﻿1
00:00:13,533 --> 00:00:16,133
‫این داستان قراره به مسیر تاریکی بره

2
00:00:19,533 --> 00:00:21,100
‫معمولا، از مسیرهای تاریک خوشم میاد

3
00:00:22,700 --> 00:00:25,133
‫مثل وقتیکه توی جشن تولد هشت سالگیم

4
00:00:25,200 --> 00:00:26,766
‫ترمز چرخ‌فلک بطرز عجیبی کار نکرد

5
00:00:28,833 --> 00:00:29,833
‫ولی از این یکی خوشم نمیاد

6
00:00:36,133 --> 00:00:38,466
‫چندین ساعته که داریم می‌گردیم، کلانتر

7
00:00:38,566 --> 00:00:39,933
‫سگ‌ها نیاز به استراحت دارن

8
00:00:40,433 --> 00:00:41,633
‫بنظرت چیزی بوده که متوجهش نشده باشیم؟

9
00:00:41,733 --> 00:00:45,566
‫بنظرم دور بزنیم، کالت کریک رو بگردیم
‫و بعدش برای امروز کافیه

10
00:00:45,666 --> 00:00:46,666
‫باشه

11
00:00:52,900 --> 00:00:55,233
‫- چطور یه جسد رو پیدا نکردین؟
‫- چون نبود که پیدا کنیم

12
00:00:55,333 --> 00:00:58,766
‫نه جای پایی، نه خونی
‫نه اثری از درگیری، هیچی. صفر

13
00:00:58,833 --> 00:01:00,533
‫گروهم تمام شب رو گشتن

14
00:01:00,633 --> 00:01:03,600
‫خب، حتما گروهت سگ‌های مخصوص
‫ نابینایانشون رو خونه جا گذاشتن

15
00:01:03,666 --> 00:01:05,700
‫خودم دیدم که اون هیولا
‫روان رو جلوی چشمام کشت

16
00:01:05,800 --> 00:01:09,166
‫- نگاه دقیقی به این هیولایی که میگی انداختی؟
‫- نموند با هم گپ بزنیم

17
00:01:09,266 --> 00:01:12,933
‫- شاید یکی از هم‌کلاسی‌هات بوده
‫- کلانتر، بنظرم این سوالت توهین‌آمیزه

18
00:01:13,000 --> 00:01:15,633
‫برام مهم نیست، چون سه تا
‫جسد دیگه توی سردخونه دارم

19
00:01:15,733 --> 00:01:19,300
‫- طبیعت‌گردایی که توی جنگل تکه‌پاره شدن
‫- شهردار گفت خرس به اونا حمله کرده

20
00:01:19,400 --> 00:01:21,566
‫خب، من و شهردار
‫توی این قضیه اختلاف نظر داریم

21
00:01:21,633 --> 00:01:24,833
‫پس بصورت خودکار فرض رو بر این می‌گیری
‫ که یکی از دانش‌آموزان نورمور قاتله

22
00:01:24,900 --> 00:01:27,833
‫با اینکه حتی مدرکی نداری
‫که اصلا جنایتی اتفاق افتاده

23
00:01:28,733 --> 00:01:32,166
‫شرمنده، یادم رفته بود. اینجا فقط
‫به طردشده‌های خوب درس میدین، آره؟

24
00:01:37,733 --> 00:01:39,966
‫حدس میزنم روان فرار کرده

25
00:01:40,700 --> 00:01:43,766
‫مامورین ایالتی اعلام هشدار کردن
‫ و منم با خانواده‌اش تماس گرفتم

26
00:01:43,833 --> 00:01:45,466
‫ولی اونا هم خبری ازش نشنیدن

27
00:01:46,033 --> 00:01:48,833
‫مرده‌ها همیشه عادت دارن
‫ جواب زنگ آدمو نمیدن

28
00:01:48,933 --> 00:01:51,500
‫توی جنگل با روان مشغول
‫چه کاری بودین، خانم آدامز؟

29
00:01:51,600 --> 00:01:54,000
‫یه صدایی از جنگل شنیدم
‫و رفتم ببینم صدای چیه

30
00:01:54,100 --> 00:01:56,066
‫همون موقع حمله رو دیدم

31
00:01:57,400 --> 00:01:58,266
‫بعدش چی شد؟

32
00:01:58,366 --> 00:02:01,466
‫بعدش به بیانکا بارکلی برخوردم
‫و بهش گفتم بره کمک بیاره

33
00:02:02,200 --> 00:02:04,466
‫تنها چیزی که بعدش یادم میاد
‫اینه که توی خوابگاهم بیدار شدم

34
00:02:04,566 --> 00:02:07,933
‫و محض احتیاط می‌پرسم، این هیولا
‫خرس یا یه نوع حیوون وحشی دیگه نبود؟

35
00:02:08,033 --> 00:02:10,000
‫من با خرس‌های گریزلی خواب زمستونی رفتم

36
00:02:10,566 --> 00:02:11,766
‫تفاوتشون رو میدونم

37
00:02:11,866 --> 00:02:12,866
‫ممنونم، جناب کلانتر

38
00:02:13,433 --> 00:02:14,900
‫بنظرم صحبت‌های خانم آدامز تموم شده

39
00:02:15,000 --> 00:02:17,633
‫راستش می‌خوام با
‫کلانتر گلپین صحبت کنم، تنهایی

40
00:02:20,033 --> 00:02:21,900
‫فکر نکنم بتونم همچین اجازه‌ای بدم

41
00:02:22,400 --> 00:02:25,300
‫مطمئنم که میشه ببرمش پاسگاه
‫و یه شهادت رسمی ازش بگیرم

42
00:02:30,033 --> 00:02:31,633
‫- آره، بیا بریم
‫- باشه

43
00:02:31,733 --> 00:02:35,433
‫پنج دقیقه وقت دارین
‫و هر صحبتی شد نباید جایی ثبت شه

44
00:02:36,466 --> 00:02:37,466
‫دست از پا خطا نکن...

45
00:02:39,866 --> 00:02:41,466
‫وگرنه زنگ میزنم به شهردار

46
00:02:47,866 --> 00:02:49,900
‫یکی داره سعی می‌کنه
‫روی قتل روان سرپوش بذاره

47
00:02:50,000 --> 00:02:52,266
‫تنها دلیل برای تمیز کردن صحنه‌ی قتل همینه

48
00:02:52,366 --> 00:02:55,200
‫این نظر حرفه‌ایت به عنوان دختر یه قاتله؟

49
00:02:55,300 --> 00:02:56,733
‫بابای من دو برابر تو میارزه

50
00:02:56,833 --> 00:02:59,700
‫و تنها قتلی که مرتکب میشه کسایین
‫که حاضرن برای صدای زیباش زیر دوش بمیرن

51
00:03:00,866 --> 00:03:02,800
‫آدامز، شب سختی داشتم
‫و از مسخره‌بازیات خسته شدم

52
00:03:02,866 --> 00:03:04,333
‫مسخره‌بازی درنمیارم

53
00:03:05,100 --> 00:03:06,266
‫دارم حقیقت رو میگم

54
00:03:07,300 --> 00:03:09,466
‫دلت می‌خواد ادعاهام رو رد کنی ولی نمی‌تونی

55
00:03:09,966 --> 00:03:11,100
‫چرا اونوقت؟

56
00:03:12,033 --> 00:03:14,433
‫چون جفتمون می‌دونیم
‫که یه هیولا توی اون جنگله

57
00:03:16,800 --> 00:03:18,900
‫و روان آخرین قربانیشه

58
00:03:21,766 --> 00:03:22,933
‫- کلانتر؟
‫- چیه؟

59
00:03:23,533 --> 00:03:25,366
‫بنظرم دلت بخواد اینو ببینی

60
00:03:32,033 --> 00:03:33,933
‫به قول ادگار الن پو

61
00:03:34,033 --> 00:03:36,866
‫"تمام چیزهایی که می‌شنوی
‫و نصف چیزایی که می‌بینی رو باور نکن"

62
00:03:37,800 --> 00:03:40,866
‫"مشخصه که مشهورترین
‫تحصیل‌کرده‌ی نورمور اینو اینجا یاد گرفته"

63
00:03:42,700 --> 00:03:45,233
‫تعجبی نداره که آخرش یه دیوونه‌ی معتاد شد

64
00:03:57,500 --> 00:04:00,566
‫لطفا بگو ببینم چرا
‫ادعا کردی شاهد یه قتل بودی

65
00:04:00,633 --> 00:04:02,100
‫برای جلب توجه بوده؟

66
00:04:02,200 --> 00:04:04,433
‫چرا باید به تو چیزی بگم؟

67
00:04:04,533 --> 00:04:06,466
‫همین الانشم تصمیم گرفتی که دارم دروغ میگم

68
00:04:07,800 --> 00:04:09,700
‫من می‌دونم چی دیدم

69
00:04:09,766 --> 00:04:11,933
‫این اواخر در زندگی‌ات
‫مشکلات زیادی رو تجربه کردی

