﻿1
00:00:11,200 --> 00:00:12,966
‫بیاید یه مروری بکنیم، نظرتون چیه؟

2
00:00:13,666 --> 00:00:16,033
‫روی سرم کیسه کشیدن
‫که نتونم جهت‌یابی کنم،

3
00:00:17,133 --> 00:00:20,200
‫مچ‌های دستم رو جوری سفت بستن
‫که جلوی گردش خون رو بگیرن،

4
00:00:20,300 --> 00:00:22,666
‫و نمیدونستم که قراره زنده بمونم یا بمیرم.

5
00:00:24,333 --> 00:00:26,066
‫قطعا از چنین مهمونی‌ای خوشم میاد.

6
00:00:26,900 --> 00:00:29,600
‫کی جرات کرده که
‫به نهان‌خانه‌ی ما نفوذ کنه؟

7
00:00:29,666 --> 00:00:31,300
‫می‌تونی ماسک رو برداری، بیانکا.

8
00:00:33,466 --> 00:00:35,433
‫و به همین راحتی، امید من...

9
00:00:35,533 --> 00:00:37,866
‫به ناامیدی تلخی رسید.

10
00:00:37,933 --> 00:00:40,200
‫دشمن من یه قاتل روانی نبود.

11
00:00:40,266 --> 00:00:42,433
‫فقط چند تا دلقک دبیرستانی بودن.

12
00:00:42,533 --> 00:00:44,400
‫صبر کنید، ترجیح میدادم همون‌جوری باشین.

13
00:00:44,500 --> 00:00:46,700
‫- چطوری اومدی این پایین؟
‫- روان نشونم داد.

14
00:00:48,000 --> 00:00:49,000
‫جیب سمت چپم.

15
00:00:53,566 --> 00:00:55,833
‫من ته نقشه را تا مجسمه‌ی پو دنبال کردم.

16
00:00:55,900 --> 00:00:58,300
‫- بعدش معما رو حل کردم.
‫- صبر کن ببینم، یه معما بوده؟

17
00:00:58,366 --> 00:00:59,933
‫فکر کردم ما فقط ۲ بار بشکن زدیم.

18
00:01:00,433 --> 00:01:02,133
‫انگار تو باهوش ترینشونی، آره؟

19
00:01:02,666 --> 00:01:05,000
‫نایت‌شیدز یه کلاب اجتماعی برای نخبه‌هاست.

20
00:01:05,100 --> 00:01:06,166
‫روی کلمه‌ی نخبه تاکید دارم.

21
00:01:06,266 --> 00:01:09,900
‫ما مهمونی روی پشت بوم، اردو و گاهگاهی
‫آب‌تنی توی نیمه شب داریم.

22
00:01:09,966 --> 00:01:11,566
‫و یوکو توی بار سرد تا حدودی سررشته داره.

23
00:01:11,633 --> 00:01:14,833
‫اون یه موهیتوی خفن درست میکنه.
‫باورت نمیشه.

24
00:01:15,633 --> 00:01:17,633
‫وای. شما ساعت خوابتون هم مشخصه؟

25
00:01:18,200 --> 00:01:20,366
‫طبق آخرین چیزی که شنیدم، نایت‌شیدز
‫منحل شده بود.

26
00:01:20,433 --> 00:01:25,033
‫آره، گروه ۳۰ سال پیش بعد مرگ
‫یه بچه‌ی معمولی امتیازش رو از دست داد.

27
00:01:25,100 --> 00:01:26,833
‫اما ما فارغ‌التحصیلان ثروتمند زیادی داریم،

28
00:01:26,900 --> 00:01:29,700
‫برای همین ویمز تا زمانی که کسی
‫خبرساز نشه به ما کاری نداره.

29
00:01:29,766 --> 00:01:32,833
‫- یه نفر مثل روان؟
‫- ما ترم قبل اون بدبخت رو انداختیم بیرون.

30
00:01:34,166 --> 00:01:36,333
‫سوال اینه که با اون چه‌کار کنیم؟

31
00:01:37,733 --> 00:01:39,900
‫فقط اعضای کلاب اجازه‌ی حضور
‫توی این کتابخونه رو دارن.

32
00:01:43,866 --> 00:01:46,300
‫- من میگم که دعوتش کنیم تا قسم بخوره.
‫- چی؟

33
00:01:47,033 --> 00:01:47,966
‫اون از خانواده‌های قدیمیه.

34
00:01:48,033 --> 00:01:51,733
‫بعد از اون کاری که توی مسابقه کرد، عمرا.

35
00:01:51,800 --> 00:01:54,666
‫ما داریم میگیم خبرساز نشیم،
‫ولی اون بمب خبریه.

36
00:01:54,766 --> 00:01:58,100
‫فقط چون توی بازی خودتون شکستتون دارم؟
‫بذارید راحتتون کنم.

37
00:01:58,200 --> 00:01:59,800
‫من علاقه‌ای به ملحق شدن به شما ندارم.

38
00:02:00,400 --> 00:02:01,966
‫جدی داری ما رو رد میکنی؟

39
00:02:02,066 --> 00:02:03,266
‫باورت میشه؟

40
00:02:04,400 --> 00:02:05,233
‫بازش کنید.

41
00:02:05,300 --> 00:02:06,833
‫من پنج دقیقه پیش خودمو باز کردم.

42
00:02:12,833 --> 00:02:14,833
‫میخوای اون یکی چشمت هم متقارن بشه؟

43
00:02:23,366 --> 00:02:25,866
‫تازه‌کارایی مثل شما آبروی
‫هر چی آدم‌رباست بردن.

44
00:02:47,533 --> 00:02:49,833
‫تار و پود تحقیقات من به قدری زیاد بود،

45
00:02:49,866 --> 00:02:51,166
‫که می‌تونستم باهاش یه کفن بدوزم.

46
00:02:51,733 --> 00:02:55,333
‫با این حال هنوز نمیدونم که چطور روان
‫به طرز اسرار آمیزی از مرگ برگشته.

47
00:02:55,400 --> 00:02:57,466
‫یا چرا اون هیولا توی جنگل پرسه میزنه.

48
00:02:58,466 --> 00:03:01,533
‫اما در حال حاضر هیچ چیزی بیش از این کتاب
‫برای من جذاب نیست.

49
00:03:02,200 --> 00:03:05,333
‫اگه قراره من برای مرگ نورمور مسئول باشم...

50
00:03:05,433 --> 00:03:06,766
‫سوال اینه که...

51
00:03:07,333 --> 00:03:10,133
‫چرا دارم با یه مهاجر این آخرالزمان رو
‫سپری میکنم؟

52
00:03:15,933 --> 00:03:18,433
‫تمامی دانش‌آموزان راس ساعت ۱۰...

53
00:03:18,500 --> 00:03:19,833
‫برای مشاغل داوطلبانه‌ی خودشون گزارش بدن،

54
00:03:19,933 --> 00:03:22,066
‫در ادامه ناهار جمعی ساعت ۱ صرف میشه.

55
00:03:22,133 --> 00:03:28,200
‫همون‌طور که میدونید، در روز اطلاع‌رسانی
‫امسال رویداد خیلی ویژه‌ای برگزار میشه،

56
00:03:28,266 --> 00:03:31,900
‫تخصیص یه مجسمه‌ی یادبود جدید
‫در میدان شهر،

57
00:03:32,500 --> 00:03:35,933
‫که با اجراهایی از دانش‌آموزان نورمور
‫همراهه.

58
00:03:37,733 --> 00:03:40,033
‫به عنوان نمایندگان مدرسه‌ی ما،

59
00:03:40,133 --> 00:03:43,400
‫امیدوارم با بهترین چهره‌ی خودتون
‫ظاهر بشین.

60
00:03:43,966 --> 00:03:45,433
‫- آره.
‫- ایول!

61
00:03:53,166 --> 00:03:55,433
‫آره! من به دنیای مهاجرین میرم.

62
00:03:56,000 --> 00:03:58,133
‫من مهارت‌های مردم معمولی رو دارم...
‫و عاشق اجرا کردن هستم،

63
00:03:58,166 --> 00:03:59,900
‫برای همین انتخاب واضحی بود.

64
00:04:00,400 --> 00:04:01,400
‫به تو چی رسید؟

65
00:04:02,966 --> 00:04:04,733
‫توده‌ی اورایا، هر چیزی که هست.

66
00:04:04,800 --> 00:04:07,700
‫ایش. این یه عتیقه‌فروشی عجیب و ترسناکه.

67
00:04:08,533 --> 00:04:09,533
‫ولی تو عاشقش میشی.

68
00:04:10,666 --> 00:04:13,733
‫کاش من و ای‌جکس با هم اطلاع‌رسانی کنیم.

69
00:04:14,233 --> 00:04:16,266
‫وای خدا، ودروین به من رسید.

70
00:04:16,366 --> 00:04:18,233
‫بیا جاتو با من عوض کن.
‫بیا دیگه!

71
00:04:19,700 --> 00:04:22,066
‫ونزدی، نگران ویولون‌سلت نباش.

72
00:04:22,166 --> 00:04:24,866
‫من ترتیبش رو میدم که امروز عصر
‫به میدون شهر آورده بشه.

