﻿1
00:02:17,625 --> 00:02:19,166
‫این یه جلسه اورژانسیه
‫از یه عده آدم مهم.

2
00:02:19,791 --> 00:02:20,875
‫اولویت اول.

3
00:02:21,375 --> 00:02:24,500
‫وزیر کشور و
‫رئیس سازمان اطلاعات هم قراره بیان.

4
00:02:25,166 --> 00:02:26,125
‫موضوع چیه، آقا؟

5
00:02:26,416 --> 00:02:28,041
‫فکر کنم یه چیزیه درباره یتی.

6
00:02:40,166 --> 00:02:43,875
‫مثل اینکه که میدونید
‫ما امسال جام جهانی کریکت رو میزبانی میکنیم.

7
00:02:44,416 --> 00:02:46,750
‫مراسم افتتاحیه ماه بعده.

8
00:02:47,125 --> 00:02:49,750
‫دوازده تا تیم
‫و رهبران از سه تا کشور

9
00:02:49,875 --> 00:02:52,000
‫مهمان های مهم ما خواهند بود.

10
00:02:52,250 --> 00:02:53,125
‫اما ...

11
00:02:54,000 --> 00:02:56,166
‫یه مشکلی هم سر راهه.

12
00:02:58,916 --> 00:03:01,125
‫برادران گانگستر، دایا و یتی.

13
00:03:02,666 --> 00:03:04,750
‫ماه قبل، حساب دایا تو دبی

14
00:03:04,916 --> 00:03:06,791
‫پول زیادی
‫از کشورهای عربی دریافت کرده.

15
00:03:07,625 --> 00:03:08,875
‫مقدار زیاد.

16
00:03:09,541 --> 00:03:15,125
‫دایا و یتی دارن یه نقشه بزرگ
‫برای مراسم ماه بعد ما می کشن.

17
00:03:15,875 --> 00:03:16,916
‫اطلاعات نشان دهنده یه تهدید جدی.

18
00:03:19,416 --> 00:03:20,750
‫دایا تو رادار ما نیست.

19
00:03:21,541 --> 00:03:24,125
‫تمام فعالیت هاش اینجا
‫تحت کنترل برادرش، یتیه.

20
00:03:24,791 --> 00:03:26,291
‫ما باید سریع یتی رو دستگیر کنیم.

21
00:03:26,875 --> 00:03:28,375
‫آقا، شیوام رئیس گروه عملیاته.

22
00:03:28,666 --> 00:03:29,625
‫- آقا!
‫- اون داره فعالیت های

23
00:03:29,666 --> 00:03:31,666
‫یتی رو
‫برای سه سال گذشته زیر نظر داره.

24
00:03:33,250 --> 00:03:35,416
‫خب شیوام، چه اطلاعاتی
‫درباره یتی داری؟

25
00:03:35,541 --> 00:03:37,500
‫راستش ... هیچ، آقا.

26
00:03:38,500 --> 00:03:40,875
‫من تقریباً سه بار تو این سه سال
‫یتی رو دستگیر کردم،

27
00:03:41,041 --> 00:03:44,625
‫اما هر بار از بالا دستور دادند
‫که نباید بهش دست بزنم.

28
00:03:45,625 --> 00:03:47,291
‫نه، نه.
‫الان وقت اینکه تقصیر کیه نیست.

29
00:03:48,041 --> 00:03:48,916
‫ببخشید آقا.

30
00:03:49,125 --> 00:03:51,625
‫من به شما اختیارات کامل میدم،
‫از همین حالا. برو و بگیرش.

31
00:03:52,250 --> 00:03:54,750
‫دو ماهه هیچ کدوم از
‫اعضای گروهش ظاهر نشدن، آقا.

32
00:03:55,375 --> 00:03:58,291
‫شاید به خاطر این عملیات
‫تو مخفیگاه رفته باشن.

33
00:03:58,500 --> 00:04:01,416
‫- باید فوری یه کاری بکنیم.
‫- آقا!

34
00:04:01,791 --> 00:04:02,916
‫مراسم ماه بعده.

35
00:04:03,250 --> 00:04:05,750
‫باید قبل از اون یتی رو دستگیر کنیم،
‫وگرنه مجبوریم مراسم رو لغو کنیم!

36
00:04:17,375 --> 00:04:18,875
‫وقتی یتی دست ما بود،
‫ولش کردیم.

37
00:04:19,500 --> 00:04:20,875
‫حالا حتی نمیدونیم کجاست.

38
00:04:21,291 --> 00:04:22,541
‫نمیشه حداقل یه نفر
‫از اعضای گروهش رو ردیابی کرد؟

39
00:04:23,916 --> 00:04:24,875
‫یه شانسی داریم.

40
00:04:25,916 --> 00:04:27,750
‫شماره دو گروه یتی. رنه!

41
00:04:27,791 --> 00:04:28,875
‫یه دوست داره.

42
00:04:28,916 --> 00:04:32,125
‫قبل از اینکه تو مخفیگاه بره
‫با هم تو مایی قرار میذاشتن.

43
00:04:32,250 --> 00:04:34,250
‫اگه بتونیم بهش برسیم،
‫شاید بتونیم مکانش رو پیدا کنیم.

44
00:04:34,500 --> 00:04:35,375
‫اون میاد؟

45
00:04:35,750 --> 00:04:38,500
‫یه دختر تو قضیه ه.
‫ممکنه یه ریسکی بکنه.

46
00:04:47,750 --> 00:04:48,625
‫میشه به این دختر اعتماد کرد؟

47
00:04:49,375 --> 00:04:51,500
‫ما بهش اطمینان دادیم
‫که اگه همکاری کنه، در امانه.

48
00:04:54,125 --> 00:04:55,250
‫حتماً میاد.

49
00:04:57,875 --> 00:04:58,750
‫اونجاست.

50
00:05:09,333 --> 00:05:10,208
‫به پاهاش شلیک کنین.

51
00:05:10,708 --> 00:05:11,833
‫بیاین، به پاهاش شلیک کنین، بچه ها.

52
00:05:44,541 --> 00:05:45,958
‫بگو یتی کجاست.

53
00:05:46,333 --> 00:05:47,208
‫بگو.

54
00:05:47,291 --> 00:05:48,166
‫میگم، بگو.

55
00:05:48,291 --> 00:05:49,208
‫بگو.

56
00:05:49,916 --> 00:05:50,791
‫هی!

57
00:05:51,791 --> 00:05:52,666
‫یتی کجاست؟

58
00:05:53,666 --> 00:05:54,541
‫نمیدونم.

59
00:05:56,916 --> 00:05:58,416
‫از اونجایی که اون دهنشو
‫درباره یتی باز نمیکنه ...

60
00:06:01,541 --> 00:06:02,916
‫زبونش به درد نمیخوره.

61
00:06:04,666 --> 00:06:05,666
‫حرف بزن!

62
00:06:05,791 --> 00:06:07,541
‫اگه ببریمش ...

63
00:06:07,833 --> 00:06:09,208
‫حداقل یه کم راضی میشم.

64
00:06:14,916 --> 00:06:16,583
‫- بگو.
‫- رفته جنوب.

65
00:06:18,333 --> 00:06:19,833
‫حدوداً مرز اندرا و تامیل نادو ...

66
00:06:20,291 --> 00:06:21,666
‫یه جای به اسم رتناگیری ه.

67
00:06:22,541 --> 00:06:25,583
‫یه پسره ه ... موروگو،
‫یه قاچاقچی کوچیک.

68
00:06:26,916 --> 00:06:30,541
‫اون میتونه جنس رو نه تنها
‫از بندر، بلکه مستقیم از دریا جابه جا کنه.

69
00:06:31,041 --> 00:06:32,041
‫سه ماه پیش،

70
00:06:32,333 --> 00:06:33,666
‫یتی اونجا رفت.

71
00:06:34,666 --> 00:06:35,541
‫بگو!

72
00:06:36,791 --> 00:06:38,291
‫از اون موقع برنگشته.

73
00:06:39,666 --> 00:06:42,416
‫هیچ اطلاعاتی
‫درباره مکانش نداریم.

74
00:07:05,291 --> 00:07:06,208
‫افسر منطقه تولسی؟

75
00:07:18,833 --> 00:07:19,708
‫لطفاً بشین.

76
00:07:23,458 --> 00:07:24,333
‫اسم من دنیه.

77
00:07:25,541 --> 00:07:26,708
‫من یه قاچاقچی‌ام که تو بمبئی زندگی می‌کنم.

78
00:07:28,041 --> 00:07:30,041
‫یه محموله منتظر ماست که از راه دریا میاد.

79
00:07:30,583 --> 00:07:31,791
‫ما نمیتونیم تو بندر تحویلش بگیریم.

80
00:07:33,333 --> 00:07:34,791
‫شنیدیم یه قاچاقچی به اسم موروگاه

81
00:07:35,416 --> 00:07:37,958
‫میتونه کالاها رو از دریا بیاره،
‫پس اومدیم دنبالش.

82
00:07:40,041 --> 00:07:42,166
‫اما وقتی به اینجا رسیدیم،
‫گفتن که اون دیگه نیست.

83
00:07:46,291 --> 00:07:49,541
‫وقتی از نزدیکانش پرسیدیم،

84
00:07:50,583 --> 00:07:54,458
‫گفتن که افسر منطقه، تولاسی،
‫خیلی به موروگاه کمک می‌کرد.

85
00:08:00,541 --> 00:08:01,666
‫تو حسابی پول درآوردی.

86
00:08:03,583 --> 00:08:05,541
‫همون کمکی که به موروگاه کردی،
‫از من هم میخوام.

87
00:08:07,166 --> 00:08:08,208
‫قیمتتو بگو.

88
00:08:10,166 --> 00:08:12,541
‫کالاها از دریا نه توسط موروگاه

89
00:08:13,458 --> 00:08:14,416
‫…نه  توسط من آورده میشه.

90
00:08:22,916 --> 00:08:26,666
‫روی اون کوهی که تو شرق میبینی،
‫چهار تا روستا هست.

91
00:08:29,291 --> 00:08:32,416
‫این چهار تا روستا با هم
‫"دریای سرخ" رو تشکیل میدن.

92
00:08:33,166 --> 00:08:35,916
‫اینا هستن که واقعا کالاها رو
‫از این آب ها میارن.

93
00:08:37,791 --> 00:08:38,833
‫اونجا با کی باید صحبت کنم؟

94
00:08:40,041 --> 00:08:40,916
‫بهایرا.

95
00:08:45,041 --> 00:08:46,416
‫من هم یه پلیس‌ام.

96
00:08:48,416 --> 00:08:50,708
‫فکر کردی نمیتونم یه پلیس دیگه رو تشخیص بدم؟

97
00:08:51,708 --> 00:08:52,583
‫یه چیز دیگه…

98
00:08:54,833 --> 00:08:56,916
‫با مردم دریای سرخ مواظب باش.

99
00:09:28,541 --> 00:09:30,083
‫تو کی هستی؟ چی میخوای؟

100
00:09:30,666 --> 00:09:31,541
‫باید با بهایرا صحبت کنم.

101
00:09:41,416 --> 00:09:42,791
‫ما از بمبئی برای یه کار اینجا اومدیم.

102
00:09:46,166 --> 00:09:47,791
‫یه کاری که فقط تو می‌تونی انجامش بدی.

103
00:09:48,333 --> 00:09:50,458
‫یه محموله از یه کشور دیگه
‫با کشتی داره میاد.

104
00:09:50,708 --> 00:09:52,791
‫بمبئی برای تخلیه بار
‫خیلی پر چالشه.

105
00:09:54,833 --> 00:09:56,833
‫کشتی فردا شب از این منطقه رد میشه.

106
00:09:57,333 --> 00:10:02,291
‫می‌دونم می‌تونی بری تو دریا و
‫بار رو به طور مخفیانه خالی کنی.

107
00:10:02,458 --> 00:10:04,166
‫ما خیلی وقته که این کاول رو ول کردیم.

108
00:10:04,541 --> 00:10:06,458
‫یعنی تو گذشته این کار رو می‌کردی.

109
00:10:06,583 --> 00:10:07,583
‫خب، دوباره شروع کن.

110
00:10:13,666 --> 00:10:15,541
‫بیشتر از اون چیزی که تصورش رو می‌کنی بهت پول میدم.

111
00:10:15,708 --> 00:10:17,583
‫کوهتو با طلا پر می‌کنم.

112
00:10:17,916 --> 00:10:20,666
‫حرفمو گوش کن
‫و برگرد به همون جایی که ازش اومدی.

113
00:10:23,041 --> 00:10:23,958
‫مشکل چیه؟

114
00:10:25,083 --> 00:10:26,583
‫داره درخواستمو اشتباه
‫به جای التماس میفهمی؟

115
00:10:27,041 --> 00:10:29,208
‫خیلی از تمدن دور هستی.

116
00:10:30,791 --> 00:10:34,666
‫اگه همین الان تو رو بکشم، تا سال هاست
‫که دنیا از مرگت با خبر نمیشه.

117
00:10:38,333 --> 00:10:41,791
‫قبل از اینکه خونتو ببینم،
‫فقط حرفمو گوش کن.

118
00:10:42,291 --> 00:10:43,416
‫هر چی بهت میدم رو بگیر.

119
00:10:57,916 --> 00:11:00,208
‫اومدی دریای سرخ،

120
00:11:01,166 --> 00:11:03,583
‫و تهدید به خونریزی میکنی؟

121
00:11:04,833 --> 00:11:08,208
‫داری به ما
‫درباره خطر مرگ درس میدی؟

122
00:11:12,041 --> 00:11:13,666
‫مطمئنا از یتی خبر دارن.

123
00:11:14,666 --> 00:11:16,291
‫باید یه نفر رو پیدا کنم
‫که بتونه اطلاعات رو بهمون بده.

124
00:11:27,333 --> 00:11:30,166
‫اومدی کوه و سعی کردی
‫تربیونشون کنی؟

125
00:11:31,208 --> 00:11:32,083
‫تو کی هستی؟

126
00:11:36,583 --> 00:11:37,708
‫سینگاپا.

127
00:11:39,458 --> 00:11:42,083
‫من تو شرق اون کوهی که
‫ازش پایین اومدی زندگی می‌کنم.

128
00:11:42,333 --> 00:11:43,666
‫من برای یه کار اینجا اومدم.

129
00:11:44,916 --> 00:11:45,791
‫تو مثل یه پیرمردی.

130
00:11:46,583 --> 00:11:48,208
‫میتونی راضیشون کنی که این کار رو بکنن؟

131
00:11:52,541 --> 00:11:53,416
‫بیا.

132
00:11:54,291 --> 00:11:55,333
‫قایق رو ببر بیرون، ناگا.

133
00:11:58,291 --> 00:12:00,333
‫چه اشکالی داره
‫یه بار رو از بین ببرن؟

134
00:12:00,833 --> 00:12:03,041
‫این مسیر دریایی مثل یه راه
‫به یه معدن الماسه.

135
00:12:05,791 --> 00:12:09,208
‫من احمقم اگه باور کنم
‫که تو همه چی رو ول کردی؟

136
00:12:10,791 --> 00:12:12,916
‫هر چی می‌خوای
‫و به هر قیمتی که می‌خوای بگو.

137
00:12:13,833 --> 00:12:14,791
‫بهت میدم.

138
00:12:15,791 --> 00:12:17,291
‫باید راضیشون کنی که این کار رو بکنن.

139
00:12:18,708 --> 00:12:19,583
‫تو چی می‌گی؟

140
00:12:26,166 --> 00:12:27,041
‫میخوای؟

141
00:12:27,791 --> 00:12:29,666
‫این الماس خیلی گرونه.

142
00:12:31,416 --> 00:12:33,166
‫اگه حرفمو گوش کنی،

143
00:12:33,791 --> 00:12:35,583
‫خیلی از این الماس‌ها مال تو میشه.

144
00:12:36,791 --> 00:12:37,708
‫بررسیش کن.

145
00:12:50,791 --> 00:12:51,708
‫آقا…

146
00:13:15,666 --> 00:13:17,208
‫اون پایین! اون پایین!

147
00:13:17,708 --> 00:13:19,041
‫- اون پایین.
‫- اون پایین چه خبره آقا؟

148
00:13:19,333 --> 00:13:20,208
‫اونجا چه خبره آقا؟

149
00:13:20,291 --> 00:13:22,041
‫میتونی حلقه‌ی الماس رو پیدا کنی؟

150
00:13:23,583 --> 00:13:26,541
‫چیزی ترسناک تو دریا دیدی،

151
00:13:26,583 --> 00:13:28,041
‫که باعث شد حلقه رو فراموش کنی.

152
00:13:29,958 --> 00:13:31,166
‫از این ترسه،

153
00:13:31,791 --> 00:13:35,791
‫که مهم نیست چند نفرتون بیاین
‫و چقدر وسوسه مون کنین،

154
00:13:37,458 --> 00:13:41,291
‫اهالی اینجا
‫با دریا کاری ندارن.

155
00:13:45,791 --> 00:13:47,166
‫با چشم بسته یا باز،

156
00:13:48,083 --> 00:13:49,916
‫چیزی که تو دریا دیدم رو نمیتونم فراموش کنم.

157
00:13:52,791 --> 00:13:53,916
‫اونها کی بودن؟

158
00:13:57,083 --> 00:13:58,333
‫کی مسئول همه ایناست؟

159
00:13:59,333 --> 00:14:01,166
‫آقا، داستانش خیلی طولانیه.

160
00:14:03,166 --> 00:14:06,208
‫داستان دریاست که از خون قرمز شده.

161
00:14:06,333 --> 00:14:07,291
‫این داستان کیه؟

162
00:14:07,583 --> 00:14:09,916
‫داستان آب های خروشان دریای قدرتمند...

163
00:14:11,541 --> 00:14:13,541
‫که اون روی اون محکم ایستاده بود.

164
00:14:16,583 --> 00:14:19,166
‫این داستان "دوارا"ی عزیزه ماست.

165
00:14:32,875 --> 00:14:36,250
‫" دوارا "

166
00:14:36,291 --> 00:14:39,166
‫برای غلبه بر ترس، باید داستان خدا رو گوش بدی.

167
00:14:40,416 --> 00:14:44,333
‫برای درک ترس، باید داستان دوارا رو گوش بدی.

168
00:14:46,041 --> 00:14:47,291
‫خیلی سال پیش،

169
00:14:47,958 --> 00:14:50,166
‫پشت اون کوه،
‫یه پادشاهی وجود داشت.

170
00:14:51,291 --> 00:14:54,041
‫برای فتح اون پادشاهی،
‫باید از دریا رد میشدن.

171
00:14:54,916 --> 00:14:57,208
‫اما یه ارتش بزرگ روی کوه مستقر بود.

172
00:15:02,166 --> 00:15:04,791
‫یه نیروی پویا که شاه از سراسر کشور
‫به طور ویژه انتخابشون کرده بود.

173
00:15:08,583 --> 00:15:10,458
‫دین و مذهبی نداشتن

174
00:15:10,958 --> 00:15:13,458
‫ترس رو نمی شناختن.

175
00:15:17,416 --> 00:15:19,041
‫خداشون اسلحشون بود.

176
00:15:21,791 --> 00:15:23,291
‫و اسلحشون شجاعت بود.

177
00:15:26,333 --> 00:15:30,041
‫شب و روز، از کوه
‫به دریا نگاه می کردن.

178
00:15:33,666 --> 00:15:37,083
‫به عنوان شاهدیه برای دریا
‫که صدها بار با خون دشمنان

179
00:15:37,166 --> 00:15:39,166
‫قرمز شده بود...

180
00:15:39,416 --> 00:15:41,708
‫اینجا به دریای سرخ معروف شد.

181
00:15:44,291 --> 00:15:46,041
‫سال ها گذشت
‫پادشاهی ها ناپدید شدن.