70
00:04:12,033 --> 00:04:14,266
‫اگر  باعث شده گیچ بشی هیچ اشکالی نداره

71
00:04:15,066 --> 00:04:17,400
‫سعی نکن منو توی یکی از
‫تله‌های روانی‌ات گیر بندازی

72
00:04:17,500 --> 00:04:19,633
‫کسی سعی نداره تو رو گیر بندازه

73
00:04:19,700 --> 00:04:21,466
‫من اینجام که کمکت کنم
‫احساساتت رو سبک سنگین کنی

74
00:04:21,533 --> 00:04:23,233
‫احساسات یه خصلت مخربه

75
00:04:24,066 --> 00:04:26,333
‫به عواطف منتهی میشه
‫که منجر به اشک میشه

76
00:04:27,033 --> 00:04:28,166
‫من اهل اشک نیستم

77
00:04:30,100 --> 00:04:32,200
‫بگو ببینم با فضای مدرسه کنار میای یا نه

78
00:04:32,300 --> 00:04:34,433
‫به قول سارتر "جهنم، بودن با انسان‌های دیگره"

79
00:04:35,200 --> 00:04:36,600
‫اون اولین کسی بود که دلمو برد

80
00:04:37,166 --> 00:04:39,700
‫ونزدی، یکی از دلایلی که بخاطرش
‫ والدینت تو رو به نورمور فرستادن

81
00:04:39,733 --> 00:04:42,900
‫اینه که بتونی افراد مشابه خودت رو
‫ پیدا کنی، عضو یه جامعه‌ی بزرگتر بشی

82
00:04:42,966 --> 00:04:44,433
‫ترجیح میدم یه جزیره باشم

83
00:04:44,966 --> 00:04:46,900
‫یه جزیره‌ی تا دندان مسلح
‫احاطه شده توسط کوسه‌ها

84
00:04:46,966 --> 00:04:48,766
‫به این فکر کردی که میلت به جامعه‌گریزی

85
00:04:48,800 --> 00:04:50,400
‫شاید بخاطر ترست از طرد شدن باشه؟

86
00:04:50,433 --> 00:04:52,833
‫اگر الان منو طرد کنی
‫ اصلا باعث ناراحتیم نمیشه

87
00:04:53,766 --> 00:04:55,400
‫نمی‌تونی به این راحتیا از شرم خلاص شی

88
00:04:57,766 --> 00:05:01,566
‫اینجا رو باش، کل جلسه رو دووم آوردی
‫بدون اینکه سعی کنی فرار کنی

89
00:05:01,666 --> 00:05:03,066
‫بنظر من این یه برده

90
00:05:06,333 --> 00:05:08,800
‫گمونم تصمیم گرفتی توی جریکو بمونی

91
00:05:08,866 --> 00:05:10,500
‫صبر کن ببینم، توام مریض دکتر کینبات هستی؟

92
00:05:10,600 --> 00:05:12,966
‫حتما می‌دونی که از لحاظ قانونی موظفم اینجا باشم

93
00:05:13,500 --> 00:05:16,266
‫منم همینطور. دستور دادگاهه

94
00:05:17,200 --> 00:05:19,833
‫ما رو باش، دو تا نوجوون غیرقابل کنترل

95
00:05:23,500 --> 00:05:26,233
‫میگما، دیشب که موقع
‫برداشت محصول فرار کردی

96
00:05:26,300 --> 00:05:28,566
‫مطمئن نبودم قضیه چیه
‫و بعد شنیدم که...

97
00:05:30,466 --> 00:05:31,400
‫باور نکردنیه

98
00:05:31,466 --> 00:05:34,333
‫از نظر همه، از جمله پدرت
‫من اینا رو از خودم درآوردم

99
00:05:34,400 --> 00:05:35,833
‫می‌دونی، من...

100
00:05:37,700 --> 00:05:39,666
‫وقتشه با سرکشی‌های درونی‌ام روبرو بشم

101
00:05:40,366 --> 00:05:41,600
‫می‌دونی، محض اطلاعت

102
00:05:43,133 --> 00:05:44,033
‫من حرفتو باور میکنم

103
00:05:52,933 --> 00:05:56,100
‫خانم‌ها، آخه این چیه
‫باید روی اون دندون‌ها کار کنیم

104
00:05:56,166 --> 00:05:58,000
‫خشمشو بیشتر نشون بدین

105
00:05:58,100 --> 00:06:00,166
‫این بچه‌‌گربه به هیچکس رحم نمی‌کنه

106
00:06:00,266 --> 00:06:04,966
‫اگر بیانکا بارکلی امسال هم برنده بشه
‫واقعا چشمای خودمو از کاسه درمیارم!

107
00:06:05,066 --> 00:06:06,266
‫حاضرم برای دیدنش پول بدم

108
00:06:08,133 --> 00:06:09,466
‫حال و احوالت چطوره، هم‌اتاقی؟

109
00:06:10,366 --> 00:06:12,266
‫خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی بمونی

110
00:06:12,366 --> 00:06:14,266
‫فکر کردم دلت می‌‌خواست
‫بازم توی اتاق تنها باشی

111
00:06:14,366 --> 00:06:18,100
‫راستشو بخوای، از تنها زندگی کردن خوشم نمیاد
‫و تینگ ماساژ گردن خیلی خفنی میده

112
00:06:18,200 --> 00:06:19,366
‫برام برد برده

113
00:06:20,333 --> 00:06:22,700
‫خب... چی شد نظرت عوض شد؟

114
00:06:22,766 --> 00:06:26,033
‫حاضر نیستم در بازی فاسد دیگری
‫نقش یه سرباز پیاده رو بازی کنم

115
00:06:27,166 --> 00:06:29,700
‫- منظورت روان‌ـه؟
‫- من قتلشو به چشم دیدم، اینید

116
00:06:29,800 --> 00:06:32,933
‫ولی آخه، هممون امروز صبح دیدیمش

117
00:06:33,000 --> 00:06:35,500
‫که، چندان، مرده نبود

118
00:06:35,600 --> 00:06:36,500
‫می‌دونم

119
00:06:36,600 --> 00:06:39,333
‫که باعث میشه فکر کنم
‫دارم عقلمو از دست میدم

120
00:06:41,133 --> 00:06:43,433
‫اونقدرام که فکر می‌کردم لذت‌بخش نیست

121
00:06:44,833 --> 00:06:47,833
‫تو ملکه‌ی غیبت‌ نورمور هستی
‫داستان روان چیه؟

122
00:06:47,933 --> 00:06:50,066
‫جز اینکه آدم عجیب و تنهاطلبیه...

123
00:06:50,566 --> 00:06:51,966
‫- بهت برنخوره‌ها
‫- به هیچ عنوان

124
00:06:52,066 --> 00:06:53,633
‫اگزیویر ثورپ هم‌اتاقیشه

125
00:06:53,733 --> 00:06:56,733
‫اگر یه موبایل داشتی
‫می‌تونستی بهش پیام بدی و از اون بپرسی

126
00:06:57,566 --> 00:06:59,566
‫یوکو، این چیه! سبیل‌هاشو درست بکش

127
00:06:59,666 --> 00:07:02,066
‫همه باید توی مسابقات پو سنگ تموم بذارن

128
00:07:02,166 --> 00:07:03,733
‫مسابقات پو چیه؟

129
00:07:03,833 --> 00:07:05,600
‫فعلا که تمام دلیل زنده بودنمه

130
00:07:06,200 --> 00:07:09,333
‫بخشی قایق‌سواری
‫بخشی پیاده دویدن، بدون هیچ قانونی

131
00:07:10,200 --> 00:07:13,400
‫هر خوابگاه باید از یک داستان کوتاه
‫ ادگار الن پو الهام بگیره

132
00:07:14,166 --> 00:07:15,266
‫می‌تونی قلم‌مو برداری بیای کمک

133
00:07:15,333 --> 00:07:19,033
‫خانم ثورن‌هیل تازه پیتزا سفارش داده
‫می‌خوای یکبار اجتماعی بودن رو امتحانی کنی؟

134
00:07:20,166 --> 00:07:21,433
‫از چاقو زدن خودشم میاد
‫(بازی با کلمات)

135
00:07:22,500 --> 00:07:24,400
‫ولی اون بخش اجتماعی‌اش رو، نه چندان

136
00:07:24,466 --> 00:07:26,233
‫بعلاوه، مزاحم وقت نوشتنم میشه

137
00:07:26,800 --> 00:07:27,933
‫مشکلی نیست

138
00:07:28,000 --> 00:07:31,366
‫همین که روز مسابقه
‫از کنار دریاچه تشویقمون کنی کافیه

