﻿1
00:00:25,358 --> 00:00:27,193
‫هی، میدونی چی خیلی عجیبه؟

2
00:00:27,861 --> 00:00:29,946
‫خیلی چیزها تو تلویزیون هست...

3
00:00:35,702 --> 00:00:39,456
‫انگار چطور ممکنه این همه چیز
‫باشه و یه چیز هم برای دیدن نباشه؟

4
00:00:39,539 --> 00:00:42,417
‫همش کانال عوض میکنی،
‫همینطور پشت سر هم عوض میکنی...

5
00:00:42,500 --> 00:00:46,171
‫من میگم، 'هیچی برای دیدن نی...' بعد
‫پنج تا از فیلم های خودم داره پخش میشه.

6
00:00:46,254 --> 00:00:50,216
‫من میگم، 'هیچی برای دیدن نیست! نمیخوام
‫هیچکدوم از این چرت و پرتا رو ببینم.'

7
00:00:53,219 --> 00:00:54,054
‫های!

8
00:00:54,137 --> 00:00:56,056
‫من انواع کارها رو انجام دادم.

9
00:00:56,139 --> 00:00:57,182
‫نمیتونم بازیگر دیگه ای رو
‫تصور کنم، یه بازیگر درام،

10
00:00:57,182 --> 00:00:58,683
‫نمیتونم بازیگر دیگه ای رو
‫تصور کنم، یه بازیگر درام،

11
00:00:59,184 --> 00:01:03,354
‫سیاه، سفید... که این همه انواع
‫مختلف کارها رو انجام داده باشه.

12
00:01:03,354 --> 00:01:04,147
‫اوکی!

13
00:01:05,190 --> 00:01:06,191
‫هی!

14
00:01:08,276 --> 00:01:10,070
‫از فقط من روی صحنه با یه میکروفون...

15
00:01:10,153 --> 00:01:12,947
‫من یکم بستنی دارم

16
00:01:13,031 --> 00:01:15,283
‫…تا جایی که من همه کس تو صحنه ام.

17
00:01:15,366 --> 00:01:18,703
‫این خیلی عالیه. هیچ چیز مثل دور هم جمع
‫شدن با خانواده و خوردن یه غذای خوب نیست.

18
00:01:18,787 --> 00:01:20,538
‫و هر چیزی بین اینها.

19
00:01:20,622 --> 00:01:23,416
‫لعنتی، نمیتونی نون ذرت منو
‫داشته باشی. اینو مطمئن باش.

20
00:01:23,500 --> 00:01:27,295
‫من پلیس بودم. من یه پروفسور
‫بودم. من یه دکتر بودم...

21
00:01:27,378 --> 00:01:28,421
‫آدم بد.

22
00:01:28,505 --> 00:01:30,256
‫من یه پیرمرد یهودی بودم...

23
00:01:30,340 --> 00:01:32,342
‫اون جو لوییس رو شکست داد.

24
00:01:32,425 --> 00:01:33,760
‫…من یه پیرزن بودم.

25
00:01:33,843 --> 00:01:35,595
‫هوو! ممکنه سرت رو منفجر کنه.

26
00:01:35,678 --> 00:01:38,431
‫من تو ابرها با مایکل جکسون رقصیدم.

27
00:01:38,515 --> 00:01:39,641
‫من یه خر بودم.

28
00:01:39,724 --> 00:01:40,892
‫من یه خر لب پرتگاهم!

29
00:01:40,975 --> 00:01:42,602
‫من حتی یه سفینه فضایی بودم.

30
00:01:47,398 --> 00:01:50,568
‫و به همه بازیگرهای جوان،
‫دوست دارم به همشون بگم،

31
00:01:50,652 --> 00:01:52,654
‫هیچوقت نقش یه سفینه فضایی رو بازی نکنید.

32
00:01:55,698 --> 00:01:57,867
‫من میخوام چیکار کنم؟

33
00:01:58,493 --> 00:02:02,747
‫در نهایت... اینه که مردم رو بخندونم.

34
00:02:03,790 --> 00:02:06,334
‫یادمه یه بار، تو یکی از اون تاک شوها...

35
00:02:06,417 --> 00:02:09,087
‫…اونها کلان رو تو برنامه داشتن.

36
00:02:09,170 --> 00:02:11,881
‫و کلان اینجوری بود، 'من
‫از کاکا سیاها متنفرم! اوه...'

37
00:02:11,965 --> 00:02:15,802
‫و اون میگه، 'داری به من میگی که
‫تو از هیچ آدم سیاهی خوشت نمیاد؟'

38
00:02:15,885 --> 00:02:17,137
‫و مرد کلان اینجوری بود،

39
00:02:17,220 --> 00:02:20,098
‫'من... من بهت میگم، من از اون
‫ادی مورفی خوشم میاد. اون بامزست.'

40
00:02:20,181 --> 00:02:22,433
‫من گفتم، 'چه خبره؟'

41
00:02:22,517 --> 00:02:24,227
‫'پس تو از همه آدم های سیاه متنفر هستی؟'

42
00:02:24,310 --> 00:02:28,439
‫'آره، از همه به جز اون یه کاکا سیاه،
‫ادی مورفی. پسر، اون منو قلقلک میده.'

43
00:02:31,276 --> 00:02:34,904
‫یه چیزی در موردش هست
‫که تو گذشته قبل از اونه.

44
00:02:34,988 --> 00:02:38,867
‫یه چیزی در موردش هست که
‫آینده فراتر از اونو شکل میده.

45
00:02:38,950 --> 00:02:41,536
‫اون صندلی های خوبی تو زندگی داره. اون...

46
00:02:41,619 --> 00:02:43,705
‫و داشتن صندلی هایی به
‫این خوبی ناراحت کننده است.

47
00:02:43,788 --> 00:02:46,374
‫خوبی رو از نزدیک میبینی.
‫بدی رو از نزدیک میبینی.

48
00:02:46,457 --> 00:02:48,001
‫زشتی رو از نزدیک میبینی.

49
00:02:48,084 --> 00:02:50,253
‫اما یه چیزی در موردش انگار...

50
00:02:50,336 --> 00:02:53,256
‫انگار هسته وجودش از این چیزها آسیب ندیده،

51
00:02:53,339 --> 00:02:55,466
‫حتی با اینکه مطمئنم اون زخم هایی داره.

52
00:02:55,550 --> 00:02:59,345
‫هر چیزی که ازش محافظت می کرد...
‫هر کسی چیزی برای محافظت داره،

53
00:02:59,429 --> 00:03:01,639
‫احتمالا مال اون به خوبی حفظ شده.

54
00:03:03,016 --> 00:03:04,475
‫خیلی جوون شروع کردم.
‫حالا یه جورایی مثل اینه که، 'وای'.

55
00:03:04,475 --> 00:03:06,352
‫بیش از 40 ساله که تو این کارم.

56
00:03:06,436 --> 00:03:07,770
‫عجب چیزیه.

57
00:03:09,439 --> 00:03:12,233
‫من تو فصل 81-1980 به SNL اومدم.

58
00:03:12,233 --> 00:03:14,485
‫اونا از همه کمدین های باشگاه
‫تست بازیگری می گرفتن.

59
00:03:14,569 --> 00:03:17,488
‫اونا رو برای عوامل SNL آماده می کردن.

60
00:03:17,572 --> 00:03:20,325
‫و اونا به طور خاص یه
‫مرد سیاه پوست می خواستن.

61
00:03:20,909 --> 00:03:22,785
‫و اولین واکنش من این بود که،

62
00:03:24,037 --> 00:03:25,747
‫'پخش زنده شنبه شب؟'

63
00:03:25,830 --> 00:03:28,458
‫من هیچوقت به چیزی مثل پخش
‫زنده شنبه شب فکر نکرده بودم.

64
00:03:28,541 --> 00:03:31,377
‫من فکر می کردم می خوام ریچارد پرایور بشم.

65
00:03:31,461 --> 00:03:33,922
‫پلیس ها اینجا یه فن خفه کردن
‫دارن که استفاده می کنن، مرد.

66
00:03:34,005 --> 00:03:36,174
‫اونا سیاهپوستا رو تا حد مرگ خفه می کنن.

67
00:03:36,257 --> 00:03:39,052
‫آره. دو نفر پاهاتو می
‫گیرن، یکی سرتو، و می شکنه.

68
00:03:39,135 --> 00:03:40,178
‫'اوه لعنتی. شکست.'

69
00:03:41,221 --> 00:03:46,100
‫اولین باری که ریچارد پرایور رو
‫شنیدم، باید حدود 13 سالم بوده باشه.

70
00:03:46,184 --> 00:03:48,978
‫وقتی شروع کردم به شنیدن
‫صداش، منو تو مسیر خودم قرار داد.

71
00:03:49,062 --> 00:03:50,480
‫من گفتم، 'این همون چیزیه که من هستم.'

72
00:03:50,563 --> 00:03:53,775
‫من خیلی می خواستم ریچارد باشم،
‫وقتی 15 سالم بود می رفتم روی صحنه

73
00:03:53,858 --> 00:03:56,569
‫و حرف می زدم و بازی می کردم و راه می رفتم، و
‫همه کارها رو مثل ریچارد پرایور انجام می دادم.

74
00:03:56,653 --> 00:03:58,696
‫کل نمایش من اون موقع
‫درباره دستشویی رفتن بود

75
00:03:58,780 --> 00:04:00,531
‫چون تنها کاری که تو 15
‫سالگی کرده بودم همین بود.

76
00:04:00,615 --> 00:04:03,618
‫اون تجربه زندگی من بود، اما مثل
‫جوک های ریچارد پرایور به نظر می رسید.

77
00:04:03,701 --> 00:04:06,746
‫من می گفتم، 'تا حالا شده، مثلا،
‫بعضی وقتا، درسته، میری رو توالت،

78
00:04:06,829 --> 00:04:09,457
‫و وقتی دسشویی می کنی
‫اون سیفونه آب بپاشه برات؟'

79
00:04:10,875 --> 00:04:15,171
‫می خواستم مثل ریچارد خنده دار باشم.
‫و می خواستم مثل الویس باحال باشم.

80
00:04:15,755 --> 00:04:18,216
‫و می خواستم به بزرگی بیتلز باشم.

81
00:04:18,299 --> 00:04:20,301
‫همه اینا آدمای جادویی هستن.

82
00:04:20,385 --> 00:04:22,387
‫اون آدمای جادویی رو دوست داره،

83
00:04:22,470 --> 00:04:25,515
‫که یه جورایی تقریبا
‫کاملا از کنترل خارج شدن.

84
00:04:25,598 --> 00:04:27,558
‫و هنوزم جادوییه.

85
00:04:27,642 --> 00:04:30,436
‫اما بعدش همیشه یه توپ
‫آتشین غول پیکر تو پایان هست.

86
00:04:31,354 --> 00:04:34,440
‫اما نه ادی.
‫قوانین برای اون فرق می کنه.

87
00:04:36,901 --> 00:04:39,821
‫اولین چیزی که تو کار
‫نمایش خواستم، این بود که،

88
00:04:39,904 --> 00:04:42,532
‫وقتی بچه بودم، یه عروسک سخنگو خواستم.

89
00:04:43,283 --> 00:04:46,369
‫و مادرم، این عروسک رو برام
‫گرفت که اسمش ویلی تاک بود.

90
00:04:48,288 --> 00:04:51,541
‫چشمای ویلی تاک حرکت نمی کرد.
‫فقط دهنش حرکت می کرد.

91
00:04:52,792 --> 00:04:56,087
‫از همون اول، یه چیز چند شخصیتی بود.

92
00:04:56,170 --> 00:04:58,965
‫وقتی نه ساله بودی چطور بودی؟ می دونستی؟

93
00:04:59,048 --> 00:05:01,259
‫آیا این ایده تو سرت شکل
‫گرفته بود تو نه سالگی...

94
00:05:01,342 --> 00:05:05,680
‫من صداهای زیادی در می آوردم، اما نمی دونستم
‫که یه روز می خوام وارد کار نمایش بشم.

95
00:05:05,763 --> 00:05:08,266
‫من فقط، می دونی، یه بچه عجیب بودم.

96
00:05:08,349 --> 00:05:11,602
‫مادرم همیشه می گفت، 'ادی کیه؟
‫صدای ادی چه صداییه؟'

97
00:05:14,022 --> 00:05:17,525
‫وقتی برادرهام یه کار اشتباهی
‫می کردن، نمی تونستن برن بیرون.

98
00:05:17,608 --> 00:05:19,777
‫وقتی من یه کار اشتباهی می
‫کردم، نمی تونستم تلویزیون تماشا کنم.

99
00:05:19,861 --> 00:05:23,656
‫وقتی بچه بودم، یه پتو می گرفتم، می
‫رفتم می انداختم رو میز ناهارخوری

100
00:05:23,740 --> 00:05:26,242
‫طوری که مثل یه چادر آویزون می شد،

101
00:05:26,326 --> 00:05:29,746
‫تلویزیون رو اون زیر میذاشتم
‫و تمام روز تماشا می کردم.

102
00:05:29,829 --> 00:05:32,540
‫وقتی مادرت برات ژله میاره بهش چی میگی؟

103
00:05:32,623 --> 00:05:35,501
‫وقتی ما داشتیم بزرگ می شدیم،
‫این همه کانال تلویزیونی وجود نداشت.

104
00:05:35,585 --> 00:05:37,128
‫فقط چند تا کانال داشتی.

105
00:05:37,211 --> 00:05:40,923
‫و برادرم به تلویزیون اشاره کرد و
‫گفت: 'یه روزی من تو اون خواهم بود.'

106
00:05:41,007 --> 00:05:44,886
‫و وقتی بهش اشاره کرد، فکر کنم
‫اون موقع شاید یه سیاه پوست توش بود.

107
00:05:44,969 --> 00:05:46,220
‫اون جولیا بود، برای همین من...

108
00:05:46,304 --> 00:05:50,099
‫بنابراین غیرقابل تصور بود
‫که او حتی بتونه یه ستاره بشه.

109
00:05:51,351 --> 00:05:54,270
‫من برادر بزرگترم. خب،
‫وقتی بچه بودیم، درسته؟

110
00:05:54,354 --> 00:05:57,565
‫فهمیدم که می تونم خیلی از عوضی ها رو بزنم،

111
00:05:57,648 --> 00:06:00,651
‫که فکر نمی کردم بتونم بزنمشون،
‫چون به اون زور می گفتن.

112
00:06:00,735 --> 00:06:02,445
‫واسه همین من گفتم، می دونی...

113
00:06:02,528 --> 00:06:04,364
‫برام مهم نیست که همتون قلدر و گنده این،

114
00:06:04,447 --> 00:06:06,199
‫باید باهاتون برخورد کنم، چون شما...

115
00:06:06,282 --> 00:06:08,785
‫اگه برم خونه، و برادر کوچیکم داغون شده،

116
00:06:08,868 --> 00:06:11,204
‫و مادرم بگه، 'خب، تو چیکار کردی؟'

117
00:06:11,287 --> 00:06:13,081
‫بهتره من از اون داغون تر باشم.

118
00:06:14,082 --> 00:06:15,541
‫این من و چارلی هستیم.

119
00:06:16,459 --> 00:06:21,214
‫این عکسیه که... که به
‫ازدواج پدر و مادرم پایان داد.

120
00:06:22,715 --> 00:06:24,717
‫چون مادرم یه مقدار پول خرج کرده بود.

121
00:06:24,801 --> 00:06:27,053
‫در واقع، من تو این عکس سه سالمه.

122
00:06:27,136 --> 00:06:30,431
‫و دارم می خندم چون عکاس عکس رو گرفت،

123
00:06:30,515 --> 00:06:33,142
‫و فلاش یه تاخیر داشت...

124
00:06:33,226 --> 00:06:35,603
‫به محض اینکه دکمه رو زد فلاش نزد.

125
00:06:35,686 --> 00:06:37,939
‫و فکر کردم دوربینش کار نمی کنه.

126
00:06:38,022 --> 00:06:40,858
‫و از خنده منفجر شدم.
‫من دقیقا این لحظه رو یادمه.

127
00:06:42,402 --> 00:06:45,238
‫اما پدرم اومد خونه و فهمید که مادرم

128
00:06:45,321 --> 00:06:47,490
‫یه مقدار پول برای چند تا عکس خرج کرده.

129
00:06:47,573 --> 00:06:49,951
‫'تو پول ما رو برای یه سری
‫عکس کوفتی خرج کردی؟'

130
00:06:50,034 --> 00:06:54,038
‫می دونی؟ و اون... منظورم اینه
‫که، مطمئنم اونا مشکلاتی داشتن.

131
00:06:54,122 --> 00:06:57,166
‫اما اون... این آخرین چیزی
‫بود که کمر شتر رو شکست.

132
00:06:58,626 --> 00:07:00,128
‫این آخرین ضربه بود.

133
00:07:00,628 --> 00:07:03,297
‫'تو یه سری عکس کوفتی می خری؟'

134
00:07:04,298 --> 00:07:07,343
‫مامانم خیلی خوشگله.
‫اونا اینجا فقط 18 سالشونه.

135
00:07:07,427 --> 00:07:09,929
‫بچه ها، بچه های کوچولو، 18.

136
00:07:10,012 --> 00:07:12,098
‫این سال قبل از به دنیا اومدن منه.

137
00:07:12,181 --> 00:07:15,393
‫پدرم یه شخصیت بود.
‫ظاهرا، پدرم روح مجلس بود.

138
00:07:15,476 --> 00:07:17,311
‫وقتی پدرم میومد مهمونی شروع می شد.

139
00:07:17,395 --> 00:07:19,689
‫اون پر سر و صدا و خنده
‫دار بود، می دونی، و...

140
00:07:19,772 --> 00:07:22,191
‫من... و من روح مجلس نیستم.

141
00:07:22,859 --> 00:07:23,943
‫هیچ وقت.

142
00:07:26,028 --> 00:07:28,906
‫من یه مشت خاطره دارم.

143
00:07:28,990 --> 00:07:33,161
‫اما اولین خاطره من از
‫همه، دعوای پدر و مادرمه.

144
00:07:33,244 --> 00:07:35,246
‫اون اولین خاطره منه.

145
00:07:35,329 --> 00:07:37,832
‫و... یادمه مادرم پرت کرد...

146
00:07:37,915 --> 00:07:41,836
‫اون، یه جورایی، یه دختر
‫مهربون چینی روی میز داشت.

147
00:07:41,919 --> 00:07:45,631
‫اون رو به سمتش پرت
‫کرد. و یادمه دیدم که شکست.

148
00:07:45,715 --> 00:07:50,344
‫و بعد یادمه مادرم رو روی زمین
‫تو راهرو دیدم که گریه می کرد.

149
00:07:50,428 --> 00:07:54,265
‫بعد پدرم اومد، و من و چارلی
‫رو بغل کرد و گذاشت رو پاهاش.

150
00:07:54,348 --> 00:07:56,767
‫و اون گفت... و لباس خوابم کج بود.

151
00:07:56,851 --> 00:07:59,729
‫یادمه تا آخر به عقب کشیده
‫شد. ما داشتیم گریه می‌کردیم.

152
00:07:59,812 --> 00:08:02,648
‫گفت: 'یا می‌تونی با من بیای،
‫یا می‌تونی با مادرت بری.'

153
00:08:02,732 --> 00:08:04,358
‫و من گفتم: 'من مامانمو می‌خوام.'

154
00:08:05,443 --> 00:08:09,280
‫پدرم وقتی هفت یا هشت سالم بود فوت کرد.

155
00:08:10,865 --> 00:08:13,826
‫چیزهایی می‌دونم، اما همه چیز رو نمی‌دونم.

156
00:08:13,910 --> 00:08:16,120
‫می‌دونم که کشته شد.

157
00:08:17,955 --> 00:08:19,499
‫زنی که پدرم رو کشت...

158
00:08:19,582 --> 00:08:21,250
‫- اوه، یه زن بود؟
‫- آره.

159
00:08:21,334 --> 00:08:22,168
‫عجب.

160
00:08:22,251 --> 00:08:24,921
‫- چرا یه زن پدرت رو کشت؟
‫- دعوای عشاق.

161
00:08:25,004 --> 00:08:27,924
‫- پدر و مادرت با هم نبودن؟
‫- نه، با هم نبودن.

162
00:08:28,007 --> 00:08:30,426
‫می‌دونی، این یکی از قدیمی‌ترین
‫داستان‌های توی کتاب‌هاست.

163
00:08:30,510 --> 00:08:34,055
‫به بچه‌هام می‌گم، مرد، 'هی،
‫مرد... اگه دختره عصبانیه،

164
00:08:34,138 --> 00:08:35,473
‫چشمات رو نبند.'

165
00:08:38,643 --> 00:08:40,853
‫بعد مادرم با ناپدریم آشنا شد.

166
00:08:41,395 --> 00:08:47,151
‫و اون، می‌دونی، تا آخر عمرم یه
‫شخصیت پدری محکم توی زندگیم بود.

167
00:08:47,235 --> 00:08:50,404
‫ورنون لینچ، اون کسی بود که منو بزرگ کرد.

168
00:08:51,531 --> 00:08:55,660
‫این یه نعمت شیرینه که یه
‫مرد مثل اون وارد زندگیت بشه

169
00:08:55,743 --> 00:08:58,746
‫و اون‌جوری که بود، یه مرد باشه.

170
00:08:59,247 --> 00:09:03,793
‫اون الگویی که اون نشون داد، و
‫من دیدم که چیکار می‌کرد، می‌دونی،

171
00:09:04,794 --> 00:09:07,004
‫و حس می‌کنم من مردی هستم که الان هستم

172
00:09:08,005 --> 00:09:09,423
‫به خاطر اون.

173
00:09:10,466 --> 00:09:14,428
‫وقتی سه تا مرد جوون با
‫هم توی یه خونه بزرگ می‌شن،

174
00:09:14,512 --> 00:09:16,430
‫پدرم هیچ آدم بی‌خاصیتی رو بزرگ نکرد.

175
00:09:16,514 --> 00:09:18,266
‫تنبیه یه کتک حسابی بود.

176
00:09:19,850 --> 00:09:20,977
‫می‌دونی؟

177
00:09:21,060 --> 00:09:23,688
‫تنبیه... یه... یه کتک حسابی بود.

178
00:09:23,771 --> 00:09:25,815
‫- من پوشک‌هاشو عوض می‌کردم.
‫- آره، عوض می‌کرد.

179
00:09:25,898 --> 00:09:27,858
‫- من هیچ‌وقت پوشک‌هاشو عوض نکردم.
‫- آره، عوض کردی.

180
00:09:27,942 --> 00:09:30,361
‫من حتی یه بار هم پوشک‌هاشو عوض نکردم.

181
00:09:32,238 --> 00:09:36,200
‫پدرم اینو توی ما جا انداخت که
‫باید بتونید از خودتون محافظت کنید.

182
00:09:36,284 --> 00:09:37,827
‫و اینجوری باید این کار رو انجام بدید.

183
00:09:38,744 --> 00:09:42,248
‫ناپدری ادی، آقای لینچ، یه بوکسور بود.

184
00:09:42,748 --> 00:09:47,420
‫می‌دونید که انضباط بوکسورها
‫چقدر می‌تونه افسانه‌ای باشه.

185
00:09:47,503 --> 00:09:49,839
‫اون از اون جور خانواده‌هاست.

186
00:09:59,932 --> 00:10:02,810
‫برای بوکسور شدن، باید یه
‫نژاد متفاوت از انسان باشی.

187
00:10:04,604 --> 00:10:07,690
‫این یه عکس از منه که دارم
‫به صورت علی مشت می‌زنم.

188
00:10:08,357 --> 00:10:09,525
‫این رو می‌بینی؟

189
00:10:10,026 --> 00:10:11,402
‫علی قهرمان منه.

190
00:10:12,695 --> 00:10:15,197
‫اما یه شب به صورتش مشت زدم.

191
00:10:15,823 --> 00:10:17,575
‫می‌دونی، علی می‌تونست یه کم چرت و پرت بگه.

192
00:10:17,658 --> 00:10:20,161
‫هر از گاهی، علی خیلی چرت و پرت می‌گفت.

193
00:10:20,244 --> 00:10:22,121
‫و می‌دونی، من به صورتش مشت زدم.

194
00:10:23,706 --> 00:10:26,917
‫هیچ‌کس مثل محمد علی در تاریخ آمریکا نیست.

195
00:10:27,752 --> 00:10:30,796
‫انگار به پریز برق وصل بود. یه نوری داشت.

196
00:10:30,880 --> 00:10:33,132
‫اون فقط جلوی دولت ایستاد،

197
00:10:33,215 --> 00:10:35,968
‫از چیزی که فکر می‌کرد درسته دفاع کرد.

198
00:10:36,052 --> 00:10:39,430
‫و داشت ترکوند، و داشت فداکاری می‌کرد.

199
00:10:40,056 --> 00:10:42,642
‫می‌دونی، 'لعنت بهش. اگه نتونم
‫اینجوری داشته باشمش، پس من...'

200
00:10:42,725 --> 00:10:45,394
‫'می‌تونید بگیرید... می‌تونید عنوانم
‫رو، همه‌ی پولم رو ازم بگیرید.'

201
00:10:45,478 --> 00:10:48,648
‫شما حتی در آمریکا به خاطر
‫اعتقادات مذهبی‌ام از من دفاع نمی‌کنید،

202
00:10:48,731 --> 00:10:50,316
‫و از من می‌خواهید بروم و بجنگم،

203
00:10:50,399 --> 00:10:52,360
‫اما اینجا در خانه از من حمایت نمی‌کنید.

204
00:10:52,443 --> 00:10:55,154
‫ما بچه های کوچکی بودیم که آن را تماشا می کردیم.
‫من یک بچه کوچک بودم که آن را تماشا می کردم.

205
00:10:55,237 --> 00:10:57,031
‫باراک اوباما داشت تماشا می کرد.

206
00:10:57,114 --> 00:11:00,284
‫اپرا وینفری داشت تماشا می کرد.
‫مایکل جردن داشت تماشا می کرد.

207
00:11:01,202 --> 00:11:04,497
‫ما اولین نسل از سیاهپوستان موفق هستیم.

208
00:11:04,580 --> 00:11:07,124
‫مثل اینکه ما اولین افراد نترس هستیم.

209
00:11:07,208 --> 00:11:10,378
‫و من فکر می کنم این چیزی
‫است که ما از علی گرفتیم.

210
00:11:10,461 --> 00:11:12,672
‫من بزرگترین هستم.

211
00:11:12,755 --> 00:11:17,385
‫حدود 12 یا 13 سالگی، شروع کردم
‫به گفتن اینکه می خواهم مشهور شوم.

212
00:11:17,468 --> 00:11:20,721
‫و بعد شروع کردم به گفتن، 'وقتی
‫18 ساله شوم، مشهور می شوم.'

213
00:11:20,805 --> 00:11:22,014
‫این ورد من بود.

214
00:11:22,098 --> 00:11:26,143
‫و من واقعاً، واقعاً، واقعاً، واقعاً
‫با تمام وجود به آن اعتقاد داشتم.

215
00:11:26,227 --> 00:11:29,855
‫مثل این بود که، ایده... 'اگر
‫مشهور نشوی چی؟' مثل این بود که…

216
00:11:29,939 --> 00:11:34,443
‫'داری از چی حرف میزنی؟ من
‫دارم... من می خواهم مشهور شوم.'

217
00:11:34,527 --> 00:11:36,946
‫من او را تشویق نکردم. اگر
‫چیزی بود، او را دلسرد کردم.

218
00:11:37,029 --> 00:11:39,281
‫گفتم، 'عجب، این چیزی است
‫که او واقعاً می خواهد انجام دهد؟'

219
00:11:39,365 --> 00:11:41,951
‫'و اگر موفق نشود چی؟ چی،
‫من اینجا یک ولگرد خواهم داشت؟'

220
00:11:42,034 --> 00:11:45,079
‫می دانید، من واقعاً نگران بودم
‫زیرا او به چیز دیگری علاقه نداشت.

221
00:11:45,663 --> 00:11:48,666
‫خانم ها و آقایان، آقای ادی مورفی.

222
00:11:49,875 --> 00:11:53,295
‫یادم می آید وقتی برادرم می رفت و
‫در یک دبیرستان برنامه اجرا می کرد،

223
00:11:53,379 --> 00:11:55,756
‫یا می رفت دانشگاه هافسترا
‫برنامه اجرا می کرد…

224
00:11:55,840 --> 00:11:59,260
‫حالا کمی طعنه آمیز است که من در
‫تلویزیون هستم زیرا از تلویزیون متنفرم.

