﻿1
00:00:35,326 --> 00:00:40,206
‫« ماه آبی »

2
00:00:43,626 --> 00:00:49,382
‫«هوشیار و پرانرژی بود و بودن در کنارِش حال می‌داد
‫اسکار همرستاین دوم»

3
00:00:50,467 --> 00:00:53,928
‫«غمگین‌ترین آدمی بود که به عمرم دیدم
‫میبل مرسر»

4
00:00:54,429 --> 00:00:57,974
‫♪ تلگراف کردم و زنگ زدم ♪

5
00:00:57,974 --> 00:01:02,562
‫♪ یه نامه‌ی هواییِ ویژه هم فرستادم ♪

6
00:01:03,188 --> 00:01:05,106
‫آره، می‌دونم

7
00:01:05,106 --> 00:01:11,029
‫♪ جوابش خداحافظی بود، ♪
‫♪ حتی هزینه‌ی پستش هم رو دستم موند ♪

8
00:01:15,116 --> 00:01:19,245
‫♪ فقط یه بار عاشق شدم و ♪

9
00:01:19,245 --> 00:01:21,706
‫♪ اون یه بار هم عاشق تو شدم ♪

10
00:01:22,582 --> 00:01:23,833
‫قافیه‌ی سه‌تایی

11
00:01:26,377 --> 00:01:32,050
‫♪ هر اتفاقی که برام میفته... ♪

12
00:01:37,013 --> 00:01:38,389
‫گندش بزنن

13
00:01:42,185 --> 00:01:43,686
‫آره

14
00:01:43,686 --> 00:01:45,438
‫رادیوی دبلیوکیو‌ایکس‌آر خبر درگذشتِ

15
00:01:45,438 --> 00:01:48,024
‫یکی از برجسته‌ترین ترانه‌سرایان آمریکا،

16
00:01:48,024 --> 00:01:50,401
‫لورنز هارت، که شب گذشته در

17
00:01:50,401 --> 00:01:52,320
‫بیمارستان داکترز در منهتن

18
00:01:52,320 --> 00:01:54,405
‫بر اثر عوارض ذات‌الریه
‫فوت کرده را اعلام می‌کند

19
00:01:54,405 --> 00:01:57,450
‫آقای هارت تنها ۴۸ سال داشت

20
00:01:57,450 --> 00:02:01,246
‫بیش از ۲۰ سال هارت و شریکش،
‫ریچارد راجرز که

21
00:02:01,246 --> 00:02:03,957
‫آهنگسازی می‌کرد و
‫هارت که ترانه می‌نوشت،

22
00:02:03,957 --> 00:02:06,209
‫در نتیجه‌ی ادغام نبوغ خودشون

23
00:02:06,209 --> 00:02:09,212
‫دست به خلقِ مجموعه‌ی موفقی از
‫موزیکال‌های کمدی زدن

24
00:02:09,212 --> 00:02:12,590
‫گاهاً از این دو به عنوان
‫«گیلبرت و سالیوان» آمریکا یاد میشه

25
00:02:12,590 --> 00:02:15,677
‫از راجرز و هارت با ترانه‌هایی نظیر

26
00:02:15,677 --> 00:02:18,638
‫ولنتاین بامزه‌ی من،
‫خانم من یک خانه‌به‌دوشه،

27
00:02:18,638 --> 00:02:20,098
‫کجا و کِی،

28
00:02:20,098 --> 00:02:23,017
‫با شعری در قلبم، عاشقانه نیست؟

29
00:02:23,017 --> 00:02:25,436
‫قلبم وایساد، افسون‌شده،

30
00:02:25,436 --> 00:02:28,523
‫نمی‌دونستم ساعت چنده، منهتن،

31
00:02:28,523 --> 00:02:29,774
‫و ماه آبی یاد میشه

32
00:02:30,900 --> 00:02:33,695
‫« هفت ماه قبل »
‫« ۳۱ مارس ۱۹۴۳ »

33
00:02:34,028 --> 00:02:36,406
‫♪ ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ♪

34
00:02:36,406 --> 00:02:38,908
‫♪ ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ♪

35
00:02:38,908 --> 00:02:41,870
‫♪ ما به این سرزمین تعلق داریم ♪

36
00:02:41,870 --> 00:02:43,621
‫الان به اون «سرزمین عظیم» می‌رسه

37
00:02:43,621 --> 00:02:45,165
‫♪ جایی که بهش تعلق داریم ♪
‫♪ یه سرزمین عظیمه ♪

38
00:02:45,165 --> 00:02:47,458
‫♪ و وقتی که میگیم ♪

39
00:02:47,458 --> 00:02:51,254
‫♪ یاو! آیی‌پیوییه! ♪

40
00:02:51,254 --> 00:02:52,881
‫♪ منظورمون اینه که ♪

41
00:02:52,881 --> 00:02:54,716
‫♪ «اوکلاهما، داری خوب پیش میری!» ♪

42
00:02:54,716 --> 00:02:56,718
‫من نوشیدنی‌لازم‌ام

43
00:02:56,718 --> 00:02:59,220
‫♪ اوکلاهما! ♪

44
00:03:14,903 --> 00:03:18,239
‫« رستوران و کبابی ساردی »

45
00:03:43,556 --> 00:03:48,186
‫واسه بار آخر میگم،
‫اون نامه‌ها رو بذار رو میز

46
00:03:48,186 --> 00:03:51,147
‫«اگه لازلو و آرمانی که
‫براش می‌جنگی اینقدر برات مهمن،

47
00:03:51,147 --> 00:03:53,858
‫پس، هیچی جلودارت نیست»

48
00:03:53,858 --> 00:03:57,570
‫خیلی‌خب، بذار کارت رو راحت کنم

49
00:03:57,570 --> 00:04:00,990
‫«یالا، بزن. اینجوری در حقم لطف می‌کنی»

50
00:04:00,990 --> 00:04:03,701
‫یادت نره،
‫اسلحه رو سمت پات نشونه گرفتم

51
00:04:03,701 --> 00:04:05,995
‫هرجای دیگه رو بزنی
‫بیشتر دردم می‌گیره

52
00:04:07,789 --> 00:04:09,207
‫خداوندا!

53
00:04:09,207 --> 00:04:10,541
‫چند بار این فیلم رو دیدیم؟

54
00:04:10,541 --> 00:04:12,919
‫بدترین دیالوگ کازابلانکا؟

55
00:04:12,919 --> 00:04:16,756
‫«خب، رویه شکسته شده»

56
00:04:16,756 --> 00:04:18,633
‫آخه «خب، رویه شکسته شده»؟

57
00:04:18,633 --> 00:04:21,386
‫چطور میشه رویه رو شکوند، لامصب؟

58
00:04:21,386 --> 00:04:25,223
‫اونجا تو هالیوود
‫مگه انگلیسی حرف نمی‌زنن؟

59
00:04:25,223 --> 00:04:27,809
‫ولی نمیشه عاشق کلود رینس نبود

60
00:04:27,809 --> 00:04:31,187
‫- نقطه‌ی عطف فیلم خودش بود
‫- شک نکن

61
00:04:31,187 --> 00:04:32,522
‫می‌دونی چرا اینقدر خوبه؟

62
00:04:32,522 --> 00:04:35,233
‫چون هم رهبره و هم قدش کوتاهه

63
00:04:35,233 --> 00:04:37,735
‫که ثابت می‌کنه
‫می‌تونی جفتش باشی و

64
00:04:37,735 --> 00:04:39,112
‫من هم عاشق همینم

65
00:04:39,112 --> 00:04:41,072
‫به ایلسا میگه:

66
00:04:41,072 --> 00:04:45,952
‫«بانو، این از اون دسته مردهاست که
‫اگه من یه زن بودم و

67
00:04:45,952 --> 00:04:48,871
‫تو رابطه بودم،
‫عاشق ریک می‌شدم»

68
00:04:48,871 --> 00:04:50,873
‫خوب بهش فکر کن

69
00:04:50,873 --> 00:04:53,459
‫آخر فیلم پیش کی می‌مونه؟

70
00:04:53,459 --> 00:04:57,213
‫با کی دست تو دستِ هم توی مه میرن؟

71
00:04:57,213 --> 00:04:58,923
‫منظورت اینه که ریک و سروان رنو...

72
00:04:58,923 --> 00:05:00,341
‫فکر کردی اونجا توی

73
00:05:00,341 --> 00:05:02,677
‫سربازخونه‌ی فرانسه‌ی آزاد
‫توی برازاویل چه خبره؟

74
00:05:02,677 --> 00:05:05,346
‫این همون سکانسیه که
‫نمی‌تونن بهت نشون بدن

75
00:05:05,346 --> 00:05:08,099
‫خیلی‌خب. بهترین دیالوگ کازابلانکا؟

76
00:05:10,393 --> 00:05:12,645
‫«هیچکس تابحال اینقدر عاشق من نبود»

77
00:05:12,645 --> 00:05:14,397
‫خارق‌العاده نیست؟

78
00:05:14,397 --> 00:05:17,734
‫شیش کلمه.
‫هیچکس تابحال اینقدر عاشق من نبود

79
00:05:17,734 --> 00:05:19,902
‫واقعاً کی اونقدری که باید
‫بهش عشق ورزیده شده؟

80
00:05:19,902 --> 00:05:21,321
‫کی نصف چیزی که باید
‫بهش عشق ورزیده شده؟

81
00:05:21,321 --> 00:05:22,488
‫یه پیک برام می‌ریزی؟

82
00:05:23,614 --> 00:05:24,866
‫لری، خودت گفتی تحت هیچ شرایطی...

83
00:05:24,866 --> 00:05:26,200
‫فقط می‌خوام تماشاش کنم

84
00:05:26,200 --> 00:05:29,620
‫می‌خوام سنگینی رنگ
‫کهرباییش رو تو دستم حس کنم

85
00:05:29,620 --> 00:05:32,040
‫- گفتی تحت هیچ شرایطی...
‫- بریز اون نوشیدنی رو

86
00:05:37,587 --> 00:05:39,380
‫گفتم الیزابت چی بهم گفت؟

87
00:05:39,380 --> 00:05:41,299
‫امشب قراره اینجا ببینمش

88
00:05:41,299 --> 00:05:43,134
‫- منظورت همونیه که...
‫- ادی، ادی، ادی

89
00:05:43,134 --> 00:05:46,596
‫- چیه؟
‫- لاأقل یکم حفظ ظاهر کن

90
00:05:46,596 --> 00:05:48,806
‫مادرش ممکنه هر لحظه از در بیاد تو

91
00:05:48,806 --> 00:05:50,641
‫- شرمنده
‫- جدی میگم

92
00:05:50,641 --> 00:05:53,144
‫واقعاً این دختر رو دوست دارم

93
00:05:53,144 --> 00:05:55,271
‫این خط و این نشون،
‫قضیه فراتر از دوست داشتن 

94
00:05:55,271 --> 00:05:57,523
‫- فراتر از دوست داشتن مگه چیزی هم داریم؟
‫- خودم هم نمی‌دونم

95
00:05:57,523 --> 00:05:59,484
‫ذره‌ای لیاقتش رو ندارم،

96
00:05:59,484 --> 00:06:01,694
‫ولی همیشه همینه دیگه، مگه نه؟

97
00:06:01,694 --> 00:06:03,237
‫«ستایش غیرمنطقی»

98
00:06:03,237 --> 00:06:04,655
‫عبارتیه که خودش گفت

99
00:06:04,655 --> 00:06:06,532
‫از قضا شاعر هم هست.
‫بهت گفته بودم؟

100
00:06:06,532 --> 00:06:09,118
‫یه پیک آب گازدار میدی؟

101
00:06:09,118 --> 00:06:12,830
‫می‌خوام به یکی زل بزنم و
‫اون یکی رو بخورم

102
00:06:13,498 --> 00:06:14,999
‫پس، این دختره...

103
00:06:17,001 --> 00:06:20,380
‫تو واقعاً... می‌دونی،

104
00:06:20,380 --> 00:06:22,799
‫با یه دانشجوی ۲۰ ساله رفتی تو رابطه؟

105
00:06:22,799 --> 00:06:25,760
‫قضیه پیچیده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی

106
00:06:25,760 --> 00:06:27,720
‫بذار بطری باشه

107
00:06:27,720 --> 00:06:29,764
‫مثل یه شعر مصوره

108
00:06:29,764 --> 00:06:31,557
‫تو که هیچی راجع‌بهش بهم نمیگی

109
00:06:31,557 --> 00:06:33,768
‫می‌دونی امسال هدفِ پنهونی من چیه؟

110
00:06:33,768 --> 00:06:35,436
‫- چیه؟
‫- جدی میگم. واقعاً

111
00:06:35,436 --> 00:06:39,774
‫هدف پنهونیم اینه که اینقدر ترسو نباشم

112
00:06:39,774 --> 00:06:42,693
‫- الیزابت وایلند. برای...
‫- اونا واسه منن!

113
00:06:42,693 --> 00:06:46,114
‫خدایا! همین چندتا شد پنج دلار؟

114
00:06:46,114 --> 00:06:47,615
‫بعلاوه‌ی هزینه‌ی ارسال، بله

115
00:06:49,575 --> 00:06:51,327
‫لورنز هارت؟

116
00:06:51,327 --> 00:06:54,288
‫فکر کنم این اسم رو یه جایی شنیدم

117
00:06:54,288 --> 00:06:58,167
‫پس، این یه دلار انعام
‫واسه شیرین‌زبونیت، بچه‌جون

118
00:06:58,167 --> 00:07:00,461
‫روال کار شکسته شد

119
00:07:02,004 --> 00:07:04,549
‫هی، این رو خودش بهم داد

120
00:07:04,549 --> 00:07:06,551
‫از نیوهِون ارسالش کرد

121
00:07:06,551 --> 00:07:07,760
‫چون گفتم یه چیزی می‌خوام که

122
00:07:07,760 --> 00:07:09,178
‫لمسش کرده باشه

123
00:07:09,178 --> 00:07:11,764
‫خداوندا! انگار دوباره ۱۷ سالمه

124
00:07:11,764 --> 00:07:13,266
‫با این تفاوت که هیچوقت ۱۷ سالم نبود

125
00:07:13,266 --> 00:07:15,768
‫مستقیم از کودکی به فرسودگی رسیدم

126
00:07:17,145 --> 00:07:19,272
‫ادی، یه مشروب به این بچه بده

127
00:07:19,272 --> 00:07:21,023
‫نه، ممنون. الان سر کارم

128
00:07:21,023 --> 00:07:23,234
‫خدایا، سر کارت باید نوشیدنی بخوری دیگه

129
00:07:23,234 --> 00:07:25,236
‫اسمت چیه؟ اِسوِن، درسته؟

130
00:07:25,236 --> 00:07:28,030
‫- تروی
‫- چی از این بهتر؟

131
00:07:28,030 --> 00:07:30,032
‫ببین، اِسون، امشب بیکاری؟

132
00:07:30,032 --> 00:07:31,951
‫ادی، میشه یه پیک
‫نوشیدنی به این بچه بدی؟

133
00:07:31,951 --> 00:07:32,994
‫- باشه
‫- چون امشب قراره

134
00:07:32,994 --> 00:07:35,621
‫خونه‌مون یه مهمونی بزرگ بگیرم

135
00:07:35,621 --> 00:07:37,957
‫همه‌ی اهل نمایش قراره اونجا باشن

136
00:07:37,957 --> 00:07:40,418
‫گروه موسیقی گلدن گیت کوارتت رو رزرو کردم

137
00:07:40,418 --> 00:07:41,711
‫جدی میگم

138
00:07:41,711 --> 00:07:43,754
‫می‌خوام تو هم بیای،
‫یکی از دوستات هم بیار،

139
00:07:43,754 --> 00:07:45,381
‫یکی نه، ده دوازده نفری رو بیار

140
00:07:45,381 --> 00:07:48,134
‫قراره از اون مهمونی‌هایی بشه که
‫تو عمرت ندیدی

141
00:07:48,134 --> 00:07:51,804
‫آدرسم توی آردزلیه، بلدی دیگه؟
‫خیابون ۹۱اُم، جنب پارک

142
00:07:51,804 --> 00:07:54,182
‫به مسئول پذیرش بگو

143
00:07:54,182 --> 00:07:56,267
‫از مهمون‌های لورنز هارت هستی

144
00:07:56,267 --> 00:07:58,227
‫باید رمز عبور هم بلد باشی

145
00:07:58,227 --> 00:07:59,854
‫آماده‌ای که رمز رو بهت بگم؟

146
00:08:03,232 --> 00:08:06,068
‫«هیچکس تابحال اینقدر عاشق من نبود»

147
00:08:07,028 --> 00:08:08,821
‫آروم بخور!

148
00:08:09,447 --> 00:08:11,741
‫جه منظر زیبایی

149
00:08:14,452 --> 00:08:16,204
‫شما نمی‌خوری؟

150
00:08:16,204 --> 00:08:18,581
‫♪ بعد از این که یه لیتر برندی خوردم ♪

151
00:08:18,581 --> 00:08:22,043
‫♪ مثل گل آفتاب‌گردون بلند میشم ♪

152
00:08:22,043 --> 00:08:23,377
‫این آهنگه رو شنیدی؟

153
00:08:23,377 --> 00:08:25,254
‫نه، نه

154
00:08:25,254 --> 00:08:31,010
‫♪ ولنتاین بامزه‌ی من، ♪
‫♪ ولنتاین زیبا و طناز من ♪

155
00:08:31,010 --> 00:08:32,970
‫راستش، خیلی رادیو گوش نمیدم

156
00:08:32,970 --> 00:08:34,096
‫تو که گفتی اسمم رو شنیدی

157
00:08:34,096 --> 00:08:35,515
‫یعنی حتی یکی از آهنگ‌های

158
00:08:35,515 --> 00:08:36,933
‫- راجرز و هارت رو نشنیدی؟
‫- درسته...

159
00:08:36,933 --> 00:08:38,851
‫فقط یادم نمیاد...

160
00:08:38,851 --> 00:08:41,062
‫♪ به منهتن و برانکس و استتن... ♪

161
00:08:41,062 --> 00:08:44,273
‫خیر سرمون روی جلد مجله‌ی تایمز بودیم!

162
00:08:44,273 --> 00:08:46,692
‫عکسم روی دیوار اینجا...

163
00:08:47,944 --> 00:08:50,029
‫ادی، عکس من کو؟

164
00:08:50,029 --> 00:08:51,405
‫جابجاش کردن

165
00:08:51,405 --> 00:08:52,198
‫- یعنی چی...
‫- خیلی‌خب،

166
00:08:52,198 --> 00:08:53,199
‫این یکی رو چی؟

167
00:08:55,493 --> 00:08:57,703
‫♪ ای ماه آبی ♪

168
00:08:57,703 --> 00:08:58,996
‫این یکی رو شنیدم!

169
00:08:58,996 --> 00:09:02,124
‫♪ دیدی که تک و تنهام ♪

170
00:09:03,417 --> 00:09:07,380
‫بدون رؤیایی در قلبم

171
00:09:07,380 --> 00:09:10,341
‫بدون عشقی که مال من هست

172
00:09:10,341 --> 00:09:12,802
‫مسخره‌ترین شعریه که نوشتم!

173
00:09:12,802 --> 00:09:14,470
‫- خودت نوشتیش؟
‫- اصلاً قرار نبود...

174
00:09:14,470 --> 00:09:15,846
‫اسمش هم این باشه

175
00:09:15,846 --> 00:09:17,306
‫این آهنگ رو دوست دارم

176
00:09:17,306 --> 00:09:19,141
‫انعامم رو پس می‌گیرم

177
00:09:22,103 --> 00:09:24,230
‫مهمونیم رو نپیچونی‌ها، اِسون!

178
00:09:27,441 --> 00:09:29,569
‫چند شب پیش، دکتر بندر

179
00:09:29,569 --> 00:09:32,363
‫بعد از این که بهش گفتم
‫از ویوین خاستگاری کردم و

180
00:09:32,363 --> 00:09:34,740
‫باز هم جواب رد بهم داد،

181
00:09:34,740 --> 00:09:37,451
‫بهم گفت:
‫«لری، تکلیفت رو مشخص کن»

182
00:09:37,451 --> 00:09:39,870
‫«بالاخره نفهمیدم ؟»

183
00:09:39,870 --> 00:09:42,164
‫بهش گفتم: «دُکی، من نیستم »

184
00:09:42,164 --> 00:09:43,958
‫ازم پرسید این دیگه چه کوفتیه

185
00:09:43,958 --> 00:09:45,668
‫بهش گفتم:
‫«یعنی می‌تونم به طور مساوی

186
00:09:45,668 --> 00:09:47,378
کار هام بکنم 

187
00:09:47,378 --> 00:09:49,714
‫لری! خانم اینجاست!

188
00:09:49,714 --> 00:09:52,174
‫خانم‌ها هم می‌تونن از
‫جفت دست‌هاشون استفاده کنن

189
00:09:53,384 --> 00:09:55,094
‫اما واسه شاعر بودن باید

190
00:09:55,094 --> 00:09:57,305
‫یه جورایی خفن باشی، مگه نه؟

191
00:09:57,305 --> 00:09:59,473
‫باید از هر قشری روی کره‌ی خاکی

192
00:09:59,473 --> 00:10:01,142
‫تو وجودت جا داشته باشن

193
00:10:01,142 --> 00:10:03,185
‫آقایون، خانم‌ها، اسب‌ها

194
00:10:03,185 --> 00:10:06,856
‫چطور می‌تونی صدای هم‌خوانی جهان باشی،

195
00:10:06,856 --> 00:10:10,359
‫وقتی همه‌شون رو تو وجودت نداری؟

196
00:10:12,987 --> 00:10:15,948
‫ادی، به یه کارگر 

197
00:10:15,948 --> 00:10:18,367
‫مصمم و سرسخت چی میگن؟

198
00:10:18,367 --> 00:10:20,494
‫خسته‌ ناپذیر

199
00:10:22,705 --> 00:10:27,335
‫سلامتی گذشته‌ی بزرگ و باشکوه که
‫توش همه چی اهمیت بیشتری داشت

200
00:10:30,087 --> 00:10:32,381
‫به نواختن ادامه بده.
‫کارت درسته.

201
00:10:32,381 --> 00:10:36,260
‫- ممنون. من تو مسیرِ آهنگ‌ساز شدنم
‫- تو مسیر؟

202
00:10:36,260 --> 00:10:38,304
‫با اتوبوس میری یا با قطار؟

203
00:10:38,971 --> 00:10:41,891
‫بهتره اسمت رو یادداشت کنم
‫اگه یه وقت به یه همکار جدید نیاز پیدا کردم

204
00:10:41,891 --> 00:10:44,060
‫هی، به افتتاحیه‌ی امشب رفتی؟

205
00:10:44,644 --> 00:10:48,314
‫اکلاهما! تازه با علامت تعجب

206
00:10:48,314 --> 00:10:51,817
‫یه فکت بگم. هر عنوانی
‫که علامت تعجب بخواد،

207
00:10:51,817 --> 00:10:53,569
‫نباید سمتش رفت

208
00:10:55,363 --> 00:10:56,947
‫گفتی اسمت چیه؟

209
00:10:56,947 --> 00:11:00,326
‫مورتی ریفکین. ولی به خودم میگم مورتی رافرتی

210
00:11:00,326 --> 00:11:02,912
‫عمراً کسی حدس بزنه یهودی هستی

211
00:11:10,586 --> 00:11:11,879
‫نظرت درباره اکلاهما چی بود؟

212
00:11:13,214 --> 00:11:16,133
‫نظر من چی بود؟

213
00:11:16,884 --> 00:11:19,345
‫خب ناکلز،

214
00:11:19,345 --> 00:11:22,598
‫ناکلز اوریفکین، اینجوری قراره صدات کنم،

215
00:11:23,391 --> 00:11:26,185
‫توی پیش‌نمایش‌های نیو هِیوِن
‫دو بار نمایش رو دیدم،

216
00:11:26,185 --> 00:11:30,231
‫وقتی هنوز بهش می‌گفتن «ما که رفتیم!» با علامت تعجب

217
00:11:30,231 --> 00:11:33,275
‫و مطمئن بودم دیک قراره بهم زنگ بزنه و بگه

218
00:11:34,068 --> 00:11:36,737
‫«لری، توی بد دردسری افتادیم

219
00:11:36,737 --> 00:11:40,408
‫می‌خوام نمایش رو بانمکش کنی.
‫تیکه‌های کمدی بزرگی نیاز داریم»

220
00:11:40,408 --> 00:11:41,867
‫منم آماده بودم که بگم،

221
00:11:41,867 --> 00:11:46,247
‫«دیک، به جای این آمریکایی‌بازی‌های عامه‌پسند

222
00:11:46,247 --> 00:11:49,458
‫بیا یه نسخه‌ی طنزش رو بسازیم!»

223
00:11:49,458 --> 00:11:52,420
‫هیچی نشده داشتم توی ذهنم
‫متن آهنگ می‌نوشتم. نمی‌تونستم دست بردارم

224
00:11:52,420 --> 00:11:53,671
‫باهاتون تماس گرفت؟

225
00:11:53,671 --> 00:11:56,757
‫شوخی می‌کنی؟ زیادی مشغول نوشتنِ کارهای هیت بیشتر بود

226
00:11:58,384 --> 00:12:01,345
‫امشب روی صندلی لژم نشستم و

227
00:12:01,345 --> 00:12:04,181
‫اکلاهومو، با علامت تعجب رو تماشا کردم...

