﻿1
00:00:34,242 --> 00:00:35,618
‫آپون کجاست؟

2
00:00:45,170 --> 00:00:47,505
‫ازش فاصله بگیر، عوضی

3
00:00:54,637 --> 00:00:57,515
‫همه ما می‌دونستیم، همه بازیگران فیلم می‌دونستند

4
00:00:58,308 --> 00:01:02,395
‫بعد از یک هفته کار متوجه شدیم چیزی داریم

5
00:01:04,481 --> 00:01:07,609
‫میدونم بعضیا میگند هر کریسمس باهم تماشاش می‌کنند

6
00:01:07,609 --> 00:01:09,277
‫هر شکرگزاری هم تماشاش می‌کنند

7
00:01:09,319 --> 00:01:11,279
‫پس منتظر چی هستی؟ صبحونه توی تخت؟

8
00:01:11,571 --> 00:01:14,616
‫عجیب نیست بعد ۴۰ سال هنوز
‫ دربارش حرف میزنیم؟

9
00:01:14,741 --> 00:01:15,784
‫اونم دنباله‌اش؟

10
00:01:16,701 --> 00:01:18,912
‫باید یک چیزی تو چنته داشته باشه

11
00:01:20,622 --> 00:01:23,583
‫وقتی اون جنینه از سینه درمیاد،

12
00:01:24,084 --> 00:01:28,213
‫همه تماشاچیا پریدند تو هوا

13
00:01:30,799 --> 00:01:35,345
‫پکستون برگشت بهم گفت:
‫«پسر، این قراره خیلی عالی بشه»

14
00:01:35,512 --> 00:01:37,639
‫نیشتو ببند 

15
00:01:38,723 --> 00:01:44,229
‫خاطره من از دیدن نسخه کامل «بیگانه‌ها»
‫برام فقط شوک و حیرت بود

16
00:01:44,395 --> 00:01:47,690
‫میخوام همه چی آروم و طبق برنامه پیش بره

17
00:01:48,108 --> 00:01:52,487
‫تجربه‌ای غیرقابل وصف بود
‫چون فقط یک اسلحه دستمون بود

18
00:01:55,406 --> 00:01:58,827
‫اگه قرار باشه توی عمرت فقط یک فیلم بازی کنی

19
00:01:58,868 --> 00:02:01,162
‫این همون فیلم بود

20
00:02:03,998 --> 00:02:07,085
‫انگار کیمیا، جادو یا جادوگری بود

21
00:02:07,252 --> 00:02:09,212
‫دارم میرم برای ۷۰۹

22
00:02:09,629 --> 00:02:14,008
‫همه فوراً فهمیدن این فقط یک فیلم پرفروش نبود

23
00:02:14,050 --> 00:02:18,138
‫بلکه چیزی مهمتر بود
‫چیزی که ماندگار میشه

24
00:02:18,388 --> 00:02:20,014
‫این مردم مردن، برک

25
00:02:20,056 --> 00:02:21,975
‫اصلاً میدونی اینجا چه غلطی کردی؟

26
00:02:22,517 --> 00:02:24,519
‫جیم روش خاصی برای جذب تماشاچی داره

27
00:02:24,602 --> 00:02:25,645
‫سیگنالای متعدد

28
00:02:25,812 --> 00:02:28,940
‫و وقتی جذب شدی، ولت نمیکنه

29
00:02:30,066 --> 00:02:31,234
‫و من عاشق این فیلمم

30
00:02:31,234 --> 00:02:36,030
‫فیلم چنین جذابیت و هیجان باورنکردنی داشت

31
00:02:36,531 --> 00:02:37,991
‫اینو همیشه دم دستم نگه میدارم

32
00:02:38,908 --> 00:02:39,909
‫برای مواجهه نزدیک

33
00:02:39,951 --> 00:02:44,289
‫بدون شک «بیگانه‌ها» بهترین فیلمیه
‫که توش بازی کردم

34
00:02:45,456 --> 00:02:47,292
‫فکر نمی‌کنم هیچ ایرادی داشته باشه

35
00:02:48,376 --> 00:02:50,628
‫هیچ مشکلی توی این فیلم پیدا نمی‌کنم

36
00:02:51,838 --> 00:02:52,881
‫و این برام معنی داشت

37
00:02:52,922 --> 00:02:54,966
‫این ترکیبی از تمام تأثیرات طراحی من

38
00:02:55,300 --> 00:02:57,343
‫و تمام ایده‌های داستانی بود که روشون کار می‌کردم

39
00:02:57,385 --> 00:02:59,470
‫من برای ساختن اون فیلم به دنیا اومده بودم

40
00:03:45,225 --> 00:03:46,935
‫خب، اینم از غنیمتمون بچه‌ها

41
00:03:48,186 --> 00:03:52,065
‫من تجربه‌های نسبتاً عمیقی تو سینما داشتم

42
00:03:52,106 --> 00:03:55,777
‫و یکی از اونها شب افتتاحیه فیلم «بیگانه» بود

43
00:03:56,194 --> 00:03:59,405
‫توی یک سینمای بزرگ تو شهرستان اورنج بود

44
00:04:01,950 --> 00:04:06,746
‫چیزی که خیلی توجهم رو جلب کرد
‫حس حضور و مکان بود

45
00:04:06,788 --> 00:04:11,000
‫شما اونجا هستید، دارید توی این فضاپیما
‫با این آدم‌ها زندگی می‌کنید

46
00:04:11,042 --> 00:04:15,171
‫حس دقیق جزئیات و زیبایی‌شناسی طبقه کارگر

47
00:04:19,550 --> 00:04:22,136
‫یک خاطره که خیلی واضح یادم مونده

48
00:04:22,512 --> 00:04:25,723
‫از اون فیلم صدای چک‌چک آب
‫روی لبه کلاه بیسبالیه

49
00:04:25,848 --> 00:04:29,560
‫که هری دین استنتون به سرش داشت

50
00:04:30,353 --> 00:04:33,231
‫و وقتی وارد اون اتاق خنک‌کننده
‫یا اتاق کندانسور میشه

51
00:04:33,273 --> 00:04:38,319
‫صدای زنجیرها که به هم می خورند
‫و تق تق میکنند

52
00:04:38,611 --> 00:04:41,281
‫اون لحظه به عنوان یک فیلمساز
‫درس بزرگی بهم داد

53
00:04:41,447 --> 00:04:45,493
‫اینکه چطور حس واقعیت ملموس رو
‫برای تماشاگر خلق میکنی

54
00:04:45,827 --> 00:04:47,370
‫همه چیز مربوط به حافظه حسیه

55
00:04:53,334 --> 00:04:57,005
‫فضاسازی‌ها و خلق یک ژانر

56
00:04:57,046 --> 00:05:00,133
‫فضای روانشناختی و تنگناهراسانه

57
00:05:00,466 --> 00:05:04,220
‫هیجان گیر افتادن در فضا تقریباً اولین نمونه
‫تو نوع خودش بود

58
00:05:07,557 --> 00:05:08,641
‫می‌تونستم بوشو حس کنم

59
00:05:08,933 --> 00:05:11,185
‫چیزی که توی تصویری میدیدم

60
00:05:11,185 --> 00:05:14,939
‫باعث میشد حس کنم دائم بوی روغن
‫یا چیزهای دیگه رو استشمام میکنم

61
00:05:14,981 --> 00:05:19,902
‫و این فوق العاده بود
‫یک لحظه استثنایی در سینما

62
00:05:25,992 --> 00:05:28,870
‫میشد حس کرد که ریدلی اسکات

63
00:05:29,287 --> 00:05:32,498
‫با الهام از فیلم ۲۰۰۱ میخواست فیلمی بسازه

64
00:05:32,582 --> 00:05:35,752
‫که حرمت منبع اصلی را نگه داره
‫و جدی گرفته بشه

65
00:05:37,587 --> 00:05:40,131
‫فیلم کاملا حس واقعی بودن رو القا می‌کرد

66
00:05:40,923 --> 00:05:43,301
‫این نگاه رو دن اوبنون با همکاری جان کارپنتر

67
00:05:43,343 --> 00:05:45,678
‫برای فیلم «ستاره تاریک» پیدا کرده بودند

68
00:05:46,429 --> 00:05:48,181
‫ریدلی از اون ایده استفاده کرد

69
00:05:48,222 --> 00:05:52,018
‫و با نورپردازی بی‌نظیرش
‫اونو به سطح کاملاً جدیدی رسوند

70
00:05:56,147 --> 00:05:59,025
‫برای فیلم «بیگانه‌ها» ما از همون نقطه شروع کردیم

71
00:06:02,445 --> 00:06:06,449
‫از همون زمان اکران فیلم اول

72
00:06:06,491 --> 00:06:11,746
‫برنامه‌هایی برای فرستادن
‫یک فضاپیمای دیگه به LV-426 وجود داشت

73
00:06:12,121 --> 00:06:16,751
‫یک ایده خیلی معمولی
‫برای دنباله‌سازی که مطمئناً جواب میداد

74
00:06:17,210 --> 00:06:22,673
‫اونها این ایده رو داشتند که بیگانه
‫واقعاً تو فیلم اول کشته نشده

75
00:06:22,965 --> 00:06:23,966
‫و به زمین برمی‌گرده

76
00:06:24,592 --> 00:06:28,888
‫یا ایده تخمهای LV-426

77
00:06:29,597 --> 00:06:33,267
‫که مثل فیلم «اشغال بدن‌ها» به زمین می‌رسند

78
00:06:33,559 --> 00:06:37,897
‫که یکم غیرواقعی به نظر میرسه
‫ولی جواب می‌داد

79
00:06:38,189 --> 00:06:42,985
‫اما خودش گویاست که ریپلی رو
‫دوباره توی داستان خاص خودش ببینیم

80
00:06:46,155 --> 00:06:50,368
‫من داشتم یک ایده دیگه
‫رو به والتر هیل و دیوید گیلر پیشنهاد میدادم

81
00:06:50,827 --> 00:06:53,121
‫اونا یک ایده‌ای داشتند که دادند به من
‫انجام بدم

82
00:06:53,162 --> 00:06:54,664
‫که میشد گفت «اسپارتاکوس در فضا»

83
00:06:54,956 --> 00:06:58,292
‫منم رفتم و این داستان مهندسی ژنتیک رو ساختم

84
00:06:58,334 --> 00:07:01,754
‫در مورد یک طبقه زیردست
‫از برده‌های اصلاح ژنتیکی شده

85
00:07:01,754 --> 00:07:03,005
‫که انسان به حساب نمیومدند

86
00:07:03,256 --> 00:07:06,467
‫و من برگشتم با این مفهوم
‫حماسی علمی-تخیلی و اونا گفتند

87
00:07:07,176 --> 00:07:09,387
‫نه، ما فقط شمشیر و صندل
‫تو یک سیاره دیگه میخوایم

88
00:07:09,804 --> 00:07:11,848
‫راستش همینا ناامیدم کرده بودند

89
00:07:11,848 --> 00:07:14,267
‫اونا اصلا ژانر علمی-تخیلی رو درک نمی‌کردند

90
00:07:14,475 --> 00:07:16,811
‫خوش‌شانس بودند که
‫یک اثر علمی-تخیلی موفق ساختند

91
00:07:17,145 --> 00:07:19,313
‫و بعد ادای آشنایی
‫با ژانر علمی-تخیلی رو درمی‌آوردند

92
00:07:19,355 --> 00:07:21,899
‫در حالی که واقعاً نمیدونستند
‫مخصوصاً دیوید گیلر

93
00:07:23,234 --> 00:07:24,986
‫اون گفت «خب، ما یک چیز دیگه داریم»

94
00:07:25,153 --> 00:07:27,447
‫گفت «هفت ساله هیچ پیشرفتی نداشته

95
00:07:27,447 --> 00:07:29,824
‫اما تو میتونی روش کار کنی»

96
00:07:30,032 --> 00:07:31,284
‫گفتم «چی هست؟»

97
00:07:31,617 --> 00:07:36,456
‫با بی‌اعتنایی گفت «بیگانه ۲»

98
00:07:37,248 --> 00:07:41,752
‫و در همون لحظه مغزم مثل
‫یک ماشین پوکر تو وگاس روشن شد

99
00:07:41,794 --> 00:07:43,212
‫که داره یک میلیون دلار میده بیرون

100
00:07:43,296 --> 00:07:45,506
‫میدونی چی میگم؟
‫دینگ دینگ دینگ

101
00:07:45,840 --> 00:07:47,925
‫با عجله رفتم خونه

102
00:07:48,426 --> 00:07:51,262
‫همه یادداشت‌هامو برای این کار جدید
‫که روش کار می‌کردم برداشتم

103
00:07:51,345 --> 00:07:53,681
‫باور کنید یا نه اسمش رو گذاشته بودم «ای.تی»

104
00:07:54,098 --> 00:07:57,477
‫بعد یک احمق دیگه اومد
‫یک فیلم ساخت به اسم «ای.تی»

105
00:07:57,852 --> 00:08:00,354
‫یا حداقل شنیدم داره میاد

106
00:08:00,396 --> 00:08:02,482
‫گفتم «باشه، از این اسم میگذرم»

107
00:08:02,857 --> 00:08:05,443
‫بعد اسمش رو عوض کردم به «مادر» فکر کنم

108
00:08:05,735 --> 00:08:07,111
‫و شروع کردم به نوشتن «مادر»

109
00:08:07,195 --> 00:08:09,906
‫چون درباره دعوای دو مادر بود

110
00:08:09,947 --> 00:08:14,452
‫مادر بیگانه از بچه‌هاش محافظت میکنه
‫ و مادر انسان هم همینطور

111
00:08:16,787 --> 00:08:20,541
‫گیلر به من یک مفهوم یک یا دو خطی داده بود

112
00:08:21,042 --> 00:08:25,213
‫همون جایی که کشتی متروکه
‫رو پیدا کرده بودند و حالا مستعمره شده بود

113
00:08:25,421 --> 00:08:29,008
‫و ارتباطشون رو با کلونی از دست میدند
‫و از نیروهای فضایی کمک میگیرند

114
00:08:29,550 --> 00:08:32,094
‫و این نقل قول دقیقشه

115
00:08:32,136 --> 00:08:35,014
‫«بعد یک سری چرت و پرت اتفاق میافته سه نقطه»

116
00:08:35,515 --> 00:08:36,516
‫و من روش کار کردم

117
00:08:38,351 --> 00:08:40,978
‫همزمان با نوشتن فیلم «بیگانه»

118
00:08:41,020 --> 00:08:43,606
‫داشت «رامبو: خون اول بخش دوم» رو هم مینوشت

119
00:08:44,607 --> 00:08:46,609
‫دو میز کار مختلف داشت

120
00:08:47,193 --> 00:08:50,029
‫و برای هر کدوم موسیقی متفاوتی

121
00:08:50,071 --> 00:08:52,740
‫پخش میکرد تا وارد فضای ذهنی اون فیلم بشه

122
00:08:54,367 --> 00:08:55,451
‫هیچ شکی نیست

123
00:08:55,493 --> 00:08:57,912
‫بدون جیمز کامرون، بدون ریدلی اسکات

124
00:08:57,912 --> 00:08:59,914
‫و بدون دیوید فینچر که بحث خودش رو داره

125
00:08:59,956 --> 00:09:03,459
‫این فیلمهایی که داریم رو نداشتیم

126
00:09:03,668 --> 00:09:07,922
‫اما بدون یک هیولای جذاب
‫نمیشه فیلم هیولا ساخت

127
00:09:20,309 --> 00:09:22,687
‫هنوز درک نکردی با چی طرفی؟

128
00:09:23,020 --> 00:09:24,605
‫ارگانیسم کامل

129
00:09:25,398 --> 00:09:28,818
‫کمال ساختاریش فقط با
‫خصومت ذاتی اش برابری میکنه

130
00:09:31,320 --> 00:09:35,533
‫کار پایه‌ای که گیگر روی «بیگانه»
‫انجام داد

131
00:09:35,950 --> 00:09:38,869
‫واقعاً بی‌نظیر بود

132
00:09:38,995 --> 00:09:42,623
‫زبان کاملا توسعه‌یافته بیومکانیک

133
00:09:42,665 --> 00:09:47,503
‫آمیخته با جنسیت، هراس و ترس روانشناختی

134
00:09:47,587 --> 00:09:49,171
‫که تصاویرش خلق می‌کرد

135
00:09:50,006 --> 00:09:52,550
‫مثل گیر انداختن صاعقه در یک بطری بود

136
00:09:58,097 --> 00:10:02,893
‫اگه به طرح‌های اولیه ران کاب
‫که هنرمند درخشانیه نگاه کنی

137
00:10:03,394 --> 00:10:05,688
‫و ایده‌های دیگه‌ای که دن اوبنون

138
00:10:05,730 --> 00:10:08,232
‫قبل از پیوستن ریدلی به عنوان کارگردان
‫توسعه داده بود

139
00:10:08,608 --> 00:10:10,192
‫فیلم اون چیزی نمیشد که دیدیم

140
00:10:10,401 --> 00:10:12,486
‫احتمالاً یک فیلم معمولی میشد و تموم

141
00:10:14,822 --> 00:10:17,908
‫یادمه بچه که بودم
‫وقتی با خانوادم می‌رفتم کتابفروشی

142
00:10:18,200 --> 00:10:20,661
‫و کتابی از گیگر میدیدم

143
00:10:20,703 --> 00:10:23,372
‫میگفتند «نه نه نه، نباید این کتاب رو ببینی»

144
00:10:24,832 --> 00:10:29,253
‫گیگر کلی روی پروژه «تلماسه»
‫خودوروفسکی کار کرده بود

145
00:10:29,295 --> 00:10:30,546
‫که متوقف شد

146
00:10:31,047 --> 00:10:37,094
‫و این دن اوبنون بود که کاراش رو دید
‫و فهمید چیزی توش هست

147
00:10:39,764 --> 00:10:43,017
‫مشخصاً المان‌های فالیک میبینیم

148
00:10:43,017 --> 00:10:45,061
‫حفره‌ها و بخش‌هایی

149
00:10:45,102 --> 00:10:48,314
‫که در واقع برای ما انسانها
‫آشنا به نظر میرسند

150
00:10:48,773 --> 00:10:52,818
‫اما این المانها بد ریخت، چندش

151
00:10:52,860 --> 00:10:55,738
‫اغراق‌آمیز و وحشتناک‌اند

152
00:10:57,823 --> 00:11:03,329
‫اونقدر عجیب، زیبا، باشکوه

153
00:11:03,704 --> 00:11:07,333
‫، ترسناک و مسحورکننده بود
‫همه اینها باهم

154
00:11:07,333 --> 00:11:08,668
‫، ترسناک و مسحورکننده بود
‫همه اینها باهم

155
00:11:08,668 --> 00:11:13,547
‫و خود گیگر آدم جذابی بود
‫آدم شوخی هم بود

156
00:11:16,175 --> 00:11:21,347
‫هممون استرس داشتیم
‫چون اون چیزی که ریدلی اسکات و گیگر

157
00:11:21,389 --> 00:11:25,893
‫و تمام تیم در فیلم اول انجام داده بودند

158
00:11:26,102 --> 00:11:28,979
‫اونقدر عظیم و ترسناک بود

159
00:11:29,397 --> 00:11:33,943
‫که فکر میکردیم داریم
‫تقلب میکنیم که واردش بشیم

160
00:11:35,486 --> 00:11:40,366
‫یادمه کامرون یک موقع‌هایی سرسری گفت

161
00:11:40,491 --> 00:11:43,119
‫«چیزی نیست، میتونیم بهترش کنیم»

162
00:11:43,285 --> 00:11:45,913
‫موقع تماشای فیلم گفت
‫«میتونیم از این بهتر بسازیم»

163
00:11:46,205 --> 00:11:49,500
‫و یادمه با خودم گفتم
‫«خدارو شکر حداقل اون این حس رو داره»

164
00:11:57,007 --> 00:11:58,884
‫فیلم «بیگانه‌ها» دقیقاً ادامه پیدا می‌کنه

165
00:11:59,009 --> 00:12:01,303
‫با فاصله ۵۷ سال از پایان فیلم قبلی

166
00:12:01,303 --> 00:12:06,308
‫اون وارد کپسول نارسیسوس میشه
‫اون کپسول نجات کوچیک رو برمیداره و میره

167
00:12:06,517 --> 00:12:09,019
‫و ما داستان رو با همون کپسول نجات
‫تو ابتدای این فیلم شروع میکنیم

168
00:12:11,480 --> 00:12:15,526
‫باید یک تعادل ظریف بین
‫وفاداری به فیلم خودم

169
00:12:15,943 --> 00:12:19,572
‫و ادای احترام
‫به دنباله فیلم ریدلی پیدا میکردم

170
00:12:20,114 --> 00:12:24,326
‫فکر کنم به تعادل رسیدیم
‫و ژانر رو بیشتر به سمت اکشن بردیم

171
00:12:24,618 --> 00:12:25,578
‫مشکلی نداره

172
00:12:25,619 --> 00:12:29,415
‫چطوری میخوای از لحاظ وحشت و تعلیق
‫از «بیگانه» پیشی بگیری؟

173
00:12:30,332 --> 00:12:31,500
‫هیچوقت مستقیم رقابت نکن

174
00:12:34,420 --> 00:12:37,381
‫۴۰ متر جلوتر، جهت ۲۲۱ باید پلکان باشه

175
00:12:37,465 --> 00:12:39,592
‫چی میشه اگه یک گروهان کامل تفنگدار بفرستیم

176
00:12:40,009 --> 00:12:41,510
‫تا دندان مسلح؟

177
00:12:41,969 --> 00:12:44,805
‫دیگه چی ممکنه خراب بشه؟
‫این اتفاقیه که میافته

178
00:12:44,805 --> 00:12:45,848
‫هرکی زندس

179
00:12:45,848 --> 00:12:48,017
‫زودباشین از اینجا برین
‫خفه شو

180
00:12:49,351 --> 00:12:51,187
‫خدایا آپون کجاست؟

181
00:12:57,985 --> 00:12:59,028
‫امروز چطوری؟

182
00:12:59,320 --> 00:13:01,071
‫افتضاح

183
00:13:01,155 --> 00:13:02,782
‫خب حداقل از دیروز بهتری

184
00:13:04,074 --> 00:13:05,075
‫من کجام؟

185
00:13:05,117 --> 00:13:07,536
‫من تو رؤیاهام زندگی و کار میکنم

186
00:13:07,661 --> 00:13:11,248
‫رؤیاها منبع داستانها
‫ایده‌ها و الهام‌هام هستند

187
00:13:13,209 --> 00:13:17,546
‫جیمز کامرون میتونه از رؤیاها
‫به شکلی استفاده کنه که به داستان ربط دارند

188
00:13:17,588 --> 00:13:19,673
‫نه به عنوان یک ترس کاذب

189
00:13:23,886 --> 00:13:27,306
‫تماشاگرایی اون موقع
‫«بیگانه‌ها» رو می‌دیدند

190
00:13:27,681 --> 00:13:32,102
‫که اون صحنه وحشتناک جان هارت
‫از فیلم اول را دیده بودند

191
00:13:32,228 --> 00:13:36,273
‫و با اینکه دقیقاً به همون شکل درنیومده بود

192
00:13:36,440 --> 00:13:38,692
‫اون حس اضطراب رو به خوبی بالا می‌برد

193
00:13:38,776 --> 00:13:40,945
‫وقتی ریپلی داره کابوس میبینه

194
00:13:40,945 --> 00:13:42,238
‫و ملافه رو کنار میزنه

195
00:13:43,781 --> 00:13:48,828
‫اون لحظه وحشتناک جان هارت
‫از سفر قبلیش رو درونی کرده

196
00:13:49,161 --> 00:13:51,372
‫انگار جنین فضایی نمادیه از

197
00:13:51,413 --> 00:13:53,374
‫چیزی که باید از وجودش خارج کنه

198
00:13:53,415 --> 00:13:54,583
‫یعنی تروماش رو

199
00:13:54,750 --> 00:13:58,671
‫اون دیگه اون کاراکتری نیست
‫که تو «بیگانه» دیده بودی

200
00:13:58,796 --> 00:14:02,341
‫نسخه آسیب‌دیده اون کاراکتره

201
00:14:04,510 --> 00:14:09,056
‫تو «بیگانه‌ها» بعضی تجربه‌هایی
‫که باید بهش توجه کنیم

202
00:14:09,139 --> 00:14:14,520
‫در مورد قرارگیری ریپلی در معرض تروما
‫اینه که اون تنها بازمانده

203
00:14:14,770 --> 00:14:17,690
‫حمله وحشتناک به کشتی نوستروموئه

204
00:14:20,150 --> 00:14:22,111
‫احساس گناه بازماندگی رو با خودش داره

205
00:14:23,153 --> 00:14:30,286
‫نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه در ریپلی
‫شامل علائم بیش‌برانگیختگی

206
00:14:30,536 --> 00:14:36,250
‫علائم اجتنابی و تجربه مجدد تروماست

207
00:14:36,500 --> 00:14:40,004
‫کابوس، گذشته‌نما، افکار منفی مزاحم

208
00:14:40,296 --> 00:14:44,967
‫و مداومی رو تجربه می‌کرد
‫که تو نوسترومو براش افتاده بود

209
00:14:45,217 --> 00:14:50,180
‫من واقعاً مجذوب سیگورنی ویور
‫تو فیلم «بیگانه» شدم

210
00:14:50,222 --> 00:14:53,350
‫میدونم از دریچه‌های هوا استفاده میکنه
‫پارکر گوشت با منه؟

211
00:14:53,684 --> 00:14:54,685
‫خفه شو

212
00:14:54,810 --> 00:14:56,854
‫تمام داستان حول ریپلی میچرخه

213
00:14:57,855 --> 00:15:02,526
‫این افسر تازه‌کار

214
00:15:02,735 --> 00:15:05,279
‫که یک کار پیش‌پاافتاده
‫طبقه کارگری انجام میداد

215
00:15:05,446 --> 00:15:09,867
‫و چطور در مواجهه با این تهدید فرازمینی

216
00:15:10,409 --> 00:15:13,454
‫تبدیل به یک سلاح شد

217
00:15:17,124 --> 00:15:22,087
‫آدمها توی گروه‌های صمیمی
‫تمایل دارند با هم موافق باشند

218
00:15:22,129 --> 00:15:23,547
‫اما اون یک استثنا بود

219
00:15:23,839 --> 00:15:25,966
‫همون بود که گفت
‫«نمیتونید به کشتی برگردید

220
00:15:25,966 --> 00:15:27,885
‫این خلاف پروتکله، هممون میمیریم»

221
00:15:28,052 --> 00:15:30,179
‫این یک دستوره، میشنوی؟

222
00:15:30,179 --> 00:15:33,223
‫بله دریافت شد. جواب منفیه

223
00:15:33,974 --> 00:15:37,478
‫به نظرم این میراث ریپلیه
‫و اینکه زنده موندنش

224
00:15:37,603 --> 00:15:40,481
‫از این ماجراهای وحشتناکی
‫که مجبورش کردند تجربه کنه

225
00:15:41,523 --> 00:15:45,402
‫فکر میکنم جیم کامرون تو «بیگانه‌ها»
‫ده برابر چیزی که انتظار می‌رفت

226
00:15:45,444 --> 00:15:49,156
‫به ریپلی یک تجربه شخصیتی راضی‌کننده داد

227
00:15:49,365 --> 00:15:51,450
‫اما به روشایی که قبلاً تجربه نکرده بود
‫بهش فشار آورد

228
00:15:51,450 --> 00:15:52,493
‫تیم بررسی

229
00:15:52,534 --> 00:15:55,162
‫که هر سانتیمتر کپسول نجات رو بازرسی کردند

230
00:15:55,204 --> 00:15:57,998
‫هیچ مدرک فیزیکی از موجودی که
‫توصیف کردید پیدا نکردند

231
00:15:58,040 --> 00:16:01,460
‫خوبه چون من اونو از این هواکش لعنتی
‫پرت کردم بیرون

232
00:16:01,669 --> 00:16:03,921
‫میتونستند دنباله ‌رو
‫بدون سیگورنی ویور بسازند؟

233
00:16:04,254 --> 00:16:06,423
‫گمونم آره ولی خوشحالم که نساختند

234
00:16:06,590 --> 00:16:09,009
‫چون از نظر تئوری میشد اونو حذف کنند

235
00:16:09,009 --> 00:16:10,844
‫و کاری کنند شرکت
‫فقط نیروهای نظامی بفرسته

236
00:16:11,553 --> 00:16:12,554
‫شما اصلاً درک نمیکنید

237
00:16:12,721 --> 00:16:13,472
‫اون قلب داستانه

238
00:16:13,472 --> 00:16:17,017
‫به نظرم اون یکی از بهترین
‫قهرمانان زن تاریخ سینماست

239
00:16:17,184 --> 00:16:19,728
‫حذف کردنش جنایت محض بود

240
00:16:21,438 --> 00:16:26,360
‫با از دست دادن اینهمه چیز و عجیب زنده موندن

241
00:16:26,443 --> 00:16:30,197
‫و برگشتن به این دنیای ناامیدکننده‌تر

242
00:16:31,281 --> 00:16:34,410
‫یک ذره خسته به نظر میرسه ولی باحاله

243
00:16:35,202 --> 00:16:38,080
‫سیگورنی در نقش ریپلی برام خیلی مهم بود

244
00:16:38,163 --> 00:16:41,583
‫هم از نظر شور و اشتیاقم

245
00:16:41,625 --> 00:16:42,960
‫هم تعهدم به پروژه

246
00:16:44,712 --> 00:16:48,257
‫اما هفت سال گذشته بود
‫و قراردادها معمولاً

247
00:16:48,298 --> 00:16:49,842
‫بیشتر از هفت سال اعتبار ندارند

248
00:16:49,967 --> 00:16:54,346
‫منتظر بودن من یک فیلمنامه بنویسم
‫تا ازش به عنوان طعمه استفاده کنم

249
00:16:54,388 --> 00:16:56,265
‫تا سیگورنی به پروژه برگرده

250
00:16:58,058 --> 00:17:01,520
‫راستش من هیچی از دنباله نمیدونستم

251
00:17:01,687 --> 00:17:05,107
‫تا وقتی که فیلمنامه رو
‫از جیم کامرون گرفتم

252
00:17:05,399 --> 00:17:10,404
‫وقتی تو فرانسه روی یک فیلم
‫با ژرار دوپاردیو کار میکردم

253
00:17:10,654 --> 00:17:15,701
‫فیلمنامه رسید و شروع به خوندنش کردم

254
00:17:16,035 --> 00:17:19,455
‫و البته چه فیلمنامه‌ای

255
00:17:19,538 --> 00:17:21,540
‫ریپلی تو همه صحنه‌ها حضور داشت
‫و با خودم گفتم

256
00:17:21,623 --> 00:17:25,419
‫«خدایا فکر میکردم فاکس یک اشاره ای بکنه»

257
00:17:26,670 --> 00:17:28,422
‫من خیلی روی فیلمنامه‌ها حساسم

258
00:17:28,839 --> 00:17:32,718
‫فیلمنامه باید واقعاً چیزای خاصی داشته باشه

259
00:17:32,801 --> 00:17:34,845
‫تا به کارگردان علاقه‌مند بشم

260
00:17:35,304 --> 00:17:39,266
‫اگه چیز خاصی نداشته باشه
‫باهاش حال نمی‌کنم حالا هرکی میخواد باشه

261
00:17:39,516 --> 00:17:44,229
‫اگه یادتون باشه تو دهه ۸۰

262
00:17:44,396 --> 00:17:48,233
‫اختلاف زیادی بین دستمزد

263
00:17:48,275 --> 00:17:49,943
‫نقشهای اول زن و مرد بود

264
00:17:50,194 --> 00:17:52,863
‫و اون میخواست یک میلیون دلار بگیره

265
00:17:53,989 --> 00:17:57,868
‫پرداخت این مبلغ برای نقش اول یک دنباله

266
00:17:57,910 --> 00:18:03,123
‫اصلاً جور درنمیومد چون میگفتند

267
00:18:04,374 --> 00:18:06,085
‫شاید ۶۰٪ فروش فیلم اول رو داشته باشه

268
00:18:06,585 --> 00:18:10,464
‫پس باید راهی پیدا میکردیم
‫تا طرفین رو به توافق برسونیم

269
00:18:12,341 --> 00:18:15,344
‫اون به خاطر موفقیت فیلم اول
‫میخواست قرارداد پرپولی بگیره

270
00:18:15,594 --> 00:18:18,972
‫اونا رو تو مشت داشت چون اون مثلا ریپلی بود

271
00:18:19,056 --> 00:18:20,390
‫و تنها بازمانده بود

272
00:18:20,432 --> 00:18:22,101
‫آخرین بازمانده نوسترومو

273
00:18:22,518 --> 00:18:25,896
‫پس باید راهی پیدا میکردیم
‫تا قرارداد بسته بشه

274
00:18:26,271 --> 00:18:29,399
‫گفتم «نذارید این پروژه
‫بخاطر یک بازیگر زن خراب بشه

275
00:18:29,608 --> 00:18:31,693
‫شوخی میکنید؟
‫نقشه من اینه

276
00:18:32,236 --> 00:18:33,529
‫تا آخر هفته

277
00:18:33,779 --> 00:18:37,783
‫فیلمنامه رو بازنویسی میکنم
‫و ریپلی رو حذف میکنم

278
00:18:38,033 --> 00:18:41,328
‫البته اصلاً قصد انجام این کار رو نداشتم

279
00:18:41,703 --> 00:18:43,247
‫قرارداد تو ۲۴ ساعت بسته شد

280
00:18:44,414 --> 00:18:48,794
‫بعدها که با جیم صحبت کردم

281
00:18:48,836 --> 00:18:50,963
‫می‌گفت «آره من خیلی استرس داشتم

282
00:18:51,421 --> 00:18:54,383
‫از ملاقات با تو و اینکه
‫فیلمنامه رو دوست داشته باشی»

283
00:18:54,424 --> 00:18:57,970
‫و من گفتم «جدی؟ مگه میشه دوستش نداشت؟»

284
00:18:59,763 --> 00:19:01,849
‫سیگورنی یک بانوی خوش‌سلیقه و باکلاسه

285
00:19:02,141 --> 00:19:04,101
‫اون یک بازیگر فوق العاده است

286
00:19:04,184 --> 00:19:06,478
‫عملکردش تو «بیگانه» بی نظیر بود

287
00:19:06,603 --> 00:19:09,398
‫خیلی جذاب و خوش‌عکسه

288
00:19:09,648 --> 00:19:12,526
‫و به عنوان یک شخصیت خیلی گیرا و

289
00:19:12,818 --> 00:19:17,698
‫پیچیده اما در عین حال زمینی و رک هست

290
00:19:19,950 --> 00:19:24,329
‫اصلاً از اون بازیگرای تئاتری تصنعی نبود

291
00:19:24,371 --> 00:19:25,914
‫هیچ ژستی نداشت

292
00:19:27,791 --> 00:19:29,168
‫اولین باری که به صحنه رفتم

293
00:19:29,168 --> 00:19:32,754
‫سیگورنی ویور مستقیم اومد طرفم و گفت
‫«سلام من سیگورنی ویورم»

294
00:19:33,130 --> 00:19:36,925
‫با خودم گفتم
‫«چقدر خوب که این کار رو کردی»

295
00:19:37,009 --> 00:19:38,927
‫چون اگه خودت پیش قدم نمیشدی

296
00:19:38,969 --> 00:19:40,679
‫نمیدونستم میشد باهات صحبت کنم

297
00:19:41,054 --> 00:19:42,431
‫قوانین رو نمیدونستم

298
00:19:45,017 --> 00:19:46,643
‫من عاشقش بودم

299
00:19:47,019 --> 00:19:49,646
‫اون زیباترین و باحال‌ترین زن دنیاست

300
00:19:49,938 --> 00:19:52,900
‫البته کاراکترش از کاراکتر من متنفر بود

301
00:19:52,941 --> 00:19:54,193
‫و این تبدیل به یک شوخی دائمی شد

302
00:19:54,318 --> 00:19:56,820
‫«وای باز این آدم مزخرف و چندش اومد»

303
00:19:57,279 --> 00:19:59,865
‫اما به شکل عجیبی باهم ارتباط داشتیم

304
00:20:00,157 --> 00:20:03,035
‫چون نیروها و تفنگدارا
‫بین خودشون رفاقت داشتن

305
00:20:04,286 --> 00:20:08,207
‫ما به چشم گروه
‫به عنوان غیرخودی دیده می‌شدیم

306
00:20:10,292 --> 00:20:12,085
‫دود از کنده بلند میشه واقعا مصداق اونه

307
00:20:12,252 --> 00:20:14,421
‫فکر میکنم دلیل اصلی اینکه جیم اینقدر
‫باهاش کار میکنه

308
00:20:14,463 --> 00:20:16,715
‫اخلاق کاری فوق العاده‌شه

309
00:20:17,090 --> 00:20:18,926
‫همیشه آماده به کاره

310
00:20:19,301 --> 00:20:22,137
‫اون خیلی تحلیلگره، خیلی تحلیلگر

311
00:20:23,180 --> 00:20:24,765
‫به محض روشن شدن دوربین

312
00:20:24,806 --> 00:20:30,229
‫کاملاً غریزی و وحشی میشه
‫سرشار از احساس

313
00:20:35,317 --> 00:20:39,655
‫چندبار اختلاف نظر جزئی روی صحنه‌ها داشتیم

314
00:20:39,696 --> 00:20:43,283
‫یادمه ما سه‌تا بودیم
‫جیم فقط گوش میداد

315
00:20:43,450 --> 00:20:45,661
‫اما اون روی حرفش پافشاری می‌کرد
‫آدم مصممیه

316
00:20:47,746 --> 00:20:50,707
‫جیم همیشه به نظرم احترام میذاشت

317
00:20:51,416 --> 00:20:54,044
‫نمیدونم شاید چون
‫قبلاً نقش ریپلی رو بازی کرده بودم

318
00:20:54,086 --> 00:20:56,713
‫همیشه نظر منو میخواست

319
00:20:56,755 --> 00:21:00,509
‫شما گرگ‌ها رو انداختید به جونم
‫حالا میخواید بازم برگردم؟

320
00:21:01,301 --> 00:21:03,011
‫فراموشش کن مشکل من نیست

321
00:21:03,303 --> 00:21:07,307
‫ریپلی کاملاً واضح گفت نه تنها برنمیگرده

322
00:21:07,349 --> 00:21:11,061
‫بلکه دیگه هرگز برای شرکت کار نمیکنه

323
00:21:11,270 --> 00:21:14,231
‫اونا خیلی عوضی ان

324
00:21:15,148 --> 00:21:18,277
‫و تنها دلیلی که میتونه مجبورش کنه

325
00:21:18,443 --> 00:21:22,030
‫نجات آدما از این موجود وحشتناکه

326
00:21:23,282 --> 00:21:26,410
‫چند نفر؟ چندتا مستعمره‌نشین؟

327
00:21:26,827 --> 00:21:29,079
‫نمیدونم ۶۰، شاید ۷۰ خانواده

328
00:21:29,788 --> 00:21:33,292
‫سیگورنی اینو خیلی خوب نشون داد

329
00:21:33,667 --> 00:21:38,422
‫این تحول ریپلی

330
00:21:38,839 --> 00:21:42,175
‫به یک الهه، الهه جنگجو

331
00:21:56,523 --> 00:21:59,526
‫در نبود من همه‌تون خنگ شدید؟

332
00:21:59,818 --> 00:22:02,487
‫شرور اصلی فیلم کیه؟ شرکتهای بزرگ

333
00:22:02,988 --> 00:22:04,072
‫اونا شرورند

334
00:22:05,657 --> 00:22:07,576
‫آیا «بیگانه‌ها» ضدشرکتیه؟

335
00:22:07,659 --> 00:22:09,328
‫قطعاً طرفدار شرکت‌ها نیست

336
00:22:09,578 --> 00:22:12,456
‫۴۲ میلیون با احتساب تورم

337
00:22:12,914 --> 00:22:14,499
‫البته بدون درنظر گرفتن هزینه‌ها

338
00:22:14,708 --> 00:22:19,087
‫فکر میکنم جیم چند هدف تو فیلم داشت

339
00:22:19,338 --> 00:22:25,177
‫یکیش اینکه از شرکتها
‫و اجتماع نظامی صنعتی بترسید

340
00:22:25,344 --> 00:22:28,889
‫حتی تو فضا هم دست بالا رو دارند

341
00:22:29,431 --> 00:22:31,892
‫و جان آدما رو به خطر میندازند

342
00:22:31,933 --> 00:22:34,728
‫اونجا هزاران تخم دید، هزاران

343
00:22:34,811 --> 00:22:36,772
‫ممنون، مرخصی

344
00:22:36,813 --> 00:22:38,523
‫لعنت بهت، مرخص چی

345
00:22:38,857 --> 00:22:42,819
‫مهم بود به فضای فیلم اول وفادار بمونیم

346
00:22:42,819 --> 00:22:45,197
‫و مشخصاً ضدشرکتیه

347
00:22:45,280 --> 00:22:46,990
‫طبقه کارگر جایگزین‌پذیراند

348
00:22:47,199 --> 00:22:50,077
‫سوال نمپرسم چون جوابش دو هفته طول میکشه

349
00:22:50,118 --> 00:22:52,204
‫و جواب همیشه «سوال نپرس» بوده
‫سوال نپرس

350
00:22:52,579 --> 00:22:55,499
‫من همیشه مشکل اقتدارپذیری داشتم

351
00:22:55,624 --> 00:23:01,588
‫پس فکر میکنم این دقیقاً بازتاب نگاه من بود

352
00:23:01,797 --> 00:23:06,676
‫که ارزش زندگی آدما

353
00:23:07,677 --> 00:23:10,597
‫نسبت به سود مالی ناچیزه

354
00:23:12,307 --> 00:23:15,185
‫و از اونجایی که در دهه ۷۰ بزرگ شدم

355
00:23:16,937 --> 00:23:20,690
‫و تو دانشگاهی درس خوندم که
‫ناپالم (سلاح شیمیایی) اونجا اختراع شد

356
00:23:22,401 --> 00:23:24,528
‫و حادثه تری مایل آیلند اتفاق افتاده بود

357
00:23:24,569 --> 00:23:28,198
‫که منافع مالی بر ایمنی انسانها ارجحیت داشت

358
00:23:28,490 --> 00:23:32,202
‫من بچه دهه ۶۰ هستم
‫همیشه آماده اعتراض به همه چیزم

359
00:23:33,203 --> 00:23:34,830
‫این ایده که آینده

360
00:23:34,830 --> 00:23:37,791
‫توسط شرکتها کنترل میشه یک چیزیه که

361
00:23:37,833 --> 00:23:40,210
‫همیشه تو علمی-تخیلی‌ها تکرار شده

362
00:23:42,629 --> 00:23:44,339
‫مثلاً توی رو بوکاپ

363
00:23:44,381 --> 00:23:47,217
‫شرکت OCP قطعاً یک شرکت شیطانیه

364
00:23:47,759 --> 00:23:51,012
‫توی فیلم «اوتلند» هم شرکت Con-Am شرور اصلیه

365
00:23:51,096 --> 00:23:53,849
‫بیا دفترم بیشتر حرف میزنیم

366
00:23:55,142 --> 00:23:56,184
‫حتماً میام

367
00:23:56,351 --> 00:23:59,020
‫ژانر علمی-تخیلی پر از شرکتهای شیطانیه

368
00:24:04,818 --> 00:24:07,112
‫شرکتی که کنترل فضا رو داشته باشه

369
00:24:07,487 --> 00:24:10,866
‫به تریلیونها دلار ثروت و منابع دسترسی داره

370
00:24:10,991 --> 00:24:14,453
‫یعنی به قدرت یک دولت امروزی میرسه

371
00:24:16,079 --> 00:24:19,416
‫اگه در واقع این شرکتها هستند که
‫دولت رو کنترل می‌کنند

372
00:24:19,458 --> 00:24:20,584
‫نه برعکس چی؟

373
00:24:25,338 --> 00:24:27,007
‫اونا دارند دنیاهای بهتری میسازند

374
00:24:27,382 --> 00:24:30,343
‫بیاید قلمرو انسان رو تو فضا گسترش بدیم

375
00:24:30,427 --> 00:24:31,511
‫مهندسان سیاره‌ای

376
00:24:31,720 --> 00:24:35,432
‫میان و با فرایندهای اتمسفری
‫هوا رو قابل تنفس می‌کنند

377
00:24:35,765 --> 00:24:36,766
‫ده‌ه‌ها طول میکشه

378
00:24:36,933 --> 00:24:42,022
‫اما مسلما ممکنه
‫به شکل‌های دیگه حیات برخورد کنند

379
00:24:43,064 --> 00:24:47,319
‫همونطور تو زمین دیدیم
‫استعمار نتیجه خوبی نداره

380
00:24:47,527 --> 00:24:49,529
‫با نابودی یک ستاره کلاس M

381
00:24:49,529 --> 00:24:51,198
‫من عاشق ویلند-یوتانی تو این فیلمم

382
00:24:51,239 --> 00:24:53,033
‫من عاشق ارباب‌های شرور شرکتی‌ام

383
00:24:53,116 --> 00:24:54,868
‫سایه شرکت همچنان سنگینی میکنه

384
00:25:06,588 --> 00:25:08,048
‫ریشه‌های شرکت ویلند-یوتانی

385
00:25:08,089 --> 00:25:11,468
‫به زمان ساخت فیلم «بیگانه» برمیگرده

386
00:25:11,593 --> 00:25:14,471
‫ران کاب، طراح فیلم گفته

387
00:25:14,471 --> 00:25:17,974
‫که میخواستند این پارانویا رو نشون بدند

388
00:25:18,016 --> 00:25:21,269
‫از نفوذ شرکتهای ژاپنی تو شرکتهای غربی

389
00:25:21,311 --> 00:25:23,063
‫اون موقع یک ترسی وجود داشت

390
00:25:23,104 --> 00:25:25,649
‫که تویوتا میخواست بریتیش لیلاند رو بخره

391
00:25:26,024 --> 00:25:29,778
‫پس لیلاند-تویوتا تبدیل شد به ویلند-یوتانی

392
00:25:30,028 --> 00:25:32,489
‫این فقط بازتاب اتفاقاتی بود
‫که اون زمان میافتاد

393
00:25:34,407 --> 00:25:36,076
‫وقتی کامرون وارد شد

394
00:25:36,076 --> 00:25:39,454
‫و شرکت رو به «بیگانه‌ها» آورد
‫حرف D رو اضافه کرد

395
00:25:39,496 --> 00:25:41,373
‫تا بشه «ویلند-یوتانی»

396
00:25:41,873 --> 00:25:44,334
‫و اسم شرکت تو فیلم «بیگانه»
‫اصلاً شنیده نمیشه

397
00:25:44,376 --> 00:25:46,127
‫فقط بخشی از طراحی‌ها بود

398
00:25:46,670 --> 00:25:49,798
‫کامرون اونو شرکتی‌تر و قدرتمندتر کرد

399
00:25:50,840 --> 00:25:53,802
‫این رابطه جالب بین مالکیت

400
00:25:53,843 --> 00:25:57,973
‫ریدلی اسکات و جیمز کامرون
‫بر اسطوره بیگانه وجود داره

401
00:25:59,391 --> 00:26:02,435
‫هر دو فیلم «بیگانه» و «بیگانه‌ها»

402
00:26:02,519 --> 00:26:05,438
‫تحت تأثیر داستانهای جوزف کنراد هستند

403
00:26:05,939 --> 00:26:07,691
‫اسم نوسترومو

404
00:26:07,691 --> 00:26:11,361
‫کشتی اصلی تو «بیگانه»
‫از یک رمان کنراد گرفته شده

405
00:26:11,820 --> 00:26:14,072
‫فیلمنامه اولیه «بیگانه»

406
00:26:14,364 --> 00:26:17,075
‫نقل قولهایی از «قلب تاریکی»
‫رو در ابتدا داشت

407
00:26:17,409 --> 00:26:19,494
‫سولاکو، اسم کشتی تو «بیگانه‌ها»

408
00:26:19,536 --> 00:26:23,039
‫به شهر توی رمان نوسترومو اشاره داره

409
00:26:23,540 --> 00:26:28,587
‫کنراد درباره استعمار نقاط دوردست توسط انسان

410
00:26:28,795 --> 00:26:31,631
‫و ورود شرکتها به اون مناطق می‌نوشت

411
00:26:31,923 --> 00:26:34,634
‫این درون مایه کنرادی رو میشه

412
00:26:34,843 --> 00:26:37,846
‫در سرتاسر هر دو فیلم
‫«بیگانه» و «بیگانه‌ها» دید

413
00:26:41,391 --> 00:26:44,185
‫میدونی برک، نمیدونم کدوم گونه بدتره

414
00:26:44,728 --> 00:26:47,981
‫اونا رو نمیبینی که برای یک درصد مزخرف
‫به هم خیانت می‌کنند

415
00:26:48,064 --> 00:26:51,860
‫طراحی لباسها بخش جالبی بود

416
00:26:52,777 --> 00:26:57,032
‫هفته‌ها قبل از رفتنم به لندن

417
00:26:57,198 --> 00:27:00,619
‫داشتند اندازه‌هام رو
‫برای کت و شلوار می‌گرفتند

418
00:27:02,579 --> 00:27:08,001
‫رفتم لندن و دوباره اندازه‌گیری کردند
‫هنوز چیزی ندیده بودم

419
00:27:08,168 --> 00:27:10,003
‫اما بازم اندازه می‌گرفتند

420
00:27:10,170 --> 00:27:13,506
‫و نمی‌تونستم صبر کنم نتیجه رو ببینم

421
00:27:13,840 --> 00:27:17,427
‫خلاصه، یک کت آوردن یقه‌هاش برگشته بود

422
00:27:17,427 --> 00:27:21,681
‫گفتم «همینه؟ همین رو درآوردید؟»

423
00:27:21,848 --> 00:27:23,350
‫خیلی ناامید شدم

424
00:27:23,475 --> 00:27:26,478
‫انگار میخوای بهش بگی
‫«داداش، یقه‌ات بالاست»

425
00:27:29,314 --> 00:27:30,649
‫میتونست بهتر باشه

426
00:27:30,732 --> 00:27:33,485
‫برک آدمی بود که کارهای کثیف رو انجام میداد

427
00:27:33,485 --> 00:27:39,324
‫اما در خدمت این قدرت عظیم شرکت خوشه‌ای

428
00:27:39,866 --> 00:27:42,827
‫ضدشرکتی بود

429
00:27:43,912 --> 00:27:45,789
‫در مقابل صمیمی‌ترین روابط انسانی

430
00:27:45,830 --> 00:27:46,873
‫چرا داری میری؟

431
00:27:48,083 --> 00:27:51,920
‫شرکت به همراه دولت استعماری
‫بودجه این کلونی رو تأمین کرده

432
00:27:52,337 --> 00:27:55,799
‫همه فیلمهاش
‫انگار درباره غرور و خودبزرگ‌بینی هستند

433
00:27:56,299 --> 00:27:57,676
‫اما این کشتی نمیتونه غرق بشه

434
00:27:57,717 --> 00:27:59,969
‫از آهنه قربان
‫مطمئن باشید غرق میشه

435
00:28:00,303 --> 00:28:04,516
‫درباره فناوری و غرور آدمایی که
‫به فناوری تکیه می‌کنند

436
00:28:07,811 --> 00:28:10,522
‫غرور شرکت‌هایی که به آدمها فکر نمی‌کنند

437
00:28:14,567 --> 00:28:16,194
‫این جلسه مختومه است

438
00:28:18,947 --> 00:28:21,157
‫از دخترم خبری دارید؟

439
00:28:22,701 --> 00:28:28,039
‫چیزی که واقعاً دلم میخواست
‫و تو نسخه کارگردانی دیدم

440
00:28:28,081 --> 00:28:30,667
‫صحنه‌هایی بود درباره دخترش

441
00:28:30,792 --> 00:28:34,504
‫آماندا ریپلی-مک لارن
‫اسم ازدواجش فکر کنم

442
00:28:34,754 --> 00:28:36,131
‫سن ۶۶

443
00:28:37,298 --> 00:28:39,175
‫این سن موقع مرگش بوده

444
00:28:39,467 --> 00:28:42,429
‫این بخش باید تو فیلم میموند

445
00:28:42,470 --> 00:28:46,307
‫چون دلیل اصلی اقدامات ریپلی رو توضیح میداد

446
00:28:48,351 --> 00:28:49,436
‫تو نسخه ویژه می‌بینیم

447
00:28:49,477 --> 00:28:51,604
‫که احتمالاً پربیننده‌ترین نسخه فیلمه

448
00:28:51,646 --> 00:28:53,356
‫که چطور دخترش مرده

449
00:28:53,773 --> 00:28:56,109
‫ریپلی اون رو دقیقا
‫قبل از یازده سالگیش ترک کرده

450
00:28:56,234 --> 00:28:57,819
‫و دخترش موقعی که اون تو خواب بود میمیره

451
00:28:57,861 --> 00:29:01,948
‫پس ریپلی یک خلاء توی وجودش داره
‫که با ملاقات نیوت پر میشه

452
00:29:04,659 --> 00:29:11,040
‫جیم صحنه‌های مادر بودن ریپلی
‫رو از نسخه اصلی حذف کرد

453
00:29:11,082 --> 00:29:15,670
‫حتی جرئت نکرد قبل از اولین نمایش بهم بگه

454
00:29:16,004 --> 00:29:17,172
‫بهش قول داده بودم

455
00:29:18,423 --> 00:29:20,133
‫که برای تولدش خونه باشم

456
00:29:21,342 --> 00:29:26,222
‫همیشه حس میکردم
‫این پایه اصلی شخصیت ریپلیه

457
00:29:26,264 --> 00:29:29,851
‫که دخترش رو ول کرده

458
00:29:29,893 --> 00:29:34,230
‫و حالا این دختر شجاع بهش نیاز داره

459
00:29:36,149 --> 00:29:37,192
‫این بخش شخصی هم هست

460
00:29:37,233 --> 00:29:39,778
‫چون عکس دخترش در واقع مادر سیگورنی بود

461
00:29:42,113 --> 00:29:43,114
‫امی

462
00:29:45,116 --> 00:29:48,453
‫فکر میکردیم
‫اگه از قرن بیستم فاکس خواهش کنیم

463
00:29:48,495 --> 00:29:50,413
‫موافقت می‌کنند نسخه طولانی‌تر رو نمایش بدند

464
00:29:50,747 --> 00:29:53,750
‫اما اون زمان سالن‌های سینمای چندپرده نبود

465
00:29:54,834 --> 00:29:59,422
‫نمیشد یک فیلم رو تو چهار سالن
‫همزمان نمایش داد

466
00:29:59,631 --> 00:30:01,841
‫و این واقعاً روی فروش تأثیر میذاشت

467
00:30:01,925 --> 00:30:06,054
‫پس مجبور بودیم انتخاب‌های سختی
‫برای حذف صحنه‌ها داشته باشیم

468
00:30:06,179 --> 00:30:08,056
‫نمیشد دوباره فیلمبرداری کنیم

469
00:30:08,723 --> 00:30:12,769
‫پس مجبور بودیم بخش‌های کامل رو حذف کنیم

470
00:30:13,269 --> 00:30:17,190
‫برام سخت بود چون بازیگری‌ام
‫رو بر این اساس بنا کرده بودم

471
00:30:17,232 --> 00:30:18,858
‫حالا میفهمم نیاز نبود

472
00:30:18,983 --> 00:30:23,863
‫شاید حتی بهترم باشه که
‫این پیش‌زمینه رو نداشته باشه

473
00:30:24,572 --> 00:30:26,991
‫اما فقط از نظر فیلمبرداری

474
00:30:27,033 --> 00:30:29,953
‫این پیش‌زمینه برام خیلی مهم بود

475
00:30:31,287 --> 00:30:35,500
‫همیشه بحث بین طرفدارها هست
‫که کدوم نسخه بهتره

476
00:30:37,293 --> 00:30:38,294
‫من معتقدم

477
00:30:38,336 --> 00:30:42,006
‫اگه جیمز کامرون میگه این نسخه مد نظرش بوده

478
00:30:42,632 --> 00:30:44,467
‫پس همون باید نمایش داده میشد

479
00:30:44,884 --> 00:30:48,221
‫میشه از هر نسخه لذت برد

480
00:30:48,221 --> 00:30:49,430
‫من نسخه کوتاه رو ترجیح میدم

481
00:30:52,350 --> 00:30:53,393
‫سیاره مرموز

482
00:30:53,518 --> 00:30:55,311
‫نمیدونیم اون پایین چیه

483
00:30:55,562 --> 00:30:58,523
‫ناگهان میرسی و چندتا چراغ روشنه

484
00:30:58,565 --> 00:31:00,859
‫خدایا چه خبره؟ چی شده؟

485
00:31:02,110 --> 00:31:04,571
‫تو میتونی بری جاهایی که ما نمیریم

486
00:31:04,654 --> 00:31:07,240
‫خب برای همین من بهترینم

487
00:31:07,323 --> 00:31:10,326
‫همیشه نسخه کارگردانی رو انتخاب میکنم

488
00:31:10,410 --> 00:31:11,828
‫چیه بابا؟

489
00:31:11,828 --> 00:31:14,038
‫چون برادرم تو اون صحنه‌ها بود

490
00:31:14,330 --> 00:31:15,456
‫نقش برادرم رو بازی میکرد

491
00:31:15,498 --> 00:31:18,209
‫از نظر من اونها مدتهاست که رفتند

492
00:31:18,710 --> 00:31:19,919
‫همه چی درست میشه

493
00:31:20,086 --> 00:31:24,215
‫اما فکر میکنم این بعد تازه‌ای
‫به کاراکترم میده

494
00:31:24,674 --> 00:31:28,678
‫میبینید که ما هم یک خانواده معمولی هستیم
‫که میخواستیم پولدار بشیم

495
00:31:28,761 --> 00:31:30,930
‫این بعد تازه همدلی بیشتری

496
00:31:31,097 --> 00:31:34,350
‫با نیوت ایجاد میکنه

497
00:31:39,314 --> 00:31:40,189
‫صحنه‌های خوبی داره

498
00:31:40,231 --> 00:31:41,900
‫منم مثل بقیه برجک‌های شلیک خودکار
‫رو دوست دارم

499
00:31:41,900 --> 00:31:43,568
‫برجک‌های A و B در جای خود و فعال هستند

500
00:31:43,568 --> 00:31:44,611
‫دریافت شد

501
00:31:44,611 --> 00:31:48,197
‫اما اون حس اضطراب وقتی که

502
00:31:48,656 --> 00:31:51,117
‫نمیدونی تو کلونی چی منتظرته

503
00:31:51,159 --> 00:31:54,454
‫وقتی جای سوختگی اسید رو میبینی
‫وقتی دیواره‌ها رو میبینی

504
00:31:54,662 --> 00:31:56,998
‫نمیدونی چی اتفاق افتاده

505
00:32:06,466 --> 00:32:07,675
‫ریپلی باید باهم حرف بزنیم

506
00:32:08,885 --> 00:32:11,804
‫ارتباطمون با کلونی LV-426 قطع شده

507
00:32:12,096 --> 00:32:14,265
‫برای گورمن پیش‌زمینه‌سازی کردی؟

508
00:32:14,474 --> 00:32:16,517
‫همون حین فیلمبرداری شکل گرفت

509
00:32:16,601 --> 00:32:19,145
‫اینطوری که بگی «اوه این آدم کیه؟

510
00:32:19,187 --> 00:32:20,396
‫«از کجا پیداش شد؟»

511
00:32:20,605 --> 00:32:21,940
‫همه‌چی تو فیلمنامه بود

512
00:32:22,398 --> 00:32:24,442
‫ریپلی شما با نیروها وارد نمیشید

513
00:32:24,609 --> 00:32:26,194
‫امنیت شما رو تضمین می‌کنم

514
00:32:26,569 --> 00:32:30,782
‫خیلی محکمه، تحت فشاره، عصبیه

515
00:32:31,199 --> 00:32:32,784
‫باید خودش رو کنترل کنه

516
00:32:32,784 --> 00:32:37,664
‫و واقعاً نباید خرابکاری کنه

517
00:32:39,666 --> 00:32:40,750
‫چیه هیکس؟

518
00:32:41,250 --> 00:32:43,878
‫من هادسونم قربان، هیکس اونه

519
00:32:44,462 --> 00:32:48,466
‫داشتم برای فیلم «غلاف تمام‌فلزی»
‫با استنلی کوبریک قرارداد می‌بستم

