﻿1
00:01:10,291 --> 00:01:11,791
.لطفاً بُر بزنين، دختر خانم

2
00:01:17,291 --> 00:01:19,708
.حالا با دستِ چپِ‌تون، 9 ورق رو انتخاب کُنين

3
00:01:19,916 --> 00:01:21,833
.مي‌دونم
... اين 3 لو برايِ گذشته

4
00:01:22,083 --> 00:01:24,375
،اين 3 لو برايِ حال
.اين 3 لو برايِ آينده

5
00:01:24,625 --> 00:01:27,083
پس فالِ «تاروت» بلدين؟ -
.يه کمي بلدم -
تاروت : نوعي کارت‌هايِ بازي که عموماً جهتِ]
[.فال و پيشگويي موردِ استفاده قرار مي‌گيرد

6
00:01:47,791 --> 00:01:49,583
هنوز ورقِ‌تون
.خودش رو نشون نداده

7
00:01:49,958 --> 00:01:52,833
وقتي ورقِ‌تون ظاهر بشه
.بهتر ميشه کارت‌ها رو خوند

8
00:01:53,458 --> 00:01:55,583
!آها، ايناهاش
!حالا بهتر شد

9
00:01:56,166 --> 00:01:58,666
«« کلئــــو از 5 تـا 7 »»

10
00:01:59,541 --> 00:02:01,250
.بذاريد اول به گذشته‌تون نگاه کُنيم

11
00:02:01,541 --> 00:02:04,250
شما عاشقِ جواني داريد که
... تأثيرِ بسياري بر زندگي

12
00:02:04,458 --> 00:02:06,583
.و يا حرفه‌يِ هنري‌تون گذاشته

13
00:02:06,791 --> 00:02:08,541
مادرتون بيوه بود؟ -
.نه -

14
00:02:09,291 --> 00:02:12,166
پس حتماً دوستِ نزديکي داريد
،که بيوه‌ست

15
00:02:12,541 --> 00:02:15,416
،احتمالاً در زمينه‌يِ موسيقي فعاليت مي‌کُنيد
.يا به موسيقي علاقه داريد

16
00:02:15,708 --> 00:02:18,708
اوه، مي‌بينم که اون مرد بسيار به شما توجه داره
.و همواره در کنارتون حاضره

17
00:02:18,958 --> 00:02:22,458
.نه، هر چند با من خيلي مهربونه، اما به ندرت مي‌بينمش -
.پس بهتره که اين ورق رو با يه ورقِ ديگه جايگزين کُنيم -

18
00:02:22,708 --> 00:02:25,875
.چون ورقِ «مشاور» ما رو به اشتباه انداخت

19
00:02:29,458 --> 00:02:34,791
مي‌بينم که اون مرد در حالِ حاضر از شما مراقبت مي‌کُنه و با توجه به اينکه
.مردي تحصيلکرده و عاقله، هميشه نصايحِ سودمندي بهتون مي‌کُنه

20
00:02:35,458 --> 00:02:37,916
.اما حالا نيروهايي بدخواه مي‌بينم. اين شايد يک دکتر باشه -
.همينطوره -

21
00:02:38,125 --> 00:02:39,750
مأموريت و وظيفه‌اي که او بر دوش داره
.بسيار جدي و خطير به نظر مي‌رسه

22
00:02:39,958 --> 00:02:41,833
چون نوعي تغييرات و نبرد رو
.مشاهده مي‌کُنم

23
00:02:42,375 --> 00:02:43,166
... اما برايِ مشاهده‌يِ صحيحِ آينده

24
00:02:43,541 --> 00:02:45,166
واضحه که اين ورق، پيشگوييِ
.چندان خوبي به دست نمي‌ده

25
00:02:45,375 --> 00:02:48,083
.شما اميدِ اندکي به ازدواج داريد

26
00:02:48,333 --> 00:02:51,916
.راستش خوندنِ ورق‌هاتون بسيار سخت و پيچيده شده
.درست نمي‌تونم سرنوشتِ‌تون رو تشخيص بدم

27
00:02:52,166 --> 00:02:54,000
.بايد دوباره امتحان کُنيم

28
00:02:55,250 --> 00:02:56,791
.لطفاً بُر بزنين

29
00:03:02,750 --> 00:03:04,958
.حالا 4 ورق بيرون بکشين

30
00:03:19,250 --> 00:03:21,458
«اوه، ورقِ «مردِ آويزان شده
.دلالت بر تغيير داره

31
00:03:22,000 --> 00:03:24,416
اما تغييري که رو به
.رنج و بدتر شدن هست

32
00:03:24,666 --> 00:03:25,458
شما بيماريد؟

33
00:03:25,833 --> 00:03:26,916
.بله

34
00:03:27,250 --> 00:03:30,083
!آها، اين هم که ورقِ «ونوس»-ه
... پس معلومه که بيماري

35
00:03:30,416 --> 00:03:31,250
.بر شما حادث شده

36
00:03:31,500 --> 00:03:32,250
.بله، همينطوره

37
00:03:32,500 --> 00:03:34,083
.حالا يه آشنايِ جديد مي‌بينم

38
00:03:34,333 --> 00:03:37,083
شما با يک مردِ جوانِ بسيار
.خوش‌صحبت آشنا خواهيد شد

39
00:03:37,333 --> 00:03:39,000
و او موجباتِ تفريح و
.سرگرمي‌تون رو فراهم خواهد کرد

40
00:03:39,250 --> 00:03:42,041
عجيبه که اين شخص در ورق‌هايِ قبلي
.خودش رو نشون نداده بود

41
00:03:43,583 --> 00:03:46,041
.اما انگار يه جايِ کار مي‌لنگه
.مي‌بينم که اختلال و اضطرابِ شديدي وجود داره

42
00:03:46,333 --> 00:03:48,208
و اين همون بيماريِ شماست
.که فکرتون رو به خودش مشغول کرده

43
00:03:48,416 --> 00:03:51,791
!خودم مي‌دونستم
خيلي خطرناکه، مگه نه؟

44
00:03:53,500 --> 00:03:56,041
البته که خطرناکه، اما نيازي نيست
.اينقدر بزرگش کُنين

45
00:03:56,416 --> 00:03:58,375
.يه ورقِ ديگه بيرون بکشين

46
00:03:59,416 --> 00:04:00,583
.بايد بهتر ببينيم

47
00:04:03,083 --> 00:04:03,791
!واقعاً خيلي ازتون ممنونم

48
00:04:04,416 --> 00:04:07,125
اشتباه نکُنيد. اين ورق
.لزوماً دلالت بر مرگ نداره

49
00:04:07,416 --> 00:04:11,083
،بلکه اين 2 دست و 2 پايِ پوشيده با گوشت و پوست
... دلالت بر تحولي عميق

50
00:04:11,333 --> 00:04:12,833
.در کلِ وجودِتون دارن -
!کافيه -

51
00:04:13,083 --> 00:04:15,708
!خودم الان 2 روزه که مي‌دونستم
.از همون موقعي که ازم نمونه‌يِ آزمايش گرفتن

52
00:04:16,083 --> 00:04:18,708
.ديگه نيازي به فهميدنِ نتيجه‌يِ آزمايش ندارم
اما کفِ دستم چي ميگه؟

53
00:04:28,250 --> 00:04:30,416
.من کف‌خواني بلد نيستم
.نمي‌دونم

54
00:04:31,916 --> 00:04:33,625
!يعني اوضاعم اينقدر وخيمه؟

55
00:04:43,000 --> 00:04:46,041
کوچولويِ نازنينم، لزومي نداره
.اينطور زانويِ غم به بغل بگيرين

56
00:04:48,750 --> 00:04:53,208
!آخه الان مشتري‌هام پيشِ خودشون چه فکري مي‌کُنن؟
!من که حُکمِ طالعِ نحس و شگونِ بد نيستم

57
00:04:54,333 --> 00:04:55,708
.بله، متوجهم

58
00:05:09,333 --> 00:05:13,291
.ورق‌ها خبر از مرگ مي‌دادن
.من سرطان رو به چشم ديدم

59
00:05:13,541 --> 00:05:15,083
!کارش ساخته‌ست

60
00:05:17,666 --> 00:05:21,166
: فصلِ اول"
"کلئو» از 17:05 تا 17:08»

61
00:06:01,416 --> 00:06:03,541
".شتاب نکُن، پروانه‌يِ زيبا"

62
00:06:03,750 --> 00:06:06,208
"به نوعي، زشتي خودِ مرگه؛"

63
00:06:06,416 --> 00:06:09,916
پس مادامي که من زيبا هستم"
".حتي از ديگران هم زنده‌ترم

64
00:06:32,500 --> 00:06:34,166
بفرمايين يه نگاه به
!لباس‌هايِ ما بندازين، خانم

65
00:07:36,916 --> 00:07:38,625
.چند لحظه رفته بودم دستشويي

66
00:07:39,083 --> 00:07:41,916
آخرش مادام «ايرما» تونست تو رو
از شرِ ترس‌هات خلاص کُنه؟

67
00:07:42,500 --> 00:07:44,750
،نه، برعکس
.همه چيز بدتر شد

68
00:07:50,666 --> 00:07:52,750
.ورق‌ها دلالت بر بيماريم مي‌کردن

69
00:07:53,000 --> 00:07:54,750
.اين امکان نداره
خودش تويِ ورق‌ها ديد؟

70
00:07:55,333 --> 00:07:57,833
!پس خيال مي‌کُني از چهره‌ام داد ميزنه؟ -
.اوه، نه -

71
00:07:59,583 --> 00:08:01,500
.اصلاً اينها همه‌اش توهماته

72
00:08:03,000 --> 00:08:05,083
،اگه راست باشه
!من خودم رو مي‌کُشم

73
00:08:06,250 --> 00:08:08,625
يا شايد هم بايد از همين حالا
!خودم رو مُرده بدونم؟

74
00:08:10,291 --> 00:08:11,625
: فصلِ دوم"
"آنژل» از 17:08 تا 17:13»

75
00:08:11,666 --> 00:08:15,375
چه اندوه مصنوعي و بيخودي! اين دختر برايِ داشتنِ"
".يک زندگيِ شاد و سعادتمند همه چيز داره

76
00:08:15,916 --> 00:08:18,875
،اما هميشه عاشقِ اينه که نازش رو بکشن"
"!درست مثلِ يه بچه‌يِ لوس

77
00:08:19,583 --> 00:08:22,500
!اوه، کافيه ديگه، «کلئو» خانم
!کوچولويِ من

78
00:08:25,666 --> 00:08:27,833
!بي‌خيال ديگه، آروم بگير

79
00:08:40,666 --> 00:08:42,875
دختر خانم طوري‌شون شده؟

80
00:08:43,916 --> 00:08:47,791
.فقط داره خودش رو بخاطرِ يه آزمايشِ پزشکي عذاب ميده -
مگه بيمارن؟ -

81
00:08:48,750 --> 00:08:51,125
ولي اين دکترها هميشه
!همه رو بيمار مي‌بينن

82
00:08:51,333 --> 00:08:54,125
،همونطور که سابقاً مدام دارو تجويز مي‌کردن
!حالا هم دست از آزمايش کردن برنمي‌دارن

83
00:08:54,333 --> 00:08:55,458
!بله، الان مُدِ روز همينه

84
00:08:56,250 --> 00:08:58,583
.انگار از هوش رفتن
حالِ‌تون خوب نيست؟

85
00:08:58,833 --> 00:09:00,416
کنياک يا قهوه ميل دارين؟

86
00:09:00,666 --> 00:09:02,541
.بله، قهوه لطفاً

87
00:09:03,416 --> 00:09:07,458
خودت خوب مي‌دوني که قهوه
!اضطراب رو بيشتر مي‌کُنه. قهوه نه

88
00:09:09,750 --> 00:09:11,250
!خيله خُب، باشه
!قهوه لطفاً

89
00:09:12,000 --> 00:09:13,958
اون حالتِ ذهني‌اي که درش به سر مي‌بريم‌ه
.که هميشه ذائقه‌مون رو تعيين مي‌کُنه

90
00:09:14,333 --> 00:09:17,583
،گاهي اوقات ممکنه قهوه اضطراب رو بيشتر کُنه
.و گاهي اوقات هم آرامش بده

91
00:09:18,583 --> 00:09:20,791
،چيزي که امروز واسه‌يِ آدم مضره
.مي‌تونه فردا مفيد باشه

92
00:09:21,000 --> 00:09:24,541
بذاريد براتون ماجرايي رو تعريف کُنم
.که تويِ روستايِ خودِ من «کوز» اتفاق افتاد

93
00:09:25,000 --> 00:09:27,708
اونجا مردي زندگي مي‌کرد که
... همه چيز داشت : تاکستان، زن

94
00:09:27,916 --> 00:09:30,125
بچه‌هايِ خوشگل
.و سلامت و تندرستي

95
00:09:30,333 --> 00:09:32,500
،و وقتي آدم سالم و تندرست باشه
.يعني صاحبِ همه چيزه

96
00:09:32,833 --> 00:09:36,291
،يه روز اون مرد بيمار شد
.و دکتر بهش گفت به زودي مي‌ميره

97
00:09:36,708 --> 00:09:39,333
.همسرش از ترسِ بيوگي دچارِ افسردگي شد
... اما مرد که عقلش رو از دست داده بود

98
00:09:39,583 --> 00:09:42,458
در حالتِ تب از بسترش بلند شد و از ديگران خواست
.کيفش رو با مقداري قهوه بهش بدن

99
00:09:42,666 --> 00:09:44,708
گفت داره ميره سفر، اما فقط
!برگشت به اتاقش و مشغولِ قدم زدن شد

100
00:09:45,583 --> 00:09:47,416
اصلاً بيا اتاقت رو بهم اجاره بده؟ -
آخه چرا؟ -

101
00:09:48,750 --> 00:09:50,708
مگه نه اينکه اونجا منزلته، درسته؟

102
00:09:51,166 --> 00:09:53,000
.تو متوجه قضيه نيستي

103
00:09:53,916 --> 00:09:56,625
ديگه خسته شدم از اينکه مدام مجبور باشم
.ساعتِ 2 صبح از پيشت برم

104
00:09:57,083 --> 00:09:59,541
و هميشه هم بايد روزِ بعدش
.خسته و خواب‌آلود از پا بلند بشم

105
00:10:00,666 --> 00:10:02,750
خواه قرار باشه
. يا هيچ

106
00:10:05,166 --> 00:10:06,750
!خُب پس هيچ

107
00:10:08,000 --> 00:10:09,166
!داري شوخي مي‌کُني؟

108
00:10:09,416 --> 00:10:13,666
.من هم دیگه از جر و بحث کردن خسته شدم
.فقط می‌خوام بگیرم بخوابم

109
00:10:15,333 --> 00:10:16,791
ولي من هم واسه خودم
.غرور دارم

110
00:10:18,416 --> 00:10:20,250
آخرش با سر مياي
!پيشِ خودم

111
00:10:21,000 --> 00:10:22,208
.خداحافظ

112
00:10:22,666 --> 00:10:24,958
خلاصه همينطور تنها
.تويِ صندليش مي‌نشست

113
00:10:25,666 --> 00:10:29,625
.قوي‌تر و پُرغرورتر از هميشه برگشت

114
00:10:30,416 --> 00:10:33,083
.اما همسرش تويِ يه تصادف مُرده بود -
!چقدر بد -

