﻿1
00:00:36,286 --> 00:00:37,620
« شب هالووین سالِ ۲۰۲۳ »

2
00:00:37,620 --> 00:00:39,748
می‌خواید یه داستان بشنوید؟

3
00:00:39,873 --> 00:00:42,584
باید بهتون هشدار بدم، داستان آزاردهنده‌ایـه

4
00:00:42,584 --> 00:00:47,839
و دقیقاً همینجا توی این شهرِ
آروم و باصفا به‌اسم ورنون اتفاق افتاده

5
00:00:47,922 --> 00:00:49,716
‫۳۵ سال پیش،

6
00:00:49,716 --> 00:00:52,886
جنازۀ سه ‌دختر که به ‌طرز وحشیانه‌ای
به ‌قتل رسیده بودن پیدا شدند

7
00:00:54,179 --> 00:00:57,223
،روز ۲۷ اکتبرِ سال ۱۹۸۷

8
00:00:57,307 --> 00:01:01,895
جنازۀ سلاخی‌شدۀ تیفانی کلارک
،در پارکینگ خونه‌شون پیدا شد

9
00:01:02,020 --> 00:01:06,566
‫که در شب تولد ۱۶ سالگی‌اش
‫۱۶بار چاقو خورده بود

10
00:01:06,566 --> 00:01:08,193
،در کلبه‌ای در جنگل

11
00:01:08,318 --> 00:01:12,113
دو روز بعد ماریسا سانگِ ۱۶ ساله کُشته شد

12
00:01:12,197 --> 00:01:15,492
اون هم ۱۶بار چاقو خورده بود

13
00:01:15,658 --> 00:01:18,828
،و دو روز بعد از اون، در شب هالووین

14
00:01:18,828 --> 00:01:22,832
،هدر هرناندزِ ۱۶ساله هم
۱۶بار در پارکینگِ

15
00:01:22,832 --> 00:01:26,127
شهربازیِ بیلی چاقو خورد

16
00:01:26,127 --> 00:01:35,136
قاتل ناپدید شد
« جستجو برای قاتل عشقِ ۱۶ ادامه دارد »
،بر اساس گفتۀ شاهدینِ عینی
قاتل عشقِ ۱۶» کاملاً سیاه پوشیده بوده و»
یه ماسک هم به چهره‌اش بوده

17
00:01:35,136 --> 00:01:39,057
،که در ورنون بسیار بدنام شده
،جایی که هالووینِ هر سال

18
00:01:39,057 --> 00:01:43,394
مردم هنوز هم مثل قاتل لباس می‌پوشن

19
00:01:44,729 --> 00:01:48,900
به تور پادکستِ «قاتل عشق ۱۶» خوش اومدید

20
00:01:49,025 --> 00:01:52,153
،ارائه شده توسط روزنامه‌نگارِ جناییِ واقعی
کریس دوباساژ

21
00:01:52,320 --> 00:01:56,324
من میزبان شمام، کریس دوباساژ

22
00:01:56,324 --> 00:01:59,452
،و سمت چپِ من، خونۀ تیفانی کلارک

23
00:01:59,452 --> 00:02:02,247
اولین قربانیِ قاتل عشق ۱۶ قرار داره

24
00:02:02,247 --> 00:02:06,042
که از اون زمان تبدیل به یکی از
شعبه‌های «زاتا برگر» شده

25
00:02:06,042 --> 00:02:07,085
سلام، افراد تور

26
00:02:07,085 --> 00:02:10,004
کسی از شماها یه نمونۀ مجانی از
دونات‌های زاتا نمی‌خواد؟

27
00:02:10,004 --> 00:02:12,173
ممنون -
بله، اینجا بود که -

28
00:02:12,173 --> 00:02:15,426
قاتل عشقِ ۱۶ حملۀ مرگبار خودش رو در

29
00:02:15,426 --> 00:02:16,928
شهر ورنون شروع کرد -
سلام -

30
00:02:16,928 --> 00:02:18,304
ممنون -
با کُشتن سه‌ نفر -

31
00:02:18,304 --> 00:02:20,014
شما رو نمی‌دونم، ولی وقتی میگن قاتل سریالی

32
00:02:20,014 --> 00:02:21,558
به‌نظرم حدأقل باید ۶ نفر رو کشته باشه

33
00:02:21,558 --> 00:02:24,185
ممنون، انجی. دستت درد نکنه

34
00:02:24,269 --> 00:02:27,230
بیاین انجلی رو تشویق کنیم که
میگه ای کاش آدمای بیشتری کشته میشدن

35
00:02:27,230 --> 00:02:28,648
خیلی‌خب -
...من -

36
00:02:28,648 --> 00:02:31,401
میریم به صحنۀ جرم بعدی

37
00:02:33,486 --> 00:02:35,446
چطور این رو بخوریم؟

38
00:02:35,446 --> 00:02:37,323
نمی‌دونم

39
00:02:39,159 --> 00:02:39,909
« کیلر اینستینکت »

40
00:02:48,543 --> 00:02:50,753
،جیمی، اگه می‌خوای وسایلم رو قرض بگیری

41
00:02:50,753 --> 00:02:51,796
حدأقل حواست بهشون باشه

42
00:02:51,796 --> 00:02:53,006
این قدیمیه و جنسش خیلی خوبه

43
00:02:53,006 --> 00:02:56,259
.اونجا ننداخته بودمش
.می‌خواستم بپوشمش

44
00:02:56,718 --> 00:02:57,969
دارم میرم دیدن، امیلیا

45
00:02:58,845 --> 00:03:00,096
صبر کن

46
00:03:00,180 --> 00:03:01,556
جیمی

47
00:03:01,639 --> 00:03:03,224
داری میری دیدن امیلیا؟ برای چی؟

48
00:03:03,308 --> 00:03:05,518
دوتا بلیت برای کنسرتِ
کیلر اینستینکت برنده شده

49
00:03:05,518 --> 00:03:07,145
هی، عزیزم، اینو ببین

50
00:03:07,228 --> 00:03:10,231
نورم دوباساژ داره طوفانِ فلوریدا رو
گزارش می‌کنه

51
00:03:10,231 --> 00:03:13,193
...خدا امشب عصبانیـه، تام -
فوق‌العاده‌ست -

52
00:03:13,193 --> 00:03:15,570
حتی کلاهش رو هم سرش نکرده

53
00:03:15,570 --> 00:03:18,156
احتمال داره واسۀ این
دوباره برندۀ پولیتزر بشه

54
00:03:18,156 --> 00:03:22,035
عزیزدلم، نظرت چیه همه خونه بمونیم و با هم
به بچه‌ها شکلات بدیم؟

55
00:03:22,035 --> 00:03:23,077
تو عاشق این کاری

56
00:03:23,077 --> 00:03:26,039
نه، مامان، تو عاشق این کاری

57
00:03:26,748 --> 00:03:29,834
خدای من، بابا، این چیه پوشیدی؟

58
00:03:29,876 --> 00:03:30,960
چیـه؟

59
00:03:31,002 --> 00:03:32,295
من زک افران‌ام

60
00:03:32,378 --> 00:03:36,382
ببین، اون قدیما، منم مثل اون خوش هیکل بودم

61
00:03:36,466 --> 00:03:38,927
خیلی‌خب. مامان، تو چرا لباس مبدل نپوشیدی؟

62
00:03:38,927 --> 00:03:39,928
پوشیدم

63
00:03:39,969 --> 00:03:42,805
من مالی رینگوالد توی فیلم
کلوپ صبحانه»ام. هوم؟»

64
00:03:42,972 --> 00:03:45,266
اوه. باشه، صحیح

65
00:03:45,683 --> 00:03:47,560
عزیزم، دیگه کیا میان کنسرت؟

66
00:03:47,560 --> 00:03:50,480
خدایا، چرا اینقدر سخت می‌گیرید، بچه‌‌ها؟
قبل از حکومت نظامی میام خونه

67
00:03:50,480 --> 00:03:54,150
عزیزدلم، می‌دونی این موقع از سال
برای ما چقدر سخته

68
00:03:54,150 --> 00:03:56,569
...آخه، مخصوصاً حالا که

69
00:03:56,653 --> 00:03:58,154
...تو هم‌سنِ مایی وقتی که

70
00:03:58,154 --> 00:04:02,700
‫پس یعنی نمی‌تونم برم کنسرت چون دوستاتون
‫۳۵ سال پیش به قتل رسیدن؟

71
00:04:02,700 --> 00:04:03,952
خیلی‌خب

72
00:04:03,952 --> 00:04:06,162
من تا حالا اینجوری با مادرم صحبت نکردم

73
00:04:06,162 --> 00:04:08,581
...خب، تو کلاً با مادربزرگ صحبت نمی‌کنی، پس

74
00:04:08,581 --> 00:04:11,709
حرفم اینه که، الآن دیگه سال ۱۹۸۷ نیست

75
00:04:11,709 --> 00:04:13,461
می‌تونید موقعیتم رو ردیابی کنید

76
00:04:13,461 --> 00:04:17,799
اسپری فلفل و آژیر دارم

77
00:04:17,840 --> 00:04:20,969
از وقتی ۷ سالم بود مجبورم کردید
برم کلاس دفاع شخصی

78
00:04:20,969 --> 00:04:24,681
بهم یه کریستال محافظ دادید که
از یه پیشگو گرفتید

79
00:04:24,681 --> 00:04:26,182
فقط می‌خوایم ازت محافظت کنیم

80
00:04:26,182 --> 00:04:29,811
خدای من، مامان. باید تمومش کنی، باشه؟

81
00:04:29,811 --> 00:04:31,980
این قضیه هیچ ربطی به من نداره

82
00:04:31,980 --> 00:04:34,691
ای کاش فقط فراموشش کنید

83
00:04:37,235 --> 00:04:39,529
برو. باشه، برو

84
00:04:39,696 --> 00:04:41,823
،ولی بابات می‌رسونتت

85
00:04:41,823 --> 00:04:44,951
همونجا منتظر می‌مونه تا تموم بشه و
بعد هم می‌رسونتت خونه

86
00:04:46,536 --> 00:04:48,621
« کریس دوباساژ »

87
00:04:49,080 --> 00:04:50,290
چه خبر شده؟

88
00:04:50,290 --> 00:04:54,002
هیچی. یه پیام از گروه مامان‌ها بود

89
00:04:54,002 --> 00:04:55,628
خیلی‌خب. بابا، بریم

90
00:04:55,628 --> 00:04:57,547
نمی‌خوام اجرای اول رو از دست بدم

91
00:04:57,964 --> 00:04:59,215
عزیزم

92
00:04:59,799 --> 00:05:01,843
مراقب خودت باش، عزیزم. دوستت دارم

93
00:05:10,268 --> 00:05:13,730
می‌دونی، وقتی صندلی عقب می‌شینی
انگار که من رانندۀ تاکسی اینترنتی‌ام

94
00:05:13,730 --> 00:05:15,189
یه‌جورایی ناراحتم می‌کنه

95
00:05:15,356 --> 00:05:16,983
بابا، بیخیال

96
00:05:17,066 --> 00:05:18,609
یک ستاره

97
00:05:27,785 --> 00:05:30,079
هی، فکر کردم داری میری دنبال امیلیا

98
00:05:30,079 --> 00:05:32,957
آره، بهش پیام دادم که رسیدیم

99
00:05:33,041 --> 00:05:34,625
چرا نمیری در بزنی؟

100
00:05:34,792 --> 00:05:37,086
نه، بابا

101
00:05:37,086 --> 00:05:39,839
خیلی بی‌ادبیـه. آه

102
00:05:42,258 --> 00:05:43,634
سلام -
سلام -

103
00:05:43,634 --> 00:05:45,553
سلام، خانم کراستون -
سلام، جیمی -

104
00:05:45,720 --> 00:05:46,888
کنسرت خوش بگذره

105
00:05:48,556 --> 00:05:50,975
آدامس ماریجوانا آوردم. ساتیوا -
خدا رو شکر -

106
00:05:50,975 --> 00:05:52,268
خدا رو شکر -
هواتو دارم -

107
00:05:52,310 --> 00:05:55,104
هی، لارن. امشب برنامه‌ات چیـه؟

108
00:05:56,356 --> 00:05:57,690
باید برم سر کار

109
00:05:57,690 --> 00:06:01,402
به‌طرز عجیبی صنعت تولید
هالووین رو جشن نمی‌گیره

110
00:06:01,611 --> 00:06:04,822
خیلی‌خب. از دیدنت خوشحال شدم -
بزن بریم -

111
00:06:04,822 --> 00:06:06,616
خیلی دیرمون شده

112
00:06:06,699 --> 00:06:07,742
میشه تموش کنی؟

113
00:06:07,825 --> 00:06:10,328
من تمومش کنم؟ تو میشه راه بیفتی؟ -
آره، الآن راه میفتم -

114
00:06:11,829 --> 00:06:14,123
اینجا رو ببین چه خبره -
!خوراکی بده یا می‌ترسونمت -

115
00:06:14,123 --> 00:06:15,458
هالووین مبارک

116
00:06:15,458 --> 00:06:17,585
چه لباس‌های خوشگلی

117
00:06:17,585 --> 00:06:19,295
یه جادوگر قدیمی

118
00:06:19,379 --> 00:06:22,548
.یالا، بچه‌ها. وقتشه بریم خونه
.هالووین مبارک

119
00:06:22,548 --> 00:06:24,884
آره. هالووین مبارک

120
00:06:30,014 --> 00:06:32,725
چرا اصلاً اینا رو می‌ذارن
توی بسته‌های شکلات؟

121
00:06:44,028 --> 00:06:45,154
خدای من

122
00:06:46,614 --> 00:06:47,740
خیلی‌خب

123
00:06:47,740 --> 00:06:51,035
از این لباس‌ها متنفرم

124
00:06:52,537 --> 00:06:55,206
شرمنده، یکم عصبی‌ام

125
00:06:55,206 --> 00:06:56,958
تنهایی اومدید شکلات بگیرید؟

126
00:07:01,003 --> 00:07:02,630
خیلی‌خب، اصلاً خنده‌دار نیست

127
00:07:04,090 --> 00:07:06,175
خدای من. خدای... نه

128
00:07:13,224 --> 00:07:14,892
درحال تماس با پلیس

129
00:07:22,150 --> 00:07:24,527
از وقتی ۱۶ سالم بود می‌ترسیدم به قتل برسم

130
00:07:24,569 --> 00:07:26,112
فکر می‌کردی آمادگی‌شو ندارم؟

131
00:08:00,688 --> 00:08:02,482
پلیس هر لحظه ممکنه برسه

132
00:08:16,245 --> 00:08:17,455
چی؟

133
00:08:30,384 --> 00:08:32,345
!کمک! کمک

134
00:08:33,346 --> 00:08:34,514
!کمک

135
00:08:45,691 --> 00:08:47,485
!نه! نه

136
00:08:47,485 --> 00:08:49,320
بس کن

137
00:08:53,115 --> 00:08:55,117
خوراکی بده یا می‌ترسونمت

138
00:09:16,264 --> 00:09:20,017
« کاملاً قاتل »

139
00:09:21,227 --> 00:09:24,230
،من در خونۀ خانودۀ هیوز هستم

140
00:09:25,189 --> 00:09:27,858
جایی که عضوی دوست‌داشتنی از جامعه و

141
00:09:28,401 --> 00:09:31,279
دوستِ من، پم هیوز

142
00:09:31,279 --> 00:09:32,738
به‌تازگی به قتل رسیده

143
00:09:32,738 --> 00:09:34,198
« پادکست قاتل عشق ۱۶ »
« لایک و سابسکرایب فراموش نشه »

144
00:09:34,198 --> 00:09:35,700
‫۱۶ بار چاقو خورده

145
00:09:38,369 --> 00:09:41,998
پلیس هنوز بیانیۀ رسمی‌ای منتشر نکرده

146
00:09:42,081 --> 00:09:44,834
،ولی بر اساس اظهارات شاهدان عینی

147
00:09:45,501 --> 00:09:48,796
قاتلِ عشقِ ۱۶ برگشته

148
00:09:50,298 --> 00:09:51,841
که یعنی هیچکس در امان نیست

149
00:09:52,550 --> 00:09:55,428
از بین تمام چالش‌هایی که به‌عنوان رئیس
،این دبیرستان باهاش روبه‌رو شدم

150
00:09:55,469 --> 00:09:59,432
هیچکدوم من رو برای
همچین چیزی آماده نکرده بود

151
00:09:59,640 --> 00:10:04,520
برای خداحافظی با دوست عزیزم و
مشاور تحصیلیِ شما، پم هیوز

152
00:10:05,646 --> 00:10:09,525
جیمی، ما در این دوران غم‌انگیز برای
خانواده‌ات دعا می‌کنیم

153
00:10:10,526 --> 00:10:12,737
ولی ما فقط با غم و ناراحتی
مواجه نیستیم، درسته؟

154
00:10:12,903 --> 00:10:16,365
با بازگشتِ «قاتل عشق ۱۶» هم سر و کار داریم

155
00:10:16,699 --> 00:10:18,367
مربی فینکل قراره برامون صحبت کنن و

156
00:10:18,367 --> 00:10:21,996
بهمون چندتا حرکت دفاع شخصی یاد بدن

157
00:10:23,497 --> 00:10:25,791
...آره، خب، آه

158
00:10:25,791 --> 00:10:29,337
اولین چیزی که وقتی قاتل رو دیدید
باید انجام بدید فرار کردنـه

159
00:10:29,879 --> 00:10:31,589
،یادتون باشه

160
00:10:31,589 --> 00:10:33,424
...چاقو رو دور کنید

161
00:10:34,550 --> 00:10:35,843
جون‌تون رو حفظ کنید

162
00:10:36,677 --> 00:10:38,095
به پیش، تیم شیاطین

163
00:10:39,221 --> 00:10:41,098
« تیم شیاطینِ ورنون »

164
00:10:42,475 --> 00:10:45,561
جیمی، میشه دو کلام با هم صحبت کنیم؟

165
00:10:48,230 --> 00:10:51,108
ترجیح میدم صحبت نکنیم ولی به‌نظر
سؤالت بلاغی بود

166
00:10:51,776 --> 00:10:52,818
چی شده؟

167
00:10:53,235 --> 00:10:55,821
می‌دونم از دست‌دادن کسی که دوستش داری سخته

168
00:10:56,280 --> 00:10:58,574
مامانت همیشه زن فوق‌العاده‌ای بود

169
00:10:58,616 --> 00:11:00,451
همیشه خیلی با من مهربون بود

170
00:11:00,451 --> 00:11:02,244
میشه اینقدر نگی «بود»؟

171
00:11:03,162 --> 00:11:04,163
ببخشید

172
00:11:05,247 --> 00:11:07,792
گوش کن، کلانتر می‌خواد چندتا سؤال ازت بپرسه

173
00:11:09,043 --> 00:11:11,587
می‌دونی شبی که مادرت کشته شد پدرت کجا بود؟

174
00:11:11,712 --> 00:11:13,923
خدایا، کارا، نباید قبلش یکم زمینه‌چینی کنی؟

175
00:11:13,923 --> 00:11:15,549
بابام مامانم رو نکُشته

176
00:11:15,549 --> 00:11:18,469
در مورد رابطۀ مادرت با
کریس دوباساژ چی می‌دونی؟

177
00:11:18,803 --> 00:11:21,681
...همونی که پادکست می‌سازه؟ نمی

178
00:11:23,265 --> 00:11:24,767
رابطه‌ای نداشتن

179
00:11:24,975 --> 00:11:26,310
تلفنش رو دیدیم

180
00:11:26,977 --> 00:11:28,813
کلی پیام با هم رد و بدل کردن

181
00:11:29,355 --> 00:11:31,148
بابات از اون مردای حسوده؟

182
00:11:32,775 --> 00:11:35,361
همیشه از بابام بدت میومد

183
00:11:35,486 --> 00:11:39,657
ولی شاید وقتش باشه این مزخرفات
مربوط به دوران دبیرستان رو که

184
00:11:39,657 --> 00:11:44,286
ول‌کُن‌شون نبودی رو فراموش کنی و
کاری که بابای پلیسِ بدبختت

185
00:11:44,286 --> 00:11:48,791
‫۳۵ سال پیش نتونست انجام بده رو تموم کنی و
‫قاتل آشغال رو بگیری!

