﻿1
00:00:07,958 --> 00:00:09,916
‫خیلی‌خب، فیلم رو پخش کنین.

2
00:00:26,541 --> 00:00:30,041
‫تصادف ماشین‌ها تو فیلم‌های سینمایی رو
‫عملی خشونت‌آمیز محسوب نکنین.

3
00:00:30,125 --> 00:00:33,458
‫نه، این برخوردهای سهمگین
‫بخشی از سنت دیرینه...

4
00:00:33,541 --> 00:00:35,416
‫مثبت‌اندیشی آمریکایی‌ان.

5
00:00:35,500 --> 00:00:38,125
‫مهر تأیید مجددی
‫بر ارزش‌ها و باورهای سنتی‌ان.

6
00:00:38,208 --> 00:00:40,166
‫این مسائل رو گرامی می‌دارن.

7
00:00:40,250 --> 00:00:43,041
‫این تصادفات رو
‫هم عین روز شکرگزاری...

8
00:00:43,125 --> 00:00:44,916
‫و روز استقلال در نظر بگیرین.

9
00:00:45,000 --> 00:00:47,125
‫ما تو چنین روزهایی
‫واسه مردگان سوگواری نکرده...

10
00:00:47,166 --> 00:00:48,500
‫یا با معجزات شادی نمی‌کنیم.

11
00:00:48,583 --> 00:00:52,083
‫نه‌خیر، این روزها مخصوص
‫مثبت‌اندیشی سکولارن.

12
00:00:52,166 --> 00:00:53,875
‫مخصوص گرامی داشتن اشخاصن.

13
00:00:54,708 --> 00:00:57,666
‫می‌خوان هر تصادف رو
‫بهتر از قبلی در بیارن.

14
00:00:57,750 --> 00:01:00,708
‫مدام دارن ابزار و مهارت‌هاشون رو
‫به روز می‌کنن...

15
00:01:00,750 --> 00:01:02,791
‫و با چالش‌های مختلف مواجه می‌شن.

16
00:01:04,500 --> 00:01:08,375
‫یکی از کارگردانان فیلم آمریکایی می‌گه:
‫«می‌خوام این کامیون...»

17
00:01:08,458 --> 00:01:12,500
‫«دو بار تو هوا پشتک بزنه
‫و انفجاری نارنجی‌رنگ...»

18
00:01:12,583 --> 00:01:15,166
‫«به شعاع یازده متر ایجاد کنه.»

19
00:01:15,250 --> 00:01:19,041
‫فیلم از احساسات پیچیده انسانی
‫فاصله می‌گیره...

20
00:01:19,125 --> 00:01:24,666
‫تا صحنه‌ای اساسی، پرسروصدا
‫و آتشین رو نشونمون بده.

21
00:01:25,333 --> 00:01:28,166
‫هر تصادفی رو
‫تو فیلم‌های آمریکایی در نظر بگیرین.

22
00:01:28,250 --> 00:01:29,750
‫صحنه به شدت مفرحیه،

23
00:01:29,833 --> 00:01:32,625
‫عین بدل‌کاری موقع پرواز...

24
00:01:32,708 --> 00:01:34,916
‫یا راه رفتن رو بال هواپیما می‌مونه.

25
00:01:35,000 --> 00:01:36,791
‫افرادی که این تصادفات رو
‫رقم می‌زن،

26
00:01:36,875 --> 00:01:41,000
‫می‌تونن صحنه‌ای مملو از نشاط
‫و آسایش خاطر ثبت کنن...

27
00:01:41,083 --> 00:01:44,416
‫که تصادفات ماشین‌ها
‫تو فیلم‌های خارجی اصلا به پاشون نمی‌رسن.

28
00:01:44,500 --> 00:01:48,041
‫شاید بگین:
‫«پس اون همه خون و شیشه چی می‌شه؟»

29
00:01:48,125 --> 00:01:50,333
‫«صدای ترمز لاستیک،
‫اجساد له شده...»

30
00:01:50,416 --> 00:01:53,250
‫«و نقص عضوشون چی؟
‫این دیگه چه‌جور مثبت‌اندیشی‌ایه؟»

31
00:01:54,208 --> 00:01:56,250
‫من در جوابتون می‌گم
‫پشت پرده خشونت رو در نظر بگیرین.

32
00:01:57,083 --> 00:02:01,291
‫به روحیه‌ای مملو از معصومیت و فرح می‌رسین.

33
00:02:01,333 --> 00:02:06,500
‫«سوت ممتد»

34
00:02:20,958 --> 00:02:22,750
‫- [۱. امواج و تابش]
‫- سال اولی‌ها، خوش اومدین!

35
00:02:22,791 --> 00:02:24,208
‫هر سوالی داشتین، ازم بپرسین.

36
00:02:24,291 --> 00:02:26,583
‫خوش اومدین. بیاین سال اولی‌ها.

37
00:02:26,666 --> 00:02:27,750
‫سلام بچه‌ها! خوش اومدین!

38
00:02:27,750 --> 00:02:30,166
‫- باید حرکت کنیم. دوبل پارک کردیم.
‫- هولم نکن.

39
00:02:30,250 --> 00:02:32,125
‫الان ترافیک سنگینه.

40
00:02:32,125 --> 00:02:34,166
‫باورم نمی‌شه به هم‌اتافیم
‫چنین حرفی زدی.

41
00:02:34,833 --> 00:02:38,000
‫تو که اصلا نمی‌شناسیش.
‫مسائل شخصیم رو بهش نگو.

42
00:02:38,083 --> 00:02:39,708
‫خودت سه بار گره زدیش.

43
00:02:39,791 --> 00:02:41,750
‫- هر دفعه همین شکلی می‌شه.
‫- به نظرم خوشگل نشده بود.

44
00:02:47,250 --> 00:02:50,041
‫[دانشکده نوک تپه]

45
00:02:50,041 --> 00:02:52,833
‫بیاین تا دیر نشده،
‫از این روزهای بی‌هدف لذت ببریم.

46
00:02:57,500 --> 00:02:59,541
‫- بهتر بود می‌اومدی.
‫- کجا می‌اومدم؟

47
00:02:59,625 --> 00:03:01,875
‫امروز مخصوص استیشن واگن بود.

48
00:03:01,958 --> 00:03:05,041
‫باز هم یادم رفت؟
‫خیر سرت باید یادم بندازی.

49
00:03:05,125 --> 00:03:06,791
‫مراسمش حرف نداشت.

50
00:03:06,875 --> 00:03:09,666
‫تا بعد از بایگانی موسیقی چیده بودنشون...

51
00:03:09,750 --> 00:03:11,000
‫و تا بزرگراه ایالتی هم رسیده بودن.

52
00:03:11,083 --> 00:03:13,000
‫خودت که می‌دونی باید یادم بندازی جک.

53
00:03:13,083 --> 00:03:15,333
‫- سال بعد هم میان.
‫- امیدوارم بیان.

54
00:03:15,416 --> 00:03:20,333
‫متوجه شدم طرح مطالعات هیتلر رو
‫سال ۱۹۶۸ راه انداخته بودم.

55
00:03:20,416 --> 00:03:23,708
‫الان شونزده ساله
‫که شاهد این مراسم بودم.

56
00:03:23,708 --> 00:03:25,166
‫امسال چه شکلی بودن؟

57
00:03:25,250 --> 00:03:28,416
‫خانم‌ها دامن چارخونه
‫و پلیور دست‌بافت پوشیده بودن.

58
00:03:28,500 --> 00:03:31,541
‫می‌دونستم.
‫مردها هم کت سوارکاری پوشیده بودن.

59
00:03:32,291 --> 00:03:33,666
‫کت سوارکاری دیگه چیه؟

60
00:03:33,750 --> 00:03:35,875
‫با این همه پول احساس راحتی می‌کنن.

61
00:03:35,958 --> 00:03:39,250
‫واقعا باور دارن ثروتشون حقشونه.
‫تا حدی می‌درخشن.

62
00:03:39,333 --> 00:03:41,916
‫من هم با اون سطح درآمد
‫زیاد به مرگ فکر نمی‌کنم.

63
00:03:42,000 --> 00:03:45,708
‫شاید مرگ طبق تعریف ما وجود نداشته باشه
‫و صرفا اسنادی رو دست به دست کنن.

64
00:03:46,500 --> 00:03:48,791
‫- فضانوردان چطوری معلق می‌مونن؟
‫- از هوا سبک‌ترن.

65
00:03:48,875 --> 00:03:51,416
‫اونجا که هوا نیست. وقتی نیست،
‫نمی‌شه ازش سبک‌تر باشن.

66
00:03:51,500 --> 00:03:54,458
‫- انگار خودمون استیشن واگن نداریم.
‫- کوچکه، رنگش هم عنابیه.

67
00:03:54,541 --> 00:03:57,000
‫- مگه فضا سرد نیست؟
‫- درش زنگ زده.

68
00:03:57,083 --> 00:03:58,208
‫- فضا؟
‫- استیشن واگنمون رو می‌گم.

69
00:03:58,291 --> 00:04:01,666
‫اسم اصلیش کورولاست.
‫تو شبکه «ورد نتورک» دیده بودیم.

70
00:04:01,750 --> 00:04:04,208
‫- مگه کورولا ماشین نیست؟
‫- همه‌چی ماشینه دیگه.

71
00:04:04,291 --> 00:04:05,333
‫وایلدر کجاست؟

72
00:04:05,416 --> 00:04:06,666
‫وایلدر؟

73
00:04:06,750 --> 00:04:10,333
‫- وایلدر، گرسنه‌ای؟
‫- فضا چقدر سرده؟

74
00:04:10,416 --> 00:04:12,125
‫هنوز داری با زندانیه بازی می‌کنی؟

75
00:04:12,208 --> 00:04:14,166
‫- گمون کنم گیرش انداخته باشم.
‫- کی رو کشته بود؟

76
00:04:14,250 --> 00:04:16,125
‫- تحت فشار بود دیگه.
‫- به چند نفر شلیک کرده بود؟

77
00:04:16,208 --> 00:04:17,583
‫- پنج نفر.
‫- پنج نفر؟

78
00:04:17,666 --> 00:04:19,916
‫البته پلیس ایالتیه رو حساب نکردم،
‫چون بعدش بهش شلیک کرده بود.

79
00:04:20,000 --> 00:04:22,125
‫قصد نداشتم این شکلی ناهار بخورم.

80
00:04:22,208 --> 00:04:24,416
‫می‌خواستم ماست و جوانه گندم بخورم.

81
00:04:24,500 --> 00:04:27,250
‫- چنین حرفی آشنا نیست؟
‫- همین‌جا شنیده بودیم دیگه.

82
00:04:27,333 --> 00:04:29,166
‫مدام کلی چیز میز می‌خری
‫که اصلا نمی‌خوریشون.

83
00:04:29,250 --> 00:04:30,208
‫استفی، برج جدی...

84
00:04:30,291 --> 00:04:32,875
‫بابِت خیال می‌کنه اگه هی بخردشون،
‫مجبور می‌شه بخوردشون.

85
00:04:32,958 --> 00:04:34,333
‫عاداتش رو خیلی دوست داریم.

86
00:04:34,416 --> 00:04:37,833
‫تنها کسی که شاید لازم باشه
‫رژیم بگیره، خودم هستم.

87
00:04:37,916 --> 00:04:39,833
‫... به تأسیساتی سودمند بدل گشته
‫و نفع خواهید برد.

88
00:04:39,916 --> 00:04:41,500
‫- صدای چیه؟
‫- صدای هشدار دوده.

89
00:04:41,583 --> 00:04:43,875
‫- آتش‌سوزی شده؟
‫- یا باتریش تموم شده.

90
00:04:43,958 --> 00:04:46,250
‫جک، برج سنبله،
‫اخیرا خلاف جهت شنا کرده‌اید...

91
00:04:46,333 --> 00:04:48,708
‫دلیل اکثر آتش‌سوزی‌های خانگی،
‫نقص سیم‌کشیه.

92
00:04:48,791 --> 00:04:50,708
‫همیشه همین عبارت رو به کار می‌برن.

93
00:04:50,791 --> 00:04:53,375
‫- اموالت بیشتر خواهند شد.
‫- جایگزینشون می‌کنم.

94
00:04:53,458 --> 00:04:55,750
‫سعی می‌کنه گوش نکنه،
‫ولی در واقع دلش می‌خواد بشنوه.

95
00:04:57,041 --> 00:04:59,250
‫آشناهاش رو کشته بود
‫یا غریبه بودن؟

96
00:04:59,333 --> 00:05:01,125
‫- اصلا همدیگه رو نمی‌شناختن.
‫- صدایی تو گوشش بود؟

97
00:05:01,208 --> 00:05:03,208
‫- آره، صدای تلویزیون بود.
‫- چه صدایی بود؟

98
00:05:03,291 --> 00:05:06,541
‫می‌گفت اسمت رو تو تاریخ ثبت کن،
‫ولی گمون نکنم ثبت بشه.

99
00:05:06,625 --> 00:05:08,708
‫- آیرن سیتی رسانه‌های بزرگی نداره.
‫- خیلی‌خب!

100
00:05:08,791 --> 00:05:10,458
‫می‌رم دوش بگیرم،

101
00:05:10,541 --> 00:05:14,041
‫بعدش می‌ریم فروشگاه،
‫بعدش هم کلاس ژستم رو تدریس می‌کنم.

102
00:05:15,791 --> 00:05:19,500
‫- نمی‌دونستم چیپس «پرینگلز» داریم.
‫- مگه امروز یه بار دوش نگرفته بود؟

103
00:05:19,583 --> 00:05:21,500
‫می‌شه یکی بردارم؟
‫نه، راستش، دوتا می‌خوام.

104
00:05:22,791 --> 00:05:26,416
‫چون می‌دونم بعدا باز هم می‌خوای،
‫سه‌تا بهت می‌دم.

105
00:05:26,500 --> 00:05:27,916
‫شاید نخوام.

106
00:05:30,875 --> 00:05:34,916
‫صبحانه خوشمزه‌تون رو با وافل «اگو»
‫محصول «کیلوگ» شروع کنین...

107
00:05:35,666 --> 00:05:37,416
‫[دایلار]
‫[هر سه روز یک بار، یک عدد مصرف کنید]

108
00:05:37,416 --> 00:05:38,333
‫[پوست مخملی]

109
00:05:40,875 --> 00:05:42,375
‫زندگی خوبه جک.

110
00:05:42,458 --> 00:05:43,916
‫واسه چی چنین حرفی زدی؟

111
00:05:44,000 --> 00:05:46,041
‫صرفا حس کردم باید بگم.

112
00:05:49,666 --> 00:05:51,291
‫می‌خوام خودم زودتر بمیرم.

113
00:05:52,375 --> 00:05:54,166
‫انگار مشتاقی که بمیری.

114
00:05:54,250 --> 00:05:58,000
‫اگه تو نباشی، زندگی خیلی
‫غم‌انگیز می‌شه و احساس تنهایی می‌کنم.

115
00:05:58,916 --> 00:06:02,375
‫مخصوصا اگه بچه‌هامون بزرگ شده
‫و رفته باشن خونه خودشون.

116
00:06:03,666 --> 00:06:05,000
‫فعلا در امانیم.

117
00:06:05,083 --> 00:06:07,500
‫تا وقتی بچه‌هامون پیشمون باشن در امانیم.
‫آخه بهمون نیاز دارن.

118
00:06:07,583 --> 00:06:11,666
‫زندگی با بچه‌هامون حرف نداره،
‫ولی وقتی بزرگ و پخش و پلا شدن،

119
00:06:11,750 --> 00:06:13,458
‫می‌خوام خودم زودتر بمیرم.

120
00:06:13,541 --> 00:06:14,625
‫نه‌خیر جک.

121
00:06:14,708 --> 00:06:17,916
‫مرگت شکاف عمیقی تو زندگیم ایجاد می‌کنه.

122
00:06:18,541 --> 00:06:21,541
‫در اون صورت باید با صندلی‌ها
‫و بالش‌ها صحبت کنم.

123
00:06:21,625 --> 00:06:24,250
‫مرگ خودت بدتر از شکافی عمیق ایجاد می‌کنه.

124
00:06:24,333 --> 00:06:27,125
‫- فراتر از شکافی عمیق چی می‌شه؟
‫- گردابی وسیع.

125
00:06:46,333 --> 00:06:48,333
‫وقتی ملت می‌ترسن و ناتوان می‌شن،

126
00:06:48,416 --> 00:06:50,083
‫به شخصیت‌های جادویی روی میارن.

127
00:06:50,708 --> 00:06:52,041
‫به شخصیت‌های افسانه‌ای روی میارن.

128
00:06:53,000 --> 00:06:54,208
‫به افرادی حماسی روی میارن...

129
00:06:54,916 --> 00:06:57,125
‫که عامل ارعاب بوده
‫و تصویری شوم ارائه می‌دن.

130
00:07:00,708 --> 00:07:03,833
‫می‌شه از نقشه بیستم ژوئیه اشتاوفنبرگ...

131
00:07:03,916 --> 00:07:04,958
‫واسه کشتن هیتلر بگین؟

132
00:07:05,916 --> 00:07:08,000
‫هدف کل نقشه‌ها مرگه.

133
00:07:08,750 --> 00:07:10,416
‫ذات نقشه همینه.

134
00:07:11,916 --> 00:07:13,250
‫نقشه سیاسی،

135
00:07:14,291 --> 00:07:17,125
‫نقشه تروریستی،
‫نقشه عاشقانه...

136
00:07:17,208 --> 00:07:18,916
‫کاملا بلندش کنین...

137
00:07:19,000 --> 00:07:20,791
‫و نقشه‌های روایی.

138
00:07:20,875 --> 00:07:22,041
‫بگیرین بالا...

139
00:07:22,125 --> 00:07:24,666
‫حتی نقشه‌هایی که تو بازی بچه‌ها دخیلن.

140
00:07:24,750 --> 00:07:26,291
‫حالا دستتون رو مشت کنین...

141
00:07:26,375 --> 00:07:29,125
‫هر بار که نقشه‌ای می‌ریزیم،
‫به مرگ نزدیک‌تر می‌شیم.

142
00:07:29,208 --> 00:07:31,166
‫پای چپ، دست چپ، بعدش چیکار می‌کنیم؟

143
00:07:31,250 --> 00:07:33,375
‫عین قراردادی می‌مونه
‫که همه‌مون باید امضاش کنیم.

144
00:07:33,458 --> 00:07:34,416
‫احسنت!

145
00:07:34,416 --> 00:07:36,000
‫«فردا سه‌شنبه است.»

146
00:07:36,750 --> 00:07:38,458
‫«مورگن ایست دینستاگ.»

147
00:07:39,250 --> 00:07:40,708
‫«مورگن ایز دینستاگ.»

148
00:07:41,291 --> 00:07:42,916
‫- «مورگن...»
‫- «مورگن...»

149
00:07:43,000 --> 00:07:44,083
‫- «ایست...»
‫- «ایست...»

150
00:07:44,166 --> 00:07:45,916
‫- «دینستاگ.»
‫- «دینستاگ.»

151
00:07:46,000 --> 00:07:48,208
‫- «مورگن ایست دینستاگ.»
‫- «مورگن ایزت دینستاگ.»

152
00:07:48,291 --> 00:07:50,166
‫«فردا سه‌شنبه است.»

153
00:07:50,250 --> 00:07:52,583
‫فردا که سه‌شنبه نیست.
‫فردا چهارشنبه است.

154
00:07:52,666 --> 00:07:55,458
‫ولی «فردا سه‌شنبه است».

155
00:07:55,541 --> 00:07:56,958
‫«فردا سه‌شنبه اسـ...» خب...

156
00:07:57,041 --> 00:07:58,500
‫«دارم سالاد سیب‌زمینی می‌خورم.»

157
00:07:59,083 --> 00:08:00,791
‫«ایخ اسه کارتوفل‌سالات.»

158
00:08:00,875 --> 00:08:02,083
‫- «ایح...»
‫- «ایخ...»

159
00:08:02,166 --> 00:08:03,666
‫- «ایخ... هف...»
‫- «اسه... ایخ اسه...»

160
00:08:03,750 --> 00:08:06,125
‫«ایخ هفه فورتو... فورتو سالاد.»

161
00:08:06,208 --> 00:08:08,375
‫- «فورتوفو سالاد.»
‫- «ایخ اسه کارتوفل‌سالات.»

162
00:08:08,458 --> 00:08:10,291
‫«ایخ هفه... ایخ هفه فورتوفو...»

163
00:08:10,375 --> 00:08:12,666
‫«ایخ اسه کارتوفل‌سالات.»

164
00:08:14,125 --> 00:08:15,208
‫- «ایحه... ایحه...»
‫- «ایخ...»

165
00:08:15,291 --> 00:08:16,125
‫- «ایح.»
‫- «ایخ.»

166
00:08:16,208 --> 00:08:18,458
‫اگه به کسی نگین
‫بهم تدریس می‌کنین،

167
00:08:18,541 --> 00:08:19,875
‫خیلی ممنون می‌شم.

168
00:08:19,958 --> 00:08:21,833
‫احتمالا خبر نداشته باشین،

169
00:08:21,916 --> 00:08:24,208
‫ولی احتمالا از برجسته‌ترین پژوهشگران...

170
00:08:24,291 --> 00:08:26,208
‫آمریکای شمالی در زمینه مطالعات هیتلر باشم.

171
00:08:26,291 --> 00:08:28,083
‫بنده ج‌ک گلدنی هستم.

172
00:08:29,500 --> 00:08:32,625
‫تو «دانشکده نوک تپه»
‫نازیسم پیشرفته تدریس می‌کنم.

173
00:08:33,333 --> 00:08:34,583
‫در نتیجه، حتما درک می‌کنین...

174
00:08:34,666 --> 00:08:38,166
‫که خیلی بابت آلمانی بلد نبودن
‫خجالت می‌کشم.

175
00:08:38,250 --> 00:08:41,208
‫شاید واسه همین عینک آفتابی می‌زنم،

176
00:08:42,500 --> 00:08:44,125
‫ولی بهتره تحلیلش نکنیم.

177
00:08:44,208 --> 00:08:45,583
‫همون‌طور که احتمالا فهمیدین،

178
00:08:45,666 --> 00:08:49,291
‫پشت زبونم با سقف دهنم رابطه خوبی نداره.

179
00:08:49,375 --> 00:08:53,416
‫بالاخره، دانشجویانم رو مجبور می‌کنم
‫حداقل یه سال آلمانی بردارن.

180
00:08:55,583 --> 00:08:58,041
‫به خاطر کنفرانس هیتلر عجله دارم.

181
00:08:58,916 --> 00:09:02,083
‫قراره بهار امسال
‫تو «دانشکده نوک تپه» برگزار بشه...

182
00:09:02,166 --> 00:09:05,708
‫و پزوهشگرانی از سراسر آلمان شرکت می‌کنن.

183
00:09:05,791 --> 00:09:09,666
‫به نظرتون می‌تونین تا اون موقع
‫مبانی زبانشون رو بهم یاد بدین؟

184
00:09:10,458 --> 00:09:11,875
‫من قایق‌رانی بادبانی هم تدریس می‌کنم.

185
00:09:13,125 --> 00:09:14,333
‫[به زودی بخش قصابی افتتاح می‌شود]

186
00:09:14,333 --> 00:09:17,541
‫مسئول پخش «کلینکس سافتیک»،
‫کامیونت ورودیمون رو مسدود کرده.

187
00:09:17,583 --> 00:09:18,916
‫چه هیجان‌انگیز.

188
00:09:19,541 --> 00:09:21,291
‫تو نیویورک هم این شکلیه.

189
00:09:22,500 --> 00:09:24,000
‫ترکیب رایحه نون تازه...

190
00:09:24,083 --> 00:09:26,458
‫با منظره مردی با لباس خونین...

191
00:09:26,541 --> 00:09:30,000
‫که گوشت گوساله رو قطعه قطعه می‌کنه
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

192
00:09:30,083 --> 00:09:32,166
‫سلام موری ساس‌کایند، ایشون همسرم، بابِته.

193
00:09:32,250 --> 00:09:34,750
‫موری امسال از نیویورک به دانشکده‌مون اومده.

194
00:09:34,833 --> 00:09:36,583
‫- عجب.
‫- متخصص اساطیر در قید حیاته.

195
00:09:36,666 --> 00:09:39,333
‫شوهرتون خیلی خارق‌العاده است خانم گلدنی.

196
00:09:39,375 --> 00:09:41,083
‫- خاک خودمه.
‫- خاک که با خاک فرقی نداره.

197
00:09:41,125 --> 00:09:41,208
‫فرانسوی‌ها غدد رو هم می‌خورن.

198
00:09:41,291 --> 00:09:43,791
‫خانواده منشأ اطلاعات نادرست کل دنیاست.

199
00:09:43,875 --> 00:09:47,291
‫حتما زندگی خانوادگی خصوصیتی داره
‫که به تولید اطلاعات ناصحیح ختم می‌شه.

200
00:09:47,375 --> 00:09:50,208
‫آخه حقیقت خوشحالی و امنیتمون رو
‫تهدید می‌کنه.

201
00:09:50,291 --> 00:09:53,583
‫به خاطر صمیمیت بیش از حد، سروصدا
‫و گرمای وجود داشتنه.

202
00:09:53,666 --> 00:09:57,375
‫«تگرین»، «دنوراکس»
‫و «سلسان بلو» کم داریم.

203
00:09:57,458 --> 00:09:59,750
‫موی همسرت واقعا شگفت‌انگیزه.

204
00:09:59,833 --> 00:10:00,750
‫آره، همین‌طوره.

205
00:10:00,833 --> 00:10:03,708
‫- موش خیلی مهمه.
‫- گمون کنم متوجه منظورت شده باشم.

206
00:10:03,791 --> 00:10:06,125
‫- امیدوارم قدر این خانم رو بدونی.
‫- معلومه که می‌دونم.

207
00:10:06,208 --> 00:10:08,791
‫- چنین خانمی به راحتی به دست نمیاد.
‫- خودم می‌دونم.

208
00:10:08,875 --> 00:10:11,541
‫«دریستان اولترا» کم داریم.
‫«دریستان اولترا» کم داریم.

209
00:10:11,541 --> 00:10:13,416
‫[آدامس «کرفری»]

210
00:10:13,625 --> 00:10:16,541
‫اگه نمی‌دونستی، باید بگم موقع تولیدش
‫کلی حیوانات آزمایشگاهی سرطان می‌گیرن.