73
00:04:25,700 --> 00:04:26,533
‫ویولون‌سلم؟

74
00:04:26,633 --> 00:04:29,366
‫اون شب آهنگی که روی
‫پشت بوم اجرا کردی ور شنیدم.

75
00:04:30,266 --> 00:04:31,266
‫تحسین‌برانگیز بود.

76
00:04:31,933 --> 00:04:35,300
‫من تو رو داوطلب کردم تا گروه موسیقی
‫دبیرستان جریکو رو در مراسم...

77
00:04:35,400 --> 00:04:36,400
‫همراهی کنی.

78
00:04:37,000 --> 00:04:41,466
‫مطمئنم خیلی برات سخت نیست که
‫یه ملودی شاد از فلیت‌وود مک رو بنوازی.

79
00:04:42,333 --> 00:04:45,100
‫به شرط این‌که قول بعدی بعدش
‫منو به عنوان یه جادوگر دار بزنی.

80
00:05:01,233 --> 00:05:04,700
‫- چرا به یه دیوار خالی زل زدی؟
‫- روز اطلاع‌رسانی قبل خالی نبود.

81
00:05:05,700 --> 00:05:08,400
‫هنوز از این‌که دعوتت رو رد کردم ناراحتی؟

82
00:05:09,033 --> 00:05:10,466
‫من به‌خاطر تو منزوی شدم.

83
00:05:10,533 --> 00:05:14,666
‫برو بابا. من فقط قربانی جنگ سردی هستم
‫که تو با بیانکا داری.

84
00:05:14,766 --> 00:05:17,000
‫- مسائل مهمتری توی ذهن منه.
‫- مثلا چی؟

85
00:05:17,100 --> 00:05:19,233
‫پیدا کردن هیولایی که
‫هم‌اتاقیت رو کشت.

86
00:05:19,300 --> 00:05:21,300
‫وای خدا. برای آخرین بار میگم،
‫روان اخراج شده بود.

87
00:05:21,400 --> 00:05:23,633
‫- همه رفتنش رو دیدن.
‫- از اون موقع تا حالا باهاش حرف زدی؟

88
00:05:25,266 --> 00:05:27,733
‫چند بار بهش پیام دادم اما
‫هیچ وقت جوابی نشنیدم.

89
00:05:27,800 --> 00:05:30,200
‫فکر کردم میخواد نورمور رو پشت سر بذاره
‫و دیگه برنگرده.

90
00:05:30,266 --> 00:05:31,300
‫یا این‌که اون مرده.

91
00:05:31,400 --> 00:05:33,866
‫نمیدونم چرا این‌قدر برات مهمه.
‫اونو که نمیشناختی.

92
00:05:33,933 --> 00:05:36,033
‫نمیدونم چرا این‌قدر برای تو
‫کم‌اهمیته.

93
00:05:36,100 --> 00:05:40,066
‫بقیه میخوان حرف منو رد کنن و کلی
‫بهونه براش میارن، اما من بیخیال نمیشم.

94
00:05:41,000 --> 00:05:44,033
‫عالیه، فکر کنم بتونی دزدی رو هم
‫به رزومه‌ات اضافه کنی.

95
00:05:44,133 --> 00:05:47,233
‫نمیدونم یه کتاب قدیمی نایت‌شیدز
‫چرا این‌قدر برات مهمه.

96
00:05:47,333 --> 00:05:50,066
‫وقتی دیشب اینو بهت نشون دادم
 غافلگیر به نظر نمیومدی.

97
00:05:50,166 --> 00:05:51,866
‫تو اینو قبلا دیدی، مگه نه؟

98
00:05:52,700 --> 00:05:55,433
‫آره. یکی دو روز قبل برداشت محصول.

99
00:05:55,500 --> 00:05:56,800
‫این روی میز روان باز بود.

100
00:05:56,866 --> 00:05:59,800
‫فکر کردم بعد از این‌که از نایت‌شیدز
‫انداختیمش بیرون اینو دزدیده.

101
00:06:00,300 --> 00:06:03,633
‫بعدش اینو بهش گفتم
‫و اونم قاطی کرد.

102
00:06:04,233 --> 00:06:05,933
‫- این باورنکردنیه...
‫- خفه شو!

103
00:06:06,000 --> 00:06:07,300
‫- چطور می‌تونی این کارو بکنی؟
‫- تو دیوونه‌ای!

104
00:06:09,466 --> 00:06:12,200
‫اون با قابلیت دورجنبانیش تو رو
‫سمت دیوار پرت کرد.

105
00:06:13,433 --> 00:06:14,466
‫آره.

106
00:06:15,533 --> 00:06:16,266
‫از کجا اینو میدونی؟

107
00:06:16,666 --> 00:06:17,300
‫شانسی گفتم.

108
00:06:17,300 --> 00:06:21,333
‫عجیبه که توی این هستی.
‫این کتاب حدود ۳۰ سال قدمت داره، مگه نه؟

109
00:06:21,433 --> 00:06:23,366
‫کراکستون توی این عکس با تو چه کار میکنه؟

110
00:06:23,466 --> 00:06:24,700
‫میدونی اون کیه؟

111
00:06:25,300 --> 00:06:26,533
‫آره، این جوزف کراکستونه.

112
00:06:26,633 --> 00:06:28,700
‫اون بنیانگذار اصلی جریکو هست.

113
00:06:28,800 --> 00:06:30,066
‫این‌جا خیلی آدم مهمی محسوب میشه.

114
00:06:30,133 --> 00:06:31,300
‫ببین.

115
00:06:32,266 --> 00:06:33,266
‫اونه.

116
00:06:44,266 --> 00:06:45,800
‫- کلانتر.
‫- بله.

117
00:06:45,900 --> 00:06:47,533
‫پسرم لوکاس رو یادته؟

118
00:06:47,600 --> 00:06:51,233
‫معلومه که یادمه. هفته‌ی پیش توی
‫ودروین به اون و دوستاش برخوردم.

119
00:06:52,533 --> 00:06:53,866
‫بهتره برم سراغ کارم.

120
00:06:53,933 --> 00:06:56,000
‫هی، امروز دردسر درست نکنی، فهمیدی؟

121
00:07:01,533 --> 00:07:03,300
‫تو رو خدا این‌قدر هیجان‌زده به نظر نیا.

122
00:07:03,366 --> 00:07:06,100
‫اون بچه‌های مطرود شده شاید فکر کنن
‫از این‌که این‌جان خوشحالی.

123
00:07:06,166 --> 00:07:09,200
‫یه چیزی توی اون جنگل پرسه میزنه
‫که بدون شک به اون مدرسه مربوطه.

124
00:07:09,300 --> 00:07:12,333
‫میشه این‌قدر نورمور رو متهم نکنی؟

125
00:07:12,433 --> 00:07:14,566
‫میدونی که چه‌قدر جریکو به اون‌جا
‫وابسته‌ست.

126
00:07:14,633 --> 00:07:18,633
‫فکر کردی پول جاده‌ها و پارک‌هامون و حتی
‫حقوق تو از کجا میاد؟

127
00:07:18,733 --> 00:07:22,266
‫من فقط دارم کارمو میکنم، مراقب
‫وضع شهرمونم، رئیس.

128
00:07:22,366 --> 00:07:24,266
‫نمیخواد برای من منبر بری، داناوان.

129
00:07:24,366 --> 00:07:26,766
‫قبل این‌که شهروندان جریکو
‫منو به عنوان شهردار انتخاب کنن،

130
00:07:26,866 --> 00:07:28,400
‫من اون نشان رو داشتم، یادته؟

131
00:07:29,400 --> 00:07:32,900
‫به نظرم اون زمان خیلی شیفته‌ی تاریخ
‫به نظر نمیرسیدی.

132
00:07:33,000 --> 00:07:35,700
‫اگه چیزی برای کسب و کار خوب باشه،
‫برای جریکو هم خوبه.

133
00:07:35,766 --> 00:07:37,866
‫مخصوصا اگه کسب و کارت
‫توی دنیای مهاجرین باشه.

134
00:07:37,966 --> 00:07:38,966
‫هی.

135
00:07:39,966 --> 00:07:42,500
‫فقط اون خرس کوفتی رو پیدا کن
‫و بهش رسیدگی کن.

136
00:07:45,700 --> 00:07:47,466
‫خیلی خب. همه بشینن.

137
00:07:47,533 --> 00:07:49,766
‫ما یه اطلاعیه‌ی ویژه داریم.

138
00:07:52,833 --> 00:07:55,000
‫خوش اومدین، آکادمی نورمور خوش اومدین.

139
00:07:55,100 --> 00:07:58,933
‫از طرف کل اجتماع جریکو...

140
00:07:59,000 --> 00:08:01,966
‫ما خیلی خوشحالیم که همه‌ی شما
‫امروز این‌جا هستین.

141
00:08:02,066 --> 00:08:06,200
‫سخاوتمندی و سخت‌کوشی شما واقعا...
‫اطلاع‌رسانانه بود!

142
00:08:08,566 --> 00:08:13,066
‫خیلی خب،‌ ما ساعت ۱ برای ناهار
‫شما رو این‌جا میبینیم. لذت ببرین!