139
00:07:34,266 --> 00:07:37,300
‫یا می‌تونی همینطوری خیره بشی
‫هرجور راحتی

140
00:07:39,600 --> 00:07:42,433
‫همیشه از این اصطلاح متنفر بودم
‫"راجع به چیزی که می‌دونی بنویس"

141
00:07:47,300 --> 00:07:49,533
‫یه بهونه برای کساییه که تخیلاتشون کار نمیکنه

142
00:07:52,200 --> 00:07:54,566
‫ولی وقتیکه زندگی‌ات
‫تبدیل به یه معمای پیچیده میشه

143
00:07:57,333 --> 00:07:59,433
‫شاید وقتش باشه که به این توصیه گوش کنم

144
00:08:09,733 --> 00:08:11,733
‫باید با روان صحبت کنم
‫نمی‌تونم پیداش کنم

145
00:08:11,800 --> 00:08:14,033
‫متاسفانه امکانش نیست، اخراج شده

146
00:08:14,600 --> 00:08:15,733
‫برای چی؟

147
00:08:15,800 --> 00:08:18,466
‫تو نگرانش نباش
‫امروز بعدالظهر با اولین قطار میره

148
00:08:18,566 --> 00:08:20,933
‫اصلا توی جنگل همراه اون چیکار می‌کردی؟

149
00:08:21,033 --> 00:08:22,433
‫بهت که گفتم

150
00:08:22,533 --> 00:08:24,600
‫یه صدایی شنیدم
‫و رفتم ببینم صدای چیه

151
00:08:25,866 --> 00:08:29,300
‫شاید این بهونه کلانتر رو راضی کرده باشه
‫ولی نمی‌تونی منو گول بزنی

152
00:08:30,700 --> 00:08:32,800
‫یه الهام ذهنی داشتی، مگه نه؟

153
00:08:34,666 --> 00:08:37,333
‫وقتیکه داشتیم از کنار اون تصادف می‌گذشتیم
‫ و می‌دونستی که اون کشاورز بیچاره

154
00:08:37,400 --> 00:08:39,966
‫ گردنش شکسته، فهمیدم
‫که احتمالا این الهام‌ها رو تجربه می‌کنی

155
00:08:42,300 --> 00:08:44,800
‫مادرت وقتی همسن تو بود
‫ این الهام‌هاش شروع شد

156
00:08:46,400 --> 00:08:49,900
‫الهام‌هاش بطرز واضحی نامطمئن و خطرناک بودن

157
00:08:50,800 --> 00:08:52,300
‫یادمه که اوایل

158
00:08:53,466 --> 00:08:55,766
‫فکر می‌کرد شاید داره عقلشو از دست میده

159
00:08:57,300 --> 00:08:58,966
‫با مادرت در مورد الهام‌هات صحبت کردی؟

160
00:09:03,166 --> 00:09:06,066
‫واضحه کسی که اطلاعاتشو به بقیه نمیگه تویی

161
00:09:07,266 --> 00:09:08,100
‫اجازه هست برم؟

162
00:09:08,200 --> 00:09:10,966
‫تا فعالیت فرابرنامه‌ات رو
‫ انتخاب نکردی نمی‌تونی بری

163
00:09:11,466 --> 00:09:13,800
‫می‌خوایم دانش‌آموزهامون
‫ در همه زمینه‌ها پیشرفت کنن

164
00:09:13,866 --> 00:09:15,800
‫ترجیح میدم در زمینه‌ی خودم پیشرفت کنم

165
00:09:16,366 --> 00:09:20,333
‫به خودم این اجازه رو دادم که یه لیست
‫از گروه‌هایی که جای خالی دارن تهیه کنم

166
00:09:20,933 --> 00:09:21,933
‫لطف کردین

167
00:09:21,966 --> 00:09:24,266
‫باید تا آخر امروز یکی رو انتخاب کنی

168
00:09:25,433 --> 00:09:27,266
‫حواسم بهت هست

169
00:09:28,500 --> 00:09:31,266
‫شک ندارم چیزی پیدا می‌‌کنی
‫که علایقت رو لمس کنه

170
00:09:31,333 --> 00:09:33,800
‫آخرین کسی که منو لمس کرد
‫انگشتشو از دست داد

171
00:09:35,833 --> 00:09:38,500
‫مشخصه که ویمز سعی داره
‫منو زیر نظر داشته باشه

172
00:09:38,566 --> 00:09:40,000
‫حواست به روان باشه

173
00:09:40,066 --> 00:09:42,200
‫نذار از جلوی انگشتات دور شه

174
00:09:53,533 --> 00:09:55,100
‫ویمز گفت قراره یه سر بیای

175
00:09:55,166 --> 00:09:58,600
‫ولی راستشو بخوای
‫بعد از اون رفتارت توی برداشت محصول

176
00:09:58,666 --> 00:10:00,133
‫شاید گروه تئاتر بیشتر به کارت بیاد

177
00:10:00,233 --> 00:10:03,066
‫بعد از اینکه بیهوش شدم به کی گفتی؟ کلانتر؟

178
00:10:03,733 --> 00:10:05,800
‫فکر می‌کنی به پلیسای عادی اعتماد می‌کنم؟

179
00:10:05,900 --> 00:10:07,733
‫مستقیم رفتم پیش ویمز
‫گذاشتم خودش قضیه رو حل کنه

180
00:10:08,266 --> 00:10:10,800
‫خب، بیاین این مصاحبه رو زودتر تموم کنیم

181
00:10:10,900 --> 00:10:15,033
‫صدات چیه؟ آلتویی، سوپرانویی یا فقط دیوونه‌ای؟

182
00:10:21,166 --> 00:10:22,000
‫ها؟

183
00:10:26,333 --> 00:10:27,166
‫این دیگه چی بود؟

184
00:10:27,233 --> 00:10:29,333
‫یه نت که فقط سگ‌ها می‌تونن بشنون

185
00:10:32,433 --> 00:10:36,400
‫عجب، واقعا اومدی
‫تابحال با تیروکمان تیراندازی کردی؟

186
00:10:36,466 --> 00:10:38,033
‫فقط به سمت اهداف زنده

187
00:10:39,533 --> 00:10:40,533
‫خیلی‌خب

188
00:10:43,000 --> 00:10:44,100
‫پاهاتو از هم باز می‌کنی

189
00:10:44,200 --> 00:10:45,933
‫تیر رو اینجوری در کمان میذاری
‫رنگ زرد به سمت بیرون

190
00:10:46,900 --> 00:10:47,900
‫سه انگشت

191
00:10:49,433 --> 00:10:51,033
‫می‌کشی عقب و...

192
00:10:52,666 --> 00:10:53,900
‫رهاش می‌کنی

193
00:10:54,566 --> 00:10:55,566
‫سوالی نداری؟

194
00:10:56,300 --> 00:10:58,533
‫آخرین باری که هم‌اتاقی‌ات
‫روان رو دیدی کی بود؟

195
00:10:58,633 --> 00:11:00,633
‫منظورت همونیه که توسط یه هیولا کشته شد؟

196
00:11:02,200 --> 00:11:04,300
‫توی مراسم برداشت محصول
‫از اون زمان باهاش صحبت نکردم

197
00:11:04,866 --> 00:11:07,333
‫ولی امروز صبح
وسایلش توی اتاق کامل جمع شده بود

198
00:11:07,433 --> 00:11:08,733
‫روان همیشه یکم عجیب بود

199
00:11:08,800 --> 00:11:11,766
‫ولی این دو هفته اخیر
‫رفتارش عجیب‌تر از همیشه بود

200
00:11:12,633 --> 00:11:15,400
‫می‌دونی، توانایی حرکت اجسام
‫می‌تونه روی ذهنت تاثیر بذاره، می‌دونی...

201
00:11:15,466 --> 00:11:17,033
‫کم‌کم داشت منو می‌ترسوند

202
00:11:18,600 --> 00:11:20,133
‫قضیه‌ی تو و تایلر چیه؟

203
00:11:22,066 --> 00:11:25,100
‫ببخشید، فقط تو اجازه داشتی
‫سوالات نامربوط به کمانداری بپرسی؟

204
00:11:25,200 --> 00:11:28,766
‫قضیه‌ای نیست. داشت بهم لطف می‌کرد
‫ و منو با ماشین میبرد خارج شهر

205
00:11:28,866 --> 00:11:31,033
‫آره، نظر منو بخوای
‫میگم نزدیکش نشو

206
00:11:31,100 --> 00:11:32,400
‫چرا؟ چون آدم عادیه؟

207
00:11:32,500 --> 00:11:34,233
‫چون تایلر و دوستاش یه مشت عوضین

208
00:11:34,900 --> 00:11:37,966
‫تحمل این واقعیت رو ندارن که این مدرسه
‫ تنها چیز مهم شهر عقب‌افتادشونه

209
00:11:38,033 --> 00:11:40,466
‫کسی اینو میگه که توی ناز و نعمت بزرگ شده

210
00:11:40,533 --> 00:11:41,933
‫می‌دونی، اول یه سوزن به خودت بزن...