211
00:10:16,625 --> 00:10:19,458
‫خودت می‌خواستی آدامس بدون قند بخورم.
‫پیشنهاد خودت بود.

212
00:10:19,541 --> 00:10:21,458
‫اون موقع رو بسته‌اش هشدار ننوشته بودن.

213
00:10:21,541 --> 00:10:24,208
‫بعدش هشدار نوشتن،
‫ولی گمون نکنم دیده باشیش.

214
00:10:24,291 --> 00:10:27,208
‫یا باید آدامس قنددار با رنگ مصنوعی بخورم،

215
00:10:27,291 --> 00:10:30,041
‫یا آدامس بدون قندی بخورم که موش‌ها
‫به خاطرش اذیت می‌شن. تصمیمش با خودته.

216
00:10:30,125 --> 00:10:32,041
‫اصلا آدامس نخور.
‫تا حالا به ذهنت خطور نکرده؟

217
00:10:32,166 --> 00:10:33,250
‫استفی.

218
00:10:33,333 --> 00:10:36,291
‫- یا باید آدامس بخورم، یا سیگار بکشم.
‫- نظرت چیه جفتش رو انجام بدی؟

219
00:10:36,375 --> 00:10:37,958
‫خودت همین رو می‌خوای، مگه نه؟

220
00:10:38,041 --> 00:10:39,541
‫همه‌مون می‌تونیم طبق خواسته‌مون عمل کنیم.

221
00:10:39,625 --> 00:10:42,291
‫البته ممکنه به خاطر سن
‫و قدمون اجازه نداشته باشیم.

222
00:10:42,375 --> 00:10:44,333
‫داری بی‌جهت شلوغش می‌کنی.

223
00:10:44,416 --> 00:10:47,625
‫باید درست می‌گی. ولش کن.
‫یه هشدار رو بسته است دیگه.

224
00:10:47,708 --> 00:10:49,916
‫- یه مشت موشن دیگه.
‫- سه مشت جونده به‌دردنخورن.

225
00:10:50,000 --> 00:10:52,416
‫تازه، ترجیح می‌دم گمون کنم
‫از بس فراموشی داره،

226
00:10:52,500 --> 00:10:54,000
‫روزی دو آدامس بیشتر نخوره.

227
00:10:54,083 --> 00:10:55,416
‫چی رو فراموش می‌کنم؟

228
00:10:55,500 --> 00:10:57,166
‫اشکالی نداره. ولش کن.

229
00:10:57,250 --> 00:10:59,666
‫چی رو فراموش می‌کنم؟

230
00:10:59,750 --> 00:11:02,000
‫«سانی دیلایت» کم داریم.
‫«سانی دیلایت» کم داریم.

231
00:11:02,083 --> 00:11:04,458
‫- لئون! پارسلی!
‫- هفتاد و نه!

232
00:11:04,541 --> 00:11:06,166
‫بذار کمکت کنم بلند شی.

233
00:11:06,250 --> 00:11:09,333
‫اِم، تو راهروی شش
‫«چیریو» ریخته.

234
00:11:09,416 --> 00:11:11,041
‫شرمنده، تو راهروی چهار ریخته.

235
00:11:11,125 --> 00:11:12,875
‫آفتابگیرم رو دزدیدی.

236
00:11:12,958 --> 00:11:14,083
‫عه، پسش بـ...

237
00:11:15,083 --> 00:11:17,083
‫شرمنده. «لاکی چارمز» ریخته.

238
00:11:17,166 --> 00:11:18,875
‫از دنیز عذرخواهی کن.

239
00:11:18,958 --> 00:11:20,375
‫شاید بعدا کردم.
‫یادم بنداز.

240
00:11:20,458 --> 00:11:21,500
‫دختر خیلی خوبیه...

241
00:11:21,583 --> 00:11:25,083
‫و می‌خواد خواهر بزرگ‌ترت باشه.
‫اگه بذاری، دوستت هم می‌شه.

242
00:11:25,166 --> 00:11:27,625
‫گمون نکنم «دوستم» بشه.
‫یه مقدار رئیس‌بازی درمیاره.

243
00:11:27,708 --> 00:11:30,791
‫حواست باشه علاوه بر عذرخواهی،
‫کتابش رو هم بهش پس بدی.

244
00:11:30,875 --> 00:11:33,958
‫مجله طبیه. همیشه می‌خوندش.
‫اصلا عادی نیست.

245
00:11:34,041 --> 00:11:37,083
‫- حداقل یه چیزی می‌خونه.
‫- فهرست یه مشت دوا و داروئه.

246
00:11:37,166 --> 00:11:39,250
‫- می‌خوای بدونی واسه چی می‌خونه؟
‫- واسه چی؟

247
00:11:39,333 --> 00:11:40,625
‫آخه می‌خواد از عوارض جانبی...

248
00:11:40,708 --> 00:11:43,083
‫دارویی که بابِت مصرف می‌کنه،
‫خبردار بشه.

249
00:11:43,833 --> 00:11:44,875
‫مگه بابِت چی مصرف می‌کنه؟

250
00:11:44,958 --> 00:11:46,708
‫از من نپرس، از دنیز بپرس.

251
00:11:46,791 --> 00:11:49,416
‫- از کجا می‌دونی چیزی مصرف می‌کنه؟
‫- از دنیز بپرس.

252
00:11:49,500 --> 00:11:51,708
‫- چرا از بابا نپرسم؟
‫- از بابا بپرس.

253
00:11:53,750 --> 00:11:58,875
‫[زمین بازی «راک‌اسمیت»]
‫[قهرمانان ایالاتی]

254
00:12:11,416 --> 00:12:14,291
‫شماره تلفن طرف رو می‌گیرم،
‫ولی یادم می‌ره دارم به کی زنگ می‌زنم.

255
00:12:14,375 --> 00:12:16,500
‫می‌رم مغازه، ولی یادم می‌ره چی بخرم.

256
00:12:16,583 --> 00:12:17,666
‫همه‌مون فراموش می‌کنیم دیگه.

257
00:12:17,750 --> 00:12:20,375
‫گاهی اوقات استفی رو «دنیز» صدا می‌کنم.

258
00:12:20,458 --> 00:12:22,416
‫یادم می‌ره ماشین رو کجا پارک کردم.

259
00:12:22,416 --> 00:12:24,375
‫- کی به استفی گفت؟
‫- دنیز گفت.

260
00:12:24,458 --> 00:12:27,166
‫استفی به دنیز گفته
‫چی می‌خورم؟

261
00:12:27,250 --> 00:12:29,166
‫می‌خواستم اول از خودت بپرسم،
‫بعد از خودش.

262
00:12:29,250 --> 00:12:31,166
‫ما که همیشه همه‌چی رو
‫به هم می‌گیم.

263
00:12:31,250 --> 00:12:34,166
‫چیزی نمی‌خورم که رو حافظه‌ام
‫تأثیر بذاره جک.

264
00:12:34,250 --> 00:12:36,416
‫خودم می‌خوام این روزها رو
‫به خاطر داشته باشم.

265
00:12:36,500 --> 00:12:39,166
‫همه مسائلی رو فراموش می‌کنن.
‫اتفاقات زیادی رخ می‌ده دیگه.

266
00:12:39,250 --> 00:12:40,333
‫زندگیم مجموعه‌ای از «یا»هاست.

267
00:12:40,416 --> 00:12:43,333
‫یا باید آدامس عادی بخورم،
‫یا آدامس بدون قند.

268
00:12:43,416 --> 00:12:46,708
‫یا باید آدامس بخورم، یا سیگار بکشم.
‫یا باید سیگار بکشم، یا وزن اضافه کنم.

269
00:12:46,791 --> 00:12:50,333
‫یا باید وزن اضافه کنم،
‫یا رو پله‌های استادیوم بدوم.

270
00:12:50,416 --> 00:12:52,000
‫ظاهرا زندگی حوصله‌سربریه.

271
00:12:52,208 --> 00:12:54,208
‫- هنوز قهوه نمی‌خوری؟
‫- نه.

272
00:12:54,291 --> 00:12:56,666
‫بابا وقتی از کلاسش برمی‌گرده،
‫یه فنجون می‌خوره.

273
00:12:56,750 --> 00:12:57,791
‫خیلی سر کلاسش زحمت می‌کشه.

274
00:12:57,875 --> 00:12:59,208
‫با قهوه خوردن آروم می‌شه.

275
00:12:59,291 --> 00:13:00,666
‫واسه همین خطرناکه.

276
00:13:00,750 --> 00:13:03,916
‫- واسه چی خطرناکه؟
‫- هرچی آدم رو آروم کنه، خطرناکه.

277
00:13:28,541 --> 00:13:30,750
‫می‌خوایم بابا رو چیکار کنیم؟

278
00:13:30,833 --> 00:13:33,166
‫با اون قرصی که می‌خوره،
‫هیچی یادش نمی‌مونه.

279
00:13:33,250 --> 00:13:35,125
‫ما که مطمئن نیستیم
‫قرصی مصرف می‌کنه یا نه.

280
00:13:35,208 --> 00:13:38,000
‫خودم بسته خالیش رو
‫ته سطل آشغال زیر روشویی آشپزخونه دیدم.

281
00:13:38,083 --> 00:13:40,583
‫- از کجا می‌دونی مال خودشه؟
‫- خودم دیدم انداختش دور.

282
00:13:40,666 --> 00:13:42,375
‫اسم دارو روش نوشته بود.

283
00:13:42,875 --> 00:13:44,125
‫- اسمش دایلاره.
‫- دایلار؟

284
00:13:44,208 --> 00:13:45,916
‫«هر سه روز یک‌بار
‫یک عدد بخورید»،

285
00:13:46,000 --> 00:13:49,125
‫انگار خطرناک یا اعتیادآوره.

286
00:13:49,208 --> 00:13:52,083
‫- تو کتابت راجع به دایلار چی نوشته؟
‫- همین دیگه.

287
00:13:52,166 --> 00:13:54,708
‫تو کتابم نیست.
‫چندین ساعت گشتمش.

288
00:13:54,791 --> 00:13:56,166
‫چهار صفحه نمایه داره.

289
00:13:56,250 --> 00:13:59,083
‫حتما اخیرا عرضه شده
‫یا اسمش رو عوض کردن.

290
00:13:59,166 --> 00:14:01,458
‫- می‌خوای خودم دوباره بگردم؟
‫- نه، خودم گشتم.

291
00:14:01,541 --> 00:14:04,291
‫شاید اگه بتونیم قرصش رو گیر بیاریم،
‫بتونی بدی بررسیش کنن؟

292
00:14:04,375 --> 00:14:06,250
‫نمی‌خوام بیش از حد بزرگش کنم.

293
00:14:06,333 --> 00:14:08,750
‫- می‌تونیم با دکترش تماس بگیریم؟
‫- هر کسی دارویی مصرف می‌کنه.

294
00:14:08,833 --> 00:14:10,500
‫هر کسی هر از گاهی
‫مسئله‌ای رو فراموش می‌کنه.

295
00:14:10,500 --> 00:14:11,583
‫ولی عین مادرم نمی‌کنه.

296
00:14:11,666 --> 00:14:14,083
‫- خودم همیشه کلی چیز رو فراموش می‌کنم.
‫- خودت چی مصرف می‌کنی؟

297
00:14:14,166 --> 00:14:17,125
‫اِم، قرص فشار خون، قرص استرس،
‫قرص حساسیت،

298
00:14:17,208 --> 00:14:18,583
‫قطره چشم و آسپرین.

299
00:14:18,666 --> 00:14:21,750
‫کابینت داروهاتون رو گشتم.
‫خیال کردم بسته جدیدی پیدا می‌کنم.

300
00:14:21,833 --> 00:14:24,291
‫- لوی دایلار پیدا نکردی؟
‫- نه.

301
00:14:24,375 --> 00:14:25,750
‫خب، شاید دیگه مصرف نمی‌کنه.

302
00:14:25,833 --> 00:14:28,500
‫واسه چی نمی‌خوای باور کنی
‫که ممکنه یه جای کار بلنگه؟

303
00:14:28,583 --> 00:14:31,166
‫باید به همدیگه اجازه بدیم
‫اسرارمون رو حفظ کنیم، موافق نیستی؟

304
00:14:31,250 --> 00:14:33,791
‫تو اتاق زیرشیروانی کتاب‌های
‫علوم خفیه قایم کرده.

305
00:14:34,375 --> 00:14:35,541
‫خودم پیداشون کردم.

306
00:14:35,625 --> 00:14:38,916
‫ضمنا، گمون نکنم امشب
‫به کلاس ژستش رفته باشه.

307
00:14:39,000 --> 00:14:40,041
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

308
00:14:40,125 --> 00:14:42,458
‫دم تابلوی ایست، سمت راست پیچید
‫و سمت چپ نرفت.

309
00:14:42,541 --> 00:14:45,625
‫- شاید خواسته از مسیر سرسبزتری بره.
‫- اون هم سمت چپ می‌شه.

310
00:14:45,708 --> 00:14:47,708
‫بجنبین، بیاین. دارن فیلم
‫سقوط هواپیما پخش می‌کنن.

311
00:14:50,041 --> 00:14:52,791
‫... مانوری به نام «هشت کوبایی وارونه»...

312
00:14:52,875 --> 00:14:55,541
‫جتی آزمایشی تو نمایشی هوایی
‫تو نیوزیلند بود.

313
00:14:55,625 --> 00:14:56,916
‫باز هم پخشش می‌کنن.

314
00:14:57,000 --> 00:14:59,375
‫... واسه اجرای کاملش،
‫جای کافی نداشت.

315
00:15:04,083 --> 00:15:07,041
‫هواپیما تو مزرعه‌ای کنار شرکت
‫«بال کورپوریشن» سقوط کرد...

316
00:15:07,125 --> 00:15:10,458
‫به هیچ‌کدوم از هزاران شاهد ماجرا
‫اجازه ندادن وارد اون ناحیه بشن...

317
00:15:10,541 --> 00:15:12,875
‫- بیاین یه سریال کمدی موقعیت تماشا کنیم.
‫- نه‌خیر!

318
00:15:12,958 --> 00:15:15,291
‫... ظاهرا این اف۸۶ داشت موفق می‌شد،

319
00:15:15,375 --> 00:15:17,250
‫اما فاصله و سرعتش کافی نبود.

320
00:16:08,916 --> 00:16:09,833
‫بابا؟

321
00:19:00,666 --> 00:19:03,291
‫حس کردم دارم درون خودم سقوط می‌کنم.

322
00:19:05,208 --> 00:19:07,875
‫انگار شیرجه زده بودم
‫و قلبم داشت می‌ایستاد.

323
00:19:10,416 --> 00:19:13,708
‫یکی اینجا پیشمون بود.
‫موجودی پیشمون بود.

324
00:19:14,958 --> 00:19:16,083
‫طبیعیه.

325
00:19:16,166 --> 00:19:19,458
‫عادیه که افراد خوب و خوش‌نیت،
‫با دیدن فاجعه‌ای...

326
00:19:19,541 --> 00:19:21,958
‫تو تلویزیون، هیجان‌زده بشن.

327
00:19:22,041 --> 00:19:24,166
‫از حواس‌پرتی رنج می‌بریم.

328
00:19:24,250 --> 00:19:25,541
‫نیاز داریم هر از گاهی فاجعه‌ای رخ بده...

329
00:19:25,625 --> 00:19:28,458
‫که بمباران اطلاعات پیوسته رو قطع کنه.

330
00:19:28,541 --> 00:19:30,875
‫مدام اطلاعات دریافت می‌کنیم.
‫با کلمات، تصاویر، اعداد...

331
00:19:30,958 --> 00:19:33,875
‫فقط فجایع توجهمون رو جلب می‌کنن.
‫خودمون خواهانشونیم.

332
00:19:33,958 --> 00:19:35,750
‫حالا پای کالیفرنیا وسط میاد.

333
00:19:35,833 --> 00:19:37,416
‫گل‌شار رخ می‌ده،
‫جنگل آتش می‌گیره...

334
00:19:37,500 --> 00:19:39,083
‫اگه قرصی برات بیارم...

335
00:19:39,166 --> 00:19:41,041
‫قرص؟ قرص واقعی؟

336
00:19:41,125 --> 00:19:41,958
‫آره، قرص.

337
00:19:42,041 --> 00:19:43,791
‫- می‌تونی بررسیش کنی؟
‫- جک.

338
00:19:43,875 --> 00:19:45,375
‫- چرا از من می‌پرسی؟
‫- چون نابغه‌ای.

339
00:19:45,458 --> 00:19:47,958
‫همه‌مون نابغه‌ایم.
‫مگه جریان از همین قرار نیست؟

340
00:19:48,041 --> 00:19:49,791
‫تو من رو نابغه خطاب می‌کنی.
‫من تو رو نابغه خطاب می‌کنم.

341
00:19:49,875 --> 00:19:52,708
‫- آلفونسه رو نابغه خطاب می‌کنیم.
‫- هر بلایی سر کالیفرنیا بیاد، حقشه.

342
00:19:52,791 --> 00:19:55,500
‫این مفهوم سبک زندگی رو
‫کالیفرنیا ابداع کرده بود.

343
00:19:55,583 --> 00:19:56,833
‫همین تضمینی بر
‫به فنا رفتنشونه.

344
00:19:56,916 --> 00:19:59,541
‫- جک...
‫- کسی من رو نابغه خطاب نمی‌کنه.

345
00:19:59,625 --> 00:20:02,750
‫زیرک خطابم می‌کنن.
‫می‌گن به موضوع مهمی چسبیدم...

346
00:20:02,833 --> 00:20:06,333
‫منظورت اینه که شیفتگی
‫فجایع تلویزیونی امری نسبتا جهانیه.

347
00:20:06,416 --> 00:20:08,375
‫- قرصه کجاست؟
‫- باید پیداش کنم.

348
00:20:08,458 --> 00:20:11,875
‫... نمی‌دونم خوشحال باشم یا ناراحت
‫که تجربیاتم رو به همه نسبت می‌دین.

349
00:20:11,958 --> 00:20:14,666
‫جک، باید کمکم کنی...

350
00:20:14,750 --> 00:20:17,791
‫تو گروه خودم مرکز الویس پرسلی راه بندازم.

351
00:20:17,875 --> 00:20:19,375
‫نظر آلفونسه چیه؟

352
00:20:19,458 --> 00:20:23,291
‫ظاهرا به نظرش کوتساکیس بیشتر حق داره.

353
00:20:23,375 --> 00:20:25,500
‫کوتساکیس موقع درگذشت سلطان
‫تو ممفیس بوده.

354
00:20:25,583 --> 00:20:27,416
‫با چند تن از همراهانش مصاحبه کرده بود...

355
00:20:27,500 --> 00:20:30,166
‫تو مستراحی بدون نشیمنگاه دستشویی کردی؟

356
00:20:30,250 --> 00:20:31,833
‫مستراح مردونه بی‌نظیر و باحالی بود...

357
00:20:31,916 --> 00:20:36,125
‫الویس از نظر کوتساکیس همون الویسه.
‫ولی الویس در حکم هیتلر منه.

358
00:20:36,208 --> 00:20:38,000
‫چه کمکی از دستم ساخته است؟

359
00:20:38,083 --> 00:20:40,541
‫اگه بتونیم امروز بعدازظهر
‫یه سر بیای کلاسم...

360
00:20:40,625 --> 00:20:42,875
‫و نظری در این رابطه بدی، ممنون می‌شم.

361
00:20:42,958 --> 00:20:46,416
‫اعتبار و حضورت خیلی برام ارزشمنده.

362
00:20:46,500 --> 00:20:48,666
‫دستشویی تو برف فتیش من هم هست.

363
00:20:48,750 --> 00:20:52,500
‫این مسائل رو تدریس نمی‌کنیم.
‫مستراح بدون نشیمنگاه، دستشویی تو روشویی...

364
00:20:52,583 --> 00:20:54,125
‫و فرهنگ مستراح عمومی رو می‌گم.

365
00:20:54,208 --> 00:20:56,541
‫من تو کل روشویی‌های
‫غرب آمریکا دستشویی کردم

366
00:20:56,625 --> 00:21:00,208
‫من یواشکی از مرز رد شدم
‫که تو روشویی‌های منیتوبا و آلبرتا دستشویی کنم

367
00:21:00,291 --> 00:21:03,750
‫تا حالا زنی پوسته پوسته کمرتون رو
‫بعد از چند روز تو ساحل موندن کنده؟

368
00:21:03,833 --> 00:21:06,541
‫تو فلوریدا، کوکو بیچ پیش اومده بود.
‫حرف نداشت.

369
00:21:06,625 --> 00:21:08,958
‫دومین یا سومین تجربه برتر عمرم بود.

370
00:21:09,041 --> 00:21:10,833
‫- برهنه بود؟
‫- تا کمرش برهنه بود.

371
00:21:10,916 --> 00:21:12,500
‫کدوم طرفی وایستاده بود؟

372
00:21:26,000 --> 00:21:27,958
‫[مواد شیمیایی سمی]

373
00:21:34,958 --> 00:21:38,333
‫♪ وایستا، ببین و نگاهم کن عزیز دلم. ♪

374
00:21:38,416 --> 00:21:40,500
‫♪ فلسفه زندگی من از همین قراره. ♪

375
00:21:41,500 --> 00:21:43,666
‫[اشتعال‌پذیر]
‫[سیگار کشیدن تا پانزده متری ممنوع]

376
00:21:51,500 --> 00:21:54,416
‫[اشتعال‌پذیر]
‫[سیگار کشیدن تا پانزده متری ممنوع]

377
00:21:54,416 --> 00:21:55,833
‫آیا مادر الویس خبر داشت...

378
00:21:57,041 --> 00:21:58,666
‫الویس جوان‌مرگ می‌شه؟

379
00:21:59,750 --> 00:22:01,166
‫از آدمکش‌ها می‌گفت.

380
00:22:02,541 --> 00:22:04,625
‫از «زندگی به خصوصش» می‌گفت.

381
00:22:04,708 --> 00:22:07,875
‫از زندگی فردی به این مشهوری می‌گفت.

382
00:22:08,875 --> 00:22:11,583
‫مگه ساختار زندگی به شکلی نیست
‫که آدم رو زود از پا دربیاره؟

383
00:22:12,708 --> 00:22:14,625
‫هدف زندگی همینه، مگه نه؟

384
00:22:15,375 --> 00:22:17,375
‫قوانین و دستور‌العمل‌هایی وجود داره.

385
00:22:21,583 --> 00:22:23,583
‫من نسبت به مادرها حس خاصی دارم.

386
00:22:24,458 --> 00:22:25,958
‫مادرها واقعا خبر دارن.

387
00:22:26,583 --> 00:22:27,916
‫روایاتمون حقیقت دارن.

388
00:22:28,000 --> 00:22:30,041
‫هیتلر مادرش رو خیلی دوست داشت.

389
00:22:31,458 --> 00:22:35,041
‫اولین بچه کلارا بود
‫که در نوزادی نمرد.

390
00:22:35,125 --> 00:22:38,250
‫الویس و گلادیس دوست داشتن
‫همدیگه رو ناز کنن.

391
00:22:38,958 --> 00:22:42,541
‫تا به بلوغ جسمانی نرسیده بود،
‫تو یه تخت‌خواب می‌خوابیدن.

392
00:22:42,625 --> 00:22:44,458
‫با همدیگه کودکانه صحبت می‌کردن.

393
00:22:44,541 --> 00:22:46,125
‫هیتلر بچه تنبلی بود.

394
00:22:46,875 --> 00:22:50,416
‫کارنامه‌اش مملو از نمرات نامطلوب بود.

395
00:22:50,500 --> 00:22:52,916
‫گلادیس نگران تو خواب راه رفتنش بود.

396
00:22:53,000 --> 00:22:55,500
‫هر بچه‌ای رو که اذیتش می‌کرد،
‫دعوا می‌کرد.

397
00:22:56,458 --> 00:22:59,166
‫گلادیس هر روز الویس رو می‌رسوند مدرسه
‫و می‌رفت دنبالش.

398
00:22:59,250 --> 00:23:02,208
‫- تو دعواهای خیابونی ازش دفاع می‌کرد.
‫- ولی کلارا خیلی دوستش داشت.

399
00:23:02,916 --> 00:23:04,000
‫لوسش می‌کرد.

400
00:23:04,666 --> 00:23:07,666
‫جای پدرش که بی‌توجهی می‌کرد،
‫بهش توجه می‌کرد.

401
00:23:07,750 --> 00:23:11,333
‫گلادیس معتمدِ الویس بود.
‫دوست هاش رو باهاش آشنا می‌کرد.

402
00:23:11,416 --> 00:23:13,625
‫هیتلر واسه مادرش شعری نوشته بود.

403
00:23:13,708 --> 00:23:18,000
‫کلاس پیانو می‌رفت
‫و موزه و ویلا طراحی می‌کرد.

404
00:23:18,083 --> 00:23:22,125
‫وقتی الویس به ارتش ملحق شد،
‫گلادیس مریض و افسرده شد.

405
00:23:22,208 --> 00:23:25,625
‫هیتلر به قول خودمون «پسر مامانی» بود.

406
00:23:25,708 --> 00:23:28,375
‫الویس طاقت ندیدن گلادیس رو نداشت.

407
00:23:28,458 --> 00:23:31,375
‫حالش که بدتر شد،
‫تو بیمارستان شب‌زنده‌داری می‌کرد.

408
00:23:31,458 --> 00:23:33,833
‫وقتی مادر هیتلر به شدت مریض شد،

409
00:23:33,916 --> 00:23:36,791
‫تو آشپزخونه تختی گذاشت
‫که بهش نزدیک‌تر باشه.

410
00:23:36,875 --> 00:23:38,750
‫الویس موقع درگذشت گلادیس فروپاشید.

411
00:23:38,833 --> 00:23:41,000
‫آشپزی و نظافت می‌کرد،
‫کنار قبرش کلی اشک ریخت.

412
00:23:41,083 --> 00:23:44,833
‫- تو تابوتش نازش می‌کرد.
‫- غرق افسردگی و تأسف به حال خودش شد.

413
00:23:44,916 --> 00:23:46,291
‫کودکانه باهاش صحبت کرد.

414
00:23:46,375 --> 00:23:49,125
‫هیتلر تا آخر عمرش طاقت نداشت که...

415
00:23:49,208 --> 00:23:52,166
‫... مرگ گلادیس تغییر بزرگی تو دیدگاه...

416
00:23:52,250 --> 00:23:53,791
‫... کنار درخت کریسمس از دنیا رفت.