186
00:11:56,090 --> 00:11:59,677
« شهربازی بیلی »

187
00:12:00,052 --> 00:12:01,721
...بیلی سگ آبی

188
00:12:01,804 --> 00:12:04,014
خوش...

189
00:12:04,014 --> 00:12:05,725
...بیلی سگ آبی

190
00:12:05,725 --> 00:12:07,685
خوش...

191
00:12:07,893 --> 00:12:09,979
...بیلی سگ آبی -
ببخشید -

192
00:12:11,522 --> 00:12:14,024
« کوانتوم دراپ »

193
00:12:17,069 --> 00:12:22,908
« نمایشگاهِ علمی دبیرستان ورنون »

194
00:12:27,413 --> 00:12:28,998
،چهار، سه...

195
00:12:29,165 --> 00:12:30,958
دو، یک

196
00:12:32,752 --> 00:12:34,211
فرایند ناموفق

197
00:12:35,087 --> 00:12:38,674
چرا نمایشگاه علمی رو توی
تسخیرشده‌ترین جای ممکن برگزار کردن؟

198
00:12:38,674 --> 00:12:40,551
اینجا رو مجانی در اختیار
مدیر سامرز قرار دادن

199
00:12:40,551 --> 00:12:42,636
برای اینکه دوباره مردم رو به اینجا بکشونه -
هوم -

200
00:12:42,636 --> 00:12:44,889
قدیما اینجا پاتوق اصلی همه
توی ورنون بود ولی

201
00:12:44,889 --> 00:12:48,100
الآن یه توقف دیگه توی تور قتلـه

202
00:12:48,684 --> 00:12:50,269
خدایی پروژه‌ات همینـه؟

203
00:12:50,269 --> 00:12:51,395
غُرفۀ عکاسی؟

204
00:12:51,479 --> 00:12:54,356
فقط یه غرفۀ عکاسیِ ساده نیست، درک -
پس چیه؟ -

205
00:12:54,356 --> 00:12:56,609
چیزی که قراره دنیا رو تغییر بده

206
00:12:56,734 --> 00:12:58,319
ولی با کودِ گیاهی‌ات موفق باشی

207
00:12:58,444 --> 00:13:00,654
یه جعبه از سبزیجات مزخرف

208
00:13:01,405 --> 00:13:04,742
کِی می‌خوای به بقیه بگی
داری ماشین زمان می‌سازی؟

209
00:13:04,825 --> 00:13:07,286
وقتی ماشین زمانی بسازم که کار کنه

210
00:13:07,995 --> 00:13:10,998
اگه به مردم بگی ممکنه در صورتی که ممکن نیست

211
00:13:10,998 --> 00:13:13,876
اون‌وقت تو فقط یه دیوونه‌ای که
سعی کرده سفر در زمان رو اختراع کنه

212
00:13:14,043 --> 00:13:15,711
واقعاً فکر می‌کنی از پسش برمیای؟

213
00:13:15,711 --> 00:13:17,213
فکر می‌کنم نزدیک شدم

214
00:13:17,296 --> 00:13:20,716
به مامانت گفتی داری
از طرح‌هاش استفاده می‌کنی
نه

215
00:13:20,716 --> 00:13:22,968
اینجوری فقط بهم میگه الکی به خودم زحمت ندم

216
00:13:23,010 --> 00:13:26,305
می‌‌دونی، فکر میکنم تقریباً موفق شده

217
00:13:26,388 --> 00:13:28,432
ولی وسطش بیخیال شده

218
00:13:29,934 --> 00:13:32,186
می‌خوام بهش نشون بدم چقدر باهوشـه

219
00:13:33,103 --> 00:13:35,105
اگه بتونم این دستگاه رو به کار بندازم

220
00:13:35,189 --> 00:13:36,482
مشکلش چیـه؟

221
00:13:37,358 --> 00:13:38,526
نمی‌دونم

222
00:13:38,567 --> 00:13:40,820
با خودم گفتم شاید یه ربطی به
وای‌فای داشته باشه

223
00:13:40,861 --> 00:13:42,905
وای‌فای داره؟ -
آره، لازمـه -

224
00:13:42,988 --> 00:13:44,532
برای اینکه به جی‌پی‌اسِ گوشیت وصل بشه

225
00:13:44,532 --> 00:13:47,034
بدون اون، نمیشه مطمئن بود که
به همون جای قبلی برمی‌گردی یا نه

226
00:13:47,034 --> 00:13:49,662
و همینجوری توی فضا شناور می‌مونی

227
00:13:50,371 --> 00:13:51,580
هوم

228
00:13:52,873 --> 00:13:57,086
چرا برای ۲۷ اکتبر ۱۹۸۷ تنظیم شده؟

229
00:13:58,212 --> 00:14:02,633
خب، این روزیـه که اولین قتل اتفاق افتاده

230
00:14:03,300 --> 00:14:06,470
با خودم گفتم اگه بتونیم جلوی

231
00:14:06,512 --> 00:14:08,973
...اولین قتلِ قاتل عشق ۱۶ رو بگیریم

232
00:14:08,973 --> 00:14:10,808
مامانم هنوز زنده می‌‌بود

233
00:14:44,133 --> 00:14:47,887
در یه قسمت ویژه از
،پادکستِ قاتل عشق ۱۶

234
00:14:48,137 --> 00:14:50,598
قاتل سریالی برگشته

235
00:14:50,931 --> 00:14:56,812
،تیفانی کلارک، ماریسا سانگ
هدر هرناندز و حالا

236
00:14:56,812 --> 00:15:00,149
‫۳۵ سالِ بعد، پم هیوز

237
00:15:00,149 --> 00:15:04,320
چی باعث شده برگرده؟ چرا حالا؟ و چرا اون؟

238
00:15:04,612 --> 00:15:07,531
،و اینکه آیا قاتل هنوز در سایه‌ها در کمینـه

239
00:15:07,531 --> 00:15:09,533
قربانی بعدیش رو زیر نظر داره یا

240
00:15:10,242 --> 00:15:12,661
جایی در معرض دید همه قایم شده؟

241
00:15:12,745 --> 00:15:16,665
پلیس دوباره هیچ سرنخی از
مکان احتمالیِ قاتل نداره

242
00:15:16,749 --> 00:15:21,420
،ممکنه هرجایی قایم شده باشه
...در حال تماشا باشه، منتظر

243
00:15:23,130 --> 00:15:24,256
شرمنده

244
00:15:24,298 --> 00:15:27,176
من فقط... گرسنه نیستی؟

245
00:15:27,176 --> 00:15:28,802
پیتزا سفارش دادم

246
00:15:29,553 --> 00:15:30,679
نه. نه. ممنون، بابا

247
00:15:31,096 --> 00:15:33,557
نمی‌دونستم اون پادکست رو گوش می‌کنی

248
00:15:34,350 --> 00:15:36,185
مامان با کریس دوباساژ دوست بود؟

249
00:15:36,727 --> 00:15:38,312
کلانتر لیم گفت به هم پیام می‌دادن

250
00:15:38,354 --> 00:15:39,563
نه

251
00:15:39,563 --> 00:15:42,733
با اون آشغال دوست نبود

252
00:15:42,733 --> 00:15:44,443
طرف لاشخوره

253
00:15:44,526 --> 00:15:47,446
قتل‌های وحشتناک رو به سرگرمی ملت تبدیل کرده

254
00:15:47,488 --> 00:15:49,114
پس چرا بهش پیام می‌داده؟

255
00:15:49,490 --> 00:15:51,617
چون می‌خواسته کمک کنه تا قاتل پیدا بشه

256
00:15:52,660 --> 00:15:55,371
پلیس‌ها خیلی وقت پیش بیخیال شدن

257
00:15:55,412 --> 00:15:57,873
کریس تنها کسی بود که هنوز تحقیق می‌کرد

258
00:15:58,123 --> 00:16:00,209
پس توی دبیرستان می‌شناختیش؟

259
00:16:00,209 --> 00:16:02,336
آخه، همه هم‌دیگه رو می‌شناختیم

260
00:16:03,295 --> 00:16:07,007
اون موقع مادتو دوست داشت و
من و مادرت اون موقع فقط دوست بودیم

261
00:16:07,007 --> 00:16:11,553
تا خیلی بعدترش که با هم از کالج برگشتیم
وارد رابطه نشدیم

262
00:16:15,307 --> 00:16:18,352
اون زمانی رو که فهمیدیم
تو رو حامله‌ست رو یادمه

263
00:16:19,103 --> 00:16:21,271
...با هم رفته بودیم شهربازی و

264
00:16:21,855 --> 00:16:25,442
سوار اون وسیلۀ بازی شدیم، کوانتوم دراپ

265
00:16:26,860 --> 00:16:29,363
...جفت‌مون داشتیم بالا میاوردیم و

266
00:16:30,239 --> 00:16:34,284
مامانت همینجوری بالا میاورد
واسه همین تست بارداری داد و

267
00:16:34,284 --> 00:16:35,744
اینجوری فهمیدیم

268
00:16:36,537 --> 00:16:37,746
تو نصیب‌مون شدی

269
00:16:41,125 --> 00:16:42,418
حالا، یه لطفی در حقم بکن

270
00:16:42,418 --> 00:16:44,795
دیگه به پادکست کریس دوباساژ گوش نکن

271
00:16:46,213 --> 00:16:47,214
جیمی

272
00:16:47,923 --> 00:16:48,924
سلام

273
00:16:51,510 --> 00:16:53,178
کریس هستم -
می‌دونم -

274
00:16:54,221 --> 00:16:56,598
به‌خاطر از دست دادن مادرت متأسفم

275
00:16:58,392 --> 00:17:00,060
می‌خواست کمک کنه تا قاتل رو بگیریم

276
00:17:00,853 --> 00:17:02,604
چرا این رو مخفی کرده؟

277
00:17:03,188 --> 00:17:04,648
نمی‌دونم

278
00:17:05,566 --> 00:17:08,277
خب ببین، بابات اونقدر از من خوشش نمیاد

279
00:17:08,277 --> 00:17:10,738
هوم. ولی از بابات خوشش میاد

280
00:17:10,779 --> 00:17:12,948
میگه قراره یه پولیتزر دیگه ببره

281
00:17:13,240 --> 00:17:16,827
پادکستِ من پنج تا پادسی بُرده

282
00:17:17,077 --> 00:17:18,871
خیلی با هم فرق دارن

283
00:17:18,871 --> 00:17:19,955
آره

284
00:17:21,331 --> 00:17:24,418
مادرت در مورد یه یادداشت چیزی بهت نگفته؟

285
00:17:24,460 --> 00:17:25,544
کدوم یادداشت؟

286
00:17:25,544 --> 00:17:29,548
سال ۱۹۸۷ بعد از آخرین قتل به دستش رسید

287
00:17:29,548 --> 00:17:31,592
گذاشته بودن توی کمدش

288
00:17:37,556 --> 00:17:40,642
« بعدی تویی، یه روزی »

289
00:17:41,643 --> 00:17:43,437
هیچ‌وقت در مورد این بهم نگفته بود

290
00:17:43,937 --> 00:17:45,355
به هیچکس نگفته بود

291
00:17:46,398 --> 00:17:47,983
می‌ترسید که بگه

292
00:17:48,734 --> 00:17:51,904
می‌ترسید اینجوری واقعی بشه یا همچین چیزی

293
00:17:52,488 --> 00:17:53,906
اون‌وقت به تو گفت؟

294
00:17:53,947 --> 00:17:56,700
به من گفت چون یه سرنخ بود

295
00:17:56,867 --> 00:17:59,078
کی دلش می‌خواد اینجوری شکنجه‌اش کنـه؟

296
00:17:59,078 --> 00:18:04,124
کاری کنه تمام زندگی‌اش رو در ترس از این
بگذرونه که نکنه امروز، همون روزه

297
00:18:05,209 --> 00:18:06,627
جیمی، صبر کن

298
00:18:06,752 --> 00:18:08,504
...بیلی سگ آبی

299
00:18:08,545 --> 00:18:10,339
خوش...

300
00:18:10,422 --> 00:18:12,424
...بیلی سگ آبی

301
00:18:12,424 --> 00:18:14,093
خوش...

302
00:18:28,107 --> 00:18:29,483
« خانۀ وحشت عروکسی »
جیمی

303
00:18:29,483 --> 00:18:31,235
!خدای من -
!نه، منم، منم -

304
00:18:31,235 --> 00:18:33,946
خدای من -
الآن به اون جادوگره اسپری فلفل زدی؟ -

305
00:18:33,946 --> 00:18:36,198
یکم. باید باهات صحبت کنم

306
00:18:36,198 --> 00:18:38,325
به کمکت برای گرفتنِ قاتل عشق ۱۶ نیاز دارم

307
00:18:38,325 --> 00:18:41,161
اون مامانم رو در طول کل زندگیش شکنجه کرده و
...منم نمی‌تونم بذارم از

308
00:18:41,161 --> 00:18:43,664
!جیمی

309
00:18:43,664 --> 00:18:44,915
!فرار کن

310
00:18:44,915 --> 00:18:48,460
!کمک! کمک! یکی کمک کنه! کمک

311
00:18:48,460 --> 00:18:51,046
!کمک! یکی کمک کنه

312
00:18:51,046 --> 00:18:52,131
!کمک

313
00:19:17,447 --> 00:19:19,324
آغاز فرایند

314
00:19:20,200 --> 00:19:22,995
لعنتی -
خطا. خطا. خطا. خطا. خطا -

315
00:19:25,164 --> 00:19:26,456
،تا پنج...

316
00:19:26,456 --> 00:19:30,961
چهار، سه، دو، یک -
!ازم دور شو! یکی کمک کنه -

317
00:20:16,048 --> 00:20:17,424
نه، شرمنده، نمی‌تونید

318
00:20:17,424 --> 00:20:20,552
.نمی‌تونید استفاده کنید
.خرابـه

319
00:20:20,552 --> 00:20:22,512
جدی؟ -
خرابـه -

320
00:20:22,596 --> 00:20:24,556
اوه -
نمی‌تونید ازش استفاده کنید -

321
00:20:24,723 --> 00:20:26,016
شرمنده

322
00:20:27,267 --> 00:20:30,520
« اف.بی.آی، بازرس احمق فدرال »
درضمن، لباست خیلی دردسرسازه

323
00:20:30,562 --> 00:20:31,647
هوم؟

324
00:20:32,105 --> 00:20:33,732
عزیزم، من لباست رو دوست دارم

325
00:20:42,032 --> 00:20:43,408
،بیلی سگ آبی میگه

326
00:20:43,408 --> 00:20:45,244
«خوش بگذرونید»

327
00:20:45,911 --> 00:20:48,038
«بیلی سگ آبی میگه، «خوش بگذرونید

328
00:20:48,038 --> 00:20:49,706
شرمنده -
شرمنده -

329
00:20:49,998 --> 00:20:51,166
...آم

330
00:20:51,166 --> 00:20:53,627
ببخشید. الآن چه سالیـه؟

331
00:20:54,336 --> 00:20:55,671
۱۹۸۷

332
00:20:56,505 --> 00:20:57,506
خدای من

333
00:20:57,714 --> 00:20:58,882
می‌دونم

334
00:20:58,882 --> 00:21:02,010
دهۀ ۸۰ تقریباً تموم شد و من هنوز
کوکائین رو امتحان نکردم

335
00:21:04,012 --> 00:21:05,013
اونا نمی‌دونن

336
00:21:05,055 --> 00:21:07,224
دنبال پم هیوز می‌گردم -
کی؟ -

337
00:21:07,349 --> 00:21:09,142
میلر. میلر. شرمنده. پم میلر

338
00:21:09,142 --> 00:21:10,769
اون... دوست منـه

339
00:21:10,852 --> 00:21:14,106
،خیلی‌خب، پس حتماً مدرسه‌ست
جایی که خودتم باید اونجا باشی

340
00:21:14,106 --> 00:21:15,565
می‌رسونمت -
چی؟ نه -

341
00:21:15,774 --> 00:21:18,110
.نمی‌تونم سوار ماشینت بشم
.تو غریبه‌ای

342
00:21:18,360 --> 00:21:19,736
می‌تونی یه قاتل سریالی باشی

343
00:21:20,279 --> 00:21:21,947
عزیزدلم

344
00:21:22,531 --> 00:21:24,908
اگه قاتل سریالی بودم
لباسای گلوریا وندربیلت رو می‌پوشیدم؟

345
00:21:28,078 --> 00:21:29,997
ممنون -
قربونت -

346
00:21:32,666 --> 00:21:34,334
از کتت هم خوشم میاد -
ممنون -

347
00:21:38,588 --> 00:21:40,048
« دبیرستان ورنون »

348
00:21:42,342 --> 00:21:45,345
« تیم شیاطین سرخ‌پوستِ ورنون »
اینم از نژادپرستی

349
00:21:46,096 --> 00:21:47,347
انتظارش رو داشتم

350
00:21:47,723 --> 00:21:49,057
خدایا

351
00:21:53,854 --> 00:21:54,855
سلام

352
00:21:55,230 --> 00:21:59,651
من... جیمی... لافلور هستم و

353
00:21:59,693 --> 00:22:02,738
دانش‌آموز انتقالی هستم از

354
00:22:02,821 --> 00:22:05,365
جزیرۀ پرنس ادوارد، کانادا

355
00:22:05,407 --> 00:22:08,285
و مدرسۀ قدیمی‌ام گفت
...مدارک ثبت‌نامم رو می‌فرسته

356
00:22:08,285 --> 00:22:10,662
کلاس چندمی؟ -
یازدهم -

357
00:22:12,539 --> 00:22:13,623
اینم برنامه کلاسی‌ات

358
00:22:13,623 --> 00:22:14,666
اوه. باشه

359
00:22:14,666 --> 00:22:17,461
نباید مدارک رو یه راستی‌آزمایی می‌کردی؟

360
00:22:17,461 --> 00:22:20,756
راستی... اینجا فورت ناکسـه مگه؟
(محل نگهداری شمش‌های طلای خزانه‌داری آمریکا)

