
‫ای بابا، رو حرف من حرف نزن.

737
00:51:21,328 --> 00:51:22,996
‫تجربه سواریت با اسب مادرت بیشتره.

738
00:51:23,163 --> 00:51:24,498
‫خودش می‌شناسدت.
‫کمتر غافلگیر می‌شی.

739
00:51:24,664 --> 00:51:26,166
‫حالا بلند شو.

740
00:51:35,717 --> 00:51:38,136
‫[کولتون بریگز]

741
00:51:48,855 --> 00:51:51,358
‫اسبت رو تو سانتا روزا می‌بندم.

742
00:51:51,525 --> 00:51:52,818
‫من اسب ‌دزد نیستم.

743
00:51:53,610 --> 00:51:55,821
‫به سزای اعمالت می‌رسی بریگز.

744
00:51:56,321 --> 00:51:57,280
‫برو!

745
00:51:57,489 --> 00:51:59,866
‫شنیدی چی گفتم؟
‫خدا لعنتت کنه.

746
00:52:00,575 --> 00:52:02,536
‫به سزای اعمالت می‌رسی.

747
00:52:39,322 --> 00:52:41,533
‫ایناهاش. بهتون که گفته بودم بچه‌ها.

748
00:52:41,700 --> 00:52:44,035
‫بیاین بازش کنیم و ببینیم چی توشه.

749
00:52:47,330 --> 00:52:48,707
‫وای خدا جون.

750
00:52:48,874 --> 00:52:51,334
‫یوهو!

751
00:52:55,547 --> 00:52:59,676
‫«بانک لندن مکزیک»؟

752
00:53:00,468 --> 00:53:02,470
‫- این دیگه چیه؟
‫- آروم باش ببینم.

753
00:53:03,555 --> 00:53:04,973
‫این دیگه چیه رئیس؟

754
00:53:05,140 --> 00:53:07,142
‫پولمون کجاست رئیس؟

755
00:53:07,309 --> 00:53:11,855
‫ببینین، اگه می‌خواستم بهتون نارو بزنم،
‫تا الان کشته بودمتون.

756
00:53:12,439 --> 00:53:13,523
‫ولی نکشتمتون.

757
00:53:16,359 --> 00:53:18,153
‫موش کثیفی بیش نیستی.

758
00:53:20,572 --> 00:53:22,490
‫چندان زرنگ نیستی، مگه نه؟

759
00:53:22,699 --> 00:53:24,159
‫ولی اشکالی نداره.
‫من واسه همین هستم دیگه.

760
00:53:24,367 --> 00:53:25,452
‫من زرنگم.

761
00:53:25,619 --> 00:53:27,996
‫از همین روی،
‫می‌دونم چون از زندان فرار کردیم،

762
00:53:28,163 --> 00:53:29,539
‫نباید مدتی آفتابی بشیم.

763
00:53:29,748 --> 00:53:31,333
‫حداقل یه سالی نباید آفتابی بشیم.

764
00:53:31,499 --> 00:53:33,335
‫هیچ‌کدومتون می‌دونین...

765
00:53:33,501 --> 00:53:36,254
‫تو مکزیک چه پولی خرج می‌کنن؟ هوم؟

766
00:53:36,963 --> 00:53:37,839
‫اون تو...

767
00:53:38,048 --> 00:53:39,591
‫این‌قدر پول مکزیکی هست که هر کدوممون...

768
00:53:39,758 --> 00:53:42,052
‫تا هر وقت لازم شد، شاهانه زندگی کنیم.

769
00:53:42,219 --> 00:53:44,971
‫اگه همراهم بمونین،
‫به هرکدومتون...

770
00:53:45,138 --> 00:53:46,973
‫سهم یکسانی می‌رسه.

771
00:53:47,140 --> 00:53:50,518
‫یا می‌تونیم همین‌جا تقسیمش کنیم
‫و دوستانه خداحافظی کنیم.

772
00:53:50,727 --> 00:53:52,020
‫ولی از من بشنوین...

773
00:53:52,229 --> 00:53:54,606
‫اون پول...

774
00:53:55,649 --> 00:53:57,567
‫این‌طرف مرز به هیچ دردی نمی‌خوره.

775
00:53:57,734 --> 00:53:59,945
‫باید بدونین کجا خرجش کنین.

776
00:54:00,111 --> 00:54:02,989
‫من هم می‌دونم بچه‌ها.

777
00:54:05,450 --> 00:54:06,868
‫این یارو بریگز چی می‌شه؟

778
00:54:07,077 --> 00:54:08,536
‫آره، باید سریع‌تر راه‌حلی...

779
00:54:08,703 --> 00:54:09,996
‫پیدا کنیم.

780
00:54:10,163 --> 00:54:11,623
‫همه‌اش بخشی از نقشه خودمه.

781
00:54:11,790 --> 00:54:13,500
‫منتظرش بمونیم
‫و عین مارشاله...

782
00:54:13,708 --> 00:54:14,709
‫براش کمین کنیم؟

783
00:54:14,918 --> 00:54:17,295
‫نمی‌دونم چقدر مونده که بریگز بهمون برسه.

784
00:54:17,462 --> 00:54:19,798
‫ممکنه چندین روز معطل بشیم.

785
00:54:19,965 --> 00:54:21,800
‫ضمنا، بریگز آدمی نیست...

786
00:54:22,008 --> 00:54:24,386
‫که بدون آمادگی وارد کمینگاهمون بشه.

787
00:54:25,178 --> 00:54:26,638
‫پس چطوری گیرش بندازیم؟

788
00:54:26,805 --> 00:54:29,099
‫خیال می‌کردم واضح و روشن گفتم.

789
00:54:29,891 --> 00:54:31,977
‫ما کسی رو گیر نمی‌اندازیم.

790
00:54:33,687 --> 00:54:35,355
‫بریگز داره ما رو گیر می‌اندازه.

791
00:54:56,334 --> 00:54:57,585
‫به چه دردمون می‌خوره؟

792
00:54:57,752 --> 00:54:59,129
‫هیزم خوبیه.

793
00:55:02,173 --> 00:55:03,508
‫رو قبر کسی بود.

794
00:55:03,717 --> 00:55:04,884
‫خب که چی؟

795
00:55:06,594 --> 00:55:08,263
‫مال کسیه.

796
00:55:11,349 --> 00:55:13,518
‫مردگان چیزی ندارن،

797
00:55:13,727 --> 00:55:15,478
‫آخه مردگان چیزی لازم ندارن.

798
00:55:16,062 --> 00:55:18,773
‫فقط زنده‌ها باید چیزها رو تصاحب کنن.

799
00:55:18,940 --> 00:55:21,818
‫زنده‌ها غذا، آب، سرپناه،

800
00:55:22,527 --> 00:55:27,073
‫لباس، خانواده، پول و ملک لازم دارن.

801
00:55:27,240 --> 00:55:30,910
‫ولی به مردگان رسیدگی کردن.

802
00:55:31,411 --> 00:55:35,290
‫وقتی برن زیر خاک
‫به کل خواسته‌شون رسیدن.

803
00:55:35,498 --> 00:55:37,000
‫خودخواه نیستن.

804
00:55:37,917 --> 00:55:39,711
‫از مردگان خوشم میاد.

805
00:55:41,963 --> 00:55:46,885
‫[سانتا روزا]

806
00:56:04,569 --> 00:56:07,447
‫از اینجا خوشم نمیاد.
‫کلانتری دارن.