211
00:11:42,000 --> 00:11:43,466
بعد ده تا جوالدوز به بقیه

212
00:11:45,300 --> 00:11:47,600
‫حداقل یه مرفه بی‌درد افاده‌ای نیستم

213
00:11:52,400 --> 00:11:53,400
‫دردم گرفت

214
00:12:11,233 --> 00:12:14,033
‫به هنر باستانی زنبورداری علاقه‌ داری؟

215
00:12:15,300 --> 00:12:17,066
‫یوجین هستم. یوجین آتینجر

216
00:12:17,166 --> 00:12:19,500
‫موسس و رئیس انجمن نورمور هامرز

217
00:12:19,566 --> 00:12:21,366
‫ونزدی، ونزدی آدامز

218
00:12:22,533 --> 00:12:24,300
‫دیر اومدم یا فقط خودتی؟

219
00:12:26,333 --> 00:12:28,600
‫زندگی کندویی مناسب هرکسی نیست

220
00:12:28,666 --> 00:12:30,800
‫بیشتر بچه‌ها از حشرات زهردار میترسن

221
00:12:32,500 --> 00:12:34,433
‫مایل هستی نیش رو تجربه کنی؟

222
00:12:39,766 --> 00:12:44,133
‫زنبورها 150 میلیون ساله
‫که به همین شکل عسل تولید می‌کنن

223
00:12:44,233 --> 00:12:46,300
‫اونا بی‌نقص‌ترین جامعه‌ی طبیعت هستن

224
00:12:46,400 --> 00:12:49,366
‫همه با هم همکاری می‌کنن
‫تا به یک هدف مشترک برسن

225
00:12:50,000 --> 00:12:54,433
‫یه نکته‌ی جالب، یکی از معدود اکوسیستم‌هاییه
‫ که ماده‌ها اکثریتش رو تشکیل میدن

226
00:12:54,533 --> 00:12:58,366
‫از ملکه بگیر تا کارگرهاش
‫توی کندو خبری از مردسالاری نیست

227
00:13:05,200 --> 00:13:07,600
‫روان! باید باهات صحبت کنم

228
00:13:07,666 --> 00:13:11,100
‫ونزدی، اجازه ندارم با کسی صحبت کنم

229
00:13:11,166 --> 00:13:13,333
‫اون شب که سعی کردی منو بکشی
‫ خیلی حرفا برای گفتن داشتی

230
00:13:14,333 --> 00:13:16,933
‫گفتی برام مقدر شده
‫ که مدرسه رو نابود کنم، یادته؟

231
00:13:18,066 --> 00:13:19,500
‫اون نقاشی رو از کجا آوردی؟

232
00:13:19,600 --> 00:13:21,766
‫رفتم تو جنگل که ذهنمو آروم کنم

233
00:13:22,300 --> 00:13:24,133
‫بعد تو اومدی سراغ من

234
00:13:24,800 --> 00:13:25,800
‫ونزدی

235
00:13:27,033 --> 00:13:28,366
‫تو نباید اینجا باشی

236
00:13:28,433 --> 00:13:30,866
‫آره، برو پی کارت و دست از سر من بردار

237
00:15:25,300 --> 00:15:27,200
‫بازم تمام مواد لازم رو بهت میدم...

238
00:15:27,266 --> 00:15:29,833
‫چطوری توی یه دستشویی بدون پنجره گمش کردی؟

239
00:15:31,433 --> 00:15:33,200
‫یه دست چپ اینجوری منو ناامید نمی‌کرد

240
00:15:35,466 --> 00:15:36,466
‫غم‌باد نگیر

241
00:15:36,866 --> 00:15:39,300
‫حالا که تو تنها سرنخمون رو گم کردی

242
00:15:39,366 --> 00:15:41,133
‫باید خودم مدارک جدید پیدا کنم

243
00:15:41,200 --> 00:15:43,300
‫می‌بینم که بالاخره یه دوست پیدا کردی

244
00:15:43,366 --> 00:15:45,166
‫حتی اگر یه گیاه باشه

245
00:15:45,266 --> 00:15:47,000
‫کیفیت دوستام از تعدادشون برام مهم‌تره

246
00:15:57,166 --> 00:15:58,900
‫یه جای خالی کنارم هست

247
00:16:00,233 --> 00:16:02,933
‫اگر مشکلی نداشته باشی که اینقدر
‫نزدیک به یه مرفه بی‌درد افاده‌ای بشینی

248
00:16:22,666 --> 00:16:25,933
‫شک دارم ونزدی تحت‌تاثیر
‫حقه‌هات قرار بگیره، آقای ثورپ

249
00:16:26,500 --> 00:16:28,166
‫اعتراف کن، یخورده تحت‌تاثیر قرار گرفتی

250
00:16:35,133 --> 00:16:39,233
‫ونزدی، خوشحالیم که بهمون ملحق شدی

251
00:16:39,300 --> 00:16:42,633
‫تا به دنیای گیاه‌های گوشت‌خوار سفر کنیم

252
00:16:42,733 --> 00:16:43,733
‫خب...

253
00:16:44,466 --> 00:16:46,900
‫کی می‌تونه اسم این گیاه خوشگل رو بهمون بگه؟

254
00:16:47,933 --> 00:16:49,700
‫دندروفایلاکس لیندنی

255
00:16:51,166 --> 00:16:53,533
‫که به اسم ارکیده‌ی شبح هم شناخته میشه

256
00:16:53,600 --> 00:16:56,366
‫اولین بار در سال 1854 در
‫جزیره‌ی وایت کشف شد

257
00:16:57,900 --> 00:16:59,500
‫صدآفرین، ونزدی

258
00:17:00,166 --> 00:17:02,666
‫ظاهرا برای نفر اول رقیب پیدا کردی، بیانکا

259
00:17:02,733 --> 00:17:04,500
‫اوه!

260
00:17:04,566 --> 00:17:08,966
‫ونزدی، شاید بتونی بهترین
‫خصلت‌های ارکیده‌ی شبح رو بهمون بگی

261
00:17:09,033 --> 00:17:10,833
‫مقاومت و وفق‌پذیری

262
00:17:11,666 --> 00:17:14,600
‫می‌تونه در نامساعدترین محیط ها هم رشد کنه

263
00:17:14,666 --> 00:17:17,166
‫ولی وجودش به تنهایی
‫می‌تونه اکوسیستم رو عوض کنه

264
00:17:17,266 --> 00:17:19,433
‫و باعث میشه گیاه‌های اون منطقه
‫حضورش رو تحمل نکنن

265
00:17:19,500 --> 00:17:22,800
‫معمولا بخاطر اینکه گیاه‌های محلی
‫اجازه داشتن بدون رقیب رشد کنن

266
00:17:23,400 --> 00:17:25,133
‫مشکلی نیست که
‫ یه ماشین‌چمن‌زنی نتونه حلش کنه

267
00:17:26,033 --> 00:17:28,966
‫- می‌تونی سعی خودتو بکنی
‫- هنوزم داریم در مورد گیاه‌ها صحبت می‌کنیم؟

268
00:17:30,033 --> 00:17:33,666
‫ممنونم، خانم‌ها
‫بابت این اطلاعات مفیدتون

269
00:17:33,733 --> 00:17:37,333
‫مشخصه که گیاه‌ها
‫تنها گوشت‌خوارهای توی این کلاس نیستن

270
00:17:40,700 --> 00:17:41,700
‫آفرین پسر خوب

271
00:17:42,366 --> 00:17:44,500
‫مراقب باسنت باش
‫مراقب باسنت باش

272
00:17:44,566 --> 00:17:46,633
‫- سلام، با الویس کجا میری؟
‫- دارم میرم...