520
00:32:48,758 --> 00:32:52,387
‫واقعا ذوق مرگ و خیلی هیجان‌زده بودم

521
00:32:52,595 --> 00:32:54,430
‫که با استنلی کوبریک کار کنم

522
00:32:54,597 --> 00:32:57,558
‫وقتی مدیر برنامه‌ام زنگ زد گفت
‫«میخواند ببیننت

523
00:32:57,600 --> 00:33:00,520
‫قرن بیستم فاکس داره
‫یک فیلم علمی-تخیلی میسازه»

524
00:33:01,312 --> 00:33:05,233
‫گفتم «علمی-تخیلی کار نمی‌کنم

525
00:33:05,358 --> 00:33:06,693
‫دارم با استنلی کوبریک کار میکنم»

526
00:33:06,734 --> 00:33:09,487
‫گفت «احمق نباش، برو یک سر بزن»

527
00:33:09,821 --> 00:33:11,948
‫«کیه؟ جیمز کامرون، نابودگر»

528
00:33:11,990 --> 00:33:13,783
‫«نابودگر نمی‌شناسم»

529
00:33:14,909 --> 00:33:17,996
‫رفتم جیم و گیل رو ملاقات کردم

530
00:33:18,204 --> 00:33:22,917
‫یک تست نیم‌ساعتی فیلمبرداری کردیم

531
00:33:22,959 --> 00:33:27,588
‫گفتند
‫«برو این بخش‌های هادسون فیلمنامه رو بخون»

532
00:33:27,922 --> 00:33:31,175
‫داشتم میرفتم که مسئول پذیرش گفت

533
00:33:31,217 --> 00:33:32,802
‫«آقای هوپ برگردید

534
00:33:32,844 --> 00:33:35,221
‫نه نه، اشتباه شده اینا رو نخونید»

535
00:33:35,430 --> 00:33:37,432
‫هادسون رو پس گرفتند و گورمن رو دادند

536
00:33:37,598 --> 00:33:40,727
‫سه روز بعد پیشنهاد قطعی دادند

537
00:33:40,768 --> 00:33:42,895
‫مدیر برنامه‌ام شاخ درآورد

538
00:33:43,396 --> 00:33:45,106
‫میخواند ویلیام رو برای نقش اصلی بگیرند

539
00:33:45,273 --> 00:33:49,944
‫تو کمتر از یک هفته انتخاب شدم
‫و یک اتفاقی افتاد

540
00:33:50,570 --> 00:33:54,991
‫میدونم جیم و گیل تو لس‌آنجلس
‫کاندیدهای دیگه‌ای برای گورمن داشتند

541
00:33:55,283 --> 00:33:57,076
‫ولی یک چیزی جور شد

542
00:34:00,413 --> 00:34:03,958
‫یادمه اولین باری که
‫نفربر زرهی رو دیدم

543
00:34:04,709 --> 00:34:08,796
‫گفتم «این که خاک گرفته
‫تمیزش کنیم جیم؟»

544
00:34:09,005 --> 00:34:13,885
‫چپ چپ نگاه کرد و لنس گفت
‫«جیم عاشق همینه»

545
00:34:13,926 --> 00:34:18,097
‫دقیقاً حرف گورمن بود
‫«این کثافت رو تمیز کنید»

546
00:34:18,264 --> 00:34:21,601
‫میخوام همه‌چی مرتب و طبق برنامه باشه

547
00:34:22,060 --> 00:34:24,979
‫تازه‌کاره، سریع پیشرفت کرده

548
00:34:24,979 --> 00:34:27,023
‫نه تجربه داره نه اقتدار

549
00:34:27,106 --> 00:34:29,025
‫بیایید سمت در جنوبی، داریم میایم

550
00:34:29,067 --> 00:34:30,068
‫دریافت شد

551
00:34:30,151 --> 00:34:33,112
‫داره میاد، الان احساس امنیت میکنم

552
00:34:33,279 --> 00:34:35,656
‫معمولِ ستوان دومی‌ها که همه‌چی رو میدونند

553
00:34:35,698 --> 00:34:38,159
‫آماده بشید آپون
‫چشم قربان

554
00:34:38,284 --> 00:34:40,870
‫بعد میفهمه از پسش برنمیاد

555
00:34:41,037 --> 00:34:42,038
‫عالیه

556
00:34:42,997 --> 00:34:44,040
‫لعنت

557
00:34:44,373 --> 00:34:46,667
‫رشد شخصیتش تو فیلم رو دوست دارم

558
00:34:46,709 --> 00:34:49,545
‫از اون ابهت اولیه میفته پایین

559
00:34:49,587 --> 00:34:51,422
‫حتی واسکز میخواد بکشتش

560
00:34:51,547 --> 00:34:54,217
‫پاشو گوساله میخوام بکشمت
‫بکش عقب

561
00:34:54,258 --> 00:34:57,929
‫چون مسئول مرگ بهترین دوستش دریکه

562
00:34:58,096 --> 00:35:02,350
‫ویلیام هوپ این نقش رو بی نظیر بازی کرده

563
00:35:02,391 --> 00:35:05,812
‫من به شخصه همدلی زیادی
‫با گورمن دارم، عاشقشم

564
00:35:05,978 --> 00:35:07,021
‫حالت چطوره؟

565
00:35:07,897 --> 00:35:10,983
‫خوبم فکر کنم، بدجور سرم درد میکنه

566
00:35:11,526 --> 00:35:14,695
‫بررسی جالبیه از سبک‌های مختلف رهبری

567
00:35:14,737 --> 00:35:20,034
‫تفاوت بین کسی که رسما رهبره

568
00:35:20,618 --> 00:35:23,704
‫و با اقتدار در مباحثه پیروز میشه

569
00:35:23,830 --> 00:35:25,998
‫«من ستوانم پس حتماً راست میگم»

570
00:35:26,249 --> 00:35:28,793
‫معلومه یک چوب ذرت کرده تو کونش

571
00:35:29,335 --> 00:35:32,338
‫در مقابل آپون که رهبر ذاتی بود

572
00:35:32,380 --> 00:35:36,175
‫سروان همیشه بین سربازا
‫و نیروهای رده‌پایین

573
00:35:36,259 --> 00:35:38,678
‫محبوب‌تر از ستوان بود

574
00:35:38,761 --> 00:35:40,263
‫دسته دوم، وضعیت چیه؟

575
00:35:40,596 --> 00:35:41,931
‫گشت‌زنی تموم شد

576
00:35:42,723 --> 00:35:44,183
‫خونه خالیه
‫دریافت شد

577
00:35:44,934 --> 00:35:48,479
‫ریپلی اونجا نیست تا رهبری کنه
‫اصلاً نمیخواد رهبر باشه

578
00:35:48,688 --> 00:35:53,025
‫همش نادیده‌اش میگیرند
‫تا وقتی که مثل خر تو گل می‌مونند

579
00:35:53,693 --> 00:35:56,487
‫بعد اون خودش میاد وسط

580
00:35:56,571 --> 00:35:59,866
‫بعضیا ذاتاً رهبرند

581
00:36:00,241 --> 00:36:03,202
‫وقتی میبینند اوضاع خرابه
‫خودشونو میندازند تو ماجرا

582
00:36:03,494 --> 00:36:06,497
‫کنترل رو در دست میگیرند، نمیتونند کاری نکنند
‫جزو شخصیت‌شونه

583
00:36:08,791 --> 00:36:10,751
‫از نظر ساختار انسانی

584
00:36:10,918 --> 00:36:13,713
‫فکر کنم بیشتر آدما آرزوی
‫این سطح از مهارت رو دارند

585
00:36:13,754 --> 00:36:16,632
‫اکثر مردم هرگز از اون آستانه عبور نمی‌کنند

586
00:36:21,262 --> 00:36:26,392
‫من توی قسمت اول حس می‌کردم
‫اون چیزی رو داره که بهش میگیم «صلاحیت لازم»

587
00:36:26,851 --> 00:36:29,061
‫برای همینه نمیخواد به کٍین اجازه ورود بده

588
00:36:29,395 --> 00:36:31,522
‫احساس می‌کنم اون خیلی تغییر کرده

589
00:36:31,981 --> 00:36:38,321
‫حتی قبل شروع داستان قسمت دوم
‫با این همه فقدان
‫این همه اختلال استرس پس از سانحه

590
00:36:38,487 --> 00:36:43,117
‫پس رهبری ذاتی‌اش باید بر این همه
‫مشکلات غلبه کنه

591
00:36:43,951 --> 00:36:45,786
‫و واقعاً آخرین راه چاره است

592
00:36:46,078 --> 00:36:48,331
‫البته که خونسردی خودش رو حفظ می‌کنه

593
00:36:48,581 --> 00:36:51,667
‫و فکر می‌کنم تخیل هنرمندانه رو نداره

594
00:36:51,709 --> 00:36:53,836
‫که به همه خطاهای احتمالی فکر کنه

595
00:36:54,170 --> 00:36:55,922
‫به نظرم اون تو این زمینه خیلی منظمه

596
00:36:56,547 --> 00:37:02,803
‫سعی می‌کنه فقط به راهکارهای عملی فکر کنه

597
00:37:03,512 --> 00:37:05,223
‫خب، این طرف یک در صد فشار داریم

598
00:37:06,390 --> 00:37:08,768
‫نمیشه یک واحد نگهبان از راه دور
‫تو تونل بذاریم

599
00:37:09,268 --> 00:37:10,436
‫و بعد اون در رو ببندیم؟

600
00:37:10,478 --> 00:37:13,439
‫مادرم توی بحران آدم خیلی خوبی بود

601
00:37:13,606 --> 00:37:15,233
‫پرستار بود

602
00:37:15,274 --> 00:37:19,278
‫تو ذخیره ارتش کانادا و این جور چیزا
‫خدمت کرده بود

603
00:37:19,320 --> 00:37:20,738
‫خیلی صلاحیت داشت

604
00:37:20,988 --> 00:37:22,865
‫یادمه یک بار که بچه بودم
‫خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم

605
00:37:23,241 --> 00:37:26,661
‫با یک تخته میخکوب شده به پام پریدم تو خونه

606
00:37:26,744 --> 00:37:29,872
‫یک میخ ۸ سانتی بود که پا گذاشته بودم روش

607
00:37:30,039 --> 00:37:32,541
‫پریدم تو خونه گفتم
‫«مامان، یک تخته به پام میخکوب شده»

608
00:37:32,541 --> 00:37:34,961
‫اونم فقط گفت
‫«بیا زانوت رو بذار رو این صندلی»

609
00:37:34,961 --> 00:37:38,547
‫تخته رو گرفت و یهویی میخ رو کشید بیرون

610
00:37:38,631 --> 00:37:41,300
‫بعد گفت «خیلی خوب، بریم بیمارستان
‫سوار ماشین شو»

611
00:37:42,051 --> 00:37:43,844
‫با خودم میگفتم «وای»

612
00:37:43,886 --> 00:37:45,346
‫واقعاً میتونه از پس مشکلات بربیاد

613
00:37:47,932 --> 00:37:50,059
‫میتونستم اینو با بچگی خودم ارتباط بدم

614
00:37:50,059 --> 00:37:54,230
‫میتونستم با زندگی خودم ارتباطش بدم
‫چون میدونم تو بحران بهترین عملکرد رو دارم

615
00:37:54,647 --> 00:37:59,443
‫وقتی آدرنالین میزنه بالا
‫مغزم مثل یک ابررایانه کار میکنه

616
00:38:04,240 --> 00:38:07,076
‫اون موقع جیم واقعاً ناشناخته بود

617
00:38:07,118 --> 00:38:09,412
‫خیلی جوون بود، گمونم حتی
‫۳۰ سالش هم نشده بود

618
00:38:09,495 --> 00:38:12,748
‫اون نابغه‌ای که الان می‌شناسیمش نبود

619
00:38:13,958 --> 00:38:16,627
‫اولین کارهای سینمایی جیم
‫برای راجر کورمن بود

620
00:38:17,295 --> 00:38:20,631
‫میگفتند «فیلم بگیر، سریع فیلم بگیر،
‫روز رو تموم کن، برو روز بعد»

621
00:38:20,923 --> 00:38:23,843
‫همه چی باید سریع پیش میرفت
‫و توی مونتاژ درستش می‌کردند

622
00:38:24,176 --> 00:38:26,721
‫وقتی داشتن صحنه داخلی فضاپیماهای
‫رو برای راجر کورمن میساختند

623
00:38:26,762 --> 00:38:31,183
‫از ظرفای یکبار مصرف فوم رستورانای مختلف
‫استفاده می‌کردند

624
00:38:31,225 --> 00:38:32,852
‫و فقط نقاشیشون می‌کردند به رنگ نقره ای

625
00:38:35,438 --> 00:38:38,983
‫وقتی برای راجر کورمن کار میکنی
‫یاد میگیری چطور همه کاری رو انجام بدی

626
00:38:39,442 --> 00:38:41,652
‫هیچ پولی نداری و وقت هم نداری

627
00:38:42,361 --> 00:38:44,864
‫پس بهتره بدونی دقیقاً داری چیکار میکنی

628
00:38:47,325 --> 00:38:52,288
‫کار کردن با راجر کورمن بهترین
‫مدرسه فیلمسازی ممکن بود

629
00:38:52,538 --> 00:38:53,956
‫یک جور رابطه دوطرفه بود
‫تو از راجر استفاده میکردی

630
00:38:53,956 --> 00:38:54,832
‫یک جور رابطه دوطرفه بود
‫تو از راجر استفاده میکردی

631
00:38:54,957 --> 00:38:57,668
‫برای کسب تجربه و ساختن رزومه

632
00:38:57,710 --> 00:38:59,628
‫و اون هم از تو به عنوان نیروی کار ارزون
‫استفاده می‌کرد

633
00:39:01,881 --> 00:39:06,010
‫میدونم قبل از اینکه کارگردانی رو شروع کنه

634
00:39:06,052 --> 00:39:10,598
‫توی طراحی صحنه و کارای دیگه فعال بود

635
00:39:11,390 --> 00:39:14,435
‫اون موقع‌ها من و اون پول نداشتیم

636
00:39:14,602 --> 00:39:21,484
‫توی یک استودیوی کوچیک کار میکرد
‫که به زور فیلمی ازش بیرون میومد

637
00:39:21,734 --> 00:39:23,819
‫میرفتیم یک نوشیدنی میخوردیم

638
00:39:24,111 --> 00:39:27,531
‫جیم همه لوازم هنریش رو
‫تو صندوق ماشینش گذاشته بود

639
00:39:28,074 --> 00:39:34,455
‫و طرحای فضا و سیاره‌های بیگانه میکشید

640
00:39:34,747 --> 00:39:39,126
‫سطح یک سیاره بیگانه
‫و همیشه در حال خلق کردن بود

641
00:39:39,502 --> 00:39:41,170
‫این بخش دیگه ش، مهارته

642
00:39:41,837 --> 00:39:44,256
‫میتونه طراحی کنه، میتونه چیز بسازه

643
00:39:44,882 --> 00:39:45,966
‫همیشه این استعداد رو داشت

644
00:39:47,426 --> 00:39:50,888
‫جیم واقعاً هیجان زده بود
‫از کارهایی که میشد با ژانر علمی-تخیلی انجام داد

645
00:39:51,847 --> 00:39:54,350
‫و با سرعت باورنکردنی پیش میرفت

646
00:39:59,355 --> 00:40:02,108
‫«نبرد فراتر از ستارگان»
‫پاسخ راجر کورمن به «جنگ ستارگان» بود

647
00:40:02,358 --> 00:40:04,693
‫«کهکشان وحشت» هم پاسخ اون به «بیگانه» بود

648
00:40:09,115 --> 00:40:13,994
‫حس و حال اون فیلم انقدر خاص بود
‫که حتی مجانی هم روش کار میکردیم

649
00:40:14,036 --> 00:40:19,583
‫راجر بهمون دستمزد میداد
‫ولی من، باب اسکوتاک، دنی اسکوتاک و چندتای دیگه

650
00:40:20,835 --> 00:40:25,297
‫عمیقاً روی طراحی‌های گیگر و اون سبک

651
00:40:25,548 --> 00:40:29,009
‫«بیومکانیکال» کار میکردیم

652
00:40:29,260 --> 00:40:31,846
‫دست از این رفتارت که انگار هنوز فرشته نگهبان

653
00:40:31,887 --> 00:40:33,264
‫آکادمی هستم بردار، کامرون

654
00:40:33,472 --> 00:40:34,765
‫فکر میکنم ارتباطش اینه

655
00:40:34,849 --> 00:40:38,144
‫همه چیز از جایی شروع شد
‫که جیمز کامرون کارش رو آغاز کرد

656
00:40:38,269 --> 00:40:41,021
‫اون به دنبال راهی بود
‫تا سیستم استودیویی رو دور بزنه

657
00:40:41,439 --> 00:40:43,691
‫به دنبال الگوهایی میگشت

658
00:40:43,983 --> 00:40:47,069
‫که نشون بده لازم نیست
‫مطیع مدیران استودیو باشی

659
00:40:47,361 --> 00:40:49,947
‫و الگوش در این زمینه جان کارپنتر بود

660
00:40:50,281 --> 00:40:51,824
‫جان کارپنتر و دبورا هیل

661
00:40:52,074 --> 00:40:54,910
‫اونا یک مدل فیلمسازی خلق کردند

662
00:40:55,161 --> 00:40:56,620
‫که خودشون تصمیم میگرفتن

663
00:40:56,745 --> 00:41:00,082
‫و کامرون فکر کرد
‫«این مسیر من و گیل آن هورده»

664
00:41:00,499 --> 00:41:01,625
‫پس اون به این مدل نگاه کرد

665
00:41:01,667 --> 00:41:04,670
‫و «نابودگر» انقدر به «هالووین» شباهت داره

666
00:41:04,712 --> 00:41:04,837
‫نه فقط از لحاظ سبک فیلم، بلکه اون بی‌رحمی

667
00:41:04,837 --> 00:41:05,796
‫نه فقط از لحاظ سبک فیلم، بلکه اون بی‌رحمی

668
00:41:06,172 --> 00:41:08,924
‫و ایده حفظ تنش دائمی تو تمام مدت

669
00:41:09,467 --> 00:41:12,845
‫درسته، «چیز» روی «بیگانه‌ها» تاثیر گذاشت

670
00:41:12,887 --> 00:41:15,473
‫«حمله به کلانتری ۱۳»
‫هم روی «بیگانه‌ها» تاثیر داشت

671
00:41:15,764 --> 00:41:18,100
‫اون عاشق ایده

672
00:41:19,560 --> 00:41:23,481
‫فیلمسازی پویاست
‫که تماشاچی رو در حالت اضطراب نگه میداره

673
00:41:23,522 --> 00:41:24,982
‫و فکر میکنم کارپنتر پیشگام این سبکه

674
00:41:25,274 --> 00:41:27,443
‫اما بستگی به سبک کارگردان هم داره

675
00:41:33,199 --> 00:41:34,742
‫فکر میکنم چیزی که جیمز کامرون رو

676
00:41:34,742 --> 00:41:37,286
‫برای این کار مناسب میکرد، «نابودگر» بود

677
00:41:39,997 --> 00:41:42,708
‫«نابودگر» سبک خاص اون رو برایش تعیین کرد

678
00:41:42,750 --> 00:41:45,711
‫و واقعاً بی امانه
‫ریتم فیلم انقدر سریعه

679
00:41:45,878 --> 00:41:48,297
‫توی «نابودگر»
‫تا انتهای فیلم کاملاً خسته میشی

680
00:41:48,339 --> 00:41:50,966
‫چون حس میکنی مثل سارا کانر تحت تعقیبی

681
00:41:57,806 --> 00:42:00,226
‫و «بیگانه‌ها» نمونه کامل این روشه

682
00:42:03,312 --> 00:42:07,024
‫فیلمنامه «نابودگر» رو خوندم
‫چه فیلمنامه فوق‌العاده‌ای

683
00:42:07,233 --> 00:42:08,526
‫اگه فیلم رو ندیده باشی

684
00:42:08,567 --> 00:42:10,653
‫کاملاً از طریق فیلمنامه درکش میکنی

685
00:42:10,819 --> 00:42:16,742
‫و اصلاً متوقف نمیشه
‫هرگز! تا وقتی که بمیری

686
00:42:17,701 --> 00:42:18,744
‫اون یک نویسنده فوق‌العاده‌ست

687
00:42:20,663 --> 00:42:26,126
‫حتی اگه قبل از ساخت
‫«نابودگر» به «بیگانه ۲» وصل نبودم،

688
00:42:26,502 --> 00:42:28,379
‫انتخاب منطقی می‌بودم

689
00:42:40,266 --> 00:42:44,645
‫فکر میکنم توی ساخت دنباله

690
00:42:45,229 --> 00:42:46,397
‫احترام به اثر قبلی خیلی مهمه

691
00:42:47,606 --> 00:42:49,942
‫من توی «نابودگر ۲» رادیکال‌تر عمل کردم

692
00:42:50,234 --> 00:42:52,987
‫لباسات، چکمه‌هات و موتورتو میخوام

693
00:42:53,070 --> 00:42:56,156
‫«بیگانه‌ها» رو ادامه طبیعی «بیگانه» میدیدم

694
00:42:57,658 --> 00:43:00,703
‫سعی کردم برخی المان‌های سینمایی
‫ریدلی اسکات رو حفظ کنم

695
00:43:01,704 --> 00:43:06,375
‫اما لازم بود اثر خودم رو هم بهش اضافه کنم

696
00:43:06,792 --> 00:43:08,460
‫پس میشه گفت ترکیب قوی‌ای شد

697
00:43:08,669 --> 00:43:12,506
‫کشتی تا ۱۰ دقیقه دیگه منفجر میشه

698
00:43:41,493 --> 00:43:46,290
‫تا امروز هیچ فیلمنامه‌ای
‫مثل «بیگانه‌ها» منو شوکه نکرده

699
00:44:04,725 --> 00:44:08,062
‫یک جور توافق کلی بین همه وجود داشت

700
00:44:08,145 --> 00:44:10,314
‫دقت بالای فیلمنامه و قدرت و اختصار بی‌نظیرش

701
00:44:10,606 --> 00:44:13,609
‫فکر میکنم این یک توافق کلی بین همه بود

702
00:44:13,942 --> 00:44:18,489
‫دقت فیلمنامه و قدرت و اختصار بی‌نظیرش

703
00:44:19,114 --> 00:44:20,866
‫بلافاصله مشخص بود

704
00:44:21,533 --> 00:44:26,246
‫فکر کنم ساعت ۳ نصف شب روی توالت
‫تمومش کردم چون نتونستم از خوندنش دست بکشم

705
00:44:28,999 --> 00:44:32,878
‫به ما کل فیلمنامه رو دادن که من هنوز دارمش

706
00:44:32,961 --> 00:44:34,463
‫همراه با یادداشت‌هام روش

707
00:44:34,505 --> 00:44:36,173
‫و برای دوران پیریام نگهش داشتم

708
00:44:36,215 --> 00:44:39,093
‫وقتی واقعاً به پول نیاز داشته باشم
‫میذارمش تو eBay

709
00:44:41,220 --> 00:44:43,389
‫فکر میکنم میخواست دیدمون رو وسیع کنیم

710
00:44:43,389 --> 00:44:47,393
‫تا بتونیم واقعاً با تمام المان‌ها درگیر بشیم

711
00:44:47,643 --> 00:44:49,728
‫چون فیلمنامه انقدر خوب بود

712
00:44:51,230 --> 00:44:58,278
‫هممون فقط میخواستیم درستش کنیم
‫هرجور شده

713
00:44:58,946 --> 00:45:04,201
‫یکم طول کشید تا یاد بگیرم چطور ذهن جیم رو بخونم
‫و شیوه کارش رو درک کنم

714
00:45:04,743 --> 00:45:07,705
‫اون نسبت به فیلمنامه نوشته شده‌اش
‫خیلی محافظه‌کار بود

715
00:45:08,330 --> 00:45:12,918
‫حسم میگفت که این داستانیه
‫که باید تعریفش کنه

716
00:45:14,420 --> 00:45:15,921
‫توی اولین صحنه با برک

717
00:45:16,130 --> 00:45:20,592
‫گفتم «جیم، میشه بگم ممنون بابت قهوه؟»
‫مکث کرد

718
00:45:24,638 --> 00:45:25,639
‫آره

719
00:45:25,973 --> 00:45:27,015
‫ممنون بابت قهوه

720
00:45:27,182 --> 00:45:32,479
‫انگار فیلمنامه رو مثل یک مجسمه تراشیده بود

721
00:45:32,646 --> 00:45:35,357
‫میشد دیدش، چشیدش، حسش کرد

722
00:45:38,235 --> 00:45:40,070
‫چیزی که بیشتر از همه تو این شخصیت دوست دارم

723
00:45:40,112 --> 00:45:45,617
‫اینه که میدونه وقتی ازش درخواستی می‌کنند
‫پاشه و کاری انجام بده

724
00:45:45,659 --> 00:45:47,619
‫حتی اگه به هیچ وجه دلش نخواد

725
00:45:48,120 --> 00:45:49,997
‫و همین انگیزه از خونه بیرون اومدنه

726
00:45:50,038 --> 00:45:51,457
‫و اومدن تو اون فضاپیما

727
00:45:51,832 --> 00:45:53,041
‫احساس وظیفه‌شناسیش

728
00:45:53,041 --> 00:45:54,626
‫چون فقط یکی از اون موجودات

729
00:45:54,668 --> 00:45:57,796
‫تمامی خدمه من رو
‫در کمتر از ۲۴ ساعت نابود کرد

730
00:45:57,963 --> 00:45:59,173
‫شاید تو پس ذهنش میدونه

731
00:45:59,214 --> 00:46:02,676
‫این کار براش التیام‌بخشه یا آخرش میکشتش

732
00:46:07,097 --> 00:46:09,975
‫اون موقع تو میانه‌های دهه ۸۰ یک حس

733
00:46:10,142 --> 00:46:14,605
‫تجدیدنظرطلبی دوره ریگان بود
‫«بریم تمومش کنیم»

734
00:46:14,772 --> 00:46:18,609
‫قربان
‫این بار بالاخره برنده میشیم؟

735
00:46:19,067 --> 00:46:23,030
‫رامبو، بیگانه‌ها، شجاعت بی‌همتا
‫که از همه اینا قدیمی‌تره

736
00:46:23,280 --> 00:46:26,450
‫همشون فیلمایی بودند با این مضمون که
‫«بریم این بار دیگه درست انجامش بدیم»

737
00:46:26,617 --> 00:46:29,119
‫دارید میرید اونجا تا نابودشون کنید، درسته؟

738
00:46:29,787 --> 00:46:34,541
‫نه برای مطالعه، نه برای آوردنشون
‫بلکه برای نابود کردنشون

739
00:46:34,583 --> 00:46:39,254
‫از اینکه این خانواده‌ها در جریان

740
00:46:39,254 --> 00:46:42,382
‫واقعیت نیستند بیشتر انرژی می‌گیره

741
00:46:42,424 --> 00:46:46,011
‫شرکت زیر بار نمیره که این موضوع مهمیه

742
00:46:46,178 --> 00:46:48,555
‫فکر می‌کنم آخرین کاریه
‫که تو دنیا میخواد انجام بده

743
00:46:49,139 --> 00:46:51,809
‫اما چاره‌ای نیست، مجبوره بره

744
00:46:53,727 --> 00:46:54,770
‫خیلی خب، منم هستم

745
00:47:07,032 --> 00:47:08,951
‫منتظر چی هستید؟ صبحونه تو تخت؟

746
00:47:09,493 --> 00:47:11,203
‫یک روز دیگه پرافتخار تو نظام

747
00:47:11,912 --> 00:47:16,291
‫به نظرم همه چیزایی که جیم کامرون طراحی کرد
‫شبیه اسلحه پرنده بودند

748
00:47:19,586 --> 00:47:22,422
‫سولاکو فقط حدود ۱.۵ تا ۲ متر طول داشت

749
00:47:22,464 --> 00:47:24,466
‫پس ماکت نسبتاً کوچیکی بود

750
00:47:25,509 --> 00:47:29,763
‫بودجه ساخت
‫یک فضاپیمای غول‌پیکر مثل «۲۰۰۱» رو نداشتن

751
00:47:30,973 --> 00:47:34,434
‫دکورهایی که برای سولاکو ساختند
‫واقعاً خیره‌کننده بود

752
00:47:34,643 --> 00:47:38,438
‫اون نماهای آهسته دوربین
‫تو فضای داخلی فضاپیما

753
00:47:38,438 --> 00:47:40,399
‫که تو نسخه ویژه بیشتر میبینید

754
00:47:40,440 --> 00:47:42,734
‫نشون میده اون دکورها چقدر حیرت‌آور بودند

755
00:47:42,901 --> 00:47:45,863
‫اما «بیگانه‌ها» یک کیفیت ملموس واقعی داره

756
00:47:47,364 --> 00:47:50,534
‫مشخص بود کلی وقت گذاشته و
‫«بیگانه» رو بررسی کرده بود

757
00:47:50,742 --> 00:47:53,871
‫و از شروع آروم و حساب شده‌اش
‫الهام گرفته بود

758
00:47:59,543 --> 00:48:02,504
‫خواب انجمادی دهه‌هاست که تو
‫ژانر علمی-تخیلی استفاده میشه

759
00:48:02,880 --> 00:48:04,047
‫وقتی توی یک فضاپیما هستید

760
00:48:04,214 --> 00:48:08,510
‫اگه بتونید خدمه رو بخوابونید
‫و نیاز به غذا و آب رو کم کنید

761
00:48:08,760 --> 00:48:10,512
‫این واقعاً کلی فضا ذخیره میکنه

762
00:48:10,721 --> 00:48:13,348
‫و سوخت لازم برای
‫رسیدن به مقصد رو کاهش میده

763
00:48:14,725 --> 00:48:16,226
‫ضربان قلب به سه بار در دقیقه میرسه

764
00:48:16,310 --> 00:48:19,688
‫دمای بدن معمولاً تا حدود
‫سه درجه سانتیگراد پایین میاد

765
00:48:19,813 --> 00:48:23,025
‫این بازم نشون دهنده تاکید کامرون

766
00:48:23,066 --> 00:48:25,402
‫و ریدلی اسکات
‫روی جزئیات علمی دقیقه

767
00:48:25,736 --> 00:48:29,114
‫چیزایی که آینده‌نگرانه هستند
‫ولی خیلی دور از دسترس نیستند

768
00:48:29,156 --> 00:48:30,949
‫موضوعاتی که همین الان
‫در حال تحقیق روشون هستند

769
00:48:30,991 --> 00:48:34,036
‫صف رو تشکیل بدید! بجنبید، حرکت کنیم

770
00:48:34,244 --> 00:48:35,704
‫از این شغل متنفرم

771
00:48:35,913 --> 00:48:40,292
‫تو لندن که بودم، توی تئاترهای آلترناتیو
‫بازی میکردم و آزمون میدادم

772
00:48:40,334 --> 00:48:41,835
‫هنوز هیچ مدیر برنامه‌ای نداشتم

773
00:48:41,877 --> 00:48:47,549
‫توی مجله بازیگری آگهی دیدم که دنبال بازیگر

774
00:48:48,050 --> 00:48:53,263
‫آمریکایی، کانادایی و اهل آمریکای شمالی میگردند
‫برای فیلم جدیدی به اسم «بیگانه‌ها»

775
00:48:55,015 --> 00:48:57,059
‫خیلی بده
‫لعنت

776
00:48:57,392 --> 00:49:01,730
‫یادمه وقتی مدیر برنامه‌ام
‫اولین بار زنگ زد گفت: «آره، یک جلسه داری

777
00:49:01,772 --> 00:49:04,483
‫توی استودیوهای پاینوود
‫برای فیلم «بیگانه‌ها»

778
00:49:04,524 --> 00:49:08,236
‫و من با خودم گفتم «خب»
‫چون راستش یکمی خودشیفته بودم

779
00:49:08,278 --> 00:49:12,074
‫من تو سیستم کلاسیک بازیگری بریتانیایی
‫آموزش دیدم

780
00:49:12,074 --> 00:49:15,285
‫پس فکر کردم
‫«خب، یک فیلم علمی-تخیلی دیگه»

781
00:49:15,869 --> 00:49:18,580
‫اونقدر پول هم نمیدن که آخه

782
00:49:19,623 --> 00:49:22,376
‫آره اونقدر نیست
‫که قیافه نحس تو رو تحمل کنم دریک

783
00:49:22,417 --> 00:49:27,631
‫پس خودم اقدام کردم
‫عکس و رزومه‌ام رو برای فاکس فرستادم

784
00:49:28,048 --> 00:49:31,969
‫دنبال آمریکایی‌هایی
‫با کارت اتحادیه بازیگری بریتانیا میگشتند

785
00:49:32,719 --> 00:49:33,845
‫چون تو اون زمان

786
00:49:33,929 --> 00:49:36,890
‫انگلیسی‌ها لهجه آمریکایی رو خوب بلد نبودند

787
00:49:37,099 --> 00:49:40,102
‫مجبور بودیم تعداد کمی رو از آمریکا بیاریم

788
00:49:40,143 --> 00:49:42,104
‫چون تولید بریتانیایی بود

789
00:49:42,980 --> 00:49:48,026
‫به بازیگرانی نیاز داشتیم که
‫انگلیسی آمریکایی بدون لهجه بلد باشند

790
00:49:48,068 --> 00:49:52,114
‫چیزی که اون موقع به اندازه الان رایج نبود

791
00:49:52,239 --> 00:49:56,076
‫پس بسیاری از بازیگرامون
‫آمریکایی‌های مقیم بریتانیا بودند

792
00:49:56,368 --> 00:49:59,329
‫دریک، دوربینت رو بررسی کن به نظر مشکل داره

793
00:50:00,414 --> 00:50:01,456
‫این بهتره

794
00:50:01,915 --> 00:50:04,084
‫به استودیوهای پاینوود احضار شدم

795
00:50:05,002 --> 00:50:09,673
‫وارد دفتر جیم شدم، و واضح‌ترین خاطرم

796
00:50:09,840 --> 00:50:14,094
‫این بود که تمام دیوارهای دفترش پوشیده بود

797
00:50:14,261 --> 00:50:17,723
‫استوری‌بردهایی که تمام دیوارها رو پوشونده بودند

798
00:50:18,849 --> 00:50:20,350
‫واقعاً ذهنمو منفجر کرد

799
00:50:20,392 --> 00:50:24,062
‫و بعد وقتی گفتن کاملاً مبهوت شدم:

800
00:50:24,104 --> 00:50:27,024
‫«می‌خوایم نقش دریک رو بهت
‫بدیم» و فیلمنامه رو دادند دستم

801
00:50:27,357 --> 00:50:31,945
‫البته با این شرط که برم باشگاه و بدن‌سازی کنم

802
00:50:32,612 --> 00:50:36,950
‫عجیب اینکه همه ما با دیالوگ‌های هادسون تست دادیم

803
00:50:37,159 --> 00:50:39,536
‫هی ریپلی، نگران نباش

804
00:50:40,203 --> 00:50:43,540
‫من و گروهم که هممون بی‌حسابیم ازت محافظت می‌کنیم

805
00:50:44,708 --> 00:50:46,626
‫تمام زن‌ها برای نقش واسکوئز تست دادند

806
00:50:46,668 --> 00:50:48,545
‫این کامل‌ترین نقش بود

807
00:50:48,587 --> 00:50:53,425
‫فقط یک چیز رو بدونم میخوام: جاییشون کجاست

808
00:50:53,467 --> 00:50:54,843
‫- واسکوئز
‫- هی واسکوئز، کارشونو بساز

809
00:50:54,926 --> 00:50:58,680
‫رفتم جلسه با گیل آن هورد، اصلاً نمی‌شناختمش

810
00:50:58,805 --> 00:51:02,768
‫اما تو دفترش پوستر ترمیناتور زده بود

811
00:51:02,809 --> 00:51:04,227
‫که تازه دیده بودمش

812
00:51:04,603 --> 00:51:07,105
‫و عاشقش شدم، گفتم:

813
00:51:07,147 --> 00:51:08,899
‫«وای خدای من، من عاشق این فیلمم»

814
00:51:09,524 --> 00:51:11,026
‫هدایت نهایی قفل شد

815
00:51:11,109 --> 00:51:13,779
‫من اون موقع یک کت عجیب پوشیده بودم

816
00:51:14,112 --> 00:51:15,947
‫چون همیشه میخواستم یک چیزی

817
00:51:16,031 --> 00:51:21,203
‫خاص‌تر از چیزی باشم که ژنتیکم اجازه میداد

818
00:51:22,370 --> 00:51:23,705
‫توی اتاق انتظار بودم

819
00:51:23,747 --> 00:51:26,583
‫با افرادی که سخت‌ترین آدمایی بودند که تو عمرم دیدم

820
00:51:26,708 --> 00:51:30,253
‫یکی از اونا آل متیوز بود که نقش گروهبان رو داشت

821
00:51:30,253 --> 00:51:31,671
‫چندتا دیگه مونده اسپانکمایر؟

822
00:51:31,713 --> 00:51:33,507
‫- آخرینیش
‫- ببرش

823
00:51:33,924 --> 00:51:39,471
‫خیلی پر سر و صدا و خودرأی بود،
‫با خودم گفتم «اوه، مشکل پیش اومد»

824
00:51:43,183 --> 00:51:44,684
‫جیمز کامرون بهم گفت:

825
00:51:45,727 --> 00:51:48,355
‫«اگه اون کت رو بهم بدی نقش رو بهت میدم»

826
00:51:49,064 --> 00:51:51,149
‫کت رو دادم و نقش رو گرفتم

827
00:51:52,484 --> 00:51:53,693
‫همون کت عجیبی که پوشیده بودم

828
00:51:54,569 --> 00:51:56,780
‫من برای نقش واسکوئز در نظر گرفته نشده بودم

829
00:51:56,780 --> 00:51:59,241
‫واسکوئز تو آمریکا انتخاب شده بود

830
00:51:59,282 --> 00:52:03,078
‫یا حداقل به یک بدنساز فکر می‌کردند

831
00:52:03,537 --> 00:52:06,498
‫که بهش درسای بازیگری میدادند

832
00:52:06,873 --> 00:52:10,252
‫مثل کاری که با آرنولد کردند، بدن ورزیده میخواستند

833
00:52:10,293 --> 00:52:12,796
‫فیگور فیزیکی بخش اصلی شخصیت بود

834
00:52:12,796 --> 00:52:18,426
‫برای تست بازیگری نقش واسکوئز
‫رو خوندم تا ببینن چطور میتونم اجرا کنم

835
00:52:18,677 --> 00:52:21,763
‫خیله خب، هفت تا کپسول سیان-۲۰ داریم

836
00:52:22,264 --> 00:52:25,058
‫پیشنهادم اینه بندازیمشون تو اونجا و
‫کل لونه رو با گاز اعصاب نابود کنیم

837
00:52:25,308 --> 00:52:28,728
‫نمیدونم چطوری نقش واسکوئز به من رسید

838
00:52:28,812 --> 00:52:30,689
‫ولی قطعاً مدیون جیمز کامرونم

839
00:52:30,730 --> 00:52:34,025
‫و بخاطرش خیلی ازش تشکر میکنم

840
00:52:34,192 --> 00:52:35,610
‫از نظر جسمی وضعش خوبه

841
00:52:36,194 --> 00:52:39,156
‫سوءتغذیه غیرحاد داره
‫ولی فکر نکنم آسیب دائمی باشه

842
00:52:39,322 --> 00:52:42,826
‫با دوچرخه رفتم جلسه فراخوان
‫از خیابونای شهر رد شدم

843
00:52:42,909 --> 00:52:46,079
‫اطراف میدان ترافالگار که واقعاً کابوس بود

844
00:52:46,163 --> 00:52:50,417
‫مثل اتوبوس‌های دوطبقه و پرسرعت و بی‌پروا

845
00:52:50,458 --> 00:52:54,379
‫و من جوگیر شده بودم و عرق‌کرده و آماده رسیدم

846
00:52:55,005 --> 00:52:57,883
‫اتصال‌های اولیه آزاد شدند
‫به سیستم‌های داخلی ضربه بزنید

847
00:53:00,927 --> 00:53:03,889
‫با دوچرخه وارد میدان سوهو شدم

848
00:53:03,930 --> 00:53:08,101
‫دوچرخه رو قفل کردم و ۲۰ تا شنا رفتم

849
00:53:08,101 --> 00:53:11,354
‫که کار خوبی بود چون وقتی رسیدم

850
00:53:11,688 --> 00:53:14,024
‫کاملاً عرق‌کرده و برافروخته بودم

851
00:53:14,191 --> 00:53:18,778
‫و شبیه یک نیروی قوی نظامی دیده می شدم
‫که واقعاً میتونست تفنگدار دریایی باشه

852
00:53:20,030 --> 00:53:22,949
‫اول قرار بود نقش فررو، خلبان شاتل رو بازی کنم

853
00:53:23,325 --> 00:53:25,911
‫اما وقتی قرارداد امضا کردم

854
00:53:26,119 --> 00:53:28,371
‫جیم گفت: «آها، تو فررو نمیشی»

855
00:53:28,872 --> 00:53:31,917
‫«یک شخصیت جدید که بعداً نوشتم رو میگیری»

856
00:53:32,334 --> 00:53:35,045
‫مثلاً کسی که وظیفه تمیزکردن کپسول رو داره

857
00:53:38,048 --> 00:53:40,592
‫فرایند کستینگ برام واقعاً اعصاب‌خوردکن بود

858
00:53:40,759 --> 00:53:43,803
‫چون قبلاً با استنلی کوبریک ملاقات کرده بودم

859
00:53:44,179 --> 00:53:46,598
‫برای فیلم «ژاکت تمام فلزی»

860
00:53:47,766 --> 00:53:50,435
‫همه بازیگرا میخواستند با کوبریک کار کنن

861
00:53:51,144 --> 00:53:55,482
‫اون موقع جیمز کامرون هنوز اسم بزرگی نبود

862
00:53:56,566 --> 00:53:59,402
‫کوبریک بهم پیشنهاد داد و گفت هشت هفته نیاز داره

863
00:53:59,694 --> 00:54:03,782
‫گفتم: «واو، میتونم اینو انجام بدم
‫و بعدش با «بیگانه‌ها» هماهنگ کنم»

864
00:54:04,241 --> 00:54:07,285
‫با تیم کوبریک صحبت کردم و گفتم: «ببینید

865
00:54:07,369 --> 00:54:09,204
‫فقط یک هفته همپوشانی داره»

866
00:54:09,496 --> 00:54:12,207
‫گفتم: «جیمز کامرون قبول کرده

867
00:54:12,249 --> 00:54:14,376
‫اجازه میده یک هفته دیرتر بیام»

868
00:54:14,876 --> 00:54:16,378
‫گفتن: «نه، روش فیلمبرداری ما

869
00:54:16,419 --> 00:54:19,047
‫ممکنه هشت هفته طول بکشه یا هشت ماه»

870
00:54:19,214 --> 00:54:21,716
‫فیلم در نهایت بیش از یک سال فیلمبرداری شد

871
00:54:21,800 --> 00:54:24,052
‫پس مجبور شدم تصمیم بگیرم

872
00:54:24,135 --> 00:54:26,638
‫و «بیگانه‌ها» رو انتخاب کردم

873
00:54:29,349 --> 00:54:31,142
‫به نظر تو هم نان ذرت رو دوست نداری

874
00:54:31,476 --> 00:54:33,270
‫جیم اسم فراست رو انتخاب کرد

875
00:54:33,395 --> 00:54:37,440
‫و گفت: «دلیل علاقم به این اسم ریکو اینه که

876
00:54:38,400 --> 00:54:41,069
‫اسمت فراست‌(سرما) هست
‫اما با آتیش میمیری»

877
00:54:45,573 --> 00:54:47,117
‫بیل کاملاً تو نقش فرو رفته بود

878
00:54:47,409 --> 00:54:50,537
‫وقتی اومد تست، تفنگ نداشتیم بهش بدیم

879
00:54:50,912 --> 00:54:53,456
‫توی دفتر گیل بود

880
00:54:53,623 --> 00:54:56,001
‫یک لوله پلاکارد برداشت و پیچوندش

881
00:54:56,710 --> 00:54:59,254
‫با این چیز دور اتاق میدوید و روی زمین میغلتید

882
00:54:59,296 --> 00:55:02,757
‫با لوله پلاکارد شلیک میکرد و بلند بلند داد میزد

883
00:55:02,966 --> 00:55:05,343
‫فکر میکرد تست رو کاملاً خراب کرده

884
00:55:05,385 --> 00:55:08,722
‫اما من و گیل به هم نگاه کردیم: «این عالیه»

885
00:55:09,264 --> 00:55:12,267
‫فالانکس پرتو ذره‌ای با هدف‌گیری مستقل

886
00:55:13,852 --> 00:55:16,771
‫داشتم توی فیلمنامه‌م مینوشتم که جیم اومد و پرسید:

887
00:55:16,855 --> 00:55:18,273
‫«اوه هی، داری چیکار میکنی؟»

888
00:55:18,315 --> 00:55:20,734
‫گفتم: «دارم روی پیشینه دیتریش کار میکنم»

889
00:55:20,984 --> 00:55:23,695
‫صورتش پر از وحشت شد

890
00:55:24,821 --> 00:55:27,407
‫مثل اینکه نمیخواست زیادی خلاق بشم

891
00:55:27,449 --> 00:55:31,494
‫«همه چی توی فیلمنامه هست عزیزم»

892
00:55:31,786 --> 00:55:34,539
‫میدونستم به چی میرم، میدونستم یک گروه میخواد

893
00:55:34,581 --> 00:55:37,083
‫«خب، بیاین این شخصیت رو
‫داشته باشیم و بعد اون یکی رو»

894
00:55:37,083 --> 00:55:38,460
‫«ببینیم چطور جواب میده»

895
00:55:38,501 --> 00:55:40,754
‫و همه چی خیلی سریع شکل گرفت

896
00:55:45,133 --> 00:55:47,969
‫از وقتی من و ژانت شروع به همکاری کردیم

897
00:55:48,011 --> 00:55:50,472
‫و بررسی کردیم چطور اینجا رسیدیم

898
00:55:50,847 --> 00:55:54,726
‫پیشینه‌ای ساختیم که با هم تو زندان نوجوانان بودیم

899
00:55:54,893 --> 00:55:58,772
‫حکم حبس ابد داشتیم و این فرصت پیش اومد

900
00:56:01,399 --> 00:56:04,194
‫این مأموریت، با وجود خطرناک بودن
‫ و احتمال مرگمون

901
00:56:04,235 --> 00:56:07,197
‫بهتر از موندن تو جهنم قبلی بود

902
00:56:08,114 --> 00:56:10,283
‫پس این فرصت رو گرفتیم و به هم قول دادیم

903
00:56:10,325 --> 00:56:11,701
‫که پشت همدیگه رو داشته باشیم

904
00:56:13,119 --> 00:56:15,789
‫هیچ چیز عاشقانه‌ای نبود، اینو کاملاً کنار بذارین

905
00:56:15,830 --> 00:56:17,082
‫وییرزبوسکی، بیا بریم

906
00:56:17,082 --> 00:56:19,084
‫کرو، همین الان میخوامش، بده

907
00:56:20,001 --> 00:56:21,002
‫آفرین واسکوئز

908
00:56:21,461 --> 00:56:24,297
‫به عنوان بازیگر برای هر شخصیت جزئیاتی داشتیم

909
00:56:25,924 --> 00:56:32,222
‫پیشینه واسکوئز تو پیش‌نویس اصلی فیلمنامه

910
00:56:32,889 --> 00:56:38,770
‫اونطوری که یادمه، اون و دریک
‫از زندان نوجوانان سربازگیری شدند

911
00:56:38,978 --> 00:56:40,814
‫حکم حبس ابد داشتند

912
00:56:41,398 --> 00:56:42,524
‫عضو باند خلافکاری بود

913
00:56:43,233 --> 00:56:46,361
‫اگه حبس ابد داشتی، معلوم بود کسی رو کشتی

914
00:56:47,612 --> 00:56:50,448
‫ارتش یا تفنگداران فضایی منو استخدام کردند

915
00:56:50,532 --> 00:56:53,868
‫به عنوان سرباز ساده و احتمالاً بعدش
‫آموزش کمک‌های اولیه دیدم

916
00:56:54,077 --> 00:56:55,829
‫گفتی اسمش چی بود؟
‫ربکا

917
00:56:56,162 --> 00:56:58,039
‫من از دانشکده پزشکی نیومدم برای این کار

918
00:56:58,498 --> 00:57:00,500
‫برای خودم یک اسم کوچک انتخاب کردم

919
00:57:00,917 --> 00:57:04,546
‫روی کلاه‌خودمون حروف اول اسم خانوادگیمون نوشته بود

920
00:57:04,796 --> 00:57:08,091
‫که حرف اول اسم خودمون بود
‫مال من هم حرف اول خودم بود

921
00:57:08,466 --> 00:57:11,010
‫فکر کردم دیتریش یک اسم آلمانیه

922
00:57:11,052 --> 00:57:12,846
‫پس اسم کوچکمو کارلا گذاشتم

923
00:57:14,514 --> 00:57:17,892
‫خوشم اومد چون خودم هم یک رگ آلمانی دارم
‫پس قبولش کردم

924
00:57:18,518 --> 00:57:22,689
‫محض اطلاعتون
‫به من گفته‌اند که چهره باواریایی دارم

925
00:57:23,565 --> 00:57:27,152
‫جیم چند تا تقلب به ما داد
‫مثل اسپانکمایر

926
00:57:27,360 --> 00:57:29,612
‫اون زمان یک کوکی تو لس آنجلس وجود داشت

927
00:57:29,654 --> 00:57:32,198
‫چیپس شکلاتی اوتیس اسپانکمایر
‫یا یک همچین چیزی

928
00:57:32,240 --> 00:57:33,783
‫و اسپانکمایر از اونجا اومد

929
00:57:33,992 --> 00:57:36,244
‫و واسکوئز از صخره‌های واسکوئز اومد

930
00:57:36,286 --> 00:57:39,080
‫که یک محل تیراندازی رایج تو بیابونه

931
00:57:40,081 --> 00:57:43,126
‫غیر از این دیگه گمون نکنم کسی چیزی بدونه

932
00:57:43,460 --> 00:57:47,172
‫پایه شخصیت من بر پایه اینه
‫که من دنبال دردسر نیستم

933
00:57:47,297 --> 00:57:49,632
‫دنبال جنگ و خونریزی
‫با این موجودات فضایی نیستم

934
00:57:50,049 --> 00:57:51,509
‫اما من یک وظیفه دارم

935
00:57:52,177 --> 00:57:53,553
‫با من صحبت کن فراستی

936
00:57:54,179 --> 00:57:55,513
‫آق دایی رو تکون بده عزیزم

937
00:57:56,139 --> 00:58:01,019
‫من پیش‌زمینه خیابان شیکاگو
‫یا سختی خیابان شیکاگو خودمو

938
00:58:01,769 --> 00:58:04,355
‫داره مستقیم میاد. صاف برو

939
00:58:05,064 --> 00:58:07,775
‫زمان جنگ باید زنده بمونی

940
00:58:11,988 --> 00:58:15,950
‫آل متیو آدم دلقکی بود

941
00:58:16,201 --> 00:58:18,620
‫خیلی آدم شوخی بود

942
00:58:18,870 --> 00:58:23,625
‫خیلی آمریکایی، خیلی آمریکایی شهری
‫ما رو یاد خونه می‌انداخت

943
00:58:23,833 --> 00:58:27,629
‫و یکم هم ترسناک بود
‫چون این ذهنیت را داشت

944
00:58:27,670 --> 00:58:29,797
‫که یک زمانی گروهبان نیروی دریایی بوده

945
00:58:30,632 --> 00:58:33,343
‫اگه می‌خواست سر ما داد بزنه
‫حرف گوش می‌دادیم

946
00:58:33,384 --> 00:58:34,844
‫وای خدا سگ لرزه می‌زنه آدم

947
00:58:35,386 --> 00:58:37,096
‫می‌خوای چی کار کنم
‫دمپایی‌هایتو برات بیارم؟

948
00:58:37,138 --> 00:58:39,224
‫وای واقعا؟ خوشحال میشم

949
00:58:40,016 --> 00:58:41,059
‫به چشم من نگاه کن

950
00:58:41,184 --> 00:58:45,063
‫عالی، جوری که خودشو معرفی کرد

951
00:58:45,104 --> 00:58:47,524
‫به عنوان استوار دوم مسئول

952
00:58:47,565 --> 00:58:51,861
‫که گفت "تو چشمای من نگاه کن
‫اشکی نمی‌بینی

953
00:58:52,445 --> 00:58:53,863
‫من برای تو گریه نمی‌کنم»

954
00:58:53,988 --> 00:58:55,532
‫باشه، آماده شو

955
00:58:55,740 --> 00:58:58,284
‫دو دقیقه مردم داغ بشید

956
00:58:58,743 --> 00:59:02,664
‫فکر می کنم او سه بار
‫حداقل دو بار به ویتنام رفته بود.

957
00:59:03,164 --> 00:59:07,460
‫دلیل موندنش تو انگلیس برنگشتنش به آمریکا

958
00:59:07,502 --> 00:59:12,507
‫این بود که نسبت به کل ماجراهای نظامی بدبین بود

959
00:59:14,842 --> 00:59:17,136
‫اون چیزی که تو صحنه میدیدی خودِ آل بود

960
00:59:17,387 --> 00:59:20,014
‫احتمالاً بیشتر از همه
‫دیالوگ‌های بداهه میگفت

961
00:59:20,473 --> 00:59:24,060
‫و جیم بهش اجازه میداد ادامه بده
‫چون میدونست حرفایی که میزنه

962
00:59:24,227 --> 00:59:26,312
‫خود جیم نمیتونست به ذهنش برسه

963
00:59:26,938 --> 00:59:29,107
‫آل حرفای واقعی رو میزد

964
00:59:29,148 --> 00:59:33,611
‫آدمای چغر
‫جمعشون کنید، برین تو

965
00:59:34,946 --> 00:59:35,989
‫بجنبید

966
00:59:36,656 --> 00:59:37,699
‫و اینو داشت

967
00:59:37,740 --> 00:59:40,952
‫نیازی نبود اون جو رو بهت نشون بدند

968
00:59:41,119 --> 00:59:42,370
‫همه جا پخش بود

969
00:59:42,453 --> 00:59:44,706
‫دور و برشون حس میشد

970
00:59:45,039 --> 00:59:46,624
‫و ما دوستش داشتیم، واقعاً دوست داشتیم

971
00:59:46,791 --> 00:59:49,294
‫یک کم خشونت ضرر نداره

972
00:59:49,627 --> 00:59:51,838
‫یک روز تو نیروی تفنگداران
‫دریایی مثل یک روز تو مزرعه‌ست

973
00:59:52,755 --> 00:59:55,967
‫هر وعده غذا یک ضیافته، هر حقوق یک گنج

974
00:59:56,009 --> 00:59:59,012
‫ما میرفتیم تو اتاق استراحت آل می‌چرخیدیم

975
00:59:59,053 --> 01:00:01,180
‫چون آل از ما مسن‌تر بود

976
01:00:01,472 --> 01:00:08,021
‫و تو صنعت سابقه داشت و یک سرباز کهنه‌کارم بود

977
01:00:08,688 --> 01:00:10,857
‫یک سوئیت خیلی خوب میخواست

978
01:00:11,399 --> 01:00:13,693
‫و ما میرفتیم اونجا وقت میگذروندیم

979
01:00:13,735 --> 01:00:18,865
‫گاهی یک نوشیدنی میزدیم، شاید هم یک پُک تفریحی

980
01:00:18,906 --> 01:00:20,700
‫خیله خب عزیزا، حرف اونو شنیدید

981
01:00:20,700 --> 01:00:23,119
‫و پروسه رو میدونید
‫همه به گاییدن مشغول شین

982
01:00:23,369 --> 01:00:25,496
‫واضح‌ترین خاطره‌ام از آل

983
01:00:25,580 --> 01:00:30,251
‫روزی بود که داشتیم صحنه داخلی خودرو
‫زرهی (APC) رو فیلمبرداری میکردیم

984
01:00:30,418 --> 01:00:32,295
‫وقتی داشتیم به سمت سیاره شیرجه میزدیم

985
01:00:34,297 --> 01:00:37,175
‫البته این فقط یک دکور بود، یک جعبه

986
01:00:37,216 --> 01:00:40,595
‫تخته‌های ۲ در ۱۲ بزرگ گذاشته بودند

987
01:00:41,304 --> 01:00:47,560
‫که خدمه روشون پا میزدند تا لرزش ایجاد کنند

988
01:00:50,063 --> 01:00:52,857
‫دکور فرو ریخت و همه چی خراب شد

989
01:00:53,149 --> 01:00:56,778
‫هرگز فراموش نمیکنم آل متیوز بدون معطلی

990
01:00:57,820 --> 01:01:02,575
‫دوید و بدنش رو جلوش گرفت و شروع کرد به فریاد زدن

991
01:01:02,617 --> 01:01:04,994
‫«برید بیرون! همگی بیرون! حرکت کنید!»