225
00:11:59,343 --> 00:12:02,179
‫من چیزی تماشا نمی کنم زیرا
‫تلویزیون حال به هم زن شده است.

226
00:12:02,263 --> 00:12:04,348
‫آیا تا به حال تبلیغات و چیزهای
‫دیگر را در تلویزیون تماشا کرده اید؟

227
00:12:04,432 --> 00:12:06,267
‫دیدن آن ها باعث می شود معده ام به هم بخورد…

228
00:12:06,350 --> 00:12:09,311
‫می دانید، برنامه های کوچکی که
‫او در اطراف منطقه اجرا می کرد،

229
00:12:09,395 --> 00:12:13,524
‫و توانایی رفتن در مقابل
‫تماشاگران و ابراز وجود

230
00:12:13,607 --> 00:12:16,277
‫و خنداندن آنها، می دانید منظورم چیست؟

231
00:12:16,360 --> 00:12:20,448
‫این برای من واقعاً شگفت انگیز
‫بود، اینکه او آن... آن قدرت را داشت.

232
00:12:20,531 --> 00:12:23,617
‫کاسبی بیرون می آید، و او واقعاً خوب
‫است، او واقعاً باحال است، او می گوید،

233
00:12:23,701 --> 00:12:27,663
‫'وقتی مادرت یک کاسه پودینگ ژله ای
‫برایت می آورد، به او چه می گویی؟'

234
00:12:27,747 --> 00:12:32,376
‫وقتی برای اولین بار شروع کردم، هیچ
‫کاری نکردم که واقعاً به من مربوط باشد.

235
00:12:32,460 --> 00:12:34,170
‫من 90٪ تقلید صدا بودم.

236
00:12:34,253 --> 00:12:36,255
‫متشکرم. شما زیبا بودید. شب بخیر.

237
00:12:36,338 --> 00:12:38,924
‫این آسان ترین راه ورود است.
‫لازم نیست یک نمایش داشته باشید.

238
00:12:39,008 --> 00:12:40,926
‫تنها کاری که باید انجام دهید
‫این است که شبیه کسی صدا کنید.

239
00:12:41,010 --> 00:12:44,513
‫بعد از یک یا دو سال که آنجا
‫بودم و تقلید صدا می کردم،

240
00:12:44,597 --> 00:12:48,184
‫شما شروع به به دست آوردن چیزهای
‫خود می کنید و در آنچه هستید مستقر می شوید.

241
00:12:48,267 --> 00:12:51,145
‫و تا زمانی که من... 17 ساله شوم،

242
00:12:51,228 --> 00:12:55,065
‫من یک... می دانید، من یک نمایش
‫دارم، و من، می دانید، یک کمدین هستم.

243
00:12:55,149 --> 00:12:57,026
‫من اهل روزولت، لانگ آیلند هستم.

244
00:12:57,109 --> 00:12:59,111
‫من در یک محله کاملاً سیاهپوست بزرگ شدم.

245
00:12:59,195 --> 00:13:01,697
‫من این کار را کردم. آیا شما در یک
‫محله کاملاً سیاهپوست بزرگ شدید؟

246
00:13:01,781 --> 00:13:03,783
‫در یک محله عمدتاً سفیدپوست بزرگ شدید؟

247
00:13:03,866 --> 00:13:07,077
‫ببینید، چون، مثل اینکه، ما تقریباً
‫نیویورک را تسخیر کرده ایم، سیاهپوستان.

248
00:13:07,161 --> 00:13:08,204
‫بهش فکر کن.

249
00:13:09,914 --> 00:13:12,291
‫سفیدپوستان می گویند،
‫'هی، این خنده دار نیست.'

250
00:13:13,834 --> 00:13:16,879
‫وقتی در دهه 70 در
‫کلوپ ها با ادی روبرو شدید،

251
00:13:17,379 --> 00:13:20,382
‫اون یه چهره عالی و یه
‫لبخند فوق العاده داشت.

252
00:13:20,466 --> 00:13:23,010
‫و بعدش همه اون اتفاقای
‫دیگه، مثل یه معجزه بود.

253
00:13:23,093 --> 00:13:26,347
‫درست وقتی فکر میکردی
‫دیگه امنه که برگردی کویینز...

254
00:13:26,430 --> 00:13:29,225
‫و به نظر من، اینکه اون اهل
‫لانگ آیلند بود، خیلی عالی بود.

255
00:13:29,308 --> 00:13:31,268
‫لانگ آیلند یه جورایی بی کلاس تره، میدونی؟

256
00:13:31,352 --> 00:13:36,690
‫وقتی وارد رده های بالای این صنعت
‫میشی، یه جورایی یه مزیت به حساب میاد.

257
00:13:36,774 --> 00:13:39,235
‫بی کلاسیت رو حفظ کن، میدونی؟

258
00:13:40,486 --> 00:13:43,656
‫بعدش وقتی 18 سالم شد، کمدین
‫هایی که اون موقع بودن میگفتن:

259
00:13:43,739 --> 00:13:47,660
‫فکر میکردیم وقتی 18 سالت بشه، معروف میشی.

260
00:13:47,743 --> 00:13:49,703
‫من حدود یه سال اینطوری بودم.

261
00:13:49,787 --> 00:13:52,039
‫بعدش سال بعدش، وارد 'پخش زنده شنبه شب' شدم.

262
00:13:52,122 --> 00:13:55,167
‫چون اگه خدا میخواست
‫سفیدپوست ها با سیاه ها برابر باشن،

263
00:13:55,251 --> 00:13:56,752
‫همه یه دونه از اینا داشتن.

264
00:13:57,920 --> 00:14:00,756
‫ادی از سال 1980 تو زندگی من بوده،

265
00:14:00,840 --> 00:14:03,759
‫وقتی اولین بار چهرش رو
‫تو 'پخش زنده شنبه شب' دیدم.

266
00:14:03,843 --> 00:14:06,887
‫فصلی بود که بازیگرهای اصلی رفته بودن

267
00:14:06,971 --> 00:14:08,472
‫و لورن مایکلز هم رفته بود.

268
00:14:08,556 --> 00:14:10,391
‫و آدم های جدیدی رو آوردن.

269
00:14:11,058 --> 00:14:15,104
‫استقبال خوبی ازش نشد چون برنامه
‫اون موقع خیلی خیلی محبوب بود

270
00:14:15,187 --> 00:14:19,108
‫تماشاگرا این طوری بودن که میدونی چیه؟
‫ما همون بازیگرای قدیمیو میخایم.

271
00:14:20,234 --> 00:14:22,194
‫ادی تازه از دبیرستان اومده بود.

272
00:14:22,278 --> 00:14:23,362
‫و خیلی خجالتی بود.

273
00:14:24,280 --> 00:14:26,991
‫و خیلی... تو خودش بود.

274
00:14:27,074 --> 00:14:28,617
‫ولی خیلی نترس بود.

275
00:14:28,701 --> 00:14:30,578
‫من پسر رونالد ریگانم.

276
00:14:31,745 --> 00:14:33,873
‫میتونی این کلمه رو تو یه جمله استفاده کنی؟

277
00:14:34,373 --> 00:14:36,959
‫'محله آقای رابینسون' و 'گومبی'.

278
00:14:37,042 --> 00:14:39,128
‫من عاشق گومبی بودم. اون
‫یه چیز خیلی لانگ آیلندیه...

279
00:14:39,211 --> 00:14:41,881
‫من یه اجرای گومبی هم داشتم، در واقع.

280
00:14:41,964 --> 00:14:44,592
‫من گومبی ام، لعنتی. با من اینطوری حرف نزن!

281
00:14:44,675 --> 00:14:46,552
‫من عاشق ولوت مجله بودم.

282
00:14:46,635 --> 00:14:47,845
‫من میخوام یه مجله باشم.

283
00:14:47,928 --> 00:14:49,847
‫هر تقلیدی، علی...

284
00:14:50,431 --> 00:14:52,391
‫من بزرگترین مبارز تمام تاریخم.

285
00:14:52,474 --> 00:14:53,642
‫کازبی...

286
00:14:53,726 --> 00:14:55,853
‫واسه همینه که نوشیدنی گرفتم.

287
00:14:55,936 --> 00:14:58,063
‫جیمز براون، 'جکوزی افراد مشهور'.

288
00:14:58,147 --> 00:15:00,691
‫هی! تو جکوزی خیلی گرمه

289
00:15:00,774 --> 00:15:01,942
‫خودمو سوزوندم

290
00:15:02,026 --> 00:15:04,028
‫اون غرق شخصیت میشد،

291
00:15:04,111 --> 00:15:08,157
‫مثل دانا کاروی یا مایک
‫مایرز، تو اون سطح، درسته؟

292
00:15:08,240 --> 00:15:09,742
‫اوه پسر! اوه! آخ!

293
00:15:09,825 --> 00:15:11,493
‫آه!

294
00:15:11,577 --> 00:15:16,123
‫و در عین حال، میتونه
‫مثل بیل موری خودش باشه.

295
00:15:16,206 --> 00:15:18,959
‫تو سال 1981، یه تحصیلات
‫خوب به همون اندازه مهمه

296
00:15:19,043 --> 00:15:21,045
‫که یه سطل استفراغ گرم همستر.

297
00:15:21,629 --> 00:15:25,883
‫خیلی کم پیش میاد کسی هر
‫دو تا حرکت رو داشته باشه.

298
00:15:25,966 --> 00:15:31,305
‫وقتی هشت سالم بود... یه شب تا دیروقت
‫بیدار بودم، و یادمه داشتم تماشا میکردم.

299
00:15:31,388 --> 00:15:35,643
‫یادم نیست چه قسمتی بود،
‫فقط یادمه، مثلا، تموم شد.

300
00:15:35,726 --> 00:15:37,978
‫از خنده ریسه میرفتم. این
‫یارو خیلی خنده دار بود.

301
00:15:38,062 --> 00:15:40,606
‫و این یه جورایی تبدیل شد
‫به یه عادت برای من و مادرم،

302
00:15:40,689 --> 00:15:43,275
‫که اون منو آخر شب های شنبه بیدار میکرد،

303
00:15:43,359 --> 00:15:45,361
‫و می گفتن، 'اون پسره که دوستش داری اومد.'

304
00:15:45,444 --> 00:15:47,404
‫و اون اولین چیزی بود که
‫باعث شد با هم صمیمی بشیم.

305
00:15:47,488 --> 00:15:50,699
‫یادمه چیزی که واقعاً من رو
‫تحت تأثیر قرار داد این بود که

306
00:15:50,783 --> 00:15:52,952
‫تقریباً لازم نبود چیزی بگه.

307
00:15:53,661 --> 00:15:54,828
‫و خنده دار بود.

308
00:15:57,581 --> 00:16:00,000
‫وقتی گریم سفید می کنه و لباس می پوشه،

309
00:16:00,084 --> 00:16:02,461
‫و میره بیرون تو خیابون،

310
00:16:02,544 --> 00:16:06,423
‫و درباره اینکه مرد سفیدپوست
‫بودن تو دنیا چه حسی داره، نظر میده…

311
00:16:11,136 --> 00:16:13,347
‫من این طوری بودم که اوه... محشره

312
00:16:14,098 --> 00:16:15,849
‫من 19 سالم بود.

313
00:16:15,933 --> 00:16:18,310
‫خب، اون سال های دانشگاه من بود، من…

314
00:16:18,394 --> 00:16:21,939
‫برنامه 'پخش زنده شنبه شب'
‫مثل هاروارد برای بازیگران کمدیه.

315
00:16:22,022 --> 00:16:23,440
‫تو واقعاً یه اعجوبه ای.

316
00:16:23,524 --> 00:16:24,775
‫خیلی ممنون، فرانک.

317
00:16:24,858 --> 00:16:28,195
‫و وقتی برای اولین بار نقش استیو
‫واندر رو بازی کردم، اونا گفتن…

318
00:16:28,278 --> 00:16:30,322
‫'اوه، این خیلی بی رحمانه است.
‫چطور می تونه این کارو بکنه؟'

319
00:16:30,406 --> 00:16:32,491
‫'خنده دار بود، اما خیلی بی رحمانه بود.'

320
00:16:32,574 --> 00:16:35,953
‫و وقتی استیو اومد به برنامه 'پخش
‫زنده شنبه شب'، دیگه این حرفو نزدن.

321
00:16:36,036 --> 00:16:38,664
‫خیلی نادره که استیو به برنامه
‫'پخش زنده شنبه شب' بیاد.

322
00:16:38,747 --> 00:16:40,207
‫خیلی خنده داره.

323
00:16:40,958 --> 00:16:43,085
‫این بدترین تقلید صدای استیو
‫واندر بود که تا حالا دیدم…

324
00:16:43,085 --> 00:16:44,420
‫مشکلش چیه؟

325
00:16:50,759 --> 00:16:52,511
‫شاید شش ماه اول،

326
00:16:52,594 --> 00:16:55,222
‫هنوز تو اتاق خودم تو خونه مادرم بودم.

327
00:16:55,305 --> 00:16:57,975
‫من با همون آرایش از برنامه برمی گشتم خونه،

328
00:16:58,058 --> 00:17:02,229
‫چون فکر می کردم مردم تو قطار منو
‫می بینن و می فهمن که تو تلویزیون بودم.

329
00:17:02,312 --> 00:17:03,731
‫اونا نمی دونن تو تو تلویزیونی.

330
00:17:03,814 --> 00:17:07,109
‫فقط شبیه یه بچه ای هستی
‫که تو قطار آرایش کرده.

331
00:17:07,192 --> 00:17:10,821
‫دیدن ادی تو 'پخش زنده شنبه شب'، لاغر…

332
00:17:11,321 --> 00:17:14,324
‫اون موقع است که کمدین ها از همه
‫خطرناک تر میشن، وقتی لاغر میشیم.

333
00:17:14,408 --> 00:17:16,994
‫وقتی هیچی غذا نخوردیم.
‫اون هنوز هیچی نخورده.

334
00:17:17,077 --> 00:17:19,288
‫اون فقط لاغر و خیلی خنده داره.

335
00:17:20,414 --> 00:17:26,003
‫اولین ملاقات واقعی ما تو یه استیک
‫فروشی نزدیک 'پخش زنده شنبه شب' بود.

336
00:17:26,086 --> 00:17:29,173
‫می خواستم باهاش درباره
‫حرفه بازیگری صحبت کنم.

337
00:17:30,382 --> 00:17:33,427
‫'این عالیه. کاری که داری
‫می کنی فوق العاده است.'

338
00:17:33,969 --> 00:17:37,056
‫'یه فرصت دیگه هم برات وجود داره.'

339
00:17:37,139 --> 00:17:40,267
‫'نه به جای این، بلکه علاوه
‫بر این. این زیبایی ماجراست.'

340
00:17:40,851 --> 00:17:44,480
‫جف کاتزنبرگ رئیس تولید در پارامونت بود.

341
00:17:44,563 --> 00:17:45,814
‫اون یه جورایی جوون ترین فرد اونجا بود.

342
00:17:45,898 --> 00:17:49,359
‫دو هفته اول فیلم '48 ساعت'،
‫می خواستن منو اخراج کنن

343
00:17:49,443 --> 00:17:51,487
‫چون می گفتن، 'این جواب نمیده.'

344
00:17:51,570 --> 00:17:55,741
‫و کاتزنبرگ بهشون گفت، 'نه.
‫اخراجش نکنید. یه چیزی توش هست.'

345
00:17:55,824 --> 00:17:56,992
‫و منو اخراج نکردن.

346
00:17:57,076 --> 00:17:58,911
‫از اون موقع تا حالا با هم خوب بودیم.

347
00:18:00,120 --> 00:18:02,873
‫وقتی فیلم '48 ساعت' اکران
‫شد، فکر کردم یه فیلم موفقه.

348
00:18:02,956 --> 00:18:06,210
‫فکر نمی کردم که قراره تو فیلم ها بازی کنم.

349
00:18:06,293 --> 00:18:09,004
‫روکسان

350
00:18:09,088 --> 00:18:12,216
‫تو اون صحنه اول، یه مرد سیاه
‫پوست داره آهنگ 'روکسان' رو می خونه

351
00:18:12,299 --> 00:18:14,134
‫انگار که یکی از اعضای گروه سوپریمز باشه.

352
00:18:14,218 --> 00:18:17,387
‫- روکس... چراغ قرمز رو روشن کن - هاموند.

353
00:18:17,471 --> 00:18:20,015
‫جوری داره میخونه انگار داره
‫برای امریکن آیدل تست میده.

354
00:18:20,599 --> 00:18:23,685
‫این همچنین لحظه ای است برای
‫برافراشتن پرچم در یک فرهنگ و گفتن...

355
00:18:23,769 --> 00:18:24,645
‫هاموند!

356
00:18:24,728 --> 00:18:27,106
‫'من همه این چیزها
‫هستم. من نسل بعدی هستم.'

357
00:18:27,189 --> 00:18:28,482
‫شکمم داره قار و قور میکنه.

358
00:18:28,565 --> 00:18:30,484
‫- بهتره بریم یه چیزی برداریم...
‫- ما وقتی غذا می خوریم که من میگم.

359
00:18:30,567 --> 00:18:31,777
‫هی، این دیگه مزخرفه.

360
00:18:31,860 --> 00:18:34,279
‫این دیگه آخرین اخطاره،
‫باشه؟ من الان غذا می خوام.

361
00:18:34,363 --> 00:18:36,490
‫اگه خوشت نمیاد، منو برگردون به زندان ایالتی

362
00:18:36,490 --> 00:18:38,283
‫و با شکم گرسنه و سیاهم خداحافظی کن.

363
00:18:38,367 --> 00:18:41,662
‫وقتی فیلم '48 ساعت' اومد، یه چیز جدید بود.

364
00:18:41,745 --> 00:18:45,249
‫بازیگر سیاه پوست در
‫فیلم ها نقش مکمل رو داشت.

365
00:18:45,916 --> 00:18:48,293
‫اما وقتی شروع به تماشای فیلم می کنی،

366
00:18:48,377 --> 00:18:50,754
‫انگار بدون این یارو نمی
‫تونه هیچ کاری انجام بده.

367
00:18:50,838 --> 00:18:52,464
‫'حرکت بعدی ما چیه، زندانی؟'

368
00:18:52,548 --> 00:18:54,049
‫'حالا چیکار کنیم، زندانی؟'

369
00:18:54,675 --> 00:18:58,011
‫معلومه که این یه شب طولانی
‫و لعنتی خواهد بود، زندانی.

370
00:18:58,095 --> 00:19:03,016
‫لحظه متعالی ادی مورفی
‫صحنه بار در '48 ساعت' است.

371
00:19:03,600 --> 00:19:05,435
‫تو دیگه چه جور پلیسی هستی؟

372
00:19:06,436 --> 00:19:09,273
‫می دونی من کی هستم؟ من
‫بدترین کابوس لعنتی تو هستم، مرد.

373
00:19:09,356 --> 00:19:10,524
‫من یه سیاه پوستم با نشان.

374
00:19:10,607 --> 00:19:13,986
‫یعنی هر وقت دلم بخواد
‫اجازه دارم حالتو بگیرم.

375
00:19:14,069 --> 00:19:18,782
‫از نظر مفهومی، دیدن یه جوون سیاه
‫پوست که اینو میگه، مثل یه آهنگ هیت میمونه.

376
00:19:18,866 --> 00:19:20,492
‫فقط اون... فقط اون صحنه.

377
00:19:20,617 --> 00:19:22,411
‫که بره و تو دنیای سفیدپوستا
‫مسئولیت رو به عهده بگیره.

378
00:19:22,494 --> 00:19:24,329
‫و اسمش رجی هاموند است.

379
00:19:24,872 --> 00:19:25,998
‫شماها خونسرد باشین.

380
00:19:29,126 --> 00:19:32,504
‫من وقتی وارد این کار شدم که هنوز
‫افسانه های قدیمی هالیوود زنده بودن،

381
00:19:32,504 --> 00:19:33,172
‫من وقتی وارد این کار شدم که هنوز
‫افسانه های قدیمی هالیوود زنده بودن،

382
00:19:33,255 --> 00:19:36,216
‫و من تونستم با یه سری از اون
‫آدما، اون آدمای واقعی، ملاقات کنم،

383
00:19:36,300 --> 00:19:38,051
‫اون آدمای فوق العاده با استعداد هالیوود که
‫یه جورایی یه حرفه طولانی 50 ساله داشتن،

384
00:19:38,051 --> 00:19:40,512
‫اون آدمای فوق العاده با استعداد هالیوود که
‫یه جورایی یه حرفه طولانی 50 ساله داشتن،

385
00:19:40,596 --> 00:19:42,472
‫چون اونا در مورد من کنجکاو بودن.

386
00:19:42,556 --> 00:19:45,392
‫اونا می گفتن، 'هی، من می خوام
‫با اون کاکا سیاه ناهار بخورم.'

387
00:19:47,186 --> 00:19:51,899
‫من با براندو و چارلتون هستون، سیناترا
‫ملاقات کردم. من با همه اون آدما ملاقات کردم.

388
00:19:52,900 --> 00:19:54,860
‫از طریق تماس اونا با مدیر برنامه های من.

389
00:19:54,943 --> 00:19:59,615
‫این مثل این می مونه که من الان...
‫اگه یه بازیگر 22 ساله یه فیلم بازی کنه،

390
00:19:59,698 --> 00:20:04,119
‫و من بگم، 'هی، من می خوام ناهار
‫بخورم... من می خوام با اونا ناهار بخورم.'

391
00:20:04,203 --> 00:20:05,662
‫این اتفاق هرگز نمی افته.

392
00:20:07,080 --> 00:20:08,999
‫تجارت نمایش داشت یه چیز دیگه ای می شد.

393
00:20:09,750 --> 00:20:11,543
‫اون در خط مقدم اون بود.

394
00:20:11,627 --> 00:20:15,088
‫اگه یه ستاره قدیمی سینما باشی،
‫می بینی که آدما میان و میرن.

395
00:20:15,172 --> 00:20:17,633
‫'این یکی یه دقیقه معروفه، یه دقیقه سرد.'

396
00:20:17,716 --> 00:20:20,552
‫اما مرد، اون طوری به نظر می
‫رسید که انگار دقیقا همون جاییه که...

397
00:20:20,636 --> 00:20:24,139
‫اون طوری به نظر می رسید که انگار
‫اون قرار ملاقات با سرنوشت رو داره.

398
00:20:24,223 --> 00:20:28,143
‫و هر کسی که تا حالا سوار اون قطار
‫شده بود، دقیقا می دونست به چی نگاه می کنه.

399
00:20:28,227 --> 00:20:31,104
‫معلومه که می خوای با یه
‫همچین آدمی ملاقات کنی.

400
00:20:31,688 --> 00:20:34,775
‫ستاره بودن اونم توو 19 سالگی

401
00:20:34,775 --> 00:20:37,444
‫و، می دونی، اون موقع، بی سابقه بود.

402
00:20:37,527 --> 00:20:38,946
‫داری کلی پول در میاری.

403
00:20:39,029 --> 00:20:42,616
‫اون یه مصاحبه با جانی کارسون
‫انجام داد. جانی میگه، 'خب، ادی، بهم بگو،

404
00:20:42,699 --> 00:20:44,326
‫با پولت چی خریدی؟'

405
00:20:44,409 --> 00:20:47,329
‫حالا، میری بیرون و واقعاً...
‫حسابی ولخرجی می کنی،

406
00:20:47,412 --> 00:20:48,997
‫یا پس اندازش می کنی، یا...

407
00:20:49,081 --> 00:20:51,416
‫چطوری با این قضیه کنار میای؟

408
00:20:53,210 --> 00:20:55,254
‫"هی، آموس. یه نگاه به اون کت بنداز!"

409
00:20:57,089 --> 00:20:58,882
‫نه، من نمی گفتم...

410
00:20:59,508 --> 00:21:05,180
‫جفری کاتزنبرگ یه فیلمنامه برام می
‫فرسته، و من اساساً 'جابه‌جایی' رو می خونم.

411
00:21:05,264 --> 00:21:06,890
‫من نفهمیدم...

412
00:21:09,184 --> 00:21:12,145
‫تا اینکه... حدود دو هفته قبل از فیلمبرداری،

413
00:21:12,229 --> 00:21:15,190
‫که در واقع، فیلمنامه برای

414
00:21:15,274 --> 00:21:18,485
‫ریچارد پرایور و جین وایلدر نوشته شده بود،

415
00:21:18,568 --> 00:21:21,655
‫که چند تا فیلم رفاقتی
‫ساختن که خیلی موفق شدن.

416
00:21:21,738 --> 00:21:23,323
‫و ریچارد...

417
00:21:25,575 --> 00:21:26,910
‫خودش رو به آتش کشید.

418
00:21:26,994 --> 00:21:31,331
‫ریچارد پرایور، کمدین و نویسنده،
‫در یک حادثه به شدت سوخت

419
00:21:31,415 --> 00:21:33,667
‫شب گذشته در خانه اش در کالیفرنیا.

420
00:21:33,750 --> 00:21:36,753
‫پرایور به پزشکانش گفته
‫که از اتر استفاده می کرده

421
00:21:36,837 --> 00:21:40,590
‫برای خالص کردن یه مقدار کوکائین
‫که مخلوط توی صورتش منفجر شده.

422
00:21:40,674 --> 00:21:44,886
‫و جف گفت، 'می خوام که
‫ادی مورفی رو در نظر بگیری.'

423
00:21:45,387 --> 00:21:48,432
‫و من، البته، گفتم، 'کی؟'

424
00:21:52,102 --> 00:21:53,478
‫مشکلی هست، افسران؟

425
00:21:54,563 --> 00:21:58,734
‫از همون لحظات اول که ادی
‫داشت از خیابون میومد پایین

426
00:21:59,735 --> 00:22:02,154
‫با اون اداهای آدم نابینا...

427
00:22:02,237 --> 00:22:03,322
‫من می بینم!

428
00:22:04,031 --> 00:22:04,948
‫من می بینم!

429
00:22:05,032 --> 00:22:06,783
‫من من... من می تونم... من پا دارم!

430
00:22:06,867 --> 00:22:11,330
‫به نظر من، این نزدیک
‫ترین فیلم به یه فیلم بی نقصه.

431
00:22:11,413 --> 00:22:14,124
‫و فکر می کنم همه ما حسش کردیم و دیدیمش.

432
00:22:17,502 --> 00:22:20,756
‫من چند شب پیش با دوستام
‫رفتم فیلم 'جابه‌جایی' رو ببینم.

433
00:22:20,839 --> 00:22:24,885
‫- شنیدم خیلی خوبه.
‫- با بازی ادی مورفی و دن آیکروید.

434
00:22:24,968 --> 00:22:27,137
‫و میری توی سینما و شروع می کنی به خندیدن،

435
00:22:27,220 --> 00:22:30,015
‫و بعد اونا از اون چیزی
‫که می خوای باحال تر میشن.

436
00:22:30,098 --> 00:22:32,768
‫درسته؟ منظورم اینه که، از اون
‫چیزی که می خوای باحال تره، و تو...

437
00:22:33,393 --> 00:22:35,604
‫تو اون رو دیدی.

438
00:22:35,687 --> 00:22:37,689
‫- اونا واقعاً باحالن.
‫- آره. هی.

439
00:22:39,983 --> 00:22:41,318
‫ولی خیلی خنده داره، مرد.

440
00:22:41,401 --> 00:22:43,862
‫- این چیزیه که من می شنوم.
‫- آره. من می خوام بکشمش.

441
00:22:43,945 --> 00:22:45,447
‫ما یه استراحت می کنیم.

442
00:22:45,530 --> 00:22:52,037
‫ریچارد پرایور خنده دارترین کمدین
‫استندآپ در تاریخ این هنر است.

443
00:22:52,120 --> 00:22:54,414
‫چند نفر تا حالا اسم فری بیس رو شنیدن؟

444
00:22:54,498 --> 00:22:57,250
‫تا حالا شنیدی کسی منفجر بشه؟

445
00:22:58,752 --> 00:22:59,795
‫چرا من؟

446
00:23:01,546 --> 00:23:04,549
‫ده میلیون فری بیس
‫می کنن. من باید منفجر بشم.

447
00:23:05,759 --> 00:23:06,760
‫اخیراً،

448
00:23:08,136 --> 00:23:10,347
‫چپل توی اون دنیاییه که، مثلاً،

449
00:23:10,430 --> 00:23:15,268
‫یه جور خاصی انگشتش رو روش
‫گذاشته و درک درستی از مخاطب داره.