417
00:23:53,875 --> 00:23:55,375
‫- ... سلطان ایجاد کرد.
‫- چندین سال بعد...

418
00:23:55,458 --> 00:23:57,500
‫الویس کم‌کم خودش رو دور کرد...

419
00:23:57,583 --> 00:23:58,916
‫... به شدت از همه دوری می‌کرد...

420
00:23:59,000 --> 00:24:00,583
‫... و به حالت مرگ خودش نزدیک می‌شد.

421
00:24:00,666 --> 00:24:03,750
‫هیتلر پرتره مادرش رو تو اتاقش
‫تو اوبرسالزبرگ به دیوار زده بود.

422
00:24:03,833 --> 00:24:06,833
‫کم‌کم با گوش چپش سوتی می‌شنید.

423
00:24:08,000 --> 00:24:11,000
‫الویس به شرایط قراردادش عمل کرد.

424
00:24:11,791 --> 00:24:12,833
‫افراط می‌کرد،

425
00:24:14,041 --> 00:24:18,208
‫رو به زوال می‌رفت، خودش رو نابود می‌کرد،
‫عجیب و غریب رفتار می‌کرد،

426
00:24:18,291 --> 00:24:24,333
‫چاق شد و مغزش مملو از توهین بود،
‫خودش این بلاها رو سر خودش آورد.

427
00:24:26,875 --> 00:24:28,750
‫دیگه جایگاه افسانه‌ایش تضمین شده بود.

428
00:24:30,041 --> 00:24:35,708
‫افرادی که بهش شک داشتن با مرگی زودهنگام،
‫وحشتناک و غیرضروری کنار زد.

429
00:24:35,791 --> 00:24:37,333
‫دیگه کسی نمی‌تونست انکارش کنه.

430
00:24:38,500 --> 00:24:43,333
‫احتمالا مادرش کل این وقایع رو
‫تو تلویزیونی نوزده اینچی...

431
00:24:43,416 --> 00:24:45,250
‫و چندین سال پیش از مرگ خودش دیده بود.

432
00:24:47,916 --> 00:24:49,250
‫هیتلر رو تصور کنین...

433
00:24:49,916 --> 00:24:51,000
‫که اواخر عمرشه...

434
00:24:51,083 --> 00:24:54,458
‫و تو فورربونکر،
‫زیر شهر آتشین گیر افتاده.

435
00:24:54,541 --> 00:24:57,458
‫به یاد اوایل دوران قدرتش می‌افته...

436
00:24:57,541 --> 00:24:59,250
‫که ملت می‌اومدن.

437
00:25:00,041 --> 00:25:03,000
‫افراد زیادی حیاط رو می‌پوشوندن،

438
00:25:03,083 --> 00:25:05,625
‫ترانه‌های میهن‌دوستانه می‌خوندن...

439
00:25:05,708 --> 00:25:10,291
‫و رو دیوارها و بدن حیوانات اهلی
‫سواستیکا می‌کشیدن.

440
00:25:10,375 --> 00:25:13,333
‫کلی آدم به ویلای کوهستانیش می‌اومدن.

441
00:25:13,416 --> 00:25:16,500
‫کلی آدم می‌اومدن
‫که حرف‌هاش رو بشنون.

442
00:25:16,583 --> 00:25:19,250
‫کلی آدم می‌اومدن
‫که با دیدنش تحریک می‌شدن،

443
00:25:19,333 --> 00:25:23,416
‫کلی آدم که قبلا گفته بود
‫تنها عروسش هستن.

444
00:25:23,500 --> 00:25:28,750
‫کلی آدم می‌اومدن که با صداش،
‫ترانه‌های شادی‌آور...

445
00:25:28,833 --> 00:25:32,541
‫و رژه‌های مشعل‌دار هیپنوتیزم بشن.
‫ولی وایستین ببینم!

446
00:25:36,458 --> 00:25:38,666
‫این توصیفات واسه همه‌مون خیلی آشناست.

447
00:25:40,250 --> 00:25:42,916
‫تقریبا برامون عادیه.

448
00:25:43,958 --> 00:25:47,375
‫کلی آدم میان، هیجان‌زده می‌شن،

449
00:25:48,875 --> 00:25:50,416
‫همدیگه رو هل می‌دن...

450
00:25:50,500 --> 00:25:53,375
‫و مشتاقن اعزامشون کنن.
‫اتفاقی عادی نیست؟

451
00:25:54,125 --> 00:25:55,416
‫همه‌مون با چنین حسی آشناییم.

452
00:25:56,708 --> 00:25:59,750
‫خودمون تو این جمعیت‌ها حضور داشتیم.

453
00:25:59,833 --> 00:26:03,833
‫ولی حتما این جمعیت‌ها خصوصیت متفاوتی داشتن.
‫چه خصوصیتی داشتن؟

454
00:26:08,791 --> 00:26:10,916
‫بذارین واژه وحشتناکی رو...

455
00:26:12,000 --> 00:26:13,458
‫از انگلیسی باستان،

456
00:26:14,625 --> 00:26:16,083
‫آلمانی باستان...

457
00:26:16,166 --> 00:26:18,375
‫و نورس باستان زمزمه کنم.

458
00:26:20,250 --> 00:26:25,041
‫مرگ.

459
00:26:28,166 --> 00:26:33,000
‫مرگ.

460
00:26:36,916 --> 00:26:39,416
‫این جمعیت‌ها به نام مرگ جمع شده بودن.

461
00:26:40,708 --> 00:26:43,416
‫واسه گرامی داشتن مردگان جمع شده بودن.

462
00:26:43,500 --> 00:26:44,833
‫ولی مردگان همون زمان رو
‫گرامی نمی‌داشتن.

463
00:26:46,458 --> 00:26:47,791
‫مردگان آینده رو گرامی می‌داشتن.

464
00:26:49,291 --> 00:26:51,125
‫مردگانی رو که الان
‫کنارمون زنده‌ان گرامی می‌داشتن.

465
00:26:52,583 --> 00:26:57,666
‫دسته‌روی می‌کردن، آهنگ می‌خوندن،
‫سخنرانی می‌کردن، با مردگان حرف می‌زدن...

466
00:26:57,750 --> 00:27:01,125
‫و یه یاد مردگان متونی می‌خوندن.

467
00:27:01,208 --> 00:27:03,666
‫می‌رفتن شاهد هیزم‌ها و چرخ‌های سوزان باشن،

468
00:27:03,750 --> 00:27:06,833
‫چند هزار پرچم رو
‫به نشانه احترام بلند می‌کردن،

469
00:27:06,916 --> 00:27:09,375
‫چند هزار سوگوار با لباس فرم جمع می‌شدن!

470
00:27:09,458 --> 00:27:14,458
‫کلی درجه نظامی و اسکادران داشتن،
‫مناظر مناسبی رو برمی‌گزیدن،

471
00:27:14,541 --> 00:27:17,541
‫پرچم‌های خونین داشتن
‫و لباس‌های فرم مشکی می‌پوشیدن.

472
00:27:17,625 --> 00:27:22,208
‫کلی آدم می‌اومدن که سپری
‫مقابل مرگ خودشون ایجاد کنن.

473
00:27:22,291 --> 00:27:24,708
‫می‌اومدن تا با همدیگه
‫جلوی مرگ رو بگیرن.

474
00:27:25,416 --> 00:27:29,500
‫اگه از جمعیت جدا می‌شدن،
‫ریسک مرگشون رو به جون می‌خریدن...

475
00:27:29,583 --> 00:27:31,958
‫و ممکن بود تک و تنها بمیرن!

476
00:27:45,958 --> 00:27:49,791
‫مهم‌ترین دلیل جمع شدن مردم همین بود.

477
00:27:52,291 --> 00:27:54,041
‫می‌رفتن که کنار هم تجمع کنن.

478
00:29:39,875 --> 00:29:43,375
‫[۲. عارضه مسمومیت هوایی]

479
00:29:43,375 --> 00:29:45,833
‫امیدوارم روزها بی‌هدف باشن.

480
00:29:45,916 --> 00:29:47,750
‫فصول به آرامی عوض بشن.

481
00:29:48,958 --> 00:29:51,833
‫طبق نقشه‌مون عمل نکنیم.

482
00:30:04,416 --> 00:30:10,000
‫ضد احتقان، آنتی‌هیستامین،
‫داروی سرماخوردگی، ضد درد.

483
00:30:47,625 --> 00:30:49,875
‫سلام. چی می‌بینی؟

484
00:30:49,958 --> 00:30:53,666
‫رادیو گفت تانکری از خط‌ آهن خارج شده،
‫ولی گمون نکنم خارج شده باشه.

485
00:30:53,750 --> 00:30:56,250
‫تصادف کرده و یه چیزی سوراخش کرده.

486
00:30:56,333 --> 00:30:58,625
‫کلی دود بلند شده.
‫ظاهرش خوش‌آیند نیست.

487
00:30:58,708 --> 00:30:59,875
‫چه شکلیه؟

488
00:31:07,166 --> 00:31:10,458
‫- ماشین آتش‌نشانی هم دیدی یا...
‫- خیلی زیادن.

489
00:31:10,541 --> 00:31:12,583
‫ظاهرا زیاد نزدیک نمی‌شن.

490
00:31:12,666 --> 00:31:15,625
‫حتما مواد به شدت سمی
‫یا منفجره‌ایه.

491
00:31:16,291 --> 00:31:18,375
‫- این طرفی نمیاد.
‫- از کجا می‌دونی؟

492
00:31:18,458 --> 00:31:19,291
‫نمیاد دیگه.

493
00:31:19,375 --> 00:31:23,083
‫خواستم بگم نباید لبه پنجره وایستی.
‫بابا نگران می‌شه.

494
00:31:23,166 --> 00:31:26,750
‫خیال می‌کنی اگه بهم بگی نگران می‌شه،
‫عذاب وجدان می‌گیرم و چنین کاری نمی‌کنم.

495
00:31:26,833 --> 00:31:29,750
‫ولی اگه بگی خودت نگران می‌شی،
‫همیشه تکرارش می‌کنم.

496
00:31:31,041 --> 00:31:32,166
‫پنجره رو ببند.

497
00:31:34,875 --> 00:31:36,375
‫تکالیفت رو انجام دادی؟

498
00:31:36,458 --> 00:31:38,750
‫اون دوده گنده رو از اتاق زیرشیروانی دیدی؟

499
00:31:38,833 --> 00:31:40,916
‫- دوده نیست.
‫- مجبور می‌شیم از اینجا بریم؟

500
00:31:41,000 --> 00:31:42,750
‫- معلومه که نه.
‫- از کجا می‌دونی؟

501
00:31:42,833 --> 00:31:43,708
‫می‌دونم دیگه.

502
00:31:43,791 --> 00:31:45,291
‫پس اون دفعه که تو مدرسه‌مون
‫نشتی رخ داده بود...

503
00:31:45,291 --> 00:31:46,333
‫و مجبور شدیم تخلیه‌اش کنیم چی؟

504
00:31:46,416 --> 00:31:48,541
‫اون نشتی داخلی بود.
‫این یکی خارجیه.

505
00:31:48,625 --> 00:31:50,916
‫دارن با برگ‌روب روی نشتی رو می‌پوشونن.

506
00:31:51,000 --> 00:31:52,041
‫با چی می‌پوشونن؟

507
00:31:52,125 --> 00:31:54,333
‫چه بدونم، ولی می‌خوان
‫از خطر نشتی بکاهن.

508
00:31:54,416 --> 00:31:57,833
‫- معلوم نمی‌شه دارن چیکار می‌کنن.
‫- نمی‌خوان گسترش پیدا کنه.

509
00:31:57,916 --> 00:31:59,250
‫- چی بخوریم؟
‫- نمی‌دونم.

510
00:31:59,333 --> 00:32:01,708
‫اگه گسترش پیدا کنه،
‫چه باد بیاد، چه نیاد، به اینجا می‌رسه.

511
00:32:01,791 --> 00:32:03,250
‫- نمی‌رسه.
‫- از کجا می‌دونی؟

512
00:32:03,333 --> 00:32:04,333
‫نمی‌رسه دیگه!

513
00:32:04,416 --> 00:32:07,083
‫رادیو دوده گنده‌ای خطابش می‌کنه،
‫ولی این‌طور نیست.

514
00:32:07,166 --> 00:32:09,000
‫- بابا هم همین رو می‌گه.
‫- پس چیه؟

515
00:32:09,083 --> 00:32:12,791
‫شکل خاصی نداره و رو به گسترشه.
‫دودی تیره و مشکیه.

516
00:32:12,875 --> 00:32:15,250
‫- چرا می‌گن دوده است؟
‫- نمی‌خوان وقت برنامه رو بگیرن.

517
00:32:15,333 --> 00:32:17,083
‫نگفتن چه ماده شیمیایی‌ایه؟

518
00:32:17,166 --> 00:32:19,375
‫اسمش مشتق نایودین یا نایودین دیه.

519
00:32:19,458 --> 00:32:21,750
‫تو مدرسه فیلمی راجع به زباله‌های سمی
‫گذاشته بودن و توضیح داده بودن.

520
00:32:21,833 --> 00:32:24,000
‫- چه عوارضی داره؟
‫- فیلم همون موش‌ها رو می‌گی؟

521
00:32:24,083 --> 00:32:27,791
‫از عوارضش رو انسان مطمئن نبودن.
‫ولی موش‌ها کلی ورم می‌کردن.

522
00:32:27,875 --> 00:32:30,041
‫تو فیلمه این‌جوری می‌گفت.
‫رادیو چی گفت؟

523
00:32:30,125 --> 00:32:32,125
‫گفت پوست آدم می‌سوزه
‫و کف دستش عرق می‌کنه.

524
00:32:32,208 --> 00:32:34,166
‫- کف دست موش‌ها عرق می‌کرد؟
‫- رادیو رو می‌گه، فیلمه رو نمی‌گه.

525
00:32:34,250 --> 00:32:36,750
‫بعدش گفتن تهوع، استفراغ
‫و تنگی نفس رو هم شامل می‌شه.

526
00:32:36,833 --> 00:32:38,625
‫- رادیو گفته یا فیلمه؟
‫- جفتشون.

527
00:32:38,708 --> 00:32:40,541
‫- این طرفی نمیاد.
‫- از کجا می‌دونی؟

528
00:32:40,625 --> 00:32:43,041
‫نمیاد دیگه.
‫امروز هوا آرومه.

529
00:32:43,125 --> 00:32:45,833
‫اگه این وقت سال باد بیاد،
‫اون طرفی میاد، این طرفی نمیاد.

530
00:32:45,916 --> 00:32:47,541
‫- اگه این طرفی بیاد چی؟
‫- نمیاد.

531
00:32:47,625 --> 00:32:50,208
‫- اگه همین یه بار بیاد چی؟
‫- واسه چی باید بیاد؟

532
00:32:50,291 --> 00:32:52,208
‫بخشی از بزرگراه
‫میان‌ایالتی رو مسدود کردن.

533
00:32:52,250 --> 00:32:53,250
‫بهتره مسدود کنن.

534
00:32:53,333 --> 00:32:54,541
‫- واسه چی؟
‫- واسه چی بهتره بکنن؟

535
00:32:54,625 --> 00:32:57,333
‫بهتره دیگه.
‫احتیاط شرط عقله.

536
00:32:57,416 --> 00:33:01,083
‫- این‌جوری حمل و نقل تسهیل می‌شه...
‫- گوشی دستت باشه هلن. جک همین‌جاست.

537
00:33:01,166 --> 00:33:04,333
‫خانواده استور می‌گن تانکره
‫صد و سی هزار لیتر نشتی داشته.

538
00:33:04,416 --> 00:33:06,291
‫دخترهاش می‌گفتن
‫کف دستشون عرق کرده.

539
00:33:06,375 --> 00:33:08,791
‫عوارضش رو اصلاح کردن.
‫باید بالا بیارن.

540
00:33:08,875 --> 00:33:10,291
‫کسی حالت تهوع نداره؟

541
00:33:10,375 --> 00:33:12,833
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫مرسی هلن.

542
00:33:12,916 --> 00:33:17,083
‫خبر بده. خانواده استور با مرکز هواشناسی
‫کنار گلسبورو صحبت کردن.

543
00:33:17,166 --> 00:33:19,375
‫دیگه دوده بزرگ خطابش نمی‌کنن.

544
00:33:19,458 --> 00:33:20,916
‫چی خطابش می‌کنن.

545
00:33:21,000 --> 00:33:22,458
‫ابر سیاه بزرگی خطابش می‌کنن.

546
00:33:22,541 --> 00:33:26,291
‫این‌جوری مناسب‌تره.
‫یعنی دارن حلش می‌کنن. خوبه.

547
00:33:28,916 --> 00:33:32,500
‫می‌گن ممکنه توده هوایی
‫از کانادا به سمت جنوب بیاد.

548
00:33:32,583 --> 00:33:35,083
‫همیشه توده هوایی
‫از کانادا به سمت جنوب میاد.

549
00:33:35,166 --> 00:33:37,208
‫درسته.
‫همیشه همین‌طور بوده.

550
00:33:37,291 --> 00:33:40,416
‫از اون‌جایی که کانادا شماله،
‫اگه این ابر بزرگ سمت جنوبمون باشه،

551
00:33:40,500 --> 00:33:42,875
‫اصلا سمت خودمون نمیاد.
‫کی غذا می‌خوریم؟

552
00:33:42,958 --> 00:33:45,041
‫- لباست رو اتو کردم.
‫- ممنون.

553
00:33:45,875 --> 00:33:48,416
‫- قبض تلفن رو پرداخت کردی؟
‫- پیداش نمی‌کنم.

554
00:33:48,500 --> 00:33:50,333
‫قبض گاز و برق رو پرداخت کردم.

555
00:33:52,833 --> 00:33:55,166
‫بیا کمی به فکر ابره باشیم، خب؟

556
00:33:55,250 --> 00:33:56,500
‫اگه خطرناک باشه چی؟

557
00:33:56,583 --> 00:33:58,833
‫محتوای کل تانکرهای قطارها خطرناکن.

558
00:33:58,916 --> 00:34:00,500
‫ولی عوارضش درازمدته.

559
00:34:00,583 --> 00:34:03,125
‫- یعنی بعدا می‌میریم؟
‫- نمی‌میریم. دلیل مرگمون این نیست.

560
00:34:03,208 --> 00:34:05,208
‫کافیه در معرضش قرار نگیریم.

561
00:34:05,291 --> 00:34:07,750
‫بیا حواسمون باشه که ازش غافل نشیم.

562
00:34:09,625 --> 00:34:12,583
‫ وایلدر اینجاست.
‫بابا داره مرغ سرخ‌کرده فلفلی درست می‌کنه.

563
00:34:12,666 --> 00:34:14,958
‫اسمش رو گذاشتن ابر مواج سیاه.

564
00:34:15,041 --> 00:34:17,541
‫- خانواده استور هم همین رو گفتن. خوبه.
‫- چرا خوبه؟

565
00:34:17,625 --> 00:34:20,666
‫به خواهرت گفتم که قراره با
‫ دقت بیشتری بررسیش کنن.

566
00:34:20,750 --> 00:34:21,750
‫نگهم دار نیافتم.

567
00:34:38,125 --> 00:34:39,250
‫خیلی‌خب.

568
00:34:44,583 --> 00:34:48,125
‫خب هنوز که اونجاست.

569
00:34:48,208 --> 00:34:49,916
‫به نظر به همون مکان مربوطه.

570
00:34:50,000 --> 00:34:52,458
‫حواست باشه وایلدر به عایق‌ها دست نزنه.

571
00:34:52,541 --> 00:34:54,375
‫یعنی میگی ممکن نیست بیاد این طرفی؟

572
00:34:54,458 --> 00:34:57,041
‫از صدات مشخصه یه چیزی
‫ می‌دونی که من نمی‌دونم.

573
00:34:57,125 --> 00:34:58,833
‫به نظرت میاد یا نه؟

574
00:34:58,916 --> 00:35:02,458
‫می‌خوای که من بگم نمیاد،
‫ تا بعدش حقایقت رو بکوبی توی صورتم.

575
00:35:02,541 --> 00:35:04,291
‫- بیا اینجا رفیق.
‫- چی می‌گن؟

576
00:35:04,375 --> 00:35:06,291
‫درواقع باعث حالت تهوع، استفراغ...

577
00:35:06,375 --> 00:35:08,125
‫یا تنگی نفس نمی‌شه.

578
00:35:08,208 --> 00:35:09,541
‫پس چیکار می‌کنه؟

579
00:35:09,625 --> 00:35:11,583
‫باعث تپش قلب و آشناپنداری می‌شه.

580
00:35:11,666 --> 00:35:13,375
‫آشناپنداری؟ بی‌خیال بابا.

581
00:35:13,458 --> 00:35:16,041
‫روی بخش حافظه کاذب مغز تاثیر می‌ذاره.

582
00:35:16,125 --> 00:35:17,666
‫- باور نمی‌کنم.
‫- فقط این نیست.

583
00:35:17,750 --> 00:35:20,083
‫دیگه ابر مواج سیاه صداش نمی‌کنن.

584
00:35:20,166 --> 00:35:21,125
‫چی صداش می‌کنن؟

585
00:35:21,208 --> 00:35:22,791
‫عارضۀ مسمومیت هوایی.

586
00:35:24,083 --> 00:35:27,291
‫اسمش مهم نیست. جاش مهمه.

587
00:35:27,375 --> 00:35:29,291
‫اون اونجاست و ما اینجاییم. وایلدر!

588
00:35:29,375 --> 00:35:31,333
‫یه جریان‌هوایی بزرگ داره از کانادا
‫ به سمت پایین حرکت می‌کنه.

589
00:35:31,416 --> 00:35:33,791
‫- خودمون می‌دونستیم.
‫- دلیل نمی‌شه مهم نباشه.

590
00:35:33,875 --> 00:35:36,250
‫شاید باشه، شاید هم نباشه. بستگی داره.

591
00:35:36,333 --> 00:35:38,250
‫شرایط آب‌وهوایی داره عوض می‌شه.

592
00:35:57,291 --> 00:35:59,291
‫امشب زود شام نمی‌خوریم؟

593
00:35:59,375 --> 00:36:02,458
‫- چرا زود باشه؟
‫- چون می‌خوایم سرمون شلوغ نباشه.

594
00:36:02,541 --> 00:36:04,041
‫چرا نباید سرمون شلوغ باشه؟

595
00:36:04,125 --> 00:36:06,041
‫- محض اینکه اتفاقی رخ بده.
‫- مثلا چی؟

596
00:36:06,125 --> 00:36:08,625
‫واقعا خوشمزست بابا.
‫چرا نمی‌خوری عزیزم؟

597
00:36:10,958 --> 00:36:14,791
‫- دنیز؟ خوبی عزیزم؟
‫- علائمش منسوخ شدن.

598
00:36:17,458 --> 00:36:19,666
‫استفی، می‌شه...

599
00:36:34,916 --> 00:36:37,750
‫- بابا، می‌شه یکم دیگه بهم ذرت بدی؟
‫- حتما.

600
00:36:37,833 --> 00:36:40,666
‫خیلی ممنونم.

601
00:36:46,666 --> 00:36:49,666
‫- حالت بهتر شد؟
‫- این فلفل خیلی...

602
00:36:51,791 --> 00:36:54,958
‫- فکر کنم از آتش‌نشانی میاد.
‫- حالا دسر چی داریم؟

603
00:37:00,250 --> 00:37:02,958
‫ابر شیمیایی کشنده.

604
00:37:03,041 --> 00:37:05,541
‫تمامی مکان‌های مسکونی را تخلیه کنید.

605
00:37:06,250 --> 00:37:10,041
‫ابر شیمیایی کشنده.
‫ابر شیمیایی کشنده.

606
00:37:10,125 --> 00:37:11,291
‫تخلیه کنید...

607
00:37:13,875 --> 00:37:15,208
‫می‌گن خونه رو تخلیه کنیم.

608
00:37:15,291 --> 00:37:18,791
‫داشتن پیشنهاد می‌دادن یا
‫ با اجبار حرف می‌زدن؟

609
00:37:18,875 --> 00:37:20,000
‫ماشین مامور آتش‌نشانی بود...

610
00:37:20,083 --> 00:37:22,083
‫که یعنی می‌شه گفت فرصت نکردی...

611
00:37:22,166 --> 00:37:24,541
‫متوجه حالت لحن صحبتش بشی.

612
00:37:24,625 --> 00:37:25,541
‫بخاطر آژیر بوده.

613
00:37:25,625 --> 00:37:27,125
‫صداش داشت می‌گفت:

614
00:37:27,208 --> 00:37:30,583
‫"تمامی مکان‌های مسکونی را تخلیه کنید.
‫ابر شیمیایی کشنده."

615
00:37:30,666 --> 00:37:33,583
‫"ابر شیمیایی کشنده."

616
00:37:39,666 --> 00:37:40,541
‫چیزی نیست.

617
00:37:48,333 --> 00:37:50,125
‫جک! ولش کن!

618
00:37:51,875 --> 00:37:53,916
‫کسی ماسک اسکی من رو ندیده؟

619
00:38:03,000 --> 00:38:05,875
‫- ماسک اسکی من کجاست؟
‫- ماسک اسکی می‌خوای چیکار؟

620
00:38:05,958 --> 00:38:08,333
‫حین چنین اتفاقاتی لازم می‌شه دیگه.

621
00:38:08,416 --> 00:38:10,500
‫مردم حین مسافرت خیلی وسایل الکی میارن.

622
00:38:10,583 --> 00:38:12,708
‫حالا فکر نکنم گیاه لازم باشه ولی...

623
00:38:12,791 --> 00:38:14,625
‫- مطمئنید همه اومدن؟
‫- اینطور به نظر میاد.

624
00:38:14,708 --> 00:38:16,458
‫همه رفتن.

625
00:38:19,250 --> 00:38:20,291
‫ما دیر کردیم.

626
00:38:36,708 --> 00:38:39,291
‫ساکنین بلک‌اسمیت باید
‫ از مسیر باغ‌راه بروند.

627
00:38:39,375 --> 00:38:41,875
‫تا به محل خدمت‌رسانی چهارم رسیده...
‫و مسیرشان را تا...

628
00:38:41,958 --> 00:38:44,125
‫رستورانی به نام کاخ کونگ‌فو ادامه دهند.

629
00:38:44,208 --> 00:38:46,958
‫همون‌جاییه که نیلوفر آبی و گوزن زنده داشت؟

630
00:38:47,041 --> 00:38:47,958
‫درسته.