992
01:01:05,328 --> 01:01:07,705
‫و ما فقط دستورات رو اجرا کردیم

993
01:01:09,123 --> 01:01:10,500
‫اون لحظه خیلی نفسگیر بود

994
01:01:11,125 --> 01:01:12,210
‫همه چی طبیعی بود

995
01:01:13,461 --> 01:01:15,004
‫لعنتی
‫اوه مرد

996
01:01:15,254 --> 01:01:19,717
‫انتخاب استادانه دیگه گیل و جیم برای آل

997
01:01:20,009 --> 01:01:25,056
‫و غمگینم که آل بعد از «بیگانه‌ها» ناپدید شد

998
01:01:25,098 --> 01:01:28,851
‫رفت اسپانیا یا پرتغال

999
01:01:29,268 --> 01:01:31,270
‫و اونجا موند تا فوت کرد

1000
01:01:34,607 --> 01:01:38,319
‫نیروهای تفنگدار دریایی توی «بیگانه‌ها»
‫بیشتر از یک نیروی نظامی معمولی‌اند

1001
01:01:38,319 --> 01:01:39,862
‫چون حس آدمای واقعی رو منتقل می‌کنند

1002
01:01:40,196 --> 01:01:43,199
‫خواسته‌ها، نظرات، وظایف و شرافت دارند

1003
01:01:43,324 --> 01:01:45,868
‫مجبورند غذا بخورند، دوستانی دارند

1004
01:01:46,160 --> 01:01:49,080
‫همه چیزایی که تو زندگی خودمون داریم

1005
01:01:51,541 --> 01:01:52,875
‫چرا اینقدر محبوبند؟

1006
01:01:52,959 --> 01:01:57,213
‫فکر میکنم چون هرکدوم سیر داستانی مشخصی دارند

1007
01:01:57,964 --> 01:01:59,465
‫همشون عمیقاً انسانی هستند

1008
01:01:59,507 --> 01:02:02,385
‫و این حس توی فیلم کاملاً ملموسه

1009
01:02:02,427 --> 01:02:05,138
‫اون حس برادری، خواهری

1010
01:02:05,179 --> 01:02:07,515
‫یا هرچیزی که بین تفنگداران دریایی هست

1011
01:02:07,557 --> 01:02:10,643
‫باید کار  مهاجرها رو بسازیم

1012
01:02:11,728 --> 01:02:14,188
‫وظیفه مورد علاقه
‫مهاجرین احمق

1013
01:02:15,106 --> 01:02:18,526
‫البته این رفتارها اصلاً به ریپلی اطمینان نمیده

1014
01:02:18,568 --> 01:02:22,113
‫وقتی میبینه چقدر پررو و مطمئن‌اند

1015
01:02:22,155 --> 01:02:24,490
‫اینکه به عنوان تفنگدار دریایی
‫چه کارهایی میتونند بکنند

1016
01:02:24,699 --> 01:02:27,410
‫باعث میشه بیشتر احساس ناامنی کنه

1017
01:02:27,952 --> 01:02:29,328
‫خانواده هم آدم‌های مختلف و اعضای متفاوتی داره

1018
01:02:29,328 --> 01:02:31,497
‫با مشکلات و مسائل خودشون

1019
01:02:31,956 --> 01:02:35,585
‫اما هیچکس نمیتونه در مورد اون آدم بد بگه

1020
01:02:35,710 --> 01:02:39,380
‫میتونی در مورد برادر یا خواهرت بد بگی

1021
01:02:39,589 --> 01:02:41,883
‫اما هیچکس دیگه اجازه نداره این کارو بکنه

1022
01:02:41,966 --> 01:02:46,387
‫ما هم دقیقا همینجوری بودیم
‫پشت هم رو داشتیم

1023
01:03:02,403 --> 01:03:05,281
‫در مورد حضور یک اندروید
‫توی کشتی چیزی نگفتی چرا؟

1024
01:03:05,364 --> 01:03:09,285
‫من عاشق این شخصیت شدم چون از قبل تصمیم گرفته بودم

1025
01:03:09,619 --> 01:03:14,999
‫اصلاً نمیترسه، فقط میخواد
‫به مردم و موقعیت‌ها خدمت کنه

1026
01:03:15,500 --> 01:03:19,504
‫داشتم خودم رو به عنوان
‫یک اندروید آینده‌گرا میساختم

1027
01:03:19,587 --> 01:03:25,760
‫که باهوش‌تر، آماده‌تر و تواناتر
‫برای انجام این مأموریت‌هاست

1028
01:03:26,427 --> 01:03:28,262
‫این شخصیت آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

1029
01:03:28,930 --> 01:03:29,972
‫واقعاً همینطوره

1030
01:03:30,056 --> 01:03:32,558
‫این یک روال عادیه
‫همیشه یک آدم آزمایشگاهی توی کشتی داریم

1031
01:03:33,100 --> 01:03:35,394
‫من خودم عبارت "شخص مصنوعی" رو ترجیح میدم

1032
01:03:37,063 --> 01:03:39,357
‫من یک بچه خیابونی از نیویورکم

1033
01:03:40,274 --> 01:03:43,152
‫کفش‌ها رو واکس میزدم و تو خیابونا زندگی میکردم

1034
01:03:43,486 --> 01:03:45,696
‫بیشاپ یک جورایی یتیم بود

1035
01:03:45,988 --> 01:03:48,449
‫این حس تو نقش بود
‫هم میتونستم حسش کنم هم ببینمش

1036
01:03:48,866 --> 01:03:49,909
‫من تو بخش پزشکی خواهم بود

1037
01:03:50,910 --> 01:03:53,120
‫به گورمن سر بزن، تحلیل‌هام رو ادامه بدم

1038
01:03:53,538 --> 01:03:55,706
‫قبلاً با جیم تو
‫«پیرانا ۲: تخم‌گذاری» کار کرده بودم

1039
01:03:57,083 --> 01:04:00,419
‫فکر میکنم کمترین بودجه‌ای
‫بود که تا حالا روش کار کردیم

1040
01:04:06,133 --> 01:04:08,761
‫همدل پرسید
‫«میخوای تو نابودگر کی بازی کنه؟»

1041
01:04:09,178 --> 01:04:10,888
‫گفت: «لنس»

1042
01:04:11,848 --> 01:04:15,268
‫همدل گفت: «هرکی غیر از اون»

1043
01:04:17,562 --> 01:04:22,191
‫با بیشاپ، ما می‌دونستیم که اون
‫واقعا عالی میشه

1044
01:04:23,067 --> 01:04:26,195
‫و اینکه اون همه چیز رو
‫برای خلق نقشش به کار می‌گیره

1045
01:04:26,362 --> 01:04:29,448
‫پس واقعاً انتخاب دومی وجود نداشت

1046
01:04:31,784 --> 01:04:35,872
‫اون یک جور عجیب و غریب
‫و دور از دسترس بود

1047
01:04:36,080 --> 01:04:38,666
‫که لنس به زیبایی اون رو بازی کرد

1048
01:04:39,083 --> 01:04:40,835
‫اون حضور منحصر به فردی داره

1049
01:04:41,210 --> 01:04:42,837
‫چه حیوان خونگی قشنگی داری، بیشاپ.

1050
01:04:43,129 --> 01:04:44,505
‫عالیه نه؟

1051
01:04:45,798 --> 01:04:49,468
‫کامرون به خاطر داستان‌های هشداردهنده‌اش
‫درباره فناوری معروفه

1052
01:04:49,510 --> 01:04:51,888
‫چه ترمیناتور باشه
‫چه آواتار

1053
01:04:51,929 --> 01:04:54,473
‫بیشتر درباره شرارت‌های
‫فناوری‌های بزرگه

1054
01:04:54,473 --> 01:04:57,226
‫و بعد به اون پیام نگاه می‌کنی

1055
01:04:57,310 --> 01:04:58,477
‫که تو بیگانه وجود داره

1056
01:04:58,519 --> 01:05:03,441
‫و تو بیگانگان، غالبا احساس می‌کنم
‫که یک داستان رستگاری فناوریه

1057
01:05:05,067 --> 01:05:08,195
‫اون حتی به سه قانون اشاره می‌کنه

1058
01:05:08,404 --> 01:05:11,115
‫برای من غیرممکنه که به یک انسان آسیب برسونم
‫یا با ترک فعل

1059
01:05:11,157 --> 01:05:12,658
‫اجازه بدم بهش آسیب برسه

1060
01:05:13,159 --> 01:05:15,745
‫این قانون اول رباتیک آسیموفه

1061
01:05:15,912 --> 01:05:18,497
‫قانون دوم اینه
‫که ربات‌ها باید از انسان‌ها اطاعت کنند

1062
01:05:18,497 --> 01:05:20,291
‫به جز مواردی که با قانون اول
‫در تضاد باشه

1063
01:05:20,333 --> 01:05:22,293
‫قانون سوم اینه که ربات‌ها باید
‫از وجود خودشون محافظت کنند

1064
01:05:22,335 --> 01:05:24,295
‫به جز مواردی که با دو قانون اول
‫در تضاد باشه

1065
01:05:25,046 --> 01:05:28,925
‫یکی از چیزهایی که مردم گاهی اوقات
‫درباره‌اش صحبت می‌کنند، اخلاق رباتیکه

1066
01:05:28,966 --> 01:05:32,261
‫اگر یک اندروید داشته باشید که اساساً
‫از انسان قابل تشخیص نباشه

1067
01:05:32,720 --> 01:05:34,055
‫آیا اون حقوق یکسانی داره؟

1068
01:05:34,096 --> 01:05:36,015
‫آیا اون مسئولیت‌های اخلاقی یکسانی داره؟

1069
01:05:36,223 --> 01:05:37,516
‫و مسئولیت‌های اخلاقی؟

1070
01:05:37,642 --> 01:05:39,977
‫فقط سمت من نیا، بیشاپ
‫متوجه شدی؟

1071
01:05:41,312 --> 01:05:44,190
‫اون یک انسان مصنوعیه، نه یک ربات

1072
01:05:44,607 --> 01:05:45,775
‫خب این یعنی چی؟

1073
01:05:45,816 --> 01:05:51,238
‫پس اون فکر کرد، "خوب، من می‌خوام اون رو
‫صادقانه، متفکرانه و مهربانانه بازی کنم."

1074
01:05:51,989 --> 01:05:53,532
‫همه چیز خوبه. ما خوبیم.

1075
01:05:54,367 --> 01:05:57,161
‫اون می‌خواست برعکسش باشه.

1076
01:05:59,830 --> 01:06:01,207
‫اما من قدردان نبودم

1077
01:06:01,290 --> 01:06:03,751
‫چون در طبیعت من نبود
‫که اون رو بازی کنم

1078
01:06:04,126 --> 01:06:06,420
‫من آدم‌های بد رو بازی کردم، اشتباه نکن

1079
01:06:07,171 --> 01:06:10,508
‫متاسفم که این رو می‌گم.
‫اون مرد رفته، نمی‌تونه از خودش دفاع کنه.

1080
01:06:10,633 --> 01:06:15,262
‫اما می‌تونم بهترش کنم؟
‫می‌تونم، می‌دونی؟ آره.

1081
01:06:19,308 --> 01:06:22,645
‫به یاد دارم اون این ایده رو داشت
‫که لنز تماسی بذاره

1082
01:06:22,687 --> 01:06:25,898
‫با دو تا مردمک توش
‫ولی جیم قبول نکرد

1083
01:06:26,148 --> 01:06:29,652
‫اما لنس اون رو با هزینه خودش
‫ساخته بود

1084
01:06:29,694 --> 01:06:32,780
‫و این برای من تاثیرگذار بود، مثل

1085
01:06:32,989 --> 01:06:34,740
‫«واقعا فکر همه جای این کاراکتر رو کرده»

1086
01:06:34,782 --> 01:06:35,908
‫کارت خوب بود

1087
01:06:36,659 --> 01:06:38,369
‫من خوب بودم؟
‫آره، واقعاً

1088
01:06:38,577 --> 01:06:41,247
‫درباره بیگانگان به عنوان فیلمی
‫درباره کانون خانواده صحبت می‌کنند،

1089
01:06:41,247 --> 01:06:43,374
‫ریپلی به عنوان شخصیت مادرسالار

1090
01:06:43,416 --> 01:06:44,583
‫نیوت رو به عنوان بچه

1091
01:06:44,583 --> 01:06:48,796
‫هیکس رو به عنوان پدرسالار
‫اما نه شخصیت غالب

1092
01:06:48,963 --> 01:06:53,175
‫و بعد بیشاپ هست که فکر کنم
‫به عنوان سگ خانواده بهش اشاره می‌شه

1093
01:06:53,300 --> 01:06:54,427
‫سگ وفادار

1094
01:06:54,427 --> 01:06:57,138
‫اون اونجاست برای تو، هر کاری رو انجام می‌ده،
‫اون جونش رو برای تو می‌ده.

1095
01:06:57,138 --> 01:06:59,140
‫تو رو از همه چیز حذف می‌کنه.
‫درسته، مرد.

1096
01:06:59,223 --> 01:07:00,808
‫هی، چرا نمی‌ری، مرد؟
‫می‌رم.

1097
01:07:01,183 --> 01:07:02,727
‫چی؟
‫می‌رم.

1098
01:07:03,227 --> 01:07:05,396
‫میراث بیشاپ خیلی قدرتمنده

1099
01:07:05,521 --> 01:07:08,649
‫که اون رو در والتر در بیگانه: کاوننت می‌بینید

1100
01:07:08,858 --> 01:07:12,319
‫که اون همون نوع گرمی و ملایمت رو داره،

1101
01:07:12,486 --> 01:07:14,655
‫و حتی آرامش‌بخشی صداش

1102
01:07:15,322 --> 01:07:18,159
‫اون افسر ارشد علمی
‫پرومتئوس بود

1103
01:07:19,577 --> 01:07:20,703
‫کشتی‌ای که ناپدید شد

1104
01:07:21,454 --> 01:07:22,371
‫دقیقاً

1105
01:07:22,413 --> 01:07:24,415
‫پس واقعاً احساس می‌کنم جیمز کامرون

1106
01:07:24,707 --> 01:07:27,918
‫در نوشتن بیگانگان
‫به روشی وارد شد که می‌خواست

1107
01:07:28,252 --> 01:07:31,464
‫بحث هوش مصنوعی رو
‫در میان یک فرهنگ بسیار انسانی پیش ببره

1108
01:07:31,589 --> 01:07:33,758
‫در میان یک فرهنگ بسیار انسانی

1109
01:07:36,886 --> 01:07:39,680
‫من هرگز نمی‌فهمیدم
‫چرا اندرویدی می‌سازی

1110
01:07:39,764 --> 01:07:40,973
‫که دقیقاً مثل یک انسان به نظر می‌رسه

1111
01:07:41,390 --> 01:07:44,018
‫این ناکارآمدترین شکله

1112
01:07:44,185 --> 01:07:48,105
‫اون کاملاً طراحی شده تا انسان‌ها
‫در کنار زندگی مصنوعی احساس راحتی کنند

1113
01:07:48,189 --> 01:07:49,607
‫اون‌ها باید روی ریل‌ها باشند،

1114
01:07:49,648 --> 01:07:53,235
‫اون‌ها باید
‫ضدگلوله باشند یا هر چیز دیگه‌ای

1115
01:07:54,737 --> 01:07:58,532
‫اگر می‌تونی زندگی مصنوعی مثل اون بسازی،
‫چرا انسان‌ها رو به اونجا می‌فرستی؟

1116
01:07:58,741 --> 01:08:00,743
‫چرا همه اون‌ها رو نمی‌فرستی؟

1117
01:08:01,077 --> 01:08:02,119
‫خوش اومدی، برادر

1118
01:08:03,329 --> 01:08:05,039
‫این هم یک سوال دیگه است

1119
01:08:05,414 --> 01:08:07,416
‫اگر روزی جیمز کامرون رو ملاقات کنم،
‫ازش نمی‌پرسم

1120
01:08:08,501 --> 01:08:11,337
‫- هی، بیشاپ، مرد. اون کار با چاقو رو انجام بده
‫- اوه، لطفاً

1121
01:08:11,378 --> 01:08:12,463
‫اوه، بیا. آره!

1122
01:08:12,588 --> 01:08:17,343
‫یک صحنه معروف هست
‫که بیل پکستون و من با هم انجام دادیم

1123
01:08:17,718 --> 01:08:20,179
‫اون گفت، "هی بیشاپ،
‫اون کار با چاقو رو انجام بده"

1124
01:08:21,180 --> 01:08:24,141
‫- من نمی‌خوام اون رو ببینم، مرد
‫- بیا، مرد!

1125
01:08:24,225 --> 01:08:26,894
‫قبل از شروع فیلمبرداری،
‫پیش جیم رفتم و گفتم،

1126
01:08:26,977 --> 01:08:31,482
‫"اگه دستم رو روی دست بیل بذارم
‫و اون کار با چاقو رو انجام بدم چی می‌شه؟"

1127
01:08:31,524 --> 01:08:32,858
‫- بیا!
‫- حرکت نکن. به من اعتماد کن

1128
01:08:33,109 --> 01:08:35,820
‫لنس مثل یک ماکیاولی کوچک بود

1129
01:08:37,696 --> 01:08:40,407
‫اون جیم رو راضی کرد و پیش من اومد

1130
01:08:40,449 --> 01:08:42,368
‫و گفت، "نگاه کن،
‫این کاریه که قراره انجام بدیم"

1131
01:08:42,701 --> 01:08:45,329
‫ما قراره یک تمرین
‫در سالن غذاخوری انجام بدیم،

1132
01:08:45,412 --> 01:08:47,331
‫و می‌خوام بیل رو بگیری،

1133
01:08:48,124 --> 01:08:51,794
‫و فقط اون رو بگیری
‫و دستش رو پایین نگه داری

1134
01:08:51,836 --> 01:08:53,754
‫بیا. بیشاپ! هی، مرد

1135
01:08:53,796 --> 01:08:58,592
‫اون یکی از اون لحظاتی بود
‫که ایده‌ات رو با کارگردان به اشتراک می‌ذاری،

1136
01:08:59,969 --> 01:09:01,679
‫و بعد می‌بینی که چه اتفاقی می‌افته

1137
01:09:03,806 --> 01:09:07,560
‫بیل از ترس می‌مرد
‫که لنس اون رو بزنه،

1138
01:09:08,352 --> 01:09:11,063
‫و لنس تا اون موقع،
‫خیلی سریع عمل می‌کرد

1139
01:09:14,608 --> 01:09:17,069
‫پس اون رو گرفتیم،
‫و یک سورپرایز کامل بود

1140
01:09:17,111 --> 01:09:19,488
‫بیل هیچ سرنخی نداشت

1141
01:09:19,572 --> 01:09:20,573
‫ممنونم

1142
01:09:22,825 --> 01:09:24,076
‫اون خنده‌دار نبود، مرد

1143
01:09:24,660 --> 01:09:26,871
‫من وارد لندن در فرودگاه شدم،

1144
01:09:27,246 --> 01:09:29,748
‫جیم گفته بود،
‫"اون رو با چاقو انجام می‌دیم،"

1145
01:09:29,790 --> 01:09:30,875
‫و من گفتم، "خوبه"

1146
01:09:31,208 --> 01:09:35,713
‫اما با شناختی که ازش داشتم،
‫20 نوع مختلف چاقو خریدم

1147
01:09:36,046 --> 01:09:39,633
‫و اون‌ها گفتن، "می‌خوایم
‫از چمدونت دور بشی، آقا"

1148
01:09:39,842 --> 01:09:41,677
‫خب، اون‌ها نمی‌خواستند
‫به من اجازه ورود به کشور رو بدند

1149
01:09:42,303 --> 01:09:44,722
‫گیل هارد مجبور شد بیاد و من رو نجات بده،

1150
01:09:44,930 --> 01:09:50,477
‫از قدرت خودش استفاده کرد، و اون فقط
‫یک زن کوتاه قد اما پرجنب و جوش بود، مرد

1151
01:09:50,769 --> 01:09:52,062
‫به هر حال، اون من رو وارد کرد

1152
01:09:52,813 --> 01:09:55,774
‫خوبه برای یک انسان

1153
01:09:56,025 --> 01:09:57,443
‫می‌دونستیم که اون تمرین کرده بود

1154
01:09:58,068 --> 01:10:01,113
‫همچنین می‌دونستیم که اوردن
‫هر نوع سلاحی به بریتانیا غیرقانونی بود

1155
01:10:01,238 --> 01:10:03,324
‫اما فکر نکنید که این لنس رو متوقف می‌کنه

1156
01:10:04,617 --> 01:10:07,786
‫چون، البته، اون با این چاقوها
‫تمرین کرده بود

1157
01:10:08,204 --> 01:10:11,582
‫و می‌خواست جیم یکی رو انتخاب کنه،

1158
01:10:11,957 --> 01:10:13,751
‫وزن، حس،
‫همه این‌ها باید کاملاً درست باشند

1159
01:10:18,964 --> 01:10:20,925
‫پس من به فرودگاه رفتم

1160
01:10:21,926 --> 01:10:26,555
‫و خوشبختانه تونستم برم
‫به بخش وی‌آی‌پی و با اون ملاقات کنم

1161
01:10:26,597 --> 01:10:29,058
‫قبل از اینکه از گمرک و مهاجرت عبور کنه

1162
01:10:29,558 --> 01:10:34,021
‫و اون من رو کنار کشید و گفت،
‫"ممکنه یک مشکلی پیش بیاد،

1163
01:10:34,063 --> 01:10:35,940
‫یک چمدون پر از چاقو دارم"

1164
01:10:36,565 --> 01:10:39,485
‫و من گفتم، "چاقو؟"

1165
01:10:39,860 --> 01:10:43,030
‫خوشبختانه یک دستیار داشتیم
‫که با ما کار می‌کرد

1166
01:10:43,447 --> 01:10:48,994
‫که تونست اون‌ها رو متقاعد کنه
‫که اون چمدون رو باز نکنن

1167
01:10:49,078 --> 01:10:54,124
‫اون‌ها چمدون‌های دیگه رو باز کردند

1168
01:10:55,042 --> 01:10:56,252
‫اما من عرق می‌ریختم

1169
01:10:56,710 --> 01:10:57,962
‫واقعا داشتم عرق می‌ریختم

1170
01:10:57,962 --> 01:11:01,423
‫لنس عرق نمی‌ریخت چون
‫البته، انسان‌های مصنوعی عرق نمی‌ریزند

1171
01:11:02,341 --> 01:11:07,429
‫به طور صادقانه، بازی لنس هنریکسن
‫به عنوان بیشاپ واقعا بازیگری استادانه است

1172
01:11:07,554 --> 01:11:09,848
‫من ممکنه مصنوعی باشم
‫اما احمق نیستم

1173
01:11:10,307 --> 01:11:14,603
‫درباره تعهد یک بازیگر
‫به یک موجود صحبت کن

1174
01:11:14,687 --> 01:11:17,064
‫حتی اسمشو شخصیت نمی‌ذاری
‫اون مثل یک موجوده

1175
01:11:17,147 --> 01:11:20,818
‫و اون به طور کامل اون رو تجسم کرد

1176
01:11:21,485 --> 01:11:22,569
‫سوال چیه؟

1177
01:11:23,070 --> 01:11:26,282
‫این قراره یک مبارزه رودررو باشه قربان
‫یا یک شکار حشره دیگه؟

1178
01:11:26,365 --> 01:11:28,575
‫حسی که گرفتم این بود که در بیگانه

1179
01:11:28,951 --> 01:11:33,622
‫اون اولین تماس بشریت
‫با هر نوع فرم حیات بیگانه بود

1180
01:11:34,290 --> 01:11:36,500
‫این دیالوگ در فیلم اشاره داره به اینکه

1181
01:11:36,792 --> 01:11:39,670
‫نه تنها با گونه‌های دیگه
‫حیات بیگانه تماس داشتیم

1182
01:11:40,045 --> 01:11:44,591
‫بلکه با موجودات بیگانه خصمانه
‫و متعدد هم برخورد داشتیم

1183
01:11:44,758 --> 01:11:46,969
‫این یک دیالوگ
‫کاملاً مرتبط با دوران جنگ ویتنامه

1184
01:11:59,565 --> 01:12:03,360
‫همین تک دیالوگ به تنهایی کنجکاوی
‫بسیاری از طرفداران رو برانگیخته

1185
01:12:03,402 --> 01:12:08,991
‫تا حدی که نویسندگان دنیای گسترده‌تر فیلم

1186
01:12:09,033 --> 01:12:13,203
‫به بررسی معانی احتمالی این مفهوم پرداختند

1187
01:12:13,245 --> 01:12:15,581
‫چیزهای مشابهی رو قبلاً دیدیم

1188
01:12:15,622 --> 01:12:20,002
‫مثلاً توی مجموعه داستان‌های
‫کوتاه «شکار حشرات بیگانه»

1189
01:12:20,002 --> 01:12:21,712
‫کلی سناریوی فرضی وجود داره

1190
01:12:21,879 --> 01:12:24,840
‫«اگر این شخصیت‌ها قبلاً با چیزی
‫شبیه این مواجه شده بودند چی؟»

1191
01:12:26,800 --> 01:12:30,137
‫هدف اون دیالوگ اینه که نشون بده
‫سیارات و مستعمرات دیگه‌ای وجود دارند

1192
01:12:30,179 --> 01:12:34,475
‫چون اونا تفنگداران استعماری هستند

1193
01:12:34,516 --> 01:12:37,061
‫بدم نمیاد از اون کلوچه آرکتوریانی بچشم

1194
01:12:37,061 --> 01:12:38,937
‫یادت میاد؟

1195
01:12:39,438 --> 01:12:42,107
‫اینطور به نظر میرسه که با تسلیحات پیشرفته‌شون

1196
01:12:42,149 --> 01:12:45,736
‫هیچ موجود بومی نتونسته بود قسر دربره

1197
01:12:46,153 --> 01:12:49,239
‫از اصطلاح «شکار حشرات» این برداشت رو نمیکنی

1198
01:12:49,907 --> 01:12:53,577
‫که با تمدن‌های هوشمند فضایی مواجه‌اند

1199
01:12:53,744 --> 01:12:57,998
‫میدونیم که گونه‌های بیگانه هوشمندی
‫هم وجود دارند

1200
01:12:57,998 --> 01:13:01,168
‫که جنگ‌های بین‌ستاره‌ای راه میندازند؟

1201
01:13:01,835 --> 01:13:02,836
‫من وارد اون حوزه نمیشم

1202
01:13:02,961 --> 01:13:07,049
‫ظاهراً یک بار یک بیگانه دیده
‫عجب دستاورد بزرگی

1203
01:13:17,184 --> 01:13:20,771
‫ما سوار آسانسور سریع‌السیر به جهنمیم
‫می‌ریم پایین

1204
01:13:20,813 --> 01:13:21,814
‫دو

1205
01:13:22,231 --> 01:13:26,735
‫تجربه جیمز کامرون در مهندسی، طراحی

1206
01:13:48,465 --> 01:13:51,468
‫متصل‌کننده‌های اولیه آزاد شدند
‫قطعات داخلی رو هدف بگیرید

1207
01:13:52,219 --> 01:13:56,515
‫درک جزئیات فنی برام خیلی مهم بود

1208
01:13:56,557 --> 01:13:59,685
‫برام توضیح میدادند هر دکمه چیه

1209
01:13:59,893 --> 01:14:02,020
‫چکار کنم، عینکمو کجا بذارم

1210
01:14:02,062 --> 01:14:04,565
‫چرا عینک میزنم، کی دربیارمش

1211
01:14:06,525 --> 01:14:08,152
‫آماده باش در ۱۰ ثانیه

1212
01:14:08,318 --> 01:14:10,362
‫با وجود چند خط دیالوگ محدود

1213
01:14:10,696 --> 01:14:15,784
‫دقیق بودن جزئیات خیلی مهم بود

1214
01:14:15,826 --> 01:14:17,744
‫در خط لوله هستیم، همه چیز مرتبه

1215
01:14:21,290 --> 01:14:24,710
‫جیم یک جور حس پیشرفته تکنولوژیک به فیلم داد

1216
01:14:25,169 --> 01:14:29,089
‫سلیقه طراحی خاصش تأثیر عظیمی داشت

1217
01:14:29,173 --> 01:14:31,467
‫طراحی دراپ‌شیپ کار خودش بود

1218
01:14:31,758 --> 01:14:33,177
‫خودش همه رو کشیده بود

1219
01:14:35,471 --> 01:14:40,559
‫این فناوری باورپذیر بود
‫و عملکرد واقعی داشت

1220
01:14:40,934 --> 01:14:42,019
‫کاملاً کاربردی به نظر میرسید

1221
01:14:44,188 --> 01:14:46,398
‫مثل ربات‌های شکارچی-قاتل ترمیناتور

1222
01:14:46,565 --> 01:14:49,067
‫که انگار واقعاً یک ماشین طراحی‌شون کرده

1223
01:14:49,568 --> 01:14:54,490
‫ساخت دنیای فیلم بازتاب ذهن منحصربه‌فردشه

1224
01:14:57,868 --> 01:15:00,996
‫خب، ببینیم چی میبینیم

1225
01:15:01,079 --> 01:15:05,751
‫تجهیزات تصویربرداری
‫سربازها خیلی ابتدایی بود

1226
01:15:07,252 --> 01:15:09,338
‫با دراپ‌شیپ پرواز میکنند

1227
01:15:09,463 --> 01:15:12,758
‫تصاویر مجتمع مستعمره خیلی کیفیت پایینه

1228
01:15:13,759 --> 01:15:15,427
‫چیزی بود که مردم باور میکردند

1229
01:15:17,679 --> 01:15:21,600
‫مثل فیلم اول که به سفینه بیگانه
‫نزدیک میشدند

1230
01:15:21,767 --> 01:15:24,436
‫و تصاویر پر از نویز بود

1231
01:15:24,853 --> 01:15:28,273
‫همون حس واقع‌گرایی رو ایجاد میکرد

1232
01:15:28,482 --> 01:15:32,778
‫خب، فررو
‫ما رو به پایین روی مجتمع اصلی مستعمره ببر

1233
01:15:33,654 --> 01:15:37,032
‫بنابراین هنگامی که ما در مورد دراپشیپی
‫که وارد جو می شود صحبت می کنیم

1234
01:15:37,074 --> 01:15:42,162
‫و پرواز از کنار پردازنده
‫اتمسفر و آمدن به مجتمع مستعمره،

1235
01:15:42,704 --> 01:15:46,250
‫نقشه کانتور مسیر را کشیدم

1236
01:15:47,084 --> 01:15:49,253
‫این در واقع نشان داد، و
‫ما این را برای خدمه داشتیم،

1237
01:15:49,294 --> 01:15:52,214
‫ما از زیراکس کپی کردیم تا بتوانیم ببینیم،

1238
01:15:52,256 --> 01:15:54,174
‫اینجا جاییه که ما پرواز می
‫کنیم، اینجا جاییه که خواهیم دید

1239
01:15:54,216 --> 01:15:55,759
‫اینجا جاییه که زمین باید صاف باشه

1240
01:15:56,802 --> 01:15:58,679
‫گرافیک صفحه پرواز به داخل

1241
01:15:58,720 --> 01:16:02,808
‫که بر اساس ترسیم نقشه کانتور
‫کوچک من از مسیر سفینه بود

1242
01:16:03,392 --> 01:16:05,978
‫بنابراین ما همیشه سعی می‌کردیم ثابت قدم باشیم

1243
01:16:06,645 --> 01:16:11,775
‫و افراد را در جغرافیا و هندسه مجموعه ها قرار بدهیم

1244
01:16:15,571 --> 01:16:20,450
‫زمین‌سازی (ترافورمینگ) هم یه ایده دیگه آینده‌نگرانه‌ست

1245
01:16:20,576 --> 01:16:24,246
‫با نصب پردازنده‌های اتمسفر بزرگ
‫هوا رو قابل تنفس میکنند

1246
01:16:24,580 --> 01:16:25,622
‫دهه‌ها طول می کشه

1247
01:16:25,998 --> 01:16:28,208
‫اگر پردازش مجدد اتمسفر انجام بدی

1248
01:16:28,375 --> 01:16:31,044
‫یعنی عناصر رو تجزیه یا بازترکیب میکنی

1249
01:16:31,253 --> 01:16:32,921
‫تا اتمسفر قابل تنفس بشه

1250
01:16:33,338 --> 01:16:37,509
‫این بازم نشون دهنده سبک
‫کامرونه: فناوری آینده‌نگرانه

1251
01:16:37,801 --> 01:16:41,221
‫اما نه اونقدر پیشرفته
‫که برامون غیرقابل درک باشه

1252
01:16:43,890 --> 01:16:46,768
‫همون صفحات زرهی بزرگی که موقع طوفان

1253
01:16:46,768 --> 01:16:47,811
‫روی پنجره‌ها میاد

1254
01:16:47,853 --> 01:16:50,689
‫جزئیاتی که حس واقعیت رو القا میکنه

1255
01:16:50,897 --> 01:16:54,901
‫نیروگاه هسته‌ای بزرگ و
‫جدا از محل سکونت مهاجران

1256
01:16:54,943 --> 01:16:57,154
‫باز هم یک عنصر واقع‌گرایانه دیگه‌ست

1257
01:16:57,404 --> 01:16:59,698
‫واقعاً شبیه یک بازی ویدیویی میمونه

1258
01:16:59,740 --> 01:17:01,158
‫که داری یک سیاره رو مستعمره میکنی

1259
01:17:01,199 --> 01:17:03,744
‫و باید تاسیسات خاصی بسازی

1260
01:17:04,077 --> 01:17:07,456
‫ببین کی اینجاست! من خارق‌العاده‌ترینم

1261
01:17:08,582 --> 01:17:10,417
‫نمونه کامل یک آدم خارق‌العاده

1262
01:17:11,460 --> 01:17:13,045
‫با من درنیفتید

1263
01:17:13,170 --> 01:17:17,341
‫اون موقع کلی کتاب درباره ویتنام میخوندم

1264
01:17:18,091 --> 01:17:22,179
‫کتاب «گزارشات» مایکل هِر
‫که مشخصا معروف‌ترینش بود

1265
01:17:22,179 --> 01:17:23,138
‫اما کتابای دیگه هم بود

1266
01:17:23,180 --> 01:17:25,390
‫یک کتاب دیگه به اسم «تعقیب کاچیاتو»

1267
01:17:25,724 --> 01:17:29,519
‫کتابای زیادی تو ژانر سربازای ناراضی

1268
01:17:29,978 --> 01:17:32,981
‫یا سرخورده یا آسیب‌دیده از جنگ وجود داره

1269
01:17:33,357 --> 01:17:36,360
‫میخواستم اون حس رو منتقل کنم

1270
01:17:36,610 --> 01:17:38,987
‫هادسون، آروم بگیر

1271
01:17:43,784 --> 01:17:49,081
‫هِر تو «آپوکالیپس نائو»
‫هم روایت صوتی معروفی نوشته بود

1272
01:17:49,414 --> 01:17:50,457
‫سایگون

1273
01:17:52,584 --> 01:17:53,585
‫لعنت

1274
01:17:55,837 --> 01:17:57,381
‫هنوز تو سایگونم

1275
01:17:57,547 --> 01:18:00,133
‫این موضوع اون موقع تازه بود
‫اگه در نظر بگیرید

1276
01:18:00,634 --> 01:18:04,137
‫این اوایل دهه ۸۰ بود و سقوط
‫سایگون تو ۷۵ اتفاق افتاده بود

1277
01:18:04,137 --> 01:18:07,099
‫همه اینا تو اون زمان خیلی برجسته
‫بود و تو زندگی منم تاثیر داشت

1278
01:18:08,058 --> 01:18:14,314
‫داشتم به ایده‌های دوران ویتنام
‫تو علمی-تخیلی فکر میکردم

1279
01:18:14,439 --> 01:18:17,984
‫طرفدار بزرگ رمان «جنگ ابدی» جو هالدم بودم

1280
01:18:19,486 --> 01:18:24,783
‫مفهوم سربازان پیشرفته
‫تکنولوژیک در مقابل نیروی طبیعی

1281
01:18:25,242 --> 01:18:27,202
‫و ارگانیک بیگانه

1282
01:18:27,244 --> 01:18:32,958
‫در فیلمنامه یک حس اجتناب‌ناپذیر
‫از دوران ویتنام رو نشون میداد

1283
01:18:33,083 --> 01:18:34,292
‫قدت چنده سرباز؟

1284
01:18:34,459 --> 01:18:36,002
‫قربان، یک متر هفتاد و پنج

1285
01:18:36,044 --> 01:18:38,839
‫یک متر هفتاد و پنج؟ نمیدونستم
‫کثافت‌ها رو اینقد میچینن

1286
01:18:39,005 --> 01:18:41,967
‫جالبه که «ژاکت تمام فلزی» هم
‫همزمان با ما داشت ساخته میشد

1287
01:18:42,008 --> 01:18:42,926
‫همون موقع

1288
01:18:42,926 --> 01:18:46,221
‫آخر هفته‌ها با بازیگراشون معاشرت میکردیم

1289
01:18:46,263 --> 01:18:49,099
‫و اونا قطعاً داشتن یک فیلم ویتنامی میساختن

1290
01:18:53,562 --> 01:18:57,983
‫یک چیز جالب تو «بیگانه‌ها» طرز
‫پوشش متفاوت سربازاست

1291
01:18:58,400 --> 01:19:00,986
‫بعضی کلاهخود دارند، بعضی نه

1292
01:19:01,278 --> 01:19:03,405
‫پیشانی‌بند و چیزای مشابه

1293
01:19:03,572 --> 01:19:05,407
‫دقیقاً تو ویتنام همینطور بود

1294
01:19:05,824 --> 01:19:08,326
‫نوشتن روی کلاهخودها

1295
01:19:08,618 --> 01:19:11,997
‫طراحی روی جلیقه‌ها و تزیینات شاتل

1296
01:19:12,372 --> 01:19:16,668
‫تو عملیات‌های یو-ای و ۴۶ همین کارا رو میکردیم

1297
01:19:16,918 --> 01:19:19,671
‫روی بالگردهاتون طرح مینداختید

1298
01:19:21,923 --> 01:19:24,968
‫یک روز جیم پیشمون اومد و گفت:

1299
01:19:25,051 --> 01:19:27,512
‫«همه وسایل رو جمع کنید، دنبالم بیان»

1300
01:19:28,638 --> 01:19:31,725
‫و شروع کرد به راه رفتن تو استودیوهای پاینوود

1301
01:19:31,725 --> 01:19:33,518
‫و ما هم گیج و مبهوت دنبالش رفتیم

1302
01:19:33,935 --> 01:19:35,312
‫«این چیه؟ کجا میریم؟»

1303
01:19:35,896 --> 01:19:39,608
‫رسیدیم به یک پله چوبی قدیمی و لرزان

1304
01:19:39,649 --> 01:19:41,860
‫بالا رفتیم و وارد یک ساختمون کوچیک شدیم

1305
01:19:42,778 --> 01:19:43,779
‫بخش طراحی صحنه بود

1306
01:19:43,945 --> 01:19:49,534
‫پر بود از نوارهای چرمی
‫استخوان و چیزای عجیب غریب

1307
01:19:49,576 --> 01:19:50,994
‫جیم برگشت و گفت

1308
01:19:51,161 --> 01:19:53,747
‫«خب، بقیه روز رو صرف این میکنید

1309
01:19:53,914 --> 01:19:55,457
‫که تجهیزاتتون رو شخصی‌سازی کنید»

1310
01:19:57,000 --> 01:19:59,795
‫نوارهای چرمی و استخوان به کلاهم آویزون کردم

1311
01:19:59,836 --> 01:20:02,798
‫تعدادی هم دور گردنم انداختم
‫استخوان مرغ بودند

1312
01:20:03,006 --> 01:20:06,176
‫همه‌چیز تبدیل به بیان شخصی شد

1313
01:20:07,385 --> 01:20:09,262
‫چندتا ایده به ذهنم رسید

1314
01:20:09,304 --> 01:20:12,974
‫یکی این بود: «وقتی شک داری، هسته‌ای بزن»

1315
01:20:14,684 --> 01:20:15,769
‫آخرین خط دفاع

1316
01:20:15,852 --> 01:20:17,103
‫یک ایده دیگه

1317
01:20:17,395 --> 01:20:20,732
‫نام مادر بچه‌هام «هدر» هست

1318
01:20:20,857 --> 01:20:23,777
‫تصمیم گرفتم یک قلب بکشم
‫و اسم هدر رو وسطش بنویسم

1319
01:20:23,902 --> 01:20:29,199
‫پس یک قلب خوشگل رو تو این فلز حکاکی کردم

1320
01:20:29,866 --> 01:20:31,743
‫بعد شروع کردم به نوشتن «هِدر»

1321
01:20:31,785 --> 01:20:33,995
‫وقتی داشتم مینوشتم خیلی خوب شده بود

1322
01:20:34,079 --> 01:20:35,831
‫ولی وسطای کار فهمیدم

1323
01:20:35,872 --> 01:20:39,084
‫جا نمیشه همه اسم «هِدر» رو بنویسم

1324
01:20:41,586 --> 01:20:46,842
‫پس به ذهنم رسید کوتاهش کنم به «هِث»

1325
01:20:47,259 --> 01:20:51,638
‫پس H-E-A-T-H رو نوشتم که کاملاً جا شد

1326
01:20:52,264 --> 01:20:55,976
‫وقتی فیلم اومد، طرفدارا میپرسیدند:

1327
01:20:56,059 --> 01:20:57,102
‫«هِث کیه؟»

1328
01:20:59,938 --> 01:21:03,441
‫خیلی از طرفدارا فکر می‌کنند
‫شاید احمق باشم

1329
01:21:03,441 --> 01:21:04,818
‫چون اونجا «هِث» نوشتم

1330
01:21:08,238 --> 01:21:14,494
‫واسکوئز یک چیکانا از اَچولا،
‫لس آنجلس، از محله فقیرنشین بود

1331
01:21:15,287 --> 01:21:20,917
‫داشتم یک شعری از شاعر چیکانا میخوندم

1332
01:21:22,043 --> 01:21:25,255
‫درباره یک عضو باند خلافکاری

1333
01:21:25,463 --> 01:21:28,008
‫اون رو روی زره نوشتم

1334
01:21:28,300 --> 01:21:32,596
‫ترجمه تحت‌اللفظیش میشه
‫«خطر همیشه زنده است»

1335
01:21:32,929 --> 01:21:34,764
‫ولی این ترجمه خوبی نیست

1336
01:21:34,806 --> 01:21:36,141
‫من اینطور ترجمه میکنم

1337
01:21:36,349 --> 01:21:40,562
‫«راهی برای فرار نیست»

1338
01:21:40,604 --> 01:21:42,439
‫هیچکس زنده از این زندگی درنمیره

1339
01:21:42,564 --> 01:21:44,232
‫عوضی بی‌عرضه

1340
01:21:45,108 --> 01:21:49,154
‫یادم نمیاد کاری کرده باشم جز
‫گذاشتن کلمه «اتفاق» روی کلاهم

1341
01:21:49,404 --> 01:21:50,614
‫کلمه «اتفاق»

1342
01:21:52,073 --> 01:21:55,285
‫شانس بیاریم زنده بمونیم

1343
01:21:56,620 --> 01:21:58,246
‫پس یک جورایی تاریکی هم توش هست

1344
01:22:00,916 --> 01:22:02,500
‫از اونجایی که من افسر فناوری پزشکی بودم

1345
01:22:02,667 --> 01:22:06,046
‫صلیب سرخی طراحی کردم
‫که یک قطره خون ازش آویزون بود

1346
01:22:06,296 --> 01:22:08,757
‫که بعداً شد تتویم
‫خالکوبیهامون رو خودمون طراحی میکردیم

1347
01:22:08,757 --> 01:22:11,176
‫روی قلبم علامت بین‌المللی
‫«ورود ممنوع» رو گذاشتم

1348
01:22:11,259 --> 01:22:13,595
‫دایره با خط اریب، با این مضصمون

1349
01:22:13,929 --> 01:22:15,680
‫«نه، اینجا بسته است، همگی»

1350
01:22:15,847 --> 01:22:17,265
‫و پشت کلاهم به احترام دیتریش

1351
01:22:17,265 --> 01:22:17,599
‫نوشتم «فرشته آبی»

1352
01:22:18,433 --> 01:22:20,810
‫که چند نفر تو اینترنت فهمیدنش

1353
01:22:20,852 --> 01:22:23,688
‫اون طرفدارای خیلی تیزبین

1354
01:22:23,897 --> 01:22:25,732
‫همه چیز بازتابی از شخصیت بود

1355
01:22:26,107 --> 01:22:29,110
‫فکر میکنم اولین باری بود تو یک صحنه میگفتم

1356
01:22:29,486 --> 01:22:35,200
‫«آه، همه چیز داستان رو تقویت
‫میکنه، همه چیز یک داستان میگه»

1357
01:22:37,077 --> 01:22:40,789
‫و همینطور کمد شخصی

1358
01:22:40,830 --> 01:22:44,209
‫چیزایی بود که تو تحقیقام
‫درباره هویتش استفاده کرده بودم

1359
01:22:44,250 --> 01:22:47,504
‫و من همیشه از عکسا استفاده میکنم

1360
01:22:47,545 --> 01:22:52,801
‫با نگاه کردن به عکسا
‫تصوری از آدمها پیدا میکنم

1361
01:22:52,842 --> 01:22:56,304
‫پس عکسهایی از کتاب ریچارد اودون

1362
01:22:56,346 --> 01:22:59,349
‫که عاشقش بودم
‫روی کمد گذاشتم

1363
01:22:59,599 --> 01:23:02,352
‫کسی که برادرم محسوب میشد

1364
01:23:10,360 --> 01:23:13,071
‫داستان تو یک سیاره دیگه است
‫فضایی‌ها هستند، همه چیز آینده رو نشون میده

1365
01:23:13,196 --> 01:23:15,699
‫اما یک نقطه اتصال به واقعیت هم داره

1366
01:23:15,782 --> 01:23:17,909
‫و فکر میکنم کامرون تجربیاتش رو وارد کرده

1367
01:23:17,951 --> 01:23:21,037
‫دانشش درباره تسلیحات و نظام رو توی این کار آورده

1368
01:23:21,079 --> 01:23:24,874
‫و این واقع‌نمایی که در
‫رفتارش با نیروهای دریایی داره

1369
01:23:25,375 --> 01:23:29,713
‫لایه‌ای از ارتباط‌پذیری به داستان میده

1370
01:23:29,921 --> 01:23:31,256
‫شاید ما توی ارتش نبودیم

1371
01:23:31,297 --> 01:23:32,799
‫اما این رو به عنوان یک چیز واقعی میشناسیم

1372
01:23:32,841 --> 01:23:34,467
‫چیزی ملموس و حقیقی

1373
01:23:34,509 --> 01:23:35,719
‫حس فیلمهایی مثل «استار ترک» رو نمیده

1374
01:23:35,969 --> 01:23:37,679
‫بچه‌ها ۱۰ ثانیه، حواس‌جمع باشید

1375
01:23:47,355 --> 01:23:52,360
‫هیچی، اصلاً هیچی

1376
01:23:52,610 --> 01:23:55,822
‫چند سال پیش، داشتم کانالهای
‫تلویزیون رو بالا پایین میکردم

1377
01:23:55,864 --> 01:23:57,240
‫و به فیلم «بیگانگان» برخوردم

1378
01:23:57,532 --> 01:23:59,367
‫تقریباً نیمه‌های فیلم بود

1379
01:23:59,534 --> 01:24:01,953
‫و شوکه شدم از اینکه چقدر خوب ساخته شده

1380
01:24:02,245 --> 01:24:04,789
‫انگار همین پارسال ساخته شده باشه

1381
01:24:04,831 --> 01:24:06,291
‫یکی از دلایلش اینه که

1382
01:24:06,332 --> 01:24:09,961
‫جیم از جلوه‌های ویژه
‫دهه ۸۰ زیاد استفاده نکرده

1383
01:24:10,378 --> 01:24:12,088
‫حتما عاشقش میشید

1384
01:24:12,922 --> 01:24:14,466
‫از ابزارهای عملی و واقعی استفاده کرد

1385
01:24:14,883 --> 01:24:17,343
‫پس وقتی این چیزا رو میبینید، همه واقعی‌اند

1386
01:24:18,094 --> 01:24:22,432
‫نیازی به بازی نیست، خودت اونجایی

1387
01:24:25,727 --> 01:24:29,355
‫وقتی تو صحنه بارون مصنوعی میاد
‫بارون خیلی زیاد

1388
01:24:29,898 --> 01:24:31,649
‫واقعاً داره بارون شدیدی میاد

1389
01:24:31,691 --> 01:24:33,777
‫و من باید میرفتم بیرون
‫و گروه رو هدایت میکردم

1390
01:24:34,194 --> 01:24:37,405
‫پرسیدم «جیم، وقتی میام بیرون
‫به چپ برم یا راست؟»

1391
01:24:37,697 --> 01:24:40,700
‫صاف تو چشام نگاه کرد و گفت «بله»

1392
01:24:41,117 --> 01:24:42,118
‫و رفت

1393
01:24:44,829 --> 01:24:46,956
‫بجنبید! ادامه بدید

1394
01:24:47,707 --> 01:24:48,708
‫مثل یک بازیکن شطرنج بود

1395
01:24:48,875 --> 01:24:51,628
‫مردم عادی دو سه حرکت بعد رو میبینند

1396
01:24:51,669 --> 01:24:54,255
‫اما جیم داره حرکت پنجم و هفتم
‫رو برنامه‌ریزی میکنه

1397
01:24:54,297 --> 01:24:58,218
‫تو صحنه میشد فهمید همیشه
‫ذهنش درگیرِ چیزای دیگه است

1398
01:25:00,470 --> 01:25:03,098
‫برای یک کارگردان غیرمعموله

1399
01:25:03,181 --> 01:25:07,519
‫که اینقدر تو ساختن
‫و طراحی دکورها درگیر باشه

1400
01:25:08,978 --> 01:25:11,481
‫درام و طراحی با هم ترکیب شده بودند

1401
01:25:15,110 --> 01:25:18,071
‫کلی جزئیات گذاشته بودند تا حس کنی اونجایی

1402
01:25:18,196 --> 01:25:20,824
‫و گیج نشی مثلاً الان تو بخش عملیاتیم یا نه

1403
01:25:21,116 --> 01:25:24,077
‫تو هر صحنه نشانه‌های خاصی بود

1404
01:25:24,119 --> 01:25:26,746
‫که سریع موقعیت رو نشون میداد

1405
01:25:29,040 --> 01:25:33,795
‫من تو عمرم توی خیلی صحنه‌ها بودم
‫ولی این تو یک سطح دیگه بود

1406
01:25:34,129 --> 01:25:36,840
‫وقتی تو تونل‌های مستعمره راه میرفتی

1407
01:25:36,965 --> 01:25:39,801
‫که توسط بیگانه‌ها نابود شده بود

1408
01:25:40,135 --> 01:25:44,180
‫فضای اداری رهاشده، همه جا بهم ریخته بود

1409
01:25:44,222 --> 01:25:45,890
‫انگار یک نبرد وحشتناک اتفاق افتاده باشه

1410
01:25:45,932 --> 01:25:47,976
‫منظورم اینه که دقت به جزئیات

1411
01:25:48,351 --> 01:25:51,187
‫تیم طراحی تولید و بخش هنری بی‌سابقه است

1412
01:25:51,437 --> 01:25:53,481
‫چیزی بود که تا حالا ندیده بودم

1413
01:25:53,648 --> 01:25:55,441
‫قربان، اینجا از بین رفته

1414
01:25:55,483 --> 01:25:57,277
‫فکر کنم هر اتفاقی بوده
‫دیگه تموم شده

1415
01:25:58,153 --> 01:26:00,864
‫فکر میکنم این از همان اول
‫در نابودگر شروع شد

1416
01:26:01,156 --> 01:26:03,658
‫مجبورم بودم تو دنیای معاصر فیلمبرداری کنم

1417
01:26:03,700 --> 01:26:07,704
‫پول دکورهای بزرگ رو نداشتم،
‫نمیتونستم خودم رو به آینده پرتاب کنم

1418
01:26:08,037 --> 01:26:10,248
‫پس بخشهای کوچکی از آینده رو نشون دادم

1419
01:26:10,290 --> 01:26:12,417
‫اما با جزئیاتی خشن و واقعی

1420
01:26:12,709 --> 01:26:15,336
‫با بافتی ملموس در خودِ لس‌آنجلس

1421
01:26:15,378 --> 01:26:16,546
‫تو کوچه‌پس‌کوچه‌ها

1422
01:26:17,547 --> 01:26:21,050
‫مغازه‌های گرویی
‫و هتل‌های کثیف فیلمبرداری کردیم

1423
01:26:21,342 --> 01:26:22,468
‫تا حس واقعی داشته باشه

1424
01:26:27,765 --> 01:26:31,102
‫ریشه این ایده رو میشه
‫توی «جنگ ستارگان» دید

1425
01:26:31,186 --> 01:26:33,771
‫که دو سه سال قبل از «بیگانه» اومده بود

1426
01:26:34,230 --> 01:26:38,067
‫و بعد ریدلی اسکات اونو گسترش داد
‫و به اوج رسوند

1427
01:26:38,276 --> 01:26:40,570
‫نباید روی این سیاره لعنتی فرود میومدم
‫میدونم

1428
01:26:41,988 --> 01:26:43,990
‫«بیگانگان» درباره آینده است

1429
01:26:44,365 --> 01:26:46,701
‫اما کارهای ران کاب، سید مید

1430
01:26:47,160 --> 01:26:49,954
‫و پیتر لامونت، طراح تولید در بریتانیا

1431
01:26:50,288 --> 01:26:51,748
‫همه چیز باورپذیر بود

1432
01:26:52,749 --> 01:26:57,462
‫وقتی تو زمان ناهار
‫تو دکورهای واقعی قدم میزدم

1433
01:26:57,712 --> 01:27:02,133
‫حس امروزی ولی کمی آینده‌نگرانه داشت

1434
01:27:02,425 --> 01:27:05,178
‫وقتی تماشاچی‌ها اینو روی پرده میبینند

1435
01:27:05,220 --> 01:27:07,889
‫راحت میپذیرند چون در محیطی آشنا قرار دارند

1436
01:27:07,931 --> 01:27:09,641
‫مثل آثار تیراندازی‌های سبک

1437
01:27:10,141 --> 01:27:14,020
‫یکی از نکات هوشمندانه فیلم

1438
01:27:14,103 --> 01:27:16,189
‫در طراحیاش

1439
01:27:16,356 --> 01:27:19,984
‫استفاده از عناصر آشنا بود

1440
01:27:19,984 --> 01:27:24,614
‫که شاید تو آینده وجود نداشته باشند

1441
01:27:24,906 --> 01:27:27,242
‫اما فیلم رو در واقعیت روزمره
‫باورپذیر می‌کرد

1442
01:27:27,325 --> 01:27:29,202
‫و چیزای ساده مثل خطوط هشدار

1443
01:27:29,244 --> 01:27:30,745
‫نوارهای زرد و مشکی

1444
01:27:33,456 --> 01:27:37,710
‫اگه میخواید بدونید «بیگانگان»
‫چقدر تاثیرگذار بوده

1445
01:27:38,169 --> 01:27:41,256
‫همین راهروها رو در نظر بگیرید
‫و ببینید چطور

1446
01:27:41,839 --> 01:27:45,468
‫تو سالهای بعد توی طراحی
‫بازیهای ویدیویی کپی‌برداری شده

1447
01:27:49,555 --> 01:27:52,392
‫احتمالاً مواد انفجاری بررسی لرزه‌نگاریه

1448
01:27:52,809 --> 01:27:56,271
‫داریم تو این راهروهای طولانی پیش میرویم

1449
01:27:56,312 --> 01:27:58,982
‫ما تظاهر نمیکنیم، تو این
‫محیط عظیم واقعاً حضور داریم

1450
01:27:59,190 --> 01:28:02,068
‫داریم از تاکتیک‌ها و آرایش نظامی‌مون
‫استفاده می‌کنیم

1451
01:28:02,193 --> 01:28:04,112
‫در نقش موندیم، خطها رو یادمون باشه

1452
01:28:04,654 --> 01:28:06,114
‫خیلی خب دیتریش، فراست، نوبت شماست

1453
01:28:07,240 --> 01:28:10,076
‫جیم افراد واقعی نیروی هوایی بریتانیا
‫رو آورده بود

1454
01:28:10,868 --> 01:28:13,329
‫که یک هفته ما رو توی
‫ اردوی نظامی آموزش بدند

1455
01:28:13,997 --> 01:28:16,416
‫مسخره‌بازی نبود، جدی بود

1456
01:28:28,469 --> 01:28:31,472
‫اردوهای آموزشی برای هماهنگ کردن
‫بازیگرها خیلی مهمند

1457
01:28:31,848 --> 01:28:35,643
‫تا نقششون رو در نیروی نظامی درک کنند

1458
01:28:35,935 --> 01:28:39,272
‫طوری که حرکت میکنید، رفتار می‌کنید
‫حرف می‌زنید

1459
01:28:40,064 --> 01:28:41,316
‫فاصله‌ها رو رعایت کنید

1460
01:28:41,357 --> 01:28:43,192
‫خب، حرف اونو شنیدید
‫ازدحام نکنید

1461
01:28:43,568 --> 01:28:44,569
‫آروم باشید

1462
01:28:44,652 --> 01:28:47,989
‫اولین وظیفه تماس ساعت
‫۴:۳۰ صبح و دویدن پنج مایل بود

1463
01:28:49,157 --> 01:28:51,117
‫مسخره‌بازی نبود مثلاً بگی
‫«بذار آروم بدوم»

1464
01:28:51,117 --> 01:28:53,619
‫میگفتد«بدو بدو بدو»

1465
01:28:53,995 --> 01:28:55,788
‫مثل سگ سرمون داد میزدند تا حرکت کنیم

1466
01:28:55,830 --> 01:29:00,960
‫بیل پاکستون رو هیچوقت فراموش نمیکنم

1467
01:29:01,002 --> 01:29:05,048
‫میگفت «آقا من تازه از یک پرواز طولانی اومدم

1468
01:29:05,089 --> 01:29:08,051
‫هنوز حالت پرواز دارم
‫میشه استراحت کنم؟»

1469
01:29:08,092 --> 01:29:09,927
‫کلی بهش گیر دادند

1470
01:29:10,136 --> 01:29:13,931
‫یادمه تو جنگل داشتیم میرفتیم که یهو

1471
01:29:14,599 --> 01:29:17,101
‫به سیم یک مین زمینی برخورد کردم

1472
01:29:20,104 --> 01:29:23,733
‫با تپانچه، تفنگ پالس و شعله‌انداز کار میکردیم

1473
01:29:23,775 --> 01:29:24,817
‫واسکز، پیشرو باش

1474
01:29:25,151 --> 01:29:26,152
‫حرکت کنیم

1475
01:29:26,694 --> 01:29:29,280
‫ایده‌های تاکتیکی مثل پیشروی

1476
01:29:29,697 --> 01:29:32,450
‫و نحوه رفتار در محیط جدید رو یاد گرفتیم

1477
01:29:32,575 --> 01:29:35,370
‫چطور موقعیتها رو کنترل کنیم

1478
01:29:35,870 --> 01:29:36,871
‫جلو برید

1479
01:29:37,497 --> 01:29:40,917
‫چطور به یک محیط شهری نزدیک میشید؟

1480
01:29:41,334 --> 01:29:43,628
‫چطور به یک ساختمان نزدیک میشین؟
‫چطور از سلاحها استفاده میکنید؟

1481
01:29:43,628 --> 01:29:48,257
‫همه اون تمرینها واقعاً خیلی مفید بودند، جدی میگم

1482
01:29:48,716 --> 01:29:52,970
‫دو نفری که مارو آموزش میدادند آل
‫متیوز (گروهبان سابق تفنگداران دریایی)

1483
01:29:53,388 --> 01:29:56,265
‫و تیپ تیپینگ بدلکار انگلیسی
‫و نیروی ویژه SAS بودند

1484
01:29:56,474 --> 01:30:01,104
‫که هر دو جدی و سختگیر بودند

1485
01:30:01,562 --> 01:30:03,898
‫جوخه دوم پیشروی کنه، موقعیتهای جناحی

1486
01:30:04,315 --> 01:30:05,733
‫جوخه دوم به صف

1487
01:30:07,735 --> 01:30:10,196
‫یک قانونش این بود: اگه سلاحمون
‫رو به سمت هم تیمی بگیریم

1488
01:30:10,238 --> 01:30:12,615
‫یا تفنگمون به طرف بازیگر دیگه ای اشاره کنه

1489
01:30:12,824 --> 01:30:15,618
‫باید فوری زمین میخوردیم و ۱۰ تا شنا میرفتیم

1490
01:30:16,702 --> 01:30:19,539
‫ریکو راس همیشه گیر میافتاد

1491
01:30:19,580 --> 01:30:22,750
‫و نه تنها ۱۰ تا شنا میرفت، بلکه با یک دست شنا میزد

1492
01:30:22,792 --> 01:30:24,877
‫یا موقع شنا دست میزد

1493
01:30:25,211 --> 01:30:28,965
‫تو اردوی آموزشی با هم‌تیمی‌ها آشنا میشید

1494
01:30:29,048 --> 01:30:30,174
‫همرزما رو میشناسین

1495
01:30:30,383 --> 01:30:32,635
‫باهم شوخی میکنید و همدیگه رو دست میندازید

1496
01:30:33,136 --> 01:30:37,014
‫تا موقع فیلمبرداری دیگه باهم راحت بودیم

1497
01:30:37,265 --> 01:30:38,474
‫و میدونستیم چقدر میتونیم شوخی کنیم

1498
01:30:38,516 --> 01:30:40,435
‫میدونستیم چطور همدیگه رو تحریک کنیم

1499
01:30:40,476 --> 01:30:44,272
‫یکی گفت «بیگانه»، اون فکر کرد
‫گفت «بیگانه غیرقانونی» و ثبت‌نام کرد

1500
01:30:44,272 --> 01:30:44,730
‫هر موقع، هرجا

1501
01:30:44,814 --> 01:30:45,898
‫تموم شد؟

1502
01:30:45,982 --> 01:30:50,027
‫بهمون یک ماموریت دادند گفتند «میخوایم یک خودکار

1503
01:30:50,445 --> 01:30:53,197
‫تو دفتر منشی استودیوهای پاینوود بذاریم

1504
01:30:53,406 --> 01:30:55,158
‫شما باید از بیرون شروع کنید

1505
01:30:55,283 --> 01:31:01,164
‫با تاکتیکهایی که آموزش دیدید وارد مجموعه بشید

1506
01:31:01,414 --> 01:31:03,249
‫و اون خودکار رو بدست بیارید»

1507
01:31:04,417 --> 01:31:05,543
‫که انجامش دادیم

1508
01:31:05,918 --> 01:31:09,255
‫ولی به منشی نگفته بودند این اتفاق قراره بیفته