450
00:23:15,352 --> 00:23:16,645
‫و اون خیلی باهوشه.

451
00:23:17,270 --> 00:23:19,523
‫و او واقعا... او به معنای واقعی کلمه...

452
00:23:19,606 --> 00:23:20,982
‫همه رو به وجد آورد.

453
00:23:21,066 --> 00:23:22,734
‫کمدی یک شکل هنری است.

454
00:23:23,235 --> 00:23:27,406
‫البته تو دست هر کسی نیست، ولی مرد،
‫اونایی که اینجوری باهاش برخورد میکنن،

455
00:23:27,489 --> 00:23:29,866
‫اونا به معنای واقعی کلمه
‫ارتعاش دارن، به نظرم...

456
00:23:30,659 --> 00:23:34,371
‫میتونم اینطور استدلال کنم که
‫یکی از بالاترین فرکانس های هنریه.

457
00:23:34,454 --> 00:23:39,793
‫و ادی، هر مهارت و استعدادی که فکرشو بکنی
‫یه کمدین بهش نیاز داره رو به وفور داره.

458
00:23:40,502 --> 00:23:43,880
‫میدونی، من به اجرای استندآپ ادامه دادم،
‫حتی با اینکه فیلم بازی میکردم و این چیزا.

459
00:23:43,964 --> 00:23:46,800
‫دعواهایی که هیچکس خونه
‫نیست و کلی خواهر برادر هست،

460
00:23:46,883 --> 00:23:48,051
‫و تو سعی میکنی اونارو بکشی.

461
00:23:48,552 --> 00:23:51,805
‫با چاقو دور خونه میدویدی و میگفتی...

462
00:23:51,888 --> 00:23:54,808
‫اگه تو فیلادلفیا فیلمبرداری داشته باشم،
‫وقتی داشتیم 'جابه‌جایی' رو میساختیم،

463
00:23:54,891 --> 00:23:56,852
‫میتونم برم 'کمدی ورکس' و تمرین کنم.

464
00:23:56,935 --> 00:24:02,315
‫و 'دیوانه' بیشتر چیزاییه که
‫تو این سالها جمع کرده بودم.

465
00:24:04,276 --> 00:24:05,986
‫'دیوانه' یه انرژی خاصی داشت،
‫یه انرژی جنون آمیز دورش بود.

466
00:24:06,069 --> 00:24:08,655
‫و واقعا یه جورایی حس و
‫حال یه کنسرت راک رو داشت.

467
00:24:09,322 --> 00:24:11,575
‫به خاطر همینه که کت و شلوار
‫چرمی و این چیزا پوشیده بودم،

468
00:24:11,658 --> 00:24:13,410
‫سعی میکردم مثل الویس اینور و اونور برم.

469
00:24:13,994 --> 00:24:15,287
‫ادی مورفی!

470
00:24:19,749 --> 00:24:23,545
‫اون طرز نگاه ما به کمدی رو تغییر داد.

471
00:24:23,628 --> 00:24:26,089
‫کمدین ها معمولا جذاب نیستن.

472
00:24:26,173 --> 00:24:29,718
‫مخصوصا، اگه بخوایم سنتی
‫صحبت کنیم، تا اون موقع.

473
00:24:29,801 --> 00:24:33,430
‫خیلی ناجورن. بعضی وقتا یه جورایی وحشی ان.

474
00:24:34,014 --> 00:24:36,016
‫خانم ها عاشقش بودن.

475
00:24:36,099 --> 00:24:38,727
‫و میدونی، حس میکنم روش کراش داشتم

476
00:24:38,810 --> 00:24:41,062
‫تو کل این مدت، میدونی.

477
00:24:41,146 --> 00:24:44,232
‫و شاید از همونجا شروع شد،
‫با اون کت و شلوار چرمی قرمز.

478
00:24:44,316 --> 00:24:46,151
‫فوق العاده بود.

479
00:24:46,693 --> 00:24:50,238
‫واضحه که اون تو اون لباس
‫چرمی قرمز، جذاب ترین آدم دنیا بود.

480
00:24:50,322 --> 00:24:51,364
‫ولی آخه چرا؟

481
00:24:51,948 --> 00:24:53,658
‫اون چرم قرمز افتضاح بود.

482
00:24:53,742 --> 00:24:55,327
‫ولی همین باعث شده بود خیلی عالی باشه.

483
00:24:56,077 --> 00:24:58,788
‫و مهم نبود چه اتفاقی داشت می افتاد،
‫وقتی مرد بستنی میومد، همه چی متوقف میشد.

484
00:24:58,872 --> 00:25:01,333
‫داشتی تیله بازی میکردی
‫و اینا، که یهو میشنیدی...

485
00:25:04,544 --> 00:25:06,838
‫بستنی!

486
00:25:06,922 --> 00:25:10,592
‫بستنی! مرد بستنی داره میاد!

487
00:25:10,675 --> 00:25:14,846
‫بابام کل دوران بچگیم تو 'بریرز
‫آیس کریم' کار میکرد، ما یه...

488
00:25:14,930 --> 00:25:17,933
‫انقدر بستنی داشتیم که اصلا دیگه نمیخوردیم.

489
00:25:18,016 --> 00:25:20,936
‫مثلا مجبور بودی بستنی رو بندازی
‫دور، چون فریزر سوخته میشد.

490
00:25:22,145 --> 00:25:25,482
‫ولی اولش... من تا 13 سالگی به فکر
‫وارد شدن به شو بیزینس نیفتاده بودم

491
00:25:25,565 --> 00:25:27,692
‫یا کمدین شدن.

492
00:25:27,776 --> 00:25:32,531
‫تا قبل از اون، من... میخواستم یه
‫کامیون بستنی 'مستر سافتیز' داشته باشم.

493
00:25:32,614 --> 00:25:34,449
‫میخوای یه لیس بزنی؟ سرکاری.

494
00:25:34,533 --> 00:25:36,952
‫بستنی میخوای؟ بستنی میخوای؟

495
00:25:37,035 --> 00:25:41,581
‫اون ایده اجرای شخصیت روی
‫صحنه رو به بالاترین سطح ممکن رسوند.

496
00:25:41,665 --> 00:25:42,666
‫نمیتونی...

497
00:25:46,670 --> 00:25:51,299
‫وقتی ادی مورفی یه داستان تعریف
‫میکرد، حس میکردی خودت اونجا بودی.

498
00:25:51,383 --> 00:25:54,010
‫مادرم مثل کلینت ایستوود بود، فقط با دمپایی.

499
00:25:55,136 --> 00:25:57,806
‫اگه گند میزدی، مادرم
‫میومد تو اتاق و میگفت...

500
00:26:03,520 --> 00:26:06,940
‫وقتی منو تو 'دیوانه' میبینی که دارم
‫درباره خونوادم و اینا حرف میزنم،

501
00:26:07,023 --> 00:26:09,317
‫این بعد از سال ها و سال ها انجام دادنش است.

502
00:26:09,401 --> 00:26:11,861
‫چرا بستنی رو از روی زمین خوردی؟

503
00:26:12,612 --> 00:26:13,989
‫من اصلا بستنی نخوردم...

504
00:26:15,865 --> 00:26:18,159
‫استندآپ، همونطور که میدونید، صمیمیه.

505
00:26:18,243 --> 00:26:21,913
‫پدرم وسط بساط کباب پامیشد
‫و میگفت: 'این خونه منه.'

506
00:26:23,498 --> 00:26:24,624
‫'میدونید چیه.'

507
00:26:24,708 --> 00:26:27,502
‫'و اگه خوشتون نمیاد،
‫گورتونو گم کنید برید بیرون.'

508
00:26:27,586 --> 00:26:29,754
‫میتونستم توی مدیسون اسکوئر گاردن باشم،

509
00:26:29,838 --> 00:26:31,756
‫ولی وقتی شروع کردم به
‫تقلید بابام وقتی بود،

510
00:26:32,549 --> 00:26:36,094
‫میتونستی صدای خنده مادرم رو
‫توی جمعیت 20000 نفری بشنوی.

511
00:26:36,177 --> 00:26:37,887
‫'و هی...'

512
00:26:37,971 --> 00:26:39,764
‫'اگه خوشت نمیاد، برو به جهنم.'

513
00:26:41,182 --> 00:26:44,894
‫و چیزایی که درباره پدرم میگفتم
‫باعث شد پدرم دیگه نوشیدنی نخوره.

514
00:26:44,978 --> 00:26:48,398
‫اون میگفت: 'من این شکلی ام؟'
‫منم میگفتم: 'آره، این شکلی هستی.'

515
00:26:48,481 --> 00:26:50,317
‫اون دیگه... دیگه نوشیدنی نخورد.

516
00:26:50,400 --> 00:26:54,029
‫من یه طرفدار بزرگ ادی مورفی بودم... بخاطر،

517
00:26:54,112 --> 00:26:58,199
‫میدونی، شرک، دکتر دولیتل، و
‫همه این چیزا وقتی 8 سالم بود.

518
00:26:58,283 --> 00:27:01,494
‫و پدرم تو 11 سپتامبر فوت کرد.

519
00:27:01,578 --> 00:27:06,833
‫مامانم منو برد به یه مغازه تو پاساژ
‫که دی وی دی و سی دی داشت،

520
00:27:06,916 --> 00:27:09,377
‫و ادی مورفی، دلیریوس، اونجا بود.

521
00:27:09,461 --> 00:27:12,631
‫من گفتم: 'این چیه؟ باحال به نظر
‫میرسه، و میتونه سرگرم کننده باشه.'

522
00:27:12,714 --> 00:27:14,549
‫ما داشتیم، مثلا، اون...

523
00:27:14,633 --> 00:27:19,804
‫مثل یه سابربن قدیمی بود که اون
‫دی وی دی پلیرهای تاشو رو داشت.

524
00:27:19,888 --> 00:27:22,390
‫و، آم، بلافاصله، میدونی،

525
00:27:22,474 --> 00:27:25,894
‫'گمشو، خفه شو...' میدونی، 'لعنت به تو.'

526
00:27:25,977 --> 00:27:28,647
‫و مامانم گفت: 'اوه، چی خریدی؟'

527
00:27:29,147 --> 00:27:31,483
‫و من از خنده ریسه میرفتم.

528
00:27:31,566 --> 00:27:34,903
‫و اون گفت، 'تو نمیتونی این
‫یا هیچکدوم از اینا رو ببینی.'

529
00:27:34,986 --> 00:27:40,450
‫و من گفتم: 'خواهش میکنم.' من دارم میخندم.
‫و فکر کنم دید که دارم لذت میبرم.

530
00:27:40,533 --> 00:27:43,286
‫و... تو زمانی که واقعا نبودم.

531
00:27:44,037 --> 00:27:46,873
‫و اون گفت، 'تو میتونی این چیزا رو ببینی

532
00:27:46,956 --> 00:27:50,335
‫به شرطی که تکرارشون نکنی یا به کسی نگی.'

533
00:27:50,835 --> 00:27:54,964
‫و این یه جور پیمان کوچیکی بود که بستیم.
‫و اون منو به روی همه چیز باز کرد.

534
00:27:55,548 --> 00:27:59,594
‫اگه من لبرون جیمز باشم، اون
‫پوستر مایکل جردن روی دیوارم بود.

535
00:27:59,678 --> 00:28:02,222
‫میدونی، چیزی که ریچارد
‫پرایور میتونست برای اون باشه...

536
00:28:02,305 --> 00:28:04,766
‫و من کارای ریچارد پرایور
‫رو میدونستم، ولی ریچارد...

537
00:28:04,849 --> 00:28:07,435
‫من تا وقتی بزرگتر نشدم
‫از کارش قدردانی نکردم.

538
00:28:07,519 --> 00:28:11,231
‫ادی برای من آماده به کار بود.
‫روحیه نحوه اجراش،

539
00:28:11,314 --> 00:28:13,191
‫تقلیدها، مسخره بازیاش.

540
00:28:13,274 --> 00:28:15,777
‫اون یکی پسره اونجا چند سالشه؟

541
00:28:15,860 --> 00:28:17,404
‫اوه، حالا دیگه گند زدید.

542
00:28:18,363 --> 00:28:21,825
‫فکر کردید من میخوام اینجوری بگم،
‫'اوکی'، و همه اون مزخرفات، درسته؟

543
00:28:21,908 --> 00:28:24,619
‫نمیدونستید میخوام بگم،
‫'کیرای ما اینقدر بزرگه!'

544
00:28:27,288 --> 00:28:29,124
‫اون بچه قراره اینجوری از خواب بیدار شه،

545
00:28:29,207 --> 00:28:31,501
‫'کیرای سیاهپوستا دارن
‫میان منو بگیرن، مامان!'

546
00:28:32,252 --> 00:28:34,045
‫ریچارد، وقتی میخونی چه حسی داری،

547
00:28:34,129 --> 00:28:37,006
‫'ادی مورفی قراره یه
‫ریچارد پرایور دیگه بشه'؟

548
00:28:37,090 --> 00:28:39,634
‫یا، 'مراقب باش ریچارد
‫پرایور، ادی مورفی داره میاد'؟

549
00:28:39,718 --> 00:28:40,635
‫عصبانی.

550
00:28:40,719 --> 00:28:42,053
‫آره.

551
00:28:42,137 --> 00:28:45,515
‫می دونی، نه، خوشم نمیاد.
‫اصلا ازش خوشم نمیاد.

552
00:28:45,598 --> 00:28:48,435
‫مردم میگن اون ریچارد پرایور جدیده.

553
00:28:48,518 --> 00:28:50,186
‫داری راجع به چی میگی 

554
00:28:50,270 --> 00:28:53,523
‫ریچارد اینجاست، و هیچوقت یه
‫ریچارد پرایور جدید وجود نخواهد داشت.

555
00:28:53,606 --> 00:28:55,442
‫یه مرد دیگه خواهد بود.

556
00:28:55,525 --> 00:28:56,818
‫اون سندروم،

557
00:28:57,569 --> 00:28:59,362
‫اون تمایل به در انداختن

558
00:29:00,864 --> 00:29:02,699
‫سیاهپوستا به جون همدیگه

559
00:29:02,782 --> 00:29:05,493
‫و اینطور نشون دادن که انگار
‫فقط یه فرصت وجود داره...

560
00:29:07,162 --> 00:29:08,997
‫و اگه یکی از شماها بخوادش،

561
00:29:09,080 --> 00:29:12,584
‫باید برین تو کولوسئوم و اون
‫یکی رو نابود کنین. میدونی؟

562
00:29:12,667 --> 00:29:15,503
‫هیچ دو تا کمدین
‫سفیدپوستی، منظورم اینه که...

563
00:29:16,212 --> 00:29:17,422
‫بذارین اینجوری بگم.

564
00:29:17,505 --> 00:29:23,428
‫جف راس و هاوی ماندل
‫هیچوقت به این فکر نکردن که

565
00:29:23,511 --> 00:29:25,472
‫یا منم یا اون.

566
00:29:26,222 --> 00:29:30,477
‫این حرفا رو از کجا میاری؟
‫'همه جا هست. یا منم یا اون. میدونم.'

567
00:29:30,560 --> 00:29:33,855
‫و قضیه همین بود. سال
‫ها اینجوری بود، میدونی...

568
00:29:33,938 --> 00:29:37,817
‫یکی یکی به دست میاوردن، میدونی،

569
00:29:38,526 --> 00:29:40,904
‫محبوبیت عمومی و تو فیلم
‫های بزرگ بازی میکردن.

570
00:29:40,987 --> 00:29:43,698
‫تو دهه 60، سیدنی پواتیه بود.

571
00:29:43,782 --> 00:29:47,660
‫بعدش ریچارد تنها کسی بود که مرد شد.

572
00:29:47,744 --> 00:29:52,332
‫و اون تنها سیاهپوستی بود
‫که یه مدت تو بیشتر فیلما بود.

573
00:29:52,415 --> 00:29:55,877
‫بعد از من، سیل بندها شکسته شد.

574
00:29:58,046 --> 00:30:01,216
‫ادی مورفی یه ستاره در
‫حال ظهور به حساب میومد.

575
00:30:01,299 --> 00:30:05,136
‫ولی تو اون روزا، یه
‫بازیگر آفریقایی-آمریکایی

576
00:30:05,220 --> 00:30:09,557
‫هیچوقت بیشتر از 20 یا
‫25 میلیون دلار فروش نداشت.

577
00:30:09,641 --> 00:30:11,976
‫و اون ریچارد پرایور بود، به تنهایی.

578
00:30:12,977 --> 00:30:16,481
‫بنابراین ریسک بزرگی بود که ادی
‫مورفی رو تو پلیس بورلی هیلز بذارن.

579
00:30:16,564 --> 00:30:19,400
‫ما دیگه گول موز تو اگزوز رو نمیخوریم.

580
00:30:19,484 --> 00:30:22,654
‫شما دیگه گول موز تو اگزوز رو نمیخورین؟

581
00:30:22,737 --> 00:30:25,156
‫باور عمومی این بود که جواب نمیده...

582
00:30:25,240 --> 00:30:27,408
‫- گورتو گم کن از اینجا.
‫- نه، نمیتونم.

583
00:30:27,492 --> 00:30:29,911
‫به مدت 14 هفته شماره یک بود،

584
00:30:29,994 --> 00:30:31,329
‫که یه چیز بی سابقه است.

585
00:30:32,205 --> 00:30:34,624
‫من پلیس بورلی هیلز رو دیدم

586
00:30:34,707 --> 00:30:38,670
‫سه بار تو روزی که اکران شد.

587
00:30:39,796 --> 00:30:43,466
‫انگار که نمیخواستیم از سینما
‫بریم بیرون. 'هی، بیا دوباره ببینیمش.'

588
00:30:43,550 --> 00:30:46,970
‫'نه، بیا دوباره ببینیمش.'
‫من سه بار تو یه روز دیدمش.

589
00:30:48,638 --> 00:30:52,767
‫ادی مورفی تو اون فیلم از همه باهوش تر
‫بود. اون یه آدم زرنگ اهل دیترویت بود...

590
00:30:53,810 --> 00:30:57,647
‫و اون به معنای واقعی
‫کلمه از اون آدما جلو زد،

591
00:30:57,730 --> 00:30:59,566
‫نه فقط تو لحظه های خنده دار،

592
00:31:00,149 --> 00:31:03,570
‫بلکه تو لحظه ای که... تو استریپ
‫کلاب با اون مرداست، درسته؟

593
00:31:03,570 --> 00:31:05,196
‫'اون پسره رو اونجا با اون ژاکت میبینی؟'

594
00:31:05,864 --> 00:31:07,907
‫'پوشیدن اون ژاکت یکم عجیبه، درسته؟'

595
00:31:08,449 --> 00:31:09,617
‫'مواظب پشت سرم باش.'

596
00:31:09,701 --> 00:31:11,911
‫- تو عوض شدی، مرد.
‫- دارم بهت میگم برگرد.

597
00:31:11,995 --> 00:31:14,789
‫اگه برنگردی، مغزتو میپاشونم بیرون.

598
00:31:15,832 --> 00:31:17,250
‫پلیس. تکون بخوری میکشمت.

599
00:31:18,293 --> 00:31:22,130
‫اگه اون صحنه رو ببینی، از هر
‫ستاره اکشنی که تا حالا دیدی بهتره.

600
00:31:22,672 --> 00:31:26,259
‫و نوع رفتارش با اون موضوع... و
‫درست قبلش، تو رو از خنده منفجر کرده بود.

601
00:31:26,342 --> 00:31:27,927
‫همه چی تحت کنترله.

602
00:31:31,014 --> 00:31:34,100
‫اینم ادی مورفی، تقریباً یهویی.

603
00:31:35,894 --> 00:31:39,981
‫یه صحنه تو فیلم پلیس بورلی هیلز هست
‫که اون داره تو خیابون رودئو قدم میزنه.

604
00:31:40,565 --> 00:31:42,775
‫از کنار اون آدمایی که
‫لباس چرمی پوشیدن رد میشه.

605
00:31:42,859 --> 00:31:44,277
‫شروع میکنه به خندیدن بهشون.

606
00:31:44,360 --> 00:31:48,197
‫با خودت فکر میکنی، 'داری به آدمایی
‫که لباس چرمی پوشیدن میخندی؟'

607
00:31:48,907 --> 00:31:51,951
‫و این کار ریاکارانه به نظر
‫نمیرسید، چون اون تو اون لحظه بود.

608
00:31:52,035 --> 00:31:54,913
‫این یه بازی واقعیه از نظر
‫اینکه اون شخصیت چه جور آدمیه.

609
00:31:54,996 --> 00:31:58,625
‫اما در واقع ادی مورفی داره
‫یه جورایی خودشو دست میندازه.

610
00:31:58,708 --> 00:32:01,085
‫منظورم اینه که تو اون لحظه
‫اتفاقات زیادی داره میفته.

611
00:32:01,169 --> 00:32:03,296
‫این یه لحظه خیلی پیچیده تو فرهنگ عامه است.

612
00:32:04,464 --> 00:32:06,215
‫چه زندگی ای داشتم.

613
00:32:09,427 --> 00:32:11,012
‫اوه، مرد.

614
00:32:11,095 --> 00:32:13,306
‫دریک لارنس. اون همون کسیه که...

615
00:32:13,389 --> 00:32:17,518
‫تو فیلم پلیس بورلی هیلز، یه صحنه
‫هست که من دارم تو خیابون راه میرم...

616
00:32:17,602 --> 00:32:20,355
‫و من شنیدم که خبرنگارا و بقیه مردم میگن...

617
00:32:20,438 --> 00:32:22,774
‫'آره، اون لحظه جالبیه

618
00:32:22,857 --> 00:32:26,110
‫چون ادی مورفی داره به ادی مورفی میخنده.'

619
00:32:26,194 --> 00:32:29,113
‫اصلاً اینطوری نیست. من به خودم نمیخندم.

620
00:32:29,197 --> 00:32:32,492
‫دریک یکی از اون آدما بود، و از کنارم رد شد.

621
00:32:32,575 --> 00:32:35,578
‫و وقتی داشت رد میشد، یه
‫قیافه عجیب غریبی گرفت.

622
00:32:35,662 --> 00:32:37,455
‫و من داشتم به اون قیافه
‫ای که اون گرفت میخندیدم.

623
00:32:37,538 --> 00:32:39,874
‫من به خودم نمیخندیدم.
‫من داشتم به دریک میخندیدم.

624
00:32:39,958 --> 00:32:41,209
‫و اون اینجاست.

625
00:32:42,001 --> 00:32:46,631
‫کاری که من آخرش انجام دادم، دیدگاه
‫نسبت به بازیگرای سیاه پوست رو تغییر داد.

626
00:32:46,714 --> 00:32:51,010
‫اونا منو دیدن، و موفقیت جهانی رو دیدن.

627
00:32:51,094 --> 00:32:55,181
‫و اونا با خودشون گفتن، 'هی... پس،
‫یه آدم سیاه پوست میتونه جهانی باشه؟'

628
00:32:55,264 --> 00:32:57,517
‫مثلاً، 'آره.'

629
00:32:57,600 --> 00:33:01,854
‫و اینجوریه که مورگان و دنزل و
‫همه اون آدما سر و کله شون پیدا میشه.

630
00:33:01,938 --> 00:33:04,440
‫اونا بعد از کارای من اومدن.

631
00:33:04,524 --> 00:33:06,567
‫سم، اسپایک لی، همه اونا.

632
00:33:08,111 --> 00:33:10,446
‫من اون زمینه روانی بودم

633
00:33:10,530 --> 00:33:14,867
‫که... برای همه اتفاقایی
‫که بعد از من افتاد لازم بود.

634
00:33:17,453 --> 00:33:20,498
‫فکر میکنم ادی بخشی از این موج...

635
00:33:20,581 --> 00:33:24,210
‫یه عطش تو فرهنگ برای
‫یه جور تجربه سیاه پوستی

636
00:33:24,293 --> 00:33:27,296
‫که مربوط به یه گروه از جوونایی میشد
‫که هنوز کسی ازشون حمایت نمیکرد.

637
00:33:27,380 --> 00:33:29,966
‫به جز مایکل جکسون،

638
00:33:30,008 --> 00:33:32,552
‫نه فقط فرهنگ آمریکا،
‫اونا دنیا رو تغییر دادن.

639
00:33:32,635 --> 00:33:36,097
‫در حال حاضر در فیلمی به نام پلیس بورلی
‫هیلز بازی میکنه، لطفاً خوش آمد بگید به...

640
00:33:36,180 --> 00:33:37,890
‫ادی مورفی.

641
00:33:37,974 --> 00:33:41,102
‫ادی، موفقیتی که تو تو یه
‫دوره خیلی کوتاه به دست آوردی

642
00:33:41,185 --> 00:33:43,229
‫از اون چیزاییه که من...

643
00:33:43,312 --> 00:33:45,857
‫اصلاً یادم نمیاد این اتفاق
‫قبلاً برای کسی افتاده باشه.

644
00:33:46,441 --> 00:33:49,318
‫اون غالب شد، و همه ما اون رو میخواستیم.

645
00:33:50,278 --> 00:33:55,283
‫همه ما فیلم بزرگ و خنده دار رو میخواستیم،
‫و همه ما اون سبک زندگی رو میخواستیم.

646
00:33:55,992 --> 00:33:58,119
‫هیپ هاپ هنوز اصلاً چیزی نبود.

647
00:33:58,619 --> 00:34:01,414
‫ورزشکارا اون پولی رو که الان
‫درمیارن، اون موقع درنمیاوردن.

648
00:34:01,497 --> 00:34:04,792
‫ادی، تو اون زمان، تو یه
‫فضای خیلی خاصی نفس میکشید.

649
00:34:04,876 --> 00:34:07,587
‫ادی مورفی تقریباً یه هفته
‫است که تو بوفالو بوده.

650
00:34:07,670 --> 00:34:11,257
‫بیشتر اون زمان توی استودیوی
‫ضبط ریک جیمز سپری شد.

651
00:34:11,340 --> 00:34:14,802
‫قرار بود فقط آخر هفته برم برای ضبط آهنگ.

652
00:34:14,886 --> 00:34:19,432
‫توی خونه ریک برف گیر
‫کردم و حدود دو هفته موندم.

653
00:34:19,515 --> 00:34:22,643
‫دختر من همیشه میخواد مهمونی بگیره

654
00:34:22,643 --> 00:34:24,103
‫درباره حرفه موسیقی خودت بگو.

655
00:34:24,187 --> 00:34:27,231
‫چیزی که اتفاق می افته اینه که،
‫بعد از یه مدت، شروع می کنی به...

656
00:34:27,315 --> 00:34:31,360
‫فکر کنم غرورت دیوونه میشه، و میگی،
‫مثلا، 'من می تونم هر کاری انجام بدم.'

657
00:34:34,155 --> 00:34:36,407
‫و آدم هایی داری که برات کار می کنن،

658
00:34:36,491 --> 00:34:40,203
‫و حقوق می گیرن، پس شروع می کنن
‫به گفتن، 'تو می تونی هر کاری انجام بدی.'

659
00:34:41,412 --> 00:34:44,916
‫یول براینر از فیلم ده
‫فرمان، با زنش بود، و گفت:

660
00:34:44,999 --> 00:34:47,210
‫'دوست داری با من و زنم به آپارتمانم برگردی

661
00:34:47,293 --> 00:34:49,087
‫و مهمونی بگیریم؟'

662
00:34:49,170 --> 00:34:51,255
‫و من گفتم، 'نه، من خوبم. من...'

663
00:34:51,339 --> 00:34:54,675
‫و وقتی بزرگتر شدم فهمیدم،
‫گفتم، 'مهمونی؟ اون می خواست...'

664
00:34:54,759 --> 00:34:58,596
‫زنش داشت لبخند می زد. من گفتم،
‫'اون می خواست من با زنش بخوابم؟'

665
00:34:59,722 --> 00:35:01,349
‫به خودم گفتم چه غلطا...؟

666
00:35:01,432 --> 00:35:04,268
‫وقتی بزرگتر شدم بهش فکر
‫کردم و اینجوری بودم که...

667
00:35:04,852 --> 00:35:08,272
‫و حالا آرزو می کنم که رفته بودم.
‫داستان بهتر تموم می شد اگه، می دونی،

668
00:35:08,356 --> 00:35:11,150
‫'آره، من به خونه یول براینر
‫برگشتم و با زنش حرف زدم 

669
00:35:11,234 --> 00:35:14,487
‫'اون داشت منو تماشا می کرد که داشتم 
‫سر زنش داد میزدم ...داشت می گفت، 'و غیره، و غیره...'