228
00:12:04,181 --> 00:12:06,684
‫که با نورهای صورتیش اکلیل می‌ریخت

229
00:12:06,684 --> 00:12:10,062
‫و اون همه کلاه گاوچرونی و کمندچرخوندن داشت،

230
00:12:10,062 --> 00:12:14,483
‫و از دو چیز کاملاً مطمئن بودم

231
00:12:14,483 --> 00:12:16,444
‫هم خیلی پُرفروش بود

232
00:12:16,444 --> 00:12:19,947
‫و هم خیلی آشغال از نظر کیفی

233
00:12:19,947 --> 00:12:22,324
‫دوستم توی پیش‌نمایش‌ها دیدش،

234
00:12:22,324 --> 00:12:24,285
‫گفت یکی از بهترین اجراهاییه که تا حالا دیده

235
00:12:24,744 --> 00:12:28,706
‫اجرا از هر سطح ممکنی شیّادانه است

236
00:12:28,706 --> 00:12:30,958
‫صحبتم از روی حسادت نیست، باشه؟

237
00:12:30,958 --> 00:12:37,506
‫امشب اون اجرا رو دیدم
‫و یه غرق شدن بزرگی توی قلبم حس کردم

238
00:12:37,506 --> 00:12:42,553
‫و تمام دور و بری‌هام داشتن غش‌غش می‌خندیدن.
‫به جوک‌های درجه سه می‌خندیدن

239
00:12:42,553 --> 00:12:45,514
‫می‌خواستم تماشاگران رو از شونه بگیرم و بگم

240
00:12:45,514 --> 00:12:49,727
‫«به چی می‌خندین؟ بیخیال! بیشتر بخواید ازشون!»

241
00:12:50,686 --> 00:12:52,605
‫راجرز یه نابغه است

242
00:12:52,605 --> 00:12:55,274
‫بدون یه لحظه تردید میگم

243
00:12:55,274 --> 00:12:56,984
‫تو نوازنده پیانویی. می‌دونی حق با منه

244
00:12:56,984 --> 00:12:58,194
‫آره، کارش خیلی خوبه

245
00:12:58,778 --> 00:13:00,070
‫خیلی خوبه

246
00:13:00,070 --> 00:13:04,533
‫هیچکس دامنه‌ی کاری و هوش اختراع اون رو نداره،

247
00:13:04,533 --> 00:13:10,164
‫ملودی‌های مردونه و اوج‌گیرنده‌ای که مثل چکش‌های بادی همین‌طور روی هم بالا می‌رفتن

248
00:13:10,164 --> 00:13:12,416
‫راجرز یه بیرحمه،

249
00:13:12,416 --> 00:13:14,210
‫ولی می‌تونه یه ملودی رو به حالت شناور در بیاره،

250
00:13:14,210 --> 00:13:18,964
‫نشونه‌ی هنر عالی هم همینه، شناور شدن

251
00:13:18,964 --> 00:13:24,261
‫♪ یه حس قشنگی دارم ♪

252
00:13:24,261 --> 00:13:26,680
‫لحظه‌اش اونه. شنیدی؟

253
00:13:27,389 --> 00:13:28,724
‫وقتی ستون‌فقراتت برق می‌زنه

254
00:13:28,724 --> 00:13:33,103
‫و کل سازوکارِ آهنگ‌سازی ناگهان از جاذبه جدا می‌شه

255
00:13:33,103 --> 00:13:37,107
‫شاید پنج نفر روی سیاره باشه
‫که بتونه از پس این کار بر بیاد،

256
00:13:37,107 --> 00:13:39,527
‫اون هم یکی‌شونه

257
00:13:40,402 --> 00:13:45,991
‫بعدش... ترانه از اسکار همرستین دوم

258
00:13:47,576 --> 00:13:49,411
‫از اسکار چی بگم؟

259
00:13:49,411 --> 00:13:51,872
‫هر لحظه قراره با گام‌های بلند سروکله‌اش پیدا بشه،

260
00:13:51,872 --> 00:13:53,207
‫کلِ ۲.۲۲۰ متر هیکلش،

261
00:13:53,207 --> 00:13:56,001
‫و می‌دونی، دیک عمداً این بار یه قدبلند رو انتخاب کرده،

262
00:13:56,001 --> 00:13:57,878
‫خودت می‌دونی

263
00:13:57,878 --> 00:13:59,463
‫ولی از اسکار چی بگم؟

264
00:13:59,463 --> 00:14:03,008
‫خیلی خاکیه،

265
00:14:03,008 --> 00:14:06,345
‫و بیا قبول کنیم،
‫اکثرمون خاکی هستیم

266
00:14:06,345 --> 00:14:08,889
‫ولی یه لحظاتی هست که قسم به خدا،

267
00:14:08,889 --> 00:14:10,975
‫لحظاتی توی کارم وجود داره

268
00:14:10,975 --> 00:14:13,143
‫که یه چیزی بزرگتر از خودم درست کردم

269
00:14:13,143 --> 00:14:14,687
‫موافقم، کاملاً

270
00:14:14,687 --> 00:14:17,773
‫ممنون. کلمات بزرگتر از موزیک بودن،

271
00:14:17,773 --> 00:14:19,525
‫بزرگتر از شخصیت‌هایی که خوندن‌شون،

272
00:14:19,525 --> 00:14:23,153
‫و شاید نیم ثانیه به چیزی نامیرا نزدیک می‌شدن

273
00:14:24,154 --> 00:14:27,032
‫بابت عزت‌نفس نامحدودم شرمنده، ولی همینطوره،

274
00:14:27,032 --> 00:14:30,077
‫و اگه کسی دیگه نمیگه، پس من میگم

275
00:14:30,077 --> 00:14:33,414
‫من یه مشت کلمه نوشتم
‫که قراره مرگ رو گول بزنه

276
00:14:33,414 --> 00:14:36,041
‫با فروتنی یک روانی واقعی گفتی

277
00:14:36,041 --> 00:14:38,252
‫هی! وقتی شکسپیر نوشت،

278
00:14:38,252 --> 00:14:40,546
‫«نه مرمر، نه یادبودهای طلاکاری‌شده‌ی شاهزادگان،

279
00:14:40,546 --> 00:14:43,340
‫نمی‌تونن از این قافیه‌ی قدرتمند  بیشتر زنده بمونن،»

280
00:14:43,340 --> 00:14:45,968
‫مردم برگشتن گفتن «خدای من، عجب ایگوی بزرگی داره؟»

281
00:14:45,968 --> 00:14:50,598
‫نه، گفتن نابغه است و می‌دونه
‫کارش قراره بمونه

282
00:14:50,598 --> 00:14:51,807
‫پس حالا شدی شکسپیر؟

283
00:14:51,807 --> 00:14:55,394
‫ببین، اکلاهما! قراره برنده جایزه پولیتزر کوفتی بشه. خودم می‌دونم

284
00:14:55,394 --> 00:14:57,771
‫دبیرستانی‌ها از الان تا آخرالزمان قراره پخشش کنن،

285
00:14:57,771 --> 00:15:00,649
‫چون خیلی بی‌آزاره

286
00:15:00,649 --> 00:15:03,861
‫ولی واقعاً، کی هنرِ بی‌آزار می‌خواد؟

287
00:15:03,861 --> 00:15:05,112
‫ناکلز...

288
00:15:05,112 --> 00:15:07,281
‫گوش میدی چی میگم؟
‫سعی دارم جواب سوالت رو بدم

289
00:15:07,281 --> 00:15:10,367
‫واسه همین خدا ما رو روی سیاره گذاشته، که به مردم توهین نکنیم؟

290
00:15:10,367 --> 00:15:13,203
‫مشکلِ اکلاهما! اینه،

291
00:15:13,203 --> 00:15:16,206
‫و مشکل درست توی نمایشنامه اصلی بود،

292
00:15:16,206 --> 00:15:17,875
‫بنفشه‌های کوفتی سبز بشوند

293
00:15:17,875 --> 00:15:20,544
‫دیک هم اولش اون نمایشنامه رو به من نشون داد، باشه؟

294
00:15:20,544 --> 00:15:23,047
‫اول از من خواست اقتباسش کنم، منم گفتم نه،

295
00:15:23,047 --> 00:15:24,882
‫و مشکلی ندارم که نوستالژیکه،

296
00:15:24,882 --> 00:15:26,842
‫ولی اکلاهما! با علامت تعجب،

297
00:15:26,842 --> 00:15:30,137
‫برای دنیایی نوستالژیکه که هیچوقت وجود نداشته،

298
00:15:30,137 --> 00:15:35,225
‫و واقعاً می‌خوای نمایشنامه‌ای بنویسی
‫که اسم شخصیت اصلی موفرفری باشه؟

299
00:15:35,225 --> 00:15:37,770
‫ایده برای یه آهنگ به ذهنم رسید

300
00:15:37,770 --> 00:15:40,147
‫«سلام مو! سلام لری!
‫الان پام رفت توی گه!»

301
00:15:43,859 --> 00:15:45,736
‫دارم گوشت‌تلخی می‌کنم؟

302
00:15:47,488 --> 00:15:50,074
‫ربع قرن باهمدیگه نوشتیم،

303
00:15:50,616 --> 00:15:53,619
‫و اولین نمایشی که با یکی دیگه می‌نویسه

304
00:15:53,619 --> 00:15:56,747
‫می‌شه بزرگترین کار عمرش. گوشت‌تلخی می‌کنم؟

305
00:15:56,747 --> 00:15:58,499
‫- لری...
‫- معلومه که آره

306
00:15:58,499 --> 00:16:02,211
‫ولی باید درباره الیزابت بهت بگم

307
00:16:02,211 --> 00:16:03,587
‫باید قلبم رو پاک کنم

308
00:16:03,587 --> 00:16:05,089
‫این شد یه چیزی. همون بیست سالهه...

309
00:16:05,089 --> 00:16:07,174
‫هر لحظه قراره بیاد اینجا

310
00:16:07,925 --> 00:16:10,052
‫راجرز امشب میادش، درسته؟

311
00:16:10,052 --> 00:16:13,222
‫- نگران نباش، معرفیت می‌کنم
‫- عالی می‌شه

312
00:16:13,222 --> 00:16:14,932
‫می‌خوام یکی رو بیارم به آهنگ‌هام گوش کنه

313
00:16:14,932 --> 00:16:17,309
‫خب، گوش کن و یاد بگیر

314
00:16:17,309 --> 00:16:20,562
‫دارم درباره الیزابت بهت میگم

315
00:16:21,647 --> 00:16:23,732
‫چهره‌اش...

316
00:16:24,733 --> 00:16:26,902
‫یه حالت آسمانی داره

317
00:16:26,902 --> 00:16:28,237
‫این یعنی چی دقیقاً؟

318
00:16:28,237 --> 00:16:30,948
‫ببین، براش کلی کادو خریدم

319
00:16:30,948 --> 00:16:33,158
‫از کلاین براش چیز خریدی؟

320
00:16:33,158 --> 00:16:34,994
‫عاشقش می‌شه

321
00:16:34,994 --> 00:16:36,286
‫آره، ولی اون دست‌دومه که. این چه کاریه؟

322
00:16:36,286 --> 00:16:39,206
‫«کل عمرم منتظر این بودم»

323
00:16:39,748 --> 00:16:42,376
‫سامرست موآم توش این رو میگه، یادته؟

324
00:16:44,169 --> 00:16:45,170
‫- من؟
‫- آره

325
00:16:45,170 --> 00:16:49,091
‫«همیشه یکی عاشقه
‫و یکی می‌ذاره عاشقش باشن»

326
00:16:50,175 --> 00:16:51,343
‫حقیقت اینه، نه؟

327
00:16:51,343 --> 00:16:52,594
‫البته، می‌دونی توی دردسر افتادی

328
00:16:52,594 --> 00:16:53,637
‫وقتی داری توی کتابی که توی عنوانش

329
00:16:54,972 --> 00:16:56,390
‫لری...

330
00:16:59,184 --> 00:17:00,477
‫اون یه دختره دیگه. درسته؟

331
00:17:01,020 --> 00:17:04,356
‫باشه. ببین، همیشه فکر می‌کردم
‫علایقت بیشتر به سمت...

332
00:17:04,940 --> 00:17:06,066
‫علایقم؟

333
00:17:07,276 --> 00:17:09,194
‫پس حالا می‌خوای تحلیلم کنی؟

334
00:17:09,778 --> 00:17:11,655
‫ممنون، دکتر باکاردی

335
00:17:12,531 --> 00:17:14,950
‫ببین، توی تمرینِ موزیکال «در کنار ژوپیتر» باهاش آشنا شدم

336
00:17:14,950 --> 00:17:16,201
‫و بازیگر نیست

337
00:17:16,201 --> 00:17:18,996
‫دانشجوی دانشگاهه. سال اولیه

338
00:17:18,996 --> 00:17:21,999
‫ییل. نه دانشگاه معروفش، اون واسه پسرهاست

339
00:17:21,999 --> 00:17:25,252
‫دانشکده هنرهای عالی!

340
00:17:25,252 --> 00:17:28,797
‫الهه‌های بوهمیایی با روپوش‌های خاکستری

341
00:17:28,797 --> 00:17:32,259
‫که صبح زود تو نور صبحگاهی رنگ قاطی می‌کنن

342
00:17:32,259 --> 00:17:34,303
‫فقط بیست سالشه

343
00:17:34,845 --> 00:17:35,971
‫تو چند سالته؟

344
00:17:35,971 --> 00:17:37,681
‫یه ۴۷ ساله‌ی جوان هستم!

345
00:17:39,725 --> 00:17:41,435
‫می‌دونی توی نامه‌هام بهش چی میگم؟

346
00:17:41,435 --> 00:17:44,772
‫«الیزابتِ بی‌بدیل من!»
‫باورت می‌شه؟

347
00:17:44,772 --> 00:17:47,399
‫اگه می‌تونستم همین لحظه
‫چیزی که توی قلبمه رو بنویسم،

348
00:17:47,399 --> 00:17:50,360
‫کل تماشاگران رو شناور می‌کردم

349
00:17:50,360 --> 00:17:52,446
‫اکلاهما! با شرم جمع می‌کنه

350
00:17:52,446 --> 00:17:55,240
‫اگه می‌تونست هشت خط از حرف‌های دلم رو بشنوه

351
00:17:55,240 --> 00:17:57,576
‫و امشب به هشت‌تا بار هم رفتم، پس می‌دونم دارم چی میگم

352
00:17:57,576 --> 00:17:58,911
‫بگو!

353
00:17:59,578 --> 00:18:02,748
‫تابستون گذشته، دیدم ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار شدم

354
00:18:02,748 --> 00:18:04,708
‫و تو پنج ساعت گذشته فقط...

355
00:18:04,708 --> 00:18:07,836
‫واسه چی داری به ساعتت نگاه می‌کنی؟

356
00:18:07,836 --> 00:18:10,923
‫- لری، من سرِ کارم
‫- فکر کردی من دارم چیکار میکنم ؟

357
00:18:10,923 --> 00:18:12,966
‫تازه من پول نمی‌گیرم. باشه

358
00:18:16,595 --> 00:18:17,596
‫گل‌های بیشتر...

359
00:18:17,596 --> 00:18:19,264
‫اِدی، یه نوشیدنی دیگه واسه اسون بریز!

360
00:18:19,264 --> 00:18:20,766
‫برای ریچارد راجرز

361
00:18:20,766 --> 00:18:22,893
‫خدای من، اون‌ها چقدر هزینه داشتن؟

362
00:18:22,893 --> 00:18:25,479
‫شونزده دلار. بعلاوه هزینه پیک

363
00:18:27,106 --> 00:18:30,275
‫«دیک، یه حس قشنگی دارم، همه‌چیز مطابق میلت پیش میره

364
00:18:30,275 --> 00:18:31,610
‫با عشق، دورتی»

365
00:18:31,610 --> 00:18:33,278
‫از اسکار نقل‌قول می‌کنه؟

366
00:18:40,369 --> 00:18:44,373
‫من ۲۴ سال با شوهرش نویسندگی کردم،

367
00:18:44,373 --> 00:18:46,458
‫اونوقت از اسکار نقل‌قول می‌کنه؟

368
00:18:46,458 --> 00:18:50,170
‫خیابون ۹۱اُم، آردزلی. دیرمون می‌شه

369
00:18:50,170 --> 00:18:52,172
‫خیلی‌خب. خب، بازم ممنون دوستان

370
00:18:56,260 --> 00:18:57,261
‫شب بخیر

371
00:19:09,481 --> 00:19:12,442
‫یه لحظه باهام راه بیا

372
00:19:12,442 --> 00:19:14,987
‫بذار برات بازسازی کنم، الیزابت رو

373
00:19:14,987 --> 00:19:17,364
‫بسه! کردیش یا نه؟

374
00:19:17,865 --> 00:19:21,034
‫یکم کلاس داشته باش، ادی.
‫ناکلز، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

375
00:19:21,034 --> 00:19:22,411
‫حتماً، آره

376
00:19:22,411 --> 00:19:24,538
‫حالا کردیش یا نه؟

377
00:19:30,210 --> 00:19:31,587
‫الیزابت!

378
00:19:32,087 --> 00:19:34,089
‫الیزابت بی‌بدیلِ من!

379
00:19:34,089 --> 00:19:35,007
‫اه...

380
00:19:35,007 --> 00:19:37,551
‫- موهام رو دوست داری؟
‫- عاشقشم

381
00:19:37,551 --> 00:19:39,887
‫- از قرمز خیلی بهتره
‫- به نظر خودمم همینطوره

382
00:19:39,887 --> 00:19:43,473
‫قرمز رو هم دوست داشتم.
‫ولی این خیلی ماورایی‌تره

383
00:19:43,473 --> 00:19:44,975
چه خبر 

384
00:19:44,975 --> 00:19:47,728
‫- دوباره دارم توی دفتر خاطراتم می‌نویسم
‫- امیدوارم بذاری بخونمش

385
00:19:47,728 --> 00:19:49,605
‫نه، نه، نه. بزرگه

386
00:19:53,233 --> 00:19:55,027
‫اونوقت ریچارد راجرز قراره این رو بگیره؟

387
00:19:55,986 --> 00:19:59,031
‫لری، مادرم اگه این رو ببینه می‌میره

388
00:19:59,031 --> 00:20:01,325
‫- با اجازه‌ات
‫- اجازه داده شد

389
00:20:03,577 --> 00:20:06,163
‫- اون پسره که بهت گفته بودم؟
‫- کوپر؟

390
00:20:07,289 --> 00:20:08,916
‫- بالأخره اتفاق افتاد
‫- نه!

391
00:20:08,916 --> 00:20:10,250
‫آره

392
00:20:11,043 --> 00:20:14,963
‫توی تولدم. شب تولد بیست سالگیم

393
00:20:14,963 --> 00:20:17,257
‫راستش خیلی دراماتیک بود.
‫می‌تونی درباره‌اش یه نمایشنامه بنویسی

394
00:20:17,257 --> 00:20:19,343
‫یه موزیکال. «اون برخواسته»

395
00:20:19,927 --> 00:20:21,970
‫- لری...
‫- موزیکال عید ایستره!

396
00:20:21,970 --> 00:20:23,472
‫خیلی مذهبیه!

397
00:20:24,890 --> 00:20:26,808
‫بذار با گفتنِ اینکه تقریباً اتفاق افتاد شفاف‌سازیش کنم

398
00:20:26,808 --> 00:20:28,101
‫فوراً شفاف‌سازیش کن!

399
00:20:28,101 --> 00:20:30,395
‫- بعداً کل ماجرا رو بهت میگم
‫- نه، نه، درخواست دارم

400
00:20:30,395 --> 00:20:32,648
‫همین الان نسخه‌ی کوتاه‌شده‌اش رو بدونم

401
00:20:33,398 --> 00:20:35,192
‫- نسخه‌ی کوتاه‌شده؟ باشه
‫- اوهوم

402
00:20:37,319 --> 00:20:39,738
‫پوستِ کمرش بی‌نقص بود

403
00:20:40,280 --> 00:20:41,281
‫باید برم

404
00:20:42,449 --> 00:20:45,202
‫با ریچارد راجرز آشنام می‌کنی، درسته؟

405
00:20:45,202 --> 00:20:46,286
‫قبل از اینکه شب تموم بشه،

406
00:20:46,286 --> 00:20:48,580
‫قراره یه مشت دیک گیرت بیاد

407
00:20:48,580 --> 00:20:50,499
‫لری! خیلی بی‌ادبی!

408
00:20:52,084 --> 00:20:54,336
‫یه مشت دیک، خنده‌دار بود

409
00:20:54,336 --> 00:20:55,545
‫هی...

410
00:20:57,839 --> 00:21:00,425
‫دارم یه موزیکال کامل درباره‌اش می‌نویسم

411
00:21:00,425 --> 00:21:04,304
‫از تصاویر جنگیِ «چرا می‌جنگیمِ» فرانک کاپرا الهام گرفته

412
00:21:04,304 --> 00:21:05,639
‫اسم این یکی اینه

413
00:21:06,265 --> 00:21:08,475
‫«چرا میریم »

414
00:21:08,475 --> 00:21:11,270
‫و قطعه‌ی شعر بزرگ آخرش هم می‌شه

415
00:21:11,270 --> 00:21:14,064
‫«پوستِ کمرش بی‌نقص بود»

416
00:21:16,275 --> 00:21:18,068
‫البته، وقتی بیست سالته،

417
00:21:18,068 --> 00:21:21,405
‫چه جنس دیگه‌ای رو باید مبادله کنی
‫به جز بدنت؟

418
00:21:21,405 --> 00:21:23,782
‫تو کاری نکردی، درسته؟

419
00:21:24,908 --> 00:21:28,203
‫می‌تونی تصور کنی اگه الیزابت کمر من رو می‌دید چی می‌نوشت؟

420
00:21:29,496 --> 00:21:31,456
‫«پوستش

421
00:21:31,456 --> 00:21:34,334
‫شبیه ملافه‌ی سفیدی بود که یکی روش بالا آورده»

422
00:21:37,629 --> 00:21:38,797
‫فقط یکی...

423
00:21:39,923 --> 00:21:42,050
‫که بتونم بهش تبریک بگم

424
00:21:42,050 --> 00:21:43,385
‫لری

425
00:21:44,636 --> 00:21:49,766
‫مثل هر بخش دیگه‌اش،

426
00:21:49,766 --> 00:21:51,435
‫بی‌نقصه

427
00:21:54,354 --> 00:21:55,689
‫وای

428
00:21:55,689 --> 00:22:01,236
‫چطور می‌شه این همه لذت رو
‫توی یه ظرف اینقدر کوچیک فشرده کرد؟

429
00:22:01,236 --> 00:22:04,531
‫کافیه. دیگه مطلقاً دست نمی‌زنم. قبول؟

430
00:22:10,329 --> 00:22:12,289
‫خدای من! دلم واسه گرشوین تنگ شده

431
00:22:16,335 --> 00:22:20,964
‫مطمئنم پورگی و بِس رو بیشتر از هر کسی دیگه
‫توی این شهر دیدم

432
00:22:20,964 --> 00:22:22,966
‫بهترین دیالوگِ پورگی،

433
00:22:22,966 --> 00:22:26,970
‫«وقتی خدا معلول رو آفرید، می‌خواست تنها باشه»

434
00:22:29,765 --> 00:22:31,975
‫تا حالا فکر کردی کل زندگیت یه نمایشنامه است...

435
00:22:31,975 --> 00:22:33,643
‫و اینکه، می‌دونی،

436
00:22:33,643 --> 00:22:35,228
‫۹۹ درصد از مردم توش،

437
00:22:35,228 --> 00:22:36,730
‫دیالوگی ندارن، می‌دونی؟

438
00:22:36,730 --> 00:22:39,399
‫فقط سیاهی‌لشگرن

439
00:22:39,399 --> 00:22:44,071
‫و تو هم، فقط یه سیاهی‌لشگر توی نمایشنامه اون‌ها هستی

440
00:22:44,571 --> 00:22:46,615
‫عمیق بود. خیلی عمیق بود

441
00:22:46,615 --> 00:22:48,575
‫- منم یه افکاری دارم
‫- جدی؟

442
00:22:48,575 --> 00:22:49,910
‫فکر کردم فقط یه سیاهی‌لشگری

443
00:22:49,910 --> 00:22:52,454
‫می‌شه یکی این گل‌های کوفتی رو از بارِ من برداره؟

444
00:22:52,996 --> 00:22:53,997
‫باشه!