182
00:15:47,041 --> 00:15:49,958
‫وقتی مردم سفید پوست از
‫سرزمین های دور،

183
00:15:50,041 --> 00:15:52,166
‫دارایی هامون رو غارت می کردن
‫و اون رو از طریق اقیانوس می بردن،

184
00:15:52,333 --> 00:15:54,666
‫ارتش نمی تونست فقط تماشا کنه
‫و کاری نکنه.

185
00:15:55,416 --> 00:15:59,291
‫این داستان همون ارتشه که حاضره
‫هر کاری برای کشورمون انجام بده، آقا.

186
00:16:00,291 --> 00:16:02,458
‫اونها به دریا زدند،
‫کشتی ها رو غارت کردند،

187
00:16:02,541 --> 00:16:04,958
‫و غنیمت رو
‫روی این سرزمین توزیع کردند.

188
00:16:05,458 --> 00:16:06,958
‫بعد از اینکه انگلیسی ها رفتن،

189
00:16:08,416 --> 00:16:12,166
‫کشور دیگه به جنگجویان شجاع
‫از روی کوه نیازی نداشت.

190
00:16:14,041 --> 00:16:17,208
‫کسی نبود که
‫ازشون مراقبت کنه.

191
00:16:18,916 --> 00:16:20,666
‫این جنگجویان تیز...

192
00:16:23,458 --> 00:16:25,708
‫برای کسی به یه فرصت تبدیل شدن.

193
00:16:27,583 --> 00:16:31,958
‫برای اینکه از قدرت اونها
‫برای رام کردن بی ترس دریا استفاده کنند،

194
00:16:32,791 --> 00:16:34,458
‫چند نفرشون به کوه ما اومده بودن.

195
00:16:37,916 --> 00:16:38,958
‫خیلی بعیده که تو

196
00:16:39,041 --> 00:16:41,333
‫از این بابت نگران باشی.
‫چه خبره، موروگا؟

197
00:16:44,458 --> 00:16:45,666
‫شب ماه قمری، تولسی.

198
00:16:47,041 --> 00:16:48,791
‫دریا خروشانه.

199
00:16:49,166 --> 00:16:51,083
‫نگرانم که بتونن خودشونو نجات بدن...

200
00:16:52,666 --> 00:16:55,333
‫چه دریا آرام باشه
‫چه خروشان،

201
00:16:55,541 --> 00:16:58,166
‫وقتی یه جنگجوی شجاع داریم
‫که آماده ی مقابله با اونه،

202
00:16:58,291 --> 00:16:59,666
‫چرا نگران باشی، موروگا؟

203
00:18:41,166 --> 00:18:44,166
‫دوارا! دوارا!

204
00:18:44,583 --> 00:18:46,791
‫دوارا! دوارا!

205
00:18:47,208 --> 00:18:49,458
‫دوارا! دوارا!

206
00:20:58,541 --> 00:20:59,416
‫سلام آقا!

207
00:21:03,166 --> 00:21:05,291
‫گارد ساحلی هند،
‫افسر منطقه شرقی، عرفان.

208
00:21:05,916 --> 00:21:07,083
‫کاپیتان ایتان، جان.

209
00:21:09,666 --> 00:21:10,666
‫مجوز بازرسی کشتی.

210
00:21:11,291 --> 00:21:13,041
‫ما اطلاعاتی داریم
‫که  یه سری اسلحه غیرقانونی

211
00:21:13,166 --> 00:21:14,583
‫و مهمات
‫از روسیه داره میاد.

212
00:21:15,041 --> 00:21:16,291
‫به ما کمک کنید تا کشتیتون رو بگردیم.

213
00:21:50,083 --> 00:21:51,166
‫بارمون رو می بینم. بریم.

214
00:22:00,833 --> 00:22:01,708
‫شکره، آقا.

215
00:24:32,666 --> 00:24:33,833
‫چرا قفل ها بازه؟

216
00:25:28,041 --> 00:25:30,958
‫در کل،
‫باید ده تا افسر باشن، دوارا.

217
00:25:31,458 --> 00:25:32,791
‫راه دیگه ای نیست.

218
00:26:12,666 --> 00:26:15,541
‫باند قاچاقچی از
‫کشوولی خارجی،

219
00:26:15,916 --> 00:26:18,833
‫که براشون سخت بود که بارشون رو از
‫طریق بندر وارد کنن،

220
00:26:19,541 --> 00:26:23,458
‫قدرت این مردها رو می دونستن و
‫ازشون برای آوردن مستقیم بار از دریا استفاده می کردن.

221
00:26:26,666 --> 00:26:28,916
‫هر دهکده ای
‫یه قدرت خاص خودش رو داشت.

222
00:26:30,166 --> 00:26:35,166
‫هر چهار تا دهکده با هم جمع شدن و
‫با چالش دریای سرخ،

223
00:26:35,208 --> 00:26:36,291
‫این ماموریت خطرناک رو به عهده گرفتن.

224
00:26:49,166 --> 00:26:50,708
‫بچه ها نباید تو
‫این کار باشن.

225
00:26:51,208 --> 00:26:53,208
‫دوارا باول این موضوع رو
‫با تو مطرح کرده، بهایرا.

226
00:26:53,666 --> 00:26:57,041
‫زمین من، مردم من، و قوانین من.

227
00:26:57,291 --> 00:26:59,833
‫من باول این موضوع رو به تو
‫واضح کردم، ریاپا.

228
00:27:04,541 --> 00:27:06,416
‫-بشمارشون.
‫-مطمئنا درست میشه.

229
00:27:27,416 --> 00:27:28,791
‫اگه تو این ساعت از روز غذا بخوری،

230
00:27:29,416 --> 00:27:30,708
‫چطور غذا بهت نیرو میده؟

231
00:27:31,958 --> 00:27:32,916
‫فراموشش کن.

232
00:27:33,416 --> 00:27:34,916
‫اگه تا این موقع شب بیدار بمونی،

233
00:27:35,666 --> 00:27:37,791
‫نمی بینی که چقدر مضره؟

234
00:27:37,916 --> 00:27:39,541
‫من همه چیز رو دیدم.

235
00:27:40,291 --> 00:27:43,166
‫به همین خاطر اگه تو رو نبینم، خوابم نمی بره.

236
00:27:45,833 --> 00:27:48,041
‫با این چشم ها،
‫مرگ پدرم رو دیدم.

237
00:27:48,333 --> 00:27:49,958
‫مرگ باباتو هم دیدم.

238
00:27:50,583 --> 00:27:52,041
‫مرگ خواهربرادرامو تماشا کردم…

239
00:27:52,416 --> 00:27:54,291
‫و مرگ همه کس و کارم.

240
00:27:55,083 --> 00:27:56,416
‫چه بدشانسم!

241
00:27:57,208 --> 00:28:00,291
‫تمام عمرم  مرگ رو از نزدیک دیدم.

242
00:28:02,708 --> 00:28:04,333
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم، پسرم.

243
00:28:05,583 --> 00:28:07,583
‫یا باید مرگمو ببینی…

244
00:28:08,041 --> 00:28:10,833
‫یا اینکه هر روز ببینمت.

245
00:28:12,541 --> 00:28:13,666
‫حالا که دیدمت،

246
00:28:14,291 --> 00:28:16,166
‫میتونم راحت بخوابم.

247
00:28:22,291 --> 00:28:23,291
‫وارا خوابه؟

248
00:28:25,541 --> 00:28:28,416
‫مامانت تا یه نگاهت نکنه خوابش نمی‌بره.

249
00:28:29,291 --> 00:28:32,291
‫وارا تا براش قصه تعریف نکنی، نمی‌خوابه، نه؟

250
00:28:36,791 --> 00:28:39,541
‫اون روز خیلی بارون می‌اومد.

251
00:28:41,708 --> 00:28:44,291
‫انگلیسیا همه گنج‌هامون رو غارت کردن

252
00:28:45,416 --> 00:28:46,791
‫و داشتن با کشتی فرار می‌کردن.

253
00:28:49,416 --> 00:28:50,666
‫بابام…

254
00:28:51,041 --> 00:28:52,041
‫پدربزرگت…

255
00:28:52,791 --> 00:28:55,416
‫-همه مردم رو توی یه کشتی جمع کرد…
‫-وای!

256
00:28:55,666 --> 00:28:56,791
‫بسه دیگه، بابا.

257
00:28:56,916 --> 00:28:59,916
‫همیشه قصه بابات یا بابابزرگت رو تعریف می‌کنی.

258
00:29:00,083 --> 00:29:01,791
‫می‌خوام قصه بابامو بدونم.

259
00:29:01,833 --> 00:29:03,333
‫قصه دورا رو بگو.

260
00:29:19,166 --> 00:29:22,208
‫قصه بابات ارزش تعریف کردن برای نسل بعد رو نداره.

261
00:29:26,083 --> 00:29:29,166
‫قصه بابام قصه شجاعت و غروره، قصه جنگیدن برای وطن.

262
00:29:30,916 --> 00:29:31,791
‫قصه ما…

263
00:29:32,791 --> 00:29:34,833
‫قصه‌های تاریکی‌ان که نمی‌شه تعریف کرد.

264
00:29:42,541 --> 00:29:43,791
‫آره، به زور زنده‌ایم.

265
00:29:45,291 --> 00:29:46,708
‫اینکه زندگیمون اونقدر تغییر می‌کنه

266
00:29:46,791 --> 00:29:48,833
‫که بشه قصه‌های بزرگ برای نسل‌های آینده،

267
00:29:51,208 --> 00:29:52,208
‫چیزیه که حتی خودم هم نمی‌دونم.

268
00:29:56,708 --> 00:29:58,041
‫چطوری، پسرم؟

269
00:29:58,083 --> 00:30:00,166
‫خوبم. شما چطوری؟

270
00:30:00,208 --> 00:30:01,166
‫خوبم.

271
00:30:01,416 --> 00:30:02,500
‫دارم خوب درس می‌خونم، دورا.

272
00:30:02,750 --> 00:30:04,041
‫دو سال دیگه تموم می‌شه.

273
00:30:04,291 --> 00:30:06,541
‫بعدش برمی‌گردم و اینجا شروع به درس دادن می‌کنم، دورا.

274
00:30:09,375 --> 00:30:10,250
‫اینو بگیر.

275
00:30:11,916 --> 00:30:15,500
‫کمکتون خیلی زیاده. نمی‌تونم قبول کنم.

276
00:30:16,000 --> 00:30:17,291
‫به این نگو کمک، آدما.

277
00:30:18,375 --> 00:30:19,291
‫این وظیفه ماست.

278
00:30:20,791 --> 00:30:23,541
‫شوهرت یکی از ماها بود توی دریا.

279
00:30:24,500 --> 00:30:26,375
‫اونو توی همین دریا از دست دادیم.

280
00:30:27,541 --> 00:30:29,250
‫خانواده‌اش حالا خانواده ماست.

281
00:30:30,125 --> 00:30:31,000
‫لطفاً قبول کن.

282
00:30:36,125 --> 00:30:37,250
‫بعد از فوت باباش،

283
00:30:39,416 --> 00:30:42,791
‫با اینکه خیلی دوست داشت با شما بیاد دریا،

284
00:30:44,000 --> 00:30:46,875
‫من مخالفت کردم و فرستادمش درس بخونه.

285
00:30:49,041 --> 00:30:51,125
‫به خاطر درک کردنم، کمک کردن بهم،

286
00:30:51,166 --> 00:30:53,250
‫و حمایت زیاد، خیلی ممنونم، دورا.

287
00:30:55,250 --> 00:30:56,875
‫اون پسرته، آدما.

288
00:30:57,500 --> 00:30:59,375
‫باید چیزی بشه که  می‌خوای.

289
00:31:00,000 --> 00:31:01,000
‫همون می‌شه.

290
00:31:03,666 --> 00:31:04,875
‫فردا آیودها پوجاست.

291
00:31:05,166 --> 00:31:07,875
‫می‌گم  کی  مسابقه رو می‌بره امسال،

292
00:31:08,000 --> 00:31:09,250
‫و سلاح‌ها رو می‌بره خونه.

293
00:31:09,500 --> 00:31:11,875
‫دورا اگه بخواد دوباره می‌بره

294
00:31:11,916 --> 00:31:15,000
‫یا اگه بخواد یکی دیگه ببره، خودش می‌بازه.

295
00:31:15,250 --> 00:31:17,000
‫هرکی رو دلت می‌خواد تشویق کن،

296
00:31:17,750 --> 00:31:19,625
‫ولی بابامه، بایرا، که برنده می‌شه.

297
00:31:20,500 --> 00:31:23,000
‫این دفعه سلاح‌ها باید بیان ده ما.

298
00:31:24,625 --> 00:31:27,041
‫اگه دورا بخواد سلاح‌ها برن ده شما،

299
00:31:27,125 --> 00:31:28,291
‫فقط اون موقع بایرا می‌بره.

300
00:31:30,375 --> 00:31:31,250
‫جدی؟

301
00:31:31,291 --> 00:31:33,541
‫بیا همین الان برنده رو پیدا کنیم.
‫بیا، وارا.

302
00:31:33,875 --> 00:31:34,750
‫برو، وارا.

303
00:31:34,875 --> 00:31:37,625
‫بهش نشون بده دورا واقعاً کیه. برو.

304
00:31:41,916 --> 00:31:42,875
‫بیا، ببینم.

305
00:31:43,416 --> 00:31:44,416
‫پاسورا، بزنش زمین.

306
00:31:44,916 --> 00:31:45,791
‫-بزنش، وارا.
‫-بزنش!

307
00:31:45,875 --> 00:31:47,291
‫بکوبش. بزنش.

308
00:31:47,666 --> 00:31:49,875
‫-خوب بزنش، پاسورا.
‫-بزن، وارا.

309
00:31:49,916 --> 00:31:52,375
‫آره، پاسورا، همین‌طور. محکم بزنش.

310
00:31:53,416 --> 00:31:55,250
‫بزنش زمین، پاسورا. بکوبش.

311
00:31:55,625 --> 00:31:58,000
‫-پاسورا، بگیرش.
‫-بزنش، وارا.

312
00:31:59,000 --> 00:32:00,666
‫-بزنش، وارا. بزن.
‫-بزنش زمین.

313
00:32:02,166 --> 00:32:04,625
‫پاسورا، همین‌طور. محکم بزنش.

314
00:32:04,666 --> 00:32:07,041
‫همین‌جوری، بزنش، پاسورا.

315
00:32:07,375 --> 00:32:09,750
‫بزنش. محکم بزنش. بندازش زمین، پسر.

316
00:32:10,000 --> 00:32:11,875
‫بزنش. آره، بزنش زمین.

317
00:32:23,666 --> 00:32:24,541
‫نگفتم بهت؟

318
00:32:25,250 --> 00:32:28,041
‫هر کی بیاد وسط، آخرش بایرا می‌بره.

319
00:33:11,666 --> 00:33:12,625
‫چی شده؟

320
00:33:13,125 --> 00:33:14,250
‫دوِرا اومده.

321
00:34:24,125 --> 00:34:27,625
‫دریای سرخ موج میزنه، با غرش وحشی میشه

322
00:34:27,750 --> 00:34:30,000
‫جنگجوهای سرزمین،  امروز شجاعتشون رو جشن می‌گیرن

323
00:34:31,125 --> 00:34:37,125
‫موج‌های خون از شمشیولی به هم خورده، مثل طوفان لشکر ما رو  می‌گیره

324
00:34:37,166 --> 00:34:40,541
‫هی،  هوای شور، داغ شده

325
00:34:40,625 --> 00:34:44,125
‫هی، صدای طبل‌ها آسمون رو پاره کرد

326
00:34:44,250 --> 00:34:47,541
‫وارث‌های ببر، مثل دیوونه‌ها می‌رقصن

327
00:34:47,791 --> 00:34:51,250
‫سرزمین سرکش، تو رقص وجد بلند میشه

328
00:34:51,291 --> 00:34:55,375
‫امروز روزیه که، سلاح‌هامون رو می‌پرستیم

329
00:34:55,500 --> 00:34:59,416
‫بیاین بزنیم رو شونه‌های هم، و جشن بگیریم

330
00:34:59,500 --> 00:35:02,416
‫جشن دلیولی جنگجویه،  بیاین بهشون خوشامد بگیم…

331
00:35:02,500 --> 00:35:07,166
‫با خون گرمی که تو رگ‌هامون جریان داره،  جنگجوی ما،  به پیش!

332
00:35:34,500 --> 00:35:41,125
‫-این یه سنتیه
‫-شکستنش بی‌احترامیه

333
00:35:41,166 --> 00:35:47,625
‫-این یه خانواده‌س که جنگ زندگیشونه
‫-دریا و زمان شاهدشونه

334
00:35:47,666 --> 00:35:51,166
‫فداکاری‌های مادرامون، شیر مادر  که برکتمون میده

335
00:35:51,250 --> 00:35:54,750
‫این بدن رو تبدیل به سلاح می‌کنه

336
00:35:54,791 --> 00:35:58,250
‫غروری که تسلیم نمیشه،  مرزها رو تعیین می‌کنه

337
00:35:58,291 --> 00:36:01,750
‫تاریخ اجدادمون، مثل یه تاریخ باشکوه می‌درخشه

338
00:36:01,875 --> 00:36:05,250
‫این روز که هر سال میاد، مال ماست

339
00:36:05,375 --> 00:36:08,875
‫دست کشیدن رو سیبیلامون، پیام ما به جهانه

340
00:36:08,916 --> 00:36:13,000
‫امروز روزیه که، سلاح‌هامون رو می‌پرستیم

341
00:36:13,041 --> 00:36:17,041
‫بیاین بزنیم رو شونه‌های هم، و جشن بگیریم

342
00:36:17,125 --> 00:36:20,125
‫جشن دلیولی جنگجویه،  بیاین بهشون خوشامد بگیم

343
00:36:20,166 --> 00:36:24,916
‫با خون گرمی که تو رگ‌هامون جریان داره،  جنگجوی ما،  به پیش!

344
00:36:38,291 --> 00:36:41,750
‫دریای سرخ موج میزنه، با غرش وحشی میشه

345
00:36:41,875 --> 00:36:44,375
‫جنگجوهای سرزمین،  امروز شجاعتشون رو جشن می‌گیرن

346
00:36:45,000 --> 00:36:51,125
‫موج‌های خون از شمشیولی به هم خورده، مثل طوفان لشکر ما رو  می‌گیره

347
00:36:54,000 --> 00:36:57,750
‫وقت مبارزه‌س. زن‌ها و بچه‌ها برن.

348
00:37:07,541 --> 00:37:11,750
‫همه می‌دونیم هر روستایی که ببره، سلاح‌های اجدادی رو می‌گیره.

349
00:37:11,791 --> 00:37:13,875
‫خیلی وقته دست دوِرا هستن.

350
00:37:14,000 --> 00:37:15,416
‫ببینیم امسال به کی می‌رسه.

351
00:37:17,041 --> 00:37:19,666
‫یه بار دیگه قوانین مبارزه رو یادآوری کنم.

352
00:37:20,125 --> 00:37:23,500
‫فقط دوتا جنگجو از هر روستا می‌تونن بیان وسط.

353
00:37:25,000 --> 00:37:27,041
‫آخرین کسی که سرپا بمونه، برنده‌س.

354
00:37:27,875 --> 00:37:28,875
‫آماده‌این؟

355
00:37:29,291 --> 00:37:30,250
‫ما فقط چهارتا روستا هستیم.

356
00:37:31,375 --> 00:37:32,416
‫به جای این مسابقه،

357
00:37:33,500 --> 00:37:36,375
‫چرا اجازه نمی‌دیم هر سال یه روستا سلاح‌ها رو داشته باشه؟

358
00:37:37,625 --> 00:37:40,291
‫روستای رایپا سال‌هاست سلاح ندیده.

