﻿1
00:02:09,504 --> 00:02:11,214
‫اوه!

2
00:02:14,717 --> 00:02:16,761
‫آهای. آهای رفیق، حالت خوبه؟

3
00:02:16,845 --> 00:02:18,763
‫لازمه دراز بکشی و اینا؟

4
00:02:18,847 --> 00:02:23,268
‫نه، هر از گاهی اینطوری میشم.
‫حل میشه.

5
00:02:24,227 --> 00:02:26,563
‫ولی مرسی که پرسیدی

6
00:02:26,646 --> 00:02:28,439
‫خیلی‌خب، پس خبرم کن

7
00:02:28,565 --> 00:02:30,567
‫پشت میزم هستم

8
00:02:31,442 --> 00:02:33,903
‫آقای لمیول...

9
00:02:35,446 --> 00:02:38,908
‫شدتش یه‌کم زیاد بود

10
00:02:39,242 --> 00:02:40,368
‫آره، ما...

11
00:02:40,451 --> 00:02:44,789
‫به نظرم چیزی که ما می‌خوایم
‫بیشتر یه حالتِ سرگیجه و منگ شدنـه،

12
00:02:44,873 --> 00:02:46,457
‫تا حمله‌ی قلبی...

13
00:02:47,333 --> 00:02:49,043
‫متوجهی؟

14
00:02:49,127 --> 00:02:52,463
‫«اوه، آخ»

15
00:02:53,298 --> 00:02:57,051
‫«اوه، آخ»

16
00:02:57,135 --> 00:02:59,470
‫خب؟ «اوه»

17
00:02:59,596 --> 00:03:01,139
‫نمی‌خوایم مردم رو بترسونیم

18
00:03:01,264 --> 00:03:02,473
‫آخ. اوه

19
00:03:02,599 --> 00:03:04,309
‫چه حسی داره؟

20
00:03:05,018 --> 00:03:06,936
‫- عالیه
‫- توصیه‌ای واسه من نداری؟

21
00:03:07,020 --> 00:03:08,354
‫نه، تو حرف نداری

22
00:03:12,192 --> 00:03:16,404
‫اوه. اوه

23
00:03:17,572 --> 00:03:19,949
‫آهای. آهای رفیق، حالت خوبه؟

24
00:03:20,033 --> 00:03:21,075
‫آخ

25
00:03:23,745 --> 00:03:26,039
‫خیلی وقتـه مشغول این کاری؟

26
00:03:26,581 --> 00:03:27,665
‫مدتی میشه، گمونم

27
00:03:27,749 --> 00:03:30,543
‫من تازه از دانشکده‌ی جولیارد فارغ‌التحصیل شدم

28
00:03:30,668 --> 00:03:34,839
‫این اولین کاریـه که بابتش پول می‌گیرم.
‫راستش اصلاً اولین کارمـه.

29
00:03:36,007 --> 00:03:38,593
‫تجربه‌ی جالبیـه

30
00:03:54,484 --> 00:03:55,860
‫می‌دونم همه‌تون چه فکری می‌کنید،

31
00:03:55,985 --> 00:03:59,030
‫ولی اشتباه می‌کنید.
‫من فقط آدرس می‌خوام.

32
00:03:59,155 --> 00:04:00,490
‫مقصد این قطار کجاست؟

33
00:04:00,573 --> 00:04:01,699
‫مسئول قطار کجاست؟

34
00:04:01,783 --> 00:04:03,993
‫ازش بپرسید مقصد این قطار کجاست

35
00:04:04,869 --> 00:04:08,122
‫مسافرانِ این قطار خوب، بد و

36
00:04:08,248 --> 00:04:10,708
‫علی‌الخصوص عوضی های زشت هستن!
‫[اشاره به فیلم خوب، بد، زشت]

37
00:04:10,792 --> 00:04:12,126
‫خب کی قراره قهرمان باشه؟

38
00:04:12,252 --> 00:04:14,295
‫- تو؟
‫- من بازی‌گردانم و کارم انتخاب بازیگره،

39
00:04:14,379 --> 00:04:17,173
‫تخصصم پیدا کردنِ قیافه‌های منحصر به فرد
و غیر معمولـه

40
00:04:17,298 --> 00:04:18,800
‫- تابحال به فکرت افتاده که...
‫- آره

41
00:04:18,925 --> 00:04:20,969
‫بهم میگن استعداد ستاره شدن دارم

42
00:04:21,052 --> 00:04:23,179
‫موافقم. بیا...

43
00:04:28,768 --> 00:04:29,978
‫سالامونوویچ گفت:

44
00:04:30,061 --> 00:04:31,271
‫«نه، نگرانش نباش.
‫فقط یه غده‌ست.»

45
00:04:31,354 --> 00:04:32,313
‫- چه باحال...
‫- آهای، آهای، واحد 4 اِف

46
00:04:32,397 --> 00:04:33,982
‫توی آپارتمانت سگ نگه می‌داری؟

47
00:04:34,107 --> 00:04:36,859
‫- نه، چطور؟
‫- پس لابد یکی دیگه‌ست

48
00:04:40,822 --> 00:04:42,323
‫آهای. یالا رفیق

49
00:04:42,448 --> 00:04:44,492
‫بپا، بپا، بپا، بپا

50
00:04:47,537 --> 00:04:49,455
‫آهای، آهای. نه، بیا اینجا

51
00:04:49,539 --> 00:04:51,749
‫دست بزن اینجام.
‫دست بزن اینجام.

52
00:04:51,833 --> 00:04:53,751
‫اینجا

53
00:04:56,004 --> 00:04:57,505
‫به نظرت قلمبه شده و توده‌ست؟

54
00:04:57,588 --> 00:04:58,506
‫یه‌کوچولو

55
00:04:58,589 --> 00:05:00,300
‫می‌دونی این یارو منو یاد کی می‌ندازه؟

56
00:05:00,383 --> 00:05:03,177
‫وودی آلن، موقعی که جوون‌تر و دستپاچه‌تر بود

57
00:05:03,261 --> 00:05:04,846
‫آره. یجورایی دستپاچه‌ست

58
00:05:04,929 --> 00:05:06,889
‫گوش کن، دلگرم باش داداش

59
00:05:07,015 --> 00:05:09,017
‫برو کلاس جوجیتسوی برزیلی،

60
00:05:09,100 --> 00:05:11,769
‫یا کلاس کراو ماگای 

61
00:05:11,853 --> 00:05:13,187
‫ببین، ریز نقش

62
00:05:13,313 --> 00:05:17,692
‫منشاء همه‌ی ناراحتی‌های زندگی،
‫نپذیرفتن و کنار نیومدن با واقعیتـه

63
00:05:17,775 --> 00:05:19,277
‫می‌دونی کی اینو بهم گفته؟

64
00:05:19,360 --> 00:05:20,570
‫- روان‌پزشکت
‫- نه، جدی میگم

65
00:05:20,695 --> 00:05:23,323
‫می‌دونی کی بهم گفته که
‫منشاء همه‌‌ی ناراحتی‌های زندگی

66
00:05:23,406 --> 00:05:25,241
‫- از...
‫- یا خدا

67
00:05:25,366 --> 00:05:26,659
‫کنار نیومدن با واقعیتـه؟

68
00:05:26,743 --> 00:05:27,869
‫لیدی گاگا

69
00:05:27,994 --> 00:05:29,370
‫اون لعنتی رو
‫از موقعی می‌شناختمش که...

70
00:05:45,136 --> 00:05:46,304
‫سلام

71
00:05:46,971 --> 00:05:48,181
‫آ...

72
00:05:48,723 --> 00:05:49,724
‫می‌خواید رد بشید؟

73
00:05:50,892 --> 00:05:52,060
‫ببخشید

74
00:05:53,728 --> 00:05:55,063
‫شرمنده، ایشون رد میشن...

75
00:06:03,738 --> 00:06:06,032
‫یا خدا، آقایون...

76
00:07:09,804 --> 00:07:11,639
‫در ابتدایی‌ترین سطح،

77
00:07:11,764 --> 00:07:12,849
‫سوت زدن یعنی،

78
00:07:13,891 --> 00:07:15,101
‫«لب‌هاتون رو به هم نزدیک کنید و

79
00:07:15,184 --> 00:07:16,269
‫فوت کنید»

80
00:07:16,352 --> 00:07:17,603
‫درسته؟ همه این کار رو می‌کنن

81
00:07:17,687 --> 00:07:19,480
‫هر بچه‌ی پنج ساله‌ای اینو بلده

82
00:07:19,564 --> 00:07:21,983
‫ولی تابلوئـه که پیچیده‌تر از این حرفاست

83
00:07:22,108 --> 00:07:24,277
‫هر کسی که سوت زده

84
00:07:24,360 --> 00:07:25,403
‫می‌دونه که

85
00:07:25,486 --> 00:07:26,654
‫اگه لب‌هات رو به هم نزدیک کنی...

86
00:07:28,573 --> 00:07:30,158
‫آخ!

87
00:07:31,325 --> 00:07:32,535
‫همه‌ی این ماهیچه‌ها،

88
00:07:32,660 --> 00:07:37,165
‫ماهیچه‌های بَندازه‌ی اطراف لب‌ها...

89
00:07:37,290 --> 00:07:40,960
‫- سلام. عه، دستت!
‫- آ...

90
00:07:41,043 --> 00:07:42,837
‫همین الان جعبه‌ی کمک‌های اولیه‌ام رو
‫از بسته‌بندی در آوردم

91
00:07:42,920 --> 00:07:44,380
‫الان برمی‌گردم، وایسا

92
00:07:46,841 --> 00:07:48,134
‫باید اینطوری کنی...

93
00:07:51,554 --> 00:07:52,680
‫آوردمش

94
00:07:52,763 --> 00:07:55,892
‫من حلش می‌کنم.
‫نگرانش نباش.

95
00:07:59,562 --> 00:08:00,897
‫میشه اینجا بشینیم؟

96
00:08:00,897 --> 00:08:02,315
‫من دکتر نیستم.
‫زیر بار هیچ مسئولیتی نمیرم.

97
00:08:02,440 --> 00:08:03,816
‫رضایت داری؟

98
00:08:03,941 --> 00:08:06,027
‫اگه بگم پماد ضدباکتری زدن و گاز بانداژ

99
00:08:06,152 --> 00:08:09,280
‫تهِ کاریـه از دستم برمیاد، اغراق کردم

100
00:08:09,363 --> 00:08:13,618
‫تاریخ گذشته. همین اواخر؟

101
00:08:13,701 --> 00:08:14,827
‫احتمالاً هنوز قابل مصرف باشه، نه؟

102
00:08:14,952 --> 00:08:17,163
‫آره

103
00:08:17,288 --> 00:08:18,581
‫دستمال توالت

104
00:08:18,664 --> 00:08:20,166
‫واسه محیط‌زیست خوب نیست

105
00:08:20,249 --> 00:08:23,085
‫یه نگاهی به زخم بندازیم

106
00:08:23,169 --> 00:08:25,171
‫اوه، لعنتی...

107
00:08:25,254 --> 00:08:26,881
‫شاید بخیه‌لازم باشی...؟

108
00:08:27,006 --> 00:08:29,008
‫- نظر خودت چیه؟
‫- خب...

109
00:08:29,133 --> 00:08:31,677
‫چه اتفاقی واست افتاد؟

110
00:08:33,513 --> 00:08:35,097
‫به من ربطی نداره

111
00:08:35,681 --> 00:08:36,849
‫خیلی‌خب

112
00:08:37,642 --> 00:08:38,601
‫بذار ببینیم

113
00:08:38,684 --> 00:08:40,436
‫من و اون عوضی‌ها مثل احمق‌ها

114
00:08:40,520 --> 00:08:42,355
‫ول‌معطل بودیم

115
00:08:42,480 --> 00:08:45,358
‫و با خودم گفتم:
‫«توی ساختمون جدیدم یکی دشمنم شد»

116
00:08:45,816 --> 00:08:47,026
‫این سوزش داره

117
00:08:49,695 --> 00:08:50,863
‫سوزش نداشت؟

118
00:08:51,364 --> 00:08:52,365
‫یه‌کم

119
00:08:52,490 --> 00:08:53,824
‫خیلی‌خب، ردیفـه

120
00:08:53,908 --> 00:08:54,951
‫احتمالاً ردیفـه

121
00:08:55,034 --> 00:08:58,204
‫چه شجاعی. دل شیر داری‌ها

122
00:08:59,872 --> 00:09:02,416
‫خیلی‌خب، بیا...

123
00:09:03,709 --> 00:09:05,044
‫قبل اینکه...

124
00:09:05,753 --> 00:09:07,380
‫خوب شد؟

125
00:09:07,505 --> 00:09:08,839
‫- ها؟
‫- وای لعنتی

126
00:09:08,923 --> 00:09:09,924
‫ریختم روی مبل

127
00:09:10,049 --> 00:09:11,551
‫- نه، مشکلی نیست
‫- خیلی شرمنده

128
00:09:11,634 --> 00:09:13,219
‫اگه نتونستی درش بیاری بهم بگو

129
00:09:13,302 --> 00:09:15,680
‫افتاد روی لباسم

130
00:09:15,763 --> 00:09:17,723
‫چندش‌آوره

131
00:09:28,067 --> 00:09:30,778
‫بهتره بگی یکی بیاد یه نگاهی بهش بندازه

132
00:09:30,903 --> 00:09:32,863
‫آپارتمانت خیلی فرسوده‌ست

133
00:09:32,947 --> 00:09:35,449
‫آره. خب، یعنی، منطقی‌ـه...

134
00:09:35,575 --> 00:09:36,867
‫آپارتمان من که منطقه‌ی جنگیـه

135
00:09:38,744 --> 00:09:41,289
‫- اهل همینجایی؟
‫- آره

136
00:09:43,457 --> 00:09:44,834
‫من اهل اولهسوندم
‫[شهری در نروژ]

137
00:09:44,917 --> 00:09:46,711
‫- اسمش رو شنیدی؟
‫- اوهوم

138
00:09:46,794 --> 00:09:48,629
‫شرمنده، گفتی اسمت چی بود؟

139
00:09:48,754 --> 00:09:50,548
‫- ادوارد
‫- ا.لمیول

140
00:09:50,631 --> 00:09:52,592
‫برچسب صندوق پستی رو دیدم

141
00:09:52,717 --> 00:09:54,093
‫من اینگرید هستم. گفته بودم؟

142
00:09:57,638 --> 00:09:58,806
‫این مامانتـه؟

143
00:09:59,765 --> 00:10:00,933
‫آره

144
00:10:01,684 --> 00:10:02,852
‫این تویی؟

145
00:10:03,728 --> 00:10:04,937
‫بله

146
00:10:09,275 --> 00:10:11,527
‫- زنده‌ست؟
‫- نه

147
00:10:14,488 --> 00:10:16,949
‫خب، شغلت چیه؟

148
00:10:17,033 --> 00:10:19,410
‫خب، من... داشتم پیاز خرد می‌کردم...

149
00:10:19,493 --> 00:10:20,995
‫نویسنده‌ای

150
00:10:21,120 --> 00:10:22,955
‫توی خیابون پیداش کردم

151
00:10:23,080 --> 00:10:26,042
‫جدی؟ می‌خوره قیمتی باشه

152
00:10:26,125 --> 00:10:28,961
‫«اونا منو دست می‌ندازن و
‫التماسم می‌کنن که چهره‌ام رو نشون بدم،

153
00:10:29,045 --> 00:10:31,255
‫فقط واسه اینکه وقتی چهره‌ام رو نشون دادم،

154
00:10:31,339 --> 00:10:33,799
‫بتونن با وحشت ازم رو برگردونن.»

155
00:10:35,176 --> 00:10:36,469
‫این چیه؟

156
00:10:36,552 --> 00:10:38,471
‫من... فقط داشتم امتحانش می‌کردم

157
00:10:39,972 --> 00:10:41,182
‫جالبه

158
00:10:42,183 --> 00:10:45,061
‫راستش، من نمایش‌نامه‌نویسم

159
00:10:45,811 --> 00:10:46,979
‫من بازیگری می‌کنم

160
00:10:47,605 --> 00:10:48,898
‫عالیه

161
00:10:48,981 --> 00:10:52,526
‫دارم به مخم فشار میارم که
‫ببینم توی فیلمی چیزی دیدمت یا نه

162
00:10:53,986 --> 00:10:56,280
‫نه... بعیده

163
00:10:56,364 --> 00:10:59,450
‫خب، شاید با هم به اوج رسیدیم

164
00:10:59,533 --> 00:11:02,078
‫شاید

165
00:11:02,161 --> 00:11:05,456
‫می‌‌دونی قبل من، کی توی
‫آپارتمانم زندگی می‌کرده؟

166
00:11:05,539 --> 00:11:07,625
‫- سی.پولاسکی؟
‫- آره

167
00:11:07,708 --> 00:11:09,168
‫اون... اومد ازم

168
00:11:09,168 --> 00:11:10,920
‫پودر رخت‌شویی گرفت

169
00:11:11,003 --> 00:11:13,089
‫سالخورده بود. گمونم همسرش فوت شده بود

170
00:11:13,172 --> 00:11:14,590
‫- مُرد؟
‫- من نمی...

171
00:11:14,674 --> 00:11:16,342
‫نمی‌دونستم رفته

172
00:11:16,425 --> 00:11:19,053
‫راستش، من اصلاً واسه این نیومده بودم

173
00:11:19,178 --> 00:11:21,180
‫ولی میشه یه‌کم پودر رخت‌شویی ازت بگیرم؟

174
00:11:23,557 --> 00:11:24,934
‫آره. آره، البته

175
00:11:25,017 --> 00:11:26,560
‫- میشه؟
‫- حتماً. من...

176
00:11:28,187 --> 00:11:29,146
‫آره

177
00:11:32,441 --> 00:11:34,610
‫سوت زدن یاد می‌گیری؟

178
00:11:34,694 --> 00:11:37,363
‫در کل، گویا اوضاع نسبتاً به ثُبات رسیده

179
00:11:37,446 --> 00:11:38,656
‫در نهایت، مجبوریم

180
00:11:38,656 --> 00:11:40,825
‫به زائده‌ی اضافی بالای چشم چپت
‫یه نگاهی بندازیم

181
00:11:40,908 --> 00:11:42,993
‫بینایی‌ت به طور قابل توجهی
‫تحت تأثیر قرار گرفته؟

182
00:11:43,077 --> 00:11:44,370
‫دیگه عادت کردم

183
00:11:44,495 --> 00:11:47,206
‫رو این حساب تا دو سال اینا نیاز به جراحی نداری

184
00:11:47,289 --> 00:11:49,917
‫- این وقفه خیلی نیاز بود
‫- آره

185
00:11:50,042 --> 00:11:52,044
‫بیا بذاریمش واسه سه سال

186
00:11:52,128 --> 00:11:53,921
‫ولی باید روراست باشم، دیر یا زود،

187
00:11:54,046 --> 00:11:56,090
‫چشمت ضعیف میشه

188
00:11:56,882 --> 00:11:59,009
‫و در رابطه با اون توده‌ی کیستِ چربی،

189
00:11:59,093 --> 00:12:01,011
‫به نظرم بهتره جراحی کنیم و درش بیاریم

190
00:12:01,095 --> 00:12:02,722
‫ولی کاهش شنوایی حداقلـه،

191
00:12:02,805 --> 00:12:05,850
‫پس احتمالاً می‌تونیم به تعویق بندازیمش

192
00:12:05,933 --> 00:12:08,144
‫چندین تومور هم رُشد جزئی داشتن،

193
00:12:08,227 --> 00:12:10,563
‫ولی با هیچ اندام مهمی تداخل ندارن

194
00:12:10,688 --> 00:12:13,566
‫پس، فقط باید حواس‌مون بهشون باشه

195
00:12:14,900 --> 00:12:16,152
‫اینا رو گفتم که تا حدودی

196
00:12:16,235 --> 00:12:18,988
‫برآوردی از اتفاقات آینده داشته باشی.
‫درسته که واست چیز جدیدی نیست.

