﻿1
00:01:10,583 --> 00:01:15,083
‫« یک درد واقعی »

2
00:01:19,625 --> 00:01:21,958
‫سلام، بنجی. منم.
‫دارم از آپارتمانم میام بیرون

3
00:01:22,000 --> 00:01:24,333
‫یادت باشه؛ باید سه ساعتی زودتر اونجا باشیم

4
00:01:24,416 --> 00:01:26,958
‫آره، پیامم رو که گرفتی بهم زنگ بزن

5
00:01:28,833 --> 00:01:30,625
‫سلام، بنجی. امیدوارم راه افتاده باشی؛

6
00:01:30,708 --> 00:01:32,583
‫چون تو ترافیکِ
‫آزادراه بروکلین-کوئینز گیر کردم

7
00:01:32,666 --> 00:01:34,458
‫گفتم بدونی که از این مسیر نیای

8
00:01:34,541 --> 00:01:36,708
‫به هر حال، وقتی پیامم رو گرفتی بهم زنگ بزن

9
00:01:38,416 --> 00:01:40,583
‫سلام، بنجی.
‫راستش ترافیک همین الان تموم شد

10
00:01:40,666 --> 00:01:42,750
‫پس اگه نگران شده بودی، اوضاع روبه‌راهه

11
00:01:42,833 --> 00:01:44,208
‫شاید هم نشده بودی.
‫خلاصه، باهام تماس بگیر

12
00:01:44,291 --> 00:01:45,750
‫البته وقتی پیامم رو گرفتی

13
00:01:45,833 --> 00:01:48,333
‫سلام، بنجی. شرمنده که اینقدر پیام میذارم

14
00:01:48,416 --> 00:01:50,250
‫فقط… ببخشید. اصلاً بیخیالشون؛ آخه…

15
00:01:50,333 --> 00:01:51,791
‫یه‌کم دیگه می‌رسم و…

16
00:01:51,875 --> 00:01:53,208
‫آره، دل تو دلم نیست که ببینمت

17
00:01:53,291 --> 00:01:55,833
‫دیگه هم پیام نمی‌ذارم. خب. خداحافظ

18
00:01:56,958 --> 00:01:58,958
‫سلام، بنجی. من تازه رسیدم فرودگاه

19
00:01:59,000 --> 00:02:00,916
‫واقعاً امیدوارم زده باشی بیرون یا حدأقل…

20
00:02:00,958 --> 00:02:02,208
‫چمی‌دونم، تو راه باشی

21
00:02:02,250 --> 00:02:04,500
‫به هر حال، وقتی پیامم رو گرفتی بهم زنگ بزن

22
00:02:09,083 --> 00:02:10,333
‫وای!

23
00:02:10,416 --> 00:02:12,458
‫- یا خدا. اومدی
‫- در چه حالی، پسرعمو؟

24
00:02:12,541 --> 00:02:14,625
‫وای پسر، بیا تو بغلم.
‫هزار بار بهت زنگ زدم

25
00:02:14,708 --> 00:02:15,708
‫برو عقب‌تر. بذار درست ببینمت

26
00:02:15,791 --> 00:02:17,250
‫خیلی خوبه که می‌بیـ… آره

27
00:02:17,333 --> 00:02:18,666
‫- خیلی‌خب
‫- بچرخ، می‌خوام

28
00:02:18,750 --> 00:02:20,333
‫- سر تا پات رو ببینم
‫- چی؟ واقعاً؟

29
00:02:20,416 --> 00:02:21,833
‫- ۳۶۰ درجه بچرخ ببینم
‫- باشه، باشه

30
00:02:21,916 --> 00:02:23,583
‫- باشه، باشه
‫- پسر، نگاهش کن

31
00:02:23,666 --> 00:02:25,666
‫تندرست، پولدار و عاقل.
‫خوب شدی‌ها

32
00:02:25,750 --> 00:02:26,958
‫خب، گوش کن، فکر کنم باید بری پذیرش

33
00:02:27,041 --> 00:02:28,208
‫- من آنلاین…
‫- نه، من رفتم

34
00:02:28,291 --> 00:02:30,083
‫- یه خرده پیش کارهای پذیرش رو ردیف کردم
‫- واقعاً؟

35
00:02:30,166 --> 00:02:31,875
‫- آره
‫- شرمنده. کِی رسیدی؟

36
00:02:31,958 --> 00:02:33,083
‫چند ساعت پیش

37
00:02:33,166 --> 00:02:34,541
‫- واقعاً؟
‫- آره

38
00:02:34,625 --> 00:02:35,958
‫آخه هنوز دو ساعت تا پرواز مونده که

39
00:02:36,041 --> 00:02:37,416
‫آره، منتها فرودگاه رو خیلی زود باز می‌کنن

40
00:02:37,500 --> 00:02:38,791
‫می‌تونی بیای اینجا واسه خودت بچرخی

41
00:02:38,875 --> 00:02:40,416
‫باشه

42
00:02:40,458 --> 00:02:42,416
‫اینجا پر از دیوونه‌های رَدیه، پسر

43
00:02:42,458 --> 00:02:43,958
‫راستی، چیزی خوردی؟

44
00:02:44,000 --> 00:02:45,166
‫- آره، خوردم. آره
‫- باشه

45
00:02:45,208 --> 00:02:46,500
‫آخه می‌خوام قبل پرواز

46
00:02:46,541 --> 00:02:47,666
‫- یه چیزی بخورم
‫- نگران نباش، پسر

47
00:02:47,750 --> 00:02:49,708
‫برات ماست گرفتم.
‫یه کم گرم شده

48
00:02:49,791 --> 00:02:51,333
‫- گرم؟
‫- تو جیبم بود

49
00:02:51,416 --> 00:02:54,041
‫اَه، قاشق ندارم.
‫اشکال نداره، فقط باید

50
00:02:54,125 --> 00:02:55,541
‫فشارش بدی و هورت بکِشی

51
00:02:55,625 --> 00:02:57,250
‫واقعاً اینو واسه من گرفتی؟

52
00:02:57,333 --> 00:02:58,666
‫آره، معلومه، پسر

53
00:02:58,750 --> 00:02:59,833
‫- خب، چاپ شد؟
‫- باشه. آره

54
00:02:59,916 --> 00:03:01,666
‫- یه چیز دیگه هم هست
‫- چی؟

55
00:03:01,750 --> 00:03:03,833
‫یه چیز خفن هم گرفتم
‫واسه وقتی برسیم

56
00:03:03,916 --> 00:03:05,416
‫یه چیزی که می‌بردت فضا

57
00:03:05,500 --> 00:03:07,000
‫وایسا ببینم، نمی‌خوای که
‫مواد ببری لهستان، نه؟

58
00:03:07,083 --> 00:03:08,250
‫- چرا
‫- بنجی؟

59
00:03:08,333 --> 00:03:09,583
‫کاری به این چیزها ندارن، پسر

60
00:03:09,666 --> 00:03:10,583
‫- بهت میگم…
‫- به نظر من که خیلی هم

61
00:03:10,666 --> 00:03:11,750
‫به این چیزها کار دارن

62
00:03:11,833 --> 00:03:12,875
‫- آره، آره. واقعاً؟
‫- آره

63
00:03:12,958 --> 00:03:13,666
‫می‌خوان تو لهستان دو تا یهودی رو

64
00:03:13,750 --> 00:03:14,833
‫سر یه‌خرده مواد بگیرن؟

65
00:03:14,916 --> 00:03:16,250
‫چقدر هم که وجهه‌ی خوبی
‫برای لهستانی‌ها داره

66
00:03:16,333 --> 00:03:17,458
‫خیلی‌خب، باشه.
‫حالا صداش رو درنیار، خب؟

67
00:03:17,541 --> 00:03:20,416
‫خیلی‌خب، آره.
‫نگم «مواد»

68
00:03:25,166 --> 00:03:26,500
‫- دست‌هاتونو باز کنید
‫- چی؟ واقعاً؟

69
00:03:26,541 --> 00:03:29,833
‫ببخشید. معمولاً اینجوری… ممنون

70
00:03:29,916 --> 00:03:31,833
‫این یکی؟ این کوچیکه؟

71
00:03:31,916 --> 00:03:33,625
‫یه هدیه‌ست از طرف بابام

72
00:03:33,708 --> 00:03:34,750
‫- بابا؟
‫- آره

73
00:03:34,833 --> 00:03:36,708
‫صد البته

74
00:03:36,791 --> 00:03:37,791
‫شما هم از اینها دارید؟

75
00:03:37,875 --> 00:03:38,875
‫- عمراً
‫- آره

76
00:03:38,958 --> 00:03:40,291
‫نه، نه… حدسم از بیخ غلط بود

77
00:03:40,375 --> 00:03:41,375
‫باشه، خداحافظ

78
00:03:41,458 --> 00:03:42,458
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

79
00:03:42,541 --> 00:03:44,166
‫بفرمایید

80
00:03:46,291 --> 00:03:47,500
‫- خیلی باحاله
‫- خب. دست‌هاتونو باز کنید

81
00:03:47,583 --> 00:03:49,375
‫- کی؟
‫- مأموره اداره‌ی امنیت حمل‌ونقل

82
00:03:49,458 --> 00:03:50,875
‫باباش نگهبان تیم نیکسه

83
00:04:03,041 --> 00:04:04,250
‫می‌خوای؟

84
00:04:04,291 --> 00:04:05,750
‫پریا برام درست کرده

85
00:04:05,791 --> 00:04:08,500
‫- نه، من… آره، باشه
‫- خب، باشه

86
00:04:08,541 --> 00:04:09,583
‫- آره
‫- آره؟

87
00:04:10,791 --> 00:04:12,666
‫این چیه دیگه؟
‫فندق برزیلی؟

88
00:04:14,416 --> 00:04:16,375
‫میگم، حالا اوضاع چطوره، پسر؟

89
00:04:18,208 --> 00:04:19,416
‫- خداییش، رفیق؟
‫- آره

90
00:04:20,833 --> 00:04:21,833
‫من…

91
00:04:23,416 --> 00:04:26,416
‫توپِ توپم. اوضاع حرف نداره

92
00:04:30,833 --> 00:04:32,666
‫می‌خوای برنامه‌ی تور رو مرور کنیم؟

93
00:04:32,750 --> 00:04:33,750
‫باشه

94
00:04:38,125 --> 00:04:39,125
‫بی‌زحمت اینو نگه می‌داری؟

95
00:04:39,208 --> 00:04:40,208
‫- چرا که نه
‫- مرسی

96
00:04:40,291 --> 00:04:42,000
‫- هر چقدر می‌خوای بخور
‫- واقعاً؟

97
00:04:44,541 --> 00:04:45,750
‫به نظرت خوب نیست که

98
00:04:45,791 --> 00:04:47,041
‫داریم میریم وطنِ مامان‌بزرگ؟

99
00:04:47,083 --> 00:04:48,666
‫اونجا زندگی می‌کرد دیگه

100
00:04:50,833 --> 00:04:51,916
‫من که سردرنمیارم

101
00:04:52,000 --> 00:04:53,000
‫- من فقط…
‫- حتماً

102
00:04:53,083 --> 00:04:54,083
‫…پشت سر بقیه میرم

103
00:04:54,166 --> 00:04:55,166
‫حتماً

104
00:04:57,375 --> 00:04:58,375
‫سلام

105
00:04:58,458 --> 00:04:59,708
‫صندلیت کدومه؟

106
00:04:59,791 --> 00:05:01,083
‫۲۴ الف

107
00:05:01,166 --> 00:05:03,583
‫من ۲۴ ب‌‌ام.
مثل اینکه وسط و کنار پنجره‌ایم

108
00:05:03,666 --> 00:05:04,666
‫- آره
‫- سلام، پسر

109
00:05:04,750 --> 00:05:06,625
‫میشه تو وسط بشینی؟

110
00:05:10,250 --> 00:05:11,458
‫راحتی دیگه؟

111
00:05:11,541 --> 00:05:13,916
‫یه کم تنگه

112
00:05:14,000 --> 00:05:16,291
‫- هنوز دنبال کار می‌گردی؟
‫- نه

113
00:05:17,791 --> 00:05:19,750
‫حالا باید کل سفر مشغول باشی؟

114
00:05:19,833 --> 00:05:21,541
‫نه، نه. تونستم یه هفته وقتم رو

115
00:05:21,625 --> 00:05:22,625
‫آزادِ آزاد کنم

116
00:05:22,708 --> 00:05:23,958
‫- می‌خوام اینجا باشم
‫- عالیه

117
00:05:24,041 --> 00:05:25,250
‫می‌خوام… می‌دونی،
‫ذهن و روحم هم اینجا باشه

118
00:05:25,291 --> 00:05:26,708
‫- خوبه، پسر. عالیه
‫- آره

119
00:05:26,750 --> 00:05:27,791
‫هنوز هم

120
00:05:27,833 --> 00:05:29,875
‫اینترنتی چیزمیز می‌فروشی؟

121
00:05:29,916 --> 00:05:32,125
‫لباس دست‌دومِ تو ای‌بِی که نمی‌فروشم

122
00:05:32,166 --> 00:05:33,916
‫کارم فروش تبلیغات دیجیتاله

123
00:05:34,000 --> 00:05:35,375
‫- آره
‫- باشه

124
00:05:35,458 --> 00:05:38,083
‫مثلاً بنرهای تبلیغاتی که
‫تو اینترنت می‌بینی، خب؟

125
00:05:38,166 --> 00:05:39,458
‫آره. اَه، حالم ازشون بهم می‌خوره

126
00:05:39,541 --> 00:05:40,958
‫عه، بس کن

127
00:05:41,041 --> 00:05:42,625
‫نه، نه، منظورم اینه که همه
‫حالشون از این چیزها بهم می‌خوره

128
00:05:42,708 --> 00:05:43,791
‫- می‌دونی، آره
‫- واقعاً؟

129
00:05:43,875 --> 00:05:44,875
‫شغل من همینه.
‫این کارو می‌کنم

130
00:05:44,958 --> 00:05:45,958
‫- ردیفه، پسر
‫- از این چیزها می‌فروشم

131
00:05:46,041 --> 00:05:47,250
‫- ردیفه، ردیفه، پسر
‫- باشه

132
00:05:47,333 --> 00:05:48,333
‫تو چرخِ دنیا رو می‌چرخونی. اشکالی نداره

133
00:05:48,416 --> 00:05:49,625
‫- آره
‫- تقصیر تو نیست

134
00:05:49,708 --> 00:05:51,666
‫تو فقط بخشی از یه سیستم درب‌وداغونی

135
00:05:51,750 --> 00:05:54,625
‫آخه بقای خیلی از سایت‌های رایگان

136
00:05:54,708 --> 00:05:56,250
‫منوط به همین تبلیغات آنلاینه

137
00:05:56,333 --> 00:05:58,041
‫حکم شاهرگ اینترنت رو دارن

138
00:05:58,125 --> 00:05:59,291
‫- عه، داداش
‫- چیه؟

139
00:05:59,375 --> 00:06:01,416
‫فکر کنم می‌خوان توجه کنیم

140
00:06:01,500 --> 00:06:03,041
‫فقط می‌خواستم حرفم رو تموم کنم

141
00:06:03,125 --> 00:06:05,583
‫آره، فقط…
‫آخه، بی‌احترامیه، پسر

142
00:06:05,666 --> 00:06:07,125
‫- جدی میگی؟
‫- آره

143
00:06:07,166 --> 00:06:09,166
‫- فقط می‌خوان کارشون رو بکنن
‫- جهت بستن کمربند ایمنی،

144
00:06:09,208 --> 00:06:10,875
‫قسمت فلزی را در…

145
00:06:55,625 --> 00:06:57,666
‫این یک اطلاعیه‌ی امنیتی است

146
00:06:57,750 --> 00:07:01,500
‫لطفاً تمام مدت مراقب
‫وسایل شخصی خود باشید

147
00:07:05,583 --> 00:07:06,750
‫حالت خوبه؟

148
00:07:06,833 --> 00:07:09,208
‫آره. نمی‌دونم

149
00:07:09,291 --> 00:07:11,625
‫عه، اون راننده‌مونه.
‫سلام، داداش

150
00:07:11,708 --> 00:07:12,958
‫- چطوری؟ ما اینجاییم
‫- سلام

151
00:07:13,041 --> 00:07:14,041
‫پسرعموهای کاپلان

152
00:07:21,375 --> 00:07:22,666
‫چیو نگاه می‌کنی؟

153
00:07:23,875 --> 00:07:26,416
‫چمی‌دونم. مسخره‌ست، نمی‌…

154
00:07:26,500 --> 00:07:27,666
‫فکر کنم به همین زودی
‫دلم واسه خونه تنگ شده

155
00:07:27,750 --> 00:07:30,500
‫نمی‌دونم. آخه، اِیب عاشق ساختمون‌ها شده

156
00:07:30,541 --> 00:07:32,375
‫می‌خواد ارتفاع تمام
‫آسمون‌خراش‌ها رو بدونه

157
00:07:32,416 --> 00:07:34,625
‫فکر و ذکرش شده همین

158
00:07:34,666 --> 00:07:35,791
‫- باشه
‫- آره

159
00:07:36,625 --> 00:07:38,041
‫بذار ببینمش

160
00:07:38,083 --> 00:07:39,875
‫آره، آره، بیا

161
00:07:42,875 --> 00:07:44,250
‫درسته

162
00:07:44,333 --> 00:07:45,916
‫ساختمون امپایر استیت چند طبقه‌ست؟

163
00:07:46,000 --> 00:07:48,166
‫۱۰۳ طبقه

164
00:07:48,250 --> 00:07:50,666
‫خب. ۳۰ هادسن یاردز چند طبقه‌ست؟

165
00:07:50,750 --> 00:07:54,333
‫۱۱۲ طبقه.
‫ولی بالکن طبقه‌ی ۱۰۰ـه

166
00:07:54,416 --> 00:07:55,666
‫آفرین!

167
00:07:58,166 --> 00:08:00,416
‫ساختمون امپایر استیت چند طبقه‌ست؟

168
00:08:00,500 --> 00:08:03,208
‫۱۰۳ طبقه

169
00:08:03,291 --> 00:08:05,208
‫خب. ۳۰ هادسن یاردز چند طبقه‌ست؟

170
00:08:05,291 --> 00:08:06,625
‫۱۱۲ طبقه

171
00:08:10,833 --> 00:08:12,541
‫- پیژامه آوردی؟
‫- آره، معلومه که آوردم

172
00:08:12,625 --> 00:08:14,041
‫- دو تا
‫- واقعاً؟ خداییش؟

173
00:08:14,083 --> 00:08:15,083
‫- یعنی…
‫- می‌خوای یکیشو بهت بدم؟

174
00:08:15,125 --> 00:08:16,500
‫مثل لباس خواب ویکتوریایی

175
00:08:16,541 --> 00:08:17,708
‫با دمپایی و کلاه شب؟

176
00:08:17,750 --> 00:08:19,708
‫نه، پسر. فکر نکنم اصلاً
‫همچین چیزی داشته باشم

177
00:08:19,750 --> 00:08:22,416
‫سلام، جین دبری‌ام.
‫به هتل مرکزی ورشو خوش اومدید

178
00:08:22,500 --> 00:08:23,791
‫خیلی ممنون.
‫برای پذیرش اومدیم

179
00:08:23,875 --> 00:08:25,333
‫ما با تور میراث هستیم

180
00:08:25,416 --> 00:08:28,541
‫بنجامین و دیوید کاپلان.
‫این هم گذرنامه‌هامون

181
00:08:28,625 --> 00:08:30,291
‫- بله، البته، خوش اومدید
‫- ممنون

182
00:08:30,375 --> 00:08:32,250
‫شما آخرین نفراتی هستید که می‌رسن

183
00:08:32,333 --> 00:08:33,750
‫گمونم یه بسته هم براتون اومده

184
00:08:33,833 --> 00:08:34,958
‫چند روزه اینجا مونده

185
00:08:35,041 --> 00:08:36,083
‫در واقع برای منه

186
00:08:36,166 --> 00:08:37,291
‫- باشه
‫- ممنون

187
00:08:37,375 --> 00:08:38,791
‫- بفرمایید
‫- مرسی

188
00:08:38,875 --> 00:08:40,041
‫اتاقتون طبقه‌ی پنجمه

189
00:08:40,125 --> 00:08:42,208
‫نیم‌ساعت دیگه هم جلسه‌ی گروهی دارید

190
00:08:42,291 --> 00:08:43,416
‫- خیلی ممنون
‫- عالیه، تشکر

191
00:08:43,500 --> 00:08:45,250
‫طبقه‌ی پنجم؟ ممنون

192
00:08:45,333 --> 00:08:46,833
‫این چه کوفتیه؟

193
00:08:46,916 --> 00:08:48,666
‫مواده دیگه. بهت که گفتم
‫خیلی خفنه

194
00:08:48,750 --> 00:08:51,416
‫از تاد گرفتمش، یه آرایشگر تو ایتاکا

195
00:08:51,500 --> 00:08:53,666
‫وایسا ببینم،
‫واسه خودت مواد پست کردی؟

196
00:08:53,750 --> 00:08:55,625
‫نه، بابا. واسه جفتمون مواد پست کردم

197
00:08:55,666 --> 00:08:57,000
‫شوخی… گمونم می‌خوای

198
00:08:57,041 --> 00:08:58,916
‫با هواپیما بیاریش

199
00:08:58,958 --> 00:09:00,125
‫- واقعاً؟
‫- آره، جدی

200
00:09:00,166 --> 00:09:01,500
‫ندیدی چقدر اضطراب داشتم؟

201
00:09:01,541 --> 00:09:04,125
‫چرا، دیدم. ولی گفتم لابد کلاً مضطربی

202
00:09:07,041 --> 00:09:08,958
‫خیلی خوشحالم که پیش همیم

203
00:09:09,041 --> 00:09:11,333
‫من هم همینطور

204
00:09:11,416 --> 00:09:13,250
‫وای، خدا

205
00:09:15,625 --> 00:09:16,750
‫خب، نیم ساعت وقت داریم

206
00:09:16,833 --> 00:09:18,291
‫من باید دوش بگیرم

207
00:09:18,375 --> 00:09:19,583
‫فکر خوبیه

208
00:09:21,250 --> 00:09:22,458
‫چه کمد باحالی!