115
00:10:33,333 --> 00:10:35,875
.حالا ديگه حسابي پير شده

116
00:10:36,083 --> 00:10:40,000
حتي هنوز هم درباره‌يِ سفرهاش به دريايِ مديترانه
.و تأثيري که رويِ زندگيش گذاشت، صحبت مي‌کُنه

117
00:10:40,291 --> 00:10:42,291
،اصلاً گوش دادن به حرفِ دکترها
!مرگِ آدم رو جلو مي‌اندازه

118
00:10:44,083 --> 00:10:46,583
.ما ديگه بايد بريم
حسابِ‌مون چقدر ميشه؟

119
00:10:46,833 --> 00:10:49,791
!نه، نه، خانم‌ها
!قهوه باشه به حسابِ خودم

120
00:10:50,000 --> 00:10:51,625
!خيلي محبت دارين

121
00:11:51,583 --> 00:11:53,291
.من اون کلاه رو مي‌خوام

122
00:11:53,666 --> 00:11:55,958
کلاه پوستِ خز؟ اون هم تويِ
فصلِ تابستون، «کلئو»؟

123
00:11:57,500 --> 00:12:00,083
خانم‌ها، چه فرمايشي داريد؟ -
.مي‌خوام يه کلاه بخرم -

124
00:12:03,166 --> 00:12:05,625
مي‌تونم چند تا رو امتحان کُنم؟

125
00:12:05,833 --> 00:12:08,250
.البته، خانم
چه نوع کلاهي دوست داريد؟

126
00:12:08,500 --> 00:12:10,750
.اين کلاه، اون کلاه، اين، اون، و اين -
.به رويِ چَشم -

127
00:12:44,416 --> 00:12:46,666
اين کلاه بسيار شيک‌ه
.و برازنده‌يِ زيباييِ شماست، خانم

128
00:12:46,916 --> 00:12:50,916
پس از همين خوشت اومده؟
.خوبه. چون حداقل يه کلاه تابستونيه

129
00:12:52,666 --> 00:12:53,791
!نه، اصلاً و ابداً

130
00:12:54,416 --> 00:12:55,250
!از دستِ احمقایی مثل تو

131
00:12:55,750 --> 00:12:59,000
: فصلِ سوم"
"کلئو» از 17:13 تا 17:18»

132
00:12:59,083 --> 00:13:00,416
".همه چيز به من مياد"

133
00:13:00,666 --> 00:13:04,000
پوشيدنِ لباس و کلاه"
".من رو از خود بيخود مي‌کُنه

134
00:14:12,333 --> 00:14:14,708
.رنگِ مشکي کاملاً برازنده‌يِ منه

135
00:14:16,583 --> 00:14:19,875
اما همون کلاهي که
.اول ديدم رو ترجيح ميدم

136
00:14:25,916 --> 00:14:28,083
اگه اين رو بردارين
.کاملاً بهتون برازنده‌ست

137
00:14:28,333 --> 00:14:30,166
!خودشه
!همين رو برمي‌دارم

138
00:14:30,750 --> 00:14:33,541
مي‌خوايد واستون بپيچمش يا تويِ جعبه بذارم؟ -
.نه، مي‌خوام همينطور رويِ سرم باشه -

139
00:14:33,833 --> 00:14:38,250
!هرگز تويِ روزهايِ سه‌شنبه لباسِ جديد نپوش
!نه، آدم نبايد چيزهايِ جديدي رو که سه‌شنبه خريده تنش کُنه

140
00:14:38,583 --> 00:14:41,083
!ولي آخه اين کلاهه -
!گفتم هيچ چيزِ جديدي -

141
00:14:41,333 --> 00:14:43,291
پس مي‌خوايد واستون
بذارمش تويِ جعبه؟

142
00:14:46,416 --> 00:14:48,500
!نکُنه دنبالِ دردسر مي‌گردي؟

143
00:15:00,666 --> 00:15:03,750
و هيچوقت هم تويِ روزهايِ سه‌شنبه
!وسيله‌يِ جديدي که خريدي رو دستت نگير

144
00:15:04,000 --> 00:15:07,458
«لطفاً کلاه رو به آدرسِ خانمِ «کلئو ويکتوآر
.شماره‌يِ ششمِ خيابانِ «ويگِز» تحويل بديد

145
00:15:07,666 --> 00:15:11,458
پس خودشون هستن؟ اين شما هستيد؟
!خانم، من واقعاً عاشقِ صداتون هستم

146
00:15:11,833 --> 00:15:14,041
هيچوقت فکر نمي‌کردم روزي برسه
.که بتونم شما رو از نزديک زيارت کُنم

147
00:15:14,250 --> 00:15:17,083
ميشه به خانم اجازه بديد يکي از عکس‌هاشون رو
امضاء کُنن و به آدرسِ مغازه بفرستن؟

148
00:15:17,333 --> 00:15:20,250
اوه، البته. ولي شما هم که کلاه رو
همين الان ارسال مي‌کُنيد، درسته؟

149
00:15:46,083 --> 00:15:49,250
!نه، اين تاکسي نه
!شماره‌ش شگون نداره

150
00:15:51,000 --> 00:15:52,333
.اين يکي تاکسي خوبه

151
00:16:14,000 --> 00:16:16,708
!عاشقِ ماشينِ «سيتروئن» هستم -
.اين آخرين طرحِ سيتروئن «اي.دي»-ه -

152
00:16:17,166 --> 00:16:19,125
!«اي.دي» مثلِ : «ايده‌يِ ديوانه‌وار» -
!آره انگار -

153
00:16:20,083 --> 00:16:20,958
خسته شدي؟

154
00:16:21,416 --> 00:16:22,916
آره، حس مي‌کُنم
.جون تويِ بدنم نمونده

155
00:16:23,166 --> 00:16:26,416
اي ديوونه! اينطور حس مي‌کُني
.فقط به اين علت که خسته و بي‌رمق شدي

156
00:16:48,916 --> 00:16:50,750
ببينم، با پدر و مادرت
!زندگي مي‌کُني؟

157
00:16:51,416 --> 00:16:53,458
!يه لبخندي تحويل بده ديگه
!اي بابا! چقدر فيس و افاده‌ايه

158
00:17:11,750 --> 00:17:13,875
موسيقي دوست دارين؟ -
.البته که دوست دارم -

159
00:17:14,416 --> 00:17:16,041
!ولي نه اين يکي ترانه رو

160
00:17:16,500 --> 00:17:17,875
!واي! چقدر مزخرفه

161
00:17:19,416 --> 00:17:24,041
ميبيني چقدر بد ضبط شده؟
.اين آهنگ بايد از دوباره ضبط بشه

162
00:17:24,916 --> 00:17:26,083
!متوقفش کُنين

163
00:17:27,416 --> 00:17:29,208
!متوقفش کُنين

164
00:17:31,666 --> 00:17:35,458
نه، منظورم اين بود
!که موسيقي رو متوقف کُنيد

165
00:17:35,750 --> 00:17:38,125
!آخه خواننده‌اش خودِ من هستم -
شما خواننده‌اش هستين؟ -

166
00:17:38,333 --> 00:17:40,041
.ولي من عاشقِ اين ترانه هستم

167
00:17:40,666 --> 00:17:43,291
.و فرصتِ گوش کردنش هم هميشه پيش نمياد -
.همينطوره -

168
00:17:46,666 --> 00:17:48,458
چيزي شده، خانم؟

169
00:17:49,250 --> 00:17:50,666
.حالتِ تهوع دارم

170
00:17:51,916 --> 00:17:53,666
ولي شيشه‌يِ ماشين که پايينه؟

171
00:17:54,500 --> 00:17:56,291
موسيقي کمکي به آرامش گرفتنِ‌تون نمي‌کُنه؟ -
.نه -

172
00:17:57,291 --> 00:17:58,750
من راديو رو
.خيلي دوست دارم

173
00:17:59,000 --> 00:18:02,000
،چون راديو هم مثلِ تاکسي خيلي مفيده
.به ايجادِ شغل کمک مي‌کُنه

174
00:18:02,250 --> 00:18:03,666
اما رانندگيِ تاکسي
.واسه يه خانم کارِ خيلي سختيه

175
00:18:03,916 --> 00:18:06,500
.و گاهي اوقات هم خطرناکه
.ولي با اين وجود، من عاشقش هستم

176
00:18:07,583 --> 00:18:09,875
اما شب‌ها چي؟
شب‌ها ترس برِتون نمي‌داره؟

177
00:18:10,125 --> 00:18:12,541
نه، واسه چي؟
از چي بايد بترسم؟

178
00:18:18,791 --> 00:18:19,916
چي شده؟

179
00:18:20,125 --> 00:18:23,000
دانشجوهايِ دانشکده‌يِ هنرهايِ زيبا هستن
.که خيابون رو بند آوردن

180
00:18:24,333 --> 00:18:26,166
: فصلِ چهارم"
"آنژل» از 17:18 تا 17:25»

181
00:18:26,166 --> 00:18:29,791
.اونها فقط دارن تفريح مي‌کُنن"
"ما هم تويِ ايامِ جووني مثلِ اونها بوديم. مگه نه؟

182
00:18:56,000 --> 00:18:59,041
.البته معلومه که من هم از دردسر خوشم نمياد
.ولي همين زمستونِ امسال بهم حمله کردن

183
00:18:59,708 --> 00:19:02,708
راجع بهش تويِ روزنامه‌يِ «فرانس سوآر» نخوندين؟
.عکسم رو تويِ روزنامه چاپ کرده بودن

184
00:19:03,666 --> 00:19:08,250
.البته دقيقاً نميشه گفت بهم حمله شده بود
.فقط چند نفر جوون بودن که نمي‌خواستن کرايه بدن

185
00:19:08,708 --> 00:19:12,125
.نزديکِ خيابونِ «کوريال» اتفاق افتاد
.تويِ يه جايِ دورافتاده که مثلِ قير سياه و تاريک بود

186
00:19:12,458 --> 00:19:14,458
.اما من هم نذاشتم همينطوري در برن
.افتادم دنبالِ‌شون

187
00:19:14,875 --> 00:19:17,333
تويِ اون تاريکي؟ -
.آره، و بعدش شروع کردن به زدنِ من -

188
00:19:17,541 --> 00:19:18,333
... من هم بوسيله‌يِ بي‌سيمِ تاکسي

189
00:19:18,666 --> 00:19:20,625
،درخواستِ کمک کردم
.و موقعيتم رو بهشون اطلاع دادم

190
00:19:20,875 --> 00:19:22,958
و دو نفر از همکارهام
.فوراً خودشون رو رسوندن

191
00:19:23,208 --> 00:19:26,208
واقعاً از ترس زهره ترک نشدين؟ -
.من به همين آسوني‌ها از چيزي نمي‌ترسم -

192
00:19:27,125 --> 00:19:28,250
خُب آخرش چيزي هم
ازتون دزديدن؟

193
00:19:28,458 --> 00:19:30,458
.هيچي. فقط پا گذاشتن به فرار

194
00:19:30,875 --> 00:19:32,291
!عجب ماجرايي

195
00:19:33,541 --> 00:19:36,833
.انگار از اون سمت نميشه رفت
اگه براتون مانعي نداره، مي‌تونم راديو رو روشن کُنم؟

196
00:19:37,041 --> 00:19:38,583
.اوه، البته
.صاحبِ ماشين شما هستين

197
00:19:40,041 --> 00:19:43,250
،شامپو جديدِ آمريکايي"
"... ويژه‌يِ بانوان

198
00:19:43,541 --> 00:19:45,083
شامپو در سلامتِ موها"
"... خارق‌العاده عمل کرده

199
00:19:45,458 --> 00:19:47,750
و طراوتِ آنها را"
".از نو احياء مي‌سازد

200
00:19:48,291 --> 00:19:51,166
اينک با رسيدن به ساعت 5:30 عصر، «موريس پرا» شما را"
".در جريانِ مشروحِ آخرين اخبار قرار خواهد داد

201
00:19:51,875 --> 00:19:56,625
امروز نيز مسلمانانِ الجزاير تظاهراتي را"
".در منطقه‌يِ «جنجنين» بر پا نمودند

202
00:19:57,083 --> 00:20:00,000
اينک پس از درگيري‌هايي که برايِ"
"... سومين روزِ متوالي در جريان است، تعدادِ تلفات

203
00:20:00,208 --> 00:20:02,250
در حدودِ 20 کُشته و 60 مجروح"
".گزارش شده است

204
00:20:02,458 --> 00:20:05,208
در پاريس نيز دادگاهي نظامي برايِ"
"... محاکمه‌يِ سرهنگ «روبن» برگزار گرديد

205
00:20:05,458 --> 00:20:09,166
کسي که در شورشِ مسلحانه‌يِ 22 آوريل"
".در الجزاير مشارکت داشته است

206
00:20:09,375 --> 00:20:11,875
وي به تحملِ 6 سال حبس"
".محکوم گرديد

207
00:20:12,208 --> 00:20:16,708
از ديگر مسائلِ سياسيِ روز، ادامه‌يِ ناآرامي‌هايِ"
"... کشاورزان برايِ پانزدهمين روزِ متوالي مي‌باشد

208
00:20:16,958 --> 00:20:20,208
که امروز منجر به شکستنِ صفوفِ"
"... پليسِ ژاندارمري در وروديِ «پوآتيه» گرديد

209
00:20:20,458 --> 00:20:25,083
اينک کشاورزان سوار بر 200 تا 300 تراکتور"
".راه خود را به سمتِ عمارتِ شهرداري باز نموده‌اند

210
00:20:25,458 --> 00:20:28,375
فردا موعدِ سررسيدِ محاکمه‌يِ دو نفر از کشاورزان"
"... «به نامهايِ «گوورنه» و «لئون

211
00:20:28,625 --> 00:20:31,541
«و همچنين «مورله"
".سرکرده‌يِ شورشيان مي‌باشد

212
00:20:31,791 --> 00:20:34,041
اين دستگيرشدگان اکنون"
".در زندانِ «برِست» نگهداري مي‌گردند

213
00:20:34,291 --> 00:20:37,500
ديروز در «سن لازار»، 4 هزار کشاورز و کارگر"
"... هنگامِ راهپيمايي

214
00:20:37,708 --> 00:20:40,041
".فريادِ «برتانيِ آزاد» برآوردند"
برتاني : از ايالت‌هايِ فرانسه]
[واقع در شمالِ غربيِ اين کشور

215
00:20:40,291 --> 00:20:43,791
در صحنه‌يِ سياستِ بين‌المللي، منابعِ رسمي اکنون"
"... «با اطمينان اظهار مي‌دارند که «خروشچف
[نيکيتا خروشچف : رهبرِ اتحادِ جماهيرِ شوروي پس از مرگِ استالين]

216
00:20:44,125 --> 00:20:46,333
".برايِ پرزيدنت «کِندي» توله سگي ارسال نموده است"
[جان اِف کِندي : سي و پنجمين رئيس جمهورِ ايالاتِ متحده آمريکا]

217
00:20:46,541 --> 00:20:50,833
،«در واقع پس از ملاقاتِ اين دو رهبرِ برجسته در کنفرانسِ «وين"
"... خروشچف» به عنوانِ هديه، اين توله‌سگ که»

218
00:20:51,041 --> 00:20:54,583
پوشينکا» نام دارد و فرزندِ سگِ فضاييِ مشهور»"
".شلکا» مي‌باشد را به کاخِ سفيد گسيل داشته است»