273
00:17:48,666 --> 00:17:50,366
‫یه سرنخ توی یه پرونده رو دنبال کنم

274
00:17:51,466 --> 00:17:54,133
‫هنوزم باور داری یه موجود
‫توی جنگل هست، مگه نه؟

275
00:17:54,633 --> 00:17:58,300
‫صحبت تو و سانتیاگو رو شنیدم
‫فکر می‌کنی یکی از بچه‌های نورموره؟

276
00:17:58,966 --> 00:18:00,333
‫روان‌شناست رو دیدم

277
00:18:00,433 --> 00:18:03,933
‫در مورد روند پیشرفتت هیچ حرفی نمیزد

278
00:18:04,000 --> 00:18:06,366
‫بهش میگن محرمانه بودن رابطه‌ی دکتر و بیمار

279
00:18:06,433 --> 00:18:08,266
‫رابطه‌ی پدر و پسری چطور؟

280
00:18:08,366 --> 00:18:09,866
‫شما دو تا در مورد چی با هم حرف میزنین؟

281
00:18:11,700 --> 00:18:15,566
‫بازی‌های کامپیوتری، درگیری‌های اینترنتی
‫تفاوت شیر جو و شیر سویا، صحبت‌ها بی‌نظیرن

282
00:18:15,666 --> 00:18:18,700
‫- من پولشو میدم، پس حق دارم بپرسم
‫- در مورد مامان حرف میزنیم

283
00:18:21,400 --> 00:18:22,466
‫مامان رو یادته؟

284
00:18:25,000 --> 00:18:27,666
‫به نفعته پشت سر بابات غیبت نکنی

285
00:18:27,733 --> 00:18:30,133
‫من دیرموقع برمی‌گردم
‫خودت شام رو یه کاریش بکن

286
00:18:30,200 --> 00:18:31,100
‫اوه، چه حیف

287
00:18:31,166 --> 00:18:34,833
‫گفتم شاید بتونیم کباب بذاریم
‫روی آتیش و مسابقه رو نگاه کنیم

288
00:18:36,300 --> 00:18:38,800
‫عاشق این خاطرات لذت‌بخش و پرمحبتیم
‫ که داریم با هم میسازیم، پدرجان

289
00:18:47,533 --> 00:18:49,333
‫شرمنده، این میشه دو مشکل

290
00:18:49,833 --> 00:18:51,900
‫هم سرم شلوغه هم از زنبور وحشت دارم

291
00:18:52,733 --> 00:18:55,833
‫چرا از تینگ نمی‌خوای؟
‫عه، نمی‌تونی، چون از دستت عصبانیه

292
00:18:55,933 --> 00:18:58,133
‫اون چرا عصبانیه؟ خودش قضیه‌ی روان رو گند زد

293
00:18:58,233 --> 00:19:02,366
‫فقط می‌دونم که یه ساعتی ناخونای همو
‫مانیکور کردیم، و حسابی باهام دردودل کرد

294
00:19:02,866 --> 00:19:05,100
‫حس می‌کنه به عنوان
‫یه شخص بهش احترام نمی‌ذاری

295
00:19:05,200 --> 00:19:06,800
‫خب، اصولا شخص نیست، دسته

296
00:19:06,900 --> 00:19:09,100
‫ونزدی! اون عضو خانوادته!

297
00:19:10,000 --> 00:19:12,166
‫و حاضره هرکاری برات بکنه

298
00:19:12,233 --> 00:19:14,566
‫برو ازش عذرخواهی کن
‫و شاید بعدش بهت کمک کردم

299
00:19:34,633 --> 00:19:37,833
‫سرت داد زدم
‫دفعه‌ی بعد مراقب لحن حرف زدنم هستم

300
00:19:38,433 --> 00:19:40,933
‫حالا بجنب، قبل از اینکه
‫تمام سرنخ‌هامون از دست بره

301
00:19:47,700 --> 00:19:50,333
‫چی می‌خوای؟ کرم دست؟ سوهان ناخن؟

302
00:19:50,400 --> 00:19:51,933
‫قیچی ناخن جدید؟

303
00:19:52,666 --> 00:19:53,700
‫هرچی بخوای حله

304
00:20:08,700 --> 00:20:11,966
‫می‌دونم لجباز، یکدنده‌ و وسواسی هستم

305
00:20:12,033 --> 00:20:14,100
‫و این‌ها همه خصلت‌های یه نویسنده‌ی عالیه

306
00:20:16,400 --> 00:20:18,000
‫آره، خصلت قاتل‌های زنجیره‌ای هم هست

307
00:20:18,600 --> 00:20:19,733
‫خب که چی؟

308
00:20:21,833 --> 00:20:23,466
‫هیچی نیست که بخوام بگم

309
00:20:23,566 --> 00:20:26,133
‫و حاضر نیستم تسلیم باج‌گیری احساسی تو بشم

310
00:20:31,833 --> 00:20:32,833
‫باشه

311
00:20:39,533 --> 00:20:42,366
‫وقتی روان اینو نشونم داد
‫بزرگ‌ترین ترسم رو تایید کرد

312
00:20:45,500 --> 00:20:48,066
‫که قراره مسئول یه اتفاق وحشتناک باشم

313
00:20:48,166 --> 00:20:50,000
‫و نه از اون وحشتناکای خوب، مثل ایوان مخوف

314
00:20:50,100 --> 00:20:51,100
‫از اون وحشتناکای بد

315
00:20:52,000 --> 00:20:53,666
‫و نمی‌تونم اجازه بدم این اتفاق بیافته

316
00:20:54,633 --> 00:20:56,466
‫برای همین باید حقیقت رو بفهمم

317
00:21:01,166 --> 00:21:03,566
‫حتی یک کلمه‌ی اینا رو
‫به کسی بگی، دخلتو میارم

318
00:21:11,966 --> 00:21:13,666
‫اگر ویمز اومد سرک بکشه

319
00:21:13,733 --> 00:21:16,566
‫نزدیکش نشو، عبوس باش
‫و یک کلمه هم حرف نزن

320
00:21:16,666 --> 00:21:20,033
‫- اینکارتو بدجوری تلافی میکنم
‫- همین انتظار رو هم ازت دارم

321
00:21:22,033 --> 00:21:24,333
‫حرفی بزنی مثل یه کندوی عسل لهت میکنم

322
00:21:24,833 --> 00:21:26,333
‫خبرچینا حقشونه نیش بخورن

323
00:21:26,400 --> 00:21:27,566
‫این قانون کندوییه

324
00:21:27,666 --> 00:21:30,100
‫بعلاوه، باید ازت تشکر کنم

325
00:21:30,166 --> 00:21:33,000
‫تابحال این همه دختر توی کلبه نداشتم

326
00:21:33,500 --> 00:21:34,500
‫البته بجز زنبورهای ماده

327
00:21:35,000 --> 00:21:36,000
‫باعث تعجبه

328
00:21:37,500 --> 00:21:39,800
‫همیشه تو نخ دخترای گرگ‌نما بودم

329
00:21:40,300 --> 00:21:43,066
‫شانس اینکه اینید هرگز
‫از لحاظ احساسی بهت علاقه‌مند بشه

330
00:21:43,133 --> 00:21:44,433
‫کمتر از 1 درصده

331
00:21:44,500 --> 00:21:46,000
‫پس یعنی یه شانسی دارم؟

332
00:21:46,100 --> 00:21:47,100
‫ایول!

333
00:21:54,033 --> 00:21:59,066
‫در دوران باستان، از عسل برای درمان زخم‌ها
‫و مراسم‌های دفن قربانی استفاده میشدن

334
00:21:59,166 --> 00:22:01,500
‫گفته میشه کلئوپاترا در عسل حمام می‌کرده

335
00:22:01,566 --> 00:22:03,233
‫که باعث میشده پوستش به روشنی بدرخشه

336
00:22:03,900 --> 00:22:05,566
‫تابحال در عسل حمام کردی؟

337
00:22:06,200 --> 00:22:07,400
‫فقط دلم نمی‌خواد نیش بخورم

338
00:22:08,366 --> 00:22:10,500
‫راهش اینه که آروم بمونی

339
00:22:10,566 --> 00:22:13,633
‫زنبورها ترس رو حس می‌کنن
‫ولی لازم نیست نگران باشی

340
00:22:13,700 --> 00:22:17,633
‫چون یه دودساز بزرگ دارم
‫و بلدم مثل حرفه‌ای‌ها ازش استفاده کنم

341
00:22:18,266 --> 00:22:19,433
‫دوست داری ببینیش؟

342
00:22:42,000 --> 00:22:45,133
‫شرمنده، نمی‌خواستم الویس بوت رو حس کنه

343
00:22:45,200 --> 00:22:47,400
‫ممنون. چطوری بو رو مخفی کردی؟

344
00:22:50,133 --> 00:22:51,966
‫تفاله‌ی قهوه

345
00:22:53,333 --> 00:22:54,800
‫یکی از قلق‌های شکار گوزنه

346
00:22:54,866 --> 00:22:56,966
‫یکی از مزیت‌های کار کردن
‫ نیمه‌وقت توی قهوه‌فروشیه

347
00:22:57,033 --> 00:22:59,866
‫گمونم پدرت یه سگ ردیاب رو نیاورده
‫ که باهاش گرگم‌به‌هوا بازی کنه

