﻿1
00:01:39,390 --> 00:01:43,561
‫جالبه، من هیچوقت خودمو
‫اونقدرها محبوب در نظر نگرفته بودم.

2
00:01:44,854 --> 00:01:46,689
‫واقعا قبلا نمی‌دونستم

3
00:01:46,689 --> 00:01:49,526
‫که چه دوست‌های زیادی داشتم.

4
00:01:52,821 --> 00:01:56,199
‫نمیشه با دوز و کلک
‫تو زندگی پیش رفت،

5
00:01:56,199 --> 00:01:57,742
‫علاوه بر اون باید خودت باشی،

6
00:01:57,784 --> 00:01:58,118
‫به خودت باور داشته باشی،
‫براساس شمّ درونی‌ت پیش بری.

7
00:01:58,118 --> 00:02:00,912
‫به خودت باور داشته باشی،
‫براساس شمّ درونی‌ت پیش بری.

8
00:02:02,288 --> 00:02:05,250
‫واقعا درک نمی‌کنم که چرا بازیگرها،

9
00:02:05,291 --> 00:02:08,545
‫نمی‌تونن مثل بقیه‌ی آدم‌ها
‫ضعف‌های انسانی داشته باشن.

10
00:02:08,586 --> 00:02:11,923
‫چرا نمی‌تونن یه اشتباه رو چندبار تکرار کنن،

11
00:02:11,965 --> 00:02:14,300
‫اصلا هرازگاهی در اشتباه باشن.

12
00:02:21,683 --> 00:02:26,146
‫تئوری بوگی همیشه این بود که:
‫وقتی مُردی، دیگه تمومه.

13
00:02:27,605 --> 00:02:31,109
‫اسم من هامفری بوگارته،
‫محض خاطر اون کسایی میگم در بین بیننده‌ها

14
00:02:31,109 --> 00:02:33,736
‫که شاید جوون‌تر یا پیرتر
‫از اونی باشن که منو بشناسن.

15
00:02:33,778 --> 00:02:36,531
‫بوگی همون ظاهر چغر و مردونه‌ای رو داشت

16
00:02:36,573 --> 00:02:38,950
‫که انگار آمریکایی‌ها
‫باهاش همذات‌پنداری می‌کنن.

17
00:02:38,992 --> 00:02:40,952
‫آدم چغری بود.

18
00:02:40,994 --> 00:02:43,746
‫می‌تونست تو دیالوگ بده بستون
‫داشته باشه و حاضرجوابی کنه،

19
00:02:43,788 --> 00:02:46,416
‫و هرچی هم ناجورتر، بهتر.

20
00:02:47,333 --> 00:02:48,334
‫بوگی.

21
00:02:49,377 --> 00:02:50,879
‫به نظرم بوگی خیلی خفنه،

22
00:02:50,920 --> 00:02:53,590
‫فرقی نداره چیکار میکنه،
‫هرکاری کنه باحاله.

23
00:02:55,592 --> 00:03:00,221
‫وقتی به پدرم فکر می‌کنین،
‫اون کارآگاه فیلم نوآرها میاد تو ذهن‌تون،

24
00:03:00,263 --> 00:03:04,726
‫"کازابلانکا" میاد تو ذهن‌تون،
‫بوگی و باکال میاد تو ذهن‌تون.

25
00:03:04,767 --> 00:03:06,519
‫ولی چهل سال طول کشید

26
00:03:06,603 --> 00:03:08,146
‫پیش از اون مقطع،
‫زیست کاملی رو تجربه کرده بود،

27
00:03:08,188 --> 00:03:10,648
‫با کلی ناکامی و کلی موفقیت،

28
00:03:10,732 --> 00:03:12,901
‫و پیش از اینکه با مادرم آشنا بشه،

29
00:03:12,901 --> 00:03:14,861
‫سه بار هم ازدواج کرده بود.

30
00:03:16,696 --> 00:03:19,824
‫تو زندگی هر آدمی، چندثانیه هست که

31
00:03:19,824 --> 00:03:20,241
‫تو زندگی هر آدمی، چندثانیه هست که

32
00:03:20,241 --> 00:03:21,784
‫کل سرنوشت‌ش رو تعیین می‌کنه.

33
00:03:23,369 --> 00:03:26,414
‫عشق تنها احساسیِ که می‌تونه،

34
00:03:26,456 --> 00:03:28,291
‫تا جایی که ممکنه،

35
00:03:28,291 --> 00:03:32,170
‫باعث تسلی اون تنهایی ذاتی و
‫وحشتناک که تو وجود همه‌مونم هست بشه.

36
00:03:42,722 --> 00:03:44,766
‫به بوگی گفتم:

37
00:03:44,807 --> 00:03:46,851
‫بوگی، سر این دختره کمکتو لازم دارم.

38
00:03:46,893 --> 00:03:49,562
‫تازه‌کاره، قبلا اصلا فیلم بازی نکرده.

39
00:03:49,604 --> 00:03:52,982
‫و من میخوام تلاش کنم
‫که از تو هم گستاخ‌تر باشه،

40
00:03:53,024 --> 00:03:54,609
‫و تو به این مشهوری

41
00:03:54,609 --> 00:03:57,528
‫که گستاخ‌ترین آدمی هستی که
‫پرده تا حالا به خودش دیده.

42
00:03:57,612 --> 00:04:01,366
‫یه‌جورایی خندید و گفت: "اصلا چشمم
‫آب نمیخوره همچین کاری بتونی بکنی."

43
00:04:01,407 --> 00:04:03,993
‫بهش گفتم: "بوگی، من کارگردانم،

44
00:04:04,035 --> 00:04:06,788
‫و قراره تو هرصحنه‌مون،
‫در حالی که سکه‌ی یه پولت کرده،

45
00:04:06,829 --> 00:04:08,706
‫ولت کنه و بره."

46
00:04:08,748 --> 00:04:12,460
‫- دختره کی بود استیو؟
‫- کدوم دختره کی بود؟

47
00:04:12,502 --> 00:04:15,797
‫اونی که با چنین نظر مثبتی
‫نسبت به زن‌ها ولت کرد و رفت.

48
00:04:15,797 --> 00:04:17,882
‫عجب دختری بوده.

49
00:04:22,929 --> 00:04:24,305
‫اجازه هست؟

50
00:04:25,682 --> 00:04:30,937
‫خیلی عجیبه که بعد از
‫44 سال باید عاشق بشم،

51
00:04:30,979 --> 00:04:34,274
‫اونم درست موقعی که فکر
‫نمی‌کردم دیگه اصلا اتفاق بیافته.

52
00:04:34,315 --> 00:04:36,025
‫اولین باری که بوگی رو دیدم،

53
00:04:36,067 --> 00:04:38,069
‫بهم سلام کرد و گفت:

54
00:04:38,111 --> 00:04:40,863
‫"تست نقش‌ت رو دیدم و قراره
‫حسابی بهمون خوش بگذره."

55
00:04:40,905 --> 00:04:44,284
‫ها! فکر کنم اون موقع هنوز خبر نداشت

56
00:04:44,284 --> 00:04:46,577
‫لزلی هاوارد بازیگری بود
‫که منو به هیجان می‌آورد.

57
00:04:47,453 --> 00:04:50,665
‫باهوش‌تر از منه، همین.

58
00:04:54,794 --> 00:04:58,673
‫ستاره بودن، اونم توی عصرطلایی هالیوود،

59
00:04:58,673 --> 00:05:01,551
‫- امروز حالت چطوره؟
‫- بهتر از دیشب.

60
00:05:01,592 --> 00:05:03,303
‫اینو باهات موافقم.

61
00:05:05,513 --> 00:05:09,100
‫گفت: "اگه میخوای یه حیات
‫کاری درست‌حسابی داشته باشی،

62
00:05:09,142 --> 00:05:12,687
‫هرکاری بتونم برات می‌کنم،
‫ولی باهات ازدواج نمی‌کنم."

63
00:05:12,729 --> 00:05:15,148
‫چون با سه تا بازیگر ازدواج کرده بود،

64
00:05:15,189 --> 00:05:17,275
‫و همه پیگیر کارشون بودن،

65
00:05:17,317 --> 00:05:19,110
‫و اولویت با کارشون بوده.

66
00:05:19,152 --> 00:05:20,653
‫و من بهش قول دادم

67
00:05:20,695 --> 00:05:23,364
‫که اولویت با ازدواج‌مون باشه.

68
00:05:23,364 --> 00:05:26,075
‫تو فکر می‌کنی چی منصفانه‌ست؟

69
00:05:28,161 --> 00:05:29,454
‫اینو میذارم به عهده‌ی تو.

70
00:05:29,495 --> 00:05:30,913
‫تا جایی که به یاد دارم

71
00:05:30,955 --> 00:05:32,290
‫هردوتون اهل نیویورک هستین.

72
00:05:32,332 --> 00:05:34,167
‫زیاد دلتون واسه این
‫شهر بزرگ تنگ میشه؟

73
00:05:34,208 --> 00:05:35,335
‫- نه.
‫- آره.

74
00:05:35,376 --> 00:05:36,878
‫یه دقیقه صبر کنین!

75
00:05:37,503 --> 00:05:39,797
‫خب، اینکه یک عدم توافق
‫خانوادگی نرمال و سالمه،

76
00:05:39,839 --> 00:05:42,759
‫ولی بوگی، یعنی تو یه
‫جورایی میل‌ت رو به بازی کردن

77
00:05:42,759 --> 00:05:45,636
‫در صحنه‌ی تئاتر و جلوی
‫مخاطب از دست دادی؟

78
00:05:45,678 --> 00:05:47,263
‫خب آره، اد

79
00:05:47,305 --> 00:05:49,223
‫چون وقتی جوون که
‫بودم کلی اینکارو کردم،

80
00:05:49,223 --> 00:05:52,685
‫من 21 سالگی شروع کردم و فکر
‫می‌کردم دنیا قراره حسابی به کامم باشه،

81
00:05:52,727 --> 00:05:55,355
‫و اومدم هالیوود و اینجا بدجوری شکست خوردم،

82
00:05:55,396 --> 00:05:58,900
‫بعد برگشتم نیویورک و اونجا هم تو چهارتا
‫کار بازی کردم که حسابی شکست خوردن،

83
00:05:58,941 --> 00:06:02,487
‫و قسم خوردم که اگه پام دوباره
‫رسید به هالیوود دیگه همینجا بمونم.

84
00:06:12,872 --> 00:06:17,835
‫در سال 1921، من تو سالن تئاتر کار می‌کردم.

85
00:06:17,877 --> 00:06:21,506
‫بلیت می‌فروختم، سریع می‌رفتم
‫پشت‌صحنه، می‌اومدم جلوی صحنه،

86
00:06:21,547 --> 00:06:24,050
‫می‌شماردم ببینم چندتا پرده مونده
‫بعد بدو بدو برمیگشتم پشت صحنه

87
00:06:24,092 --> 00:06:26,135
‫تا پرده‌ها رو بکشم پایین.

88
00:06:28,596 --> 00:06:31,849
‫یه‌بار مدیر صحنه‌ی یه نمایش
‫خیلی مفصل و پیچیده بودم،

89
00:06:31,891 --> 00:06:33,768
‫که کلی تغییر صحنه داشت.

90
00:06:35,103 --> 00:06:37,855
‫هلن منکن ستاره‌ی اون نمایش بود.

91
00:06:37,897 --> 00:06:39,690
‫بجای اینکه تو اتاق گریم‌ش بمونه،

92
00:06:39,732 --> 00:06:41,275
‫و وقتی داشتیم کار می‌کردیم،

93
00:06:41,317 --> 00:06:43,194
‫تو دست و پا نباشه،

94
00:06:43,236 --> 00:06:46,030
‫هی اینور اونور می‌چرخید،
‫کارمونو کند می‌کرد،

95
00:06:46,072 --> 00:06:47,990
‫بهش گفتم برگرده بره تو اتاقش.

96
00:06:48,032 --> 00:06:50,493
‫رفت تو فاز من چه ستاره‌ی بزرگی‌ام...

97
00:06:50,535 --> 00:06:55,665
‫من از کوره در رفتم و یه کاری کردم
‫که فکر کنم نباید می‌کردم و اخراجش کردم.

98
00:06:55,665 --> 00:06:59,335
‫اونم بهم حمله‌ور شد و
‫بعد دویید رفت تو اتاقش.

99
00:06:59,335 --> 00:07:02,380
‫که بعدا شد اولین زن من.

100
00:07:03,256 --> 00:07:05,341
‫وقتی بوگارت با هلن منکن آشنا شد،

101
00:07:05,383 --> 00:07:06,801
‫تو برادوی هیچکس نمی‌شناختش.

102
00:07:06,843 --> 00:07:09,053
‫ولی هلن منکن یک ستاره‌ی بزرگ بود.

103
00:07:10,221 --> 00:07:12,223
‫معادل بود با یک ستاره‌ی راک.

104
00:07:12,223 --> 00:07:16,811
‫هلن واقعا می‌خواست به
‫بوگارت توی حرفه‌ش کمک کنه.

105
00:07:17,770 --> 00:07:19,897
‫ماد با چندتا نقد اومد تو،

106
00:07:19,939 --> 00:07:21,858
‫اون ماد بود، هیچوقت بهش نمی‌گفتیم مادر،

107
00:07:21,899 --> 00:07:24,360
‫ارزیابی الکساندر وولکات
‫(منتقد معروف تئاتر)

108
00:07:24,402 --> 00:07:27,071
‫از بازی پسرش هم دستش بود.

109
00:07:27,113 --> 00:07:30,950
‫"مرد جوانی که نقش
‫فرزند مذکور را ایفا می‌کند،

110
00:07:30,992 --> 00:07:35,621
‫معمولا و با اغماض اینگونه
‫توصیف می‌شود: ناکافی."

111
00:07:36,539 --> 00:07:39,876
‫پس میخوای بازیگر بشی، ها؟

112
00:07:39,917 --> 00:07:43,463
‫خیلی‌ها خبر ندارن که شما
‫اصالتاً نیویورکی هستین...

113
00:07:43,504 --> 00:07:46,591
‫- درسته.
‫- و باباتون دکتر بوده؟

114
00:07:46,632 --> 00:07:49,260
‫بابام دکتر بود، آره.
‫من...

115
00:07:49,302 --> 00:07:51,137
‫من تو نیویورک‌سیتی بدنیا اومدم،

116
00:07:51,179 --> 00:07:55,349
‫تخت شماره‌ی 21، در
‫بخش زایمان بیماستان اسلون.

117
00:07:55,391 --> 00:07:59,103
‫و تو کوچه‌ی 103 خیابون
‫وست‌اند زندگی می‌کردم.

118
00:08:02,648 --> 00:08:04,942
‫من نمی‌فهمم، یه آدم انقدر زمخت باشه،

119
00:08:04,984 --> 00:08:08,154
‫بعد اسمش باشه: هامفری دِفورست بوگارت.

120
00:08:08,196 --> 00:08:13,075
‫با یه اسمی مثل هامفری دِفورست
‫بوگارت مجبوری زمخت باشی.

121
00:08:15,036 --> 00:08:17,288
‫وقتی من بدنیا اومدم،

122
00:08:17,330 --> 00:08:19,874
‫خانواده‌ام کلی سرمایه داشتن.

123
00:08:19,916 --> 00:08:21,918
‫پدرم مطب موفقی داشت،

124
00:08:21,959 --> 00:08:26,923
‫و مادرم هم بعنوان یک تصویرگر
‫سالی 50هزار دلار در می‌آورد.

125
00:08:26,964 --> 00:08:29,717
‫اساسا زنی بود که عاشق کار بود،

126
00:08:29,759 --> 00:08:33,638
‫در واقع عاشق کار خودش بود، اونم
‫به قیمت نادیده گرفتن هرچیز دیگه‌ای.

127
00:08:33,679 --> 00:08:38,643
‫در ابراز محبت کاملا ناتوان بود.

128
00:08:38,684 --> 00:08:40,853
‫بوگارت، دوران کودکی بغرنجی داشت،

129
00:08:40,895 --> 00:08:43,231
‫چون نه بغلی در کار بود،
‫نه بوسه‌ای،

130
00:08:43,272 --> 00:08:45,691
‫دوستت دارمی هم در کار نبود.

131
00:08:47,944 --> 00:08:53,491
‫ماد هامفری، یکی از مشهورترین
‫تصویرگران آمریکا بود

132
00:08:53,574 --> 00:08:58,329
‫و علاوه بر اون، یکی از کسانی بود
‫که بیشترین دستمزد رو دریافت می‌کرد.

133
00:08:58,371 --> 00:09:01,207
‫در دهه‌های بین دو قرن،

134
00:09:01,249 --> 00:09:03,042
‫"بچه‌ی ماد هامفری"

135
00:09:03,084 --> 00:09:07,046
‫شاید شناخته‌شده‌ترین بچه‌ی جهان بود.

136
00:09:07,088 --> 00:09:09,715
‫می‌دونم یه دوره‌ای
‫تو تاریخ آمریکا هست

137
00:09:09,757 --> 00:09:12,385
‫که نمی‌تونستی یه مجله‌ی
‫کوفتی رو ورق بزنی،

138
00:09:12,426 --> 00:09:14,887
‫بدون اینکه عکس صورت منو توش ببینی.

139
00:09:14,929 --> 00:09:18,099
‫بچه که بودم، یه‌جور مساله‌ی
‫روانی واسه‌م ایجاد کرده بود.

140
00:09:18,140 --> 00:09:21,227
‫دوستام همیشه داشتن
‫منو دست می‌انداختن.

141
00:09:21,644 --> 00:09:25,022
‫ماد با اصل و نسب بود و
‫خیلی هم به این قضیه می‌بالید.

142
00:09:25,064 --> 00:09:28,526
‫در اقصی نقاط جهان ازش
‫بعنوان بانو ماد نام برده میشد.

143
00:09:28,526 --> 00:09:31,404
‫زیبا، باوقار، سخت‌پسند.

144
00:09:31,487 --> 00:09:33,864
‫هم اینطور به نظر می‌رسید
‫و هم این نقش رو بازی می‌کرد.

145
00:09:35,199 --> 00:09:36,826
‫حتی تابستون‌ها در روستا،

146
00:09:36,867 --> 00:09:39,787
‫قدِ بلند و هیکل درشت مادر،
‫با پشت صاف و کمر باریک‌ش،

147
00:09:39,829 --> 00:09:44,834
‫به دامنی سفید و کوتاه و لباسی
‫سفید، صاف و اتوخورده مزین شده بود.

148
00:09:44,875 --> 00:09:48,462
‫اگر رنگ سفید مردم رو متحیر می‌کرد،
‫پس برای اون هم مناسب بود.

149
00:09:48,504 --> 00:09:51,799
‫تمام زندگی‌ش داشت آدم‌ها رو متحیر می‌کرد.

150
00:09:57,847 --> 00:10:00,641
‫مادر هوادار اعطای حق رای به بانوان بود.

151
00:10:02,268 --> 00:10:07,773
‫تعلیم و تربیت‌ش در راچستر
‫خیلی روش اثر گذاشته بود.

152
00:10:07,815 --> 00:10:10,901
‫و تحت‌تاثیر سوزان بی.آنتونی،

153
00:10:10,901 --> 00:10:12,737
‫فردریک داگلاس،

154
00:10:12,778 --> 00:10:16,240
‫و دیگر مشاهیری که به اینجا سفر
‫می‌کردند یا همینجا زندگی می‌کردند بود.

155
00:10:16,282 --> 00:10:21,662
‫اون غرق در فمینیسم و حقوق مدنی بود.

156
00:10:34,508 --> 00:10:36,594
‫یه خونه تو نیویورک داشتیم،

157
00:10:36,636 --> 00:10:38,971
‫و یه خونه‌ی ییلاقی کنار دریاچه‌ی کاناندیگو،

158
00:10:39,013 --> 00:10:41,307
‫در شمال ایالت نیویورک.

159
00:10:41,349 --> 00:10:43,017
‫همیشه نزدیک آب زندگی کردم،

160
00:10:43,059 --> 00:10:46,187
‫و قایق دوست داشتم و از ساز
‫و کارشون سر در می‌آوردم.