219
00:20:54,875 --> 00:20:57,833
.خيالت راحت باشه
.به موقع سرِ تمرين حاضر مي‌شيم

220
00:20:58,541 --> 00:21:00,000
.خيلي خسته‌مه

221
00:21:00,208 --> 00:21:02,500
.مي‌توني کمي استراحت کُني

222
00:21:04,375 --> 00:21:07,083
پيشگوييِ وضعِ هوا برايِ تابستانِ امسال"
".حاکي از بارش‌هايِ بسيار شديد مي‌باشد

223
00:21:07,375 --> 00:21:13,250
طيِ سانحه‌اي در «ژنويليه»، 3 تن کارگر حينِ کار در يک"
"... مجرايِ فاضلاب دچارِ مسموميت در اثرِ گازگرفتگي گرديده

224
00:21:13,708 --> 00:21:15,791
،و پس از سقوط"
".همراه جريانِ گنداب ناپديد گشته‌اند

225
00:21:16,041 --> 00:21:18,958
همچنين يک کارگرِ مترو که قصدِ کمک به ايشان را"
".داشت نيز به همين سرنوشت دچار گرديده است

226
00:21:19,875 --> 00:21:21,000
": اينک توصيه‌اي برايِ گردشگران"

227
00:21:21,208 --> 00:21:24,875
«موزه‌يِ مليِ «فونتن‌بلو"
"... فردا مورخِ 22 ژوئن نيز

228
00:21:25,125 --> 00:21:26,500
".تعطيل خواهد بود"

229
00:21:26,916 --> 00:21:31,000
،اديت پياف» برايِ اولين بار پس از عملِ جراحيِ اخيرش»"
".در اتاقِ خود شروع به راه رفتن نموده است
[اديت پياف : از بزرگترين خوانندگانِ تاريخِ موسيقيِ فرانسه و جهان]

230
00:21:31,208 --> 00:21:34,291
،ديروز دکتر «مرکاديه» سرپرستِ تيمِ جرّاحان"
": درباره‌يِ اين خواننده‌يِ محبوب چنين گفته است

231
00:21:34,541 --> 00:21:37,791
،ما «اديت» را از نو زنده نموده‌ايم"
".و اين گويي به معجزه‌اي شباهت دارد

232
00:21:38,041 --> 00:21:42,125
و اينک آخرين خبرهايِ ورزشي : يک بريتانياييِ جوان"
"... به نامِ «رابرت پلاتن» موفق به عبور از کانالِ «مانش» گرديده است

233
00:21:42,375 --> 00:21:46,416
وي اين مسير را در عرضِ مدتِ 6 ساعت و 20 دقيقه"
".سوار بر تخته‌اي مجهز به گوي‌هايِ شناور طي نموده است

234
00:21:47,208 --> 00:21:49,958
خيابونِ «ويگِز» رو بلدين؟
.درست بعد از تقاطعِ «لاوينيه» سمتِ راسته

235
00:21:50,208 --> 00:21:51,166
.مي‌دونم کجاست

236
00:21:51,625 --> 00:21:53,250
مسيرِ دسترسي‌ش
.زياد سخت نيست

237
00:21:53,750 --> 00:21:56,375
.شما خيلي باهوش و پُر دل و جرأتين -
".اينک ساعت 5 و 22 دقيقه مي‌باشد" -

238
00:21:56,583 --> 00:21:59,000
واقعاً؟ پس راجع به خانم‌هايي که
!با چترِ نجات مي‌پرن چي مي‌گين؟

239
00:21:59,708 --> 00:22:02,375
.اونطوري از ارتفاع پريدن واقعاً ديوونگيه
.در حالي که هيچکس مجبورشون نکرده

240
00:22:02,625 --> 00:22:04,708
.ولي اونها عاشقِ اين کار هستن

241
00:22:08,583 --> 00:22:09,833
چقدر ميشه؟

242
00:22:12,041 --> 00:22:13,666
.چهار فرانک

243
00:22:25,500 --> 00:22:28,208
.چه خانمِ قوي و نترسي بود -
!من يکي که از اينجور خانم‌ها حالم به‌هم مي‌خوره -

244
00:22:30,125 --> 00:22:32,458
برعکس، به نظرِ من
.خيلي هم شجاع و جذاب بود

245
00:23:12,708 --> 00:23:14,166
.احساسِ خفقان دارم

246
00:23:15,708 --> 00:23:18,458
کمي ورزش کُني
.حالت بهتر ميشه

247
00:23:41,041 --> 00:23:42,708
!آخ، دردم گرفت

248
00:23:43,291 --> 00:23:45,000
.ولي واسم خوبه

249
00:23:45,958 --> 00:23:47,708
،حالا که بدنم رو دادم نرمش
!بايد با دراز کشيدن بکُنم نرم‌ش

250
00:23:48,625 --> 00:23:49,750
.مرسي

251
00:23:50,458 --> 00:23:53,125
،احساسِ درد ندارم
.ولي کمپرسِ آبِ گرم، حالم رو بهتر مي‌کُنه

252
00:23:54,541 --> 00:23:56,083
تا وقتي برسن اينجا
.کمي استراحت کُن

253
00:24:00,708 --> 00:24:03,083
!ديدي اومدن؟ -
.سرِ وقت رسيدن -

254
00:24:03,708 --> 00:24:07,208
.پيشِ اونها هيچ اشاره‌اي به بيماريت نکُن
.مردها از بيماري متنفرن

255
00:24:08,166 --> 00:24:11,250
: فصلِ پنجم"
"کلئو» از 17:25 تا 17:31»

256
00:24:21,625 --> 00:24:23,083
.بله آقا؛ منزل هستن

257
00:24:23,375 --> 00:24:25,041
.بالا تشريف دارن

258
00:24:37,208 --> 00:24:39,041
حالِ گربه‌يِ ملوسِ من چطوره؟

259
00:24:41,041 --> 00:24:43,125
.خانم، آقا اومده‌ان

260
00:24:50,375 --> 00:24:53,583
اجازه‌يِ ورودِ سرزده
برايِ بغل گرفتن دارم؟

261
00:24:53,875 --> 00:24:55,208
.آخه داشتم از همين نزديکي‌ها رد مي‌شدم

262
00:24:55,541 --> 00:24:57,208
.کارِ خيلي خوبي کردي

263
00:24:58,916 --> 00:25:01,000
اي بي‌رحم! منو بگو که
!خيال مي‌کردم عاشقم هستي

264
00:25:01,416 --> 00:25:05,208
از اينکه وقتِ کمي رو به تو، الهه‌يِ خودم
... اختصاص ميدم، واقعاً دلگير هستم

265
00:25:05,666 --> 00:25:07,250
!کلئوپاترا»يِ من»

266
00:25:09,916 --> 00:25:11,291
!مرواريدِ من

267
00:25:28,666 --> 00:25:30,083
کي بود زنگِ خونه رو زد؟

268
00:25:30,500 --> 00:25:32,333
مأمورِ پُست
.کلاه خز رو آورده بود

269
00:25:41,666 --> 00:25:44,541
.«خُب، «آنژل -
.خُب، خانم -

270
00:25:46,250 --> 00:25:47,958
.از نگراني‌هام چيزي بهش نگفتم

271
00:25:48,250 --> 00:25:50,125
.کارِ خيلي خوبي کردي

272
00:25:52,833 --> 00:25:54,625
اون رابطه‌يِ ما رو
.جدي نمي‌گيره

273
00:25:55,000 --> 00:25:58,000
.از اينکه هميشه اينقدر سرش شلوغه خسته‌ام شده
.مي‌خوام باهاش به هم بزنم

274
00:25:58,416 --> 00:26:00,750
.اشتباه مي‌کُني
.اون عاشقِ توئه

275
00:26:03,833 --> 00:26:05,041
اينطور فکر مي‌کُني؟

276
00:26:06,666 --> 00:26:08,083
!تو بگو يه ذره

277
00:26:09,750 --> 00:26:11,125
... عاشقمه

278
00:26:11,333 --> 00:26:12,583
... کم

279
00:26:12,833 --> 00:26:14,250
... زياد

280
00:26:16,750 --> 00:26:18,375
تو فکر مي‌کُني عاشقمه؟

281
00:26:19,750 --> 00:26:21,458
.اون معشوقِ خوبيه

282
00:26:23,333 --> 00:26:24,791
تو از کجا مي‌دوني؟

283
00:26:26,500 --> 00:26:28,208
.تويِ پاريس همه رو مي‌شناسه

284
00:26:28,666 --> 00:26:30,375
.خيلي هم دست و دل بازه

285
00:26:30,666 --> 00:26:33,000
.شما جفتِ مناسبي برايِ همديگه ميشيد
.فقط کمي زمان مي‌بره

286
00:26:33,333 --> 00:26:36,500
.درسته، ولي اي کاش بهش مي‌گفتم

287
00:26:36,750 --> 00:26:37,916
راجع به چي؟

288
00:26:38,166 --> 00:26:40,833
.راجع به بيماريم ديگه
مگه يادت رفته؟

289
00:26:41,166 --> 00:26:43,250
انگار تنها کسي که اين موضوع
!واسش مهمه، فقط خودم هستم

290
00:26:43,500 --> 00:26:46,083
اصلاً اون نبايد حس مي‌کرد
که من يه چيزيم هست؟

291
00:26:46,333 --> 00:26:47,500
.خيلي خودخواهه

292
00:26:47,750 --> 00:26:51,208
،همينطوره خانم؛ تمامِ مردها خودخواه هستن
.و معشوقِ تو هم از اين قاعده مستثنا نيست

293
00:26:51,416 --> 00:26:54,000
اون درباره‌يِ کارش و مشکلاتش
،برايِ تو تعريف مي‌کُنه

294
00:26:54,416 --> 00:26:55,916
اما مشکلاتِ تو چي؟

295
00:26:56,166 --> 00:26:58,000
.من باهاش خيلي مهربون رفتار مي‌کُنم

296
00:26:58,333 --> 00:27:02,375
،هر زمان که منو مي‌خواد، وقتم رو بخاطرش آزاد مي‌کُنم
.شيک‌ترين لباس‌هام رو مي‌پوشم، بهترين آرايشِ مو رو مي‌کُنم

297
00:27:03,166 --> 00:27:04,791
.من باهاش خيلي خوش رفتار هستم

298
00:27:05,083 --> 00:27:09,416
،همينطوره خانم، تو به اندازه‌يِ کافي بهش سخت نمي‌گيري
.و اون هم کاملاً از اين قضيه خاطر جمعه

299
00:27:09,666 --> 00:27:11,791
حتي ازم نمي‌پرسه
.که حالم خوبه يا نه

300
00:27:12,000 --> 00:27:14,583
گمونم اگه من بميرم، نه تعجب مي‌کُنه
!و نه غمگين ميشه

301
00:27:14,833 --> 00:27:18,333
آخه اين چه جور فکرهاييه که مي‌کُني؟ -
.اين روزها آدم‌ها خيلي ناگهاني مي‌ميرن -

302
00:27:18,583 --> 00:27:20,000
.مخصوصاً هنرمندها

303
00:27:20,500 --> 00:27:23,208
.اينطوري صحبت نکُن
.شگون نداره

304
00:27:23,416 --> 00:27:26,041
بيا به نيمه‌يِ پُرِ ليوان نگاه کُنيم
.نه نيمه‌يِ خالي

305
00:27:26,250 --> 00:27:29,958
.تو بيش از حدِ لزوم نگران هستي
مي‌خواي ببرمت پيشِ دکتر؟

306
00:27:30,166 --> 00:27:34,166
نه، خودم بخاطرِ نتايجِ آزمايش
.بايد امشب بهش تلفن بزنم

307
00:27:34,416 --> 00:27:37,500
،اگه وضعيتت خيلي وخيم باشه
.بهت ميگه بايد بستري بشي

308
00:27:37,833 --> 00:27:39,708
!اوه نه، آخه چرا؟

309
00:27:41,208 --> 00:27:42,250
: فصلِ ششم"
"باب» از 17:31 تا 17:38»

310
00:27:42,291 --> 00:27:44,000
.«سلام «باب -
حالت چطوره، «آنژل»؟ -

311
00:27:44,458 --> 00:27:46,458
اين هم از «موريس»! هر چند خجالتيه
!ولي از ديدنتون خوشحاله

312
00:27:46,708 --> 00:27:48,291
کلئو» هستش؟» -
.آره، تويِ تختخوابشه -

313
00:27:48,541 --> 00:27:49,500
خوابيده؟ -
مريضه؟ -

314
00:27:49,708 --> 00:27:50,791
.آره، يه کمي -
خيلي جديه؟ -

315
00:27:51,041 --> 00:27:52,708
نه بابا! فقط خوشش مياد
!توجه ديگران رو جلب کُنه

316
00:27:52,958 --> 00:27:54,416
،الان معالجه‌اش مي‌کُنيم
!با موسيقي

317
00:27:54,625 --> 00:27:56,833
يه بالاپوشِ سفيد ندارين؟
يا يه روپوش؟

318
00:27:57,125 --> 00:27:58,750
چرا، پُشتِ سرت
.به ديوار آويزونه

319
00:27:59,291 --> 00:28:00,500
!عاليه

320
00:28:01,208 --> 00:28:03,958
تو هم که اون پالتويِ
!بارونيِ احمقانه‌ات تنت هست

321
00:28:04,291 --> 00:28:05,958
پس مي‌توني نقشِ
!پزشکيار رو بازي کُني

322
00:28:14,791 --> 00:28:15,916
دنبالِ چي هستي؟

323
00:28:16,125 --> 00:28:18,041
.نمي‌دونم، دارم دنبالِ يه چيزي مي‌گردم

324
00:28:18,291 --> 00:28:19,500
چه چيزي؟

325
00:28:27,458 --> 00:28:28,666
!ايناهاش

326
00:28:28,875 --> 00:28:30,333
!بگيرش
!اين هم آمپولِ‌ت

327
00:28:32,625 --> 00:28:34,916
آنژل»، مي‌توني کمي»
دَم‌نوش درست کُني؟

328
00:28:43,458 --> 00:28:46,500
.من هميشه «کلئو» رو مي‌خندونم
.خانم‌ها عاشقِ اين هستن که بخندوننشون

329
00:28:46,791 --> 00:28:49,791
درسته، و تو هميشه آدم رو
!ازخنده روده‌بُر مي‌کُني

330
00:28:54,041 --> 00:28:55,875
"... خانم خانم‌ها درياب دکتر رو"

331
00:28:57,875 --> 00:28:59,791
"!که اومده کُنه درمون مريض رو"

332
00:29:02,041 --> 00:29:03,416
!کجاتون درد-ه؟

333
00:29:03,875 --> 00:29:05,625
!آمپول بزنم؟ -
!چه ترسناکه -

334
00:29:07,208 --> 00:29:08,958
!واي، چه قيافه‌يِ زشتي

335
00:29:09,208 --> 00:29:11,958
،زشتي زيبايي‌ست
!و زيبايي، زشتي

336
00:29:12,291 --> 00:29:13,625
!«شکسپير»

337
00:29:14,375 --> 00:29:16,416
من هميشه ازتون خجالت مي‌کِشيدم
.چون بلد نبودم شما رو بخندونم

338
00:29:18,291 --> 00:29:20,791
،«بگو ببينم، «کلئو
دوباره اين چه هوسي-ه که به سرت زده؟