197
00:12:19,071 --> 00:12:23,826
‫ولی یه راه جایگزین پیش پامون قرار گرفته

198
00:12:23,909 --> 00:12:25,536
‫یکی از همکارانم، یوجین فلکسنر که

199
00:12:25,536 --> 00:12:26,871
‫یکی از پزشکانِ حاذق و تواناست،

200
00:12:26,954 --> 00:12:29,039
‫در به در دنبال بیمار می‌گرده،

201
00:12:29,123 --> 00:12:30,750
‫بیماری مثل تو،

202
00:12:30,833 --> 00:12:33,127
‫واسه امتحانِ یه داروی آزمایشی

203
00:12:33,252 --> 00:12:36,130
‫درسته که کلماتی مثل مداوا و علاج
‫واسه صنفِ شغلی ما،

204
00:12:36,255 --> 00:12:38,424
‫مثل لعن و نفرین می‌مونه،

205
00:12:38,507 --> 00:12:42,011
‫ولی ظاهراً این دارو پتانسیلش رو
‫داره که درمانت کنه،

206
00:12:42,553 --> 00:12:43,929
‫حتی به طور کامل

207
00:12:44,013 --> 00:12:46,891
‫پیامدش ممکنه زندگیت رو تغییر بده

208
00:12:46,974 --> 00:12:48,058
‫بهتره با اغراق الکی دلت رو روشن نکنم

209
00:12:48,142 --> 00:12:51,479
‫چون گویا اولین آزمایششـه

210
00:12:51,604 --> 00:12:55,941
‫ولی شاید هر خطر احتمالیش،
‫به پاداش احتمالیش بیارزه؟

211
00:12:57,109 --> 00:12:58,944
‫بد نیست بهش فکر کنی

212
00:13:37,233 --> 00:13:39,026
‫اوه، سلام، همسایه

213
00:13:40,027 --> 00:13:43,030
‫کادوی پاگشای خونه‌ات، بابت رنگ کردنِ در

214
00:13:43,989 --> 00:13:45,950
‫مگه مادرت اینو بهت نداده؟

215
00:13:46,033 --> 00:13:47,660
‫نه، من... توی خیابون پیداش کردم

216
00:13:48,828 --> 00:13:52,081
‫درسته. باشه

217
00:13:54,667 --> 00:13:58,170
‫می‌خوام از شرش خلاص شم و
‫تو هم که نمایش‌نامه‌نویسی

218
00:13:58,254 --> 00:14:00,256
‫آره، ولی شاید بابتش یه پولی گیرت بیاد

219
00:14:00,840 --> 00:14:01,882
‫یه نقش برام بنویس

220
00:14:04,468 --> 00:14:05,386
‫آره. درسته

221
00:14:05,511 --> 00:14:08,180
‫زود میرم سراغش.
‫ولی ممنون.

222
00:14:08,305 --> 00:14:11,350
‫این... خیلی سنگینـه، چه دست و دل‌بازی

223
00:14:11,475 --> 00:14:12,852
‫ممنون

224
00:14:12,977 --> 00:14:14,436
‫سلام!

225
00:14:14,520 --> 00:14:16,897
‫- سلام رفیق
‫- سلام. همسایه‌مـه

226
00:14:17,022 --> 00:14:18,357
‫بیا داخل. بازم ممنون

227
00:14:18,440 --> 00:14:19,692
‫- آره
‫- مرسی

228
00:14:42,756 --> 00:14:44,049
‫یا خودِ خدا

229
00:14:53,517 --> 00:14:57,146
‫آخه کی رو دوست داشته باشم
‫جز زیباترین زنِ دنیا

230
00:14:57,146 --> 00:14:59,273
‫صد البته

231
00:14:59,398 --> 00:15:01,358
‫زیباترین زن دنیا از بین همه‌ی زن‌ها

232
00:15:01,442 --> 00:15:04,486
‫فریبنده‌ترین و باهوش‌ترین‌شون

233
00:15:06,238 --> 00:15:09,033
‫گاهی توی سایه‌های آبی شب،

234
00:15:09,116 --> 00:15:10,868
‫تسلیم احساساتِ لطیف میشم

235
00:15:10,951 --> 00:15:12,244
‫وارد یه باغ میشم،

236
00:15:12,328 --> 00:15:14,038
‫با این دماغ معیوب وحشتناکم

237
00:15:14,121 --> 00:15:16,415
‫بوی خوش بهار رو حس می‌کنم و

238
00:15:16,540 --> 00:15:20,461
‫یه زن و مرد رو تماشا می‌کنم

239
00:15:20,586 --> 00:15:22,963
‫که زیر نور مهتاب با هم قدم می‌زنن،

240
00:15:23,088 --> 00:15:27,301
‫و به این فکر می‌کنم که من هم

241
00:15:28,761 --> 00:15:33,223
‫چقدر دلم می‌خواد
‫زیر نور مهتاب با یه زن قدم بزنم

242
00:15:36,352 --> 00:15:38,270
‫کنترلم رو از دست میدم و غرق افکار میشم

243
00:15:40,773 --> 00:15:42,232
‫خودم رو فراموش می‌کنم

244
00:15:45,819 --> 00:15:46,862
‫و بعدش من...

245
00:15:48,405 --> 00:15:51,575
‫یهویی سایه‌ی نیم‌رخم رو

246
00:15:52,326 --> 00:15:54,244
‫روی دیوار باغ می‌بینم

247
00:16:27,820 --> 00:16:30,489
‫هرچند که غم‌انگیزه، ولی جای تعجب نداره

248
00:16:30,572 --> 00:16:32,157
‫افراد جذاب توی اکثر زمینه‌های زندگی‌شون

249
00:16:32,282 --> 00:16:33,534
‫برنده هستن،

250
00:16:33,659 --> 00:16:35,452
‫و محل کار هم از این قاعده مستثنی نیست

251
00:16:35,536 --> 00:16:37,496
‫احتمالاً با دیدن چهره‌ای مثل این

252
00:16:37,579 --> 00:16:39,164
‫مبهوت یا آشفته می‌شید

253
00:16:39,289 --> 00:16:40,666
‫شاید با بی‌نزاکتی بهشون خیره بشید،

254
00:16:40,749 --> 00:16:42,668
‫یا برعکس،
‫نگاهتون رو ازشون بدزدید،

255
00:16:42,793 --> 00:16:45,295
‫حتی اگه کلاً آدم مهربونی باشید

256
00:16:45,379 --> 00:16:47,840
‫وقتی با اون همکارانی که چهره‌ی
‫متفاوتی دارن زیاد معاشرت می‌کنید،

257
00:16:47,923 --> 00:16:49,466
‫ممکنه این احساسات ناخوشایند

258
00:16:49,466 --> 00:16:50,884
‫کم‌رنگ بشن یا فروکش کنن

259
00:16:51,010 --> 00:16:53,554
‫بابت این واکنش‌ها به خودتون سخت نگیرید

260
00:16:53,679 --> 00:16:56,181
‫ما هیچ کنترلی روی واکنش‌های

261
00:16:56,265 --> 00:16:59,518
‫«مبارزه‌ یا فرار» قسمتِ خزنده‌ی مغزمون نداریم

262
00:16:59,601 --> 00:17:01,520
‫ولی ما انسان‌ها که موجوداتی
‫توسعه‌یافته و همدل هستیم،

263
00:17:01,603 --> 00:17:03,105
‫می‌تونیم به راهکارهایی متوسل بشیم تا

264
00:17:03,188 --> 00:17:04,857
‫جامع‌تر و همه‌پذیرتر باشیم

265
00:17:04,982 --> 00:17:06,025
‫طبق گفته‌ی متخصصان،

266
00:17:06,150 --> 00:17:07,401
‫اینا یه سری روش هستن

267
00:17:07,526 --> 00:17:09,445
‫کاری کنید که همکار بد چهره‌تون احساس کنه

268
00:17:09,445 --> 00:17:11,321
‫توی پروژه تیم‌تون مشارکت داره و

269
00:17:11,405 --> 00:17:13,532
‫تلاش کنید ازشون نظر بخواید

270
00:17:13,657 --> 00:17:15,868
‫لوتر، بازخوردی واسه سالی داری؟

271
00:17:15,993 --> 00:17:18,370
‫به نظرم ایده‌ی فوق‌العاده‌ایـه

272
00:17:19,371 --> 00:17:20,956
‫در موقعیت مناسب، به دورهمی‌های اجتماعی

273
00:17:21,040 --> 00:17:22,166
‫دعوت‌شون کنید

274
00:17:22,249 --> 00:17:24,793
‫خب موریس، آخر هفته تولدمـه

275
00:17:24,877 --> 00:17:26,378
‫جدی؟ چند سالتـه؟

276
00:17:26,503 --> 00:17:28,547
‫نپرس که سنم زیاده

277
00:17:28,630 --> 00:17:30,257
‫ولی من قراره

278
00:17:30,382 --> 00:17:32,134
‫چند نفر رو دعوت کنم خونه‌ام و

279
00:17:32,217 --> 00:17:34,094
‫داشتم فکر می‌کردم که تو هم باید بیای

280
00:17:34,219 --> 00:17:35,345
‫سالی هم میاد

281
00:17:35,429 --> 00:17:37,973
‫عالیه. ممنون که به فکرم بودی

282
00:17:38,057 --> 00:17:39,349
‫خیلی ارزشمنده

283
00:17:39,349 --> 00:17:41,143
‫و اگه خواستی یه نفر رو هم
‫با خودت بیاری، قدمش روی چشم

284
00:17:41,143 --> 00:17:42,895
‫اگه با دختری توی رابطه‌ای یا...

285
00:17:43,020 --> 00:17:44,354
‫ممنون

286
00:17:45,064 --> 00:17:46,899
‫تولدت مبارک

287
00:17:46,982 --> 00:17:48,567
‫هر از گاهی جویای احوال‌شون بشید،

288
00:17:48,650 --> 00:17:51,153
‫درست مثل بقیه که جویای احوال‌شون می‌شید

289
00:17:51,236 --> 00:17:52,863
‫اگه در وضعیت خوبی نبودن،

290
00:17:52,946 --> 00:17:54,740
‫مؤدبانه ازشون بپرسید که
‫کمک لازم دارن یا نه...

291
00:17:54,865 --> 00:17:56,158
‫ولی طوری برداشت نشه که

292
00:17:56,158 --> 00:17:57,576
‫اونا محتاج شما هستن

293
00:17:57,659 --> 00:17:59,703
‫آهای. آهای رفیق، حالت خوبه؟

294
00:17:59,787 --> 00:18:01,580
‫لازمـه دراز بکشی و اینا؟

295
00:18:01,705 --> 00:18:04,458
‫نه... هر از گاهی

296
00:18:04,583 --> 00:18:07,419
‫اینطوری میشم. درست میشه

297
00:18:08,545 --> 00:18:10,172
‫ولی مرسی که پرسیدی

298
00:18:10,255 --> 00:18:12,091
‫خیلی‌خب باشه، بهم خبر بده

299
00:18:12,216 --> 00:18:13,383
‫پشت میزم هستم

300
00:18:14,259 --> 00:18:15,844
‫احیاناً سالی رو ندیدی؟

301
00:18:16,637 --> 00:18:17,596
‫نه

302
00:18:22,351 --> 00:18:23,644
‫همین بود

303
00:18:23,769 --> 00:18:26,647
‫- بازم نشونت میده؟
‫- نه

304
00:18:28,440 --> 00:18:30,901
‫خب، این... چیه؟ یه جور...

305
00:18:30,984 --> 00:18:32,945
‫مثلاً توی دفاترِ کاری نشونش میدن؟

306
00:18:33,028 --> 00:18:34,113
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها

307
00:18:34,238 --> 00:18:35,739
‫آره

308
00:18:35,823 --> 00:18:37,950
‫خب، به نظر ابزار مهمی میاد

309
00:18:39,451 --> 00:18:41,787
‫تازه، نه، تأثیرگذاری خوبی داشتی

310
00:18:41,912 --> 00:18:43,205
‫- آره
‫- آره

311
00:18:43,288 --> 00:18:44,832
‫همه‌مون باید از یه جایی شروع کنیم دیگه

312
00:18:46,542 --> 00:18:50,212
‫آره. عه، یه جوش سرسیاه روی دماغت هست

313
00:18:50,295 --> 00:18:51,463
‫من...

314
00:18:51,588 --> 00:18:52,798
‫میشه درش بیارم؟

315
00:18:54,299 --> 00:18:56,635
‫این... می‌تونم درش بیارم

316
00:18:57,845 --> 00:18:58,804
‫میشه؟

317
00:18:59,555 --> 00:19:02,015
‫باشه

318
00:19:02,141 --> 00:19:04,309
‫این... نه. زورکی نیست

319
00:19:04,393 --> 00:19:05,769
‫نه... مشکلی نیست

320
00:19:05,853 --> 00:19:07,604
‫آخه پوستت خیلی چربـه

321
00:19:07,688 --> 00:19:08,939
‫یه کِرِم خوب براش دارم

322
00:19:09,773 --> 00:19:11,650
‫- خیلی‌خب
‫- دلم می‌خواد امتحانش کنم

323
00:19:11,775 --> 00:19:13,569
‫- جدی؟
‫- البته

324
00:19:24,955 --> 00:19:29,001
‫پس دیگه تو رو نشون نمیده؟

325
00:19:29,418 --> 00:19:31,420
‫- نه
‫- نه؟ باشه

326
00:19:31,503 --> 00:19:32,045
‫آ...

327
00:19:32,045 --> 00:19:33,589
‫- من... شرمنده
‫- نه، شرمنده نباش

328
00:19:33,672 --> 00:19:36,633
‫یادم رفته بود یه کاری دارم...

329
00:19:36,758 --> 00:19:38,635
‫بعداً باهات صحبت می‌کنم.
‫می‌بینمت.

330
00:19:44,224 --> 00:19:45,517
‫روان‌شناسان کم‌کم

331
00:19:45,601 --> 00:19:47,853
‫دارن کشف می‌کنن که ریشه‌ی تنفر از کجاست...

332
00:19:48,896 --> 00:19:49,813
‫بعضی از پژوهشگران معتقدن که

333
00:19:49,938 --> 00:19:52,024
‫احساس تنفر مشابه احساس ترسـه

334
00:19:52,107 --> 00:19:54,484
‫به گفته‌ی «والری کورتیس»،
‫یکی از دانشمندان علوم رفتاری

335
00:19:54,610 --> 00:19:56,570
‫در دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن:

336
00:19:56,653 --> 00:19:59,239
‫«ترس تکامل یافت تا انسان‌ رو از حیوانات بزرگی که

337
00:19:59,323 --> 00:20:02,034
‫می‌خوان بخورنش، دور نگه داره»

338
00:20:10,250 --> 00:20:11,543
‫خیلی‌خب، و بعدش...

339
00:20:11,627 --> 00:20:13,295
‫یوهو!

340
00:20:13,420 --> 00:20:15,214
‫خیلی‌خب. فقط یه عکس ویرایش‌شده‌ست،

341
00:20:15,297 --> 00:20:17,466
‫ولی گمونم همه متوجه منظور می‌شیم

342
00:20:18,383 --> 00:20:20,636
‫خیلی‌خب، ادامه بدیم، دکتر تراتز

343
00:20:21,678 --> 00:20:23,388
‫خیلی‌خب، همونطور که شاید بدونید،

344
00:20:23,472 --> 00:20:25,265
‫این دارو اولش واسه درمان

345
00:20:25,349 --> 00:20:26,975
‫ریزش موی آندروژنیک ساخته شد

346
00:20:27,100 --> 00:20:29,269
‫توی این حوزه خیلی نویدبخش بوده

347
00:20:29,353 --> 00:20:31,146
‫اینا واسه آزمایشات مرحله‌ی سومـه؟

348
00:20:32,022 --> 00:20:33,732
‫ولی کاری که ما اینجا می‌کنیم،

349
00:20:33,815 --> 00:20:36,318
‫زمین تا آسمون فرق داره

350
00:20:36,401 --> 00:20:38,528
‫هر چند البته، واسه یه بازارِ خیلی خاص و عالی

351
00:20:38,654 --> 00:20:40,781
‫توی این دوزی که پیشنهاد می‌کنیم تجویز بشه،

352
00:20:40,864 --> 00:20:43,700
‫شاهد اصلاح فیزیکی بافت سخت و نرم بودیم،

353
00:20:43,825 --> 00:20:46,119
‫هم بافت‌هایی که تحلیل رفتن،
‫هم بافت‌هایی که زیادی بزرگ شدن،

354
00:20:46,203 --> 00:20:47,746
‫بدون نیاز به جراحی

355
00:20:47,746 --> 00:20:49,539
‫یا پیوند پوست

356
00:20:49,665 --> 00:20:52,209
‫پتانسیلش رو داره که شکل و کارآیی رو

357
00:20:52,251 --> 00:20:54,628
‫به اندام‌هایی دارای نقص برگردونه

358
00:20:54,711 --> 00:20:56,171
‫که واسه ظاهر فیزیکی یه بیمار

359
00:20:56,171 --> 00:20:57,673
‫خیلی حائز اهمیتـه

360
00:20:57,798 --> 00:20:59,549
‫در عین حال هزینه‌ی کلی رو

361
00:20:59,675 --> 00:21:02,177
‫فقط با یه عوارض سطح متوسط کاهش میده

362
00:21:02,261 --> 00:21:04,346
‫یه تعداد پارگی زخم و

363
00:21:04,471 --> 00:21:07,683
‫آسیب عروقی هم وجود داشته...

364
00:21:59,651 --> 00:22:03,280
‫از این واسه سنجش میزان
‫پیشرفت استفاده می‌کنیم و

365
00:22:03,405 --> 00:22:06,408
‫مغایرت‌ها رو هم

366
00:22:06,533 --> 00:22:09,745
‫به دستگاه برمی‌گردونیم

367
00:22:09,828 --> 00:22:13,165
‫واو. محشره!

368
00:22:15,584 --> 00:22:17,753
‫دفترچه‌ی شرح وقایع

369
00:22:17,836 --> 00:22:20,672
‫کنار هر عارضه‌ی جانبی احتمالی،
‫عددش رو علامت بزن

370
00:22:20,756 --> 00:22:23,592
‫صفر یعنی نیست،
‫یک یعنی خفیف،

371
00:22:23,717 --> 00:22:25,844
‫ده یعنی...

372
00:22:25,927 --> 00:22:29,723
‫اینا به حفاظت از کلیه‌هات کمک می‌کنن

373
00:22:29,806 --> 00:22:32,768
‫هر چهار ساعت به صورت مرتب مصرف کن

374
00:22:32,851 --> 00:22:34,436
‫اینا ممکنه دارونما باشن؟

375
00:22:34,561 --> 00:22:35,687
‫این قرص‌ها، نه

376
00:22:35,771 --> 00:22:38,607
‫به همه از اینا میدیم، واسه محافظت از کلیه‌ها

377
00:22:38,690 --> 00:22:40,359
‫دارونماها واسه درمان با کتورولاک و

378
00:22:40,442 --> 00:22:42,194
‫آکیپروسونیپ هستن

379
00:22:42,277 --> 00:22:43,278
‫پس از لحاظ تئوری، آره

380
00:22:43,403 --> 00:22:44,654
‫این قرص‌ها صد درصدی نیستن،

381
00:22:44,780 --> 00:22:46,740
‫ولی اینطوری فکرش رو از سرت بیرون می‌کنم

382
00:22:46,823 --> 00:22:49,159
‫حالا، وقتشه بانداژت عوض بشه

383
00:22:49,993 --> 00:22:50,911
‫دکتر تراتز

384
00:22:50,994 --> 00:22:54,081
‫دکتر تراتز! وقت تعویض لباسـه

385
00:22:58,293 --> 00:22:59,294
‫این یکی...