1509
01:31:10,089 --> 01:31:11,466
‫خیلی ترسیده بود

1510
01:31:11,466 --> 01:31:14,343
‫فکر کرده بود «وای خدای من تروریست‌ها» یا چیزی

1511
01:31:14,385 --> 01:31:16,053
‫خیلی باحال بود

1512
01:31:19,515 --> 01:31:22,101
‫توی یک نقد خوندم که اسلحه‌های هوشمند

1513
01:31:22,143 --> 01:31:26,397
‫و حرکات مارک رولستون و من باهاشون

1514
01:31:26,439 --> 01:31:29,317
‫شبیه رقص فلامنکو بنظر میرسید

1515
01:31:31,486 --> 01:31:34,655
‫یک مکانیسم واقعاً جالب بود

1516
01:31:34,697 --> 01:31:39,285
‫میدونی، این یک اسلحه بزرگ بود
‫که به کمربند استدی کم وصل شده بود

1517
01:31:39,410 --> 01:31:41,245
‫پس یک جورایی حرکت میکرد

1518
01:31:42,455 --> 01:31:44,123
‫یک جورایی باهم طراحی حرکاتش کردیم

1519
01:31:44,165 --> 01:31:47,168
‫یعنی باحال بود، ولی نحوه ایستادنت

1520
01:31:47,293 --> 01:31:50,922
‫کاملاً مربوط به حفظ تعادل بود

1521
01:31:56,886 --> 01:32:01,224
‫کامرون یک دیدگاه آینده‌نگرانه
‫داشت که تا امروز معتبره

1522
01:32:01,474 --> 01:32:04,435
‫الان تو یگانهای رزمی زنان حضور دارند

1523
01:32:04,685 --> 01:32:08,439
‫اون موقع تو سال ۸۶، زنها تو
‫واحدهای رزمی حضور نداشتند

1524
01:32:08,481 --> 01:32:12,485
‫تو بخشهای پشتیبانی بودند،
‫اجازه ورود به پیاده‌نظام رو نداشتند

1525
01:32:14,779 --> 01:32:19,116
‫فکر میکنم این نشون میده نیازی نیست
‫مفاهیم رو به زور به خورد مردم بدی

1526
01:32:19,283 --> 01:32:21,244
‫وقتی پای ایده‌های خاص به میان میاد

1527
01:32:21,285 --> 01:32:24,497
‫اگه شخصیتهایی مثل ریپلی، واسکز، نیوت رو وارد کنی

1528
01:32:24,622 --> 01:32:28,960
‫و بذاری خودشون باشند

1529
01:32:29,502 --> 01:32:31,796
‫بذاری شخصیتشون خودش گویا باشه

1530
01:32:32,046 --> 01:32:37,134
‫تا اواسط دهه ۸۰ هیچ فیلمی این سطح از تنوع

1531
01:32:37,385 --> 01:32:40,888
‫رو در نقش‌آفرینی زنان نشون نداده بود

1532
01:32:42,306 --> 01:32:46,310
‫همیشه شخصیت واسکز رو تحسین کردم

1533
01:32:47,895 --> 01:32:52,692
‫جنت گلدشتاین واسکز رو چنان استادانه بازی کرده

1534
01:32:52,984 --> 01:32:54,860
‫با انرژی و اقتدار

1535
01:32:54,902 --> 01:33:00,866
‫که تصویری از یک زن کاملاً
‫بی‌پروا رو به نمایش میذاره

1536
01:33:01,450 --> 01:33:04,579
‫البته من به عنوان یک زن لاتین‌تبار
‫توی تناقضم

1537
01:33:04,912 --> 01:33:07,456
‫میدونم این نقش رو یک زن سفیدپوست بازی کرده

1538
01:33:07,540 --> 01:33:09,625
‫این قهرمان اسپانیایی‌زبان لاتین

1539
01:33:09,750 --> 01:33:16,424
‫باید واقعیت این مسئله رو هم در نظر گرفت

1540
01:33:18,593 --> 01:33:25,099
‫این میتونه نوعی پاکسازی نژادی باشه
‫چون یک لاتین‌تبار برای نقش واسکز انتخاب نشد

1541
01:33:25,433 --> 01:33:28,686
‫اما همزمان نوعی توانمندسازی نژادی هم هست

1542
01:33:28,936 --> 01:33:32,481
‫چون این شخصیت چطور در فرنچایز بیگانه‌ها

1543
01:33:32,732 --> 01:33:37,111
‫برجسته شد و مورد احترام قرار گرفت

1544
01:33:41,907 --> 01:33:48,873
‫زنای لاتین‌تباری که تو ارتش بودند
‫میگند واسکز بودن براشون الهام‌بخش بوده

1545
01:33:48,914 --> 01:33:51,459
‫که نشون میده باهاش همذات‌پنداری کردند

1546
01:33:51,792 --> 01:33:57,465
‫مردان سیاهپوست بهم میگفتند

1547
01:33:57,673 --> 01:34:00,801
‫«کاملاً تجربش رو درک میکنم چون مال خودم بود»

1548
01:34:01,093 --> 01:34:06,223
‫مردا تعریف می‌کردند تو بچگی

1549
01:34:06,515 --> 01:34:10,394
‫با برادراشون سر نقش واسکز دعوا می‌کردند

1550
01:34:12,605 --> 01:34:15,983
‫به وضوح یادمه بعد اولین باری که فیلم رو دیدم

1551
01:34:16,233 --> 01:34:18,653
‫۱۱ سالم بود، رفتم دستکش بدون انگشت و

1552
01:34:18,653 --> 01:34:21,405
‫محافظ ساق پا فوتبال خریدم تا مثل واسکز بشم

1553
01:34:21,530 --> 01:34:25,660
‫برام بهترین چیزی بود که تو سینما دیده بودم

1554
01:34:25,701 --> 01:34:27,745
‫جنت گلدشتاین خارق العاده بود

1555
01:34:29,288 --> 01:34:32,375
‫دیالوگ محبوبش رو من ننوشته بودم

1556
01:34:32,375 --> 01:34:33,751
‫توی یک بار شنیدمش

1557
01:34:33,793 --> 01:34:36,379
‫یک پسر داشت به یک دختر میگفت

1558
01:34:36,420 --> 01:34:39,090
‫تا حالا تو رو با مردها اشتباه گرفتند ؟
‫نه

1559
01:34:39,674 --> 01:34:40,675
‫دارید؟

1560
01:34:40,716 --> 01:34:43,135
‫بهترین اسلم داونی که تا به حال شنیده بودم

1561
01:34:43,135 --> 01:34:45,805
‫و من رفتم، "من اینو می
‫نویسم، من از این استفاده می کنم"

1562
01:34:46,013 --> 01:34:47,139
‫ این کاریه که شما به
‫عنوان نویسنده انجام می دهید

1563
01:34:47,139 --> 01:34:50,685
‫شما از شرایط انسانی اطراف خود جذب می شوید

1564
01:34:53,479 --> 01:34:54,563
‫تو خیلی بدی

1565
01:34:54,814 --> 01:34:55,856
‫لعنت بهت

1566
01:34:55,940 --> 01:34:58,109
‫جیم چیز متفاوتی می خواست

1567
01:34:58,317 --> 01:35:01,362
‫او در آن زمان می خواست از استعمار دور بشه

1568
01:35:01,404 --> 01:35:03,739
‫و من حدس می زنم او یکی
‫از اولین افرادی بود که واقعا

1569
01:35:04,115 --> 01:35:08,369
‫شخصیت های سینمای زن مدرن را به
‫ارمغان آورد که به اندازه میخ سخت بودند

1570
01:35:08,369 --> 01:35:11,288
‫من فیلم بیگانه ها را یک فیلم فمینیستی نمی دانم

1571
01:35:11,789 --> 01:35:17,753
‫من فکر می کنم Aliens یک داستان عالی
‫و قدرتمند در مورد وضعیت انسان است

1572
01:35:18,295 --> 01:35:22,216
‫که اتفاقاً نقش اول زن شگفت انگیزی دارد

1573
01:35:22,466 --> 01:35:24,593
‫دارم سعی میکنم بفهمم با
‫ چه چیزی طرفیم اینجا

1574
01:35:25,219 --> 01:35:26,345
‫بیا دوباره مرورش کنیم

1575
01:35:26,470 --> 01:35:32,101
‫ریپلی مثل یک مادر تنهاست که هم
‫برای حفظ تعادل روانی مبارزه میکنه

1576
01:35:32,226 --> 01:35:35,187
‫هم برای پیشرفت تو دنیای خودش

1577
01:35:35,396 --> 01:35:40,776
‫نه تنها این کارو میکنه، بلکه به
‫همه اطرافیاش برتری پیدا میکنه

1578
01:35:40,901 --> 01:35:46,323
‫همه مردها رو پشت سر میذاره، مأموریت
‫رو تکمیل میکنه، دشمن رو شکست میده

1579
01:35:46,657 --> 01:35:50,244
‫بچه رو نجات میده، غریزه مادرانه ش رو ارضا میکنه

1580
01:35:50,327 --> 01:35:55,583
‫و در واقع یک زن زیبا و
‫پرورش دهنده ست که همزمان خیلی خطرناکه

1581
01:35:56,000 --> 01:36:00,129
‫خود سیگورنی یک زن قدرتمنده

1582
01:36:00,463 --> 01:36:04,842
‫که فمینیست هست و از چیزای درست و زنان دفاع میکنه

1583
01:36:04,842 --> 01:36:10,639
‫این به فیلم یک حال و هوای
‫زنانه و فمینیستی اضافه میکنه

1584
01:36:10,681 --> 01:36:11,891
‫وای ترکیبی از هر دو

1585
01:36:14,393 --> 01:36:17,229
‫وقتی به شخصیت سیگورنی نگاه میکنید

1586
01:36:17,855 --> 01:36:21,025
‫میبینید همه این متخصصا دارند بهش میگن
‫«این کارو میخوایم بکنیم، این لازمه»

1587
01:36:21,066 --> 01:36:22,902
‫«این کاریه که میخوایم بکنیم، این لازمه»

1588
01:36:22,943 --> 01:36:24,028
‫و اون بهشون میگه

1589
01:36:24,153 --> 01:36:26,739
‫«اگه میخواین زنده بمونید، باید این کارو بکنید»

1590
01:36:27,239 --> 01:36:28,491
‫میشه کانالهای هوا رو بررسی کنید

1591
01:36:28,699 --> 01:36:31,952
‫تونلهای دسترسی برقی، زیرزمینها

1592
01:36:32,286 --> 01:36:34,371
‫همه راه‌های ممکن برای ورود به این مجموعه

1593
01:36:34,580 --> 01:36:36,540
‫فکر نکنم قبلاً توی فیلمی دیده باشیمش

1594
01:36:36,957 --> 01:36:38,000
‫آروم باش

1595
01:36:38,334 --> 01:36:39,585
‫همه چی درست میشه

1596
01:36:39,877 --> 01:36:41,670
‫مشکلی نیست، خوب میشی

1597
01:36:41,796 --> 01:36:46,300
‫به نظرم همه فیلمهای بیگانه تو قلب خودشون

1598
01:36:46,342 --> 01:36:50,930
‫این زن سازش ناپذیر رو دارند که تسلیم نمیشه

1599
01:36:51,180 --> 01:36:56,519
‫و اگه این تعریف شما از فمینیسمه، قطعاً

1600
01:36:56,811 --> 01:36:58,896
‫چیزی که دوست دارم اینه که فیلمها

1601
01:36:59,104 --> 01:37:02,191
‫زنها رو اونطوری که در واقعیت هستند نشون میدند
‫نه مثل یک مهریه بگیر

1602
01:37:02,233 --> 01:37:04,902
‫زنها کارها رو پیش میبرن، همیشه پیش بردند

1603
01:37:05,236 --> 01:37:09,573
‫نشون دادند این تو فیلم نباید انقلابی باشه

1604
01:37:10,032 --> 01:37:14,245
‫اما هست چون سالها زنها تو فیلما فقط

1605
01:37:14,703 --> 01:37:17,998
‫با لباسهای تنگ و کوتاه نشون داده میشدند

1606
01:37:18,040 --> 01:37:22,670
‫تو گوشه‌ها فرومیرفتن و منتظر مردا میموندند

1607
01:37:22,711 --> 01:37:28,759
‫پس نمایش زنی تو این دنیا واقعاً آزادکننده بود

1608
01:37:28,759 --> 01:37:30,386
‫همونطور که توی شخصیت جنت هم دیدیم

1609
01:37:30,594 --> 01:37:35,516
‫زنهای کارگر واقعی به عنوان بخشی از جامعه

1610
01:37:36,016 --> 01:37:38,227
‫با تمام خوبیها و بدیها

1611
01:37:38,394 --> 01:37:41,105
‫فکر میکنم فقط داشتیم واقعیت رو میگفتیم

1612
01:37:41,230 --> 01:37:44,400
‫هادسن، تحمل کن چون بهت
‫نیاز داریم و از گنده گوییهایت خستم

1613
01:37:44,441 --> 01:37:46,610
‫گیل آن هرد و جیمز کامرون همیشه

1614
01:37:46,652 --> 01:37:49,864
‫نگران بودند که مبادا منو اذیت کرده باشند

1615
01:37:51,156 --> 01:37:53,617
‫توی یک کنوانسیون اخیراً بهشون گفتم

1616
01:37:53,659 --> 01:37:56,662
‫گیل پرسید: «آیا واقعاً برات آسیب زا بود؟»

1617
01:38:00,583 --> 01:38:03,252
‫جیم و من همیشه نگران این موضوع بودیم

1618
01:38:04,295 --> 01:38:06,046
‫و سیگورنی هم نگران بود

1619
01:38:06,380 --> 01:38:11,927
‫این دختر جوون تاثیرپذیر رو آنقدر
‫ترسونده باشیم که اثرش موندگار بشه؟

1620
01:38:17,433 --> 01:38:20,185
‫اصلاً هیچ تصوری نداشتم

1621
01:38:20,519 --> 01:38:22,646
‫دارم وارد چه پروژهای میشم

1622
01:38:22,646 --> 01:38:25,441
‫اصلاً تو صنعت سینما نبودیم

1623
01:38:28,193 --> 01:38:30,613
‫توی سالن غذاخوری مدرسه داشتم ناهار میخوردم

1624
01:38:30,696 --> 01:38:32,364
‫یک خانمی اومد و شروع کرد

1625
01:38:32,448 --> 01:38:36,368
‫از من و دوستام با دوربین پولاروید عکس بگیره

1626
01:38:36,785 --> 01:38:40,080
‫مگه میشه تو مدرسه ها برن دوربین بدست عکس بگیرن؟

1627
01:38:40,080 --> 01:38:42,207
‫اصلاً به ذهنمم خطور نکرد چیز خاصی باشه

1628
01:38:47,546 --> 01:38:50,341
‫رقابت بین من و یک دختر دیگه از آمریکا بود

1629
01:38:50,382 --> 01:38:52,343
‫میخواستند ما رو با سیگورنی آشنا کنن

1630
01:38:52,635 --> 01:38:55,638
‫تا دیالوگها رو باهم تمرین
‫کنیم و ببینن ارتباطمون چطوریه

1631
01:38:55,721 --> 01:38:56,805
‫بین من و اون

1632
01:38:57,848 --> 01:39:00,517
‫هیجانزده بودم چون گفتن اون با هواپیمای کنکورد میاد

1633
01:39:00,559 --> 01:39:02,937
‫تو دهه ۸۰، اگه کسی با کنکورد پرواز میکرد

1634
01:39:02,937 --> 01:39:04,271
‫خیلی چشمگیر بود

1635
01:39:06,899 --> 01:39:09,568
‫۱۵ تا نارنجک ام۴۰ داریم

1636
01:39:10,736 --> 01:39:11,820
‫دست نزن

1637
01:39:12,404 --> 01:39:13,322
‫خطرناکه

1638
01:39:13,364 --> 01:39:17,910
‫جیمز کامرون همیشه عناصر
‫خانوادگی رو تو فیلمهاش وارد میکنه

1639
01:39:18,077 --> 01:39:23,749
‫تو «بیگانگان» یک جورایی داستان
‫عشق والدینی رو مطرح کرده

1640
01:39:24,541 --> 01:39:27,002
‫و این منحصر به فرده

1641
01:39:27,378 --> 01:39:32,091
‫این دو روح همخون، ریپلی و نیوت

1642
01:39:32,132 --> 01:39:34,134
‫که هر دو خانواده شون رو از دست دادند

1643
01:39:34,718 --> 01:39:36,095
‫و همدیگه رو پیدا می‌کنند

1644
01:39:36,345 --> 01:39:41,141
‫تو این معنا یک داستان عاشقانه ی زیباست

1645
01:39:41,350 --> 01:39:43,852
‫مامانم همیشه میگفت هیولایی وجود نداره

1646
01:39:44,353 --> 01:39:46,522
‫هیولای واقعی... ولی هستند

1647
01:39:47,147 --> 01:39:48,607
‫آره هستند، مگه نه؟

1648
01:39:48,941 --> 01:39:52,569
‫جیمز کامرون واقعاً شگفت انگیز بود
‫با من فوق العاده رفتار میکرد

1649
01:39:53,988 --> 01:39:57,199
‫اول فیلمبرداری به پدرم گفت:

1650
01:39:57,241 --> 01:39:59,410
‫«نکته ای برای کار با کَری دارین؟

1651
01:39:59,827 --> 01:40:02,621
‫چیزی که باید بدونم؟ نظری؟»

1652
01:40:02,871 --> 01:40:05,582
‫پدرم جواب داد: «فقط بهش بگو چیکار کنه

1653
01:40:06,125 --> 01:40:08,085
‫همون رو دقیق انجام میده»

1654
01:40:08,627 --> 01:40:11,171
‫انتهای فیلمبرداری

1655
01:40:11,296 --> 01:40:13,924
‫به پدرم گفت: «کاملاً حق با شما بود»

1656
01:40:15,300 --> 01:40:18,053
‫فکر میکنم جیمز میدونست

1657
01:40:18,178 --> 01:40:22,850
‫من تو لندن به نوجوانا بازیگری آموزش میدادم

1658
01:40:23,267 --> 01:40:26,270
‫و ازم خواست مربیگری کَری رو به عهده بگیرم

1659
01:40:27,771 --> 01:40:30,774
‫مشکلی نیست، نگران نباش، درست میشه

1660
01:40:30,899 --> 01:40:32,526
‫کَری قبلاً بازیگری نکرده بود

1661
01:40:32,651 --> 01:40:35,029
‫پس جلساتم باهاش برای این بود

1662
01:40:35,320 --> 01:40:39,408
‫تا تو پوست خودش راحت باشه

1663
01:40:39,450 --> 01:40:45,539
‫با دیالوگها ارتباط فیزیکی برقرار
‫کنه و از فرایند بازیگری لذت ببره

1664
01:40:47,291 --> 01:40:49,209
‫یادم میاد اون موقع

1665
01:40:49,251 --> 01:40:52,171
‫حرفای زیادی بین طرفدارا درباره بازی کَری هِن بود

1666
01:40:53,005 --> 01:40:56,633
‫بعضی صحنه‌ها ممکن بود دیالوگها کمی تصنعی بنظر بیان

1667
01:40:56,675 --> 01:40:59,094
‫اما نتیجه ش شد

1668
01:40:59,136 --> 01:41:01,722
‫یکی از معروفترین خطوط فیلم:

1669
01:41:01,889 --> 01:41:03,015
‫«اونا mostly شبها میان»

1670
01:41:03,057 --> 01:41:05,809
‫بهتره برگردیم چون به زودی شب میشه

1671
01:41:05,851 --> 01:41:07,269
‫و اونا اکثراً شبها میان

1672
01:41:07,728 --> 01:41:08,729
‫اکثراً

1673
01:41:09,146 --> 01:41:13,358
‫دوست دارم که کامرون به شخصیت نیوت اهمیت زیادی داده

1674
01:41:13,400 --> 01:41:16,779
‫اون فقط با زرنگی خودش زنده
‫مونده و از این بیگانه‌ها پیشی گرفته

1675
01:41:16,820 --> 01:41:20,199
‫جایی که همه مردهای مستعمره
‫شکست خوردند، اون زنده مونده

1676
01:41:20,282 --> 01:41:21,450
‫دوام آورده

1677
01:41:21,700 --> 01:41:25,704
‫یک چیز خاص تو اون هست، ولی
‫یک جورایی هم از جامعه جدا افتاده

1678
01:41:26,121 --> 01:41:29,041
‫نمیدونم این ذات خودشه

1679
01:41:29,208 --> 01:41:31,168
‫یا به خاطر تجربه

1680
01:41:31,251 --> 01:41:33,629
‫اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شدیده

1681
01:41:33,712 --> 01:41:37,174
‫اینو امتحان کن، یک شکلات داغه

1682
01:41:37,299 --> 01:41:41,136
‫دانشش فراتر از سنشه، ولی یک جورایی منزویه

1683
01:41:41,261 --> 01:41:43,847
‫نمیدونم قصدش نشون دادن اثرات تروما بوده یا نه

1684
01:41:44,014 --> 01:41:47,351
‫این افراد اینجان تا ازت محافظت کنن، اونا سربازن

1685
01:41:48,060 --> 01:41:50,187
‫فرقی نمیکنه

1686
01:41:50,521 --> 01:41:53,315
‫اون واقعاً شاهد مرگ همه آشناهاش بوده

1687
01:41:55,400 --> 01:42:00,614
‫به نظرم رابطه من و کَری بیشتر
‫از طریق اجرای صحنه‌ها شکل گرفت

1688
01:42:00,989 --> 01:42:04,076
‫این صحنه‌ها که به نظر من خیلی خوب نوشته شدند

1689
01:42:04,785 --> 01:42:07,496
‫فقط نیوت و ریپلی بودند که
‫واقعاً میدونستند با چی طرفن

1690
01:42:08,455 --> 01:42:12,459
‫و این یک جور خواهرانه بودن رو بینشون ایجاد میکرد

1691
01:42:12,751 --> 01:42:14,461
‫یک حس مادر-دختری هم وجود داره

1692
01:42:15,504 --> 01:42:17,464
‫که به خصوص با حضور ملکه بیگانه‌ها

1693
01:42:17,631 --> 01:42:20,926
‫پررنگتر میشه

1694
01:42:21,510 --> 01:42:26,181
‫ولی در عین حال حس میکردم
‫تو یک حالت عجیبی مثل خواهرا

1695
01:42:26,348 --> 01:42:28,934
‫یا همردیفای نظامی هستیم

1696
01:42:29,685 --> 01:42:31,854
‫چون تجربیات مشترکی داشتیم

1697
01:42:45,534 --> 01:42:48,620
‫آپون، چه خبره؟ هیچی تو این تاریکی نمیبینم

1698
01:42:49,079 --> 01:42:50,497
‫گورمن، نیروهات رو عقب بکش

1699
01:42:50,581 --> 01:42:53,959
‫صحنه‌های لانه بیگانه‌ها واقعاً
‫از قسمتهای موردعلاقه منه

1700
01:42:54,042 --> 01:42:56,170
‫تو سطوح مختلفی اثرگذاره

1701
01:42:56,211 --> 01:42:59,798
‫آرایش جناحی V شکل، تیم دوم به جناح چپ

1702
01:43:00,174 --> 01:43:02,259
‫اون طراحی خارق العاده لانه

1703
01:43:02,301 --> 01:43:04,261
‫ایستگاه نیروی اکتن که کاملاً پوشیده از

1704
01:43:04,261 --> 01:43:08,515
‫رزینهای بیومکانیک و رشدهای عجیب بود

1705
01:43:08,515 --> 01:43:10,142
‫دست به هیچی نزنید

1706
01:43:10,893 --> 01:43:12,102
‫تقریباً هیچی نمیشه دید

1707
01:43:12,102 --> 01:43:15,147
‫کامرون میخواست محیط خیلی تاریک و بد نور باشه

1708
01:43:15,189 --> 01:43:16,690
‫اینجا مثل جهنم گرمه

1709
01:43:16,815 --> 01:43:19,193
‫- آره داداش، ولی گرمای خشکه
‫- بسه دیگه

1710
01:43:19,193 --> 01:43:23,906
‫مقیاس فیلم «بیگانگان» در مقایسه با «بیگانه»

1711
01:43:23,947 --> 01:43:26,658
‫مثلاً همون خونه کوچیک و ترسناک

1712
01:43:27,284 --> 01:43:28,911
‫صمیمی و تنگ

1713
01:43:29,077 --> 01:43:33,790
‫اما تو «بیگانگان» با دکورهای عظیم

1714
01:43:33,832 --> 01:43:37,169
‫همه چیز عملی و مردونه بود

1715
01:43:37,169 --> 01:43:39,213
‫حالت نظامی داشت

1716
01:43:39,922 --> 01:43:42,341
‫- حرکتی میبینید؟
‫- هیچی

1717
01:43:43,050 --> 01:43:46,303
‫فیلمبرداری توی نیروگاه سخت بود

1718
01:43:46,345 --> 01:43:50,474
‫اما به بازیهامون کمک میکرد چون خیلی واقعی بود

1719
01:43:50,515 --> 01:43:52,768
‫واقعاً باورپذیر بود

1720
01:43:59,191 --> 01:44:00,901
‫واقعاً شرایط وحشتناکی بود

1721
01:44:00,943 --> 01:44:03,403
‫توی زمستان انگلستان فیلمبرداری میکردیم

1722
01:44:03,570 --> 01:44:05,948
‫آرایشگرا مدام ژل بهمون میزدند

1723
01:44:05,989 --> 01:44:08,408
‫که عرق کرده به نظر برسیم، ولی
‫ هوا یخبندون بود

1724
01:44:10,661 --> 01:44:13,538
‫مثلاً میگفتن «وای چه هوای گرمی»

1725
01:44:13,830 --> 01:44:16,667
‫بعد میپرسیدند «پتوهای گرم کننده کجان؟»

1726
01:44:17,000 --> 01:44:19,920
‫یک داستانی هست درباره فیلم بتمن تیم برتون

1727
01:44:20,254 --> 01:44:22,881
‫که چند سال بعد تو همین لوکیشن فیلمبرداری کرد

1728
01:44:23,257 --> 01:44:27,594
‫میدونید؟ ظاهراً کل دکور
‫لانه هنوز دست نخورده مونده بود

1729
01:44:38,981 --> 01:44:42,985
‫زن پیچیده در پیله، عنوان
‫شخصیتش همینه: زن پیچیده در پیله

1730
01:44:43,026 --> 01:44:44,361
‫همه چی درست میشه
‫مشکلی ندارین

1731
01:44:44,403 --> 01:44:46,905
‫لطفاً منو بکشید

1732
01:44:46,947 --> 01:44:48,824
‫آروم باشین، داریم درستتون میکنیم

1733
01:44:51,451 --> 01:44:54,079
‫صحنه انفجار سینه از بیگانه اصلی

1734
01:44:54,246 --> 01:44:57,291
‫یکی از شوکه کننده ترین صحنه‌های تاریخ سینماست

1735
01:45:03,422 --> 01:45:06,133
‫وقتی از سینه جان هارت بیرون میپره

1736
01:45:06,216 --> 01:45:07,634
‫وای خدای من

1737
01:45:08,969 --> 01:45:13,265
‫در اصل وفادار موندن به ایده‌های اچ آر گیگر

1738
01:45:13,515 --> 01:45:16,351
‫و کارلو رامبالدی در نسخه اول

1739
01:45:20,397 --> 01:45:23,817
‫به نظرم ضرورتاً صحنه انفجار سینه کم اهمیت تر شد

1740
01:45:24,192 --> 01:45:25,777
‫چون باید سریعتر به سربازها میرسیدیم

1741
01:45:25,819 --> 01:45:28,530
‫تا سریعتر به سربازهای بیگانه برسیم

1742
01:45:34,369 --> 01:45:38,707
‫با توجه به نقش کوتاهش، خیلی خوب اجرا شد

1743
01:45:38,790 --> 01:45:42,461
‫میخواستیم حرکت و درخشش بیشتری بهش بدیم

1744
01:45:42,711 --> 01:45:43,837
‫تفاوت اصلی این بود

1745
01:45:43,879 --> 01:45:47,257
‫که بیگانهی ما با بدنه
‫ مفصلی ساخته شده بود

1746
01:45:49,092 --> 01:45:51,970
‫به این نتیجه رسیدند که

1747
01:45:52,179 --> 01:45:54,681
‫بیگانه‌ها رو کمی تغییر بدند

1748
01:45:54,681 --> 01:45:56,767
‫و همینطور موجود انفجار سینه رو

1749
01:45:57,225 --> 01:45:59,978
‫تا بتونه خودش رو بیرون بکشه

1750
01:46:03,690 --> 01:46:05,817
‫در نهایت همه چیز به ریپلی ختم میشه

1751
01:46:06,276 --> 01:46:10,781
‫واکنشش وقتی انفجار سینه
‫یک قربانی مستعمره رو میبینه

1752
01:46:10,989 --> 01:46:12,157
‫نگاهش به همه چیز میگه

1753
01:46:14,618 --> 01:46:18,246
‫برگردیم به PTSD؛ خاطرات مرگ کین دوباره زنده میشن

1754
01:46:18,288 --> 01:46:20,332
‫از دیدن انفجار سینه کین

1755
01:46:20,874 --> 01:46:24,461
‫این صحنه تماشاچی رو به شکلی
‫بسیار قدرتمند به فیلم وصل میکنه

1756
01:46:24,669 --> 01:46:26,088
‫سیگنالهای متعدد

1757
01:46:26,922 --> 01:46:28,173
‫اینجا چیزی نیست

1758
01:46:28,215 --> 01:46:31,134
‫ببین، دارم میگم یک چیزی داره
‫حرکت میکنه و اون ما نیستیم

1759
01:46:32,177 --> 01:46:36,681
‫فاکس یک جعبه فرستاد حاوی
‫قطعاتی از لباس اصلی اچ آر گیگر

1760
01:46:36,932 --> 01:46:40,143
‫که یکی از اونا سری بود با رنگ کاری دستی خود گیگر

1761
01:46:40,310 --> 01:46:44,356
‫بدون گنبد روی سر، دستکش و دم هم همراهش اومده بودند

1762
01:46:44,689 --> 01:46:47,442
‫وقتی به اون وسایل صحنه فکر میکنم

1763
01:46:47,526 --> 01:46:51,655
‫عجیبه که بعد از اینهمه سال سالم موندند

1764
01:46:52,072 --> 01:46:59,663
‫طراحی زنومورفها تو بیگانگان تو چند
‫نکته کلیدی با نسخه اصلی فرق داره

1765
01:46:59,663 --> 01:47:02,374
‫مهمترین تفاوتشون پوشش شفاف پشت سرشونه

1766
01:47:02,666 --> 01:47:07,587
‫تو فیلم اصلی بیگانه‌ها این پوشش رو داشتند

1767
01:47:07,838 --> 01:47:13,343
‫اما تو بیگانگان یک ساختار استخوانی بدون پوشش دارند

1768
01:47:13,802 --> 01:47:17,973
‫بجاش یک بخش استخوانی بیرون زده طراحی شده

1769
01:47:18,306 --> 01:47:19,808
‫داستان از این قراره

1770
01:47:19,933 --> 01:47:24,771
‫وقتی سر زنومورفها تو استودیو استن
‫وینستون توسط تام وودروف جونیور ساخته میشد

1771
01:47:24,813 --> 01:47:28,233
‫یکی از هنرمندان ارشد پدرم

1772
01:47:28,900 --> 01:47:30,569
‫جیم اومد و نگاهی انداخت

1773
01:47:30,819 --> 01:47:33,989
‫به اون برآمدگی استخوانی که قرار بود بعداً

1774
01:47:34,281 --> 01:47:36,658
‫یک پوشش نیمه شفاف روش اضافه بشه

1775
01:47:36,700 --> 01:47:39,995
‫تا بخشی از استخوان زیرش دیده بشه

1776
01:47:40,036 --> 01:47:43,457
‫ولی جیم با دیدنش گفت: «این ظاهر خیلی باحال شده»

1777
01:47:43,498 --> 01:47:45,876
‫از طراحیاش خوشش اومد و نخواست بپوشوننش

1778
01:47:46,543 --> 01:47:50,505
‫توجیهش این بود که «اینها نسخه جهش یافته

1779
01:47:50,547 --> 01:47:52,466
‫زنومورف فیلم اصلی اند»

1780
01:47:53,008 --> 01:47:56,720
‫یک تغییرات ژنتیکی کوچک داشتند

1781
01:47:56,761 --> 01:47:59,973
‫نسبت به اون چیزی که تو فیلم اول دیدیم

1782
01:48:01,641 --> 01:48:03,685
‫جنبه عملی این قضیه این بود که

1783
01:48:04,394 --> 01:48:08,023
‫جیم می‌دانست باید نورپردازیِ
‫تیز و خشن زیادی انجام بده

1784
01:48:08,356 --> 01:48:12,110
‫و آن گنبد شکل یا فیگورهای جذابی ایجاد نمی‌کنه

1785
01:48:13,403 --> 01:48:18,533
‫اولین مواجهه من با ایده و کالبد این موجود

1786
01:48:18,700 --> 01:48:20,035
‫در دفتر جیم اتفاق افتاد

1787
01:48:20,243 --> 01:48:22,996
‫چون تمام دیوارها پر از طراحی‌هایش بود

1788
01:48:23,038 --> 01:48:24,623
‫طراحی‌های جیمز کامرون

1789
01:48:24,956 --> 01:48:27,501
‫او یک هنرمند بصری فوق‌العاده است

1790
01:48:27,626 --> 01:48:32,839
‫و تمام ایده‌هایش را با جزئیات کامل ترسیم کرده بود

1791
01:48:32,881 --> 01:48:35,800
‫من دانشجوی مدرسه طراحی رودآیلند بودم

1792
01:48:36,051 --> 01:48:37,886
‫و می‌توانم هنرمند واقعی را تشخیص دهم

1793
01:48:37,928 --> 01:48:39,513
‫این واقعاً نفس‌گیر بود

1794
01:48:41,598 --> 01:48:46,645
‫یادم می‌آید یکبار گروه روی
‫رنگ‌آمیزی یک جنگجو زحمت کشیده بودند

1795
01:48:46,686 --> 01:48:49,105
‫اوایل فیلمبرداری یک جنگجو بود

1796
01:48:49,439 --> 01:48:52,234
‫و رنگ‌های آبی زیبایی اضافه کرده بود

1797
01:48:52,651 --> 01:48:56,988
‫وقتی آن را به صحنه آوردند، واکنش کامرون این بود:

1798
01:48:57,322 --> 01:48:59,908
‫"این دیگه چه چیزیه؟ باید سیاه می‌بود"

1799
01:49:00,492 --> 01:49:04,120
‫گفتیم: "تو صحنه سیاه دیده می‌شه

1800
01:49:04,120 --> 01:49:06,498
‫اما نکات ظریفی توش هست"

1801
01:49:06,915 --> 01:49:09,000
‫گفت: "شما درک نمی‌کنید

1802
01:49:09,125 --> 01:49:12,045
‫فرم‌ها با هایلایت‌های اسپکولار تعریف می‌شن

1803
01:49:12,295 --> 01:49:15,340
‫که از لجن روی سطح سیاه ایجاد میشه"

1804
01:49:15,632 --> 01:49:18,927
‫درحالی که یکی داشت با لباس جنگجو ایستاده بود،

1805
01:49:19,219 --> 01:49:21,471
‫کامرون یک قوطی اسپری سیاه برداشت

1806
01:49:21,513 --> 01:49:23,431
‫همزمان که حرف میزد اونو تکان میداد

1807
01:49:23,640 --> 01:49:28,019
‫و شروع کرد به اسپری کردن روی رنگ‌کاری

1808
01:49:28,395 --> 01:49:30,605
‫و تمامش رو به سیاه تبدیل
‫کرد که چیزی بود که میخواست

1809
01:49:30,647 --> 01:49:34,776
‫گفت: «این باید توی پیله ناپدید بشه»

1810
01:49:35,777 --> 01:49:37,070
‫عادت داشت این کارو بکنه،

1811
01:49:37,153 --> 01:49:40,574
‫که روش خوبی برای کلفت کردن پوست ما بود

1812
01:49:42,701 --> 01:49:46,454
‫بعدی رو پایین بیارین و روی فرکانس ۲۱۶ پیش برین

1813
01:49:46,871 --> 01:49:48,915
‫دریافت شد، فرکانس ۲۱۶

1814
01:49:48,957 --> 01:49:51,918
‫یکی از جالب‌ترین چیزها درباره فیلم

1815
01:49:52,002 --> 01:49:56,715
‫شیوه‌ایه که جیم کامرون میذاره
‫تماشاگر جای خالی رو پر کنه

1816
01:49:56,756 --> 01:49:57,799
‫«خب چه خبره هادسن؟»

1817
01:49:58,800 --> 01:50:00,802
‫«تو بگو، من فقط کارم رو انجام میدم»

1818
01:50:01,136 --> 01:50:04,514
‫نظامی‌ها چراغ‌های پرتابل دارند،
‫اما مهمتر از اون دوربین دارند

1819
01:50:04,764 --> 01:50:10,228
‫بخشی از اینها رو روی مانیتور
‫میبینیم، صداها رو از رادیو میشنویم

1820
01:50:10,312 --> 01:50:11,980
‫اونچه رو که دوربین‌ها میبینن رو میبینیم

1821
01:50:13,273 --> 01:50:15,567
‫«سیگنال‌تون نویز زیادی داره»

1822
01:50:15,900 --> 01:50:17,819
‫هر چیزی که از رادیو پخش میشد،

1823
01:50:17,986 --> 01:50:20,739
‫یک ویرایشگر صدا بود که

1824
01:50:20,822 --> 01:50:23,533
‫مجبور شد کل فیلم رو بررسی کنه و

1825
01:50:23,617 --> 01:50:25,493
‫ابتدا و انتهای هر انتقال رو اضافه کنه

1826
01:50:26,244 --> 01:50:28,246
‫«ما هنوز تفنگداریم و وظیفه داریم»

1827
01:50:28,830 --> 01:50:29,914
‫«ادامه بدید حرکت رو»

1828
01:50:30,248 --> 01:50:35,253
‫این تقریباً شبیه فیلم‌های
‫ترسناک مستندگونه عمل می‌کنه

1829
01:50:35,670 --> 01:50:36,504
‫جایی که ما صحنه‌ها رو

1830
01:50:36,504 --> 01:50:38,757
‫از طریق دوربین‌های کلاهی نظامی‌ها می‌بینیم

1831
01:50:39,132 --> 01:50:43,762
‫فقط نگاه‌های اجمالی به وحشت جاری می‌اندازیم

1832
01:50:44,012 --> 01:50:46,514
‫که با نویز مختل شده و برمی‌گرده

1833
01:50:46,514 --> 01:50:49,225
‫به واکنش‌های ریپلی و گورمن

1834
01:50:49,476 --> 01:50:50,477
‫«برو جلو بشین»

1835
01:50:51,770 --> 01:50:52,979
‫«برو. همینجا»

1836
01:50:54,564 --> 01:50:57,734
‫من نمونه‌های زیادی دیده
‫بودم، شاید توی فیلم‌های تعلیقی

1837
01:50:57,817 --> 01:51:00,278
‫الزاماً نه توی فیلم‌های ترسناک

1838
01:51:00,487 --> 01:51:04,282
‫از قطع متناوب نماها برای
‫ایجاد تعلیق استفاده شده بود

1839
01:51:07,744 --> 01:51:12,248
‫اونجا هیچ مانیتوری نبود، فقط
‫گروه فیلمبرداری و جیم بودند

1840
01:51:12,540 --> 01:51:14,959
‫با یک اسپری کوچک

1841
01:51:15,251 --> 01:51:18,129
‫که عرق و تنش رو ایجاد می‌کرد

1842
01:51:18,171 --> 01:51:19,673
‫«باشه دوباره بگیریم»

1843
01:51:19,714 --> 01:51:21,883
‫«آه عالی! فوق‌العاده»

1844
01:51:23,051 --> 01:51:24,260
‫لعنت

1845
01:51:24,302 --> 01:51:26,930
‫عمق میدان فوکوس بسیار محدودی داشتیم

1846
01:51:27,013 --> 01:51:30,058
‫یک چهارم اینچ جلو؟ مشکلی نیست
‫یک چهارم اینچ عقب؟ مشکلی نیست

1847
01:51:30,100 --> 01:51:31,935
‫نیم اینچ؟ حالا تصویر محو میشه

1848
01:51:32,102 --> 01:51:34,562
‫پس زیاد به جلو حرکت نکنید

1849
01:51:36,147 --> 01:51:37,190
‫برگشت به فاکس

1850
01:51:37,232 --> 01:51:40,110
‫اون موقعا همه چیز رو فوری
‫برمی‌گردوندند، یک روز فیلمبرداری

1851
01:51:40,485 --> 01:51:43,238
‫اما برگشت و گفتن: «تصویر کمی از فوکوس خارجه

1852
01:51:43,363 --> 01:51:45,156
‫میخوایم کل صحنه رو دوباره بگیرین»

1853
01:51:45,490 --> 01:51:49,202
‫این نشون میداد چقدر از فیلم خوششون اومده

1854
01:51:52,414 --> 01:51:56,167
‫استفاده از این صفحه‌نمایش‌ها راهی فوق‌العاده مؤثره

1855
01:51:56,251 --> 01:51:58,753
‫تا ما رو در دیدگاه نظامی‌ها قرار بده

1856
01:51:58,795 --> 01:52:00,171
‫تا حس کنیم باهاشون هستیم

1857
01:52:00,463 --> 01:52:04,217
‫و نمای دستی آشفته و مستندگونه‌شون رو نشون بده

1858
01:52:06,302 --> 01:52:08,388
‫و بعد واقعاً بین نظامی‌ها باشی

1859
01:52:12,016 --> 01:52:14,686
‫این واقعاً یک روش چندبُعدی بود برای

1860
01:52:15,437 --> 01:52:19,983
‫نشون دادن یک بخش اکشن
‫واحد: ورود، حمله بیگانه‌ها، فرار

1861
01:52:23,570 --> 01:52:26,489
‫روی کاغذ ساده به نظر میرسه

1862
01:52:26,573 --> 01:52:28,032
‫اما تقریباً مثل شطرنج سه‌بعدی میمونه

1863
01:52:28,032 --> 01:52:29,826
‫همه این اتفاقات مختلف همزمان رخ میدن

1864
01:52:31,077 --> 01:52:32,203
‫«کی داره شلیک می‌کنه؟ لعنتی»

1865
01:52:32,245 --> 01:52:35,331
‫بعضی چیزها رو فقط از روی غریزه
‫انجام میدی چون به نظر جالب میان

1866
01:52:35,457 --> 01:52:37,000
‫گاهی توی فیلمنامه جواب میدند

1867
01:52:37,000 --> 01:52:39,669
‫بعد فکر می‌کنی «خب حالا چطور اون حسی رو

1868
01:52:39,961 --> 01:52:42,589
‫که توی متن بود پیاده‌سازی کنم؟»

1869
01:52:42,797 --> 01:52:46,176
‫کلی حرکت دوربین داریم، کلی نمای دستی

1870
01:52:46,426 --> 01:52:48,261
‫همشون با طراحی فوق‌العاده‌ان

1871
01:52:48,636 --> 01:52:50,680
‫هیچکدوم تصادفی نیست

1872
01:52:50,680 --> 01:52:53,266
‫همش برنامه‌ریزی شده و همش غریزی‌ست

1873
01:52:53,516 --> 01:52:56,561
‫فکر می‌کنم جیم کامرون خودش
‫خیلی از دوربین‌ها رو می‌گردوند

1874
01:52:56,895 --> 01:52:59,773
‫این گروه آدمایی که تبدیل به خانواده‌ات شدند

1875
01:53:00,023 --> 01:53:03,026
‫و داری خانواده‌ات رو می‌بینی که به قلب تاریکی میرن

1876
01:53:03,234 --> 01:53:05,653
‫داری خانواده‌ات رو توی «اینک آخرالزمان» می‌بینی

1877
01:53:05,862 --> 01:53:08,573
‫و نمی‌دونن دارند به یک لونه خطر میرن

1878
01:53:10,700 --> 01:53:14,287
‫ساختن یک فیلم اکشن که توش
‫احساسات تماشاگر هر لحظه درگیر باشه

1879
01:53:14,496 --> 01:53:17,624
‫کار فوق‌العاده سختیه

1880
01:53:33,515 --> 01:53:36,309
‫اولین خاطره‌ام از صحنه
‫مرگ، خوندنش توی فیلمنامه بود

1881
01:53:36,893 --> 01:53:39,521
‫یادمه فکر کردم: «وای، من اولین کشته میشم

1882
01:53:39,687 --> 01:53:41,773
‫«من اولین کشته میشم! بیخیال!»

1883
01:53:43,149 --> 01:53:46,528
‫توی دهه ۸۰ کلی فیلم بود که یک سیاه‌پوست داشتید

1884
01:53:46,569 --> 01:53:49,280
‫و مردم شوخی می‌کردند که زنده نمیمونه

1885
01:53:51,699 --> 01:53:53,576
‫فکر کردم این هم از اون کلیشه‌س

1886
01:53:53,618 --> 01:53:55,620
‫و می‌خواستم با جیم حرف بزنم

1887
01:53:55,787 --> 01:53:59,123
‫گفت: «تو یک آدم ۱۹۰ سانتیمتری ۹۰ کیلویی هستی

1888
01:53:59,165 --> 01:54:00,708
‫مجبورم از شرت خلاص بشم»

1889
01:54:01,501 --> 01:54:03,878
‫جیم بهم گفت: «این کاریه که میخوایم بکنیم

1890
01:54:04,504 --> 01:54:05,880
‫تو همه مهمات رو داری»

1891
01:54:06,506 --> 01:54:08,299
‫«فراست، وظیفه با توئه. اون کیسه رو باز کن»

1892
01:54:09,008 --> 01:54:11,469
‫توی هرجومرج، یک تفنگ آتش گرفته

1893
01:54:11,511 --> 01:54:12,804
‫و بهت شلیک می‌کنه

1894
01:54:12,971 --> 01:54:17,433
‫وقتی آتیش گرفتید، عقب می‌ریزین
‫و از سه طبقه سقوط می‌کنید

1895
01:54:17,600 --> 01:54:18,935
‫این میشه صحنه مرگت

1896
01:54:19,185 --> 01:54:20,436
‫گفتم: «وای»

1897
01:54:22,856 --> 01:54:26,943
‫من آدم فیزیکی‌ام، ورزشکارم،
‫از بدلکاری خودم لذت میبرم

1898
01:54:26,943 --> 01:54:29,946
‫اما این یک صحنه‌ای بود که
‫نمی‌خواستم اصلا بهش دست بزنم

1899
01:54:30,196 --> 01:54:33,533
‫نه فقط به خاطر سقوط از سه طبقه

1900
01:54:33,825 --> 01:54:36,244
‫بلکه سقوط از سه طبقه در حالی که آتیش گرفته‌ام

1901
01:54:37,495 --> 01:54:40,623
‫آتش جلوی دوربین روشن کردند
‫و منو در حال سوختن نشون دادند

1902
01:54:41,124 --> 01:54:44,210
‫بعد من برگشتم و تظاهر کردم دارم میافتم

1903
01:54:44,794 --> 01:54:47,505
‫بدلکار اومد و خودش رو انداخت

1904
01:54:47,881 --> 01:54:49,591
‫صحنه زیبا بود. برداشت دوم

1905
01:54:50,008 --> 01:54:52,135
‫بدلکار رو دوباره آورد، گفت: «خوبه»

1906
01:54:52,385 --> 01:54:53,887
‫اما اضافه کرد: «این بار موقع افتادن

1907
01:54:53,928 --> 01:54:55,597
‫سعی کن خودت رو خاموش کنی»

1908
01:54:56,306 --> 01:54:59,183
‫بدلکار انجام داد، داره خودش
‫رو خاموش می‌کنه و میافته

1909
01:54:59,726 --> 01:55:01,561
‫همه دست زدند

1910
01:55:01,686 --> 01:55:05,356
‫جیمز گفت: «فکر می‌کنم
‫گرفتمش، ولی یک بار دیگه بگیریم

1911
01:55:05,398 --> 01:55:07,692
‫این بار کلی آتیش میگیرین»

1912
01:55:09,736 --> 01:55:11,779
‫این صحنه رو سه بار انجام داد

1913
01:55:12,113 --> 01:55:14,490
‫بعد تموم شد و رفت

1914
01:55:14,532 --> 01:55:15,533
‫کارش تموم شده بود

1915
01:55:30,214 --> 01:55:32,967
‫همیشه به مردم میگم من که بلافاصله نمردم

1916
01:55:33,051 --> 01:55:37,138
‫«هی، سروان و دیتریش هنوز نمردند»

1917
01:55:37,263 --> 01:55:40,058
‫مشخص بود داره بهم تخم جنین بیگانه تزریق می‌شد

1918
01:55:41,017 --> 01:55:42,352
‫که اصلا خوشایند نبود

1919
01:55:44,062 --> 01:55:48,399
‫خنده‌داریش وقتی بود که
‫والدینم توی سینما فیلم رو دیدند

1920
01:55:48,900 --> 01:55:52,320
‫من حدود یک سوم..دو سوم فیلم مرده بودم

1921
01:55:52,904 --> 01:55:55,615
‫بابام به مامانم گفت: «میشه بریم؟»

1922
01:55:55,782 --> 01:55:57,450
‫فکر کنم مامانم مجبورش کرد تا آخر بمونه

1923
01:55:57,575 --> 01:55:59,243
‫تو همایش‌ها همیشه ازم میپرسن

1924
01:55:59,494 --> 01:56:01,829
‫«وقتی اون بیگانه تو رو گرفت ترسیده بودی؟»

1925
01:56:01,829 --> 01:56:05,416
‫میگم: «رفیق، اون یک بدلکار توی لباس لاستیکی بود

1926
01:56:05,458 --> 01:56:07,460
‫داشت توی گوشم شوخی می‌کرد، پس نه»

1927
01:56:08,544 --> 01:56:12,590
‫من از جیمز کامرون و اشتباه
‫انجام دادن بدلکاری می‌ترسیدم

1928
01:56:30,817 --> 01:56:34,946
‫«خدای من آپون! چه خبره؟»
‫«ویرزبوسکی و کرو افتادند!»

1929
01:56:35,113 --> 01:56:37,281
‫کرو حسابی منفجر میشه

1930
01:56:37,949 --> 01:56:41,285
‫با انفجار کیسه مهمات کشته میشه

1931
01:56:43,788 --> 01:56:46,582
‫و ویرزبوسکی اصلاً خارج از صحنه کشته میشه

1932
01:56:47,125 --> 01:56:48,501
‫دیدی نشده

1933
01:56:48,918 --> 01:56:52,255
‫هیکس رو میبینیم که فریاد میزنه:
‫«ویرزبوسکی! ویرزبوسکی!»

1934
01:56:53,089 --> 01:56:54,257
‫ویرزبوسکی

1935
01:56:55,466 --> 01:56:56,801
‫ویرزبوسکی

1936
01:56:58,219 --> 01:57:00,304
‫اما نمیبینیم چه بلایی سرش میاد

1937
01:57:20,491 --> 01:57:24,620
‫آپون توسط یک بیگانه گرفته شده و پایین کشیده میشه

1938
01:57:24,954 --> 01:57:27,498
‫«آپون! با من حرف بزن آپون!»
‫«رفته!»

1939
01:57:27,540 --> 01:57:31,044
‫بعداً میفهمیم که نمرده

1940
01:57:31,377 --> 01:57:34,422
‫مثل دیتریش، اتفاق وحشتناکی داره میافته

1941
01:57:34,464 --> 01:57:36,799
‫داره توسط فیسهاگر بارور میشه

1942
01:57:37,050 --> 01:57:38,843
‫و مونیتور قلب هنوز کار میکنه

1943
01:57:39,010 --> 01:57:41,471
‫«من برنمیگردم اونجا»
‫«نمیتونید کمکشون کنید»

1944
01:57:43,681 --> 01:57:44,640
‫«نمیتونید»

1945
01:57:45,600 --> 01:57:47,894
‫«همین الان دارند مثل بقیه پیله میشن»

1946
01:58:04,035 --> 01:58:08,164
‫حدود یک سال پیش، کنار مارک بودم

1947
01:58:09,290 --> 01:58:13,503
‫گفتم: «میدونی مارک، مردم مدام ازم میپرسن

1948
01:58:13,836 --> 01:58:16,923
‫«دریک، داریم میریم... ماریا‌ها، داریم میریم»

1949
01:58:17,715 --> 01:58:19,300
‫«دریک گفتم یا ماریاها؟»

1950
01:58:19,425 --> 01:58:22,595
‫مارک گفت: «اوه، تو گفتی دریک، قطعاً دریک گفتی»

1951
01:58:25,348 --> 01:58:28,643
‫فکر می‌کنم گفتم دریک چون بقیه

1952
01:58:29,227 --> 01:58:32,021
‫توی نفربر زرهی یا نزدیکش بودند

1953
01:58:34,398 --> 01:58:37,360
‫اون آخرین نفر بود، پس انتخابم دریکه

1954
01:58:44,450 --> 01:58:48,204
‫این صحنه مثل یک «سلام به دنیای فیلمسازی اکشن» بود

1955
01:58:50,665 --> 01:58:52,333
‫برای اینکه این صحنه جواب بده

1956
01:58:52,375 --> 01:58:55,128
‫اون همه المان طوری هماهنگ شدند که آدم گیج میره

1957
01:58:55,837 --> 01:58:58,881
‫سه تا
‫لوله از پایم رد کرده بودند

1958
01:58:59,006 --> 01:59:00,383
‫زیر قالب مخصوص

1959
01:59:00,508 --> 01:59:02,468
‫اول باید قالبی از سرم میساختن

1960
01:59:02,635 --> 01:59:06,514
‫قالبی درست کردند که دقیقاً به صورت میخورد

1961
01:59:06,556 --> 01:59:10,059
‫توی این لوله‌ها مواد شیمیایی پمپ می‌کردند

1962
01:59:10,601 --> 01:59:13,312
‫یکی حبابدار، یکی گازدار و یکی دودکننده

1963
01:59:15,314 --> 01:59:16,440
‫منو به صحنه آوردند

1964
01:59:16,649 --> 01:59:19,777
‫یک شعله‌انداز واقعی دستم دادند

1965
01:59:20,027 --> 01:59:24,031
‫مشعل‌های آتش دورتادورم چیده بودند

1966
01:59:25,032 --> 01:59:27,160
‫کامرون ۲۳ متر اونورتر

1967
01:59:27,160 --> 01:59:31,080
‫پشت یک صفحه پلکسی گلاس ۳ سانتی

1968
01:59:31,706 --> 01:59:33,833
‫یک فن بزرگ هلیکوپتری سمت راست

1969
01:59:34,125 --> 01:59:36,836
‫و صحنه‌ای که به ظاهر ساده میومد

1970
01:59:37,295 --> 01:59:43,050
‫فقط باید میچرخیدم و با فریاد مرگ

1971
01:59:44,010 --> 01:59:48,431
‫شعله‌انداز رو مستقیم به سمت دوربین میگرفتم

1972
01:59:48,681 --> 01:59:52,768
‫تا نقاب مرگِ در حال حباب
‫گاز و دود رو نشون بدم

1973
01:59:52,894 --> 01:59:56,606
‫بعد بین مشعل‌ها میافتادم

1974
01:59:56,898 --> 01:59:58,816
‫درحالی که نفسمو حبس کرده بودم

1975
01:59:59,859 --> 02:00:01,152
‫فقط دو بار گرفتیم

1976
02:00:01,194 --> 02:00:04,030
‫دلیل دوباره‌گیری این بود که بار اول

1977
02:00:04,405 --> 02:00:08,159
‫وقتی به سمت دوربین چرخیدم
‫گفتم: «اوه اون کارگردانه»

1978
02:00:08,201 --> 02:00:10,661
‫پس کمی بالاتر از دوربین نشانه رفتم

1979
02:00:10,912 --> 02:00:13,497
‫جیم گفت: «مارک، مارک، نه

1980
02:00:13,706 --> 02:00:17,585
‫مستقیماً به مرکز لنز نشانه برو»

1981
02:00:17,627 --> 02:00:19,295
‫گفت: «خیلی بالا زدی»

1982
02:00:19,337 --> 02:00:23,174
‫گفتم: «میدونم جیم،
‫نمیخواستم به سمتت شلیک کنم»

1983
02:00:23,341 --> 02:00:26,052
‫گفت: «نه نه، پلکسی گلاس داریم
‫مشکلی پیش نمیاد»

1984
02:00:26,594 --> 02:00:31,182
‫این شعله‌انداز یک توده آتش
‫۲۳ متری پرتاب می‌کرد

1985
02:00:32,058 --> 02:00:33,643
‫«بیخیالش، مرده»

1986
02:00:35,019 --> 02:00:38,439
‫یک لحظه واقعاً آشفتگی
‫غیر برنامه‌ریزی شده پیش اومد

1987
02:00:38,606 --> 02:00:42,568
‫توی نفربر زرهی، یک
‫ هرج و مرج واقعی اتفاق افتاد

1988
02:00:42,652 --> 02:00:50,660
‫وقتی دریک کشته میشه و شعله‌انداز
‫توی فضای داخلی میچرخه، ما وحشت زدیم

1989
02:00:52,912 --> 02:00:56,624
‫این وحشت واقعی بود چون توی برداشت اول

1990
02:00:57,083 --> 02:01:03,923
‫گرمای شعله‌انداز باعث یک واکنش شیمیایی عجیب

1991
02:01:03,965 --> 02:01:08,177
‫با رنگ داخلی شد و گاز سمی تولید کرد

1992
02:01:08,761 --> 02:01:11,806
‫من و مایکل بین نمیتونستیم نفس بکشیم

1993
02:01:11,931 --> 02:01:14,809
‫دوباره شروع کردیم، همه چی درست شد

1994
02:01:15,101 --> 02:01:18,145
‫با افکت آتش نسخه جدید رو گرفتیم

1995
02:01:18,229 --> 02:01:22,441
‫اما فکر کنم بخشی از وحشت واقعی ما

1996
02:01:23,150 --> 02:01:25,945
‫توی خود فیلم مونتاژ شده

1997
02:01:32,743 --> 02:01:38,124
‫«کل این ایستگاه یک رآکتور همجوشی بزرگه»

1998
02:01:38,291 --> 02:01:42,962
‫«ایدۀ قرار دادن اون لانه توی یک پردازشگر اتمسفر

1999
02:01:42,962 --> 02:01:44,588
‫برای ساخت رآکتور گرما هسته‌ای»

2000
02:01:44,755 --> 02:01:48,426
‫«تیمت دقیقاً زیر مبدل‌های حرارتی اصلی اند»

2001
02:01:49,093 --> 02:01:52,179
‫«این نظامی‌ها، این سربازان نخبه

2002
02:01:52,305 --> 02:01:53,514
‫کاملاً بی‌دندان شدن»

2003
02:01:53,597 --> 02:01:55,933
‫«ما اینجا نمیتونیم تیراندازی کنیم»

2004
02:01:56,851 --> 02:01:58,936
‫«میخوام خشاب همه رو جمع کنید»

2005
02:01:59,103 --> 02:02:00,521
‫«این دیوانه شده؟»

2006
02:02:00,646 --> 02:02:02,064
‫همه خشاب‌هاشون گرفته شد

2007
02:02:02,064 --> 02:02:04,859
‫پس اونا کاملاً بی‌سلاح وارد شدند

2008
02:02:04,900 --> 02:02:08,321
‫هیچ دفاعی مقابل بیگانه‌ها نداشتن و کل لونه زنده شد

2009
02:02:08,696 --> 02:02:12,199
‫و ما به عنوان تماشاگر کاملاً وحشت‌زده میشیم

2010
02:02:12,533 --> 02:02:17,371
‫همه اینا نشون میده گورمن چقدر نالایقه

2011
02:02:17,455 --> 02:02:19,874
‫«با چه سلاح جنگی میخوایم بجنگیم؟ فحش بدیم؟»

2012
02:02:19,915 --> 02:02:22,209
‫«فقط شعله‌اندازا! تفنگ‌ها رو زمین بندازین»

2013
02:02:22,293 --> 02:02:24,003
‫«– آقا، من...»
‫«– انجام بده گروهبان»

2014
02:02:24,337 --> 02:02:28,341
‫اما نظامی‌هایی که میبینم
‫معمولاً یونیفرم کامل پوشیدند

2015
02:02:29,133 --> 02:02:32,678
‫و معمولاً تعریف‌های زیادی می‌کنند

2016
02:02:33,095 --> 02:02:36,349
‫یک نفر به تازگی بهم گفت: «آقای هوپ،

2017
02:02:37,141 --> 02:02:43,898
‫ما از صحنه‌هاتون برای آموزش
‫اشتباهات به افسرا استفاده می‌کنیم»

2018
02:02:44,648 --> 02:02:45,691
‫«عقب نشینی»

2019
02:02:45,733 --> 02:02:47,902
‫«– بهشون گفتم عقب بشین»
‫«عقب نشینی کنید! همین الان!»

