﻿1
00:00:27,875 --> 00:00:30,125
‫سلام، مردم دیترویت، چه ‌خبر؟
‫داداش‌تون بوشمن صحبت می‌کنه

2
00:00:30,250 --> 00:00:32,625
‫امروز یه روز مطبوع دیگه توی دیترویتـه

3
00:00:32,666 --> 00:00:34,541
‫انگاری زمستون قصد رفتن نداره

4
00:00:34,625 --> 00:00:36,875
‫اگه قرار نیست به
‫تماشای بازی «رد وینگز» برید،

5
00:00:37,000 --> 00:00:38,625
پس خونه‌هاتون بمونید

6
00:00:38,750 --> 00:00:42,125
‫حالا برمی‌گردیم به
‫پخش موسیقی در دبلیو.جِی.‌اِل.‌بی

7
00:00:57,625 --> 00:00:58,500
‫هی!

8
00:00:58,625 --> 00:00:59,500
‫سلام!

9
00:01:08,375 --> 00:01:10,000
‫خیلی‌خب، حواسم بهتون هست!

10
00:01:23,125 --> 00:01:24,250
‫چه‌ خبر؟

11
00:01:24,875 --> 00:01:26,375
‫جات گرم و نرمـه، فولی؟

12
00:01:28,750 --> 00:01:29,541
‫هی...

13
00:01:47,250 --> 00:01:49,375
‫می‌دونی که می‌تونم
‫واسه این کارِت دستگیرت کنم؟

14
00:02:00,291 --> 00:02:02,375
‫طرفداران تیم هاکی دیترویت

15
00:02:02,500 --> 00:02:05,250
‫آماده‌اید؟

16
00:02:20,125 --> 00:02:21,041
‫پول جوره؟

17
00:02:28,625 --> 00:02:30,000
‫هی، اکسل...

18
00:02:30,041 --> 00:02:32,125
‫نمی‌خوام چاپلوسیت رو کنم

19
00:02:32,166 --> 00:02:34,625
‫می‌دونی که چی میگم؟
‫ولی خواستم بهت بگم...

20
00:02:34,666 --> 00:02:36,791
‫یه‌جورایی تو باعث شدی که من پلیس بشم

21
00:02:36,875 --> 00:02:38,375
‫- جدی میگی؟
‫- آره

22
00:02:38,500 --> 00:02:39,916
‫خب، خجالتم میدی

23
00:02:40,000 --> 00:02:42,541
‫آره، وقتی واسه بلیت بازی باهام تماس گرفتی

24
00:02:42,625 --> 00:02:45,375
‫راستش رو بخوای، مرد
‫بدجوری هیجان‌زده بودم، می‌دونی؟

25
00:02:45,416 --> 00:02:47,666
‫به زنم گفتم:
‫«اکسل فولیـه!» می‌دونی؟

26
00:02:47,750 --> 00:02:50,083
‫بعدش هم اینجا اومدم نظر تو رو بپرسم

27
00:02:50,125 --> 00:02:53,041
‫راستش فکر نمی‌کردم
‫اصلاً از هاکی خوشت بیاد واسه همین...

28
00:02:53,416 --> 00:02:54,791
‫صبر کن ببینم، چرا همچین فکری کردی؟

29
00:02:54,875 --> 00:02:56,750
‫چرا فکر کردی از هاکی خوشم نمیاد؟
‫چطور به همچین نتیجه‌ای رسیدی؟

30
00:02:56,875 --> 00:02:59,541
‫- چون...
‫- چون... به‌خاطر این...

31
00:02:59,625 --> 00:03:01,125
‫نه، اینجوری نکن

32
00:03:01,166 --> 00:03:02,500
‫- من... فکر نمی‌کردم...
‫- خب، تو...

33
00:03:02,500 --> 00:03:05,541
‫فکر کردی چون سیاه‌پوستم از هاکی خوشم نمیاد

34
00:03:05,583 --> 00:03:07,291
‫نه، چون فقط خیلی چیزی راجع‌بهش نمی‌گفتی

35
00:03:07,333 --> 00:03:09,500
‫خب، هاکی توی خون منـه

36
00:03:09,500 --> 00:03:10,416
‫واقعاً؟

37
00:03:10,416 --> 00:03:12,833
‫پدر پدربزرگم بازیکن هاکی بود

38
00:03:12,875 --> 00:03:14,541
‫توی لیگ کاکاسیاه‌های وینیپگ

39
00:03:14,541 --> 00:03:16,166
‫سیاه‌پوست‌های وینیپگ

40
00:03:16,208 --> 00:03:18,583
‫وایسا ببینم،
‫ما لیگ کاکاسیاه‌ها داشتـ... یعنی...

41
00:03:18,625 --> 00:03:20,750
‫خدای من

42
00:03:20,791 --> 00:03:22,916
‫یعنی یه لیگ هاکیِ تماماً سیاه‌پوست داشتید؟

43
00:03:22,958 --> 00:03:25,291
‫وایسا ببینم،
‫می‌خوای بگی تو طرفدار هاکی‌ای ولی...

44
00:03:25,291 --> 00:03:27,916
‫نمی‌دونستی قدیم‌ها لیگ کاکاسیاه‌ها داشتیم؟

45
00:03:28,375 --> 00:03:30,458
‫ اکسل، واقعاً متأسفم

46
00:03:30,500 --> 00:03:33,750
‫چه حس بدی دارم.
‫ببین، می‌تونم جبران کنم، جبران می‌کنم.

47
00:03:37,375 --> 00:03:38,541
‫«می‌تونم جبران کنم»

48
00:03:38,625 --> 00:03:41,750
‫«جبران می‌کنم، جبران...
‫همیشه که اینجوری نمی‌مونم.»

49
00:03:41,791 --> 00:03:43,416
‫«سفیدپوست بهتری میشم»

50
00:03:44,208 --> 00:03:45,625
‫- اینجوری گفتم؟
‫- دقیقاً همین‌جوری گفتی

51
00:03:45,625 --> 00:03:48,333
‫- ولی اگه ادای تو رو در بیارم، اون‌وقت...
‫- اون‌وقت بدجوری توهین‌آمیز میشه

52
00:03:48,375 --> 00:03:51,666
‫ولی گوش کن،
‫الآن این فرصت رو داری تا جبران کنی

53
00:03:51,666 --> 00:03:55,250
‫قراره از اینجا سرقت کنن
‫و تو از کجا می‌فهمی؟

54
00:03:55,291 --> 00:03:57,500
‫از فوت و فن‌های بی‌امانِ کارآگاهیت

55
00:03:58,000 --> 00:03:59,500
‫صبر کن ببینم،
‫یکی قراره از سالن سرقت کنه؟

56
00:03:59,625 --> 00:04:03,041
‫قراره از اینجا سرقت کنن.
‫با این نگاه کن،‌ اونجا رو ببین.

57
00:04:03,125 --> 00:04:05,541
‫- جونیور بولینگر رو می‌بینی؟
‫- آهان

58
00:04:05,583 --> 00:04:07,416
‫اون یه مدته با گروه «هفت مایل» که قاتل...

59
00:04:07,458 --> 00:04:09,291
‫طلافروشی که توی برکلی بوده
‫داره همکاری می‌کنه

60
00:04:09,291 --> 00:04:10,875
‫وایسا ببینم، لعنتی...

61
00:04:11,708 --> 00:04:13,416
‫مگه اِل‌تی نگفت
‫بیخیال پروندۀ این گروه شی؟

62
00:04:13,458 --> 00:04:15,541
‫چرا، گفت. و اگه بدونه
‫من هنوز پیگیر جونیور هستم...

63
00:04:15,541 --> 00:04:18,500
‫احتمالاً دخلمو میاره.
‫واسه همین خوشبختانه...

64
00:04:18,541 --> 00:04:22,041
‫ما دوتایی واسه تماشای بازی اومدیم،
‫و تو هم فهمیدی جونیور اینجا بود و

65
00:04:22,125 --> 00:04:25,375
‫تصمیم گرفتی که دستگیرش کنیم.
‫فهمیدی چی شد؟

66
00:04:25,500 --> 00:04:27,625
‫- واسه همین دنبال بلیت بودی
‫- واسه همین دنبال بلیت بودم

67
00:04:27,750 --> 00:04:29,541
‫- نه که بخوای با من وقت بگذرونی...
‫- خب...

68
00:04:29,625 --> 00:04:32,166
‫خیلی بهم خوش گذشت،
‫ولی باید به کارمون برسیم

69
00:04:32,208 --> 00:04:33,666
‫بزن بریم یه ترفیع برات بگیریم

70
00:04:37,375 --> 00:04:39,041
‫خدایا...

71
00:04:41,000 --> 00:04:42,791
‫- هی، جونیور!

72
00:04:42,875 --> 00:04:45,125
‫آخ! آخ! آخ!

73
00:04:45,166 --> 00:04:46,291
‫- گزارش بده

74
00:04:46,375 --> 00:04:47,875
‫چی قراره بدزده، اکسل؟

75
00:04:47,916 --> 00:04:49,375
‫نمی‌دونم. جونیور، چی قراره بدزدی؟

76
00:04:50,875 --> 00:04:52,291
‫من دیگه دور این کارها رو خط کشیدم

77
00:04:52,791 --> 00:04:55,291
‫راستش خیلی خوبه، خیلی خوبه
(رختکن)

78
00:04:55,375 --> 00:04:57,833
‫- هی، تو حواست به جونیور هست؟
‫- آره

79
00:04:57,833 --> 00:04:59,666
‫- خیلی‌خب، بگیرش
‫- کجا میری؟

80
00:04:59,708 --> 00:05:00,750
‫اکسل!

81
00:05:05,375 --> 00:05:07,500
‫شما‌ها عمراً بتونید از اینجا بیرون برید

82
00:05:07,500 --> 00:05:09,833
‫دهنتو ببند و روی زمین دراز بکش

83
00:05:11,125 --> 00:05:14,000
‫هی، لباس‌های من کجان؟
‫سرمربی می‌خواد وقت سوم منو بفرسته داخل

84
00:05:14,000 --> 00:05:15,208
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

85
00:05:15,250 --> 00:05:17,166
‫من کدوم خری هستم؟
‫خودت کدوم خری هستی؟

86
00:05:17,166 --> 00:05:18,833
‫مثل اینکه خبرش بهت نرسیده، کاکاسیاه

87
00:05:18,875 --> 00:05:22,125
‫مگه نمی‌دونی وینیپگ چه معامله‌ای کرده؟
‫من بازیکن جدید این لامصب‌ام

88
00:05:22,125 --> 00:05:24,041
‫بتمرگ روی زمین، مرد

89
00:05:24,083 --> 00:05:25,708
‫هی، بذار یه چیزی بهت بگم

90
00:05:25,750 --> 00:05:27,750
‫من برندۀ پنج دوره جام استنلی‌ام،

91
00:05:27,875 --> 00:05:30,166
‫اصلاً خوشم نمیاد یه احمق سمتم اسلحه بکشه

92
00:05:30,250 --> 00:05:33,000
‫من فقط دنبال ساق‌بند دروازه‌بانیم‌ام.
‫یکی ساق‌بندم رو بیاره!

93
00:05:33,000 --> 00:05:36,166
‫فکر کردی بچه‌بازیـه؟
‫ما باهات شوخی نداریم، عوضی!

94
00:05:37,375 --> 00:05:40,125
‫آروم باشید، آروم باشید!
‫شاید از شنیدنش تعجب کنید،

95
00:05:40,250 --> 00:05:42,250
‫ولی من پنج دوره
‫جام استنلی رو برنده نشدم

96
00:05:42,791 --> 00:05:44,625
‫بزن خلاصش کن !

97
00:05:45,875 --> 00:05:47,375
‫وسایل رو بردار

98
00:05:50,625 --> 00:05:52,000
‫ایست! وایسا 

99
00:05:52,041 --> 00:05:52,916
‫تف بهش!

100
00:05:53,000 --> 00:05:54,250
‫بیاید

101
00:05:58,875 --> 00:06:00,000
‫سمت چهارچرخ‌ها!

102
00:06:05,000 --> 00:06:06,125
‫- فولی!
‫- یالا!

103
00:06:08,125 --> 00:06:09,166
‫بجنب

104
00:06:11,291 --> 00:06:14,250
‫خدایا، اکثر هم‌سن و سال‌های تو
‫دیگه دارن از پا درمیان

105
00:06:14,291 --> 00:06:16,916
‫می‌دونی، سمت کارهای پشتِ میزی میرن.
.‫سعی می‌کنن یکم آروم باشن

106
00:06:17,000 --> 00:06:19,166
‫من اینجوری آروم میشم.
‫تو الآن آروم نیستی؟

107
00:06:19,791 --> 00:06:21,666
‫یاخدا. اصلاً هم آروم نیستم

108
00:06:24,000 --> 00:06:25,625
‫باید بریم سراغ نقشۀ دوم

109
00:06:25,833 --> 00:06:27,500
‫خیر سرت این نقشۀ اول بود؟

110
00:06:30,375 --> 00:06:31,833
‫هی! هی!

111
00:06:33,041 --> 00:06:34,000
‫هی!

112
00:06:36,041 --> 00:06:37,875
‫با اختیار تامی که
‫ایالت بزرگ میشیگان به من داده،

113
00:06:37,875 --> 00:06:39,500
‫بدین ترتیب وسیلۀ نقلیۀ
‫شما رو مصادره می‌کنم

114
00:06:39,541 --> 00:06:42,750
‫رفیق
‫اون نشان قلابیـه

115
00:06:43,875 --> 00:06:45,500
‫اتفاقاً خیلی هم واقعیـه!

116
00:06:47,125 --> 00:06:49,125
‫می‌دونی چیه، حق با توئـه

117
00:06:49,625 --> 00:06:50,791
‫قطعاً واقعیـه

118
00:06:50,875 --> 00:06:53,083
‫خیلی هم واقعیـه.
‫از این واقعی‌تر نداریم.

119
00:06:59,125 --> 00:07:01,791
‫با اکسل فولی دنبال آدم بدهام، بنازم!

120
00:07:01,833 --> 00:07:03,125
‫تماس بگیر خبر بده، مایک

121
00:07:05,125 --> 00:07:06,250
‫عزیزم، حدس بزن چی شد!

122
00:07:06,250 --> 00:07:07,625
‫باورت نمیشه دارم چیکار می‌کنم

123
00:07:07,666 --> 00:07:08,666
‫آره. نه، من و اکسل

124
00:07:08,666 --> 00:07:10,875
‫- دوتایی جلوی یه سرقت رو گرفتیم...
‫- هی! منظورم با اداره‌ست!

125
00:07:11,000 --> 00:07:12,500
‫اداره! باید برم، باید برم

126
00:07:12,625 --> 00:07:14,375
‫سمت پل! بجنبید!

127
00:07:20,416 --> 00:07:23,125
‫بله، کارآگاه مایک وودی‌ام،
‫همراه همکارم هستم و

128
00:07:24,250 --> 00:07:25,625
‫توی یه تعقیب و گریزیم و

129
00:07:25,750 --> 00:07:27,750
‫سوار یه ماشین برف‌روبیم

130
00:07:29,791 --> 00:07:31,416
‫ال‌۱۵، تأیید شد

131
00:07:31,458 --> 00:07:33,458
‫سوار ماشین برف‌روبی؟

132
00:07:33,500 --> 00:07:35,750
‫آره، سوار یه برف‌روب لامصبیم!
‫مشکلش چیه؟

133
00:07:35,875 --> 00:07:38,500
‫تمام واحدها به لیک‌شور
‫و خیابان پنجم برن

134
00:07:38,541 --> 00:07:40,666
‫بذار حدس بزنم، فولیـه؟

135
00:07:40,791 --> 00:07:42,458
‫« ادارۀ پلیس دیترویت »
‫« مقر مرکزی »

136
00:07:44,041 --> 00:07:45,500
‫گفتی فولی؟

137
00:07:46,291 --> 00:07:47,291
‫بپا! بپا!

138
00:07:47,375 --> 00:07:50,000
‫- یاخدا
‫- بده من

139
00:07:50,625 --> 00:07:53,000
‫وودی، بی‌سیم رو بده
‫به عامل بدبختی موتور سیتی

140
00:07:53,000 --> 00:07:54,333
‫می‌خواد با تو حرف بزنه

141
00:07:55,041 --> 00:07:57,041
‫راستش نمی‌دونم راجع‌به
‫چی داری حرف می‌زنی، رئیس

142
00:07:57,125 --> 00:07:58,875
‫این یکی کار خودم بود.
‫آره، من می‌دونی...

143
00:07:58,958 --> 00:08:00,333
‫یه مورد مشکوک دیدم

144
00:08:00,375 --> 00:08:02,250
‫- حالا!
‫- بعدش... باشه، ردیفـه

145
00:08:03,750 --> 00:08:07,500
‫هی، جفری! مرد، من فقط داشتم بازی
‫تیم محبوبم، رد وینگز، رو تماشا می‌کردم

146
00:08:07,625 --> 00:08:11,041
‫که بعدش کارآگاه مایک وودی،
‫این یارو... وودی خان

147
00:08:11,083 --> 00:08:12,458
‫چه کارآگاهیـه!

148
00:08:12,500 --> 00:08:15,500
‫میگه این آدم‌ها احتمالاً با قتل‌های...

149
00:08:15,500 --> 00:08:18,750
‫راستۀ جواهرفروشی ساوت‌ساید
‫توی خیابون شیشم به‌هم ربط دارن

150
00:08:18,791 --> 00:08:20,916
‫نه بابا؟ جون من؟

151
00:08:20,958 --> 00:08:22,791
‫جسارته، ولی کارآگاه وودی...

152
00:08:22,791 --> 00:08:25,291
‫الآن پنج ساله یه پروندۀ‌ جنایی رو حل نکرده!

153
00:08:25,333 --> 00:08:27,583
‫- بالأخره به خودش اومده، جفری
‫- اونجا! اونجا! اونجا!

154
00:08:33,541 --> 00:08:34,833
‫صدای چی بود؟

155
00:08:34,875 --> 00:08:37,750
‫اکسل، اگه خسارتی به شهر وارد کنی...

156
00:08:38,500 --> 00:08:40,208
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، جفری.
‫ولی خودت وودی رو بهتر می‌شناسی.

157
00:08:40,250 --> 00:08:42,250
‫اون عمراً بذاره این‌ها دوباره فلنگو ببندن

158
00:08:44,125 --> 00:08:45,541
‫خب...

159
00:08:45,625 --> 00:08:47,416
‫خیلی‌خب، شب خوش

160
00:09:03,833 --> 00:09:04,958
‫سرت رو بدزد!

161
00:09:12,500 --> 00:09:14,500
‫یکم دارم اذیت میشم، اکسل

162
00:09:14,541 --> 00:09:16,250
‫شاید بهتر باشه همۀ ماشین‌ها رو نزنی، خب؟

163
00:09:16,291 --> 00:09:18,500
‫دیگه وقتشه مُهر ترفیعت رو بکوبیم، مایک

164
00:09:29,541 --> 00:09:30,625
‫فولیـه!

165
00:09:31,291 --> 00:09:32,416
‫فولی ملعون

166
00:09:37,125 --> 00:09:38,625
‫انقدر به ماشین‌ها نزن!

167
00:09:38,666 --> 00:09:40,791
‫برف‌روب کلی نقطۀ کور داره

168
00:09:46,250 --> 00:09:47,416
‫نزن!

169
00:09:52,291 --> 00:09:54,125
‫نظرم عوض شد.
‫دیگه ترفیع نمی‌خوام!

170
00:09:54,125 --> 00:09:55,625
‫الآن دیگه دیره!

171
00:10:00,000 --> 00:10:02,166
‫نه، من وودی خان نیستم!
‫نه، من وودی خان نیستم!

172
00:10:02,208 --> 00:10:04,375
‫- هستی و ترفیع می‌گیری!
‫- نه!

173
00:10:04,416 --> 00:10:06,750
‫- چیزی نمونده تا ترفیع بگیری!
‫- نه، می‌خوام یه کارآگاه ساده بمونم!

174
00:10:06,791 --> 00:10:08,375
‫الآن دیگه دیره واسه جا زدن

175
00:10:12,750 --> 00:10:14,166
‫توش نمیره! توش نمیره!

176
00:10:35,958 --> 00:10:39,416
‫بابت بلیت‌ها ممنون، مایکل.
‫خیلی بهم خوش گذشت.

177
00:10:39,708 --> 00:10:41,291
‫قابل نداشت

178
00:10:42,250 --> 00:10:44,125
‫بی‌حرکت! از جات تکون نخور!

179
00:10:44,250 --> 00:10:46,875
‫شماها چه مرگ‌تونـه؟

180
00:10:46,916 --> 00:10:51,000
اینجا رو ببین.
‫الآن به رئیس چی بگیم؟

181
00:10:51,041 --> 00:10:53,291
‫چی بگیم؟ این پروندۀ خودتـه، مایک

182
00:10:53,333 --> 00:10:55,458
‫منِ بدبخت که می‌خواستم هاکیم رو تماشا کنم

183
00:10:55,500 --> 00:10:57,166
‫این کارِت اصلاً بامزه نیست، مرد

184
00:11:01,750 --> 00:11:03,666
‫- ببین کی اومده
‫- فولی قدیمی

185
00:11:03,750 --> 00:11:05,875
‫هی، ببین!
‫دروازه‌بان جدیدمون

186
00:11:07,500 --> 00:11:08,958
‫« جفری فریدمن »
‫« معاون فرمانده »

187
00:11:09,125 --> 00:11:10,500
‫جفری!

188
00:11:11,750 --> 00:11:13,250
‫الآن به خودت افتخار می‌کنی؟

189
00:11:13,375 --> 00:11:16,375
‫چون به‌نظر اینطور میاد.
‫انگار خیلی به خودت افتخار می‌کنی.

190
00:11:16,500 --> 00:11:17,666
‫تو بهم افتخار می‌کنی؟

191
00:11:18,250 --> 00:11:19,791
‫چهل و پنج دقیقه!

192
00:11:19,875 --> 00:11:22,625
‫کمیسر چهل و پنج دقیقه...

193
00:11:22,666 --> 00:11:24,166
‫یه‌کَله سرم داد زد

194
00:11:24,208 --> 00:11:26,541
‫نه، سرزنشم کرد.
.‫درستش اینه، سرزنشم کرد

195
00:11:27,125 --> 00:11:30,916
‫رفیق، اصلاً متأسفم که اینو بهت میگم
‫ولی فکر کنم روزهای عملیاتیت سر اومدن

196
00:11:31,000 --> 00:11:32,750
‫من اینطور فکر نمی‌کنم،
‫چون من عاشق عملیات توی خیابون‌هام

197
00:11:32,875 --> 00:11:34,041
‫خیلی‌خب، باشه. ولی می‌دونی چیه؟

198
00:11:34,125 --> 00:11:36,541
‫اون‌ها دیگه کسی که دنبال
‫دردسر و بی‌نظمیه رو نمی‌خوان

199
00:11:36,625 --> 00:11:38,916
‫- اون‌ها دنبال مددکار اجتماعی‌ان
‫- کی از من اجتماعی‌تر؟

200
00:11:38,958 --> 00:11:42,708
‫شوخی‌بردار نیست، اکسل. قسم می‌خورم.
‫نمی‌تونی دیگه از این خرابکاری‌ها کنی.

201
00:11:42,750 --> 00:11:47,291
‫قدیم‌ها فقط سرت داد می‌زدن.
‫ولی الآن نشانت رو ازت می‌گیرن.

202
00:11:47,291 --> 00:11:49,416
‫توام مثل همیشه پس می‌گیریش

203
00:11:49,458 --> 00:11:52,125
‫- واسه همینه که دوستت دارم، جفری
‫- آره، خب

204
00:11:52,916 --> 00:11:54,375
‫دیگه از این خبرها نیست

205
00:11:54,416 --> 00:11:56,291
‫همین چند لحظه پیش
‫استعفانامه‌ام رو تحویل دادم

206
00:11:56,333 --> 00:11:57,833
‫- چی؟
‫- آره

207
00:11:58,125 --> 00:12:00,250
‫دیگه وقتشـه، دیگه وقتشـه

208
00:12:02,125 --> 00:12:04,416
‫- نه. نه، ببین
‫- آره

209
00:12:04,458 --> 00:12:06,500
‫بیا یه سر تا پیش کمیسر بریم

210
00:12:06,500 --> 00:12:10,291
‫بهش بگیم دیگه سن و سالی ازت گذشته،
‫و یه اشتباهی کردی، بالأخره پیش میاد

211
00:12:10,375 --> 00:12:12,416
‫جدی میگم، اکسل. می‌دونی چیه؟

212
00:12:14,125 --> 00:12:16,500
‫هر چند سالی که تا بازنشستگیم مونده رو...

213
00:12:16,625 --> 00:12:18,416
‫می‌خوام کنار خانواده‌ام باشم، می‌دونی؟

214
00:12:18,416 --> 00:12:21,541
‫- یکم با نوه‌هام وقت بگذرونم
‫- تو که نوه‌هات رو حتی دوست نداری!

215
00:12:21,583 --> 00:12:22,833
‫من عاشق‌شونم

216
00:12:22,875 --> 00:12:24,625
‫مگه خودت چند روز پیش‌ها
‫بهم نگفتی نوه‌هات...

217
00:12:24,750 --> 00:12:26,750
‫با یکی‌شون یکم مشکل دارم

218
00:12:26,791 --> 00:12:28,166
‫داریم روش کار می‌کنیم

219
00:12:28,250 --> 00:12:30,000
‫- گفتی جامعه‌ستیزه
‫- من...

220
00:12:30,458 --> 00:12:33,708
‫همون نوه‌ای که میگی عاشقشی
‫و می‌خوای باهاش وقت بگذرونی

221
00:12:33,750 --> 00:12:34,875
‫یکم دلخور بودم

222
00:12:34,916 --> 00:12:36,875
‫یه سری مشکلات داشتیم،
‫داریم روشون کار می‌کنیم

223
00:12:36,875 --> 00:12:39,416
‫اصلاً خودت آخرین بار کِی با جین صحبت کردی؟

224
00:12:39,625 --> 00:12:40,750
‫هوم؟

225
00:12:40,791 --> 00:12:41,916
‫خب، جین سرش شلوغـه

226
00:12:41,958 --> 00:12:43,083
‫خیلی‌خب

227
00:12:43,750 --> 00:12:45,125
‫و کله‌شقـه

228
00:12:45,375 --> 00:12:47,000
خودشم این رو قبول داره

229
00:12:47,125 --> 00:12:49,291
‫آره و توام قرار نیست بازنشست شی

230
00:12:50,625 --> 00:12:52,125
‫دلم براش تنگ میشه

231
00:12:52,500 --> 00:12:54,125
‫صبر کن ببینم

232
00:12:54,166 --> 00:12:57,291
‫امروز یه روز معمولی واسه بازنشستگی نیست

233
00:12:57,333 --> 00:12:59,416
‫داری خودت رو سپر بلای من می‌کنی!

