﻿1
00:00:28,862 --> 00:00:31,364
‫هیس، هیس، هیس، هیس، هیس.

2
00:00:50,175 --> 00:00:52,260
‫صبح شده؟

3
00:00:52,260 --> 00:00:55,346
‫نه، بخواب.

4
00:01:39,933 --> 00:01:41,810
‫عجب آدم لاشی‌ایه.

5
00:01:42,185 --> 00:01:43,770
‫پلاکت رو دیدم، عوضی.

6
00:01:44,104 --> 00:01:47,190
‫‏50 بی‌تی8، از دست این لنزهای کوفتی

7
00:01:47,190 --> 00:01:50,068
‫بی‌تی... چی گفتم؟

8
00:01:50,860 --> 00:01:52,445
‫دفعۀ بعد گیرش میندازیم

9
00:02:11,756 --> 00:02:13,091
‫بله؟

10
00:02:16,886 --> 00:02:19,556
‫باشه، خودم رو می‌رسونم.

11
00:02:21,474 --> 00:02:23,393
‫مایکی.

12
00:02:27,730 --> 00:02:30,358
‫خب، خانم کول‌فیلد می‌گن که...

13
00:02:30,441 --> 00:02:32,402
‫- منو متهم کرده.
‫- دیزی.

14
00:02:32,402 --> 00:02:34,028
‫چیه؟ اون حرف‌هاشو زده، حالا نوبت منه.

15
00:02:34,070 --> 00:02:37,615
‫- کوتاه بیا، سرجمع پنج‌تا کلمه هم نگفته.
‫- راستش، به‌نظرم نباید به زنی که...

16
00:02:37,657 --> 00:02:40,952
‫توی محیط مدرسه از عبارت
‫«نافارغ» استفاده می‌کنه اعتماد کنیم.

17
00:02:41,077 --> 00:02:42,412
‫اونم یه دبیر متخصص.

18
00:02:42,537 --> 00:02:45,999
‫ایشون اذعان کردن
‫که دیزی ایشون رو هل داده.

19
00:02:46,040 --> 00:02:47,083
‫- آخ!
‫- درد نداشت.

20
00:02:47,125 --> 00:02:48,293
‫تو که نمی‌تونی بگی درد داشت یا نه.

21
00:02:48,334 --> 00:02:49,878
‫یعنی چی که هل داد؟

22
00:02:49,878 --> 00:02:53,214
‫به‌طور فیزیکی،
‫روبه‌روی کلاس دو دستی هلش داده.

23
00:02:53,256 --> 00:02:55,383
‫- راست می‌گه؟
‫- نخیرم.

24
00:02:55,383 --> 00:02:58,970
‫سعی کردم دستشویی برم
‫که حق انسانی منه،

25
00:02:58,970 --> 00:03:02,432
‫اونم با بدن زشت خودش سد راهم شد.

26
00:03:02,473 --> 00:03:05,185
‫خودتون برین از هرکی که می‌خواین
‫توی کلاس بپرسین، از بیلی بپرسین.

27
00:03:05,268 --> 00:03:09,772
‫همه‌شون بهتون می‌گن که من
‫سه‌بار با احترام ازش درخواست کردم.

28
00:03:09,898 --> 00:03:11,983
‫واقعاً گفتش که نمی‌تونم برم!

29
00:03:12,525 --> 00:03:13,985
‫خب باید چیکار می‌کردم؟

30
00:03:13,985 --> 00:03:15,737
‫می‌خوای همین‌جا روی صندلی بشاشم؟

31
00:03:15,778 --> 00:03:17,864
‫- خب دیگه!
‫- بعد تو میای تمیزش می‌کنی؟

32
00:03:18,615 --> 00:03:20,408
‫در ضمن، من هلش ندادم.

33
00:03:20,491 --> 00:03:22,869
‫هل دادن این شکلیه: «بکش کنار!»

34
00:03:22,952 --> 00:03:24,370
‫- هی!
‫- هی!

35
00:03:24,454 --> 00:03:26,831
‫من اینجوری کردم:

36
00:03:26,956 --> 00:03:30,835
‫«می‌شه اون بدن چندشت رو ببری کنار، لطفاً؟»

37
00:03:42,347 --> 00:03:44,140
‫ماریا، من واقعاً متأسفم.

38
00:03:44,224 --> 00:03:45,767
‫حالا تعلیقه یا...

39
00:03:45,850 --> 00:03:48,645
‫واسه درگیری فیزیکی با معلم...

40
00:03:49,687 --> 00:03:52,106
‫از مدرسه اخراج می‌شه.

41
00:03:53,816 --> 00:03:55,610
‫می‌رم یه سری بهش بزنم.

42
00:03:55,693 --> 00:03:58,488
‫نه، خودم می‌رم، تو بمون.

43
00:04:02,367 --> 00:04:03,785
‫متأسفم، دن.

44
00:04:03,868 --> 00:04:07,622
‫می‌دونم همین‌جوریش هم کلی بدبختی دارین.

