﻿1
00:00:03,962 --> 00:00:05,922
‫گودال‌ها بدون ‌هیچ هشداری
‫در تک‌تک کشورها

2
00:00:05,964 --> 00:00:07,882
‫- از دل زمین بیرون زدن
‫- الان در خیابان‌های

3
00:00:07,924 --> 00:00:10,093
‫تمام شهرهای بزرگ آشوب به‌پا شده

4
00:00:10,135 --> 00:00:11,720
‫دارن از زمین میان بیرون

5
00:00:11,761 --> 00:00:13,304
‫ظاهراً بدون ‌هیچ هشداری از دل زمین

6
00:00:13,346 --> 00:00:14,889
‫- فوران می‌کنن
‫- به گفتۀ دانشمندها

7
00:00:14,931 --> 00:00:16,433
‫موجوداتی که از این گودال‌ها بیرون اومدن

8
00:00:16,474 --> 00:00:18,476
‫انگار هزاران ساله که خواب بودن

9
00:00:18,518 --> 00:00:20,270
‫گلوله فقط کُندشون می‌کنه

10
00:00:20,311 --> 00:00:21,938
‫از پا درشون نمیاره

11
00:00:21,938 --> 00:00:23,440
‫بسیاری از کشورها ارتش رو فراخوندن

12
00:00:23,440 --> 00:00:25,275
‫هزاران نفر کشته شدن و
‫گویا این روند ادامه داره

13
00:00:25,316 --> 00:00:26,943
‫ساکنین ارتفاعات گزارش دادن که

14
00:00:26,985 --> 00:00:28,820
‫شاهد توقف ناگهانی دروگرها
‫در ارتفاع ۲۴۰۰ متری بودن

15
00:00:28,862 --> 00:00:30,780
‫این‌جا ندرلنده، کلرادو

16
00:00:30,780 --> 00:00:32,490
‫بیشترِ شهرمون نابود شده،
‫اما از ارتفاع ۲۴۰۰ متری

17
00:00:32,532 --> 00:00:34,492
‫همه‌چیز صحیح و سالمه

18
00:00:34,534 --> 00:00:36,786
‫از قرار معلوم، ‫ارتفاع ۲۴۰۰ متری
مرزِ حیاته

19
00:00:36,786 --> 00:00:38,788
‫مقامات از بازماندگان می‌خوان

20
00:00:38,830 --> 00:00:40,832
‫که بالای این ارتفاع بمونن

21
00:00:40,874 --> 00:00:43,418
‫ارتفاع ۲۴۰۰ متری مرز حیاته

22
00:00:43,460 --> 00:00:47,213
‫اگر براتون مقدوره،
‫فوراً خودتون رو به اونجا برسونید

23
00:00:53,303 --> 00:00:59,392
‫« ۳ سال بعد »

24
00:01:00,852 --> 00:01:04,606
‫« کلرادو، رشته‌کوه‌های راکی »
« ارتفاع ۲۳۶۰ متری »

25
00:01:05,148 --> 00:01:11,988
‫« ۸۰ متر پایین‌تر از مرز حیات »

26
00:03:24,120 --> 00:03:28,917
‫« ارتـفـاع »

27
00:03:35,840 --> 00:03:38,092
‫« پناهگاه درۀ گُمشده »

28
00:03:38,468 --> 00:03:42,597
‫« جمعیت: ۱۹۳ نفر »
‫« واقع در ارتفاع ۲۵۸۰ متری »

29
00:04:02,659 --> 00:04:04,661
‫سلام، هانتر

30
00:04:04,702 --> 00:04:06,412
‫همه‌چی مرتبه؟

31
00:04:08,915 --> 00:04:10,416
‫هانتر؟

32
00:04:17,340 --> 00:04:21,344
‫فقط… می‌خواستم آدم‌های دیگه رو ببینم

33
00:04:21,344 --> 00:04:24,055
‫تازه‌شم، خودت گفتی
‫بیشتر هیولاها دوباره خوابیدن

34
00:04:24,097 --> 00:04:26,182
‫هر شب اکسیژن بهت وصل می‌کنیم

35
00:04:27,433 --> 00:04:30,770
‫اگه موقع فرار ریه‌هات از کار می‌افتاد چی؟

36
00:04:33,231 --> 00:04:34,941
‫ببخشید، بابا

37
00:04:36,943 --> 00:04:39,529
‫تحمل ازدست‌دادن تو رو ندارم

38
00:04:40,571 --> 00:04:42,740
‫ندارم

39
00:04:42,782 --> 00:04:45,034
‫باید اینو درک کنی

40
00:05:16,983 --> 00:05:19,402
‫- این یکی سنگینه‌ها
‫- آره

41
00:05:20,445 --> 00:05:21,904
‫صبر کن

42
00:05:23,239 --> 00:05:25,450
‫- گرفتیش؟
‫- آره

43
00:05:25,491 --> 00:05:28,411
‫میگم، امروز صبح چی شد؟

44
00:05:28,453 --> 00:05:31,205
‫هانتر رفته بود اون طرف مرز تا بهتر

45
00:05:31,247 --> 00:05:32,915
‫پناهگاه صخرۀ سرخ رو ببینه

46
00:05:32,915 --> 00:05:34,792
‫آخه اون تنها بچۀ این پناهگاهه

47
00:05:34,834 --> 00:05:36,586
‫تک افتاده

48
00:05:36,586 --> 00:05:38,421
‫ولی زنده‌ست

49
00:05:40,089 --> 00:05:43,092
‫ویل، همیشه که زنده‌بودن کافی نیست

50
00:05:43,092 --> 00:05:44,927
‫درسته، شاید این بالا در امان باشیم

51
00:05:44,969 --> 00:05:48,264
‫ولی این قله واسه‌ش عین زندونه

52
00:05:49,932 --> 00:05:52,435
‫فقط نرفته بود صخرۀ سرخ رو ببینه

53
00:05:55,980 --> 00:05:59,192
‫مرز از جاده‌‌خاکی اِلبا می‌گذره
‫که نزدیک اون پناهگاهه

54
00:06:02,653 --> 00:06:04,781
‫هانتر آخرین بار مادرش رو اونجا دید

55
00:07:36,372 --> 00:07:37,748
‫پناهگاه آشیانۀ کلاغ گزارش داده
‫« جلسۀ شورای شهر، امروز »

56
00:07:37,790 --> 00:07:39,709
‫که یه گروه پنج‌نفره رو فرستادن پایین مرز

57
00:07:39,709 --> 00:07:41,377
‫تا وسایل ضروری جمع کنن

58
00:07:41,419 --> 00:07:43,212
‫هنوز هیچ‌کس برنگشته،

59
00:07:43,212 --> 00:07:45,006
‫اما همچنان امیدشون رو از دست ندادن

60
00:07:45,047 --> 00:07:47,091
‫از ما خواستن یه نفر رو بفرستیم قله

61
00:07:47,133 --> 00:07:49,051
‫تا ببینیم نشونه‌ای ازشون پیدا میشه یا نه

62
00:07:49,093 --> 00:07:50,720
‫از کدوم جاده رفتن؟

63
00:07:50,720 --> 00:07:53,014
‫از مسیرِ کله‌قندی توی درۀ بالایی

64
00:09:06,379 --> 00:09:08,005
متوجه‌ام

65
00:09:08,047 --> 00:09:11,634
‫تو به نینا اعتماد داری.
‫ولی این کار خودکشیه

66
00:09:11,634 --> 00:09:13,636
‫وظیفۀ تو نیست که دنیا رو نجات بدی

67
00:09:16,681 --> 00:09:18,641
‫خیلی‌خب، عزیزم

68
00:09:18,683 --> 00:09:20,142
‫من اینجام، پیشتم

69
00:09:20,184 --> 00:09:22,144
‫آروم باش

70
00:09:30,486 --> 00:09:33,322
‫خب، نفس عمیق

71
00:09:35,032 --> 00:09:37,493
‫با آرامش. نفس عمیق بکِش

72
00:09:37,535 --> 00:09:39,495
‫نفس عمیق

73
00:09:39,537 --> 00:09:41,455
‫آروم

74
00:09:41,497 --> 00:09:42,999
‫آفرین

75
00:09:43,040 --> 00:09:44,375
‫آروم

76
00:09:47,670 --> 00:09:49,255
‫عاشقتم، پسر

77
00:10:18,909 --> 00:10:21,537
‫پس کاه باعث میشه
‫سیب‌زمینی موقع خروج از خاک

78
00:10:21,537 --> 00:10:23,247
‫گرم بمونه

79
00:10:23,289 --> 00:10:25,374
‫وقتی هوا سرد میشه،
‫کاه رو می‌ریزی روش

80
00:10:25,374 --> 00:10:29,503
‫که سرما به زمین نزنه
‫و سیب‌زمینی گرم بمونه

81
00:10:29,545 --> 00:10:30,838
‫خب؟

82
00:10:30,880 --> 00:10:32,548
‫زمان‌بندی حرف اول و آخر رو می‌زنه، خب؟

83
00:10:32,590 --> 00:10:34,759
‫باید درست به موقع…

84
00:10:34,800 --> 00:10:36,719
‫رهاش کنی

85
00:10:36,719 --> 00:10:38,095
‫نخ رو بنداز

86
00:10:38,137 --> 00:10:39,597
‫آفرین

87
00:10:44,268 --> 00:10:45,895
‫تولد هانتره

88
00:10:45,936 --> 00:10:49,357
‫پس آخرین بستۀ ماکارونی پنیری‌ رو می‌خوای؟

89
00:10:49,398 --> 00:10:50,608
‫اینها رو آوردم تاخت بزنیم

90
00:10:50,650 --> 00:10:52,568
‫خیلی نیست، ولی…

91
00:10:54,820 --> 00:10:55,988
‫کافیه

92
00:10:57,615 --> 00:10:58,949
‫لعنتی!