445
00:22:57,584 --> 00:22:59,419
‫باید اونجوری که من دیدمش ببینیش

446
00:23:00,337 --> 00:23:02,964
‫- الان دیدمش دیگه
‫- نه، اولین بار رو میگم

447
00:23:02,964 --> 00:23:04,716
‫اگه نتونی اون رو ببینی،

448
00:23:04,716 --> 00:23:07,844
‫نمی‌تونی بفهمی کل این شب درباره چیه

449
00:23:07,844 --> 00:23:09,513
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم نکردیش

450
00:23:09,513 --> 00:23:13,392
‫می‌خوام این تردستی رو روی تو تمرین کنم
‫قبل از اینکه روی اون انجامش بدم

451
00:23:13,392 --> 00:23:15,060
‫و به عنوان تردستی بهش نشون نمیدم

452
00:23:15,060 --> 00:23:19,314
‫به عنوان یه آزمایش نشونش میدم

453
00:23:19,314 --> 00:23:21,775
‫که ثابت کنم یه ارتباط فراحسی بین ماست

454
00:23:21,775 --> 00:23:23,485
‫این رو باور داره،

455
00:23:23,485 --> 00:23:25,695
‫بیست دقیقه از سایکوکینزی حرف می‌زد

456
00:23:25,695 --> 00:23:27,489
‫من یه کلمه از حرف‌هاش رو نمی‌فهمیدم

457
00:23:27,489 --> 00:23:29,699
‫نشسته بودم، سر تکون می‌دادم و فکر می‌کردم،

458
00:23:29,699 --> 00:23:32,369
‫«واقعاً انگور بسته؟»

459
00:23:35,080 --> 00:23:38,125
‫بعدش، ورق بازیِ خودم رو بهتون یاد میدم

460
00:23:38,125 --> 00:23:41,044
‫- رامیِ
‫- لری، مودب باش

461
00:23:41,044 --> 00:23:43,004
‫به خاطر کلمه‌ی احمق بهت برخورد؟

462
00:23:43,004 --> 00:23:45,257
‫باشه، ازش استفاده نمی‌کنم.
‫بهت قول میدم

463
00:23:45,257 --> 00:23:46,716
‫به عنوان یه احمق 

464
00:23:46,716 --> 00:23:50,429
‫ولی بذار از اولین باری که دیدمش بهت بگم

465
00:23:50,429 --> 00:23:52,139
‫فکر کنم ترجیح میدم تردستی رو ببینم

466
00:23:52,139 --> 00:23:53,640
‫منم همینطور

467
00:23:53,640 --> 00:23:56,560
‫می‌دونی خفن ترین چیز روی سیاره زمین چیه؟

468
00:23:59,146 --> 00:24:01,064
‫خدای من لری، کسی نمی‌خواد این حرف‌ها رو بشنوه

469
00:24:01,064 --> 00:24:02,232
‫با تو نیستم

470
00:24:02,232 --> 00:24:03,567
‫- با کی هستی پس؟
‫- خودم

471
00:24:03,567 --> 00:24:05,694
‫باید با یه آدم جالب صحبت کنم.
‫ولی جدی میگم

472
00:24:08,155 --> 00:24:11,283
‫یه علامت تعجبه

473
00:24:11,283 --> 00:24:14,870
‫به عنوان نویسنده، بهم توهین می‌کنه.
‫خیلی پُر سروصداست خیلی بالغانه است

474
00:24:14,870 --> 00:24:16,371
‫داستان دیگه تموم شده

475
00:24:16,371 --> 00:24:21,042
‫ولی ادم داره میاد یا داره میره؟

476
00:24:23,670 --> 00:24:28,341
‫ولی خانم‌ها دقیقاً به خاطر نداشتن اعصاب برام جذابـن

477
00:24:28,341 --> 00:24:29,426
‫منم همینطور

478
00:24:30,010 --> 00:24:33,972
‫توی منظره احساسی خیلی جالب‌تری
‫نسبت به ما زندگی می‌کنن

479
00:24:33,972 --> 00:24:36,725
‫منظره‌ای که ما فقط می‌تونیم خوابش رو ببینیم

480
00:24:36,725 --> 00:24:39,728
‫ولی امشب منظره‌ها مهم نیستن

481
00:24:39,728 --> 00:24:42,856
‫پرتره‌ی الیزابته، و فقط الیزابت

482
00:24:42,856 --> 00:24:43,982
‫باز شروع کرد

483
00:24:43,982 --> 00:24:45,775
‫صبرکن، دیدی که خوشگله، درسته؟

484
00:24:45,775 --> 00:24:49,821
‫اگه زیبایی کلاسیک نداره، پس کلمه درستش...

485
00:24:51,698 --> 00:24:54,701
‫شما قیافه آشنایی دارید.
‫عکس‌تون رو یه جایی دیدم

486
00:24:56,161 --> 00:24:57,162
‫نویسنده‌اید؟

487
00:24:59,414 --> 00:25:02,167
‫خب، پس از این داستان لذت خواهید برد

488
00:25:02,167 --> 00:25:04,085
‫چون در مورد...

489
00:25:07,506 --> 00:25:08,507
‫شخص غیرقابل توصیفه؟

490
00:25:09,549 --> 00:25:11,426
‫بهترین کلمه رو استفاده کردین

491
00:25:11,426 --> 00:25:14,137
‫خدای من! شما ای‌بی وایت هستید!
‫شما اندی وایت هستید!

492
00:25:16,431 --> 00:25:20,310
‫نمی‌تونم بگم چقدر از مقالات‌تون لذت بردم

493
00:25:20,310 --> 00:25:22,771
‫هیچ‌چیز بیشتر از اون‌ها بهم لذت نداده

494
00:25:22,771 --> 00:25:25,190
‫- عاشق زبان‌تون هستم
‫- ممنونم

495
00:25:25,190 --> 00:25:26,483
‫عاشق نشانه‌گذاری‌تون هستم

496
00:25:26,483 --> 00:25:28,151
‫نمی‌تونید یه کامای ساده رو جابجا کنید. درست میگم؟

497
00:25:28,151 --> 00:25:30,570
‫شما یک موزیسین هستی، وایت

498
00:25:30,570 --> 00:25:31,780
‫موزیسین شمایی

499
00:25:31,780 --> 00:25:36,368
‫شما بیشتر از هرکسی، از این داستان لذت خواهید برد

500
00:25:36,368 --> 00:25:38,745
‫این دختره، الیزابت

501
00:25:38,745 --> 00:25:41,540
‫نمی‌تونم براش نمایش اجرا کنم.
‫می‌دونی منظورم چیه؟

502
00:25:41,540 --> 00:25:44,584
‫علاقه نداره.
‫هیچوقت درباره‌ی خودم ازم نمی‌پرسه

503
00:25:44,584 --> 00:25:47,587
‫هرگز. خیلی هم بحث بی‌علاقگی نیست، فکر کنم،

504
00:25:47,587 --> 00:25:49,256
‫چون دوتامون می‌دونیم

505
00:25:49,256 --> 00:25:51,424
‫که اون حقاً از من جالب‌تره

506
00:25:51,424 --> 00:25:53,218
‫و این حرف رو جدی میگم

507
00:25:53,218 --> 00:25:55,136
‫موهاش رو دیدین؟

508
00:25:55,136 --> 00:25:58,890
‫وقتی ماه جولای گذشته وارد تئاتر شد
‫اولین چیزی بود که بهش دقت کردم

509
00:25:58,890 --> 00:26:02,018
‫انگار هوایی که می‌کشید با من فرق داشت

510
00:26:02,936 --> 00:26:05,188
‫- خوشم اومد
‫- باور کن، وایت،

511
00:26:05,188 --> 00:26:07,566
‫یه موزیکال عالی ازش در میاد!

512
00:26:07,566 --> 00:26:10,986
‫و حتی یه ساقه ذرت لعنتی هم تو کل نمایش نمیاد!

513
00:26:10,986 --> 00:26:13,822
‫هی دوستان، محض اطلاع،

514
00:26:13,822 --> 00:26:17,158
‫«ذرت تا چشمِ فیل بالا رفته»

515
00:26:17,158 --> 00:26:21,496
‫احمقانه‌ترین لیریک در تاریخ ترانه‌نویسی آمریکاست

516
00:26:21,496 --> 00:26:24,040
‫آره، کاملاً منطقیه، و بله، جور در میاد،

517
00:26:24,040 --> 00:26:28,086
‫ولی تصویر یک مزرعه ذرت اکلاهمایی

518
00:26:28,086 --> 00:26:30,964
‫که یه فیل کوفتی وسطش وایساده؟

519
00:26:30,964 --> 00:26:33,508
‫- من فیل دوست دارم
‫- آره، همه فیل دوست داریم، ادی

520
00:26:33,508 --> 00:26:35,427
‫ببین اندی، می‌خوام این رو ببینی

521
00:26:35,427 --> 00:26:37,137
‫داشتم به حرف‌هاش گوش می‌کردم،

522
00:26:37,137 --> 00:26:39,222
‫ولی یه کلمه از حرف‌هاش رو نمی‌فهمیدم

523
00:26:39,222 --> 00:26:41,266
‫چون فقط داشتم به این فکر می‌کردم که

524
00:26:41,266 --> 00:26:43,935
‫«صبرکن تا گرمای نگاهش رو حس کنی،

525
00:26:43,935 --> 00:26:46,813
‫اندیشناک و شیرین و خردمندانه»

526
00:26:46,813 --> 00:26:51,109
‫وقتی اون لیریک رو نوشتم
‫داشتم به اون فکر می‌کردم

527
00:26:51,109 --> 00:26:54,988
‫سه کلمه‌ی بی‌نقص در بهترین ترتیب

528
00:26:55,655 --> 00:26:59,868
‫حالا تو بگو، کدوم لیریک‌نویسی می‌تونه
‫درست از «اندیشناک» استفاده کنه؟

529
00:26:59,868 --> 00:27:00,952
‫کدوم آهنگ بود؟

530
00:27:01,620 --> 00:27:03,747
‫فقط دارم میگم، وقتی خوبم، خیلی خوبم

531
00:27:03,747 --> 00:27:06,291
‫همون صداش کافیه! کار نویسنده اینه

532
00:27:06,291 --> 00:27:11,296
‫آسیب‌پذیری‌مون رو مثل ردا می‌پوشیم که کل دنیا ببینن

533
00:27:12,047 --> 00:27:13,506
‫از کلمه‌ی «ردا» خوشم میاد

534
00:27:13,506 --> 00:27:15,467
‫چون مثل خودمون عتیقه است

535
00:27:16,217 --> 00:27:17,552
‫یه نوشیدنی  دیگه میل داری؟

536
00:27:20,055 --> 00:27:21,181
‫حتماً. چرا که نه؟

537
00:27:21,181 --> 00:27:23,475
‫هزارتا دلیل واسه «نه» به ذهنم می‌رسه،

538
00:27:23,475 --> 00:27:25,727
‫ولی با «آره»‌هاش رقابت نمی‌کنن

539
00:27:25,727 --> 00:27:28,438
‫ادی، خدا رو پاس بدار و قدر پزشک خونه رو بدون!

540
00:27:28,438 --> 00:27:30,857
‫یه دور دیگه! فقط یکمی، فقط...

541
00:27:32,859 --> 00:27:36,571
‫می‌دونی توی مقاله‌ای که از فلوریدا نوشتی
‫چی رو دوست داشتم؟

542
00:27:36,571 --> 00:27:37,656
‫اون خط

543
00:27:38,365 --> 00:27:43,536
‫«دریا جواب تمام سوالات رو میده و همیشه به یک شکل...

544
00:27:43,536 --> 00:27:45,955
‫اینقدر زود؟»

545
00:27:45,955 --> 00:27:47,457
‫یا خدا

546
00:27:47,457 --> 00:27:51,336
‫اینکه یه صدا رو برداری و به چی تبدیلش کنی؟

547
00:27:52,462 --> 00:27:54,547
‫نشانه ابدیت

548
00:27:55,757 --> 00:27:57,217
‫استعداد کوچک منه

549
00:27:58,343 --> 00:28:03,848
‫سلامتی شعرنویسی که از هزار منبع غیرمنتظره روی سر ما می‌باره

550
00:28:03,848 --> 00:28:05,266
‫سلامتی شعرنویسی خودت

551
00:28:06,142 --> 00:28:07,143
‫هوم

552
00:28:11,314 --> 00:28:14,234
‫ببین، اون بیست سالشه، من ۴۷

553
00:28:14,234 --> 00:28:17,195
‫بیا مثل دوتا الکلیِ معقول درباره‌اش بحث کنیم

554
00:28:17,195 --> 00:28:21,074
‫اولش همه‌چیز دقیقاً همونجوری بود که به نظر می‌رسید

555
00:28:21,074 --> 00:28:23,993
‫من مربیش بودم و گمونم

556
00:28:23,993 --> 00:28:26,413
‫از نظر اون همون «پیرمرد شکوهمند» تئاتر بودم

557
00:28:26,413 --> 00:28:29,165
‫رفته بودم شوبرت که در کنار ژوپیتر رو تمرین کنیم،

558
00:28:29,165 --> 00:28:31,292
‫نمایش یک گند مقدس بود

559
00:28:31,292 --> 00:28:33,586
‫داشتم با جانی گرین بحث می‌کردم

560
00:28:33,586 --> 00:28:35,380
‫درباره لیریکِ «سلامم رو به برادوی برسون»

561
00:28:35,380 --> 00:28:39,718
‫یادمه بچه که بودم، عاشق اون آهنگ بودم

562
00:28:39,718 --> 00:28:42,721
‫سلامم رو به برادوی برسونید

563
00:28:42,721 --> 00:28:45,473
‫بگید قبل از اینکه دیر بشه خودم رو می‌رسونم

564
00:28:45,473 --> 00:28:48,435
‫ِفوراً، حتی توی بچگیم فهمیدم،

565
00:28:48,435 --> 00:28:52,313
‫که چیزی که اون خط رو قوی می‌کرد،
‫بهش ضرورت می‌داد، قافیه‌ی داخلیش بود

566
00:28:52,313 --> 00:28:55,066
‫نه فقط «دیر بشه.»
‫بلکه اون یکی. «برسونید، می‌رسونم»

567
00:28:55,066 --> 00:28:56,818
‫اون خط منطقاً باید این باشه

568
00:28:56,818 --> 00:28:59,654
‫«سلامم رو به برادوی برسونید و بگید میام»

569
00:28:59,654 --> 00:29:02,323
‫ولی اینکه فعلش رو بکنی «می‌رسونم،»

570
00:29:03,742 --> 00:29:04,951
‫خیلی متفاوتش می‌کرد

571
00:29:05,618 --> 00:29:07,287
‫ناکلز، کوهن بلدی؟

572
00:29:08,955 --> 00:29:13,001
‫♪ اونجا! اونجا! ♪

573
00:29:13,001 --> 00:29:16,921
‫♪ خبر بدید، خبر بدید به اونجا ♪

574
00:29:16,921 --> 00:29:21,509
‫♪ که یانکی‌ها دارن میان! ♪
‫♪ یانکی‌ها دارن میان! ♪

575
00:29:21,509 --> 00:29:25,472
‫♪ درام درام صدای درام همه‌جاست... ♪

576
00:29:25,472 --> 00:29:29,517
‫♪ میایم اونجا ♪
‫♪ قراره بیایم اونجا! ♪

577
00:29:29,517 --> 00:29:34,355
‫♪ و تا تموم نشه برنمی‌گردیم، اونجا! ♪

578
00:29:34,355 --> 00:29:36,608
‫می‌دونی یانکی‌ها توی جنگ بزرگ واقعاً چی خوندن؟

579
00:29:36,608 --> 00:29:39,903
‫«ما برنمی‌گردیم. اونجا دفن خواهیم شد!»

580
00:29:41,696 --> 00:29:42,947
‫و همینطور هم شد

581
00:29:43,615 --> 00:29:47,619
‫کل کشته‌های جنگ بزرگ، ۳۷ میلیون

582
00:29:49,162 --> 00:29:53,416
‫فکر کنم صفتِ بزرگ
‫هیچوقت نباید قبل از کلمه جنگ بیاد

583
00:29:53,416 --> 00:29:55,335
‫قبول دارم

584
00:29:55,335 --> 00:29:58,463
‫خدا چی فکر می‌کنه وقتی به خلقتش نگاه می‌کنه

585
00:29:58,463 --> 00:30:00,632
‫و می‌بینه که با شرافتمندانه‌ترین انگیزه،

586
00:30:00,632 --> 00:30:03,551
‫۳۷ میلیون نفر رو روانه قبر کردیم؟

587
00:30:03,551 --> 00:30:06,304
‫واسه همینه که همیشه بارون میاد.
‫خدا گریه‌اش گرفته

588
00:30:07,138 --> 00:30:09,098
‫خب، من وطن‌پرستم. جدی میگم

589
00:30:09,098 --> 00:30:11,226
‫تو که سربازی. خدا خیرت بده

590
00:30:11,226 --> 00:30:13,770
‫ولی این بار چند نفر قراره بمیرن؟

591
00:30:13,770 --> 00:30:15,688
‫اصلاً می‌شه عددش رو مشخص کرد؟

592
00:30:16,481 --> 00:30:19,150
‫من اومدم مرخصی. از مادرم مراقبت کنم

593
00:30:19,150 --> 00:30:20,860
‫اون بیشتر از من وحشت کرده

594
00:30:20,860 --> 00:30:22,153
‫کِی اعزام می‌شی؟

595
00:30:22,153 --> 00:30:25,490
‫دو هفته دیگه برم می‌گردونن
‫به مرکز فعالیت دشمن

596
00:30:26,324 --> 00:30:27,659
‫بردلی بیچ، نیوجرسی

597
00:30:27,659 --> 00:30:29,577
‫توی هتل گراسمن دارم کد مورس آموزش میدم

598
00:30:29,577 --> 00:30:33,873
‫بردلی بیچ، جایی که مأموران دشمن توی پیاده‌رو قدم می‌زنن

599
00:30:33,873 --> 00:30:37,210
‫و خودشون رو جای زنان یهودی خزپوش جا زدن

600
00:30:37,210 --> 00:30:38,294
‫قبلاً با یه دختر اهل بردلی بیچ

601
00:30:38,294 --> 00:30:40,171
‫سوسیس رو مخفی کن بازی می‌کردم

602
00:30:40,171 --> 00:30:41,256
‫جدی؟

603
00:30:41,840 --> 00:30:44,384
‫اون مقاله‌ی مجله‌ی زندگی درباره گوادال‌کانال رو خوندی؟

604
00:30:44,384 --> 00:30:46,511
‫اینکه قبل از نبرد،

605
00:30:46,511 --> 00:30:48,596
‫سربازها به جای سنگ

606
00:30:48,596 --> 00:30:49,931
‫روی آب سکه پرت می‌کردن

607
00:30:50,390 --> 00:30:52,642
‫چون می‌دونستن هیچوقت قرار نیست برگردن

608
00:30:55,812 --> 00:30:58,147
‫من نمی‌تونم برم ارتش. به خاطر چشم‌هام

609
00:30:58,147 --> 00:31:00,191
‫مشکل‌شون چیه؟ باز می‌شن؟

610
00:31:01,818 --> 00:31:04,988
‫صحبت از آدم‌هایی شد که قرار نیست برگردن،

611
00:31:04,988 --> 00:31:06,573
‫می‌خوام این رو بخونی

612
00:31:07,198 --> 00:31:08,825
‫مال برنامه نمایش در کنار ژوپیتره

613
00:31:15,498 --> 00:31:16,499
‫با صدای بلند!

614
00:31:21,421 --> 00:31:22,589
‫اه...

615
00:31:22,589 --> 00:31:24,048
‫«راجرز و هارت،

616
00:31:24,048 --> 00:31:26,134
‫به اندازه‌ی داشهوند و شتر یک‌کوهانه باهم فرق دارن

617
00:31:26,718 --> 00:31:30,346
‫یکی‌شون اپرا و زندگی خانوادگی رو دوست داره،
‫اون یکی میره سراغ کلاب شبانه و مردم

618
00:31:30,930 --> 00:31:32,515
‫یکی‌شون متأهله و دوتا بچه داره،

619
00:31:32,515 --> 00:31:34,601
‫اون یکی مجرده و از بارتندرها حمایت می‌کنه»

620
00:31:34,601 --> 00:31:36,102
‫اینم به افتخار تو، ادی

621
00:31:37,562 --> 00:31:40,023
‫«کوچولوئه، یعنی لری، سیگار می‌کشه،

622
00:31:40,023 --> 00:31:42,692
‫بزرگش، سیاهش، کوچیکش، قهوه‌ایش، هر نوعیش

623
00:31:42,692 --> 00:31:45,361
‫در حالی که دیک، یعنی راجرز، فقط سیگارت می‌کشه

624
00:31:45,945 --> 00:31:49,866
‫یکی‌شون حدوداً ۴:۳۰ صبح می‌خوابه، اون یکی هیچوقت عیاشی نمی‌کنه»

625
00:31:49,866 --> 00:31:52,118
‫بهترین فعل رو داره، درسته؟

626
00:31:53,077 --> 00:31:55,413
‫«گرچه، با وجود تفاوت‌های جسمانی و خلق‌وخویی‌شون،

627
00:31:55,413 --> 00:31:58,124
‫هوش‌شون مثل کالباس و تخم‌مرغ مکمل همدیگه است

628
00:31:58,958 --> 00:32:01,753
‫آهنگ‌های انفرادی‌شون بالای هزارتاست»

629
00:32:01,753 --> 00:32:02,837
‫هزارتا آهنگ؟

630
00:32:03,755 --> 00:32:05,673
‫«باخشونت باهم مخالفت می‌کنن، ولی هیچوقت دعوا نمی‌کنن،

631
00:32:05,673 --> 00:32:08,760
‫و توی بیست و خرده‌ای سالی که مهارت‌شون رو پیشه کردن،

632
00:32:08,760 --> 00:32:10,929
‫هیچوقت با کسی جز همدیگه کار نکردن...»

633
00:32:10,929 --> 00:32:12,013
‫تا الان

634
00:32:13,264 --> 00:32:14,432
‫جالب بود

635
00:32:14,974 --> 00:32:16,309
‫خودم نوشتمش

636
00:32:16,309 --> 00:32:20,480
‫یک بار هم به ماه آبیِ کوفتی اشاره نکردم

637
00:32:21,481 --> 00:32:25,610
‫چندتا از پارتیتورهام رو واسه الیزابت فرستادم.
‫جوابی نداد. درک نمی‌کنم

638
00:32:25,610 --> 00:32:26,694
‫احمق است

639
00:32:26,694 --> 00:32:29,322
‫روی سنگ‌قبرم این رو می‌نویسن

640
00:32:29,322 --> 00:32:32,700
‫- اون احمق است؟
‫- لونرز میلتون هارت

641
00:32:33,368 --> 00:32:34,410
‫بهش نرسید

642
00:32:34,410 --> 00:32:36,329
‫مردم میان سر قبرم و میگن، می‌دونی چیه؟

643
00:32:36,329 --> 00:32:38,706
‫- به من هم نرسید
‫- به من که قطعاً نرسیده

644
00:32:38,706 --> 00:32:42,043
‫- هی لَر، به من می‌رسه!
‫- حالا گوش کنید

645
00:32:42,043 --> 00:32:44,462
‫من و الیزابت یه آخرهفته باهم گذروندیم

646
00:32:44,462 --> 00:32:46,005
‫واقعاً میگم

647
00:32:46,005 --> 00:32:50,385
‫یه آخرهفته‌ی پرهیجان و عالی، آخرِ تابستون گذشته

648
00:32:50,385 --> 00:32:52,053
‫قبل از اینکه برگرده ییل

649
00:32:52,553 --> 00:32:58,476
‫نزدیک‌ترین حسیه که تا حالا به عاری از خود بودنِ خالص داشتم

650
00:32:58,476 --> 00:33:00,853
‫نوانس بود، عمیق بود

651
00:33:00,853 --> 00:33:02,647
‫دقیقاً چقدر عمیق؟

652
00:33:02,647 --> 00:33:05,149
‫گوش کن دلقک. دیدمش،

653
00:33:05,149 --> 00:33:08,528
‫و اولین چیزی که بهش گفتم این بود، «ببخشید،

654
00:33:09,112 --> 00:33:12,407
‫ولی شما بهترین استایل هرکسی توی این تئاتر رو دارید»

655
00:33:13,741 --> 00:33:15,785
‫کاش عکسِ اون لحظه رو داشتم

656
00:33:15,785 --> 00:33:19,372
‫کاش عکس هر لحظه که باهاش گذروندم رو داشتم

657
00:33:20,373 --> 00:33:24,752
‫برام سخته درست درش بیارم.
‫دنبال اینم که مشخص کنم...

658
00:33:25,753 --> 00:33:28,006
‫اندی، کمکم کن.
‫کلمه مناسبش چیه؟

659
00:33:28,715 --> 00:33:29,716
‫افسون کردن؟

660
00:33:31,050 --> 00:33:32,719
‫و می‌دونی چقدر سخته

661
00:33:33,678 --> 00:33:37,181
‫باورم نمی‌شد می‌خواست با من صحبت کنه

662
00:33:37,181 --> 00:33:38,975
‫هِی دور و بَرِ تئاتر رو نگاه می‌کردم،

663
00:33:38,975 --> 00:33:41,269
‫حتماً به کسی دیگه علاقه داره

664
00:33:41,269 --> 00:33:44,731
‫ولی نه! داشت روی صندلی کناریم در تئاتر می‌نشست،

665
00:33:44,731 --> 00:33:47,984
‫تا حدی نزدیک که عفتش اجازه بده

666
00:33:47,984 --> 00:33:51,070
‫و قلبم واقعاً به تپش افتاده بود

667
00:33:51,070 --> 00:33:54,490
‫و من هیچوقت همچین حسی پیدا نمی‌کنم،
‫نه برای مردها نه زن‌ها

668
00:33:54,490 --> 00:33:59,412
‫ولی یه سارافون زرد پوشیده بود،

669
00:33:59,412 --> 00:34:02,165
‫توی تئاتر هم گرم بود

670
00:34:02,165 --> 00:34:04,208
‫ساعت‌ها باهام حرف می‌زد

671
00:34:04,208 --> 00:34:07,378
‫دستش روی دسته صندلی

672
00:34:07,378 --> 00:34:09,922
‫و می‌دونم حرف‌هام اینجوریه انگار
‫من یه میانسالِ پخمه‌ام

673
00:34:09,922 --> 00:34:11,466
‫که یه نفر دوست داره،

674
00:34:11,466 --> 00:34:13,426
‫و شاید هم همین باشه

675
00:34:13,426 --> 00:34:14,677
‫ولی یه چیزی رو می‌دونید؟

676
00:34:15,261 --> 00:34:19,766
‫شاید همون نباشه

677
00:34:19,766 --> 00:34:22,852
‫گاهی حس می‌کنم... نخندید به این حرفم،

678
00:34:23,519 --> 00:34:28,024
‫بعد از یک عمر برخوردِ کورکورانه با غریبه‌ها،

679
00:34:28,775 --> 00:34:30,359
‫بالأخره یه دوستی پیدا کردیم

680
00:34:31,736 --> 00:34:33,946
‫شاید مفهوم افسون کردن همینه

681
00:34:34,781 --> 00:34:38,159
‫یک آخرهفته‌ی پُرنور!