631
00:38:48,041 --> 00:38:50,291
‫- ما باید کجا بریم؟
‫- می‌گن بهمون.

632
00:38:50,958 --> 00:38:53,041
‫- می‌شه آهنگ‌های من رو پخش کنیم؟
‫- بعدا عزیزم.

633
00:38:53,125 --> 00:38:55,291
‫امسال زمستون سرده یا معمولیه؟

634
00:38:55,375 --> 00:38:57,000
‫- در مقایسه با کی؟
‫- نمی‌دونم.

635
00:38:57,083 --> 00:38:59,500
‫- اگه ساکن سمت غربی هستید...
‫- ما رو میگه.

636
00:38:59,583 --> 00:39:02,333
‫به سمت اردوگاه پیشاهنگی گل نرگس بروید.

637
00:39:02,416 --> 00:39:03,750
‫و در آنجا داوطلبان صلیب‌سرخ...

638
00:39:03,833 --> 00:39:06,041
‫- بهشون آب‌میوه و قهوه می‌دن.
‫- خیلی‌خب. حالا برنامه داریم.

639
00:39:06,125 --> 00:39:08,625
‫یعنی از بزرگراه شماره ده،
‫ دقیقا بعد نمایندگی فورد آینرسون.

640
00:39:09,875 --> 00:39:13,416
‫بین خط مرزی شهرستان و ایالتی شماره پنج.
‫از ما خواستند که اشاره کنیم لطفا...

641
00:39:13,500 --> 00:39:17,000
‫اقدام به پناهگیری در محلی خارج
‫ از جای تعیین شده نکنید.

642
00:39:39,250 --> 00:39:41,916
‫منظور جناب آلبرت اینشتین اینه که...

643
00:39:42,000 --> 00:39:44,916
‫وقتی جلوتر خیابان چهار بانده بشه
‫ ترافیک درست میشه.

644
00:39:47,333 --> 00:39:49,500
‫اون‌هایی توی اون کراون ویکتوریا نشستن
‫ انگار نمی‌ترسن.

645
00:39:50,250 --> 00:39:51,916
‫آره، دارن بگو بخند می‌کنن.

646
00:39:52,500 --> 00:39:53,875
‫این‌ها که مشغول بگو بخند نیستن.

647
00:39:53,958 --> 00:39:55,875
‫- کدوم‌ها؟
‫- فورد واگن بغلیمون.

648
00:39:55,958 --> 00:39:57,250
‫به نظر خیلی ناراحت میان.

649
00:39:57,333 --> 00:40:00,000
‫مگه به ما ربطی داره مردم
‫ توی ماشین چیکار می‌کنن؟

650
00:40:00,083 --> 00:40:03,791
‫- آخه می‌خوام بدونم چقدر باید بترسم.
‫- هنوز مشخص نیست استف.

651
00:40:03,875 --> 00:40:06,458
‫- این باعث می‌شه بیشتر بترسم.
‫- نترس.

652
00:40:07,083 --> 00:40:09,208
‫کسی از روبرو نمیاد.

653
00:40:09,291 --> 00:40:10,458
‫حتما پلیس مسیر رو مسدود...

654
00:40:10,541 --> 00:40:13,166
‫پلیس‌ها کجان؟
‫ما رو به حال خودمون رها کردن؟

655
00:40:13,250 --> 00:40:14,083
‫همین اطرافن.

656
00:40:14,166 --> 00:40:16,958
‫چرا باید حین یه عارضۀ آب‌وهوایی
‫ اثاثیه منزل بخرن؟

657
00:40:17,041 --> 00:40:19,791
‫- تخفیف خورده.
‫- شاید یه چیزی می‌دونن که ما نمی‌دونیم.

658
00:40:19,875 --> 00:40:23,125
‫- شاید راه فراری نیست.
‫- شاید داره از هوا نایودین دی می‌باره.

659
00:40:23,208 --> 00:40:24,208
‫امکانش هست؟

660
00:40:24,291 --> 00:40:27,375
‫از مردمی که داخل خانه هستند
‫ خواهشمندیم داخل خانه بمانند.

661
00:40:27,458 --> 00:40:29,875
‫- چرا باید چنین چیزی بگن؟
‫- به ما گفتن خونه رو ترک کنیم.

662
00:40:29,958 --> 00:40:31,208
‫باید در خانه بمانید.

663
00:40:31,291 --> 00:40:34,375
‫اگر درحال حاضر خانه را ترک کردید،
‫فورا به پناهگاه بروید.

664
00:40:34,458 --> 00:40:38,500
‫تکرار می‌کنیم، اگر خانه هستید،
‫ در خانه بمانید.

665
00:40:38,583 --> 00:40:43,000
‫اگر خانه نیستید، مقامات پیشنهاد می‌کنند
‫ که فورا به خانه بروید.

666
00:40:43,083 --> 00:40:45,583
‫دارن از ما جلو می‌زنن بابایی.

667
00:40:45,666 --> 00:40:47,500
‫از لحاظ فنی غیرقانونیه...

668
00:41:07,125 --> 00:41:09,291
‫بابا شام مرغ سرخ‌کرده فلفلی درست کرده بود.

669
00:41:09,375 --> 00:41:10,416
‫غذای موردعلاقه‌ی بابا.

670
00:41:11,166 --> 00:41:13,500
‫بابا گفت که نگران نباشیم،
‫دوده نمیاد این طرفی.

671
00:41:13,583 --> 00:41:16,416
‫ولی دوده نبود.
‫عارضۀ مسموم هوایی بود.

672
00:41:16,500 --> 00:41:18,458
‫فورا وسایل رو جمع کردیم
‫ و سوار ماشین شدیم...

673
00:41:18,541 --> 00:41:21,000
‫و متوجه شدیم که دیر تخلیه کردیم.

674
00:41:21,083 --> 00:41:22,750
‫تمام این‌چیز ها واقعا داره رخ می‌ده؟

675
00:41:22,833 --> 00:41:26,250
‫باران بر سقف استیشن‌واگن‌مان ضربه می‌زد.

676
00:41:27,166 --> 00:41:30,541
‫آسایش چنار و پرچین رو ترک کردیم
‫ تا توی ترافیک گیر کنیم.

677
00:41:30,541 --> 00:41:33,375
‫ماشین‌ها مثل دومینو توی
‫ ترافیک صف کشیده بودن.

678
00:41:34,458 --> 00:41:36,875
‫با وحشت از کنار مردم گذر کردیم.

679
00:41:37,791 --> 00:41:40,708
‫پیوندی وصف‌نشدنی بین ما
‫و همسفرانمان شکل گرفت.

680
00:41:40,791 --> 00:41:44,000
‫و ناگهان تصادف.
‫ماشینی در جاده چپ شد.

681
00:41:44,083 --> 00:41:46,666
‫- مردم برای یاری شتافتند.
‫- مردم بیچاره...

682
00:41:46,750 --> 00:41:51,250
‫ما فقط توانستیم تماشا و ابراز همدردی کنیم.

683
00:41:59,416 --> 00:42:02,000
‫- چی بود؟
‫- ماشین رو برون جک.

684
00:42:02,625 --> 00:42:05,208
‫گلوت رو دیدم. یه چیزی رو قورت دادی.

685
00:42:05,291 --> 00:42:07,750
‫آب‌نبات بود. حواست به جلوت باشه.

686
00:42:07,833 --> 00:42:09,500
‫آب‌نبات رو می‌ذارن توی دهن...

687
00:42:09,583 --> 00:42:12,041
‫و بدون هیچ مکیدنی قورتش می‌دن؟

688
00:42:12,125 --> 00:42:14,666
‫قورت چیه؟ هنوز توی دهنمه.

689
00:42:14,750 --> 00:42:16,333
‫ولی یه چیزی رو قورت دادی. دیدم.

690
00:42:16,416 --> 00:42:19,041
‫آب دهنم بود که توی دهنم جمع شده بود.

691
00:42:19,125 --> 00:42:20,708
‫می‌شه رانندگی بکنی؟

692
00:42:20,791 --> 00:42:22,666
‫گمان می‌کنم شرایط خیلی ترسناک باشه.

693
00:42:22,750 --> 00:42:26,458
‫بله، با ماده شیمیایی بسیار
‫ترسناکی سر و کار داریم.

694
00:42:26,541 --> 00:42:29,208
‫ممکنه روی عده زیادی تاثیر بذاره.

695
00:42:29,291 --> 00:42:33,083
‫اطلاعی دارید که چند نفر در گلسبورو
‫خانه‌های خودشون رو ترک کردند؟

696
00:42:33,166 --> 00:42:35,791
‫- داریم بنزین تمام می‌کنیم.
‫- اطلاعی ندارم.

697
00:42:35,875 --> 00:42:37,833
‫- همیشه اضافه میاریم.
‫- از کجا اضافه بیاریم؟

698
00:42:37,916 --> 00:42:40,083
‫باک رو اینطوری می‌سازن. که تموم نشه.

699
00:42:40,166 --> 00:42:42,250
‫ممکن نیست. اگه بنزین نزنی تموم می‌شه.

700
00:42:42,333 --> 00:42:44,125
‫تا ابد که نمی‌ری.

701
00:42:44,208 --> 00:42:48,500
‫- پس چطوری باید بفهمی وقت بنزین زدنه؟
‫- وقتی از پمپ بنزین رد می‌شی.
‫[خروجی هفدهم، رستوران، تلفن،
‫ پمپ بنزین، محل اسکان]

702
00:43:20,500 --> 00:43:21,875
‫هیچکس اینجا نیست.

703
00:43:39,000 --> 00:43:40,041
‫کار می‌کنه.

704
00:44:31,041 --> 00:44:32,041
‫[خدمات رسانی شبانه روزی]

705
00:45:03,083 --> 00:45:04,333
‫پولش رو ندادی بابایی.

706
00:45:05,250 --> 00:45:06,416
‫کسی نبود.

707
00:45:06,500 --> 00:45:08,500
‫می‌تونستی پول رو بذاری روی پیشخوان.

708
00:45:08,583 --> 00:45:11,333
‫عجله داشتم.

709
00:45:11,416 --> 00:45:14,791
‫- براشون چک می‌فرستم.
‫- بعید می‌دونم بفرستی.

710
00:45:14,875 --> 00:45:17,125
‫اگه سگ‌ها مسموم بشن چی می‌شه؟

711
00:45:17,208 --> 00:45:19,333
‫- سگ‌ها چیزیشون نمیشه.
‫- از کجا می‌دونی؟

712
00:45:19,416 --> 00:45:21,291
‫- از جک بپرس.
‫- از هاینریک بپرس.

713
00:45:21,375 --> 00:45:24,583
‫ممکنه احتمالش باشه.
‫ می‌تونیم از موش‌ها استفاده کنیم...

714
00:45:24,666 --> 00:45:26,416
‫تا ببینیم چه بیماری‌هایی
‫ممکنه بینمون منتقل بشه.

715
00:45:26,500 --> 00:45:28,958
‫و اگه فکر کنن ممکنه سگ آسیب
‫ ببینه چنین کاری نمی‌کنن.

716
00:45:29,041 --> 00:45:31,416
‫- چرا؟
‫- سگ پستانداره.

717
00:45:31,500 --> 00:45:33,250
‫- موش هم هست.
‫- موش حیوان موذیه.

718
00:45:33,333 --> 00:45:36,000
‫- می‌شه گفت موش‌ها بیشتر جونده‌ان.
‫- حیوان موذی محسوب می‌شه.

719
00:45:36,083 --> 00:45:38,750
‫- سوسک‌هم حیوان موذیه.
‫- سوسک حشره‌ست.

720
00:45:38,833 --> 00:45:40,666
‫باید از شمردن پاهاشون بفهمی.

721
00:45:40,750 --> 00:45:42,750
‫- حیوان موذی‌ هم هست.
‫- سوسک‌ها...

722
00:45:42,833 --> 00:45:46,166
‫خانواده عامل اصلی پخش اطلاعات غلط دنیاست.

723
00:45:46,250 --> 00:45:49,125
‫دقیقا مثل یه سوسک،
‫ حتی اگه هردوشون موذی باشن.

724
00:45:49,208 --> 00:45:52,208
‫از اونجایی که موش و انسان ممکنه
‫سرطان بگیرن، ولی سوسک نمی‌گیره.

725
00:45:52,291 --> 00:45:54,708
‫حرفش اینه که دو موجودی که پستاندار هستن...

726
00:45:54,791 --> 00:45:57,166
‫نقاط اشتراک بیشتری از دو موجودی
‫ که موذی هستند، دارن.

727
00:45:57,250 --> 00:45:59,833
‫یعنی می‌خوای بگی موش نه‌تنها...

728
00:45:59,916 --> 00:46:02,541
‫موذی و جونده‌ست، بلکه پستاندار هم هست؟

729
00:46:47,500 --> 00:46:50,083
‫نگاهش کنین. نگاهش کنین.

730
00:46:50,166 --> 00:46:51,833
‫- من هم می‌شه با اون ببینم؟
‫- من هم می‌خوام ببینم.

731
00:46:51,916 --> 00:46:53,500
‫زود بچه‌ها. با هم ببینین لطفا.

732
00:46:53,583 --> 00:46:57,416
‫- با هم می‌بینیم! اول من بعدش...
‫- نه، با هم. یعنی واقعا با هم.

733
00:47:52,875 --> 00:47:54,333
‫به اردوگاه گل نرگس خوش‌اومدید.

734
00:48:04,000 --> 00:48:05,750
‫[اردوگاه گل نرگس]

735
00:48:17,916 --> 00:48:21,375
‫شنیدم فردا صبح زود می‌تونیم بریم خونه.

736
00:48:21,458 --> 00:48:23,416
‫نمی‌دونم دوست دارم برم یا نه.

737
00:48:23,500 --> 00:48:25,666
‫مادرشوهرم اومده خونه ما.

738
00:48:25,750 --> 00:48:28,583
‫- این قضایا بهونه خوبی بوده.
‫- شنیدم ممکنه دو هفته طول بکشه.

739
00:48:28,666 --> 00:48:30,375
‫دولت بیشتر می‌دونه...

740
00:48:30,458 --> 00:48:32,083
‫گزارش‌هایی زیادی به دست ما می‌رسه.

741
00:48:32,166 --> 00:48:33,458
‫ولی خبر مفیدی نمی‌دن.

742
00:48:33,541 --> 00:48:36,958
‫یه هلیکوپتر وارد ابر سمی شد
‫ و کاملا ناپدید شد.

743
00:48:37,041 --> 00:48:39,166
‫حداقلش هفت تا معنی داره.

744
00:48:39,250 --> 00:48:40,875
‫من شیش تا به ذهنم می‌رسه، هفتمی چیه؟

745
00:48:40,958 --> 00:48:43,458
‫خب اگه شیش‌تای تو رو ندونم...

746
00:48:43,541 --> 00:48:45,291
‫سگ‌ها از نیومکزیکو رسیدن...

747
00:48:45,375 --> 00:48:48,041
‫خیلی جسورانه طی یه عملیات شبانه
‫با چتر توی چمنزار فرود اومدن.

748
00:48:48,125 --> 00:48:49,250
‫واقعا قهرمان‌ هستن.

749
00:48:49,333 --> 00:48:52,041
‫یه موسسه معتبر جهانی
‫ از هیپنوتیزم استفاده کرده...

750
00:48:52,125 --> 00:48:55,708
‫و باعث شده صدها نفر تجربیاتی
‫از زندگی قبلیشون رو به یاد بیارند.

751
00:48:55,791 --> 00:48:59,416
‫امثال سازندگان اهرام ثلاثه،
‫دانش‌آموزان خارجی، و آدم فضایی‌ها.

752
00:48:59,416 --> 00:49:00,583
‫به صدها نفر کمک کرده جزئیاتی
‫ از زندگی قبلیشون به دست بیارند.

753
00:49:00,666 --> 00:49:03,333
‫چیزی که روش سمپاشی کردن
‫ احتمالا سدیم کربنات بوده.

754
00:49:03,416 --> 00:49:05,125
‫می‌شه گفت دیر کردن و کم هم کردن.

755
00:49:05,208 --> 00:49:08,250
‫حدس من اینه که صبح زود روش
‫سم‌پاشی هوایی می‌کنن.

756
00:49:08,333 --> 00:49:11,250
‫و ابر سمی رو با سدیم کربنات
‫ بیشتری بمباران می‌کنن...

757
00:49:11,333 --> 00:49:15,041
‫که به میلیون‌ها جریان کوچیک
‫ و بی‌ضرر تبدیلش می‌کنه.

758
00:49:15,125 --> 00:49:18,000
‫سدیم کربنات همون کربنات دو سوده...

759
00:49:18,083 --> 00:49:22,541
‫که توی صنایع ساخت شیشه، سرامیک،
‫مواد شوینده و صابون استفاده می‌شه.

760
00:49:22,625 --> 00:49:25,208
‫و ازش برای تهیه بی‌کربنات نوشابه
‫‌ هم استفاده می‌شه...

761
00:49:25,291 --> 00:49:29,333
‫که مطمئنم خیلی‌هاتون توی
‫شب‌نشینی‌هاتون مصرفش کردید.

762
00:49:30,458 --> 00:49:32,833
‫پس احتمالا سوالی که واستون پیش اومده...

763
00:49:32,916 --> 00:49:34,583
‫اینه که این نایودین دی که...

764
00:49:34,666 --> 00:49:36,291
‫اسمش رو می‌شنویم چیه؟

765
00:49:36,375 --> 00:49:38,333
‫خب خوبه که پرسیدید.

766
00:49:38,416 --> 00:49:42,958
‫شکل پودری بدون رنگ و بو داره
‫و به شدت خطرناکه.

767
00:49:47,000 --> 00:49:49,041
‫دو غارتگر رو کشتن...

768
00:49:49,125 --> 00:49:52,000
‫چندین جسم پرنده ناشناخته
‫ این اطراف دیده شده.

769
00:49:52,083 --> 00:49:55,500
‫می‌دونستید قرار بوده رونالد ریگان
‫ توی کازابلانکا باشه؟

770
00:49:55,583 --> 00:49:57,500
‫ظاهرا هاینریک داره گوشه‌گیری
‫ رو کنار می‌ذاره.

771
00:49:57,583 --> 00:49:59,375
‫کجاست؟ ندیدمش.

772
00:49:59,458 --> 00:50:00,916
‫اون گروه مردم رو می‌بینی؟

773
00:50:01,000 --> 00:50:03,208
‫پا نشو. اون دقیقا وسطشونه.

774
00:50:03,291 --> 00:50:06,166
‫داره چیزهایی راجع به عارضۀ مسموم
‫ می‌دونه رو بهشون می‌گه.

775
00:50:06,250 --> 00:50:09,166
‫- چی می‌دونه؟
‫- ظاهرا خیلی‌چیزها.

776
00:50:09,250 --> 00:50:10,875
‫چرا به ما نگفت؟

777
00:50:10,958 --> 00:50:12,875
‫شاید فکر می‌کنه ارزشش رو نداره که...

778
00:50:12,958 --> 00:50:15,041
‫پیش خانوادش جذاب و بامزه باشه.

779
00:50:15,125 --> 00:50:16,875
‫ما بازخوردهای منفی‌ای بهش می‌دیم.

780
00:50:16,958 --> 00:50:18,875
‫به نظرت بهتر نیست بری اونجا...

781
00:50:18,958 --> 00:50:21,083
‫و بهش نشون بدی که پدرش در
‫ لحظات بزرگ زندگیش کنارشه؟

782
00:50:21,166 --> 00:50:23,916
‫- اگه من برم ناراحت میشه.
‫- اگه من برم چی؟

783
00:50:24,000 --> 00:50:26,125
‫- فکر می‌کنه من فرستادمت.
‫- به نظرت بده؟

784
00:50:29,916 --> 00:50:32,375
‫- فقط آب‌نبات بود؟
‫- چی؟

785
00:50:32,458 --> 00:50:34,958
‫آب دهنت رو قورت دادی؟

786
00:50:35,041 --> 00:50:36,250
‫آب‌نبات بود.

787
00:50:36,333 --> 00:50:38,041
‫- یکی به من بده.
‫- آخریش بود.

788
00:50:38,125 --> 00:50:39,875
‫- چه مزه‌ای بود؟ زود بگو.
‫- گیلاسی.

789
00:50:41,458 --> 00:50:43,500
‫توجه. توجه.

790
00:50:44,125 --> 00:50:48,041
‫اگر شما برای مدتی طولانی‌تر از ده ثانیه...

791
00:50:48,125 --> 00:50:51,875
‫در معرض عارضۀ مسموم هوایی قرار گرفته‌اید...

792
00:50:51,958 --> 00:50:55,000
‫- لطفا به جلو بیایید...
‫- نشنیدی چی گفت؟

793
00:50:55,083 --> 00:50:57,333
‫- راجع به در معرض قرار گرفتن بود.
‫- درسته.

794
00:50:57,416 --> 00:50:58,916
‫چه ربطی به ما داره؟

795
00:50:59,000 --> 00:51:00,791
‫ما نه. تو.

796
00:51:00,875 --> 00:51:02,125
‫من چرا؟

797
00:51:02,208 --> 00:51:05,375
‫مگه تو نرفتی بیرون که باک ماشین رو پر کنی؟

798
00:51:05,458 --> 00:51:07,916
‫ولی اون‌موقع که عارضۀ هوایی رومون نبود.

799
00:51:08,000 --> 00:51:09,458
‫جلومون بود.

800
00:51:09,541 --> 00:51:13,041
‫یادته وقتی برگشتی توی
‫ماشین اون نورها روشن شد؟

801
00:51:13,125 --> 00:51:15,041
‫- قشنگ بودن.
‫- آره.

802
00:51:15,125 --> 00:51:18,458
‫یعنی داری میگی وقتی پیاده شدم
‫ممکنه ابر اونقدر نزدیک بوده باشه...

803
00:51:18,541 --> 00:51:20,083
‫که روم بباره؟

804
00:51:20,166 --> 00:51:21,208
‫تقصیر تو نیست...

805
00:51:21,291 --> 00:51:24,750
‫ولی عملا حدود دو دقیقه و نیم توش بودی.

806
00:51:26,583 --> 00:51:30,000
‫- چه مدت بیرون ماشین بودی؟
‫- دنیز گفت دو دقیقه و نیم.

807
00:51:32,041 --> 00:51:33,708
‫زیاده یا کم؟

808
00:51:33,791 --> 00:51:35,416
‫این شامل هرچیزی که باعث بشه پوست...

809
00:51:35,500 --> 00:51:38,708
‫و یا مجرای بدن با انتشارات
‫تماس برقرار کنه می‌شه.

810
00:51:38,791 --> 00:51:39,791
‫این نایودین دی...

811
00:51:39,875 --> 00:51:41,083
‫تبریک میگم!

812
00:51:41,166 --> 00:51:43,666
‫یه جور آلودگی سمی واقعا جدیده.
‫می‌شه گفت پیشرفته‌ترینه.

813
00:51:43,750 --> 00:51:46,666
‫یک بخش در میلیونش می‌تونه
‫یه موش رو وارد زندگی نباتی بکنه.

814
00:51:46,750 --> 00:51:48,791
‫پس کسایی که توی ماشین بودن چی؟

815
00:51:48,875 --> 00:51:51,125
‫برای پیاده شدن و سوار شدن
‫ باید در رو باز می‌کردم دیگه.

816
00:51:51,208 --> 00:51:53,833
‫به نظرم شرایط اون‌ها خیلی خطرناک نبوده.

817
00:51:53,916 --> 00:51:57,583
‫اون دو دقیقه و نیمه که
‫ به نظر من خطرناک بوده.

818
00:51:57,666 --> 00:52:01,208
‫- شبه‌تخلیه یعنی چی؟
‫- مخفف شبیه‌سازی تخلیه‌ست.

819
00:52:01,291 --> 00:52:03,625
‫برنامه جدید دولتی که دارن
‫سر بودجه‌ش بحث می‌کنن.

820
00:52:03,708 --> 00:52:05,333
‫این تخلیه که شبیه سازی شده نیست.

821
00:52:05,416 --> 00:52:06,458
‫- واقعیه.
‫- می‌دونیم.

822
00:52:06,541 --> 00:52:08,708
‫ولی گفتیم می‌تونیم ازش به
‫ عنوان نمونه استفاده کنم.

823
00:52:08,791 --> 00:52:11,041
‫یعنی داری می‌گی از یه
‫عارضۀ واقعی استفاده کردید...

824
00:52:11,833 --> 00:52:14,375
‫تا شبیه‌سازیتون رو تمرین بکنید؟

825
00:52:14,458 --> 00:52:16,708
‫کاملا همین‌طوره.

826
00:52:16,791 --> 00:52:17,666
‫چطور پیش میره؟

827
00:52:18,250 --> 00:52:20,541
‫منحنی نموندار بیشتر از اونیه که باید باشه.

828
00:52:20,625 --> 00:52:22,791
‫اگه این واقعا شبیه‌سازی بود،
‫الان قربانی‌هامون...

829
00:52:22,875 --> 00:52:24,541
‫اونجایی نیستن که می‌خواستیم باشن.

830
00:52:24,625 --> 00:52:27,666
‫باید به این هم توجه کنیم که
‫ اتفاقات امشب واقعیه.

831
00:52:27,750 --> 00:52:29,250
‫پس کامپیوترها چی؟

832
00:52:29,333 --> 00:52:32,791
‫الان داری اطلاعات واقعی رو
‫ وارد سیستم می‌کنی یا تمرینه؟

833
00:52:32,875 --> 00:52:34,125
‫نگاه کن.

834
00:52:38,708 --> 00:52:40,708
‫من دو دقیقه و نیم بیرون بودم.

835
00:52:40,791 --> 00:52:43,791
‫تنها چیزی که اون خانم در معرضش
‫ قرار گرفته خوش‌شانسیه.

836
00:52:45,125 --> 00:52:46,583
‫چند ثانیه می‌شه؟

837
00:52:46,666 --> 00:52:50,166
‫اعداد پرانتزی می‌شن و چشمک می‌زنن.

838
00:52:50,250 --> 00:52:51,375
‫یعنی چی؟

839
00:52:52,541 --> 00:52:54,833
‫- یعنی قراره بمیرم؟
‫- اینطور نیست.

840
00:52:55,833 --> 00:52:58,291
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی نمیشه دقیقا اینطور بیانش کرد.