234
00:12:59,416 --> 00:13:00,583
‫خب...

235
00:13:01,000 --> 00:13:04,916
‫ببین، کمیسر می‌خواست نسخۀ یکی رو بپیچه و

236
00:13:04,916 --> 00:13:06,875
‫آخه من چیکار... می‌دونی؟

237
00:13:06,916 --> 00:13:08,291
‫چی؟

238
00:13:08,375 --> 00:13:09,375
‫«چی؟»

239
00:13:09,625 --> 00:13:11,666
‫فکر کردی من کار دیگه‌ای بلد نیستم؟

240
00:13:12,250 --> 00:13:13,500
‫بذار روشنت کنم، جفری

241
00:13:13,541 --> 00:13:15,125
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه

242
00:13:15,166 --> 00:13:17,750
‫ولی این شهر هنوز کلی مشکل داره.
.‫اون‌ها بهمون نیاز دارن

243
00:13:17,791 --> 00:13:20,250
‫نه، نه. تو به این شهر نیاز داری

244
00:13:20,791 --> 00:13:23,125
‫واقعیت اینـه.
‫ولی می‌دونی چیه، اکسل؟

245
00:13:23,166 --> 00:13:26,958
‫تهش... تمام این‌ها، فقط یه شغلـه

246
00:13:27,750 --> 00:13:29,000
‫رئیس

247
00:13:30,125 --> 00:13:31,625
‫با دخترت صحبت کن

248
00:13:34,416 --> 00:13:35,625
‫باشه، باشه

249
00:13:49,500 --> 00:13:50,541
‫برگردید، لطفاً

250
00:13:53,083 --> 00:13:54,458
‫« جین نوآ ساندرز »

251
00:13:54,500 --> 00:13:55,666
‫مطمئنی درست اومدی؟

252
00:13:55,708 --> 00:13:57,166
‫امیدوارم
‫(مک‌گرگور و پیترمن - وکیل دادگستری)

253
00:14:07,250 --> 00:14:08,375
‫سم انریکز؟

254
00:14:08,416 --> 00:14:10,625
‫جین ساندرز، وکیلم

255
00:14:11,375 --> 00:14:13,625
‫یکی از دوستانم گفت
‫احتمالاً برات پاپوش دوختن

256
00:14:15,500 --> 00:14:17,750
‫آره، خب. من پولم به
‫دفتر وکالت بِوِرلی هیلز نمی‌رسه

257
00:14:18,375 --> 00:14:20,750
‫منم همین‌طور، بدجور گرونـه

258
00:14:21,375 --> 00:14:22,916
‫اگه من وکالتت رو قبول کنم،
‫برات رایگان میفته

259
00:14:23,000 --> 00:14:24,625
‫اون‌وقت چرا من باید بهت اعتماد کنم؟

260
00:14:24,666 --> 00:14:27,041
‫تو یه دختر داری، درسته؟

261
00:14:30,500 --> 00:14:33,500
‫نکنه می‌خوای ۲۰ سال
‫بعدیِ زندگیش رو از دست بدی؟

262
00:14:35,000 --> 00:14:36,375
‫بذار کمکت کنم

263
00:14:36,416 --> 00:14:37,791
‫خب؟

264
00:14:38,625 --> 00:14:39,750
‫باشه

265
00:14:39,791 --> 00:14:42,208
‫بیا از این شروع کنیم که چطور
‫کنار جنازۀ یه پلیس پیدات کردن

266
00:14:42,375 --> 00:14:44,708
‫برو سوابقم رو چک کن.
‫من دیگه توی این بازی‌ها نیستم.

267
00:14:44,750 --> 00:14:47,875
‫آلت قتاله روی پات بود.
.‫صندق پُر مواد

268
00:14:47,875 --> 00:14:49,625
‫خوب هم توی بازی هستی، سم

269
00:14:49,750 --> 00:14:51,875
‫یکی یه‌بار خواست یه
محموله‌ای رو جابه‌جا کنم

270
00:14:52,000 --> 00:14:53,500
‫عمو چالینو؟

271
00:14:55,875 --> 00:14:59,125
‫خیلی‌خب، تو با ستوان کوپلند
رو صندلی شاگرد بودی

272
00:14:59,458 --> 00:15:01,041
‫چه اتفاقی افتاد؟

273
00:15:02,041 --> 00:15:03,541
‫داشتیم می‌رفتیم محل تحویل محموله

274
00:15:04,375 --> 00:15:07,291
‫کوپلند، پلیس مخفی یا هرچی.
.‫اون راننده بود

275
00:15:07,500 --> 00:15:08,791
‫بعدش؟

276
00:15:08,875 --> 00:15:11,125
‫دید یه شاسی‌بلند مشکی دنبال‌مونـه

277
00:15:11,166 --> 00:15:13,625
‫خواست با یکی تماس بگیره،
‫ولی گوشیش کار نمی‌کرد

278
00:15:13,750 --> 00:15:15,625
‫بعدش دست‌پاچه شد و ترسید

279
00:15:15,666 --> 00:15:17,500
‫گفت گوشیش رو ردیابی می‌کردن

280
00:15:17,541 --> 00:15:19,875
‫- می‌دونست دارن میان سراغش
‫- آره

281
00:15:19,916 --> 00:15:22,500
‫بعد یه شاسی‌بلند مشکی بغل‌مون نگه داشت،

282
00:15:22,541 --> 00:15:24,125
‫سمت پنجره نشونه رفت

283
00:15:24,166 --> 00:15:26,500
‫بعد اونی که نقاب داشت
‫به کوپلند شلیک کرد؟

284
00:15:27,041 --> 00:15:28,625
‫خب، بعدش؟

285
00:15:28,750 --> 00:15:30,375
‫بعدش من فرمون رو گرفتم

286
00:15:30,500 --> 00:15:32,500
‫چرخوندم سمت ماشین اون‌ها

287
00:15:32,541 --> 00:15:34,666
‫ولی کنترل ماشین از دستم
‫در رفت و زدم به تیر برق

288
00:15:34,750 --> 00:15:36,916
‫بعدش بیدار شدم دیدم که اسلحه روی پای منه

289
00:15:36,958 --> 00:15:38,875
‫درست بغل جنازۀ اون

290
00:15:40,500 --> 00:15:41,958
‫آقای انریکز

291
00:15:42,000 --> 00:15:45,291
‫ما بنابر درخواست
‫جایگزینی وکیل شما اینجا هستیم

292
00:15:45,333 --> 00:15:47,416
‫آیا مایل به پیش‌روی هستید؟

293
00:15:49,000 --> 00:15:50,166
‫بله، هستم

294
00:15:50,458 --> 00:15:53,833
‫پس درخواست جایگزینی پذیرفته می‌شود.
‫حالا اگه مورد دیگه‌ای نیست...

295
00:15:53,833 --> 00:15:55,791
‫یه مورد دیگه‌ای هم هست، خانم قاضی

296
00:15:55,916 --> 00:15:57,125
‫می‌شنوم

297
00:15:57,166 --> 00:15:58,708
‫متهم درخواست دیگه‌ای...

298
00:15:58,750 --> 00:16:00,875
‫مبنی بر حکم ارائۀ سوابق مالی
‫ستوان کوپلند رو داره

299
00:16:00,916 --> 00:16:03,333
‫چرا که ما باور داریم ایشون
‫چه بسا درگیر فعالیت‌های جنایتکارانه...

300
00:16:03,375 --> 00:16:06,000
‫خانم قاضی، به ما اعلام شد قراره...

301
00:16:06,125 --> 00:16:08,875
‫به درخواست جایگزینی وکیل مدافع رسیدگی کنیم

302
00:16:09,000 --> 00:16:11,208
‫نه با نظریات بی‌پشتوانۀ متهم موافقت کنیم...

303
00:16:11,250 --> 00:16:12,666
‫البته که خوشحال می‌شیم...

304
00:16:12,666 --> 00:16:15,750
‫اگه تمام مدارک مربوط به دادگاه ارائه بشن

305
00:16:15,791 --> 00:16:17,958
‫امیدوارم همین‌طور باشه، وکیل مدافع

306
00:16:20,416 --> 00:16:22,541
‫جفت حساب‌های کوپلند توی سیتی‌بانک هستن

307
00:16:22,625 --> 00:16:25,625
‫باشه، اول برو سراغ
‫حکم ارائۀ اون دوتا حساب و

308
00:16:25,666 --> 00:16:28,166
‫حساب مالیات پنج سال اخیرش رو بیرون بیار

309
00:16:28,250 --> 00:16:30,250
‫باید با بخش حقوقی صحبت کنم

310
00:16:43,916 --> 00:16:45,375
‫چیکار می‌کنی... هی!

311
00:16:46,791 --> 00:16:48,125
‫یعنی چی؟

312
00:16:51,875 --> 00:16:54,000
‫کمک! یکی کمکم کنه!

313
00:16:55,416 --> 00:16:58,541
‫چیکار می‌کنید؟ وایسید! خواهش می‌کنم!

314
00:17:02,250 --> 00:17:04,791
‫بیخیال پروندۀ انریکز شو، خانم وکیل

315
00:17:38,250 --> 00:17:40,000
‫می‌تونی شناسایی‌شون کنی؟

316
00:17:40,625 --> 00:17:42,875
‫بهتون که گفتم همه‌شون نقاب داشتن

317
00:17:43,500 --> 00:17:45,625
‫- جینی
‫- سلام

318
00:17:45,625 --> 00:17:46,833
‫رُزوود

319
00:17:47,250 --> 00:17:50,166
‫- فکر کردم استعفا دادی
‫- استعفا ندادم، خودم خواستم بازنشسته شم

320
00:17:50,208 --> 00:17:52,125
‫پس به مردم اینو میگی؟

321
00:17:54,666 --> 00:17:55,875
‫چی شد؟

322
00:17:56,750 --> 00:17:59,000
‫پارک تفریحی «سیکس فلگز» بودی؟
‫سُرسُرۀ برج قدرت؟

323
00:17:59,916 --> 00:18:02,375
‫توی همون روز من به
‫یه مأمور اتهام فساد می‌زنم

324
00:18:02,416 --> 00:18:05,541
‫جینی، می‌دونم که من
‫پاتو به این ماجراها باز کردم

325
00:18:05,625 --> 00:18:07,125
‫ولی باید بیخیال این پرونده شی

326
00:18:07,250 --> 00:18:08,791
‫- نه
‫- فقط ولش کن

327
00:18:08,875 --> 00:18:11,500
‫من دلم نمی‌خواد خبر مرگت رو به پدرت بدم

328
00:18:11,625 --> 00:18:13,625
‫- پس نده
‫- جینی

329
00:18:13,666 --> 00:18:17,041
‫جدی دارم میگم، بیلی.
‫می‌خوام بهم قول بدی.

330
00:18:17,125 --> 00:18:20,250
‫می‌دونی چیه؟
‫فکر کردی تو با بابات خیلی فرق داری؟

331
00:18:20,291 --> 00:18:21,958
‫- شروع نکن
‫- شما لنگۀ هم‌اید

332
00:18:22,000 --> 00:18:23,208
‫باشه، فقط ادامه نده

333
00:18:23,208 --> 00:18:24,958
‫وقتشه بریم یه چک‌آپ بکنیم

334
00:18:25,000 --> 00:18:27,416
‫من بیمارستان نمیام.
.‫حالم خوبـه

335
00:18:27,416 --> 00:18:29,916
‫- دیدی؟ دقیقاً منظورم همینـه
‫- ممنون

336
00:18:30,000 --> 00:18:31,666
‫- اکسل هم همینـه
‫- خیلی‌خب، من میرم

337
00:18:47,875 --> 00:18:49,625
‫فکر کردی کی هستی...

338
00:18:49,666 --> 00:18:51,750
‫این موقع شب زنگ می‌زنی؟

339
00:18:51,791 --> 00:18:53,625
‫اکسل، انقدر مسخره‌بازی درنیار

340
00:18:53,666 --> 00:18:56,375
‫اکسل؟ من اکسل نمی‌شناسم.
‫اشتباه گرفتی.

341
00:18:56,375 --> 00:18:59,041
‫با کدوم مادر مُرده‌ای کار داری؟
‫کی هستی؟

342
00:18:59,125 --> 00:19:00,333
‫راجع‌به جینـه

343
00:19:00,333 --> 00:19:02,333
‫خب چرا همون اول بهم نگفتی؟

344
00:19:02,375 --> 00:19:06,208
‫حالش خوبه،
‫ولی یه پسره‌ست به اسم انریکز

345
00:19:06,250 --> 00:19:08,083
‫بهش اتهام قتل زدن و

346
00:19:08,125 --> 00:19:10,375
‫من از جین پرسیدم ببینم
‫کسی رو توی شرکتش می‌شناسه...

347
00:19:10,500 --> 00:19:11,750
‫که بخواد وکیل این یارو بشه

348
00:19:11,875 --> 00:19:13,625
‫بذار خودم حدس بزنم.
.‫خودش داوطلب شد

349
00:19:13,666 --> 00:19:15,625
‫متأسفم، نتونستم جلوش رو بگیرم

350
00:19:15,666 --> 00:19:19,291
‫قسم‌ام داد بهت نگم،
‫ولی اون مال اینجور پرونده‌ها نیست

351
00:19:19,375 --> 00:19:22,875
‫اکسل، چندتا عوضی خواستن
‫بترسوننش تا بیخیال پرونده شه

352
00:19:22,916 --> 00:19:24,166
‫چیزیش که نشده، درسته؟

353
00:19:24,250 --> 00:19:27,250
‫نه، حالش خوبـه.
‫ولی این آدم‌ها شوخی ندارن.

354
00:19:27,375 --> 00:19:29,250
‫خیلی‌خب، با پرواز بعدی خودم رو می‌رسونم

355
00:19:29,375 --> 00:19:32,375
‫بیلی، مرسی که خبر دادی، مرد

356
00:19:32,416 --> 00:19:34,583
‫شرمنده که پاش رو
‫به این ماجراها باز کردم، اکسل

357
00:19:34,625 --> 00:19:36,333
‫تو مثل برادرمی

358
00:19:36,750 --> 00:19:38,500
‫تو و جینی مثل خونوادۀ من می‌مونید

359
00:19:38,625 --> 00:19:40,750
‫صدای واق‌واق سگ واسه چیـه؟
‫کجایی؟

360
00:19:40,791 --> 00:19:44,000
‫توی پارکینگم.
‫مدرکی که واسه پرونده...

361
00:19:44,125 --> 00:19:45,625
‫می‌خواستم رو گیر آوردم

362
00:19:46,500 --> 00:19:49,541
‫ببین، فقط تا من نرسیدم سراغ کسی نرو، خب؟

363
00:19:49,583 --> 00:19:52,250
‫امشب یه جای دیگه باید برم
‫(سانست پوینت - بندرگاه خلیج شرقی)

364
00:19:52,250 --> 00:19:54,625
‫بعدش فردا صبح میام فرودگاه دنبالت

365
00:19:54,666 --> 00:19:55,958
‫دیگه باید برم

366
00:20:11,250 --> 00:20:12,250
‫« سانست پوینت »

367
00:20:18,250 --> 00:20:19,791
‫ازت ممنونم، مرد

368
00:20:20,416 --> 00:20:23,916
‫تا یه هفتۀ دیگه از اون
‫نوۀ جامعه‌ستیزت خسته میشی

369
00:20:24,000 --> 00:20:26,750
‫اون‌وقت یه زنگ بهم بزن
‫بعدش از بازنشستگی درت میاریم

370
00:20:26,791 --> 00:20:28,625
‫همچین اتفاقی نمیفته، اکسل

371
00:20:29,291 --> 00:20:31,500
‫ببین، باید باهاش صحبت کنی

372
00:20:31,625 --> 00:20:34,000
‫باید باهاش صحبت کنی و حلش کنی

373
00:20:35,250 --> 00:20:39,666
‫می‌دونم فکر می‌کنی همیشه واسه کارها
‫وقت هست، اکسل، ولی این‌طور نیست

374
00:20:41,375 --> 00:20:43,458
‫احتمالاً بیشتر از تو وقت دارم، مگه نه؟

375
00:20:43,708 --> 00:20:46,166
‫خیلی‌خب، برو. پیاده شو.
‫هواپیمات رو از دست میدی.

376
00:20:47,666 --> 00:20:49,541
‫جدی میگم، جفری.
‫باید یه آفتابی بگیری.

377
00:20:49,583 --> 00:20:50,791
‫- خیلی‌خب
‫- داغون به‌نظر میای

378
00:20:50,791 --> 00:20:55,000
‫هی، خانم. این رفیق‌مون
‫یه ۱۰-۱۵ سال پیرتر از من به‌نظر نمیاد؟

379
00:20:55,250 --> 00:20:57,750
‫ما هم‌سن‌ایم، هم‌سن!

380
00:20:57,875 --> 00:20:59,750
‫- خیلی‌خب، برو دیگه!
‫- حرکت کنید!

381
00:20:59,875 --> 00:21:01,625
‫- خیلی داغون به‌نظر میای
‫- می‌فهمم

382
00:21:01,666 --> 00:21:02,750
‫هی

383
00:21:03,125 --> 00:21:05,375
‫اون بیرون مراقب خودت باش، خب؟

384
00:21:05,416 --> 00:21:06,791
‫دیگه ۲۲ سالت نیست!

385
00:21:06,875 --> 00:21:09,125
‫نمی‌خواد نگران من باشی.
‫بادمجون بم آفت نداره.

386
00:21:09,166 --> 00:21:10,791
‫مردم توی بِوِرلی هیلز عاشقم‌ان

387
00:21:18,666 --> 00:21:21,166
‫هی، بیلی. کجایی؟
‫قرار بود بیای دنبالم

388
00:21:21,250 --> 00:21:23,041
‫فرودگاه بی‌صاحاب ماشین واسه اجاره نداشت،

389
00:21:23,125 --> 00:21:26,125
‫ولی تونستم با یه معاملۀ خوب
‫یه ماشین کلاسیک دیترویتی بگیرم

390
00:21:26,166 --> 00:21:28,583
‫دارم میام دفترت، بهم زنگ بزن

391
00:21:34,625 --> 00:21:36,333
‫« بِوِرلی هیلز »

392
00:21:40,000 --> 00:21:41,875
‫« پلاک: توافق‌نامۀ پیش از ازدواج »

393
00:22:20,083 --> 00:22:22,708
‫« رشد ناگهانی سیفلیس »
‫« همین حالا بیماری‌ها را متوقف کنید »

394
00:22:39,291 --> 00:22:40,666
‫« سوییت ۲۵ »
‫« تحقیقات رزوود »

395
00:22:50,375 --> 00:22:52,833
‫چرا انقدر لفتش می‌دید؟

396
00:22:56,416 --> 00:22:58,666
‫به چی خیره شدید؟
‫مگه واسه اتحادیۀ کارگری کار می‌کنید؟

397
00:22:58,708 --> 00:23:01,833
‫اینجا خبری از استراحت‌های ادارۀ بهداشت و
‫امنیت در محل کار نیست، جُم بخورید

398
00:23:02,208 --> 00:23:05,166
‫- کی تو رو اینجا فرستاده؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

399
00:23:05,500 --> 00:23:07,958
‫- بِک؟
‫- نه پس، لبرون جیمز

400
00:23:07,958 --> 00:23:09,250
‫معلومه دیگه، بِک!

401
00:23:09,291 --> 00:23:11,083
‫ببین، اون منو سر این ماجرا داغون کرده،

402
00:23:11,083 --> 00:23:14,083
‫حالا منم شماها رو داغون میکنم
‫خودتون اون رو می‌شناسید دیگه.

403
00:23:14,125 --> 00:23:15,500
‫چه‌جورم

404
00:23:19,708 --> 00:23:21,416
‫اینجا رو باش

405
00:23:21,458 --> 00:23:23,041
‫از فیلم «نخستین خون»

406
00:23:25,375 --> 00:23:27,000
‫« سانست پوینت »

407
00:23:29,708 --> 00:23:32,583
‫یعنی چی؟ این که تویی!

408
00:23:33,583 --> 00:23:36,708
‫نه، مرد. این من نیستم.
.‫این اون یارو بازیگره‌ست، وسلی اسنایپس

409
00:23:36,833 --> 00:23:39,291
‫همه میگن من شبیه اونم.
‫من هیچیم شبیه وسلی نیست.

410
00:23:39,333 --> 00:23:41,291
‫وسلی خیلی خوشتیپـه، مگه نه؟

411
00:23:41,333 --> 00:23:44,041
‫هی، چرا انقدر لفتش می‌دید؟

412
00:23:45,083 --> 00:23:46,500
‫این کدوم خریـه؟

413
00:23:48,875 --> 00:23:50,458
‫لعنتی، خدایا!

414
00:24:08,458 --> 00:24:09,708
‫برو کنار، مرد، برو کنار

415
00:24:09,833 --> 00:24:12,000
‫خانم مأمور جریمه،
‫خانم مأمور جریمه. نه، نه

416
00:24:12,083 --> 00:24:13,875
‫یه مورد اورژانسی برام پیش اومده.
‫میشه ماشین‌تون رو جابه‌جا کنید؟

417
00:24:13,958 --> 00:24:15,333
‫خانم؟ خیلی‌خب...

418
00:24:15,375 --> 00:24:18,166
‫نظرت چیه بری توی
‫پیاده‌رو منتظر بمونی، مرد؟

419
00:24:18,333 --> 00:24:20,041
‫اوناهاش، بگیریدش

420
00:24:21,583 --> 00:24:23,125
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

421
00:24:23,208 --> 00:24:24,708
‫اگه از ماشینم پیاده نشی...

422
00:24:24,750 --> 00:24:26,958
‫- امروز برات درس عبرت میشه
‫- خودم پلیسم

423
00:24:26,958 --> 00:24:30,125
‫یه مورد ۴۱۵ دارم.
‫مذکر، احتمالاً روان‌پریشـه.

424
00:24:30,208 --> 00:24:33,333
‫بسه دیگه! لازم نیست انقدر بزنی!

425
00:24:37,708 --> 00:24:39,458
‫هی، فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

426
00:24:39,583 --> 00:24:40,958
‫خودت فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

427
00:24:41,000 --> 00:24:43,250
‫گفتم بزن کنار، همین الآن!

428
00:24:45,916 --> 00:24:47,750
‫نمودی‌مون با اسپری فلفل!

429
00:24:50,250 --> 00:24:51,708
‫متأسفم، خانم مأمور جریمه

430
00:25:07,166 --> 00:25:09,666
‫اوه

431
00:25:13,791 --> 00:25:15,958
‫برو کنار!

432
00:25:16,041 --> 00:25:17,416
‫چه غلطی می‌کنی؟

433
00:25:17,458 --> 00:25:18,708
‫عوضی، برو کنار

434
00:25:18,750 --> 00:25:20,958
‫برید دنبالش

435
00:25:24,416 --> 00:25:25,625
‫وای!

436
00:25:33,416 --> 00:25:35,083
‫مثل ماهی از دست‌مون درمیره

437
00:25:53,916 --> 00:25:56,416
‫هی، هی!

438
00:25:56,458 --> 00:25:57,458
‫- هی!
‫- چیکار می‌کنی؟

439
00:26:16,291 --> 00:26:18,791
‫- برید کنار!
‫- برید کنار!

440
00:26:18,916 --> 00:26:21,166
‫- دست‌هاتو ببر بالا
‫- دست‌هاتو ببر بالا ببینم!

441
00:26:21,833 --> 00:26:24,041
‫چه عجب بالأخره پیداتون شد.
‫وقتی داشتن بهم شلیک می‌کردن کجا بودید؟

442
00:26:24,083 --> 00:26:25,583
‫گفتم دست‌ها بالا!

443
00:26:25,625 --> 00:26:27,833
‫من افسر پلیس دیترویتم.
.‫اسمم اکسل فولیـه

444
00:26:27,833 --> 00:26:29,875
‫- نشانم توی جیبمـه
‫- دست توی جیبت نکن!

445
00:26:29,916 --> 00:26:32,916
‫من ۳۰ سال پلیس بودم.
.‫یه عمره سیاه‌پوستم

446
00:26:32,916 --> 00:26:34,708
‫باور کنید خودم می‌دونم نباید این کارو کنم

447
00:26:35,666 --> 00:26:37,291
‫می‌دونید، این خیلی آبروریزیـه

448
00:26:37,291 --> 00:26:38,458
‫خب، باید قبل از اینکه...

449
00:26:38,500 --> 00:26:40,250
‫با ماشین کل شهر رو به‌هم بریزی
‫بهش فکر می‌کردی

450
00:26:40,250 --> 00:26:41,958
‫جدی این ماشین پلیس‌تونـه؟

451
00:26:41,958 --> 00:26:44,541
‫ترجیح میدم بابت مقاومت
‫برای دستگیری بازداشت شم...

452
00:26:44,541 --> 00:26:46,916
‫تا سوار این قوطی کبریت اسقاطی‌ای که...

453
00:26:46,958 --> 00:26:48,416
‫تو سوارش میشی بشم

454
00:26:49,208 --> 00:26:50,791
‫شماها عین پلیس‌های لِگو می‌مونید

455
00:26:53,208 --> 00:26:54,708
‫اون عقب حالت چطوره؟

456
00:26:55,791 --> 00:26:59,166
‫می‌تونم صندلی رو جلو ببرم،
‫ولی راستش دلم نمی‌خواد

457
00:27:06,791 --> 00:27:08,083
‫کارآگاه فولی

458
00:27:09,791 --> 00:27:11,250
‫کارآگاه بابی ابوت هستم

459
00:27:11,583 --> 00:27:13,166
‫میشه به تگرت خبر بدید، لطفاً؟

460
00:27:13,208 --> 00:27:16,125
‫فرمانده تگرت؟
‫مطمئنم که سرشون خیلی شلوغه

461
00:27:16,166 --> 00:27:18,500
‫میشه حدأقل بهش بگید
‫اکسل فولی باهاش کار داره؟

462
00:27:18,541 --> 00:27:21,291
‫باشه. حالا فرمانده رو از کجا می‌شناسی؟

463
00:27:21,291 --> 00:27:23,541
‫خب، اولین‌باری نیست که بورلی هیلز میام

464
00:27:23,666 --> 00:27:27,208
‫خودم دیدم. تابحال پروندۀ خودت رو خوندی؟

465
00:27:27,291 --> 00:27:29,291
‫ماشاءاللّه... قطوره

466
00:27:29,416 --> 00:27:33,208
‫صلب آرامش، چندین مورد تیراندازی،
‫مقاومت در برابر پلیس

467
00:27:33,291 --> 00:27:36,166
‫این‌ها مال سال ۸۴ـه،
‫و یه مورد هم سال ۸۷ داری...