670
00:35:14,570 --> 00:35:17,115
‫و غیره، و غیره، و غیره.

671
00:35:18,991 --> 00:35:22,370
‫رفیق، این خیلی زیاده. ادی
‫مورفی بودن در دهه 80.

672
00:35:23,996 --> 00:35:27,500
‫خیلی زیاده. پوشیدن یه کت و
‫شلوار چرمی قرمز، مثلا، قبل از...

673
00:35:27,583 --> 00:35:29,877
‫این یه چیز خیلی عجیبه.

674
00:35:31,879 --> 00:35:34,799
‫صفحات همه قهوه ای هستن.
‫انگار میگه، 'تو چند سالته؟'

675
00:35:34,882 --> 00:35:37,760
‫انگار... وای خدای من،
‫به اون دندونا نگاه کن.

676
00:35:39,345 --> 00:35:43,599
‫'از کمدین استندآپ تا
‫نماد متفاوت پرده بزرگ.'

677
00:35:44,392 --> 00:35:47,186
‫این چیزیه که اونا گفتن. من
‫نگفتم. این چیزیه که اونا گفتن.

678
00:35:47,270 --> 00:35:49,814
‫همونجا ببین، 'نماد متفاوت پرده بزرگ.'

679
00:35:50,356 --> 00:35:54,110
‫وقتی ادی موفق شد، زندگی همه تغییر کرد.

680
00:35:54,193 --> 00:35:56,404
‫چارلی در ارتش بود.

681
00:35:57,280 --> 00:36:00,158
‫اون به خونه برگشت، و شروع کرد به
‫کار کردن به عنوان محافظ برای ادی.

682
00:36:00,241 --> 00:36:03,077
‫من شروع کردم به کار
‫کردن، می دونی، با برادرم.

683
00:36:03,161 --> 00:36:05,496
‫- تو محافظ بودی؟ - من رئیس محافظ ها بودم.

684
00:36:05,580 --> 00:36:07,290
‫چیزی درباره محافظت می دونستی؟

685
00:36:07,373 --> 00:36:10,751
‫نه، من می دونستم که بهتره با برادرم در
‫نیوفتی، این تمام چیزی بود که می دونستم.

686
00:36:10,835 --> 00:36:12,336
‫همین... این تمام چیزی بود که می دونستم.

687
00:36:13,254 --> 00:36:17,008
‫وقتی این طرح رو توی
‫برنامه چپل انجام دادیم...

688
00:36:18,926 --> 00:36:21,512
‫"چارلی مورفی، داستان های واقعی هالیوود،"

689
00:36:21,596 --> 00:36:25,183
‫پیدایش اون زمانی بود که چارلی فقط داستان
‫های دیوانه وار رو موقع ناهار تعریف می کرد.

690
00:36:25,266 --> 00:36:28,227
‫ما داریم میریم بالا به قسمت VIP، می دونی.

691
00:36:28,811 --> 00:36:30,771
‫مواد چه کوفتیه.

692
00:36:30,855 --> 00:36:31,981
‫اون طرح ریک جیمز توی برنامه چپل،

693
00:36:31,981 --> 00:36:33,399
‫چون فکر می کردم اونا خیلی خنده دارن.

694
00:36:33,482 --> 00:36:34,817
‫ولی بعدش گفتم...

695
00:36:34,901 --> 00:36:37,945
‫ولی این، مثلا، فقط یه شب توی زندگی منه.

696
00:36:38,029 --> 00:36:41,324
‫می دونی، این... و هر شب اونجوری بود.

697
00:36:43,659 --> 00:36:47,705
‫خنده داره، وقتی با ریک جیمز
‫و اونا توی دهه 80 می گشتم،

698
00:36:47,788 --> 00:36:50,791
‫وقتی شروع می کردم به دیدن آدم
‫های خاصی که وارد اتاق می شدن،

699
00:36:50,875 --> 00:36:52,960
‫و می دونی چه اتفاقی قراره بیفته،

700
00:36:53,044 --> 00:36:55,796
‫اونا آماده می شدن برن
‫یه اتاق دیگه... منم رفتم.

701
00:36:55,880 --> 00:36:57,215
‫من هیچوقت در این مورد کنجکاو نبودم.

702
00:36:57,298 --> 00:36:59,800
‫هیچوقت نخواستم برم اونجا،
‫چک کنم یا هیچ چیز دیگه.

703
00:36:59,884 --> 00:37:01,260
‫من فقط باهاش همراه نبودم.

704
00:37:01,344 --> 00:37:05,014
‫اگه یه وقت ادی رو بیرون ببینید، اون
‫کسی نیست که بخواد تو جمع خودنمایی کنه.

705
00:37:05,097 --> 00:37:08,768
‫خیلی درونگراست. اون
‫ته اتاق با یه نوشابه میشینه.

706
00:37:10,436 --> 00:37:13,272
‫وقتی 19 سالم بود، سال اولم
‫تو 'پخش زنده شنبه شب' بود،

707
00:37:13,356 --> 00:37:17,985
‫با جان بلوشی و رابین
‫ویلیامز رفتم یه بار بلوز.

708
00:37:18,486 --> 00:37:20,988
‫اونا یه کم  مواد روی میز گذاشتن،

709
00:37:21,697 --> 00:37:24,825
‫و من اونجا وایساده بودم
‫با، می دونی، دو تا قهرمان.

710
00:37:26,786 --> 00:37:29,497
‫حتی کنجکاو هم نبودم. فقط باهاش همراه نبودم.

711
00:37:29,580 --> 00:37:35,002
‫من هیچوقت حتی مواد رو امتحان
‫نکردم یا لمس نکردم یا یه همچین چیزایی.

712
00:37:36,295 --> 00:37:38,923
‫من نوشیدنی نمی خورم. سیگار نمی کشم.

713
00:37:39,006 --> 00:37:44,428
‫من تا 30 سالگی لب به سیگاری نزدم...
‫اولین بار تو 30 سالگی سیگار کشیدم.

714
00:37:46,097 --> 00:37:50,184
‫اولین بار ادی مورفی رو
‫تو 'د کامیک استریپ' دیدم.

715
00:37:51,227 --> 00:37:54,063
‫فکر کنم یه کت و شلوار چرمی پوشیده بود،

716
00:37:54,146 --> 00:37:56,357
‫با کل خدم و حشمش.

717
00:37:56,440 --> 00:38:00,695
‫اونا اجازه می دادن اگه بعد از تموم شدن
‫نمایش صندلی ها رو جمع می کردم، برم روی صحنه.

718
00:38:00,778 --> 00:38:04,991
‫صاحب باشگاه منو به ادی معرفی کرد،

719
00:38:05,074 --> 00:38:08,536
‫و ادی گفت، 'کی میری روی صحنه؟'

720
00:38:09,245 --> 00:38:10,997
‫و من گفتم، 'امشب نوبت من نیست.'

721
00:38:11,080 --> 00:38:13,874
‫و بعد ادی گفت، 'خب، نفر بعدی تو میری.'

722
00:38:14,375 --> 00:38:17,378
‫و من اجرای خیلی خوبی
‫داشتم، و اون خیلی بلند خندید...

723
00:38:19,130 --> 00:38:22,216
‫اینکه راک می تونست با ادی حرف
‫بزنه، ما فقط اینجوری بودیم که،

724
00:38:22,300 --> 00:38:23,676
‫'بعدش چی گفت؟'

725
00:38:23,759 --> 00:38:25,678
‫'و بعد تو چی گفتی؟ و بعد...'

726
00:38:25,761 --> 00:38:28,556
‫می دونی، فقط... خیلی هیجان
‫انگیز... خیلی هیجان انگیز بود که...

727
00:38:28,639 --> 00:38:31,392
‫آره، اون... قطعا برای ما مثل الویس بود.

728
00:38:33,728 --> 00:38:36,105
‫من دقیقا باهاش بودم...

729
00:38:36,731 --> 00:38:39,025
‫از این تئاتر به اون تئاتر می رفتیم،

730
00:38:39,650 --> 00:38:41,944
‫تماشا می کردیم که تماشاگرا
‫به 'Raw' می خندیدن.

731
00:38:42,028 --> 00:38:44,905
‫منظورم اینه، 'Raw' یه... لعنتی...

732
00:38:45,406 --> 00:38:47,992
‫یه... منظورم اینه، 'Raw'... وای!

733
00:38:49,618 --> 00:38:52,830
‫خیلی از مردم از کشورهای دیگه
‫هستن که فیلم های منو می بینن و میان

734
00:38:52,913 --> 00:38:55,333
‫به ایالات متحده چون نیویورک
‫یه جورایی یه جای توریستیِ.

735
00:38:55,416 --> 00:38:58,461
‫و اونا HBO دارن، 'Delirious' رو
‫می بینن، و نمی تونن انگلیسی حرف بزنن،

736
00:38:58,544 --> 00:39:00,838
‫و سعی می کنن کار منو انجام بدن،
‫و تنها چیزی که دارن فحش هاست.

737
00:39:00,921 --> 00:39:04,467
‫من خارجیان زیادی از سرتاسر دنیا
‫دارم که میان و میگن، 'ادی مورفی!'

738
00:39:07,303 --> 00:39:10,389
‫اولین بار صداشو تو اتاق نشیمنمون شنیدم.

739
00:39:14,268 --> 00:39:18,606
‫و پدرم داشت 'Raw' رو
‫روی نوار VHS تماشا می کرد.

740
00:39:18,689 --> 00:39:21,484
‫و به نوارش دست نزنید.
‫'هیچکس به نوار من دست نزنه.'

741
00:39:21,567 --> 00:39:23,903
‫و بعدش دیگه قایمکی می دیدمش.

742
00:39:23,986 --> 00:39:27,365
‫منظورم اینه، ارتباطات، بیاین
‫روراست باشیم، منظورم اینه، ،

743
00:39:27,448 --> 00:39:29,867
‫من دوست دارم با کسی
‫در ارتباط باشم که عاشقشم،

744
00:39:29,950 --> 00:39:32,953
‫ولی من با هیچکس عشق بازی
‫نمی کنم. من میرم تو تخت...

745
00:39:33,537 --> 00:39:34,789
‫من میرم تو تخت...

746
00:39:36,123 --> 00:39:38,626
‫من میرم تو تخت... خب، بهش فکر کن.

747
00:39:38,709 --> 00:39:41,879
‫وقتی میری تو تخت، ترجیح
‫میدی یکی بگه، 'بیا عاشقی کنیم'؟

748
00:39:41,962 --> 00:39:44,965
‫یا پشت سرتو بگیره و بگه، 'منو حسابی بکن'؟

749
00:39:47,134 --> 00:39:50,429
‫به یه شکل عجیب، اون یه
‫جورایی همون کارکرد رو داشت

750
00:39:50,513 --> 00:39:53,224
‫تو ذهن یه بچه جوون که هیپ
‫هاپ داشت، از این نظر که،

751
00:39:53,307 --> 00:39:56,394
‫اون آهنگی که تو ماشین گوش
‫میدی قبل از اینکه بری تو جلسه،

752
00:39:56,477 --> 00:39:58,771
‫بهت اون حس برتری یا
‫اون اعتماد به نفس رو میده.

753
00:39:58,854 --> 00:40:00,106
‫ادی هم همینه.

754
00:40:00,189 --> 00:40:03,567
‫اون باعث میشد حس کنم
‫باحالم یا دلم بخواد باحال باشم.

755
00:40:03,651 --> 00:40:06,404
‫یا اینکه هیچوقت هیچی به
‫قهرمان کمدی آسیب نمیزنه.

756
00:40:06,487 --> 00:40:07,488
‫اون اینطوری بود.

757
00:40:07,571 --> 00:40:09,573
‫با هیجان دویدم تو خونه تا با بیل صحبت کنم،

758
00:40:09,657 --> 00:40:12,034
‫و تلفن رو برداشتم، و بیل
‫خیلی رک باهام حرف زد.

759
00:40:12,118 --> 00:40:14,036
‫گفتم، 'سلام، آقای کازبی؟' و میشنوی،

760
00:40:14,120 --> 00:40:16,747
‫'من میخوام باهاتون صحبت کنم...'

761
00:40:20,084 --> 00:40:23,921
‫'...درباره بعضی از کارایی'

762
00:40:24,588 --> 00:40:27,550
‫که تو برنامه‌تون انجام میدین.'

763
00:40:28,551 --> 00:40:31,429
‫یادمه با برادرم هر روز
‫بعد از مدرسه میرفتیم سینما

764
00:40:31,512 --> 00:40:33,931
‫و 'راو' رو تماشا میکردیم.

765
00:40:34,014 --> 00:40:37,893
‫عجیب بود، چون همون سال بود
‫که من شروع کردم به استندآپ کمدی،

766
00:40:37,977 --> 00:40:39,728
‫و همون موقع بود که اون متوقف شد.

767
00:40:40,521 --> 00:40:43,816
‫هیچوقت لحظه ای نبود که بگم،
‫'من الان استندآپ اجرا نمیکنم.'

768
00:40:43,899 --> 00:40:46,277
‫یه جورایی کم کم متوقف شد.

769
00:40:47,194 --> 00:40:49,822
‫میدونم که دیگه اونقدرها سرگرم کننده نبود،

770
00:40:49,905 --> 00:40:53,701
‫و به همین خاطر دیگه مثل
‫قبل به کلاب ها نمیرفتم، و...

771
00:40:54,660 --> 00:40:59,290
‫آره، یادمه به جایی رسیده بود
‫که انگار نمیشد چیزی نوشت.

772
00:40:59,373 --> 00:41:02,626
‫مثلا، اگه تو یه کلاب اجرا میکردم،

773
00:41:02,710 --> 00:41:06,005
‫روز بعدش تو روزنامه
‫مینوشتن که من تو یه کلاب بودم

774
00:41:06,088 --> 00:41:09,675
‫و درباره چی حرف میزدم، و
‫همون موقع هم نقدش میکردن،

775
00:41:09,758 --> 00:41:13,179
‫و انگار یه چیزی بود که فقط...
‫یه تیکه کوچیک از یه ایده بود.

776
00:41:13,262 --> 00:41:17,850
‫و یادمه از اون حس خوشم نمیومد،
‫واسه همین دیگه اونقدرها تمرین نمیکردم.

777
00:41:17,933 --> 00:41:20,561
‫و بعد فقط بزرگتر و بزرگتر شد...

778
00:41:20,644 --> 00:41:24,273
‫و قبل از اینکه بفهمیم،
‫میدونی، دهه ها گذشته بود.

779
00:41:24,356 --> 00:41:27,693
‫مردا با علائمی مثل، 'ببخشید
‫دکتر،' میرن مطب دکترا

780
00:41:27,776 --> 00:41:30,613
‫یعنی چی وقتی میری دستشویی و، اوم...

781
00:41:31,113 --> 00:41:32,656
‫از بدنت آتیش میزنه بیرون؟'

782
00:41:33,157 --> 00:41:37,036
‫هر از گاهی، دارم کانال ها رو
‫عوض میکنم، و یه چیزی از خودم میبینم.

783
00:41:37,119 --> 00:41:40,414
‫انگار من نیستم وقتی 'راو'
‫یا 'دیلیریوس' رو میبینم.

784
00:41:40,498 --> 00:41:43,042
‫انگار... خب، میدونم که
‫منم چون دارم نگاش میکنم.

785
00:41:43,125 --> 00:41:45,669
‫ولی حس میکنم یه آدم دیگه است.

786
00:41:46,170 --> 00:41:49,298
‫همه، میدونی، دائما...

787
00:41:51,467 --> 00:41:55,888
‫شنیدم یکی داشت توصیفش
‫میکرد مثل... مثل شعله روی شمع.

788
00:41:55,971 --> 00:41:57,473
‫دائما در حال تغییره.

789
00:41:57,932 --> 00:41:59,141
‫و ما هم همینطور.

790
00:42:00,142 --> 00:42:04,230
‫گفتم اگه یه روز دوباره استندآپ
‫اجرا کنم، یه عروسک بیل کازبی میگیرم

791
00:42:04,313 --> 00:42:08,108
‫و یه عروسک ریچارد پرایور،
‫و میشینم، و اونارو میذارم کنارم،

792
00:42:08,192 --> 00:42:11,737
‫و یه جورایی یه مکالمه بین این
‫دوتا راه میندازم، و خودم وسطشونم.

793
00:42:14,323 --> 00:42:17,326
‫حداقل ده دقیقه جوک خوب ازش درمیارم.

794
00:42:19,912 --> 00:42:21,705
‫ادی هیچوقت از خلق کردن دست نمیکشه.

795
00:42:22,206 --> 00:42:25,751
‫تو خونه اش قدم میزنم، و
‫چیزایی میبینم که رو کاغذ نوشتن.

796
00:42:25,834 --> 00:42:28,712
‫واسه همین میگم، داره بهش فکر میکنه.

797
00:42:28,796 --> 00:42:32,800
‫هر وقت ایده ای به ذهنم می رسید، تلفن رو برمی
‫داشتم و می گفتم: 'اوه، آره... راه، راه...'

798
00:42:32,883 --> 00:42:38,180
‫و در طول سال ها، می دونی، چیزهای
‫زیادی به دست آوردم، خیلی چیزها، انگار که...

799
00:42:38,264 --> 00:42:42,309
‫تنها کاری که باید انجام بدم اینه که تلفنم رو چک
‫کنم و بگم: 'آره، این می تونه یه تیکه خوب باشه.'

800
00:42:43,811 --> 00:42:45,521
‫بنابراین انجامش سخت نخواهد بود.

801
00:42:46,313 --> 00:42:48,023
‫تو یه کمدینی. تو نرمال نیستی.

802
00:42:48,107 --> 00:42:50,943
‫تو دنیا رو اصلا به همون شکل نمی بینی.

803
00:42:51,527 --> 00:42:55,322
‫تو اینجایی، اما یا داری
‫از بین چیزها نگاه می کنی

804
00:42:56,031 --> 00:42:59,159
‫یا دیدگاهت بالاتر از دنیای زمینیه،

805
00:42:59,243 --> 00:43:01,620
‫و داری از بالا بهش نگاه می کنی.

806
00:43:01,704 --> 00:43:06,875
‫حس شوخ طبعی در نهایت
‫فقط یک حس دقیق از تناسبه.

807
00:43:07,418 --> 00:43:11,255
‫آه، فرد بامزه اول متوجه چیزها میشه.

808
00:43:11,338 --> 00:43:13,549
‫وقتی وارد یه اتاق میشی، آدم بامزه می فهمه،

809
00:43:13,632 --> 00:43:15,843
‫'هی، اینجا سرده.' یا 'این چه بوییه؟'

810
00:43:15,926 --> 00:43:20,139
‫یه ماشین جلوی من میاری،
‫یه ماشین کاملا نو از نمایشگاه،

811
00:43:20,222 --> 00:43:23,142
‫و اگه یه خراش کوچیک روش
‫داشته باشه، اونو جلوی من میاری،

812
00:43:23,225 --> 00:43:26,812
‫چشمم مستقیم میره روی خراش،
‫'هی، اینجا یه خراش کوچیک داری.'

813
00:43:29,064 --> 00:43:33,235
‫وقتی بچه بودم اون وسواس
‫فکری رو داشتم. نمی دونستم چیه.

814
00:43:34,278 --> 00:43:36,989
‫می رفتم و اجاق گاز رو
‫توی آشپزخونه چک می کردم

815
00:43:37,072 --> 00:43:40,200
‫و مطمئن می شدم که همه گازها
‫توی آشپزخونه بسته است. درسته؟

816
00:43:40,284 --> 00:43:44,079
‫و حدود، می دونی، پنج دقیقه دراز
‫می کشیدم و دوباره بلند می شدم

817
00:43:44,163 --> 00:43:48,250
‫و دوباره به آشپزخونه برمی گشتم و دوباره به اجاق
‫گاز نگاه می کردم و همه گازها رو چک می کردم.

818
00:43:48,334 --> 00:43:51,503
‫بعد دوباره به تخت برمی گشتم و
‫حدود پنج، ده دقیقه اونجا دراز می کشیدم،

819
00:43:51,587 --> 00:43:54,381
‫و بعد دوباره بلند می شدم و می رفتم بهش
‫نگاه می کردم و به اجاق گاز نگاه می کردم

820
00:43:54,465 --> 00:43:56,383
‫و مطمئن می شدم که همه گازها بسته است.

821
00:43:57,009 --> 00:44:00,387
‫بعد دوباره به تخت برمی گشتم، ده دقیقه
‫دیگه دراز می کشیدم و دوباره بلند می شدم...

822
00:44:00,471 --> 00:44:02,473
‫و این کار شاید حدود یک ساعت طول می کشید.

823
00:44:02,556 --> 00:44:04,933
‫و من این کار رو هر شب انجام می دادم.

824
00:44:06,143 --> 00:44:09,813
‫هر شب. و فقط می گفتم، 'این فقط یه
‫جور کثافت کاری عجیبه که من انجام میدم.'

825
00:44:09,897 --> 00:44:12,232
‫مادرم، هیچ کس نمی دونست
‫این اتفاق داره می افته.

826
00:44:12,316 --> 00:44:14,777
‫و من یه صدای احمقانه در می آوردم.

827
00:44:14,860 --> 00:44:17,529
‫من اینطوری می کردم... اه-ام-ام،
‫و همیشه این کار رو می کردم.

828
00:44:18,072 --> 00:44:19,948
‫این احمقانه است.

829
00:44:20,032 --> 00:44:21,825
‫آه-ام، آه-ام.

830
00:44:21,909 --> 00:44:24,870
‫نشستی اونجا تلویزیون تماشا
‫می کنی، و میگی... آه-ام، آه-ام.

831
00:44:26,246 --> 00:44:30,876
‫بعد یه روز داشتم اخبار تماشا می کردم،
‫و یه چیزی در مورد وسواس فکری گفتن،

832
00:44:30,959 --> 00:44:35,172
‫و اینطوری بود، 'اوه، این همون چیزیه که من...
‫من دارم یه همچین کثافت کاری هایی می کنم.'

833
00:44:35,255 --> 00:44:38,884
‫گفتم: 'اوه.' مثل این بودم:
‫'اوه، بیماری روانی؟'

834
00:44:38,967 --> 00:44:40,344
‫مثل این بود: 'چی؟ من...'

835
00:44:40,427 --> 00:44:43,305
‫و وقتی دیدم که این، یه جور
‫کثافت کاری بیماری روانی بود،

836
00:44:43,389 --> 00:44:45,099
‫کاری کردم که دیگه انجامش ندم.

837
00:44:45,182 --> 00:44:48,143
‫مثل این بود: 'من دیگه...
‫من دیگه این کار رو نمی کنم.'

838
00:44:48,227 --> 00:44:51,980
‫'فکر می کردم عجیبم. نمی دونستم یه
‫جور بیماری روانی دارم. لعنت بهش.'

839
00:44:52,064 --> 00:44:55,609
‫'من هیچ بیماری روانی
‫ندارم. بیماری روانی، کشک.'

840
00:44:55,693 --> 00:44:58,237
‫و خودم رو مجبور کردم که دیگه انجامش ندم.

841
00:44:58,320 --> 00:45:00,280
‫هنوزم هر شب گاز رو چک می کنم.

842
00:45:00,364 --> 00:45:02,825
‫اما هر از گاهی، دو بار چکش می کنم،

843
00:45:03,450 --> 00:45:06,537
‫و میگم، 'نه، تو دوباره
‫اون کثافت کاری رو شروع نمی کنی.'

844
00:45:06,620 --> 00:45:08,122
‫'گورتو گم کن برو بخواب.'

845
00:45:09,873 --> 00:45:14,503
‫فکر کنم، یه کم بیشتر از قبل بدبین شدم.

846
00:45:14,586 --> 00:45:17,089
‫در هر... اجتماعی، یه کم بیشتر بدبینم،

847
00:45:17,172 --> 00:45:20,300
‫از لحاظ احساسی، کمی
‫بیشتر بدبین هستم و، اوم…

848
00:45:20,801 --> 00:45:22,219
‫از این چیزها زیاد داری.

849
00:45:22,302 --> 00:45:24,763
‫اما موفقیت و قدرت یه
‫جورایی آدم رو منزوی می کنه،

850
00:45:24,847 --> 00:45:27,516
‫و آدم گیج میشه چون شروع می
‫کنه به فکر کردن که، می دونی،

851
00:45:27,599 --> 00:45:29,810
‫اگه من اینو و اونو داشته باشم، و
‫بتونم این کارو و اون کارو انجام بدم،

852
00:45:29,893 --> 00:45:31,603
‫چطور میشه که همیشه خوشحال نیستم؟'

853
00:45:31,687 --> 00:45:33,814
‫بعد می فهمی که هیچ کس همیشه خوشحال نیست.

854
00:45:33,897 --> 00:45:35,315
‫چی کم داری؟

855
00:45:35,941 --> 00:45:38,485
‫نمی دونم. دوست دارم یه خانواده
‫داشته باشم. دوست دارم ازدواج کنم.

856
00:45:38,527 --> 00:45:43,157
‫و دوست دارم یه کم ثبات
‫عاطفی تو زندگیم داشته باشم.

857
00:45:45,159 --> 00:45:48,704
‫تو اتوبوس تور هستم، و
‫تازه با این دختره بهم زدم،

858
00:45:48,787 --> 00:45:52,374
‫و مکالمه تو اتوبوس این بود، می دونی،

859
00:45:52,458 --> 00:45:56,712
‫'چه خوب می شد یه دختری رو ملاقات می کردم
‫که نمی دونست من یکی از چهره های معروفم.'

860
00:45:56,795 --> 00:45:58,088
‫و بله، بله، بله.

861
00:45:58,172 --> 00:46:01,467
‫و اینجوری بود که ایده
‫اومدن به آمریکا شروع شد.

862
00:46:01,550 --> 00:46:04,928
‫من زنی رو می خوام که هم
‫ذهنم رو تحریک کنه هم جسمم رو.

863
00:46:05,012 --> 00:46:06,764
‫کجا همچین زنی رو پیدا می کنی؟

864
00:46:07,848 --> 00:46:09,141
‫در آمریکا.

865
00:46:09,224 --> 00:46:11,310
‫صبح بخیر، همسایه های من!

866
00:46:11,393 --> 00:46:12,644
‫هی، گمشو!

867
00:46:12,728 --> 00:46:14,480
‫آره! آره!

868
00:46:15,314 --> 00:46:16,940
‫تو هم گمشو!

869
00:46:17,024 --> 00:46:18,817
‫ایده این بود زندگیش،

870
00:46:18,901 --> 00:46:23,238
‫و پیچیدگی های پیدا کردن عشق
‫واقعی در یک سطح صادقانه.

871
00:46:23,322 --> 00:46:25,282
‫هی پسر. چرا اینقدر نگران ظاهرت هستی؟

872
00:46:25,282 --> 00:46:28,285
‫خب، من دارم سعی می کنم
‫توجه یه خانم جوون رو جلب کنم.

873
00:46:28,368 --> 00:46:29,578
‫آها…

874
00:46:30,329 --> 00:46:33,457
‫من سال ها با ریک بیکر کار کردم.

875
00:46:33,540 --> 00:46:36,585
‫بنابراین وقتی می خواستم ادی
‫نقش یه پیرمرد یهودی رو بازی کنه،

876
00:46:37,461 --> 00:46:39,379
‫می دونستم ریک می تونه این کارو انجام بده.

877
00:46:39,463 --> 00:46:41,131
‫ستاره اون فیلم کیه؟

878
00:46:41,715 --> 00:46:44,426
‫یه پسر جوونه به اسم ادی مورفی، فکر کنم.

879
00:46:44,510 --> 00:46:46,261
‫اوه، خدای من. ازش متنفرم.

880
00:46:46,345 --> 00:46:48,764
‫همون بچه پررو؟

881
00:46:48,847 --> 00:46:51,099
‫- آره، همونه.
‫- اوه، اون افتضاحه.

882
00:46:51,183 --> 00:46:52,976
‫اون افتضاحه.

883
00:46:53,477 --> 00:46:54,686
‫اون نمی تونه بازی کنه.

884
00:46:55,437 --> 00:46:56,814
‫دهن کثیفی داره.

885
00:46:57,731 --> 00:46:58,857
‫و زشته.