45
00:04:07,705 --> 00:04:12,877
‫ببین... کاری از دست‌مون ساخته‌ست؟

46
00:04:14,254 --> 00:04:17,674
‫خدمات عام‌المنفعه، نامۀ عذرخواهی؟

47
00:04:18,174 --> 00:04:19,801
‫می‌تونم کلیه‌امو بهتون اهدا کنم؟

48
00:04:20,677 --> 00:04:23,221
‫چون شهریۀ «سنت مری»...

49
00:04:23,346 --> 00:04:26,683
‫شاید بتونم تحت شرایط موجود،

50
00:04:26,766 --> 00:04:28,851
‫با خانم کول‌فیلد یه صحبتی بکنم،

51
00:04:28,977 --> 00:04:33,189
‫و اگه خودش تمایلی داشته باشه،
‫که البته بعید می‌دونم،

52
00:04:33,314 --> 00:04:36,067
‫شاید بشه اخراج دیزی رو...

53
00:04:36,192 --> 00:04:37,694
‫به تعلیق دو هفته‌ای تغییر داد.

54
00:04:37,819 --> 00:04:38,861
‫خیلی ممنون.

55
00:04:38,945 --> 00:04:41,197
‫هنوز با ایشون صحبت نکردم.

56
00:04:41,781 --> 00:04:44,867
‫تا الانش هم خیلی به دیزی فرصت دادیم.

57
00:04:45,702 --> 00:04:47,078
‫این دیگه آخریشه.

58
00:04:48,538 --> 00:04:51,666
‫با اون تراپیستی که پیشنهاد دادم تماس گرفتین؟

59
00:04:55,003 --> 00:04:58,381
‫نمی‌دونم چه غلطی باید بکنیم.

60
00:04:58,506 --> 00:05:00,174
‫بیخیال، وسط خیابون راه نرو!

61
00:05:00,258 --> 00:05:01,968
‫شوخیت گرفته؟

62
00:05:05,680 --> 00:05:08,308
‫به‌نظرت بفرستیمش
‫یکی از اون مدارس نظامی؟

63
00:05:09,809 --> 00:05:12,729
‫فقط از این بدم میاد که ببینم
‫یکی داره سرش داد می‌زنه.

64
00:05:14,230 --> 00:05:16,274
‫ماریا گفت اگه با مشاور صحبت کنه،

65
00:05:16,399 --> 00:05:18,359
‫می‌تونه جای اخراج، تعلیقش کنه.

66
00:05:19,319 --> 00:05:21,988
‫خیلی‌خب، پس باید همین کارو کنیم.

67
00:05:24,407 --> 00:05:26,075
‫ولی چطوری راضیش کنیم؟

68
00:05:31,748 --> 00:05:33,958
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هی!

69
00:05:36,294 --> 00:05:38,588
‫یـوهـو!

70
00:05:44,218 --> 00:05:45,261
‫هی.

71
00:05:46,596 --> 00:05:50,767
‫هی، آهای!

72
00:05:50,850 --> 00:05:53,269
‫کِی این مسخره‌بازی‌تون تموم می‌شه؟

73
00:05:54,479 --> 00:05:57,732
‫تا ساعت 6 هستیم.

74
00:05:57,815 --> 00:05:59,442
‫صدا به صدا نمی‌رسه!

75
00:05:59,567 --> 00:06:02,111
‫من راستش کاره‌ای نیستم.

76
00:06:02,236 --> 00:06:04,530
‫می‌شه کمتر صدا بدین؟

77
00:06:06,991 --> 00:06:09,660
‫راستش... فکر نکنم.

78
00:06:10,119 --> 00:06:13,289
‫از این بهتر نمی‌شد.
‫حالا چیکار کنیم؟

79
00:06:15,291 --> 00:06:18,044
‫چرا نیشت بازه، مشنگ؟

80
00:06:36,813 --> 00:06:38,856
‫- دیر کردی.
‫- و حالا...

81
00:06:38,981 --> 00:06:40,066
‫هیس.

82
00:06:40,149 --> 00:06:41,651
‫انجمن نمایش‌های فوق‌العادۀ خانم مولر.

83
00:06:41,734 --> 00:06:42,902
‫هیس.

84
00:06:50,326 --> 00:06:52,161
‫اگه قراره فقط خودم تماشا کنم،

85
00:06:52,161 --> 00:06:53,371
‫می‌شه یه چیز دیگه بذارم؟

86
00:06:53,413 --> 00:06:54,747
‫- منم دارم می‌بینم.
‫- دارم نگاه می‌کنم.

87
00:06:54,831 --> 00:06:56,040
‫خب...

88
00:06:58,334 --> 00:07:01,170
‫این سریال‌های جنایی ناراحت کننده‌ان.

89
00:07:02,338 --> 00:07:06,342
‫امروز توی جوئل خانم پروت رو دیدم.

90
00:07:06,467 --> 00:07:10,138
‫پیشنهاد داد یه نگاهی
‫به آهنگ‌های «آدری» بندازی.

