﻿1
00:00:41,280 --> 00:00:49,880
‫[می‌دونم خیلی‌ها توی دنیا قربانی
‫ اذیت و آزار  شدن]

2
00:00:51,160 --> 00:00:57,920
‫[این فیلم شاید آزاردهنده باشه، اگه لازم بود
‫ چشم‌هاتون رو ببندید و عمیق نفس بکشید]

3
00:00:58,000 --> 00:01:02,480
‫[این کار بارها به من کمک کرده]

4
00:01:05,400 --> 00:01:10,760
‫[حالا می‌خوام داستان خودم رو تعریف کنم]

5
00:01:13,840 --> 00:01:16,920
‫قصد دارم خودم رو مستند کنم.

6
00:01:19,400 --> 00:01:21,920
‫چیزی که حس می‌کنم و...

7
00:01:23,400 --> 00:01:28,000
‫نمی‌دونم بعدش چی می‌شه.

8
00:01:30,640 --> 00:01:33,840
‫ولی هفته آینده،

9
00:01:33,920 --> 00:01:38,400
‫بعد از ۱۰ مه، پنج روز قبل
‫از تولد ۲۸ سالگیم،

10
00:01:38,480 --> 00:01:41,720
‫همه چیز قراره تغییر کنه.

11
00:01:44,920 --> 00:01:51,560
‫یه فرصتی دارم تا حقیقت چیزی که
‫دو سال پیش برام اتفاق افتاد رو بگم.

12
00:01:51,640 --> 00:01:56,440
‫چیزی که به نظرم بهش بی‌توجهی شده.

13
00:02:01,520 --> 00:02:06,200
‫این می‌تونه یه تغییر بزرگ
‫توی زندگیم ایجاد کنه،

14
00:02:06,280 --> 00:02:11,840
‫و همین‌طور برای خیلی‌های دیگه.

15
00:02:14,040 --> 00:02:19,520
‫ازش مطمئن نیستم... می‌ترسم و نمی‌دونم
‫ می‌تونم این مسئولیت رو قبول کنم یا نه،

16
00:02:19,600 --> 00:02:22,720
‫ولی فقط می‌خوام حقیقت رو بگم.

17
00:02:34,480 --> 00:02:38,560
‫سلام خواهر بزرگه،
‫ حالت چطوره؟

18
00:02:38,640 --> 00:02:44,120
‫مامان گفت باید چیزی که اتفاق افتاده رو بگی.

19
00:02:44,200 --> 00:02:49,640
‫ولی بهت انگ می‌زنن.

20
00:02:49,720 --> 00:02:52,480
‫حتی اگه بخوای به‌عنوان خبرنگار ادامه بدی.

21
00:02:52,560 --> 00:02:58,320
‫مردم تو رو به چشم یه قربانی می‌بینن.

22
00:02:59,640 --> 00:03:04,080
‫واسه همین نمی‌خوام چهره‌ات رو نشون بدی.

23
00:03:13,840 --> 00:03:16,320
‫اون چیزی که اتفاق افتاده رو بگو.

24
00:03:16,400 --> 00:03:21,040
‫اون سال‌ها خبرنگار سیاسی بوده.

25
00:03:21,120 --> 00:03:27,440
‫دوستایی توی پلیس داره
‫ و به نخست‌وزیر آبه نزدیکه.

26
00:03:27,520 --> 00:03:29,760
‫این منو می‌ترسونه.

27
00:03:36,600 --> 00:03:41,840
‫- بدون مدرک، پرونده سختی خواهد بود.
‫ - منظورت از مدرک، مدرک دی‌ان‌ای هست؟

28
00:03:41,920 --> 00:03:47,240
‫- آره، حتی هیچ اثری از دخالت نیست.
‫- ولی دی‌ان‌ای روی لباسم

29
00:03:47,320 --> 00:03:52,480
‫این فقط ثابت می‌کنه که بهش دست زده، همین.

30
00:03:52,560 --> 00:03:56,640
‫اگه مدرک قوی نداشته باشی...

31
00:03:56,720 --> 00:04:01,440
‫آینده‌ات رو به خطر می‌ا‌ندازی، ایتوسان.

32
00:04:15,240 --> 00:04:20,240
‫- از اون شب چیزی یادم نمیاد.
‫ - از اتفاقی که افتاده آگاهی نداشتم.

33
00:04:26,240 --> 00:04:30,200
‫یادمه که توی اون خیابون رانندگی می‌کردم.

34
00:04:30,280 --> 00:04:33,480
‫اونجا شما دو نفر رو سوار کردم.

35
00:04:34,920 --> 00:04:40,240
‫می‌خواستید توی نزدیک‌ترین
‫ ایستگاه پیاده بشید.

36
00:04:40,320 --> 00:04:44,360
‫من گفتم ایستگاه مگورو نزدیک‌تره.

37
00:04:44,440 --> 00:04:50,280
‫ همون سمتی بود که هتل شیراتون بود.

38
00:04:50,360 --> 00:04:55,080
‫ولی وقتی به ایستگاه نزدیک شدیم،

39
00:04:55,160 --> 00:05:00,800
‫اون می‌خواست توی هتلش درباره
‫چیزی باهاتون صحبت کنه...

40
00:05:00,880 --> 00:05:04,760
‫و از من خواست که برسونمش اونجا.

41
00:05:04,840 --> 00:05:11,400
‫یه چیز محوی یادمه که شما گفتید:
‫ منو دم ایستگاه پیاده کن.

42
00:05:12,400 --> 00:05:16,960
‫نمی‌دونستم به حرف کی گوش بدم.

43
00:05:19,960 --> 00:05:24,600
‫واسه همین دوباره پرسیدم باید برم
‫هتل یا نه، و اون گفت آره.

44
00:05:24,680 --> 00:05:29,440
‫گمونم گفت:
‫هیچ کاری نمی‌کنم.

45
00:05:29,520 --> 00:05:31,840
‫فقط می‌خوام حرف بزنم.

46
00:05:33,120 --> 00:05:38,800
‫چند بار ازم خواستی که جلوی
‫ ایستگاه پیاده‌ات کنم؟

47
00:05:38,880 --> 00:05:44,040
‫- که بذاری برم خونه؟
‫- دو یا سه بار.

48
00:05:46,800 --> 00:05:52,480
‫وقتی به هتل رسیدیم، از ماشین پیاده نشدی.

49
00:05:52,560 --> 00:05:57,160
‫معمولا مسافرها سریع پیاده می‌شن.

50
00:05:57,680 --> 00:06:03,560
‫ولی شما همون جا نشسته بودی،
‫و من با خودم فکر کردم چی شده.

51
00:06:03,640 --> 00:06:09,360
‫بعد اون آقا تو رو برد بیرون.

52
00:07:29,760 --> 00:07:45,080
‫[خاطرات جعبه‌‌ی سیاه]

53
00:07:49,120 --> 00:07:54,000
‫[۲۹ مه ۲۰۱۷، امروز می‌خوام علنی حرف بزنم]

54
00:07:54,080 --> 00:08:00,320
‫[این تنها راه برای بازگشایی پرونده‌ام هست]

55
00:08:15,640 --> 00:08:20,400
‫اولش پلیس حاضر نشد گزارش من رو قبول کنه.

56
00:08:20,480 --> 00:08:25,520
‫گفتن قوانین موجود تحقیق در مورد
‫جرائم آزار و اذیت رو سخت می‌کنه.

57
00:08:25,600 --> 00:08:29,720
‫و این که یاماگوچی یه فرد عالی‌رتبه‌ست،

58
00:08:29,840 --> 00:08:33,960
‫رئیس سامانه سخن‌پراکنی توکیو توی واشنگتن.

59
00:08:34,040 --> 00:08:39,080
‫از اون اتفاق تا حالا به عنوان یه خبرنگار،
‫ تمرکزم بر کشف حقیقت بوده.

60
00:08:39,160 --> 00:08:41,880
‫هیچ راه دیگه‌ای نداشتم.

61
00:08:41,960 --> 00:08:49,360
‫اگه خودم رو فقط به‌ عنوان یه قربانی ببینم،
‫از نظر روحی فرو می‌پاشم.

62
00:08:49,440 --> 00:08:53,920
‫کار تنها راه برای محافظت از خودم بوده.

63
00:08:54,000 --> 00:08:58,400
‫آدم‌ها باید بفهمن اهانت به یک زن چقدر وحشتناکه...

64
00:08:58,480 --> 00:09:04,120
‫و چقدر عمیق زندگی یه نفر رو
‫ تحت تاثیر قرار می‌ده.

65
00:09:11,840 --> 00:09:17,440
‫وقتی قربانی شدم،

66
00:09:17,520 --> 00:09:22,240
‫فهمیدم که صدامون چقدر شنیده نمی‌شه.

67
00:09:22,320 --> 00:09:26,360
‫به‌ عنوان یه خبرنگار،
‫ باید این مسائل رو برجسته کنم.

68
00:09:27,280 --> 00:09:33,400
‫وقتی دیدم یاماگوچی از موضع
‫قدرتش حرف می‌زنه،

69
00:09:33,480 --> 00:09:36,120
‫احساس تنگی‌نفس داشتم.

70
00:09:36,200 --> 00:09:39,920
‫آزادی بیان توی این کشور چه معنی‌ای داره؟

71
00:09:40,000 --> 00:09:46,160
‫رسانه‌ها و قوانین ما واقعا از کی
‫محافظت می‌کنن؟

72
00:09:46,240 --> 00:09:51,600
‫نشون دادن چهره توی یه پرونده
‫اهانت به یک زن غیرمعموله.

73
00:09:51,680 --> 00:09:57,240
‫چرا تصمیم گرفتی چهره‌ات رو نشون بدی؟

74
00:09:58,400 --> 00:10:01,520
‫انتظاری که معمولا از قربانی می‌ره،

75
00:10:01,600 --> 00:10:07,480
‫اینه که باید غمگین و ضعیف باشه،
‫ قایم بشه و شرمنده باشه.

76
00:10:07,600 --> 00:10:12,760
‫این یه هنجاره که برام
‫سخت بود قبولش کنم.

77
00:10:12,840 --> 00:10:15,000
‫چیزی برای پنهان کردن ندارم.

78
00:10:15,080 --> 00:10:22,320
‫اگه من حرف نزنم، قانون تغییر نمی‌کنه.

79
00:10:22,400 --> 00:10:25,600
‫واسه همینه که جلو اومدم.

80
00:10:25,680 --> 00:10:32,440
‫فکر می‌کنی رابطه نزدیک یاماگوچی
‫ با نخست‌وزیر آبه تاثیری داشته؟

81
00:10:33,040 --> 00:10:39,920
‫فکر می‌کنم کسی با قدرت بیشتر
‫ روی این روند اثر گذاشته.

82
00:10:40,000 --> 00:10:41,960
‫کسی با قدرت بیشتر؟

83
00:10:47,280 --> 00:10:49,640
‫مردای ژاپنی جذابن.

84
00:10:49,720 --> 00:10:56,160
‫واسه همین زن‌ها ازشون سواستفاده می‌کنن
‫ که توی کارشون پیشرفت کنن.

85
00:10:56,240 --> 00:11:01,800
‫احتمالا توی رابطه بدون تعهد بودن و
‫ دشمن شدن و حالا اون دنبال انتقامه.

86
00:11:01,880 --> 00:11:06,040
‫برای یه قربانی اهانت، یقه‌اش خیلی باز بود.

87
00:11:06,120 --> 00:11:12,680
‫ترسناکه که با یه زن از اون
‫ سطح دامی پهن کنی.

88
00:11:13,680 --> 00:11:18,240
‫ژاپن رو نقد می‌کنه، ولی باز
‫می‌خواد اینجا زندگی کنه.

89
00:11:18,320 --> 00:11:21,280
‫باید خفه‌اش کرد.

90
00:11:30,400 --> 00:11:32,360
‫ون جابجا شد؟

91
00:11:34,680 --> 00:11:38,880
‫به نظر می‌رسه پنجره‌هاش دودی باشه.

92
00:11:41,880 --> 00:11:46,640
‫[فعلا دارم با آپارتمانم خداحافظی می‌کنم]

93
00:11:46,720 --> 00:11:51,320
‫[احساس می‌کنم خونه‌امو از دست دادم]

94
00:11:53,400 --> 00:11:58,080
‫فعلا توی اتاق خوابشون می‌مونم. منم!

95
00:11:58,160 --> 00:12:03,000
‫ مثل یه بچه وسط شب گریه می‌کنه.

96
00:12:03,520 --> 00:12:07,880
‫بیدار می‌شم و احساس اضطراب می‌کنم.
‫ هی این پهلو اون پهلو می‌شه.

97
00:12:07,960 --> 00:12:14,800
‫ داره عذاب می‌کشه، واسه همین آرومش می‌کنم.
‫ به پشتش می‌زنم تا خوابش ببره.