143
00:08:20,700 --> 00:08:21,700
‫اینید.

144
00:08:22,666 --> 00:08:24,366
‫بیا کار داوطبانه رو عوض کنیم.

145
00:08:24,466 --> 00:08:27,533
‫چی؟ نه. توده‌ی اورایا قطعا به من نمیخوره.

146
00:08:27,633 --> 00:08:30,200
‫این یه مورد اضطراریه.
‫من باید به دنیای مهاجرین سر بزنم.

147
00:08:30,300 --> 00:08:32,700
‫ونزدی، این یه معامله‌ی منصفانه نیست.

148
00:08:32,800 --> 00:08:36,333
‫چرا باید موافقت کنم که کل روز رو توی
‫یه مغازه‌ی شلوغ چرت بگذرونم؟

149
00:08:36,433 --> 00:08:38,733
‫چون ای‌جکس قراره اون‌جا داوطلب باشه.

150
00:08:38,800 --> 00:08:40,366
‫تینگ یه نگاهی به برگه‌اش انداخت.

151
00:08:40,400 --> 00:08:41,900
‫- اما اگه علاقه‌ای نداری...
‫- نه!

152
00:08:42,733 --> 00:08:45,033
‫وای خدا، ممنون. تو بهترینی!

153
00:09:03,566 --> 00:09:06,166
‫به دنیای مهاجرین خوش اومدین!

154
00:09:06,233 --> 00:09:09,266
‫هر روز محاکمه‌ی جادوگر داریم!

155
00:09:09,333 --> 00:09:11,300
‫ساعت ۲، ساعت ۴!

156
00:09:11,366 --> 00:09:13,200
‫آقا! خانم!

157
00:09:19,233 --> 00:09:21,600
‫هی، ونزدی،‌ میخوای با هم عکس
‫گروهی مخصوص هامرز بگیریم؟

158
00:09:23,833 --> 00:09:24,833
‫فکر کنم نمیخوای.

159
00:09:25,466 --> 00:09:29,100
‫صبح بخیر، خویشاوندان نورموری جوان من.

160
00:09:29,800 --> 00:09:32,833
‫من بانو آرلین هستم.
‫یه او سی واقعی.

161
00:09:34,233 --> 00:09:35,666
‫مهاجر اصلی.

162
00:09:35,733 --> 00:09:40,000
‫حالا خواهشمندم گوشی‌هاتون رو
‫در حالت ویبره قرار بدین و عجله کنین،

163
00:09:40,733 --> 00:09:46,300
‫چون قراره در زمان سفر کنید و
‫به سال ۱۶۲۵ بعد از میلاد برید...

164
00:09:46,366 --> 00:09:49,366
‫به اولین منطقه‌ی مسکونی مهاجرین جریکو.

165
00:09:56,333 --> 00:09:57,166
‫در آن‌سو...

166
00:09:57,266 --> 00:09:59,600
‫خانه‌ی اجتماعات رو نظاره‌گر باشید.

167
00:09:59,666 --> 00:10:02,400
‫درون اون‌جا مجموعه‌‌ اشیائی...

168
00:10:02,466 --> 00:10:06,166
‫متعلق به محبوب‌ترین و وارسته‌ترین
‫بنیانگذار جریکو...

169
00:10:06,266 --> 00:10:07,700
‫جوزف کراکستون هست.

170
00:10:08,200 --> 00:10:12,866
‫و پشتش مستراح ماست،
‫اولین سرویس بهداشتی بدون جنسیت آمریکا.

171
00:10:12,933 --> 00:10:14,266
‫من پرسشی داشتم.

172
00:10:14,366 --> 00:10:15,833
‫تامل نکن، فرزندم.

173
00:10:15,900 --> 00:10:17,166
‫در خانه‌ی اجتماعات...

174
00:10:17,233 --> 00:10:19,400
‫چه اشیائی از جوزف کراکستون
‫به نمایش گذاشته میشه؟

175
00:10:19,500 --> 00:10:21,400
‫واقعا میشه اونا رو گنجینه نامید،

176
00:10:21,500 --> 00:10:26,633
‫در بین اون‌ها ابزار کشاورزی، لوازم غذاخوری
‫و حتی توالت خانواده‌ی کراکستون هست.

177
00:10:26,700 --> 00:10:29,366
‫فوق‌العاده‌ست.
‫من داوطلب میشم که اون‌جا کار کنم.

178
00:10:29,466 --> 00:10:32,100
‫نمیشه. اون نمایشگاه در حال نوسازیه.

179
00:10:32,166 --> 00:10:37,600
‫امروز همه‌ی ما در قلب تپنده‌ی
‫دنیای مهاجرین کار میکنیم.

180
00:10:38,200 --> 00:10:39,800
‫تاقی‌فروشی قدیم!

181
00:10:41,233 --> 00:10:43,133
‫تافی‌فروشی قدیم؟

182
00:10:43,233 --> 00:10:45,100
‫اسمشو میذاشتن دیابت تضمینی بهتر بود.

183
00:10:45,166 --> 00:10:47,600
‫داوطلبا، خوب گوش کنید.

184
00:10:48,700 --> 00:10:52,533
‫تافی عضو حیاتی اجتماع کوچیک ماست.

185
00:10:52,600 --> 00:10:54,400
‫و دادن نمونه‌ی رایگان منجر به فروش میشه،

186
00:10:54,466 --> 00:11:00,200
‫پس یه یونیفرم و یه جعبه بردارین
‫و بنیانگذارانمون رو سربلند کنید.

187
00:11:00,766 --> 00:11:02,400
‫اینا برای توریست‌های زبون‌بسته‌ست؟

188
00:11:13,000 --> 00:11:15,933
‫مطمئنم این مرده.

189
00:11:16,000 --> 00:11:18,033
‫جای تایر روی دمش رو میبینی؟

190
00:11:18,133 --> 00:11:21,166
‫یه هنرمند محلی اونو از
‫جاده‌ی ۲۲ برداشت.

191
00:11:21,266 --> 00:11:24,633
‫یعنی یه نفر هست که واقعا میره
‫و حیوونای کشته شده توی جاده رو برمیداره...

192
00:11:24,733 --> 00:11:26,066
‫و اونا رو به این تبدیل میکنه؟

193
00:11:26,800 --> 00:11:28,033
‫اونا خوب فروش میرن.

194
00:11:28,100 --> 00:11:30,466
‫یه قسمت کامل رو مختص این
‫موجودات زیبا داریم.

195
00:11:30,566 --> 00:11:32,266
‫سنجاب، راسو، مار،

196
00:11:32,366 --> 00:11:33,733
‫و حیوونای مورد علاقه‌ی من...

197
00:11:36,400 --> 00:11:38,266
‫یه خانواده‌ی موش‌خرما سر میز غذا.

198
00:11:39,266 --> 00:11:40,266
‫خیلی نازن.

199
00:11:40,333 --> 00:11:42,200
‫شما ۲ تا میخواید به یه دردی بخورین؟

200
00:11:42,266 --> 00:11:45,233
‫اونا نیاز دارن که یکی
‫با شونه بهشون رسیدگی کنه.

201
00:11:45,333 --> 00:11:46,333
‫باعث میشه خزشون تازه به نظر بیاد.

202
00:11:48,500 --> 00:11:50,633
‫شاید بتونیم این کارو بعد...

203
00:11:50,700 --> 00:11:52,133
‫یه استراحت طولانی انجام بدیم.

204
00:11:52,966 --> 00:11:53,966
‫مگه نه، ای‌جکس؟

205
00:11:54,933 --> 00:11:59,500
‫آره، ما میریم به ودربین.
‫میخوای یه چیزی برات بیاریم؟

206
00:12:00,533 --> 00:12:03,166
‫نیازی نیست که برای اون
‫آشغال سوسولی گرون پول بدیم.

207
00:12:03,666 --> 00:12:04,900
‫من چاگا دم میکنم.

208
00:12:06,266 --> 00:12:07,333
‫ترکیبش از خودمه.

209
00:12:08,500 --> 00:12:09,500
‫چای قارچی.

210
00:12:10,233 --> 00:12:12,300
‫من خودم اون کوچولوها رو پیدا میکنم.

211
00:12:12,400 --> 00:12:14,933
‫بهتره دست به کار شین.
‫خوب چیزی در انتظارتونه.

212
00:12:20,366 --> 00:12:21,433
‫خیلی خب.

213
00:12:21,533 --> 00:12:22,533
‫این خوبه.

214
00:12:22,600 --> 00:12:23,900
‫- خوشمزه‌ست.
‫- خواهش می‌کنم.

215
00:12:24,000 --> 00:12:27,833
‫از تافی مهاجرین "اصل" ساخته شده
‫با دونه‌های کاکائو...

216
00:12:27,900 --> 00:12:30,533
‫که توسط بومیان ستمدیده‌‌ی آمازون جمع شده
‫لذت ببرین.

217
00:12:30,633 --> 00:12:31,633
‫چی؟

218
00:12:31,666 --> 00:12:37,600
‫سود حاصل از این فروش صرف ادامه‌ی
‫ماستمالی تاریخ آمریکا میشه.