841
00:52:59,000 --> 00:53:00,666
‫چطوری می‌شه بیانش کرد؟

842
00:53:00,750 --> 00:53:02,958
‫با کلمات نمی‌شه، با تعداد سال می‌شه.

843
00:53:03,041 --> 00:53:04,458
‫تا پونزده سال بیشتر مشخص می‌شه.

844
00:53:04,541 --> 00:53:06,958
‫تا اون‌موقع شرایط هنوز بحرانیه.

845
00:53:07,041 --> 00:53:08,583
‫تا پونزده سال چی‌ مشخص می‌شه؟

846
00:53:08,666 --> 00:53:13,083
‫اگه تا اون‌موقع زنده باشی...
‫ اطلاعاتمون خیلی از الان بیشتر می‌شه.

847
00:53:13,166 --> 00:53:15,708
‫طول عمر نایودین دی حدود سی‌ساله.

848
00:53:15,791 --> 00:53:17,375
‫پس تا اون‌موقع از نصفش گذر کردی.

849
00:53:17,458 --> 00:53:20,750
‫یعنی برای نجات پیدا کردن از این ماده
‫ باید تا هفتاد سالگی عمر کنم؟

850
00:53:21,541 --> 00:53:24,791
‫من اگه بودم نگران چیزی که دیده
‫ یا احساس نمی‌شه، نمی‌شدم.

851
00:53:24,875 --> 00:53:27,250
‫می‌رفتم زندگیم رو می‌کردم.

852
00:53:27,333 --> 00:53:29,583
‫ازدواج می‌کردم، سروسامون می‌گرفتم،
‫ بچه‌دار می‌شدم.

853
00:53:29,666 --> 00:53:32,916
‫با توجه به اطلاعات فعلی دلیلی نمی‌بینم
‫که نتونید این کارها رو بکنید.

854
00:53:33,000 --> 00:53:36,333
‫- ولی گفتی شرایط بحرانیه.
‫- من نگفتم. کامپیوتر می‌گه.

855
00:53:36,416 --> 00:53:38,583
‫حرفی که کامپیوتر می‌زنه شبیه‌سازی نیست.

856
00:53:38,666 --> 00:53:41,833
‫برعکس بازوبندی که زدی واقعیه.

857
00:53:41,916 --> 00:53:42,875
‫واقعیه.

858
00:53:48,083 --> 00:53:49,000
‫ممنونم.

859
00:53:57,791 --> 00:54:00,750
‫می‌خوان مردم فکر کنن که تصادف قطار بوده...

860
00:54:01,250 --> 00:54:02,083
‫ولی درواقع یه بمب هسته‌ای بوده.

861
00:54:02,166 --> 00:54:03,208
‫موری!

862
00:54:04,041 --> 00:54:05,041
‫- تو هم اینجایی که.
‫- جک.

863
00:54:05,125 --> 00:54:06,125
‫سلام آقای گنده.

864
00:54:06,208 --> 00:54:08,375
‫همه سفیدپوست‌ها
‫یه آهنگ موردعلاقه از الویس دارن.

865
00:54:08,458 --> 00:54:10,708
‫فکر کردم رفتی نیویورک.

866
00:54:10,791 --> 00:54:12,916
‫موندم که فیلم تصادف ماشین‌ها رو ببینم.

867
00:54:13,000 --> 00:54:16,250
‫شنیده بودم اینجا زن‌های بی‌بند‌وباری
‫ پیدا می‌شن، اومدم بررسی کنم.

868
00:54:16,333 --> 00:54:18,458
‫یکی‌شون می‌گه یه قسمتی ازش جدا شده.

869
00:54:18,541 --> 00:54:21,208
‫- به نظرت منظورش چیه؟
‫- به نظر که مشغول نمیان.

870
00:54:21,291 --> 00:54:25,208
‫فکر نکنم چنین فاجعه‌ای باعث پرهیز بشه.

871
00:54:25,291 --> 00:54:28,041
‫بالاخره که یکی‌ دوتاشون رو گیر میاریم...

872
00:54:28,125 --> 00:54:31,083
‫ولی فکر نمی‌کنم قرار باشه گروهی کاری بکنن.
‫یعنی امشب نه.

873
00:54:31,166 --> 00:54:34,166
‫- توی گروهت کسی آشناپنداری نداشت؟
‫- نه.

874
00:54:35,500 --> 00:54:37,541
‫کسی توی گروهت کسی آشناپنداری نداشت؟

875
00:54:38,958 --> 00:54:41,333
‫چرا حس می‌کنیم این اتفاقات قبلا رخ داده؟

876
00:54:42,166 --> 00:54:47,583
‫ساده‌ست. واقعا قبلا رخ دادن.
‫توی ذهنمون. مثل بینشی از آینده.

877
00:54:47,666 --> 00:54:49,166
‫فراطبیعیه.

878
00:54:49,250 --> 00:54:52,250
‫شاید وقتی بمیریم با خودمون بگیم که؛

879
00:54:53,375 --> 00:54:56,833
‫«این حس رو می‌شناسم، قبلا اینجا بودم.»

880
00:54:59,416 --> 00:55:00,458
‫حالت چطوره؟

881
00:55:02,458 --> 00:55:03,708
‫دارم می‌میرم موری.

882
00:55:04,500 --> 00:55:08,083
‫دو دقیقه و نیم در معرض ابر سمی بودم.

883
00:55:08,166 --> 00:55:11,166
‫حتی اگه به شیوه مستقیم من رو نکشه...

884
00:55:11,250 --> 00:55:12,958
‫توی بدنم تا زمان مرگم هست.

885
00:55:13,041 --> 00:55:16,375
‫ممکنه توی سقوط هواپیما بمیرم
‫و نایودین دی...

886
00:55:16,458 --> 00:55:18,333
‫بعد مرگم هنوز توی بدنم هست.

887
00:55:18,416 --> 00:55:19,541
‫یه کامپیوتر بهم گفت.

888
00:55:19,625 --> 00:55:21,625
‫واقعا متاسفم دوست من.

889
00:55:21,708 --> 00:55:23,708
‫ولی کامپیوترهام اشتباه می‌کنن.

890
00:55:25,250 --> 00:55:27,083
‫الکتریسیته ساکن فرش می‌تونه
‫ باعث اشتباهشون بشه.

891
00:55:27,166 --> 00:55:29,333
‫توی پناهگاه بودیم. فرشی نبود.

892
00:55:29,416 --> 00:55:32,833
‫پرز. یا موی توی مدار برق.
‫خیلی اشتباهات پیش میاد.

893
00:55:32,916 --> 00:55:34,958
‫راجع به این با بابِت حرفی نزن.

894
00:55:35,041 --> 00:55:36,708
‫- خیلی ناراحت میشه.
‫- باشه.

895
00:55:36,791 --> 00:55:39,833
‫گاهی اوقات واقعا مرگ رو
‫ با چشم‌های خودم می‌بینم.

896
00:55:39,916 --> 00:55:41,750
‫معمولا شب‌ها.

897
00:55:41,833 --> 00:55:44,250
‫چیزی که همیشه ازش می‌ترسیدم.
‫ و حالا هم وقتش رسیده.

898
00:55:45,625 --> 00:55:48,000
‫هممون می‌دونیم که نمی‌شه از مرگ فرار کرد.

899
00:55:48,083 --> 00:55:50,458
‫و با این دانش سنگین باید چیکار بکنیم؟

900
00:55:50,541 --> 00:55:53,458
‫سرکوب می‌کنیم. روش پوشش می‌ذاریم.
‫ولی تو بلد نیستی سرکوب کنی.

901
00:55:53,541 --> 00:55:57,041
‫کاش می‌تونستم یه کاری بکنم.
‫یا یه راه حلی برای این مشکل پیدا کنم.

902
00:55:57,125 --> 00:56:01,000
‫ممکن بود هیتلر ازت مراقبت کنه.
‫بعضی‌ آدم‌ها از زندگی هم قوی ترن.

903
00:56:01,083 --> 00:56:04,125
‫هیتلر از مرگ هم قوی تر بود.
‫کاملا درک می‌کنم.

904
00:56:04,208 --> 00:56:06,708
‫جدی می‌کنی؟ کاش من هم می‌کردم.

905
00:56:06,791 --> 00:56:08,000
‫کاملا واضحه.

906
00:56:08,083 --> 00:56:11,250
‫این ترس بزرگی که داری جای مرگت رو پر کرده.

907
00:56:11,333 --> 00:56:14,166
‫کار جسورانه‌ای انجام دادی.
‫یک پیشروی جسورانه.

908
00:56:14,250 --> 00:56:15,291
‫جسورانه و احمقانه.

909
00:56:18,416 --> 00:56:20,875
‫اگه می‌تونستم میل شخصیم رو از بین ببرم.

910
00:56:20,958 --> 00:56:24,708
‫بیا، این رو بگیر. من خونه‌ توی کشوی
‫اجاقم یکی دیگه دارم.

911
00:56:25,333 --> 00:56:26,916
‫بگیر توی دستت. حسش کن.

912
00:56:27,666 --> 00:56:28,625
‫پره.

913
00:56:29,291 --> 00:56:31,625
‫چیز کوچولوییه، ولی واقعا شلیک می‌کنه.

914
00:56:31,708 --> 00:56:35,583
‫کالیبرش بیست و پنج میلی‌متریه و خودکاره.
‫آلمانیه. قایمش کن.

915
00:56:35,666 --> 00:56:37,666
‫نمی‌خوامش.

916
00:56:37,750 --> 00:56:41,458
‫به نظر من دو نوع آدم توی دنیا هست جک.

917
00:56:41,541 --> 00:56:44,000
‫قاتل‌ها و مقتول‌ها. بیشترمون مقتولیم.

918
00:56:44,625 --> 00:56:48,125
‫تمایل و خشم لازم برای قاتل بودن رو نداریم.

919
00:56:48,208 --> 00:56:52,708
‫ولی واقعا بهش فکر کن که کشتن
‫یه آدم چقدر هیجان‌انگیزه.

920
00:56:52,791 --> 00:56:55,166
‫اگه اون بمیره، یعنی تو نمی‌میری.

921
00:56:55,250 --> 00:57:00,000
‫گرفتن زندگیش یعنی به دست آوردن زندگی.
‫از کجا معلوم؟

922
00:57:00,083 --> 00:57:02,416
‫شاید خشم هم نوعی تولد دوباره باشه.

923
00:57:03,000 --> 00:57:05,708
‫و شاید حتی بشه مرگ رو کشت.

924
00:57:10,875 --> 00:57:14,125
‫و فرار می‌کردن، چون نمی‌دونستن چیکار بکنن.

925
00:57:14,208 --> 00:57:15,791
‫مردم شهر ترسیده بودن.

926
00:57:15,875 --> 00:57:19,458
‫از هیبت ابر ترس داشتن.
‫به شکل عظیمی بالای سرشون بود...

927
00:57:20,166 --> 00:57:23,000
‫♪ سگ‌های نایودینی اومدن که بمونن ♪

928
00:57:26,041 --> 00:57:29,000
‫♪ دولت اطلاعات رو به اشتراک نمی‌ذاره ♪

929
00:57:31,916 --> 00:57:35,916
‫♪ جسم‌های پرنده ناشناخته
‫در فارمینگتون دیده شدن ♪

930
00:57:38,166 --> 00:57:40,958
‫♪ دورمون غارت ها زیاد شده ♪

931
00:57:43,416 --> 00:57:47,291
‫♪ سه‌ تا از گوزن‌های زنده
‫رستوران کاخ کونگ‌فو مُردن ♪

932
00:57:50,083 --> 00:57:53,375
‫♪ این ابر‌های زیبا اون چیزی
‫که نشون می‌دن نیستن ♪

933
00:57:56,208 --> 00:58:00,750
‫♪ اون‌ها رو با لباس مایلکس ببین ♪

934
00:58:02,291 --> 00:58:05,416
‫♪ اومدن که بسوزونن و غارت کنن ♪

935
00:58:08,083 --> 00:58:14,083
‫♪ فرقی بین قرمز و آبی نیست ♪

936
00:58:14,166 --> 00:58:17,375
‫♪ ابر سراغ هممون میاد ♪

937
00:58:20,083 --> 00:58:25,541
‫♪ فرقی بین قرمز و آبی نیست ♪

938
00:58:26,375 --> 00:58:28,083
‫♪ ابر داره میاد ♪

939
00:58:37,458 --> 00:58:38,875
‫♪ یه بار دیگه ♪

940
00:58:46,958 --> 00:58:52,833
‫مسموم! همه چیز مسمومه!
‫همه چیز مسمومه!

941
00:58:52,916 --> 00:58:57,041
‫- جک! پاشو جک! باید بریم!
‫- سوار ماشین‌هاتون بشید!

942
00:58:57,125 --> 00:58:58,791
‫- مامان! مامان!
‫- پنج دقیقه دیگه.

943
00:58:58,875 --> 00:58:59,791
‫همین الان!

944
00:58:59,875 --> 00:59:02,875
‫چرا باید همه چیز رو دوبار بگه؟
‫صداش رو می‌شنویم دیگه.

945
00:59:02,958 --> 00:59:04,541
‫از شنیدن صدای خودش خوشش میاد.

946
00:59:05,625 --> 00:59:08,250
‫سم داره نزدیک تر می‌شه!

947
00:59:08,916 --> 00:59:11,083
‫مسموم! مسموم!

948
00:59:14,083 --> 00:59:17,583
‫پوشیدن محافظ صورت ضروریه.

949
00:59:25,541 --> 00:59:27,458
‫اسب کوفتی اینجا چیکار می‌کنه!

950
00:59:34,250 --> 00:59:36,416
‫مراقب باش! مراقب باش! مراقب باش!

951
00:59:37,250 --> 00:59:39,833
‫- جک! جک!
‫- بابایی! بابایی!

952
00:59:39,916 --> 00:59:42,791
‫- استفی، خرگوشکت رو گم کردی!
‫- چی؟ چی؟

953
00:59:42,875 --> 00:59:46,916
‫- خرگوشم! بابا، خرگوشکم افتاده.
‫- جک! جک!

954
00:59:47,000 --> 00:59:49,416
‫- اینجام!
‫- جک!

955
00:59:50,416 --> 00:59:52,291
‫استفی خرگوشکش رو گم کرده!

956
00:59:53,375 --> 00:59:54,500
‫جک!

957
00:59:54,583 --> 00:59:56,833
‫خرگوش استفی رو بیار! خرگوشش!

958
00:59:56,916 --> 00:59:59,166
‫- خرگوشش افتاده!
‫- اونجاست!

959
00:59:59,208 --> 01:00:00,583
‫کلیدها! کلیدها رو لازم دارم!
‫کلید ماشین!

960
01:00:00,666 --> 01:00:02,416
‫کلید! کلید!

961
01:00:04,708 --> 01:00:06,458
‫همه فورا برن توی ماشین!

962
01:00:29,958 --> 01:00:30,958
‫ممنون.

963
01:00:41,833 --> 01:00:43,416
‫[کنترل اسلحه مردم یعنی کنترل ذهن مردم]

964
01:00:43,833 --> 01:00:44,833
‫آوردمش.

965
01:00:54,666 --> 01:00:56,541
‫- جک!
‫- داریم اشتباه می‌ریم!

966
01:00:56,625 --> 01:00:57,458
‫چیکار می‌کنی؟

967
01:00:57,541 --> 01:01:00,500
‫یه حسی بهم میگه این لندروور بلده کجا بره.

968
01:01:14,000 --> 01:01:15,000
‫خدای من!

969
01:01:15,083 --> 01:01:16,583
‫اینجا جاده نیست.

970
01:01:16,666 --> 01:01:18,500
‫خیلی‌خب. بخواب.

971
01:01:24,041 --> 01:01:25,500
‫چراغ‌ها سمت چپمونن.

972
01:01:25,583 --> 01:01:26,708
‫دیدم.

973
01:01:29,583 --> 01:01:31,625
‫وای خدا. خدای من.

974
01:01:33,666 --> 01:01:35,708
‫چراغ‌ها نزدیک تر نمی‌شن.

975
01:01:38,750 --> 01:01:39,958
‫حالا اونجان.

976
01:01:48,250 --> 01:01:49,958
‫حالا پشتمونن.

977
01:01:55,875 --> 01:01:58,250
‫بکن. بکن.

978
01:02:01,000 --> 01:02:03,000
‫- موقعیت ساعت دو.
‫- خیلی خوب بود.

979
01:02:12,458 --> 01:02:15,791
‫- رفتیم توی آب بابا.
‫- الان متوجه شدم.

980
01:02:17,583 --> 01:02:19,250
‫[اهمیت بدهید، محیط زیست را آلوده نکنید]

981
01:02:20,541 --> 01:02:22,000
‫ماشین رو خاموش کن بابا.

982
01:02:26,708 --> 01:02:29,083
‫- گوسفندها مژه دارن؟
‫- از بابات بپرس.

983
01:02:29,166 --> 01:02:31,625
‫- داریم سُر می‌خوریم.
‫- گوسفندها مژه دارن بابا؟

984
01:02:31,708 --> 01:02:34,958
‫کسی نمی‌خواد به اتفاقاتی که
‫داره رخ می‌ده توجهی بکنه؟

985
01:02:35,041 --> 01:02:37,375
‫بابا می‌خواد واسه رد شدن از نهر پز بده.

986
01:02:37,458 --> 01:02:40,750
‫نه، نمی‌خوام پز بدم. ولش کن.
‫برین حرفتون رو ادامه بدین.

987
01:02:41,416 --> 01:02:44,500
‫- اگه آبشار باشه چی؟
‫- آبشار اینجاست بابایی؟

988
01:03:00,083 --> 01:03:01,041
‫اوه.

989
01:03:34,500 --> 01:03:35,375
‫دوباره روشنش کن.

990
01:03:40,375 --> 01:03:42,750
‫تا ته گاز رو فشار بده.

991
01:04:04,833 --> 01:04:06,750
‫یه بار دیگه!

992
01:04:17,083 --> 01:04:19,375
‫اگه یه نفر خیلی نزدیک بشه...

993
01:04:19,458 --> 01:04:21,958
‫ممکنه کشته بشه؟ یا فقط اذیت می‌شه؟

994
01:04:25,708 --> 01:04:28,291
‫ممنونم.

995
01:04:43,541 --> 01:04:48,125
‫که میل زیادی به ترکیب با مواد سمی
‫ موجود در نایودین دی دارند.

996
01:04:48,208 --> 01:04:51,541
‫ابر داره به مسیرش به سمت غرب
‫ادامه میده و از ساکنین تقاضا داریم...

997
01:04:51,625 --> 01:04:53,291
‫تا به آیرن سیتی نقل مکان کنند.

998
01:04:53,375 --> 01:04:55,625
‫جایی که کسب و کارهای محلی درهایشان را...

999
01:04:55,708 --> 01:04:57,375
‫رو به مسافرانی که از
‫خانه‌هایشان دور شدند باز کردند.

1000
01:04:57,375 --> 01:05:01,541
‫کسی حق ترک ساختمون رو نداره! فهمیدید؟

1001
01:05:02,291 --> 01:05:05,916
‫اگه یه نفر بیاد
‫ و بهم بگه «می‌شه من برم؟»...

1002
01:05:06,000 --> 01:05:10,000
‫همین حرف الان رو بهش می‌زنم.

1003
01:05:10,083 --> 01:05:14,125
‫کسی حق ترک ساختمون رو نداره.

1004
01:05:22,458 --> 01:05:25,833
‫- بابِت چطوره؟
‫- از خبرهای جدید خوشم نمیاد.

1005
01:05:25,916 --> 01:05:26,750
‫بهم بگو.

1006
01:05:27,375 --> 01:05:30,625
‫دارن مهندسین هلیکوپتر رو
‫از ارتش می‌فرستن...

1007
01:05:30,708 --> 01:05:34,333
‫تا موجودات میکروسکوپی رو
‫ وارد هسته ابر سمی بکنن.

1008
01:05:34,416 --> 01:05:36,875
‫- از چیش خوشت نمیاد؟
‫- نمی‌دونم.

1009
01:05:36,958 --> 01:05:40,083
‫هرچی بحث علمی‌تر می‌شه، بیشتر می‌ترسم.

1010
01:05:42,750 --> 01:05:45,791
‫هیچ‌چیز توی شبکه نیست. نه کلمه‌ای، نه عکسی.

1011
01:05:48,000 --> 01:05:52,416
‫توی کانال گلسبورو تا الان
‫فقط پنجاه و دو کلمه گفته شده.

1012
01:05:53,083 --> 01:05:54,291
‫هیچ فیلمی پخش نشده.

1013
01:05:55,458 --> 01:05:57,000
‫هیچ گزارش زنده‌ای پخش نشده.

1014
01:05:57,833 --> 01:06:01,625
‫واقعا این اتفاق انقدر معموله
‫که واستون مهم نیست؟

1015
01:06:02,375 --> 01:06:04,750
‫- تا سرحد مرگ ترسیده بودیم!
‫- هنوز هم می‌ترسیم.

1016
01:06:04,833 --> 01:06:06,416
‫خونه‌هامون رو ترک کردیم.

1017
01:06:06,500 --> 01:06:07,833
‫از توی یه طوفان رد شدیم.

1018
01:06:07,916 --> 01:06:10,208
‫اون شبح مرگبار رو دیدیم.

1019
01:06:11,125 --> 01:06:14,541
‫کشتی مرگباری که از آسمان گذر کرد.

1020
01:06:14,541 --> 01:06:17,333
‫مگه نباید خیابون الان
‫پر دوربین و خبرنگار باشه؟

1021
01:06:17,416 --> 01:06:19,541
‫نباید سرشون داد بزنیم که...

1022
01:06:19,625 --> 01:06:21,916
‫«ولمون کنید.»،
‫ «به اندازه کافی سختی کشیدیم.»

1023
01:06:22,000 --> 01:06:25,416
‫حق نداریم از سوال‌های احمقانه‌شون
‫ متنفر بشیم؟

1024
01:06:25,500 --> 01:06:27,916
‫آره!

1025
01:06:28,541 --> 01:06:30,041
‫ببینید چطوری ما رو انداختن این داخل.

1026
01:06:30,666 --> 01:06:32,166
‫ما قرنطینه شدیم.

1027
01:06:32,250 --> 01:06:33,500
‫آره!

1028
01:06:33,583 --> 01:06:36,291
‫مثل جذامیان توی قرون وسطی.

1029
01:06:36,375 --> 01:06:37,208
‫درسته!

1030
01:06:37,291 --> 01:06:41,416
‫هرچیزی که دوست داشتیم
‫و واسش زحمت کشیدیم توی خطر جدیه.

1031
01:06:41,500 --> 01:06:44,375
‫حتی اگه تلفات زیاد نباشه...

1032
01:06:44,458 --> 01:06:47,541
‫نباید واسه رنجی که می‌کشیم
‫بهمون بها داده بشه؟

1033
01:06:47,625 --> 01:06:49,625
‫- واسه ترسمون؟
‫- آره!

1034
01:06:49,708 --> 01:06:52,166
‫مگه ما نترسیدیم؟

1035
01:06:52,250 --> 01:06:53,375
‫آره!

1036
01:06:53,458 --> 01:06:56,208
‫ما اهمیت داریم! درسته!

1037
01:07:13,333 --> 01:07:14,500
‫این رو قبلا دیدم.

1038
01:07:16,833 --> 01:07:17,833
‫چی رو قبلا دیدی؟

1039
01:07:18,458 --> 01:07:20,958
‫تو اونجا ایستاده بودی، من اینجا.

1040
01:07:22,458 --> 01:07:25,250
‫ظاهرت رو خوب و واضح یادمه.

1041
01:07:25,958 --> 01:07:28,416
‫قبلا همه‌ش رخ داده.
‫صدای لوله‌ها.

1042
01:07:28,500 --> 01:07:30,833
‫موهای ریز روی صورتت...

1043
01:07:30,916 --> 01:07:32,583
‫همون نگاه آشنات.

1044
01:07:33,583 --> 01:07:34,750
‫کدوم نگاه؟

1045
01:07:35,541 --> 01:07:36,958
‫ترسیده.

1046
01:07:37,833 --> 01:07:38,916
‫خاکستری.

1047
01:07:40,250 --> 01:07:41,250
‫مفقود.

1048
01:07:45,750 --> 01:07:49,750
‫نُه روز قبل روزی بود که
‫گفتن می‌تونیم بریم خونمون.

1049
01:07:50,833 --> 01:07:55,875
‫خوش برگشتید مشتریان.
‫خوشحالم که می‌بینم بعد عارضۀ مسموم...

1050
01:07:55,958 --> 01:07:57,208
‫فروشگاه‌ها تغییری نکرده.

1051
01:07:58,708 --> 01:08:05,000
‫درواقع فروشگاه‌ها بهتر شده.
‫بین گوشت بسته‌بندی نشده و نون تازه...

1052
01:08:05,000 --> 01:08:07,333
‫مثل یه بازار ایرانی شده.

1053
01:08:07,416 --> 01:08:08,833
‫همه چیز خوبه.

1054
01:08:08,916 --> 01:08:12,333
‫و تا وقتی که اشتباهی نکنن،
‫ همینطور همه چیز خوب می‌مونه.

1055
01:08:16,166 --> 01:08:19,208
‫می‌دونستی تبتی‌ها معتقدن بین
‫مرگ و تولد دوباره...

1056
01:08:19,291 --> 01:08:21,250
‫ انسان وارد حالت انتقالی می‌شه.

1057
01:08:21,333 --> 01:08:24,333
‫وقتی میام اینجا به همین فکر می‌کنم.

1058
01:08:25,000 --> 01:08:29,083
‫فروشگاه‌ یه جور مکان انتظاره.
‫ما رو از لحاظ روانی ترمیم می‌کنه.

1059
01:08:29,166 --> 01:08:30,250
‫یه جور دروازه‌ست.

1060
01:08:31,166 --> 01:08:34,625
‫ببین چقدر درخشانه.
‫ببین چقدر مملو از اطلاعات...

1061
01:08:34,708 --> 01:08:36,083
‫امواج و ترشحات روانیه.

1062
01:08:36,166 --> 01:08:39,583
‫همه‌ی حروف و اعداد اینجان،
‫همه‌ی طیف‌های رنگی...

1063
01:08:39,666 --> 01:08:44,166
‫همه‌ی صدا‌ها و نغمه‌ها،
‫تمامی رموز و عبارات تشریفاتی.

1064
01:08:44,250 --> 01:08:46,250
‫فقط باید بلد باشیم رمزگشاییش کنیم.

1065
01:08:46,333 --> 01:08:48,083
‫وای! خدا!

