﻿1
00:02:48,625 --> 00:02:52,041
‫ژانویه 2020
‫اولین جلسه دادگاه میلیک

2
00:03:15,875 --> 00:03:17,375
‫خانم‌ها آقایان؛ قیام کنید.

3
00:03:28,333 --> 00:03:32,750
‫[ سرِنخ ]

4
00:03:33,791 --> 00:03:37,833
‫بر اساس داستان واقعی

5
00:03:40,500 --> 00:03:45,625
‫فوریه 2017
‫روستای تیبرت

6
00:03:56,958 --> 00:03:58,541
‫پشت میز

7
00:04:03,000 --> 00:04:04,291
‫دور میز.

8
00:04:26,916 --> 00:04:28,458
‫سلام؛ بابات خونه‌ست؟

9
00:04:28,458 --> 00:04:29,458
‫آره.

10
00:04:29,791 --> 00:04:30,791
‫بابا؟

11
00:04:35,875 --> 00:04:36,875
‫نیکولا میلیک؟

12
00:04:36,875 --> 00:04:37,500
‫بله؟

13
00:04:37,500 --> 00:04:38,958
‫شما به خاطر قتل عمد

14
00:04:38,958 --> 00:04:40,458
‫همسرتون بازداشتید

15
00:04:40,458 --> 00:04:41,875
‫چی؟ قتل عمد چیه؟

16
00:04:42,125 --> 00:04:43,791
‫من چیکار کردم مگه؟

17
00:04:45,083 --> 00:04:47,333
‫نمی‌تونم بچه‌هام رو اینجوری ول کنم.

18
00:04:51,875 --> 00:04:52,916
‫بابا.

19
00:05:16,583 --> 00:05:19,833
‫هفته پیش یه بچه هم‌سن و سال
‫اون سر یه تیکه مواد خودشو کشت.

20
00:05:20,791 --> 00:05:22,375
‫آقای وکیل، من نگران پسرمم.

21
00:05:23,041 --> 00:05:26,291
‫بچه با استعدادیه ولی با این رفیقای
‫آشغالش داره زندگیشو خراب می‌کنه.

22
00:05:26,500 --> 00:05:27,625
‫تو رو خدا باهاش حرف بزنین.

23
00:05:27,666 --> 00:05:29,208
‫جز شما و اون کسی رو
‫ندارم، حرف شما رو گوش میده.

24
00:05:29,375 --> 00:05:30,375
‫سعیمو می‌کنم.

25
00:05:30,833 --> 00:05:32,166
‫راستی مشکل مالیاتم چی شد؟

26
00:05:32,333 --> 00:05:33,500
‫دارم پیگیری می‌کنم.

27
00:05:34,125 --> 00:05:34,958
‫اینم بگیر.

28
00:05:35,000 --> 00:05:36,708
‫نه نه، حق الزحمه رو بهت میگم
‫می‌فرستم براتون.

29
00:05:37,208 --> 00:05:38,208
‫خداحافظ.

30
00:05:50,916 --> 00:05:53,250
‫عجیبه که هنوز این تابلو رو داری.

31
00:05:55,291 --> 00:05:56,333
‫اینو بهم هدیه دادن.

32
00:05:56,916 --> 00:05:58,958
‫آره می‌دونم، خودم بهت هدیه دادم.

33
00:06:02,958 --> 00:06:05,041
‫برای سالگرد اول ازدواجمون بود.

34
00:06:05,083 --> 00:06:05,750
‫آره.

35
00:06:06,375 --> 00:06:07,958
‫از دوستات خریدی که

36
00:06:08,000 --> 00:06:10,375
‫یه گالری کوچیک داشتن، یادته؟

37
00:06:11,291 --> 00:06:13,916
‫نه، من از...

38
00:06:14,416 --> 00:06:15,416
‫اکس خریدم.

39
00:06:16,250 --> 00:06:17,625
‫نه، از گالری دوستات خریدی.

40
00:06:17,833 --> 00:06:18,208
‫نه.

41
00:06:18,666 --> 00:06:19,666
‫چرا.

42
00:06:20,708 --> 00:06:21,958
‫واسه توئه؟

43
00:06:21,958 --> 00:06:22,958
‫نه واسه توئه.

44
00:06:38,791 --> 00:06:39,791
‫بله.

45
00:06:42,208 --> 00:06:44,291
‫چیه که نمیشه تا فردا صبر کرد؟

46
00:06:47,041 --> 00:06:48,041
‫باشه.

47
00:06:48,791 --> 00:06:50,208
‫پنج دقیقه دیگه بهتون زنگ می‌زنم.

48
00:06:51,250 --> 00:06:53,625
‫از کلانتری زنگ زدن، یه پرونده جدید دارن.

49
00:06:55,583 --> 00:06:58,416
‫معلومه که این موقع شب فقط من جواب میدم.

50
00:07:00,500 --> 00:07:01,625
‫می‌خوای بری؟

51
00:07:01,625 --> 00:07:02,500
‫خب چاره‌ای ندارم.

52
00:07:02,500 --> 00:07:03,708
‫واقعاً راه دیگه‌ای ندارم.

53
00:07:04,958 --> 00:07:05,958
‫اوم...

54
00:07:09,958 --> 00:07:11,833
‫امشب می‌خواستم یه کم استراحت کنم.

55
00:07:14,458 --> 00:07:15,958
‫نمی‌خوام این کار رو قبول کنم.

56
00:07:16,500 --> 00:07:17,083
‫نه نه.

57
00:07:17,333 --> 00:07:18,333
‫همین یه شب.

58
00:07:18,541 --> 00:07:19,041
‫نه نه.

59
00:07:19,125 --> 00:07:21,791
‫تو برو بازجویی رو انجام
‫بده، من فردا پرونده رو می‌گیرم.

60
00:07:24,666 --> 00:07:25,000
‫بیا دیگه.

61
00:07:25,375 --> 00:07:26,375
‫باشه ژان.

62
00:07:29,833 --> 00:07:30,875
‫آخ آخ آخ آخ.

63
00:07:31,375 --> 00:07:32,541
‫فقط به خاطر تو.

64
00:07:34,416 --> 00:07:35,416
‫ممنون.

65
00:07:41,458 --> 00:07:43,083
‫هنوز زوده، نمی‌خوای یه کم دیگه بمونی؟

66
00:07:43,208 --> 00:07:44,791
‫اینجا خوابیدن حال میده‌ها، نه؟

67
00:07:44,791 --> 00:07:46,000
‫نه، ترجیح میدم برم.

68
00:07:46,291 --> 00:07:47,291
‫تخت خودمو ترجیح میدم.

69
00:08:42,333 --> 00:08:43,333
‫ممنون.

70
00:08:44,125 --> 00:08:45,125
‫آقای وکیل.

71
00:08:45,250 --> 00:08:46,250
‫شب بخیر.

72
00:08:47,333 --> 00:08:49,916
‫ساعت دوازده و نیمه، نیم ساعت وقت دارین.

73
00:08:50,166 --> 00:08:50,625
‫خیلی خب.

74
00:08:50,708 --> 00:08:52,458
‫میشه دستبند آقا رو باز کنید؟

75
00:08:52,458 --> 00:08:53,458
‫البته.

76
00:08:59,125 --> 00:09:01,500
‫من وکیل مونیه هستم، وکیل تسخیری شما.

77
00:09:02,500 --> 00:09:04,500
‫من اصلاً نمی‌دونم چرا اینجام آقا.

78
00:09:04,500 --> 00:09:06,541
‫نمی‌دونید چرا اینجا هستید؟

79
00:09:08,708 --> 00:09:10,125
‫میگن من زنمو کشتم.

80
00:09:11,000 --> 00:09:12,291
‫کسی شما رو متهم نکرده.

81
00:09:12,375 --> 00:09:13,833
‫فعلاً فقط بازداشت هستید.

82
00:09:13,875 --> 00:09:17,041
‫یعنی یه حدس و گمانی هست و پلیس برای تحقیقات

83
00:09:17,041 --> 00:09:18,750
‫به اطلاعات بیشتری نیاز داره.

84
00:09:18,791 --> 00:09:19,333
‫همین.

85
00:09:19,666 --> 00:09:21,333
‫پس چرا نمی‌ذارن برم بیرون؟

86
00:09:21,333 --> 00:09:22,791
‫چون اتهام سنگینه.

87
00:09:22,791 --> 00:09:24,708
‫می‌تونن تا چهل و هشت ساعت نگهتون دارن.

88
00:09:24,708 --> 00:09:25,958
‫هدف اینه که همینجا تمومش کنیم.

89
00:09:26,000 --> 00:09:29,500
‫پس دقیقاً برام تعریف
‫کنید دیشب چه اتفاقی افتاد.

90
00:09:29,666 --> 00:09:30,666
‫قبلاً براشون توضیح دادم.

91
00:09:30,958 --> 00:09:32,791
‫بله، ولی الان باید برای من توضیح بدید.

92
00:09:32,875 --> 00:09:34,208
‫من اینجا کاری ندارم.

93
00:09:34,583 --> 00:09:35,875
‫باید پیش بچه‌هام باشم.

94
00:09:37,666 --> 00:09:41,041
‫آقای میلیک، اگه می‌خواید
‫کمکتون کنم، باید باهام حرف بزنید.

95
00:09:49,125 --> 00:09:51,083
‫دیشب با زنم دعوامون شد.

96
00:09:51,791 --> 00:09:53,375
‫سر چی؟

97
00:09:53,375 --> 00:09:55,208
‫خب، باز زیادی نوشیدنی خورده بود.

98
00:09:57,583 --> 00:10:00,166
‫من فقط گفتم نگرانشم.

99
00:10:00,416 --> 00:10:01,416
‫همین.

100
00:10:02,000 --> 00:10:03,125
‫قاطی کرد.

101
00:10:03,125 --> 00:10:05,125
‫گفت به تو ربطی نداره،
‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

102
00:10:05,375 --> 00:10:06,625
‫بعدش چی شد؟

103
00:10:07,750 --> 00:10:10,166
‫بعدش داد زد که از خونه برم بیرون.

104
00:10:11,750 --> 00:10:13,166
‫گفتم اینجا خونه منم هست.

105
00:10:15,458 --> 00:10:17,125
‫خواست بزنه تو صورتم.

106
00:10:17,500 --> 00:10:19,250
‫جاخالی دادم، ولی...

107
00:10:21,083 --> 00:10:22,583
‫با ناخن‌هاش بدجوری گردنمو خراش داد.

108
00:10:23,666 --> 00:10:25,208
‫سابقه خشونت باهاتون داشت؟

109
00:10:25,708 --> 00:10:26,708
‫نه.

110
00:10:27,041 --> 00:10:29,208
‫فقط وقتی زیادی نوشیدنی می‌خورد...

111
00:10:31,583 --> 00:10:35,000
‫هر وقت درباره مشکلش 
‫باهاش حرف می‌زدم، عصبانی می‌شد.

112
00:10:35,500 --> 00:10:36,833
‫کله‌شق بود.

113
00:10:38,291 --> 00:10:40,625
‫شما باهاش رفتار خشونت آمیز داشتین؟

114
00:10:40,625 --> 00:10:41,291
‫نه، هرگز.

115
00:10:41,458 --> 00:10:42,833
‫هیچوقت دست روش بلند نکردم.

116
00:10:42,875 --> 00:10:44,208
‫اون مادر بچه‌هامه.

117
00:10:44,708 --> 00:10:46,166
‫تازه، ما هم‌قد و هم‌وزن نیستیم.

118
00:10:47,333 --> 00:10:50,541
‫بعد از اینکه خواست بزنه
‫تو صورتت، چیکار کردی؟

119
00:10:51,916 --> 00:10:53,750
‫گفتم از اینجا تکون نمی‌خورم.

120
00:10:55,250 --> 00:10:56,916
‫و اینکه... من...

121
00:11:03,750 --> 00:11:05,583
‫یه چیزایی گفتم که...

122
00:11:08,541 --> 00:11:10,416
‫می‌دونید دیگه، دعوا همینه.

123
00:11:13,583 --> 00:11:15,750
‫دقیقاً چی بهش گفتی؟

124
00:11:16,708 --> 00:11:17,958
‫گفتم دهنشو ببنده.

125
00:11:18,375 --> 00:11:21,541
‫چون می‌ترسیدم بچه‌ها بیدار شن، رفت بیرون،

126
00:11:21,791 --> 00:11:23,958
‫التماسش کردم بمونه ولی فایده نداشت.

127
00:11:26,833 --> 00:11:28,750
‫از اینکه نوشیدنی میخوره و میره
‫رو نیمکت میشینه، خوشم نمیاد.

128
00:11:30,458 --> 00:11:31,666
‫کدوم نیمکت؟

129
00:11:34,250 --> 00:11:38,000
‫وقتی زیادی میخوره،
‫میره رو نیمکت میدون می‌شینه،

130
00:11:38,166 --> 00:11:39,666
‫دو دقیقه با خونه‌مون فاصله داره.

131
00:11:40,125 --> 00:11:42,208
‫اون موقع هم رفت اونجا؟

132
00:11:42,791 --> 00:11:43,791
‫فکر کنم.

133
00:11:44,875 --> 00:11:47,208
‫برام سخته ببینم اینجوری خودشو نابود می‌کنه.

134
00:11:48,208 --> 00:11:49,416
‫دیگه انگار نمی‌شناسمش.

135
00:11:50,500 --> 00:11:52,083
‫برای بچه‌ها هم خوب نیست.

136
00:11:52,458 --> 00:11:54,666
‫از وقتی شروع کرده به نوشیدنی ‫خوردن، دیگه به بچه‌ها نمی‌رسه.

137
00:11:57,291 --> 00:11:58,958
‫نمیشه باهاش حرف زد.

138
00:11:59,333 --> 00:12:00,333
‫آره، می‌فهمم.

139
00:12:01,541 --> 00:12:03,875
‫بعد از اینکه رفت چیکار کردی؟

140
00:12:05,875 --> 00:12:08,125
‫رفتم چک کردم ببینم بچه‌ها بیدار نشدن،

141
00:12:08,125 --> 00:12:09,916
‫دیدم خوابن، بعد رفتم.
‫رفتم پیش روژه.

142
00:12:10,541 --> 00:12:11,625
‫پیش روژه؟

143
00:12:12,416 --> 00:12:15,166
‫بارِ دوستم روژه؛ پنج دقیقه
‫پیاده با خونه‌مون فاصله داره.

144
00:12:17,208 --> 00:12:18,833
‫ساعت چند بود؟

145
00:12:20,666 --> 00:12:21,666
‫حدود یازده.

146
00:12:22,583 --> 00:12:23,958
‫اونجا چیزی خوردی؟

147
00:12:23,958 --> 00:12:24,958
‫یه لیوان شیر.

148
00:12:25,250 --> 00:12:26,291
‫نوشیدنی نخوردی؟

149
00:12:26,708 --> 00:12:28,333
‫من نمی‌خورم، هیچوقت خوشم نیومده.

150
00:12:29,500 --> 00:12:31,000
‫کس دیگه‌ای هم اونجا بود؟

151
00:12:31,708 --> 00:12:33,916
‫روژه و زنش بودن، زنش داشت می‌رفت بخوابه.

152
00:12:35,208 --> 00:12:37,750
‫رولان، رشید و کریم.

153
00:12:37,958 --> 00:12:39,041
‫با اونا زیاد حرف نمی‌زنیم.

154
00:12:40,291 --> 00:12:42,333
‫چه ساعتی برگشتی؟

155
00:12:42,333 --> 00:12:46,250
‫حدود دوازده و نیم، یک.

156
00:12:47,416 --> 00:12:49,750
‫با روژه حرف زدیم، بعد برگشتم خونه.

157
00:12:50,958 --> 00:12:53,916
‫زنت هنوز برنگشته بود، نگران نشدی؟

158
00:12:54,666 --> 00:12:56,541
‫گاهی رو نیمکت خوابش می‌بره.

159
00:12:57,000 --> 00:12:59,541
‫واقعاً؟ تو این سرمای زمستون بیرون می‌خوابه؟

160
00:12:59,791 --> 00:13:00,916
‫پیش اومده.

161
00:13:03,458 --> 00:13:05,666
‫وقتی پلیس‌ها اومدن دنبالت،

162
00:13:05,708 --> 00:13:08,625
‫هنوز برنگشته بود، باز هم نگران نشدی؟

163
00:13:09,375 --> 00:13:12,166
‫بعضی وقتا به خواهرش اودری
‫زنگ می‌زنه که بیاد دنبالش.

164
00:13:12,250 --> 00:13:14,333
‫معمولاً فردا شبش برمی‌گرده.

165
00:13:15,833 --> 00:13:17,416
‫خواهرش کجا زندگی می‌کنه؟

166
00:13:17,416 --> 00:13:19,291
‫تو پونته، نزدیک آوینیون.

167
00:13:27,083 --> 00:13:30,583
‫زنت با اهالی محل مشکلی داشت؟

168
00:13:31,166 --> 00:13:32,166
‫نه.

169
00:13:33,250 --> 00:13:36,291
‫کسی بوده که باهاش دعوا کرده
‫باشه یا ازش کینه به دل داشته باشه؟

170
00:13:36,875 --> 00:13:37,875
‫نه، یادم نمیاد.

171
00:13:38,500 --> 00:13:39,500
‫نه.

172
00:13:40,583 --> 00:13:43,833
‫اگه شما کاری نکردین، پس
‫باید یه نفر دلیلی داشته باشه.

173
00:13:44,875 --> 00:13:47,583
‫آقای ملیک، لطفاً یکم فکر کنید.
‫کمکم کنید دیگه.

174
00:13:47,958 --> 00:13:49,250
‫به خدا نمی‌دونم.

175
00:13:49,541 --> 00:13:51,833
‫قسم می‌خورم نمی‌دونم.

176
00:13:52,750 --> 00:13:54,708
‫من فقط می‌خوام زن و بچه‌مو بهم برگردونن!

177
00:13:55,041 --> 00:13:56,666
‫اینجا دارم دیوونه میشم.

178
00:17:23,958 --> 00:17:24,666
‫ببخشید.

179
00:17:24,875 --> 00:17:26,416
‫پرونده رو خوندی؟

180
00:17:26,416 --> 00:17:28,500
‫نمی‌خوای بری خونه استراحت کنی؟

181
00:17:28,500 --> 00:17:29,500
‫نه.

182
00:17:30,291 --> 00:17:32,291
‫پرونده رو خوندی؟

183
00:17:32,291 --> 00:17:33,291
‫آره، آره.

184
00:17:34,250 --> 00:17:35,250
‫وحشتناکه.

185
00:17:35,875 --> 00:17:37,875
‫نظرت درباره این یارو چیه؟

186
00:17:39,083 --> 00:17:41,916
‫نه سابقه داره، نه پرونده قبلی

187
00:17:41,916 --> 00:17:45,333
‫نه میشه گفت مجرمه، نه میشه گفت بی‌گناهه.

188
00:17:45,833 --> 00:17:47,291
‫حالش چطور بود؟

189
00:17:48,791 --> 00:17:52,791
‫عصبی، سردرگم، بیشتر
‫نگران بچه‌هاش بود تا خودش.

190
00:17:54,625 --> 00:17:55,625
‫نمی‌فهمه چه بلایی سرش اومده.

191
00:17:55,750 --> 00:17:56,500
‫هنوز تو شوکه.

192
00:17:56,541 --> 00:17:59,375
‫درباره زنش با فعل حال حرف می‌زنه.

193
00:17:59,458 --> 00:18:01,166
‫کنجکاوم که...

194
00:18:02,750 --> 00:18:03,750
‫پرونده رو ببینم.