161
00:10:46,228 --> 00:10:49,231
‫پدرم بهم یه قایق موتوری تک‌سیلندر داد.

162
00:10:49,273 --> 00:10:52,610
‫و همیشه کل روز رو با صدای
‫پت‌پت قایق دور دریاچه می‌چرخیدم،

163
00:10:52,652 --> 00:10:55,863
‫و در وجب به وجب آب‌ها کند و کاو می‌کردم.

164
00:10:57,239 --> 00:10:59,909
‫در مجموع، آدم بانزاکتی بودم،

165
00:10:59,950 --> 00:11:03,329
‫ولی از خودبینی کسانی که در
‫منصب قدرت بودند بیزار بودم.

166
00:11:03,371 --> 00:11:06,707
‫وقتی واقعا احساس‌ش نمی‌کنم،
‫نمی‌تونم به کسی ادای احترام کنم.

167
00:11:07,708 --> 00:11:09,543
‫بابا یه فکرهایی تو کله‌ش داشت

168
00:11:09,585 --> 00:11:11,671
‫که من میشم دومین جراح خانواده،

169
00:11:11,712 --> 00:11:14,173
‫ولی زمانی که دوران دبستانم تموم شد،

170
00:11:14,215 --> 00:11:15,925
‫فکر کنم امیدش ناامید شد.

171
00:11:15,966 --> 00:11:19,679
‫دکتر بوگارت عزیز، روی من حساب
‫کنید و بدونید هرکاری در توانم هست می‌کنم

172
00:11:19,720 --> 00:11:22,848
‫تا این پسر جوان هفته‌ی آینده که به
‫اندوور رسید، شروع خوبی داشته باشد.

173
00:11:22,890 --> 00:11:25,267
‫دکتر بوگارت عزیز، وقتی این پسر حاضر شد

174
00:11:25,309 --> 00:11:28,521
‫که واقعا مقابل کاستی‌هایش
‫مسئولیت‌پذیر باشد،

175
00:11:28,562 --> 00:11:30,189
‫و کمبودهایش را مرد و مردانه بپذیرد،

176
00:11:30,231 --> 00:11:32,400
‫و تقصیر را گردن دیگری نیاندازد،

177
00:11:32,441 --> 00:11:35,820
‫آن زمان است که شانس دستیابی به نتیجه‌ا‌ی
‫موفقیت‌آمیز به‌شدت افزایش می‌یابد.

178
00:11:35,861 --> 00:11:38,364
‫دکتر بوگارت عزیزم، با کمال تاسف

179
00:11:38,406 --> 00:11:39,865
‫مجبورم به اطلاع شما برسانم

180
00:11:39,907 --> 00:11:41,784
‫که هامفری در رعایت ضوابط دوران کارآموزی‌ش

181
00:11:41,826 --> 00:11:43,536
‫ناکام بوده،

182
00:11:43,577 --> 00:11:45,454
‫بنابراین واجب شده که ما خواستار

183
00:11:45,496 --> 00:11:47,623
‫کناره‌گیری‌ش از این مدرسه

184
00:11:47,665 --> 00:11:50,751
‫و در این مقطع زمانی باشیم.

185
00:11:50,793 --> 00:11:53,170
‫عوضی ها بیرونم کردن!

186
00:11:54,588 --> 00:11:57,383
‫هرفرصتی که می‌تونستی داشته باشی
‫در اختیارت گذاشته شد،

187
00:11:57,425 --> 00:11:58,884
‫و تو ناکام موندی.

188
00:11:58,884 --> 00:12:01,303
‫نه تنها خودت بلکه
‫ما رو هم ناامید کردی.

189
00:12:01,345 --> 00:12:05,182
‫ما قصد نداریم که تا
‫همیشه از تو حمایت کنیم.

190
00:12:05,224 --> 00:12:07,435
‫از الان به بعد دیگه خودتی و خودت.

191
00:12:07,435 --> 00:12:12,022
‫حوصله‌ی مواجهه با پیرمرد رو نداشتم،
‫واسه همین رفتم نیروی دریایی.

192
00:12:12,898 --> 00:12:15,901
‫ایالات‌متحده تازه وارد
‫جنگ جهانی اول شده بود.

193
00:12:15,943 --> 00:12:18,028
‫و به نظر فرصت خوبی بود برای من

194
00:12:18,070 --> 00:12:22,116
‫که از دلبستگی‌م به آب بهره ببرم.

195
00:12:22,158 --> 00:12:25,911
‫متاسفم که جنگ به لحاظ
‫روحی منو تحت‌تاثیر قرار نداد.

196
00:12:25,953 --> 00:12:29,415
‫هنوز حتی نزدیک به اینم نشده
‫بودم که نسبت به اونچه که میخوام

197
00:12:29,457 --> 00:12:31,792
‫یا اونچه که بودم، درکی داشته باشم.

198
00:12:40,676 --> 00:12:44,597
‫به این‌خاطر که مادرش نان‌آور
‫خونه‌ای بود که درش بزرگ شده بود،

199
00:12:44,638 --> 00:12:47,391
‫خیلی نگران این بود که
‫ناگهان به خودش بیاد و ببینه

200
00:12:47,391 --> 00:12:49,268
‫که رفته زیر دین زنی

201
00:12:49,310 --> 00:12:50,936
‫که باعث شده زندگی‌ش بهتر بشه.

202
00:12:50,978 --> 00:12:54,148
‫و یه بار تقریباً به شوخی
‫به یکی از دوستاش گفت

203
00:12:54,190 --> 00:12:56,275
‫که نمی‌تونم با اون دختر ازدواج کنم.

204
00:12:56,317 --> 00:12:59,111
‫و دوستش بهش گفت: "خب،
‫اگه باهاش ازدواج نکنی،

205
00:12:59,153 --> 00:13:02,782
‫دیگه هیچ نقشی تو برادوی نصیبت نمیشه."

206
00:13:02,823 --> 00:13:05,618
‫من به شکل وحشتناکی گرفتار بودم...

207
00:13:05,659 --> 00:13:08,245
‫اونقدر که وقتی برای ازدواج کردن نداشتم.

208
00:13:08,287 --> 00:13:12,249
‫آقای بوگارت تلفنی بهم گفت:
‫"الان که خیلی گرفتاری نداری،

209
00:13:12,291 --> 00:13:15,836
‫به‌نظرت ممکنه وقت کنی پنجشنبه
‫بعدازظهر با من ازدواج کنی؟"

210
00:13:15,878 --> 00:13:20,966
‫به عقد هم در اومدیم.
‫تو نیویورک با هم ازدواج کردیم.

211
00:13:20,966 --> 00:13:26,305
‫و نفرین شده بود که یک صورت پت و
‫پهن داشته باشه که انگار پا رفته روش.

212
00:13:26,347 --> 00:13:30,935
‫هیچ‌چیز جذاب یا رمانتیکی
‫در موردش وجود نداشت.

213
00:13:30,976 --> 00:13:34,104
‫من رو صحنه بارها نقش
‫نوجوون‌ها رو بازی کردم.

214
00:13:34,146 --> 00:13:37,817
‫کلی روغن سر میزدم به موهام،
‫می‌دادم‌شون عقب،

215
00:13:37,858 --> 00:13:42,696
‫و سعی میکردم بشم شبیه یه نسخه‌ی
‫خیابون چهل و دومی از رودولف والنتینو.

216
00:13:44,198 --> 00:13:46,784
‫رفتم شیکاگو برای بازی در
‫نمایش The Cradle Snatchers

217
00:13:46,784 --> 00:13:49,495
‫و یه منتقد زن به اسم ایمی لزلی،

218
00:13:49,537 --> 00:13:53,040
‫یه نقد نوشت که تا جایی که
‫حافظه‌م یاری میکنه توش نوشته بود:

219
00:13:53,082 --> 00:13:55,876
‫آقای بوگارت ملاحت والنتینو،

220
00:13:55,918 --> 00:13:57,586
‫دلربایی ای.اچ ساترن

221
00:13:57,628 --> 00:14:01,090
‫و جذابیت و قدرت دراماتیک
‫جان بریمور را دارد.

222
00:14:01,090 --> 00:14:03,551
‫بار زیرزمینی خوبیه؟

223
00:14:03,592 --> 00:14:05,678
‫تو شهر بهترینه.

224
00:14:14,061 --> 00:14:17,106
‫بازی کردن در این نقش برای من
‫نیاز به جسارت خیلی زیادی داشت.

225
00:14:17,147 --> 00:14:20,359
‫آدم خیلی در چنین نقشی
‫احساس آمریکایی بودن نمی‌کنه.

226
00:14:20,359 --> 00:14:25,948
‫ولی طبیعتاً از سیل انتقادی که با
‫خودش بهمراه می‌آورد هم واهمه داشتم.

227
00:14:26,282 --> 00:14:28,117
‫تا پایان قرن نوزدهم،

228
00:14:28,158 --> 00:14:31,078
‫گل بنفشه به عشق گره خورده بود.

229
00:14:31,120 --> 00:14:35,499
‫"اسیر" اینو به تمام جمعیت
‫کتابخوان آمریکا معرفی کرد.

230
00:14:35,499 --> 00:14:37,167
‫زن‌ها براش دستبند می‌فرستادن،

231
00:14:37,209 --> 00:14:39,295
‫و کنایه‌آمیزتر از همه اینکه...

232
00:14:39,336 --> 00:14:41,380
‫و احتمالا هم توسط کسایی
‫که نکته رو کلاً نگرفته بودن،

233
00:14:41,422 --> 00:14:44,300
‫روسای چند کالج زنانه براش نامه نوشتن

234
00:14:44,300 --> 00:14:48,762
‫و ازش تشکر کردن، به این خاطر
‫که بابت داشتن یک دلبستگی مذموم

235
00:14:48,804 --> 00:14:51,181
‫بهشون هشدار داده بود.

236
00:14:55,561 --> 00:14:59,356
‫سانسور دشمن شماره
‫یک هر دموکراسی آزاد است

237
00:14:59,398 --> 00:15:02,943
‫و اگر آمریکا می‌خواهد به داشتن
‫مطبوعات و رادیوی آزاد ادامه دهد،

238
00:15:02,985 --> 00:15:05,029
‫این دشمنان موذی آزادی،

239
00:15:05,070 --> 00:15:07,698
‫باید به شدت دلسرد شوند.

240
00:15:07,740 --> 00:15:09,199
‫چون این افراد به سراغ

241
00:15:09,241 --> 00:15:12,077
‫دیگر اشکال بیانگری
‫عمومی روانه خواهند شد.

242
00:15:15,414 --> 00:15:17,958
‫بوگارت که در اون زمان همسر منکن بود،

243
00:15:18,000 --> 00:15:19,835
‫شاهد رنج و مرارت‌ش بود.

244
00:15:19,835 --> 00:15:22,171
‫پس می‌تونم متصور بشم که این مساله چجوری

245
00:15:22,212 --> 00:15:24,006
‫بر موضع خودش نسبت به سانسور

246
00:15:24,006 --> 00:15:27,676
‫در فیلم‌های آتی‌ش تاثیر گذاشت.

247
00:15:28,344 --> 00:15:32,097
‫سر بی‌اهمیت‌ترین چیزها بحث‌مون میشد،

248
00:15:32,139 --> 00:15:34,892
‫چیزی که در آغاز تفاوت
‫عقیده به‌نظر می‌رسید،

249
00:15:34,892 --> 00:15:38,646
‫ناگهان تبدیل شد به یک اختلاف شدید.

250
00:15:38,687 --> 00:15:40,981
‫از فکر رفتن به دادگاه طلاق

251
00:15:40,981 --> 00:15:42,399
‫حالم بهم می‌خورد.

252
00:15:42,441 --> 00:15:43,984
‫تلاش کردم که ازدواجم

253
00:15:44,026 --> 00:15:46,070
‫بشه ارجح‌ترین امر زندگیم،

254
00:15:46,111 --> 00:15:48,822
‫با این وجود که حرفه‌ی
‫کاری‌م موفقیت‌آمیز بود.

255
00:15:48,864 --> 00:15:51,075
‫توافق کردیم که قیدشو بزنیم.

256
00:15:51,116 --> 00:15:53,118
‫چطور می‌تونی ازدواجت رو حفظ کنی

257
00:15:53,160 --> 00:15:55,079
‫وقتی هیچکدوم از دو طرف
‫حاضر به دیدن دیگری نیستن؟

258
00:15:55,120 --> 00:15:58,123
‫بین ما دیگه تمومه، متوجهی؟
‫من آدم مناسبی برای تو نیستم،

259
00:15:58,165 --> 00:16:01,377
‫با کلی دختر بودم و قراره
‫با کلی دختر دیگه هم باشم.

260
00:16:01,418 --> 00:16:04,755
‫وقتی 27 سالم شد،
‫اونقدر با زن‌ها تجربه داشتم

261
00:16:04,797 --> 00:16:06,799
‫که بدونم دفعه‌ی بعدی که خواستم ازدواج کنم

262
00:16:07,007 --> 00:16:09,218
‫مری هم بازیگر بود.

263
00:16:09,259 --> 00:16:12,888
‫در یک صحنه، داشتم یک تک گویی
‫خیلی دراماتیک رو ارائه می‌دادم،

264
00:16:12,930 --> 00:16:16,976
‫و مری هم قرار بود بدون
‫گفتن هیچ‌چیزی از پیش من بره.

265
00:16:17,017 --> 00:16:20,688
‫دیدم داره واسه رفتن‌ش
‫خیلی زیادی مایه میذاره،

266
00:16:20,729 --> 00:16:22,481
‫اونقدر که تماشاگرها،

267
00:16:22,523 --> 00:16:25,776
‫بجای اینکه به من توجه کنن،
‫توجه‌شون به اون جلب شد.

268
00:16:25,818 --> 00:16:29,071
‫بهش گفتم: "نمی‌تونی اینکارو بکنی!
‫این صحنه‌ی منه!"

269
00:16:29,071 --> 00:16:31,740
‫به شکل عجیبی خشکه مقدس بود،

270
00:16:31,782 --> 00:16:34,576
‫با فضائل از مدافتاده.

271
00:16:34,618 --> 00:16:37,079
‫هم باکلاس بود و هم جذابیت داشت.

272
00:16:37,121 --> 00:16:40,207
‫مری ترکیبی بود از نیوانگلند و ایرلندی بودن،

273
00:16:40,249 --> 00:16:44,378
‫و منو به همون چرخ تعادلی
‫تجهیز کرد، که نیاز داشتم.

274
00:16:55,305 --> 00:16:58,976
‫دوران رکود بزرگ از راه
‫رسیده بود و منم ازش فرار نکردم.

275
00:16:59,018 --> 00:17:02,688
‫تئاتر کلکش کنده شده بود،
‫حقوق منم همینطور.

276
00:17:02,730 --> 00:17:04,690
‫واسه نمایش‌هایی تمرین کردم

277
00:17:04,732 --> 00:17:08,819
‫که تقریباً پیش از بالا رفتن
‫اولین پرده‌شون، لغو میشدن.

278
00:17:10,362 --> 00:17:13,574
‫بوگی یه کم خجالت می‌کشید

279
00:17:13,615 --> 00:17:16,660
‫چون کار و باری نداشت.

280
00:17:16,702 --> 00:17:18,203
‫پولی در نمی‌آورد.

281
00:17:18,203 --> 00:17:19,663
‫بوگی یه شطرنج‌باز خبره بود.

282
00:17:19,705 --> 00:17:24,084
‫واسه همین بهش پیشنهاد دادن که به ازای
‫یه دلار دستمزد با ملت شطرنج‌بازی کنه.

283
00:17:24,084 --> 00:17:26,712
‫اون موقع اینجوری پول در می‌آورد.

284
00:17:28,714 --> 00:17:30,966
‫دیگه حالم از مردهایی که
‫کارهای کوچیک می‌کنن بهم میخوره.

285
00:17:31,008 --> 00:17:34,094
‫یه مردی بهم بدین که هرازگاهی کار
‫بزرگم بکنه، مثلاً اجاره‌ی یه ماهو بده.

286
00:17:35,095 --> 00:17:37,222
‫مری موند که تو برادوی کار کنه

287
00:17:37,264 --> 00:17:39,600
‫و منو کشوندن به هالیوود.

288
00:17:42,019 --> 00:17:43,979
‫تازه سر و کله‌ی فیلم ناطق پیدا شده بود،

289
00:17:44,021 --> 00:17:47,274
‫و داشتن بی‌معطلی می‌اومدن
‫سراغ تمام بازیگرهای تئاتر.

290
00:17:50,986 --> 00:17:53,155
‫ام‌جی‌ام با کلارک گیبل
‫افتاده بود تو ظرف عسل.

291
00:17:53,155 --> 00:17:55,324
‫خوشتیپ نبودم ولی
‫همون کاری رو باهام کردن

292
00:17:55,324 --> 00:17:56,283
‫احساس بلاهت می‌کردم.

293
00:17:56,325 --> 00:17:58,368
‫هنوز آماده نیستم که تو
‫حومه شهر جاگیر بشم

294
00:17:58,410 --> 00:18:00,120
‫و شلوار گلف پام کنم.

295
00:18:00,162 --> 00:18:03,457
‫بعلاوه خیلی دلتنگ مری بودم.

296
00:18:04,875 --> 00:18:09,338
‫- عجبا!
‫- انگار خیلی عجله داری، ها؟

297
00:18:09,379 --> 00:18:12,841
‫نه بابا، کلی وقت دارم.

298
00:18:12,883 --> 00:18:16,345
‫- اسمت چیه؟
‫- اسمت...

299
00:18:16,386 --> 00:18:18,639
‫ماریان مدیسون، اسم تو چیه؟

300
00:18:18,680 --> 00:18:22,810
‫- کارلیس، ول کارلیس.
‫- از آشنایی‌تون خوشحالم.

301
00:18:22,810 --> 00:18:24,812
‫یک سال توی فاکس بودم،

302
00:18:24,853 --> 00:18:27,147
‫دوره‌ای که توش پنج تا فیلم کار کردم.

303
00:18:27,147 --> 00:18:28,732
‫وای پسر.

304
00:18:29,691 --> 00:18:31,151
‫اون موقع متقاعد شده بودم که

305
00:18:31,193 --> 00:18:33,695
‫هیچوقت تو سینما کارم نمی‌گیره.

306
00:18:33,737 --> 00:18:36,698
‫بوگارت تو اون فیلم‌ها خیلی موفق نبود.

307
00:18:36,740 --> 00:18:39,868
‫در واقع هیچ تاثیر بخصوصی نذاشت

308
00:18:39,910 --> 00:18:41,620
‫و برگشت برادوی.

309
00:18:41,662 --> 00:18:44,790
‫بعد از یکی دو سال
‫کار کردن برای فاکس،

310
00:18:44,832 --> 00:18:48,210
‫داشت کم‌کم تبدیل میشد به...

311
00:18:48,252 --> 00:18:51,797
‫اینو از دوستانی شنیدم که در
‫اون مقطع خیلی خوب می‌شناختنش،

312
00:18:51,839 --> 00:18:53,257
‫داشت کم‌کم تبدیل میشد به

313
00:18:53,298 --> 00:18:57,261
‫یک بازیگر رو به افول و یک 
نوشیدنی‌خور در حال ترقی.

314
00:18:59,263 --> 00:19:02,599
‫بازم نوشیدنی بیار! این دور به حساب منه بچه‌ها.

315
00:19:02,641 --> 00:19:07,437
‫در هرساعت از کل روز،
‫حدود یک اونس نوشیدنی می‌خورم.

316
00:19:07,479 --> 00:19:10,816
‫جایی خوندم که کبد فقط از پس
‫یک اونس در هرساعت برمیاد.

317
00:19:10,858 --> 00:19:13,110
‫واسه همین خیلی پا
‫رو از این فراتر نمیذارم.

318
00:19:15,320 --> 00:19:18,949
‫همیشه دوست داشتم نظم رو بهم بریزم،
‫صاحبان قدرت رو اذیت کنم،

319
00:19:18,991 --> 00:19:22,119
‫فکر کنم اینو از پدر مادرم به ارث بردم.

320
00:19:22,619 --> 00:19:24,246
‫با هم دعوا می‌کردن.