682
00:34:38,159 --> 00:34:41,120
‫باید تا برنگشته این رو تا آخر بهتون بگم

683
00:34:41,120 --> 00:34:42,622
‫گوش میدی چی میگم؟

684
00:34:42,622 --> 00:34:44,415
‫آره، پاهاش روی چیزه بود

685
00:34:44,415 --> 00:34:47,126
‫انگار تمام لیریک‌های عاشقانه‌ای که تا حالا نوشتم

686
00:34:47,126 --> 00:34:51,380
‫یه جور برون‌مایه‌ی شفاهی داشتن،
‫که یهو شکل انسانی گرفته بودن

687
00:34:51,380 --> 00:34:52,465
‫برون چی؟

688
00:34:52,465 --> 00:34:53,549
‫شاید مادرش باشه

689
00:34:53,549 --> 00:34:55,093
‫نباید این رو بشنوه

690
00:34:56,177 --> 00:34:57,303
‫من چی؟

691
00:34:57,303 --> 00:34:58,930
‫تو فقط یه سیاهی‌لشگری

692
00:34:58,930 --> 00:35:00,515
‫باشه، ولی بازم پولم رو می‌گیرم، درسته؟

693
00:35:00,515 --> 00:35:02,266
‫کاملاً

694
00:35:03,309 --> 00:35:05,895
‫برام مهمه که تا آخر بگمش

695
00:35:06,687 --> 00:35:09,023
‫یه آخرهفته‌ی تابستونی به شدت گرم بود،

696
00:35:09,023 --> 00:35:12,652
‫که با تمام بی‌اعتنایی‌ای که تونستم نشون بدم ازش پرسیدم،

697
00:35:12,652 --> 00:35:16,280
‫که می‌خواد از گرمای شهر فرار کنه،

698
00:35:16,280 --> 00:35:18,991
‫آخرهفته رو با من در دریاچه دانمور در درمانت بگذرونه یا نه

699
00:35:18,991 --> 00:35:22,745
‫و بدون یک لحظه تردید، گفت،

700
00:35:22,745 --> 00:35:24,122
‫«خوشحال می‌شم، لری»

701
00:35:25,331 --> 00:35:28,292
‫باور کن اندی، این دختر تایپ منه

702
00:35:28,292 --> 00:35:30,628
‫ببخشید، عذر می‌خوام، دارم وراجی می‌کنم،

703
00:35:30,628 --> 00:35:36,092
‫ولی چطور می‌شه زمان حال واقعی عاشق شدن رو

704
00:35:36,092 --> 00:35:37,677
‫شرح داد؟

705
00:35:38,928 --> 00:35:40,138
‫قضیه اینه؟

706
00:35:41,264 --> 00:35:44,725
‫شاید. یعنی، کار اشتباهی نکردم، باشه؟

707
00:35:44,725 --> 00:35:48,688
‫قانون منع جابجایی زنان یا حتی قانون مرد میانسال رو نقض نکردم

708
00:35:48,688 --> 00:35:50,648
‫براش یه تابلو از دریاچه دانمور رو خریدم،

709
00:35:50,648 --> 00:35:52,567
‫از یه پیرمرد ورمانتی

710
00:35:52,567 --> 00:35:55,528
‫خریدمش تا یادش بمونه

711
00:35:55,528 --> 00:35:57,572
‫یه بار اون حوالی رفتم قایق‌سواری

712
00:35:58,281 --> 00:35:59,907
‫هی لری!

713
00:36:03,786 --> 00:36:04,871
‫بعدش چی؟

714
00:36:05,746 --> 00:36:08,624
‫پرده سوم. اواخر اون روز،

715
00:36:09,333 --> 00:36:11,043
‫در گرمای کلبه نشسته بود

716
00:36:11,043 --> 00:36:14,422
‫نزدیک یه پرچم کوچیک از فورت تیکاندرُگا روی دیوار نشسته بود

717
00:36:14,422 --> 00:36:19,093
‫یه پیراهن کار مردونه‌ی آبی تنش بود که آستین‌هاش رو بالا زده بود

718
00:36:19,093 --> 00:36:22,889
‫یهو تمامش برام در دسترس بود،

719
00:36:22,889 --> 00:36:26,726
‫یه نعمت جوانی و مغز

720
00:36:26,726 --> 00:36:28,436
‫و ترقوه

721
00:36:28,436 --> 00:36:30,771
‫شونه‌اش رو لمس کردم،

722
00:36:31,939 --> 00:36:34,567
‫و به قول یه نویسنده دوزاری که گفته،

723
00:36:34,567 --> 00:36:36,527
‫«قلبم ثابت ایستاد»

724
00:36:37,570 --> 00:36:40,531
‫دستم رو گرفت و گفت، «لری،

725
00:36:41,199 --> 00:36:44,076
‫بیا این رو بذاریم واسه یه روز دیگه»

726
00:36:45,494 --> 00:36:47,205
‫و تمام چیزی که می‌تونم بهت بگم، دوست من،

727
00:36:47,205 --> 00:36:53,127
‫اینه که احتمال خیلی خوبی وجود داره که امشب همون یه روز دیگه باشه

728
00:36:58,549 --> 00:37:01,886
‫یکم برید عقب.
‫خانم‌ها، چه زیبا، چه زیبا!

729
00:37:02,970 --> 00:37:05,723
‫راجرز! راجرز!

730
00:37:06,140 --> 00:37:07,391
‫آره، خوشگله!

731
00:37:08,142 --> 00:37:09,143
‫باشه

732
00:37:09,936 --> 00:37:10,978
‫متشکرم. ممنون

733
00:37:11,145 --> 00:37:12,271
‫هی، خیلی ممنون

734
00:37:12,271 --> 00:37:13,773
‫متشکرم. ممنون

735
00:37:13,773 --> 00:37:14,857
‫آفرین!

736
00:37:16,692 --> 00:37:18,861
‫خیلی ممنون

737
00:37:18,861 --> 00:37:21,781
‫حالا وقت نمایش واقعی شب رسیده

738
00:37:30,539 --> 00:37:33,000
‫ادی، ادی. ادی، این رو جمع کن!

739
00:37:37,546 --> 00:37:38,798
‫هی

740
00:37:38,798 --> 00:37:40,132
‫پس کردتش یا نه؟

741
00:37:40,132 --> 00:37:41,592
‫فکر می‌کنه شاید امشب شبش باشه

742
00:37:41,592 --> 00:37:45,596
‫وای لری. لری، لری

743
00:37:46,264 --> 00:37:48,099
‫فکر می‌کنی دختره توی اون چی می‌بینه؟

744
00:37:48,641 --> 00:37:51,769
‫فکر کنم یه مرد پولدار و مشهور می‌بینه
‫که می‌تونه به حرفه‌اش کمک کنه

745
00:37:53,104 --> 00:37:55,481
‫فکر می‌کنم می‌دونه یکی از بزرگترین

746
00:37:55,481 --> 00:37:58,276
‫تقدیرکننده‌های زیبایی اون رو تحسین می‌کنه

747
00:37:59,193 --> 00:38:01,320
‫- می‌دونی دیگه چی فکر می‌کنم؟
‫- چی؟

748
00:38:02,238 --> 00:38:04,490
‫فکر می‌کنم انگورپوشیده

749
00:38:04,490 --> 00:38:07,410
‫باشه راجرز. آقایون، لطفاً بیاید یکی بگیریم

750
00:38:08,286 --> 00:38:10,746
‫قشنگ بود. زودباش.
‫خیلی‌خب، لبخند بزرگ!

751
00:38:11,622 --> 00:38:13,708
‫- زیبا بود
‫- دیک! دیک!

752
00:38:13,708 --> 00:38:17,461
‫خدای من! نمایش قراره بیست سال پخش بشه!

753
00:38:17,461 --> 00:38:20,256
‫از رز اسکاتلندی بزرگتر می‌شه

754
00:38:20,256 --> 00:38:23,092
‫- خواهیم دید
‫- یهودی‌تر هم هست، پس می‌شه تورش رو گذاشت

755
00:38:23,092 --> 00:38:24,927
‫خب، ممنون که اومدی، لری

756
00:38:24,927 --> 00:38:26,554
‫- اسکار!
‫- لری

757
00:38:26,554 --> 00:38:29,390
‫هر دفعه که می‌بینمت قدت بلندتر می‌شه

758
00:38:29,390 --> 00:38:32,184
‫چی بگم؟ لیریک‌ها عالیه

759
00:38:32,184 --> 00:38:35,813
‫وقتی لازم باشه شاعرانه است،
‫وقتی لازمه خنده‌داره

760
00:38:35,813 --> 00:38:39,233
‫هیچ قافیه‌ای اشتباه نیست، شنیدنش لذت‌بخشه

761
00:38:39,233 --> 00:38:42,361
‫وقتی چراغ‌ها کم‌نور می‌شن
‫من فقط یه احمقـم

762
00:38:42,361 --> 00:38:45,072
‫عالیه! شنیدی که تشویق می‌کردم؟

763
00:38:45,072 --> 00:38:47,199
‫فکر کنم شلوغ‌ترین آدم کل تئاتر بودی!

764
00:38:47,199 --> 00:38:49,994
‫چون بیشتر از هر کسی توی کل تئاتر دوستش داشتم!

765
00:38:49,994 --> 00:38:51,996
‫- بذارید یه نوشیدنی براتون بیارم
‫- نه ممنون

766
00:38:51,996 --> 00:38:54,206
‫لری، دو دقیقه وقت داری؟

767
00:38:54,206 --> 00:38:55,458
‫یه لحظه بهمون وقت بدین

768
00:38:55,458 --> 00:38:56,709
‫ببخشید، اسکار

769
00:39:01,922 --> 00:39:02,923
‫آم...

770
00:39:04,383 --> 00:39:05,634
‫خب، من و دوایت ویلمن

771
00:39:05,634 --> 00:39:07,553
‫داشتیم صحبت می‌کردیم که «یک یانکی اهل کنتیکت» رو برگردونیم

772
00:39:07,553 --> 00:39:08,637
‫عالیه!

773
00:39:08,637 --> 00:39:11,265
‫آره، تو فکرم به ویوین سگال بگم

774
00:39:11,265 --> 00:39:14,268
‫خدای من! از اکلاهما بیشتر پخش می‌شه!

775
00:39:14,268 --> 00:39:15,978
‫خودم پنجاه‌تا صندلی می‌خرم

776
00:39:15,978 --> 00:39:18,856
‫یه عنوان جدید دارم، «اوه، کملوت!»

777
00:39:20,107 --> 00:39:22,026
‫خب، فکر کنم همون یک یانکی اهل کنتیکت رو نگه داریم

778
00:39:22,026 --> 00:39:23,819
‫کملوت با علامت تعجب؟

779
00:39:23,819 --> 00:39:25,821
‫باشه، بیخیال. دارم جدی حرف می‌زنم

780
00:39:25,821 --> 00:39:28,324
‫من همیشه جدی‌ام.
‫واسه همین مردم میگن خیلی بانمکم

781
00:39:28,324 --> 00:39:31,118
‫خب داشتم فکر می‌کردم،
‫اگه حالِ کار کردن رو داری، شاید...

782
00:39:31,118 --> 00:39:32,828
‫- تا حالا تو زندگیم اینقدر حالم خوب نبوده، دیک
‫- تبریک میگم، دیک

783
00:39:32,828 --> 00:39:36,332
‫نمی‌خوام مزاحم بشم.
‫فقط... ما همه خیلی دوستش داشتیم

784
00:39:36,332 --> 00:39:37,666
‫- جدی؟
‫- قراره حسابی بگیره

785
00:39:37,666 --> 00:39:38,959
‫ممنون. ممنون. متشکرم

786
00:39:38,959 --> 00:39:40,461
‫- گلدیس بودی، درسته؟ بله
‫- بله! آره

787
00:39:40,461 --> 00:39:42,588
‫بله، خوشحال شدم

788
00:39:44,548 --> 00:39:47,968
‫آره، من... فقط تو فکر یه احیا نبودم،

789
00:39:47,968 --> 00:39:49,261
‫تو فکر یه کتاب کاملاً جدید بودم

790
00:39:49,261 --> 00:39:51,847
‫تو فکر چهار یا پنج‌تا شماره جدید بودیم

791
00:39:52,848 --> 00:39:53,891
‫که من بنویسم؟

792
00:39:53,891 --> 00:39:55,684
‫معلومه که تو بنویسی.
‫که باهم بنویسیم

793
00:39:55,684 --> 00:39:58,187
‫شونزده سال گذشته، از وقتی اون نمایش رو کار کردیم؟

794
00:39:58,187 --> 00:40:01,565
‫- بروزرسانی می‌خواد، نه؟
‫- ۱۹۲۷! وندربیلت!

795
00:40:01,565 --> 00:40:04,068
‫آره، می‌تونه بشه نمایش راجرز و هارت جدید برای پاییز

796
00:40:04,068 --> 00:40:06,237
‫- کمدی‌های جدید، آهنگ‌های جدید
‫- رفرنس‌های جدید

797
00:40:06,237 --> 00:40:08,197
‫کل جنگ رو به حالت هجو در میاریم

798
00:40:08,197 --> 00:40:10,157
‫جیره‌بندی، جمع‌آوری لاستیک، جمع‌آوری نایلون،

799
00:40:10,157 --> 00:40:12,159
‫و یه شماره‌ی جدید برای ویوین

800
00:40:12,159 --> 00:40:13,285
‫- هجوش رو کم کن، لری
‫- کارت خیلی خوب بود

801
00:40:13,285 --> 00:40:14,412
‫- سلام، خوشحالم می‌بینم‌تون
‫- خیلی اجرای قشنگی بود

802
00:40:14,412 --> 00:40:15,496
‫متشکرم. ممنون

803
00:40:15,496 --> 00:40:18,290
‫یه وقفه‌ای پیش اومد بعد کوردل هال از اون بالا دستور فرستاد:

804
00:40:18,290 --> 00:40:22,086
‫ببخشید دخترا، مرواریداتون رو بذارین کنار
‫چون حالا ما عشق رو هم جیره‌بندی می‌کنیم

805
00:40:22,086 --> 00:40:23,587
‫چطوری کوردل هال رو وارد کملوت کنیم؟

806
00:40:23,587 --> 00:40:24,672
‫کی اهمیت میده؟ بانمکه!

807
00:40:24,672 --> 00:40:27,550
‫دیک! از ژورنال-آمریکن نیویورک

808
00:40:27,550 --> 00:40:31,762
‫برای چشم همون‌قدر افسون‌کننده است که موسیقی ریچارد راجرز گوش‌ها رو افسون می‌کنه

809
00:40:31,762 --> 00:40:32,847
‫- باشه
‫- آره، خوبه

810
00:40:32,847 --> 00:40:34,014
‫خوبه. شروع خوبیه

811
00:40:34,014 --> 00:40:36,100
‫خب، هستی براش؟ سرحالی؟

812
00:40:36,100 --> 00:40:37,768
‫می‌تونی جدیش بگیری؟

813
00:40:37,768 --> 00:40:40,563
‫آره. سوار واگنم، دیک. جدی‌ام

814
00:40:40,563 --> 00:40:43,566
‫کل شب داشتم آبجوی زنجبیلی می‌خوردم

815
00:40:43,566 --> 00:40:47,069
‫خب، به جز این دومیه
‫چون این یکی واسه جشن گرفتنه

816
00:40:47,069 --> 00:40:50,197
‫این بزرگترین موزیکال در تاریخ تئاتر آمریکاست

817
00:40:50,197 --> 00:40:52,491
‫نه، نه. باهات نوشیدنی نمی‌خورم، لری

818
00:40:52,491 --> 00:40:54,076
‫باشه، باشه، خیلی‌خب

819
00:40:54,076 --> 00:40:56,120
‫ویجی! ویجی! این عکس رو بگیر!

820
00:40:57,371 --> 00:40:59,373
‫- چی؟ اوه نه. لری، من باید...
‫- نه، نه، نه. هی

821
00:40:59,373 --> 00:41:01,542
‫راجرز و هارت، بازم باهمدیگه!

822
00:41:02,168 --> 00:41:04,170
‫باشه، نزدیکتر! زودباش، نزدیکتر!

823
00:41:07,756 --> 00:41:08,966
‫ده‌تا نسخه ازش می‌خوام

824
00:41:08,966 --> 00:41:10,801
‫عالیه. برام یه چک بنویس

825
00:41:10,801 --> 00:41:12,219
‫باشه

826
00:41:12,219 --> 00:41:13,596
‫خب... فکر می‌کنی حالش رو داری؟

827
00:41:13,596 --> 00:41:15,723
‫بهترین ایده‌ایه که توی این شونزده سال داشتم

828
00:41:15,723 --> 00:41:20,394
‫همزمان، به نظرم باید تو فکر یه چیز کاملاً جدید باشیم

829
00:41:20,394 --> 00:41:21,520
‫موافق نیستی؟

830
00:41:21,520 --> 00:41:23,647
‫راجرز و هارت جدید،
‫چیزی که مردم قبلاً ندیدن

831
00:41:23,647 --> 00:41:24,732
‫یه چیز بزرگ!

832
00:41:25,316 --> 00:41:26,650
‫بیا اول با احیا شروع کنیم

833
00:41:26,650 --> 00:41:28,944
‫- کاملاً
‫- آسیاب به نوبت...

834
00:41:28,944 --> 00:41:30,362
‫- آره، ولی...
‫- چون واقعاً فکر می‌کنم

835
00:41:30,362 --> 00:41:31,864
‫- گوش کن
‫- می‌تونیم باهم یه آینده‌ای داشته باشیم

836
00:41:31,864 --> 00:41:33,782
‫کی این فکر رو نمی‌کنه؟

837
00:41:34,658 --> 00:41:39,079
‫ولی می‌خوام یکی از اون آهنگ‌سازهایی باشم
‫که با لیریسیت‌های دیگه

838
00:41:39,079 --> 00:41:40,164
‫کار می‌کنه

839
00:41:40,164 --> 00:41:41,916
‫مثل آرلن، کِرن. تو عاشق کِرن هستی

840
00:41:41,916 --> 00:41:43,542
‫هستم. می‌خوام خودِ کِرن باشم

841
00:41:43,542 --> 00:41:45,294
‫ولی باید مثل حرفه‌ای‌ها کار کنیم، لری

842
00:41:45,294 --> 00:41:46,837
‫از کِی مثل حرفه‌ای‌ها کار نکردم؟

843
00:41:46,837 --> 00:41:49,757
‫می‌خوام در زمان‌های خاصی از صبح توی دفترم کار کنیم

844
00:41:49,757 --> 00:41:52,301
‫- می‌خوام طبق برنامه پیش برم
‫- آره. همین کار رو می‌کنیم

845
00:41:52,301 --> 00:41:53,886
‫نمی‌خوام وقت بیشتری واسه دنبالت گشتن هدر بدم، لری

846
00:41:53,886 --> 00:41:55,554
‫- خب، من که همینجام. ریزه میزه!
‫- می‌دونی منظورم چیه

847
00:41:55,554 --> 00:41:57,056
‫نمی‌خوام ساعت نُه صبح

848
00:41:57,056 --> 00:41:58,516
‫زنگ بزنم مادرت، که،

849
00:41:58,516 --> 00:41:59,975
‫شاید ظهر از تخت بلند بشی. باشه؟

850
00:41:59,975 --> 00:42:01,894
‫- دیک...
‫- فقط نمی‌خوام کار قبل رو بکنیم

851
00:42:01,894 --> 00:42:03,395
‫کل حرفم اینه

852
00:42:03,395 --> 00:42:04,939
‫بیزنسه، همین

853
00:42:05,773 --> 00:42:07,233
‫شاید بهتر بود امشب نمی‌گفتم، ولی نمی‌دونم،

854
00:42:07,233 --> 00:42:08,943
‫- خواستم... خواستم..
‫- فقط می‌خوام...

855
00:42:08,943 --> 00:42:10,611
‫اون بهترین کارت بود

856
00:42:10,611 --> 00:42:12,238
‫- جدی میگم
‫- باشه، ممنون

857
00:42:12,238 --> 00:42:13,656
‫- اون کیه؟
‫- فقط می‌خوام نمایشی بنویسم

858
00:42:13,656 --> 00:42:14,907
‫که دوتامون عاشقشیم

859
00:42:17,409 --> 00:42:18,410
‫آره، منم همین حس رو دارم

860
00:42:18,410 --> 00:42:21,038
‫دیک! برنز منتل گفته

861
00:42:21,038 --> 00:42:24,917
‫کاملاً و دل‌نشین‌ترین کمدی موزیکال آمریکایی

862
00:42:24,917 --> 00:42:26,001
‫از زمان قایقِ نمایشی تا حالا

863
00:42:26,001 --> 00:42:27,211
‫- از زمان قایق نمایشی؟
‫- آره

864
00:42:27,211 --> 00:42:29,171
‫وای. خوبه

865
00:42:29,171 --> 00:42:31,173
‫- واقعاً حیرت‌انگیزه
‫- ممنون، از دیدنت خوشحال شدم

866
00:42:31,799 --> 00:42:33,592
‫باید عاشق یه نمایش بشم، دیک

867
00:42:33,592 --> 00:42:36,011
‫باید بخوام اون نمایش رو
‫بیشتر از هرچیزی توی دنیا بنویسم،

868
00:42:36,011 --> 00:42:39,890
‫که توی تماشاگران باشم،
‫بشینم و هیچ کلمه‌ای رو از قلم نندازم

869
00:42:39,890 --> 00:42:41,684
‫باشه خب، با یک یانکی اهل کنتیکت شروع می‌کنیم،

870
00:42:41,684 --> 00:42:43,727
‫- چهار یا پنج‌تا شماره، و میریم...
‫- باشه، ببین

871
00:42:43,727 --> 00:42:46,564
‫نظر من اینه.
‫ماجراجویی‌های مارکوپولو

872
00:42:46,564 --> 00:42:48,774
‫دیک، دیک! چه نمایش فوق‌العاده‌ای بود

873
00:42:48,774 --> 00:42:50,693
‫خیلی ممنون. از دیدن‌تون خوشحال شدم

874
00:42:50,693 --> 00:42:53,279
‫فقط... فقط بزرگ. بزرگتر از جامبو. حماسی

875
00:42:53,279 --> 00:42:55,364
‫یه سیرک موزیکال سه حلقه‌ای

876
00:42:55,364 --> 00:42:57,908
‫نمایش چهار ساعت ادامه داره
‫با وقت استراحت برای شام!

877
00:42:57,908 --> 00:43:02,788
‫اپرای کمیک مجلل.
‫و استیج هم کل دنیاست!

878
00:43:02,788 --> 00:43:05,332
‫- آها
‫- همه رو هجو می‌کنیم

879
00:43:05,332 --> 00:43:07,418
‫و می‌تونی موزیکی هجوشون کنی

880
00:43:07,418 --> 00:43:09,920
‫هر کلیشه موزیکال ملی‌ای که هست رو میاریم

881
00:43:09,920 --> 00:43:12,506
‫شماره فرانسه، شماره ایتالیایی،

882
00:43:12,506 --> 00:43:14,508
‫وقتی به قلبِ تاریکی می‌رسن،

883
00:43:14,508 --> 00:43:17,344
‫آدمخوارها پورگی و بِس می‌خونن.
‫بوم، بوم

884
00:43:17,344 --> 00:43:19,888
‫بِس، تو الان دیگه شام منی!

885
00:43:19,888 --> 00:43:20,973
‫خدای من، لری. بیخیال

886
00:43:20,973 --> 00:43:23,851
‫این نمایش قراره مقیاس یک رمان رو داشته باشه

887
00:43:23,851 --> 00:43:27,396
‫می‌شه بزرگترین چالشی که تا حالا
‫به عنوان یک آهنگساز داشتی

888
00:43:27,396 --> 00:43:31,400
‫و زمینه‌اش، چیزی که می‌ذاره تماشاگران

889
00:43:31,400 --> 00:43:32,484
‫وارد این قصه بشن، دختره است

890
00:43:32,484 --> 00:43:34,236
‫یه دختر آسمانی

891
00:43:34,236 --> 00:43:36,405
‫که مارکوپولو جاش گذاشته

892
00:43:36,405 --> 00:43:38,741
‫نصفِ اون سن داره...

893
00:43:38,741 --> 00:43:43,746
‫ولی اولین باریه که تمایلات عشق رو حس کرده، شاید واسه اولین بار

894
00:43:43,746 --> 00:43:45,289
‫توی صحنه اول قسم می‌خوره

895
00:43:45,289 --> 00:43:47,416
‫مثل بندیک در هیاهوی بسیار می‌سازیمش

896
00:43:47,416 --> 00:43:49,668
‫- باشه
‫- قسم می‌خوره

897
00:43:49,668 --> 00:43:51,879
‫که فراتر از دسترسِ هر زنیه. عشق رو تحقیر می‌کنه

898
00:43:51,879 --> 00:43:53,881
‫اونوقت یه شماره کامل میاریم
‫که آهنگ‌های عاشقانه رو هجو کنیم

899
00:43:53,881 --> 00:43:57,384
‫نه. لری، می‌خوام نمایش‌هایی بنویسم
‫که هسته احساسی دارن...