361
00:22:20,881 --> 00:22:22,132
برای کلاس ورزشت دیرت شده

362
00:22:22,132 --> 00:22:26,553
میشه... یه برنامه دیگه بگیرم؟
زیاد... اهل ورزش و باشگاه و اینا نیستم

363
00:22:29,473 --> 00:22:31,641
برنامۀ جایگزین موجود نیست؟

364
00:22:36,813 --> 00:22:38,106
اوه، خدای من

365
00:22:49,368 --> 00:22:50,494
!تازه‌وارد

366
00:22:50,952 --> 00:22:51,912
بیا تو زمین -
...من؟ نه، من -

367
00:22:51,912 --> 00:22:53,538
...نه، من... من... من راحتم. من

368
00:22:53,580 --> 00:22:55,707
!من؟ راحتم همینجوری». بیا اینجا ببینم»

369
00:22:55,707 --> 00:22:57,292
!زود باش راه بیفت

370
00:22:57,292 --> 00:22:58,502
خدایا، چقدر بی‌ادبـه

371
00:22:59,586 --> 00:23:02,297
!زود! زود! زود

372
00:23:02,297 --> 00:23:03,298
باشه، ممنون

373
00:23:03,298 --> 00:23:04,591
اینجا واقعاً برات مناسبـه

374
00:23:07,177 --> 00:23:08,178
خدایا

375
00:23:21,650 --> 00:23:24,903
چطور همچین چیزی قانونیـه؟

376
00:23:25,070 --> 00:23:26,154
اوه

377
00:23:26,154 --> 00:23:27,155
آره

378
00:23:27,697 --> 00:23:29,116
!می‌دونم کار کی بود

379
00:23:29,199 --> 00:23:30,242
!سرت رو بیار پایین

380
00:23:30,325 --> 00:23:33,036
.هی، دنبال پم میلر می‌گردم
می‌شناسیش؟

381
00:23:33,036 --> 00:23:34,579
آره، همه پم رو می‌شناسن

382
00:23:35,705 --> 00:23:36,998
یه نکتۀ خفن بهت بگم

383
00:23:36,998 --> 00:23:38,625
دفعۀ بعد، توپ رو بگیر

384
00:23:38,917 --> 00:23:41,920
باشه؟ اینجوری مجبور نیستم دستم رو به
خونِ بچگانۀ چندشت بزنم

385
00:23:41,920 --> 00:23:43,296
حالم بد شد

386
00:23:43,338 --> 00:23:46,758
!خیلی‌خب
کارتون خوب بود، برنده‌ها! ها؟

387
00:23:46,758 --> 00:23:49,845
کاش می‌تونستم همین رو برای
بازنده‌ها هم بگم ولی نمی‌تونم

388
00:23:49,970 --> 00:23:51,513
برید دوش بگیرید. زود باشید

389
00:23:51,680 --> 00:23:54,099
ممنون، مربی زین

390
00:23:54,141 --> 00:23:55,016
خدای من، ایول

391
00:23:55,016 --> 00:23:56,893
عاشق «بی اند جی»ام -
سلام، پم؟ -

392
00:23:58,478 --> 00:23:59,646
پم میلر؟

393
00:24:00,063 --> 00:24:01,314
آه، بله؟

394
00:24:08,155 --> 00:24:10,323
اینجوری زُل نزن

395
00:24:10,699 --> 00:24:11,867
شرمنده

396
00:24:11,867 --> 00:24:15,454
فقط... اون چیزی که انتظار داشتم نیستی

397
00:24:15,662 --> 00:24:18,331
آه، من جیمی‌ام

398
00:24:18,415 --> 00:24:19,499
از کانادا

399
00:24:20,125 --> 00:24:22,836
شرمنده، باهات دست نمیدم چون

400
00:24:22,836 --> 00:24:25,046
نه ۴۵ سالمه و نه مَرد هستم

401
00:24:25,464 --> 00:24:26,840
بعد مدرسه بیاید خونۀ ما و

402
00:24:26,840 --> 00:24:29,843
وقتی من دارم موهام رو درست می‌کنم
شما برای مهمونی آماده شید

403
00:24:30,510 --> 00:24:32,679
باشه -
،می‌دونید، توی کانادا -

404
00:24:32,679 --> 00:24:35,974
مهمونی‌های تولد خیلی ضایع محسوب میشن

405
00:24:36,391 --> 00:24:38,685
نمی‌دونم والا، شاید بهتر باشه لغوش کنی

406
00:24:38,852 --> 00:24:40,479
شاید بهتر باشه گورت رو گُم کنی و بمیری

407
00:24:40,562 --> 00:24:42,147
!یا خدا، مامان

408
00:24:42,647 --> 00:24:44,024
ماسیتا...

409
00:24:44,024 --> 00:24:46,776
ای. ای ای ای، ماماسیتا

410
00:24:46,860 --> 00:24:48,153
اوه

411
00:24:48,236 --> 00:24:50,113
اسپانیایی صحبت می‌کنی؟

412
00:24:50,280 --> 00:24:51,406
...خیلی‌خب

413
00:24:52,073 --> 00:24:53,992
گورت رو گُم کن و بمیر

414
00:24:55,619 --> 00:24:57,996
سه سال اسپانیایی خونده، آشغال

415
00:24:58,705 --> 00:25:00,081
باشه

416
00:25:00,123 --> 00:25:02,709
تو نمی‌خوای مهمونی رو لغو کنی؟
خودم لغوش می‌کنم

417
00:25:04,002 --> 00:25:07,839
آدمای پیر، آدمای مریض و آدمایی که سگ دارن

418
00:25:07,923 --> 00:25:10,008
این ترتیبِ آدمایی هست که ازشون بدت میاد؟ -
آره -

419
00:25:10,467 --> 00:25:12,010
ترتیب خوبیـه. آره

420
00:25:12,677 --> 00:25:15,889
سلام. می‌خوام جرمی رو گزارش بدم که
هنوز اتفاق نیفتاده

421
00:25:15,889 --> 00:25:18,308
می‌دونم خیلی مسخره‌ست ولی
تو رو خدا حرفم رو گوش کنید

422
00:25:18,308 --> 00:25:19,976
فیلم «بازگشت به آینده» رو دیدید؟

423
00:25:20,060 --> 00:25:21,561
نه، ولی شنیدم خوبـه

424
00:25:21,645 --> 00:25:23,021
...آره، عالیـه، ولی

425
00:25:23,939 --> 00:25:27,651
عملاً، الآن من دارم
اون فیلم رو زندگی می‌کنم

426
00:25:27,817 --> 00:25:30,612
واسه همین می‌دونم امشب قراره قتلی رخ بده

427
00:25:30,612 --> 00:25:32,072
قتل؟

428
00:25:32,948 --> 00:25:34,783
تا حالا توی ورنون قتلی رخ نداده

429
00:25:34,783 --> 00:25:38,578
باشه، امشب قراره توی مهمونیِ
تیفانی کلارک یه قتل رخ بده و

430
00:25:38,662 --> 00:25:41,164
کلی آدم زیر سن قانونی هم اونجان و
نوشیدنی می‌خورن پس

431
00:25:41,164 --> 00:25:43,750
حتماً باید برید اونجا و در هر صورت
مهمونی رو لغو کنید

432
00:25:43,875 --> 00:25:45,085
خدایا

433
00:25:45,877 --> 00:25:47,128
لعنتی

434
00:25:47,212 --> 00:25:48,964
تا حالا این اطراف ندیدمت

435
00:25:48,964 --> 00:25:50,632
آره، دانش‌آموز انتقالی‌ام

436
00:25:51,132 --> 00:25:52,884
از جزیرۀ پرنس ادوارد، کانادا

437
00:25:52,884 --> 00:25:54,761
به‌نظر از خودت درآوردی -
نه خیرم -

438
00:25:55,595 --> 00:25:56,721
یه جای واقعیـه

439
00:25:58,682 --> 00:25:59,683
لیم

440
00:26:01,226 --> 00:26:02,477
توی بابا کلانتری

441
00:26:03,228 --> 00:26:05,480
لقب دخترت، کارا، کلانتره؟

442
00:26:05,605 --> 00:26:07,190
چقدر باحال

443
00:26:07,190 --> 00:26:12,946
هی، ببین، دارم بهت یه فرصت میدم تا جلوی این
اتفاقات وحشتناک رو قبل از وقوع بگیری

444
00:26:16,199 --> 00:26:17,200
این کیـه؟

445
00:26:17,200 --> 00:26:19,369
قاتلـه -
کی رو کُشته؟ -

446
00:26:19,369 --> 00:26:21,580
هنوز کسی رو نکشته

447
00:26:21,621 --> 00:26:23,206
...ولی خودشـ

448
00:26:23,206 --> 00:26:25,584
میشه لطفاً «بازگشت به آینده» رو ببینی؟

449
00:26:25,625 --> 00:26:28,545
خیلی‌خب، نمی‌دونم شما خرابکارها توی
کانادا چیکار می‌کنید ولی

450
00:26:28,545 --> 00:26:30,922
اینجا ما این شیطنت‌ها رو تحمل نمی‌کنیم

451
00:26:31,006 --> 00:26:34,342
پس زود برگرد مدرسه وگرنه
به جرم فرار از مدرسه دستگیرت می‌کنم

452
00:26:38,555 --> 00:26:40,849
هیچکس حرفم رو باور نمی‌کنه

453
00:26:42,684 --> 00:26:47,272
ولی دلم خواست برم اون فیلم رو ببینم -
هوم. من که نه -
« کراستون تایم »
از فیلمای سفر در زمانی بدم میاد

454
00:26:47,314 --> 00:26:49,357
هیچ‌وقت منطقی نیستن -
هوم -

455
00:26:50,734 --> 00:26:52,485
سلام. دوباره من اومدم

456
00:26:52,485 --> 00:26:54,321
جیمی لافلور

457
00:26:54,738 --> 00:26:57,782
می‌خوام بدونم لارن کراستون توی کدوم کلاسـه

458
00:26:57,782 --> 00:27:00,368
می‌دونم اطلاعات محرمانه‌س ولی اضطراریـه

459
00:27:00,493 --> 00:27:02,370
...یه اِپی‌پن دارم که لازمش داره به‌خاطر

460
00:27:02,412 --> 00:27:04,789
زمین‌شناسی، کلاس ۲-۷-جی

461
00:27:04,831 --> 00:27:08,001
سوار هواپیما شدن با این سطح امنیت
تو این دوره و زمونـه خیلی خطرناکـه

462
00:27:10,170 --> 00:27:11,421
سلام

463
00:27:11,421 --> 00:27:13,757
لارن کراستون اینجاست؟

464
00:27:18,386 --> 00:27:19,763
خدای من

465
00:27:20,722 --> 00:27:22,182
چقدر خوشگلی

466
00:27:23,350 --> 00:27:24,517
قضیه چیه؟

467
00:27:25,185 --> 00:27:27,270
میشه یه لحظه تو راه‌رو باهات صحبت کنم؟

468
00:27:27,354 --> 00:27:29,439
خواهشاً بگو «بازگشت به آینده» رو دیدی

469
00:27:29,898 --> 00:27:31,566
البته که دیدم -
خدا رو شکر -

470
00:27:31,733 --> 00:27:34,027
فکر کن من مارتی مک‌فلای هستم

471
00:27:34,110 --> 00:27:36,112
‫۳۵ سال دیگه، دخترت،

472
00:27:36,112 --> 00:27:39,074
،امیلیا، که بهترین دوست منم هست
یه ماشین زمان می‌سازه

473
00:27:39,407 --> 00:27:42,160
...بر اساس نقشه‌هایی از یه دفترچه
دفترچۀ تو

474
00:27:42,160 --> 00:27:45,872
اسمش یه چیزی تو مایه‌های «ایده‌های
هوشمندانه و غیرعادیِ لارن کراستون»ـه

475
00:27:45,914 --> 00:27:51,336
و من ازش استفاده کردم تا از دست یه قاتل
که بعد از یه غیبت طولانی بعد از اولین قتلش

476
00:27:51,336 --> 00:27:53,922
دوباره پیداش شده بود فرار کنم

477
00:27:54,047 --> 00:27:55,340
اولین قتلش امشبـه

478
00:27:55,423 --> 00:27:59,594
پس ازت کمک می‌خوام تا قاتل رو بگیرم که
نتونه مامانم رو بکشه

479
00:27:59,636 --> 00:28:00,637
...چون

480
00:28:01,805 --> 00:28:02,972
...چون اون مامانم

481
00:28:03,473 --> 00:28:05,767
چون اون مامانم روی توی آینده می‌کشه

482
00:28:06,059 --> 00:28:10,271
و همچنین ازت می‌خوام راهی پیدا کنی
تا ماشین زمان رو تغییر بدی که

483
00:28:10,271 --> 00:28:14,109
من رو بفرستی خونه، چون امیلیا گفت
برای کار کردن به وای‌فای احتیاج داره و

484
00:28:14,150 --> 00:28:18,113
شماها هنوز وای‌فای ندارید
و این اصلاً خوب نیست

485
00:28:20,824 --> 00:28:22,283
هیچکس در مورد دفترچه‌ام نمی‌دونه

486
00:28:22,283 --> 00:28:23,618
آره، به جز من

487
00:28:23,702 --> 00:28:25,286
چون از آینده اومدم

488
00:28:25,453 --> 00:28:27,455
بیا. مدرک دارم

489
00:28:31,459 --> 00:28:32,752
این ماشین زمانـه؟

490
00:28:32,752 --> 00:28:35,380
می‌خوای ماشین زمان رو ببینی؟

491
00:28:37,382 --> 00:28:38,758
وایستا، نمی‌فهمم

492
00:28:38,758 --> 00:28:43,263
اگه قاتل داره مالی‌ها رو هدف قرار میده
چرا ۳۵ سال صبر کنه تا مامانت رو بکشه؟

493
00:28:43,263 --> 00:28:44,472
مالی‌ها دیگه کی‌ان؟

494
00:28:44,514 --> 00:28:46,599
تیفانی، ماریسا، هدر و پم

495
00:28:46,766 --> 00:28:48,935
به خودشون میگن مالی از روی مالی رینگوالد

496
00:28:48,935 --> 00:28:50,770
.شفیتۀ اون هستن
.حتی شبیه اون لباس می‌پوشن

497
00:28:50,770 --> 00:28:53,106
نمی‌دونستم این چهارتا اینقدر به هم نزدیکن

498
00:28:53,189 --> 00:28:55,734
فکر می‌کردم هم رو می‌شناسن
چون اینجا ورنونـه و

499
00:28:55,734 --> 00:28:57,360
همه هم‌دیگه رو می‌‌شناسن

500
00:29:03,283 --> 00:29:04,701
ایناهاشش

501
00:29:05,994 --> 00:29:07,412
ماشین زمان

502
00:29:09,038 --> 00:29:10,039
جالبـه

503
00:29:10,039 --> 00:29:12,876
عجیبـه. قبلش کار نمی‌کرد ولی
وقتی قاتل بهم حمله کرد و

504
00:29:12,959 --> 00:29:16,588
با چاقو به اون صفحه ضربه زد
یهو شروع به کار کرد

505
00:29:16,588 --> 00:29:18,381
حتماً یه هادی فلزی اضافه لازم داشته

506
00:29:18,465 --> 00:29:21,050
.آره، آره، هادی فلزی اضافه
.نظر منم همین بود

507
00:29:22,677 --> 00:29:24,345
توی کیفت فقط ابزار داری؟

508
00:29:24,345 --> 00:29:25,388
کتاب نداری؟

509
00:29:25,388 --> 00:29:27,223
.کتابام رو خوندم
.ابزار استفادۀ بیشتری داره

510
00:29:27,223 --> 00:29:28,892
هوم

511
00:29:28,892 --> 00:29:31,561
این چیه؟ -
خدای من -

512
00:29:31,561 --> 00:29:33,521
حواست باشه اون میخ‌کوب رو گرفتی دستت -
شرمنده -

513
00:29:33,521 --> 00:29:35,273
اگه به‌خاطر بی‌دست و پایی بمیرم که نمی‌تونم

514
00:29:35,273 --> 00:29:37,400
ماشین زمانی که دخترم در آینده
اختراع کرده رو تعمیر کنم

515
00:29:37,400 --> 00:29:39,652
هی، راستی خیلی خوب اتفاقات رو هضم کردی ها

516
00:29:39,652 --> 00:29:42,906
وقتی شروع می‌کنی به اختراع ماشین زمان
این احتمال رو هم در نظر می‌گیری که

517
00:29:42,906 --> 00:29:44,783
آدم‌ها از آینده بیان و ازت کمک بخوان

518
00:29:44,866 --> 00:29:47,118
البته اون بخش مربوط به قاتل متعجبم کرد -
آره -

519
00:29:47,202 --> 00:29:50,997
،حالا که حرفش شد
اگه جلوی وقوع قتل‌ها رو بگیرم

520
00:29:51,080 --> 00:29:54,709
این کار باعث ایجاد شکاف
در زنجیرۀ فضا و زمان نمیشه؟

521
00:29:54,709 --> 00:29:56,920
نمی‌دونم. تئوری در مورد سفر در زمان زیاده

522
00:29:56,920 --> 00:29:59,631
...اونی که از همه به‌نظر من محتمل‌تره

523
00:29:59,631 --> 00:30:01,466
چقدر در مورد فیزیک کوانتوم می‌دونی؟

524
00:30:01,466 --> 00:30:03,092
فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» رو دیدم

525
00:30:03,343 --> 00:30:05,220
ولی خب درست نفهمیدم چی شد

526
00:30:05,470 --> 00:30:09,641
خیلی‌خب. زمان رو یه رودخونه در نظر بگیر

527
00:30:09,808 --> 00:30:13,269
تو از رودخونه اومدی بیرون، به سمت بالای
رودخونه دویدی و دوباره پریدی توی رودخونه

528
00:30:13,269 --> 00:30:14,979
حالا همه‌چیز در جریانـه پس

529
00:30:14,979 --> 00:30:17,440
پس هر تغییری ایجاد کنی اثرش رو
توی پایین رودخونه می‌ذاره

530
00:30:17,440 --> 00:30:21,569
پس اگه همه‌چیز رو بهتر کنم مشکلی پیش نمیاد

531
00:30:22,111 --> 00:30:23,154
از نظر تئوری آره

532
00:30:23,321 --> 00:30:27,408
و اگه زمان در جریانـه پس یعنی
توی خونه الآن چه اتفاقی داره میفته؟

533
00:30:27,575 --> 00:30:29,118
‫بیلی سگ آبی میگه،
‫«خوش...

534
00:30:29,118 --> 00:30:30,870
‫...بگذره.»

535
00:30:30,912 --> 00:30:32,372
‫بیلی سگ آبی...