91
00:07:11,514 --> 00:07:14,600
‫امسال توی آزمون
‫نمایش موزیکال شرکت نمی‌کنم.

92
00:07:15,560 --> 00:07:16,853
‫چرا؟

93
00:07:18,187 --> 00:07:20,106
‫- هی!
‫- هی!

94
00:07:22,358 --> 00:07:25,361
‫- شاید حالا نظرت عوض شد.
‫- عوض نمی‌شه.

95
00:07:27,405 --> 00:07:30,283
‫هرکی رو می‌بینی که
‫نباید سوار کنی، خنگ خدا.

96
00:07:36,205 --> 00:07:38,749
‫بخشکی شانس،
‫جلسۀ فردامون با وکیل...

97
00:07:38,875 --> 00:07:40,251
‫درست وسط شیفت کاریمه.

98
00:07:40,376 --> 00:07:41,711
‫می‌تونیم عقب بندازیمش.

99
00:07:41,794 --> 00:07:43,254
‫نه، نه. دیگه بیشتر از این نه.

100
00:07:43,379 --> 00:07:45,882
‫می‌تونه به خودمون زمان بیشتری بده.

101
00:07:46,007 --> 00:07:47,467
‫که چی بشه؟

102
00:07:47,550 --> 00:07:48,885
‫ببینیم واقعاً می‌خوایم...

103
00:07:49,010 --> 00:07:51,554
‫شکایت رو پیگیری کنیم یا نه.

104
00:07:51,679 --> 00:07:54,223
‫چرا نباید بخوایم...

105
00:08:01,898 --> 00:08:03,941
‫واو.

106
00:08:05,693 --> 00:08:09,822
‫اگه دلت با این کار نیست،
‫همین الان بهم بگو.

107
00:08:26,797 --> 00:08:28,216
‫بهش زنگ می‌زنم می‌گم.

108
00:08:54,492 --> 00:08:55,660
‫دن.

109
00:08:56,744 --> 00:08:58,162
‫به ماشین‌ها راه بده.

110
00:09:11,551 --> 00:09:13,219
‫هی، مایکی. من باید برم...

111
00:09:13,302 --> 00:09:14,845
‫برمی‌گردم.

112
00:09:16,013 --> 00:09:17,640
‫- سلام، جیم.
‫- سلام، عزیزم.

113
00:09:17,723 --> 00:09:21,644
‫الو، ببخشید یکم اینجا شلوغه.

114
00:09:21,727 --> 00:09:23,729
‫خیلی‌خب، خبرها دست‌مون رسید،
‫دستت درد نکنه.

115
00:09:23,813 --> 00:09:26,065
‫چی؟ چی؟

116
00:09:26,524 --> 00:09:28,109
‫- آرون؟
‫- چی؟

117
00:09:28,109 --> 00:09:29,569
‫- هی، آرون؟
‫- صدامو می‌شنوی؟

118
00:09:29,652 --> 00:09:31,571
‫- نمی‌تونی یهو ول کنی بری!
‫- وایسا و تماشا کن، حیوون وحشی.

119
00:09:31,696 --> 00:09:34,031
‫- ...اون شهادت‌نامه.
‫- هی، کوری مگه؟

120
00:09:34,115 --> 00:09:35,700
‫حواست باشه کجا می‌ری.

121
00:09:35,783 --> 00:09:38,369
‫می‌شه دکمۀ...

122
00:09:38,452 --> 00:09:40,997
‫- الو؟
‫- صدامو داری؟

123
00:09:42,582 --> 00:09:45,251
‫هی، احمق، از وسط جادو برو کنار!

124
00:09:48,671 --> 00:09:50,673
‫کُندذهنی مگه؟

125
00:09:50,756 --> 00:09:52,800
‫نمی‌فهمی چی می‌گم؟

126
00:09:52,925 --> 00:09:54,760
‫آره، همین‌جوری توهین کن، پفیوز.

127
00:09:54,844 --> 00:09:56,262
‫حالا شد.

128
00:09:56,387 --> 00:09:58,097
‫چه غلطی می‌کنی؟

129
00:09:58,222 --> 00:09:59,640
‫- می‌خوای پیاده شی؟

130
00:09:59,765 --> 00:10:01,225
‫- اون با من.
‫- چه غلطی می‌کنی؟

131
00:10:01,309 --> 00:10:05,354
‫خفه شو، بس کن، بس کن، فقط بس کن!

132
00:10:08,816 --> 00:10:11,110
‫خب، می‌رم پاکش کنم.

133
00:10:11,235 --> 00:10:12,528
‫دیدی چیکار کرد؟

134
00:10:12,612 --> 00:10:15,406
‫دیدی؟ فیلم گرفتی؟

135
00:10:16,657 --> 00:10:19,076
‫امروز روز آخرته،  

136
00:10:19,160 --> 00:10:21,662
‫حالا باید بری یه جای دیگه حمالی کنی.

137
00:10:32,173 --> 00:10:33,591
‫رفیق.