386
00:23:00,128 --> 00:23:01,296
‫فردا می‌بینمت

387
00:24:57,621 --> 00:25:02,584
‏« شکلات پانوی، امیدوارم دیابت یا رژیم نداشته باشی.‏
بازم ممنون بابت شوینده. واسه صورتت کِرِم آوردم. »‏

388
00:25:02,584 --> 00:25:04,586
« سی پولاسکی :)‏ »

389
00:25:04,628 --> 00:25:07,631
« پ.ن: حدس بزن اینا رو با چی تایپ کردم؟ »

390
00:25:09,216 --> 00:25:10,425
‫دیوونه‌ام می‌کنه

391
00:25:10,509 --> 00:25:11,676
‫می‌دونی درمورد پولی که درمیارم چه فکری می‌کنم؟

392
00:25:11,801 --> 00:25:12,928
‫بذار بهت بگم نظرم راجع به پول چیه

393
00:25:13,011 --> 00:25:15,305
‫اینو می‌بینی؟ این نظر من درمورد پولـه

394
00:25:15,388 --> 00:25:17,641
‫این، خب؟
‫خب ادامه بده دیگه

395
00:25:17,766 --> 00:25:19,476
‫حاضری؟ همه چی رو می‌ریزم روی دایره

396
00:25:19,559 --> 00:25:20,727
‫یالا، کاری که گفتی بکن

397
00:25:20,810 --> 00:25:22,020
‫بگو! بگو!

398
00:25:22,145 --> 00:25:23,522
‫بگو چطوری قبض‌ها و صورتحساب‌ها رو
‫پرداخت می‌کنی

399
00:25:23,647 --> 00:25:25,148
‫چطوری پولت رو خرج می‌کنی

400
00:25:25,273 --> 00:25:26,691
‫بگو اجاره‌ی ماه پیش رو چطوری پرداخت کردی

401
00:25:26,816 --> 00:25:28,401
‫می‌خوای چیکار کنم، زانو بزنم؟

402
00:25:28,485 --> 00:25:30,111
‫می‌خوای پاهات رو ببوسم؟

403
00:25:30,195 --> 00:25:31,530
‫خب، بیخیالش، رفیق

404
00:25:31,655 --> 00:25:33,156
‫چون این خونه خیلی قبل‌تر از اینکه

405
00:25:33,240 --> 00:25:34,407
‫منو بیاری اینجا بوده و

406
00:25:34,491 --> 00:25:35,575
‫بعد رفتنت هم حالا حالاها هست

407
00:25:35,659 --> 00:25:37,327
‫خب؟ پس واسه من بحث پول نکن

408
00:25:37,452 --> 00:25:38,453
‫از درد و رنج هم جلوی من دم نزن،

409
00:25:38,537 --> 00:25:39,496
‫و موقعی که خیال می‌کنی

410
00:25:39,621 --> 00:25:40,830
‫قضیه تمومـه، دهنت رو وا نکن

411
00:25:40,914 --> 00:25:43,416
‫خب؟ هر وقت تموم بشه خودم بهت میگم

412
00:25:43,500 --> 00:25:44,834
‫در واقع، اولین نفر به خودت میگم

413
00:25:44,918 --> 00:25:46,378
‫میام بهت میگم رفیق.
‫میام...

414
00:25:49,965 --> 00:25:51,925
‫توی گوشِت زمزمه می‌کنم

415
00:25:52,008 --> 00:25:53,176
‫میگم: «تموم شد!»

416
00:25:56,012 --> 00:25:57,305
‫بیخیال

417
00:25:57,389 --> 00:25:59,182
‫نمی‌خوام یه شب دیگه هم

418
00:25:59,307 --> 00:26:02,644
‫همینطوری چهار زانو بشینم تلوزیون تماشا کنم

419
00:26:02,727 --> 00:26:04,896
‫مجبوریم. پولی نداریم

420
00:26:05,021 --> 00:26:08,400
‫ولی فکر کردم چیزت رو گرفتی، نـ....

421
00:26:08,525 --> 00:26:11,987
‫- نفـ، نوف، نا...
‫- نَفَقه

422
00:26:12,070 --> 00:26:14,614
‫چک نفقه رو امروز گرفتم

423
00:26:14,698 --> 00:26:16,199
‫گرفتم، باید اجاره رو پرداخت می‌کردم

424
00:26:21,705 --> 00:26:23,999
‫مواد نداریم؟

425
00:26:24,082 --> 00:26:25,792
‫پولی نداریم؟

426
00:26:25,875 --> 00:26:27,919
‫یعنی هیچی نداریم...

427
00:26:29,254 --> 00:26:31,590
‫دیگه صبرم سر اومده!

428
00:26:31,715 --> 00:26:33,717
‫چرا زنگ نمی‌زنی به یکی از دوستات و

429
00:26:33,800 --> 00:26:34,801
‫باهاش نمیری بیرون؟

430
00:26:36,845 --> 00:26:39,723
‫چون هیچ دوستی ندارم

431
00:26:47,439 --> 00:26:49,941
‫در رو باز کن!

432
00:26:58,700 --> 00:27:01,578
‫نه، نه. از این طرف. آپارتمان 4بی! 4بی!

433
00:27:01,703 --> 00:27:03,163
‫یالا. بریم. سری، یالا، بریم

434
00:27:06,708 --> 00:27:07,959
‫- قیچی‌ش کن
‫- آره

435
00:27:08,084 --> 00:27:09,085
‫بِبُرش

436
00:27:11,421 --> 00:27:12,714
‫- گرفتیش؟
‫- آره

437
00:27:13,673 --> 00:27:15,342
‫بپا، نندازش

438
00:27:16,926 --> 00:27:18,720
‫اوه!

439
00:27:18,803 --> 00:27:19,763
‫گرفتمش. گرفتمش

440
00:27:19,888 --> 00:27:21,056
‫- ردیفه؟
‫- آره

441
00:27:21,139 --> 00:27:23,016
‫من ردیفم

442
00:27:23,099 --> 00:27:24,267
‫آره، خسته شدم رفیق

443
00:27:37,030 --> 00:27:40,617
‫خیلی‌خب، بذاریدش پایین.
‫شب بخیر، شاهزاده‌ی مخملی.

444
00:27:40,742 --> 00:27:41,993
‫به نظرت این یارو شاعر بوده؟

445
00:27:43,787 --> 00:27:45,455
‫چیکار داشتی می‌کردی، رفیق؟

446
00:27:45,872 --> 00:27:47,290
‫چی؟

447
00:27:47,374 --> 00:27:48,625
‫الو؟

448
00:27:49,709 --> 00:27:53,046
‫آهای، برو اون طرفش.
‫برو اون طرفش.

449
00:27:53,129 --> 00:27:53,922
‫بریم!

450
00:27:58,259 --> 00:28:00,178
‫پارک کردن یاد بگیرید، عوضی‌ها

451
00:28:03,973 --> 00:28:05,141
‫وقتی مامانم سکته کرد

452
00:28:05,266 --> 00:28:06,351
‫کجا بودی؟

453
00:28:06,476 --> 00:28:08,103
‫آهای، یالا، مردک!

454
00:28:08,186 --> 00:28:10,313
‫برو کنار. باید بری عقب

455
00:28:14,192 --> 00:28:17,320
‫روی صندوق پستش نوشته بود که
‫اسمش اوسترمایره

456
00:28:17,987 --> 00:28:20,699
‫- آره، اوسترمایر
‫- می‌شناختیش؟

457
00:28:21,324 --> 00:28:22,492
‫نه

458
00:28:24,619 --> 00:28:25,995
‫حاضری خودت رو بکُشی؟

459
00:28:29,165 --> 00:28:30,583
‫نمی‌دونم، شاید

460
00:28:31,334 --> 00:28:32,585
‫بسته به شرایط داره

461
00:28:32,669 --> 00:28:35,213
‫نگو «شاید». بگو «نه»

462
00:28:37,257 --> 00:28:39,217
‫- خودت چی؟
‫- عجب سؤالی!

463
00:28:40,385 --> 00:28:41,970
‫من اول پرسیدم

464
00:28:42,971 --> 00:28:45,014
‫بانداژ دستت چی شد؟

465
00:28:45,140 --> 00:28:46,391
‫آره، خوب شد

466
00:28:47,100 --> 00:28:50,019
‫معجزه‌ست. من
‫مثل «فرانسیس آسیزی» می‌مونم.

467
00:28:50,103 --> 00:28:51,354
‫گمونم سراغ شغل اشتباهی رفتم و

468
00:28:51,479 --> 00:28:53,022
‫حالا تو رو چاک میدم

469
00:28:53,148 --> 00:28:54,816
‫تا بیشتر تمرین کنم

470
00:28:55,400 --> 00:28:57,819
‫شرمنده. عین نگی نگران می‌مونی
[شخصیت داستانی]

471
00:29:01,698 --> 00:29:02,615
‫نترسیدم

472
00:29:02,699 --> 00:29:05,702
‫موضوع نمایش‌نامه‌هات چی هستن؟

473
00:29:05,827 --> 00:29:08,246
‫نه، نپرس. ترجیح میدم
‫راجع به خودکشی حرف بزنم

474
00:29:09,372 --> 00:29:10,623
‫- شرمنده
‫- نه، آخه...

475
00:29:10,707 --> 00:29:12,333
‫درموردش حرف زدن خجالت‌آوره...

476
00:29:12,417 --> 00:29:13,668
‫مخصوصاً موقعی که هنوز تکمیل نشده

477
00:29:13,752 --> 00:29:15,503
‫می‌دونی، اسم خودمو گذاشتم نویسنده،

478
00:29:15,587 --> 00:29:19,048
‫ولی نوشته‌هام یجورایی بلندپروازانه هستن

479
00:29:19,132 --> 00:29:20,550
‫نه، نوشتنش رو که می‌نویسم. فقط...

480
00:29:20,675 --> 00:29:21,760
‫چندتا نمایش‌نامه‌ی ترجمه‌ای

481
00:29:21,885 --> 00:29:23,470
‫از یه نویسنده‌ی ایتالیایی نوشتم،
‫ولی بعیده بشناسیش،

482
00:29:23,553 --> 00:29:25,555
‫آدم معروفی نیست.
‫سرش یه جایزه بردم.

483
00:29:25,680 --> 00:29:27,974
‫جایزه‌اش کوچیک بود، ولی آره

484
00:29:28,057 --> 00:29:30,727
‫دارم سعی می‌کنم اولین نمایش‌نامه‌ی
‫غیراقتباسی خودم رو بنویسم،

485
00:29:31,436 --> 00:29:33,938
‫ولی هنوز توی چم و خمش هستم

486
00:29:34,063 --> 00:29:35,565
‫احتمالاً ماشین‌ تحریرت رو پس می‌خوای

487
00:29:36,733 --> 00:29:39,360
‫بندازش آشغال، اصلاً واسم مهم نیست

488
00:29:39,444 --> 00:29:40,987
‫عمراً بندازمش آشغال

489
00:29:41,070 --> 00:29:43,907
‫حداقلِ حداقل، باعث میشه
‫شبیه نویسنده‌ها باشم

490
00:29:44,032 --> 00:29:46,284
‫حداقلِ حداقل، باعث میشه
‫مثل نویسنده‌ها به نظر بیام

491
00:29:47,577 --> 00:29:50,914
‫- بودنش برام مثل متلک می‌مونه
‫- برات الهام‌بخشـه

492
00:29:52,916 --> 00:29:54,542
‫این خوش‌بینانه‌‌ترین چیزیـه که تابحال ازت شنیدم

493
00:29:57,337 --> 00:29:58,755
‫نمایش‌نامه‌های مورد علاقه‌ات چیا هستن؟

494
00:29:59,672 --> 00:30:01,800
‫نمی‌دونم

495
00:30:01,925 --> 00:30:04,260
اونی که... درباره‌ی فروختنه

496
00:30:04,344 --> 00:30:07,263
همونی که توش فروشنده داره

497
00:30:08,556 --> 00:30:09,808
‫اوه

498
00:30:10,391 --> 00:30:11,601
‫آره

499
00:30:12,769 --> 00:30:15,855
‫یه نمایش‌نامه‌ی خوب در مورد
‫نازی‌ها توی تلوزیون دیدم

500
00:30:15,939 --> 00:30:19,526
‫- کدوم؟
‫- اسمش یادم نیست،

501
00:30:19,609 --> 00:30:21,861
‫ولی توش آواز و رقص و نازی‌ها بودن

502
00:30:21,945 --> 00:30:23,321
‫نازی‌ها آواز می‌خوندن و می‌رقصیدن؟

503
00:30:23,446 --> 00:30:24,948
‫نه...

504
00:30:26,366 --> 00:30:28,076
‫- اون یکی جبهه...
‫- یهودی‌ها

505
00:30:29,077 --> 00:30:29,828
‫گمونم

506
00:30:29,953 --> 00:30:31,329
‫یهودی‌ها آواز می‌خوندن و می‌رقصیدن؟

507
00:30:32,789 --> 00:30:33,748
‫آره، گمونم

508
00:30:33,832 --> 00:30:35,959
‫انگار که یه خواب عجیب دیده باشی

509
00:30:37,377 --> 00:30:38,962
‫شاید درست یادم نمیاد

510
00:30:42,757 --> 00:30:43,967
‫اون کیه؟

511
00:30:46,469 --> 00:30:47,762
‫نمی... نمی‌دونم

512
00:30:47,846 --> 00:30:49,264
‫چرا برات دست تکون میده؟

513
00:30:51,307 --> 00:30:53,017
‫من... اصلاً نمی‌دونم

514
00:30:54,811 --> 00:30:56,521
‫چی می‌خواست؟

515
00:30:56,646 --> 00:30:57,981
‫چرا خیال می‌کرد تو رو می‌شناسه؟

516
00:31:00,024 --> 00:31:03,319
‫گاهی از این اتفاقات واسم میفته

517
00:31:04,153 --> 00:31:05,154
‫جدی؟

518
00:31:08,825 --> 00:31:10,827
‫خب، دلم می‌خواد بیام نمایش‌نامه‌ات رو ببینم...

519
00:31:10,952 --> 00:31:12,954
‫- وقتی تمومش...
‫- قرار نیست ببینیش،

520
00:31:13,037 --> 00:31:14,581
‫قراره توش باشی، مگه نه؟

521
00:31:57,624 --> 00:31:58,875
‫آخ!

522
00:32:15,850 --> 00:32:17,060
‫آخ!

523
00:32:41,584 --> 00:32:43,711
‫آخ!

524
00:32:43,795 --> 00:32:45,213
‫باورنکردنیـه

525
00:32:47,215 --> 00:32:50,134
‫گمونم این یعنی من توی «گروه شاهد» نیستم؟
‫[گروه اولیه‌ای درمان روی آنها کارساز نیست]

526
00:32:50,259 --> 00:32:52,971
‫نمی‌تونم این اطلاعات رو به طور رسمی فاش کنم

527
00:32:53,096 --> 00:32:55,765
‫ممکنه این اثر دارونما باشه

528
00:32:55,890 --> 00:32:57,266
‫باید اعتراف کنم،

529
00:32:57,350 --> 00:32:59,268
‫داره کم‌کم احساس ترس...

530
00:33:00,645 --> 00:33:02,271
‫بهم دست میده و

531
00:33:03,606 --> 00:33:04,774
‫این خطرناک نیست؟

532
00:33:04,857 --> 00:33:10,113
‫یعنی صورتم توده‌ای می‌ریزه و میاد پایین

533
00:33:10,238 --> 00:33:11,614
‫مطمئنم فقط از نظر خودتون

534
00:33:11,698 --> 00:33:14,283
‫- توده‌ست
‫- تیکه‌های بزرگ

535
00:33:14,367 --> 00:33:16,953
‫تیکه‌های پوست از قسمت میان‌بافتی جدا میشن

536
00:33:17,078 --> 00:33:18,955
‫ببینید، شما دارید خوب می‌شید، آقای لمیول

537
00:33:19,080 --> 00:33:21,624
‫شما جزوی از یه روند پزشکی تاریخی هستید

538
00:33:21,708 --> 00:33:24,585
‫شاید حتی یه روز ازتون مستند ساختن

539
00:33:24,669 --> 00:33:26,170
‫اگه توی گروه شاهد نباشم

540
00:33:26,295 --> 00:33:27,380
‫و اگه امکانش هست،

541
00:33:27,463 --> 00:33:29,257
‫می‎خوام از صورت‌تون عکس بگیرم

542
00:33:29,340 --> 00:33:30,591
‫مثلاً هر روز ده تا

543
00:33:30,675 --> 00:33:31,759
‫واسه زیر نظر گرفتن سرعت تغییر

544
00:33:31,843 --> 00:33:34,554
‫که ظاهراً خیلی سریع داره پیش میره

545
00:33:36,097 --> 00:33:39,308
‫شاید این ریسک ارزش پاداشش رو داره

546
00:33:39,392 --> 00:33:40,476
‫میشه نیم‌نگاهی بهش داشت

547
00:33:49,235 --> 00:33:50,236
‫یوهو!

548
00:33:57,660 --> 00:33:59,287
‫باهاش چیکار کنم؟

549
00:33:59,370 --> 00:34:03,082
‫نگهش دار، به‌عنوان سوغاتی، یادگاری

550
00:34:03,666 --> 00:34:04,917
‫یادگاری از چی؟

551
00:34:21,142 --> 00:34:24,395
‫می‌شنوی؟ صدای آژیر رو

552
00:34:25,605 --> 00:34:26,856
‫تو بازیگری، نه؟

553
00:34:26,939 --> 00:34:28,274
‫بازیگر فیلم

554
00:34:28,941 --> 00:34:30,693
‫قبلاً دیدمت

555
00:34:30,818 --> 00:34:32,987
‫باید اون بیرون مراقب باشی، رفیق

556
00:35:02,558 --> 00:35:04,477
‫دستشویی فقط واسه مشتری‌هاست، رفیق

557
00:35:05,937 --> 00:35:07,230
‫خب چی سفارش میدی؟

558
00:35:10,733 --> 00:35:12,819
‫بهت می‌خوره یه چیز مرد افکن بخوای

559
00:35:21,619 --> 00:35:23,162
‫با طعم‌دهنده؟ یا با یخ؟

560
00:35:27,375 --> 00:35:30,461
‫چطوره خاصیت شفابخشش رو رقیق نکنیم؟

561
00:35:45,643 --> 00:35:46,853
‫آهای رفیق

562
00:35:47,895 --> 00:35:49,480
‫من می‌شناسمت

563
00:35:51,816 --> 00:35:53,317
‫از کجا می‌شناسمت؟

564
00:35:53,901 --> 00:35:55,069
‫نمی‌دونم

565
00:35:56,154 --> 00:35:58,156
‫تو منو می‌شناسی؟
‫منو به جا میاری؟

566
00:35:58,739 --> 00:35:59,866
‫من گای گانت هستم

567
00:35:59,991 --> 00:36:01,200
‫- نمی‌دونم
‫- واست آشنا نیستم؟

568
00:36:01,325 --> 00:36:03,244
‫نمی‌دونم، شاید.
‫توی خاطرم نیستی.

569
00:36:03,327 --> 00:36:04,328
‫صحیح

570
00:36:05,663 --> 00:36:07,498
‫- مأمور آتش‌نشانی داوطلب
‫- چی؟

571
00:36:08,708 --> 00:36:11,002
‫واسه فیس‌بوک کار می‌کنی؟

572
00:36:11,127 --> 00:36:14,505
‫نه، ولی خیلی بهم میگن

573
00:36:14,630 --> 00:36:16,841
‫نه، این نبود

574
00:36:17,300 --> 00:36:19,260
‫من دیدمت

575
00:36:19,343 --> 00:36:21,429
‫محاله فراموشت کنم.
‫هیچ چهره‌ای از ذهن من پاک نمیشه.

576
00:36:24,724 --> 00:36:26,225
‫ببخشید، یه مقدار...