219
00:12:38,366 --> 00:12:42,266
‫اینم بدونید که تافی ۲۵۸ سال بعد اختراع شد.

220
00:12:43,600 --> 00:12:44,966
‫کسی میخواد؟

221
00:12:45,566 --> 00:12:46,900
‫نه، نه، نه.

222
00:13:06,166 --> 00:13:07,900
‫این عجیب‌الخلقه‌ی طماع کوچولو رو ببینین.

223
00:13:08,500 --> 00:13:10,366
‫خواهش می‌کنم، من باید برگردم به...

224
00:13:17,833 --> 00:13:18,866
‫وای!

225
00:13:18,966 --> 00:13:19,966
‫حالم بهم خورد.

226
00:13:20,366 --> 00:13:21,366
‫بیا این‌جا!

227
00:13:23,666 --> 00:13:24,766
‫بمون این تو!

228
00:13:26,033 --> 00:13:27,066
‫سلام،‌ مهاجرا.

229
00:13:30,933 --> 00:13:33,433
‫- ولش کن.
‫- تو هم میخوای شکنجه بشی؟

230
00:13:33,500 --> 00:13:36,433
‫یادته آخرین باری که این کارو کردیم چی شد؟

231
00:13:43,933 --> 00:13:44,933
‫بزنش!

232
00:13:55,233 --> 00:13:56,900
‫چرا شما ۲ تا این‌جایین؟

233
00:13:57,000 --> 00:13:59,200
‫نمیتونم بیشتر از این
‫با بابام به مشکل بخورم.

234
00:14:00,133 --> 00:14:01,533
‫نه، صبر کنید!

235
00:14:02,300 --> 00:14:03,300
‫لوکاس.

236
00:14:05,133 --> 00:14:06,433
‫بیا بریم تمیزت کنیم.

237
00:14:12,433 --> 00:14:13,566
‫مدیر ویمز.

238
00:14:14,066 --> 00:14:17,533
‫انگار یه روز اطلاع‌رسانی
‫دیگه رو پیش رو داریم.

239
00:14:19,366 --> 00:14:20,466
‫و...

240
00:14:20,566 --> 00:14:24,766
‫و بابت کمک مالی سخاوتمندانه‌ی خودتون
‫به کارزار انتخاباتیم متشکرم.

241
00:14:26,100 --> 00:14:30,366
‫اینو به عنوان نشونه‌ای از
‫همکاری مستمرمون در نظر بگیر.

242
00:14:33,566 --> 00:14:36,200
‫ظاهرا همه رفتن سراغ کارهاشون.

243
00:14:36,300 --> 00:14:37,966
‫و تا الان هیچ اتفاقی رخ نداده.

244
00:14:38,833 --> 00:14:42,133
‫شهردار واکر، میخوام
‫با مرلین ثورن‌هیل آشنا بشی.

245
00:14:42,200 --> 00:14:46,633
‫در راستای اطلاع‌رسانی، اون اولین
‫معلم عادی نورمور هست.

246
00:14:46,700 --> 00:14:49,466
‫خب، افتخار آشنایی از بنده‌ست.

247
00:14:50,733 --> 00:14:52,833
‫ما... ما قبلا همو دیدیم؟

248
00:14:53,433 --> 00:14:56,000
‫رسما نه، اما من هر روز صبح این‌جا میبینمت.

249
00:14:56,600 --> 00:15:00,633
‫تو همیشه روی اون جایگاه عقبی نشستی وقتی
‫من برای خوردن ماچا لاته‌ی روزانه‌ام میام.

250
00:15:00,733 --> 00:15:02,033
‫میدونستم!

251
00:15:02,100 --> 00:15:04,033
‫خانم ثورن‌هیل، منو مرتب در جریان بذار.

252
00:15:04,100 --> 00:15:07,733
‫مخصوصا در مورد یه فرد
‫مو خرگوشی تازه‌وارد.

253
00:15:09,033 --> 00:15:10,033
‫چشم.

254
00:15:15,400 --> 00:15:17,533
‫هیچ کس تا حالا از من دفاع نکرده بود.

255
00:15:18,300 --> 00:15:19,800
‫تو گفتی اعضای هامر‌ز هوای همو دارن.

256
00:15:19,866 --> 00:15:22,466
‫شاید باورت نشه،

257
00:15:22,533 --> 00:15:24,666
‫اما من دوستی ندارم.

258
00:15:28,666 --> 00:15:30,100
‫تو منو یاد برادرم میندازی،

259
00:15:30,833 --> 00:15:33,500
‫منهای میل به خفه‌کردنش در هر لحظه.

260
00:15:35,833 --> 00:15:36,666
‫حالا بیا دنبالم.

261
00:15:36,766 --> 00:15:39,233
‫من باید بیشتر در مورد این کراکستون بدونم.

262
00:15:39,300 --> 00:15:41,100
‫ما باید دزدی وارد خانه‌ی اجتماعات بشیم.

263
00:15:46,766 --> 00:15:49,733
‫- قالب دندونت رو بده من.
‫- چی؟ چرا؟ دندونات خیلی خوبن.

264
00:15:49,833 --> 00:15:51,933
‫به اندازه‌ی اینید صاف و سفید نیستن،
‫اما بازم...

265
00:15:52,033 --> 00:15:53,033
‫اونو بده به من!

266
00:15:54,733 --> 00:15:56,633
‫اگه بانو آرلین ما رو ببینه چی؟

267
00:15:56,700 --> 00:15:58,666
‫قانون کندو، همه چیز رو انکار کن.

268
00:15:58,733 --> 00:16:00,366
‫این قانون کندو نیست!

269
00:16:00,466 --> 00:16:01,966
‫اصلا چه اهمیتی داره؟

270
00:16:02,033 --> 00:16:04,566
‫بهترین چیز این‌جا تافیه.

271
00:16:04,666 --> 00:16:06,200
‫این‌قدر حرف نزن. نگهبانی بده.

272
00:16:15,500 --> 00:16:18,966
‫مادربزرگم یه بار به من گفت
‫راز مثل زامبیه...

273
00:16:21,000 --> 00:16:22,233
‫هیچ وقت واقعا نمیمیره.

274
00:16:24,800 --> 00:16:27,433
‫مطمئن نیستم که کراکستون
‫چه رازی رو پنهان کرده،

275
00:16:27,933 --> 00:16:31,533
‫اما یه حس عجیبی بهم میگه که
‫جواب‌های آینده‌ام رو توی گذشته پیدا میکنم.

276
00:16:38,400 --> 00:16:41,133
‫خانه‌ی اجتماعات قدیمی، سال ۱۶۲۵.

277
00:16:52,433 --> 00:16:54,600
‫تینگ، این دختر توی الهاماتمه.

278
00:16:55,966 --> 00:16:57,600
‫اون حتی همون کتاب دستشه.

279
00:16:58,166 --> 00:17:00,633
‫اون کتاب سیاهی که
‫بیرون مقبره‌ی کراکستون داشت.

280
00:17:08,466 --> 00:17:09,700
‫صبر کن ببینم.

281
00:17:09,766 --> 00:17:11,233
‫خواهر نورموریت،

282
00:17:11,300 --> 00:17:13,600
‫اونی که چشمای سیاه و قیافه‌ی عبوس داشت.

283
00:17:13,700 --> 00:17:14,866
‫اون به کجا رفته؟

284
00:17:14,933 --> 00:17:16,600
‫منظورت ونزدی آدامزه؟

285
00:17:17,100 --> 00:17:20,633
‫طبق شناختی که ازش دارم
‫جایی رفته که نباید باشه.

286
00:17:29,166 --> 00:17:30,300
‫این همون کتابه!

287
00:17:36,100 --> 00:17:37,900
‫کودکس آمبورام.

288
00:17:37,966 --> 00:17:39,900
‫این یعنی "کتاب سایه‌ها" به زبان لاتین.

289
00:17:42,766 --> 00:17:44,900
‫عالی شد. این یه کتاب تقلبیه.

290
00:17:47,266 --> 00:17:50,466
‫نمیدونم اتسی کیه، اما شک
‫دارم یه مهاجر مطرود بوده باشه.

291
00:17:52,866 --> 00:17:55,433
‫خانم میشه بگی این‌جا چه غلطی میکنی؟

292
00:17:55,533 --> 00:17:57,333
‫بانو آرلین. این‌جا چه کار میکنین.

293
00:17:57,400 --> 00:17:58,866
‫تو این‌جا چه کار میکنی.

294
00:17:58,933 --> 00:18:01,500
‫من گفتم که خانه‌ی اجتماعات تحت تعمیره.

295
00:18:01,566 --> 00:18:03,500
‫میدونم که تو حرفم رو شنیدی.

296
00:18:03,566 --> 00:18:05,200
‫من بهش گفتم که در این‌جا بازه...

297
00:18:05,300 --> 00:18:07,466
‫و تو خیلی دلت میخواست
‫بیشتر در مورد کراکستون بدونی.

298
00:18:07,533 --> 00:18:10,300
‫بله، و این ویترین هم از قبل باز بود.

299
00:18:11,633 --> 00:18:13,533
‫- اون کتاب تقلبیه.
‫- نه بابا.