138
00:10:45,978 --> 00:10:49,315
‫هی، هی.

139
00:10:54,820 --> 00:10:55,946
‫سلام.

140
00:10:58,199 --> 00:11:00,493
‫به کمکت نیاز دارم.

141
00:11:07,500 --> 00:11:08,668
‫گندش بزنن.

142
00:11:47,665 --> 00:11:48,749
‫بیا دیگه.

143
00:12:01,220 --> 00:12:03,848
‫این... این دیگه چیه؟

144
00:12:05,683 --> 00:12:07,351
‫راه رستگاریت.

145
00:12:08,561 --> 00:12:10,980
‫شوخی می‌کنم.
‫داریم یه نمایشی رو تمرین می‌کنیم.

146
00:12:11,856 --> 00:12:13,691
‫همگی، ایشون...

147
00:12:15,025 --> 00:12:16,277
‫دن هستم.

148
00:12:16,402 --> 00:12:18,279
‫دن قراره جای آرون بازی کنه.

149
00:12:18,404 --> 00:12:20,406
‫جای هرکسی رو می‌شه پر کرد.

150
00:12:20,531 --> 00:12:23,367
‫بیا همین‌جا بشین، عزیز.

151
00:12:23,451 --> 00:12:24,869
‫- نه، من...
‫- بیا دیگه.

152
00:12:24,952 --> 00:12:27,288
‫من... من بازیگر نیستم.

153
00:12:28,080 --> 00:12:29,999
‫سواد که داری؟

154
00:12:30,082 --> 00:12:31,625
‫ازش تست گرفتی؟

155
00:12:31,625 --> 00:12:33,335
‫تک‌گویی‌ای نداری ببینیم؟

156
00:12:33,419 --> 00:12:35,087
‫یه کاری که کلاسیک باشه.

157
00:12:35,212 --> 00:12:36,630
‫من بهتره که...

158
00:12:36,714 --> 00:12:38,716
‫کجا؟ کسی منتظرته؟

159
00:12:39,759 --> 00:12:42,219
‫بگیر بشین،
‫یه یک ساعتی رو نقش بازی کن،

160
00:12:42,303 --> 00:12:43,929
‫- بعدش هم می‌تونی...
‫- آره.

161
00:12:44,054 --> 00:12:45,765
‫بری سراغ زندگیت.

162
00:12:57,359 --> 00:12:59,779
‫- بزنیدشان!
‫- کتک‌شان بزنید!

163
00:13:00,780 --> 00:13:03,324
‫احمق‌ها جدا شوید،
‫شمشیرها را غلاف کنید.

164
00:13:03,324 --> 00:13:05,075
‫نمی‌دانید چه می‌کنید.

165
00:13:05,159 --> 00:13:07,036
‫آرامش؟ من از این کلمه و...

166
00:13:07,119 --> 00:13:08,621
‫لوشان، تا همین‌جا.
‫خودت می‌دونی دیگه.

167
00:13:08,746 --> 00:13:11,957
‫جهنم و تمام مونتاگوها بیزارم.

168
00:13:13,918 --> 00:13:16,128
‫- آه...
‫- اوه!

169
00:13:16,212 --> 00:13:19,673
‫و لرد کپیولت وارد می‌شود.
‫(کپیولت: پدر ژولیت)

170
00:13:25,054 --> 00:13:26,222
‫اینجا رو باید بخونی.

171
00:13:26,305 --> 00:13:27,973
‫اینه.

172
00:13:30,392 --> 00:13:31,811
‫- این سر و صدا...
‫- بلندتر.

173
00:13:31,936 --> 00:13:34,355
‫یادت باشه، جوری که کل سالن بشنون.

174
00:13:36,023 --> 00:13:37,608
‫این سر و صدا برای چیست؟

175
00:13:37,691 --> 00:13:40,236
‫شمشیر بلند مرا بیاورید، آهای!

176
00:13:40,319 --> 00:13:41,654
‫خیلی‌خب.

177
00:13:43,155 --> 00:13:44,907
‫خداوکیلی؟

178
00:13:47,618 --> 00:13:51,038
‫سخت‌ترین قسمت درست ادا کردن دیالوگ اوله!

179
00:13:51,080 --> 00:13:52,873
‫بعدش رو دور میفتی.

180
00:13:56,001 --> 00:13:58,546
‫- گوشی‌ها خاموش، خدایا!
‫- گوشی‌ها رو روی بی‌صدا بذارید، لطفاً.

181
00:14:01,006 --> 00:14:02,550
‫- سلام، خانم.
‫- سلام، عزیزم.

182
00:14:02,675 --> 00:14:04,009
‫چطور... چطور پیش رفت؟

183
00:14:04,134 --> 00:14:06,011
‫تازه تموم شد.

184
00:14:06,178 --> 00:14:10,057
‫تاریخ شهادت‌نامه تعیین شد،
‫‏12ام ماه آینده‌ست.

185
00:14:13,769 --> 00:14:15,521
‫- صدامو داری؟
‫- آره.