468
00:27:36,416 --> 00:27:38,916
‫و بعدش هم سال ۹۴.
.‫خیلی موفق ظاهر نشدی

469
00:27:38,958 --> 00:27:41,875
‫تگرت. کسی نمی‌دونه تگرت کجاست؟

470
00:27:41,916 --> 00:27:44,875
‫می‌خوام با تگرت صحبت کنم.
‫هی، تو! می‌تونی تگرت رو خبر کنی؟

471
00:27:44,916 --> 00:27:46,666
‫ترنت؟ همچین کاری نکن!

472
00:27:46,666 --> 00:27:48,500
‫انقدر ترسو نباش، ترنت.
‫تگرت رو خبر کن.

473
00:27:48,500 --> 00:27:50,541
‫رفته بودی دفتر بیلی رزوود چیکار؟

474
00:27:51,041 --> 00:27:53,166
‫می‌دونی، رزوود می‌خواست
‫پروندۀ منو خراب کنه

475
00:27:53,208 --> 00:27:55,166
‫توام می‌خوای کمکش کنی؟

476
00:27:56,166 --> 00:27:58,416
‫پشتیبانی هوایی پلیس لس‌آنجلس!

477
00:27:59,166 --> 00:28:02,666
‫پس از یه خلبان درجه یک
‫رسیدی به گشت توی مراکز خرید

478
00:28:02,708 --> 00:28:04,208
‫چه بلایی سرت اومد؟
‫برکنارت کردن...

479
00:28:04,291 --> 00:28:05,666
‫یا نتونستی از پس کار بربیای؟

480
00:28:08,083 --> 00:28:11,041
‫آقای فولی، من ممنون تمام
‫زحماتی که این مدت کشیدی هستم

481
00:28:11,166 --> 00:28:13,041
‫ولی الآن دیگه دنیا عوض شده

482
00:28:13,166 --> 00:28:15,833
‫نمی‌تونید روبه‌روی یه مرد دیگه بشینید و

483
00:28:15,916 --> 00:28:17,958
‫مردونگیش رو زیرسؤال ببرید و

484
00:28:18,041 --> 00:28:20,416
‫فکر کنید من دستپاچه میشم و

485
00:28:20,458 --> 00:28:22,416
‫یادم میره راجع‌به چی داشتیم حرف می‌زدیم

486
00:28:22,458 --> 00:28:24,500
‫حتماً قدیم‌ها خیلی از
این کارتون جواب گرفتید ولی

487
00:28:24,541 --> 00:28:25,833
‫روی من تأثیری نداره

488
00:28:25,916 --> 00:28:28,666
‫پس بذارید یه بار دیگه ازتون بپرسم

489
00:28:28,791 --> 00:28:31,291
‫دفتر رزوود چیکار می‌کردید؟

490
00:28:31,333 --> 00:28:34,916
‫ببین، داداش.
‫یا تگرت رو خبر کن یا متهم‌ام کن.

491
00:28:35,041 --> 00:28:37,166
‫شک نکن که متهمت می‌کنم

492
00:28:37,208 --> 00:28:38,916
‫دو مورد ایجاد خطرِ ناشی از سهل انگاری

493
00:28:38,958 --> 00:28:40,166
‫دو مورد؟

494
00:28:40,583 --> 00:28:41,750
‫آره

495
00:28:43,583 --> 00:28:44,958
‫حالت خوبـه؟ چیکار می‌کنی؟

496
00:28:47,666 --> 00:28:50,083
‫کل دوران جاهلیتم رو صرف این کارها کردم

497
00:28:50,083 --> 00:28:51,916
‫در ضمن، می‌خوام با وکیلم تماس بگیرم

498
00:28:53,041 --> 00:28:55,416
‫بیلی، خیلی دارم نگران میشم، خب؟

499
00:28:55,666 --> 00:28:56,958
‫بهم زنگ بزن

500
00:28:58,125 --> 00:29:00,583
‫« ادارۀ پلیس بورلی هیلز »

501
00:29:03,208 --> 00:29:04,583
‫جین ساندرز صحبت می‌کنه

502
00:29:04,666 --> 00:29:06,958
‫جین. سلام، پدرتم

503
00:29:07,041 --> 00:29:10,541
‫قبل از اینکه قطع کنی،
‫من ادارۀ پلیس بورلی هیلزم

504
00:29:10,583 --> 00:29:12,166
‫منو دستگیر کردن و

505
00:29:12,291 --> 00:29:13,291
‫الو؟

506
00:29:17,833 --> 00:29:19,041
‫هی

507
00:29:19,541 --> 00:29:21,791
‫تماسم قطع شد.
‫میشه یه‌بار دیگه زنگ بزنم؟

508
00:29:26,708 --> 00:29:27,791
‫خیلی‌خب، جین. گوش کن

509
00:29:27,833 --> 00:29:30,291
‫من توی شهرم، دستگیر شدم،
‫و باید باهات راجع‌به...

510
00:29:30,291 --> 00:29:34,291
‫خب، خوب گوش بده چی میگم

511
00:29:41,916 --> 00:29:42,916
‫هی

512
00:29:43,416 --> 00:29:46,041
‫مطمئنید قبص تلفن‌تون رو می‌دید؟
‫چون این کار نمی‌کنه

513
00:29:46,083 --> 00:29:47,333
‫باید یه تماس دیگه بگیرم

514
00:29:47,333 --> 00:29:50,416
‫اینجوری به من زل نزن،
‫تلفن شما یه مرگشـه

515
00:29:54,916 --> 00:29:56,666
‫- شاید درست نشنیدی، من...
‫- هی!

516
00:29:56,791 --> 00:29:58,291
‫دیشب رزوود بهم زنگ زد

517
00:29:58,333 --> 00:30:00,791
‫منو از اینجا بیار بیرون
‫تا همه‌چیزو برات تعریف کنم

518
00:30:12,375 --> 00:30:14,041
‫بیلی چی گفت؟

519
00:30:22,541 --> 00:30:23,708
‫جین

520
00:30:24,541 --> 00:30:27,083
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت و

521
00:30:27,166 --> 00:30:28,666
‫باورم نمیشه که چقدر...

522
00:30:28,791 --> 00:30:31,541
‫من به‌خاطر موکلم، ساموئل انریکز اینجام

523
00:30:31,541 --> 00:30:33,625
‫گفتی رزوود بهت زنگ زد.
‫چی گفت؟

524
00:30:35,208 --> 00:30:37,541
‫ببین، می‌دونم باید راجع‌به
‫خیلی چیزها باهم صحبت کنیم

525
00:30:37,666 --> 00:30:40,041
‫من اینجا اومدم چون
‫می‌دونستم اینجا جات امن نیست

526
00:30:40,166 --> 00:30:42,458
‫الآن می‌خوای راجع‌به
‫این چیزها حرف بزنی؟ اینجا؟

527
00:30:42,916 --> 00:30:46,458
‫اونم الآن؟ اینجوری می‌خوای پیش ببریش؟
‫بعد از اینکه چندین سال باهام حرف نزدی!

528
00:30:47,458 --> 00:30:50,291
‫نمی‌دونم چرا ولی تگرت می‌خواد ببینتت

529
00:30:51,791 --> 00:30:53,833
‫- جین
‫- سلام

530
00:30:54,125 --> 00:30:56,208
‫نگید همدیگه رو می‌شناسید

531
00:30:57,291 --> 00:30:59,208
‫بابی، ایشون بابامـه

532
00:31:02,041 --> 00:31:03,666
‫باهم دوستید؟

533
00:31:04,500 --> 00:31:05,708
‫چی؟

534
00:31:05,750 --> 00:31:07,125
‫هی... بابی

535
00:31:07,541 --> 00:31:09,625
‫میشه چند لحظه تنهامون بذاری؟

536
00:31:15,541 --> 00:31:18,541
‫بعد از اینکه با تگرت صحبت کردم،
‫هرچی که می‌دونم رو بهت میگم

537
00:31:19,166 --> 00:31:20,208
‫خب؟

538
00:31:24,166 --> 00:31:25,458
‫رئیس!

539
00:31:25,541 --> 00:31:27,916
رئیس جان تگرت

540
00:31:29,791 --> 00:31:32,416
‫با چه رویی این کارو با من می‌کنی، هان!

541
00:31:35,041 --> 00:31:37,166
‫لعنتی! دلم برات تنگ شده بود، برادر

542
00:31:37,208 --> 00:31:39,166
‫مرد، اینجا چه غلطی می‌کنی؟

543
00:31:39,291 --> 00:31:42,041
‫- چرا بازنشست نشدی؟
‫- خب، شدم. می‌دونی، ولی...

544
00:31:42,083 --> 00:31:45,208
‫من و مارین دوباره
‫باهم زندگی می‌کنیم و باور کن،

545
00:31:45,250 --> 00:31:47,291
‫خونه آخرین جاییه که می‌خوام باشم

546
00:31:47,333 --> 00:31:48,791
‫آره

547
00:31:48,958 --> 00:31:51,708
‫شرمنده. کید گرنت، اکسل فولی

548
00:31:51,750 --> 00:31:53,791
‫- سلام
‫- گرنت قبلاً همکار خودمون بود

549
00:31:53,791 --> 00:31:57,083
‫حالا رئیس گروه ضربت
میان‌اداره‌ایِ مواد مخدره

550
00:31:57,166 --> 00:32:00,291
‫از زمان دانشکدۀ افسری
‫داستان‌های اکسل فولی رو می‌شنیدم

551
00:32:00,333 --> 00:32:03,083
‫قدیم‌ها با تگرت
‫لیوان‌هامون رو پُر می‌کردیم و

552
00:32:03,166 --> 00:32:04,666
‫ساعت‌ها برامون خاطره تعریف می‌کرد

553
00:32:04,791 --> 00:32:07,083
‫چی شده به ۹۰۲۱۰ اومدی؟

554
00:32:07,166 --> 00:32:09,916
‫یکی از دوست‌های قدیمیم،
‫بیلی، بهم زنگ زد

555
00:32:10,041 --> 00:32:14,416
‫اوه، بیلی.
‫این پرونده عقل رو از سرش پرونده.

556
00:32:14,458 --> 00:32:16,083
‫حالا پای جینی رو هم به ماجرا باز کرده تا

557
00:32:16,166 --> 00:32:18,916
‫بره دنبال تئوری‌های توطئۀ بُنجلش

558
00:32:19,041 --> 00:32:21,083
‫اون همیشه این‌کاره بود

559
00:32:21,166 --> 00:32:24,916
‫اکسل. دخترت داره
‫از یه قاتلِ پلیس دفاع می‌کنه

560
00:32:24,958 --> 00:32:27,458
‫ببخشید، جین ساندرز دختر شماست؟

561
00:32:27,541 --> 00:32:29,625
‫آره، خودشه. گفتی قاتل پلیس؟

562
00:32:29,666 --> 00:32:30,666
‫آره

563
00:32:30,708 --> 00:32:34,458
‫پروندۀ یکی به اسم انریکز رو گرفته.
‫پسره زده یه مأمور مخفی رو کشته.

564
00:32:34,458 --> 00:32:37,458
عجب... این اولین‌باریه که دارم می‌شنوم

565
00:32:37,500 --> 00:32:40,333
‫دخترت مدعی شده کوپلند پلیس فاسدی بوده

566
00:32:40,916 --> 00:32:42,416
‫خب، تو چقدر کوپلند رو می‌شناسی؟

567
00:32:42,458 --> 00:32:45,666
‫خب، یکی از نیروهای همین اداره بود، پس...

568
00:32:45,708 --> 00:32:47,333
‫اونقدری می‌دونم که بگم چرنده

569
00:32:47,333 --> 00:32:49,250
‫آره، کوپلند یکی از نیروهای منم بود، فولی

570
00:32:49,250 --> 00:32:52,291
‫می‌تونم با خیال راحت ‫بهت بگم اون فاسد نبود

571
00:32:52,291 --> 00:32:54,541
‫پلیس باهوشی هم بود.
.‫یه مرد خانواده

572
00:32:54,666 --> 00:32:57,041
‫حتی توی «لیدل لیگ» هم مربی‌گری می‌کرد

573
00:32:57,666 --> 00:32:59,041
‫کارش درست بود

574
00:32:59,541 --> 00:33:00,833
‫خب، من متأسفم

575
00:33:01,500 --> 00:33:03,750
‫کار سختیـه، مگه نه؟

576
00:33:05,916 --> 00:33:07,458
‫خب، من شما رو تنها می‌ذارم

577
00:33:07,541 --> 00:33:08,666
‫باشه، مرد

578
00:33:10,416 --> 00:33:11,708
‫- سلام
‫- سلام

579
00:33:13,916 --> 00:33:15,083
‫حالت چطوره؟

580
00:33:15,125 --> 00:33:16,125
‫خوبم

581
00:33:17,166 --> 00:33:18,166
‫ظاهرت که خوبه

582
00:33:18,291 --> 00:33:20,458
‫مرسی، توام همین‌طور

583
00:33:20,916 --> 00:33:22,416
‫بیا، من بدرقه‌ات می‌کنم

584
00:33:22,458 --> 00:33:23,541
‫باشه

585
00:33:25,333 --> 00:33:27,083
‫با کسی توی رابطه‌ای؟

586
00:33:27,833 --> 00:33:30,125
نمی‌دونم دلم می‌خواد
در موردش صحبت کنم یا نه

587
00:33:30,125 --> 00:33:32,416
‫باشه، منطقیـه

588
00:33:34,166 --> 00:33:37,541
‫ببین، من متأسفم.
‫من... یهو غیبم زد.

589
00:33:37,583 --> 00:33:39,041
‫فکرش هم نکن

590
00:33:40,166 --> 00:33:41,583
‫پس... اون باباتـه!

591
00:33:41,666 --> 00:33:43,166
‫بابام نیست

592
00:33:43,166 --> 00:33:44,166
‫اوه

593
00:33:44,208 --> 00:33:47,250
‫خب، بابام که هست.
‫ولی خیلی وقته در حقم پدری نکرده.

594
00:33:47,250 --> 00:33:48,416
‫فهمیدم

595
00:33:48,541 --> 00:33:49,541
‫چیـه؟

596
00:33:49,541 --> 00:33:52,916
‫خب، یه‌جورایی منطقی هم هست

597
00:33:52,958 --> 00:33:54,000
‫کجاش؟

598
00:33:54,041 --> 00:33:57,666
‫اون پلیسـه. مجرم‌ها رو بازداشت می‌کنه.
‫توام که کار خودت رو می‌کنی.

599
00:33:57,666 --> 00:33:59,625
‫بازم داری سعی می‌کنی ذهنم رو بخونی؟

600
00:33:59,666 --> 00:34:01,458
‫من هرگز چنین کاری نمی‌کنم

601
00:34:01,458 --> 00:34:04,291
‫- می‌خوای روی مبل دراز بکشم، دکتر ابوت؟
‫- خدای من...

602
00:34:04,333 --> 00:34:07,041
‫آخه دیشب کلی خواب‌های عجیب دیدم

603
00:34:07,083 --> 00:34:09,041
‫جلسه رو شروع کنیم؟

604
00:34:11,916 --> 00:34:15,666
‫می‌دونی، من و پدرم هم
‫خیلی روابط خوشی نداشتیم

605
00:34:15,708 --> 00:34:17,208
‫متأسفم، ما اصلاً...

606
00:34:18,583 --> 00:34:21,041
‫- رابطه‌مون به اونجاها نکشید
‫- آره

607
00:34:21,166 --> 00:34:23,583
‫ فقط می‌دونم که روابط خانوادگی
‫می‌تونه پیچیده باشه

608
00:34:23,625 --> 00:34:25,750
‫آره، افتضاحـه

609
00:34:26,083 --> 00:34:27,333
‫آره

610
00:34:30,416 --> 00:34:32,583
‫- هی جین، وایسا...
‫- اشتباه کردم اومدم

611
00:34:32,666 --> 00:34:35,291
‫ببین، اون شب رزوود توی پارکینگ بود

612
00:34:35,416 --> 00:34:36,666
‫می‌دونی چرا؟

613
00:34:36,791 --> 00:34:39,041
‫الآن اصلاً حتی نمی‌دونم
‫واسه چی اینجام و با تو هم‌کلوم شدم

614
00:34:39,083 --> 00:34:41,416
‫گوش کن، رفتم دیدم چند نفری
‫ریخته بودن دفترش رو زیر و رو می‌کردن،

615
00:34:41,458 --> 00:34:43,541
‫این یارویی هم که من دیدم،
‫مثلاً خودش رو سروان گرنت شریف می‌دونه

616
00:34:43,583 --> 00:34:45,333
‫اولین سروانیه که به عمرم دیدم...

617
00:34:45,333 --> 00:34:47,791
‫کفش دو هزار دلاری گوچی پاش کرده.
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

618
00:34:47,916 --> 00:34:49,916
‫حالا، بگو ببینم چرا رزوود
‫رفته بوده پارکینگ؟

619
00:34:50,708 --> 00:34:53,916
‫- ماشین کوپلند اونجاست
‫-واقعا؟

620
00:34:53,958 --> 00:34:55,458
‫آخرین باری که باهاش حرف زدی کِی بود؟

621
00:34:56,083 --> 00:34:57,166
‫بعد از...

622
00:34:57,291 --> 00:35:00,208
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ من حرفی باهات ندارم.
‫آوردمت بیرون. قابلت رو هم نداشت

623
00:35:00,291 --> 00:35:03,041
‫هی، صبر کن، یه دقیقه دندون رو جیگر بذار.
‫بعد از چی باهاش حرف زدی، جین؟

624
00:35:03,166 --> 00:35:05,208
‫نگاه کن، احتمال داره
‫رزوود تو دردسر افتاده باشه

625
00:35:05,291 --> 00:35:08,208
‫هرچیزی که کشوندتش پارکینگ، می‌تونه
‫برای تبرئۀ موکلت محکمه‌پسند باشه، درسته؟

626
00:35:08,291 --> 00:35:09,166
‫آره

627
00:35:09,208 --> 00:35:11,041
‫خیلی‌خب، پس منو تا پارکینگ ببر

628
00:35:11,166 --> 00:35:14,208
‫بعدش قول میدم فردا با اولین پرواز
‫برگردم دیترویت

629
00:35:15,333 --> 00:35:17,666
‫- بعدش می‌تونیم...
‫- قطع رابطه کنیم

630
00:35:17,791 --> 00:35:18,833
‫خارجکی بود؟

631
00:35:19,541 --> 00:35:21,416
‫من می‌رونم

632
00:35:21,541 --> 00:35:22,958
‫باشه، خودت برون

633
00:35:27,875 --> 00:35:29,875
‫ببین، می‌دونم باید
‫سنگ‌هامون رو با هم وا بِکنیم...

634
00:35:29,916 --> 00:35:33,375
‫هی، اگه می‌خوای باهام بیای،
‫فقط درمورد مسائل کاری صحبت کن. خب؟

635
00:35:33,416 --> 00:35:36,875
‫خیلی‌خب، گرفتم. فهمیدم.
‫آخه فقط، بذار بهت بگم...

636
00:35:37,000 --> 00:35:39,625
‫من مجبور شدم شما رو از دیترویت خارج کنم.
‫امنیت نداشتید

637
00:35:40,250 --> 00:35:43,000
‫مافیای خیابون ۱۲ام برام خط و نشون کشیدن
‫خانواده‌م رو قلع و قمع می‌کنن

638
00:35:43,041 --> 00:35:45,291
‫بخاطر همین، خونواده‌م رو بردم یه جای امن

639
00:35:45,375 --> 00:35:47,916
‫چون خیابون ۱۲ام
‫رعشه به جون آدم می‌اندازن

640
00:35:48,000 --> 00:35:52,125
‫همون مافیای خیابون ۱۲ام بهت گفتن
‫از زنت طلاق بگیری و از دیترویت دل نَکَنی؟

641
00:35:52,250 --> 00:35:53,416
‫نخیر، این یکی کار مادرت بود

642
00:35:53,500 --> 00:35:56,625
‫دست مافیای خیابون ۱۲ رو هم از پشت بسته

643
00:35:58,125 --> 00:36:00,500
‫خب، این موکلت متهم به قتل یه پلیسه؟

644
00:36:00,541 --> 00:36:03,291
‫- کار اون نیست
‫- خب، از کجا انقدر مطمئنی؟

645
00:36:03,375 --> 00:36:06,666
‫چون سنی نداره، گرفتن گولش زدن
‫واسه عموش مواد بفروشه

646
00:36:06,750 --> 00:36:07,875
‫عموش کیه؟

647
00:36:08,000 --> 00:36:10,791
‫یه موادفروش کله‌گنده به اسم چالینو
‫که توی شرق کار می‌کنـه

648
00:36:10,875 --> 00:36:12,625
‫پس فکر می‌کنی کوپلند باهاشون هم‌دسته

649
00:36:12,666 --> 00:36:14,125
‫آره

650
00:36:14,166 --> 00:36:15,541
‫با عقل جور درنمیاد

651
00:36:16,125 --> 00:36:18,041
‫اگه کوپلند با چالینو کار می‌کرده
‫تشکیلاتش رو بچرخونه،

652
00:36:18,125 --> 00:36:19,625
‫چرا باید چالینو اونو بکشـه؟

653
00:36:19,666 --> 00:36:21,625
‫میشه لطفاً پرونده رو بذاری سر جاش؟

654
00:36:21,750 --> 00:36:24,041
‫- هنوزم تفنگت رو داری؟
‫- نخیر

655
00:36:24,125 --> 00:36:26,791
‫- دیگه میدون تیر نمیری؟
‫- خیر

656
00:36:26,875 --> 00:36:28,916
‫تازه یادم رفته چطوری از
‫صندوق عقب فرار کنم،

657
00:36:29,000 --> 00:36:30,750
‫یه دستبندم رو باز کنم،
‫یا پشتک بزنم و کسی رو تعقیب کنم

658
00:36:30,875 --> 00:36:34,416
‫کلاً همۀ پلیس‌بازی‌های چرتی که
‫کردی تو مغزم رو ریختم دور

659
00:36:34,500 --> 00:36:38,250
‫ببین جین، چند سال پیش،
‫رفتم سراغ یه تراپیست

660
00:36:38,875 --> 00:36:40,250
‫رفتی پیش تراپیست؟

661
00:36:40,875 --> 00:36:43,500
‫وایسا ببینم، چیِ تراپیست رفتنِ من
‫انقدر برات شوکه کننده‌ست؟

662
00:36:45,041 --> 00:36:47,375
‫راستش رو بخوای نه، ‫نرفتم

663
00:36:47,500 --> 00:36:48,791
‫اما یه متن رو آنلاین خوندم

664
00:36:50,250 --> 00:36:52,000
‫ببین، کل حرف من اینه که...

665
00:36:52,041 --> 00:36:54,875
‫وقتی من یه کاری انجام میدم،
‫بعنوان مثال همین که...

666
00:36:54,916 --> 00:36:57,750
‫بهت یاد میدم چطوری دستبندت رو وا کنی،
‫دقیقاً حکم همون کارهایی رو داره که بقیه

667
00:36:57,750 --> 00:36:59,583
‫مامان باباها برای بچه‌هاشون انجام میدن،
‫مثل توپ‌بازی کردن

668
00:36:59,583 --> 00:37:01,416
‫یا اسباب‌بازی خریدن‌شون واسه بچه‌ها.
‫می‌فهمی چی میگم؟

669
00:37:01,416 --> 00:37:04,500
‫هرازگاهی مامان باباها دست به
‫یه سری کارها می‌زنن چون نمی‌دونن...

670
00:37:04,541 --> 00:37:06,916
‫چطوری حرف دلشون رو بزنن.
‫برای همین این کارها رو می‌کنن

671
00:37:06,958 --> 00:37:07,875
‫می‌گیری منظورم رو؟

672
00:37:07,916 --> 00:37:10,791
‫خب حالا وقتی مامان باباهامون تلاشی نکنن چی؟

673
00:37:11,750 --> 00:37:12,750
‫می‌گیری منظورم رو؟

674
00:37:23,125 --> 00:37:26,500
‫« پارکینگ »

675
00:37:30,333 --> 00:37:31,708
‫کمکی از دستم برمیاد؟

676
00:37:31,750 --> 00:37:33,291
‫واقعاً امیدوارم بربیاد

677
00:37:33,291 --> 00:37:38,125
‫بنده اکسل فولی هستم، تهیه‌کنندۀ فیلم جدید
‫لیام نیسون در ژانر مهیج و انتقام‌جویانه به اسم «پارکینگ»

678
00:37:38,750 --> 00:37:41,375
‫راستش ما دنبال یه مشاور فنی جدید هستیم

679
00:37:41,500 --> 00:37:43,125
‫امیدواریم که شما شخص موردنظرمون باشید

680
00:37:43,250 --> 00:37:44,125
‫گفتید مشاور فنی؟

681
00:37:44,250 --> 00:37:46,875
‫متأسفانه من علاقه‌ای به
‫کار در پشت صحنه ندارم

682
00:37:47,500 --> 00:37:49,750
‫- ممنون بابت پیشنهادتون
‫- کاملاً می‌فهمم

683
00:37:53,375 --> 00:37:54,375
‫هی، صبر کن ببینم

684
00:37:54,416 --> 00:37:57,000
‫شما بازیگرم هستی؟
‫انگار توی یه فیلمی دیدمتون؟

685
00:37:57,125 --> 00:37:59,416
‫می‌دونستم. حدس زدم یه جایی...
‫چه فیلمی بود؟

686
00:37:59,500 --> 00:38:01,250
‫حتماً فیلم «صعود ژوپیتر» بود

687
00:38:01,375 --> 00:38:02,875
‫نقش سارگورن شمارۀ چهار رو بازی کردم...

688
00:38:03,000 --> 00:38:06,000
‫خودشه! سارگورن شمارۀ چهار!
‫دقیقاً. ترکوندی!