300
00:18:13,633 --> 00:18:16,466
‫کتاب اصلی ماه قبل در طی محاکمه‌ی جادوگران
‫ساعت ۲ دزدیده شد.

301
00:18:16,533 --> 00:18:19,433
‫اون احتمالا تنها چیز واقعی‌ این‌جا بوده،

302
00:18:19,500 --> 00:18:21,433
‫با این‌حال برای هر بلیط ۲۹ دلار و ۹۵ سنت
‫پول میگیرین؟

303
00:18:21,500 --> 00:18:22,900
‫خاموش باش.

304
00:18:24,233 --> 00:18:25,566
‫کار هر دوی شما رو تغییر میدم.

305
00:18:26,066 --> 00:18:27,433
‫شما وظیفه‌ی تافی‌سازی رو به عهده میگیرین.

306
00:18:28,466 --> 00:18:31,966
‫خونه‌ی اجتماعات اصلی،
‫اونی که توی اون نقاشیه رو میگم، کجاست؟

307
00:18:34,366 --> 00:18:35,933
‫من از کجا باید بدونم؟

308
00:18:36,033 --> 00:18:38,433
‫من ماه آپریل از اسکاتسدیل اومدم این‌جا.

309
00:18:49,533 --> 00:18:50,633
‫میتونم کمکتون کنم؟

310
00:19:03,400 --> 00:19:05,933
‫اوه. فقط با دیدنش دلشوره میگیرم.

311
00:19:06,966 --> 00:19:07,966
‫چی بگم.

312
00:19:08,633 --> 00:19:11,400
‫فکر میکنی سنجاب‌ها و موش‌ها میتونن
‫با هم زندگی کنن؟

313
00:19:11,900 --> 00:19:14,633
‫اونا از دو گونه‌ی کاملا متفاوت هستن.

314
00:19:15,733 --> 00:19:17,000
‫آره.

315
00:19:17,066 --> 00:19:18,066
‫معلومه که میتونن.

316
00:19:18,833 --> 00:19:19,833
‫چرا که نه؟

317
00:19:19,900 --> 00:19:21,900
‫مشترکات اونا از چیزی که فکر می‌کنی بیشتره.

318
00:19:22,000 --> 00:19:25,300
‫بیشتر مردم از اونا می‌ترسن،
‫برای همین ما... یعنی اونا...

319
00:19:25,366 --> 00:19:26,500
‫در برابر دنیا تنها هستن.

320
00:19:27,366 --> 00:19:28,866
‫وای.

321
00:19:28,966 --> 00:19:30,533
‫این جمله‌ات... عمیق بود.

322
00:19:32,700 --> 00:19:34,000
‫راستی...

323
00:19:34,100 --> 00:19:37,433
‫خیلی با اون کارت که ته قایق‌مون رو
‫توی مسابقات کندی حال کردم.

324
00:19:39,333 --> 00:19:41,833
‫ممنون، از این‌که باختین عصبانی نشدی؟

325
00:19:42,433 --> 00:19:44,133
‫من فقط داشتم به اگاگزیویر کمک میکردم.

326
00:19:44,233 --> 00:19:46,766
‫اون رفیقمه، اما خیلی رقابت‌طلبه.

327
00:19:46,833 --> 00:19:48,466
‫خیلی آروم به نظر میاد.

328
00:19:49,066 --> 00:19:51,300
‫داداشم یه نیمه‌ی تاریک‌تر داره
‫که بیشتر مردم اونو نمیبینن.

329
00:19:51,800 --> 00:19:54,766
‫فکر کنم به‌خاطر اینه که باباش... معروفه.

330
00:19:55,633 --> 00:19:56,933
‫کلی فشار روش هست.

331
00:19:58,066 --> 00:20:01,666
‫میدونی که این طولانی‌ترین مکالمه‌ای هست
‫که ما با هم داشتیم؟

332
00:20:05,033 --> 00:20:07,033
‫به گورگون‌ها یاد دادن با کسی صمیمی نشن.

333
00:20:08,366 --> 00:20:11,000
‫من نمی‌خوام به طور اتفاقی
‫کسی رو سنگ کنم.

334
00:20:14,366 --> 00:20:16,333
‫من نمی‌ترسم که توسط تو سنگ بشم.

335
00:20:16,433 --> 00:20:17,966
‫موقتیه.

336
00:20:18,866 --> 00:20:19,966
‫واقعا؟

337
00:20:21,633 --> 00:20:22,666
‫جدی میگی؟

338
00:20:22,766 --> 00:20:23,800
‫دویست درصد!

339
00:20:25,166 --> 00:20:28,433
‫خب، به این فکر می‌کردم که امشب یواشکی
‫برم پشت گلخونه.

340
00:20:29,000 --> 00:20:30,400
‫قراره پدیده‌ی ماه آبی رخ بده.

341
00:20:30,466 --> 00:20:33,366
‫فقط هر ۲۳ سال یه بار یا همچین چیزی
‫رخ میده.

342
00:20:33,866 --> 00:20:36,033
‫اون‌جا خوب می‌تونیم ببینیمش.

343
00:20:36,600 --> 00:20:38,466
‫خوبه. خوش بگذره.

344
00:20:39,866 --> 00:20:42,733
‫میدونی که خیلی از بچه‌ها برای
‫شیطونی میرن اون‌جا، آره؟

345
00:20:42,833 --> 00:20:44,733
‫- ممکنه به مشکل بخوری.
‫- ای‌جکس!

346
00:20:44,833 --> 00:20:48,633
‫من کل صبح رو صرف این کردم که
‫باهات حرف بزنم و لوس بازی در بیارم...

347
00:20:48,700 --> 00:20:51,533
‫در حالی که لاشه‌ی حیوونا رو شونه میکردم،
‫تا از من بخوای با هم بریم بیرون.

348
00:20:52,900 --> 00:20:54,466
‫اوه!

349
00:20:54,533 --> 00:20:56,500
‫اوه! داشتی این کارو میکردی پس.

350
00:20:57,300 --> 00:21:00,700
‫برای سوال شده بود که چرا این همه وقت رو
‫صرف شونه کردن دم اون صاریغ کردی.

351
00:21:02,433 --> 00:21:06,966
‫خب، میخوای امشب پشت گلخونه همو ببینیم؟

352
00:21:07,066 --> 00:21:08,066
‫بله.

353
00:21:08,833 --> 00:21:10,000
‫بله، میخوام.

354
00:21:10,733 --> 00:21:15,100
‫هی، ای‌جکس، میتونی کمکم کنی که اون
‫گورکن دندون‌پزشک رو بیاریم ویترین جلویی؟

355
00:21:15,200 --> 00:21:17,800
‫آره! باورم نمیشه که ازم اینو خواست.

356
00:21:25,333 --> 00:21:28,333
‫فکر میکردم تو باید توی دنیای مهاجرین باشی.

357
00:21:28,400 --> 00:21:30,733
‫قبل این‌که عقلمو از دست بدم
‫اون‌جا رو ول کردم.

358
00:21:30,833 --> 00:21:31,833
‫واقعا؟

359
00:21:32,666 --> 00:21:33,966
‫قهوه میخوای؟

360
00:21:34,033 --> 00:21:36,833
‫این یکی از مزایای بیشمار
‫این تکلیف فوق‌العاده‌ست.

361
00:21:36,900 --> 00:21:38,033
‫من اومدم دنبال تایلر.

362
00:21:40,633 --> 00:21:41,700
‫بهت گفتم که اون آدم ناجوریه.

363
00:21:41,766 --> 00:21:42,766
‫دو بار گفتی.

364
00:21:43,266 --> 00:21:45,300
‫اما این‌که با کی حرف میزنم
‫به خودم مربوطه.

365
00:21:50,900 --> 00:21:51,900
‫تو زنگ زده بودی؟

366
00:21:57,033 --> 00:21:57,933
‫همون همیشگی رو میخوای؟

367
00:21:58,033 --> 00:21:59,033
‫و یکم کمک.

368
00:22:00,066 --> 00:22:03,700
‫خانه‌ی اجتماعات اصلی در قرن هفدهم رو
‫میدونی کجاست؟

369
00:22:04,366 --> 00:22:05,833
‫میدونی هنوز هست یا نه؟

370
00:22:05,900 --> 00:22:09,333
‫چیزی که ازش مونده تو کوبهم وودزه،
‫اما تقریبا یه خرابه‌ست.

371
00:22:09,900 --> 00:22:10,900
‫نشونم بده.

372
00:22:13,400 --> 00:22:16,166
‫این‌جا، اما ببین، اون‌جا جای مناسبی نیست.

373
00:22:17,233 --> 00:22:19,400
‫بی‌خانمان‌ها و معتاد ها
‫از اون‌جا برای سکونت استفاده میکنن.

374
00:22:19,500 --> 00:22:21,800
‫بابام هر دو هفته اون‌جا رو خالی میکنه.

375
00:22:21,866 --> 00:22:22,866
‫قضیه چیه؟

376
00:22:23,633 --> 00:22:24,633
‫هیچی.