195
00:18:05,708 --> 00:18:07,583
‫می‌خوای ازش دفاع کنی؟

196
00:18:09,500 --> 00:18:10,500
‫آره.

197
00:18:12,541 --> 00:18:15,333
‫ژان، تو از پرونده پورتال به این
‫طرف دیگه تو دادگاه جنایی وکالت نکردی.

198
00:18:15,333 --> 00:18:17,625
‫چند وقت شده؟
‫۱۵ سال میشه، نه؟

199
00:18:39,541 --> 00:18:42,333
‫چطور می‌تونم ازتون دفاع کنم
‫وقتی همه چیز رو بهم نمیگید؟

200
00:18:42,333 --> 00:18:43,583
‫منظورت چیه؟

201
00:18:43,583 --> 00:18:44,666
‫منو احمق فرض نکن.

202
00:18:44,666 --> 00:18:46,375
‫همین الان پرونده بازپرسی رو دیدم.

203
00:18:46,541 --> 00:18:49,333
‫حرف‌هایی که روژه شب جنایت جلوی شاهد زده.

204
00:18:49,541 --> 00:18:51,500
‫این اولین چیزی بود که باید بهم می‌گفتید.

205
00:18:51,541 --> 00:18:53,833
‫می‌فهمید که نمی‌تونم همچین اطلاعات مهمی رو

206
00:18:53,833 --> 00:18:56,333
‫۵ دقیقه قبل از رفتن پیش
‫قاضی پرونده کشف کنم.

207
00:18:59,166 --> 00:19:00,666
‫روژه، اینجا چیکار می‌کنی؟

208
00:19:01,125 --> 00:19:02,291
‫من چیزی علیه تو نگفتم.

209
00:19:02,291 --> 00:19:03,291
‫این چیه؟

210
00:19:07,833 --> 00:19:08,833
‫روژه؟

211
00:19:09,333 --> 00:19:10,333
‫روژه؟

212
00:19:14,458 --> 00:19:18,208
‫آقای میلیک، شب، قبل از حادثه

213
00:19:18,208 --> 00:19:20,958
‫شما رفتید کافه آقای روژه مارتون.

214
00:19:21,500 --> 00:19:24,416
‫وقتی شما رو دید چه واکنشی نشون داد؟

215
00:19:24,416 --> 00:19:25,791
‫دید که حالم خوب نیست.

216
00:19:25,916 --> 00:19:28,416
‫لطفاً تو میکروفون صحبت کنید، آقای میلیک.

217
00:19:29,875 --> 00:19:31,500
‫دید که حالم خوب نیست.

218
00:19:33,250 --> 00:19:34,958
‫فهمید به خاطر سیسیله.

219
00:19:35,041 --> 00:19:36,041
‫ما زیاد دعوا می‌کردیم.

220
00:19:39,750 --> 00:19:42,666
‫میشه بگید بعدش چه اتفاقی افتاد؟

221
00:19:44,250 --> 00:19:48,250
‫رفتم نشستم پشت بار و
‫درباره دعوامون حرف زدم.

222
00:19:49,041 --> 00:19:51,500
‫این آخرین دوره، داریم می‌بندیم آقایون.

223
00:19:52,166 --> 00:19:53,916
‫اون مریضه، یه آدم مریضه.

224
00:19:54,166 --> 00:19:55,916
‫اگه نمی‌خواد تمومش کنه، می‌دونی چیکار کنی؟

225
00:19:55,916 --> 00:19:58,750
‫بندازش زندان، اونوقت خیالت راحت میشه.

226
00:19:58,875 --> 00:20:00,083
‫نه، نمی‌تونم این کارو باهاش بکنم.

227
00:20:00,458 --> 00:20:01,916
‫زیادی خوبی، زیادی ساده‌ای.

228
00:20:02,000 --> 00:20:03,208
‫تعجب نکن که لِهِت می‌کنه.

229
00:20:03,250 --> 00:20:04,291
‫نه، اون منو له نمی‌کنه.

230
00:20:04,875 --> 00:20:06,250
‫فقط یکم اخلاقش تنده، همین.

231
00:20:06,333 --> 00:20:07,500
‫روژه، بس کن دیگه.

232
00:20:08,416 --> 00:20:09,041
‫داریم حرف می‌زنیم.

233
00:20:09,458 --> 00:20:10,458
‫ولش کن.

234
00:20:11,125 --> 00:20:12,375
‫واسه بعداً بهتره.

235
00:20:14,416 --> 00:20:15,416
‫من میرم بخوابم.

236
00:20:16,166 --> 00:20:17,166
‫می‌بینمت.

237
00:20:27,541 --> 00:20:29,750
‫گاهی با خودم میگم اگه
‫بچه‌ها نبودن، خودمو می‌کشتم.

238
00:20:29,791 --> 00:20:31,541
‫چرت و پرت نگو!

239
00:20:33,083 --> 00:20:34,250
‫سر و صداتون زیادی بلنده

240
00:20:35,458 --> 00:20:36,500
‫چیه فقط باید صدای تو بیاد

241
00:20:36,583 --> 00:20:38,000
‫حواست باشه، اینجا خونه منم هست.

242
00:20:38,500 --> 00:20:40,500
‫سیسیل یه معضل شده.

243
00:20:40,666 --> 00:20:41,708
‫تو لیاقتت بیشتر از ایناست.

244
00:20:41,708 --> 00:20:43,125
‫معضل چیه؟

245
00:20:43,125 --> 00:20:43,958
‫یه دردسر بزرگ.

246
00:20:44,083 --> 00:20:44,750
‫همیشه نوشیدنی میخوره

247
00:20:44,958 --> 00:20:45,958
‫تقصیر اون نیست.

248
00:20:46,083 --> 00:20:47,375
‫جدی؟
‫تقصیر اون نیست؟

249
00:20:47,375 --> 00:20:48,916
‫پس تقصیر کیه؟

250
00:20:48,916 --> 00:20:52,125
‫اگه فردا تصمیم بگیره بچه‌هات رو
‫ازت بگیره، اونم تقصیر اون نیست؟

251
00:20:53,125 --> 00:20:56,000
‫چطوری می‌خوای از بچه‌هات در
‫برابرش محافظت کنی اگه دیگه نباشی؟

252
00:20:56,333 --> 00:20:57,333
‫نمی‌دونم.

253
00:20:57,375 --> 00:20:58,041
‫خودت گفتی.

254
00:20:58,166 --> 00:20:59,166
‫خودتو می‌کشی.

255
00:20:59,458 --> 00:21:01,083
‫داری ذره ذره خودتو نابود می‌کنی.

256
00:21:01,125 --> 00:21:02,583
‫داری میذاری از روت رد بشه.

257
00:21:02,833 --> 00:21:05,083
‫مثل یه بچه نگاهش می‌کنی.

258
00:21:05,125 --> 00:21:06,125
‫مرد نیستی.

259
00:21:08,583 --> 00:21:10,000
‫چیه، زل زدی به من؟

260
00:21:12,083 --> 00:21:13,791
‫واسه بعداً بهتره.

261
00:21:14,125 --> 00:21:18,416
‫بذار بهت بگم، اگه جای
‫تو بودم، خیلی وقت پیش...

262
00:21:24,333 --> 00:21:25,500
‫چی گفتی، الاغ؟

263
00:21:25,500 --> 00:21:26,500
‫منظورمو میدونی.

264
00:21:28,583 --> 00:21:30,041
‫خب، دیگه داریم می‌بندیم.

265
00:21:43,416 --> 00:21:47,083
‫آقای میلیک، تو این سه سالی
‫که بازداشت موقت بودید،

266
00:21:47,166 --> 00:21:50,250
‫شما بارها از آقای روژه مارتون
‫به عنوان دوستتون یاد کردید.

267
00:21:51,500 --> 00:21:53,458
‫میشه گفت شما ایشون رو حمایت کردید؟

268
00:21:55,166 --> 00:21:56,291
‫اون تنها دوست من بود.

269
00:22:08,875 --> 00:22:09,875
‫آقای میلیک؟

270
00:22:13,958 --> 00:22:14,958
‫بله بله، ببخشید.

271
00:22:16,291 --> 00:22:17,291
‫عذر میخوام.

272
00:22:31,916 --> 00:22:33,541
‫اگه اون تنها دوستتون بود،

273
00:22:33,583 --> 00:22:35,916
‫حتماً نظرش براتون مهم بوده، درسته؟

274
00:22:36,208 --> 00:22:38,625
‫یعنی نمی‌خواستین ناامیدش کنین، مثلاً.

275
00:22:40,458 --> 00:22:41,666
‫آره، نمی‌خواستم ناامیدش کنم.

276
00:22:42,666 --> 00:22:45,541
‫پس وقتی روژه (مارتون) پیشنهاد داد که

277
00:22:45,541 --> 00:22:48,000
‫از شر زنت خلاص شی، فکر
‫نکردی داره زیاده‌روی می‌کنه؟

278
00:22:48,041 --> 00:22:49,083
‫جدی نگرفتم.

279
00:22:51,333 --> 00:22:53,833
‫وقتی نوشیدنی میخورد می‌خواست همه رو بکشه.

280
00:22:54,458 --> 00:22:55,750
‫پارس می‌کرد ولی گاز نمی‌گرفت.

281
00:22:57,333 --> 00:23:00,166
‫و وقتی بهت گفت اگه
‫نتونی از بچه‌هات در برابر

282
00:23:00,166 --> 00:23:02,708
‫زنت محافظت کنی مرد نیستی، ناراحت نشدی؟

283
00:23:02,791 --> 00:23:04,500
‫نخواستی خلافش رو ثابت کنی؟

284
00:23:04,541 --> 00:23:05,625
‫موکل من بچه نیست.

285
00:23:05,625 --> 00:23:07,000
‫گزارش روانشناسیش رو دیدین.

286
00:23:07,000 --> 00:23:08,958
‫اونقدر تحت تأثیر قرار نمی‌گیره که

287
00:23:08,958 --> 00:23:10,833
‫برای تأیید دوستش زنش رو بکشه.

288
00:23:11,333 --> 00:23:13,833
آقای وکیل، شما هم
‫وقت صحبت کردن خواهید داشت.

289
00:23:14,458 --> 00:23:15,458
‫عذر می‌خوام.

290
00:23:16,541 --> 00:23:18,708
‫آقای میلیک، درسته که شش ماه قبل از حادثه،

291
00:23:18,708 --> 00:23:21,458
‫برای طلاق با یه وکیل مشورت کردین؟

292
00:23:21,458 --> 00:23:22,458
‫آره، برای کسب اطلاع.

293
00:23:23,083 --> 00:23:25,291
‫می‌تونم دلیلش رو بپرسم؟

294
00:23:26,583 --> 00:23:27,583
‫زیاد نوشیدنی می‌خورد.

295
00:23:28,000 --> 00:23:29,958
‫برای اِما و مائل خطرناک شده بود.

296
00:23:30,375 --> 00:23:31,791
‫اون موقع خیلی کوچیک بودن.

297
00:23:32,208 --> 00:23:34,541
‫پس می‌خواستین از شر زنتون خلاص شین.

298
00:23:35,125 --> 00:23:36,125
‫منظورم از راه قانونیه.

299
00:23:36,583 --> 00:23:37,666
‫نه، هیچ کاری نکردم.

300
00:23:38,250 --> 00:23:40,666
‫نمی‌خواستم بچه‌هام رو از مادرشون دور کنم.

301
00:23:40,958 --> 00:23:42,708
‫ولی دو بار پیش اون وکیل رفتین.

302
00:23:43,500 --> 00:23:45,625
‫خب مگه نمیشه کسی رو دوست
‫داشت و ازش طلاق گرفت؟

303
00:23:45,625 --> 00:23:48,083
‫بله، میشه کسی رو دوست هم داشت و کشتش، آقا.

304
00:23:48,083 --> 00:23:48,750
‫عرضی ندارم.

305
00:23:48,916 --> 00:23:49,916
‫ممنون.

306
00:23:52,541 --> 00:23:54,291
‫آقای وکیل، نوبت شماست.

307
00:24:08,083 --> 00:24:11,875
‫آقای میلیک، وقتی درباره
‫طلاق پرس‌وجو می‌کردین،

308
00:24:12,791 --> 00:24:16,125
‫همکار من درباره حضانت بچه‌ها چی گفت؟

309
00:24:16,125 --> 00:24:18,750
‫گفت اگه سیسیل رو ببرم دادگاه،

310
00:24:18,750 --> 00:24:20,958
‫احتمال زیاد حضانت رو می‌گیرم.

311
00:24:22,291 --> 00:24:24,583
‫به خاطر مشکلش بود دیگه، به گمونم.

312
00:24:26,458 --> 00:24:27,625
‫شما که نوشیدنی نمی‌خورین.

313
00:24:28,958 --> 00:24:34,833
‫با این حال، اگه اون موقع طلاق
‫می‌گرفتین و حضانت بچه‌ها رو می‌گرفتین،

314
00:24:34,916 --> 00:24:38,708
‫زنتون صاحب خونه‌ای می‌موند
‫که توش زندگی می‌کردین، درسته؟

315
00:24:38,708 --> 00:24:40,125
‫آره، خونه مال سیسیل بود.

316
00:24:40,333 --> 00:24:41,583
‫از پدرش به ارث برده بود.

317
00:24:41,791 --> 00:24:44,375
‫...که قبل از مرگش حق استفاده
‫از اون رو بهش داده بود.

318
00:24:44,375 --> 00:24:47,125
‫و مالکیت اصلی رو به خواهر زنتون،

319
00:24:47,208 --> 00:24:49,833
‫آدری و ژرار داده که
‫الان اونجا زندگی می‌کنن.

320
00:24:50,791 --> 00:24:56,333
‫یعنی حتی اگه به جرم قتل همسرتون

321
00:24:56,333 --> 00:25:00,125
‫متهم نمی‌شدید هم، خواهر
‫زنتون خونه رو به ارث می‌برد.

322
00:25:00,250 --> 00:25:02,416
‫و شما مجبور می‌شدین
‫با بچه‌ها اسباب‌کشی کنید.

323
00:25:02,625 --> 00:25:03,541
‫درست می‌گم؟

324
00:25:03,541 --> 00:25:04,541
‫بله، درسته.

325
00:25:04,875 --> 00:25:07,625
‫پس می‌دونستین که با کشتن همسرتون

326
00:25:07,625 --> 00:25:10,083
‫نمی‌تونستین خونه رو به ارث ببرین.

327
00:25:10,416 --> 00:25:11,416
‫بله.

328
00:25:13,750 --> 00:25:18,083
‫برگردیم به جلسه‌ای که با همکارم

329
00:25:18,083 --> 00:25:21,000
‫درباره روند طلاق داشتید.

330
00:25:22,083 --> 00:25:23,625
‫اگه این روند رو شروع می‌کردید،

331
00:25:23,625 --> 00:25:26,166
‫از نظر مالی چه اتفاقی می‌افتاد؟

332
00:25:27,375 --> 00:25:28,375
‫نه، من...

333
00:25:29,083 --> 00:25:32,916
‫منظورم اینه، در مورد کمک
‫هزینه‌های خانواده که برای

334
00:25:32,916 --> 00:25:34,833
‫بزرگ کردن بچه‌ها می‌گرفتید، چی می‌شد؟

335
00:25:34,833 --> 00:25:38,041
‫من می‌گرفتمشون، چون حضانت با من می‌شد.

336
00:25:38,583 --> 00:25:41,583
‫و این مبالغ کافی می‌بود که یه سرپناه

337
00:25:41,583 --> 00:25:44,500
‫برای تربیت بچه‌ها و
‫تأمین نیازهاشون پیدا کنید؟

338
00:25:44,500 --> 00:25:45,500
‫بله.

339
00:25:46,458 --> 00:25:52,166
‫میشه گفت طلاق، راحت
‫و به نفع شما تموم می‌شد.

340
00:25:54,583 --> 00:26:00,083
‫راستی، همسرتون بیمه عمر داشت؟

341
00:26:00,083 --> 00:26:00,458
‫نه.

342
00:26:00,666 --> 00:26:03,166
‫پس‌انداز یا حساب بانکی داشت؟

343
00:26:03,166 --> 00:26:06,083
‫نه، هیچی نداشت، جز نصف سهم خونه‌اش.

344
00:26:06,541 --> 00:26:09,541
‫نصفی که بعد از مرگش به خواهرش می‌رسید

345
00:26:09,541 --> 00:26:12,500
‫و اگه خواهرزنتون می‌مرد
‫به بچه‌هاتون می‌رسید.

346
00:26:12,833 --> 00:26:15,125
‫پس خلاصه کنیم، مرگ همسرتون

347
00:26:15,125 --> 00:26:18,583
‫جز غم و غصه چیزی براتون نداشت.

348
00:26:19,208 --> 00:26:21,500
‫ممنونم آقای میلیک

349
00:26:24,041 --> 00:26:25,083
‫متشکرم آقای وکیل.

350
00:26:27,666 --> 00:26:30,958
‫برای شما، برای وِرونیک، برای سیسیل...

351
00:26:31,000 --> 00:26:34,208
‫ما از شما و همه کسانی که
‫همراهتان هستند، سپاسگزاریم.

352
00:26:34,250 --> 00:26:36,375
‫به ویژه برای...

353
00:26:36,416 --> 00:26:38,291
‫برای این کودکان:

354
00:26:38,291 --> 00:26:43,666
‫الودی، ژاد، رایان، مائل و امانوئل.

355
00:26:44,166 --> 00:26:48,333
‫آرزو می‌کنیم که قدرت و تسلی یابید.

356
00:26:50,041 --> 00:26:53,166
‫سلام بر تو ای مریم مقدس.

357
00:26:53,291 --> 00:26:55,791
‫ای تو که سرشار از لطفی.

358
00:26:55,916 --> 00:26:59,500
‫تو والاتر و مبارک‌تر از همۀ زنان هستی

359
00:26:59,541 --> 00:27:02,375
‫و عیسی، ثمرۀ تو، مبارک است.

360
00:27:02,416 --> 00:27:06,416
‫ای مریم مقدس، مادر بلندمرتبه،
‫ما گناهکاران را شفاعت کن.

361
00:27:06,500 --> 00:27:06,916
‫بس دیگه؛

362
00:27:07,833 --> 00:27:09,083
‫خواهش می‌کنم حرکت کنید.

363
00:27:13,583 --> 00:27:14,708
‫بچه ها را ببر داخل.

364
00:27:21,250 --> 00:27:22,250
‫بله،

365
00:28:11,000 --> 00:28:13,000
‫ملاقات حضوری با موکلم دارم.

366
00:28:51,583 --> 00:28:55,375
‫اگه تو بازسازی صحنه شرکت نکنی،
‫تو دادگاه به ضررت تموم میشه.

367
00:28:55,666 --> 00:28:57,416
‫چرا نمی‌خوای بری؟

368
00:28:59,000 --> 00:29:00,750
‫چه فرقی می‌کنه مگه؟

369
00:29:02,500 --> 00:29:03,500
‫به بچه‌هات فکر کن.

370
00:29:05,541 --> 00:29:07,166
‫اگه نتونم ببینمشون چی؟

371
00:29:07,166 --> 00:29:09,125
‫باید دوباره درخواست ملاقات بدیم.

372
00:29:09,125 --> 00:29:11,583
‫با مددکارهای اجتماعی صحبت کردم.

373
00:29:15,583 --> 00:29:17,750
‫شما بچه داری؟

374
00:29:18,291 --> 00:29:19,291
‫آره.

375
00:29:21,416 --> 00:29:23,666
‫چند تا نکته دیگه هم هست که
‫باید باهات روشن کنم نیکولا،

376
00:29:23,666 --> 00:29:27,375
‫مثل این قضیه گل و لای روی کفش‌هاتون.