339
00:29:21,291 --> 00:29:24,291
چرا ضبطِ آهنگ رو گذاشتي برايِ هفته‌يِ آينده؟
اين همه عجله واسه چيه؟

340
00:29:24,541 --> 00:29:25,750
.يه سري تغييرات پيش اومده

341
00:29:25,958 --> 00:29:29,333
مي‌خوام آلبومِ جديدم رو
.سريع ضبط کُنم و بعدش برم

342
00:29:29,708 --> 00:29:31,333
!بري ماه عسلِ خيالي؟

343
00:29:32,625 --> 00:29:35,291
.منزلِ زيبايي داريد
.قبلاً نيومده بودم اينجا

344
00:29:35,708 --> 00:29:36,666
.آره، همينطوره

345
00:29:36,958 --> 00:29:38,125
کسي نوشیدنی ميل نداره؟

346
00:29:38,375 --> 00:29:39,583
"!خانم «فرشته»، هست يه فرشته"
[.در زبانِ فرانسه «آنژل» به معنايِ «فرشته» مي‌باشد]

347
00:29:39,791 --> 00:29:42,875
!ترانه‌سُرا، چرت نسُرا"
"!نوشیدنی رو دور بده بيا

348
00:29:43,125 --> 00:29:44,416
!اين شعرهايِ مزخرف کارِ کيه؟

349
00:29:44,625 --> 00:29:46,208
!رسماً، من -
.واسم نوشیدنی  بريز -

350
00:29:46,458 --> 00:29:48,458
اشعارِ من ابلهانه‌ست؟"
"!مثلِ با نِي خوردنِ شاه‌دانه‌ست

351
00:29:48,708 --> 00:29:50,250
!ولي آهنگين هستن

352
00:29:50,541 --> 00:29:53,000
،کلئو» خانم، کليد بدست داره مياد»"
"!شايد خودشه حلالِ مشکلات؟

353
00:29:53,541 --> 00:29:56,291
!هميشه اعصابم رو خُرد مي‌کُنين
!ديگه از دستتون ذله شدم! آخه چرا؟

354
00:29:56,708 --> 00:29:58,125
.«ما فقط مي‌خوايم کمکِ‌تون کُنيم، «کلئو -
!مرسي -

355
00:29:59,541 --> 00:30:02,375
.پس ادامه بدين -
.حالا ترانه‌يِ «عشقِ آهنگ»، که خوب باهاش آشنا هستين -

356
00:30:05,375 --> 00:30:07,916
،«بهتره بري پيشِ دکتر «آهنگ"
"!تا دردت رو کُنه خوب و خوش‌آهنگ

357
00:30:08,208 --> 00:30:10,375
،اون يه مسيحيِ مومن و يه پزشکه"
"!خيال نکُني خيلي زرشکه

358
00:30:11,916 --> 00:30:14,791
!همه‌اش همين بود؟
.من منتظرِ ترانه‌هايِ جديدتون هستم

359
00:30:15,000 --> 00:30:17,333
.«حالا ترانه‌يِ «دخترِ دروغگو
.گوش کُن

360
00:30:19,500 --> 00:30:23,166
"... دروغ گويم تو را"

361
00:30:23,416 --> 00:30:26,958
،هر چند کاملاً مي‌شناسم تو را"
"!ليک لقبت به خنده مي‌اندازد مرا

362
00:30:27,250 --> 00:30:30,791
،حسابِ بانکي‌ات نيز"
"!مي‌اندازد به راه، آبِ دهنم را

363
00:30:33,083 --> 00:30:36,208
،شوهرِ شما خانم خانم‌ها"
"... داشت مي‌پرداخت قرضهايش را

364
00:30:36,250 --> 00:30:37,375
.بله؟ اينجا تشريف ندارن

365
00:30:37,625 --> 00:30:39,375
.فردا تماس بگيرين

366
00:30:40,791 --> 00:30:42,833
،ولي اين خوندنش خيلي سخته
.هيچوقت يادش نمي‌گيرم

367
00:31:06,083 --> 00:31:09,458
.نه، اين سبکش مدرن نيست
... همون ملوديِ اولي بهتر بود. و به علاوه

368
00:31:09,666 --> 00:31:12,583
.متداوله -
.دقيقاً. و راحت‌تر مي‌تونم يادش بگيرم -

369
00:31:13,000 --> 00:31:14,666
ديگه چي دارين؟ -
."من مي‌نوازم" -

370
00:31:15,833 --> 00:31:18,916
چي؟ -
.اسمِ ترانه‌ست. خوندنش کاملاً مناسبِ شماست -

371
00:31:19,166 --> 00:31:20,333
.و خيلي هم آسونه

372
00:31:21,666 --> 00:31:25,875
،او زيبا مي‌نوازد ويولن‌سل را"
"،تو قشنگ مي‌نوازي پيانو را

373
00:31:28,791 --> 00:31:31,916
،او بازي مي‌کُند قمار را"
"،و تو بازي مي‌کُني نقشِ دلبري بي‌رحم را

374
00:31:34,125 --> 00:31:37,458
،اما من ندارم هيچ پروايي را"
"!زيرا بازي مي‌کُنم زرنگي و رندي را

375
00:31:37,916 --> 00:31:41,041
.اين واقعاً ترانه‌يِ کوتاه و قشنگيه

376
00:31:41,375 --> 00:31:42,833
.اشعارش هم خيلي جذاب هستن

377
00:31:43,291 --> 00:31:44,333
!پس يعني موسيقيش قشنگ نيست؟

378
00:31:44,541 --> 00:31:46,083
!اوه، چرا، موسيقيش هم قشنگه

379
00:31:46,958 --> 00:31:50,000
،تو قبلاً، هم از خودم و از هم موسيقي نواختنم
!تعريف مي‌کردي

380
00:31:50,666 --> 00:31:53,666
در ضمن، «قلم به دست» مطابق با ملودي‌اي
.که تو دوست داري، اشعاري سروده

381
00:31:54,083 --> 00:31:54,833
: فصلِ هفتم"
"کلئو» از 17:38 تا 17:45»

382
00:31:54,833 --> 00:31:57,083
.خيلي لطف دارين -
.فقط کافيه اشعار رو درست بخوني -
: فصلِ هفتم"
"کلئو» از 17:38 تا 17:45»

383
00:31:57,083 --> 00:31:57,375
.خيلي لطف دارين -
.فقط کافيه اشعار رو درست بخوني -

384
00:31:57,625 --> 00:31:58,750
.«اسمش هست : «فريادِ عشق

385
00:31:59,000 --> 00:32:01,083
و البته واضحه که بايد با شور و احساسِ
... بيشتري خونده بشه، نه اونطور

386
00:32:01,291 --> 00:32:02,375
!تمومش کُن

387
00:32:02,625 --> 00:32:06,000
دوباره عصبيم کردي! تو هميشه
!استعدادِ منو دستِ‌کم مي‌گيري

388
00:32:06,458 --> 00:32:08,375
!کدوم استعداد؟ -
.گفتنِ اين حرف درست نيست -

389
00:32:08,625 --> 00:32:10,041
!مدام داره به من نيش و کنايه مي‌زنه

390
00:32:10,291 --> 00:32:15,000
"... کلئوپاترا»، من مي‌پرستم تو را»"

391
00:32:20,875 --> 00:32:25,041
"... درها تمام گشوده در برابر"

392
00:32:27,666 --> 00:32:31,833
"... و باد وزان از آن ميانه"

393
00:32:33,041 --> 00:32:37,208
"... من همچون خانه‌اي خالي را مانَم"

394
00:32:38,208 --> 00:32:40,458
"... بي تو"

395
00:32:41,125 --> 00:32:44,041
".بي تو"

396
00:32:45,125 --> 00:32:49,750
"... من جزيره‌اي متروک را مانَم"

397
00:32:50,958 --> 00:32:55,750
"... غرقه در امواجِ دريا"

398
00:32:56,833 --> 00:33:01,041
،که ماسه‌هايم دستخوشِ طوفان"
"... دور مي‌گردند از من

399
00:33:01,625 --> 00:33:03,583
"... بي تو"

400
00:33:04,041 --> 00:33:07,666
".بي تو"

401
00:33:08,958 --> 00:33:13,583
"... با زيبايي‌اي تباه گشته"

402
00:33:14,625 --> 00:33:20,416
"... در معرضِ سرمايِ بي‌رحمِ زمستان"

403
00:33:20,625 --> 00:33:25,583
"... روحم را نيست يارايِ رويا ديدن"

404
00:33:26,208 --> 00:33:28,041
"... بي تو"

405
00:33:28,791 --> 00:33:31,291
".بي تو"

406
00:33:32,625 --> 00:33:38,041
"... فرسوده از يأس و نوميدي"

407
00:33:38,500 --> 00:33:44,458
"... به سانِ جسدي خفته بر سريري بلورين"

408
00:33:45,041 --> 00:33:49,416
"... مي‌گذارم روي به زوال و پژمردگي"

409
00:33:49,708 --> 00:33:52,416
"... بي تو"

410
00:33:52,708 --> 00:33:55,166
".بي تو"

411
00:33:57,375 --> 00:34:01,375
"... اگر آمدنت به دير انجامد"

412
00:34:03,625 --> 00:34:07,958
"... مدفون خواهم گشت در زيرِ غبار"

413
00:34:09,750 --> 00:34:14,375
،و تنها، رنگ‌پريده و زشت‌روي"
"... بدل خواهم گشت به خاک

414
00:34:15,458 --> 00:34:17,500
".بي تو ... بي تو ... بي تو"

415
00:34:25,958 --> 00:34:27,416
.ديگه نمي‌تونم

416
00:34:27,791 --> 00:34:29,291
.ديگه تحملش رو ندارم

417
00:34:29,708 --> 00:34:31,166
!خيلي وحشتناکه

418
00:34:31,458 --> 00:34:33,375
يهو چش شد؟ -
.فقط خسته‌شه -

419
00:34:33,708 --> 00:34:37,291
،و به علاوه، کلمه‌يِ «يأس» رو نبايد بکار مي‌بُردين
.چون خودش پيش‌درآمدِ افسردگيه

420
00:34:37,541 --> 00:34:39,583
.ولي اين فقط يه کلمه‌ست
.قافيه اينطور مي‌طلبيد

421
00:34:39,875 --> 00:34:41,375
.اين ترانه واقعاً زيباست

422
00:34:41,625 --> 00:34:44,625
آهنگِ «فريادِ عشق» در دنيايِ ترانه
.انقلابي به پا خواهد کرد

423
00:34:44,916 --> 00:34:48,541
واقعاً؟ ولي ارزشِ يه ترانه چقدره؟
تا چه مدت مي‌تونه دوام بياره؟

424
00:34:48,875 --> 00:34:50,375
!اين هم يه هوسِ ديگه

425
00:34:50,625 --> 00:34:53,750
!هوس، هوس
!مدام داري همين کلمه رو ميگي

426
00:34:54,291 --> 00:34:58,791
،اين شما هستين که از من يه عوضی مي‌سازين! و به همين زودي
!ديگه هيچي نيستم جز يه عروسکِ احمقانه‌يِ خيمه‌شب‌بازي

427
00:34:59,208 --> 00:35:01,791
چون حالا قراره با اين اشعارِ مزخرف
!واستون انقلاب برپا کُنم

428
00:35:02,041 --> 00:35:05,041
شما به اينها مي‌گين آهنگ‌هايِ قشنگ؟ واقعاً خيال مي‌کُنين
!من با اين ترانه‌ها به موفقيت دست پيدا مي‌کُنم؟

429
00:35:05,791 --> 00:35:07,958
آره، به يه تدفينِ موفقيت‌آميز
!دست پيدا مي‌کُنم

430
00:35:08,208 --> 00:35:11,000
!شما قصد دارين از من بهره‌برداري بکُنين
!از خونه‌ام برين بيرون

431
00:35:11,416 --> 00:35:12,750
.ولي تو که نُت‌خواني بلد نيستي

432
00:35:13,000 --> 00:35:14,791
.چون شما هيچوقت بهم ياد ندادين

433
00:35:15,000 --> 00:35:17,666
شما هيچوقت بهم اعتماد ندارين
.و هميشه منو بي‌استعداد مي‌دونين

434
00:35:17,916 --> 00:35:21,416
در حاليکه «ژوزه» همون بارِ اولي که تويِ
.کاباره «وادور» آوازم رو شنيد، عاشقِ صدا-م شد

435
00:35:21,666 --> 00:35:23,375
صدا-ت؟
!منو خنده ننداز

436
00:35:23,666 --> 00:35:24,708
!مطمئنم که شما ازم متنفرين

437
00:35:24,916 --> 00:35:27,791
!«لابد اين هم يه حقه‌يِ ديگه‌ست واسه شنيدنِ «دوستت دارم
!اي دختره‌يِ لوسِ نازپرورده

438
00:35:28,583 --> 00:35:31,708
،دقيقاً همينه! همه منو لوس مي‌کُنن
!اما هيچکس دوستم نداره؛ هيچکس

439
00:35:34,500 --> 00:35:34,958
!خدايا، از دستِ اين رفتارش

440
00:35:37,625 --> 00:35:39,208
.مي‌خوام سياه تنم کُنم

441
00:35:39,833 --> 00:35:41,916
اينطوري با شخصيتِ ترانه‌تون
!هماهنگ ميشم

442
00:35:43,375 --> 00:35:46,458
!«فريادِ عشق»
!تنها، رنگ‌پريده و زشت‌روي

443
00:35:46,708 --> 00:35:47,958
!بفرمايين

444
00:35:49,875 --> 00:35:52,000
!اي کاش مي‌تونستم کله‌ام رو هم بکنم

445
00:35:55,791 --> 00:35:57,416
همراهت بيام؟ -
.نه -

446
00:35:57,625 --> 00:35:58,916
.مي‌خوام تنها باشم

447
00:36:19,375 --> 00:36:21,625
کلئو»، بايد بهت يادآوري کُنم»
.که امروز سه‌شنبه‌ست

448
00:36:22,041 --> 00:36:24,416
!گورِ پدرِ سه‌شنبه
!من هر کاري دوست داشته باشم مي‌کُنم

449
00:37:25,833 --> 00:37:27,083
"فروشگاه تندرستي"
"تنِ سالم با غذايِ سالم"
"اغذيه‌يِ رژيمي"

450
00:37:31,041 --> 00:37:34,666
صورتِ عروسک‌خانم حتي با پوشيدنِ"
".اين کلاه مسخره هم هيچ تغييري نمي‌کُنه

451
00:37:35,125 --> 00:37:36,958
اينطوري نمي‌تونم با"
".ترس‌هايِ خودم رو در رو بشم

452
00:37:37,208 --> 00:37:40,916
،هميشه خيال مي‌کُنم ديگران بهم نگاه مي‌کُنن"
".در صورتيکه فقط من هستم که به خودم نگاه مي‌کُنم

453
00:37:41,125 --> 00:37:42,500
و همين منو از درون"
".فرسوده مي‌کُنه

454
00:37:43,541 --> 00:37:46,416
!شهرِ فرنگه، از همه رنگه
!قورباغه خورون-ه! بياييد تماشا

455
00:37:53,541 --> 00:37:55,416
!خيله خُب، قورباغه‌ها
!وقتشه که آکواريومِ‌تون رو عوض کُنيد