2020
02:02:47,902 --> 02:02:48,861
‫«گفتم عقب بشین»

2021
02:02:48,903 --> 02:02:50,446
‫«حتی جرات مقابله با این رو هم نداره»

2022
02:02:50,488 --> 02:02:52,907
‫گورمن به صفحه خیره میشه و ریپلی نفربر رو میگیره

2023
02:02:53,199 --> 02:02:55,534
‫و با قدرت مستقیم به قلب ماجرا میزنه

2024
02:02:55,618 --> 02:02:58,579
‫این لحظه پایان عملیات گورمنه

2025
02:02:58,621 --> 02:03:00,748
‫از اون به بعد همه چیز زیر نظر ریپلیه

2026
02:03:03,125 --> 02:03:05,086
‫«ریپلی! چه غلطی داری میکنی؟»

2027
02:03:05,378 --> 02:03:07,713
‫شاهد فعال شدن ریپلی هستیم

2028
02:03:07,755 --> 02:03:12,301
‫چرخ طیار وجودش شروع به گردش میکنه

2029
02:03:12,468 --> 02:03:16,013
‫توی این صحنه فریادزنیش پیش درآمد اتفاقیه

2030
02:03:16,472 --> 02:03:17,681
‫«یک کاری بکن»

2031
02:03:18,182 --> 02:03:22,436
‫سرنوشت سربازان خط مقدم به حاشیه رفته

2032
02:03:22,686 --> 02:03:24,438
‫تمرکز کامل روی ریپلیه

2033
02:03:24,772 --> 02:03:26,357
‫دوربین دنبال کننده اونه

2034
02:03:26,524 --> 02:03:30,403
‫هدف شناخت موجودات نیست

2035
02:03:30,403 --> 02:03:32,488
‫بلکه شناخت عمیق‌تر ریپلیه

2036
02:03:33,072 --> 02:03:37,535
‫صادقانه بگم، این صحنه مسیر خودشناسی ریپلیه

2037
02:03:38,911 --> 02:03:42,748
‫مجبوره کنترل رو به دست بگیره چون
‫بقیه کاملاً بی دست و پا بودن

2038
02:03:46,210 --> 02:03:49,755
‫موسیقی «نجات ریپلی» اثر
‫جیمز هورنر با ریتم ضربی شدید

2039
02:03:56,303 --> 02:04:00,224
‫این احتمالاً محوری‌ترین لحظه شخصیتی ریپلیه

2040
02:04:00,307 --> 02:04:02,977
‫این وقتی نیست که نیوت رو
‫نجات میده یا با ملکه میجنگه

2041
02:04:03,227 --> 02:04:05,521
‫این زمانیه که تصمیم میگیره دیگه نترسه

2042
02:04:05,563 --> 02:04:08,190
‫دیگه اون کسی نیست که از گذشته فرار میکنه

2043
02:04:12,486 --> 02:04:13,904
‫«بیاین حرکت کنیم»

2044
02:04:23,456 --> 02:04:25,040
‫«چرا داریم راجع به این بحث میکنیم؟»

2045
02:04:25,124 --> 02:04:28,752
‫«پیشنهاد میدم بریم و کل سایت
‫رو از مدار بمباران اتمی کنیم»

2046
02:04:29,795 --> 02:04:36,510
‫نقش مهم هیکس همراهی با ریپلی بود

2047
02:04:37,386 --> 02:04:39,930
‫می‌دونست ریپلی وضعیت رو بهتر درک میکنه

2048
02:04:40,222 --> 02:04:41,640
‫آماده گوش دادن بود

2049
02:04:41,640 --> 02:04:44,143
‫«اینطوری فقط از دو راهرو میتونن بیان سمت ما»

2050
02:04:45,019 --> 02:04:46,061
‫«عالیه»

2051
02:04:46,437 --> 02:04:48,856
‫یک سکانس خاص هست . مطمئنم میدونید کدومه -

2052
02:04:48,898 --> 02:04:51,525
‫وقتی دارند برای اقدام بعدی تصمیم میگیرن

2053
02:04:52,318 --> 02:04:53,360
‫ریپلی میگه:

2054
02:04:53,402 --> 02:04:56,780
‫«فکر میکنم باید بریم و کل
‫سیاره رو از مدار بمباران کنیم»

2055
02:04:57,281 --> 02:04:58,616
‫«این تنها راه اطمینانه»

2056
02:04:58,949 --> 02:05:00,826
‫پال رایزر اعتراض میکنه:
‫«نه، نمیشه این کارو کرد»

2057
02:05:00,826 --> 02:05:02,286
‫«غیرممکنه، امکان نداره»

2058
02:05:02,661 --> 02:05:06,332
‫ریپلی میگه: «به نظر من هیکس باید فرماندهی کنه»

2059
02:05:06,415 --> 02:05:09,293
‫«هیکس بعدی تو زنجیره
‫فرماندهیه. درست نمیگم گروهبان؟»

2060
02:05:09,793 --> 02:05:14,048
‫من این صحنه رو با حس بار مسئولیت بازی کردم

2061
02:05:14,924 --> 02:05:15,966
‫«آره»

2062
02:05:17,801 --> 02:05:19,178
‫«آره، درسته»

2063
02:05:19,553 --> 02:05:22,306
‫یک سری انتخاب‌های کوچک بازیگری

2064
02:05:22,348 --> 02:05:25,601
‫میتونه معانی بزرگی منتقل کنه

2065
02:05:25,768 --> 02:05:28,103
‫«آماده تخلیه بشین. نیاز به تخلیه فوری داریم»

2066
02:05:28,145 --> 02:05:29,563
‫«دریافت شد، در راهیم»

2067
02:05:30,105 --> 02:05:33,067
‫«بریم و اینجا رو از مدار بمباران اتمی کنیم»

2068
02:05:33,484 --> 02:05:36,195
‫این یکی از رمانتیک‌ترین صحنه‌های سینماست

2069
02:05:36,320 --> 02:05:38,864
‫وقتی هیکس بدون معطلی از ریپلی حمایت میکنه

2070
02:05:38,948 --> 02:05:40,241
‫«این تنها راه اطمینانه»

2071
02:05:41,951 --> 02:05:43,202
‫لحظه‌ای فوق‌العاده

2072
02:05:43,702 --> 02:05:45,287
‫« انجامش بدیم»
‫«آره»

2073
02:05:46,080 --> 02:05:48,374
‫هیکس رو دوست دارم چون مشخصه

2074
02:05:48,374 --> 02:05:50,167
‫فراتر از یک نظامی ساده است

2075
02:05:50,209 --> 02:05:52,670
‫باهوشه، به کارش علاقه داره

2076
02:05:52,836 --> 02:05:54,338
‫توی کارش استادیه

2077
02:05:55,172 --> 02:05:56,298
‫خوش‌قیافه‌هم هست

2078
02:05:59,677 --> 02:06:03,931
‫مایکل بین هم خونسردی و هم
‫گرمای انسانی رو منتقل میکرد

2079
02:06:04,765 --> 02:06:05,849
‫«حالت خوبه؟»

2080
02:06:07,309 --> 02:06:10,813
‫صورتی گرم و باوجود خوش‌قیافه گی، زمینی داره

2081
02:06:11,188 --> 02:06:14,275
‫و یک جور راحتی جسمانی داره

2082
02:06:14,525 --> 02:06:16,151
‫که برای نقش هیکس عالیه

2083
02:06:17,361 --> 02:06:20,864
‫«اینو برای مواجهه‌های نزدیک نگه میدارم»

2084
02:06:21,282 --> 02:06:23,409
‫یک کمی تاثیرات والتر هیل توش هست

2085
02:06:23,450 --> 02:06:26,453
‫من شیفته کارهای والتر هیل بودم

2086
02:06:27,079 --> 02:06:29,665
‫مخصوصاً شخصیت‌های مردانه و جذابش

2087
02:06:29,957 --> 02:06:34,628
‫که از تاریخچه وسترن‌ها الهام میگرفت

2088
02:06:34,920 --> 02:06:39,675
‫من اون جو رو منتقل میکردم و مایکل بین عالی بود

2089
02:06:40,050 --> 02:06:41,635
‫«شما دوتا محیط رو گشت بزنید»

2090
02:06:44,096 --> 02:06:45,222
‫«حرکت»

2091
02:06:45,598 --> 02:06:50,394
‫جیم همزمان با ساخت ترمیناتور
‫روی فیلم بیگانه‌ها کار میکرد

2092
02:06:50,978 --> 02:06:53,731
‫من از این پروژه کاملاً اطلاع داشتم

2093
02:06:54,398 --> 02:06:57,234
‫نماینده ام به جیم زنگ زد: «جیم

2094
02:06:57,901 --> 02:06:59,653
‫نقشی برای مایکل توی فیلم دارین؟»

2095
02:06:59,695 --> 02:07:04,241
‫جیم گفت قرار بوده جیمز رمار این نقش رو بازی کنه

2096
02:07:04,283 --> 02:07:06,327
‫فکر کنم رمار برای ترمیناتور تست داده بود

2097
02:07:06,744 --> 02:07:09,371
‫از بازیگران قدیمی والتر هیل بود

2098
02:07:09,413 --> 02:07:10,080
‫تو اولین فیلم موفقشون باهم کار کرده بودند

2099
02:07:10,080 --> 02:07:12,041
‫از اول قرار بود رمار رو بگیرن

2100
02:07:12,082 --> 02:07:13,626
‫تقریباً قطعی شده بود

2101
02:07:15,502 --> 02:07:16,795
‫«همیشه از همنشینی باهات لذت بردم لوتر»

2102
02:07:17,963 --> 02:07:19,798
‫«همیشه باهات خوش میگذره»

2103
02:07:20,341 --> 02:07:24,428
‫جیمز رمار توی نقش عالی بود، واقعاً استعداد داشت

2104
02:07:24,470 --> 02:07:26,347
‫یک جورایی آدم غیرقابل پیش‌بینی بود

2105
02:07:27,681 --> 02:07:30,517
‫موقع نوشتن فیلمنامه، رمار رو توی این نقش میدیدم

2106
02:07:30,726 --> 02:07:33,937
‫فکر کنم مایکل کمی احساس نادیده گرفته شدن میکرد

2107
02:07:33,979 --> 02:07:36,106
‫اما اون موقع تازه شروع کارم بود

2108
02:07:36,148 --> 02:07:37,816
‫میخواستم با آدم‌های مختلف کار کنم

2109
02:07:40,736 --> 02:07:45,574
‫البته نمیدونستم بیگانه‌ها چقدر
‫عالی میشه، پس ناامید نشدم

2110
02:07:45,783 --> 02:07:47,785
‫شاید فقط کمی دلخور شدم

2111
02:07:49,912 --> 02:07:53,248
‫خیلیا اشاره می‌کنند که میشه
‫پشتش رو توی یک صحنه دید

2112
02:07:53,374 --> 02:07:56,835
‫وقتی دارند به لونه نزدیک میشن

2113
02:07:56,960 --> 02:08:00,631
‫این تنها بخش باقی مونده از جیمز
‫رماره، باقی صحنه‌ها مایکل بینه

2114
02:08:03,300 --> 02:08:06,428
‫یک روز رسیدیم سر صحنه و
‫توی لیست بازیگرا نامش رو دیدیم

2115
02:08:06,970 --> 02:08:08,222
‫«مایکل بین کیه؟»

2116
02:08:08,847 --> 02:08:12,309
‫منشی با صورت بی‌احساس نگاهمون کرد

2117
02:08:12,393 --> 02:08:16,188
‫و گفت: «خب اون هیکسه»

2118
02:08:16,480 --> 02:08:18,941
‫مثل این بود دارند مارو گازلایتیگ می‌کنند

2119
02:08:19,274 --> 02:08:20,401
‫هیچ توضیحی نبود

2120
02:08:21,360 --> 02:08:24,446
‫یک روز با فلانی فیلم میگیریم، روز بعد با اون یکی

2121
02:08:24,530 --> 02:08:26,365
‫مگه میشه؟ «خب همینه که هست»

2122
02:08:26,365 --> 02:08:28,033
‫چرا سوال میپرسین؟

2123
02:08:28,117 --> 02:08:29,660
‫عجیب بود

2124
02:08:31,370 --> 02:08:36,458
‫جیمز رمار به خاطر خرید هروئین و
‫کوکایین از یک مامور مخفی دستگیر شد

2125
02:08:36,500 --> 02:08:39,253
‫ترکیبی از مواد محرک و مخدر

2126
02:08:39,503 --> 02:08:42,005
‫ما مجبور بودیم تصمیم سختی بگیریم

2127
02:08:42,423 --> 02:08:48,262
‫فقط باید بهترین وکیل دفاع رو براش میگرفتیم

2128
02:08:48,303 --> 02:08:52,474
‫تا مجبور نباشه ۸ تا ۱۰ سال تو زندان انگلیس بمونه

2129
02:08:52,516 --> 02:08:53,976
‫درعوض تبعیدش کردیم

2130
02:08:54,727 --> 02:08:56,812
‫این یک تصمیم قطعی بود

2131
02:08:57,855 --> 02:09:00,691
‫نه اینکه «آه میشد بیشتر تلاش کنیم نگهش داریم»

2132
02:09:01,567 --> 02:09:03,902
‫یا باید به زندان میرفت یا به آمریکا برمیگشت

2133
02:09:06,155 --> 02:09:09,032
‫گیل بهم زنگ زد، مستقیم سر اصل مطلب رفت

2134
02:09:09,074 --> 02:09:10,951
‫و گیل آدم بی‌حاشیه‌ای بود

2135
02:09:11,285 --> 02:09:12,995
‫«جیم ازم خواست بهت زنگ بزنم و بپرسم...»

2136
02:09:13,036 --> 02:09:16,081
‫«میای جیمز رمار رو جایگزین کنی؟»

2137
02:09:16,457 --> 02:09:21,754
‫گفت: «باید قراردادش رو امضا کنی»

2138
02:09:21,795 --> 02:09:23,547
‫یعنی جایگاه اعتباریش رو میگرفتم

2139
02:09:23,756 --> 02:09:26,550
‫و همان حقوقی رو میگرفتم که به او میدادند

2140
02:09:26,884 --> 02:09:28,510
‫من قبلاً ترمیناتور رو بازی کرده بودم

2141
02:09:28,594 --> 02:09:31,555
‫و فکر کنم دستمزد هر دو فیلم یکسان بود

2142
02:09:33,182 --> 02:09:35,100
‫نکته درباره مایکل بین این بود که

2143
02:09:35,559 --> 02:09:39,563
‫هم خونگرم بود هم روابط
‫ عمومی عالی داشت

2144
02:09:40,063 --> 02:09:42,941
‫درحالی که جیمز چنین ویژگی‌هایی نداشت

2145
02:09:43,358 --> 02:09:47,446
‫جیمز مثل مایکل تیم‌پلیر نبود

2146
02:09:47,696 --> 02:09:48,947
‫و این تغییر واقعاً آرامش‌بخش بود

2147
02:09:49,740 --> 02:09:54,286
‫«بدون فکر گفتم: "حتماً، قطعاً میپذیرم

2148
02:09:54,286 --> 02:09:56,079
‫« آمادۀ همکاری ام»
‫«شلیک کنید»

2149
02:10:00,042 --> 02:10:04,880
‫امروز بیگانه‌ها یک کلاسیک سینمایی محسوب میشه

2150
02:10:04,880 --> 02:10:07,925
‫ولی اون موقع فقط میخواستم باز با جیم کار کنم

2151
02:10:09,760 --> 02:10:12,554
‫درس اینه: با آدم‌های وفادار کار کن

2152
02:10:12,679 --> 02:10:14,598
‫چون با هم چیز خاصی خلق میکنید

2153
02:10:14,723 --> 02:10:16,892
‫یک زبان مشترک و اعتماد متقابل به وجود میاد

2154
02:10:17,434 --> 02:10:21,563
‫این رو توی ترمیناتور با مایکل یاد گرفتم

2155
02:10:21,605 --> 02:10:24,233
‫و توی بیگانه‌ها تقویت شد

2156
02:10:24,316 --> 02:10:27,736
‫«ظاهراً سروان جدید از غذاخوردن
‫با ما سربازای معمولی سرش نمیشه»

2157
02:10:27,903 --> 02:10:32,991
‫این نقش انقدر خوب نوشته شده
‫بود که اجراش برام خیلی راحت بود

2158
02:10:33,033 --> 02:10:36,411
‫و تونستم به راحتی واردش بشم

2159
02:10:39,957 --> 02:10:41,250
‫بذار دقیقاً بهت بگم چیکار کردم

2160
02:10:41,375 --> 02:10:43,252
‫میبینی هیکس زیاد لبخند میزنه

2161
02:10:43,544 --> 02:10:46,964
‫مثلاً وقتی ریپلی رو با لودر میبینه

2162
02:10:47,005 --> 02:10:49,132
‫توی صحنه‌های اول یک لبخند بزرگ رو صورتشه

2163
02:10:51,593 --> 02:10:52,594
‫«کجا میخوای بذارمش؟»

2164
02:10:55,264 --> 02:10:59,685
‫یکی از اولین سکانس‌هایی بود که فیلمبرداری کردیم

2165
02:10:59,935 --> 02:11:02,521
‫وقتی برای اولین بار نیوت رو پیدا می‌کنند

2166
02:11:03,021 --> 02:11:05,399
‫«هی، آروم باش، مشکلی نیست»

2167
02:11:05,566 --> 02:11:06,817
‫اگه اشتباه نکنم

2168
02:11:06,817 --> 02:11:10,112
‫همون موقع خم شدم بگیرمش و اون گازم گرفت

2169
02:11:10,237 --> 02:11:11,864
‫«گرفتمش. آخ»

2170
02:11:12,739 --> 02:11:16,326
‫خواه توی فیلم باشه یا نه
‫توی چند برداشتی که انجام دادم

2171
02:11:16,994 --> 02:11:20,205
‫یک جورایی خندیدم، غافلگیر شده بودم، لبخند زدم

2172
02:11:20,706 --> 02:11:24,835
‫یادم میاد اولین هفته فیلمبرداری

2173
02:11:25,252 --> 02:11:28,171
‫با جیم و گیل شام میخوردیم

2174
02:11:28,338 --> 02:11:33,552
‫هر دو به اون لبخندی که به شخصیت
‫هیکس اضافه کرده بودم اشاره کردند

2175
02:11:33,594 --> 02:11:36,096
‫که با جیمز رمار فرق داشت

2176
02:11:36,471 --> 02:11:40,809
‫این ویژگی متفاوتی بود که
‫نسبت به بازی جیمز رمار داشتیم

2177
02:11:41,059 --> 02:11:43,729
‫«بیا اینو بپوش»

2178
02:11:44,897 --> 02:11:46,815
‫«– چیه این؟»
‫«– یک ردیابه»

2179
02:11:47,316 --> 02:11:51,737
‫میخواستم هیکس رو با کمی همدردی بازی کنم

2180
02:11:51,778 --> 02:11:56,116
‫ترس و مسئولیت پذیری

2181
02:11:56,116 --> 02:12:01,079
‫نه یک آدم خشن معمولی که
‫فقط میخواد بزنه زیر همه چیز

2182
02:12:25,479 --> 02:12:26,647
‫فیلم بیگانه‌ها تاریخ مصرف داره؟

2183
02:12:26,688 --> 02:12:29,107
‫میدونی چیه؟ صادقانه فکر نمیکنم
‫گذشت زمان بهش آسیب زده باشه

2184
02:12:35,572 --> 02:12:40,285
‫برخلاف قسمت‌های سوم و
‫چهارم که کاملاً تاریخ مصرف دارند

2185
02:12:40,619 --> 02:12:42,454
‫به نظرم چون آخرین فیلم از این سریعه

2186
02:12:42,496 --> 02:12:44,539
‫که به جلوه‌های کامپیوتری تکیه نکرده

2187
02:12:47,209 --> 02:12:48,961
‫یک چندتا صحنه افکت خاص داره

2188
02:12:48,961 --> 02:12:51,546
‫مثلاً سقوط شاتل که میشه صفحه نمایش رو پشت صحنه دید

2189
02:12:51,546 --> 02:12:54,216
‫و بازیگرا پشت سنگ‌ها قایم شدن

2190
02:12:54,257 --> 02:12:55,676
‫شاید اون صحنه بهترین نباشه

2191
02:12:57,594 --> 02:13:02,099
‫کل این سکانس با ماکت فیلمبرداری شده بود

2192
02:13:03,058 --> 02:13:07,437
‫تا روی یک پرده بزرگ در صحنه اصلی پروجکت بشه

2193
02:13:08,397 --> 02:13:10,816
‫صحنه چرخش شاتل موقع سقوط

2194
02:13:11,274 --> 02:13:15,404
‫یک سکانس فوق‌العاده پیچیده بود که هفته‌ها وقت برد

2195
02:13:15,445 --> 02:13:17,322
‫تا به تکامل برسه

2196
02:13:18,615 --> 02:13:23,996
‫هیچ بخش زنده‌ای فیلمبرداری نشد
‫تا جیم کامرون از ماکت راضی بشه

2197
02:13:28,041 --> 02:13:31,753
‫یک چند نقطه ضعف کوچک توی فیلم میبینم

2198
02:13:31,837 --> 02:13:35,132
‫مثلاً دست بیگانه‌ها موقع گرفتن
‫بازیگرا یک کمی تیکه میخوره

2199
02:13:35,173 --> 02:13:38,218
‫البته بیشتر توی عکس‌های ثابت مشخصه

2200
02:13:38,885 --> 02:13:41,638
‫یک چند شات از ملکه

2201
02:13:41,680 --> 02:13:45,892
‫ممکنه ماکتش کوچیک به نظر
‫بیاد مخصوصاً صحنه‌های دویدن

2202
02:13:50,897 --> 02:13:54,151
‫اما یک چیز خاصی تو این فیلم هست

2203
02:13:54,317 --> 02:13:58,989
‫که باعث شده پس از اینهمه سال هنوز پابرجا بمونه

2204
02:14:01,658 --> 02:14:02,951
‫«– ۱۵ تا»
‫«– چندتا؟»

2205
02:14:03,660 --> 02:14:04,786
‫«نمیتونم بگم»

2206
02:14:04,870 --> 02:14:06,830
‫تکنولوژیش هنوز قابل قبوله

2207
02:14:07,080 --> 02:14:09,666
‫روابط عاطفی شخصیت‌ها کاملاً باوره

2208
02:14:09,708 --> 02:14:10,751
‫اینها تغییر نکردند

2209
02:14:10,792 --> 02:14:13,211
‫صمیمیت بین نظامی‌ها همیشه ثابت مونده

2210
02:14:13,628 --> 02:14:15,505
‫یک سری المان هستند که هنوز جواب میدن

2211
02:14:15,714 --> 02:14:18,175
‫«المان نه، کل فیلم هنوز عالیه»

2212
02:14:30,145 --> 02:14:33,440
‫«آیا امروز شبیه فیلم آواتار میشد؟ نمیدونم»

2213
02:14:34,316 --> 02:14:35,776
‫«پارک ژوراسیک ترکیب درستی داشت»

2214
02:14:35,817 --> 02:14:38,111
‫«توی سربازان فضایی هم همین ترکیب رو داشتیم»

2215
02:14:38,153 --> 02:14:41,073
‫«که بخشی ازش عملی بود چون»

2216
02:14:41,323 --> 02:14:44,951
‫«تعامل فیزیکی بین بازیگرا لازم بود»

2217
02:14:47,746 --> 02:14:51,666
‫«توی فیلم شکارچی: طعمه هم اتفاق مشابهی افتاد»

2218
02:14:52,042 --> 02:14:56,463
‫«ماکت کامل شکارچی با کلاهخود و سلاح ساختیم»

2219
02:14:57,047 --> 02:15:01,468
‫«بعضی بخش‌ها رو با جلوه‌های کامپیوتری تقویت کردیم»

2220
02:15:06,515 --> 02:15:09,476
‫«وقتی میپرسن "چقدر میشد عملی ساخت؟"»

2221
02:15:10,060 --> 02:15:11,853
‫«میگم "بیگانه‌ها رو ببینید"»

2222
02:15:12,104 --> 02:15:15,899
‫این فیلم اصلاً از جلوه‌های دیجیتال استفاده نکرده

2223
02:15:16,441 --> 02:15:19,069
‫ببینید چقدر هنوز تأثیرگذار هست

2224
02:15:19,945 --> 02:15:22,614
‫این واقعیه نور روی اشیای واقعی میافته

2225
02:15:29,246 --> 02:15:36,628
‫با درک کامل از محدودیت‌های
‫تکنیکی زمان خودش ساخته شده

2226
02:15:37,170 --> 02:15:42,300
‫این باعث تقویت روایت میشه چون مجبوری کمتر نشون بدی

2227
02:15:46,471 --> 02:15:47,848
‫«این داره متوقفشون نمیکنه»

2228
02:15:47,973 --> 02:15:49,599
‫«۱۵۰ فشنگ روی خط D»

2229
02:15:49,850 --> 02:15:52,519
‫محدودیت‌های جیم کامرون توی بیگانه‌ها

2230
02:15:52,644 --> 02:15:56,022
‫منجر به صحنه‌های ترسناک بهتری شد

2231
02:15:56,690 --> 02:15:59,734
‫فکر نمیکنم با تکنیک‌های امروزی میشد بهترش کرد

2232
02:15:59,860 --> 02:16:01,778
‫اگه همه امکانات مدرن رو داشتیم

2233
02:16:07,284 --> 02:16:08,952
‫«یک لحظه صبر کن، یک چیزی اونجاست»

2234
02:16:08,994 --> 02:16:10,745
‫«بیا بالا»

2235
02:16:11,246 --> 02:16:12,831
‫«من پایه‌ام. رمپ داره بسته میشه»

2236
02:16:13,540 --> 02:16:15,959
‫«تا اونجا که به من مربوطه، ممکنه زنده باشم»

2237
02:16:17,252 --> 02:16:18,461
‫«توی صحنه نمردم»

2238
02:16:18,962 --> 02:16:21,464
‫همیشه این ایده رو دارم که توی ادامه بیگانه‌ها

2239
02:16:21,464 --> 02:16:23,300
‫من روی سیاره بمونم

2240
02:16:24,426 --> 02:16:25,802
‫«هنوز اونجام»

2241
02:16:35,437 --> 02:16:37,272
‫«جنبش اسپانکمایر، داریم حرکت میکنیم»

2242
02:16:40,400 --> 02:16:42,611
‫وقتی مردم به سرباز اسپانکمایر فکر می‌کنند

2243
02:16:42,652 --> 02:16:45,363
‫اگه اصلاً فکر کنن

2244
02:16:45,405 --> 02:16:46,907
‫به اون صحنه خاص فکر می‌کنند

2245
02:16:46,948 --> 02:16:48,700
‫صحنه‌ای که دارم لجن رو بررسی میکنم

2246
02:16:49,159 --> 02:16:51,161
‫و نمیدونند این صدا مال من نیست

2247
02:16:52,162 --> 02:16:54,206
‫وقتی از پله‌ها بالا میرم و میگم:

2248
02:16:54,497 --> 02:16:58,126
‫«هی، یک چیزایی اینجاست... این لجن رو پله‌ها»

2249
02:16:58,168 --> 02:17:00,795
‫اما همون موقع خارج از صحنه کشته میشم

2250
02:17:01,588 --> 02:17:04,299
‫توی نوا اسکوشیا مشغول اجرای تئاتر بودم

2251
02:17:04,341 --> 02:17:08,929
‫جیمز کامرون میخواست منو به لس آنجلس
‫بفرسته برای صداگذاری مجدد

2252
02:17:09,721 --> 02:17:11,973
‫اما به خاطر تعهدات تئاتری نتونستم برم

2253
02:17:12,891 --> 02:17:14,559
‫بنابراین از یک نفر دیگه برای این کار استفاده کردند

2254
02:17:14,643 --> 02:17:18,355
‫و این صداییه که جیمز کامرون
‫به عنوان صدای من انتخاب کرد

2255
02:17:18,396 --> 02:17:20,899
‫یک نیویورکی بی‌ربط آورده که اصلا شبیه من نیست

2256
02:17:21,316 --> 02:17:23,652
‫«– انگار... یک لحظه صبر کن یک چیزی اینجاست»

2257
02:17:23,818 --> 02:17:25,487
‫«هی اینجا چیزایی هست»

2258
02:17:26,529 --> 02:17:28,281
‫خنده‌داره ولی این صدا مال من نیست

2259
02:17:28,865 --> 02:17:30,617
‫«من توییم رمپ داره بسته میشه»

2260
02:17:30,742 --> 02:17:33,328
‫مردم میپرسن «تو صحنه‌های بیگانه‌ها ترسیده بودی؟»

2261
02:17:33,787 --> 02:17:35,872
‫باید بگم اصلا نترسیده بودم

2262
02:17:37,666 --> 02:17:41,169
‫یا نگران مرگ قریب الوقوعم بودم؟ نه

2263
02:17:41,878 --> 02:17:44,130
‫فقط میخواستم نقش بزرگتری داشته باشم

2264
02:17:54,891 --> 02:17:55,976
‫«خب کجای...»

2265
02:18:02,607 --> 02:18:05,193
‫صحنه مرگ من رو دو جور فیلم گرفتن

2266
02:18:05,235 --> 02:18:06,486
‫یکی که مرگم رو نشون میداد

2267
02:18:06,486 --> 02:18:09,322
‫یکی هم فقط خون پاشی بود

2268
02:18:11,283 --> 02:18:15,787
‫میدونم اون روز متن دیالوگا مدام تغییر میکرد

2269
02:18:15,870 --> 02:18:19,082
‫همه حواسم به حفظ کردن خطوط جدید بود

2270
02:18:20,166 --> 02:18:21,960
‫بقیه چیزا اهمیتی نداشتن

2271
02:18:22,002 --> 02:18:24,504
‫فقط تلاش میکردم دیالوگها رو حفظ کنم

2272
02:18:24,963 --> 02:18:26,172
‫«خب کجای...»

2273
02:18:26,339 --> 02:18:30,051
‫بعد از صحنه، یادمه سیگورنی
‫حرف خیلی خوبی در موردش زد

2274
02:18:43,523 --> 02:18:44,607
‫خب، عالیه

2275
02:18:44,858 --> 02:18:46,693
‫فوق‌العاده بود، رفیق

2276
02:18:46,776 --> 02:18:52,240
‫اصلاً فکرش رو نمیکردم جیم دنیایی
‫بسازه که آدم رو تو خودش غرق میکنه

2277
02:18:52,240 --> 02:18:55,994
‫دنیا رو انقدر استادانه خلق کرد

2278
02:18:56,244 --> 02:18:59,414
‫از نظر من همین فیلم رو تو آزمون زمان مقاوم میکنه

2279
02:18:59,456 --> 02:19:02,000
‫چون هیچوقت به دنیاش شک نمیکنی

2280
02:19:05,045 --> 02:19:07,213
‫استعداد درخشان استن وینستون

2281
02:19:07,255 --> 02:19:10,216
‫همه تیمش، گروهش، ماکت‌هاش

2282
02:19:10,884 --> 02:19:11,885
‫اما یک نفر بود

2283
02:19:11,926 --> 02:19:16,973
‫که مدام بهم میگفت این فیلم
‫شاهکار میشه . بیل پاکستون

2284
02:19:17,223 --> 02:19:19,476
‫«خب حالا ما باید چیکار کنیم؟»

2285
02:19:19,726 --> 02:19:23,563
‫بیل دقیقاً شبیه همون شخصیتی
‫بود که تو بیگانه‌ها بازی کرد

2286
02:19:23,605 --> 02:19:24,814
‫البته بدون جنبه ترسو بودن

2287
02:19:25,523 --> 02:19:28,360
‫خیلی پرسر و صداست

2288
02:19:28,818 --> 02:19:32,280
‫وقتی وارد میشد: «هی مایکل»

2289
02:19:32,322 --> 02:19:33,406
‫«پاشو پسر»

2290
02:19:34,115 --> 02:19:35,617
‫«حالا کارت تمومه پسر»

2291
02:19:35,700 --> 02:19:39,412
‫با هم توی «اربابان انضباط»
‫بازی کرده بودیم و همدیگه رو میدیدیم

2292
02:19:39,454 --> 02:19:40,663
‫وقتی داشتیم ترمیناتورو میساختیم

2293
02:19:40,705 --> 02:19:41,748
‫«نوبت منه»

2294
02:19:46,878 --> 02:19:50,590
‫همیشه دیدنش باعث هیجانم میشد

2295
02:19:51,257 --> 02:19:53,593
‫«چطوری از این گروه احمقانه فرار کنم؟»

2296
02:19:53,760 --> 02:19:55,261
‫«اینو سفت ببند هادسن»

2297
02:19:56,346 --> 02:19:59,557
‫«بیل، خدای من، من ترسیده بودم»

2298
02:19:59,599 --> 02:20:02,644
‫«اصلاً نمیدونستم شات اصلی چیه»

2299
02:20:02,977 --> 02:20:05,313
‫اولین روز دستم رو گرفت و گفت:

2300
02:20:05,313 --> 02:20:08,608
‫«خب عزیزم، ما همزمان با یادگیری پول درمیاریم»

2301
02:20:08,900 --> 02:20:11,027
‫«– به دویدن ادامه بده»
‫«– باهام درگیر نشو»

2302
02:20:11,778 --> 02:20:16,991
‫نمیشد جلوی انرژی بی‌پایانش رو گرفت

2303
02:20:17,033 --> 02:20:20,161
‫همیشه کلی ایده و روش اجرا برای سکانس‌ها داشت

2304
02:20:20,453 --> 02:20:23,915
‫«هی دست از خندیدن بردارین و آماده بشین»

2305
02:20:24,165 --> 02:20:25,542
‫بیل واقعاً بی نظیر بود

2306
02:20:25,583 --> 02:20:30,213
‫اون یک منبع سرشار از خلاقیت بود

2307
02:20:30,296 --> 02:20:32,048
‫مثل یک لونه مورچه میموند

2308
02:20:32,048 --> 02:20:35,135
‫«– زنبورا لونه دارند رفیق»
‫«– میدونی چی میگم»

2309
02:20:35,718 --> 02:20:37,554
‫تو صحنه مثل برادر بزرگم بود

2310
02:20:38,847 --> 02:20:40,348
‫همیشه دنبالش میچرخیدم

2311
02:20:41,933 --> 02:20:43,601
‫«– هادسن»
‫«– خدایا»

2312
02:20:43,643 --> 02:20:45,019
‫«مواظب باش بچه»

2313
02:20:50,191 --> 02:20:51,860
‫سیگورنی مثل یک ژنرال بود

2314
02:20:51,943 --> 02:20:55,321
‫بیل پاکستون چسب گروه و منبع خنده بود

2315
02:20:55,363 --> 02:20:58,408
‫«ما تجهیزات سونیک داریم، خردکن الکترونیک»

2316
02:20:58,741 --> 02:21:02,078
‫«کلاهک اتمی داریم، چاقو داریم، چوب تیز داریم»

2317
02:21:02,120 --> 02:21:03,121
‫«بسه دیگه هادسن»

2318
02:21:03,830 --> 02:21:08,793
‫ویژگی فوق‌العاده بیل انرژی مسری اش بود

2319
02:21:09,169 --> 02:21:10,712
‫همه میخواستند کنارش باشند

2320
02:21:11,171 --> 02:21:14,340
‫اشتیاقش همه چیز رو بهتر میکرد

2321
02:21:14,799 --> 02:21:18,803
‫یادم میاد فکر میکردم «بیل داره صحنه رو میدزده»

2322
02:21:19,679 --> 02:21:22,432
‫هنوز هم داره صحنه رو میدزده

2323
02:21:22,807 --> 02:21:23,850
‫عالی بازی میکرد

2324
02:21:24,893 --> 02:21:26,186
‫«متاسفم خبر بدی دارم»

2325
02:21:27,353 --> 02:21:28,605
‫«خب این تغییر وضعیتیه»

2326
02:21:29,189 --> 02:21:32,317
‫وقتی به بیل پاکستون و شخصیت هادسن فکر میکنید

2327
02:21:33,860 --> 02:21:39,866
‫احتمالاً بهترین شخصیت پردازی فیلم بود

2328
02:21:40,408 --> 02:21:43,286
‫«چقد بعد از اعلام تأخیر میتونیم منتظر نجات باشیم؟»

2329
02:21:43,578 --> 02:21:44,621
‫«۱۷ روز»

2330
02:21:45,914 --> 02:21:47,332
‫«۱۷ روز؟»

2331
02:21:47,540 --> 02:21:48,750
‫«اصلاً آدم مسخره‌ای نبود»

2332
02:21:49,667 --> 02:21:51,336
‫«بیشتر یک واقع‌بین بود»

2333
02:21:51,961 --> 02:21:53,755
‫«هی رفیق نمیخوام جو رو خراب کنم»

2334
02:21:53,796 --> 02:21:55,590
‫«۱۷ ساعت هم دووم نمیاریم»

2335
02:21:55,757 --> 02:21:57,634
‫یادمه شب اول اکران بیگانه‌ها رو دیدم

2336
02:21:58,176 --> 02:22:00,386
‫و واکنش به دیالوگ‌های معروف هادسن

2337
02:22:00,428 --> 02:22:01,888
‫که فوراً به نقل قول تبدیل شدن

2338
02:22:02,347 --> 02:22:04,641
‫میدونید بعد از تموم شدن فیلم

2339
02:22:04,641 --> 02:22:06,976
‫مردم تو لابی سینما میگفتن «بازی تمومه بازی تمومه»

2340
02:22:07,018 --> 02:22:08,853
‫«– بازی تمومه رفیق»
‫«– بازی تمومه رفیق»

2341
02:22:08,895 --> 02:22:10,563
‫«بازی تمومه رفیق بازی تمومه»

2342
02:22:10,605 --> 02:22:13,900
‫«همین دیگه رفیق بازی تمومه بازی تمومه»

2343
02:22:14,484 --> 02:22:16,819
‫اینا شوخی نیستن، لحظات شخصیت‌پردازی اند

2344
02:22:17,111 --> 02:22:18,196
‫اما کاملاً کنترلش رو از دست میده

2345
02:22:18,530 --> 02:22:22,450
‫مثل از دست دادن کنترل شِف
‫در «اینک آخرالزمان» میمونه

2346
02:22:22,992 --> 02:22:26,788
‫از یک طرف خنده‌داره، از یک طرف استرس رو حس میکنی

2347
02:22:27,080 --> 02:22:29,374
‫«هی، شاید از اتفاقات روز عقب موندی»

2348
02:22:29,415 --> 02:22:31,584
‫«اما ما تازه کتک مفصلی خوردیم رفیق»

2349
02:22:31,793 --> 02:22:32,794
‫مثل بانداژ فشاریه

2350
02:22:33,211 --> 02:22:35,964
‫محکمتر میپیچونی، یک لحظه شل میکنی

2351
02:22:36,005 --> 02:22:37,590
‫بعد باز محکمتر میپیچونی

2352
02:22:38,007 --> 02:22:39,842
‫«اونا داخلن، داخل محیط امنیتی»

2353
02:22:40,760 --> 02:22:41,761
‫«اینجان»

2354
02:22:41,886 --> 02:22:43,054
‫«هادسون، خونسردی رو حفظ کن»

2355
02:22:43,304 --> 02:22:46,766
‫فکر نکنم آرنولد شوارتزینگر از این حرف ناراحت بشه

2356
02:22:46,808 --> 02:22:49,561
‫که بگم اون همیشه همون آرنولد شوارتزینگر بوده

2357
02:22:49,686 --> 02:22:52,021
‫و همین باعث موفقیتش شده

2358
02:22:54,649 --> 02:23:01,197
‫اما بیل از یک شخصیت بزرگتر از زندگی

2359
02:23:01,239 --> 02:23:03,992
‫به یک بازیگر ظریف و توانا تبدیل شد

2360
02:23:04,492 --> 02:23:08,162
‫«این حرکت بزرگه، سطح بعدیه، نقطه عطف کل ماجراست»

2361
02:23:08,204 --> 02:23:10,790
‫«دارم از پول کلان توی جیبمون حرف میزنم رفیق»

2362
02:23:11,165 --> 02:23:14,419
‫و دلم براش تنگ شده

2363
02:23:18,548 --> 02:23:21,301
‫یک بار تو مراسم سالگرد فیلم شرکت کردیم

2364
02:23:21,634 --> 02:23:24,178
‫آخرین بارایی بود که اونو دیدم

2365
02:23:24,804 --> 02:23:28,308
‫توی هتل به ژانت برخوردم

2366
02:23:28,349 --> 02:23:30,727
‫بهم گفت: «بیل اینجاست»

2367
02:23:30,768 --> 02:23:32,478
‫خیلی وقت بود اونو ندیده بودم

2368
02:23:32,729 --> 02:23:36,482
‫گفتم «برم قبل از شلوغی دیدارش کنم»

2369
02:23:36,524 --> 02:23:39,444
‫اول محافظاش نمیذاشتن نزدیکش برم

2370
02:23:39,444 --> 02:23:43,114
‫گفتم «من باهاش آشنام، دنبال امضا نیستم

2371
02:23:43,156 --> 02:23:45,158
‫مزاحم نمیشم فقط میخوام سلام کنم»

2372
02:23:45,450 --> 02:23:48,161
‫رفتم پشت سرش

2373
02:23:48,202 --> 02:23:51,623
‫با نگاه میپرسید «این چرا اینجاست؟»

2374
02:23:52,165 --> 02:23:57,253
‫مردم حاضر توی صف منو میشناختن

2375
02:23:57,295 --> 02:24:00,006
‫از دوتاییمون که ایستاده بودیم عکس میگرفتن

2376
02:24:00,006 --> 02:24:03,718
‫ناگهان متوجه شد منم

2377
02:24:03,885 --> 02:24:06,596
‫گفت: «بچه ها اینو میشناسین؟

2378
02:24:06,638 --> 02:24:07,722
‫این کَریه»

2379
02:24:07,764 --> 02:24:09,223
‫گفتن: «آره از قبل میشناختیم»

2380
02:24:09,223 --> 02:24:10,767
‫گفت: «تازه چشمام باز شد»

2381
02:24:12,894 --> 02:24:16,481
‫آدم خوبی بود و خوشحالم باهاش آشنا شدم

2382
02:24:20,026 --> 02:24:23,363
‫جیم تو کُمیک-کان برامون مهمونی خصوصی گرفت

2383
02:24:23,613 --> 02:24:25,323
‫برای سالگرد فیلم

2384
02:24:25,448 --> 02:24:27,283
‫مردم بچه هاشون رو آوردن، خیلی خوب بود

2385
02:24:27,283 --> 02:24:30,286
‫و دقیقاً بعد از اون، اونو از دست دادیم و باورم نمیشد

2386
02:24:30,328 --> 02:24:32,372
‫حتی باور نمیکردیم چقدر خوش شانس بودیم

2387
02:24:32,413 --> 02:24:33,665
‫که آخرین بار دور هم دیدیمش

2388
02:24:33,665 --> 02:24:36,626
‫مردی بااخلاق و دوست‌داشتنی

2389
02:24:37,126 --> 02:24:40,713
‫با کلی ایده و طرح باقی مونده برای آینده

2390
02:24:42,632 --> 02:24:43,633
‫خیلی زود رفت

2391
02:24:45,301 --> 02:24:47,470
‫یکی از تراژدی‌های زندگی

2392
02:24:48,346 --> 02:24:49,389
‫مرد خوش‌قیافه‌ای بود

2393
02:24:50,598 --> 02:24:57,313
‫تاثیرگذارترین صحنه‌ای که تو
‫مراسم یادبودش در برادران وارنر دیدم

2394
02:24:57,355 --> 02:24:59,315
‫این بود که

2395
02:24:59,899 --> 02:25:01,150
‫هزاران نفر اومده بودند

2396
02:25:01,192 --> 02:25:05,947
‫چهره‌های سرشناس و کارگردانای بزرگ

2397
02:25:05,988 --> 02:25:11,536
‫اما تاثیرگذارترین سخنرانی رو جیمز
‫ کامرون انجام داد

2398
02:25:11,994 --> 02:25:14,247
‫موقع حرفاش اشک ریختم

2399
02:25:15,248 --> 02:25:16,666
‫خلاصه حرفاش این بود:

2400
02:25:17,125 --> 02:25:21,921
‫«من به گرم و خوش‌مشربی معروف نیستم

2401
02:25:22,839 --> 02:25:26,300
‫اما بزرگترین حسرت زندگیم

2402
02:25:26,801 --> 02:25:30,888
‫اینه که شب قبل از عملش بهش نگفتم دوستش دارم»

2403
02:25:31,556 --> 02:25:33,266
‫«که بهش نگفتم دوستش دارم»

2404
02:25:34,142 --> 02:25:35,435
‫گفتم «وای»

2405
02:25:35,601 --> 02:25:37,895
‫این حرف قلبمو به درد آورد، هنوزم آزارم میده

2406
02:25:55,371 --> 02:25:56,581
‫«منو حساب نکنید»

2407
02:25:56,873 --> 02:25:58,583
‫«پس همه چیز رو بدون تو حساب میکنیم»

2408
02:25:58,583 --> 02:25:59,625
‫«درست میگی رفیق»

2409
02:25:59,917 --> 02:26:01,419
‫«تو چرا نمیری؟»
‫«من میرم»

2410
02:26:01,878 --> 02:26:03,337
‫«چی؟»
‫«میگم میرم»

2411
02:26:03,421 --> 02:26:05,798
‫«یک بار تو معدن کار کردم، برام مشکلی نداره»

2412
02:26:10,928 --> 02:26:12,805
‫توی یک لوله بزرگ سوراخی ایجاد کرده بودند

2413
02:26:13,389 --> 02:26:15,975
‫با دستگاه جوشکاری بریده بودنش

2414
02:26:17,268 --> 02:26:19,312
‫وقتی داشتم وارد میشدم

2415
02:26:20,354 --> 02:26:23,024
‫یکی از سربازا یک تفنگ دستم داد

2416
02:26:25,276 --> 02:26:27,570
‫به تفنگ نگاه کردم و پسش دادم

2417
02:26:27,820 --> 02:26:30,990
‫این کار حواسم رو از مسیر پرت کرد

2418
02:26:31,699 --> 02:26:32,742
‫«به زودی میبینمت»

2419
02:26:34,202 --> 02:26:35,203
‫«مواظب انگشتات باش»

2420
02:26:36,037 --> 02:26:39,624
‫بعد با دوربین جلویم شروع به خزیدن کردم

2421
02:26:42,835 --> 02:26:44,837
‫پشت سرم رو جوش دادن

2422
02:26:45,129 --> 02:26:46,339
‫مجبور به ادامه بودم

2423
02:26:48,758 --> 02:26:49,967
‫صحنه با تفنگ دستی؟

2424
02:26:50,092 --> 02:26:54,055
‫عجیبه، هیچ برنامه‌ریزی خاصی یادم نمیاد

2425
02:26:54,180 --> 02:26:58,643
‫شخصیت اون موجود عجیب

2426
02:26:59,227 --> 02:27:02,772
‫ریپلی بهش اعتماد نداشت ولی باهاش کار میکرد

2427
02:27:03,314 --> 02:27:06,859
‫واسکوئز خودش بدون اسلحه اون پایین نمیرفت

2428
02:27:08,194 --> 02:27:10,071
‫من این رفت و برگشت رو دوست دارم

2429
02:27:10,154 --> 02:27:12,323
‫بین اعتماد کردن به بیشاپ و عدم اعتماد

2430
02:27:13,616 --> 02:27:14,951
‫«اون میره و شاتل رو میاره»

2431
02:27:15,117 --> 02:27:17,703
‫«ممکنه سینتتیک باشه، اما احمق نیست»

2432
02:27:17,703 --> 02:27:18,996
‫«نمیخواد بمیره»

2433
02:27:18,996 --> 02:27:21,332
‫«اما حاضر شده برای بقیه اینکار رو بکنه»

2434
02:27:22,875 --> 02:27:25,169
‫«توی لوله میره و تا آخر میخزه، و تو فکر میکنی»

2435
02:27:25,211 --> 02:27:27,338
‫«آره باهاتیم رفیق، قلب داری»

2436
02:27:27,380 --> 02:27:28,381
‫«شاید»

2437
02:27:31,968 --> 02:27:35,054
‫نیازی نیست زیاد دور جیم بمونی

2438
02:27:35,137 --> 02:27:38,349
‫تا ببینی چقدر نابغه ست، چقدر سختکوشه

2439
02:27:38,349 --> 02:27:39,684
‫چقدر پرشور هست

2440
02:27:40,059 --> 02:27:42,895
‫و این فیلم هم فرقی نداشت

2441
02:27:46,524 --> 02:27:50,862
‫حداقل 18 ساعت در روز کار میکرد

2442
02:27:53,656 --> 02:27:56,742
‫دو سه روز بعد از شروع فیلمبرداری،
‫ساعت 4:30 صبح حاضر باش داشتم

2443
02:27:56,868 --> 02:27:59,579
‫باید نقاب مرگ رو به صورتم میزدم

2444
02:27:59,620 --> 02:28:01,789
‫و تو استودیو راه میرفتم

2445
02:28:02,540 --> 02:28:05,918
‫تاریک بود، اما تو انتهای دور یک نور دیدم

2446
02:28:06,502 --> 02:28:08,296
‫و یک نفر رو دیدم

2447
02:28:09,005 --> 02:28:12,091
‫وقتی از دکور رد شدم، گفتم «اوه، جیمه»

2448
02:28:13,259 --> 02:28:16,220
‫با چراغ قوه و دفترچه یادداشت

2449
02:28:16,220 --> 02:28:19,098
‫مشغول بررسی صحنه و نوشتن یادداشت بود

2450
02:28:19,849 --> 02:28:22,143
‫آرام گفتم: «صبح بخیر جیم»

2451
02:28:22,935 --> 02:28:24,645
‫آنقدر متمرکز بود

2452
02:28:26,063 --> 02:28:27,773
‫که حتی متوجه نشد

2453
02:28:30,026 --> 02:28:32,612
‫من شخصاً به نظام مؤلف اعتقاد دارم

2454
02:28:32,904 --> 02:28:34,572
‫همون دیدگاه واحد

2455
02:28:34,739 --> 02:28:38,075
‫هیچکاک، اسکورسیزی، کامرون

2456
02:28:40,119 --> 02:28:41,704
‫موضوع غرور شخصی نیست

2457
02:28:41,746 --> 02:28:44,415
‫این فیلمه که باید تحمیل بشه

2458
02:28:44,498 --> 02:28:46,292
‫فیلم باید با اراده محض ساخته بشه

2459
02:28:46,334 --> 02:28:51,339
‫موضوع قدرت نیست، موضوع خلق اثر هنریه

2460
02:28:51,339 --> 02:28:55,843
‫وقتی تصویرش تو ذهنم شکل بگیره، باید اجراش کنم

2461
02:28:58,054 --> 02:29:01,641
‫هیچکس جرأت تغییر این فیلم رو نداشت

2462
02:29:01,641 --> 02:29:04,393
‫چون فیلمنامه تقریباً بی‌نقص بود

2463
02:29:05,853 --> 02:29:09,732
‫هیچکس نمیتونست ایده‌های جیمز کامرون رو بهبود ببخشه

2464
02:29:09,899 --> 02:29:12,985
‫ممکنه گروه از این بابت مشکل داشتن

2465
02:29:13,319 --> 02:29:14,987
‫اما مسائل دیگه هم بود

2466
02:29:17,448 --> 02:29:18,741
‫نمیدونستم چی انتظار داشته باشم

2467
02:29:19,533 --> 02:29:21,744
‫آدم معمولیه؟ یا هیولاست؟

2468
02:29:23,579 --> 02:29:25,331
‫وقتی داشت از زیر شاتل فیلمبرداری میکرد

2469
02:29:25,331 --> 02:29:27,541
‫بهش نزدیک شدم و گفتم:

2470
02:29:28,542 --> 02:29:31,587
‫«هی جیم، یک ایده دارم»

2471
02:29:32,296 --> 02:29:34,799
‫گفت: «نمیتونی ببینی مشغولم؟»

2472
02:29:38,052 --> 02:29:42,056
‫گفتم: «وای خب، باشه، اوکی»

2473
02:29:43,349 --> 02:29:47,353
‫اما همون جیم رو دوست دارم

2474
02:29:47,812 --> 02:29:50,815
‫نمیخوام حتی یک ذره از شخصیتش کم بشه

2475
02:29:50,898 --> 02:29:53,109
‫اون موقع در اوج حرفه‌اش فکر نمیکنم

2476
02:29:53,651 --> 02:29:57,154
‫دنیا آماده کمال‌گرایی سطح اون بود

2477
02:29:58,489 --> 02:30:00,074
‫اما بیگانه‌ها اولین باری بود

2478
02:30:00,574 --> 02:30:02,994
‫که مجبور شد با «غریبه‌ها» کار کنه

2479
02:30:03,536 --> 02:30:06,163
‫همه تنش‌ها بین اون و گروه بریتانیایی

2480
02:30:07,623 --> 02:30:09,250
‫اگر منصفانه بگیم

2481
02:30:09,834 --> 02:30:12,169
‫صنعت فیلمسازی بریتانیا عالی بود

2482
02:30:13,754 --> 02:30:16,590
‫اما اگر بی‌رحم باشیم

2483
02:30:17,049 --> 02:30:19,093
‫اونها با ما تو یک فرکانس نبودن

2484
02:30:22,138 --> 02:30:24,473
‫ما تازه از پروژه ترمیناتور اومده بودیم

2485
02:30:24,724 --> 02:30:28,602
‫تو انگلیس با یک ریتم آرام مواجه شدیم

2486
02:30:30,688 --> 02:30:32,815
‫ما بازیگرا قبول نداشتیم

2487
02:30:32,857 --> 02:30:38,112
‫شایعات رو درباره جیم به
‫عنوان یک آدم خودخواه روانی نه

2488
02:30:38,362 --> 02:30:39,363
‫اون میدونست چی میخواد

2489
02:30:40,114 --> 02:30:42,616
‫و چون جیم از پایین شروع کرده بود

2490
02:30:43,701 --> 02:30:45,327
‫همه کارهای صحنه رو بلد بود

2491
02:30:45,536 --> 02:30:48,831
‫اگه کسی حواس پرتی میکرد، تذکر میداد

2492
02:30:50,624 --> 02:30:53,002
‫مطمئنم الان همه میدونند

2493
02:30:53,461 --> 02:30:56,088
‫گروه بریتانیایی عاشق ریدلی اسکات بودن

2494
02:30:57,048 --> 02:31:01,552
‫جیم مدام نشستای نمایش ترمیناتور برگزار میکرد

2495
02:31:01,594 --> 02:31:04,930
‫اما آخر روز کسی زحمت تماشاش رو نمیکشید

2496
02:31:05,723 --> 02:31:11,187
‫شروع کار براش واقعاً سخت بود

2497
02:31:13,147 --> 02:31:17,568
‫یکی از آزاردهنده‌ترین چیزا
‫صدا زدن جیم با لقب «یانکی» بود

2498
02:31:17,860 --> 02:31:19,820
‫درحالی که جیم کانادایی بود

2499
02:31:20,029 --> 02:31:23,657
‫جیم هیچوقت شهروند آمریکا نبود
‫ولی اونها به این اسم صداش می‌کردند

2500
02:31:26,368 --> 02:31:28,454
‫اون سال‌ها، ۸۵-۸۶

2501
02:31:28,704 --> 02:31:35,002
‫سینماهای انگلیس به خاطر ورود وی سی آر
‫ روبه افول بود

2502
02:31:35,628 --> 02:31:37,588
‫هیچکس از گروهم ترمیناتور رو ندیده بود

2503
02:31:37,713 --> 02:31:41,092
‫داشتیم سعی میکردیم جای ریدلی اسکات بزرگ رو پر کنیم

2504
02:31:41,342 --> 02:31:43,677
‫که اونم فقط چندتا فیلم ساخته بود

2505
02:31:43,719 --> 02:31:46,764
‫مثلاً آلفرد هیچکاک نبود

2506
02:31:48,182 --> 02:31:51,477
‫روز اول فیلمبرداری باید شش صحنه رو میگرفتم

2507
02:31:52,269 --> 02:31:55,773
‫قرار بود یک ساعت و نیم زودتر تموم کنیم

2508
02:31:56,148 --> 02:31:59,568
‫با یک پذیرایی نوشیدنی و toast میخواستیم

2509
02:31:59,610 --> 02:32:03,114
‫به همکاری موفقمون بپردازیم

2510
02:32:03,155 --> 02:32:06,158
‫و به ساخت فیلمی عالی امید داشته باشیم

2511
02:32:06,867 --> 02:32:09,912
‫ساعت ۴:۳۰-۵ عصر رسیدیم

2512
02:32:10,913 --> 02:32:15,626
‫و مشخص بود گرفتن صحنه چهارم هم داره سخت میشه

2513
02:32:16,252 --> 02:32:20,047
‫دیدم دارند لیوان‌های نوشیدنی رو میچینند

2514
02:32:20,256 --> 02:32:21,298
‫رو میز

2515
02:32:21,340 --> 02:32:23,092
‫گفتم «این چرتو پرتا رو از صحنه بردارین»

2516
02:32:23,134 --> 02:32:26,887
‫«تا آخرین ثانیه کار میکنیم» و همه چی تاریک شد

2517
02:32:29,431 --> 02:32:32,101
‫به نظرم کامرون تو شرایط سخت

2518
02:32:32,143 --> 02:32:35,020
‫بهترین عملکرد رو داره

2519
02:32:36,272 --> 02:32:38,649
‫همه خون، عرق و اشکش رو تو این فیلم گذاشت

2520
02:32:38,858 --> 02:32:42,486
‫این ویژگی مشترک بیشتر فیلم‌هاشه

2521
02:32:43,154 --> 02:32:45,823
‫بعضیا فکر می‌کنند اگه شرایط سخت نباشه

2522
02:32:46,115 --> 02:32:48,492
‫نمیتونه فیلم خوب بسازه

2523
02:32:48,534 --> 02:32:51,745
‫مثل وقتی که گروهش اعتصاب
‫کردند یا با مسئول چای درگیر شد

2524
02:33:03,507 --> 02:33:04,550
‫بیچاره خانم چای‌ده

2525
02:33:04,592 --> 02:33:07,595
‫بارها به فکر عذرخواهی از خانوادش افتادم

2526
02:33:07,636 --> 02:33:10,097
‫اما اون فقط قربانی برخورد دو فرهنگ بود

2527
02:33:10,139 --> 02:33:13,225
‫بین دو دنیای کاملاً متفاوت گیر کرده بود

2528
02:33:15,436 --> 02:33:17,688
‫روز اول یک چیز منو دیوونه میکرد

2529
02:33:17,730 --> 02:33:19,857
‫داشتیم کم کم پیشرفت میکردیم

2530
02:33:19,899 --> 02:33:21,567
‫میخواستم اولین صحنه بزرگ رو بگیرم

2531
02:33:21,609 --> 02:33:24,486
‫با کلی سیاهی لشکر و حرکت‌های برنامه‌ریزی شده

2532
02:33:25,029 --> 02:33:26,739
‫برگشتم دیدم گروه رفته

2533
02:33:27,615 --> 02:33:29,867
‫«کجان؟ اوه، تو وقت چای بودن»

2534
02:33:30,159 --> 02:33:31,660
‫گفتم «چی؟»

2535
02:33:32,119 --> 02:33:37,082
‫تمام گروه صف کشیده بودن، یکی یکی

2536
02:33:37,416 --> 02:33:42,087
‫شیرینی چسبناک و چای و اسکون میخریدن

2537
02:33:42,922 --> 02:33:44,089
‫بعد نوبتی میرفتند

2538
02:33:44,131 --> 02:33:46,800
‫با دو پنی و این چیزا

2539
02:33:47,259 --> 02:33:50,804
‫گفتم «دارین شوخی میکنید؟»

2540
02:33:51,055 --> 02:33:53,933
‫با وحشت 20 دقیقه تماشا کردم

2541
02:33:54,725 --> 02:33:56,352
‫تو 20 دقیقه میشد دو تا صحنه گرفت

2542
02:33:56,685 --> 02:33:58,229
‫گذشت

2543
02:33:58,229 --> 02:33:59,521
‫بعد همه برگشتند

2544
02:33:59,563 --> 02:34:02,566
‫با چای و شیرینی‌هاشون مشغول کار شدند

2545
02:34:02,608 --> 02:34:04,526
‫با خودم گفتم «کارتم تمومه»

2546
02:34:05,069 --> 02:34:07,279
‫حس میکردم تو یک دنیای موازی فرود اومدم

2547
02:34:07,279 --> 02:34:08,906
‫یا تو یک سیاره بیگانه

2548
02:34:11,700 --> 02:34:13,953
‫روز بعد کل گروه صف کشیده بودند

2549
02:34:14,161 --> 02:34:16,288
‫گفتم «میشه من...»