886
00:46:58,941 --> 00:47:00,609
‫وقتی یه صدا یا یه شخصیت رو می گیرم،

887
00:47:00,692 --> 00:47:02,861
‫جوری که صدام در میاد،
‫می تونم کاملا از دستش بدم.

888
00:47:02,945 --> 00:47:04,571
‫هیچ نشونه ای از صدام نیست.

889
00:47:04,655 --> 00:47:05,697
‫لعنتی درست میگی!

890
00:47:05,781 --> 00:47:07,199
‫شخصیت ها مثل آدم های واقعی هستند.

891
00:47:07,282 --> 00:47:09,284
‫چه حس خوبی داره امشب اینجا بودن. چه…

892
00:47:09,284 --> 00:47:11,411
‫یه دست برا خودتون بزنید.
‫شما خیلی دوست داشتنی هستید.

893
00:47:11,453 --> 00:47:14,581
‫من همیشه طرفدار فیلم های گریم بودم.

894
00:47:14,665 --> 00:47:17,209
‫یه گریم هایی هست، که
‫تبدیل میشن به یه آدم دیگه.

895
00:47:17,292 --> 00:47:19,503
‫من همیشه به چیزهایی شبیه به این جذب می شدم.

896
00:47:19,586 --> 00:47:22,589
‫و من اون چیزها رو بارها و
‫بارها و بارها و بارها تماشا کردم.

897
00:47:23,298 --> 00:47:27,427
‫گوژپشت نتردام فیلمی بود که من
‫در بچگی همیشه تماشا می کردم.

898
00:47:27,511 --> 00:47:29,221
‫'من یک مرد نیستم.'

899
00:47:29,805 --> 00:47:31,223
‫'من یک هیولا نیستم.'

900
00:47:31,765 --> 00:47:36,436
‫'من تقریباً به اندازه مرد
‫توی ماه بی شکل هستم.'

901
00:47:41,525 --> 00:47:44,444
‫این زیباست. این چیه، مخمله؟

902
00:47:44,528 --> 00:47:46,655
‫وقتی ما فیلم اصلی سفر به آمریکا را ساختیم،

903
00:47:47,865 --> 00:47:50,742
‫در مهمانی بعد از اکران،
‫جسی جکسون به سمت من آمد،

904
00:47:50,826 --> 00:47:53,620
‫و گفت:
‫'هی، می خواستم ازت تشکر کنم

905
00:47:53,704 --> 00:47:56,748
‫به خاطر اینکه حواست به
‫بازیگران سیاه پوست مسن تر بود،'

906
00:47:56,832 --> 00:47:59,001
‫آنها را در فیلم قرار دادی
‫و به آنها فرصت دادی

907
00:47:59,084 --> 00:48:00,794
‫چون آن بچه ها
‫قراره ستاره بشن.'

908
00:48:00,878 --> 00:48:03,714
‫من گفتم: 'درباره چی حرف می زنی؟'
‫او گفت: 'اون بچه ها توی آرایشگاه،

909
00:48:03,714 --> 00:48:06,550
‫آنها خنده دار هستند، و آن بچه ها
‫به خاطر این فیلم مشهور می شوند.'

910
00:48:06,633 --> 00:48:09,720
‫من گفتم: 'لعنتی، اون من بودم.'
‫او گفت: 'چی، اون تو بودی؟'

911
00:48:09,803 --> 00:48:11,388
‫'حالا باید دوباره برم فیلم رو ببینم.'

912
00:48:11,471 --> 00:48:14,600
‫اگر مردی می خواهد محمد علی صدا شود،

913
00:48:14,683 --> 00:48:16,727
‫لعنت بهش، اینجا یک کشور آزاد است،

914
00:48:16,810 --> 00:48:20,522
‫شما باید به خواسته او احترام بگذارید،
‫و آن مرد را محمد علی صدا کنید.

915
00:48:20,606 --> 00:48:23,650
‫من یادمه که او
‫در محوطه استودیو پارامونت قدم می زد،

916
00:48:23,734 --> 00:48:25,652
‫و او در نقش پیرمرد،

917
00:48:25,736 --> 00:48:28,614
‫و هیچ کس مزاحمش نمی شد
‫یا به سمتش نمی آمد،

918
00:48:28,697 --> 00:48:30,699
‫و او می توانست آزاد باشد.

919
00:48:31,408 --> 00:48:36,580
‫خیلی سخته
‫که از این نوع شهرت جون سالم به در ببری

920
00:48:36,663 --> 00:48:39,791
‫که ادی داشته و دارد.

921
00:48:39,875 --> 00:48:44,212
‫من الان سه یا چهار بار
‫این رو با افراد تجربه کردم،

922
00:48:44,296 --> 00:48:47,507
‫ام... جایی که آنها پسر هستند،

923
00:48:48,383 --> 00:48:51,178
‫و بعد بوم، آنها سوپراستار می شوند.

924
00:48:51,261 --> 00:48:54,765
‫آن سوپراستار شدن،
‫شما فقط ارزش زیادی پول پیدا می کنید،

925
00:48:54,848 --> 00:48:57,643
‫و مردم از جهات مختلف
‫به سمت شما می آیند.

926
00:48:57,726 --> 00:48:59,353
‫به چه کسی اعتماد می کنید، می دانید؟

927
00:49:00,270 --> 00:49:02,648
‫'مورفی ارزش های طبقه متوسط ​​محکمی دارد،

928
00:49:02,731 --> 00:49:07,194
‫اما از طرفی دیگر، او خیلی مغروره
‫که خودش رو نابود کنه.' جان لندیس.

929
00:49:07,277 --> 00:49:08,612
‫درسته.

930
00:49:08,695 --> 00:49:14,201
‫این خیلی زیاده که... به هیچ وجه نمی تونم...
‫در نابودی خودم دست داشته باشم.

931
00:49:22,417 --> 00:49:24,294
‫من فکر می کنم شهرت...

932
00:49:25,837 --> 00:49:28,757
‫او رابطه ای از جنس عشق و نفرت با آن داشت.

933
00:49:31,218 --> 00:49:32,803
‫اون عاشق انرژی طرفدارا بود

934
00:49:34,972 --> 00:49:38,392
‫شهرت بزرگتر از هر ماده مخدری است.

935
00:49:39,434 --> 00:49:43,105
‫شنیدن فقط اینکه چقدر منو دوست داری

936
00:49:43,188 --> 00:49:44,439
‫و چقدر من عالیم،

937
00:49:45,315 --> 00:49:48,110
‫این می تواند بیشتر افراد را
‫تکان دهد، و این کار را کرده است.

938
00:49:48,694 --> 00:49:51,488
‫مایکل و پرینس و ویتنی،

939
00:49:51,571 --> 00:49:54,241
‫وجود داشت... طبیعت خود تخریبی داشتند.

940
00:49:54,908 --> 00:49:56,368
‫بزرگترین نعمت من...

941
00:49:56,451 --> 00:50:00,288
‫بزرگترین نعمت من
‫استعداد کمدی من نیست.

942
00:50:00,372 --> 00:50:03,166
‫بزرگترین نعمت من، ام...

943
00:50:03,667 --> 00:50:06,962
‫اینکه من... خودم را دوست دارم،

944
00:50:07,546 --> 00:50:11,091
‫و من می دانستم که می خواهم چه کار کنم
‫خیلی، خیلی زود.

945
00:50:12,050 --> 00:50:16,054
‫و به همین دلیل من
‫در هیچ تله ای نیفتادم

946
00:50:16,138 --> 00:50:17,723
‫چون در... در ریشه...

947
00:50:17,806 --> 00:50:20,267
‫در ریشه همه چیز، من خودم را دوست دارم.

948
00:50:20,350 --> 00:50:25,063
‫می‌دونی، بهترین رپرها مثل بیگی و توپاک،
‫اون آدما تو دهه بیست زندگیشون مردن.

949
00:50:26,023 --> 00:50:29,234
‫معلوم نیست چی میشدن. میدونی...

950
00:50:29,317 --> 00:50:33,947
‫بزرگترین موفقیت در شو بیزنس، قبل از
‫هر چیز، زنده موندن از این آشغالا است.

951
00:50:34,031 --> 00:50:36,950
‫مهم نیست چی میشه، باید...
‫باید ازش جون سالم به در ببری.

952
00:50:37,034 --> 00:50:39,870
‫نه میتونی خودتو بکشی، نه
‫میتونی بذاری کسی تو رو بکشه.

953
00:50:39,870 --> 00:50:43,290
‫فقط بودن در این دنیای فیزیکی،
‫میدونی، و بعد بهش اضافه میکنی،

954
00:50:43,373 --> 00:50:47,544
‫تو یکی از چهره‌هایی، یه
‫نیروی برتر اون بالا هست.

955
00:50:47,627 --> 00:50:49,588
‫یه سری چیزای دیگه هم داره اتفاق میفته.

956
00:50:51,048 --> 00:50:54,968
‫و وقتی همه چی به هم ریخته،
‫خب، تمرکز کن، دعا کن.

957
00:50:56,928 --> 00:50:58,680
‫مثل یه دیاپازون میمونه.

958
00:50:58,764 --> 00:51:01,975
‫بهش ضربه میزنی و میلرزه، و میتونی برش داری

959
00:51:02,059 --> 00:51:05,520
‫و انگشتات رو روش بکشی و
‫کاری کنی، میدونی، از لرزیدن بایسته.

960
00:51:05,604 --> 00:51:07,481
‫دعا هم یه همچین چیزیه.

961
00:51:08,398 --> 00:51:12,277
‫هی، مرد. نمیخوام جوری حرف بزنم
‫که، میدونی، مثل یه گورو به نظر بیام.

962
00:51:13,737 --> 00:51:16,448
‫ممکنه مردم اون بیرون بشینن و
‫بگن، 'این یه گوروه.'

963
00:51:17,491 --> 00:51:22,370
‫خیلی وقتا شده که من تو یه
‫موقعیت کاری دور و بر ادی بودم،

964
00:51:22,454 --> 00:51:25,540
‫و انگار از بدنش خارج
‫شده و رفته تو نور سفید،

965
00:51:25,624 --> 00:51:28,960
‫و داره به ما آدما نگاه
‫میکنه و کمک میکنه بفهمیم.

966
00:51:29,544 --> 00:51:33,590
‫من یه فیلم بازی کردم، شب‌های هارلم،
‫که اون کارگردانیش کرد، و اونجا فهمیدم،

967
00:51:33,673 --> 00:51:35,801
‫اون میدونه چی جواب میده و چی جواب نمیده.

968
00:51:35,884 --> 00:51:39,387
‫تنها راهی که میری خونه
‫اینه که تیر بخوری، 

969
00:51:39,971 --> 00:51:41,431
‫داشتم یه صحنه بازی میکردم

970
00:51:43,100 --> 00:51:44,810
‫که باید توش میمردم.

971
00:51:45,685 --> 00:51:48,105
‫و اون گفت، 'میخوام بمیری.'

972
00:51:49,481 --> 00:51:52,984
‫و بعدش، میخوام فقط برای
‫یه ثانیه زنده شی و بگی...'

973
00:51:53,068 --> 00:51:54,069
‫احمق.

974
00:51:54,152 --> 00:51:55,153
‫'...و بعدش بمیری.'

975
00:51:56,655 --> 00:51:59,241
‫من انجامش دادم، و هنوزم خنده‌داره.

976
00:52:00,075 --> 00:52:03,703
‫روزایی بود که کار نمیکردم،
‫و فقط میرفتم اونجا و میچرخیدم

977
00:52:03,787 --> 00:52:07,999
‫و تماشا میکردم که چطور رد فاکس
‫و دلا ریس رو کارگردانی میکنه، مرد.

978
00:52:08,083 --> 00:52:10,961
‫به تو هم میگفتم دستمو ببوس،
‫ولی احتمالا نمیتونستی اینکارو کنی،

979
00:52:12,254 --> 00:52:13,839
‫گمشو، عوضی.

980
00:52:13,922 --> 00:52:16,967
‫اما کارگردانی ریچارد، به آسونی
‫یه رویا بود که به حقیقت پیوست،

981
00:52:17,050 --> 00:52:21,179
‫چون میدونی چقدر به ریچارد
‫پرایور احترام میذاره و دوسش داره.

982
00:52:21,763 --> 00:52:24,266
‫- اون کیه؟
‫- اون همون پلیسیه که داشتم بهت میگفتم.

983
00:52:24,349 --> 00:52:28,478
‫کار کردن با کسی که تحسینش
‫میکنی... از بیرون که خونسردم.

984
00:52:28,562 --> 00:52:30,105
‫ولی از تو انگار داشتم منفجر میشدم!

985
00:52:30,188 --> 00:52:32,691
‫حالا، وقتی داشتیم شب‌های هارلم رو میساختیم،

986
00:52:32,774 --> 00:52:35,944
‫میخواستم یه فیلم با چندتا از
‫قهرمانای قدیمی خودم بسازم.

987
00:52:36,027 --> 00:52:38,905
‫سرتو میندازی عقب و
‫میگی، 'هیچ فرقی حس نمیکنم.'

988
00:52:38,989 --> 00:52:41,283
‫رد بدون زحمت خنده‌دار بود.

989
00:52:41,366 --> 00:52:42,450
‫خوب به نظر میرسی.

990
00:52:42,534 --> 00:52:43,910
‫هیچ فرقی حس نمیکنم.

991
00:52:43,994 --> 00:52:45,495
‫من رد رو دوست دارم.

992
00:52:45,579 --> 00:52:48,874
‫بعدش اون یه داستان عبرت‌آموز
‫هم بود، چون ما مواد داشتیم،

993
00:52:48,957 --> 00:52:51,710
‫اون چیزا در جریان بود،
‫مواد کشیدن و این چیزا.

994
00:52:51,793 --> 00:52:53,420
‫بعدش وضعیت مالیش به هم ریخت،

995
00:52:53,503 --> 00:52:55,922
‫چون وقتی رد اخراج شد،
‫مجبور شدم رد رو دفن کنم.

996
00:52:56,464 --> 00:52:59,134
‫مجبور شدم رد رو دفن کنم.
‫مجبور شدم ریک رو دفن کنم.

997
00:52:59,885 --> 00:53:01,761
‫برای باک‌ویت سنگ قبر آوردم.

998
00:53:01,845 --> 00:53:03,847
‫باک‌ویت سنگ قبر نداشت.

999
00:53:04,347 --> 00:53:07,017
‫من همیشه دارم این آدما
‫رو دفن می‌کنم... دفن می‌کنم.

1000
00:53:07,100 --> 00:53:09,519
‫منظورم اینه، منو به هم
‫ریخت، این آدمایی که...

1001
00:53:09,603 --> 00:53:12,480
‫این همه شو بیزنس و
‫اینا، بعد وقتی فوت می‌کنن،

1002
00:53:12,564 --> 00:53:15,734
‫حتی پول دفن کردن این آدما هم نیست؟

1003
00:53:15,817 --> 00:53:18,778
‫خانواده‌هاشون کجان؟ این آدما کجان؟

1004
00:53:18,862 --> 00:53:20,697
‫خیلی از آدما اینجورین.

1005
00:53:21,239 --> 00:53:23,825
‫یکی از برنامه‌های
‫بی‌سروصدایی که ادی داره اینه که

1006
00:53:23,909 --> 00:53:28,205
‫میگه: 'هی، سیاه‌پوستا
‫فیلمی مثل این نداشتن.'

1007
00:53:28,205 --> 00:53:30,874
‫عشق باید تو رو شب قبل می کشوند به سمت خونه.

1008
00:53:31,541 --> 00:53:35,170
‫'ما باید این کارو بکنیم تا
‫بقیه هم بتونن این کارو بکنن.'

1009
00:53:35,253 --> 00:53:39,549
‫'و اگه بتونم از نفوذم استفاده کنم تا
‫اون در رو باز کنم، این یه چیز خوبیه.'

1010
00:53:39,633 --> 00:53:41,676
‫فکر نمی‌کنی وقتشه درباره ترفیع صحبت کنیم؟

1011
00:53:42,969 --> 00:53:44,262
‫چون ما زندگی 

1012
00:53:44,262 --> 00:53:46,681
‫واکنش‌های خیلی شدیدی وجود داشت.

1013
00:53:46,765 --> 00:53:49,517
‫این از لس آنجلس تایمز هست. این نقد، میگه...

1014
00:53:49,601 --> 00:53:52,479
‫میگه: 'جذاب‌ترین جنبه بومرنگ، معلوم میشه،'

1015
00:53:52,562 --> 00:53:54,689
‫نه داستانش، بلکه ترکیب نژادی‌اش هست.'

1016
00:53:54,773 --> 00:53:57,525
‫میگه: 'این زحمت میکشه
‫تا یه دنیای معکوس خلق کنه

1017
00:53:57,609 --> 00:53:59,694
‫که توش آدمای سفیدپوست نامرئی هستن.'

1018
00:53:59,778 --> 00:54:02,864
‫آره، این یارو و لس آنجلس
‫تایمز قاطی کرده بودن

1019
00:54:02,948 --> 00:54:06,868
‫چون اونجا... هیچ... خب،
‫آدمای سفیدپوست تو فیلم هستن،

1020
00:54:06,952 --> 00:54:09,955
‫ولی هیچ، مثلاً، میدونی، مثلاً
‫نقش اصلی سفیدپوستی توش نبود.

1021
00:54:10,038 --> 00:54:12,040
‫و یه فیلم مثل پسرا تو
‫محله رو در نظر بگیرین،

1022
00:54:12,123 --> 00:54:14,334
‫هیچکس از اون فیلم ایراد
‫نگرفت چون یه فیلمی بود

1023
00:54:14,417 --> 00:54:16,253
‫که درباره یه چیز خشونت‌آمیز بود.

1024
00:54:16,336 --> 00:54:19,464
‫ولی یه چیز عادی بود، و یه کسب و
‫کار بود، 'آدمای سفیدپوست کجان؟'

1025
00:54:19,547 --> 00:54:22,217
‫'کی داره اون دفتر رو اداره
‫میکنه؟' میدونی، از این جور چیزا.

1026
00:54:22,300 --> 00:54:26,471
‫این از اون دسته چیزاییه که مردم میگن
‫عادت ندارن هنرمندای سیاهپوست رو ببینن

1027
00:54:26,554 --> 00:54:29,683
‫تو این نقش‌ها، برای همین... براشون
‫عجیب به نظر میرسه. ولی من داشتم میدیدم...

1028
00:54:29,766 --> 00:54:32,560
‫خب، بهتره بهش عادت
‫کنین چون من هیچ جا نمیرم.

1029
00:54:32,644 --> 00:54:33,979
‫آره.

1030
00:54:34,062 --> 00:54:36,147
‫من هیچ جا نمیرم.

1031
00:54:36,898 --> 00:54:40,193
‫هالیوود اون موقع، و تا همین امروز،

1032
00:54:40,277 --> 00:54:43,530
‫نیروهای منفی زیادی وجود داره.

1033
00:54:43,613 --> 00:54:47,325
‫ستاره‌های فیلم سیاهپوست همیشه
‫مجبور بودن از بین این همه مانع عبور کنن،

1034
00:54:47,409 --> 00:54:49,452
‫ولی اون موانع، حالت پیش‌فرض بودن.

1035
00:54:50,537 --> 00:54:51,746
‫سلام، من ادی مورفی هستم.

1036
00:54:51,830 --> 00:54:55,000
‫هر از گاهی، یه نفر
‫اونو میبینه و میگه، 'وای.'

1037
00:54:55,083 --> 00:54:57,961
‫'ادی اون موقع تو اسکار چرت و پرت میگفت؟'

1038
00:54:58,044 --> 00:54:59,879
‫من حتی درست قبلش گفتم، گفتم،

1039
00:54:59,963 --> 00:55:02,716
‫'احتمالاً هیچوقت برای گفتن
‫این حرفا اسکار نمیگیرم.'

1040
00:55:02,799 --> 00:55:05,385
‫و احتمالاً هیچوقت برای
‫گفتن این حرفا اسکار نمیبرم،

1041
00:55:05,468 --> 00:55:07,345
‫ولی، هی، چه اهمیتی داره، باید بگم.

1042
00:55:07,429 --> 00:55:09,180
‫و من رفتم... رفتم و انجامش دادم.

1043
00:55:09,264 --> 00:55:11,099
‫فقط میخوام بدونین، من این جایزه رو میدم،

1044
00:55:11,182 --> 00:55:13,977
‫ولی سیاه‌پوستا دیگه واگن
‫آخر جامعه رو سوار نمیشن،

1045
00:55:14,060 --> 00:55:16,980
‫و دیگه نمیخوایم عقب بمونیم، و
‫میخوام ما رو به رسمیت بشناسید.

1046
00:55:17,063 --> 00:55:19,649
‫اون گفت: 'باشه، انجام شد.'
‫من گفتم: 'کی باید اونجا باشم؟'

1047
00:55:19,733 --> 00:55:21,943
‫اون گفت: 'لازم نیست تا
‫حدود 9 یا 10 اونجا باشی'

1048
00:55:21,943 --> 00:55:23,903
‫چون آخرین جایزه ی شبِ، پس...'

1049
00:55:24,988 --> 00:55:27,657
‫روز بعد، انگار هیچی نگفته بودم.

1050
00:55:27,741 --> 00:55:30,201
‫هیچ عکسی از من تو مراسم اسکار نبود.

1051
00:55:30,285 --> 00:55:33,413
‫هیچ پوششی از من نبود. هیچ اشاره
‫ای به اینکه من اون حرف رو زدم نشد.

1052
00:55:33,496 --> 00:55:35,457
‫انگار اصلا تو مراسم اسکار نبودم.

1053
00:55:36,374 --> 00:55:37,876
‫و من هنوز اسکار نگرفتم.

1054
00:55:40,086 --> 00:55:42,589
‫من اسکار نگرفتم، و من همه کار کردم.

1055
00:55:42,672 --> 00:55:44,841
‫من همه نقشی رو بازی کردم و همه کاری کردم.

1056
00:55:44,924 --> 00:55:46,551
‫و من هنوز اسکار نگرفتم.

1057
00:55:47,552 --> 00:55:49,512
‫اما فکر نمیکنم بخاطر اون باشه.

1058
00:55:51,556 --> 00:55:55,518
‫فکر میکنم به عنوان یه
‫کمدین تو یه دوره انتقالی هستم.

1059
00:55:55,602 --> 00:55:58,271
‫حس میکنم کارهای دیگه ای
‫هست که میخوام انجام بدم،

1060
00:55:58,355 --> 00:56:00,732
‫و نمیخوام کارهایی رو که
‫قبلا انجام دادم، دوباره انجام بدم،

1061
00:56:00,815 --> 00:56:02,984
‫و میخوام انواع مختلف فیلم ها رو بازی کنم،

1062
00:56:03,068 --> 00:56:06,112
‫و میخوام کشف کنم که تو
‫این مرحله از زندگیم کجا هستم

1063
00:56:06,196 --> 00:56:09,032
‫چون تو چند سال اخیر
‫اتفاقات زیادی برام افتاده،

1064
00:56:09,115 --> 00:56:11,659
‫ازدواج و بچه ها و زندگی شخصی.

1065
00:56:15,205 --> 00:56:16,206
‫آره.

1066
00:56:17,499 --> 00:56:18,500
‫دوباره.

1067
00:56:18,583 --> 00:56:19,501
‫من بچمو میخوام، من بچمو میخوام...

1068
00:56:19,501 --> 00:56:20,418
‫من بچمو میخوام، من بچمو میخوام...

1069
00:56:21,002 --> 00:56:23,713
‫بچه هام مرکز همه چیز هستن.

1070
00:56:26,549 --> 00:56:29,386
‫بعد از اینکه بچه دار میشی،
‫همه چیز درباره ی اونهاست.

1071
00:56:29,386 --> 00:56:33,264
‫قبلا شاید تا دو روز بیدار
‫میموندم قبل از اینکه بخوابم.

1072
00:56:33,264 --> 00:56:36,935
‫الان، دو قسمت از ساینفلد رو
‫میبینیم، و بعدش میریم استراحت میکنیم 

1073
00:56:37,936 --> 00:56:40,397
‫من و پیج 14 ساله که با هم هستیم.

1074
00:56:40,480 --> 00:56:41,606
‫سگ ندارید؟

1075
00:56:41,689 --> 00:56:42,982
‫سگ داشتیم.

1076
00:56:43,066 --> 00:56:44,901
‫- و حالا گربه داریم.
‫- حالا گربه داریم.

1077
00:56:44,984 --> 00:56:46,820
‫هیچوقت فکر نمیکردیم که گربه داشته باشیم.

1078
00:56:46,903 --> 00:56:49,739
‫هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت، تو
‫یه میلیون سال هم فکر نمیکردیم.

1079
00:56:50,532 --> 00:56:53,159
‫گربه اصلا اهمیت نمیده. فقط یه گوشه میشینه.

1080
00:56:53,243 --> 00:56:56,413
‫من... من با گربه بیشتر
‫از سگ وجه اشتراک دارم.

1081
00:56:57,205 --> 00:57:01,084
‫بعضی وقتا وارد یه اتاق میشی، گربه
‫فقط یه گوشه نشسته و به دیوار نگاه میکنه.

1082
00:57:01,793 --> 00:57:03,711
‫منم میگم: 'منم از این کارا میکنم.'

1083
00:57:03,795 --> 00:57:06,506
‫هی، این... این کاریه که من میکنم.

1084
00:57:07,507 --> 00:57:08,508
‫وای.

1085
00:57:09,008 --> 00:57:10,427
‫شلوارک های دهه 80.

1086
00:57:10,510 --> 00:57:11,636
‫همه چیز دهه 80.

1087
00:57:14,055 --> 00:57:17,058
‫یه بار یه نفر ازم پرسید،
‫میدونی، درباره ی فیلم ها.

1088
00:57:17,142 --> 00:57:18,643
‫میدونی، درباره ی میراثم.

1089
00:57:18,768 --> 00:57:19,811
‫غذای واقعی.

1090
00:57:19,894 --> 00:57:21,688
‫خوبه. چطوری؟
‫خوبم، بابا.

1091
00:57:21,771 --> 00:57:24,524
‫گفتم: 'میراثم؟ میراث من بچه هامن.'

1092
00:57:24,607 --> 00:57:26,568
‫'این کاری نیست که تو محل کارم انجام دادم.'

1093
00:57:27,444 --> 00:57:28,945
‫من واقعا این حس رو دارم.

1094
00:57:29,446 --> 00:57:33,491
‫'اگه میتونستی تمام طعم
‫عشق رو تو هر لقمه حس کنی.'

1095
00:57:33,575 --> 00:57:36,077
‫- میتونی طعم عشق رو بچشی.
‫- میتونی طعم عشق رو بچشی.

1096
00:57:36,161 --> 00:57:38,997
‫- ببین چی...
‫- شرط میبندم امشب هیچکس مریض نمیشه.

1097
00:57:40,248 --> 00:57:42,208
‫هیچکس هیچوقت مریض نمیشه.

1098
00:57:42,292 --> 00:57:43,585
‫این... این دفعه.

1099
00:57:43,668 --> 00:57:46,212
‫شرط می بندم این دفعه هیچکس مریض نمیشه.

1100
00:57:50,717 --> 00:57:52,469
‫شنیدم یه نفر تو یه آهنگ اینو میگفت...

1101
00:57:52,552 --> 00:57:56,055
‫- فکر کنم شنیدم...
‫- و یه آدم باحال و مد روز بود.

1102
00:57:56,139 --> 00:57:58,600
‫میگم، تو اینستاگرامشون شنیدم.

1103
00:57:59,100 --> 00:58:01,269
‫هیچوقت تصمیم بدی نمیگیری.

1104
00:58:01,352 --> 00:58:03,730
‫وقتی آتیش گرفته بود، با دندوناش زدش.

1105
00:58:03,813 --> 00:58:05,607
‫گیتار شعله ور روی صورتش.

1106
00:58:05,690 --> 00:58:07,317
‫هی، جو

1107
00:58:11,488 --> 00:58:12,572
‫بیست و هفت.

1108
00:58:13,364 --> 00:58:14,824
‫در ۲۷ سالگی رفت.

1109
00:58:15,909 --> 00:58:17,577
‫و هنوزم دنیا داره وز وز میکنه.

1110
00:58:18,328 --> 00:58:21,748
‫ببینید، چطوری این کارو میکنه.
‫باعث میشه فیدبک بده. گوش کنید.

1111
00:58:26,836 --> 00:58:28,588
‫این. دیوونه کننده است.

