﻿1
00:01:31,583 --> 00:01:33,583
‫- اینجا واحد امداد و نجاته.
‫- کمک!

2
00:01:33,708 --> 00:01:35,125
‫یه تیم باید همین دور و برا باشه.

3
00:01:35,208 --> 00:01:36,833
‫باد داره هلشون میده
‫سمت پل.

4
00:01:36,958 --> 00:01:38,458
‫یکی بهشون کمک کنه!

5
00:01:38,541 --> 00:01:39,958
‫آمبولانس! آمبولانس!

6
00:01:40,541 --> 00:01:42,708
‫افسر ویدیا جیوتی
‫داره میاد.

7
00:01:42,791 --> 00:01:44,375
‫رسانه ها چطوری انقدر سریع خودشونو رسوندن؟

8
00:01:44,958 --> 00:01:46,583
‫کمک!

9
00:01:48,583 --> 00:01:50,458
‫- کمک!
‫- جون سالم به در بردن.

10
00:01:50,500 --> 00:01:53,208
‫آمبولانس کجاست؟ تو! برو عقب!

11
00:01:53,291 --> 00:01:54,791
‫- خانم!
‫- عجله کنید!

12
00:01:54,875 --> 00:01:55,833
‫برید کنار!

13
00:01:56,458 --> 00:01:59,000
‫جمعیت رو متفرق کنید.

14
00:01:59,083 --> 00:02:01,000
‫- بذارید خانم بیاد.
‫- خانم وی‌جی اینجاست.

15
00:02:05,083 --> 00:02:07,708
‫چه اتفاقی افتاده؟ دارید چیکار می‌کنید؟

16
00:02:20,458 --> 00:02:22,583
‫دارید چیکار می‌کنید؟ ولم کنید!

17
00:02:36,625 --> 00:02:37,833
‫با من حرف بزن، سومیا.

18
00:02:40,750 --> 00:02:43,041
‫دروو سود سعی کرد اون بالا منو بکشه.

19
00:02:43,125 --> 00:02:44,750
‫- چه چرندیاتی! داره دروغ میگه!
‫- ساکت!

20
00:02:59,250 --> 00:03:04,250
‫"دو کارت"

21
00:03:04,291 --> 00:03:07,166
‫"سه ماه قبل "

22
00:03:10,458 --> 00:03:13,458
‫سلام، یه تصادف کامیونی
‫کنار لیمو تاون اتفاق افتاده.

23
00:03:15,250 --> 00:03:18,500
‫بیا، گوپلو. گوپلو، یه چیزی بخور.

24
00:03:19,083 --> 00:03:21,041
‫- نمیخوای قوی بشی؟
‫- چه خبره؟

25
00:03:21,125 --> 00:03:22,041
‫هان؟

26
00:03:22,958 --> 00:03:26,125
‫بدبختی شد. فیوز پریده.

27
00:03:26,208 --> 00:03:28,708
‫حالا کی تو این سرما بره درستش کنه؟

28
00:03:28,750 --> 00:03:29,750
‫من نمیرم.

29
00:03:30,500 --> 00:03:33,000
‫خانم، شما هر روز
‫اون خرگوش بیچاره رو

30
00:03:33,083 --> 00:03:34,458
‫میارید کلانتری.

31
00:03:34,500 --> 00:03:36,083
‫- خب که چی؟
‫- جاش اینجاست؟

32
00:03:37,041 --> 00:03:39,125
‫مادرم حدود یه ماه پیش فوت کرد.

33
00:03:39,208 --> 00:03:40,500
‫و حالا اون یتیم شده.

34
00:03:41,125 --> 00:03:42,500
‫میخوام یکی به فرزندی قبولش کنه.

35
00:03:42,583 --> 00:03:45,833
‫- تو پدرش شو.
‫- من؟ خدای من، چه فکرهای عجیب غریبی میکنی!

36
00:03:48,791 --> 00:03:49,833
‫اونجاست! اونجاست.

37
00:03:49,958 --> 00:03:51,750
‫- این یکی، درسته؟
‫- بله.

38
00:03:52,250 --> 00:03:54,750
‫یه سوال کاری دارم.

39
00:03:56,541 --> 00:03:59,250
‫- چی؟
‫- داستان‌های جالبی درباره شما شنیدم.

40
00:04:00,458 --> 00:04:02,208
‫شما حتی برادر خودتون رو هم انداختید زندان!

41
00:04:03,041 --> 00:04:04,125
‫برای شش ماه، درسته؟

42
00:04:04,208 --> 00:04:06,958
‫اگه این کارو نمیکردم،
‫هیچوقت تغییر نمیکرد.

43
00:04:07,041 --> 00:04:07,958
‫باشه.

44
00:04:08,625 --> 00:04:10,833
‫اما اون گوشت و خون خودته؟ درسته؟ هان؟

45
00:04:10,958 --> 00:04:14,333
‫- خانواده، خانواده‌ست.
‫- قانون هم قانونه.

46
00:04:15,625 --> 00:04:18,458
‫باید دیگه فیلم خانوادگی نگاه کردن رو کنار بذاری.

47
00:04:18,500 --> 00:04:20,708
‫فیلم ترسناک انتخاب بهتریه. هوم؟

48
00:04:20,791 --> 00:04:22,041
‫اونوقت میفهمی زندگی واقعی یعنی چی.

49
00:04:22,125 --> 00:04:24,125
‫خانم، سرکار لالیت با شما کار دارن.

50
00:04:25,541 --> 00:04:28,583
‫- بیا، سیم رو درست کن.
‫- چشم.

51
00:04:30,458 --> 00:04:31,583
‫جناب!

52
00:04:32,500 --> 00:04:34,708
‫هنوز دارید سعی می‌کنید
‫به آب و هوای دیوی‌پور عادت کنید.

53
00:04:34,791 --> 00:04:39,041
‫خب، دارامپور
‫انقدر سرد نمیشه، جناب.

54
00:04:39,833 --> 00:04:43,458
‫ویدیا جیوتی. میدونید که
‫اسم خیلی پرمعنایی دارید.

55
00:04:43,500 --> 00:04:47,083
‫ویدیا یعنی دانش، جیوتی یعنی نور الهی.

56
00:04:49,208 --> 00:04:51,333
‫اما من که نوری نمیبینم، جناب.

57
00:04:51,458 --> 00:04:53,708
‫سه ساله که تو دارامپور
‫توی همین درجه موندم و ترفیع نگرفتم.

58
00:04:55,833 --> 00:04:58,208
‫شما تو کارتون خیلی خوب هستید، وی‌جی.

59
00:04:58,250 --> 00:04:59,541
‫اونقدر خوب

60
00:05:00,375 --> 00:05:02,375
‫که ترفیع دادنت یه چالشه.

61
00:05:03,250 --> 00:05:07,458
‫شما انقدر به قوانین پایبندید
‫که نمیشه باهاتون کنار اومد.

62
00:05:07,500 --> 00:05:11,625
‫حواستون باشه تو مسیر پیدا کردن حقیقت،
‫آدم‌ها رو هم درک کنید

63
00:05:11,708 --> 00:05:13,500
‫و یاد بگیرید سیستم چطوری کار می‌کنه.

64
00:05:14,125 --> 00:05:16,708
‫تا حالا درختایی رو دیدید
‫که کاملاً صاف و مستقیم ایستادن؟

65
00:05:16,750 --> 00:05:18,458
‫صاف و سفت و سخت.

66
00:05:19,791 --> 00:05:22,208
‫وقتی باد شدیدی میوزه،
‫اونا اولین کسایی هستن که میفتن.

67
00:05:22,291 --> 00:05:24,458
‫چون هیچوقت یاد نگرفتن خم بشن.

68
00:05:25,875 --> 00:05:29,333
‫جناب، من معتقدم اگه یه درخت
‫با هر بادی خم بشه،

69
00:05:29,958 --> 00:05:31,791
‫هیچوقت یاد نمیگیره چطور صاف و مستقیم بایسته.

70
00:05:35,083 --> 00:05:36,000
‫ممنون، جناب.

71
00:05:37,333 --> 00:05:39,333
‫فردا شیفت گشت زنی داری.

72
00:05:39,958 --> 00:05:40,791
‫جناب، اما من…

73
00:05:40,875 --> 00:05:43,083
‫من همه جای دیوی‌پور رو گشتم.

74
00:05:43,625 --> 00:05:45,000
‫باید دوباره این کارو بکنم؟

75
00:05:45,541 --> 00:05:46,458
‫پرونده ای هست که...

76
00:05:48,708 --> 00:05:49,791
‫فکر نکنم.

77
00:05:51,458 --> 00:05:53,333
‫باشه.

78
00:05:55,500 --> 00:05:57,833
‫مطمئنم
‫فقط داشت زنشو میزد.

79
00:05:58,458 --> 00:06:01,833
‫تو چه همسایه عجیبی هستی.
‫برو درشونو بزن!

80
00:06:02,458 --> 00:06:03,708
‫برو زنگو بزن. زنگ!

81
00:06:03,791 --> 00:06:06,875
‫بهت میگم همه چی درست میشه.
‫معلومه که درو باز می‌کنن.

82
00:06:06,958 --> 00:06:08,750
‫فقط بگو یه کم شکر لازم داری. همینه!

83
00:06:08,833 --> 00:06:10,791
‫- مشکل حل شد.
‫- اوه!

84
00:06:10,875 --> 00:06:12,250
‫- چی؟ ها؟
‫- خانم.

85
00:06:13,000 --> 00:06:14,208
‫هممم.

86
00:06:16,083 --> 00:06:18,708
‫الو جی؟ آدرس رو بده.

87
00:06:20,708 --> 00:06:22,458
‫- داریم میریم.
‫- داریم میریم؟

88
00:06:22,541 --> 00:06:25,250
‫داریم میریم اونجا؟
‫جدی جدی داری اینو جدی میگیری؟

89
00:06:25,333 --> 00:06:26,375
‫میدونم چی میشه.

90
00:06:26,458 --> 00:06:28,500
‫میرسیم اونجا.
‫زنه طرف شوهرشو میگیره.

91
00:06:28,583 --> 00:06:30,625
‫میگن
‫همدیگه رو دوست دارن و پرونده بسته میشه.

92
00:06:30,708 --> 00:06:32,000
‫بعداً نگی نگفتی ها.

93
00:06:32,083 --> 00:06:33,833
‫وقتمونو هدر میدیم.
‫اینو قبلاً هم دیدم.

94
00:06:33,958 --> 00:06:37,000
‫- کسی با من میاد؟
‫- کسی با خانم میره؟

95
00:06:37,083 --> 00:06:41,208
‫کی باهاش ​​میره؟
‫تو! صدامو میشنوی یا نه؟

96
00:06:41,708 --> 00:06:44,291
‫آره! خانم، انگار
‫اینجا گیر افتادی.

97
00:06:44,375 --> 00:06:46,791
‫- خانم گیر افتاده.
‫- مشکلی نیست.

98
00:06:46,875 --> 00:06:49,208
‫- من اینجا رو درستش میکنم.
‫- گیر افتاد.

99
00:06:49,250 --> 00:06:51,208
‫من به گیر افتادن عادت دارم.

100
00:06:51,291 --> 00:06:53,125
‫میدونی، گیر افتادن تو چارچوب در،

101
00:06:53,208 --> 00:06:55,958
‫گیر افتادن تو کارم، گیر افتادن با وظایف گشت،

102
00:06:56,041 --> 00:06:58,958
‫گیر افتادن با
‫قانون مجازات هند و گیر افتادن

103
00:06:59,958 --> 00:07:01,958
‫در راه عمل به آرمان های پدر و مادرم.

104
00:07:07,083 --> 00:07:08,500
‫پدرم قاضی بود.

105
00:07:08,583 --> 00:07:11,458
‫و به همین خاطر معتقد بود
‫که قانون مقدس است.

106
00:07:12,125 --> 00:07:13,958
‫کلمه قانون.

107
00:07:15,833 --> 00:07:17,041
‫مامانم وکیل بود.

108
00:07:17,541 --> 00:07:21,208
‫او معتقد بود که قانون
‫کاملاً بی معنی است

109
00:07:21,250 --> 00:07:24,000
‫مگر اینکه بتواند
‫به نیازمندان عدالت بدهد.

110
00:07:24,500 --> 00:07:26,000
‫روح قانون.

111
00:07:27,125 --> 00:07:29,208
‫به همین خاطر بود که پدر و مادرم هیچ وقت با هم کنار نمی اومدن.

112
00:07:30,958 --> 00:07:33,458
‫من تصمیم گرفتم راه
‫پدرم رو دنبال کنم.

113
00:07:33,500 --> 00:07:35,583
‫تمام عمرم طبق قوانین بازی کردم،

114
00:07:36,791 --> 00:07:38,208
‫و این من رو به اینجا رسونده

115
00:07:39,708 --> 00:07:40,791
‫که گیر بیفتم.

116
00:07:49,333 --> 00:07:51,375
‫- سلام.
‫- سلام.

117
00:07:51,958 --> 00:07:53,125
‫همه چی اینجا خوبه؟

118
00:08:01,333 --> 00:08:03,791
‫- خانم سود؟
‫- بله.

119
00:08:04,375 --> 00:08:06,208
‫یکی زنگ زد شکایت کرد.

120
00:08:06,291 --> 00:08:08,583
‫صدای کتک خوردن کسی رو
‫از خونه تون شنیدن.

121
00:08:09,625 --> 00:08:12,708
‫- حالتون خوبه؟
‫- بله، کاملاً خوبم.

122
00:08:13,458 --> 00:08:14,958
‫اینجا هیچ مشکلی نیست.

123
00:08:18,291 --> 00:08:19,541
‫صورتت چی شده؟

124
00:08:21,958 --> 00:08:23,750
‫سرم خورد
‫به کابینت آشپزخانه موقع باز کردنش.

125
00:08:28,958 --> 00:08:29,958
‫ممنون.

126
00:08:35,833 --> 00:08:37,875
‫صبح بخیر، خانم!

127
00:08:39,125 --> 00:08:42,000
‫خب، خانم، دیشب چطور بود؟
‫زنه حقیقت رو بهتون گفت؟

128
00:08:42,500 --> 00:08:45,000
‫نه، درسته؟
‫میدونستم این اتفاق میفته.

129
00:08:45,083 --> 00:08:46,208
‫میدونی، تجربه من بهم نشون داده،

130
00:08:46,291 --> 00:08:48,083
‫- همه زنای این شهر--
‫- هی!

131
00:08:48,208 --> 00:08:50,083
‫- ها؟
‫- همین جا بمون!

132
00:08:50,708 --> 00:08:51,625
‫باشه.

133
00:08:52,750 --> 00:08:53,708
‫آه!

134
00:08:54,208 --> 00:08:56,250
‫یه بازرس پلیس و یه وکیل!

135
00:08:56,333 --> 00:08:58,625
‫روش نوشته عدالت.

136
00:08:59,125 --> 00:09:00,500
‫- دردسر دوتا شد.
‫- هممم.

137
00:09:02,333 --> 00:09:04,291
‫شما هم وکیل هستین، خانم جی؟

138
00:09:04,875 --> 00:09:06,500
‫خوبه که آدم سرش گرم باشه.

139
00:09:07,083 --> 00:09:10,875
‫شنیدم آدماي مجرد
‫که وقت خالی دارن آخرش خودکشی میکنن.

140
00:09:11,833 --> 00:09:13,875
‫قسم میخورم، واقعیه. به خدا.

141
00:09:14,500 --> 00:09:16,125
‫ها؟

142
00:09:17,291 --> 00:09:21,375
‫وقتی آدمای عادی
‫حرف چرت و پرت میزنن و مثل احمق ها به نظر میان،

143
00:09:21,458 --> 00:09:23,500
‫میدونی که یه جای کار
‫میلنگه.

144
00:09:24,000 --> 00:09:25,583
‫مغزشون دیگه کار نمیکنه.

145
00:09:25,708 --> 00:09:28,083
‫برای همینه که، وی جی! فقط بذار همش بیاد بیرون.

146
00:09:32,833 --> 00:09:33,750
‫بیا دیگه.

147
00:09:35,291 --> 00:09:36,708
‫این دفتر خاطراتمه، خب؟

148
00:09:36,750 --> 00:09:39,791
‫نامزدم سه روز
‫بعد از فوت مادرم باهام بهم زد.

149
00:09:39,875 --> 00:09:42,875
‫خب که چی؟ سعی کردم تیکه های
‫قلب شکسته ام رو با

150
00:09:42,958 --> 00:09:46,041
‫کوبیدن یه پارچ
‫آب به سر نامزدم…

151
00:09:46,125 --> 00:09:47,125
‫دردسر.

152
00:09:47,208 --> 00:09:49,458
‫…درستش کنم و در نهایت
‫مستقیم سر از پیش تراپیست درآوردم.

153
00:09:50,083 --> 00:09:53,625
‫اون بهم گفت
‫ناامیدیم رو روی کاغذ خالی کنم

154
00:09:53,708 --> 00:09:54,708
‫نه روی آدما.

155
00:09:54,750 --> 00:09:57,000
‫اما راستش،
‫کی این روزا وقت نوشتن داره؟

156
00:09:57,083 --> 00:09:59,958
‫- درسته.
‫- برای همینه که ضبط کردن با گوشی از همه بهتره.

157
00:10:01,000 --> 00:10:02,750
‫و میخوای بدونی
‫چرا این روش برای من جواب میده؟

158
00:10:03,708 --> 00:10:06,625
‫- بله؟
‫- آدما دیگه باهام در نمیفتن.

159
00:10:06,708 --> 00:10:08,958
‫آره، معلومه.

160
00:10:09,541 --> 00:10:10,375
‫هممم.

161
00:10:11,458 --> 00:10:13,291
‫بیا تو برای سوبهاش!

162
00:10:13,375 --> 00:10:15,500
‫یه دعوا تو
‫وادی ویو پوینت راه افتاده.

163
00:10:15,583 --> 00:10:16,958
‫یکی زود بره اونجا.

164
00:10:18,750 --> 00:10:20,958
‫خانم جی، بگیر...
‫اینو بگیر.  کلیدها رو بده.

165
00:10:22,125 --> 00:10:24,708
‫قدرت زنانه حاکمه! بریم.

166
00:10:26,625 --> 00:10:28,458
‫من همینجوری تو هوا معلق بودم.