1066
01:08:48,166 --> 01:08:49,916
‫همسر دوست‌ داشتنیت چطوره؟

1067
01:08:50,625 --> 01:08:53,500
‫اون از زمان عارضۀ یه‌جورایی تغییر کرده.

1068
01:08:54,208 --> 01:08:55,958
‫ما دچار آسیب جمعی شدیم.

1069
01:08:56,041 --> 01:08:58,250
‫همیشه لباس گرم‌کن می‌پوشه.

1070
01:08:58,333 --> 01:09:01,083
‫از پنجره به بیرون خیره می‌شه
‫ و بی‌دلیل گریه می‌کنه.

1071
01:09:01,166 --> 01:09:02,625
‫نمی‌دونم چطوری بهش کمک کنم.

1072
01:09:02,708 --> 01:09:05,416
‫و خودم هم بخاطر کنفرانس هیتلر
‫وقت زیادی ندارم...

1073
01:09:05,500 --> 01:09:07,791
‫- و بچه‌ها چی؟
‫- برگشتن مدرسه.

1074
01:09:07,875 --> 01:09:10,250
‫استفی دیگه ماسک محافظتیش رو نمی‌پوشه.

1075
01:09:11,000 --> 01:09:12,208
‫خودت چی؟

1076
01:09:12,291 --> 01:09:14,916
‫فردا دوباره قرار دکتر دارم.

1077
01:09:15,000 --> 01:09:17,083
‫به عنوان یه مرد نفرین شده
‫چه نظری راجع بهت داد؟

1078
01:09:17,166 --> 01:09:18,208
‫بهش نگفتم.

1079
01:09:18,291 --> 01:09:21,666
‫اگه خودش متوجه مشکلی نشه،
‫قرار نیست بهش اشاره‌ای بکنم.

1080
01:09:21,750 --> 01:09:24,291
‫- همیشه به دکترها دروغ می‌گم.
‫- من هم همین‌طور.

1081
01:09:24,375 --> 01:09:25,333
‫ولی خب چرا؟

1082
01:09:26,041 --> 01:09:28,625
‫اون مسئله الویس رو یادته
‫ که توش بهم کمک کردی؟

1083
01:09:29,333 --> 01:09:31,958
‫مشخص شد که... البته متاسفانه...
‫درهرصورت برنده می‌شدم.

1084
01:09:32,041 --> 01:09:35,250
‫- چی شد؟
‫- کوتساکیس یعنی رقیبم...

1085
01:09:36,375 --> 01:09:38,333
‫دیگه زنده نیست.

1086
01:09:38,416 --> 01:09:39,500
‫- اون...
‫- مُرده.

1087
01:09:40,416 --> 01:09:42,458
‫حین موج‌سواری توی مالیبو گم شده.

1088
01:09:42,541 --> 01:09:43,708
‫حین وقت استراحت.

1089
01:09:43,791 --> 01:09:46,000
‫یک ساعت پیش فهمیدم.
‫فورا اومدم اینجا.

1090
01:09:46,916 --> 01:09:48,458
‫متاسفم که می‌گم.

1091
01:09:48,541 --> 01:09:50,666
‫مخصوصا بخاطر شرایطت.

1092
01:09:51,625 --> 01:09:52,916
‫کوتساکیس بیچاره.

1093
01:09:54,166 --> 01:09:55,791
‫حین موج‌سواری گم شده؟

1094
01:09:57,083 --> 01:09:58,416
‫آدم به اون گنده‌ای.

1095
01:09:58,500 --> 01:10:00,958
‫- یکم بزرگ بود.
‫- واقعا گنده بود.

1096
01:10:01,041 --> 01:10:03,958
‫- گمونم صد و چهل کیلویی وزن داشت.
‫- حداقلش.

1097
01:10:04,041 --> 01:10:06,416
‫مُرده. اون هم آدم به این گنده‌ای.

1098
01:10:06,500 --> 01:10:09,458
‫این که اطرافیانت بمیرن خوب نیست.
‫ولی خب باز هم از مُردن خودت بهتره.

1099
01:10:09,541 --> 01:10:12,250
‫فرض کن انقدر گُنده باشی، بعد بمیری.

1100
01:10:13,583 --> 01:10:15,625
‫قیافش هنوز جلوی صورتمه.

1101
01:10:15,708 --> 01:10:19,875
‫شاید اگه انقدر مرگ انکار نکنیم،
‫ بتونیم با آرامش بمیریم.

1102
01:10:19,958 --> 01:10:22,583
‫همین‌طوری خیلی راحت در در رد بشیم.

1103
01:10:33,791 --> 01:10:36,166
‫حالا. آروم.
‫[دکتران کودکی ششصد سال
‫ در یخ بود را به دنیا آوردند]

1104
01:10:36,500 --> 01:10:39,500
‫له کنید. تکان دهید. آب پرتقال.

1105
01:10:43,166 --> 01:10:44,833
‫نانسی. سنکا.

1106
01:10:45,500 --> 01:10:46,666
‫سنکا، نانسی.

1107
01:10:57,333 --> 01:10:59,458
‫اگه مرگ فقط صدا باشه چی؟

1108
01:11:01,791 --> 01:11:05,708
‫دائما می‌شنویش. صدایی اطرافت.

1109
01:11:06,666 --> 01:11:08,916
‫یک‌دست. ممتد.

1110
01:11:18,000 --> 01:11:19,625
‫می‌شه گفت عجیبه، مگه نه؟

1111
01:11:21,375 --> 01:11:23,250
‫که می‌تونیم مُرده‌ها رو تصور کنیم.

1112
01:11:23,875 --> 01:11:26,375
‫پیام آخر را نادیده بگیرید.
‫نادیده بگیرید.

1113
01:11:27,333 --> 01:11:28,333
‫صبرکن، چی؟

1114
01:11:29,000 --> 01:11:30,208
‫آهان، نادیده نگیرید.

1115
01:11:46,000 --> 01:11:47,958
‫چرا انقدر واسه معاینه میایید آقای گلدنی؟

1116
01:11:48,041 --> 01:11:51,375
‫قبلا همیشه از این‌که مشکلی باشه می‌ترسیدید.

1117
01:11:51,458 --> 01:11:52,458
‫هنوز هم می‌ترسم.

1118
01:11:53,166 --> 01:11:57,375
‫خب، خوشحالم که به عنوان یه بیمار،
‫ وضعیتتون رو جدی می‌گیرید.

1119
01:11:57,458 --> 01:11:58,291
‫وضعیتم؟

1120
01:11:58,375 --> 01:12:00,291
‫وقتی مردم از مطب دکتر بیرون می‌رن...

1121
01:12:00,375 --> 01:12:02,458
‫یادشون می‌ره که مریضن.

1122
01:12:02,541 --> 01:12:06,000
‫ولی این باعث نمی‌شه بعد وقت کاری
‫ دکترها دیگه دکتر نباشن.

1123
01:12:06,083 --> 01:12:07,875
‫مریض‌ها هم باید همین‌طور باشن.

1124
01:12:08,666 --> 01:12:11,041
‫از میزان پتاسیم خونتون اصلا راضی نیستم.

1125
01:12:11,125 --> 01:12:14,041
‫- معنیش چی می‌شه؟
‫- وقت توضیح نیست.

1126
01:12:14,125 --> 01:12:16,291
‫گاهی اوقات واقعا بالا میره،
‫گاهی اوقات هم الکی بالا میره.

1127
01:12:16,375 --> 01:12:17,791
‫دونستن همین کافیه.

1128
01:12:17,875 --> 01:12:20,041
‫الان پتاسیم من چقدر بالاست؟

1129
01:12:20,125 --> 01:12:22,291
‫می‌شه با مدرک گفت که از سقف هم زده بیرون.

1130
01:12:22,916 --> 01:12:27,250
‫این پتاسیم بالا می‌تونه
‫نشانه‌ بیماری‌ای باشه...

1131
01:12:27,333 --> 01:12:29,458
‫که داره تازه خودش رو نشون می‌ده؟

1132
01:12:29,541 --> 01:12:33,708
‫مریضی‌ای که احیانا توسط ناخواسته
‫در معرض چیزی قرار گرفتن...

1133
01:12:33,791 --> 01:12:39,833
‫یا ورود مواد نشتی به بدن از آب و هوا باشه؟

1134
01:12:39,916 --> 01:12:42,375
‫با چنین ماده‌ای برخورد داشتید؟

1135
01:12:42,458 --> 01:12:44,041
‫در معرض اون ابر بودید؟

1136
01:12:44,125 --> 01:12:46,958
‫چرا؟ مگه آمار احتمال در معرض بودن رو می‌ده؟

1137
01:12:47,041 --> 01:12:51,125
‫اگه در معرضش نبوده باشید که
‫آمار چنین چیزی نمی‌گفت، مگه نه؟

1138
01:12:51,208 --> 01:12:52,375
‫پس موافقیم.

1139
01:12:52,458 --> 01:12:54,458
‫و دلیلی نداره که به من دروغ بگی.

1140
01:12:57,416 --> 01:13:00,708
‫واسه آزمایشات بیشتر می‌فرستمت گلسبورو.

1141
01:13:00,791 --> 01:13:04,416
‫یه مرکز جدید زدن به اسم
‫مزارع برداشت پاییزه.

1142
01:13:04,500 --> 01:13:05,583
‫اسمش رو شنیدی؟

1143
01:13:06,791 --> 01:13:08,750
‫تجهیزات واقعا به‌روزی دارند.

1144
01:13:08,833 --> 01:13:11,291
‫واقعا پیشرفته‌ست.

1145
01:13:12,375 --> 01:13:15,125
‫بهشون بگو جواب آزمایش رو
‫محفوظانه برای من بفرستند.

1146
01:13:15,791 --> 01:13:18,416
‫با هم، به عنوان دکتر و مریض...

1147
01:13:18,500 --> 01:13:21,541
‫می‌تونیم کاری کنیم که تنهایی موفق نمی‌شدیم.

1148
01:13:21,625 --> 01:13:23,750
‫دکتر لو، اسم دایلار رو شنیدین؟

1149
01:13:24,791 --> 01:13:27,416
‫- اسم جزیره‌ای توی خلیج فارسه؟
‫- نه، یه جور...

1150
01:13:27,500 --> 01:13:29,958
‫با پایانه‌های نفتی.
‫که واسه بقای غرب خیلی مهمن.

1151
01:13:30,041 --> 01:13:32,750
‫داروییه که توی یه کپسول سفید فروخته می‌شه.

1152
01:13:32,833 --> 01:13:34,041
‫اسمش رو نشنیدم.

1153
01:13:59,000 --> 01:14:02,708
‫فقط مقدار کمی از مواد سمی
‫را بیرون شهر پیدا کردند.

1154
01:14:02,791 --> 01:14:06,250
‫ولی دیگر خطری جان انسان‌ها
‫و یا حیوانات را تهدید نمی‌کند.

1155
01:14:06,333 --> 01:14:08,791
‫آخرین گروه اعزامی اضطراری هم
‫درحال جمع کردن وسایل...

1156
01:14:08,875 --> 01:14:10,375
‫و بردن سگ‌ها هستند.

1157
01:14:10,458 --> 01:14:13,458
‫خطر اصلی اشعاتی هستند که به
‫ طور روزمره با ما را احاطه کرده‌اند.

1158
01:14:13,541 --> 01:14:17,333
‫رادیوتان، تلویزیونتان، مایکروویوتان.
‫خطوط برقی بیرون خانه‌ها.

1159
01:14:17,416 --> 01:14:18,625
‫ابرهای سمی رو فراموش کنید.

1160
01:14:18,708 --> 01:14:22,666
‫میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی
‫رو جدی بگیرید. اگر حقایق مربوط به...

1161
01:14:22,750 --> 01:14:25,958
‫تحقیقاتی که روی آن‌ها صورت گرفته
‫منتشر می‌شد این صنعت فروپاشی می‌کرد.

1162
01:14:26,041 --> 01:14:27,250
‫وایلدر کم حرف تر شده؟

1163
01:14:27,333 --> 01:14:28,625
‫اگر نتایج منتشر شوند...

1164
01:14:28,708 --> 01:14:30,416
‫شکایت‌هایی به ارزش
‫میلیاردها دلار صورت می‌گیره.

1165
01:14:30,500 --> 01:14:32,375
‫یکم شدیده، مگه نه؟

1166
01:14:32,458 --> 01:14:34,708
‫چی شدیده، چیزی که گفتم، یا چیزی که رخ داد؟

1167
01:14:34,791 --> 01:14:36,291
‫چرا کوه‌ها شمال ایالتن؟

1168
01:14:36,375 --> 01:14:38,583
‫- کوه‌ها همیشه شمال ایالتن.
‫- بیشتر توضیح بده.

1169
01:14:38,666 --> 01:14:40,416
‫برف‌ها طبق برنامه در بهار آب می‌شن...

1170
01:14:40,500 --> 01:14:42,958
‫و به آبریزهای نزدیک شهر می‌ریزن.

1171
01:14:42,958 --> 01:14:43,875
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

1172
01:14:43,958 --> 01:14:46,208
‫- واقعا نمی‌دونم.
‫- گوش کنید بچه‌ها.

1173
01:14:47,208 --> 01:14:49,291
‫از خیابون که رد می‌شید دست
‫ هم رو بگیرید، باشه؟

1174
01:14:50,250 --> 01:14:52,125
‫کنار استخرها هم مراقب باشید.

1175
01:14:52,833 --> 01:14:55,708
‫اگه فکر کردید یه نفر آدم‌رباست،
‫ احتمالش هست که باشه.

1176
01:14:57,166 --> 01:14:58,041
‫کجا می‌ری؟

1177
01:14:58,041 --> 01:14:59,833
‫توی کلیسا یه کلاس جدید بهم دادن.

1178
01:14:59,916 --> 01:15:01,791
‫- چه درسی؟
‫- خوردن و نوشیدن.

1179
01:15:01,875 --> 01:15:03,750
‫- مگه واضح نیست؟
‫- چیش یاد دادن داره؟

1180
01:15:03,833 --> 01:15:05,833
‫احیانا یکم دیر نیست؟ شب شده دیگه.

1181
01:15:05,916 --> 01:15:07,083
‫شب چیه؟

1182
01:15:07,166 --> 01:15:10,541
‫هر هفته هفت بار شب می‌شه، چیش خاصه؟

1183
01:15:13,250 --> 01:15:14,458
‫جک.

1184
01:15:14,541 --> 01:15:17,291
‫بعد شام می‌تونی توی تکالیفم کمک کنی؟

1185
01:15:19,458 --> 01:15:21,958
‫دروغ گفتم تکلیف دارم.
‫می‌خواستم یه چیزی نشونت بدم.

1186
01:15:35,250 --> 01:15:37,041
‫[دایلار]

1187
01:15:37,166 --> 01:15:38,208
‫دایلار.

1188
01:15:39,083 --> 01:15:43,291
‫چهار تا ازش مونده. یکیش رو واسه مدرک بردار.
‫مدرک فیزیکی ازش می‌خوایم.

1189
01:15:44,750 --> 01:15:46,958
‫- جلوی بابا هیچ اشاره‌ای نمی‌کنیم.
‫- خیلی‌خب.

1190
01:15:47,041 --> 01:15:49,291
‫لابد می‌خواد بگه یادش نمیاد
‫چرا گذاشته بودشون اونجا.

1191
01:15:49,375 --> 01:15:51,416
‫فردا اول وقت می‌رم داروخونه،

1192
01:15:51,500 --> 01:15:53,291
‫از فروشنده درمورد دایلار می‌پرسم.

1193
01:15:53,375 --> 01:15:55,125
‫- خودم قبلاً پرسیدم.
‫- کی؟

1194
01:15:55,208 --> 01:15:56,166
‫نزدیک‌های کریسمس.

1195
01:15:56,250 --> 01:15:58,291
‫- سه تا داروخونه رفتم.
‫- خب چی گفتن؟

1196
01:15:58,375 --> 01:15:59,666
‫اسمش هم نشنیده بودن.

1197
01:15:59,750 --> 01:16:01,541
‫- توی فهرست داروهاشون نبود.
‫- داروی قاچاقیه.

1198
01:16:01,625 --> 01:16:04,708
‫- باید به دکترش زنگ بزنی.
‫-فردا بهش زنگ می‌زنم.

1199
01:16:04,791 --> 01:16:06,125
‫الآن زنگ بزن!

1200
01:16:06,208 --> 01:16:09,041
‫مسئله جدیه جک. مشکل داره.

1201
01:16:09,125 --> 01:16:11,208
‫الآن زنگ می‌زنم.
‫زنگ می‌زنم به خونه‌اش.

1202
01:16:11,291 --> 01:16:12,125
‫غافل‌گیرش کن.

1203
01:16:12,208 --> 01:16:14,958
‫اگه به خونه‌اش زنگ بزنم،
‫توی پذیرش رصد نمی‌شم.

1204
01:16:15,041 --> 01:16:16,666
‫زنگ بزن خونه‌اش. بیدارش کن.

1205
01:16:16,750 --> 01:16:18,708
‫سعی کن از زیر زبونش حرف بکشی.

1206
01:16:18,791 --> 01:16:20,541
‫زنگ می‌زنم خونه‌اش. بیدارش می‌کنم.

1207
01:16:20,625 --> 01:16:22,875
‫سعی می‌کنم از زیر زبونش حرف بکشم.

1208
01:16:22,958 --> 01:16:24,500
‫- الو؟
‫- سلام دکتر هوکستراتن.

1209
01:16:24,583 --> 01:16:27,583
‫جک گلدنی هستم،
‫شما پزشک همسرم بابِت هستید.

1210
01:16:27,666 --> 01:16:28,500
‫خیلی‌خب.

1211
01:16:28,583 --> 01:16:32,291
‫ببخشید با خونه‌تون تماس گرفتم،
‫ولی نگران بابِت بودم.

1212
01:16:32,375 --> 01:16:36,583
‫و تقریباً مطمئنم دارویی که شما تجویز کردید،
‫واسه‌اش مشکلاتی درست کرده.

1213
01:16:36,666 --> 01:16:37,666
‫چه مشکلاتی؟

1214
01:16:37,750 --> 01:16:39,041
‫لغزش حافظه.

1215
01:16:39,125 --> 01:16:42,041
‫زنگ زدی خونۀ یک دکتر
‫تا بهش درمورد لغزش حافظه بگی؟

1216
01:16:42,125 --> 01:16:45,791
‫اگه همه واسه لغزش حافظه زنگ می‌زدن
‫خونۀ دکترها، می‌دونی بعدش چی می‌شد؟

1217
01:16:45,875 --> 01:16:47,500
‫تعداد تماس‌ها سر به فلک می‌کشید.

1218
01:16:47,583 --> 01:16:49,541
‫این لغزش‌ها مکرراً رخ می‌دن.

1219
01:16:49,625 --> 01:16:50,958
‫مکرر و طولانی‌مدت.

1220
01:16:51,041 --> 01:16:54,250
‫ساعت ده شب زنگ زدی خونۀ یک دکتر،

1221
01:16:54,333 --> 01:16:56,333
‫بعد از «لغزش حافظه» واسه‌اش می‌گی؟

1222
01:16:57,166 --> 01:17:00,208
‫چرا نمی‌گی دچار باد معده شده؟
‫واسه باد معده‌اش بهم زنگ بزن.

1223
01:17:00,291 --> 01:17:03,500
‫لغزش‌های مکرر و طولانی‌مدته دکتر.
‫حتماً تأثیر داروهاشه.

1224
01:17:03,583 --> 01:17:04,541
‫چه دارویی؟

1225
01:17:04,625 --> 01:17:05,833
‫- دایلار.
‫- دایلار.

1226
01:17:05,916 --> 01:17:06,916
‫اسمش هم نشنیده‌ام.

1227
01:17:07,000 --> 01:17:08,750
‫قرص سفید کوچیکه.

1228
01:17:08,833 --> 01:17:10,166
‫که توی بطری کهرباییه.

1229
01:17:10,250 --> 01:17:11,250
‫توی بطری کهربا...

1230
01:17:11,333 --> 01:17:14,208
‫با کلمات سفید و کوچیک
‫یک قرص رو توصیف کردی،

1231
01:17:14,291 --> 01:17:18,458
‫بعد ساعت ده شب زنگ زدی به خونۀ دکتر،
‫و انتظار داری جوابت رو بده؟

1232
01:17:18,541 --> 01:17:21,750
‫خب چرا نمی‌گی گرده یا نه؟
‫باز این مورد حیاتی‌تره.

1233
01:17:21,833 --> 01:17:23,875
‫آخه داروی قاچاقیه.

1234
01:17:23,958 --> 01:17:25,083
‫تا حالا ندیدمش.

1235
01:17:25,166 --> 01:17:27,458
‫و مسلماً برای خانمت تجویزش نکرده‌ام.

1236
01:17:28,083 --> 01:17:31,000
‫- باشه. ببخشید مزاحم شدم.
‫- بگو سه تا داروخونه رفتیم...

1237
01:17:31,083 --> 01:17:33,416
‫هیچ‌وقت روی حرفی که به
‫دکترها می‌زنم، کنترلی ندارم.

1238
01:17:35,625 --> 01:17:37,875
‫قرصه رو می‌دم به یکی...

1239
01:17:37,958 --> 01:17:40,833
‫توی بخش شیمی مدرسه آنالیزش کنه.

1240
01:17:40,916 --> 01:17:42,958
‫نکنه این کارم از قبل کردی؟

1241
01:17:43,666 --> 01:17:45,916
‫درواقع این چیزی نیست
‫که ما به اسم قرص می‌شناسیم.

1242
01:17:46,000 --> 01:17:49,291
‫محتویات دارویی دایلار توی
‫غشای پلیمری محصور شده.

1243
01:17:49,375 --> 01:17:52,708
‫آب از دستگاه گوارش آدم
‫با سرعت کنترل‌شده‌ای،

1244
01:17:52,791 --> 01:17:54,791
‫از طریق غشاء نفوذ می‌کنه.

1245
01:17:54,875 --> 01:17:56,166
‫بعد این آبه چی کار می‌کنه؟

1246
01:17:56,250 --> 01:17:58,833
‫مواد داخل غشاء رو حل می‌کنه.

1247
01:17:58,916 --> 01:18:01,791
‫بعدش محتویات دارویی‌اش
‫از طریق سوراخ کوچیکی،

1248
01:18:01,833 --> 01:18:02,750
‫از قرص پلیمری خارج می‌شه.

1249
01:18:02,833 --> 01:18:04,666
‫مدتی طول کشید تا سوراخش رو پیدا کنم.

1250
01:18:04,750 --> 01:18:06,166
‫علتش اینه که با لیزر سوراخ شده.

1251
01:18:06,166 --> 01:18:07,666
‫لیزر؟ پلیمر؟

1252
01:18:07,750 --> 01:18:09,708
‫من توی این مسائل سررشته‌ای ندارم جک،

1253
01:18:09,791 --> 01:18:12,250
‫ولی تا همین حد می‌دونم که
‫سیستم کوچیک فوق‌العاده‌ایه.

1254
01:18:12,333 --> 01:18:15,208
‫- عه، کیک اسفنجی!
‫- این همه ظرافت چه فایده‌ای داره؟

1255
01:18:15,291 --> 01:18:18,958
‫دارو با نرخ‌های مشخص طی مدت زمان
‫طولانی روی فرد اثر می‌کنه.

1256
01:18:19,041 --> 01:18:20,625
‫سیستم مؤثری داره.

1257
01:18:20,708 --> 01:18:22,916
‫نمی‌دونم چی بگم.
‫حتی برق از کله‌ام پریده.

1258
01:18:23,791 --> 01:18:26,875
‫حالا بگو ببینم این داروئه
‫برای چه کاری طراحی شده؟

1259
01:18:26,958 --> 01:18:28,750
‫اصلاً دایلار چیه؟

1260
01:18:28,833 --> 01:18:30,750
‫- نمی‌دونم.
‫- خوبم می‌دونی.

1261
01:18:30,833 --> 01:18:33,833
‫- تو نابغه‌ای. همه این رو می‌گن.
‫- این رو نگن چی بگن؟

1262
01:18:33,916 --> 01:18:35,291
‫من رشته‌ام شیمی اعصابه.

1263
01:18:35,375 --> 01:18:36,875
‫هیچ‌کس حتی نمی‌دونه یعنی چی.

1264
01:18:36,958 --> 01:18:38,583
‫جک، من فقط از این اطمینان دارم،

1265
01:18:38,666 --> 01:18:42,291
‫ماده‌ای که توی دایلار موجوده،
‫نوعی داروی روانیه.

1266
01:18:42,375 --> 01:18:46,083
‫احتمالاً برای تعامل با بخش دورافتاده‌ای
‫از قشر مخ انسان طراحی شده.

1267
01:18:46,166 --> 01:18:49,458
‫کاش بیشتر ازش بلد بودم.
‫ولی این رو هم بهت بگم:

1268
01:18:49,500 --> 01:18:50,416
‫توی بازار نمی‌شه پیداش کرد.

1269
01:18:50,500 --> 01:18:53,416
‫منم توی شیشه داروی معمولی پیداش کردم.

1270
01:18:53,500 --> 01:18:55,166
‫واسه من که مهم نیست کجا پیداش کردی.

1271
01:18:55,875 --> 01:18:57,125
‫داروی ناشناخته‌ایه.

1272
01:19:25,583 --> 01:19:30,083
‫وقتشه صحبت مفصلی بکنیم.
‫من می‌دونم، خودتم می‌دونی سر چی.

1273
01:19:30,166 --> 01:19:31,250
‫دایلار رو پیدا کردیم.

1274
01:19:32,041 --> 01:19:33,291
‫کدوم دایلار؟

1275
01:19:33,375 --> 01:19:36,041
‫اذیت نکن بابا.
‫چسبونده بودیش به محفظۀ رادیاتور.

1276
01:19:36,666 --> 01:19:39,166
‫چرا باید چیزی رو بچسبونم به رادیاتور؟

1277
01:19:39,250 --> 01:19:42,416
‫دنیز دقیقاً پیش‌بینی کرده بود
‫چنین بهونه‌ای میاری.

1278
01:19:42,500 --> 01:19:45,666
‫- معمولاً درست حدس می‌زنه.
‫- هر چی از دایلار می‌دونی بهم بگو.

1279
01:19:45,750 --> 01:19:48,125
‫اگه بخاطر من نمی‌گی،
‫پس بخاطر دختر کوچولوت بگو.