98
00:12:14,880 --> 00:12:17,920
‫ولی باز خیلی زود بیدار می‌شه.

99
00:12:18,000 --> 00:12:23,920
‫وقتی می‌خوام برم بیرون،
‫ بهش قرص خواب‌آور می‌دم.

100
00:12:24,000 --> 00:12:25,640
‫صداش می‌کنم.

101
00:12:25,720 --> 00:12:32,640
‫ وقتی تنهاست مضطرب می‌شه، واسه
‫ همین مطمئن می‌شم قرص‌هاشو می‌خوره.

102
00:12:33,440 --> 00:12:38,080
‫فکر نمی‌کردم این قضیه انقدر بزرگ بشه.

103
00:12:38,160 --> 00:12:42,040
‫این پروسه زمان می‌بره.

104
00:12:42,800 --> 00:12:47,000
‫دیگه نمی‌تونی کار کنی. نمی‌تونی بیرون بری.

105
00:12:47,080 --> 00:12:53,120
‫افرادی که هیچ‌وقت ندیدیشون
‫و چیزی ازت نمی‌دونن، بهت تهمت می‌زنن.

106
00:12:53,200 --> 00:12:57,800
‫این غیرقابل ‌قبوله.
‫ولی تو داری تلاش می‌کنی زنده بمونی.

107
00:12:57,880 --> 00:13:04,640
‫من می‌خوام تلاشت نتیجه‌ای داشته باشه.

108
00:13:04,720 --> 00:13:10,160
‫حتی برای حرفه‌ات. باید به نتیجه‌ای برسه.

109
00:13:10,240 --> 00:13:15,600
‫من قول دادم وقتی پیر شدن ازشون مراقبت کنم.

110
00:13:16,320 --> 00:13:19,680
‫بعد از کنفرانس خبری شیوری،

111
00:13:19,760 --> 00:13:23,880
‫آدم‌ها در اینترنت می‌گفتن
‫ چنین کاری حمله به دولته.

112
00:13:23,960 --> 00:13:28,400
‫خیلی حرف‌های زشت و بی‌مسئولیتانه‌ای زده شد.

113
00:13:28,480 --> 00:13:32,720
‫گفتن باید کت‌وشلوار مشکی
‫ و پیراهن سفید بپوشم.

114
00:13:32,800 --> 00:13:38,280
‫ فقط یه پیشنهاد بود درسته؟
‫ یه توصیه بود؟

115
00:13:38,360 --> 00:13:45,240
‫گفتن اگه درست لباس نپوشم
‫ رسانه‌ها بهم سخت‌گیری می‌کنن.

116
00:13:45,320 --> 00:13:49,520
‫- و درست بود؟
‫ - خیلی تلخ این رو تجربه کردم.

117
00:13:49,600 --> 00:13:52,880
‫- بهم گفتن «رقاصه».
‫ - رقاصه 

118
00:13:52,960 --> 00:13:58,280
‫- چون دکمه‌های لباسم باز بود.
‫- عجب دوره‌زمونه‌ایه!

119
00:13:58,360 --> 00:14:04,720
‫باید یه لباس دکمه‌دار می‌پوشیدم
‫ که فکر کنن روانیم.

120
00:14:09,280 --> 00:14:11,240
‫در بیست و نهم ماه گذشته،

121
00:14:11,320 --> 00:14:15,840
‫یه زن توی باشگاه مطبوعات ملی
‫ کنفرانس خبری برگزار کرد.

122
00:14:15,920 --> 00:14:19,160
‫با این‌که بعضیا ازش حمایت کردن،

123
00:14:19,240 --> 00:14:23,720
‫بعضی دیگه از لباسش و جزئیات
‫بی‌ربط انتقاد کردن.

124
00:14:23,800 --> 00:14:27,760
‫قانون فعلی اهانت به یک زن مبتنی
‫بر ارزش‌های مردسالارانه‌ست.

125
00:14:27,840 --> 00:14:31,960
‫برای حفاظت از زن‌های شوهرداریه
‫ که تحت سلطه شوهرانشون هستن.

126
00:14:32,040 --> 00:14:37,920
‫حتی اصلاحات پیشنهادی قانون
‫ هم همین طرز تفکر رو دارن.

127
00:14:38,000 --> 00:14:43,480
‫اهانت به یک زن فقط در موارد خشونت فیزیکی شدید
‫یا تهدید اثبات می‌شه،

128
00:14:43,560 --> 00:14:46,440
‫نه به دلیل عدم رضایت.

129
00:14:46,560 --> 00:14:49,560
‫[قانون اهانت به یک زن ۱۱۰ ساله ژاپن]

130
00:14:49,640 --> 00:14:54,960
‫خیلی‌ها واکنش‌های منفی که گرفتم رو دیدن.

131
00:14:55,040 --> 00:15:00,120
‫و... این اصلا درست نیست.

132
00:15:00,200 --> 00:15:04,240
‫من نمی‌خوام یه نمونه بد...

133
00:15:04,320 --> 00:15:10,640
‫برای کسایی که نیاز دارن حرف بزنن و
‫ حمایت لازم دارن باشم...

134
00:15:10,720 --> 00:15:15,360
‫که فکر کنن:
‫«اوضاع اینه و از پسش برنمیام.»

135
00:15:15,440 --> 00:15:21,320
‫نه، این درست نیست،
‫ پس باید صدام رو بلند کنم.

136
00:15:21,400 --> 00:15:27,800
‫نباید از حرف زدن دست بکشم،
‫ چون نمی‌خوام مردم فکر کنن...

137
00:15:29,840 --> 00:15:34,000
‫که این من رو ساکت کرد.

138
00:15:37,800 --> 00:15:41,640
‫[در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۷...]

139
00:15:41,720 --> 00:15:46,120
‫[تصمیم گرفتم کتابی درباره تحقیقاتم بنویسم]

140
00:15:53,880 --> 00:15:56,960
‫این‌ها رونویسیه.

141
00:15:57,040 --> 00:16:02,160
‫مکالماتم با بازپرس‌ها و دادستان‌ها
‫ رو ضبط کردم.

142
00:16:02,240 --> 00:16:07,240
‫از همون اول حس کردم کارشون
‫ رو درست انجام نمی‌دن.

143
00:16:07,320 --> 00:16:11,080
‫هرچیزی که می‌گفتن مثل بهونه بود.

144
00:16:11,160 --> 00:16:15,640
‫یه دستگاه ضبط کوچیک توی لباسم 

145
00:16:15,720 --> 00:16:18,360
‫ یا یه جای دیگه پنهان کردم.

146
00:16:18,440 --> 00:16:20,720
‫الان دو ساله که دارم ضبط می‌کنم.

147
00:16:23,640 --> 00:16:29,480
‫یکی از مهم‌ترین چیزهایی که
‫ضبط کردم از این بازپرسه.

148
00:16:29,560 --> 00:16:33,240
‫اسمش رو بذاریم بازپرس الف.

149
00:16:33,240 --> 00:16:38,320
‫اون بهم کمک کرد که از داخل
‫ اطلاعاتی بدست بیارم.

150
00:16:38,720 --> 00:16:43,760
‫حالا می‌بینیم پشت تلفن چی گفته.

151
00:16:47,160 --> 00:16:53,320
‫بدون این ضبط‌ها، هیچ‌کس حرف‌هایی
‫ که شنیدم رو باور نمی‌کرد.

152
00:16:57,880 --> 00:17:04,160
‫[دو سال قبل، سال ۲۰۱۵]

153
00:17:06,040 --> 00:17:14,760
‫[بیست و ششم آوریل، بازپرس الف همچنان
‫ از پذیرفتن گزارش من خودداری می‌کنه]

154
00:17:15,680 --> 00:17:19,520
‫پرونده به خاطر نبود مدرک دشواره.

155
00:17:19,600 --> 00:17:22,000
‫اگه مدرک یا خاطره‌ای داری...

156
00:17:22,160 --> 00:17:26,480
‫گفتم که وقتی یادم اومد...

157
00:17:26,720 --> 00:17:29,800
‫می‌تونید دقیقه و ساعت رو دقیق بگید؟

158
00:17:29,880 --> 00:17:33,840
‫- نه، ولی قبل از ساعت پنج بود.
‫ - چطور می‌دونید؟

159
00:17:33,920 --> 00:17:38,160
‫چون حدود ۵:۳۰ هتل رو ترک کردم.

160
00:17:38,240 --> 00:17:42,080
‫شما ساعت ۵:۵۰ رفتید، پس اشتباه می‌کنید.

161
00:17:43,880 --> 00:17:48,320
‫- شما یادتون نیست.
‫- من وسط اهانت به یک زن بیدار شدم.

162
00:17:48,400 --> 00:17:54,600
‫- قبلا هم گفتم که این کافی نیست.
‫ - حتی اگه وسطش بیدار بشم؟

163
00:17:54,680 --> 00:17:58,160
‫- اما مدرکی ندارید.
‫ - نمی‌فهمم...

164
00:18:21,920 --> 00:18:24,440
‫[در ۷ مه...]

165
00:18:24,520 --> 00:18:29,640
‫[بازپرس الف شروع می‌کنه
‫پرونده رو جدی گرفتن]

166
00:18:30,600 --> 00:18:37,560
‫می‌دونم قبلا چی گفتید،
‫ولی قانون محدودیت‌هایی داره.

167
00:18:37,640 --> 00:18:42,520
‫ولی حس شما رو درک می‌کنم
‫ و نمی‌خوام همین‌جا تموم بشه.

168
00:18:42,600 --> 00:18:48,760
‫لطفا به من اعتماد کنید.
‫ ولی ما پلیس‌ها موظفیم توضیح بدیم.

169
00:18:48,840 --> 00:18:55,680
‫ما باید انتخاب کنیم که
‫چه چیزی به نفع قربانیه.

170
00:18:57,160 --> 00:19:02,000
‫- من با بازپرس حرف زدم...
‫- و شما رو رد کرد، درسته یا نه؟

171
00:19:02,080 --> 00:19:05,120
‫ در ابتدا گفتن که سخت می‌شه اتهام زد.

172
00:19:05,200 --> 00:19:07,040
‫حالا چی؟

173
00:19:07,120 --> 00:19:12,080
‫حالا که مدرک داریم می‌خوام ببینمش.

174
00:19:12,160 --> 00:19:16,320
‫اگه با مدارک جدید پیش دادستان برم...

175
00:19:16,400 --> 00:19:21,040
‫شاید بخواد اتهام بزنه.

176
00:19:39,080 --> 00:19:46,080
‫شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید
‫ در دسترس نمی‌باشد...

177
00:19:53,200 --> 00:19:56,640
‫[در ۲۳ ژوئن...]

178
00:19:56,720 --> 00:20:01,600
‫[از من خواسته شد به مقر پلیس توکیو برم]

179
00:20:02,960 --> 00:20:06,920
‫- خوشوقتم.
‫- ببخشید که انقدر دیر نماس گرفتیم.

180
00:20:06,920 --> 00:20:15,080
‫چرا بازپرس قبلی مسئول پرونده نیست؟

181
00:20:15,160 --> 00:20:22,000
‫بازپرس الف؟ به خاطر کار خوبش
‫ به جای دیگه منتقل شد.

182
00:20:22,200 --> 00:20:24,800
‫تنها دلیلش همینه.

183
00:20:25,160 --> 00:20:30,680
‫چیزی که قرار بود بازداشت باشه
‫تبدیل شد به بازجویی داوطلبانه.

184
00:20:30,760 --> 00:20:36,200
‫شاید شما قانع نشید.
‫حکم بازداشتی هست،

185
00:20:36,280 --> 00:20:41,280
‫ولی این به این معنی نیست
‫ که ما می‌تونیم بازداشت کنیم.

186
00:20:44,160 --> 00:20:46,440
‫حالتون خوبه؟

187
00:20:46,520 --> 00:20:51,080
‫یعنی کارهایی که با من کرده
‫واسه بازداشت کردنش کافی نیست؟

188
00:20:51,160 --> 00:20:53,320
‫نه، منظورم این نیست.

189
00:20:55,520 --> 00:20:59,400
‫پس شما حکم بازداشت معتبری دارید؟

190
00:20:59,480 --> 00:21:05,560
‫- نمی‌تونم پاسخ بدم.
‫- ولی الان گفتید که دارید.

191
00:21:05,640 --> 00:21:09,880
‫- نه نگفتم.
‫- نگفتید؟

192
00:21:11,240 --> 00:21:18,240
‫من نیستم که دستورات رو صادر می‌کنم.
‫من صرفا از مافوق‌هام پیروی می‌کنم.