167
00:10:28,541 --> 00:10:30,708
‫- مثل یه اژدها!
‫- کاتوچ، برو ببین چه خبره.

168
00:10:30,791 --> 00:10:32,583
‫- رئیست کجاست؟
‫- اما خانم...

169
00:10:32,708 --> 00:10:35,583
‫- اگه اون بالا می مردم چی؟
‫- اما خانم، به خاطر وزن شما،

170
00:10:35,708 --> 00:10:38,625
‫- سبد به جلو خم شده بود.
‫- حالا  می‌خوای ایراد انداممم  هم بگیری، آره؟

171
00:10:40,375 --> 00:10:42,125
‫عالیه!
‫درو بھیا اینجاست.

172
00:10:42,208 --> 00:10:43,250
‫همه چیز رو درست می‌کنه.

173
00:10:56,708 --> 00:10:57,625
‫چی شده خانم؟

174
00:10:59,125 --> 00:11:03,791
‫یه جورایی قهرمان محلّه است، درو سود.

175
00:11:03,875 --> 00:11:06,750
‫اهل هاریاناست،
‫اما الان دیوی پور رو گرفته دستش.

176
00:11:06,833 --> 00:11:08,625
‫پسر لوس یه مرد پولدار.

177
00:11:09,625 --> 00:11:12,333
‫۲۵۰ کرور رو به باد داد
‫و یه میدان تیر باز کرد.

178
00:11:12,458 --> 00:11:14,458
‫حالا هم داره
‫این کار و کاسبی "فرش پرنده" رو می‌چرخونه.

179
00:11:14,500 --> 00:11:15,708
‫نگاهش کن.

180
00:11:17,958 --> 00:11:19,875
‫به نظرم زیادی جذابه.

181
00:11:20,583 --> 00:11:21,791
‫خانم جی، اگه نظر منو بخوای،

182
00:11:21,875 --> 00:11:24,083
‫فکر کنم کلا با مردها مشکل داری.

183
00:11:25,708 --> 00:11:29,208
‫اگه "کلا" نظر منو بخوای،
‫من با عوضی‌ها مشکل دارم.

184
00:11:29,708 --> 00:11:30,541
‫واقعا؟

185
00:11:32,333 --> 00:11:35,458
‫راستی،
‫اون تماس خشونت خانگی رو یادته؟

186
00:11:36,500 --> 00:11:37,708
‫از خونه‌ی اون بود.

187
00:11:38,333 --> 00:11:40,041
‫زنش معلمهِ.

188
00:11:40,125 --> 00:11:42,083
‫تو مدرسه همین نزدیکی‌ها درس می‌ده.

189
00:12:11,791 --> 00:12:12,708
‫زود برمی‌گردم.

190
00:12:22,750 --> 00:12:25,125
‫بله خانم؟ کاری داشتید؟

191
00:12:26,916 --> 00:12:28,500
‫اوم...

192
00:12:29,625 --> 00:12:30,708
‫عه، عود.

193
00:12:31,291 --> 00:12:33,666
‫کلی عطر مختلف داریم اینجا.
‫الان میارم.

194
00:12:38,875 --> 00:12:41,375
‫دیشب اومدی خونم،
‫حالا هم دنبالم اومدی اینجا؟

195
00:12:42,708 --> 00:12:45,208
‫اگه با عود، یه سینی هم بخرید، تخفیف داره. بفرمایید.

196
00:12:46,125 --> 00:12:47,875
‫حالا می‌خوای سینی بخری؟

197
00:12:47,958 --> 00:12:49,916
‫عه، خواهر دوقلومه.

198
00:12:50,500 --> 00:12:51,750
‫دختر خوب، سومیا؟

199
00:12:53,916 --> 00:12:56,458
‫اینا رو ببین.
‫یاس داریم، موگرا داریم...

200
00:12:56,541 --> 00:12:57,875
‫رز؟ رز دوست داری؟

201
00:12:59,375 --> 00:13:00,375
‫لعنتی!

202
00:13:01,208 --> 00:13:02,125
‫ببخشید؟

203
00:13:06,625 --> 00:13:07,625
‫چه غلطی میکنی !

204
00:13:09,625 --> 00:13:11,166
‫چرا با مشتری‌ام اینقدر بد حرف زدی؟

205
00:13:12,625 --> 00:13:16,208
‫وی‌جی، چرا داری
‫می‌پری وسط این ماجرای سیتا و گیتا؟

206
00:13:16,708 --> 00:13:20,291
‫اگه مشکلی نداره شب باهاش باشه
‫و روز کتک بخوره،

207
00:13:20,375 --> 00:13:21,375
‫به خودش مربوطه!

208
00:13:21,875 --> 00:13:23,500
‫دختره و پیرزنه رو ول کن.

209
00:13:25,458 --> 00:13:27,208
‫اون شب به کلانتری زنگ زدم.

210
00:13:28,958 --> 00:13:29,875
‫این مال توئه.

211
00:13:46,541 --> 00:13:50,875
‫- سومیا به شدت به کمکت نیاز داره.
‫- چرا؟

212
00:13:50,958 --> 00:13:55,125
‫چون هیچ‌وقت جلوش واینمیسته.
‫جلوی شوهر خودش.

213
00:13:58,750 --> 00:14:00,666
‫چون می‌خواد زن کاملی باشه؟

214
00:14:01,958 --> 00:14:05,916
‫نمی‌تونه به خواهرش ببازه.

215
00:14:22,958 --> 00:14:26,875
‫فقط پنج سالشون بود
‫که برای اولین بار دیدمشون.

216
00:14:36,916 --> 00:14:40,416
‫و فقط
‫هشت سالشون بود که مادرشون فوت کرد.

217
00:14:49,708 --> 00:14:50,666
‫سومیا؟

218
00:14:51,625 --> 00:14:54,375
‫چی شده بچه؟ سومیا؟

219
00:15:05,375 --> 00:15:06,166
‫سومیا؟

220
00:15:07,125 --> 00:15:09,958
‫هرچی می‌خوای بردار.
‫فقط بذار ساعت مامان پیش من بمونه.

221
00:15:10,041 --> 00:15:11,625
‫اما ساعت پیش من نیست.

222
00:15:12,166 --> 00:15:13,541
‫می‌دونم قایمش کردی.

223
00:15:13,625 --> 00:15:15,625
‫- ساعت مامان مال منه.
‫- نه، مال منه.

224
00:15:15,666 --> 00:15:17,375
‫- شایلی؟
‫- من نگهش می‌دارم.

225
00:15:17,458 --> 00:15:18,791
‫شایلی، بده بهش.

226
00:15:19,750 --> 00:15:22,916
‫لطفا یه چیز دیگه بردار.
‫می‌دونی که حالش خوب نیست، نه؟

227
00:15:28,416 --> 00:15:30,416
‫مامان، اول موهای منو درست می‌کنی؟

228
00:15:30,500 --> 00:15:32,375
‫نه، الان نوبت منه. باید صبر کنی.

229
00:15:32,416 --> 00:15:34,750
‫که همیشه اول باشی. فهمیدی؟

230
00:15:34,875 --> 00:15:35,875
‫مامان.

231
00:15:37,791 --> 00:15:39,541
‫شایلی، به حرفم گوش کن.

232
00:15:39,625 --> 00:15:41,416
‫لطفا، امروز خودت موهاتو درست می‌کنی؟

233
00:15:42,166 --> 00:15:43,625
‫سومیا حالش خوب نیست.

234
00:15:44,208 --> 00:15:47,125
‫- چه نمایشیه، می‌دونی؟
‫- تو دختر قوی منی، نه؟ لطفا--

235
00:15:49,750 --> 00:15:50,666
‫بیا.

236
00:15:52,666 --> 00:15:54,500
‫چرا اینقدر می‌ترسی؟

237
00:15:54,625 --> 00:15:58,041
‫به عنوان خواهر باید
‫همدیگه رو بالا می‌کشیدن و با هم بزرگ می‌شدن.

238
00:15:58,125 --> 00:16:00,125
‫اما شروع کردن به زمین زدن همدیگه.

239
00:16:03,750 --> 00:16:05,250
‫- شایلی!
‫- بگیرش!

240
00:16:06,875 --> 00:16:08,708
‫- حالا برو پیش مامان بزرگ موهاتو درست کنه.
‫- مامان بزرگ!

241
00:16:08,791 --> 00:16:09,875
‫چه قدر فیلم بازی می‌کنه.

242
00:16:09,916 --> 00:16:11,666
‫برای همه چی گریه می‌کنه.

243
00:16:11,750 --> 00:16:14,625
‫- همیشه می‌خواد نفر اول باشه!
‫- شایلی، تو چیکار کردی؟

244
00:16:14,666 --> 00:16:16,875
‫به خاطر این، هیچ‌کس توی این خونه
‫منو دوست نداره.

245
00:16:16,958 --> 00:16:18,541
‫بس کن! شایلی!

246
00:16:18,625 --> 00:16:20,166
‫نه مامان بزرگ و نه حتی بابا.

247
00:16:20,250 --> 00:16:22,875
‫- بس کن!
‫- هیچ‌کس به حرف من گوش نمی‌ده.

248
00:16:22,958 --> 00:16:25,500
‫مامان بزرگ همیشه طرف اونو می‌گیره.

249
00:16:26,291 --> 00:16:27,750
‫- شایلی، بس--
‫- ازت متنفرم!

250
00:16:28,375 --> 00:16:30,166
‫دیگه از این مسخره بازیات خسته شدم.

251
00:16:30,250 --> 00:16:32,375
‫بیا. می‌فرستمت خوابگاه.

252
00:16:32,458 --> 00:16:34,125
‫شما دوتا دیگه نمی‌تونید با هم زندگی کنید.

253
00:16:34,166 --> 00:16:37,125
‫دارن منو می‌فرستن خوابگاه.
‫همه اش تقصیر توئه!

254
00:16:37,208 --> 00:16:39,208
‫همینو می‌خواستی.
‫آره، سومیا؟

255
00:16:39,291 --> 00:16:41,666
‫تو بردی، ولی این آخرین باریه که
‫از تو می‌بازم.

256
00:16:41,750 --> 00:16:42,625
‫آخرین بار.

257
00:17:05,208 --> 00:17:07,625
‫بعد از اینکه نیرن بای صاحب فوت کرد،

258
00:17:07,708 --> 00:17:10,250
‫حال روحی سومیا
‫بدتر شد.

259
00:17:10,750 --> 00:17:14,375
‫مشکلات تنفسی، ترس از ارتفاع.

260
00:17:15,291 --> 00:17:19,291
‫از طرف دیگه، شایلی دیگه
‫حتی موقع تعطیلی مدرسه هم خونه نمیومد.

261
00:17:19,916 --> 00:17:21,625
‫حتی موقع تعطیلی‌های مدرسه هم.

262
00:17:21,708 --> 00:17:24,000
‫فقط جایزه‌هاش به خونه می‌اومدن.

263
00:17:24,125 --> 00:17:26,625
‫و اینجا، من برای سومیا،

264
00:17:27,750 --> 00:17:31,208
‫از طرف مامان بزرگ،
‫مامانش شدم.

265
00:17:32,375 --> 00:17:36,416
‫این دو خواهر از هم دورتر شدن
‫و شایلی تلخ‌تر شد.

266
00:17:36,500 --> 00:17:42,166
‫بعد، حدود یک سال پیش،
‫وقت برگشتن شایلی به خونه رسید.

267
00:17:43,625 --> 00:17:46,625
‫اما قبل از اون یه طوفان به ما زد.

268
00:17:51,541 --> 00:17:52,625
‫کمک میخوای؟

269
00:18:00,500 --> 00:18:01,625
‫آره، بیا.

270
00:18:02,791 --> 00:18:04,291
‫ناز.

271
00:18:04,375 --> 00:18:06,791
‫خب، عوضش کن.

272
00:18:15,166 --> 00:18:16,875
‫می‌خوای ابرها رو واقعاً حس کنی؟

273
00:18:30,875 --> 00:18:33,208
‫سرعت باد حدود ۱۵ کیلومتر بر ساعته.

274
00:18:34,250 --> 00:18:37,250
‫ارتفاع عالیه، و پرواز هم همینطور.

275
00:18:42,458 --> 00:18:45,500
‫واقعاً فکر می‌کنم پاراگلایدر سواری
‫نباید یه ورزش ماجراجویانه باشه.

276
00:18:46,000 --> 00:18:47,458
‫باید یه ورزش برای قرار عاشقانه باشه.

277
00:18:47,958 --> 00:18:52,291
‫۲۴۰۰ متر بالاتر از سطح زمین،
‫دو غریبه کنار هم بسته شدن.

278
00:18:53,541 --> 00:18:54,958
‫مگه قرار عالی نیست؟

279
00:18:55,541 --> 00:18:57,000
‫و این مهار…

280
00:18:57,125 --> 00:18:59,125
‫…هر دوتاشون رو کنار هم نگه می‌داره.

281
00:18:59,666 --> 00:19:02,750
‫اگه می‌خوای ابرها رو حس کنی،
‫به بال نیاز داری، درسته؟

282
00:19:04,625 --> 00:19:07,041
‫برای همین سایبان برای عاشق‌هاست.

283
00:19:12,416 --> 00:19:14,666
‫عه، قبل از پرواز دعا می‌کنی.

284
00:19:14,750 --> 00:19:17,250
‫حداقل برای وقتی که سایبانمون پاره بشه

285
00:19:17,375 --> 00:19:19,541
‫- یا مهارمون پاره بشه نگه دار.
‫- چی می‌گی؟

286
00:19:19,625 --> 00:19:21,250
‫- منظورم…
‫- نه…

287
00:19:21,375 --> 00:19:23,666
‫اصلاً جدی نگفتم. شوخی کردم.

288
00:19:23,750 --> 00:19:25,666
‫- حالت خوب می‌شه.
‫- قول می‌دهی؟

289
00:19:27,208 --> 00:19:28,875
‫قول می‌دم. حالت خوب می‌شه.

290
00:19:30,541 --> 00:19:32,416
‫- آماده‌ای؟
‫- نه.

291
00:19:33,000 --> 00:19:35,208
‫عالیه. بریم.

292
00:19:43,250 --> 00:19:45,625
‫خب، من تموم کردم. بسه دیگه.

293
00:19:45,666 --> 00:19:48,291
‫از ارتفاع می‌ترسم.
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

294
00:19:48,375 --> 00:19:49,791
‫واقعاً از ارتفاع می‌ترسم.

295
00:19:49,875 --> 00:19:52,458
‫- خواهش می‌کنم، من تموم کردم!
‫- عه، تازه بلند شدیم.

296
00:19:52,541 --> 00:19:54,291
‫- سومیا، آروم باش!
‫- نه، خواهش می‌کنم، من تموم کردم!

297
00:19:54,375 --> 00:19:56,625
‫هیچی نمی‌شه.
‫من اینجام پیش تو.

298
00:19:56,708 --> 00:19:58,875
‫- خواهش می‌کنم!
‫- به‌زودی فرود میایم، آروم باش.

299
00:19:58,958 --> 00:20:01,291
‫- می‌خوام همین الان فرود بیایم.
‫- هی، سومیا.

300
00:20:03,041 --> 00:20:05,625
‫- مستقیم به جلو نگاه کن.
‫- نه، خواهش می‌کنم، می‌خوام برگردم.

301
00:20:05,666 --> 00:20:07,625
‫چشماتو باز کن و مستقیم به جلو نگاه کن.

302
00:20:07,708 --> 00:20:09,500
‫اونجا رو نگاه کن.

303
00:20:15,375 --> 00:20:18,125
‫سومیا! شایلی!

304
00:20:45,958 --> 00:20:47,583
‫بد نبود، سومیا جی.

305
00:20:50,458 --> 00:20:52,875
‫اون بالا پرواز کردی و
‫ابرها رو هم حس کردی.

306
00:20:54,208 --> 00:20:55,958
‫بهت گفتم حالت خوب می‌شه.

307
00:20:57,458 --> 00:20:59,208
‫بهترین آدم رو پیش خودت داری.

308
00:21:02,708 --> 00:21:05,041
‫سومیا؟ سومیا!

309
00:21:06,250 --> 00:21:07,125
‫الو؟

310
00:21:08,125 --> 00:21:10,083
‫سومیا؟

311
00:21:19,791 --> 00:21:20,833
‫ممنون.

312
00:22:25,375 --> 00:22:26,208
‫درو

313
00:23:02,625 --> 00:23:04,291
‫- سومیا!
‫- مادرجون.

314
00:23:05,125 --> 00:23:07,458
‫- خدا خیرت بده!
‫- سلام عموجون. ام، عموجون،

315
00:23:08,166 --> 00:23:10,458
‫ایشون دوست من هستن، درو.

316
00:23:10,541 --> 00:23:13,125
‫یه شرکت ورزش‌های ماجراجویی داره.
‫تو ولی ویو پوینت.

317
00:23:14,416 --> 00:23:15,750
‫- سلام!
‫- سلام.

318
00:23:15,875 --> 00:23:17,166
‫ورزش‌های ماجراجویی؟

319
00:23:18,375 --> 00:23:19,708
‫چه نترسی هستی. من که نمیتونم انجامش بدم!

320
00:23:19,791 --> 00:23:21,541
‫به نظرم باید امتحانش کنی.

321
00:23:21,625 --> 00:23:22,458
‫باحال میشه.

322
00:23:22,541 --> 00:23:24,541
‫خیلی خوشت میاد.

323
00:23:46,625 --> 00:23:48,375
‫سورپرایز!

324
00:23:49,916 --> 00:23:49,958
‫یا شوک؟

325
00:23:50,583 --> 00:23:52,333
‫بیخیال مادرجون.

326
00:23:54,416 --> 00:23:55,250
‫دلم برات تنگ شده بود؟

327
00:23:56,083 --> 00:23:57,750
‫- سلام آبجی.
‫- سلام.

328
00:24:01,250 --> 00:24:03,083
‫عموجون!

329
00:24:07,083 --> 00:24:08,833
‫سلام! من دوقلوئم.

330
00:24:09,583 --> 00:24:12,000
‫و من دوست جدیدم. درو سود.

331
00:24:13,083 --> 00:24:14,416
‫درو سود…

332
00:24:14,500 --> 00:24:16,333
‫اوه، یه لحظه،
‫تو همون یاروئی، نه؟

333
00:24:16,416 --> 00:24:18,458
‫ام، "سود میگه، اوج بگیر!"