577
00:36:26,851 --> 00:36:29,020
‫خون یا یه چیزی ریخته اینجات

578
00:36:29,145 --> 00:36:32,440
‫اسمت چیه؟

579
00:36:33,858 --> 00:36:35,902
‫- ادوارد
‫- نام‌خانوادگیت

580
00:36:38,738 --> 00:36:40,198
‫- لمیول
‫- ها؟

581
00:36:41,073 --> 00:36:42,825
‫- لِمیول
‫- لیموِل

582
00:36:42,909 --> 00:36:44,994
‫ادوارد لیمول

583
00:36:45,077 --> 00:36:46,370
‫سلام، احوالت چطوره؟

584
00:36:46,454 --> 00:36:48,748
‫عجب معمایی شد ولی، نه؟

585
00:36:49,290 --> 00:36:51,167
‫من که گفتم، گای گانت هستم

586
00:36:53,085 --> 00:36:54,503
‫ولی بالأخره یادم میفته کجا دیدمت

587
00:36:55,463 --> 00:36:58,049
‫- تو هم بهش فکر کن، خب؟
‫- باشه

588
00:36:58,174 --> 00:37:01,969
‫خیلی‌خب. از نوشیدنیت لذت ببر

589
00:37:24,951 --> 00:37:27,119
‫نه!

590
00:37:58,818 --> 00:38:01,028
‫آخ...

591
00:39:29,784 --> 00:39:31,952
‫باید بگم این هم یه روزنه‌ی امیدِ دیگه‌ست

592
00:39:32,036 --> 00:39:33,829
‫- نیست...
‫- چی نیست؟

593
00:39:34,080 --> 00:39:34,997
‫اگه لب‌هاتون رو به هم نزدیک کنید و

594
00:39:35,122 --> 00:39:38,084
‫فوت کنید، گاهی یه همچین حالتی پیش میاد

595
00:39:39,752 --> 00:39:42,421
‫و می‌دونید، اکثر کامنت‌هایی که
‫از سر ناامیدی واسم گذاشتن اینـه:

596
00:39:42,505 --> 00:39:46,092
‫«کازمو، من لب‌هام رو به هم
‫نزدیک می‌کنم و فوت می‌کنم،

597
00:39:46,175 --> 00:39:47,927
‫فقط تهش فقط همینـه

598
00:39:48,010 --> 00:39:50,679
‫صدای کتری چایی میده،
‫نه صدای سوت.»

599
00:39:50,763 --> 00:39:53,641
‫معلومـه که فوتِ کوزه‌گری هم داره

600
00:39:54,642 --> 00:39:57,937
‫باید عضله‌های لب و دهن‌تون رو

601
00:39:58,020 --> 00:40:00,856
‫تنگ کنید

602
00:40:00,981 --> 00:40:03,859
‫نه که لزوماً

603
00:40:03,984 --> 00:40:06,654
‫کوچیک بشه، چون این ساختار

604
00:40:06,737 --> 00:40:08,406
‫متفاوتـه

605
00:42:24,250 --> 00:42:25,251
نوشیدنی

606
00:42:27,545 --> 00:42:28,671
‫با یخ یا رقیق؟

607
00:42:31,674 --> 00:42:33,842
‫نمی‌خوام خاصیتِ شفابخشش رقیق بشه

608
00:42:35,010 --> 00:42:36,053
‫جان، چی؟

609
00:42:48,566 --> 00:42:49,817
‫یکی دیگه؟

610
00:43:00,327 --> 00:43:01,704
‫بزن بریم رفیق!

611
00:43:01,829 --> 00:43:03,497
‫یالا رفیق. موفق شدیم!

612
00:43:03,581 --> 00:43:06,000
‫- حرف نداری رفیق
‫- بترکونیم

613
00:43:06,083 --> 00:43:08,460
‫آره! آره!

614
00:43:08,544 --> 00:43:09,712
‫- زود باش رفیق
‫- آره!

615
00:43:09,795 --> 00:43:11,422
‫وقتشـه مست و پاتیل شیم!

616
00:43:11,547 --> 00:43:13,048
‫- آره!
‫- آره!

617
00:44:37,633 --> 00:44:38,717
‫سوراخ سقف مالِ شما بود؟

618
00:44:39,968 --> 00:44:42,888
‫ساعت... ساعت چنده؟

619
00:44:45,849 --> 00:44:47,059
‫آخه چیکار کردی؟

620
00:44:47,142 --> 00:44:49,103
‫من... هیچ کاری نکردم

621
00:44:49,186 --> 00:44:50,979
‫خب، نباید می‌ذاشتی به این وضع بیفته

622
00:44:51,063 --> 00:44:52,272
‫آره خب، مثلاً باید چیکار می‌کردم؟

623
00:44:52,356 --> 00:44:53,399
‫نمی... نمی‌دونستم چیکار...

624
00:44:53,482 --> 00:44:56,318
‫می‌دونی، به اون یارویی که
‫طبقه‌ی پایینـه گفتم و...

625
00:44:56,402 --> 00:44:58,904
‫- کجا بودی؟
‫- سنگ کیسه صفرا داشتم

626
00:44:58,987 --> 00:45:00,364
‫- فکر می‌کردم مادرت...
‫- این طبقه‌ی 4 اِفـه؟

627
00:45:01,448 --> 00:45:02,449
‫آره

628
00:45:04,576 --> 00:45:05,869
‫تو همون مردی هستی که اینجا زندگی می‌کنه؟

629
00:45:06,745 --> 00:45:09,164
‫خب، آره

630
00:45:10,833 --> 00:45:12,918
‫ولی یه مرد دیگه هم هست که اینجا زندگی می‌کنه

631
00:45:13,001 --> 00:45:16,255
‫گاهی، شاید. چطور؟

632
00:45:16,255 --> 00:45:17,381
‫تو بودی که

633
00:45:17,506 --> 00:45:19,216
‫زنگ زدی و بابت این سوراخ گِله کردی

634
00:45:19,341 --> 00:45:21,176
‫- همون مردی که سگ داشت
‫- نه

635
00:45:22,177 --> 00:45:23,804
‫خب، من گربه دارم

636
00:45:24,847 --> 00:45:27,349
‫گربه؟ اسمش چیه؟

637
00:45:29,977 --> 00:45:31,270
‫نمی‌دونم

638
00:45:35,649 --> 00:45:36,859
‫این همونیـه که اینجا زندگی می‌کنه؟

639
00:45:36,984 --> 00:45:39,820
‫اون اثر هنریـه

640
00:45:39,903 --> 00:45:42,698
‫- مثل ماسک؟
‫- مجسمه‌ی سردیس

641
00:45:47,286 --> 00:45:48,620
‫خیلی عجیب‌غریبـه

642
00:45:50,372 --> 00:45:53,041
‫خیلی‌خب، من...
‫سوراخ رو...

643
00:45:53,167 --> 00:45:54,585
‫- همین گربه رو می‌گفتی؟
‫- آره

644
00:45:56,420 --> 00:45:59,173
‫خیلی‌خب، من ترتیب سوراخ رو میدم

645
00:45:59,256 --> 00:46:01,550
‫- لازمه برم بیرون؟
‫- هر کاری دوست داری بکن

646
00:46:01,675 --> 00:46:04,386
‫کمک لازم داری؟
‫از شیر آب پر کنم واست؟

647
00:46:06,555 --> 00:46:08,390
‫امیدوارم واسه درست کردنش
‫ابزار و مصالح داشته باشم

648
00:46:09,767 --> 00:46:10,934
‫مشکل بزرگیـه

649
00:46:12,644 --> 00:46:14,354
‫باید زودتر تعمیر می‌شد

650
00:46:19,401 --> 00:46:21,570
‫سلام، شرمنده.
‫در... باز بود.

651
00:46:21,695 --> 00:46:23,614
‫اینجا آپارتمان اِد لمیولـه؟

652
00:46:24,990 --> 00:46:26,408
‫می‌دونم سرِ صبحـه

653
00:46:26,492 --> 00:46:28,076
‫دارم دنبال آقای لمیول می‌گردم

654
00:46:28,160 --> 00:46:29,495
‫اون یکی از بیمارانمـه

655
00:46:29,578 --> 00:46:32,247
‫یه هفته‌ست ازش بی‌خبریم و

656
00:46:32,331 --> 00:46:33,415
‫هیچکس از افراد دفترم

657
00:46:33,499 --> 00:46:35,292
‫نتونسته باهاش تماس بگیره

658
00:46:35,417 --> 00:46:36,543
‫آره

659
00:46:36,627 --> 00:46:40,964
‫خب، اتفاقی که... افتاده... اینه که اون...

660
00:46:42,299 --> 00:46:43,509
‫ادوارد مُرده

661
00:46:44,718 --> 00:46:46,553
‫چی؟ مُرده؟

662
00:46:46,637 --> 00:46:48,764
‫خیلی یهویی شد

663
00:46:48,889 --> 00:46:50,265
‫چطوری؟ کِی...؟

664
00:46:50,390 --> 00:46:51,975
‫ببخشید. ببخشید

665
00:46:52,100 --> 00:46:53,602
‫ممنون. ممنون

666
00:46:54,561 --> 00:46:57,356
‫من گای هستم، دوست خانوادگیش

667
00:46:57,981 --> 00:46:59,316
‫- خانوادگی
‫- آره

668
00:47:00,275 --> 00:47:01,443
‫خب، براش مراسم ختم گرفتن؟

669
00:47:01,527 --> 00:47:03,195
‫آره، نه، تموم شد

670
00:47:03,278 --> 00:47:06,532
‫اون... مُرده و دفن شده.
‫خاکسترش کردن.

671
00:47:06,907 --> 00:47:08,867
‫خب، مریض بود؟

672
00:47:08,951 --> 00:47:11,286
‫شرمنده.
‫ببخشید رفقا.

673
00:47:11,870 --> 00:47:12,996
‫نمی‌دونیم

674
00:47:13,121 --> 00:47:14,873
‫سعی داریم بفهمیم

675
00:47:15,332 --> 00:47:16,667
‫خودکُشی

676
00:47:17,668 --> 00:47:19,127
‫خودکُشی؟

677
00:47:19,253 --> 00:47:20,504
‫افسرده شده بود؟

678
00:47:20,629 --> 00:47:21,672
‫آره. شرمنده.
‫متأسفم. آره.

679
00:47:21,797 --> 00:47:23,632
‫- افسرده شده بود؟
‫- نمی‌دونم

680
00:47:23,757 --> 00:47:26,051
‫نمی‌دونم

681
00:47:27,594 --> 00:47:29,346
‫گفتی... خاکسترش کردن؟

682
00:47:29,471 --> 00:47:31,306
‫گمونم آره، خاکسترش کردن

683
00:47:32,683 --> 00:47:33,725
‫آ...

684
00:47:35,602 --> 00:47:40,065
‫پس مطمئنید که آقای لمیول واقعاً مُرده؟

685
00:47:40,148 --> 00:47:43,443
‫آره. اون واقعاً و جداً مُرده

686
00:47:44,319 --> 00:47:45,529
‫به همین سادگی

687
00:48:01,503 --> 00:48:02,921
‫گمونم توی خونه‌ات موش هست

688
00:48:04,006 --> 00:48:06,592
‫چندتا فضله موش دیدم. عـوق!

689
00:48:18,478 --> 00:48:20,814
‫♪ گای مورتز! ♪

690
00:48:20,898 --> 00:48:23,650
‫♪ می‌دونی می‌خوام برم سراغ ِ ♪

691
00:48:23,775 --> 00:48:26,653
‫♪ یه ملکِ نون و آب‌دار ♪

692
00:48:26,737 --> 00:48:28,655
‫♪ به یه خانم بفروشمش ♪

693
00:48:28,739 --> 00:48:31,116
‫- آره!
‫- واو!

694
00:48:32,784 --> 00:48:34,328
‫این یارو رو نگاه!

695
00:48:34,411 --> 00:48:35,662
‫این یارو رو باش!

696
00:48:35,746 --> 00:48:36,830
‫- آره
‫- آره!

697
00:48:36,914 --> 00:48:39,166
‫همینـه لعنتی. این تابلوی...

698
00:48:39,249 --> 00:48:40,000
‫- مرد نازنین رو نگاه
‫- بذاریدش کنار

699
00:48:40,125 --> 00:48:41,752
‫- محاله
‫- نه. از این خبرا نیست

700
00:48:41,835 --> 00:48:42,961
‫این تابلوی

701
00:48:43,045 --> 00:48:44,963
‫مرد نازنین رو نگاه کن.
‫داره دندونم درد می‌گیره لامصب!

702
00:48:45,047 --> 00:48:47,591
‫- عالی شده
‫- بگیر بتمرگ

703
00:48:47,674 --> 00:48:49,509
‫بگیر بتمرگ و دست به کار شو، نابغه

704
00:48:49,593 --> 00:48:51,470
‫خیلی خوب شد نتیجه‌اش

705
00:48:51,553 --> 00:48:53,305
‫متوجه شدم که این روی عکس تبلیغاتی‌ات نیست

706
00:48:53,388 --> 00:48:55,849
‫- ببخشید
‫- چی؟

707
00:48:55,974 --> 00:48:58,101
‫فرو رفتگی آبله یا هر چی

708
00:48:58,185 --> 00:48:59,603
‫چیزی نیست.
‫هیچکس متوجهش نمیشه.

709
00:48:59,686 --> 00:49:00,854
‫اینطوری نیست که بشه دیدش توی...

710
00:49:00,979 --> 00:49:04,191
‫مطمئنم عکس رو روتوش کردن

711
00:49:05,567 --> 00:49:06,944
‫اگه قراره مدل معروفی بشی

712
00:49:07,027 --> 00:49:08,862
‫به نفعتـه که اسمت رو عوض کنی

713
00:49:08,946 --> 00:49:11,698
‫«گای مورتز» شبیه این اسمای مَن‌درآوردیـه

714
00:49:11,823 --> 00:49:14,618
‫- اون فراریـه
‫- فراریـه؟

715
00:49:14,701 --> 00:49:15,827
‫کسی رو کُشتی؟ تو کی هستی؟

716
00:49:15,911 --> 00:49:17,746
‫به کسی نمیگم.
‫کسی رو کُشتی؟

717
00:49:17,871 --> 00:49:20,874
‫- نه
‫- هوا برت نداره، فابیو

718
00:49:20,958 --> 00:49:23,210
‫دیدم اونجا قیافه‌ات رو چطوری می‌کردی

719
00:50:38,118 --> 00:50:40,120
« تئاتر »

720
00:50:55,135 --> 00:50:58,138
« انتخاب بازیگر برای نقش ادوارد »

721
00:50:59,931 --> 00:51:03,310
‫اونا منو دست می‌ندازن و التماسم می‌کنن که

722
00:51:03,435 --> 00:51:04,978
‫چهره‌ام رو ببینن

723
00:51:05,479 --> 00:51:08,190
‫فقط واسه اینکه وقتی دیدن،

724
00:51:08,315 --> 00:51:10,942
‫با وحشت ازم رو برگردونن

725
00:51:11,026 --> 00:51:12,652
‫ممنون، آقای سیلورهیلز

726
00:51:12,778 --> 00:51:14,071
‫ممنون که وقت گذاشتید

727
00:51:18,742 --> 00:51:19,993
‫نگرانشم

728
00:51:22,162 --> 00:51:23,121
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

729
00:51:25,290 --> 00:51:26,583
‫سلام...

730
00:51:26,666 --> 00:51:28,835
‫- واسه نقش ادوارد اومدید؟
‫- آ...

731
00:51:30,587 --> 00:51:31,671
‫ایشون توی لیستِ تماس بود؟

732
00:51:31,797 --> 00:51:33,673
‫سمی سیلورهیلز آخرین نفر واسه امروز بود

733
00:51:34,966 --> 00:51:37,052
‫- چی؟
‫- گزیده‌ی نمایش‌نامه رو خوندی؟

734
00:51:38,386 --> 00:51:40,305
‫- گزیده؟
‫- ویو بده بهش...

735
00:51:40,388 --> 00:51:42,182
‫دیالوگ‌های تئو رو بده بهش

736
00:51:42,265 --> 00:51:43,350
‫- خیلی‌خب
‫- صحنه‌ی 12

737
00:51:43,475 --> 00:51:45,185
‫- فیونا، می‌تونی...
‫- آره

738
00:51:54,111 --> 00:51:55,112
‫آ...

739
00:51:56,571 --> 00:51:58,031
‫«اگه... اگه من جاش بودم...

740
00:51:58,115 --> 00:52:00,408
‫از ساختمون نقل مکان می‌کردم،

741
00:52:00,534 --> 00:52:02,327
پولِ پیشم رو بیخیال می‌شدم

742
00:52:02,410 --> 00:52:04,830
‫چون نمی‌تونستم کنار همچین موجودی زندگی کنم

743
00:52:04,913 --> 00:52:08,500
‫هر باری که میری بیرون، نمی‌دونی

744
00:52:08,583 --> 00:52:10,001
‫پشت دره یا نه

745
00:52:12,379 --> 00:52:16,883
همیشه باید مراقب باشی.
‫یا خدا، من بودم روانی می‌شدم.»

746
00:52:16,967 --> 00:52:20,137
‫بیخیال. اینقدر عوضی نباش.
‫از ته دل نگفتی.

747
00:52:25,976 --> 00:52:28,103
‫«اتفاقاً خوبم از ته دل گفتم

748
00:52:28,186 --> 00:52:32,649
‫اصلاً هم حس عذاب وجدان ندارم

749
00:52:32,774 --> 00:52:34,943
‫«ترس توی ذات انسان‌ها نهادینه شده،

750
00:52:35,777 --> 00:52:37,904
‫از بیماری و زشتی بدشون میاد

751
00:52:39,781 --> 00:52:44,411
‫قبلاً بچه‌هایی رو که قیافه‌شون کج و کوله و
‫زشت بود، می‌ذاشتن بیرون که توی سرما بمیرن

752
00:52:44,494 --> 00:52:46,538
‫اقلاً بذاریدشون توی مؤسساتِ مربوطه

753
00:52:46,621 --> 00:52:48,874
‫علم هم با من موافقـه

754
00:52:48,957 --> 00:52:50,959
‫خودت هم می‌دونی درست میگم. ولی...

755
00:52:51,084 --> 00:52:54,963
‫فقط... فقط از لحاظ سیاسی...

756
00:52:56,631 --> 00:52:57,799
‫درست میگی.»

757
00:53:05,390 --> 00:53:07,559
‫من این نقش رو نیاز دارم، رفیق

758
00:53:07,642 --> 00:53:09,811
‫واسش آدم مناسبی هم هستم

759
00:53:09,936 --> 00:53:12,230
‫یه‌جورایی واسش متولد شدم

760
00:53:12,939 --> 00:53:14,566
‫می‌دونی منظورم چیه

761
00:53:14,649 --> 00:53:16,860
‫فقط می‌خوام به مامانم بگم

762
00:53:16,985 --> 00:53:20,280
‫«سلام، اون همه عذاب، ارزشش رو داشت»

763
00:53:22,032 --> 00:53:25,118
‫زندگی‌ای که انتخاب کردیم

764
00:53:27,454 --> 00:53:28,496
‫آره

765
00:53:50,685 --> 00:53:52,812
‫گای مورتز کیه؟

766
00:53:53,772 --> 00:53:55,106
‫ما...

767
00:53:55,232 --> 00:53:57,525
‫این... این یه تئاتر آف-برادوی‌ـه

768
00:53:57,609 --> 00:53:58,944
‫فکر نکنم از پس هزینه‌های گریم بر بیایم

769
00:53:59,069 --> 00:54:00,403
‫فقط بذارید صحنه رو بازی کنم

770
00:54:01,238 --> 00:54:02,572
‫اون ماسک رو از کجا آوردی؟

771
00:54:02,697 --> 00:54:03,782
‫شروع کن لطفاً

772
00:54:05,158 --> 00:54:07,285
‫شروع کن. یالا

773
00:54:09,913 --> 00:54:11,248
‫بفرما

774
00:54:12,499 --> 00:54:13,959
‫بهتر شد

775
00:54:14,084 --> 00:54:15,710
‫- درد داری؟
‫- نه

776
00:54:16,795 --> 00:54:17,796
‫خوبه

777
00:54:31,226 --> 00:54:33,812
‫هنرآزمایی اولت یه مقدار...