456
00:37:56,708 --> 00:37:57,958
!اين هم سومين قورباغه

457
00:38:15,125 --> 00:38:16,166
!اين دورِ اول

458
00:38:16,541 --> 00:38:17,875
!بريم دورِ دوم

459
00:38:39,875 --> 00:38:43,291
: فصلِ هشتم"
"دیگران» از 17:45 تا 17:52»

460
00:39:09,625 --> 00:39:12,250
حوادثِ الجزاير دارن
.ديوونه‌وارتر مي‌شن

461
00:39:13,791 --> 00:39:14,791
!لعنت به سياست

462
00:39:15,041 --> 00:39:17,541
من يکي که دورنمايِ
.اميدوارکُننده‌اي نمي‌بينم

463
00:39:24,125 --> 00:39:26,791
"... من زنم، زني مستعد و بي‌پروا"

464
00:39:28,125 --> 00:39:30,791
"... مي‌افکنم ز پاي، تماميِ کهنه سنت‌ها"

465
00:39:31,083 --> 00:39:33,083
من همين ديروز
.کنفرانسم رو ارائه دادم

466
00:39:33,291 --> 00:39:37,166
موضوعش در موردِ ظهورِ نهضتِ سوررئاليسم
... در سال‌هايِ 1915 تا 1920 بود

467
00:39:39,625 --> 00:39:41,916
با اين سر و صدايِ وحشتناک اصلاً نميشه
!حتي يه ذره از اون موسيقي رو شنيد

468
00:39:42,125 --> 00:39:43,625
!واقعاً ديوونه‌کُننده‌ست
!حتي صدايِ خودمون رو هم نمي‌تونيم بشنويم

469
00:39:50,625 --> 00:39:52,208
رُک بگم، زندگي کردن کنارشون
!واقعاً غيرِممکنه

470
00:39:52,458 --> 00:39:54,750
!يعني اينقدر رو مُخ هستن؟

471
00:39:54,958 --> 00:39:56,833
حالا اونها با همه همينطور رفتار مي‌کُنن؟

472
00:39:57,041 --> 00:39:58,458
!بله، با همه

473
00:40:10,125 --> 00:40:11,750
چيزي لازم ندارين، خانم؟

474
00:40:20,625 --> 00:40:22,458
.آقايِ گارسون، نوشیدنی لطفاً

475
00:40:32,958 --> 00:40:34,375
"... بعد از گذشتِ اين همه سال"

476
00:40:34,625 --> 00:40:37,041
".باز هم دوباره به اين کافه برگشتم"

477
00:40:37,291 --> 00:40:39,333
".چقدر از اينجا خاطره دارم"

478
00:40:39,708 --> 00:40:42,208
امروزه سطحِ شعر نسبت به سابق
... بسيار نزول کرده

479
00:40:45,208 --> 00:40:46,541
!تو اصلاً ايده‌اي نداري

480
00:40:46,791 --> 00:40:49,208
آخه چرا نمي‌توني
!همچين داستان‌هايي بنويسي؟

481
00:40:49,958 --> 00:40:51,625
داستان؟ من اينها رو اصلاً
!داستان حساب نمي‌کُنم

482
00:40:52,041 --> 00:40:53,541
!«اونجا رو باش، «پولين

483
00:41:13,291 --> 00:41:15,791
نوشیدنی رو شما سفارش داده بودين؟ -
.بله، متشکرم -

484
00:41:19,458 --> 00:41:21,958
اينو مي‌بينيد؟
.«اسمِ اين نقاشيه هست : «زن

485
00:41:22,208 --> 00:41:25,541
!ولي من فقط داخلش يه گاو مي‌بينم
!همين ثابت مي‌کُنه که «ميرو» نقاشش، بايد اسپانيايي باشه

486
00:41:25,791 --> 00:41:28,458
.خُب «پيکاسو» هم جغد رو به شکلِ زن کشيده
خوآن ميرو و پابلو پيکاسو : هر دو از]
[بزرگترين نقاشانِ اسپانياييِ قرنِ بيستم

487
00:41:28,625 --> 00:41:30,291
حالا اين چي رو ثابت مي‌کُنه؟

488
00:41:32,291 --> 00:41:35,083
خيال مي‌کُني من کُلِ روز
!فرصت دارم منتظرِ تو بشينم؟

489
00:41:47,875 --> 00:41:48,958
امروزه مدل‌هايِ خوب
.اندک‌شمار هستن

490
00:41:50,541 --> 00:41:55,125
تو نميدوني اون دخترِ چاقِ سياهپوست که به عنوانِ
مدلِ مجسمه‌سازي کار مي‌کرد کجاست؟

491
00:41:55,375 --> 00:41:57,125
.چند وقته که خبري ازش نيست

492
00:41:57,375 --> 00:41:59,583
.شايد برگشته باشه آفريقا -
!واقعاً که نژادپرستي -

493
00:41:59,791 --> 00:42:02,750
دوروتي» هنوز تويِ کارِ مدلينگه؟» -
.آره، اون دختر، مدلِ فوق‌العاده‌ايه -

494
00:42:03,291 --> 00:42:05,041
.هيچوقت هم دردسر درست نمي‌کُنه

495
00:44:05,208 --> 00:44:06,708
!توجه، توجه
!خوب تماشا کُنيد

496
00:44:07,125 --> 00:44:10,000
!نه سحر-ه و نه جادو

497
00:44:55,333 --> 00:44:57,083
.بيا از مسيرِ پُشتي بريم

498
00:44:58,000 --> 00:45:00,125
.ماشينِ «رائول» دستِ منه

499
00:45:03,500 --> 00:45:06,791
با اينکه قبلاً هم اينجا اومدم
.ولي هيچوقت داخل نشده بودم

500
00:45:07,000 --> 00:45:08,500
هرچند اونها خيلي آروم
... و مودب به نظر ميان

501
00:45:08,750 --> 00:45:11,083
ولي اونجا بودنت  اذيتت نمي‌کُنه؟ -
نه، واسه چي؟ -

502
00:45:11,416 --> 00:45:14,458
ولي اگه من جايِ تو بودم، جلويِ اونها
،خودمو راحت  احساس مي‌کردم

503
00:45:14,666 --> 00:45:16,333
و مي‌ترسيدم در من
.عيب و نقصي پيدا کُنن

504
00:45:16,583 --> 00:45:18,208
!چه فکرِ احمقانه‌اي
.ولي واسه من اونقدرهام مهم نيست

505
00:45:18,500 --> 00:45:21,166
،اندامم به من حسِ شادي ميده
.هر چند بهش مغرور نيستم

506
00:45:21,333 --> 00:45:24,375
نگاه اونها به چيزي
.فراتر از صرفاً بدنِ منه

507
00:45:24,583 --> 00:45:26,583
.به فُرم، ايده

508
00:45:26,916 --> 00:45:29,916
.حتي نوعي احساسِ محو و کم‌رنگ شدن بهم دست ميده
.مثلِ حسِ خوابيدن مي‌مونه

509
00:45:30,166 --> 00:45:31,666
.و تازه، بابتش دستمزد هم مي‌گيرم

510
00:45:31,916 --> 00:45:33,666
الان مي‌خواي کجا بري؟ -
.مي‌خوام برم قدم بزنم -

511
00:45:33,916 --> 00:45:35,208
تنهايي؟ ولي همچين چيزي
!از تو بعيده

512
00:45:35,416 --> 00:45:36,416
.پس هر جا تو بري ميام

513
00:45:36,666 --> 00:45:37,958
.آره، همراه من بيا

514
00:45:38,166 --> 00:45:40,708
امروز «رائول» ماشينش رو
.بهم قرض داده

515
00:45:41,083 --> 00:45:44,458
تو رانندگي بلدي؟ -
.نه خيلي خوب. آخه همين تازگي ياد گرفتم -

516
00:45:45,416 --> 00:45:46,458
.بگير بشين

517
00:45:46,750 --> 00:45:49,833
!کمربندت رو ببند و آدامست رو بجو
!اينجوري احساسِ ايمنيِ بيشتري بهت دست ميده

518
00:45:50,416 --> 00:45:51,916
واسه چي اينقدر کم مياي به ديدنم؟

519
00:45:52,166 --> 00:45:56,041
،وقتي مي‌خندي يادِ ايامِ قديم مي‌افتم
.و اون اميد و آرزوهايِ قديمِ‌مون

520
00:45:56,250 --> 00:45:59,166
،من آرزو داشتم رقاص بشم، تو مي‌خواستي خواننده بشي
.و «باب» هم مي‌خواست نوازنده‌يِ جاز بشه

521
00:45:59,500 --> 00:46:01,041
از بينِ ماها تو تنها کسي هستي
.که به آرزوش رسيده

522
00:46:01,250 --> 00:46:03,583
.ولي من فقط 3 تا ترانه خوندم

523
00:46:03,833 --> 00:46:06,541
حتي وقتي يکي‌شون رو تويِ
... کافه «دوم» پخش کرده بودن

524
00:46:06,875 --> 00:46:10,333
.متوجه شدم هيچکس بهش گوش نمي‌کُنه -
!خُب کافه «دوم» که سالنِ کنسرت نيست -

525
00:46:23,625 --> 00:46:25,250
!خيابانِ فراق

526
00:46:25,625 --> 00:46:28,541
اسامي‌اي که رويِ خيابون‌هايِ اين منطقه
!گذاشته شده، اصلاً دلگرم‌کُننده نيستن

527
00:46:29,208 --> 00:46:31,625
!خيابانِ فراق، خيابانِ وصال

528
00:46:33,041 --> 00:46:34,750
دستت رو به جايِ راهنما بگير بيرون
!تا گردش به راست کُنيم

529
00:46:36,875 --> 00:46:39,541
بايد اساميِ آدم‌هايِ زنده
.رويِ خيابون‌ها گذاشته بشه

530
00:46:39,708 --> 00:46:42,583
.«خيابانِ «پياف»، خيابانِ «ژي‌ژي»، خيابانِ «آزناوور
[هر 3 نفر از خوانندگانِ مطرحِ فرانسوي]

531
00:46:42,791 --> 00:46:46,250
،و هر وقت هم يکي از اين اشخاص فوت کُنن
.ميشه اسمِ خيابون رو عوض کرد

532
00:46:46,458 --> 00:46:49,041
حالا متوجه شدم! تو دوست داري
!يه ميدان به اسمت نامگذاري بشه

533
00:46:49,291 --> 00:46:50,291
.نه، چون ديگه خيلي دير شده

534
00:46:50,541 --> 00:46:52,083
معلوم هست چت شده؟
.خيلي عجيب غريب حرف مي‌زني

535
00:46:52,291 --> 00:46:54,208
.من بيمار هستم -
بيمار؟ پيشِ دکتر رفتي؟ -

536
00:46:54,458 --> 00:46:57,666
.آره، ازم آزمايش گرفتن. و به نظر جدي ميرسه -
خُب تا چه اندازه جدي؟ -

537
00:46:57,875 --> 00:47:01,666
.درمان‌ناپذير يا چيزي تويِ همين مايه‌ها -
!ولي اين غيرِممکنه! خيلي وحشتناکه -

538
00:47:03,208 --> 00:47:05,500
.تو واقعاً شجاع هستي -
.نخير، برعکس! من مي‌ترسم -

539
00:47:05,708 --> 00:47:07,416
چرا چيزي به من نگفتي؟

540
00:47:07,958 --> 00:47:11,708
چه مدت ميشه که متوجهش شدي؟ -
.البته هنوز هيچي قطعي نيست. امشب قراره با دکتر تماس بگيرم -

541
00:47:11,958 --> 00:47:14,291
!تو که منو ترسوندي
.شايد موردي برايِ نگراني وجود نداشته باشه

542
00:47:14,541 --> 00:47:17,208
،اوه نه، مي‌دونم که خيلي جديه
.حالا هر چي مي‌خواد باشه

543
00:47:17,875 --> 00:47:20,333
،آخه تويِ بيمارستان وقتي داشتن صحبت مي‌کردن
.گوش وايساده بودم

544
00:47:21,958 --> 00:47:23,916
مريض‌ها هميشه موضوع رو
.خيلي گُنده مي‌کُنن

545
00:47:24,125 --> 00:47:26,000
اصلاً چرا همين الان نريم بيمارستان؟

546
00:47:26,625 --> 00:47:29,250
،ولي متخصصي که داره منو درمان مي‌کُنه
.الان شيفتش نيست

547
00:47:32,708 --> 00:47:34,208
خُب حالا بيماريت چي هست؟

548
00:47:34,458 --> 00:47:35,791
.از معده‌مه

549
00:47:37,208 --> 00:47:38,500
اختيارِ انتخاب کردنِ محلش
.دستِ خودم نبود

550
00:47:38,708 --> 00:47:41,375
آخه چرا اين حرف رو مي‌زني؟ -
.حداقل اينطوري جلويِ ديدِ مردم نيست -

551
00:47:41,625 --> 00:47:44,125
.هيچکس بهم شک نمي‌کُنه -
!ساکت باش -

552
00:47:55,625 --> 00:47:57,250
ژوزه» در اين مورد چي ميگه؟»

553
00:47:58,041 --> 00:48:00,708
.اصلاً خبر نداره
.آخه چندان زياد همديگه رو نمي‌بينيم

554
00:48:01,041 --> 00:48:03,833
مگه قبل از خواب، تويِ رختخواب
با همديگه صحبت نمي‌کُنين؟

555
00:48:06,125 --> 00:48:07,958
نه، آخه خيلي بندرت
.واسه خواب مياد منزلِ من

556
00:48:08,208 --> 00:48:09,708
.سرش خيلي شلوغه

557
00:48:10,125 --> 00:48:12,000
ولي من خيال مي‌کردم
.شيفته‌يِ توئه

558
00:48:12,208 --> 00:48:13,666
.همينطوره

559
00:48:14,208 --> 00:48:17,041
اما عشق تنها چيزيه که
.برايِ رازگويي لازمه

560
00:48:18,041 --> 00:48:20,750
من فکر مي‌کردم که تو در کنارش
.احساسِ امنيت و صميميت داري

561
00:48:20,958 --> 00:48:23,000
.البته قصدِ فضولي ندارم

562
00:48:34,375 --> 00:48:35,791
ولي «آنژل» چي؟

563
00:48:36,041 --> 00:48:39,083
،آنژل» هم دل‌نگرانه»
.ولي موضوع رو خيلي سرسري مي‌گيره

564
00:48:41,791 --> 00:48:43,166
!عجب حکايتي

565
00:48:45,208 --> 00:48:47,041
.حسابي گيج شدم

566
00:48:49,708 --> 00:48:52,000
.بايد همينجا توقف کُنم
.يه خُرده کار دارم

567
00:48:53,958 --> 00:48:55,541
،چند لحظه منتظر باش
.الان برمي‌گردم

568
00:49:37,708 --> 00:49:40,208
!شش تا قپه شمردم و دو تا راهبه -
.بايد عجله کُنيم، «رائول» فيلمش رو لازم داره -

569
00:49:40,458 --> 00:49:41,750
!پس تخته گاز برو

570
00:49:41,958 --> 00:49:44,083
ولي من هنوز به رانندگي کردن
.با سرعتِ بالا عادت ندارم

571
00:49:45,208 --> 00:49:48,416
آخه گواهينامه‌ام رو
.همين تازگي گرفتم

572
00:49:48,875 --> 00:49:50,916
من هميشه با تاکسي
.اينطرف و اونطرف ميرم

573
00:49:51,958 --> 00:49:54,208
!آخه تو بچه‌يِ نازپرورده‌اي هستي

574
00:50:23,208 --> 00:50:26,458
تويِ مسير که ميومدم پيشت، يه معرکه‌گير رو ديدم
.که تويِ بازوش سوزن فرو کرده بود