334
00:24:19,416 --> 00:24:22,750
‫وقتی میری سمت دیویپور،
‫همه بیلبوردها تبلیغ خمیردندون دارن

335
00:24:23,750 --> 00:24:25,208
‫یا عکس صورت تو.

336
00:24:26,875 --> 00:24:28,458
‫"اوج بگیر." درسته؟

337
00:24:29,500 --> 00:24:31,375
‫آره، خودمم.

338
00:24:31,458 --> 00:24:33,375
‫"اوج بگیر!"

339
00:24:36,208 --> 00:24:39,750
‫عالیه.

340
00:24:39,833 --> 00:24:40,833
‫پرواز.

341
00:24:43,083 --> 00:24:45,333
‫منم همینطور. عاشقشم.

342
00:24:49,958 --> 00:24:52,333
‫شایلی با یه هدف برگشته بود.

343
00:24:53,083 --> 00:24:55,416
‫اینکه همه چیو از سومیا بگیره.

344
00:24:58,125 --> 00:24:59,750
‫هممم.

345
00:25:03,708 --> 00:25:05,708
‫ببین، این یارو درو خیلی خوشگله، نه؟

346
00:25:10,125 --> 00:25:12,000
‫شما دوتا فقط دوستین، درسته؟

347
00:25:14,125 --> 00:25:17,208
‫امیدوارم که بهش حسی نداشته باشی.

348
00:25:20,916 --> 00:25:23,375
‫ببین، ناراحت نشی،
‫ولی به نظرم خیلی از تو سرتره.

349
00:25:26,125 --> 00:25:27,125
‫اما میتونی امتحان کنی.

350
00:25:30,375 --> 00:25:34,375
‫و به هر حال، مادرجون، عموجون

351
00:25:35,708 --> 00:25:37,416
‫هواخواه سومیا هستن، نه؟

352
00:25:39,625 --> 00:25:42,458
‫پس شاید درو بتونه…

353
00:25:49,500 --> 00:25:50,916
‫میدونی که من عاشق پروازم.

354
00:26:23,333 --> 00:26:24,250
‫سومیا؟

355
00:26:36,541 --> 00:26:42,208
‫شایلی که دقیقا هم تایپ منه، مگه نه؟

356
00:26:43,750 --> 00:26:48,333
‫یعنی، ام، حس میکنم یه جورایی باهاش ارتباط دارم.

357
00:26:50,291 --> 00:26:54,625
‫اون خیلی وحشیه، ماجراجو، ورزشکار.

358
00:26:56,791 --> 00:26:59,625
‫اون فقط… فقط…

359
00:26:59,708 --> 00:27:00,833
‫محشره.

360
00:27:03,208 --> 00:27:04,458
‫آره.

361
00:28:03,125 --> 00:28:05,333
‫- مرسی.
‫- خواهش.

362
00:28:05,416 --> 00:28:08,166
‫راستی، واسه شام فردا شب میای، دیگه؟

363
00:28:08,833 --> 00:28:09,666
‫اوم…

364
00:28:09,750 --> 00:28:10,708
‫بیا دیگه.

365
00:28:12,583 --> 00:28:13,416
‫باشه.

366
00:28:16,458 --> 00:28:18,833
‫می‌دونم باشگاه تیراندازی یه کم ضرر داده.

367
00:28:18,916 --> 00:28:20,916
‫اما این دفعه، بابا هم هست.

368
00:28:21,000 --> 00:28:22,833
‫فقط یه تایید نهایی از تو لازم دارم.

369
00:28:22,916 --> 00:28:25,083
‫خب بگو. چطوری می‌خوای این کارو بکنی؟

370
00:28:25,166 --> 00:28:28,583
‫همه چی رو امروز نهایی می‌کنیم.
‫من گزارش کامل رو گرفتم.

371
00:28:28,625 --> 00:28:30,250
‫تاجر خیلی خوبی هستی.

372
00:28:30,333 --> 00:28:33,708
‫هر پولی که دولت سرمایه‌گذاری کنه،
‫چند برابر میشه.

373
00:28:36,041 --> 00:28:38,125
‫ببخشید، من… الان برمی‌گردم. ببخشید.

374
00:28:38,208 --> 00:28:39,125
‫باشه.

375
00:28:44,833 --> 00:28:45,958
‫ببخشید.

376
00:28:46,875 --> 00:28:48,541
‫خب، تیاگی جی، درباره تاییدیه‌ها…

377
00:28:48,583 --> 00:28:50,375
‫اینجا خیلی شلوغه که حرف بزنیم.

378
00:28:50,875 --> 00:28:52,083
‫بیا دفتر.

379
00:28:52,166 --> 00:28:53,916
‫اونجا درباره همه چی حرف می‌زنیم.

380
00:28:54,041 --> 00:28:56,541
‫و من با پدرت درباره همه تاییدیه‌ها حرف می‌زنم.

381
00:28:56,625 --> 00:28:59,541
‫البته. هر طور شما بگید. حتما.

382
00:29:01,875 --> 00:29:01,916
‫درو!

383
00:29:03,250 --> 00:29:04,750
‫همش داره گریه می‌کنه!

384
00:29:08,500 --> 00:29:09,541
‫درو؟

385
00:29:11,916 --> 00:29:14,250
‫مطمئنی
‫انتخاب درست رو می‌کنی؟

386
00:29:25,125 --> 00:29:26,416
‫چی شده؟

387
00:29:27,000 --> 00:29:28,916
‫داشتم درباره انتخاب نوشیدنی حرف می‌زدم.

388
00:29:29,833 --> 00:29:31,333
‫چی فکر کردی؟

389
00:29:51,000 --> 00:29:54,083
‫مرتیکه! یه سرمایه‌گذاری ۵۰۰ کروری رو
‫واسمون خراب کردی!

390
00:29:55,000 --> 00:29:57,750
‫یه وزیر میاد خونت
‫و تو فقط مشغول مهمونی دادنی؟

391
00:29:57,833 --> 00:29:59,583
‫زن‌های اضافی اونجا بودن؟

392
00:30:00,250 --> 00:30:01,833
‫مادرت درست می‌گفت درباره‌ات.

393
00:30:02,416 --> 00:30:04,916
‫باید یه دختر
‫واست پیدا می‌کردیم و می‌دادیمت بهش.

394
00:30:05,916 --> 00:30:08,833
‫اشتباه کردم. به حرفش گوش ندادم.

395
00:30:09,333 --> 00:30:13,958
‫حالا، فقط یه چی بهم بگو،
‫می‌خوای تو کار باشی یا نه؟

396
00:30:14,083 --> 00:30:17,333
‫و اگه می‌خوای،
‫پس این مهمونی ها

397
00:30:17,375 --> 00:30:20,208
‫این چیزا 
‫با زن‌ها باید همین الان تموم بشه!

398
00:30:20,333 --> 00:30:22,666
‫دیگه نمی‌تونم ماست‌مالی‌ات کنم!

399
00:30:24,583 --> 00:30:26,083
‫دیگه بسمه، مرتیکه!

400
00:30:26,666 --> 00:30:29,833
‫مرد باش
‫و با یه دختر خونه‌دار ازدواج کن.

401
00:30:30,583 --> 00:30:32,833
‫یا بی‌خیال تاجر شدن شو.

402
00:30:42,083 --> 00:30:43,375
‫احمقِ بی‌خاصیت.

403
00:30:56,833 --> 00:30:58,583
‫تمام تلاشمو کردم
‫که شایلی رو بیدار کنم.

404
00:30:59,333 --> 00:31:00,458
‫بیدار نمیشه.

405
00:31:00,583 --> 00:31:01,916
‫می‌خوای بیای؟

406
00:31:07,166 --> 00:31:08,000
‫باشه!

407
00:31:08,833 --> 00:31:11,166
‫نترسی که؟

408
00:31:13,666 --> 00:31:15,166
‫با منی دیگه، مگه نه؟

409
00:31:15,250 --> 00:31:17,958
‫یادت هست چی گفتی؟
‫گفتی تو کاردرستی.

410
00:31:21,875 --> 00:31:22,958
‫راست میگن،

411
00:31:23,083 --> 00:31:25,500
‫هر چی برای خوشبختی لازمه

412
00:31:27,000 --> 00:31:28,625
‫جلوی چشممونه، با این حال

413
00:31:29,250 --> 00:31:31,458
‫دنبالش جاهای دیگه میگردیم.

414
00:31:33,333 --> 00:31:34,500
‫با من ازدواج کن.

415
00:31:36,083 --> 00:31:36,916
‫چی؟

416
00:31:37,583 --> 00:31:38,750
‫با من ازدواج کن.

417
00:31:39,750 --> 00:31:43,500
‫اما فکر میکردم از تایپ من خوشت نمیاد.

418
00:31:44,083 --> 00:31:45,958
‫از اون چیزا خبر ندارم.

419
00:31:46,083 --> 00:31:48,916
‫فقط میدونم که، نمیدونم چرا،

420
00:31:49,000 --> 00:31:50,583
‫با تو احساس آرامش میکنم.

421
00:31:53,833 --> 00:31:56,875
‫ماجراجویی زیاد خوب نیست.
‫آدم سکته میکنه.

422
00:31:57,750 --> 00:31:58,875
‫نجاتم بده، سومیا.

423
00:32:06,958 --> 00:32:08,125
‫لعنتی!

424
00:32:08,791 --> 00:32:10,333
‫یکی بخر، دوتا ببر!

425
00:32:11,083 --> 00:32:12,041
‫و شایلی؟

426
00:32:24,708 --> 00:32:25,291
‫شایلی!

427
00:33:11,958 --> 00:33:12,833
‫عکس خانوادگی؟

428
00:33:15,041 --> 00:33:17,166
‫بیاین، مامان، زود باشین!

429
00:33:19,333 --> 00:33:21,000
‫- شایلی…
‫- هوم؟ چی؟

430
00:33:27,458 --> 00:33:29,166
‫این همه نفرت بین خواهرا؟

431
00:33:30,166 --> 00:33:32,291
‫بزرگترین جنگ دنیا،

432
00:33:33,666 --> 00:33:36,333
‫مهاباراتا، بین برادرها  اتفاق افتاد، نه؟

433
00:33:38,166 --> 00:33:40,458
‫پس کی همه چی
‫شروع به خراب شدن کرد؟

434
00:33:40,541 --> 00:33:44,166
‫فقط چند ماه بعد از عروسی،

435
00:33:45,291 --> 00:33:46,833
‫درو  عصبانی‌تر شد.

436
00:33:46,916 --> 00:33:50,916
‫اوضاع کارش  خراب شد.
‫و عصبانیتش رو سر اون خالی می‌کرد.

437
00:33:50,958 --> 00:33:54,791
‫خانم، سامیا همه چیزش رو فدا می‌کنه

438
00:33:54,916 --> 00:33:56,666
‫تا زندگیش از هم نپاشه.

439
00:33:58,708 --> 00:34:00,458
‫اون هیچوقت شکایت نمی‌کنه.

440
00:34:02,291 --> 00:34:05,333
‫در این صورت، هیچ دلیلی نداره
‫داستان غم انگیزت رو به من بفروشی.

441
00:34:05,416 --> 00:34:07,416
‫یا شکایت کن یا مدرک بیار.

442
00:34:08,000 --> 00:34:08,916
‫مدرک؟

443
00:34:11,083 --> 00:34:12,833
‫ام… اما شما مدرک پیدا می‌کنید، درسته؟

444
00:34:12,916 --> 00:34:15,083
‫آخه، اینطور نیست که
‫بتونم برم تو خونت

445
00:34:15,166 --> 00:34:16,666
‫و برات مدرک جمع کنم.

446
00:34:17,166 --> 00:34:19,791
‫شاید بهتر باشه
‫به جای  نوشیدن، شروع به گشتن کنی.

447
00:34:26,166 --> 00:34:27,500
‫هممم.

448
00:34:33,250 --> 00:34:35,166
‫خوبه!

449
00:34:40,083 --> 00:34:42,250
‫این چیزای محلی می‌کُشَدت.

450
00:34:42,333 --> 00:34:44,458
‫همه اینا رو فراموش کن، شایلی.

451
00:34:44,541 --> 00:34:47,791
‫بگو ببینم، کی از این خونه میری؟

452
00:34:48,458 --> 00:34:50,791
‫وقتی داداشم بگه.

453
00:34:51,416 --> 00:34:52,916
‫اون ازم خواست که اینجا نقل مکان کنم.

454
00:34:53,666 --> 00:34:55,416
‫گفت: «بیا با من زندگی کن.»

455
00:34:59,166 --> 00:35:02,041
‫- شایلی!
‫- ریلکس باش، مامان.

456
00:35:02,166 --> 00:35:03,416
‫خونم داره بازسازی میشه.

457
00:35:03,500 --> 00:35:05,000
‫به جای اینکه  غرق گرد و خاک بشم،

458
00:35:05,083 --> 00:35:07,916
‫بهتر نیست که
‫پیش خانواده عزیزم بمونم؟

459
00:35:08,708 --> 00:35:11,666
‫با عشق، بیشتر و بیشتر عشق.

460
00:35:12,333 --> 00:35:13,416
‫درسته، آبجی؟

461
00:35:19,541 --> 00:35:20,666
‫خب، پس…

462
00:35:26,916 --> 00:35:30,583
‫آقای تیاگی، این پارک ماجراجویی
‫بزرگترین سرمایه‌گذاری ما تا الان خواهد بود.

463
00:35:31,166 --> 00:35:33,166
‫و بازگشت سرمایه کاملاً تضمین شده است.

464
00:35:33,250 --> 00:35:36,500
‫پس ورزش‌های ماجراجویی و دیویپور،
‫اون رو به سطح بعدی می‌بریم.

465
00:35:36,583 --> 00:35:38,750
‫- هممم.
‫- بابا هم خیلی برای این هیجان زده است.

466
00:35:40,666 --> 00:35:43,166
‫بنابراین، کل هزینه پروژه
‫۱۵۰۰۰ کرور است.

467
00:35:43,958 --> 00:35:47,541
‫اما برای مجوز منطقه بندی،
‫به تأیید ۵۰۰ کرور نیاز داریم.

468
00:35:50,916 --> 00:35:53,333
‫چی شده؟ آقای تیاگی؟

469
00:35:55,416 --> 00:35:57,833
‫تنده! تنده!

470
00:35:59,541 --> 00:36:00,916
‫آروم!

471
00:36:01,000 --> 00:36:02,416
‫- ببخشید.
‫- تنده.

472
00:36:02,458 --> 00:36:05,791
‫لطفاً کمی آب بنوشید.

473
00:36:06,500 --> 00:36:09,166
‫لطفاً دو دقیقه به من وقت بدهید.
‫من درستش می‌کنم.

474
00:36:09,750 --> 00:36:11,916
‫نه!

475
00:36:11,958 --> 00:36:13,666
‫آقای تیاگی، حالتون خوبه؟

476
00:36:13,750 --> 00:36:15,416
‫آآآه!

477
00:36:15,458 --> 00:36:18,000
‫با این غذا، جوانه‌های چشایی من
‫به  مرگ تدریجی دچار شدن.

478
00:36:19,250 --> 00:36:21,958
‫من غذای چینی سفارش میدم. کس دیگه‌ای می‌خواد؟

479
00:36:22,458 --> 00:36:25,833
‫نه، نه، من چیزی نمی‌خوام.
‫چیزی نمی‌خوام.

480
00:36:34,666 --> 00:36:37,166
‫ایشون وزیر گردشگری اوتاراکند هستن.

481
00:36:37,833 --> 00:36:41,250
‫و داشت  ۱۵۰۰۰ کرور برای پروژه‌ام  تصویب می‌کرد.

482
00:36:41,333 --> 00:36:43,541
‫- و تو؟
‫- درو…

483
00:36:43,666 --> 00:36:46,750
‫غذا رو  انقدر تند درست کردی…

484
00:36:47,583 --> 00:36:50,416
‫…که نزدیک بود بکُشَش.

485
00:36:50,458 --> 00:36:53,916
‫خواهش می‌کنم.
‫درد داره، درو. خواهش می‌کنم.

486
00:36:55,916 --> 00:37:00,083
‫و تو داری به کسب و کار من آسیب می‌زنی.

487
00:37:05,166 --> 00:37:06,666
‫بعداً به حسابت میرسم.

488
00:37:13,250 --> 00:37:16,416
‫هی! کی بهت اجازه داده اینجا پارک کنی؟

489
00:37:16,500 --> 00:37:18,500
‫- یالا، ببرش.
‫- باشه خانم، چشم.

490
00:37:22,416 --> 00:37:24,208
‫هی! یالا، از اینجا برو.

491
00:37:24,291 --> 00:37:25,541
‫زود باش. یالا.

492
00:37:25,666 --> 00:37:27,041
‫یه چایی تازه دم برای ما درست کن.

493
00:37:28,041 --> 00:37:31,416
‫بدجوری داری ماست مالی میکنی.
‫همه چی خیلی واضحه.

494
00:37:31,458 --> 00:37:33,666
‫چرا از شوهرت شکایت نمیکنی؟

495
00:37:34,666 --> 00:37:36,541
‫همه میدونن کتکت میزنه.

496
00:37:38,916 --> 00:37:42,666
‫اما کسی نمیدونه که
‫اون واقعاً دوستم هم داره.

497
00:37:45,708 --> 00:37:46,791
‫بریم، مامان.

498
00:37:52,916 --> 00:37:55,416
‫فکر میکنه میتونه به پلیس دروغ بگه.

499
00:37:55,500 --> 00:37:57,416
‫تمام صورتش کبوده،

500
00:37:57,458 --> 00:37:59,333
‫اما میگه،
‫"اون دوستم داره."

501
00:38:00,333 --> 00:38:01,500
‫عشق چیز عجیبیه.

502
00:38:02,250 --> 00:38:04,500
‫خانمِ محترم،
‫تا حالا عاشق شدی؟ ها؟

503
00:38:05,791 --> 00:38:06,666
‫نه.

504
00:38:07,250 --> 00:38:09,250
‫- دستفروش‌ها رو بیرون کنید!
‫- باشه.

505
00:38:11,708 --> 00:38:13,791
‫زندگی برای هیجان به یه کم چاشنی دیوونگی نیاز داره.

506
00:38:13,916 --> 00:38:14,916
‫- کاتوچ!
‫- بله قربان!