2550
02:34:16,538 --> 02:34:18,290
‫گفتن «بیخیال رئیسه، شما اول»

2551
02:34:18,290 --> 02:34:22,211
‫پرسیدم «قیمتش چنده؟»

2552
02:34:23,337 --> 02:34:25,047
‫گفتم اگر قراره وقت تلف کنیم

2553
02:34:25,089 --> 02:34:26,590
‫حداقل با حالش کنیم

2554
02:34:26,632 --> 02:34:28,842
‫«این چند؟» «فلان قدر»

2555
02:34:28,884 --> 02:34:30,427
‫«اون چند؟» «فلان قدر»

2556
02:34:30,427 --> 02:34:31,303
‫«یک فنجون چای؟»

2557
02:34:31,345 --> 02:34:33,013
‫«همه چی رو یکجا چند میدی؟»

2558
02:34:33,347 --> 02:34:34,974
‫و او پرسید: «خب منظورت چیه؟»

2559
02:34:35,015 --> 02:34:36,684
‫گفتم: «همه چیز، همه چیز روی این چرخ دستی

2560
02:34:36,725 --> 02:34:38,018
‫همه ش چقدر میشه؟»

2561
02:34:38,185 --> 02:34:40,729
‫اما حالا زمزمه ای بین صف
‫میشنوم: «آه، فرماندار داره خرید میکنه

2562
02:34:41,272 --> 02:34:45,609
‫میخواد بابت لغو سلامتی نوشیدنی عذرخواهی کنه»

2563
02:34:45,734 --> 02:34:48,570
‫دارم اینجا حسابی توجه جلب
‫میکنم باید همونجا تمومش میکردم

2564
02:34:48,904 --> 02:34:51,031
‫اما من این شکلی ام

2565
02:34:51,282 --> 02:34:53,784
‫یک مشت پر از اسکناس درمیارم، همشو میشمرم

2566
02:34:54,535 --> 02:34:57,246
‫میگم: «حله؟» زن گفت: «کاملا»

2567
02:34:57,621 --> 02:35:00,582
‫گفتم: «میشه یک ذره به کنار بری لحظه ای؟»

2568
02:35:01,083 --> 02:35:03,085
‫اون گفت: «باشه»

2569
02:35:03,168 --> 02:35:04,336
‫کنار رفت

2570
02:35:05,129 --> 02:35:06,255
‫منم با تمام قوا لگد محکمی به اون چرخ دستی کوفتی زدم

2571
02:35:06,380 --> 02:35:08,674
‫چرخ دستی پرت شد تو هوا و همه چیز به اطراف پاشید

2572
02:35:08,716 --> 02:35:11,010
‫برگشتم و گفتم: «همه همین الان برگردید سر کار

2573
02:35:11,051 --> 02:35:13,554
‫وگرنه این تولید رو متوقف میکنم

2574
02:35:13,554 --> 02:35:15,055
‫هممون برمیگردیم آمریکا

2575
02:35:15,055 --> 02:35:16,265
‫همتون کارتونو از دست میدید

2576
02:35:16,432 --> 02:35:17,891
‫ فردا اینجوری کار میکنیم:

2577
02:35:18,100 --> 02:35:19,560
‫از هر بخش یک نفر رو انتخاب میکنید

2578
02:35:19,768 --> 02:35:22,021
‫بره وسایل مورد نیازتون رو بیاره

2579
02:35:22,229 --> 02:35:23,355
‫بهش دستور میدید، پول میدید

2580
02:35:23,397 --> 02:35:25,232
‫اونم براتون میاره تو صحنه و ما کارمونو ادامه میدیم

2581
02:35:25,274 --> 02:35:27,318
‫اگه این روش براتون قبول نیست، همینجا همه چیز تمومه»

2582
02:35:27,359 --> 02:35:28,986
‫اگر این غیرقابل قبول نیست،
‫کار ما در اینجا تمام شده است."

2583
02:35:31,113 --> 02:35:33,365
‫سکوت سکوت مطلق

2584
02:35:34,658 --> 02:35:36,327
‫الان که فکر میکنم، با گذشته نگری

2585
02:35:36,368 --> 02:35:38,370
‫میتونستم کمی دیپلماتیک تر عمل کنم

2586
02:35:39,330 --> 02:35:40,998
‫اما دیگه چایی باقی نبود

2587
02:35:44,543 --> 02:35:47,129
‫براشون زمان برد که فقط کار کردنش رو تماشا کنند

2588
02:35:47,212 --> 02:35:51,008
‫و نوع کاری که انجام میشد رو ببینند

2589
02:35:51,467 --> 02:35:56,972
‫تا متوجه بشن چقدر به عنوان فیلمساز خارق العاده ست

2590
02:35:59,224 --> 02:36:01,769
‫ترمیناتور روی نوار ویدئویی اومد

2591
02:36:01,894 --> 02:36:03,854
‫و تک تک در طول هفته بعد

2592
02:36:04,188 --> 02:36:06,231
‫همه اومدن، خب نه همه شون

2593
02:36:06,273 --> 02:36:09,026
‫اما خیلیهاشون پیشم اومدن: «فیلم خوبیه، فرماندار»

2594
02:36:09,443 --> 02:36:11,528
‫و بعد از اون، همه چیز یک ذره تغییر کرد

2595
02:36:13,697 --> 02:36:16,825
‫گل ان هرد، فکر کنم، توی
‫این فیلم واقعاً زمان سختی داشت

2596
02:36:16,825 --> 02:36:18,327
‫فکر میکنم بخشی به دلیل مردسالاری

2597
02:36:18,369 --> 02:36:20,829
‫که اون زمان در صنعت فیلم خیلی ریشه دار بود

2598
02:36:21,080 --> 02:36:23,874
‫اون جوون بود، کارگردان هم متاهل بود

2599
02:36:23,999 --> 02:36:27,127
‫هیچکس به حرفش گوش نمیداد
‫هیچکس به مقامش احترام نمیذاشت

2600
02:36:27,419 --> 02:36:29,922
‫اما راستش، فکر میکنم کارای فوق العاده ای کرد

2601
02:36:31,799 --> 02:36:35,219
‫من خیلی از مصاحبه‌های اولیه
‫با روسای بخشها رو انجام دادم

2602
02:36:35,844 --> 02:36:37,012
‫قبل از اینکه با جیم ملاقات کنند

2603
02:36:37,221 --> 02:36:40,474
‫خیلیهاشون دستشونو دراز می‌کردند
‫برای دست دادن، خیلی مودب

2604
02:36:40,516 --> 02:36:44,353
‫و میگفتن: «فقط میخوام بدونید
‫من از یک زن دستور نمیگیرم

2605
02:36:44,395 --> 02:36:46,522
‫حتی یک دستور هم قبول نمیکنم»

2606
02:36:48,273 --> 02:36:50,901
‫و من هیچوقت خجول نبودم

2607
02:36:50,943 --> 02:36:53,529
‫گفتم: «خب پس تو توی این فیلم کار نمیکنی»

2608
02:36:54,071 --> 02:36:55,364
‫و باورشون نمیشد

2609
02:36:56,365 --> 02:36:58,784
‫بری انگلیس، الان داری یک فیلم استودیویی میسازی

2610
02:36:58,826 --> 02:37:01,370
‫توی فرهنگ استودیویی پاینوود

2611
02:37:01,662 --> 02:37:05,707
‫و این زن جوون تازه کاری که فقط یک فیلم ساخته

2612
02:37:05,833 --> 02:37:10,170
‫میاد تو شبکه مردانه قدیمی
‫انگلیس و به حرفش گوش نمیدن

2613
02:37:10,212 --> 02:37:13,590
‫مدام دنبال این بودن ببینند واقعاً
‫چه کسی داره فیلم رو تولید میکنه

2614
02:37:15,968 --> 02:37:18,929
‫هیچکدوم از سه تهیه‌کننده فیلم اول

2615
02:37:18,971 --> 02:37:23,058
‫یعنی دیوید گییلر، گوردون کارول
‫و والتر هیل، در دسترس نبودن

2616
02:37:23,392 --> 02:37:27,146
‫تا صد درصد وقتشون رو تو استودیو توی انگلیس بذارن

2617
02:37:27,271 --> 02:37:29,481
‫پس لازم بود یک نفر حضوری کار رو مدیریت کنه

2618
02:37:30,065 --> 02:37:33,902
‫من کوچکترین کمبود اعتماد به نفسی نداشتم

2619
02:37:34,153 --> 02:37:36,071
‫فکر نمیکنم استودیو قرن بیستم

2620
02:37:36,071 --> 02:37:39,241
‫به اندازه من به تواناییهام اعتماد داشته باشه

2621
02:37:39,366 --> 02:37:45,205
‫پریدن از کار برای راجر کورمن،
‫جایی که تهیه‌کننده خطی یک فیلم

2622
02:37:45,247 --> 02:37:47,749
‫۳۸۰,۰۰۰ دلاری بودم

2623
02:37:48,167 --> 02:37:51,420
‫تا رفتن از ۶.۴ میلیون به ۱۳ میلیون

2624
02:37:51,462 --> 02:37:53,255
‫که بودجه بیگانه‌ها بود

2625
02:37:53,422 --> 02:37:57,759
‫پس برام اصلاً جهش بزرگی نبود

2626
02:37:58,552 --> 02:38:06,393
‫اون برام مثل آتنا بود، خیلی
‫خردمند، سختکوش و روشنفکر

2627
02:38:08,103 --> 02:38:10,481
‫فکر نمیکنم مردم به اندازه کافی درموردش حرف بزنند

2628
02:38:10,564 --> 02:38:13,609
‫وقتی از ترمیناتور، بیگانه‌ها و ژرفناک حرف میزنیم

2629
02:38:13,650 --> 02:38:16,904
‫به نظرم اون واقعاً احتمالاً تنها کسیه که میتونه

2630
02:38:17,362 --> 02:38:18,780
‫یک ذره جیم رو مهار کنه

2631
02:38:22,284 --> 02:38:26,538
‫توی اول فیلم یک لیزر هست که میگه بیزززززززز

2632
02:38:28,916 --> 02:38:30,834
‫این توی فیلمنامه اصلی نبود

2633
02:38:31,293 --> 02:38:35,547
‫اما اتفاقی که افتاد اینه که جیم
‫تصمیم گرفت این لیزر تو فیلم باشه

2634
02:38:35,839 --> 02:38:37,382
‫درحالیکه تو بودجه جایی نداشت

2635
02:38:37,674 --> 02:38:41,011
‫گیل گفت: «جیم، جیم، این فلان قدر هزینه داره

2636
02:38:41,011 --> 02:38:43,055
‫فلان و بهمان نمیتونیم اینو داشته باشیم»

2637
02:38:43,096 --> 02:38:46,016
‫اما جیم میگفت: «نه، ولی این
‫چیزیه که میخوام، اینو نیاز دارم»

2638
02:38:46,934 --> 02:38:48,977
‫«این چیزیه که حس میکنم واقعاً

2639
02:38:49,144 --> 02:38:51,647
‫فیلم رو به سبک آینده گرایی شروع میکنه»

2640
02:38:51,813 --> 02:38:53,398
‫در نهایت گیل بهش گفت: «ببین،

2641
02:38:53,524 --> 02:38:55,776
‫مجبوری هزینه ش رو از جیب خودت بدی

2642
02:38:55,817 --> 02:38:57,653
‫اگه انقدر بهش نیاز داری، خودت انجامش بده»

2643
02:38:57,903 --> 02:39:00,155
‫نکته جالب این مکالمه این بود که

2644
02:39:00,239 --> 02:39:01,823
‫گیل دقیقاً وظیفه ش رو انجام میداد

2645
02:39:01,865 --> 02:39:03,450
‫یک تهیه‌کننده خوب بود

2646
02:39:04,243 --> 02:39:06,620
‫و جیم هم کار کارگردان رو میکرد

2647
02:39:08,872 --> 02:39:11,500
‫داستان اینه که نهایتاً هزینه رو از جیب خودش داد

2648
02:39:11,708 --> 02:39:14,378
‫و اون لیزر رو گرفت و فیلم اینجوری شروع شد

2649
02:39:14,711 --> 02:39:17,548
‫یادمه فکر میکردم: «خدایا، امشب باید برن

2650
02:39:17,589 --> 02:39:19,633
و باهم حرف بزنن

2651
02:39:22,302 --> 02:39:29,893
‫تمرکز، شدت و اراده جیم و گیل
‫برای ساختن این فیلم به سبک خودشون

2652
02:39:29,935 --> 02:39:31,770
‫این نقطه عطفشون بود، یا موفق میشدن یا نابود

2653
02:39:32,187 --> 02:39:34,231
‫ترمیناتور؟ آره، فیلم خوبی بود

2654
02:39:34,898 --> 02:39:38,944
‫جیمز، این بچه کانادایی هرکی بود:
‫«آره، فیلمنامه ات رو دوست داریم»

2655
02:39:39,570 --> 02:39:42,030
‫اما باید درست انجامش میدادی و خودشونم میدونستن

2656
02:39:42,281 --> 02:39:43,365
‫این بلیط اونها بود

2657
02:39:43,907 --> 02:39:44,992
‫هی، گوش کن

2658
02:39:46,243 --> 02:39:47,703
‫هممون خسته و فرسوده ایم

2659
02:39:49,288 --> 02:39:50,497
‫اما حواس جمع باش

2660
02:39:56,962 --> 02:39:57,963
‫همه چیزو بهم نشون بده

2661
02:39:59,381 --> 02:40:00,591
‫میتونم از خودم مراقبت کنم

2662
02:40:03,302 --> 02:40:04,511
‫آره، متوجه شدم

2663
02:40:05,012 --> 02:40:08,932
‫مشخص بود که جیم یک «داستان علاقه» نوشته بود

2664
02:40:09,474 --> 02:40:12,686
‫چیزی که من بهش میگم

2665
02:40:13,353 --> 02:40:16,315
‫و اینکه من و ریپلی خیلی از هم خوشمون میومد

2666
02:40:17,399 --> 02:40:18,984
‫هیچ شکی توش نبود

2667
02:40:19,192 --> 02:40:21,945
‫چیزی که بازی کردیم همون چیزی بود که جیم میخواست

2668
02:40:22,446 --> 02:40:25,949
‫من عنصر عاشقانه، تنش و رابطه بازی

2669
02:40:26,033 --> 02:40:28,493
‫بین ریپلی و هیکس رو دوست دارم

2670
02:40:28,535 --> 02:40:30,287
‫چون تو فیلم بیگانه چنین چیزی ندیدیم

2671
02:40:30,871 --> 02:40:33,749
‫دیدن این عشق نوپا

2672
02:40:33,790 --> 02:40:38,211
‫و بعد دیگه ای از شخصیتش واقعاً عالیه

2673
02:40:38,837 --> 02:40:40,589
‫همدلی بیشتری باهاش داری

2674
02:40:40,672 --> 02:40:44,343
‫احساس میکنی یک آدم آشناست، یک زن واقعیه

2675
02:40:45,594 --> 02:40:46,762
‫فقط یک احتیاطه

2676
02:40:48,180 --> 02:40:49,181
‫ممنون

2677
02:40:49,890 --> 02:40:51,600
‫معنیاش این نیست که نامزدیم یا چیزی

2678
02:40:51,808 --> 02:40:56,647
‫اصلاً آخرین چیزیه که به ذهن
‫کسی میرسه، مخصوصاً خود اون

2679
02:40:57,814 --> 02:40:59,024
‫بیا، آروم باش

2680
02:40:59,941 --> 02:41:02,778
‫با گذشت زمان و از طریق تمام این تجربه‌ها

2681
02:41:02,819 --> 02:41:06,531
‫همدیگه رو میپذیرن و به هم علاقه مند میشن

2682
02:41:06,531 --> 02:41:13,372
‫پس این احساس در حال رشد، از نظر من خیلی واقعیه

2683
02:41:13,914 --> 02:41:19,336
‫مطمئناً قرار گرفتن در موقعیتهای
‫مرگ و زندگی هم محرکیه

2684
02:41:20,379 --> 02:41:23,048
‫همه چیز خیلی طبیعی بود

2685
02:41:23,465 --> 02:41:27,886
‫فکر میکنم جفت شدن ریپلی و هیکس

2686
02:41:27,928 --> 02:41:33,684
‫یکی از چیزهای ناراحت‌کننده که دیدیم
‫این بود که دیوید فینچر هیکس رو کشت

2687
02:41:33,809 --> 02:41:36,478
‫چه برسه به نیوت

2688
02:41:38,188 --> 02:41:46,196
‫فقط کامرون میتونه یک جلسه توضیح
‫درباره نحوه استفاده از تفنگ پالس بذاره

2689
02:41:46,822 --> 02:41:51,535
‫و اونو به عاشقانه ترین صحنه فیلم تبدیل کنه

2690
02:41:51,952 --> 02:41:55,622
‫و اینطوری کامرون با تضادها کار میکنه

2691
02:41:55,914 --> 02:42:02,129
‫عاشق این ایده فلز خشن، اسلحه‌ها و جنگه

2692
02:42:02,421 --> 02:42:06,967
‫اما همیشه با حساسیت عاطفی و قلب توشون نخ میکشه

2693
02:42:07,134 --> 02:42:08,885
‫چند وقته نخوابیدی؟

2694
02:42:09,886 --> 02:42:10,887
‫۲۴ ساعت؟

2695
02:42:11,346 --> 02:42:14,933
‫من معمولاً دستورالعملهای صحنه رو
‫نمیخونم موقع خوندن فیلمنامه هیجانزده میشم

2696
02:42:14,975 --> 02:42:18,645
‫راستش تا روی صحنه نرفته
‫بودم نمیدونستم اسلحه‌ها چین

2697
02:42:18,937 --> 02:42:21,481
‫میخوام یک دوست شخصی رو بهت معرفی کنم

2698
02:42:22,691 --> 02:42:25,402
‫این ام۴۱ای ای پالس رایفله

2699
02:42:25,610 --> 02:42:28,196
‫ما انگلیسیم، همه صحنه‌ها ساخته شدن

2700
02:42:28,238 --> 02:42:30,657
‫داریم فیلمبرداری رو شروع
‫میکنیم، تو تمرینیم که اون میگه

2701
02:42:31,032 --> 02:42:35,704
‫«نمیتونم با مسلسل شلیک کنم
‫من طرفدار کنترل اسلحه‌هام»

2702
02:42:36,037 --> 02:42:37,706
‫گفتم: «تا حالا با مسلسل شلیک کردی؟»

2703
02:42:37,914 --> 02:42:38,915
‫گفت: «نه»

2704
02:42:39,416 --> 02:42:41,209
‫گفتم: «دوست داری امتحان کنی؟»

2705
02:42:43,378 --> 02:42:45,005
‫خب، چیکار کنم؟

2706
02:42:45,380 --> 02:42:49,050
‫پس وایساد اونجا در حالی که عصبانی بود

2707
02:42:49,342 --> 02:42:51,511
‫و رفت: «بررررررررر»

2708
02:42:54,097 --> 02:42:56,183
‫«بدک نبود» بررررررررر

2709
02:42:58,393 --> 02:43:00,854
‫خودِ این هیجانو داشت که مجبور بودم

2710
02:43:01,229 --> 02:43:06,985
‫از یک اسلحه سنگین استفاده
‫کنم، هم مسلسل بود هم بازوکا

2711
02:43:08,403 --> 02:43:13,366
‫مجبور بودم از نیوت محافظت
‫کنم، بخشی از این گروه سربازا بشم

2712
02:43:13,492 --> 02:43:17,287
‫تا حدی که بقای ما بهش وابسته بود

2713
02:43:18,705 --> 02:43:21,792
‫اما اون همیشه با این بخش از شخصیتش راحت نبود

2714
02:43:22,083 --> 02:43:23,960
‫پس مجبور شدم برگردم و بگم: «ببین،

2715
02:43:24,085 --> 02:43:25,420
‫ریپلی هیچوقت مسلسل شلیک نکرده

2716
02:43:25,462 --> 02:43:27,672
‫پس این عالیه، دقیقاً مناسب توئه

2717
02:43:27,923 --> 02:43:32,302
‫همون واکنش و تردیدت رو حفظ کن

2718
02:43:32,552 --> 02:43:34,721
‫چون درگیری در فیلمها از کجا میاد؟

2719
02:43:34,763 --> 02:43:37,557
‫وقتی آدما مجبور میشن کارایی بکنند
‫ که خارج از

2720
02:43:37,891 --> 02:43:41,102
‫رفتار عادیشونه، برای یک دلیل بزرگتر»

2721
02:43:44,189 --> 02:43:47,901
‫من تازه از ترمیناتور اومده
‫بودم، پس اسلحه‌ها حضور داشتند

2722
02:43:47,984 --> 02:43:49,110
‫حتماً باید اسلحه می بود

2723
02:43:51,780 --> 02:43:54,616
‫اون موقع تو زندگیم، یا حداقل تو کارم،

2724
02:43:54,658 --> 02:43:58,662
‫خیلی خوشحال بودم که استفاده
‫درست از اسلحه رو نشون بدم

2725
02:43:58,703 --> 02:44:00,872
‫و صلح از طریق برتری تسلیحاتی

2726
02:44:00,914 --> 02:44:01,957
‫۱۰ میلیمتر

2727
02:44:02,123 --> 02:44:06,044
‫به‌همراه یک پرتابگر نارنجک پمپ اکشن ۳۰ میلیمتری

2728
02:44:06,419 --> 02:44:07,420
‫وزنش رو حس کن

2729
02:44:08,630 --> 02:44:11,758
‫صدای پالس رایفل، اون صدای تق تق

2730
02:44:13,844 --> 02:44:16,179
‫ـ بیا، بیا
‫ـ بلند شو

2731
02:44:16,263 --> 02:44:19,057
‫یک مسلسل تامپسونه، نه؟
‫که به یک تفنگ ساچمه‌ای وصل شده

2732
02:44:19,099 --> 02:44:20,976
‫با یک چاشنی علمی تخیلی روش

2733
02:44:23,311 --> 02:44:24,729
‫پس یک چیز خیلی پایه‌ایه

2734
02:44:24,980 --> 02:44:27,899
‫اما با تغییر صداش، تغییر قاعده

2735
02:44:28,024 --> 02:44:30,610
‫چیزی که ما به عنوان اسلحه مدرن میشناسیم

2736
02:44:30,777 --> 02:44:32,821
‫این یک صدای نازک تق تق خاصی ایجاد میکنه

2737
02:44:32,863 --> 02:44:34,823
‫صدای تق تق ناهماهنگ و منقطع

2738
02:44:37,868 --> 02:44:39,911
‫این حس خاص بودن رو القا میکرد

2739
02:44:39,953 --> 02:44:41,204
‫به شکلی متمایز میکرد که

2740
02:44:41,246 --> 02:44:43,331
‫فکر نمیکنم هیچ سلاح علمی تخیلی
‫دیگه‌ای چنین حسی داشته باشه

2741
02:44:45,792 --> 02:44:48,545
‫هر بار مسلسل شلیک می‌کردند
‫استروبها روشن میشدن

2742
02:44:48,795 --> 02:44:52,257
‫پس صحنه‌ها استروبوسکوپیک
‫و امپرسیونیستی می‌شدند

2743
02:44:54,092 --> 02:44:56,511
‫جالبه که چطوری اسلحه‌ها رو نگه میداشتند

2744
02:44:56,803 --> 02:44:58,430
‫چون اسلحه‌ها وزن داشتند

2745
02:44:58,471 --> 02:45:00,432
‫میشد فهمید بازیگرها چطور حملشون می‌کنند

2746
02:45:01,933 --> 02:45:04,019
‫اسلحه‌هایی که ساختند

2747
02:45:04,102 --> 02:45:07,397
‫بخش اکسسوری واقعاً
‫کار زیبایی انجام داده بودند

2748
02:45:08,106 --> 02:45:10,650
‫من توی بچگی بعضی از این اسلحه‌ها رو گرفتم

2749
02:45:10,650 --> 02:45:12,444
‫واقعاً باعث میشد سینه‌ات رو بدی جلو

2750
02:45:12,527 --> 02:45:16,323
‫یک تفنگ پالس بگیری و آره

2751
02:45:16,406 --> 02:45:18,325
‫یعنی واقعاً عالی بود

2752
02:45:25,290 --> 02:45:29,044
‫از نظر ظاهر فیلم، فیلم‌برداری و نورپردازی

2753
02:45:29,377 --> 02:45:32,464
‫مثل بقیه عناصر فیلم، همه‌چیز
‫زیر نظر کامرون پیش میرفت

2754
02:45:35,050 --> 02:45:36,593
‫آدریان بیدل رو استخدام کردیم

2755
02:45:36,801 --> 02:45:38,762
‫اون قبلاً با ریدلی روی تبلیغات زیاد کار کرده بود

2756
02:45:39,095 --> 02:45:42,933
‫پس فکر کردم با سبک
‫و دی‌ان‌ای ظاهری فیلم آشناست

2757
02:45:43,350 --> 02:45:46,102
‫اما تا اون زمان فیلم سینمایی نساخته بود
‫پس یک جورایی ریسک بود

2758
02:45:47,938 --> 02:45:49,397
‫پرسید: «چطوری میخوایم این کار رو انجام بدیم؟»

2759
02:45:49,397 --> 02:45:53,026
‫گفتم: «من کلی نورپردازی تو صحنه تعبیه کردم

2760
02:45:53,526 --> 02:45:55,153
‫میشه همون رو استفاده کنی؟»

2761
02:45:56,279 --> 02:46:00,367
‫به جای نورپردازی تک‌به‌تک نماها،
‫از منبع نور موجود استفاده کنیم

2762
02:46:00,533 --> 02:46:02,410
‫گفت: «باشه، همون منبع اصلی رو میگیریم»

2763
02:46:02,911 --> 02:46:04,537
‫همه‌جا حرکت و جنب‌وجوشه

2764
02:46:04,621 --> 02:46:06,039
‫برگردید به موقعیتهای عملیاتی

2765
02:46:07,040 --> 02:46:08,291
‫وقتشه بازی شروع شه

2766
02:46:08,917 --> 02:46:12,671
‫جیم سبک خودشو «تک نوآر» می‌نامه

2767
02:46:13,213 --> 02:46:14,464
‫به نظرم اصطلاح درستیه

2768
02:46:14,756 --> 02:46:17,509
‫«نابودگر» یک جورایی
‫اون فضا رو تعیین کرده بود

2769
02:46:17,801 --> 02:46:19,427
‫یه چیز تازه‌ای داشت

2770
02:46:19,469 --> 02:46:22,180
‫یه چیز کاملاً پیشرو و نوآورانه

2771
02:46:23,390 --> 02:46:27,018
‫انتخاب پالت رنگی جیم، کاملاً خاص خودشه

2772
02:46:27,310 --> 02:46:31,022
‫آبیها و قرمزهای عمیق خفن

2773
02:46:31,481 --> 02:46:32,524
‫هری داری چیکار میکنی؟

2774
02:46:32,983 --> 02:46:34,401
‫دارم یک وظیفه کوچیک بهش میدم

2775
02:46:36,069 --> 02:46:40,824
‫با رنگ و المانهای نوآر زیاد بازی میکنه

2776
02:46:41,074 --> 02:46:44,577
‫واقعاً به سمت فضاهای تاریک و مرموز میره

2777
02:47:06,683 --> 02:47:09,644
‫موسیقی تقریباً همه چیز این صحنه‌هاست

2778
02:47:11,104 --> 02:47:15,942
‫هورنر با سازهای زهی فضایی غریب و فرازمینی میسازه

2779
02:47:15,984 --> 02:47:17,360
‫و به حس ناآرامی صحنه اضافه میکنه

2780
02:47:23,199 --> 02:47:24,409
‫یه جور ریتم نظامی کوبنده داره

2781
02:47:25,869 --> 02:47:27,454
‫توی نسخه ویژه ساندترک

2782
02:47:27,495 --> 02:47:29,831
‫نسخه‌های تنها کوبه‌ای بعضی آهنگها رو داریم

2783
02:47:29,873 --> 02:47:31,207
‫که واقعاً بی نظیرند

2784
02:47:38,798 --> 02:47:40,842
‫و این ریتم مداوم رو حفظ میکنه

2785
02:47:46,890 --> 02:47:49,392
‫موسیقی هورنر برای این
‫فیلم یکی از محبوبترین کارهامه

2786
02:47:49,392 --> 02:47:52,437
‫و برام عجیبه که کامرون وقت شنیدنش خوشش نیومد

2787
02:47:52,729 --> 02:47:54,898
‫ایده اینکه اونجا نشسته بود و
‫داره موسیقی رو تکه تکه میکنه

2788
02:48:01,988 --> 02:48:05,116
‫من میکسر صدابرداری مجدد تو استودیو پاینوود بودم

2789
02:48:06,910 --> 02:48:10,080
‫توی یک تئاتر دیگه شبها کار میکردیم

2790
02:48:10,080 --> 02:48:15,085
‫با یک میکسر دیگه از پاینوود
‫که موسیقیها رو میکس میکرد

2791
02:48:15,293 --> 02:48:19,464
‫چون جیمز کلی تغییر تو موسیقی
‫جیمز هورنر ایجاد کرده بود

2792
02:48:20,965 --> 02:48:25,386
‫میدونم که از موسیقی راضی نبود

2793
02:48:25,637 --> 02:48:28,014
‫و حتی بخشهایی رو تکرار کرد

2794
02:48:30,767 --> 02:48:33,478
‫مهیجترین قطعه اکشن که بهش میگفتیم «سندان»

2795
02:48:33,728 --> 02:48:35,939
‫چندبار تو فیلم پخش میشه

2796
02:48:43,029 --> 02:48:44,030
‫اما جواب میده

2797
02:48:47,075 --> 02:48:48,409
‫کلی جای قطعه‌ها رو عوض کرد

2798
02:48:48,743 --> 02:48:50,453
‫فکر کنم با جیمز هورنر به مشکل خورد

2799
02:48:50,578 --> 02:48:53,706
‫هورنر برای موسیقی بیگانه‌ها نامزد جایزه شد

2800
02:48:54,124 --> 02:48:56,084
‫پس که خیلی هم بد نبوده

2801
02:48:56,167 --> 02:48:58,711
‫نامزدهای بهترین موسیقی متن:

2802
02:48:58,753 --> 02:49:00,630
‫فکر کنم برای این یکی باید درست و حسابی بایستم

2803
02:49:01,589 --> 02:49:03,550
‫برای فیلم بیگانه‌ها، جیمز هورنر

2804
02:49:03,758 --> 02:49:06,594
‫یکی از بهترین مصاحبه‌هایم با جیمز هورنر بود

2805
02:49:06,636 --> 02:49:10,098
‫چون با صراحت و فصاحت کامل از تجربه اش گفت

2806
02:49:10,765 --> 02:49:13,560
‫و گفت: «با توجه به شرایطی که توش بودیم

2807
02:49:13,852 --> 02:49:16,354
‫دیگه کار خلاقانه‌ای نبود، محاسباتی بود»

2808
02:49:16,396 --> 02:49:18,398
‫مثلاً مجبور بود نتها رو

2809
02:49:18,690 --> 02:49:20,859
‫با برشهای فیلم هماهنگ کنه

2810
02:49:24,904 --> 02:49:30,201
‫با این حال، یکی از ماندگارترین
‫قطعه‌های موسیقی رو خلق کرد

2811
02:49:30,535 --> 02:49:33,997
‫که بارها تو تیزرها ازش
‫استفاده شده

2812
02:49:33,997 --> 02:49:35,081
‫«کانتداون بیشاپ»

2813
02:49:37,417 --> 02:49:38,585
‫ممکنه مشکل داشته باشیم

2814
02:49:42,547 --> 02:49:43,756
‫میدونم بیرون بودی

2815
02:49:43,756 --> 02:49:45,592
‫یکی بهم بگه چه خبره

2816
02:49:45,633 --> 02:49:47,760
‫حتماً یک چیزی داره اینو سریعتر میکنه

2817
02:49:47,802 --> 02:49:49,429
‫میخوایم ازش رد بشیم

2818
02:49:49,596 --> 02:49:53,516
‫این نه فقط یک موسیقی اکشن خارق العاده ست

2819
02:49:53,558 --> 02:49:55,602
‫بلکه پالایشگر و اوج گیرندست

2820
02:50:02,650 --> 02:50:09,282
‫یه بخش دیگه از موسیقی جری
‫گلداسمیت برای فیلم اول بیگانه برداشته شده

2821
02:50:09,407 --> 02:50:12,285
‫وقتی مادر انتهای آسانسور ظاهر میشه

2822
02:50:17,457 --> 02:50:19,751
‫خیلی از فضاسازیها با موسیقی ایجاد شدن

2823
02:50:19,834 --> 02:50:23,171
‫نکته عالی این بود که جیمز
‫اجازه میداد سکوت رو تجربه کنیم

2824
02:50:29,677 --> 02:50:35,058
‫سکوت یا نزدیک به سکوت میتونه اینقدر قدرتمند باشه

2825
02:50:35,058 --> 02:50:38,061
‫دو جای فیلم به ذهنم میاد

2826
02:50:38,394 --> 02:50:43,358
‫وقتی نیوت زیر کف گیر کرده
‫و انگشتاش از شبکه بیرون زده

2827
02:50:44,025 --> 02:50:47,487
‫چند فریم تقریباً سکوته اونجا

2828
02:50:50,073 --> 02:50:51,115
‫ریپلی

2829
02:50:51,282 --> 02:50:54,535
‫و همینطور وقتی ریپلی اونو حمل میکنه

2830
02:50:58,373 --> 02:51:01,793
‫به عنوان یه پسر ۱۵ ساله

2831
02:51:02,585 --> 02:51:05,672
‫که میفهمه باباش قراره دنباله یکی
‫از بهترین فیلمهای ترسناک رو بسازه

2832
02:51:05,713 --> 02:51:09,801
‫هیجان خیلی زیادی داشت

2833
02:51:10,635 --> 02:51:15,515
‫من خیلی خوشحال بودم که توی
‫استودیوی لس آنجلس کار میکردم

2834
02:51:15,974 --> 02:51:18,893
‫قبل از اینکه گروه به لندن منتقل بشه

2835
02:51:20,436 --> 02:51:22,855
‫تو کارگاه قالبسازی جارو میکردم

2836
02:51:22,981 --> 02:51:26,276
‫و میدیدم چطور زنومورفهای جدید

2837
02:51:26,359 --> 02:51:29,445
‫و ملکه بیگانه و بقیه شخصیتها جان میگیرند

2838
02:51:30,780 --> 02:51:33,658
‫بعد استن به خانواده گفت: «هممون داریم میریم لندن

2839
02:51:33,783 --> 02:51:35,034
‫این فیلمبرداری طولانی میشه»

2840
02:51:37,036 --> 02:51:38,830
‫از اونچه از جیمز کامرون فهمیدم

2841
02:51:38,913 --> 02:51:42,083
‫تو بیگانه‌ها از طراحی آچار
‫ گیگر استفاده نکرد

2842
02:51:42,542 --> 02:51:44,168
‫چون اصلاً به ذهنش نرسیده بود

2843
02:51:44,419 --> 02:51:48,172
‫حتی نمیخواست بهش اعتراضی بشه

2844
02:51:48,256 --> 02:51:51,175
‫«این فیلم منه، من خودم یه هنرمند و طراحم

2845
02:51:51,217 --> 02:51:53,761
‫ایده‌های خیلی مشخص و واضحی داشتم

2846
02:51:55,138 --> 02:51:58,182
‫و در نهایت مجبور شدم به نوعی عذرخواهی کنم

2847
02:51:58,391 --> 02:51:59,726
‫چون از طریق شایعات شنیدم

2848
02:51:59,767 --> 02:52:02,562
‫که اون خیلی ناراحت بود که دعوت نشده»

2849
02:52:07,984 --> 02:52:12,447
‫استن و جیمز کامرون تو اولین
‫ترمیناتور باهم آشنا شدن و همکاری کردن

2850
02:52:14,657 --> 02:52:17,535
‫یه ارتباط فوری و مستقیم بینشون شکل گرفت

2851
02:52:17,910 --> 02:52:21,205
‫یه درک متقابل که دوطرفه بود

2852
02:52:21,706 --> 02:52:25,752
‫این شخص استانداردهای هنری خیلی بالایی داشت

2853
02:52:25,835 --> 02:52:29,088
‫بلندپرواز بود وآینده خوبی داشت

2854
02:52:31,007 --> 02:52:33,676
‫چیزی که در استن دوست داشتم اشتیاقش بود

2855
02:52:34,010 --> 02:52:36,763
‫وقتی ایده ای رو میدید که خوشش میومد

2856
02:52:37,555 --> 02:52:39,807
‫هیچی جلودارش نبود

2857
02:52:42,435 --> 02:52:45,104
‫وقتی به استودیوی استن وینستون میرفتی

2858
02:52:45,188 --> 02:52:47,940
‫عکسهای مرجع از هیولاها نمیدیدی

2859
02:52:48,149 --> 02:52:53,154
‫بلکه عکس حشرات و موجودات واقعی میدیدی

2860
02:52:53,738 --> 02:52:57,033
‫البته مرجع اصلی طراحیها اچ آر گیگر بود

2861
02:52:57,408 --> 02:53:02,205
‫مثلاً برای صحنه کالبدشکافی فیس‌هاگر

2862
02:53:02,413 --> 02:53:06,209
‫از جگر و پوست مرغ واقعی استفاده کردند

2863
02:53:07,877 --> 02:53:12,548
‫یکی از فیسهاگرهای اصلی رو بعنوان مرجع گرفتیم

2864
02:53:13,132 --> 02:53:16,177
‫این عروسکی بود که راجر دیکن ساخته بود

2865
02:53:17,512 --> 02:53:21,599
‫راجر دیکن قهرمان گمنام فیلمهای بیگانه ست

2866
02:53:22,392 --> 02:53:27,105
‫شاید خوب هم باشه چون نبوغ اصلی پشتش مال گیگر بود

2867
02:53:27,188 --> 02:53:29,899
‫اما راجر دیکن قطعاً یه نیمه خدا بود

2868
02:53:30,358 --> 02:53:32,652
‫و روش ساختش خیلی تأثیرگذار بود

2869
02:53:32,693 --> 02:53:34,904
‫از لاتکس بدون رنگ زیاد استفاده کرد

2870
02:53:35,238 --> 02:53:37,490
‫کار ما این بود که پویایی بیشتری بهش بدیم

2871
02:53:38,533 --> 02:53:40,243
‫وقتی به مجسمه خودم نگاه میکنم

2872
02:53:40,827 --> 02:53:44,789
‫فکر میکنم نسخه کم ظرافتتر فیلم اوله

2873
02:53:46,707 --> 02:53:50,378
‫فیسهاگرهای بیگانه‌ها خیلی فعالترن

2874
02:53:50,670 --> 02:53:53,673
‫نسبت به فیسهاگر فیلم بیگانه

2875
02:53:53,881 --> 02:53:55,925
‫فیسهاگر بیگانه کار خاصی نمیکرد

2876
02:53:59,220 --> 02:54:01,264
‫از تخم بیرون پرید

2877
02:54:01,389 --> 02:54:05,017
‫و بعد ثابت روی صورت جان هارت موند

2878
02:54:05,184 --> 02:54:09,313
‫لحظه‌ای هست که دارند برش میدند
‫دمش سفت میشه

2879
02:54:09,522 --> 02:54:11,566
‫داره دمش رو سفت میکنه

2880
02:54:11,607 --> 02:54:12,650
‫میدونم

2881
02:54:12,859 --> 02:54:17,196
‫فیسهاگرهای بیگانه‌ها همه جا بودند

2882
02:54:17,447 --> 02:54:18,698
‫میپریدن

2883
02:54:20,199 --> 02:54:21,242
‫با عجله حرکت میکردن

2884
02:54:23,119 --> 02:54:27,540
‫سیگورنی ویور و کری هن رو تو
‫صحنه آزمایشگاه پزشکی وحشت زده میکردن

2885
02:54:31,586 --> 02:54:34,964
‫و این به خلاقیت بسیار زیادی نیاز داشت

2886
02:54:40,094 --> 02:54:41,929
‫میخواستیم قدم بعدی رو برداریم

2887
02:54:42,013 --> 02:54:45,725
‫به سمت یه جور واقعگرایی یا اجرای غیرمنتظره

2888
02:54:48,478 --> 02:54:50,563
‫کاری که کردن ساخت چندین عروسک

2889
02:54:50,605 --> 02:54:52,315
‫که هرکدام کار خاصی میکردن

2890
02:54:54,025 --> 02:54:57,653
‫اون عضو بارورکننده وحشتناک شروع به مکیدن میکنه

2891
02:54:57,653 --> 02:54:59,197
‫و دمش داره به اطراف میزنه

2892
02:54:59,489 --> 02:55:03,910
‫این یه عروسک بود که با کابل کنترل میشد

2893
02:55:05,578 --> 02:55:07,371
‫از نظر چرخه زندگی

2894
02:55:07,914 --> 02:55:09,499
‫برگردیم به فیلمنامه کامرون

2895
02:55:09,540 --> 02:55:12,835
‫حالا میبینیم لوله کوچیک بیرون میاد

2896
02:55:12,960 --> 02:55:14,795
‫و فکر میکنم اون لحظه ازت خوشش میاد

2897
02:55:15,296 --> 02:55:17,715
‫به نظرم مثل عشق در نگاه اول میمونه

2898
02:55:18,216 --> 02:55:21,302
‫کار کردن با فیسهاگرها جالب بود

2899
02:55:21,344 --> 02:55:23,888
‫تقریباً مثل ماشینهای کنترل از راه دور بودند

2900
02:55:24,305 --> 02:55:26,140
‫اما کمی پیچیده تر از اون بودند

2901
02:55:26,182 --> 02:55:28,309
‫من خیلی خوش شانس بودم چون استن وینستون

2902
02:55:28,351 --> 02:55:32,021
‫همه تلاشش رو کرد تا مطمئن
‫بشه من طرز کار همه چیز رو میدونم

2903
02:55:33,022 --> 02:55:36,567
‫همون تکنیکهایی که تو اسباب‌بازیهای
‫کشیدنی قدیمی استفاده میشد

2904
02:55:36,817 --> 02:55:40,112
‫اسباب بازی رو میکشی و پاهاش حرکت میکنن

2905
02:55:40,821 --> 02:55:44,867
‫یک سری پا به شکلی ارگانیک در دو طرف حرکت میکنن

2906
02:55:45,993 --> 02:55:50,248
‫و بعد دیدیم یه فیسهاگر روی یه میز برگردون پرید

2907
02:55:50,414 --> 02:55:53,000
‫میپره بالا، مکث میکنه، و بعد به جلو میپره

2908
02:55:56,546 --> 02:55:59,257
‫طراحی حرکتهای زیبا برای یه موجود عجیب وغریب

2909
02:56:04,220 --> 02:56:07,348
‫شرکت میخواست این موجود رو
‫برای بخش تسلیحاتش بدست بیاره

2910
02:56:07,640 --> 02:56:09,392
‫و براش مهم نبود چطوری اینکار رو میکنن

2911
02:56:09,559 --> 02:56:10,685
‫براشون مهم نبود

2912
02:56:11,310 --> 02:56:14,397
‫و این موضوع در شخصیت کارتر برک تجسم پیدا کرده بود

2913
02:56:16,566 --> 02:56:18,985
‫با هر معیار منطقی

2914
02:56:19,151 --> 02:56:21,362
‫من هیچ جایگاهی تو این فیلم نداشتم

2915
02:56:22,113 --> 02:56:25,074
‫دوستانم میگفتن: «واقعاً؟ تو رو گرفتن؟»

2916
02:56:25,366 --> 02:56:28,119
‫«علاقه تو به این چیه؟ چرا داری میری؟»

2917
02:56:28,369 --> 02:56:31,956
‫«شرکت توی تأمین هزینه مستعمره
‫با اداره مستعمرات شریک بود»

2918
02:56:32,039 --> 02:56:35,126
‫من فیلم بیگانه و ترمیناتور رو دیده بودم

2919
02:56:35,167 --> 02:56:37,336
‫پس میدونستم این فیلم عالی میشه

2920
02:56:37,461 --> 02:56:40,881
‫وقتی فیلمنامه رو خوندم، نفسگیر بود

2921
02:56:41,215 --> 02:56:45,094
‫تنها فیلمنامه‌ایه که موقع خوندنش احساس حرکت داشتم

2922
02:56:45,219 --> 02:56:47,597
‫انگار دارم فیلم رو میبینم نه متن رو

2923
02:56:47,638 --> 02:56:54,353
‫چون کامرون خیلی سینمایی و تقریباً هایکووار مینوشت

2924
02:56:55,062 --> 02:56:57,815
‫اگر یه کلمه کافی بود، از جملات استفاده نمیکرد

2925
02:56:57,857 --> 02:56:59,900
‫با خودم گفتم: «این فیلم یه موفقیت بزرگ میشه

2926
02:57:00,026 --> 02:57:03,821
‫و اصلاً باورنکردنیه که منم توش در نظر گرفته شدم»

2927
02:57:04,071 --> 02:57:05,823
‫«خوشحالم که خودتو سرگرم نگه میداری»

2928
02:57:06,157 --> 02:57:08,075
‫«و میدونم این تنها کاری بود که تونستی گیر بیاری»

2929
02:57:08,576 --> 02:57:09,785
‫«اشکالی هم نداره»

2930
02:57:10,077 --> 02:57:13,539
‫اینکه کامرون یه کمدین رو برای
‫نقش یه آدم شرور شرکتی انتخاب کرد

2931
02:57:13,748 --> 02:57:16,542
‫درحالیکه همه اونو با کمدی
‫میشناختن، واقعاً جسورانه بود

2932
02:57:16,626 --> 02:57:19,170
‫«تو کل روز اینکارو میکنی،
‫برای ناهار برنامه‌ای داری؟»

2933
02:57:19,295 --> 02:57:21,339
‫«نمیدونم»

2934
02:57:21,422 --> 02:57:22,465
‫«شام چی؟ نمیدونم»

2935
02:57:22,465 --> 02:57:23,966
‫«این آخر هفته چیکار میکنی؟ دیگه نپرس داری میکشمم»

2936
02:57:24,008 --> 02:57:26,636
‫وقتی جیم کامرون رو ملاقات کردم، فکر کنم

2937
02:57:26,677 --> 02:57:29,305
‫صحنه‌های کوچیکی که تو «بورلی
‫هیلز کاپ» بازی کرده بودم رو دیده بود

2938
02:57:31,807 --> 02:57:32,892
‫ـ میخوای نصیحتمو بشنوی؟
‫ـ نه

2939
02:57:32,933 --> 02:57:33,893
‫میدونی جای تو چیکار میکردم؟

2940
02:57:33,934 --> 02:57:36,312
‫ـ نه نمیدونم
‫ـ میرفتم تو، حرف میزدم و برمیگشتم

2941
02:57:36,562 --> 02:57:38,272
‫از من دور شو وگرنه شلیک میکنم، باشه؟

2942
02:57:38,314 --> 02:57:41,317
‫و منطق جیم این بود که

2943
02:57:41,525 --> 02:57:45,613
‫کسی رو میخواست برای نقش برک که مشکوک به نظر نرسه

2944
02:57:45,780 --> 02:57:47,239
‫یه آدم دوست داشتنی

2945
02:57:47,448 --> 02:57:50,534
‫اما فکر کنم تماشاچیا موقع ظاهر
‫شدنم تو فیلم میگفتن: «این درست نیست»

2946
02:57:51,911 --> 02:57:52,953
‫هی، بیا اینجا

2947
02:57:52,995 --> 02:57:54,497
‫چون اون نماینده شرکت بود

2948
02:57:54,622 --> 02:57:57,917
‫و ما شرطی شده بودیم که به آدمهای قدرت اعتماد نکنیم

2949
02:57:58,417 --> 02:58:01,504
‫هرچند جوون و چرب زبون به نظر میرسید

2950
02:58:01,545 --> 02:58:04,298
‫بهم گفتن ضعف و سرگیجه‌ها باید به زودی برطرف بشه

2951
02:58:04,298 --> 02:58:08,511
‫اینا عوارض طبیعی خواب هایپر طولانیه

2952
02:58:08,761 --> 02:58:10,471
‫و شخصیتش کاملاً دهه ۸۰یه

2953
02:58:10,513 --> 02:58:15,643
‫ظاهرش، جلیقه‌ها، یقه بالا زده و مدل مو

2954
02:58:15,893 --> 02:58:17,436
‫کاملاً دهه هشتادیه

2955
02:58:17,645 --> 02:58:19,980
‫شاید یه چیزایی که فیلم رو کمی تاریخدار میکنه

2956
02:58:19,980 --> 02:58:21,315
‫همین ظاهر برکه

2957
02:58:21,357 --> 02:58:24,985
‫انگار میتونه با مارتی مکفلای هم صحبت بشه

2958
02:58:27,113 --> 02:58:29,073
‫براش مثل یه ماجراجویی شکاره

2959
02:58:29,407 --> 02:58:32,910
‫پیراهن فلانل و جلیقه پوشیده

2960
02:58:33,035 --> 02:58:35,955
‫و لباساش مسخره تر از بقیه سربازای مجهزه

2961
02:58:35,996 --> 02:58:38,958
‫در مقایسه با بقیه بچه ها با وسایلشان

2962
02:58:39,125 --> 02:58:40,376
‫همه اینا تجهیزات داشتن

2963
02:58:40,710 --> 02:58:43,379
‫و من حسودیم میشد، انگار دارن کابوی
‫بازی میکنن

2964
02:58:43,379 --> 02:58:45,923
‫با اسلحه و تجهیزات، ولی من چیزی نداشتم

2965
02:58:46,090 --> 02:58:48,175
‫گفتم: «خب یه فایلوفکس با خودم میبرم»

2966
02:58:48,217 --> 02:58:50,052
‫که الان خیلی قدیمی به نظر میاد

2967
02:58:51,053 --> 02:58:53,973
‫از بخش اکسسوری، اندازه و رنگ مناسب رو انتخاب کردیم

2968
02:58:55,057 --> 02:58:58,394
‫قبل از اولین صحنه م، جیم کامرون بهم گفت:

2969
02:58:58,769 --> 02:58:59,812
‫«خوب فکر کن،

2970
02:58:59,979 --> 02:59:04,191
‫میخوای اینو همراه داشته باشی؟
‫چون تو هر صحنه باید دستت باشه»

2971
02:59:04,442 --> 02:59:06,152
‫برام خنده دار بود

2972
02:59:06,193 --> 02:59:10,698
‫همه دارن میرن جنگ، منم میگم:
‫«یه چندتا یادداشت برمیدارم»

2973
02:59:13,576 --> 02:59:16,620
‫اگه نسخه رمان الن دین فاستر رو بخونین

2974
02:59:16,662 --> 02:59:20,124
‫متوجه افکار ریپلی میشین

2975
02:59:20,374 --> 02:59:22,126
‫اون حتی به این فکر میکنه

2976
02:59:22,126 --> 02:59:24,378
‫که برک خوشتیپه

2977
02:59:24,545 --> 02:59:26,881
‫اما سریع این فکر رو پس میزنه

2978
02:59:27,089 --> 02:59:30,134
‫نکته جالب دیگه توی رمان

2979
02:59:30,384 --> 02:59:32,720
‫نگاه ریپلی به برک اینه

2980
02:59:33,053 --> 02:59:37,349
‫که اون حتی تا انتها به عنوان یه انسان دیده نمیشه

2981
02:59:37,725 --> 02:59:41,937
‫فقط بهش میگن «نماینده شرکت»

2982
02:59:56,035 --> 02:59:58,412
‫توی صنعت نشر شایع شده بود

2983
02:59:58,454 --> 03:00:01,290
‫که من میتونم اینجوری کتابها رو خوب پت کنم

2984
03:00:02,041 --> 03:00:05,127
‫کتابهای استارترک انیمیشن

2985
03:00:05,503 --> 03:00:08,214
‫فیلم اول جان کارپنتر، دارک استار

2986
03:00:08,964 --> 03:00:12,134
‫و یه چیز کوچیک به اسم استاروارز که کسی نمیشناخت

2987
03:00:13,260 --> 03:00:16,639
‫وقتی وارنر بوک حق ساخت کتاب

2988
03:00:16,680 --> 03:00:19,975
‫فیلم ترسناک-علمی تخیلی جدیدی به نام بیگانه رو گرفت

2989
03:00:20,434 --> 03:00:23,562
‫گفتم: «چشم» و برای بیگانه‌ها هم دعوت شدم

2990
03:00:23,646 --> 03:00:25,272
‫و وقتی فیلمنامه رو گرفتم، فکر کردم

2991
03:00:25,314 --> 03:00:27,358
‫«خب، این کاملاً منطقیه»

2992
03:00:27,691 --> 03:00:29,527
‫فیلم اول درباره فضاسازیه

2993
03:00:29,944 --> 03:00:31,570
‫فیلم دوم درباره اکشن

2994
03:00:31,695 --> 03:00:34,406
‫و رمان نویسی براش خیلی راحتتر بود

2995
03:00:36,283 --> 03:00:38,035
‫فیلمنامه خیلی توصیفی تر بود

2996
03:00:38,744 --> 03:00:40,371
‫ننوشته بود فقط «فضاپیما»

2997
03:00:41,247 --> 03:00:43,332
‫یک نفر توی وارنر بوک اون زمان

2998
03:00:43,541 --> 03:00:45,793
‫تصمیم گرفته بود کتاب بین نوجوانها بهتر فروش بره

2999
03:00:46,210 --> 03:00:49,588
‫اگه فحشها رو حذف کنن

3000
03:00:50,422 --> 03:00:52,716
‫فکر میکنم منطقش این بود که نوجوانها

3001
03:00:52,716 --> 03:00:55,052
‫تا حالا چنین کلماتی نشنیدن و شوکه میشن

3002
03:00:55,135 --> 03:00:56,762
‫«پندهو پاچه خوار»

3003
03:00:57,221 --> 03:00:58,931
‫همه اینا تو کتاب حذف شدن

3004
03:00:59,348 --> 03:01:01,725
‫و صحنه نهایی کتاب

3005
03:01:01,767 --> 03:01:04,478
‫که دیالوگ معروف ریپلی به ملکه بود:

3006
03:01:04,520 --> 03:01:05,771
‫«ازش دور شو، عوضی»

3007
03:01:06,105 --> 03:01:08,691
‫عوض شد به یه چیز کاملاً بی ضرر

3008
03:01:09,441 --> 03:01:12,152
‫که واقعاً به صحنه آسیب زد

3009
03:01:13,571 --> 03:01:17,449
‫نظر من اینه اگه خواننده حداقل یه
‫سوم مطالب اصلی رو نداشته باشه

3010
03:01:17,867 --> 03:01:19,243
‫پولش رو دور ریخته

3011
03:01:21,453 --> 03:01:24,081
‫یکی از نکات اصلی افکار شخصیتهاست

3012
03:01:25,040 --> 03:01:27,668
‫میتونم توی ذهن ریپلی، نیوت

3013
03:01:27,710 --> 03:01:30,921
‫و بقیه شخصیتهای اصلی برم

3014
03:01:31,463 --> 03:01:33,257
‫حتی شرور اصلی، برک

3015
03:01:33,799 --> 03:01:37,052
‫چرا اینقدر آدم بدیه؟ واضحه فقط یه مزدور شرکتیه

3016
03:01:37,636 --> 03:01:40,514
‫اصلاً چرا یه مزدور شرکتی، مزدور شرکتی میشه؟

3017
03:01:40,890 --> 03:01:44,059
‫آیا ذاتاً شروره؟ یا فقط داره کارش رو انجام میده؟

3018
03:01:44,226 --> 03:01:46,937
‫فکر میکردم باهوشتر از این باشی

3019
03:01:48,272 --> 03:01:49,815
‫خوشحالم که ناامیدت کردم

3020
03:01:52,818 --> 03:01:56,071
‫برک در واقع بیشتر نشانه‌ای از یه مشکل بزرگتره

3021
03:01:56,113 --> 03:01:57,323
‫نه علت اون

3022
03:01:57,740 --> 03:01:59,909
‫هزاران برک دیگه وجود دارند

3023
03:02:00,034 --> 03:02:03,913
‫که میتونستن به سیاره LV-426 فرستاده بشن

3024
03:02:04,246 --> 03:02:06,206
‫میلیونها نماینده شرکت دیگه

3025
03:02:06,248 --> 03:02:08,375
‫همون کاری رو میکردن که اون کرد

3026
03:02:08,709 --> 03:02:11,587
‫در نهایت مشکل اصلی خود شرکته

3027
03:02:11,921 --> 03:02:17,384
‫و نگرشی که نسبت به پیدا کردن این نمونه داره

3028
03:02:17,551 --> 03:02:19,178
‫تو دیوونه ای برک، میدونی؟

3029
03:02:19,345 --> 03:02:21,805
‫و یادم میاد وقتی فیلم اومد

3030
03:02:22,264 --> 03:02:25,684
‫چقدر مردم ازش متنفر بودند

3031
03:02:26,018 --> 03:02:27,811
‫از پل رایزر بدشون نمیومد، پل رایزر عالی بود

3032
03:02:27,853 --> 03:02:29,480
‫«این مردم مردن برک!»