689
00:38:06,041 --> 00:38:09,541
‫- ممنونم. خیلی ازتون ممنونم
‫- درخشیدی. عجب بازی‌ای.

690
00:38:09,625 --> 00:38:11,250
‫خب، راستش چنینگ خیلی کمکم کرد

691
00:38:11,291 --> 00:38:12,500
‫- نه بابا؟
‫- تیتوم

692
00:38:12,625 --> 00:38:14,250
‫خب، حالا داستان فیلم چیه؟

693
00:38:14,875 --> 00:38:17,375
‫- خیلی‌خب، درمورد...
‫- نه، نه! شما که بازی کردی

694
00:38:17,416 --> 00:38:19,291
‫شما ستارۀ فیلمی. بذارید ایشون تعریف کنه

695
00:38:20,375 --> 00:38:22,250
‫- آها، می‌خوای از زبون من بشنوی؟ می‌خوای...
‫- بله

696
00:38:22,291 --> 00:38:24,875
‫خب...
‫کلاً... چیز...

697
00:38:25,000 --> 00:38:28,416
‫ژو... ژوپیتر بود.
‫ژوپیتره و چیز...

698
00:38:29,625 --> 00:38:30,416
‫صعود می‌کنه؟

699
00:38:30,500 --> 00:38:32,000
‫باریکلا. گرفتی ما رو؟

700
00:38:32,041 --> 00:38:33,750
‫ندیدی چجوری صعود کرد؟ این وامونده...

701
00:38:35,500 --> 00:38:37,250
‫عاشق این سکانسم. عشق می‌کنم می‌بینم.

702
00:38:37,291 --> 00:38:40,625
‫میگم، به نظرت خوراکش
‫نقش پدر کیلگور نیست؟

703
00:38:40,666 --> 00:38:42,750
‫- چرا
‫- راست کار خودته

704
00:38:42,875 --> 00:38:45,000
‫درواقع پدر کیلگور قهرمان داستان ماست

705
00:38:45,625 --> 00:38:47,666
‫- باورم نمیشه
‫- خیلی هیجان‌انگیزه

706
00:38:47,750 --> 00:38:48,625
‫دست از پا نمی‌شناسم

707
00:38:48,666 --> 00:38:53,250
‫شروع فیلم اینطوریه که لیام نیسون
‫دزدکی وارد پارکینگ پلیس میشه

708
00:38:53,291 --> 00:38:56,250
‫وای، صبر کنید یه لحظه.
‫همین دیشب یکی دزدکی وارد اینجا شد.

709
00:38:56,375 --> 00:38:57,791
‫شوخی می‌کنی؟

710
00:38:57,875 --> 00:38:59,416
‫- به جون خودم
‫- همین دیشب؟

711
00:38:59,500 --> 00:39:01,166
‫- دوربین‌ها گرفتنش. نگاه کنید
‫- باورم نمیشه

712
00:39:01,250 --> 00:39:02,416
‫یه نگاه بندازید

713
00:39:02,500 --> 00:39:06,625
‫دیدید؟ خیلی عجیبه.
‫انگار خبر داشت شماره می‌خواید بیاید.

714
00:39:06,666 --> 00:39:08,000
‫- دیشب این اتفاق افتاد؟
‫- آره، دیشب

715
00:39:08,125 --> 00:39:10,000
‫- لعنتی، همین دیشب
‫- یهویی هم شما...

716
00:39:10,125 --> 00:39:13,000
‫چی میگن بهش؟ قضا و قدر؟
‫این قضا و قدره. قسمت بوده...

717
00:39:13,041 --> 00:39:14,875
‫- گمونم مسیرمون در یک راستاست
‫- دقیقاً، خدا نیم نگاهی هم به من انداخت

718
00:39:15,000 --> 00:39:18,166
‫وامونده قضا و قدر رو می‌بینی چه کارها که نمی‌کنه؟
‫پس همین دیشب دزدکی وارد شدن

719
00:39:18,250 --> 00:39:21,125
‫میگم می‌تونی سگ‌ها رو بیاری داخل،

720
00:39:21,250 --> 00:39:23,875
‫بریم یه دوری بیرون بزنیم؟
‫واسه تحقیقات مربوط به فیلم

721
00:39:23,916 --> 00:39:24,916
‫آره، حتماً

722
00:39:25,000 --> 00:39:27,166
‫میریم پی تحقیقات، پدر

723
00:39:29,750 --> 00:39:32,625
‫با پارکینگ دیترویت مو نمی‌زنه

724
00:39:32,750 --> 00:39:34,416
‫فقط کاملاً فرق داره

725
00:39:37,416 --> 00:39:38,791
‫ماشین کوپلند اونه

726
00:39:41,250 --> 00:39:43,416
‫با یه ماشین دیگه سرشاخ شده

727
00:39:43,500 --> 00:39:45,208
‫رنگش رو می‌بینی عوض شده؟

728
00:39:46,375 --> 00:39:48,666
‫سَم می‌گفت با یه شاسی افتادن دنبالشون

729
00:39:48,750 --> 00:39:50,000
‫دیدی؟ حالا با عقل جور درمیاد

730
00:40:01,375 --> 00:40:02,375
‫وایسا ببینم

731
00:40:07,500 --> 00:40:10,500
‫یکی دوربین مداربسته نصب کرده

732
00:40:10,625 --> 00:40:12,500
‫آن‌چنان پولی هم بالاش نداده

733
00:40:12,541 --> 00:40:16,500
‫کارت حافظه نیست.
‫حتماً رزوود پیگیر همین بود.

734
00:40:17,125 --> 00:40:18,750
‫با عقل جور درنمیاد

735
00:40:19,416 --> 00:40:22,250
‫گزارش پلیس اشاره‌ای به
‫اینکه توی ماشین دوربین بوده، نکرده

736
00:40:22,875 --> 00:40:23,750
‫پس یعنی...

737
00:40:23,875 --> 00:40:27,625
‫فیلم قتل کوپلند توی اون کارت حافظه‌ست

738
00:40:27,666 --> 00:40:30,250
‫سر همین قضیه
‫داشتن دفتر بیلی رو زیر و رو می‌کردن

739
00:40:30,291 --> 00:40:32,916
‫واقعاً مهارتت توی سرهم کردن جریانات حرف نداره

740
00:40:33,000 --> 00:40:35,750
‫- به نظرت ارثی نیست؟
‫- نکن... این کار رو نکن

741
00:40:35,875 --> 00:40:38,250
‫- چیکار نکنم؟
‫- همین صمیمیته. سعی نکن...

742
00:40:38,375 --> 00:40:39,791
‫- صمیمی نشم؟
‫- نخیر

743
00:40:39,875 --> 00:40:41,625
‫خیلی‌خب. صمیمی شدن تعطیل

744
00:40:41,666 --> 00:40:44,291
‫- دارن تعقیب‌مون می‌کنن
‫- از کجا فهمیدی؟

745
00:40:44,375 --> 00:40:46,000
‫خب، اگه تو جای اون‌ها بودی و
‫دستت به چیزی که می‌خواستی

746
00:40:46,125 --> 00:40:47,875
‫نرسیده بود، چیکار می‌کردی؟

747
00:40:47,916 --> 00:40:50,500
‫خودم؟ می‌افتادم دنبال‌شون
‫تا بالأخره یه چیزی دستم رو بگیره

748
00:40:50,541 --> 00:40:52,500
‫میگم از اون آینه‌ها که خانم‌ها دارن، داری؟

749
00:40:52,541 --> 00:40:54,375
‫نه. چطور؟

750
00:41:06,916 --> 00:41:08,416
‫هوادار پیدا کردیم

751
00:41:13,875 --> 00:41:15,000
‫بزن بریم

752
00:41:16,375 --> 00:41:18,791
‫هی، اونجا بزن بغل.
‫ببینیم کی دنبال‌مونه.

753
00:41:19,875 --> 00:41:21,416
‫یکمی برو جلوتر

754
00:41:24,250 --> 00:41:25,750
‫- سلام
‫- سلام، خانم ساندرز

755
00:41:25,875 --> 00:41:27,666
‫آقای جورج راملو تماس گرفتن

756
00:41:27,750 --> 00:41:29,000
‫ممنونم، برد.
‫بهشون بگو دیرتر بهشون زنگ می‌زنم

757
00:41:29,125 --> 00:41:30,791
‫- ردیفه
‫- خیلی‌خب، خدافظ

758
00:41:31,416 --> 00:41:32,541
‫برو اونجا

759
00:41:44,000 --> 00:41:45,375
‫خودشونن

760
00:41:46,166 --> 00:41:48,000
‫همین دو نفر بودن دفتر رزوود

761
00:41:54,666 --> 00:41:56,375
‫کدوم قبرستون رفتن؟

762
00:41:57,125 --> 00:41:58,500
‫باید جلو رومون باشن دیگه

763
00:42:08,875 --> 00:42:11,500
‫میگم، دنگ و فنگ زیاد داشت تا...

764
00:42:11,583 --> 00:42:12,583
‫چی دنگ و فنگ زیاد داشت؟

765
00:42:12,625 --> 00:42:14,083
‫عوض کردن فامیلیت

766
00:42:14,208 --> 00:42:15,833
‫متوجه شدم فامیلیت رو عوض کردی
‫گذاشتی ساندرز

767
00:42:15,958 --> 00:42:17,625
‫- اوهوم
‫- راحت عوضش کردی؟

768
00:42:18,458 --> 00:42:19,500
‫آره

769
00:42:19,583 --> 00:42:21,708
‫اینکه بخوای فامیلیت رو
‫ساندرز کنی کلی کاغذبازی داره

770
00:42:21,750 --> 00:42:23,375
آره، خیلی باید مصمم باشی

771
00:42:23,458 --> 00:42:24,958
‫ساندرز، ساندرز، ساندرز

772
00:42:26,833 --> 00:42:30,375
‫به اندازۀ فولی باحال هست؟
‫فولی گفتنم باعث میشه لبخند رو لب‌هام بشینه

773
00:42:30,458 --> 00:42:31,583
‫«نگاه، فولی‌ام»

774
00:42:32,750 --> 00:42:34,333
‫- نه؟
‫- ادامه داره؟

775
00:42:34,375 --> 00:42:35,625
‫فولی به نظر قدرتمند میاد

776
00:42:35,708 --> 00:42:38,708
‫هم گیراتره و هم محکمتره

777
00:42:38,833 --> 00:42:40,708
‫فولی. جین فولی

778
00:42:40,833 --> 00:42:42,083
‫جین ساندرز

779
00:42:42,125 --> 00:42:43,333
‫«ببخشید، لطفاً اسمتون رو هجی کنید»

780
00:42:43,458 --> 00:42:47,125
‫سین، الف، نون،

781
00:42:47,208 --> 00:42:50,208
‫دال، ر، ز

782
00:42:51,708 --> 00:42:53,125
‫ساندرز

783
00:43:01,333 --> 00:43:02,708
‫خیلی‌خب

784
00:43:05,958 --> 00:43:08,458
‫- اینجا کجاست؟
‫- کافه ایسترن

785
00:43:09,083 --> 00:43:12,583
‫هی، اجازه نمیدن وارد بشی.
‫کافش خصوصیه

786
00:43:23,583 --> 00:43:27,333
‫شبتون بخیر.
‫شمارۀ عضویت‌تون رو لطف می‌کنید، جناب؟

787
00:43:27,958 --> 00:43:31,083
‫بله، شمارۀ عضویت بنده ۱۷۴۸۴‏ـه،

788
00:43:31,125 --> 00:43:33,000
‫سرآتش‌نشان ایستگاه آتش‌نشانی لس آنجلس هستم

789
00:43:33,000 --> 00:43:35,125
‫برای بازرسی بدون اطلاع قبلی اومدیم

790
00:43:35,208 --> 00:43:37,250
‫حالا چی میگی، زبل خان؟

791
00:43:37,875 --> 00:43:41,833
‫اسمتون چی بود؟
‫چون رئیس‌پلیس سالیوان اینجا تشریف داشتن

792
00:43:41,875 --> 00:43:44,583
‫اگه بخوای با این طرز برخورد ادامه بدی،
‫همین الآن کل ساختمون رو پلمپ می‌کنم

793
00:43:44,708 --> 00:43:48,333
‫می‌دونید چیه؟
‫می‌تونم یه بار دیگه نشون‌تون رو ببینم؟

794
00:43:48,458 --> 00:43:50,583
‫نخیر، نمیشه. چون من شما رو نمی‌شناسم و

795
00:43:50,708 --> 00:43:52,708
‫اخیراً اینجا نشون‌های زیادی رو زدن

796
00:43:52,750 --> 00:43:54,000
‫دیگه بهت نشونش نمیدم

797
00:43:54,083 --> 00:43:56,375
‫بسیارخب. من یه تماس با
‫رئیس‌پلیس سالیوان می‌گیرم الآن

798
00:43:56,458 --> 00:43:59,458
‫راحت باشید، با سالیوان تماس بگیرید.
‫اما فکر نمی‌کنم جواب تماس‌تون رو بده.

799
00:44:00,083 --> 00:44:01,666
‫با توجه به اینکه تازه بازنشسته شده

800
00:44:01,666 --> 00:44:04,375
‫البته منظورم اخراج شدن‌شون
‫بابت مصرف مواد حین انجام وظیفه‌ست

801
00:44:04,875 --> 00:44:07,083
‫بنده... اطلاعی نداشتم

802
00:44:07,125 --> 00:44:09,333
‫نهایت تلاش‌مون رو کردیم
‫اخبار به خبرگزاری‌ها درز نکنه

803
00:44:09,833 --> 00:44:12,708
‫دوروتی هربک، مأمور رابط ویژۀ
‫دفتر شهردار هستم. حالتون چطوره؟

804
00:44:13,583 --> 00:44:14,916
‫- خوبم
‫- خوبه

805
00:44:15,541 --> 00:44:18,541
‫بفرمایید حدأکثر ظرفیت طبقۀ بالا چقدره؟

806
00:44:18,583 --> 00:44:19,541
‫هشتاد و پنج

807
00:44:19,666 --> 00:44:20,666
‫هشتاد و پنج نفر؟

808
00:44:20,708 --> 00:44:22,166
‫- هشتاد و پنج نفر؟ بسیارخب
‫- بسیارخب

809
00:44:22,291 --> 00:44:25,166
‫پس، یعنی اگه ما الآن بریم بالا،
‫بیشتر از ۸۵ نفر نیستن؟

810
00:44:25,291 --> 00:44:27,041
‫یعنی ۸۶ نفر نمیشن دیگه؟

811
00:44:27,083 --> 00:44:29,791
‫- خیر، خانم
‫- پس جای نگرانی نیست

812
00:44:29,833 --> 00:44:31,666
‫اگه جای شما بودم،
‫اجازه می‌دادم بریم بالا یه سرشماری بکنیم

813
00:44:31,708 --> 00:44:34,333
‫یه نگاه به کپسول‌های آتش‌نشانی می‌اندازیم
‫و همه‌چیز به خوبی و خوشی تموم میشه

814
00:44:34,416 --> 00:44:35,916
‫به خوبی و خوشی

815
00:44:36,791 --> 00:44:39,041
‫مشکلی با این مسئله ندارم

816
00:44:39,666 --> 00:44:40,833
‫سپاس، زبل خان

817
00:44:41,916 --> 00:44:43,041
‫امیدوارم ۸۵ نفر باشن

818
00:44:47,166 --> 00:44:47,208
‫مأمور رابط ویژۀ دفتر شهرداری. باریکلا

819
00:44:47,208 --> 00:44:49,833
‫- داشتی بال بال می‌زدی
‫- نخیر، داشتم زمینه‌سازی می‌کردم

820
00:44:50,458 --> 00:44:51,541
‫تماشا کردنش قلبم رو به درد آورد

821
00:44:51,666 --> 00:44:54,208
‫نه بابا؟ قیافه‌ت که یه چیز دیگه می‌گفت

822
00:44:54,916 --> 00:44:56,708
‫انگار که مات و مبهوت هنرنمایی من بودی

823
00:44:56,791 --> 00:44:58,541
‫کار کردن بابایی رو تماشا می‌کردی

824
00:45:00,791 --> 00:45:01,583
‫هی

825
00:45:08,666 --> 00:45:09,916
‫یه معذرت خواهی بهتون بدهکارم

826
00:45:09,958 --> 00:45:12,791
‫چون اونی که توی عکس دیدید
‫وسلی اسنایپس نبود، خودم بودم

827
00:45:13,666 --> 00:45:14,791
‫بابت اونم شرمنده

828
00:45:14,916 --> 00:45:16,916
‫نمی‌دونستم می‌خواد اینجوری ورم کنه

829
00:45:17,041 --> 00:45:18,291
‫باید یخ می‌ذاشتی روش

830
00:45:18,416 --> 00:45:20,458
‫خیلی‌خب. چند دقیقه تنهامون بذارید.
‫امکانش هست، رفقا؟

831
00:45:24,208 --> 00:45:27,666
‫شرمنده،، فولی.
‫خانم ساندرز. از دیدنتون خوشحالم.

832
00:45:27,791 --> 00:45:29,916
‫پس آدم‌های شما بودن، هان؟

833
00:45:29,958 --> 00:45:33,541
‫چیزی میل دارید؟ هرچیزی، نوشیدنی؟

834
00:45:33,583 --> 00:45:36,083
‫موهیتوهای جورج تا ندارن

835
00:45:36,166 --> 00:45:37,166
‫نه، تشکر

836
00:45:37,291 --> 00:45:38,791
‫دفتر رزوود چیکار داشتی؟

837
00:45:38,833 --> 00:45:44,291
‫بیلی رزوود حیاتی‌ترین
‫مدرک رو از بین... دزدید

838
00:45:44,416 --> 00:45:47,916
‫مدرکی که من برای ادامۀ تحقیقاتم
‫برای پروندۀ شما نیاز داشتم

839
00:45:48,041 --> 00:45:50,791
‫این‌ها که پلیس نیستن.
‫جریان چیه، سروان؟

840
00:45:51,416 --> 00:45:55,916
‫خب، اون قدیم‌ها بود می‌رفتیم
‫راحت یه حکم تفتیش جور می‌کردیم

841
00:45:56,041 --> 00:45:57,958
‫ولی با توجه به شرایط فعلی،

842
00:45:58,041 --> 00:46:01,166
‫باید مراقب صفر تا صد حرف‌ها و
‫حرکاتمون باشیم

843
00:46:01,208 --> 00:46:05,166
‫یکی رو خارج از سلسله
‫مراتب رسمی داشتن، به کار میاد

844
00:46:05,208 --> 00:46:08,041
‫لعنتی، اکسل، تو حرفم رو می‌فهمی، درسته؟

845
00:46:08,083 --> 00:46:11,541
‫حالا این دفعه، گمونم یکمی زیاده‌روی کردن

846
00:46:12,166 --> 00:46:15,166
‫بله، میشه گفت یکمی زیاده‌روی کردن،
‫چون قصدشون کشتن من بود

847
00:46:15,208 --> 00:46:18,791
‫با توجه به چیزهایی که از تگرت شنیدم،
‫خودت هم همچین پیغمبرزاده نیستی

848
00:46:19,416 --> 00:46:23,041
‫ولی فشاری که رومه رو درک می‌کنی دیگه، نه؟

849
00:46:23,583 --> 00:46:25,041
‫دارم توی دفتر شهرداری دست‌وپا می‌زنم

850
00:46:25,083 --> 00:46:28,958
‫باید اون مدرک رو پیدا کنم
‫تا کوپلند تبرئه بشه و

851
00:46:29,041 --> 00:46:31,958
‫برای پس گرفتنش،
‫از هرکاری که در توانم باشه دریغ نمی‌کنم

852
00:46:32,041 --> 00:46:34,208
‫خانواده‌ش لایق همچین چیزی هستن

853
00:46:34,291 --> 00:46:39,166
‫یا انریکز. درست میگم، سروان؟
‫خانوادۀ انریکز هم لایق همچین چیزی هستن

854
00:46:40,333 --> 00:46:42,416
‫می‌دونید چیه؟
‫از این قاب خوشم میاد

855
00:46:42,458 --> 00:46:44,208
‫که دوتایی دست به دست هم...

856
00:46:44,291 --> 00:46:47,916
‫با همدیگه تیم شدید.
‫پدر و دختری، به به!

857
00:46:47,958 --> 00:46:51,333
‫واقعاً تأثیرگذاره که چطور تونستید
‫همچین رابطۀ محکمی

858
00:46:51,416 --> 00:46:55,416
‫با همدیگه داشته باشید،
‫با اینکه ساندرز مدافع...

859
00:46:55,458 --> 00:46:58,666
‫افرادیه که تو تموم عمرت
‫در تکاپوی کنار گذاشتن‌شون بودی

860
00:46:58,791 --> 00:47:01,916
‫واقعاً متحیرم از اینکه ککت نمی‌گزه

861
00:47:02,541 --> 00:47:06,416
‫خب، مجرم باشن آره،
‫ولی اصل حرفمون راجع‌به قاتلین پلیسـه.

862
00:47:07,666 --> 00:47:09,916
‫چطوری وجدانت قبول می‌کنه؟

863
00:47:09,958 --> 00:47:12,833
‫هر روز خدا زندگی‌مون
‫رو کف دست‌مون می‌ذاریم

864
00:47:13,666 --> 00:47:16,916
‫اون بیرون حکم میدون جنگ رو برای ما داره.
‫ما لایق بهتر از این‌هاییم

865
00:47:17,541 --> 00:47:18,958
‫مثل همون رولکسی که دستت انداختی

866
00:47:20,166 --> 00:47:23,208
‫گلد دیتوناست. خوشگل نیست؟

867
00:47:23,291 --> 00:47:27,458
‫آره، بهترین حرف رو زدی
‫وقتی گفتی این شغل چیز زیادی ازمون می‌خواد

868
00:47:27,541 --> 00:47:29,833
‫و در مقابل هیچوقت جبران نمی‌کنه

869
00:47:29,916 --> 00:47:31,166
‫اینجوری نه واقعاً

870
00:47:32,041 --> 00:47:33,541
‫حتماً واسه شما بورلی هیلزی‌ها فرق داره

871
00:47:35,041 --> 00:47:38,208
‫من فقط می‌دونم با تلاش خودم بدستش آوردم،
‫پس قراره ازش لذت ببرم

872
00:47:39,666 --> 00:47:41,666
‫راستی، ممنون که بهم سر زدید

873
00:47:41,708 --> 00:47:44,791
‫از سمت من، مایۀ افتخار بوده

874
00:47:53,083 --> 00:47:56,291
‫کفش هزار دلاری، ساعت رولکس.
‫بیخیال بابا

875
00:47:56,333 --> 00:47:59,916
‫قبلاً پلیس فاسد دیدم،
‫این یکی دیگه مرزهای فساد رو جابه‌جا کرده

876
00:48:00,791 --> 00:48:01,833
‫نظر تو چیه؟

877
00:48:02,958 --> 00:48:04,833
‫- نظر منو می‌خوای؟
‫- آره، بگو

878
00:48:05,583 --> 00:48:07,458
‫اولاً، گرنت خبر داره
‫چه بلایی سر کوپلند اومده

879
00:48:07,541 --> 00:48:08,416
‫درسته

880
00:48:08,458 --> 00:48:12,416
‫دوماً، گرنت می‌دونه ما از ماجرا خبر داریم،
‫که یعنی واسش مهم نیست.

881
00:48:12,541 --> 00:48:14,916
‫- پس یا احمقه...
‫- که نیست

882
00:48:15,041 --> 00:48:17,958
‫...یا قدرتمنده که یعنی خطرناکم هست

883
00:48:18,791 --> 00:48:22,041
‫می‌بینی چجوریه؟ کیف می‌کنی
‫از ترکیب ذهن فوق‌العاده‌مون با هم؟

884
00:48:22,166 --> 00:48:24,208
‫- فولی و فولی
‫- ساندرز

885
00:48:24,291 --> 00:48:26,583
‫دقیقاً. فولی و ساندرز

886
00:48:29,583 --> 00:48:31,791
‫با این حال، نظرت اینه که
‫حق با گرنتـه، مگه نه؟

887
00:48:32,291 --> 00:48:34,208
‫- در چه مورد؟
‫- درمورد من

888
00:48:35,041 --> 00:48:37,458
‫دیدم وقتی داشت صحبت می‌کرد،
‫نگاهت به من چطوری بود

889
00:48:37,541 --> 00:48:39,916
‫خب، جین، انتخاب تو
‫این بود که نمایندۀ مجرمین باشی

890
00:48:39,958 --> 00:48:43,083
‫پس، یعنی وکیل مدافع شدم
‫تا تو رو کفری کنم؟

891
00:48:43,166 --> 00:48:45,666
‫نه، من همچین حرفی نزدم،
‫ولی نمیشه خودمون رو به اون راه بزنیم و

892
00:48:45,791 --> 00:48:47,541
‫وانمود کنیم که همه‌چی گل و بلبله

893
00:48:47,583 --> 00:48:51,083
‫من هیچ کدوم از تصمیماتم رو بخاطر تو نگرفتم.
‫چرا؟ چون اصلاً سال به سال نمی‌دیدمت.

894
00:48:51,166 --> 00:48:55,041
‫ببین، هردومون توی این وضعیت دخیل بودیم.
‫خب؟ پس اینجوری بی‌حساب می‌شیم.

895
00:49:01,083 --> 00:49:02,875
‫گمونم ماشین اجاره‌ایت همینه

896
00:49:03,166 --> 00:49:05,666
‫- آره، ولی کارمون تموم نشده
‫- چرا، تمومه

897
00:49:09,541 --> 00:49:12,666
‫برگرد دیترویت،
‫تا پنج سال دیگه همدیگه رو ببینیم

898
00:49:13,291 --> 00:49:16,083
‫محض اطلاعت هم باید بگم
‫که اگه می‌رفتی تراپی، بهت می‌گفتن که

899
00:49:16,166 --> 00:49:20,541
‫مادر و پدر به چشم بچه‌ها همیشه
‫مادر و پدرن‌ان و بالعکس

900
00:49:20,666 --> 00:49:23,416
‫ما این وضعیت رو داغون نکردیم،
‫بلکه گندکاری خودت بود. خدانگهدار

901
00:49:27,416 --> 00:49:28,291
‫باشه

902
00:49:48,291 --> 00:49:50,083
‫با دفتر تحقیقات رزوود تماس گرفتید.

903
00:49:50,166 --> 00:49:51,708
‫لطفاً پیغام بذارید.