807
00:56:07,947 --> 00:56:10,909
‫خب، کلانترشون رفته دنور.
‫دو روز راهه.

808
00:56:11,117 --> 00:56:12,702
‫موقع ورود به شهر،
‫خطوط تلگراف رو قطع کردیم،

809
00:56:12,869 --> 00:56:14,412
‫یعنی حداقل چهار روز طول می‌کشه...

810
00:56:14,579 --> 00:56:16,456
‫که خبر ورودمون به گوش کلانتری برسه...

811
00:56:16,623 --> 00:56:18,458
‫و بیاد اینجا که کاری کنه.

812
00:56:18,625 --> 00:56:20,377
‫آدم‌های بد رو تو کلانتریش نگه می‌دارن...

813
00:56:20,543 --> 00:56:22,629
‫تا مأمور قانونشون بیاد تحویلشون بگیره.

814
00:56:26,216 --> 00:56:30,762
‫باز هم حس می‌کنم این شکلی
‫که وارد شدیم، خیلی تابلوییم.

815
00:56:30,929 --> 00:56:32,764
‫می‌خوای کل تصمیماتم رو زیر سوال ببری؟

816
00:56:34,891 --> 00:56:36,559
‫خب، ازتون می‌خوام دم ورودی شهر...

817
00:56:36,768 --> 00:56:37,894
‫نگهبانی بدین، خب؟

818
00:56:38,061 --> 00:56:40,397
‫هر کسی که وارد شد،
‫بهم خبر بدین.

819
00:56:40,563 --> 00:56:42,649
‫شیفتتون رو هم دو ساعت یه بار عوض کنین.

820
00:56:42,857 --> 00:56:44,192
‫همه‌تون بدجوری داغون شدین.

821
00:56:44,359 --> 00:56:45,860
‫باید قبل از رسیدن بریگز استراحت کرده باشین،

822
00:56:46,069 --> 00:56:48,738
‫وگرنه به دردم نمی‌خورین. فهمیدین؟

823
00:56:49,447 --> 00:56:50,657
‫کی می‌خواد اول نگهبانی بده؟

824
00:56:54,035 --> 00:56:55,578
‫خب، من اول نگهبانی می‌دم،

825
00:56:55,787 --> 00:56:58,498
‫ولی به نفعته چهار ساعت دیگه
‫بیای جام وایستی.

826
00:57:01,459 --> 00:57:04,337
‫نمی‌خوای کمکم کنی؟

827
00:57:11,136 --> 00:57:12,345
‫راست می‌گفت؟

828
00:57:12,512 --> 00:57:13,763
‫آره.

829
00:57:20,353 --> 00:57:21,688
‫گفت بی‌خیالش شدی.

830
00:57:23,523 --> 00:57:25,650
‫گفت به خاطر مامان بی‌خیالش شدی.

831
00:57:30,071 --> 00:57:31,281
‫راست می‌گفت؟

832
00:57:40,248 --> 00:57:42,167
‫گفت مامان عوضت کرده.

833
00:57:46,546 --> 00:57:51,050
‫کل عمرم، حتی وقتی بچه بودم، می‌دونستم.

834
00:57:52,760 --> 00:57:54,762
‫می‌دونستم فرق می‌کنم.

835
00:57:57,599 --> 00:58:01,311
‫مادرم همیشه می‌گفت
‫وقتی نوزاد بودم گریه نمی‌کردم.

836
00:58:01,478 --> 00:58:02,979
‫نمی‌خندیدم.

837
00:58:04,689 --> 00:58:06,649
‫مادرم وقتی خیلی بچه بودم
‫از دنیا رفت،

838
00:58:06,816 --> 00:58:09,652
‫ولی تو مراسم ختمش
‫یه قطره اشک هم نریختم.

839
00:58:09,861 --> 00:58:12,238
‫خیلی‌ها گریه کردن،
‫ولی من نکردم.

840
00:58:12,739 --> 00:58:14,741
‫وقتی بچه بودم،
‫بقیه بچه‌ها بازی می‌کردن،

841
00:58:14,908 --> 00:58:17,994
‫با همدیگه شوخی می‌کردن
‫و اگه چیزیشون می‌شد...

842
00:58:18,203 --> 00:58:21,039
‫یا می‌ترسیدن، گریه می‌کردن.

843
00:58:21,206 --> 00:58:25,919
‫من هم تماشاشون می‌کردم.
‫فیلم بازی کردن رو خیلی خوب یاد گرفتم.

844
00:58:27,629 --> 00:58:29,172
‫حداقل قابل قبول بود.

845
00:58:30,632 --> 00:58:33,384
‫وانمود می‌کردن عین بقیه بچه‌هام.

846
00:58:34,302 --> 00:58:38,431
‫وانمود می‌کردم آدمی عادی‌ام.

847
00:58:39,974 --> 00:58:44,354
‫ولی همون موقع فهمیدم
‫تا حالا ترس رو تجربه نکردم.

848
00:58:45,772 --> 00:58:47,524
‫کل عمرم ترس رو تو چشم...

849
00:58:47,732 --> 00:58:50,193
‫هر کسی که باهاش آشنا می‌شدم، می‌دیدم.

850
00:58:50,401 --> 00:58:51,694
‫کم‌کم انتظارش رو داشتم.

851
00:58:52,153 --> 00:58:53,279
‫یه مشت مرد گنده 

852
00:58:53,488 --> 00:58:55,532
‫یادمه یکی چون به دو تن از دوستانش...

853
00:58:55,740 --> 00:58:58,826
‫شلیک کرده بودم، دنبالم بود.

854
00:58:58,993 --> 00:59:01,829
‫تو حمومی عمومی پیدام کرد.

855
00:59:01,996 --> 00:59:04,832
‫تفنگم دم دستم نبود،
‫کنار لباسم بود.

856
00:59:05,041 --> 00:59:07,627
‫یادمه طرف رو دیدم...

857
00:59:07,794 --> 00:59:10,296
‫که تفنگش رو سمت مردی برهنه تو وان...

858
00:59:10,463 --> 00:59:13,299
‫نشونه رفته بود، ولی خودش داشت می‌لرزید.

859
00:59:13,466 --> 00:59:16,135
‫این‌قدر ترسیده بود
‫که تکون نمی‌خورد.

860
00:59:18,513 --> 00:59:21,641
‫خلاصه، از تو حموم بلند شدم،

861
00:59:21,808 --> 00:59:25,645
‫آروم رفتم سمتش...

862
00:59:25,812 --> 00:59:27,772
‫و تفنگش رو گرفتم.

863
00:59:31,442 --> 00:59:33,695
‫بعدش با همون تفنگ کشتمش.

864
00:59:35,947 --> 00:59:38,241
‫حتی التماس نکرد که از جونش بگذرم.

865
00:59:39,325 --> 00:59:43,037
‫ولی با این که می‌تونستم
‫ترس بقیه رو تشخیص بدم...

866
00:59:43,204 --> 00:59:46,749
‫و حتی ترسشون رو علیه خودشون
‫به کار بگیرم،

867
00:59:46,916 --> 00:59:48,960
‫واقعا می‌گم که روحم خبر نداشت...

868
00:59:49,127 --> 00:59:50,837
‫واقعا چه حسی داره.

869
00:59:53,047 --> 00:59:54,465
‫انگار...

870
00:59:56,217 --> 01:00:00,555
‫از بدو تولد از درون مرده بودم.