186
00:14:15,646 --> 00:14:17,982
‫چه خبر خوبی.

187
00:14:18,065 --> 00:14:19,525
‫کجایی؟

188
00:14:19,608 --> 00:14:21,402
‫اینجا دیگه کارمون تمومه.

189
00:14:21,527 --> 00:14:23,904
‫هی، هستی یا نه؟

190
00:14:24,029 --> 00:14:25,531
‫مایکی بود؟

191
00:14:25,614 --> 00:14:28,993
‫توی راه یه لیوان  می‌گیرم.

192
00:14:36,125 --> 00:14:38,878
‫و پایان پر‌دۀ دوم.

193
00:14:40,379 --> 00:14:42,006
‫خدایا، چطور هنوز انقدر عقبیم؟

194
00:14:42,089 --> 00:14:45,050
‫خیلی‌خب، پردۀ سوم هم واسه فردا.
‫لطفاً همه سروقت بیاین.

195
00:14:45,134 --> 00:14:46,719
‫به جمع ما خوش اومدی، قربان.

196
00:14:46,802 --> 00:14:48,971
‫- کارت امروز خوب بود، دنیل.
‫- من فکر نکنم دیگه...

197
00:14:49,054 --> 00:14:52,308
‫خب، زمان تمرین،
‫ما شب‌ها و آخرهفته‌ها تمرین می‌کنیم،

198
00:14:52,391 --> 00:14:53,809
‫چون اینجا همه سرکار می‌رن.

199
00:14:53,851 --> 00:14:55,227
‫امیدوارم بهت گفته باشن اینجا پولی نیست.

200
00:14:55,269 --> 00:14:56,437
‫- خب، منم نمی‌خوام...
‫- در واقع...

201
00:14:56,437 --> 00:14:57,688
‫تهش ضرره.

202
00:14:57,688 --> 00:14:59,732
‫خانواده‌ای داری؟
‫اگه نداشته باشی بهتره.

203
00:14:59,773 --> 00:15:00,983
‫فقط اومدم امشب کمک‌تون کنم.

204
00:15:00,983 --> 00:15:02,943
‫منم سه سال پیش همین حرف رو زدم.

205
00:15:02,943 --> 00:15:05,279
‫دوست داری مسئول نورپردازی باشی؟

206
00:15:05,321 --> 00:15:07,072
‫گفتم شانسم رو امتحان کنم.

207
00:15:07,072 --> 00:15:09,033
‫- از آشناییت خوشوقتم، دِیو.
‫- وسایل روی صحنۀ بقیه.

208
00:15:09,074 --> 00:15:10,910
‫فقط یه شمشیر پلاستیکیه.
‫من که...

209
00:15:11,035 --> 00:15:12,870
‫چه ربطی داره؟
‫کاری به پلاستیکی بودنش نداریم.

210
00:15:12,953 --> 00:15:15,414
‫نباید به وسایل صحنۀ بقیه دست بزنی.

211
00:15:15,497 --> 00:15:16,749
‫نباید با وسایل بازی کنی.

212
00:15:16,874 --> 00:15:18,375
‫باشه، باشه.

213
00:15:26,175 --> 00:15:28,761
‫شمشیر بلند مرا بیاورید، آهای!

214
00:15:34,683 --> 00:15:37,102
‫شمشیر بلند مرا بیاورید، آهای!

215
00:15:38,103 --> 00:15:39,688
‫آهای، های!

216
00:15:41,231 --> 00:15:43,609
‫های های.

217
00:15:47,279 --> 00:15:49,573
‫- بازم می‌خوای؟
‫- نه، حالم به‌هم می‌خوره.

218
00:15:49,657 --> 00:15:51,450
‫نمی‌دونم چطوری اینو می‌خورن.

219
00:15:51,575 --> 00:15:55,454
‫جیم گفت... قبل از جلسۀ شهادت‌نامه،

220
00:15:55,579 --> 00:15:57,331
‫باید چند جلسه واسه آمادگی بریم...

221
00:15:57,414 --> 00:16:00,042
‫تا هر سؤالِ احتمالی رو مرور کنیم.

222
00:16:00,042 --> 00:16:01,835
‫لباسی که توی مراسم جی‌جی پوشیدی چی؟

223
00:16:01,835 --> 00:16:04,797
‫نه، اون جای اینکه
‫نشون بده چه ادمی هستم

224
00:16:04,922 --> 00:16:05,881
‫منو یه دخترِ غم‌زده نشون می‌ده.

225
00:16:09,134 --> 00:16:10,427
‫باشه، عزیزم.

226
00:16:11,387 --> 00:16:12,638
‫بیا تو.

227
00:16:12,763 --> 00:16:15,140
‫- شب بخیر، عزیزم.
‫- شب بخیر.