1112
00:58:31,883 --> 00:58:34,969
‫این فیدبکه. اون از فیدبک مثل
‫یه نت روی گیتار استفاده کرد.

1113
00:58:35,053 --> 00:58:36,054
‫آره، این دیوونه کننده است.

1114
00:58:38,765 --> 00:58:39,807
‫بابا بی خیال.

1115
00:58:42,560 --> 00:58:45,522
‫من واقعا به دستاوردهای
‫برادرم افتخار میکردم.

1116
00:58:45,605 --> 00:58:48,483
‫روزهای قدیم رو یادمه،
‫قبل از اینکه این اتفاقا بیفته.

1117
00:58:48,566 --> 00:58:52,904
‫از آپارتمان رفتن به خونه توی لانگ آیلند...

1118
00:58:53,613 --> 00:58:57,116
‫تا اینکه، میدونی، این برادرو
‫داشته باشی که یه ستاره شد.

1119
00:58:57,700 --> 00:59:01,746
‫اما چون اون تو این کار خیلی خوب بود،
‫و من خیلی بهش افتخار میکردم، من مثل...

1120
00:59:01,829 --> 00:59:04,123
‫اگه نمی خندیدی، من خیلی احساساتی میشدم.

1121
00:59:04,207 --> 00:59:06,376
‫احتمالا بخاطر نخندیدن حسابت رو میرسیدم.

1122
00:59:06,459 --> 00:59:07,919
‫اینجوری... اینجوری حس میکردم.

1123
00:59:09,212 --> 00:59:11,047
‫هیچکس مثل چارلی نیست.

1124
00:59:12,507 --> 00:59:14,092
‫هیچکس اونجا از اون خنده دار تر نبود.

1125
00:59:15,385 --> 00:59:18,972
‫و بعضی از بزرگترین خنده
‫های زندگیم بخاطر چارلیه.

1126
00:59:21,224 --> 00:59:22,433
‫آره.

1127
00:59:24,477 --> 00:59:25,812
‫دلم برای برادرم تنگ شده.

1128
00:59:30,608 --> 00:59:34,779
‫من یه جورایی با مرگ کنار
‫میام، و وقتی مردم فوت میکنن.

1129
00:59:34,862 --> 00:59:39,534
‫مثلا، فقط یه لحظه لمسش میکنم...
‫هر از گاهی، یه خاطره ظاهر میشه.

1130
00:59:40,243 --> 00:59:41,744
‫و من لمسش میکنم.

1131
00:59:41,828 --> 00:59:45,415
‫و بعد حسش میکنم... این
‫چیزا دارن قل قل میزنن.

1132
00:59:45,498 --> 00:59:47,917
‫و بعد میگم، 'آها، باشه.' پس خیلی...

1133
00:59:48,001 --> 00:59:52,213
‫من فقط خاطرات کوچیک رو
‫لمس میکنم. نمیرم توش غرق بشم.

1134
01:00:10,815 --> 01:00:12,942
‫من باور ندارم که هیچوقت متوقف میشه.

1135
01:00:13,026 --> 01:00:16,404
‫من باور ندارم، مثلا،
‫که... مثلا، مرگ اینجوریه...

1136
01:00:16,487 --> 01:00:19,657
‫مثلا، میمیری و بعد از مرگ برمیگردی.

1137
01:00:19,741 --> 01:00:23,536
‫من فکر نمیکنم که هیچوقت بمیری. من
‫فکر میکنم، میدونی، فقط ادامه پیدا میکنه.

1138
01:00:23,620 --> 01:00:25,663
‫و همه اون هستن.

1139
01:00:25,747 --> 01:00:30,501
‫هر نیرویی که... میدونی، در مرکز همه چیزه،

1140
01:00:30,585 --> 01:00:32,337
‫همه اون هستن، میدونی.

1141
01:00:32,420 --> 01:00:35,506
‫پس این بدن فیزیکی خواهد مرد،

1142
01:00:35,590 --> 01:00:38,092
‫اما در مرکز اون، میدونی،

1143
01:00:38,176 --> 01:00:42,889
‫اون... هرچیزی که در مرکز
‫تو و اون و اون و همه هست،

1144
01:00:42,972 --> 01:00:46,225
‫اون ادامه پیدا میکنه، اون
‫فقط به رفتن و رفتن ادامه میده.

1145
01:00:49,062 --> 01:00:52,482
‫میدونی، بیشتر مردم فکر
‫میکنن دنیا این بیرون وجود داره،

1146
01:00:52,565 --> 01:00:54,984
‫و این واقعاً در درون داره اتفاق میفته.

1147
01:01:06,371 --> 01:01:08,373
‫بهشون گفتی که داری برای
‫شهردار شدن نامزد میشی؟

1148
01:01:08,456 --> 01:01:11,125
‫اولین چیزی که اگه
‫شهردار بودم تغییرش میدادم،

1149
01:01:11,709 --> 01:01:14,253
‫این بود که آدمای خاصی
‫رو تو جاهای خاصی میذاشتم.

1150
01:01:15,254 --> 01:01:17,006
‫این اولین قانونت میشد؟

1151
01:01:17,090 --> 01:01:20,134
‫'و حالا آدمای خاصی تو
‫جاهای خاصی خواهند بود.'

1152
01:01:21,052 --> 01:01:24,263
‫من وال رو وقتی ملاقات کردم که
‫بخاطر برف تو خونه ریک گیر افتاده بودیم.

1153
01:01:24,347 --> 01:01:27,058
‫ریک یه عالمه هنرمند داشت
‫که داشت روشون کار میکرد،

1154
01:01:27,058 --> 01:01:31,521
‫بیشتر آدمایی که طی این سالها بخشی
‫از این حلقه شدن، آدمای خاصی هستن،

1155
01:01:31,604 --> 01:01:33,064
‫و وال یه آدم خاصه.

1156
01:01:33,064 --> 01:01:35,441
‫ولی وال یه جورایی آخرین آدم خاصه.

1157
01:01:35,525 --> 01:01:40,822
‫طی این سالها، آدمای خاص
‫یا فوت کردن یا تبعید شدن.

1158
01:01:42,115 --> 01:01:43,658
‫از حلقه تبعید شدن.

1159
01:01:44,450 --> 01:01:47,203
‫هی، 'همیشه پارتی' رو ببین. رسیده به 123.

1160
01:01:47,286 --> 01:01:48,287
‫چی؟

1161
01:01:49,580 --> 01:01:52,208
‫- 123 میلیون؟
‫- عجب دیوونه بازیه.

1162
01:01:52,792 --> 01:01:55,837
‫'چراغ قرمز'. ماه دیگه میشه 80 میلیون.

1163
01:01:55,878 --> 01:01:58,631
‫با یه تق، تق، تق
‫رو درت، اوه

1164
01:01:58,715 --> 01:02:00,425
‫چراغ قرمز، درست وایسا…

1165
01:02:00,466 --> 01:02:01,509
‫سر صحنه، اون می‌گفت، "یوتیوب داری؟"

1166
01:02:01,592 --> 01:02:04,804
‫من گفتم: 'آره، من یوتیوب دارم.'
‫اون گفت: 'من عاشق یوتیوبم.'

1167
01:02:04,887 --> 01:02:07,140
‫اون گفت: 'من همه ویدیوهای یوتیوب رو دیدم.'

1168
01:02:07,223 --> 01:02:11,602
‫هر وقت میومدم سر صحنه،
‫اون فقط داشت آهنگ پخش میکرد

1169
01:02:11,686 --> 01:02:15,398
‫و حال میکرد، و همه خیلی
‫خیلی هیجان زده میشدن.

1170
01:02:15,481 --> 01:02:17,734
‫به برنامه ریدیکولسنس خوش اومدید.

1171
01:02:17,817 --> 01:02:18,735
‫سه، دو، یک!

1172
01:02:18,818 --> 01:02:19,777
‫ریدیکولسنس، برنامه لذت
‫گناهکاری که همیشه تماشا میکنم.

1173
01:02:19,777 --> 01:02:21,904
‫ریدیکولسنس، برنامه لذت
‫گناهکاری که همیشه تماشا میکنم.

1174
01:02:21,988 --> 01:02:24,991
‫فکر میکنم در واقع بهترین برنامه تلویزیونیه.

1175
01:02:25,074 --> 01:02:27,034
‫میدونی این برنامه منو یاد چی میندازه؟

1176
01:02:27,118 --> 01:02:30,246
‫مثل... کارگردان، جودوروفسکی رو میشناسی؟

1177
01:02:30,329 --> 01:02:33,124
‫فیلماش اینطوریه، همش یه سری تصاویر
‫شوکه کننده پشت سر هم پشت سر هم

1178
01:02:33,124 --> 01:02:35,084
‫حتی فرصت نمی‌کنی بگی...
‫سریع می‌ره سراغ چیز بعدی.

1179
01:02:36,085 --> 01:02:37,503
‫ریدیکیولسنس مثل نسخه کودکانه
‫تلویزیونیه فیلم جودوروفسکیه.

1180
01:02:37,503 --> 01:02:38,671
‫ریدیکیولسنس مثل نسخه کودکانه
‫تلویزیونیه فیلم جودوروفسکیه.

1181
01:02:38,755 --> 01:02:41,883
‫عاشقشم. عاشق اینم که اون
‫نشسته داره ریدیکولسنس تماشا میکنه.

1182
01:02:41,966 --> 01:02:43,676
‫این خیلی خنده داره.

1183
01:02:43,760 --> 01:02:46,012
‫خیلی خنده داره.

1184
01:02:46,637 --> 01:02:50,725
‫مغزش مثل یه آبکش میمونه.
‫یعنی، کلمه درستیه؟ آبکش؟

1185
01:02:50,808 --> 01:02:53,478
‫- یعنی، همه چیو جذب میکنه؟
‫- آره، اسفنج.

1186
01:02:53,561 --> 01:02:55,229
‫اسفنج. مغزش مثل یه اسفنج میمونه.

1187
01:02:55,313 --> 01:02:58,608
‫اینجوری ادی رو توصیف
‫میکنم. مغزش مثل یه اسفنج میمونه.

1188
01:03:03,738 --> 01:03:06,199
‫من یه کمدین استندآپ نیستم.

1189
01:03:08,326 --> 01:03:09,327
‫مثلا، من...

1190
01:03:09,410 --> 01:03:11,954
‫میدونی، من بامزه ام، و
‫میتونم این کارو انجام بدم.

1191
01:03:12,038 --> 01:03:14,749
‫ولی من نمیبینم... نمیگم، 'من یه کمدینم.'

1192
01:03:14,832 --> 01:03:18,377
‫مثلا، نمیگم، 'من یه
‫بازیگرم،' یا 'من یه موسیقیم.'

1193
01:03:19,128 --> 01:03:23,508
‫من یه هنرمندم که میتونه خودش
‫رو به روش های مختلفی بیان کنه.

1194
01:03:24,425 --> 01:03:28,763
‫حساسیت معیاره، نه اینکه چقدر استعداد داری.

1195
01:03:28,846 --> 01:03:34,560
‫حساس ترین فرد هنرمندی خواهد
‫بود که بیشترین هماهنگی رو داره.

1196
01:03:38,481 --> 01:03:40,316
‫نمیخوام خیلی هنری بشم.

1197
01:03:45,655 --> 01:03:47,740
‫اگه بذاری میتونم خیلی هنری بشم.

1198
01:03:48,866 --> 01:03:51,202
‫من چیزی رو به زور نمیخوام.

1199
01:03:51,786 --> 01:03:53,120
‫من قایق پارو نمیزنم.

1200
01:03:53,204 --> 01:03:55,623
‫قایق پارویی نیست. قایق بادبانیه.

1201
01:03:56,207 --> 01:03:58,584
‫من اینجوری نیستم که... 'باید برم اونجا.'

1202
01:03:58,668 --> 01:04:00,253
‫من اینجوریم که...

1203
01:04:00,336 --> 01:04:02,463
‫من سوار یه قایق بادبانی هستم، و این...

1204
01:04:02,547 --> 01:04:05,007
‫بذار این نسیم رو بگیرم و این طرف برم.

1205
01:04:05,633 --> 01:04:09,679
‫من تلاشی برای چیزی
‫بودن یا رسیدن به جایی نمیکنم.

1206
01:04:10,888 --> 01:04:12,515
‫من فقط هستم.

1207
01:04:17,186 --> 01:04:18,354
‫جالبه.

1208
01:04:19,397 --> 01:04:22,525
‫اگه بتونی ۴۰ سال تو این کار باشی،

1209
01:04:22,525 --> 01:04:25,736
‫من میگم، 'خب، فکر کنم
‫یکم از موضوع دور شدیم.'

1210
01:04:25,820 --> 01:04:26,821
‫چون...

1211
01:04:29,365 --> 01:04:32,034
‫اسپید در آمریکا با دیوید اسپید.

1212
01:04:33,578 --> 01:04:38,040
‫دیوید اسپید یه برنامهٔ طنز تو 'پخش
‫زنده شنبه شب' در بخش اخبار اجرا کرد.

1213
01:04:38,124 --> 01:04:41,961
‫تازه فیلم 'خون‌آشام در بروکلین' اومده بود.

1214
01:04:42,044 --> 01:04:45,256
‫ببینید بچه‌ها. یه ستارهٔ
‫دنباله‌داره. یه آرزو بکنید.

1215
01:04:46,883 --> 01:04:49,093
‫آره. درسته. دقیقا.

1216
01:04:49,594 --> 01:04:52,680
‫تماشاچیا اونجا 'هو' کردن و بخاطر
‫گفتن اون حرف بهش پوزخند زدن، درسته؟

1217
01:04:52,763 --> 01:04:55,474
‫واسه همین ناراحت شدم،
‫احساساتم جریحه‌دار شد.

1218
01:04:55,558 --> 01:04:57,810
‫انگار داشتم میگفتم، 'هی، من از همونجام...'

1219
01:04:57,894 --> 01:05:00,813
‫مثل این بود که دانشگاه
‫خودت بهت تیکه بندازه.

1220
01:05:00,897 --> 01:05:03,900
‫به حرفه‌ام، نه به اینکه چقدر بامزه بودم...

1221
01:05:03,983 --> 01:05:05,526
‫منو یه ستارهٔ رو به افول خوند.

1222
01:05:05,610 --> 01:05:08,154
‫مثلا اگه الان یه همچین شوخی‌ای بود،

1223
01:05:08,237 --> 01:05:10,865
‫و دربارهٔ یکی دیگه از اعضای
‫گروه 'پخش زنده شنبه شب' بود،

1224
01:05:10,948 --> 01:05:14,744
‫و دربارهٔ این بود که چقدر
‫حرفه‌شون به فنا رفته، رد میشد.

1225
01:05:14,827 --> 01:05:17,914
‫تهیه‌کننده‌ها بهش نگاه میکردن،
‫'تو این شوخی رو نمیگی.'

1226
01:05:17,997 --> 01:05:22,627
‫بنابراین... اون شوخی از همهٔ مراحلی که
‫یه شوخی باید ازشون رد بشه، رد شده بود،

1227
01:05:22,710 --> 01:05:25,922
‫و بعد اون داشت تو برنامه میگفت،
‫میدونی، 'یه ستارهٔ رو به افول رو بگیر.'

1228
01:05:26,005 --> 01:05:28,132
‫واسه همین نگفتم، 'لعنت به دیوید اسپید.'

1229
01:05:28,215 --> 01:05:32,511
‫گفتم، 'اوه، لعنت به 'پخش زنده شنبه شب'، لعنت
‫به همتون. چطور میتونید این غلط رو بکنید ؟'

1230
01:05:32,595 --> 01:05:37,391
‫'شما... اینجوری دربارهٔ من فکر میکنید؟
‫اوه، عوضی ‌های کثیف...' من اینجوری بودم.

1231
01:05:37,475 --> 01:05:39,894
‫و واسه همین بود که سال‌ها برنگشتم.

1232
01:05:39,977 --> 01:05:43,981
‫تو کار نمایش، بزرگترین
‫چاپلوسی رو دریافت میکنی

1233
01:05:44,065 --> 01:05:47,193
‫و بزرگترین زهر رو، و هردوشون دروغن.

1234
01:05:48,027 --> 01:05:49,487
‫هردوشون دروغن.

1235
01:05:52,239 --> 01:05:55,326
‫و اینجوریه که یه جورایی با
‫هیچی باقی میمونی، میدونی.

1236
01:05:55,409 --> 01:05:58,871
‫با این باقی میمونی، 'خب،
‫فکر کنم بهترین تلاشم رو کردم.'

1237
01:05:59,956 --> 01:06:01,624
‫و همون باید کافی باشه.

1238
01:06:02,375 --> 01:06:04,418
‫درسته؟ چی؟ همون باید کافی باشه.

1239
01:06:04,502 --> 01:06:09,548
‫آگاهانه، دارم میگم، میخوام یه
‫کاری کنم که بهشون نشون بدم که...

1240
01:06:11,175 --> 01:06:13,594
‫من مثل هیچکس تو این شهر نیستم،

1241
01:06:13,678 --> 01:06:17,974
‫و میخوام یه کاری کنم که هیچکس
‫دیگه... فقط من بتونم انجامش بدم.

1242
01:06:17,974 --> 01:06:21,936
‫فیلم خنده‌داره، ولی یه
‫چیز شیرین هم توش داره.

1243
01:06:23,062 --> 01:06:24,522
‫همهٔ عناصر اونجا هستن.

1244
01:06:24,605 --> 01:06:27,608
‫من داوطلب میشم که این پرندهٔ
‫پیر رو از بدبختیش نجات بدم.

1245
01:06:27,692 --> 01:06:30,361
‫کلتوس! حق نداری درباره
‫مامان اینطوری حرف بزنی.

1246
01:06:30,444 --> 01:06:33,030
‫نه، وایسا. لازم نیست منو
‫از دست کلتوس نجات بدی.

1247
01:06:33,114 --> 01:06:35,074
‫بزن بریم، کلتوس. بزن بریم.

1248
01:06:35,157 --> 01:06:37,785
‫کاری که ادی داره میکنه، همه
‫اون شخصیت های دیگه رو...

1249
01:06:37,868 --> 01:06:39,620
‫اون داره صداشونو توی ذهنش میشنوه.

1250
01:06:39,704 --> 01:06:41,831
‫اون حتی زمان‌بندی
‫درستشون رو هم رعایت می‌کنه.

1251
01:06:41,914 --> 01:06:46,210
‫منظورم اینه، آخه هر کدوم
‫ریتم و حجم صدای متفاوتی دارن.

1252
01:06:46,293 --> 01:06:48,713
‫اون یه جورایی هرکوله.
‫دوباره عضلاتتو نشون بده.

1253
01:06:48,796 --> 01:06:50,965
‫اوه، هرکول! هرکول!

1254
01:06:51,048 --> 01:06:52,717
‫قرار نیست که اسکار بدیم.

1255
01:06:53,718 --> 01:06:56,929
‫ما... نه، صبر کن، لعنتی.
‫قرار نیست اسکار بدیم.

1256
01:06:57,013 --> 01:06:59,473
‫اون... هر کدوم از این
‫شخصیت ها باید نامزد میشدن.

1257
01:06:59,598 --> 01:07:01,142
‫این شخصیت ها از اتاق گریم
‫شروع به شکل گیری می کنن.

1258
01:07:01,225 --> 01:07:02,518
‫هیچ آمادگی قبلی وجود نداشت.

1259
01:07:02,601 --> 01:07:05,271
‫وقتی ریک تقریباً نصف گریم رو انجام داده بود،

1260
01:07:05,354 --> 01:07:07,481
‫شروع می کرد ازم سوال پرسیدن.

1261
01:07:07,565 --> 01:07:09,608
‫فقط یه مکالمه با من شروع می کرد، می پرسید:

1262
01:07:09,692 --> 01:07:11,736
‫'چند تا بچه داری؟ کجا بزرگ شدی؟'

1263
01:07:11,819 --> 01:07:14,780
‫و من صداهای مختلف رو امتحان می
‫کنم تا ببینم چه صداهایی ازش در میاد.

1264
01:07:14,864 --> 01:07:17,950
‫مثلاً، وقتی داره این کارو
‫میکنه، تو کم کم می فهمی

1265
01:07:18,034 --> 01:07:20,578
‫چه صدایی با اون گریم جور درمیاد.

1266
01:07:20,661 --> 01:07:24,373
‫و تا آخرش، یه صدای مناسب و
‫همه چیز سر جاش خواهی داشت.

1267
01:07:26,333 --> 01:07:30,838
‫موانع زیادی وجود داشت. استودیو
‫گفت: 'ببینید، ما ادی رو دوست داریم.'

1268
01:07:30,921 --> 01:07:32,548
‫'ما فکر می کنیم اون خیلی با استعداده،'

1269
01:07:32,631 --> 01:07:35,134
‫ولی نمی دونم می تونه همه اون
‫شخصیت ها رو بازی کنه یا نه.'

1270
01:07:36,093 --> 01:07:39,972
‫'چطور این شخصیت ها رو تعریف
‫می کنه که با هم فرق داشته باشن؟'

1271
01:07:40,056 --> 01:07:42,308
‫اون باید برای به دست
‫آوردن این نقش تلاش می کرد.

1272
01:07:42,808 --> 01:07:44,351
‫خب، اون باید تست بازیگری می داد.

1273
01:07:45,144 --> 01:07:48,189
‫بعدش من خیلی هیجان زده شدم.
‫اون فقط گفت: 'آره، من انجامش می دم.'

1274
01:07:48,272 --> 01:07:51,484
‫حداقل چهار ساعت گریم
‫برای هر شخصیت طول می کشه

1275
01:07:51,567 --> 01:07:54,236
‫تا بتونی اون شخصیت رو بازی کنی.

1276
01:07:58,074 --> 01:08:00,242
‫یه دلیلی داره که هیچ کس
‫دیگه این کارو نمی کنه.

1277
01:08:01,452 --> 01:08:04,371
‫مثلاً هیچ استندآپ کمدینی
‫دلش نمی خواد این کارو بکنه.

1278
01:08:04,997 --> 01:08:06,540
‫ولی اون دلش می خواد این کارو بکنه.

1279
01:08:06,624 --> 01:08:08,542
‫ببخشید، من باید برم دستشویی.

1280
01:08:08,626 --> 01:08:09,877
‫من امشب خیلی جذابم!

1281
01:08:09,960 --> 01:08:12,088
‫ببخشید خانم. اجازه بدید من براتون برش دارم.

1282
01:08:12,171 --> 01:08:13,297
‫هووو!

1283
01:08:13,380 --> 01:08:15,800
‫اون اولین باری بود که من باهاش آشنا شدم.

1284
01:08:15,883 --> 01:08:19,804
‫سر صحنه فیلم پروفسور دیوانه.
‫در واقع، اون از کنارم رد شد،

1285
01:08:19,887 --> 01:08:23,516
‫و من نشناختمش چون لباس
‫شرمن کلامپ رو پوشیده بود.

1286
01:08:23,599 --> 01:08:26,602
‫راه رفت، بعد وایستاد و گفت:
‫'هی، مرد، تو خیلی باحالی.'

1287
01:08:26,685 --> 01:08:30,523
‫و من صداشو شنیدم... 'اوه!' و
‫بعد... 'اوه خدای من، این ادی مورفیه!'

1288
01:08:30,606 --> 01:08:33,984
‫پسره انقدر چاقه که هر
‫وقت برمیگرده، انگار تولدشه!

1289
01:08:35,319 --> 01:08:39,240
‫بعد برداشت های مختلف رو امتحان می
‫کردیم. اولش برداشت های مربوط به شرمن بود.

1290
01:08:40,199 --> 01:08:44,578
‫تا چند روز بعد، وقتی می خواستیم
‫صحنه های بادی لاو رو بگیریم...

1291
01:08:46,622 --> 01:08:49,708
‫مرد، انگار واقعاً جمعیت...
‫می تونستی حسش کنی.

1292
01:08:49,792 --> 01:08:51,752
‫میشه لطفاً صبر کنی تا
‫حرف اصلی رو بزنم، برادر؟

1293
01:08:51,794 --> 01:08:54,046
‫ببخشید، مرد. آخه تو خیلی باحالی!

1294
01:08:54,130 --> 01:08:55,840
‫همه با تشویق منفجر می شدن.

1295
01:08:55,923 --> 01:08:58,175
‫وقتی می گفتند 'کات'، همه
‫شروع می کردند به تشویق کردن.

1296
01:08:58,259 --> 01:09:00,427
‫انگار همه می دونستن،
‫انگار، مرد، این یه چیز خاصه.

1297
01:09:00,511 --> 01:09:02,054
‫لثه ها و دندون های رجی رو ببین.

1298
01:09:02,138 --> 01:09:04,348
‫انگار مادرش با آقای اد رابطه داشته.

1299
01:09:04,974 --> 01:09:06,892
‫هیچکس نمی دونست من
‫قراره یه اسطوره کمدی بشم.

1300
01:09:06,976 --> 01:09:09,061
‫همه می دونستن اون یه اسطوره کمدیه.

1301
01:09:09,145 --> 01:09:11,730
‫ولی اون واقعا یه چیز خاص بود.

1302
01:09:12,314 --> 01:09:14,567
‫کار کردن باهاش خیلی آسونه...

1303
01:09:14,650 --> 01:09:16,277
‫اوه لعنتی!

1304
01:09:16,360 --> 01:09:18,904
‫اگه تیز و آماده باشی.

1305
01:09:19,488 --> 01:09:21,740
‫اگه بری اونجا و دست و پا چلفتی باشی،

1306
01:09:21,824 --> 01:09:23,993
‫اونوقته که میره تو کاروانش.

1307
01:09:24,076 --> 01:09:26,829
‫میره دفترش و یه سری زنگ میزنه.
‫میره به آرنولد و اسلای زنگ میزنه،

1308
01:09:26,912 --> 01:09:28,372
‫و ون دام و جکی چان،

1309
01:09:28,455 --> 01:09:30,374
‫و بهشون میگه که نیزه
‫انداز بهتون سلام رسوند.

1310
01:09:31,876 --> 01:09:34,587
‫باوفینگر، اون نقش چند نفر رو بازی می کنه،

1311
01:09:34,670 --> 01:09:37,047
‫و هیچ لاتکسی روی صورتش نیست.

1312
01:09:37,131 --> 01:09:39,550
‫هیچ لباسی برای پنهان شدن پشتش وجود نداره.

1313
01:09:40,050 --> 01:09:42,595
‫اون جوهره شخصیت دیگه رو پیدا می کنه،

1314
01:09:42,678 --> 01:09:43,888
‫و اون رو بازی می کنه.

1315
01:09:43,971 --> 01:09:47,600
‫حاضری خودت رو تو یه فیلم نشون بدی؟

1316
01:09:56,942 --> 01:09:58,694
‫آره، فکر کنم. آره.

1317
01:10:01,155 --> 01:10:05,117
‫استیو مارتین، وقتی اومد با
‫من درباره باوفینگر صحبت کنه،

1318
01:10:05,201 --> 01:10:08,913
‫ما تو سان فرانسیسکو بودیم.
‫اون گفت: 'بیا بریم ناهار بخوریم.'

1319
01:10:08,996 --> 01:10:11,081
‫و من گفتم: 'اوه...'

1320
01:10:11,165 --> 01:10:14,418
‫نزدیک بود بگم، 'من اینجا
‫هیچ امنیتی ندارم. خب، من...'

1321
01:10:14,501 --> 01:10:17,171
‫نزدیک بود اینو بگم. و من هیچی نگفتم.

1322
01:10:17,254 --> 01:10:18,422
‫گفتم: 'اوه، باشه.'

1323
01:10:18,505 --> 01:10:21,842
‫و بعد پیاده رفتیم به یه رستوران،

1324
01:10:21,926 --> 01:10:24,678
‫حدودا ده بلوک از هتل دور بود.

1325
01:10:25,387 --> 01:10:27,431
‫می دونی، و مردم می گفتن، 'هی.'

1326
01:10:27,514 --> 01:10:31,185
‫می دونی، هر از گاهی می
‫گفتن، 'هی ادی، هی استیو.' و تمام.

1327
01:10:31,268 --> 01:10:35,231
‫انگار می گفتن، 'هی، تو
‫به محافظ احتیاج نداری.'

1328
01:10:35,314 --> 01:10:39,193
‫می تونی فقط راه بری، و، می
‫دونی، هیچکس قرار نیست تعقیبت کنه

1329
01:10:39,276 --> 01:10:41,820
‫و تیکه تیکه ات کنه یا هیچ کدوم از اون چیزا.