507
00:38:15,000 --> 00:38:17,541
‫- اومدم تو چایی خونه؟
‫- بفرمایید چایی داغتون.

508
00:38:17,666 --> 00:38:18,458
‫بفرمایید میل کنید.

509
00:38:19,000 --> 00:38:20,750
‫یه دقیقه صبر کن. این اینجا چیکار میکنه؟

510
00:38:20,833 --> 00:38:23,541
‫از خانواده‌ام دور بمون خانم.
‫این آخرین اخطار منه بهت.

511
00:38:25,250 --> 00:38:26,250
‫صبح بخیر، قربان.

512
00:38:26,333 --> 00:38:28,500
‫شنیدید؟
‫زنمو اذیت میکنه.

513
00:38:28,583 --> 00:38:30,791
‫مجبورش میکنه از من شکایت کنه،
‫علیه‌ام اعلام جرم کنه.

514
00:38:30,916 --> 00:38:33,416
‫قربان، من سعی ندارم
‫پرونده‌ای علیه ایشون درست کنم.

515
00:38:33,500 --> 00:38:36,416
‫پرونده روی صورتشه.
‫یه پرونده خشونت خانگی.

516
00:38:36,458 --> 00:38:38,750
‫وقتی از کوره در میره،
‫زنش تاوانشو میده.

517
00:38:38,833 --> 00:38:40,416
‫ازش بپرسید.

518
00:38:40,458 --> 00:38:43,416
‫آرایشت نمیتونه "داستان عاشقانه‌"تون رو قایم کنه!

519
00:38:43,500 --> 00:38:46,541
‫قبلاً بهتون گفتم
‫به کمد خوردم.

520
00:38:49,791 --> 00:38:50,958
‫جای کبودی روی گردن!

521
00:38:52,833 --> 00:38:54,041
‫میبینی اینو؟

522
00:38:54,166 --> 00:38:55,166
‫اون به ما وسواس داره!

523
00:38:55,208 --> 00:38:57,166
‫به هیچی دیگه نمیتونه فکر کنه!

524
00:38:57,250 --> 00:38:59,041
‫بگو دست از سرمون برداره.

525
00:38:59,166 --> 00:39:01,541
‫وگرنه مجبور میشم
‫پدرمو وارد ماجرا کنم.

526
00:39:29,791 --> 00:39:33,458
‫شایلی، عصبانی میشه،
‫بعدش تبدیل به یه هیولای تمام عیار میشه.

527
00:39:34,791 --> 00:39:37,333
‫همش کتکش میزنه،
‫و اونم هیچی نمیگه.

528
00:39:37,416 --> 00:39:38,541
‫اوه، خواهش میکنم!

529
00:39:39,041 --> 00:39:41,833
‫همه اینا فیلمه.
‫همیشه همینجوری بوده.

530
00:39:41,916 --> 00:39:45,208
‫- اما من خودم چندین بار دیدم که زده‌تش.
‫- پس باید ترکش کنه!

531
00:39:46,125 --> 00:39:47,791
‫از همون اولش میدونستم.

532
00:39:47,875 --> 00:39:49,833
‫یکی مثل اون نمیتونه از پس دروو بربیاد.

533
00:39:50,958 --> 00:39:54,208
‫خودت همینو میخوای، نه؟
‫که ترکش کنه؟

534
00:39:56,875 --> 00:40:01,041
‫جذابیت تو
‫قلبمو طلسم کرده

535
00:40:01,125 --> 00:40:03,333
‫هر تپش قلبم میگه

536
00:40:07,083 --> 00:40:09,375
‫نه! نه! سومیا!

537
00:40:11,291 --> 00:40:13,333
‫شایلی، باید این خونه رو ترک کنی.

538
00:40:20,000 --> 00:40:22,666
‫یه وقتایی میخوای از اتاق برم بیرون، یه وقتایی از خونه.

539
00:40:22,750 --> 00:40:25,166
‫میخوای برم
‫خوابگاه، و حالا هم این…

540
00:40:25,250 --> 00:40:28,000
‫بیا یه کاری کنیم، مامان بزرگ.
‫چرا از این بالکن هولم نمیدی پایین؟

541
00:40:28,083 --> 00:40:29,958
‫اونوقت از دنیا راحت میشم.

542
00:40:30,041 --> 00:40:31,166
‫اونوقت راضی میشی؟

543
00:40:31,750 --> 00:40:32,791
‫خوشحال میشی؟

544
00:40:34,958 --> 00:40:36,166
‫فکر کنم آره.

545
00:40:41,583 --> 00:40:44,625
‫دروو! دروو!
‫دروو! دروو! بس کن، بس کن، بس کن دیگه، دروو!

546
00:40:46,916 --> 00:40:48,583
‫بس کن، دروو. بس کن!

547
00:40:49,416 --> 00:40:50,416
‫بس کن!

548
00:40:50,791 --> 00:40:51,208
‫بس کن، دروو!

549
00:40:51,833 --> 00:40:53,625
‫بس کن، دروو!

550
00:41:04,416 --> 00:41:07,375
‫مامان بزرگ، چرا با ما
‫نمیای تو اتاق خوابمون؟

551
00:41:07,458 --> 00:41:08,666
‫نه، نه، خواهش میکنم، اصرار دارم.

552
00:41:08,791 --> 00:41:10,458
‫میتونی بین ما دوتا بخوابی.

553
00:41:10,541 --> 00:41:13,583
‫آره؟ کلی جا هست.
‫بیا تو، مامان بزرگ.

554
00:41:14,083 --> 00:41:14,916
‫مامان بزرگ؟

555
00:41:20,416 --> 00:41:22,166
‫بیا دیگه!

556
00:41:22,750 --> 00:41:24,250
‫شایلی! شایلی!

557
00:41:24,375 --> 00:41:27,541
‫ببخشید بچه ها! من حوصله سر بر رو انتخاب کردم.

558
00:41:40,000 --> 00:41:42,166
‫چرا نمیتونی منو و درو رو تنها بذاری؟

559
00:41:48,625 --> 00:41:50,500
‫میخوایم یه نی نی بیاریم.

560
00:41:59,291 --> 00:42:00,458
‫خیلی خب.

561
00:42:08,833 --> 00:42:11,333
‫- کی برمیگردی؟
‫- فقط یه هفته دیگه.

562
00:42:13,416 --> 00:42:14,375
‫بچه میخوام.

563
00:42:18,083 --> 00:42:20,583
‫- وقتی برگشتم حرف میزنیم.
‫- سرت شلوغ میشه با کار.

564
00:42:20,666 --> 00:42:22,250
‫باز همون حرفا؟

565
00:42:22,291 --> 00:42:24,250
‫کلی کار ریخته سرم،
‫پروژه های مهم تو راهه.

566
00:42:24,291 --> 00:42:25,541
‫الان وقت بچه دار شدن نیست.

567
00:42:25,625 --> 00:42:27,916
‫یعنی چی؟
‫من واقعا بچه میخوام.

568
00:42:28,000 --> 00:42:30,666
‫- که نمیشه همیشه هر چی تو میخوای بشه.
‫- یعنی چی هر چی من میخوام؟

569
00:42:30,750 --> 00:42:32,500
‫از وقتی ازدواج کردیم،
‫هرچی تو گفتی شده.

570
00:42:32,583 --> 00:42:33,750
‫تو اون جادوگره رو خواستی تو خونه باشه،

571
00:42:33,833 --> 00:42:35,375
‫- و حالا اون داره رو سرمون رقص و آواز راه انداخته--
‫- «جادوگر؟»

572
00:42:35,500 --> 00:42:36,666
‫درو، اون مثل مادر منه!

573
00:42:36,750 --> 00:42:38,916
‫آ، پس، حالا من باید
‫تمام روز جون بکنم،

574
00:42:39,000 --> 00:42:40,750
‫و وقتی برگشتم خونه،
‫با درام تو سر و کله بزنم.

575
00:42:40,833 --> 00:42:42,291
‫من دارم درام راه میندازم؟

576
00:42:42,375 --> 00:42:45,250
‫تمام روز به حرف تو گوش میدم،
‫ولی اگه به کوچکترین چیزی نه بگم--

577
00:42:45,291 --> 00:42:48,000
‫مرد هر کاری بکنه،
‫زن هیچوقت راضی نمیشه.

578
00:42:48,041 --> 00:42:50,291
‫اگه شوخی کنم،
‫زود ناراحت میشی.

579
00:42:50,375 --> 00:42:52,250
‫اگه بخوام برم بیرون،
‫استرس میگیری!

580
00:42:52,333 --> 00:42:54,250
‫و لیست داروهات هیچوقت تمومی نداره.

581
00:42:54,875 --> 00:42:57,250
‫نمیتونم درست و حسابی زندگی کنم،
‫میدونی که؟

582
00:42:57,291 --> 00:43:00,625
‫احساس خفگی میکنم.
‫لعنتی من بچه نمیخوام!

583
00:43:02,166 --> 00:43:04,000
‫آه، حالا این.

584
00:43:04,083 --> 00:43:06,333
‫گریه! میدونی،
‫من بودم که اشتباه کردم؟

585
00:43:06,416 --> 00:43:08,083
‫با خواهر اشتباهی ازدواج کردم.

586
00:43:08,166 --> 00:43:11,166
‫- شاید باید با شایلی ازدواج میکردم.
‫- آره، باید میکردی.

587
00:43:11,666 --> 00:43:14,166
‫ولی اون موقع تو یه زن خونه دار میخواستی، نه؟ هان؟

588
00:43:15,583 --> 00:43:16,666
‫من فقط یه لیست بودم برات.

589
00:43:17,375 --> 00:43:20,833
‫یکی که از خونه مراقبت کنه،
‫آشپزی بلد باشه، نوشیدنی نخوره.

590
00:43:20,916 --> 00:43:23,500
‫و حالا دقیقا همین چیزا
‫دارن خفت میکنن، هان؟

591
00:43:23,583 --> 00:43:26,583
‫و از چه کاری حرف میزنی؟
‫همه چی رو آماده تحویلت گرفتن.

592
00:43:26,666 --> 00:43:30,083
‫بابا این کار و کاسبی رو برات راه انداخت،
‫و تو حتی نمیتونی درست و حسابی اداره اش کنی.

593
00:43:35,041 --> 00:43:36,625
‫چی گفتی؟ هان؟

594
00:43:39,625 --> 00:43:41,166
‫تو میخوای به من
‫یاد بدی چطوری کارم رو اداره کنم؟

595
00:44:03,541 --> 00:44:06,666
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم،
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.

596
00:44:50,791 --> 00:44:52,750
‫اینطوری با من حرف نزن!

597
00:44:52,833 --> 00:44:54,375
‫چرا باید هی حرفم رو تکرار کنم؟

598
00:44:54,500 --> 00:44:56,291
‫چرا باید هی
‫دوباره و دوباره بگم؟

599
00:44:56,375 --> 00:44:59,583
‫هان؟ نمیفهمی، نه؟

600
00:45:30,000 --> 00:45:31,416
‫سومیا!

601
00:45:33,333 --> 00:45:35,083
‫چرا این کارو با من میکنی؟

602
00:45:36,125 --> 00:45:37,000
‫تو…

603
00:45:37,625 --> 00:45:40,000
‫میدونی وقتی از کوره در میرم
‫چی میشه.

604
00:45:40,083 --> 00:45:41,083
‫چرا این کارو میکنی؟

605
00:45:42,000 --> 00:45:44,166
‫چرا منو انقدر عصبانی میکنی؟ هان؟

606
00:45:44,250 --> 00:45:45,791
‫حالا ببین چی کارم کردی.

607
00:46:44,250 --> 00:46:46,500
‫- اینجوری نمیشه.
‫- ها؟

608
00:46:47,958 --> 00:46:49,500
‫باید یه کاری بکنیم.

609
00:46:49,583 --> 00:46:54,000
‫خانم، من چیزای بدی
‫درباره گذشته شوهرش شنیدم.

610
00:46:54,083 --> 00:46:56,208
‫پرونده‌های خشونت
‫علیه اون تو هاریانا هست.

611
00:46:56,250 --> 00:46:57,958
‫یکی‌شون "اقدام به قتل"ه.

612
00:46:58,000 --> 00:47:00,041
‫- ماشین رو بیار. میریم هاریانا.
‫- ها؟

613
00:47:00,833 --> 00:47:03,333
‫- واقعا باید یاد بگیرم که خفه خون بگیرم.
‫- بیا، راه بیفت!

614
00:47:04,208 --> 00:47:07,333
‫سونیت‌پت

615
00:47:12,708 --> 00:47:14,208
‫سلام، خانم.

616
00:47:16,208 --> 00:47:17,958
‫پیدا کردن اینجارو سخت بود؟

617
00:47:21,541 --> 00:47:24,250
‫میدونیم چرا اینجایی.
‫منتظرت بودیم.

618
00:47:25,083 --> 00:47:27,083
‫تو بازرس جدید
‫از داویپور هستی، درسته؟

619
00:47:27,708 --> 00:47:31,041
‫ما میدونستیم داری میای اینجا
‫چون از سونیت‌پت رد شدی.

620
00:47:31,750 --> 00:47:35,333
‫عمو وزیرِ.
‫خیلی تو دهلی پارتی داره.

621
00:47:35,458 --> 00:47:38,958
‫و "دی" ما یه شیرِ!
‫فقط یه کم زود از کوره در میره.

622
00:47:39,000 --> 00:47:42,083
‫خب خانم، اومدی
‫با مدیر صحبت کنی، درسته؟

623
00:47:42,583 --> 00:47:46,125
‫آره، اینجا همون بارِ
‫که "دی" توش تیر هوایی شلیک کرد.

624
00:47:46,208 --> 00:47:47,958
‫یه پرونده علیهش تشکیل شد.

625
00:47:48,000 --> 00:47:50,958
‫به من اعتماد کن، زحمت نکش
‫با مدیر ملاقات کنی.

626
00:47:51,791 --> 00:47:56,583
‫هر کاری میخوای بکنی خانم،
‫یه بار دیگه روش فکر کن.

627
00:47:56,708 --> 00:47:58,291
‫ما اینارو نمیگیم

628
00:47:58,791 --> 00:48:00,791
‫که الکی اذیتت کرده باشیم
‫میدونی که خانم.

629
00:48:10,208 --> 00:48:11,708
‫حتی من اینجا نیستم

630
00:48:11,750 --> 00:48:14,375
‫که باهات بازی کنم.

631
00:48:19,125 --> 00:48:20,750
‫میخوام مدیر بار رو ببینم.

632
00:48:25,958 --> 00:48:27,708
‫گویند، چمدون رو از ماشین بیار.

633
00:48:32,333 --> 00:48:33,250
‫میتونست بمیره.

634
00:48:33,833 --> 00:48:37,458
‫اگه یه بار دیگه دست روت بلند کنی،
‫میبرمت کلانتری.

635
00:48:38,000 --> 00:48:40,333
‫این افسر جدید
‫فقط دنبال یه بهونه‌اس

636
00:48:40,458 --> 00:48:42,375
‫که یه پرونده جنایی علیه تو تشکیل بده.

637
00:48:44,041 --> 00:48:45,875
‫جرئت داری یه بار دیگه بهش نزدیک بشی.

638
00:48:54,375 --> 00:48:58,208
‫مامان، برو و شکایت کن.

639
00:48:58,250 --> 00:49:01,625
‫منم بهشون میگم
‫چه داروهایی مصرف میکرده

640
00:49:01,708 --> 00:49:05,208
‫برای استرسش،
‫برای افسردگیش، برای اضطرابش،

641
00:49:05,708 --> 00:49:07,625
‫اینکه چطور غیرقابل پیش‌بینی شده بود.

642
00:49:08,208 --> 00:49:09,583
‫اونا باید بدونن

643
00:49:09,708 --> 00:49:13,000
‫چطور یه مرد بیچاره رو گول زدن تا
‫با یه زن دیوونه ازدواج کنه.

644
00:49:13,833 --> 00:49:17,375
‫اونا میبینن چقدر دوسش دارم،
‫و نسخه‌ها رو هم میبینن.

645
00:49:19,375 --> 00:49:25,291
‫و اگه این همه استرس
‫باعث بشه به خودکشی فکر کنه چی؟

646
00:49:26,833 --> 00:49:28,458
‫اگه خودکشی کنه چی؟

647
00:49:36,000 --> 00:49:36,833
‫مامان!

648
00:49:50,666 --> 00:49:52,416
‫سومیا، کلید خونه رو ندیدی؟

649
00:49:54,041 --> 00:49:55,208
‫اینا چیه دیگه؟

650
00:49:56,625 --> 00:49:58,708
‫- چرا ولش نمیکنی؟
‫- هیس!

651
00:50:11,875 --> 00:50:13,041
‫هر کاری میخوای بکن.

652
00:50:19,916 --> 00:50:23,625
‫شایلی یار، این بازرس جدید
‫داره حسابی رو مخم راه میره.

653
00:50:23,750 --> 00:50:25,166
‫وقتشه یه سر بهش بزنیم.

654
00:50:31,083 --> 00:50:33,041
‫خب، هاریانا چطور بود خانم؟

655
00:50:33,541 --> 00:50:37,291
‫انگار حسابی خوش گذشته.
‫پرونده‌های قدیمی رو هم درآوردی.

656
00:50:45,666 --> 00:50:46,666
‫خوبه.

657
00:50:46,750 --> 00:50:47,583
‫قشنگه!

658
00:50:49,625 --> 00:50:51,000
‫قشنگه!

659
00:50:57,291 --> 00:51:00,083
‫این کار میکنه یا فقط واسه قشنگیه؟

660
00:51:07,291 --> 00:51:09,416
‫امیدوارم بدونی با کی در افتادی.

661
00:51:11,500 --> 00:51:12,833
‫من همه چیزو میدونم.

662
00:51:14,166 --> 00:51:16,875
‫از همه پرونده‌هایی که
‫علیه تو تو هاریانا هست خبر دارم.

663
00:51:17,750 --> 00:51:18,916
‫مراقب باش.

664
00:51:19,541 --> 00:51:21,833
‫وگرنه به جرم خشونت خانگی دستگیرت میکنم…

665
00:51:21,916 --> 00:51:23,875
‫…و میندازمت زندان.

666
00:51:25,791 --> 00:51:27,416
‫فکر میکنی دستگیر کردنم انقدر راحته؟

667
00:51:29,000 --> 00:51:31,250
‫حتما این جمله رو زیاد شنیدی.