193
00:21:29,120 --> 00:21:37,560
‫[ساعت ۱۰:۰۵ شب،
‫تماس غیرمنتظره‌ای از بازپرس الف دریافت کردم]

194
00:21:39,880 --> 00:21:44,040
‫شنیدی چه بلایی سرم اومده؟

195
00:21:44,120 --> 00:21:48,600
‫شنیدم تو رو منتقل کردن چون کارت عالی بوده.

196
00:21:48,680 --> 00:21:52,160
‫خب، واقعا اینطور نیست.

197
00:21:53,920 --> 00:21:58,000
‫نباید پشت تلفن بحثش رو کنیم.

198
00:22:08,880 --> 00:22:10,800
‫شب‌به‌خیر.

199
00:22:10,880 --> 00:22:14,880
‫- ببخشید که اینقدر دیر شده.
‫ - مشکلی نیست.

200
00:22:16,920 --> 00:22:19,400
‫ممنون که بعد از کارت اومدی.

201
00:22:19,480 --> 00:22:24,680
‫ببخشید ولی من رو از پرونده کنار گذاشتن.

202
00:22:24,760 --> 00:22:31,440
‫نمی‌دونم توی اداره پلیس
‫ توکیو چی بهت گفتن...

203
00:22:32,000 --> 00:22:35,800
‫ولی قطعا حکم بازداشت داشتیم.

204
00:22:35,880 --> 00:22:40,920
‫خودم از فرودگاه ناریتا آوردمش.

205
00:22:41,000 --> 00:22:43,520
‫چهار نفری توی ماشین منتظر بودیم.

206
00:22:43,600 --> 00:22:48,960
‫بعد مافوق‌هامون بهمون دستور دادن...

207
00:22:49,040 --> 00:22:53,280
‫که دستگیری رو لغو کنیم.

208
00:22:53,360 --> 00:22:59,960
‫من هم کارم سازمانیه، اگه از
‫مافوقینم سرپیچی کنم...

209
00:23:00,120 --> 00:23:05,600
‫خائن شناخته می‌شم.

210
00:23:07,000 --> 00:23:12,800
‫همچنان نمی‌دونم چرا دستگیری لغو شد.

211
00:23:19,080 --> 00:23:23,360
‫می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونم پیش برم.

212
00:23:23,440 --> 00:23:30,320
‫و اگر همه چیز شکست خورد،
‫مشکلات قانون رو نشون بدم.

213
00:23:30,400 --> 00:23:37,360
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت
‫ این پرونده رو فراموش کنم.

214
00:23:48,880 --> 00:23:54,160
‫[دو سال بعد، سال ۲۰۱۷]

215
00:24:00,680 --> 00:24:04,840
‫ممنون که امروز من رو پذیرفتید.

216
00:24:07,840 --> 00:24:12,280
‫عالیه، روی کارت ویزیت شما نوشته
‫ «آژانس مقابله با خشونت علیه زنان.»

217
00:24:14,880 --> 00:24:20,320
‫طبق نظرسنجی دفتر دولت،
‫ تنها ۴٪ از قربانیان اهانت...

218
00:24:20,400 --> 00:24:26,880
‫موفق می‌شن که اهانت به یک زن رو به پلیس گزارش بدن.

219
00:24:26,960 --> 00:24:33,520
‫نظر شما درباره این‌که ۹۶٪ از موارد
‫ گزارش نمی‌شن چیه؟

220
00:24:33,600 --> 00:24:40,920
‫واقعیت اینه که ۷۰٪ از قربانیان
‫ دنبال کمک از مراجع نمی‌رن.

221
00:24:41,000 --> 00:24:49,760
‫برای همین، سخت می‌شه اون‌ها رو به مرکز
‫حمایت از قربانیان اذیت و آزار  متصل کرد.

222
00:24:49,840 --> 00:24:54,520
‫بزرگترین مانع، مراجعه به پلیسه،

223
00:24:54,600 --> 00:25:00,600
‫و سخت‌ترین چیز برای من بازسازی
‫حادثه با یه عروسک به اندازه واقعی بود.

224
00:25:00,680 --> 00:25:04,960
‫نظر شما درباره این روش تحقیق چیه؟

225
00:25:05,040 --> 00:25:13,320
‫دفتر دولت از شرایط موارد خاص اطلاع نداره.

226
00:25:13,400 --> 00:25:17,040
‫وقتی به روش‌های تحقیق پلیس می‌رسه،

227
00:25:17,120 --> 00:25:24,120
‫فکر می‌کنم باید...

228
00:25:24,200 --> 00:25:29,040
‫بر اساس دستورالعمل‌های موجود عمل کنن.

229
00:25:29,120 --> 00:25:36,720
‫بله، ولی با این وجود،
‫ به اقدام منجر نشده.

230
00:25:36,800 --> 00:25:44,120
‫دستورالعمل‌های مربوط به برخورد
‫ با قربانیان ۱۵-۲۰ ساله که وجود داره.

231
00:25:44,200 --> 00:25:50,080
‫پس جای تاسف داره در کار
‫روزمره رعایت نمی‌شن.

232
00:25:50,160 --> 00:25:57,600
‫ما باید همچنان تلاش کنیم که در جایی
‫که ضعف هست اقدام کنیم.

233
00:25:57,680 --> 00:26:04,200
‫- ببخشید که واضح‌تر جواب ندادم.
‫ - خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید.

234
00:26:05,560 --> 00:26:08,560
‫آیا در تمام حوزه‌های مرتبط
‫مصاحبه می‌کنید؟

235
00:26:08,640 --> 00:26:14,840
‫بله، ولی پلیس توکیو و پلیس ملی قبول نکردن.

236
00:26:14,920 --> 00:26:19,160
‫- این تنها مصاحبه دولتیه.
‫ - پس فقط ما هستیم؟

237
00:26:19,240 --> 00:26:23,000
‫- بله، ظاهرا دیگه.
‫ - پلیس...

238
00:26:28,720 --> 00:26:34,440
‫می‌خوام خبر چاپ کتاب رو عقب بندازم.

239
00:26:34,520 --> 00:26:41,000
‫نگرانم که یاماگوچی سعی کنه جلوی
‫ چاپش رو توی دادگاه بگیره.

240
00:26:41,080 --> 00:26:43,840
‫- می‌تونه این کار رو بکنه؟
‫ - بله.

241
00:26:43,920 --> 00:26:46,840
‫- نمی‌دونستم.
‫ - امکانش هست.

242
00:26:46,920 --> 00:26:49,640
‫داری درباره خودش می‌نویسی.

243
00:26:49,720 --> 00:26:54,560
‫اگه از اسامی واقعی استفاده کنی،
‫می‌تونن درخواست توقف بدن.

244
00:26:54,640 --> 00:26:59,640
‫ولی رسانه‌های دیگه چی؟
‫مثل مجلات و روزنامه‌ها.

245
00:26:59,720 --> 00:27:03,160
‫اون جزو اخبار حساب می‌شه
‫ و دیگه شامل نمی‌شه.

246
00:27:03,240 --> 00:27:06,960
‫ولی کتاب ممکنه با اقدام قانونی مواجه بشه.

247
00:27:21,240 --> 00:27:24,560
‫بگو این چیه!

248
00:27:24,640 --> 00:27:28,120
‫«جعبه سیاه»، این اسم کتابمه.

249
00:27:28,200 --> 00:27:31,480
‫ اصطلاحیه که دادستان استفاده کرد.

250
00:27:31,560 --> 00:27:37,600
‫همیشه می‌گفت: «این توی یه جعبه سیاهه،
‫پس هیچ‌وقت نمی‌تونیم بفهمیم چی شده.»

251
00:27:37,680 --> 00:27:43,880
‫این همه چیز رو درباره ضعف
‫سیستم قضاییمون می‌گه.

252
00:27:45,680 --> 00:27:49,880
‫تازه رسیده! حالا حس می‌کنم آماده‌ام.

253
00:27:49,960 --> 00:27:52,560
‫اسم کتاب رو دارم.

254
00:27:56,440 --> 00:27:58,960
‫«جعبه سیاه»!

255
00:27:59,080 --> 00:28:03,320
‫آره! باز هم نوشیدنی بخوریم!
‫ این جعبه سبزه.

256
00:28:03,400 --> 00:28:07,720
‫پنج لیتر نوشیدنی داریم.
‫ عاشق جعبه سبزم.

257
00:28:09,520 --> 00:28:14,600
‫هفته بعد همدیگه رو ببینیم و حرف بزنیم؟

258
00:28:14,680 --> 00:28:19,040
‫می‌تونیم. باید برای چیزی آماده باشم؟

259
00:28:19,120 --> 00:28:23,320
‫- نه، فکر نکنم.
‫- باشه.

260
00:28:23,400 --> 00:28:26,160
‫فعلا خداحافظ.

261
00:28:30,120 --> 00:28:33,000
‫ بازرس بود!

262
00:28:46,400 --> 00:28:53,200
‫اگه ممکنه، می‌خوام ازت بخوام علنی
‫صحبت کنی.

263
00:28:53,280 --> 00:28:55,440
‫شاید حتی شهادت بدی.

264
00:28:55,520 --> 00:28:57,960
‫- امکان نداره.
‫ - چرا؟

265
00:28:58,040 --> 00:29:02,240
‫اگه بخوام شغلم رو نگه دارم، نمی‌شه.

266
00:29:02,320 --> 00:29:06,680
‫- برنامه‌ای برای استعفا نداری؟
‫ - من به امنیت مالی نیاز دارم.

267
00:29:06,760 --> 00:29:09,640
‫متاسفانه من نمی‌تونم فراهمش کنم!

268
00:29:15,040 --> 00:29:21,400
‫تمایلت به تغییر و اشتیاقت
‫ واسه رسیدن بهش رو درک می‌کنم.

269
00:29:24,120 --> 00:29:29,600
‫از نظرم کاری که داری می‌کنی، مهمه.

270
00:29:38,680 --> 00:29:41,480
‫احساساتم دوگانه‌س.

271
00:29:41,560 --> 00:29:46,240
‫اگه چیزی که توی کتابم نوشتم رو افشا کنم...

272
00:29:47,440 --> 00:29:50,440
‫ممکنه اون شغلشو از دست بده.

273
00:29:54,200 --> 00:29:59,160
‫فکر کردن سخته. نمی‌دونم چی درسته.

274
00:30:03,440 --> 00:30:06,800
‫ولی اگه یه روزنامه‌نگار باشی...

275
00:30:06,880 --> 00:30:12,160
‫که واقعا سیاستمدارها رو زیر ذره‌بین می‌بره،

276
00:30:12,240 --> 00:30:19,080
‫باید بدونن که تو روزنامه‌نگاری
‫ و ممکنه این ماجرا فاش بشه.

277
00:30:20,720 --> 00:30:24,480
‫و کار ما اینه که حقیقت رو بگیم.

278
00:30:27,320 --> 00:30:31,360
‫آخه اون آدم خوبیه، پس...

279
00:30:38,480 --> 00:30:41,600
‫عضو یونوکی.

280
00:30:42,200 --> 00:30:46,080
‫پلیس منتظر بود تا یاماگوچی
‫ رو در فرودگاه ناریتا دستگیر کنه،

281
00:30:46,160 --> 00:30:52,600
‫اما گذاشت که رد بشه و بره. چرا؟

282
00:30:53,680 --> 00:30:57,600
‫وقتی خبرنگارها درباره لغو دستگیری پرسیدن...

283
00:30:57,680 --> 00:31:04,040
‫به درخواست نخست‌وزیر آبه
‫یا رئیس کابینه سوگا،

284
00:31:04,120 --> 00:31:08,280
‫ناکامورا، رئیس پلیس توکیو، گفت:

285
00:31:08,360 --> 00:31:16,080
‫«من لزومی برای دستگیری نمی‌دیدم.»

286
00:31:19,480 --> 00:31:25,400
‫این مربوط به شیوری و اتهام اهانت به یک زن ‫علیه یاماگوچی می‌شه...

287
00:31:25,480 --> 00:31:29,160
‫- اجازه می‌دید ادامه بدم؟
‫- تندنویسی رو قطع کنید.

288
00:31:41,760 --> 00:31:46,280
‫می‌خوام ازتون بخوام...

289
00:31:46,360 --> 00:31:53,760
‫در مجلس درباره افراد عادی صحبت نکنید.

290
00:31:54,960 --> 00:31:57,920
‫ما همیشه درباره شهروندها صحبت می‌کنیم!

291
00:31:58,000 --> 00:32:01,960
‫آیا یاماگوچی به خاطر دوستی با آبه
‫مورد حمایت ویژه قرار می‌گیره؟

292
00:32:05,440 --> 00:32:09,920
‫بیوگرافی آبه که توسط یاماگوچی
‫نوشته شده بود...

293
00:32:10,000 --> 00:32:14,960
‫فقط دو هفته قبل از مختومه شدن
‫ پرونده منتشر شد.