93
00:10:58,991 --> 00:11:00,368
‫- اینو از کجا گیر آوردی؟
‫- بیخیال

94
00:11:00,409 --> 00:11:01,911
‫می‌دونی که آشنا ماشنا کم ندارم

95
00:11:02,912 --> 00:11:04,830
‫تولدت مبارک

96
00:11:06,415 --> 00:11:09,085
‫بابا، چرا رادیو رو گذاشتیم کنار؟

97
00:11:09,126 --> 00:11:13,547
‫اگه لازم باشه با پرچم
‫به پناهگاه‌های دیگه علامت میدیم

98
00:11:13,589 --> 00:11:15,257
‫ولی مثل حرف‌زدن باهاشون نمیشه که

99
00:11:15,257 --> 00:11:16,967
‫همین حالاش برق تولیدی‌مون

100
00:11:17,009 --> 00:11:18,260
‫کفاف دستگاه‌های ضروری رو نمیده؛

101
00:11:18,302 --> 00:11:19,470
‫مثل دستگاه اکسیژنِ تو

102
00:11:19,512 --> 00:11:20,888
‫مخصوصاً تو زمستون

103
00:11:20,930 --> 00:11:22,181
‫که روزها خیلی کوتاهن

104
00:11:27,603 --> 00:11:29,230
‫می‌خوای بری، مگه نه؟

105
00:11:30,314 --> 00:11:31,899
‫آخرین فیلترت هم تموم شد

106
00:11:31,941 --> 00:11:33,109
‫باز هم فیلتر لازم داریم

107
00:11:33,109 --> 00:11:34,318
‫اگه دوباره مریض بشی…

108
00:11:34,360 --> 00:11:35,444
‫پس مریض نمیشم

109
00:11:35,444 --> 00:11:37,363
‫نه، این‌جوری که نیست

110
00:11:39,782 --> 00:11:41,283
‫کِی می‌خوای بری؟

111
00:11:42,284 --> 00:11:44,120
‫چیزیم نمیشه

112
00:11:52,628 --> 00:11:55,297
‫از چارلی گرفتم‌شون

113
00:11:55,297 --> 00:11:57,800
‫مطمئنم ازم خوشش میاد

114
00:11:57,800 --> 00:11:59,135
‫طرف ۸۰ سالشه!

115
00:11:59,135 --> 00:12:01,011
‫خب بعد از ۳ سال این بالا،

116
00:12:01,053 --> 00:12:02,888
‫کم‌کم دارم بهش فکر می‌کنم

117
00:12:04,473 --> 00:12:05,641
‫هانتر کجاست؟

118
00:12:05,641 --> 00:12:07,309
‫خوابه

119
00:12:11,522 --> 00:12:12,815
‫می‌دونی که جمعه‌شبه

120
00:12:12,857 --> 00:12:14,442
‫جدی؟

121
00:12:16,193 --> 00:12:19,905
‫قبل از این ماجراها
‫جمعه‌شب چیکار می‌کردی؟

122
00:12:20,906 --> 00:12:23,784
‫احتمالاً با پدرزنم می‌رفتم
‫بارِ کنار زمین گلف

123
00:12:25,745 --> 00:12:28,622
‫بهت نمی‌خورد اهل این داستان‌ها باشی، ویل

124
00:12:28,664 --> 00:12:30,207
‫نبودم

125
00:12:30,249 --> 00:12:32,877
‫ولی خانوادۀ تارا عاشقش بودن

126
00:12:32,918 --> 00:12:34,420
‫من حالم ازش بهم می‌خورد

127
00:12:36,213 --> 00:12:37,882
‫ولی الان دلم براش تنگ شده

128
00:12:48,225 --> 00:12:49,560
‫لعنتی

129
00:13:03,783 --> 00:13:06,243
‫فیلترهامون تموم شده؛
‫مجبورم بهت آمپول بزنم

130
00:13:30,059 --> 00:13:32,436
‫سلام، نینا

131
00:13:32,478 --> 00:13:34,104
‫حالت چطوره؟

132
00:13:36,482 --> 00:13:38,984
‫با نوشیدنی در چه حالی؟

133
00:13:39,026 --> 00:13:41,111
‫نمیذاره خودم رو بکُشم

134
00:13:43,280 --> 00:13:44,949
‫تو چی؟

135
00:13:46,242 --> 00:13:48,244
‫نمیذاره تو رو بکُشم

136
00:13:53,249 --> 00:13:55,125
‫فردا راه می‌افتم

137
00:13:55,167 --> 00:13:56,836
‫میرم بولدر

138
00:13:59,171 --> 00:14:01,715
‫اصلاً انتظار نداشتم اینو ازت بشنوم

139
00:14:01,757 --> 00:14:03,634
‫چاره‌ای ندارم

140
00:14:06,762 --> 00:14:08,180
‫می‌میری

141
00:14:09,306 --> 00:14:10,933
‫نمیشه کشتشون

142
00:14:11,934 --> 00:14:13,644
‫اگه همچین اعتقادی داشتی،

143
00:14:13,686 --> 00:14:15,688
‫این پرچم دزدهای دریایی رو برمی‌داشتی

144
00:14:17,022 --> 00:14:18,941
‫یه مسیر امن پیدا کردم

145
00:14:24,113 --> 00:14:25,698
‫هیچ مسیر امنی وجود نداره

146
00:14:27,700 --> 00:14:29,952
‫من تموم نقشه‌ها رو از بَرم

147
00:14:29,994 --> 00:14:32,079
‫همۀ مسیرها رو.
‫پیاده دو روز تا اونجا راهه

148
00:14:32,121 --> 00:14:34,373
‫نمیشه تا آخر مسیر بالای مرز موند

149
00:14:36,625 --> 00:14:37,793
‫دستگاه هانتر

150
00:14:39,169 --> 00:14:42,006
‫آخرین فیلترش هم تموم شد

151
00:14:42,047 --> 00:14:44,466
‫بیمارستان بولدر یه عالمه فیلتر داره

152
00:14:44,508 --> 00:14:46,510
‫اگه نرم، هانتر می‌میره

153
00:14:53,017 --> 00:14:54,935
‫احتمالاً ملت اونجا رو غارت کردن

154
00:14:54,977 --> 00:14:56,312
‫وقت نداشتن غارت کنن

155
00:14:56,353 --> 00:14:59,523
‫حداقل ده دوازده بار باید بری پایین مرز

156
00:14:59,565 --> 00:15:02,276
‫محاله ده دوازده بار از دست اون جونورها
‫جون سالم به در ببری

157
00:15:03,068 --> 00:15:04,153
‫تو که بُردی

158
00:15:04,153 --> 00:15:05,279
‫اون شانسی بود

159
00:15:05,321 --> 00:15:07,823
‫شانس که نشد راهکار

160
00:15:07,823 --> 00:15:09,450
‫شانس بهت کمک نمی‌کنه

161
00:15:09,491 --> 00:15:11,160
‫تنها کسی که
‫باهاشون جنگید و زنده موند تویی

162
00:15:11,201 --> 00:15:12,828
‫سال‌ها روشون تحقیق کردی

163
00:15:12,828 --> 00:15:14,663
‫- این که بهم کمک می‌کنه
‫- که چی؟ می‌خوای بگی «نینا، یه لطفی کن،

164
00:15:14,663 --> 00:15:16,373
‫بیا با هم بریم. بیا با هم بمیریم»

165
00:15:16,415 --> 00:15:18,918
‫پارسال که فکر می‌کردی
‫اگه بتونی خودت رو برسونی

166
00:15:18,959 --> 00:15:21,337
‫به آزمایشگاه قدیمیت،
‫یه راهی برای کشتن‌شون پیدا می‌کنی

167
00:15:21,337 --> 00:15:22,838
‫واسه همین تارا همراهت اومد

168
00:15:22,880 --> 00:15:24,506
‫یه مسیر تا بولدر پیدا کردم

169
00:15:24,548 --> 00:15:27,217
‫نقشه‌ش رو دارم.
‫فقط دو بار باید بریم پایین مرز

170
00:15:27,259 --> 00:15:29,178
‫دو بار؟

171
00:15:29,219 --> 00:15:30,512
‫امکان نداره

172
00:15:30,512 --> 00:15:31,847
‫داره

173
00:15:31,847 --> 00:15:33,015
‫معدن کالوی

174
00:15:33,057 --> 00:15:35,225
‫از وسط کوه رد می‌شه

175
00:15:35,267 --> 00:15:36,560
‫معدن؟

176
00:15:36,602 --> 00:15:37,895
‫آخه معدن، ویل؟

177
00:15:37,937 --> 00:15:40,314
‫نقشه‌ت اینه؟

178
00:15:40,356 --> 00:15:41,815
‫به معنای واقعی کلمه تلۀ مرگه

179
00:15:41,857 --> 00:15:43,359
‫شرکتم اونجا یه پروژۀ بزرگ داشت

180
00:15:43,400 --> 00:15:45,361
‫وجب به وجبش رو می‌شناسم

181
00:15:45,361 --> 00:15:47,404
‫تموم تونل‌هاش رو بلدم

182
00:15:49,573 --> 00:15:51,200
‫تو هیچی بلد نیستی

183
00:15:53,702 --> 00:15:55,037
‫افتادی تو هچل

184
00:15:55,079 --> 00:15:57,039
‫آدم تو این مواقع خودشو به کُشتن میده

185
00:15:57,039 --> 00:15:58,207
‫ساعت ۸ صبح

186
00:15:58,207 --> 00:16:00,376
‫چشم‌انداز بلندای کثدرال

187
00:16:00,417 --> 00:16:02,044
‫کی گفته من میام؟

188
00:16:02,086 --> 00:16:04,338
‫تک‌تک کارهات از روز اول
‫نشون میدن که میای

189
00:16:04,380 --> 00:16:08,175
‫هر شب به فلس اون دروگر کوفتی شلیک می‌کنی

190
00:16:08,217 --> 00:16:10,427
‫کل فکر و ذکرت شده این که
‫یکی از این جونورها رو بکشی،

191
00:16:10,469 --> 00:16:13,222
‫چیزی هم که دنبالشی اون پایینه

192
00:16:13,263 --> 00:16:15,057
‫حداقل تا این حد بهم مدیونی

193
00:16:15,099 --> 00:16:16,433
‫به‌خاطر تارا

194
00:16:17,893 --> 00:16:18,894
‫ویل

195
00:16:21,397 --> 00:16:24,900
‫بولدر ۶۰۰ متر پایین‌تر از مرزه

196
00:16:24,942 --> 00:16:26,402
‫حتی اگه بتونی خودت رو برسونی اونجا

197
00:16:26,402 --> 00:16:27,903
‫اونها منتظرت نشسته‌ن

198
00:16:29,071 --> 00:16:31,156
‫حتی یکی‌شون هم کافیه

199
00:16:33,158 --> 00:16:34,576
‫می‌دونم

200
00:17:08,610 --> 00:17:11,280
‫نینا

201
00:17:11,280 --> 00:17:13,115
‫نینا، داره میاد جلو

202
00:17:14,324 --> 00:17:16,076
‫نینا!

203
00:17:16,118 --> 00:17:18,287
‫- داره میاد این طرف!
‫- سمت راست بمونید!

204
00:17:18,287 --> 00:17:20,414
‫دیگه نمی‌تونم نفسمو نگه دارم

205
00:17:20,456 --> 00:17:21,957
‫شلیک کن! بزن!

206
00:17:23,792 --> 00:17:25,502
‫- نه، تو رو خدا
‫- داریم سقوط می‌کنیم!