575
00:50:26,791 --> 00:50:28,250
!واي، با ديدنش حالم منقلب شد

576
00:50:29,791 --> 00:50:31,750
!عجب روزيه
.خيلي احساسِ پريشوني مي‌کُنم

577
00:50:38,500 --> 00:50:40,416
حالت که بد نيست؟ -
.نه، نه -

578
00:51:03,833 --> 00:51:05,333
.لابد نمي‌تونه چيزي بشنوه

579
00:51:06,416 --> 00:51:08,250
.«رائول»، «رائول»

580
00:51:09,166 --> 00:51:11,958
.درست موقعِ پخشِ فيلمِ کوتاهم رسيدين
.قبلاً راجع بهش برات گفته بودم

581
00:51:12,250 --> 00:51:15,291
.بفرماييد بشينيد. ديگه آخرهاشه -
.خودتون رو زحمت ندين. من دارم ميرم -

582
00:51:15,500 --> 00:51:16,791
.کلئو» بيماره»

583
00:51:17,250 --> 00:51:19,458
.اميدوارم بيماريِ خطرناکي نباشه
.ولي بشينين فيلم رو نگاه کُنين

584
00:51:19,666 --> 00:51:22,083
!چون خنده بر هر دردِ بي‌درمان دواست

585
00:51:22,333 --> 00:51:26,208
،پس فقط واسه يه مدتِ کوتاه. چون من بايد برم خونه
.و «کلئو» هم حالش خوب نيست

586
00:51:26,416 --> 00:51:28,041
.مرسي. ولي من حالم خوبه

587
00:51:32,416 --> 00:51:33,458
!"«به اميدِ ديدار، «آنا"

588
00:51:49,333 --> 00:51:50,500
!"«به اميدِ ديدار، «آنا"

589
00:52:42,583 --> 00:52:43,333
"!خيلي دير رسيدم"

590
00:52:49,666 --> 00:52:51,166
"!تقديم به دلبندِ نازنينم"

591
00:53:00,500 --> 00:53:01,791
"!... جوانکِ بيچاره"

592
00:53:08,416 --> 00:53:09,583
"دستمال مي‌خواين؟"

593
00:53:20,833 --> 00:53:23,583
آها! پس همه چيز رو"
"!بخاطرِ عينکم سياه مي‌ديدم

594
00:53:46,500 --> 00:53:47,250
!"«آنا»"

595
00:53:55,416 --> 00:53:56,750
"!تقديم به دلبندِ نازنينم"

596
00:54:03,833 --> 00:54:05,208
"!لعنت به عينک‌هايِ سياه"

597
00:54:08,750 --> 00:54:10,083
!حالا وقتِ تنفسه

598
00:54:11,083 --> 00:54:13,458
فيلمي که قراره فردا نمايش بدي
.الان تويِ طبقه‌يِ پايينه

599
00:54:13,833 --> 00:54:15,916
شما دو نفر آوردينش؟
!آفرين

600
00:54:16,250 --> 00:54:17,750
.اين هم مدارک و سوئيچِ ماشين

601
00:54:18,000 --> 00:54:21,916
مگه نمي‌خواي ماشين پيشت باشه؟ -
نه، نه، رانندگي کردن تويِ شب خيلي سخته. بريم «کلئو»؟ -

602
00:54:22,166 --> 00:54:24,083
.مرسي بابتِ نمايشِ فيلم -
.خواهش مي‌کُنم -

603
00:54:34,916 --> 00:54:37,833
: فصلِ يازدهم"
"کلئو» از 18:04 تا 18:12»

604
00:54:37,833 --> 00:54:39,625
!اين از مرگ خبر ميده

605
00:54:39,833 --> 00:54:41,375
!وحشتناکه

606
00:54:43,000 --> 00:54:44,416
.اين حرف‌ها رو باور نکُن
.خيلي احمقانه‌ست

607
00:54:44,666 --> 00:54:46,416
آخه شکستنِ آينه، با شکستنِ ظرف چه فرقي داره؟
[.در فرهنگِ غربي شکستنِ ظرف به معنايِ فال و شگونِ خوب مي‌باشد]

608
00:54:47,416 --> 00:54:49,416
.دوباره ترس برم داشت

609
00:54:49,833 --> 00:54:52,000
!بي‌خيال
.بيا تا دير نشده بريم

610
00:55:11,083 --> 00:55:12,541
!خُب يه حرفي بزن

611
00:55:13,250 --> 00:55:16,083
.بيا تاکسي بگيريم
.تو هم مي‌توني هر جا خواستي پياده بشي

612
00:55:16,333 --> 00:55:18,000
!اوه، اينطوري خيلي خوبه

613
00:55:34,166 --> 00:55:35,500
چه اتفاقي افتاده؟

614
00:55:35,833 --> 00:55:36,958
.ظاهراً يه نفر به قتل رسيده

615
00:55:37,166 --> 00:55:40,000
يکي به من بگه
!اينجا چه خبر شده؟

616
00:55:40,250 --> 00:55:41,833
اين روزها ديگه هيچکس
!جونش در امان نيست

617
00:55:43,250 --> 00:55:45,166
تويِ چه دوره زمونه‌اي
!داريم زندگي مي‌کُنيم

618
00:55:53,500 --> 00:55:54,958
.يالا، بيا بريم

619
00:56:20,250 --> 00:56:22,041
.خيلي دلشوره دارم

620
00:56:25,750 --> 00:56:26,875
.حالا ديگه نمي‌خواد نگران باشي

621
00:56:27,166 --> 00:56:30,583
قطعاً شکستنِ اون آينه
.دلالت بر مرگِ همون شخص داشته

622
00:56:31,916 --> 00:56:36,000
.ولي تو که گفتي اين حرف‌ها رو باور نکُنم -
.من باورشون ندارم، ولي تو اونها رو باور داري -

623
00:56:38,000 --> 00:56:40,375
،ترسِ ديگران
.منو هم وحشتزده مي‌کُنه

624
00:56:49,166 --> 00:56:51,166
چرا کلاهت رو تويِ دستت گرفتي
و سرت نمي‌ذاري؟

625
00:56:51,583 --> 00:56:53,625
.بخاطرِ «آنژل»-ه -
خُب چرا؟ -

626
00:56:53,833 --> 00:56:55,500
.دليلِ بخصوصي نداره

627
00:56:55,750 --> 00:56:57,708
تازه، اين حتي
.کلاه تابستوني هم نيست

628
00:56:57,916 --> 00:57:00,625
واي! تمامِ فصلِ زمستون آرزو داشتم
.همچين کلاهي بخرم

629
00:57:00,833 --> 00:57:03,166
.مي‌خوايش؟ مالِ تو -
.نه -

630
00:57:04,583 --> 00:57:06,333
!باشه، چرا که نه؟
.خيلي از اين کلاه‌ها دوست دارم

631
00:57:06,916 --> 00:57:08,083
.مرسي

632
00:57:22,416 --> 00:57:24,083
.پارکِ «مونسوري» همين نزديکي‌هاست
اونجا رفتي؟

633
00:57:26,416 --> 00:57:31,041
مونسوري»! از اون کلمه‌هاست که»
!«لبِ آدم رو به خنده وا مي‌کُنه؛ مثلِ «سيب

634
00:57:40,000 --> 00:57:42,583
استوديوهايِ هنري و دانشکده‌هايِ فني زيادي
.اين اطراف وجود داره

635
00:57:42,833 --> 00:57:45,958
واسه همين، هنرمندها و
.دانشجوهايِ زيادي به اون پارک ميان

636
00:57:46,583 --> 00:57:48,125
.بدک نيست
.يه آبشار هم داره

637
00:57:48,500 --> 00:57:50,666
.تقريباً ديگه رسيديم منزلِ من

638
00:57:50,916 --> 00:57:53,708
.درست بعد از همين تقاطعِ چراغ‌راهنماست
اون راه‌پله رو مي‌بيني؟

639
00:57:53,916 --> 00:57:55,500
.من همينجا پياده ميشم
.اينطوري سريعتر ميرسم منزل

640
00:57:55,833 --> 00:57:57,250
.«مرسي، «کلئو

641
00:57:58,833 --> 00:58:00,500
.منو از خودت بي‌خبر نذار

642
00:58:17,666 --> 00:58:18,583
.يه کم يواش‌تر بريد، بي‌زحمت

643
00:58:20,166 --> 00:58:21,875
حالا چي؟ -
.مستقيم بريد -

644
00:58:39,000 --> 00:58:39,625
حالا چي؟

645
00:58:39,916 --> 00:58:40,750
.باز هم مستقيم بريد

646
00:58:41,166 --> 00:58:43,000
.واردِ پارک بشيد -
ماشين‌ها اجازه‌يِ ورود دارن؟ -

647
00:58:43,750 --> 00:58:45,208
.درش که بازه

648
00:58:50,333 --> 00:58:52,916
انگار حق با شماست. اين بايد مسيري باشه
.که از وسطِ پارک عبور مي‌کُنه

649
00:58:53,166 --> 00:58:56,958
،ولي به هر حال، حتي اگر هم جلومون رو بگيرن
!اعدامِ‌مون که نمي‌کُنن! مگه نه؟

650
00:59:05,750 --> 00:59:07,291
اون چيه؟ -
.رصد‌خانه‌ست -

651
00:59:07,500 --> 00:59:09,000
!مثلِ داستان‌هايِ «هزار و يک شب»؟

652
00:59:09,250 --> 00:59:10,166
.همينجا پياده ميشم

653
00:59:10,833 --> 00:59:12,166
چقدر ميشه؟

654
01:00:07,666 --> 01:00:08,833
!موسيقي

655
01:00:15,333 --> 01:00:20,458
"... آبيِ نيلگونِ چشمانم شرر مي‌افکند"

656
01:00:20,666 --> 01:00:24,541
،سحر و افسونم"
"... طعمه‌اي را در کمين نشسته است

657
01:00:24,750 --> 01:00:28,000
"... هر چند مرا هرگز سرِ مکر و خدعه نيست"

658
01:00:28,250 --> 01:00:30,583
ليک همگان در آرزويِ"
"... کامجويي از من هستند

659
01:00:30,833 --> 01:00:35,416
"... از طعمِ لبانم و خنده‌هايم"

660
01:01:51,333 --> 01:01:52,875
شما صدايِ آب رو دوست دارين؟

661
01:01:53,083 --> 01:01:54,125
.بله

662
01:01:55,416 --> 01:01:57,125
،اينجا خيلي ساکت و آرومه
اينطور نيست؟

663
01:01:57,333 --> 01:01:58,833
.بله، همينطوره

664
01:02:02,250 --> 01:02:05,041
.امروز بچه‌ها گم و گور شدن

665
01:02:05,250 --> 01:02:08,625
منظورتون از گم و گور چيه؟ -
.آخه اکثرِ وقت‌ها اينجا پُر از بچه‌ست -

666
01:02:08,833 --> 01:02:12,166
خُب امروز کجا هستن؟ -
.امروز همه‌شون رفتن اون سمت -

667
01:02:12,416 --> 01:02:16,000
رفتن تا تعميراتي که داره رويِ
.حوض‌ها انجام ميشه رو تماشا کُنن

668
01:02:17,000 --> 01:02:19,958
اما اينجا کُلي آب هست
.که در حالِ جاري شدنه

669
01:02:20,166 --> 01:02:22,958
آره، ولي تماشايِ تعميراتي که داره
.اونجا انجام ميشه، براشون بامزه‌تره

670
01:02:23,833 --> 01:02:26,291
بامزه‌تر اينه که شما
!از اين چيزها خبر دارين

671
01:02:26,916 --> 01:02:28,416
.آخه من آدمِ فضولي هستم

672
01:02:28,666 --> 01:02:30,291
خُب پس چرا خودتون
واسه تماشا نمي‌رين؟

673
01:02:31,333 --> 01:02:34,916
،از اونجايي که تنبليِ من از فضوليم بيشتره
!بدونِ تماشا کردن، پيشِ خودم تصويرش مي‌کُنم

674
01:02:35,416 --> 01:02:37,416
و به هر حال، اينجا موندن رو
.ترجيح ميدم

675
01:02:38,041 --> 01:02:40,125
اينجا هوا سرده، سردتون نيست؟ -
.نه -

676
01:02:40,416 --> 01:02:42,750
.ولي هوا اونقدرها هم گرم نيست -
!من مشکلي ندارم، و تازه، بيشتر از شما لباس تنمه -

677
01:02:43,083 --> 01:02:45,291
.اما الان تويِ اولين روزِ تابستون هستيم

678
01:02:45,500 --> 01:02:48,333
،از نظرِ من، فقط وقتي تابستونه که تعطيلات شروع بشه
!همين و بس

679
01:02:48,541 --> 01:02:51,916
.ولي امروز تويِ تقويم رسماً اولين روزِ آغازِ تابستونه
!و شما انگار «فلورا» الهه‌يِ تابستان هستيد

680
01:02:52,166 --> 01:02:54,500
!چه مزخرفاتي -
!آره، من عاشقِ مزخرف‌گويي هستم -

681
01:02:54,750 --> 01:02:58,333
مي‌دونستين که امروز
روزيه که خورشيد متحول مي‌شه؟

682
01:02:58,541 --> 01:03:00,250
.آخه امروز طولاني‌ترين روزِ ساله

683
01:03:03,375 --> 01:03:05,166
!طولاني‌ترين روزِ سال
!واقعاً که همينطوره

684
01:03:06,125 --> 01:03:09,666
اگه اين موضوع رو بدونيد، اونوقت اين رو هم مي‌دونيد که امروز
.قراره خورشيد بُرجِ جوزا رو ترک کُنه و واردِ بُرجِ سرطان بشه

685
01:03:09,958 --> 01:03:11,958
!اين مزخرفات رو بس کُنيد
!ديگه کافيه

686
01:03:13,083 --> 01:03:14,791
.معذرت مي‌خوام

687
01:03:15,500 --> 01:03:18,500
: فصلِ دوازدهم"
"آنتوان» از 18:12 تا 18:15»

688
01:03:33,458 --> 01:03:34,875
پس دارين ميرين؟ -
.به گمونم آره -

689
01:03:35,125 --> 01:03:38,083
معذرت مي‌خوام از اينکه اطلاعاتِ من
.حوصله‌يِ شما رو سر بُرد

690
01:03:38,375 --> 01:03:39,833
ميشه اطلاعاتِ اضافه‌تري بدين؟
بگيد ساعت چنده؟

691
01:03:40,041 --> 01:03:43,041
.من ساعت ندارم
.ولي حول و حوشِ 6 يا 6 و رُبعه

692
01:03:43,375 --> 01:03:45,291
شما منتظرِ کسي هستين؟ -
.نه، فقط داشتم از اينجا عبور مي‌کردم -

693
01:03:45,541 --> 01:03:46,375
.من هم همينطور

694
01:03:46,625 --> 01:03:48,791
ولي آقايون هميشه
!در انتظارِ تمامِ خانم‌ها هستن

695
01:03:49,041 --> 01:03:50,708
و بعد، بهشون نزديک ميشن
.و سرِ صحبت رو باهاشون باز مي‌کُنن