1330
01:10:41,904 --> 01:10:44,949
‫هر وقت دیدی یه نفر
‫داره تو خیابون تعقیب میشه

1331
01:10:45,032 --> 01:10:48,619
‫و جیغ و داد و اینا، تقریبا، تقریبا همیشه

1332
01:10:48,702 --> 01:10:53,207
‫یه جوون بیست و چند ساله است، و
‫یه نوجوون یا یه بچه داره جیغ می زنه.

1333
01:10:53,290 --> 01:10:56,752
‫وقتی که می رسی به... خیلی
‫کم پیش میاد طرفدارهای سی ساله

1334
01:10:56,835 --> 01:11:00,673
‫کسی رو تو خیابون تعقیب کنن
‫و جیغ بزنن و این کارا رو بکنن.

1335
01:11:00,756 --> 01:11:03,926
‫ولی تو سی سالگی فکر
‫می کنی، 'هنوزم میان دنبالم.'

1336
01:11:04,009 --> 01:11:05,511
‫نه، الان دیگه دنبالت نمیان.

1337
01:11:05,594 --> 01:11:08,264
‫الان اونا مادرن، و اصلا دنبالت نمیان.

1338
01:11:09,390 --> 01:11:10,516
‫وقتی اون برگشت

1339
01:11:11,100 --> 01:11:13,978
‫و داشت فیلم های خانوادگی می ساخت،

1340
01:11:14,061 --> 01:11:16,647
‫این همچنین نشونه ای بود
‫که ما هم می تونیم بزرگ شیم.

1341
01:11:22,486 --> 01:11:26,532
‫اون واقعا، واقعا، واقعا، واقعا باهوشه
‫در مورد اینکه چطور ارتباط برقرار کنه

1342
01:11:26,615 --> 01:11:29,076
‫با یه مخاطب کاملا جدید هر ده سال.

1343
01:11:29,702 --> 01:11:34,039
‫پدر بودنش بخشی از چیزیه که باعث تغییر...

1344
01:11:35,082 --> 01:11:36,250
‫انتخاب مطالبش شد.

1345
01:11:36,792 --> 01:11:39,420
‫اون از یه آدم خشن تبدیل شد به

1346
01:11:39,503 --> 01:11:43,340
‫یه آدم خانواده‌دوست، ولی
‫این... جادوش هنوز باقی مونده.

1347
01:11:43,424 --> 01:11:45,301
‫می‌دونی یه چیز دیگه که همه
‫دوست دارن چیه؟ پارفیت.

1348
01:11:45,384 --> 01:11:47,886
‫تا حالا شده به یه نفر بگی،
‫'هی، بیا پارفیت بخوریم،'

1349
01:11:47,970 --> 01:11:50,764
‫اون بگه، 'عمراً، من از پارفیت خوشم
‫نمیاد'؟ پارفیت خیلی خوشمزه‌ست.

1350
01:11:50,848 --> 01:11:51,724
‫نه!

1351
01:11:51,807 --> 01:11:53,225
‫ادی مورفی، خر...

1352
01:11:53,309 --> 01:11:55,561
‫این یکی از بهترین اجراهای تاریخ سینماست.

1353
01:11:55,644 --> 01:11:59,315
‫مثلاً اونجاش که میگه، 'من دارم وافل درست
‫می‌کنم.' همه‌ی اون چیزا خیلی خنده‌داره.

1354
01:11:59,398 --> 01:12:02,735
‫متاسفم، جایگاه حیوان سخنگوی
‫آزاردهنده قبلاً گرفته شده!

1355
01:12:02,818 --> 01:12:03,861
‫بزن بریم، شرک!

1356
01:12:04,528 --> 01:12:05,446
‫شرک؟

1357
01:12:05,529 --> 01:12:07,448
‫خیلی خوبه که تو یه فیلم خوب باشی

1358
01:12:07,531 --> 01:12:10,868
‫چون هیچ‌کس از اولش
‫قصد نداره یه فیلم بد بسازه.

1359
01:12:10,951 --> 01:12:14,079
‫پس وقتی یه فیلم می‌سازی،
‫و خوب از آب درمیاد،

1360
01:12:14,163 --> 01:12:15,664
‫هیچی لذت‌بخش‌تر از این نیست.

1361
01:12:25,591 --> 01:12:28,344
‫باشه، لازم نیست نگران چیزی باشی.

1362
01:12:28,886 --> 01:12:33,349
‫هویتت کاملاً پنهان می‌مونه.
‫فقط می‌خوام یه سوال ازت بپرسم.

1363
01:12:33,932 --> 01:12:35,809
‫کی بهت مواد داد؟

1364
01:12:35,893 --> 01:12:36,935
‫شرک.

1365
01:12:37,519 --> 01:12:38,687
‫شرک!

1366
01:12:41,565 --> 01:12:45,569
‫بعد از همه‌ی اون جلسات
‫شرک، سردرد شدیدی می‌گرفتم.

1367
01:12:45,652 --> 01:12:48,822
‫اون همه جیغ زدن و صد در صد انرژی گذاشتن.

1368
01:12:50,866 --> 01:12:53,494
‫همه‌ی اون کارا، انجام
‫دادنش خیلی خسته‌کننده بود.

1369
01:12:54,244 --> 01:12:57,122
‫آره، من هیچ‌وقت منتظر کار
‫کردن نیستم چون ترجیح میدم که...

1370
01:12:57,206 --> 01:12:59,583
‫ترجیح میدم خونه باشم و هیچ کاری نکنم.

1371
01:13:02,252 --> 01:13:04,922
‫هی، اینجا داره سرد میشه.
‫من این سقف رو می‌بندم.

1372
01:13:06,590 --> 01:13:10,344
‫وقتی این خونه رو ساختم، از
‫اجاره کردن خونه خسته شده بودم.

1373
01:13:10,427 --> 01:13:13,597
‫میومدم بیرون و فیلم می‌ساختم و
‫مجبور بودی یه خونه اجاره کنی.

1374
01:13:13,680 --> 01:13:17,267
‫کم‌کم به جاهای بزرگ‌تری نیاز پیدا کردم،
‫و اجاره‌ی این خونه‌ها خیلی گرون بود.

1375
01:13:17,351 --> 01:13:20,187
‫برای همین گفتم، باید یه
‫خونه اون بیرون بسازم.

1376
01:13:21,647 --> 01:13:23,357
‫این خونه برای جن‌زده شدن خیلی عالیه.

1377
01:13:23,440 --> 01:13:27,277
‫مثلاً ۱۰۰ سال دیگه، مردم
‫میگن، 'من صداشو اینجا شنیدم.'

1378
01:13:27,361 --> 01:13:29,863
‫من دور و بر این خونه می‌پلکم، مثلِ...

1379
01:13:31,907 --> 01:13:35,119
‫'من صداشو شنیدم. شنیدم
‫که داشت اون بالا می‌خندید.'

1380
01:13:35,702 --> 01:13:39,498
‫وقتی تازه طلاق گرفته
‫بودم، و اینجا تنها بودم،

1381
01:13:39,581 --> 01:13:44,044
‫و می‌دونی، این سقف‌های
‫بلند، و من خیلی ناراحت بودم،

1382
01:13:44,128 --> 01:13:47,131
‫و گفتم، 'این مثل خونه‌ی دراکولاست.'

1383
01:13:47,214 --> 01:13:49,466
‫گفتم، 'من... من... من دراکولام.'

1384
01:13:52,511 --> 01:13:54,680
‫اون یه دوره‌ی سه ساله‌ی بامزه بود

1385
01:13:54,763 --> 01:13:57,474
‫بعد از اینکه طلاق گرفتم،
‫و نمی‌دونستم باید چیکار کنم.

1386
01:13:57,558 --> 01:14:00,519
‫احتمالاً ۴۵ سالم بود... چهل...

1387
01:14:00,602 --> 01:14:05,232
‫و میگی، 'باشه،' و میگی،
‫'من میخوام دوباره برم کلاب.'

1388
01:14:05,315 --> 01:14:08,861
‫و به همه‌ی دوستای قدیمی،
‫همه‌ی مردهای قدیمی زنگ می‌زنی.

1389
01:14:08,944 --> 01:14:10,821
‫و همه‌مون میانسال بودیم

1390
01:14:10,904 --> 01:14:13,782
‫و سعی می‌کردیم مثل قدیما بریم کلاب.

1391
01:14:15,242 --> 01:14:17,119
‫من تو یه کلاب تو وگاس بودم.

1392
01:14:17,202 --> 01:14:20,873
‫داشتم از بین جمعیت رد
‫می‌شدم، که یه دختر دستمو گرفت.

1393
01:14:20,956 --> 01:14:22,374
‫برای همین برگشتم،

1394
01:14:22,458 --> 01:14:26,295
‫و دیدم یه دختر جوون... حدوداً ۲۱، ۲۲ ساله.

1395
01:14:27,337 --> 01:14:28,964
‫و من گفتم، 'هی.'

1396
01:14:29,047 --> 01:14:32,009
‫'هی، خانم جوان... حواست
‫باشه... هی، خانم جوان.'

1397
01:14:32,092 --> 01:14:33,260
‫من اونجا رفتم.

1398
01:14:33,343 --> 01:14:38,140
‫اون، خب، از دخترای منم جوون تر بود. مثل این بود
‫که بگم، 'هی، دیگه خیلی داری زیاده روی می کنی.'

1399
01:14:38,223 --> 01:14:41,935
‫گفتم، 'باشه، شاید وقتشه
‫دیگه به کلاب ها نرم.'

1400
01:14:46,023 --> 01:14:49,443
‫'هی، از این کارا نمی کنیم.
‫کدوم یکی از شما این کارو کرد؟'

1401
01:14:52,696 --> 01:14:56,241
‫هیچ وقت فکر نمی کردم، هیچ
‫وقت، که تو کالیفرنیا زندگی کنم

1402
01:14:56,325 --> 01:15:00,412
‫چون من... من یه آدم ساحل شرقی
‫هستم. خیلی ساحل شرقی بودم.

1403
01:15:00,954 --> 01:15:02,122
‫ولی اینجا رو دوست دارم.

1404
01:15:03,415 --> 01:15:05,959
‫شاید شبیه یه آدم کالیفرنیایی به نظر برسم.

1405
01:15:06,043 --> 01:15:09,129
‫می دونی، همه اون حرفا درباره سطح معنوی.

1406
01:15:09,213 --> 01:15:11,298
‫'سطح معنوی درونیه.'

1407
01:15:11,381 --> 01:15:14,635
‫گفتم، 'تو نمی تونی این چرت و
‫پرتا رو تو خیابونای نیویورک بگی.'

1408
01:15:16,970 --> 01:15:18,972
‫'می گن سطح معنوی درونیه...'

1409
01:15:19,056 --> 01:15:21,600
‫'بهتره با این چرت و پرتا
‫گورتو از جلوی چشمام گم کنی.'

1410
01:15:24,186 --> 01:15:27,481
‫اون بوی مصنوعی رو داشت
‫که تو بلاجیو پخش می کنن.

1411
01:15:27,564 --> 01:15:28,941
‫گفتم، 'اینجا خیلی خوبه.'

1412
01:15:29,942 --> 01:15:32,986
‫کمدین ها وقتی همه چی عالی نیست کار می کنن.

1413
01:15:33,070 --> 01:15:36,823
‫من به خونه ام می گم عمارت
‫سیاه چون همه چی... افتضاحه.

1414
01:15:36,907 --> 01:15:39,284
‫مثلا، من یه شیر آب تو
‫حموم دارم. فقط می ذارم...

1415
01:15:39,368 --> 01:15:41,328
‫آب می پاشه بیرون. منم همونجوری ولش می کنم.

1416
01:15:41,411 --> 01:15:44,164
‫چون اینطوری باحال می مونم.
‫می بینم مردم از حموم میان بیرون،

1417
01:15:44,248 --> 01:15:45,415
‫'فاکس دیگه چه کوفتیه...'

1418
01:15:45,499 --> 01:15:47,626
‫و اتاق بازی... اتاق بازیش داغون بود.

1419
01:15:47,709 --> 01:15:51,255
‫می دونم اونم نمی دونه من چی می
‫گم، چون همه بازیاش کار می کنه.

1420
01:15:51,338 --> 01:15:53,340
‫نباید همه بازیات تو اتاق بازیت کار کنه.

1421
01:15:53,423 --> 01:15:57,344
‫خانم پک-من باید یه دکمه اش کنده شده
‫باشه یا یه همچین چیزی تا تو باحال باشی.

1422
01:15:58,845 --> 01:16:01,223
‫وقتی داشتیم دختران رویایی رو می
‫ساختیم، من خیلی پرانرژی میومدم.

1423
01:16:01,306 --> 01:16:03,350
‫فکر می کنم بعضی وقتا خیلی هیجان زده می شدم.

1424
01:16:03,433 --> 01:16:04,768
‫هی، مرد. این یارو کیه؟

1425
01:16:04,851 --> 01:16:06,478
‫من فقط اون دانش رو می خواستم.

1426
01:16:07,062 --> 01:16:09,856
‫و وقتی دختران رویایی رو
‫می بینی، یه اجرای بی نقصه.

1427
01:16:09,940 --> 01:16:11,733
‫و می تونستی یه چیزایی از...

1428
01:16:13,485 --> 01:16:16,822
‫درد رو ببینی، می دونی...
‫از هر جا که داشت می گرفت.

1429
01:16:17,948 --> 01:16:20,826
‫من درست بعد از طلاقم
‫داشتم فیلم رو بازی می کردم.

1430
01:16:20,909 --> 01:16:23,495
‫پس داشتم این آشغالای
‫احساسی رو تجربه می کردم.

1431
01:16:24,830 --> 01:16:28,000
‫روی پرده، فکر می کنم خیلی چیزا واقعی بود،

1432
01:16:28,083 --> 01:16:30,210
‫و اون... اون، خب، درست همونجا بود.

1433
01:16:30,294 --> 01:16:33,672
‫پس من... من واقعا یه
‫درد واقعی رو تجربه کردم.

1434
01:16:33,755 --> 01:16:36,091
‫پس یه مقدار از اون تو فیلم مشخصه.

1435
01:16:36,717 --> 01:16:39,636
‫ادی مورفی با اولین گلدن
‫گلوبش از اونجا دور میشه،

1436
01:16:39,720 --> 01:16:43,181
‫برای بهترین بازیگر نقش مکمل
‫مرد، بعد از چهار نامزدی قبلی.

1437
01:16:49,813 --> 01:16:52,441
‫منظورم اینه، من فکر کردم
‫اونجا ادی مورفی واقعی رو دیدیم.

1438
01:16:52,524 --> 01:16:54,610
‫- من واقعی؟
‫- آره، تو می تونی بازی کنی، می تونی بخونی.

1439
01:16:54,693 --> 01:16:56,236
‫داری خوب انجامش میدی، دوست من.

1440
01:16:56,320 --> 01:16:58,989
‫فیلم باحالی بود. تونستم
‫کارای مختلفی انجام بدم.

1441
01:16:59,072 --> 01:17:00,073
‫ولی اون من نبودم.

1442
01:17:00,115 --> 01:17:02,075
‫- اون من واقعی نیستم.
‫- تو واقعی نیستی؟

1443
01:17:02,159 --> 01:17:04,119
‫من هیچ وقت خودم واقعی
‫نبودم، هیچ وقت روی پرده.

1444
01:17:04,202 --> 01:17:06,204
‫خب، تو واقعی کی هستی، به خاطر خدا؟

1445
01:17:06,288 --> 01:17:08,081
‫اوه...

1446
01:17:08,165 --> 01:17:10,584
‫اون اومد پیش من و گفت...

1447
01:17:10,667 --> 01:17:13,545
‫'اوم، من این فیلمنامه دیوونه‌وار رو نوشتم.'

1448
01:17:13,712 --> 01:17:17,174
‫چون کمدی و گریم بود، مردم
‫به جنبه فنی‌اش نگاه نمی‌کردند

1449
01:17:17,174 --> 01:17:19,468
‫ولی اونا می‌خندن، و این همون چیزیه
‫که ما سعی می‌کنیم کاری کنیم انجام بدن.

1450
01:17:19,551 --> 01:17:24,139
‫درست زمانی بیرون اومد که تو
‫باید برای اسکار کمپین می‌کردی.

1451
01:17:26,224 --> 01:17:29,478
‫فقط، می‌دونی، آب رو کثیف کرد.

1452
01:17:30,479 --> 01:17:32,648
‫و اسکار می‌رسه به...

1453
01:17:36,485 --> 01:17:40,864
‫نبردن اسکار یا نبردن هیچ
‫جایزه‌ای برای من آزاردهنده نیست.

1454
01:17:40,947 --> 01:17:44,868
‫چیزی که ذهن منو به فاک میده اینه که
‫من لباس می‌پوشم و میام به این مراسم

1455
01:17:44,951 --> 01:17:48,246
‫چون من معمولاً به مراسم اهدای جوایز نمی‌رم.

1456
01:17:48,330 --> 01:17:50,207
‫این... هروقت می‌بازم، میگم:

1457
01:17:50,290 --> 01:17:52,668
‫'اینا منو مجبور
‫کردن این همه راه رو بیام.'

1458
01:17:52,751 --> 01:17:56,380
‫'می‌تونستم تو خونه ببازم.
‫من کلهم تو تاکسیدو لعنتی‌ام.'

1459
01:17:56,463 --> 01:18:00,175
‫'چه... چه اتلاف وقتی.' من
‫هیچوقت نمیگم، 'اوه، من نبردم.'

1460
01:18:00,258 --> 01:18:03,929
‫میگم، 'هی... منو الکی کشوندین اینجا.'

1461
01:18:03,929 --> 01:18:05,472
‫بردن چیزها همیشه فوق‌العاده‌ست.

1462
01:18:05,555 --> 01:18:07,724
‫ولی اگه نبرم، اصلا برام مهم نیست.

1463
01:18:07,808 --> 01:18:11,645
‫من هنوز میام خونه و... من هنوز صبحش ادی‌ام.

1464
01:18:15,148 --> 01:18:17,693
‫من در سال ۲۰۱۱ فیلم‌سازی رو متوقف کردم.

1465
01:18:17,776 --> 01:18:19,820
‫گفتم، 'بذار از فیلم‌ها یه استراحت کنم.'

1466
01:18:19,903 --> 01:18:21,697
‫داشتم فیلم‌های مزخرف می‌ساختم.

1467
01:18:22,739 --> 01:18:23,782
‫من گو-گامو می‌خوام!

1468
01:18:24,449 --> 01:18:26,368
‫منظورم اینه که، این مزخرفات
‫اصلا سرگرم‌کننده نیست.

1469
01:18:26,451 --> 01:18:28,036
‫دارن به من تمشک طلایی میدن.

1470
01:18:28,120 --> 01:18:32,082
‫فکر کنم اون یه تمشک طلایی بدترین
‫بازیگر تاریخ یا یه همچین چیزی بهم دادن.

1471
01:18:32,165 --> 01:18:35,335
‫گفتم، 'هی، شاید وقتشه...
‫شاید وقتشه یه استراحت کنم.'

1472
01:18:36,878 --> 01:18:39,297
‫فهمیدم که انگار، 'هی...'

1473
01:18:39,381 --> 01:18:42,926
‫'مردم متوجه نیستن که من استراحت کردم.'

1474
01:18:44,052 --> 01:18:48,140
‫پس گفتم، 'بذار از این مبل بلند شم
‫تا بهشون یادآوری کنم که من بامزه‌ام

1475
01:18:48,223 --> 01:18:50,100
‫و اینکه من از دور خارج نشدم.'

1476
01:18:50,183 --> 01:18:52,102
‫من به انتخاب خودم رو مبل‌ام.

1477
01:18:53,937 --> 01:18:58,608
‫و بعد گفتم، 'هی، میدونی چیه؟ گور
‫باباش. SNL بخشی از تاریخ منه.'

1478
01:18:59,443 --> 01:19:03,530
‫'من باید دوباره با اون برنامه ارتباط
‫برقرار کنم چون من از اونجا اومدم.'

1479
01:19:10,120 --> 01:19:14,624
‫اون اصطکاک کوچیکی که من با
‫SNL داشتم ۳۵ سال پیش بود.

1480
01:19:15,792 --> 01:19:19,129
‫من با دیوید اسپید هیچ مشکلی ندارم.

1481
01:19:20,255 --> 01:19:23,508
‫من با هیچ‌کس مشکلی ندارم.

1482
01:19:24,217 --> 01:19:28,013
‫و انگار گفتم، 'هی، بذار برم
‫SNL و همه چیو درست کنم.'

1483
01:19:28,680 --> 01:19:29,681
‫و این کارو کردم.

1484
01:19:30,390 --> 01:19:31,475
‫این ادی مورفیه.

1485
01:19:42,027 --> 01:19:43,028
‫برگشت به خودت.

1486
01:19:44,654 --> 01:19:47,824
‫خیلی عجیب بود چون من
‫بارها تو اون جلسه بودم.

1487
01:19:47,908 --> 01:19:50,202
‫من تو اون جلسه هستم.
‫داشتم با همه ملاقات می‌کردم.

1488
01:19:50,285 --> 01:19:52,120
‫داشتم فکر می‌کردم، می‌دونی،

1489
01:19:52,204 --> 01:19:54,289
‫«وای، حس می کنم این دفتر کوچکتر شده.»

1490
01:19:54,372 --> 01:19:59,211
‫او می دانست وقتی داشت به 'SNL'
‫برمی گشت، این برای دنیا چه معنایی دارد.

1491
01:19:59,294 --> 01:20:01,880
‫او فقط می داند که چه
‫معنایی برای همه ما دارد.

1492
01:20:04,174 --> 01:20:06,384
‫اولش داشتیم درباره تک گویی صحبت می کردیم.

1493
01:20:06,468 --> 01:20:10,722
‫و فکر می کنم لورن می خواست او
‫کاری کند که کمی شخصی تر باشد،

1494
01:20:10,806 --> 01:20:12,891
‫چون مردم فقط می خواستند
‫صدای صحبت کردن او را بشنوند.

1495
01:20:17,854 --> 01:20:23,151
‫فکر می کنم او کمی، نه نگران، بلکه
‫محتاط بود در مورد انجام یک تک گویی.

1496
01:20:23,652 --> 01:20:26,947
‫اتفاقاً، من به تازگی بچه دار
‫شدم. من یک پسر جدید دارم.

1497
01:20:27,030 --> 01:20:28,490
‫من الان ده تا بچه دارم.

1498
01:20:31,409 --> 01:20:33,370
‫نمی خواهم این را بگویم...

1499
01:20:33,453 --> 01:20:35,664
‫یازده تا، اگه کوین هارت
‫رو هم حساب کنی. چه خبره؟

1500
01:20:39,459 --> 01:20:41,044
‫شوخی می کنم. من کوین رو دوست دارم.

1501
01:20:41,795 --> 01:20:43,922
‫من کوین رو دوست دارم.
‫واقعاً کوین رو دوست دارم.

1502
01:20:44,005 --> 01:20:46,216
‫من عاشقشم. کمدی بود. عالیه.

1503
01:20:46,299 --> 01:20:48,593
‫این یک... این یک قسمت عالیه. یک شوخی عالی.

1504
01:20:48,677 --> 01:20:51,972
‫یادمه لورن بهم زنگ زد، 'بیا پایین.'

1505
01:20:52,806 --> 01:20:55,642
‫فکر کردم می خواهد به من بگوید ادی...

1506
01:20:55,725 --> 01:20:58,520
‫ادی کنسل کرده، و آنها
‫می خواستند من مجری باشم.

1507
01:20:59,187 --> 01:21:02,107
‫- هی، مرد.
‫- خانم ها و آقایان، کریس راک.

1508
01:21:02,190 --> 01:21:04,734
‫- هی، بیا دیگه.
‫- اینجا چیکار می کنی؟

1509
01:21:05,944 --> 01:21:08,196
‫فکر کردی این برنامه رو از دست می دم؟

1510
01:21:08,697 --> 01:21:10,740
‫بیا دیگه، مرد. دخترام عاشق لیزو هستند.

1511
01:21:13,034 --> 01:21:15,245
‫حتی با دست نوشته شده. نظرت چیه، آلیس؟

1512
01:21:15,328 --> 01:21:17,330
‫نمی دونستم کسی رو می شناسی که بتونه بنویسه.

1513
01:21:17,414 --> 01:21:18,498
‫می بینی، یک زن سفیدپوست؟

1514
01:21:18,582 --> 01:21:22,836
‫او داشت جکی گلیسون رو تقلید می کرد، مرد. داشت
‫آرچی بانکر یا یه همچین چیزی رو تقلید می کرد.

1515
01:21:22,919 --> 01:21:25,589
‫و باور کن، این کافیه، ای بابون بزرگ.

1516
01:21:27,632 --> 01:21:28,842
‫شنیدی چی گفت، آلیس؟

1517
01:21:28,925 --> 01:21:31,344
‫یادته وقتی 'بابون' یه نکته خنده دار بود؟

1518
01:21:33,430 --> 01:21:37,058
‫ریچ لیتل می خواد بیاد تو، و
‫می خواد بره... یه کاری انجام بده،

1519
01:21:37,142 --> 01:21:39,477
‫و میگه، 'تو یه بابون هستی، مگه نه؟'

1520
01:21:39,561 --> 01:21:41,062
‫او می خواد بهش بگه بابون.

1521
01:21:45,317 --> 01:21:47,193
‫چه خبر؟ حالت چطوره؟

1522
01:21:47,277 --> 01:21:51,823
‫یه حس نوستالژی شدیدی بهم دست
‫داد. همون حس 'روزهای خوش گذشته'.

1523
01:21:51,907 --> 01:21:54,826
‫هر از گاهی، با دوستات یا فامیلات میشینی،

1524
01:21:54,910 --> 01:21:57,245
‫درباره یه چیزی خاطره
‫بازی می کنی و حرف می زنی،

1525
01:21:57,329 --> 01:22:00,582
‫و بعد اون حس کوچیک بهت
‫دست میده، اون حس خوب، اون...

1526
01:22:00,665 --> 01:22:04,461
‫اون حس 'اون روزها، روزهای
‫خوشی بودند'، یه جور حس نوستالژی.

1527
01:22:04,544 --> 01:22:06,296
‫من یه هفته کامل اون حس رو داشتم.

1528
01:22:13,428 --> 01:22:17,098
‫چون این برنامه دقیقاً همونطوری
‫ساخته میشه که همیشه ساخته می شده.

1529
01:22:17,182 --> 01:22:19,100
‫من 36 ساله که به اونجا برنگشته بودم.

1530
01:22:19,184 --> 01:22:21,269
‫بنابراین، این دقیقاً مثل
‫این بود که، می دونی،

1531
01:22:21,353 --> 01:22:24,731
‫یکی داره میگه، 'خب، تو می
‫خوای برگردی به کلاس دوازدهم،'

1532
01:22:24,814 --> 01:22:26,858
‫و این برنامه تو برای اون روز.'

1533
01:22:26,942 --> 01:22:28,818
‫'تو... ساعت هشت ورزش داری.'

1534
01:22:28,902 --> 01:22:29,903
‫'این کمد قدیمیته.'

1535
01:22:29,986 --> 01:22:32,739
‫'اون کمد قدیمی منه. رمزش هنوز همونه.'

1536
01:22:32,822 --> 01:22:36,076
‫15، 26، 34.

1537
01:22:36,159 --> 01:22:38,703
‫این کمد من تو دبیرستان بود.

1538
01:22:39,871 --> 01:22:42,165
‫به نظر نمی رسه ادی اصلاً پیر بشه.

1539
01:22:42,707 --> 01:22:45,710
‫انگار شاید اون برنامه
‫رو پنج سال پیش ترک کرد،

1540
01:22:45,794 --> 01:22:47,504
‫یا ده سال پیش یا یه همچین چیزی.

1541
01:22:47,587 --> 01:22:49,339
‫به نظر نمیومد یه جدایی طولانی باشه،

1542
01:22:49,422 --> 01:22:51,925
‫فقط به خاطر اینکه خیلی
‫سریع و با تمام وجود برگشت.

1543
01:22:52,008 --> 01:22:55,971
‫و اگه بخوای بگی، اون فقط کفشاشو
‫درآورد و به خونه احترام گذاشت،

1544
01:22:56,054 --> 01:22:57,764
‫یه همچین چیزی، و فقط پرید تو.