900
00:43:57,384 --> 00:44:00,512
‫یادته توی صحنه اول مشخص کردیم که ضدِعشقه؟

901
00:44:00,512 --> 00:44:03,057
‫بعدش با دختره آشنا می‌شه.
‫اون دختر روحیه‌ی آزاد داره،

902
00:44:03,057 --> 00:44:06,852
‫قیافه‌ی اسکاندیناویایی با دوتا کک‌مک روی گونه چپش،

903
00:44:06,852 --> 00:44:08,520
‫- مسخره است
‫- این کار رو نکن

904
00:44:08,520 --> 00:44:11,482
‫زندگی اجتماعی، روانی و جنسیش

905
00:44:11,482 --> 00:44:15,402
‫کلاً توی یه دنیای دیگه است، ولی مرده جون میده براش

906
00:44:16,195 --> 00:44:21,075
‫ایستاده و جلوی چشم‌های سبز رنگ‌پریده‌اش فلج شده

907
00:44:21,075 --> 00:44:24,745
‫داریم از بزرگترین کاشف در تاریخ دنیا حرف می‌زنیم،

908
00:44:24,745 --> 00:44:29,333
‫ولی هیچکدومش براش مهم نیست
‫مگر اینکه بتونه باهاش کاری کنه تا دختره بهش توجه کنه

909
00:44:29,333 --> 00:44:33,045
‫اون می‌شه هسته احساسی داستان

910
00:44:33,045 --> 00:44:34,755
‫- باشه
‫- یه مرد افسانه‌ای

911
00:44:34,755 --> 00:44:35,964
‫و چشم‌گیر رو برمی‌داریم

912
00:44:35,964 --> 00:44:37,591
‫و خونش رو می‌ریزیم

913
00:44:37,591 --> 00:44:41,970
‫آقای راجرز، بنده رابرت هفنر هستم.
‫من شهردار اکلاهما سیتی هستم

914
00:44:41,970 --> 00:44:43,931
‫من و ایو از نیویورک اومدیم

915
00:44:43,931 --> 00:44:45,224
‫- که فقط نمایش رو ببینیم
‫- باشه. می‌دونی...

916
00:44:45,224 --> 00:44:47,476
‫به نیویورک خوش اومدید.
‫داریم صحبت‌مون رو تموم می‌کنیم

917
00:44:47,476 --> 00:44:49,978
‫دو دقیقه دیگه میاد خدمت‌تون.
‫خوبه؟

918
00:44:49,978 --> 00:44:52,439
‫دو دقیقه دیگه میام. ممنون، امیدوارم ارزشش رو داشته

919
00:44:52,439 --> 00:44:54,733
‫- قطعاً داشت
‫- از دیدن‌تون خوشحال شدم. ممنون

920
00:44:54,775 --> 00:44:56,276
.خیلی‌خب، ادامه بده
بگو، بگو، بگو

921
00:44:56,360 --> 00:45:00,114
آخرش به هم می‌رسن؟
بگو

922
00:45:00,197 --> 00:45:03,158
تماشاچی‌ها منتظر می‌مونن
!تا همین رو بفهمن

923
00:45:03,242 --> 00:45:04,702
این موتور محرکه‌ی داستانه

924
00:45:04,785 --> 00:45:06,161
،خیلی‌خب، ببین
لری

925
00:45:06,245 --> 00:45:07,788
،اگه خودت حاضری اینو بنویسی

926
00:45:07,871 --> 00:45:09,707
،واقعاً بنویسی، و بازنویسی کنی
و دوباره بازنویسی کنی

927
00:45:09,790 --> 00:45:11,375
در اونصورت ممکنه
نتیجه بده

928
00:45:11,458 --> 00:45:13,502
.ولی من بابتش بهت التماس نمی‌کنم، لری
می‌دونی؟

929
00:45:13,585 --> 00:45:15,045
همیشه بعد از اینکه ۱۵دقیقه
،کار کردیم

930
00:45:15,129 --> 00:45:16,338
از در میری بیرون تا
سیگارفروشی پیدا کنی

931
00:45:16,422 --> 00:45:17,715
...این کارت -
باشه -

932
00:45:17,798 --> 00:45:19,299
.از این کارت دیوونه میشم
خوشم نمیاد

933
00:45:19,383 --> 00:45:20,509
نمی‌خوام دیگه اینجوری کار کنیم -
ما ۲۴سال -

934
00:45:20,592 --> 00:45:22,094
اینجوری کار کردیم -
تبریک میگم، دیک -

935
00:45:22,177 --> 00:45:23,470
۲۴سال دقیقاً اینجوری کار کردیم

936
00:45:23,554 --> 00:45:24,471
ممنون -
دیگه وقتش بود تئاتر گیلد -

937
00:45:24,555 --> 00:45:25,806
یه نمایش موفق داشته باشه -
آره -

938
00:45:25,889 --> 00:45:26,807
کاملاً درست میگی

939
00:45:26,890 --> 00:45:28,100
...بگذریم، من نمی‌خوام

940
00:45:28,183 --> 00:45:29,226
نمی‌خوام باهات دعوا کنم، لری

941
00:45:29,309 --> 00:45:30,811
کی دعوا کرد؟ -
نمی‌دونم -

942
00:45:30,894 --> 00:45:32,062
،حالا که جنگ شده

943
00:45:32,146 --> 00:45:33,480
...تماشاچی‌ها واقعاً دوست دارن

944
00:45:33,564 --> 00:45:34,940
،تماشا کنن آدمخوارها
پورگی و بس می‌خونن؟

945
00:45:35,023 --> 00:45:36,942
تماشاچی‌ها چی دوست دارن ببینن؟

946
00:45:37,025 --> 00:45:39,486
گاوچرون‌هایی که توی جشن غذاخوری
عشق و حال می‌کنن؟

947
00:45:41,155 --> 00:45:42,698
خب بله، ظاهراً همینو می‌خوان

948
00:45:42,781 --> 00:45:44,074
درسته، یادم نبود

949
00:45:44,158 --> 00:45:45,743
اکلاهما، علامت تعجب

950
00:45:45,826 --> 00:45:47,578
درمورد اضطرار ملت درگیر جنگ
صحبت می‌کنه

951
00:45:47,661 --> 00:45:50,998
به نظرم تمام ارتشی‌هایی که
،امشب بین تماشاچی‌ها بودن

952
00:45:51,081 --> 00:45:52,541
به هدفمون از جنگ فکر کردن

953
00:45:52,624 --> 00:45:54,126
،حتی یکی دو ثانیه
بهش فکر کردن

954
00:45:54,209 --> 00:45:55,711
ما دقیقاً به چه هدفی
می‌جنگیم؟

955
00:45:55,794 --> 00:45:57,504
دختر بچه‌های آتیشی
با لباس‌های چهارخونه

956
00:45:57,588 --> 00:45:58,547
که نمی‌تونن دست رد
به سینه‌مون بزنن؟

957
00:46:00,299 --> 00:46:02,509
باشه. باشه -
دیک، دیک، دیک. بی‌خیال -

958
00:46:02,593 --> 00:46:04,762
بین خودمون بمونه

959
00:46:04,845 --> 00:46:08,098
اون شخصیت‌ها رو نمیشه
به عنوان آدمیزاد شناخت

960
00:46:08,182 --> 00:46:09,391
به نظرم خیلی‌ها شناختنشون

961
00:46:09,475 --> 00:46:10,517
عشق رو شناختن

962
00:46:10,601 --> 00:46:11,894
واقعاً نیاز داره
یکی بره نجاتش بده

963
00:46:11,977 --> 00:46:13,937
خانواده رو شناختن

964
00:46:14,021 --> 00:46:15,647
افتخار به کشورشون رو شناختن

965
00:46:15,731 --> 00:46:17,441
مثل فیلم
احمق آمریکایی خوش‌تیپ»حرف می‌زنی»

966
00:46:17,524 --> 00:46:19,234
به‌نظرم چیزای خیلی بیشتری
 ...از یه مشت آدمخوارِ آوازخوان

967
00:46:19,318 --> 00:46:20,819
وجود داره که
مردم بشناسن

968
00:46:20,903 --> 00:46:22,613
ولی قبول کن که
 آدمخوارها خیلی بامزه‌ترن

969
00:46:22,696 --> 00:46:24,323
!دیک، بهتره بیای اینا رو بخونی

970
00:46:24,406 --> 00:46:25,991
.باشه، صبر کنید! صبر کنید
الان میام

971
00:46:26,074 --> 00:46:27,034
.باشه، باشه، باشه، باشه
باشه، باشه، باشه، باشه

972
00:46:27,117 --> 00:46:28,744
دقیقاً می‌دونم منظورت چیه

973
00:46:28,827 --> 00:46:30,579
فقط بگو واقعاً می‌خوای
چی بنویسم؟

974
00:46:30,662 --> 00:46:32,498
نمایش رویاییت چیه؟

975
00:46:32,581 --> 00:46:33,457
نمایش رویاییم؟ -
آره -

976
00:46:33,540 --> 00:46:34,750
!اکلاهما

977
00:46:38,212 --> 00:46:39,046
نمایش رویایی بعدیت رو میگم

978
00:46:41,673 --> 00:46:44,885
توی این فکریم که حق تکثیرِ
لیلیوم»رو بگیریم»

979
00:46:46,303 --> 00:46:47,930
نمایشنامه مولنار؟ -
آره -

980
00:46:48,013 --> 00:46:49,640
اون که حتی سال ۱۹۰۹هم آبکی بود -
خب؟ -

981
00:46:49,723 --> 00:46:50,599
واقعاً می‌خوای یه موزیکال بنویسی

982
00:46:50,682 --> 00:46:51,767
درمورد یه جارچیِ کارناوال

983
00:46:51,850 --> 00:46:53,519
که دوستش رو کتک می‌زنه

984
00:46:53,602 --> 00:46:55,312
...می‌میره، زنده میشه -
به‌نظرم نمایش موفقی میشه -

985
00:46:55,395 --> 00:46:56,939
...آره، آخرشم

986
00:46:57,022 --> 00:46:57,773
همه مرده‌ها می‌تونن حلقه نورانیشون رو
...دربیارن و بگن

987
00:46:57,856 --> 00:46:59,483
«!اوه...برزخ»

988
00:46:59,566 --> 00:47:01,902
،ببین، اگه مجبورم کنی
حاضرم بنویسمش

989
00:47:01,985 --> 00:47:03,195
...ولی ته دلم -
نه، مجبورت نمی‌کنم -

990
00:47:03,278 --> 00:47:04,363
اسکاره قراره بنویسش

991
00:47:06,698 --> 00:47:08,116
آخه اسکار درموردِ بوداپست

992
00:47:08,200 --> 00:47:09,785
،در اواخر قرن
چی می‌دونه؟

993
00:47:10,744 --> 00:47:12,746
قراره آمریکاییش کنه

994
00:47:13,664 --> 00:47:14,957
یه شکلِ امروزی بهش بده

995
00:47:15,958 --> 00:47:17,626
قراره داستان توی مین اتفاق بیفته

996
00:47:17,709 --> 00:47:19,586
،مین؟ صحیح
،با کمال احترام میگم

997
00:47:19,670 --> 00:47:20,921
،امروزی کردن آثار مولنار

998
00:47:21,004 --> 00:47:22,589
...یه کار عمیقاً -
!اینو باید بخونی -

999
00:47:22,673 --> 00:47:24,591
روزنامه تایمزه؟

1000
00:47:24,675 --> 00:47:26,927
نقدی که برتون راسکو
توی ورلد-تلگرام نوشته

1001
00:47:27,010 --> 00:47:28,262
حسابی تعریف کرده -
چه خوب -

1002
00:47:28,345 --> 00:47:30,013
الاناست که تایمز هم
به دستمون برسه

1003
00:47:30,097 --> 00:47:32,140
.خیلی‌خب. لری، باید برم
تایمز داره میاد

1004
00:47:32,224 --> 00:47:33,350
باشه، باشه

1005
00:47:33,433 --> 00:47:35,435
برام آرزوی موفقیت کن -
!بلا به دور -

1006
00:47:35,519 --> 00:47:36,562
به قول مردمِ مین

1007
00:47:39,147 --> 00:47:40,065
.هی، دیک
نمایش عالی بود

1008
00:47:40,148 --> 00:47:41,358
ممنون

1009
00:47:41,441 --> 00:47:42,776
.خوشحالم می‌بینمتون
از نمایش لذت بردید؟

1010
00:47:58,250 --> 00:48:00,210
آخه دیک راجرز از مین
چی می‌دونه؟

1011
00:48:00,294 --> 00:48:02,421
!ناسلامتی واسش جشن تکلیف گرفته بودن

1012
00:48:02,504 --> 00:48:04,673
تا کی می‌خوان این داستان تخیلی رو
به مردم قالب کنن؟

1013
00:48:04,756 --> 00:48:06,091
،ایمان داشته باش»
امید داشته باش

1014
00:48:06,174 --> 00:48:07,551
اونوقت مردگان برمی‌خیزن
«!تا به ما تسلی بدن

1015
00:48:07,634 --> 00:48:09,511
آره ارواح عمه‌شون

1016
00:48:09,595 --> 00:48:11,638
.یه پیک دیگه بده، ادی
یه پیک واقعی

1017
00:48:14,641 --> 00:48:16,727
میای یه پیک با من بزنی، اندی؟
خواهش می‌کنم

1018
00:48:21,815 --> 00:48:24,109
حالت چطوره؟

1019
00:48:24,192 --> 00:48:25,694
:شنیدی توی سوگند ازدواج میگن

1020
00:48:25,777 --> 00:48:27,529
در روزهای خوب و بد»؟»

1021
00:48:27,613 --> 00:48:29,072
،فکر کنم از نظر زندگی شخصیم

1022
00:48:29,156 --> 00:48:31,408
وارد قسمت «روزهای بد» شدم

1023
00:48:31,491 --> 00:48:35,746
و انقدر بی‌سروصدا اتفاق افتاد که
اصلاً نفهمیدم

1024
00:48:35,829 --> 00:48:36,914
تاحالا همچین حسی داشتی؟

1025
00:48:37,831 --> 00:48:39,166
هر روزِ زندگیم

1026
00:48:41,710 --> 00:48:43,295
ممنون

1027
00:48:43,378 --> 00:48:45,255
،گاهی با خودم میگم
«حتی خدا هم منو گذاشته کنار»

1028
00:48:45,339 --> 00:48:46,965
چندتا کارِ موفق داشتم

1029
00:48:47,049 --> 00:48:49,927
تک و توک آدمای عزیزی رو
دوست داشتم

1030
00:48:50,010 --> 00:48:51,887
الانم خدا رفته صفحه‌ی بعد

1031
00:48:51,970 --> 00:48:54,973
حس می‌کنم از رده خارج شدم

1032
00:48:55,057 --> 00:48:57,517
«از رده خارج شده»
این چیز خوبیه، مگه نه؟

1033
00:48:57,601 --> 00:48:59,061
معنیش اینه نمیشه

1034
00:49:01,146 --> 00:49:02,314
پس برای همینه که
این کلمه رو بلد نیستم

1035
00:49:02,397 --> 00:49:03,231
هوم

1036
00:49:06,151 --> 00:49:07,444
اسم منم به لیست اضافه کن

1037
00:49:18,538 --> 00:49:20,540
دقت کردی پرنده‌ها
به سنترال پارک برگشتن؟

1038
00:49:21,917 --> 00:49:24,586
هوم. این روزا روی چی کار می‌کنی؟

1039
00:49:24,670 --> 00:49:27,464
روی یه کتابِ کودکانه

1040
00:49:27,547 --> 00:49:29,341
حتماً این همه مقاله‌ای که نوشتم
منو فرسوده کرده

1041
00:49:29,424 --> 00:49:30,258
آخه کتابم خوب پیش نمیره

1042
00:49:31,468 --> 00:49:33,136
،به نظرم توی بحث نویسندگی

1043
00:49:33,220 --> 00:49:34,888
منم وارد «روزهای بد»شدم

1044
00:49:34,972 --> 00:49:36,974
داستانت درمورد چیه؟

1045
00:49:37,057 --> 00:49:38,308
کاش می‌دونستم

1046
00:49:39,893 --> 00:49:41,436
سفری که همه میرن؟

1047
00:49:43,021 --> 00:49:46,149
به دنبال چیزی که کامل و دست‌نیافتنیه؟

1048
00:49:47,025 --> 00:49:48,735
!چیزی که قابل توصیف نیست

1049
00:49:48,819 --> 00:49:51,822
احتمالاً این ایده
برای کتاب کودکان، خیلی گیج‌کننده باشه

1050
00:49:51,905 --> 00:49:54,741
یه دیالوگ برات دارم

1051
00:49:54,825 --> 00:49:58,161
کل شب دورِ تخت، دنبال آن دختر دوید»
و درنهایت به این نتیجه رسید که

1052
00:49:58,245 --> 00:49:59,621
«او وصف نکردنی‌ست

1053
00:49:59,705 --> 00:50:01,790
مطمئنی منظورت «نکردنی»نیست؟

1054
00:50:01,873 --> 00:50:03,542
این بهتره

1055
00:50:06,461 --> 00:50:08,046
می‌دونی، هر روز صبح میرم پارک

1056
00:50:08,130 --> 00:50:10,215
و موشی که همش
توی آشپزخونه‌م می‌گیرم،آزاد می‌کنم

1057
00:50:10,298 --> 00:50:13,093
جدی؟ -
یه جعبه شیشه‌ای کوچیک دارم -

1058
00:50:13,176 --> 00:50:15,887
که موش رو گیر می‌اندازه
ولی نمی‌کشش

1059
00:50:15,971 --> 00:50:17,848
هر روز صبح وارد آشپزخونه میشم

1060
00:50:17,931 --> 00:50:19,224
و اون آقا اونجا تشریف داره

1061
00:50:19,307 --> 00:50:20,142
کفِ یخچال

1062
00:50:20,225 --> 00:50:21,852
موش کوچولوی قهوه‌ای من

1063
00:50:21,935 --> 00:50:24,271
خوش و خندان بیسکوییتی رو می‌خوره که
من براش گذاشتم

1064
00:50:24,354 --> 00:50:26,481
هر روز صبح می‌برمش توی پارک

1065
00:50:26,565 --> 00:50:28,608
،در جعبه رو باز می‌کنم
سه متر می‌پره بیرون

1066
00:50:28,692 --> 00:50:30,110
بدوبدو میره لای بوته‌ها

1067
00:50:30,193 --> 00:50:32,863
،بعدش فردا صبح
جلل الخالق

1068
00:50:32,946 --> 00:50:35,240
!برگشته توی جعبه

1069
00:50:35,323 --> 00:50:36,825
از کجا می‌دونی همون موشه؟

1070
00:50:36,908 --> 00:50:38,493
خب، قیافه‌ش که همون شکلیه

1071
00:50:38,577 --> 00:50:42,164
توی چشماش همون نگاه نیویورکیِ
امیدواری محکوم به شکست رو می‌بینم

1072
00:50:43,415 --> 00:50:46,168
ولی چطوری ۱۹طبقه میاد بالا؟

1073
00:50:47,711 --> 00:50:48,962
شاید به دربون انعام میده

1074
00:50:51,882 --> 00:50:54,301
می‌دونی، موشه امروز صبح نبود

1075
00:50:54,384 --> 00:50:58,555
توی جعبه فقط بیسکوییت بود

1076
00:50:58,638 --> 00:51:00,474
راستش دلم واسه آقا کوچولو
تنگ شد، واقعاً تنگ شد

1077
00:51:00,557 --> 00:51:02,768
فکر کنم دیگه داشتم
باهاش همذات پنداری می‌کردم

1078
00:51:02,851 --> 00:51:04,394
اسم داره؟

1079
00:51:05,562 --> 00:51:07,314
بهش میگم استوارت

1080
00:51:07,397 --> 00:51:09,274
با دبلیو یا یو؟

1081
00:51:10,484 --> 00:51:13,236
.هوم. با یو
چیز شیکی نیست

1082
00:51:13,320 --> 00:51:15,030
فقط یه موش معمولیِ طبقه متوسطه

1083
00:51:19,034 --> 00:51:21,328
فکر کنم باید منو ببخشی

1084
00:51:21,411 --> 00:51:24,247
این همه جشن و شادی
زده به مثانه‌م

1085
00:51:27,584 --> 00:51:30,295
اگنیس دمیل معجزه‌ای دور از انتظار»
خلق کرده

1086
00:51:30,378 --> 00:51:32,339
و رقص‌های بدیعی طراحی کرده که

1087
00:51:32,422 --> 00:51:34,674
با داستان و ترانه‌ها مطابقت دارد

1088
00:51:34,758 --> 00:51:36,885
«...اکلاهما! اثری تازه نفس

1089
00:51:36,968 --> 00:51:39,137
خیلی‌خب، یه چیز بامزه بلدم -
هوم -

1090
00:51:39,221 --> 00:51:41,515
اسم یه کارگر خسته خسته رو
چی می‌ذاری؟

1091
00:51:41,598 --> 00:51:43,350
نمی‌دونم

1092
00:51:45,811 --> 00:51:46,895
تف توش، یادم رفت

1093
00:51:47,813 --> 00:51:49,022
خیلی بامزه بود

1094
00:51:51,358 --> 00:51:53,110
نمایشی که»
مو به تنتون سیخ می‌کنه

1095
00:51:53,193 --> 00:51:54,820
«!خارق العادست

1096
00:52:02,744 --> 00:52:04,246
یادته اتکینسون
...یه نقدی درباره‌ی

1097
00:52:04,329 --> 00:52:06,123
رفیق جوئی» نوشته بود؟»
یادت میاد؟

1098
00:52:06,957 --> 00:52:09,126
بی‌روح و دل‌مرده»

1099
00:52:09,209 --> 00:52:13,588
آیا از چاهِ گندیده
«میشه آبِ شیرین کشید؟

1100
00:52:13,672 --> 00:52:17,008
.گریه کردم
در این حد دلم شکسته بود

1101
00:52:17,092 --> 00:52:20,595
در آغوشِ ویوین سگال گریه کردم

1102
00:52:20,679 --> 00:52:22,222
،منو بغل کرد و گفت

1103
00:52:22,305 --> 00:52:25,892
تاریخ ثابت می‌کنه»
«حرفاش اشتباهه، عزیزم

1104
00:52:25,976 --> 00:52:27,769
...این دلچسب‌ترین حرفی نیست که

1105
00:52:27,853 --> 00:52:28,895
از دهن کسی درمیاد؟

1106
00:52:30,605 --> 00:52:32,899
«تازه واقعاً بهم گفت «عزیزم

1107
00:52:32,983 --> 00:52:34,192
واو

1108
00:52:34,276 --> 00:52:35,735
:مجله تام نوشت

1109
00:52:35,819 --> 00:52:37,904
برای کسی که بتونه اصول اخلاقیش رو»
،توی سالن انتظار بذاره

1110
00:52:37,988 --> 00:52:40,490
«رفیق جوئی شاهکاره

1111
00:52:40,574 --> 00:52:42,450
این چه جور تعریف و تمجیدِ آشغالیه؟

1112
00:52:43,451 --> 00:52:44,494
صحیح

1113
00:52:45,287 --> 00:52:49,291
والکات گیبز
عاشق اون نمایش بود

1114
00:52:49,374 --> 00:52:51,626
:اینطوری توصیفش کرد
یک نمایشِ رقص و آواز»

1115
00:52:51,626 --> 00:52:53,211
دیدی؟ اینم از این -
اوهوم -

1116
00:52:54,588 --> 00:52:55,630
هنوزم برنامه داری که امشب

1117
00:52:55,714 --> 00:52:57,090
منو به راجرز معرفی کنی، مگه نه؟

1118
00:52:57,174 --> 00:53:00,010
ادرار کردن برای من
به یک نمایشِ دو پرده‌ای تبدیل شده

1119
00:53:00,093 --> 00:53:01,428
که وسطش یک وقفه‌ی کوتاه داره

1120
00:53:05,056 --> 00:53:09,436
.من عاشقِ ویوین هستم
خدا به دادم برسه

1121
00:53:10,187 --> 00:53:12,689
عاشق قلبِ رئوفش

1122
00:53:12,772 --> 00:53:15,192
گفتم که بهم میگه «عزیزم»؟

1123
00:53:15,275 --> 00:53:17,527
رفته بودیم روی بامِ ستارگان

1124
00:53:17,611 --> 00:53:18,945
:منم بهش رو کردم و گفتم

1125
00:53:19,029 --> 00:53:22,741
ویوین، میشه لطفاً»
«باهام ازدواج کنی؟

1126
00:53:22,824 --> 00:53:25,493
.اینو بهش گفتم
دقیقاً تو صورتش

1127
00:53:25,577 --> 00:53:27,495
می‌تونی تصور کنی
...شجاعتش رو داشته باشی

1128
00:53:27,579 --> 00:53:29,956
که همچین حرفی به یک زن بزنی؟

1129
00:53:30,040 --> 00:53:32,125
هیچوقت حتی جرات نکردم
خوابش رو ببینم

1130
00:53:32,209 --> 00:53:33,877
.اوهوم. آره
لحظه‌ی بزرگی بود

1131
00:53:33,960 --> 00:53:36,546
،بذار تعریف کنم. ساعت 2 صبح بود
...گروه موسیقی آهنگِ