696
01:03:50,958 --> 01:03:53,625
.من معمولاً جوابِ همچين کسايي رو نميدم
.ولي ظاهراً امروز عادتم رو فراموش کردم

697
01:03:53,875 --> 01:03:56,375
.آخه فکرم جايِ ديگه‌ايه
.و شما هم خيلي متين به نظر مي‌رسين

698
01:03:56,625 --> 01:03:58,458
.راستش من از پادگان مرخصي گرفتم -
پس چرا لباسِ شخصي پوشيدين؟ -

699
01:03:58,708 --> 01:04:02,291
فقط شلوارِ نظاميم رو پام کردم. با لباسِ نصفه‌نيمه‌يِ نظامي
.از خونه زدم بيرون، چون امشب عازم هستم

700
01:04:02,541 --> 01:04:06,375
.آره، 3 هفته مرخصي داشتم که امشب تموم ميشه
.از بس کوتاه بود مثلِ برق گذشت

701
01:04:06,875 --> 01:04:08,791
.ولي صحبت با شما برام لذت‌بخشه

702
01:04:10,291 --> 01:04:11,875
شما ازدواج کردين؟ -
.نه -

703
01:04:12,125 --> 01:04:14,583
نکُنه به قيافه‌ام اينطور مي‌خوره که از
!خونه‌يِ شوهر، واسه گردش دزدکي در رفتم؟

704
01:04:14,791 --> 01:04:18,916
راستش به نظر مياد که شما بيشتر
.منتظرِ چيزي هستين، تا منتظرِ کسي

705
01:04:19,125 --> 01:04:20,916
.من منتظرِ نتيجه‌يِ تستم هستم

706
01:04:21,125 --> 01:04:22,208
آها، پس دانشجو هستين؟

707
01:04:22,416 --> 01:04:24,333
،نه، منظورم تستِ پزشکيه
.آزمايش

708
01:04:24,541 --> 01:04:26,333
و اونوقت نگران هستين؟ -
.بله، خيلي -

709
01:04:26,541 --> 01:04:28,250
از چي مي‌ترسين؟

710
01:04:35,125 --> 01:04:38,125
.به گمونم سرطان باشه
.ولي امشب ديگه مطمئن ميشم

711
01:04:38,375 --> 01:04:41,041
پس 50 درصد اين احتمال وجود داره
.که مسئله چيزِ ديگه‌اي باشه

712
01:04:41,291 --> 01:04:43,708
آخه يه فالگير هم اين موضوع رو
.بوسيله‌يِ ورق‌هايِ بازي تأييد کرد

713
01:04:43,958 --> 01:04:47,083
شما به فالِ ورق اعتقاد دارين؟ -
.آره، من از همه چيز مي‌ترسم -

714
01:04:47,333 --> 01:04:50,083
،از پرنده‌ها، طوفان
... آسانسور، سوزن

715
01:04:50,291 --> 01:04:53,125
و حالا هم ترسِ شديدي از مرگ
.بهم دست داده

716
01:04:53,375 --> 01:04:56,125
،اگه شما هم مثلِ من به الجزاير مي‌رفتين
.اونوقت همين ترس مدام همراهتون بود

717
01:04:56,375 --> 01:04:57,500
!چه وحشتناک

718
01:04:57,750 --> 01:05:00,166
... مرگي بخاطرِ هيچ و پوچ
.اين چيزيه که منو پريشون مي‌کُنه

719
01:05:00,416 --> 01:05:02,083
.مُردن در اثرِ جنگ، خيلي غم‌انگيزه

720
01:05:02,291 --> 01:05:05,666
.ترجيح ميدم بخاطرِ عشقِ يک زن بميرم

721
01:05:05,875 --> 01:05:07,166
شما هيچوقت عاشق شدين؟

722
01:05:07,375 --> 01:05:10,541
.خيلي زياد! ولي هيچوقت اونطور که بايد و شايد عميق نبودن
.هميشه هم تقصيرِ اون دخترها بوده

723
01:05:10,791 --> 01:05:15,041
چون دخترها بيشتر به اين دليل عاشق ميشن
.که کسي رو داشته باشن عاشقِ‌شون باشه

724
01:05:15,291 --> 01:05:19,625
،اما هميشه از اينکه تمام و کمال دل به عشق بدن مي‌ترسن
.از اينکه چيزي رو از دست بدن مي‌ترسن

725
01:05:19,958 --> 01:05:22,041
.اونها نصفه‌نيمه عشق مي‌ورزن
!انگار که مي‌خوان خودشون رو صرفه‌جويي کُنن

726
01:05:22,291 --> 01:05:25,250
 بدن‌ِشون بيشتر از اينکه به زنده‌ها
.شباهت داشته باشه، شبيه اسباب‌بازيه

727
01:05:25,875 --> 01:05:28,166
به همين دليله که من هم هميشه
.چنين روابطي رو نيمه‌کاره وِل مي‌کُنم

728
01:05:28,958 --> 01:05:30,958
بابتِ گفتنِ اين حرف‌ها
.ازتون معذرت مي‌خوام

729
01:05:31,166 --> 01:05:32,958
.آره، درسته، حق با شماست

730
01:05:33,458 --> 01:05:35,291
خودِ شما تا حالا عاشق شدين؟

731
01:05:35,541 --> 01:05:39,375
بله، اما به قولِ شما، از اينکه
.تمام و کمال دل به عشق بدم مي‌ترسم

732
01:05:39,625 --> 01:05:42,291
ولي حالا فايده‌اش چيه؟ اصلاً اين همه مدت
خودم رو صرفه‌جويي مي‌کردم واسه‌يِ چه چيزي؟

733
01:05:42,541 --> 01:05:44,791
به نظرتون اين موضوع رو
کمي بزرگ نمي‌کُنيم؟

734
01:05:46,041 --> 01:05:47,875
.من واقعاً غمگين هستم

735
01:05:50,708 --> 01:05:52,250
.و اين غم رويِ دلم سنگيني مي‌کُنه

736
01:05:59,833 --> 01:06:02,791
خُب در واقع، ما هر دو
.تويِ يک دام افتاديم

737
01:06:05,291 --> 01:06:06,708
بهتر هستين؟

738
01:06:09,291 --> 01:06:11,291
.اوه، چه انگشترِ قشنگي دارين

739
01:06:11,625 --> 01:06:13,666
.فقط يه نگين و نشيمنگاه‌ست

740
01:06:14,041 --> 01:06:16,000
.مثلِ شما و من

741
01:06:26,125 --> 01:06:27,791
وقتِ نتيجه‌يِ آزمايشِ‌تون کِي هست؟

742
01:06:28,041 --> 01:06:30,500
،قراره بعد از اينکه دکتر نتيجه رو بررسي کرد
.امشب بهش تلفن بزنم

743
01:06:30,708 --> 01:06:33,333
آخه انتظار چرا؟
چرا مستقيماً نمي‌رين بيمارستان؟

744
01:06:33,583 --> 01:06:36,791
،آخه نمي‌دونم دکتر کِي مياد و ضمناً از اينکه نتيجه
.رو در رو بهم گفته بشه وحشت دارم

745
01:06:37,041 --> 01:06:39,583
پس بيايين با همديگه بريم. آدرسش کجاست؟ -
.«بيمارستانِ «سالپتريه‌ر -

746
01:06:39,833 --> 01:06:43,250
.خيلي عاليه، چون نزديکِ ايستگاه راه‌آهنه
.و بعدش اگه دوست داشته باشين مي‌تونين منو بدرقه کُنين

747
01:06:43,500 --> 01:06:45,291
پس تاکسي بگيريم؟ -
!اتوبوس باحال‌تره -

748
01:06:47,208 --> 01:06:50,208
: فصلِ سيزدهم"
"کلئو» و «آنتوان» از 18:15 تا 18:30»

749
01:07:25,458 --> 01:07:27,416
... وقتي مامان‌بزرگم به پاريس اومده بود

750
01:07:27,625 --> 01:07:32,250
اصرار داشت ساختمونِ دفترِ مجله‌يِ دکور و مُدِ
.محبوبش رو ببينه. اتفاقاً نزديکِ همين پارکه

751
01:07:32,500 --> 01:07:35,166
... به لطفِ همون مجله‌يِ «نسوانِ عالم» بود

752
01:07:35,583 --> 01:07:37,583
.که مامان‌بزرگم از همه چيز خبر داشت

753
01:07:37,791 --> 01:07:41,083
،آخه جايي که زندگي مي‌کرد
.نه سينما وجود داشت و نه کتابفروشي

754
01:07:41,333 --> 01:07:44,916
اما مي‌تونست درباره‌يِ فيلم و کتاب
.مثلِ من و شما راحت صحبت کُنه

755
01:07:46,000 --> 01:07:48,291
.من از خوندنِ نقدها متنفرم

756
01:07:48,541 --> 01:07:51,833
آخه دوست ندارم پيشاپيش
.از داستانِ فيلم مطلع بشم

757
01:07:52,541 --> 01:07:55,291
،شبيه آرزو کردن قبل از کريسمس مي‌مونه
.که بد شانسي مياره

758
01:07:55,625 --> 01:07:57,875
شما به خرافات باور دارين؟ -
!خُب آره -

759
01:07:58,125 --> 01:08:02,666
،پس الان مي‌تونين تابستونِ شادي رو واسه خودتون آرزو کُنين
.چون امروز اولين روزِ تابستونه

760
01:08:02,875 --> 01:08:04,000
.شايد

761
01:08:04,250 --> 01:08:05,916
.امروز، روزِ «فلورا»ست
فلورا : ايزدبانويِ گُل‌ها و نيز ايزدبانويِ]
[فصلِ بهار در اساطيرِ رومِ باستان

762
01:08:06,958 --> 01:08:09,291
!واي، چه تصادفي
.آخه اسمِ من «فلورانس»-ه

763
01:08:09,708 --> 01:08:12,041
،البته «کلئو» صدا-م مي‌کُنن
.که مخففِ «کلئوپاترا»ست

764
01:08:12,291 --> 01:08:13,875
!عجب اسمي

765
01:08:14,125 --> 01:08:18,500
،فلورانس» آدم رو يادِ ايتاليا مي‌اندازه»
و رنسانس و «بوتيچلي» و همينطور گُلِ رُز؛
[بوتيچلي : نقاشِ مشهورِ فلورانسيِ دورانِ رنسانس]

766
01:08:18,708 --> 01:08:21,708
«و «کلئوپاترا
... يادِ مصر، ابوالهول

767
01:08:21,958 --> 01:08:24,375
.مارِ کبرا و ماده‌پلنگ

768
01:08:24,583 --> 01:08:28,833
.من «فلورانس» رو ترجيح ميدم
.و گياهان رو هم به حيوانات ترجيح ميدم

769
01:08:29,791 --> 01:08:31,791
!شما چقدر پُرچونه هستين -
دارم حوصله‌تون رو سر مي‌برم؟ -

770
01:08:32,041 --> 01:08:35,416
.برعکس، دارم تفريح مي‌کُنم -
.ولي اسمِ «کلئو» هم خيلي بامزه به نظر مياد -

771
01:08:35,708 --> 01:08:38,416
مثلِ «کلئو ده مِرود»؛
مي‌شناسيدش؟

772
01:08:38,708 --> 01:08:40,333
آره، خواننده‌يِ قرنِ نوزدهم
.و اوايلِ قرنِ بيستم بوده

773
01:08:40,541 --> 01:08:42,583
،ولي اونقدر که رقاصه بوده
.خواننده نبوده

774
01:08:42,791 --> 01:08:45,958
احتمالاً جزءِ کساني بوده که
!بابابزرگ‌هامون رو حسابي اغوا مي‌کرده

775
01:08:46,375 --> 01:08:47,750
اوه، حالا دوباره نريد
!سر وقتِ مامان‌بزرگِ‌تون

776
01:08:48,000 --> 01:08:52,500
: آره، مامان‌بزرگم هميشه بهم مي‌گفت
"!به فکرِ آينده باش"

777
01:08:52,708 --> 01:08:57,375
،وقتي عصرها برمي‌گردي منزل"
".از زن‌هايِ ولنگار و بي‌بند‌و‌بار دوري کُن

778
01:08:58,041 --> 01:09:00,333
خيلي جالبه که اينجا
.همچين بحث‌هايي وجود نداره

779
01:09:00,625 --> 01:09:02,958
وقتي دانشجو بودم، به مدتِ 7 سال
.همين نزديکي زندگي کردم

780
01:09:03,166 --> 01:09:07,250
.راستش من گذرم قبلاً اين طرف‌ها نيفتاده بود
.امروز با يکي از دوست‌هام که مُدله اومده بودم اينجا

781
01:09:07,458 --> 01:09:10,333
دوستم برايِ کارگاه مجسمه‌سازي‌اي
.که همين نزديکيه، کارِ مُدلينگ مي‌کُنه

782
01:09:10,875 --> 01:09:13,041
!چه شغلِ عجيبي

783
01:09:13,291 --> 01:09:16,333
البته يه وقت فکر نکُنين
.به نظرم کارِ شرم‌آوريه

784
01:09:16,541 --> 01:09:18,208
!برعکس، خيلي هم شرم‌آوره

785
01:09:19,250 --> 01:09:22,083
،آخه به نظرِ من
.زندگی کارِ نسنجيده‌ايه

786
01:09:22,333 --> 01:09:25,125
.شبيه تاريکيه و شبيه بيماري

787
01:09:25,375 --> 01:09:27,541
چطور مي‌تونين همچين حرفي بزنين؟ -
.اين درست همون احساسيه که نسبت بهش دارم -

788
01:09:34,041 --> 01:09:35,541
!اين هم از اتوبوسِ‌مون

789
01:09:55,125 --> 01:09:57,833
،حقِ زندگی بايد شاملِ همه بشه
.مثلِ فصلِ تابستون

790
01:09:58,041 --> 01:09:59,541
اين حرفِ‌تون يعني چي؟

791
01:10:00,791 --> 01:10:02,875
،وقتي کسي خسته مي‌شه
: به واقعيتِ نخستين و ذاتيِ خودش رجعت مي‌کُنه

792
01:10:03,375 --> 01:10:06,458
،به عشق، تولد و آب

793
01:10:07,041 --> 01:10:09,333
به آفتاب، ساحل
.و اينجور چيزها

794
01:10:29,208 --> 01:10:30,500
!اونجا رو نگاه کُنيد

795
01:10:31,083 --> 01:10:34,333
!شبيه تابوتِ «سفيد برفي»-ه
افسانه‌يِ مشهورِ آلماني که نخستين بار در]
[.قرنِ نوزدهم توسطِ برادرانِ «گريم» منتشر گرديد

796
01:10:34,958 --> 01:10:38,500
پسرِ منو هم بعد از تولدش واسه 2 ماه
.تويِ همچين جعبه‌اي نگهداري کردن

797
01:10:38,708 --> 01:10:42,666
و تنها کاري که ازم برمي‌اومد
.مراقبت و انتظار کِشيدن بود

798
01:10:49,041 --> 01:10:50,791
يه بار من متولد شدنِ
،يه نوزاد رو به چشم ديدم

799
01:10:51,041 --> 01:10:55,250
،صحيح و سالم به نظر مي‌رسيد و با پاهاش لگد مي‌زد
.هر چند هوا سرد و برفي بود