778
00:54:33,895 --> 00:54:35,814
‫من... ضربه‌ی روحی خورده بودم

779
00:54:35,897 --> 00:54:37,732
‫به خاطر... یه دوستی

780
00:54:37,816 --> 00:54:40,860
‫بهترین دوست دوران کودکیم...

781
00:54:40,944 --> 00:54:43,738
‫شرایطی خیلی مشابه به این داشت

782
00:54:43,822 --> 00:54:45,323
‫مثل ادوارد، همین ادواردِ شما

783
00:54:45,407 --> 00:54:47,075
‫نگو که اسمش هم ادوارد بوده

784
00:54:47,826 --> 00:54:48,827
‫نه، نه

785
00:54:49,661 --> 00:54:52,580
‫- رانی
‫- رانی می‌تونه بازیگری کنه؟

786
00:54:52,664 --> 00:54:54,833
‫اون مُرده. که...

787
00:54:54,916 --> 00:54:57,711
‫واسه همین من...
‫احساسات بهم غلبه کرد

788
00:54:57,794 --> 00:54:58,837
‫می‌دونی،

789
00:54:58,920 --> 00:55:02,382
‫و... و واسه همین عمیقاً حس می‌کنم که

790
00:55:02,465 --> 00:55:05,093
‫باید این نقش رو بازی کنم

791
00:55:05,218 --> 00:55:07,971
‫اینم یه راهی واسه
‫گرامیداشتِ یه دوستـه

792
00:55:08,096 --> 00:55:08,847
‫نگاه

793
00:55:08,847 --> 00:55:10,890
‫ادوارد؟ یعنی نمیشه این قصه

794
00:55:10,974 --> 00:55:12,600
‫صرفاً تراوشاتِ ذهن خلاقم باشه؟

795
00:55:13,059 --> 00:55:14,894
‫- اوه
‫- خودم هم هستم

796
00:55:14,978 --> 00:55:17,731
‫بخشی از این کاراکتر، یجورایی
‫طبق شخصیت خودمـه

797
00:55:17,814 --> 00:55:18,898
‫این... این...

798
00:55:18,982 --> 00:55:20,942
‫چطور... چطوری؟

799
00:55:21,026 --> 00:55:23,069
‫راستش رو بخوای،
‫می‌خواستم یکی رو برای این نقش

800
00:55:23,153 --> 00:55:24,904
‫جذب کنم که ظاهرش...

801
00:55:24,988 --> 00:55:28,116
‫ظاهرش همونطوری به‌هم ریخته باشه،
‫در بهترین حالت

802
00:55:28,199 --> 00:55:30,493
‫ولی... سختـه.
‫آدم روی این ایده قفلی می‌زنه و

803
00:55:30,577 --> 00:55:33,121
‫اگه درست نباشه، درست در نمیاد

804
00:55:33,204 --> 00:55:35,165
‫یه شخص به‌خصوصی توی ذهنت بوده

805
00:55:35,248 --> 00:55:37,000
‫سؤال اینـه: آیا کسی رو برای این نقش...

806
00:55:37,083 --> 00:55:39,961
‫انتخاب می‌کنی که شرایط و عارضه‌ی خاصی داره،
‫حتی اگه مناسب نباشه؟

807
00:55:40,045 --> 00:55:41,671
‫آیا این اشتباهـه که کسی رو به خاطر

808
00:55:41,755 --> 00:55:43,423
‫به‌هم ریختگی قیافه‌اش واسه نقش انتخاب کرد؟

809
00:55:44,674 --> 00:55:46,176
‫سوءاستفاده کردنـه؟

810
00:55:47,427 --> 00:55:48,887
‫آیا مردم بی‌خیال تماشا می‌کنن؟

811
00:55:49,012 --> 00:55:50,138
‫خط قرمز اخلاقی کجاست؟

812
00:55:50,221 --> 00:55:52,349
‫می‌دونی، خنده‌داره چون

813
00:55:52,432 --> 00:55:55,977
‫ادوارد این عارضه رو روی پوستش داره و

814
00:55:56,061 --> 00:55:58,021
‫یجورایی هوشمندانه‌ست

815
00:55:58,104 --> 00:56:00,357
‫که تو رو در قامتِ خودت ببینیم،

816
00:56:01,483 --> 00:56:02,359
‫ولی در واقع خودت نیستی

817
00:56:02,442 --> 00:56:04,194
‫این ماسک رو زدی،
‫این شخصیتِ دیگه‌ای،

818
00:56:04,319 --> 00:56:06,196
‫و این باعث یه اختلال شد واسم

819
00:56:06,279 --> 00:56:08,948
‫و یهویی... توی ذهنم جرقه زد

820
00:56:09,032 --> 00:56:10,909
‫به طرز عجیبی مُتأثرکننده بود

821
00:56:12,535 --> 00:56:15,997
‫انگار که ببینم مخلوقم جون گرفته و زنده شده

822
00:56:29,260 --> 00:56:31,221
‫- سلام، آقای سابلاسکی
‫- سلام

823
00:56:41,481 --> 00:56:44,275
‫اون نابیناست.
‫کفش‌هات رو در بیار لطفاً.

824
00:56:49,072 --> 00:56:50,240
‫- کیف رو در نیار
‫- چی؟

825
00:56:50,365 --> 00:56:52,325
‫شوخی کردم

826
00:56:55,203 --> 00:56:56,621
‫بذارش زمین

827
00:57:05,422 --> 00:57:09,092
‫نوشتن‌هات رو همینجا انجام میدی؟

828
00:57:09,175 --> 00:57:11,928
‫هیچوقت ازش استفاده نکردم.
‫مطمئن نیستم حتی کار کنه.

829
00:57:20,437 --> 00:57:23,565
‫- به نظر کار می‌کنه
‫- مال خودت

830
00:57:23,648 --> 00:57:24,983
‫چرخش واست بچرخه

831
00:57:27,318 --> 00:57:29,654
‫از کجا آوردیش؟

832
00:57:30,989 --> 00:57:32,115
‫به نظر ایتالیاییـه

833
00:57:34,951 --> 00:57:37,120
‫سلام

834
00:57:37,203 --> 00:57:39,539
‫- سلام
‫- این... این کیه؟

835
00:57:39,622 --> 00:57:42,125
‫- سی. پولاسکی
‫- سی. پولاسکی

836
00:57:42,208 --> 00:57:43,585
‫- سی. پولاسکی
‫- آره

837
00:57:43,668 --> 00:57:44,461
‫- سلام
‫- اوه

838
00:57:48,381 --> 00:57:49,382
‫گرسنه‌ای؟

839
00:57:50,300 --> 00:57:52,469
‫لعنت بهش

840
00:57:53,678 --> 00:57:55,054
‫کیه؟

841
00:57:55,138 --> 00:57:58,475
‫عجوزه‌ی رو مخ طبقه‌ی پایینی

842
00:57:58,600 --> 00:58:00,310
‫حتی با پای برهنه هم نمیشه راه رفت

843
00:58:01,394 --> 00:58:02,479
‫خیلی‌خب

844
00:58:02,604 --> 00:58:05,106
‫- بار اوناهاش
‫- به قدر کافی خوردم

845
00:58:05,732 --> 00:58:07,025
‫یه چیزی برای من درست کن

846
00:58:10,195 --> 00:58:11,488
‫عه

847
00:58:11,571 --> 00:58:13,364
‫عه

848
00:58:32,717 --> 00:58:34,594
‫چند وقته اینجا زندگی می‌کنی؟

849
00:58:35,386 --> 00:58:36,346
‫- سلام
‫- ببخشید

850
00:58:36,429 --> 00:58:38,431
‫این دوروبَرا بودم و گفتم بیام بهت سر بزنم

851
00:58:38,556 --> 00:58:40,433
‫تو دیگه اینجا زندگی نمی‌کنی.
‫برای چی اومدی اینجا؟

852
00:58:40,558 --> 00:58:42,685
‫از قیافه‌ت معلومه که

853
00:58:42,769 --> 00:58:43,937
‫- تو هم بی‌تابِ دیدنم بودی!
‫- آره. کارل.

854
00:58:45,313 --> 00:58:47,857
‫شوخی ندارم. همه‌چی تمومـه

855
00:58:47,941 --> 00:58:50,693
‫ببخشید، کارل. الان مهمون دارم.

856
00:58:50,777 --> 00:58:52,362
‫آره، همین‌جا؟

857
00:58:52,445 --> 00:58:54,614
‫گفتم بیام پیشت و یه احوالی ازت بگیرم

858
00:58:54,697 --> 00:58:56,991
‫مهمون دارم. باشه؟

859
00:58:57,075 --> 00:58:58,201
‫یعنی... یعنی چی؟

860
00:58:58,326 --> 00:58:59,494
‫یارو... پیکه؟

861
00:58:59,577 --> 00:59:01,079
‫نه. خودت می‌دونی یعنی چی

862
00:59:01,204 --> 00:59:02,121
‫خودت رو به اون راه نزن

863
00:59:02,205 --> 00:59:04,791
‫- می‌دونی منظورم چیه
‫- باشه

864
00:59:31,776 --> 00:59:33,069
‫تو کوتاه بیا و گذشت کن

865
00:59:33,152 --> 00:59:36,739
‫فقط در صورتی که مجبور بودی
‫- که معمولا ضرورتی نداره - بحث کن.

866
00:59:36,864 --> 00:59:38,992
‫اونم از یه فاصله‌ی مطمئن

867
00:59:39,075 --> 00:59:43,788
‫یا اگه یه رفیقِ قوی و هیکلی همراهت بود

868
00:59:43,871 --> 00:59:45,707
‫البته اگه همچین رفیقی داشتی

869
00:59:45,832 --> 00:59:48,209
‫و می‌شد روش حساب کرد

870
00:59:49,877 --> 00:59:51,504
‫به خودم میگم:

871
00:59:51,629 --> 00:59:56,092
‫«ادوارد، جلب توجه نکن.»

872
00:59:57,176 --> 00:59:59,596
‫بی‌فایده‌ست... یه...

873
01:00:00,263 --> 01:00:04,058
‫یه نصیحتِ بی‌فایده‌ست

874
01:00:05,893 --> 01:00:07,061
‫چیزه...

875
01:00:08,730 --> 01:00:10,356
‫ببخشید مزاحم شدم

876
01:00:10,481 --> 01:00:13,735
چند وقت پیش با یه بازی‌گردان آشنا شدم که تخصصش

877
01:00:13,818 --> 01:00:16,195
پیدا کردنِ چهره‌های منحصر به‌ فرد
و غیر معمول بود

878
01:00:16,321 --> 01:00:18,072
‫و بهم گفت تئاترِ جالبِ شما

879
01:00:18,197 --> 01:00:19,365
‫داره تست بازیگری می‌گیره

880
01:00:19,490 --> 01:00:21,367
‫منم پیشِ خودم گفتم ممکنه
‫برای این نقش مناسب باشم

881
01:00:21,492 --> 01:00:22,827
‫من که چیزی از بازیگری سرم نمیشه

882
01:00:22,910 --> 01:00:24,954
‫ولی گفتم یه سر بیام ببینم اینجا چه خبره

883
01:00:25,038 --> 01:00:27,248
‫و طبق چیزی که الان دیدم

884
01:00:27,373 --> 01:00:29,208
‫جالب و کنجکاوکننده به نظر میاد

885
01:00:29,292 --> 01:00:31,210
‫ولی حیف که نقش رو به یکی دیگه دادین

886
01:00:31,336 --> 01:00:33,171
‫و البته که بازیگرِ ماهریـه

887
01:00:33,254 --> 01:00:35,173
‫خلاصه تبریک میگم به همگی

888
01:00:35,256 --> 01:00:37,967
‫و براتون آرزوی موفقیت دارم.
‫به قولِ معروف، بالا بالاها ببینمت!

889
01:00:38,051 --> 01:00:40,053
‫حتما وقتی روی صحنه بره، میام می‌بینمش

890
01:00:40,136 --> 01:00:41,346
‫مراقب خودتون باشین

891
01:00:52,065 --> 01:00:54,150
‫بزنیم به سلامتیِ مردی که بالاخره

892
01:00:54,233 --> 01:00:56,527
‫ملکِ کورتلند رو فروخت

893
01:00:56,653 --> 01:00:57,820
‫- سلطانِ همه
‫- اوهوم

894
01:00:57,904 --> 01:00:59,697
‫آشغالدونی با یه سرویس بهداشتی کوچیک

895
01:00:59,781 --> 01:01:01,407
‫نوش، رفیق

896
01:01:01,491 --> 01:01:03,701
‫- به سلامتی
‫- ادوارد

897
01:01:04,702 --> 01:01:05,703
‫سلام، شاید منو یادت نباشه

898
01:01:05,828 --> 01:01:07,205
‫همدیگه رو توی...

899
01:01:07,330 --> 01:01:08,873
‫سالن تئاتر دیدیم. آزوالد هستم.

900
01:01:08,956 --> 01:01:10,041
‫- من...
‫- ادوارد؟

901
01:01:10,124 --> 01:01:11,334
‫- ببخشید، ادوارد کیه؟
‫- آم... سلام

902
01:01:11,459 --> 01:01:13,336
‫- ببخشید یعنی چی؟ ادوارد کیه؟
‫- چیزِ خاصی نیست

903
01:01:13,419 --> 01:01:15,338
‫اوه! پس فقط اسم هنریته!

904
01:01:15,463 --> 01:01:16,714
‫ببخشید، شوخیِ ناجوری بود!

905
01:01:16,798 --> 01:01:19,092
‫توی زندگی عادی چی صدات می‌کنن؟

906
01:01:19,217 --> 01:01:20,343
‫- گای
‫- گای مورتـز

907
01:01:20,468 --> 01:01:21,594
‫من فابیو صداش می‌کنم

908
01:01:21,719 --> 01:01:23,304
‫آزوالد، می‌خوای بیای پیشِ ما بشینی؟

909
01:01:23,388 --> 01:01:24,430
‫چند دقیقه‌ای وقت دارم، حتما

910
01:01:24,514 --> 01:01:26,891
‫قضیه خیلی مشکوکـه!

911
01:01:27,016 --> 01:01:30,311
‫چه اطلاعاتِ سرّی‌ای درباره‌ی
‫این دوستِ مرموزِ ما داری؟

912
01:01:30,395 --> 01:01:32,647
‫فقط اینکه دوستِ عزیزتون، آقای مورتـز

913
01:01:32,730 --> 01:01:36,067
‫توی یه تئاتری که به زودی تبدیل
‫به یه اثر کلاسیک میشه، نقش اصلیـه

914
01:01:36,192 --> 01:01:37,527
‫نقش اصلیه؟ بازیگری می‌کنی؟

915
01:01:37,610 --> 01:01:40,530
‫نه... چیزه...
‫یه اثر هنری کوچیکه

916
01:01:40,613 --> 01:01:42,240
‫- در واقع یه تئاتره...
‫- آهان. خیلی‎‌خب.

917
01:01:42,323 --> 01:01:43,783
‫خب، مرسی که الان بهم گفتی

918
01:01:43,908 --> 01:01:45,076
‫این حس رو بهم میده که خیلی بهت نزدیکم!

919
01:01:45,201 --> 01:01:46,911
‫- سخته که... آم...
‫- دوست‌تون...

920
01:01:46,994 --> 01:01:49,497
‫نقشِ مردی بدشکل به نام ادوارد رو بازی می‌کنه

921
01:01:49,580 --> 01:01:50,623
‫بد شکل؟

922
01:01:50,748 --> 01:01:52,834
‫و یه ماسکِ خیلی واقعی می‌زنه

923
01:01:52,917 --> 01:01:54,377
‫خب، هنوز جای کار داره

924
01:01:54,502 --> 01:01:55,586
‫یه نمونه اولیه‌ست

925
01:01:55,712 --> 01:01:56,546
‫یه چیزی تو مایه‌های دیو و دلبره

926
01:01:56,671 --> 01:01:57,714
‫این‌جوری هم میشه گفت

927
01:01:57,797 --> 01:01:59,048
‫من عاشقِ دیو و دلبرم

928
01:01:59,132 --> 01:02:00,800
‫- نه. خب اسمش...
‫- اسمش ادوارده

929
01:02:00,925 --> 01:02:04,595
‫که یعنی تو ستاره‌ی این نمایشی

930
01:02:04,721 --> 01:02:06,639
‫یعنی همین گایِ خودمون، ستاره‌ی برادوی شده؟

931
01:02:06,764 --> 01:02:08,349
‫- یه تئاتر مستقله
‫- چه فرقی می‌کنه؟!

932
01:02:08,433 --> 01:02:09,642
‫اولین قدمش رو به سمت شهرت برداشته

933
01:02:09,767 --> 01:02:10,810
‫- صنعت سرگرمیه دیگه.
‫- من خودم...

934
01:02:10,935 --> 01:02:12,520
‫یه تیکه‌ش رو دیدم و کرک و پرم ریخت!

935
01:02:12,603 --> 01:02:14,063
‫می‌دونستم یه زندگیِ دوگانه داری

936
01:02:14,147 --> 01:02:15,815
‫همه‌مون رو سرکار گذاشته

937
01:02:15,940 --> 01:02:17,442
‫کم کم دارم حس می‌کنم امشب

938
01:02:17,567 --> 01:02:18,943
‫برات دردسر درست کردم

939
01:02:19,026 --> 01:02:20,528
‫آره، لوش دادی.
‫ببین چقدر شرمنده شده!

940
01:02:20,611 --> 01:02:21,696
‫- نخیرم!
‫- یکم خجالتیه، آره...

941
01:02:21,779 --> 01:02:22,780
‫همیشه کمرو و خجالتیه

942
01:02:22,905 --> 01:02:24,574
‫عین نگی نگـران می‌مونه

943
01:02:24,657 --> 01:02:25,825
‫- همیشه همین رو بهش میگم
‫- خب باید وقتی

944
01:02:25,950 --> 01:02:27,118
‫صورتش مثل هفت کوتوله
قرمز میشه ببینیش

945
01:02:27,201 --> 01:02:28,286
‫آزوالد، نوشیدنی می‌خوری؟

946
01:02:28,369 --> 01:02:29,746
‫راستش... راستش عجله دارم

947
01:02:29,829 --> 01:02:31,581
‫ولی از آشنایی با همه‌تون
‫خوشحال شدم و در ضمن...

948
01:02:31,664 --> 01:02:33,124
‫یه دنیا معذرت

949
01:02:33,249 --> 01:02:35,293
‫اگه به هر نحوی باعث دلخوری شدم

950
01:02:35,418 --> 01:02:36,669
‫- من حق نداشتم که...
‫- نه، نه، نه

951
01:02:36,794 --> 01:02:37,920
‫رازت رو برملا کنم

952
01:02:38,004 --> 01:02:39,756
‫- چیزی نیـ....
‫- امیدوارم که بازم

953
01:02:39,839 --> 01:02:40,882
‫شماها رو ببینم و شما...

954
01:02:40,882 --> 01:02:43,676
‫خیلی از بی‌ملاحظگیم شرمنده‌م

955
01:02:43,760 --> 01:02:45,470
‫و امیدوارم این قضیه دوستی‌مون رو خراب نکنه

956
01:02:45,553 --> 01:02:47,096
‫فقط می‌خواستم بدونی که

957
01:02:47,180 --> 01:02:49,056
‫خیلی با بازیت حال کردم

958
01:02:49,140 --> 01:02:50,808
‫- مراقب خودت باش، گای
‫- کی میره روی صحنه؟

959
01:02:50,933 --> 01:02:52,226
‫- یعنی ما هم می‌تونیم بیاییم؟
‫- اون جای فرورفتگی

960
01:02:52,310 --> 01:02:53,436
‫روی پوستت هم...

961
01:02:53,519 --> 01:02:54,687
‫خیلی از لهجه‌ی یارو خوشم اومد

962
01:02:54,771 --> 01:02:56,189
‫- اهل همین دوروبَراست؟
‫- خب ادوارد...

963
01:02:56,314 --> 01:02:58,065
‫- منو با این اسم صدا نزن
‫- ادوارد

964
01:02:58,149 --> 01:03:00,401
‫اولا که خیلی بهت میاد

965
01:03:00,485 --> 01:03:02,445
‫من اصلا نمی‌فهمم. آخه...