348
00:22:59,966 --> 00:23:01,100
به من که هیچی نمیگه

349
00:23:02,066 --> 00:23:04,066
‫حتما فکر می‌کنی عجیبه که دارم تعقیبش می‌کنم

350
00:23:04,133 --> 00:23:07,333
‫نه، من همیشه والدینم رو تعقیب می‌کنم

351
00:23:09,233 --> 00:23:12,433
‫هی، صبر کن. اون شب
‫ توی مراسم واقعا چه اتفاقی افتاد؟

352
00:23:13,533 --> 00:23:15,866
‫ببین، قسم می‌خورم
‫که به پدرم چیزی نگم

353
00:23:18,666 --> 00:23:20,066
‫فکر می‌کردم روان در خطره

354
00:23:20,733 --> 00:23:22,100
‫کاشف به عمل اومد اشتباه می‌کردم

355
00:23:22,200 --> 00:23:25,500
‫بعد سعی کرد با استفاده از
‫قدرت کنترل از راه دورش منو خفه کنه

356
00:23:26,066 --> 00:23:28,633
‫یا خدا. چرا باید همچین کاری بکنه؟

357
00:23:28,700 --> 00:23:33,000
‫نمی‌دونم. همون موقع یه هیولا
‫از سایه‌ها بیرون اومد و شکمشو پاره کرد

358
00:23:33,700 --> 00:23:35,533
‫واو. واو

359
00:23:35,633 --> 00:23:37,100
‫پس واقعا دیدیش؟

360
00:23:38,500 --> 00:23:40,933
‫و سعی نکرد تو رو بکشه؟

361
00:23:41,000 --> 00:23:44,566
‫راستش منو از دست روان نجات داد
‫دارم سعی می‌کنم دلیل همینو بفهمم

362
00:23:45,066 --> 00:23:47,500
‫اومدم اینجا یه مدرک پیدا کنم
‫که ثابت کنه اون به قتل رسیده

363
00:23:47,600 --> 00:23:49,066
‫و من عقلمو از دست ندادم

364
00:23:49,133 --> 00:23:50,133
‫البته هنوز

365
00:23:58,566 --> 00:23:59,766
‫اون عینک روان‌ـه

366
00:24:00,366 --> 00:24:01,766
‫می‌دونستم یکی داره روش سرپوش میذاره

367
00:24:03,600 --> 00:24:04,800
‫منظورت چیه؟

368
00:24:04,833 --> 00:24:07,066
‫- خیلی از...
‫- میزم نو بود، پسره‌ی روانی

369
00:24:08,100 --> 00:24:10,066
‫- حالا که حرف میز شد...
‫- مردم ازت وحشت دارن

370
00:24:11,900 --> 00:24:13,533
‫- می‌دونی چیه...
‫- باورم نمیشه

371
00:24:13,633 --> 00:24:14,633
‫آره

372
00:24:14,700 --> 00:24:15,800
‫حقیقتا دیوونه‌ای!

373
00:24:21,466 --> 00:24:22,466
‫حالت خوبه؟

374
00:24:28,800 --> 00:24:31,133
‫مدام اون کتاب بنفش رو می‌بینم

375
00:24:33,266 --> 00:24:34,533
‫جلدش تیره‌تر بود

376
00:24:34,600 --> 00:24:37,133
‫مثل رنگ کبودی یک روزه. بازم بگرد

377
00:24:43,366 --> 00:24:48,266
‫کم پیش میاد ببینم دانش‌آموزها
‫اینجا واقعا دنبال کتاب میگردن

378
00:24:48,933 --> 00:24:50,633
‫اکثرا میان اینجا وقت بگذرونن

379
00:24:50,700 --> 00:24:52,966
‫دو تا خون‌آشام دیدم
‫که داشتن نیش‌بازی می‌کردن

380
00:24:54,200 --> 00:24:55,500
‫تصویرش از ذهنم نمیره

381
00:24:56,233 --> 00:24:58,066
‫چیزی هست که تو پیدا کردنش کمکت کنم؟

382
00:25:01,133 --> 00:25:02,466
‫تابحال اینو دیدین؟

383
00:25:02,966 --> 00:25:05,266
‫یه نقش از یه کتابیه که دارم دنبالش می‌گردم

384
00:25:05,833 --> 00:25:09,400
‫بنظرم نشان یه انجمن دانش‌آموزی قدیمیه

385
00:25:10,733 --> 00:25:11,733
‫نایت‌شیدز

386
00:25:11,800 --> 00:25:13,266
‫مثل اون گیاه مرگبار

387
00:25:15,066 --> 00:25:15,933
‫کنجکاو شدم

388
00:25:16,033 --> 00:25:18,433
‫شنیدم که سال‌ها پیش منحل شده

389
00:25:18,933 --> 00:25:20,033
‫اطلاعی نداری چرا؟

390
00:25:20,866 --> 00:25:21,866
‫متاسفم

391
00:25:27,100 --> 00:25:29,600
‫بابت جواب‌های امروزت
‫توی کلاس تحت‌تاثیر قرار گرفتم

392
00:25:29,700 --> 00:25:32,233
‫مادرم بشدت دوستار گیاه‌های گوشت‌خواره

393
00:25:32,333 --> 00:25:34,300
‫بنظرم اینو از اون به ارث بردم

394
00:25:35,366 --> 00:25:37,033
‫تو و مادرت به هم نزدیکین؟

395
00:25:38,366 --> 00:25:41,466
‫مثل دو تا زندانی محکوم به حبس ابد
‫ که هر دو در یک بخش زندانی‌ان

396
00:25:41,533 --> 00:25:45,800
‫می‌دونم که آسون نیست
‫که وسط ترم اومدی اینجا

397
00:25:45,866 --> 00:25:49,833
‫من یک سال و نیمه که اینجام
‫و هنوزم احساس غریبی می‌کنم

398
00:25:49,933 --> 00:25:52,000
‫دلیلش اینه که تنها عضو عادی کارکنان مدرسه‌ای؟

399
00:25:53,566 --> 00:25:54,666
‫اینید بهم گفت

400
00:25:56,433 --> 00:25:59,233
‫راستشو بخوای
‫همیشه همه جا احساس غریبی می‌کردم

401
00:26:00,433 --> 00:26:04,233
‫برای آدمای عادی زیادی عجیبم
‫و برای طرد‌شده‌ها زیادی عادی

402
00:26:04,966 --> 00:26:06,600
‫فکر می‌کردم نورمور با بقیه جاها فرق کنه

403
00:26:06,700 --> 00:26:10,666
‫ولی هنوزم تعداد زیادی
‫ از معلم‌ها بهم محل نمی‌ذارن

404
00:26:11,933 --> 00:26:14,533
‫من تظاهر می‌کنم که برام مهم نیست
که بقیه ازم بدشون میاد

405
00:26:16,966 --> 00:26:17,966
‫ولی در اعماق دلم...

406
00:26:20,500 --> 00:26:21,566
مخفیانه ازش لذت میبرم

407
00:26:24,333 --> 00:26:26,800
‫- هیچوقت این خصلتت رو از دست نده، ونزدی
‫- کدوم خصلت؟

408
00:26:27,766 --> 00:26:31,000
‫این توانایی که اجازه نمیدی
‫بقیه شخصیتت رو تعریف کنن

409
00:26:31,966 --> 00:26:32,966
‫یه موهبته

410
00:26:34,300 --> 00:26:35,500
‫همیشه اینطور بنظر نمیاد

411
00:26:37,300 --> 00:26:39,966
‫جالب‌ترین گیاه‌ها در سایه‌ها رشد می‌کنن

412
00:26:43,133 --> 00:26:45,400
‫و هرموقع نیاز داشتی با کسی صحبت کنی

413
00:26:45,466 --> 00:26:47,900
‫درب هنرستان همیشه به روت بازه

414
00:27:13,300 --> 00:27:15,733
‫اون کتاب بنفش باید یه جایی همین جاها باشه

415
00:27:15,800 --> 00:27:16,933
‫شروع کن به گشتن

416
00:27:56,933 --> 00:27:58,600
روان همیشه آدمو شگفت‌زده می‌کنه

417
00:28:11,100 --> 00:28:13,033
‫اجازه نداری اینجا باشی

418
00:28:13,100 --> 00:28:14,700
‫منم از دیدنت خوشحالم

419
00:28:14,766 --> 00:28:17,533
‫چطور از مسئول خوابگاه رد شدی؟
‫از قدرت‌های سایرنت استفاده کردی؟

420
00:28:17,600 --> 00:28:18,733
‫وقتی این گردنمه نمی‌تونم

421
00:28:19,333 --> 00:28:21,833
‫میمیری یکبارم که شده
‫بدترین تصور رو در موردم نکنی؟

422
00:28:21,900 --> 00:28:24,800
‫- چی می‌خوای، بیانکا؟
‫- خواستم ببینم حالت چطوره