536
00:30:32,372 --> 00:30:35,208
‫باید بچه‌های نمایشگاه علمی رو
‫ببریم بیرون و مواظب اینجا باشیم

537
00:30:35,208 --> 00:30:36,292
‫باشه

538
00:30:36,292 --> 00:30:38,169
‫کارا، جیمی کجاس؟
‫هنوز پیداش نکردن؟

539
00:30:38,253 --> 00:30:39,963
‫نه،
‫هنوز نه

540
00:30:41,923 --> 00:30:43,633
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

541
00:30:43,675 --> 00:30:45,552
‫واسه یه قسمت جدید
‫یادداشت‌برداری می‌کنی؟

542
00:30:45,552 --> 00:30:48,638
‫این که نذاری آدم‌ها به تحقیقات‌شون برسن،
‫وجهه خوبی نداره

543
00:30:48,680 --> 00:30:50,014
‫تو مگه تحقیق می‌کنی؟

544
00:30:50,098 --> 00:30:51,641
‫روزنامه‌نگار تحقیقاتی‌ام

545
00:30:51,724 --> 00:30:53,601
‫نه،
‫بابات هست

546
00:30:53,685 --> 00:30:54,686
‫تو یه راهنمای توری

547
00:30:55,395 --> 00:30:57,605
‫اوه، آقای هیوز!
‫آقای هیوز!

548
00:30:57,689 --> 00:30:59,816
‫می‌دونم جیمی کجاس.
‫از ماشین زمان من استفاده کرده

549
00:30:59,899 --> 00:31:02,861
‫واسه نمایشگاه علمی
‫یه ماشین زمان ساختم

550
00:31:02,861 --> 00:31:04,529
‫خدایا،
‫مثل مامانش عجیب غریبه

551
00:31:05,029 --> 00:31:06,614
‫جیمی الآن تو سال ۱۹۸۷ـه

552
00:31:06,948 --> 00:31:08,908
‫نمی‌دونم ماشین زمانم کجاس
‫اما حتماً کار کرده

553
00:31:08,908 --> 00:31:10,034
‫فقط باید بفهمم...

554
00:31:10,034 --> 00:31:11,953
‫از موضوعات علمی تخیلی خوشت میاد؟
‫برو کتاب بنویس

555
00:31:11,953 --> 00:31:15,957
‫اما اینجا تو دنیای واقعی،
‫حل این پرونده به عهده منه

556
00:31:19,586 --> 00:31:20,795
‫کارا!

557
00:31:21,004 --> 00:31:23,756
‫یه چندتا سؤال در همین مورد داشتم

558
00:31:24,173 --> 00:31:25,466
‫سؤال اول...

559
00:31:26,801 --> 00:31:29,262
‫- واقعاً لازمه باهات بیام؟
‫- آره

560
00:31:29,304 --> 00:31:32,390
‫تو این مهمونی یه قاتل هست.
‫امکان نداره تنها برم.

561
00:31:34,309 --> 00:31:35,977
‫ممنون که بهم لباس قرض دادی

562
00:31:36,019 --> 00:31:37,145
‫خواهش می‌کنم

563
00:31:39,230 --> 00:31:41,107
‫خدایا،
‫اینجا چقدر قشنگه

564
00:31:41,190 --> 00:31:44,027
‫باورم نمیشه همبرگر فروشیش کردن

565
00:31:44,027 --> 00:31:45,653
‫هنوز همبرگرهای زاتا رو نخوردین؟

566
00:31:45,653 --> 00:31:47,530
‫اصلاً نمی‌دونم چی هست

567
00:31:50,909 --> 00:31:52,035
‫- سلام، چه‌ خبر؟
‫- رندی؟

568
00:31:52,118 --> 00:31:53,703
‫- چه ‌خبر؟ بپر تو
‫- مرسی، رفیق

569
00:31:53,703 --> 00:31:56,247
‫هی!
‫نمی‌تونم بذارم بری تو

570
00:31:56,247 --> 00:31:58,082
‫اینجا تم لباس داره

571
00:31:58,082 --> 00:32:00,543
‫- چی؟ نه بابا
‫- چرا بابا

572
00:32:00,627 --> 00:32:02,253
‫- خبری از این جواهرات خوره‌ای نیست
‫- هی

573
00:32:02,253 --> 00:32:03,838
‫یه نسخۀ کپی از اولین ریزتراشه‌اس

574
00:32:03,838 --> 00:32:05,423
‫که یادبود ظهور کامپیوترهای شخصیه

575
00:32:05,423 --> 00:32:07,342
‫- خفه شو، الاغ
‫- هی، هی

576
00:32:07,508 --> 00:32:08,384
‫هی!
‫هی!

577
00:32:08,384 --> 00:32:09,636
‫بس کن!

578
00:32:09,636 --> 00:32:12,305
‫وای!
‫کارا، بیا ببین چیشده

579
00:32:12,347 --> 00:32:15,266
‫دورک سامرز یه رفیق خوره داره

580
00:32:22,941 --> 00:32:26,110
‫خب، گوش کنین بچه‌ها،
‫باید تیفانی رو پیدا کنم...

581
00:32:26,152 --> 00:32:27,987
‫- تلاش خوبی بود
‫- دست زدن ناخوشایند

582
00:32:28,071 --> 00:32:30,490
‫- وای خدا، دست زدن ناخوشایند
‫- بهتره بگی آدم ناخوشایند

583
00:32:30,531 --> 00:32:34,661
‫ته اون خیابون سیاه‌چال‌ها و اژدهایان
بازی می‌کنن. ‫خوش بگذره

584
00:32:34,661 --> 00:32:35,787
نه، وایستید

585
00:32:35,787 --> 00:32:37,872
‫هی!
‫وایستید!

586
00:32:37,956 --> 00:32:40,249
‫ای خدا،
‫باید برم تو

587
00:32:41,292 --> 00:32:42,794
‫شاید یه راه ورودی دیگه بشناسم

588
00:32:53,888 --> 00:32:55,473
‫گفتی دانش‌آموز انتقالی‌ای،
‫درسته؟

589
00:32:55,556 --> 00:32:56,975
‫از کانادا؟

590
00:32:57,058 --> 00:32:59,227
‫- آره، جزیرۀ پرنس ادوارد
‫- اوه

591
00:32:59,310 --> 00:33:01,688
‫یه بار واسه تابستون
‫با عمه‌ام رفتم اونجا

592
00:33:01,771 --> 00:33:05,024
‫می‌دونستی میانگین سنی جزیره ۴۹.۵ ساله؟

593
00:33:05,108 --> 00:33:06,234
‫باحاله،
‫نه؟

594
00:33:06,317 --> 00:33:08,236
‫عالیه.
.‫عالیه

595
00:33:08,319 --> 00:33:09,654
‫آره،
‫با لارن زندگی می‌کنم

596
00:33:10,738 --> 00:33:11,906
‫آره

597
00:33:11,990 --> 00:33:14,701
‫خب،
‫راند دوم

598
00:33:16,369 --> 00:33:17,370
‫هی، داگ

599
00:33:17,453 --> 00:33:20,707
‫هی،
‫نظرت چیه واسه ما قلاب بگیری؟

600
00:33:20,707 --> 00:33:23,835
‫درسته، بعدش هم من میام دم ورودی
‫تا شما در رو برام باز کنید

601
00:33:24,419 --> 00:33:25,545
‫حتماً

602
00:33:25,670 --> 00:33:26,754
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

603
00:33:26,838 --> 00:33:27,839
‫مرسی

604
00:33:28,548 --> 00:33:30,883
‫- رفتم داگ
‫- خوبه، خوبه

605
00:33:30,967 --> 00:33:32,218
‫مرسی

606
00:33:36,305 --> 00:33:37,890
‫بانوی من

607
00:33:37,890 --> 00:33:38,975
‫یاخدا

608
00:33:42,854 --> 00:33:44,188
‫ای خدا

609
00:33:50,611 --> 00:33:53,156
‫- این یارو چه جذابه، مگه نه؟
‫- بلیک هیوز رو میگی؟

610
00:33:53,197 --> 00:33:55,199
‫این بلیک هیوزه؟

611
00:33:55,283 --> 00:33:58,202
‫وای.
.‫بابامه

612
00:34:05,293 --> 00:34:07,128
‫- بلیک هیوز باباته؟
‫- آره

613
00:34:07,211 --> 00:34:09,130
‫پم هم مامانتـه؟

614
00:34:09,839 --> 00:34:11,924
‫خب دیگه، ‫من اومدم تا جلوی یه قتل رو بگیرم

615
00:34:12,008 --> 00:34:13,968
‫پس بریم جلوی یه قتل رو بگیریم

616
00:34:14,010 --> 00:34:16,345
‫راستش، ‫ایدۀ خیلی خوبیه

617
00:34:16,429 --> 00:34:20,141
‫بعدش هم می‌تونن
‫ آهنگ «اینقدر نزدیک من واینسا» رو بخونن

618
00:34:21,059 --> 00:34:22,060
‫- مرسی
‫- راستش

619
00:34:22,060 --> 00:34:24,979
‫این قلچماق‌‌بازی‌های دخترونه
‫ خیلی‌وقته از مد افتاده

620
00:34:24,979 --> 00:34:27,190
‫زن‌ها باید پشت همدیگه در بیان

621
00:34:27,190 --> 00:34:27,857
‫هی، هی!
‫عکس گرفتن ممنوعه عوضی

622
00:34:27,940 --> 00:34:30,902
‫همه ‌جا نوشیدنی هست.
‫می‌خوای یه کاری کنی تیف تا ابد تنبیه شه؟

623
00:34:33,029 --> 00:34:35,782
‫یه عکس دیگه بگیر
‫تا دوربینت رو بشکونم

624
00:34:35,782 --> 00:34:37,533
‫اینقدر خشونت لازم نیست

625
00:34:39,077 --> 00:34:40,078
‫رندی؟

626
00:34:40,161 --> 00:34:41,996
‫میشه یه لطفی بکنی؟

627
00:34:43,081 --> 00:34:45,792
‫هی!
‫چی‌کار می‌کنی؟

628
00:34:47,293 --> 00:34:48,503
‫ایول!

629
00:34:48,586 --> 00:34:50,713
‫بوم!

630
00:34:50,797 --> 00:34:54,092
‫واقعاً همینطوریه؟

631
00:34:54,175 --> 00:34:56,803
‫نگران شدم که
‫نکنه یادت رفته من رو راه بدی

632
00:34:56,803 --> 00:34:58,930
‫خوشحال شدم
‫ که اذیت شدنت رو دیدم

633
00:35:01,015 --> 00:35:03,518
‫- هی
‫- قراره یه آدم بدبخت بشی

634
00:35:03,601 --> 00:35:06,354
‫که هیچ‌وقت نمی‌فهمی شادی یعنی چی
‫و مدل موهات هم اینقدر زشت میشه

635
00:35:06,437 --> 00:35:09,023
‫که کلت مثل توپ پینگ‌پونگ میشه

636
00:35:10,566 --> 00:35:11,567
‫خیلی...

637
00:35:12,235 --> 00:35:13,653
‫دقیق بود

638
00:35:15,446 --> 00:35:16,531
‫خانم‌ها،
‫تیفانی وارد یه بحران شده

639
00:35:16,614 --> 00:35:19,200
‫وقتشه که دوستای خوبی باشید و
‫کل شب رو پیشش بمونید

640
00:35:19,200 --> 00:35:20,827
‫هیچوقت بهش پشت نکنید

641
00:35:21,911 --> 00:35:23,121
‫رندی

642
00:35:25,498 --> 00:35:26,916
‫- یالا، راه بیفت
‫- چی؟

643
00:35:28,835 --> 00:35:29,877
‫چطوری این کار رو کردی؟

644
00:35:30,711 --> 00:35:32,964
‫مامانم بهم دفاع شخصی یاد داده

645
00:35:35,758 --> 00:35:36,884
‫تیفانی!

646
00:35:39,637 --> 00:35:40,388
« جرم »

647
00:35:40,388 --> 00:35:42,682
‫۵۸ درصد.
.‫لعنتی

648
00:35:42,765 --> 00:35:45,017
‫جسد تیفانی توی پارکینگ پیدا شده

649
00:35:45,101 --> 00:35:48,229
‫زمان مرگ: مدت کوتاهی پس از نیمه‌شب

650
00:35:48,312 --> 00:35:49,856
‫وای

651
00:35:50,481 --> 00:35:52,441
‫تو از آینده اومدی؟

652
00:35:52,525 --> 00:35:54,902
‫آره.
‫پارکینگ کجاس؟

653
00:36:06,873 --> 00:36:08,499
‫ادی؟

654
00:36:12,253 --> 00:36:13,838
‫قایم شدی؟

655
00:36:16,883 --> 00:36:17,884
‫تیفانی!

656
00:36:19,760 --> 00:36:21,345
‫تیفانی باید الآن اینجا باشه

657
00:36:31,522 --> 00:36:33,608
‫این ماسک دیگه چیه؟

658
00:36:37,570 --> 00:36:38,946
‫درش میاری دیگه؟

659
00:36:39,947 --> 00:36:41,574
‫ادی،
‫چه گوهی داری می‌خوری؟

660
00:36:45,578 --> 00:36:47,413
‫هی!
‫یعنی چی؟

661
00:36:54,712 --> 00:36:59,133
‫« اتاق‌خواب پدر مادر - ورود ممنوع! »

662
00:37:05,181 --> 00:37:06,182
‫تیفانی!

663
00:37:10,603 --> 00:37:12,521
‫تو اجازه نداری...

664
00:37:12,605 --> 00:37:13,606
‫نباید فرار کنه!

665
00:37:25,826 --> 00:37:26,827
‫تیفانیه

666
00:37:49,850 --> 00:37:52,853
‫هرجا که دردسر باشه،
‫بلیک هیوز هم هست

667
00:37:52,937 --> 00:37:54,230
‫ولم کن دنیس

668
00:37:54,939 --> 00:37:56,816
‫هرچی می‌دونستم رو به پانچ گفتم

669
00:37:57,692 --> 00:38:00,361
‫این یکی چی؟
‫واسه بازجویی ببریمش؟

670
00:38:00,444 --> 00:38:01,696
‫نه،
‫ولش کنین بره

671
00:38:04,824 --> 00:38:06,075
‫ببین کی اینجاست

672
00:38:06,158 --> 00:38:07,535
‫سعی کردم بهت هشدار بدم

673
00:38:07,618 --> 00:38:09,495
‫و وقتی این اتفاق افتاد
‫تو کجا بودی؟

674
00:38:09,578 --> 00:38:10,913
‫فکر می‌کنی من مظنونم؟

675
00:38:10,913 --> 00:38:13,624
‫قبل این که پیدات شه که
‫ قتلی در کار نبود

676
00:38:13,624 --> 00:38:15,376
‫انگار خیلی چیزا درموردش می‌دونی

677
00:38:15,459 --> 00:38:17,336
‫می‌خواستم جلوش رو بگیرم

678
00:38:17,420 --> 00:38:19,839
‫داره راستش رو میگه آقای کلانتر

679
00:38:21,007 --> 00:38:22,633
‫داشت از تیفانی محافظت می‌کرد

680
00:38:27,388 --> 00:38:29,515
‫- بریم
‫- بدو

681
00:38:29,515 --> 00:38:31,058
‫بریم!
‫باید از اینجا بریم!

682
00:38:31,183 --> 00:38:34,353
‫پم. نمی‌تونی تنهایی تا خونه پیاده بری.
‫یه قاتل داره بیرون ول می‌چرخه.

683
00:38:34,437 --> 00:38:35,563
‫خونه‌مون اونقدر دور نیست

684
00:38:41,193 --> 00:38:42,987
‫مرگ دوستت رو تسلیت میگم

685
00:38:44,822 --> 00:38:46,615
‫راستش خیلی ازش خوشم نمیومد

686
00:38:47,366 --> 00:38:49,118
‫خیلی بدجنس بود

687
00:38:49,201 --> 00:38:51,162
‫تازه بامزه هم نبود...

688
00:38:51,245 --> 00:38:54,081
‫مثل من که لیزا ویتزلاکی رو
‫ قانع کردم که رندی عاشقشه

689
00:38:54,165 --> 00:38:56,625
‫اون هم تو مسابقه استعدادیابی
‫آهنگ «نفسم رو بند میاری» رو خوند

690
00:38:56,625 --> 00:38:58,627
‫- بامزه نبود
‫- برای ما که بود

691
00:39:01,130 --> 00:39:03,924
‫آدم خیلی خوبی نبود
‫اما به‌هرحال دوستم بود

692
00:39:05,134 --> 00:39:06,719
‫از کجا می‌دونستی جونش تو خطره؟

693
00:39:11,182 --> 00:39:13,392
‫من پیشگوم

694
00:39:13,392 --> 00:39:17,521
‫و بهم الهام شده بود
‫که تیفانی امشب به قتل می‌رسه

695
00:39:19,440 --> 00:39:21,359
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم

696
00:39:22,568 --> 00:39:23,944
‫اما نکردم

697
00:39:23,944 --> 00:39:25,696
‫مشخصاً

698
00:39:27,031 --> 00:39:31,827
‫اما شاید اگه کمک کنی
‫بتونیم جلوی بقیه‌اش رو بگیریم

699
00:39:32,495 --> 00:39:34,163
‫بقیه‌اش؟

700
00:39:35,539 --> 00:39:37,166
باز هم هست؟

701
00:39:37,249 --> 00:39:39,377
‫ماریسا و هدر

702
00:39:41,962 --> 00:39:43,464
‫و تو

703
00:39:43,464 --> 00:39:45,466
‫جون همه‌تون‌تو خطره

704
00:39:48,386 --> 00:39:50,388
‫ببین...
‫این...

705
00:39:51,472 --> 00:39:53,099
‫این...

706
00:39:54,141 --> 00:39:56,310
‫کریستال پیشگوییمـه

707
00:40:07,613 --> 00:40:08,823
‫انگار واقعیـه

708
00:40:12,243 --> 00:40:14,161
‫تا چقدر از آینده رو می‌تونی ببنی؟

709
00:40:14,954 --> 00:40:16,997
‫تا سال ۲۰۲۳

710
00:40:19,458 --> 00:40:21,460
‫شما مستقیماً

711
00:40:21,502 --> 00:40:24,130
‫درحال نقض قانون کیفری ۱۱۳
‫ماده ۹ هستید

712
00:40:24,213 --> 00:40:26,966
‫۵ ثانیه فرصت دارید تا پیروی کنید

713
00:40:27,049 --> 00:40:31,929
‫- کمک! کمک! کمک!
‫- چهار، سه، دو، یک

714
00:40:32,012 --> 00:40:35,391
‫اکنون اجازۀ استفاده از نیروی فیزیکی را دارم

715
00:40:49,155 --> 00:40:51,031
‫ماشین‌ها همه‌مون رو می‌کشن؟

716
00:40:52,491 --> 00:40:53,951
‫اوم،
‫نه

717
00:40:54,535 --> 00:40:57,913
‫نه، ماشین‌ها همه‌مون رو...
‫نمی‌کشن

718
00:40:57,913 --> 00:40:59,457
‫بیشتر فقط...