207
00:17:25,544 --> 00:17:27,963
‫- خدایا! یا خدا!
‫- تو رو خدا

208
00:17:29,965 --> 00:17:31,967
‫نـ… نمی‌تونم…

209
00:17:48,025 --> 00:17:50,235
‫- ممنون
‫- قابل نداشت

210
00:17:53,739 --> 00:17:55,491
‫باید فردا برم

211
00:17:55,532 --> 00:17:58,202
‫۴ روز وقت داره، نهایتاً ۵ روز

212
00:17:58,243 --> 00:17:59,661
‫من پیشش می‌مونم

213
00:18:07,920 --> 00:18:09,505
‫گذاشتمش رو ۱۸۰ متر

214
00:18:09,505 --> 00:18:12,216
‫این‌جوری می‌تونی از فاصلۀ دورتری بزنی‌شون

215
00:18:12,257 --> 00:18:13,550
‫راستی

216
00:18:14,843 --> 00:18:16,345
‫گلوله‌های ضدزره

217
00:18:16,345 --> 00:18:18,347
‫از مهمات شخصی خودم بهت میدم

218
00:18:18,347 --> 00:18:21,683
‫یه‌کم بیشتر از کالیبر ۵.۵۶ معمولی
سرعت‌شون رو می‌گیره

219
00:18:21,683 --> 00:18:23,352
‫موفق باشی

220
00:18:23,393 --> 00:18:25,187
‫ممنون

221
00:18:27,731 --> 00:18:28,899
‫نمی‌خواستی به من بگی؟

222
00:18:29,942 --> 00:18:31,527
‫ها؟

223
00:18:31,527 --> 00:18:33,153
‫می‌خواستی مثل تارا بی‌خبر بری

224
00:18:33,195 --> 00:18:35,197
‫و خودتو به کشتن بدی؟

225
00:18:39,118 --> 00:18:40,702
‫معذرت می‌خوام.
‫حرفم درست نبود

226
00:18:40,702 --> 00:18:41,745
‫آره، نبود

227
00:18:41,787 --> 00:18:42,871
‫- تیم؟
‫- بله؟

228
00:18:42,871 --> 00:18:44,164
‫تجهیزاتم رو میدی؟

229
00:18:44,206 --> 00:18:45,707
‫کیتی، داری چیکار می‌کنی؟

230
00:18:45,749 --> 00:18:47,543
‫- همراهت میام
‫- نه، نمیای

231
00:18:47,584 --> 00:18:49,253
‫ازت اجازه نخواستم، ویل.
‫نمیشه تنهایی بری

232
00:18:49,294 --> 00:18:51,046
‫یه نفر باید هواتو داشته باشه

233
00:18:51,046 --> 00:18:52,589
‫آره، نینا باهام میاد

234
00:18:52,631 --> 00:18:54,550
‫پس دیگه حتماً من هم میام

235
00:18:54,550 --> 00:18:56,051
‫شهر بهت نیاز داره

236
00:18:56,093 --> 00:18:57,678
‫من هم باید ببینم پایین مرز چه خبره

237
00:18:57,719 --> 00:19:00,013
‫چرا؟ که چی؟

238
00:19:00,055 --> 00:19:03,600
‫ما یه مشت موشیم تو یه کشتیِ در حال غرق؛
‫باید یه راه فرار پیدا کنیم

239
00:19:03,642 --> 00:19:06,061
‫نه، لازم نیست.
‫می‌تونیم تاابد این بالا زندگی کنیم

240
00:19:06,061 --> 00:19:07,521
‫همه‌مون جز هانتر

241
00:19:07,563 --> 00:19:09,731
‫من نمی‌خوام تاابد این‌جوری زندگی کنم، ویل

242
00:19:09,773 --> 00:19:11,441
‫جفت‌مون می‌دونیم که هانتر هم نمی‌خواد

243
00:19:11,483 --> 00:19:12,943
‫تصمیمش با اون نیست که

244
00:19:12,985 --> 00:19:14,153
‫اون هم تو ۸ سالگی

245
00:19:15,779 --> 00:19:18,115
‫بالاخره که باید باهاشون بجنگیم، ویل

246
00:19:20,117 --> 00:19:21,827
‫چه بهتر که از همین امروز شروع کنیم

247
00:19:33,338 --> 00:19:35,048
‫نیازی به کمکت نیست

248
00:19:35,090 --> 00:19:36,758
‫تو به کمک هیچکی نیاز نداری، مگه نه، نینا؟

249
00:19:36,758 --> 00:19:39,261
‫تا حالا دیدی یکی‌شون بیاد سمتت؟

250
00:19:40,429 --> 00:19:42,014
‫از نزدیک

251
00:19:43,432 --> 00:19:46,101
‫نه فقط یه نور چشمک‌زن از دور

252
00:19:47,853 --> 00:19:49,771
‫بدجور آدم‌ها رو تیکه‌پاره می‌کنن

253
00:19:51,523 --> 00:19:52,983
‫گلوله خراش هم روشون نمیندازه

254
00:19:53,025 --> 00:19:55,068
‫مگه صاف بزنی تو صورتشون

255
00:19:55,110 --> 00:19:57,446
‫که تازه اون‌جوری هم فقط
‫چند ثانیه وقت داری دربری

256
00:20:00,657 --> 00:20:02,451
‫آخرسر همه‌مون پایین مرز می‌میریم

257
00:20:03,785 --> 00:20:05,454
‫منتها تو قبل از ما

258
00:20:30,312 --> 00:20:32,272
‫زود برمی‌گردم پیشت

259
00:20:32,314 --> 00:20:33,815
‫مامان هم همینو گفت

260
00:20:33,857 --> 00:20:35,192
‫من صددرصد برمی‌گردم

261
00:20:36,818 --> 00:20:38,320
‫قول میدم

262
00:20:43,408 --> 00:20:44,993
‫می‌ریم پیست اسکی آلتا ویستا

263
00:20:45,035 --> 00:20:46,787
‫شاید حتی بتونیم از تله‌کابین استفاده کنیم

264
00:20:46,828 --> 00:20:48,121
‫با کدوم برق؟

265
00:20:48,163 --> 00:20:49,665
‫ژنراتورِ زاپاس دارن

266
00:20:49,706 --> 00:20:50,999
‫محاله کار کنن؛

267
00:20:50,999 --> 00:20:53,877
‫چون ۹۹۲ روزه روشن نشده‌ن

268
00:20:53,919 --> 00:20:56,171
‫اگه باتری‌هاش خالی نشده باشه،
‫راهش میندازم

269
00:21:12,896 --> 00:21:14,856
‫تو چرا داری میری بولدر، نینا؟

270
00:21:14,898 --> 00:21:16,608
‫آزمایشگاه قدیمیم اونجاست

271
00:21:18,026 --> 00:21:20,529
‫مگه استاد کَلتِک نبودی؟

272
00:21:20,529 --> 00:21:22,739
‫محقق بودم

273
00:21:22,781 --> 00:21:25,409
‫حوصلۀ تدریس ندارم.
‫بچه‌هاش خیلی کودنن

274
00:21:27,202 --> 00:21:30,539
‫الان میگی دانشجوهای کلتک خیلی خنگن؟

275
00:21:30,539 --> 00:21:32,791
‫پس ما دیگه چی هستیم؟

276
00:21:34,710 --> 00:21:37,421
‫شما دانشجوی کلتک نیستین، کیتی

277
00:21:45,637 --> 00:21:47,306
‫می‌تونی یه‌کم مهربون باشی

278
00:21:48,432 --> 00:21:49,933
‫حداقل سعیت رو بکن

279
00:21:51,268 --> 00:21:53,520
‫مگه چه ایرادی داره که
‫همه‌چی رو ساده بگیرم؟

280
00:22:00,068 --> 00:22:01,903
‫از کجا معلوم یه جونور

281
00:22:01,903 --> 00:22:04,364
‫تو اون چاله نخوابیده باشه؟

282
00:22:04,406 --> 00:22:06,742
‫من که نشونه‌ای نمی‌بینم

283
00:22:06,783 --> 00:22:09,077
‫پس اون قطب‌نما نیست، نه؟

284
00:22:09,077 --> 00:22:10,579
‫نه

285
00:22:10,620 --> 00:22:12,247
‫راه ردیابی‌شون رو پیدا کردی؟

286
00:22:12,289 --> 00:22:14,124
‫الکترومغناطیس زیستی

287
00:22:14,750 --> 00:22:16,251
‫خودشون میدان مغناطیسی ایجاد می‌کنن

288
00:22:16,251 --> 00:22:17,419
‫قوی‌تر از میدان مغناطیسی ما

289
00:22:17,419 --> 00:22:19,338
‫قوی‌تر از میدان مغناطیسی هر جانداری

290
00:22:19,755 --> 00:22:21,256
‫توی شعاع ۸۰۰ متری‌مون که باشن

291
00:22:21,298 --> 00:22:22,841
‫عقربه میره سمت‌شون

292
00:22:24,926 --> 00:22:26,678
‫« جاده‌‌خاکی اِلبا »

293
00:22:27,054 --> 00:22:29,723
‫« ارتفاع ۲۴۰۰ متری »

294
00:22:30,098 --> 00:22:32,934
‫پس تا پیست اسکی ۳ کیلومتر راهه؟

295
00:22:32,934 --> 00:22:35,437
‫اگه از وسط جنگل بریم
‫میشه ۱.۵ کیلومتر

296
00:22:48,617 --> 00:22:50,494
‫نینا، تو که مختصصی،

297
00:22:51,953 --> 00:22:55,624
‫نمی‌دونی چرا بالای ارتفاع ۲۴۰۰ متر نمیان؟

298
00:22:55,665 --> 00:22:58,335
‫فقط امیدوارم یهو نظرشون عوض نشه

299
00:23:00,837 --> 00:23:03,090
‫چیزی نشون نمیده؟

300
00:23:03,131 --> 00:23:05,967
‫هنوز که نه.
‫فعلاً خبری نیست

301
00:23:43,213 --> 00:23:45,340
‫شاید به دردمون بخوره

302
00:23:58,603 --> 00:24:00,981
‫خب. ردیابه همچنان چیزی رو نشون نمیده

303
00:24:01,022 --> 00:24:03,608
‫اگه عقربه‌ش تکون خورد خبر بده

304
00:24:17,414 --> 00:24:19,249
‫یه‌کم مهمات اینجاست

305
00:24:19,291 --> 00:24:21,418
‫چند تا مُنوَّر هم هست

306
00:24:32,137 --> 00:24:33,555
‫ببین چی پیدا کردم

307
00:24:37,934 --> 00:24:39,895
‫بلدی باهاش کار کنی؟

308
00:24:39,936 --> 00:24:41,855
‫جوری ساختنش که
‫یه سرباز ۱۸ ساله هم

309
00:24:41,897 --> 00:24:43,231
‫بعد از آموزش‌های مقدماتی
‫بتونه باهاش کار کنه

310
00:24:43,231 --> 00:24:44,608
‫یه جوری راهش میندازم

311
00:24:44,649 --> 00:24:46,234
‫نمی‌خواد

312
00:24:47,903 --> 00:24:50,614
‫- پس قبلاً این‌کاره بودی؟
‫- من اهل تگزاسم، ویل