1132
00:53:36,630 --> 00:53:39,466
«قبلاً این ترانه رو شنیدم»
اجرا می‌کردن

1133
00:53:39,549 --> 00:53:42,427
:اونم گفت
من دوستت دارم، عزیزم»

1134
00:53:43,345 --> 00:53:44,804
«ولی نه به اون شکل

1135
00:53:47,098 --> 00:53:49,392
«ولی نه به اون شکل»

1136
00:53:50,143 --> 00:53:52,938
چهار کلمه‌ی کوچک

1137
00:53:53,021 --> 00:53:57,150
سیزده حرف کوچک که
:معنیش این بود

1138
00:53:57,234 --> 00:54:00,028
«بازی تموم شد، احمق جون»

1139
00:54:01,029 --> 00:54:03,782
بهش گفتم
«به پیشنهادم فکر کن»

1140
00:54:03,865 --> 00:54:07,869
،دستش رو توی دستم گرفتم
لاک ناخنش خاکستری کمرنگ بود

1141
00:54:13,833 --> 00:54:17,712
حالا...دیگه می‌تونم مست کنم

1142
00:54:20,799 --> 00:54:22,842
اجازه هست به همه یادآوری کنم که
...مایک تاد توی نیو هیون

1143
00:54:22,926 --> 00:54:24,511
درمورد اکلاهما! چی نوشته بود؟

1144
00:54:24,594 --> 00:54:26,263
،نه خنده داره»
نه ممه داره

1145
00:54:26,346 --> 00:54:27,973
«نه شانس داره

1146
00:54:28,056 --> 00:54:29,307
حالا دیگه شانس داریم

1147
00:54:29,391 --> 00:54:32,018
.خیلی‌خب، بلند بخونش
واو

1148
00:54:32,102 --> 00:54:35,105
فوق‌العادست. نیکلاس
:توی تایمز نوشته که

1149
00:54:35,188 --> 00:54:37,482
،شگفت‌انگیز»
نزدیک‌ترین صفته برای

1150
00:54:37,565 --> 00:54:39,567
توصیفِ این گشت‌وگذار در تئاتر گیلد

1151
00:54:39,651 --> 00:54:42,153
ترکیبی از یک نشاطِ تازه و مسری

1152
00:54:42,237 --> 00:54:43,530
جذابیتِ رفتاری

1153
00:54:43,613 --> 00:54:46,032
خوانندگی، رقص
و بازیگری زیبا

1154
00:54:46,116 --> 00:54:48,952
و موسیقیِ ریچارد راجرز

1155
00:54:49,035 --> 00:54:50,412
که هیچ ضرری هم نداره

1156
00:54:50,495 --> 00:54:52,872
چون یکی از بهترین کارهاشه

1157
00:54:58,545 --> 00:55:02,173
موسیقی آقای راجرز هرگز
خالی از لطف نیست

1158
00:55:02,257 --> 00:55:05,427
ولی به ندرت پیش میاد که
...!مثل اکلاهما

1159
00:55:05,510 --> 00:55:07,595
انقدر منسجم و یک‌پارچه باشه

1160
00:55:07,679 --> 00:55:10,765
،والس، ترانه‌های عاشقانه
ترانه‌های طنز

1161
00:55:10,849 --> 00:55:13,727
...و قطعه‌ای همنام با عنوان نمایش ساخته که

1162
00:55:13,810 --> 00:55:17,063
ایالت مربوطه
...بهتره فوراً

1163
00:55:17,147 --> 00:55:18,690
به عنوان سرود رسمیش
ازش استفاده کنه

1164
00:55:23,361 --> 00:55:25,196
چه صبح زیبایی»

1165
00:55:25,280 --> 00:55:27,532
و مردم خواهند گفت
«ما عاشق شدیم

1166
00:55:27,615 --> 00:55:30,827
به سمت تمام جعبه موسیقی‌های سراسر کشور
در حرکته

1167
00:55:34,122 --> 00:55:38,960
،«و آهنگ غم‌انگیزی به اسم «جود بینوا
...که در اون قهرمان قصه

1168
00:55:39,044 --> 00:55:42,172
سعی می‌کنه رقیبش رو راضی کنه
،خودش رو دار بزنه

1169
00:55:42,255 --> 00:55:45,008
به طرز شگفت‌آوری خنده‌داره

1170
00:55:45,091 --> 00:55:47,385
جا داره به
«کشاورز و دامدار»

1171
00:55:47,469 --> 00:55:49,596
...و «کالسکه‌ای با سایبان منگوله دار» هم

1172
00:55:49,679 --> 00:55:51,681
اشاره‌ی ویژه‌ای داشته باشیم

1173
00:55:51,765 --> 00:55:55,810
فقط به این دلیل که واضحاً
«در آستانه‌ی کمال هستند

1174
00:55:55,894 --> 00:55:57,187
این تیکه رو دوباره بخون

1175
00:55:58,980 --> 00:56:02,442
به این دلیل که واضحاً»
«در آستانه‌ی کمال هستند

1176
00:56:02,525 --> 00:56:04,652
!اینو روی سر درِ سالن بنویسید

1177
00:56:04,736 --> 00:56:07,280
«واضحاً در آستانه‌ی کمال هستند»

1178
00:56:10,533 --> 00:56:11,868
!همگی بیاید

1179
00:56:11,951 --> 00:56:14,621
!مهمونی طبقه بالاست
کیک و نوشیدنی داریم

1180
00:56:25,131 --> 00:56:27,550
!اسکار
احسنت، احسنت

1181
00:56:27,634 --> 00:56:29,427
تبریک میگم

1182
00:56:35,141 --> 00:56:36,518
میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

1183
00:56:36,601 --> 00:56:37,644
میشه بعداً حرف بزنیم، لری؟

1184
00:56:37,727 --> 00:56:39,229
.نه، نه، نه
فقط یه لحظه طول می‌کشه

1185
00:56:39,312 --> 00:56:40,522
حرف مهمی باهات دارم

1186
00:56:40,605 --> 00:56:41,981
فقط یک لحظه با نابغه موسیقی
تنها باشم

1187
00:56:44,943 --> 00:56:48,071
فقط یک چیزی باید
بهت بگم، دیک

1188
00:56:48,154 --> 00:56:52,742
.فقط یک لحظه طول می‌کشه، دیک
مساله مهمیه

1189
00:56:52,826 --> 00:56:54,702
،یادمه اولین باری که اسمت رو شنیدم

1190
00:56:54,786 --> 00:56:57,372
فقط داداش کوچیکه‌ی مورتی راجرز بودی

1191
00:56:57,455 --> 00:56:59,374
۱۷سالت بود؟ -
۱۶ -

1192
00:56:59,457 --> 00:57:01,126
آره، من ۲۳سالم بود -
کارت عالی بود -

1193
00:57:01,209 --> 00:57:02,669
آره تو پیرِ دانای بالای کوهستان بودی

1194
00:57:02,752 --> 00:57:04,838
ولی اولین باری که شنیدم
،آهنگ‌هات رو اجرا کردی

1195
00:57:04,921 --> 00:57:07,674
می‌دونستم این کاره‌ای

1196
00:57:07,757 --> 00:57:09,634
کامل مطمئن نبودم
،خودم این کاره باشم

1197
00:57:09,717 --> 00:57:12,095
،ولی اون روز بعد از ظهر
یه چیزی شنیدم

1198
00:57:14,305 --> 00:57:17,475
...ابتکار، ملودی، ظرافت

1199
00:57:18,977 --> 00:57:20,520
...اوه

1200
00:57:20,603 --> 00:57:22,647
.بی‌خیال. دست بردار، لری
تمومش کن

1201
00:57:22,730 --> 00:57:24,232
بی‌خیال، چت شده؟

1202
00:57:24,315 --> 00:57:27,944
کل عمرت رو کار کردی که
به امشب برسی، دیک

1203
00:57:28,027 --> 00:57:30,905
.هیچکس بیشتر از تو زحمت نکشیده
هیچکس بیشتر از تو سزاوارش نیست

1204
00:57:30,989 --> 00:57:32,866
.باشه، ممنون
ممنون، لری. ممنون

1205
00:57:32,949 --> 00:57:35,410
...خیلی‌خب، می‌خواستم همینو
برو

1206
00:57:35,493 --> 00:57:37,245
از مهمونیت لذت ببر

1207
00:57:37,328 --> 00:57:38,997
هی، منو ببین. منو ببین -
اوهوم -

1208
00:57:39,080 --> 00:57:41,416
.می‌خوایم «یک یانکی اهل کنتیکت»رو بسازیم
کاملاً جدید

1209
00:57:41,499 --> 00:57:42,292
آره، آره -
...قراره -

1210
00:57:42,375 --> 00:57:43,460
چهار، پنج‌تا ترانه‌ی جدید بنویسیم

1211
00:57:43,543 --> 00:57:45,211
همین الانشم چندتا ایده دارم -
مگه نه؟ -

1212
00:57:45,295 --> 00:57:47,297
آره، آره. اگه چند صفحه
،از مارکو پولو نوشتم

1213
00:57:47,380 --> 00:57:48,465
می‌تونم برات بفرستم؟

1214
00:57:49,883 --> 00:57:51,217
این پرسیدن داره؟

1215
00:57:51,301 --> 00:57:53,678
لری، من زندگی حرفه‌ایم رو
به تو مدیونم

1216
00:57:57,640 --> 00:57:59,434
♪ سفرهای تابستانه به نیاگارا ♪

1217
00:57:59,517 --> 00:58:01,019
♪ و سایر مکان‌ها ♪

1218
00:58:01,102 --> 00:58:04,063
♪ ...همه نگرانی‌هامون رو تشدید می‌کنه ♪

1219
00:58:04,147 --> 00:58:05,773
اولین باری که اینو از رادیو شنیدیم
یادت میاد؟

1220
00:58:05,857 --> 00:58:08,610
.توی اتاق پذیرایی پدر و مادرت بودیم
اولین آهنگِ موفقمون

1221
00:58:08,693 --> 00:58:09,944
اون یکی از حیرت‌انگیزترین

1222
00:58:10,028 --> 00:58:11,112
لحظات زندگیم بود، لری

1223
00:58:11,196 --> 00:58:12,489
اونجا ۲۲سالم بود

1224
00:58:12,572 --> 00:58:15,283
،منم که بهت میگم
به خدا قسم

1225
00:58:15,366 --> 00:58:17,702
بهترین کارمون رو هنوز
قراره بسازیم

1226
00:58:17,785 --> 00:58:19,787
!بله، یانکی اهل کنتیکتِ جدید

1227
00:58:19,871 --> 00:58:21,581
.آره، آره
و چیزهای بزرگتر

1228
00:58:21,664 --> 00:58:23,458
دیک، بیا بالا -
باشه. اومدم -

1229
00:58:23,541 --> 00:58:26,503
منظورم اینه که مارکو پولو
قراره یه نمایش درمورد شادی باشه

1230
00:58:26,586 --> 00:58:31,049
،ولی شادی که به سختی به دست اومده
نه از اون شادی‌های سانتی‌مانتال

1231
00:58:31,132 --> 00:58:32,217
مگه سانتی‌مانتال چشه؟

1232
00:58:32,300 --> 00:58:33,384
چی؟
زیادی دم دستیه

1233
00:58:36,596 --> 00:58:38,890
اکلاهما! دم دستیه؟

1234
00:58:38,973 --> 00:58:40,225
...زیادی دم دستیه که آخرش

1235
00:58:40,308 --> 00:58:41,976
پسره به دختره برسه؟

1236
00:58:42,060 --> 00:58:44,145
الان تمام موزیکال کمدی‌های موفقی که
،تابه حال نوشته شده

1237
00:58:44,229 --> 00:58:45,355
حذف کردی، لری

1238
00:58:45,438 --> 00:58:46,648
پس برای من زیادی دم دستیه

1239
00:58:46,731 --> 00:58:47,565
امشب صدای تماشاچی‌ها رو شنیدی؟

1240
00:58:48,274 --> 00:58:50,485
بله

1241
00:58:50,568 --> 00:58:52,820
به نظر ۱۶۰۰ نفر که دم دستی نبود

1242
00:58:52,904 --> 00:58:54,614
یعنی میگی ۱۶۰۰نفر اشتباه می‌کنن؟

1243
00:58:54,697 --> 00:58:55,990
...حرفم اینه که

1244
00:58:57,325 --> 00:59:00,662
من و تو می‌تونیم کاری کنیم که

1245
00:59:00,745 --> 00:59:03,373
از نظر احساسی خیلی پیچیده‌تر باشه

1246
00:59:03,456 --> 00:59:05,625
مجبور نیستیم برای تماشاچی‌ها
...خوش رقصی

1247
00:59:05,708 --> 00:59:07,669
من و اسکار داریم خوش رقصی می‌کنیم؟ -
نه. اینو نگفتم -

1248
00:59:07,752 --> 00:59:09,754
اروینگ برلین خوش رقصی می‌کنه؟ -
من عاشق برلینم -

1249
00:59:09,837 --> 00:59:11,130
کریسمس سفید داره خوش رقصی می‌کنه؟

1250
00:59:11,214 --> 00:59:12,423
خب، من به کریسمس سفید اعتقاد ندارم

1251
00:59:12,507 --> 00:59:14,759
باشه

1252
00:59:14,842 --> 00:59:16,427
خب، شاید تماشاچی‌ها تغییر کردن

1253
00:59:16,511 --> 00:59:18,429
خب، هنوزم دوست دارن بخندن

1254
00:59:18,513 --> 00:59:20,139
،دوست دارن بخندن
ولی نه اون جوری

1255
00:59:20,223 --> 00:59:22,892
چه جوری؟ -
جوری که تو می‌خوای -

1256
00:59:22,976 --> 00:59:24,644
،می‌خوان بخندن
ولی می‌خوان یکم هم گریه کنن

1257
00:59:24,727 --> 00:59:27,438
...می‌خوان
می‌خون احساس کنن

1258
00:59:27,522 --> 00:59:28,606
هوم

1259
00:59:30,775 --> 00:59:32,735
تو قدیمی‌ترین دوست منی

1260
00:59:32,819 --> 00:59:35,321
...تو

1261
00:59:36,614 --> 00:59:38,741
تو منحصر به فردی -
هوم -

1262
00:59:38,825 --> 00:59:41,119
انگار داری آگهیِ ترحیم منو می‌نویسی

1263
00:59:41,202 --> 00:59:44,080
همین‌جوری گفتم -
من همین‌جام، همین الان -

1264
00:59:44,163 --> 00:59:47,083
آماده برای کار -
جدی؟ -

1265
00:59:47,166 --> 00:59:48,710
هوم

1266
00:59:48,793 --> 00:59:51,879
حاضری برگردی بیمارستان داکترز؟

1267
00:59:51,963 --> 00:59:54,674
لازم نیست برگردم بیمارستان داکترز

1268
00:59:54,757 --> 00:59:57,719
و به روانپزشک هم نیاز ندارم

1269
00:59:57,802 --> 00:59:59,137
خیلی ممنون

1270
00:59:59,220 --> 01:00:00,346
ما فقط می‌خواستیم
کمکت کنیم، لری

1271
01:00:00,430 --> 01:00:02,015
ما یعنی کیا؟
تو و اسکار؟ کمکم کنید؟

1272
01:00:02,098 --> 01:00:03,850
اسکار؟ فکر کردی اسکار
دخالتی داشته؟

1273
01:00:03,933 --> 01:00:06,894
اکلاهما! موفق‌ترین اثرِ
دوران کاریت میشه

1274
01:00:06,978 --> 01:00:08,438
.تو که اینو نمی‌دونی
تو که اینو نمی‌دونی

1275
01:00:08,521 --> 01:00:10,231
اون کرانِ عوضی رو آوردی که
پول منو مدیریت کنه

1276
01:00:10,315 --> 01:00:11,816
...الانم من نمی‌تونم

1277
01:00:11,899 --> 01:00:13,067
به اصرار برادرت این کار رو کردیم، لری

1278
01:00:13,151 --> 01:00:14,694
تدی به معنای واقعی
...بهم التماس کرد

1279
01:00:14,777 --> 01:00:16,321
خب، شاید تو و تدی
باید متن ترانه بنویسید

1280
01:00:16,404 --> 01:00:18,072
متن ترانه رو من نوشتم

1281
01:00:18,156 --> 01:00:20,283
این حرفت یعنی چی؟

1282
01:00:20,366 --> 01:00:23,077
در کنار ژوپیتر»؟»
راحت از حافظه‌ت پاکش کردی؟

1283
01:00:23,161 --> 01:00:24,412
چی رو پاک کردم؟

1284
01:00:24,495 --> 01:00:25,955
اینکه من و لوگان
...چقدر التماست کردیم که

1285
01:00:26,039 --> 01:00:27,999
،ترجیع اضافه
بیت اضافه بنویسی

1286
01:00:28,082 --> 01:00:30,960
و تو انقدر خورده بودی که
حتی نیومدی سرکار

1287
01:00:31,044 --> 01:00:32,837
پس بله، من مجبور شدم
متن ترانه رو بنویسم

1288
01:00:32,920 --> 01:00:34,505
...تو یک کلمه از اون نمایشم

1289
01:00:34,589 --> 01:00:36,049
از کجا می‌دونی؟

1290
01:00:36,132 --> 01:00:37,508
ننوشتی -
از کجا می‌دونی، لری؟ -

1291
01:00:37,592 --> 01:00:39,218
...تو اونجا نبودی که حتی

1292
01:00:39,302 --> 01:00:40,762
می‌دونی چیه؟

1293
01:00:40,845 --> 01:00:42,388
امشب باهات بحث نمی‌کنم

1294
01:00:42,472 --> 01:00:43,389
اگه به نظرت اشکالی نداره -
من دوست دارم بحث کنم -

1295
01:00:43,473 --> 01:00:45,308
.خب، من دوست ندارم
دوست ندارم

1296
01:00:45,391 --> 01:00:46,601
ببین، متاسفم

1297
01:00:47,852 --> 01:00:50,355
برام مهم نیست
کسی به خودم حمله کنه

1298
01:00:50,438 --> 01:00:52,732
هیچ اهمیتی برام نداره

1299
01:00:52,815 --> 01:00:56,569
.ولی کسی نباید به کارم حمله کنه
این تنها چیزیه که دارم

1300
01:00:56,653 --> 01:00:58,363
.کارت محشره
مشکل از کارت نیست

1301
01:01:01,574 --> 01:01:04,702
،از اولین روزی که دیدمت
کارت محشر بوده

1302
01:01:06,079 --> 01:01:08,539
هنوز اون روز رو یادته؟

1303
01:01:08,623 --> 01:01:09,749
اینکه تو با دمپایی روفرشی و

1304
01:01:09,832 --> 01:01:10,875
،حوله حمام راه‌راه
اونجا وایستاده بودی؟

1305
01:01:13,002 --> 01:01:17,090
،آره، و ساعت 11 صبح
مثل 5 عصر سایه انداخته بود

1306
01:01:19,676 --> 01:01:22,595
،تا آخرین روز عمرم
اون روز رو یادم می‌مونه

1307
01:01:25,515 --> 01:01:27,141
خیلی‌خب

1308
01:01:34,524 --> 01:01:36,025
لری، باید برم طبقه بالا -
می‌دونم -

1309
01:01:36,109 --> 01:01:37,652
کل شرکت منتظرن -
البته. البته -

1310
01:01:39,320 --> 01:01:40,988
چهار پنج تا آهنگ، باشه؟

1311
01:01:41,072 --> 01:01:42,740
،دارم بهت میگم
!به همین زودی چندتا ایده دارم

1312
01:01:43,908 --> 01:01:45,952
یک اجرای تک‌نفره کمدی بزرگ
برای ویوین

1313
01:01:46,035 --> 01:01:47,578
...درمورد اینکه چطوری

1314
01:01:47,662 --> 01:01:49,747
تک تک شوهرهای سابقش رو کشته

1315
01:01:51,124 --> 01:01:52,417
شاید خنده‌دار باشه

1316
01:01:52,500 --> 01:01:54,794
:می‌تونیم اسمش رو بذاریم
«!تا عشقمان زنده بماند»

1317
01:02:10,101 --> 01:02:11,769
حالت خوبه، لری؟ -
اوهوم -

1318
01:02:16,524 --> 01:02:17,734
وایت چی شد؟

1319
01:02:17,817 --> 01:02:20,820
رفت -
به این زودی؟ -

1320
01:02:20,903 --> 01:02:23,197
هنوز باهاش خیلی حرف داشتم

1321
01:02:23,281 --> 01:02:24,991
شاید اونم سیاهی لشکر بوده

1322
01:02:26,117 --> 01:02:26,993
یکی دیگه؟

1323
01:02:27,994 --> 01:02:28,953
دیگه آخریشه، لری

1324
01:02:31,205 --> 01:02:33,791
غمِ بی‌ثمر»رو می‌شناسی؟»

1325
01:02:36,169 --> 01:02:38,254
نمی‌شناسی چون هنوز ننوشتمش

1326
01:02:41,257 --> 01:02:44,719
باید عکس منو
روی اون بطری بزنن

1327
01:02:44,802 --> 01:02:48,639
ویسکی که لورنز هارت رو»
«از کار بیکار کرد

1328
01:02:48,723 --> 01:02:50,641
«اوراق قرضه جنگی بخرید»

1329
01:02:57,356 --> 01:03:00,026
می‌دونی، چند وقتیه
کلمات رو اشتباه می‌شنوم

1330
01:03:00,109 --> 01:03:02,862
اون شب داشتم یه آهنگی گوش می‌دادم
...که خواننده

1331
01:03:02,945 --> 01:03:05,072
درمورد «قلب سیگاریش»حرف می‌زد

1332
01:03:05,156 --> 01:03:08,034
:منم با خودم فکر کردم
«به این میگن یه استعاره‌ی نو»

1333
01:03:08,117 --> 01:03:10,453
«قلب سیگاری من»

1334
01:03:10,536 --> 01:03:13,748
:بعدش فهمیدم داشته می‌خونده
«قلب پنهان من»

1335
01:03:13,831 --> 01:03:16,709
همش همه چی رو فراموش می‌کنم

1336
01:03:16,793 --> 01:03:19,128
:باید اسم زندگینامه‌م رو بذارم

1337
01:03:19,212 --> 01:03:22,340
،اگه این داستان رو قبلاً تعریف کردم»
«بگو ادامه ندم

1338
01:03:22,423 --> 01:03:25,092
کل متن کتاب هم دوبار چاپ می‌کنیم

1339
01:03:31,557 --> 01:03:32,683
...به شرطی که آخر شب

1340
01:03:32,767 --> 01:03:33,976
برنامه رقص نداشته باشیم

1341
01:03:34,769 --> 01:03:36,103
...اشکالی نداره دو دقیقه

1342
01:03:36,187 --> 01:03:38,272
تنها با الیزابت صحبت کنم؟

1343
01:03:38,356 --> 01:03:39,941
بعدش در اختیار خودته

1344
01:03:40,024 --> 01:03:41,651
هیچ ایرادی نداره

1345
01:03:41,734 --> 01:03:44,111
به شرطی که قول بدی
قبل از رفتنم، بهم امضا بدی

1346
01:03:44,195 --> 01:03:45,738
جرج دانشجوی سال آخرِ
دانشگاه ییله

1347
01:03:45,822 --> 01:03:48,157
،موسیقی می‌خونه
ولی می‌خواد کارگردان بشه

1348
01:03:48,241 --> 01:03:49,534
.کارگردان
خب، اسمت چیه؟

1349
01:03:49,617 --> 01:03:51,327
جرج هیل

1350
01:03:51,410 --> 01:03:54,664
،یه نصیحتی بهت می‌کنم
کارگردان آینده، جرج هیل

1351
01:03:54,747 --> 01:03:56,082
دوست داری نصیحت منو بشنوی؟

1352
01:03:56,165 --> 01:03:56,958
باعث افتخارمه

1353
01:03:58,251 --> 01:04:01,546
زیاد دنبال داستان‌های عاشقانه نرو

1354
01:04:01,629 --> 01:04:04,382
به داستان‌های دوستی فکر کن

1355
01:04:04,465 --> 01:04:09,095
روایت‌های ماندگار
توی دل این داستان‌هاست

1356
01:04:09,178 --> 01:04:10,972
ممنون. یادم می‌مونه -
هوم -

1357
01:04:14,350 --> 01:04:15,810
بعداً باهات حرف می‌زنم، جرج

1358
01:04:18,354 --> 01:04:19,856
مامانم اینو بهم داد

1359
01:04:19,939 --> 01:04:21,357
واقعاً تحت‌تاثیر قرار گرفتم که
اینو بهم داد

1360
01:04:22,859 --> 01:04:26,487
.ملبک
توی ییل خیلی طرفدار داره

1361
01:04:26,571 --> 01:04:30,283
،میگی ملبکِ فرانسوی بهت بدن
بعدش جوری رفتار می‌کنی که

1362
01:04:30,366 --> 01:04:32,326
انگار واقعاً می‌فهمی
مال کدوم تاکستانه

1363
01:04:32,410 --> 01:04:34,787
...اوه

1364
01:04:34,871 --> 01:04:37,498
جلوی مامانم اسم ورمانت رو نیار، باشه؟

1365
01:04:37,582 --> 01:04:39,083
از تعطیلات کوچولومون خبر نداره

1366
01:04:40,459 --> 01:04:42,420
راستش خدارو شکر

1367
01:04:42,503 --> 01:04:45,590
،اون از نود درصد اتفاقات زندگی من
خبر نداره

1368
01:04:45,673 --> 01:04:48,175
خب، حس می‌کنم سعادت بزرگی نصیبم شده که
از زندگیت خبر دارم