719
00:40:59,623 --> 00:41:03,043
‫جامعه رو با ویدیوهای رقص توی تیک‌تاک
‫ از هم می‌پاشونن

720
00:41:03,794 --> 00:41:05,504
‫از رقص برعلیه‌مون استفاده می‌کنن؟

721
00:41:06,297 --> 00:41:08,674
‫باورم نمیشه پم میلر
خورۀ فیلم‌های علمی تخیلیه

722
00:41:08,757 --> 00:41:10,217
‫اگه به کسی بگی می‌کشمت

723
00:41:10,301 --> 00:41:12,595
‫خیلی‌خب،
‫باید تمرکز کنیم

724
00:41:13,304 --> 00:41:15,514
‫من...

725
00:41:18,476 --> 00:41:20,644
‫پیش‌بینی می‌کنم...

726
00:41:21,520 --> 00:41:24,690
‫که ماریسا قراره قربانی بعدی باشه

727
00:41:24,773 --> 00:41:25,816
‫وای، نه

728
00:41:25,900 --> 00:41:30,529
‫و قراره پس‌فردا
‫ توی یه کلبه تو جنگل این اتفاق بیفته

729
00:41:30,613 --> 00:41:31,947
‫خدایا

730
00:41:32,031 --> 00:41:38,037
‫پم، به‌نظرت کیه که
‫از مولی‌ها خوشش نمیاد؟

731
00:41:38,120 --> 00:41:40,664
‫شاید زندگی کسی رو نابود کرده باشین

732
00:41:40,748 --> 00:41:44,418
‫یا باعث شده باشین
‫دچار زخم روانی شده باشه

733
00:41:44,502 --> 00:41:47,004
‫که باعث شه تعقیب‌تون کنه

734
00:41:47,087 --> 00:41:50,424
‫و به طور تشریفاتی‌ای
‫به قتل‌تون برسونه

735
00:41:50,508 --> 00:41:51,884
‫نه

736
00:41:51,967 --> 00:41:53,344
‫نه،
‫هیشکی

737
00:41:55,387 --> 00:41:58,224
‫البته...
‫ شاید آلوین

738
00:41:58,307 --> 00:42:00,309
‫چشم‌بندش رو مسخره می‌کردیم

739
00:42:00,851 --> 00:42:02,561
‫وندی هم همینطور

740
00:42:03,604 --> 00:42:04,605
‫تایلر

741
00:42:04,688 --> 00:42:07,441
‫ایمی ولف

742
00:42:07,525 --> 00:42:09,568
‫ران خل و چله.
.‫تریش خپله

743
00:42:09,652 --> 00:42:14,865
‫اگه هم اون مسابقۀ استعدادیابی بامزه نبوده،
‫شاید هم لیزا ویتزلاکی

744
00:42:14,949 --> 00:42:18,661
‫جنی هادسون و جنی گریسانته هم همینطور

745
00:42:18,786 --> 00:42:20,037
‫سلام، بچه‌‌ها. گفتم یه سری
‫بهتون بزنم ببینم چیزی نمی‌خواید.

746
00:42:20,454 --> 00:42:22,456
‫ای خدا،‌
‫مامان، چیزی نمی‌خوایم!

747
00:42:22,540 --> 00:42:24,333
‫چیزی نمی‌خوایم!

748
00:42:24,416 --> 00:42:27,044
‫باشه خب،
‫ می‌دونم این‌ چندوقته خیلی سختی کشیدی...

749
00:42:27,127 --> 00:42:30,506
‫آره، همینطوره
‫و داری بدترش هم می‌کنی، میشه لطفاً بری؟

750
00:42:31,966 --> 00:42:32,967
‫ولمون کن!

751
00:42:36,554 --> 00:42:39,723
‫تعجبی نداره چرا مامان‌بزرگ
‫ هیچ‌وقت بهمون سر نمی‌زنه

752
00:42:40,224 --> 00:42:42,685
‫نباید با مامانت اینطوری حرف بزنی

753
00:42:42,685 --> 00:42:45,104
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی کِی...

754
00:42:47,731 --> 00:42:48,941
بهت اهمیت میده

755
00:42:50,192 --> 00:42:54,238
‫خب حالا یعنی میگی
‫که تو رابطۀ خوبی با مامانت داری؟

756
00:42:54,238 --> 00:42:55,239
‫نه

757
00:42:55,864 --> 00:42:56,991
‫اما کاش داشتم

758
00:42:57,992 --> 00:43:00,286
‫و کاش بیشتر بهش می‌گفتم دوستش دارم

759
00:43:02,288 --> 00:43:03,789
‫فقط نفهمیدم چی...

760
00:43:03,872 --> 00:43:06,584
‫هی،
‫به‌عنوان یه دوست بهت میگم

761
00:43:07,209 --> 00:43:10,504
‫اما هیچکس دلش نمی‌خواد چیزی درمورد این که
‫ چقدر مامانت رو دوست داری بدونه، خب؟

762
00:43:10,504 --> 00:43:12,298
‫باشه،
‫ببخشید

763
00:43:12,298 --> 00:43:14,800
‫رندی چی؟
‫اون می‌تونه مظنون باشه؟

764
00:43:14,883 --> 00:43:16,218
‫اون که یه پخمۀ کودنه

765
00:43:16,302 --> 00:43:18,304
‫نه.
‫رندی عاشق تیفانی بود.

766
00:43:19,054 --> 00:43:20,973
‫و پارسال هم ازش خواست برن اسپرینگ فلینگ

767
00:43:22,057 --> 00:43:25,686
‫از ماریسا و هدر و من هم خواست

768
00:43:26,562 --> 00:43:28,731
‫برای همین متوجهم
‫که چرا ممکنه از دست‌مون عصبانی باشه

769
00:43:28,731 --> 00:43:31,817
‫نمی‌تونه به‌خاطر رد کردنش
از دست‌تون عصبانی باشه. ‫خیلی مسخرس.

770
00:43:31,817 --> 00:43:33,902
‫یعنی میگی باهاش برم تو رابطه؟

771
00:43:33,902 --> 00:43:36,697
‫اینطوری اگه قاتل باشه
‫باعث میشه تصمیم بگیره من رو نکشه، نه؟

772
00:43:36,697 --> 00:43:39,658
‫نه، نه، با رندی نرو تو رابطه.
‫تو نباید با همچین کسی باشی.

773
00:43:39,658 --> 00:43:41,785
‫- پس باید با کی باشم؟
‫- بلیک

774
00:43:44,163 --> 00:43:47,166
‫جداً؟
‫بلیک؟

775
00:43:47,249 --> 00:43:48,542
‫خدایا

776
00:43:51,003 --> 00:43:53,422
‫راستش تو دلم همیشه تو نخش بودم

777
00:43:53,922 --> 00:43:55,674
‫اما نمی‌تونم با تیفانی همچین کاری کنم

778
00:43:55,674 --> 00:43:59,428
‫خوبه، خوبه، چون تو و بلیک
‫حالا حالاها با هم نمیرین تو رابطه

779
00:43:59,511 --> 00:44:01,555
‫حدأقل چندین سال دیگه

780
00:44:01,639 --> 00:44:05,893
‫خب، اگه برای هم ساخته شده باشیم و زمان‌بندی
‫هم مهم نباشه و تیفانی هم مرده باشه...

781
00:44:07,019 --> 00:44:08,103
‫باشه،
‫عالیه

782
00:44:08,145 --> 00:44:09,855
‫خب،
‫شما دوتا تلاش کنین قاتل رو پیدا کنین،

783
00:44:09,897 --> 00:44:13,025
‫من هم روی تعمیر کردن ماشین زمان...
‫یعنی زمان‌ساز کار می‌کنم.

784
00:44:13,984 --> 00:44:15,152
‫زمان‌ساز

785
00:44:15,152 --> 00:44:16,820
‫یه اسم شیک واسه ساعته

786
00:44:32,252 --> 00:44:35,255
‫یعنی این ماشین زمان ورژن ۲ هست؟

787
00:44:35,839 --> 00:44:36,840
‫امم...

788
00:44:37,424 --> 00:44:41,220
‫نه، درحال‌حاضر یه آهن قراضه‌اس
‫ که از کریگزلیست خریدم.

789
00:44:41,303 --> 00:44:42,763
‫وای

790
00:44:43,389 --> 00:44:45,349
‫امم،
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

791
00:44:46,016 --> 00:44:49,353
‫همه‌چی رو درمورد این قتل‌ها می‌دونم

792
00:44:49,937 --> 00:44:53,148
‫اما یه چندروز پیش،
‫گفتم که تیفانی تو پارکینگش به قتل رسیده

793
00:44:53,232 --> 00:44:54,233
‫اما اینطور نبود

794
00:44:54,817 --> 00:44:56,610
‫روی تخت آبی پدرمادرش کشته شد

795
00:44:56,694 --> 00:44:59,196
‫نکتۀ اساسی‌ایه.
‫چطوری یادم رفت.

796
00:44:59,863 --> 00:45:01,365
‫بهش میگن اثر ماندلا

797
00:45:02,741 --> 00:45:06,704
‫یه پدیدۀ روانشناسیه که مردم
‫چیزهایی رو به یاد میارن که اتفاق نیفتاده

798
00:45:06,787 --> 00:45:09,415
‫مثلاً بعضی از مردم فکر می‌کردن
‫ نلسون ماندلا تو زندان مرده

799
00:45:09,498 --> 00:45:12,126
‫اما یه تئوری وجود داره
‫که میگه اون خاطرات کاذب نیستن

800
00:45:12,209 --> 00:45:15,879
‫این خاطرات از زندگی قبلی میان و فقط...

801
00:45:16,922 --> 00:45:20,092
‫جزئیاتش به‌خاطر سفر در زمان تغییر کرده

802
00:45:20,092 --> 00:45:22,302
‫هی...
‫این چیه؟

803
00:45:22,386 --> 00:45:23,637
‫اوه،
‫«به ماشین چاقو بزن»

804
00:45:23,721 --> 00:45:27,349
‫پلیس‌ها می‌گفتن که اشاره‌ای
‫ به متن‌های آهنگ‌های هِوی متال آشفته‌اس

805
00:45:27,433 --> 00:45:29,643
‫برای همین از ادی رویال بازجویی کردن

806
00:45:30,394 --> 00:45:31,395
‫ادی رویال؟

807
00:45:31,478 --> 00:45:34,857
‫- آره
‫- خوانندۀ اصلی «به دور از یک تخت آبی»؟

808
00:45:36,442 --> 00:45:39,027
‫چرا همچین فکری کردن؟
‫اون که خیلی احساساتیه

809
00:45:39,111 --> 00:45:40,112
‫خیلی عجیبـه

810
00:45:41,321 --> 00:45:42,322
‫فکر می‌کردم...

811
00:45:42,406 --> 00:45:44,032
‫به گمونم اثر ماندلا باشه

812
00:45:44,616 --> 00:45:46,285
‫اون «جی» آخرش چیه؟

813
00:45:46,368 --> 00:45:47,369
‫این «جی» هست؟

814
00:45:47,953 --> 00:45:49,830
‫همه فکر می‌کردن یه نشونۀ شیطانیه

815
00:45:50,622 --> 00:45:52,458
‫عکس‌های دیگه‌ای از اون شب داری؟

816
00:45:52,458 --> 00:45:55,043
‫آره،
‫عکس‌های رسمی صحنه جرم

817
00:45:55,127 --> 00:45:58,213
‫و عکس‌هایی که خودم از مهمونی
‫برای سال‌نامه گرفتم

818
00:45:59,673 --> 00:46:00,799
‫ایناهاش!

819
00:46:00,883 --> 00:46:02,050
‫- خودشه!
‫- پشمام

820
00:46:02,134 --> 00:46:03,927
‫وای خدا

821
00:46:04,011 --> 00:46:05,721
‫جیمی برگشته به سال ۱۹۸۷

822
00:46:05,804 --> 00:46:08,932
‫اون یادداشت...
‫اون نوشته یه پیغام برای من بوده

823
00:46:08,932 --> 00:46:11,393
‫«به ماشین چاقو بزن»
‫«به ماشین چاقو بزن»

824
00:46:11,435 --> 00:46:13,687
‫حتماً چاقوی قاتل
،یه‌جوری توی هادی فلزی گیر کرده

825
00:46:13,687 --> 00:46:16,899
‫و جیمی سعی می‌کنه بهم بگه
‫که یه هادی فلزی اضافه لازم دارم

826
00:46:16,982 --> 00:46:19,151
‫مطمئنی که فقط یه نشونۀ شیطانی نیست؟

827
00:46:19,234 --> 00:46:22,154
‫نشونه نیست کریس.
‫جیمی‌ می‌خواد پرونده‌های قتل رو حل کنه.

828
00:46:22,237 --> 00:46:24,114
‫اما همه‌شون که مُردن

829
00:46:25,073 --> 00:46:29,161
‫آره خب، تیفانی مرده،
‫اما قتل‌های هدر و ماریسا هنوز اتفاق نیفتاده

830
00:46:30,120 --> 00:46:32,080
‫ببین،
‫زمان یک‌جا رخ میده

831
00:46:32,164 --> 00:46:33,749
‫مثل یه رود‌خونه می‌مونه

832
00:46:33,832 --> 00:46:35,125
‫آره

833
00:46:35,209 --> 00:46:36,543
‫خب...

834
00:46:37,795 --> 00:46:39,296
‫بعد از ظهرتون بخیر

835
00:46:39,379 --> 00:46:42,591
‫دیشب متوجه شدیم که پلیس، ‫ادی کوبرن رو که

836
00:46:42,674 --> 00:46:45,928
‫بین دانش‌آموزها به ادی رویال معروفه...
‫برای بازجویی بازداشت کرده

837
00:46:45,928 --> 00:46:47,763
‫چرا فکر می‌کنن کار ادیـه؟

838
00:46:47,846 --> 00:46:50,849
‫دارن وقت‌شون رو تلف می‌کنن.
‫کار اون نیست.

839
00:46:50,933 --> 00:46:54,436
‫این مصیبت جامعه ورنون را تکان داده

840
00:46:54,520 --> 00:46:58,941
‫من نورم دوباساژ
‫ خبرنگار شبکه کی‌زد‌اف‌دی هستم

841
00:47:04,571 --> 00:47:06,406
‫نگاه کن

842
00:47:06,406 --> 00:47:07,741
‫جاش خالیه

843
00:47:08,575 --> 00:47:09,576
‫تقریباً

844
00:47:13,330 --> 00:47:16,250
‫اگه گند بزنم به عاشق شدن
‫ و ازدواج پدر مادرم

845
00:47:17,668 --> 00:47:20,170
‫یعنی یهویی ناپدید میشم؟

846
00:47:20,170 --> 00:47:21,672
‫تو فیلم «بازگشت به آینده»
‫ این اشتباه رو کردن

847
00:47:21,672 --> 00:47:23,382
‫نه،
‫ناپدید نمیشی

848
00:47:23,465 --> 00:47:25,008
‫مگه جادوئـه؟

849
00:47:25,092 --> 00:47:26,927
‫اگه پدرمادرت ازدواج نکنن
‫و بچه دار نشن،

850
00:47:26,927 --> 00:47:29,346
‫یعنی عملاً هیچ زندگی‌ای برای برگشت نداری

851
00:47:29,429 --> 00:47:33,058
‫چون همه‌چیز عوض میشه.
‫هیچکس هیچ ایده‌ای نداره که تو کی هستی.

852
00:47:33,058 --> 00:47:34,184
‫واسه ناهار برات جا می‌گیرم

853
00:47:34,268 --> 00:47:35,394
‫عالی شد

854
00:47:41,233 --> 00:47:42,651
‫سلام

855
00:47:42,651 --> 00:47:44,820
‫حال‌تون چطوره؟

856
00:47:44,862 --> 00:47:46,822
‫پارسال که تریش خپله مُرد
‫همینطور شد

857
00:47:47,614 --> 00:47:48,782
‫از کُتت هم خوشم میاد

858
00:47:51,827 --> 00:47:53,287
‫تریش خپله کیه؟

859
00:47:53,287 --> 00:47:55,998
البته نباید اینطوری صداش کنید

860
00:47:56,081 --> 00:47:58,000
‫آره، نه دیگه.
.مُرده

861
00:47:58,625 --> 00:47:59,626
‫چطوری مرد؟

862
00:47:59,710 --> 00:48:01,044
‫تصادف کرد

863
00:48:01,128 --> 00:48:02,880
‫می‌گفتن خیلی خیلی الکل مصرف کرده و

864
00:48:02,921 --> 00:48:04,339
‫ماشین رو کوبونده به درخت

865
00:48:04,381 --> 00:48:06,300
‫آره،
‫برای همینه دخترا نباید رانندگی کنن

866
00:48:12,973 --> 00:48:16,894
« بعدی تویی، یه روزی »

867
00:48:21,356 --> 00:48:23,400
‫- تو این رو کشیدی؟
‫- اوهوم. آره

868
00:48:23,483 --> 00:48:25,444
‫چه قشنگـه

869
00:48:25,527 --> 00:48:26,945
‫چقدر هنرمندی

870
00:48:27,029 --> 00:48:30,324
‫نمی‌دونم.
‫شاید بهتره مهمونی‌ام رو لغو کنم.

871
00:48:30,407 --> 00:48:31,700
‫زشتـه

872
00:48:31,783 --> 00:48:33,619
‫اما تولدتـه

873
00:48:33,702 --> 00:48:37,372
‫هی، نظرتون چیه ما دخترها بریم مسافرت؟

874
00:48:37,456 --> 00:48:41,001
‫خودمون سه‌نفر.
‫با پم.

875
00:48:41,084 --> 00:48:42,461
‫پم؟

876
00:48:42,544 --> 00:48:44,338
‫پم؟

877
00:48:44,421 --> 00:48:47,174
‫اوه، آره.
‫خیلی خوش می‌گذره.

878
00:48:47,257 --> 00:48:48,634
‫- آره
‫- می‌تونیم بریم...

879
00:48:48,675 --> 00:48:50,469
توی شهر، ‫مگه نه؟

880
00:48:50,552 --> 00:48:53,764
‫یه منطقه خوشگل و شلوغ پرنور

881
00:48:53,847 --> 00:48:56,600
‫که توی روستا و کلبه هم نباشه

882
00:48:56,683 --> 00:48:59,853
‫به‌نظرم این هم حال میده
‫که شب رو تو آپارتمان پدر مادرم بمونیم

883
00:48:59,937 --> 00:49:01,855
‫آره. ‫آره

884
00:49:01,939 --> 00:49:04,149
‫تولد تو آپارتمان.
‫عاشقشم.

885
00:49:04,232 --> 00:49:05,317
همینه

886
00:49:05,400 --> 00:49:08,904
‫راستی، ‫گفتم یه راه قشنگ واسه
زنده نگه داشتن یاد تیفانی و

887
00:49:08,987 --> 00:49:13,408
‫برگردوندنش به محیط زیست،
‫اینه که به‌ افتخارش یه درخت بکاریم

888
00:49:13,492 --> 00:49:18,246
‫می‌خوام یه نامه بنویسم پس
‫اگه تونستید همه‌تون اسم‌هاتون رو بنویسید

889
00:49:18,330 --> 00:49:22,876
‫با حروف بزرگ و جدا و خوانا
‫تا بتونم دست‌خط‌هاتون رو ببینم

890
00:49:22,960 --> 00:49:24,920
‫- تیفانی از طبیعت بدش میومد
‫- درخت‌ها به عطسه می‌نداختنش

891
00:49:25,087 --> 00:49:26,797
‫خب...