321
00:19:24,288 --> 00:19:26,248
‫ما بچه‌ها پتوها رو می‌کشیدیم رو سرمون

322
00:19:26,290 --> 00:19:28,542
‫که صدای دعوا رو نشنویم.

323
00:19:28,584 --> 00:19:33,213
‫خونه و خونواده‌مون محض خاطر
‫حفظ نجابت بود که پابرجا موند.

324
00:19:33,255 --> 00:19:36,091
‫نکته‌ی جالب در مورد ماد
‫و بلمانت اینه که هردو

325
00:19:36,133 --> 00:19:39,178
‫برای آسایش‌شون به مخدر وابسته بودن.

326
00:19:39,219 --> 00:19:42,431
‫بوگارت بزرگ یه تصادف
‫وحشتناک رو از سر گذرونده بود.

327
00:19:42,472 --> 00:19:44,725
‫درد زیادی داشت.

328
00:19:44,766 --> 00:19:48,270
‫ماد در بیشتر زندگی‌ش از
‫سردردهای میگرنی رنج می‌کشید.

329
00:19:48,312 --> 00:19:50,939
‫درد که شروع میشد،
‫سرش چنان تیر می‌کشید،

330
00:19:50,981 --> 00:19:52,649
‫که چشم چپ‌ش بسته میشد

331
00:19:52,691 --> 00:19:55,027
‫و یک طرف صورتش از درد می‌سوخت.

332
00:19:55,068 --> 00:19:58,280
‫بعد پدرم یک چهارم شات
‫آرامبخش بهش تزریق می‌کرد

333
00:19:58,280 --> 00:20:00,782
‫تا جلوی دیوونه شدن‌ش رو بگیره.

334
00:20:02,117 --> 00:20:05,537
‫پونزده ساله که بودم، پدرم تو
‫چندچیز اشتباه سرمایه‌گذاری کرد

335
00:20:05,579 --> 00:20:07,289
‫و کلی پول از دست داد.

336
00:20:07,331 --> 00:20:09,416
‫مادرم تصویرگر اصلی

337
00:20:09,458 --> 00:20:11,752
‫مجله‌ی ”دلینیتر“ بود.

338
00:20:11,793 --> 00:20:15,047
‫فورا متوجه شد که حمایت
‫از ما بر عهده‌ی خودشه.

339
00:20:15,088 --> 00:20:18,634
‫از اون لحظه به بعد دیگه
‫هیچوقت ندیدم در آرامش باشه،

340
00:20:18,675 --> 00:20:20,844
‫چه به لحاظ فیزیکی و چه روانی.

341
00:20:20,886 --> 00:20:23,889
‫قبل از اینکه برین کالیفرنیا،
‫اینجا چه نمایش‌هایی کار کردین؟

342
00:20:23,931 --> 00:20:25,807
‫- وای خدا...
‫-من Cradle Snatchers رو یادمه.

343
00:20:25,849 --> 00:20:29,561
‫خب، Cradle Snatchers یکی‌شون بود،
‫و “بچه‌های شنبه“ یکی دیگه‌شون بود،

344
00:20:29,603 --> 00:20:33,482
‫“ این کودک عاقل است“ ، “ بی‌اخلاق‌ترین
‫بانو“ ، “ همسر را ملاقات کن“ ،

345
00:20:33,523 --> 00:20:37,194
‫من خیلی خوش‌شانس بودم اد، پشت سر
‫هم تو هفت تا کار خیلی موفق داشتم،

346
00:20:37,236 --> 00:20:39,488
‫توشون بودم، با اینکه
‫خیلی نقش زیادی نداشتم.

347
00:20:39,529 --> 00:20:43,075
‫نمایش “جنگل سنگی‌شده“
‫باب شروود نبود که...

348
00:20:43,116 --> 00:20:45,202
‫آره، این بود که باعث شد من...

349
00:20:45,244 --> 00:20:47,829
‫- بعنوان کاراکتر خشن جا انداختت.
‫- دیگه با این پیش برم.

350
00:20:47,829 --> 00:20:50,040
‫آره، منو فرستاد سمت سینما.

351
00:20:51,416 --> 00:20:53,502
‫وقتی برادران وارنر تصمیم گرفتن

352
00:20:53,543 --> 00:20:55,087
‫“جنگل سنگی‌شده“ رو به فیلم برگردونن،

353
00:20:55,128 --> 00:20:58,006
‫ادوارد جی.رابینسون رو
‫واسه نقش مدنظر داشتن.

354
00:20:58,048 --> 00:21:00,050
‫لزلی هاوارد پشت من در اومد،

355
00:21:00,092 --> 00:21:03,345
‫گفت اگه من در نقش
‫دوک منتی قاتل بازی نکنم،

356
00:21:03,387 --> 00:21:05,180
‫خودشم بازی نمی‌کنه.

357
00:21:05,764 --> 00:21:10,060
‫- یه عکس چاپ شده از دوک منتی.
‫- شش نفرو کشته؟

358
00:21:11,061 --> 00:21:13,814
‫- خودش همه رو کشته؟
‫- بله، بله، کار خودشه.

359
00:21:13,855 --> 00:21:16,191
‫خیلی شرور به نظر نمیرسه، نه؟

360
00:21:16,233 --> 00:21:18,527
‫اعتقاد دارم که اگه نقش دوک منتی

361
00:21:18,568 --> 00:21:20,279
‫در ورژن سینمایی به من داده نشده بود،

362
00:21:20,279 --> 00:21:22,531
‫دیگه کلاً کارم تو سینما تموم بود.

363
00:21:22,572 --> 00:21:26,285
‫جفت‌تون حواس‌تون به رفتارتون باشه،
‫تا کسی طوری‌ش نشه.

364
00:21:26,326 --> 00:21:28,912
‫این فیلم سرآغاز رهایی من بود از

365
00:21:28,954 --> 00:21:31,248
‫نقش آدم‌هایی شیک و پیک و
‫خوش سر و زبون‌،

366
00:21:31,290 --> 00:21:34,167
‫که انگار تا آخر عمرم محکوم
‫به بازی در اون‌ها بودم.

367
00:21:34,209 --> 00:21:37,879
‫شایدم تصمیم گرفتم همینجا خاک بشم.

368
00:21:37,921 --> 00:21:39,881
‫خب، بهتره با من بیای دوک.

369
00:21:39,923 --> 00:21:43,427
‫من برنامه دارم توی
‫جنگل سنگی‌شده دفن بشم.

370
00:21:43,468 --> 00:21:46,805
‫داشتم به یه نظریه‌ای فکر می‌کردم
‫که شاید واسه تو هم جالب باشه.

371
00:21:46,847 --> 00:21:48,807
‫اونجا قبرستون تمدنه

372
00:21:48,849 --> 00:21:50,517
‫که از زیرِ ما به سمت‌مون پرتاب شده.

373
00:21:50,559 --> 00:21:52,894
‫جهان ایده‌های منسوخ.

374
00:21:52,936 --> 00:21:55,230
‫اون بیابون پر از کنده‌ی درخته.

375
00:21:55,272 --> 00:21:58,900
‫من به اونجا تعلق دارم،
‫تو هم همینطور دوک.

376
00:21:58,942 --> 00:22:03,155
‫تو آخرین پیامبر بزرگ
‫فردگرایی زمخت هستی.

377
00:22:05,407 --> 00:22:11,580
‫نظر خودت چیه؟ بیشتر زندگی‌مو تو بودم
‫چون توی زندان بزرگ شدم.

378
00:22:11,621 --> 00:22:14,666
‫و انگار بقیه‌ی زندگی‌مو
‫هم مثل مرده‌ها گذروندم.

379
00:22:16,043 --> 00:22:18,003
‫خیلی مدیون لزلی‌ام،

380
00:22:18,045 --> 00:22:20,297
‫و همیشه یکی از بهترین دوست‌هام بوده.

381
00:22:20,339 --> 00:22:24,384
‫بیخود نیست که اسم
‫دخترمو گذاشتم لزلی.

382
00:22:25,302 --> 00:22:26,678
‫از جلو در برو کنار.

383
00:22:26,678 --> 00:22:28,347
‫فکر کردی اجازه میدم
‫اینا رو ببری بیرون

384
00:22:28,388 --> 00:22:29,306
‫و سلاخی‌شون کنی؟

385
00:22:29,348 --> 00:22:31,183
‫بازی رو بذار کنار رفیق.

386
00:22:31,224 --> 00:22:33,101
‫نمیذارم اینکارو بکنی دوک.

387
00:22:33,143 --> 00:22:34,603
‫باشه رفیق.

388
00:22:38,648 --> 00:22:41,151
‫به‌زودی می‌بینمت.

389
00:22:57,501 --> 00:23:00,462
‫چون “جنگل سنگی‌شده“ پرفروش شد،

390
00:23:00,504 --> 00:23:04,716
‫جک وارنر برام یه قرارداد نوشت
‫که توش حق انتخاب نداشتم.

391
00:23:04,758 --> 00:23:09,846
‫خدایا، تو سال‌های 1936 و 1937
‫چقدر کار کردم!

392
00:23:11,807 --> 00:23:13,266
‫تا یکی‌شونو تموم می‌کردم،

393
00:23:13,308 --> 00:23:15,644
‫عوضی‌ها می‌بردنم سر یه فیلم دیگه.

394
00:23:20,607 --> 00:23:22,984
‫در اواسط دهه‌ی 1930،

395
00:23:23,026 --> 00:23:24,486
‫نظام کلاسیک استودیویی هالیوود،

396
00:23:24,486 --> 00:23:26,655
‫چیزی شبیه به خط تولید کارخونه بود.

397
00:23:26,696 --> 00:23:30,575
‫تقریباً همونجوری که جنرال
‫موتورز داشت اتومبیل تولید می‌کرد،

398
00:23:30,575 --> 00:23:33,995
‫هالیوود داشت فیلم تولید می‌کرد.

399
00:23:36,456 --> 00:23:39,042
‫من و آقای وارنر دائما بر سر اینکه

400
00:23:39,084 --> 00:23:41,461
‫یک فیلم خوب از چه چیزهایی
‫تشکیل شده اختلاف نظر پیدا می‌کردیم.

401
00:23:41,503 --> 00:23:44,589
‫من به تئاتر عادت داشتم،
‫جایی که بهم متن داده میشد

402
00:23:44,631 --> 00:23:46,633
‫و ازم می‌پرسیدن مایلم توش بازی کنم یا نه.

403
00:23:46,675 --> 00:23:49,344
‫از اینکه بعنوان یک کارمند در
‫نظر گرفته بشم حالم بهم می‌خورد.

404
00:23:49,386 --> 00:23:51,680
‫لژیون سیاه ربطی به این ماجرا داشته تیلر؟

405
00:23:51,721 --> 00:23:54,933
‫بی‌خیال دیگه تیلر، یه
‫داستان خوب بهمون بده.

406
00:23:54,975 --> 00:23:58,895
‫هامفری کل شب رو بیرون بود.

407
00:23:58,937 --> 00:24:02,482
‫ازدواج‌مون ملال‌آور شده بود.

408
00:24:02,524 --> 00:24:04,818
‫این اولین باری بود که واقعا تونسته بودم

409
00:24:04,860 --> 00:24:06,862
‫حامی مری باشم.

410
00:24:18,623 --> 00:24:23,003
‫ازش خواستم تو هالیوود
‫بمونیم و بچه‌دار بشیم.

411
00:24:23,044 --> 00:24:24,713
‫دیگه داشتم به حروف نورانی اسمم

412
00:24:24,754 --> 00:24:28,758
‫رو سردر سالن‌های سینما عادت می‌کردم.

413
00:24:31,845 --> 00:24:33,305
‫خوب چیزی نصیبت شده دوست من.

414
00:24:33,346 --> 00:24:34,973
‫دلم میخواست بگم لایق‌ش هستی

415
00:24:35,015 --> 00:24:37,309
‫مشکل فقط اینه که باور ندارم
‫هیچ مردی لایق هیچ زنی باشه.

416
00:24:39,311 --> 00:24:42,856
‫ازدواج چیزی نیست که بخوای
‫سرسری باهاش برخورد کنی.

417
00:24:42,898 --> 00:24:46,026
‫چیزی نیست که بخواد بعد از
‫اهداف خودخواهانه‌ی آدم قرار بگیره،

418
00:24:46,067 --> 00:24:48,195
‫مثلا بعد از کار آدم.

419
00:24:48,236 --> 00:24:50,405
‫من و مری فیلیپس از هم جدا شدیم.

420
00:24:50,447 --> 00:24:54,367
‫شاید تقصیر من بود،
‫قضاوت کردن در موردش کار سختی بود.

421
00:24:56,828 --> 00:25:01,791
‫داشتم از سکوی رقص بیرون
‫می‌اومدم که مه‌یو رو دیدم.

422
00:25:01,791 --> 00:25:03,293
‫از یه چیز ترس داشت،

423
00:25:03,335 --> 00:25:05,837
‫دنبال یه ازدواج هالیوودی دیگه نبود،

424
00:25:05,837 --> 00:25:08,173
‫یه کم معالجه‌ی غیرحضوری ضرر نداره.

425
00:25:10,008 --> 00:25:12,344
‫تو یه آلبوم از بریده روزنامه‌های قدیمی بود

426
00:25:12,385 --> 00:25:14,554
‫که از جریان “ رزباد پرتلند“  باخبر شدم.

427
00:25:19,559 --> 00:25:23,688
‫شروع کارش در برادوی با
‫موفقیت‌های بزرگی همراه بود.

428
00:25:23,730 --> 00:25:27,734
‫جوون و زیبا بود و به شدت
‫مورد توجه قرار می‌گرفت.

429
00:25:27,776 --> 00:25:30,737
‫وقتی اومد هالیوود، می‌تونست
‫نقش یه سری کاراکتر رو بازی کنه

430
00:25:30,779 --> 00:25:35,075
‫که به شکل شگفت‌انگیزی قلدر بودن و سرسخت
‫و توأمان  ویژگی‌های زنانه و مردانه داشتن.

431
00:25:35,116 --> 00:25:37,369
‫زن‌هایی که قلدرمآبانه حرف میزدن.

432
00:25:38,745 --> 00:25:42,457
‫هالیوود پایبند به رعایت مجموعه‌ای
‫دقیقی از احکام اخلاقی شد.

433
00:25:42,749 --> 00:25:46,503
‫وقیح، مبتذل و جلف دیگر جایی ندارند.

434
00:25:46,545 --> 00:25:50,799
‫منشور سطح بالایی از استاندارد ها را

435
00:25:50,840 --> 00:25:53,093
‫برای تهیه‌کننده‌های فیلم‌های
‫سینمایی تنظیم می‌کند.

436
00:25:53,134 --> 00:25:55,053
‫ملاحظاتی را بیان می‌کند

437
00:25:55,095 --> 00:25:58,139
‫که باعث می‌شود حفظ رفتار
‫شایسته و ارزش‌های اجتماعی

438
00:25:58,181 --> 00:26:03,937
‫در این فرم جهان‌شمول
‫از سرگرمی الزامی شود.

439
00:26:03,937 --> 00:26:06,231
‫- متوفی یعنی بتی استرابر رو می‌شناسی؟
‫- بله آقا.

440
00:26:06,273 --> 00:26:08,275
‫میشه کمی بلندتر صحبت کنین که
‫هیئت‌منصفه هم صداتونو بشنون؟

441
00:26:08,316 --> 00:26:09,526
‫بله آقا.

442
00:26:09,568 --> 00:26:11,903
‫به نظر شما اون چجور دختری بود؟

443
00:26:11,945 --> 00:26:13,446
‫مهربون‌ترین بچه‌ای
‫بود که تا حالا دیدین.

444
00:26:13,446 --> 00:26:15,448
‫ازش پرسیدم چرا انقدر از
‫دعوا کردن با اون خوشش میاد،

445
00:26:15,490 --> 00:26:17,367
‫و گفت به این خاطر که
‫آشتی‌کردن باهاش خیلی خوشاینده.

446
00:26:17,409 --> 00:26:21,871
‫نمیخوام امشب باهات دعوا کنم خوشگله...

447
00:26:22,122 --> 00:26:24,791
‫شب ازدواج‌شون هم یه‌جورایی باورنکردنی بود

448
00:26:25,792 --> 00:26:28,003
‫مه‌یو و من بوگارت‌های در حال نبردیم،

449
00:26:28,044 --> 00:26:32,173
‫عاشق‌شیم و از اون بیشتر،
‫عاشق همدیگه‌ایم.

450
00:26:35,510 --> 00:26:37,804
‫من به این ایده‌ی تازه مد شده

451
00:26:37,846 --> 00:26:42,392
‫که زن‌های جوون باید بعد از
‫ازدواج بازم کار کنن اعتقادی ندارم.

452
00:26:42,434 --> 00:26:47,564
‫من اندازه‌ی دورانی که دائم
‫کار می‌کردم وقت آزاد دارم.

453
00:26:47,606 --> 00:26:49,858
‫یکی از شیوه‌هایی که
‫مسئول تبلیغات استودیوها

454
00:26:49,899 --> 00:26:52,819
‫باهاش ستاره‌های سرکش‌شون
‫رو تحت کنترل خودشون نگه میداشتن،

455
00:26:52,861 --> 00:26:54,821
‫این بود که از بازیگرها توقع می‌رفت
‫که با مجله‌های طرفدارها مصاحبه کنن.

456
00:26:54,821 --> 00:26:57,282
‫من واسه غذا برنامه‌ریزی می‌کنم
‫و به لباس‌های بوگی رسیدگی می‌کنم،

457
00:26:57,324 --> 00:27:01,870
‫حواسم به دکمه‌هاش هست و مثل یه
‫کدبانوی شایسته وصله‌پینه‌شون می‌کنم.

458
00:27:01,911 --> 00:27:04,497
‫بازیگرها می‌رفتن به
‫مجله‌های طرفدارها می‌گفتن

459
00:27:04,539 --> 00:27:08,043
‫که تنها چیزی که براشون مهمه
‫خونه‌ست و خانواده و شوهرشون

460
00:27:08,084 --> 00:27:11,254
‫جلوی شومینه واسه عکاس‌ها ژست می‌گرفتن،

461
00:27:11,296 --> 00:27:14,007
‫یا مثل مه‌یو متو که جلوی پای شوهر
‫جدیدش هامفری بوگارت می‌نشست.

462
00:27:14,007 --> 00:27:17,010
‫چیزی که برام جالبه، کار هامفریه.

463
00:27:23,224 --> 00:27:26,728
‫هشت نه سال تو هالیوود
‫نقش آدم بدها رو بازی کردم.

464
00:27:26,770 --> 00:27:29,272
‫کیسه بوکس کاگنی بودم،

465
00:27:29,314 --> 00:27:32,525
‫همینطور رفت و رابینسون و هرکی که بگین.

466
00:27:32,567 --> 00:27:35,612
‫گنگسترهایی که من نقش‌شونو
‫بازی کردم همه عین همدیگه‌ند.

467
00:27:35,654 --> 00:27:38,865
‫می‎تونستی دیالوگ‌هاشونو روی فلش‌کارت بنویسی.

468
00:27:38,907 --> 00:27:43,078
‫"برو بچسب به دیوار."
‫"دستاتو ببر بالا."

469
00:27:43,119 --> 00:27:46,456
‫دیوانه!

470
00:27:46,456 --> 00:27:47,999
‫هر پلیسی...هر پلیسی...

471
00:27:47,999 --> 00:27:50,460
‫اینم یه آدم دوزاری که
‫نمی‌تونی از پس‌ش بربیای.

472
00:27:52,212 --> 00:27:55,256
‫34 فیلم اولی که بازی کردم،
‫تو 12 تاشون گلوله می‌خورم،

473
00:27:55,298 --> 00:27:59,969
‫تو 8تاشون حلق‌آویز شدم یا با صندلی الکتریکی
‫اعدام شدم و تو 9تاشونم زندانی شدم.

474
00:28:00,011 --> 00:28:02,806
‫همیشه تهش می‌مردم و
‫هیچوقت هم دختره نصیبم نمیشد.

475
00:28:02,847 --> 00:28:06,309
‫یه گنگستر هیچوقت اجازه نداشت
‫هیچگونه زندگی راحتی داشته باشه،

476
00:28:06,351 --> 00:28:09,187
‫کار کارِ دفتر برین بود دیگه،
‫خودت که می‌دونی داداش.