377
00:29:27,416 --> 00:29:28,583
‫و شلوارتون.

378
00:29:29,833 --> 00:29:31,833
‫بررسی‌های تطبیقی نشون میده که

379
00:29:31,833 --> 00:29:34,041
‫همین گل و لای روی لباس‌های
‫روژه و سیسیل هم پیدا شده.

380
00:29:34,583 --> 00:29:36,166
‫من چطور باید اینو توضیح بدم؟

381
00:29:36,166 --> 00:29:37,208
‫نمی‌دونم.

382
00:29:38,166 --> 00:29:40,500
‫من تو بازسازی صحنه شرکت
‫نمی‌کنم چون کاری نکردم.

383
00:29:42,916 --> 00:29:44,416
‫امروز چند شنبه‌ست؟

384
00:29:44,416 --> 00:29:45,416
‫شنبه‌ست.

385
00:29:48,875 --> 00:29:52,500
‫وقتی هوا خوب بود، با
‫رایان می‌رفتیم برکه روستا.

386
00:29:52,666 --> 00:29:54,375
‫روژه وسایل ماهیگیری بهمون قرض می‌داد.

387
00:29:55,166 --> 00:29:59,041
‫می‌خواستم اولین چوب ماهیگیری‌شو
‫با یه قرقره خوب بهش هدیه بدم.

388
00:29:59,583 --> 00:30:00,583
‫البته دو سال دیگه.

389
00:30:00,666 --> 00:30:01,916
‫الان هنوز خیلی کوچیکه.

390
00:30:05,458 --> 00:30:08,083
‫ آره، اگه همکاری کنی، تا دو
‫سال دیگه شاید بتونی بیرون باشی.

391
00:31:06,083 --> 00:31:06,916
‫بفرمایید؟

392
00:31:08,000 --> 00:31:10,500
‫مونیه هستم، وکیل شوهر خواهر شما.

393
00:31:10,875 --> 00:31:13,125
‫ازم خواسته بیام چندتا از وسایلشو بردارم.

394
00:31:13,333 --> 00:31:14,333
‫هیچی بهش نمی‌رسه.

395
00:31:18,291 --> 00:31:21,458
‫خانم ژیرار، اگه چیزی هست که
‫می‌خواید بگید، من با کمال میل گوش می‌کنم.

396
00:31:21,875 --> 00:31:24,166
‫اینکه من وکیلشم به این معنی
‫نیست که همه چیزو بهم میگه.

397
00:31:31,458 --> 00:31:33,708
‫ببینید چقدر خوش تیپ بود؟

398
00:31:35,583 --> 00:31:38,083
‫اون موقع بهتر از این
‫آشغالی بود که الان شده.

399
00:31:40,958 --> 00:31:43,666
‫وقتی تو شهرداری کار
‫می‌کرد خیلی به خودش می‌رسید.

400
00:31:44,416 --> 00:31:46,291
‫خیلی می‌خندید و...

401
00:31:47,041 --> 00:31:48,041
‫می‌رقصید...

402
00:31:49,000 --> 00:31:50,500
‫قبل از اینکه با این عوضی آشنا بشه.

403
00:31:54,375 --> 00:31:55,375
‫چون...

404
00:31:58,958 --> 00:32:00,000
‫شما ازش دفاع می‌کنید.

405
00:32:01,416 --> 00:32:02,416
‫ولی اون یه آدم کثیفه.

406
00:32:04,250 --> 00:32:06,833
‫نمیگم یه مدت خوشحالش نکرد، اما...

407
00:32:07,666 --> 00:32:09,333
‫با همه این بچه‌هایی که ازش خواست...

408
00:32:09,791 --> 00:32:10,833
‫زندگیشو نابود کرد.

409
00:32:16,000 --> 00:32:18,875
‫وقتی پدرمون مرد، برای
‫هر دومون خیلی سخت بود،

410
00:32:18,875 --> 00:32:21,000
‫ولی انگار اون دیگه کسی رو نداشت.

411
00:32:21,000 --> 00:32:22,000
‫که ازش محافظت کنه.

412
00:32:24,333 --> 00:32:27,791
‫و کم کم شروع کرد به نوشیدنی ‫خوردن کرد، روز به روز بیشتر شد.

413
00:32:29,083 --> 00:32:30,333
‫خجالت می‌کشیدم...

414
00:32:31,583 --> 00:32:35,125
‫وقتی با اون حال خراب از
‫روی نیمکت جمعش می‌کردم.

415
00:32:37,625 --> 00:32:39,416
‫می‌دونید، هیچوقت از
‫زندگیش چیزی به من نمی‌گفت.

416
00:32:40,208 --> 00:32:41,416
‫عوضش من بهش می‌گفتم...

417
00:32:41,791 --> 00:32:42,791
‫بیا پیش من بمون.

418
00:32:45,750 --> 00:32:46,833
‫بچه‌هاشو دوست داشت.

419
00:32:47,791 --> 00:32:49,666
‫با اینکه خوب ازشون مراقبت نمی‌کرد.

420
00:33:03,666 --> 00:33:05,791
‫از چیزایی که براتون تداعی
‫میکنم ناراحت میشید، درسته؟

421
00:33:05,791 --> 00:33:06,791
‫واسه مهم نیست.

422
00:33:07,000 --> 00:33:10,208
‫ولی اگه تبرئه‌ش کنید، امیدوارم
‫خاطره خواهرم نذاره شب‌ها راحت بخوابید.

423
00:33:36,208 --> 00:33:39,708
‫خب، قربانی حدود ساعت ۲ صبح،

424
00:33:39,708 --> 00:33:42,416
‫پنجشنبه ۲۰ فوریه ۲۰۱۷،
‫با تقریب ۳۰ دقیقه فوت کرده.

425
00:33:43,041 --> 00:33:46,291
‫عکس‌هایی که می‌بینید حدود ۷
‫ساعت بعد از جنایت گرفته شده.

426
00:33:46,750 --> 00:33:49,250
‫خب، آیا در خونش اثری از نوشیدنی غیر مجازبود؟

427
00:33:49,250 --> 00:33:49,458
‫بله.

428
00:33:49,458 --> 00:33:53,750
‫براساس آزمایشات و تاریخ مرگ،
‫میزان نوشیدنی غیر مجازخونش در زمان قتل

429
00:33:53,750 --> 00:33:56,166
‫۴.۱ گرم در لیتر بوده.

430
00:33:56,541 --> 00:33:59,208
‫فقط یک زخم روی گردن قربانی دیده میشه.

431
00:33:59,500 --> 00:34:02,958
‫بریدگی توسط یک جسم تیز ایجاد شده،

432
00:34:02,958 --> 00:34:06,166
‫با تیغه دندانه‌دار، شبیه چاقوی شکاری.

433
00:34:06,250 --> 00:34:10,666
‫کالبدشکافی نشون میده که شریان
‫کاروتید راست قطع شده، تیغه اول

434
00:34:10,666 --> 00:34:14,166
‫از سمت راست گردن
‫قربانی وارد شده، در نقطه A.

435
00:34:14,916 --> 00:34:17,000
‫و مسیرش رو به سمت

436
00:34:17,000 --> 00:34:19,250
‫چپ گردن ادامه داده و
‫شریان کاروتید چپ رو قطع کرده.

437
00:34:19,458 --> 00:34:20,458
‫در نقطه B.

438
00:34:21,041 --> 00:34:23,750
‫با توجه به بررسی زخم، می‌تونیم بگیم که

439
00:34:23,750 --> 00:34:27,083
‫این ضربه تکی و کشنده با
‫قدرت زیاد و از پشت وارد شده.

440
00:34:27,916 --> 00:34:30,666
‫خانم رئیس، اجازه یک سؤال دارم؟

441
00:34:31,916 --> 00:34:32,916
‫بفرمایید.

442
00:34:33,500 --> 00:34:35,541
‫جناب کارشناس، شما میگید که ضربه از

443
00:34:35,541 --> 00:34:38,375
‫راست به چپ و از پشت وارد شده.

444
00:34:39,250 --> 00:34:42,458
‫می‌تونید حرکات قاتل رو عملاً نشون بدید؟

445
00:34:43,000 --> 00:34:45,625
‫آقای وکیل، کارشناس این کارو
‫نمی‌کنن. ایشون بازیگر پانتومیم نیستن.

446
00:34:45,791 --> 00:34:48,250
‫خانم رئیس، اگه اجازه
‫بدید، من خودم نشون میدم.

447
00:34:48,291 --> 00:34:49,333
‫من همیشه به این کار علاقه داشتم.

448
00:34:49,333 --> 00:34:51,458
‫ممنون میشم بذارید پانتومیم رو
‫اجرا کنم شاید تحسین هم شدم.

449
00:34:51,583 --> 00:34:52,166
‫بفرمایید.

450
00:34:52,333 --> 00:34:53,375
‫متشکرم.

451
00:34:58,125 --> 00:35:03,208
‫آقای کارشناس، میشه لطفاً همزمان
‫که من نشون میدم توضیح بدین؟

452
00:35:03,208 --> 00:35:04,208
‫بفرمایید.

453
00:35:04,958 --> 00:35:05,958
‫خب، پس...

454
00:35:06,791 --> 00:35:10,833
‫قاتل پشت قربانی وایساده،
‫احتمالاً با یه دستش اونو نگه داشته.

455
00:35:10,916 --> 00:35:12,166
‫با یه دست؟

456
00:35:12,166 --> 00:35:13,208
‫اینجوری؟

457
00:35:13,208 --> 00:35:13,666
‫بله، همینطوری.

458
00:35:13,791 --> 00:35:17,041
‫و با دست دیگهش چاقو رو تو گلوش فرو کرده.

459
00:35:17,291 --> 00:35:18,291
‫مثل این؟

460
00:35:21,833 --> 00:35:22,833
‫ممنونم.

461
00:35:23,708 --> 00:35:26,250
‫اگه ضربه از راست به چپ بوده،

462
00:35:26,250 --> 00:35:28,666
‫میشه گفت کار یه چپ دست بوده، درسته؟

463
00:35:28,791 --> 00:35:30,083
‫میشه گفت احتمالش زیاده.

464
00:35:31,208 --> 00:35:32,208
‫متشکرم.

465
00:35:32,625 --> 00:35:34,958
‫ممنون استاد، بابت نمایشتون.

466
00:35:35,750 --> 00:35:38,208
‫یه راه جدید برای تغییر
‫شغل هم براتون باز شد.

467
00:35:40,000 --> 00:35:41,291
‫آقای کارشناس، ادامه بدین.

468
00:35:43,291 --> 00:35:47,166
‫خب، شکل افقی زخم و اثر خون روی زانوهای

469
00:35:47,166 --> 00:35:49,416
‫قربانی نشون میده که موقع جنایت سرپا بوده.

470
00:35:49,416 --> 00:35:51,916
‫زخم دیگه‌ای هم دیدین؟

471
00:35:51,916 --> 00:35:53,083
‫نه، هیچ زخمی نبود.

472
00:35:53,166 --> 00:35:55,166
‫نه زخم دفاعی، نه کشیدگی.

473
00:35:55,625 --> 00:35:57,250
‫خانم رئیس، یه سؤال دارم.

474
00:35:57,666 --> 00:35:58,666
‫بفرمایید.

475
00:35:59,333 --> 00:36:02,750
‫آقای کارشناس، با توجه به نبود این
‫نشونه‌ها، میشه حدس زد که قربانی

476
00:36:02,750 --> 00:36:06,625
‫توسط کسی که میشناخته
‫به محل جنایت آورده شده؟

477
00:36:08,500 --> 00:36:10,041
‫بله، این یه احتماله.

478
00:36:11,000 --> 00:36:12,000
‫عرضی ندارم، ممنون.

479
00:36:15,375 --> 00:36:21,125
‫خانم مارتون، شب قبل از
‫حادثه، شنیدین که متهم تهدید کنه که

480
00:36:21,125 --> 00:36:22,958
‫میخواد کار زنش رو تموم کنه؟

481
00:36:25,125 --> 00:36:26,208
‫نه، تا جایی که من میدونم.

482
00:36:26,333 --> 00:36:28,000
‫این آخریشه، داریم میبندیم، آقایون.

483
00:36:28,000 --> 00:36:30,166
‫شوهرتون چی گفت؟

484
00:36:30,166 --> 00:36:31,166
‫این زن مریضه.

485
00:36:31,333 --> 00:36:33,916
‫اگه دست از نوشیدنی خوردن برنداشت، کتکش بزن.

486
00:36:34,125 --> 00:36:35,833
‫اونوقت باور کن خیالت راحت میشه.

487
00:36:36,625 --> 00:36:37,625
‫نباید این کارو باهاش کرد.

488
00:36:37,791 --> 00:36:39,583
‫شنیدم که داشت به نیکلا مشورت میداد.

489
00:36:39,916 --> 00:36:41,625
‫ولی چیز نگران کننده‌ای نبود.

490
00:36:41,708 --> 00:36:42,500
‫بعدش میاد سراغت.

491
00:36:42,750 --> 00:36:43,750
‫نگران نباش.

492
00:36:43,791 --> 00:36:45,166
‫فقط یکم اخلاقش تنده، همین.

493
00:36:45,375 --> 00:36:46,666
‫روژه، دخالت نکن.

494
00:36:47,625 --> 00:36:48,625
‫داریم حرف میزنیم.

495
00:36:48,708 --> 00:36:49,541
‫ولش کن.

496
00:36:49,541 --> 00:36:51,000
‫بعدش من رفتم بالا که بخوابم.

497
00:36:54,291 --> 00:36:55,916
‫ولی فوراً نخوابیدین.

498
00:37:00,291 --> 00:37:01,708
‫نه، اول آرایشمو پاک کردم.

499
00:37:21,625 --> 00:37:22,708
‫چی داری میگی؟

500
00:37:24,958 --> 00:37:26,791
‫و اون چه جوابی داد؟

501
00:37:29,791 --> 00:37:30,791
‫گفت...

502
00:37:34,083 --> 00:37:35,500
‫انجامش دادم، لعنتی، انجامش دادم.

503
00:37:37,708 --> 00:37:39,166
‫لطفاً سکوت کنید.

504
00:37:40,500 --> 00:37:41,875
‫ساکت.
‫متشکرم.

505
00:37:43,291 --> 00:37:47,958
‫خانم مارتون، شوهرتون دقیقاً گفت چیکار کرده؟

506
00:37:47,958 --> 00:37:49,125
‫نه، چیز دیگه‌ای نگفت.

507
00:37:49,875 --> 00:37:51,291
‫اونقدر خورده بود که نمیتونست جواب بده.

508
00:37:51,416 --> 00:37:53,000
‫سی ثانیه بعد خوابش برد.

509
00:37:53,916 --> 00:37:55,250
‫فرداش چیزی نگفت؟

510
00:37:55,250 --> 00:37:56,250
‫نه.

511
00:37:58,375 --> 00:38:00,000
‫تمام صبح تو رختخواب موند.

512
00:38:00,583 --> 00:38:03,583
‫بهم گفت نمیخواد بار رو باز
‫کنه چون حالش خوب نیست...

513
00:38:04,791 --> 00:38:05,791
‫منم گفتم باشه.

514
00:38:06,291 --> 00:38:10,000
‫به نظر شما شوهرتون بین
‫ساعت یک صبح، زمانی که

515
00:38:10,000 --> 00:38:13,666
‫نیکلا میلیک از بارتون
‫رفت، تا ساعت سه و ربع،

516
00:38:13,875 --> 00:38:17,000
‫وقتی که اومد پیش شما تو اتاق، چیکار میکرد؟

517
00:38:21,125 --> 00:38:22,125
‫نمیدونم.

518
00:38:25,416 --> 00:38:26,416
‫هیچوقت نفهمیدم.

519
00:38:31,375 --> 00:38:35,666
‫کمتر از 24 ساعت بعد از حادثه،
‫ژاندارم‌ها اومدن شوهرتونو دستگیر کنن.

520
00:38:35,666 --> 00:38:38,083
‫میتونید بگید تو خونتون چی پیدا کردن؟

521
00:38:39,541 --> 00:38:41,791
‫یه تفنگ داره، ولی کار نمیکنه.

522
00:38:43,166 --> 00:38:45,250
‫و یه چاقوی جنگی هم داره.

523
00:38:47,083 --> 00:38:48,583
‫چه شکلیه؟

524
00:38:49,333 --> 00:38:51,833
‫از همونا که رو دسته‌ش...

525
00:38:51,833 --> 00:38:53,833
‫یه سری سوراخ داره، و جا واسه انگشتا.

526
00:38:54,291 --> 00:38:55,375
‫مثل پنجه بوکس؟

527
00:38:55,375 --> 00:38:56,375
‫آره، همون.

528
00:38:58,125 --> 00:38:59,125
‫خیلی بزرگه.

529
00:39:05,541 --> 00:39:06,291
‫خوبه، پیداش کردم.

530
00:39:06,333 --> 00:39:07,666
‫اونجا بود، تو بار سولیویر.

531
00:39:18,666 --> 00:39:21,500
‫حالا دوباره میپرسم، شوهرتون موقع

532
00:39:21,500 --> 00:39:23,916
‫بازجویی اول به ژاندارم چی گفت؟

533
00:39:25,041 --> 00:39:26,708
‫گفت کار خاصی نکرده.

534
00:39:27,250 --> 00:39:28,916
‫چیز دیگه‌ای؟

535
00:39:29,416 --> 00:39:30,875
‫پس بذارید یادآوری کنم.

536
00:39:31,166 --> 00:39:35,500
‫اون گفت که بین رفتن نیکلا
‫میلیک و برگشتنش به اتاق شما،

537
00:39:36,166 --> 00:39:37,541
‫بار رو مرتب کرده.

538
00:39:39,875 --> 00:39:40,875
‫به مدت دو ساعت.

539
00:39:43,458 --> 00:39:45,250
‫شاید تلویزیون هم نگاه کردم.

540
00:39:45,916 --> 00:39:48,291
‫و در هیچ لحظه‌ای ماشینتون رو برنداشتید؟

541
00:39:48,291 --> 00:39:50,208
‫من کاملاً تو حال خودم نبودم، بهتون که گفتم.

542
00:39:50,250 --> 00:39:52,083
‫اگه ماشین برمی‌داشتم، حتماً تصادف می‌کردم.

543
00:39:58,083 --> 00:40:00,541
‫آقای مارتون، شما یه
‫چاقوی جنگی دارید، درسته؟

544
00:40:01,666 --> 00:40:02,666
‫بله درسته.

545
00:40:03,125 --> 00:40:04,666
‫و می‌دونید کجاست؟

546
00:40:04,666 --> 00:40:05,666
‫تو گاراژ.

547
00:40:06,166 --> 00:40:08,333
‫تو یه صندوقچه با بقیه یادگاری‌های ارتشم.

548
00:40:08,416 --> 00:40:10,916
‫پس چرا زیر سینک تو بار پیداش کردیم؟

549
00:40:13,583 --> 00:40:15,791
‫یه موقعی فکر کنم برش داشتم.

550
00:40:18,000 --> 00:40:19,000
‫قبلاً؟

551
00:40:19,041 --> 00:40:20,041
‫از زنم بپرسید.

552
00:40:20,583 --> 00:40:22,291
‫وقتی نوشیدنی میخورم گاهی می‌رم

553
00:40:22,291 --> 00:40:24,500
‫تو کارگاهم و لباس نظامیم رو می‌پوشم.

554
00:40:25,208 --> 00:40:27,750
‫بعضی شب‌ها کلاه بره‌مو
‫می‌ذارم، مشتری‌ها خوششون میاد.

555
00:40:29,750 --> 00:40:30,750
‫باشه.