209
00:09:24,125 --> 00:09:25,625
‫عه، آره. پسر، پاک یادم رفته بودها

210
00:09:25,708 --> 00:09:27,458
‫پاهات چه تروتمیزه

211
00:09:27,541 --> 00:09:28,833
‫- واقعاً؟
‫- آره

212
00:09:28,916 --> 00:09:30,375
‫تازه، بزرگ که شدی هم خیلی خوب شده‌ن

213
00:09:30,458 --> 00:09:31,916
‫انگشت‌هات صافِ صافن.
‫قشنگه

214
00:09:32,000 --> 00:09:33,125
‫باشه، ممنون

215
00:09:33,208 --> 00:09:34,291
‫هیچ برجستگی عجیبی

216
00:09:34,375 --> 00:09:35,791
‫یا موی اضافی رو پاهات نیست.
‫چه باکلاس

217
00:09:35,875 --> 00:09:37,166
‫واقعاً؟

218
00:09:37,208 --> 00:09:38,291
‫- آره
‫- جالبه

219
00:09:38,333 --> 00:09:40,458
‫هیچوقت بهشون دقت نکرده بودم

220
00:09:40,500 --> 00:09:42,250
‫هیچوقت به پاهای خودت دقت نکردی؟

221
00:09:42,291 --> 00:09:43,500
‫- نه
‫- برو بابا

222
00:09:43,541 --> 00:09:44,916
‫خیلی خوش‌فرمن

223
00:09:45,000 --> 00:09:46,875
‫نگاهشون کن؛
‫یاد پای مامان‌بزرگ می‌افتم

224
00:09:46,958 --> 00:09:48,416
‫تو پاهای مامان‌بزرگ رو یادته؟

225
00:09:48,500 --> 00:09:49,500
‫معلومه که یادمه

226
00:09:49,583 --> 00:09:51,000
‫همیشه اون صندل‌های پلاستیکی صورتی

227
00:09:51,083 --> 00:09:52,583
‫برندِ تارگت پاش بود

228
00:09:52,666 --> 00:09:54,333
‫همه‌ش با اونها تو شهر قدم می‌زد

229
00:09:54,416 --> 00:09:55,666
‫واقعاً؟

230
00:09:55,750 --> 00:09:56,875
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها که نگاهت می‌کنم

231
00:09:56,958 --> 00:09:58,541
‫- خب؟
‫- اونو می‌بینم

232
00:09:59,791 --> 00:10:00,958
‫یعنی شبیه یه پیرزن یهودی شدم؟

233
00:10:01,041 --> 00:10:02,833
‫نه پسر، بهت می‌خوره عاقل باشی

234
00:10:02,916 --> 00:10:04,791
‫چمی‌دونم، قشنگه دیگه

235
00:10:04,875 --> 00:10:06,666
‫- واقعاً؟
‫- آره

236
00:10:06,750 --> 00:10:08,208
‫مرسی، باشه، باشه

237
00:10:08,291 --> 00:10:09,416
‫- می‌خوام دوش بگیرم، باشه؟
‫- باشه

238
00:10:09,500 --> 00:10:10,875
‫- آره
‫- میشه من اول دوش بگیرم؟

239
00:10:10,958 --> 00:10:11,958
‫چرا که نه

240
00:10:12,041 --> 00:10:13,583
‫راستی، میشه گوشیت رو بهم بدی؟

241
00:10:13,666 --> 00:10:15,541
‫حتماً، واسه چی؟

242
00:10:15,625 --> 00:10:18,125
‫آخه دوست دارم زیر دوش
‫موسیقی گوش کنم

243
00:10:18,166 --> 00:10:19,458
‫مگه خودت گوشی نداری؟

244
00:10:19,500 --> 00:10:21,125
‫چرا، ولی موسیقی پخش نمی‌کنه

245
00:10:22,458 --> 00:10:23,750
‫آره، باشه، بیا

246
00:10:23,791 --> 00:10:25,666
‫- عالیه
‫- آره

247
00:10:25,750 --> 00:10:27,000
‫وقت دوشه

248
00:10:48,625 --> 00:10:51,041
‫شما یه ساعت پیش پذیرش شدید

249
00:10:51,125 --> 00:10:52,833
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

250
00:10:53,625 --> 00:10:54,625
‫- سلام، ببخشید
‫- سلام

251
00:10:54,708 --> 00:10:55,833
‫بذار حدس بزنم.
‫دیوید و بنجامین؟

252
00:10:55,916 --> 00:10:57,166
‫- سلام، آره. شما جیمزی؟
‫- آره

253
00:10:57,250 --> 00:10:58,500
‫- سلام، بله، من جیمزم، سلام
‫- سلام، چطوری؟

254
00:10:58,583 --> 00:10:59,833
‫- سلام، بنجی
‫- آره

255
00:10:59,875 --> 00:11:01,458
‫- شما بنجی هستی؟ باشه، سلام
‫- بنجی، آره، بنجی

256
00:11:01,500 --> 00:11:02,958
‫آره، ببخشید.
‫قصد مزاحمت نداشتم

257
00:11:03,000 --> 00:11:04,375
‫گفتم بهتره خودم بیام؛

258
00:11:04,416 --> 00:11:05,708
‫تا احیاناً اگر نمی‌دونید گروهمون کجاست،
‫راهنماییتون کنم

259
00:11:05,750 --> 00:11:07,375
‫- دمت گرم
‫- خب، گروه کوچیک و خوبیه

260
00:11:07,416 --> 00:11:10,000
‫- باید صمیمی باشه، می‌دونید
‫- خوبه، عالیه

261
00:11:10,083 --> 00:11:11,416
‫موفق شدم، دوستان. پیداشون کردم

262
00:11:11,500 --> 00:11:12,958
‫- سلام
‫- دیوید و بنجی

263
00:11:13,041 --> 00:11:14,041
‫- سلام، سلام
‫- سلام

264
00:11:14,125 --> 00:11:15,125
‫- سلام
‫- سلام

265
00:11:15,208 --> 00:11:16,375
‫- خوش اومدید
‫- بشینید، بفرمایید

266
00:11:16,458 --> 00:11:18,083
‫- آره، مرسی، آره
‫- واقعاً ممنون، آره

267
00:11:18,166 --> 00:11:19,833
‫خب، پرحرفی نمی‌کنم

268
00:11:19,916 --> 00:11:21,125
‫ولی یه توضیحاتی درباره‌ی خودم میدم

269
00:11:21,208 --> 00:11:22,750
‫امیدوارم تا آخر هفته

270
00:11:22,833 --> 00:11:25,000
‫ازم ذله نشید

271
00:11:26,291 --> 00:11:30,083
‫خب، همون‌طور که مستحضرید،
‫اسم من جیمزه

272
00:11:30,166 --> 00:11:33,125
‫من قراره راهنمای بریتانیایی
‫تور شما توی لهستان باشم

273
00:11:33,208 --> 00:11:36,541
‫بنده دانشجوی مطالعات اروپای شرقی
‫توی آکسفورد بودم

274
00:11:36,625 --> 00:11:38,125
‫خودم یهودی نیستم

275
00:11:38,208 --> 00:11:39,875
‫منتها واقعاً عاشقِ

276
00:11:39,958 --> 00:11:41,250
‫این بخش از جهان

277
00:11:41,291 --> 00:11:43,250
‫و به‌خصوص سرگذشت یهودی‌هام

278
00:11:43,291 --> 00:11:44,708
‫که از نظرم

279
00:11:44,750 --> 00:11:48,000
‫جالب، پیچیده، گاهی جانگداز

280
00:11:48,041 --> 00:11:50,541
‫اما درنهایت زیباست

281
00:11:50,625 --> 00:11:53,291
‫خب، بسه دیگه. خفه شو جیمز

282
00:11:53,375 --> 00:11:55,000
‫کی می‌خواد نفر بعدی باشه؟

283
00:11:55,083 --> 00:11:57,791
‫خب، من شجاعت به خرج میدم

284
00:11:57,875 --> 00:12:00,583
‫سلام، من مارشا کریمرم

285
00:12:00,666 --> 00:12:02,708
‫اصالتاً اهل بروکلینم

286
00:12:02,791 --> 00:12:06,500
‫بعد از دو دهه‌ی تأسف‌بار توی لس‌آنجلس

287
00:12:06,583 --> 00:12:08,375
‫تازه برگشتم نیویورک

288
00:12:08,958 --> 00:12:10,208
‫بعد از طلاق

289
00:12:10,291 --> 00:12:12,083
‫ببخشید اگه زیادی میگم

290
00:12:12,166 --> 00:12:15,000
‫ولی فهمیدم دارم میشم همون مدل زنی

291
00:12:15,083 --> 00:12:17,750
‫که ازش متنفر بودم

292
00:12:17,833 --> 00:12:20,916
‫از اونجور خانم‌هایی که روزشون
‫توی ناهار خلاصه میشد، می‌دونید؟

293
00:12:22,291 --> 00:12:25,500
‫مادرم از چند تا اردوگاه جون سالم به‌در برد

294
00:12:26,458 --> 00:12:30,041
‫ولی ابداً حرفی درموردش نزد، هیچوقت

295
00:12:30,083 --> 00:12:33,000
‫من هم برای ادای احترام بهش اومدم اینجا

296
00:12:33,083 --> 00:12:35,625
‫خب، من خودم رو معرفی کردم.
‫نفر بعدی

297
00:12:35,708 --> 00:12:37,208
‫بعدی کیه؟

298
00:12:37,291 --> 00:12:39,625
‫خب، سلام.
‫دایان و مارک بیندر

299
00:12:39,708 --> 00:12:41,791
‫سلام

300
00:12:41,875 --> 00:12:44,625
‫ما حوصله‌سربریم

301
00:12:44,708 --> 00:12:46,958
‫تازه از شِیکر هایتس بازنشسته شدیم

302
00:12:47,041 --> 00:12:49,791
‫خانواده‌ی مارک اهل اینجا بودن، لوبلین

303
00:12:49,875 --> 00:12:52,458
‫ولی خیلی قبل از جنگ رفتن

304
00:12:52,541 --> 00:12:53,750
‫اول قرن ۲۰اُم

305
00:12:53,833 --> 00:12:55,833
‫ما یهودی‌های عهد بوق بودیم

306
00:12:55,916 --> 00:12:57,500
‫همیشه اینجوری شوخی می‌کردم

307
00:12:58,875 --> 00:12:59,958
‫- آره، بامزه بود
‫- سلام

308
00:13:00,041 --> 00:13:02,375
‫من ایلاژم

309
00:13:02,458 --> 00:13:05,958
‫همون‌طور که حدس می‌زنید،
‫من از بدو تولد یهودی نبودم

310
00:13:06,000 --> 00:13:08,833
‫البته گمونم تنها نباشم، جیمز

311
00:13:08,875 --> 00:13:10,458
‫از همراهیت خوشحالم، ایلاژ

312
00:13:10,500 --> 00:13:12,000
‫از همراهیت خوشحالم

313
00:13:12,041 --> 00:13:15,333
‫ولی حدوداً ۱۰ سال پیش یهودی شدم

314
00:13:15,416 --> 00:13:18,041
‫دراصل آفریقایی‌ام، اهل رواندا

315
00:13:18,916 --> 00:13:20,750
‫و در جواب سؤالی که

316
00:13:20,833 --> 00:13:22,291
‫شاید براتون پیش اومده باشه

317
00:13:22,375 --> 00:13:24,291
‫من… از بازماندگان نسل‌کُشی‌ام

318
00:13:24,375 --> 00:13:25,541
‫عجب!

319
00:13:26,875 --> 00:13:28,291
‫ببخشید، نه، منظورم…

320
00:13:28,375 --> 00:13:30,208
‫نه، اینو از جنبه‌ی مثبت گفتم…

321
00:13:30,291 --> 00:13:31,583
‫نمی‌دونم با «عجب» آشنایی یا نه

322
00:13:31,666 --> 00:13:33,083
‫یه چیزی تو مایه‌های
‫«وای، خدا» و «ای وای» هست

323
00:13:33,166 --> 00:13:34,416
‫منظورم اینه که…

324
00:13:34,500 --> 00:13:36,166
‫من از آدم‌هایی که
‫اهل جاهای دیگه‌ان خوشم میاد

325
00:13:36,250 --> 00:13:39,375
‫یه جورایی… در واقع، طرفدارتم.
‫ادامه بده، داداش

326
00:13:39,458 --> 00:13:41,500
‫- شرمنده
‫- نه، نه، نه

327
00:13:41,583 --> 00:13:44,041
‫خوشحال میشم که مردم
‫به کشورم علاقه نشون میدن

328
00:13:44,125 --> 00:13:45,125
‫باحاله

329
00:13:45,208 --> 00:13:46,791
‫- اسمت چیه؟
‫- بنجی

330
00:13:46,833 --> 00:13:49,666
‫- بنجی، من سفره‌ی دلم بازه
‫- به‌به

331
00:13:49,708 --> 00:13:52,750
‫خب، من و مادرم از نسل‌کشی
‫جون سالم به‌در بردیم

332
00:13:52,791 --> 00:13:56,833
‫بعد هم با پس‌اندازش که

333
00:13:56,916 --> 00:13:58,291
‫دوخته بودش داخل کُتم رفتم وینیپگ…

334
00:13:58,375 --> 00:14:01,000
‫- یا خدا. لعنت بهش
‫- توی وینیپگ

335
00:14:01,083 --> 00:14:03,916
‫یه ارتباطی با جامعه‌ی یهودی پیدا کردم

336
00:14:04,000 --> 00:14:05,458
‫آره، خب، طبیعیه

337
00:14:05,541 --> 00:14:07,833
‫آره، طبیعیه، بنجی

338
00:14:07,916 --> 00:14:11,416
‫وقتی با سرگذشت یهودی‌ها آشنا شدم…

339
00:14:11,500 --> 00:14:14,166
‫برای اولین بار از زمان جنگ
‫احساس آرامش کردم

340
00:14:14,250 --> 00:14:18,125
‫و هرچی بیشتر با ماجراهاشون آشنا شدم
‫و آدم‌های بیشتری رو شناختم…

341
00:14:18,208 --> 00:14:20,791
‫انسان‌های فوق‌العاده‌ای مثل شما،

342
00:14:20,875 --> 00:14:23,125
‫از درستیِ تصمیمم بیشتر مطمئن شدم

343
00:14:25,291 --> 00:14:27,208
‫وای

344
00:14:27,291 --> 00:14:30,125
‫فکرش هم نمی‌کردم قبل شروع تور
‫گریه کنم

345
00:14:31,833 --> 00:14:33,250
‫- وای، محشره
‫- وای

346
00:14:33,291 --> 00:14:34,708
‫خیلی ممنون بابت حرف‌هات، ایلاژ

347
00:14:34,750 --> 00:14:36,041
‫- آره
‫- مرسی

348
00:14:36,125 --> 00:14:37,250
‫خیلی قشنگ بود

349
00:14:37,333 --> 00:14:38,666
‫حالا کدوم خری می‌خواد
‫بعد از ایشون حرف بزنه؟

350
00:14:38,750 --> 00:14:40,083
‫آره

351
00:14:40,166 --> 00:14:42,000
‫خب. من میگم

352
00:14:42,083 --> 00:14:46,416
‫خب، من و دِیو، پسرعموییم…

353
00:14:46,500 --> 00:14:48,375
‫راستش، به فاصله‌ی سه هفته به دنیا اومدیم

354
00:14:48,458 --> 00:14:49,791
‫- که خیلی باحاله
‫- آره

355
00:14:49,875 --> 00:14:51,291
‫یه زلوتی میدم به کسی که حدس بزنه

356
00:14:51,375 --> 00:14:52,791
‫کدوممون بزرگ‌تریم

357
00:14:52,875 --> 00:14:54,041
‫من!

358
00:14:54,125 --> 00:14:55,583
‫باباهامون برادرن

359
00:14:55,666 --> 00:14:57,625
‫ما هم عملاً برادریم، مگه نه، دیو؟

360
00:14:57,708 --> 00:14:59,041
‫عین نخود و لوبیا کنار هم بودیم

361
00:14:59,125 --> 00:15:00,500
‫مثل اون کِیتی و آیلیش

362
00:15:00,583 --> 00:15:02,041
‫- یادته؟
‫- آره، اینو نگو

363
00:15:02,125 --> 00:15:04,375
‫ولی ‫مامان‌بزرگمون، دوری…

364
00:15:04,458 --> 00:15:06,458
‫مامان‌بزرگمون، دوری، اهل اینجا بود

365
00:15:06,541 --> 00:15:08,708
‫ما همیشه می‌خواستیم

366
00:15:08,791 --> 00:15:10,000
‫ببینیم اهل کجاست

367
00:15:10,041 --> 00:15:12,000
‫و… تو چه خونه‌ای بزرگ شده

368
00:15:12,041 --> 00:15:13,416
‫آره، در واقع واسه همین هم یه روز زودتر

369
00:15:13,458 --> 00:15:14,875
‫- از تور جدا میشیم
‫- آره، درسته، آره

370
00:15:14,916 --> 00:15:16,000
‫بنجی اصرار داشت
‫شهر کوچولوی مامان‌بزرگ رو ببینه

371
00:15:16,041 --> 00:15:17,583
‫- باید ببینیمش
‫- خیلی صمیمی بودن

372
00:15:17,625 --> 00:15:19,750
‫آره، خیلی گوگولی و باحال بود، مگه نه؟

373
00:15:19,833 --> 00:15:21,791
‫خب، راستش، من از زمان فوتش

374
00:15:21,875 --> 00:15:23,625
‫اصلاً حال‌وروز جالبی ندارم

375
00:15:23,708 --> 00:15:25,083
‫فقط نتونستم…

376
00:15:29,666 --> 00:15:32,625
‫آره، ببخشید.
‫اون عزیزترین آدم زندگیم بود

377
00:15:36,166 --> 00:15:38,041
‫می‌دونید، خوبه که یادآوری کنیم

378
00:15:38,125 --> 00:15:41,125
‫یه‌جورایی واسه همین اینجا جمع شدیم، پس…

379
00:15:41,208 --> 00:15:43,208
‫ممنون، جیمز.
‫مرسی بابت حرفت

380
00:15:43,916 --> 00:15:46,625
‫خب… آره، چیزی نیست

381
00:15:46,708 --> 00:15:48,666
‫فقط واسه اینکه حرف رو عوض کنم

382
00:15:48,750 --> 00:15:50,875
‫- آره
‫- ببخشید، وقتی از دنیا رفت

383
00:15:50,958 --> 00:15:52,250
‫یه مقدار پول واسه من و بنجی

384
00:15:52,291 --> 00:15:53,458
‫ گذاشت تو وصیت‌نامه‌ش که بیایم اینجا، پس…

385
00:15:53,500 --> 00:15:55,500
‫آره، دیو هم همیشه‌ی خدا سرش شلوغه

386
00:15:55,541 --> 00:15:56,625
‫اصلاً وقت نداره

387
00:15:56,666 --> 00:15:57,833
‫یه شغل پُراسترس داره

388
00:15:57,875 --> 00:15:59,458
‫بنرهای تبلیغاتی کوفتی رو تو اینترنت بفروشه

389
00:15:59,500 --> 00:16:01,000
‫بیخیال، بابا

390
00:16:01,083 --> 00:16:03,750
‫ولی می‌دونست یه مدته
‫حال من خیلی بده پس…

391
00:16:03,833 --> 00:16:05,708
‫دست‌به‌کار شد، همه‌چی رو گذاشت کنار

392
00:16:05,791 --> 00:16:07,583
‫و ترتیبی داد که با…

393
00:16:07,666 --> 00:16:09,833
‫تور لهستانِ مختص آدم‌های مُسن

394
00:16:09,916 --> 00:16:11,458
‫همراه شما نازنین‌ها بیایم اینجا

395
00:16:46,583 --> 00:16:48,458
‫خب، ممنون میشم همگی

396
00:16:48,541 --> 00:16:50,375
‫اینجا جمع بشید. عجله‌ای نیست

397
00:16:56,375 --> 00:16:58,916
‫همیشه تورهام رو از اینجا شروع می‌کنم

398
00:16:59,000 --> 00:17:01,333
‫از مجسمه‌ی یادبود خیزش گتو؛

399
00:17:01,416 --> 00:17:03,166
‫چون که این مجسمه رو برای

400
00:17:03,250 --> 00:17:04,750
‫بزرگداشتِ قهرمانان یهودی ساختن

401
00:17:04,833 --> 00:17:06,708
‫که جلوی نازی‌ها جنگیدن

402
00:17:07,416 --> 00:17:08,500
‫چند روز دیگه،

403
00:17:08,583 --> 00:17:10,333
‫یه اردوگاه کار اجباری رو نشونتون میدم

404
00:17:10,416 --> 00:17:13,083
‫پس به نظرم مهمه که همین اول
‫خط بطلانی رو بر این افسانه

405
00:17:13,166 --> 00:17:14,958
‫که میگه این مردم مثل بَرّه

406
00:17:15,000 --> 00:17:17,208
‫رفتن سمت قربانگاه، بکِشیم

407
00:17:17,250 --> 00:17:20,125
‫شاید مشخص باشه،
‫ولی یه هشدار بهتون بدم

408
00:17:21,083 --> 00:17:23,083
‫این تور راجع‌به درده

409
00:17:23,166 --> 00:17:24,458
‫معلومه که هست

410
00:17:24,541 --> 00:17:25,833
‫درد، عذاب و فقدان

411
00:17:25,916 --> 00:17:27,166
‫نمیشه از این چیزها فرار کرد

412
00:17:27,250 --> 00:17:29,583
‫ولی به اعتقاد من مهمه توری باشه

413
00:17:29,666 --> 00:17:31,125
‫برای بزرگداشت یاد یه عده

414
00:17:32,041 --> 00:17:33,833
‫مردمی فوق‌العاده مقاوم

415
00:17:38,375 --> 00:17:39,375
‫خب

416
00:17:40,541 --> 00:17:41,875
‫خب، همین دیگه

417
00:17:45,041 --> 00:17:48,791
‫این شهر تاریخ اسفناکی داره

418
00:17:48,875 --> 00:17:50,791
‫بهش لقب شهر ققنوس رو دادن

419
00:17:50,875 --> 00:17:53,958
‫چون به‌کرات از خاکستر بلند شده

420
00:17:54,041 --> 00:17:56,833
‫این معماری سبک شوروی

421
00:17:56,875 --> 00:17:58,458
‫محلِ اختلاف‌نظر جدیه

422
00:17:58,500 --> 00:17:59,625
‫با سلیقه‌ی همه جور نیست…

423
00:17:59,666 --> 00:18:02,291
‫باز هم می‌بینید که این سبکِ ساده و بی‌آلایش

424
00:18:02,333 --> 00:18:04,500
‫بعد از جنگ جهانی دوم روی کار اومد

425
00:18:05,083 --> 00:18:06,375
‫نگاهش کن

426
00:18:06,458 --> 00:18:08,333
‫اگه جنگ نمیشد احتمالاً
‫اینجا زندگی می‌کردیم

427
00:18:08,416 --> 00:18:10,333
‫حتی فکرش هم عقل از سر آدم می‌پرونه، نه؟

428
00:18:10,416 --> 00:18:11,750
‫جدی میگم،

429
00:18:11,833 --> 00:18:13,000
‫ما خودمون رو

430
00:18:13,083 --> 00:18:14,458
‫یه مشت مخلوق آمریکایی می‌دونیم، نه؟

431
00:18:14,541 --> 00:18:15,750
‫البته گمونم همینطور هم هست

432
00:18:15,833 --> 00:18:17,291
‫ذات آمریکا هم همینه دیگه

433
00:18:17,375 --> 00:18:19,083
‫مردمش مال فرهنگ‌های دیگه‌ان

434
00:18:19,166 --> 00:18:21,333
‫ولی، مثلاً توی یه دنیای موازی
‫داخل یه سیاه‌چاله

435
00:18:21,416 --> 00:18:23,416
‫من و تو لهستانی بودیم و احتمالاً

436
00:18:23,500 --> 00:18:25,250
‫سه متر ریش داشتیم و
‫نمی‌تونستیم با زن‌ها دست بدیم

437
00:18:25,333 --> 00:18:26,833
‫آره، بامزه‌ست.
‫می‌دونی، هر بار تو خیابون

438
00:18:26,916 --> 00:18:28,333
‫یکی از اون حَسیدی‌ها رو می‌بینم،
‫(از گروه‌های فرعی یهودیت)

439
00:18:28,416 --> 00:18:29,416
‫همیشه با خودم میگم

440
00:18:29,500 --> 00:18:31,125
‫«خدا رو شکر که خدایی نیست،
‫وگرنه من هم یکی از اینها بودم»

441
00:18:31,208 --> 00:18:32,875
‫- ملتفتی که؟
‫- چی؟

442
00:18:32,958 --> 00:18:35,125
‫هیچی، فقط یه جوک مسخره‌ست که…

443
00:18:35,208 --> 00:18:37,375
‫- واقعاً باحاله، پسر
‫- آره

444
00:18:38,291 --> 00:18:40,416
‫- لعنتی، نگاهش کن
‫- کیو؟

445
00:18:40,458 --> 00:18:41,750
‫اون خانمه، مارشا

446
00:18:41,791 --> 00:18:44,041
‫داره تنها راه میره.
‫باید بریم باهاش حرف بزنیم

447
00:18:44,333 --> 00:18:45,625
‫تازه باهاش آشنا شدیم که

448
00:18:45,666 --> 00:18:47,083
‫آره، ولی انگار یه دنیا غَم

449
00:18:47,166 --> 00:18:48,958
‫تو چشم‌هاشه، می‌دونی؟

450
00:18:49,041 --> 00:18:50,083
‫واقعاً؟

451
00:18:50,166 --> 00:18:51,916
‫آره، متوجه نشدی؟

452
00:18:52,000 --> 00:18:53,541
‫موقع معرفی؟ نه، من…

453
00:18:53,625 --> 00:18:54,875
‫فکر کنم باید یه سر بریم پیشش

454
00:18:54,958 --> 00:18:57,083
‫بنجی، شاید می‌خواد تنها باشه

455
00:18:57,166 --> 00:18:58,291
‫هیچکس نمی‌خواد تنها باشه، دیو

456
00:18:58,375 --> 00:18:59,833
‫من یه سر میرم پیشش

457
00:18:59,916 --> 00:19:01,875
‫میگم، چرا تنها راه میری؟

458
00:19:01,958 --> 00:19:03,625
‫مگه اینقدر پخمه‌ای؟

459
00:19:03,708 --> 00:19:04,875
‫- جدی میگی؟
‫- آره

460
00:19:04,958 --> 00:19:06,500
‫به نظر آدم جالبی میای

461
00:19:06,583 --> 00:19:08,250
‫- ببخشید
‫- خواهش می‌کنم

462
00:19:08,333 --> 00:19:10,583
‫این یکی از بخش‌های دست‌نخورده‌ی

463
00:19:10,666 --> 00:19:12,666
‫گتوی ورشو و بخشی از دیواری بود

464
00:19:12,750 --> 00:19:17,291
‫که حدفاصل نوامبر ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ وجود داشت

465
00:19:17,375 --> 00:19:19,416
‫توی شهر که می‌چرخید،

466
00:19:19,500 --> 00:19:21,458
‫متوجه میشید که…

467
00:19:22,250 --> 00:19:24,041
‫خواهش می‌کنم

468
00:19:24,083 --> 00:19:27,916
‫بفرمایید، آب.
‫دایان، مارک، بفرمایید

469
00:19:28,000 --> 00:19:30,041
‫باید آب بخورید، مهمه. جیمز، ایلاژ

470
00:19:30,333 --> 00:19:32,666
‫مارشا، آب بخور

471
00:19:42,458 --> 00:19:43,708
‫خب، آماده‌اید؟

472
00:19:44,541 --> 00:19:45,541
‫منتظر چی هستیم؟

473
00:19:48,583 --> 00:19:51,541
‫نیودهلی که حاضری‌فروشی نداره.
‫از کجا کنیش (نوعی اسنک) گرفتی؟

474
00:19:53,833 --> 00:19:57,250
‫از فرودگاه. البته تازه نبود

475
00:19:59,625 --> 00:20:00,958
‫آهای!