477
00:28:12,982 --> 00:28:16,569
‫این یکی از اون فیلم‌هایی بود که
‫باعث شد برم سمت دفتر جک وارنر

478
00:28:16,611 --> 00:28:18,571
‫و باز درخواست پول بیشتری بکنم.

479
00:28:18,613 --> 00:28:21,199
‫نقش یه دکتره رو داشتم
‫که دوباره زنده شده بود،

480
00:28:21,241 --> 00:28:25,662
‫و تنها چیزی که به این بدبخت
‫قوت میداد خون بیشتر بود.

481
00:28:25,704 --> 00:28:27,330
‫اگه خونِ جک وارنر بود،

482
00:28:27,372 --> 00:28:29,124
‫شاید اونقدرها برام مهم نمی‌شد.

483
00:28:29,165 --> 00:28:31,543
‫مشکل این بود که اونا داشتن
‫خون منو تو شیشه می‌کردن،

484
00:28:31,584 --> 00:28:34,963
‫و من بودم که داشتم این
‫فیلم کثافتو بازی می‌کردم.

485
00:28:40,051 --> 00:28:43,596
‫به دکتر رودز بگو...

486
00:28:43,638 --> 00:28:49,769
‫باید گفتگومون در مورد ترکیب
‫خون رو... به تاخیر بندازیم.

487
00:28:51,896 --> 00:28:54,315
‫می‌دونستین دارین به بازیگری نگاه می‌کنین

488
00:28:54,357 --> 00:28:56,317
‫که بیشتر از هرکس دیگه‌ای در تاریخ

489
00:28:56,359 --> 00:28:58,445
‫فیلم بنجل بازی کرده؟

490
00:28:58,486 --> 00:29:02,574
‫یه فیلمنامه می‌خوندم و داد
‫میزدم که مناسب من نیست.

491
00:29:02,615 --> 00:29:05,410
‫جک وارنر زنگ میزد و
‫می‌گفت: بچه‌ی خوبی باش دیگه.

492
00:29:05,452 --> 00:29:07,245
‫من بحث می‌کردم و می‌گفتم نه.

493
00:29:07,287 --> 00:29:10,206
‫بعد یه نامه می‌گرفتم از
‫وکلای برادران وارنر،

494
00:29:10,248 --> 00:29:11,750
‫دستور می‌دادن که حضور پیدا کنم،

495
00:29:11,791 --> 00:29:13,376
‫منم زیر بار نمی‌رفتم.

496
00:29:13,418 --> 00:29:15,545
‫بعد یه تلگرام دیگه از طرف
‫برادران وارنر می‌اومد،

497
00:29:15,587 --> 00:29:19,132
‫می‌گفت اگه حضور پیدا نکنم گلومو میبره.

498
00:29:19,466 --> 00:29:22,886
‫همیشه اینجوری امضاش می‌کرد:
‫با عشق به مه‌یو.

499
00:29:25,889 --> 00:29:29,559
‫پدرم که مرد، ماد چندلحظه‌ای پشت خم کرد،

500
00:29:29,601 --> 00:29:32,604
‫انگار نفس‌ش گرفته باشه،

501
00:29:32,645 --> 00:29:36,357
‫بعد صاف شد و گفت: خب، کاریه که شده.

502
00:29:37,108 --> 00:29:40,236
‫بهش اصرار کردم که بیاد غرب.

503
00:29:40,278 --> 00:29:43,239
‫به نظرش کالیفرنیا جای ناجوری بود.

504
00:29:43,281 --> 00:29:47,327
‫نه آداب و سننی داشت و
‫نه پیشینه‌ای.

505
00:29:47,869 --> 00:29:49,704
‫خونه تو سانست بولوار بود.

506
00:29:49,746 --> 00:29:52,415
‫دو بلاک اونطرف‌تر از داروخونه‌ی شوآب.

507
00:29:52,457 --> 00:29:56,085
‫بازار بزرگ معروف هالیوود که
‫می‌تونستی همه‌چیز توش بخری.

508
00:29:56,127 --> 00:30:00,423
‫از یک لیتر عطر فرانسوی
‫گرفته تا یه همبرگر یه سنتی.

509
00:30:04,511 --> 00:30:06,596
‫شوآب همون فعالیتی رو براش فراهم کرد

510
00:30:06,638 --> 00:30:09,265
‫که در دوران بازنشستگی
‫خیلی دلتنگش شده بود.

511
00:30:09,307 --> 00:30:10,517
‫به گردهمایی‌های مذهبی پیوست.

512
00:30:10,558 --> 00:30:11,935
‫چیزهای کوچولو درست می‌کرد

513
00:30:11,976 --> 00:30:14,771
‫و دوباره بطرزی باشکوه
‫برگشت به حالت خودش.

514
00:30:15,647 --> 00:30:18,942
‫بانو ماد بود، قوی‌تر از قبل.

515
00:30:22,403 --> 00:30:24,989
‫ماد آدمی نبود که کسی
‫بتونه دوستش داشته باشه،

516
00:30:25,031 --> 00:30:28,201
‫با انگیزه‌ای که اون داشت،
‫با یگانگی هدفش،

517
00:30:28,243 --> 00:30:31,746
‫هیچکدوم از ما نمی‌تونستیم
‫بهش راه پیدا کنیم.

518
00:30:34,332 --> 00:30:38,211
‫چه پسر نازی بود، مهربون و قشنگ.

519
00:30:38,253 --> 00:30:41,673
‫نمی‌دونم چرا باید این نقش‌های
‫وحشتناک رو بازی می‌کرد.

520
00:30:44,467 --> 00:30:48,304
‫در مورد آخرین بیماری‌ش شکوه نمی‌کرد،

521
00:30:48,346 --> 00:30:49,973
‫به هیچکس هیچ‌چیزی نگفت،

522
00:30:50,014 --> 00:30:52,684
‫تا اینکه دیگه واسه نجات دادنش دیر شده بود.

523
00:30:52,725 --> 00:30:56,479
‫به‌جاش در 75 سالگی،
‫رفت به یک بیمارستان،

524
00:30:56,521 --> 00:30:59,524
‫رفت تو کما و مُرد.

525
00:31:00,692 --> 00:31:05,029
‫وقتی این تصویرگر برجسته، با استعداد و موفق،

526
00:31:05,071 --> 00:31:08,032
‫در سال 1940 از دنیا رفت،

527
00:31:08,074 --> 00:31:11,411
‫گواهی فوت‌ش به پسرش داده شد

528
00:31:11,452 --> 00:31:15,123
‫تا امضاش کنه و شغلش رو بنویسه.

529
00:31:15,164 --> 00:31:18,167
‫و اون نوشت: خانه‌دار.

530
00:31:18,209 --> 00:31:20,503
‫واقعا واسه طرز رفتارم عذرخواهی می‌کنم.

531
00:31:20,503 --> 00:31:23,590
‫من که خوشم میاد، اصلا زن و
‫شوهرها بایدم اینجوری رفتار کنن.

532
00:31:23,631 --> 00:31:27,802
‫گوش کن، مامان بابای من مثل سگ و
‫گربه چهل سال تموم به جون هم می‌افتادن،

533
00:31:27,844 --> 00:31:30,513
‫زنی که خلق و خوش تند نباشه
‫واسه من یه پاپاسی هم نمی‌ارزه.

534
00:31:34,142 --> 00:31:38,688
‫من تو کمپانی برادران وارنر نویسنده بودم،

535
00:31:38,730 --> 00:31:42,734
‫بوگارت بازیگر قراردادی اونجا بود،

536
00:31:42,817 --> 00:31:45,445
‫توی محوطه می‌دیدمش

537
00:31:45,445 --> 00:31:48,948
‫و با هم دوست شدیم.

538
00:31:48,990 --> 00:31:54,537
‫و کمی بعد من فیلمنامه‌ی فیلمی رو نوشتم
‫که بوگارت بازی کرد: “سیه‌رای مرتفع“

539
00:31:58,333 --> 00:32:01,252
‫وقتی هراس از کمونیسم حدود
‫سال 1940 داشت پیش کشیده میشد،

540
00:32:01,294 --> 00:32:04,255
‫یک نسخه‌ی اولیه از کمیته مجلس
‫دربارهٔ فعالیت‌های ضدآمریکایی

541
00:32:04,297 --> 00:32:05,590
‫که به HUAC هم معروف بود،

542
00:32:05,673 --> 00:32:07,300
‫روی کار اومد و دادرسی برگزار می‌کرد،

543
00:32:07,342 --> 00:32:09,844
‫بوگارت هم یه بعدازظهر رو با کمیته گذروند،

544
00:32:09,886 --> 00:32:11,846
‫اون چیزی که می‌خواستن
‫رو اصلا بهشون نمی‌داد

545
00:32:11,888 --> 00:32:13,890
‫و مدام بیشتر و بیشتر خشمگین میشد،

546
00:32:13,890 --> 00:32:17,268
‫در ضمن اینم بگم که توسط مردی
‫به اسم جوزف لیچ متهم شده بود

547
00:32:17,310 --> 00:32:20,021
‫که نامه‌هایی فرستاده بود و توشون
‫نوشته بود که بوگارت و بقیه رو

548
00:32:20,063 --> 00:32:23,316
‫تو جلسات حزب کمونیست
‫دیده که مزخرف محض بود.

549
00:32:24,984 --> 00:32:27,153
‫من همیشه یک شهروند وفادار بودم.

550
00:32:27,195 --> 00:32:28,780
‫از این دخالت‌ها

551
00:32:28,780 --> 00:32:32,992
‫و این نیش و کنایه‌ها مبنی بر اینکه
‫من چیزی جز اینم حالم بهم می‌خورد.

552
00:32:33,034 --> 00:32:35,286
‫اومد و گفت: دیگه نمی‌تونم یه گوشه بایستم،

553
00:32:35,328 --> 00:32:37,163
‫نمی‌تونیم بذاریم آمریکا
‫کارش به اینجا برسه.

554
00:32:37,163 --> 00:32:39,040
‫و این آغاز ورودش به عرصه‌ی سیاست بود،

555
00:32:39,082 --> 00:32:42,627
‫که در واقع در سال 1947 پدیدار شد.

556
00:32:44,212 --> 00:32:48,841
‫از زنِ حسود خوشم میاد،
‫خودمم می‌تونم یه شوهر حسود باشم.

557
00:32:48,883 --> 00:32:51,344
‫بین دو نفر که عاشق همدیگه‌ند،

558
00:32:51,344 --> 00:32:54,222
‫هیچ‌چیزی وجود نداره
‫که نشه حل و فصل‌ش کرد.

559
00:32:54,263 --> 00:32:56,391
‫شده چیزی پرت کنم؟
‫خب آره!

560
00:32:56,391 --> 00:33:00,770
‫ولی نکته‌ی جالبش اینه که هیچوقت
‫چیزی که واقعا دوست دارمو پرت نمی‌کنم.

561
00:33:01,270 --> 00:33:02,981
‫چیزهای قدیمی که نمی‌شکنن،

562
00:33:02,981 --> 00:33:07,151
‫زیرسیگاری‌های فلزی و چیزهای
‫این‌چنینی واسه پرت کردن مناسب‌ند.

563
00:33:07,193 --> 00:33:08,277
‫صفحه‌های گرامافون که دیگه حرف ندارن.

564
00:33:08,277 --> 00:33:10,905
‫اگه زیادی سربه‌راه باشی،
‫تقریبا مرده به‌حساب میای.

565
00:33:10,989 --> 00:33:15,743
‫من و بوگی هیجان دوست داریم،
‫بهش نیاز داریم.

566
00:33:18,579 --> 00:33:20,915
‫به نظرم وقتی هر روز زندگی‌تون

567
00:33:20,915 --> 00:33:23,710
‫داره پیش کسی می‌گذره که در
‫حال لذت بردن از حیات کاری‌ایه

568
00:33:23,710 --> 00:33:25,753
‫که کل زندگی‌تون برای
‫بدست آوردنش جنگیدین

569
00:33:27,213 --> 00:33:29,465
‫دیده بود که ستاره بودن چه حالی داره.

570
00:33:29,507 --> 00:33:31,426
‫اونقدری طعم ستاره بودن رو چشیده بود

571
00:33:31,467 --> 00:33:32,635
‫که بدونه چقدر می‌خوادش.

572
00:33:32,677 --> 00:33:34,762
‫و هر روز...

573
00:33:41,602 --> 00:33:46,941
‫بعد از دوره‌ی گنگسترها، هیتلر داشت اون
‫سناریوها خیلی بی‌رحمانه‌تر اجرا می‌کرد،

574
00:33:46,983 --> 00:33:52,572
‫خیلی بی‌رحمانه‌تر از اونچه که دار و دسته‌ی
‫کاپون یا برادران وارنر می‌تونستن تصور کنند.

575
00:33:52,613 --> 00:33:57,118
‫و در اون مقطع، وقتی
‫واقعیت اونقدر هولناکه،

576
00:33:57,160 --> 00:33:59,954
‫دیگه نمی‌تونین یه قهرمان
‫موفرفری داشته باشین

577
00:33:59,996 --> 00:34:02,915
‫که صداشم لطیف باشه،
‫مثلا یکی مثل لزلی هاوارد.

578
00:34:02,957 --> 00:34:05,501
‫تاریخ مصرف‌شون ناگهانی تموم شده بود.

579
00:34:09,589 --> 00:34:13,509
‫“شاهین مالت“ اولین فیلم از فیلم‌هایی
‫با محوریت کارآگاه خصوصی بود.

580
00:34:13,551 --> 00:34:16,679
‫میخوام با آقای کایرو حرف بزنم،
‫جو کایرو.

581
00:34:16,721 --> 00:34:20,099
‫و این فیلم خیلی چیزها
‫واسم داشت که دوست داشتم،

582
00:34:20,141 --> 00:34:22,268
‫اولی‌شون هیوستون بود.

583
00:34:22,310 --> 00:34:26,147
‫اول قرار بود جرج رفت نقش‌ش رو بازی کنه.

584
00:34:26,189 --> 00:34:27,607
‫ولی کشید کنار

585
00:34:27,648 --> 00:34:30,651
‫چون نمی‌خواست اعتبار حرفه‌ایش رو بسپاره

586
00:34:30,693 --> 00:34:34,822
‫به یک کارگردان جوان که قبلا فیلمی نساخته.

587
00:34:34,864 --> 00:34:38,826
‫و بوگارت جایگزین شد

588
00:34:38,868 --> 00:34:42,914
‫و این ته دلم برام مایه‌ی مسرت بود.

589
00:34:46,125 --> 00:34:50,004
‫به نظرم فیلم آغازکننده‌ی یک
‫دوران کاری تازه برای بوگی بود.

590
00:34:50,046 --> 00:34:53,382
‫- اینجا چی میخوای؟
‫- من سم اسپیدم، تام پل‌هاوس زنگ زد بهم.

591
00:34:53,424 --> 00:34:55,635
‫اولش نشناختمت.
‫اون پشته.

592
00:34:55,676 --> 00:34:58,304
‫من اولین سم اسپید بودم.

593
00:34:58,346 --> 00:35:02,642
‫خیلی چیزهای زیادی ندارم که بهشون ببالم،
‫ولی این یکی‌شونه.

594
00:35:02,683 --> 00:35:05,853
‫ترنچ کت تبدیل شده به یکی از نمادها.

595
00:35:06,270 --> 00:35:08,648
‫از مردی که درجا بهت
‫میگه حواس‌ش به خودش هست

596
00:35:08,773 --> 00:35:10,483
‫خوشم میاد.

597
00:35:10,525 --> 00:35:12,026
‫مگه همه‌مون اینجوری نیستیم؟

598
00:35:12,026 --> 00:35:15,238
‫به مردی که بگه حواس‌ش
‫به خودش نیست اعتماد ندارم.

599
00:35:27,625 --> 00:35:33,089
‫موثرترین پروپاگاندای جنگی
‫آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم،

600
00:35:33,131 --> 00:35:36,884
‫ژانرهای مرسوم هالیوود
‫قدیم رو به کار می‌گیره

601
00:35:36,926 --> 00:35:41,139
‫و اونا رو تطبیق میده با تلاش جنگی.

602
00:35:46,894 --> 00:35:48,771
‫ریک، امشب اینجا یه کم سر و صدا راه می‌افته.

603
00:35:48,813 --> 00:35:50,648
‫قراره یه نفرو تو کافه‌ت دستگیر کنیم.

604
00:35:50,690 --> 00:35:52,441
‫- دوباره؟
‫- نه، این دستگیری معمولی نیست.

605
00:35:52,483 --> 00:35:54,527
‫طرف قاتله.

606
00:35:54,569 --> 00:35:56,988
‫اگه داری فکر می‌کنی بهش خبر بدی،
‫خودتو به زحمت ننداز.

607
00:35:57,029 --> 00:35:58,573
‫غیرممکنه بتونه فرار کنه.

608
00:35:58,614 --> 00:36:01,826
‫- من جونمو واسه هیچکس به‌خطر نمی‌اندازم.
‫- یک سیاست خارجی عاقلانه.

609
00:36:01,868 --> 00:36:04,370
‫داره تلاش می‌کنه تا اون دسته
‫از آمریکایی‌هایی که مثل ریک

610
00:36:04,412 --> 00:36:07,790
‫ممکنه اون آمریکایی سنتی
‫تک‌رو باشن رو ترغیب کنه

611
00:36:07,790 --> 00:36:10,251
‫به اینکه باید خودتون رو واقعا متعهد کنین.

612
00:36:10,293 --> 00:36:12,587
‫چی باعث شد فکر کنی که من ممکنه

613
00:36:12,587 --> 00:36:14,547
‫به لازلو کمک کنم که فرار کنه؟

614
00:36:14,589 --> 00:36:16,299
‫به این خاطر ریکی عزیز من
‫که حدس می‌زنم

615
00:36:16,340 --> 00:36:18,259
‫که زیر اون پوسته‌ی بدبین،

616
00:36:18,301 --> 00:36:19,719
‫تو در قلب به شدت احساساتی باشی.

617
00:36:19,760 --> 00:36:23,556
‫می‌خواستیم یک قهرمان رمانتیک داشته باشیم

618
00:36:23,598 --> 00:36:26,684
‫که داشته برای متفقین کار می‌کرده.

619
00:36:26,726 --> 00:36:29,395
‫یعنی اگر یاغیه، یاغی بودنش در جهت خیره،

620
00:36:29,395 --> 00:36:31,939
‫اون یک یاغی مردمیه.

621
00:36:32,565 --> 00:36:34,233
‫مارسی رو اجرا کنین.
‫اجراش کنین.

622
00:36:34,275 --> 00:36:37,069
‫ضد تمام تشریفات و مقامات عالیرتبه‌ست

623
00:36:37,111 --> 00:36:40,990
‫و ضد تمام عملیات‌های بدردنخور سیستمه.

624
00:36:51,584 --> 00:36:54,086
‫سم، فکر کردم بهت گفتم دیگه
‫هیچوقت این آهنگو نزنی...

625
00:36:56,422 --> 00:36:59,967
‫زن یک ستاره‌ی سینما بودن کار سختیه.

626
00:37:00,009 --> 00:37:01,677
‫هیچوقت نمی‌دونی کی قراره

627
00:37:01,719 --> 00:37:04,055
‫به یک زن زیباتر ببازی‌ش.

628
00:37:04,096 --> 00:37:06,891
‫فقط باید کاملا عاری
‫از هرگونه حسادت باشی،

629
00:37:06,933 --> 00:37:08,476
‫در غیر این صورت
‫کاری‌ش نمی‌تونی بکنی.

630
00:37:08,517 --> 00:37:11,229
‫یک امر کاملا انسانیه.

631
00:37:12,939 --> 00:37:15,566
‫وقتی از سر کار “کازابلانکا“ برمی‌گردم خونه

632
00:37:15,608 --> 00:37:17,193
‫مه‌یو منتظرمه.

633
00:37:17,193 --> 00:37:21,113
‫اون دوران هرازگاهی با هم مینوشیدیم.

634
00:37:21,113 --> 00:37:24,325
‫و بعد یک شب، بردمش خونه‌ای
‫که توش پیش مه‌یو زندگی می‌کرد.