556
00:40:31,166 --> 00:40:33,000
‫پس رفتید چاقو رو از گاراژ آوردید

557
00:40:33,000 --> 00:40:34,625
‫و با خودتون بردید بار؟

558
00:40:34,625 --> 00:40:36,833
‫اگه تو بار پیداش کردید، احتمالاً همینطوره.

559
00:40:37,125 --> 00:40:38,541
‫این چاقو رو تمیز کردید؟

560
00:40:39,583 --> 00:40:40,583
‫نه.

561
00:40:40,916 --> 00:40:44,041
‫ولی خیس پیداش کردن، با
‫اثر مایع ظرفشویی روش.

562
00:40:45,291 --> 00:40:46,458
‫پس حتماً شستمش.

563
00:40:46,458 --> 00:40:48,166
‫چی می‌خواید بگم دیگه؟

564
00:40:49,208 --> 00:40:50,875
‫خب، حالا متوجه شک‌های من می‌شید...

565
00:40:52,125 --> 00:40:53,750
‫در مورد اظهارات شوهرتون.

566
00:41:01,333 --> 00:41:03,083
‫خانم رئیس، می‌شه از مأمور بخواید

567
00:41:03,083 --> 00:41:06,375
‫مدرک شماره ۷ رو بیاره؟

568
00:41:07,625 --> 00:41:08,625
‫این همونه؟

569
00:41:34,333 --> 00:41:36,541
‫خانم مارتون، این چاقو رو می‌شناسید؟

570
00:41:37,583 --> 00:41:38,666
‫مال شوهرمه.

571
00:41:41,458 --> 00:41:43,666
‫به دادگاه یادآوری می‌کنم که این چاقو

572
00:41:43,666 --> 00:41:46,333
‫همون مشخصات چاقوی قتل رو داره.

573
00:41:46,916 --> 00:41:49,208
‫تیغه دندونه‌دار، طول مشابه.

574
00:41:49,708 --> 00:41:56,041
‫علاوه بر این، آزمایش‌ها DNA
‫روژه مارتون رو روی دسته نشون میده.

575
00:41:56,041 --> 00:42:01,125
‫همچنین یه ذره خیلی کوچیک
‫گوشت بین دسته و تیغه پیدا شده.

576
00:42:01,666 --> 00:42:07,833
‫متأسفانه اونقدر کوچیکه که نمیشه
‫تاریخ و منشأش رو تشخیص داد.

577
00:42:09,208 --> 00:42:11,916
‫خانم مارتون، می‌خوام یه
‫سؤال آخر ازتون بپرسم.

578
00:42:13,541 --> 00:42:15,625
‫شوهرتون با کدوم دستش می‌نوشت؟

579
00:42:17,125 --> 00:42:18,125
‫با دست چپ.

580
00:42:18,416 --> 00:42:21,916
‫در پایان اضافه می‌کنم که موکل من راست‌دسته.

581
00:42:21,958 --> 00:42:22,583
‫ممنونم.

582
00:42:22,916 --> 00:42:23,916
‫ببخشید آقای وکیل.

583
00:42:24,666 --> 00:42:27,291
‫آقای وکیل، این اشاره شما
‫فقط یه برداشت شخصیه.

584
00:42:28,083 --> 00:42:30,500
‫من برعکس، اینو دلیلی
‫برای متهم کردنش می‌بینم.

585
00:42:31,500 --> 00:42:35,875
‫اگه فرض کنیم نیکلا میلیک همسرش
‫رو کشته، می‌تونسته خیلی راحت

586
00:42:35,875 --> 00:42:38,875
‫با دست راستش اونو نگه داره، و

587
00:42:38,875 --> 00:42:41,541
‫ضربه نهایی رو با دست چپش بزنه.

588
00:42:41,625 --> 00:42:44,583
‫با توجه به عمق زخم، نمی‌فهمم چطور
‫موکل من می‌تونسته با دست ضعیفش

589
00:42:44,583 --> 00:42:47,291
‫چاقو رو اینقدر عمیق تو گلوی قربانی فرو کنه.

590
00:42:47,583 --> 00:42:48,708
‫متأسفم آقای وکیل، ولی

591
00:42:48,708 --> 00:42:52,250
‫ما اینجا برای قضاوت
‫مسابقه زورآزمایی نیومدیم.

592
00:43:40,541 --> 00:43:42,250
‫اِما، چی داری می‌کشی؟

593
00:43:42,250 --> 00:43:47,041
‫زندان بابا رو، با ما جلوش،
‫اگه یه روز بتونیم دوباره ببینیمش.

594
00:43:47,833 --> 00:43:48,833
‫آره، خوبه.

595
00:43:54,333 --> 00:43:56,458
‫ژاد، تو چیزی برای بابا نکشیدی؟

596
00:43:58,791 --> 00:43:59,791
‫ژاد.

597
00:44:04,000 --> 00:44:05,458
‫بچه‌ها، وقت استراحته.

598
00:44:07,458 --> 00:44:08,458
‫نه نه نه، شما بمونید.

599
00:44:13,541 --> 00:44:14,541
‫بنشینید.

600
00:44:19,416 --> 00:44:21,166
‫حال ژاد هنوز بهتر نشده، نه؟

601
00:44:21,166 --> 00:44:23,500
‫نه، هنوز حرف نمی‌زنه، ولی

602
00:44:23,500 --> 00:44:26,083
‫هفته پیش با بقیه بچه‌ها بازی کرد.

603
00:44:29,500 --> 00:44:32,000
‫خب، در مورد آزادی چی گفتن؟

604
00:44:32,000 --> 00:44:34,125
‫درخواست دوباره رد شد.

605
00:44:35,208 --> 00:44:38,416
‫ولی می‌دونی، بابات ازم خواست
‫بهتون بگم خیلی دوستتون داره،

606
00:44:38,583 --> 00:44:42,833
‫فکر می‌کنه خیلی شجاعید،
‫و خیلی دلش براتون تنگ شده.

607
00:44:44,708 --> 00:44:47,333
‫فکر می‌کنید موفق می‌شیم ببینیمش؟

608
00:44:49,791 --> 00:44:51,208
‫وضعیت ملاقات‌ها یه کم پیچیده‌ست.

609
00:44:53,000 --> 00:44:55,666
‫به چیزی که دفعه قبل ازت خواستم فکر کردی؟

610
00:44:56,000 --> 00:44:57,500
‫برای اومدن و شهادت دادن؟

611
00:44:58,583 --> 00:44:59,583
‫نه، نمی‌خوام.

612
00:45:00,083 --> 00:45:00,875
‫آخه چرا؟

613
00:45:00,875 --> 00:45:03,041
‫اگه شهادت بدی به بابات کمک می‌کنه.

614
00:45:04,208 --> 00:45:05,208
‫خجالت می‌کشم.

615
00:45:12,083 --> 00:45:14,416
‫این دفعه، روی گل و لای لباس‌هاتون،

616
00:45:14,416 --> 00:45:16,916
‫همون آلودگی‌های خیابونتون پیدا شده.

617
00:45:17,083 --> 00:45:19,916
‫ولی هیچ اثری از آلودگی تو گل و لای

618
00:45:19,916 --> 00:45:22,208
‫پل ون گوگ که اولین بار آزمایش شد، نیست.

619
00:45:22,458 --> 00:45:25,333
‫در واقع، در این مورد، کاملاً تبرئه شدید.

620
00:45:25,625 --> 00:45:26,625
‫ممنون وکیل.

621
00:45:27,500 --> 00:45:29,583
‫ولی باید در مورد ماهیت رابطه

622
00:45:29,583 --> 00:45:32,208
‫بین همسرتون و روژه برام توضیح بدید.

623
00:45:32,541 --> 00:45:33,666
‫باز هم روژه؟

624
00:45:35,541 --> 00:45:38,916
‫اگه نتونم ثابت کنم که سیسیل
‫با یه آشنا به محل جرم رفته،

625
00:45:38,916 --> 00:45:41,458
‫دادستانی این رو که
‫بدون مقاومت به اونجا رفته

626
00:45:41,458 --> 00:45:44,416
‫به عنوان مدرکی علیه شما استفاده میکنه.

627
00:45:44,625 --> 00:45:45,666
‫این که چیزی رو ثابت نمیکنه.

628
00:45:46,166 --> 00:45:47,208
‫اون خیلی خورده بود.

629
00:45:47,291 --> 00:45:49,125
‫هر کسی میتونست اونو با خودش ببره.

630
00:45:49,125 --> 00:45:52,083
‫آره، ولی ما مظنون دیگه‌ای نداریم.

631
00:45:53,375 --> 00:45:56,166
‫نیکولا، متوجه باش، این موضوع
‫علیه دوستت نیست، به نفع توئه.

632
00:45:59,500 --> 00:46:02,458
‫همسرتون به بار روژه میرفت؟

633
00:46:04,250 --> 00:46:05,375
‫آره، گاهی میرفت.

634
00:46:06,000 --> 00:46:07,583
‫رفتارش باهاش چطور بود؟

635
00:46:08,000 --> 00:46:09,000
‫خوب، مؤدبانه.

636
00:46:10,666 --> 00:46:13,083
‫میدونست که بهترین دوست شماست؟

637
00:46:14,291 --> 00:46:15,875
‫خب آره، داریم پیشرفت میکنیم.

638
00:46:16,833 --> 00:46:19,291
‫راستی، از طرف الودی برات پیغام دارم.

639
00:46:29,041 --> 00:46:30,791
‫عروسی فوق‌العاده‌ای بود.

640
00:46:36,208 --> 00:46:38,000
‫بابای سیسیل هنوز زنده بود.

641
00:46:38,791 --> 00:46:39,791
‫اون منو دوست داشت.

642
00:46:40,708 --> 00:46:41,958
‫یادمه با آدری دعواش شد

643
00:46:41,958 --> 00:46:44,333
‫وقتی گفت نمیخواد بیاد.

644
00:46:44,416 --> 00:46:45,750
‫مامانش نمیخواست بیاد؟

645
00:46:46,000 --> 00:46:47,166
‫فکر میکرد خیلی زود داریم ازدواج میکنیم.

646
00:46:47,500 --> 00:46:48,958
‫زود ازدواج کردید؟

647
00:46:48,958 --> 00:46:50,833
‫حدود دو ماه بعد از آشناییمون.

648
00:46:51,791 --> 00:46:53,375
‫چطوری آشنا شدید؟

649
00:46:53,833 --> 00:46:55,750
‫جشن چهاردهم جولای توی ماستیبر.

650
00:46:56,208 --> 00:46:59,250
‫یه چیز خاصی تو نگاهش بود.

651
00:47:00,041 --> 00:47:01,375
‫همش بهش نگاه میکردم.

652
00:47:02,041 --> 00:47:03,125
‫یه لحظه منو دید.

653
00:47:03,875 --> 00:47:05,583
‫پرسید مشکلی پیش اومده.

654
00:47:06,000 --> 00:47:07,000
‫هیچی نگفتم.

655
00:47:09,125 --> 00:47:10,708
‫فقط گفتم خیلی خوشگله.

656
00:47:11,083 --> 00:47:12,583
‫بعد ازش خواستم باهام برقصه.

657
00:47:13,583 --> 00:47:15,041
‫قبول کرد؟

658
00:47:15,041 --> 00:47:15,500
‫آره.

659
00:47:15,583 --> 00:47:16,958
‫باورتون نمیشه؟

660
00:47:18,833 --> 00:47:19,916
‫رفتیم شام خوردیم.

661
00:47:20,708 --> 00:47:21,541
‫کلی حرف زدیم.

662
00:47:22,041 --> 00:47:23,041
‫خیلی بهم آرامش داد.

663
00:47:23,916 --> 00:47:26,166
‫اونم مثل من، مادرشو وقتی
‫بچه بود از دست داده بود.

664
00:47:26,958 --> 00:47:28,541
‫رسوندمش خونه‌ش.

665
00:47:29,708 --> 00:47:34,333
‫موقع پیاده شدن از ماشین، خواستم بغلش کنم

666
00:47:35,208 --> 00:47:37,333
‫وقتی دیدم مخالفتی نکرد، با خودم

667
00:47:37,833 --> 00:47:40,583
‫گفتم شاید دیگه لازم نباشه تنها باشم.

668
00:48:14,166 --> 00:48:15,833
‫وکیل مونیه براتون توضیح داد؟

669
00:48:15,833 --> 00:48:16,083
‫آره.

670
00:48:16,583 --> 00:48:18,458
‫همه جزئیات رو بهم گفت.

671
00:48:19,500 --> 00:48:22,000
‫کتکش زدن چون ولشون کرده.

672
00:48:22,625 --> 00:48:24,250
‫نمیخواد دیگه تو کارهای خلافشون باشه.

673
00:48:25,208 --> 00:48:26,291
‫نگران پسرم هستم.

674
00:48:26,833 --> 00:48:29,666
‫این گاوباز جوون با استعداده،
‫نمیخوام زندگیشو خراب کنه.

675
00:48:31,041 --> 00:48:32,541
‫باید کمکم کنید باهاش حرف بزنم.

676
00:48:32,916 --> 00:48:35,083
‫میخواد شکایتشو از اون عوضیا پس بگیره.

677
00:48:35,125 --> 00:48:35,416
‫صبر کن.

678
00:48:35,625 --> 00:48:36,625
‫ژان؟

679
00:48:38,791 --> 00:48:40,541
‫چی شده ژان؟

680
00:48:43,500 --> 00:48:44,375
‫چیزی نیست.

681
00:48:44,500 --> 00:48:45,750
‫فقط... یه کم...

682
00:48:46,666 --> 00:48:47,916
‫یه کم سرم گیج رفت.

683
00:48:47,916 --> 00:48:48,375
‫خوبم.

684
00:48:48,875 --> 00:48:49,583
‫بهتری؟

685
00:48:49,583 --> 00:48:50,583
‫آره، بهترم.

686
00:48:50,833 --> 00:48:51,708
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

687
00:48:51,750 --> 00:48:52,750
‫خوبم.

688
00:49:09,541 --> 00:49:11,125
‫میخوای دکتر خبر کنم؟

689
00:49:11,125 --> 00:49:12,125
‫نه نه، چیزی نیست.

690
00:49:16,375 --> 00:49:17,833
‫چند لحظه پیش خیلی ترسوندیم.

691
00:49:18,875 --> 00:49:20,416
‫مثل گچ سفید شده بودی.

692
00:49:21,791 --> 00:49:22,875
‫چرا میخندی؟

693
00:49:22,875 --> 00:49:23,875
‫به خاطر این اصطلاحه.

694
00:49:24,125 --> 00:49:25,041
‫مثل گچ سفید.

695
00:49:25,083 --> 00:49:26,208
‫مامانم همیشه این رو میگفت.

696
00:49:27,166 --> 00:49:28,166
‫من مامانت نیستم.

697
00:49:28,458 --> 00:49:31,583
‫ولی بهت میگم باید بیشتر مراقب خودت باشی.

698
00:49:32,750 --> 00:49:33,791
‫خیلی کار میکنی.

699
00:49:34,291 --> 00:49:35,333
‫داری خودتو از پا درمیاری.

700
00:49:36,291 --> 00:49:38,333
‫از پرونده پورتال تا حالا
‫اینجوری ندیده بودمت.

701
00:49:38,666 --> 00:49:39,375
‫این فرق میکنه.

702
00:49:39,541 --> 00:49:40,833
‫هیچ مدرکی علیه میلیک نیست.

703
00:49:40,833 --> 00:49:41,875
‫کل پرونده الکیه.

704
00:49:42,500 --> 00:49:44,041
‫پس به نظرت بی‌گناهه.

705
00:49:44,500 --> 00:49:45,708
‫ولی این موضوع بحث نیست.

706
00:49:46,416 --> 00:49:48,375
‫من فقط درباره دفاعیه‌م حرف میزنم.

707
00:49:48,375 --> 00:49:49,916
‫باید به استدلال‌هام اعتقاد داشته باشم.

708
00:49:53,625 --> 00:49:55,958
‫ولی میتونی قبول هم
‫بکنی که ممکنه اشتباه کنی.

709
00:49:57,416 --> 00:49:59,375
‫آره، میتونم قبول کنم که ممکنه اشتباه بکنم.

710
00:49:59,541 --> 00:50:00,541
‫آره.

711
00:51:05,708 --> 00:51:08,208
‫ژانویه 2020
‫روز دوم دادگاه میلیک

712
00:51:08,666 --> 00:51:09,791
‫یه خبر عالی دارم.

713
00:51:10,750 --> 00:51:13,250
‫خانم دیالو از خدمات
‫اجتماعی باهام تماس گرفت.

714
00:51:14,083 --> 00:51:16,000
‫اومد بهم بگه که الودی قبول کرده شهادت بده.

715
00:51:16,166 --> 00:51:18,750
‫اگه پدرش موافق باشه، میتونین
‫اونو به عنوان شاهد احضار کنین.

716
00:51:18,791 --> 00:51:19,416
‫عالیه.

717
00:51:19,625 --> 00:51:20,625
‫آقای وکیل.

718
00:51:23,416 --> 00:51:24,916
‫چیزای جالبی درباره‌تون شنیدم.

719
00:51:25,791 --> 00:51:26,791
‫پورتال.

720
00:51:26,916 --> 00:51:28,291
‫پورتال چیزی یادتون نمیاره؟

721
00:51:28,291 --> 00:51:28,750
‫نه خانم.

722
00:51:28,750 --> 00:51:29,291
‫بفرمایید.

723
00:51:29,666 --> 00:51:32,583
‫وکیل بزرگی که پورتال،
‫(قاتل پیرمردها) رو تبرئه کرد.

724
00:51:33,458 --> 00:51:34,583
‫خانم، کافیه.

725
00:51:34,708 --> 00:51:37,166
‫و پورتال به محض آزادی چیکار کرد؟

726
00:51:37,166 --> 00:51:38,208
‫خجالت نکشید بگین؟

727
00:51:38,208 --> 00:51:39,291
‫دوباره و دوباره همون کارو کرد.

728
00:51:39,291 --> 00:51:40,291
‫بسه دیگه.

729
00:51:42,625 --> 00:51:43,625
‫برو عوضی.

730
00:51:43,833 --> 00:51:45,041
‫برو کار کثیفتو انجام بده.

731
00:52:03,625 --> 00:52:05,958
‫حتماً باید دخترتون الودی بیاد شهادت بده.

732
00:52:07,708 --> 00:52:08,708
‫شهادت چی رو بده؟

733
00:52:09,333 --> 00:52:10,708
‫اینکه به شما نیاز داره.

734
00:52:10,916 --> 00:52:14,083
‫هیئت منصفه میبینن که اون مسئولیت
‫چهار تا خواهر و برادرشو به عهده داره.

735
00:52:14,416 --> 00:52:15,416
‫نمیخوام.

736
00:52:16,791 --> 00:52:17,791
‫شما متوجه نیستین.

737
00:52:17,833 --> 00:52:19,750
‫اگه الان درخواست احضار شاهد بدم

738
00:52:19,750 --> 00:52:21,250
‫رئیس دادگاه نمیتونه مخالفت کنه.

739
00:52:21,375 --> 00:52:22,833
‫نمیخوام تو این وضعیت باشه.

740
00:52:23,208 --> 00:52:24,250
‫ولی اون الان بزرگ شده.

741
00:52:24,250 --> 00:52:25,791
‫به خاطر خودم نمیخوام.

742
00:52:25,791 --> 00:52:28,041
‫نمیخوام منو اینجا ببینه، تو
‫این وضعیت، بعد از سه سال.

743
00:52:28,083 --> 00:52:29,083
‫نمیخوام.