966
01:03:02,528 --> 01:03:03,821
‫دیالوگ‌هایی که رو به حضار میگه

967
01:03:03,946 --> 01:03:06,282
‫مونولوگ‌های فلسفیِ طولانی هستن

968
01:03:06,365 --> 01:03:07,700
‫ولی مکالمه‌ش با فیونا

969
01:03:07,825 --> 01:03:10,745
‫- یک کلمه‌ایه
‫- باشه. دیالوگِ بیشتر می‌خوای؟

970
01:03:10,828 --> 01:03:12,288
‫همین دیالوگ‌هات رو هم به زور حفظ می‌کنی

971
01:03:12,371 --> 01:03:14,957
‫و اصلا چرا باید اینقدر مدیونِ دختره باشه؟

972
01:03:15,041 --> 01:03:16,334
‫- صرفا چون ظاهرش...
‫- مدیون نیست

973
01:03:16,417 --> 01:03:18,336
‫صرفا چون باهاش حرف می‌زنه اینقدر مدیونشه؟

974
01:03:18,419 --> 01:03:19,670
‫نه. اون استرس داره

975
01:03:19,796 --> 01:03:21,005
‫چون کم‌تجربه‌ست

976
01:03:21,088 --> 01:03:22,340
‫تو از کجا می‌دونی چه تجربه‌هایی داشته؟

977
01:03:22,465 --> 01:03:24,300
‫- شوخیت گرفته؟
‫-شاید زندگی پُر باری داشته

978
01:03:24,383 --> 01:03:26,636
‫- ما که از گذشته‌ش خبر نداریم
‫- من از گذشته‌ی

979
01:03:26,719 --> 01:03:28,054
‫شخصیتی که نوشتم خبر دارم، خیلی ممنون

980
01:03:28,179 --> 01:03:29,472
‫و آخرشم باید خودکشی کنه

981
01:03:29,555 --> 01:03:30,848
‫چون به خاطر بدشکلیش

982
01:03:30,973 --> 01:03:33,226
‫- افسرده‌ست
‫- ببینین کی رو دیدم!

983
01:03:33,810 --> 01:03:36,729
‫گای، رفیقِ خودم!

984
01:03:36,854 --> 01:03:38,356
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت

985
01:03:38,439 --> 01:03:39,524
‫مگه شما همدیگه رو می‌شناسین؟

986
01:03:39,649 --> 01:03:41,567
‫آره. من توی بار رفتم

987
01:03:41,651 --> 01:03:43,277
‫سراغ گای و دوست‌های املاکیش

988
01:03:43,361 --> 01:03:44,904
‫- دوست‌های املاکی؟
‫- بچه‌های باحالی بودن

989
01:03:45,029 --> 01:03:47,365
‫یادم رفت بگم، من دنبال خونه می‌گردم

990
01:03:47,448 --> 01:03:48,366
‫وای ببخشید. آزوالد هستم

991
01:03:48,449 --> 01:03:50,868
‫- منم اینگریدم
‫- همون نویسنده‌ی نابغـه!

992
01:03:50,993 --> 01:03:52,787
‫- و کارگردان
‫- یه پا استادی واسه خودت!

993
01:03:52,870 --> 01:03:55,456
‫و ایشون فیوناست که نقش آیریس رو بازی می‌کنه

994
01:03:55,540 --> 01:03:56,499
‫- سلام
‫- خوشوقتم

995
01:03:56,582 --> 01:03:57,542
‫آم و آره. ویوین رو هم که می‌شناسی

996
01:03:57,667 --> 01:03:58,751
‫- البته
‫- آره

997
01:03:58,876 --> 01:04:02,380
‫نمی‌دونم خوشت بیاد یا نه

998
01:04:02,463 --> 01:04:03,673
‫ولی دوست داری بمونی و تمرین رو ببینی؟

999
01:04:03,756 --> 01:04:05,007
‫آم... راستش کم کم دارم

1000
01:04:05,091 --> 01:04:06,884
‫به دخالتِ بی‌جا

1001
01:04:07,009 --> 01:04:08,177
‫معروف میشم

1002
01:04:08,261 --> 01:04:10,429
‫نه، اصلا، جدی میگم

1003
01:04:10,555 --> 01:04:11,681
‫خیلی برامون پر استرسه

1004
01:04:11,806 --> 01:04:12,890
‫نمایش هنوز در مراحل اولیه‌ست

1005
01:04:12,974 --> 01:04:14,392
‫هیچیش قطعی نیست

1006
01:04:14,475 --> 01:04:16,686
‫توی دنیای سرگرمی همه
‫کمبود اعتماد به نفس دارن

1007
01:04:16,811 --> 01:04:18,062
‫- عاشقشم
‫- آره

1008
01:04:18,145 --> 01:04:19,522
‫ولی کلا این رو بگم که

1009
01:04:19,605 --> 01:04:20,648
‫این نمایش خیلی برام جذابـه

1010
01:04:20,731 --> 01:04:22,525
‫آم، خب اگه خیلی سرت شلوغ نیست، بیا.

1011
01:04:22,608 --> 01:04:24,569
‫نه، فقط اینکه از کلاس جوجیتسو برگشتم

1012
01:04:24,694 --> 01:04:25,862
‫- واسه همین یکم عرق کردم
‫- وای، چه جالب

1013
01:04:25,945 --> 01:04:27,321
‫ولی غیر از این،
‫می‌خواستم برم توی پارک بشینم

1014
01:04:27,405 --> 01:04:28,364
‫و کتاب بخونم

1015
01:04:28,447 --> 01:04:30,491
‫- چی می‌خونی؟
‫- آبی‌ترین چشم

1016
01:04:30,575 --> 01:04:31,826
‫- از تونی موریسون
‫- این یکی از...

1017
01:04:31,909 --> 01:04:33,244
‫- کتاب‌های موردعلاقه‌مه.
‫- جدی؟ امکان نداره!

1018
01:04:33,327 --> 01:04:35,830
‫اتفاقاً گای باعث شد برم سراغش

1019
01:04:35,913 --> 01:04:37,874
‫چشم‌های نافذِ آبی‌رنگی داره

1020
01:04:37,957 --> 01:04:38,916
‫اولین بار که چشم‌هاش رو دیدم

1021
01:04:39,041 --> 01:04:41,085
‫به خودم گفتم «آها، یادم اومد.»

1022
01:04:41,168 --> 01:04:42,712
‫جدی؟ گای، تا حالا دقت نکرده بودم
‫چشم‌هات آبیـه

1023
01:04:42,837 --> 01:04:44,630
‫- خیلی‌خب. هر جا خواستی بشین
‫- حله

1024
01:04:44,714 --> 01:04:46,924
وقفه‌های مداوم خیلی حوصله‌سربر میشه

1025
01:04:47,049 --> 01:04:48,259
‫اصلا متوجه حضورم نمیشین

1026
01:04:48,342 --> 01:04:49,343
‫- آره صحنه شونزده
‫- شونزده

1027
01:04:49,427 --> 01:04:52,722
‫آره، از اول شروع کنیم. خیلی‌خب و بعد...

1028
01:04:53,180 --> 01:04:54,432
‫خیلی‌خب

1029
01:04:55,016 --> 01:04:56,851
‫ناراحت شدم که آخرش خودش رو کشت

1030
01:04:56,976 --> 01:04:58,185
‫آره خب تراژدیـه دیگه

1031
01:04:58,269 --> 01:04:59,312
‫ببین، می‌دونم‌ها... اصلا نمیشه

1032
01:04:59,395 --> 01:05:00,521
‫کاریش کرد

1033
01:05:00,605 --> 01:05:02,148
‫و من واقعا ادوارد رو دوست دارم

1034
01:05:02,231 --> 01:05:03,024
‫یه آدمِ نسبتاً منفعـل

1035
01:05:03,107 --> 01:05:04,984
‫خب البته تا قبل از خودکشی

1036
01:05:05,067 --> 01:05:06,903
‫ولی راستش خیلی دلم می‌خواست

1037
01:05:07,028 --> 01:05:09,697
‫ادوارد و فیونا تا ابد خوش و خرم زندگی کنن

1038
01:05:09,822 --> 01:05:10,823
‫- وای آره!
‫- ولی این‌جوری...

1039
01:05:10,907 --> 01:05:11,866
‫آیا مخاطبین باور می‌کنن؟

1040
01:05:11,991 --> 01:05:13,659
‫عاشق لهجـه‌اتم

1041
01:05:13,784 --> 01:05:14,911
‫خیلی‌ها اینو بهم میگن

1042
01:05:15,036 --> 01:05:17,038
شما آمریکایی‌ها عاشقِ صدای گوش‌نوازم هستین

1043
01:05:17,163 --> 01:05:19,040
‫ولی توی خونه

1044
01:05:19,123 --> 01:05:19,916
‫یه آدمِ معمولی هستم

1045
01:05:20,041 --> 01:05:22,335
‫هیچ‌کس هیچ توجهی بهم نمی‌کنه

1046
01:05:22,418 --> 01:05:23,210
‫وای خدایا!

1047
01:05:23,294 --> 01:05:25,004
‫ادوارد هم باید لهجه داشته باشه

1048
01:05:25,087 --> 01:05:26,380
‫به نظرم منتقدها این رو

1049
01:05:26,505 --> 01:05:27,632
‫یه کار باکلاس تلقی کنن

1050
01:05:27,715 --> 01:05:29,050
‫- چه فکر خوبی
‫- برو تو کارش

1051
01:05:29,175 --> 01:05:31,469
‫- گای شبیه آزوالد صحبت کن
‫-نمی... نمی‌تونم. نمی‌تونم

1052
01:05:31,552 --> 01:05:33,262
‫- چرا می‌تونی
‫- بگو دیگه. بگو سام‌علیک رفیق

1053
01:05:33,387 --> 01:05:34,180
«سام‌علیک رفیق»

1054
01:05:34,263 --> 01:05:35,222
‫- آره
‫- آره، آره، ببین

1055
01:05:35,306 --> 01:05:36,682
«مادر... مادرِ پیرت چطوره؟»

1056
01:05:36,807 --> 01:05:37,767
«مادرِ پیرت چطوره؟»

1057
01:05:37,892 --> 01:05:38,893
‫- افتضاحه
‫- در واقع...

1058
01:05:39,018 --> 01:05:40,186
‫یه‌کم باید روش کار کنی

1059
01:05:40,269 --> 01:05:41,187
‫ولی شدنیـه

1060
01:05:41,270 --> 01:05:42,647
‫خودت با لهجه‌ی آمریکایی حرف بزن

1061
01:05:42,730 --> 01:05:43,773
«می‌تونستم واسه خودم کسی بشم»

1062
01:05:43,898 --> 01:05:45,566
‫- آره!
‫- آدرین!

1063
01:05:45,691 --> 01:05:47,193
‫- ایول!
‫- «من شیاد نیستم»

1064
01:05:47,276 --> 01:05:50,154
‫وای، عالیه. چرا نمی‌تونی این کار رو بکنی؟

1065
01:05:50,237 --> 01:05:51,489
‫شما که نمایشنامه‌ی

1066
01:05:51,572 --> 01:05:52,573
‫- ارباب هارولد رو اجرا نمی‌کنین
‫- گمونم توی دانشکده‌ی جولیارد

1067
01:05:52,698 --> 01:05:53,824
‫بهت لهجه یاد ندادن

1068
01:05:53,908 --> 01:05:55,201
‫جدی گای، من توی بچگیم

1069
01:05:55,284 --> 01:05:57,787
خیلی به لهجه‌ها علاقه داشتم،‏
چون جاهای مختلفی می‌رفتم

1070
01:05:57,912 --> 01:05:59,372
‫و این علاقه کم‌کم تبدیل شده به یکی از

1071
01:05:59,455 --> 01:06:00,748
‫استعدادهای بی‌فایده‌ی من

1072
01:06:00,873 --> 01:06:01,874
‫دیگه چه استعدادهایی داری؟

1073
01:06:01,958 --> 01:06:03,125
‫می‌تونم یودل کنم

1074
01:06:03,250 --> 01:06:04,210
‫یودل- ای- ای - هو!

1075
01:06:04,293 --> 01:06:05,962
‫شعبده‌بازی بلدم. آواز می‌خونم.

1076
01:06:06,087 --> 01:06:07,964
‫ساکسیفون می‌زنم ولی نه در حد کولترین

1077
01:06:08,089 --> 01:06:09,298
‫و دارم بافتنی یاد می‌گیرم

1078
01:06:09,423 --> 01:06:11,258
‫- البته یکم خجالت می‌کشم از گفتنش
‫- کاری هم هست بلد نباشی؟

1079
01:06:11,342 --> 01:06:13,552
‫- نمی‌تونم سوت بزنم
‫- من بهت یاد میدم

1080
01:06:13,636 --> 01:06:15,179
‫فقط باید...

1081
01:06:15,262 --> 01:06:17,264
‫لبات رو جمع کنی و فوت کنی

1082
01:06:19,266 --> 01:06:21,519
‫راستی رانندگیم هم خیلی خوب نیست

1083
01:06:21,602 --> 01:06:22,853
‫بازیگری بلدی؟

1084
01:06:32,571 --> 01:06:33,823
‫ساعت چنده؟

1085
01:06:34,824 --> 01:06:36,158
‫حق با اونه

1086
01:06:36,617 --> 01:06:37,994
‫ادوارد زیادی منفعلـه

1087
01:06:42,957 --> 01:06:45,793
‫آخه اون چی از ادوارد می‌دونه؟

1088
01:06:46,794 --> 01:06:48,462
‫من از ادوارد یه قربانـی ساختم

1089
01:06:50,006 --> 01:06:52,133
‫توی ضایع‌ترین تله‌ی ممکن افتادم

1090
01:06:53,676 --> 01:06:56,137
‫مگه قراره چی باشه؟ قهرمان؟

1091
01:06:57,388 --> 01:06:58,973
‫الهام‌بخش؟

1092
01:06:59,098 --> 01:07:02,935
‫اون... اون فقط ادوارده

1093
01:07:04,437 --> 01:07:05,896
‫ببین، خودتم این رو گفته بودی

1094
01:07:05,980 --> 01:07:07,273
‫دیالوگ‌های بیشتری می‌خواستی

1095
01:07:08,149 --> 01:07:09,984
‫تو هم از دستم عصبانی شدی

1096
01:07:10,109 --> 01:07:12,153
‫- ولی اگه آزوالد بگه...
‫- بی‌خیال!

1097
01:07:13,320 --> 01:07:14,822
‫هم‌فامیلِ اون یارویی‌ـه که لینکلن رو کشت

1098
01:07:14,905 --> 01:07:17,491
‫- چی؟
‫- آزوالد دیگه

1099
01:07:20,119 --> 01:07:21,495
‫آزوالد قاتلِ کندی بود

1100
01:07:22,747 --> 01:07:26,584
‫حالا هر چی. لینکلن رو چطوری ترور کردن؟

1101
01:07:27,293 --> 01:07:29,253
‫یه بازیگر عصبانی و ناراضی

1102
01:07:29,336 --> 01:07:31,047
‫توی سالن تئاتر لینکلن رو کشت، درسته؟

1103
01:07:31,797 --> 01:07:33,007
‫هینکلی

1104
01:07:33,841 --> 01:07:35,051
‫اون که بوث بود

1105
01:07:36,635 --> 01:07:37,845
‫دقیقا هم توی بوث(لـُژ) کشتش!

1106
01:07:46,353 --> 01:07:47,188
‫شرمنده

1107
01:07:47,313 --> 01:07:50,316
‫می‌دونم که خیلی غیرانسانیـه

1108
01:07:53,778 --> 01:07:56,489
‫نه، نـه! خیلی حساس و آسیب‌پذیره

1109
01:08:00,242 --> 01:08:02,036
‫نـه! دست از سرم بردار!
‫به من دست نزن!

1110
01:08:02,161 --> 01:08:03,370
‫ولی من فقط می‌خواستم...

1111
01:08:03,454 --> 01:08:06,665
‫آره! همیشه می‌خوای کمکم کنی، درست میگم؟

1112
01:08:06,749 --> 01:08:08,042
‫آره! آم...

1113
01:08:08,167 --> 01:08:10,753
‫آم، من... من به ترحمِ تو نیازی ندارم

1114
01:08:10,878 --> 01:08:12,546
‫تو، تو... می‌دونم تو از...

1115
01:08:12,630 --> 01:08:14,340
‫ازت متنفرم!

1116
01:08:14,423 --> 01:08:16,050
‫- دروغ نگو
‫- فکر کردی نمی‌دونم...

1117
01:08:16,175 --> 01:08:18,094
‫اون دوست‌هات

1118
01:08:18,219 --> 01:08:19,470
‫درباره‌ی من چی میگن؟

1119
01:08:19,553 --> 01:08:21,680
‫میگن «چرا با این عجیب‌الخلقه می‌گردی؟»

1120
01:08:21,764 --> 01:08:23,057
‫«نکنه یهو دور برداره»

1121
01:08:23,140 --> 01:08:25,392
‫خب تو از همه‌شون بدتـری!

1122
01:08:25,518 --> 01:08:28,896
‫وای! وای! من هیچ اهمیتی...
‫هیچ اهمیتی به دلسوزی

1123
01:08:29,021 --> 01:08:31,023
‫و مهربونی و اداهای تو نمیدم

1124
01:08:32,399 --> 01:08:34,276
لعنتی

1125
01:08:36,403 --> 01:08:37,404
‫ازت متنفرم

1126
01:08:46,247 --> 01:08:47,331
‫جنابِ گای!

1127
01:08:48,499 --> 01:08:50,835
‫تو اینجا... تو اینجا چیکار می‌کنی؟

1128
01:08:50,918 --> 01:08:52,336
‫یوگا توی پارک

1129
01:08:53,629 --> 01:08:54,630
‫تو یوگا کار می‌کنی؟

1130
01:08:55,756 --> 01:08:57,800
‫- نه
‫- عه؟ باید امتحانش کنی

1131
01:08:57,925 --> 01:08:59,301
‫واقعا آرامش‌بخشـه

1132
01:09:00,177 --> 01:09:01,929
‫- آره
‫- در واقع راستش رو بخوای

1133
01:09:02,012 --> 01:09:03,139
‫یکم سخته

1134
01:09:03,264 --> 01:09:05,224
‫ولی میگن برای سلامتی خوبه

1135
01:09:05,307 --> 01:09:06,934
‫حس می‌کنم دارم تأثیرش رو می‌بینم

1136
01:09:07,059 --> 01:09:08,644
‫ولی شاید تلقین باشه

1137
01:09:08,769 --> 01:09:09,937
‫نمی‌دونم والا

1138
01:09:10,771 --> 01:09:12,231
‫وای! اونجا رو ببین!

1139
01:09:33,085 --> 01:09:35,838
‫موری این رو گفت، همون گریموره

1140
01:09:35,921 --> 01:09:38,465
‫می‌دونستی یه رگِ ایرلندی داره؟

1141
01:09:38,549 --> 01:09:39,800
‫می‌گفت این پیچیده‌ترین پروژه‌ایه

1142
01:09:39,884 --> 01:09:41,427
‫که تا حالا داشته

1143
01:09:41,510 --> 01:09:43,554
‫خیلی مشتاقم ببینم چی از آب در میاد

1144
01:09:43,679 --> 01:09:45,472
‫یه بخشی از وجودم میگه
‫صبر کنم تا شب افتتاحیه

1145
01:09:45,556 --> 01:09:48,017
‫تا حسابی غافلگیر بشم

1146
01:09:48,100 --> 01:09:50,186
‫ولی گمونم فردا بیام بهتون سر بزنم

1147
01:09:50,269 --> 01:09:52,146
‫اینگرید می‌خواد نظرم رو
‫راجع به بخش‌های جدید بدونه

1148
01:09:52,229 --> 01:09:54,106
‫و همیشه خوشحال میشم بچه‌ها رو ببینم

1149
01:09:56,525 --> 01:09:57,568
‫کار نمی‌کنی؟

1150
01:09:57,693 --> 01:09:59,153
‫راستش کار نمی‌کنم

1151
01:09:59,236 --> 01:10:01,947
‫توی دوران دانشجویی، قبل از اینکه
‫با استادم فرار کنم برم طنجه

1152
01:10:02,031 --> 01:10:04,700
‫چندتا سرمایه‌گذاریِ موفق داشتم

1153
01:10:04,825 --> 01:10:06,994
‫در حال حاضر دنبال خونه می‌گردم

1154
01:10:07,077 --> 01:10:08,537
‫واسه همین گفتم همدیگه رو ببینیم

1155
01:10:08,621 --> 01:10:09,747
‫و یه گپی بزنیم

1156
01:10:09,872 --> 01:10:11,165
‫- خب...
‫- ببین کی اینجاست!