359
00:37:41,125 --> 00:37:43,500
‫دوست دارم این دفعه اونا سلاح‌ها رو بگیرن.

360
00:37:46,250 --> 00:37:50,166
‫فکر می‌کنی اجدادمون احمق بودن

361
00:37:50,250 --> 00:37:53,375
‫که این رسم رو گذاشتن، دوِرا؟

362
00:37:54,000 --> 00:37:56,750
‫برای اجدادمون، جنگ یه راه زندگی بود.

363
00:37:58,250 --> 00:38:02,291
‫این رسم‌ها رو گذاشتن که روحیه جنگجویی رو تقویت کنن، بایرا.

364
00:38:03,500 --> 00:38:05,000
‫این یه سنت قدیمی بوده.

365
00:38:05,375 --> 00:38:06,750
‫باید بریم برای مبارزه.

366
00:38:08,166 --> 00:38:12,125
‫روستای رایپا چی که فقط می‌تونن قایق برونن و نمی‌تونن بجنگن؟

367
00:38:13,875 --> 00:38:16,125
‫اگه سلاح‌ها حداقل یه بار به روستای اونا بره،

368
00:38:17,250 --> 00:38:19,000
‫اونا هم سود می‌برن، بایرا.

369
00:38:20,375 --> 00:38:25,000
‫بردن برات عادت شده، اگه خیلی اذیتت می‌کنه،

370
00:38:25,125 --> 00:38:28,125
‫دوباره ببر و بده به رایپا، دوِرا.

371
00:38:30,166 --> 00:38:31,625
‫شروع کنیم.

372
00:38:46,875 --> 00:38:53,250
‫سورا! سورا!

373
00:38:53,291 --> 00:38:54,875
‫-سورا! سورا!
‫-دگا!

374
00:38:55,000 --> 00:38:57,750
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

375
00:38:57,875 --> 00:39:00,500
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

376
00:39:00,625 --> 00:39:03,125
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

377
00:39:03,250 --> 00:39:06,916
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

378
00:39:07,000 --> 00:39:09,875
‫-بزنش محکم.
‫-دگا! دگا!

379
00:39:09,916 --> 00:39:12,000
‫دگا! دگا!

380
00:39:12,375 --> 00:39:14,750
‫یه نفر از سمت غرب افتاد.

381
00:39:15,291 --> 00:39:17,875
‫کونجارا! کونجارا!

382
00:39:18,000 --> 00:39:22,250
‫کونجارا! کونجارا!

383
00:39:22,375 --> 00:39:25,000
‫کونجارا! کونجارا!

384
00:39:32,625 --> 00:39:33,750
‫کونجارا!

385
00:39:53,000 --> 00:39:54,250
‫کونجارا! کونجارا!

386
00:39:54,291 --> 00:39:56,625
‫یه نفر از سمت شمال افتاد.

387
00:39:57,291 --> 00:40:00,375
‫بایرا! بایرا!

388
00:40:00,500 --> 00:40:03,875
‫بایرا! بایرا!

389
00:40:05,791 --> 00:40:10,291
‫بایرا! بایرا!

390
00:40:20,916 --> 00:40:22,791
‫بزنش! بندازش زمین!

391
00:40:26,166 --> 00:40:31,541
‫بایرا! بایرا!

392
00:40:31,750 --> 00:40:32,625
‫بیا دیگه!

393
00:40:38,625 --> 00:40:39,500
‫کونجارا!

394
00:40:56,166 --> 00:40:58,500
‫هردو نفر از سمت غرب باختن.

395
00:41:00,875 --> 00:41:04,500
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

396
00:41:04,625 --> 00:41:07,625
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

397
00:41:07,666 --> 00:41:13,500
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

398
00:41:13,875 --> 00:41:19,750
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

399
00:42:02,500 --> 00:42:07,000
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

400
00:42:09,500 --> 00:42:13,250
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

401
00:42:19,791 --> 00:42:20,666
‫بایرا!

402
00:42:22,125 --> 00:42:25,541
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

403
00:42:25,625 --> 00:42:29,625
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

404
00:42:32,750 --> 00:42:34,875
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

405
00:42:57,250 --> 00:43:03,125
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

406
00:43:23,291 --> 00:43:24,666
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

407
00:43:55,666 --> 00:43:59,625
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

408
00:44:00,916 --> 00:44:03,875
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

409
00:44:17,375 --> 00:44:21,750
‫انگار چهار تا روستا که سهل،  حتی خورشید خانم هم  دلش می‌خواست ببینه

410
00:44:21,875 --> 00:44:24,625
‫کدوم یکی از این دوتا جنگجو
‫ آخرش برنده میشه.

411
00:44:25,916 --> 00:44:32,000
‫تا وقتی خورشید خانوم سرخی زد بالا،
‫این دوتا از بس خون ازشون رفته بود،  سرخ شده بودن.

412
00:44:32,125 --> 00:44:38,000
‫-بایرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

413
00:44:38,041 --> 00:44:41,125
‫دوِرا! دوِرا!

414
00:45:05,041 --> 00:45:09,125
‫وقتی دوِرا ازت چیزی بخواد،
‫یعنی بهت دستور داده.

415
00:45:11,250 --> 00:45:12,250
‫رایاپا...

416
00:46:02,375 --> 00:46:05,000
‫دیشب خواب بدی دیدم، جوگولا.

417
00:46:07,041 --> 00:46:10,500
‫دوباره دریا قرمز شده بود،
‫یه دریای قرمز واقعی.

418
00:46:14,000 --> 00:46:16,875
‫و این منم که این کارو کردم.

419
00:46:17,791 --> 00:46:20,500
‫روزهای پیش رو،
‫روزهای خوبی نیستن، دوِرا.

420
00:46:22,000 --> 00:46:25,250
‫هر کسی که فکر می‌کنی
‫مال خودته، قابل اعتماد نیست.

421
00:46:27,000 --> 00:46:30,416
‫باید حواست حسابی جمع باشه
‫و خیلی مراقب باشی، دوِرا.

422
00:46:38,500 --> 00:46:39,750
‫برای آیودها پوجا رفتم خونه.

423
00:46:39,791 --> 00:46:41,416
‫-الان دارم برمی‌گردم دانشگاه.
‫-اوه،  جدی؟

424
00:46:42,000 --> 00:46:43,375
‫مراسم چطور بود؟

425
00:46:43,541 --> 00:46:44,416
‫خوب بود.

426
00:47:28,500 --> 00:47:30,500
‫سیودو من دیگه نیست، دوِرا.

427
00:47:35,125 --> 00:47:37,000
‫داشت میرفت شهر

428
00:47:37,625 --> 00:47:39,416
‫که اتوبوسی که سوارش بود،
‫منفجر کردن.

429
00:47:42,625 --> 00:47:45,625
‫فکر می‌کردم بعد از تموم کردن درسش
‫برمی‌گرده.

430
00:47:46,791 --> 00:47:48,250
‫اینجوری برگشت.

431
00:47:53,625 --> 00:47:55,791
‫به جای اینکه بره درس بخونه،

432
00:47:57,500 --> 00:48:01,750
‫اگه به حرف دلش گوش  می‌داد و باهات میومد دریا،

433
00:48:02,125 --> 00:48:04,375
‫هنوز زنده بود.

434
00:48:10,125 --> 00:48:13,250
‫من دلیل مرگ پسرمم.

435
00:48:20,750 --> 00:48:22,250
‫حتما یه ارتباطی از زندگی قبلی
‫با هم داریم.

436
00:48:23,000 --> 00:48:25,750
‫به خاطر رفاقت باهات،
‫کاسبی‌ام سکه شده.

437
00:48:27,166 --> 00:48:30,250
‫برای همین وقتشه که  حقوق رو زیاد کنی.

438
00:48:30,875 --> 00:48:32,125
‫دوتا بسته برای هر روستا.

439
00:48:35,916 --> 00:48:37,541
‫تا حالا شده  به خواسته‌ات نه بگم؟

440
00:48:38,000 --> 00:48:39,000
‫دو روز دیگه،

441
00:48:39,375 --> 00:48:42,250
‫کشتی با بارمون
‫از دریای سرخ رد میشه.

442
00:48:43,041 --> 00:48:44,375
‫اون کالاها خیلی باارزشن.

443
00:48:47,000 --> 00:48:49,250
‫گارد ساحلی  امنیت دریا رو  بیشتر کرده.

444
00:48:50,125 --> 00:48:52,000
‫دفعه قبل یه جوری  جون سالم به در بردیم.

445
00:48:53,166 --> 00:48:54,875
‫بهتره یه مدت بیخیال شیم.

446
00:48:58,125 --> 00:48:59,916
‫واقعا این حرف دوِراعه؟

447
00:49:00,625 --> 00:49:02,291
‫چطور شده  ترسیدی، دوِرا؟

448
00:49:03,125 --> 00:49:04,250
‫نترسیدم.

449
00:49:04,875 --> 00:49:06,375
‫میگم باید
‫مراقب باشیم.

450
00:49:06,541 --> 00:49:08,416
‫کشتی دیگه راه افتاده، دوِرا.

451
00:49:08,750 --> 00:49:09,750
‫حالا چطوری می‌تونی نری؟

452
00:49:11,750 --> 00:49:14,791
‫خطرناکه اگه همه‌مون  با اون بار گیر بیفتیم، موروگا.

453
00:49:16,666 --> 00:49:19,791
‫می‌دونیم خطرناکه
‫ولی بازم انجامش می‌دیم.

454
00:49:20,625 --> 00:49:22,875
‫این چه حرف عجیبیه، دوِرا؟

455
00:49:23,500 --> 00:49:25,250
‫اگه برای یه نفر اتفاقی بیفته،

456
00:49:26,000 --> 00:49:27,916
‫بقیه‌مون هوای  خانواده‌اش رو داریم.

457
00:49:28,791 --> 00:49:30,041
‫اما اگه برای همه‌مون  بد پیش بره...

458
00:49:31,000 --> 00:49:32,750
‫کی هوای خانواده‌هامونو  داره، بایرا؟

459
00:49:36,000 --> 00:49:37,750
‫خب،  پس این دفعه
‫می‌ریم، دوِرا.

460
00:49:38,500 --> 00:49:41,291
‫اگه برامون اتفاقی افتاد،
‫از این کوه محافظت می‌کنی، مگه نه؟

461
00:49:45,166 --> 00:49:46,041
‫بریم، بچه‌ها.

462
00:49:46,375 --> 00:49:50,416
‫یه یادداشت بفرست  با جزئیات کشتی و  چیدمان بارش، موروگا.

463
00:50:09,375 --> 00:50:11,375
‫با اینکه مخالفت کردی،
‫انگار آماده رفتن به دریان.

464
00:50:12,541 --> 00:50:13,875
‫اما اگه باهامون بیای،

465
00:50:14,541 --> 00:50:16,416
‫می‌دونیم همه‌مون  سالم برمی‌گردیم.

466
00:50:17,541 --> 00:50:18,916
‫یه فکری بکن، دوِرا.

467
00:50:24,875 --> 00:50:25,750
‫بیا دیگه!

468
00:51:07,166 --> 00:51:08,625
‫این وقت شب از کجا  میاید؟

469
00:51:08,750 --> 00:51:10,125
‫رفته بودیم شکار، آقا.

470
00:51:10,250 --> 00:51:11,375
‫شکار ماهی، آقا.

471
00:51:13,500 --> 00:51:16,041
‫همه قهرمانا  با هم رفتن،  ولی امروز خیلی چیزی گیرشون نیومد.

472
00:51:18,875 --> 00:51:19,750
‫منظورم ماهیه.

473
00:51:22,041 --> 00:51:23,041
‫یه مسیر دیگه  رفتیم.

474
00:51:23,500 --> 00:51:24,625
‫زیاد گیرمون نیومد.

475
00:51:28,875 --> 00:51:30,500
‫دیگه خیلی دیره آقا.

476
00:51:31,250 --> 00:51:32,375
‫همین موقع‌هاست که کوسه‌ها میان.

477
00:51:33,125 --> 00:51:34,000
‫بهتره بریم.

478
00:51:34,625 --> 00:51:35,500
‫شما هم بهتره بری.

479
00:51:59,250 --> 00:52:01,166
‫آقا، اینجا ماهی‌های گنده‌تر از این حرفا هست.

480
00:52:17,916 --> 00:52:22,000
‫اسلحه‌های غیرقانونی، نارنجک،
‫و مواد ساخت بمب.

481
00:52:22,375 --> 00:52:24,625
‫این چیزاییه که از دریای سرخ
‫می‌بری اون‌ور.

482
00:52:24,666 --> 00:52:27,541
‫می‌دونی کجا میره و جون چند نفر رو می‌گیره؟

483
00:52:28,000 --> 00:52:30,125
‫این دریا مرز کشورمونه.

484
00:52:31,250 --> 00:52:36,125
‫هر وقت خطری از اون‌ور دریا، برای کشورمون بود،

485
00:52:36,625 --> 00:52:39,750
‫اجدادت می‌زدن ناکارش می‌کردن، این دریا رو

486
00:52:39,875 --> 00:52:41,916
‫قرمز می‌کردن و من با داستاناشون بزرگ شدم.

487
00:52:42,416 --> 00:52:44,791
‫اما امروز کشور با خطر

488
00:52:45,125 --> 00:52:48,000
‫از طرف شما، که نسل اونایید، و از این دریای سرخ روبروئه.

489
00:52:48,750 --> 00:52:50,791
‫این‌طور نیست که از دزدی‌هات خبر نداشته باشم.

490
00:52:51,125 --> 00:52:54,125
‫داستان اجدادت که از دریا محافظت می‌کردن باعث شد

491
00:52:54,375 --> 00:52:56,750
‫این کارِ مراقبت از دریا رو قبول کنم.

492
00:52:58,500 --> 00:53:02,791
‫با توجه به اینکه شماها از قبیله‌ی اونایید و برای زنده موندن دزدی‌های کوچیک می‌کنین،

493
00:53:03,125 --> 00:53:05,875
‫سکوت کردم، که بزرگترین اشتباهم بود.

494
00:53:06,250 --> 00:53:08,500
‫می‌دونی جنس قاچاقیت

495
00:53:08,625 --> 00:53:10,291
‫دست چند نفر می‌چرخه، و جون چند نفر رو می‌گیره؟

496
00:53:15,416 --> 00:53:17,791
‫اگه دو ماه پیش جلوتون رو می‌گرفتم،

497
00:53:18,125 --> 00:53:21,166
‫جون صدها نفری که به خاطر اون محموله از دست رفتن رو نجات می‌دادم.

498
00:53:25,416 --> 00:53:27,916
‫حتی یه بچه از دهکده‌ی خودتون هم اونجا جونش رو از دست داد.

499
00:53:57,500 --> 00:53:59,416
‫وقتی نگات می‌کنم این حس رو دارم.

500
00:54:00,166 --> 00:54:02,291
‫داستان‌هایی که از اون جنگجوهای بزرگ شنیدیم

501
00:54:02,625 --> 00:54:04,250
‫یا الکی بودن

502
00:54:05,250 --> 00:54:07,875
‫یا شما از نسل اونا نیستین.

503
00:54:08,250 --> 00:54:09,416
‫زبونت رو نگه دار، آقا.

504
00:54:18,500 --> 00:54:19,541
‫زبون نه.

505
00:54:20,250 --> 00:54:22,000
‫می‌گم باید از کشورمون محافظت بشه.

506
00:54:23,791 --> 00:54:25,375
‫باشه آقا. باشه، گرفتم.

507
00:54:28,750 --> 00:54:30,500
‫آقا، یه پیام گرفتیم.

508
00:54:30,625 --> 00:54:31,791
‫خدا بهتون یه دختر داده.

509
00:54:34,375 --> 00:54:38,375
‫یه جون تازه شاید به این جای پر از هیولا اومده باشه.

510
00:54:39,541 --> 00:54:41,916
‫اما مطمئن نیستم چقدر زنده بمونه.

511
00:54:43,875 --> 00:54:46,500
‫مگه اینکه این حیوونا رو برای همیشه بندازن زندون،

512
00:54:48,375 --> 00:54:49,625
‫آدمیزاد نمی‌تونه زنده بمونه.

513
00:55:41,791 --> 00:55:42,750
‫دورا…

514
00:56:02,666 --> 00:56:03,541
‫هی…

515
00:56:06,500 --> 00:56:07,375
‫بس کن.

516
00:57:43,000 --> 00:57:43,875
‫بریم بچه‌ها.

517
00:57:44,875 --> 00:57:46,000
‫بار رو هم با خودتون ببرین.

518
00:57:58,500 --> 00:58:00,000
‫نفس بکش، آقا.

519
00:58:01,125 --> 00:58:02,375
‫باید بری بچه‌ات رو ببینی.

520
00:58:04,000 --> 00:58:07,541
‫گفتی بچه‌ات تو این سرزمینِ حیوونا زنده نمی‌مونه.

521
00:58:08,416 --> 00:58:10,250
‫قسم به اسلحه‌هایی که می‌پرستیمشون…

522
00:58:11,500 --> 00:58:15,375
‫نمی‌ذارم هیچ آسیبی از دریای سرخ به هیچ بچه‌ای برسه.

523
00:58:17,000 --> 00:58:18,500
‫این قول دوراست. بهم اعتماد کن.

524
00:58:19,875 --> 00:58:20,750
‫باور کن.

525
00:58:42,500 --> 00:58:43,375
‫چی شده؟

526
00:58:43,875 --> 00:58:45,875
‫خون من نیست.

527
00:58:47,375 --> 00:58:48,750
‫خون یکی دیگه‌ست.

528
00:58:53,375 --> 00:58:54,291
‫هی، دورا.

529
00:58:55,291 --> 00:58:56,916
‫دورا هم با شماها رفته بود؟

530
00:59:01,875 --> 00:59:03,875
‫می‌دونستم همه‌تون یه تیمین.

531
00:59:04,375 --> 00:59:07,250
‫حساب کتابت رو بکن و بارت رو بردار، موروگا.

532
00:59:08,291 --> 00:59:09,750
‫چی توشه، موروگا؟

533
00:59:10,166 --> 00:59:11,041
‫بدهش به من.

534
00:59:13,875 --> 00:59:15,125
‫چی توشه؟

535
00:59:18,000 --> 00:59:21,416
‫یه سوال بود که بهت گفتم ازم نپرسی، دورا.

536
00:59:23,375 --> 00:59:24,250
‫اسلحه.

537
00:59:25,875 --> 00:59:27,750
‫مثل اسلحه‌هایی که خودت داری.

538
00:59:28,375 --> 00:59:29,750
‫اما جدیدتریناش.

539
00:59:31,916 --> 00:59:33,000
‫بار رو بزنین.

540
00:59:33,125 --> 00:59:34,500
‫بار رو نمی‌بری.

541
00:59:38,625 --> 00:59:39,875
‫هی، چی شده، دورا؟

542
00:59:41,041 --> 00:59:41,916
‫چیه؟

543
00:59:42,500 --> 00:59:43,625
‫پول بیشتر می‌خوای؟

544
00:59:45,125 --> 00:59:46,541
‫اگه می‌خوای دو برابر بهت می‌دم.

545
00:59:47,125 --> 00:59:48,125
‫یعنی چی که نمی‌تونیم بار رو ببریم؟

546
00:59:48,541 --> 00:59:51,000
‫باری رو آوردیم که پسر خودمون رو کشت.

547
00:59:52,750 --> 00:59:55,125
‫ممکنه چند تا بچه‌ی دیگه رو کشته باشیم؟

548
00:59:56,791 --> 00:59:59,416
‫گفتی اینجا اسلحه‌هایی مثل مال خودمون هست.