635
00:37:24,367 --> 00:37:27,787
‫مه‌یو به سمت‌مون شلیک کرد،
‫سه بار شلیک کرد.

636
00:37:27,787 --> 00:37:31,832
‫یه بار رسوندمش خونه چون نوشیده‌تر از اونی
‫بود که بتونه رانندگی کنه، دیر رسید خونه.

637
00:37:31,874 --> 00:37:35,211
‫مه‌یو اومد رو بالکن و یه
‫کلت کالیبر 45 دستش بود.

638
00:37:35,253 --> 00:37:38,839
‫من دراز کشیدم رو زمین و اون
‫بلند شد و گفت: تیرت خطا رفت.

639
00:37:38,839 --> 00:37:40,675
‫گفتم تو مغز تو کله‌ت نیست بوگی

640
00:37:40,716 --> 00:37:42,885
‫و خدافظی کردم و رفتم.

641
00:37:42,885 --> 00:37:46,264
‫ولی سه مرتبه و در سه زمان
‫مختلف مه‌یو به سمت‌ش شلیک کرد.

642
00:37:48,349 --> 00:37:51,519
‫بوگارت بعنوان یک بازیگر
‫خیلی برام تحسین‌برانگیز بود.

643
00:37:51,560 --> 00:37:52,979
‫خیلی برام مسحورکننده بود،

644
00:37:53,020 --> 00:37:55,815
‫یک چیز مرموزی در موردش وجود داشت.

645
00:37:55,856 --> 00:37:59,277
‫و خطرناک بود.
‫در اطرافش خطر حس می‌کردی.

646
00:37:59,277 --> 00:38:02,613
‫“کازابلانکا“ موقعیت ستاره
‫بودن بوگارت رو تثبیت می‌کنه.

647
00:38:02,655 --> 00:38:04,156
‫تاییدیه‌ای رو می‌گیره

648
00:38:04,198 --> 00:38:07,118
‫که هرستاره‌ی تراز اولی لازمه داشته باشه.

649
00:38:07,159 --> 00:38:09,537
‫که میشه نقش اصلی رمانتیک.

650
00:38:09,578 --> 00:38:11,706
‫آدم‌ها شک داشتن که بتونه

651
00:38:11,706 --> 00:38:15,251
‫در قالب نقش اصلی رمانتیک
‫رویایی پوست‌اندازی کنه،

652
00:38:15,293 --> 00:38:16,877
‫و بوگارت جواب داد:

653
00:38:16,919 --> 00:38:21,549
‫اگه اینگرید برگمن یه‌جوری
‫نگاهتون کنه که انگار دلربایی،

654
00:38:45,906 --> 00:38:47,867
‫سازمانی هست که در تمام جبهه‌های جنگ

655
00:38:47,908 --> 00:38:49,660
‫ازشون مراقبت میکنه.

656
00:38:49,702 --> 00:38:52,663
‫اسمش هست صلیب سرخ آمریکا.

657
00:39:00,713 --> 00:39:04,300
‫کارِ هامفری بوگارت حسابی سکه شده بود.

658
00:39:04,342 --> 00:39:07,845
‫وقت این بود که لورن باکال وارد ماجرا بشه.

659
00:39:10,348 --> 00:39:13,059
‫الکس اولرد، جیک روزنستین رو فرستاد

660
00:39:13,100 --> 00:39:15,686
‫که بوگی رو از دستشویی بکشه بیرون

661
00:39:15,686 --> 00:39:17,438
‫چون مه‌یو با اسلحه بیرون ایستاده بود.

662
00:39:17,480 --> 00:39:20,483
‫فکر کنم مه‌یو خسته شده بود و رفته بود

663
00:39:20,483 --> 00:39:23,277
‫ولی اونا باید بوگی رو از دستشویی
‫میاوردن بیرون و می‌بردنش سرصحنه.

664
00:39:23,319 --> 00:39:25,946
‫مه‌یو زنگ زد بهم و کمک می‌خواست.

665
00:39:25,946 --> 00:39:28,699
‫گفت بهتره سریع خودتو برسونی اینجا

666
00:39:28,741 --> 00:39:31,619
‫بوگی با یه چاقو تو پشتش دراز شده رو زمین.

667
00:39:32,286 --> 00:39:34,955
‫“سم، میخوام سریع بیای اینجا پیش من.“

668
00:39:34,997 --> 00:39:38,667
‫“من چاقو خوردم“ گفتم چی؟
‫گفت: چاقو خوردم.

669
00:39:38,709 --> 00:39:41,754
‫و رفتم تو و اون برگشت،

670
00:39:41,796 --> 00:39:43,172
‫و یک...

671
00:39:43,214 --> 00:39:48,594
‫و یک کت پشمی انگلیسی
‫کت و کلفت تنش بود.

672
00:39:48,636 --> 00:39:51,222
‫و وقتی چرخید دیدم که خون ریخته روش.

673
00:39:51,263 --> 00:39:53,557
‫خون ازش زده بود بیرون.

674
00:39:53,599 --> 00:39:56,310
‫و بحث‌شون سر این بوده که...

675
00:39:56,352 --> 00:39:59,688
‫در مورد سیاست اختلاف نظر داشتن.

676
00:40:02,108 --> 00:40:05,319
‫یه روز ساعت سه صبح تماس گرفت

677
00:40:05,319 --> 00:40:07,405
‫گفت سریع خودتو برسون اینجا،
‫گفتم چرا؟

678
00:40:07,405 --> 00:40:10,157
‫همین الان خونه رو آتیش زدم،

679
00:40:10,157 --> 00:40:12,493
‫گفتم زنگ بزن آتش‌نشانی،
‫چرا به من زنگ زدی؟

680
00:40:12,743 --> 00:40:14,412
‫که پیش از اون هرگز بیدار نشده بود.

681
00:40:14,453 --> 00:40:17,123
‫و چیزی بود که واقعا بهش نیاز داشتم.

682
00:40:17,164 --> 00:40:19,125
‫و واقعا نیاز داشتم که یکی بهم اهمیت بده.

683
00:40:19,166 --> 00:40:21,752
‫و فکر کنم نیاز داشتم
‫که یک مرد بهم اهمیت بده.

684
00:40:21,794 --> 00:40:23,754
‫و اون...

685
00:40:23,796 --> 00:40:26,549
‫و حامی‌ترین مردی بود که تا حالا دیده بودم.

686
00:40:26,590 --> 00:40:30,177
‫و اینجوری شد که به خودم اومدم

687
00:40:30,219 --> 00:40:33,180
‫و دیدم که باید همیشه کنارش باشم.

688
00:40:35,474 --> 00:40:38,602
‫مه‌یو از اون آدم‌های خیلی خوش‌قلب بود.

689
00:40:39,728 --> 00:40:44,108
‫ولی دکترها تشخیص دادن
‫که اسکیزوفرنی پارانوئیده.

690
00:40:45,317 --> 00:40:46,777
‫یادمه بوگارت می‌گفت:

691
00:40:46,777 --> 00:40:50,030
‫نمیخوام جدا بشم،
‫نمیخوام تو 45 سالگی دوباره از صفر شروع کنم.

692
00:40:50,030 --> 00:40:54,285
‫و به نظرم کار از کار گذشته بود

693
00:40:54,285 --> 00:40:57,204
‫و دیگه نمی‌تونستم کاری برای مه‌یو بکنم.

694
00:40:57,204 --> 00:41:00,166
‫درواقع دیگه خیلی شانسی نداشت.

695
00:41:03,043 --> 00:41:04,587
‫بفرمائین به خلوتگاه من.

696
00:41:04,628 --> 00:41:06,422
‫در ده اکتبر 1944

697
00:41:06,464 --> 00:41:08,757
‫شروع به فیلمبرداری “خواب بزرگ“ کردیم.

698
00:41:08,799 --> 00:41:10,509
‫بهم گفت چند هفته‌ی اخیر

699
00:41:10,551 --> 00:41:13,262
‫سخت‌ترین روزهای زندگی‌ش بوده.

700
00:41:13,304 --> 00:41:15,389
‫مه‌یو گفته بود که دیگه نوشیدنی نمی‌خوره

701
00:41:15,431 --> 00:41:17,933
‫و اون باید بهش یه فرصت بده.

702
00:41:17,975 --> 00:41:19,977
‫بعد از حدودا دو هفته فیلمبرداری،

703
00:41:20,019 --> 00:41:21,479
‫تلفن آخر شب زنگ خورد.

704
00:41:21,520 --> 00:41:23,147
‫با مه‌یو دعواش شده بود.

705
00:41:23,189 --> 00:41:25,816
‫وقتی از استودیو برگشته بوده
‫مه‌یو شروع کرده به نوشیدنی خوردن

706
00:41:25,858 --> 00:41:28,944
‫و اوضاع از بد بدتر شد.

707
00:41:28,986 --> 00:41:31,655
‫حدود سه هفته از فیلمبرداری
‫گذشته بود که بوگی خونه‌شو ترک کرد،

708
00:41:31,655 --> 00:41:34,283
‫و توی هتل بورلی‌هیلز اتاق گرفت.

709
00:41:35,993 --> 00:41:39,288
‫دیگه نمی‌تونستم دعواهامونو تحمل کنم.

710
00:41:39,330 --> 00:41:41,624
‫یه زندگی جدید می‌خواستم.

711
00:41:43,501 --> 00:41:46,420
‫تموم کردن ازدواجی که شش
‫سال طول کشیده کار سختیه،

712
00:41:46,462 --> 00:41:49,798
‫ولی دیگه خیلی دعوا کرده بودیم.

713
00:41:49,840 --> 00:41:51,717
‫باور دارم اینکار کار درستی بود،

714
00:41:51,759 --> 00:41:55,262
‫اونم معقول‌تر از این
‫بود که بخواد جلومو بگیره.

715
00:41:57,264 --> 00:41:59,975
‫هاوارد هاکس سعی کرد
‫که مانع از این ارتباط بشه...

716
00:42:00,017 --> 00:42:03,979
‫وای آره.
‫دائم بهم می‌گفت:

717
00:42:04,021 --> 00:42:06,857
‫“عمرا باهات ازدواج نمی‌کنه، انقدر...“

718
00:42:06,899 --> 00:42:09,985
‫و منم گریه می‌کردم.
‫بیشتر مواقع داشتم اشک می‌ریختم.

719
00:42:10,027 --> 00:42:12,488
‫و به بوگی می‌گفت: گوش کن،
‫لازم نیست ازدواج کنی،

720
00:42:12,530 --> 00:42:14,281
‫چرا نمیری یه اتاق توی هتل بگیری؟

721
00:42:14,323 --> 00:42:17,743
‫و بوگی اصلا این مدلی نبود.

722
00:42:17,785 --> 00:42:22,248
‫و هاوارد هرکاری از دستش
‫بر می‌اومد کرد تا جلوشو بگیره،

723
00:42:22,289 --> 00:42:24,083
‫ولی نمیشد جلوشو گرفت.

724
00:42:42,393 --> 00:42:44,728
‫هرگز فکر نمی‌کردم بتونم دوباره عاشق بشم،

725
00:42:44,728 --> 00:42:48,315
‫هیچوقت خوشبخت نبودم،
‫تا اینکه اونو دیدم.

726
00:43:00,995 --> 00:43:03,414
‫اسم اصلی مادرم بتی جون پرسکی بود.

727
00:43:03,455 --> 00:43:09,837
‫نام خانوادگی‌مون از
‫طرف مادربزرگم باکال بود.

728
00:43:09,878 --> 00:43:13,132
‫هاوارد هاکس از اسم بتی خوشش نمی‌اومد،

729
00:43:13,173 --> 00:43:14,675
‫واسه همین اسم لورن رو بهش داد.

730
00:43:14,717 --> 00:43:18,387
‫همه‌ی آشناها بتی صداش می‌کردن.

731
00:43:18,387 --> 00:43:21,640
‫من دیگه نمی‌تونم این هالیوود
‫دیوانه‌کننده‌ی حال بهم زن رو تحمل کنم؟

732
00:43:21,682 --> 00:43:26,812
‫وای، جادویی بود، اولی که رفتم
‫اونجا واسه‌م مثل سرزمین پریا بود.

733
00:43:26,854 --> 00:43:28,314
‫با اون همه درخت‌های سرسبز،

734
00:43:28,355 --> 00:43:30,441
‫اون همه نخل و چمن،

735
00:43:30,482 --> 00:43:33,193
‫و پرتقال‌ها و گریپ‌فروت‌هاش،

736
00:43:33,235 --> 00:43:35,446
‫لیموهاش.
‫کلی لیمو.

737
00:43:36,905 --> 00:43:39,491
‫یکی دو تا فیلم این مدلی هم داره.
‫(کنایه از بد بودن و بنجل بودن)

738
00:43:39,533 --> 00:43:43,287
‫به‌نظرم اگه بعنوان راهنما
‫بوگی کنارم نبود، واقعا...

739
00:43:43,329 --> 00:43:45,998
‫از اینکه فکر کنم چی می‌تونست
‫پیش بیاد وحشت می‌کنم.

740
00:43:46,040 --> 00:43:48,917
‫وقتی در مورد بازیگرهایی حرف
‫میزد که به شهرت‌شون باور داشتن،

741
00:43:48,959 --> 00:43:52,630
‫می‌گفت یادشون میره که استودیو
‫این شهرت رو براشون ساخته.

742
00:43:52,671 --> 00:43:56,175
‫کم‌کم باورشون میشد که
‫شهرت بخاطر خودشون بوده.

743
00:43:56,216 --> 00:43:58,510
‫و باور کردن چنین چیزی خیلی ساده‌ست،

744
00:43:58,552 --> 00:44:03,599
‫بخصوص وقتی نوزده ساله باشی
‫دیگه خیلی ساده‌ترم میشه.

745
00:44:03,641 --> 00:44:06,310
‫جک وارنر تصمیم گرفت
‫که منو بذاره توی فیلمی

746
00:44:06,352 --> 00:44:10,272
‫به اسم “مامور سری“،
‫کنار چارلز بویر.

747
00:44:11,649 --> 00:44:14,360
‫خیلی کشته مرده‌ی فیلمنامه یا نقشم نبودم،

748
00:44:14,401 --> 00:44:16,654
‫به نظر بوگی هم خیلی چیز خاصی نبود.

749
00:44:16,695 --> 00:44:19,657
‫ولی اینکه نقش یک دختر
‫انگلیسی اشرافی رو بهم بدن

750
00:44:19,698 --> 00:44:22,034
‫دیگه از چاخان هم چاخان‌تر بود.

751
00:44:24,870 --> 00:44:27,498
‫بتی از چیزی که عملا قرار
‫بود به فراموشی سپرده بشه،

752
00:44:27,539 --> 00:44:30,250
‫رفت در مرکز توجه جهانی قرار گرفت.

753
00:44:30,292 --> 00:44:33,295
‫بعد، قبل از اینکه فرصت
‫داشته باشه تا نفسی تازه کنه،

754
00:44:33,337 --> 00:44:38,050
‫جوری مورد انتقاد قرار گرفت که اگه
‫یک ستاره‌ی کارکشته هم بود، از پا می‌افتاد.

755
00:44:39,718 --> 00:44:42,680
‫مطبوعات تمام تلاش‌شونو
‫کردن که کارشو یکسره کنن،

756
00:44:42,721 --> 00:44:44,890
‫همونطور که خودشون
‫بهش پر و بال داده بودن.

757
00:44:46,767 --> 00:44:48,185
‫حقیقت ساده‌ی امر اینه که

758
00:44:48,227 --> 00:44:50,437
‫بتی برای یک فیلم به قدری تشویق شد،

759
00:44:50,521 --> 00:44:52,815
‫که از حد توانش خارج بود

760
00:44:52,815 --> 00:44:57,069
‫و بخاطر یک فیلم دیگه به‌شدت مورد انتقاد
‫قرار گرفت، و این اصلا تقصیر خودش نبود.

761
00:44:57,778 --> 00:45:01,281
‫بتی باید دو درس بزرگ رو
‫عملا یک شبه یاد می‌گرفت.

762
00:45:01,323 --> 00:45:06,453
‫این درس که چطور باید در برابر موفقیت
‫آنی و غیرمنتظره از پس خودت بربیای،

763
00:45:06,495 --> 00:45:12,084
‫و درس دیگه اینکه چطور باید با
‫شکست آنی و غیرمنتظره مواجه بشی.

764
00:45:12,584 --> 00:45:16,463
‫از بالای اون نردبون
‫افتادم و جانانه سقوط کردم،

765
00:45:16,505 --> 00:45:20,259
‫و این آخرین باری بود که جک
‫وارنر بجای من تصمیم گرفت.

766
00:45:22,428 --> 00:45:24,179
‫کار سینمایی مادر من

767
00:45:24,221 --> 00:45:27,725
‫یه جورایی براساس کار سینمایی پدرم بود.

768
00:45:32,187 --> 00:45:35,441
‫در طول دهه‌ی 1940،
‫نگرانی جدی‌ای وجود داشت

769
00:45:35,482 --> 00:45:38,193
‫نسبت به اینکه نه تنها جماهیر شوروی

770
00:45:38,235 --> 00:45:39,403
‫تهدیدی برای دموکراسی ماست،

771
00:45:39,445 --> 00:45:41,405
‫بلکه اینکه جماهیر شوروی

772
00:45:41,447 --> 00:45:43,490
‫یک به اصطلاح ستون پنجمی داره

773
00:45:43,532 --> 00:45:45,701
‫متشکل از عوامل برانداز
‫ساکن در خاک خود آمریکا،

774
00:45:45,743 --> 00:45:50,622
‫که اونا هم در تلاش‌ند تا
‫دموکراسی آمریکایی رو تضعیف کنن.

775
00:45:50,664 --> 00:45:52,416
‫کمونیسم در واقعیت

776
00:45:52,458 --> 00:45:54,752
‫یک حزب سیاسی نیست.

777
00:45:54,793 --> 00:45:56,211
‫یک سبک زندگی‌ست.

778
00:45:56,253 --> 00:45:59,131
‫یک سبک بدخیم و شرورانه‌ی زندگی.

779
00:45:59,173 --> 00:46:02,426
‫نشان‌دهنده‌ی وضعیتی مشابه بیماری‌ست،

780
00:46:02,468 --> 00:46:03,927
‫که مثل یک بیماری
‫همه‌گیر گسترش پیدا می‌کند،

781
00:46:03,969 --> 00:46:05,179
‫و مثل یک بیماری همه‌گیر،

782
00:46:05,220 --> 00:46:06,764
‫قرنطینه واجب می‌شود،

783
00:46:06,805 --> 00:46:09,475
‫تا مانع از آلوده شدن این ملت بشود.

784
00:46:10,309 --> 00:46:11,685
‫ده نفرِ هالیوود

785
00:46:11,727 --> 00:46:13,562
‫گروهی از فیلمنامه‌نویسان بودن،

786
00:46:13,604 --> 00:46:15,564
‫بعلاوه‌ی یک تهیه‌کننده و یک کارگردان،

787
00:46:15,606 --> 00:46:17,649
‫که از خط مشی

788
00:46:17,691 --> 00:46:19,943
‫کمیته فعالیت‌های ضدآمریکایی
‫مجلس حمایت نکردند،

789
00:46:19,985 --> 00:46:24,114
‫که قرار بود براندازی کمونیستی
‫در هالیوود رو مورد بررسی قرار بدن.

790
00:46:24,156 --> 00:46:26,200
‫و اگر با این خط مشی مخالفت می‌کردین،

791
00:46:26,241 --> 00:46:28,076
‫بهتون میگفتن شاهد معارض

792
00:46:28,118 --> 00:46:29,495
‫و احضاریه می‌اومد براتون

793
00:46:29,536 --> 00:46:32,581
‫که برین و در برابر کنگره شهادت بدین.

794
00:46:32,623 --> 00:46:34,625
‫مساله‌ای که پیش روی این کمیته قرار گرفته

795
00:46:34,666 --> 00:46:38,754
‫مشخص کردن میزان نفوذ کمونیست‌ها

796
00:46:38,796 --> 00:46:40,839
‫در صنعت فیلمسازی هالیوود است.