476
00:20:01,041 --> 00:20:02,041
‫هی

477
00:20:03,333 --> 00:20:04,333
‫بیا

478
00:20:05,166 --> 00:20:06,791
‫- ممنون
‫- ممنون؟

479
00:20:06,833 --> 00:20:08,083
‫نه، یعنی، برات نگهش داشتم

480
00:20:08,125 --> 00:20:09,791
‫نمی‌دونم می‌خواستی…

481
00:20:09,875 --> 00:20:11,500
‫- آره، اونجا بشین
‫- نه، پسر

482
00:20:12,875 --> 00:20:14,708
‫حالا اون خانمه چِش بود؟

483
00:20:14,791 --> 00:20:16,083
‫منظورت چیه؟

484
00:20:16,166 --> 00:20:18,708
‫همون خانمه که می‌گفتی غم تو چشم‌هاشه

485
00:20:18,791 --> 00:20:20,166
‫- مارشا
‫- آره. حالش خوبه؟

486
00:20:20,250 --> 00:20:21,541
‫شرایط عجیبی رو پشت سر میذاره

487
00:20:21,625 --> 00:20:22,625
‫- واقعاً؟
‫- آره

488
00:20:22,708 --> 00:20:24,000
‫- خودش بهت گفت؟
‫- آره

489
00:20:24,083 --> 00:20:25,166
‫گمونم به نظرش من درکش می‌کنم؛

490
00:20:25,250 --> 00:20:26,375
‫چون هر دومون عزیزی رو از دست دادیم

491
00:20:26,458 --> 00:20:27,708
‫مامان‌بزرگ رو میگی؟

492
00:20:27,791 --> 00:20:29,000
‫آره، فقط،

493
00:20:29,083 --> 00:20:30,250
‫اضطراب پدرش رو درآورده؛

494
00:20:30,333 --> 00:20:31,791
‫چون شوهرش ماه مِی کاملاً یهویی

495
00:20:31,875 --> 00:20:33,583
‫ولش کرد رفت

496
00:20:33,666 --> 00:20:34,916
‫وای خدا

497
00:20:35,000 --> 00:20:36,125
‫با یه مَردی به اسم دِرِن قرار میذاره

498
00:20:36,208 --> 00:20:37,375
‫حالا حتماً پیش خودت میگی خوشحاله

499
00:20:37,458 --> 00:20:38,958
‫ولی طرف یه عوضی به‌تمام‌معناست

500
00:20:39,041 --> 00:20:40,208
‫واقعاً؟ چه‌جوری؟

501
00:20:41,458 --> 00:20:43,666
‫نمی‌دونم، پسر. به نظرم

502
00:20:43,708 --> 00:20:46,041
‫درست نیست پشت سرش حرف بزنیم

503
00:20:46,416 --> 00:20:47,708
‫باشه، آخه من…

504
00:20:47,750 --> 00:20:50,208
‫- فقط داشتم سؤال می‌پرسیدم
‫- می‌دونم، ولی… باز هم

505
00:20:53,666 --> 00:20:55,125
‫سوپ عجیبیه، نه؟

506
00:20:55,833 --> 00:20:57,625
‫من که عاشقش شدم

507
00:21:01,125 --> 00:21:03,250
‫در باب خیزش ورشو

508
00:21:03,333 --> 00:21:06,291
‫به نظرم عجیب‌ترین و
‫تکون‌دهنده‌ترین جنبه‌ش

509
00:21:06,375 --> 00:21:08,541
‫نه سرکوب قیام توسط آلمان‌ها،

510
00:21:08,625 --> 00:21:11,083
‫که نقشِ روس‌ها داخلش هست

511
00:21:11,166 --> 00:21:12,791
‫می‌دونید، روس‌ها و لهستانی‌ها

512
00:21:12,875 --> 00:21:14,291
‫مثلاً متحد بودن

513
00:21:14,375 --> 00:21:17,500
‫برادران در نبرد علیه دشمن مشترک

514
00:21:17,583 --> 00:21:20,041
‫مطمئنم می‌خواید عکس بندازید

515
00:21:20,125 --> 00:21:22,125
‫اگه سؤالی دارید حتماً بپرسید

516
00:21:22,208 --> 00:21:23,875
‫همیشه خوشحال میشم بهتون…

517
00:21:23,958 --> 00:21:25,666
‫- از این یارو خوشت میاد؟
‫- آره

518
00:21:25,708 --> 00:21:27,833
‫راستی، ایلاژ، کارت که تموم شد…

519
00:21:27,875 --> 00:21:29,583
‫ببخشید، میشه از من و دیو یه عکس

520
00:21:29,625 --> 00:21:31,666
‫- کنار اینها بگیری؟
‫- چرا که نه

521
00:21:31,708 --> 00:21:33,583
‫- دمت گرم
‫- ببخشید، چی؟

522
00:21:33,666 --> 00:21:35,750
‫باید کنارشون ژست بگیریم.
‫باحال میشه

523
00:21:35,833 --> 00:21:38,625
‫به نظرت بی‌احترامی نیست…

524
00:21:38,708 --> 00:21:40,666
‫کجاش بی‌احترامیه؟
‫ما طرف اونهاییم

525
00:21:40,750 --> 00:21:42,541
‫داریم با روس‌ها و
‫آلمانی‌های کیری می‌جنگیم. بیا دیگه

526
00:21:42,625 --> 00:21:43,958
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم آره، نمی…

527
00:21:44,041 --> 00:21:45,541
‫نمی‌دونم این کار درسته یا نه

528
00:21:45,625 --> 00:21:47,208
‫پس حدأقل از من در حال مبارزه

529
00:21:47,291 --> 00:21:49,000
‫کنار برادران لهستانیم عکس می‌گیری؟

530
00:21:49,083 --> 00:21:50,083
‫آره

531
00:21:50,166 --> 00:21:51,708
‫آقایون، من راهی میدون نبرد میشم

532
00:21:52,833 --> 00:21:54,416
‫نه، اونا برگن

533
00:21:54,500 --> 00:21:55,875
‫ببخشید دیر کردم.
‫باید جنگ رو ببرم

534
00:21:55,958 --> 00:21:57,041
‫یا احتمالاً ببازم

535
00:21:58,333 --> 00:21:59,708
‫واقعاً… عالی افتادی، بنجی

536
00:21:59,791 --> 00:22:01,625
‫- صحنه‌های خوبی شکار کردم
‫- واقعی شده؟

537
00:22:01,708 --> 00:22:04,000
‫خب، هم فلزی‌ان، هم دو برابرِ تو

538
00:22:04,083 --> 00:22:05,500
‫پس، می‌دونی، نشده

539
00:22:05,583 --> 00:22:07,125
‫کمک لازم دارم.
‫می‌خوای بیای بالا؟

540
00:22:07,166 --> 00:22:09,125
‫نه، نیازی نیست. جام خوبه. جدی میگم

541
00:22:09,166 --> 00:22:10,833
‫ایلاژ! می‌خوای بیای ارتش؟

542
00:22:10,875 --> 00:22:12,750
‫من اهل مبارزه نیستم، بنجی. دمت گرم

543
00:22:12,791 --> 00:22:14,208
‫خب، می‌تونی امدادگری چیزی باشی

544
00:22:14,250 --> 00:22:15,958
‫ملت کمک لازم دارن

545
00:22:16,041 --> 00:22:17,625
‫- خیلی مسخره‌ست
‫- می‌دونم

546
00:22:17,708 --> 00:22:19,708
‫بیا، مامانت عاشق این عکس‌ها میشه

547
00:22:20,625 --> 00:22:21,666
‫بی‌زحمت میشه ازم عکس بگیری؟

548
00:22:21,750 --> 00:22:24,291
‫بیا، هی، مارشا

549
00:22:24,375 --> 00:22:25,583
‫- فقط یه دونه
‫- آره، حتماً

550
00:22:25,666 --> 00:22:27,458
‫آره، حالا شد

551
00:22:27,541 --> 00:22:30,000
‫خب، تو امدادگری.
‫باید پای این مرد رو پانسمان کنی

552
00:22:30,083 --> 00:22:31,416
‫- باشه
‫- خیلی درد داره

553
00:22:31,500 --> 00:22:33,708
‫- باشه
‫- واقعاً بهت نیاز داره

554
00:22:33,791 --> 00:22:35,083
‫باید بهش قوت‌قلب هم بدی.
‫باهاش حرف بزن

555
00:22:35,166 --> 00:22:36,666
‫نگران نباش، من…
‫من اومدم بهت کمک کنم

556
00:22:36,750 --> 00:22:37,916
‫اوه، چه خوب مراقبت می‌کنی

557
00:22:38,000 --> 00:22:39,625
‫یه فلورانس نایتینگل جوون اینجا داریم
‫(بنیان‌گذار پرستاری نوین)

558
00:22:39,708 --> 00:22:40,916
‫دیو، داری همه رو می‌گیری دیگه؟

559
00:22:41,000 --> 00:22:42,375
‫- آره، گرفتم
‫- بامزه شده؟

560
00:22:42,458 --> 00:22:44,083
‫آره، بامزه‌ست. آره

561
00:22:44,166 --> 00:22:45,291
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای بالا؟

562
00:22:45,375 --> 00:22:46,500
‫نیروی انسانی لازم داریم‌ها

563
00:22:46,583 --> 00:22:48,000
‫نه، ردیفه. من…

564
00:22:48,041 --> 00:22:49,625
‫از مرکز فرماندهی نظارت می‌کنم

565
00:22:49,666 --> 00:22:51,166
‫مرکز…

566
00:22:51,208 --> 00:22:52,500
‫مرکز فرماندهی.
‫اینو خوب اومدی، دیو

567
00:22:52,541 --> 00:22:53,583
‫من هم می‌تونم بیام؟

568
00:22:53,625 --> 00:22:55,458
‫ژنرال مارکوس

569
00:22:55,500 --> 00:22:56,916
‫حضورتون باعث افتخاره، قربان

570
00:22:57,000 --> 00:22:58,041
‫- آزاد
‫- مارشا

571
00:22:58,125 --> 00:22:59,333
‫- باشه، ممنون
‫- بیا بالا!

572
00:22:59,416 --> 00:23:00,625
‫مارشا، تجهیزات بیشتری نیاز دارم

573
00:23:00,708 --> 00:23:02,000
‫آره. تو هم می‌خوای امدادگر باشی؟

574
00:23:02,083 --> 00:23:03,125
‫نه، نمی‌خوام امدادگر باشم

575
00:23:03,208 --> 00:23:04,250
‫مگه تفنگی چیزی نیست؟

576
00:23:04,333 --> 00:23:05,750
‫بنازم. نگاهش کن

577
00:23:05,833 --> 00:23:07,666
‫وای خدا، باورم نمیشه دارم
‫این کار رو می‌کنم. مرسی، دیوید

578
00:23:07,750 --> 00:23:08,833
‫خواهش می‌کنم. مشکلی نیست

579
00:23:08,916 --> 00:23:10,166
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بالا؟

580
00:23:10,250 --> 00:23:11,708
‫نه، خوبه. قبل از اینکه شلوغ بشه

581
00:23:11,791 --> 00:23:13,166
‫چند تا عکس خوب گرفتم

582
00:23:13,250 --> 00:23:17,083
‫جیموتی! قربان، یه تیرانداز
‫از نیروی هوایی سلطنتی می‌خوایم، رفیق

583
00:23:17,166 --> 00:23:18,291
‫دارم میام!

584
00:23:20,875 --> 00:23:22,541
‫قراره از هواپیما پرتت کنیم پایین

585
00:23:22,625 --> 00:23:23,750
‫یا خودت هواپیمایی؟

586
00:23:23,833 --> 00:23:25,083
‫فکر کنم خودم هواپیمام

587
00:23:27,125 --> 00:23:28,791
‫پس تو هواپیمایی

588
00:23:28,875 --> 00:23:30,875
‫خب، دیو، آماده‌ای؟

589
00:23:30,916 --> 00:23:32,625
‫همگی یه ژست بگیرید و ثابت بمونید

590
00:23:45,416 --> 00:23:47,291
‫داری اینا رو می‌گیری، دیو؟
‫بازوم درد گرفت

591
00:23:47,375 --> 00:23:49,000
‫آره. آخریشه. یه لحظه

592
00:23:49,083 --> 00:23:50,333
‫خب، گرفتم

593
00:23:50,416 --> 00:23:51,750
‫باشه، مرخصید، سربازها

594
00:23:51,833 --> 00:23:53,458
‫همه خیلی شجاع بودیم.
‫متأسفانه، همه‌مون…

595
00:23:53,541 --> 00:23:55,541
‫ماجرای پیچیده‌ای اینجا رقم می‌خوره

596
00:23:55,625 --> 00:23:57,000
‫زانوهام

597
00:23:57,083 --> 00:23:58,833
‫خیلی ممنون، پسر.
‫حال داد. دمت گرم

598
00:23:58,916 --> 00:23:59,875
‫خواهش می‌کنم. نه، خیلی…

599
00:23:59,958 --> 00:24:01,750
‫- خوش گذشت
‫- خیلی حال داد

600
00:24:03,666 --> 00:24:05,125
‫شما؟ باشه

601
00:24:05,208 --> 00:24:07,166
‫خب، اگه توصیه‌ای لازم داشتید

602
00:24:07,250 --> 00:24:09,000
‫- عالی
‫- بهم بگید

603
00:24:14,041 --> 00:24:15,625
‫خب، همه کارتون عالی بود

604
00:24:16,208 --> 00:24:17,500
‫فوق‌العاده‌ست

605
00:24:19,875 --> 00:24:21,708
‫واحد ما اینجاست.
‫شب به‌خیر، دیوونه‌ها

606
00:24:21,791 --> 00:24:22,875
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

607
00:24:22,958 --> 00:24:24,125
‫فردا قراره طولانی باشه

608
00:24:29,916 --> 00:24:31,541
‫- هی، دیو؟
‫- بله؟

609
00:24:31,625 --> 00:24:33,708
‫چند لحظه تو دستشویی بیا پیشم

610
00:24:33,875 --> 00:24:34,958
‫چی؟ چرا؟

611
00:24:37,208 --> 00:24:39,041
‫- سلام
‫- سلام

612
00:24:39,125 --> 00:24:41,208
‫خب، اینجا چیکار می‌کنیم؟

613
00:24:41,291 --> 00:24:43,458
‫می‌خواستم بخاطر اینکه

614
00:24:43,500 --> 00:24:46,333
‫همراهم اومدی ازت تشکر کنم

615
00:24:46,375 --> 00:24:48,208
‫می‌دونم برات سختـه مرخصی بگیری و

616
00:24:48,250 --> 00:24:49,791
‫پسرت رو تنها بذاری…

617
00:24:51,000 --> 00:24:52,500
‫اما واقعاً بهش ‫نیاز داشتم، پسر

618
00:24:52,541 --> 00:24:53,958
‫- واقعاً؟
‫- آره

619
00:24:54,000 --> 00:24:56,041
‫خب، عا… عالیـه، پسر

620
00:24:56,083 --> 00:24:59,125
‫خوشحالی تو، خوشحالیِ منـه

621
00:24:59,166 --> 00:25:01,208
‫می‌دونم این چند ماه اخیر
‫زندگیت گل و بلبل نبوده…

622
00:25:01,250 --> 00:25:02,541
‫این هم بگم که

623
00:25:02,583 --> 00:25:03,875
‫می‌دونم اصلاً اهل رفیق‌بازی و دسته‌جمعی

624
00:25:03,916 --> 00:25:06,958
‫جایی رفتن و این اراجیف نیستی

625
00:25:07,000 --> 00:25:08,041
‫- نیستم؟
‫- نه

626
00:25:08,083 --> 00:25:10,375
‫ولی همین که اینجایی فوق‌العاده‌ست،

627
00:25:10,416 --> 00:25:12,125
‫همین که جسورانه به‌خاطر من
‫از لاک خودت بیرون اومدی

628
00:25:13,625 --> 00:25:15,791
‫- قربونت، پسر
‫- بریم یه مواد بکِشیم

629
00:25:19,208 --> 00:25:21,750
‫به به، بچه‌بازی شرکت‌ها

630
00:25:21,791 --> 00:25:23,208
‫چیو میگی؟

631
00:25:23,250 --> 00:25:24,250
‫آخه چطوری قراره توی این قبرستون مواد بکِشیم؟

632
00:25:24,291 --> 00:25:25,833
‫عوضیا پنجره‌ها رو قفل کردن

633
00:25:25,875 --> 00:25:27,291
‫انگار حکومت نظامیـه

634
00:25:27,333 --> 00:25:29,041
‫هی، پسر. می‌خوام یکم استراحت کنم

635
00:25:29,083 --> 00:25:30,333
‫تقریباً ۲۴ ساعتی میشه که بیداریم

636
00:25:30,375 --> 00:25:32,125
‫نه، نگو که می‌خوای خواب رو
‫بهم ترجیح بدی

637
00:25:32,166 --> 00:25:33,875
‫بالاخره بعد چند سال
‫تونستیم یه شب پیش هم باشیم

638
00:25:33,916 --> 00:25:35,500
‫نمی‌دونم. خسته‌ام. حموم‌لازمم

639
00:25:35,541 --> 00:25:37,541
خسته‌ام چیـه؟
‫داداش، مواد باعث میشه بخوابی دیگه

640
00:25:37,583 --> 00:25:39,458
‫از اون مواداست که خواب‌آوره؟

641
00:25:39,500 --> 00:25:41,875
‫- نه، از اون یکی‌هاست
‫- بیخیال

642
00:25:41,916 --> 00:25:42,958
‫- داداش
‫- چیـه؟

643
00:25:43,000 --> 00:25:45,041
‫یه دوش بگیر،
‫صورت رو بشور و بِساب

644
00:25:45,083 --> 00:25:46,416
‫اصلاً، ماتحتت رو جلا بده

645
00:25:46,458 --> 00:25:48,125
‫هر کاری که لازمـه بکن
‫تا حس بهتری به خودت داشته باشی

646
00:25:48,166 --> 00:25:49,333
‫- باشه
‫- من هم یه رُل تُپل

647
00:25:49,375 --> 00:25:50,666
‫مواد می‌پیچیم واسه خودمون،

648
00:25:50,708 --> 00:25:52,333
‫میریم پشت‌بوم. خب؟

649
00:26:01,250 --> 00:26:04,083
‫خیلی‌خب، کجاست؟

650
00:26:04,125 --> 00:26:05,916
‫نمی‌دونم. شاید پشت‌بوم رو قفل می‌کنن

651
00:26:05,958 --> 00:26:08,000
‫تا آمریکایی‌های مواد باز رو دَک کنن

652
00:26:08,041 --> 00:26:09,833
‫گمونم خودشـه ها. نیست؟

653
00:26:09,875 --> 00:26:12,000
‫غلط نکنم الان صدای
‫دزدگیر وامونده‌شون به صدا در میاد

654
00:26:12,041 --> 00:26:13,083
‫خب؟ گیریم صداش در اومد،

655
00:26:13,125 --> 00:26:14,500
‫ما هم میگیم لهستانی بلد نیستیم

656
00:26:14,541 --> 00:26:16,041
‫واقعاً هم بلد نیستیم دیگه

657
00:26:16,083 --> 00:26:17,958
‫ها، فکر کنم… مطمئن نیستم، پسر

658
00:26:18,000 --> 00:26:20,166
‫به نظرم بهتره برگردیم پایین

659
00:26:20,208 --> 00:26:22,125
‫- جداً؟
‫- آره

660
00:26:22,166 --> 00:26:24,916
‫آره. حس… حس خوبی به این کار ندارم

661
00:26:26,625 --> 00:26:28,375
‫- آره، خیلی‌خب
‫- باش

662
00:26:28,416 --> 00:26:29,541
‫خب، اگه حس خوبی نداری،

663
00:26:29,583 --> 00:26:30,708
‫- پس ولش کن
‫- شرمنده، نمی‌دونم

664
00:26:30,750 --> 00:26:31,958
‫گمونم، ضایع‌ست

665
00:26:32,000 --> 00:26:33,250
‫نه، طوری نیست.
‫ضایع هم نیست، فقط…

666
00:26:33,291 --> 00:26:34,708
‫بنجی!

667
00:26:47,166 --> 00:26:48,958
‫دست بجنبون. چیزی نمونده برسیم

668
00:26:57,791 --> 00:26:59,333
‫آره، داشِ خودمـی

669
00:26:59,375 --> 00:27:00,833
‫چه حسی داری، داداش؟

670
00:27:00,875 --> 00:27:02,375
‫آم، بدک نیستم

671
00:27:03,125 --> 00:27:04,125
‫بدک نیستم

672
00:27:05,041 --> 00:27:06,375
‫- دیوید؟
‫- بله؟

673
00:27:06,416 --> 00:27:07,541
‫حالت چطوره، پسر؟

674
00:27:07,583 --> 00:27:09,208
‫- خوبم من
‫- عه؟

675
00:27:09,250 --> 00:27:10,750
‫آره، خوبم

676
00:27:10,791 --> 00:27:12,250
‫فقط یکم مواد لازم بودی. همین

677
00:27:12,291 --> 00:27:13,333
‫- واقعاً؟
‫- آره

678
00:27:13,375 --> 00:27:14,583
لنگ همین بودم، ها؟

679
00:27:14,625 --> 00:27:15,916
‫- لنگ همین بودی
‫- بفرما

680
00:27:15,958 --> 00:27:18,083
‫خودشـه

681
00:27:18,125 --> 00:27:19,125
‫تو…

682
00:27:20,125 --> 00:27:22,000
‫در واقع یه آدم خفنی که

683
00:27:22,041 --> 00:27:23,166
‫توی جسم یه کسی گیر افتاده که

684
00:27:23,208 --> 00:27:24,416
‫دست بر قضا بد قولـه

685
00:27:24,458 --> 00:27:27,166
‫هر دفعه که می‌بینمت،
‫باید اون رویِ باحالت رو

686
00:27:27,208 --> 00:27:28,583
‫بیدار کنم

687
00:27:28,625 --> 00:27:30,750
‫مرسی؟

688
00:27:30,791 --> 00:27:32,833
‫ببین داداش،
‫وقتی به دوتایی‌مون فکر می‌کنم، پسر…

689
00:27:32,875 --> 00:27:34,291
‫خب؟

690
00:27:34,333 --> 00:27:36,291
‫قدم‌زدن‌های شبونه‌مون
‫توی نیویورک میاد تو ذهنم،