228
00:16:19,061 --> 00:16:23,816
‫می‌گم... نمایش «رومئو و ژولیت» رو بلدی؟

229
00:16:24,858 --> 00:16:27,027
‫«دو خاندانی که هردو
‫از لحاظ شأن و مقام هم‌تراز بودند،

230
00:16:27,152 --> 00:16:29,780
‫در شهر ورونا
‫که نمایش ما در آن برگزار می‌شود،

231
00:16:29,863 --> 00:16:32,157
‫کینه‌های خود را به فتنه‌های تازه‌ای کشانده،

232
00:16:32,241 --> 00:16:35,202
‫و خونی که در آن به زمین می‌ریزد،
‫دستان پاکی را آلوده می‌سازد.»

233
00:16:35,202 --> 00:16:37,997
‫«سرنوشت این بود که نطفۀ دو عاشق،

234
00:16:38,122 --> 00:16:41,667
‫که سرنوشت‌شان بر ستارگان حک شده بود،
‫در این دو خاندان کینه‌توز بسته شود،

235
00:16:41,792 --> 00:16:44,128
‫وقایع ناگوار و رقت‌انگیزی رخ داده،

236
00:16:44,211 --> 00:16:48,507
‫و به مرگ آنها منتهی گردیده،
‫و به مجادلۀ پدرانشان پایان بخشد.»

237
00:16:48,590 --> 00:16:49,925
‫واو!

238
00:16:49,925 --> 00:16:51,635
‫باید واسه انگلیسی پیشرفته یاد می‌گرفتیم.

239
00:16:51,635 --> 00:16:54,430
‫من تابحال ندیدمش.

240
00:16:54,513 --> 00:16:57,349
‫واقعاً؟ فیلمش شاهکاره.

241
00:16:57,474 --> 00:16:59,351
‫قدیمیه، ولی می‌دونی، خوبه.

242
00:17:00,894 --> 00:17:02,229
‫[شبح اُپرا]

243
00:17:08,485 --> 00:17:12,322
‫لئوناردو دی‌کاپریو الان دیگه
‫زمین تا آسمون با اینجا فرق داره.

244
00:17:19,580 --> 00:17:22,166
‫خیلی جَوون‌ان.

245
00:17:22,166 --> 00:17:24,626
‫همسن و سال خودم‌ان.

246
00:17:35,304 --> 00:17:36,346
‫سلام.

247
00:17:40,100 --> 00:17:42,728
‫آخرش چی شد؟

248
00:17:42,811 --> 00:17:44,188
‫نمی‌دونی؟

249
00:17:44,313 --> 00:17:46,482
‫می‌دونم که به هم می‌رسن.

250
00:17:46,565 --> 00:17:49,026
‫توی مقدمه که بهت گفتم.

251
00:17:49,151 --> 00:17:51,070
‫بذار کمکت کنم.

252
00:17:51,153 --> 00:17:52,654
‫اسمش «تراژدی»ـه.

253
00:17:55,908 --> 00:18:00,079
‫اوه، آره.
‫درصد کمی هم نیست!

254
00:18:00,120 --> 00:18:02,122
‫یعنی از هر 10 نفر یکی‌شون.

255
00:18:07,252 --> 00:18:10,631
‫می‌شه صداشو قطع کنی؟

256
00:18:10,714 --> 00:18:12,758
‫بلد نیستم.

257
00:18:19,223 --> 00:18:21,683
‫بابا، اینجا واسه بچه‌هاست.

258
00:18:24,186 --> 00:18:26,396
‫دیزی، لطفاً بیا داخل.

259
00:18:30,150 --> 00:18:32,444
‫منم نیازه بیام؟

260
00:18:32,486 --> 00:18:35,823
‫بعضی از والدین میان.
‫بستگی به خودتون داره.

261
00:18:38,075 --> 00:18:40,202
‫یه ساعت دیگه برمی‌گردم.

262
00:19:24,955 --> 00:19:26,206
‫چند وقته که...

263
00:19:26,331 --> 00:19:30,043
‫نمایش کوتاه کار می‌کنین؟

264
00:19:30,169 --> 00:19:31,628
‫یه چند سالی می‌شه.

265
00:19:31,712 --> 00:19:33,338
‫قبلاً به صورت حرفه‌ای این کارو می‌کردم،

266
00:19:33,422 --> 00:19:36,300
‫ولی وقتی برگشتم زادگاهم
‫نمی‌خواستم کنار بذارمش.

267
00:19:41,388 --> 00:19:43,640
‫همه‌ش شکسپیر نیست، می‌دونی.

268
00:19:46,560 --> 00:19:49,062
‫خب... موفق باشی.

269
00:19:53,275 --> 00:19:57,654
‫هی، دن. می‌دونی چرا خواستم بهم کمک کنی؟

270
00:19:58,906 --> 00:20:01,408
‫چون به قول خودت سواد دارم.

271
00:20:02,576 --> 00:20:06,955
‫حس کردم می‌خوای واسه یه مدتی...

272
00:20:06,955 --> 00:20:11,752
‫این فرصت رو داشته باشی
‫که کسِ دیگه‌ای باشی.