294
00:32:15,040 --> 00:32:21,520
‫اگه یاماگوچی دستگیر شده بود،
‫آبه نمی‌تونست اجازه بده این کتاب منتشر بشه.

295
00:32:30,240 --> 00:32:35,760
‫[ساعت ۴ عصر ملاقات با روزنامه‌نگاران باسابقه]

296
00:32:37,280 --> 00:32:40,720
‫می‌خوام ملاقات امروز رو فیلم‌برداری کنم.

297
00:32:40,800 --> 00:32:45,240
‫- من نمی‌تونم جلوی دوربین باشم...
‫ - متوجه‌ام!

298
00:32:46,840 --> 00:32:50,760
‫اجازه بدید خودمو معرفی کنم.
‫ اسم من کانهیراست.

299
00:32:50,840 --> 00:32:55,920
‫۴۰ سال تو دفتر تحریریه تی‌بی‌اس کار کردم.

300
00:32:56,000 --> 00:32:59,480
‫یاماگوچی همکار جوون‌تر من بود.

301
00:32:59,560 --> 00:33:07,280
‫من خودم رو مسئول تربیت چنین افرادی می‌بینم.

302
00:33:07,360 --> 00:33:11,560
‫می‌خوام با عذرخواهی شروع کنم.

303
00:33:12,440 --> 00:33:16,600
‫کنفرانس خبری شما تاثیر زیادی داشت.

304
00:33:16,680 --> 00:33:22,000
‫پس چرا فقط یک کانال تلویزیونی
‫ اونو پوشش داد؟

305
00:33:22,080 --> 00:33:27,760
‫و روزنامه‌ها به ندرت چیزی درباره‌اش نوشتن.
‫ به نظرم عجیب بود.

306
00:33:27,840 --> 00:33:33,840
‫فکر کردم همه می‌خوان درباره چنین
‫رسوایی بزرگی گزارش بدن.

307
00:33:33,920 --> 00:33:37,240
‫اما این اتفاق نیفتاد.

308
00:33:37,320 --> 00:33:42,320
‫ناکامورا رئیس پلیس توکیو،
‫ بعد از کنفرانس خبری صحبت کرد.

309
00:33:42,400 --> 00:33:49,880
‫اون تاکید کرد که به خاطر کمبود مدارک،
‫ دستگیری رو متوقف کرده.

310
00:33:51,480 --> 00:33:56,200
‫قصد دارم که این ماه باهاش مصاحبه کنم.

311
00:33:56,280 --> 00:34:00,120
‫- با ناکامورا؟
‫- و غافلگیرش کنم.

312
00:34:00,200 --> 00:34:04,640
‫- جالب می‌شه!
‫ - عجب شوکی بشه!

313
00:34:04,720 --> 00:34:08,160
‫- باورنکردنی می‌شه.
‫- وای...

314
00:34:08,240 --> 00:34:12,840
‫فکرش رو هم نمی‌کردیم چنین کاری بکنیم.

315
00:34:12,920 --> 00:34:19,000
‫شخصی مرتبط با داستان با
‫یه شخص کلیدی در داستان مصاحبه کنه...

316
00:34:19,080 --> 00:34:22,600
‫فقط در شرایط خیلی خاص این کارو می‌کردم.

317
00:34:43,560 --> 00:34:45,640
‫صبح بخیر!

318
00:34:45,720 --> 00:34:51,400
‫- معمولا کی می‌ره؟
‫ - اون روز حدود یک ربع به هشت بود.

319
00:34:53,080 --> 00:34:55,520
‫اتهام اهانت به یک زن علیه یاماگوچی...

320
00:34:55,600 --> 00:35:01,240
‫در مورد حکم بازداشت که
‫شما متوقف کردید...

321
00:35:01,320 --> 00:35:05,600
‫چرا تحقیق رو رها کردید؟

322
00:35:05,680 --> 00:35:12,240
‫اگه همون روز از پرونده مطلع شدید،
‫زمان کافی برای تحقیق داشتید؟

323
00:35:20,360 --> 00:35:23,440
‫ می‌خوان بدونن چه خبره!

324
00:35:28,240 --> 00:35:30,640
‫سلام. رفته؟

325
00:35:34,840 --> 00:35:36,520
‫از این طرف؟

326
00:35:49,240 --> 00:35:51,160
‫سر نبش؟

327
00:36:07,160 --> 00:36:10,480
‫- کجاست؟
‫ - الان‌هاست که بیاد.

328
00:36:19,360 --> 00:36:22,760
‫- چی پوشیده؟
‫ - اونجاست!

329
00:36:36,000 --> 00:36:37,760
‫ببخشید!

330
00:36:45,080 --> 00:36:47,840
‫خبر داشت و از ما دوری کرد.

331
00:36:51,440 --> 00:36:53,440
‫خبر داشت.

332
00:37:00,400 --> 00:37:04,840
‫وقتی دویدم پشیمون شدم که صبحانه نخوردم.

333
00:37:04,920 --> 00:37:06,440
‫ورزش خوبی بود!

334
00:37:06,520 --> 00:37:11,400
‫فکر می‌کردم وقتی برسم، سرعتشون کم بشه،
‫ ولی بیشتر شد.

335
00:37:11,480 --> 00:37:14,160
‫با این حال خوب بود.

336
00:37:14,240 --> 00:37:20,240
‫ای کاش می‌تونستم حرف بزنم.
‫ باید کتونی می‌پوشیدم.

337
00:37:28,880 --> 00:37:31,000
‫چیه؟

338
00:37:31,080 --> 00:37:35,480
‫- اون ون که دیدیم نیست؟
‫ - خودشه؟

339
00:37:41,720 --> 00:37:43,920
‫سلام، یه سوال دارم.

340
00:37:44,000 --> 00:37:48,720
‫شما دستگاه شنودیاب می‌فروشید؟

341
00:37:48,800 --> 00:37:53,800
‫دستگاه شنودیاب؟ بذارید ببینم...

342
00:37:58,080 --> 00:38:04,240
‫یه جوری گفتم که انگار کاملا عادیه:
‫ «شنودیاب دارید؟»

343
00:38:05,560 --> 00:38:08,280
‫اونم گفت: «باشه، بررسی می‌کنم.»

344
00:38:18,840 --> 00:38:20,680
‫بذار ببینم...

345
00:38:31,480 --> 00:38:33,680
‫همه جا بوق می‌زنه.

346
00:38:38,840 --> 00:38:41,280
‫ممکنه میکروفون رادیوی من باشه؟

347
00:38:46,720 --> 00:38:49,280
‫ مال من بود!

348
00:38:49,680 --> 00:38:51,560
‫بذار دوباره امتحان کنیم.

349
00:39:11,080 --> 00:39:13,000
‫وای ترسیدم.

350
00:39:13,480 --> 00:39:16,080
‫- چی شد؟
‫ - هنوز کار می‌کنه.

351
00:39:22,800 --> 00:39:24,400
‫نمی‌دونم.

352
00:39:27,760 --> 00:39:33,800
‫اگه می‌خوایم درباره یه چیز مهم حرف بزنیم،
‫ باید بریم توی حموم.

353
00:39:37,600 --> 00:39:41,240
‫[۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷]

354
00:39:41,320 --> 00:39:46,360
‫[آخرین ویرایش با ناشرم]

355
00:39:51,560 --> 00:39:55,800
‫عبارت «اهانت به یک زن قتل روح است»...

356
00:39:57,160 --> 00:40:02,600
‫اینجاست. حذفش کنیم و بذاریمش واسه آخر.

357
00:40:06,440 --> 00:40:10,360
‫- سلام!
‫ - نیشی‌هیرو، وکیلتم.

358
00:40:10,440 --> 00:40:13,120
‫- الان می‌تونی صحبت کنی؟
‫ - بله.

359
00:40:13,200 --> 00:40:17,440
‫پرونده‌ات دوباره بررسی نمی‌شه.

360
00:40:17,520 --> 00:40:21,000
‫متوجه هستم.

361
00:40:21,080 --> 00:40:25,640
‫ تصمیم هیئت بازبینی دادستانیه.

362
00:41:09,760 --> 00:41:15,320
‫[ساعت ۷ شب، جلسه اضطراری با وکلام]

363
00:41:16,160 --> 00:41:19,960
‫می‌تونم درخواست کنم با وکیلم حرف بزنم؟

364
00:41:20,040 --> 00:41:24,760
‫ژاپن تایمز می‌پرسه آیا این به معنی
‫ پایان پرونده کیفریه.

365
00:41:24,840 --> 00:41:27,160
‫بله، همین طوره.

366
00:41:31,160 --> 00:41:34,360
‫باشه، ممنون.

367
00:41:34,440 --> 00:41:39,720
‫یاماگوچی بیانیه خیلی طولانی‌ای
‫ واسه مطبوعات داده.

368
00:41:39,800 --> 00:41:44,960
‫«اگه هر رسانه‌ای منو به عنوان
‫مجرم نشون بده...

369
00:41:45,040 --> 00:41:48,720
‫اقدام قانونی می‌کنم.»

370
00:41:48,800 --> 00:41:54,920
‫منظورش فقط مقالات قبلی نیست،
‫بلکه هر چیزی که در آینده نوشته بشه.

371
00:41:55,000 --> 00:41:59,800
‫- یه تهدید واضحه.
‫- ما آماده‌ایم!

372
00:42:16,480 --> 00:42:18,440
‫سلام، مامان؟

373
00:42:18,520 --> 00:42:21,800
‫- شیوری، خیلی وقته ازت خبری نیست.
‫- آره.

374
00:42:21,880 --> 00:42:23,560
‫خب...

375
00:42:24,840 --> 00:42:28,440
‫دیروز، تصمیم هیئت بازبینی دادستانی اومد.

376
00:42:28,520 --> 00:42:31,520
‫واقعا؟ خب؟

377
00:42:31,600 --> 00:42:37,800
‫- نمی‌شه اتهام زد.
‫- چی؟ چرا نشه؟

378
00:42:38,720 --> 00:42:43,440
‫- پس پیگرد قانونی در کار نیست؟
‫- نه.

379
00:42:43,520 --> 00:42:47,720
‫شوخی می‌کنی؟ چطور ممکنه؟

380
00:42:48,960 --> 00:42:51,480
‫فقط خواستم بهت خبر بدم.

381
00:42:52,480 --> 00:42:57,360
‫می‌فهمم. واقعا ناراحت‌کننده‌ست!

382
00:42:59,120 --> 00:43:03,440
‫- واقعا می‌گی؟
‫- البته!

383
00:43:03,520 --> 00:43:06,360
‫باید دستگیر بشه!

384
00:43:18,200 --> 00:43:23,080
‫- امروز در شیورینی‌هترنا!
‫- ممنون که تماشا کردید!

385
00:43:23,160 --> 00:43:28,240
‫موش پشت گاو سوار شد.
‫بعد پرید پایین.

386
00:43:28,320 --> 00:43:29,960
‫موش اول شد، گاو دوم.

387
00:43:30,040 --> 00:43:36,000
‫برای همین می‌گن گربه دنبال موش می‌کنه.

388
00:43:38,120 --> 00:43:40,000
‫شیوری!

389
00:43:42,320 --> 00:43:48,760
‫- مامان امسال می‌شه ۳۳ ساله.
‫- نه، ۲۳. ده سال جوون‌تر!

390
00:44:03,920 --> 00:44:06,800
‫ناشرم تازه اینو فرستاد.

391
00:44:13,840 --> 00:44:17,320
‫خانواده‌ام نمی‌دونن که این ۱۳ روز
‫دیگه منتشر می‌شه.

392
00:44:21,520 --> 00:44:24,600
‫نمی‌تونستم نه شنیدن ازشون
‫ رو تحمل کنم.

393
00:44:24,680 --> 00:44:30,040
‫می‌دونستم لازمه، ولی دارم اونا
‫ رو به خطر می‌اندازم.

394
00:44:40,760 --> 00:44:44,800
‫هنوز یادمه...

395
00:44:44,880 --> 00:44:51,680
‫پدرم چی گفت. بهشون گفتم که
‫کنفرانس مطبوعاتی می‌دم، و اونا گفتن...

396
00:44:51,760 --> 00:44:55,040
‫که واسه بحث در اون مورد نرفتم اونجا.

397
00:44:55,120 --> 00:45:00,000
‫تو صرفا داری می‌گی که چکار می‌خوای بکنی،
‫ ولی ما می‌خوایم جلوش رو بگیریم.

398
00:45:00,080 --> 00:45:04,520
‫و پدرم گفت:
‫«به عنوان یک پدر، می‌خوام دخترم...

399
00:45:04,600 --> 00:45:08,640
‫زندگی عادی و شادی داشته باشه.»