744
00:52:40,041 --> 00:52:44,083
‫تأیید میکنید که هیچ اثری از
‫DNA نیکلا میلیک یا سیسیل میلیک

745
00:52:44,083 --> 00:52:47,375
‫توی ماشین آقای روژه مارتون پیدا نشده؟

746
00:52:47,541 --> 00:52:47,916
‫درسته.

747
00:52:48,291 --> 00:52:49,750
‫روی جسد مقتول چطور؟

748
00:52:49,750 --> 00:52:52,375
‫روی جسد مقتول، کالبدشکافی نشون داد

749
00:52:52,375 --> 00:52:55,125
‫فقط DNA نیکلا میلیک وجود داشته.

750
00:52:55,416 --> 00:52:58,708
‫که به عنوان شوهر مقتول کاملاً طبیعیه.

751
00:52:58,875 --> 00:52:59,875
‫درست میگین جناب وکیل.

752
00:53:00,000 --> 00:53:03,166
‫اما یه جزئیات کوچیک این حس
‫طبیعی بودن رو خراب میکنه.

753
00:53:03,833 --> 00:53:06,625
‫جناب افسر، میشه یادآوری
‫بفرمایید که گزارش کالبدشکافی

754
00:53:06,625 --> 00:53:09,166
‫درباره ناخن‌های مقتول چی میگه؟

755
00:53:10,125 --> 00:53:13,958
‫زیر ناخن انگشت میانی و انگشتر دست راستش،

756
00:53:13,958 --> 00:53:16,250
‫پزشکی قانونی یه لخته خون کوچیک پیدا کرد

757
00:53:16,250 --> 00:53:18,625
‫که متعلق به آقای میلیک بود.

758
00:53:19,125 --> 00:53:22,541
‫بله، همونطور که تو صورتجلسه
‫بازجویی موکل من ذکر شده.

759
00:53:23,666 --> 00:53:25,958
‫چند ساعت قبل از قتل با هم دعواشون شده بود.

760
00:53:25,958 --> 00:53:29,583
‫خانم میلیک خواسته موکل منو
‫سیلی بزنه و گردنشو خراش داده.

761
00:53:29,916 --> 00:53:32,833
‫جناب وکیل، لطفاً حرف دادستان رو قطع نکنید

762
00:53:32,833 --> 00:53:35,291
‫و اجازه بدید بازجویی رو
‫اونطور که میخواد پیش ببره.

763
00:53:35,500 --> 00:53:36,625
‫ممنون خانم رئیس.

764
00:53:36,958 --> 00:53:39,000
‫این نکته اونقدرا مورد
‫نظر من نیست، جناب وکیل.

765
00:53:39,416 --> 00:53:41,375
‫جناب افسر، لطفاً ادامه بدید.

766
00:53:41,750 --> 00:53:47,166
‫زیر ناخن انگشت اشاره دست راستش
‫یه تیکه نخ آبی خیلی کوچیک هم پیدا شد.

767
00:53:47,625 --> 00:53:52,125
‫حتماً منظورتون کت و شلوار
‫آبی روشنیه که آقای میلیک

768
00:53:52,125 --> 00:53:54,958
‫طبق گفته چند شاهد، شب
‫قبل از حادثه پوشیده بود.

769
00:53:55,041 --> 00:53:57,166
‫بله، و همون لباسی که مچاله شده

770
00:53:57,166 --> 00:53:59,125
‫کنار تختش موقع بازرسی خونه پیدا شد.

771
00:53:59,125 --> 00:54:00,125
‫بله، درسته.

772
00:54:00,291 --> 00:54:02,541
‫سوال بعدیم رو مستقیماً از متهم میپرسم.

773
00:54:06,625 --> 00:54:08,916
‫آقای میلیک، شما موقع دعوایی که

774
00:54:08,916 --> 00:54:11,458
‫آقای مونیه گفت با همسرتون
‫داشتید، کت تنتون نبود.

775
00:54:11,791 --> 00:54:13,166
‫پس چطور ممکنه که

776
00:54:13,166 --> 00:54:16,166
‫این تیکه نخ آبی زیر ناخنش پیدا شده باشه؟

777
00:54:16,375 --> 00:54:17,375
‫نمیدونم.

778
00:54:18,416 --> 00:54:22,083
‫اگه موقع دعوا کت تنتون نبوده، همونطور که

779
00:54:22,083 --> 00:54:26,625
‫تو صورتجلسه بازجویی
‫گفتین، چطور این نخ آبی توام با

780
00:54:26,625 --> 00:54:29,125
‫خون شما زیر ناخن مقتول
‫ناشی از اون خراش پیدا شده؟

781
00:54:29,625 --> 00:54:32,250
‫همسرتون که نمیتونسته
‫نخ شلوارتون رو پاره کنه.

782
00:54:32,916 --> 00:54:36,916
‫غیرممکنه که خم شده باشه تا
‫به صورتتون سیلی بزنه، درسته؟

783
00:54:37,416 --> 00:54:38,541
‫خوب یادم نیست خانم.

784
00:54:38,541 --> 00:54:40,208
‫شاید داشتم کتمو در میآوردم.

785
00:54:40,500 --> 00:54:41,500
‫نه.

786
00:54:42,041 --> 00:54:42,416
‫نه.

787
00:54:42,500 --> 00:54:45,333
‫جناب افسر، لطفاً عین کلمات متهم رو درباره

788
00:54:45,333 --> 00:54:48,083
‫لباسی که موقع درگیری با همسرش پوشیده بود

789
00:54:48,083 --> 00:54:50,458
‫از روی صورتجلسه بازجویی بخونید.

790
00:54:50,458 --> 00:54:52,666
‫بله، گفته که پیراهن سفید تنش بوده

791
00:54:52,666 --> 00:54:54,791
‫که توی شلوار آبی کتونش کرده بوده.

792
00:54:54,833 --> 00:54:55,833
‫ولی کت نپوشیده بوده.

793
00:54:55,916 --> 00:54:56,625
‫بله، کت نپوشیده.

794
00:54:56,708 --> 00:55:01,375
‫در عوض، آقای میلیک،
‫احتمال بیشتری داره که وقتی

795
00:55:01,375 --> 00:55:03,166
‫همسرتون فهمیده میخواین بکشینش،

796
00:55:03,166 --> 00:55:05,125
‫نزدیک پل ون گوگ باهاتون درگیر شده.

797
00:55:05,416 --> 00:55:08,333
‫اون موقع باهاتون گلاویز
‫شده، که توضیح میده چرا

798
00:55:08,333 --> 00:55:11,458
‫نخ آبی و خون شما زیر ناخنش پیدا شده.

799
00:55:11,583 --> 00:55:12,166
‫اینطور نیست.

800
00:55:12,291 --> 00:55:15,750
‫شاید موقع بازجویی درباره
‫لباسام اشتباه کرده بودم.

801
00:55:16,166 --> 00:55:17,708
‫حتی اگه کت هم تنتون بوده

802
00:55:17,708 --> 00:55:20,791
‫میگین دعواتون با همسرتون
‫حدود ساعت 10 شب بوده.

803
00:55:21,208 --> 00:55:23,208
‫پس چطور ممکنه یه تیکه نخ
‫تا اون موقع باقی مونده باشه

804
00:55:23,208 --> 00:55:25,958
‫چطور ممکنه این همه مدت از جاش در نیاد؟

805
00:55:26,333 --> 00:55:31,541
‫اگه مقتول حدود ساعت 2 صبح کشته
‫شده باشه، این یعنی 4 ساعت گذشته.

806
00:55:33,125 --> 00:55:34,416
‫آقای وکیل اجازه صحبت دارید.

807
00:55:35,208 --> 00:55:38,375
‫اول میخوام به نکته‌ای که
‫دادستان گفت جواب بدم.

808
00:55:38,666 --> 00:55:41,125
‫موکل من هیچ دلیلی نداره که

809
00:55:41,125 --> 00:55:43,375
‫یادش باشه اون شب چی پوشیده بود.

810
00:55:43,583 --> 00:55:46,625
‫ولی فرداش موقع بازجویی خیلی خوب یادش بود.

811
00:55:46,625 --> 00:55:48,500
‫آره، ولی الان بعد از 3 سال از

812
00:55:48,500 --> 00:55:51,250
‫اون اتفاق، اون شب مثل هر شب دیگه‌ای بود.

813
00:55:51,666 --> 00:55:55,166
‫دلیلی نداره دقیقاً یادش
‫باشه اون شب چی پوشیده.

814
00:55:55,541 --> 00:55:58,041
‫مثل اینه که من ازش بپرسم، نمیدونم،

815
00:55:58,041 --> 00:56:00,875
‫22 دسامبر 2016 چی پوشیده بود.

816
00:56:01,541 --> 00:56:03,125
‫اتفاقاً این یکی رو یادمه.

817
00:56:03,583 --> 00:56:05,958
‫جشن کریسمس مدرسه بچه‌هام بود.

818
00:56:06,125 --> 00:56:07,541
‫کت و شلوار راه راه خاکستریم تنم بود.

819
00:56:08,166 --> 00:56:09,375
‫میدونم، مورد علاقمه.

820
00:56:12,875 --> 00:56:15,000
‫آقای وکیل، شاید بهتر باشه

821
00:56:15,000 --> 00:56:17,625
‫به گزارش افسر پرونده رجوع کنیم.

822
00:56:29,958 --> 00:56:30,958
‫آنی؟

823
00:56:34,083 --> 00:56:35,750
‫نمیدونستم امروز دادگاه داری.

824
00:56:37,000 --> 00:56:38,375
‫آره.

825
00:56:38,625 --> 00:56:39,625
‫اومدم که ببازم.

826
00:56:41,208 --> 00:56:45,000
‫اون پسر وحشتناکت سه سال
‫به خاطر قاچاق مواد گرفت.

827
00:56:45,375 --> 00:56:47,750
‫حتماً باید دختر نیکولا بیاد شهادت بده.

828
00:56:49,833 --> 00:56:52,125
‫شنیدی چی گفتم؟

829
00:56:52,125 --> 00:56:54,833
‫آره، آره، آره، اون پسر وحشتناک، آره.

830
00:56:54,916 --> 00:56:56,375
‫میرم با پدرش صحبت میکنم.

831
00:56:57,208 --> 00:56:59,208
‫فکر نکنم الان اولویتش این باشه.

832
00:56:59,916 --> 00:57:00,916
‫آنی...

833
00:57:01,791 --> 00:57:03,625
‫وقت داری بریم یه قهوه بخوریم؟

834
00:57:04,166 --> 00:57:05,166
‫من که آره.

835
00:57:50,208 --> 00:57:51,208
‫آقای میلیک؟

836
00:57:52,208 --> 00:57:52,875
‫سلام آقا.

837
00:57:53,041 --> 00:57:54,291
‫لطفاً خمیر رو بذارید رو میز.

838
00:57:56,916 --> 00:57:59,000
‫میخواستم خبر فوت آقای مارتون رو بهتون بدم.

839
00:58:00,000 --> 00:58:01,791
‫توی سلولش پیداش کردن، مرده بود.

840
00:58:02,416 --> 00:58:03,541
‫متأسفم آقا.

841
00:58:43,250 --> 00:58:44,958
‫تمام شب خون بالا میاورد.

842
00:58:45,791 --> 00:58:47,125
‫هیچکس نیومد کمکش کنه.

843
00:58:48,000 --> 00:58:50,833
‫اونا گذاشتن مثل یه سگ بمیره.

844
00:58:52,291 --> 00:58:55,000
‫نیکلا، می‌دونم که برات سخته، اما...

845
00:58:56,333 --> 00:58:57,416
‫این می‌تونه کمکمون کنه؟

846
00:59:00,625 --> 00:59:03,375
‫نه، آقا.
‫اصلاً امکان نداره.

847
00:59:03,875 --> 00:59:07,708
‫می‌خوای برات لیست کنم
‫همه چیزایی که علیه اون هست؟

848
00:59:07,958 --> 00:59:09,208
‫جرا اینقدر سفتی؟

849
00:59:09,291 --> 00:59:10,541
‫چون اون دوست منه.

850
00:59:10,583 --> 00:59:12,625
‫اما ماه پیش، پیش بازپرس،

851
00:59:12,666 --> 00:59:15,916
‫از پشت بهت خنجر زد و
‫گفت که تورو خونه‌ات ندیده.

852
00:59:16,250 --> 00:59:19,333
‫دیدم شاهدها ماشینت رو روی پل ون گوگ دیدن.

853
00:59:20,375 --> 00:59:21,666
‫داشته از خودشو دفاع میکرده.

854
00:59:21,750 --> 00:59:24,666
‫میشه دست از این وفاداری مسخره برداری؟

855
00:59:24,666 --> 00:59:26,750
‫میذاری ازت دفاع کنم یا نه؟

856
00:59:26,750 --> 00:59:29,958
‫- آخه لور... (همسر دوستش)
‫- چی؟ چی؟ لور چی؟

857
00:59:30,916 --> 00:59:34,000
‫شرمندگی اون رو ترجیح میدی
‫یا یه عمر زندانی شدن خودتو؟

858
00:59:45,416 --> 00:59:46,666
‫باشه وکیل، ادامه بدید.

859
00:59:54,041 --> 00:59:56,083
‫تسلیت رو باید به بیوه‌اش بگید.

860
00:59:57,291 --> 01:00:01,041
‫ولی حدس میزنم فقط برای
‫همدردی اینجا نیومدید؟

861
01:00:03,208 --> 01:00:05,250
‫درست حدس زدید، همکار عزیز.

862
01:00:06,333 --> 01:00:07,791
‫پس بیاید تعارف رو کنار بذاریم.

863
01:00:10,208 --> 01:00:13,583
‫خیلی خب.
‫راستش، من واقعاً معتقدم موکلم بی‌گناهه.

864
01:00:13,791 --> 01:00:15,166
‫چی باعث شده اینطور فکر کنید؟

865
01:00:15,166 --> 01:00:18,666
‫فراتر از مدارک پرونده،
‫بخاطر مرگ روژه مارتون.

866
01:00:18,750 --> 01:00:22,041
‫قبلش فکر میکردم موکلم ازش
‫میترسه، ازش محافظت میکنه.

867
01:00:22,166 --> 01:00:26,708
‫ولی حتی بعد از مرگش هم
‫همچنان وفادارانه ازش حمایت میکنه.

868
01:00:27,416 --> 01:00:28,458
‫باور داره بی‌گناهه.

869
01:00:29,958 --> 01:00:32,541
‫منظورتون اینه که موکل من مجرمه؟

870
01:00:33,708 --> 01:00:35,375
‫به همین دلیل اینجام.

871
01:00:35,916 --> 01:00:39,833
‫میدونم حساسه، ولی
‫میخواستم بدونم توی صحبت‌های

872
01:00:39,833 --> 01:00:42,291
‫خصوصیتون چیزی اعتراف کرده؟

873
01:00:43,458 --> 01:00:49,041
‫در این صورت، میتونیم از کانون
‫وکلا درخواست کنیم رازداری حرفه‌ای

874
01:00:49,083 --> 01:00:52,875
‫رو لغو کنن تا شما بتونید به عنوان شاهد...

875
01:00:52,875 --> 01:00:53,875
‫از دفترم برید بیرون.

876
01:00:55,250 --> 01:00:55,666
‫برید بیرون.

877
01:00:55,666 --> 01:00:57,000
‫وگرنه از کانون اخراجتون میکنم.

878
01:00:59,833 --> 01:01:00,833
‫برید بیرون.

879
01:01:01,041 --> 01:01:02,041
‫بیرون.

880
01:01:07,166 --> 01:01:08,166
‫بیرون.

881
01:02:15,416 --> 01:02:18,875
‫چطور جرأت کردی بری پیش
‫مونتل تا ازش اطلاعات بکشی؟

882
01:02:20,625 --> 01:02:21,916
‫روژه مارتون مرده، یان.

883
01:02:22,791 --> 01:02:23,791
‫میدونم.

884
01:02:25,208 --> 01:02:26,333
‫همه چیو برام تعریف کرد.

885
01:02:26,375 --> 01:02:28,541
‫گفت اگه با هم پرونده نداشتیم،

886
01:02:28,541 --> 01:02:31,166
‫به کانون وکلا گزارشت میکرد.

887
01:02:31,750 --> 01:02:32,791
‫آره، ریسک بزرگی بود.

888
01:02:33,791 --> 01:02:35,625
‫ولی ارزشش رو داشت که امتحان کنم.

889
01:02:35,625 --> 01:02:37,666
‫من جای اون بودم یه لحظه هم تردید نمیکردم.

890
01:02:38,416 --> 01:02:39,958
‫عقلت رو از دست دادی؟

891
01:02:40,875 --> 01:02:44,125
‫خواهشاً به من نگو هیچ همکار
‫دیگه‌ای تا حالا اینکارو نکرده.

892
01:02:45,000 --> 01:02:46,166
‫بقیه برام مهم نیستن.

893
01:02:46,208 --> 01:02:48,291
‫تو نزدیک بود از کانون اخراج بشی.

894
01:02:50,208 --> 01:02:52,500
‫فقط میخوام جلوی یه اشتباه قضایی رو بگیرم.

895
01:02:52,583 --> 01:02:54,958
‫یه آدم بی‌گناه داره کل
‫عمرش رو تو زندان میگذرونه.

896
01:02:55,208 --> 01:02:56,458
‫میبینی چی میگم؟

897
01:02:56,625 --> 01:02:57,833
‫داری خیلی شخصی برخورد میکنی.

898
01:02:58,083 --> 01:03:00,250
‫نه بابا، سه ساله که حرفش عوض نشده.

899
01:03:00,250 --> 01:03:01,291
‫نه اعترافی، نه هیچی.

900
01:03:03,083 --> 01:03:05,166
‫تو جای من بودی چیکار میکردی؟

901
01:03:06,708 --> 01:03:09,125
‫احتمالاً اگه مثل تو فکر میکردم،
‫ولی خونسردیمو حفظ میکردم.

902
01:03:09,916 --> 01:03:12,708
‫وقتی با یه بی‌عدالتی میجنگم،
‫خودمو از بقیه دنیا جدا نمیکنم.

903
01:03:13,750 --> 01:03:14,416
‫لعنتی!

904
01:03:14,416 --> 01:03:15,875
‫صبر کن ببینم، الان کی داره با من حرف میزنه؟

905
01:03:15,875 --> 01:03:17,958
‫شریک کاریم یا زنم؟

906
01:03:18,833 --> 01:03:19,833
‫دوستت، ژان.

907
01:03:21,000 --> 01:03:23,916
‫همونی که میدونه وقتی
‫آسیب‌پذیری خودتو منزوی میکنی.

908
01:03:24,875 --> 01:03:27,125
‫بس کن! انقدر خودتو جای من نذار!

909
01:03:27,125 --> 01:03:28,666
‫خیلی رو مخه!

910
01:03:28,666 --> 01:03:29,416
‫رو اعصابه!

911
01:03:29,416 --> 01:03:31,125
‫کمتر از دو ماه دیگه دادگاه دارم!

912
01:03:31,125 --> 01:03:32,916
‫الان به این حرفا نیاز ندارم، آنی!

913
01:03:47,625 --> 01:03:50,625
‫خونه مادربزرگم بودم که
‫فراخوان شاهد رو تو روزنامه دیدم.

914
01:03:52,458 --> 01:03:54,791
‫اون موقع بود که اون شب نزدیک پل یادم اومد.

915
01:03:55,083 --> 01:03:57,000
‫دقیقاً چی دیدی؟

916
01:03:57,541 --> 01:03:59,583
‫ساعت دو نصفه شب بود و داشتم برمیگشتم خونه.

917
01:03:59,625 --> 01:04:00,625
‫یعنی خونه پدر و مادرم.

918
01:04:03,541 --> 01:04:07,416
‫هوا تاریک بود، ولی یه ماشین بزرگ
‫دیدم که نزدیک پل ون گوگ وایساده بود.