273
00:20:32,439 --> 00:20:33,774
‫چطور بود؟

274
00:20:33,774 --> 00:20:35,400
‫گفت اگه بخوام می‌تونیم...

275
00:20:35,400 --> 00:20:38,070
‫کلِ اون یه ساعت رو ساکت بشینیم.

276
00:20:38,111 --> 00:20:41,490
‫شرط می‌بندم کسی تابحال این کارو نکرده بود.

277
00:20:41,740 --> 00:20:43,492
‫ولی دفعۀ بعد باید باهاش صحبت کنی.

278
00:20:43,533 --> 00:20:44,868
‫نخیرم.

279
00:20:44,910 --> 00:20:46,328
‫واسه هر جلسه 150 دلار هزینه می‌کنیم.

280
00:20:46,328 --> 00:20:47,829
‫- خدایی؟
‫- بله.

281
00:20:47,871 --> 00:20:50,123
‫- خب دیگه پول نده.
‫- دست ما نیست.

282
00:20:51,291 --> 00:20:53,543
‫به‌نظر من که دارین پول‌تون رو دور می‌ریزین.

283
00:20:55,545 --> 00:20:57,506
‫راستی یه چیزی برات کشیدم.

284
00:21:14,982 --> 00:21:16,900
‫رفیقم، آناستازیا، رو می‌شناسی؟

285
00:21:16,984 --> 00:21:19,778
‫کلِ خانواده‌شون باهم تراپی می‌رن.

286
00:21:21,530 --> 00:21:23,824
‫می‌گه خفّت‌باره ولی کمک‌شون می‌کنه.

287
00:21:25,117 --> 00:21:26,868
‫می‌گه گروهی می‌رن،

288
00:21:26,994 --> 00:21:29,746
‫و باهم راجع‌به احساسات‌شون صحبت می‌کنن.

289
00:21:30,872 --> 00:21:33,583
‫چون فقط مشکل از اون نیست.

290
00:21:44,761 --> 00:21:46,596
‫داره چیکار می‌کنه؟

291
00:21:49,391 --> 00:21:51,143
‫بابا؟

292
00:21:55,981 --> 00:21:57,107
‫بابا!

293
00:22:00,527 --> 00:22:02,654
‫این چه کاریه؟ چیکار می‌کنی؟

294
00:22:02,738 --> 00:22:05,365
‫هوم دیپو تخفیف پایان فصلی گذاشته بود.

295
00:22:05,449 --> 00:22:07,117
‫گفتم چه خوب می‌شه اگه یه باغچه بزنیم.

296
00:22:07,159 --> 00:22:08,827
‫الان که اینجا چیزی نمی‌تونی بکاری.

297
00:22:08,910 --> 00:22:11,038
‫به ماه نکشیده یخ می‌زنه.

298
00:22:11,163 --> 00:22:13,540
‫پس یه ماه حیاط‌مون قشنگ می‌شه.

299
00:22:13,623 --> 00:22:15,667
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫این کارو نمی‌کنیم.

300
00:22:15,751 --> 00:22:17,627
‫- دن!
‫- نه، قبلش ازم نپرسیدی.

301
00:22:17,627 --> 00:22:18,420
‫نمی‌دونستم باید اجازه بگیرم.

302
00:22:18,503 --> 00:22:20,088
‫- آره.
‫- بابا، نه. به‌نظرم کار قشنگیه.

303
00:22:20,213 --> 00:22:21,715
‫- نه.
‫- مامان، کار خوبی کردی.

304
00:22:21,798 --> 00:22:25,552
‫می‌دونی... دوست ندارم دائم چشمم بهش بخوره.

305
00:22:25,594 --> 00:22:27,637
‫اگه چندتا گل وحشی بکاریم...

306
00:22:27,679 --> 00:22:30,140
‫- از اونجا گم شو بیرون!
‫- دن!

307
00:22:33,560 --> 00:22:35,395
‫حالا واسه خودت می‌ری؟

308
00:22:36,646 --> 00:22:37,689
‫عزیزم، اشکالی نداره.

309
00:22:37,689 --> 00:22:39,858
‫نه، سرتاپا اشکالـه!

310
00:22:40,609 --> 00:22:42,069
‫دیزی.

311
00:22:47,699 --> 00:22:49,493
‫دست‌تون رو روی دیافراگم بذارین و...

312
00:22:49,493 --> 00:22:51,745
‫با دم و بازدم انبساط خودتون رو حس کنین.

313
00:22:56,625 --> 00:22:59,544
‫دن، خوش اومدی.

314
00:23:00,587 --> 00:23:03,173
‫نظرت چیه دراز بکشی؟
‫داریم باهم تمرین تنفس می‌کنیم.

315
00:23:04,132 --> 00:23:07,135
‫- دم و بازدم.
‫- خودشه.

316
00:23:36,081 --> 00:23:37,791
‫دم و...

317
00:23:40,168 --> 00:23:42,546
‫و برای بازدم، همگی باهم...

318
00:23:42,587 --> 00:23:44,297
‫یه آهِ بزرگ و دسته‌جمعی می‌کشیم.