668
00:51:31,750 --> 00:51:33,250
‫تو فیلما چی میگن؟

669
00:51:34,625 --> 00:51:36,125
‫"میدونی بابام کیه؟"

670
00:51:38,875 --> 00:51:42,416
‫تا وقتی که تو بدونی بابات کیه،
‫فرقی نداره.

671
00:51:42,500 --> 00:51:43,750
‫تو!

672
00:51:43,791 --> 00:51:46,250
‫مواظب خودت باش!
‫داری پاتو از گلیمت درازتر میکنی!

673
00:52:16,083 --> 00:52:17,750
‫چه مرگته؟

674
00:52:17,791 --> 00:52:20,041
‫چرا هی عصبانی میشی؟

675
00:52:21,833 --> 00:52:24,666
‫قسم میخوری که سومیا رو نزدی، درسته؟

676
00:52:24,750 --> 00:52:28,000
‫بهت گفتم از پله‌ها افتاد.
‫معلومه که آسیب میبینه.

677
00:52:35,500 --> 00:52:36,750
‫باشه، آروم باش.

678
00:52:37,750 --> 00:52:39,083
‫آروم باش.

679
00:52:44,750 --> 00:52:46,583
‫حقیقت خواهرتو میدونی.

680
00:52:47,083 --> 00:52:48,250
‫میدونی چه کارایی ازش برمیاد.

681
00:52:50,291 --> 00:52:52,750
‫اول منو عصبی میکنه،
‫بعدشم فیلم بازی میکنه.

682
00:52:54,250 --> 00:52:56,541
‫زندگیم جهنمه!

683
00:52:58,000 --> 00:53:00,750
‫هیس! آروم باش. می‌دونم، می‌دونم.

684
00:53:05,041 --> 00:53:07,208
‫برای آخرین بار می‌گم،
‫بهش دست نزدم.

685
00:53:07,250 --> 00:53:08,458
‫فقط رفتم اونجا باهاش حرف بزنم.

686
00:53:08,541 --> 00:53:11,500
‫خب، فکر کنم حرف زدن رو با کتک زدن قاطی کردی.

687
00:53:12,375 --> 00:53:14,291
‫می‌دونی که از هاریانا فرار کرده؟

688
00:53:14,375 --> 00:53:16,583
‫یه پرونده علیهش تشکیل شده،
‫"اقدام به قتل".

689
00:53:16,708 --> 00:53:18,208
‫بعدی، قراره تو رو بکشه.

690
00:53:18,291 --> 00:53:21,625
‫خانم، اون پرونده‌ها
‫تحت صلاحیت اون حوزه قضایی هستن

691
00:53:21,708 --> 00:53:22,958
‫و تحت رسیدگی هستن.

692
00:53:23,000 --> 00:53:25,708
‫و به هر حال،
‫موکلم الان آدم دیگه‌ای شده.

693
00:53:26,208 --> 00:53:30,083
‫می‌دونی، خیلی تلاش کرده
‫که خشمش رو کنترل کنه.

694
00:53:30,208 --> 00:53:31,125
‫به‌به!

695
00:53:31,208 --> 00:53:33,958
‫باید بهش بهارات راتنا بدیم
‫بخاطر کنترل خشمش؟

696
00:53:39,833 --> 00:53:41,000
‫وقتشه حرف بزنی.

697
00:53:41,583 --> 00:53:44,375
‫به خودت فکر کن چون
‫اون قرار نیست دست از کتک زدنت برداره.

698
00:53:50,333 --> 00:53:51,833
‫همه چی بین ما خوبه.

699
00:53:56,458 --> 00:53:57,541
‫ما…

700
00:53:58,125 --> 00:54:00,125
‫دیوونه‌وار عاشق همدیگه‌ایم.

701
00:54:01,833 --> 00:54:04,041
‫در واقع، داریم بچه‌دار می‌شیم.

702
00:54:05,750 --> 00:54:07,708
‫می‌خوایم بچه‌دار شیم.

703
00:54:10,041 --> 00:54:10,958
‫مگه نه؟

704
00:54:13,000 --> 00:54:14,083
‫آ… آره.

705
00:54:31,375 --> 00:54:34,208
‫سومیا، ممنونم بابت کاری که کردی.

706
00:54:40,833 --> 00:54:44,708
‫شایلی احتمالا می‌خواد بدونه
‫نقشه‌هامون برای هولی چیه. همینه.

707
00:54:51,458 --> 00:54:52,833
‫هولی رو بی‌خیال.

708
00:55:01,375 --> 00:55:03,583
‫بیا داستان عشقمون رو از اول شروع کنیم.

709
00:55:04,750 --> 00:55:06,791
‫یادت میاد چه‌جوری ازم خواستگاری کردی؟

710
00:55:07,375 --> 00:55:11,208
‫می‌خوام دوباره این کار رو بکنی
‫وقتی داریم تو هوا پرواز می‌کنیم،

711
00:55:12,375 --> 00:55:13,708
‫وسط ابرها.

712
00:55:21,583 --> 00:55:22,958
‫نمی‌ترسی؟

713
00:55:30,958 --> 00:55:32,125
‫تو پیشمی.

714
00:55:40,458 --> 00:55:41,375
‫باشه.

715
00:55:43,750 --> 00:55:46,833
‫اما بعد از جشن هولی می‌ریم.

716
00:55:47,333 --> 00:55:49,875
‫قول میدم. ها؟

717
00:55:52,333 --> 00:55:52,375
‫طبل بزن، سنج بزن

718
00:55:52,375 --> 00:55:54,208
‫دنبالت می‌گشتم.
‫مدرک کجاست؟

719
00:55:54,708 --> 00:55:56,458
‫نشونم بده. چی پیدا کردی؟

720
00:55:57,166 --> 00:55:58,666
‫خانم، همه چی تموم شد.

721
00:55:59,791 --> 00:56:01,666
‫شایلی و درو با همن.

722
00:56:02,166 --> 00:56:04,208
‫خیلی نگران سومیام.

723
00:56:09,666 --> 00:56:12,250
‫- این مدرکته؟
‫- به دردت نمی‌خوره؟

724
00:56:12,333 --> 00:56:13,500
‫با این چی کار کنم؟

725
00:56:14,083 --> 00:56:16,041
‫فقط داری منو
‫سرِ کار می‌ذاری.

726
00:56:17,916 --> 00:56:18,750
‫سومیا!

727
00:56:19,750 --> 00:56:20,583
‫الو؟

728
00:56:21,750 --> 00:56:22,708
‫ب… بله، سومیا.

729
00:56:23,208 --> 00:56:25,416
‫الو؟ الو؟

730
00:56:25,458 --> 00:56:26,583
‫چی شده؟

731
00:56:27,833 --> 00:56:29,250
‫خیلی ترسیده به نظر می‌رسید.

732
00:56:30,250 --> 00:56:32,041
‫رفتن به سمت ولی ویو پوینت.

733
00:56:34,666 --> 00:56:36,416
‫الو؟

734
00:56:37,291 --> 00:56:38,416
‫میرم یه سر می‌زنم.

735
00:56:38,458 --> 00:56:40,166
‫- می‌تونم باهات بیام؟
‫- نه!

736
00:56:41,708 --> 00:56:43,875
‫- پلیس اینجاست.
‫- کمکم کنید!

737
00:56:45,333 --> 00:56:47,625
‫- یکی کمکم کنه!
‫- مطمئنم که نجات پیدا نمی‌کنن.

738
00:56:48,583 --> 00:56:50,375
‫دارن می‌میرن. من…

739
00:56:51,166 --> 00:56:52,208
‫- یکی کمکم کنه!
‫- دارن می‌میرن.

740
00:56:52,333 --> 00:56:53,125
‫خانم جی.

741
00:56:53,208 --> 00:56:56,000
‫- یکی کمکم کنه!
‫- نجات پیدا نمی‌کنه.

742
00:56:56,958 --> 00:56:57,958
‫سومیا!

743
00:56:58,083 --> 00:56:59,458
‫درو، خواهش می‌کنم، نه!

744
00:57:00,083 --> 00:57:02,416
‫- کمکم کن!
‫- داری چی کار می‌کنی؟

745
00:57:04,583 --> 00:57:06,250
‫- تیم رو بردار و برو روی پل!

746
00:57:07,666 --> 00:57:10,083
‫کمک!

747
00:57:16,750 --> 00:57:20,333
‫- کمکم کن! یکی کمکم کنه!
‫- سومیا، نه!

748
00:57:20,375 --> 00:57:21,375
‫داری چی کار می‌کنی؟

749
00:57:25,333 --> 00:57:26,833
‫کمک!

750
00:57:26,875 --> 00:57:28,583
‫کمک!

751
00:57:28,625 --> 00:57:30,833
‫کمک!

752
00:57:30,916 --> 00:57:32,833
‫چرا اینقدر شلوغه؟

753
00:57:32,875 --> 00:57:34,250
‫اینجا چه خبره؟ هه؟

754
00:57:34,333 --> 00:57:36,958
‫برید کمکشون کنید.

755
00:57:37,083 --> 00:57:39,833
‫مراقب باشید، باشه، مراقب باشید.

756
00:57:39,916 --> 00:57:43,458
‫- با ما همکاری کن.
‫- حالت خوبه؟

757
00:57:48,416 --> 00:57:50,208
‫بگو، بگو.

758
00:57:50,291 --> 00:57:52,625
‫این دفعه گند زدی.
‫می‌خواستی زنت رو بکشی؟

759
00:57:54,125 --> 00:57:56,416
‫- خودش مهارش رو ول کرد.
‫- چرا باید همچین کاری بکنه؟

760
00:57:56,416 --> 00:57:59,583
‫سومیا، بهم بگو! حرف بزن، سومیا.

761
00:58:01,916 --> 00:58:03,625
‫- قسر در نمی‌ری.
‫- چی می‌گی؟

762
00:58:03,708 --> 00:58:05,750
‫- سعی کردم نجاتش بدم.
‫- باشه، باشه.

763
00:58:05,833 --> 00:58:07,583
‫- می‌دونم تو--
‫- دستگیرش کنید!

764
00:58:07,666 --> 00:58:09,333
‫- و از سومیا  اظهارات بگیرین.
‫- باشه.

765
00:58:09,375 --> 00:58:12,083
‫- بجنبید!
‫- چه خبره؟

766
00:58:12,125 --> 00:58:13,625
‫سومیا، بهشون چی گفتی؟

767
00:58:13,750 --> 00:58:15,458
‫- بهشون چی گفتی؟
‫- عوضی، خفه شو!

768
00:58:21,708 --> 00:58:24,083
‫سومیا! هی، تو، ولم کن!

769
00:58:24,166 --> 00:58:27,041
‫من کاری نکردم. سومیا!

770
00:58:38,458 --> 00:58:39,666
‫می‌تونی با من حرف بزنی، سومیا.

771
00:58:41,916 --> 00:58:44,125
‫درو سود سعی کرد اون بالا منو بکشه.

772
00:58:44,208 --> 00:58:46,375
‫- چه مزخرفاتی! داره دروغ می‌گه!
‫- ساکت!

773
00:58:46,458 --> 00:58:48,416
‫خانم، من کاری نکردم.

774
00:58:48,541 --> 00:58:49,666
‫شایلی، تو همه چیز رو می‌دونی.

775
00:58:49,791 --> 00:58:51,041
‫چرا بهشون نمی‌گی؟

776
00:58:58,708 --> 00:59:00,083
‫الان ازش  اظهارات بگیرین.

777
00:59:03,583 --> 00:59:04,666
‫آقا!

778
00:59:04,791 --> 00:59:07,083
‫اوضاع از کنترل خارج شده.
‫ممکنه پای مقامات بالاتر هم وسط کشیده بشه.

779
00:59:07,166 --> 00:59:09,333
‫از تریپاتی جی بخوایم
‫پرونده درو رو رسیدگی کنه.

780
00:59:09,416 --> 00:59:11,666
‫اما وی جی، زیاد به خودت امید نده.

781
00:59:11,791 --> 00:59:13,375
‫امیدم رو از دست نمی‌دم، آقا.

782
00:59:13,875 --> 00:59:16,333
‫چون تریپاتی جی با این موضوع  مبارزه نمی‌کنه.
‫خودم انجامش می‌دم.

783
00:59:17,125 --> 00:59:18,958
‫مهم نیست
‫چقدر پارتی داره.

784
00:59:19,041 --> 00:59:21,375
‫این دفعه، در ملاء عام مرتکب جرم شده.

785
00:59:21,458 --> 00:59:22,666
‫مردم فیلم گرفتن.

786
00:59:23,166 --> 00:59:25,166
‫و نمی‌ذارم قسر در بره.

787
00:59:26,625 --> 00:59:28,458
‫مطمئن شو که این دفعه برنده می‌شی، ویدیا جیوتی.

788
00:59:29,291 --> 00:59:32,125
‫تمام تلاشمو می‌کنم، جناب.
‫این کارو برای سومیا می‌کنم.

789
00:59:33,083 --> 00:59:35,583
‫تا حالا ندیدم
‫یه افسر پلیس پرونده‌ای رو وکالت کنه.

790
00:59:35,666 --> 00:59:37,666
‫می‌دونی،
‫باید درخواست بدی.

791
00:59:37,791 --> 00:59:40,458
‫به هر حال اون
‫یه مدرک حقوق قاب گرفته تو خونه داره.

792
00:59:40,958 --> 00:59:43,333
‫واقعاً نمی‌دونم
‫خانم چطوری می‌خواد این کارو بکنه.

793
00:59:43,416 --> 00:59:45,041
‫- باشه، خانم.
‫- کاتوچ، پرونده؟

794
00:59:45,083 --> 00:59:46,208
‫اوم، خانم، بفرمایید.

795
00:59:47,541 --> 00:59:50,791
‫همه مدارک سود رو ثبت کردم.

796
00:59:57,666 --> 00:59:59,791
‫چرا می‌دوی؟
‫چی شده؟ یواش‌تر.

797
00:59:59,875 --> 01:00:03,625
‫- جناب، پدرش اینجاست.
‫- پدرش اومده اینجا؟

798
01:00:10,041 --> 01:00:11,958
‫به نظر می‌رسه وزیر یه کاری کرده.

799
01:00:12,708 --> 01:00:13,791
‫نگران نباش، کاتوچ.

800
01:00:13,833 --> 01:00:16,083
‫حتی پدرش هم
‫نمی‌تونه امروز نجاتش بده.

801
01:00:18,291 --> 01:00:21,208
‫خانم، سلام.

802
01:00:25,791 --> 01:00:29,458
‫خانم جی، هر غلطی دلت می‌خواد بکن.

803
01:00:30,291 --> 01:00:32,791
‫اما از من می‌شنوی،

804
01:00:32,833 --> 01:00:34,791
‫به زودی آزاد می‌شم!

805
01:00:36,833 --> 01:00:38,833
‫- تو! داری چیکار می‌کنی؟
‫- دی ما کجاست؟

806
01:00:38,916 --> 01:00:39,791
‫دروو!

807
01:00:40,791 --> 01:00:42,875
‫گوش کن، داری میای دهلی، درسته؟

808
01:00:44,291 --> 01:00:47,875
‫جلوی قاضی تو دادگاه بشکن بزن.

809
01:00:47,958 --> 01:00:49,041
‫وقت ادب کردنته.

810
01:00:49,083 --> 01:00:51,708
‫هی! بندازینشون بیرون.
‫اینجا کلانتری منه.

811
01:00:51,791 --> 01:00:54,333
‫- دهلی تو نیست. گمشو بیرون!
‫- به زودی آزاد می‌شی.

812
01:00:54,416 --> 01:00:56,791
‫جناب،
‫این اتفاق جلوی همه افتاد.

813
01:00:57,291 --> 01:00:58,208
‫مدرک هست.

814
01:00:59,208 --> 01:01:02,041
‫- این دفعه باید بریم دادگاه.
‫- قاضی کیه؟

815
01:01:02,541 --> 01:01:04,583
‫قاضی آروانا گوئل.

816
01:01:05,166 --> 01:01:06,291
‫یه زن.

817
01:01:07,541 --> 01:01:09,083
‫لعنتی!

818
01:02:04,125 --> 01:02:07,708
‫شماره پرونده ۱۰۴۵،
‫دروو سود علیه سومیا سود.

819
01:02:07,791 --> 01:02:12,791
‫جناب قاضی، هر سال،
‫۴۰۰۰ زن در کشور ما جونشون رو از دست می‌دن

820
01:02:12,875 --> 01:02:14,541
‫در پرونده‌های خشونت خانگی.

821
01:02:15,291 --> 01:02:17,041
‫برای این زنان کشته شده غیرممکنه

822
01:02:17,125 --> 01:02:19,958
‫که علیه شوهرشون به جرم "تلاش برای قتل" شکایت کنن.

823
01:02:20,041 --> 01:02:22,875
‫اما موکلم خوش شانس بود
‫که از این ماجرا جون سالم به در برد.

824
01:02:23,541 --> 01:02:25,791
‫و امروز اینجا برای عدالت خواهی حاضر شده.

825
01:02:27,375 --> 01:02:28,958
‫نه فقط علیه شوهرش.

826
01:02:29,791 --> 01:02:33,666
‫بلکه علیه یک مرد بسیار قدرتمند
‫و خانواده‌ی پرنفوذش.

827
01:02:34,666 --> 01:02:38,416
‫اینها برخی از سوابق پزشکی سومیا سود در چند ماه گذشته است.

828
01:02:41,458 --> 01:02:43,666
‫شوهرش او را وحشیانه و بی‌رحمانه کتک می‌زنه.

829
01:02:44,291 --> 01:02:46,625
‫واضحه که
‫نمی‌تونه خشمش رو کنترل کنه.

830
01:02:47,333 --> 01:02:49,791
‫یک بار، او را کتک زد
‫و از پله‌ها هلش داد پایین،

831
01:02:49,833 --> 01:02:51,541
‫و بعدش اونجا رهاش کرد تا بمیره.

832
01:02:51,583 --> 01:02:54,291
‫جناب قاضی، اون پاش لیز خورد
‫و از پله‌ها افتاد پایین--

833
01:02:54,333 --> 01:02:56,625
‫لطفاً اجازه بدید خانم کانوار حرفش رو کامل کنه.

834
01:02:56,708 --> 01:02:57,875
‫ممنون، جناب قاضی.