919
01:04:08,083 --> 01:04:09,291
‫چراغاش روشن بود.

920
01:04:11,083 --> 01:04:12,208
‫دقیقاً کجا؟

921
01:04:12,208 --> 01:04:14,000
‫اون طرف پل، کنار کانال.

922
01:04:14,833 --> 01:04:16,208
‫من داشتم میرفتم سمت آرل.

923
01:04:18,166 --> 01:04:19,166
‫جناب منشی دادگاه؟

924
01:04:25,041 --> 01:04:27,041
‫کدوم یکی از این ماشین‌ها بود؟

925
01:04:29,083 --> 01:04:30,083
‫نمیتونم دقیقاً بگم.

926
01:04:30,750 --> 01:04:32,375
‫نور چراغها تو چشمم بود، چیزی دیده نمیشد.

927
01:04:36,250 --> 01:04:37,958
‫بعدش چی دیدی؟

928
01:04:40,041 --> 01:04:42,125
‫دو تا سایه پشت ماشین دیدم.

929
01:04:42,625 --> 01:04:44,708
‫صندوق عقب که کاملاً باز بود.

930
01:04:45,583 --> 01:04:48,375
‫میتونی اندام این سایه‌ها
‫رو برامون توصیف کنی؟

931
01:04:49,500 --> 01:04:51,333
‫خب، فقط یه حدسه، ولی...

932
01:04:51,333 --> 01:04:53,666
‫به نظرم اونی که داشت تو صندوق رو میگشت

933
01:04:53,666 --> 01:04:55,583
‫قدش از اون یکی که پشت بود بلندتر بود.

934
01:04:56,291 --> 01:04:57,958
‫در نتیجه، اون یکی تقریباً دیده نمیشد.

935
01:04:57,958 --> 01:04:58,958
‫خب...

936
01:04:59,083 --> 01:05:03,916
‫لازمه اشاره کنم که روژه مارتون
‫ده سانتی‌متر از قربانی بلندتر بود.

937
01:05:04,166 --> 01:05:07,416
‫و موکل من فقط چهار
‫سانتی‌متر از همسرش بلندتر بود.

938
01:05:13,083 --> 01:05:14,250
‫سوالی دارید؟

939
01:05:15,458 --> 01:05:17,333
‫بله، من از اونجا رد شدم.

940
01:05:17,375 --> 01:05:18,666
‫حدود ساعت دو نصفه شب.

941
01:05:19,166 --> 01:05:20,625
‫چی دیدی؟

942
01:05:20,625 --> 01:05:23,166
‫یه ماشین بزرگ تیره رنگ.

943
01:05:23,541 --> 01:05:25,666
‫نزدیک پل قدیمی پارک شده بود با چراغای روشن.

944
01:05:26,541 --> 01:05:29,291
‫چون عجیب بود که تو این
‫ساعت ماشینی اونجا پارک باشه،

945
01:05:29,416 --> 01:05:30,875
‫فکر کردم خراب شده.

946
01:05:30,875 --> 01:05:32,166
‫واسه همین آروم شدم که ببینم چه خبره.

947
01:05:32,916 --> 01:05:34,208
‫کسی پشت فرمون نبود.

948
01:05:34,583 --> 01:05:35,708
‫صندوق عقب باز بود.

949
01:05:36,333 --> 01:05:38,791
‫و دو نفر پشت ماشین بودن.

950
01:05:40,416 --> 01:05:41,708
‫وایسادی؟

951
01:05:41,708 --> 01:05:42,708
‫آره.

952
01:05:43,166 --> 01:05:44,166
‫اونا...

953
01:05:44,250 --> 01:05:45,958
‫حدود سی متر با من فاصله داشتن.

954
01:05:46,166 --> 01:05:47,541
‫پس یه حرکتی دیدم.

955
01:05:49,583 --> 01:05:51,125
‫دو نفر ایستاده بودن.

956
01:05:52,000 --> 01:05:54,666
‫و یه نفر سوم روی زمین بود.

957
01:05:54,833 --> 01:05:55,833
‫جلوی پاشون.

958
01:05:55,916 --> 01:05:56,916
‫با دستای بالا.

959
01:05:58,958 --> 01:06:00,416
‫لطفاً سکوت کنید.

960
01:06:03,250 --> 01:06:05,041
‫بعدش چیکار کردی؟

961
01:06:05,500 --> 01:06:06,500
‫رفتم.

962
01:06:07,625 --> 01:06:09,833
‫فکر کردم چند تا جوونن که زیادی نوشیدنی خوردن.

963
01:06:09,875 --> 01:06:11,583
‫و اونی که رو زمین بود داشت بالا میاورد.

964
01:06:11,583 --> 01:06:14,416
‫ولی هشت روز بعد به ژاندارمری زنگ زدی.

965
01:06:15,208 --> 01:06:16,625
‫وقتی فراخوان شاهد رو دیدم.

966
01:06:16,625 --> 01:06:18,333
‫تو روزنامه‌ای که هر روز صبح میخونم.

967
01:06:20,291 --> 01:06:21,291
‫آقا.

968
01:06:21,541 --> 01:06:24,541
‫دستای بالای اون نفر سوم که روی زمین بود،

969
01:06:24,625 --> 01:06:26,833
‫به نظرتون نشونه درخواست کمک نبود؟

970
01:06:27,583 --> 01:06:29,833
‫بیشتر شبیه یه آدم بود که افتاده

971
01:06:29,833 --> 01:06:32,166
‫و داره میخواد کمکش کنن بلند شه.

972
01:06:32,958 --> 01:06:34,708
‫صدای عجیبی نشنیدی؟

973
01:06:34,708 --> 01:06:36,291
‫مثلاً داد و فریاد؟

974
01:06:38,375 --> 01:06:39,416
‫رادیو گوش میکردم.

975
01:06:39,416 --> 01:06:41,708
‫و همه پنجره‌ها بسته بود.

976
01:06:41,791 --> 01:06:42,791
‫پس اِمم...

977
01:06:43,333 --> 01:06:43,833
‫نه.

978
01:06:44,333 --> 01:06:47,541
‫میتونی در مورد هیکل اون دو
‫نفری که ایستاده بودن توضیح بدی؟

979
01:06:48,125 --> 01:06:49,166
‫نه راستش.

980
01:06:50,375 --> 01:06:52,375
‫و اون شخصی که روی زمین بود؟

981
01:07:02,750 --> 01:07:03,750
‫اونم نه.

982
01:07:05,000 --> 01:07:06,125
‫ممنون، عرضی ندارم.

983
01:07:07,541 --> 01:07:09,000
‫وکیل مدافع.

984
01:07:09,708 --> 01:07:10,708
‫بله، ممنون.

985
01:07:12,416 --> 01:07:14,333
‫آقا، شنیدم که شما دست دوم فروش هستید.

986
01:07:14,541 --> 01:07:15,000
‫عتیقه فروش.

987
01:07:15,000 --> 01:07:16,125
‫بله، عتیقه فروش.

988
01:07:16,583 --> 01:07:19,750
‫شما اون شب از پل ون گوگ رد شدید.

989
01:07:19,791 --> 01:07:22,708
‫توی شهادتتون گفتید که داشتید

990
01:07:22,708 --> 01:07:25,500
‫از بازارچۀ «نیم» برمی‌گشتید
‫که اونجا غرفه داشتید.

991
01:07:25,875 --> 01:07:28,166
‫پس باید صبح خیلی زود به «نیم» رسیده باشید.

992
01:07:28,375 --> 01:07:30,541
‫بله، ساعت 7 صبح برای چیدن غرفه رسیدم.

993
01:07:31,541 --> 01:07:34,500
‫و ساعت 2 نصف شب برگشتید.

994
01:07:34,833 --> 01:07:38,750
‫خب آره، ساعت 8 شب بستم،
‫ولی با چندتا از رفقا رفتیم شام.

995
01:07:39,125 --> 01:07:41,125
‫موقع شام نوشیدنی خوردید؟

996
01:07:42,083 --> 01:07:43,083
‫نه زیاد.

997
01:07:43,291 --> 01:07:44,291
‫دو سه تا گیلاس.

998
01:07:45,791 --> 01:07:47,250
‫می‌فهمم منظورتون چیه.

999
01:07:47,916 --> 01:07:49,208
‫ولی من مطمئنم چی دیدم.

1000
01:07:49,500 --> 01:07:53,791
‫چیزی که شما با چشمای خسته و کمی تو حالت غیرعادی بعد از

1001
01:07:53,791 --> 01:07:57,916
‫18 ساعت کار دیدید، اون چیزی
‫که بدون شنیدن صدایی دیدید،

1002
01:07:57,958 --> 01:08:01,583
‫اون سایه‌ای که روی زمین افتاده بود می‌تونست

1003
01:08:01,583 --> 01:08:04,708
‫یه کنده درخت باشه و
‫دست‌هاش هم شاخه‌های درخت.

1004
01:08:06,375 --> 01:08:09,250
‫خدای من، من فرق بوته و آدم رو می‌فهمم.

1005
01:08:09,583 --> 01:08:13,375
‫وقتی میگه دیده، کافی نیست؟

1006
01:08:13,375 --> 01:08:15,375
‫دیگه چی می‌خواید؟

1007
01:08:15,375 --> 01:08:16,958
‫لطفاً بنشینید.

1008
01:08:17,375 --> 01:08:19,541
‫این همون قاتل خواهر منه!

1009
01:08:21,291 --> 01:08:22,291
‫قاتل‌ها!

1010
01:08:23,000 --> 01:08:24,041
‫قاتل‌ها!

1011
01:08:24,625 --> 01:08:25,291
‫قاتل‌ها!

1012
01:08:25,291 --> 01:08:28,666
‫آقایان پلیس، لطفاً خانم ژیرار
‫رو از دادگاه ببرید بیرون.

1013
01:08:29,166 --> 01:08:30,875
‫نه، نه، نه، نه!

1014
01:08:32,541 --> 01:08:35,041
‫ختم جلسه دادگاه برای امروز رو اعلام میکنم.

1015
01:08:35,041 --> 01:08:36,250
‫فردا صبح ادامه میدیم.

1016
01:11:11,041 --> 01:11:12,541
‫حالت خوبه؟

1017
01:11:12,750 --> 01:11:14,500
‫باید از تو بپرسم.

1018
01:11:16,250 --> 01:11:17,333
‫روز بزرگیه.

1019
01:11:21,458 --> 01:11:23,500
‫بابت دخترش اجازه داد؟

1020
01:11:23,916 --> 01:11:24,916
‫نه.

1021
01:11:25,916 --> 01:11:27,750
‫نه، متوجه نیست که چاره‌ای نداره.

1022
01:11:29,250 --> 01:11:31,083
‫می‌خوای بدون اجازه‌ش کاری کنی؟

1023
01:11:31,083 --> 01:11:32,750
‫اون نمی‌تونه تصمیم درست بگیره.

1024
01:11:34,458 --> 01:11:35,500
‫خب؟

1025
01:11:35,500 --> 01:11:39,958
‫آنی، این قاضیه تو دو سال
‫گذشته یه نفر رو هم تبرئه نکرده.

1026
01:11:40,166 --> 01:11:41,958
‫دیگه چه راهی برام مونده؟

1027
01:11:42,666 --> 01:11:43,916
‫مثلاً دفاعیه‌ت.

1028
01:11:44,208 --> 01:11:45,208
‫کافی نیست.

1029
01:11:45,666 --> 01:11:46,916
‫من حاضرم هر کاری بکنم تا نجاتش بدم.

1030
01:11:46,916 --> 01:11:48,500
‫نجاتش بدی؟ به خودت نگاه کن!

1031
01:11:49,166 --> 01:11:50,583
‫فکر کردی کی هستی ژان؟

1032
01:11:50,583 --> 01:11:51,625
‫خدای قادر متعال؟

1033
01:11:51,625 --> 01:11:54,000
‫فقط ازت خواستن ازش دفاع کنی.

1034
01:11:58,916 --> 01:12:04,041
‫ژانویه 2020
‫سومین و آخرین روز دادگاه میلیک

1035
01:12:31,708 --> 01:12:33,291
‫خانم‌ها و آقایان، قیام کنید!

1036
01:12:39,208 --> 01:12:44,916
‫آقا، شما هم به فراخوان
‫ژاندارمری که هشت روز بعد از

1037
01:12:44,916 --> 01:12:47,541
‫حادثه تو روزنامه لا پرووانس
‫چاپ شد جواب دادید، درسته؟

1038
01:12:47,541 --> 01:12:48,541
‫بله.

1039
01:12:49,083 --> 01:12:52,375
‫دیروز گفتید که هر روز
‫صبح این روزنامه رو می‌خونید.

1040
01:12:53,625 --> 01:12:54,916
‫بله، بیشتر از چهل ساله.

1041
01:12:54,958 --> 01:12:57,250
‫از وقتی اسمش لو پرووانسال
‫بود من مشترک بودم.

1042
01:12:57,791 --> 01:13:01,625
‫پس حتماً اولین مقاله‌ای
‫که درباره این پرونده

1043
01:13:01,625 --> 01:13:04,708
‫و پیدا شدن جسد منتشر شد رو خوندید.

1044
01:13:06,625 --> 01:13:07,625
‫قطعاً، بله.

1045
01:13:09,208 --> 01:13:13,500
‫تو این مقاله که چهل و هشت ساعت بعد از

1046
01:13:13,500 --> 01:13:18,666
‫حادثه چاپ شد، محل جنایت و
‫تاریخ با جزئیات نوشته شده بود.

1047
01:13:18,708 --> 01:13:21,291
‫پس من تعجب می‌کنم چرا همون موقع

1048
01:13:21,291 --> 01:13:23,791
‫لازم ندیدید با ژاندارمری تماس بگیرید.

1049
01:13:23,833 --> 01:13:27,625
‫یعنی چهل و هشت ساعت
‫بعد، با چیزی که میگید دیدید.

1050
01:13:31,208 --> 01:13:32,208
‫من...

1051
01:13:32,958 --> 01:13:33,958
‫نمی‌دونم.

1052
01:13:34,333 --> 01:13:36,958
‫هنوز فراخوان شاهد نداده بودن.

1053
01:13:37,416 --> 01:13:42,125
‫یعنی شما ارتباطی بین این دو
‫موضوع ندیدین؟ بین اون فردی که

1054
01:13:42,125 --> 01:13:45,625
‫میگید روی زمین دیدید و
‫جسدی که همونجا پیدا شد؟

1055
01:13:48,208 --> 01:13:49,208
‫والا...

1056
01:13:52,000 --> 01:13:54,583
‫من... نمی‌تونم به این سؤال جواب بدم.

1057
01:13:55,083 --> 01:13:58,083
‫خب، بریم سراغ مقاله دوم که هشت روز بعد

1058
01:13:58,083 --> 01:14:01,125
‫از حادثه با همون فراخوان ژاندارمری چاپ شد.

1059
01:14:01,166 --> 01:14:05,791
‫یک بار دیگه، محل جنایت ذکر
‫شده بود، و همینطور دو مظنون

1060
01:14:05,791 --> 01:14:09,541
‫که بازداشت موقت شده بودن،
‫یعنی با مقتول، جمعاً سه نفر.

1061
01:14:09,750 --> 01:14:12,000
‫حالا سؤال من اینه.

1062
01:14:12,375 --> 01:14:16,291
‫آیا ممکن نیست که با خوندن
‫روزنامه و دیدن سه نفر،

1063
01:14:17,250 --> 01:14:18,500
‫این یه جور خودالقایی باشه که

1064
01:14:18,541 --> 01:14:20,041
‫شما به ژاندارم‌ها گفتید سه نفر رو دیدید.

1065
01:14:20,833 --> 01:14:22,791
‫من نه مشکل حافظه دارم، نه مشکل بینایی.

1066
01:14:23,000 --> 01:14:24,000
‫لعنتی، دیگه بسه.

1067
01:14:24,166 --> 01:14:25,166
‫آروم باشید، آقا.

1068
01:14:25,375 --> 01:14:26,916
‫نمی‌خوام سی و شیش بار تکرار کنم.

1069
01:14:27,375 --> 01:14:28,958
‫لطفاً به وکیل مدافع احترام بذارید،

1070
01:14:28,958 --> 01:14:31,250
‫اینجا دادگاه جناییه.

1071
01:14:33,000 --> 01:14:34,000
‫ببخشید.

1072
01:14:35,916 --> 01:14:37,208
‫ممنون، من دیگه سوالی ندارم.

1073
01:14:38,708 --> 01:14:40,166
‫آقای وکیل، دادگاه از شما تشکر می‌کنه.

1074
01:14:41,166 --> 01:14:43,708
‫آیا سؤالی از متهم دارید؟

1075
01:14:43,708 --> 01:14:44,083
‫خوب.

1076
01:14:44,541 --> 01:14:48,666
‫در این صورت، من جلسه دادگاه رو تعطیل می‌کنم
‫و بعد از وقفه‌ای با دفاعیات شاکی خصوصی،

1077
01:14:48,666 --> 01:14:52,083
‫کیفرخواست دادستان و
‫دفاعیات وکیل مدافع ادامه میدیم.

1078
01:15:48,125 --> 01:15:50,583
‫آقا، دستشویی نمیخواین برین؟

1079
01:16:17,333 --> 01:16:20,583
‫من به نمایندگی از پنج تا بچه‌ای که
‫میلیک سرپرستیشون رو داره صحبت می‌کنم،

1080
01:16:22,708 --> 01:16:27,000
‫البته از طرف خدمات اجتماعی
‫که سرپرست قانونی اونهاست.

1081
01:16:28,166 --> 01:16:33,916
‫اول باید بگم که بچه‌های بزرگتر،
‫الودی ۱۳ ساله و رایان ۱۲ ساله

1082
01:16:33,916 --> 01:16:36,791
‫کاملاً در جریان اوضاع
‫هستن و شرایط رو درک می‌کنن.

1083
01:16:38,833 --> 01:16:44,291
‫می‌خوام امروز باور قلبی
‫اونها رو به شما منتقل کنم.

1084
01:16:45,458 --> 01:16:47,416
‫نه الودی و نه رایان باور
‫نمی‌کنن پدرشون همچین

1085
01:16:47,416 --> 01:16:49,375
‫کاری که اینجا بهش متهم
‫شده رو انجام داده باشه.

1086
01:16:50,791 --> 01:16:54,583
‫و به گفته خودشون، خیلی دلتنگ پدرشون هستن.

1087
01:16:59,208 --> 01:17:04,500
‫پدری که به تنهایی و با عشق بزرگشون
‫کرده، مطمئن شده که زندگی خوبی داشته باشن،

1088
01:17:05,625 --> 01:17:10,208
‫اونم در شرایطی که مادرشون

1089
01:17:10,208 --> 01:17:14,041
‫یه معتاد بی‌تفاوت بود و
‫به بچه‌هاش توجهی نداشت.

1090
01:17:14,541 --> 01:17:18,125
‫اما من اینجا نیومدم که کسی
‫رو محکوم کنم یا متهم کنم.

1091
01:17:20,250 --> 01:17:25,000
‫اومدم که نماینده این پنج تا بچه کوچیک
‫باشم که مادرشون رو از دست دادن

1092
01:17:25,000 --> 01:17:28,833
‫و به نفعشونه که حقیقت این فاجعه روشن بشه.

1093
01:17:29,875 --> 01:17:30,916
‫حقیقت.

1094
01:17:32,416 --> 01:17:36,208
‫بعد از تمام این بحث‌ها،
‫من باید اعتراف کنم که هنوز

1095
01:17:36,208 --> 01:17:40,208
‫یه تردید جدی درباره
‫مجرم بودن نیکلا میلیک دارم.