800
01:10:55,458 --> 01:10:59,583
زندگی هميشه منو تحتِ تأثير قرار ميده؛

801
01:11:00,208 --> 01:11:02,166
پس شما هميشه در حالِ
!تأثير پذيرفتن هستيد

802
01:11:02,958 --> 01:11:05,791
.نه چندان زياد
.چون زندگی چيزِ نادريه

803
01:11:06,958 --> 01:11:09,750
.بيش از اندازه راجع به اين موضوع صحبت کرديم -
!پس حالا موضوعِ بحثِ بعدي‌مون چي باشه؟ -

804
01:11:09,958 --> 01:11:12,583
!دارين مسخره‌ام مي‌کُنين؟
!اصلاً باهاتون قهرم! الان پياده مي‌شم

805
01:11:12,791 --> 01:11:15,166
ولي شما قراره منو
!تا بيمارستان همراهي کُنين

806
01:11:16,625 --> 01:11:19,666
.شما هم قراره منو تا ايستگاه همراهي کُنين
يادتون که نرفته؟

807
01:11:20,875 --> 01:11:22,250
.نه، ولي بهتره بيايين اين طرف

808
01:11:29,708 --> 01:11:33,625
،وقتي رويِ سکويِ راه‌آهن بايستين و دستمال دستِ‌تون بگيرين
.شبيه نامزدهايِ سربازها مي‌شين

809
01:11:33,875 --> 01:11:36,833
و اونوقت مردم فکر مي‌کُنن
.که شما مالِ کسِ ديگه‌اي هستين

810
01:11:38,458 --> 01:11:40,916
اما خبر ندارن که من عکسِ شما رو
.به عنوانِ يادگاري پيشِ خودم دارم

811
01:11:41,791 --> 01:11:45,250
.وقتِ پرداختِ کرايه‌ست
.واسه 2 نفر حساب کُنيد، لطفاً

812
01:11:50,291 --> 01:11:53,000
مي‌خوام در طولِ سفر
.دائماً به عکسِ‌تون نگاه کُنم

813
01:11:53,541 --> 01:11:54,500
پس عکسِ‌تون رو بهم ميدين؟

814
01:11:54,875 --> 01:11:57,000
مطمئن هستين؟ -
!اميدوار هستم -

815
01:11:57,375 --> 01:11:59,083
همين الان؟ -
.آره -

816
01:11:59,666 --> 01:12:01,458
شايد بعدها اين ملاقات رو
.فراموش کُنيم

817
01:12:02,833 --> 01:12:04,500
اما من هميشه از داشتنِ عکسِ‌تون
.به خودم مباهات مي‌کُنم

818
01:12:21,708 --> 01:12:24,125
پس دليلِ اينکه شما بابِ صحبت
!با منو باز کردين همين بود؟

819
01:12:25,625 --> 01:12:27,250
!نکُنه شما جنونِ عکس نگاه کردن دارين؟

820
01:12:27,458 --> 01:12:31,583
خُب شما هم مجنون هستين! نه مثلاً مجنونِ موسيقي؛
!بلکه مجنونِ نمايشِ پُر سوز و گداز به راه انداختن

821
01:12:32,625 --> 01:12:34,291
و در اين کار هم
!مهارتي ندارين

822
01:12:34,541 --> 01:12:36,916
... اينکه من ازتون عکس خواستم

823
01:12:37,208 --> 01:12:39,916
و پيشِ‌تون اعتراف کردم
... که هميشه بهش مباهات مي‌کُنم

824
01:12:40,125 --> 01:12:42,541
!لابد حسابي راضي و خوشحالِ‌تون کرده

825
01:12:43,291 --> 01:12:46,250
،حتي شريف‌ترين احساسات
... سرشار از خودبيني‌هايِ کوچک است

826
01:12:46,500 --> 01:12:48,875
،و عظيم‌ترين جان‌ها
!سرشار از حماقت

827
01:12:49,541 --> 01:12:51,916
،شبيه سخنانِ «ماکسيم دو لا بروير» مي‌مونه
.که تويِ مدرسه بهمون ياد مي‌دادن
[ماکسيم دو لا بروير : فيلسوف و اخلاق‌دانِ فرانسويِ قرنِ هفدهمِ ميلادي]

828
01:12:52,125 --> 01:12:56,250
،البته چيزي ازشون يادم نمونده
!فقط مي‌دونم که يه سري حقايقِ نوميدکُننده هستن

829
01:13:08,125 --> 01:13:10,375
شما پاريس رو بلدين؟
مدتِ زياديه که اينجا ساکن هستين؟

830
01:13:10,625 --> 01:13:13,708
راستش من هر روز محله‌يِ جديدي
.از اين شهر رو کشف مي‌کُنم

831
01:13:13,958 --> 01:13:16,500
.امروز دارم از ناحيه‌يِ سيزدهم بازديد مي‌کُنم

832
01:13:27,458 --> 01:13:29,791
!«پلاز دي ايتالي»، «فلورانس»
پلاز دي ايتالي : نامِ يکي از ايستگاه‌هايِ]
[قطارِ شهري در ناحيه‌يِ سيزدهمِ پاريس

833
01:13:30,041 --> 01:13:32,583
اينجا واسه شما تقريباً
!مثلِ خونه مي‌مونه

834
01:13:34,875 --> 01:13:36,666
مي‌دونين اسمِ اون درخت‌ها چيه؟

835
01:13:36,958 --> 01:13:38,791
.«درختِ «پالونيا
پالونيايِ شهبانو يا درختِ شاهزاده خانم، گونه‌اي]
[.درختِ برگريز که در اصل بوميِ کشورِ چين مي‌باشد

836
01:13:46,541 --> 01:13:48,416
!پلاز دي ايتالي»، آخرِ خط»

837
01:14:06,625 --> 01:14:08,125
"بيمارستان"

838
01:14:15,708 --> 01:14:20,000
،اينجا تويِ پاريس، درختِ «پالونيا» خيلي به ندرت پيدا ميشه
.ولي تويِ چين و ژاپن ازشون خيلي زياد هست

839
01:14:20,375 --> 01:14:22,750
اين درختِ کمياب رو
.از لهستان به اينجا ميارن

840
01:14:22,958 --> 01:14:25,333
!شما مدام مشغولِ ياد دادن هستين
!و اصلاً هم خسته‌تون نميشه

841
01:14:25,541 --> 01:14:27,458
آخه من راجع به همه چيز
!ذاتاً فضول هستم

842
01:14:27,708 --> 01:14:29,500
و هميشه هم واسه همه چيز
!يه جواب دارين

843
01:14:29,708 --> 01:14:34,041
خيلي عجيبه، من هم هميشه راجع به همه چيز
.سوال دارم، ولي امروز بيشتر از هر وقتِ ديگه

844
01:14:34,458 --> 01:14:38,791
،امروز همه چيز منو به شگفت مياره
.مثلاً چهره‌يِ آدم‌هايي که از کنارم عبور مي‌کُنن

845
01:14:40,208 --> 01:14:41,208
هنوز نرسيديم ايستگاه؟

846
01:14:41,458 --> 01:14:43,583
.چرا، نزديکِ مترويِ «سن مارسل» هستيم

847
01:15:31,083 --> 01:15:32,500
.«ايستگاه «لابيته

848
01:15:55,875 --> 01:15:59,666
اين ناحيه، کيپ تا کيپ
.پُر از بيمارستانه

849
01:15:59,875 --> 01:16:03,458
انگار آدمها اينجا
!بهتر شفا پيدا مي‌کُنن

850
01:16:03,875 --> 01:16:06,000
،«بيمارستانِ «بروکا
... «کوشن»

851
01:16:06,208 --> 01:16:08,750
... «بودلوک»، «وال دو گراس»

852
01:16:09,708 --> 01:16:11,208
.«و البته بيمارستانِ «لاسانته

853
01:16:13,250 --> 01:16:14,875
خوشمزگي‌هاتون هر آدمي رو
!خلعِ سلاح مي‌کُنه

854
01:16:15,125 --> 01:16:16,375
!خودم رو هم خلعِ سلاح مي‌کُنه

855
01:16:44,000 --> 01:16:46,416
،دقيقاً يادم نيست جاش کجا بود
.آخه بارِ آخر با تاکسي اومدم

856
01:16:46,625 --> 01:16:47,958
.پس بايد از يکي بپرسيم

857
01:16:49,625 --> 01:16:51,208
،عذر مي‌خوام آقا
آزمايشگاه کدوم طرفه؟

858
01:16:51,458 --> 01:16:52,750
اونجا با کي کار دارين؟

859
01:16:52,958 --> 01:16:54,333
.«با دکتر «والينو

860
01:16:54,541 --> 01:16:56,541
.ايشون ديگه اينجا نيستن -
.ولي همين 2 روز پيش اينجا بودن -

861
01:16:56,791 --> 01:16:59,375
.پس از اون طرف بريد -
انتهايِ دستِ راست؟ -

862
01:16:59,625 --> 01:17:02,333
نه، دستِ چپ. ولي شک دارم
.هنوز اينجا باشن

863
01:17:05,875 --> 01:17:08,000
دکتر «والينو» اونجا هستن؟

864
01:17:08,416 --> 01:17:10,833
.گفتم که از اينجا رفته -
.ولي بهم گفتن امروز عصر تشريف ميارن اينجا -

865
01:17:11,083 --> 01:17:15,333
تويِ اولين روزِ تابستون، هميشه اين احتمال
!وجود داره که آدم در تشخيصِ زمان اشتباه کُنه

866
01:17:15,625 --> 01:17:17,500
!خوشمزگي ديگه بسّه
!نمي‌فهمي که من بيمارم؟

867
01:17:17,708 --> 01:17:21,375
.عصباني نشين. معذرت مي‌خوام
.شوخيِ بدموقعي بود

868
01:17:21,625 --> 01:17:23,250
،من شوخي ندارم
.خودم ميرم دنبالش مي‌گردم

869
01:17:24,375 --> 01:17:25,500
... ولي اگه از اينجا رفته باشه

870
01:17:25,708 --> 01:17:28,916
.شايد واسه يه مدت بيرون رفته و برمي‌گرده
.خودش بهم گفت که مياد اينجا

871
01:17:29,125 --> 01:17:32,958
خيلي آزارنده‌ست. آخه من الان 2 روزِ تمامه
.که منتظرِ اين لحظه هستم

872
01:17:42,125 --> 01:17:46,833
.الان 3 هفته‌ست که ازشون خبري نيست
.خودشون بايد بدونن که ما چشم‌انتظارِ اومدنشون هستيم

873
01:17:47,041 --> 01:17:51,375
و دخترم، واقعاً نبايد کمي
فکر و ملاحظه داشته باشه؟

874
01:17:52,375 --> 01:17:56,250
.من هم مثلِ شما هستم -
.حداقل مي‌تونستن يه دسته‌گُل بيارن -

875
01:18:01,083 --> 01:18:02,833
اينجا اصلاً شباهتي
.به بيمارستان نداره

876
01:18:03,041 --> 01:18:06,791
بيشتر شبيه اون قصرهايِ قديميه که تويِ
.باغ‌هاشون جشن و ميهماني برگزار مي‌کردن

877
01:18:10,416 --> 01:18:12,333
.«دستت رو بده به من، «فلورانس

878
01:18:16,541 --> 01:18:18,833
از درختِ سدرِ لبناني خوشت مياد؟

879
01:18:19,041 --> 01:18:20,958
تاريک‌روشنِ غروب
در تو هم شورِ سفر برمي‌انگيزه؟

880
01:18:21,208 --> 01:18:23,875
با قطارِ ساعتِ چند بايد بري؟ -
.قطارِ ساعتِ 8. و فردا هم بايد سوارِ کشتي بشم -

881
01:18:24,041 --> 01:18:26,000
.پس وقتِ چنداني باقي نمونده

882
01:18:26,291 --> 01:18:31,125
.دنبالِ دکتر گشتن، کارِ احمقانه‌اي بود
.نيازي به عجله نيست. خودم امشب بهش تلفن مي‌کُنم

883
01:18:31,875 --> 01:18:35,125
آره، من هم مي‌خوام درختِ سدرِ لبناني
.و درختِ «پالونيا» رو بشناسم

884
01:18:35,375 --> 01:18:38,541
،آدرست رو همين الان بهم بده
.وگرنه بعداً فراموشِ‌مون ميشه

885
01:18:41,541 --> 01:18:44,083
،«مرسي «فلورانس
.«مرسي «کلئو

886
01:18:47,291 --> 01:18:48,958
.آره، باغِ زيباييه

887
01:18:49,541 --> 01:18:50,958
.خوشبوئه

888
01:18:52,458 --> 01:18:54,291
.و خيلي خوب ازش مراقب شده

889
01:18:54,875 --> 01:18:56,750
يه کمِ ديگه بمونيم، يا بريم؟

890
01:18:57,208 --> 01:18:58,958
.يه خُرده خسته‌ام شده

891
01:19:00,791 --> 01:19:04,166
مي‌خواي شام رو رويِ بالکنِ
يه رستوران بخوريم، يا همچين جايي؟

892
01:19:04,875 --> 01:19:06,166
.هر چي تو بگي

893
01:19:09,125 --> 01:19:11,125
.هنوز کُلي وقت داريم

894
01:19:16,791 --> 01:19:21,750
،انگار راجع به «فلورا» اشتباه کردم
.آخه «سِرِس» الهه‌يِ تابستونه

895
01:19:21,958 --> 01:19:24,500
پس «فلورا» چي؟ -
.اون الهه‌يِ بهاره -

896
01:19:24,708 --> 01:19:27,833
.و فصلِ بهار ديروز به پايان رسيد -
.اما تابستون از امروز واسه «فلورا» هم آغاز ميشه -

897
01:19:35,708 --> 01:19:37,458
چرا نرفتيد تويِ دفترم منتظر بمونيد؟

898
01:19:37,708 --> 01:19:41,083
،آخه بهم گفتن شما از اينجا رفتين
.و گفتن ورود هم مجاز نيست

899
01:19:41,291 --> 01:19:44,958
من برادرِ «فلورانس» هستم، و چون امشب
.عازمِ خدمتم، دوست داشتم شما رو ببينم

900
01:19:45,208 --> 01:19:48,125
.چون طبيعتاً من هم نگرانِ نتيجه‌يِ آزمايش هستم -
.چندان جايِ نگراني وجود نداره -

901
01:19:48,375 --> 01:19:51,166
.ما کاملاً از خواهرتون مراقبت مي‌کُنيم

902
01:19:51,625 --> 01:19:56,083
،فقط کافيه 2 ماه پرتودرماني رو تحمل کُنه
.و بعد حالش کاملاً خوب ميشه

903
01:19:56,458 --> 01:19:59,166
،خواهرتون مي‌تونه با نامه شما رو از وضعيتِ خودش مطلع کُنه
.يا اگه بخواين مي‌تونين به خودم نامه بنويسين

904
01:19:59,625 --> 01:20:02,875
خداحافظ خانم. فردا ساعتِ 11 بياييد پيشم
.تا برنامه‌يِ درمان رو شروع کُنيم

905
01:20:12,958 --> 01:20:14,375
آخه چرا؟

906
01:20:14,791 --> 01:20:18,833
.متأسفم که دارم ميرم
.دوست داشتم کنارت باشم

907
01:20:19,791 --> 01:20:21,083
.کنارم هستي

908
01:20:24,000 --> 01:20:26,500
.انگار ترس‌هام ديگه از بين رفتن

909
01:20:28,375 --> 01:20:30,875
.احساسِ شادي مي‌کُنم