835
01:02:59,041 --> 01:03:01,291
‫و این خشونت
‫به بخشی از زندگی روزمره‌اش تبدیل شد.

836
01:03:01,375 --> 01:03:04,083
‫شکستگی انگشت، سوختگی دست‌ها،

837
01:03:04,208 --> 01:03:05,583
‫همه اینها ثابت می‌کنه که ذاتاً خشن است.

838
01:03:05,666 --> 01:03:09,500
‫خانم جی، قبلاً هم بهتون گفتم،
‫اون فقط یه آدم خیلی دست و پا چلفتیه.

839
01:03:10,166 --> 01:03:11,875
‫کلی
‫تصادف تو آشپزخونه داشته

840
01:03:12,000 --> 01:03:14,291
‫و همیشه به کابینت‌ها می‌خوره.

841
01:03:15,250 --> 01:03:17,666
‫کابینت‌های آشپزخونه‌تون رو خوب تربیت کردین، آقای سود.

842
01:03:17,750 --> 01:03:20,416
‫اونقدر باهوشن که
‫یه جوری فقط به زن شما آسیب می‌زنن.

843
01:03:22,375 --> 01:03:23,833
‫وقتشه حقیقت رو بپذیری.

844
01:03:25,083 --> 01:03:28,125
‫بگو، تا حالا
‫دست روی زنت بلند کردی؟

845
01:03:34,750 --> 01:03:38,291
‫خانم جی، بین عاشق و معشوق خیلی چیزا پیش میاد.

846
01:03:39,041 --> 01:03:40,875
‫درست، غلط،

847
01:03:41,500 --> 01:03:44,791
‫سوءتفاهم، دعوا، هرج و مرج.

848
01:03:47,083 --> 01:03:48,750
‫اما عشق هیچ‌وقت از بین نمی‌ره.

849
01:03:51,416 --> 01:03:53,250
‫از شما انتظار بیشتری نمی‌ره.

850
01:03:58,000 --> 01:04:00,000
‫سومیا جی، همه چیز رو به دادگاه بگو.

851
01:04:00,083 --> 01:04:02,250
‫روز جشن هولی چی شد؟

852
01:04:03,791 --> 01:04:05,333
‫بعد از جشن هولی،

853
01:04:06,875 --> 01:04:08,666
‫دروو منو برای پاراگلایدر سواری به دره برد.

854
01:04:09,791 --> 01:04:11,250
‫اون روز خیلی خوشحال بودم.

855
01:04:12,583 --> 01:04:15,125
‫فکر می‌کردم که بالاخره
‫داریم یه شروع تازه می‌کنیم.

856
01:04:15,250 --> 01:04:16,041
‫اما بعدش،

857
01:04:16,125 --> 01:04:18,333
‫بحث بچه دار شدن رو پیش کشیدم

858
01:04:18,416 --> 01:04:19,750
‫و اون وسط آسمون شروع کرد به بحث کردن.

859
01:04:19,833 --> 01:04:23,125
‫و بعد یهو،
‫دروو کمربندم رو باز کرد.

860
01:04:23,250 --> 01:04:24,250
‫- سومیا!
‫- کمک!

861
01:04:26,416 --> 01:04:29,375
‫- چه مزخرفاتی! داره دروغ میگه.
‫- بذارید حرفش رو کامل کنه، آقای سود.

862
01:04:34,750 --> 01:04:39,041
‫سومیا جی، روزی که شما رو از پله‌های خونه‌تون
‫هل داد پایین،

863
01:04:40,041 --> 01:04:42,000
‫سر بچه دار شدن دعوا کردین؟

864
01:04:49,041 --> 01:04:49,875
‫بله، خانم.

865
01:04:51,875 --> 01:04:53,750
‫اون خیلی وقت‌ها سومیا رو کتک می‌زد.

866
01:04:54,416 --> 01:04:56,666
‫چرا قبلاً ازش شکایت نکردی؟

867
01:04:57,250 --> 01:05:00,666
‫خب، یه موضوع خصوصی بین خودشون بود.

868
01:05:02,125 --> 01:05:04,250
‫سر هر چیز کوچیکی گیر میداد. همیشه.

869
01:05:04,291 --> 01:05:07,666
‫- یه بار بادام زمینی ریخت تو پوها و...
‫- خانم، من به بادام زمینی آلرژی دارم.

870
01:05:08,750 --> 01:05:10,041
‫و اون از آلرژی من خبر داشت.

871
01:05:10,125 --> 01:05:12,000
‫با این حال خیلی بیخیال بود.
‫هر کسی بود عصبانی میشد.

872
01:05:12,041 --> 01:05:15,791
‫آقای درو، دیوان عالی کشور تا به امروز
‫حتی یه حکم هم صادر نکرده

873
01:05:15,875 --> 01:05:19,500
‫که به درو سود اجازه بده هر وقت
‫عصبانی شد هر کاری دلش خواست بکنه.

874
01:05:20,791 --> 01:05:23,625
‫همه میدونن که پدرت وزیرِ.

875
01:05:24,541 --> 01:05:27,583
‫بدبختانه، حتی اون هم نتونسته همچین
‫قانونی رو تصویب کنه.

876
01:05:31,041 --> 01:05:33,500
‫خانم، پای پدرمو وسط نکشید.

877
01:05:35,125 --> 01:05:37,000
‫من فقط اون روز دستشو پیچوندم.

878
01:05:37,500 --> 01:05:41,250
‫اگه اون با همچین مسئله‌ای روبرو میشد،
‫فکشو میشکست.

879
01:05:42,041 --> 01:05:44,166
‫میخوای بدونی قتل چیه، درسته؟

880
01:05:45,250 --> 01:05:46,166
‫بهت میگم.

881
01:05:46,666 --> 01:05:49,041
‫یه همسایه داشتیم به اسم آقای هودا.

882
01:05:49,125 --> 01:05:53,083
‫عروسشو زنده زنده آتیش زد،
‫جلوی همه، تو روز روشن،

883
01:05:53,166 --> 01:05:54,333
‫در حالی که همه داشتن تماشا میکردن.

884
01:05:54,916 --> 01:05:56,500
‫این یعنی قتل.

885
01:05:57,583 --> 01:06:00,416
‫در واقع، پدر و مادر دختره
‫اومدن پیش ما برای کمک.

886
01:06:01,291 --> 01:06:03,250
‫و ما واقعاً بهشون کمک کردیم.

887
01:06:04,583 --> 01:06:08,083
‫چون ما به زن‌ها احترام میذاریم. من به زن‌ها احترام میذارم.

888
01:06:13,000 --> 01:06:15,000
‫سوال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

889
01:06:16,750 --> 01:06:18,791
‫آقای کومار، شما چیزی برای گفتن دارید؟

890
01:06:19,500 --> 01:06:20,416
‫جناب قاضی...

891
01:06:23,750 --> 01:06:26,833
‫بله، موکلم مشکل کنترل خشم داره.

892
01:06:27,416 --> 01:06:30,375
‫چیزایی مثل سیلی زدن به کسی
‫یا پیچوندن دست،

893
01:06:30,875 --> 01:06:34,166
‫همه این اتفاقات کوچیک و بی‌اهمیت
‫تو هر خونه‌ای پیش میاد.

894
01:06:34,250 --> 01:06:36,500
‫درسته نیست، نباید اتفاق بیفته.

895
01:06:36,583 --> 01:06:37,791
‫اما اتفاق میفته.

896
01:06:37,875 --> 01:06:41,750
‫و به همین دلیله که اینا
‫کاملاً مسائل خصوصین.

897
01:06:42,416 --> 01:06:44,291
‫حالا بیاید روی مسئله اصلی تمرکز کنیم.

898
01:06:44,375 --> 01:06:46,666
‫اتهام "تلاش برای قتل".

899
01:06:46,750 --> 01:06:51,500
‫جناب قاضی، در حال حاضر،
‫مهمه که به این واقعیت توجه کنیم

900
01:06:51,541 --> 01:06:54,375
‫که موکلم هیچ آسیب یا صدمه جدی‌ای
‫به خانم سومیا وارد نکرده و قصدش رو هم نداشته.

901
01:06:54,500 --> 01:06:58,416
‫اون پاش لیز خورد و از پله‌ها افتاد.

902
01:06:58,500 --> 01:07:00,666
‫و موکلم وقتی با هم پاراگلایدر سواری
‫میرفتن، سعی نکرد هلش بده و بکشتش.

903
01:07:01,250 --> 01:07:05,625
‫و وقتی که رفتن پاراگلایدینگ نه موکل من سعی کرد که اونو هل بده و نه اونو بکشه

904
01:07:05,750 --> 01:07:07,666
‫به همین دلیله، جناب قاضی،

905
01:07:07,750 --> 01:07:11,375
‫این اتهام "تلاش برای قتل"
‫کاملاً بی‌اساسه.

906
01:07:11,500 --> 01:07:13,000
‫و بقیه جراحات چی؟

907
01:07:13,083 --> 01:07:17,333
‫آخه خانم، شما سرتقانه اصرار داشتید
‫که براش دردسر درست کنید.

908
01:07:17,416 --> 01:07:19,250
‫"شکایت کن! اتهام بزن."

909
01:07:19,333 --> 01:07:22,250
‫اما خانم سومیا از شکایت علیه شوهرش
‫خودداری کرد.

910
01:07:22,291 --> 01:07:24,500
‫چرا؟ چون ته دلش میدونست که

911
01:07:24,583 --> 01:07:27,333
‫این نه پرونده خشونت خانگی بود

912
01:07:27,416 --> 01:07:29,083
‫نه پرونده تلاش برای قتل.

913
01:07:29,166 --> 01:07:34,791
‫اگه اینطور بود، جناب قاضی، سومیا سود
‫حتماً شکایت میکرد.

914
01:07:37,375 --> 01:07:41,416
‫جناب قاضی، مدارکی که میخوام
‫به دادگاه ارائه بدم

915
01:07:42,375 --> 01:07:43,666
‫همه چیز رو عوض میکنه.

916
01:07:45,000 --> 01:07:48,041
‫و ثابت میکنه که این پرونده علیه موکلم

917
01:07:49,166 --> 01:07:50,750
‫بی‌اساسه.

918
01:07:50,833 --> 01:07:54,500
‫چون سلامت روان خانم سومیا
‫کاملاً ناپایدار بوده.

919
01:07:55,416 --> 01:08:00,583
‫اینم نسخه‌ها و قرص‌هاش.

920
01:08:02,750 --> 01:08:06,000
‫آقای سود، لطفاً بیاید جلو و
‫به دادگاه بگید...

921
01:08:06,041 --> 01:08:08,791
‫درباره مشکلات روانی همسرتون.

922
01:08:13,833 --> 01:08:17,041
‫خب، راستش رو بخواید،
‫نمیخواستم این موضوع فاش بشه.

923
01:08:17,125 --> 01:08:18,333
‫چی؟

924
01:08:19,083 --> 01:08:21,250
‫اینکه سومیا از نظر روانی ناپایداره.

925
01:08:23,041 --> 01:08:26,250
‫من بعد از ازدواج متوجه این موضوع شدم.

926
01:08:29,041 --> 01:08:30,583
‫اون افسردگی شدید داره.

927
01:08:37,750 --> 01:08:39,625
‫همیشه داره براش دارو مصرف میکنه.

928
01:08:39,750 --> 01:08:43,083
‫علائم واضحی داره، مثل گریه بی‌دلیل،
‫جیغ زدن،

929
01:08:43,166 --> 01:08:46,250
‫سر هم کردن داستان‌های عجیب،
‫توهم، فوبیا،

930
01:08:46,291 --> 01:08:49,250
‫ترس از ارتفاع، افکار خودکشی.

931
01:08:52,291 --> 01:08:55,000
‫جناب قاضی، من خسته شدم از اینکه
‫هر روز با این موضوع دست و پنجه نرم کنم.

932
01:08:55,083 --> 01:08:56,750
‫زندگی من جهنمه!

933
01:09:06,750 --> 01:09:08,583
‫و این چیز جدیدی نیست.

934
01:09:09,875 --> 01:09:12,125
‫از هشت سالگیش اینطوریه،

935
01:09:13,250 --> 01:09:14,666
‫از وقتی مادرشو از دست داد.

936
01:09:18,333 --> 01:09:19,291
‫بگید بهم، جناب قاضی،

937
01:09:19,375 --> 01:09:21,875
‫چرا مردم همیشه فرض میکنن
‫زن بی‌گناهه؟

938
01:09:22,916 --> 01:09:25,291
‫ما چی؟ مردها هم دارن زجر میکشن.

939
01:09:30,291 --> 01:09:32,666
‫سومیا، من واقعاً میخواستم
‫ازت مراقبت کنم.

940
01:09:35,541 --> 01:09:37,041
‫میخواستم یه شوهر خوب باشم.

941
01:09:43,500 --> 01:09:44,333
‫اما متاسفم.

942
01:09:48,125 --> 01:09:49,000
‫جناب قاضی.

943
01:10:02,625 --> 01:10:05,375
‫دادگاه اظهارات امروز رو شنید.

944
01:10:06,791 --> 01:10:09,750
‫جلسه هفته آینده از سر گرفته میشه.

945
01:10:28,875 --> 01:10:32,625
‫شما باید فردا به دادگاه بیایید.
‫اینم ابلاغیه رسمی.

946
01:10:39,750 --> 01:10:43,291
‫میخوام شاهد بعدی‌مو احضار کنم،
‫شایلی پوندر، بیا جایگاه شاهد.

947
01:10:44,000 --> 01:10:46,916
‫می‌دونستی که
‫درُو ساومیا رو کتک می‌زد؟

948
01:10:47,416 --> 01:10:48,375
‫نه، نمیدونم.

949
01:10:49,583 --> 01:10:50,791
‫اممم، مطمئن نیستم.

950
01:10:53,250 --> 01:10:55,500
‫و هیچ‌وقت سعی نکردی
‫جلوشو بگیری؟

951
01:10:55,583 --> 01:10:56,583
‫نه!

952
01:10:57,333 --> 01:11:00,916
‫چون من هیچ‌وقت چیزی ندیدم
‫و سومیا هم چیزی بهم نگفت.

953
01:11:01,750 --> 01:11:05,500
‫اصلاً، چرا باید دخالت می‌کردم
‫بینشون؟

954
01:11:06,291 --> 01:11:07,125
‫"دخالت؟"

955
01:11:09,000 --> 01:11:10,666
‫شاید چیزی بهت نگفته

956
01:11:10,750 --> 01:11:14,250
‫چون تو و درو
‫با هم بودین؟

957
01:11:14,333 --> 01:11:17,541
‫قبل از ازدواجشون، آره.

958
01:11:21,500 --> 01:11:23,166
‫پس از این رابطه ناراضی بودی.

959
01:11:23,250 --> 01:11:24,166
‫اعتراض!

960
01:11:25,125 --> 01:11:26,500
‫حدس و گمانه.

961
01:11:27,791 --> 01:11:32,250
‫جناب قاضی، این سوالات انگیزه پشت این
‫اقدام به قتل رو آشکار می‌کنه.

962
01:11:32,333 --> 01:11:34,416
‫نکته اصلی پرونده. رابطه نامشروع.

963
01:11:34,500 --> 01:11:35,625
‫ادامه بدید.

964
01:11:35,750 --> 01:11:36,875
‫ممنون.

965
01:11:38,666 --> 01:11:40,583
‫نمی‌تونستی تحملش کنی، مگه نه؟

966
01:11:40,666 --> 01:11:42,250
‫اینکه خواهر ساده و مهربونت

967
01:11:43,125 --> 01:11:45,500
‫دل درو رو برده
‫و از چنگت درآورده.

968
01:11:49,791 --> 01:11:52,083
‫به خاطر همین،
‫چند روز بعد از عروسی،

969
01:11:52,166 --> 01:11:55,000
‫وقتی دیدی رابطه‌شون داره خراب می‌شه،

970
01:11:55,750 --> 01:11:56,791
‫پا گذاشتی وسط،

971
01:11:57,291 --> 01:11:59,833
‫رفتی تو زندگیشون، حتی تو خونشون.

972
01:11:59,916 --> 01:12:02,833
‫فقط همین نه.
‫دنبالش رفتی و باهاش رابطه شروع کردی.

973
01:12:02,916 --> 01:12:04,000
‫اعتراض!

974
01:12:05,291 --> 01:12:07,375
‫اذیت کردن شاهد.

975
01:12:07,500 --> 01:12:10,250
‫رابطه‌ت با شایلی پوندار

976
01:12:10,333 --> 01:12:12,083
‫بعد از عروسیت دوباره شروع شد؟

977
01:12:13,166 --> 01:12:15,750
‫تمام مکالمات تلفنی‌تون رو داریم.

978
01:12:17,250 --> 01:12:20,916
‫جناب قاضی، من و شایلی
‫قبل از ازدواجم با هم دوست بودیم.

979
01:12:21,625 --> 01:12:24,541
‫اما بعد از عروسی، تحمل سومیا
‫واقعاً برام سخت شده بود.

980
01:12:25,583 --> 01:12:27,541
‫برای کنار اومدن باهاش به کمک نیاز داشتم.

981
01:12:28,125 --> 01:12:31,000
‫به خاطر همین بیشتر با شایلی حرف می‌زدم.

982
01:12:37,791 --> 01:12:40,083
‫خانم کانوار، سوالی دارید؟

983
01:12:40,166 --> 01:12:41,416
‫بله، جناب قاضی.

984
01:12:43,625 --> 01:12:47,500
‫لطفاً به دادگاه بگید
‫در جشن هولی چه اتفاقی افتاد.

985
01:12:50,416 --> 01:12:53,500
‫بعد از جشن هولی،
‫سومیا رو برای پاراگلایدر سواری به دره بردم.

986
01:12:54,750 --> 01:12:56,916
‫یهو، وسط هوا،
‫یه اتفاقی براش افتاد.

987
01:12:57,000 --> 01:12:59,916
‫کمربند ایمنی‌شو باز کرد
‫و شروع کرد به داد و فریاد.

988
01:13:00,583 --> 01:13:03,166
‫در واقع، من باید ازش
‫به جرم اقدام به قتل شکایت کنم.

989
01:13:04,500 --> 01:13:07,875
‫- کنترل رو بهم نمی‌داد.
‫- چرا؟

990
01:13:09,125 --> 01:13:12,416
‫شاید از اینکه من و شایلی
‫دوباره داشتیم به هم نزدیک می‌شدیم، ناراحت بود.