1157
01:10:11,248 --> 01:10:12,958
‫یعنی دارم درست می‌بینم؟

1158
01:10:13,042 --> 01:10:14,501
‫آزوالد، یه شام بهم بدهکاری

1159
01:10:14,668 --> 01:10:17,504
‫- کی بود؟
‫- می‌دونم به چی فکر می‌کنی

1160
01:10:17,588 --> 01:10:19,381
‫فکر و خیال به سرت نزنه!

1161
01:11:31,495 --> 01:11:32,871
‫یعنی من دیگه نقش ادوارد رو بازی نمی‌کنم؟

1162
01:11:32,997 --> 01:11:36,583
‫چرا، بازی می‌کنی. فقط بعد از تغییر شکلش

1163
01:11:36,667 --> 01:11:37,918
‫این دیگه چی میگه؟

1164
01:11:38,002 --> 01:11:39,586
‫خب من فکرهام رو کردم

1165
01:11:39,670 --> 01:11:41,213
‫و باید اعتراف کنم که گای،

1166
01:11:41,338 --> 01:11:43,507
‫تو درست می‌گفتی و آزوالد هم همین‌طور.

1167
01:11:43,632 --> 01:11:45,676
‫خودکشی، ایده‌ی مضحکی بود

1168
01:11:45,801 --> 01:11:48,554
‫قرار نبود یه داستانِ عاشقانه‌ی غم‌انگیز بشه

1169
01:11:48,679 --> 01:11:50,180
‫آخه چرا نمی‌تونن خوشبخت بشن؟

1170
01:11:50,264 --> 01:11:51,890
‫و بعد من و آزوالد داشتیم درباره‌ی

1171
01:11:52,016 --> 01:11:53,934
‫دیو و دلبر صحبت می‌کردیم
‫و اینکه چطور دیو آخرِ داستان

1172
01:11:54,018 --> 01:11:56,687
‫- به یه شاهزاده‌ی زیبا تبدیل میشه
‫- شاهزاده؟

1173
01:11:56,770 --> 01:11:58,439
‫و تو اون شاهزاده‌ای

1174
01:11:58,522 --> 01:11:59,523
‫بعد تو دیوی؟

1175
01:11:59,648 --> 01:12:00,774
‫نه، نه، من دیو نیستم

1176
01:12:00,858 --> 01:12:02,276
‫من ادواردم. این که دیو و دلبر نیست

1177
01:12:02,359 --> 01:12:04,153
‫صرفاً یه مثال بود

1178
01:12:04,653 --> 01:12:06,030
‫خیلی‌خب

1179
01:12:06,155 --> 01:12:08,407
‫نمی‌فهمم چطور تغییر شکل میده

1180
01:12:08,532 --> 01:12:09,867
‫آخه چطوری...

1181
01:12:09,950 --> 01:12:12,578
‫- چطور ممکنه؟
‫- تغییر شکل نمیده

1182
01:12:12,703 --> 01:12:13,662
‫نه به معنای واقعی کلمه

1183
01:12:13,746 --> 01:12:15,331
‫فقط دختره نگاهِ متفاوتی بهش پیدا می‌کنه

1184
01:12:15,414 --> 01:12:16,999
‫واسه چی؟

1185
01:12:17,082 --> 01:12:19,835
‫دیدی وقتی عاشق میشیم یه تصویر ایدئال
‫از طرف‌ توی ذهن‌مون می‌سازیم؟

1186
01:12:19,918 --> 01:12:21,045
‫پس یعنی من نسخه‌ی ایدئالِ آزوالدم؟

1187
01:12:21,128 --> 01:12:22,880
‫نه، نه. من نـه. ادوارد

1188
01:12:23,005 --> 01:12:24,381
‫چرا نمی‌تونه همون‌جوری که هست قبولش کنه؟

1189
01:12:24,465 --> 01:12:26,091
‫چرا باید ازش یه تصویر ایدئال و خیالی بسازه؟

1190
01:12:26,216 --> 01:12:28,010
‫خب گای، راستش رو بخوای

1191
01:12:28,093 --> 01:12:29,303
‫به خاطر اینکه تو رو توی نمایش نگه داریم

1192
01:12:30,095 --> 01:12:31,221
‫ببین، برای خودمم سخته

1193
01:12:31,347 --> 01:12:33,015
‫ولی من واقعا می‌خوام آزوالد
‫نقشِ ادوارد رو بازی کنه

1194
01:12:33,098 --> 01:12:34,308
‫و اونم زیر بار نمیره مگه اینکه

1195
01:12:34,391 --> 01:12:36,226
‫تو هم باشی،
‫چون دوستت داره

1196
01:12:36,352 --> 01:12:38,645
‫و نمی‌خواست فکر کنی اومده جات رو بگیره

1197
01:12:38,729 --> 01:12:40,064
‫واقعا باید از آزوالد ممنون باشی

1198
01:12:40,147 --> 01:12:41,482
‫این تصمیم منه

1199
01:12:41,565 --> 01:12:43,859
‫مجبور شدم التماسش کنم تا قبول کنه.
‫مقصر تو نیستی، گای

1200
01:12:43,942 --> 01:12:45,778
‫به خاطر قضیه‌ی ماسک و گریم این داستاناست

1201
01:12:45,903 --> 01:12:48,322
‫هیچ فایده‌ای نداره.
‫و آزوالد...

1202
01:12:48,364 --> 01:12:51,367
‫تا بتونم نقشی رو که برای من
‫ساخته شده، بازی کنم

1203
01:12:51,492 --> 01:12:53,786
‫شکسته‌نفسی می‌کنی.
‫نقشِ هملـت رو هم می‌تونی بازی کنی.

1204
01:12:53,869 --> 01:12:55,579
‫عجب کارگردانِ زرنگیه

1205
01:12:55,662 --> 01:12:56,663
‫که این‌جوری ازم تعریف می‌کنه

1206
01:12:56,747 --> 01:12:57,831
‫راستش گای، ما این همه تغییرات دادیم

1207
01:12:57,915 --> 01:12:59,333
‫و برای تو هم سخت بوده بخوای

1208
01:12:59,416 --> 01:13:01,085
‫دیالوگ‌های جدید حفظ کنی

1209
01:13:01,168 --> 01:13:02,169
‫نخیرم، فقط...

1210
01:13:02,294 --> 01:13:03,712
‫- یکم زمان‌بره
‫- در حالی که آزوالد

1211
01:13:03,837 --> 01:13:06,173
‫حافظه تصویری داره

1212
01:13:06,256 --> 01:13:08,050
‫در واقع البته که حافظه تصویری دارم

1213
01:13:08,175 --> 01:13:10,010
‫ولی توی این شرایط

1214
01:13:10,094 --> 01:13:12,429
‫- به کارمون میاد؟
‫- تو الان همه دیالوگ‌هات رو حفظی

1215
01:13:12,513 --> 01:13:14,098
‫البته که دیالوگ‌هام رو
‫حفظم ولی آیا بازیگری بلدم؟

1216
01:13:14,181 --> 01:13:15,474
‫- مسئله اینه
‫- می‌تونی. می‌تونه

1217
01:13:15,516 --> 01:13:16,767
‫بازیگری توی خونِ آزوالـده

1218
01:13:16,850 --> 01:13:17,935
‫اگه درست باشه، درسته دیگه

1219
01:13:18,018 --> 01:13:19,395
‫دیالوگ... دیالوگ‌ها رو حفظی؟

1220
01:13:19,478 --> 01:13:20,687
‫بازیش رو دیدی؟

1221
01:13:20,771 --> 01:13:22,022
‫اصلاً کی این اتفاقات افتاده؟

1222
01:13:22,106 --> 01:13:23,107
‫همون وقتایی که بازخورد بهم می‌داد

1223
01:13:23,232 --> 01:13:24,691
‫گای، تو بازیگر فوق‌العاده‌ای هستی

1224
01:13:24,775 --> 01:13:26,151
‫برای همین این قضیه خیلی ناراحت‌کننده‌ست

1225
01:13:26,276 --> 01:13:28,612
‫واقعا نمی‌دونم کارِ درست چیـه

1226
01:13:28,695 --> 01:13:30,781
‫کارِ درست اینه که تو نقش رو بازی کنی

1227
01:13:30,864 --> 01:13:33,283
‫و گای، تو هم هنوز می‌تونی
‫نقش ادوراد رو بازی کنی

1228
01:13:33,409 --> 01:13:34,201
‫فقط بعد از تغییر شکلش

1229
01:13:34,284 --> 01:13:35,619
‫و دیگه لازم نیست چهره‌ت رو پشتِ اون

1230
01:13:35,744 --> 01:13:36,829
‫گریمِ و ماسکِ احمقانه قایم کنی

1231
01:13:36,954 --> 01:13:38,372
‫تازه معروف‌تر هم میشی

1232
01:13:38,455 --> 01:13:40,124
‫- واسه یه صحنه
‫- ولی عجب صحنه‌ای هم هست!

1233
01:13:40,207 --> 01:13:41,959
‫- صحنه پایانی
‫- هیچ‌کس باورش نمیشه که

1234
01:13:42,084 --> 01:13:43,293
‫ادوارد شبیه اون باشه

1235
01:13:43,377 --> 01:13:45,254
‫و بعد یهویی شبیه من بشه

1236
01:13:45,337 --> 01:13:46,547
‫- جادوئـه دیگه
‫- ولی آخه دختره

1237
01:13:46,630 --> 01:13:48,215
‫ادوارد رو به خاطر خودش دوست داره.
‫اگه عوض بشه، اون‌وقت کی میشه؟

1238
01:13:48,298 --> 01:13:50,634
‫- بازم همونه آدمه
‫- همون آدم با یه چهره‌ی جدید

1239
01:13:50,759 --> 01:13:51,718
‫یه آدمِ دیگه میشه

1240
01:13:51,802 --> 01:13:52,803
‫یه تغییرِ نمادینه

1241
01:13:52,928 --> 01:13:53,971
‫توی دیو و دلبر که جواب داد

1242
01:13:54,054 --> 01:13:55,639
‫دختره عاشقش بود و این عشق باعث شد

1243
01:13:55,722 --> 01:13:56,849
‫به چشمش زیباتر هم بشه

1244
01:13:56,974 --> 01:13:58,434
‫ولی باید وانمود می‌کرد دیوه

1245
01:13:58,517 --> 01:13:59,393
‫تا عشقش رو ثابت کنه

1246
01:13:59,476 --> 01:14:00,894
‫نمی‌خواست به‌خاطر ظاهرش
‫دوستش داشته باشن

1247
01:14:00,978 --> 01:14:02,354
‫نه دختره دوستش داشت چون اون یه دیو بود

1248
01:14:02,479 --> 01:14:03,605
‫یا با وجودِ دیو بودنش

1249
01:14:03,689 --> 01:14:05,149
‫جوری درباره‌ت حرف می‌زنن که انگار دیوی

1250
01:14:05,274 --> 01:14:06,525
‫ما داریم درباره‌ی ادوارد حرف می‌زنیم

1251
01:14:07,985 --> 01:14:08,986
‫ادوارد دیو نیست

1252
01:14:09,111 --> 01:14:10,320
‫وای نه. معلومـه که نه

1253
01:14:10,446 --> 01:14:13,157
‫ولی اگه قرار باشه دیو و دلبر رو

1254
01:14:13,240 --> 01:14:15,451
‫به عنوان مثال در نظر بگیریم،

1255
01:14:15,534 --> 01:14:17,619
‫خب راستش در این صورت

1256
01:14:17,703 --> 01:14:19,329
‫باید با خودمون صادق باشیم، دوستِ قدیمی من

1257
01:14:25,335 --> 01:14:26,336
‫توی تقویمم یادداشت می‌کنم

1258
01:14:26,420 --> 01:14:28,005
‫باشه. خیلی هم عالی. آره

1259
01:14:28,130 --> 01:14:30,966
‫- چی؟
‫- بیا بریم خونه

1260
01:14:31,049 --> 01:14:32,050
‫- بیا بریم یه نوشیدنی بخوریم
‫- هوم

1261
01:14:32,176 --> 01:14:34,219
‫- پکر نباش
‫- تشنه‌م نیست

1262
01:14:35,220 --> 01:14:36,722
‫یا بیا یا خودت برو. تصمیم با خودتـه

1263
01:14:38,307 --> 01:14:39,266
‫بیا

1264
01:14:40,976 --> 01:14:42,436
‫بیا. بیا یه دونه بخور

1265
01:14:46,982 --> 01:14:48,984
« شب افتتاحیـه - ادوارد »

1266
01:14:54,907 --> 01:14:57,826
‫اولش این فکر منو وحشت‌زده کرد؛

1267
01:14:57,910 --> 01:15:02,539
‫اینکه چهره‌م
‫در صفحه‌های نمایشِ سراسرِ دنیا پخش بشه؛

1268
01:15:02,664 --> 01:15:06,710
‫اینکه مردم هر ساعتی از شبانه‌روز منو ببینن،

1269
01:15:07,544 --> 01:15:09,129
‫بهم بخندن

1270
01:15:09,213 --> 01:15:11,006
‫یا ازم بترس

1271
01:15:11,089 --> 01:15:12,591
‫و حتی بعد از مرگم تصویرم باقی می‌مونه

1272
01:15:12,716 --> 01:15:16,345
‫و باعث نفرت و انزجارشون میشه

1273
01:15:16,428 --> 01:15:22,184
‫ولی بعد این فکر کمی بهم آرامش داد

1274
01:15:22,267 --> 01:15:26,021
‫اینکه اگه من نبودم تا هدف تمسخرشون باشم،

1275
01:15:26,104 --> 01:15:27,940
‫اگه ناشناخته بودم

1276
01:15:28,065 --> 01:15:31,235
‫اگه مجبور نبودم با شکنجه‌گرهام روبه‌رو بشم،

1277
01:15:31,902 --> 01:15:33,737
‫مردم یه سوژه خنده دیگه پیدا می‌کردن،

1278
01:15:34,780 --> 01:15:36,073
‫یه نفرِ دیگـه

1279
01:15:37,783 --> 01:15:40,160
‫خیلی دوستش داشتم. تبریک میگم

1280
01:15:40,244 --> 01:15:42,496
‫- سلام. ران بلچر هستم
‫- ممنون

1281
01:15:43,789 --> 01:15:45,999
‫یارو خیلی کارش درسته، نه؟

1282
01:15:46,083 --> 01:15:47,543
‫اگه راستشو بخوای

1283
01:15:48,126 --> 01:15:49,419
‫خیال می‌کردم گریمـه!

1284
01:15:49,545 --> 01:15:51,630
‫داشتم به زنم می‌گفتم...
‫راستش امروز سالگرد ازدواج‌مونه

1285
01:15:51,755 --> 01:15:53,423
‫زنم اونجاست

1286
01:15:53,549 --> 01:15:55,592
‫بهش گفتم:
‫«چطور این‌جوری گریمش کردن؟»

1287
01:15:55,717 --> 01:15:58,178
‫«این دیگه چیه؟ یه نوع پلیمری چیزیه؟»

1288
01:15:58,262 --> 01:16:00,097
‫«از کجا بودجه‌ش رو آوردن؟»

1289
01:16:00,180 --> 01:16:01,640
‫ولی زنم گفت: «گمونم کلا این شکلیه»

1290
01:16:10,274 --> 01:16:12,276
‫« چهره‌ی جدیدِ تئاتر مستقل؟ »

1291
01:16:21,702 --> 01:16:22,828
‫وای!

1292
01:16:26,164 --> 01:16:27,499
‫لعنتی!

1293
01:16:36,425 --> 01:16:37,634
‫گندش بزنن

1294
01:16:39,011 --> 01:16:41,680
لعنت بهش

1295
01:16:46,059 --> 01:16:47,519
‫ببین، خودتم همین رو گفتی

1296
01:16:47,603 --> 01:16:49,771
‫چطور می‌تونه تبدیل به تو بشه؟
‫شما هم هیچ شباهتی بهم ندارین

1297
01:16:49,855 --> 01:16:52,357
‫باورپذیر نیست و ضرورتی نداره

1298
01:16:52,482 --> 01:16:54,401
‫دختره اون رو به خاطرِ خودش دوست داره

1299
01:16:54,526 --> 01:16:55,736
‫مصنوعی بود

1300
01:16:55,861 --> 01:16:58,697
‫هنوزم به نظرم از نظر تئوری خوبه

1301
01:16:58,780 --> 01:17:00,407
‫ولی یه چیزی که حسابش رو نکردیم

1302
01:17:00,532 --> 01:17:02,534
‫و ممکنه ریشه در مبتدی بودنم
‫در این حرفه داشته باشه،

1303
01:17:03,994 --> 01:17:05,287
‫می‌دونی به چی فکر می‌کنم؟

1304
01:17:05,370 --> 01:17:06,997
‫به نظرم بینوایان شاهکاره

1305
01:17:08,332 --> 01:17:11,209
‫کتاب مورمون خیلی خنده‌داره

1306
01:17:14,171 --> 01:17:16,089
‫نظرت چیه؟
‫برنامه‌ای داری...

1307
01:17:32,856 --> 01:17:34,066
‫اون یارو نابینائه کو؟

1308
01:17:34,149 --> 01:17:35,150
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1309
01:17:35,233 --> 01:17:37,778
‫- چرا این‌قدر ناراحت شدی؟
‫- برای چی اومدی اینجا؟

1310
01:17:38,445 --> 01:17:39,655
‫چرا؟ آزوالد پیشته؟

1311
01:17:39,780 --> 01:17:40,989
‫چطور... چطوری آخه...

1312
01:17:41,073 --> 01:17:42,407
‫اصلا به تو چه ربطی داره؟

1313
01:17:42,491 --> 01:17:44,326
‫می‌دونم چون می‌دونم

1314
01:17:44,451 --> 01:17:46,453
‫داشتم از اینجا رد می‌شدم...

1315
01:17:46,536 --> 01:17:47,788
‫لزومی نداره خودم رو توجیه کنم

1316
01:17:47,871 --> 01:17:50,332
‫اصلا یارو رو می‌شناسی؟
‫هوم؟ چه‌جور آدمیه؟

1317
01:17:50,457 --> 01:17:52,000
‫اصلا اسمش واقعا آزوالده؟

1318
01:17:52,084 --> 01:17:53,293
‫چون بذار یه چیزی رو بهت بگم

1319
01:17:53,377 --> 01:17:54,670
‫هم بچه داره هم زن

1320
01:17:54,753 --> 01:17:56,380
‫داشت توی پارک باهاش قدم میزد

1321
01:17:56,505 --> 01:17:57,839
و باهم خوب بودن

1322
01:17:57,923 --> 01:18:00,008
‫یه زندگیِ دیگه داره که تو
‫ازش بی‌خبری. اینو چی میگی؟

1323
01:18:00,133 --> 01:18:02,219
‫خب اولاً که اون دختره جولیه

1324
01:18:02,344 --> 01:18:05,597
‫همسرِ سابقِ آزوالده و مادرِ دخترش کِلی‌ـه

1325
01:18:05,681 --> 01:18:07,516
‫و هنوز هم رابطه‌ی صمیمانه‌ای دارن

1326
01:18:07,599 --> 01:18:08,850
‫و اتفاقاً

1327
01:18:08,934 --> 01:18:10,268
‫آزوالد قراره بیاد اونجا زندگی کنه

1328
01:18:10,352 --> 01:18:12,688
‫آقای سابلاسکی تصادف کرده
‫و آزوالد هم دنبال خونه‌ست

1329
01:18:12,813 --> 01:18:14,147
‫اصلا نمی‌دونم چرا

1330
01:18:14,231 --> 01:18:15,816
‫دارم اینا رو بهت توضیح میدم

1331
01:18:15,899 --> 01:18:18,026
‫ما دیگه حرفی با هم نداریم

1332
01:18:18,527 --> 01:18:19,778
‫متأسفم

1333
01:19:22,758 --> 01:19:24,092
‫چه غلطی داری میکنی؟

1334
01:19:28,930 --> 01:19:30,932
‫گورت رو گم کن

1335
01:19:49,284 --> 01:19:52,913
‫خب از قضا الان من ادواردم

1336
01:19:52,996 --> 01:19:56,249
‫و اسم ایشون گای هست

1337
01:19:56,625 --> 01:19:58,251
‫گای...