1545
01:22:57,847 --> 01:23:00,475
‫آیا 'فکر میکنید چون سیاه‌پوستم
‫دزدیدمش' هم باز شده؟

1546
01:23:00,558 --> 01:23:02,644
‫- یه کم.
‫- اصلا برام مهم نیست. به دوربین نگاه کن...

1547
01:23:02,727 --> 01:23:04,646
‫'فکر میکنید چون سیاه‌پوستم دزدیدمش؟'

1548
01:23:04,729 --> 01:23:07,107
‫- بعد دوباره مستقیم به دوربین. دقیقا.
‫- آره.

1549
01:23:07,190 --> 01:23:08,316
‫یک، دو، سه، چهار.

1550
01:23:08,400 --> 01:23:09,275
‫اوه، تینگ یه خانم

1551
01:23:09,359 --> 01:23:12,654
‫اوه، تینگ یه خانم
‫اوه، تینگ یه خانم، اوه، تینگ یه خانم

1552
01:23:12,737 --> 01:23:14,864
‫وا-او-او، او-او-او

1553
01:23:14,948 --> 01:23:16,241
‫او-او-او، او…

1554
01:23:16,324 --> 01:23:17,325
‫اوکی!

1555
01:23:19,953 --> 01:23:21,746
‫و اون تیزرها رو انجام داد. مثلا...

1556
01:23:21,830 --> 01:23:24,874
‫ادی مورفی تیزرها رو سه شنبه انجام داد.

1557
01:23:24,874 --> 01:23:27,711
‫و لیزو داشت اونو میخندوند. و بعد
‫شنیدم که خنده جدیدشو انجام میده.

1558
01:23:27,794 --> 01:23:30,088
‫و یه جورایی یه خنده خیلی شدید بود.

1559
01:23:30,171 --> 01:23:32,507
‫اون باید به اندازه کافی ریلکس
‫باشه که از خودش لذت ببره.

1560
01:23:32,507 --> 01:23:34,300
‫ولی من تو اون لحظه متوجه
‫شدم، با خودم گفتم، 'اوه، عجب.'

1561
01:23:34,384 --> 01:23:37,220
‫انگار اون خنده‌شو کنار
‫گذاشته و یه خنده جدید داره.

1562
01:23:39,764 --> 01:23:41,141
‫بازی در ازای پول.

1563
01:23:42,767 --> 01:23:44,769
‫همه میخوان بدونن. تو کی هستی؟

1564
01:23:44,853 --> 01:23:47,313
‫درش بیار! درش بیار!

1565
01:23:47,397 --> 01:23:48,481
‫درش بیار!

1566
01:23:48,565 --> 01:23:51,026
‫سلام، من باکویت هستم. منو یادتونه؟

1567
01:23:55,280 --> 01:23:56,698
‫یه جوریه که نمیتونم توضیح بدم.

1568
01:23:56,781 --> 01:24:00,410
‫مثل اینه که تو سافاری باشی و
‫یه شیر رو تو حیات وحش ببینی.

1569
01:24:00,493 --> 01:24:02,120
‫خیلی ممنونم.

1570
01:24:02,203 --> 01:24:05,999
‫وای، خیلی عالیه که دوباره اینجا هستم و
‫میزبان 'پخش زنده شنبه شب' برای کریسمس هستم.

1571
01:24:06,082 --> 01:24:07,500
‫یو، اد مورف.

1572
01:24:07,584 --> 01:24:09,002
‫اوه، تریسی مورگان.

1573
01:24:09,669 --> 01:24:13,089
‫- خوش اومدی خونه، برادر.
‫- آره، مرد. آره. چه خبر، مرد؟

1574
01:24:13,173 --> 01:24:17,677
‫در واقع ایده لورن بود که
‫شپل و کریس رو بیاره و...

1575
01:24:18,720 --> 01:24:20,847
‫تریسی، و اون لحظه رو رقم بزنه.

1576
01:24:21,389 --> 01:24:23,349
‫و فکر کردم خیلی باحاله.

1577
01:24:24,851 --> 01:24:28,188
‫وقتی شروع کردیم به تمرین
‫مونولوگ، وقتی به پایین خط نگاه می کنم،

1578
01:24:28,271 --> 01:24:31,649
‫دیو چاپل، ادی مورفی رو می بینم،

1579
01:24:31,733 --> 01:24:33,985
‫کریس راک، و بعد کینن.

1580
01:24:34,903 --> 01:24:37,363
‫هر چهار نفرشون، اون چهار سوارکار،

1581
01:24:37,447 --> 01:24:41,367
‫یه جورایی اون بالا با هم
‫بودن، دیدنش یه چیز نمادین بود.

1582
01:24:41,451 --> 01:24:44,329
‫حتی بودن توی اون نمایش، یه جورایی بود که،

1583
01:24:44,412 --> 01:24:46,748
‫'باورم نمیشه...'

1584
01:24:47,665 --> 01:24:50,043
‫انگار 'باورم نمیشه این داره اتفاق می افته.'

1585
01:24:50,126 --> 01:24:53,379
‫اگه الان دارین اینو تماشا می کنین،
‫دارین به نصف بودجه نتفلیکس نگاه می کنین.

1586
01:24:55,048 --> 01:24:56,257
‫ممنون، نتفلیکس.

1587
01:24:56,883 --> 01:24:59,594
‫نه من. من همه میلیون هامو تو جاده درآوردم.

1588
01:25:00,345 --> 01:25:03,014
‫- منظورت تور رفتنه؟
‫- نه، یه کامیون بهم زد.

1589
01:25:03,765 --> 01:25:06,267
‫یه لحظه ای بود، مثلا، توی تمرین،

1590
01:25:06,351 --> 01:25:09,437
‫اتاق گریم من چاپل و کریس راک رو داشت.

1591
01:25:09,521 --> 01:25:14,734
‫داشتن به ماماناشون زنگ می زدن که بهشون
‫بگن دارن نمایش ادی مورفی رو اجرا می کنن.

1592
01:25:14,818 --> 01:25:17,612
‫انگار توی اتاق گریم من، داشتم تماشاشون
‫می کردم که یه جورایی ذوق زده شده بودن.

1593
01:25:17,695 --> 01:25:20,573
‫اینو می بینین؟ به خاطر همینه که من
‫عاشق برگشتن به 'پخش زنده شنبه شب' هستم.

1594
01:25:20,657 --> 01:25:21,825
‫داشتن لحظاتی مثل این.

1595
01:25:21,908 --> 01:25:24,077
‫آخرین باری که هممون با هم بودیم کی بود؟

1596
01:25:24,160 --> 01:25:26,037
‫پنجشنبه پیش، خونه سینباد.

1597
01:25:28,957 --> 01:25:32,585
‫حالا، کدوم خنده دارتره،
‫سینباد، آرسنیو، یا خونه من؟

1598
01:25:34,504 --> 01:25:38,299
‫به نظر می رسه خونه شما محتمل ترین
‫جا برای اتفاق افتادن این موضوع باشه.

1599
01:25:38,383 --> 01:25:40,385
‫خونه شما محتمل ترین جاست.

1600
01:25:40,468 --> 01:25:42,887
‫یه چیز خنده داری در مورد
‫کلمه 'سینباد' وجود داره.

1601
01:25:42,971 --> 01:25:45,682
‫حالا، آخرین باری که هممون
‫اینجوری با هم بودیم کی بود؟

1602
01:25:45,765 --> 01:25:47,892
‫پنجشنبه پیش، خونه آرسنیو.

1603
01:25:49,727 --> 01:25:52,188
‫می دونی، من تا حالا خونه آرسنیو نرفتم.

1604
01:25:52,272 --> 01:25:55,024
‫- تو چه جور دوستی هستی؟
‫- نه، اون چه جور دوستیه؟

1605
01:25:55,108 --> 01:25:57,152
‫- اون چه جور دوستیه؟
‫- اوه، تو...

1606
01:25:59,070 --> 01:26:00,446
‫تمومش کنین.

1607
01:26:00,530 --> 01:26:03,616
‫این یکی از هیجان انگیزترین کاراییه
‫که فکر می کنم تا حالا انجام دادم.

1608
01:26:03,700 --> 01:26:05,743
‫- آره. آره. موافقم.
‫- آره، راستش.

1609
01:26:06,244 --> 01:26:07,245
‫موافقم.

1610
01:26:07,787 --> 01:26:10,582
‫به اوباما گفتم، برای
‫متوقف کردن جرم و جنایت،

1611
01:26:10,665 --> 01:26:13,668
‫باید اون برنامه پنیر دولتی
‫رو دوباره راه بندازیم.

1612
01:26:13,751 --> 01:26:17,172
‫سرعت سیاهپوستا رو کم می کنه.
‫بهت میگم، اینو تو شام خبرنگارا بهش گفتم.

1613
01:26:17,255 --> 01:26:20,216
‫- من هیچ وقت پنیر دولتی نخوردم.
‫- ادی، تو پنیر دولتی خوردی.

1614
01:26:20,300 --> 01:26:22,886
‫- تو اهل بروکلینی.
‫- ولی ما هیچ وقت پنیر دولتی نداشتیم.

1615
01:26:22,969 --> 01:26:24,929
‫آره، داشتی. من اینو باور نمی کنم.

1616
01:26:25,013 --> 01:26:26,181
‫من یه عکس گرفتم.

1617
01:26:26,264 --> 01:26:28,892
‫تو کامبوز داشتی. اون
‫از پنیر دولتی درست شده.

1618
01:26:28,975 --> 01:26:31,436
‫یادمه وقتی بچه بودم پنیر سوئیسی می خوردم.

1619
01:26:32,395 --> 01:26:34,063
‫یادمه ژامبون و سوئیسی می خوردم...

1620
01:26:34,147 --> 01:26:37,233
‫من تا حداقل 20 سالم نشده بود
‫پنیر سوئیسی رو کشف نکردم.

1621
01:26:37,317 --> 01:26:38,860
‫من ژامبون و پنیر سوئیسی خوردم...

1622
01:26:38,943 --> 01:26:41,154
‫تا حالا داستان جیمز براون
‫رو براشون تعریف کردی؟

1623
01:26:41,237 --> 01:26:44,115
‫- کدوم یکی؟
‫- همون که هیچ کس یه میلیون دلار نداره؟

1624
01:26:44,824 --> 01:26:46,993
‫اوه، و اون به من گفت پولمو دفن کنم.

1625
01:26:49,037 --> 01:26:50,997
‫اون به من گفت، 'پولتو تو حیاط دفن کن.'

1626
01:26:51,080 --> 01:26:55,168
‫گفت: 'اگه پولت رو قایم نکنی،
‫دولت میاد و همه رو میگیره.'

1627
01:26:55,251 --> 01:26:58,004
‫گفت: 'فکر میکنی یه میلیون دلار داری؟'

1628
01:26:58,087 --> 01:27:00,340
‫گفتم: 'آره.' گفت…

1629
01:27:00,423 --> 01:27:04,260
‫زنش رد شد. گفت: 'هی،
‫فکر میکنه یه میلیون دلار داره.'

1630
01:27:04,344 --> 01:27:05,678
‫و اون این شکلی کرد.

1631
01:27:06,971 --> 01:27:09,599
‫گفت: 'هیچ سیاه پوستی تو
‫آمریکا یه میلیون دلار نداره.'

1632
01:27:09,682 --> 01:27:13,311
‫'تنها کسی که تو شو بیزنس یه
‫میلیون دلار داره، سیلوستر استالونه.'

1633
01:27:13,394 --> 01:27:16,314
‫بعد گفت: 'اگه یه میلیون
‫داری، هر چقدر پول داری،'

1634
01:27:16,397 --> 01:27:17,899
‫باید بری بانک.'

1635
01:27:17,982 --> 01:27:22,737
‫'و به بانک زنگ میزنی، پولت رو
‫از بانک میاری بیرون و دفنش میکنی.'

1636
01:27:23,696 --> 01:27:27,450
‫گفتم: 'چرا باید دفنش کنم؟'
‫گفت: 'دولت میاد پولت رو میگیره.'

1637
01:27:27,533 --> 01:27:29,077
‫گفتم: 'کجا پول رو دفن کنم؟'

1638
01:27:29,160 --> 01:27:32,330
‫گفت: 'یه تیکه زمین خوب
‫بخر و پول رو اونجا دفن کن.'

1639
01:27:32,413 --> 01:27:34,666
‫گفتم: 'مگه دولت نمیتونه زمینت رو بگیره؟'

1640
01:27:34,749 --> 01:27:37,335
‫گفت: 'اونا از پول خبردار نمیشن.'

1641
01:27:37,418 --> 01:27:39,420
‫'اونا نمیدونن پول کجاست.'

1642
01:27:39,504 --> 01:27:43,341
‫سالها بعد فهمیدم وقتی اون حرفها رو
‫میزد، 'انجل داست' مصرف کرده بود.

1643
01:27:46,803 --> 01:27:51,849
‫شروع برنامه ادی مورفی، پرتنش
‫ترین شروعی بود که تا حالا توش بودم.

1644
01:27:54,769 --> 01:27:58,606
‫تقریباً ترسناک بود، انگار که
‫حتماً باید خوب پیش میرفت.

1645
01:27:59,190 --> 01:28:03,194
‫و اگه بد میشد، ادی مورفی رو ناامید میکردیم.

1646
01:28:04,362 --> 01:28:05,863
‫الان ساعت 11:27 است.

1647
01:28:32,223 --> 01:28:35,184
‫بهترین چیزی که باید براش دعا
‫کرد، به جای پول و همه چیز…

1648
01:28:36,728 --> 01:28:38,271
‫دعا برای آرامش ذهنه.

1649
01:28:40,523 --> 01:28:41,691
‫ده ثانیه…

1650
01:28:41,774 --> 01:28:45,445
‫به دنبال آرامش ذهن باشید.
‫اگه بهش برسید، همه چیز دارید.

1651
01:28:48,197 --> 01:28:52,618
‫خانم ها و آقایان، ادی مورفی!

1652
01:29:15,099 --> 01:29:18,478
‫یکی از بهترین 'SNL'هایی
‫بود که تا حالا ساخته شده.

1653
01:29:18,561 --> 01:29:22,440
‫وقتی تموم شد، رفتم پیش لورن مایکلز،

1654
01:29:23,441 --> 01:29:26,986
‫و گفتم: 'همین الان باید استعفا بدی.'

1655
01:29:28,404 --> 01:29:30,948
‫'بهتر از این نمیشه.'

1656
01:29:34,202 --> 01:29:37,121
‫گفتم: 'ادی.' نگاهم کرد و گفت: 'چی شده؟'

1657
01:29:37,205 --> 01:29:39,290
‫گفتم: 'زندگیت یه دور کامل زد.'

1658
01:29:39,374 --> 01:29:41,876
‫- آره، داداش. ترکوندیم.
‫- ممنون، رفیق.

1659
01:29:42,377 --> 01:29:44,128
‫همه چیز از اینجا شروع شد.

1660
01:29:47,090 --> 01:29:48,883
‫همه چیز از اینجا شروع شد.

1661
01:29:53,471 --> 01:29:55,390
‫برگشتن به 'پخش زنده شنبه شب'…

1662
01:29:55,473 --> 01:29:57,850
‫- عالی بود.
‫- فوق العاده.

1663
01:29:57,934 --> 01:30:00,603
‫…تجربه خیلی خوبی بود.

1664
01:30:01,437 --> 01:30:06,484
‫انرژی خلاقیتم، همه چیز
‫دوباره تا آخر زیاد شده بود.

1665
01:30:06,567 --> 01:30:09,362
‫انگار که میگفتم: 'هی، من میخوام کار کنم.'

1666
01:30:09,987 --> 01:30:15,493
‫فکر میکنم خیلی وقتا انتظار داریم
‫کمدین ها فقط راه برن و جوک بگن،

1667
01:30:15,576 --> 01:30:17,620
‫و همیشه بامزه باشن.

1668
01:30:17,703 --> 01:30:21,207
‫و وقتی اینطور نیستن، شما…

1669
01:30:21,290 --> 01:30:25,545
‫یادتون میاد که این شغلشونه.

1670
01:30:26,838 --> 01:30:29,841
‫اون خیلی ساکت کارهای
‫قبل از اجراش رو انجام میده.

1671
01:30:32,218 --> 01:30:34,178
‫هچ، مچ، اسمچ و اسکرچ.

1672
01:30:34,262 --> 01:30:36,180
‫وک، جک، سمک. کرک... هو...

1673
01:30:37,682 --> 01:30:39,267
‫متاسفم. میشه دوباره بریم؟

1674
01:30:39,809 --> 01:30:43,604
‫یه دفعه برمیگرده، و آماده
‫میشه و بنگ، بنگ، بنگ.

1675
01:30:45,106 --> 01:30:46,732
‫من واقعاً از فیلم 'دولمایت'
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

1676
01:30:46,732 --> 01:30:48,568
‫هر وقت بخوای میتونی انجامش بدی.

1677
01:30:49,318 --> 01:30:50,945
‫اون هنوز شبیه یه مرد اول جذاب به نظر میرسه.

1678
01:30:50,945 --> 01:30:53,948
‫اما من همچنین حس می کنم که اون
‫یه دوره شان کانری خواهد داشت،

1679
01:30:54,031 --> 01:30:56,451
‫مثل اواخر شان کانری،

1680
01:30:56,534 --> 01:31:00,455
‫جایی که اون تو هفتاد و هشتاد
‫سالگیش کارهایی رو انجام میده

1681
01:31:00,538 --> 01:31:02,582
‫که فوق العاده خواهد بود.

1682
01:31:03,916 --> 01:31:06,085
‫بعدی جرج کلینتون رو انجام میدم.

1683
01:31:06,169 --> 01:31:07,962
‫این یکی قراره سخت باشه.

1684
01:31:08,463 --> 01:31:11,048
‫من بازرس کلوزو در پلنگ صورتی بعدی هستم.

1685
01:31:11,132 --> 01:31:12,175
‫صبر کن، چی؟

1686
01:31:13,676 --> 01:31:16,429
‫چیزهای زیادی هست، و من باید توش غرق بشم.

1687
01:31:17,680 --> 01:31:22,477
‫سوال قرن اینه که آیا ادی
‫دوباره به صحنه برمیگرده؟

1688
01:31:22,560 --> 01:31:24,604
‫آیا اون دوباره استندآپ کمدی اجرا میکنه؟

1689
01:31:25,146 --> 01:31:29,942
‫سطحی که اون این کار رو انجام داد،
‫وقتی انجامش داد، روی مردم حک شد.

1690
01:31:30,026 --> 01:31:33,237
‫و کمدین هایی که جوان بودن، که نوجوان بودن،

1691
01:31:33,321 --> 01:31:36,240
‫یا شاید کمی جوون تر وقتی
‫که اون خیلی محبوب بود...

1692
01:31:36,324 --> 01:31:38,451
‫اوم... اون برای اونها الگو بود.

1693
01:31:38,534 --> 01:31:39,535
‫اون خودشه.

1694
01:31:39,911 --> 01:31:42,538
‫اگه یه روز به سرم بزنه، دوباره انجامش میدم.

1695
01:31:43,080 --> 01:31:46,375
‫فکر میکنم دلیل اینکه مردم در موردش
‫نگرانن، اینه که یه جورایی مثل اینه،

1696
01:31:46,459 --> 01:31:49,754
‫میدونی، اگه تو، مثلا،
‫طرفدار جیمی هندریکس بودی،

1697
01:31:49,837 --> 01:31:51,589
‫میدونی، جیمی هندریکس نمرد،

1698
01:31:51,672 --> 01:31:54,842
‫اما اون فقط گیتارش رو میذاره
‫زمین و یه روز از نواختن دست میکشه.

1699
01:31:54,926 --> 01:31:58,012
‫و بعد میره و شروع میکنه
‫به ساختن، میدونی، فیلم،

1700
01:31:58,095 --> 01:32:00,014
‫دکتر دولیتل و همه این مزخرفات.

1701
01:32:00,097 --> 01:32:03,309
‫و تو میگی، 'هی، جیمی،
‫دوباره گیتارت رو میزنی؟'

1702
01:32:03,392 --> 01:32:07,104
‫اون میگه، 'اوه، آره، بالاخره.' و
‫بعد دیگه هیچوقت برش نمیداره.

1703
01:32:07,188 --> 01:32:08,898
‫انگار که، خب تو میدونی اون میتونه بنوازه.

1704
01:32:08,981 --> 01:32:11,317
‫'میدونم اون میتونه بنوازه. چرا نمیزنه؟'

1705
01:32:13,027 --> 01:32:16,656
‫مخصوصا اگه تو اون بیرون داری سعی میکنی
‫همیشه بنوازی، میری اون بیرون و مینوازی.

1706
01:32:16,739 --> 01:32:19,659
‫اون میگه، 'چرا تو هم نمیای
‫بنوازی؟ بیا با ما بزن بریم.'

1707
01:32:19,742 --> 01:32:22,537
‫انگار که، 'من خوبم.'

1708
01:32:23,746 --> 01:32:27,625
‫میدونی، اون یارو بیشتر
‫از کل عمر من معروف بوده.

1709
01:32:28,209 --> 01:32:31,504
‫خیلی جالب میشه که بشنویم اون چی میخواد بگه.

1710
01:32:31,587 --> 01:32:33,548
‫دنیا از نظر اون چطوریه.

1711
01:32:34,507 --> 01:32:36,968
‫میدونی، ما از نظر اون چطور به نظر میرسیم؟

1712
01:32:40,137 --> 01:32:43,432
‫اوه، فهمیدم این چیه. اینها
‫عروسک های شکم پرکن هستن.

1713
01:32:44,141 --> 01:32:45,393
‫وای!

1714
01:32:45,893 --> 01:32:49,897
‫تاریخچه طولانی از کمدین ها
‫وجود داره که فکر میکردیم خنده دارن

1715
01:32:49,981 --> 01:32:51,274
‫وقتی جوون بودن.

1716
01:32:51,357 --> 01:32:55,528
‫و بعدا فهمیدیم وقتی پیرتر
‫شدن خیلی خنده دارترن.

1717
01:32:56,279 --> 01:32:58,114
‫اون قرص رو تو شکلات گذاشتی؟

1718
01:32:58,197 --> 01:33:02,201
‫حالا، ببین، چطوری از من میپرسی
‫که آیا من قرص رو تو شکلات گذاشتم،

1719
01:33:02,285 --> 01:33:05,079
‫وقتی میدونی که من قرص
‫ها رو تو شکلات گذاشتم؟!

1720
01:33:07,790 --> 01:33:10,167
‫هی، رفیق، شماها سنگ تموم گذاشتین.

1721
01:33:10,876 --> 01:33:15,006
‫میدونی، برای ادی با هر کمدین
‫دیگه ای در تاریخ فرق میکنه.

1722
01:33:15,089 --> 01:33:16,924
‫اون یکی از، میدونی...

1723
01:33:18,050 --> 01:33:20,511
‫دو، سه نفر... یه نفر،

1724
01:33:20,595 --> 01:33:24,223
‫که اونقدر پول زیادی بهش دادن
‫تا کارش رو شروع کنه، میدونی؟

1725
01:33:25,141 --> 01:33:26,684
‫لعنتی، اینجا مال توئه؟

1726
01:33:27,310 --> 01:33:28,519
‫خب، لعنت به من.

1727
01:33:29,395 --> 01:33:31,814
‫من قرص رو تو دهن گذاشتم.

1728
01:33:32,481 --> 01:33:34,108
‫لعنت به شکلات.

1729
01:33:34,734 --> 01:33:35,735
‫آره.

1730
01:33:38,404 --> 01:33:40,031
‫و اون پاول مونیه، رفیق.

1731
01:33:40,615 --> 01:33:43,701
‫ما پاول مونی، ریچارد
‫پرایور و بیل کازبی رو داریم.

1732
01:33:44,201 --> 01:33:46,370
‫این یارو عقلشو از دست داده.

1733
01:33:46,454 --> 01:33:48,122
‫این چیزیه که مونی میگه.

1734
01:33:48,205 --> 01:33:51,083
‫تو مستند، اون سه تا عروسک
‫سیاهپوست رو نشون داد، رفیق.

1735
01:33:51,167 --> 01:33:54,211
‫سیاه، من تو قبرم چرخیدم، رفیق.

1736
01:33:57,632 --> 01:33:59,258
‫میخوام اونا رو اینجا بذارم.

1737
01:33:59,800 --> 01:34:01,427
‫تا هر سه تاشون رو با هم داشته باشم.

1738
01:34:02,887 --> 01:34:04,096
‫اون چشمای ریچارد.

1739
01:34:04,180 --> 01:34:06,182
‫آره، اون واقعا ریچارد خوبی رو درست کرد.

1740
01:34:06,265 --> 01:34:08,976
‫- نگاه کن.
‫- تو طبقه بالایی، توی کشو هستی.

1741
01:34:09,060 --> 01:34:11,687
‫حالا چرا من تو کشو هستم، و اونا بیرون؟

1742
01:34:13,147 --> 01:34:14,649
‫- من اینجام.
‫- اون اینجاست.

1743
01:34:14,732 --> 01:34:18,277
‫منو تو کشو گذاشتی.
‫وایسا ببینم، اوه، اون کیه؟

1744
01:34:18,361 --> 01:34:21,197
‫- به وال نگاه کن.
‫- اوه، به وال نگاه کن.

1745
01:34:21,280 --> 01:34:22,865
‫اوه، این چیه؟

1746
01:34:22,948 --> 01:34:24,700
‫اینا دیگه کین؟

1747
01:34:25,493 --> 01:34:28,829
‫اوه، شماها ریچارد پرایور رو اینجا میبینید؟

1748
01:34:28,913 --> 01:34:32,500
‫اونا حتی نمیدونن ریچارد پرایور
‫و بیل کازبی، پاول مونی کین.

1749
01:34:32,583 --> 01:34:34,001
‫اوه، باید بدونن.

1750
01:34:34,085 --> 01:34:36,087
‫از این زاویه، شبیه اینه که…

1751
01:34:36,170 --> 01:34:37,254
‫شبیه چی؟ شبیه کی؟

1752
01:34:37,338 --> 01:34:40,716
‫مثلاً، بیل کازبی داره... مخ‌تو می‌زنه.

1753
01:34:40,800 --> 01:34:42,468
‫مثلاً داره سعی می‌کنه باهام حرف بزنه؟

1754
01:34:42,551 --> 01:34:45,554
‫اوه ها ها
‫چی می‌گی، بیل؟

1755
01:34:45,638 --> 01:34:47,848
‫به حرفایی که شنیدی گوش نده.

1756
01:34:50,017 --> 01:34:54,230
‫من توانایی مهربانی و محبت به تو رو دارم…

1757
01:34:57,400 --> 01:35:00,277
‫میخوام پودینگ ژله‌ایمو بهت نشون بدم.

1758
01:35:03,072 --> 01:35:03,906
‫بهش نگاه کن.

1759
01:35:03,989 --> 01:35:07,910
‫میخوام پودینگ ژله‌ایمو بهت نشون بدم.

1760
01:35:07,993 --> 01:35:11,956
‫من آدمای زیادی رو میشناسم که از چیزای عجیب و
‫غریب زیادی تو زندگیشون جون سالم به در بردن.

1761
01:35:12,039 --> 01:35:16,127
‫اما زنده موندن در نقش
‫ادی مورفی یه موفقیت بزرگه.

1762
01:35:20,923 --> 01:35:22,842
‫وقتی مادرت بهت

1763
01:35:22,925 --> 01:35:25,636
‫یه کاسه پودینگ ژله‌ای میده، چی میگی؟

1764
01:35:28,097 --> 01:35:29,515
‫برام مهم نیست.

1765
01:35:37,356 --> 01:35:41,610
‫نه، چون ببین، من تو شکلات مردم قرص نذاشتم.

1766
01:35:41,694 --> 01:35:45,072
‫سیاه، خودت میدونی که اون
‫قرص رو تو شکلات گذاشتی، سیاه.

1767
01:36:36,874 --> 01:36:38,876
‫آره، این تمام چیزیه که تا الان دارم.

1768
01:36:39,418 --> 01:36:40,836
‫می خوام روش کار کنم.

1769
01:36:41,545 --> 01:36:43,339
‫یه بند دوم هم بهش اضافه کنم.

1770
01:36:44,131 --> 01:36:46,884
‫و یه... پل.

1771
01:36:47,760 --> 01:36:51,013
‫و یه... قسمت اوج.

1772
01:36:51,680 --> 01:36:53,974
‫برای بچه ها که یه چیزی
‫داشته باشن باهاش برقصن.

1773
01:36:54,975 --> 01:36:56,227
‫نظرت چیه؟