400
00:45:08,720 --> 00:45:13,520
‫با کسی آشنا بشه، ازدواج کنه و بچه‌دار بشه.

401
00:45:13,600 --> 00:45:17,040
‫امیدوارم نزدیک ما زندگی کنه.»

402
00:45:21,640 --> 00:45:25,400
‫می‌دونم که می‌تونم انجامش بدم،

403
00:45:25,480 --> 00:45:29,520
‫و سکوت کردن منو خوشحال نمی‌کنه.

404
00:45:30,400 --> 00:45:35,240
‫ولی اگه فرصت نزدیک بودن
‫ به اونا رو از دست بدم...

405
00:45:47,200 --> 00:45:51,280
‫جالبه، توی وصیتم نوشتم...

406
00:45:51,360 --> 00:45:55,120
‫«بعد از کنفرانس مطبوعاتی حالم بد بود،

407
00:45:55,200 --> 00:45:58,560
‫ولی هرگز خودکشی نمی‌کنم.

408
00:45:58,640 --> 00:46:03,800
‫اگه اتفاقی بیفته که شبیه خودکشی به نظر
‫برسه، ازتون می‌خوام که بررسیش کنید،

409
00:46:03,880 --> 00:46:07,600
‫چون من چنین آدمی نیستم.

410
00:46:07,680 --> 00:46:13,960
‫اگر اتفاقی افتاد، قول بدید که کتاب
‫ و این مستند را منتشر کنید.»

411
00:46:14,040 --> 00:46:16,920
‫این رو شنبه نوشتم.

412
00:46:17,000 --> 00:46:23,520
‫می‌خواستم برو توی طبیعت،
‫ولی می‌ترسیدم تنها برم.

413
00:46:36,760 --> 00:46:43,720
‫[نگرانم که بازپرس الف اجازه نده...]

414
00:46:43,800 --> 00:46:48,520
‫[توی کتاب ازش نقل قول کنم]

415
00:46:50,200 --> 00:46:52,200
‫- صدام رو داری؟
‫- آره.

416
00:46:52,280 --> 00:46:55,440
‫نمی‌تونستم حرف بزنم چون توی یه مهمونی بودم.

417
00:46:55,520 --> 00:47:00,680
‫ببخشید که مزاحم شدم،
‫ولی باید یه چیزی بهت بگم.

418
00:47:00,760 --> 00:47:04,120
‫اشکالی داره که نوشیدنی خورده باشم؟

419
00:47:04,200 --> 00:47:08,800
‫- شاید شنیدنش هوشیارت کنه.
‫- وای جدی؟

420
00:47:08,880 --> 00:47:13,800
‫در واقع، دارم یک کتاب می‌نویسم.

421
00:47:13,880 --> 00:47:18,960
‫- خواهشا توش اسم من رو نیاری‌ها.
‫- نمیارم.

422
00:47:19,040 --> 00:47:24,440
‫- نباید بیاری.
‫- صرفا خواستم بگم.

423
00:47:25,320 --> 00:47:28,360
‫به نظر ایده خوبی میاد.

424
00:47:28,440 --> 00:47:34,920
‫  روزنامه‌نگاری و مهمه که مستندسازی بشه.

425
00:47:35,000 --> 00:47:39,720
‫ممنون. خندم گرفته چون جوابت غافلگیرم کرد.

426
00:47:39,800 --> 00:47:46,160
‫فقط تو که با این واقعیت می‌جنگی
‫می‌فهمی چه حسی داره.

427
00:47:46,240 --> 00:47:50,560
‫مردم چیزی نمی‌فهمن.

428
00:47:50,640 --> 00:47:56,880
‫- آخه کارم اینه واقعیت رو به مردم بگم.
‫ - بله، روزنامه‌نگاری.

429
00:47:57,800 --> 00:48:02,080
‫مدام از خودم می‌پرسم که
‫چه کاری می‌تونم انجام بدم.

430
00:48:02,160 --> 00:48:06,640
‫شوخی می‌کردم که شاید مالی کمکم کنی.

431
00:48:06,720 --> 00:48:12,960
‫ولی نباید موضوع این باشه.
‫کاری از دستم برمیاد؟

432
00:48:13,040 --> 00:48:18,440
‫اگه بخوام صادق باشم،
‫دوست دارم که اقدامی کنی.

433
00:48:19,400 --> 00:48:24,480
‫خب اگه باهام ازدواج کنی
‫ می‌تونم این کار رو بکنم.

434
00:48:26,400 --> 00:48:30,480
‫البته این هم راه‌حلیه.

435
00:48:30,560 --> 00:48:37,040
‫ولی هر دو یه قصد داریم.

436
00:48:39,560 --> 00:48:46,480
‫من نمی‌تونم در پرونده مدنیت
‫ شهادت بدهم...

437
00:48:46,560 --> 00:48:50,680
‫نه تا وقتی که شغلم پلیس بودنه.

438
00:48:50,760 --> 00:48:55,840
‫وقتی راهی پیدا کنم که بتونی کمکم کنی،

439
00:48:55,920 --> 00:48:58,960
‫ازت درخواست حمایت می‌کنم.

440
00:48:59,040 --> 00:49:01,720
‫- حتما.
‫ - مرسی.

441
00:49:01,800 --> 00:49:08,320
‫- حالت خوبه؟ مواظب خودت هستی؟
‫- هستیم دیگه.

442
00:49:08,400 --> 00:49:12,200
‫- خوب غذا می‌خوری؟
‫- آره می‌خورم.

443
00:49:12,280 --> 00:49:14,960
‫- بیا واست شام بخرم.
‫- مرسی، حالا شاید.

444
00:49:15,040 --> 00:49:18,120
‫چی دوست داری بخوری؟

445
00:49:18,200 --> 00:49:21,480
‫- نودل دوست داری؟
‫- عاشقشم.

446
00:49:21,560 --> 00:49:24,920
‫- پس یه بار با هم نودل بخوریم.
‫- باشه.

447
00:49:25,000 --> 00:49:29,520
‫شاید وقتی اوضاع آروم شد. ممنون.

448
00:49:29,600 --> 00:49:33,840
‫- تسلیم نشو و خوب غذا بخور.
‫- خیلی ممنون.

449
00:49:33,920 --> 00:49:38,400
‫- ببخشید که اینطوری ام
‫ - عیبی نداره، خیلی ممنون.

450
00:49:38,480 --> 00:49:41,520
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

451
00:50:14,520 --> 00:50:19,880
‫[ساعت دو بعد از ظهر،
‫ تحویل نسخه‌ نهایی به ناشر]

452
00:50:26,760 --> 00:50:31,080
‫- می‌رسیم؟
‫- خیلی وقت کمه.

453
00:50:31,160 --> 00:50:34,000
‫چاپخونه با تمام سرعت کار می‌کنه.

454
00:50:35,280 --> 00:50:38,480
‫چرا باید اینقدر سریع انجام بشه؟

455
00:50:38,560 --> 00:50:45,120
‫به خاطر اینه که به زودی انتخابات هست.

456
00:50:45,760 --> 00:50:49,640
‫این یه فرصت برای تغییر بزرگ سیاسیه.

457
00:50:49,720 --> 00:50:55,520
‫کتاب باید به‌عنوان مبنایی برای تصمیم‌گیری
‫ رای‌دهنده‌ها در دسترس باشه.

458
00:50:55,600 --> 00:51:01,720
‫الان تو کسی هستی که می‌تونی
‫تغییر ایجاد کنی.

459
00:51:01,800 --> 00:51:06,920
‫قبلا قربانی‌ها، زن‌ها،
‫ نفوذ کافی واسه اقدام نداشتن.

460
00:51:07,000 --> 00:51:12,680
‫- امیدوارم به کتابفروشی‌ها برسیم.
‫- دقیقا.

461
00:51:15,080 --> 00:51:20,600
‫یه تماس از وکیلم داشتم.

462
00:51:20,680 --> 00:51:25,920
‫گفت که شهردار توکیو می‌خواد
‫من به حزب جدیدش ملحق بشم...

463
00:51:26,000 --> 00:51:29,320
‫و در انتخابات میان‌دوره‌ای شرکت کنم.

464
00:51:31,280 --> 00:51:32,920
‫و...

465
00:51:34,120 --> 00:51:41,120
‫مردم می‌گن اگه انتخابات به نفع آبه پیش بره،

466
00:51:41,840 --> 00:51:46,280
‫اون وقت زندگی من در خطره.
‫مزخرفه، اما...

467
00:51:47,240 --> 00:51:49,680
‫اجازه دارم بگم؟
‫بده دیگه.

468
00:51:53,760 --> 00:51:59,200
‫عصر بخیر! من شینزو آبه از
‫ حزب لیبرال دموکرات هستم.

469
00:52:00,520 --> 00:52:06,120
‫ما ژاپنی می‌سازیم که مردم بتونن
‫ در مورد آینده‌اش رویاپردازی کنن.

470
00:52:21,160 --> 00:52:23,680
‫فردا انتخاباته.

471
00:52:23,760 --> 00:52:30,640
‫ناشرم معتقده که باید از رسانه‌ها دور بمونم،

472
00:52:30,720 --> 00:52:34,360
‫جای امن‌تری باشم.

473
00:52:38,920 --> 00:52:44,840
‫فردا انتخاباته، ببینیم چطور پیش می‌ره دیگه.

474
00:52:44,920 --> 00:52:47,960
‫من شرکت نمی‌کنم.

475
00:52:49,640 --> 00:52:54,120
‫من صرفا یه روزنامه‌نگارم
‫ که اون رو تجربه کردم.

476
00:52:55,320 --> 00:52:58,280
‫نمی‌دونم مردم چی انتظار دارن.

477
00:52:58,360 --> 00:53:03,520
‫من فعال نیستم و چیزی
‫ رو تبلیغ نمی‌کنم.

478
00:53:06,440 --> 00:53:09,000
‫یهویی خیلی احساس خستگی کردم.

479
00:53:10,920 --> 00:53:13,120
‫همه فشارها رو حس کردم.

480
00:53:13,200 --> 00:53:19,880
‫من هیچ فشاری حس نمی‌کنم
‫و هیچ فشاری هم نمی‌خوام. این مال...

481
00:53:19,960 --> 00:53:23,560
‫این واسه...

482
00:53:43,440 --> 00:53:47,280
‫به نظر حزب نخست‌وزیر
‫ پیروزی بزرگی در راه داره.

483
00:54:08,960 --> 00:54:13,760
‫چهار نسخه از کتاب در ورودی هست.

484
00:54:13,840 --> 00:54:17,600
‫انگار مردم می‌خرن.

485
00:54:19,480 --> 00:54:24,280
‫یه نفر اونجا وایساده بود و داشت می‌خوند،
‫ ولی دوباره گذاشت سر جاش.

486
00:54:24,360 --> 00:54:28,080
‫باید می‌گفتم که: «خوندمش، خیلی خوبه.»

487
00:54:28,160 --> 00:54:30,840
‫«چهار بار خوندمش.»

488
00:54:30,920 --> 00:54:35,760
‫یه تهیه‌کننده معروف توی هالیووده...

489
00:54:35,840 --> 00:54:41,000
‫و خیلی از زن‌ها درباره کارهایی که
‫باهاشون کرده صحبت کردن.

490
00:54:41,080 --> 00:54:44,120
‫الانم یه هشتگ هست به اسم «من هم»

491
00:54:44,200 --> 00:54:49,760
‫انگار مردم همه جای دنیا شروع کردن
‫ درباره‌ش حرف زدن.

492
00:54:49,840 --> 00:54:52,640
‫حس فوق‌العاده‌ایه!

493
00:55:06,920 --> 00:55:12,040
‫اسمش رو نمی‌دونم.
‫فقط یه آدرس ایمیل اینجا هست.

494
00:55:14,960 --> 00:55:19,000
‫«مدتیه دارم به این فکر می‌کنم،
‫ ولی با این کتاب می‌خوام بگم...

495
00:55:19,080 --> 00:55:23,240
‫که شرمنده‌ام که ما از یه جنس هستیم.

496
00:55:24,360 --> 00:55:28,680
‫فکر می‌کنی کار اشتباهی نکردی؟

497
00:55:29,360 --> 00:55:35,040
‫من سخت تربیت شدم که از این چیزها دوری کنم.

498
00:55:35,120 --> 00:55:38,600
‫حتی اگه حرفت درست باشه...

499
00:55:38,680 --> 00:55:44,440
‫دلم واسه مردهایی که متهمشون کردی می‌سوزه
‫ باید خجالت بکشی.»

500
00:55:57,120 --> 00:56:00,520
‫[«نخست‌وزیر« نوشته نوریوکی یاماگوچی]

501
00:56:00,600 --> 00:56:04,520
‫تمام دنیا دارن با...