892
00:49:26,880 --> 00:49:30,050
‫مصیبتی رخ داده

893
00:49:30,133 --> 00:49:31,760
‫و خیلی تأسف‌باره

894
00:49:31,843 --> 00:49:36,181
‫اما تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که ازش رد بشیم

895
00:49:36,264 --> 00:49:39,518
‫بِشِرهاتون رو در بیارین

896
00:49:40,894 --> 00:49:42,729
‫لافلور،
‫تو با دیمن هم‌گروهی

897
00:49:45,732 --> 00:49:47,818
‫الو!
‫بشرهاتون!

898
00:49:49,903 --> 00:49:50,946
‫بشر!

899
00:49:51,655 --> 00:49:54,157
‫الو!
‫مرسی

900
00:49:59,037 --> 00:50:00,872
« به سرهاشون شلیک کن »

901
00:50:08,171 --> 00:50:10,298
‫وقت مهمونی توی آپارتمانه !

902
00:50:10,590 --> 00:50:13,260
‫محض اطلاعت، ‫آپارتمان یه چندتا قانون داره

903
00:50:13,260 --> 00:50:15,846
‫اگه بهت اشاره کنم، ‫باید لیوانت رو سر بکشی

904
00:50:15,929 --> 00:50:18,223
‫بریم واسه خراب‌بازی‌ !

905
00:50:19,099 --> 00:50:20,308
‫قضیه دیمن چیه؟

906
00:50:20,851 --> 00:50:22,185
‫دیمن کیه؟

907
00:50:22,269 --> 00:50:23,478
‫هم‌گروهی آزمایشگاهم

908
00:50:23,562 --> 00:50:25,689
‫آهان،
‫لرچ رو میگی

909
00:50:25,772 --> 00:50:27,065
‫چرا؟
‫ازش خوشت اومده؟

910
00:50:27,149 --> 00:50:28,608
‫اصلاً کسی باهاش حرف نمی‌زنه

911
00:50:28,692 --> 00:50:30,819
‫کل کلاس هشتمش هم
توی کانون اصلاح و تربیت بود

912
00:50:30,902 --> 00:50:32,529
‫چون همه‌ش با بقیه دعوا می‌کرد

913
00:50:32,529 --> 00:50:35,449
‫آره و به‌خاطر تریش خپله
‫بیشتر سال گذشته رو از دست داد

914
00:50:35,532 --> 00:50:38,243
‫برای همین میشه گفت
‫مسن‌ترین دانش‌آموز دبیرستانی تاریخ آمریکاس

915
00:50:38,243 --> 00:50:42,080
‫منظورت چیه که به‌خاطر تریش؟

916
00:50:42,164 --> 00:50:43,331
‫خواهرش بود

917
00:50:45,375 --> 00:50:49,046
‫یادت نبود وقتی داشتیم درمورد مظنون‌ها
‫حرف می‌زدیم، به این قضیه اشاره کنی؟

918
00:50:49,046 --> 00:50:50,756
‫ترش خپله رو که گفتم

919
00:50:50,839 --> 00:50:53,675
‫آره،
‫ اما نگفتی یه داداش پرخاشگر داشته

920
00:50:53,759 --> 00:50:56,553
‫خب که چی؟
‫ما اصلاً لرچ رو کاری نکردیم

921
00:50:59,431 --> 00:51:00,599
‫اوه،
‫الآن می‌خوابی؟

922
00:51:00,682 --> 00:51:02,601
‫اصلاً نخوابیدم

923
00:51:04,603 --> 00:51:07,647
‫رسیدیم!

924
00:51:14,863 --> 00:51:15,822
‫یعنی چی؟
‫این دیگه چیه؟

925
00:51:15,906 --> 00:51:17,032
‫آپارتمان پدر مادرم

926
00:51:17,115 --> 00:51:19,534
‫نه،
‫این که آپارتمان نیست!

927
00:51:19,618 --> 00:51:20,911
‫نیست؟

928
00:51:21,078 --> 00:51:23,205
‫شاید منظورم اقامتگاه تفریحی بوده

929
00:51:23,205 --> 00:51:27,334
‫این یه کلبۀ عجیب‌غریب
‫وسط ناکجاآباده

930
00:51:27,417 --> 00:51:29,044
‫گفتی میریم شهر

931
00:51:29,127 --> 00:51:30,545
‫نه، ‫نگفتم

932
00:51:30,629 --> 00:51:32,506
‫واضحاً بهش اشاره کردی

933
00:51:32,589 --> 00:51:33,757
‫وای خدا.
‫حالا مگه چیشده؟

934
00:51:33,757 --> 00:51:37,719
‫هدر،
‫یه قاتل داره واسه خودش ول می‌چرخه

935
00:51:37,803 --> 00:51:41,556
‫و هدفش رو روی گروه دوستی شما گذاشته،
‫اون‌وقت تو ما رو آوردی جنگل.

936
00:51:41,640 --> 00:51:42,432
‫وای خدا!

937
00:51:42,641 --> 00:51:45,102
‫مهم نیست چون
‫همین حالا باید راه بیفتیم!

938
00:51:45,185 --> 00:51:47,270
‫بدویید.
‫بپرید تو ماشین.

939
00:51:50,357 --> 00:51:51,775
‫خدایا

940
00:51:51,858 --> 00:51:54,778
‫همه برن داخل!
‫قاتله

941
00:51:55,862 --> 00:51:58,949
‫- وقت مهمونیـه!
‫- مهمونی!

942
00:51:58,949 --> 00:52:00,784
‫فکر می‌کردم فقط خودمون چهارنفر باشیم

943
00:52:00,784 --> 00:52:02,536
‫حالا مگه چیشده؟

944
00:52:03,120 --> 00:52:05,038
‫- سلام، مهمونی رو شروع کنیم
‫- سلام

945
00:52:05,038 --> 00:52:06,081
‫حال بهم‌زن!

946
00:52:08,083 --> 00:52:10,627
‫همه گوش کنن،
‫هرکاری که میگم باید بکنیم

947
00:52:10,710 --> 00:52:12,879
‫امشب یه سری قوانینی داره

948
00:52:14,172 --> 00:52:15,465
‫گمشو ببینیم!

949
00:52:15,465 --> 00:52:17,884
‫هی مامان...
‫ماسیتا

950
00:52:17,968 --> 00:52:19,386
‫مامان جذاب

951
00:52:20,345 --> 00:52:21,638
‫ 
‫- خب، گوش کنین، خیلی مهمـه

952
00:52:22,347 --> 00:52:26,059
‫هیشکی تنهایی جایی نمیره.
‫مخصوصاً تو ماریسا.

953
00:52:26,143 --> 00:52:29,104
‫هیچکس هم بیرون نمیره، حالا به هر دلیلی

954
00:52:35,610 --> 00:52:36,695
‫شنیدی؟

955
00:52:37,821 --> 00:52:39,197
‫آروم باش، رفیق

956
00:52:40,115 --> 00:52:41,199
‫یه تیکه کیک  دیگه بزن

957
00:52:42,033 --> 00:52:43,493
‫نه

958
00:52:43,577 --> 00:52:45,787
‫- یه ۵ تایی خوردم
‫- ۵ تا؟

959
00:52:46,621 --> 00:52:48,331
‫واسه همینه توهم زدی

960
00:52:50,709 --> 00:52:52,043
‫بچه‌ها!

961
00:52:52,127 --> 00:52:53,378
‫بریم داخل!

962
00:52:54,045 --> 00:52:57,257
‫پیتزا. پیتزا. پیتزا.
.‫پیتزا. پیتزا

963
00:52:57,257 --> 00:52:59,217
‫قرار نیست تا چهار سال دیگه
‫به همدیگه برسید

964
00:52:59,217 --> 00:53:01,052
‫خدایا، بس کن دیگه

965
00:53:01,052 --> 00:53:02,387
‫عین مامانـم می‌مونی

966
00:53:04,264 --> 00:53:05,807
‫پم، فقط دارم ازت مراقبـت می‌کنم

967
00:53:05,807 --> 00:53:08,185
‫واو، واو، واو.
‫اگه قرار نیست باحال باشی

968
00:53:08,185 --> 00:53:09,603
‫نمی‌تونی بیای داخل مهمونی

969
00:53:10,187 --> 00:53:12,022
‫- از طبیعت لذت ببر   
‫- چی...

970
00:53:13,148 --> 00:53:14,649
‫چی؟

971
00:53:14,691 --> 00:53:17,444
‫- از محیط لذت می‌بره
‫- بچه‌ها‌! هی!

972
00:53:17,485 --> 00:53:18,695
‫مطمئنی؟
‫آخه صداش میاد

973
00:53:18,695 --> 00:53:20,405
.چیزیش نمیشه
‫ناسلامتی اهل کاناداست.

974
00:53:20,405 --> 00:53:21,406
لعنتی

975
00:53:21,406 --> 00:53:24,159
‫اصلاً باید بذارم بیاد تیکه‌تیکه‌تون کنـه

976
00:53:25,869 --> 00:53:28,914
‫اون گفت که پیتزا داریم.
.‫اما من پیتزایی نمی‌بینم

977
00:53:29,456 --> 00:53:31,708
‫حتماً یه جایی قایمـش کرده

978
00:53:47,307 --> 00:53:49,643
‫لعنتی.
‫من که پنجره‌ها رو قفل کرده بودم.

979
00:53:57,150 --> 00:53:59,819
‫کارا! کارا!

980
00:54:00,820 --> 00:54:02,489
‫فکر می‌کنم یکی داخل خونه‌ست!

981
00:54:04,241 --> 00:54:06,368
‫یکی داخل خونه‌ست!

982
00:54:06,451 --> 00:54:08,161
‫من توی خونه‌ام

983
00:54:08,245 --> 00:54:09,287
‫نه

984
00:54:09,371 --> 00:54:11,581
‫پیتزا رو کجا قایم کردی؟

985
00:54:11,665 --> 00:54:15,252
‫فکر می‌کنم یکی توی خونه‌ست!

986
00:54:15,335 --> 00:54:16,586
‫کارا!

987
00:54:17,837 --> 00:54:19,714
‫آه...

988
00:54:26,888 --> 00:54:28,014
‫می‌میرم؟

989
00:54:28,014 --> 00:54:29,266
‫اگه باند پیدا کنم، نه

990
00:54:29,266 --> 00:54:30,308
‫نمی‌تونم به مامانـم بگم

991
00:54:30,850 --> 00:54:34,396
‫
‫زدم   دستم رو ترکوندم

992
00:54:34,396 --> 00:54:36,022
‫بهش بگو با دوچرخه تصادف کردی

993
00:54:36,481 --> 00:54:38,650
‫راست میگی.
.‫می‌تونم دروغ بگم

994
00:54:39,317 --> 00:54:40,652
‫چقدر تو باهوشی

995
00:54:48,159 --> 00:54:49,953
‫ 
‫قراره قاتل بیاید اینجا.

996
00:54:49,953 --> 00:54:50,954
‫چی؟

997
00:54:50,954 --> 00:54:52,372
‫جیمی بهم گفت

998
00:54:52,372 --> 00:54:54,249
‫حتماً خون دستـم رفته تو مغزم
‫و باعث شده به فکر بیوفتم

999
00:54:54,457 --> 00:54:55,709
‫غیب‌گوئه

1000
00:54:55,709 --> 00:54:57,794
‫قاتل قراره بیاد اینجا و مریسا رو بکشه

1001
00:54:57,836 --> 00:54:58,795
‫مریسا؟

1002
00:55:12,100 --> 00:55:13,351
‫رندی!

1003
00:55:13,393 --> 00:55:14,686
‫رندی!

1004
00:55:20,692 --> 00:55:23,778
‫نه! هی!

1005
00:55:24,487 --> 00:55:25,655
‫هدر!

1006
00:55:27,824 --> 00:55:29,034
‫هدر!

1007
00:55:29,909 --> 00:55:32,287
‫هدر، بیدار شو!

1008
00:55:32,370 --> 00:55:33,371
‫هدر، بیدار شو!

1009
00:55:43,214 --> 00:55:45,258
‫- قاتل آقا، حالا اگه می‌تونی رد شو
‫- خوب بنظر میاد

1010
00:55:45,800 --> 00:55:46,426
‫هی، بذارید بیام داخل!
‫قاتل داخلـه!

1011
00:55:47,427 --> 00:55:49,846
‫پم!
‫پم، قاتل داخلـه!

1012
00:55:49,846 --> 00:55:51,973
‫چطوری اومدی این بالا؟

1013
00:55:52,015 --> 00:55:53,224
‫می‌خواد هدر رو بکشه

1014
00:55:53,224 --> 00:55:55,477
‫- فکر کردم گفتی مریسا
‫- رندی!

1015
00:56:04,903 --> 00:56:07,238
‫وای خدایا، هدر!

1016
00:56:07,322 --> 00:56:08,948
‫- هدر!
‫- هدر!

1017
00:56:08,948 --> 00:56:10,283
‫هدر!

1018
00:56:10,325 --> 00:56:11,326
‫هدر!

1019
00:56:11,826 --> 00:56:13,370
‫هدر، از اونجا برو بیرون!

1020
00:56:15,872 --> 00:56:17,415
‫- هدر!
‫- هدر!

1021
00:56:19,334 --> 00:56:20,335
‫هدر!

1022
00:56:22,170 --> 00:56:23,046
‫یکی کمکـم کنـه!

1023
00:56:23,505 --> 00:56:24,756
‫کمکـم کنید!

1024
00:56:25,298 --> 00:56:26,925
‫نه

1025
00:57:26,151 --> 00:57:27,318
‫زنده‌ست

1026
00:57:42,208 --> 00:57:44,294
‫خیلی‌خُب بچه‌ها، اینجا یه مشکل
‫واقعاً جدی داریم

1027
00:57:44,377 --> 00:57:47,005
‫- من یکم...
‫- بفرمایید کلانتر

1028
00:57:47,755 --> 00:57:48,756
‫مراقب باشید

1029
00:57:51,217 --> 00:57:52,093
‫این چیـه؟

1030
00:57:52,135 --> 00:57:54,721
‫با یه تیکه چوب زدم تو سر قاتل و

1031
00:57:54,721 --> 00:57:57,474
‫یکم از خونـش رو با حوله جمع کردم

1032
00:57:59,893 --> 00:58:01,519
‫حالا دی‌ان‌ایـش رو دارید

1033
00:58:02,228 --> 00:58:03,313
‫اصلاً چی هست؟

1034
00:58:04,397 --> 00:58:06,149
‫حل جنایت و فلان

1035
00:58:08,193 --> 00:58:09,736
‫خیلی‌خب، حالا بیایید جدی باشیم

1036
00:58:09,903 --> 00:58:10,820
‫دیگه کی می‌دونست دارید میرید ‫توی اون کلبه؟

1037
00:58:10,820 --> 00:58:14,324
‫- هیجکس
‫- لرچ دید داشتیم توی کلاس علوم حرف میزدیم

1038
00:58:14,365 --> 00:58:15,909
‫شاید شنیده باشه

1039
00:58:16,034 --> 00:58:18,244
‫کس دیگه‌ای برده بودید؟

1040
00:58:18,244 --> 00:58:19,621
‫توی مهمونی‌های قبلی؟

1041
00:58:20,371 --> 00:58:22,790
‫اگه کار یکی از بیرون نبوده باشه چی؟

1042
00:58:23,333 --> 00:58:24,918
‫منظور؟

1043
00:58:24,918 --> 00:58:26,753
‫منظورم اینـه که وقتی هدر کشته شد
‫تو کجا بودی؟

1044
00:58:26,753 --> 00:58:28,588
‫- یه لحظه صبر کنید
‫- جیمی من رو ترسوند

1045
00:58:28,588 --> 00:58:30,840
‫- توی کمد قایم شدم
‫- بعد صدای جیغ‌هاش رو نشنیدی؟

1046
00:58:30,840 --> 00:58:32,050
‫صدای موزیک تا ته بود

1047
00:58:32,133 --> 00:58:34,427
‫- بابایی، من کاری نکردم
‫- می‌دونم، کارا

1048
00:58:36,095 --> 00:58:37,263
‫کارا

1049
00:58:38,431 --> 00:58:40,058
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

1050
00:58:41,392 --> 00:58:42,477
‫نمی‌دونم

1051
00:58:43,436 --> 00:58:46,147
‫مریسا اونی بود که قرار بود
‫توی کلبه کشته بشه

1052
00:58:46,439 --> 00:58:47,774
‫وایسا، چی؟

1053
00:58:48,233 --> 00:58:49,692
‫اون پیشگوئه

1054
00:58:50,777 --> 00:58:52,278
‫دیگه نه

1055
00:58:53,696 --> 00:58:57,450
‫نورم دوبساژ از کی‌زی‌اف‌دی نیوز گزارش میده

1056
00:58:57,450 --> 00:59:03,373
« دفاع شخصی »
« سلاح خودتون رو انتخاب کنید »

1057
00:59:03,373 --> 00:59:07,335
‫درحالی که مردم درحال سوگواری برای دومین
‫قربانی می‌باشند، ترس ورنون را فرا گرفته

1058
00:59:07,418 --> 00:59:10,296
‫و پلیس همچنان کسی را دستگیر نکرده است

1059
00:59:10,380 --> 00:59:11,589
‫متأسفانه...

1060
00:59:12,131 --> 00:59:14,592
‫- چطوری؟
‫- خیلی خوب نیستم

1061
00:59:14,676 --> 00:59:17,136
‫تنها چیزی که تغییر دادم
‫ترتیب کشته شدن بوده

1062
00:59:18,012 --> 00:59:20,515
‫داشتم فکر می‌کردم شاید
‫دوتا قاتل درکار باشه

1063
00:59:20,515 --> 00:59:22,517
‫می‌دونی، مثل فیلم «جیغ»

1064
00:59:22,892 --> 00:59:24,018
‫«جیغ»؟

1065
00:59:24,018 --> 00:59:26,604
‫اوه، درسته.
‫هنوز ساخته نشده.