313
00:24:50,655 --> 00:24:51,907
‫من هم اهل لوئیزیانام

314
00:24:51,948 --> 00:24:53,366
‫ولی دلیل نمیشه که بابام

315
00:24:53,408 --> 00:24:55,577
‫کار با نارنجک‌انداز رو یادم داده باشه

316
00:25:04,753 --> 00:25:06,588
‫نینا! چی شده؟

317
00:25:10,675 --> 00:25:13,303
‫- نینا، خواهشاً میشه بیای بریم؟
‫- دو دقیقه خفه‌خون می‌گیرید؟

318
00:25:13,345 --> 00:25:14,804
‫فلسِ یه دروگر جلو چشممه

319
00:25:19,768 --> 00:25:21,645
‫اگر نمی‌خواد بیاد، بذار بمونه

320
00:25:22,812 --> 00:25:25,273
‫ولش کن.
‫به چه دردی می‌خوره اصلاً؟

321
00:25:25,315 --> 00:25:28,944
‫اتفاقاً به درد می‌خورم.
‫برعکس تو، من سربار نیستم

322
00:25:28,985 --> 00:25:31,488
‫مزخرف نگو، نینا

323
00:25:31,530 --> 00:25:33,323
‫جفت‌مون می‌دونیم واسه کی
‫تلاش می‌کنی، کیتی

324
00:25:33,365 --> 00:25:34,783
‫واسه من که نمی‌کنی

325
00:25:34,824 --> 00:25:36,409
‫چشمت دنبال شوهر رفیق شیشت هست

326
00:25:36,451 --> 00:25:38,119
‫می‌دونی چیه؟

327
00:25:38,119 --> 00:25:39,955
‫همون رفیقم که تو به کشتنش دادی

328
00:25:39,996 --> 00:25:41,790
‫یادت که نرفته؟

329
00:25:43,333 --> 00:25:44,459
‫لعنتی، بس کنید

330
00:25:45,502 --> 00:25:47,754
آشغال

331
00:25:51,132 --> 00:25:52,634
‫ازت خوشم نمیاد، نینا

332
00:25:52,676 --> 00:25:54,302
‫هیچ‌وقت هم نمی‌اومده

333
00:25:58,473 --> 00:26:00,475
‫بهت حق میدم، کیتی

334
00:26:05,855 --> 00:26:07,983
ول کن. چیزی نیست

335
00:26:48,189 --> 00:26:50,525
‫اینا همه از کجا پیداشون شده؟

336
00:26:50,525 --> 00:26:52,569
‫۳ سال اثری از ما نبوده

337
00:27:09,377 --> 00:27:11,880
‫« پیست اسکی آلتا ویستا »

338
00:27:12,005 --> 00:27:16,635
‫« ارتفاع ۲۳۰۰ متری »

339
00:27:29,147 --> 00:27:30,732
‫وایسید. یه دقیقه

340
00:27:30,732 --> 00:27:32,942
‫قله تو ارتفاع ۲۴۰۰ متریه

341
00:27:32,984 --> 00:27:35,111
‫یه ربع دیگه که بریم،
‫می‌رسیم یه جای امن

342
00:27:35,153 --> 00:27:37,906
‫می‌تونم تله‌کابین رو هم راه بندازم

343
00:27:37,947 --> 00:27:39,616
‫باید از اینم سریع‌تر باشیم

344
00:27:41,826 --> 00:27:42,911
‫اینجان

345
00:27:48,458 --> 00:27:50,293
‫اون پایین

346
00:27:50,335 --> 00:27:51,586
‫بدویید!

347
00:27:51,628 --> 00:27:52,921
‫محاله برسیم به مرز

348
00:27:52,962 --> 00:27:54,422
‫- باید برسیم!
‫- خیلی دوره!

349
00:27:54,464 --> 00:27:55,924
‫باید با تله‌کابین بریم

350
00:27:55,924 --> 00:27:56,966
‫اگه باتریش تموم شده باشه چی؟

351
00:27:57,008 --> 00:27:58,093
‫راست میگه!

352
00:28:01,429 --> 00:28:03,014
‫- پوششم بده!
‫- باشه

353
00:28:25,453 --> 00:28:26,496
‫زود باش، ویل

354
00:28:30,500 --> 00:28:32,293
‫روشن شو دیگه

355
00:28:51,563 --> 00:28:54,357
‫لعنتی. یالا

356
00:29:17,839 --> 00:29:19,174
لعنت بهت

357
00:29:23,511 --> 00:29:25,263
‫یالا، یالا

358
00:29:48,077 --> 00:29:50,038
‫کلید رو بزن!

359
00:30:10,099 --> 00:30:12,268
‫۲۳۷۰ متر

360
00:30:44,175 --> 00:30:46,261
‫باید بپری!

361
00:30:51,140 --> 00:30:52,851
‫بجنب، کیتی!

362
00:30:54,185 --> 00:30:55,645
‫یالا، یالا! بپر!

363
00:30:55,687 --> 00:30:56,771
‫زود باش!

364
00:31:07,198 --> 00:31:08,366
‫لعنتی، تیرهام تموم شد

365
00:31:11,327 --> 00:31:13,538
‫- ول نکنی‌ها!
‫- گرفتمت. قول میدم

366
00:31:15,874 --> 00:31:17,125
‫داریم می‌رسیم

367
00:31:23,006 --> 00:31:24,591
‫محکم بگیر!

368
00:31:24,632 --> 00:31:26,134
‫۲۴۰۰ متر!

369
00:31:26,134 --> 00:31:27,302
‫رسیدیم

370
00:31:27,343 --> 00:31:30,305
‫رسیدیم، رسیدیم

371
00:31:48,156 --> 00:31:49,991
‫بدو! بدو! بدو!

372
00:31:55,997 --> 00:31:57,665
‫یالا، کیتی!

373
00:32:19,687 --> 00:32:21,356
‫حالتون خوبه؟

374
00:32:22,565 --> 00:32:24,400
‫- آره
‫- آره

375
00:32:28,780 --> 00:32:30,323
‫« اقامتگاه »

376
00:32:30,406 --> 00:32:36,287
‫« ارتفاع ۲۵۰۰ متری »

377
00:32:50,677 --> 00:32:52,637
‫نارنجک‌هام هیچ غلطی نکردن

378
00:32:58,810 --> 00:33:01,312
به سلامتی یه شب بیشتر زنده موندن

379
00:33:13,574 --> 00:33:15,076
‫واقعاً فرق داره

380
00:33:16,661 --> 00:33:19,163
‫اینکه از نزدیک ببینی‌شون

381
00:33:20,748 --> 00:33:23,835
‫ما و این موجودات
‫نمی‌تونیم روی یه سیاره باشیم

382
00:33:27,338 --> 00:33:29,173
‫شاید اون مذهبی‌ها راست می‌گفتن

383
00:33:30,383 --> 00:33:34,053
‫شاید دروگرها تاوان گناه‌های بشرن

384
00:33:34,095 --> 00:33:36,180
‫تاوان اینکه سیبِ خدا رو خوردیم و
‫بعدش هم باغ عدن رو

385
00:33:36,180 --> 00:33:38,307
‫با علمی که خودش بهمون داده بود
‫با خاک یکسان کردیم

386
00:33:38,349 --> 00:33:40,476
‫تو کَتِ من که نمیره

387
00:33:40,518 --> 00:33:42,395
‫پس به‌نظرت ماجرا چیه؟

388
00:33:44,063 --> 00:33:46,774
‫توی زنجیرۀ غذایی جدید زمین،
‫اونها شکارچی رأس هرمن

389
00:33:47,859 --> 00:33:49,527
‫ما هم طعمه‌شون

390
00:33:55,241 --> 00:33:57,535
‫چطوری جایگاهمون رو پس بگیریم؟

391
00:34:01,914 --> 00:34:04,709
‫یهو همه‌شون با هم
‫از زیر زمین اومدن بیرون

392
00:34:06,377 --> 00:34:08,004
‫هیچ‌کس نتونسته روشون تحقیق کنه

393
00:34:08,046 --> 00:34:09,380
‫وقتی خوب یه چیزی رو بررسی کنی،

394
00:34:09,422 --> 00:34:10,840
‫راه کُشتنش رو پیدا می‌کنی

395
00:34:10,882 --> 00:34:12,759
‫البته اگه اون زودتر نکشتت

396
00:34:17,597 --> 00:34:19,932
‫خیلی‌های دیگه قراره بمیرن

397
00:34:21,142 --> 00:34:23,269
‫ولی یه روز شکستشون میدیم

398
00:34:27,940 --> 00:34:31,778
‫تو سه سال آزگار،
‫شبانه‌روز روشون تحقیق می‌کردی

399
00:34:32,904 --> 00:34:34,822
‫بالاخره یه چیزی باید
‫توجهت رو جلب می‌کرد

400
00:34:36,324 --> 00:34:39,077
‫اولین کارشون موقع خروج از دل زمین

401
00:34:39,077 --> 00:34:40,620
‫چه کاری؟

402
00:34:41,954 --> 00:34:45,166
‫تو یه ماه ۹۵٪ از
‫جمعیت دنیا رو قتل‌عام کردن

403
00:34:45,208 --> 00:34:48,127
‫نه خوابیدن، نه چیزی خوردن

404
00:34:48,169 --> 00:34:49,462
‫یه‌بند آدم کُشتن

405
00:34:51,422 --> 00:34:52,757
‫متوجه نمیشم

406
00:34:53,800 --> 00:34:56,594
‫شکارچی‌ها واسه تغذیه قربانی می‌گیرن

407
00:34:56,636 --> 00:34:58,429
‫ولی دروگرها محضِ کُشتن قربانی می‌گیرن

408
00:34:58,429 --> 00:35:00,598
‫فقط هم آدم کُشتن

409
00:35:00,640 --> 00:35:03,392
‫انگار فقط می‌خواستن از شر ما خلاص شن

410
00:35:03,434 --> 00:35:05,686
‫نینا، فکر نکنم نقشه‌ای پشتش باشه

411
00:35:06,979 --> 00:35:08,272
‫همونه که خودت گفتی

412
00:35:08,314 --> 00:35:10,274
‫اونها شکارچی‌ان و ما طعمه

413
00:35:10,274 --> 00:35:12,610
‫من اینو نگفتم. حرف کیتی بود

414
00:35:13,653 --> 00:35:15,446
‫پس منظورت چیه؟

415
00:35:19,283 --> 00:35:21,536
‫هیچی. فقط یه سؤال بود

416
00:35:22,703 --> 00:35:24,330
‫ولی می‌خوام جوابش رو پیدا کنم

417
00:36:02,368 --> 00:36:04,370
‫اگه حق با نینا باشه چی؟

418
00:36:05,538 --> 00:36:07,999
‫اگه واقعاً راهی واسه
‫کُشتن اون جونورها پیدا کرده باشه چی؟