691
00:27:36,333 --> 00:27:38,000
‫سعی می‌کردیم تا خودِ صبح بیدار بمونیم

692
00:27:38,041 --> 00:27:40,666
‫- همیشه همین کار رو می‌کردی
‫- اوهوم

693
00:27:40,708 --> 00:27:42,333
‫- آره
‫- تو هم که نصفه راه

694
00:27:42,375 --> 00:27:44,666
‫بیهوش می‌شدی

695
00:27:44,708 --> 00:27:46,291
‫از روی پُل ویلیامزبورگ رد می‌شدیم و

696
00:27:46,333 --> 00:27:49,916
‫روی یه نیمکت وسط محله‌ی چینی‌ها می‌افتادی

697
00:27:49,958 --> 00:27:51,125
‫آره، می‌دونم

698
00:27:53,041 --> 00:27:54,375
بگی‌نگی پخمه‌ای

699
00:28:18,208 --> 00:28:19,208
‫دیو؟

700
00:28:19,958 --> 00:28:20,958
‫هوم؟

701
00:28:23,291 --> 00:28:25,000
‫شرمنده بهت گفتم پخمه

702
00:28:26,708 --> 00:28:28,416
‫عیبی نداره

703
00:28:28,458 --> 00:28:30,125
‫شرمنده که همیشه خوابم می‌بُرد

704
00:28:30,166 --> 00:28:31,916
‫بیخیال، داداش

705
00:28:31,958 --> 00:28:33,875
‫هم سر کار می‌رفتی، هم زن و زندگی داشتی

706
00:28:35,083 --> 00:28:36,916
‫کل روز بیدار می‌موندی

707
00:28:36,958 --> 00:28:39,250
‫به کارهای مهمت برسی

708
00:28:39,291 --> 00:28:41,125
‫ولی من اصلاً کار خاصی نداشتم

709
00:28:43,291 --> 00:28:44,583
‫برام مهم نیست خوابت می‌برد، پسر

710
00:28:44,625 --> 00:28:46,041
بودنت برام قوت قلب بود

711
00:29:22,958 --> 00:29:24,000
‫چی گفت؟

712
00:29:24,041 --> 00:29:25,083
‫یه مُشت اراجیف

713
00:29:25,125 --> 00:29:26,541
‫- واقعاً؟
‫- آره

714
00:29:26,583 --> 00:29:27,833
‫اگه نظر منو بخوای
‫عملاً فاجعه بود، اما…

715
00:29:27,875 --> 00:29:28,958
‫واقعاً خنده‌داره

716
00:29:29,625 --> 00:29:30,875
‫بنجی

717
00:29:30,916 --> 00:29:32,291
‫باید بریم

718
00:29:32,333 --> 00:29:34,125
‫قطار تا یه ساعت دیگه میرسه، خب؟

719
00:29:39,291 --> 00:29:40,583
‫شرمنده یکم دیر کردیم

720
00:29:40,625 --> 00:29:43,416
‫آره، دیو همین دو دقیقه پیش بیدارم کرد

721
00:29:43,458 --> 00:29:44,458
‫خیلی‌خب

722
00:29:56,708 --> 00:29:58,416
‫قطار تا دو دقیقه‌ی دیگه
‫از راه میرسه. بجنبید

723
00:30:00,333 --> 00:30:01,375
‫واقعاً ممنونم

724
00:30:01,416 --> 00:30:02,750
‫حالت خوبـه؟

725
00:30:02,791 --> 00:30:05,166
‫می‌دونم یکمی سنگینـه. شرمنده

726
00:30:06,958 --> 00:30:08,291
‫درستـه. بیاید، بچه‌ها

727
00:30:08,333 --> 00:30:10,208
‫باید تا انتهای سکو بریم

728
00:30:11,500 --> 00:30:14,625
‫خیلی‌خب، همگی.
‫این بلیت‌های درجه‌یک

729
00:30:14,666 --> 00:30:16,666
‫جزو پکیج تور امروزه

730
00:30:16,708 --> 00:30:17,833
‫یوهـو

731
00:30:17,875 --> 00:30:19,958
خوش به حالمون شده. ‫بیاید

732
00:30:20,000 --> 00:30:21,625
‫باید مستقیم بریم انتهای سکو، بچه‌ها

733
00:30:21,666 --> 00:30:23,083
‫بلیت درجه‌یک دوست دارم

734
00:30:23,125 --> 00:30:25,541
‫نرخ ارزش عالیـه

735
00:30:25,583 --> 00:30:26,750
‫ببخشید

736
00:30:33,291 --> 00:30:34,333
‫اگه وقت دارید،

737
00:30:34,375 --> 00:30:36,625
‫می‌تونیم یه سر تا متروی لوبلین بریم

738
00:30:36,666 --> 00:30:37,916
‫آم، بهشتـه

739
00:30:37,958 --> 00:30:40,083
‫به نظر من که یکمی زیادی بهش بها دادن

740
00:30:40,125 --> 00:30:42,375
‫ولی دروازه‌ی گرودزکا یه چیز دیگه‌ست

741
00:30:42,416 --> 00:30:44,291
‫مگه دروازه‌اش هنوز در دسترسـه؟

742
00:30:44,333 --> 00:30:45,625
‫هی رفیق، به نظرم دیگه باید بریم

743
00:30:45,666 --> 00:30:46,875
‫چی؟

744
00:30:46,916 --> 00:30:48,375
‫به نظرم بهتره بریم یه واگن دیگه

745
00:30:48,416 --> 00:30:49,708
‫یعنی چی؟

746
00:30:49,750 --> 00:30:51,833
‫برات عجیب نیست که
‫سوار واگن درجه‌یک شدی؟

747
00:30:51,875 --> 00:30:53,666
‫- آم، نه. پولش رو دادیم خب
‫- نه؟

748
00:30:53,708 --> 00:30:55,041
‫به کسی که ضرر نرسوندیم، نه

749
00:30:55,083 --> 00:30:57,208
‫داداش، یه مُشت یهودی سوار قطار لهستانیم

750
00:30:57,250 --> 00:30:58,291
‫یه لحظه بهش فکر کن

751
00:30:58,333 --> 00:30:59,958
‫- دارم بهش…
‫- بنجی؟

752
00:31:00,000 --> 00:31:01,083
‫- بنجی
‫- بله؟

753
00:31:01,125 --> 00:31:02,416
‫حالت خوبـه تو؟

754
00:31:02,458 --> 00:31:03,791
‫- آره، صد البته
‫- آره

755
00:31:03,833 --> 00:31:05,750
‫- شرمنده
‫- آره، نه. طوری نیست

756
00:31:05,791 --> 00:31:07,708
‫راستش، باید منصفانه، محشر…

757
00:31:07,750 --> 00:31:08,958
‫نه، راستش حس می‌کنم… شرمنده

758
00:31:09,000 --> 00:31:10,250
‫- خیلی‌خب
‫- فقط… کسی…

759
00:31:10,291 --> 00:31:12,375
‫کس دیگه‌ای هم ‫همچین حسی داره اینجا؟

760
00:31:12,958 --> 00:31:14,208
‫چه حسی؟

761
00:31:14,250 --> 00:31:15,833
‫همین حس رو مُخی که دارم،

762
00:31:15,875 --> 00:31:18,083
‫حس می‌کنم توی این قطار
‫حکم شاهزاده‌ها رو داریم؟

763
00:31:18,125 --> 00:31:19,958
‫یعنی کسی متوجه این وضعیت نشده؟

764
00:31:20,000 --> 00:31:21,791
‫- خدای من. بنجی، بیا پسر
‫- همین که اینجا نشستیم و

765
00:31:21,833 --> 00:31:24,000
‫داریم غذای خوب می‌خوریم،
‫انگار نه انگار که ۸۰ سال پیش،

766
00:31:24,041 --> 00:31:25,333
‫عینهو یه مُشت گاو و گوسفند

767
00:31:25,375 --> 00:31:26,791
‫تهِ این قطارها بارمون میزدن!

768
00:31:26,833 --> 00:31:28,291
‫- خدایا
‫- خیلی‌خب، بنجی

769
00:31:28,333 --> 00:31:30,166
‫فکر نکنم کسی دلش بخواد
‫این حرف‌ها رو بشنوه الان

770
00:31:30,208 --> 00:31:32,125
‫خیلی‌خب، ولی چرا؟ چرا کسی
‫دلش نمی‌خواد این‌ها رو بشنوه؟

771
00:31:32,166 --> 00:31:33,375
‫- چون ناراحت‌کننده‌ست، پسر
‫- ناراحت‌کننده؟

772
00:31:33,416 --> 00:31:34,750
‫خیلی‌خب، نگاه کن. عیبی نداره

773
00:31:34,791 --> 00:31:36,083
نکته‌ی جالب و حساسی رو مطرح کردی

774
00:31:36,125 --> 00:31:38,000
‫هر از گاهی توی این تورها اینجوری میشه

775
00:31:38,041 --> 00:31:39,708
‫موندن توی هتل‌های لوکس،

776
00:31:39,750 --> 00:31:41,208
‫خوردن غذاهای اعیونی،
‫همشون باعث میشه

777
00:31:41,250 --> 00:31:42,791
‫آدم یاد بدبختی‌ و مصیبت‌های

778
00:31:42,833 --> 00:31:44,541
‫زندگی قدیم خونواده‌اش بیفته

779
00:31:44,583 --> 00:31:46,708
‫ما رو درگیر احساسات مبهمی می‌کنه

780
00:31:46,750 --> 00:31:48,583
‫حس ملالت و ناسازگاری

781
00:31:48,625 --> 00:31:51,500
‫به جرئت می‌تونم بگم،
‫حتی یکمی حس گناه هم درش دخیلـه

782
00:31:51,541 --> 00:31:52,916
‫داری زندگی خودت رو با…

783
00:31:52,958 --> 00:31:54,291
‫من که احساس گناه ندارم

784
00:31:54,333 --> 00:31:56,291
‫- نه. کار درستی می‌کنی، مارک
‫- چرا باید حس گناه داشته باشم؟

785
00:31:56,333 --> 00:31:57,625
‫نه، من که نمیگم حتماً حس گناه داشته باشید

786
00:31:57,666 --> 00:31:58,791
‫خب، چون همه‌مون توی

787
00:31:58,875 --> 00:32:00,166
‫رفاه و پَر قو بزرگ شدیم

788
00:32:00,208 --> 00:32:01,958
‫عملاً خودمون رو تافته‌ی

789
00:32:02,000 --> 00:32:03,625
‫جدا بافته از درد و رنج بقیه می‌دونیم

790
00:32:03,666 --> 00:32:05,416
‫دقیقاً مثل طعم تلخ تجربه‌ی

791
00:32:05,458 --> 00:32:06,791
‫چپوندنمون توی واگن قطار و

792
00:32:06,833 --> 00:32:08,375
‫- شکوندن سر وامونده‌مون
‫- خدای من، بنجی

793
00:32:08,416 --> 00:32:09,875
‫خب، الان ما چیکار کنیم؟

794
00:32:09,916 --> 00:32:11,500
‫- مارک، مارک، مارک، خواهش می‌کنم
‫- حدأقل بپذیرش، پسر

795
00:32:11,541 --> 00:32:12,750
‫سعی کن یجوری حسش کنی

796
00:32:12,791 --> 00:32:13,916
‫چرا داری اینجوری می‌کنی؟

797
00:32:13,958 --> 00:32:15,166
‫رفیق، دارم احساساتم رو
‫به زبون میارم دیگه

798
00:32:15,208 --> 00:32:16,625
‫خیلی‌خب. چرا الان یهو مهم شده؟

799
00:32:18,000 --> 00:32:20,000
‫وای، پسر. تو کلاً آدم احساساتی‌ای هستی، پسر

800
00:32:20,041 --> 00:32:22,750
‫بچه‌ی مضطرب و گوگولیی بود، پسر

801
00:32:22,791 --> 00:32:23,958
‫- از دست تو، بنجی
‫- با همدیگه رفته بودم

802
00:32:24,000 --> 00:32:25,208
‫- یه کمپ یهودی شبونه
‫- دست بردار، پسر

803
00:32:25,250 --> 00:32:26,625
‫کل هفته‌ی اول رو زار زد

804
00:32:26,666 --> 00:32:28,833
‫دقیقه به دقیقه‌ی هفته‌ی اول،
‫همش بخاطر اینکه دلتنگ خونه بود

805
00:32:28,875 --> 00:32:30,125
‫- خدایا
‫- من هم همیشه موقع خواب

806
00:32:30,166 --> 00:32:31,708
‫بغلش می‌کردم و
‫در مورد مامان مهربونش حرف می‌زدم

807
00:32:31,750 --> 00:32:33,125
‫تا آروم بشه و بگیره بخوابه.
‫حالا نگاهش کن.

808
00:32:33,166 --> 00:32:34,541
‫خدای من، پسر. چه مرگتـه تو؟

809
00:32:34,583 --> 00:32:36,083
‫انگار دیگه اون آدم سابق نیست،
‫آرومـه و عوض شده

810
00:32:36,125 --> 00:32:39,125
یهودیِ عوضی  واسه من
موهای فرفریش رو مرتب کرده

811
00:32:39,166 --> 00:32:40,916
‫خیلی تأثیرگذاره.
‫جمیعاً مرزهای تأثیرگذاری رو دریدید.

812
00:32:40,958 --> 00:32:42,208
‫ولی می‌دونید چیـه؟

813
00:32:42,250 --> 00:32:44,458
‫الان می‌خوام برم تهِ قطار، خب؟

814
00:32:44,500 --> 00:32:46,458
‫فکر نکنم دیگه مثل گذشته
‫اونقدر بدبختی اونجا پیدا بشه

815
00:32:46,500 --> 00:32:47,708
‫بس کن، خواهشاً

816
00:32:49,708 --> 00:32:51,500
‫ببخشید، شرمنده

817
00:32:53,250 --> 00:32:56,375
‫خیلی‌خب، امیدوارم خیلی معذب‌ نشده باشید

818
00:32:56,416 --> 00:32:58,083
‫مشخصاً توی مسیر این گروه گردشگری

819
00:32:58,125 --> 00:33:00,458
‫قراره داستان زیاد داشته باشیم

820
00:33:00,500 --> 00:33:02,791
‫باید بگم که معمولاً
‫توی قطار این اتفاقات نمیفته، اما…

821
00:33:02,833 --> 00:33:03,958
‫آم…

822
00:33:04,000 --> 00:33:05,458
‫جیمز، احتمالاً بهتر باشه من هم برم اونجا

823
00:33:05,500 --> 00:33:06,666
‫چمی‌دونم. لاأقل غذاش رو

824
00:33:06,708 --> 00:33:08,125
‫براش ببرم یا هر چی

825
00:33:08,166 --> 00:33:09,916
‫البته. آره. می‌دونی کجا پیاده میشیم؟

826
00:33:09,958 --> 00:33:12,041
‫آم، آره. لوبلین گلاونی؟

827
00:33:12,083 --> 00:33:13,208
‫مطمئنم اشتباه تلفظش کردم

828
00:33:13,250 --> 00:33:14,541
‫نه، خیلی نزدیک بود

829
00:33:14,583 --> 00:33:15,666
‫- آره، ر… ردیفـه
‫- خیلی‌خب، مرسی. شرمنده

830
00:33:15,708 --> 00:33:16,791
‫- موفق باشی
‫- شرمنده، بچه‌ها

831
00:33:17,750 --> 00:33:20,375
‫خیلی‌خب. آم…

832
00:33:46,208 --> 00:33:47,625
‫- سلام، پسر
‫- سلام

833
00:33:48,500 --> 00:33:49,500
‫ممنونم

834
00:33:50,541 --> 00:33:53,083
‫حالت خوبـه؟

835
00:33:53,125 --> 00:33:55,583
‫همه فقط پی اینن که حسابی
‫خوش بگذرونن، می‌دونی؟

836
00:33:56,791 --> 00:33:58,333
‫نه. منظورت چیـه؟

837
00:33:59,583 --> 00:34:01,750
‫ملت که نمی‌تونن
‫دور دنیا رو بچرخن و کلاً…

838
00:34:02,875 --> 00:34:04,500
‫کلاً غرق خوشی باشن

839
00:34:08,166 --> 00:34:09,541
‫طوری نیست، پسر

840
00:34:24,333 --> 00:34:27,250
‫چمدان خود را فراموش نکنید

841
00:34:27,291 --> 00:34:29,625
‫لطفاً حین پیاده شدن از قطار

842
00:34:29,666 --> 00:34:31,416
‫مراقب باشید

843
00:34:31,458 --> 00:34:33,041
‫ممنون که به ما اعتماد کردید و

844
00:34:33,083 --> 00:34:34,791
‫ازتون دعوت می‌کنیم تا از
‫خدمات لهستان اکسپرس استفاده نمایید

845
00:34:39,375 --> 00:34:41,000
‫- سلام، پسر
‫- سلام

846
00:34:41,041 --> 00:34:42,375
‫خوابم بُرد؟

847
00:34:42,416 --> 00:34:44,333
‫- بله، خوابت برد
‫- ای بابا

848
00:34:44,375 --> 00:34:46,083
‫بخشکی شانس! باید بریم

849
00:34:46,125 --> 00:34:47,208
‫باید بریم. بیا

850
00:34:54,583 --> 00:34:56,875
‫خیلی‌خب، گمونم همه
‫دم ایستگاه منتظرمون هستن

851
00:34:57,500 --> 00:34:59,333
‫اوهوم، شاید

852
00:34:59,375 --> 00:35:01,125
‫- هی، دادا؟
‫- بله؟

853
00:35:01,166 --> 00:35:03,125
‫ایستگاه‌مون اینجا نیست، رفیق

854
00:35:04,166 --> 00:35:05,291
‫جان، چی؟

855
00:35:05,333 --> 00:35:06,291
‫آره

856
00:35:08,208 --> 00:35:10,416
‫وای، لعنتی.
‫کراسنیک دیگه کدوم قبرستونیـه؟

857
00:35:10,458 --> 00:35:11,541
‫آره، کراسنیک

858
00:35:11,583 --> 00:35:13,125
‫ناسلامتی قرار بود لوبلین پیاده شیم

859
00:35:13,166 --> 00:35:15,583
‫می‌دونم، آره. ولی تو بیهوش شدی، دادا

860
00:35:15,625 --> 00:35:17,416
‫ببین، منظورت اینـه که
‫لوبلین رو رد کردیم؟

861
00:35:17,458 --> 00:35:18,500
‫چند ساعتی میشه

862
00:35:18,541 --> 00:35:19,708
‫اونوقت بیدارم نکردی؟

863
00:35:19,750 --> 00:35:21,375
‫آخه خیلی ملوس خوابیده بودی، رفیق

864
00:35:21,416 --> 00:35:22,791
‫لعنتی ناسلامتی با تور بودیم

865
00:35:22,833 --> 00:35:24,125
‫آخه تو… شرمنده. آره، می‌دونم

866
00:35:24,166 --> 00:35:25,666
‫دلم نیومد بیدارت کنم، پسر

867
00:35:25,708 --> 00:35:27,125
‫اصلاً اولویت‌بندی سرت نمیشه تو!

868
00:35:27,166 --> 00:35:28,541
‫می‌دونستی؟ می‌دونستی؟

869
00:35:28,583 --> 00:35:29,958
‫رفیق، از من عصبانی نشو. خب؟

870
00:35:30,000 --> 00:35:31,041
‫آخه چطوری می‌تونم عصبانی نباشم؟

871
00:35:31,083 --> 00:35:32,125
‫آخه خواب که بودی

872
00:35:32,166 --> 00:35:33,458
‫- بهت زُل زده بودم…
‫- آره

873
00:35:33,500 --> 00:35:34,708
‫تازه، بقیه هم داشتن نگاهت می‌کردن

874
00:35:34,750 --> 00:35:36,125
‫یه سری‌هاشون هم داشتن به ریشِت می‌خندیدن

875
00:35:36,166 --> 00:35:38,416
‫چون بدجور داشتی
‫بلند بلند خر و پُف می‌کردی

876
00:35:38,458 --> 00:35:40,666
‫اما پیش خودم گفتم:
‫«گور باباشون»

877
00:35:40,708 --> 00:35:42,333
‫پسرعمومم دیویـه و خجالت نداره

878
00:35:42,375 --> 00:35:44,375
‫همون دیویـه که روی نیمکتِ
‫محله‌ی چینی‌ها می‌خوابید

879
00:35:44,416 --> 00:35:45,916
‫همون یاروییـه که قبلاً داداشی خودم بود و بس

880
00:35:45,958 --> 00:35:47,333
‫نتونستم بیدارت کنم، پسر

881
00:35:49,166 --> 00:35:50,416
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، پس…

882
00:35:50,458 --> 00:35:51,916
‫- حالا چیکاره‌ایم؟
‫- آها، آره. خودم

883
00:35:51,958 --> 00:35:53,000
‫- فکر اونجاشو کردم، رفیق
‫- جدی؟

884
00:35:53,041 --> 00:35:54,375
‫آره، وقتی که خواب بودی

885
00:35:54,416 --> 00:35:56,125
‫- خیلی‌خب
‫- باید دوباره سوار قطار بشیم و

886
00:35:56,166 --> 00:35:57,333
‫از همین مسیری که اومدیم برگردیم

887
00:35:57,375 --> 00:35:58,916
‫- آره، باشه
‫- دیگه اصلاً نیازی نیست

888
00:35:58,958 --> 00:36:00,250
‫پول بلیت بدیم. فقط نباید
‫با مسئول بلیت روبرو بشیم.

889
00:36:00,291 --> 00:36:01,750
‫خودم همیشه بالاایالت
‫از این کارها می‌کنم

890
00:36:01,791 --> 00:36:03,291
‫مو لا درز نقشه‌ام نمیره.
‫گمونم باید سوار این قطار بشیم، رفیق.

891
00:36:03,333 --> 00:36:04,375
‫- جدی؟
‫- بدو! بدو، بدو، بدو

892
00:36:04,416 --> 00:36:05,666
‫عالیـه

893
00:36:08,583 --> 00:36:11,041
‫هی، بهتره مثل بچه‌ی آدم
‫بریم بلیت بخریم

894
00:36:11,083 --> 00:36:12,416
‫وقت نداریم، دست بجنبون

895
00:36:13,333 --> 00:36:14,333
‫لعنتی

896
00:36:16,000 --> 00:36:17,666
‫رفیق

897
00:36:17,708 --> 00:36:19,375
‫راه میفتیم و جلب توجه نمی‌کنیم،

898
00:36:19,416 --> 00:36:20,750
‫- گوش‌بزنگ می‌مونیم
‫- آره

899
00:36:20,791 --> 00:36:21,958
‫مسئولش میاد ازمون بلیت بگیره،

900
00:36:22,000 --> 00:36:23,125
‫بهش میگیم می‌خوایم بریم دستشویی

901
00:36:23,166 --> 00:36:24,250
‫- دستشویی؟ باشه
‫- به تهِ قطار

902
00:36:24,291 --> 00:36:25,458
‫که برسه، بعدش راه میفته

903
00:36:25,500 --> 00:36:26,583
‫میره جلو دنبال ولگردها

904
00:36:26,625 --> 00:36:27,833
‫- شرمنده. ما همون ولگردهاییم؟
‫- آره

905
00:36:27,875 --> 00:36:29,333
‫به محض اینکه برسه جلوی قطار،

906
00:36:29,375 --> 00:36:30,375
‫قطار هم میرسه به ایستگاه و
‫ما جیم می‌زنیم

907
00:36:30,416 --> 00:36:31,791
‫آخرِ عوضی بازیه

908
00:36:31,833 --> 00:36:33,291
‫پسر، عوضی بازی یعنی سفر شده تجارت

909
00:36:33,333 --> 00:36:35,041
‫قشر مُرفه هر جا دلشون بخواد سفر می‌کنن،

910
00:36:35,083 --> 00:36:36,583
‫نخبه‌های بیشتری پَس میندازن،

911
00:36:36,625 --> 00:36:38,166
‫اونوقت قشر فقیر باید غاز بچرونن

912
00:36:38,208 --> 00:36:39,291
‫عالیـه. وقتی که دارن ما رو

913
00:36:39,333 --> 00:36:40,583
‫از سیبری بیرون می‌کنن،
‫می‌تونم در مورد مارکسیسم بحث کنیم

914
00:36:40,625 --> 00:36:41,833
‫سیبری توی روسیه‌ست، دیو

915
00:36:41,875 --> 00:36:42,958
‫مسخره‌ست

916
00:36:43,000 --> 00:36:44,041
‫احتمالاً بلیتش فقط ۱۲ دلاره

917
00:36:44,083 --> 00:36:45,458
‫اصل پرداخت حساب میشه

918
00:36:45,500 --> 00:36:46,583
‫نباید واسه قطار لهستان
‫پول بلیت بدیم

919
00:36:46,625 --> 00:36:47,750
‫- ناسلامتی کشور خودمونـه
‫- نه، نیست

920
00:36:47,791 --> 00:36:49,041
‫کشورمون بود.
‫ما رو بیرون کردن

921
00:36:49,083 --> 00:36:50,125
‫چون به خیالشون آدم‌های بیخودی بودیم

922
00:36:53,458 --> 00:36:55,583
‫خیلی‌خب، رسیدیم.
‫خونسرد باش و طبیعی رفتار کن.