549
01:00:02,875 --> 01:00:05,875
‫اسلحه‌های ما برای محافظت از خوب‌ها در برابر بدها ساخته شدن.

550
01:00:07,750 --> 01:00:10,250
‫این اسلحه‌ها برای کشتن بی‌گناه‌ها ساخته شدن.

551
01:00:10,875 --> 01:00:12,500
‫زیادی حرف می‌زنی.

552
01:00:14,250 --> 01:00:17,875
‫بار رو بزن تو ماشین و برو پیش زن و بچه‌ات.

553
01:00:18,875 --> 01:00:21,875
‫بار رو ول کن و خودت هم برو همین کار رو بکن!

554
01:00:28,166 --> 01:00:30,000
‫تمام این سال‌ها، هرچی خواستن بهشون دادم.

555
01:00:31,625 --> 01:00:33,541
‫حالا دیگه منو دست کم میگیره. آره؟

556
01:00:35,291 --> 01:00:37,750
‫از الان به بعد، محموله های خیلی بزرگ میاریم، دِوَرا.

557
01:00:38,916 --> 01:00:41,250
‫راستشو بگو و ازم بخواه که چی میخوای.

558
01:00:43,125 --> 01:00:46,666
‫اگه شما یا مرداتون برای این کار دوباره سراغمونو بگیرین،

559
01:00:47,875 --> 01:00:50,000
‫حتی جنازه هاتونم از این کوه بیرون نمیره.

560
01:00:57,791 --> 01:00:59,291
‫این حرفِ دِوَراست.

561
01:01:02,375 --> 01:01:04,166
‫اگه همه چیز درباره حرفاتون باشه،

562
01:01:05,000 --> 01:01:06,750
‫پس حرفای ما چی دِوَرا؟

563
01:01:08,875 --> 01:01:12,791
‫فقط به خاطر اینکه گارد ساحلی یه چیزی گفت،

564
01:01:13,000 --> 01:01:15,250
‫ما باید کارمونو ول کنیم؟

565
01:01:16,875 --> 01:01:18,791
‫ما باید بریم توی دریا.

566
01:01:19,041 --> 01:01:20,916
‫ما باید دریا رو فتح کنیم.

567
01:01:22,375 --> 01:01:23,875
‫قبلا بهت گفتم، موروگا.

568
01:01:24,500 --> 01:01:26,750
‫چه کسی دوس داشته باشه چه نداشته باشه...

569
01:01:26,916 --> 01:01:30,250
‫چه کسی توش شرکت کنه چه نکنه...
‫این کار متوقف نمیشه.

570
01:01:31,875 --> 01:01:34,375
‫گفتی که محموله های خیلی بزرگتر میاری.

571
01:01:35,041 --> 01:01:37,125
‫حتی اگه به این معنی باشه که مردم به خاطر این محموله ها بمیرن،

572
01:01:37,541 --> 01:01:40,500
‫یا برای بدست آوردن این محموله ها یه عده رو بکشیم...

573
01:01:40,750 --> 01:01:42,500
‫این کوه همیشه آماده ست.

574
01:01:48,625 --> 01:01:50,000
‫با اینکه میدونیم کارمون اشتباهه،

575
01:01:50,125 --> 01:01:52,750
‫باور داشتم که این کارو فقط برای گذران زندگی انجام میدیم.

576
01:01:54,666 --> 01:01:58,125
‫اما تازه فهمیدم که این کارای اشتباه

577
01:01:58,250 --> 01:02:01,500
‫خیلی عمیق تو خونمون نفوذ کرده.

578
01:02:28,625 --> 01:02:31,500
‫باید این خون کثیف رو از بدنمون پاک کنیم!

579
01:02:32,375 --> 01:02:34,625
‫باید بدونیم که این کار چقدر بی آبروئه!

580
01:03:51,500 --> 01:03:53,500
‫همه چیزی که یه مرد نیاز داره اینه که

581
01:03:54,375 --> 01:03:55,750
‫جرات زندگی کردن داشته باشه.

582
01:03:57,250 --> 01:04:00,916
‫نه جرات کشتن.

583
01:04:02,125 --> 01:04:04,500
‫اگه حرفمو نادیده بگیری و بازم بخوای این جراتو پیدا کنی،

584
01:04:07,000 --> 01:04:09,416
‫من تبدیل میشم به یه وحشت که اون جراتو از بین میبره.

585
01:04:11,000 --> 01:04:13,166
‫اگه دِوَرا ازت درخواست میکنه، یعنی بهت دستور داده.

586
01:04:18,875 --> 01:04:20,291
‫و اگه واقعا بهت دستور بده...

587
01:04:21,500 --> 01:04:23,000
‫درود بر او!

588
01:04:24,250 --> 01:04:25,625
‫درود بر او!

589
01:04:26,625 --> 01:04:30,125
‫از امروز به بعد فقط برای ماهیگیری به دریا میریم.

590
01:04:31,416 --> 01:04:33,500
‫این اقیانوس بزرگه
‫اون طرف...

591
01:04:34,041 --> 01:04:36,250
‫به شعله ها میرقصه
‫آسمان پهناور

592
01:04:36,750 --> 01:04:39,000
‫ظلم ها میاد
‫به پایان...

593
01:04:39,375 --> 01:04:41,500
‫نابود میشه، این سرسختی شیطانی

594
01:04:41,541 --> 01:04:43,666
‫در مسیر جنگ

595
01:04:44,291 --> 01:04:47,000
‫سرلشکر به جلو میره

596
01:04:47,041 --> 01:04:49,250
‫ترس رو به همه نشون میده...

597
01:04:49,541 --> 01:04:52,166
‫برای لشکرش یه خط میکشه

598
01:04:52,250 --> 01:04:54,875
‫ای جرات، آماده بپر! مراقب باش!

599
01:04:55,000 --> 01:04:57,541
‫جرات نکن...
‫جرات نکن رو در رو بیای

600
01:04:57,625 --> 01:05:00,166
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

601
01:05:00,250 --> 01:05:02,875
‫خودتو قایم کن...

602
01:05:02,916 --> 01:05:05,041
‫زمان لنگیده

603
01:05:05,250 --> 01:05:08,166
‫جزر و مد بلند شده و متوقف شده

604
01:05:08,250 --> 01:05:13,541
‫زندگی ها به هر سمتی دویدن
‫و داخل سوراخ ها غیب شدن

605
01:05:13,625 --> 01:05:16,166
‫ای جرات، آماده بپر! مراقب باش!

606
01:05:16,250 --> 01:05:18,875
‫درود بر او! درود بر ببر!

607
01:05:18,916 --> 01:05:21,500
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

608
01:05:21,625 --> 01:05:24,125
‫اه، درود بر او! دِوَرا!

609
01:05:24,625 --> 01:05:26,625
‫اگه پسر شما پیش دِوَرا میموند،

610
01:05:27,916 --> 01:05:29,875
‫میگفتی که هنوز زنده بود.

611
01:05:31,375 --> 01:05:35,000
‫شما اونو از اینجا دور فرستادین
‫و مرگشو تقصیر خودتون دونستید.

612
01:05:37,166 --> 01:05:42,750
‫اون مواد منفجره ای که پسر شما رو کشت
‫ما از دریای سرخ آوردیم.

613
01:05:44,500 --> 01:05:47,166
‫شما مقصر مرگش نبودین.

614
01:05:50,250 --> 01:05:51,125
‫من بودم.

615
01:05:53,166 --> 01:05:55,791
‫من جرات ندارم که به چشمات نگاه کنم و اینو بگم.

616
01:05:55,875 --> 01:05:57,875
‫برای همین به پای شما نگاه میکنم.

617
01:05:59,500 --> 01:06:03,625
‫من نمیتونم اشتباهم رو جبران کنم
‫و پسرتو زنده برگردونم اما...

618
01:06:06,625 --> 01:06:10,041
‫مطمئن میشم که هیچکس دیگه
‫چنین ضرری رو تجربه نمیکنه.

619
01:06:12,291 --> 01:06:13,666
‫درود بر او!

620
01:06:14,916 --> 01:06:16,375
‫درود بر او!

621
01:06:17,666 --> 01:06:19,041
‫درود بر او!

622
01:06:20,916 --> 01:06:23,625
‫چرا به دنیا آسیب میرسونید؟

623
01:06:23,666 --> 01:06:26,791
‫چرا با خشم دِوَرا رو به رو میشید؟

624
01:06:27,000 --> 01:06:30,000
‫وقتی به عنوان جنگ فرود میاد
‫همه چیز نابودی میشه

625
01:06:31,625 --> 01:06:34,166
‫یه معجزه که با چشم دیده نمیشه

626
01:06:34,250 --> 01:06:37,500
‫به عنوان نگهبان دریا عمل میکنه

627
01:06:37,625 --> 01:06:40,625
‫وقتی سرنوشتو به چالش میکشی، تراژدیه

628
01:06:43,291 --> 01:06:48,375
‫هی، آب های قرمز پاشو میشوره

629
01:06:48,625 --> 01:06:53,625
‫خودش مثل سیل
‫یه اعلامیه خودشه

630
01:06:53,750 --> 01:06:58,916
‫سکوت دِوَرا یه
‫هشداره که قابل تغییر نیست

631
01:06:59,000 --> 01:07:04,250
‫عصبانیت شدیدش
‫حتی مرگ رو از ترس عرق میکنه

632
01:07:04,375 --> 01:07:06,875
‫ای جرات، آماده بپر! مراقب باش!

633
01:07:06,916 --> 01:07:09,625
‫جرات نکن...
‫جرات نکن رو در رو بیای

634
01:07:09,666 --> 01:07:12,250
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

635
01:07:12,291 --> 01:07:14,875
‫خودتو قایم کن...

636
01:07:15,000 --> 01:07:17,250
‫زمان لنگ شده

637
01:07:17,291 --> 01:07:20,250
‫جزر و مد بالا اومده و یهو وایساده

638
01:07:20,375 --> 01:07:25,625
‫زندگی ها شلوغ و پرهیاهو شده
‫و تو سوراخ موش ها غیب شدن

639
01:07:25,750 --> 01:07:28,250
‫ای شجاعت، آماده پریدن! حواست باشه!

640
01:07:28,375 --> 01:07:30,916
‫درود بر تو! درود بر ببر!

641
01:07:31,000 --> 01:07:33,625
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

642
01:07:33,666 --> 01:07:36,375
‫درود بر شاه...

643
01:07:41,916 --> 01:07:46,875
‫برای مقابله با دِوَرا که از
‫فعالیت های غلط تو دریا جلوگیری می کرد،

644
01:07:48,125 --> 01:07:51,166
‫بایرا راه حل رو تو خود دریا پیدا کرد.

645
01:08:17,250 --> 01:08:18,625
‫چرا همچین کاری کردی؟

646
01:08:21,041 --> 01:08:22,875
‫مگه حتی یه بار به ذهنت نرسید؟

647
01:08:24,625 --> 01:08:29,875
‫وقتی می شنوم که چقدر برای ازدواج خواهرت
‫که نابیناست تلاش می کنی،

648
01:08:30,541 --> 01:08:32,125
‫نمی تونم تحمل کنم داداش.

649
01:08:33,750 --> 01:08:35,041
‫اگه من بمیرم،

650
01:08:36,000 --> 01:08:37,666
‫شاید چند روز برای من عزاداری کنی.

651
01:08:38,875 --> 01:08:42,875
‫اما دیگه یه بار اضافی
‫برای تو نیستم داداش.

652
01:08:42,916 --> 01:08:44,166
‫چطور می تونی یه بار اضافی برای من باشی؟

653
01:08:45,500 --> 01:08:47,500
‫تمام عمرم
‫ازتون مراقبت می کنم...

654
01:08:47,625 --> 01:08:49,250
‫ما ازش مراقبت می کنیم رِیَپا.

655
01:08:50,125 --> 01:08:54,750
‫می خوام خواهرت رو به
‫برادر کوچیکم شوهر بدم.

656
01:08:58,666 --> 01:08:59,541
‫بایرا...

657
01:09:00,375 --> 01:09:01,291
‫واقعا؟

658
01:09:01,791 --> 01:09:05,416
‫خانواده ی شما هم خانواده ی من هستن رِیَپا.

659
01:09:07,500 --> 01:09:11,250
‫بدون معطلی،
‫اقدامات رو انجام بده رِیَپا.

660
01:09:13,875 --> 01:09:17,250
‫کاری که دِوَرا روی کوه انجام داد
‫هنوز دیوونه مون کرده!

661
01:09:17,416 --> 01:09:20,125
‫و تو اینجا نشستی داری برای یه
‫عروسی چونه می زنی و جشن می گیری بایرا!

662
01:09:21,875 --> 01:09:24,916
‫ما تو عروسی نمی تونیم
‫جلوی دِوَرا رو بگیریم.

663
01:09:25,500 --> 01:09:28,000
‫ما تا حالا تحملش کردیم.

664
01:09:28,166 --> 01:09:30,041
‫مگه حداقل
‫یه نگاه آخر بهش نمی ندازی؟

665
01:09:35,000 --> 01:09:40,250
‫در واقع، جشن واقعی با
‫مرگش تو این عروسی شروع میشه.

666
01:09:48,291 --> 01:09:50,750
‫می خوای با دِوَرا روبرو بشی و بکشی ش؟

667
01:09:52,875 --> 01:09:55,125
‫حتی قبل از اینکه یه
‫سبیل درست و حسابی دربیاره،

668
01:09:55,166 --> 01:09:57,291
‫دِوَرا یه کوسه رو تو دریا
‫تیکه پاره کرد

669
01:09:57,375 --> 01:09:59,041
‫و کشیدش به ساحل.

670
01:10:03,125 --> 01:10:05,875
‫تا وقتی که هوشیاره،
‫هیچکس جرات نمی کنه

671
01:10:06,041 --> 01:10:08,041
‫نزدیکش بره و بهش دست بزنه، بایرا.

672
01:10:14,750 --> 01:10:16,000
‫اوه! رِیَپا!

673
01:10:16,666 --> 01:10:17,541
‫بیا تو.

674
01:10:21,125 --> 01:10:23,000
‫عروسی خواهر کوچیکم
‫با دِوَرا هماهنگ شده.

675
01:10:25,125 --> 01:10:26,000
‫یعنی پَدما؟

676
01:10:27,375 --> 01:10:28,250
‫داماد کیه؟

677
01:10:29,250 --> 01:10:30,125
‫برادر بایرا.

678
01:10:31,750 --> 01:10:34,000
‫با سخاوت تمام اومد
‫با این پیشنهاد.

679
01:10:36,000 --> 01:10:37,875
‫تو با این خبر
‫عالی اومدی رِیَپا!

680
01:10:39,125 --> 01:10:40,125
‫کی عروسیه؟

681
01:10:40,375 --> 01:10:41,666
‫ما برای پس فردا
‫برنامه ریزی کردیم.

682
01:10:43,375 --> 01:10:44,916
‫اون تو رو
‫بیشتر از من دوست داره.

683
01:10:45,541 --> 01:10:48,791
‫نمی دونم راجع به بایرا نگران نباش.
‫همه تون باید بیاید.

684
01:10:49,041 --> 01:10:50,500
‫اون مثل یه خواهر برای منه رِیَپا.

685
01:10:50,916 --> 01:10:52,041
‫با دعوتت اینقدر رسمی نباش.

686
01:10:52,875 --> 01:10:54,750
‫من اونجا هستم
‫تا با تمام وجود بدرقه ش کنم.

687
01:11:33,875 --> 01:11:34,750
‫دِوَرا؟

688
01:11:53,625 --> 01:11:55,000
‫-به نظر خوبن، مثل یه زوج
‫-آره

689
01:11:55,125 --> 01:11:56,666
‫همدیگه رو کامل می کنن، درسته؟

690
01:11:58,666 --> 01:12:00,791
‫چی شده تَنگا؟
‫چِه نگاهی می کنی؟

691
01:12:01,125 --> 01:12:03,166
‫تو هم دوست داری ازدواج کنی؟

692
01:12:03,625 --> 01:12:06,125
‫اطراف اینجا خیلی ها
‫برای تو مناسبن.

693
01:12:06,166 --> 01:12:09,125
‫اگه کسی رو دوست داری به ما بگو.
‫تو هم تو همین صحنه ازدواجت رو
‫جشن می گیریم.

694
01:12:17,375 --> 01:12:20,916
‫با این همه خواستگار،
‫چرا چشم به شوهر من دوختی؟

695
01:12:32,750 --> 01:12:34,000
‫این چه وضعشه؟ چِه فاصله ایه؟

696
01:12:34,750 --> 01:12:35,916
‫دِوَرا اومد همین که دعوتش کردم.

697
01:12:38,125 --> 01:12:40,375
‫اون آخر سر اومد
‫مثل یه فامیل دور.

698
01:12:42,125 --> 01:12:43,500
‫فاصله ی خودش رو حفظ کرد.

699
01:12:47,000 --> 01:12:48,791
‫ما شما رو خانواده
‫خودمون میدونستیم
‫و زودتر اومدیم.

700
01:12:49,041 --> 01:12:50,416
‫ما سه کوزه رو خالی کردیم.

701
01:13:50,125 --> 01:13:52,125
‫هر کاری که کردم
‫به نفع خودمون بوده.

702
01:13:54,625 --> 01:13:56,625
‫این تنها راه زندگی
‫ما نیست.

703
01:13:58,375 --> 01:14:01,500
‫اگه سر و کار خودمون رو بزاریم
‫راه های دیگه زیادی پیدا می کنیم.

704
01:14:02,791 --> 01:14:06,416
‫لطفا این یه بار
‫حرف من رو گوش کن بایرا.

705
01:14:08,625 --> 01:14:10,125
‫تا وقتی که زنده ای،

706
01:14:10,791 --> 01:14:13,000
‫این کوه فقط
‫به حرف های تو گوش می ده دِوَرا.

707
01:14:16,375 --> 01:14:17,500
‫یه قول از طرف من.

708
01:15:36,041 --> 01:15:38,541
‫دِوَرا تو عروسی تو داره میرقصه

709
01:16:14,416 --> 01:16:15,291
‫دِوَرا...

710
01:16:32,291 --> 01:16:33,583
‫چند نفر غریبه قراره بیان؟

711
01:16:34,041 --> 01:16:36,291
‫ظاهراً تا پنجاه نفر.
‫چون دِوَرا هست...

712
01:16:36,916 --> 01:16:38,208
‫فکر می کنی می تونن انجامش بدن؟

713
01:16:38,791 --> 01:16:40,291
‫هی، دِوَرا کاملا نوشیده

714
01:16:40,416 --> 01:16:42,208
‫نیازی نیست
‫باهاش بجنگید تا بکشیدش.

715
01:16:42,541 --> 01:16:44,708
‫وقتی تمام شد و افتاد، فقط بکشش.

716
01:16:52,666 --> 01:16:54,666
‫بایرا، چه خبره؟

717
01:16:55,291 --> 01:16:56,916
‫شنیدم حرف‌های بدی می‌گفتن.

718
01:16:57,416 --> 01:17:01,041
‫اون حرف‌هاش و کاراش بده.

719
01:17:01,416 --> 01:17:02,333
‫این کار درست نیست، کنجارا.

720
01:17:03,666 --> 01:17:04,583
‫این دِوارا ماست.

721
01:17:06,416 --> 01:17:09,666
‫تا وقتی زنده‌ام،
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.

722
01:17:09,916 --> 01:17:13,916
‫اگر این عروسی کنسل بشه،
‫خواهرت زنده نمی‌مونه.

723
01:17:14,791 --> 01:17:16,333
‫جان دِوارا…

724
01:17:17,083 --> 01:17:18,916
‫یا جان خواهرت؟

725
01:17:25,291 --> 01:17:28,166
‫اگر امشب ساکت بمونی،

726
01:17:28,291 --> 01:17:33,083
‫فردا… می‌تونی یه مدتی
‫روی جنازه‌اش گریه کنی.