1066
00:59:26,646 --> 00:59:29,482
‫یکی از فیلم‌های آینده‌ست که
‫فکر می‌کنی «درو بریمور» توش بازی می‌کنـه

1067
00:59:29,482 --> 00:59:30,942
‫اما بعدش یهو دیگه نمی‌کنـه

1068
00:59:30,942 --> 00:59:32,068
‫ولش کن

1069
00:59:32,068 --> 00:59:33,528
‫اوضاع ماشین زمان چطوره؟

1070
00:59:33,528 --> 00:59:36,114
‫هم خبر خوب دارم هم بد

1071
00:59:36,573 --> 00:59:39,117
‫تونستم یه نمونه اولیه توی کارگاه درست کنم

1072
00:59:39,158 --> 00:59:40,285
‫وای خدا

1073
00:59:40,285 --> 00:59:41,536
‫اما کار نمی‌کنـه

1074
00:59:41,536 --> 00:59:43,079
‫چقد خفنه

1075
00:59:44,289 --> 00:59:46,124
‫وای خدا، آنتن اومد

1076
00:59:46,124 --> 00:59:47,125
‫چطوری؟

1077
00:59:47,125 --> 00:59:50,295
‫حدس می‌زنم که فکر می‌کنن
‫یجور نشانه شر هست

1078
00:59:50,378 --> 00:59:53,548
‫اما همونطور که گفتم، من یه
‫آشوب طلب نیستم

1079
00:59:53,673 --> 00:59:56,217
‫و حالا یه دختر دیگه مُرده

1080
00:59:56,718 --> 01:00:00,597
‫چنین تجربه‌ای، آدم رو تغییر میده

1081
01:00:02,473 --> 01:00:04,309
مردها احساساتی شده‌اند

1082
01:00:04,309 --> 01:00:05,518
‫مسحور کننده‌ست

1083
01:00:05,560 --> 01:00:09,272
‫از کی‌زی‌اف‌دی، نورم دوبساژ هستم

1084
01:00:12,442 --> 01:00:14,569
‫نه، نه، نه، نه.
‫پس کجا رفت؟

1085
01:00:14,569 --> 01:00:16,237
‫ادی؟
‫دوست دارم، ادی!

1086
01:00:16,237 --> 01:00:17,739
‫- برگرد
‫- دوست دارم، ادی!

1087
01:00:17,739 --> 01:00:19,907
‫- ماهواره تلویزیون
‫- منم، شارین! یادتـه؟

1088
01:00:19,991 --> 01:00:22,368
‫اگه بتونم از آنتن ون یواشکی
‫برای این مبدل استفاده کنم

1089
01:00:22,368 --> 01:00:24,495
‫می‌تونه انقدی نیرو داشته باشه
‫که تو رو برگردونه خونـه

1090
01:00:24,537 --> 01:00:26,039
‫و حالا خبر بد

1091
01:00:26,039 --> 01:00:28,333
‫فکر می‌کردم خبر بد اینـه که
‫نسخه اولیـه کار نمی‌کنـه

1092
01:00:28,333 --> 01:00:30,918
‫نه، کار نکردن نسخه اولیـه
‫یه بخش عادی از پروسه‌ست.

1093
01:00:31,294 --> 01:00:32,587
‫آزمون و خطاست دیگه

1094
01:00:32,920 --> 01:00:35,715
‫خبر بد این هست که با توجه به
‫سرعت خالی شدن باطریـت

1095
01:00:35,715 --> 01:00:38,676
‫تقریباً هفت ساعت و نیم دیگه
‫تا برای همیشه اینجا گیر افتادن فاصله داری

1096
01:00:38,676 --> 01:00:39,719
‫لعنت بهش

1097
01:00:39,719 --> 01:00:41,846
‫این تقریباً همون ساعتی هست که
‫هدر کشته میشه

1098
01:00:42,096 --> 01:00:43,973
‫یا قرار بود که کشته بشه

1099
01:00:44,140 --> 01:00:45,350
‫کجا؟

1100
01:00:45,350 --> 01:00:47,518
‫کارناوال هالووین.
‫داخل شهربازی بیلی.

1101
01:00:47,518 --> 01:00:49,187
‫که اونا هم همیشه پخش زنده دارن

1102
01:00:49,270 --> 01:00:51,230
‫خودشـه.
‫اینطوری می‌بریمـت خونـه

1103
01:00:51,230 --> 01:00:53,733
‫پخش زنده رو از اونجا
‫می‌دزدیم. خیلی‌خب.

1104
01:00:53,733 --> 01:00:55,151
‫بعد از مدرسه توی شهربازی می‌بینمت

1105
01:00:55,151 --> 01:00:57,779
‫باید مطمئن بشیم که این کار می‌کنه
‫که بتونیم امشب برت گردونیم خونـه

1106
01:00:57,779 --> 01:01:00,031
‫خب، تا وقتی که قاتل رو
‫متوقف نکردم، نمی‌تونم برم خونـه

1107
01:01:00,114 --> 01:01:02,992
‫خیلی‌خب، اگه امشب نفرستیمـت خونۀ

1108
01:01:02,992 --> 01:01:04,994
‫بهتره برنامه‌های اقتصادی
رونالد ریگان رو مرور کنی

1109
01:01:04,994 --> 01:01:07,038
چون چهارشنبه آزمون
مطالعات اجتماعی داریم

1110
01:01:11,501 --> 01:01:13,127
‫اَه

1111
01:01:13,169 --> 01:01:14,796
‫بیخیال!

1112
01:02:19,694 --> 01:02:21,446
‫چقد بوی گند میاد

1113
01:02:22,739 --> 01:02:24,031
‫اوه

1114
01:02:25,032 --> 01:02:27,452
‫خیلی‌خب، آم...

1115
01:02:29,996 --> 01:02:32,498
‫وای خدا، نکنـه جسد باشه

1116
01:02:35,877 --> 01:02:37,879
‫خدا رو شکر

1117
01:02:41,257 --> 01:02:42,467
‫برو کنار!

1118
01:02:42,467 --> 01:02:45,052
‫آروم

1119
01:02:45,303 --> 01:02:46,888
‫آروم

1120
01:02:46,888 --> 01:02:49,724
‫هرچی می‌خوای بردار.
.‫اما لطفاً کاریـت به بازی ثاندرکتز نباشه

1121
01:02:51,100 --> 01:02:53,686
‫کاری به بازی‌هات ندارم

1122
01:02:54,020 --> 01:02:55,772
‫تنها چیزای ارزشمند همونان

1123
01:02:58,566 --> 01:03:00,610
‫چرا بیرون از مهمونی تیفانی
‫پارک کرده بودی؟

1124
01:03:01,402 --> 01:03:02,862
‫می‌خواستم برم تو مهمونی

1125
01:03:02,945 --> 01:03:05,031
‫بیرون نشسته بودم و
،آهنگ‌های میت لوف رو ‫گوش می‌کردم

1126
01:03:05,031 --> 01:03:07,283
داشتم سعی می‌کردم
...جراتـش رو پیدا کنم، اما

1127
01:03:08,117 --> 01:03:11,954
‫می‌دونم که مردم فکر می‌کنن من ترسناکـم،
‫اما من قاتل نیستم

1128
01:03:14,540 --> 01:03:15,666
‫اینجا چه خبره؟

1129
01:03:15,666 --> 01:03:16,751
‫داگ

1130
01:03:16,751 --> 01:03:19,712
‫فقط مبصرها اجازه دارن توی ساعات مدرسه
‫بیرون باشن

1131
01:03:19,796 --> 01:03:22,340
‫داشتیم...
‫داشتیم...

1132
01:03:22,381 --> 01:03:23,508
‫اهل بازی هستی؟

1133
01:03:24,634 --> 01:03:26,010
‫آره

1134
01:03:26,427 --> 01:03:29,180
‫می‌دونم فکر می‌کنید اسکلـم،
‫اما می‌خوام یه روز بازیساز بشم

1135
01:03:29,263 --> 01:03:30,890
‫دث‌ ویش ۳ رو بازی کردی؟

1136
01:03:30,973 --> 01:03:32,558
‫گرافیکـش خیلی خفنـه

1137
01:03:32,642 --> 01:03:35,061
‫وقتی یکی رو می‌کُشی
‫یه غبار صورتی بلند میشه

1138
01:03:35,978 --> 01:03:37,104
‫باید بریم داخل

1139
01:03:37,188 --> 01:03:38,314
‫این بیرون امن نیست

1140
01:03:38,314 --> 01:03:39,774
‫جاتون پیش من امنـه

1141
01:03:39,941 --> 01:03:41,984
‫- من هشت سال کاراته کار کردم
‫- کجا؟

1142
01:03:42,109 --> 01:03:43,778
دوجوی تام، توی مرکز خرید

1143
01:03:44,320 --> 01:03:46,280
‫و پلیس هم هر دو دقیقه
‫این طرفا چرخ می‌زنه

1144
01:03:46,280 --> 01:03:49,033
‫من که اگه بودم روی کلانتر لیم
‫برای حل هیچ پرونده‌ای حساب باز نمی‌کردم

1145
01:03:49,075 --> 01:03:51,619
‫مطمئن بود که اینا کار ادی بوده،
‫حتی وقتی که بهش گفتم امکان نداره

1146
01:03:51,953 --> 01:03:55,122
‫من می‌دونم کار ادی نبوده،
‫اما تو از کجا می‌دونی؟

1147
01:03:59,502 --> 01:04:01,879
‫- هی.
‫- هی. هنوز قاتل رو گیر ننداختی؟

1148
01:04:01,921 --> 01:04:03,756
‫نه. ‫غرفۀ عکاسی جواب میده؟

1149
01:04:03,840 --> 01:04:04,841
‫نه

1150
01:04:06,050 --> 01:04:09,053
‫اینجا یه ژنراتور فوق پیشرفته‌ست،
اما کار نمی‌کنـه

1151
01:04:09,178 --> 01:04:12,098
‫امکان نداره این بتونه نیروی کافی
‫برای کار کردن ماشین زمان رو تولید کنـه

1152
01:04:12,098 --> 01:04:14,225
‫این ماشین زمانـه؟
‫فقط همین؟

1153
01:04:14,308 --> 01:04:18,771
‫اینطوری در نظر بگیر که این کامپیوتره
‫و این هم دکمه پاور

1154
01:04:19,438 --> 01:04:21,607
‫خیلی‌خب، پس یه دکمه پاور جدید می‌خوایم

1155
01:04:21,691 --> 01:04:24,527
‫آره، یکی که بتونه کلی نیرو تولید کنـه

1156
01:04:24,527 --> 01:04:26,404
‫درواقع اونقدر که بتونه جاذبه رو مختل کنـه

1157
01:04:29,699 --> 01:04:31,659
‫مثلاً کوانتوم دراپ؟

1158
01:04:42,128 --> 01:04:45,256
‫و به زمین برگشتیم

1159
01:04:45,339 --> 01:04:48,301
‫ازتون ممنونیم که سوار
‫کوانتوم دراپ شدید

1160
01:04:48,301 --> 01:04:51,304
‫لطفاً تا پیاده نشدید بالا نیارید

1161
01:04:51,304 --> 01:04:54,307
‫و از بقیه روزتون در شهربازی بیلی لذت ببرید

1162
01:04:55,933 --> 01:04:58,144
‫هی. شهرداری ما رو فرستاده

1163
01:04:58,144 --> 01:04:59,687
‫باید دستگاه رو خاموش کنیم

1164
01:04:59,687 --> 01:05:01,355
‫چون یکی از پنل‌های خارجی...

1165
01:05:01,355 --> 01:05:03,649
‫کوانتوم دراپ خاموش میشه،
‫ند هم میره استراحت

1166
01:05:03,774 --> 01:05:05,151
‫فقط همین رو بگی کافیه

1167
01:05:08,404 --> 01:05:10,615
‫اوه. جدی جدی رفت

1168
01:05:11,824 --> 01:05:13,784
‫خدایا، دهه هشتاد چقد عجیبـه

1169
01:05:16,746 --> 01:05:17,914
‫خیلی‌خب

1170
01:05:18,039 --> 01:05:19,540
‫اینجا با من.
.‫برو قاتل رو گیر بنداز

1171
01:05:19,540 --> 01:05:21,542
‫- خیلی‌خب. موفق باشی
‫- ممنون

1172
01:05:23,961 --> 01:05:27,381
‫همونطور که به پم گفتم،
‫من یه پیشگوئم

1173
01:05:27,423 --> 01:05:29,300
‫و فکر می‌کردم که امشب هدر
‫توی کارناوال هالووین

1174
01:05:29,300 --> 01:05:31,177
‫توی پارکینگ کشته میشه،

1175
01:05:31,260 --> 01:05:35,056
‫اما از اونجایی که قبلاً مُرده،
‫احتمالاً میفته دنبال مریسا

1176
01:05:35,097 --> 01:05:36,849
‫- وای خدایا
‫- یا من

1177
01:05:37,600 --> 01:05:40,227
‫اگه ممکنه الهاماتت اشتباه باشن،
‫پس هرچیزی ممکنه پیش بیاد

1178
01:05:40,227 --> 01:05:44,732
‫آره، منظورم اینِ که هیچکس در امان نیست
‫پس اگه کسی می‌خواد بره، همین حالا بره

1179
01:05:50,780 --> 01:05:52,239
‫من می‌خوام بگیرمـش

1180
01:05:52,323 --> 01:05:55,242
‫حتی اگه مریسا رو بکشه و
‫بقیۀ ما رو...

1181
01:05:55,242 --> 01:05:56,619
یا خدا

1182
01:05:56,619 --> 01:05:59,664
‫نمی‌خوام کل زندگیم این تو سرم باشه
‫که اون روانی‌ای که دوستام رو کُشته

1183
01:05:59,664 --> 01:06:01,248
‫هنوز هم بیرونـه

1184
01:06:01,332 --> 01:06:03,918
‫منم نمی‌خوام.
‫بیایید بگیریمش هان؟

1185
01:06:04,710 --> 01:06:07,797
‫- واقعاً دلـم نمی‌خواد که طعمه باشم
‫- مشکلی برات پیش نمیاد

1186
01:06:07,797 --> 01:06:10,841
‫وقتی که دیدیـش، این رو فشار بده

1187
01:06:10,925 --> 01:06:12,635
‫یه آژیر  
.‫بدجوری صداش بلنده

1188
01:06:12,677 --> 01:06:13,844
‫و اگه ترسیدی...

1189
01:06:13,928 --> 01:06:15,346
‫خیلی‌خب

1190
01:06:15,346 --> 01:06:17,515
‫خیلی‌خب. نه...

1191
01:06:17,723 --> 01:06:19,600
‫حالا می‌دونی چطوری کار می‌کنـه

1192
01:06:19,600 --> 01:06:23,729
‫اما اگه قبل از اینکه بتونه دکمه رو بزنه
‫طرف گلوش رو پاره کنـه چی؟

1193
01:06:23,771 --> 01:06:25,356
‫- چی زری می‌زنی؟
‫- نمی‌دونم

1194
01:06:25,356 --> 01:06:27,984
‫روش کارش اینطوری نیست. همیشه ۱۶ ضربه چاقو
‫به قربانی‌هاش می‌زنـه

1195
01:06:27,984 --> 01:06:29,902
‫خیلی خب، این اصلاً حالـم رو بهتر نمی‌کنـه

1196
01:06:29,902 --> 01:06:31,028
‫مشکلی برات پیش نمیاد

1197
01:06:43,582 --> 01:06:44,875
‫طبیعی رفتار کن

1198
01:06:44,959 --> 01:06:47,753
‫چون ممکنه قاتل به‌جای مریسا
‫دنبال تو باشه

1199
01:06:48,421 --> 01:06:49,630
‫- ما نمی‌خوایم...
‫- کارا!

1200
01:06:49,630 --> 01:06:52,091
‫- وای خدا
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟

1201
01:06:52,925 --> 01:06:55,636
‫هالووینـه دیگه.
‫بقیه کجان؟

1202
01:06:55,720 --> 01:06:58,472
‫حس می‌کنم از قضیه کلبه به بعد
‫دارید من رو می‌پیچونید

1203
01:06:58,556 --> 01:06:59,890
‫بلیک همه رو بر ضد من کرده

1204
01:06:59,974 --> 01:07:01,809
‫- نه
‫- نه

1205
01:07:01,892 --> 01:07:03,269
‫- نه، نه، نه. ما...
‫- اهم...

1206
01:07:03,269 --> 01:07:04,854
‫سوار ترن هوایی شدن

1207
01:07:04,854 --> 01:07:07,064
‫و جیمی زیاد حالـش خوب نبود

1208
01:07:07,148 --> 01:07:08,524
‫آره، مشکل معده و اینا

1209
01:07:08,607 --> 01:07:10,943
‫عجیبـه، همه ازم پرسیدن که وقتی
‫هدر مُرد، من کجا بودم

1210
01:07:10,943 --> 01:07:13,654
‫اما کسی حواسش نبود که
‫از وقتی که تو اومدی مرگ‌ها شروع شدن

1211
01:07:37,053 --> 01:07:38,721
‫هی، هی

1212
01:07:43,559 --> 01:07:44,560
‫وای خدا

1213
01:07:45,436 --> 01:07:46,771
‫من مریسا رو دیدم

1214
01:07:48,230 --> 01:07:51,233
‫یهو یادم افتاد که مریسا رو
‫توی شب هالووین توی شهربازی دیدم

1215
01:07:51,317 --> 01:07:52,818
‫و قاتل هم دنبالـش بود

1216
01:07:52,902 --> 01:07:55,404
‫- باید جیمی رو از اونجا بیاریم بیرون
‫- بله، کاملاً می‌دونم

1217
01:07:59,825 --> 01:08:00,951
هادی فلزی رو بیار

1218
01:08:07,124 --> 01:08:08,542
خیلی‌خب

1219
01:08:23,224 --> 01:08:25,059
‫میری پایین؟

1220
01:08:39,115 --> 01:08:40,741
‫از اینجا متنفرم

1221
01:08:46,372 --> 01:08:47,373
‫رندی؟

1222
01:08:54,130 --> 01:08:55,756
‫رندی؟

1223
01:08:57,383 --> 01:08:58,676
‫من اینجام

1224
01:09:17,653 --> 01:09:18,946
‫از اینجا منتفرم!

1225
01:09:49,185 --> 01:09:50,352
‫رندی؟

1226
01:09:50,436 --> 01:09:51,854
‫اینجایی؟

1227
01:10:06,243 --> 01:10:07,745
‫لعنتی

1228
01:10:09,914 --> 01:10:11,415
آژیر

1229
01:10:15,669 --> 01:10:17,213
‫چاقوش رو گرفتم!
‫اوه،لعنتی

1230
01:10:17,296 --> 01:10:18,505
‫لعنتی

1231
01:10:18,881 --> 01:10:21,050
‫- رندی!
‫- جیمی، مراقب باش!

1232
01:10:34,146 --> 01:10:35,731
‫بهتون که گفتم من قاتل نیستم!

1233
01:10:35,731 --> 01:10:38,108
‫- اونی که دستتِ واقعیـه؟
‫- آره، پدرم دادتـش بهم

1234
01:10:38,192 --> 01:10:40,027
‫یه قاتل آزاد بوده‌ها

1235
01:10:42,696 --> 01:10:43,697
‫انجامـش دادیم

1236
01:10:44,490 --> 01:10:45,491
‫متوقفـش کردیم

1237
01:10:55,251 --> 01:10:56,252
‫داگ؟

1238
01:10:58,796 --> 01:11:00,464
‫آخه چرا داگ باید بخواد ما رو بکشه؟

1239
01:11:00,547 --> 01:11:02,341
‫یعنی دورک سامرز زد منو ترکوند؟

1240
01:11:02,424 --> 01:11:03,759
‫اون کاراته کار کرده

1241
01:11:04,343 --> 01:11:07,846
‫- توی دوجوی تام
‫- اما ما هیچ‌وقت کاری با داگ نکردیم

1242
01:11:09,974 --> 01:11:11,517
‫وایسا، اون چیـه؟

1243
01:11:11,600 --> 01:11:12,726
‫جواهر اسکلا

1244
01:11:12,810 --> 01:11:14,478
‫اون یه قاب آویزه؟

1245
01:11:17,481 --> 01:11:19,024
‫تریش خپلـه!