1338
01:19:58,335 --> 01:20:00,253
‫یه بازیگرِ فوق‌العاده

1339
01:20:00,337 --> 01:20:02,130
‫مرسی رفیق! آره

1340
01:20:02,881 --> 01:20:04,299
‫آره، هستی...

1341
01:20:08,220 --> 01:20:10,514
‫کنت برانا

1342
01:20:10,639 --> 01:20:12,599
‫یالا. یالا بیایین

1343
01:20:12,682 --> 01:20:14,601
‫زود باشین. زود. بجنبین

1344
01:20:14,684 --> 01:20:15,852
‫بجنبین

1345
01:20:16,102 --> 01:20:17,020
‫یا فوق‌العاده‌ست؟

1346
01:20:17,103 --> 01:20:19,940
‫خانم کوچولو، از این اتاق خوشت میاد؟

1347
01:20:20,023 --> 01:20:23,401
‫می‌دونم مثل خودت کوچولو و نقلیه

1348
01:20:23,693 --> 01:20:25,695
‫♪ گریه نکن، غم مخور ♪

1349
01:20:25,779 --> 01:20:29,032
‫♪ روشنی همیشه پشتِ ابرهاست ♪

1350
01:20:29,115 --> 01:20:32,118
‫طبیعتاً یه‌کم ناامیدکننده‌ست

1351
01:20:32,202 --> 01:20:36,456
‫ولی واقعا امیدوارم باهم دوست بمونیم

1352
01:20:36,540 --> 01:20:39,084
‫من کینه‌ای به دل نگرفتم

1353
01:20:39,167 --> 01:20:44,297
‫بیایین نفرت‌مون رو بذاریم
‫برای دشمن مشترک‌مون

1354
01:20:46,591 --> 01:20:47,801
‫خدانگهدار!

1355
01:20:48,510 --> 01:20:49,761
‫ممنونم

1356
01:20:49,845 --> 01:20:50,971
‫- میشه...
‫- سپاسگزارم

1357
01:20:51,096 --> 01:20:53,765
‫- خیلی‌خب
‫- یا خدا. از برق بکِشش

1358
01:20:57,143 --> 01:20:58,478
‫بسیار خب

1359
01:20:58,562 --> 01:21:01,398
‫ترس یه واکنشه

1360
01:21:01,481 --> 01:21:04,150
‫شجاعت یه تصمیمه

1361
01:21:04,818 --> 01:21:06,820
‫بیشتر از همه دلم برای تو تنگ میشه، عزیزکم

1362
01:21:08,154 --> 01:21:12,492
‫- این کارها چیه؟
‫- فعلا بای بای

1363
01:21:13,034 --> 01:21:14,536
‫تو زندگیِ منو دزدیدی

1364
01:21:14,619 --> 01:21:15,829
‫ولم کن!

1365
01:21:15,912 --> 01:21:16,872
‫- همه‌چیزم رو ازم گرفته
‫- چه مرگت شده گای؟

1366
01:21:16,955 --> 01:21:18,081
‫- نه! من ادواردم!
‫- آروم بگیر!

1367
01:21:18,206 --> 01:21:19,666
‫- بعدا درباره‌ش حرف می‌زنیم.
‫- من ادواردم

1368
01:21:19,749 --> 01:21:21,334
‫باشه، باشه

1369
01:21:21,418 --> 01:21:22,878
‫باشه، ولم کنین! ولم کنین!

1370
01:21:22,961 --> 01:21:24,796
‫خودم میرم. خودم میرم.

1371
01:21:26,339 --> 01:21:30,010
‫همه‌چی مرتبه.
‫بشین تا باهم صحبت کنیم.

1372
01:21:30,093 --> 01:21:30,886
‫نه!

1373
01:21:33,722 --> 01:21:34,764
‫ماسکت رو در بیار

1374
01:21:34,890 --> 01:21:36,850
‫- ماسکت رو در بیار!
‫- کدوم ماسک؟

1375
01:21:36,933 --> 01:21:38,518
‫- ماسکت رو در بیار!
‫- کدوم ماسک؟

1376
01:21:40,061 --> 01:21:42,105
‫آخ!

1377
01:21:52,490 --> 01:21:53,408
‫گای

1378
01:21:56,953 --> 01:21:58,121
‫نه!

1379
01:21:58,246 --> 01:21:59,289
‫وای خدای من! گای!

1380
01:21:59,414 --> 01:22:01,082
‫وای نه! این چه کاری بود کردم؟
‫این چه کاری بود کردم؟

1381
01:22:03,585 --> 01:22:05,420
‫نه! گای! نه، گای!

1382
01:22:05,545 --> 01:22:07,339
‫این چه کاری بود کردم؟

1383
01:22:07,422 --> 01:22:09,257
‫نمی‌دونستم زورم این‌قدر زیاده

1384
01:22:09,382 --> 01:22:11,635
‫گای! گای!

1385
01:22:12,928 --> 01:22:14,471
‫می‌دونم تا حالا چند بار گفتم

1386
01:22:14,596 --> 01:22:15,597
‫ولی واقعا باعثِ افتخاره

1387
01:22:15,680 --> 01:22:17,599
‫نه واقعا باعثِ افتخارِ ماست

1388
01:22:17,682 --> 01:22:18,767
‫‏از خوشحالی توی پوست خودمون نمی‌گنجیم

1389
01:22:18,850 --> 01:22:19,851
‫در واقع راستش به نظرم

1390
01:22:19,935 --> 01:22:21,227
‫- تو باید نقش رو بازی کنی
‫- وای نه

1391
01:22:21,311 --> 01:22:22,938
‫- اصلا فکرشم نمی‌کنم
‫- نه راستش به نظرم

1392
01:22:23,063 --> 01:22:24,439
‫تو یه استعداد خاص داری

1393
01:22:25,190 --> 01:22:26,316
‫کاریزمای واقعی

1394
01:22:27,609 --> 01:22:28,860
‫همین‌جور که می‌دونی برای
‫تامین بودجه‌ی این پروژه‌ها

1395
01:22:28,944 --> 01:22:30,779
‫یه اسمِ مطرح لازمه

1396
01:22:30,862 --> 01:22:33,031
‫ولی می‌خوام بدونی که

1397
01:22:33,114 --> 01:22:35,241
‫برام مهمه که درست درکش کنم

1398
01:22:35,325 --> 01:22:38,244
‫و برای همین می‌خواستم باهات وقت بگذرونم

1399
01:22:38,328 --> 01:22:39,955
‫و می‌دونی

1400
01:22:40,038 --> 01:22:43,792
‫نه برای مطالعه یا تحلیل،
‫بلکه برای تماشا کردن و سوال کردن

1401
01:22:43,875 --> 01:22:45,085
‫برای تحقیقات

1402
01:22:45,168 --> 01:22:46,336
‫- همون‌جور که توی این کار میگن
‫- اوهوم

1403
01:22:46,461 --> 01:22:47,921
‫خب، من فکر می‌کنم مهمه

1404
01:22:48,004 --> 01:22:49,839
‫ که تفسیرِ خودت رو داشته باشی

1405
01:22:49,965 --> 01:22:51,132
‫- درسته
‫- در واقع ادوارد...

1406
01:22:51,257 --> 01:22:53,677
‫ساخته‌ی ذهنِ اینگرید بود و
‫کاری که من داشتم می‌کردم،

1407
01:22:53,802 --> 01:22:55,804
‫گای پیشگامش بود

1408
01:22:55,929 --> 01:22:58,515
‫- درسته
‫- من تفسیر خودم رو از بازی گای داشتم

1409
01:22:58,640 --> 01:22:59,766
‫و اونم تفسیر خودش رو از نوشته اینگرید داشت

1410
01:22:59,849 --> 01:23:01,893
‫تو فقط قدم بعدی و نهایی

1411
01:23:01,977 --> 01:23:03,937
‫توی این روند تکاملی هستی

1412
01:23:04,020 --> 01:23:05,021
‫آره، خیلی خفنه

1413
01:23:05,146 --> 01:23:07,357
‫دوست دارم از تو هم چندتا سوال بپرسم

1414
01:23:09,359 --> 01:23:12,195
‫خیلی خفنه. یه‌جور کار گروهیه.

1415
01:23:13,697 --> 01:23:15,824
‫قراره از ماسک...

1416
01:23:15,949 --> 01:23:18,868
‫- یا گریمی استفاده کنن؟
‫- چطور مگه؟

1417
01:23:21,246 --> 01:23:22,664
‫آم، چی بگم والا

1418
01:23:22,789 --> 01:23:24,791
‫این دیگه از دست من خارجه

1419
01:23:24,874 --> 01:23:27,002
‫من در جریان این گفتگوها نیستم

1420
01:23:27,085 --> 01:23:29,295
‫این روزها با گریم می‌تونن
‫همه‌چیز رو واقعی نشون بدن

1421
01:23:30,213 --> 01:23:31,214
‫کاملاً واقعی

1422
01:23:32,340 --> 01:23:35,844
‫ولی می‌دونی، اصلا نگران این چیزهاش نیستم

1423
01:23:35,969 --> 01:23:39,848
‫به نظرم تا وقتی که به وظیفه‌ی خودم
‫عمل کنم و درک بهتری از ادوارد پیدا کنم

1424
01:23:40,557 --> 01:23:42,225
‫همه‌چیز به نتیجه می‌رسه

1425
01:23:42,350 --> 01:23:45,270
‫- بقیه‌ش دیگه مهم نیست
‫- کاملا درسته

1426
01:23:45,353 --> 01:23:46,563
‫به سلامتی

1427
01:23:46,688 --> 01:23:47,981
‫- به سلامتی
‫- هوم

1428
01:24:04,956 --> 01:24:06,833
‫بی‌فایده‌ست

1429
01:24:10,128 --> 01:24:11,838
‫- ووهو!
‫- لعنتی!

1430
01:24:12,547 --> 01:24:13,965
‫- گندش بزنن
‫- شماره یک

1431
01:24:14,049 --> 01:24:15,633
‫چه ماشینِ تحریر باحالی

1432
01:24:15,717 --> 01:24:17,010
‫می‌تونی برش داری

1433
01:24:19,512 --> 01:24:20,889
‫برو. پات رو بذار

1434
01:24:20,972 --> 01:24:22,640
‫آفرین رفیق

1435
01:24:22,724 --> 01:24:24,517
‫اون یکی پات. عالیه

1436
01:24:24,642 --> 01:24:27,312
‫بسیار خب. آروم و راحت. برو بریم

1437
01:24:27,437 --> 01:24:29,731
‫قدم به قدم

1438
01:24:29,814 --> 01:24:32,650
‫- عالیه. ادامه بده
‫- میرم خرید

1439
01:24:32,776 --> 01:24:34,861
‫- کسی چیزی نیاز داره؟
‫- آم، نه، مرسی

1440
01:24:34,986 --> 01:24:36,404
‫من دارم میرم بیرون.
‫کسی چیزی احتیاج داره؟

1441
01:24:36,488 --> 01:24:38,073
‫منم همین الان پرسیدم

1442
01:24:38,156 --> 01:24:40,366
‫خب اگه چیزی خواستین، بهم زنگ بزنین

1443
01:24:40,492 --> 01:24:41,618
‫دیگه مزاحم‌تون نمیشم

1444
01:24:41,701 --> 01:24:42,994
‫- من میرم بیرون
‫- حدودای ساعت هشت برمی‌گردم

1445
01:24:43,078 --> 01:24:44,079
‫خداحافظ

1446
01:24:47,957 --> 01:24:49,667
‫دقیقا اینجا

1447
01:24:49,751 --> 01:24:51,377
‫چه خبره؟

1448
01:24:51,503 --> 01:24:52,837
‫قیافه‌ش چرا این‌جوریه؟

1449
01:24:52,921 --> 01:24:55,048
‫مایه‌داری چیزیه؟

1450
01:24:56,216 --> 01:24:57,217
‫آخه اون زنه...

1451
01:24:57,342 --> 01:24:58,718
‫اون زن...

1452
01:24:58,843 --> 01:25:00,970
‫عجیب‌ترین چیزیه که توی عمرم دیدم

1453
01:25:02,138 --> 01:25:04,265
‫هدفونم رو یادم رفت. ببخشید. ببخشید.

1454
01:25:05,642 --> 01:25:07,102
‫شما ادامه بدین

1455
01:25:07,852 --> 01:25:09,020
‫مشکلی نیست رئیس

1456
01:25:10,522 --> 01:25:11,523
‫یه لحظه صبر کن

1457
01:25:11,606 --> 01:25:12,857
‫باید برم دستشویی

1458
01:25:12,941 --> 01:25:14,943
‫تو ادامه بده. قدم به قدم جلو برو.

1459
01:25:46,724 --> 01:25:47,725
‫رفیق اشکال نداره که

1460
01:25:47,809 --> 01:25:48,977
‫یه دونه از این سوداها بردارم؟

1461
01:26:54,667 --> 01:26:56,044
‫یه سروصدایی شنیدم

1462
01:26:58,880 --> 01:27:00,882
‫« آبی‌ترین چشم‌ »

1463
01:27:11,142 --> 01:27:12,644
‫دفعه بعدی، نوبت توئه

1464
01:27:14,938 --> 01:27:16,314
‫وای!

1465
01:27:34,749 --> 01:27:36,584
‫رفیق، چه کفش‌های قشنگی!

1466
01:27:36,668 --> 01:27:40,338
‫فورت لی کجاست، رفیق؟
‫توی نیوجرسی

1467
01:27:41,798 --> 01:27:43,174
‫ادبت کجا رفته؟

1468
01:27:44,425 --> 01:27:47,011
‫حتما بابا و مامانت خیلی زشت بودن

1469
01:27:47,095 --> 01:27:48,846
‫امیدوارم سرطان بگیری و بمیری

1470
01:27:48,972 --> 01:27:51,140
‫و بچه‌هاتم به خاطر سرطان بمیرن

1471
01:27:51,224 --> 01:27:55,186
‫و کل نسل زشت

1472
01:27:55,270 --> 01:27:58,940
‫و فاسدتون از روی زمین زیبای خدا

1473
01:27:59,023 --> 01:28:00,984
‫محو بشه!

1474
01:28:02,527 --> 01:28:03,861
‫عجب کفش‌های قشنگی رفیق!

1475
01:28:04,737 --> 01:28:05,905
‫عجب کفش‌های قشنگی!

1476
01:28:09,534 --> 01:28:11,536
‫« دل از خواسته‌اش نمی‌گذرد »

1477
01:28:15,081 --> 01:28:16,541
‫دارم درست می‌بینم؟

1478
01:28:23,881 --> 01:28:26,050
‫آره، لوسی رو به سرپرستی گرفتیم. دخترش رو

1479
01:28:26,175 --> 01:28:28,636
‫و حتی گفتنش هم عجیبه

1480
01:28:28,720 --> 01:28:30,138
‫الان دیگه دانشجوی ارشده

1481
01:28:30,555 --> 01:28:31,389
‫آره

1482
01:28:31,514 --> 01:28:33,391
‫راستی گای، حتما باید بیای تئاترمون رو ببینی

1483
01:28:33,474 --> 01:28:35,059
‫- بهش فشار نیار
‫- خودشم می‌خواد بیاد

1484
01:28:35,184 --> 01:28:37,020
‫- مگه نه گای؟
‫- آره، چرا که نه

1485
01:28:37,103 --> 01:28:38,730
‫امشب کی وقت آزاد داری؟

1486
01:28:38,813 --> 01:28:40,898
‫- کی؟ چه ساعتی؟
‫- رأس ساعت هشت شب

1487
01:28:41,024 --> 01:28:43,651
‫- باشه
‫- می‌تونی کنار من بشینی

1488
01:28:43,735 --> 01:28:46,237
‫- خودت بازی نمی‌کنی؟
‫- نه

1489
01:28:46,362 --> 01:28:49,532
‫نه، من از بازیگری چیزی حالیم نیست.
‫در واقع ادوارد رو بازی کردم.

1490
01:28:49,615 --> 01:28:51,284
‫ولی کل اون جریان...

1491
01:28:51,409 --> 01:28:53,494
‫چه مزخرفی بود. دیگه اصلا اجازه نمیدم

1492
01:28:53,578 --> 01:28:55,038
‫اجراش کنن

1493
01:28:55,121 --> 01:28:57,290
‫نه، نه، نه. ادوارد جزو
‫کارهای اولیه و درخشانت بود

1494
01:28:57,415 --> 01:29:00,376
‫و باعث شد ما بهم برسیم
‫پس در خدمت هدف والا بود

1495
01:29:00,460 --> 01:29:02,253
‫خدا رو شکر فیلمش رو نساختن

1496
01:29:02,337 --> 01:29:03,838
‫وای، من خیلی ناامید شدم

1497
01:29:03,921 --> 01:29:06,591
‫واقعا دلم می‌خواست ببینم اون
‫یارو چطوری نقشم رو بازی می‌کنه

1498
01:29:06,674 --> 01:29:08,468
‫ولی بگذریم، چقدر خوب شد که اتفاقی دیدیمت

1499
01:29:08,468 --> 01:29:10,511
‫انتخاب کردین؟

1500
01:29:10,511 --> 01:29:11,846
‫چی می‌خوری ادوارد؟

1501
01:29:11,929 --> 01:29:16,517
‫آم... شما سفارش بدین. من هنوز...

1502
01:29:16,601 --> 01:29:18,353
‫خیلی‌خب. امشب جشن داریم

1503
01:29:18,436 --> 01:29:20,438
‫پس بازم نوشیدنی می‌خوایم

1504
01:29:20,521 --> 01:29:23,191
‫یه بطری دیگه هم برامون بیارین

1505
01:29:23,316 --> 01:29:25,818
‫برای غذا هم واکامه

1506
01:29:25,902 --> 01:29:27,653
‫و توفوی سرخ‌شده می‌خوریم

1507
01:29:27,737 --> 01:29:30,114
‫و اون باید تست یونی رو هم امتحان کنه

1508
01:29:30,198 --> 01:29:32,325
‫و هاماچی کاما هم بیارین، ضرر نداره!

1509
01:29:32,867 --> 01:29:34,535
‫و برای پیش‌غذام

1510
01:29:34,619 --> 01:29:36,287
‫برش گوشت گاو بیارین

1511
01:29:36,371 --> 01:29:38,915
‫برای منم ماهی کاد سیاه با سس میسو. مرسی

1512
01:29:39,040 --> 01:29:40,249
‫شما چی جناب؟

1513
01:29:42,502 --> 01:29:43,544
‫آم...

1514
01:29:44,879 --> 01:29:46,172
‫چیزه...

1515
01:29:47,298 --> 01:29:48,633
‫می‌خواین دوباره برگردم؟

1516
01:29:49,592 --> 01:29:51,803
‫آره، آم...

1517
01:29:53,137 --> 01:29:55,056
‫دوستِ قدیمیِ من

1518
01:29:55,556 --> 01:29:58,393
‫یه ذره هم عوض نشـدی!