904
00:49:51,791 --> 00:49:54,666
‫سلام، بیلی. کجایی تو؟ بهم زنگ بزن.

905
00:50:07,833 --> 00:50:09,291
‫چه کمکی ازم برمیاد، قربان؟

906
00:50:09,333 --> 00:50:12,875
‫من نایجل اپل‌باتم هستم
‫از «اشتهای عالی»

907
00:50:12,875 --> 00:50:14,500
‫برام سؤال بود...

908
00:50:16,041 --> 00:50:18,791
‫می‌دونی، به جهنم. خیلی خسته‌ام.

909
00:50:18,916 --> 00:50:20,708
‫اتاق خالی دارید؟

910
00:50:22,791 --> 00:50:25,541
‫بخت باهاتون یاره.
‫یه اتاق با منظرۀ عالی در دسترسه.

911
00:50:25,666 --> 00:50:28,041
‫- عالیه. همین رو می‌گیرم.
‫- بسیار عالی

912
00:50:28,166 --> 00:50:30,583
‫میشه شبی ۹۴۰ دلار به اضافۀ مالیات

913
00:50:31,791 --> 00:50:32,958
‫عاشق بورلی هیلزم

914
00:51:01,833 --> 00:51:04,291
‫مراجعه‌کنندۀ جلسۀ ۱۰:۳۰تون رسیده.
‫توی اتاق کنفرانس اصلیـه.

915
00:51:04,333 --> 00:51:05,958
‫شرکا خواستن شما بیاید

916
00:51:05,958 --> 00:51:08,041
‫کارمندهای نفتی،
‫ماجرای ریختن نفت توی ساحل آلاسکا

917
00:51:08,041 --> 00:51:09,708
‫ممکنه باهاشون توافق کنیم

918
00:51:09,708 --> 00:51:12,541
‫- موکل‌ها شخصاً خودتون رو خواستن
‫- باز بهت زنگ می‌زنم، فعلاً

919
00:51:12,541 --> 00:51:14,291
‫باز بهت زنگ می‌زنم. فعلاً

920
00:51:15,416 --> 00:51:17,083
‫- اسم؟
‫- رد مایکلز

921
00:51:17,666 --> 00:51:19,791
‫رد مایکلز...

922
00:51:19,916 --> 00:51:21,541
‫آقای مایکلز

923
00:51:21,666 --> 00:51:23,291
‫لطفاً رد صدام کنید

924
00:51:24,083 --> 00:51:28,208
‫چی؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫گفتی از شهر میری که.

925
00:51:28,291 --> 00:51:30,666
‫عمراً رد مایکلز از وسط مهلکه در بره

926
00:51:32,708 --> 00:51:34,833
‫از اینجا بفرستش بیرون.
‫اگه لازم بود حراست رو صدا کن.

927
00:51:34,916 --> 00:51:36,291
‫- من توی دفترمم
‫- هی، جین

928
00:51:37,083 --> 00:51:38,541
‫یه نگاه به این بنداز

929
00:51:42,333 --> 00:51:44,333
‫از دفترچۀ رزوود کَندمش

930
00:51:45,375 --> 00:51:47,916
‫تو رو یاد چیزی نمی‌اندازه؟
‫« خیابون بورلی کرست ۷۳۸ »

931
00:51:47,958 --> 00:51:50,541
‫امروز اونجا بودم.
‫کلی نیروی امنیتی داشت

932
00:51:50,541 --> 00:51:52,416
‫حتی برای خودِ بورلی هیلز

933
00:51:52,458 --> 00:51:54,041
حالا حدس بزن کیو دیدم اونجا؟

934
00:51:55,291 --> 00:51:56,791
‫آدم‌های دیشب

935
00:51:56,916 --> 00:51:59,958
‫بله. این آدم‌ها خطرناکن، جین

936
00:52:00,041 --> 00:52:02,291
‫خیلی‌خب، اگه نخوای باهات بیام، قبول می‌کنم.

937
00:52:02,416 --> 00:52:05,166
‫ولی حدأقل با خودت مأمور ببر.
‫بذار یه تفنگ واست جور کنم

938
00:52:05,291 --> 00:52:07,666
‫باید با سم صحبت کنم.
‫یه چیزی رو داره ازم پنهون می‌کنه.

939
00:52:07,708 --> 00:52:09,958
‫- نظرت چیه من باهاش حرف بزنم؟
‫- عمراً

940
00:52:10,041 --> 00:52:12,416
‫- چرا خب؟
‫- چون تو وکیل نیستی

941
00:52:13,041 --> 00:52:14,791
‫ولی شبیه وکلا که هستم

942
00:52:14,833 --> 00:52:17,916
‫شبیه فروشنده‌های محصولات
‫آیفون توی مراکز خرید به بچه‌ مچه‌هایی

943
00:52:18,041 --> 00:52:19,541
‫چی؟

944
00:52:19,666 --> 00:52:22,791
‫ببین، جین، کار من همینه.
‫زندگیم همینه، خب؟

945
00:52:22,916 --> 00:52:25,166
‫با هزار جور بچه دم‌خور شدم،
‫می‌تونم از زیر زبونش حرف بکشم.

946
00:52:26,583 --> 00:52:29,416
‫خیلی‌خب، ولی بعدش میری فرودگاه

947
00:52:29,458 --> 00:52:32,666
‫می‌خوام از شهر بری.
‫توی کارم دخالت نکنی. می‌خوام نباشی.

948
00:52:32,708 --> 00:52:33,958
‫قبوله.

949
00:52:35,083 --> 00:52:38,333
‫این کت و شلوارم باید دربیاری.
‫چیه این؟ از کجا پیداش کردی؟

950
00:52:38,416 --> 00:52:41,416
‫از هالیوود گرفتمش. معرکه‌ست.

951
00:52:41,541 --> 00:52:44,041
‫بابتش ۵۰ دلار می‌خواستن،
‫من ۳۹/۹۹ دلار بالاش دادم

952
00:52:44,166 --> 00:52:44,958
‫مزخرفه

953
00:52:45,041 --> 00:52:47,791
‫جین، با ۳۹/۹۹ دلار،
‫خرید همچین چیزی میشه شاهکار

954
00:52:47,833 --> 00:52:48,791
‫عه، قافیه‌دار شد

955
00:52:48,916 --> 00:52:53,041
‫خب، وایسا یه لحظه. قرص تیروئیدم
‫رو نباید با قرض کبدم بخورم؟

956
00:52:53,083 --> 00:52:55,541
‫درست گفتم؟

957
00:52:56,291 --> 00:52:58,291
‫آره، خب...‌ای داد بیداد، مارین

958
00:52:58,333 --> 00:53:00,416
‫آروم باشن.
‫هنوز هیچ کدوم‌شون رو مصرف نکردم

959
00:53:00,458 --> 00:53:04,250
‫حالا تهش چی می‌خواد بشه؟
‫همین‌جوریشم از نظر پزشکی کبدم از دست رفته

960
00:53:04,291 --> 00:53:05,541
‫گوش بده، باید برم

961
00:53:06,791 --> 00:53:09,166
‫- پروندۀ کوپلنده؟
‫- بله

962
00:53:09,208 --> 00:53:10,416
‫به نظر باز میاد

963
00:53:10,541 --> 00:53:14,333
‫تا حالا هم باید بسته می‌شد و
‫به خاطرات می‌پیوست

964
00:53:14,416 --> 00:53:15,791
‫تازه از پارکینگ برگشتم

965
00:53:15,833 --> 00:53:18,291
‫می‌دونستید توی ماشین کوپلند

966
00:53:18,333 --> 00:53:19,583
‫دوربین مداربسته کار گذاشته بودن؟

967
00:53:19,666 --> 00:53:22,666
‫جای تعجب نداره. مأموریت مخفی بوده.

968
00:53:22,791 --> 00:53:25,666
‫درسته، اما با توجه به اینکه پرونده زیر دست منه،
‫هیچکسی از نیروهای ویژه،

969
00:53:25,791 --> 00:53:27,291
‫ در این مورد اطلاعی به من نداده.

970
00:53:27,333 --> 00:53:28,333
‫کارآگاه...

971
00:53:29,166 --> 00:53:33,916
‫ظاهراً پروندۀ قتل به شدت جنجالیت
‫خود به خود داره حل میشه

972
00:53:33,958 --> 00:53:37,041
‫بنابراین، من اگه جات بودم،
‫خدا رو صد هزار مرتبه شکر می‌کردم و

973
00:53:37,083 --> 00:53:40,916
‫انقدر دنبال جلب توجه نبودم. فهمیدی؟

974
00:53:44,958 --> 00:53:47,333
‫واقعاً شرمنده، قربان.
‫ولی میشه یه نگاهی بهش بندازید؟

975
00:53:51,958 --> 00:53:54,083
‫- از طرف کلانتری نیست.
‫- درسته

976
00:53:54,166 --> 00:53:55,416
‫کارت حافظه کجاست؟

977
00:53:55,541 --> 00:53:58,541
‫دقیقاً. همکار قدیمی‌تون
‫دزدکی وارد پارکینگ شده و

978
00:53:58,666 --> 00:54:03,041
‫عدل همین دیروز، سروکلۀ اکسل فولی
‫پیدا شده و داره همه‌جا سرک می‌کشه

979
00:54:03,083 --> 00:54:05,291
‫پس به نظرم قربان، همه‌چیز خودشون دارن

980
00:54:05,333 --> 00:54:06,583
‫جلب توجه می‌کنن

981
00:54:12,416 --> 00:54:14,291
‫با دفتر تحقیقات رزوود تماس گرفتید

982
00:54:14,416 --> 00:54:15,916
‫لطفاً پیغام بذارید

983
00:54:15,958 --> 00:54:17,041
‫میره روی پیغام صوتی

984
00:54:19,041 --> 00:54:22,458
‫همه‌ش دارم با خودم کلنجار میرم
‫ببینم چرا انقدر طولانی غیبش زده

985
00:54:23,833 --> 00:54:27,416
‫- رزوود آدم ترسویی نیست
‫- آره، همینم هست که نگرانم کرده

986
00:54:31,958 --> 00:54:33,291
‫دوباره مهمون داریم

987
00:54:33,958 --> 00:54:36,041
‫دوستت بابی داره تعقیب‌مون می‌کنه

988
00:54:36,166 --> 00:54:37,166
‫دوست‌ من نیست

989
00:54:37,791 --> 00:54:38,791
‫چرا، دوستته

990
00:54:38,833 --> 00:54:41,166
‫توی کلانتری دیدم
‫چطوری به همدیگه نگاه می‌کردید

991
00:54:49,333 --> 00:54:52,666
‫فقط می‌خوام ببینم درست متوجه شدم یا نه،
‫با هم بودید و دیگه تو رابطه نیستید؟

992
00:54:52,708 --> 00:54:56,208
‫خیلی‌خب، برای اینکه بهتر متوجه بشی،
‫شما خودت هنوز مجردی.

993
00:54:56,291 --> 00:54:59,458
‫- در واقع، من ازهمه دوری کردم
‫- نیازی نبود اینو به من بگی

994
00:55:03,541 --> 00:55:05,583
‫یه سری چیزها هستن که
‫دلم می‌خواد بهت بگم

995
00:55:05,666 --> 00:55:07,791
‫ناگفته‌هایی که به نظرم بهتره به زبون بیارم

996
00:55:07,833 --> 00:55:10,083
‫- وای خدا، سخنرانیه؟
‫- نه، سخنرانی نیست

997
00:55:10,166 --> 00:55:11,583
‫حرف دلمه

998
00:55:11,666 --> 00:55:14,666
‫تو تنها بچۀ منی، خب؟

999
00:55:14,708 --> 00:55:18,291
تو به همون اندازه‌ای پدر بودی
که من برات دختر بودم

1000
00:55:18,833 --> 00:55:21,291
‫به مرور برات جبران می‌کنم.
‫جفت‌مون جبران می‌کنیم

1001
00:55:21,333 --> 00:55:23,916
‫تو که پنج سالت بود،
‫من پنج سال پدر بودن رو تجربه کردم

1002
00:55:23,958 --> 00:55:26,958
‫بعد ده سالت شد،
‫بعدش ۲۰ سال و حالا هم...

1003
00:55:29,666 --> 00:55:33,166
‫- نه، ادامه بده. شانست رو امتحان کن
‫- خب، من که می‌دونم چند سالته

1004
00:55:39,958 --> 00:55:42,083
‫صد تا شرط می‌بندم نمی‌دونی

1005
00:55:42,166 --> 00:55:44,416
‫- دختر خودت چند سالشـه
‫- ببخشید ها، همچین فکری راجع‌بهم می‌کنی؟

1006
00:55:44,541 --> 00:55:46,916
‫یالا، یه امتحانی بکن.
‫با شمارش من، یک...

1007
00:55:47,458 --> 00:55:49,583
‫همون برانکوئـه. سمت راسته

1008
00:55:50,666 --> 00:55:51,583
‫بکشیدشون

1009
00:55:54,208 --> 00:55:55,458
‫دو...

1010
00:56:04,416 --> 00:56:05,958
‫نه، نه!

1011
00:56:34,291 --> 00:56:36,416
‫دیوید ۱۴! تیراندازی شده!

1012
00:56:36,541 --> 00:56:38,583
‫نیروی پشتیبان بفرستید
‫تقاطع ویلشر و دوهینی!

1013
00:56:46,791 --> 00:56:47,750
‫نه، نه، نه!

1014
00:57:19,500 --> 00:57:21,416
‫من که شروع کردم به تیراندازی،
‫بدون اینکه وایسی فرار کن

1015
00:57:42,000 --> 00:57:42,875
‫حالتون خوبه؟

1016
00:57:43,500 --> 00:57:45,000
‫آره. تو حالت خوبه؟

1017
00:57:45,041 --> 00:57:46,750
‫- من خوبم
‫- خوبی؟

1018
00:57:48,541 --> 00:57:51,500
‫تولدت ۲۴ام مارسه و ۳۲ سالتـه

1019
00:57:56,375 --> 00:57:58,000
‫هی، شلیک خوبی بود

1020
00:57:59,000 --> 00:58:00,250
‫ممنون. لطف داری

1021
00:58:00,375 --> 00:58:03,250
‫اگه از راه نمی‌رسیدی،
‫خودم می‌خواستم شلیک کنم

1022
00:58:03,875 --> 00:58:06,125
‫مگه چقدر سخته اقرار کنی
‫به کمک یکی دیگه نیاز داشتی؟

1023
00:58:06,250 --> 00:58:08,041
‫ادای تراپیست‌های نگران رو
‫داری واسه من درمیاری؟

1024
00:58:08,125 --> 00:58:09,750
‫منظورم اینه،
‫شاید نشأت گرفته از رابطۀ...

1025
00:58:09,875 --> 00:58:11,416
‫تیره و تارت با جینـه

1026
00:58:11,500 --> 00:58:15,500
‫هی، ذره‌ای از رابطۀ من با جین خبر نداری، خب؟

1027
00:58:16,166 --> 00:58:18,750
‫رابطۀ خودت با جین چطوریه؟

1028
00:58:18,791 --> 00:58:21,166
‫رابطه‌ای نداریم. باهام به‌هم زد

1029
00:58:21,250 --> 00:58:24,791
‫ترسی از گفتنش ندارم. خودش باهام تموم کرد.
‫دوست داری بدونی دلیلش چی بود؟

1030
00:58:24,875 --> 00:58:28,000
‫- یه چندتا مورد توی ذهنم هست
‫- گفت نمی‌تونه با یه پلیس بره توی رابطه

1031
00:58:34,250 --> 00:58:35,625
‫این آدم‌ها کی بودن؟

1032
00:58:36,541 --> 00:58:39,125
‫یه کارتل قاتل اهل آدلانتوئـن

1033
00:58:39,166 --> 00:58:41,125
‫یه سری‌هاشون ماه اکتبر
‫دستگیر شده بودن

1034
00:58:41,166 --> 00:58:43,041
‫بذار حدس بزنم،
‫رزوود دستگیرشون کرد

1035
00:58:43,125 --> 00:58:47,166
‫آره، پرونده به جایی نرسید.
‫اتهامات بخاطر شواهد ناکافی رد شدن

1036
00:58:47,250 --> 00:58:49,375
‫چون سرپرست پرونده گرنت بود

1037
00:58:50,500 --> 00:58:53,750
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- فولی! گمشو بیا اینجا ببینم

1038
00:58:53,875 --> 00:58:55,250
‫ببخشید

1039
00:58:55,291 --> 00:58:59,750
‫یهویی، این... این گانگسترها
‫با سلاح‌هاشون از راه رسیدن

1040
00:58:59,791 --> 00:59:02,375
‫باورنکردنی بود! اونم توی بورلی هیلز!

1041
00:59:02,500 --> 00:59:04,625
‫منولو بود که نجاتمون داد

1042
00:59:04,666 --> 00:59:06,750
‫- پارس کرد...
‫- تگرت، می‌دونم عصبانی هستی

1043
00:59:06,875 --> 00:59:08,291
‫اما به نظرم بهتره یه نگاهی به این بندازی

1044
00:59:08,375 --> 00:59:09,625
‫می‌دونی نظر من چیه؟

1045
00:59:10,291 --> 00:59:13,291
‫به نظرم سه روز پیش، سرحال و قبراق بودم

1046
00:59:13,375 --> 00:59:16,625
‫لعنتی، شب کلاً سه چهار باری
‫برای دست شویی از خواب بیدار می‌شدم

1047
00:59:17,500 --> 00:59:21,625
‫حالا امروز،
‫فشار خونم ۴۰تا رفته بالا

1048
00:59:21,666 --> 00:59:24,666
‫خب، پوستت که عالی به نظر می‌رسه.
‫هرکاری می‌کنی جوابه

1049
00:59:26,791 --> 00:59:28,000
‫وای

1050
00:59:29,791 --> 00:59:32,750
‫- بیلی ماه‌ها درگیر این پرونده بود
‫- آره، همون‌هان

1051
00:59:32,791 --> 00:59:34,791
‫باید توی زندون می‌موندن اما آزاد شدن

1052
00:59:34,875 --> 00:59:38,125
‫خب، ما مواد رو آزمایش کردیم.
‫پودر بود

1053
00:59:38,250 --> 00:59:40,875
‫بیلی به گرنت تهمت زد
‫که مواد اصلی رو جابه‌جا کرده

1054
00:59:40,916 --> 00:59:43,291
‫قسم خورد که گرنت پلیس فاسده

1055
00:59:43,375 --> 00:59:45,375
‫بهش گفتم این حرف‌ها منطقی نیست

1056
00:59:45,500 --> 00:59:48,250
‫اما بیلی رو که می‌شناسی.
‫بیخیال نمی‌شد

1057
00:59:48,291 --> 00:59:50,375
‫تهش خیلی‌ها رو حرصی کرد

1058
00:59:50,500 --> 00:59:52,666
‫خب، اگه مسیرت درست باشه،
‫طبیعت شغل‌مون همینه.

1059
00:59:52,750 --> 00:59:55,500
‫خب، بیلی آخرش نشونش رو تحویل داد

1060
00:59:55,541 --> 00:59:57,375
‫من رو هم سرزنش می‌کرد
‫که هواش رو نداشتم

1061
00:59:57,500 --> 01:00:00,625
‫ولی ببین، من گرنت رو می‌شناسم

1062
01:00:00,666 --> 01:00:02,791
‫پلیس خوبیه

1063
01:00:02,875 --> 01:00:05,166
‫خودم آموزش دادم بابا

1064
01:00:05,250 --> 01:00:07,875
‫اون موقعی که گشت می‌رفتم باهام می‌اومد

1065
01:00:08,000 --> 01:00:10,250
‫خب، بیلی هم ۳۰ سال همکارت بود

1066
01:00:10,375 --> 01:00:12,291
‫بدجور توی دردسر افتاده، تگرت

1067
01:00:12,916 --> 01:00:14,500
‫بیخیال، مرد

1068
01:00:14,541 --> 01:00:15,875
‫صبر کن ببینم

1069
01:00:17,000 --> 01:00:18,750
‫تو هم توی این کثافت‌کاری‌ها دستی داری؟

1070
01:00:20,041 --> 01:00:21,791
‫چطور می‌تونی همچین سؤالی ازم بپرسی؟

1071
01:00:22,875 --> 01:00:24,916
‫اونم بعد از دهه‌ها صمیمیت؟

1072
01:00:25,875 --> 01:00:29,666
‫- از من چی می‌خوای، اکسل؟
‫- که دوباره پلیس باشی

1073
01:00:31,750 --> 01:00:33,875
‫گمشو از دفترم بیرون، یالا

1074
01:00:33,916 --> 01:00:36,166
‫برگرد همون دیترویت وامونده،
‫جایی که بهش تعلق داری!

1075
01:00:36,791 --> 01:00:37,625
‫ابوت!

1076
01:00:38,375 --> 01:00:41,750
‫خدا لعنتت کنه! بیا اینجا ببینم!
‫اینجا چه خبره؟

1077
01:00:41,875 --> 01:00:45,041
‫بورلی هیلز رو کردی سیوداد خوارس

1078
01:00:45,125 --> 01:00:47,500
‫واسه‌ش کمین کرده بودن.
‫انتظار داشتی چیکار کنم؟

1079
01:00:47,625 --> 01:00:49,666
‫تعلیقی. بدون حقوق

1080
01:00:49,750 --> 01:00:53,791
‫باید یه تحقیقات راجع‌به عملکردت
‫توی پروندۀ قتل کوپلند را بندازم

1081
01:00:53,875 --> 01:00:55,916
‫نشون و تفنگت رو تحویل بده. یالا!

1082
01:00:56,000 --> 01:00:58,750
‫گمونم شما نمی‌خوای پرونده حل بشه، نه رئیس؟

1083
01:00:59,750 --> 01:01:01,500
‫فقط می‌خوای رئیس بازی دربیاری

1084
01:01:09,666 --> 01:01:11,750
‫- چی گفت؟
‫- دیگه خودمونیم و خودمون

1085
01:01:12,875 --> 01:01:15,500
‫واقعاً نمی‌خوای بیخیال بشی؟

1086
01:01:15,541 --> 01:01:17,166
‫بعد از اتفاقی که افتاد؟

1087
01:01:17,250 --> 01:01:18,625
‫می‌دونم ترسناک بود

1088
01:01:18,666 --> 01:01:21,625
‫اما طبق تجربه‌ام، جین،
‫این یعنی داریم نزدیک می‌شیم

1089
01:01:21,666 --> 01:01:23,000
‫به چی نزدیک می‌شیم

1090
01:01:23,125 --> 01:01:25,416
‫من وکیلم، نه پلیس.
‫کارم تیراندازی نیست

1091
01:01:25,500 --> 01:01:29,125
‫هیچکس دیگه‌ای نیست که به داد موکلت برسه،
‫هیچکسی هم قرار نیست رزوود رو پیدا کنه

1092
01:01:29,250 --> 01:01:30,375
‫خودمونیم تنها

1093
01:01:30,416 --> 01:01:32,916
‫خب، تقریباً درسته جز درمورد من

1094
01:01:33,625 --> 01:01:35,625
‫ظاهراً الآن یکم وقت خالی دارم

1095
01:01:35,666 --> 01:01:37,750
‫- تعلیق شدی؟
‫- آره

1096
01:01:37,875 --> 01:01:40,500
‫- بذار حدس بزنم. اولین بارته؟
‫- بله

1097
01:01:40,541 --> 01:01:43,666
‫خب، تبریک می‌گم. من همیشه توی تعلیق،
‫بهترین عملکردم رو دارم

1098
01:01:43,750 --> 01:01:47,166
‫بله، واقعاً خوشحالم که اینجام.
‫حالا، بگو ببینم دیگه چی‌ها رو بهم نگفتی؟

1099
01:01:53,375 --> 01:01:54,166
‫دمنوش بابونه؟

1100
01:01:54,250 --> 01:01:55,625
‫ممنونم

1101
01:01:55,750 --> 01:01:56,875
‫حالت چطوره؟

1102
01:02:00,500 --> 01:02:02,750
‫آم... خوبم

1103
01:02:02,791 --> 01:02:05,041
‫چطور؟

1104
01:02:05,791 --> 01:02:08,041
‫روز سختی رو گذروندیم.
‫فقط می‌خوام بدونم حالت چطوره

1105
01:02:09,291 --> 01:02:12,125
‫هی! شکرها رو کجا می‌ذارید؟

1106
01:02:12,166 --> 01:02:13,250
‫برات میارم

1107
01:02:15,500 --> 01:02:17,041
‫خیلی‌خب، به یکی رو زدم و

1108
01:02:17,125 --> 01:02:20,541
‫فهمیدم اون خونه رو ماه آگوست،
‫تماماً نقد خریدن

1109
01:02:20,625 --> 01:02:23,166
‫جای شکر و همه‌چی رو می‌دونی، نه؟

1110
01:02:23,250 --> 01:02:25,000
‫خیلی راحتی اینجا

1111
01:02:25,041 --> 01:02:27,000
‫شایدم یکمی زیادی راحتی

1112
01:02:27,041 --> 01:02:28,250
‫کی خونه رو خریده؟

1113
01:02:28,291 --> 01:02:31,625
‫سپرده‌ای به اسم اوشن اکوئیتیز،
‫یه شرکت ال‌ال‌سی.

1114
01:02:31,750 --> 01:02:35,125
‫طی پنج سال گذشته،
‫خونه‌های لوکسی رو خرید و فروش کردن

1115
01:02:35,250 --> 01:02:37,500
‫حساب بانکی‌شون توی شعبۀ سنچری سیتی‌،

1116
01:02:37,625 --> 01:02:39,250
‫به اسم فینانسیرو کولیکانـه

1117
01:02:39,375 --> 01:02:42,666
‫کولیکان. خب، شک نکنید کارتله که اینجوری با
‫پول خرید و فروش مواد داره پولشویی می‌کنـه

1118
01:02:42,750 --> 01:02:45,000
‫چه ارتباطی به قتل کوپلند داره؟

1119
01:02:45,125 --> 01:02:46,125
‫اینجاشو نمی‌دونیم

1120
01:02:46,166 --> 01:02:49,666
‫کجاش مبهمه؟ رزوود می‌دونست
‫توی اون خونه یه خبرهایی هست

1121
01:02:49,750 --> 01:02:52,875
‫خونه بغلی رو برای فروش گذاشتن.
‫موقع تعقیب‌شون متوجه شدم

1122
01:02:52,916 --> 01:02:55,250
‫اگه تا اونجا بریم،
‫شاید بتونم دزدکی اونور برم

1123
01:02:55,375 --> 01:02:56,875
‫چقدر قانونی

1124
01:02:58,000 --> 01:02:59,875
‫خیلی‌خب.
‫خونه رو برای بازدید گذاشتن

1125
01:03:00,000 --> 01:03:01,416
‫فقط با قرار قبلی

1126
01:03:01,500 --> 01:03:04,000
‫فکر کنم یکی رو بشناسم
‫بتونه کارمون رو راه بندازه

1127
01:03:07,708 --> 01:03:09,041
‫آخول!
‫(اکسل)

1128
01:03:09,083 --> 01:03:10,541
‫سلام، سارج!