1369
01:04:48,259 --> 01:04:51,470
،یا خبر داشتم
توی آگوست

1370
01:04:51,554 --> 01:04:54,098
از اون زمان کلی اتفاق افتاده که
باید بهت گزارش بدم

1371
01:04:54,181 --> 01:04:57,643
.خب، از پسرها بگو
دوست دارم درمورد اونا بشنوم

1372
01:04:57,727 --> 01:05:00,897
،راستش رو بگم

1373
01:05:00,980 --> 01:05:02,523
من از بیشترشون
خیلی باهوش‌ترم

1374
01:05:02,607 --> 01:05:03,941
برای همین یه‌جورایی
به عقب تکیه میدم

1375
01:05:04,025 --> 01:05:05,860
و اونا رو نگاه می‌کنم که
سعی دارن منو تحت تاثیر قرار بدن

1376
01:05:05,943 --> 01:05:07,528
خیلی سرگرم کنندست

1377
01:05:07,612 --> 01:05:08,738
،اگه یه پسر دانشجو بودم

1378
01:05:08,821 --> 01:05:10,156
فکر کنم ازت می‌ترسیدم

1379
01:05:10,239 --> 01:05:13,117
،یک زیباروی باهوش
با ریزبینیِ بی‌رحمانه‌

1380
01:05:13,200 --> 01:05:15,786
که به طرز شرورانه‌ای احساسات
تو کارش نیست، اونجا نشسته

1381
01:05:15,870 --> 01:05:18,748
،و از پسِ چشمان سبزش
منو ارزیابی می‌کنه

1382
01:05:18,831 --> 01:05:20,499
و همه ندانم‌کاری‌هام رو
گوشه ذهنش یادداشت می‌کنه

1383
01:05:20,583 --> 01:05:22,460
،خدای من
اگه من بودم که بدجوری می‌ترسیدم

1384
01:05:22,543 --> 01:05:24,128
هی، من اونقدرا هم ترسناک نیستم

1385
01:05:25,588 --> 01:05:27,882
درمورد کوپر بیشتر بگو

1386
01:05:30,217 --> 01:05:31,385
خجالت آوره

1387
01:05:31,469 --> 01:05:32,929
عاشق وقتایی‌ام که خجالت می‌کشی

1388
01:05:33,012 --> 01:05:35,598
کل صورتت از خجالت
گل می‌اندازه

1389
01:05:35,681 --> 01:05:38,142
و یک ثانیه بعد، اثری ازش نیست

1390
01:05:38,225 --> 01:05:40,436
این یکی ممکنه
خیلی بیشتر طول بکشه

1391
01:05:40,519 --> 01:05:42,605
...خیلی دوست دارم -
الیزابت. سلام، لری -

1392
01:05:42,688 --> 01:05:45,775
امیدوارم وسط حرفای مهم
مزاحم نشده باشم

1393
01:05:45,858 --> 01:05:47,902
خب، کارهای مهم
بمونه واسه بعد

1394
01:05:48,778 --> 01:05:50,446
واقعاً جواهره، مگه نه؟

1395
01:05:50,529 --> 01:05:52,031
دست بردارید، آقای همرستاین

1396
01:05:52,114 --> 01:05:53,783
فقط یک لحظه مزاحمت میشم

1397
01:05:53,866 --> 01:05:56,535
...لری، فقط می‌خواستم بگم که

1398
01:05:56,619 --> 01:05:58,120
،خب
اولاً که من متوجه هستم که

1399
01:05:58,204 --> 01:05:59,872
امشب باید شب سختی برات باشه

1400
01:05:59,956 --> 01:06:03,125
.نه، من یه آدمِ حرفه‌ای هستم، اسکار
هردومون حرفه‌ای هستیم

1401
01:06:03,209 --> 01:06:05,169
ما طبیعتِ بازار کارمون رو درک می‌کنیم

1402
01:06:05,252 --> 01:06:08,047
لری، واقعاً نمایش رو دوست داشتی؟

1403
01:06:08,130 --> 01:06:09,715
فکر نکنم من حتی نصفِ تو

1404
01:06:09,799 --> 01:06:12,009
،توی نوشتن آهنگ‌های کمدی
مهارت داشته باشم. نقطه قوتم نیست

1405
01:06:12,093 --> 01:06:15,763
.انقدر خندیدم که کونم جر خورد
مجبور شدم بدم دوباره بدوزنش

1406
01:06:17,556 --> 01:06:19,850
،لری ما هم‌سنیم
ولی تو همیشه معلم من بودی

1407
01:06:19,934 --> 01:06:22,144
...نه، اسکار. من -
نه، در تمام دوران کاریت -

1408
01:06:22,228 --> 01:06:23,729
تو راهنمای ما بودی -
...خب، شک دارم -

1409
01:06:23,813 --> 01:06:25,481
تو همه ما رو آزاد کردی

1410
01:06:25,564 --> 01:06:27,608
تو باعث شدی آهنگ‌های آمرکایی

1411
01:06:27,692 --> 01:06:29,235
بالاخره حالتِ سخنرانی آمریکایی پیدا کنن

1412
01:06:29,318 --> 01:06:31,821
،بس کن. من از مرثیه خوشم نمیاد
مخصوصا مرثیه‌ی خودم

1413
01:06:31,904 --> 01:06:34,657
اسکار، امشب شبِ توئه

1414
01:06:34,740 --> 01:06:38,369
،موفقیتِ تو و دیک
موفقیتِ همه ماست

1415
01:06:38,452 --> 01:06:41,038
مردم بالاخره هوس کردن
دوباره نمایش ببینن

1416
01:06:41,122 --> 01:06:42,790
.نمایش‌های واقعی
...من و دیک

1417
01:06:42,873 --> 01:06:44,041
چندتا ایده رد و بدل کردیم

1418
01:06:44,125 --> 01:06:45,835
چه عالی -
...آره، توی فکرِ -

1419
01:06:45,918 --> 01:06:47,545
...یه نمایش بزرگِ

1420
01:06:48,796 --> 01:06:50,589
.مارکو پولو هستیم
یه نمایش خیلی بزرگ

1421
01:06:50,673 --> 01:06:52,216
واو -
یه جور سیرکِ موزیکال -

1422
01:06:52,299 --> 01:06:54,885
دیک واسش هیجان داره

1423
01:06:54,969 --> 01:06:56,595
گفت دارید لیلیوم رو اقتباس می‌کنید

1424
01:06:56,679 --> 01:06:58,347
خب، اگه بتونیم حق ساختش رو
به چنگ بیاریم

1425
01:06:58,431 --> 01:07:00,391
هیجان‌انگیز به نظر میاد -
...الیزابت بهم گفت که -

1426
01:07:00,474 --> 01:07:02,351
شاگرد توئه -
بس کن -

1427
01:07:02,435 --> 01:07:04,854
او بوسه‌ی وعده داده شده‌ی»
بهاری‌ست که

1428
01:07:04,937 --> 01:07:07,023
«زمستان تنها را طولانی می‌کند

1429
01:07:07,106 --> 01:07:08,149
بی‌خیال

1430
01:07:08,232 --> 01:07:10,234
متن فوق‌العاده‌ای نوشته بودی

1431
01:07:10,317 --> 01:07:11,736
برای نمایشی که
سه ماه هم دووم نیاورد

1432
01:07:11,819 --> 01:07:13,988
من دوبار دیدمش -
...تو -

1433
01:07:14,071 --> 01:07:16,282
می‌دونی درمورد چی حرف می‌زنیم، استیوی؟

1434
01:07:16,365 --> 01:07:18,701
.«گرمای دور از انتظارِ می»
به تهیه‌کنندگیِ مکس گوردون

1435
01:07:18,784 --> 01:07:19,994
آهنگساز: جروم کرن

1436
01:07:20,077 --> 01:07:22,538
.سالن نمایش آلوین
۵۹بار روی صحنه رفت

1437
01:07:24,081 --> 01:07:25,583
همسایمه

1438
01:07:25,666 --> 01:07:28,294
یه جور دائره‌المعارف متحرکِ تئاترِ موزیکاله

1439
01:07:28,377 --> 01:07:31,130
خب، منم ذات‌الریه متحرک
برای تئاتر موزیکال هستم

1440
01:07:31,213 --> 01:07:33,174
از آشناییت خوشحالم -
از آشناییتون خوشوقتم -

1441
01:07:33,257 --> 01:07:34,925
،می‌خواد وقتی بزرگ شد
موزیکال بنویسه

1442
01:07:35,009 --> 01:07:36,677
ترانه نویسِ محبوبت کیه؟

1443
01:07:36,761 --> 01:07:38,471
اسکار -
اوهوم -

1444
01:07:38,554 --> 01:07:40,723
البته. نظرت درمورد کارهای من چیه؟

1445
01:07:40,806 --> 01:07:42,475
.دوستشون دارم
بامزه‌ان

1446
01:07:42,558 --> 01:07:43,684
ممنون

1447
01:07:43,768 --> 01:07:45,895
گاهی اوقات یکم شلخته‌ می‌نویسی

1448
01:07:45,978 --> 01:07:48,272
.خیلی خسته شده
روز طولانی داشتیم

1449
01:07:48,355 --> 01:07:49,732
.بیا، استیوی
...تا دویلزتاون

1450
01:07:49,732 --> 01:07:51,692
نظرم رو درمورد کارش پرسید

1451
01:07:51,776 --> 01:07:53,819
کارهای مهم بمونه واسه بعد»؟»

1452
01:07:53,903 --> 01:07:55,946
خیلی پشیمونم که بچه‌دار نشدم

1453
01:07:56,697 --> 01:07:59,158
کوپر

1454
01:07:59,241 --> 01:08:00,785
باورم نمیشه اینا رو
برات تعریف می‌کنم

1455
01:08:00,868 --> 01:08:02,244
تعریف کن -
یادت نره که -

1456
01:08:03,746 --> 01:08:06,624
.بگو چه شکلیه
سعی دارم تصورش کنم

1457
01:08:07,541 --> 01:08:09,919
شکل آپولو؟
چشم‌های آبی. قد بلند

1458
01:08:10,002 --> 01:08:12,254
...پس اساساً پوستِ پشتش

1459
01:08:12,338 --> 01:08:14,048
بی‌نقص بوده -
بس کن -

1460
01:08:14,131 --> 01:08:17,968
.شب تولدت بوده
کامل تعریف کن

1461
01:08:18,052 --> 01:08:19,637
...چندتا از دوستام داشتن

1462
01:08:19,720 --> 01:08:21,472
دوستای پسر یا دختر؟

1463
01:08:22,181 --> 01:08:23,516
قروقاطی -
باشه -

1464
01:08:23,599 --> 01:08:25,726
،بی‌خیال لری
ناسلامتی دانشگاه میرم

1465
01:08:27,186 --> 01:08:29,021
خب دوستام منو بردن نوشیدنی فروشیِ موری

1466
01:08:29,105 --> 01:08:31,690
جایی که دراصل ورود خانم‌ها ممنوعه

1467
01:08:31,774 --> 01:08:33,734
ولی قاچاقی از پله‌های پشتی
بردنمون بالا

1468
01:08:33,818 --> 01:08:35,486
انگار اجناس قاچاق معطر هستیم

1469
01:08:35,569 --> 01:08:40,574
و البته که یکی از دخترها هم
پسری که باهاش قرار داشته، آورده بود

1470
01:08:40,658 --> 01:08:42,284
کوپر؟

1471
01:08:42,368 --> 01:08:45,913
،هم  داغون شدم
هم ذوق کردم

1472
01:08:45,996 --> 01:08:49,708
.آخه اون اونجا بود
نزدیک من

1473
01:08:51,752 --> 01:08:53,295
کم کم به آخرای شب نزدیک می‌شدیم

1474
01:08:53,379 --> 01:08:55,214
میز پر شده بود از
جام‌های خالی شراب

1475
01:08:56,382 --> 01:08:58,509
نصفمون زیر سن قانونی بودیم

1476
01:08:58,592 --> 01:09:00,261
ولی انقدر بی‌شرمانه
با گارسون حرف می‌زدیم که

1477
01:09:00,344 --> 01:09:01,679
ظاهراً کسی به سنمون
اهمیت نمی‌داد

1478
01:09:01,762 --> 01:09:05,141
درحالیکه ملبک فرانسوی می‌خوردید -
دقیقاً -

1479
01:09:05,224 --> 01:09:07,977
،من هیچی نباشم
شاگردِ خوبی‌ام

1480
01:09:08,060 --> 01:09:09,687
برای همین همه دوستت دارن، لری

1481
01:09:09,770 --> 01:09:11,689
تو بهترین شنونده‌ای هستی که
به عمرم دیدم

1482
01:09:11,772 --> 01:09:12,982
دلیلش اینه که

1483
01:09:13,065 --> 01:09:15,109
کوچکترین علاقه‌ای به خودم ندارم

1484
01:09:15,192 --> 01:09:17,528
برگردیم به داستان شب تولدت

1485
01:09:17,611 --> 01:09:19,446
میز پر شده بود
از جام‌های خالی نوشیدنی 

1486
01:09:20,865 --> 01:09:22,783
خب، دیروقت بود -
اوهوم -

1487
01:09:22,867 --> 01:09:25,578
...و مواد -
دختری که با کوپر اومده بود؟ -

1488
01:09:26,620 --> 01:09:28,247
رفته بود خونه درس بخونه

1489
01:09:28,330 --> 01:09:29,748
...آخی

1490
01:09:29,832 --> 01:09:31,876
آدما تلوخوران
یکی یکی رفتن بیرون

1491
01:09:31,876 --> 01:09:35,212
می‌دونی،الان هیچ جای دنیا رو

1492
01:09:35,296 --> 01:09:37,715
،به اینجا نشستن کنار تو
ترجیح نمیدم

1493
01:09:37,798 --> 01:09:38,966
راستی، نامه من به دستت رسید؟

1494
01:09:39,049 --> 01:09:40,134
امشب توی خونه‌م مهمونی گرفتم

1495
01:09:40,217 --> 01:09:41,427
...فکر کنم باید

1496
01:09:41,510 --> 01:09:42,636
...اینجا بمونم و به مادرم کمک کنم

1497
01:09:42,720 --> 01:09:44,221
مهمونی تازه آخر شب شروع میشه

1498
01:09:44,305 --> 01:09:47,433
اونجا کلی وقت داری که
با مهمون‌ها گرم بگیری

1499
01:09:47,516 --> 01:09:50,019
گروه چهارنفره‌ی گلدن گیت
قراره بیان

1500
01:09:50,102 --> 01:09:51,103
بهم قول بده میای

1501
01:09:51,187 --> 01:09:52,938
سنترال پارک وست ۳۲۰

1502
01:09:53,022 --> 01:09:56,150
گفتی می‌خوای طراحی صحنه و لباس
انجام بدی

1503
01:09:56,233 --> 01:09:58,360
،همه فعالان تئاتر نیویورک
توی اون مهمونی هستن

1504
01:09:58,444 --> 01:09:59,653
خیلی‌خب، برگردیم به داستان کوپر

1505
01:10:01,071 --> 01:10:03,657
خیلی‌خب

1506
01:10:03,741 --> 01:10:06,243
باهمدیگه از نوشیدنی فروشی اومدیم بیرون

1507
01:10:06,327 --> 01:10:10,623
.یک شبِ نوامبری بی‌نقص
ماه اندازه‌ی باریکه‌ی ناخن بود

1508
01:10:10,706 --> 01:10:14,084
به حرفام گوش میکرد یکمم خورده بودی 

1509
01:10:14,168 --> 01:10:17,004
حتی توی دعوا هم صبور بود 

1510
01:10:17,087 --> 01:10:18,923
یه پیراهن پشمی سبز و قرمز پوشیده بود

1511
01:10:19,006 --> 01:10:20,382
و آستین‌هاش رو
داده بود بالا

1512
01:10:20,466 --> 01:10:21,675
تو هم که اصلاً دقت نکردی

1513
01:10:22,593 --> 01:10:23,886
!خیلی خوشتیپ شده بود

1514
01:10:23,969 --> 01:10:25,721
خودت چطور؟ -
...عه -

1515
01:10:27,431 --> 01:10:29,183
ناسلامتی تولدمه دیگه

1516
01:10:29,266 --> 01:10:30,684
بایدم خوشگل کرده باشم

1517
01:10:30,768 --> 01:10:31,685
چه لذیذ

1518
01:10:33,145 --> 01:10:36,190
خب به اون پیراهن پشمی
تکیه داده بودم

1519
01:10:36,273 --> 01:10:38,525
،و دارم بهت میگم

1520
01:10:38,609 --> 01:10:41,153
بوی مردانگی رو از تنش
استشمام می‌کردم

1521
01:10:42,655 --> 01:10:44,907
یادمه فکر کردم که
...حروف بنفش غول آسا

1522
01:10:44,990 --> 01:10:46,700
باید آسمون رو روشن می‌کردن
...و می‌نوشتن

1523
01:10:48,494 --> 01:10:49,745
خیلی‌خب -

1524
01:10:49,828 --> 01:10:51,413
یه لحظه صبر کن

1525
01:10:51,413 --> 01:10:54,166
آخرش از زیرزمینِ خوابگاهش
سردر آوردیم

1526
01:10:54,250 --> 01:10:57,419
یه نوشیدنی فروشی متروکه‌ی جلف
اونجا بود

1527
01:10:57,503 --> 01:10:59,213
خدا می‌دونه
...چه کارهای کرده 

1528
01:10:59,296 --> 01:11:00,297
اونجا انجام شده بود

1529
01:11:00,381 --> 01:11:01,840
و یکی دیگه هم در راه بود

1530
01:11:01,924 --> 01:11:03,217
آره بابا

1531
01:11:05,761 --> 01:11:09,431
من یک سال این یارو رو
زیر نظر داشتم

1532
01:11:09,515 --> 01:11:13,352
،درموردش رویاپردازی می‌کردم
و الانم بهش رسیده بودم

1533
01:11:14,353 --> 01:11:17,022
شب تولدم بود

1534
01:11:17,106 --> 01:11:19,817
،تنها منبع نور
یه چراغ کثیفِ کم‌نور بود

1535
01:11:19,900 --> 01:11:23,237
،که روی حبابش
طرح اسب و سوارکار چاپ شده بود

1536
01:11:23,320 --> 01:11:25,114
،آخه لری
یه دختر توی این شرایط باید چی کار کنه؟

1537
01:11:25,864 --> 01:11:27,199
!تولدت مبارک

1538
01:11:35,040 --> 01:11:36,750
واقعاً دوست داری اینو بشنوی؟

1539
01:11:36,834 --> 01:11:38,711
یه‌ذره مشتاقم

1540
01:11:41,088 --> 01:11:42,047
تحقیرآمیزه

1541
01:11:43,716 --> 01:11:45,050
آخه عملاً هیچی نشد

1542
01:11:46,385 --> 01:11:47,511
هیچی؟

1543
01:11:48,804 --> 01:11:52,141
من یک سال شیفتگی رو
با خودم به اون زیرزمین بردم

1544
01:11:53,183 --> 01:11:55,144
آره، یک سال
خیره شدن به عکسش

1545
01:11:56,312 --> 01:11:58,439
حفظ کردن شماره تلفنش

1546
01:11:58,522 --> 01:12:02,234
،و اونم اونجا بود
سال سومی  که

1547
01:12:03,485 --> 01:12:04,486
حتی نمی‌تونست تظاهر کنه
دوستم داره

1548
01:12:07,072 --> 01:12:10,159
...و ناراحت نمی‌شدم اگه

1549
01:12:11,452 --> 01:12:13,787
یکم شور و شوق توی کارش بود

1550
01:12:13,871 --> 01:12:16,165
یا حتی همدلی

1551
01:12:17,916 --> 01:12:21,420
اونجا هیچی نبود

1552
01:12:21,503 --> 01:12:25,174
فقط چراغی که روش عکس اسب داشت

1553
01:12:26,467 --> 01:12:30,596
لیاقت تو خیلی بیشتر از این حرفاست

1554
01:12:30,679 --> 01:12:31,680
آره

1555
01:12:31,680 --> 01:12:33,098
باشه، می‌تونم تحمل کنم

1556
01:12:33,182 --> 01:12:34,683
ولی یه‌جوری تعریف کن که

1557
01:12:34,767 --> 01:12:37,186
باعث نشه از انسان بودن
شرمنده بشم

1558
01:12:39,438 --> 01:12:40,356
کار سختیه

1559
01:12:41,982 --> 01:12:43,650
همه به‌خاطر جشن شکرگزاری
رفتن خونه‌شون

1560
01:12:44,985 --> 01:12:46,528
اون بهم زنگ زد

1561
01:12:46,612 --> 01:12:48,572
پرسید دوست دارم باهاش شام بخورم؟

1562
01:12:48,655 --> 01:12:51,367
.منو که می‌شناسی
آدم مغروری نیستم

1563
01:12:51,450 --> 01:12:55,037
منم گفتم «حتماً»و دوباره راه افتادم
سمت خوابگاهش

1564
01:12:56,413 --> 01:12:59,708
که زیر یک درخت کهن‌دار بزرگ
قرار داشت

1565
01:12:59,792 --> 01:13:02,086
برگ‌ها زرد شده بودن

1566
01:13:02,169 --> 01:13:05,547
تنه درخت از بارون سیاه شده بود

1567
01:13:05,631 --> 01:13:08,467
با خودم فکر کردم
این زیباترین چیزیه که به عمرم دیدم

1568
01:13:09,551 --> 01:13:12,096
:یادمه به خودم گفتم

1569
01:13:12,179 --> 01:13:13,847
«خدا داره یه فرصت دوباره بهت میده»

1570
01:13:15,849 --> 01:13:17,476
«تولدت با تاخیر مبارک، الیزابت»

1571
01:13:17,559 --> 01:13:18,644
هوم

1572
01:13:20,396 --> 01:13:21,939
می‌خوای بشنوی
...این داستان کوتاه

1573
01:13:22,022 --> 01:13:24,191
چطوری تموم میشه؟

1574
01:13:26,193 --> 01:13:27,820
این آخرین باری بود که دیدمش

1575
01:13:30,072 --> 01:13:33,033
.ماه نوامبر
بیشتر از چهار ماه پیش

1576
01:13:34,785 --> 01:13:36,912
کاملاً مطمئن بودم زنگ می‌زنه

1577
01:13:36,995 --> 01:13:38,831
حتی فقط برای اینکه
دوباره منو ببینه درسته؟

1578
01:13:38,914 --> 01:13:41,041
نه. هرگز

1579
01:13:41,917 --> 01:13:43,669
فکر کردم نامه بنویسه

1580
01:13:43,752 --> 01:13:45,754
نه

1581
01:13:45,838 --> 01:13:47,381
پس البته که من بهش زنگ زدم

1582
01:13:47,464 --> 01:13:48,841
هوم

1583
01:13:48,924 --> 01:13:50,384
از خدا خواسته تلفن رو قطع کرد

1584
01:13:52,010 --> 01:13:53,387
برای همین براش نامه نوشتم

1585
01:13:55,013 --> 01:13:56,265
چهار صفحه نامه‌ی تایپ شده

1586
01:13:56,348 --> 01:13:57,558
بین خط‌ها فاصله نذاشتم -
وای نه -

1587
01:13:57,641 --> 01:13:59,726
جواب نداد

1588
01:13:59,810 --> 01:14:04,731
به خودم میگم
یک رویای هذیانی تب‌دار بوده، می‌دونی؟

1589
01:14:04,815 --> 01:14:06,900
و شاید تب بالاخره قطع شده

1590
01:14:08,235 --> 01:14:11,071
و همه چیز خیلی منطقی و معقول
به نظر میاد

1591
01:14:13,532 --> 01:14:14,867
ولی یه چیزی رو می‌دونی؟

1592
01:14:16,535 --> 01:14:19,913
،اگه همین الان بهم زنگ بزنه
دقیقاً همین لحظه

1593
01:14:21,373 --> 01:14:23,250
...کل زندگیم رو ول می‌کنم و

1594
01:14:24,585 --> 01:14:26,753
،سه ساعت رانندگی می‌کنم
سی ساعت رانندگی می‌کنم

1595
01:14:26,837 --> 01:14:28,964
فقط برای اینکه یک شب دیگه
کنارش باشم

1596
01:14:29,047 --> 01:14:30,924
من چه مرگمه، لری؟

1597
01:14:31,008 --> 01:14:32,759
آخه چرا باید سی ساعت رانندگی کنی

1598
01:14:32,843 --> 01:14:34,720
تا آدمی رو ببینی که
اینطوری باهات رفتار کرده؟

1599
01:14:37,806 --> 01:14:39,266
چون عاشقشم؟

1600
01:14:40,517 --> 01:14:42,519
عاشقشی؟

1601
01:14:42,603 --> 01:14:47,232
.غیرمنطقیه
وسواس‌گونه‌ست. رقت‌انگیزه

1602
01:14:47,316 --> 01:14:49,109
و اولین باری نیست که
این اتفاق برام میفته

1603
01:14:50,611 --> 01:14:52,070
دائم اینو تجربه می‌کنم

1604
01:14:53,989 --> 01:14:56,116
حس می‌کنم نمی‌تونم
انسان‌ها رو واضح ببینم

1605
01:14:57,659 --> 01:15:00,579
،سال‌ها پیش
یه آهنگ نوشتم

1606
01:15:00,662 --> 01:15:02,789
به اسم
«دل از چشم سریع‌تره»