797
00:46:40,881 --> 00:46:45,803
‫موریانه‌های ایدئولوژیک به تعداد کثیری
‫از صنایع آمریکایی، سازمان‌ها و جوامع

798
00:46:45,844 --> 00:46:47,554
‫نفوذ کرده‌ا‌ند،

799
00:46:47,554 --> 00:46:52,309
‫بیاین از هرجایی که هستند بیرون‌
‫بیاریم‌شون و از شرشون خلاص بشیم.

800
00:46:57,105 --> 00:46:59,900
‫هواپیمای ما که پر بود از
‫نقش‌آفرینان هالیوودی به شرق رسید،

801
00:46:59,942 --> 00:47:02,027
‫برای مبارزه با چیزی که برای ما

802
00:47:02,069 --> 00:47:04,488
‫سانسور فیلم‌ها محسوب میشد.

803
00:47:04,530 --> 00:47:06,990
‫هدف ما اعمال نفوذ

804
00:47:07,032 --> 00:47:08,575
‫برای دفاع از یک اصل بود،

805
00:47:08,617 --> 00:47:11,703
‫این اصل که هیچ آدمی
‫نباید مجبور به این بشه

806
00:47:11,745 --> 00:47:14,540
‫که بگه متعلق به کدوم حزب سیاسیه.

807
00:47:14,581 --> 00:47:16,375
‫هیچکدوم از ما، حتی
‫برای یک لحظه هم

808
00:47:16,416 --> 00:47:18,669
‫به این فکر نکردیم که داریم
‫از کمونیسم دفاع می‌کنیم،

809
00:47:18,710 --> 00:47:21,171
‫یا اصلا به اینکه اینا هیچ ربطی بهم دارن.

810
00:47:21,213 --> 00:47:22,881
‫تا جایی که به ما مربوط میشد،

811
00:47:22,923 --> 00:47:25,634
‫داشتیم از حقوق انسان برای
‫دفاع از خودش دفاع می‌کردیم.

812
00:47:25,676 --> 00:47:30,722
‫کاری که آقای جی.پارنل توماس،
‫به کسی اجازه نمی‌داد انجام بده.

813
00:47:31,682 --> 00:47:34,142
‫آیا شما هرگز عضو حزب کمونیسم بوده‌اید؟

814
00:47:34,184 --> 00:47:36,562
‫من این حق رو دارم که با هرگونه شواهدی

815
00:47:36,562 --> 00:47:39,356
‫که صحت این سوال رو تایید می‌کنه مواجه بشم.

816
00:47:39,398 --> 00:47:41,316
‫دوست دارم ببینم چی دارین.

817
00:47:41,358 --> 00:47:44,778
‫این هم باعث تاسفه و هم یک تراژدیه که
‫من باید اصول پایه‌ی آمریکایی بودن رو

818
00:47:44,820 --> 00:47:46,488
‫به این کمیته یاد بدم.

819
00:47:46,530 --> 00:47:48,657
‫سوال ما این نبود!

820
00:47:48,699 --> 00:47:51,869
‫این تعرض به حق مشارکتیه که طبق
‫لایحه‌ی منشور حقوق بشر تعریف شده.

821
00:47:51,910 --> 00:47:54,204
‫لطفا سوال رو جواب بدید!

822
00:47:54,246 --> 00:47:56,039
‫حقوق شهروندان آمریکایی

823
00:47:56,081 --> 00:47:57,791
‫اینجا هم حائز اهمیت‌ند

824
00:47:57,833 --> 00:48:01,378
‫و من قصد دارم در دفاع
‫از اون حقوق ایستادگی کنم.

825
00:48:03,630 --> 00:48:05,716
‫من هامفری بوگارت هستم.

826
00:48:05,757 --> 00:48:10,095
‫ما در جلسه‌ی کمیته شرکت داشتیم و شنیدیم
‫که اتفاق افتاد، دیدیم که اتفاق افتاد.

827
00:48:10,137 --> 00:48:13,056
‫ما شاهد بودیم که شهروندان
‫آمریکایی توسط نمایندگان منتخب مردم

828
00:48:13,098 --> 00:48:15,767
‫از حق حرف زدن محروم شدند.

829
00:48:15,809 --> 00:48:19,688
‫دیدیم که پلیس شهروندان رو از جایگاه برد،
‫جوری که انگار مجرم‌ند،

830
00:48:19,730 --> 00:48:22,858
‫اون هم بعد از اینکه حق دفاع
‫از خودشون ازشون سلب شد.

831
00:48:22,900 --> 00:48:24,735
‫شاهد این بودیم که مدیر
‫کمیته با ضربات چکش‌ش،

832
00:48:24,776 --> 00:48:28,071
‫کلمات آمریکایی‌های آزاد رو قطع می‌کرد.

833
00:48:28,113 --> 00:48:32,826
‫آقای توماس، صدای اون چکش
‫در تمام آمریکا طنین‌انداز شد.

834
00:48:32,868 --> 00:48:35,787
‫چون هربار که چکش‌‌تون صدا می‌داد،

835
00:48:35,787 --> 00:48:38,999
‫به متمم اول قانون
‫اساسی ایالات متحده آمریکا

836
00:48:38,999 --> 00:48:41,084
‫ضربه وارد می‌کرد.

837
00:48:41,126 --> 00:48:43,503
‫به‌نظرم این صنعت انقدر سانسور شده

838
00:48:43,545 --> 00:48:45,589
‫و انقدر مورد حمله‌ی
‫جناح‌ها قرار گرفته،

839
00:48:45,631 --> 00:48:47,758
‫که شده شبیه به خرگوشی
‫که از ترس خودشو جمع کرده.

840
00:48:47,799 --> 00:48:49,718
‫می‌ترسه که سرشو بیاره بیرون.

841
00:48:49,760 --> 00:48:53,263
‫تو این گیر و دار،
‫کمونیست‌ها از ما استفاده کردن

842
00:48:53,305 --> 00:48:58,060
‫و کار منم رسید به اینجا که عکسم
‫رفت صفحه‌ی اول روزنامه‌ی دیلی ورکر.

843
00:48:58,101 --> 00:49:00,938
‫چون بوگارت معروف‌ترین این جمع بود،

844
00:49:00,979 --> 00:49:03,106
‫شد اون کسی که سیل
‫انتقادات به سمت‌ش روانه شد.

845
00:49:03,148 --> 00:49:06,151
‫فشار فوق‌العاده زیادی بهش وارد شد.

846
00:49:06,735 --> 00:49:08,779
‫بوگارت یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار می‌کنه،

847
00:49:08,820 --> 00:49:10,364
‫که بطور کلی توش میگه

848
00:49:10,405 --> 00:49:11,990
‫من ساده‌لوح بودم و احمق،

849
00:49:12,032 --> 00:49:14,284
‫و بابت کاری که کردم عذرخواهی می‌کنم.

850
00:49:14,326 --> 00:49:16,119
‫و واقعا یه‌جورایی

851
00:49:16,161 --> 00:49:19,498
‫این از اون لحظات
‫تحقیرکننده در زندگی بوگارته.

852
00:49:21,333 --> 00:49:25,629
‫خیلی تعجب کردم از اینکه
‫بوگی حرف خودشو پس گرفت.

853
00:49:25,671 --> 00:49:27,214
‫در پرتوی حوادث بعدیه که

854
00:49:27,255 --> 00:49:31,426
‫من اینکار بوگی رو اشتباه تلقی می‌کنم.

855
00:49:31,468 --> 00:49:33,428
‫باید پای حرفش می‌موند.

856
00:49:33,470 --> 00:49:35,514
‫ولی کاملا درک می‌کنم
‫که چرا پای حرفش نموند.

857
00:49:35,555 --> 00:49:39,851
‫مردی که اومد به سنا،
‫یعنی توماس مک‌کارتی،

858
00:49:39,893 --> 00:49:45,148
‫دهه‌ی حضور خودش رو
‫به یک کابوس تبدیل کرد،

859
00:49:45,190 --> 00:49:50,320
‫برای همین نمی‌تونیم خیلی سختگیرانه
‫یقه‌ی بوگی رو بگیریم که جواب پس بده.

860
00:49:50,362 --> 00:49:54,533
‫هیچکسی، به معنای واقعی کلمه هیچکسی

861
00:49:54,574 --> 00:49:58,161
‫جرات اینو نداشت که ابراز عقیده بکنه.

862
00:49:58,203 --> 00:50:00,706
‫اگه از من بپرسین میگم
‫وارنر یکی از بدترین‌ها بود.

863
00:50:00,747 --> 00:50:04,459
‫اون و خیلی دیگه از محافظه‌کارهایی
‫که این شهر رو در کنترل خودشون دارن،

864
00:50:04,501 --> 00:50:05,836
‫تصمیم گرفتن یه کاری بکنن

865
00:50:05,877 --> 00:50:08,130
‫تا حساسیت از روی صنعت
‫فیلمسازی برداشته بشه.

866
00:50:08,171 --> 00:50:10,716
‫واسه همین لیست سیاه ستاره‌ها، نویسنده‌ها

867
00:50:10,757 --> 00:50:13,301
‫و تهیه‌کننده‌ها رو ایجاد کردن.

868
00:50:13,343 --> 00:50:15,512
‫چیزهای دیگه، شاید درست باشن،

869
00:50:15,554 --> 00:50:17,055
‫شاید این دنیا واقعا فاسده.

870
00:50:17,055 --> 00:50:18,807
‫ولی تا وقتی که یه نفر
‫حاضره برای یک آرمان

871
00:50:18,849 --> 00:50:20,350
‫به مبارزه ادامه بده،
‫اون آرمان از دست نرفته.

872
00:50:20,392 --> 00:50:22,394
‫خب من اون یه نفر نیستم.

873
00:50:23,895 --> 00:50:27,691
‫ولی هستی، شاید نخوای اون یه
‫نفر باشی ولی درست خودت نیست.

874
00:50:27,733 --> 00:50:29,568
‫کل زندگی‌ت علیه‌ت شده.

875
00:50:29,609 --> 00:50:31,903
‫تو از زندگی من چی می‌دونی؟

876
00:50:33,572 --> 00:50:34,990
‫خیلی چیزها.

877
00:50:36,908 --> 00:50:38,618
‫اسم اون آهنگ توی فیلم چی بود؟

878
00:50:38,660 --> 00:50:40,454
‫فکر کنم اسمش بود “ماهیگیر جسور.

879
00:50:40,495 --> 00:50:42,664
‫یک آواز ملوانی قدیمیه
‫که پدرم برام می‌خوند.

880
00:50:42,706 --> 00:50:44,416
‫وقتی حدودا هشت ساله بودم.

881
00:50:44,458 --> 00:50:46,877
‫میشه یه نت مناسب برای آقای بوگارت بزنین

882
00:50:46,918 --> 00:50:51,298
‫که بتونه این آهنگ جاودانه‌ی
‫دریا رو برامون بخونه؟

883
00:51:49,314 --> 00:51:51,608
‫همینگوی گفته که دریا

884
00:51:51,650 --> 00:51:54,319
‫آخرین مکان آزاد در دنیاست،

885
00:51:54,361 --> 00:51:56,696
‫و من بهش احترام میذارم و عاشق‌شم.

886
00:51:56,738 --> 00:51:58,573
‫دریا، هوا،

887
00:51:58,615 --> 00:52:00,283
‫تمیزه و سالم،

888
00:52:00,325 --> 00:52:04,162
‫و دور از خاله‌زنک‌بازی‌های
‫هالیوود و زالوهاش.

889
00:52:04,204 --> 00:52:08,125
‫از وقتی کوچیک بودم،
‫می‌خواستم قایق خودمو داشته باشم،

890
00:52:08,166 --> 00:52:11,169
‫توی سانتانا متوجه این آرزوم شدم،

891
00:52:11,211 --> 00:52:15,465
‫و نمی‌دونین چه میزان رضایت
‫و خشنودی نصیبم می‌کنه.

892
00:52:15,507 --> 00:52:16,967
‫هیچوقت بچه‌دار نشده بود

893
00:52:17,008 --> 00:52:19,678
‫و من واقعا می‌خواستم بچه داشته باشه.

894
00:52:19,719 --> 00:52:21,221
‫نمی‌دونم اونم می‌خواست‌شون یا نه،

895
00:52:21,263 --> 00:52:24,307
‫ولی قرار بود بچه داشته باشه،
‫من تصمیم‌مو گرفته بودم.

896
00:52:25,892 --> 00:52:27,727
‫می‌ترسید با رابطه‌مون

897
00:52:27,769 --> 00:52:29,312
‫منافات پیدا کنه،

898
00:52:29,354 --> 00:52:31,064
‫و البته که به طریقی همینجوری هم میشه،

899
00:52:31,106 --> 00:52:34,025
‫چون بچه‌ها همه‌چیزو تصاحب
‫می‌کنن دیگه، مگه نمی‌کنن؟

900
00:52:40,198 --> 00:52:42,826
‫وقتی فهمیدم استفان رو حامله‌ست

901
00:52:42,868 --> 00:52:46,454
‫به‌اندازه‌ی هرپدر خانواده‌ای که منتظر
‫بدنیا اومدن بچه‌شه، وحشت‌زده شدم.

902
00:52:46,496 --> 00:52:51,251
‫بالاخره این اولین تلاشم برای پدر شدن بود،
‫اونم توی تقریبا 49 سالگی.

903
00:52:51,293 --> 00:52:55,172
‫فکر کنم ترسیده بودم بلد نباشم
‫که چجوری باید پدر خوبی باشم.

904
00:52:55,213 --> 00:52:57,340
‫نمی‌دونم چی شد ولی بعد از اینکه بهش گفتم،

905
00:52:57,382 --> 00:53:01,428
‫بدترین دعوایی که تا
‫حالا داشتیم اتفاق افتاد.

906
00:53:01,469 --> 00:53:03,930
‫صبح بعدش، بوگی یه نامه‌ی
‫طولانی برام نوشته بود،

907
00:53:03,972 --> 00:53:05,515
‫بابت رفتارش عذرخواهی کرده بود

908
00:53:05,557 --> 00:53:07,517
‫و می‌گفت نمی‌دونه چی
‫شده که اینجوری رفتار کرده

909
00:53:07,559 --> 00:53:09,436
‫جز اینکه ترس از دست دادن منو داشته.

910
00:53:11,521 --> 00:53:17,569
‫نمی‌تونم بگم قبل از ازدواج با بتی
‫هیچوقت از ته دل می‌خواستم بچه داشته باشم.

911
00:53:17,611 --> 00:53:21,198
‫زندگی‌م هیچوقت اونقدر به
‫ثبات نرسیده بود که دلم بچه بخواد.

912
00:53:21,198 --> 00:53:24,409
‫و همونطوری که در موردش حرف میزد،
‫دیگه منم دلم می‌خواست.

913
00:53:26,536 --> 00:53:28,288
‫اونقدر واقع‌بین هستم که بدونم

914
00:53:28,288 --> 00:53:32,709
‫که احتمالا من این کره رو
‫زودتر از اون ترک می‌کنم،

915
00:53:32,751 --> 00:53:34,211
‫بنابراین یه بچه می‌خواستم،

916
00:53:34,252 --> 00:53:37,839
‫که پیش‌ش بمونه، که اونو یاد من بندازه.

917
00:53:40,717 --> 00:53:44,429
‫جلسه به تعویق افتاد،
‫بیا یه داکری یخی بخور.

918
00:53:47,390 --> 00:53:52,062
‫فکر نکنم بتونم صرفا بعنوان
‫یک شوهر و پدر زندگی کنم،

919
00:53:52,103 --> 00:53:53,438
‫باید کار کنم.

920
00:53:53,480 --> 00:53:56,191
‫وقتی تو شهرم و کار نمی‌کنم،

921
00:53:56,233 --> 00:53:57,943
‫اون روز خیلی روز ملال‌آوری میشه.

922
00:53:57,984 --> 00:54:00,070
‫ناهار، یکی دو ساعتی میرم رستوران رومانوفز.

923
00:54:00,111 --> 00:54:04,074
‫اونجا دوستامو می‌بینم،
‫یه‌جورایی مثل یه کلاب یا باشگاه می‌مونه.

924
00:54:04,115 --> 00:54:08,161
‫هرروز صبح پیش از ظهر می‌اومد.

925
00:54:08,203 --> 00:54:10,413
‫از اولین کسایی بود که سر و کله‌ش پیدا میشد؟

926
00:54:10,455 --> 00:54:11,998
‫همیشه اولی بود.

927
00:54:12,040 --> 00:54:14,960
‫اول می‌رفت به بار، نوشیدنیش رو می‌گرفت،

928
00:54:15,001 --> 00:54:17,671
‫بعد برمی‌گشت سر میزش،
‫و منتظر میشد،

929
00:54:17,712 --> 00:54:19,506
‫منتظر هرکی که سر و کله‌ش پیدا میشد.

930
00:54:19,547 --> 00:54:23,093
‫در واقع یه پلاک
‫می‌ذاشتن پشت میزشون،

931
00:54:23,093 --> 00:54:24,678
‫که می‌تونستن پشت این میز بشینن.

932
00:54:24,678 --> 00:54:27,430
‫- برو یه نوشیدنی واسه خودت بگیر و آروم باش.
‫- باشه.

933
00:54:29,975 --> 00:54:32,978
‫من به هیچ عوضی‌ای که
‫نوشیدنی نخوره اعتماد ندارم.

934
00:54:33,019 --> 00:54:36,690
‫آدم‌هایی که نوشیدنی نمی‌خورن
‫از برملا کردن خودشون می‌ترسن.

935
00:54:36,731 --> 00:54:39,067
‫به سلامتی روزهای خوش.

936
00:54:39,359 --> 00:54:42,195
‫نوشیدنی که میخورد کلا یکی دیگه بود.

937
00:54:42,237 --> 00:54:44,864
‫تنها چیزی‌ش که ثابت می‌موند

938
00:54:44,864 --> 00:54:46,950
‫گیردادن به ریاکارها بود.

939
00:54:47,367 --> 00:54:49,202
‫همیشه زود از کوره در می‌رفت،

940
00:54:49,244 --> 00:54:51,746
‫ولی اگه می‌شناختینش، این از
‫کوره در رفتنش رو باور نمی‌کردین.

941
00:54:51,788 --> 00:54:54,165
‫ولی می‌تونست نسبت به غریبه‌ها
‫زود از کوره در بره.

942
00:54:54,207 --> 00:54:57,794
‫مرزی که وجود داشت واضح و مشخص بود.

943
00:54:57,836 --> 00:54:59,379
‫می‌دونستی در چه موقعیتی هستی،

944
00:54:59,421 --> 00:55:01,673
‫ده دقیقه بعد از آشنایی
‫باهاش دیگه می‌دونستی.

945
00:55:01,715 --> 00:55:04,217
‫درسته، یا یه صمیمیتی باهاش داشتی،

946
00:55:04,259 --> 00:55:07,012
‫و یا باهاش ارتباط برقرار
‫می‌کردی و ازت خوشش می‌اومد،

947
00:55:07,053 --> 00:55:08,930
‫و یا خوشش نمی‌اومد.

948
00:55:10,432 --> 00:55:12,100
‫کاملا اطمینان پیدا می‌کرد که بدونین

949
00:55:12,142 --> 00:55:13,768
‫که آدم غیرقابل‌پیش‌بینی‌یه.

950
00:55:13,810 --> 00:55:15,854
‫با توپ پر اینور اونور نمی‌رفت،

951
00:55:15,895 --> 00:55:20,984
‫توپه رو می‌گرفت دستش و مطمئن
‫میشد که می‌دونین توپ تو دستشه،

952
00:55:21,026 --> 00:55:23,028
‫و هرلحظه ممکنه تبدیل بشه به توپ پر.

953
00:55:23,069 --> 00:55:27,449
‫در جستجوی نقطه‌ضعف طرف مقابلش بود...

954
00:55:27,490 --> 00:55:31,328
‫عاشق کرم ریختن بود و...

955
00:55:31,369 --> 00:55:35,498
‫اسمشو میذاشت سربه‌سر گذاشتن
‫ولی در اصل تست کردن بود.

956
00:55:35,540 --> 00:55:39,252
‫عاشق این بود که پیدا کنه و ببینه

957
00:55:39,294 --> 00:55:42,255
‫به کدوم بخش حساس
‫یه نفر می‌تونه ضربه بزنه

958
00:55:42,297 --> 00:55:44,758
‫و استاد پیدا کردنش بود.