502
00:56:04,600 --> 00:56:10,080
‫جنبش «من هم» پیشرفت می‌کنن.

503
00:56:10,160 --> 00:56:14,360
‫ولی در ژاپن ما داریم در مورد مسئله
‫ اذیت و آزار  به عقب می‌ریم.

504
00:56:14,440 --> 00:56:19,400
‫کل دنیا دارن در مورد این پرونده
‫ شک و تردید به خرج می‌دن.

505
00:56:19,480 --> 00:56:21,320
‫نباید اجازه مخفی کردن اطلاعات رو داد.

506
00:56:21,400 --> 00:56:26,400
‫در مورد تحقیقات کلی «جعبه سیاه» وجود داره.

507
00:56:26,480 --> 00:56:28,000
‫جناب نخست‌وزیر آبه...

508
00:56:28,080 --> 00:56:33,680
‫شما از این تحقیقات اطلاع داشتید؟

509
00:56:35,480 --> 00:56:40,200
‫- رئیس کمیسیون امنیت...
‫- نه، ایشون توی فهرست نیست.

510
00:56:41,440 --> 00:56:46,760
‫بنده از نخست‌وزیر پرسیدم.
‫شما دارید مانع می‌شید!

511
00:56:48,200 --> 00:56:51,200
‫اجازه بدید جواب بدم.

512
00:56:51,280 --> 00:56:55,680
‫سوالم از نخست‌وزیر بود، نه شما!

513
00:56:55,760 --> 00:57:00,440
‫- اگه آبه جواب نده فایده‌ای نداره.
‫- نخست‌وزیر آبه.

514
00:57:00,520 --> 00:57:06,320
‫عضو یونوکی، از عقل سلیمت استفاده کن.

515
00:57:06,400 --> 00:57:10,360
‫به عنوان نخست‌وزیر، در موارد خاص...

516
00:57:10,440 --> 00:57:16,160
‫من در مورد چیزی که می‌دونم
‫یا نمی‌دونم اظهارنظر نمی‌کنم.

517
00:57:16,240 --> 00:57:21,560
‫ولی مطمئنا از نتیجه این
‫پرونده بی‌اطلاع بودم.

518
00:57:23,920 --> 00:57:30,680
‫روزنامه‌نگار یاماگوچی به
‫شیوری ایتو اهانت کرده...

519
00:57:30,760 --> 00:57:36,240
‫یاماگوچی توی کتابش درباره
‫رابطه‌ا‌ش با نخست‌وزیر آبه می‌نویسه.

520
00:57:36,320 --> 00:57:43,160
‫ با هم گلف بازی می‌کنن و کوهنوردی می‌رن،
‫ و بیش از ۱۶ ساله که دوستن.

521
00:57:44,320 --> 00:57:48,320
‫سلام، خوشوقتم. اسم من شیوری ایتوئه.

522
00:57:48,400 --> 00:57:52,840
‫- شما خیلی معروفید!
‫- شنیدم اسم منو آوردید.

523
00:57:52,920 --> 00:57:56,720
‫- اتفاقی داشتم رد می‌شدم.
‫ - می‌تونم یه عکس بگیرم؟

524
00:57:56,800 --> 00:58:00,760
‫شیوری من پرونده‌ات رو
‫توی اینترنت دنبال می‌کنم.

525
00:58:00,800 --> 00:58:02,280
‫به اون سمت.

526
00:58:02,360 --> 00:58:05,840
‫- ازت حمایت می‌کنم.
‫ - مرسی.

527
00:58:05,920 --> 00:58:09,800
‫- موفق باشی!
‫- خیلی ممنون.

528
00:58:12,200 --> 00:58:15,960
‫وقتی از نزدیک می‌بینیش...

529
00:58:16,040 --> 00:58:21,160
‫اصلا شبیه عکس‌هاش نیست.

530
00:58:22,320 --> 00:58:26,920
‫همون شیوری نبود که بهش اهانت  شده بود؟

531
00:58:27,000 --> 00:58:30,840
‫- چرا.
‫ - واقعا خودش بود؟

532
00:58:30,920 --> 00:58:34,800
‫- اصلا متوجه نشدم!
‫ - اسمش همه‌جای اینترنت هست.

533
00:58:34,880 --> 00:58:41,480
‫شیوری؟ رفت؟ چرا نگفتی همون
‫دختریه که بهش اهانت  شده؟

534
00:58:50,640 --> 00:58:54,760
‫یاد این می‌افتم که شش ماه از وقتی گذشته که...

535
00:59:03,160 --> 00:59:08,560
‫ برای جامعه شدم...
‫«دختری که بهش اهانت شده.»

536
00:59:20,200 --> 00:59:26,160
‫[دارم با زن‌های رسانه‌ها
‫توی هاراجوکو صحبت می‌کنم]

537
00:59:27,960 --> 00:59:30,760
‫مرسی که منو به اینجا دعوت کردید.

538
00:59:30,840 --> 00:59:34,360
‫خب، بیایید شروع کنیم.

539
00:59:35,880 --> 00:59:40,240
‫پرونده شیوری نشون می‌ده
‫چقدر سخته درباره اذیت و آزار  حرف بزنی،

540
00:59:40,320 --> 00:59:47,040
‫یا حتی وقتی چیزی اشتباهه صدات رو بلند کنی.
‫ جامعه ژاپن نیاز به تغییر داره.

541
00:59:47,120 --> 00:59:51,920
‫مثل این عرف که آدم باید
‫ نظرات منفی درباره «من هم» دریافت کنه.

542
00:59:53,400 --> 00:59:56,560
‫من تئوری روزنامه‌نگاری تدریس می‌کنم.

543
00:59:56,640 --> 01:00:03,160
‫اولین چیزی که یاد می‌دم اینه
‫ که روزنامه‌نگاری یعنی بررسی قدرت.

544
01:00:03,240 --> 01:00:10,960
‫ولی روزنامه‌نگاری ما قدرت رو به شیوه‌ای
‫ که مردها دارن، بررسی نکرده.

545
01:00:12,560 --> 01:00:16,880
‫سر کار از پوشیدن دامن اجتناب کردم...

546
01:00:16,960 --> 01:00:23,680
‫و بخش زنانه خودم رو پنهان کردم
‫که مردم متوجه من نشن.

547
01:00:23,760 --> 01:00:28,760
‫ولی اخیرا این سال‌ها حس کردم
‫این درست نیست.

548
01:00:28,840 --> 01:00:35,680
‫جامعه تغییر نمی‌کنه مگر اینکه هم
‫زن‌ها و هم مردها تغییر کنن.

549
01:00:36,160 --> 01:00:39,320
‫همه ما که توی رسانه‌ها کار کردیم
‫اینو حس کردیم.

550
01:00:39,400 --> 01:00:43,440
‫وقتی بین بیست تا سی سالم بود،
‫ اتفاق مشابه‌ای برام افتاد.

551
01:00:43,520 --> 01:00:49,840
‫حس کردم اگه بیام جلو نمی‌تونم
‫ به عنوان روزنامه‌نگار ادامه بدم.

552
01:00:49,920 --> 01:00:52,320
‫پس سکوت کردم.

553
01:00:52,400 --> 01:00:55,320
‫ولی وقتی کتاب شیوری رو خوندم

554
01:00:55,400 --> 01:01:01,920
‫پشیمون شدم که به فکر نسل بعد نبودم.

555
01:01:02,000 --> 01:01:04,320
‫از این بابت شرمنده‌ام.

556
01:01:07,920 --> 01:01:14,360
‫ببخشید، صدام گرفته. مرسی که حرف زدید.

557
01:01:15,640 --> 01:01:21,600
‫وقتی صحبت می‌کنم، همیشه حس می‌کنم
‫ انگار برهنه اینجا وایسادم.

558
01:01:21,680 --> 01:01:28,680
‫ولی امروز حس می‌کنم با پتو پوشونده شدم.

559
01:01:30,320 --> 01:01:32,760
‫ببخشید.

560
01:01:32,840 --> 01:01:39,320
‫برای اولین بار چنین احساسی دارم.
‫پتوها اینقدر زیادن که نمی‌تونم تکون بخورم.

561
01:01:39,400 --> 01:01:43,600
‫اینجا بودن، با چنین همکاران
‫ با تجربه‌ای در صنعت.

562
01:01:43,680 --> 01:01:49,160
‫و اینکه بدونم شما هم مثل من فکر می‌کنید.

563
01:01:50,400 --> 01:01:53,560
‫امروز من خیلی امیدوار شدم.

564
01:01:53,920 --> 01:01:57,040
‫خیلی ممنون، شیوری!

565
01:02:09,480 --> 01:02:16,920
‫سیستم قضایی ژاپن انقدر ضعیفه که
‫سازمان ملل معتقده باید تغییر کنه.

566
01:02:17,760 --> 01:02:24,920
‫پرونده قضایی شیوری بسته شد
‫و حالا او با یک پرونده مدنی پیش می‌ره.

567
01:02:25,000 --> 01:02:31,520
‫این یک مبارزه طولانی خواهد بود و
‫ حملات علیه او ادامه خواهد داشت.

568
01:02:34,480 --> 01:02:39,720
‫من ایمیلی از رئیس دفتر
‫نیویورک تایمز در توکیو دریافت کردم.

569
01:02:41,080 --> 01:02:46,480
‫او بالاخره مقاله‌ای درباره من منتشر کرد.
‫ ما شش ماه پیش ملاقات کردیم.

570
01:02:46,560 --> 01:02:51,120
‫منتظر فرصت مناسب بودن برای انتشارش،

571
01:02:51,200 --> 01:02:55,280
‫و حالا زمان مناسب بود، پس این کار رو انجام دادن.

572
01:02:55,360 --> 01:03:00,200
‫تا الان تنها شرکت رسانه‌ای بودن...

573
01:03:00,280 --> 01:03:04,280
‫که تونستن با یاماگوچی صحبت کنن.

574
01:03:04,360 --> 01:03:07,760
‫دو هفته پیش این رو تلفنی گفت.

575
01:03:07,840 --> 01:03:12,920
‫من تازه مقاله رو خوندم،

576
01:03:13,000 --> 01:03:18,240
‫و ناگهان پیشانی اون رو دیدم...

577
01:03:18,320 --> 01:03:24,000
‫در حالی که داشتم مقاله رو مرور می‌کردم.

578
01:03:25,520 --> 01:03:27,920
‫حمله عصبی گرفتم.

579
01:03:36,840 --> 01:03:41,840
‫اگه فقط یه عکس حالم رو این‌طوری می‌کنه...

580
01:03:41,920 --> 01:03:45,600
‫چطور می‌تونم در دادگاه بشینم...

581
01:03:45,680 --> 01:03:49,200
‫و با چشم‌های خودم ببینمش؟

582
01:03:56,360 --> 01:03:57,720
‫[۱۰ فوریه ۲۰۱۸]

583
01:03:57,800 --> 01:04:01,480
‫[آماده‌سازی دادگاه داره تشدید می‌شه]

584
01:04:06,880 --> 01:04:13,600
‫- باید ادعاهاشون رو بررسی کنیم.
‫ - که چی درسته و چی غلط.

585
01:04:13,680 --> 01:04:17,840
‫اون‌ها نسخه خودشون از حقیقت
‫ رو با جزئیات نوشتن.

586
01:04:17,920 --> 01:04:25,560
‫ما باید همه رو پاراگراف به پاراگراف
‫ بررسی کنیم.

587
01:04:25,640 --> 01:04:30,800
‫سرخط خبرها این خواهد بود:
‫«تکذیب کامل از طرف متهم.»

588
01:04:30,880 --> 01:04:36,800
‫باید با آماده‌سازی شواهد کلیدیمون،
‫ با اون مقابله کنیم.

589
01:04:36,880 --> 01:04:40,360
‫وگرنه ضعیف به نظر می‌رسیم.

590
01:05:55,720 --> 01:05:58,400
‫چیزی که فهمیدم این بود...

591
01:06:01,760 --> 01:06:07,320
‫تنها انگیزه من برای صحبت کردن درباره این
‫ موضوع، برای زندگی و انجام دادنش...

592
01:06:09,160 --> 01:06:13,880
‫اینه که من یک خبرنگار هستم.

593
01:06:13,960 --> 01:06:18,960
‫من اینو به عنوان چیزی که برای
‫ یک نفر دیگه اتفاق افتاده می‌دیدم.

594
01:06:19,040 --> 01:06:25,880
‫و وقتی خودم اون فرد شدم،
‫نمی‌دونستم چطور باهاش کنار بیام.

595
01:06:29,960 --> 01:06:31,960
‫فهمیدم...

596
01:06:34,080 --> 01:06:38,440
‫که با خودم روبرو نشدم.

597
01:07:02,400 --> 01:07:05,760
‫می‌خوام با شخصی از
‫وزارت دادگستری ملاقات کنم.