991
01:13:13,375 --> 01:13:15,500
‫شاید می‌خواست عمداً منو تو دردسر بندازه.

992
01:13:17,541 --> 01:13:21,750
‫یعنی جدی جدی داری می‌گی
‫که عمداً کمربندشو باز کرده،

993
01:13:22,250 --> 01:13:26,083
‫و جون خودشو به خطر انداخته
‫که تو رو گناهکار نشون بده؟

994
01:13:26,166 --> 01:13:28,000
‫دقیقاً همین رو گفتم.

995
01:13:28,041 --> 01:13:29,666
‫اون مشکل روانی داره.

996
01:13:30,791 --> 01:13:33,875
‫یادت رفته
‫چی به دادگاه درباره همسرت گفتی؟

997
01:13:34,000 --> 01:13:36,166
‫که همیشه از ارتفاع می‌ترسیده؟

998
01:13:36,250 --> 01:13:38,375
‫و اینکه چیزی از پاراگلایدر سواری نمی‌دونه؟

999
01:13:45,416 --> 01:13:48,250
‫پس چطوری می‌تونسته
‫کمربند خودشو باز کنه؟

1000
01:13:58,500 --> 01:14:01,750
‫جناب قاضی، می‌خوام شاهد بعدی رو
‫صدا کنم.

1001
01:14:01,833 --> 01:14:03,750
‫کسی که اون روز همه چیز رو ضبط کرده.

1002
01:14:03,791 --> 01:14:06,500
‫روز حادثه در «ولی ویو پوینت» چی دیدی؟

1003
01:14:06,541 --> 01:14:08,250
‫داشت بلند بلند کمک می‌خواست.

1004
01:14:08,291 --> 01:14:10,291
‫و دیدم که
‫کمربند ایمنی‌اش باز بود.

1005
01:14:10,375 --> 01:14:13,000
‫و اون… داشت هلش می‌داد.

1006
01:14:13,625 --> 01:14:15,000
‫از ماجرا فیلم گرفتم،

1007
01:14:15,083 --> 01:14:17,583
‫و بعدش اون رو با مأموران تحقیق
‫به اشتراک گذاشتم.

1008
01:14:17,666 --> 01:14:21,000
‫خیلی ترسیده بود، خانم.
‫کمربندش بسته نبود.

1009
01:14:21,083 --> 01:14:22,541
‫- وسط هوا معلق بود.
‫- کمک!

1010
01:14:22,625 --> 01:14:26,500
‫تمام تلاشش رو کرد که دستشو بگیره،
‫اما اون هی هلش می‌داد.

1011
01:14:26,541 --> 01:14:27,833
‫همه دارن دروغ می‌گن.

1012
01:14:27,916 --> 01:14:29,500
‫سکوت در دادگاه!

1013
01:14:30,000 --> 01:14:33,333
‫جناب قاضی، پرونده کاملاً واضح است.

1014
01:14:34,083 --> 01:14:36,000
‫درو سود نمی‌تونه خشمش رو کنترل کنه.

1015
01:14:36,083 --> 01:14:38,500
‫از دست همسرش خیلی کلافه بود.

1016
01:14:38,541 --> 01:14:40,791
‫دوباره با شایلی برگشته بود.

1017
01:14:40,875 --> 01:14:44,500
‫وقتی داشتن پاراگلایدر سواری می‌کردن و سومیا
‫درباره بچه‌دار شدن حرف زد،

1018
01:14:44,541 --> 01:14:47,791
‫اونقدر عصبانی شد
‫که سعی کرد سومیا رو وسط هوا بکشه.

1019
01:14:47,875 --> 01:14:51,000
‫می‌خواست همه فکر کنن
‫یه تصادف بوده،

1020
01:14:51,083 --> 01:14:53,750
‫و آقای سود از شر همسرش خلاص شه.

1021
01:14:54,750 --> 01:14:58,625
‫اما به ذهنش نرسیده بود
‫که اون مقاومت کنه.

1022
01:15:01,500 --> 01:15:03,000
‫این دفعه مقاومت می‌کرد.

1023
01:15:06,000 --> 01:15:07,000
‫برای اطلاع،

1024
01:15:07,083 --> 01:15:10,875
‫این اولین بار نیست که درو سود
‫به جرم اقدام به قتل متهم می‌شه.

1025
01:15:11,500 --> 01:15:14,750
‫قبلاً یه پرونده علیه این مرد
‫در دادگاه هاریانا تشکیل شده،

1026
01:15:14,791 --> 01:15:17,666
‫که توش،
‫کنترلشو از دست داد و وحشی شد.

1027
01:15:17,750 --> 01:15:20,500
‫به یه نفر شلیک کرد
‫و بعدش ولش کرد تا بمیره

1028
01:15:26,250 --> 01:15:30,750
‫با توجه به همه مدارک و شهادت شهود،

1029
01:15:31,666 --> 01:15:35,083
‫دادگاه آقای درو سُود رو گناهکار اعلام می‌کنه،

1030
01:15:38,333 --> 01:15:41,750
‫و به ده به علاوه‌ی سه سال زندان محکوم میشه

1031
01:15:42,250 --> 01:15:47,416
‫به جرم اقدام به قتل و خشونت خانگی.

1032
01:16:14,291 --> 01:16:17,625
‫- چه خاکی تو سرمون کنیم، کومار؟!
‫- قربان، تو دادگاه تجدید نظر درخواست میدیم.

1033
01:16:17,750 --> 01:16:20,166
‫اونجا با این زن‌ها طرف میشیم.
‫می‌جنگیم.

1034
01:16:21,166 --> 01:16:22,416
‫این پرونده هنوز بسته نشده.

1035
01:16:59,916 --> 01:17:02,500
‫- تبریک میگم خانم.
‫- عالیه، عالیه.

1036
01:17:02,541 --> 01:17:04,375
‫اینو بگیر داداش. بله.

1037
01:17:04,500 --> 01:17:05,500
‫به همه یه تیکه بده.

1038
01:17:06,250 --> 01:17:07,375
‫بیاین، بیاین، بیاین، آقا.

1039
01:17:08,125 --> 01:17:11,083
‫بفرمایید خانم جی،
‫یه خبر خوب براتون دارم.

1040
01:17:12,750 --> 01:17:14,541
‫- برای برنده شدن پرونده؟
‫- نه، نه، نه، نه.

1041
01:17:15,083 --> 01:17:20,041
‫گوپلوتون… بالاخره یه خانواده‌ی
‫مهربون براش پیدا کردیم.

1042
01:17:21,750 --> 01:17:25,083
‫کلی بهش محبت می‌کنم خانم جی،
‫و البته کلی هویج هم بهش میدم.

1043
01:17:26,875 --> 01:17:27,750
‫ممنون.

1044
01:17:30,083 --> 01:17:31,250
‫بیا اینجا عزیزم.

1045
01:17:32,875 --> 01:17:33,916
‫خداحافظ خانم!

1046
01:17:34,416 --> 01:17:36,166
‫- باشه.
‫- خداحافظ خانم!

1047
01:17:38,333 --> 01:17:40,125
‫شما… شما نمیری خونه؟

1048
01:17:40,875 --> 01:17:43,000
‫ده دقیقه دیگه.

1049
01:17:43,666 --> 01:17:46,500
‫باشه.

1050
01:17:46,541 --> 01:17:47,833
‫- من دارم میرم خونه.
‫- آره.

1051
01:17:48,583 --> 01:17:49,791
‫بیا، گوپلو عزیزم.

1052
01:17:50,750 --> 01:17:54,625
‫دیدی؟ خانم تونست یه پرونده‌ی
‫اینقدر پیچیده رو به این راحتی ببره.

1053
01:17:55,125 --> 01:17:56,000
‫مسئله.

1054
01:17:57,541 --> 01:18:00,083
‫راستش، حق با اونه.

1055
01:18:01,041 --> 01:18:03,750
‫این پرونده یه کم زیادی راحت حل نشد؟

1056
01:18:05,291 --> 01:18:06,125
‫نه.

1057
01:18:07,416 --> 01:18:08,375
‫شاید،

1058
01:18:09,916 --> 01:18:13,000
‫از دیدن چیزی که کاملا واضح بود، غافل شدم.

1059
01:18:15,000 --> 01:18:17,416
‫در حین گوش دادن به داستان هیجان‌انگیزش،

1060
01:18:17,916 --> 01:18:20,416
‫اونقدر درگیرش شدم

1061
01:18:20,500 --> 01:18:21,833
‫که اصل موضوع پرونده رو گم کردم،

1062
01:18:21,833 --> 01:18:23,500
‫مدرک، ضبط صدا

1063
01:18:23,583 --> 01:18:24,833
‫و شاهد.

1064
01:18:25,416 --> 01:18:26,333
‫همه چی.

1065
01:18:28,333 --> 01:18:30,500
‫و حتی کوچکترین سرنخی هم نداشتم.

1066
01:18:32,208 --> 01:18:34,041
‫همه چی خیلی بی‌نقص برنامه‌ریزی شده بود.

1067
01:18:37,083 --> 01:18:39,000
‫اما فقط یه اشتباه کردن.

1068
01:18:40,375 --> 01:18:42,291
‫اینکه با افسر اشتباهی در افتادن.

1069
01:18:45,875 --> 01:18:48,625
‫ممکنه از من برای برنده شدن این پرونده استفاده کرده باشن،

1070
01:18:49,666 --> 01:18:53,833
‫اما نمی‌دونن که من تا چه حد

1071
01:18:53,916 --> 01:18:57,500
‫برای کشف کردن عمیق‌ترین رازهاشون
‫و پیدا کردن مدرک علیهشون پیش میرم.

1072
01:19:08,250 --> 01:19:11,083
‫خانم جی، همینطوری می‌پرسم،

1073
01:19:11,875 --> 01:19:14,250
‫دقیقا دو ساعته اینجا چیکار می‌کنیم؟

1074
01:19:15,000 --> 01:19:17,750
‫- دارم می‌فهمم.
‫- چی رو؟

1075
01:19:19,791 --> 01:19:21,166
‫طرز فکرشون رو.

1076
01:19:23,416 --> 01:19:25,375
‫چیزی فهمیدی؟

1077
01:19:26,166 --> 01:19:29,083
‫- یه چیزی درست نیست.
‫- ها؟

1078
01:19:31,333 --> 01:19:33,625
‫راث میدان چقدر از اینجا فاصله داره؟

1079
01:19:35,166 --> 01:19:37,833
‫حدود پنج دقیقه، کمتر یا بیشتر.

1080
01:19:38,750 --> 01:19:39,833
‫و ولی ویو پوینت؟

1081
01:19:40,375 --> 01:19:43,041
‫اون پایین‌تره. از اون طرف.
‫حدود ده دقیقه‌ای میشه.

1082
01:19:45,000 --> 01:19:45,833
‫کاتوک.

1083
01:19:46,625 --> 01:19:48,916
‫می‌خوام تمام فیلم‌های دوربین مداربسته‌ی
‫روز جشن هولی رو داشته باشم.

1084
01:19:49,000 --> 01:19:50,125
‫البته.

1085
01:19:50,250 --> 01:19:52,000
‫از اطراف خونشون،

1086
01:19:52,083 --> 01:19:53,416
‫نزدیک راث میدان،

1087
01:19:53,500 --> 01:19:55,583
‫کوچه‌های پشت مغازه‌شون، همه جا.

1088
01:19:57,500 --> 01:20:01,500
‫هر کوچه‌ی کوچیکی که
‫به سمت ولی ویو پوینت میره.

1089
01:20:04,291 --> 01:20:08,000
‫راستش خانم، ما بیشتر
‫نقاط شهر رو بررسی کردیم.

1090
01:20:08,041 --> 01:20:09,250
‫اما حتما پیداش می‌کنیم.

1091
01:20:09,291 --> 01:20:11,166
‫هرچی که دنبالشین رو پیدا می‌کنیم.

1092
01:20:11,250 --> 01:20:12,166
‫بهتون قول میدم.

1093
01:20:32,958 --> 01:20:33,875
‫راستشو بگو.

1094
01:20:35,625 --> 01:20:37,791
‫درو واقعا با سومیا بدرفتاری می‌کرد؟

1095
01:20:41,208 --> 01:20:45,291
‫تو که حقیقت رو می‌دونستی، درسته؟
‫اینکه خواهرت یه ملکه‌ی درامه.

1096
01:20:46,458 --> 01:20:49,041
‫ها؟ برای همینه که تو هیچ‌وقت
‫تو این ماجرا ازش حمایت نکردی.

1097
01:20:52,041 --> 01:20:54,208
‫چون از اول می‌دونستی که اون یه دروغگوعه.

1098
01:20:55,291 --> 01:20:56,458
‫ها؟

1099
01:20:59,458 --> 01:21:01,541
‫به نظرم درو راست می‌گفت.

1100
01:21:04,500 --> 01:21:08,000
‫- اینکه سومیا بوده که سعی کرده بکشتش.
‫- نه. اون هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه.

1101
01:21:10,125 --> 01:21:14,083
‫اون هیچ‌وقت چیزی بهم نگفت،
‫اما فکر کنم درو کتکش می‌زده.

1102
01:21:16,541 --> 01:21:18,458
‫فقط اینو می‌دونم که سومیا
‫ممکنه به خودش آسیب بزنه،

1103
01:21:18,541 --> 01:21:20,208
‫اما هیچ‌وقت به کس دیگه‌ای آسیب نمی‌زنه.

1104
01:21:24,708 --> 01:21:26,208
‫از همون اول شک داشتم.

1105
01:21:28,041 --> 01:21:29,791
‫که تو در واقع یه خواهر خوبی هستی.

1106
01:21:36,125 --> 01:21:37,250
‫خوش گذشت!

1107
01:21:40,666 --> 01:21:42,166
‫این دوقلوها منو گول زدن

1108
01:21:42,291 --> 01:21:45,083
‫و یه پرونده‌ی خشونت خانگی رو
‫تبدیل به  قصد به قتل کردن.

1109
01:21:46,125 --> 01:21:49,083
‫به جای سه سال،
‫کاری کردن ۱۳ سال بره زندان.

1110
01:21:49,583 --> 01:21:50,833
‫نمی‌ذارم قسر در برن.

1111
01:21:51,958 --> 01:21:56,291
‫این یه شبکه از هزارتا دروغه.
‫فقط باید یه سرنخ پیدا کنم.

1112
01:21:56,791 --> 01:21:59,041
‫اگه فقط بتونم یه چیزی رو بفهمم.

1113
01:22:00,958 --> 01:22:02,333
‫فکر کن، وی‌جی.

1114
01:22:02,916 --> 01:22:06,791
‫تمام حقیقت‌هاشون،
‫دروغ‌هاشون، همه‌ی فریب‌هاشون

1115
01:22:06,875 --> 01:22:09,541
‫جلوی چشماته.

1116
01:22:10,583 --> 01:22:11,833
‫فقط باید ببینی‌ش.

1117
01:22:12,333 --> 01:22:15,583
‫یادتون نره خانم،
‫شما که  پرونده رو بردید.

1118
01:22:25,666 --> 01:22:30,041
‫بهت نگفتم؟
‫تخصص من گیر کردن تو اینجور چیزاهاست.

1119
01:22:43,208 --> 01:22:44,125
‫چیه؟

1120
01:22:45,708 --> 01:22:47,125
‫کار درست رو کردیم؟

1121
01:22:48,291 --> 01:22:49,291
‫تو بگو.

1122
01:22:50,541 --> 01:22:52,083
‫نظرت چیه، شایلی؟

1123
01:22:58,041 --> 01:22:59,208
‫هیس!

1124
01:23:00,416 --> 01:23:01,541
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن!

1125
01:23:02,208 --> 01:23:07,041
‫می‌خواستم برم،
‫ولی یه حسی بهم گفت یه چیزی درست نیست.

1126
01:23:07,958 --> 01:23:08,625
‫برای همین برگشتم.

1127
01:23:22,500 --> 01:23:23,416
‫داری چیکار می‌کنی؟

1128
01:23:26,083 --> 01:23:27,250
‫بهم نشون بده.

1129
01:23:27,833 --> 01:23:30,250
‫مگه خل شدی؟
‫چت شده؟

1130
01:23:30,333 --> 01:23:34,000
‫همه‌ش تقصیر منه. نتونستم نجاتش بدم.

1131
01:23:34,875 --> 01:23:36,125
‫اون شب مامان رو کشت.

1132
01:23:37,125 --> 01:23:40,041
‫نتونستم نجاتش بدم. همه‌ش تقصیر منه.

1133
01:23:40,541 --> 01:23:44,708
‫بابا باید می‌رفت زندان.
‫همه‌ش تقصیر منه. همه‌ش تقصیر منه.

1134
01:23:44,791 --> 01:23:46,166
‫سومیا؟

1135
01:23:46,250 --> 01:23:48,000
‫بابا باید می‌رفت زندان.

1136
01:23:48,708 --> 01:23:52,791
‫اون شب مامان رو کشت.
‫نتونستم نجاتش بدم.

1137
01:23:52,875 --> 01:23:57,000
‫درُوو هم نمی‌ره زندان.
‫اونم مجازات نمی‌شه.

1138
01:23:57,625 --> 01:23:59,666
‫می‌خواد منو بکشه، نه؟ هان؟

1139
01:24:00,375 --> 01:24:02,208
‫درُوو قسر در می‌ره.
‫می‌خواد منو بکشه.

1140
01:24:02,291 --> 01:24:05,375
‫- من… من… من دارم می‌میرم.
‫- هیچیت نمی‌شه.

1141
01:24:05,458 --> 01:24:06,541
‫با من بیا.

1142
01:24:07,375 --> 01:24:09,000
‫همین الان وسایلت رو جمع کن.

1143
01:24:10,166 --> 01:24:12,250
‫دیگه لازم نیست با
‫درُوو زندگی کنی، باشه؟

1144
01:24:13,458 --> 01:24:15,666
‫یالا. بریم.

1145
01:24:16,250 --> 01:24:18,375
‫اما من دو تا دختر دارم.

1146
01:24:19,958 --> 01:24:22,125
‫دو تا دختر کوچولو.

1147
01:24:25,041 --> 01:24:27,000
‫نمی‌تونم همین‌جوری ولشون کنم و برم.