871
01:00:02,765 --> 01:00:07,228
‫ولی برام مهم نبود.
‫آخه از درون مرده بودم.

872
01:00:11,899 --> 01:00:12,900
‫آخیش.

873
01:00:21,117 --> 01:00:22,952
‫مامان چطوری چنین وضعیتی رو عوض کرد؟

874
01:00:25,997 --> 01:00:29,167
‫وقتی با مادرت آشنا شدم،
‫اصلا خودمون رو معرفی نکردیم.

875
01:00:29,334 --> 01:00:31,628
‫اصلا با همدیگه آشنا نشدیم.

876
01:00:33,087 --> 01:00:36,299
‫ولی اولین لحظه‌ای که دیدمش، حـ...

877
01:00:39,260 --> 01:00:40,928
‫حسی بهم دست داد.

878
01:00:43,514 --> 01:00:46,017
‫حسی بهم دست داد
‫که به عمرم تجربه نکرده بودم.

879
01:00:47,185 --> 01:00:48,186
‫حس عشق بود؟

880
01:00:50,521 --> 01:00:51,939
‫ترس بود.

881
01:00:53,441 --> 01:00:57,362
‫می‌ترسیدم باهام صحبت نکنه.
‫می‌ترسیدم دوستم نداشته باشه.

882
01:00:58,821 --> 01:01:01,741
‫می‌ترسیدم نتونم باهاش ازدواج کنم.

883
01:01:04,911 --> 01:01:07,288
‫می‌ترسیدم از دستش بدم.

884
01:01:13,670 --> 01:01:16,172
‫به عمرم فقط از خودش ترسیدم...

885
01:01:16,839 --> 01:01:18,675
‫و به عمرم فقط عاشق خودش بودم.

886
01:01:32,105 --> 01:01:33,356
‫وقتی بهم گفتن مامان از دنیا رفته،

887
01:01:33,523 --> 01:01:35,191
‫نمی‌دونستم چه حسی داشته باشم.

888
01:01:35,358 --> 01:01:40,113
‫مادرت بود.
‫غمگین می‌شی. سوگوار می‌شی.

889
01:01:41,447 --> 01:01:43,032
‫خودت چنین حالی داری؟

890
01:01:43,783 --> 01:01:45,410
‫به من حس درد دست داد.

891
01:01:47,787 --> 01:01:49,914
‫انگار بخشی از وجودم رو
‫باهاش کشتن.

892
01:01:52,291 --> 01:01:53,960
‫هنوز هم چنین حسی داری؟

893
01:01:59,382 --> 01:02:02,802
‫وقتی مامان از دنیا رفت،
‫هیچ حسی بهم دست نداد.

894
01:02:07,974 --> 01:02:09,559
‫انگار خودم مرده بودم.

895
01:02:15,231 --> 01:02:16,566
‫انگار گم شده بودم.

896
01:02:18,234 --> 01:02:21,446
‫رو تختم، تو اتاقم، تو خونه‌مون...

897
01:02:24,282 --> 01:02:25,950
‫دراز کشیده بودم.

898
01:02:30,371 --> 01:02:32,582
‫ولی انگار دیگه قرار نبود...

899
01:02:32,790 --> 01:02:34,250
‫اون چیزها رو تجربه کنم.

900
01:02:35,626 --> 01:02:37,086
‫می‌کنی.

901
01:02:49,307 --> 01:02:51,309
‫قاتل مامان رو می‌شناسی؟

902
01:02:53,352 --> 01:02:54,812
‫جیمز مک‌کالیستر رو می‌شناسی؟

903
01:02:58,858 --> 01:03:01,986
‫می‌شه فردا بعد از سپیده‌دم...

904
01:03:04,739 --> 01:03:06,240
‫بهم تیراندازی یاد بدی؟

905
01:03:12,497 --> 01:03:13,414
‫خوبه.

906
01:03:15,958 --> 01:03:17,668
‫گمون کنم خوشم بیاد.

907
01:03:33,601 --> 01:03:36,395
‫وای! ای عوضی

908
01:03:36,604 --> 01:03:39,232
‫وای. وای، گندش بزنن.

909
01:03:40,608 --> 01:03:43,236
‫خب، یادت باشه چشم چپت رو باز نکنی.

910
01:03:43,444 --> 01:03:46,280
‫بذار لوله تفنگ بالای هدفت شناور باشه.

911
01:03:46,697 --> 01:03:48,241
‫هر وقت آماده بودی،

912
01:03:48,407 --> 01:03:51,160
‫کل نفس ریه‌ات رو تخلیه کن...

913
01:03:51,327 --> 01:03:52,995
‫و لوله رو بیار پایین.

914
01:03:53,371 --> 01:03:57,583
‫جوری زمان‌بندی کن که نفست
‫دقیقا موقع رسیدن به هدف تخلیه بشه.

915
01:03:57,750 --> 01:04:00,419
‫نفست که تخلیه شد،
‫ماشه رو فشار بده،

916
01:04:00,586 --> 01:04:02,922
‫ماشه رو نکش، فشار بده.
‫با کل دستت فشار بده.

917
01:04:13,266 --> 01:04:14,767
‫کلاهه رو هدف گرفته بودی؟

918
01:04:14,934 --> 01:04:18,187
‫پایین‌ترش بود.
‫سینه‌اش رو هدف گرفته بودم.

919
01:04:18,354 --> 01:04:20,648
‫ماشه رو کشیدی.
‫فشار ندادی.

920
01:04:24,318 --> 01:04:25,570
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

921
01:04:32,368 --> 01:04:33,870
‫چی شده؟

922
01:04:35,162 --> 01:04:36,664
‫می‌شه با هفت‌تیر شلیک کنم؟

923
01:04:38,374 --> 01:04:40,626
‫برو! برو ببینم!

924
01:04:42,336 --> 01:04:44,130
‫یادت باشه فشار بدی.

925
01:04:44,297 --> 01:04:45,256
‫ماشه رو نکش.

926
01:04:58,895 --> 01:05:00,229
‫صبح به خیر یوستیس.

927
01:05:00,396 --> 01:05:01,439
‫اون عوضی‌ها...

928
01:05:01,606 --> 01:05:04,025
‫اصلا دیشب نیومدن
‫شیفت عوض کنیم.

929
01:05:04,233 --> 01:05:05,776
‫شب تا صبح همون‌جا ولم کردن!

930
01:05:06,027 --> 01:05:07,236
‫که این‌طور؟

931
01:05:08,404 --> 01:05:10,239
‫بچه‌ها؟ بیاین پایین.

932
01:05:10,781 --> 01:05:12,700
‫یوستیس شکایتی داره...

933
01:05:12,867 --> 01:05:15,202
‫که می‌خواد باهاتون در میون بذاره.

934
01:05:15,620 --> 01:05:16,537
‫بگو.

935
01:05:16,704 --> 01:05:17,830
‫شما دو نفر!

936
01:05:17,997 --> 01:05:20,499
‫قرار بود بعد از چهار ساعت
‫بیاین شیفت عوض کنیم.

937
01:05:20,666 --> 01:05:22,376
‫ولی نیومدین.

938
01:05:22,543 --> 01:05:23,586
‫چنین کاری خیلی چرته!

939
01:05:23,753 --> 01:05:25,838
‫یوستیس، من از طرف بقیه بچه‌ها...

940
01:05:26,005 --> 01:05:27,423
‫از صمیم قلب ازت عذر می‌خوام.