3033
03:02:29,813 --> 03:02:31,732
‫«اصلاً میدونی اینجا چیکار کردی؟»

3034
03:02:31,774 --> 03:02:34,026
‫انگار همه از برک بدشون میومد

3035
03:02:34,068 --> 03:02:35,110
‫اما این کارش بود

3036
03:02:35,361 --> 03:02:36,362
‫تقصیر برک بود

3037
03:02:39,365 --> 03:02:42,576
‫«به نظرم باید همینجا این آشغال رو له کنیم»

3038
03:02:42,660 --> 03:02:47,831
‫هنوزم فکر نمیکنم برک با نیات بد اونجا رفته باشه

3039
03:02:47,915 --> 03:02:51,835
‫توی لحظات بحرانی، آدما
‫انتخابهای اخلاقی وحشتناکی میکنن

3040
03:02:51,961 --> 03:02:54,713
‫اما فکر نمیکنم قصدش این بوده

3041
03:02:54,922 --> 03:02:56,924
‫ـ تو اونها رو به اون فضاپیما فرستادی
‫ـ اشتباه میکنی

3042
03:02:56,966 --> 03:03:00,761
‫لاگ مستعمره رو چک کردم، دستور مورخ ۱۲ ژوئن ۷۹

3043
03:03:00,803 --> 03:03:02,262
‫امضا شده توسط برک، کارتر جی

3044
03:03:02,429 --> 03:03:03,931
‫سالها شوخیام این بود که

3045
03:03:03,973 --> 03:03:05,808
‫مردم میپرسن: «بازی کردن نقش آدم بد چطور بود؟»

3046
03:03:06,183 --> 03:03:09,395
‫و من میگفتم: «تو میگی بد، من میگم سوءتفاهم»

3047
03:03:09,728 --> 03:03:12,815
‫فکر میکنم جوون و جویای نام بود و میخواست

3048
03:03:12,982 --> 03:03:16,110
‫از نردبان شرکت بالا بره و وظیفش رو انجام بده

3049
03:03:16,318 --> 03:03:20,447
‫و تو اون فضا، آدما اغلب به مسیر اشتباه میفتن

3050
03:03:21,448 --> 03:03:22,574
‫تصمیم بدی بود

3051
03:03:22,825 --> 03:03:24,410
‫تصمیم بدی بود

3052
03:03:24,910 --> 03:03:26,495
‫تصمیم بدی بود ریپلی

3053
03:03:26,620 --> 03:03:29,206
‫برک تو صندلی نشسته و بقیه دورش جمع شدن

3054
03:03:29,248 --> 03:03:30,874
‫و همه دارن راجع بهش حرف میزنن

3055
03:03:30,916 --> 03:03:34,169
‫فکر میکرد میتونه یه بیگانه رو از قرنطینه عبور بده

3056
03:03:34,920 --> 03:03:37,715
‫اگه یکی از ماها تخم گذاری میشد

3057
03:03:38,632 --> 03:03:44,096
‫همه متوجه میشن کی واقعاً بیگانه توی جمعشونه

3058
03:03:45,597 --> 03:03:50,394
‫دروغی که خیلی شیطانی بود،
‫چون اصلاً شیطانی به نظر نمیرسید

3059
03:03:50,519 --> 03:03:51,520
‫این حرفش بود:

3060
03:03:51,562 --> 03:03:53,105
‫این چیزا خیلی مسخره است

3061
03:03:53,355 --> 03:03:55,941
‫یعنی گوش کنید به حرفایی که میزنید

3062
03:03:56,442 --> 03:03:58,068
‫توهم پارانوئیدیه

3063
03:03:58,193 --> 03:04:02,948
‫انگار «وای خدای من، این خیلی بده»

3064
03:04:03,157 --> 03:04:04,158
‫واقعاً ناراحت کننده ست

3065
03:04:06,577 --> 03:04:07,661
‫تحقیرآمیز

3066
03:04:07,703 --> 03:04:10,456
‫داره دروغ میگه، داره دروغ میگه

3067
03:04:10,789 --> 03:04:12,916
‫و به چه قیمتی؟

3068
03:04:13,292 --> 03:04:15,878
‫ـ خب، حسابش رو میرسیم. بی احترامی نیست
‫ـ نه!

3069
03:04:28,474 --> 03:04:29,558
‫هفت

3070
03:04:31,685 --> 03:04:32,686
‫شش

3071
03:04:32,728 --> 03:04:34,396
‫نمیتونه باشه، داخل اتاقه

3072
03:04:34,480 --> 03:04:36,648
‫توی راهروها حرکتی هست، سیگنال تمیز

3073
03:04:36,690 --> 03:04:37,775
‫سیگنال تمیز است

3074
03:04:37,816 --> 03:04:40,444
‫برد 20 متر، و مانند "پنج متر، مرد."

3075
03:04:40,444 --> 03:04:43,655
‫"چهار. چه جهنمی؟" و تو خیلی می ترسی

3076
03:04:43,906 --> 03:04:44,907
‫خیلی ترسیده

3077
03:04:45,074 --> 03:04:46,158
‫بریم

3078
03:04:47,826 --> 03:04:49,495
‫- 13 متر. - درست بیرون از در.

3079
03:04:49,536 --> 03:04:50,537
‫هیکس، واسکز، برگرد.

3080
03:04:50,537 --> 03:04:52,164
‫و این یک سیگنال
‫لعنتی بزرگه

3081
03:04:52,372 --> 03:04:54,291
‫ایده این ردیاب های مکان

3082
03:04:54,333 --> 03:04:57,628
‫تبدیل شدن به شخصیت تقریبا به
‫عنوان بیگانگان خزش تا آنها را به

3083
03:04:57,795 --> 03:04:58,921
‫ردیف فیلم ترسناک کلاسیک برسونند

3084
03:04:59,004 --> 03:05:01,215
‫- پس آنها حق دارند با ما
‫ 9 متر

3085
03:05:01,924 --> 03:05:03,634
‫انفجارهای کنترل شده کوتاهو
‫یادتون بمونه

3086
03:05:03,717 --> 03:05:07,721
‫واضحه که زبان تنش خاص خودشو داشت

3087
03:05:07,971 --> 03:05:12,226
‫و این صدایی بود که به گونه ای
‫بود که همه چیز را قطع می کرد

3088
03:05:12,267 --> 03:05:14,728
‫بنابراین ما مجبور نبودیم برای آن سوراخ ایجاد کنیم.

3089
03:05:14,937 --> 03:05:16,271
‫ردیاب حرکت بسیار ساده است.

3090
03:05:16,647 --> 03:05:17,689
‫ریدلی این کار را کرد.

3091
03:05:18,690 --> 03:05:21,360
‫وای خدا داره به سمت تو حرکت میکنه

3092
03:05:21,568 --> 03:05:23,195
‫تغییرات کوچک در چگالی هوا.

3093
03:05:23,529 --> 03:05:26,198
‫تغییرات کوچک در چگالی هوا.

3094
03:05:26,365 --> 03:05:27,783
‫حالا می بینید که چیز نزدیک تر می شود.

3095
03:05:27,825 --> 03:05:31,286
‫من فقط اونو گرفتم و ایده
‫تصویربرداری حرارتی را در آن گنجاندم.

3096
03:05:31,328 --> 03:05:33,539
‫بعد به سراغ ایده اپتیک نظامی رفتم

3097
03:05:34,206 --> 03:05:35,457
‫برای من، این یک موتیف بود

3098
03:05:35,749 --> 03:05:39,837
‫این رشته ای از DNA است که مستقیماً
‫از Alien به Aliens سرازیر شده است.

3099
03:05:44,633 --> 03:05:46,927
‫هیکس بالا می رود و از سقف افتاده نگاه می کند

3100
03:05:46,969 --> 03:05:49,179
‫و بیگانگان در حال خزیدن هستند و آن شات بیگانگان

3101
03:05:49,721 --> 03:05:53,225
‫خزیدن بالای سقف به صورت عمودی شلیک شد.

3102
03:05:54,726 --> 03:05:57,354
‫یک تصویر جالبه که کاملاً بهبود یافته

3103
03:05:57,688 --> 03:05:59,231
‫واقعیت مخمصه آنها

3104
03:06:02,776 --> 03:06:04,862
‫تماشاگران هرگز فرصت دیدن پیدا نکردند

3105
03:06:05,112 --> 03:06:07,322
‫چیزی که ممکنه
‫ برای آنها جعلی به نظر برسه

3106
03:06:08,448 --> 03:06:12,786
‫این فقط یک تصویر بود که آنها باید
‫خودشان را تغییر می دادند تا کار کنند.

3107
03:06:14,746 --> 03:06:17,082
‫این موضوع بیش از هر چیزی بود

3108
03:06:17,583 --> 03:06:21,962
‫که زنومورف ها را از بیگانگان
‫از فیلم اصلی جدا می کند.

3109
03:06:22,087 --> 03:06:26,008
‫آنها به گونه ای حرکت می کنند
‫که یک انسان هرگز نمی تونه

3110
03:06:30,679 --> 03:06:35,642
‫این اسکریپت کارهای بدلکاری زیادی
‫داشت و بیگانگان فعال زیادی داشت

3111
03:06:36,226 --> 03:06:39,521
‫که استن به آن نگاه کرد و گفت:

3112
03:06:39,563 --> 03:06:44,026
‫"من باید بر خلاف کاری که گیگر انجام داد، بروم

3113
03:06:44,109 --> 03:06:45,485
‫از نظر انعطاف پذیری."

3114
03:06:45,694 --> 03:06:47,487
‫بنابراین از یک
‫نظر تکنیک ساخت

3115
03:06:47,905 --> 03:06:51,867
‫این به معنای واقعی کلمه کت
‫و شلوار سیاه بود - یونیتارد

3116
03:06:52,201 --> 03:06:55,787
‫با قطعات لاستیکی ریخته گری متصل به آن،

3117
03:06:55,996 --> 03:06:57,873
‫روی آن شناور، آویزان شده،

3118
03:06:58,123 --> 03:07:00,584
‫قفسه سینه خم شد، از این جور چیزها

3119
03:07:01,126 --> 03:07:04,254
‫تا این بدلکاران بتوانند سیم کار کنند و تلنگر بزنند

3120
03:07:04,296 --> 03:07:07,257
‫و تمام کارهای دیوانه کننده ای
‫را که در فیلم دیدید انجام بدند

3121
03:07:09,676 --> 03:07:13,931
‫خیلی ممنونم که این فیلم ها را نساختم

3122
03:07:14,348 --> 03:07:17,476
‫زمانی که تصویربرداری گرافیکی کامپیوتری وجود داشت

3123
03:07:17,517 --> 03:07:21,188
‫چون همیشه چیز واقعی داشتم

3124
03:07:22,814 --> 03:07:26,276
‫ریپلی چیزهای واقعی برای مبارزه داشت.

3125
03:07:28,111 --> 03:07:32,366
‫آنها حتی مجبور نبودند دنبال پسرهای شش فوتی بگردند

3126
03:07:32,407 --> 03:07:36,453
‫مانند Bolaji Badejo در اولین Alien بود.

3127
03:07:36,828 --> 03:07:39,289
‫اونها پسرانی داشتند که حدود شش فوت قد داشتند

3128
03:07:40,290 --> 03:07:43,168
‫برای ما، زمانی که آنها را مناسب می‌کردیم،
‫آنها مانند بیگانگان بی‌حساب به نظر می‌رسیدند.

3129
03:07:43,669 --> 03:07:45,879
‫اما کامرون می‌گفت: «نگران نباش.

3130
03:07:46,046 --> 03:07:47,422
‫خواهید دید که من چطور بهشون شلیک میکنم."

3131
03:07:50,467 --> 03:07:52,719
‫به جای یک تیراندازی بزرگ در یک کلوپ شبانه،

3132
03:07:52,803 --> 03:07:55,305
‫از سقف میان و ناگهان اینها

3133
03:07:55,347 --> 03:07:58,642
‫موجودات شنیع در سراسر اتاق می
‫پرند و مستقیم به سمت شما می آیند.

3134
03:07:59,935 --> 03:08:03,355
‫فکر نمی‌کنم بتوانیم آن‌طور که من
‫در ذهنم دیدم، این کار را انجام دهیم،

3135
03:08:03,397 --> 03:08:05,357
‫اما وقتی همه را با هم خرد کردیم

3136
03:08:05,816 --> 03:08:08,527
‫در واقع چنین جنبش دیوانه کننده ای داشت

3137
03:08:08,735 --> 03:08:10,654
‫کیفیت تقریبا توهم آمیزی که

3138
03:08:10,862 --> 03:08:13,991
‫تقریباً از محدودیت ها بیرون آمده

3139
03:08:16,910 --> 03:08:19,162
‫خوب، من به عنوان یک
‫بازیگر می دونم که شما همیشه

3140
03:08:19,162 --> 03:08:21,540
‫از اتفاقاتی که در حال رخ
‫دادنه استفاده می کنید

3141
03:08:23,458 --> 03:08:29,756
‫اگر یک موقعیت استرس زا، پر سر و
‫صدا، ترسناک و پر از دود با اسلحه است،

3142
03:08:29,798 --> 03:08:31,550
‫که من از آن می ترسم

3143
03:08:31,883 --> 03:08:35,595
‫پس من وانمود نمی کنم که اون
‫ نمی ترسه

3144
03:08:38,515 --> 03:08:42,436
‫من به معنای واقعی کلمه هر بار که اسلحه
‫منفجر می شد، قاب های واضح را برش می دادم

3145
03:08:43,145 --> 03:08:46,356
‫بنابراین کل تصویر برای یک فریم سفید میشد

3146
03:08:46,732 --> 03:08:49,693
‫و بعد در مورد برخی از انفجارهای بارق و غیره

3147
03:08:50,027 --> 03:08:54,114
‫50 فریم واضح در آن دنباله وجود داشت،

3148
03:08:54,406 --> 03:08:55,699
‫و همه فکر می کردند من دیوانه شدم

3149
03:08:55,741 --> 03:08:58,285
‫در ذهن من سینمای تجربی بود

3150
03:09:04,082 --> 03:09:06,001
‫فاز بعدی که در
‫درمانگاهه

3151
03:09:06,209 --> 03:09:08,712
‫و وقتی بیگانگان وارد می شوند
‫و آنها در حال سقوط هستند،

3152
03:09:09,129 --> 03:09:11,631
‫برای من یک لحظه واقعاً، واقعاً، واقعاً شدید بود

3153
03:09:15,761 --> 03:09:18,555
‫اما یکی از دلخراش ترین صحنه های فیلم هم هست.

3154
03:09:20,599 --> 03:09:23,977
‫این پایان برخی از مقدس ترین
‫شخصیت های ما مانند هادسونـه

3155
03:09:24,269 --> 03:09:26,855
‫او را می بینید که با فریاد و
‫فریاد به پایان خود می رسه

3156
03:09:27,064 --> 03:09:28,231
‫بهترین کاری که میتونه
‫ انجام بده

3157
03:09:45,707 --> 03:09:47,709
‫وقتی بیگانگان از سقف ها بیرون می آیند

3158
03:09:47,751 --> 03:09:50,462
‫و او می گوید: "تو می خواهی،
‫مقداری می خواهی؟ پسر عوضی"

3159
03:09:50,504 --> 03:09:51,630
‫و این همه چیز

3160
03:09:54,341 --> 03:09:58,553
‫ماه ها بعد برگشتند تا دیالوگ‌ها رو دوباره ضبط کنند

3161
03:09:58,970 --> 03:10:00,472
‫نمیدونستند بیل چی میگه

3162
03:10:00,931 --> 03:10:05,477
‫اسلحه‌ها شلیک میکردن و جیم بعضی خطوط رو ننوشته بود

3163
03:10:05,519 --> 03:10:08,980
‫اما میخواست بخشهایی از
‫بداهه گویی‌های بیل رو نگه داره

3164
03:10:09,189 --> 03:10:14,486
‫فکر کنم کلی مشکل داشتن تا بفهمن اون چی میگفت

3165
03:10:21,993 --> 03:10:25,163
‫جیم بهش غر میزد چون نمیدونست چی گفته

3166
03:10:25,539 --> 03:10:26,998
‫و بیل هم بهش غر میزد

3167
03:10:27,040 --> 03:10:30,043
‫«اگه نمیتونی بفهمی چیه، تو فیلم نذارش»

3168
03:10:54,025 --> 03:10:57,863
‫این نشان دهنده کیفیت بازی پل رایزره

3169
03:10:57,946 --> 03:11:00,907
‫لحظه‌ای که برک حقیر

3170
03:11:01,324 --> 03:11:04,119
‫با یه زنومورف روبرو میشه

3171
03:11:04,870 --> 03:11:08,498
‫نگاهش، اون وحشت خالص تو اون لحظه

3172
03:11:08,832 --> 03:11:10,709
‫واقعاً باهاش احساس همدلی میکنی

3173
03:11:11,626 --> 03:11:13,837
‫«خب، برک مرد» من میگم: «خب، مرد؟»

3174
03:11:15,130 --> 03:11:16,173
‫کی میتونه مطمئن باشه؟

3175
03:11:18,216 --> 03:11:20,677
‫نمیدونم از کمیک مارول الان بازار خبر داری

3176
03:11:20,760 --> 03:11:22,387
‫نمیدونم جیم هم میدونه یا نه

3177
03:11:22,596 --> 03:11:24,181
‫اسمشه «وات ایف: بیگانه‌ها»

3178
03:11:24,264 --> 03:11:25,974
‫داستانش درباره اینه اگر برک زنده میموند

3179
03:11:26,016 --> 03:11:28,393
‫و به ۳۵ سال آینده میپره

3180
03:11:28,477 --> 03:11:32,731
‫و متوجه میشی شاید دلیل شرافتمندانه‌ای داشته

3181
03:11:32,981 --> 03:11:35,734
‫که میخواسته این موجود رو برگردونه

3182
03:11:36,526 --> 03:11:38,528
‫اوضاع خراب شد، شکی نیست

3183
03:11:38,570 --> 03:11:40,572
‫اما عمدی نبود

3184
03:11:41,281 --> 03:11:43,533
‫برام خیلی تاییدکننده هست

3185
03:11:43,617 --> 03:11:47,370
‫چون همیشه میگفتم: «برک لزوماً آدم بدی نبود»

3186
03:11:48,705 --> 03:11:52,375
‫توی نسخه بلوری فیلم یه صحنه حذف
‫شده هست

3187
03:11:52,375 --> 03:11:58,381
‫که نشون میده برک نطفه‌دار شده
‫و توی لونه گیر افتاده

3188
03:11:58,423 --> 03:12:03,053
‫صحنه‌ای هست که ریپلی
‫از اونجا رد میشه و اونو میبینه

3189
03:12:05,347 --> 03:12:08,892
‫یادمه اون صحنه رو فیلمبرداری میکردم
‫و استرس داشتم

3190
03:12:09,267 --> 03:12:12,312
‫از نظر فیزیکی مطمئن نبودم

3191
03:12:12,395 --> 03:12:15,565
‫چقدر جلف میشم، چقدر چندش میشم

3192
03:12:15,732 --> 03:12:17,275
‫یا چقدر محدود میشم

3193
03:12:17,317 --> 03:12:20,153
‫پس یه ذره عصبی بودم

3194
03:12:20,445 --> 03:12:23,990
‫فکر کنم جیم اون صحنه رو
‫به واحد دوم محول کرده بود

3195
03:12:24,032 --> 03:12:25,575
‫خودش مشغول فیلمبرداری ماکتها بود

3196
03:12:25,617 --> 03:12:28,036
‫گفتم: «نه، این صحنه مرگ مهم منه»

3197
03:12:28,078 --> 03:12:30,038
‫میدونی، نمیشه همینطوری رهاش کرد

3198
03:12:30,372 --> 03:12:32,332
‫اومد و گفت: «اکشن»

3199
03:12:38,380 --> 03:12:40,382
‫«کات! خب، راضی شدی؟»

3200
03:12:40,382 --> 03:12:42,717
‫چیز خاصی نداشت

3201
03:12:45,470 --> 03:12:46,471
‫وای خدای من

3202
03:12:49,224 --> 03:12:50,267
‫تو بدن منه

3203
03:12:50,308 --> 03:12:55,105
‫مطمئنم نتونستم قانعش کنم
‫اما ناامید شدم

3204
03:12:55,313 --> 03:12:57,691
‫و حس میکردم کنار گذاشته شدم، انگار که

3205
03:12:58,149 --> 03:12:59,818
‫«تو این صحنه حاضر نمیشی؟»

3206
03:13:04,114 --> 03:13:08,493
‫و البته ریپلی
‫به عنوان یه شخصیت کاملاً انسانی

3207
03:13:08,577 --> 03:13:10,996
‫بهش رحم میکنه، یک نارنجک میده دستش

3208
03:13:12,831 --> 03:13:15,250
‫هیچ حس انتقامی نداره، اونو رها نمیکنه

3209
03:13:15,834 --> 03:13:18,295
‫با وجود کارهای وحشتناکی که کرده بود

3210
03:13:18,336 --> 03:13:19,713
‫و نقشه‌های شیطانیش

3211
03:13:20,130 --> 03:13:23,091
‫اجازه میده با مرگی سریع بمیره

3212
03:13:28,972 --> 03:13:30,390
‫این یک لحظه کوچیک اما قدرتمنده

3213
03:13:30,599 --> 03:13:34,102
‫اما کامرون اونو برای حفظ ریتم فیلم حذف کرد

3214
03:13:34,144 --> 03:13:36,896
‫چون سرعت رسیدن ریپلی به نیوت رو کند میکرد

3215
03:13:57,334 --> 03:14:00,170
‫روز خیلی سختی بود چون
‫همه تو کانال‌های هوا نشسته بودند

3216
03:14:04,299 --> 03:14:06,926
‫ـ کدوم طرف؟
‫ـ مستقیم برو و چپ

3217
03:14:07,260 --> 03:14:11,264
‫گیل ان هرد بدل من شد

3218
03:14:11,431 --> 03:14:13,433
‫ازش استفاده کردن چون خیلی خوب بود

3219
03:14:13,475 --> 03:14:15,435
‫میدونست چطوری شلیک کنه و قدش مثل من کوتاه بود

3220
03:14:15,477 --> 03:14:17,520
‫و لباس‌های من بهش میخورد

3221
03:14:17,687 --> 03:14:21,232
‫نماهای نزدیک از شلیک به بیگانه رو
‫اون انجام داد

3222
03:14:22,317 --> 03:14:26,529
‫وقتی دارین کلوزآپ شلیک اسلحه رو فیلمبرداری میکنین

3223
03:14:26,571 --> 03:14:29,908
‫باید لگد اسلحه رو دقیقاً درست نشون بدین

3224
03:14:30,116 --> 03:14:34,120
‫جنت گلدشتاین قبلاً با اسلحه کمری شلیک نکرده بود

3225
03:14:34,579 --> 03:14:39,167
‫من و جیم همیشه به تمرینات تیراندازی میرفتیم

3226
03:14:39,709 --> 03:14:43,588
‫و من تیراندازی با اسلحه کمری رو خیلی خوب بلد بودم

3227
03:14:44,506 --> 03:14:48,927
‫پس جیم پیشم اومد و گفت: «باید

3228
03:14:49,135 --> 03:14:54,391
‫لباس واسکز رو بپوشی و یک کلوزآپ بگیریم»

3229
03:14:55,308 --> 03:15:01,147
‫رفتم و انجامش دادم و فکر
‫کنم فقط چند تا برداشت گرفتیم

3230
03:15:01,189 --> 03:15:02,357
‫درست انجامش دادم

3231
03:15:08,571 --> 03:15:11,032
‫برگشتن برای نجات واسکز

3232
03:15:13,159 --> 03:15:14,202
‫من چی فکر میکردم؟

3233
03:15:14,244 --> 03:15:16,830
‫دستور رو اجرا کردم و کل صحنه رو انجام دادم

3234
03:15:16,996 --> 03:15:22,377
‫و حالا بعد از سالها که بهش نگاه میکنی

3235
03:15:22,419 --> 03:15:25,171
‫یک لحظه خارق العاده از بازپسگیریه

3236
03:15:28,091 --> 03:15:30,051
‫دوستانی دارم که سرباز کهنه کارند

3237
03:15:30,427 --> 03:15:33,179
‫خیلی معموله که آدما موقع
‫اولین تجربه تیراندازی ترسیدن

3238
03:15:33,471 --> 03:15:36,641
‫اما گورمن خودش رو جمع کرد و
‫تبدیل شد به یک تفنگدار دریایی تمام عیار

3239
03:15:38,476 --> 03:15:41,396
‫و تصمیم گرفت برگرده و همقطاراش رو نجات بده

3240
03:15:41,438 --> 03:15:43,982
‫کاری رو میکرد که یک تفنگدار دریایی باید بکنه

3241
03:15:46,317 --> 03:15:47,485
‫تو خیلی فیلمها

3242
03:15:47,736 --> 03:15:50,280
‫آدمای نالایق رو به عنوان آدمای پست نشون میدن

3243
03:15:50,363 --> 03:15:52,657
‫یا جوک داستان میکنند تا آخر فیلم

3244
03:15:52,699 --> 03:15:54,534
‫و همون آدم بیعرضه میمونند

3245
03:15:54,576 --> 03:15:57,454
‫اما تو پایان زندگی گورمن توی بیگانه‌ها

3246
03:15:57,829 --> 03:16:01,082
‫اون کنار واسکزه، همونی که قبلاً میخواست بکشش

3247
03:16:01,374 --> 03:16:03,293
‫و حالا کنارش میمونه

3248
03:16:03,418 --> 03:16:06,713
‫و مأموریتش رو تا حد توانش به پایان میرسونه

3249
03:16:06,755 --> 03:16:08,548
‫و فکر میکنم این خیلی زیباست

3250
03:16:08,590 --> 03:16:11,718
‫«همیشه یک احمق بودی گورمن»

3251
03:16:15,180 --> 03:16:19,100
‫یک صحنه مرگ impactful داشتن یک موهبته

3252
03:16:20,894 --> 03:16:24,981
‫واقعاً میخواستم مهم باشه

3253
03:16:26,316 --> 03:16:28,860
‫اما نمیشه اهمیت یک چیز رو تحمیل کرد

3254
03:16:29,527 --> 03:16:32,906
‫فقط باید به کاری که من و ویلیام هوپ

3255
03:16:32,989 --> 03:16:35,658
‫و بقیه تا اونجا انجام داده بودیم اعتماد میکردم

3256
03:16:35,909 --> 03:16:41,790
‫تا تو ذهن بیننده‌ها ادغام بشه و براشون مهم بشه

3257
03:16:44,918 --> 03:16:47,879
‫صحنه سخت بود، ولی همه روزها سخت بودند

3258
03:16:48,171 --> 03:16:51,090
‫با خودت میگی: «بازم یک روز سخت، بیا تمومش کنیم»

3259
03:17:05,772 --> 03:17:06,898
‫ـ کمک!
‫ـ گرفتمت

3260
03:17:07,732 --> 03:17:08,858
‫گرفتم

3261
03:17:12,654 --> 03:17:15,240
‫نیوت! نه!

3262
03:17:15,323 --> 03:17:18,743
‫دوستانم تعجب میکنند چون
‫من فیلم‌های ترسناک دوست ندارم

3263
03:17:21,871 --> 03:17:26,292
‫ولی موقع فیلمبرداری فرق
‫داشت، چون بیگانه همینجا بود

3264
03:17:26,626 --> 03:17:30,547
‫اما دو ثانیه قبلش دوست بدلکارم بود

3265
03:17:30,797 --> 03:17:33,800
‫باهم شوخی میکردیم، بعد لباسش رو میپوشید

3266
03:17:33,842 --> 03:17:35,468
‫و من باید ازش
‫میترسیدم

3267
03:17:37,554 --> 03:17:41,099
‫یادمه جیم بهش میگفت وقتی بیگانه جنگجو

3268
03:17:41,391 --> 03:17:46,062
‫پشتش تو آب بلند میشه، باید از این هیولا بترسه

3269
03:17:46,521 --> 03:17:49,649
‫حالا این هیولا وجود خواهد داشت.

3270
03:17:50,108 --> 03:17:55,613
‫اون به جیم نگاه کرد و گفت: «جیم،
‫این یک آدم با لباس هیولای لاستیکیه»

3271
03:17:56,865 --> 03:17:58,867
‫و ما همه مبهوت موندیم

3272
03:17:59,158 --> 03:18:04,831
‫میفهمید که این بازی بود، اما اجراش
‫طوری بود که واقعاً ترسیده به نظر میرسید

3273
03:18:05,415 --> 03:18:07,750
‫اون از بقیه ماها مقاومتر بود

3274
03:18:10,086 --> 03:18:14,924
‫دوست دارم بگم روی فریادم خیلی کار کردم، اما نکردم

3275
03:18:15,008 --> 03:18:18,720
‫حتی توی فیلمنامه هم نبود که فریاد بکشم

3276
03:18:18,928 --> 03:18:24,475
‫یک موقع جیمز کامرون گفت:
‫«بعد از اینکه این خط رو گفتی،

3277
03:18:24,726 --> 03:18:25,852
‫میخوام فریاد بکشی»

3278
03:18:26,519 --> 03:18:27,687
‫گفتم: «باشه»

3279
03:18:27,854 --> 03:18:30,064
‫خط رو گفتم و فریاد زدم

3280
03:18:31,149 --> 03:18:33,985
‫و مدام فریاد میزدم و میزدم و میزدم

3281
03:18:34,027 --> 03:18:36,029
‫و هیچکس نگفت کات بدید

3282
03:18:36,237 --> 03:18:38,489
‫در نهایت خودم قطع کردم و به جیم نگاه کردم

3283
03:18:38,531 --> 03:18:40,617
‫همه داشتن بهم زل میزدن

3284
03:18:41,117 --> 03:18:42,702
‫و واقعاً نمیدونستم چی شده

3285
03:18:42,744 --> 03:18:46,456
‫جیم گفت: «وای، باید از این بیشتر استفاده کنیم»

3286
03:19:07,560 --> 03:19:10,855
‫یکی از بزرگترین نقاط قوت بیگانه‌ها تکمیل

3287
03:19:10,980 --> 03:19:13,900
‫چرخه زندگی زنومورفهاست

3288
03:19:16,486 --> 03:19:19,739
‫این ایده کاملاً از ذهن جیم کامرون نشأت گرفت

3289
03:19:20,239 --> 03:19:23,993
‫اون از اون تصویر

3290
03:19:24,077 --> 03:19:27,455
‫بیگانه اولیه با انبوه تخمها الهام گرفته بود

3291
03:19:30,625 --> 03:19:34,921
‫این ایده جیم رو به سمت ساختار کندو سوق داد

3292
03:19:37,382 --> 03:19:41,219
‫در بیگانه اولیه مثل خیلی از دنباله‌ها

3293
03:19:41,260 --> 03:19:45,223
‫سازندگان اصلی فکر نمیکردن قراره دنباله داشته باشه

3294
03:19:45,473 --> 03:19:49,060
‫پس به حفظ منطق درونی داستان فکر نکرده بودند

3295
03:19:49,519 --> 03:19:53,022
‫مثلاً تو فیلم بیگانه، دن اوبنون یا ران شاست

3296
03:19:53,231 --> 03:19:56,859
‫هیچ تاریخچه زیست شناختی
‫برای گونه بیگانه تعیین نکرده بودند

3297
03:19:58,820 --> 03:20:04,367
‫ما به عنوان هنرمند در مورد
‫چرخه زندگی بیگانه زیاد بحث کردیم

3298
03:20:04,742 --> 03:20:07,036
‫و این ایده ای بود که در حال توسعه بود

3299
03:20:07,078 --> 03:20:09,580
‫توی فیلم اول بخشهایی ازش رو دیده بودیم

3300
03:20:09,831 --> 03:20:12,667
‫اون همزیستی انگلی بی نظیر

3301
03:20:17,171 --> 03:20:19,173
‫اما مثلاً، تخمها از کجا میان؟

3302
03:20:20,383 --> 03:20:24,679
‫خداروشکر که اون صحنه تو نسخه اصلی وجود داشت

3303
03:20:25,054 --> 03:20:28,182
‫جایی که دالاس داشت تبدیل به تخم میشد

3304
03:20:28,182 --> 03:20:32,478
‫ایده این بود که یک انسان تبدیل به تخم بشه

3305
03:20:32,603 --> 03:20:34,897
‫اگه اون صحنه میموند، ملکه‌ای وجود نداشت

3306
03:20:35,273 --> 03:20:37,650
‫یا اضافه کردن ملکه سخت میشد

3307
03:20:41,195 --> 03:20:43,656
‫این راه رو برای یک سلسله مراتب باز میکنه

3308
03:20:43,656 --> 03:20:46,534
‫و اون ملکه بزرگ که قراره

3309
03:20:46,617 --> 03:20:48,619
‫نقطه اوج سوم فیلم باشه

3310
03:20:51,706 --> 03:20:54,417
‫یک ایده جالب دیگه تو فیلمنامه‌های اولیه کامرون

3311
03:20:54,459 --> 03:20:55,626
‫وجود داشت

3312
03:20:55,710 --> 03:20:58,171
‫این شخصیت‌های کارگر بودند

3313
03:20:58,421 --> 03:21:03,009
‫بیگانه‌های کوچیک ۱ تا ۱.۲ متری

3314
03:21:03,301 --> 03:21:05,803
‫وظیفه شون جا به جایی تخمها بود

3315
03:21:05,928 --> 03:21:09,098
‫اما به دلایل بودجه‌ای و دیگر موارد، اجرا نشد

3316
03:21:09,140 --> 03:21:10,600
‫اما ما خیلی هیجانزده بودیم

3317
03:21:10,600 --> 03:21:14,979
‫مثلاً: «وای، میخوایم این
‫کارگرهای آلبینو رو بسازیم»

3318
03:21:20,026 --> 03:21:23,071
‫این نگاه بسیار منطقی بود
‫یک جور رویکرد مهندسی گونه به مسئله

3319
03:21:23,154 --> 03:21:25,990
‫باعث میشد خیلی از رمزورازها از بین بره
‫و فقط بگی «یک ملکه وجود داره

3320
03:21:26,157 --> 03:21:30,078
‫هزاران تخم میذاره، تخمها تفریخ میشن
‫به محیطی برای تکثیر نیاز دارن

3321
03:21:30,286 --> 03:21:32,038
‫پس به میزبان نیاز پیدا میکنند

3322
03:21:32,205 --> 03:21:33,748
‫و در نتیجه

3323
03:21:34,248 --> 03:21:37,085
‫در واقع این موجودات انگل هستند»

3324
03:21:39,712 --> 03:21:45,343
‫به نظرم حضور ملکه در فیلمنامه
‫عنصر عجیبی بود

3325
03:21:45,384 --> 03:21:50,723
‫چون خیلی شبیه حشرات رفتار میکرد
‫برای من که از فیلم اول میومدم

3326
03:21:51,349 --> 03:21:54,727
‫جایی که ریدلی ما رو با موجودی آشنا کرده بود
‫که منشأش نامعلوم بود

3327
03:21:54,852 --> 03:22:00,817
‫همچنین ظاهری بسیار باشکوه
‫و مرگبار داشت

3328
03:22:00,942 --> 03:22:03,402
‫ولی ناگهان نسخه مؤنثش رو ساختن
‫و ساختاری رو انتخاب کردن

3329
03:22:03,444 --> 03:22:08,241
‫که روی زمین در ملکه زنبورها
‫مشاهده میشه

3330
03:22:08,282 --> 03:22:11,661
‫این ایده از یک طرف خیلی منطقی بود

3331
03:22:11,702 --> 03:22:14,664
‫ولی من در ابتدا چندان پذیراییشو نداشتم

3332
03:22:15,248 --> 03:22:16,666
‫ملکه جوانه، فقط چند ساله اونجاست

3333
03:22:16,999 --> 03:22:20,002
‫هرچیزی که در اون سیاره مستعمره ای ظهور کرد
‫بسیار سریع تکامل یافت

3334
03:22:20,670 --> 03:22:24,674
‫پس اون یک ملکه جوان و بی تجربه است

3335
03:22:25,091 --> 03:22:28,636
‫که تازه وارد چرخه تولیدمثل شده

3336
03:22:29,011 --> 03:22:31,848
‫من برای این شخصیت مؤنث
‫یک پیشینه کامل ساختم

3337
03:22:32,265 --> 03:22:34,767
‫درست مثل کاری که برای ریپلی کردم

3338
03:22:34,934 --> 03:22:38,187
‫مشکل تفنگداران دریایی این بود
‫بیگانگان رو حیوانات میپنداشتن

3339
03:22:38,229 --> 03:22:39,939
‫درست مثل کاری که برای ریپلی کردم

3340
03:22:41,023 --> 03:22:45,653
‫مشکل تفنگداران دریایی این بود
‫بیگانگان رو حیوانات میپنداشتن

3341
03:22:45,695 --> 03:22:49,699
‫موجوداتی ابتدایی
‫و کم‌هوش‌تر از انسانها

3342
03:22:50,783 --> 03:22:54,620
‫ریپلی در پایان متوجه میشه
‫که اونها هم سطح انسانها هوشیارن

3343
03:22:54,662 --> 03:22:56,873
‫حتی ممکنه به اندازه انسانها باهوش باشند

3344
03:22:59,250 --> 03:23:02,920
‫من بخش کوچکی از این مفهوم رو
‫در کمیکهام بررسی کردم

3345
03:23:03,296 --> 03:23:06,174
‫تلاشی برای درک عمیقتر

3346
03:23:06,299 --> 03:23:08,134
‫ماهیت واقعی بیگانه‌ها

3347
03:23:08,593 --> 03:23:12,680
‫به نظرم اونها نوعی توانایی تلپاتیک دارن
‫که از خود ساطع میکنند

3348
03:23:13,306 --> 03:23:15,516
‫ایده این قضیه از این حس نشأت میگیره

3349
03:23:15,558 --> 03:23:19,270
‫که ملکه میتونه تا حدی
‫با کلونی خودش ارتباط برقرار کنه

3350
03:23:24,233 --> 03:23:29,614
‫این تقریباً حد توسعه افسانه بیگانه‌ها بود
‫در مقایسه با اونچه

3351
03:23:29,655 --> 03:23:31,657
‫در فیلمهای بیگانه و بیگانه‌ها دیدیم

3352
03:23:43,628 --> 03:23:46,339
‫همیشه این سؤال مطرحه:
‫آیا چیز خوبی رو میشه بیش از حد داشت؟

3353
03:23:46,380 --> 03:23:48,883
‫مثلاً من میخوام دوباره وارد اون دنیا بشم
‫تا بدونم چه اتفاقاتی میافته

3354
03:23:50,343 --> 03:23:54,055
‫کمیکهای دارک هورس رو خوندم
‫که بعد از بیگانه‌ها منتشر شدن

3355
03:23:54,096 --> 03:23:56,515
‫و البته به سرعت توسط
‫فیلم بیگانه ۳ باطل شدن

3356
03:24:01,938 --> 03:24:03,898
‫به نمایش رادیویی هم گوش دادم

3357
03:24:04,065 --> 03:24:05,775
‫که مایکل بین سال ۲۰۱۹ در اون حضور داشت

3358
03:24:05,816 --> 03:24:08,110
‫و نشون میداد اگر بیگانه ۳ ساخته نمیشد

3359
03:24:08,152 --> 03:24:09,403
‫دنباله چطور میتونست باشه

3360
03:24:09,695 --> 03:24:11,364
‫فکر میکنم تقریباً همه

3361
03:24:11,405 --> 03:24:13,532
‫بازیهای مرتبط با بیگانه رو تجربه کردم

3362
03:24:15,910 --> 03:24:17,787
‫دنیایی که جیمز کامرون خلق کرده

3363
03:24:17,828 --> 03:24:19,455
‫آنقدر غنی و گسترده است

3364
03:24:19,497 --> 03:24:22,375
‫از نگاه یک طرفدار

3365
03:24:22,833 --> 03:24:27,505
‫در دنیای گسترش‌یافته، کمیک‌ها، رمانها

3366
03:24:27,546 --> 03:24:32,343
‫یا حتی بازیها
‫گناهه که بیشتر کاوش نشه

3367
03:24:34,303 --> 03:24:39,558
‫این مفاهیم غنای زیادی
‫به فیلم بخشیدند

3368
03:24:39,976 --> 03:24:43,771
‫و شکافهای داستانی رو پر کردن

3369
03:24:43,854 --> 03:24:47,149
‫مثلاً کتاب «رودخانه رنج: بیگانه»

3370
03:24:47,275 --> 03:24:52,446
‫تمام ماجرای پایگاه هادلیز هوپ رو

3371
03:24:52,488 --> 03:24:53,531
‫از آغاز تا پایان بررسی میکنه

3372
03:24:54,448 --> 03:24:55,700
‫گاهی اوقات جواب نمیده

3373
03:24:55,741 --> 03:24:59,620
‫مثلاً بازیهایی مثل
‫«بیگانه‌ها: تفنگداران استعماری»

3374
03:25:00,871 --> 03:25:03,874
‫با حضور مایکل بین و لنس هنریکسن
‫ساخته شد

3375
03:25:03,958 --> 03:25:07,336
‫که قرار بود یک تجربه انقلابی
‫در دنیای بازیها باشه

3376
03:25:07,378 --> 03:25:08,379
‫اما اینطور نشد

3377
03:25:12,341 --> 03:25:13,926
‫«بیگانه: انزوا» عالی بود

3378
03:25:14,552 --> 03:25:15,886
‫یک بازی واقعاً فوق‌العاده

3379
03:25:22,268 --> 03:25:24,520
‫در دهه ۹۰ یک بازی ویدیویی منتشر شد

3380
03:25:28,649 --> 03:25:32,194
‫عجیب اینکه تو بولینگ محله‌مون
‫نصب شده بود

3381
03:25:35,906 --> 03:25:37,616
‫برادرم عاشق این بود بره اونجا

3382
03:25:37,658 --> 03:25:40,453
‫اما مثل آدمهای معمولی بازی نمیکرد

3383
03:25:40,494 --> 03:25:42,413
‫هدفش این بود
‫به کاراکتر من شلیک کنه

3384
03:25:46,459 --> 03:25:50,421
‫محتوای مرتبط خیلی زیاده
‫بعضیها غنای تجربه رو بیشتر میکنند

3385
03:25:50,463 --> 03:25:52,340
‫بعضیها هم کاملاً بی‌معنا هستند

3386
03:25:53,549 --> 03:25:56,010
‫من «قاضی دِرد علیه بیگانه‌ها علیه شکارچی» رو خوندم

3387
03:25:56,177 --> 03:25:57,928
‫«بتمن علیه بیگانه‌ها» را هم خوندم

3388
03:25:57,970 --> 03:26:00,306
‫تعداد این آثار واقعاً حیرت‌آوره

3389
03:26:00,431 --> 03:26:03,976
‫مثلاً «ترمیناتور علیه بیگانه‌ها» رو
‫میتونید در کمیک‌های دارک هورس پیدا کنید

3390
03:26:05,811 --> 03:26:07,730
‫دلیل ماندگاری فرنچایز بیگانه

3391
03:26:07,980 --> 03:26:11,942
‫به نظرم طراحی خود زنومورف
‫توجه مردم رو جلب کرد

3392
03:26:12,109 --> 03:26:15,821
‫اما مهمتر از اون، فکر میکنم
‫فیلم بیگانه‌ها تونست چیزی رو

3393
03:26:16,113 --> 03:26:19,075
‫در ضمیر جمعی بیدار کنه
‫که نمیتونیم رهاش کنیم

3394
03:26:22,828 --> 03:26:25,164
‫ریپلی
‫من نمی خواهم در موردش چیزی بشنوم، بیشاپ

3395
03:26:25,581 --> 03:26:27,124
‫زنده است هنوز وقت هست

3396
03:26:27,208 --> 03:26:31,629
‫صحنه آسانسور رو یادم میاد

3397
03:26:31,796 --> 03:26:35,049
‫وقتی داره خودش رو آماده میکنه
‫بره ملکه رو ببینه

3398
03:26:35,341 --> 03:26:37,843
‫با جمع کردن دستها و آماده شدنش

3399
03:26:37,885 --> 03:26:40,012
‫حالتی داشت مثل سامورایی که
‫داره برای نبرد آماده میشه

3400
03:26:40,054 --> 03:26:45,643
‫شما ۱۴ دقیقه فرصت دارید
‫به فاصله ایمنی برسید

3401
03:26:47,269 --> 03:26:52,525
‫آژیر خطر به صدا دراومده
‫که همیشه نشانه وضعیت اضطراریه

3402
03:26:54,944 --> 03:26:57,029
‫یک اعلامیه اضطراری داریم

3403
03:26:57,196 --> 03:27:02,243
‫وضعیت اضطراری
‫تمام پرسنل باید فوراً تخلیه شوند

3404
03:27:03,369 --> 03:27:05,788
‫و وقتی به پایین آسانسور میرسه

3405
03:27:05,788 --> 03:27:07,706
‫ردیاب کنترل رو به دست میگیره

3406
03:27:12,044 --> 03:27:14,839
‫و اینجاست که ضرب آهنگ ایستگاه
‫ قدرت شروع میشه

3407
03:27:14,880 --> 03:27:17,842
‫برمبمبم... داره ما رو با خودش میبره

3408
03:27:20,803 --> 03:27:23,806
‫و یکم هم ضربان قلب به صدا اضافه کردیم

3409
03:27:25,099 --> 03:27:26,225
‫همیشه ضربان قلب وجود داره

3410
03:27:32,022 --> 03:27:36,610
‫تو یک فیلم پر از لحظه‌های نفسگیر

3411
03:27:37,319 --> 03:27:41,866
‫صحنه‌های مربوط به ملکه بیگانه
‫اون رو به سطح کاملاً جدیدی میرسونه

3412
03:27:45,953 --> 03:27:48,873
‫ایده ملکه بیگانه رو من داشتم

3413
03:27:48,873 --> 03:27:51,750
‫بردم پیش استن و طرح‌هام رو بهش نشون دادم

3414
03:27:52,168 --> 03:27:54,211
‫کلی وقت گذاشتیم تا بفهمیم چطور انجامش بدیم

3415
03:27:54,211 --> 03:27:56,005
‫و استن کلی اشتیاق داشت

3416
03:27:58,382 --> 03:28:00,718
‫قبل از ساختن ملکه واقعی

3417
03:28:00,843 --> 03:28:04,513
‫استن حس میکرد خیلی مهمه
‫که اول نمونه اولیه رو بسازیم

3418
03:28:05,014 --> 03:28:06,640
‫تا مطمئن بشیم میتونیم اجراش کنیم

3419
03:28:08,017 --> 03:28:14,773
‫اونا در واقع از فوم کور استفاده کردند تا
‫این نمونه اولیه کامل ملکه بیگانه رو بسازند

3420
03:28:15,107 --> 03:28:19,528
‫چوب اسکی برای بازوها، پاهای فوم کوری

3421
03:28:19,778 --> 03:28:21,906
‫بدنه فوم کوری، سر فوم کوری

3422
03:28:21,947 --> 03:28:23,407
‫و اکشن

3423
03:28:26,202 --> 03:28:28,871
‫کمرون اومد، دوربین فیلمبرداریش رو آورد

3424
03:28:28,871 --> 03:28:31,332
‫و از زوایای مختلف فیلمبرداری کردند

3425
03:28:32,541 --> 03:28:34,460
‫خب، بازوها کاملاً باز، حداکثر عرض

3426
03:28:35,169 --> 03:28:39,548
‫تو نور آفتاب دره سانفرناندو
‫داشتیم فیلمبرداری میکردیم

3427
03:28:39,673 --> 03:28:41,383
‫جمع کردن ایده‌ها خیلی سخت بود

3428
03:28:41,759 --> 03:28:45,221
‫استن یا جیم، فکر میکنم این یکی استن بود

3429
03:28:45,304 --> 03:28:48,641
‫کلش رو با کیسه زباله پلاستیکی پوشوند، محکم پیچید

3430
03:28:48,933 --> 03:28:50,893
‫بعد این موجود بزرگ سیاه براق رو داشتیم

3431
03:28:53,062 --> 03:28:58,567
‫و اینطوری اولین تست کیسه زباله
‫تو استودیوی استن وینستون متولد شد

3432
03:28:58,943 --> 03:29:04,907
‫اصطلاح "تست کیسه زباله" بعد از فیلم بیگانگان
‫تبدیل به مترادفی برای نمونه سازی اولیه شد

3433
03:29:09,078 --> 03:29:10,663
‫خب، کات

3434
03:29:13,040 --> 03:29:17,419
‫اگه به آثار هنری جیمز کمرون
‫نگاه کنین، میشه المانهای زنانه رو دید

3435
03:29:17,461 --> 03:29:24,093
‫کمر باریک مثل زنبور داره
‫و بخش لگنش یک جورایی پهن‌تره

3436
03:29:25,678 --> 03:29:29,348
‫یکی از چیزایی که بهش حالت زنانه میده پاشنه
‫بلندهاشه

3437
03:29:29,431 --> 03:29:32,017
‫یعنی واقعاً پاشنه
‫بلند پوشیده

3438
03:29:32,101 --> 03:29:33,686
‫دوباره به طراحی نگاه کنین

3439
03:29:35,396 --> 03:29:38,649
‫اگه به خطوط پاهاش دقیق نگاه کنین

3440
03:29:38,649 --> 03:29:40,818
‫هم خطوط عضلانی رو میبینین

3441
03:29:41,110 --> 03:29:43,696
‫هم بندهایی شبیه بند جوراب

3442
03:29:45,197 --> 03:29:51,036
‫این برمیگرده به اولین همکاری
‫من با جیم توی صنعت سینما

3443
03:29:51,245 --> 03:29:52,997
‫برای راجر کورمن در فیلم «نبرد فراتر از ستارگان»

3444
03:29:52,997 --> 03:29:55,332
‫جیم اونجا یک فضاپیما طراحی کرده بود

3445
03:29:57,835 --> 03:30:00,462
‫چیزی که به عنوان سازنده جالبه، وقتی کارت رو

3446
03:30:00,546 --> 03:30:03,549
‫از کارگاه به صحنه میاری

3447
03:30:03,841 --> 03:30:07,886
‫یا در مورد موجودات، از کارگاه
‫موجودات به صحنه فیلمبرداری

3448
03:30:08,304 --> 03:30:09,972
‫کارت تبدیل به یک چیز دیگه میشه

3449
03:30:11,515 --> 03:30:14,226
‫وقتی تو صحنه فیلمبرداری زیر نور قرار میگیره

3450
03:30:14,268 --> 03:30:16,145
‫تبدیل به همونی میشه که باید باشه

3451
03:30:20,107 --> 03:30:24,194
‫صحنه ای که وارد اتاق ملکه میشه با کلی تخم

3452
03:30:24,737 --> 03:30:25,863
‫این ایده از یک خواب اومده بود

3453
03:30:26,196 --> 03:30:27,323
‫تخم نبودند

3454
03:30:27,865 --> 03:30:32,578
‫اتاق تاریکی بود که دیوارها صددرصد
‫پوشیده از زنبورهای بی عسل بود

3455
03:30:32,703 --> 03:30:35,414
‫که میتونستن یک لحظه حمله کنند و منو بکشن

3456
03:30:36,665 --> 03:30:41,545
‫یخ زده بودم، اون لحظه
‫آهسته فهمیدن موقعیتم رو داشتم

3457
03:30:41,587 --> 03:30:44,882
‫سکوت، آرامش قبل از طوفان

3458
03:30:49,678 --> 03:30:51,972
‫وقتی آروم برمیگرده و صدای

3459
03:30:52,431 --> 03:30:55,392
‫نفسهای سنگین و خشن رو میشنوی

3460
03:31:03,067 --> 03:31:05,069
‫اون خیلی ترسناکه

3461
03:31:05,903 --> 03:31:10,240
‫به طور باورنکردنی وحشت آوره

3462
03:31:10,407 --> 03:31:12,993
‫ترسناک و باهوش

3463
03:31:13,077 --> 03:31:15,621
‫داره با ریپلی یک گفتگو میکنه

3464
03:31:15,788 --> 03:31:22,252
‫اونا در این سطح بین گونه‌ای
‫تعامل دارن بدون استفاده از کلمات

3465
03:31:22,461 --> 03:31:27,591
‫احتمالاً یکی از پرتنش‌ترین
‫لحظات سینماییه که به خاطر میارم

3466
03:31:31,178 --> 03:31:36,642
‫اینجاست که موضوع مادری واقعاً شکل میگیره

3467
03:31:37,059 --> 03:31:43,399
‫من الان مادر نیوتم و اون هم بچه‌هاش رو داره

3468
03:31:44,858 --> 03:31:48,112
‫مطمئنم به عنوان ریپلی میدونستم دارم چی فکر میکنم

3469
03:31:48,237 --> 03:31:52,783
‫و با این حال یک شخصیت ملکه
‫برام ساخته بودند که زیرک بود

3470
03:31:53,617 --> 03:31:56,829
‫متوقف نشدنی

3471
03:31:58,038 --> 03:32:01,208
‫خیلی قدرتمندتر از یک انسان کوچیک

3472
03:32:01,208 --> 03:32:06,505
‫واقعیت این که اینقدر تخم ریزی میکنه

3473
03:32:07,047 --> 03:32:12,553
‫که به نظر ریپلی خیلی وحشتناکه

3474
03:32:13,137 --> 03:32:15,222
‫این رو ببینه که یک نیروی زندگی

3475
03:32:15,639 --> 03:32:19,560
‫داره این چیزهای شیطانی رو تولید میکنه

3476
03:32:19,810 --> 03:32:21,729
‫همه اینا تو ذهنم جریان داره

3477
03:32:22,020 --> 03:32:24,106
‫بازی کردن دوباره این شخصیت خیلی باحاله

3478
03:32:24,148 --> 03:32:27,484
‫چون ناخودآگاه فیلم اول رو هم با خودت میاری

3479
03:32:28,569 --> 03:32:31,905
‫اینها موجودات بی‌خانمان‌اند
‫یک دستور زیستی دارن

3480
03:32:31,947 --> 03:32:35,033
‫هیچ چیزی رو تشخیص نمیدن، فقط میخوان زنده بمونند

3481
03:32:35,159 --> 03:32:38,245
‫به نظر من بیگانه‌ها شیطانی نیستن، خالصن

3482
03:32:42,416 --> 03:32:46,628
‫بیاین راجع به تم‌های زیربنایی کل ماجرا حرف بزنیم

3483
03:32:47,004 --> 03:32:50,090
‫یکیش  تم مادر-دختره

3484
03:32:50,132 --> 03:32:51,717
‫نتیجه همون چیزیه

3485
03:32:52,092 --> 03:32:53,343
‫به من بچسب

3486
03:32:54,344 --> 03:32:57,347
‫هزینه اش و معنای واقعیش

3487
03:33:04,062 --> 03:33:07,191
‫به عنوان مادر سه بچه، چیزی که دوست دارم

3488
03:33:07,441 --> 03:33:10,611
‫اون صحنه پایانیه که بچه رو روی کمر میندازه

3489
03:33:10,903 --> 03:33:13,447
‫و تفنگ رو تو دست دیگه

3490
03:33:13,489 --> 03:33:16,408
‫به این فکر میکنم چند زن هستن که بچه رو پهلو میگیرن

3491
03:33:16,450 --> 03:33:20,120
‫همزمان خرید میکنند و سعی دارن سوار ماشین بشن

3492
03:33:21,079 --> 03:33:24,875
‫اما اون هم تفنگ داره، هم شعله‌انداز، هم بچه

3493
03:33:25,417 --> 03:33:26,502
‫بی نظیره

3494
03:33:28,629 --> 03:33:33,550
‫حالا چهار دقیقه وقت دارید تا به فاصله ایمن برسید

3495
03:33:34,009 --> 03:33:39,264
‫بعضی مواقع واقعاً حس میکردم
‫ به دنبال منه

3496
03:33:39,515 --> 03:33:41,850
‫مخصوصاً تو صحنه تخمگذاری

3497
03:33:41,892 --> 03:33:45,437
‫چون هم تاریک بود هم خیلی دراماتیک

3498
03:33:45,938 --> 03:33:49,983
‫میدونستیم باید دقیق اجرا بشه
‫هم برای سگوورنی هم برای من

3499
03:33:50,359 --> 03:33:53,570
‫به نظرم تا حدی بازی واقعی بود

3500
03:33:53,612 --> 03:33:56,698
‫چون فقط میخواستیم در امان بمونیم

3501
03:33:57,783 --> 03:34:00,744
‫مشخصه که از تخمها محافظت میکنه

3502
03:34:00,869 --> 03:34:02,538
‫تا هیچ اتفاقی براشون نیفته

3503
03:34:02,579 --> 03:34:05,833
‫چون در اصل بچه‌هاش هستن

3504
03:34:06,124 --> 03:34:09,837
‫حتی وقتی بزرگ میشن و به زنومورف تبدیل میشن

3505
03:34:10,170 --> 03:34:11,588
‫اونها هم بچه‌هاشن

3506
03:34:13,215 --> 03:34:21,139
‫یک لحظه هست که به نظر میرسه
‫ریپلی میخواد لونه رو دست نخورده بذاره

3507
03:34:21,765 --> 03:34:24,226
‫و خودشو از اونجا بیرون بکشه

3508
03:34:24,810 --> 03:34:29,481
‫فکر میکنم میدونیم هدف نابودی کامل مستعمره است

3509
03:34:29,857 --> 03:34:34,987
‫اما در اون لحظه یک جور درک متقابل به وجود میاد

3510
03:34:35,028 --> 03:34:40,784
‫بخشیدن ملکه برای انجام کارهای طبیعی در دنیای خودش

3511
03:34:44,621 --> 03:34:47,332
‫من عاشق صحنه تقابل ریپلی و ملکه ام

3512
03:34:47,791 --> 03:34:52,379
‫ریپلی با شعله‌انداز به تخم‌ها اشاره
‫میکنه و با ملکه ارتباط برقرار میکنه

3513
03:34:53,213 --> 03:34:55,299
‫«اگه عقب نکشی این تخم‌ها رو نابود میکنم»

3514
03:34:55,799 --> 03:34:57,926
‫اما ملکه به قولش عمل نمیکنه
‫و یک تخم باز میشه

3515
03:34:57,926 --> 03:35:01,013
‫ریپلی اون نگاه معروفش رو
‫میندازه «خیلی خوب، جنگ شروع شد»

3516
03:35:07,394 --> 03:35:09,354
‫البته که باهاش همدردی میکنیم

3517
03:35:09,771 --> 03:35:12,190
‫حتی ریپلی هم کمی باهاش همدردی میکنه

3518
03:35:12,524 --> 03:35:14,526
‫اما نه آنقدر که از کارش منصرف بشه

3519
03:35:15,110 --> 03:35:20,657
‫این شناخت اولویت‌های طرف مقابل و شباهت‌هامونه

3520
03:35:21,283 --> 03:35:24,661
‫چه کسی میتونه تعیین کنه بچه کدوم مهمتره

3521
03:35:28,874 --> 03:35:31,501
‫توی داستان، ملکه بیگانه احساس خطر میکنه

3522
03:35:31,585 --> 03:35:37,132
‫مخصوصاً وقتی میبینه
‫ریپلی با شعله‌انداز چیکار میکنه

3523
03:35:38,175 --> 03:35:39,551
‫و واکنش نشون میده

3524
03:35:40,010 --> 03:35:46,683
‫ترکیبی از صداهای خوک، انسان و ببر استفاده کردیم

3525
03:35:52,064 --> 03:35:56,652
‫این صداها رو پردازش کردیم

3526
03:35:57,152 --> 03:35:59,404
‫نه تنها انگار از خود ملکه میاومدن

3527
03:35:59,404 --> 03:36:01,573
‫بلکه باهم ترکیب میشدن

3528
03:36:01,573 --> 03:36:06,244
‫تا به عنوان صدای واقعی پذیرفته بشن

3529
03:36:11,959 --> 03:36:15,337
‫بعضی منتقدان منطق فیلم رو زیر سوال میبرن

3530
03:36:15,587 --> 03:36:18,423
‫مثلاً چطور ملکه بلده از آسانسور استفاده کنه؟

3531
03:36:19,716 --> 03:36:25,097
‫جواب من اینه: زنومورف‌ها بسیار باهوشن

3532
03:36:25,472 --> 03:36:27,265
‫فشار یک دکمه کار پیچیده‌ای نیست

3533
03:36:32,479 --> 03:36:34,064
‫چشات رو ببند عزیزم

3534
03:36:34,147 --> 03:36:37,234
‫به نظرم بسیاری از عناصر ترسناکی که کامرون

3535
03:36:37,567 --> 03:36:40,487
‫آگاهانه یا ناخودآگاه در ترمیناتور استفاده کرد

3536
03:36:40,821 --> 03:36:43,407
‫تو بیگانگان به اوج رسوند

3537
03:36:43,407 --> 03:36:48,328
‫و در واقع تبدیل شد به این فیلم ترسناک اکشن

3538
03:36:48,370 --> 03:36:50,998
‫که بر اساس چیزی که در ترمیناتور دیدیم ساخته شده