923
00:36:55,625 --> 00:36:56,708
‫باش

924
00:36:59,666 --> 00:37:01,000
‫سلام. فقط دستشویی

925
00:37:01,041 --> 00:37:02,291
‫من و پسرعموم می‌خوایم بریم دستشویی

926
00:37:02,333 --> 00:37:04,583
‫- هر دو طرف دستشویی هست
‫- سپاس

927
00:37:04,625 --> 00:37:05,958
‫- ببخشید
‫- ممنون

928
00:37:06,000 --> 00:37:08,208
‫ما… ما بلیت‌ داریم. فقط…

929
00:37:08,250 --> 00:37:09,458
‫اوه، شـ…

930
00:37:09,500 --> 00:37:11,333
‫برگام قلبم اومده توی دهنم

931
00:37:11,375 --> 00:37:12,583
‫- حس خوبیـه، نه؟
‫- آره

932
00:37:12,625 --> 00:37:13,791
‫هنوز جنگل رو رد نکردیم ها

933
00:37:13,833 --> 00:37:15,125
‫باید بریم جلو پناه بگیریم

934
00:37:15,166 --> 00:37:16,208
‫تا به ایستگاه‌مون برسیم. خب؟

935
00:37:16,250 --> 00:37:17,333
‫- باشه
‫- آماده؟

936
00:37:17,375 --> 00:37:18,375
‫- آره
‫- بریم

937
00:37:34,541 --> 00:37:36,333
‫- اینجا، اینجا
‫- چی؟ آره

938
00:37:37,833 --> 00:37:38,958
‫موفق شدیم

939
00:37:39,000 --> 00:37:40,333
‫باز دوباره نگیری بخوابی، برادرجان

940
00:37:40,375 --> 00:37:41,500
‫باشه

941
00:37:46,166 --> 00:37:47,291
‫هی، بنجی

942
00:37:47,333 --> 00:37:48,666
‫بله؟

943
00:37:48,708 --> 00:37:50,000
‫توی واگن درجه‌یکیم

944
00:37:52,916 --> 00:37:54,541
‫آره، اما بخاطر زحمات خودمون بود

945
00:38:02,500 --> 00:38:04,083
‫خیلی‌خب، بریم ناهار بزنیم؟

946
00:38:04,125 --> 00:38:05,208
‫- نه
‫- خیلی‌خب

947
00:38:08,958 --> 00:38:11,083
‫- سلام، ببخشید
‫- سلام به همه

948
00:38:11,125 --> 00:38:12,583
‫شرمنده دیر کردیم. دیو خوابش بُرد

949
00:38:12,625 --> 00:38:13,625
‫آره. چی؟

950
00:38:14,833 --> 00:38:16,916
‫- سلام علیکم
‫- ساک‌هاتون پیش ماست

951
00:38:16,958 --> 00:38:18,666
‫وای، خیلی لطف کردید. واقعاً شرمنده

952
00:38:18,708 --> 00:38:20,166
‫آره، فقط… خواب‌لازم بود

953
00:38:20,208 --> 00:38:21,458
‫شرمنده. آره. ساک‌تون اینجاست

954
00:38:21,500 --> 00:38:22,833
‫کمک‌لازمی. خوابالو شده

955
00:38:22,875 --> 00:38:24,000
‫آره، بریم ساک‌هامون رو
‫بذاریم هتل

956
00:38:24,041 --> 00:38:25,125
‫- آره، بریم
‫- آره، آره. عالیـه

957
00:38:25,166 --> 00:38:26,333
‫واقعاً شرمنده. عه، اینجاست

958
00:38:26,375 --> 00:38:27,500
‫آره، واقعاً خیلی سریع

959
00:38:27,541 --> 00:38:29,166
‫تونستیم بریم اون طرف…

960
00:38:32,541 --> 00:38:35,083
‫…با اهمیت مشارکت یهودی‌ها

961
00:38:35,125 --> 00:38:37,541
‫تاریخچه‌ی یهودیت لوبلین خیلی غنیـه

962
00:38:37,583 --> 00:38:40,625
‫یه زمانی عملاً لقب آکسفورد یهودی‌ها رو داشت

963
00:38:40,666 --> 00:38:44,541
‫هم از نظر فرهنگی و
‫هم به لحاظ ذهنی متنوع بود

964
00:38:44,583 --> 00:38:47,416
‫اینجا لوبلینِ ربی هوروویتزه،

965
00:38:47,458 --> 00:38:49,750
‫پیشگوی اهل لوبلین،

966
00:38:49,791 --> 00:38:53,875
‫آیزاک بشویس سینگر، تاجرها،
‫نویسنده و شعرا

967
00:38:57,541 --> 00:39:00,083
‫یعنی واقعاً مذهبی هستی؟ آره؟

968
00:39:00,125 --> 00:39:02,250
‫آره. آره، میشه همچین چیزی گفت

969
00:39:02,291 --> 00:39:04,083
‫به نظرم حرف نداره

970
00:39:04,125 --> 00:39:05,708
‫- جدی؟
‫- آره بابا

971
00:39:05,750 --> 00:39:07,708
‫یعنی همه‌ی رسم و رسوم‌ها رو
‫به جا میاری؟

972
00:39:07,750 --> 00:39:10,041
‫نه، نه، اصلاً. نه

973
00:39:10,083 --> 00:39:11,583
‫اما دوست دارم شبات رو جشن بگیرم

974
00:39:11,625 --> 00:39:12,750
‫اوهوم

975
00:39:12,791 --> 00:39:15,041
‫مهم نیست
‫وضع و اوضاع زندگیم چطوره،

976
00:39:15,083 --> 00:39:17,291
‫قطعاً هفته‌ای یه بار باید

977
00:39:17,333 --> 00:39:20,416
‫شُل کنم و یه نفسی تازه کنم

978
00:39:20,458 --> 00:39:21,541
‫آها

979
00:39:22,166 --> 00:39:23,416
‫تو چی؟

980
00:39:23,458 --> 00:39:24,833
‫نه. من؟ نه، نه

981
00:39:24,875 --> 00:39:27,041
‫راستش، تموم این چیزها
‫همیشه به چشم من یکمی…

982
00:39:27,083 --> 00:39:29,125
‫چمی‌دونم،
‫من‌درآوردی و متحجرانه بوده که

983
00:39:29,166 --> 00:39:30,708
‫هیچ فکری پشتش نیست

984
00:39:30,750 --> 00:39:32,583
‫البته که قصد جسارت ندارم

985
00:39:33,916 --> 00:39:36,250
‫به نظرم واقعاً به نفعتـه

986
00:39:36,291 --> 00:39:38,000
‫منظورت اینـه که به نفع همه‌ست

987
00:39:38,041 --> 00:39:39,333
‫یا فقط به نفع شخص منـه؟

988
00:39:39,375 --> 00:39:40,875
‫شخص خودت

989
00:39:42,333 --> 00:39:43,875
‫بنجی

990
00:39:43,916 --> 00:39:46,958
‫- هی
‫- هی!

991
00:39:47,000 --> 00:39:49,750
‫داشتم به حرف‌هات توی قطار

992
00:39:49,791 --> 00:39:52,166
‫در مورد عذاب درک و فهم فکر می‌کردم

993
00:39:52,208 --> 00:39:55,250
‫من رو از این رو به اون رو کرد

994
00:39:55,291 --> 00:39:57,166
‫جدی میگی، مارشا؟

995
00:39:57,208 --> 00:39:59,375
‫- آره
‫- ایول

996
00:39:59,416 --> 00:40:02,750
‫پارسال، دخترم با یه آقای پولداری ازدواج کرد

997
00:40:02,791 --> 00:40:04,000
‫ای وای

998
00:40:04,041 --> 00:40:06,166
‫دیگه نمی‌تونه گفتگوی عمیق

999
00:40:06,208 --> 00:40:07,250
‫داشته باشه

1000
00:40:07,291 --> 00:40:08,541
‫خب، آره. مشخصـه

1001
00:40:08,583 --> 00:40:11,416
‫پول برای آدم‌های بی‌بخار
‫حکم مواد وامونده رو داره

1002
00:40:11,458 --> 00:40:12,833
‫خب، نفهمیدم چی گفتی،

1003
00:40:12,875 --> 00:40:17,041
‫اما غرق زندگی شدن که کاری نداره،

1004
00:40:17,083 --> 00:40:18,916
‫اینجوری فراموش می‌کنیم
‫چقدر خوش‌شانسیم

1005
00:40:18,958 --> 00:40:20,833
‫بچه‌ها، من داشتم به
حرف‌هاتون گوش می‌دادم

1006
00:40:20,875 --> 00:40:22,625
‫- عیبی نداره؟
‫- نه بابا، ایلاژ. بفرما تو

1007
00:40:22,666 --> 00:40:26,333
‫می‌خوام حرف‌های مارشا رو
‫تأیید کنم، اشکالی نداره؟

1008
00:40:26,375 --> 00:40:28,083
‫- واقعاً؟ جدی؟
‫- صد البته

1009
00:40:28,125 --> 00:40:30,166
‫همیشه‌ی خدا برام سؤالـه که

1010
00:40:30,208 --> 00:40:32,000
‫چطوری چرخ دنیا همینجوری
‫بی‌وقفه می‌چرخه،

1011
00:40:32,041 --> 00:40:34,416
‫انگار که هیچ دلیلی برای
‫بُهت‌زدگی وجود نداره

1012
00:40:34,458 --> 00:40:36,916
‫- وای، دقیقاً
‫- برای، آم… وحشت‌زدگی

1013
00:40:36,958 --> 00:40:38,666
‫آره، ایولا. حرف من هم دقیقاً همینـه، پسر

1014
00:40:38,708 --> 00:40:39,958
‫نمی‌دونم. ولی اگه بخوایم

1015
00:40:40,000 --> 00:40:41,083
‫سر هر هیچ و پوچی
‫توی دنیا آه و ناله کنیم،

1016
00:40:41,125 --> 00:40:42,583
‫چه فایده‌ای برامون داره؟

1017
00:40:42,625 --> 00:40:45,125
‫نمی‌دونم. شاید بدبختی‌هامون کمتر می‌شد

1018
00:40:45,166 --> 00:40:46,208
‫والا

1019
00:40:46,250 --> 00:40:48,458
‫دیوید، ما خودمون رو
‫به خواب می‌زنیم

1020
00:40:48,500 --> 00:40:50,916
‫تا ذهن‌مون رو درگیر تأثیر خودمون نکنیم

1021
00:40:50,958 --> 00:40:53,166
‫مصداق بارزش غفلت‌مون از کشتارگاهـه

1022
00:40:53,208 --> 00:40:54,541
‫تا خوردن استیک برامون لذت‌بخش باشه

1023
00:40:54,583 --> 00:40:56,000
‫آره، ایلاژ.
‫باریکلا، عجب مثال خوبی زدی.

1024
00:40:56,041 --> 00:40:57,291
‫من درک می‌کنم. کاملاً می‌فهمم

1025
00:40:57,333 --> 00:40:58,708
‫انگار که شاید اون سوگواریه

1026
00:40:58,750 --> 00:41:00,458
‫جا و مکان مشخصی داره و
‫شاید هم…

1027
00:41:00,500 --> 00:41:01,583
‫- هی، دیو
‫- بله؟

1028
00:41:01,625 --> 00:41:03,083
‫ناسلامتی اومدیم گردشگری هولوکاست

1029
00:41:03,125 --> 00:41:06,666
‫اگه الان جای مناسبی برای
‫سوگواری و خالی کردن خودمون نیست،

1030
00:41:06,708 --> 00:41:08,041
‫دیگه نمی‌دونم چی بهت بگم، پسر

1031
00:41:10,208 --> 00:41:12,333
‫بیاید دیگه، رفقا. ولگردها

1032
00:41:13,750 --> 00:41:15,583
‫خب، رسیدیم

1033
00:41:15,625 --> 00:41:17,541
‫دروازه‌ی معروف گرودزکا

1034
00:41:17,583 --> 00:41:20,416
‫یا همون دروازه‌ی یهودیت قدیم

1035
00:41:20,458 --> 00:41:22,791
‫اون طرف این آستانه،

1036
00:41:22,833 --> 00:41:24,791
‫محله‌ی یهودی‌ها بود، درستـه؟

1037
00:41:24,833 --> 00:41:26,333
‫حالا، ازتون می‌خوام،

1038
00:41:26,375 --> 00:41:27,875
‫با هر قدم،
‫زندگیِ صدها سال پیش رو

1039
00:41:27,916 --> 00:41:30,041
‫برای خودتون مجسم کنید

1040
00:41:30,083 --> 00:41:33,416
‫سعی کنید تصاویر
‫وحشت‌های پیش‌رو رو کنار بزنید و

1041
00:41:33,458 --> 00:41:36,958
‫صرفاً یه شهر پُرشور رو تصور کنید

1042
00:41:42,333 --> 00:41:44,666
‫خاطرات زندگی یهودیت
‫اینجا خلاصه میشه

1043
00:41:45,958 --> 00:41:48,333
‫اما گوشه و کنار این شهر خاک می‌خورن

1044
00:41:48,375 --> 00:41:50,125
‫قدیمی‌ترین کنیسه‌ای که سالم مونده

1045
00:41:50,166 --> 00:41:52,458
‫طبقه‌ی دوم یه ساختمون‌ اداریـه

1046
00:41:54,250 --> 00:41:57,750
‫ولی زندگی توی یه جاهایی از تاریخ متوقف شده

1047
00:41:57,791 --> 00:41:59,875
‫سرک می‌کِشن و منتظر ما هستن

1048
00:42:01,375 --> 00:42:03,166
‫یه آمفی‌تئاتر سابقاً ییدیش

1049
00:42:05,000 --> 00:42:06,166
‫مدرسه‌ی مردم یهود

1050
00:42:07,750 --> 00:42:09,500
‫شرکت نوشیدنی سازی و مالک یهودیش

1051
00:42:10,916 --> 00:42:12,708
‫مدرسه‌ی عبری تاربوت

1052
00:42:13,750 --> 00:42:16,125
‫شورای شهر لوبلین

1053
00:42:17,791 --> 00:42:18,833
‫خیاطی

1054
00:42:19,791 --> 00:42:21,250
‫فروشگاه خشکبار

1055
00:42:22,333 --> 00:42:23,541
‫نونوایی

1056
00:42:24,625 --> 00:42:25,833
‫کتابفروشی

1057
00:42:27,125 --> 00:42:28,541
‫پارچه‌فروشی

1058
00:42:45,041 --> 00:42:46,291
‫در خصوص تاریخ تأسیس این قبرستون

1059
00:42:46,333 --> 00:42:47,750
‫اختلاف نظرهایی وجود داره،

1060
00:42:47,791 --> 00:42:50,250
‫اما اکثراً به سال ۱۵۴۱ نسبتش میدن

1061
00:42:50,291 --> 00:42:51,625
‫- به به، نه
‫- باورت میشه؟

1062
00:42:51,666 --> 00:42:53,791
‫واسه قبل از تأسیس ایالات متحده‌ست

1063
00:42:53,833 --> 00:42:55,833
‫میشه قبل از، چمی‌دونم، دوران شکسپیر

1064
00:42:55,875 --> 00:42:58,500
‫قدیمی‌ترین سنگ قبرِ کل لهستان،

1065
00:42:58,541 --> 00:43:00,375
‫در واقع همینجا توی

1066
00:43:00,416 --> 00:43:01,916
‫- این قبرستونـه
‫- آها، آره. کوپلمن

1067
00:43:01,958 --> 00:43:03,625
‫آره، ایلاژ. از کجا می‌دونستی؟

1068
00:43:03,666 --> 00:43:06,000
‫امروز صبح درموردش خوندم.
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار نگیر.

1069
00:43:06,041 --> 00:43:07,208
‫چیـه؟

1070
00:43:07,250 --> 00:43:08,375
‫دینگ، دینگ. دوباره، ایلاژ

1071
00:43:08,416 --> 00:43:09,458
‫الان مشکلت چیـه؟

1072
00:43:09,500 --> 00:43:10,625
‫جیکوب کوپلمن لیوای. ۱۵۴۱

1073
00:43:10,666 --> 00:43:11,791
‫- خب که چی؟
‫- واقعاً

1074
00:43:11,833 --> 00:43:13,250
‫اگه هیچ اطلاعاتی نداشته باشی،

1075
00:43:13,291 --> 00:43:14,583
‫- کلاً چیز خاصی نداره، نه؟
‫- بنجی، چه مرگتـه؟

1076
00:43:14,625 --> 00:43:16,083
‫- فقط…
‫- مشخص نیست

1077
00:43:16,125 --> 00:43:17,875
‫جامعه‌ی یهودیت به واسطه‌ی
‫همین ویژگی‌های محلی

1078
00:43:17,916 --> 00:43:18,958
‫به لوبلین کشیده شده یا نه…

1079
00:43:19,000 --> 00:43:20,041
‫بنجی؟ بنجی؟

1080
00:43:20,083 --> 00:43:21,791
‫- آم، هی، جیمز؟
‫ بنجی؟

1081
00:43:21,833 --> 00:43:23,291
‫- آهای، جیمز. هی، پسر
‫- بنجی، بنجی، بنجی

1082
00:43:23,333 --> 00:43:24,791
‫- حالت خوبـه، بنجی؟
‫- هی، نگاه کن، پسر

1083
00:43:24,833 --> 00:43:27,500
‫واقعاً اطلاعاتت در این زمینه خیلی بالاست

1084
00:43:27,541 --> 00:43:30,000
‫لعنتی… واقعاً تحسین‌برانگیزه، پسر

1085
00:43:30,041 --> 00:43:32,791
‫دیگه رسماً همه فهمیدیم، اما…

1086
00:43:32,833 --> 00:43:34,750
‫داری راجع‌به آدم‌های واقعی
‫حرف میزنی، جیمز. متوجهی دیگه؟

1087
00:43:34,791 --> 00:43:36,958
‫چهار تا تیکه سنگ نیستن که
‫زیر خاک دفن شده باشن،

1088
00:43:37,000 --> 00:43:38,250
‫خب؟ نکات تاریخی نیستن

1089
00:43:38,291 --> 00:43:39,333
‫- بنجی، بنجی، خیلی‌خب
‫- فقط… هی

1090
00:43:39,375 --> 00:43:40,416
‫تو برو بشین

1091
00:43:40,458 --> 00:43:41,666
‫به خانمت یه پیامی بده و
‫یه لحظه بشین سر جات

1092
00:43:41,708 --> 00:43:42,833
‫شرمنده اگه حرفی زدم که ناراحت شدی…

1093
00:43:42,875 --> 00:43:44,000
‫نه، نه، نه. نگاه کن. ببین

1094
00:43:44,041 --> 00:43:45,291
‫سوءتفاهم نشه،
‫کارتو خوب بلدی ها

1095
00:43:45,333 --> 00:43:46,791
‫ایلاژ، تو هم کارت درستـه

1096
00:43:46,833 --> 00:43:49,125
‫اما فکر کنم فقط یه‌بَند
‫دارید اطلاعات آماری‌تون رو به رُخ می‌کِشید

1097
00:43:49,166 --> 00:43:50,833
‫متوجهید که دارید فضا رو سرد و

1098
00:43:51,583 --> 00:43:52,583
‫بی‌روح می‌کنید؟

1099
00:43:55,583 --> 00:43:57,333
‫خیلی‌خب. آم…

1100
00:43:57,375 --> 00:44:01,041
‫شرمنده. شاید به‌خاطر لحن انگلیسیمـه

1101
00:44:01,083 --> 00:44:02,583
‫- فقط می‌خوام روراست باشم
‫- باشه

1102
00:44:02,625 --> 00:44:04,125
‫اگه بازخورد به کارتون میاد،
‫من کلاً هدفم همینـه

1103
00:44:04,166 --> 00:44:05,208
‫- باش
‫- تازه، به نظرم…

1104
00:44:05,250 --> 00:44:07,166
‫مشکل اساسی این تورِت اینـه که…

1105
00:44:07,208 --> 00:44:08,458
‫- خدای من
‫- اگه اجازه هست…

1106
00:44:08,500 --> 00:44:10,166
‫مشکلی نداره؟
‫می‌تونم نظرم رو آزادانه بگم؟

1107
00:44:10,208 --> 00:44:11,500
‫خیلی‌خب

1108
00:44:11,541 --> 00:44:13,291
‫صرفاً حس می‌کنم از تموم چیزهایی که

1109
00:44:13,333 --> 00:44:15,375
‫واقعیت محضـه،

1110
00:44:15,416 --> 00:44:16,666
‫دور شدیم، نه؟

1111
00:44:17,458 --> 00:44:18,875
‫همش عین واقعیتـه، بنجی

1112
00:44:18,916 --> 00:44:20,541
‫- خدایی؟
‫- هر چی گفتم عین حقیقت بوده

1113
00:44:20,583 --> 00:44:21,958
‫حقیقت؟ پس چطوریـه که
‫تا الان کسی رو ندیدم…

1114
00:44:22,000 --> 00:44:23,458
‫- که اصالتاً لهستانی باشه؟
‫- صرفاً واقعیت رو گفتم

1115
00:44:23,500 --> 00:44:24,625
‫تا حالا با کسی که اهل اینجا باشه

1116
00:44:24,666 --> 00:44:25,958
‫روبرو نشدم

1117
00:44:26,000 --> 00:44:27,250
‫- می‌گیری منظورمو؟
‫- بنجی، کوتاه بیا

1118
00:44:27,291 --> 00:44:28,500
‫کلاً داریم از این جاذبه میریم

1119
00:44:28,541 --> 00:44:30,083
‫اون جاذبه و همینطوری…

1120
00:44:30,125 --> 00:44:31,583
‫- متوجهی؟
‫- آره، ولی گردشگری هم

1121
00:44:31,625 --> 00:44:32,875
‫یعنی همین دیگه، درست نمیگم؟

1122
00:44:32,916 --> 00:44:34,291
‫از این جاذبه به اون جاذبه رفتن

1123
00:44:34,333 --> 00:44:36,291
‫به‌خاطر همین هم اومدی
‫اسم نوشتی دیگه، نه؟

1124
00:44:36,333 --> 00:44:37,833
‫خب، دیو هدفش تور بود

1125
00:44:39,166 --> 00:44:40,916
‫خیلی‌خب. آره، نه.
‫شرمنده‌ام من.

1126
00:44:40,958 --> 00:44:43,708
‫ببین، پسر. می‌دونی چیـه؟

1127
00:44:43,750 --> 00:44:46,458
‫راستشو بخوای، تور محشریـه

1128
00:44:46,500 --> 00:44:47,541
‫جدی میگم، پسر

1129
00:44:47,583 --> 00:44:48,833
‫هو… هوش از سرم پَرونده

1130
00:44:48,875 --> 00:44:50,041
‫دیو هم خوراکش همینـه

1131
00:44:50,083 --> 00:44:52,250
‫اما خب،
‫یه ذره هم که شده…

1132
00:44:52,291 --> 00:44:54,000
‫بیخیال این آمار و حقایق شو

1133
00:44:54,041 --> 00:44:55,541
‫واقعاً نمیشه؟

1134
00:44:57,291 --> 00:44:58,500
‫نه، چرا، البته. آره

1135
00:44:58,541 --> 00:45:00,458
‫- آهسته‌تر پیش میریم
‫- عالی شد

1136
00:45:00,500 --> 00:45:02,666
‫خوبـه، همین.
‫حرف من هم همینـه.

1137
00:45:03,875 --> 00:45:05,416
‫آم…

1138
00:45:05,458 --> 00:45:08,083
‫خب، می‌خواستم پیشنهاد بدم
‫نفری یه سنگ برداریم…

1139
00:45:09,708 --> 00:45:12,875
‫بذاریم روی مقبره‌ی کوپلمن

1140
00:45:13,666 --> 00:45:14,791
‫- آره
‫- آره؟

1141
00:45:14,833 --> 00:45:16,083
‫- چه فکر بکری
‫- نه، به نظرم…

1142
00:45:16,125 --> 00:45:17,833
‫- فکر خوبیـه
‫- مرسی، پسر

1143
00:45:17,875 --> 00:45:19,166
‫میشه صداشون کنم بیان اینوَر؟

1144
00:45:19,208 --> 00:45:20,708
‫هر کاری می‌خوای بکن، پسر.
‫تور خودتـه، جیمز.

1145
00:45:20,750 --> 00:45:22,000
‫خیلی‌خب، میشه یه لحظه بیاید اینجا؟

1146
00:45:22,041 --> 00:45:24,750
‫- همه؟ مارشا؟
‫- همه یه سنگ بردارن

1147
00:45:24,791 --> 00:45:26,541
‫- برو که رفتیم. یدونه پیدا کردم
‫- آره

1148
00:45:26,583 --> 00:45:28,750
‫- آره، حلـه
‫- آم…

1149
00:45:28,791 --> 00:45:31,375
‫- من یه چیزی رو سریع بگم…
‫- بله

1150
00:45:31,416 --> 00:45:35,458
‫این قدیمی‌ترین مقبره‌ توی کل کشور لهستانـه

1151
00:45:35,500 --> 00:45:39,666
‫آم، مقبره‌ی مردی به اسم
‫جیکوب کوپلمن لیوایـه که

1152
00:45:39,708 --> 00:45:43,666
‫یه آدم واقعی بود و توی دنیای واقعی

1153
00:45:43,708 --> 00:45:46,333
‫زندگی می‌کرد. لهستانی هم بود

1154
00:45:47,916 --> 00:45:49,541
‫اهل لهستان بود

1155
00:45:49,583 --> 00:45:51,625
‫با بنجی داشتیم صحبت می‌کردیم که

1156
00:45:51,666 --> 00:45:53,250
‫چطوری ادای احترام کنیم و

1157
00:45:53,291 --> 00:45:56,708
‫به این نتیجه رسیدیم بد نیست
‫نفری یه سنگ روی مقبره‌اش بذاریم

1158
00:45:56,750 --> 00:46:00,208
‫آم، دیدگاه‌های متفاوتی
‫در رابطه با این سنت یهودی موجوده

1159
00:46:00,250 --> 00:46:03,625
‫اما شخصاً دوست دارم
‫به چشمِ یه حرکت صمیمانه و

1160
00:46:03,666 --> 00:46:07,208
‫ساده بهش نگاه کنم که میگه:

1161
00:46:08,250 --> 00:46:09,541
‫«فراموشت نکردیم.»