419
00:36:07,999 --> 00:36:09,667
‫من که باور نمی‌کنم

420
00:36:09,667 --> 00:36:11,961
‫- چرا؟
‫- زیادی مشتاقه

421
00:36:12,003 --> 00:36:14,172
‫- یعنی چی؟
‫- خودت می‌دونی چی میگم

422
00:36:14,213 --> 00:36:16,174
‫اگه یه نفر بتونه راهش رو پیدا کنه
‫همین نیناست

423
00:36:16,215 --> 00:36:17,633
‫اون فیزیکدانه

424
00:36:17,675 --> 00:36:19,177
‫آره، عُقدۀ ناجی بودن هم داره

425
00:36:19,218 --> 00:36:21,179
‫عزیزم، همه فیزیکدان‌ها همینن.
‫راه امرار معاش‌شون

426
00:36:21,220 --> 00:36:23,014
‫کشف رمز و راز خداست

427
00:36:23,014 --> 00:36:25,808
‫متوجه‌ام. تو بهش اعتماد داری

428
00:36:25,850 --> 00:36:27,685
‫ولی این کار خودکشیه

429
00:36:27,727 --> 00:36:29,478
‫وظیفۀ تو نیست که دنیا رو نجات بدی

430
00:36:29,520 --> 00:36:31,939
‫- پس وظیفه‌م چیه؟
‫- اینکه زنده بمونی

431
00:36:33,191 --> 00:36:35,735
‫موقع آشنایی‌مون که چیز دیگه‌ای می‌گفتی

432
00:36:35,776 --> 00:36:38,905
‫اون موقع نه نزدیک بود
‫موقع زایمان بمیری،

433
00:36:38,946 --> 00:36:41,073
‫نه بچه‌مون با نیم کیلو وزن

434
00:36:41,157 --> 00:36:43,367
‫تو آی‌سی‌یو با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد

435
00:36:43,451 --> 00:36:44,869
‫این کارو به‌خاطر هانتر می‌کنم

436
00:36:44,911 --> 00:36:46,412
‫نه، نمی‌کنی

437
00:36:46,454 --> 00:36:48,206
‫واسه نینا هم نیست

438
00:36:49,248 --> 00:36:50,875
‫فقط به‌خاطر اینه که نینا می‌خواد

439
00:36:50,875 --> 00:36:52,376
‫ اولین نفری باشه
‫که یه دروگر رو کشته

440
00:36:52,418 --> 00:36:53,669
‫حتی اگه به قیمت جونش تموم بشه

441
00:36:53,711 --> 00:36:55,338
‫نینا از جونش سیر نشده، ویل

442
00:36:55,379 --> 00:36:58,883
‫می‌خواد اسمش تو تاریخ ثبت بشه

443
00:36:58,883 --> 00:37:01,010
‫چرا متوجه نمیشی؟

444
00:37:01,052 --> 00:37:02,720
‫اون خانواده نداره

445
00:37:02,720 --> 00:37:05,389
‫هیچ‌وقت هم نداشته. اون نمی‌…

446
00:37:10,937 --> 00:37:14,106
‫فیلترهای هانتر دیر یا زود تموم میشن

447
00:37:15,233 --> 00:37:17,276
‫حداقل تا یک سال فیلتر داریم

448
00:37:17,318 --> 00:37:19,403
‫سال دیگه هم باز دروگرها پایین مرزن

449
00:37:20,738 --> 00:37:22,281
‫چه فرقی می‌کنه؟

450
00:37:24,408 --> 00:37:26,452
‫یه سال دیگه می‌تونیم کنار هم باشیم

451
00:37:27,453 --> 00:37:29,914
‫فرقش اینه

452
00:37:51,227 --> 00:37:54,230
‫« معدن کالوی »

453
00:37:54,522 --> 00:37:58,276
‫« ارتفاع 2466 متری »

454
00:38:01,612 --> 00:38:03,614
‫وقتی بیایم بیرون،
‫تقریباً هوا تاریک شده

455
00:38:03,656 --> 00:38:06,409
‫نمیشه شبانه زد به دلِ شهر

456
00:38:06,450 --> 00:38:08,286
‫یه ایستگاه جنگل‌بانی اون‌طرف هست

457
00:38:08,286 --> 00:38:11,247
‫می‌تونیم اونجا بمونیم تا آفتاب بزنه

458
00:38:11,289 --> 00:38:12,957
‫نقشه‌مون واسه داخل معدن چیه؟

459
00:38:12,957 --> 00:38:14,458
‫این سطح 9 ـه

460
00:38:14,500 --> 00:38:16,127
‫اون نردبون ما رو می‌بره به سطح 8

461
00:38:16,168 --> 00:38:19,088
‫توی سطح 8، باید 3.5 کیلومتر
‫از وسط کوهستان بریم

462
00:38:19,130 --> 00:38:22,800
‫اون‌طرف در ارتفاع 2445 متری
‫خارج می‌شیم

463
00:38:22,800 --> 00:38:25,636
‫19 کیلومتر غرب بولدر

464
00:38:25,636 --> 00:38:28,639
‫هر چیزی زیر سطح 8
‫پایین مرز حیاتـه

465
00:38:28,681 --> 00:38:30,141
‫خروجی‌مون توی ارتفاع 2445 متریـه؟

466
00:38:30,141 --> 00:38:31,392
‫درسته

467
00:38:32,476 --> 00:38:33,644
‫چقدر دقیق‌ـه؟

468
00:38:35,563 --> 00:38:37,982
‫خیلی

469
00:38:37,982 --> 00:38:40,026
‫از کجا می‌دونی که این تونل‌ها
‫کاملاً صاف و سرراستن؟

470
00:38:40,067 --> 00:38:41,527
‫وسط‌هاش خمیدگی و کاهش ارتفاع ندارن؟

471
00:38:41,569 --> 00:38:42,987
‫اینطوری می‌ریم پایین مرز حیات

472
00:38:42,987 --> 00:38:44,822
‫یا نکنه به این فکر نکردی؟

473
00:38:48,534 --> 00:38:50,995
‫- وای، عوضی 
‫- تند نرو

474
00:38:51,037 --> 00:38:53,164
‫قرار از مرز پایین‌تر بریم، مگه نه؟

475
00:38:57,918 --> 00:38:59,754
‫- ویل؟
‫- طول مسیر زیرِ مرز چقدره؟

476
00:39:01,547 --> 00:39:03,632
‫211 متر

477
00:39:03,674 --> 00:39:05,843
‫چی؟

478
00:39:05,885 --> 00:39:08,804
‫هر دو طرف تونل بالای
‫2438 متر هستن، پس...

479
00:39:08,846 --> 00:39:12,350
‫پس هیچی! این تونل‌ها که
‫طوری ساخته نشدن که قابل نفوذ نباشن!

480
00:39:12,391 --> 00:39:13,851
‫از کجا می‌دونی هیچ شکافی نیست که

481
00:39:13,851 --> 00:39:15,561
‫به سطوح پایین‌تر معدن منتهی بشه؟

482
00:39:15,603 --> 00:39:17,646
‫باید قبل اینکه پناهگاه رو ترک کنیم
‫این رو بهمون می‌گفتی

483
00:39:17,688 --> 00:39:19,231
‫فقط 211 متره

484
00:39:19,273 --> 00:39:21,359
‫تازه، اگه توی شعاع 800 متری‌مون باشن

485
00:39:21,400 --> 00:39:22,860
‫ردیابت بهمون خبر میده

486
00:39:22,902 --> 00:39:25,154
‫- نه، نمیده
‫- الان که داد

487
00:39:25,196 --> 00:39:26,655
‫بالای سطح زمین

488
00:39:26,697 --> 00:39:28,074
‫زیر یه کیلومتر سنگ که کار نمی‌کنه

489
00:39:28,115 --> 00:39:30,701
‫فقط 45 ثانیه‌ست.
‫چرا اینقدر نگرانی؟

490
00:39:30,743 --> 00:39:32,036
‫منشاء و خواستگاهِ اونا زیرِ زمینـه، ویل

491
00:39:32,078 --> 00:39:34,080
‫ماهیت‌شون همینـه.
‫ولی ما نه.

492
00:39:34,121 --> 00:39:35,873
‫اونا توی تاریکی دید دارن

493
00:39:35,915 --> 00:39:38,084
‫اونا می‌تونن کمترین مقدار کربن‌دی‌اکسیدی که
‫بازدم می‌کنیم رو تشخیص بدن و

494
00:39:38,125 --> 00:39:39,877
‫خیلی سریع مثل مور و ملخ

495
00:39:39,919 --> 00:39:41,128
‫بریزن داخل معدن لعنتی

496
00:39:42,213 --> 00:39:43,798
لعنت بهش

497
00:39:45,716 --> 00:39:47,593
‫خیلی فحش میدی

498
00:39:47,635 --> 00:39:50,012
‫لعنت بهت، کیتی

499
00:39:50,054 --> 00:39:52,431
‫- خوبه
‫- بریم

500
00:41:10,801 --> 00:41:11,969
‫مشکل چیه؟

501
00:41:13,012 --> 00:41:14,805
‫حرفم درست در اومد که

502
00:41:14,805 --> 00:41:16,807
‫ردیاب زیر کوه کار نمی‌کنه

503
00:41:50,508 --> 00:41:51,717
‫نه

504
00:41:52,760 --> 00:41:54,345
‫نه

505
00:41:54,345 --> 00:41:55,846
‫نه، نه، نه، نه

506
00:41:55,846 --> 00:41:57,556
‫نه! نه!

507
00:42:01,602 --> 00:42:03,395
‫در رو جوش دادن؟

508
00:42:04,897 --> 00:42:06,524
‫حالا چیکار کنیم؟

509
00:42:10,694 --> 00:42:13,739
‫می‌ریم پایین به سطح 7

510
00:42:13,781 --> 00:42:15,533
‫اونجا پایین‌تر از مرزه، ویل

511
00:42:15,533 --> 00:42:17,868
‫- آره
‫- واسه چه مسافتی؟

512
00:42:20,120 --> 00:42:21,580
‫حدوداً یه کیلومتر

513
00:42:21,622 --> 00:42:23,832
‫یه کیلومتر؟!