1129
01:03:11,541 --> 01:03:14,333
‫سلام! خوشحالم از...

1130
01:03:14,416 --> 01:03:16,541
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. کافیه

1131
01:03:16,666 --> 01:03:18,708
‫نگاه کن، ایشون جینـه.
‫جین رو یادت میاد؟

1132
01:03:19,291 --> 01:03:20,791
‫عمراً... اگه این جین باشه

1133
01:03:20,833 --> 01:03:22,291
‫جینـه

1134
01:03:22,333 --> 01:03:25,291
‫هزار ماشاءلله!
‫اصلاً منو یادت میاد؟

1135
01:03:25,916 --> 01:03:28,041
‫مگه میشه تو رو فراموش کرد، سرج؟

1136
01:03:28,666 --> 01:03:30,583
‫- ایشونم بابیـه
‫- کارآگاه ابوت

1137
01:03:30,666 --> 01:03:32,041
‫او، اِ... چی چی؟

1138
01:03:32,166 --> 01:03:33,666
‫کارآگاه ابوت

1139
01:03:33,708 --> 01:03:34,791
‫نبات؟

1140
01:03:35,708 --> 01:03:37,416
‫پهپاد؟ سمپاد؟

1141
01:03:37,541 --> 01:03:38,791
‫- ابوت
‫- ابوت

1142
01:03:38,833 --> 01:03:40,166
‫ابوت. ابوت. ابوت؟

1143
01:03:40,291 --> 01:03:42,583
‫ابوت. کارآگاه ابوت.
‫اَ... بوت

1144
01:03:44,166 --> 01:03:46,166
‫سرج...

1145
01:03:46,208 --> 01:03:47,666
‫چیه؟

1146
01:03:48,208 --> 01:03:49,916
‫هوم؟

1147
01:03:50,541 --> 01:03:51,416
‫ها...

1148
01:03:51,541 --> 01:03:54,041
‫هاضمه رو حسش می‌کنم

1149
01:03:54,916 --> 01:03:57,208
‫- چی چی رو حس می‌کنی؟
‫- هاضمۀ بین این دو نفر...

1150
01:03:57,291 --> 01:03:59,166
‫- حافظه؟
‫- کشش و گیرایی؟

1151
01:03:59,291 --> 01:04:01,333
‫آها! جاذبه!

1152
01:04:01,416 --> 01:04:04,291
‫- چند وقته با همدیگه‌اید؟
‫- نخیر، ما با هم نیستیم

1153
01:04:04,333 --> 01:04:05,333
‫قبلاً بودیم

1154
01:04:06,416 --> 01:04:11,416
‫وای، چقدر خوشحالم که
‫با آخول فولی توی یه مأموریت مخفی‌ام

1155
01:04:12,541 --> 01:04:17,083
‫آخول، این دو تا با هم چقدر گوگولی‌ان.
‫جذابیت می‌باره

1156
01:04:17,166 --> 01:04:19,791
‫شبیه یه جفت پنبه‌ان

1157
01:04:19,833 --> 01:04:20,708
‫یه جفت چی؟

1158
01:04:20,791 --> 01:04:22,041
‫یه جفت پنبه

1159
01:04:22,083 --> 01:04:24,208
‫
‫- نیمۀ گمشدۀ همدیگه‌ان

1160
01:04:24,291 --> 01:04:25,916
‫درست نیست خطابشون کنی

1161
01:04:26,041 --> 01:04:28,708
‫بهتره یه کلمه دیگه
‫جایگزین یه جفت پنبه گفتنت بکنی

1162
01:04:28,791 --> 01:04:30,291
‫نمیشه ملت رو پنبه خطاب کنی

1163
01:04:30,416 --> 01:04:32,291
‫حتی با این لهجه‌ات هم به فنا میری

1164
01:04:37,375 --> 01:04:39,208
‫خیلی ممنونم اجازه دادید
‫بدون نوبت بیایم

1165
01:04:39,250 --> 01:04:41,875
‫من جکلین و ایشونم همسرم، چد هستن

1166
01:04:41,958 --> 01:04:46,625
‫ایشون هم پدرخانم بسیار بسیار
‫فضایی ثروتمند و موفق هستن

1167
01:04:46,708 --> 01:04:50,208
‫سلام علیکم، بابایی

1168
01:04:50,250 --> 01:04:52,083
‫خب، دنبال چی هستید؟

1169
01:04:52,208 --> 01:04:56,083
‫می‌خوایم بهترین خونه رو
‫برای دخترم و شوهرشون پیدا کنیم

1170
01:04:56,791 --> 01:04:59,208
‫نمی‌خوام صحبت‌های خاله‌زنکی بکنم، اما...

1171
01:05:00,250 --> 01:05:01,583
‫جکی می‌خوای خودت بگو

1172
01:05:01,625 --> 01:05:03,708
‫- چیو؟
‫- که بارداری

1173
01:05:05,208 --> 01:05:08,333
‫- قراره پدربزرگ بشم!
‫- باباجونی آخول!

1174
01:05:08,458 --> 01:05:09,708
‫باباجون

1175
01:05:09,833 --> 01:05:13,083
‫- جونی که باحال‌تره
‫- ولی جون بهتره

1176
01:05:13,208 --> 01:05:16,958
‫خب، بچه‌ها نعمت‌ان واقعاً.
‫آره. ولی نه اونقدرهام.

1177
01:05:17,083 --> 01:05:19,125
‫بچۀ خودم که یه بی‌عرضۀ تموم‌عیاره

1178
01:05:19,208 --> 01:05:21,333
‫چهار سالش بیشتر نیست‌ها،
‫ولی مشخصه

1179
01:05:21,375 --> 01:05:22,958
‫آره، مشخصه

1180
01:05:23,083 --> 01:05:24,583
‫عینکیه و این داستان‌ها. بله.

1181
01:05:24,625 --> 01:05:26,458
‫می‌بینید چقدر لوکسه؟

1182
01:05:26,500 --> 01:05:28,833
‫خدای من، ستون‌هاش حرف ندارن

1183
01:05:29,458 --> 01:05:34,083
‫خیلی‌خب، هشت تا اتاق‌خواب داره،
‫ده تا سرویس بهداشتی، استخر، سونا...

1184
01:05:34,125 --> 01:05:35,833
‫- وایسا ببینم، چندتا اتاق خواب؟
‫- ده‌تا

1185
01:05:35,958 --> 01:05:38,500
‫- گمشو ببینم
‫- نه، نمی‌تونم! لازمه

1186
01:05:38,583 --> 01:05:41,208
‫چون وقتی مهمونی راه می‌اندازید،
‫باید اتاق واسه همه مهمونا داشته باشید

1187
01:05:41,333 --> 01:05:44,083
‫- عاشق مهمونی‌ام
‫- آخرین باری که خودت از این مهمونی‌ها رفتی کِی بود؟

1188
01:05:44,208 --> 01:05:45,750
‫- دیشب
‫- گمشو بابا

1189
01:05:45,833 --> 01:05:49,375
‫نه، نمی‌تونم.
‫چون خسته‌م، سونا لازمم

1190
01:05:49,458 --> 01:05:52,750
‫دسته‌جمعی باید بریم سونا.
‫بامزه میشه، نه؟

1191
01:05:52,833 --> 01:05:55,958
‫به نظرم این دوتا مرغ عشق رو ببر و
‫سونا رو نشون‌شون بده

1192
01:05:56,000 --> 01:05:58,000
‫منم میرم به بانکم زنگ بزنم

1193
01:05:58,083 --> 01:05:59,833
‫بعداً بهمون سر بزن

1194
01:06:35,833 --> 01:06:38,958
‫چقدر شما دوست‌داشتنی‌اید.
‫راستش یکمی بدم اومده

1195
01:06:39,000 --> 01:06:41,958
‫نه، خوشحالم براتون

1196
01:06:42,083 --> 01:06:45,333
‫من عاشق عشق و خوشبختی‌ام،
‫کلاً همۀ این مزخرفات

1197
01:06:45,458 --> 01:06:47,083
‫این خونه معرکه‌ست، نه؟

1198
01:06:47,208 --> 01:06:49,708
‫- آره
‫- آرزوی هر کسیه

1199
01:06:50,791 --> 01:06:51,791
‫من مجردم

1200
01:06:51,875 --> 01:06:54,250
‫- چی؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم. آره.

1201
01:06:54,375 --> 01:06:56,000
‫وای، بیاید این کمده رو نشونتون بدم

1202
01:07:25,250 --> 01:07:28,500
‫به نظرت آدم‌هایی که اینجا زندگی می‌کردن،
‫واقعاً از اینجا خوش‌شون می‌اومده؟

1203
01:07:28,541 --> 01:07:30,750
‫آره، به نظرم
‫پیش خودشون می‌گفتن:

1204
01:07:30,875 --> 01:07:32,375
‫«بیا خونه رو جالب نگه داریم.

1205
01:07:32,500 --> 01:07:34,250
‫یکمی قهوه‌ای اضافه کنیم،
‫یکمی هم خاکستری...

1206
01:07:34,375 --> 01:07:36,000
‫نقاشی‌ها و مجسمه‌های دورۀ باروک رو بیاریم،
‫باز قهوه‌ای خاکستری بزنیم.

1207
01:07:36,041 --> 01:07:37,500
‫شما هم اگه خوش‌تون نمیاد،

1208
01:07:37,541 --> 01:07:40,041
‫از درب قفقازی خونۀ لوکس‌مون رفع زحمت کنید.»

1209
01:07:40,416 --> 01:07:42,125
‫وای خدای من! با لهجه بلدی صحبت کنی

1210
01:07:43,125 --> 01:07:46,750
‫عذرخواهی می‌کنم. خانمم خیلی
‫به طراحی داخلی علاقمنده

1211
01:07:46,833 --> 01:07:47,708
‫خب، اشلی

1212
01:07:47,750 --> 01:07:49,458
‫خب، اکسل

1213
01:07:49,583 --> 01:07:51,208
‫صبر کن، وای خدا

1214
01:07:51,250 --> 01:07:52,833
‫اکسل؟ اشلی؟

1215
01:07:52,958 --> 01:07:54,875
‫با همدیگه می‌شیم «اکشلی»

1216
01:07:56,583 --> 01:07:58,083
‫می‌خواید این خونه رو بخرید؟

1217
01:07:58,208 --> 01:08:00,083
‫نه، این خونه به درد ما نمی‌خوره

1218
01:08:00,208 --> 01:08:02,458
‫نه، اینجا رو نمی‌خریم.
‫راستش خونۀ مزخرفیه

1219
01:08:02,500 --> 01:08:03,333
‫راه بیفتید بریم

1220
01:08:03,458 --> 01:08:04,250
‫- باید بریم به چند جای دیگه سر بزنیم
‫- آره

1221
01:08:04,333 --> 01:08:05,958
‫- خیلی ممنونم
‫- منم از اینجا خوشم نمیاد

1222
01:08:06,083 --> 01:08:08,333
‫- سقفش قشنگه
‫- خونۀ چندشیـه

1223
01:08:08,875 --> 01:08:11,833
‫حالم ازش به‌هم می‌خوره.
‫نه، مشکلی نیست. آره.

1224
01:08:16,000 --> 01:08:17,125
‫الو، چی شده؟

1225
01:08:17,208 --> 01:08:20,083
‫یه مشکلی پیش اومده.
‫الآن فولی دور و بر خونه می‌پلکید.

1226
01:08:20,208 --> 01:08:23,083
‫لعنت بهش!
‫گفته بودم این یارو گیره

1227
01:08:23,208 --> 01:08:25,083
‫زنگ بزنم رفقای سینالوآیی‌مون؟

1228
01:08:25,208 --> 01:08:27,708
‫نه، دیگه نباید خونی ریخته بشه

1229
01:08:27,833 --> 01:08:30,083
‫باید اون کارت حافظۀ رو پیدا کنیم

1230
01:08:30,208 --> 01:08:32,625
‫خودم حلش می‌کنم

1231
01:08:34,208 --> 01:08:37,125
‫یکی از مسیریاب‌های سیاه
‫زیر برزنت مخفی شده بود

1232
01:08:37,583 --> 01:08:40,958
‫تغییر رنگش بخاطر
‫سرشاخ شدنش با ماشین کوپلنده

1233
01:08:43,000 --> 01:08:44,083
‫اینم پیدا کردم

1234
01:08:45,875 --> 01:08:47,208
‫می‌دونم این‌ چیه

1235
01:08:47,333 --> 01:08:49,708
‫ارتش با این‌ها
‫پیام‌رسانی سلولی رو مختل می‌کنه

1236
01:08:49,833 --> 01:08:51,250
‫تا نتونن بمبی رو منفجر کنن

1237
01:08:51,333 --> 01:08:52,750
‫یا از کسی کمک بگیرن

1238
01:08:54,333 --> 01:08:56,708
‫- موکلت راست گفته
‫- خب، تموم شد پس

1239
01:08:56,833 --> 01:08:57,750
‫کارمون تمومه

1240
01:08:57,833 --> 01:09:00,708
‫برای تو تمومه، نه من.
‫من هنوزم باید برگردم پیش تگرت.

1241
01:09:00,750 --> 01:09:01,958
‫با چی برگردی پیش تگرت؟

1242
01:09:02,083 --> 01:09:04,500
‫چندتا معاملۀ املاک و
‫تغییر رنگ؟

1243
01:09:04,583 --> 01:09:06,958
‫ببینید، گرنت تا حالا بو برده
‫که ما رفته بودیم عمارت

1244
01:09:07,000 --> 01:09:08,500
‫پس حتماً ماشین رو بردن

1245
01:09:08,583 --> 01:09:11,208
‫بخوایم گرنت رو کله‌پا کنیم،
‫باید کارت حافظه رو پیدا کنیم

1246
01:09:11,250 --> 01:09:13,000
‫تنها کسی هم که می‌دونه
‫کارت حافظه کجاست، بیلیـه

1247
01:09:13,083 --> 01:09:15,083
‫هدف من گرنت نبود

1248
01:09:15,208 --> 01:09:16,833
‫قرار نیست بیفتم دنبال یه آدمکش

1249
01:09:16,875 --> 01:09:20,708
‫من پیگیر شک عقلانی بابت پروندۀ سم بودم،
‫که حالا مدرک پیدا کردم

1250
01:09:21,833 --> 01:09:25,708
‫خب، عموی سم چی؟
‫اسمش چی بود؟ چالینو؟

1251
01:09:25,833 --> 01:09:28,583
‫آره، چالینو. شاید باهامون صحبت کنه

1252
01:09:28,625 --> 01:09:31,375
‫چون گرنت سعی داره
‫برای برادرزاده‌ش پاپوش درست کنه

1253
01:09:31,458 --> 01:09:33,833
‫می‌فهمید چی می‌گید؟

1254
01:09:33,958 --> 01:09:37,125
‫من تعلیق میشم.
‫ نه اختیاری دارید و نه کسی پشت‌تونه

1255
01:09:37,208 --> 01:09:38,458
‫وقتشه با قانون پیش بریم

1256
01:09:38,583 --> 01:09:40,750
‫چرت نگو. باید با این چالینو
‫صحبت کنیم،

1257
01:09:40,833 --> 01:09:44,375
‫بعدش رُزوود رو پیدا کنیم.
‫باید یه حرکتی بزنیم

1258
01:09:44,458 --> 01:09:45,750
‫چقدر من احمقم

1259
01:09:45,833 --> 01:09:47,125
‫مسئله من نبودم

1260
01:09:47,208 --> 01:09:49,208
‫اصلاً بخاطر پروندۀ من هم نبود.
‫موضوع خودت بودی

1261
01:09:49,333 --> 01:09:52,208
‫هی، من پا شدم اومدم اینجا،
‫بخاطر اینکه نگران تو بودم

1262
01:09:52,333 --> 01:09:55,083
‫تو واسه هیجانش اومدی.
‫کار همیشگیتـه.

1263
01:09:55,125 --> 01:09:58,000
‫از راه می‌رسی و
‫سعی می‌کنی قهرمان بازی دربیاری

1264
01:09:58,083 --> 01:09:59,708
اکسل فولیِ قدیمی

1265
01:09:59,750 --> 01:10:02,583
ببین، من می‌خواستم نقش مهم‌تری
تو زندگیت داشته باشه

1266
01:10:02,708 --> 01:10:04,125
واقعاً میگم و سعی‌ام رو هم کردم

1267
01:10:04,208 --> 01:10:06,458
چطوری سعی کردی؟ -
تو منو پَس زدی -

1268
01:10:06,500 --> 01:10:11,125
.و تو هم همیشه بیخیال شدی
.نجنگیدی. من دخترت‌ام

1269
01:10:11,208 --> 01:10:14,208
تنها چیزی که تاحالا براش جنگیدی شُغلتـه

1270
01:10:24,500 --> 01:10:27,333
...ببین، مشخصاً، من تاحالا پدر نبودم ولی

1271
01:10:27,375 --> 01:10:29,666
پس یعنی هرچی می‌خوای بگی بی‌اهمیتـه

1272
01:10:30,375 --> 01:10:32,708
می‌تونم اینو بگم که وقتی بچه بودم و

1273
01:10:32,750 --> 01:10:35,583
بابام من و خانواده‌ام رو
،از بورلی ‌هیلز بُرد شیکاگو

1274
01:10:35,708 --> 01:10:38,333
حسابی از دستش عصبانی بودم

1275
01:10:38,958 --> 01:10:41,958
تو هم تو بورلی هیلز بزرگ شدی؟ -
از لحاظ فنی. آره -

1276
01:10:42,958 --> 01:10:46,500
چیـه؟ -
خیلی‌خب. حالا همه‌چی داره مشخص میشه -

1277
01:10:46,583 --> 01:10:47,583
بابیِ اهلِ بورلی هیلز

1278
01:10:47,625 --> 01:10:51,250
ببین، نمی‌دونم چرا به‌نظر
دخترت اینقدر ازت متنفره ولی

1279
01:10:51,333 --> 01:10:54,375
می‌تونم بهت بگم چرا از بابای
خودم متنفر بودم. چون خودخواه بود

1280
01:10:54,458 --> 01:10:56,458
‫ما رو آورد اینجا.
‫ما اصلاً دلمون نمی‌خواست بیایم

1281
01:10:56,500 --> 01:10:59,500
همون سال هم مامانم رو ترک کرد

1282
01:10:59,958 --> 01:11:03,208
و تا همین اواخر نفهمیده بود که
،این کارش چه آسیبی به ما زده بود

1283
01:11:03,250 --> 01:11:06,958
،یه چند سال پیش. زنگ زد بهم
گفت می‌تونه بیاد دیدنم یا نه

1284
01:11:07,000 --> 01:11:10,083
توی چشمام نگاه کرد و معذرت خواهی کرد

1285
01:11:11,333 --> 01:11:12,333
این کارش خیلی باارزش بود

1286
01:11:13,208 --> 01:11:16,250
من به هیچکس معذرت خواهی بدهکار نیستم، خب؟

1287
01:11:16,333 --> 01:11:18,208
جین بود که من رو از زندگیش بیرون کرد

1288
01:11:18,250 --> 01:11:20,208
من که این کارو نکردم

1289
01:11:23,583 --> 01:11:25,833
با یکی که اینجا کار می‌کنه صحبت کردم

1290
01:11:25,875 --> 01:11:28,958
گفت که اینجا پاتوقِ اصلیِ
دار و دستۀ چالینوئـه

1291
01:11:29,000 --> 01:11:31,250
پس، اینا حتماً مسلح‌‌ان

1292
01:11:32,083 --> 01:11:33,083
استرس داری؟

1293
01:11:33,958 --> 01:11:35,833
معلومـه. ببین، حالم خوبه ها

1294
01:11:35,833 --> 01:11:37,791
ولی به‌نظرم خیلی هم خوبه که وقتی داری

1295
01:11:37,833 --> 01:11:40,375
وارد یه کافه میشی که همه توش مسلح‌ان
یکم استرس داشته باشی

1296
01:11:49,583 --> 01:11:50,958
تو اصلاً استرس نداری؟

1297
01:11:51,083 --> 01:11:52,500
بابی، من اهلِ دیترویت‌ام

1298
01:11:52,583 --> 01:11:55,458
برای من مثل رفتن به رستورانِ
بوفالو وایلد وینگز» می‌مونه»

1299
01:12:02,250 --> 01:12:04,625
اصلاً مثل رستوران بوفالو وایلد وینگز نیست

1300
01:12:10,791 --> 01:12:12,291
چی میل دارید براتون بیارم؟ -
دوتا نوشیدنی -

1301
01:12:19,333 --> 01:12:20,500
اون چالینوئـه؟

1302
01:12:23,791 --> 01:12:24,791
چی؟

1303
01:12:24,833 --> 01:12:26,250
باید قدردانی‌مون رو نشونش بدیم

1304
01:12:26,291 --> 01:12:27,541
نه -
آره -

1305
01:12:27,583 --> 01:12:29,541
!نه، نه. نه، نه. نکن! نکن -
!آفرین -

1306
01:12:32,083 --> 01:12:35,958
!چالینو! چالینو! خدای من

1307
01:12:36,041 --> 01:12:40,083
این بهترین ورژن از آهنگی بود که
اصلاً تاحالا نشنیدمش

1308
01:12:40,166 --> 01:12:41,666
صدات بهشتیـه، پسر

1309
01:12:41,708 --> 01:12:43,416
باید این صدات رو با دنیا به اشتراک بذاری

1310
01:12:43,416 --> 01:12:46,666
هی، واقعاً دوست داری سربه‌سر من بذاری، پسر؟

1311
01:12:46,708 --> 01:12:48,125
...چرا چرت میگی؟ با خودت چی فکر

1312
01:12:48,166 --> 01:12:52,041
اینجاییم چون می‌دونیم برای
برادرزاده‌ات، سَم، پاپوش دوختن

1313
01:12:52,083 --> 01:12:54,458
قراره برای قتلی که مرتکب نشده
تا آخر عمر بیفته زندان

1314
01:12:54,458 --> 01:12:57,208
.خب؟ واسه همین یه پیشنهاد برات داریم
.می‌تونیم کمک کنیم برادرزاده‌ات آزاد بشه

1315
01:12:57,291 --> 01:12:59,916
عالیـه، توله‌سگ. پیشنهادت رو قبول می‌کنم

1316
01:12:59,958 --> 01:13:03,041
حالا برگردید و گورتون رو گُم کنید

1317
01:13:03,083 --> 01:13:05,000
خیلی‌خب، ولی باید کمک کنی
گرنت رو بندازیم هلفدونی

1318
01:13:05,041 --> 01:13:06,833
!اوه

1319
01:13:06,833 --> 01:13:08,791
شنیدید چی گفت؟
حالا فهمیدید منظورم چیـه؟

1320
01:13:08,791 --> 01:13:11,291
اینا پُلیس‌ان، خب؟

1321
01:13:11,333 --> 01:13:13,666
باورتون میشه بلند شدن اومدن اینجا و

1322
01:13:13,791 --> 01:13:17,916
جوری رفتار می‌کنن انگار ما با هم رفیق‌ایم؟

1323
01:13:17,958 --> 01:13:19,041
ها؟

1324
01:13:19,666 --> 01:13:22,333
یه دلیل خوب بده که چرا باید بهت اعتماد کنم

1325
01:13:22,416 --> 01:13:23,791
هی، هی، هی، هی

1326
01:13:23,833 --> 01:13:25,458
دخترِ من وکیلِ برادرزاده‌اتـه

1327
01:13:26,541 --> 01:13:28,041
سعی کردن دختر من رو هم از سر راه بردارن

1328
01:13:28,083 --> 01:13:31,541
وکیل اهل بورلی هیلز دختر توئـه؟ -
آره. نزدیک بود بکُشنش -

1329
01:13:31,666 --> 01:13:34,208
.واسه همینه دنبال گرنت‌ام
.می‌خوام بندازمش زندان

1330
01:13:34,250 --> 01:13:36,916
گرنت رو که بگیریم، سَم هم آزاد میشه

1331
01:13:36,916 --> 01:13:38,041
همه می‌بَریم

1332
01:13:38,666 --> 01:13:41,041
.امروز روزِ شانستـه
.بیا اینجا. می‌خوام باهات صحبت کنم

1333
01:13:41,083 --> 01:13:45,291
!خیلی‌خب! وقتشه از اینجا برید
اینجا کافه منـه

1334
01:13:46,916 --> 01:13:48,416
خب، قضیۀ گرنت چیـه؟

1335
01:13:48,458 --> 01:13:52,666
گرنت. گرنت رئیس اصلیه‌ست، توله‌سگ

1336
01:13:52,708 --> 01:13:54,416
رئیس اصلیه، خب؟

1337
01:13:54,458 --> 01:13:56,708
،پلیس‌های فاسد واسه اون کار می‌کنن

1338
01:13:56,791 --> 01:13:59,583
از منافع کارتل محافظت می‌کنن. هیس

1339
01:13:59,666 --> 01:14:03,541
.مواد. منافع کارتل تو فروش مواده
.خودتم مواد فروشی

1340
01:14:03,583 --> 01:14:06,916
من بیشتر از یه مواد فروشِ ساده‌ام، خب؟
من رو محدود نکن

1341
01:14:07,041 --> 01:14:09,208
من لایه‌لایه و پیچیده‌ام

1342
01:14:09,291 --> 01:14:11,541
خیلی‌خب، آروم باش، می‌بینیم که لایه‌لایه‌ای

1343
01:14:11,583 --> 01:14:14,291
مثلِ یه پیازِ خوشگل -
هوم. با اکلیل -

1344
01:14:15,791 --> 01:14:16,791
خوانندۀ خوبی هم هستی

1345
01:14:19,041 --> 01:14:20,625
میگم، چرا گرنت کوپلند رو کُشت؟

1346
01:14:21,416 --> 01:14:23,083
می‌خواست اعتراف کنه

1347
01:14:23,791 --> 01:14:27,833
تازه، شنیدم با یه بازرس خصوصیِ
سفیدپوست هم صحبت می‌کرده