1162
00:46:12,625 --> 00:46:14,583
‫خیلی قشنگ بود، جیمز. ممنونم

1163
00:46:14,625 --> 00:46:18,750
‫خیلی‌خب. پس بریم تو کارش، آماده‌اید؟

1164
00:46:18,791 --> 00:46:20,125
‫باید سنگ‌های خوشگل موشگل پیدا کنیم؟

1165
00:46:20,166 --> 00:46:21,083
‫- آره، آره
‫- آره، عالی بود

1166
00:46:21,125 --> 00:46:22,166
‫- فکر خوبیـه
‫- آره

1167
00:46:22,208 --> 00:46:23,333
‫میرم یه سنگ پیدا کنم

1168
00:46:23,375 --> 00:46:24,833
‫- عالیـه
‫- به نظرم حرکتِ…

1169
00:46:24,875 --> 00:46:26,791
‫- خیلی قشنگی بود، بنجی
‫- ممنونم، مارشا

1170
00:46:26,833 --> 00:46:28,208
‫- ممنونم
‫- آره، قشنگ بود

1171
00:46:28,250 --> 00:46:29,916
‫آره، یه جورایی از خودمون در آوردیم

1172
00:46:29,958 --> 00:46:31,625
‫- بریم بگردیم
‫- شکار سنگ

1173
00:46:31,666 --> 00:46:34,166
‫می‌خوام گُنده‌ترین سنگ رو بر دارم

1174
00:46:34,208 --> 00:46:37,041
‫یکی می‌خوام هم قشنگ باشه،
‫هم صاف…

1175
00:46:37,083 --> 00:46:38,250
‫- شرمنده
‫- برو که رفتیم

1176
00:46:38,291 --> 00:46:39,625
‫- طوری نیست
‫- هی، مارشا

1177
00:46:39,666 --> 00:46:41,041
‫آره

1178
00:46:41,083 --> 00:46:43,083
‫خیلی‌خب. همه سنگ برداشتید؟

1179
00:46:43,125 --> 00:46:44,666
‫من این یکی رو می‌خوام، لطفاً

1180
00:47:19,708 --> 00:47:21,583
‫همه بابام رو دوست داشتن،

1181
00:47:21,625 --> 00:47:24,166
‫اما عموم باهوشِ

1182
00:47:24,208 --> 00:47:25,333
‫- کل فامیل بود
‫- آره

1183
00:47:25,375 --> 00:47:26,708
‫بخاطر محدودیت سهمیه‌های

1184
00:47:26,750 --> 00:47:28,375
‫مختص دکترهای یهودی،

1185
00:47:28,416 --> 00:47:29,875
‫- از دانشکده‌ی پزشکی رد شد
‫- آها، درستـه

1186
00:47:29,916 --> 00:47:31,125
‫با عرض معذرت،

1187
00:47:31,166 --> 00:47:34,208
‫وقتی هاوا ناگیلا پخش میشه
‫نمی‌تونم تمرکز کنم

1188
00:47:34,250 --> 00:47:35,291
‫واقعاً شرمنده. آره

1189
00:47:35,333 --> 00:47:36,833
‫- آره
‫- ما با همه‌ی تورها میایم اینجا

1190
00:47:36,875 --> 00:47:38,166
‫خیلی هم غذاشون خوبـه

1191
00:47:38,208 --> 00:47:40,458
‫ولی موسیقی‌شون خیلی جالب نیست

1192
00:47:40,500 --> 00:47:42,333
‫بی‌مغزهای یهودستیز

1193
00:47:42,375 --> 00:47:43,708
‫خب، یهودستیزن یا نه رو نمی‌دونم،

1194
00:47:43,750 --> 00:47:45,375
‫اما مالک‌هاشون یهودی‌ان…

1195
00:47:45,416 --> 00:47:48,583
‫ببخشید. لطفاً ادامه بده، مارشا

1196
00:47:48,625 --> 00:47:51,958
‫آم، خب عمو سم‌ام نتونست بره
‫دانشکده‌ی پزشکی،

1197
00:47:52,000 --> 00:47:53,791
‫بخاطر همین هم داروساز شد و

1198
00:47:53,833 --> 00:47:56,958
‫در نهایت پنج تا… آره، پنج‌ تا…

1199
00:47:57,000 --> 00:47:58,916
‫پنج تا داروخونه داخل و اطراف
‫شیکارگو تأسیس کرد

1200
00:47:58,958 --> 00:48:00,375
‫- ماشالا
‫- اتفاقی رو

1201
00:48:00,416 --> 00:48:02,041
‫رقم زد که حالا جزو داروخونه‌های
‫امروزی به حساب میاد

1202
00:48:02,083 --> 00:48:03,291
‫- آره
‫- دقیقاً

1203
00:48:03,333 --> 00:48:04,458
‫- معرکه‌ست
‫- می‌دونید منظورم چیـه؟

1204
00:48:04,500 --> 00:48:05,875
‫آره، آره. بالاخره آهنگش تموم شد

1205
00:48:05,916 --> 00:48:07,791
‫منتظر بود حرفم رو بزنم،
‫البته که حالت…

1206
00:48:07,833 --> 00:48:09,541
‫این مسئله حول محور
‫تجربه‌ی مهاجرت می‌چرخه،

1207
00:48:09,583 --> 00:48:10,791
‫- قبول دارید؟
‫- والا

1208
00:48:10,833 --> 00:48:12,791
‫تأیید می‌کنم، همینطوره

1209
00:48:12,833 --> 00:48:15,541
‫عمو خانِ مارک با قایق
‫اومده بود لهستان،

1210
00:48:15,583 --> 00:48:18,250
‫به دلایل چرت و پرتی هم رفت گالوستون

1211
00:48:18,791 --> 00:48:19,958
‫یهودی‌جماعت توی تگزاس

1212
00:48:20,000 --> 00:48:21,375
‫درآمدش از جمع کردن وسایلی بود که

1213
00:48:21,416 --> 00:48:23,083
‫پولدارها می‌ریختن توی خیابون،

1214
00:48:23,125 --> 00:48:25,083
‫تعمیرشون می‌کرد و می‌فروخت‌شون

1215
00:48:25,125 --> 00:48:26,750
‫- جدی؟
‫- واقعیـه

1216
00:48:26,791 --> 00:48:28,708
‫دست بر قضا، بعضی‌هاشون رو

1217
00:48:28,750 --> 00:48:30,458
‫به خودِ صاحب‌هاشون می‌فروخت

1218
00:48:30,500 --> 00:48:31,708
‫- نه بابا. جداً؟
‫- آره

1219
00:48:31,750 --> 00:48:32,875
‫- آره دیگه
‫- ای عمو خان

1220
00:48:32,916 --> 00:48:33,958
‫باریکلا. چقدر زرنگ بود

1221
00:48:34,000 --> 00:48:35,750
‫پولدارها یه مُشت بی‌مغزن

1222
00:48:37,416 --> 00:48:39,541
‫حالا اینو ولش کنید، مامان‌بزرگ‌مون…

1223
00:48:39,625 --> 00:48:42,166
‫- آم…
‫- مامان‌بزرگ دوری

1224
00:48:42,208 --> 00:48:44,125
‫آره، مامان‌بزرگ‌ دوریِ ما،

1225
00:48:44,166 --> 00:48:45,875
‫مالک خونه‌ای که قراره
‫پنجشنبه ازش دیدن کنیم،

1226
00:48:45,916 --> 00:48:48,458
‫خیلی خانم فوق‌العاده‌ای بود

1227
00:48:48,500 --> 00:48:50,500
‫از اون دسته آدم‌های

1228
00:48:50,541 --> 00:48:53,208
‫واقع‌گرای قدیمی بود که
‫دیگه مثل‌شون پیدا نمیشه

1229
00:48:53,250 --> 00:48:55,625
‫از اون دسته افراد بی‌پرده و سرسختی که…

1230
00:48:55,666 --> 00:48:57,083
‫آم، راستشو بخواید،

1231
00:48:57,125 --> 00:48:59,166
‫تموم بچگیم مثل سگ ازش می‌ترسیدم

1232
00:48:59,208 --> 00:49:00,416
‫من که اصلاً ازش نمی‌ترسیدم

1233
00:49:00,500 --> 00:49:01,791
‫درسته، درسته

1234
00:49:01,791 --> 00:49:03,916
‫نه. اون و بنجی واسه خودشون
‫زبون مخفی مخصوص خودشون رو داشتن

1235
00:49:03,958 --> 00:49:05,375
‫همیشه هرچی به ذهن‌شون می‌رسید
‫به زبون می‌آوردن

1236
00:49:05,416 --> 00:49:06,458
‫مگه نه؟

1237
00:49:06,500 --> 00:49:07,750
‫- چاره‌ای نبود
‫- آره

1238
00:49:07,791 --> 00:49:09,750
‫یه داستان مشابهِ دیگه‌ای،
‫اون با هزارجور معجزه…

1239
00:49:09,791 --> 00:49:11,791
‫از اردوگاه جون سالم به در برد و

1240
00:49:11,833 --> 00:49:12,875
‫به نیویورک اومد و

1241
00:49:12,916 --> 00:49:14,416
‫می‌خواست طراح لباس شه

1242
00:49:14,458 --> 00:49:15,833
‫ولی از پس هزینه‌های دانشکده‌ی مُد برنمی‌اومد

1243
00:49:15,875 --> 00:49:18,000
‫واسه همین تهش منشی موند

1244
00:49:18,041 --> 00:49:19,416
‫آره. بعدشم گفت «گور باباش» و

1245
00:49:19,458 --> 00:49:21,291
‫رفت کل شرکت رو صاحب شد

1246
00:49:21,375 --> 00:49:22,791
‫- واو
‫- چه خفن

1247
00:49:22,833 --> 00:49:24,333
‫خب، داره جوری تعریف می‌کنه انگار…

1248
00:49:24,375 --> 00:49:25,916
‫شرکت رو با خونِتای نظامی تصاحب کرده. نه

1249
00:49:25,958 --> 00:49:28,083
‫نه، اون… نه، اون خیلی باهوش بود

1250
00:49:28,125 --> 00:49:30,375
‫یه شرکت املاک تجاری کوچیک بود.
‫اینجوری نبود که… می‌دونی

1251
00:49:30,416 --> 00:49:31,916
‫من قدیم‌ها هر پنجشنبه باهاش صحبت می‌کردم

1252
00:49:31,958 --> 00:49:32,958
‫- آخی
‫- آره

1253
00:49:33,000 --> 00:49:34,625
‫- رسماً هر پنجشنبه
‫- چه کار قشنگی می‌کردی، بنجی

1254
00:49:34,666 --> 00:49:38,083
‫اونوقت من اگه ماهی یه بار
‫از بچه‌هام خبری شه شوک میشم

1255
00:49:38,125 --> 00:49:39,833
‫مارشا، گور باباشون

1256
00:49:39,875 --> 00:49:42,250
‫پسر، یه هفته هم نمی‌شد نبینمش

1257
00:49:42,291 --> 00:49:43,875
‫خیلی بهم سخت می‌گرفت

1258
00:49:43,916 --> 00:49:45,916
‫توی این خانواده‌ی لعنتی
‫تنها کسی بود که…

1259
00:49:45,958 --> 00:49:47,666
‫همیشه هوای منو داشت

1260
00:49:47,708 --> 00:49:49,291
‫می‌دونی، بقیه تا محتاج‌شون بودم

1261
00:49:49,333 --> 00:49:50,875
‫غیب‌شون میزد

1262
00:49:52,500 --> 00:49:56,166
‫آره. ولی می‌دونی، مامان‌بزرگ
‫هیچوقت دلش به حال خودش نمی‌سوخت

1263
00:49:56,208 --> 00:49:57,250
‫در واقع همیشه به من می‌گفت

1264
00:49:57,291 --> 00:49:58,833
‫واسه زحمت‌هایی که کشیده
‫خدا رو شکر می‌کنه

1265
00:49:58,875 --> 00:50:01,333
‫خب، مسئله همینه.
‫هیچوقت دم نمی‌زد،

1266
00:50:01,375 --> 00:50:02,583
‫همین هم بهش امید می‌داد، درسته؟

1267
00:50:02,625 --> 00:50:04,458
‫آره. در واقع قدیم‌ها بهم می‌گفت

1268
00:50:04,500 --> 00:50:06,500
‫می‌دونی، مهاجرهای نسل اولی

1269
00:50:06,541 --> 00:50:07,750
‫مشاغل سطح پایین دارن

1270
00:50:07,791 --> 00:50:10,000
‫می‌دونی، راننده تاکسی میشن،
‫پیک میشن غذا تحویل میدن

1271
00:50:10,041 --> 00:50:11,750
‫ولی نسل دومی‌ها
‫به مدارس خوب میرن و

1272
00:50:11,791 --> 00:50:14,083
‫دکتر و وکیل و غیره میشن، می‌دونی

1273
00:50:14,125 --> 00:50:15,916
‫و نسل سومی‌ها

1274
00:50:15,958 --> 00:50:17,208
‫توی زیرزمین مادرشون زندگی می‌کنن و

1275
00:50:17,250 --> 00:50:19,083
‫کل روز رو مواد می‌کشن

1276
00:50:19,125 --> 00:50:20,250
‫یعنی…

1277
00:50:21,625 --> 00:50:22,791
‫اینو خودش گفت؟

1278
00:50:25,583 --> 00:50:27,333
‫فکر کنم داشت خیلی کلی راجع‌به…

1279
00:50:27,375 --> 00:50:28,583
‫تجربه‌ی مهاجرت حرف میزد

1280
00:50:28,625 --> 00:50:29,875
‫چون منم توی زیرزمین مادرم زندگی کردم

1281
00:50:29,916 --> 00:50:31,166
‫اون منظورش مهاجرها بود

1282
00:50:31,208 --> 00:50:32,541
‫- خیلی‌خب، آره
‫- فقط همین

1283
00:50:40,625 --> 00:50:42,125
‫من باید برم دستشویی

1284
00:50:46,583 --> 00:50:49,291
‫توی راه دستشویی خودم برمی‌دارمش.
‫نگران نباش

1285
00:50:50,291 --> 00:50:52,166
‫وقت دستشوییه

1286
00:50:57,291 --> 00:50:59,041
‫شرمنده بابت رفتارش

1287
00:50:59,083 --> 00:51:00,625
‫نه، نه

1288
00:51:00,791 --> 00:51:02,250
‫چه جوون پریشونی

1289
00:51:02,291 --> 00:51:04,208
‫دلش می‌خواد آدم خوبی باشه.
‫میشه اون بارقه رو توش دید

1290
00:51:04,250 --> 00:51:05,708
‫- می‌دونی که منظورم چیه؟
‫- آره. قطعاً، ایلاژ

1291
00:51:05,750 --> 00:51:07,833
‫ببخش اگه من اون بارقه‌ی جادویی رو نمی‌بینم

1292
00:51:07,875 --> 00:51:10,375
‫مارک، تمومش کن.
‫بالاخره کلی درد کشیده

1293
00:51:10,416 --> 00:51:11,583
‫- باشه، باشه
‫- هم بامزه‌ست و

1294
00:51:11,625 --> 00:51:14,083
‫هم توی هر شرایط آشفته‌ای پسر جذابیـه

1295
00:51:14,083 --> 00:51:15,166
‫دلم به حالش می‌سوزه

1296
00:51:15,208 --> 00:51:17,166
‫- همیشه همینجوری بوده؟
‫- آره

1297
00:51:17,208 --> 00:51:18,875
‫خب، همیشه بالا و پایین داشته، می‌دونی؟

1298
00:51:18,916 --> 00:51:20,208
‫آدم حساسیـه و

1299
00:51:20,250 --> 00:51:21,916
‫شناخت بالایی از مردم داره

1300
00:51:21,958 --> 00:51:23,000
‫ولی بعدش یه اشتباه که بکنی…

1301
00:51:23,041 --> 00:51:24,875
‫انگار یه چیزی توش تغییر می‌کنه

1302
00:51:24,875 --> 00:51:26,625
‫خوب نیست غیبتش رو کنیم

1303
00:51:26,625 --> 00:51:28,125
‫نه. چه بدی‌ای داره؟

1304
00:51:28,166 --> 00:51:31,333
‫مشخصه که یه چیزی بین تو و…

1305
00:51:32,166 --> 00:51:33,875
‫خب، معلومه که داره درد می‌کشه

1306
00:51:33,916 --> 00:51:35,916
‫درسته، ولی مگه هرکس یه جور درد نمی‌کشه؟

1307
00:51:35,958 --> 00:51:38,500
‫خودت ببین چه بلایی سر خانواده‌هامون اومده

1308
00:51:38,541 --> 00:51:39,916
‫زادگاه‌مون رو ببین

1309
00:51:39,958 --> 00:51:42,000
‫کیه که اینجوری نباشه؟
‫کیه که سختی نکشیده باشه؟

1310
00:51:42,041 --> 00:51:43,333
‫خب، تو به نظر خوب میای

1311
00:51:43,375 --> 00:51:44,833
‫ولی نیستم، خوب نیستم

1312
00:51:44,875 --> 00:51:47,125
‫بخاطر اختلال فکری-عملی کوفتیم
‫قرص می‌خورم و

1313
00:51:47,166 --> 00:51:48,833
‫می‌دوئم و مراقبه می‌کنم و

1314
00:51:48,875 --> 00:51:50,583
‫صبح میرم سرکار

1315
00:51:50,625 --> 00:51:52,166
‫آخرشب میام خونه و

1316
00:51:52,208 --> 00:51:53,416
‫به زندگیم ادامه میدم

1317
00:51:53,458 --> 00:51:55,041
‫چون می‌دونم دردی که می‌کشم عادیـه

1318
00:51:55,083 --> 00:51:56,666
‫واسه همین نیازی نمی‌بینم که

1319
00:51:56,708 --> 00:51:58,708
‫چطور بگم، مثلاً این بار رو
‫روی دوش بقیه بندازم، می‌دونی؟

1320
00:51:58,750 --> 00:52:00,375
‫- آره
‫- اوهوم

1321
00:52:00,416 --> 00:52:01,875
‫آره. خدایا، متأسفم

1322
00:52:01,916 --> 00:52:03,125
‫نه. اشکالی نداره، دیوید

1323
00:52:03,166 --> 00:52:04,333
‫- طوری نیست
‫- شرمنده، دارم هزیون میگم

1324
00:52:04,375 --> 00:52:05,625
‫من فقط…

1325
00:52:07,000 --> 00:52:09,291
‫نمی‌دونم. آمم…

1326
00:52:10,458 --> 00:52:11,625
‫اوه

1327
00:52:11,666 --> 00:52:13,458
‫شرمنده. بعضی وقت‌ها خیلی از دستش

1328
00:52:13,500 --> 00:52:15,166
‫کلافه میشم، می‌دونی،

1329
00:52:15,208 --> 00:52:17,125
‫یعنی…

1330
00:52:17,166 --> 00:52:18,958
‫هم دوستش دارم

1331
00:52:19,000 --> 00:52:20,458
‫هم ازش بدم میاد

1332
00:52:20,500 --> 00:52:23,000
‫هم می‌خوام سر به تنش نباشه

1333
00:52:24,208 --> 00:52:26,708
‫هم می‌خوام یکی عینهو اون باشم، می‌دونی؟

1334
00:52:26,750 --> 00:52:28,500
‫و وقتی هم کنارشم

1335
00:52:28,541 --> 00:52:30,708
‫احساس حماقت می‌کنم، می‌دونی

1336
00:52:30,750 --> 00:52:31,916
‫چون اون خیلی خفنـه و

1337
00:52:31,958 --> 00:52:33,416
‫هیچی به هیچ جاش هم نیست

1338
00:52:33,458 --> 00:52:35,291
‫از طرفی هم

1339
00:52:35,333 --> 00:52:36,916
‫وقتی اینجا باهاشم

1340
00:52:36,958 --> 00:52:39,375
‫برام خیلی گیج‌کننده‌ست، می‌دونی؟

1341
00:52:39,416 --> 00:52:41,500
‫برام گیج‌کننده‌ست چون به خودم میگم

1342
00:52:41,541 --> 00:52:44,083
‫چون همچین آدمی
‫یکی از بازمونده‌های

1343
00:52:44,125 --> 00:52:46,375
‫این کشوره، می‌دونی؟

1344
00:52:46,416 --> 00:52:48,083
‫عموت کارش فروش مبلمان دسته دو

1345
00:52:48,125 --> 00:52:49,875
‫به یه مشت عوضی پولدار بود

1346
00:52:49,875 --> 00:52:51,458
‫یا عرضه نداشت دانشکده‌ی پزشکی بره

1347
00:52:51,500 --> 00:52:53,083
‫اونوقت اینکه تو تونستی

1348
00:52:53,125 --> 00:52:54,916
‫توی ۳۰ سال اخیر
‫از بدترین اتفاقی که توی این کره افتاده

1349
00:52:54,958 --> 00:52:56,333
‫جون سالم به در ببری جای تعجبـه و

1350
00:52:56,375 --> 00:52:59,750
‫از طرفی هم مامان‌بزرگ‌مون
‫با هزارجور معجزه

1351
00:52:59,791 --> 00:53:02,458
‫وقتی کل دنیا می‌خواست
‫سربه‌نیستش کنه زنده موند، می‌دونی؟

1352
00:53:02,500 --> 00:53:05,333
‫حالا که نگاهش می‌کنم

1353
00:53:05,375 --> 00:53:08,500
‫دلم می‌خواد ازش بپرسم

1354
00:53:08,541 --> 00:53:11,958
‫می‌خوام ازش بپرسم ولی نمی‌تونم

1355
00:53:12,000 --> 00:53:13,583
‫بپرسم…

1356
00:53:13,625 --> 00:53:17,500
‫بپرسم چطور میشه نوه‌ی کسی که
‫با هزارجور معجزه زنده موند،

1357
00:53:17,541 --> 00:53:20,458
‫می‌تونه با یه قوطی قرص خواب‌آور اوِردوز کنه؟

1358
00:53:22,500 --> 00:53:23,875
‫چی؟

1359
00:53:23,916 --> 00:53:25,500
‫چی گفتی؟

1360
00:53:25,541 --> 00:53:26,833
‫آره، می‌خواست…

1361
00:53:28,333 --> 00:53:30,625
‫آره. شرمنده. نباید این چیزها رو می‌گفتم

1362
00:53:32,541 --> 00:53:35,875
‫اشکالی نداره.
‫متأسفم که اینو می‌شنوم

1363
00:53:35,916 --> 00:53:38,333
‫واقعاً متأسفم.
‫این… واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

1364
00:53:38,375 --> 00:53:39,500
‫کِی اتفاق افتاد؟

1365
00:53:39,541 --> 00:53:42,416
‫حدوداً شیش… شیش ماه پیش

1366
00:53:42,458 --> 00:53:45,250
‫زن‌عمو لیای من، مادر بنجی،
‫دید روی مبل افتاده و

1367
00:53:47,333 --> 00:53:50,708
‫می‌دونم که اون خیلی شیرین و جذابـه و

1368
00:53:50,750 --> 00:53:52,166
‫همه‌تون تصویر یه مرد بی‌نظیری رو

1369
00:53:52,208 --> 00:53:54,958
‫می‌بینید و رد می‌شید،

1370
00:53:55,000 --> 00:53:57,833
‫که البته حق هم دارید،
‫از خیلی جهات بنجی بی‌نظیره

1371
00:53:57,875 --> 00:54:00,791
‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنم که

1372
00:54:00,833 --> 00:54:04,250
‫بی‌هوش روی مبلِ یه زیرزمین نمور افتاده

1373
00:54:04,291 --> 00:54:05,583
‫درحالی که من توی نیویورک سیتی،

1374
00:54:05,625 --> 00:54:07,666
‫پیش همسر قشنگ و بچه‌ی دوست‌داشتنیم‌ام

1375
00:54:07,708 --> 00:54:09,583
‫بدجوری آتیش می‌گیرم

1376
00:54:12,000 --> 00:54:15,708
‫ببخشید، سفره‌ی دلم رو باز کردم

1377
00:54:23,875 --> 00:54:25,291
‫خب، بازم شروع کردن

1378
00:54:26,666 --> 00:54:27,833
‫بنجیـه

1379
00:54:38,625 --> 00:54:40,375
‫می‌دونستی پیانو می‌زنه؟

1380
00:54:41,291 --> 00:54:43,125
‫قبلاً باهم کلاس می‌رفتیم

1381
00:54:47,416 --> 00:54:48,500
‫ببخشید

1382
00:55:23,958 --> 00:55:25,333
‫بنجی، خیلی قشنگ بود

1383
00:55:25,375 --> 00:55:27,041
‫فوق‌العاده بود، بنجی

1384
00:55:35,291 --> 00:55:39,250
‫« پریا »