941
01:05:27,632 --> 01:05:28,674
‫واقعا شرمنده‌ایم، مگه نه بچه‌ها؟

942
01:05:29,425 --> 01:05:31,260
‫خب، چرا خودت نیومدی دنبالمون؟

943
01:05:32,303 --> 01:05:33,137
‫چی؟

944
01:05:33,304 --> 01:05:35,681
‫اگه قرار بود بیایم شیفت عوض کنیم،

945
01:05:35,848 --> 01:05:38,267
‫واسه چی نیومدی دنبال یکیمون
‫که شیفتت رو عوض کنی؟

946
01:05:38,434 --> 01:05:41,270
‫یوستیس؟ واسه چی خودت
‫نرفتی دنبال یکی از بچه‌ها؟

947
01:05:41,479 --> 01:05:44,649
‫خب، نمی‌خواستم شهر بی‌نگهبان بمونه.

948
01:05:44,857 --> 01:05:46,817
‫بریگز آدم خطرناکیه.

949
01:05:46,984 --> 01:05:49,111
‫شاید اگه می‌دید نگهبان نداریم،

950
01:05:49,278 --> 01:05:51,322
‫یواشکی وارد می‌شد
‫و به خدمتمون می‌رسید.

951
01:05:51,489 --> 01:05:54,241
‫تو که خوابت نبرد، مگه نه؟

952
01:05:56,661 --> 01:05:57,787
‫نه رئیس.

953
01:05:58,412 --> 01:06:02,500
‫یوستیس... تو که بهم دروغ نمی‌گی، مگه نه؟

954
01:06:03,250 --> 01:06:05,419
‫نه رئیس.
‫یعنی شاید...

955
01:06:05,628 --> 01:06:07,672
‫شاید یکی دو ثانیه
‫چشم رو هم گذاشته بودم، آخه...

956
01:06:07,838 --> 01:06:08,714
‫خیلی خسته بودم.

957
01:06:08,881 --> 01:06:09,966
‫کلی راه اومده بودیم...

958
01:06:10,132 --> 01:06:11,592
‫- و من...
‫- یوستیس، هیس.

959
01:06:17,390 --> 01:06:20,393
‫خوابیدن در حین نگهبانی
‫کار خیلی زشتیه.

960
01:06:21,894 --> 01:06:24,021
‫اگه بریگز می‌اومد و خواب بودی چی؟

961
01:06:24,188 --> 01:06:25,106
‫آره.

962
01:06:25,272 --> 01:06:28,192
‫آره، همون‌طور که گفتی،
‫شاید یواشکی می‌اومد و به خدمتمون می‌رسید.

963
01:06:28,359 --> 01:06:29,986
‫نه!
‫اگه می‌اومد، می‌دیدمش.

964
01:06:32,405 --> 01:06:34,323
‫هیس! هیس!

965
01:06:34,907 --> 01:06:37,243
‫ببین، من در حقت لطف کردم.

966
01:06:37,410 --> 01:06:38,244
‫خب؟

967
01:06:38,411 --> 01:06:41,038
‫دفعه بعد که وسط نگهبانی
‫خوابت گرفت،

968
01:06:41,205 --> 01:06:43,207
‫انگشت شکسته‌ات رو فشار بده...

969
01:06:43,374 --> 01:06:45,543
‫که سریع سرحال بشی.

970
01:06:52,049 --> 01:06:53,300
‫چی شده؟

971
01:06:54,051 --> 01:06:56,721
‫شهر یه ورودی بیشتر نداره.

972
01:06:57,263 --> 01:06:58,264
‫اگه اونجا باشن،

973
01:06:58,431 --> 01:07:00,391
‫هر کی وارد بشه رو
‫تحت نظر دارن.

974
01:07:04,687 --> 01:07:07,398
‫تو طویله‌مون پیغامی نوشته بودن.

975
01:07:07,565 --> 01:07:10,609
‫جمله آشنایی بود.
‫انگار با خودم بودن.

976
01:07:12,862 --> 01:07:14,238
‫چی نوشته بودن؟

977
01:07:18,242 --> 01:07:19,410
‫خوشم نمیاد بدون اطلاع از هویت طرف،

978
01:07:19,618 --> 01:07:20,995
‫وارد شهر بشم.

979
01:07:21,162 --> 01:07:23,748
‫اگه من رو بشناسن،
‫برتری پیدا می‌کنن.

980
01:07:23,914 --> 01:07:25,082
‫می‌فهمن دارم میام.

981
01:07:25,249 --> 01:07:26,584
‫خودم نمی‌فهمم کجان.

982
01:07:28,711 --> 01:07:30,463
‫به نظرت من رو می‌شناسن؟

983
01:07:37,386 --> 01:07:39,597
‫- [سانتا روزا]
‫- خیلی عادی وارد شهر بشو.

984
01:07:39,764 --> 01:07:40,848
‫از مزرعه والدینت تو همین جاده اومدی...

985
01:07:41,015 --> 01:07:42,558
‫که به کاری رسیدگی کنی.

986
01:07:42,725 --> 01:07:45,352
‫سرت بالا باشه و همه رو با دقت نگاه کن.

987
01:07:58,783 --> 01:08:01,285
‫یه راست برو مرکز خرید و فروش.

988
01:08:02,244 --> 01:08:04,747
‫برو تو و از طرف چیزی بخر.

989
01:08:05,372 --> 01:08:09,335
‫بعدش خیلی عادی بپرس
‫سواری وارد شهر شده یا نه.

990
01:08:11,045 --> 01:08:12,713
‫یه راست برگرد پیش خودم...

991
01:08:12,880 --> 01:08:15,758
‫و هرچی بهت گفت، بهم بگو.

992
01:08:21,222 --> 01:08:22,765
‫چه کاری از دستم برمیاد خانم کوچولو؟

993
01:08:24,642 --> 01:08:26,685
‫خانم کوچولو؟

994
01:08:29,271 --> 01:08:30,231
‫عذر می‌خوام که بی‌ادبی کردم.

995
01:08:30,439 --> 01:08:31,649
‫حتما داشتم خیال‌بافی می‌کردم.

996
01:08:31,857 --> 01:08:33,692
‫داشت یادم می‌رفت واسه چی اومدم اینجا.

997
01:08:34,401 --> 01:08:36,028
‫دیروز به سر مادرم زد...

998
01:08:36,195 --> 01:08:37,113
‫که می‌خواد واسه تهیه غذای اشتراکی...

999
01:08:37,279 --> 01:08:38,823
‫کلیسا که آخر هفته است، کیک درست کنه.

1000
01:08:38,989 --> 01:08:41,158
‫پارسال پای درست کرده بود،
‫ولی سیب‌هایی رو که توش ریخته بود...

1001
01:08:41,325 --> 01:08:42,618
‫از درخت آقای جانسون چیده بود،

1002
01:08:42,785 --> 01:08:44,453
‫همون درخت پشتی کنار دسشویی رو می‌گم.

1003
01:08:44,620 --> 01:08:45,579
‫ولی متأسفانه...

1004
01:08:45,788 --> 01:08:47,164
‫سیب‌هاش خیلی بدمزه بودن...

1005
01:08:47,331 --> 01:08:49,375
‫و حال همه به هم خورده بود.

1006
01:08:49,917 --> 01:08:52,002
‫از من بشنوین، گمون کنم  کثافت دسشویی..