514
00:42:23,874 --> 00:42:25,709
‫میشه ده تا زمین فوتبال

515
00:42:25,751 --> 00:42:27,419
‫مگه این صخره‌هایی که
‫نمی‌خوایم بهشون بخوریم،

516
00:42:27,461 --> 00:42:28,671
‫چقدر شیب‌شون تنده؟

517
00:42:28,712 --> 00:42:30,548
‫نمیشه ازشون رد شد

518
00:42:30,589 --> 00:42:33,050
‫پس یا باید بریم پایین یا برگردیم

519
00:42:33,050 --> 00:42:35,052
‫من هم برنمی‌گردم

520
00:42:58,909 --> 00:43:01,412
‫از بین شما دو نفر، کسی ترس از ارتفاع داره؟

521
00:43:01,412 --> 00:43:03,622
‫نه، من از هیولاها می‌ترسم

522
00:43:16,093 --> 00:43:18,262
‫خب، وقتی رسیدیم تهش چیکار کنیم؟

523
00:43:18,304 --> 00:43:20,222
‫- با تمام سرعت بدوئیم؟
‫- نه، نمیشه دوید

524
00:43:20,264 --> 00:43:22,766
‫اینطوری فقط خودمون رو خسته می‌کنیم و
‫سر و صدا ایجاد می‌کنیم

525
00:43:22,808 --> 00:43:24,935
‫بدتر از اون، بازدم کربن‌دی‌اکسیدمون
‫چهار برابر میشه،

526
00:43:24,977 --> 00:43:26,312
‫که می‌تونن از یه کیلومتری ردش رو بزنن

527
00:43:26,353 --> 00:43:28,314
‫عین اون نوری که هشت‌پا
‫باهاش طعمه‌هاش رو گیر می‌ندازه

528
00:43:28,772 --> 00:43:30,149
‫مثل پشه‌های گنده پیدامون می‌کنن

529
00:43:30,691 --> 00:43:32,735
‫عالیه

530
00:43:32,776 --> 00:43:34,778
‫پس آروم و یک‌نواخت

531
00:43:35,863 --> 00:43:38,949
‫- حاضریم؟
‫- نه

532
00:43:38,949 --> 00:43:41,327
‫فقط یه لحظه بذار مرگِ خودم رو تصور کنم

533
00:43:45,289 --> 00:43:46,957
‫بامزه‌تر از اونی هستی که فکرش رو می‌کردم

534
00:43:46,999 --> 00:43:48,417
‫ممنون

535
00:43:48,459 --> 00:43:50,461
‫تو هم باهوش‌تر از اونی هستی که فکرش رو می‌کردم

536
00:43:54,048 --> 00:43:56,258
‫راستی موقعی که این هیولاها
‫پیداشون شد کجا بودی؟

537
00:43:59,553 --> 00:44:02,264
‫خب، شب قبل از ظاهر شدن دروگرها...

538
00:44:03,974 --> 00:44:06,352
‫با نامزدم بحثم شد

539
00:44:07,853 --> 00:44:10,481
‫یه مشت بهم زد و دماغم شکست

540
00:44:10,481 --> 00:44:11,774
‫- چی؟
‫- آره

541
00:44:11,815 --> 00:44:13,025
‫تو چیکار کردی؟

542
00:44:13,067 --> 00:44:14,693
‫با ماهی‌تابه زدمش و

543
00:44:14,735 --> 00:44:16,987
‫ماشینش رو دزدیدم و رفتم ندرلند

544
00:44:16,987 --> 00:44:18,614
‫چیزی که عوض داره گله نداره

545
00:44:18,656 --> 00:44:21,700
‫بگذریم، صبح فرداش،

546
00:44:21,742 --> 00:44:23,452
‫از رادیو شنیدم چه اتفاقی افتاده

547
00:44:23,494 --> 00:44:26,455
‫پس جاده خاکی رو صاف رفتم بالا و

548
00:44:26,497 --> 00:44:28,540
‫پناهگاه رو پیدا کردم

549
00:44:28,582 --> 00:44:31,251
‫- گاهی زندگی خیلی سخت و بی‌رحمانه‌ست
‫- آره

550
00:44:33,337 --> 00:44:35,339
‫بعدش زمین دهن وا کرد و
‫حشراتِ گنده‌ی قاتل پریدن بیرون

551
00:44:35,339 --> 00:44:38,133
‫جالبه که توی یه چشم به هم زدن
‫حس آشناپنداری بهم دست داد

552
00:44:38,175 --> 00:44:41,679
‫باید سخنران انگیزشی باشی

553
00:44:43,347 --> 00:44:45,391
‫میشه لطفاً از این نردبون بریم پایین؟

554
00:45:25,264 --> 00:45:26,974
‫از این طرف

555
00:45:56,754 --> 00:45:58,630
‫آهای. آهای، اهای

556
00:46:00,007 --> 00:46:02,259
‫گمونم یه چیزی اون پشتـه

557
00:46:03,302 --> 00:46:04,470
‫من هیچی نمی‌بینم

558
00:46:04,511 --> 00:46:06,513
‫یه چیزی شنیدم

559
00:46:08,265 --> 00:46:10,309
‫- یا شاید مخم رد داده
‫- وایسا

560
00:46:11,477 --> 00:46:13,437
‫- چراغ‌تون رو بپوشونید
‫- چی؟

561
00:46:13,479 --> 00:46:15,314
‫لطفاً

562
00:46:25,449 --> 00:46:27,284
‫اون...؟

563
00:46:30,788 --> 00:46:32,748
‫برید!

564
00:46:43,509 --> 00:46:45,969
‫خم شید!

565
00:47:03,821 --> 00:47:05,823
‫برو، برو، برو!

566
00:47:13,372 --> 00:47:15,499
‫وای، لعنتی

567
00:47:15,541 --> 00:47:18,085
‫ویل! ویل! اینجا!

568
00:47:21,338 --> 00:47:22,464
‫راه نداره

569
00:47:22,506 --> 00:47:23,674
‫برید، برید، برید!

570
00:47:23,715 --> 00:47:25,884
‫ویل، بن‌بستـه. لعنت بهش

571
00:47:32,099 --> 00:47:33,851
‫بیاید اینجا!

572
00:47:33,892 --> 00:47:35,978
‫چراغ کلاهتون رو خاموش کنید

573
00:47:36,019 --> 00:47:37,563
‫هنوزم می‌تونن با کربن‌دی‌اکسید ردمون رو بگیرن

574
00:47:37,604 --> 00:47:39,815
‫- خب چیکار کنیم؟
‫- نفس نکشید

575
00:48:59,937 --> 00:49:02,272
‫- یه راهی به بیرون هست!
‫- برید، برید، برید!

576
00:49:02,314 --> 00:49:04,191
‫برو، برو، برو!

577
00:49:07,945 --> 00:49:09,821
‫یالا!

578
00:49:12,532 --> 00:49:14,952
‫برو!

579
00:49:19,039 --> 00:49:20,624
‫ویل!

580
00:49:20,666 --> 00:49:23,460
‫ویل، ویل، ویل، یالا

581
00:49:23,502 --> 00:49:24,795
‫بجنب

582
00:49:24,795 --> 00:49:27,464
‫- یالا
‫- یالا، بدو!

583
00:49:27,506 --> 00:49:29,758
‫کیتی، صبر کن بیایم! کیتی!

584
00:49:29,800 --> 00:49:31,802
‫یه راه خروج هست!

585
00:49:32,803 --> 00:49:34,680
‫کیتی!

586
00:49:34,721 --> 00:49:36,306
‫کیتی!

587
00:49:50,028 --> 00:49:51,321
‫کیتی، نه!

588
00:49:52,698 --> 00:49:53,824
‫ویل!

589
00:50:00,038 --> 00:50:02,165
‫نه

590
00:50:08,005 --> 00:50:09,840
‫اون رفته

591
00:50:11,049 --> 00:50:12,676
‫دیگه از دست رفت

592
00:50:14,511 --> 00:50:16,138
‫وای خدا

593
00:50:16,179 --> 00:50:18,473
‫برگشت به همون تونلی که ازش اومدیم

594
00:50:20,767 --> 00:50:22,519
‫آخه چه فکری با خودش می‌کرد؟

595
00:50:24,855 --> 00:50:26,189
‫الانه که برگرده

596
00:50:26,189 --> 00:50:28,233
‫اون چیه؟

597
00:50:28,275 --> 00:50:29,860
‫چی؟

598
00:50:35,198 --> 00:50:37,200
‫وای خدا. نردبونـه

599
00:50:43,206 --> 00:50:44,750
‫ویل، یالا!

600
00:51:30,670 --> 00:51:32,589
‫کیتی

601
00:51:36,259 --> 00:51:38,970
‫هنوز به خدا اعتقاد داری؟

602
00:51:39,012 --> 00:51:40,680
‫من لجبازم

603
00:51:43,100 --> 00:51:44,935
‫ازش چی می‌خوای؟

604
00:51:48,105 --> 00:51:49,940
‫انتقام

605
00:53:22,032 --> 00:53:24,576
‫به نظر سرِ پا میاد.
‫به نظرت روشن میشه؟

606
00:53:24,618 --> 00:53:27,078
‫اگه از عمر باتریش مونده باشه، آره

607
00:53:27,120 --> 00:53:31,041
‫لاستیک‌هاش ساییده شدن،
‫ولی همین هم جوابـه

608
00:54:21,299 --> 00:54:24,135
‫گمونم هزار جعبه از این غذا درست کردم

609
00:54:26,304 --> 00:54:28,431
‫هر شب، تارا از هانتر می‌پرسید که

610
00:54:28,431 --> 00:54:31,768
‫واسه شام چی می‌خواد و هر شب...