1385
00:56:22,500 --> 00:56:23,625
‫لعنتی

1386
00:56:32,625 --> 00:56:34,958
‫سلام. ببخشید مزاحم شدم

1387
00:56:35,000 --> 00:56:36,291
‫احیاناً پسرعمو‌ی منو…

1388
00:56:36,333 --> 00:56:38,833
‫این‌ورها ندیدی؟

1389
00:56:38,875 --> 00:56:39,916
‫اون…

1390
00:56:44,541 --> 00:56:46,041
‫تماس شما به…

1391
00:56:46,083 --> 00:56:47,583
‫سیستم پیام‌گذاری صوتی گویا منتقل شد

1392
00:56:48,625 --> 00:56:50,000
‫در دسترس نمی‌باشد

1393
00:56:50,041 --> 00:56:51,333
‫صندوق پست صوتی پر بوده و

1394
00:56:51,375 --> 00:56:53,291
‫در حال حاضر قادر به دریافت
‫پیام‌های بیشتری نیست

1395
00:56:53,333 --> 00:56:54,333
‫خدانگهدار

1396
00:57:04,958 --> 00:57:06,083
‫الو؟

1397
00:57:06,125 --> 00:57:07,375
‫رفیق، دربه‌در دنبالتم، کجایی؟

1398
00:57:07,416 --> 00:57:08,375
‫همه پایین منتظر توییم، پسر

1399
00:57:08,416 --> 00:57:09,458
‫گندش بزنن

1400
00:57:09,500 --> 00:57:10,916
‫- زود پاشو بیا پایین
‫- تف بهش

1401
00:57:23,333 --> 00:57:25,833
‫بالاخره پیداش شد، صبح به‌خیر، دیو

1402
00:57:25,875 --> 00:57:27,541
‫زنگ گذاشتی ولی بازم بیدار نشدی؟

1403
00:57:27,583 --> 00:57:29,750
‫نه. چون کل شب رو دنبال جناب‌عالی بودم،

1404
00:57:29,791 --> 00:57:31,125
‫گوشیم رو شارژ نکردم و خاموش شد

1405
00:57:31,166 --> 00:57:32,708
‫کدوم گوری بودی؟

1406
00:57:32,708 --> 00:57:35,291
‫شرمنده، رفیق. آره.
‫خیلی خوش‌خواب بودی

1407
00:57:35,291 --> 00:57:37,250
‫آره؟ زهره‌ترکم کردی، بنجی

1408
00:57:37,291 --> 00:57:39,000
‫شرمند، پسر

1409
00:57:39,041 --> 00:57:40,416
‫پیش مارشا موندم

1410
00:57:40,416 --> 00:57:42,000
‫- نمی‌خواستم بیدارت کنم
‫- صبح به‌خیر، بَروبچ

1411
00:57:42,000 --> 00:57:43,125
‫- صبح به‌خیر، رفقا
‫- صبح به‌خیر

1412
00:57:43,166 --> 00:57:44,208
‫همه‌تون زود پاشدید. خوشم اومد

1413
00:57:44,250 --> 00:57:46,125
‫- صبح به‌خیر
‫- صبح به‌خیر

1414
00:57:46,166 --> 00:57:47,625
‫خب، الانه که ون برسه

1415
00:57:47,666 --> 00:57:50,958
‫مسیر خیلی کوتاهیـه، خب؟

1416
00:57:59,708 --> 00:58:01,500
‫حالا هرچی

1417
00:58:01,541 --> 00:58:03,958
‫آره. فکر کنم حالم خوب بود
‫تا وقتی که…

1418
00:58:05,583 --> 00:58:06,916
‫خوشم نمیاد…

1419
00:58:06,958 --> 00:58:09,208
‫خیلی‌خب، میشه یه لحظه همه…

1420
00:58:09,250 --> 00:58:11,291
‫- حواس‌شون به من باشه؟
‫- جیمز

1421
00:58:11,333 --> 00:58:12,500
‫نمی‌خوام توضیح واضحات بدم

1422
00:58:12,541 --> 00:58:14,708
‫ولی امروز قراره روز طاقت‌فرسایی باشه

1423
00:58:14,750 --> 00:58:17,500
‫اگه تابحال توی اردوگاه کار اجباری نبودید،

1424
00:58:17,541 --> 00:58:20,250
‫می‌تونه حسابی کلافه‌تون کنه

1425
00:58:20,291 --> 00:58:22,166
‫دو دقیقه‌ای می‌رسیم

1426
00:58:22,208 --> 00:58:24,291
‫خب؟ ممنون از همگی

1427
00:58:46,333 --> 00:58:47,708
‫همه حال‌شون خوبـه؟

1428
00:58:49,083 --> 00:58:51,125
‫خب، اولین چیزی که
‫احتمالاً نظرتون رو جلب می‌کنه

1429
00:58:51,166 --> 00:58:53,625
‫اینـه که مایدانک با میدون مرکزی لوبلین

1430
00:58:53,666 --> 00:58:55,125
‫تنها ۳/۲ کیلومتر فاصله داره

1431
00:58:56,625 --> 00:58:58,916
‫باورتون میشه که توی
‫حد فاصل ۳/۲ کیلومتری با این زمین‌ها

1432
00:58:59,666 --> 00:59:01,208
توی مرکز شهری به این شلوغی‫

1433
00:59:01,250 --> 00:59:03,208
‫زندگی جریان داره؟

1434
00:59:08,000 --> 00:59:10,375
‫قبل از اینکه ارتش سرخ به مایدانک برسه

1435
00:59:10,416 --> 00:59:12,416
‫نازی‌ها اکثر زندانی‌های خودشون رو

1436
00:59:12,458 --> 00:59:14,500
‫به اردوگاه‌های دیگه‌ی
‫غربِ کشور منتقل کرده بودن

1437
00:59:14,541 --> 00:59:17,250
‫و به‌خاطر عجله‌ای که داشتن،
‫جماهیر شوروی شواهد رو از بین نبرد

1438
00:59:17,291 --> 00:59:19,041
‫بنابراین بر خلاف اردوگاه‌های دیگه،

1439
00:59:19,083 --> 00:59:22,000
‫چون عبارت بهتری پیدا نکردم،
‫می‌تونم بگم اصطلاحاً…

1440
00:59:22,041 --> 00:59:24,958
‫از مایدانک در واقع به خوبی نگهداری شده

1441
00:59:37,791 --> 00:59:39,500
‫قبل از اینکه وارد شیم

1442
00:59:39,541 --> 00:59:40,833
‫بگم که ممکنه امروز
‫به‌خاطر انبوه زیاد اطلاعاتم

1443
00:59:40,875 --> 00:59:43,416
‫توضیحاتم پراکنده‌تر باشه

1444
00:59:43,458 --> 00:59:44,708
‫اینجا محل مقدسیـه که…

1445
00:59:44,750 --> 00:59:47,375
‫هزاران نفر توش کشته شدن و

1446
00:59:47,416 --> 00:59:49,291
‫به نظرم اگه دقت کنید می‌بینید که

1447
00:59:49,333 --> 00:59:50,500
‫مکان خودش گویای همه‌چیز هست

1448
00:59:51,333 --> 00:59:52,333
‫خب؟

1449
01:00:01,666 --> 01:00:02,666
هی‫

1450
01:00:03,875 --> 01:00:04,875
هی‫

1451
01:00:09,375 --> 01:00:10,708
‫اینا سربازخونه‌ها هستن

1452
01:00:21,041 --> 01:00:23,000
‫اینجا گرمابه‌ی آقایونـه

1453
01:00:33,666 --> 01:00:35,208
‫«شلاقش را به دست گرفت و

1454
01:00:35,250 --> 01:00:37,541
‫ما را به سمت گرمابه هدایت کرد»

1455
01:00:37,583 --> 01:00:40,500
‫زمانی که موی و ذوی…

1456
01:00:40,541 --> 01:00:41,875
‫تمام بدن‌مان را کوتاه کردند،

1457
01:00:42,791 --> 01:00:44,500
‫به اتاق بعدی رفتیم»

1458
01:01:06,208 --> 01:01:07,791
‫این اتاق گازه

1459
01:01:29,041 --> 01:01:31,083
‫لکه‌های آبیِ روی دیوار پسمونده‌های

1460
01:01:31,125 --> 01:01:33,875
‫گاز سمی «سایکلون ب»ـه

1461
01:01:43,000 --> 01:01:44,000
‫کوره‌ها

1462
01:03:09,041 --> 01:03:10,666
‫یه لحظه اینجا بمونید، خب؟

1463
01:03:13,041 --> 01:03:14,791
‫خیلی‌خب

1464
01:03:16,458 --> 01:03:19,875
‫خب، اگه امکانش هست
‫یه لحظه اینجا جمع شید

1465
01:03:19,916 --> 01:03:22,041
‫همگی حالتون چطوره؟

1466
01:03:22,083 --> 01:03:24,500
‫اومم… خیلی هم خوب نیستم

1467
01:03:24,541 --> 01:03:26,541
‫شاید یکم احساس بی‌تفاوتی می‌کنم

1468
01:03:26,583 --> 01:03:27,958
‫آره، خودشه

1469
01:03:27,958 --> 01:03:29,125
‫ایلاژ، حالت چطوره؟

1470
01:03:29,125 --> 01:03:30,708
‫می‌دونم تو به اصطلاح…

1471
01:03:30,708 --> 01:03:32,791
‫حس نزدیک‌تری نسبت به بقیه
‫به این وقایع تاریخی داری

1472
01:03:32,833 --> 01:03:36,125
‫من خوبم. یکم فقط…

1473
01:03:36,166 --> 01:03:37,541
‫جا خوردم

1474
01:03:37,583 --> 01:03:40,750
‫ولی گمونم باز بهتر از بی‌تفاوتیـه

1475
01:03:40,750 --> 01:03:42,083
‫آره

1476
01:03:42,833 --> 01:03:44,458
‫خب، از همه ممنونم که حس‌تون رو

1477
01:03:44,500 --> 01:03:46,250
‫با من و همدیگه به اشتراک گذاشتید

1478
01:03:46,291 --> 01:03:47,833
‫نمی‌خوام به کسی فشار بیارم
‫ولی مشخصاً…

1479
01:03:47,875 --> 01:03:49,750
‫خیلی زود اینجا رو
‫به مقصد زاموشچ ترک می‌کنیم

1480
01:03:49,791 --> 01:03:51,666
‫ولی جهت تغییر رویه

1481
01:03:51,708 --> 01:03:53,041
‫پسرها رو اینجا می‌ذاریم

1482
01:03:53,083 --> 01:03:54,500
‫- اوه
‫- خیلی ناراحت‌کننده‌ست، می‌دونم

1483
01:03:54,541 --> 01:03:56,833
‫پسرها یه شب دیگه اینجا می‌مونن و بعدش

1484
01:03:56,875 --> 01:03:59,500
‫سفر معنوی‌شون رو با بازدید
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ دوری تموم می‌کنن

1485
01:03:59,541 --> 01:04:01,958
‫آره، دقیقاً. آره، من…

1486
01:04:02,000 --> 01:04:03,125
‫دلم واسه همه‌تون تنگ میشه، بچه‌ها

1487
01:04:03,166 --> 01:04:05,458
‫عینهو خانواده‌های عجیب غریبی که
‫امیدی بهشون نیست

1488
01:04:07,125 --> 01:04:08,791
‫- میشه فقط…
‫- آره

1489
01:04:08,833 --> 01:04:10,375
‫- مرسی، دیوید
‫- حرف نداری

1490
01:04:10,416 --> 01:04:11,541
‫خیلی ممنونم

1491
01:04:11,583 --> 01:04:13,333
‫عکس خونه‌ی مامان‌بزرگت رو برام بفرست

1492
01:04:13,375 --> 01:04:14,625
‫- می‌خوام ببینمش، خب؟
‫- باشه، می‌فرستم

1493
01:04:14,666 --> 01:04:15,708
‫- خیلی‌خب
‫- مرسی

1494
01:04:15,750 --> 01:04:16,833
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ خوش بگذره

1495
01:04:16,875 --> 01:04:18,541
‫- مراقب خودت باش، عزیزم
‫- توام همینطور

1496
01:04:18,583 --> 01:04:20,333
‫مراقب ایشون هم باش،
‫چون خودش که نیست

1497
01:04:20,375 --> 01:04:21,791
‫- باشه
‫- نه، نه، نه، طوری نیست

1498
01:04:21,833 --> 01:04:23,375
‫- مراقب ایشون هم باش
‫- حتماً

1499
01:04:23,416 --> 01:04:24,583
‫تو آدم خوبی هستی، بنجی

1500
01:04:24,625 --> 01:04:26,125
‫نه، درس پس میدیم

1501
01:04:26,166 --> 01:04:28,083
‫- از ته قلبت اینو میگی؟ واقعاً؟
‫- آره. در پناه خدا (به لهستانی)

1502
01:04:28,125 --> 01:04:29,583
‫- ممنون. سفر به سلامت
‫- برو به سلامت، دوست من

1503
01:04:29,625 --> 01:04:31,125
‫عالیـه. حرفت خیلی برام باارزشـه

1504
01:04:31,166 --> 01:04:32,666
‫برم ببینم ترجمه‌ش چی میشه

1505
01:04:34,125 --> 01:04:37,791
‫خب، بنجی، فقط خواستم بگم،

1506
01:04:37,791 --> 01:04:39,916
‫پنج سال و نیمـه که کارم اینـه و

1507
01:04:39,958 --> 01:04:41,166
‫همیشه میگم

1508
01:04:41,166 --> 01:04:43,041
‫«لطفاً هر کاری جهت بهبود کارم
‫از دستم ساخته‌ست بهم بگید» و

1509
01:04:43,083 --> 01:04:45,750
‫تو اولین کسی هستی که

1510
01:04:45,791 --> 01:04:47,125
‫بهم بازخورد مؤثر میدی، پس…

1511
01:04:47,166 --> 01:04:49,750
‫- چرت نگو. مگه چی گفتم؟
‫- خیلی ممنونم از این کارت، آره

1512
01:04:50,166 --> 01:04:51,291
‫منظورت چیه؟

1513
01:04:51,333 --> 01:04:53,000
‫می‌دونی، همون حرف‌هایی که
‫راجع‌به تعامل…

1514
01:04:53,041 --> 01:04:55,708
‫با مردم لهستانی و فرهنگ لهستان زدی

1515
01:04:55,750 --> 01:04:56,791
‫پسر، به ‌نظر معرکه بود

1516
01:04:56,833 --> 01:04:57,875
‫باید این کارو بکنی، پسر

1517
01:04:57,916 --> 01:04:59,750
‫می‌دونم. اون روز مقاومت کردم،

1518
01:04:59,791 --> 01:05:01,500
‫ولی دیگه از سرم بیرون نمیره و

1519
01:05:01,541 --> 01:05:04,875
‫تو واقعاً چیزی رو درونم
‫دوباره بیدار کردی، پس…

1520
01:05:04,916 --> 01:05:07,458
‫- چرت نگو، بابا
‫- تو آدم رُک و روراستی هستی و

1521
01:05:07,500 --> 01:05:08,708
‫این چیز کمیابیـه و

1522
01:05:08,750 --> 01:05:10,250
‫- از این بابت ممنونم، پس…
‫- خب دیگه، گمشو. بیخیال…

1523
01:05:10,250 --> 01:05:12,375
‫- ولمون کن…
‫- خیلی ازت ممنونم. مرسی

1524
01:05:12,625 --> 01:05:13,875
‫خیلی‌خب

1525
01:05:13,916 --> 01:05:16,000
‫شرمنده. فقط می‌خواستم تو دلم نمونه

1526
01:05:16,041 --> 01:05:17,041
‫مرسی، دیوید

1527
01:05:21,166 --> 01:05:22,791
‫آدم مهربونیـه

1528
01:05:38,541 --> 01:05:39,708
‫- واقعاً؟
‫- آره. خب، نه

1529
01:05:39,750 --> 01:05:41,208
‫مسخره‌ست

1530
01:05:41,250 --> 01:05:43,500
‫- آره. آره. چی؟ چی؟
‫- این خوبـه؟

1531
01:05:43,500 --> 01:05:44,541
‫چی؟ آره. خیلی‌خب، بریم

1532
01:05:44,583 --> 01:05:46,083
‫- این چنده؟
‫- میشه ۳۰ زلوتی

1533
01:05:46,125 --> 01:05:47,166
‫این کلاه رو می‌خوای چیکار؟

1534
01:05:47,208 --> 01:05:48,250
‫توام یکی می‌خوای؟

1535
01:05:48,291 --> 01:05:49,625
‫نه. شدی عینهو اون مرده
‫توی تبلیغ شرکت ریکولا

1536
01:05:49,666 --> 01:05:51,833
‫بگیرم؟ نه این واسه شماست

1537
01:05:51,875 --> 01:05:53,166
‫شیرینی شما

1538
01:05:53,208 --> 01:05:54,750
‫- خیلی‌خب. بنجی
‫- آره. خودم هم نمی‌دونم چیکارش کنم

1539
01:05:54,791 --> 01:05:57,541
‫میشه یه چیزی سفارش بدیم که ترشی نباشه؟

1540
01:05:57,583 --> 01:05:59,750
‫- پیروگی چطوره؟
‫- هر چیزی به جز پیروگی و

1541
01:05:59,791 --> 01:06:01,291
‫- ترشی
‫- کلم‌ترش؟

1542
01:06:01,333 --> 01:06:03,583
‫کلم‌ترش هم… هم ترشیه هم آلمانی

1543
01:06:03,625 --> 01:06:06,041
‫…بری کله‌ی تماشاچی‌های بچه رو
‫بگیری و لیس‌شون بزنی

1544
01:06:06,083 --> 01:06:08,041
‫- خدایا، حالم به هم خورد
‫- آره! اون وحشی!

1545
01:06:09,500 --> 01:06:11,500
‫آره. اونو یادمه. آره

1546
01:06:12,000 --> 01:06:13,000
‫سلام، هاپو

1547
01:06:16,375 --> 01:06:17,875
‫- میشه یه قلپ بخورم؟
‫- اوه، آره

1548
01:06:17,916 --> 01:06:20,375
‫هر چقدر که می‌خوای بخور.
‫از اون ارزون‌هاشـه

1549
01:06:22,916 --> 01:06:25,125
‫- خیلی‌خب. این ساختمون رو نگاه
‫- آره

1550
01:06:25,166 --> 01:06:27,916
‫چه مرتفعـه.
‫رُل آخر هم بکشیم؟

1551
01:06:27,958 --> 01:06:29,500
‫چطور قراره بریم بالاش؟

1552
01:06:31,166 --> 01:06:32,333
‫بریم؟

1553
01:06:36,750 --> 01:06:38,333
‫- سلام
‫- سلام

1554
01:06:40,333 --> 01:06:41,625
‫هوی

1555
01:06:51,083 --> 01:06:52,375
‫فردا هوا بارونیـه

1556
01:06:52,416 --> 01:06:53,666
‫اوهوم

1557
01:07:02,875 --> 01:07:05,000
‫- خیلی‌خب
‫- آره. بد نیست، بد نیست

1558
01:07:06,666 --> 01:07:08,041
‫پشمام. فکر کنم بدونم اون کجاست

1559
01:07:08,083 --> 01:07:09,791
‫- هوم، کدوم؟
‫- اون پایین رو ببین

1560
01:07:09,833 --> 01:07:10,958
‫اون سه‌تا چراغ رو می‌بینی؟

1561
01:07:11,000 --> 01:07:12,166
‫- کدوم؟
‫- یک، دو، سه

1562
01:07:12,208 --> 01:07:13,458
‫- برگام 
‫- فکر کنم اردوگاه باشه

1563
01:07:13,500 --> 01:07:15,000
‫- آره
‫- آره

1564
01:07:15,041 --> 01:07:16,291
‫واقعاً نزدیکـه

1565
01:07:20,458 --> 01:07:22,083
‫حالا وقتی برگشتی بینگهمتون

1566
01:07:22,125 --> 01:07:23,541
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1567
01:07:24,875 --> 01:07:26,458
‫منظورت چیه؟

1568
01:07:26,500 --> 01:07:28,083
‫خب، یعنی نـ… نقشه‌ات چیه؟

1569
01:07:29,750 --> 01:07:32,041
‫رفیق، اگه قراره فقط
‫بهش خیره شی، بده‌ش من

1570
01:07:32,083 --> 01:07:33,208
‫- اوه، شرمنده
‫- آخرین رُلـه

1571
01:07:33,250 --> 01:07:34,375
‫- شرمنده، رفیق
‫- خیلی‌خب

1572
01:07:34,416 --> 01:07:36,166
‫شرمنده

1573
01:07:36,208 --> 01:07:38,083
‫آره، خب، وقتی برگردم
‫حسابی سرم شلوغـه

1574
01:07:38,125 --> 01:07:39,166
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

1575
01:07:39,208 --> 01:07:40,250
‫- عالیـه که
‫- آره

1576
01:07:40,291 --> 01:07:42,083
‫رفیقم، تیم، داره سقف جدید
‫واسه خونه‌ش می‌زنه و

1577
01:07:42,125 --> 01:07:43,625
‫احتمالاً قراره کمکش کنم

1578
01:07:43,666 --> 01:07:45,166
‫کلی خشت گرفته

1579
01:07:45,208 --> 01:07:46,708
‫خودش هم نمی‌دونه می‌خواد چه غلطی کنه

1580
01:07:46,750 --> 01:07:49,083
‫- واقعاً؟
‫- آره

1581
01:07:49,125 --> 01:07:50,375
‫- ولی چیز خوبی از آب درمیاد
‫- آره

1582
01:07:50,416 --> 01:07:52,083
‫وقتی کارش تموم شه
‫حسابی قشنگ میشه، می‌دونی؟

1583
01:07:53,708 --> 01:07:54,791
‫رطوبت کمتری رو به نسبت

1584
01:07:54,833 --> 01:07:56,541
‫اون مود پلاستیکی سمی‌ای که ازش توی

1585
01:07:56,583 --> 01:07:58,208
‫خونه‌های الکی حومه‌ی شهر
‫استفاده می‌کنن جذب می‌کنه، می‌دونی؟

1586
01:07:58,250 --> 01:07:59,291
‫آره، حرف نداره

1587
01:07:59,333 --> 01:08:00,958
‫آره. خیلی جالب میشه

1588
01:08:03,166 --> 01:08:05,291
‫خب، این که خونه‌ی تیمـه

1589
01:08:06,416 --> 01:08:07,666
‫- خب؟
‫- خب…

1590
01:08:08,583 --> 01:08:10,083
‫خودت قراره چیکار کنی؟

1591
01:08:10,125 --> 01:08:11,833
‫پسر، چرا همچین سؤال مسخره‌ایه ازم می‌پرسی؟

1592
01:08:11,833 --> 01:08:14,500
‫می‌خوام خیالم راحت شه که اوضاعت خوبـه و
‫یه نقشه‌ای واسه زندگیت داری

1593
01:08:15,500 --> 01:08:16,958
‫شرمنده. شاید یکم حالم خوب نباشه 

1594
01:08:17,000 --> 01:08:17,916
‫- متأسفم
‫- آره. نه، اوهوم

1595
01:08:17,958 --> 01:08:19,333
‫- بیا، بگیرش. به من…
‫- نه، نمی‌کشم

1596
01:08:19,333 --> 01:08:21,291
‫- اعتمادی نیست
‫- آره، اوهوم

1597
01:08:22,708 --> 01:08:24,750
‫خودت وقتی برگشتی می‌خوای چیکار کنی؟

1598
01:08:26,333 --> 01:08:28,125
‫نمی‌دونم. احتمالاً میرم…

1599
01:08:28,166 --> 01:08:30,250
‫سر کارم و خانواده‌ام، همون همیشگی

1600
01:08:30,291 --> 01:08:32,458
‫عالیه. امیدوارم تا ۶ ماه دیگه
‫بتونیم باهم صحبت کنیم

1601
01:08:33,750 --> 01:08:34,791
‫منظورت چیه؟

1602
01:08:34,833 --> 01:08:35,958
‫- خودت خوب می‌دونی منظورم چیه
‫- جداً؟

1603
01:08:36,000 --> 01:08:37,250
‫نمی‌خوام واقعاً دعوایی راه بندازم

1604
01:08:37,291 --> 01:08:38,583
‫خیلی‌خب، خوبه. پس این کارو نکن

1605
01:08:41,625 --> 01:08:42,750
‫تو قبلاً فرق داشتی، مرد

1606
01:08:42,791 --> 01:08:44,333
‫قبلاً خیلی احساساتی بودی

1607
01:08:44,375 --> 01:08:46,500
‫تا تقی به توقی می‌خورد
‫میزدی زیر گریه. انگار…

1608
01:08:46,541 --> 01:08:47,875
‫آره، می‌دونم. افتضاح بود

1609
01:08:47,916 --> 01:08:50,000
‫کیـه که دلش بخواد همیشه
‫اشکش دم مشکش باشه؟

1610
01:08:50,041 --> 01:08:51,416
‫دیو، پسر، اصلاً گوشِت با من نیست

1611
01:08:51,458 --> 01:08:53,250
‫دارم میگم «ما» قدیم فرق داشتیم

1612
01:08:53,291 --> 01:08:54,541
‫- جفت‌مون رو میگم
‫- آره. بنجی من دیگه…

1613
01:08:54,583 --> 01:08:56,541
‫- شاغلم و تشکیل خانواده دادم و
‫- می‌دونم

1614
01:08:56,583 --> 01:08:58,791
‫وقت ندارم از شب تا صبح…

1615
01:08:58,833 --> 01:09:00,416
‫- با تو وقت بگذرونم، خب؟
‫- منم همچین چیزی نخواستم