727
01:17:34,083 --> 01:17:40,333
‫یا خواهرت می‌میره و تو
‫هر روز گریه می‌کنی، رایاپا.

728
01:17:42,541 --> 01:17:47,666
‫بهش بگو یه گروه در ساحل مانداپالا
‫به طور مخفیانه برای غارت آماده میشن.

729
01:17:48,416 --> 01:17:50,166
‫مطمئن شو که از اینجا بره.

730
01:18:11,916 --> 01:18:14,083
‫هی، رایاپا. بیا پیش من.

731
01:18:17,416 --> 01:18:18,958
‫چرا گریه می‌کنی، رایاپا؟

732
01:18:21,416 --> 01:18:24,541
‫باید با خوشحالی
‫از خواهرت خداحافظی کنی.

733
01:18:25,833 --> 01:18:27,916
‫این چیزی نیست که
‫همه منتظرش بودیم؟

734
01:18:32,458 --> 01:18:33,833
‫با انجام شدن عروسی اینجا،

735
01:18:35,791 --> 01:18:38,416
‫بعضی از مردان ما آماده هستند
‫بدون اینکه دیده بشن به دریا برن.

736
01:18:40,583 --> 01:18:43,666
‫اونا از
‫ساحل مانداپالا راهی میشن.

737
01:22:58,458 --> 01:23:02,708
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

738
01:23:15,333 --> 01:23:19,541
‫درود بر او! درود بر ببر!

739
01:23:23,416 --> 01:23:27,666
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

740
01:23:27,833 --> 01:23:32,166
‫درود بر او! درود بر ببر!

741
01:24:30,041 --> 01:24:33,166
‫تو هیچ وقت به دریا دست نمی‌زنی

742
01:24:34,166 --> 01:24:37,541
‫تو هیچ وقت با من بازی نمی‌کنی

743
01:24:38,333 --> 01:24:41,916
‫من هیچ وقت به تو رحم نمی‌کنم

744
01:24:42,541 --> 01:24:44,041
‫من هیچ وقت…

745
01:24:44,083 --> 01:24:46,666
‫دیشب کابوس دیدم، جُگولا.

746
01:24:49,041 --> 01:24:52,458
‫دریا دوباره قرمز شده بود
‫و به یه دریای سرخ واقعی تبدیل شده بود.

747
01:24:53,791 --> 01:24:56,583
‫و این من بودم که این کارو کردم.

748
01:25:01,666 --> 01:25:05,583
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

749
01:25:05,791 --> 01:25:09,791
‫درود بر او! درود بر ببر!

750
01:25:09,916 --> 01:25:13,916
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

751
01:25:14,083 --> 01:25:18,166
‫درود بر او! درود بر ببر!

752
01:25:18,291 --> 01:25:20,708
‫چشم‌هایی که
‫فقط شجاعت رو می‌شناختن،

753
01:25:22,166 --> 01:25:23,208
‫برای اولین بار،

754
01:25:24,708 --> 01:25:26,416
‫از ترس پر شده بودن.

755
01:25:29,541 --> 01:25:31,541
‫اونایی که تو دریا دیدم
‫جنازه بودن؟

756
01:26:29,833 --> 01:26:30,708
‫عزیزم…

757
01:26:34,541 --> 01:26:35,458
‫بلند شو.

758
01:26:35,708 --> 01:26:36,583
‫ای خدا…

759
01:26:38,166 --> 01:26:39,041
‫عزیزم…

760
01:26:39,666 --> 01:26:40,541
‫کُورا…

761
01:26:41,208 --> 01:26:42,083
‫کُورا…

762
01:26:48,916 --> 01:26:50,416
‫دِوارا اون‌ها رو کشته؟

763
01:26:50,583 --> 01:26:52,208
‫همه رو کشته؟

764
01:27:17,541 --> 01:27:23,708
‫فکر می‌کردم می‌تونم با حرف‌هام
‫تو رو اصلاح کنم.

765
01:27:24,333 --> 01:27:29,166
‫اما حالا می‌بینم که تبدیل شدین به
‫حیوانات بی‌باک و غیرقابل کنترل.

766
01:27:30,166 --> 01:27:34,083
‫حتی از خدا یا شیطان هم نمی‌ترسید
‫اگر هر روز جلوی چشمتون بود.

767
01:27:35,291 --> 01:27:42,166
‫پس، مثل اونا، من تصمیم می‌گیرم از امروز
‫یه ترس نامرئی باشم.

768
01:27:42,708 --> 01:27:46,416
‫اگر ترس رو فراموش کنید و دوباره به
‫دریا برید برای کاولی کثیف،

769
01:27:46,791 --> 01:27:49,666
‫مثل همین
‫روی ساحل می‌گذارمتون.

770
01:28:12,583 --> 01:28:15,333
‫دو سال از رفتن دِوارا به دریا می‌گذشت.

771
01:28:16,041 --> 01:28:20,166
‫سکوت و آرامش
‫به نوعی ترس رو کم کرده بود.

772
01:28:21,166 --> 01:28:23,333
‫اونا مثل کوسه‌ها زندگی می‌کردن.

773
01:28:24,041 --> 01:28:27,291
‫غرورشون مانع از این می‌شد
‫که ماهیگیر بشن.

774
01:28:27,916 --> 01:28:30,208
‫اما به خاطر اطمینان بایرا،

775
01:28:30,833 --> 01:28:33,291
‫چند نفر دوباره
‫به دریا رفتن.

776
01:28:35,458 --> 01:28:40,291
‫مثل طوفانی که از دریا به وجود می‌آد،
‫احتمالا دِوارا به اونا حمله کرده بود.

777
01:28:46,291 --> 01:28:50,208
‫با دیدن اینکه
‫نیمه مرده به ساحل می‌رسیدن،

778
01:28:50,541 --> 01:28:52,416
‫کوه
‫قلبش توی دهنش بود.

779
01:28:53,416 --> 01:28:55,291
‫اونا دوباره به دریا رفتن.

780
01:28:55,833 --> 01:28:57,541
‫با این حال، این بار
‫برای غارت نبود.

781
01:28:57,916 --> 01:28:58,916
‫برای امرار معاش بود.

782
01:28:59,541 --> 01:29:01,916
‫ماهیگیری شغل اون‌ها شده بود.

783
01:29:04,166 --> 01:29:09,666
‫در همین حال، زنان خانواده‌اش
‫منتظر دِوارا بودن، دقیقه‌ها رو می‌شمردند.

784
01:29:14,041 --> 01:29:16,666
‫سرسختانه تلاش می‌کردن
‫که دِوارا در عید آیودها پوجا،

785
01:29:17,416 --> 01:29:19,291
‫که هر سال برگزار می‌شد،
‫ظاهر بشه.

786
01:29:19,416 --> 01:29:21,916
‫بایرا دو نفر رو
‫از روستای دِوارا…

787
01:29:22,041 --> 01:29:25,541
‫-بایرا… بایرا…
‫-بایرا… بایرا…

788
01:29:25,666 --> 01:29:28,166
‫و یه چند نفر دیگه رو
‫بیمار و زمین‌گیر کرد.

789
01:29:43,666 --> 01:29:47,791
‫از اون سال، مبارزه معروف در
‫عید آیودها پوجا هم لغو شد.

790
01:29:48,333 --> 01:29:50,916
‫اما دِوارا
‫به کوه برنگشت.

791
01:29:53,916 --> 01:29:56,791
‫برای اینکه به دِوارا
‫و ترسی که ایجاد کرده بود پایان بده،

792
01:29:56,916 --> 01:30:00,041
‫با بردن چند تا از بچه‌های
‫کوه زیر بال و پرش،

793
01:30:00,833 --> 01:30:06,458
‫بایرا می‌خواست یه نسل رو
‫به یه ارتش بی‌باک تبدیل کنه.

794
01:30:10,916 --> 01:30:13,166
‫دوازده سال طولانی گذشته بود.

795
01:30:14,916 --> 01:30:16,916
‫به همه ی این سربازای جوونش کوبیده بود تو سرشون که

796
01:30:17,958 --> 01:30:20,916
‫فقط و فقط دِوارا هدفه

797
01:30:44,791 --> 01:30:46,541
‫همونطور که تو دستور دادی

798
01:30:46,791 --> 01:30:51,458
‫هر دقیقه تو اون یه دِوارا رو میدیدم و خونشو ریختم، بایرا

799
01:31:11,666 --> 01:31:13,458
‫وقتی تو میدان هستی

800
01:31:13,916 --> 01:31:16,791
‫تو حریفت باید دِوارا رو ببینی

801
01:31:17,166 --> 01:31:19,333
‫و باید خونشو بریزی

802
01:31:19,708 --> 01:31:21,166
‫چند بار باید بهت بگم؟

803
01:31:21,458 --> 01:31:22,916
‫اینقدر افتاد زمین

804
01:31:23,291 --> 01:31:25,041
‫اونم با من بزرگ شده بود، بایرا

805
01:31:25,208 --> 01:31:26,833
‫فقط با تو بزرگ شده بود

806
01:31:28,458 --> 01:31:30,541
‫اما بزرگش کردم

807
01:31:49,041 --> 01:31:52,708
‫سمارا که از کونجرا به دنیا اومده بود،
‫رهبر مرده ی غرب

808
01:31:53,208 --> 01:31:58,041
‫فقط منتظر دِوارا بزرگ شده بود،
‫که باعث مرگ پدرش شده بود

809
01:31:59,458 --> 01:32:03,458
‫هر روز میرفت خونه ی دِوارا
‫برای دیدن مادرش که پیر شده بود

810
01:32:04,541 --> 01:32:08,458
‫چون یه روزی
‫اون زن از پیری میمرد و

811
01:32:09,583 --> 01:32:11,208
‫دِوارا
‫برای دیدن  اون زن یه بار دیگه میومد

812
01:32:11,791 --> 01:32:13,916
‫و در نهایت،
‫دِوارا زیر تیغش قرار میگرفت

813
01:32:15,833 --> 01:32:19,416
‫چرا این ماه برای گرفتن پول نیومدی؟

814
01:32:22,791 --> 01:32:25,833
‫کی دیگه میری خونه ی دِوارا؟

815
01:32:26,166 --> 01:32:30,083
‫وقتی ما رو
‫برای کشتن دِوارا به دریا میفرستی

816
01:32:31,541 --> 01:32:33,458
‫برای کشتن دِوارا

817
01:32:33,833 --> 01:32:35,666
‫نه فقط یه زمانبندی
‫عالی لازم داریم

818
01:32:36,041 --> 01:32:38,291
‫بلکه یه سلاح عالی هم لازم داریم

819
01:33:34,333 --> 01:33:38,708
‫وقتی از کوه عقاب میومدیم،
‫یه کوسه به قایقمون حمله کرد

820
01:33:38,916 --> 01:33:40,958
‫هر چقدر تلاش کردیم
‫نتونستیم تسخیرش کنیم

821
01:33:41,041 --> 01:33:43,916
‫وارا پرید تو آب،
‫اونو به زور گرفت

822
01:33:44,041 --> 01:33:45,708
‫و باهاش جنگید تا مرد

823
01:33:45,791 --> 01:33:49,958
‫مثل دِوارا، وارا اون کوسه رو
‫کشت و به ساحل کشید

824
01:33:54,416 --> 01:33:56,208
‫چرا همه بهش نگاه میکنید؟

825
01:33:57,291 --> 01:33:59,791
‫از اینکه وارا
‫اون کوسه رو کشت شوکه شدید؟

826
01:34:01,041 --> 01:34:02,708
‫وقتی پریدم تو آب

827
01:34:02,791 --> 01:34:05,916
‫جز این کوسه ی خشن
‫چیزی ندیدم

828
01:34:07,208 --> 01:34:08,916
‫باله هاشو پاره کردم

829
01:34:09,666 --> 01:34:11,041
‫با مشت به دنده هاش ضربه زدم

830
01:34:11,791 --> 01:34:13,666
‫و آرواره هاشو از هم جدا کردم

831
01:34:17,416 --> 01:34:21,208
‫آروم آروم
‫تو دستم نفس آخرشو کشید

832
01:34:27,666 --> 01:34:28,666
‫چرا زل زدی؟

833
01:34:29,916 --> 01:34:32,041
‫فکر میکنی
‫یه کوسه ی مرده رو از یه ساحل پیدا کردم

834
01:34:32,291 --> 01:34:34,041
‫بستم به قایق و آوردم اینجا؟

835
01:34:36,166 --> 01:34:38,166
‫باور کن یا نکن
‫به من ربطی نداره

836
01:34:39,833 --> 01:34:40,791
‫چه مردیه!

837
01:34:40,916 --> 01:34:42,458
‫نتونست جلوی خودش رو بگیره
‫و حقیقت رو گفت

838
01:34:43,166 --> 01:34:44,833
‫پسر دِوارا
‫باید یه جنگجو باشه

839
01:34:45,041 --> 01:34:46,416
‫وارا
‫چه قدر بی مصرفه

840
01:34:49,541 --> 01:34:50,416
‫ازت در موردش سوال کردن؟

841
01:34:51,916 --> 01:34:54,166
‫چرا انگار
‫من نمیتونم کوسه رو بکشم بهم نگاه میکردن؟

842
01:34:54,291 --> 01:34:55,958
‫معلومه که
‫اونها تو رو خیلی خوب میشناسن

843
01:34:56,291 --> 01:34:58,583
‫انقدر مشتاق بودی که بهشون بگی
‫یه کوسه ی مرده رو از یه ساحل دیگه آوردی

844
01:34:58,666 --> 01:35:00,291
‫حتی قبل از اینکه
‫ازت سوال کنن

845
01:35:00,666 --> 01:35:02,208
‫-حالا ببرش
‫-هی، وارا!

846
01:35:02,958 --> 01:35:05,041
‫زن های خونتون رو
‫روی ساحل مروارید دیدم

847
01:35:05,166 --> 01:35:08,208
‫با یه نفر حرف میزدن که
‫میگفت وسایل دِوارا رو دیده

848
01:35:12,458 --> 01:35:16,791
‫هی، شنیدیم که میگی دیشب
‫دِوارا رو تو کوه صدف دیدی

849
01:35:17,166 --> 01:35:18,166
‫مطمئنی که دیدی؟

850
01:35:18,333 --> 01:35:20,333
‫امروز صبح
‫رفتم اون کوه برای جمع کردن چوب

851
01:35:20,666 --> 01:35:22,833
‫تو یه جا
‫اثری از پخت و پز بود

852
01:35:23,083 --> 01:35:25,416
‫احتمالا دِوارا
‫شب اونجا بود

853
01:35:25,916 --> 01:35:26,916
‫چیزی دیگه هم دیدی؟

854
01:35:27,458 --> 01:35:28,333
‫حقیقت رو بگو

855
01:35:28,666 --> 01:35:29,833
‫دِوارا رو دیدی؟

856
01:35:30,083 --> 01:35:32,416
‫نه، خانوم
‫اما رد پا بود

857
01:35:32,666 --> 01:35:34,916
‫هیچکس جرات نمیکنه
‫تو اون ساعت بره اونجا

858
01:35:35,083 --> 01:35:36,291
‫-مطمئنم که دِوارا بود
‫-یعنی...

859
01:35:36,416 --> 01:35:37,541
‫-که اونجا شب رو گذرونده
‫-دیشب...

860
01:35:38,041 --> 01:35:39,041
‫بریم خونه

861
01:35:39,083 --> 01:35:40,458
‫-دیشب...
‫-بریم خونه

862
01:35:44,166 --> 01:35:45,041
‫بیا تو

863
01:35:46,958 --> 01:35:49,041
‫همه ی مردم روستا
‫فکر میکنن شما دیوونه شدید

864
01:35:50,916 --> 01:35:52,541
‫فکر میکنی
‫پسر شما گم شده؟

865
01:35:53,291 --> 01:35:55,416
‫انگار تو یه عید
‫پسر خودتو گم کردی داری دنبالش میگردی

866
01:35:56,833 --> 01:35:59,291
‫اگر برای کار رفته بود
‫بعد از تموم شدن کار برمیگشت

867
01:36:00,416 --> 01:36:02,291
‫پسر شما
‫به خاطر قولش رفت

868
01:36:03,541 --> 01:36:04,541
‫اون...

869
01:36:06,583 --> 01:36:08,291
‫نگو که برنمیگرده

870
01:36:10,333 --> 01:36:12,666
‫همین الان
‫این بدن از پا در میاد

871
01:36:14,666 --> 01:36:16,041
‫هر روز

872
01:36:16,458 --> 01:36:18,958
‫با امید به اینکه
‫برمیگرده زنده میمونم

873
01:36:22,291 --> 01:36:25,583
‫حتی دریا که پسرت
‫داخلش شده بود

874
01:36:26,708 --> 01:36:27,791
‫سال ها گذشت

875
01:36:28,208 --> 01:36:29,833
‫یه بارم شده اومده دیدنت؟

876
01:36:30,541 --> 01:36:33,166
‫هر شب تو خوابم میاد سراغم.

877
01:36:37,416 --> 01:36:39,083
‫یه روز که از اینها رد بشم،

878
01:36:40,416 --> 01:36:42,333
‫جلوی چشمام وای نمیسته؟

879
01:36:43,666 --> 01:36:44,541
‫برمیگرده.

880
01:36:45,916 --> 01:36:46,958
‫حتماً برمیگرده.

881
01:36:53,708 --> 01:36:56,291
‫میفهمم مادربزرگ از کجا میگه.
‫تو چته؟

882
01:36:57,041 --> 01:36:59,583
‫هنوز از کسی که خانواده شو ول کرده
‫دست نکشیدی؟

883
01:36:59,833 --> 01:37:02,208
‫دِوَرا وقتی رفت خانواده شو ول نکرد.

884
01:37:03,083 --> 01:37:05,583
‫رفت چون حس میکرد این چهار تا دهکده
‫خانواده ش هستن.

885
01:37:13,916 --> 01:37:16,041
‫مثل پسولی کونجرا و دِوَرا،

886
01:37:17,083 --> 01:37:20,541
‫پسر بھایرا، پَسورا هم
‫مرد شد.

887
01:37:34,666 --> 01:37:37,458
‫سلام سیناپا.
‫شنیدم دخترت یه خواستگار پیدا کرده؟

888
01:37:37,958 --> 01:37:40,583
‫میخواستم با تانگام راجع به این قضیه صحبت کنم.

889
01:37:40,833 --> 01:37:42,416
‫چرا باید با تانگام راجع بهش صحبت کنی؟

890
01:37:42,958 --> 01:37:44,541
‫اون برات خواستگار پیدا کرده؟

891
01:37:44,583 --> 01:37:46,791
‫خواستگار پیدا کنه؟
‫خب اون قضیه رو خراب کرد.

892
01:37:46,916 --> 01:37:51,166
‫دیروز داماد آینده ام پیش خیاط بود
‫و دخترت رو، تانگام رو دید.

893
01:37:51,291 --> 01:37:54,041
‫با عشوه بهش نگاه کرد،
‫سرخ شد و لبخند زد.

894
01:37:55,541 --> 01:37:57,541
‫فرض می کنه تانگام دوسش داره،

895
01:37:57,583 --> 01:38:00,791
‫میخواد که ما مراسم فردا رو
‫برای تعیین تاریخ عروسی عقب بندازیم.

896
01:38:00,833 --> 01:38:02,958
‫باید بفهمم جریان چیه.
‫صداش بزن.

897
01:38:03,041 --> 01:38:05,333
‫این چیزیه که باید خانم ها
‫درباره ش صحبت و حلش کنن.

898
01:38:05,666 --> 01:38:06,791
‫بیا بریم از اینجا.