1007
01:08:52,169 --> 01:08:53,629
‫به ریشه درخته نفوذ کرده
‫و مزه عادی سیب رو...

1008
01:08:53,838 --> 01:08:55,131
‫تغییر داده.

1009
01:08:55,339 --> 01:08:57,133
‫ولی آقای جانسون می‌گه چرت می‌گم...

1010
01:08:57,299 --> 01:08:59,051
‫و واسه همین
‫دیگه نمی‌ذارم مامانم...

1011
01:08:59,218 --> 01:09:00,678
‫واسه پای سیبش سیب بچینه،

1012
01:09:00,845 --> 01:09:03,013
‫البته اگه از من بپرسین،
‫خودم و مامانم مشکلی نداریم،

1013
01:09:03,180 --> 01:09:04,390
‫آخه همون‌طور که گفتم...

1014
01:09:04,598 --> 01:09:07,101
‫سیب‌هاش خیلی بدمزه‌ان.

1015
01:09:07,685 --> 01:09:09,103
‫آقای جانسون دیگه کدوم خریه؟

1016
01:09:15,067 --> 01:09:16,360
‫[مرکز خرید و فروش]

1017
01:09:18,696 --> 01:09:20,990
‫همین دخترک رو دیده بودی چکمه‌پوش؟

1018
01:09:21,866 --> 01:09:24,493
‫همون دخترکیه که صبح اون روز دیده بودیم.

1019
01:09:25,369 --> 01:09:26,954
‫سلام خانم کوچولو.

1020
01:09:28,164 --> 01:09:30,166
‫چه اسب خوبی سواری.

1021
01:09:30,332 --> 01:09:32,126
‫چشمم به زینش خورد.

1022
01:09:33,586 --> 01:09:35,921
‫بهم می‌گی از کجا آوردیش، مگه نه؟

1023
01:09:37,214 --> 01:09:38,465
‫یا اصلا بهتر...

1024
01:09:39,091 --> 01:09:40,926
‫نظرت چیه بهم بگی بابا جونت کجاست؟

1025
01:09:48,934 --> 01:09:51,812
‫ماریا. ایشون خواهر کوچکمه.

1026
01:09:52,646 --> 01:09:53,856
‫صبحت به خیر.

1027
01:09:55,566 --> 01:09:56,734
‫هنوز اثری ازش نیست.

1028
01:09:56,901 --> 01:09:57,985
‫هوم.

1029
01:09:58,903 --> 01:10:00,487
‫گمون کنم به زودی پیداش بشه.

1030
01:10:00,696 --> 01:10:02,323
‫این یکی به غذاش دست نزده.

1031
01:10:02,489 --> 01:10:04,450
‫گمون کنم این‌قدر ترسیده
‫که غذا نمی‌خوره.

1032
01:10:04,617 --> 01:10:07,661
‫درست می‌گم خواهر کوچولو؟
‫این‌قدر ترسیدی که غذا نمی‌خوری؟

1033
01:10:08,454 --> 01:10:09,580
‫نه.

1034
01:10:11,999 --> 01:10:12,958
‫معلومه که نه.

1035
01:10:13,167 --> 01:10:14,293
‫گمون نکنم دختر کولتون بریگز...

1036
01:10:14,460 --> 01:10:15,920
‫از چیزی بترسه.

1037
01:10:22,259 --> 01:10:24,094
‫به حرفم گوش دادین
‫و اعلامیه رو علم کردین؟

1038
01:10:24,261 --> 01:10:26,722
‫با رنگ قرمز درستش کردیم.
‫طبق حرف خودت عمل کردیم.

1039
01:10:26,889 --> 01:10:28,474
‫خوبه.
‫مایک گردن‌کلفت کجاست؟

1040
01:10:28,641 --> 01:10:30,684
‫داره جاده ورودی شهر رو می‌پاد.

1041
01:10:30,851 --> 01:10:32,645
‫آها، خب...

1042
01:10:32,811 --> 01:10:34,521
‫یکیتون بره اون سر شهر.

1043
01:10:34,688 --> 01:10:35,856
‫یکی وسط خیابون باشه.

1044
01:10:36,023 --> 01:10:37,233
‫چشم جناب.

1045
01:10:38,275 --> 01:10:39,610
‫راستی، بچه‌ها،

1046
01:10:40,361 --> 01:10:41,820
‫تو دید نباشین، خب؟

1047
01:10:41,987 --> 01:10:43,530
‫حتما باید برسه وسط شهر،

1048
01:10:43,697 --> 01:10:45,157
‫دعوت‌نامه‌مون رو ببینه...

1049
01:10:45,324 --> 01:10:47,159
‫و بعدش غافلگیرش کنیم.

1050
01:10:47,368 --> 01:10:49,328
‫رئیس، اگه فرصت داشته باشیم
‫یه کولتون بریگز شلیک کنیم،

1051
01:10:49,536 --> 01:10:51,664
‫باید شلیک کنیم.

1052
01:10:51,830 --> 01:10:54,708
‫به بازی گرفتن چنین آدمی
‫هوشمندانه نیست.

1053
01:10:54,917 --> 01:10:56,835
‫ظاهرا ایشون ترسیده.

1054
01:10:59,964 --> 01:11:01,966
‫واقعا همین‌طوره، مگه نه؟

1055
01:11:04,260 --> 01:11:06,011
‫شنیدی خواهر کوچولوم چی گفت؟

1056
01:11:06,971 --> 01:11:08,305
‫ترسیدی؟

1057
01:11:08,472 --> 01:11:10,432
‫من می‌رم اون سر شهر.

1058
01:11:22,528 --> 01:11:24,530
‫رئیس انتظار داره بریگز
‫به زودی بیاد.

1059
01:11:24,697 --> 01:11:26,949
‫شاید بهتر باشه بیدار بشی.

1060
01:11:27,157 --> 01:11:28,742
‫بیدارم.

1061
01:11:29,201 --> 01:11:31,453
‫خوبه.
‫بیدار بمون.

1062
01:11:31,620 --> 01:11:34,206
‫باید اول بذاریم وارد شهر بشه،
‫بعدش بکشیمش.

1063
01:11:34,540 --> 01:11:36,792
‫می‌خواد ببینه دخترش رو گرفتیم.

1064
01:11:36,959 --> 01:11:38,210
‫منطقیه.

1065
01:11:38,377 --> 01:11:40,462
‫در حق خودت و همه‌مون لطفی بکن.

1066
01:11:40,629 --> 01:11:44,008
‫اگه اون عوض  رو دیدی،
‫بهش شلیک کن.

1067
01:11:46,844 --> 01:11:48,012
‫برو!

1068
01:11:52,391 --> 01:11:53,892
‫برگرد همون‌جا...

1069
01:12:00,524 --> 01:12:01,775
‫اگه غذا نخوردنت از روی ترس نیست،

1070
01:12:01,942 --> 01:12:03,360
‫واسه چی هنوز به غذات دست نزدی؟

1071
01:12:03,527 --> 01:12:04,570
‫احتمالا مسمومه.

1072
01:12:04,737 --> 01:12:08,699
‫پس ترسیدی.
‫از سم ترسیدی.

1073
01:12:08,907 --> 01:12:11,410
‫لزومی نداره آدم ترسیده باشه
‫تا سم نخوره.

1074
01:12:12,161 --> 01:12:13,495
‫کافیه احمق نباشه.

1075
01:12:17,207 --> 01:12:18,542
‫این رو می‌بینی؟

1076
01:12:23,422 --> 01:12:24,506
‫مسموم نیست.