1616
01:09:00,458 --> 01:09:02,500
‫چرا، خواستی. تویی که
‫دنیا هر سازی بزنه باهاش می‌رقصی

1617
01:09:02,541 --> 01:09:03,666
‫فکر نکنم خودت متوجه‌ش شده باشی

1618
01:09:03,708 --> 01:09:05,625
‫- فکر نکنم متوجه‌ش شده باشی
‫- پسر، حرف حساب من فقط اینـه که…

1619
01:09:05,666 --> 01:09:07,000
‫تو هیچوقت یه سری بهم نمی‌زنی

1620
01:09:07,041 --> 01:09:08,791
‫چی؟ یعنی… ببخشید،
‫میگی بیام بینگهمتون؟

1621
01:09:08,833 --> 01:09:09,958
‫آره دیگه. اونجا زندگی می‌کنم

1622
01:09:10,000 --> 01:09:12,000
‫آره، سرم شلوغـه، خب؟
‫تازه‌شم من نیویورک سیتی‌ام

1623
01:09:12,041 --> 01:09:13,500
‫اگه تو به من سر بزنی راحت‌تر نیست؟

1624
01:09:13,541 --> 01:09:15,500
‫راحت‌تر؟ فاصله‌اش فرقی نداره که، دیو

1625
01:09:15,541 --> 01:09:16,708
‫آره، ولی ناسلامتی نیویورک سیتیـه

1626
01:09:16,750 --> 01:09:18,000
‫منطقیش اینـه که تو بیای اونجا

1627
01:09:18,041 --> 01:09:19,333
‫تا من بیام بینگهمتونِ وامونده

1628
01:09:19,375 --> 01:09:20,416
‫- بی‌احترامی نباشه
‫- مگه بینگهمتون چشـه؟

1629
01:09:20,458 --> 01:09:21,791
‫بینگهمتون چیزیش نیست

1630
01:09:21,833 --> 01:09:23,166
‫تو از قصد منو واسه زیرسؤال بردنش

1631
01:09:23,208 --> 01:09:24,500
‫- عوضی نشون میدی
‫- زر نزن، رفیق

1632
01:09:24,541 --> 01:09:26,083
‫خودت زر نزن

1633
01:09:26,125 --> 01:09:27,958
‫چرا دیگه برات مهم نیستم؟

1634
01:09:28,000 --> 01:09:30,208
‫معلومه که مهمی

1635
01:09:30,250 --> 01:09:32,000
‫فقط نمی‌فهمم…

1636
01:09:33,000 --> 01:09:35,958
‫چطور می‌تونی همچین حماقتی با خودت بکنی؟

1637
01:09:36,000 --> 01:09:37,458
‫دیو، پسر

1638
01:09:37,625 --> 01:09:38,625
‫بنجی

1639
01:09:41,375 --> 01:09:42,833
‫من همیشه‌ی خدا…

1640
01:09:42,875 --> 01:09:45,083
‫این تصویر کوفتی توی سرمـه

1641
01:09:45,125 --> 01:09:46,166
‫- خب؟
‫- اوهوم

1642
01:09:46,208 --> 01:09:47,916
‫آره، نمی‌خوام دیگه…

1643
01:09:47,958 --> 01:09:49,875
‫نمی‌خوام از دستت بدم، خب؟

1644
01:09:51,250 --> 01:09:53,375
‫حالیتـه مردم چقدر دوستت دارن؟

1645
01:09:54,958 --> 01:09:57,500
‫حالیتـه وقتی وارد جایی میشی
‫چه اتفاقی میفته؟

1646
01:10:00,291 --> 01:10:04,208
‫حاضرم همه‌چیزم رو بدم
‫تا ببینم چه حالی داره، پسر

1647
01:10:07,458 --> 01:10:10,791
‫چه حالی داره که جذاب باشی

1648
01:10:12,291 --> 01:10:14,666
‫چه حالی داره وقتی وارد جایی میشم
‫حال و هوای جمع تغییر می‌کنه

1649
01:10:16,166 --> 01:10:17,833
‫ولی تو میای و حال و هوای جمع رو
‫عوض می‌کنی و

1650
01:10:17,833 --> 01:10:19,666
‫بعدش گند می‌زنی به هرچی که هست

1651
01:11:06,208 --> 01:11:07,333
‫خیلی‌خب، می‌تونی بری

1652
01:11:07,375 --> 01:11:08,375
‫مرسی

1653
01:11:36,750 --> 01:11:38,083
‫تاکسی اومده

1654
01:12:00,666 --> 01:12:04,000
‫« شهرستان کراسنستاف »

1655
01:12:10,708 --> 01:12:11,708
‫بذار ببینم

1656
01:12:14,166 --> 01:12:15,750
‫پلاک ۲۵ می‌بینی؟

1657
01:12:15,791 --> 01:12:18,583
‫نه، اصلاً ماشین نمی‌بینم.
‫بذار ببینم

1658
01:12:18,625 --> 01:12:19,958
‫منم همینطور

1659
01:12:20,000 --> 01:12:22,125
‫خیلی‌خب، وایسا.
‫فکر کنم باید همین دور و ور باشه

1660
01:12:23,583 --> 01:12:26,833
‫«داد-رس»
‫به نظرت یعنی چی؟

1661
01:12:26,875 --> 01:12:28,916
‫احتمالاً همون دادرس

1662
01:12:28,958 --> 01:12:29,958
‫فکر کنم

1663
01:12:31,166 --> 01:12:33,041
‫اصلاً این خیابون حساب میشه یا…

1664
01:12:33,791 --> 01:12:35,250
‫۲۸

1665
01:12:36,666 --> 01:12:37,958
‫فکر کنم خودشـه

1666
01:12:38,666 --> 01:12:40,583
‫- اینجاست؟
‫- آره

1667
01:12:55,166 --> 01:12:56,166
‫۲۵

1668
01:12:58,625 --> 01:12:59,625
‫خدای من

1669
01:13:01,125 --> 01:13:03,250
‫واو، یعنی خودشـه؟

1670
01:13:05,791 --> 01:13:08,958
‫هنوز بی‌شیله پیله‌ست

1671
01:13:09,000 --> 01:13:11,791
‫آره. گمونم چیز دیگه‌ای تو ذهنم بود

1672
01:13:12,708 --> 01:13:13,916
‫آره. منم همینطور

1673
01:13:26,083 --> 01:13:27,916
‫می‌دونی یه‌بار بهم سیلی زد دیگه؟

1674
01:13:28,416 --> 01:13:29,541
‫چی؟

1675
01:13:29,583 --> 01:13:31,666
‫آره. مامان‌بزرگ یه‌بار بهم سیلی زد

1676
01:13:31,666 --> 01:13:33,416
‫- برگام جدی؟
‫- آره

1677
01:13:33,458 --> 01:13:35,500
‫یه‌بار واسه شام دیر اومدم دیدنش

1678
01:13:35,541 --> 01:13:37,541
‫- حدوداً یه ربع
‫- آره

1679
01:13:37,583 --> 01:13:38,916
‫تازه بدجوری مواد زده بودم

1680
01:13:38,958 --> 01:13:40,791
‫توی رستوران هادسون
‫توی خیابون سوم بودم

1681
01:13:40,833 --> 01:13:42,583
‫می‌دونی، همون جهنم موری هیل

1682
01:13:42,625 --> 01:13:44,166
‫آره، یادمه.
‫برگام دردت گرفت؟

1683
01:13:44,208 --> 01:13:45,958
‫- پس چی، معلومه که دردم گرفت، آره
‫- واو

1684
01:13:45,958 --> 01:13:48,416
‫بهترین اتفاق زندگیم بود

1685
01:13:48,458 --> 01:13:52,083
‫تا ۲۴ ساعت بعدش ذوق‌مرگ بودم

1686
01:13:52,125 --> 01:13:54,416
‫- واقعاً؟ چرا؟
‫- نمی‌دونم چرا

1687
01:13:54,458 --> 01:13:56,541
‫خب، قرارمون تو یه رستورانی بود که

1688
01:13:56,583 --> 01:13:58,916
‫هر هفته اونجا می‌رفت.
‫همه اونجا می‌شناختنش

1689
01:13:58,958 --> 01:14:00,541
‫کلی شیک و پیک کرده بود

1690
01:14:00,583 --> 01:14:02,166
‫انگار مراسمی چیزیـه و

1691
01:14:02,208 --> 01:14:03,666
‫- آره
‫- چمی‌دونم

1692
01:14:03,666 --> 01:14:05,416
‫گمونم واسه این ذوق‌مرگ بودم چون…

1693
01:14:05,416 --> 01:14:07,875
‫به من بیشتر از طرز فکر
‫مشتری‌ها اهمیت می‌داد

1694
01:14:07,916 --> 01:14:09,208
‫نمی‌دونم والا

1695
01:14:09,250 --> 01:14:10,583
‫حس خوبی بهم داد

1696
01:14:12,458 --> 01:14:13,458
‫هی

1697
01:14:14,625 --> 01:14:15,750
‫یه فکری به سرم زد

1698
01:14:15,791 --> 01:14:16,958
‫هوم، چی؟

1699
01:14:17,000 --> 01:14:18,958
‫بیا یه سنگ روی سکّوب ورودیش بذاریم

1700
01:14:19,000 --> 01:14:20,041
‫منظورت چیه؟

1701
01:14:20,083 --> 01:14:21,875
‫بیا یه سنگ کوچیک پیدا کنیم و

1702
01:14:21,958 --> 01:14:23,875
‫روی سکوب ورودی بذاریم
‫که بگیم اینجا حضور داشتیم

1703
01:14:23,916 --> 01:14:25,708
‫بگیم که اون… می‌دونی، فراموش نشده

1704
01:14:25,750 --> 01:14:27,916
‫- سر قبرش نرفتیم که
‫- آره، می‌دونم. ولی…

1705
01:14:27,958 --> 01:14:30,333
‫این آخرین جای لهستان بود
‫که توش حضور داشت

1706
01:14:30,375 --> 01:14:32,125
‫آخرین جاییـه که همه‌مون بودیم

1707
01:14:34,416 --> 01:14:35,791
‫- آره، بیا همین کارو کنیم
‫- خیلی‌خب

1708
01:14:35,833 --> 01:14:37,041
‫- فکر خوبیـه
‫- خیلی‌خب

1709
01:14:38,708 --> 01:14:40,250
‫آره. نه، این خوب نیست

1710
01:14:40,291 --> 01:14:41,291
‫نه، نه

1711
01:14:42,958 --> 01:14:44,583
‫- یک، دو
‫- آره

1712
01:14:44,625 --> 01:14:45,791
‫آره، دوتا پیدا کردم

1713
01:14:45,833 --> 01:14:47,375
‫- توام یکی می‌خوای؟
‫- آره

1714
01:14:47,416 --> 01:14:48,416
‫مرسی

1715
01:14:49,125 --> 01:14:50,208
‫همین خوبه

1716
01:15:03,833 --> 01:15:05,708
‫هی!

1717
01:15:05,750 --> 01:15:08,083
‫اون سنگ‌ها رو بردارید

1718
01:15:08,125 --> 01:15:09,875
‫چیکار می‌کنید؟
‫آدم اونجا زندگی می‌کنه

1719
01:15:09,916 --> 01:15:12,416
‫سلام. شرمنده، ما آمریکایی هستیم

1720
01:15:12,458 --> 01:15:14,083
‫انگلیسی بلدید؟
‫انگلیسی حرف می‌زنید؟

1721
01:15:14,125 --> 01:15:17,000
‫دارم میگم اونجا آدم زندگی می‌کنه.
‫سنگ‌ها رو بردارید

1722
01:15:17,041 --> 01:15:19,083
‫شرمنده. من متوجه نمیشم

1723
01:15:21,333 --> 01:15:22,708
‫- گمونم تمومه
‫- آره

1724
01:15:22,750 --> 01:15:24,041
‫حس بدی بهم دست داد وقتی گفتم

1725
01:15:24,083 --> 01:15:25,375
‫«آمریکایی هستیم»

1726
01:15:25,416 --> 01:15:26,458
‫ولی هستیم دیگه

1727
01:15:26,500 --> 01:15:27,708
‫به نظرت بابت سنگ‌ها ناراحت بود؟

1728
01:15:27,750 --> 01:15:28,791
‫شاید می‌خواست صبحونه مهمون‌مون کنه

1729
01:15:28,833 --> 01:15:29,875
‫- چمی‌دونم
‫- حق با توئه

1730
01:15:29,916 --> 01:15:31,041
‫ممکن بود صبحونه تعارف کرده باشه

1731
01:15:31,083 --> 01:15:32,041
‫شاید گفته: «بیاید بالا ببینم»

1732
01:15:32,083 --> 01:15:33,208
‫«بیاید کیک بخورید»

1733
01:15:33,250 --> 01:15:34,708
‫«بیاید یه پودینگ سیاه بخورید»

1734
01:15:34,750 --> 01:15:36,500
‫یکی کم بود شدن دوتا

1735
01:15:36,541 --> 01:15:38,291
‫- علیک سلام
‫- بگو اونا رو بردارن

1736
01:15:39,250 --> 01:15:40,833
‫خیلی‌خب

1737
01:15:40,875 --> 01:15:42,000
‫شما انگلیسی حرف می‌زنید؟

1738
01:15:42,083 --> 01:15:43,333
‫- آره. آره
‫- یه کوچولو

1739
01:15:43,333 --> 01:15:45,208
‫سلام، شرمنده. مشکلی پیش اومده؟

1740
01:15:45,250 --> 01:15:48,208
‫پدرم گفت شما اون سنگ‌ها رو

1741
01:15:48,250 --> 01:15:49,583
‫جلوی در گذاشتید، درسته؟

1742
01:15:49,625 --> 01:15:51,416
‫آره، کار ما بود.
‫مامان‌بزرگ‌مون اینجا زندگی می‌کرد و

1743
01:15:51,458 --> 01:15:53,416
‫تازگی فوت کرده

1744
01:15:54,291 --> 01:15:55,625
‫اوه

1745
01:15:55,666 --> 01:15:56,958
‫غم آخرتون باشه

1746
01:15:57,000 --> 01:15:58,708
‫ممنون، رفیق

1747
01:15:58,750 --> 01:16:02,416
‫ولی چرا جلوی در سنگ گذاشتید؟

1748
01:16:02,416 --> 01:16:05,041
‫یه جور سُنتـه.
‫یکی از سنت‌های یهودی‌هاست

1749
01:16:05,083 --> 01:16:06,833
‫وقتی سر قبر کسی میری،

1750
01:16:06,875 --> 01:16:08,333
‫باید روی قبرش سنگ بذاری

1751
01:16:08,375 --> 01:16:10,250
‫که بگی اونجا حضور داشتی

1752
01:16:10,291 --> 01:16:12,875
‫آره، ولی اون که زیر در دفن نشده، درسته؟

1753
01:16:12,916 --> 01:16:14,333
‫نه، نه، نه. ما فقط…

1754
01:16:14,375 --> 01:16:16,208
‫برامون ارزش معنوی داشت

1755
01:16:16,250 --> 01:16:18,708
‫- می‌دونی، مثل یه حرکت نمادین
‫- درسته

1756
01:16:18,750 --> 01:16:20,375
‫- حرکت نمادین، درسته؟
‫- آره

1757
01:16:20,416 --> 01:16:21,625
‫خب… معنـ… خیلی‌خب

1758
01:16:21,666 --> 01:16:24,291
‫متوجه شدم.
‫کار قشنگیه، گمونم

1759
01:16:24,333 --> 01:16:26,125
‫- ممنون
‫- مرسی

1760
01:16:26,166 --> 01:16:27,958
‫یه لحظه…

1761
01:16:28,125 --> 01:16:31,958
‫میگن سُنت یهودی‌هاست که

1762
01:16:32,000 --> 01:16:34,375
‫روی قبر سنگ می‌ذارن

1763
01:16:34,416 --> 01:16:38,541
‫البته اونجا قبری نیست،
‫ولی خونه‌ی سابق مامان‌بزرگ‌شونـه

1764
01:16:38,583 --> 01:16:42,375
‫آره، ولی الان یه آدم
‫سالخورده‌ی دیگه زندگی می‌کنه

1765
01:16:42,916 --> 01:16:44,000
‫بهشون بگو بردارن

1766
01:16:45,958 --> 01:16:47,541
‫خیلی‌خب، رفقا. آمم…

1767
01:16:47,583 --> 01:16:50,416
‫متأسفم، ولی… شرایط‌تون رو درک می‌کنم

1768
01:16:50,458 --> 01:16:53,333
‫ولی پدرم میگه که…

1769
01:16:53,375 --> 01:16:56,250
‫اگه سنگ‌ها رو اونجا بذارید خطرناکـه

1770
01:16:56,750 --> 01:16:57,791
‫- خیلی‌خب
‫- می‌دونید…

1771
01:16:57,833 --> 01:16:59,583
‫یه خانم مُسن دیگه‌ای الان
‫اونجا زندگی می‌کنه

1772
01:16:59,625 --> 01:17:01,833
‫- ممکنه بره روش بیفته یا…
‫- درسته

1773
01:17:01,875 --> 01:17:03,166
‫- خیلی‌خب
‫- متوجه شدم

1774
01:17:03,208 --> 01:17:04,916
‫- واسه همین باید…
‫- نه، متوجه شدیم

1775
01:17:04,958 --> 01:17:06,958
‫ردیفـه. شرمنده، باشه

1776
01:17:08,458 --> 01:17:09,750
‫اینم از این

1777
01:17:12,958 --> 01:17:14,166
‫خیلی‌خب

1778
01:17:42,916 --> 01:17:45,416
‫« شهرستان کراسنستاف »

1779
01:18:04,041 --> 01:18:06,041
‫« فرودگاه شوپن ورشو »

1780
01:18:19,166 --> 01:18:20,375
‫خانم‌ها و آقایون،

1781
01:18:20,416 --> 01:18:21,583
‫تا نیم ساعت دیگه

1782
01:18:21,625 --> 01:18:23,583
‫بر روی باند فرودگاه نیویورک
‫فرود خواهیم آمد

1783
01:18:25,333 --> 01:18:27,625
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی بعد به گیت می‌رسید

1784
01:18:27,666 --> 01:18:28,833
‫به دلیل ساخت‌وساز،

1785
01:18:28,875 --> 01:18:31,125
‫تخصیص گیت ممکن است تغییر کرده باشد

1786
01:18:31,166 --> 01:18:32,958
‫لطفاً کارت پرواز خود را چک کنید

1787
01:18:33,000 --> 01:18:34,916
‫تا از تغییر گیت خود آگاه باشید

1788
01:18:34,958 --> 01:18:37,416
‫ضمن سپاس‌گزاری و
‫تشکر از صبر و شکیبایی شما

1789
01:18:39,291 --> 01:18:41,000
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم…

1790
01:18:41,041 --> 01:18:42,750
‫نظرت چیه که تاکسی بگیری بیای پیش ما و

1791
01:18:42,791 --> 01:18:44,916
‫شام رو مهمون ما باشی؟

1792
01:18:44,958 --> 01:18:46,125
‫- جدی؟
‫- آره

1793
01:18:46,166 --> 01:18:47,541
‫مطمئنم پریا از دیدنت خوشحال میشه و

1794
01:18:47,583 --> 01:18:49,791
‫اِیب عاشق اینـه که برات از

1795
01:18:49,833 --> 01:18:51,833
‫تمامی حقایق مربوط به مجسمه‌ی آزادی بگه

1796
01:18:53,833 --> 01:18:55,041
‫آه…

1797
01:18:55,083 --> 01:18:56,791
‫- دارم وسوسه میشم
‫- بیا دیگه

1798
01:18:57,500 --> 01:18:58,583
‫آه…

1799
01:18:58,625 --> 01:19:00,083
‫نه، لازم به زحمت نیست، پسر

1800
01:19:00,125 --> 01:19:01,333
‫- واقعاً؟
‫- آره

1801
01:19:01,375 --> 01:19:02,500
‫خب، حدأقل بیا…

1802
01:19:02,541 --> 01:19:03,958
‫تاکسی بگیریم بریم مرکزشهر و

1803
01:19:04,000 --> 01:19:05,458
‫سر ایستگاه پنسیلوانیا پیاده‌ت کنم که

1804
01:19:05,500 --> 01:19:07,125
‫سوار قطار شمال نیویورک شی

1805
01:19:07,166 --> 01:19:08,250
‫آمم…

1806
01:19:08,291 --> 01:19:10,291
‫می‌دونی چیه؟ فکر کنم احتمالاً…

1807
01:19:10,291 --> 01:19:12,375
‫یه مدت همینجا بشینم

1808
01:19:13,583 --> 01:19:15,166
‫توی فرودگاه؟

1809
01:19:15,208 --> 01:19:16,833
‫آره. یه جورایی ازش خوشم میاد

1810
01:19:16,875 --> 01:19:18,416
‫آدم نمی‌دونه با چه دیوونه‌هایی آشنا میشه

1811
01:19:18,458 --> 01:19:19,875
‫- جدی؟
‫- آره

1812
01:19:22,958 --> 01:19:24,500
‫- لعنتی
‫- چه مرگتـه، مرد؟

1813
01:19:24,500 --> 01:19:25,541
‫- شرمنده، لعنتی
‫- این چه کاری بود؟

1814
01:19:25,541 --> 01:19:27,125
‫واسه ماجرای مامان‌بزرگ و
‫رستورانی که تعریف کردی

1815
01:19:27,125 --> 01:19:28,583
‫- گفتی بهترین اتفاق زندگیت بود
‫- آره، ولی…

1816
01:19:28,625 --> 01:19:29,958
‫اون فرق داشت.
‫اونجا ۱۸ سالم بود

1817
01:19:30,000 --> 01:19:31,083
‫- می‌خواستم یکی راهنماییم کنه
‫- نه، می‌دونم

1818
01:19:31,125 --> 01:19:32,291
‫منطقیه. شرمنده

1819
01:19:32,333 --> 01:19:33,750
‫- این کارت خشونت بود
‫- می‌دونم، می‌دونم

1820
01:19:33,791 --> 01:19:34,958
‫فکر می‌کردم جونِ دوباره‌ای بهت میده

1821
01:19:35,000 --> 01:19:36,208
‫- نمی‌دونم
‫- اشکالی نداره

1822
01:19:36,250 --> 01:19:37,458
‫خوبی؟ میشه ببینم؟ قرمز شدی

1823
01:19:37,500 --> 01:19:39,166
‫آره چون جناب‌عالی زدی زیر گوشم

1824
01:19:39,208 --> 01:19:40,833
‫- شرمنده
‫- منم می‌تونم یکی بزنم؟

1825
01:19:40,833 --> 01:19:42,166
‫نه

1826
01:19:45,958 --> 01:19:47,041
‫شرمنده، رفیق

1827
01:19:47,833 --> 01:19:49,000
‫بیا اینجا ببینم

1828
01:19:54,166 --> 01:19:55,333
‫عشق منی، رفیق

1829
01:19:55,375 --> 01:19:56,541
‫تو بیشتر

1830
01:20:00,458 --> 01:20:02,000
‫بادمجون بم آفت نداره

1831
01:20:02,041 --> 01:20:03,125
‫می‌دونی دیگه؟

1832
01:20:04,250 --> 01:20:06,041
‫- حتماً
‫- اوهوم

1833
01:20:08,750 --> 01:20:10,166
‫ببخشید

1834
01:20:10,208 --> 01:20:11,833
‫بغلت تموم نشده بود

1835
01:20:15,666 --> 01:20:17,041
‫خیلی‌خب

1836
01:20:17,083 --> 01:20:18,875
‫می‌بینمت، پسرعمو. خب؟

1837
01:20:18,916 --> 01:20:20,000
‫می‌بینمت

1838
01:21:10,458 --> 01:21:11,708
‫سلام!

1839
01:21:11,750 --> 01:21:13,125
‫آهای؟ بچه‌ها؟

1840
01:21:14,291 --> 01:21:15,750
‫- کسی خونه نیست! من…
‫- سلام

1841
01:21:15,791 --> 01:21:17,000
‫- سلام، سلام، سلام
‫- برگشتی!

1842
01:21:17,041 --> 01:21:18,416
‫- برگشتی! برگشتی!
‫- بیا اینجا ببینم

1843
01:21:19,083 --> 01:21:20,458
‫سلام، عزیزم

1844
01:21:20,500 --> 01:21:21,833
‫- سلام
‫- سلام، قشنگم

1845
01:21:21,875 --> 01:21:23,458
‫دوستت دارم،
‫دوستت دارم، دوستت دارم

1846
01:22:05,958 --> 01:22:09,333
‫« یک درد واقعی »