611
00:54:31,768 --> 00:54:33,270
‫ماکارونی پنیری

612
00:54:34,354 --> 00:54:37,274
‫این کازئینـه، پروتئین توی پنیر

613
00:54:37,315 --> 00:54:39,693
‫مثل اَفیونـه، به اندازه‌ی مورفین اعتیادآوره

614
00:54:46,032 --> 00:54:47,701
‫شرمنده

615
00:54:59,045 --> 00:55:00,880
‫واقعاً از تارا خوشم می‌اومد

616
00:55:04,384 --> 00:55:06,970
‫به نظر که چندان ازش خوشت نمیاد، نیاد

617
00:55:11,641 --> 00:55:13,810
‫کیتی هم کم‌کم داشت توی دلم جا باز می‌کرد

618
00:55:13,810 --> 00:55:16,187
‫گمونم اونو هم من به کُشتن دادم

619
00:55:18,315 --> 00:55:21,484
‫اصلاً نباید پامون رو به اون معدن‌ باز می‌کردم

620
00:55:21,526 --> 00:55:23,153
‫بدون تجهیزات

621
00:55:23,194 --> 00:55:25,697
‫از کوه بالا رفتن آسون‌تر می‌بود

622
00:55:25,739 --> 00:55:27,991
‫می‌خوای مرگش ارزش داشته باشه؟

623
00:55:27,991 --> 00:55:29,159
‫عذاب وجدان نگیر

624
00:55:29,200 --> 00:55:31,202
‫عصبانی باش

625
00:55:33,246 --> 00:55:35,707
‫دیگه هیچ حسی ندارم

626
00:55:35,749 --> 00:55:37,167
‫حیف

627
00:55:37,167 --> 00:55:38,668
‫عصبانیت چیز خوبی واسه هدر دادن نیست

628
00:55:38,710 --> 00:55:40,670
‫تو بهتر می‌دونی

629
00:55:40,712 --> 00:55:43,006
‫خودت هم همینطور

630
00:55:46,885 --> 00:55:48,970
‫من ازت بدم نمیاد، نینا

631
00:55:49,012 --> 00:55:50,680
‫چرا، میاد

632
00:55:50,722 --> 00:55:52,515
‫من جات بودم بدم می‌اومد

633
00:55:57,437 --> 00:55:59,189
‫توی آزمایشگاه قدیمیت چی هست؟

634
00:56:02,567 --> 00:56:04,986
‫منیزیت

635
00:56:05,028 --> 00:56:07,197
‫منیزیم اکسید با ساختار بلوری

636
00:56:07,197 --> 00:56:08,782
‫باشه

637
00:56:10,533 --> 00:56:13,036
‫پوسته‌ی دروگرها غیرقابل نفوذه

638
00:56:13,078 --> 00:56:15,413
‫فکر می‌کنم به خاطر اینـه پوسته‌شون
‫بار الکتریکی داره

639
00:56:15,455 --> 00:56:17,415
‫فکر کنم یه مکانیزم دفاعیـه

640
00:56:17,457 --> 00:56:18,792
‫فکر می‌کنی؟

641
00:56:20,877 --> 00:56:23,671
‫اگه حق با من باشه،
‫یه پرتابه، یه گلوله،

642
00:56:23,713 --> 00:56:25,882
‫آغشته به منیزیت، بهشون برخورد کنه،

643
00:56:25,882 --> 00:56:29,219
‫روی کاغذ، یه اختلاف ولتاژ
‫میلیون ولتی لحظه‌ای ایجاد می‌کنه و

644
00:56:29,219 --> 00:56:30,929
‫بعدش بـوم!

645
00:56:30,970 --> 00:56:33,056
‫احتراق داخلی غیرقابل کنترل

646
00:56:34,265 --> 00:56:36,518
‫یه گلوله‌ی جادویی؟

647
00:56:36,559 --> 00:56:38,728
‫تمام این مدت داشتی روی این کار می‌کردی؟

648
00:56:38,728 --> 00:56:41,064
‫به معنای واقعی یه گلوله‌ی جادویی؟

649
00:56:41,106 --> 00:56:42,899
‫جادویی نیست. علمـه

650
00:56:42,899 --> 00:56:45,360
‫- حدس‌ـه
‫- فرضیه‌ست

651
00:56:45,402 --> 00:56:48,113
‫با چاشنی یه عالمه خوش‌بینی

652
00:56:52,492 --> 00:56:54,244
‫تارا بهم باور داشت

653
00:56:57,831 --> 00:57:00,458
‫تارا هر چیزی که به
‫نجات هانتر ختم می‌شد رو باور می‌کرد

654
00:57:02,001 --> 00:57:03,461
‫تو اینو می‌دونستی،

655
00:57:03,503 --> 00:57:05,630
‫راضیش کردی باهات بیاد و
‫همه رو به کُشتن دادی

656
00:57:07,090 --> 00:57:09,843
‫همسرم، دوستام

657
00:57:11,344 --> 00:57:13,179
‫بهش گفتم نره

658
00:57:14,514 --> 00:57:17,183
‫بهش گفتم گوش کردن به تو خودکشیـه

659
00:57:22,522 --> 00:57:25,150
‫با این‌حال، خودت اینجایی

660
00:57:25,191 --> 00:57:28,319
‫کنار من، توی همون شرایط

661
00:57:56,639 --> 00:57:58,308
‫برو که رفتیم

662
00:59:02,497 --> 00:59:04,499
‫« بیمارستان بولدر »

663
00:59:14,717 --> 00:59:16,553
‫یا خدا

664
00:59:17,887 --> 00:59:19,430
‫طبقه‌ی پنجم

665
00:59:33,069 --> 00:59:34,612
‫از این طرف

666
01:00:08,605 --> 01:00:10,440
‫نگاه نکن

667
01:00:10,481 --> 01:00:12,358
‫مجبورم

668
01:00:33,588 --> 01:00:35,590
‫« انبار تجهیزات »

669
01:00:38,676 --> 01:00:40,136
‫پس کجان؟

670
01:00:40,178 --> 01:00:41,846
‫باید کلی جعبه پر از فیلتر اینجا باشه

671
01:00:44,182 --> 01:00:46,768
‫- اون صدای...؟
‫- معلوم نیست

672
01:00:46,809 --> 01:00:48,645
‫ردیاب که چیزی نشون نمیده

673
01:00:50,563 --> 01:00:52,523
‫کجا دیگه ممکنه باشن؟

674
01:00:52,565 --> 01:00:54,567
‫اتاق عمل

675
01:00:56,903 --> 01:00:59,030
‫صد درصد صدای هیولا بود

676
01:01:16,839 --> 01:01:18,508
‫اینجا

677
01:01:26,516 --> 01:01:29,227
‫- زود باش، ویل، باید بریم
‫- می‎دونم

678
01:01:31,270 --> 01:01:33,356
‫لعنتی. نزدیکـه

679
01:01:33,356 --> 01:01:34,941
‫دارم می‌گردم، دارم می‌گردم

680
01:01:37,402 --> 01:01:39,487
‫پیداشون کردم!

681
01:01:39,529 --> 01:01:41,155
‫خیلی‌خب، یالا

682
01:01:41,197 --> 01:01:43,199
‫یالا، یالا، یالا!

683
01:01:44,242 --> 01:01:45,618
‫خیلی‌خب

684
01:02:04,137 --> 01:02:05,722
‫یالا

685
01:02:10,810 --> 01:02:13,396
‫یا خودِ خدا!

686
01:02:38,588 --> 01:02:40,298
‫لعنتی!

687
01:02:49,265 --> 01:02:51,100
‫برو. برو

688
01:02:54,312 --> 01:02:56,147
‫از این طرف! اینجا!

689
01:03:00,610 --> 01:03:03,488
‫- حالا گیر افتادیم
‫- نه، نیفتادیم

690
01:03:18,211 --> 01:03:20,004
‫پله‌ها

691
01:03:20,046 --> 01:03:22,340
‫- تو چیکار می‌کنی؟
‫- پشت سرت میام

692
01:04:15,601 --> 01:04:17,395
‫گمونم بهت گفتم فرار کنی

693
01:04:17,436 --> 01:04:19,438
‫من هم گوش ندادم

694
01:04:25,695 --> 01:04:27,405
‫مُرده؟

695
01:04:28,739 --> 01:04:30,533
‫تکون نمی‌خوره

696
01:04:38,291 --> 01:04:39,709
‫آره، ولی...

697
01:04:39,709 --> 01:04:42,253
‫درسته. بهتره گورمون رو از اینجا گم کنیم

698
01:04:43,421 --> 01:04:44,755
‫آزمایشگاه به اینجا نزدیکـه

699
01:04:44,797 --> 01:04:46,757
‫- وقت نیست
‫- هنوز منیزیت لازم دارم

700
01:04:46,799 --> 01:04:48,801
‫- منیزیم اکسید
‫- باید به فکر هانتر باشم

701
01:04:48,843 --> 01:04:50,386
‫قضیه مهم‌تر از پسرتـه

702
01:04:50,428 --> 01:04:51,929
‫هیچی برام مهم‌تر از پسرم نیست

703
01:04:51,971 --> 01:04:53,723
‫الان واسه خودت چقدر زمان خریدی؟

704
01:04:53,723 --> 01:04:56,225
‫شش ماه؟ یک سال؟
‫بعدش باز باید برگردی اینجا

705
01:04:56,267 --> 01:04:58,227
‫یا می‌تونیم ثابت کنیم که میشه اونا رو کُشت

706
01:04:58,269 --> 01:05:00,229
‫موقعی هم که اون پرچم رو
‫توی پناهگاه به اهتزار در بیاریم،

707
01:05:00,271 --> 01:05:02,857
‫باقی همه‌ی اونایی که
‫بالای کوه‌ها گیر کردن هم می‌فهمن

708
01:05:02,899 --> 01:05:05,276
‫همه‌ی دنیا میان و کنارمون می‌جنگن

709
01:05:05,276 --> 01:05:08,070
‫شاید احتمالات باهامون یار نباشه،
‫ولی من با کیتی‌ موافقم

710
01:05:08,112 --> 01:05:10,072
‫نمی‌تونیم که تا ابد اینطوری زندگی کنیم

711
01:05:10,114 --> 01:05:12,116
‫دیر یا زود مجبوریم باهاشون بجنگیم

712
01:05:13,284 --> 01:05:15,286
‫ولی من به کمکت نیاز دارم

713
01:05:15,328 --> 01:05:17,330
‫تنهایی از پسش برنمیام

714
01:05:20,249 --> 01:05:22,585
لعنتی 

715
01:05:22,585 --> 01:05:24,003
‫بریم

716
01:05:59,914 --> 01:06:02,917
‫« آزمایشگاه‌های ملی بولدر »

717
01:06:02,917 --> 01:06:06,921
‫« ارتفاع 1788 متری »

718
01:06:24,522 --> 01:06:26,524
‫چشم بچرخون

719
01:06:43,582 --> 01:06:45,584
‫ردیاب هیچی نشون نمیده

720
01:06:46,585 --> 01:06:48,713
‫پنج دقیقه زمان لازم دارم

721
01:06:48,754 --> 01:06:50,381
‫من نگهبانی میدم

722
01:07:03,894 --> 01:07:05,563
‫خدا رو شکر

723
01:07:42,224 --> 01:07:44,101
‫نمی‌دونستم خانواده داشتی

724
01:07:48,272 --> 01:07:50,274
‫خب، داشتم

725
01:07:51,734 --> 01:07:53,277
‫حتی یه کلمه هم نگفتی

726
01:07:53,277 --> 01:07:55,071
‫نه

727
01:08:02,620 --> 01:08:03,913
‫بذاریم این خشک بشه،
‫ببینیم چی میشه

728
01:08:03,913 --> 01:08:05,748
‫چند دقیقه‌ای طول می‌کشه

729
01:08:05,748 --> 01:08:08,334
‫گفتم شاید اینو بخوای

730
01:08:32,316 --> 01:08:34,527
‫وقتی این فاجعه رخ داد من اینجا بودم

731
01:08:36,779 --> 01:08:38,781
‫روز شنبه بود، ولی...