1348
01:14:27,916 --> 01:14:28,916
رزوود

1349
01:14:31,958 --> 01:14:33,000
چی به سرِ اون یارو اومده؟

1350
01:14:33,041 --> 01:14:35,208
بازرس خصوصی؟

1351
01:14:36,791 --> 01:14:39,541
موقعِ سرک کشیدن تو قسمتِ
شرقیِ بندرگاه گرفتنش

1352
01:14:39,666 --> 01:14:42,958
جایی که مواد رو وارد می‌کنن

1353
01:14:43,041 --> 01:14:46,166
...و... بیاید نزدیک، بیاید نزدیک

1354
01:14:49,708 --> 01:14:51,291
بیشتر از این نمیگم

1355
01:14:52,791 --> 01:14:55,000
باید بریم بندرگاه -
،آره، اگه جای شما بودم عجله می‌کردم -

1356
01:14:55,041 --> 01:14:57,208
چون آخرین محموله امشب ارسال میشه

1357
01:14:57,291 --> 01:14:59,291
چون اخیراً پلیس‌ها زیادی سرک می‌کشن

1358
01:14:59,958 --> 01:15:00,916
ممنون بابت اطلاعات

1359
01:15:00,958 --> 01:15:03,083
...قربونت. ولی هی، هی، هی

1360
01:15:03,166 --> 01:15:04,041
یه چیز دیگه

1361
01:15:04,083 --> 01:15:05,666
،اگه من رو دور بزنید

1362
01:15:05,708 --> 01:15:08,666
میگم رفیق‌هام بیان سراغ‌تون

1363
01:15:08,708 --> 01:15:10,666
مخصوصاً تو

1364
01:15:10,791 --> 01:15:12,416
باور کن دلت نمی‌خواد اینجوری بشه

1365
01:15:13,166 --> 01:15:14,166
موفق باشید

1366
01:15:17,000 --> 01:15:19,166
خیلی‌خب. یادته اون روز می‌گفتی که

1367
01:15:19,208 --> 01:15:22,083
در مورد احساسات‌تون صادق باشید؟

1368
01:15:22,208 --> 01:15:23,083
آره

1369
01:15:23,125 --> 01:15:24,791
می‌خوام الآن همین کار رو بکنی

1370
01:15:24,833 --> 01:15:25,625
خیلی‌خب

1371
01:15:25,708 --> 01:15:28,875
،وقتی اسحله گذاشته بود رو سرت
ترسیدی؟

1372
01:15:28,958 --> 01:15:30,750
چون یه صدایی شنیدم

1373
01:15:30,833 --> 01:15:33,708
اول یه صدایِ فِرت کوچولو اومد و
بعدشم قیافه‌ات یه جوری شد و

1374
01:15:33,833 --> 01:15:34,625
...بعدشم به

1375
01:15:34,708 --> 01:15:36,583
!دست‌ها بالا! دست‌ها بالا

1376
01:15:36,625 --> 01:15:37,833
!دست‌هاتون رو ببینم

1377
01:15:37,875 --> 01:15:39,708
هی، یعنی چی؟ -
!دست‌هاتون رو بذارید رو ماشین! الآن -

1378
01:15:39,833 --> 01:15:41,375
!خیلی‌خب. خیلی‌خب

1379
01:15:48,583 --> 01:15:49,583
این چیـه؟

1380
01:15:54,833 --> 01:15:57,333
مأمور ابوت، این اصلاً خوب نیست

1381
01:15:57,458 --> 01:15:59,583
.پاپوشـه
...این یه پاپوشـه لعنتی. تو

1382
01:15:59,708 --> 01:16:01,791
...نه، نه، نه، نه. گوش کن

1383
01:16:03,250 --> 01:16:04,250
!واقعاً که

1384
01:16:15,750 --> 01:16:18,458
واقعاً ازت نااُمید شدم، اکسل

1385
01:16:18,583 --> 01:16:22,458
،ما قرار بود با مواد فروش‌ها بجنگیم
نه که خودمون هم بریم تو این کار

1386
01:16:22,500 --> 01:16:26,125
.خیلی فیلم می‌بینی، گرنت
.عمراً تو دادگاه همچین چیزی رو باور کنن

1387
01:16:27,833 --> 01:16:29,958
ولی تو لازم نیست باورش کنی، نه؟

1388
01:16:30,041 --> 01:16:32,125
ما رو همینجا تو بخش زندانی نگه می‌داری و

1389
01:16:32,166 --> 01:16:34,833
به چندتا از معاون‌ها پول میدی تا

1390
01:16:34,833 --> 01:16:37,958
ما رو بکشن و جنازه‌مون رو بندازن
زیر پُل و والسلام، درسته؟

1391
01:16:40,375 --> 01:16:41,833
می‌دونی، من و تو؟

1392
01:16:42,958 --> 01:16:45,833
بیشتر از اونچه که فکرش رو
بکنی شبیه هم هستیم

1393
01:16:45,875 --> 01:16:47,333
...ما دوتامون

1394
01:16:47,375 --> 01:16:50,708
هر کاری که بتونیم واسه
درست کردن اوضاع می‌کنیم

1395
01:16:50,750 --> 01:16:52,458
هی، می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم

1396
01:16:52,500 --> 01:16:55,083
تا حالا شده به چیزایی که
از دهنت میاد بیرون گوش کنی؟

1397
01:16:55,125 --> 01:17:00,083
چنان چرت و پرتایی میگی که ژاپن
می‌تونه باهاشون برق یه مملکت رو تأمین کنه

1398
01:17:01,458 --> 01:17:03,875
هی، تا حالا موقع انجام وظیفه تیر خوردی؟

1399
01:17:03,958 --> 01:17:05,250
آره، تیر خوردم

1400
01:17:05,333 --> 01:17:07,000
بذار یه چیزی نشونت بدم

1401
01:17:09,750 --> 01:17:12,333
نزدیک بود استخون نازک‌نی‌ام رو بشکنه

1402
01:17:12,458 --> 01:17:14,500
فکر می‌کردم دیگه نمی‌تونم راه برم

1403
01:17:14,583 --> 01:17:16,833
و می‌دونی در عوضش چی گرفتم؟

1404
01:17:16,958 --> 01:17:19,708
تشویقم کردن و بهم روبان دادن

1405
01:17:20,333 --> 01:17:21,375
یه روبان

1406
01:17:21,458 --> 01:17:23,750
فکر می‌کنی کارتل بهت چی میده؟

1407
01:17:23,833 --> 01:17:26,375
طرح بازنشستگی و
یه اقامتگاه تفریحی تو بوکا؟

1408
01:17:26,416 --> 01:17:30,166
من حتی نمی‌تونم پولِ زندگی کردن
تو شهری که توش تیر خوردم رو بدم

1409
01:17:30,208 --> 01:17:32,250
این کجاش عدالتـه؟

1410
01:17:32,250 --> 01:17:34,333
من وقتی تیر خوردم بهم روبان ندادن

1411
01:17:34,958 --> 01:17:37,083
چه‌جور روبانی بود؟

1412
01:17:37,208 --> 01:17:39,083
من تحسینت می‌کنم، اکسل

1413
01:17:39,125 --> 01:17:42,208
،هنوز تو میدونی و با خلافکارها درگیر میشی

1414
01:17:42,333 --> 01:17:45,083
‫با اینکه خیلی جاها،
‫پلیس بودن برات گرون تموم شده

1415
01:17:48,333 --> 01:17:49,833
راستی، حالِ جین چطوره؟

1416
01:18:13,916 --> 01:18:14,916
بله؟

1417
01:18:14,958 --> 01:18:17,166
رئیس؟ رنی مینیک هستم، قربان

1418
01:18:17,208 --> 01:18:19,416
من و همکارم گشت نظارتیِ
آخر هفته رو بر عهده داریم

1419
01:18:19,458 --> 01:18:21,666
.خب، تبریک میگم
.خیلی بهتون افتخار می‌کنیم

1420
01:18:21,708 --> 01:18:23,666
جانی، یعنی چی؟

1421
01:18:23,708 --> 01:18:25,666
بیا اینجا کمک کن این گند رو تمیزش کنم

1422
01:18:25,791 --> 01:18:29,083
!الآن نه، مارین! محض رضای خدا
نمی‌بینی دارم ورزش می‌کنم؟

1423
01:18:29,166 --> 01:18:30,958
قربان، همه‌چی مرتبـه؟

1424
01:18:31,041 --> 01:18:33,416
.آره، مرتبـه
فقط هیچ‌وقت ازدواج نکنید، خب؟

1425
01:18:33,541 --> 01:18:35,916
چی می‌خواید؟ -
،خب، از اونجا که شاید خبر نداشتید

1426
01:18:36,041 --> 01:18:40,166
سروان گرنت فولی و کارآگاه ابوت رو به‌خاطر
در اختیار داشتنِ مواد بازداشت کرده

1427
01:18:40,208 --> 01:18:41,416
مواد؟

1428
01:18:41,541 --> 01:18:42,833
گرنت فولی رو گرفته؟

1429
01:18:42,916 --> 01:18:44,333
حتماً عقلت رو از دست دادی

1430
01:18:45,083 --> 01:18:46,083
خدای من

1431
01:19:01,458 --> 01:19:02,916
زیادی فیلم می‌بینی

1432
01:19:15,916 --> 01:19:17,041
کارآگاه ابوت

1433
01:19:18,166 --> 01:19:19,708
چه غلطی می‌کنی؟

1434
01:19:19,791 --> 01:19:21,458
گفتم که. امان از جوونی

1435
01:19:22,708 --> 01:19:24,583
وایسا، داریم چیکار می‌کنیم؟

1436
01:19:24,666 --> 01:19:26,416
هیس. بیا

1437
01:19:46,541 --> 01:19:47,916
از این طرف

1438
01:19:53,541 --> 01:19:54,791
توی سلول ام۲۰ان

1439
01:20:00,916 --> 01:20:03,041
می‌خوای وایسی آسانسور بیاد پایین؟ -
!لعنتی، فرار کردن -

1440
01:20:03,041 --> 01:20:04,250
!همه درها رو ببندید

1441
01:20:04,291 --> 01:20:05,291
!زنگ بزنید پشتیبانی بیاد -

1442
01:20:08,541 --> 01:20:09,583
!هی -
چیـه؟ -

1443
01:20:11,791 --> 01:20:13,166
چی؟ کجا میری؟

1444
01:20:13,291 --> 01:20:14,291
فقط دنبالم بیا

1445
01:20:19,583 --> 01:20:21,916
وایسا. وایسا. وایسا، وایسا، وایسا -
!یالا -

1446
01:20:21,958 --> 01:20:25,291
نه. چرا داریم میریم سمت پُشت‌بوم؟
اصلاً منطقی نیست

1447
01:20:25,333 --> 01:20:27,291
چون این رو پُشت‌بومـه

1448
01:20:27,416 --> 01:20:30,083
نه. نه، از این خبرها نیست

1449
01:20:30,166 --> 01:20:32,416
من نمی‌تونم. این ایدۀ خوبی نیست

1450
01:20:32,541 --> 01:20:35,583
،به‌نظرم الکی فاز منفی گرفتی
چون چند نفر می‌خوان ما رو بکشن، بابی، و

1451
01:20:35,583 --> 01:20:36,791
تو هم خلبانِ هلی‌کوپتری

1452
01:20:36,916 --> 01:20:38,958
و کاملاً مطمئنم اون یه هلی‌کوپتره

1453
01:20:39,041 --> 01:20:40,708
بریم؟

1454
01:20:45,458 --> 01:20:48,083
چه مرگته بابا؟
سوار شو دیگه

1455
01:20:52,166 --> 01:20:54,541
.همه‌جا رو بستیم
.راهِ خروج ندارن

1456
01:20:54,541 --> 01:20:56,541
پس هنوز تو ساختمون‌ان؟ -
بله، قربان -

1457
01:20:58,291 --> 01:21:01,666
چیکار می‌کنی؟ باید همین الآن راه بیفتیم -
خیلی‌خب. باشه -

1458
01:21:03,583 --> 01:21:05,166
،زود باش دیگه! لعنتی
هواپیمای مسافربری که نیست

1459
01:21:05,166 --> 01:21:06,916
!بریم! بریم

1460
01:21:06,958 --> 01:21:08,666
!مثل روندنِ دوچرخه می‌مونه

1461
01:21:08,666 --> 01:21:10,625
باید وقتی سوار میشی
قشنگ بدونی چطوری حرکت می‌کنه

1462
01:21:10,666 --> 01:21:13,041
.تو آموزش دیدی. از پسش بر میای
!دست بجنبون، پسر. باید بریم

1463
01:21:13,041 --> 01:21:15,291
.لطفاً، خفه‌خون بگیر
.دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم

1464
01:21:21,083 --> 01:21:22,291
اینو بده من

1465
01:21:22,416 --> 01:21:25,583
.همۀ واحدها، حواس‌تون جمع باشه
.اونا روی پُشت‌بوم هستن

1466
01:21:32,166 --> 01:21:34,541
!داره حرکت می‌کنه. برو، برو، برو! برو

1467
01:21:34,666 --> 01:21:36,583
پسر! فکر می‌کردم که
از این خلبان‌های درجه ‌یکی

1468
01:21:36,583 --> 01:21:39,958
،خلبان بودم. ولی همونطور که اشاره کردم
دیگه خلبان نیستم

1469
01:21:41,458 --> 01:21:42,458
مراقب باش

1470
01:21:43,666 --> 01:21:45,208
پسر، به‌نظر استرس داری -
خب دارم -

1471
01:21:45,208 --> 01:21:46,583
خب، چرا اینقدر استرس داری؟

1472
01:21:46,666 --> 01:21:50,041
دفعۀ قبل با هلی‌کوپتر سقوط کردم، خب؟
برام تروما شد. از اون موقع پرواز نکردم

1473
01:21:50,083 --> 01:21:53,166
واسه همین از آتش‌نشانیِ لس‌آنجلس اومدم بیرون -
...چی؟ وایسا -

1474
01:21:54,333 --> 01:21:55,333
!فرود بیا

1475
01:22:10,916 --> 01:22:14,166
با هلی‌کوپتر سقوط کردی اون‌وقت
الآن به من میگی؟

1476
01:22:14,208 --> 01:22:17,541
شرمنده، نمی‌دونستم نقشه اینه که
از روی پُشت‌بومِ ایستگاه پلیس

1477
01:22:17,666 --> 01:22:19,458
!یه هلی‌کوپتر بدُزدیدم

1478
01:22:19,541 --> 01:22:22,416
نمی‌دونستم اینقدر تو هلی‌کوپتر روندن داغونی 

1479
01:22:22,541 --> 01:22:24,250
وگرنۀ یه نقشۀ دیگه می‌کشیدم

1480
01:22:24,291 --> 01:22:25,666
!بهت گفتم که ایدۀ بدیـه

1481
01:22:31,791 --> 01:22:32,916
چیـه؟ -

1482
01:22:36,166 --> 01:22:39,958
.پایین‌تر از رادارهامون هستن
.باید از رو زمین تعقیب‌شون کنیم

1483
01:22:41,291 --> 01:22:42,333
دارن میرن سمت غرب

1484
01:22:44,458 --> 01:22:45,791
!اوه

1485
01:22:47,416 --> 01:22:49,750
چه غلطی می‌کنی؟ -
میشه دهنت رو ببندی؟ -

1486
01:22:49,791 --> 01:22:51,916
!خدای من -
!خفه شو -

1487
01:22:56,583 --> 01:22:58,708
اینا چیکار دارن میکنن؟

1488
01:23:00,458 --> 01:23:02,541
!بزن کنار! منظورم اینه، فرود بیا

1489
01:23:04,333 --> 01:23:05,333
!گرنتـه

1490
01:23:12,666 --> 01:23:14,416
!داره بهمون شلیک می‌کنه -

1491
01:23:15,916 --> 01:23:18,541
الآنه که از حال برم -
!نه. نه، از این خبرها نیست -

1492
01:23:18,583 --> 01:23:19,666
!هی! هی

1493
01:23:19,708 --> 01:23:21,041
!خدایا -
!هی -

1494
01:23:21,166 --> 01:23:23,541
پسر، چه غلطی می‌کنی؟ -
!همین الآن این هلی‌کوپتر رو ببر تو آسمون -

1495
01:23:23,541 --> 01:23:25,208
!اون تفنگت رو از تو صورتم جمع کن -
اگه همین الآن پرواز نکنی -

1496
01:23:25,208 --> 01:23:26,250
یه تیر خالی می‌کنم تو کله‌ات -

1497
01:23:26,291 --> 01:23:28,041
اول به تو شلیک می‌کنم بعد به خودم چون

1498
01:23:28,166 --> 01:23:29,916
دلم نمی‌خواد تو سقوطِ هلی‌کوپتر بمیرم

1499
01:23:30,791 --> 01:23:32,791
!هی، چه غلطی می‌کنی؟ هی

1500
01:23:39,333 --> 01:23:41,291
همۀ واحدها، حواس‌تون جمع باشه

1501
01:23:41,333 --> 01:23:43,458
دارن میرن سمت ایستگاه پلیس

1502
01:23:43,541 --> 01:23:45,041
می‌خوام فرود بیام

1503
01:23:45,083 --> 01:23:46,916
اینجا؟ -
آره -

1504
01:23:52,041 --> 01:23:53,291
!خدای من

1505
01:23:54,041 --> 01:23:59,166
!فولی! حتماً شوخیت گرفته
رفتی هلی‌کوپتر دُزدیدی؟

1506
01:24:07,458 --> 01:24:08,833
!گرنت

1507
01:24:11,166 --> 01:24:12,666
!گرنت اونجاست

1508
01:24:18,791 --> 01:24:19,791
!تیر زد بهمون

1509
01:24:20,416 --> 01:24:21,583
!خیلی‌خب، محکم بشین

1510
01:24:25,541 --> 01:24:27,416
!پروانۀ عقب رو از دست دادیم -
چی؟ -

1511
01:24:28,041 --> 01:24:30,541
!زد پروانۀ عقبم رو ترکوند -
همون یه‌دونه رو داشتی؟ -

1512
01:24:36,083 --> 01:24:38,666
میشه دو دقیقه دهنت رو ببندی؟ -

1513
01:24:38,791 --> 01:24:41,416
می‌خوام همینجوری فرود بیام -
چی؟ -

1514
01:24:41,458 --> 01:24:43,166
!یه فرود سخت

1515
01:24:49,500 --> 01:24:50,791
لطفاً الآن هیچی نگو

1516
01:24:51,416 --> 01:24:52,666
نه، خوب بود

1517
01:24:52,708 --> 01:24:54,916
کارِت... بهتر از من بود

1518
01:24:55,416 --> 01:24:56,666
البته نه خیلی

1519
01:24:57,916 --> 01:25:00,791
ولی خیلی بدتر از یه خلبان واقعی بود

1520
01:25:00,916 --> 01:25:02,583
یالا، باید بریم

1521
01:25:02,666 --> 01:25:04,666
،هی! ببخشید

1522
01:25:04,791 --> 01:25:06,916
اینجا چه خبره؟

1523
01:25:06,958 --> 01:25:08,708
اینجا یه ملک خصوصیـه

1524
01:25:08,791 --> 01:25:10,791
ما... یه مشکلی برامون پیش اومد

1525
01:25:10,916 --> 01:25:13,333
یکی هنوز تو هلی‌کوپتره

1526
01:25:13,416 --> 01:25:15,125
.آره، دلم می‌خواد کمک‌تون کنم
.جدی میگم

1527
01:25:15,166 --> 01:25:17,875
ولی من رو توی شرایط سختی قرار دادید

1528
01:25:17,916 --> 01:25:18,958
...از لحاظ قانونی منظورمـه. پس

1529
01:25:18,958 --> 01:25:21,083
!بیخیال این مزخرفات شو، پسر
یه نفر اون داخل داره می‌میره

1530
01:25:21,083 --> 01:25:22,291
!باید یه کاری بکنی، همین الآن

1531
01:25:22,333 --> 01:25:26,041
. باشه. خیلی‌خب
ببین، باید به وکیلم زنگ بزنم و

1532
01:25:26,083 --> 01:25:29,791
.پیش‌خدمتم این کار رو می‌کنه
.هی، دیویس! بیا اینجا. یالا

1533
01:25:29,833 --> 01:25:31,666
دیویس، نجات‌مون بده! کمک‌مون کن، دیویس -
یالا -

1534
01:25:31,791 --> 01:25:34,291
،یه پیرزن اون داخلـه
داخل هلی‌کوپتر گیر افتاده

1535
01:25:34,291 --> 01:25:35,291
قهرمان باش

1536
01:25:35,333 --> 01:25:36,416
نفست رو حبس کن. نفست رو حبس کن

1537
01:25:36,416 --> 01:25:37,791
خانم رو نجات بده. خانم رو نجات بده

1538
01:25:37,916 --> 01:25:41,333
هی! هی! بیخیال! چیکار می‌کنی؟

1539
01:25:41,958 --> 01:25:43,708
آره، ما باید از اینجا بریم بیرون

1540
01:25:45,458 --> 01:25:47,041
منتظر بمون. الآن یه ماشین جور می‌کنم

1541
01:25:47,083 --> 01:25:48,416
دزدی هم بکنیم، چرا که نه؟

1542
01:25:48,541 --> 01:25:51,041
هی، داداش! می‌خوام باهات صادق باشم

1543
01:25:51,166 --> 01:25:53,916
ما کارآگاهیم و باید خیلی سریع
یه ماشین ازت قرض بگیریم چون

1544
01:25:53,958 --> 01:25:56,541
وسط یه پرونده‌ایم و قضیه اضطراریـه

1545
01:25:56,583 --> 01:25:58,875
کارت شناسایی‌هاتون رو ببینم -
خب، راستش کارت شناسایی ندارم -

1546
01:25:58,916 --> 01:26:01,916
داستانش مفصلـه، سعی داشتن برامون پاپوش
درست کنن، ولی بیخیال، به داداشت کمک کن

1547
01:26:01,958 --> 01:26:04,041
.ببین، درکت می‌کنم
.واقعاً میگم، داداش. درکت می‌کنم

1548
01:26:04,083 --> 01:26:06,041
پس بهم یه ماشین قرض میدی؟ -
!معلومه که نه -

1549
01:26:06,666 --> 01:26:08,541
من ده ساله که اینجا کار می‌کنم، داداش، خب؟

1550
01:26:08,541 --> 01:26:10,291
می‌خوای چیکار کنم؟ ها؟

1551
01:26:10,416 --> 01:26:12,875
می‌خوای چون داداشیم بهت یه ماشین مجانی بدم؟

1552
01:26:12,916 --> 01:26:15,333
.آره، از یه داداش به یه داداش دیگه
.داداشت تو دردسر افتاده. بدجوری گرفتاره

1553
01:26:15,333 --> 01:26:18,166
.آره، ولی شغلم رو از دست میدم
با این قضیه مشکلی نداری؟

1554
01:26:18,208 --> 01:26:20,083
اوکیه که من شغلم رو از دست بدم؟ -
آره، ما داداشیم! بیخیال -

1555
01:26:20,083 --> 01:26:23,916
.من سه‌تا بچه‌ها و یه سگ لابرادودل دارم
.ران پاش باید عمل شده. ۴۳ هزار دلاره

1556
01:26:23,958 --> 01:26:25,708
پولش رو باید با همین شغلم بدم

1557
01:26:25,708 --> 01:26:27,625
.بیخیال، داداش
.قضیه اورژانسیـه، داداش

1558
01:26:27,666 --> 01:26:29,833
.«ما داداشیم»
مگه با هم رفتیم پیک‌نیک، کاکاسیاه؟ ها؟

1559
01:26:29,833 --> 01:26:31,916
تو مرد خوبی هستی -
خودم می‌دونم -

1560
01:26:32,041 --> 01:26:34,625
.به خانواده و سگت اهمیت میدی
.ولی ما الآن بدجوری کمک لازم‌ایم

1561
01:26:34,666 --> 01:26:35,791
داداش، به داداشت کمک کن دیگه -
باشه -

1562
01:26:35,791 --> 01:26:37,333
خانم واینستین، حال‌تون چطوره؟

1563
01:26:37,333 --> 01:26:38,750
همونجا بذاریدش. الآن میام

1564
01:26:38,791 --> 01:26:39,583
!نه

1565
01:26:39,666 --> 01:26:41,125
واقعاً اینجوری رفتار می‌کنی؟ -
دیدی لحنم عوض شد؟ -

1566
01:26:41,166 --> 01:26:44,458
پس از اونایی که یهو لحنش با آدم عوض میشه؟ -
!سلام، از دیدن‌تون خوشحالم -

1567
01:26:45,916 --> 01:26:49,291
گفتی منتظر بمونم منظورت همین بود؟

1568
01:26:49,333 --> 01:26:51,833
خب، خیلی‌خب، کارآگاه ابوت

1569
01:27:00,333 --> 01:27:01,333
سلام، عمو جان

1570
01:27:01,916 --> 01:27:03,041
وقت داری حرف بزنیم؟

1571
01:27:03,791 --> 01:27:05,083
گرنت دستگیرشون کرده؟

1572
01:27:05,166 --> 01:27:06,958
آره، ولی فرار کردن

1573
01:27:08,291 --> 01:27:10,208
حکم جلب جفت‌شون رو گرفته ولی

1574
01:27:10,291 --> 01:27:12,583
نمی‌دونم گرنت کی رو با پول کشیده سمت خودش

1575
01:27:12,666 --> 01:27:14,958
هوم -
بیلی از اول در موردش درست می‌گفت -

1576
01:27:15,041 --> 01:27:16,250
باید به حرفش گوش می‌کردم -

1577
01:27:16,291 --> 01:27:18,833
بابات هنوز باهات تماس نگرفته؟

1578
01:27:22,708 --> 01:27:25,541
.چیزایی بهش گفتم که نباید می‌گفتم
.حرفای خوبی نزدم

1579
01:27:25,583 --> 01:27:30,833
بس کن. درسته نشون نمیده ولی
به تو بیشتر از هر چیزی اهمیت میده

1580
01:27:33,583 --> 01:27:35,791
اکسل هستم. پیغام بذارید

1581
01:27:35,916 --> 01:27:38,041
سلام، واقعاً باید باهات صحبت کنم

1582
01:27:38,541 --> 01:27:40,041
حرفایی زدم که نباید می‌زدم

1583
01:27:40,708 --> 01:27:42,791
فقط بهم زنگ بزن، قول میدم جواب بدم

1584
01:27:51,666 --> 01:27:52,666
راه بیفت

1585
01:27:53,916 --> 01:27:57,458
می‌دونی، رفیقت چالینو می‌تونست
موقعیت دقیق‌تری بهمون بده