423
00:28:25,500 --> 00:28:28,133
‫بابت روان متاسفم
‫می‌دونم با هم صمیمی بودین

424
00:28:28,200 --> 00:28:30,533
‫از کی تابحال روان برات مهم بوده؟

425
00:28:30,633 --> 00:28:33,333
‫تو بودی که می‌ترسیدی
‫ نکنه بلایی سر ونزدی بیاره

426
00:28:33,433 --> 00:28:36,666
‫برای همین نیست که مثل یه توله‌سگ
‫کنجکاو همه جا دنبال ونزدی می‌رفتی؟

427
00:28:36,766 --> 00:28:38,400
‫یا دلیل دیگه‌ای هم داره؟

428
00:28:41,666 --> 00:28:44,100
‫خدایی چی توی این دختر می‌بینی؟

429
00:28:44,200 --> 00:28:47,900
‫یهویی رفتی تو نخ دخترای عبوس
‫با سلیقه‌ی لباس مراسم‌های ختم؟

430
00:28:47,966 --> 00:28:50,633
‫شاید دلیلش اینه که
‫تابحال سعی نکرده بازیم بده

431
00:28:50,733 --> 00:28:53,200
‫من یه اشتباه کردم
‫و هنوزم نمی‌تونی منو ببخشی

432
00:28:53,266 --> 00:28:55,233
‫اون مدام باهات بدرفتاری می‌کنه
‫و انگار ازش سیر نمیشی

433
00:28:55,333 --> 00:28:56,633
‫چرا اینقدر گیر دادی به ونزدی؟

434
00:28:56,700 --> 00:28:59,100
‫چون فکر می‌کنه از همه سرتره

435
00:29:00,533 --> 00:29:03,333
‫بی‌صبرانه منتظرم فردا سالن اوفلیا رو له کنم

436
00:29:03,400 --> 00:29:05,833
‫و ببینم هم‌اتاقی گرگ‌نماش چطور درهم میشکنه

437
00:29:06,900 --> 00:29:08,666
‫ این مرحله‌ی نهایی مسابقات پو به‌یاد‌ماندنی میشه

438
00:29:08,766 --> 00:29:12,133
‫- اصلا نمی‌خوام فکر کنم چه نقشه‌ای داری
‫- نقشه‌ام خیلی وقته شروع شده

439
00:29:12,700 --> 00:29:13,833
‫دوست دارم برنده بشم

440
00:29:14,533 --> 00:29:15,633
‫اینکار اشتباهیه؟

441
00:29:16,966 --> 00:29:19,000
‫بعد میگی چرا باهات بد رفتارم

442
00:29:19,933 --> 00:29:21,766
‫قدیما عاشق غریزه‌ی رقابتی‌ام بودی

443
00:29:27,633 --> 00:29:29,066
‫کجا بودی؟

444
00:29:29,133 --> 00:29:31,233
‫عملا دارم سکته میکنم

445
00:29:31,300 --> 00:29:33,133
‫- یوکو توی بهداریه
‫- چی شده؟

446
00:29:33,233 --> 00:29:35,233
‫اتفاقی سر شام نون سیر بود

447
00:29:35,300 --> 00:29:38,133
‫یه واکنش حساسیت شدید پیدا کرد
‫که یعنی نمی‌تونه تو مسابقات پو شرکت کنه

448
00:29:38,233 --> 00:29:39,366
‫و منم دیگه دستیار ندارم

449
00:29:39,433 --> 00:29:41,366
‫اتفاقی نبوده. کار بیانکا بوده

450
00:29:41,433 --> 00:29:43,366
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- اینش مهم نیست

451
00:29:43,433 --> 00:29:45,600
‫فردا من و تو شکستش میدیم

452
00:29:46,233 --> 00:29:48,700
‫صبر کن ببینم. قراره عضو گربه‌های سیاه بشی؟

453
00:29:49,933 --> 00:29:51,466
‫حاضری اینکارو بکنی؟

454
00:29:51,966 --> 00:29:52,966
‫بخاطر من؟

455
00:29:54,966 --> 00:29:57,033
‫می‌خوام چنان بیانکا رو تحقیر کنم

456
00:29:57,133 --> 00:29:59,533
‫که طعم تلخ شکست گلوش رو بسوزونه

457
00:30:00,433 --> 00:30:03,600
‫باشه، ولی بیشتر بخاطر
‫ این که ما با هم دوستیم، مگه نه؟

458
00:30:05,933 --> 00:30:07,466
‫بگو ببینم چجوری مدام برنده میشه

459
00:30:07,566 --> 00:30:09,166
‫اصلا مشخص نیست

460
00:30:09,266 --> 00:30:12,766
‫دو سال اخیر، هیچ قایقی نتونسته
‫ بدون غرق شدن، از دریاچه رد بشه و برگرده

461
00:30:12,833 --> 00:30:14,166
‫بنظر میاد یکی داری خرابکاری می‌کنه

462
00:30:14,266 --> 00:30:16,100
‫ مسابقات پو قانونی نداره

463
00:30:16,200 --> 00:30:19,233
‫و اونم یه سایرن‌ـه
‫که یعنی سلطان آب‌هاست

464
00:30:20,966 --> 00:30:23,433
‫پس باید توی زمین خودش شکستش بدیم

465
00:30:36,000 --> 00:30:38,366
‫- همه چی آماده‌ست
‫- خوبه. تینگ در موقعیته

466
00:30:38,466 --> 00:30:41,833
‫- نمی‌خوای بگی تمام شب چیکار می‌کردین؟
‫- و سورپرایز رو خراب کنم؟

467
00:30:41,933 --> 00:30:45,366
‫حالا که حرف از سورپرایز شد
‫لباست توی خیمه‌ست‌

468
00:30:45,866 --> 00:30:47,033
‫لباس؟

469
00:30:48,100 --> 00:30:50,800
‫اوه خدای من، به گربانت برم من

470
00:30:50,900 --> 00:30:53,000
‫فقط یه چیزی، سبیل‌هات کو؟

471
00:30:53,766 --> 00:30:56,300
‫یه بار دیگه بپرسی
‫نه تا جونت میشه هشت تا

472
00:31:19,900 --> 00:31:20,900
‫تمرکز کن

473
00:31:23,133 --> 00:31:25,100
‫اینجارو باش

474
00:31:25,166 --> 00:31:26,600
‫یه مشت گربه‌ی ولگرد

475
00:31:27,466 --> 00:31:30,766
‫محض اطلاعت، من فکر نمی‌کنم که از بقیه سرترم

476
00:31:31,466 --> 00:31:33,000
‫فقط فکر می‌کنم که از تو بهترم

477
00:31:33,600 --> 00:31:37,600
‫می‌خوام از طرف مسابقات
‫ ادگار الن پو به همتون خوش‌آمد بگم

478
00:31:37,666 --> 00:31:41,033
‫این یکی از پرافتخارترین رسوم سالانه‌ی نورموره

479
00:31:41,100 --> 00:31:44,433
‫که سابقه‌ی 125 ساله داره

480
00:31:45,033 --> 00:31:47,100
‫هر تیم باید تا جزیره‌ی ریون پارو بزنن

481
00:31:47,200 --> 00:31:49,400
‫یه پرچم از مقبره‌ی کراک‌استون بردارن

482
00:31:49,500 --> 00:31:51,833
‫و بدون اینکه غرق بشن
‫یا کسی غرقشون کنه برگردن

483
00:31:52,566 --> 00:31:55,200
‫اولین تیمی که با پرچمش از خط پایان عبور کنه

484
00:31:55,300 --> 00:31:57,866
‫جام پیروزی و حق پز دادن
‫ برای یکسال رو برنده میشه

485
00:31:57,966 --> 00:32:00,366
‫بعلاوه‌ی یک سری مزایای خاص

486
00:32:00,466 --> 00:32:02,333
‫مسابقات پو شروع میشه!

487
00:32:02,700 --> 00:32:03,866
‫برو! برو! برو!

488
00:32:06,166 --> 00:32:09,933
‫- بجنبین! سریعتر!
‫- بجنبین، خانم‌ها. زود باشین!

489
00:32:15,966 --> 00:32:17,433
‫اوه، با عرض پوزش!

490
00:32:32,766 --> 00:32:36,000
‫پارو! پارو! پارو!

491
00:32:48,200 --> 00:32:50,366
‫- بجنبین! زودتر!
‫- بجنبین!

492
00:33:02,333 --> 00:33:04,833
‫- بچرخید! بچرخید!
‫- بچرخید!

493
00:33:14,433 --> 00:33:16,266
‫ای بابا، پسر. بخاطر تو باختیم

494
00:33:29,600 --> 00:33:30,733
‫سریعتر!