732
01:08:38,823 --> 01:08:41,575
‫ولی چیزی نمونده بود تیمم
‫به یه شگفتی علمی برسه،

733
01:08:41,617 --> 01:08:44,078
‫استفاده از کبالت برای افزایش جریان
‫الکترون‌های داخل باتری

734
01:08:44,120 --> 01:08:45,871
‫بهره‌وری و راندمان باتری‌ها رو
‫سه برابر افزایش می‌داد

735
01:08:49,834 --> 01:08:52,837
‫وقتی دنیا داشت تموم می‌شد،
‫دغدغه‌ی من این بود

736
01:08:54,672 --> 01:08:56,382
‫یه مشت باتری

737
01:09:01,679 --> 01:09:04,682
‫پسر هفت ساله‌ام بیلی،
‫اون روز یه مسابقه‌ی فوتبال داشت

738
01:09:04,682 --> 01:09:06,475
‫تابحال فوتبال بازی کردنِ بچه‌ها رو
‫توی اون سن دیدی؟

739
01:09:06,517 --> 01:09:08,811
‫دیدی چطوری همگی یهویی
‫به سمت توپ هجوم می‌برن؟

740
01:09:15,234 --> 01:09:18,320
‫بدترین قسمتش اینـه که
‫تصمیم گرفتم اون روز نرم بازی رو تماشا کنم

741
01:09:26,662 --> 01:09:29,206
‫شوهرم دو هفته توی سفر بود

742
01:09:29,248 --> 01:09:31,709
‫و برگشت

743
01:09:31,709 --> 01:09:33,711
‫من...

744
01:09:37,214 --> 01:09:39,758
‫از مادر بودن خسته شده بودم

745
01:09:40,926 --> 01:09:43,554
‫ولی هیچ کاری ازت برنمی‌اومد

746
01:09:43,596 --> 01:09:46,599
‫می‌تونستم واسه آخرین بار بغلش کنم

747
01:09:57,735 --> 01:10:00,237
‫مطمئنم تو هم راجع به تارا
‫همین فکر رو داشتی

748
01:10:05,868 --> 01:10:08,704
‫نباید زیر پاش می‌نشستم که باهام بیاد

749
01:10:08,746 --> 01:10:10,247
‫من بیش از حد اعتماد به نفس داشتم

750
01:10:10,289 --> 01:10:12,333
‫فکر می‎کردم می‌تونم یه راهی
‫واسه مقابله باهاشون پیدا کنم

751
01:10:12,374 --> 01:10:14,335
‫ولی اشتباه می‌کردم

752
01:10:14,376 --> 01:10:16,003
‫اگه مرحم زخمت میشه، اینو بدون که

753
01:10:16,045 --> 01:10:18,631
‫خودم حتی بیشتر از تو، از خودم بدم میاد

754
01:10:21,717 --> 01:10:24,720
‫من تو رو سرزنش می‌کنم چون
‫آسون‌تره از اینـه که خودم رو سرزنش کنم

755
01:10:26,472 --> 01:10:29,058
‫می‌دونستم قراره بره

756
01:10:29,099 --> 01:10:31,101
‫حتی بعد اینکه سعی کردم جلوش رو بگیرم

757
01:10:32,811 --> 01:10:34,772
‫ولی باز گذاشتم بره

758
01:10:34,772 --> 01:10:36,190
‫نباید خودت رو سرزنش کنی

759
01:10:36,232 --> 01:10:38,234
‫جفت‌مون هم نباید خودمون رو سرزنش کنیم

760
01:10:39,235 --> 01:10:41,445
‫فایده‌اش چیه؟

761
01:10:47,952 --> 01:10:49,954
‫خیلی‌خب

762
01:11:10,266 --> 01:11:12,142
‫تو سعی‌ت رو کردی، نینا

763
01:11:12,184 --> 01:11:15,104
‫هر کاری می‌تونستی کردی

764
01:11:15,104 --> 01:11:16,563
‫برو خونه، ویل

765
01:11:16,605 --> 01:11:18,983
‫برو پسرت رو نجات بده

766
01:11:19,024 --> 01:11:20,818
‫وقتش داره تموم میشه

767
01:11:21,819 --> 01:11:23,946
‫- تو چی؟
‫- من می‌مونم

768
01:11:23,988 --> 01:11:25,948
‫مواد دیگه‌ای هم هستن که می‌تونم امتحان کنم

769
01:11:25,948 --> 01:11:28,075
‫ببین، من اینجا ولت نمی‌کنم.
‫تا تهش با همیم.

770
01:11:28,117 --> 01:11:29,660
‫خب تو منو رسوندی به اینجا

771
01:11:29,702 --> 01:11:31,287
‫ولی جواب نداد، من هم نمیرم

772
01:11:31,328 --> 01:11:33,122
‫تا وقتی که جواب بده یا اونا منو بکُشن

773
01:11:33,122 --> 01:11:34,832
‫- نینا...
‫- ببین

774
01:11:34,873 --> 01:11:36,750
‫ماشین من هنوز اون بیرون توی پارکینگـه

775
01:11:36,792 --> 01:11:40,087
‫اگه درست انجامش بدم،
‫واسه برگشتن نیازی به کمکت ندارم

776
01:11:40,129 --> 01:11:42,798
‫من هم با ماشین پشت سرت میام

777
01:11:42,840 --> 01:11:46,135
‫اگه موفق نشدم...

778
01:11:46,135 --> 01:11:48,220
‫فایده‌ای نداره که تو هم اینجا با من بمیری

779
01:11:50,139 --> 01:11:52,016
‫برو

780
01:11:53,350 --> 01:11:55,019
‫برو پیش هانتر باش

781
01:13:24,358 --> 01:13:26,860
‫« باتری الکتروشیمیایی »

782
01:13:32,866 --> 01:13:34,368
‫« کبالت »

783
01:14:46,190 --> 01:14:48,525
‫وای لعنتی.
‫وای لعنتی!

784
01:15:13,717 --> 01:15:15,093
‫لعنتی

785
01:16:25,497 --> 01:16:28,000
لعنت بهش

786
01:16:37,593 --> 01:16:39,636
لعنتی

787
01:17:39,404 --> 01:17:42,032
باریکلا

788
01:18:01,343 --> 01:18:03,053
‫اونا دستگاهـن

789
01:18:05,055 --> 01:18:07,224
‫شکارمون می‌کنن،
‫ولی ما رو نمی‌خورن

790
01:18:07,224 --> 01:18:09,643
‫نمی‌خوابن. نفس نمی‌کشن

791
01:18:09,685 --> 01:18:12,354
‫حتی یه سانت هم از 2400 متری بالاتر نمیرن

792
01:18:12,354 --> 01:18:14,189
‫این یه موجود زنده نیست

793
01:18:14,231 --> 01:18:16,441
‫برنامه‌نویسیـه

794
01:18:17,526 --> 01:18:19,361
‫کی برنامه‌نویسیش کرده؟

795
01:18:31,248 --> 01:18:33,125
‫شلیک خوبی بود

796
01:18:34,209 --> 01:18:35,752
‫ممنون

797
01:18:41,550 --> 01:18:43,760
‫چرا 2400 متر؟

798
01:18:43,802 --> 01:18:45,554
‫اصلاً نمی‌دونم

799
01:18:55,564 --> 01:18:57,566
‫ماشینت هنوز راه میره؟

800
01:18:57,566 --> 01:18:59,568
‫رادیاتورش یه کیلومتر پایین‌تر ترکید

801
01:19:01,069 --> 01:19:03,864
‫وای خدا، کُشتن اون آشغال ها چه حالی داد

802
01:19:03,905 --> 01:19:06,408
‫قراره بیشتر هم حال بده وقتی
‫اون پرچم دزد دریایی رو عَلَم کنی و

803
01:19:06,408 --> 01:19:08,952
‫به دنیا بگی یه راهی واسه
‫شکست دادن‌شون پیدا کردیم

804
01:19:30,098 --> 01:19:31,183
‫پدر!

805
01:19:35,604 --> 01:19:36,980
‫بهت که گفتم برمی‌گردم

806
01:19:37,022 --> 01:19:38,857
‫خیلی دل تنگت بودم

807
01:19:49,201 --> 01:19:50,535
‫بیا

808
01:20:12,516 --> 01:20:14,434
‫می‌بینیش؟ اونا موفق شدن!

809
01:20:22,359 --> 01:20:23,902
‫پناهگاه آشیانۀ کلاغ،
‫پناهگاه صخره‌ی سرخ صحبت می‌کنه

810
01:20:23,944 --> 01:20:25,362
‫شما هم همونی رو می‌بینید که ما می‌بینیم؟

811
01:20:25,362 --> 01:20:26,696
‫آره داریم می‌بینیم...

812
01:20:26,738 --> 01:20:28,615
‫بله. تأیید میشه

813
01:20:28,657 --> 01:20:30,158
‫- کاملاً واضحـه
‫- دریافت شد

814
01:20:30,200 --> 01:20:32,202
‫پناهگاه دره‌ی گم‌شده صحبت می‌کنه

815
01:20:34,746 --> 01:20:37,290
‫سه سال پیش،

816
01:20:37,332 --> 01:20:40,043
‫طی یک شب دنیامون ناپدید شد

817
01:20:43,171 --> 01:20:46,132
‫خونه‌هامون رو از دست دادیم،

818
01:20:46,174 --> 01:20:48,885
‫جامعه‌مون

819
01:20:48,927 --> 01:20:51,388
‫و اکثر آدمایی که دوست‌شون داشتیم

820
01:20:56,017 --> 01:20:59,855
‫هنوز نمی‌دونیم که چرا در ارتفاع
‫بالاتر از 2400 متر در امانیم

821
01:21:02,232 --> 01:21:05,110
‫ولی دیگه لازم نیست طبق این قوانین پیش بریم

822
01:21:10,699 --> 01:21:13,118
‫دروگرها سعی کردن سیاره‌مون رو اشغال کنن

823
01:21:14,578 --> 01:21:18,623
‫خیال کردن این بالا توی کوهستان‌ها می‌میریم

824
01:21:27,257 --> 01:21:31,136
‫خب، ما هنوز اینجاییم

825
01:21:53,909 --> 01:21:57,162
‫دیر یا زود، مجبور بودیم باهاشون مبارزه کنیم

826
01:22:00,457 --> 01:22:02,584
‫چه بهتر که این مبارزه همین امروز باشه