899
01:38:06,916 --> 01:38:08,583
‫خودم میتونم حلش کنم.
‫تانگام... تانگام!

900
01:38:10,291 --> 01:38:11,708
‫چرا میوه ها اینقدر خرابن؟

901
01:38:15,041 --> 01:38:16,291
‫به خاطر اینکه دستم بهت خورد منو میزنی؟

902
01:38:16,333 --> 01:38:17,666
‫به خاطر اینکه دستتو روم گذاشتی.

903
01:38:18,041 --> 01:38:19,583
‫یه روز به هر حال دستهای من
‫روی تو خواهند بود.

904
01:38:19,666 --> 01:38:21,041
‫چند بار باید بهت بگم سینی؟

905
01:38:21,166 --> 01:38:23,666
‫فقط اگه وارا رو نگیرم
‫تو رو در نظر میگیرم.

906
01:38:23,791 --> 01:38:25,583
‫نمیتونی یه کم صبر کنی برام؟

907
01:38:25,666 --> 01:38:27,666
‫خانواده ش بهش فشار میارن که
‫با پسر عموش ازدواج کنه.

908
01:38:27,791 --> 01:38:29,791
‫وقتی در مورد تو مطمئن شد،
‫به اون دختر هم یه جواب قانع کننده میده.

909
01:38:30,083 --> 01:38:31,041
‫آره!

910
01:38:35,125 --> 01:38:36,333
‫چی شد؟
‫چرا عصبانی هستی؟

911
01:38:36,458 --> 01:38:37,458
‫-هیچ چیز جدیدی.
‫-عمو، یه لیوان چای.

912
01:38:37,583 --> 01:38:39,708
‫والی رو دید
‫و رفت که باهاش حرف بزنه.

913
01:38:39,750 --> 01:38:42,083
‫گفت تا قضیه از طرف تو
‫روشن نشه، تصمیم نمیگیره.

914
01:38:42,458 --> 01:38:44,208
‫راجع به اون دختر، تانگام،
‫به یه نتیجه برس

915
01:38:44,250 --> 01:38:45,625
‫تا زندگی ما روشن بشه.

916
01:38:45,750 --> 01:38:47,375
‫تا اون موقع وایلی چشمش به توئه.

917
01:38:47,583 --> 01:38:50,333
‫با اینکه میدونی دوسش داره،
‫چطور میتونی باهاش ازدواج کنی؟

918
01:38:50,458 --> 01:38:52,208
‫فقط چشمش به توئه.
‫اون تو رو نداره، اینطور نیست؟

919
01:38:52,583 --> 01:38:54,250
‫حالا چرا؟ آدم چندش!

920
01:38:54,500 --> 01:38:56,458
‫چیزش چندشه؟ عاشقانه بودن؟

921
01:38:57,375 --> 01:38:59,916
‫سلام چِناما!
‫نوه ات هنوز خوب نشده؟

922
01:39:00,250 --> 01:39:01,541
‫هنوز داروی مصرف می‌کنی؟

923
01:39:02,375 --> 01:39:05,666
‫اگر این نحوست از روی دهکده برداشته بشه،
‫دیگه کسی مریض نمیشه.

924
01:39:06,125 --> 01:39:07,250
‫دارو فایده نداره.

925
01:39:08,375 --> 01:39:11,125
‫بدون دارو،
‫چرا انقدر خرافاتی هستی؟

926
01:39:19,000 --> 01:39:21,750
‫چی گفتم؟
‫چرا این پیرزن اینجوری بهم خیره شد؟

927
01:39:21,875 --> 01:39:24,791
‫اگر دِوَرا اینجا بود،
‫تو جنگ آیودها پوجا،

928
01:39:25,000 --> 01:39:27,125
‫سلاح رو
‫روی سرش می‌برد،

929
01:39:27,250 --> 01:39:30,791
‫و این دهکده رو از
‫نحوست و طلسم پاک می‌کرد.

930
01:39:31,000 --> 01:39:31,916
‫این اعتقادشه.

931
01:39:33,916 --> 01:39:39,250
‫کسی که از این خون اصیل به دنیا اومده،
‫از ارزش سلاح‌های ما بی‌خبره.

932
01:39:39,750 --> 01:39:41,875
‫بَدشانسی ماست…
‫اینو از نگاهش می‌فهمم.

933
01:39:49,000 --> 01:39:51,375
‫اگر مردم طرف غرب اومدن،
‫قایق رو بهشون بدید و پول رو بگیرید.

934
01:39:52,375 --> 01:39:55,750
‫وقتی مردمو از دور می‌بینم،

935
01:39:55,791 --> 01:40:00,000
‫-قلب ثانگا، از ته دلش باید…
‫-فوران کنه و سرریز بشه.

936
01:40:00,791 --> 01:40:03,916
‫ثانگا، اگر تو درباره وار تصمیم نگیری،
‫اوضاع پیچیده میشه.

937
01:40:05,333 --> 01:40:09,708
‫اگر اون وارا رو دوست نداشته باشه،
‫اون بین راه گیر می‌کنه.

938
01:40:09,958 --> 01:40:13,625
‫لعنت! چقدر چندش آوره!
‫اگر وارا رو رد کنه،

939
01:40:13,708 --> 01:40:14,875
‫تو می‌خوای باهاش ازدواج کنی.

940
01:40:15,250 --> 01:40:16,458
‫اگر وارا رو قبول کنه،

941
01:40:16,583 --> 01:40:18,208
‫سینو منتظره تا با تو گرم بگیره.

942
01:40:18,833 --> 01:40:20,833
‫-وای خدای من!
‫-اینو چطور می‌فهمی خواهر؟

943
01:40:20,958 --> 01:40:24,125
‫فقط یک سال بعد از اینکه به سن ازدواج رسیدی،
‫ازدواجت دادن

944
01:40:24,208 --> 01:40:25,708
‫تو می‌تونی هرچی دوست داری بگی.

945
01:40:25,833 --> 01:40:28,208
‫ما تو جوونی هستیم
‫اما متاسفانه هیشکی باهامون نیست.

946
01:40:33,333 --> 01:40:35,958
‫دو روز پیش، وقتی از
‫ماهیگیری تو دریا برمی‌گشتن،

947
01:40:36,000 --> 01:40:37,833
‫یه کوسه پریده بود رو قایقشون،

948
01:40:37,958 --> 01:40:41,000
‫و ظاهرا وارا پریده بود تو دریا
‫و با دست خالی کشتش.

949
01:40:41,083 --> 01:40:42,833
‫کی؟ مگه وارا ما بود؟

950
01:40:42,958 --> 01:40:46,708
‫بله! ظاهرا، اون کوسه مرده رو
‫خودش به ساحل کشیده بود.

951
01:40:49,833 --> 01:40:51,083
‫اون این توانایی رو داره.

952
01:40:54,000 --> 01:40:55,000
‫اون این توانایی رو داره.

953
01:41:02,375 --> 01:41:04,833
‫نگاه کن چطور مثل یه قهرمان راه می‌ره.

954
01:41:07,333 --> 01:41:08,833
‫شنیدم پریدی تو دریا،

955
01:41:08,958 --> 01:41:11,708
‫یه کوسه رو با دست خالی کشتی،
‫و به ساحل کشیدی.

956
01:41:13,083 --> 01:41:16,333
‫قدرت و شجاعت تو…
‫من می‌دونم.

957
01:41:16,500 --> 01:41:17,416
‫چیزی که دیدی هیچیه.

958
01:41:21,625 --> 01:41:23,166
‫امروز تمومش کردم.

959
01:41:23,500 --> 01:41:24,500
‫خوشت میاد؟

960
01:41:24,916 --> 01:41:26,250
‫آره، قشنگه.

961
01:41:31,375 --> 01:41:33,666
‫چطور… اینجا اومدی؟

962
01:41:34,166 --> 01:41:36,625
‫اگر می‌گفتم بیا، می‌تونستم بیام.

963
01:41:36,750 --> 01:41:38,666
‫برای رایاپا اومدم.

964
01:41:39,666 --> 01:41:40,541
‫وای خدا!

965
01:41:40,625 --> 01:41:43,125
‫تا حدی پیش رفتی
‫که با پدرم درباره ما حرف زدی؟

966
01:41:47,125 --> 01:41:48,583
‫-اینو بگیر.
‫-باشه رایاپا.

967
01:41:49,458 --> 01:41:50,791
‫چه خبره وارا؟

968
01:41:51,333 --> 01:41:52,666
‫آیودها پوجا نزدیکه.

969
01:41:53,416 --> 01:41:54,833
‫می‌خواستم دربارش باهات حرف بزنم.

970
01:41:56,416 --> 01:41:57,666
‫با این حرفت چی می‌خوای بگی؟

971
01:41:57,791 --> 01:41:58,666
‫وای خدا!

972
01:41:59,666 --> 01:42:02,166
‫شاید امروز نفسم بند بیاد.

973
01:42:02,708 --> 01:42:06,416
‫شوالیه من برای آیودها پوجا
‫آماده میشه.

974
01:42:06,458 --> 01:42:08,833
‫-می‌خوای تو میدون بجنگی؟
‫-داری چی میگی؟

975
01:42:09,291 --> 01:42:10,541
‫صبح نوشیدی؟

976
01:42:10,791 --> 01:42:11,958
‫چرا باید برم تو میدون؟

977
01:42:12,416 --> 01:42:13,291
‫منو می‌کشن.

978
01:42:13,416 --> 01:42:14,708
‫همینو فکر می‌کردم.

979
01:42:15,791 --> 01:42:18,833
‫همه ناراحتن که دهکده ما خیلی وقته
‫اسلحه دریافت نکرده.

980
01:42:19,583 --> 01:42:22,916
‫شاید باید بریم پیش بایرا
‫و التماسش کنیم...

981
01:42:23,416 --> 01:42:26,041
‫که این دفعه بدون مسابقه
‫اسلحه رو بهمون بده.

982
01:42:28,041 --> 01:42:30,708
‫خیلی میترسم تنها برم پیشش.

983
01:42:31,041 --> 01:42:32,791
‫امیدوار بودم با من بیای.

984
01:42:36,541 --> 01:42:37,416
‫میشه بریم.

985
01:42:40,666 --> 01:42:42,416
‫-دستتو بردار.
‫-چرا؟

986
01:42:42,916 --> 01:42:44,166
‫اوان رابطشون بهم خورده

987
01:42:44,416 --> 01:42:45,916
‫نمیخوام دمپایی‌م پاره بشه.

988
01:42:50,916 --> 01:42:51,916
‫می‌دونستم.

989
01:42:52,791 --> 01:42:54,666
‫می‌دونستم این کار ازش برنمیاد.

990
01:42:57,166 --> 01:42:59,916
‫از وقتی بچه بودیم می‌دونستم
‫اصلا مناسب من نیست.

991
01:43:01,291 --> 01:43:03,666
‫می‌دونستم هیچی تو وجودش نیست.

992
01:43:05,916 --> 01:43:07,333
‫به چی زل زده، رِیِپا؟

993
01:43:07,916 --> 01:43:09,916
‫داره فکر می‌کنه چطور این درختا
‫از آب رشد کردن؟

994
01:43:11,333 --> 01:43:12,791
‫چه چیزی باعث شد بیای اینجا، رِیِپا؟

995
01:43:13,583 --> 01:43:15,083
‫اونم با یه بچه خرسه.

996
01:43:17,916 --> 01:43:19,958
‫سال‌هاست اسلحه
‫به دهکده‌شون نرسیده.

997
01:43:20,583 --> 01:43:23,208
‫ناراحتن که هیچ اتفاق خوبی
‫اونجا نمی‌افته.

998
01:43:25,166 --> 01:43:26,791
‫می‌دونی که آ‌یود‌ها پو‌جا داره نزدیک میشه.

999
01:43:29,166 --> 01:43:31,041
‫اگر امسال بتونی اسلحه رو بهمون بدی،

1000
01:43:31,416 --> 01:43:32,791
‫تو دهکده‌مون نگهشون می‌داریم
‫و برمی‌گردونیم.

1001
01:43:34,416 --> 01:43:37,041
‫هر دهکده‌ای اسلحه رو می‌خواست،
‫دِوَرا نماینده اون دهکده می‌شد،

1002
01:43:37,291 --> 01:43:39,416
‫می‌جنگید و اسلحه رو برای اونها می‌برد.

1003
01:43:39,458 --> 01:43:43,041
‫تو پسر اون هستی
‫و داری التماس می‌کنی اسلحه رو بدیم؟

1004
01:43:43,166 --> 01:43:44,458
‫چند بار بهت گفتم؟

1005
01:43:45,291 --> 01:43:46,291
‫من مثل اون نیستم.

1006
01:43:47,291 --> 01:43:48,416
‫لطفاً منو اینجوری که هستم قبول کن.

1007
01:43:49,916 --> 01:43:51,416
‫من یکی از شماها نیستم؟

1008
01:43:52,291 --> 01:43:54,458
‫ازتون خواهش می‌کنم فقط این دفعه
‫اسلحه رو بهمون بدین.

1009
01:44:05,166 --> 01:44:06,916
‫نه دقیقه تو بودیم.

1010
01:44:18,166 --> 01:44:22,166
‫به جای اینکه بیای پیش من،
‫برو سمت دریا...

1011
01:44:22,416 --> 01:44:26,916
‫و بگو، "دهکده ما نه قهرمان داره
‫و نه یه مرد شجاع. پس لطفا بیا."

1012
01:44:27,041 --> 01:44:28,333
‫صداشو دربیار و صداش کن.

1013
01:44:29,541 --> 01:44:34,416
‫شاید این باعث بشه پدرت
‫به خاطر تو وارد میدان بشه.

1014
01:45:20,291 --> 01:45:23,708
‫آیا مثل هر سال،
‫با جشن تمومش می‌کنیم...

1015
01:45:24,083 --> 01:45:25,666
‫یا قراره جنگ بشه؟

1016
01:45:32,666 --> 01:45:34,291
‫اگر خانم‌ها و بچه‌ها برن،

1017
01:45:34,541 --> 01:45:35,416
‫ما آماده جنگ هستیم.

1018
01:45:54,916 --> 01:45:56,833
‫میدان رو آماده کنید، رفقا.

1019
01:46:06,833 --> 01:46:07,708
‫هی، صبر کن.

1020
01:46:14,708 --> 01:46:17,458
‫رانگا! رانگا!

1021
01:46:17,541 --> 01:46:20,333
‫رانگا! رانگا!

1022
01:46:20,416 --> 01:46:23,291
‫رانگا! رانگا!

1023
01:46:23,416 --> 01:46:25,083
‫رانگا! رانگا!

1024
01:46:25,166 --> 01:46:28,041
‫وارا! وارا!

1025
01:46:49,458 --> 01:46:50,916
‫رانگا! رانگا!

1026
01:47:21,791 --> 01:47:24,708
‫وارا! وارا!

1027
01:47:24,791 --> 01:47:29,083
‫-وارا! وارا!
‫-وارا! وارا!

1028
01:47:29,166 --> 01:47:31,208
‫وارا! وارا!

1029
01:47:31,291 --> 01:47:34,666
‫-وارا!
‫-گَروُدا!

1030
01:47:39,541 --> 01:47:45,166
‫وارا! وارا!

1031
01:47:58,083 --> 01:47:59,041
‫محکم بزنش.
‫بیا.

1032
01:48:38,291 --> 01:48:39,541
‫-ما با هر دو رقیب
‫-بزنش!

1033
01:48:39,666 --> 01:48:40,791
‫از سمت غرب تموم کردیم.

1034
01:49:18,166 --> 01:49:19,166
‫هی...

1035
01:49:41,666 --> 01:49:42,791
‫مطمئن می‌شم که دیگه وجود خارجی نداشته باشه.

1036
01:49:44,958 --> 01:49:46,791
‫هل دادن کافی هست...

1037
01:49:48,166 --> 01:49:49,916
‫یا باید دفن‌اش کنم؟

1038
01:49:50,041 --> 01:49:52,458
‫شکست بدتر از مرگ هست.

1039
01:49:52,708 --> 01:49:55,708
‫صدای دردش بخاطر شکست

1040
01:49:56,333 --> 01:49:59,291
‫باید تا به دِوَرا برسه.

1041
01:49:59,333 --> 01:50:02,916
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1042
01:50:03,041 --> 01:50:06,666
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1043
01:50:06,708 --> 01:50:11,083
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1044
01:50:11,166 --> 01:50:13,708
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1045
01:50:39,041 --> 01:50:40,041
‫بزنش زمین!

1046
01:50:46,916 --> 01:50:47,791
‫بیا!

1047
01:50:53,416 --> 01:50:56,041
‫سِنا! سِنا!

1048
01:50:56,083 --> 01:50:57,708
‫سِنا! سِنا!

1049
01:50:57,791 --> 01:51:00,541
‫سِنا! سِنا!

1050
01:51:00,583 --> 01:51:04,291
‫سِنا! سِنا!

1051
01:51:04,416 --> 01:51:06,666
‫سِنا! سِنا!

1052
01:51:18,666 --> 01:51:19,791
‫وارا!

1053
01:51:50,666 --> 01:51:52,791
‫ما دو تا از هر دهکده رو تموم کردیم، بایرا.

1054
01:51:54,541 --> 01:51:55,791
‫جنگ تموم شد.

1055
01:53:00,291 --> 01:53:01,916
‫اسلحه ها جلوی خونه شما می مونه.

1056
01:53:03,583 --> 01:53:05,666
‫نگاه کردن بهشون ممکنه بهت کمک کنه که زودتر بلند شی و راه بری، وراد.

1057
01:53:19,833 --> 01:53:22,416
‫شنیدی چی شده، رایاپا؟

1058
01:53:23,708 --> 01:53:25,458
‫وارا همه رو تو آیودها پوجا بیهوش کرد

1059
01:53:26,041 --> 01:53:27,333
‫و تو مسابقه برد.

1060
01:53:27,541 --> 01:53:29,416
‫حالا که همه چی رو میدونیم، چرا داریم این بحث رو میکنیم؟

1061
01:53:30,541 --> 01:53:31,416
‫اجازه بده.

1062
01:53:31,916 --> 01:53:35,208
‫میرم به دهش، میزنمش زمین،
‫و اسلحه ها رو برمی گردونم.

1063
01:53:35,583 --> 01:53:38,208
‫بگو ببینم باید باهاش چیکار کنیم، رایاپا؟

1064
01:53:47,416 --> 01:53:50,458
‫بهتره انگار نه انگار، بذاریمش کنار، بایارا.

1065
01:53:53,166 --> 01:53:55,958
‫اگه به خاطر بیهوشیشون افتادن،

1066
01:53:56,666 --> 01:53:58,291
‫باید تا صبح هوشیار می شدن.

1067
01:53:59,041 --> 01:54:00,916
‫ولی نمی تونن از تختاشون بلند بشن.

1068
01:54:06,041 --> 01:54:09,166
‫تو آیودها پوجا،
‫فقط ترس رو تو چشماش دیدی.

1069
01:54:10,583 --> 01:54:12,666
‫اما من تکنیک تو مشتاش رو دیدم.

1070
01:54:17,333 --> 01:54:19,166
‫تو اون قدرت دوارایی رو دیدم.

1071
01:54:26,291 --> 01:54:28,166
‫بدون اینکه از قدرتش آگاه باشه،

1072
01:54:28,666 --> 01:54:31,791
‫سعی کرد با بیهوش کردن همه، به خاطر معصومیتش، برنده بشه.

1073
01:54:32,708 --> 01:54:35,166
‫به یه نحوی، این بهترین حالت ممکن برای همه شماست.

1074
01:54:36,791 --> 01:54:38,916
‫تو دریا یه دوارا دیگه هم هست.

1075
01:54:39,791 --> 01:54:42,041
‫ساختن یه دوارا دیگه رو کوه...