1246
01:11:20,025 --> 01:11:22,152
‫چرا عکس تریش خپلـه رو داره؟

1247
01:11:22,236 --> 01:11:24,154
‫دوست دختر و دوست پسر بودن

1248
01:11:24,321 --> 01:11:27,241
‫اون اردو رو یادتونه که بردنمون
‫به موزه فیلد؟

1249
01:11:27,616 --> 01:11:30,953
‫اون تو رو شکار کرده و کشته
‫چون دوست دخترش رو مسخره کردی؟

1250
01:11:30,995 --> 01:11:32,538
‫وای، خدای من

1251
01:11:32,579 --> 01:11:33,539
‫جیمی!

1252
01:11:33,622 --> 01:11:35,291
‫وای خدا

1253
01:11:35,291 --> 01:11:37,626
‫کار داگ بود؟
‫باید همین حالا بریم

1254
01:11:37,626 --> 01:11:39,712
‫راش انداختم، اما گوشیـت
‫الآنا خاموش میشه

1255
01:11:39,712 --> 01:11:41,005
‫چطور تونستی همچین کاری بکنی؟

1256
01:11:41,588 --> 01:11:42,756
‫تو یکی رو کُشتی

1257
01:11:43,340 --> 01:11:44,842
‫نه، نکشتم

1258
01:11:44,842 --> 01:11:46,302
‫چرا، کشتی

1259
01:11:46,552 --> 01:11:49,555
‫تظاهر کردی که دوستشی،
‫براش قلدری کردی

1260
01:11:49,680 --> 01:11:52,349
‫سیاه مستـش کردی و
‫بعدش گذاشتی رانندگی کنـه!

1261
01:11:52,349 --> 01:11:53,600
‫پم اونجا نبود

1262
01:11:54,601 --> 01:11:57,062
‫من و تیف توی تابستون دعوامون شد

1263
01:11:58,188 --> 01:11:59,857
‫چند ماه با هم حرف نزدیم

1264
01:12:01,066 --> 01:12:03,360
‫من هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم

1265
01:12:03,402 --> 01:12:05,571
‫فکر کردی هیولایی چیزیم؟

1266
01:12:05,571 --> 01:12:06,697
‫جیمی، واقعاً باید بریم

1267
01:12:06,697 --> 01:12:09,158
‫پس چرا داگ قول داده
‫که یک روزی می‌کُشتت؟

1268
01:12:09,533 --> 01:12:11,910
‫- حالا که نکشته
‫- می‌خواسته بکشه

1269
01:12:12,786 --> 01:12:14,121
قراره یه یادداشت برات بذاره

1270
01:12:16,206 --> 01:12:17,333
‫این

1271
01:12:17,374 --> 01:12:18,584
« بعدی تویی، یه روزی »

1272
01:12:21,420 --> 01:12:23,797
‫حالا دیگه اهمیت نداره، نه؟
‫اون مُرده

1273
01:12:31,597 --> 01:12:33,599
‫بابام این رو هم بهم داد!

1274
01:12:33,599 --> 01:12:36,060
آشغال

1275
01:12:36,060 --> 01:12:37,269
‫اون از آینده اومده!

1276
01:12:37,269 --> 01:12:38,395
‫من ماسکـش رو داغون کردم

1277
01:12:38,395 --> 01:12:39,605
‫اون داگِ بالغـه

1278
01:12:39,605 --> 01:12:42,066
‫تو داگ رو کُشتی.
.‫دیگه داگ بالغی وجود نداره

1279
01:12:42,066 --> 01:12:43,650
‫پس چطوری اومده اینجا؟

1280
01:12:43,650 --> 01:12:44,943
‫امیلیا

1281
01:12:50,908 --> 01:12:52,034
‫وای خدا

1282
01:12:53,535 --> 01:12:54,536
‫امیلیا؟

1283
01:12:55,621 --> 01:12:57,039
‫امیلیا؟

1284
01:12:57,081 --> 01:12:59,541
‫امیلیا؟
‫امیلیا، صدام رو می‌شنوی؟

1285
01:13:02,086 --> 01:13:03,504
‫بدوئید! بدوئید!
‫بدوئید!

1286
01:13:03,504 --> 01:13:04,880
‫فرار!

1287
01:13:11,428 --> 01:13:13,305
‫مطمئنی کوانتوم دراپ کار می‌کنـه؟

1288
01:13:13,305 --> 01:13:15,516
‫تا وقتی که برنامه تلوزیونی زنده
‫پخش بشه، آره

1289
01:13:15,516 --> 01:13:17,768
‫نورم دوبساژ هستم

1290
01:13:17,768 --> 01:13:19,686
‫- و براتون هالووین خوبی رو...
‫- قطع نکنید!

1291
01:13:19,686 --> 01:13:21,355
‫قاتل اینجاست!
‫ادامه بدید!

1292
01:13:21,355 --> 01:13:22,523
‫یک لحظه صبر کنید

1293
01:13:22,523 --> 01:13:24,650
‫یه سری آدم دارن بدو بدو می‌کنن

1294
01:13:24,650 --> 01:13:26,860
‫و یه خانم جوان بهم اخطار داد که...

1295
01:13:27,444 --> 01:13:28,612
‫وای خدا

1296
01:13:28,612 --> 01:13:29,863
‫قطع نکنید!

1297
01:13:29,947 --> 01:13:31,532
‫ادامه بدید!
‫ادامه بدید!

1298
01:13:31,657 --> 01:13:33,659
‫لعنتی، چاقو زد تو سرش!

1299
01:13:33,700 --> 01:13:36,412
‫هنوز نمی‌تونم برم. متوقفـش نکردم.
‫مامانـم...

1300
01:13:36,412 --> 01:13:37,913
‫یا الآن باید بری یا هیچ‌وقت

1301
01:13:37,913 --> 01:13:39,164
می‌فرستم به اوایلِ اون روز

1302
01:13:39,164 --> 01:13:41,333
‫اینطوری حدأقل می‌تونی مامانـت رو
‫توی آینده نجات بدی

1303
01:13:41,333 --> 01:13:44,461
‫این نقطه تنها جایی هست که توسط
‫نیروی گریز از مرکز تحت تأثیر قرار نمی‌گیره

1304
01:13:44,461 --> 01:13:46,338
‫وقتی که به سرعت رسید،
‫باید همینجا بمونی

1305
01:13:46,422 --> 01:13:47,714
‫اگه ازش بیفتم بیرون چی میشه؟

1306
01:13:47,798 --> 01:13:49,133
‫می‌خوری به دیوار

1307
01:13:49,174 --> 01:13:51,802
‫با همون سرعتی که راکت درحال حرکتـه
‫و احتمالاً منفجر میشی

1308
01:13:51,802 --> 01:13:54,555
‫موفق باشی.
‫سلامـم رو به دخترم برسون.

1309
01:13:55,514 --> 01:13:57,766
‫- این رو بده به مامانـم
‫- خیلی‌خب

1310
01:13:57,766 --> 01:13:59,852
‫- بای
‫- خدافظ

1311
01:13:59,977 --> 01:14:01,395
‫برو

1312
01:14:02,146 --> 01:14:03,730
‫برو!
‫از اینجا برو!

1313
01:14:03,730 --> 01:14:05,107
‫برو!
‫برو بیرون!

1314
01:14:05,107 --> 01:14:06,275
‫برو بیرون!

1315
01:14:06,275 --> 01:14:08,610
‫- اینطوری اونم باهات میاد!
‫- بهتر از اینِ که اینجا ولـش کنم

1316
01:14:08,610 --> 01:14:09,653
‫برو!

1317
01:14:16,952 --> 01:14:18,579
‫مامان!
‫نه!

1318
01:14:30,090 --> 01:14:32,342
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم

1319
01:14:32,426 --> 01:14:36,054
‫تو قبلاً همچین الهامی داشتی که من قراره
‫توی یک لحظه مهم توی کوانتوم دراپ باشم

1320
01:14:36,138 --> 01:14:38,056
‫فکر می‌کنم این موقعیت مربوط به توئه

1321
01:14:38,140 --> 01:14:40,309
‫من و تو قبلاً اینجا بودیم

1322
01:15:42,412 --> 01:15:43,872
‫نه

1323
01:15:55,425 --> 01:15:56,468
‫نه

1324
01:16:05,060 --> 01:16:07,479
‫نه!

1325
01:16:18,699 --> 01:16:20,617
‫تو مادرم رو کشتی!

1326
01:16:20,701 --> 01:16:22,869
‫دوبار.
‫ظاهراً

1327
01:16:22,953 --> 01:16:25,080
‫و پدر خودت رو

1328
01:16:25,163 --> 01:16:26,999
‫اون که فقط یه جایزه بود

1329
01:16:27,082 --> 01:16:29,251
‫من هنوزم توی سال ۱۹۸۷ زنده‌ام

1330
01:16:29,251 --> 01:16:32,796
‫حالا که کریس نباید با یک پدر
‫کثافت سر و کله بزنه

1331
01:16:32,879 --> 01:16:37,134
‫کی بیشتر از پسرش به میراثـش اهمیت میده!

1332
01:16:38,552 --> 01:16:42,431
‫مامانـم هیچ‌وقت یه یادداشت
‫توی کمدش در سال ۱۹۸۷ دریافت نکرد

1333
01:16:42,431 --> 01:16:44,850
‫بعد از اینکه مُرد این رو نوشتی

1334
01:16:44,850 --> 01:16:46,977
‫چرا باید همچین کاری بکنی؟

1335
01:16:47,060 --> 01:16:48,687
که داستان ادامه داشته باشه

1336
01:16:48,729 --> 01:16:53,275
‫سخته که انگیزه‌ات رو برای کشتن سه نفر
‫توی ۳۵ سال قبل حفظ کنی

1337
01:16:53,275 --> 01:16:55,902
‫اما حالا قاتل عشق ۱۶ برگشته،

1338
01:16:55,902 --> 01:16:57,821
‫و یه لولو خورخوره‌ست

1339
01:16:57,821 --> 01:17:00,324
‫می‌تونست هرجایی توی هر زمانی باشه

1340
01:17:00,324 --> 01:17:01,700
‫غیر قابل کشتن

1341
01:17:01,700 --> 01:17:04,911
‫اون مایکل مایرز کوفتیـه!

1342
01:17:04,995 --> 01:17:06,913
‫و من متخصصـم

1343
01:17:06,913 --> 01:17:10,584
‫گرچه، نمی‌دونستم قاتل اصلی داگـه

1344
01:17:10,667 --> 01:17:11,960
‫بابت اون ممنون

1345
01:17:11,960 --> 01:17:15,088
‫هرچقد مردم بیشتر به قاتل عشق ۱۶ اهمیت بدن

1346
01:17:15,088 --> 01:17:17,174
‫من بیشتر معروف میشم

1347
01:17:17,257 --> 01:17:19,468
‫شاید اصلاً یه روز جایزه پولیتزر بگیرم

1348
01:17:19,551 --> 01:17:24,306
‫هیچ‌وقت هیچکس دلش نمی‌خواد درمورد تو بدونه
‫چون قراره توی ماشین زمان من بمیری!

1349
01:17:24,556 --> 01:17:26,600
‫اگه توی مرکز وایسـم، نه!

1350
01:17:48,830 --> 01:17:51,833
‫حالا جفت چاقو‌ها رو دارم

1351
01:17:58,298 --> 01:18:00,550
‫نباید توی زمان سفر می‌کردی

1352
01:18:00,550 --> 01:18:03,261
‫و توام نباید با خانواده من در می‌افتادی!

1353
01:18:08,141 --> 01:18:09,601
‫از سواری لذت ببر

1354
01:18:13,814 --> 01:18:15,482
‫ها

1355
01:18:15,565 --> 01:18:17,317
‫غبار صورتی

1356
01:18:19,319 --> 01:18:21,363
زمان رو یه رودخونه در نظر بگیر

1357
01:18:21,363 --> 01:18:23,907
‫- سوختی،  !
‫- من جیمی هستم. اهل کانادا

1358
01:18:23,907 --> 01:18:26,326
اما هیچکس دلش نمی‌خواد چیزی درمورد این که
چقدر مامانت رو دوست داری بدونه، خب؟

1359
01:18:26,326 --> 01:18:27,994
‫هی کانادایی، یکم استرس گرفتی، نه؟

1360
01:18:27,994 --> 01:18:29,538
می‌خواستم جلوش رو بگیرم

1361
01:18:29,538 --> 01:18:30,664
از کتت هم خوشم میاد

1362
01:18:30,664 --> 01:18:32,165
دخترا دقیقاً همین رو میگن

1363
01:18:32,165 --> 01:18:33,959
می‌خوام بهش نشون بدم چقدر باهوشـه

1364
01:18:33,959 --> 01:18:35,419
مراقب خودت باش، عزیزم. دوستت دارم

1365
01:18:57,524 --> 01:18:58,692
‫مامان

1366
01:19:05,240 --> 01:19:06,283
‫مامان؟

1367
01:19:09,578 --> 01:19:10,787
‫مامان؟

1368
01:19:12,789 --> 01:19:16,209
‫مامان؟
‫مامان؟

1369
01:19:17,961 --> 01:19:19,379
‫مامان؟

1370
01:19:20,255 --> 01:19:21,715
‫مامان!

1371
01:19:21,798 --> 01:19:22,716
‫عزیزم؟

1372
01:19:22,716 --> 01:19:25,135
‫اوه مامان، تو خوبی

1373
01:19:26,261 --> 01:19:28,513
‫دوستت دارم

1374
01:19:28,513 --> 01:19:30,307
‫منم دوستـت دارم.
‫چی شده عزیزم؟

1375
01:19:30,307 --> 01:19:30,891
‫- هی، چه خبره؟
‫- بابا!

1376
01:19:30,891 --> 01:19:33,977
‫با دوچرخه تصادف کردم

1377
01:19:34,060 --> 01:19:35,103
‫- وای خدا
‫- وای خدا

1378
01:19:35,145 --> 01:19:37,397
‫وای خدای من

1379
01:19:38,690 --> 01:19:40,400
‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟

1380
01:19:40,400 --> 01:19:41,818
‫منظورت چیـه اینجا چیکار می‌کنن؟

1381
01:19:41,818 --> 01:19:44,321
‫همه بچه‌ها  هالووین میان

1382
01:19:44,321 --> 01:19:45,822
‫- درسته. درسته
‫- آره

1383
01:19:45,822 --> 01:19:48,658
‫پس واسه همینِ که مثل
‫مالی رینگوالد لباس پوشیدی

1384
01:19:48,742 --> 01:19:50,786
‫چی؟ نه، هنوز لباس هالووینـم رو نپوشیدم

1385
01:19:50,786 --> 01:19:51,787
‫نه، نه

1386
01:19:51,787 --> 01:19:55,248
‫نه، نه، امسال من و مامانـت قراره
‫آقا و خانم اسمیت بشیم

1387
01:19:55,499 --> 01:19:56,583
‫هان؟

1388
01:19:56,583 --> 01:19:59,252
‫آره، درسته

1389
01:19:59,461 --> 01:20:01,755
‫میشه یه لحظه بیرون باهات صحبت کنم؟

1390
01:20:02,714 --> 01:20:04,049
‫ببخشید

1391
01:20:04,049 --> 01:20:06,593
‫واقعاً می‌خواستم وقتی میرسی
‫بیام کنار کوانتوم دراپ

1392
01:20:06,927 --> 01:20:08,804
‫اما ساعت رو اشتباه حساب کردم

1393
01:20:08,887 --> 01:20:12,182
آدم می‌تونه ماشین زمان اختراع کنه،
‫اما ساعت جدید و قدیم یادش نمی‌مونـه

1394
01:20:12,182 --> 01:20:14,601
‫خوشحالـم که این به کارم نیومد

1395
01:20:14,601 --> 01:20:16,102
‫وای خدا، تفنگ آوردی؟

1396
01:20:16,102 --> 01:20:18,355
‫نمی‌دونستم قرار کی از اون داخل بیاد بیرون

1397
01:20:18,355 --> 01:20:20,649
‫من ۳۵ سال صبر کردم تا ببینم
‫کی اون نبرد رو برده

1398
01:20:20,816 --> 01:20:22,692
‫کلی حرف برای زدن داریم

1399
01:20:22,692 --> 01:20:23,819
‫آره

1400
01:20:24,986 --> 01:20:26,613
‫اینا چیزایی هست که تغییر کردن

1401
01:20:26,613 --> 01:20:30,408
‫مشخصاً باید یه چیزایی رو حدس میزدم،
‫اما فکر می‌کنم چیزای مهم رو نوشتم

1402
01:20:30,408 --> 01:20:32,160
‫هی. ببخشید دیر کردم

1403
01:20:32,410 --> 01:20:34,579
‫جیسون و ورونیکا دارن میان

1404
01:20:34,579 --> 01:20:35,997
‫دارید چیکار می‌کنید؟

1405
01:20:36,164 --> 01:20:39,042
‫دارم توی تکالیف علوم کمکـش می‌کنم

1406
01:20:39,042 --> 01:20:40,210
‫یه دقیقه دیگه میایم داخل

1407
01:20:40,293 --> 01:20:42,212
‫چه خون مصنوعی باحالی

1408
01:20:42,212 --> 01:20:43,296
‫- به نظر واقعی میاد
‫- ممنون

1409
01:20:47,008 --> 01:20:48,301
‫اون کیـه؟

1410
01:20:48,468 --> 01:20:53,557
‫آره، یادته توی دبیرستان تلاش می‌کردی
‫که پدر و مادرت رو از هم دور نگه‌داری؟

1411
01:20:53,557 --> 01:20:56,393
‫نتونستی.
‫سریع پریدن  

1412
01:20:56,768 --> 01:20:58,728
‫اون برادر ۳۴ ساله‌اتـه

1413
01:20:58,728 --> 01:21:02,232
‫وای خدای من.
‫چرا دائم اتفاق میوفته؟

1414
01:21:02,440 --> 01:21:03,775
‫و اسمـش هم جیمیـه

1415
01:21:03,900 --> 01:21:05,485
‫اسم جفت‌مون جیمیـه؟

1416
01:21:05,485 --> 01:21:08,196
‫کولت عزیزم، میشه به برادرت
‫کمک کنی میز رو بچینـه؟

1417
01:21:10,448 --> 01:21:12,617
‫- آره، الآن میام
‫- باشه

1418
01:21:12,659 --> 01:21:13,994
‫راستی مادر بزرگـت زنگ زد

1419
01:21:13,994 --> 01:21:16,621
‫گفت دوستت داره و خیلی اشتیاق داره
‫توی روز شکرگزاری ببینتت

1420
01:21:16,705 --> 01:21:17,831
هوم

1421
01:21:19,916 --> 01:21:21,626
‫بهتره شروع کنی به خوندن

1422
01:21:21,668 --> 01:21:22,836
‫آره