598
01:07:05,840 --> 01:07:07,360
‫بله، صوفیان.

599
01:07:25,960 --> 01:07:28,560
‫این صرفا درباره اذیت و آزار  نیست.

600
01:07:28,640 --> 01:07:33,800
‫ مشکل قدرته، که از قدرت داره
‫سواستفاده می‌شه.

601
01:07:33,880 --> 01:07:38,120
‫ما همه می‌تونیم قربانی باشیم...

602
01:07:38,200 --> 01:07:41,600
‫عامل یا تماشاگر.

603
01:07:47,240 --> 01:07:51,240
‫ قضیه‌ی مدیرعامل چیانگ‌دونگ
‫ رو می‌دونی دیگه.

604
01:07:51,320 --> 01:07:56,840
‫می‌گفت دوستاش نمی‌خواستن فشار بیارن،
‫چون تحملش سخت بود.

605
01:08:04,640 --> 01:08:08,080
‫[من فقط فرار می‌کنم و نمی‌تونم بمونم]

606
01:08:08,160 --> 01:08:11,840
‫[نمی‌خوام با خودم روبرو بشم]

607
01:08:24,080 --> 01:08:28,160
‫[۲۳ مارس ۲۰۱۹]

608
01:08:28,240 --> 01:08:33,840
‫[یاماگوچی به جرم تهمت ازم
‫ شکایت 130 میلیون ینی کرده]

609
01:08:34,960 --> 01:08:41,120
‫مطمئنم همه شما از شکایت
‫ یاماگوچی ناراحت هستید.

610
01:08:41,200 --> 01:08:48,600
‫امروز ما «باز کردن جعبه سیاه» رو برای حمایت
‫ از شیوری در پرونده مدنی‌اش شروع می‌کنیم.

611
01:08:48,680 --> 01:08:51,840
‫بیایید همه پشت اون بایستیم.

612
01:08:57,600 --> 01:09:02,800
‫ببخشید، فراموش کردم چی می‌خواستم بگم.

613
01:09:07,120 --> 01:09:13,240
‫درواقع مطمئن نبودم که امروز
‫ بتونم بیام اینجا.

614
01:09:13,320 --> 01:09:21,000
‫چند هفته پیش تا دو روز نتونستم
‫ از جام تکون بخورم.

615
01:09:21,080 --> 01:09:27,680
‫این حادثه حدود چهار سال پیش
‫ در همین زمان اتفاق افتاد.

616
01:09:27,760 --> 01:09:32,480
‫فهمیدم که چهار ساله
‫شکوفه‌های گیلاس رو ندیدم.

617
01:09:32,560 --> 01:09:37,880
‫خارج از کشور بودم،
‫پس از دوستام خواستم که بریم ببینیم.

618
01:09:37,960 --> 01:09:42,720
‫اما بعد تعجب کردم که چرا اینقدر عصبی هستم.

619
01:09:42,800 --> 01:09:47,520
‫یادم اومد که حادثه وقتی رخ داد که
‫اون‌ها در حال شکوفه دادن بودن.

620
01:09:47,600 --> 01:09:52,360
‫بعد از اون، نمی‌تونستم با دیدن
‫شکوفه‌های گیلاس کنار بیام.

621
01:09:52,440 --> 01:09:56,920
‫این باعث شد بفهمم...

622
01:09:57,000 --> 01:10:01,840
‫که خاطرات می‌تونن هر لحظه‌ای زنده بشن.

623
01:10:01,920 --> 01:10:06,360
‫خیلی از ما با این درد زندگی می‌کنیم.

624
01:10:32,760 --> 01:10:35,920
‫مامان، بابا...

625
01:10:37,840 --> 01:10:43,080
‫ممنون که این همه سال من رو بزرگ کردید.

626
01:10:45,240 --> 01:10:49,960
‫واقعا حس بدی دارم.

627
01:10:51,480 --> 01:10:55,520
‫اما چطور باید این درد رو تحمل کنم؟

628
01:11:05,080 --> 01:11:08,320
‫دیگه نمی‌دونم.

629
01:11:25,360 --> 01:11:32,680
‫من فرصت‌های زیادی داشتم
‫و زندگیم شاد بود.

630
01:11:34,760 --> 01:11:39,200
‫اما با این وجود...

631
01:11:39,280 --> 01:11:44,200
‫نمی‌تونم زندگی‌ای رو که
‫بهم داده شده زندگی کنم.

632
01:12:31,040 --> 01:12:36,840
‫[همه ما یک هیولا درونمون داریم،
‫ اما هیولای من منو نابود نکرد]

633
01:12:36,920 --> 01:12:42,080
‫[من تا اینجا پیش رفتم
‫و می‌تونم باهاش روبرو بشم]

634
01:12:51,920 --> 01:12:55,480
‫بابا امروز باهام تماس گرفت.

635
01:12:55,560 --> 01:13:02,200
‫فردا مرخصی گرفته که بیاد اینجا.

636
01:13:03,960 --> 01:13:10,960
‫دوست ندارم تصور کنم که رفتن
‫ به دادگاه براش چه حسی داره.

637
01:13:14,960 --> 01:13:18,720
‫بهش فکر نکن!

638
01:13:21,760 --> 01:13:24,720
‫می‌دونی چه حسی داره؟

639
01:13:28,280 --> 01:13:31,360
‫می‌خوای اینو بخونی؟

640
01:13:31,440 --> 01:13:36,040
‫- مهم‌ترین چیز شهادت منه.
‫ - اینجاست؟

641
01:13:36,120 --> 01:13:40,280
‫- باید با صدای بلند بخونی؟
‫- آره، با اینکه بارها این کارو کردم.

642
01:13:40,360 --> 01:13:45,240
‫- باید حفظش کنی؟
‫ - باید کامل بلد باشم.

643
01:13:45,320 --> 01:13:48,680
‫خب من می‌خونم.

644
01:13:51,000 --> 01:13:53,040
‫شروع کنیم؟

645
01:13:54,160 --> 01:13:59,400
‫«من روز ۲۵ مارس ۲۰۱۵ به متهم ایمیل زدم...

646
01:13:59,480 --> 01:14:05,680
‫و پرسیدم آیا موقعیت شغلی‌ای
‫وجود داره یا نه.

647
01:14:05,760 --> 01:14:10,040
‫به عنوان یه خبرنگار، دوست داشتم
‫ روی مسائل اجتماعی کار کنم...

648
01:14:10,120 --> 01:14:14,840
‫ولی در واشنگتن باید درباره سیاست می‌نوشتم.

649
01:14:14,920 --> 01:14:22,040
‫می‌خواستم نگرانی‌هام رو سر این
‫موضوع توی جلسه‌مون بیان کنم.

650
01:14:22,840 --> 01:14:29,720
‫وقتی رسیدم، با تعجب دیدم که
‫ یه شام دو نفره برام ترتیب دادن.

651
01:14:29,800 --> 01:14:34,760
‫احساس خوبی نداشتم و
‫نمی‌دونستم باید چه برداشتی داشته باشم.

652
01:14:34,840 --> 01:14:39,760
‫یهو سرم گیج رفت و رفتم سرویس بهداشتی.

653
01:14:39,840 --> 01:14:46,160
‫بعد از اون چیزی یادم نمیاد،
‫ تا وقتی که توی یه اتاق هتل بیدار شدم.»

654
01:14:47,800 --> 01:14:52,000
‫- خوبی؟
‫- آره، فقط یه کم...

655
01:14:53,920 --> 01:14:57,080
‫- می‌خوای یه استراحت کنی؟
‫ - نه، چیزی نیست.

656
01:14:59,240 --> 01:15:02,920
‫«وقتی بیدار شدم، توی قسمت
‫پایین شکمم درد شدید داشتم.»

657
01:15:13,360 --> 01:15:19,080
‫سعی کردم هلش بدم کنار،
‫ ولی خیلی قوی‌تر از من بود و وحشت کردم.

658
01:15:20,720 --> 01:15:25,040
‫گفتم باید برم دستشویی، و بالاخره رفت کنار.

659
01:15:25,120 --> 01:15:27,800
‫دویدم و در رو قفل کردم.

660
01:15:29,120 --> 01:15:35,240
‫توی آینه دیدم بدنم
‫خونریزی داره و کبودی دارم.

661
01:15:35,320 --> 01:15:41,000
‫ یادم نمی‌اومد که چی شده،
‫ واسه همین وحشت کردم.

662
01:15:41,080 --> 01:15:46,920
‫باید آروم می‌شدم، لباسام رو پیدا
‫می‌کردم و از اونجا می‌رفتم.

663
01:15:48,040 --> 01:15:55,440
‫وقتی در رو باز کردم، دستم رو گرفت و
‫ منو به زور روی تخت پرت کرد.

664
01:15:56,560 --> 01:16:00,160
‫صورتم رو به روتختی فشار داد.

665
01:16:00,240 --> 01:16:04,120
‫نمی‌تونستم نفس بکشم
‫ و فکر کردم دارم می‌میرم.

666
01:16:06,160 --> 01:16:12,680
‫متهم گفت: «ازت خوشم میاد.
‫ می‌تونی بیای واشنگتن. تایید شدی.»

667
01:16:12,760 --> 01:16:20,040
‫براش مثل یه چیز کوچیک بودم.
‫ حس ناتوانی کردم.

668
01:16:25,360 --> 01:16:27,880
‫این یکی بسته نمی‌شه.

669
01:16:29,120 --> 01:16:31,040
‫بی‌خیالش.

670
01:16:34,560 --> 01:16:38,600
‫صف طولانیه. لطفا منتظر بمونید.

671
01:16:44,440 --> 01:16:50,560
‫[۸ جولای ۲۰۱۹]
‫[بازجویی متقابل در دادگاه توکیو]

672
01:16:50,640 --> 01:16:56,400
‫[گفتن که نباید داخل دادگاه فیلم بگیرم]

673
01:17:38,600 --> 01:17:41,400
‫- خوب بودی.
‫ - آره.

674
01:17:41,480 --> 01:17:43,640
‫بهت افتخار می‌کنیم.

675
01:17:51,360 --> 01:17:55,440
‫چشم‌هامون به هم افتاد.

676
01:17:55,520 --> 01:17:59,080
‫پشت وکلای من نشسته بود.

677
01:17:59,160 --> 01:18:03,520
‫وقتی بهش زل زدم، اونم نگاهم کرد.

678
01:18:03,600 --> 01:18:09,120
‫چشم‌هاش می‌گفت: «چی می‌خوای؟»
‫و بعد نگاهشو دزدید.

679
01:18:11,840 --> 01:18:17,360
‫می‌خواستم بدونه: «من همچنان اینجام.»

680
01:18:17,440 --> 01:18:24,440
‫«من اینجام. دارم بهت گوش می‌دم.
‫تصمیم با خودته.»

681
01:18:27,760 --> 01:18:32,680
‫خوشحالم که درخواست جدا کردن نکردم.

682
01:18:32,760 --> 01:18:37,960
‫با این‌که می‌دونم کابوس‌های جدیدی تو راهه.

683
01:18:38,040 --> 01:18:45,600
‫اما این‌که وقتی دیدمش دچار وحشت
‫نشدم، اعتماد به ‌نفسم رو بیشتر کرد.

684
01:18:47,640 --> 01:18:50,240
‫تونستی از یه مانع عبور کنی.

685
01:18:50,320 --> 01:18:56,680
‫حالا دیگه از ریش و کله‌ی کچل نمی‌ترسم.

686
01:19:03,080 --> 01:19:07,080
‫[۶ اکتبر ۲۰۱۹]

687
01:19:07,160 --> 01:19:12,720
‫[فردا آخرین جلسه‌ی رسیدگی به
‫پرونده‌ی مدنیم برگزار می‌شه]

688
01:19:19,120 --> 01:19:25,160
‫یه ایمیل از کارمند باربر
‫هتل شراتون دریافت کردم.

689
01:19:25,920 --> 01:19:28,440
‫اون شب رو خیلی خوب به یاد داره.

690
01:19:28,520 --> 01:19:33,720
‫به پلیس گزارش داده بود،
‫اما هتل مجبورش کرده سکوت کنه.

691
01:19:57,120 --> 01:20:01,920
‫- خیلی جزئیات رو به یاد داره.
‫- عالیه!

692
01:20:02,000 --> 01:20:04,280
‫وقتی از تاکسی پیاده شدم،

693
01:20:04,360 --> 01:20:10,680
‫از ورودی فاصله گرفتم و سعی کردم دور بشم.

694
01:20:10,760 --> 01:20:19,200
‫همچنین انگار صدای ناله‌های بلندم
‫ شنیده می‌شده.

695
01:20:19,280 --> 01:20:24,120
‫اون‌قدر توی حالت بدی بودم که به نظر
‫ نمی‌رسید به‌هوش باشم.