3539
03:36:51,039 --> 03:36:53,125
‫و در رأس همه اینها ملکه قرار داره

3540
03:36:55,711 --> 03:37:01,967
‫مثل ترمیناتور، اینجا هم پایان‌های کاذب داریم

3541
03:37:07,931 --> 03:37:10,142
‫یادم میاد نقد اولیه راجر ایبرت رو

3542
03:37:10,183 --> 03:37:13,270
‫که گفت: «نمیتونم بگم از فیلم لذت بردم

3543
03:37:13,270 --> 03:37:14,813
‫حالت تهوع گرفتم

3544
03:37:14,938 --> 03:37:17,190
‫بیگانگان اونقدر خشن بودند که زیاده‌روی بود

3545
03:37:17,232 --> 03:37:18,984
‫واقعاً آزارم داد

3546
03:37:19,026 --> 03:37:20,235
‫میتونید دلیلش رو بفهمید

3547
03:37:20,402 --> 03:37:22,237
‫تمام این صحنه‌سازی تا جایی که

3548
03:37:22,279 --> 03:37:24,823
‫ریپلی و نیوت تو اتاق پزشکی میخوابن

3549
03:37:24,865 --> 03:37:27,117
‫و از همون لحظه دیگه تمام

3550
03:37:27,284 --> 03:37:29,327
‫هیچ توقفی نیست مستقیم به سمت پایان

3551
03:37:29,411 --> 03:37:31,663
‫برق قطع میشه، فرار شروع میشه

3552
03:37:31,705 --> 03:37:33,123
‫نیوت گرفتار میشه

3553
03:37:33,373 --> 03:37:34,583
‫نمیریم دیگه واقعا

3554
03:37:34,624 --> 03:37:36,585
‫- نمیریم
‫- جدی

3555
03:37:36,668 --> 03:37:38,003
‫مثل اینه که پایان بندی رو

3556
03:37:38,003 --> 03:37:40,380
‫با مشت‌های سریع و آپرکات توصیف کردند

3557
03:37:40,672 --> 03:37:41,840
‫که برام عالیه

3558
03:37:41,882 --> 03:37:43,592
‫بهت فرصت تجدید قوا نمیده

3559
03:37:43,633 --> 03:37:46,553
‫نفس گرفتن هم نمیده مستقیما زمینت میزنه

3560
03:38:08,533 --> 03:38:10,744
‫ازش دور شو عوضی

3561
03:38:12,079 --> 03:38:14,831
‫اون صحنه نمادین دم ملکه رو داریم

3562
03:38:14,873 --> 03:38:17,209
‫که سینه بیشاپ رو میدره

3563
03:38:17,292 --> 03:38:19,586
‫همون موقع که فکر میکنیم تموم شده

3564
03:38:21,922 --> 03:38:25,675
‫یک جور بازسازی صحنه سینه‌خراش فیلم اول

3565
03:38:31,056 --> 03:38:35,685
‫ماکت لنس هنریکسن در نقش
‫بیشاپ که من و الک گیلیس ساخته بودیم

3566
03:38:36,103 --> 03:38:39,481
‫روی یک صفحه چرخان نصب شده بود

3567
03:38:39,523 --> 03:38:43,318
‫بدنش تو دو جهت مختلف میچرخه و از هم جدا میشه

3568
03:38:43,401 --> 03:38:45,529
‫در حالی که دستهای ملکه هنوز متصل بودند

3569
03:38:45,570 --> 03:38:48,448
‫این یک جلوه عملی بسیار تاثیرگذار بود

3570
03:38:50,867 --> 03:38:55,622
‫خون سفیدی که میبینیم تو فیلم
‫اول با شخصیت اش معرفی شده بود

3571
03:38:55,664 --> 03:38:58,542
‫جیم کمرون به این المان وفادار موند

3572
03:39:01,336 --> 03:39:03,380
‫وای من از اون صحنه حسابی مریض شدم

3573
03:39:03,547 --> 03:39:07,134
‫مخلوطی از شیر، خامه و ماست استفاده کرده بودند

3574
03:39:07,467 --> 03:39:09,553
‫که چند روز مونده بود بیرون

3575
03:39:11,596 --> 03:39:12,931
‫این مایع رو به من دادن

3576
03:39:13,682 --> 03:39:16,810
‫که دقیقاً از یک طرف وارد شد
‫و از طرف دیگه خارج

3577
03:39:19,312 --> 03:39:26,153
‫توی لندن کمبود خامه تازه و غلیظ نداشتیم

3578
03:39:27,320 --> 03:39:30,490
‫رو یخ گذاشته بودیم و موقع
‫فیلمبرداری استفاده میکردیم

3579
03:39:30,740 --> 03:39:35,245
‫آنقدر برداشت داشتیم که تموم شد

3580
03:39:35,704 --> 03:39:37,622
‫در حالی که هنوز صحنه‌ها مونده بود

3581
03:39:37,998 --> 03:39:39,833
‫رفتم سمت چای خوری تنظیمات

3582
03:39:40,417 --> 03:39:44,254
‫و خامه‌ها رو از روی چرخ دستی برداشتم

3583
03:39:44,671 --> 03:39:48,675
‫متوجه نبودم اون خامه‌ها مدت زیادی مونده بودند

3584
03:39:48,717 --> 03:39:52,053
‫شیر فاسد بود، من نمیدونستم، لنس هم نمیدونست

3585
03:39:56,016 --> 03:39:58,435
‫اومد تو، حالش خیلی بد بود، رنگش پریده بود

3586
03:39:58,476 --> 03:40:02,147
‫گفت تمام شب بالا آورده چون خامه فاسد بوده

3587
03:40:02,230 --> 03:40:05,400
‫با خودم گفتم «لعنتی الان اخراج میشم»

3588
03:40:07,027 --> 03:40:09,404
‫وقتی داشتم لباس رو دوباره تنش میکردم

3589
03:40:09,571 --> 03:40:16,286
‫لباس دو تکه شده
‫بود که بوی شیر ترشیده میداد

3590
03:40:16,828 --> 03:40:18,121
‫گفتم «معذرت میخوام»

3591
03:40:18,288 --> 03:40:21,124
‫گفت «نگران نباش رفیق، ازش استفاده میکنم»

3592
03:40:33,345 --> 03:40:36,056
‫برای من یکی از بهترین صحنه‌های اکشن تاریخ

3593
03:40:36,097 --> 03:40:37,891
‫همون موقعیه که توی لودر صنعتیه

3594
03:40:38,350 --> 03:40:41,728
‫نمیدونم چطوری ساختنش، واقعاً حیرت آور بود

3595
03:40:45,106 --> 03:40:48,902
‫من زیاد به فرآیند ساخت توجه نکردم

3596
03:40:48,944 --> 03:40:55,200
‫چون حضور اون به عنوان رقیب برام جذاب بود

3597
03:40:56,993 --> 03:40:59,663
‫یک صحنه تو اوایل فیلم هست

3598
03:41:00,038 --> 03:41:02,582
‫که نمایش عالی فیلمنامه نویسیه

3599
03:41:02,791 --> 03:41:06,378
‫وقتی تفنگداران آماده میشن و
‫ریپلی میپرسه «کمک میخوای؟»

3600
03:41:06,753 --> 03:41:08,463
‫میگه «میتونم یک لودر رو کنترل کنم»

3601
03:41:08,713 --> 03:41:10,257
‫«میتونم اون لودر رو برونم»

3602
03:41:11,883 --> 03:41:14,135
‫فیلمنامه نویسی واقعاً محکمی داره

3603
03:41:14,928 --> 03:41:17,722
‫نشون میده ریپلی نمیخواد بیکار بمونه

3604
03:41:19,474 --> 03:41:23,103
‫همزمان ارتباطش با هیکس رو هم شکل میده

3605
03:41:23,186 --> 03:41:25,021
‫و وجود لودر رو هم معرفی میکنه

3606
03:41:25,063 --> 03:41:27,607
‫همون چیزی که بعداً کنترلش رو بلده

3607
03:41:30,735 --> 03:41:35,448
‫جالبترین بخش برام دیدن طرحها و استوری بردها بود

3608
03:41:35,532 --> 03:41:40,203
‫وقتی سگوورنی تو لودر قدرتی با ملکه میجنگه

3609
03:41:40,453 --> 03:41:43,623
‫دقیقاً همون کادربندی رو کشیده بود

3610
03:41:43,707 --> 03:41:46,960
‫که تو نسخه نهایی فیلم میبینین

3611
03:41:47,043 --> 03:41:49,671
‫ماه ها یا شاید سالها قبل از ساخت

3612
03:41:49,838 --> 03:41:53,925
‫همه چیز رو تو ذهنش داشت
‫و دقیقاً همونو تو پرده پیاده کرد

3613
03:41:54,050 --> 03:41:58,471
‫همونطور که تو روانش تصور کرده بود

3614
03:42:03,143 --> 03:42:06,479
‫به جز صحنه بارون اشک تو بلید رانر

3615
03:42:06,563 --> 03:42:09,232
‫نمیشه نمادین تر از ریپلی تو لودر قدرتی پیدا کرد

3616
03:42:16,114 --> 03:42:19,409
‫این دیگه فقط ریپلی تو لودر نیست

3617
03:42:19,617 --> 03:42:22,203
‫همه چیزایی که برامون مهمه تو اون لودره

3618
03:42:22,454 --> 03:42:25,540
‫همه رنجهایی که تو بیگانه و بیگانگان کشیدیم

3619
03:42:25,707 --> 03:42:27,334
‫از دست دادن تمام اون شخصیتها

3620
03:42:27,584 --> 03:42:31,004
‫و مرگ سربازا همه تو این یک نفر جمع شده

3621
03:42:31,421 --> 03:42:35,425
‫که تو این ماشین اون پایانی رو میسازه که نیاز داریم

3622
03:42:39,679 --> 03:42:41,848
‫ازش دور شو عوضی

3623
03:42:43,516 --> 03:42:45,226
‫ازش دور شو عوضی

3624
03:42:45,352 --> 03:42:48,271
‫بی پرده اینو میگه، فوق العاده است

3625
03:42:48,396 --> 03:42:50,982
‫توی سینما هر بار تماشاگرا دست میزنند

3626
03:42:51,024 --> 03:42:53,485
‫میدونستیم باید حداکثر تاثیر رو داشته باشه

3627
03:42:53,526 --> 03:42:55,528
‫و کاملاً واضح اجرا بشه

3628
03:42:56,905 --> 03:42:59,824
‫اون موقع نمیدونستم چقدر مهم میشه

3629
03:42:59,866 --> 03:43:02,327
‫اما یک دیالوگ عالی بود

3630
03:43:05,497 --> 03:43:06,831
‫ریپلی الان رئیس بازیه

3631
03:43:08,583 --> 03:43:10,418
‫این دیالوگ خیلی حال میده

3632
03:43:10,502 --> 03:43:17,634
‫این گرفتن کنترل، استفاده از
‫قدرت خودت و اظهار وجوده

3633
03:43:20,095 --> 03:43:21,805
‫میدونستم دیالوگ مهمیه

3634
03:43:21,846 --> 03:43:24,099
‫فقط چند بار فرصت اجراش رو داشتم

3635
03:43:25,100 --> 03:43:28,353
‫چون باید در به سرعت باز میشد

3636
03:43:28,353 --> 03:43:30,772
‫و من سریع بیرون میومدم

3637
03:43:30,772 --> 03:43:33,525
‫کل صحنه یک پلان پیچیده بود

3638
03:43:33,650 --> 03:43:35,568
‫یادمه بار دوم که اجرا کردم

3639
03:43:35,652 --> 03:43:37,570
‫با توجه به آموزشهای بازیگری

3640
03:43:37,779 --> 03:43:40,573
‫گفتم «ازش دور شو عوضی»

3641
03:43:41,157 --> 03:43:45,620
‫صدام بالا رفت درحالی که برای قدرت باید پایین میبود

3642
03:43:45,995 --> 03:43:49,749
‫جیم گفت «عالیه، همینه که میخوام»

3643
03:43:49,791 --> 03:43:51,501
‫گفتم «ولی صدام بالا رفت»

3644
03:43:51,793 --> 03:43:55,088
‫برام بامزست چون به نظر خودم خیلی خوب جواب داد

3645
03:43:55,130 --> 03:43:56,965
‫پذیرفتم و فکر میکنم حق با اون بود

3646
03:43:57,132 --> 03:43:58,216
‫دیالوگ عالیه

3647
03:43:58,591 --> 03:43:59,676
‫کاملاً

3648
03:43:59,759 --> 03:44:02,137
‫و قطعاً با انگیزه کافی اجرا شد

3649
03:44:02,804 --> 03:44:06,141
‫صادقانه بگم تعداد صحنه‌های ویژه بصری

3650
03:44:06,307 --> 03:44:08,685
‫که امروز بهش میگیم ویافکس

3651
03:44:08,852 --> 03:44:12,564
‫تو بیگانگان حدود ۲۰۰ صحنه بود

3652
03:44:12,605 --> 03:44:15,567
‫شامل ماکت‌ها، جلوه‌های نوری و غیره

3653
03:44:19,612 --> 03:44:21,698
‫ولی فیلم هنوز هم عظیم به نظر میرسه

3654
03:44:21,990 --> 03:44:23,575
‫در مقایسه با استانداردهای امروز

3655
03:44:23,616 --> 03:44:27,787
‫تقریباً هر صحنه فیلم‌های مارول دیجیتالیه

3656
03:44:28,663 --> 03:44:32,208
‫با هزاران هزار صحنه پردازش شده

3657
03:44:36,796 --> 03:44:39,591
‫هر فیلمی محصول زمان خودشه

3658
03:44:39,632 --> 03:44:43,178
‫و نمایی از فناوری دوران خودش رو نشون میده

3659
03:44:43,511 --> 03:44:46,264
‫امروز همه چیز رو با CGI میسازن

3660
03:44:46,264 --> 03:44:47,891
‫فیزیک صحنه‌ها بهتر میشه

3661
03:44:47,891 --> 03:44:51,769
‫ملکه بیگانه میپرید روی لودر و پرتش میکرد

3662
03:44:51,769 --> 03:44:54,564
‫به دیوار میکوبید و دوباره برمیگشت

3663
03:44:54,856 --> 03:44:58,943
‫پویاتر میشد ولی اتمسفر رو از دست میداد

3664
03:44:59,277 --> 03:45:01,988
‫چون ما تکنیک‌هامون رو پشت

3665
03:45:01,988 --> 03:45:04,491
‫کابل‌ها و تجهیزاتمون قایم میکردیم

3666
03:45:04,991 --> 03:45:08,828
‫با بخار و کادرهای بسته و حرکت‌های پیچیده دوربین

3667
03:45:13,666 --> 03:45:15,627
‫صحنه خیلی خشن و پرخشونته

3668
03:45:20,256 --> 03:45:22,509
‫دو عروسک اصلی تو صحنه بودند

3669
03:45:23,176 --> 03:45:25,887
‫ملکه بیگانه و لودر قدرتی

3670
03:45:28,223 --> 03:45:30,558
‫جان ریچاردسون و تیمش تمام اعتبار رو ساختند

3671
03:45:30,642 --> 03:45:33,394
‫برای ساخت اون لباس لودر قدرتی فوق العاده

3672
03:45:34,437 --> 03:45:36,814
‫در واقع یک بازیگر داخلش بود

3673
03:45:37,190 --> 03:45:38,942
‫درست پشت سر سیگورنی ویور

3674
03:45:42,862 --> 03:45:45,782
‫وقتی جیم و گیل دستور دادن فیزیکم رو حجیم کنم

3675
03:45:46,366 --> 03:45:49,953
‫یک مربی فوق العاده رو استخدام کردند

3676
03:45:50,453 --> 03:45:54,332
‫جان لیز از شمال انگلیس، یک کشاورز

3677
03:45:54,374 --> 03:45:55,875
‫اصلاً بدنش ورزیده بود

3678
03:45:56,960 --> 03:46:02,423
‫عضله‌هاش به اندازه رانهای من بودند

3679
03:46:02,423 --> 03:46:04,634
‫واقعاً بدنش خیلی حجیم بود

3680
03:46:05,510 --> 03:46:09,305
‫اون موتور حرکتی سیگورنی توی لودر قدرتی بود

3681
03:46:09,889 --> 03:46:13,560
‫با لباس سیاه مثل تئاتر کابوکی حرکتش میداد

3682
03:46:13,810 --> 03:46:14,894
‫آدم خیلی قدرتمندی بود

3683
03:46:15,395 --> 03:46:21,526
‫هر روز ظهر هفته‌ها با جان ریچاردسون تمرین میکردم

3684
03:46:22,318 --> 03:46:25,071
‫میرفتم تو لودر قدرتی

3685
03:46:25,238 --> 03:46:27,365
‫و حرکت کردن رو تمرین میکردیم

3686
03:46:27,991 --> 03:46:31,995
‫تا بتونم سریع حرکت کنم بدون اینکه واژگون بشم

3687
03:46:36,374 --> 03:46:38,626
‫کلی روی صداها کار کردیم

3688
03:46:38,793 --> 03:46:41,004
‫مخصوصاً صدای قدمهای لودر

3689
03:46:41,337 --> 03:46:44,966
‫تدوینگران صدا عالی عمل کردند تو صدای هیدرولیک

3690
03:46:45,008 --> 03:46:47,135
‫و سیستمهای مکانیکی

3691
03:46:52,473 --> 03:46:56,728
‫به علاوه اجرای صوتی بی نظیر سیگورنی

3692
03:46:58,062 --> 03:47:00,523
‫بیا دیگه، بیا

3693
03:47:02,442 --> 03:47:04,444
‫دوباره از صداهای حیوانات برای ملکه استفاده شد

3694
03:47:07,238 --> 03:47:08,281
‫و همه چیز جواب داد

3695
03:47:12,160 --> 03:47:14,746
‫نماهای بسته همه چیز رو تکمیل میکنند

3696
03:47:14,787 --> 03:47:17,415
‫مثل زمانی که سیگورنی مشعل رو روشن میکنه

3697
03:47:17,457 --> 03:47:21,252
‫یا آرواره‌ها که به صورتش نزدیک میشن

3698
03:47:22,503 --> 03:47:25,131
‫این صحنه‌ها پایه‌های عاطفی داستانند

3699
03:47:25,298 --> 03:47:28,468
‫و بینشون نماهای بازتری هست

3700
03:47:28,468 --> 03:47:31,054
‫که هیبت و شکوه صحنه رو کامل میکنند

3701
03:47:34,599 --> 03:47:38,978
‫منم تو سینما به اندازه تماشاگران شوکه شدم

3702
03:47:39,187 --> 03:47:43,149
‫من موقع فیلمبرداری صحنه‌های واقعی بودم

3703
03:47:43,524 --> 03:47:48,988
‫صحنه‌های ماکتی رو توی لندن بعد
‫از پایان فیلمبرداری اصلی ساختن

3704
03:47:49,072 --> 03:47:52,617
‫کمرون یک مدت رفت تعطیلات بعد برگشت

3705
03:47:52,659 --> 03:47:55,870
‫احتمالاً بخشی از صحنه‌ها رو مونتاژ کرده بودند

3706
03:47:56,204 --> 03:47:57,330
‫تا بدونند دقیقاً چی لازم دارن

3707
03:47:57,830 --> 03:48:01,751
‫جلوه‌های مینیاتوری اونقدر بی‌نقص بودند

3708
03:48:02,168 --> 03:48:05,546
‫تو سینما با خودم میگفتم «یادم
‫نمیاد این صحنه رو بازی کرده باشم

3709
03:48:05,630 --> 03:48:07,632
‫چطوری ملکه رو انداختیم پایین»

3710
03:48:14,389 --> 03:48:16,349
‫نکته دیگه اینه که یادتون باشه

3711
03:48:16,766 --> 03:48:18,976
‫ملکه فقط لاستیک و فایبرگلاس بود

3712
03:48:20,895 --> 03:48:22,897
‫اما سیگورنی واقعاً یک موجود رو میدید

3713
03:48:23,064 --> 03:48:25,441
‫و شما هم باور میکنید

3714
03:48:25,608 --> 03:48:28,986
‫با بازی قدرتمندش، باید عمداً
‫خرابکاری میکردیم تا باورنکنی

3715
03:48:29,404 --> 03:48:33,825
‫کار استن وینستون و تیمش روی ملکه

3716
03:48:34,492 --> 03:48:37,453
‫واقعاً بهش جان داد

3717
03:48:38,037 --> 03:48:40,373
‫اگه با جیم صحبت کنین میگه

3718
03:48:40,415 --> 03:48:44,419
‫این کار من بود که به ملکه جان داد

3719
03:48:44,460 --> 03:48:45,503
‫نه

3720
03:48:45,878 --> 03:48:48,423
‫این تلاش تیم بود که باعث میشد باور کنم

3721
03:48:57,640 --> 03:49:01,686
‫یادمه دیک اسمیت، آرایشگر معروف، بعد اکران فیلم

3722
03:49:01,894 --> 03:49:03,896
‫بهمون زنگ زد

3723
03:49:04,313 --> 03:49:08,526
‫استن تماس رو روی اسپیکر
‫گذاشت و اون شدید تعریف میکرد

3724
03:49:08,693 --> 03:49:13,322
‫شوکه شده بود وقتی فهمید لودر
‫قدرتی یک ماشین صنعتی واقعی نیست

3725
03:49:13,865 --> 03:49:15,241
‫همش ساختگی بود

3726
03:49:16,743 --> 03:49:18,327
‫دوران پرجنب‌وجوشی بود

3727
03:49:30,298 --> 03:49:32,383
‫فیلم قدیمی بیگانگان رو دیدین؟

3728
03:49:49,692 --> 03:49:52,737
‫وای، شبیه رباتای بیگانگان شدم

3729
03:49:55,406 --> 03:49:57,992
‫وایسا! اینقد سریع نرو

3730
03:49:59,368 --> 03:50:00,411
‫هی!

3731
03:50:02,538 --> 03:50:03,664
‫بمیر عوضی

3732
03:50:16,344 --> 03:50:18,846
‫سال ۱۹۸۶ صحنه بازی چاقو
‫از بیگانگان رو بازسازی کردیم

3733
03:50:18,888 --> 03:50:20,431
‫و به انگشت وسطت چاقو زدم

3734
03:50:24,435 --> 03:50:25,520
‫پاکسازی شروع شد

3735
03:50:39,200 --> 03:50:41,160
‫- اه، این دیگه...
‫- درست فهمیدی عزیزم

3736
03:50:44,539 --> 03:50:46,332
‫تا آخر سفر حتی یک بار دیگه

3737
03:50:46,374 --> 03:50:48,626
‫اشاره به فرهنگ پاپ نکنی

3738
03:50:54,298 --> 03:50:56,008
‫فکر میکنم موضوع درمان اونه

3739
03:50:56,300 --> 03:50:58,886
‫پیدا کردن اون قطعه گمشده که نیوت بهش میده

3740
03:50:59,011 --> 03:51:02,849
‫میدونم سیگورنی ویور خصوصاً
‫از حذف اون صحنه اول ناراحت بود

3741
03:51:02,974 --> 03:51:07,103
‫وقتی متوجه مرگ دخترش میشه

3742
03:51:07,770 --> 03:51:10,481
‫این شروع سفر شخصیتیه که انتهای فیلم

3743
03:51:10,690 --> 03:51:11,941
‫وقتی نیوت صداش میکنه «مامان» کامل میشه

3744
03:51:12,567 --> 03:51:14,485
‫- مامان!
‫- خدای من

3745
03:51:18,072 --> 03:51:21,450
‫امیدی که تو بیگانگان هست اساس کل داستانه

3746
03:51:21,576 --> 03:51:24,036
‫ما به عنوان انسان و طرفدار

3747
03:51:24,120 --> 03:51:25,329
‫همیشه به امید نیاز داریم، نه؟

3748
03:51:25,621 --> 03:51:27,456
‫- خوب بخوابی
‫- تایید میشه

3749
03:51:29,876 --> 03:51:33,462
‫با وجود تمام آشوبها و آسیبها

3750
03:51:33,504 --> 03:51:39,343
‫که ریپلی، نیوت، هیکس، بیشاپ
‫و بقیه شخصیتها تجربه میکنند

3751
03:51:39,552 --> 03:51:43,306
‫یک نور امید همیشه راهنماشونه

3752
03:51:43,389 --> 03:51:44,849
‫که میتونند زنده بمونند

3753
03:51:47,935 --> 03:51:50,229
‫تصویر پایانی فیلم خیلی کلیدیه

3754
03:51:50,563 --> 03:51:53,107
‫اون دختربچه که اونم قربانی تروماس

3755
03:51:53,608 --> 03:51:56,027
‫شاید حتی بیشتر از ریپلی آسیب دیده

3756
03:51:57,445 --> 03:52:00,740
‫تو لحظه آخر فیلم حس درمان رو میگیری

3757
03:52:00,865 --> 03:52:01,866
‫میتونم خواب ببینم؟

3758
03:52:04,201 --> 03:52:06,537
‫آره عزیزم، فکر کنم هر دو میتونیم

3759
03:52:07,163 --> 03:52:09,874
‫شاید یک ذره سطحی باشه، ولی راضی کنندست

3760
03:52:09,916 --> 03:52:13,002
‫تو یک سفر پراسترس و وحشتناک رو پشت سر گذاشتی

3761
03:52:33,397 --> 03:52:38,444
‫یادمه تریلر رو دیدم و شوک زده شدم

3762
03:52:38,819 --> 03:52:41,572
‫طراحی تریلر خیلی شبیه تریلر فیلم اول بود

3763
03:52:46,869 --> 03:52:49,330
‫با اون باس سنگین و تپش دار

3764
03:52:49,330 --> 03:52:52,833
‫و صدای سیرن عجیب و غریب

3765
03:52:55,795 --> 03:52:58,798
‫اولین نمایش رو تو سینمای آوکو تو وستوود دیدم

3766
03:52:58,839 --> 03:53:01,092
‫همونجا اولین نمایش جهانی با
‫حضور بازیگران و عوامل برگزار شد

3767
03:53:01,092 --> 03:53:02,134
‫سالن پر از جمعیت بود

3768
03:53:02,843 --> 03:53:05,805
‫تماشای فیلم با اون جمعیت
‫پرانرژی واقعاً واگیردار بود

3769
03:53:05,930 --> 03:53:09,016
‫همه فریاد میزدن و تشویق میکردند

3770
03:53:09,308 --> 03:53:12,520
‫طوری که نمیشد درگیرش نشی

3771
03:53:17,775 --> 03:53:20,653
‫من تو نیویورک بودم، بازیگرا اونجا بودند

3772
03:53:20,903 --> 03:53:24,991
‫و جیم داشت فیلم رو به مطبوعات نشون میداد

3773
03:53:25,116 --> 03:53:28,411
‫نیویورک تایمز، لس آنجلس تایمز، سیسکل و ایبرت

3774
03:53:28,452 --> 03:53:31,080
‫همه منتقدانی که قرار بود نقد بنویسن

3775
03:53:31,163 --> 03:53:33,082
‫میخواست اول به اونا نشون بده

3776
03:53:33,249 --> 03:53:36,669
‫و نمیخواست بازیگرا تو اون نمایش حضور داشته باشند

3777
03:53:37,586 --> 03:53:40,214
‫من و بیل پاکستون

3778
03:53:40,506 --> 03:53:45,011
‫رفتیم تو اتاق پروژکتور

3779
03:53:45,803 --> 03:53:50,099
‫هر دو از اون پنجره کوچیک فیلم رو تماشا کردیم

3780
03:53:50,516 --> 03:53:55,521
‫تو اتاقک بالای سالن نشسته بودیم

3781
03:53:56,063 --> 03:53:59,859
‫کلی ذوق زده شده بودیم

3782
03:54:00,151 --> 03:54:04,030
‫دست میزدیم و به هم مشت میزدیم

3783
03:54:04,113 --> 03:54:08,367
‫اولین بار فیلم رو تو اولین نمایش تو وستوود دیدم

3784
03:54:08,367 --> 03:54:11,162
‫آخرش رفتیم به هتل بورلی هیلز

3785
03:54:11,328 --> 03:54:15,583
‫تو سوئیت سیگورنی تو هتل ویلشایر

3786
03:54:16,584 --> 03:54:19,837
‫کلی نوشیدنی آورده بودند

3787
03:54:19,879 --> 03:54:22,548
‫همه با هم نشسته بودیم و نوشیدنی مینوشیدیم

3788
03:54:24,508 --> 03:54:29,680
‫راستش تا اون موقع خودم
‫رو روی پرده سینما ندیده بودم

3789
03:54:29,930 --> 03:54:30,848
‫کلی غرق شده بودم

3790
03:54:30,890 --> 03:54:35,102
‫روز بعد دوباره رفتم تماشاش کنم
‫هممون رفتیم

3791
03:54:35,394 --> 03:54:38,564
‫من و بیل پاکستون و لنس و مارک

3792
03:54:38,898 --> 03:54:42,318
‫رفتیم تو یک سانس عادی و بین تماشاگران نشستیم

3793
03:54:44,236 --> 03:54:48,199
‫میتونستم واکنش مردم اطرافم رو حس کنم

3794
03:54:49,241 --> 03:54:51,035
‫که از فیلم شوکه شده بودند

3795
03:54:51,744 --> 03:54:55,956
‫یادمه اولین نمایش رو تو نیویورک دیدم

3796
03:54:56,624 --> 03:54:59,835
‫چون خانوادم همراهم بودند

3797
03:55:00,503 --> 03:55:03,964
‫پدرومادر و خواهر بزرگترم

3798
03:55:04,757 --> 03:55:09,095
‫یادمه وقتی خیانت برک آشکار شد

3799
03:55:09,136 --> 03:55:12,556
‫هیچ مکثی نکرد

3800
03:55:12,932 --> 03:55:15,267
‫خواهرم مشت محکمی زد بهم

3801
03:55:15,392 --> 03:55:17,436
‫نتونست نقش و واقعیت رو جدا کنه

3802
03:55:17,561 --> 03:55:24,443
‫همگی با اشتیاق به ال ای اومدیم

3803
03:55:24,568 --> 03:55:28,572
‫جیم بهم نگفته بود کدوم صحنه‌ها رو حذف کرده

3804
03:55:29,323 --> 03:55:31,117
‫و این برام واقعاً سخت بود

3805
03:55:31,367 --> 03:55:36,205
‫احتمالاً حواسم پرت میشد

3806
03:55:36,747 --> 03:55:38,958
‫برام سخت بود فیلم رو قضاوت کنم

3807
03:55:39,792 --> 03:55:44,463
‫با حذف اون صحنه، رابطه‌مون...

3808
03:55:44,922 --> 03:55:47,591
‫میتونم راحت به جیم بگم چی میخوام

3809
03:55:47,967 --> 03:55:49,677
‫و سریع ازش میگذریم

3810
03:55:49,969 --> 03:55:54,807
‫اما میفهمید چقدر ناراحتم و پشیمون
‫بود که اون صحنه رو حذف کرده

3811
03:55:57,184 --> 03:56:01,397
‫همدیگه رو با این چیزا اذیت میکنیم

3812
03:56:05,442 --> 03:56:07,695
‫خاطره اولین باری که بیگانگان رو دیدم

3813
03:56:07,903 --> 03:56:13,117
‫مثل بقیه مردم بود
‫تو زیرزمین روی نوار ویدئو

3814
03:56:13,617 --> 03:56:17,413
‫بچه بودم، شاید ۱۲ ساله، تو تاریکی تنها نشسته بودم

3815
03:56:18,122 --> 03:56:20,833
‫در حال تماشای فیلمی که ترس وجودم رو فرا گرفته بود

3816
03:56:21,083 --> 03:56:23,669
‫کاملاً مجذوب این دنیا شدم

3817
03:56:25,212 --> 03:56:29,091
‫بیگانگان: این بار جنگ است

3818
03:56:29,633 --> 03:56:31,844
‫اولین بار رو نوار ویدئویی دیدمش

3819
03:56:32,052 --> 03:56:35,055
‫مطمئنم سال ۱۹۸۷ بود

3820
03:56:36,098 --> 03:56:38,767
‫تصادفاً مادرم اجاره ش کرده بود

3821
03:56:38,851 --> 03:56:41,270
‫رفته بودیم یک مغازه ویدئویی محلـی
‫من دنبال «داستان بیپایان» میگشتم

3822
03:56:41,270 --> 03:56:42,938
‫اما مامان گفت «بیگانگان»
‫اون موقع ۱۱ ساله بودم

3823
03:56:42,938 --> 03:56:45,608
‫رفتیم خونه و تماشا کردیم

3824
03:56:46,066 --> 03:56:47,902
‫یادم میاد بیشتر فیلم رو از لای انگشتام میدیدم

3825
03:56:47,943 --> 03:56:52,448
‫از ترس میلرزیدم

3826
03:56:54,158 --> 03:56:57,828
‫بعدش بیش از ۵۰ بار اجاره ش کردم

3827
03:56:57,870 --> 03:56:58,621
‫تو دو سال بعد

3828
03:56:58,662 --> 03:57:00,289
‫انقدر که یک روز بهم گفتن:

3829
03:57:00,289 --> 03:57:03,042
‫«صادقانه بگم برات ارزونتر میشه نوار رو بخری

3830
03:57:03,292 --> 03:57:05,669
‫تا هر بار بیای اجاره کنی»

3831
03:57:08,130 --> 03:57:11,425
‫تا امروز هم نمیتونی مقاومت کنی

3832
03:57:11,467 --> 03:57:13,135
‫هنوزم میخوای قهرمانا برنده بشن

3833
03:57:13,219 --> 03:57:15,679
‫ساعت ۱ شب هست، فردا کار داری

3834
03:57:15,763 --> 03:57:18,849
‫اما بعد از یک ساعت و نیم هنوز مشغول تماشایی

3835
03:57:22,811 --> 03:57:25,105
‫فقط میدونم هر بار میبینمش

3836
03:57:25,147 --> 03:57:29,693
‫یک نکته جدید تو هر صحنه پیدا میکنم

3837
03:57:30,152 --> 03:57:34,114
‫یک احترام خاصی تو نماها به شخصیتها میبینم

3838
03:57:34,156 --> 03:57:37,993
‫تمرکز فقط روی قهرمان یا هیولا نیست

3839
03:57:39,703 --> 03:57:40,704
‫به هر حال

3840
03:57:41,580 --> 03:57:45,709
‫نکته اول اینه که استودیو باید

3841
03:57:46,001 --> 03:57:49,588
‫به فیلم اعتماد کافی داشته باشه

3842
03:57:50,339 --> 03:57:53,801
‫تا کمپین تبلیغاتی اسکار راه بندازه

3843
03:57:58,013 --> 03:58:02,768
‫غافلگیر شده بودیم و ممنون از فاکس قرن بیستم

3844
03:58:03,394 --> 03:58:09,066
‫که تو همه دسته‌بندی‌ها مخصوصاً
‫برای سیگورنی ویور کمپین زدن

3845
03:58:09,108 --> 03:58:14,446
‫قبلاً بازیگران ژانر علمی-تخیلی اصلاً

3846
03:58:14,446 --> 03:58:18,075
‫چه برسه به ژانر وحشت، جایزه آکادمی نمیگرفتن

3847
03:58:18,117 --> 03:58:21,745
‫وقتی هفت نامزدی اسکار گرفتیم

3848
03:58:22,871 --> 03:58:23,914
‫کاملاً شوکه شدیم

3849
03:58:24,039 --> 03:58:25,624
‫واقعاً باورنکردنی بود

3850
03:58:25,916 --> 03:58:27,835
‫سیگورنی ویور در بیگانگان

3851
03:58:30,212 --> 03:58:36,135
‫خوشحالم آکادمی این بار نسبت به ژانر

3852
03:58:36,176 --> 03:58:38,220
‫ذهن بازتری داشت

3853
03:58:38,929 --> 03:58:40,848
‫همیشه دوست داشتم ژانرهای مختلف رو امتحان کنم

3854
03:58:40,889 --> 03:58:42,349
‫برام داستان مهمترین چیزه

3855
03:58:42,725 --> 03:58:46,395
‫ممکن بود آکادمی سطحی نگاه کنه، اما نکرد

3856
03:58:50,316 --> 03:58:55,321
‫با نگاه به فیلم شناسی درخشان جیمز کامرون

3857
03:58:56,238 --> 03:59:02,703
‫به نظرم بیگانگان اثرِ عشق واقعی اونه

3858
03:59:08,417 --> 03:59:12,087
‫با وجود بودجه نسبتاً کم بیگانگان

3859
03:59:12,254 --> 03:59:14,214
‫جایگاهش در محبوبیت

3860
03:59:14,256 --> 03:59:16,967
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

3861
03:59:20,637 --> 03:59:23,098
‫همیشه آرزو می‌کردم قسمت بعدی
‫رو بسازه

3862
03:59:25,100 --> 03:59:27,478
‫یادمه موقع پایان فیلم از جیم پرسیدم:

3863
03:59:27,519 --> 03:59:29,271
‫«جیم، میخوای بازم از اینا بسازی؟»

3864
03:59:29,271 --> 03:59:31,357
‫با قاطعیت گفت: «نه، همینه دیگه»

3865
03:59:31,732 --> 03:59:33,525
‫«امضای من همینه، تموم شد»

3866
03:59:34,109 --> 03:59:36,070
‫مطمئنم فاکس التماسش کرد

3867
03:59:36,695 --> 03:59:38,530
‫حتما براش التماس کردند که ادامه بده

3868
03:59:38,739 --> 03:59:43,827
‫این تنها فیلمیه که جیم کارگردان استخدامی بود

3869
03:59:44,370 --> 03:59:45,537
‫اون یک خالق هست

3870
03:59:45,704 --> 03:59:47,206
‫بیگانگان رو خلق کرد

3871
03:59:47,247 --> 03:59:52,669
‫اگرچه شخصیتایی مثل ریپلی از قبل وجود داشتن

3872
03:59:53,379 --> 03:59:55,631
‫اما کل داستان رو از صفر ساخت

3873
03:59:56,256 --> 03:59:58,509
‫در حالی که مالک حقوقی اثر نبود

3874
04:00:00,344 --> 04:00:03,180
‫از اون به بعد نخواست کارگردان استخدامی باشه

3875
04:00:03,222 --> 04:00:04,973
‫کاملاً منطقیه

3876
04:00:05,474 --> 04:00:09,603
‫به نظرم بیگانگان فیلم منحصر به فردیه

3877
04:00:09,686 --> 04:00:13,732
‫به عنوان دنباله‌ای بر

3878
04:00:14,274 --> 04:00:17,403
‫یک فیلم بی‌نقص دیگه ساخته شد

3879
04:00:19,071 --> 04:00:20,781
‫اما کاملاً روی پای خودش وایستاد

3880
04:00:21,156 --> 04:00:22,741
‫با وجود اینکه جهانش رو

3881
04:00:22,741 --> 04:00:25,994
‫نابغه‌هایی مثل ریدلی اسکات و اچ آر گیگر ساختن

3882
04:00:26,537 --> 04:00:28,247
‫ولی هویت مستقل خودش رو داشت

3883
04:00:28,497 --> 04:00:30,749
‫هم از نظر لحن منحصر به فرد بود

3884
04:00:41,844 --> 04:00:43,637
‫من عاشق فیلم بیگانه‌ام، واقعاً دوستش دارم

3885
04:00:43,679 --> 04:00:45,806
‫یک موجودیت بی‌نقص به حساب میاد

3886
04:00:46,265 --> 04:00:47,766
‫کاملاً بی‌نقص

3887
04:00:48,517 --> 04:00:50,602
‫اما برام جای بیگانگان رو نمیگیره

3888
04:00:50,644 --> 04:00:52,896
‫اون حس رو تو من ایجاد نمیکنه

3889
04:00:52,938 --> 04:00:54,606
‫همیشه بحث بوده کدوم بهتره

3890
04:00:54,648 --> 04:00:55,482
‫فیلم اول یا دوم

3891
04:00:55,524 --> 04:00:57,401
‫اما برای من هیچی به پای بیگانگان نمیرسه

3892
04:00:57,443 --> 04:01:00,904
‫چون فیلم اول اون حس رو تو من ایجاد نکرد

3893
04:01:01,572 --> 04:01:03,532
‫انگار از صندلی رشد کرده

3894
04:01:03,824 --> 04:01:09,913
‫«بیگانه» خودش یک اثر بی‌نقص
‫بود و «بیگانگان» هم به همین شکل

3895
04:01:13,459 --> 04:01:16,462
‫کشتن موجودات راحت‌تر شده بود که شاید

3896
04:01:16,628 --> 04:01:18,839
‫برای پیشبرد داستان راحت‌گیری به نظر میرسید

3897
04:01:19,339 --> 04:01:23,927
‫اما به نظرم با گذشت زمان اون انتقادها کم رنگ شدن

3898
04:01:23,969 --> 04:01:26,346
‫و در نهایت یک فیلم ماندگار

3899
04:01:26,388 --> 04:01:29,683
‫با هویت مستقل خودش باقی موند

3900
04:01:37,483 --> 04:01:39,568
‫خب، بیگانه ۳

3901
04:01:43,780 --> 04:01:46,533
‫وقتی رفتیم تماشاش هیچی دربارش نمیدونستیم

3902
04:01:47,326 --> 04:01:49,953
‫با کلی اشتیاق رفتم دنبال یک فیلم عالی دیگه

3903
04:01:49,953 --> 04:01:55,918
‫اما نیوت و هیکس رو توی تیتراژ کشتن

3904
04:01:58,504 --> 04:01:59,588
‫باورم نمیشد

3905
04:01:59,838 --> 04:02:03,675
‫نه فقط به خاطر تاثیرش روی داستان کمیکهام

3906
04:02:04,134 --> 04:02:10,098
‫یک سفر قهرمانانه رو گرفتی و نابودش کردی

3907
04:02:11,725 --> 04:02:13,101
‫مرسی دیوید

3908
04:02:13,268 --> 04:02:15,771
‫با وجود علاقه به دیوید و درک دلیلش

3909
04:02:15,812 --> 04:02:17,814
‫که «فیلم باید مال خودم باشه»

3910
04:02:18,065 --> 04:02:19,525
‫میخواستم یک داستان کاملاً متفاوت بگم

3911
04:02:19,566 --> 04:02:21,360
‫به شخصیتا اهمیت نمیدادم

3912
04:02:21,568 --> 04:02:24,154
‫اما طرفدارا اهمیت میدادن

3913
04:02:25,697 --> 04:02:27,783
‫جالب اینجاست که کل سری بیگانه

3914
04:02:28,367 --> 04:02:32,079
‫از نظر تنوع ژانری خیلی گسترده عمل کرده

3915
04:02:32,162 --> 04:02:33,497
‫و مدام نوآوری داره

3916
04:02:35,249 --> 04:02:39,127
‫مثلاً «بیگانه» یک فیلم ترسناک فضایی

3917
04:02:39,628 --> 04:02:41,421
‫«بیگانگان» یک فیلم جنگی فضایی

3918
04:02:41,463 --> 04:02:44,675
‫بیگانه ۳ یک جور سفر اگزیستانسیالیستی

3919
04:02:45,175 --> 04:02:49,388
‫تقریباً یک سفر مذهبی برای ریپلی بود

3920
04:02:50,639 --> 04:02:51,723
‫غیرممکنه

3921
04:02:52,099 --> 04:02:56,478
‫همه فیلم‌ها ورود متفاوتی به دنیای داستان دارن

3922
04:02:56,520 --> 04:02:58,146
‫و خروج متفاوتی هم ازش دارن

3923
04:03:01,984 --> 04:03:06,280
‫یک جور اختلال استرس پس از سانحه بین طرفدارا

3924
04:03:06,530 --> 04:03:07,990
‫از زمان پخش بیگانه ۳ وجود داره

3925
04:03:08,240 --> 04:03:11,076
‫که بارها و بارها ناامید شدن

3926
04:03:18,584 --> 04:03:20,460
‫سه فیلم اول رو میشه اینطور دید:

3927
04:03:20,460 --> 04:03:22,963
‫«بیگانه» درباره تولده

3928
04:03:23,213 --> 04:03:25,966
‫«بیگانگان» درباره بقا

3929
04:03:26,133 --> 04:03:27,301
‫و «بیگانه ۳» درباره مرگ

3930
04:03:27,301 --> 04:03:29,928
‫یک قوس داستانی تمیز بین این سه فیلم

3931
04:03:32,389 --> 04:03:33,682
‫شاید با حرفم مخالف باشین

3932
04:03:33,682 --> 04:03:37,686
‫اما فکر میکنم ریپلی تو
‫بیگانه ۳ تکامل یافته‌ترین نسخه

3933
04:03:37,728 --> 04:03:38,854
‫این شخصیته

3934
04:03:46,653 --> 04:03:51,450
‫سری فیلم‌های بیگانه همیشه با جنجال همراه بوده

3935
04:03:51,491 --> 04:03:55,370
‫یادمه جیمز کامرون مجبور شد
‫تو مجله استارلاگ نامه بنویسه

3936
04:03:55,787 --> 04:04:00,042
‫و به انتقادات طرفدارا پاسخ بده

3937
04:04:00,125 --> 04:04:03,128
‫چون اون زمان هم «بیگانگان» جنجالی بود

3938
04:04:03,253 --> 04:04:05,464
‫که الان به خاطر محبوبیتش فراموش شده

3939
04:04:10,135 --> 04:04:14,389
‫مثل خارشی که استودیوها رو راحت نمیذاره

3940
04:04:15,265 --> 04:04:16,850
‫"چرا یک قسمت دیگه نسازیم؟"

3941
04:04:21,480 --> 04:04:24,274
‫اون دوران بخش فوق‌العاده زندگی من بود

3942
04:04:24,524 --> 04:04:25,651
‫هنوزم هست

3943
04:04:25,692 --> 04:04:28,445
‫به لطف کنوانسیون‌ها و طرفدارا

3944
04:04:28,695 --> 04:04:31,156
‫هر از گاهی همکارای قدیمی رو میبینم

3945
04:04:31,239 --> 04:04:33,241
‫عاشق این دورهمی‌ها هستیم

3946
04:04:33,325 --> 04:04:35,243
‫چون فرصتی میشه باهم باشیم

3947
04:04:35,285 --> 04:04:37,037
‫اینقدر به هم اهمیت میدیم

3948
04:04:39,373 --> 04:04:42,918
‫این میراثی هست که برامون باقی مونده

3949
04:04:43,418 --> 04:04:48,131
‫و آدمایی که دوستشون دارم همیشه همراهمن

3950
04:04:48,590 --> 04:04:50,175
‫و این یک چیز خاصه

3951
04:04:51,093 --> 04:04:54,554
‫جیم یک سخنرانی خیلی صمیمانه برامون کرد

3952
04:04:54,638 --> 04:04:56,306
‫چیزایی میگفت که قبلاً نگفته بود

3953
04:04:56,723 --> 04:04:59,267
‫درباره قدردانی خودش و گیل

3954
04:04:59,726 --> 04:05:02,646
‫از همه کاری که باهم انجام دادیم

3955
04:05:02,688 --> 04:05:06,149
‫و اینکه اون موقع نمیدونستیم

3956
04:05:06,692 --> 04:05:10,946
‫این اثر چقدر برامون ارزشمند میشه

3957
04:05:13,323 --> 04:05:15,450
‫ارزش واقعی طرفداران

3958
04:05:15,826 --> 04:05:17,994
‫وقتی پیدا میشه که یک فیلم اسطوره میشه

3959
04:05:17,994 --> 04:05:19,371
‫و مردم با احترام باهاش برخورد میکنند

3960
04:05:19,996 --> 04:05:23,458
‫این اسطوره سازی رو ادامه میدن

3961
04:05:26,461 --> 04:05:31,341
‫مردم واقعاً شیفته اون ماجراجویی بودند

3962
04:05:31,550 --> 04:05:33,385
‫که باهم تجربه کردند

3963
04:05:34,219 --> 04:05:36,888
‫و من هنوز بخشی از اون دنیام

3964
04:05:37,055 --> 04:05:39,349
‫من توی اون دنیا واقعی ام

3965
04:05:40,726 --> 04:05:44,312
‫اولش میومدن پاهامو لمس میکردند

3966
04:05:45,063 --> 04:05:46,231
‫میپرسیدن: «پاهات کو؟»

3967
04:05:50,902 --> 04:05:54,114
‫اولین بارم بود کمیک کان میرفتم

3968
04:05:54,489 --> 04:05:57,033
‫مردم با لباس شخصیت‌ها، با لباس تفنگداران فضایی

3969
04:05:57,075 --> 04:05:59,828
‫با لباس سیگورنی میپوشیدن،
‫ولی کمتر کسی برک رو تقلید میکرد

3970
04:06:00,078 --> 04:06:01,246
‫اونقدر محبوب نبود

3971
04:06:02,831 --> 04:06:04,249
‫مردم معمولاً میومدن و میگفتن:

3972
04:06:04,291 --> 04:06:06,960
‫«وای داداش، مدت‌ها طول کشید دوباره بهت اعتماد کنم»

3973
04:06:07,002 --> 04:06:08,044
‫برک!

3974
04:06:10,172 --> 04:06:14,134
‫چیزی که باعث میشه بارها
‫و بارها به این فیلم برگردیم

3975
04:06:14,342 --> 04:06:17,345
‫کمتر به خود فیلم ربط داره

3976
04:06:17,471 --> 04:06:19,890
‫و بیشتر به تأثیر احساسیش روی ما

3977
04:06:20,182 --> 04:06:22,642
‫مثل آتش کمپی هست که دورش جمع میشیم

3978
04:06:22,851 --> 04:06:24,978
‫یا یک گفتگوی نیمه‌شبی

3979
04:06:24,978 --> 04:06:26,396
‫با بهترین دوست‌هامون

3980
04:06:26,396 --> 04:06:27,856
‫هویت بیگانگان همینه

3981
04:06:29,983 --> 04:06:32,194
‫کارهایی که بخشی از زندگی مردم میشن

3982
04:06:32,194 --> 04:06:37,574
‫و به طور مستمر باهاشون میمونند، خیلی نادره

3983
04:06:37,783 --> 04:06:42,329
‫چیزی که واقعاً حیرت‌آوره و براش ممنونم

3984
04:06:42,996 --> 04:06:44,706
‫تعداد دختران و زنانیه که

3985
04:06:44,706 --> 04:06:47,042
‫بهم میگن:

3986
04:06:47,626 --> 04:06:50,086
‫«ریپلی برام خیلی ارزش داره

3987
04:06:50,128 --> 04:06:54,800
‫تو بچگی پوستر بیگانگان رو تو اتاقم داشتم»

3988
04:06:54,841 --> 04:06:58,303
‫باورکردنی نیست چقدر این اتفاق برام افتاده

3989
04:06:58,678 --> 04:07:01,807
‫یک مفهومی هست به اسم «روابط پاراسوشال»

3990
04:07:02,015 --> 04:07:07,020
‫که اساساً یک ارتباط غیر وهمیه

3991
04:07:07,187 --> 04:07:10,232
‫با داستان‌ها و شخصیت‌های خیالی

3992
04:07:10,565 --> 04:07:16,112
‫موجودات یا آدمایی که باهاشون همذات‌پنداری میکنیم

3993
04:07:16,154 --> 04:07:18,698
‫با وجودی که میدونیم واقعی نیستند

3994
04:07:19,282 --> 04:07:22,369
‫مطالعاتی نشون میدن وقتی از دوستان خیالیمون دوریم

3995
04:07:22,410 --> 04:07:25,831
‫اشتیاق همنشینی باهاشون رو داریم

3996
04:07:25,831 --> 04:07:27,666
‫میخوایم برگردیم و باهاشون وقت بگذرونیم

3997
04:07:27,833 --> 04:07:30,210
‫آره، اونی که تو داشتی مرد بود

3998
04:07:30,293 --> 04:07:34,214
‫طرفداران علمی-تخیلی خاصند

3999
04:07:34,923 --> 04:07:40,303
‫هم باهوشن، هم کنجکاو و پذیرای ایده‌های جدید

4000
04:07:40,846 --> 04:07:42,681
‫یک جورایی علمی فکر میکنند

4001
04:07:43,181 --> 04:07:49,271
‫و شیفته تمام جزئیات ساخت چنین دنیاهای سینمایی اند

4002
04:07:50,021 --> 04:07:53,149
‫چیزی که واقعاً منو تحت تأثیر
‫قرار میده اشتیاق بی‌حدشونه

4003
04:07:53,441 --> 04:07:55,652
‫طرفداران استاروارز یا مارول

4004
04:07:55,694 --> 04:07:59,197
‫با طرفداران بیگانگان خیلی فرق دارن

4005
04:07:59,281 --> 04:08:00,907
‫مثل خود جیم کامرون

4006
04:08:00,907 --> 04:08:03,076
‫غرق در جزئیات فیلم میشن

4007
04:08:03,743 --> 04:08:06,413
‫به شیوه‌ای دوست‌داشتنی خوره علمی اند

4008
04:08:06,830 --> 04:08:08,957
‫و صادقانه بگم

4009
04:08:09,124 --> 04:08:12,586
‫همه ما سازندگان فیلم هم دقیقاً همینطوریم

4010
04:08:12,711 --> 04:08:14,671
‫درست مثل طرفداران خودمون

4011
04:08:16,965 --> 04:08:21,761
‫عوامل زیادی دخیلن، ولی قطعاً بخشی از تاریخ سینماست

4012
04:08:21,887 --> 04:08:26,224
‫همه میتونند تمام دیالوگ‌های
‫بیل پاکستون رو از بر بخونند

4013
04:08:26,600 --> 04:08:28,602
‫خب حالا ما چیکار کنیم دیگه؟

4014
04:08:28,685 --> 04:08:31,438
‫همه میتونند دیالوگ‌های کری هرن، سیگورنی

4015
04:08:31,688 --> 04:08:34,149
‫مایکل بین، ژانت و مارک رو از بر بخونند

4016
04:08:34,357 --> 04:08:36,484
‫- واقعاً حیفه
‫- لعنت

4017
04:08:36,610 --> 04:08:40,238
‫همه دیالوگ‌ها و لحظات کلاسیک دارن

4018
04:08:43,909 --> 04:08:47,913
‫از اون فیلم‌هایی هست که به رفیقت میگی:

4019
04:08:47,954 --> 04:08:49,497
‫«حتماً بیگانگان رو دیدی؟»

4020
04:08:49,539 --> 04:08:50,916
‫میگه: «نه، ندیدم»

4021
04:08:50,957 --> 04:08:53,168
‫میگی: «پس باید بریم ببینیم»

4022
04:08:57,422 --> 04:09:00,508
‫فکر میکنم نسل‌های بعد هم
‫باهاش ارتباط برقرار میکنند

4023
04:09:01,468 --> 04:09:02,510
‫سریع کار کن

4024
04:09:03,970 --> 04:09:07,515
‫مبارزه انسانیتو تو خودت میبینی

4025
04:09:07,974 --> 04:09:09,225
‫یک جورایی فلسفی میشه

4026
04:09:09,351 --> 04:09:11,019
‫یک جادوی خاصی تو کاره

4027
04:09:11,061 --> 04:09:16,232
‫چه سینما باشه، چه مجسمه‌سازی یا موسیقی جاز

4028
04:09:18,234 --> 04:09:21,571
‫وقتی شیمی بین عوامل درست میشه، معجزه‌ست

4029
04:09:25,033 --> 04:09:27,160
‫میتونی دوستش داشته باشی چون اکشنیه

4030
04:09:27,285 --> 04:09:30,163
‫میتونی دوستش داشته باشی چون داستان احساسی قوی داره

4031
04:09:30,205 --> 04:09:32,165
‫میتونی دوستش داشته باشی چون هیولا داره

4032
04:09:32,624 --> 04:09:35,001
‫میتونی به خاطر تفنگدارا یا هر
‫بخش دیگه‌اش دوستش داشته باشی

4033
04:09:35,043 --> 04:09:36,795
‫یا همه‌چیش رو با هم دوست داشته باشی

4034
04:09:41,216 --> 04:09:43,510
‫جیم کامرون واقعاً توضیح داد

4035
04:09:43,635 --> 04:09:47,138
‫یکی از مهیج‌ترین

4036
04:09:47,597 --> 04:09:51,601
‫فیلم‌های جنگی علمی-تخیلی تاریخ رو ساخت

4037
04:09:53,228 --> 04:09:56,356
‫خیلی به یاد ماندنی و تأثیرگذاره

4038
04:09:56,690 --> 04:10:01,069
‫یک دستاورد بزرگ سینمایی

4039
04:10:03,405 --> 04:10:06,908
‫چرخه زیستی که طراحی کردند

4040
04:10:07,367 --> 04:10:11,621
‫همیشه در جریانه، از اول تا آخر فشار میاره

4041
04:10:13,164 --> 04:10:15,250
‫انتخاب بازیگرا عالین

4042
04:10:15,583 --> 04:10:16,668
‫ببینش

4043
04:10:17,002 --> 04:10:19,504
‫- من خفن‌ترینم
‫- آره، حتما

4044
04:10:19,629 --> 04:10:23,425
‫دنیای عالی، داستان گیرا، اجرای بی‌نقص

4045
04:10:23,883 --> 04:10:26,720
‫همین باعث ماندگاری بیگانگان شده

4046
04:10:27,095 --> 04:10:29,055
‫برای همین هنوز دربارش حرف میزنیم

4047
04:10:29,597 --> 04:10:33,643
‫بیگانگان به دلایل زیادی برام مهمه

4048
04:10:33,685 --> 04:10:39,524
‫شروع همکاری من با جیمز کامرون بود

4049
04:10:39,816 --> 04:10:43,111
‫که همکاری فوق‌العاده‌ای از آب دراومد

4050
04:10:43,153 --> 04:10:49,951
‫فیلم‌های آواتار بیشتر بهم نشون دادن چقدر خوش‌شانسم

4051
04:10:50,910 --> 04:10:53,788
‫اون عاشق داستان‌هایی هست که میگه

4052
04:10:54,122 --> 04:10:56,541
‫و با وضوح کامل میبینه و حس میکنه

4053
04:10:56,583 --> 04:10:58,626
‫و هیچ سازشی نمی‌کنه

4054
04:10:59,127 --> 04:11:02,589
‫الان کمی بیشتر از ساختن فیلم‌ها لذت میبره

4055
04:11:02,964 --> 04:11:05,717
‫هیچکدوم فکر نمی‌کردیم

4056
04:11:05,717 --> 04:11:10,096
‫پس از ۴۰ سال هنوز دربارش با مردم صحبت کنیم

4057
04:11:11,931 --> 04:11:13,933
‫ساختنش کلی حال میداد

4058
04:11:13,975 --> 04:11:18,104
‫همکاری‌ها، اسلحه‌ها، صحنه‌ها

4059
04:11:18,104 --> 04:11:19,898
‫هیولاها و همه‌چی

4060
04:11:21,357 --> 04:11:25,028
‫دوران خیلی خوبی از زندگیم بود

4061
04:11:26,654 --> 04:11:29,407
‫شب افتتاحیه تو لس آنجلس

4062
04:11:29,491 --> 04:11:33,703
‫من و جیم یک ماشین با راننده اجاره کردیم

4063
04:11:34,329 --> 04:11:36,456
‫و به چند سینمای مختلف رفتیم

4064
04:11:37,499 --> 04:11:39,334
‫خاطره‌ای که خیلی خوب یادم مونده

4065
04:11:39,375 --> 04:11:42,045
‫نمایش نیمه‌شب تو هالیوود بولوار بود

4066
04:11:42,962 --> 04:11:46,800
‫رفتیم تو سالن و ایستادیم عقب

4067
04:11:47,300 --> 04:11:49,260
‫و بخش زیادی از فیلم رو تماشا کردیم

4068
04:11:49,969 --> 04:11:55,975
‫تماشاگرا کاملاً درگیر فیلم شده بودند

4069
04:11:57,185 --> 04:12:01,940
‫همه به دیالوگ‌های هادسون میخندیدن

4070
04:12:02,023 --> 04:12:04,734
‫یادمه یک خانم اونقدر ترسیده بود

4071
04:12:05,401 --> 04:12:11,866
‫که دسته صندلی رو کَند

4072
04:12:12,784 --> 04:12:13,993
‫خوشبختانه قسمت نرم داشت

4073
04:12:14,410 --> 04:12:17,664
‫و با اون قسمت دوستش رو میزد

4074
04:12:17,705 --> 04:12:19,415
‫از شدت ترس

4075
04:12:21,167 --> 04:12:23,753
‫مردم اولین باری که دیدنش رو یادشونه

4076
04:12:23,920 --> 04:12:26,798
‫یا وقتی والدینشون بهشون نشون دادن

4077
04:12:26,923 --> 04:12:28,591
‫و تاثیری که گذاشت

4078
04:12:29,843 --> 04:12:32,220
‫زیاد فیلم‌هایی از این دست وجود ندارند

4079
04:12:32,262 --> 04:12:35,557
‫که تجربه زندگی‌تون رو عوض کنند