1077
01:12:25,215 --> 01:12:27,384
‫حتی اگه می‌خواستم
‫هم نمی‌تونستم مسمومت کنم.

1078
01:12:28,802 --> 01:12:31,305
‫گمون کنم مسموم کردن
‫اعضای خانواده گناه باشه.

1079
01:12:32,348 --> 01:12:33,932
‫این‌قدر من رو خواهرت خطاب نکن.

1080
01:12:34,808 --> 01:12:36,310
‫ما خانواده نیستیم.

1081
01:12:36,477 --> 01:12:37,853
‫من و تو از اکثر جهات...

1082
01:12:38,020 --> 01:12:39,229
‫قطعا خانواده‌ایم.

1083
01:12:39,396 --> 01:12:43,317
‫ثمرات زحمات پدرتیم،

1084
01:12:43,525 --> 01:12:45,486
‫شک نکن.

1085
01:12:46,904 --> 01:12:47,988
‫دروغ می‌گی.

1086
01:12:48,197 --> 01:12:50,574
‫منظورم این نیست
‫که بابات با مامانم ازدواج کرده..

1087
01:12:50,741 --> 01:12:52,409
‫و بچه‌دار شدن.

1088
01:12:52,576 --> 01:12:53,994
‫نه، نه، نه.

1089
01:12:54,161 --> 01:12:56,455
‫افتخار تولد جسمانیم
‫نصیب مرد دیگه‌ای شده بود.

1090
01:12:56,622 --> 01:12:59,124
‫ولی الان دیگه در قید حیات نیست.

1091
01:13:00,209 --> 01:13:02,753
‫تو روزی که ترجیح می‌دم
‫«تولد معنوی»ـم خطاب کنم،

1092
01:13:03,462 --> 01:13:05,381
‫از دنیا رفت.

1093
01:13:05,547 --> 01:13:07,132
‫همون روز بود...

1094
01:13:07,299 --> 01:13:08,717
‫که بابا جونت...

1095
01:13:09,259 --> 01:13:11,178
‫خب، تصمیم گرفت من دیگه
‫به بابام نیازی ندارم.

1096
01:13:11,387 --> 01:13:14,932
‫جلوی چشم خودم ازم گرفتش.

1097
01:13:16,642 --> 01:13:17,768
‫شاهد مرگش بودم.

1098
01:13:18,852 --> 01:13:20,479
‫شاهد بی‌روح شدن چشمش بودم.

1099
01:13:23,148 --> 01:13:24,942
‫همون موقع به چشم قاتلش...

1100
01:13:25,109 --> 01:13:26,985
‫خیره شدم.

1101
01:13:27,569 --> 01:13:29,238
‫می‌دونی بابا جونت چیکار کرد؟

1102
01:13:31,824 --> 01:13:33,367
‫اون هم بهم خیره شد.

1103
01:13:36,829 --> 01:13:41,417
‫بعدش سوار اسبش شد و رفت.

1104
01:13:44,795 --> 01:13:47,005
‫ولی تمام وجودش نرفت. نه‌خیر.

1105
01:13:47,172 --> 01:13:50,676
‫بخش کوچکی از وجودش رو...

1106
01:13:50,843 --> 01:13:54,680
‫تو اعماقم جا گذاشت.
‫انگار بذری کاشته بود.

1107
01:14:25,002 --> 01:14:27,546
‫دارم کمی اطمینان حاصل می‌کنم.

1108
01:14:27,713 --> 01:14:30,215
‫بهتره به سر اون بچه‌ها نزنه...

1109
01:14:30,382 --> 01:14:32,050
‫که پوله رو بردارن و فرار کنن.

1110
01:14:34,011 --> 01:14:35,804
‫قبلا این حوالی هیچی...

1111
01:14:35,971 --> 01:14:37,681
‫ پیدا نمی‌کردم.

1112
01:14:39,600 --> 01:14:42,311
‫ببین، مشکل پیشرفت از این قراره...

1113
01:14:42,478 --> 01:14:44,229
‫که چیزی باید فدا بشه.

1114
01:14:44,396 --> 01:14:47,483
‫جدیده میاد و قدیمیه می‌ره.

1115
01:14:49,943 --> 01:14:51,528
‫روند دنیا از همین قراره.

1116
01:14:53,113 --> 01:14:54,823
‫ولی تغییرش...

1117
01:14:56,617 --> 01:14:59,912
‫به ندرت صلح‌آمیز صورت می‌گیره.

1118
01:15:00,078 --> 01:15:01,079
‫نه‌خیر خانم.

1119
01:15:01,538 --> 01:15:03,790
‫انتقال قدرت خشونت‌آمیزه.

1120
01:15:03,957 --> 01:15:05,417
‫خشونتش الزامیه.

1121
01:15:05,918 --> 01:15:07,503
‫واسه همین امروز اینجاییم.

1122
01:15:08,962 --> 01:15:13,592
‫آخه هیولایی درون وجودمه.

1123
01:15:14,510 --> 01:15:16,011
‫خود شیطان درون وجودمه.

1124
01:15:16,678 --> 01:15:18,180
‫تا وقتی شیطان دیگه‌ای...

1125
01:15:18,347 --> 01:15:20,307
‫تو دنیا باشه،
‫اون شیطان نمی‌تونه جلوه پیدا کنه.

1126
01:15:21,767 --> 01:15:25,687
‫وجود همزمان جفت این شیاطین غیرممکنه.

1127
01:15:27,564 --> 01:15:28,941
‫آها، فهمیدم.

1128
01:15:30,901 --> 01:15:32,277
‫دیوانه‌ای.

1129
01:15:34,947 --> 01:15:36,657
‫ولی نگران نباش،
‫پدرم به زودی می‌رسه.

1130
01:15:36,823 --> 01:15:38,075
‫درستش می‌کنه.

1131
01:15:41,161 --> 01:15:42,579
‫هوم، راستش،

1132
01:15:44,748 --> 01:15:47,000
‫خوشحالم که با هم صحبت کردیم.

1133
01:15:47,793 --> 01:15:49,586
‫تونستیم گپ خواهر و برادری بزنیم.

1134
01:15:51,547 --> 01:15:54,591
‫آخه بعد از امشب
‫که پدرت برسه اینجا...

1135
01:15:57,886 --> 01:15:59,388
‫خودم بابای جدیدت می‌شم.

1136
01:16:01,431 --> 01:16:02,891
‫بعدش می‌بینیم باید چی رو درست کنیم.

1137
01:16:54,735 --> 01:16:56,153
‫یوستیس!

1138
01:16:57,863 --> 01:16:59,239
‫آخ، اومده.

1139
01:16:59,406 --> 01:17:00,240
‫یوستیس!

1140
01:17:00,407 --> 01:17:01,783
‫اومده!

1141
01:17:01,992 --> 01:17:02,951
‫کمک کنین!

1142
01:17:04,703 --> 01:17:05,746
‫اومده.

1143
01:17:17,049 --> 01:17:18,342
‫نه جناب، خواهش می‌کنم من رو نکـ...

1144
01:17:22,679 --> 01:17:23,889
عوضی

1145
01:17:30,228 --> 01:17:32,439
‫اومده!
‫مایک گردن‌کلفت...

1146
01:17:32,606 --> 01:17:34,358
‫و یکی از گاوچرون‌های مکزیکی رو کشت!