959
00:55:44,799 --> 00:55:47,719
‫یه وقت‌هایی بود که گیر میداد به آدم‌ها،

960
00:55:47,761 --> 00:55:51,931
‫اونم بدون هیچ دلیلی، معمولا
‫از سر نوشیدنی اینجوری میشد.

961
00:55:51,973 --> 00:55:55,143
‫اما هرازگاهی هم می‌رفت سراغ یکی که

962
00:55:55,185 --> 00:55:58,313
‫بی‌دفاع بود و واقعا نباید
‫کسی بهش گیر می‌داد.

963
00:56:02,650 --> 00:56:04,944
‫در طول ده سال آخر زندگی‌ش،

964
00:56:04,986 --> 00:56:08,198
‫تحت‌تاثیر جاه‌طلبی وحشیانه‌ش،

965
00:56:08,239 --> 00:56:09,949
‫هامفری بوگارت به خودش اجازه داد

966
00:56:09,991 --> 00:56:12,702
‫که توسط روزنامه‌نگاران
‫بعنوان یک قلدر خشن و معتاد

967
00:56:12,702 --> 00:56:14,245
‫به جهانیان معرفی بشه.

968
00:56:14,287 --> 00:56:17,332
‫نکن! می‌کشیش!

969
00:56:19,042 --> 00:56:22,629
‫با اینحال، نقش کاراکتری رو بازی
‫کرد که به‌طرز شگفت آوری پیچیده بود،

970
00:56:22,670 --> 00:56:25,173
‫در فیلمی که اسمش به بهترین شکل

971
00:56:25,215 --> 00:56:28,760
‫انزوای خود بوگارت در
‫بین آدم‌ها رو توصیف می‌کنه:

972
00:56:28,802 --> 00:56:31,221
‫"در مکانی خلوت"

973
00:56:31,262 --> 00:56:35,225
‫پرواز شماره 16 نیویورک کنسل شده.

974
00:56:35,225 --> 00:56:39,437
‫کمبود انرژی‌ش که با صاعقه‌هایی
‫از خشونت جبران میشد

975
00:56:39,479 --> 00:56:41,439
‫اینا همه با بوگارت واقعی مشترک بود.

976
00:56:54,285 --> 00:56:56,830
‫خونه‌ی آرومی داریم،
‫یه پسر فوق‌العاده داریم،

977
00:56:56,871 --> 00:57:00,041
‫یه کشتی داریم و دوستان خوب.

978
00:57:00,083 --> 00:57:02,710
‫متنفرم از اینکه بتی رو از پسرمون دور کنم،

979
00:57:02,752 --> 00:57:04,671
‫اونم واسه یه مدت طولانی.

980
00:57:04,712 --> 00:57:06,214
‫این بچه فقط دو سالشه،

981
00:57:06,256 --> 00:57:08,049
‫و ما قراره حداقل شیش ماه خونه نباشیم.

982
00:57:08,091 --> 00:57:10,510
‫ولی من راه دیگه‌ای براش نمی‌بینم.

983
00:57:10,552 --> 00:57:14,055
‫ازدواج‌های دیگه‌م بخاطر
‫این جدایی‌ها از بین رفتن،

984
00:57:14,097 --> 00:57:16,766
‫پس هرجایی که من برم،
‫اونم میره.

985
00:57:18,017 --> 00:57:20,228
‫باهاش توافق کردم،
‫باهاش عهد بستم،

986
00:57:20,270 --> 00:57:24,566
‫که همیشه ازدواجم برام اولویت باشه،
‫و همینکارم کردم.

987
00:57:24,607 --> 00:57:28,194
‫من...پای عهدم موندم.

988
00:57:30,530 --> 00:57:34,409
‫وقتی پدر و مادرم رفتن که
‫برن سر فیلم “ملکه‌ی آفریقایی“

989
00:57:34,451 --> 00:57:37,120
‫خانم هارتلی، که اون زمان پرستار من بود،

990
00:57:37,162 --> 00:57:41,332
‫بردمون فرودگاه تا ازشون خداحافظی کنیم،

991
00:57:41,374 --> 00:57:46,212
‫و هواپیمای اونا بلند شد
‫و رفت تو هوا و اون مرد.

992
00:57:46,254 --> 00:57:49,132
‫به معنای واقعی کلمه
‫وقتی من تو بغلش بودم مرد.

993
00:57:49,174 --> 00:57:51,593
‫و دکتر زنگ زد به مادرم و گفت:

994
00:57:51,634 --> 00:57:55,763
‫پرستار مرده، میخواین چیکار کنین؟

995
00:57:55,805 --> 00:57:57,432
‫و اونجا که مادرم گفت:

996
00:57:57,474 --> 00:58:00,101
‫خب، میخوام با جان هیوستون برم آفریقا

997
00:58:00,143 --> 00:58:01,769
‫و با کاترین هپبورن فیلم کار کنم،

998
00:58:01,811 --> 00:58:03,563
‫و هیجان‌انگیزترین دوران زندگی‌مو تجربه کنم،

999
00:58:03,605 --> 00:58:07,358
‫یا میخوام برگردم خونه و از
‫بچه‌ی دوساله‌م مراقبت کنم؟

1000
00:58:09,819 --> 00:58:12,280
‫شنیدم این اولین سفر شما به پاریسه.

1001
00:58:12,322 --> 00:58:14,324
‫- درست شنیدین.
‫- و شرط می‌بندم هیجان‌زده هستین.

1002
00:58:14,365 --> 00:58:15,783
‫و بی‌صبرانه منتظر
‫رسیدن به اونجام.

1003
00:58:15,825 --> 00:58:17,619
‫- پایتخت فرانسه.
‫- بله.

1004
00:58:17,660 --> 00:58:19,078
‫همیشه خیلی جذاب
‫و فریبنده بوده برام،

1005
00:58:19,120 --> 00:58:21,206
‫و همیشه هم عاشق زبان فرانسه بودم.

1006
00:58:21,247 --> 00:58:24,125
‫و نقطه عطف این سفر چیه براتون؟
‫کجاها رو قراره ببینین؟

1007
00:58:24,167 --> 00:58:27,337
‫فولی برژه،
‫سالن‌هاشون یا چی؟

1008
00:58:27,378 --> 00:58:29,839
‫واسه من؟ خب مثل اکثر زن‌ها

1009
00:58:29,839 --> 00:58:32,342
‫به‌نظرم خیلی به مد علاقه‌مندند.

1010
00:58:53,363 --> 00:58:55,698
‫بگو داشت می‌گفت: می‌دونی
‫از چی پاریس خوشم میاد؟

1011
00:58:55,740 --> 00:58:58,409
‫گفت: اینجا دیگه مزاحمت نمیشن.

1012
00:58:58,451 --> 00:59:01,454
‫میگن ستاره‌ی سینمایی؟ خب که چی؟
‫محل‌ت نمیذارن.

1013
00:59:01,496 --> 00:59:04,082
‫سوار ماشین بودیم، پشت چراغ‌قرمز ایستادیم،

1014
00:59:04,082 --> 00:59:06,834
‫و یه مرد فرانسوی ریزه‌میزه که
‫کلاه سرش بود تو ماشینو نگاه کرد،

1015
00:59:06,834 --> 00:59:08,586
‫دیدش و بوگارت رو شناخت

1016
00:59:08,628 --> 00:59:12,298
‫و اومد دم پنجره و گفت: بنگ بنگ.

1017
00:59:19,806 --> 00:59:21,641
‫این فیلم جدیدتون چیه؟

1018
00:59:21,683 --> 00:59:24,477
‫دارین برای ساختش میرین
‫به اعماق قاره‌ی آفریقا.

1019
00:59:24,519 --> 00:59:26,437
‫آره، داریم میریم آفریقا،

1020
00:59:26,479 --> 00:59:29,482
‫احتمالا بریم اطراف
‫نایروبی یا رودزیای شمالی.

1021
00:59:29,524 --> 00:59:31,526
‫برحسب اتفاق فهمیدیم که اونجا بارونیه

1022
00:59:31,568 --> 00:59:35,029
‫برای همین شاید مجبور بشیم بریم
‫اسکاتلند فیلمبرداری‌ش کنیم، نمی‌دونم.

1023
00:59:36,781 --> 00:59:40,201
‫خیلی خوبه که یه زن توی کشتی‌ت داشته
‫باشی، زنی که به پاکیزگی عادت داشته باشه.

1024
00:59:40,243 --> 00:59:42,161
‫واسه یه مرد الگوی خوبی میشه.

1025
00:59:42,203 --> 00:59:46,040
‫یه مرد تنها...عادت می‌کنه
‫که مثل خوک زندگی کنه.

1026
00:59:47,834 --> 00:59:50,628
‫من به شدت هیجان‌زده بودم،
‫ولی بوگی می‌دونست که جان

1027
00:59:51,254 --> 00:59:53,256
‫زندگی‌شو همونجوری که بود دوست داشت.

1028
00:59:53,298 --> 00:59:55,883
‫تنها سفری که می‌خواست
‫رفتن به نیویورک بود.

1029
00:59:55,883 --> 00:59:57,885
‫بوگارت از هیچ‌ بخش‌ش خوشش نمی‌اومد.

1030
00:59:57,927 --> 01:00:00,346
‫از همون ب بسم‌الله مخالف‌ش بود.

1031
01:00:00,346 --> 01:00:02,849
‫جان هیوستون می‌خواست
‫همه‌چیز بی‌نقص باشه.

1032
01:00:02,849 --> 01:00:05,727
‫اگه یک کوه قشنگ می‌دید
‫که نزدیک‌مون هم بود،

1033
01:00:05,768 --> 01:00:07,228
‫می‌گفت این کوهه خوب نیست.

1034
01:00:07,270 --> 01:00:11,190
‫اگه لوکیشنی بود که می‌تونستیم
‫بدون عبور از چند رود،

1035
01:00:11,232 --> 01:00:13,359
‫رد شدن از لونه‌ی مارهای زنگی،

1036
01:00:13,401 --> 01:00:15,069
‫و سوختن زیر آفتاب بهش برسیم،

1037
01:00:15,111 --> 01:00:17,405
‫می‌گفت به اندازه‌ی کافی خوب نیست.

1038
01:00:17,447 --> 01:00:20,575
‫بهش می‌گفتیم: هیوستون سخت پسند.

1039
01:00:21,784 --> 01:00:23,286
‫غذا افتضاح بود،

1040
01:00:23,328 --> 01:00:25,663
‫بیشتر اوقات مجبور بودیم نوشیدنی بخوریم.

1041
01:00:25,747 --> 01:00:30,335
‫وای خانوم...رحم داشته باشین خانوم.

1042
01:00:33,796 --> 01:00:37,842
‫می‌تونستین ازدواج موفقی با
‫هامفری بوگارت داشته باشین؟

1043
01:00:37,884 --> 01:00:39,594
‫هرگز بهش فکر نکردم.

1044
01:00:39,594 --> 01:00:41,512
‫جدی بود و به شدت منطقی بود.

1045
01:00:41,554 --> 01:00:44,766
‫خیلی جنتلمن بود و خیلی با اصل و نسب.

1046
01:00:44,807 --> 01:00:47,268
‫- خیلی خوش‌رفتار بود.
‫- آدم خشنی نبود؟

1047
01:00:47,310 --> 01:00:49,854
‫به هیچ وجه.
‫دقیقا برعکس این بود.

1048
01:00:49,896 --> 01:00:52,940
‫چرا اینقدر بدجنسی می‌کنی خانوم؟

1049
01:00:52,982 --> 01:00:55,276
‫یه مرد هرازگاهی ممکنه بخواد
‫بیش از حد دمی به خمره بزنه.

1050
01:00:55,318 --> 01:00:58,029
‫طبیعت بشریه.

1051
01:00:58,071 --> 01:01:03,242
‫آقای آلنات، ما در این دنیا قرار
‫داده شدیم تا از طبیعت فراتر بریم.

1052
01:01:03,910 --> 01:01:05,244
‫خانوم...

1053
01:01:06,537 --> 01:01:10,041
‫ببخشید، معذرت میخوام.

1054
01:01:10,083 --> 01:01:13,753
‫یه مرد دیگه بیشتر از اینکه بگه
‫عذرمیخوام چیکار می‌تونه بکنه؟

1055
01:01:17,340 --> 01:01:21,427
‫مه‌یو متو، همسر سابق
‫بوگارت از دنیا رفت.

1056
01:01:21,427 --> 01:01:23,471
‫چه ضایعه‌ای.

1057
01:01:29,769 --> 01:01:32,897
‫تک‌تک زن‌های هامفری طوری
‫به دقت انتخاب شده بودن

1058
01:01:32,939 --> 01:01:36,150
‫تا با پیشرفت حیات
‫کاری‌ش مطابقت داشته باشن.

1059
01:01:36,192 --> 01:01:40,488
‫وقتی شروع کرد به بازیگری و
‫باید کلی چیزها یاد می‌گرفت،

1060
01:01:40,530 --> 01:01:42,824
‫با هلن منکن ازدواج کرد.

1061
01:01:42,865 --> 01:01:45,368
‫مری فیلیپس دقیقا براش درست بود

1062
01:01:45,410 --> 01:01:50,832
‫واسه زمانی که بیشتر از الهام و انگیزه،
‫به آسایش نیاز داشت.

1063
01:01:50,873 --> 01:01:56,170
‫ولی هیچکدوم به اندازه‌ی زن سوم‌ش
‫در موفقیت هامفری نقش نداشتن:

1064
01:01:56,212 --> 01:01:59,257
‫مه‌یو متو.

1065
01:01:59,298 --> 01:02:02,593
‫اون رو در دوران تنهایی و رخوت پیدا کرد.

1066
01:02:02,635 --> 01:02:07,682
‫در دورانی که ممکن بود به بازی کردن در نقش‌
‫فرعی گنگسترها برای برادران وارنر ادامه بده.

1067
01:02:07,724 --> 01:02:11,769
‫با مه‌یو آشنا شد و مه‌یو شعله‌ورش کرد

1068
01:02:11,811 --> 01:02:16,774
‫و سرپوش تمام بازدارندگی‌هاش
‫رو برای همیشه منفجر کرد.

1069
01:02:24,407 --> 01:02:26,909
‫هالیوودنشینان در مراسم اسکار

1070
01:02:26,951 --> 01:02:30,288
‫که توسط آکادمی علوم و هنرهای
‫سینما برگزار می‌شود حاضر می‌شوند.

1071
01:02:30,288 --> 01:02:32,373
‫شب با ستاره‌ها روشن است.

1072
01:02:32,415 --> 01:02:35,543
‫گفتم: متن یه سخنرانی رو
‫برات آماده کردم، میگی‌ش؟

1073
01:02:35,585 --> 01:02:38,129
‫گفت: آره، میگم، چی هست؟

1074
01:02:38,129 --> 01:02:42,759
‫گفتم: وقتی اسمتو گفتن و
‫رفتی بالا و جایزه‌ت رو گرفتی

1075
01:02:42,800 --> 01:02:46,721
‫خیلی دراماتیک و به مدت
‫پنج ثانیه به حضار نگاه کن

1076
01:02:46,721 --> 01:02:51,809
‫و بعد بگو: خب، چه عجب.
‫ولی اینو نگفت.

1077
01:02:52,059 --> 01:02:55,605
‫استودیوها می‌تونن با حمایت‌شون
‫هرکی که خواستن رو ستاره کنن.

1078
01:02:55,646 --> 01:02:57,523
‫واسه همینه که من خودمو گول نمی‌زنم،

1079
01:02:57,565 --> 01:03:02,236
‫واسه همینه که نمی‌تونم
‫خودم یا اینکارو جدی بگیرم.

1080
01:03:05,281 --> 01:03:08,034
‫سال 1952 دوباره حامله شدم.

1081
01:03:08,075 --> 01:03:10,787
‫توی بندیکت کنیون واسه
‫یه بچه‌ی دیگه جا نداشتیم.

1082
01:03:10,828 --> 01:03:13,498
‫و وقتی بوگی دست رو دست گذاشته
‫بود و کاری نمی‌کرد، من رفتم به شکار

1083
01:03:13,498 --> 01:03:16,751
‫و عاشق زیباترین خونه شدم.

1084
01:03:21,172 --> 01:03:24,133
‫اون کسیه که کاری کرد که اجتماعی باشن

1085
01:03:24,175 --> 01:03:27,553
‫و آدم‌های بیشتری دورشون باشه.

1086
01:03:29,222 --> 01:03:30,556
‫و در آخر بوگارت هم راضی بود.

1087
01:03:37,313 --> 01:03:40,441
‫تو استودیوی برادران وارنر یکی از
‫بالاترین رقم‌ها در قراردادها رو داشتم،

1088
01:03:40,483 --> 01:03:44,904
‫ولی خیلی محدودکننده بود و به این فکر
‫کردم که خارج از استودیو بهتر کار می‌کنم.

1089
01:03:44,946 --> 01:03:46,864
‫بالاخره رفتم.

1090
01:03:46,864 --> 01:03:49,909
‫تقریبا هیچکس کمپانی
‫تولید فیلم خودشو نداشت.

1091
01:03:49,951 --> 01:03:52,411
‫پدر من جزو اولین‌ها بود.

1092
01:03:52,453 --> 01:03:54,080
‫نوبت توئه.

1093
01:03:54,121 --> 01:03:56,624
‫چندین سال شگفت‌انگیز رو در
‫استودیوی برادران وارنر گذروندم.

1094
01:03:56,666 --> 01:03:59,126
‫متوجه شدم که اونا تا حد زیادی

1095
01:03:59,168 --> 01:04:01,838
‫مسئول چیزی بودن که قرار
‫بود در حرفه‌ی من پیش بیاد.

1096
01:04:01,879 --> 01:04:03,589
‫دلم واسه جنگ و دعواهام با جک تنگ میشه.

1097
01:04:03,631 --> 01:04:07,969
‫هیچکس تا حالا به خوبی
‫اون بد و بیراه نثارم نکرده.

1098
01:04:09,220 --> 01:04:12,348
‫1953 سال خوبی واسه ما بود.

1099
01:04:12,390 --> 01:04:15,643
‫بوگی بطور مستمر کار می‌کرد،
‫اونم تو فیلم‌های خوب.

1100
01:04:18,187 --> 01:04:19,981
‫گفتم: بوگی، یا مسیح،

1101
01:04:20,022 --> 01:04:22,733
‫ممکنه با ادامه دادنش اشتباه
‫بزرگی مرتکب بشیم.

1102
01:04:22,775 --> 01:04:26,571
‫فرصتی بود که جلوی ضرر رو بگیریم.

1103
01:04:26,612 --> 01:04:28,281
‫و خودمونو از کل ماجرا بکشونیم بیرون.

1104
01:04:28,322 --> 01:04:30,575
‫کمپانی بوگی بود و به همین خاطر

1105
01:04:30,616 --> 01:04:33,160
‫من دوبرابر احساس مسئولیت می‌کردم.

1106
01:04:33,202 --> 01:04:36,205
‫بوگی گفت:
‫"بی‌خیال جان، فقط پوله دیگه."

1107
01:04:43,045 --> 01:04:44,672
‫هیوستون یه ایده‌ای داشت.

1108
01:04:44,714 --> 01:04:47,216
‫بجای تلاش برای تکرار ”کازابلانکا”

1109
01:04:47,258 --> 01:04:48,843
‫یا ”شاهین مالت”

1110
01:04:48,885 --> 01:04:51,512
‫ترومن کاپوتی رو میاریم
‫که فیلمنامه رو بنویسه

1111
01:04:51,554 --> 01:04:55,391
‫و یک فیلم انسانی می‌سازیم،
‫با کلی طنز و احساس.

1112
01:04:55,433 --> 01:04:58,936
‫ترومن وحشیانه نوشتش،
‫تعبیرش از طنز

1113
01:04:58,936 --> 01:05:02,315
‫عجیب‌ترین و غیرعادی‌ترین
‫چیزی بود که تا حالا شنیده بودین.

1114
01:05:02,315 --> 01:05:04,817
‫اگه هزار برابر میزانی که تو
‫میگی دوستم داری دوستت داشتم

1115
01:05:04,859 --> 01:05:07,320
‫بازم هیچ فرقی نمی‌کرد،
‫باید پول داشته باشم.