377
00:22:26,366 --> 00:22:28,900
‫تو خیلی درگیر این قضیه‌ی
‫هیولای توی جنگل شدی.

378
00:22:28,966 --> 00:22:32,566
‫ترجیح میدی به‌جاش درگیر اسب‌ها و
‫بندهای موسیقی پسرونه بشم؟

379
00:22:32,633 --> 00:22:33,666
‫ممنون بابت کمکت.

380
00:22:35,133 --> 00:22:38,900
‫گوش کن، پیدا کردن اون خرابه سخته.

381
00:22:38,966 --> 00:22:41,433
‫میتونم امروز عصر ببرمت اون‌جا.
‫شیفتم ساعت ۲ تموم میشه.

382
00:22:41,533 --> 00:22:43,633
‫مدیر ویمز اعدام و سلاخیم میکنه..

383
00:22:43,733 --> 00:22:45,566
‫اگه به مراسم افتتاح مجسمه نرسم.

384
00:22:46,066 --> 00:22:49,000
‫با این‌که پیشنهادت جذاب به نظر میرسه،
‫من ترجیح میدم جلب توجه نکنم.

385
00:22:49,066 --> 00:22:51,600
‫به علاوه، من توی فضای باز
‫میدونم چه کار کنم.

386
00:22:51,700 --> 00:22:53,633
‫نگو که پیشاهنگ بودی.

387
00:22:53,700 --> 00:22:55,966
‫من میتونم پیشاهنگ‌ها رو یه لقمه کنم.

388
00:22:56,666 --> 00:22:58,366
‫راستش یه عمو دارم که برای چنین چیزی
‫زندان رفته.

389
00:23:30,233 --> 00:23:31,866
‫منم انتظار چیزای بیشتری داشتم.

390
00:23:35,066 --> 00:23:36,900
‫با کی داری حرف میزنی، دختر کوچولو؟

391
00:23:38,900 --> 00:23:41,000
‫اگه دوباره برای حرف زدن با من
‫از کلمات "دختر" و "کوچولو" استفاده کنی...

392
00:23:41,066 --> 00:23:43,000
‫نمیتونم امنیتت رو تضمین کنم.

393
00:23:43,066 --> 00:23:45,033
‫این‌جا خونه‌ی منه. برو بیرون!

394
00:23:45,133 --> 00:23:46,333
‫تینگ، یه کمکی میرسونی؟

395
00:23:53,433 --> 00:23:54,300
‫هی!

396
00:24:01,300 --> 00:24:02,300
‫هی!

397
00:24:02,766 --> 00:24:04,800
‫ولم کن! ولم کن!

398
00:24:11,333 --> 00:24:12,566
‫این‌جا هیچی نیست.

399
00:24:16,233 --> 00:24:18,200
‫نه، نمیتونم همین‌جوری به یه چیزی دست بزنم.

400
00:24:18,733 --> 00:24:21,133
‫به نظر میاد الهامات من
‫خود به خود صورت میگیره.

401
00:24:23,566 --> 00:24:26,533
‫ترجیح میدم موهامو صورتی رنگ کنم
‫تا این‌که از مادرم کمک بخوام.

402
00:24:28,700 --> 00:24:30,800
‫اوه، میخوای بهت ثابتش کنم؟

403
00:24:32,100 --> 00:24:33,100
‫نه.

404
00:24:36,733 --> 00:24:37,733
‫هیچی.

405
00:24:38,266 --> 00:24:40,666
‫مطمئنم این دیگه همه چیو روشن میکنه.

406
00:24:46,966 --> 00:24:49,433
‫پیش‌بینی الهامات من مثل پیش‌بینی
‫حمله‌‌ی کوسه‌هاست.

407
00:24:59,166 --> 00:25:01,366
‫بسوزونیدش!

408
00:25:01,466 --> 00:25:02,733
‫بسوزونیدش!

409
00:25:02,833 --> 00:25:04,800
‫بسوزونیدش!

410
00:25:04,866 --> 00:25:06,000
‫بسوزونیدش!

411
00:25:06,066 --> 00:25:07,133
‫تخم شیطان!

412
00:25:09,700 --> 00:25:11,300
‫تخم شیطان!

413
00:25:12,633 --> 00:25:13,666
‫هیولا!

414
00:25:16,000 --> 00:25:17,000
‫جادوگر!

415
00:25:18,666 --> 00:25:19,833
‫توبه کن!

416
00:25:23,000 --> 00:25:23,900
‫دور شو!

417
00:25:23,966 --> 00:25:25,866
‫- جادوگر!
‫- برید کنار!

418
00:25:27,633 --> 00:25:29,133
‫گودی آدامز!

419
00:25:30,400 --> 00:25:33,700
‫تو در محضر خدا محاکمه شدی
‫و گناهکار شناخته شدی.

420
00:25:35,033 --> 00:25:36,333
‫تو یه جادوگری،

421
00:25:36,400 --> 00:25:37,666
‫یه افسون‌گر،

422
00:25:38,400 --> 00:25:40,833
‫بانوی خود ابلیس.

423
00:25:41,566 --> 00:25:43,366
‫به‌خاطر گناهانت...

424
00:25:43,466 --> 00:25:45,633
‫امشب سوزانده میشی،

425
00:25:45,700 --> 00:25:48,833
‫و در آتش ابدی جهنم خواهی سوخت.

426
00:25:48,933 --> 00:25:50,200
‫من بیگناهم.

427
00:25:50,800 --> 00:25:53,100
‫جوزف کراکستون، تو باید محاکمه بشی.

428
00:25:53,866 --> 00:25:55,166
‫ما قبل تو این‌جا بودیم،

429
00:25:55,866 --> 00:25:58,333
‫با مردم بومی و طبیعت مسالمت‌آمیز
‫زندگی میکردیم.

430
00:25:58,433 --> 00:26:00,166
‫اما تو زمین ما رو دزدیدی.

431
00:26:00,766 --> 00:26:04,333
‫تو بیگناهان رو سلاخی کردی.
‫تو صلح و آرامش رو از ما گرفتی.

432
00:26:05,966 --> 00:26:08,766
‫تو هیولای واقعی هستین.
‫همه‌تون همین‌طورین!

433
00:26:12,133 --> 00:26:13,366
‫مجازاتش کنید!

434
00:26:15,366 --> 00:26:17,333
‫شیطان هیچ‌وقت چنین موجود پلیدی
‫رو نفرستاده بود.

435
00:26:20,033 --> 00:26:22,166
‫و من تو رو پس می‌فرستم!

436
00:26:22,233 --> 00:26:23,300
‫نه!

437
00:26:31,766 --> 00:26:34,666
‫تو یک موجود پلید خادم شیطانی!

438
00:26:35,533 --> 00:26:38,766
‫من تا وقتی که این دنیای جدید رو
‫از شر هر مطرودی خلاص کنم...

439
00:26:38,833 --> 00:26:40,833
‫دست نمی‌کشم.

440
00:26:40,933 --> 00:26:43,000
‫موجودات لامذهب!

441
00:26:59,866 --> 00:27:01,833
‫اون‌جا رو به آتیش بکشین!

442
00:27:17,600 --> 00:27:18,633
‫مادر!

443
00:27:19,433 --> 00:27:20,433
‫مادر.

444
00:27:25,300 --> 00:27:26,466
‫وقتی نمونده، فرزندم.

445
00:27:28,500 --> 00:27:30,200
‫ولم کن. خودتو نجات بده.

446
00:27:30,266 --> 00:27:32,400
‫اون همه‌ی ما رو به زمین زنجیر کرده.

447
00:27:39,366 --> 00:27:41,233
‫من این‌جا رو بدون تو
‫ترک نمیکنم.

448
00:27:42,200 --> 00:27:44,033
‫فرار کن. انتقام ما رو بگیر.

449
00:27:44,700 --> 00:27:47,633
‫بقیه رو پیدا کن و آینده‌ی ما رو نجات بده.

450
00:27:48,200 --> 00:27:50,800
‫خواهش میکنم. عزیز دلم.

451
00:27:50,866 --> 00:27:53,633
‫فرار کن. با تمام سرعتی که میتونی
‫فرار کن.

452
00:27:53,700 --> 00:27:55,500
‫تو تنها امید مایی.

453
00:28:30,366 --> 00:28:32,800
‫اون تا وقتی که همه‌ی ما رو نکشه
‫دست بردار نیست!

454
00:28:34,200 --> 00:28:35,200
‫اون این‌جاست.

455
00:28:38,366 --> 00:28:40,366
‫هیچ راه فراری نداری.

456
00:28:45,266 --> 00:28:46,733
‫تینگ، من دیدمش!

457
00:28:46,800 --> 00:28:48,300
‫دختر الهاماتم رو دیدم.

458
00:28:49,466 --> 00:28:50,966
‫اسم اون گودی آدامز هست،

459
00:28:51,833 --> 00:28:54,800
‫و فکر میکنم اون از نیاکان ۴۰۰ سال
‫پیش منه.

460
00:29:12,300 --> 00:29:13,966
‫حتما همون مرد ریشوییه که قبلا این‌جا بود.

461
00:29:21,500 --> 00:29:22,833
‫بیا! بیا!