1147
01:17:36,026 --> 01:17:37,277
‫بریم بابا رو ببینیم.

1148
01:17:43,617 --> 01:17:44,951
‫راه بیفت.

1149
01:17:55,587 --> 01:17:58,423
‫رفت تو اون کوچه،
‫رفت پشت این ساختمون‌ها.

1150
01:17:58,590 --> 01:17:59,883
‫دور بزن و بکشش بیرون.

1151
01:18:02,094 --> 01:18:03,762
‫یا خدای بزرگ.

1152
01:18:04,346 --> 01:18:06,056
‫یوستیس! شنیدی چی گفتم؟

1153
01:18:06,223 --> 01:18:07,140
‫برو!

1154
01:18:17,401 --> 01:18:18,902
‫گیرت انداختم احمق خان.

1155
01:18:37,629 --> 01:18:38,714
‫ندیدیش؟

1156
01:18:38,922 --> 01:18:41,007
‫حتما برگشته.

1157
01:18:51,727 --> 01:18:52,811
‫زدمش!

1158
01:18:52,978 --> 01:18:55,188
‫چکمه‌پوش رو کشت،
‫ولی بهش شلیک کردم!

1159
01:18:55,355 --> 01:18:56,523
‫مرده؟

1160
01:18:56,690 --> 01:18:57,774
‫نه. صرفا مجروحش کردم.

1161
01:18:58,316 --> 01:19:00,777
‫ولی تیرم قطعا بهش خورد.

1162
01:19:00,944 --> 01:19:03,321
‫تو اون ساختمون کنار کوچه پناه گرفته.

1163
01:19:03,488 --> 01:19:05,157
‫از این بابت مطمئنی؟

1164
01:19:05,323 --> 01:19:07,075
‫بهش میاد آدمی باشه
‫که پناه بگیره...

1165
01:19:07,284 --> 01:19:08,869
‫و منتظر بمونه بریم سراغش؟

1166
01:19:11,288 --> 01:19:12,414
‫لابد خواهیم دید دیگه.

1167
01:19:22,924 --> 01:19:25,051
‫با شما دوتام،
‫اون مرکز خرید و فروش رو می‌بینین؟

1168
01:19:25,218 --> 01:19:27,137
‫آدم خبیثی که رفقاتون رو کشته، اون توئه.

1169
01:19:27,304 --> 01:19:28,764
‫نظرتون چیه برین تو
‫و به خدمتش برسین؟

1170
01:19:28,972 --> 01:19:30,807
‫اگه زنده بیارینش،
‫دوبرابر بهتون می‌دم.

1171
01:19:32,768 --> 01:19:35,145
‫مواظب باشین‌ها.
‫خیلی مارموزه.

1172
01:19:35,353 --> 01:19:37,814
‫شاید مارموز باشه،
‫ولی جادوگر که نیست.

1173
01:19:38,023 --> 01:19:38,982
‫یوستیس.

1174
01:19:44,404 --> 01:19:46,490
‫باید بهم اعتماد کنی.

1175
01:19:46,907 --> 01:19:48,241
‫از پسش برمیای.

1176
01:19:48,575 --> 01:19:50,702
‫چه حیف که چیزی به تهش نمونده
‫و مجبورم بی‌خیالش بشم.

1177
01:20:05,717 --> 01:20:06,802
‫بریگز!

1178
01:20:07,469 --> 01:20:09,095
‫دارم به مبارزه می‌طلبمت.

1179
01:20:10,180 --> 01:20:12,599
‫مگه قبلا از این کارها نمی‌کردین؟

1180
01:20:13,183 --> 01:20:15,227
‫همدیگه رو به مبارزه می‌طلبیدین.

1181
01:20:15,727 --> 01:20:17,687
‫اختلافاتتون رو تو خیابون حل می‌کردین.

1182
01:20:21,024 --> 01:20:22,818
‫بیا مثل قدیم حلش کنیم!

1183
01:20:47,884 --> 01:20:49,928
‫هفت‌تیرت رو غلاف کن جناب.

1184
01:20:50,095 --> 01:20:52,556
‫به خدا قسم این دخترک رو می‌کشم.

1185
01:21:04,067 --> 01:21:05,402
‫سلام خوش‌تیپ.

1186
01:21:06,194 --> 01:21:07,529
‫من رو یادته؟

1187
01:21:11,575 --> 01:21:13,201
‫نه.

1188
01:21:13,827 --> 01:21:15,036
‫دست‌ها بالا.

1189
01:21:18,248 --> 01:21:19,499
‫جفت دست‌ها بالا.

1190
01:21:19,666 --> 01:21:20,959
‫تیر خورده.

1191
01:21:22,419 --> 01:21:24,546
‫گیرش انداختی رئیس.
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

1192
01:21:26,256 --> 01:21:27,883
‫واقعا من رو یادت نیست.

1193
01:21:30,594 --> 01:21:33,430
‫باید بگم ناراحت شدم.

1194
01:21:35,599 --> 01:21:37,392
‫ولی گمون نکنم جای تعجبی باشه.

1195
01:21:37,809 --> 01:21:40,687
‫آخرین باری که من رو دیدی
‫خیلی بچه بودم.

1196
01:21:40,854 --> 01:21:44,774
‫مهم اینه که خودم تو رو به یاد دارم.

1197
01:21:49,446 --> 01:21:51,907
‫نگران نباش. چیزیم نیست.

1198
01:21:53,199 --> 01:21:56,036
‫قطعا تو رو به یاد دارم کولتون بریگز.

1199
01:21:56,703 --> 01:21:59,623
‫هر بار که چشمم رو می‌بستم،

1200
01:21:59,789 --> 01:22:04,002
‫چهره‌ات رو می‌دیدم
‫که بهم خیره شدی.

1201
01:22:06,296 --> 01:22:09,049
‫بوی دود تفنگ‌هات رو حس می‌کنم...

1202
01:22:09,215 --> 01:22:11,968
‫و صدای رو به موت بابام رو می‌شنوم.

1203
01:22:13,303 --> 01:22:15,013
‫واسه همین اومدیم اینجا.

1204
01:22:16,014 --> 01:22:19,851
‫خودت، من... و دخترکت اینجاییم.

1205
01:22:22,020 --> 01:22:23,355
‫اصلا حاضر نشد اسمش رو بهم بگه،

1206
01:22:23,563 --> 01:22:26,107
‫ولی مهم نیست.

1207
01:22:26,775 --> 01:22:28,944
‫خانواده شادی هستیم.

1208
01:22:33,406 --> 01:22:37,285
‫قراره خودم و خودت مبارزه کنیم.

1209
01:22:37,494 --> 01:22:39,955
‫فرصت داری
‫به من هم عین بابام...

1210
01:22:40,163 --> 01:22:42,040
‫شلیک کنی.

1211
01:22:42,999 --> 01:22:44,542
‫اگه چنین کاری بکنی،

1212
01:22:45,460 --> 01:22:48,880
‫یوستیس مغز دخترت رو می‌پاشونه.

1213
01:22:49,047 --> 01:22:50,090
‫رئیس، بکشش دیگه.

1214
01:22:50,256 --> 01:22:51,341
‫خفه شو.

1215
01:22:52,467 --> 01:22:53,718
‫خب...

1216
01:22:54,219 --> 01:22:55,845
‫یا من رو می‌کشی...