1280
01:19:48,750 --> 01:19:51,125
‫نگرانت شده. بدجورم نگرانته.

1281
01:19:51,208 --> 01:19:53,500
‫تازه بماند که دیگه نمی‌تونی بهونه‌ای بیاری.

1282
01:19:53,583 --> 01:19:55,000
‫عملاً مچت رو گرفته‌م.

1283
01:19:55,083 --> 01:19:57,666
‫یک‌دونه از قرص‌ها رو دادم به
‫یکی از متخصصان آنالیزش کنه.

1284
01:19:58,625 --> 01:20:00,791
‫دایلار به اندازۀ جانوران میکروسکوپی،

1285
01:20:00,875 --> 01:20:04,250
‫که ابر مواج رو خوردند، دارای هوشیاریه.

1286
01:20:05,833 --> 01:20:10,041
‫مسئلۀ دیگه‌ای هم هست که
‫وضعیتت رو خیلی وخیم‌تر می‌کنه.

1287
01:20:10,125 --> 01:20:13,041
‫می‌دونیم دایلار برای تجویز عمومی نیست.

1288
01:20:13,791 --> 01:20:14,791
‫خودتم خوب می‌دونی،

1289
01:20:14,875 --> 01:20:17,125
‫که من حوصلۀ موی دماغ کسی شدن رو ندارم.

1290
01:20:17,208 --> 01:20:19,291
‫ولی دنیز اصلاً مثل من نیست.

1291
01:20:20,000 --> 01:20:23,583
‫اگه بهم نگی چی می‌دونی،
‫دختر کوچولوت رو به جونت می‌ندازم.

1292
01:20:23,666 --> 01:20:26,208
‫با تمام قدرتش بهت حمله می‌کنه.

1293
01:20:26,291 --> 01:20:28,791
‫جوری لهت می‌کنه که نتونی دفاع کنی.

1294
01:20:29,416 --> 01:20:31,041
‫می‌دونی که راست می‌گم بابِت.

1295
01:20:46,791 --> 01:20:48,583
‫فقط بذار به روش خودم بگم.

1296
01:20:49,250 --> 01:20:50,250
‫عجله نکن.

1297
01:20:50,875 --> 01:20:52,166
‫کل روز وقت داریم.

1298
01:20:52,250 --> 01:20:54,541
‫هر چقدر طول بکشه من اینجا می‌مونم.

1299
01:21:00,708 --> 01:21:02,875
‫دقیقاً نمی‌دونم از کی شروع شد.

1300
01:21:04,166 --> 01:21:06,083
‫شاید یک سال و نیمی بشه.

1301
01:21:07,541 --> 01:21:09,750
‫حس می‌کردم دارم از مرحله‌ای گذر می‌کنم.

1302
01:21:10,541 --> 01:21:14,333
‫انگار به دورۀ تحولی از زندگیم رسیده بودم.

1303
01:21:14,416 --> 01:21:16,791
‫«نطقۀ تحول» یا «عطف».

1304
01:21:16,875 --> 01:21:20,583
‫فکر می‌کردم باهاش کنار میام.
‫با دورۀ میانسالی که واردش شدم.

1305
01:21:20,666 --> 01:21:24,333
‫می‌گفتم این مشکلم از بین می‌ره،
‫منم فراموش می‌کنم. ولی این‌جوری نشد.

1306
01:21:24,416 --> 01:21:25,291
‫چه مشکلی؟

1307
01:21:25,375 --> 01:21:28,541
‫- الآن اینش رو ول کن.
‫- تا حالا این‌شکلی ندیده بودمت.

1308
01:21:28,625 --> 01:21:32,291
‫کل ذات بابّت همین‌شکلی بوده.
‫آدم شاد و شنگولیه.

1309
01:21:32,375 --> 01:21:35,583
‫اصلاً تسلیم غم و حسرتش نمی‌شه.

1310
01:21:35,666 --> 01:21:37,833
‫- بذار بگم جک.
‫- خیلی‌خب.

1311
01:21:39,250 --> 01:21:42,375
‫تو که می‌دونی نظر من چیه.
‫از نظرم همه‌چیز قابل اصلاحه.

1312
01:21:42,458 --> 01:21:45,791
‫آدم بنا بر نگرش درست خودش،
‫می‌تونه با تقسیم شرایط خطرناک،

1313
01:21:45,875 --> 01:21:47,833
‫به بخش‌های ساده‌تر، اون شرایط رو تغییر بده.

1314
01:21:47,916 --> 01:21:52,583
‫واسه خودم رفتم کتابخانه و کتاب‌فروشی،
‫تلویزیون کابلی تماشا کردم.

1315
01:21:52,666 --> 01:21:56,458
‫فهرست و نمودار درست کردم،
‫با یه روحانی سیک توی آیرن سیتی حرف زدم.

1316
01:21:56,541 --> 01:21:59,416
‫حتی توی اتاق زیر شیروانی
‫کتاب علوم غریبه می‌خوندم،

1317
01:21:59,500 --> 01:22:02,375
‫که یک‌وقت تو و دنیز پیداش نکنید
‫و کنجکاو نشید که قضیه از چه قراره.

1318
01:22:02,458 --> 01:22:04,583
‫بدون اینکه من خبردار بشم؟

1319
01:22:04,666 --> 01:22:07,583
‫بابِت آدمیه که با من صحبت می‌کنه،

1320
01:22:08,250 --> 01:22:10,583
‫رازهاش رو درمیون می‌ذاره و
‫من رو محرم اسرارش می‌دونه.

1321
01:22:10,666 --> 01:22:14,541
‫الآن مشکل تأسف تو از اینکه
‫من مشکلم رو نگفتم نیست.

1322
01:22:14,625 --> 01:22:17,625
‫مشکل دردیه که من داشتم
‫و تلاش‌هایی که برای خاتمه دادنش کردم.

1323
01:22:17,708 --> 01:22:18,666
‫خیلی‌خب.

1324
01:22:19,750 --> 01:22:22,916
‫تحقیقات زیادی کردم،
‫ولی به چیزی نمی‌رسیدم.

1325
01:22:23,000 --> 01:22:25,000
‫شرایط وخیمم داشت
‫کل زندگیم رو تحت الشعاع قرار داد.

1326
01:22:25,750 --> 01:22:27,666
‫بعد که یک روز رفته بودم سوپرمارکت،

1327
01:22:27,750 --> 01:22:30,125
‫توی صف داشتم شرح روزنامه‌ای می‌خوندم.

1328
01:22:30,750 --> 01:22:33,250
‫تبلیغی توش دیدم.
‫حالا بماند که چی نوشته بود.

1329
01:22:33,333 --> 01:22:37,708
‫در همین حد بگم که نوشته بود:
‫فراخوان داوطلب برای پژوهش سرّی.

1330
01:22:38,375 --> 01:22:40,541
‫برای فراخوانش اقدام کردم،

1331
01:22:40,625 --> 01:22:44,875
‫و بعد شرکت کوچیکی توی زمینۀ
‫روان‌شناسی ازم مصاحبه کرد.

1332
01:22:45,708 --> 01:22:50,291
‫فرض کنیم اسمش پژوهشکدۀ گری بود.
‫هرچند اسم واقعیش نیست.

1333
01:22:50,375 --> 01:22:53,041
‫فرض کنیم اسم رابط من آقای گری بود.

1334
01:22:53,125 --> 01:22:55,333
‫آقای گری ترکیبی از چند شخصیته.

1335
01:22:55,416 --> 01:23:00,208
‫اونجا در نهایت با سه یا چهار
‫یا افراد بیشتری در ارتباط بودم.

1336
01:23:00,291 --> 01:23:05,958
‫توی یکی از اون ساختمون‌های مرتفع
‫و مخفی آجری‌رنگ با حصار برقی،

1337
01:23:06,041 --> 01:23:07,875
‫و بوته‌زارهای کم‌ارتفاع اطرافش.

1338
01:23:07,958 --> 01:23:10,541
‫هیچ‌وقت مدیر اونجا رو ندیدم.
‫حالا بماند چرا.

1339
01:23:10,625 --> 01:23:14,000
‫خلاصه پشت سر همدیگه آزمایش دادم.

1340
01:23:14,083 --> 01:23:17,625
‫آزمایش‌های عاطفی، روانی،
‫حرکتی و فعالیت مغزی.

1341
01:23:17,708 --> 01:23:21,000
‫آقای گری در نهایت سه نفر رو انتخاب کرد،
‫که منم جزوشون بودم.

1342
01:23:21,083 --> 01:23:22,708
‫سه نفر برای چی انتخاب کرد؟

1343
01:23:23,750 --> 01:23:25,583
‫قرار بود نمونه‌های آزمایشی...

1344
01:23:25,666 --> 01:23:30,583
‫تولید نوعی داروی فوق تجربی
‫و فوق سرّی باشیم. به اسم:

1345
01:23:31,875 --> 01:23:32,833
‫دایلار.

1346
01:23:32,916 --> 01:23:34,125
‫آها.

1347
01:23:34,208 --> 01:23:37,708
‫آقای گری گیرندۀ دایلاری
‫توی مغز انسان پیدا کرده بود،

1348
01:23:37,791 --> 01:23:41,250
‫و در حال اعمال تغییرات نهایی
‫روی قرص خودش بود.

1349
01:23:41,333 --> 01:23:44,666
‫بعد از مدت‌ها برای اولین بار
‫امیدوار شده بودم.

1350
01:23:46,291 --> 01:23:49,708
‫ولی آزمایشش روی انسان‌ها
‫خطرات زیادی هم داشت.

1351
01:23:49,791 --> 01:23:55,375
‫ضررهای زیادی از جمله خطر مرگ داشت.
‫یا ممکن بود جسمم زنده بمونه و مغزم بمیره.

1352
01:23:55,458 --> 01:23:58,541
‫یا نمی‌تونستم کلمات رو از اشیاء تشخیص بدم،

1353
01:23:58,625 --> 01:24:00,875
‫به طوری که اگه کسی می‌گفت «گلولۀ پرسرعت»،

1354
01:24:00,958 --> 01:24:05,958
‫من پرت می‌شدم روی زمین که پناه بگیرم.
‫در نهایت، باعث فراموشی من شد.

1355
01:24:06,041 --> 01:24:10,000
‫و همچنان اجازه دادن ادامه بدی؟
‫اونم مثل یک حیوان آزمایشی انسانی؟

1356
01:24:10,750 --> 01:24:11,833
‫نه، اجازه ندادن.

1357
01:24:13,125 --> 01:24:18,583
‫آخرش گفتن خطرات زیادی داره.
‫از لحاظ قانونی، اخلاقی و غیره.

1358
01:24:18,666 --> 01:24:20,083
‫خب، پس خوب شد.

1359
01:24:20,166 --> 01:24:21,291
‫نه.

1360
01:24:21,375 --> 01:24:23,291
‫ولی من قبول نکردم.

1361
01:24:25,916 --> 01:24:28,500
‫ازت می‌خوام سعی کنی
‫اتفاقی که بعدش افتاد رو درک کنی.

1362
01:24:29,833 --> 01:24:32,958
‫اگه بخوام این ماجرا رو واسه‌ات بگم،
‫باید این جنبه‌اش هم لحاظ کنم،

1363
01:24:33,041 --> 01:24:35,708
‫این جنبۀ کوچیک و کثیف قلب آدم رو لحاظ کنم.

1364
01:24:37,333 --> 01:24:39,416
‫گفتی بابِت در میون می‌ذاره و درد دل می‌کنه؟

1365
01:24:40,041 --> 01:24:42,041
‫- اصلاً ذات بابِت همینه.
‫- خوبه.

1366
01:24:43,041 --> 01:24:45,291
‫منم در میون می‌ذارم و درد دل می‌کنم.

1367
01:24:46,708 --> 01:24:48,833
‫ولی دلت نمی‌خواد بدونی چی شد.

1368
01:24:50,250 --> 01:24:53,166
‫به خیالت دوست داری بدونی،
‫ولی باور کن دلت نمی‌خواد.

1369
01:24:55,250 --> 01:24:58,041
‫من و آقای گری هماهنگی خصوصی انجام دادیم.

1370
01:24:59,583 --> 01:25:01,958
‫خواستیم آزمایش‌ها رو خودسرانه انجام بدیم.

1371
01:25:03,375 --> 01:25:05,250
‫قرار بود مشکل من درمان بشه،

1372
01:25:05,333 --> 01:25:08,541
‫و اونم به کشفیات خارق‌العادۀ
‫پزشکی خودش برسه.

1373
01:25:08,625 --> 01:25:09,541
‫خیلی‌خب.

1374
01:25:13,250 --> 01:25:15,000
‫که شامل رفتار غیرعقلانی من شد.

1375
01:25:15,958 --> 01:25:20,125
‫فقط این شکلی می‌تونستم دکتر گری رو
‫متقاعد کنم که از داروها استفاده کنم.

1376
01:25:20,833 --> 01:25:23,083
‫چون آخرین سنگرم بود، آخرین امیدم بود.

1377
01:25:24,208 --> 01:25:26,250
‫اول روانم رو در اختیارش قرار دادم.

1378
01:25:26,333 --> 01:25:28,375
‫الآنم بدنم رو در اختیارش گذاشتم.

1379
01:25:33,625 --> 01:25:38,000
‫چطوری بدنت رو در اختیار شخص فرضی گذاشتی
‫که ترکیبی از سه چهار نفره؟

1380
01:25:39,708 --> 01:25:41,125
‫مگه این شخصیت ترکیبی نبود؟

1381
01:25:42,083 --> 01:25:44,333
‫اصلاً بحثش رو مطرح کنیم.

1382
01:25:45,416 --> 01:25:47,583
‫یعنی چند بار چنین کاری کردی؟

1383
01:25:48,208 --> 01:25:49,833
‫این بار فقط یک نفر بود جک.

1384
01:25:50,416 --> 01:25:53,625
‫شخص کلیدی ماجرا، مدیر پروژه بود.

1385
01:25:53,708 --> 01:25:57,708
‫پس این آقای گری که می‌گیم،
‫دیگه ترکیبی از چند فرد نیست؟

1386
01:25:57,791 --> 01:25:59,500
‫الآن شده یک نفر.

1387
01:26:09,833 --> 01:26:14,083
‫منظورت از غیرعقلانی این بود؟
‫رفتی قرص بگیری.

1388
01:26:14,166 --> 01:26:16,166
‫- جک...
‫- عملاً پابرهنه...

1389
01:26:16,250 --> 01:26:18,916
‫روی فرش ضدحریق راه رفتی.

1390
01:26:19,000 --> 01:26:23,958
‫آقای گری سوئیچ ماشین کرایه‌ایش رو
‫گذاشت روی کمد،

1391
01:26:24,041 --> 01:26:25,166
‫بعدم مستقیم بهت نگاه کرد.

1392
01:26:25,250 --> 01:26:29,666
‫خواهشاً از این اصطلاح استفاده نکن.
‫تو که می‌دونی چه حسی بهم می‌ده.

1393
01:26:29,750 --> 01:26:31,583
‫عملی که طرف انجام داده اسمش همینه

1394
01:26:31,625 --> 01:26:33,791
اتفاقی رخ نداده

1395
01:26:33,875 --> 01:26:37,916
‫صرفاً کاری که لازم بود رو کردم.
‫اختیارم دست خودم نبود.

1396
01:26:38,000 --> 01:26:41,750
‫عقلم سر جاش نبود.

1397
01:26:41,833 --> 01:26:44,250
‫صرفاً معاملۀ سرمایه‌داری بود.

1398
01:26:44,333 --> 01:26:47,708
‫تو عاشق همسرت هستی
‫که همه‌چیزش رو بهت می‌گه.

1399
01:26:47,791 --> 01:26:51,958
‫منم دارم زور می‌زنم واسه‌ات اون آدم باشم.

1400
01:26:52,041 --> 01:26:54,125
‫من فقط می‌خوام سعی کنم درکت کنم.

1401
01:26:56,083 --> 01:26:58,375
‫چند بار رفتی توی اون مسافرخونه؟

1402
01:26:58,458 --> 01:27:01,666
‫کم و بیش چند ماه به صورت مداوم رفتم اونجا.

1403
01:27:01,750 --> 01:27:03,041
‫قرارمون همین بود.

1404
01:27:03,666 --> 01:27:04,666
‫از...

1405
01:27:07,041 --> 01:27:08,750
‫آیا لذت بردی؟

1406
01:27:08,833 --> 01:27:10,958
‫من فقط...

1407
01:27:11,833 --> 01:27:14,958
‫فقط تلویزیونی که روی سقف
‫به سمت خودمون بود رو یادمه.

1408
01:27:30,083 --> 01:27:31,708
‫حس شوخ‌طبعی داشت؟

1409
01:27:35,333 --> 01:27:38,333
‫متأسفانه من بلد نیستم.
‫و بعد این اتفاق...

1410
01:27:38,416 --> 01:27:41,166
‫گمون نکنم دیگه فرصتی باشه
‫که بتونم یاد بگیرم.

1411
01:27:41,250 --> 01:27:45,208
‫همون بهتر در حد آقای گری
‫توی ذهنت بمونه. همین و بس.

1412
01:27:45,291 --> 01:27:48,375
‫نه قدبلنده، نه کوتاه، نه پیره و نه جوان.

1413
01:27:48,458 --> 01:27:51,958
‫نه می‌خنده و نه گریه می‌کنه.
‫برای خودت می‌گم.

1414
01:28:12,666 --> 01:28:14,750
‫نه، باید بهم بگی طرف کیه.

1415
01:28:14,833 --> 01:28:18,041
‫نه. از کجا معلوم نری بکشیش؟

1416
01:28:18,125 --> 01:28:19,666
‫چون من آدم‌کش نیستم.

1417
01:28:19,750 --> 01:28:21,333
‫تو مردی جک.

1418
01:28:21,416 --> 01:28:24,666
‫همه می‌دونن مردان چه حسادت جنون‌آمیزی دارن.

1419
01:28:24,750 --> 01:28:27,916
‫- آقایون توی این مسائل خیلی واردن.
‫- من توش وارد نیستم.

1420
01:28:28,000 --> 01:28:32,250
‫من حتی موقع گره زدن کیسه زباله،
‫خود کیسه رو می‌چرخونم.

1421
01:28:36,583 --> 01:28:37,750
‫قرارهاتون همچنان ادامه داره؟

1422
01:28:37,833 --> 01:28:39,291
‫- نه.
‫- چرا؟

1423
01:28:40,791 --> 01:28:43,250
‫چون داروش کارساز نبود.

1424
01:28:44,083 --> 01:28:47,083
‫حداقل روی من نبود.

1425
01:28:52,791 --> 01:28:54,583
‫شاید بهتره من برم.

1426
01:28:57,708 --> 01:28:59,291
‫برم هتل بمونم یا...

1427
01:29:01,875 --> 01:29:02,875
‫نمی‌دونم.

1428
01:29:11,041 --> 01:29:12,958
‫دیگه من رو به اینجا رسوندی،

1429
01:29:14,208 --> 01:29:15,625
‫مجبورم کردی تا این حد تحمل کنم.

1430
01:29:16,625 --> 01:29:18,875
‫حداقل بگو مشکلت چیه؟

1431
01:29:22,833 --> 01:29:24,500
‫می‌ترسم بمیرم.

1432
01:29:26,000 --> 01:29:27,958
‫از مرگ خودم می‌ترسم.

1433
01:29:28,041 --> 01:29:29,041
‫تو؟

1434
01:29:31,500 --> 01:29:33,083
‫تو که هنوز جوانی.

1435
01:29:33,916 --> 01:29:36,583
‫پله‌های استادیوم رو دو تا یکی
‫می‌ری بالا و پایین.

1436
01:29:36,666 --> 01:29:39,250
‫این ترسی که داری اصلاً منطقی نیست.

1437
01:29:39,333 --> 01:29:41,416
‫فقط نمی‌تونم باور کنم...

1438
01:29:41,500 --> 01:29:45,208
‫که ما موجودات داریم به سمت
‫عدم وجود قدم برمی‌دارم.

1439
01:29:45,291 --> 01:29:46,333
‫همه‌مون.

1440
01:29:47,333 --> 01:29:50,333
‫این تصور آزارم می‌ده جک.
‫اصلاً ولم نمی‌کنه.

1441
01:29:50,416 --> 01:29:52,791
‫بابا، همه از مرگ می‌ترسن.

1442
01:29:52,875 --> 01:29:56,333
‫ولی آقای گری گفته بود
‫من زیادی روش حساس بودم،

1443
01:29:56,416 --> 01:30:01,375
‫که ترس زودهنگام دارم.
‫واسه همین مشتاق بود از من استفاده کنه.

1444
01:30:01,458 --> 01:30:04,583
‫بابا، توی این خانواده منم که درگیریم مرگه.

1445
01:30:04,666 --> 01:30:06,125
‫همیشه هم خودم بودم.

1446
01:30:08,083 --> 01:30:09,333
‫دوستت دارم.

1447
01:30:09,416 --> 01:30:14,875
‫آخه ترسم از مرگ بیشتر از عشقم به توئه.
‫و خیلیم عاشقتم.

1448
01:30:16,000 --> 01:30:19,041
‫به خودم قول داده بودم
‫یک مسئله‌ای رو بهت نگم.

1449
01:30:20,875 --> 01:30:22,791
‫من به صورت آزمایشی قراره بمیرم.

1450
01:30:24,125 --> 01:30:26,833
‫حالا قرار نیست فردا یا پس‌فردا بمیرم.

1451
01:30:26,916 --> 01:30:28,291
‫ولی در دست انجامه.

1452
01:30:29,250 --> 01:30:33,791
‫پس دیگه از ترس و بلاهای معلق صحبت نمی‌کنیم.

1453
01:30:33,875 --> 01:30:35,416
‫مسئلۀ سخت پیش‌رومون همینه.
‫واقعیت همینه.

1454
01:30:35,416 --> 01:30:38,291
‫وقتی بچه بودی چقدر از تصور
‫مرگ خودت لذت می‌بردی؟

1455
01:30:38,375 --> 01:30:41,416
‫من هنوزم مرگ خودم رو تصور می‌کنم.
‫وقتی بابت چیزی ناراحت می‌شم،

1456
01:30:41,500 --> 01:30:44,083
‫تصور می‌کنم دوست‌هام و اقوام و همکارهام،

1457
01:30:44,166 --> 01:30:46,083
‫همه‌شون دور تابوتم جمع شدن.

1458
01:30:46,166 --> 01:30:49,083
‫خیلی هم ناراحتن که چرا وقتی
‫زنده بودم باهام مهربون‌تر نبودن.

1459
01:30:49,166 --> 01:30:51,000
‫کودکان خیلی کارشون توی
‫ترحم به خودشون خوبه،

1460
01:30:51,083 --> 01:30:53,208
‫لابد به این معنیه که
‫کاملاً طبیعی و حائز اهمیته.

1461
01:30:53,291 --> 01:30:56,375
‫ولی یه چیزی از ترحم به خود،
‫بچه‌گونه‌تر و رضایت‌بخش‌تره،

1462
01:30:56,458 --> 01:30:59,583
‫که مشخص می‌کنه چرا من مدام
‫عادت دارم مرگ خودم رو تصور کنم.

1463
01:31:01,250 --> 01:31:04,750
‫مثل مرگ، بیماری، فضای خارج از زمین.
‫اینجا همه‌چیزش واضح‌تره.

1464
01:31:06,458 --> 01:31:09,375
‫- صبحونه‌ات رو شروع کن...
‫- ...که تهش می‌رسه به همین.

1465
01:31:09,458 --> 01:31:11,583
‫که آدم آخرین وداع‌اش رو با بقیه بکنه.

1466
01:31:11,666 --> 01:31:13,833
‫ولی آدم با خودش چطوری وداع می‌کنه؟

1467
01:31:13,916 --> 01:31:16,958
‫- زبونت رو نشونم بده.
‫- منتظر سخنرانی‌ات هستیم.

1468
01:31:17,583 --> 01:31:20,166
‫پس اینجا چند برش پپرونی می‌ذارم،

1469
01:31:20,833 --> 01:31:22,625
‫با ژامبون یا سوسیس پخته...

1470
01:31:22,708 --> 01:31:25,208
‫بهترین راه برای استفاده از
‫پس‌مونده‌های غذا همینه.

1471
01:31:25,291 --> 01:31:28,416
‫از هر چیزی که توی یخچال باشه
‫می‌شه توی ساندویچ استفاده کرد،

1472
01:31:28,500 --> 01:31:29,916
‫یا حداقل توی خونۀ من که می‌شه.

1473
01:31:30,000 --> 01:31:33,666
‫اینجا کمی پنیر موتزارلا داریم،
‫همه‌اش رو همون وسط می‌ریزم.

1474
01:32:07,000 --> 01:32:08,416
‫چی کار می‌کنی؟

1475
01:32:09,875 --> 01:32:11,833
‫نترس. منم.

1476
01:32:11,916 --> 01:32:13,375
‫می‌دونم خودتی.

1477
01:32:16,333 --> 01:32:17,916
‫می‌دونم دنبال چی می‌گردی.

1478
01:32:18,500 --> 01:32:21,625
‫با قوطی قرصه چی کار کردی؟
‫سه تا قرص توش مونده بود.

1479
01:32:21,708 --> 01:32:24,583
‫- از کجا معلوم من برداشتمش؟
‫- من می‌دونم، خودتم می‌دونی.

1480
01:32:24,666 --> 01:32:27,958
‫اگه کسی بتونه بهم بگه این دایلار چیه،
‫شاید بتونیم به نتیجه‌ای برسیم.

1481
01:32:28,041 --> 01:32:30,166
‫مادرت دیگه اون دارو رو مصرف نمی‌کنه.

1482
01:32:30,250 --> 01:32:33,166
‫دیگه عذرت برای قایم کردن
‫اون قوطی موجه نیست.

1483
01:32:33,250 --> 01:32:35,500
‫بهم بگو تأثیرش چیه تا بهت بدمش.

1484
01:32:37,666 --> 01:32:38,791
‫خیلی‌خب.

1485
01:32:41,333 --> 01:32:42,916
‫من اخیراً دچار ترسی شدم.

1486
01:32:43,000 --> 01:32:45,458
‫فکر می‌کردم اتفاق ناجوری قراره بیفته.

1487
01:32:45,541 --> 01:32:47,666
‫خداروشکر کاشف به عمل اومد
‫که اشتباه می‌کردم.

1488
01:32:47,750 --> 01:32:50,166
‫ولی تأثیراتش ماندگار بود.