1607
01:15:02,873 --> 01:15:05,042
،آهنگ خیلی خوبی نیست
ولی عنوان خوبی داره

1608
01:15:05,125 --> 01:15:08,212
و به نظرم درسته

1609
01:15:08,295 --> 01:15:13,842
مغز توی جنون عشق
هیچ نقشی نداره

1610
01:15:13,926 --> 01:15:16,595
...و

1611
01:15:16,678 --> 01:15:20,182
اصلاً بحث شایستگی نیست، نه؟

1612
01:15:20,265 --> 01:15:23,685
ما قلبمون رو توی سهام بی‌ارزش
سرمایه‌گذاری می‌کنیم

1613
01:15:23,769 --> 01:15:26,021
خودمون هم می‌دونیم
ارزشی ندارن

1614
01:15:26,104 --> 01:15:28,315
،ولی بهشون چنگ می‌اندازیم
مثل بچه‌های کوچکی که

1615
01:15:28,398 --> 01:15:30,776
به خرس عروسکیشون چنگ انداختن

1616
01:15:30,859 --> 01:15:33,737
الیزابت

1617
01:15:36,240 --> 01:15:37,366
صادقانه بگو

1618
01:15:39,576 --> 01:15:41,036
چه احساسی به من داری؟

1619
01:15:44,373 --> 01:15:45,332
منظورت چیه؟

1620
01:15:46,583 --> 01:15:47,543
...منظورم اینه که

1621
01:15:48,710 --> 01:15:49,962
،در کلبه کنار دریاچه

1622
01:15:50,045 --> 01:15:51,838
،با نوری که آب رو می‌سوزوند

1623
01:15:53,549 --> 01:15:55,384
نیمی از شب باهم صحبت کردیم

1624
01:15:58,095 --> 01:15:59,179
عاشقمی 

1625
01:16:02,641 --> 01:16:05,852
فقط...نه به اون شکل

1626
01:16:14,152 --> 01:16:17,906
گفتی حاضری سی ساعت
رانندگی کنی تا کوپر رو ببینی

1627
01:16:19,533 --> 01:16:22,786
واسه دیدن من چند ساعت
رانندگی می‌کنی؟

1628
01:16:22,869 --> 01:16:25,414
دست‌هام داره می‌لرزه

1629
01:16:27,249 --> 01:16:29,710
،احساسی که به تو دارم
عاقلانه‌تر و عمیق‌تره

1630
01:16:29,793 --> 01:16:32,129
هوم. ممنون -
احساسِ احترام -

1631
01:16:32,212 --> 01:16:34,631
احساس قدردانی بابت سخاوتمندی
...و ازخودگذشتگی که

1632
01:16:34,715 --> 01:16:36,258
به من نشون دادی

1633
01:16:36,341 --> 01:16:37,676
تاحالا هیچکس
...به اندازه تو

1634
01:16:37,759 --> 01:16:39,052
به زندگیم علاقه‌مند نبوده

1635
01:16:39,136 --> 01:16:41,179
من لیاقت دوستی تو رو ندارم

1636
01:16:41,263 --> 01:16:42,723
خداروشکر می‌کنم که
باهات آشنا شدم

1637
01:16:42,806 --> 01:16:45,100
تاابد خداروشکر می‌کنم

1638
01:16:45,183 --> 01:16:47,686
،منم ازت ممنونم
که منو به زندگی برگردوندی

1639
01:16:47,769 --> 01:16:49,313
بس کن

1640
01:16:49,396 --> 01:16:50,606
لری! مردم این بیرون منتظرن

1641
01:16:50,689 --> 01:16:51,982
!یه لحظه

1642
01:16:57,321 --> 01:17:00,449
میشه یه چیزی بپرسم؟

1643
01:17:00,532 --> 01:17:02,951
سوالی که احتمالاً
زیادی خصوصیه؟

1644
01:17:03,035 --> 01:17:06,079
زیادی خصوصی» تنها چیزیه که»
برای من جالبه

1645
01:17:06,872 --> 01:17:10,417
...عه
...مادرم

1646
01:17:10,500 --> 01:17:11,585
،می‌دونی
اون واسه تئاتر گیلد کار می‌کنه

1647
01:17:11,668 --> 01:17:13,587
همه رو می‌شناسه

1648
01:17:13,670 --> 01:17:16,423
تابستون پارسال
...دید باهمدیگه وقت می‌گذرونیم

1649
01:17:16,506 --> 01:17:19,593
می‌دونم این حرفات
به کجا می‌رسه

1650
01:17:19,676 --> 01:17:22,763
...بهم گفت
...نمی‌دونم...نمی‌دونم چطوری بگم

1651
01:17:22,846 --> 01:17:23,930
فقط بگو

1652
01:17:26,224 --> 01:17:27,017
باشه

1653
01:17:28,769 --> 01:17:30,771
:چند بار بهم گفت که

1654
01:17:30,854 --> 01:17:34,608
الیزابت، اون مرد نه تنها»
دوبرابر تو سن داره

1655
01:17:34,691 --> 01:17:38,570
بلکه فکر نکنم
«زن‌ها علاقه‌ی اصلیش باشن

1656
01:17:38,654 --> 01:17:40,906
تو چی گفتی؟

1657
01:17:40,989 --> 01:17:43,367
،گفتم:«ببین مادر
من می‌دونم چی می‌دونم

1658
01:17:43,450 --> 01:17:45,077
«و می‌دونم هردومون چه حسی داریم

1659
01:17:45,160 --> 01:17:46,995
.اوهوم
هردومون چه حسی داریم؟

1660
01:17:51,541 --> 01:17:53,001
شیفتگیِ غیرمنطقی»؟»

1661
01:17:55,295 --> 01:17:58,131
و میشه بپرسم
...مادرت فکر می‌کنه

1662
01:17:58,215 --> 01:18:00,342
علاقه اصلی من به چه چیزیه؟

1663
01:18:01,718 --> 01:18:04,221
.متاسفم
نباید حرفی می‌زدم

1664
01:18:05,222 --> 01:18:06,223
لطفاً منو ببخش

1665
01:18:10,102 --> 01:18:13,855
باشد که خداروشکر
به سکوت خودشون ادامه بدن

1666
01:18:13,939 --> 01:18:16,191
عذر می‌خوام. کار احمقانه‌ای کردم که
اینو پرسیدم

1667
01:18:16,274 --> 01:18:18,985
و منم می‌دونم چی می‌دونم و
چه حسی دارم

1668
01:18:19,069 --> 01:18:21,029
این جوابیه که به مادرت میدی

1669
01:18:21,113 --> 01:18:22,739
درحالیکه کنار آتیش شومینه نشسته

1670
01:18:22,823 --> 01:18:25,701
،و با حسرت حق‌ امتیازی که از اکلاهما! می‌گیره
حساب می‌کنه

1671
01:18:25,784 --> 01:18:29,204
بهش بگو لری هارت، 

1672
01:18:30,497 --> 01:18:33,125
و روی کلمه «من»تاکید کن

1673
01:18:33,208 --> 01:18:35,877
هرجا که پیداش کنه

1674
01:18:35,961 --> 01:18:40,424
،در مردان، در زنان
در عطر سیگار فروشی‌ها

1675
01:18:40,507 --> 01:18:45,262
در زیبایی محال یک شاعر 20 ساله

1676
01:18:45,345 --> 01:18:47,264
با چشمان سبز کمرنگ

1677
01:18:47,347 --> 01:18:50,016
و دوتا کک و مک ریز
روی گونه چپش

1678
01:18:54,771 --> 01:18:55,939
حالت خوبه؟

1679
01:18:56,940 --> 01:18:59,568
...به خاطرِ

1680
01:18:59,651 --> 01:19:01,570
قلب سیگاریمه

1681
01:19:01,653 --> 01:19:03,822
لری، دیک راجرز دنبال کتش می‌گرده

1682
01:19:03,905 --> 01:19:05,031
دارم میام

1683
01:19:11,121 --> 01:19:13,832
ممنون، رنه

1684
01:19:13,915 --> 01:19:15,459
عالیه، خیلی ممنون

1685
01:19:15,459 --> 01:19:16,918
دیک، می‌خوام با شاگردم آشنا بشی

1686
01:19:17,002 --> 01:19:18,128
الیزابت ویلند

1687
01:19:19,588 --> 01:19:20,714
شاگردت؟

1688
01:19:21,631 --> 01:19:23,258
سلام -
سلام -

1689
01:19:23,341 --> 01:19:25,677
خب، الگوی خیلی خوبی
واسه خودت پیدا کردی

1690
01:19:25,761 --> 01:19:28,263
به شرطی که بتونی
از بوربون فاصله بگیری

1691
01:19:28,346 --> 01:19:32,768
به نویسندگی و طراحی صحنه و لباس
علاقه داره

1692
01:19:32,851 --> 01:19:34,352
واقعاً؟

1693
01:19:34,436 --> 01:19:37,189
،آقای راجرز
...نمایش امشب

1694
01:19:37,272 --> 01:19:38,774
به نظرم خیلی باشکوه بود

1695
01:19:38,857 --> 01:19:40,317
خب، ممنون

1696
01:19:40,400 --> 01:19:42,319
عالی‌ترین نمایش موزیکالی بود
که به عمرم دیدم

1697
01:19:42,402 --> 01:19:44,821
خب، چه تعریفِ زیبایی

1698
01:19:44,905 --> 01:19:46,990
مادرت با گیلد کار می‌کنه، درسته؟

1699
01:19:47,073 --> 01:19:49,242
بله، تریسا ویلند -
آره، تریسا -

1700
01:19:49,326 --> 01:19:50,952
صحیح، پس نمایش‌های زیادی دیدی

1701
01:19:51,036 --> 01:19:53,914
خیلی زیاد

1702
01:19:53,997 --> 01:19:54,998
آره

1703
01:19:55,081 --> 01:19:56,541
می‌دونم منظورت چیه

1704
01:19:56,625 --> 01:19:57,959
،ولی چیزی که امشب دیدم
...همونی بود که

1705
01:19:58,043 --> 01:19:59,461
همیشه از یک نمایش
انتظار داشتم

1706
01:19:59,544 --> 01:20:02,339
.حال خوب کن
هوشمندانه. جادویی

1707
01:20:02,422 --> 01:20:04,633
لری، ایشون تیزبین ترین
...زن جوانیه که

1708
01:20:04,716 --> 01:20:05,717
تاحالا بهم معرفی کردی

1709
01:20:07,344 --> 01:20:08,762
معلم خوبی داشتم -
اوهوم -

1710
01:20:09,638 --> 01:20:11,348
خب، چیا می‌نویسی؟

1711
01:20:11,431 --> 01:20:13,433
فعلاً بیشتر شعر

1712
01:20:13,517 --> 01:20:15,602
اشعارش خیلی قدرتمنده

1713
01:20:15,685 --> 01:20:17,395
طراحی صحنه هم می‌کنی؟

1714
01:20:17,479 --> 01:20:18,980
دارم درس می‌خونم -
صحیح -

1715
01:20:19,064 --> 01:20:22,901
خب، خیلی دوست دارم
اشعارت رو بخونم

1716
01:20:22,984 --> 01:20:25,487
.طراحی‌هات رو ببینم
...اینم

1717
01:20:25,570 --> 01:20:27,781
شماره تلفن خصوصیم

1718
01:20:29,407 --> 01:20:31,409
باعث افتخارمه

1719
01:20:31,493 --> 01:20:34,871
.دوروتی رو این اطراف ندیدم
زنت اینجاست؟

1720
01:20:34,955 --> 01:20:35,997
نه، برگشته آپارتمان

1721
01:20:36,081 --> 01:20:37,290
هممون اونجا قرار داریم

1722
01:20:37,374 --> 01:20:39,125
تا نقدهای آخر وقت رو بخونیم، لری

1723
01:20:39,209 --> 01:20:42,671
آره، خیلی خوشحال میشم
بهمون ملحق بشی، الیزابت

1724
01:20:42,754 --> 01:20:44,047
تنوع خوبیه که
...یک نفر از نسل جوان

1725
01:20:44,130 --> 01:20:45,549
در جمعمون حضور داشته باشه

1726
01:20:45,632 --> 01:20:47,676
و شاید بتونی برام توضیح بدی، الیزابت

1727
01:20:47,759 --> 01:20:50,637
که دخترهای جوون دقیقاً چرا
سر سیناترا جیغ می‌زنن

1728
01:20:50,720 --> 01:20:52,639
من سر سیناترا جیغ نمی‌زنم

1729
01:20:52,722 --> 01:20:54,516
نه، زیرِ سیناترا جیغ می‌زنه

1730
01:20:54,599 --> 01:20:56,351
!خب دیگه، لری

1731
01:20:58,103 --> 01:21:00,230
لری، البته که خوشحال میشم
 تو هم بیای

1732
01:21:00,313 --> 01:21:01,773
سعی می‌کنم بیام

1733
01:21:01,857 --> 01:21:04,025
ولی منم یه شب‌نشینی کوچیک
توی خونه خودم دارم

1734
01:21:04,109 --> 01:21:05,735
...گروه چهارنفره‌ی گلدن گیت قراره بیان

1735
01:21:05,819 --> 01:21:09,322
،خب، از نظر شب‌نشینی
من انگشت کوچیکه ‌لری هم نمیشم

1736
01:21:09,406 --> 01:21:11,533
خیلی دوست دارم بیام -
واقعاً؟ -

1737
01:21:11,616 --> 01:21:13,076
دیک، نمیای؟

1738
01:21:13,159 --> 01:21:14,494
چرا، چرا

1739
01:21:14,578 --> 01:21:15,996
تو ماشین داری؟

1740
01:21:16,079 --> 01:21:17,664
،می‌دونی چیه
می‌تونم بعداً براش تاکسی بگیرم

1741
01:21:17,747 --> 01:21:19,291
،اگه دوست داری باهامون بیای
ما همین الان داریم میریم

1742
01:21:19,374 --> 01:21:20,834
خوشحال میشم -
چه عالی -

1743
01:21:21,793 --> 01:21:24,129
فقط بذار به مامانم بگم

1744
01:21:24,212 --> 01:21:25,964
دختر وظیفه‌شناسی هستم

1745
01:21:28,049 --> 01:21:29,926
واقعاً خیلی زیباست

1746
01:21:30,010 --> 01:21:32,387
...تو
...تو و اون

1747
01:21:32,470 --> 01:21:36,766
.نه، نه
یعنی، من عاشقشم

1748
01:21:36,850 --> 01:21:39,561
ولی همه عاشقشن

1749
01:21:41,021 --> 01:21:42,772
ولی نه به اون شکل

1750
01:21:42,856 --> 01:21:43,690
خیلی‌خب

1751
01:21:47,986 --> 01:21:48,945
هوم

1752
01:21:52,574 --> 01:21:53,992
امشب بعداً می‌بینمت دیگه؟

1753
01:21:54,075 --> 01:21:55,243
حتماً

1754
01:21:57,245 --> 01:21:58,705
اوهوم

1755
01:21:59,873 --> 01:22:00,916
هوم

1756
01:22:01,458 --> 01:22:03,209
آقای راجرز

1757
01:22:03,293 --> 01:22:04,461
خانم ویلند

1758
01:22:06,463 --> 01:22:08,423
ممنون

1759
01:22:08,506 --> 01:22:09,716
لری، بعداً می‌بینیمت دیگه؟

1760
01:22:13,637 --> 01:22:17,432
،با آهنگی در قلبم»
«!چهره نازنینت را می‌نگرم

1761
01:22:39,996 --> 01:22:43,208
تاحالا شده یکی رو ببینی
و درجا بفهمی که

1762
01:22:43,291 --> 01:22:44,834
زندگی هردوتون

1763
01:22:44,918 --> 01:22:47,587
برای همیشه دستخوش تغییر میشه؟

1764
01:22:47,671 --> 01:22:51,383
.حدسم درست بود
تو یه آدمِ احساساتی هستی

1765
01:22:53,593 --> 01:22:54,636
کارت کی تموم میشه؟

1766
01:22:54,719 --> 01:22:56,429
باید در نوشیدنی فروشی رو ببندم

1767
01:22:56,513 --> 01:22:59,099
تو چی، ناکلز؟
اینجا کارت تموم شده دیگه؟

1768
01:22:59,182 --> 01:23:00,892
نه هنوز

1769
01:23:00,976 --> 01:23:03,019
آخه امشب توی خونه‌م

1770
01:23:03,103 --> 01:23:04,229
یه مهمونی بزرگ گرفتم

1771
01:23:07,565 --> 01:23:09,192
یادم رفت کادوهای الیزابت رو بهش بدم

1772
01:23:12,612 --> 01:23:14,864
این روزا آستین پوشیدن
برام خیلی سخت شده

1773
01:23:14,948 --> 01:23:17,993
این شونه‌م التهاب مفصلی داره

1774
01:23:18,076 --> 01:23:20,453
کم کم باید شنل بپوشم

1775
01:23:20,537 --> 01:23:22,497
.جدی میگم
،خودم دست تنها

1776
01:23:22,580 --> 01:23:24,290
شنل رو دوباره مُد می‌کنم

1777
01:23:29,754 --> 01:23:34,884
،شب‌های افتتاحیه
منو می‌بینید که با کلاه استوانه‌ای

1778
01:23:34,968 --> 01:23:38,054
،شنل
و عصای نوک نقره‌ای

1779
01:23:38,138 --> 01:23:40,515
از دل مه عبور می‌کنم

1780
01:23:40,598 --> 01:23:42,809
شما پسرها امشب میاید دیگه، نه؟

1781
01:23:42,892 --> 01:23:46,438
.الیزابت میاد
بهتون گفته باشم، اون میاد

1782
01:23:46,521 --> 01:23:47,772
دیر می‌رسه

1783
01:23:47,856 --> 01:23:49,399
این قسمت رو خوب گوش کنید

1784
01:23:49,482 --> 01:23:52,068
چون اینجاش مهمه

1785
01:23:52,152 --> 01:23:55,655
،یه وقتی آخر شب
شاید حدودای پنج صبح

1786
01:23:55,739 --> 01:23:58,074
بعد از اینکه یکم
،زیادی ملبک خورده

1787
01:23:58,158 --> 01:24:01,286
:به سمت من برمی‌گرده و میگه

1788
01:24:01,369 --> 01:24:04,539
،هی، لری»
«چی داری می‌خونی؟

1789
01:24:04,622 --> 01:24:06,833
،هی، لری»
«تولدت کیه؟

1790
01:24:06,916 --> 01:24:09,711
،برای اولین بار در زندگیش

1791
01:24:09,794 --> 01:24:14,340
به من علاقه‌مند میشه

1792
01:24:14,424 --> 01:24:16,760
بالاخره یه روزی
باید اتفاق بیفته دیگه، نه؟

1793
01:24:16,843 --> 01:24:18,928
بقیه مردها
همشون ناامیدش کردن

1794
01:24:19,012 --> 01:24:23,058
.ولی من هرگز ناامیدش نمی‌کنم
...من فقط

1795
01:24:23,141 --> 01:24:25,477
ذره‌ای از لری
در دل شب هستم

1796
01:24:27,145 --> 01:24:29,606
.ناکلز
موسیقی مسافرتی بزن

1797
01:24:34,152 --> 01:24:34,986
♪ ماه آبی ♪

1798
01:24:37,530 --> 01:24:40,742
♪ دیدی تنها ایستاده‌ام ♪

1799
01:24:41,409 --> 01:24:42,577
بچه زرنگ رو ببین

1800
01:24:42,660 --> 01:24:45,747
♪ بدون رویایی در قلبم ♪

1801
01:24:47,499 --> 01:24:50,376
♪ بدون عشقی از آنِ خودم ♪

1802
01:24:51,795 --> 01:24:53,546
...خب، این خیلی بهتر از

1803
01:24:53,630 --> 01:24:56,800
کالسکه‌ای با سایبان منگوله‌دار»ه»

1804
01:24:56,883 --> 01:25:00,136
لری، میای بریم بالاشهر
خونه‌ی دیک؟

1805
01:25:00,220 --> 01:25:03,598
.نه، نه، شما برید
من بعداً میام

1806
01:25:03,681 --> 01:25:04,808
♪ تو می‌دونستی ♪

1807
01:25:04,891 --> 01:25:08,269
♪ من چرا اونجا بودم ♪

1808
01:25:08,353 --> 01:25:11,898
♪ شنیدی زیر لب دعا می‌کردم ♪

1809
01:25:13,608 --> 01:25:16,486
♪ برای دیدن کسی که واقعاً برام مهم باشه ♪

1810
01:25:16,569 --> 01:25:18,196
بدک نیست

1811
01:25:18,279 --> 01:25:21,074
،سه تا قافیه مونث متوالی
همشون هم منطقی‌ان

1812
01:25:21,157 --> 01:25:22,575
♪ و بعد ناگهان ♪

1813
01:25:22,659 --> 01:25:25,120
♪ در برابرم ظاهر شدی ♪

1814
01:25:25,203 --> 01:25:27,038
♪ تنها کسی که بازوانم ♪

1815
01:25:27,122 --> 01:25:29,666
♪ در آغوش خواهند کشید ♪

1816
01:25:29,749 --> 01:25:32,001
♪ و شنیدم کسی زمزمه می‌کند ♪

1817
01:25:32,085 --> 01:25:34,504
♪ لطفاً دوستم داشته باش ♪

1818
01:25:34,587 --> 01:25:39,384
♪ ،و وقتی نگاه کردم
ماه به رنگ طلایی درآمده بود ♪

1819
01:25:39,467 --> 01:25:40,927
♪ ماه آبی ♪

1820
01:25:48,434 --> 01:25:51,563
...لری، فکر می‌کنم این آغازِ

1821
01:25:51,646 --> 01:25:53,606
یک دوستیِ زیباست

1822
01:25:53,690 --> 01:25:54,941
عاشقانه نیست»؟»

1823
01:25:55,984 --> 01:25:56,985
نه واقعاً، نه

1824
01:26:01,239 --> 01:26:02,657
،می‌دونی
...اصلاً قرار نبود اسمش

1825
01:26:02,740 --> 01:26:04,659
ماه آبی باشه

1826
01:26:04,742 --> 01:26:08,246
اسمش رو گذاشته بودم
«بدی در وجودِ هر مرد»

1827
01:26:08,329 --> 01:26:11,082
،واسه یه فیلمی نوشته بودیمش
«ملودرام منهتن»

1828
01:26:11,166 --> 01:26:12,959
،جک رابینز
«که قبلاً بهش می‌گفتن«رابینوویتز

1829
01:26:13,042 --> 01:26:15,086
اسمش رو توی شرکت ام‌جی‌ام
بود 

1830
01:26:15,170 --> 01:26:16,838
،آهنگه رو شنید
گفت بریم دفترش

1831
01:26:16,921 --> 01:26:18,673
:ساندویچ گوشتش رو آورد پایین و گفت

1832
01:26:18,756 --> 01:26:21,801
دیک، من عاشق ملودیش شدم»

1833
01:26:21,885 --> 01:26:24,387
،مثل تمام نوشته‌هاتون
قدرتمنده

1834
01:26:24,470 --> 01:26:28,683
،ولی لری
!متنش زیادی ادایی هنری‌ه

1835
01:26:28,766 --> 01:26:30,268
واسه من که ادایی هنری نیست

1836
01:26:30,351 --> 01:26:32,312
من می‌دونم شماها
چقدر کارتون درسته

1837
01:26:32,395 --> 01:26:34,772
ولی شما باید
واسه احمق‌های نادون بنویسید

1838
01:26:34,856 --> 01:26:36,399
هیچکس حاضر نیست
«اون متن رو بخونه

1839
01:26:36,482 --> 01:26:38,193
،برای همین گفتم
مگه چشه»؟»

1840
01:26:38,276 --> 01:26:39,194
:اونم گفت

1841
01:26:39,277 --> 01:26:41,070
«!حتی اسم کوفتیش یادم نمی‌مونه»

1842
01:26:41,154 --> 01:26:43,823
پسرها، یه چیزی بهم بدید که»
«بتونم تبلیغ کنم

1843
01:26:43,907 --> 01:26:45,074
:منم گفتم

1844
01:26:45,158 --> 01:26:46,242
«می‌خوای اسمش رو چی بذارم؟»

1845
01:26:46,326 --> 01:26:47,577
ماه آبی؟

1846
01:26:47,660 --> 01:26:50,205
لب کلام، اون پرفروش‌ترین آهنگی شد
که توی عمرمون نوشتیم

1847
01:27:00,673 --> 01:27:03,718
راجرز و همرستاین در ادامه به موفق ترین تیم ترانه نویسی

1848
01:27:03,718 --> 01:27:06,721
در تاریخ تئاتر موزیکال آمریکا تبدیل شدند

1849
01:27:22,654 --> 01:27:27,700
لورنز هارت درواقع 5 ترانه جدید
به یک یانکی اهل کنتیکت افزود

1850
01:27:27,700 --> 01:27:31,704
و سپس بدن فلج شده وی  
زیر باران پیدا شد

1851
01:27:31,704 --> 01:27:33,706
درحالیکه روی جدولی نزدیک خیابان هشتم نشسته بود

1852
01:27:34,457 --> 01:27:39,379
چهار روز بعد در بیمارستان داکترز
هنگام خاموشی حمله هوایی، در گذشت