696
01:20:24,200 --> 01:20:30,520
‫- این یه شهادت مهمه.
‫- منم همین فکر رو می‌کنم.

697
01:20:30,600 --> 01:20:36,360
‫اما وکیلم، موراتا، نمی‌خواد که
‫ دادگاه رو به تاخیر بندازیم.

698
01:20:36,440 --> 01:20:43,040
‫این خطر وجود داره که قضات نظرشون عوض بشه.

699
01:21:02,200 --> 01:21:09,040
‫به ‌عنوان وکیل، دلیل کافی
‫برای تاخیر نمی‌بینم.

700
01:21:10,600 --> 01:21:17,040
‫بیشتر نگرانم که هتل مانع
‫ از شهادت دادن اون بشه.

701
01:21:24,280 --> 01:21:28,280
‫«باید از خودمون بپرسیم چرا الان جلو اومده.»

702
01:21:28,360 --> 01:21:31,120
‫این رو باور ندارم، ولی...

703
01:21:31,200 --> 01:21:35,080
‫«ممکنه به یاماگوچی وصل باشه...

704
01:21:35,160 --> 01:21:38,360
‫باید محتاط باشیم.»

705
01:21:38,440 --> 01:21:44,080
‫جلسه‌ی اول دادگاه خیلی حساسه.
‫سرنوشتتون بهش بستگی داره.

706
01:22:13,600 --> 01:22:18,160
‫- الو؟
‫- سلام، تلفن موبایل آقای چیکوبا هست؟

707
01:22:18,240 --> 01:22:19,320
‫بله.

708
01:22:19,320 --> 01:22:22,640
‫شیوری ایتو هستم.
‫ممنون از وقتی که می‌ذارید.

709
01:22:22,720 --> 01:22:27,120
‫- قابلتون رو نداره.
‫- الان می‌تونید صحبت کنید؟

710
01:22:27,200 --> 01:22:32,520
‫خواستم یه چیز رو بپرسم.
‫ چیزی که امروز نوشتید...

711
01:22:32,600 --> 01:22:39,000
‫شامل مدارک جدید مهمیه.

712
01:22:39,080 --> 01:22:46,680
‫برای همین می‌خوام که
‫از اون توی دادگاه استفاده کنم.

713
01:22:46,760 --> 01:22:54,960
‫اما باید بگیم که این شهادت مربوط به باربر
‫هتلیه که اون زمان اونجا کار می‌کرده.

714
01:22:55,040 --> 01:22:58,680
‫اگه این رو توی دادگاه بگیم...

715
01:22:58,760 --> 01:23:02,720
‫جلسه‌ی علنیه...

716
01:23:02,800 --> 01:23:09,640
‫پس رسانه‌ها و افراد حاضر
‫در جلسه این رو می‌شنون.

717
01:23:09,720 --> 01:23:15,000
‫این می‌تونه براتون مشکل‌ساز بشه.

718
01:23:15,080 --> 01:23:21,160
‫اما من الان ازتون می‌خوام...

719
01:23:21,240 --> 01:23:27,080
‫چون فردا تنها فرصتمه که قضات
‫ رو از این موضوع مطلع کنم.

720
01:23:27,160 --> 01:23:32,240
‫از حرف‌هایی که بهتون زدم...

721
01:23:32,320 --> 01:23:36,800
‫چیزی هست که باعث نگرانی شما بشه؟

722
01:23:36,880 --> 01:23:41,080
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم تا کمکتون کنم.

723
01:23:41,160 --> 01:23:44,880
‫می‌تونید اسم من رو هم بگید.

724
01:23:44,960 --> 01:23:52,080
‫در مقابل سختی‌هایی که شما
‫کشیدید هیچی نیست.

725
01:23:54,560 --> 01:23:59,600
‫از هیچ چیزی نگرانی ندارم.
‫ راحت اسمم رو بگید.

726
01:23:59,680 --> 01:24:03,920
‫حتی اگر هتل بخواد جلوش رو بگیره،
‫من آماده‌ام شهادت بدم.

727
01:24:05,720 --> 01:24:08,160
‫همون‌طور که قبلا هم گفتم...

728
01:24:09,400 --> 01:24:14,320
‫مجازات‌های مربوط به جرائم آزار و اذیت خیلی کمه.

729
01:24:14,400 --> 01:24:17,760
‫همیشه فکر می‌کردم که این اشتباهه.

730
01:24:17,840 --> 01:24:22,200
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این فرصت رو پیدا کنم.

731
01:24:22,280 --> 01:24:28,320
‫می‌خوام خوشحال باشی که
‫ من اون شب کار می‌کردم.

732
01:24:30,280 --> 01:24:32,840
‫من شخصا از این بابت خوشحالم.

733
01:24:34,600 --> 01:24:37,760
‫مردم این‌طور جرائم رو خیلی سبک می‌گیرن.

734
01:24:37,840 --> 01:24:42,800
‫- خیلی ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

735
01:24:42,880 --> 01:24:47,440
‫خیلی از عزمت ممنونم.

736
01:24:47,520 --> 01:24:51,000
‫واقعا قدردانی می‌کنم. ممنون.

737
01:24:51,080 --> 01:24:53,760
‫- مواظب خودت باش. خداحافظ.
‫ - خداحافظ.

738
01:25:55,280 --> 01:25:57,560
‫[18 دسامبر 2019]

739
01:25:57,640 --> 01:26:02,440
‫[روز حکم در دادگاه ناحیه‌ای توکیو]

740
01:26:11,520 --> 01:26:17,120
‫با پرونده مدنی‌اش،
‫شیوری می‌خواست جعبه سیاه رو باز کنه.

741
01:26:17,200 --> 01:26:23,440
‫این فقط مشکل یک نفر نیست،
‫ بلکه مشکلی اجتماعیه.

742
01:26:24,120 --> 01:26:29,000
‫امروز بالاخره حکمی صادر می‌شه.

743
01:26:29,080 --> 01:26:34,680
‫اهانت به یک زن بزرگ‌ترین کابوس مادرهاست.

744
01:26:35,360 --> 01:26:39,720
‫بعد از کنفرانس خبری...

745
01:26:39,800 --> 01:26:44,440
‫تمام خانواده، از جمله خواهر و برادرها،
‫مخالف بودن.

746
01:26:44,520 --> 01:26:51,520
‫امیدوارم نتیجه مثبتی بگیریم
‫ تا خانواده دوباره بهم برگردن.

747
01:27:09,280 --> 01:27:13,080
‫[پیروزی]

748
01:27:13,160 --> 01:27:18,240
‫بردیم! ممنون از همه!

749
01:27:26,400 --> 01:27:28,320
‫ خودشه!

750
01:27:30,640 --> 01:27:32,440
‫تبریک میگم!

751
01:27:32,520 --> 01:27:35,520
‫میشه بگی حسش چطوره؟

752
01:27:35,600 --> 01:27:41,960
‫صادقانه بگم، نمی‌دونم چه حسی دارم.

753
01:27:42,040 --> 01:27:47,800
‫ولی وقتی اومدم بیرون دوستم رو بغل کردم.

754
01:27:47,880 --> 01:27:52,080
‫یه جورایی یه پایان بود.

755
01:27:52,160 --> 01:27:57,240
‫ولی این پیروزی به این معنی نیست
‫که اون چیزی که اتفاق افتاد از بین می‌ره.

756
01:27:57,320 --> 01:28:00,520
‫هنوز باید...

757
01:28:02,360 --> 01:28:09,120
‫بفهمم چطور با زخم‌هام کنار بیام.
‫ این پایان کار نیست.

758
01:28:13,720 --> 01:28:19,440
‫این یه نقطه عطفه،
‫ ولی هنوز کارای زیادی مونده.

759
01:28:19,520 --> 01:28:23,560
‫بیایید با هم به همه‌شون فکر کنیم.

760
01:28:23,640 --> 01:28:30,160
‫چیزی که الان جلوی منه کاملا
‫با قبل تفاوت داره. ممنون از همه!

761
01:28:49,760 --> 01:28:54,200
‫خانم‌ها و آقایون، لطفا جناب یاماگوچی
‫ رو به صحنه دعوت کنید.

762
01:29:05,440 --> 01:29:09,920
‫شما به وضوح اعلام کردید که
‫ هیچ کار غیرقانونی نکردید.

763
01:29:10,040 --> 01:29:14,800
‫ولی وقتی به اون شب نگاه می‌کنید،
‫چیزی هست که پشیمون باشید؟

764
01:29:14,880 --> 01:29:18,280
‫مایل بودید که شرایط متفاوت می‌بود؟

765
01:29:18,360 --> 01:29:24,200
‫آیا اشتباهی کردید، حتی اگه شاید
‫برخلاف قانون نبوده باشه؟

766
01:29:25,720 --> 01:29:32,000
‫می‌خوام واضح بگم که من
‫هیچ جرم قانونی نکردم.

767
01:29:32,080 --> 01:29:35,000
‫این مهم‌ترین چیزه.

768
01:29:36,120 --> 01:29:43,000
‫ولی اگه از چیزی غیر از
‫جنبه‌های قانونی حرف بزنم...

769
01:29:43,080 --> 01:29:47,200
‫ممکنه باعث سوتفاهم بشه.

770
01:29:47,280 --> 01:29:53,320
‫اگه بگم پشیمونم، یه خبرنگار ممکنه
‫این رو به عنوان یه عمل غیرقانونی تعبیر کنه.

771
01:29:53,400 --> 01:29:57,640
‫ولی من واقعا از چیزی که
‫ اتفاق افتاد پشیمونم.

772
01:29:57,720 --> 01:30:00,760
‫اون خیلی آسیب دید.

773
01:30:00,840 --> 01:30:04,440
‫اون خیلی چیزها رو تجربه کرد...

774
01:30:05,760 --> 01:30:12,200
‫اختلال اضطراب، خودم هم کردم.
‫پس واقعا واقعه‌ی تاسف‌باری بوده.

775
01:30:12,280 --> 01:30:17,520
‫و من از خیلی چیزها از نظر اخلاقی پشیمونم.

776
01:30:17,600 --> 01:30:24,040
‫ولی همچنان باید بگم که من
‫ هیچ کار غیرقانونی نکردم.

777
01:30:24,120 --> 01:30:26,680
‫آیا این جواب کافی بود؟

778
01:30:27,840 --> 01:30:33,320
‫من نکات کلیدی رو ترجمه می‌کنم...

779
01:30:48,680 --> 01:30:55,720
‫[یاماگوچی به حکم درخواست تجدید نظر کرد.
‫ نبردهای قانونی من ادامه پیدا کرد]

780
01:30:57,640 --> 01:31:00,040
‫دروغگو!

781
01:31:00,120 --> 01:31:03,520
‫ از بدبختی دیگران سود می‌کنی!

782
01:31:03,600 --> 01:31:06,720
‫چطور جرئت می‌کنی؟
‫داری مثل یه بت رفتار می‌کنی!

783
01:31:07,600 --> 01:31:11,160
‫[بازپرس الف در پلیس توکیو موند]

784
01:31:11,240 --> 01:31:15,800
‫[باربر شغلش رو توی هتل شراتون حفظ کرد]

785
01:31:15,880 --> 01:31:19,600
‫[ناکامورا که مانع دستگیری شد...]

786
01:31:19,680 --> 01:31:24,560
‫[رئیس پلیس ملی ژاپن شد]

787
01:31:28,000 --> 01:31:31,200
‫[8 جولای 2022...]

788
01:31:31,280 --> 01:31:37,840
‫[نخست‌وزیر سابق، آبه، در یک نشست تبلیغاتی
‫ هدف گلوله قرار گرفت]

789
01:31:39,720 --> 01:31:47,320
‫[یاماگوچی اولین نفری بود
‫ که خبر مرگش رو منتشر کرد]

790
01:31:48,800 --> 01:31:58,120
‫[در همون روز، دیوان عالی کشور پیروزی من
‫ رو در دادگاه ناحیه‌ای تایید کرد]

791
01:32:06,680 --> 01:32:08,520
‫باز هم این آهنگ!

792
01:32:15,200 --> 01:32:16,920
‫این چیه؟

793
01:32:24,920 --> 01:32:26,400
‫موهات!

794
01:32:31,400 --> 01:32:33,600
‫خیلی طول کشید.

795
01:32:35,000 --> 01:32:38,920
‫25 سالم بود، الان 33 سالمه!

796
01:32:40,440 --> 01:32:43,160
‫این پایان یه دوره‌‌است.

797
01:32:43,240 --> 01:32:46,200
‫- دوره؟
‫ - درسته!

798
01:32:53,200 --> 01:32:55,080
‫ موفق شدی.

799
01:35:48,480 --> 01:35:54,000
‫[تقدیم به همه بازماندگان]