1076
01:54:43,166 --> 01:54:45,083
‫برای شما خوب نیست، بایارا.

1077
01:54:53,208 --> 01:54:54,333
‫من فقط نمی فهمم.

1078
01:54:55,083 --> 01:54:57,541
‫چطور می تونه با بیهوش کردن همه، برنده بشه؟

1079
01:54:58,416 --> 01:55:02,666
‫خواهر، من تصور می کردم شوهرم مثل دریا قدرتمند باشه.

1080
01:55:02,750 --> 01:55:06,083
‫و ازدواجت رو حفظ کنی،
‫زندگی به طرز شگفت انگیزی لذت بخش میتونه بشه.

1081
01:55:06,333 --> 01:55:07,750
‫این چطور ممکنه؟

1082
01:55:08,083 --> 01:55:10,708
‫وقتی تانگه به مردش نگاه میکنه،
‫باید منفجر بشه

1083
01:55:10,833 --> 01:55:13,500
‫-و از درون سر ریز بشه.
‫-چه مزخرفاتی!

1084
01:55:13,500 --> 01:55:14,541
‫عزیزم تانگه،

1085
01:55:15,375 --> 01:55:17,500
‫هر چی رو که بخوایم به دست نمیاریم.

1086
01:55:18,041 --> 01:55:21,208
‫مگر اینکه تو یه اشتیاق تو وجودش ایجاد کنی
‫که بخواد با تو ازدواج کنه،

1087
01:55:21,291 --> 01:55:23,000
‫باید این رو ببینه...

1088
01:55:23,375 --> 01:55:24,500
‫و وسوسه بشه.

1089
01:55:26,250 --> 01:55:27,125
‫نگاه کن به این حرف زدنش!

1090
01:55:42,875 --> 01:55:45,125
‫اگه همه دارن اسلحه هاشونو تیز میکنن،

1091
01:55:45,291 --> 01:55:47,416
‫فکر کنم وقتشه
‫که بذاریمشون به کارشون.

1092
01:55:48,500 --> 01:55:52,625
‫با اضطراب منتظر
‫تایید تو، بایرا، بودیم.

1093
01:55:52,916 --> 01:55:56,291
‫ ما به زودی به دریا میریم تا باهاش بجنگیم؟

1094
01:55:58,125 --> 01:55:59,000
‫بایرا…

1095
01:56:06,041 --> 01:56:08,375
‫مقامات گارد ساحلی
‫کار باز کردن

1096
01:56:08,500 --> 01:56:10,875
‫برای شناگران خبره
‫برای کمک بهشون تو دریا.

1097
01:56:12,250 --> 01:56:13,666
‫شنیدم حقوقش هم عالیه.

1098
01:56:15,250 --> 01:56:18,166
‫میتونیم از آموزش هایی که
‫تو همه این سال ها بهمون دادی، استفاده کنیم.

1099
01:56:19,750 --> 01:56:23,125
‫اگه بگی بله، همه ما
‫تو دریا کار پیدا میکنیم، بایرا.

1100
01:56:25,125 --> 01:56:30,125
‫ همه این سال ها آموزش و تمرین من
‫برای این بود…

1101
01:56:32,041 --> 01:56:33,541
‫یا برای دوارا؟

1102
01:56:34,250 --> 01:56:38,000
‫وقتی با کارمون مشغول شدیم،
‫دوارا دیگه کاری برای انجام دادن نداره، بایرا.

1103
01:56:39,625 --> 01:56:40,875
‫تا فردا فکرش رو بکن.

1104
01:56:54,750 --> 01:56:57,041
‫چطور میتونی با حرفاش سست بشی، بایرا؟

1105
01:56:58,500 --> 01:57:01,750
‫من از وقتی بچه بود
‫اونو با خودم نگه داشتم.

1106
01:57:02,250 --> 01:57:04,625
‫میخواستم به سطح من برسه،

1107
01:57:05,166 --> 01:57:07,375
‫اما متاسفانه

1108
01:57:07,875 --> 01:57:11,250
‫بیشتر و بیشتر خصلت های
‫دوارا رو تو اون میبینم.

1109
01:57:12,875 --> 01:57:15,000
‫کجا کوتاهی کردم؟

1110
01:57:15,500 --> 01:57:16,875
‫تو همه چیز رو بهمون دادی.

1111
01:57:17,375 --> 01:57:18,750
‫تو همه چیز ما هستی.

1112
01:57:19,166 --> 01:57:20,500
‫ما دقیقا مثل تو هستیم، بایرا.

1113
01:58:11,000 --> 01:58:12,875
‫اون با ما بزرگ شد،

1114
01:58:13,125 --> 01:58:16,250
‫اما مدتی بود که فقط
‫دوارا رو تو اون می دیدیم، بایرا.

1115
01:58:37,625 --> 01:58:38,750
‫حالت چطوره، بایرا؟

1116
01:58:42,916 --> 01:58:45,541
‫چطور شد که بعد از مدت ها
‫منو صدا زدی؟

1117
01:58:46,500 --> 01:58:49,375
‫وقتشه که دوباره بریم تو دریا.

1118
01:58:51,625 --> 01:58:56,875
‫ارتشی که طی این سال ها جمع کردم
‫آماده ورود به دریا هست،

1119
01:58:56,916 --> 01:59:03,166
‫هر سطحی از خطری رو خنثی کنه،
‫و بار رو به ساحل منتقل کنه.

1120
01:59:03,500 --> 01:59:06,041
‫-دوارا چطور؟
‫-همراه با محمولت،

1121
01:59:06,750 --> 01:59:09,000
‫سرش هم آورده میشه.

1122
01:59:10,416 --> 01:59:11,625
‫بایرا، بایرا…

1123
01:59:12,666 --> 01:59:15,250
‫تا زمانی که دوارا زنده باشه
‫جرات نمیکنم این کارو بکنم.

1124
01:59:18,041 --> 01:59:20,291
‫اگه یه چیزی اشتباه بشه،
‫محمولم رو از دست میدم.

1125
01:59:21,375 --> 01:59:23,291
‫احتمال زیادی هست
‫که اون منو هم بکشه.

1126
01:59:24,875 --> 01:59:28,875
‫مگه اینکه برای بار به دریا بریم،
‫چرا دوارا باید بیاد؟

1127
01:59:29,375 --> 01:59:30,875
‫چطور میخان اونو بکشن؟

1128
01:59:31,041 --> 01:59:32,000
‫ممکنه درست باشه…

1129
01:59:33,375 --> 01:59:35,250
‫اما من این ریسک رو نمیکنم.

1130
01:59:36,666 --> 01:59:38,666
‫دوارا رو یه جوری به دام بنداز

1131
01:59:39,375 --> 01:59:41,500
‫و به من خبر بده
‫که ازش خلاص شدی، بایرا.

1132
01:59:43,166 --> 01:59:46,875
‫من هر هفته محموله جدیدی می گیرم
‫و شکوه رو به این کوه برمیگردونم.

1133
01:59:50,541 --> 01:59:52,166
‫اما فقط اگه دوارا رو بکشی.

1134
01:59:57,916 --> 02:00:01,500
‫موروگا گفت که اگه دوارا نمیره
‫محموله ای تامین نمیکنه.

1135
02:00:03,291 --> 02:00:04,625
‫برای اینکه این اتفاق بیفته،

1136
02:00:05,250 --> 02:00:07,000
‫دوارا باید بیرون کشیده بشه.

1137
02:00:08,166 --> 02:00:12,125
‫بنابراین بایرا یه شایعه ای در این مورد پخش کرد.

1138
02:00:14,500 --> 02:00:17,791
‫همه توی دهکده ما فکر میکنن
‫که دوارا دیگه زنده نیست.

1139
02:00:18,041 --> 02:00:20,875
‫من هم اینو شنیدم.
‫تا حالا هیچکس اونو ندیده.

1140
02:00:21,000 --> 02:00:22,916
‫حتی خانواده ش هم صورتشو ندیدن.

1141
02:00:23,166 --> 02:00:24,875
‫به نظر میرسه که راست باشه.

1142
02:00:25,875 --> 02:00:29,375
‫ساکنین غرب و شرق میگن
‫که دوارا دیگه نیست.

1143
02:00:29,541 --> 02:00:30,416
‫این درسته؟

1144
02:00:30,750 --> 02:00:33,875
‫طرف شمال و یه عده از خودمون
‫همین رو میگن.

1145
02:00:34,500 --> 02:00:37,625
‫من هم شک دارم که دوارا زنده باشه.

1146
02:00:38,291 --> 02:00:42,041
‫با شنیدن چیزی که تو تمام عمرش
‫ازش میترسید،

1147
02:00:42,916 --> 02:00:44,250
‫سلامتی مادرش وخیم شد

1148
02:00:44,291 --> 02:00:46,791
‫و اونو
‫برای درمان به جوگولاما بردن.

1149
02:00:50,125 --> 02:00:52,875
‫این دارو
‫نیست که میتونه اونو خوب کنه، وارا.

1150
02:00:54,041 --> 02:00:55,250
‫این اضطراب یه مادره.

1151
02:00:57,250 --> 02:01:03,166
‫تا زمانی که پسرش دوارا رو نبینه
‫کاملا نمی تونه خوب بشه.

1152
02:01:06,875 --> 02:01:09,250
‫با اینکه میدونست
‫که دوارا

1153
02:01:09,291 --> 02:01:11,375
‫قبل از بدتر شدن
‫سلامتی مادرش بیمار،

1154
02:01:12,041 --> 02:01:15,875
‫بایرا خونه جوگولاما رو
‫شب و روز به همراه مردهاش محاصره کرده.

1155
02:01:24,500 --> 02:01:27,000
‫ما سه شبه که منتظرشیم.

1156
02:01:27,666 --> 02:01:28,916
‫فکر میکنی اون میاد، بایرا؟

1157
02:01:29,875 --> 02:01:32,125
‫اون باید حداقل برای مادرش بیاد.

1158
02:02:22,750 --> 02:02:23,625
‫دوارا…

1159
02:02:40,375 --> 02:02:41,375
‫نکنه غذا خوردی؟

1160
02:03:24,500 --> 02:03:25,541
‫- هی!
‫- بایرا!

1161
02:03:25,750 --> 02:03:26,750
‫دوارا اینجا بوده.

1162
02:03:26,791 --> 02:03:28,541
‫باید قبل از اینکه از کوه پایین بره
‫کارشو یک سره کنیم.

1163
02:03:32,416 --> 02:03:33,375
‫اونجاست!

1164
02:03:51,416 --> 02:03:52,291
‫هی

1165
02:03:52,750 --> 02:03:53,625
‫هی

1166
02:05:57,500 --> 02:06:00,875
‫همه تو کوه فهمیدن که
‫دوارا یه سر به اینجا زده.

1167
02:06:04,916 --> 02:06:06,375
‫حالش چطوره؟

1168
02:06:07,375 --> 02:06:09,125
‫خوبه مثل همیشه.

1169
02:06:10,625 --> 02:06:13,416
‫موهاش یه کم سفید شده.
‫همین.

1170
02:06:15,500 --> 02:06:16,625
‫چرا باید برامون مهم باشه؟

1171
02:06:17,625 --> 02:06:19,125
‫چرا باید برامون مهم باشه که چطوره؟

1172
02:06:21,000 --> 02:06:24,000
‫بعد از این همه سال هنوز باهاش
‫کار نداری؟

1173
02:06:25,250 --> 02:06:29,375
‫اون برای احترام به پیرزن اومد
‫نه به خاطر عشقی که به ما داره.

1174
02:06:32,541 --> 02:06:36,125
‫کی میفهمی که
‫اون دیگه برای تو و من بر نمی گرده؟

1175
02:06:41,125 --> 02:06:42,000
‫لعنتی!

1176
02:06:44,541 --> 02:06:48,666
‫بایرا که داشت از عصبانیت می ترکید
‫چون دوارا زیر شمشیرش بود

1177
02:06:48,750 --> 02:06:50,000
‫اما بازم فرار کرد،

1178
02:06:51,250 --> 02:06:53,666
‫یه فرصت دیگه
‫بهش داده شد.

1179
02:06:58,916 --> 02:07:02,250
‫وقتی دوارا که باید موقع دیدنت
‫بهت حمله می کرد، بجاش

1180
02:07:02,375 --> 02:07:07,375
‫ازت فرار کرد، مشخص شد که
‫حوصله اش سر رفته.

1181
02:07:08,875 --> 02:07:12,000
‫یه کشتی که محموله ما توشه
‫هفته ی دیگه از دریای سرخ رد میشه.

1182
02:07:15,000 --> 02:07:17,000
‫تو و سربازات
‫برای این کار آماده هستین، بایرا؟

1183
02:07:20,250 --> 02:07:21,500
‫مطابق با قرارمون،

1184
02:07:21,750 --> 02:07:25,666
‫همراه با بار، سر دوارا رو هم
‫با خودت بیار، بایرا.

1185
02:07:26,666 --> 02:07:27,875
‫شنبه ی بعد، بایرا.

1186
02:07:40,791 --> 02:07:45,625
‫بایرا بعد از سالها
‫خیلی ذوق داشت که وارد دریا بشه…

1187
02:07:46,166 --> 02:07:49,000
‫اما هیچکس فکر نمی کرد
‫که یه اتفاق دیگه هم بیفته.

1188
02:07:54,166 --> 02:07:55,375
‫چی شد؟

1189
02:07:55,541 --> 02:07:56,625
‫بایرا، مشکلیه؟

1190
02:07:56,666 --> 02:07:57,750
‫دستت چی شده؟

1191
02:07:58,791 --> 02:08:02,041
‫از ترس اینکه با بایرا
‫تو دریا بجنگه،

1192
02:08:02,125 --> 02:08:04,125
‫دوارا این کارو کرده.

1193
02:08:07,541 --> 02:08:10,250
‫بهتره نقشه اش جواب نده، بایرا.

1194
02:08:15,875 --> 02:08:17,291
‫شب گذشته،

1195
02:08:18,291 --> 02:08:23,416
‫می دونم که این کارو تو کردی.

1196
02:08:24,250 --> 02:08:25,250
‫بایرا…

1197
02:08:25,625 --> 02:08:27,166
‫با اینکه پدرتو از دست دادی،

1198
02:08:27,750 --> 02:08:30,250
‫مثل پسر خودم باهات رفتار کردم.

1199
02:08:30,625 --> 02:08:31,500
‫تو جرات داری؟

1200
02:08:34,791 --> 02:08:39,500
‫از وقتی بچه بودم، از وقتی
‫جنازه ی پدرمو کنار ساحل دیدم،

1201
02:08:40,250 --> 02:08:42,541
‫خواب راحت نداشتم.

1202
02:08:43,791 --> 02:08:50,125
‫منتظر بودم که اونو بکشم،
‫با خونش موهامو بشورم،

1203
02:08:50,625 --> 02:08:51,666
‫و انتقام بگیرم!

1204
02:08:53,125 --> 02:08:56,750
‫اما اگه وارد دریا بشی
‫و با دوارا روبرو بشی،

1205
02:08:57,250 --> 02:08:59,625
‫مرگش به گردن تو می افته.

1206
02:09:00,875 --> 02:09:05,375
‫کسی که کنجارا رو کشت
‫باید توسط پسر کنجارا کشته بشه.

1207
02:09:06,625 --> 02:09:10,625
‫اگه این اتفاق بیفته،
‫نباید بیای.

1208
02:09:23,125 --> 02:09:26,791
‫برای کشتن دوارا،
‫به نیرو نیازی نداری، بایرا.

1209
02:09:29,625 --> 02:09:30,541
‫این کافیه.

1210
02:09:31,791 --> 02:09:35,125
‫هر کدوممون که میریم اونجا
‫بیشتر از اون چیزی که لازم داریم
‫با خودمون می بریم.

1211
02:09:35,291 --> 02:09:37,750
‫هفته ی دیگه،
‫وقتی که وارد دریا میشیم،

1212
02:09:37,875 --> 02:09:42,541
‫حتی اگه از یه
‫کیلومتری دوارا رو ببینیم،
‫می کشیمش و برمی گردیم.

1213
02:09:58,166 --> 02:09:59,166
‫اوما، چی شده؟

1214
02:10:00,916 --> 02:10:02,625
‫مامان، می ترسم.

1215
02:10:04,791 --> 02:10:05,666
‫اوما؟

1216
02:10:08,041 --> 02:10:10,625
‫رفتم تو جنگل برای حنا،

1217
02:10:10,875 --> 02:10:12,875
‫و مردهای بایرا موقع برگشتن
‫جلومو گرفتن.

1218
02:10:14,500 --> 02:10:15,375
‫سلام!

1219
02:10:16,125 --> 02:10:17,000
‫کنار برو.

1220
02:10:17,916 --> 02:10:22,041
‫چه جرات داری!
‫هیچ ترسی تو صدات نیست.

1221
02:10:22,541 --> 02:10:24,000
‫نکنه به خاطر اینکه تو دختر دوارا هستی؟

1222
02:10:24,125 --> 02:10:26,875
‫گفتن، "بابات،
‫دوارا، به زودی میمیره.

1223
02:10:26,916 --> 02:10:31,500
‫وقتی بمیره، هر روز یکی از ما
‫به سراغت میاد."

1224
02:10:31,541 --> 02:10:37,750
‫هر شب تمام عصبانیتمونو
‫سر تو و مادرت خالی می کنیم.

1225
02:10:40,250 --> 02:10:42,166
‫حتماً یه مرد تو خونه ی شماست.

1226
02:10:43,000 --> 02:10:45,000
‫اما هیچ راهی برای نجاتتون نیست.

1227
02:10:45,041 --> 02:10:47,791
‫"از دست برادرت کاری ساخته نیست
‫که ازت محافظت کنه.

1228
02:10:48,500 --> 02:10:51,750
‫اهالی محل هم هیچ کاری نمی تونن بکنن."

1229
02:10:51,791 --> 02:10:54,041
‫این چرت و پرت  هارو می گفتن.

1230
02:10:55,041 --> 02:10:57,875
‫مامان، حس می کنم دارم می میرم.

1231
02:11:00,291 --> 02:11:06,041
‫هیچکس از این کوه جرأت نداره
‫به دختر دوارا دست بزنه.

1232
02:11:07,416 --> 02:11:09,000
‫اما اگه این اتفاق بیفته،

1233
02:11:09,500 --> 02:11:14,166
‫مثل چیزی که گفتی،
‫همه مون سم می خوریم و می میریم.

1234
02:11:40,000 --> 02:11:42,166
‫وارا، چته؟
‫چرا اینجایی؟

1235
02:11:44,666 --> 02:11:46,875
‫خواهرت اومده
‫پیشت گله مارو کرده؟

1236
02:11:49,000 --> 02:11:51,000
‫ای کاش به من می گفت.

1237
02:11:52,166 --> 02:11:54,250
‫اما رفت پیش مادرم و بهش گفت.

1238
02:11:57,416 --> 02:12:01,291
‫فکر نمی کرد که من به اندازه ی کافی
‫مرد باشم که بهش بگم.

1239
02:12:01,875 --> 02:12:06,125
‫تو یه ترسو هستی که نمی تونی تو یه مسابقه برنده شی
‫مگه اینکه بقیه رو بیهوش کنی!

1240
02:12:06,875 --> 02:12:10,000
‫چرا باید تو رو مرد
‫یا قهرمان بدونن؟

1241
02:12:23,291 --> 02:12:24,750
‫من الان نوشیدم

1242
02:12:25,375 --> 02:12:27,041
‫از روی کینه میخوام تو رو له کنم.

1243
02:12:27,125 --> 02:12:30,750
‫ببین کار من به این کارم کمک میکنه یا مانع میشه.

1244
02:13:53,750 --> 02:13:54,625
‫رایاپا...

1245
02:13:55,750 --> 02:13:56,625
‫رایاپا...