1586
01:27:57,958 --> 01:28:01,541
به‌نظرت دروغ می‌گفت؟ -
نمی‌دونم. باید بازم بگردیم -

1587
01:28:05,958 --> 01:28:07,041
هی، اینا چی‌ان دیگه؟

1588
01:28:09,708 --> 01:28:10,708
پسر

1589
01:28:12,166 --> 01:28:14,250
اون همون کامیونیه که
از ساختمونِ کارتل اومد بیرون

1590
01:28:14,916 --> 01:28:17,291
اونا شبیه کارگرهای اتحادیه نیستن

1591
01:28:17,416 --> 01:28:19,291
اصلاً نیستن

1592
01:28:21,291 --> 01:28:23,791
هی، اون ماشین رزووده

1593
01:28:23,833 --> 01:28:27,041
...همون آبیه که
همونی ک یه چیزی انداختن روش. بیا

1594
01:29:04,041 --> 01:29:06,666
خیلی‌خب. بیا اینجا

1595
01:29:07,916 --> 01:29:08,916
آره، بیا اینجا

1596
01:29:09,791 --> 01:29:11,458
بهتون میگم کارت حافظه کجاست

1597
01:29:13,333 --> 01:29:14,666
...کارت حافظه رو

1598
01:29:16,541 --> 01:29:18,083
...تو یه جایی قایم کردم به اسم

1599
01:29:20,541 --> 01:29:22,083
«برید دنبال بازیتون»

1600
01:29:24,666 --> 01:29:28,541
چرا اینقدر لفتش دادی؟ -
رفته بودم تفریح. این موقعِ سال لس‌آنجلس خیلی قشنگه -

1601
01:29:28,666 --> 01:29:30,541
مه و دودی که از آتیش‌سوزی جنگل‌ها

1602
01:29:30,666 --> 01:29:32,541
شهر رو فرا می‌گیره واقعاً محسورکننده‌ست

1603
01:29:32,583 --> 01:29:34,583
منو نخندون

1604
01:29:34,583 --> 01:29:36,958
کارآگاه بابی ابوت -
هی. بیلی رزوود -

1605
01:29:37,041 --> 01:29:39,583
آره، می‌دونم. باید زود بریم

1606
01:29:40,083 --> 01:29:42,125
دیگه تقریباً آخرین کامیون رو هم بار زدن

1607
01:29:42,166 --> 01:29:43,541
...اوه

1608
01:29:45,666 --> 01:29:47,291
هیچوقت از آتیش‌بازی سیر نمیشم

1609
01:29:47,416 --> 01:29:50,291
بیلی رزوود. دلم برات تنگ شده بود، رفیق

1610
01:30:46,041 --> 01:30:47,791
اون کارت حافظۀ لعنتی رو کجا قایم کردی؟

1611
01:30:48,333 --> 01:30:50,666
.توی چاقویِ رمبو
.تو دفترم

1612
01:30:50,708 --> 01:30:51,916
باید به جین بگیم

1613
01:30:55,541 --> 01:30:56,416
جین

1614
01:30:56,458 --> 01:30:57,916
سلام، اکسل

1615
01:30:58,666 --> 01:31:00,291
گرنت؟ -
بله -

1616
01:31:00,416 --> 01:31:01,416
هی، دخترم کجاست؟

1617
01:31:01,458 --> 01:31:04,541
جین؟ جین. حالش خوبه

1618
01:31:04,583 --> 01:31:07,666
می‌دونی، اصلاً باهام راه نمیاد

1619
01:31:07,791 --> 01:31:11,083
هی، میگم نظرت چیه یه لطف بزرگ در حقم بکنی و

1620
01:31:11,166 --> 01:31:16,166
اون کارت حافظه و کامیون آخر رو قبل از اینکه
کاری بکنم که ازش پشیمون بشم بیاری پیشم؟

1621
01:31:16,291 --> 01:31:17,166
اون کجاست؟

1622
01:31:17,208 --> 01:31:20,916
ما تو انبار سانست پوینت تو
آلامدا هستیم

1623
01:31:20,958 --> 01:31:23,208
یه ساعت وقت داری

1624
01:31:23,958 --> 01:31:25,916
به کارتل بگو تا وقتی که

1625
01:31:26,041 --> 01:31:28,416
کارت حافظه رو نگرفتم نکُشن‌شون و
اینجا رو هم ببندن

1626
01:31:29,291 --> 01:31:31,583
هی. به افراد بگو از شر همه‌ چی خلاص شن

1627
01:31:35,666 --> 01:31:36,666
جین رو گرفته

1628
01:31:37,041 --> 01:31:38,291
می‌دونم گفتی هدیه نیاریم

1629
01:31:38,416 --> 01:31:41,541
چقدر قشنگه

1630
01:31:41,666 --> 01:31:43,291
پوشک

1631
01:31:43,833 --> 01:31:45,166
خیلی لطف کردید

1632
01:31:45,166 --> 01:31:47,708
ممنون از همگی. الو؟

1633
01:31:47,791 --> 01:31:49,041
سلام، جفری

1634
01:31:49,083 --> 01:31:51,583
فولی، لطفاً بگو دوباره دستگیر نشدی

1635
01:31:51,666 --> 01:31:54,291
دوبار، ولی فرار کردم -
شوخی می‌کنی دیگه، آره؟ -

1636
01:31:54,416 --> 01:31:58,041
.می‌خوام تلفن جین رو ردیابی کنی
.باید بفهمم کجاست

1637
01:31:58,166 --> 01:32:01,041
خیلی‌خب. مشخصه شوخی نمی‌کنی -
جفری. تو دردسر افتاده -

1638
01:32:01,708 --> 01:32:04,416
خیلی‌خب، خیابون بورلی کرست ۷۳۸

1639
01:32:04,458 --> 01:32:06,666
.دروغ گفت
.توی عمارت هستن

1640
01:32:06,708 --> 01:32:08,791
.گوشیش هنوز روشنـه
.چند وقتی هست جابجا نشده

1641
01:32:08,833 --> 01:32:10,166
خیلی‌خب، اگه جابجا شد خبرم کن

1642
01:32:10,291 --> 01:32:12,041
...باشه. باشه. اکسل

1643
01:32:12,708 --> 01:32:13,916
مراقب خودت باش

1644
01:32:13,958 --> 01:32:15,458
باشه. خیلی‌خب

1645
01:32:15,541 --> 01:32:17,583
.«مراقب خودت باش»
.بهم میگه مراقب خودت باش

1646
01:32:18,208 --> 01:32:20,166
شماها حال‌تون خوبه؟ همگی خوبید؟ -
من خوبم -

1647
01:32:20,791 --> 01:32:22,416
صندلی وسط کمربند نداره

1648
01:32:22,458 --> 01:32:24,791
‫کمربند می‌خوای چیکار!
‫لبۀ پرتگاهیـم الآن!

1649
01:32:27,041 --> 01:32:28,500
پشتیبانی لازم داریم

1650
01:32:28,541 --> 01:32:31,833
ما فراری‌هایی هستیم که
داریم یه ماشین پُر از مواد رو می‌رونیم

1651
01:32:31,916 --> 01:32:33,791
فکر نمی‌کنم ایدۀ خوبی باشه که
پشتیبانی خبر کنیم

1652
01:32:39,791 --> 01:32:41,208
چیکار می‌کنی؟

1653
01:32:46,291 --> 01:32:48,791
هی! چه غلطی می‌کنی؟

1654
01:32:49,416 --> 01:32:50,500
برای خودمون پشتیبانی جور می‌کنم

1655
01:32:52,416 --> 01:32:53,916
خدایا، دلم برات تنگ شده بود، اکسل

1656
01:33:09,583 --> 01:33:11,666
تا حالا موقع تعقیب و گریز
این سمت ماجرا نبودم

1657
01:33:12,416 --> 01:33:13,833
کم‌کم باهاش حال می‌کنی

1658
01:33:15,958 --> 01:33:18,541
هنوز نبردتت کافه  ؟

1659
01:33:18,583 --> 01:33:19,958
...نه، اصلاً نبردمش کافه... اون

1660
01:33:19,958 --> 01:33:22,166
قرار هم نیست ببرمش 

1661
01:33:22,208 --> 01:33:23,208
چرا نه؟

1662
01:33:26,166 --> 01:33:27,708
اون با دخترم دوسته

1663
01:33:29,083 --> 01:33:30,333
خیلی موذب‌کننده‌ست

1664
01:33:52,166 --> 01:33:54,416
تگرت بدجوری عصبانی میشه

1665
01:33:55,041 --> 01:33:56,916
نیروی پشتیبانی‌مون هم که از بین رفت

1666
01:33:57,708 --> 01:34:00,416
چقدر دیگه وقت داره؟ -
ده دقیقه -

1667
01:34:02,083 --> 01:34:03,250
نقشه چیـه، سروان؟

1668
01:34:04,958 --> 01:34:06,083
همه‌چی درست بشه؟

1669
01:34:06,125 --> 01:34:08,958
.چقدر باهوشی
.حتماً از بابات به ارث بردی

1670
01:34:09,583 --> 01:34:12,333
می‌دونی بزرگ‌ترین مشکلم با بابات چیـه؟

1671
01:34:12,375 --> 01:34:15,750
.این تمرکز دیوونه‌کننده‌اش
.دیگه داشت روانی‌ام می‌کرد

1672
01:34:16,250 --> 01:34:20,583
،اون خستگی‌ناپذیر بود. جالب اینه که
الآن بزرگ‌ترین مشکلت همینـه

1673
01:34:21,125 --> 01:34:22,458
موفق باشی

1674
01:34:22,500 --> 01:34:25,625
احتیاجی به آرزوی موفقیت تو ندارم، عزیزم

1675
01:34:26,208 --> 01:34:28,750
ببین، کل داستان رو من کنترل می‌کنم

1676
01:34:29,333 --> 01:34:35,750
انریکز، کوپلند، رزوود، فولی

1677
01:34:35,833 --> 01:34:38,333
فقط یه چیز دیگه مونده که داستان تکمیل شه

1678
01:34:38,375 --> 01:34:39,458
اونم تویی

1679
01:34:39,583 --> 01:34:43,583
ببین، وقتی مردم بشنون که بابات
توسط کارتل کُشته شده

1680
01:34:43,708 --> 01:34:46,208
،خیلی زود باور می‌کنن
،چون با خودشون میگن

1681
01:34:46,250 --> 01:34:48,958
اون مرتیکه اکسل فولی.»
«خدا می‌دونه تا الآن چطوری نکُشته بودنش

1682
01:34:49,000 --> 01:34:52,125
ولی دخترِ دسته‌گلش، جین ساندرز؟

1683
01:34:52,208 --> 01:34:56,208
به‌نظرت چه اتفاقی برای اون افتاده؟
شاید موقعی که داشته تو جاده

1684
01:34:56,333 --> 01:34:59,958
خیلی سریع میومده سمت اداره تا بفهمه
،چه بلایی سر باباش اومده

1685
01:35:00,083 --> 01:35:02,833
سرِ یه پیچ خیلی سریع پیچیده و

1686
01:35:02,875 --> 01:35:05,208
از دره پرت شده پایین و

1687
01:35:05,250 --> 01:35:09,083
این‌بار یدک‌کشی نبوده که
با کابلش ماشینش رو بگیره

1688
01:35:43,375 --> 01:35:44,458
موفق باشی

1689
01:35:45,333 --> 01:35:46,500
حواست بهش باشه

1690
01:35:57,333 --> 01:35:58,708
!طبقۀ بالا

1691
01:35:58,750 --> 01:36:00,083
!برو، برو! من پوششت میدم

1692
01:36:04,000 --> 01:36:05,083
!اسحله‌هاتون رو بندازید

1693
01:36:10,458 --> 01:36:13,875
لعنت بهت، فولی. دوباره شروع شد

1694
01:36:48,333 --> 01:36:49,625
!گلوله‌هاش تموم شد -

1695
01:36:54,500 --> 01:36:55,666
!یالا

1696
01:36:57,208 --> 01:36:58,333
!تگرت

1697
01:36:58,375 --> 01:37:00,375
!خدای من، بیلی! چقدر داغون شدی

1698
01:37:00,458 --> 01:37:02,833
ناسلامتی دو روزه دارن
شکنجه‌ام می‌کنن ها

1699
01:37:02,958 --> 01:37:05,083
بهونۀ تو چیـه؟ -
!بیا -

1700
01:37:05,208 --> 01:37:08,208
با این چیکار کنم الآن؟ -
!به آدم بدها شلیک کن -

1701
01:37:10,458 --> 01:37:13,958
لازم نیست الآن این کار رو بکنی ولی
بدم نمیاد وقتش که شد ازم معذرت خواهی کنی

1702
01:37:14,083 --> 01:37:15,750
خدای من، بیلی

1703
01:37:15,833 --> 01:37:18,375
همین الآن جونت رو نجات دادم و
چیزی نمونده به‌خاطر تو بمیرم

1704
01:37:18,458 --> 01:37:20,583
دوست دارم به زبون بیاری

1705
01:37:39,208 --> 01:37:40,666
می‌دونی چیـه؟

1706
01:37:42,583 --> 01:37:44,583
بیا با شمارۀ سه همه‌شون رو
آش و لاش کنیم

1707
01:37:44,625 --> 01:37:46,875
این نقشه‌ات دوتا مشکل داره، بیلی

1708
01:37:46,958 --> 01:37:50,583
.یک، تو یه روانی‌ای
.و دو، فکر نکنم بتونم بلند شم

1709
01:37:54,708 --> 01:37:56,208
!اسلحه‌هاتون رو بندازید

1710
01:37:56,250 --> 01:37:59,083
خدایا! بعضی چیزها هیچ‌وقت عوض نمیشن

1711
01:38:14,583 --> 01:38:16,583
!سیلوا! بیا اینجا

1712
01:39:13,000 --> 01:39:14,125
اون کجاست؟

1713
01:39:14,208 --> 01:39:17,250
اکسل فولی، عجب 
سگ‌جونی هستی، مگه نه؟

1714
01:39:17,333 --> 01:39:19,708
کاملاً قصدم تعریف بود

1715
01:39:22,583 --> 01:39:23,708
!جین

1716
01:39:23,750 --> 01:39:27,083
هی، چیکار داریم می‌کنیم، ها؟

1717
01:39:27,708 --> 01:39:29,833
دوتا پلیس پیرِ تنهاییم، مگه نه؟

1718
01:39:29,875 --> 01:39:32,625
می‌خوای چیکار کنیم؟
هم رو بکُشیم؟ تهش چی؟

1719
01:39:32,708 --> 01:39:33,708
تفنگت رو بذار زمین

1720
01:39:34,208 --> 01:39:35,208
باشه

1721
01:39:36,458 --> 01:39:37,958
می‌دونی، من خانواده‌ام رو از دست دادم

1722
01:39:39,333 --> 01:39:40,458
زنم طلاقم داد

1723
01:39:41,208 --> 01:39:43,750
.بچه‌هام اصلاً باهام صحبت نمی‌کنن
اون‌وقت برای چی؟

1724
01:39:43,833 --> 01:39:46,083
هیچ‌کس ذره‌ای به حرف‌هات اهمیت نمیده

1725
01:39:46,125 --> 01:39:47,833
!تو پلیس نیستی. یه مجرمی

1726
01:39:55,083 --> 01:39:56,583
!جین

1727
01:40:04,375 --> 01:40:05,750
!بابا

1728
01:40:18,625 --> 01:40:20,458
نه، نه، نه

1729
01:40:23,000 --> 01:40:24,458
حالت خوب میشه

1730
01:40:30,208 --> 01:40:32,000
باید قبل‌تر پُشتت در میومدم، بیلی

1731
01:40:33,375 --> 01:40:34,375
نه بابا؟

1732
01:40:41,458 --> 01:40:42,458
بیا بغلم

1733
01:40:43,000 --> 01:40:45,458
نه. خیلی‌خب. کافیـه، کافیـه

1734
01:40:45,500 --> 01:40:46,708
خیلی حساسی‌ ها

1735
01:40:46,750 --> 01:40:47,958
کمرم درد می‌کنه

1736
01:40:53,291 --> 01:40:54,000
اکسل

1737
01:40:57,083 --> 01:40:58,458
خانم، لطفاً

1738
01:40:58,583 --> 01:41:00,833
باید خودتون بیاید بیمارستان. خب؟

1739
01:41:10,125 --> 01:41:11,291
دوتا انتخاب برای ناهار داری

1740
01:41:11,333 --> 01:41:14,083
...میتلف و لقمه‌سوخاری یا

1741
01:41:14,833 --> 01:41:17,000
راستش، همینـه

1742
01:41:17,083 --> 01:41:19,833
لقمه‌سوخاری، منظورت
ذرت سوخاریه یا چیز دیگه؟

1743
01:41:20,458 --> 01:41:21,750
«فقط نوشته «لقمه‌سوخاری

1744
01:41:23,333 --> 01:41:24,958
هنوز فقط چند روز گذشته و

1745
01:41:25,000 --> 01:41:27,083
،با اینکه اثراتی از بهبودی ایشون دیدیم

1746
01:41:27,208 --> 01:41:28,958
با اینحال باید یه مدت دیگه اینجا بمونن

1747
01:41:29,083 --> 01:41:31,333
می‌تونم ببینمش؟ -
طبقۀ دوم -

1748
01:41:31,458 --> 01:41:33,708
خیلی ممنون

1749
01:41:43,166 --> 01:41:44,625
سلام، چی میل دارید؟

1750
01:41:44,750 --> 01:41:49,000
یه همبرگر و یکم سیب‌زمینی سرخ‌کرده و
یه شیک وانیلی لطفاً

1751
01:41:49,125 --> 01:41:50,666
باشه. ممنون

1752
01:41:50,708 --> 01:41:51,541
ممنون -
اوهوم -

1753
01:41:56,541 --> 01:41:57,666
...سلام

1754
01:41:57,708 --> 01:41:58,708
...سلام

1755
01:41:58,791 --> 01:42:00,541
...اوه -
...هوم -

1756
01:42:00,583 --> 01:42:03,083
چیزی سفارش بدم برات؟ -
نه مرسی -

1757
01:42:04,166 --> 01:42:05,166
حالت چطوره؟

1758
01:42:05,916 --> 01:42:08,958
عالی‌ام. اصلاً هم خون‌ریزی‌ای چیزی ندارم

1759
01:42:09,041 --> 01:42:11,083
پس حالم خوبـه

1760
01:42:11,166 --> 01:42:12,416
چی رو از دست دادم

1761
01:42:13,041 --> 01:42:15,708
سروان گرنت و پنج نفر دیگه مُرده‌ان

1762
01:42:15,708 --> 01:42:18,916
،سه‌تاشون توی بیمارستن هستن
تحت نظارت

1763
01:42:18,958 --> 01:42:20,166
موکلت چی؟

1764
01:42:20,208 --> 01:42:24,416
.کارت حافظه رو رسوندیم به قاضی
.بازپرس بخش تمام اتهامات رو برداشت

1765
01:42:25,791 --> 01:42:26,916
قابل نداشت

1766
01:42:28,708 --> 01:42:29,791
مطمئنی حالت خوبه؟

1767
01:42:29,916 --> 01:42:32,291
می‌دونی که باید برگردیم بیمارستان -
آره، من خوبم. خوبم -

1768
01:42:32,333 --> 01:42:35,708
.ببین، بذار یه چیزی بهت بگم
.حق با تو بود

1769
01:42:37,291 --> 01:42:39,416
وقتی گفتی یه والد همیشه یه والده و

1770
01:42:39,458 --> 01:42:41,583
یه بچه همیشه یه بچه‌ست

1771
01:42:41,666 --> 01:42:44,166
...واقعاً درست بود. و

1772
01:42:45,708 --> 01:42:47,291
من واقعاً تو این زمینه گند زدم و

1773
01:42:50,041 --> 01:42:51,041
معذرت می‌خوام

1774
01:42:54,041 --> 01:42:55,041
...خب

1775
01:42:56,583 --> 01:42:58,666
...می‌دونی، وقتی گفتی که

1776
01:43:00,541 --> 01:43:03,208
تو به همون اندازه‌ای پدر بودی
که من برات دختر بودم؟

1777
01:43:03,958 --> 01:43:06,291
تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم

1778
01:43:06,916 --> 01:43:09,708
و آره، این مسئولیت رو
دوشِ پدر و مادر هست ولی

1779
01:43:09,791 --> 01:43:11,708
منم الآن آدم بالغی‌ام

1780
01:43:14,833 --> 01:43:16,416
خب، یه فرصت دیگه بهم میدی؟

1781
01:43:18,208 --> 01:43:20,458
بیا یه قراری بذاریم. اول، بهتر شو

1782
01:43:21,166 --> 01:43:23,791
بعدش که بهتر شدی بهم زنگ بزن و
با هم صحبت می‌کنیم

1783
01:43:24,833 --> 01:43:27,208
و نمی‌دونم. شاید بیشتر موندی

1784
01:43:28,041 --> 01:43:30,916
همیشه میگی همه تو بورلی هیلز دوستت دارن

1785
01:43:30,958 --> 01:43:32,416
خیلی‌خب، معامله قبولـه

1786
01:43:33,041 --> 01:43:35,916
خیلی خیلی بهت افتخار می‌کنم، جین

1787
01:43:36,541 --> 01:43:37,541
واقعاً میگم

1788
01:43:40,916 --> 01:43:42,541
بیا برگردیم بیمارستان، بابا

1789
01:43:43,166 --> 01:43:47,916
.«خیلی‌خب، چقدر باحال. گفتی «بابا
!خوشم اومد. آره! خوشم اومد

1790
01:43:47,916 --> 01:43:49,583
حالا شد

1791
01:43:50,125 --> 01:43:53,875
«بابا». می‌دونی، «بابا»
فقط یه بخش از «بابایی» کمتره

1792
01:43:53,958 --> 01:43:55,500
نگاش کن. داری راه میری

1793
01:43:55,958 --> 01:43:58,666
می‌دونی که واسه اینکه با هم وقت بگذرونیم
لازم نبود تیر بخوری، درسته؟

1794
01:43:58,666 --> 01:44:01,416
.نه، ولی کمک کرد ها
اعتراف کن، نه؟

1795
01:44:02,916 --> 01:44:04,333
می‌دونی، اگه تیر نمی‌خوردم

1796
01:44:04,416 --> 01:44:08,208
الآن با هم درحال رد شدن از خیابون نبودیم

1797
01:44:08,291 --> 01:44:10,541
فقط قول بده دیگه ترکم نکنی

1798
01:44:12,125 --> 01:44:14,416
« چند روز بعد »

1799
01:44:20,583 --> 01:44:24,666
گروهبان، میشه یه سؤال شخصی ازت بپرسم؟

1800
01:44:25,291 --> 01:44:26,291
نه

1801
01:44:29,916 --> 01:44:32,541
برو بیرون. همین الآن پیاده شو. پیاده شو

1802
01:44:33,041 --> 01:44:34,541
!هی -
!هی -

1803
01:44:34,666 --> 01:44:36,166
!خدای من -
!اوه -

1804
01:44:36,291 --> 01:44:42,958
شما دوتا بدترین تیم نظارتی تاریخ هستید

1805
01:44:43,041 --> 01:44:44,666
در تمام ادوار -

1806
01:44:44,791 --> 01:44:47,958
تازه یه هفته شده. الآن باید تو بیمارستان
در حال استراحت باشی

1807
01:44:48,041 --> 01:44:49,916
آره، می‌دونم، و شما هم باید این بیرون
مراقب باشید که

1808
01:44:49,916 --> 01:44:51,833
از اونجا نزنم بیرون، درسته؟

1809
01:44:51,833 --> 01:44:54,583
جین گفت این کار رو بکنید، مگه نه؟ -
نگرانت بودیم -

1810
01:44:54,666 --> 01:44:56,125
نگران من نباشید. من خوبم

1811
01:44:56,166 --> 01:44:57,875
فقط می‌خواستم چند لحظه‌ای هم که شده
از اونجا بزنم بیرون

1812
01:44:57,916 --> 01:45:01,166
ببینید، اونجا پُر از آدم‌های پیرِ مریضـه

1813
01:45:01,291 --> 01:45:04,666
همه پُر از زخم هستن و سرفه می‌کنن و
ناله می‌کنن و از این چرت و پرت‌ها

1814
01:45:04,708 --> 01:45:06,416
اونجا راستِ کارِ خودتـه، تگرت

1815
01:45:06,416 --> 01:45:09,791
کاری به من نداشته باش، باشه؟ -
ببین، پسر. من فقط یه استیک خوب می‌خوام

1816
01:45:09,833 --> 01:45:10,666
دارم از گرسنگی می‌میرم -
نه -

1817
01:45:10,791 --> 01:45:12,416
منظورت چیـه که «نه»؟
الآن یه هفته‌ست که فقط دارم غذای بیمارستان

1818
01:45:12,416 --> 01:45:15,041
می‌خورم. غذای درست و حسابی می‌خوام -
اکسل. نه، عمراً -

1819
01:45:15,166 --> 01:45:17,916
.چی؟ واقعاً دنبال دردسر نیستم
.فقط یه استیک می‌خوام

1820
01:45:17,958 --> 01:45:19,916
.بزن بریم. یالا، پسر
.ببین، من رو که می‌شناسی

1821
01:45:19,958 --> 01:45:21,500
.من رو درک می‌کنی
.می‌دونی، واقعاً بهش احتیاج دارم، پسر

1822
01:45:21,541 --> 01:45:22,666
این کار رو نکن، بیلی

1823
01:45:22,708 --> 01:45:25,791
گروهبان. جفت‌مون می‌دونیم که
قراره این کار رو بکنم

1824
01:45:29,541 --> 01:45:30,583
بریم یه استیک بزنیم بر بدن

1825
01:45:30,666 --> 01:45:33,166
حالا شد -
مگه چند بار زندگی می‌کنیم؟ -

1826
01:45:33,291 --> 01:45:35,541
یالا، بریم -
کسی به جین چیزی نمیگه -

1827
01:45:35,666 --> 01:45:36,458
این یه دستوره -
نه -

1828
01:45:36,541 --> 01:45:38,041
معلومه که نه. نه -
یه کلمه هم به جین نمیگم -

1829
01:45:38,083 --> 01:45:40,916
فوق‌العاده میشه. بهم اعتماد کنید