462
00:29:42,600 --> 00:29:44,266
‫اون هیولا انسانه.

463
00:29:45,566 --> 00:29:47,100
‫این‌جا چه غلطی میکنی؟

464
00:29:48,366 --> 00:29:50,566
‫- من داشتم هیولا رو دنبال میکردم.
‫- دیدیش؟

465
00:29:51,200 --> 00:29:53,400
‫این‌جاست؟ مگه از جونت سیر شدی؟

466
00:29:54,400 --> 00:29:55,633
‫تو این‌جا چه کار میکنی؟

467
00:29:55,700 --> 00:29:58,500
‫من شنیدم که تو گفتی میخوای
‫خانه‌ی اجتماعات قدیمی رو بررسی کنی.

468
00:29:58,566 --> 00:30:00,166
‫خوب شد که اومدم.

469
00:30:00,766 --> 00:30:02,100
‫من یه چیزی یاد گرفتم.

470
00:30:02,700 --> 00:30:04,100
‫هیولا انسانه.

471
00:30:04,700 --> 00:30:07,100
‫ردش از هیولا به انسان تبدیل شد.

472
00:30:07,933 --> 00:30:09,300
‫نشونم بده.

473
00:30:15,666 --> 00:30:17,400
‫بارون همه‌شون رو شست.

474
00:30:19,766 --> 00:30:20,900
‫میدونم که چی دیدم.

475
00:30:20,966 --> 00:30:23,233
‫- من سعی میکنم ذهنم رو باز نگه دارم.
‫- لطف میکنی واقعا.

476
00:30:23,300 --> 00:30:25,033
‫فکر میکنم شاید در مورد روان
‫حق با تو باشه.

477
00:30:25,100 --> 00:30:27,900
‫چرا یهو نظرت عوض شد؟

478
00:30:28,400 --> 00:30:32,200
‫امروز دوباره بهش پیام دادم. گفتم شاید
‫بتونیم موقع تعطیلات بهاری همو ببینیم...

479
00:30:32,266 --> 00:30:34,400
‫و مثل پارسال بریم اسنوبورد سواری.

480
00:30:35,200 --> 00:30:38,633
‫این بار جوابمو داد،
‫گفت که فکر نمیکنه بتونه بیاد.

481
00:30:38,700 --> 00:30:41,100
‫ولی شما پارسال نرفته بودین اسنوبورد سواری.

482
00:30:42,633 --> 00:30:44,933
‫یه بخشی از من میخواست اینو بندازه
‫گردن عجیب شدن اخیرش.

483
00:30:45,433 --> 00:30:47,500
‫نمیخواستم فکر کنم که
‫یه اتفاق بد افتاده.

484
00:30:47,600 --> 00:30:50,066
‫سرپوش گذاشتن از خود جرم بدتره.

485
00:30:50,133 --> 00:30:51,833
‫حالا میخوام با من روراست باشی.

486
00:30:52,900 --> 00:30:55,366
‫چرا اصلا اومدی سراغ خانه‌ی اجتماعات قدیمی؟

487
00:30:56,100 --> 00:30:58,266
‫من میخواستم بیشتر در مورد
‫کراکستون اطلاعات کسب کنم.

488
00:30:59,033 --> 00:31:00,800
‫بفهمم اون چه ربطی به این ماجراها داره.

489
00:31:01,400 --> 00:31:04,433
‫میخواستی از قدرت ذهنیت استفاده کنی،‌ آره؟

490
00:31:04,533 --> 00:31:06,200
‫چرا فکر میکنی من چنین قدرتی دارم؟

491
00:31:07,166 --> 00:31:09,266
‫شانسی گفتم. از کی شروع شدن؟

492
00:31:10,400 --> 00:31:11,766
‫حدود یه سال پیش.

493
00:31:13,700 --> 00:31:16,333
‫وقتی اتفاق میفتن حس اینو داره
‫که به یه سیم برق دست زدم.

494
00:31:17,366 --> 00:31:19,200
‫معمولا از چنین حسی لذت میبرم.

495
00:31:20,233 --> 00:31:22,866
‫آره،‌ اما حالا نمیتونی کنترلش کنی
‫و این باعث میشه وحشت کنی.

496
00:31:23,800 --> 00:31:24,933
‫بابام قدرت ذهنی داره.

497
00:31:25,433 --> 00:31:26,433
‫وینسنت ثورپ.

498
00:31:27,100 --> 00:31:29,000
‫برادرم طرفدار دو آتیشه‌ی اونه.

499
00:31:29,100 --> 00:31:30,933
‫اون‌قدر ویژه‌برنامه‌ی
‫وگاسش رو تماشا کرده...

500
00:31:31,000 --> 00:31:33,500
‫که برام عجیبه روی چشماش هک نشده.

501
00:31:34,600 --> 00:31:36,633
‫من با کسی زندگی کردم
‫که خودش رو استاد توصیف میکنه.

502
00:31:36,733 --> 00:31:39,966
‫اولین چیزی که اون بهت میگه
‫اینه که نمیشه به الهامات ذهنی اعتماد کرد.

503
00:31:40,066 --> 00:31:41,633
‫اونا فقط یه بخشی از واقعیت رو نشونت میدن.

504
00:31:41,633 --> 00:31:44,866
‫من جوزف کراکستون رو جلوی خودم
‫به همون وضوحی که تو رو میبینم دیدم.

505
00:31:45,766 --> 00:31:47,766
‫اون همه‌ی مطرودها رو توی
‫خانه‌ی اجتماعات جمع کرد...

506
00:31:47,866 --> 00:31:49,100
‫و اونا رو زنده زنده سوزوند.

507
00:31:49,200 --> 00:31:50,833
‫باشه خب، اون یه عوضی روانی بود.

508
00:31:51,700 --> 00:31:54,166
‫این مال ۴۰۰ سال پیشه.
‫ربطی به الان نداره.

509
00:31:54,233 --> 00:31:55,433
‫اما اگه داشته باشه چی؟

510
00:31:56,300 --> 00:31:59,833
‫تو نقاشی روان رو دیدی.
‫کراکستون اون‌جا وایساده بود.

511
00:31:59,900 --> 00:32:01,500
‫تو داری توی سرت یه داستان سرهم میکنی،

512
00:32:01,500 --> 00:32:03,066
‫و از الهامات برای پشتیبانی
‫از اون استفاده میکنی.

513
00:32:03,166 --> 00:32:04,733
‫اونا دارن چیزی که
‫میخوای ببینی رو بهت میگن.

514
00:32:04,733 --> 00:32:06,333
‫تو داری قدرت منو
‫برای خودم توضیح میدی؟

515
00:32:07,766 --> 00:32:09,966
‫حرفم فقط اینه که بابام، متخصص این قضیه...

516
00:32:10,033 --> 00:32:12,933
‫اگه بود بهت هشدار میداد که
‫قدرت ذهنی ریشه در منطق نداره.

517
00:32:13,733 --> 00:32:15,100
‫اون توسط احساسات فعال میشه.

518
00:32:16,300 --> 00:32:19,100
‫و بیا منطقی باشیم،
‫توی کنترل احساسات مهارت زیادی نداری.

519
00:32:22,700 --> 00:32:24,266
‫فکر کنم حق با روان بوده.

520
00:32:25,400 --> 00:32:28,366
‫یه اتفاق بد قراره بیفته
‫و من باید جلوشو بگیرم.

521
00:32:28,433 --> 00:32:30,033
‫این قضیه با اون هیولا شروع میشه.

522
00:32:31,533 --> 00:32:32,533
‫هر کسی که هست.

523
00:32:41,133 --> 00:32:42,800
‫فکر میکردم هیچ چیزی
‫منو نمیترسونه،

524
00:32:43,300 --> 00:32:46,766
‫اما این قبل از نگاه کردن به چشم‌های
‫جوزف کراکستون بود.

525
00:32:50,833 --> 00:32:54,633
‫من به بهشت و جهنم باور ندارم.
‫اما به انتقام باور دارم.

526
00:32:56,100 --> 00:32:58,566
‫معمولا سریع و دردناک انتقام میگیرم.

527
00:32:58,633 --> 00:33:01,233
‫اما هیچ وقت با یه دشمن برنزی
‫مواجه نشده بودم.

528
00:33:17,166 --> 00:33:18,433
‫ممنونم.

529
00:33:18,533 --> 00:33:22,233
‫باعث افتخار منه که تاریخ شهر خودمون...

530
00:33:22,333 --> 00:33:26,666
‫و بنیانگذار شریف جریکو جوزف کراکستون
‫رو گرامی بدارم.

531
00:33:27,466 --> 00:33:30,966
‫اون باور داشت که با دلی شاد
‫و گوشی شنوا...

532
00:33:31,033 --> 00:33:33,700
‫شهر ما به هر چیزی می‌تونه برسه.

533
00:33:33,800 --> 00:33:40,066
‫این اجتماع و دوستانمون
‫توی آکادمی نورمور متحد شدند...

534
00:33:40,133 --> 00:33:43,266
‫و یه بنای یادبود رو برای
‫گرامیداشت خاطره‌ی اون ساختن.