1116
01:05:07,361 --> 01:05:09,363
‫دکتر گفته که من باید
‫کلی پول داشته باشم.

1117
01:05:09,405 --> 01:05:11,407
‫در غیراینصورت کسل و بیحال میشم

1118
01:05:11,449 --> 01:05:13,284
‫و پوستم هم به مشکل می‌خوره.

1119
01:05:13,326 --> 01:05:15,286
‫ولی تو الان اینجوری نیستی،
‫هیچی هم پول نداری.

1120
01:05:15,328 --> 01:05:18,164
‫انتظاراتمه که سرپا نگهم داشته.

1121
01:05:22,668 --> 01:05:25,630
‫”شیطان را بران” که اکران شد

1122
01:05:25,671 --> 01:05:27,548
‫و استودیوها دیدنش

1123
01:05:27,590 --> 01:05:29,592
‫نگفتن خب این اصلا در مورد چیه؟

1124
01:05:29,634 --> 01:05:31,344
‫مسلما گفتن، تماشاگرها

1125
01:05:31,385 --> 01:05:33,596
‫و منتقدها و بقیه هم همینو گفتن.

1126
01:05:33,638 --> 01:05:35,890
‫و کی فهمیدن که خنده‌دار بوده؟

1127
01:05:35,932 --> 01:05:39,435
‫سه چهارسالی طول کشید
‫تا کم‌کم دست‌شون بیاد.

1128
01:05:39,477 --> 01:05:44,523
‫و همونطور که گفتین، کم‌کم
‫تبدیل شد به یک فیلم کالت.

1129
01:05:44,565 --> 01:05:47,193
‫بله. بوگارت و کاپوتی با هم چطور بودن؟

1130
01:05:47,234 --> 01:05:52,323
‫با هم خیلی خوب بودن، تا
‫اینکه یک شب با هم کشتی گرفتن.

1131
01:05:52,365 --> 01:05:56,243
‫و در کمال تعجب، ترومن،

1132
01:05:56,285 --> 01:05:58,871
‫که در ضمن واسه خودش بولداگیه،

1133
01:05:58,913 --> 01:06:02,500
‫شونه‌های بوگی رو به زمین چسبوند.

1134
01:06:20,851 --> 01:06:24,480
‫من و بوگی گروهی رو تشکیل
‫دادیم که به رت پک معروف بود،

1135
01:06:28,693 --> 01:06:31,237
‫در ”شورش کین”،
‫نقش کوئیگ رو بازی می‌کنم.

1136
01:06:31,278 --> 01:06:33,072
‫مردی که فرمانی داده

1137
01:06:33,114 --> 01:06:35,157
‫و از پذیرش مسئولیت‌
‫فرمانی که داده ناتوانه.

1138
01:06:35,199 --> 01:06:37,743
‫عصربخیر آقایون.

1139
01:06:37,785 --> 01:06:42,498
‫از کاپیتان کوئیگ خوشم می‌اومد.
‫حس کردم درکش می‌کنم.

1140
01:06:42,540 --> 01:06:48,504
‫طبیعتا...این چیزها رو فقط به
‫واسطه‌ی حافظه می‌تونم به‌یاد بیارم.

1141
01:06:48,546 --> 01:06:53,676
‫اگه چیزی رو جا انداختم،
‫دقیق و جزئی ازم بپرسین،

1142
01:06:53,718 --> 01:07:00,349
‫و ... خوشحال میشم
‫بتونم تک‌تک‌شونو جواب بدم.

1143
01:07:00,391 --> 01:07:03,519
‫کوئیگ دیوانه نبود،
‫بیمار بود.

1144
01:07:03,561 --> 01:07:05,438
‫نمی‌دونم اسکیزوفرنی داشت،

1145
01:07:05,479 --> 01:07:08,024
‫دوقطبی بود یا پارانویا داشت.

1146
01:07:08,065 --> 01:07:09,900
‫از یک روانکاو بپرسین.

1147
01:07:09,942 --> 01:07:15,531
‫ولی می‌دونم آدمی که هرکدوم از این مسائل رو
‫داشته باشه در نرمال بودن اضافه‌کاری می‌کنه.

1148
01:07:15,573 --> 01:07:19,493
‫در واقع بیش از حد نرماله،
‫تا اینکه تحت فشار قرار بگیره،

1149
01:07:19,535 --> 01:07:22,329
‫بعد منفجر میشه.

1150
01:07:22,371 --> 01:07:26,917
‫خودم شخصا تو هر استودیوی هالیوود،
‫یه کوئیگ می‌شناسم.

1151
01:07:36,052 --> 01:07:39,055
‫به نظرم خیلی پدر خوبی میشد،

1152
01:07:39,096 --> 01:07:41,766
‫و این به این معنا نیست
‫که تو بچگی‌م پدر خوبی نبود،

1153
01:07:41,807 --> 01:07:45,144
‫فقط یه جورایی سرد و نجوش بود.

1154
01:08:08,959 --> 01:08:10,294
‫بوگی یه روز اومد خونه و گفت

1155
01:08:10,336 --> 01:08:12,463
‫موقع ناهار گریر گارسون رو دیده.

1156
01:08:12,505 --> 01:08:14,590
‫گریر گفته بود که نوع
‫سرفه کردنش یه جوریه

1157
01:08:14,632 --> 01:08:17,593
‫و باید بره دکتر مینارد
‫برندسما، یعنی دکتر خودشو ببینه،

1158
01:08:17,635 --> 01:08:20,221
‫که متخصص داخلیه و
‫کلینیک‌ش توی بورلی هیلزه.

1159
01:08:20,262 --> 01:08:23,724
‫در واقع به‌زور واسه معاینه کشوندش اونجا.

1160
01:08:23,766 --> 01:08:27,561
‫یه خبرهایی بود، حالا یا
‫توی نای‌ش یا توی مری‌ش.

1161
01:08:27,561 --> 01:08:30,523
‫تونستیم ازش بیوپسی بگیریم

1162
01:08:30,564 --> 01:08:34,026
‫و نمونه مثبت بود، سرطان داشت، کارسینوم.

1163
01:08:34,026 --> 01:08:40,491
‫به بوگی گفتم یک زخم بدخیم توی مری‌ش داره

1164
01:08:40,533 --> 01:08:43,869
‫و خب این خودش نیاز
‫به یک جراحی دیگه داشت.

1165
01:08:44,829 --> 01:08:47,373
‫بوگی پرسیده بود
‫ممکنه تا پایان فیلمبرداری

1166
01:08:47,373 --> 01:08:48,457
‫عقبش بندازن؟

1167
01:08:48,499 --> 01:08:50,626
‫تقریبا یه هفته بعدش می‌خواستیم شروع کنیم.

1168
01:08:50,668 --> 01:08:52,002
‫دکتر برندسما گفته بود نمیشه،

1169
01:08:52,002 --> 01:08:55,381
‫مگه اینکه دنبال کلی گل در
‫قطعه هنرمندان فارست لان باشه.

1170
01:08:56,132 --> 01:08:59,760
‫متاسفانه وقتی قفسه‌ی سینه رو باز کردیم

1171
01:08:59,802 --> 01:09:03,055
‫دیدیم که غدد لنفاوی از قبل درگیر شدن.

1172
01:09:03,097 --> 01:09:06,559
‫خودم شخصا به بوگی گفتم
‫که همه‌شو بیرون آوردیم،

1173
01:09:06,600 --> 01:09:10,729
‫که تا حدی حقیقت داشت،
‫چون زخم رو بیرون آورده بودیم.

1174
01:09:10,729 --> 01:09:13,858
‫در مورد غده‌ها‌ی سرطانی،
‫هیچوقت نمیشه فهمید کامل خارج شدن یا نه.

1175
01:09:13,899 --> 01:09:17,736
‫و بخاطر سرفه‌هاش نمی‌تونستیم
‫خیلی بهش آرامبخش بزنیم.

1176
01:09:18,863 --> 01:09:21,907
‫بنابراین دوران به شدت سختی رو از سرگذروند

1177
01:09:21,907 --> 01:09:25,161
‫ولی حتی یکبار هم غر نزد،
‫حتی یکبار.

1178
01:09:26,537 --> 01:09:28,372
‫بیرون نرفتم.

1179
01:09:28,414 --> 01:09:31,792
‫باید اینجا بشینم و ساکت باشم.

1180
01:09:31,834 --> 01:09:34,086
‫همه‌ش احساس خستگی می‌کنم.

1181
01:09:34,128 --> 01:09:36,755
‫انگار دیگه اصلا دل و دماغ ندارم.

1182
01:09:36,797 --> 01:09:40,134
‫فکر کنم کهولت سن
‫دیگه داره بهم میرسه.

1183
01:09:41,177 --> 01:09:44,013
‫دوباره گفت که توی پشت‌ش درد احساس می‌کنه،

1184
01:09:44,889 --> 01:09:48,976
‫اشعه ایکس نشون داد که سرطان
‫به ستون فقرات‌ش سرایت کرده.

1185
01:09:49,476 --> 01:09:52,521
‫واکنش بتی به این اتفاقات چی بود؟

1186
01:09:52,563 --> 01:09:55,524
‫حقیقت رو می‌دونست یا
‫در حد بوگی در جریان بود؟

1187
01:09:55,566 --> 01:09:57,818
‫حقیقت رو می‌دونست، در جریان بود.

1188
01:09:58,527 --> 01:10:01,447
‫نمی‌تونستم به زندگی نکردن بوگی فکر کنم.

1189
01:10:01,488 --> 01:10:04,200
‫برام کاملا غیرقابل قبول بود.

1190
01:10:09,914 --> 01:10:12,875
‫اخیرا از این همه شایعات بی‌‌پایه و اساس

1191
01:10:12,917 --> 01:10:14,752
‫در رابطه با وضعیت سلامتی من

1192
01:10:14,793 --> 01:10:16,545
‫که بین شما دهان به دهان می‌شود

1193
01:10:16,587 --> 01:10:18,088
‫بسیار برآشفته شدم.

1194
01:10:18,255 --> 01:10:20,299
‫در حال حاضر بهتر از همیشه‌م،

1195
01:10:20,341 --> 01:10:23,344
‫و تنها چیزی که نیاز دارم
‫سی پوند اضافه وزن است،

1196
01:10:23,385 --> 01:10:26,138
‫که مطمئنم برخی از شما می‌توانید
‫این میزان وزن را به من ارزانی کنید.

1197
01:10:26,138 --> 01:10:27,848
‫و باور کنید نسبت به اینکه این سی پوند

1198
01:10:27,890 --> 01:10:31,644
‫از کدام بخش آناتومی شما
‫می‌آید، حساسیتی ندارم.

1199
01:10:37,483 --> 01:10:41,070
‫یکی دو هفته‌ای زندگی‌مون تقریبا نرمال بود،

1200
01:10:41,111 --> 01:10:45,783
‫لزلی در محوطه‌ی بیرون، چهارمین
‫سالگرد تولدش رو جشن می‌گرفت.

1201
01:10:46,659 --> 01:10:49,370
‫فوق‌العاده شجاع بود

1202
01:10:49,411 --> 01:10:51,205
‫ولی همیشه این فکر پشت‌ش بود

1203
01:10:51,247 --> 01:10:55,251
‫که شاید بتونه به بیماری چیره بشه.

1204
01:10:56,752 --> 01:11:02,299
‫انگار داشت توی اون کشتی آخرین
‫ذرات شیره‌ی زندگی رو بیرون می‌کشید.

1205
01:11:03,968 --> 01:11:05,970
‫ولی به نظر من دریانوردی

1206
01:11:06,011 --> 01:11:08,430
‫چیزی بود که باعث شد بیشتر دووم بیاره.

1207
01:11:08,472 --> 01:11:10,099
‫آره، صد در صد.

1208
01:11:10,140 --> 01:11:13,602
‫تو آخرین سال زندگی‌ش، فکر کنم
‫چهار روز در هفته روی کشتی بود.

1209
01:11:14,311 --> 01:11:18,148
‫اون اواخر، شد که فقط
‫خودتون دوتا برین روی دریا؟

1210
01:11:18,190 --> 01:11:20,484
‫آره، سه ماه پیش از مرگش
‫با هم دریانوردی کردیم.

1211
01:11:20,484 --> 01:11:22,236
‫- و این آخرین بار بود؟
‫- بله.

1212
01:11:22,278 --> 01:11:23,988
‫فقط خودتون دو تا بودین؟

1213
01:11:24,029 --> 01:11:25,614
‫استیون هم باهاش بود.

1214
01:11:28,534 --> 01:11:31,787
‫فکر کنم واضح‌ترین
‫خاطره‌ای که از پدرم دارم

1215
01:11:31,829 --> 01:11:33,831
‫روی کشتیه.

1216
01:11:33,872 --> 01:11:36,875
‫می‌تونم در حال خندیدن ببینمش.

1217
01:11:36,875 --> 01:11:40,587
‫پدرم همون اندازه که عاشق چیزهای دیگه بود،
‫به دریا عشق می‌ورزید.

1218
01:11:40,629 --> 01:11:44,925
‫مایه‌ی آرامش‌ش بود،
‫باعث میشد خودش رو احیا کنه،

1219
01:11:44,967 --> 01:11:49,054
‫بیشتر از هرجایی دوست داشت اونجا باشه.

1220
01:11:54,685 --> 01:11:58,480
‫رفتم بالا و پیش‌خدمتش
‫داشت لباس تن بوگارت می‌کرد،

1221
01:11:58,522 --> 01:12:01,150
‫که دراز کشیده بود،
‫توی یه تخت دونفره‌ی بزرگ،

1222
01:12:01,191 --> 01:12:03,152
‫و شلوار بوگارت رو پاش کرد،

1223
01:12:03,193 --> 01:12:06,155
‫و روب دوشامبرش رو تن‌ش کرد،

1224
01:12:06,196 --> 01:12:12,077
‫و ضعیف‌تر از اون بود که
‫حتی با کمک از پله‌ها بیاد پایین.

1225
01:12:12,119 --> 01:12:13,996
‫یه بالابر اونجا بود،

1226
01:12:13,996 --> 01:12:17,082
‫خودشو می‌رسوند به اون بالابر،

1227
01:12:17,124 --> 01:12:20,210
‫و تا طبقه‌ی اول می‌اومد پایین،

1228
01:12:20,210 --> 01:12:21,670
‫اونجا می‌ذاشتنش روی صندلی چرخدار

1229
01:12:21,712 --> 01:12:24,590
‫و می‌بردنش به اطاق پذیرایی.

1230
01:12:26,425 --> 01:12:30,429
‫محفلی بود برای معاشرت
‫و یکی دو ساعتی می‌نشست اونجا،

1231
01:12:30,471 --> 01:12:31,930
‫بدون اینکه لب به چیزی بزنه،

1232
01:12:32,014 --> 01:12:35,517
‫چون جون نداشت لیوان بلند کنه
‫و یا سیگار روشن کنه.

1233
01:12:35,517 --> 01:12:38,896
‫به نظرم هیچکدوم‌مون تا اون
‫دم‌دم‌های آخر خبر نداشتیم،

1234
01:12:38,937 --> 01:12:43,359
‫که بوگارت چه جسارتی به خرج میداده که
‫خودشو برسونه اونجا و روی اون صندلی بشینه

1235
01:12:43,400 --> 01:12:47,571
‫و یک ساعتی تلاش کنه که میزبان باشه.

1236
01:12:50,616 --> 01:12:55,037
‫این آخرین تصویریه که از بوگی دارم.

1237
01:12:55,079 --> 01:13:02,628
‫و کاملا هم‌راستای تصویری که ازش دارم...

1238
01:13:02,669 --> 01:13:05,631
‫از کلِ زندگی‌ش.

1239
01:13:12,638 --> 01:13:15,891
‫یادم میاد که با بالابر می‌اومد
‫پایین و می‌آوردنش بیرون،

1240
01:13:15,933 --> 01:13:19,019
‫و دوستاش می‌اومدن خونه.

1241
01:13:19,061 --> 01:13:21,730
‫نمی‌خواستن ما این شکلی ببینیمش

1242
01:13:21,772 --> 01:13:23,399
‫واسه همین ما در طول اون سال

1243
01:13:23,440 --> 01:13:26,819
‫خیلی اجازه نداشتیم ببینیمش.

1244
01:13:29,363 --> 01:13:32,366
‫من و اسپنسر رفتیم خونه‌شون،
‫یه مدت گپ زدیم،

1245
01:13:32,408 --> 01:13:35,411
‫و بوگی مثل همیشه خوش‌مشرب بود

1246
01:13:35,452 --> 01:13:39,748
‫و نشسته بود روی صندلی‌ چرخدار،
‫توی اتاق‌خوابش،

1247
01:13:39,790 --> 01:13:44,586
‫و بعد پا شدیم بریم که
‫خیلی خسته‌ش نکنیم.

1248
01:13:44,628 --> 01:13:50,759
‫من دیدمش و خداحافظی کردم،
‫رفتم سمت در

1249
01:13:50,801 --> 01:13:55,431
‫و اسپنسر رفت پیش‌ش و زد روی شونه‌ش

1250
01:13:55,472 --> 01:13:59,726
‫و گفت: ما داریم میریم.

1251
01:13:59,768 --> 01:14:04,773
‫و بوگی دستشو آورد بالا و
‫گذاشت روی دست اسپنسر

1252
01:14:04,815 --> 01:14:10,821
‫نگاهش کرد و گفت:
‫"خداحافظ اسپنس."

1253
01:14:18,745 --> 01:14:21,748
‫حوالی نیمه‌شب بود که بوگی
‫رو دیدم و شب‌بخیر گفتم.

1254
01:14:21,790 --> 01:14:26,420
‫اینبار، برای اولین بار طی
‫یازده سال و نیم زندگیمون

1255
01:14:26,462 --> 01:14:28,964
‫هیچ واکنشی نشون نداد.

1256
01:14:29,006 --> 01:14:33,302
‫روی تخت دراز کشیدم و
‫برای اولین بار در طی یکسال

1257
01:14:33,343 --> 01:14:36,180
‫هق‌هق گریه کردم و گریه کردم و گریه کردم.

1258
01:15:04,041 --> 01:15:06,919
‫در این ماه‌هایی که درگیر بیماری بود

1259
01:15:06,960 --> 01:15:10,422
‫هیچوقت باور نداشت که قراره بمیره.

1260
01:15:10,464 --> 01:15:13,717
‫نه اینکه بخواد از فکر به
‫چنین چیزی سر باز بزنه،

1261
01:15:13,759 --> 01:15:16,803
‫چنین چیزی صرفا به
‫ذهنش خطور نکرده بود.

1262
01:15:18,055 --> 01:15:22,017
‫هیچوقت خودش
‫رو خیلی جدی نگرفت.

1263
01:15:22,059 --> 01:15:26,021
‫کارش رو خیلی جدی می‌گرفت.

1264
01:15:26,063 --> 01:15:29,441
‫در نگاهش به شمایل
‫پرزرق و برق بوگارتِ ستاره

1265
01:15:29,441 --> 01:15:32,569
‫یک بدبینی بازیگوشانه‌ وجود داشت.

1266
01:15:32,611 --> 01:15:37,824
‫برای بوگارتِ بازیگر احترامی عمیق قائل بود.

1267
01:15:38,617 --> 01:15:43,664
‫زندگی‌ش غنی بود و پر از شکوفایی.

1268
01:15:43,705 --> 01:15:48,460
‫هیچ دلیلی نداریم که بخاطرش
‫بخوایم برای اون غصه بخوریم.

1269
01:15:48,502 --> 01:15:52,256
‫فقط می‌تونیم برای خودمون
‫غصه بخوریم که از دستش دادیم.

1270
01:16:06,311 --> 01:16:12,401
‫من از آدم‌ها خوشم میاد، از
‫کشتی تفریحی، شطرنج، سیاست.

1271
01:16:12,442 --> 01:16:14,403
‫از یه نوشیدنی خوب.

1272
01:16:14,444 --> 01:16:17,739
‫یه همسر خوب، بچه‌های خوب.

1273
01:16:19,783 --> 01:16:21,076
‫اینا رو داشتم.