1096
01:17:42,416 --> 01:17:46,708
‫البته که من تصمیم دادگاه
‫و هیئت منصفه رو می‌پذیرم.

1097
01:17:48,333 --> 01:17:49,333
‫ممنونم از توجهتون.

1098
01:17:57,416 --> 01:17:59,541
‫«مرسی»

1099
01:18:07,458 --> 01:18:09,708
‫اول از همه می‌خوام عمیقاً به احساسات

1100
01:18:09,708 --> 01:18:12,208
‫بچه‌های نیکلا میلیک احترام بذارم.

1101
01:18:13,333 --> 01:18:16,291
‫اما نه من، نه دادگاه و نه هیئت منصفه
‫ بچه‌های اون نیستیم.

1102
01:18:18,458 --> 01:18:21,625
‫باید قبول کنیم که اگه بین عدالت و

1103
01:18:21,625 --> 01:18:25,125
‫پدرشون باید انتخاب کنن،
‫احتمالاً پدرشون رو انتخاب می‌کنن.

1104
01:18:25,500 --> 01:18:27,250
‫ولی ما نمی‌تونیم این انتخاب رو بکنیم.

1105
01:18:27,583 --> 01:18:29,291
‫چون نیکلا میلیک واقعاً مجرمه.

1106
01:18:31,708 --> 01:18:33,791
‫شاید بگید متهم انگیزه‌ای نداشته.

1107
01:18:34,250 --> 01:18:37,375
‫اما کدوم جنایت عاطفی، انگیزه منطقی داره؟

1108
01:18:38,166 --> 01:18:39,750
‫انگیزۀ ملموس؟

1109
01:18:40,708 --> 01:18:42,250
‫انگیزه اون خستگی و کلافگی بود.

1110
01:18:44,041 --> 01:18:47,875
‫اون شب بعد از یه دعوای دیگه، متهم میره

1111
01:18:47,875 --> 01:18:51,958
‫خونه روژه تا پیش دوستش
‫مارتون گریه و زاری کنه.

1112
01:18:52,416 --> 01:18:54,583
‫آیا از همون اول قصد کشتن زنش رو داشت؟

1113
01:18:54,583 --> 01:18:56,125
‫نه، احتمالاً نه.

1114
01:18:57,750 --> 01:19:00,250
‫مارتون هنوز بهش پیشنهاد نداده بود.

1115
01:19:00,666 --> 01:19:04,500
‫شاهدها هنوز ندیده بودن که اون دقیقاً
‫همون جنایتی رو توصیف کنه که سه ساعت

1116
01:19:04,500 --> 01:19:08,333
‫بعد با یه چاقوی دندونه‌دار
‫مثل چاقوی خودش اتفاق افتاد.

1117
01:19:09,500 --> 01:19:10,583
‫شاهدها رفتن.

1118
01:19:10,666 --> 01:19:13,625
‫میشه تصور کرد که اون دو
‫نفر تنها موندن و به صحبتشون

1119
01:19:13,625 --> 01:19:16,083
‫ادامه دادن و متهم قانع شد.

1120
01:19:16,083 --> 01:19:17,791
‫اگه اینطور نمی‌شد که، مرد نبود.

1121
01:19:20,000 --> 01:19:22,875
‫و اینجا بود که برنامه‌ریزی قتل شروع شد.

1122
01:19:26,000 --> 01:19:28,083
‫این دو نفر، مثل همه اهالی محل،

1123
01:19:28,083 --> 01:19:30,375
‫دقیقاً می‌دونستن خانم سیسیل میلیک کجاست.

1124
01:19:31,375 --> 01:19:34,333
‫پس از بار بیرون اومدن تا
‫قربانی آینده‌شون رو پیدا کنن.

1125
01:19:37,166 --> 01:19:41,208
‫با ماشین شاسی بلند آبی
‫مارتون رفتن سمت میدون.

1126
01:19:46,166 --> 01:19:49,250
‫وقتی رسیدن به نیمکت، متهم
‫خودش رو به زنش نشون داد.

1127
01:19:49,833 --> 01:19:52,333
‫اون نوشیدنی خورده بود و درست
‫نمی‌فهمید چه اتفاقی داره میفته.

1128
01:19:54,666 --> 01:19:55,375
‫ولی شوهرش رو شناخت.

1129
01:19:55,750 --> 01:19:57,791
‫به همین خاطره که هیچ اثری

1130
01:19:57,791 --> 01:20:00,500
‫از خشونت یا دفاع روی
‫بدن اون زن بیچاره پیدا نشد.

1131
01:20:07,250 --> 01:20:09,375
‫اون دو نفر بردنش نزدیک پل ون گوگ.

1132
01:20:09,416 --> 01:20:12,541
‫اون موقع از سال، شب‌ها اونجا ساکت و خلوته.

1133
01:20:13,250 --> 01:20:14,416
‫خلاصه یه جای ایده‌آله.

1134
01:20:40,416 --> 01:20:42,333
‫ادامه وحشتناک ماجرا رو کسی ندید.

1135
01:20:44,958 --> 01:20:47,541
‫ولی مدارک فیزیکی پرونده
‫برامون تشریحش میکنن.

1136
01:21:05,000 --> 01:21:06,250
‫قربانی رو بلند کردن.

1137
01:21:07,083 --> 01:21:08,333
‫فهمید که می‌خوان اذیتش کنن.

1138
01:21:08,916 --> 01:21:12,541
‫اینجا بود که یه تیکه از نخ کت
‫شوهرش که الان تنش بود رو کند.

1139
01:21:13,000 --> 01:21:14,625
‫گردنش رو هم چنگ انداخت.

1140
01:21:15,875 --> 01:21:16,875
‫ولی دیگه دیر شده بود.

1141
01:21:17,208 --> 01:21:19,791
‫روژه مارتون، که چپ دست
‫بود، رفت پشت سیسیل میلیک.

1142
01:21:19,875 --> 01:21:21,333
‫با دست راستش نگهش داشت.

1143
01:21:22,000 --> 01:21:24,000
‫تا نیکلا میلیک عقب بره.

1144
01:21:24,750 --> 01:21:26,166
‫بعد در حالی که به عقب نگهش داشته بود.

1145
01:21:26,208 --> 01:21:30,833
‫چاقو رو تو گلوش فرو
‫کرد و از راست به چپ برید.

1146
01:21:32,166 --> 01:21:35,500
‫با یه چاقوی دندونه‌دار، با
‫دسته‌ای شبیه پنجه بوکس.

1147
01:21:50,166 --> 01:21:54,000
‫متهم جسد زنش رو تا
‫خونه متروکه نزدیک پل کشید.

1148
01:21:57,625 --> 01:22:01,375
‫جایی که ظاهراً پیدا کردنش
‫اونقدرها هم آسون نبود.

1149
01:22:18,875 --> 01:22:21,375
‫بعدش، روژه مارتون متهم رو برگردوند خونه‌ش.

1150
01:22:38,083 --> 01:22:39,333
‫با عجله رفت داخل.

1151
01:22:43,500 --> 01:22:45,958
‫وقتی رسید خونه، سلاح
‫جرم رو با صابون تمیز کرد.

1152
01:22:47,125 --> 01:22:50,625
‫مثل یه قاتل که می‌خواد همه
‫آثار جرمش رو از بین ببره.

1153
01:22:51,500 --> 01:22:53,291
‫ولی نه خیلی خوب، یادتون هست که.

1154
01:22:53,458 --> 01:22:56,083
‫چون یه تیکه خیلی کوچیک گوشت، که احتمالاً

1155
01:22:56,125 --> 01:22:58,291
‫مال قربانی بود، هنوز روش مونده بود.

1156
01:22:59,916 --> 01:23:02,708
‫در آخر چاقو رو تو پلاستیک
‫قایم کرد و رفت بخوابه.

1157
01:23:04,375 --> 01:23:05,375
‫کارش تموم شده بود.

1158
01:23:09,166 --> 01:23:11,041
‫آقای میلیک، به من بگید اون چیکار کرد؟

1159
01:23:12,291 --> 01:23:14,000
‫خونه رو مرتب کرد؟

1160
01:23:14,625 --> 01:23:15,000
‫هان؟

1161
01:23:15,000 --> 01:23:16,250
‫جلوی تلویزیون استراحت کرد؟

1162
01:23:17,791 --> 01:23:18,791
‫نه!

1163
01:23:19,916 --> 01:23:24,083
‫نه، شما خوب میدونید که روژه مارتون
‫با شما و برای شما آدم کشت!

1164
01:23:24,083 --> 01:23:26,958
‫چون شما هر دو قاتل خانم سیسیل میلیک هستید.

1165
01:23:27,458 --> 01:23:30,666
‫و این واقعیت که شما نوشیدنی غیر مجازنمی‌نوشید،
‫هیچ کمکی به پرونده‌تون نمی‌کنه، آقا.

1166
01:23:31,291 --> 01:23:34,958
‫شما با هوشیاری کامل پیشنهاد
‫دوستتون رو قبول کردید.

1167
01:23:36,583 --> 01:23:40,125
‫و اون شب، عشقی که شما ادعا می‌کردید

1168
01:23:40,125 --> 01:23:42,916
‫به همسر و بچه‌هاتون دارید، از بین رفت.

1169
01:23:47,541 --> 01:23:49,791
‫آقای نیکلا میلیک مثل آقای روژه مارتون هست.

1170
01:23:50,666 --> 01:23:53,125
‫در قتل خانم سیسیل میلیک مقصره.

1171
01:23:55,958 --> 01:23:57,333
‫عملش از قبل برنامه‌ریزی شده بود.

1172
01:24:00,333 --> 01:24:02,500
‫بنابراین من برای متهم

1173
01:24:02,500 --> 01:24:05,291
‫درخواست 30 سال حبس می‌کنم.

1174
01:24:05,875 --> 01:24:06,875
‫متشکرم.

1175
01:24:17,958 --> 01:24:18,958
‫ثابتش کنید.

1176
01:24:19,875 --> 01:24:21,791
‫داستانتون رو ثابت کنید، خانم دادستان.

1177
01:24:22,541 --> 01:24:25,541
‫و به من نگید که شواهد جمع‌آوری شده
‫می‌تونه با داستان شما مطابقت داشته باشه.

1178
01:24:26,666 --> 01:24:27,666
‫دقیق باشید.

1179
01:24:27,750 --> 01:24:29,875
‫بگید که این شواهد به طور
‫قطعی چه چیزی رو ثابت می‌کنه.

1180
01:24:30,333 --> 01:24:32,333
‫اگه نه، این داستان رو حقیقت ندونید.

1181
01:24:33,333 --> 01:24:38,041
‫چون هیچ مدرک محکمه‌پسندی علیه
‫موکل من وجود نداره، حتی انگیزه‌ای.

1182
01:24:40,208 --> 01:24:45,333
‫هیچی، مطلقاً هیچی نشون
‫نمیده که نیکلا میلیک آروم و متین،

1183
01:24:45,500 --> 01:24:49,875
‫که نوشیدنی غیر مجازنمی‌خوره، اون شب
‫دلیلی برای این کار داشته.

1184
01:24:50,875 --> 01:24:53,500
‫چرا باید خطر حبس ابد رو به جون بخره

1185
01:24:53,500 --> 01:24:56,125
‫وقتی می‌دونست طلاق به نفعش بود؟

1186
01:24:56,375 --> 01:25:00,416
‫راستی، طلاق... آقای میلیک،
‫شما واقعاً می‌خواستید طلاق بگیرید؟

1187
01:25:01,125 --> 01:25:02,125
‫نه.

1188
01:25:02,833 --> 01:25:03,791
‫نه، معلومه که نه.

1189
01:25:03,833 --> 01:25:04,625
‫چون من باورش می‌کنم.

1190
01:25:04,833 --> 01:25:06,375
‫وقتی با شور و اشتیاق از عشقی حرف می‌زنه

1191
01:25:06,375 --> 01:25:09,208
‫که به مادر پنج فرزندش داشت.

1192
01:25:14,208 --> 01:25:17,250
‫حالا بریم سراغ این
‫مدارک مادی که خانم دادستان

1193
01:25:17,250 --> 01:25:19,833
‫سعی کرد به ما به عنوان مدرک قالب کنه.

1194
01:25:20,000 --> 01:25:22,333
‫اول از همه شهادت موکل منو

1195
01:25:22,333 --> 01:25:24,375
‫به خاطر یک عامل رد کرد.

1196
01:25:24,375 --> 01:25:26,583
‫منطق ظاهری و معقول.

1197
01:25:26,666 --> 01:25:31,333
‫یعنی بدترین دشمن ما قصه‌گوهای شبانه هستن.

1198
01:25:32,666 --> 01:25:36,083
‫این منطقی که دادستانی بهش تکیه می‌کنه

1199
01:25:36,083 --> 01:25:39,291
‫در واقع فقط یک احتماله.

1200
01:25:40,250 --> 01:25:47,708
‫من به اون نخ آبی زیر ناخن
‫سیسیل میلیک فکر می‌کنم که منطقاً

1201
01:25:47,708 --> 01:25:50,000
‫احتمال اینکه از کت باشه بیشتر از شلواره.

1202
01:25:50,041 --> 01:25:52,083
‫درسته، با توجه به صحنه‌ای که توصیف شده،

1203
01:25:52,083 --> 01:25:55,208
‫احتمال اینکه دستش به
‫شلوار خورده باشه کمتره.

1204
01:25:57,250 --> 01:25:58,250
‫خب که چی؟

1205
01:25:59,833 --> 01:26:01,750
‫می‌خواین به خاطر این یه نفر رو محکوم کنید؟

1206
01:26:02,500 --> 01:26:03,958
‫چون «احتمالش» بیشتره؟

1207
01:26:07,208 --> 01:26:12,291
‫مطمئنیم که این نخ از کت
‫اومده و شب جنایت کنده شده؟

1208
01:26:12,291 --> 01:26:15,791
‫آیا عمر یک نخ زیر ناخن رو آزمایش کردن؟

1209
01:26:15,791 --> 01:26:20,916
‫کی می‌تونه اینجا تضمین کنه که اون
‫شب سیسیل میلیک، یک ساعت قبل از دعوا

1210
01:26:20,916 --> 01:26:24,208
‫کت شوهرش رو جابجا
‫نکرده؟ این تنها چیزیه که می‌تونه

1211
01:26:24,208 --> 01:26:29,916
‫تنها مدرکی باشه که نشون
‫میده شاید، فقط شاید، نیکلا میلیک

1212
01:26:29,916 --> 01:26:32,500
‫اون شب ساعت 2 صبح روی پل ون گوگ بوده.

1213
01:26:35,958 --> 01:26:39,083
‫همه با دقت به ناخن‌هاتون نگاه کنید و ببینید

1214
01:26:39,083 --> 01:26:42,041
‫آیا یه ذره کثیفی، یه چیز
‫ناچیز زیرش پنهان نشده.

1215
01:26:43,041 --> 01:26:46,791
‫حالا از خودتون بپرسید
‫این کی زیر ناخنتون رفته.

1216
01:26:47,125 --> 01:26:48,041
‫صبح؟

1217
01:26:48,041 --> 01:26:48,833
‫شب؟

1218
01:26:48,833 --> 01:26:49,833
‫دیشب؟

1219
01:26:50,833 --> 01:26:54,291
‫باز هم میگم، این منطق دشمن این دادگاهه.

1220
01:26:54,500 --> 01:26:59,458
‫ضعف منطق در تضاد با دقتی
‫هست که واژۀ مدرک باید داشته باشه.

1221
01:27:01,333 --> 01:27:05,416
‫خب، حالا بریم سراغ این شاهد، آقای...

1222
01:27:06,541 --> 01:27:08,666
‫آقای فوک عتیقه‌فروش، که اونقدر

1223
01:27:08,666 --> 01:27:10,750
‫به خودش مطمئنه که میگه سه نفر رو دیده.

1224
01:27:10,958 --> 01:27:12,416
‫اما در چه شرایطی؟

1225
01:27:13,875 --> 01:27:15,750
‫بیاید یک بار برای همیشه تکلیف

1226
01:27:15,750 --> 01:27:18,041
‫این شهادت رو روشن کنیم چون خیلی ضعیفه.

1227
01:27:18,041 --> 01:27:19,916
‫حتی میشه گفت با منطق هم جور در نمیاد.

1228
01:27:23,291 --> 01:27:27,375
‫چطور ممکنه سه نفری که توصیف می‌کنه

1229
01:27:27,375 --> 01:27:29,875
‫صدای موتور ماشینش رو نشنون و

1230
01:27:29,875 --> 01:27:33,083
‫نتونن اونو توی اون محل خلوت ببینن؟

1231
01:27:33,083 --> 01:27:37,541
‫توی شهادتش میگه دو نفری که پشت ماشین بودن

1232
01:27:37,541 --> 01:27:40,708
‫حتی سعی نکردن خودشونو
‫از فاصله 30 متری پنهان کنن.

1233
01:27:43,375 --> 01:27:44,333
‫عجیبه.

1234
01:27:44,791 --> 01:27:49,250
‫یا اگه دنبال یه توضیح منطقی
‫می‌گردید، این دو نفر نوشیدنی خورده بودن

1235
01:27:49,708 --> 01:27:51,166
‫و اونقدر نوشیدنی غیر مجازخورده بودن که

1236
01:27:51,166 --> 01:27:53,750
‫دیگه به اطرافشون توجهی نداشتن.

1237
01:27:55,666 --> 01:27:58,041
‫اما نیکلا میلیک نوشیدنی غیر مجازنمی‌خوره.

1238
01:27:59,541 --> 01:28:00,875
‫و اصلاً اونجا نبود.

1239
01:28:00,958 --> 01:28:05,208
‫این روژه بود که چند لحظه بعد با چاقوش

1240
01:28:05,250 --> 01:28:09,000
‫گلوی بیچاره سیسیل رو برید و
‫با ماشین شاسی‌بلندش فرار کرد.

1241
01:28:12,458 --> 01:28:17,291
‫خب، من هم نمی‌تونم اینو
‫ثابت کنم ولی حداقل این روایت

1242
01:28:17,291 --> 01:28:20,416
‫با چیزهایی که می‌دونیم همخونی
‫داره و من از همه می‌خوام

1243
01:28:20,416 --> 01:28:23,375
‫ثابت کنن که ماجرا جور دیگه‌ای اتفاق افتاده.

1244
01:28:25,083 --> 01:28:27,416
‫چون شما هیچ مدرکی برای
‫اثباتش ندارید، مطلقاً هیچی.

1245
01:28:36,083 --> 01:28:40,916
‫قبل از نتیجه‌گیری، خانم‌ها و آقایان
‫هیئت منصفه، می‌خوام گزاره زیبایی رو جهت

1246
01:28:40,916 --> 01:28:44,708
‫هدایت بهتر، نقل کنم؛ که امیدوارم همونطور
‫که منو هدایت میکنه، شما رو هم هدایت کنه.

1247
01:28:45,458 --> 01:28:50,041
‫قانون از قاضی نمیپرسه که
‫چطوری به این نتیجه رسیده.

1248
01:28:50,750 --> 01:28:56,208
‫باید در سکوت و تفکر عمیق، و با وجدان خودتون

1249
01:28:56,208 --> 01:29:02,833
‫صادقانه بررسی کنید که
‫شواهد علیه متهم و دفاعیات او

1250
01:29:02,833 --> 01:29:05,666
‫چه تأثیری روی قضاوت شما گذاشته.

1251
01:29:07,166 --> 01:29:10,458
‫قانون فقط یک سوال از شما میپرسه.