495
00:33:34,966 --> 00:33:35,966
‫تینگ

496
00:33:55,300 --> 00:33:56,633
‫بیاین بریم. از این سمته

497
00:34:05,400 --> 00:34:08,166
‫همینجا بمون و حواست باشه
‫ بیانکا قایقمون رو خراب نکنه

498
00:34:12,466 --> 00:34:14,766
‫تینگ، ازت می‌خوام حواس
‫یکی دو تا دلقک رو پرت کنی

499
00:34:26,800 --> 00:34:28,766
‫- برو بریم
‫- بریم بگیریمش

500
00:34:36,000 --> 00:34:37,466
‫بجنب دیگه، پسر

501
00:34:37,566 --> 00:34:38,633
‫داره میاد

502
00:34:38,733 --> 00:34:39,733
‫بجنب

503
00:34:40,633 --> 00:34:42,133
‫بعدا می‌بینمت، ونزدی

504
00:35:05,533 --> 00:35:06,666
‫کلید ماجرا تویی

505
00:35:09,600 --> 00:35:11,000
‫داری چرت میزنی گربه‌خانم؟

506
00:35:22,566 --> 00:35:24,566
‫- بجنب!
‫- عجله کن، باید بریم!

507
00:35:33,033 --> 00:35:34,333
‫قضیه چیه؟

508
00:35:39,366 --> 00:35:40,900
‫به امید دیدار، دلقک‌ها!

509
00:35:42,166 --> 00:35:43,166
‫متقلب‌ها!

510
00:35:43,233 --> 00:35:47,866
‫با خودم گفتم، ا.و.ب.چ.م
‫اگر ونزدی بود چیکار می‌کرد؟

511
00:35:51,200 --> 00:35:54,033
‫دو تیم باقیمانده، حشرات طلایی

512
00:35:56,500 --> 00:35:58,000
‫و گربه‌های سیاه هستن

513
00:36:07,033 --> 00:36:08,100
‫بجنب، بجنب، بجنب

514
00:36:50,900 --> 00:36:51,900
‫بگیر که اومد!

515
00:37:10,766 --> 00:37:11,766
‫یوهو!

516
00:37:13,266 --> 00:37:14,700
‫آره، موفق شدیم!

517
00:37:16,533 --> 00:37:18,166
‫اوه خدای من، ونزدی. موفق شدیم!

518
00:37:18,233 --> 00:37:21,366
‫این بهترین لحظه‌ی عمرمه!

519
00:37:21,866 --> 00:37:24,533
‫اعتراف کن، توام تحت تاثیر
‫روحیه‌ی رقابتی مدرسه قرار گرفتی

520
00:37:26,266 --> 00:37:28,866
‫نگفته بودی یه روحیه‌ی تاریک و انتقام‌جوـه

521
00:37:34,333 --> 00:37:39,166
‫اولین مسابقات پو در سال 1897 برگزار شد

522
00:37:39,233 --> 00:37:43,833
‫نه تنها برای تقدیر از
‫مشهورترین تحصیل‌کرده‌ی نورمور

523
00:37:43,900 --> 00:37:47,933
‫بلکه برای تقدیر از اون آرمان‌هایی
‫ که تمام طردشده‌ها دنبال می‌کنن

524
00:37:48,000 --> 00:37:53,300
‫همبستگی، استقامت و عزم راسخ

525
00:37:53,400 --> 00:37:56,500
‫و قطعا امروز شاهد این آرمان‌ها بودیم

526
00:37:59,333 --> 00:38:00,333
‫آره!

527
00:38:00,933 --> 00:38:02,466
‫یوهو!

528
00:38:02,566 --> 00:38:03,433
‫آره!

529
00:38:03,533 --> 00:38:06,566
‫به سالن اوفلیا تبریک میگم!

530
00:38:07,300 --> 00:38:08,733
‫به عنوان یکی از ساکنین سابقش

531
00:38:08,800 --> 00:38:13,566
‫خوشحال میشم که ببینم بعد از
‫این همه سال، جام به جایگاهش برمی‌گرده

532
00:38:37,500 --> 00:38:38,966
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

533
00:38:39,900 --> 00:38:41,066
‫قایم شدم

534
00:38:41,133 --> 00:38:43,733
‫مردم همینطور الکی
‫ بهم لبخند میزنن، بهمم میریزه

535
00:38:43,800 --> 00:38:45,233
‫لذت بردن از لحظه‌ی قهرمانی همینه

536
00:38:45,300 --> 00:38:47,900
‫تو بیانکا بارکلی رو شکست دادی
‫سعی کن از این لحظه لذت ببری

537
00:38:48,400 --> 00:38:50,600
‫دخترها پرسیدن میای بعدا بریم دور بخوریم

538
00:38:50,700 --> 00:38:52,666
‫اذیت نکن دیگه، نمیمیری که

539
00:38:55,566 --> 00:38:56,733
‫بهش فکر می‌کنم

540
00:39:00,566 --> 00:39:01,400
‫آره!

541
00:39:01,500 --> 00:39:03,300
‫خوشحالم می‌بینم دوست پیدا کردی

542
00:39:04,366 --> 00:39:05,500
‫درست مثل مادرت

543
00:39:06,500 --> 00:39:10,100
‫من و مادرم آدما، موجودات
‫و چیزهای کاملا متفاوتی هستیم

544
00:39:12,700 --> 00:39:16,166
‫آخرین باری که سالن اوفلیا
‫ در مسابقات پو برنده شد

545
00:39:16,266 --> 00:39:18,066
‫مادرت کاپیتان تیم بود

546
00:39:20,166 --> 00:39:21,800
‫من دستیارش بودم

547
00:39:23,666 --> 00:39:26,400
‫شاید شباهتتون بیشتر از چیزیه که فکر می‌کنی

548
00:39:30,600 --> 00:39:31,533
‫خیلی هیجان‌زده‌ام

549
00:39:31,600 --> 00:39:35,200
‫وظیفه‌ی تو بود که کمکمون کنی
‫برنده بشیم، اون هرگز نباخته. هرگز

550
00:39:40,433 --> 00:39:43,200
‫نورمور هنوزم پر از رمز و رازه

551
00:39:43,300 --> 00:39:46,033
‫مکانی که سوال‌ها خیلی بیشتر از جواب‌ها هستن

552
00:39:47,800 --> 00:39:49,366
‫ولی گاهی اوقات...

553
00:39:50,766 --> 00:39:53,033
‫جواب دقیقا جلوی روته

554
00:40:04,500 --> 00:40:06,566
‫نگران نباش، ادگار الن

555
00:40:06,633 --> 00:40:08,866
‫پوزخند خشک‌مقدست رو می‌بینم

556
00:40:09,700 --> 00:40:11,633
‫ولی کسی که در آخر میخنده منم

557
00:40:12,933 --> 00:40:15,266
‫علاقه‌ات به معماها افسانه‌ای بوده

558
00:40:15,933 --> 00:40:18,333
‫و ممکنه این هوشمندانه‌ترین معمات باشه

559
00:40:18,400 --> 00:40:20,266
‫چون یک معما نیست

560
00:40:20,366 --> 00:40:22,866
‫بلکه هر خط معمای خاص خودشه

561
00:40:23,533 --> 00:40:25,833
‫برعکس خورشید، ماه

562
00:40:26,400 --> 00:40:29,333
‫عالمی بین عالم ما، عالم اموات

563
00:40:29,400 --> 00:40:31,866
‫دو ماه قبل از ژوئن، آپریل

564
00:40:32,433 --> 00:40:34,333
‫گلی خودکاشت، بنفشه

565
00:40:34,433 --> 00:40:35,700
‫یکی بیشتر از یکی، دو

566
00:40:35,800 --> 00:40:39,166
‫برگانش مانند اشک به زمین می‌ریزند، بید
‫در خورشید ذوب می‌شود، یخ

567
00:40:39,266 --> 00:40:41,233
‫شروع و پایانش پیدا نمی‌شود، دایره

568
00:40:41,300 --> 00:40:43,766
‫هر قانون یکی دارد، استثنا

569
00:40:54,466 --> 00:40:56,600
‫"جواب صدای شکستن بلندی خواهد داشت"

570
00:40:56,633 --> 00:40:59,633
"دو بار بشکن بزن"

571
00:41:40,066 --> 00:41:41,566
‫انجمن‌های مخفی

572
00:41:41,666 --> 00:41:43,066
‫کتابخانه‌های پنهانی

573
00:41:44,100 --> 00:41:46,900
‫مادرم که با حالت سرزنش‌آمیز بهم خیره شده

574
00:41:48,200 --> 00:41:50,666
‫این‌ها چیزهاییه که همیشه انتظارشون رو دارم

575
00:42:15,100 --> 00:42:17,100
‫ولی به محض اینکه
‫یک قدم به حقیقت نزدیک‌تر میشم...

576
00:42:18,066 --> 00:42:20,166
‫خوشبختانه، از تاریکی نمی‌ترسم