1148
01:24:27,125 --> 01:24:28,625
‫می‌خوای ببینی‌شون؟

1149
01:24:31,208 --> 01:24:34,250
‫سومیا و شایلی.

1150
01:24:36,375 --> 01:24:38,625
‫من دو تا دختر دارم.

1151
01:24:39,916 --> 01:24:41,458
‫نمی‌تونم همین‌جوری ولشون کنم و برم.

1152
01:24:42,166 --> 01:24:43,625
‫هنوز خیلی کوچیکن.

1153
01:24:44,375 --> 01:24:47,791
‫چطور می‌تونم ولشون کنم و برم؟
‫نمی‌تونم ولشون کنم و برم.

1154
01:24:50,125 --> 01:24:54,166
‫باید اینجا بمونم.
‫نمی‌تونم این خونه رو ترک کنم.

1155
01:24:56,000 --> 01:24:57,625
‫اما درُوو می‌خواد منو بکشه.

1156
01:24:58,458 --> 01:25:01,291
‫درُوو می‌خواد منو بکشه،
‫و مجازات هم نمی‌شه.

1157
01:25:01,375 --> 01:25:03,958
‫مجازات نمی‌شه.
‫مجازات نمی‌شه.

1158
01:25:04,041 --> 01:25:05,416
‫می‌خواد منو بکشه.

1159
01:25:06,125 --> 01:25:07,666
‫مجازات نمی‌شه.

1160
01:25:07,750 --> 01:25:09,916
‫درُوو مجازات نمی‌شه.
‫همه‌ش تقصیر منه.

1161
01:25:10,541 --> 01:25:12,291
‫همه‌ش تقصیر منه! همه‌ش تقصیر منه!

1162
01:25:12,375 --> 01:25:14,708
‫- همه‌ش تقصیر منه.
‫- سومیا! سومیا!

1163
01:25:14,791 --> 01:25:16,750
‫سومیا! سومیا!

1164
01:25:16,875 --> 01:25:18,750
‫همه‌ش تقصیر منه.

1165
01:25:18,875 --> 01:25:19,875
‫به من نگاه کن.

1166
01:25:19,958 --> 01:25:21,625
‫به من نگاه کن. به من نگاه کن.

1167
01:25:22,500 --> 01:25:24,625
‫تقصیر تو نیست، باشه؟

1168
01:25:25,166 --> 01:25:26,750
‫هیچی نمی‌شه. من پیشتم.

1169
01:25:26,875 --> 01:25:28,875
‫درُوو تاوانش رو پس می‌ده.

1170
01:25:28,916 --> 01:25:31,625
‫ما مطمئن می‌شیم که تاوانش رو پس بده. هان؟ باشه؟

1171
01:25:31,666 --> 01:25:35,291
‫اما اون می‌گه
‫که  آدم  خفن و  قدرتمندیه، هان؟

1172
01:25:38,625 --> 01:25:44,041
‫اما هر از گاهی،
‫حتی خفن‌ترین و قدرتمندترین آدما هم  له و لورده می‌شن.

1173
01:26:05,250 --> 01:26:06,458
‫تو ماهابهاراتا،

1174
01:26:08,291 --> 01:26:10,958
‫کریشنا از ارجون خواست
‫که بره بجنگه…

1175
01:26:13,000 --> 01:26:17,208
‫با افتخار و به وظیفه‌ش عمل کنه.

1176
01:26:45,750 --> 01:26:47,291
‫لعنتی! برگشته!

1177
01:26:47,375 --> 01:26:49,625
‫- بدون وکیلم حرف نمی‌زنم.
‫- هی! بشین.

1178
01:26:50,250 --> 01:26:51,125
‫آروم باش.

1179
01:26:52,375 --> 01:26:53,166
‫هممم.

1180
01:27:04,208 --> 01:27:05,541
‫حالا همه چیز رو بگو.

1181
01:27:06,625 --> 01:27:08,625
‫صبح روز تصادف
‫چی شد؟

1182
01:27:10,375 --> 01:27:13,208
‫جفتتون مهمونی هولی رو ترک کردید
‫و مستقیم رفتید ولی ویو پوینت؟

1183
01:27:13,958 --> 01:27:15,416
‫یا جای دیگه ای رفتی؟

1184
01:27:18,750 --> 01:27:22,708
‫چرا ماشینتو نزدیک بازار دیدم
‫در حالی که اون مسیر به سمت دره نیست؟

1185
01:27:23,291 --> 01:27:25,250
‫سومیا اسپریشو تو مغازه جا گذاشته بود.

1186
01:27:25,375 --> 01:27:28,291
‫وایسادیم که برش داریم.
‫من چند دقیقه ای بیرون بودم.

1187
01:27:30,916 --> 01:27:32,708
‫… همیشه از ارتفاع می‌ترسیده؟

1188
01:27:32,791 --> 01:27:35,500
‫و اینکه هیچی از پاراگلایدر سواری نمی‌دونه؟

1189
01:27:35,625 --> 01:27:38,166
‫پس چطوری می‌تونسته
‫کمربند خودشو باز کنه؟

1190
01:27:40,125 --> 01:27:42,958
‫برمی‌گردم.

1191
01:28:47,500 --> 01:28:49,666
‫هی!

1192
01:28:50,250 --> 01:28:52,416
‫کمک! کمک!

1193
01:28:52,500 --> 01:28:53,916
‫- کمک!
‫- زده به سرت؟

1194
01:28:54,000 --> 01:28:55,875
‫- کمک!
‫- خل شدی؟

1195
01:28:55,958 --> 01:28:58,541
‫- کمکم کن، لطفا. کمک!
‫- سومیا!

1196
01:29:17,875 --> 01:29:19,916
‫همیشه می‌دونستم یه کم خل و چلی.

1197
01:29:23,375 --> 01:29:26,875
‫چیزایی که باید به دادگاه می‌گفتی رو
‫هیچ‌وقت نگفتی.

1198
01:29:29,791 --> 01:29:31,958
‫پسر جذابی.

1199
01:29:33,750 --> 01:29:34,750
‫همین‌جا بمون.

1200
01:29:37,208 --> 01:29:40,500
‫ممکنه قبل از آزمایش‌های پزشکیشون
‫تنهاشون گذاشته باشی؟

1201
01:29:40,625 --> 01:29:44,041
‫نه خانم، هر دوشون همینجا بودن.
‫درست روبروی من.

1202
01:29:48,500 --> 01:29:50,375
‫بله خانم،
‫هر دوشون رفتن دستشویی.

1203
01:29:50,458 --> 01:29:52,000
‫اما من باهاشون رفتم اونجا.

1204
01:29:52,625 --> 01:29:53,750
‫هر دو با هم رفتن؟

1205
01:29:54,375 --> 01:29:57,125
‫بله خانم.
‫جفتشون جلوی من رفتن داخل.

1206
01:30:20,000 --> 01:30:21,666
‫عالیه!

1207
01:30:21,708 --> 01:30:24,750
‫یه چند تا دیگه واسه خودتون بریزید.
‫باور کنین، بهش نیاز دارین.

1208
01:30:24,833 --> 01:30:26,750
‫چه بازی زیرکانه‌ای
‫شما سه تا بازی کردین!

1209
01:30:27,416 --> 01:30:30,750
‫تو مغازه جاشونو عوض کردین
‫و تو کلانتری دوباره برگشتین سر جای اولتون.

1210
01:30:30,833 --> 01:30:33,958
‫و این پیرزن،
‫چه نمایش فوق‌العاده‌ای راه انداخت.

1211
01:30:34,458 --> 01:30:36,791
‫"من مدرک رو میارم. من مدرک رو میارم."

1212
01:30:37,416 --> 01:30:38,458
‫ها؟

1213
01:30:38,541 --> 01:30:40,666
‫از دادگاه می‌خوام این پرونده رو دوباره باز کنه.

1214
01:30:41,166 --> 01:30:44,416
‫و مطمئن می‌شم
‫بابت کاری که کردین تاوانشو بدین.

1215
01:30:46,750 --> 01:30:49,750
‫خانم، خانم،
‫لطفا به حرفم گوش کنین. خا… خانم.

1216
01:30:49,833 --> 01:30:50,916
‫بهم دست نزن!

1217
01:30:52,208 --> 01:30:53,541
‫به برادر خودم رحم نکردم.

1218
01:30:53,666 --> 01:30:56,333
‫چرا باید با تو،
‫خواهرت و اون پیرزن راه بیام؟

1219
01:30:56,416 --> 01:30:59,416
‫خوب می‌دونی که درُو
‫دیر یا زود سومیا رو می‌کشت.

1220
01:30:59,500 --> 01:31:01,000
‫اون به هر کاری قادره.

1221
01:31:01,083 --> 01:31:03,291
‫از ما چی می‌خواستی؟
‫منتظر می‌موندیم اونو بکشه؟

1222
01:31:03,416 --> 01:31:05,416
‫و بعد بریم دادگاه واسه عدالت؟

1223
01:31:06,750 --> 01:31:09,250
‫خانم، اون قطعا
‫تلاش برای قتل بود.

1224
01:31:10,166 --> 01:31:13,666
‫و حتی شما هم می‌دونید که اون لیاقت
‫اون ۱۳ سالی که واسه این کار گرفت رو داره.

1225
01:31:14,666 --> 01:31:16,291
‫و به هر حال، عدالت چیه؟

1226
01:31:17,041 --> 01:31:19,583
‫کورکورانه از قانون پیروی کردن؟
‫مهم نیست چی بشه؟

1227
01:31:19,666 --> 01:31:22,083
‫می‌دونی
‫درُو خیلی وقت پیش به مادربزرگ گفت

1228
01:31:22,166 --> 01:31:25,208
‫که به راحتی به همه ثابت می‌کنه
‫که سومیا دیوونه‌اس.

1229
01:31:26,458 --> 01:31:28,416
‫و تقریبا هم تو دادگاه این کارو کرد.
‫خودت دیدی.

1230
01:31:29,041 --> 01:31:31,500
‫واقعیت اینه که ما نمی‌تونستیم
‫هیچ کاری بکنیم،

1231
01:31:31,583 --> 01:31:33,833
‫چون همه چیز
‫پشت درهای بسته اتفاق افتاد.

1232
01:31:34,416 --> 01:31:36,958
‫و به همین دلیله که مجبور شدیم
‫یه کاری رو تو فضای باز انجام بدیم،

1233
01:31:37,041 --> 01:31:38,333
‫جلوی همه.

1234
01:31:39,166 --> 01:31:40,958
‫چون دادگاه فقط به مدرک نیاز داره.

1235
01:31:41,041 --> 01:31:44,166
‫و من باید اون عوضی رو
‫به خاطر کاری که با خواهرم کرد، گیر می‌آوردم.

1236
01:31:50,791 --> 01:31:52,958
‫من فقط کاری رو کردم که فکر می‌کردم
‫درسته.

1237
01:31:55,000 --> 01:31:57,750
‫حالا ازت می‌خوام کاری رو بکنی
‫که فکر می‌کنی درسته.

1238
01:32:29,208 --> 01:32:32,291
‫پرونده امروز، درخواست تجدیدنظر
‫ثبت شده توسط خانم ویدیا جیوتی هست

1239
01:32:32,416 --> 01:32:36,916
‫برای بازگشایی پرونده درُو سود علیه
‫ایالت اوتاراکند و دیگران.

1240
01:32:37,500 --> 01:32:39,833
‫خانم جیوتی،
‫افسر تحقیقات سابق،

1241
01:32:39,916 --> 01:32:43,458
‫مدارک جدیدی ارائه داده
‫که بررسی مجدد رو ضروری می‌کنه.

1242
01:32:43,541 --> 01:32:46,500
‫دادگاه درخواست ایشون
‫برای جلسه فوری رو پذیرفته.

1243
01:32:49,416 --> 01:32:50,458
‫همه بلند شید.

1244
01:33:08,833 --> 01:33:10,333
‫می‌تونیم دادرسی رو شروع کنیم.

1245
01:33:10,416 --> 01:33:11,458
‫جناب قاضی.

1246
01:33:14,416 --> 01:33:15,333
‫من گناهکارم.

1247
01:33:19,083 --> 01:33:21,500
‫اگه چیزی می‌خواین بگین،
‫برین جایگاه شهود.

1248
01:33:28,958 --> 01:33:31,166
‫من در مرگ مادرم
‫گناهکارم.

1249
01:33:58,000 --> 01:34:00,125
‫وقتی که
‫خشونت خانگی تو هر خونه‌ای هست،

1250
01:34:00,208 --> 01:34:02,958
‫آیا فقط مرد مقصره؟ نه.

1251
01:34:03,041 --> 01:34:05,916
‫کسایی که می‌بینن
‫و هنوز سکوت می‌کنن

1252
01:34:06,000 --> 01:34:06,958
‫به همین اندازه گناهکارن.

1253
01:34:31,375 --> 01:34:34,041
‫خواهش می‌کنم… خواهش می‌کنم…

1254
01:34:38,375 --> 01:34:40,125
‫عزیزم

1255
01:34:43,500 --> 01:34:46,416
‫پدرم…
‫… تنها کسی نبود که مادرم رو کشت

1256
01:34:59,375 --> 01:35:01,625
‫سومیا، دخترم،
‫چیزی دیدی؟

1257
01:35:12,416 --> 01:35:14,375
‫عموم هم گناهکار بود.

1258
01:35:19,958 --> 01:35:21,000
‫منم همینطور.

1259
01:35:24,125 --> 01:35:25,875
‫هیس!

1260
01:35:43,416 --> 01:35:46,416
‫برای حق جنگیدن،
‫خیلی شجاعت می‌خواد.

1261
01:35:46,916 --> 01:35:49,416
‫و این نوع شجاعت
‫خیلی سخت پیدا می‌شه.

1262
01:35:52,166 --> 01:35:53,583
‫از هرکسی برنمیاد.

1263
01:35:56,666 --> 01:35:58,166
‫مادرم نتونست این کارو بکنه.

1264
01:36:01,708 --> 01:36:03,791
‫اما خواهرم سومیا پاش وایساد
‫و من بهش افتخار می‌کنم.

1265
01:36:04,541 --> 01:36:08,666
‫می‌دونم که لجباز و بدعنق بودم
‫و براش مشکل درست کردم.

1266
01:36:16,833 --> 01:36:20,125
‫خانم کانوار، بدون اینکه
‫وقت دادگاه رو بیشتر بگیرین،

1267
01:36:20,166 --> 01:36:21,791
‫لطفا مدارک جدیدی که پیدا کردین رو

1268
01:36:21,875 --> 01:36:24,208
‫ارائه بدین که می‌خواین دادگاه
‫بررسی‌شون کنه تا به درخواست تجدیدنظرتون رسیدگی بشه.

1269
01:36:26,375 --> 01:36:27,375
‫بله، جناب قاضی.

1270
01:36:41,458 --> 01:36:42,458
‫جناب قاضی،

1271
01:36:44,416 --> 01:36:49,666
‫آموزش ما بهمون یاد داده
‫که حقیقت و مدارک تعیین می‌کنن

1272
01:36:50,166 --> 01:36:53,041
‫کی مستحق مجازاته
‫و کی بی‌گناهه.

1273
01:36:53,666 --> 01:36:56,791
‫و همچنین مدت و شدت
‫مجازات چقدر باید باشه.

1274
01:36:57,750 --> 01:37:01,291
‫اما وقتی حقیقت
‫و مدارک، درست و غلط

1275
01:37:02,166 --> 01:37:03,750
‫با هم تضاد دارن

1276
01:37:04,625 --> 01:37:05,750
‫ما باید چیکار کنیم؟

1277
01:37:06,541 --> 01:37:07,791
‫طرف کی رو بگیریم؟

1278
01:37:07,875 --> 01:37:09,458
‫حرف قانون؟

1279
01:37:09,541 --> 01:37:11,125
‫یا روح قانون؟

1280
01:37:13,375 --> 01:37:17,625
‫این پرونده قطعا
‫یه درس مهم بهم یاد داد.

1281
01:37:19,791 --> 01:37:24,416
‫وقتی یه زن خشونت خانگی می‌بینه،
‫فقط به خودش آسیب نمی‌رسه.

1282
01:37:26,041 --> 01:37:27,875
‫کل خانواده آسیب می‌بینه.

1283
01:37:28,916 --> 01:37:30,000
‫و تقریبا همیشه…

1284
01:37:32,375 --> 01:37:34,125
‫بچه‌هاش بیشترین ضربه رو می‌خورن.

1285
01:37:40,750 --> 01:37:42,666
‫یه نسل کامل آسیب می‌بینه.

1286
01:37:49,708 --> 01:37:53,208
‫بنابراین، درخواست بازگشایی
‫این پرونده رو پس می‌گیرم.

1287
01:37:57,125 --> 01:37:58,541
‫و از دادگاه عذرخواهی می‌کنم.

1288
01:37:59,541 --> 01:38:00,875
‫متاسفم، جناب قاضی.

1289
01:38:01,625 --> 01:38:03,125
‫داری شوخی می‌کنی!

1290
01:38:03,166 --> 01:38:04,375
‫مغزت رو از دست دادی؟

1291
01:38:04,416 --> 01:38:06,666
‫تو کی هستی که
‫درخواست تجدیدنظر رو پس می‌گیری؟

1292
01:38:06,750 --> 01:38:08,375
‫برو به درک با اون یونیفرمت.

1293
01:38:50,625 --> 01:38:53,000
‫شاید بالاخره عدالت اجرا شد.

1294
01:38:53,125 --> 01:38:55,375
‫گیر افتاده بین روح و حرف قانون،

1295
01:38:55,416 --> 01:38:58,541
‫این دفعه، انتخاب کردم
‫که راه مادرم رو برم.

1296
01:39:09,791 --> 01:39:11,166
‫یه شکایت داریم.

1297
01:39:11,250 --> 01:39:13,291
‫صدای کتک خوردن یه نفر
‫از خونه‌تون میومده.

1298
01:39:13,375 --> 01:39:16,208
‫- همه چی خوبه؟
‫- بله، بله، خانم. همه چی خوبه.

1299
01:39:16,708 --> 01:39:18,291
‫به هر حال، این یه مسئله‌ی خانوادگیه.

1300
01:39:19,041 --> 01:39:20,791
‫بیا، درو ببند و بیا تو.

1301
01:39:22,375 --> 01:39:25,375
‫این یه مسئله‌ی خانوادگی نیست.
‫یه مسئله‌ی جناییه.