1252
01:29:18,375 --> 01:29:21,166
‫آیا به یقین قلبی رسیدید؟

1253
01:29:34,166 --> 01:29:38,041
‫من حتی به خاطر شک و
‫تردید ازتون نمیخوام نیکلا

1254
01:29:38,041 --> 01:29:43,291
‫میلیک رو تبرئه کنید، بلکه چون مطمئنم
‫بیگناهه، چون هیچی توی پرونده‌اش

1255
01:29:43,291 --> 01:29:47,500
‫خلاف این رو نشون نمیده، چون
‫همیشه انکار کرده، مداوم، تو این

1256
01:29:47,500 --> 01:29:50,750
‫سه سالی که تو بازداشت موقت بوده، چون

1257
01:29:50,750 --> 01:29:55,041
‫هیچ چیز، هیچ چیز برای بیگناه
‫بودنش غیرقابل توضیح نیست.

1258
01:29:59,083 --> 01:30:01,583
‫نیکلا میلیک به یه دلیل دیگه هم بیگناهه.

1259
01:30:01,750 --> 01:30:03,708
‫همه میگن که پدر خوبی بود.

1260
01:30:03,833 --> 01:30:06,083
‫فقط خوبی و عشق برای بچه‌هاش میخواست.

1261
01:30:06,083 --> 01:30:09,791
‫پس اگه فقط یه دلیل، فقط یه
‫دلیل لازم باشه که چرا نمیتونسته

1262
01:30:09,791 --> 01:30:11,625
‫مادرشون رو بکشه، اینه که هرگز،

1263
01:30:11,625 --> 01:30:15,291
‫هرگز، نمیتونسته همچین
‫آسیبی به بچه‌هاش بزنه.

1264
01:30:16,583 --> 01:30:20,083
‫این پدر رو به بچه‌هاش برگردونید،
‫تبرئه‌اش کنید، چون این عدالته.

1265
01:30:22,958 --> 01:30:23,958
‫ممنونم.

1266
01:30:31,666 --> 01:30:35,125
‫آقای میلیک، طبق روال دادگاه شما باید
‫آخرین نفری باشید که صحبت می‌کنه.

1267
01:30:35,458 --> 01:30:38,083
‫میخواید چیزی به دفاعیاتتون اضافه کنید؟

1268
01:30:39,041 --> 01:30:40,041
‫بله.

1269
01:30:47,000 --> 01:30:51,125
‫با اینکه دلم برای همسرم
‫تنگ شده، اما دیگه برنمیگرده.

1270
01:30:53,791 --> 01:30:56,791
‫ولی بچه‌هام، خدا رو شکر، هنوز اینجان.

1271
01:30:58,875 --> 01:31:01,666
‫و تنها چیزی هستن که برام مونده.

1272
01:31:03,333 --> 01:31:04,333
‫ممنون.

1273
01:31:06,500 --> 01:31:07,625
‫ممنون، آقای میلیک.

1274
01:31:09,125 --> 01:31:11,000
‫جلسه دادگاه تموم شد.

1275
01:31:11,416 --> 01:31:13,375
‫دادگاه برای صدور رای وارد شور می‌شود.

1276
01:31:41,458 --> 01:31:43,375
‫فکر میکنی چقدر طول میکشه؟

1277
01:31:44,041 --> 01:31:45,791
‫احتمالاً خیلی طول میکشه.

1278
01:31:52,666 --> 01:31:54,125
‫میخواستم بگم ممنون، وکیل.

1279
01:31:55,208 --> 01:31:59,083
‫دیروز حالم خوب نبود، شک داشتم،
‫ولی الان، شما یه کم بهم امید دادید.

1280
01:32:00,458 --> 01:32:02,375
‫امیدوارم هیئت منصفه هم باهات هم‌نظر باشن.

1281
01:32:10,500 --> 01:32:12,458
‫اولین باره که همدیگه
‫رو تو هوای آزاد میبینیم.

1282
01:32:56,791 --> 01:32:57,791
‫منشی دادگاهه.

1283
01:32:58,875 --> 01:32:59,875
‫نوبت ماست.

1284
01:33:18,666 --> 01:33:20,041
‫خانم‌ها و آقایان، قیام کنید.

1285
01:33:38,916 --> 01:33:40,375
‫جلسه از سر گرفته میشه.

1286
01:33:40,416 --> 01:33:41,416
‫لطفاً بشینید.

1287
01:33:48,875 --> 01:33:50,208
‫آقای میلیک، قیام کنید.

1288
01:33:54,333 --> 01:33:56,458
‫دادگاه باید به دو سوال پاسخ میداد.

1289
01:33:57,916 --> 01:34:02,458
‫آیا نیکلا میلیک مطابق ماده
‫221-1 قانون جزا، به قتل عمد

1290
01:34:02,541 --> 01:34:07,166
‫همسرش، سیسیل میلیک، متهم است؟

1291
01:34:08,541 --> 01:34:13,791
‫اگر بله، آیا نیکلا میلیک
‫با قصد قبلی عمل کرده؟

1292
01:34:13,791 --> 01:34:19,750
‫در پاسخ به سوال اول، با
‫اکثریت حداقل شش رأی،

1293
01:34:19,875 --> 01:34:23,000
‫دادگاه پاسخ مثبت داد.

1294
01:34:25,041 --> 01:34:32,000
‫در مورد سوال دوم، با اکثریت
‫حداقل شش رأی، دادگاه پاسخ مثبت داد.

1295
01:34:33,458 --> 01:34:39,708
‫در نتیجه، نیکلا میلیک به
‫اتهامات وارده مجرم شناخته میشه.

1296
01:34:40,125 --> 01:34:44,250
‫دادگاه اونو به بیست سال حبس محکوم میکنه.

1297
01:34:47,166 --> 01:34:49,291
‫آقای میلیک، ده روز برای
‫درخواست تجدیدنظر فرصت دارید.

1298
01:34:52,625 --> 01:34:53,833
‫ختم جلسه.

1299
01:35:49,166 --> 01:35:51,333
‫آقایون، آقایون، صبر کنید.

1300
01:35:53,083 --> 01:35:56,000
‫میخوام یه لحظه با موکلم صحبت کنم، لطفاً.

1301
01:36:00,458 --> 01:36:01,458
‫ممنون.

1302
01:36:02,291 --> 01:36:03,708
‫ما اینجا متوقف نمیشیم، نیکلا.

1303
01:36:04,375 --> 01:36:05,875
‫به مبارزه ادامه میدیم.

1304
01:36:06,000 --> 01:36:06,833
‫نه، کافیه وکیل.

1305
01:36:06,958 --> 01:36:07,958
‫همه چی تموم شد.

1306
01:36:08,166 --> 01:36:09,416
‫نه، نه، میریم تجدیدنظر.

1307
01:36:09,541 --> 01:36:11,708
‫نه، خسته‌ام، دیگه نمیکشم.

1308
01:36:12,125 --> 01:36:13,291
‫فقط میخوام حبسم رو بکشم.

1309
01:36:14,250 --> 01:36:15,750
‫شما خیلی خوب جنگیدید، واقعاً.

1310
01:36:16,166 --> 01:36:17,250
‫بیست سال زیاد بد نیست.

1311
01:36:17,333 --> 01:36:19,625
‫نه، نه، بذارید تو تجدیدنظر ازتون دفاع کنم.

1312
01:36:19,958 --> 01:36:21,166
‫نه وکیل.

1313
01:36:22,041 --> 01:36:24,541
‫باید منو ببخشید وکیل.

1314
01:36:25,333 --> 01:36:26,333
‫بهتون دروغ گفتم.

1315
01:36:28,916 --> 01:36:29,916
‫من انجامش دادم.

1316
01:36:35,500 --> 01:36:36,500
‫کار من بود.

1317
01:36:36,875 --> 01:36:37,875
‫من...

1318
01:36:39,333 --> 01:36:42,500
‫روژه کاری نکرد، فقط
‫چاقوش رو بهم داد و باهام اومد.

1319
01:36:49,291 --> 01:36:50,291
‫ولی چرا؟

1320
01:36:51,541 --> 01:36:52,791
‫جرأت نکردم بهتون بگم.

1321
01:36:53,833 --> 01:36:54,958
‫نمیخواستم ناامیدتون کنم.

1322
01:36:59,166 --> 01:37:01,083
‫ولی چرا این کارو کردید؟

1323
01:37:04,708 --> 01:37:07,583
‫قبل از شما، هیچکس
‫اینجوری بهم احترام نذاشته بود.

1324
01:37:07,708 --> 01:37:08,708
‫واقعاً.

1325
01:37:09,500 --> 01:37:10,500
‫حتی روژه.

1326
01:37:14,583 --> 01:37:15,583
‫هیچوقت اینطوری احترام ندیده بودم.

1327
01:37:16,625 --> 01:37:18,166
‫نه، این مجازات حقمه.

1328
01:37:18,291 --> 01:37:19,416
‫کار وحشتناکی کردم.

1329
01:37:19,416 --> 01:37:21,125
‫ولی چرا باید میکشتینش؟

1330
01:37:21,125 --> 01:37:22,416
‫بسه دیگه، باید بریم.

1331
01:39:02,375 --> 01:39:03,625
‫آقای وکیل!

1332
01:39:05,000 --> 01:39:06,000
‫ببخشید.

1333
01:39:07,583 --> 01:39:09,541
‫میتونم فقط یه کلمه باهاتون حرف بزنم؟

1334
01:39:09,541 --> 01:39:10,541
‫خواهش میکنم.

1335
01:39:11,833 --> 01:39:13,458
‫میخواستم بگم که موقع شور

1336
01:39:13,458 --> 01:39:15,916
‫همه تلاشم رو کردم که تبرئه بشه.

1337
01:39:16,208 --> 01:39:17,208
‫نه.

1338
01:39:17,333 --> 01:39:19,208
‫شما حق ندارین این رو
‫به من بگین، این غیرقانونیه.

1339
01:39:19,208 --> 01:39:22,458
‫میدونم، ولی برام مهمه که شما بدونین.

1340
01:39:23,708 --> 01:39:25,958
‫راستش، شما همه هیئت
‫منصفه رو متقاعد کرده بودین.

1341
01:39:26,625 --> 01:39:28,750
‫همه ما موافق بودیم که

1342
01:39:29,000 --> 01:39:30,083
‫آقای میلیک بی‌گناهه.

1343
01:39:31,333 --> 01:39:32,750
‫اما رئیس دادگاه اومد پیش ما و

1344
01:39:32,750 --> 01:39:35,791
‫همه چیز رو برعکس کرد.

1345
01:39:36,125 --> 01:39:38,083
‫همه تحت تأثیر حرف‌هاش قرار گرفتن.

1346
01:39:39,208 --> 01:39:42,416
‫وقتی داشت حرف میزد، همه به شک افتادن.

1347
01:39:44,416 --> 01:39:46,166
‫من تنها کسی بودم که نظرم عوض نشد.

1348
01:39:48,708 --> 01:39:51,666
‫میخواستم بهتون بگم...
‫میخواستم بگم که متأسفم.

1349
01:39:52,958 --> 01:39:53,958
‫همین.

1350
01:39:54,291 --> 01:39:55,291
‫ممنونم ازتون.

1351
01:40:49,500 --> 01:40:51,083
‫سه سال گذشت.

1352
01:40:53,583 --> 01:40:55,000
‫زندگیم به روال عادی برگشت.

1353
01:41:04,291 --> 01:41:07,625
‫به وکالت از مردم ادامه دادم،
‫گاهی موفق و گاهی ناموفق.

1354
01:41:13,333 --> 01:41:14,833
‫هیچوقت اون شب رو فراموش نکردم.

1355
01:41:20,416 --> 01:41:22,041
‫اما بالاخره باهاش کنار اومدم.

1356
01:41:30,333 --> 01:41:33,625
‫کنارش گذاشتم و راهی پیدا کردم تا

1357
01:41:33,625 --> 01:41:36,833
‫یه جوری اون رو توی خودم حفظ کنم.

1358
01:41:38,083 --> 01:41:43,125
‫یه روز از پاسگاه هارل بهم
‫زنگ زدن و گفتن که یه نفر به اسم

1359
01:41:43,125 --> 01:41:46,375
‫نیکلا میلیک، که هنوز توی
‫زندان تاراسکون به خاطر

1360
01:41:46,375 --> 01:41:49,333
‫قتل همسرش زندانی بود،
‫تحت تعقیب قضایی قرار گرفته

1361
01:41:52,916 --> 01:41:54,458
‫و گفته میخواد منو ببینه.

1362
01:42:50,458 --> 01:42:51,541
‫با خودم گفتم باید برم.

1363
01:42:54,500 --> 01:42:55,958
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمتون.

1364
01:42:58,083 --> 01:43:00,250
‫با توجه به گذشته، مطمئن نیستم که

1365
01:43:00,250 --> 01:43:02,833
‫بخوام توی این پرونده جدید کمکتون کنم.

1366
01:43:04,166 --> 01:43:05,833
‫بعد از این ملاقات.

1367
01:43:07,041 --> 01:43:12,458
‫نگرانی‌تون رو درک می‌کنم، ولی
‫قول میدم این بار کل حقیقت رو بگم.

1368
01:43:14,083 --> 01:43:15,416
‫ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

1369
01:43:17,750 --> 01:43:19,583
‫ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

1370
01:43:26,458 --> 01:43:27,791
‫من خیلی تنها بودم جناب وکیل.

1371
01:43:29,041 --> 01:43:30,416
‫اون موقع که شما می‌دونید.

1372
01:43:30,750 --> 01:43:31,833
‫قبل از مرگ زنم.

1373
01:43:33,708 --> 01:43:34,708
‫خیلی تنها.

1374
01:43:37,291 --> 01:43:38,708
‫اون هیچ کاری تو خونه نمی‌کرد.

1375
01:43:39,083 --> 01:43:40,791
‫روز به روز بیشتر نوشیدنی می‌خورد.

1376
01:43:41,916 --> 01:43:43,250
‫تمام روز بیرون می‌رفت.

1377
01:43:43,875 --> 01:43:47,500
‫یه شب، حتی یادم نمیاد چطور شروع شد.

1378
01:43:50,083 --> 01:43:51,750
‫شروع کردم به ناز و نوازش کردن الودی!

1379
01:43:53,916 --> 01:43:54,916
‫دخترم.

1380
01:43:55,958 --> 01:43:56,750
‫چیزی نگفت.

1381
01:43:56,875 --> 01:43:57,875
‫پس دوباره انجامش دادم.

1382
01:43:58,833 --> 01:44:00,000
‫و ادامه پیدا کرد.

1383
01:44:03,666 --> 01:44:04,750
‫می‌دونستم کار بدیه.

1384
01:44:06,125 --> 01:44:07,125
‫خجالت می‌کشیدم.

1385
01:44:07,291 --> 01:44:08,708
‫ولی خیلی احساس تنهایی می‌کردم.

1386
01:44:09,541 --> 01:44:10,541
‫که خب.

1387
01:44:11,166 --> 01:44:12,166
‫همه چیز عوض شد.

1388
01:44:14,291 --> 01:44:16,291
‫تا اینکه بهم گفت دیگه نمی‌خواد.

1389
01:44:17,208 --> 01:44:18,250
‫ازم خواست که تمومش کنم.

1390
01:44:18,375 --> 01:44:19,375
‫این خیلی شوکه‌م کرد.

1391
01:44:19,500 --> 01:44:20,500
‫ضربه بدی بود.

1392
01:44:21,250 --> 01:44:22,375
‫عذرخواهی کردم.

1393
01:44:22,458 --> 01:44:23,208
‫به هر حال اون دخترمه.

1394
01:44:23,208 --> 01:44:24,208
‫دوستش دارم.

1395
01:44:24,666 --> 01:44:27,708
‫عذرخواهی کردم تا بفهمه که یه اتفاق بود.

1396
01:44:29,791 --> 01:44:32,583
‫قول داد به کسی چیزی نگه.

1397
01:44:38,541 --> 01:44:40,166
‫و بعد با ژاد شروع کردم.

1398
01:44:46,458 --> 01:44:48,166
‫ولی این بار سیسیل مچمون رو گرفت.

1399
01:44:50,625 --> 01:44:51,625
‫همه چیز رو دید.

1400
01:44:53,666 --> 01:44:55,500
‫تهدید می‌کرد که به همه میگه.

1401
01:44:56,041 --> 01:44:58,833
‫مخصوصاً از وقتی فهمیده
‫بود می‌خوام طلاق بگیرم.

1402
01:45:00,041 --> 01:45:01,958
‫برای همینه که نتونستم طلاق بگیرم.

1403
01:45:05,333 --> 01:45:07,208
‫بهم گفت چیزی نمیگه اگر

1404
01:45:08,333 --> 01:45:09,625
‫ولش کنم به حال خودش.

1405
01:45:09,666 --> 01:45:10,916
‫اگه بذارم نوشیدنی بخوره.

1406
01:45:11,041 --> 01:45:11,916
‫پولامون رو خرج کنه.

1407
01:45:12,041 --> 01:45:13,666
‫هر کاری که می‌خواد تو طول روز بکنه.

1408
01:45:15,166 --> 01:45:16,791
‫تقریباً همه چیز رو می‌گرفت.

1409
01:45:17,000 --> 01:45:18,583
‫من خونه رو تمیز می‌کردم، غذا می‌پختم.

1410
01:45:18,791 --> 01:45:20,083
‫و از بچه‌ها مراقبت می‌کردم.

1411
01:45:22,166 --> 01:45:23,166
‫اما...

1412
01:45:24,125 --> 01:45:25,708
‫شروع کرد به کنایه زدن.

1413
01:45:26,333 --> 01:45:27,041
‫تو مدرسه.

1414
01:45:27,041 --> 01:45:28,041
‫جلوی همسایه‌ها.

1415
01:45:29,416 --> 01:45:30,416
‫میدونید نیکلا.

1416
01:45:30,458 --> 01:45:31,791
‫خیلی بچه‌هاش رو دوست داره،

1417
01:45:33,000 --> 01:45:34,041
‫من حسودیم میشه.

1418
01:45:37,333 --> 01:45:38,333
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم.

1419
01:45:41,958 --> 01:45:43,166
‫برای همین اون اتفاق افتاد.

1420
01:45:43,625 --> 01:45:45,333
‫چاره‌ای نداشتم پس کشتمش.

1421
01:45:57,000 --> 01:45:59,583
‫نگاه کنید به کسی که همه
‫چیز رو از همه مخفی کرده بود.

1422
01:45:59,625 --> 01:46:00,625
‫اول از همه از من.

1423
01:46:05,125 --> 01:46:08,500
‫از شاهدهای زیادی که اونو یه
‫پدر نمونه توصیف کرده بودن.

1424
01:46:12,958 --> 01:46:15,083
‫از مددکارهای اجتماعی که
‫خانواده رو زیر نظر داشتن.

1425
01:46:18,166 --> 01:46:22,416
‫از همکار وکیلم که اون روز در
‫دفاع گفته بود که از بچه‌ها شنیده

1426
01:46:22,416 --> 01:46:25,083
‫چقدر پدرشون رو دوست دارن.

1427
01:46:27,375 --> 01:46:28,916
‫چقدر دلشون براش تنگ شده.

1428
01:46:35,750 --> 01:46:39,791
‫کشمکش ابدی و هولناک احساسات
‫در قلب قربانیان اهانت 

1429
01:46:44,208 --> 01:46:45,875
‫یک عمر پنهان‌کاری.

1430
01:46:46,333 --> 01:46:47,458
‫هیچکس چیزی نفهمیده بود.

1431
01:47:19,041 --> 01:47:22,625
‫[ سرِنخ ]

1432
01:47:33,708 --> 01:47:36,500
‫[ برا اساس کتاب: داستان وکیل مدافع مو ]
‫[ نوشته: ژان-ایو مویارت ]