1246
02:13:57,125 --> 02:13:59,625
‫وارا تو مغازه مردای بایرا رو کتک زده.

1247
02:14:01,750 --> 02:14:02,666
‫چی شده؟

1248
02:14:03,000 --> 02:14:04,791
‫مردای بایرا خواهر وارا رو موقع برگشت از جنگل اذیت کردن.

1249
02:14:04,875 --> 02:14:06,875
‫وارا وقتی از این قضیه باخبر شد، حسابی زد تو دهنشون.

1250
02:14:07,500 --> 02:14:08,916
‫-وارا؟ واقعا؟
‫-آره.

1251
02:14:09,625 --> 02:14:10,750
‫چطور این کارو کرد؟

1252
02:14:11,125 --> 02:14:12,375
‫کسی دیده که این کارو کرده؟

1253
02:14:12,750 --> 02:14:16,541
‫آدمای مغازه گفتن
‫اونقدر زد تا خونشون اومد بیرون.

1254
02:14:19,500 --> 02:14:20,500
‫ای خدا!

1255
02:14:28,250 --> 02:14:29,250
‫میدونستم.

1256
02:14:30,000 --> 02:14:32,250
‫میدونستم از بچگی این خصلت رو داره.

1257
02:14:32,750 --> 02:14:36,541
‫اون هیچ مزاحمتی رو برای من و خواهرش تحمل نمیکنه.

1258
02:14:37,000 --> 02:14:38,541
‫بابا! میدونستم! میدونستم!

1259
02:14:39,208 --> 02:14:41,500
‫میدونستم. میدونستم!

1260
02:14:46,791 --> 02:14:48,041
‫وارا اینجاست، سینگاپا!

1261
02:14:52,166 --> 02:14:53,333
‫دیشب چیکار میکردی؟

1262
02:14:54,541 --> 02:14:56,833
‫مردای بایرا خواهرم رو اذیت میکردن.

1263
02:14:57,291 --> 02:14:59,666
‫من یه کم خوردم تا دل و جرات پیدا کنم
‫و حسابی کتکشون زدم.

1264
02:14:59,958 --> 02:15:00,833
‫هوی!

1265
02:15:00,958 --> 02:15:02,791
‫آره عصبی بودم و کتکشون زدم.
‫خب حالا چی؟

1266
02:15:02,916 --> 02:15:04,791
‫از ضرب و شتم تو مردن.

1267
02:15:08,583 --> 02:15:09,541
‫چطور ممکنه مرده باشن؟

1268
02:15:10,291 --> 02:15:11,291
‫من نبودم، سینگاپا.

1269
02:15:11,541 --> 02:15:13,708
‫مثل تو ما هم
‫از قدرتش بی خبر بودیم.

1270
02:15:13,958 --> 02:15:15,958
‫تو مثل یه ترسو بین ما زندگی میکردی.

1271
02:15:16,041 --> 02:15:19,291
‫اما باید میدونستیم
‫که تو خون دِوارا رو تو رگت داری.

1272
02:15:20,916 --> 02:15:22,291
‫از وقتی که
‫اون آدمای روستا رو کتک زدی،

1273
02:15:22,333 --> 02:15:24,041
‫مردای بایرا میخوان به ما حمله کنن!

1274
02:15:24,166 --> 02:15:27,208
‫اگه تو پیشقدم بشی، ما حاضریم
‫همه رو بکشیم، وارا.

1275
02:15:27,291 --> 02:15:28,541
‫دیوونه شدی؟

1276
02:15:29,041 --> 02:15:30,791
‫آروم باش و برو سرکارت.

1277
02:15:31,416 --> 02:15:33,458
‫میرم به بایرا توضیح میدم.

1278
02:15:34,458 --> 02:15:35,416
‫برو!

1279
02:15:55,208 --> 02:15:57,458
‫واقعا نمیدونم
‫چطور مردن، بایرا.

1280
02:15:58,208 --> 02:16:00,166
‫اگه بگم که من میتونم بکشم،
‫باورم میکنی؟

1281
02:16:01,958 --> 02:16:03,666
‫من یه کوسه مرده رو به ساحل کشیدم...

1282
02:16:04,166 --> 02:16:06,041
‫این قدرتمه.

1283
02:16:08,541 --> 02:16:09,958
‫من نوشیدنی همه رو مسموم کردم
‫و سلاح ها رو برداشتم.

1284
02:16:10,583 --> 02:16:11,958
‫اینم قدرتمه.

1285
02:16:12,416 --> 02:16:15,791
‫حداقل باید تعجب کنی
‫که چطور تونستم این کارو بکنم، بایرا.

1286
02:16:17,333 --> 02:16:20,416
‫اون به خواهرم بی احترامی کرد
‫من هم عصبانی شدم و سیلیش زدم.

1287
02:16:20,666 --> 02:16:22,666
‫اما چطور میتونی من رو مسئول
‫مرگش بدونی؟

1288
02:16:24,416 --> 02:16:27,041
‫باید همه رو قانع کنی
‫که من جز شما هستم، بایرا.

1289
02:16:27,958 --> 02:16:31,916
‫هرچند پسر دِوارا هستی،
‫اما مردش نیستی.

1290
02:16:32,166 --> 02:16:36,041
‫برای اینکه همه
‫باور کنن که تو یکی از ما هستی،

1291
02:16:36,541 --> 02:16:41,541
‫باید با آدمای ما هم دست
‫بشی و کارایی رو انجام بدی که اونا انجام میدن.

1292
02:16:48,666 --> 02:16:51,708
‫بعد از سال ها،

1293
02:16:52,458 --> 02:16:54,916
‫هم سن و سال های تو
‫امشب دارن به دریا میرن.

1294
02:16:59,291 --> 02:17:03,833
‫میخوان با پدرت بجنگن
‫و محموله رو بیارن.

1295
02:17:05,666 --> 02:17:06,583
‫وارا...

1296
02:17:06,791 --> 02:17:12,958
‫اگه باهاشون بری، از فردا
‫یکی از ما میشی و در امان می مونی.

1297
02:17:36,916 --> 02:17:40,708
‫میخوای بری به آب هایی
‫که توسط دِوارا محافظت میشه.

1298
02:17:41,458 --> 02:17:44,041
‫اگه یه اتفاقی بیفته،
‫من نمیتونم کاریش کنم، پسر.

1299
02:17:48,916 --> 02:17:50,541
‫فکر میکردم از روی عشق به من غذا میدی.

1300
02:17:50,708 --> 02:17:53,458
‫از ترس مرگ من
‫اینقدر بشقابمو پر میکنی؟

1301
02:17:54,041 --> 02:17:56,791
‫از اون مردی که شوهرتو کشته
‫خیلی تعریف میکنی!

1302
02:17:57,416 --> 02:17:59,541
‫من بچه ی کونجرا بودم یا دِوارا؟

1303
02:18:13,375 --> 02:18:17,458
‫هیچ کس از اینکه وارا که مردای
‫ما رو کشته، با ما همراهه خوشحال نیست، بایرا.

1304
02:18:19,708 --> 02:18:22,250
‫اون وارا نبود که کشتش.

1305
02:18:23,083 --> 02:18:23,958
‫من بودم.

1306
02:18:25,083 --> 02:18:26,583
‫بدون من،

1307
02:18:27,083 --> 02:18:31,958
‫اونقدر راحت نیست که پسر کونجرا فکر میکنه
‫که بتونه دِوارا رو بکشه.

1308
02:18:33,208 --> 02:18:36,875
‫با وجود وارا تو این تیم،

1309
02:18:37,500 --> 02:18:41,208
‫دِوارا تو یه لحظه
‫شَک و تردید میفته.

1310
02:18:42,625 --> 02:18:47,500
‫به همین دلیل
‫من دیشب اون آدممونو کشتم

1311
02:18:47,708 --> 02:18:52,333
‫و وارا رو جلوی خودم به زانو در آوردم.

1312
02:19:29,833 --> 02:19:30,875
‫چیه نگران چی هستی؟

1313
02:19:31,500 --> 02:19:34,583
‫استرس داری
‫که اگه بابات اومد چی کار کنی؟

1314
02:19:36,083 --> 02:19:36,958
‫اینو بگیر.

1315
02:19:37,208 --> 02:19:38,625
‫اگه اتفاقی به دِوارا برخوردی،
‫این به دردت میخوره.

1316
02:19:39,583 --> 02:19:41,458
‫چرا باید اینو داشته باشم؟
‫نمیخوامش.

1317
02:19:42,208 --> 02:19:44,833
‫مطمئنی که بدون این میتونی
‫اونو بکشی؟

1318
02:20:08,333 --> 02:20:10,083
‫بیا دیگه، دِوارا.

1319
02:20:46,208 --> 02:20:47,083
‫هی!

1320
02:20:47,208 --> 02:20:48,083
‫صبر کنید، بچه ها.

1321
02:21:29,958 --> 02:21:31,333
‫دِوارا نیست،

1322
02:21:31,458 --> 02:21:32,500
‫یه کوسه است.

1323
02:22:16,583 --> 02:22:17,458
‫دِوارا اینجاست.

1324
02:22:20,708 --> 02:22:23,583
‫امشب فقط با سر دِوارا تو دستمون
‫برمیگردیم.

1325
02:22:24,000 --> 02:22:24,875
‫بیا دیگه!

1326
02:23:25,000 --> 02:23:25,875
‫سینگاپا!

1327
02:23:27,000 --> 02:23:27,958
‫سینگاپا!

1328
02:23:28,583 --> 02:23:31,125
‫همراه با پسران کونجرا و بایرا،

1329
02:23:31,208 --> 02:23:34,833
‫وارا مخفیانه برای دزدی
‫به دریا رفته.

1330
02:23:35,583 --> 02:23:37,833
‫دارن به دِوارا  ، سینگاپا،  بی احترامی میکنن.

1331
02:23:39,833 --> 02:23:42,500
‫حتما روی پسرم تاثیر گذاشتن.

1332
02:23:43,000 --> 02:23:46,833
‫و مثل یه بره به حرفشون گوش کرده،
‫و به گله شون پیوسته.

1333
02:23:48,833 --> 02:23:51,083
‫لطفا کاری بکن
‫و جلوشو بگیر، سینگاپا.

1334
02:23:52,583 --> 02:23:56,583
‫ شوهرمو، دِوارا،
‫از من بهتر میشناسی.

1335
02:23:57,875 --> 02:24:00,458
‫حتی اگه پسر خودش باشه
‫از یه خلافکار چشم پوشی میکنه؟

1336
02:24:12,458 --> 02:24:16,083
‫با اینکه  هر لحظه دارم التماس میکنم،
‫چرا هیچ کس حرفی نمیزنه؟

1337
02:24:17,708 --> 02:24:19,583
‫شما هم باهاشون همدست شدین؟

1338
02:24:20,208 --> 02:24:21,875
‫در حالی که خودی نشون میدین،

1339
02:24:22,083 --> 02:24:25,500
‫شما هم دارید سعی میکنید دِوارا رو بکشید؟

1340
02:24:39,833 --> 02:24:42,750
‫همه شماهایی که به
‫کارای ممنوعه رو میارید،

1341
02:24:43,833 --> 02:24:45,500
‫از جمله وارا، پسر خودش،

1342
02:24:45,583 --> 02:24:49,125
‫از طرف شوهرم، دِوارا،  معاف نمیشن.

1343
02:24:49,333 --> 02:24:53,083
‫شوهرت خیلی وقته که ما رو ترک کرده، عزیزم.

1344
02:25:01,000 --> 02:25:04,875
‫دِوارا مون مارو ترک کرد
‫و خیلی وقته که  پیش خدا رفته.

1345
02:25:09,583 --> 02:25:12,125
‫این همه سال
‫از دریا مراقبت میکنه

1346
02:25:12,208 --> 02:25:14,750
‫و از همه
‫جلوگیری میکنه که  جرم انجام بدن…

1347
02:25:16,333 --> 02:25:18,708
‫اون شوهرت، دِوارا،  نیست.

1348
02:25:34,458 --> 02:25:35,875
‫پسرته، وارا.

1349
02:25:41,583 --> 02:25:44,333
‫دریا آبی است
‫اما دریای سرخ  اون است

1350
02:25:44,458 --> 02:25:45,833
‫درود بر او!

1351
02:25:45,958 --> 02:25:50,000
‫با شنیدن داستان های دِوارا
‫بزرگ شده.

1352
02:25:53,750 --> 02:25:55,750
‫برای ایجاد ترس تو این کوه،

1353
02:25:55,875 --> 02:25:59,875
‫یه داستان خیلی بزرگ
‫درست کرده که دِوارا زنده است.

1354
02:26:07,083 --> 02:26:08,458
‫درود بر او!

1355
02:26:12,375 --> 02:26:13,833
‫درود بر او!

1356
02:26:17,458 --> 02:26:20,750
‫فکر میکردی
‫با  تاثیر این حیوانات،

1357
02:26:20,833 --> 02:26:22,958
‫مثل یه بره دنبالشون  رفته؟

1358
02:26:23,583 --> 02:26:24,958
‫اینطور نیست.

1359
02:26:25,625 --> 02:26:30,458
‫کسایی که اونو
‫مثل یه مهره  برداشتن  بره ها هستن.

1360
02:26:32,250 --> 02:26:34,708
‫تا حالا  پسر شما باید

1361
02:26:34,875 --> 02:26:39,250
‫شکارشون کنه
‫مثل یه هیولا تو دریا!

1362
02:26:53,875 --> 02:26:56,083
‫چون  اونو نمیشناسی،

1363
02:26:57,500 --> 02:27:00,458
‫شاید  به نظر بیاد
‫که  رفته تو دریا.

1364
02:27:02,333 --> 02:27:05,458
‫اما ما که  سال ها
‫داریم  اونو  تماشا میکنیم،

1365
02:27:07,708 --> 02:27:10,958
‫خودش  به نظر  یه دریا  قوی میاد.

1366
02:27:30,125 --> 02:27:31,333
‫نه اونا.

1367
02:27:31,875 --> 02:27:34,708
‫برو بابات رو بکش، دِوارا،
‫و  بیارش اینجا!

1368
02:27:34,833 --> 02:27:35,708
‫کی؟  من؟

1369
02:27:35,875 --> 02:27:36,833
‫آره!

1370
02:28:01,333 --> 02:28:06,708
‫حالا  که  از مرگ دِوارا  خبر داری،
‫میتونم  غم  امشبت رو  تصور  کنم.

1371
02:28:08,458 --> 02:28:12,208
‫اما رقص  خشمناک  پسر شما
‫روی دریای سرخ

1372
02:28:12,250 --> 02:28:14,458
‫برای  نگهداری  قول  دِوارا…

1373
02:28:16,333 --> 02:28:18,833
‫درد شما رو  فراموش  میکنه.

1374
02:28:20,500 --> 02:28:22,000
‫درود بر او!

1375
02:28:23,250 --> 02:28:24,833
‫درود بر او!

1376
02:28:25,958 --> 02:28:27,333
‫درود بر او!

1377
02:28:28,500 --> 02:28:30,000
‫درود بر او!

1378
02:29:01,958 --> 02:29:04,583
‫ای  شجاعت،  آماده ی  پرش!  مواظب باش!

1379
02:29:04,625 --> 02:29:07,333
‫جرات  نکن…
‫جرات  نکن  رو در رو

1380
02:29:07,458 --> 02:29:09,750
‫تو  جلوی دِوارا  چی  هستی؟

1381
02:29:09,833 --> 02:29:12,500
‫خودت رو  پنهان  کن…

1382
02:29:13,958 --> 02:29:15,208
‫درود بر او!

1383
02:29:15,333 --> 02:29:18,000
‫درود بر او!  درود بر ببر!

1384
02:29:19,250 --> 02:29:20,500
‫درود بر تو!

1385
02:29:20,583 --> 02:29:22,833
‫درود بر...

1386
02:29:55,500 --> 02:29:57,875
‫ای دلِ باجرات، حاضری بپری؟  حواست باشه!

1387
02:29:57,958 --> 02:30:00,625
‫جراتش رو نداری...
‫جرات نداری رو در رو باهاش بیای!

1388
02:30:00,708 --> 02:30:03,208
‫تو جلوی دِوَرا، چی هستی؟

1389
02:30:03,250 --> 02:30:05,875
‫خودت رو قایم کن...

1390
02:30:33,333 --> 02:30:35,083
‫دوازده سال پیش،

1391
02:30:36,250 --> 02:30:37,333
‫همون ساحل،

1392
02:30:39,333 --> 02:30:40,708
‫مردم رو دیدم که از یه قایق آویزون بودن،

1393
02:30:40,750 --> 02:30:43,250
‫یه نسل ترس رو کشف کرد
‫و فعالیتاشون رو متوقف کردن.

1394
02:30:49,833 --> 02:30:51,958
‫حالا این مردا رو روی قایق می بینم،

1395
02:30:52,083 --> 02:30:54,083
‫یه نسل دیگه
‫به یه بن بست می رسه.

1396
02:30:56,083 --> 02:31:01,583
‫فکر می کنی نسل بعدی
‫بدون ترس بزرگ بشه، سینگاپا؟

1397
02:31:04,333 --> 02:31:07,458
‫حتی اگه یه نفر فکر
‫کنه دوباره بره تو آب،

1398
02:31:08,458 --> 02:31:09,500
‫یه رویا باقی می مونه.

1399
02:31:11,458 --> 02:31:13,958
‫موج هایی که بازی تو رو دیدن،
‫بهش گواهی می دن، وارا.

1400
02:31:41,958 --> 02:31:44,958
‫باهاشون رفتم تا با دِوَرا رو در رو بشم.

1401
02:31:46,375 --> 02:31:48,333
‫برای اینکه داستانی که نوشتم رو "زنده" نگه دارم.

1402
02:31:59,375 --> 02:32:00,708
‫چی داری می گی، واراِ؟

1403
02:32:02,583 --> 02:32:06,125
‫می خوای این سلاح رو تو من فرو کنی
‫و خونم رو ببینم؟

1404
02:32:07,833 --> 02:32:09,833
‫این کارو بکنم و ببینمش؟

1405
02:32:10,583 --> 02:32:12,625
‫این دل پیر
‫طاقت درد رو نداره.

1406
02:32:15,458 --> 02:32:18,250
‫این سلاح
‫خداییه که ما بهش ایمان داریم، سینگاپا.

1407
02:32:19,875 --> 02:32:23,708
‫به خاطر کوه، این کارو بکن.

1408
02:32:25,958 --> 02:32:26,958
‫انجامش بده.

1409
02:32:31,583 --> 02:32:33,208
‫نمیشه این کارو بکنم، وارا.

1410
02:32:35,208 --> 02:32:36,083
‫سینگاپا...

1411
02:32:38,875 --> 02:32:39,958
‫سینگاپا!

1412
02:33:37,250 --> 02:33:40,375
‫نگران درد تو چشام نباش، سینگاپا.

1413
02:33:43,250 --> 02:33:47,458
‫فقط به ترس
‫تو چشم بقیه فردا تمرکز کن.

1414
02:34:03,083 --> 02:34:06,583
‫دریایی که فقط شاهد
‫اسلحه و خون بود،

1415
02:34:07,250 --> 02:34:11,333
‫احتمالا برای کاری که واراِ کرد
‫اشک ریخت.

1416
02:34:12,000 --> 02:34:15,333
‫اون روز دستشو دراز کرد
‫تا پای وارا رو لمس کنه.

1417
02:34:21,750 --> 02:34:23,250
‫کی می تونست دِوَرا رو بکشه؟

1418
02:34:24,833 --> 02:34:27,083
‫کی می تونست چاقو رو
‫تو دِوَرا فرو کنه؟

1419
02:35:00,791 --> 02:35:08,083
‫منتظر قسمت دوم دوارا باشید