1217
01:22:56,054 --> 01:22:57,597
‫و شاهد مرگ دخترت می‌شی،

1218
01:22:59,015 --> 01:23:02,394
‫یا دخترت رو نجات می‌دی
‫و شاهد جایگزینی من با خودت می‌شی.

1219
01:23:07,649 --> 01:23:08,984
‫بروک.

1220
01:23:10,860 --> 01:23:12,821
‫من به کل نیازهام رسیدم.

1221
01:23:13,530 --> 01:23:15,115
‫حواست باشه که بهم رسیدگی کنن.

1222
01:23:15,824 --> 01:23:17,283
‫نه.

1223
01:23:19,577 --> 01:23:22,247
‫خیلی هم دوستت دارم.

1224
01:23:23,915 --> 01:23:25,667
‫نه!

1225
01:23:30,505 --> 01:23:31,965
عوضی

1226
01:23:32,173 --> 01:23:35,051
‫موفق شدم.

1227
01:23:37,887 --> 01:23:39,597
‫کشتمش!

1228
01:23:39,764 --> 01:23:41,933
‫خیلی شرمنده‌ام بابا جون.

1229
01:23:42,100 --> 01:23:43,309
‫خیلی دوستت دارم.

1230
01:23:43,476 --> 01:23:45,603
‫- موفق شدم!
‫- خیلی شرمنده‌ام.

1231
01:23:48,898 --> 01:23:50,942
‫کولتون بریگز رو کشتم.

1232
01:23:51,109 --> 01:23:52,444
‫کشتمش.

1233
01:23:54,696 --> 01:23:56,448
‫شنیدی بابا؟

1234
01:23:56,614 --> 01:23:57,741
‫کشتمش.

1235
01:24:01,911 --> 01:24:04,080
‫خـ...

1236
01:24:08,293 --> 01:24:09,294
‫خودتی.

1237
01:24:12,505 --> 01:24:13,381
‫هیولائه خودتی.

1238
01:24:16,760 --> 01:24:17,886
‫تو خانواده من نیستی.

1239
01:24:26,603 --> 01:24:28,354
‫بروک...

1240
01:24:30,190 --> 01:24:31,274
‫مادرت...

1241
01:24:32,317 --> 01:24:35,111
‫بهت می‌گه چیکار کنی.

1242
01:25:10,814 --> 01:25:12,232
‫زنده‌ای؟

1243
01:25:18,446 --> 01:25:20,782
‫جسد دیگه‌ای تو اون کوچه پشتی پیدا کردیم.

1244
01:25:21,491 --> 01:25:23,409
‫شد چهار جسد.

1245
01:25:23,576 --> 01:25:25,370
‫تقریبا انتظار داشتم همین‌طور بشه.

1246
01:25:26,162 --> 01:25:28,540
‫اجسادشون رو جمع کنین
‫که برگردونیمشون.

1247
01:25:31,584 --> 01:25:32,919
‫میارنش خونه؟

1248
01:25:34,462 --> 01:25:35,797
‫آره، گمون کنم بیارن.

1249
01:25:37,006 --> 01:25:38,133
‫ممنون.

1250
01:25:42,470 --> 01:25:43,429
‫مارشال؟

1251
01:25:46,015 --> 01:25:47,767
‫بهشون چی می‌گین؟

1252
01:25:50,645 --> 01:25:53,940
‫با خودم گفتم شاید به خاطر
‫کار خودت و بابات احضارت کنم.

1253
01:25:55,567 --> 01:25:57,986
‫بهشون بگم چطوری اسیرمون کردین،
‫شکنجه‌مون کردین...

1254
01:25:58,194 --> 01:26:00,989
‫و وسط بیابون ولمون کردین که بمیریم.

1255
01:26:02,991 --> 01:26:04,909
‫ولی گمون کنم قاضی بگه...

1256
01:26:05,076 --> 01:26:07,495
‫داشتی از دستورات بابات پیروی می‌کردی...

1257
01:26:07,704 --> 01:26:12,292
‫و بابت قتل مامانت خیلی خشمگین بودی...

1258
01:26:13,793 --> 01:26:15,587
‫خب، در اون صورت،

1259
01:26:15,753 --> 01:26:18,298
‫بابات رو تحت عنوان خلافکار خاک می‌کنن.

1260
01:26:23,803 --> 01:26:25,597
‫بعدش گفتم شاید بهشون بگم...

1261
01:26:25,763 --> 01:26:28,266
‫خودت و بابات اومدین...

1262
01:26:28,433 --> 01:26:30,518
‫و جون یکی از افرادم رو...

1263
01:26:30,685 --> 01:26:34,063
‫با جراحی میدانی نجات دادین.

1264
01:26:34,272 --> 01:26:37,233
‫بعدش قاتلان مادرت رو پیدا کردین،

1265
01:26:37,442 --> 01:26:41,863
‫بعدش هم در حین دستگیریشون کشتنش...

1266
01:26:42,071 --> 01:26:45,617
‫که در این صورت باز هم می‌ری خونه.

1267
01:26:45,783 --> 01:26:47,118
‫خلاصه، با خودم گفتم
‫از اون‌جایی که نتیجه...

1268
01:26:47,285 --> 01:26:50,163
‫جفت سناریوها یکسانه،

1269
01:26:50,371 --> 01:26:52,916
‫روایتی رو که دختری دوازده ساله...

1270
01:26:53,082 --> 01:26:55,376
‫اسیرم نکرده باشه، ترجیح می‌دم.

1271
01:26:56,920 --> 01:26:58,963
‫شاید تو این روایت...

1272
01:26:59,172 --> 01:27:01,341
‫بتونیم اون گاوصندوق رو هم فراموش کنیم.

1273
01:27:03,468 --> 01:27:04,677
‫تو این روایت...

1274
01:27:06,679 --> 01:27:08,556
‫بابام قهرمان می‌شه؟

1275
01:27:16,397 --> 01:27:20,109
‫اگه به کسی چیزی نگی... آره.

1276
01:27:21,194 --> 01:27:23,696
‫گمون کنم روایت مناسبی باشه.

1277
01:27:23,863 --> 01:27:25,240
‫خب، پس به توافق رسیدیم.

1278
01:27:26,449 --> 01:27:27,867
‫مارشال؟

1279
01:27:30,328 --> 01:27:31,913
‫اسبتون رو پیدا کردین؟

1280
01:27:32,747 --> 01:27:34,415
‫دم ورودی شهر بسته بودش.

1281
01:27:37,877 --> 01:27:39,712
‫به حرفش عمل کرد.

1282
01:27:41,631 --> 01:27:43,299
‫تو برو خونه بریگز کوچولو.

1283
01:27:44,467 --> 01:27:46,219
‫به مغازه بابات برس.

1284
01:27:48,763 --> 01:27:49,889
‫برو!

1285
01:28:00,483 --> 01:28:01,985
‫شنیدی بابا؟

1286
01:28:03,820 --> 01:28:05,238
‫قراره قهرمان بشی.

1287
01:28:10,118 --> 01:28:11,577
‫اگه مامان زنده بود،
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد.

1288
01:28:29,220 --> 01:28:30,346
‫اسمت ماریا بود، درسته؟

1289
01:28:30,888 --> 01:28:32,181
‫درسته خانم.

1290
01:28:33,516 --> 01:28:35,226
‫نظرت چیه خورجین برادرم رو...

1291
01:28:35,393 --> 01:28:36,894
‫از تو بار بیاری؟

1292
01:28:38,646 --> 01:28:40,273
‫بهتره برم خونه.