1489
01:32:50,250 --> 01:32:51,500
‫دایلار رو لازم دارم.

1490
01:32:51,583 --> 01:32:52,833
‫مشکل چیه؟

1491
01:32:52,916 --> 01:32:55,000
‫همین کافی نیست که بدونی
‫یه مشکلی وجود داره؟

1492
01:32:55,083 --> 01:32:56,500
‫نمی‌خوام گولم بزنی.

1493
01:32:56,583 --> 01:32:59,583
‫کسی نخواست کسی رو گول بزنه.
‫صرفاً داروئه رو می‌خوام.

1494
01:32:59,666 --> 01:33:01,166
‫می‌خوای بدیش به مادرم.

1495
01:33:01,250 --> 01:33:03,750
‫که محض اطلاعت بگم،
‫گمونم ماسک اسکی دزدیده.

1496
01:33:04,458 --> 01:33:07,166
‫- معتاد شده؟
‫- خودتم می‌دونی چنین آدمی نیست.

1497
01:33:07,250 --> 01:33:09,666
‫طلاق که نمی‌خواید بگیرید، نه؟

1498
01:33:09,750 --> 01:33:11,750
‫چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

1499
01:33:11,833 --> 01:33:14,958
‫روی تخت کشویی کاناپه می‌خوابی.
‫خیلیم اذیت می‌شی.

1500
01:33:20,625 --> 01:33:22,500
‫مشکلمون درمورد مرگه.

1501
01:33:25,041 --> 01:33:26,041
‫من ازش می‌ترسم.

1502
01:33:27,333 --> 01:33:30,458
‫احتمالاً قرص‌هاش تأثیری ندارن،
‫ولی شاید روی من داشته باشن.

1503
01:33:30,541 --> 01:33:34,416
‫حتی اگه کارساز نباشن مهم نیست چی هستن.
‫من خودم می‌خوام سرخوش بشم.

1504
01:33:34,500 --> 01:33:35,916
‫به نظرت یه خرده احمقانه نیست؟

1505
01:33:36,000 --> 01:33:38,083
‫عاقبت آدم‌های ناامید همینه دیگه.

1506
01:33:38,916 --> 01:33:42,750
‫یادته توی رادیو شنیدی که ابر مواج
‫باعث عرق کردن کف دست می‌شه،

1507
01:33:42,833 --> 01:33:45,000
‫بعدش کف دست خودت عرق کرد، آره؟

1508
01:33:45,083 --> 01:33:46,916
‫قدرت صلاحدید افراد،

1509
01:33:47,000 --> 01:33:49,500
‫بعضی‌ها رو مریض می‌کنه،
‫و بعضی‌ها رو درمان می‌کنه.

1510
01:33:49,583 --> 01:33:51,750
‫اگه فکر کنم بهم کمک می‌کنه،
‫پس بهم کمک می‌کنه.

1511
01:33:53,583 --> 01:33:56,000
‫- قوطی‌اش رو انداختم دور.
‫- نه، دروغ نگو. کجا انداختیش؟

1512
01:33:56,083 --> 01:33:57,791
‫انداختمش توی سطل آشغال.

1513
01:33:57,875 --> 01:33:59,000
‫- کی؟
‫- چند روز پیش.

1514
01:35:18,208 --> 01:35:24,250
‫[...می‌ترسید؟]

1515
01:35:31,125 --> 01:35:36,791
‫[چگونه توقف در یک کفش‌فروشی آلمانی
‫به یک عمر درد پا پایان داد.]

1516
01:35:37,333 --> 01:35:42,208
‫[از مرگ می‌ترسید؟
‫فراخوان داوطلب برای پژوهش سرّی]

1517
01:36:15,166 --> 01:36:16,166
‫الو؟

1518
01:36:17,125 --> 01:36:18,750
‫می‌خوام مقداری دایلار بخرم.

1519
01:36:20,333 --> 01:36:22,333
‫- واسه درمان ترس؟
‫- واسه درمان ترس.

1520
01:36:23,583 --> 01:36:25,000
‫مختل کردن شبکه.

1521
01:36:26,125 --> 01:36:28,791
‫بیا مسافرخونۀ جاده‌ای جرمن‌تاون.

1522
01:36:30,041 --> 01:36:31,416
‫اتاق هشت.

1523
01:37:06,833 --> 01:37:08,208
‫آره. آره.

1524
01:37:11,250 --> 01:37:12,708
‫سخنرانی‌ات حرف نداشت جک.

1525
01:37:12,791 --> 01:37:14,291
‫خیلی آب خوردی بابایی.

1526
01:37:18,041 --> 01:37:19,666
‫امشب منتظر نمون بیام خونه.

1527
01:37:20,333 --> 01:37:23,666
‫- ولی باید برم کلاس، ماشین رو می‌خوام.
‫- ماشین بمونه پیش خودت.

1528
01:37:24,666 --> 01:37:26,416
‫من به ماشینمون نیاز ندارم.

1529
01:37:29,833 --> 01:37:31,541
‫هوا سوز داره.

1530
01:37:32,875 --> 01:37:34,833
‫می‌دونی سوز داشتن هوا یعنی چی؟

1531
01:37:35,708 --> 01:37:37,250
‫یعنی چی؟

1532
01:37:40,500 --> 01:37:41,708
‫یعنی باید ماسک اسکی پوشید.

1533
01:37:50,250 --> 01:37:53,458
‫البته یه مافین‌نامی هم بود.
‫وندل هم بود که اون گربه بود.

1534
01:37:53,541 --> 01:37:56,083
‫- موری، سوئیچ ماشینت رو می‌خوام.
‫- باشه.

1535
01:38:16,791 --> 01:38:18,458
‫جای خریدن، بدزد.

1536
01:38:21,291 --> 01:38:22,833
‫جای حرف زدن، شلیک کن.

1537
01:38:22,916 --> 01:38:24,458
‫تو مردی جک.

1538
01:38:24,541 --> 01:38:27,666
‫همه می‌دونن مردان چه حسادت جنون‌آمیزی دارن.

1539
01:38:27,750 --> 01:38:30,041
‫جای خریدن، بدزد.

1540
01:38:32,541 --> 01:38:34,291
‫جای حرف زدن، شلیک کن.

1541
01:38:35,000 --> 01:38:37,208
‫شاید خشم هم نوعی تولد دوباره باشه.

1542
01:38:40,083 --> 01:38:42,791
‫و شاید حتی بشه مرگ رو کشت.

1543
01:39:17,708 --> 01:39:21,000
‫[مسافرخانه]

1544
01:39:21,583 --> 01:39:24,875
‫[تلویزیون رنگی آر‌سی‌ای]

1545
01:39:25,166 --> 01:39:27,250
‫[دفتر پذیرش]

1546
01:39:50,125 --> 01:39:52,875
‫[«نو میش بوت زوپ کو»]

1547
01:40:01,833 --> 01:40:06,583
‫[مسافرخانۀ جاده‌ای]

1548
01:41:07,958 --> 01:41:11,458
‫قلبت درد می‌کنه یا روحت؟

1549
01:41:20,500 --> 01:41:21,916
‫می‌شناسمت.

1550
01:41:22,000 --> 01:41:24,875
‫آره. زیاد جام رو عوض می‌کنم.

1551
01:41:25,750 --> 01:41:27,625
‫تبدیل به آدم متفاوتی می‌شم.

1552
01:41:28,916 --> 01:41:29,750
‫اِم...

1553
01:41:32,791 --> 01:41:33,875
‫چی می‌گفتم؟

1554
01:41:40,166 --> 01:41:41,333
‫چی می‌خوای؟

1555
01:41:42,791 --> 01:41:44,416
‫یه مقدار دایلار می‌خوام.

1556
01:41:50,333 --> 01:41:51,416
‫خواسته‌ات چیه؟

1557
01:41:53,041 --> 01:41:54,333
‫می‌خوام زندگی کنم.

1558
01:41:55,458 --> 01:41:57,000
‫ولی داری می‌میری.

1559
01:41:57,083 --> 01:41:58,666
‫ولی دلم نمی‌خواد بمیرم.

1560
01:41:58,750 --> 01:42:00,666
‫پس تفاهم نظر داریم.

1561
01:42:02,041 --> 01:42:05,333
‫ورود به یک اتاق به معنی توافق
‫بر سر نوعی رفتاره.

1562
01:42:07,250 --> 01:42:11,041
‫برای مثال با خیابان و پارکینگ فرق داره.

1563
01:42:13,708 --> 01:42:16,375
‫نکته‌اش اینه که اتاق‌ها فضای داخلی هستند.

1564
01:42:17,166 --> 01:42:18,375
‫گل گفتی.

1565
01:42:18,458 --> 01:42:21,916
‫توافق نانوشته‌ای بین کسی هست
‫که وارد اتاق می‌شه،

1566
01:42:22,000 --> 01:42:25,125
‫با کسی که وارد اتاقش شده‌ان.

1567
01:42:26,083 --> 01:42:27,250
‫اتاق یک فضای داخلیه.

1568
01:42:27,333 --> 01:42:29,750
‫افراد توی یک اتاق باید
‫سر این مسئله توافق کنند،

1569
01:42:29,833 --> 01:42:32,916
‫همون‌طور که چمن‌زار و علف‌زار و
‫مزرعه و باغ از هم متمایز هستن.

1570
01:42:33,000 --> 01:42:34,666
‫کاملاً منطقی گفتی.

1571
01:42:34,750 --> 01:42:39,375
‫برای تبدیل فارنهایت به سلسیوس
‫باید چنین کاری کرد.

1572
01:42:40,625 --> 01:42:42,958
‫من از اولش توی چنین وضعیتی نبودم.

1573
01:42:43,708 --> 01:42:45,125
‫منم چنین فکری می‌کردم.

1574
01:42:45,208 --> 01:42:47,208
‫داشتم کار مهمی انجام می‌دادم.

1575
01:42:50,416 --> 01:42:52,208
‫به خودم حسادت می‌کردم.

1576
01:42:53,208 --> 01:42:56,291
‫مردن بدون ترس یک امر روزمره‌ست.

1577
01:42:56,375 --> 01:42:58,125
‫می‌شه باهاش زندگی کرد.

1578
01:42:58,208 --> 01:43:00,625
‫یعنی می‌گی بدون عنصری مثل ترس،

1579
01:43:00,708 --> 01:43:02,166
‫ترسی که می‌شناسیم وجود نداره؟

1580
01:43:03,208 --> 01:43:04,541
‫که مردم باهاش سازگار می‌شن؟

1581
01:43:04,625 --> 01:43:06,041
‫دایلار شکست خورد...

1582
01:43:07,541 --> 01:43:08,916
‫اونم با اکراه.

1583
01:43:09,916 --> 01:43:11,375
‫روی همه بی‌اثر بود؟

1584
01:43:12,416 --> 01:43:14,208
‫روی تمام بدن‌ها.

1585
01:43:14,291 --> 01:43:16,000
‫ولی شک ندارم اون روز بالأخره می‌رسه.

1586
01:43:16,083 --> 01:43:17,583
‫شاید الآن، شایدم هیچ‌وقت.

1587
01:43:17,666 --> 01:43:22,000
‫یعنی می‌گی در نهایت واسه‌اش
‫داروی مؤثری پیدا می‌شه؟

1588
01:43:22,083 --> 01:43:25,083
‫بین خودمون بمونه جوجه،
‫من این قرص‌ها رو مثل آب‌نبات می‌خورم.

1589
01:43:25,166 --> 01:43:27,083
‫منم چنین فکری می‌کردم.

1590
01:43:32,416 --> 01:43:33,916
‫چقدر می‌خوای بخری؟

1591
01:43:35,333 --> 01:43:36,666
‫چقدر لازم دارم؟

1592
01:43:36,750 --> 01:43:39,125
‫سنت که زیاده. میانسالی؟

1593
01:43:41,083 --> 01:43:42,958
‫ببین درست عذابت رو توصیف می‌کنم؟

1594
01:43:45,083 --> 01:43:46,958
‫من تو رو فردی می‌بینم...

1595
01:43:48,083 --> 01:43:50,750
‫که کت چرم قهوه‌ای تیره،

1596
01:43:50,833 --> 01:43:53,041
‫با شلوار کرم ‌رنگ پوشیده.

1597
01:43:53,875 --> 01:43:55,250
‫حالا بگو چقدر درست گفتم.

1598
01:43:56,708 --> 01:43:59,458
‫من با برنامه‌های تلویزیونی آمریکایی
‫انگلیسی یاد گرفتم.

1599
01:44:00,750 --> 01:44:03,916
‫به ندرت اون زمانی رو فراموش می‌کنم،

1600
01:44:04,000 --> 01:44:05,833
‫که هنوز جایگاهم رو داشتم.

1601
01:44:06,833 --> 01:44:09,166
‫خانمی رو با ماسک اسکی یادمه،

1602
01:44:11,250 --> 01:44:13,625
‫ولی در حال حاضر اسمش از ذهنم پریده.

1603
01:44:17,333 --> 01:44:20,916
‫راستش انگلیسی‌ام رو همین شکلی یاد گرفتم.

1604
01:44:59,041 --> 01:45:02,041
‫نمی‌تونستم کلمات رو از اشیاء تشخیص بدم،

1605
01:45:02,125 --> 01:45:05,125
‫اگه کسی می‌گفت «هواپیمای در حال سقوط»،

1606
01:45:05,208 --> 01:45:07,458
‫من پرت می‌شدم روی زمین که پناه بگیرم.

1607
01:45:07,541 --> 01:45:08,500
‫هواپیمای در حال سقوط.

1608
01:45:14,041 --> 01:45:15,041
‫سقوط طیاره!

1609
01:45:20,416 --> 01:45:23,250
‫- چرا اومدی اینجا سفیدپوست؟
‫- واسه خرید.

1610
01:45:23,333 --> 01:45:25,083
‫خیلی رنگت سفیده، خبر داری؟

1611
01:45:25,166 --> 01:45:26,541
‫چون دارم می‌میرم.

1612
01:45:27,916 --> 01:45:29,708
‫این حالت رو جا میاره.

1613
01:45:30,625 --> 01:45:32,625
‫- همچنان می‌میرم.
‫- ولی دیگه اهمیت نمی‌دی،

1614
01:45:33,458 --> 01:45:35,291
‫که یعنی حالت جا میاد.

1615
01:45:36,125 --> 01:45:37,291
‫بارش تگرگ.

1616
01:45:40,500 --> 01:45:41,708
‫تیرباران.

1617
01:45:57,208 --> 01:46:00,541
‫اسم من جک گلدنیه و اومدم بکشمت.

1618
01:46:00,625 --> 01:46:03,208
‫قبلاً مقتولی بودم که الآن قاتل شده.

1619
01:46:04,083 --> 01:46:06,208
‫همسرم بابِت رو می‌شناسی.

1620
01:46:06,291 --> 01:46:08,291
‫ماسک اسکی روی صورتش بود.

1621
01:46:08,375 --> 01:46:11,583
‫ماسک اسکی زده بود تا صورتم رو نبوسه،

1622
01:46:12,625 --> 01:46:14,375
‫می‌گفت این کارش غیرآمریکایی بود.

1623
01:46:14,458 --> 01:46:17,458
‫من بهش گفتم اتاق فضای داخلیه.

1624
01:46:17,541 --> 01:46:19,708
‫اگر موافق نیستی وارد اتاق نشو.

1625
01:46:19,791 --> 01:46:23,750
‫نکته همینه. برخلاف خط ساحلی نوظهور
‫یا صفحات قاره‌ای،

1626
01:46:23,833 --> 01:46:24,833
‫یا...

1627
01:46:26,375 --> 01:46:28,250
‫می‌شه غلات طبیعی خورد،

1628
01:46:29,833 --> 01:46:31,833
‫سبزیجات، تخم‌مرغ...

1629
01:46:33,791 --> 01:46:34,791
‫بدون ماهی،

1630
01:46:35,583 --> 01:46:36,958
‫بدون میوه.

1631
01:46:37,041 --> 01:46:39,125
‫یا میوه،

1632
01:46:39,208 --> 01:46:40,500
‫سبزیجات،

1633
01:46:41,625 --> 01:46:43,083
‫پروئین حیوانی،

1634
01:46:43,166 --> 01:46:45,375
‫بدون غلات و بدون شیر.

1635
01:46:45,458 --> 01:46:46,458
‫یا...

1636
01:46:47,458 --> 01:46:50,875
‫کلی شیر سویا برای ویتامین ب۱۲،

1637
01:46:50,958 --> 01:46:53,833
‫و کلی سبزیجات برای تنظیم
‫میزان ترشح انسولین،

1638
01:46:53,833 --> 01:46:55,750
‫بدون ماهی، بدون میوه.

1639
01:46:56,458 --> 01:46:58,666
‫کلی ترکیبات کارآمد وجود داره.

1640
01:47:00,666 --> 01:47:03,000
‫تا حالا واسه‌ات سوال شده
‫چرا از بین سی و دو دندان،

1641
01:47:03,875 --> 01:47:06,416
‫این چهارتا بیشترین دردسر رو درست می‌کنن؟

1642
01:47:11,458 --> 01:47:13,625
‫تا یک دقیقۀ دیگه جوابت رو می‌دم.

1643
01:48:48,416 --> 01:48:49,541
‫جک؟

1644
01:48:50,958 --> 01:48:51,958
‫جک؟

1645
01:48:53,958 --> 01:48:55,500
‫آخ!

1646
01:48:56,583 --> 01:48:58,250
‫بابا؟

1647
01:49:01,625 --> 01:49:02,708
‫تیر خوردی!

1648
01:49:03,958 --> 01:49:04,791
‫وای.

1649
01:49:05,708 --> 01:49:06,875
‫تو هم خوردی.

1650
01:49:09,083 --> 01:49:10,541
‫معذرت می‌خوام.

1651
01:49:10,625 --> 01:49:15,708
‫این می‌تونه نشان‌دهندۀ
‫روند تصاعدی گرمی هوا باشه.

1652
01:49:16,625 --> 01:49:20,000
‫- لابد از مچ دستم کمانه کرده.
‫- بعد خورده به پای من.

1653
01:49:20,083 --> 01:49:21,750
‫از کجا می‌دونستی میام اینجا؟

1654
01:49:22,625 --> 01:49:23,916
‫مردجماعت قاتله.

1655
01:49:26,791 --> 01:49:28,875
‫- کمک می‌خواد.
‫- بیا از اینجا ببریمش.

1656
01:49:30,291 --> 01:49:31,583
‫خودمون کمک می‌خوایم.

1657
01:49:32,875 --> 01:49:35,083
‫چرا تفنگ پر بهش دادی؟

1658
01:49:35,166 --> 01:49:38,833
‫توی ذهنم سه بار بهش تیر زدم،
‫ولی درواقع دو تا زده بودم،

1659
01:49:38,916 --> 01:49:40,291
‫و نقشه‌ام این بود که...

1660
01:49:40,375 --> 01:49:42,458
‫چه بدونم بابا. کلاً خراب کردم.

1661
01:49:45,041 --> 01:49:47,208
‫بعداً برمی‌گردم ماشین موری رو ببرم.

1662
01:49:48,916 --> 01:49:50,125
‫داره خفه می‌شه.

1663
01:50:10,291 --> 01:50:12,583
‫- کی بهم تیر زد؟
‫- اِم...

1664
01:50:14,291 --> 01:50:15,333
‫من...

1665
01:50:15,416 --> 01:50:16,250
‫خودت زدی.

1666
01:50:17,458 --> 01:50:18,875
‫خودت به خودت تیر زدی.

1667
01:50:20,750 --> 01:50:22,958
‫- کی به تو تیر زد؟
‫- تو زدی.

1668
01:50:23,958 --> 01:50:26,541
‫اسلحه دست خودته دیگه.

1669
01:50:29,041 --> 01:50:31,583
‫دقیقاً قصدم از این کار چی بود؟

1670
01:50:32,666 --> 01:50:33,958
‫حسابی رد داده بودی.

1671
01:50:35,208 --> 01:50:37,708
‫شما کی هستید؟ از لحاظ لغوی.

1672
01:50:37,791 --> 01:50:41,250
‫ما رهگذریم. عه، دوستیم.

1673
01:50:41,333 --> 01:50:42,708
‫حالا مهم نیست.

1674
01:50:42,791 --> 01:50:46,125
‫برخی هزارپایان چشم دارند، برخی ندارند.

1675
01:50:46,833 --> 01:50:48,000
‫- باشه.
‫- حتماً.

1676
01:50:51,375 --> 01:50:53,041
‫این دلفین‌های بازیگوش،

1677
01:50:54,625 --> 01:50:57,041
‫مجهز به فرستندۀ رادیویی هستن.

1678
01:50:58,541 --> 01:51:01,333
‫شاید بشه از سرگردانی
‫دور و درازشون چیزی فهمید.

1679
01:51:03,166 --> 01:51:04,750
‫روی آنتن هستید!

1680
01:51:10,000 --> 01:51:14,250
‫[بخش اورژانس]

1681
01:51:25,041 --> 01:51:27,416
‫سرش رو گرفتی؟

1682
01:51:27,500 --> 01:51:30,041
‫تنیس نمیاید؟ کسی نمیاد تنیس؟

1683
01:51:30,125 --> 01:51:32,333
‫تیر خوردیم!

1684
01:51:43,625 --> 01:51:44,875
‫تیر خوردیم.

1685
01:51:49,916 --> 01:51:51,500
‫این حوالی زیاد پیش میاد.

1686
01:52:00,625 --> 01:52:03,666
‫برانکارد بیارید.
‫چرا فقط دو تا برانکارد داریم؟

1687
01:52:03,750 --> 01:52:04,833
‫خواهر هلدیگارد!

1688
01:52:05,416 --> 01:52:06,750
‫سبد خرید رو بیار.

1689
01:52:08,458 --> 01:52:09,916
‫زودباش دیگه!

1690
01:52:11,375 --> 01:52:13,000
‫- می‌شه کارت رو درست انجام بدی؟
‫- ببخشید خانم.

1691
01:52:13,875 --> 01:52:16,083
‫برو سراغ این آقا لاغره... کارل!

1692
01:52:16,166 --> 01:52:17,416
‫ببرش اونجا.

1693
01:52:17,500 --> 01:52:20,208
‫آروم! دستش رو بگیر.

1694
01:52:24,166 --> 01:52:26,166
‫یک، دو، سه!

1695
01:52:37,041 --> 01:52:41,250
‫درآمد متورم، تعدیل شده و واقعی.

1696
01:52:48,833 --> 01:52:53,375
‫کسی نمی‌دونه چرا پرندگان دریایی
‫عازم سن میگل می‌شن.

1697
01:53:04,958 --> 01:53:05,958
‫اسمت چیه؟

1698
01:53:07,083 --> 01:53:08,750
‫خواهر هرمان ماری.

1699
01:53:09,375 --> 01:53:11,791
‫«خوب، بهتر...»
‫(آلمانی)

1700
01:53:11,875 --> 01:53:13,250
‫«بهترین.»

1701
01:53:13,333 --> 01:53:14,375
‫«ترجیحاً».

1702
01:53:14,458 --> 01:53:15,375
‫«ترجیحاً.»

1703
01:53:15,958 --> 01:53:18,458
‫«یک، دو...»

1704
01:53:18,541 --> 01:53:21,541
‫«سه، چهار...»

1705
01:53:21,625 --> 01:53:24,250
‫«پنج، شش...»

1706
01:53:24,333 --> 01:53:29,208
‫«هشت، هشت، نه، ده.»

1707
01:53:30,458 --> 01:53:31,833
‫«پا...»

1708
01:53:31,916 --> 01:53:32,833
‫«صندلی راحتی.»

1709
01:53:32,916 --> 01:53:35,000
‫- «صندلی.»
‫- «صندلی.»

1710
01:53:35,416 --> 01:53:36,666
‫آقای دکتر.

1711
01:53:37,958 --> 01:53:40,166
‫آقای... آقای دکتر.

1712
01:53:41,291 --> 01:53:42,500
‫حالش خوب می‌شه؟

1713
01:53:43,333 --> 01:53:46,250
‫تا مدتی نه. ولی زنده می‌مونه.

1714
01:53:57,916 --> 01:53:59,416
‫واسه همین ما اینجایم.

1715
01:53:59,416 --> 01:54:02,208
‫کاش درمورد مشکلم بهت نگفته بودم.

1716
01:54:03,083 --> 01:54:04,500
‫چرا؟

1717
01:54:04,583 --> 01:54:07,958
‫چون اون‌موقع بهم نمی‌گفتی
‫که اول تو قراره بمیری.

1718
01:54:08,750 --> 01:54:11,375
‫دو تا آرزویی که من توی زندگیم دارم،

1719
01:54:12,541 --> 01:54:14,875
‫اینه که تو قبل من نمیری،

1720
01:54:15,875 --> 01:54:18,583
‫و اینکه وایلدر همین‌جوری که هست بمونه.

1721
01:54:43,583 --> 01:54:45,958
‫شترها توی کوهانشون چی ذخیره می‌کنن؟
‫آب یا غذا؟

1722
01:54:46,041 --> 01:54:49,208
‫بستگی داره منظورت کدوم شترها باشه.
‫شتر یک کوهانه و دو کوهانه داریم.

1723
01:54:49,291 --> 01:54:52,083
‫یعنی شتر دو کوهانه توی یکیش
‫غذا و توی اون‌یکی آب ذخیره می‌کنه؟

1724
01:54:52,166 --> 01:54:55,041
‫مهم‌ترین مسئله اینه که شتر
‫یکی از خوراک لذیذ محسوب می‌شه.

1725
01:54:55,125 --> 01:54:58,500
‫- مگه گوشت تمساح نبود؟
‫- مطمئنی منظورت...

1726
01:54:58,583 --> 01:55:00,458
‫کی شتر رو به آمریکا معرفی کرد؟

1727
01:55:00,541 --> 01:55:05,666
‫موری می‌گه ما موجودات شکننده‌ای هستیم،
‫که با حقایق خصمانه‌ای احاطه شدیم.

1728
01:55:05,750 --> 01:55:08,375
‫- بولیوی قلع داره.
‫- شیلی مس و آهن داره.

1729
01:55:08,458 --> 01:55:11,208
‫تا حالا ندیدم کسی مثل خودم
‫از چهارشنبه‌ها خوشش بیاد.

1730
01:55:12,291 --> 01:55:13,333
‫شیرمون تموم شد.

1731
01:55:13,416 --> 01:55:16,750
‫...که جنگ جهانی بعدی
‫ممکن است بر سر نمک باشد.