535
00:33:43,333 --> 00:33:48,800
‫امیدوارم روح جوزف کراکستون
‫تا ابد در خاطر مردم بمونه.

536
00:35:40,300 --> 00:35:41,900
‫این یه فاجعه بود.

537
00:35:41,966 --> 00:35:43,566
‫شهردار خیلی عصبانیه!

538
00:35:43,633 --> 00:35:45,466
‫دیگه تعداد تماس‌ها و
‫ایمیل‌های پر از خشم...

539
00:35:45,466 --> 00:35:47,300
‫از طرف مردم شهر،
‫فارغ‌التحصیلان و والدین...

540
00:35:47,400 --> 00:35:48,566
‫از دستم در رفته.

541
00:35:48,633 --> 00:35:50,633
‫اونا دنبال جواب هستن، منم همین‌طور.

542
00:35:50,733 --> 00:35:52,233
‫دوست داشتم این تفتیش عقاید رو رهبری کنم،

543
00:35:52,300 --> 00:35:54,033
‫اما وسائل شکنجه‌ام رو خونه جا گذاشتم.

544
00:35:55,233 --> 00:35:58,700
‫خانم آدامز، همین الانش وضع خوبی نداری.

545
00:35:58,766 --> 00:36:00,366
‫در واقعا وضعت خیلی خرابه.

546
00:36:00,433 --> 00:36:02,766
‫به روح عقرب مرحومم قسم میخورم،

547
00:36:03,366 --> 00:36:04,566
‫من در این قضیه دستی ندارم.

548
00:36:15,166 --> 00:36:18,033
‫شاید مدرک محکمی نداشته باشم،
‫اما میدونم کار توئه.

549
00:36:18,866 --> 00:36:20,700
‫تو دنبال دردسری.

550
00:36:20,800 --> 00:36:23,000
‫اگه دردسر یعنی ایستادگی در مقابل دروغ،

551
00:36:23,100 --> 00:36:24,833
‫دهه‌ها تبعیض...

552
00:36:24,933 --> 00:36:29,100
‫قرن‌ها مثل شهروند درجه دو یا بدتر
‫با مطرودها رفتار کردن، آره.

553
00:36:29,166 --> 00:36:30,933
‫- چی داری میگی؟
‫- جریکو.

554
00:36:31,033 --> 00:36:33,466
‫چرا این شهر اصلا روز اطلاع‌رسانی داره؟

555
00:36:33,566 --> 00:36:35,800
‫مگه سابقه‌ی واقعی اونا
‫رو با مطرود‌ها نمیدونی؟

556
00:36:35,900 --> 00:36:38,133
‫داستان واقعی جوزف کراکستون رو نمیدونی؟

557
00:36:40,266 --> 00:36:41,266
‫میدونم.

558
00:36:41,766 --> 00:36:42,566
‫تا یه حدودی.

559
00:36:42,600 --> 00:36:45,000
‫پس چرا به سرپوش
‫گذاشتن روی اون کمک میکنی؟

560
00:36:45,066 --> 00:36:47,500
‫افرادی که تاریخ رو فراموش میکنن
‫محکوم به تکرارش هستن.

561
00:36:49,500 --> 00:36:51,000
‫اختلاف نظر من و تو همین‌جاست.

562
00:36:52,033 --> 00:36:53,500
‫جایی که تو تباهی میبینی،

563
00:36:54,066 --> 00:36:55,866
‫من فرصت میبینم.

564
00:36:55,966 --> 00:36:58,200
‫شاید این فرصتی برای بازنویسی
‫اشتباهات باشه،

565
00:36:58,300 --> 00:37:01,766
‫برای شروع فصل جدیدی توی
‫روابط افراد عادی و مطرودها.

566
00:37:01,833 --> 00:37:04,733
‫هیچ چیزی از زمان کراکستون عوض نشده.
‫اونا هنوز از ما متنفرن.

567
00:37:05,666 --> 00:37:08,400
‫اما حالا این تنفرشون رو با
‫حرف‌های کلیشه‌ای و لبخند میپوشونن.

568
00:37:09,433 --> 00:37:13,233
‫- اگه تو حاضر نیستی برای حقیقت بجنگی...
‫- فکر میکنی من حقیقت رو نمیخوام؟

569
00:37:13,300 --> 00:37:14,466
‫معلومه که میخوام.

570
00:37:14,966 --> 00:37:16,900
‫اما دنیا همیشه سیاه و سفید نیست.

571
00:37:16,966 --> 00:37:18,400
‫طیف‌های خاکستری هم وجود دارن.

572
00:37:18,466 --> 00:37:19,533
‫شاید برای تو این‌طور باشه.

573
00:37:20,133 --> 00:37:22,233
‫اما یا اونا داستانمون
‫رو مینویسن، یا خودمون.

574
00:37:23,100 --> 00:37:24,400
‫نمیشه هم خدا رو داشته باشی هم خرما رو.

575
00:37:26,766 --> 00:37:27,700
‫تو غیرقابل تحملی.

576
00:37:27,766 --> 00:37:28,766
‫میدونم.

577
00:37:34,966 --> 00:37:36,333
‫شب بخیر، خانم آدامز.

578
00:37:40,200 --> 00:37:41,533
‫اما باید بدونی...

579
00:37:44,200 --> 00:37:45,600
‫من تحملم زیاده.

580
00:38:07,933 --> 00:38:09,033
‫کی اون‌جاست؟

581
00:38:29,500 --> 00:38:30,500
‫زیاده‌رویه؟

582
00:38:31,733 --> 00:38:34,566
‫کچلم کردی، اینید.

583
00:38:34,633 --> 00:38:37,266
‫خیلی خوشحالم که امشب با ای‌جکس
‫میرم سر قرار.

584
00:38:37,366 --> 00:38:39,733
‫باعث میشه این عصر کوفتی رو فراموش کنم.

585
00:38:39,800 --> 00:38:43,466
‫فکر کنم اختلال پس از سانحه گرفتم.
‫حتی نتونستم رقصم رو انجام بدم.

586
00:38:43,566 --> 00:38:44,900
‫چه حیف.

587
00:38:45,000 --> 00:38:48,933
‫چه جور روانی مریضی میاد
‫چنین رویداد انگیزه‌بخشی رو خراب میکنه؟

588
00:38:50,766 --> 00:38:51,766
‫دیرت میشه.

589
00:38:54,966 --> 00:38:55,866
‫برام آرزوی موفقیت کن.

590
00:38:55,966 --> 00:38:57,866
‫اگه دلت رو بشکنه، با میخ
‫دل خودشو سوراخ میکنم.

591
00:39:01,833 --> 00:39:04,500
‫من به کار داوطلبانه‌ی اجباری،

592
00:39:04,600 --> 00:39:07,766
‫سرپوش گذاشتن روی تاریخ،
‫یا پایان‌های خوش باور ندارم،

593
00:39:08,800 --> 00:39:12,666
‫اما بیشتر از هر چیزی...
‫به اتفاقی بودن حوادث باور ندارم.

594
00:39:43,233 --> 00:39:45,366
‫به قول آگاتا کریستی...

595
00:39:46,100 --> 00:39:48,833
‫یه اتفاق، اتفاقه...

596
00:39:49,533 --> 00:39:50,533
‫دو تا اتفاق میشه سرنخ...

597
00:39:51,666 --> 00:39:52,933
‫و سه تا اتفاق میشه مدرک.

598
00:40:02,900 --> 00:40:03,900
‫نه!

599
00:40:22,833 --> 00:40:26,266
‫نقاشی روان از من و کراکستون یه زمانی
‫در آینده رخ میده.

600
00:40:27,133 --> 00:40:29,633
‫هشدارهای گودی آدامز در مورد کراکستون
‫در گذشته بودن.

601
00:40:30,100 --> 00:40:32,266
‫و هیولا این‌جا در زمان حال وجود داره.

602
00:40:32,433 --> 00:40:35,033
‫این سه اتفاقی هستن که
‫من میدونم به هم ربط دارن.

603
00:41:25,233 --> 00:41:27,300
‫اون هیولا ممکنه هر کسی باشه.

604
00:41:35,200 --> 00:41:38,533
‫کلانتر فکر میکنه که اونا فقط
‫پشت دیوارهای این مدرسه وجود دارن.

605
00:41:44,133 --> 00:41:47,033
‫حقیقت اینه که همه جا هیولا هست.

606
00:41:54,533 --> 00:41:59,366
‫و گاهی اوقات هیولاهایی که کمتر از بقیه
‫بهشون شک داریم، خطرناک‌ترین هیولاها هستن.

607
00:42:04,133 --> 00:42:06,633
‫اونا به پنجه و دندون برای ترسوندن
‫نیازی ندارن.

608
00:42:08,566 --> 00:42:11,400
‫اونا توی سایه مخفی میشن و منتظر میمونن
‫تا نگاه‌ها از روشون برداشته بشه،

609
00:42:12,566 --> 00:42:14,033
‫و بعد حمله میکنن.

610
00:42:20,933 --> 00:42:22,500
‫اما من الان نگاه میکنم.

611
00:42:24,733 --> 00:42:27,333
‫و تا زمانی که حقیقت رو پیدا نکنم
‫بیخیال نمیشم.