319
00:23:44,339 --> 00:23:45,674
‫شروع کنین.

320
00:23:56,017 --> 00:23:59,521
‫بخشی از شغل‌مون به عنوان
‫یه بازیگر داشتن هوش هیجانیه،

321
00:23:59,646 --> 00:24:03,275
‫اینکه بتونیم احساسات افراد رو شناسایی کنیم،

322
00:24:03,316 --> 00:24:04,818
‫بذاریم اون احساسات ما رو متأثر کنن،

323
00:24:04,901 --> 00:24:07,821
‫و همچنین بتونیم
‫احساسات خودمون رو بیان کنیم، خب؟

324
00:24:07,904 --> 00:24:11,366
‫اسم این تمرین «سؤالات تحریک‌آمیز»ـه.

325
00:24:11,450 --> 00:24:12,784
‫اوه، من عاشقشم.

326
00:24:12,909 --> 00:24:15,370
‫و دوتا داوطلب می‌خوام.

327
00:24:16,246 --> 00:24:20,333
‫لوشان و... دن.

328
00:24:22,461 --> 00:24:25,422
‫لطفاً اینجا وایسین
‫که روبه‌روی هم‌بازی‌تون باشین.

329
00:24:29,634 --> 00:24:34,514
‫خب، هم‌بازی‌تون همۀ زندگی‌تونه.

330
00:24:35,182 --> 00:24:37,809
‫اونا اکسیژن شمان،
‫و کسِ دیگه‌ای جز اونا وجود نداره.

331
00:24:37,893 --> 00:24:40,145
‫- به من نگاه نکن.
‫- به اون نگاه نکن.

332
00:24:42,230 --> 00:24:44,900
‫خیلی‌خب، دن، قراره در ابتدا...

333
00:24:44,983 --> 00:24:46,902
‫از لوشان سؤالی بپرسی...

334
00:24:46,985 --> 00:24:48,945
‫که توی واقعیت محاله بپرسی،

335
00:24:49,070 --> 00:24:52,824
‫سؤالی که به قصد تحریک احساساتش باشه، خب؟

336
00:24:52,908 --> 00:24:55,577
‫و زمانی که دیدی
‫یک احساسی درونش اوج گرفته،

337
00:24:55,702 --> 00:24:59,706
‫با توصیف چیزی که می‌بینی
‫این رو براش شرح می‌دی.

338
00:25:01,458 --> 00:25:02,751
‫مثلاً چطوری؟

339
00:25:03,793 --> 00:25:07,589
‫مثلاً می‌گی: «عصبانی‌ای!»
‫البته اگه عصبانی باشه.

340
00:25:08,173 --> 00:25:09,382
‫واضح بود؟

341
00:25:09,382 --> 00:25:10,967
‫از پسش برمیام.
‫می‌تونی باهام رُک باشی.

342
00:25:10,967 --> 00:25:12,427
‫- مطمئن نیستم که بتونم.
‫- منو نگاه نکن، خب؟

343
00:25:12,552 --> 00:25:15,055
‫- به اون نگاه نکن، منو ببین.
‫- خیلی‌خب.

344
00:25:15,138 --> 00:25:19,142
‫خیلی‌هامون با سرکوب احساسات‌مون
‫به زندگی ادامه می‌دیم،

345
00:25:19,267 --> 00:25:22,020
‫چون بیرون از اینجا،
‫برامون دردسرسازن.

346
00:25:22,103 --> 00:25:23,897
‫ولی اینجا توی مکان امنی هستیم.

347
00:25:23,980 --> 00:25:26,942
‫و می‌تونیم در جهت خوبی
‫از این احساسات استفاده کنیم.

348
00:25:27,067 --> 00:25:28,527
‫پس قراره...

349
00:25:28,610 --> 00:25:30,320
‫یه سؤال تحریک‌آمیز بپرسی.

350
00:25:31,780 --> 00:25:36,243
‫از مایکل جوردن خوشت میاد؟

351
00:25:38,662 --> 00:25:40,956
‫- الان چیکار...
‫- احساساتش رو بگو.

352
00:25:41,081 --> 00:25:42,541
‫- نمی‌دونم این چه احساسیه.
‫- ناامیدی.

353
00:25:42,624 --> 00:25:44,000
‫- ناامید شده بودم.
‫- ببین، خیلی‌خب.

354
00:25:44,125 --> 00:25:45,752
‫- منم دیدم.
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، باهمدیگه،

355
00:25:45,835 --> 00:25:48,296
‫این یه سؤال تحریک‌آمیز بود؟

356
00:25:48,421 --> 00:25:51,758
‫- نه، نه، نه.
‫- ضعیف بود، ضعیف.

357
00:25:51,841 --> 00:25:53,885
‫خیلی‌خب، لوشان. نوبت توئه.

358
00:25:53,969 --> 00:25:55,262
‫خیلی‌خب.

359
00:25:57,138 --> 00:25:58,848
‫وقتی با خودت صحبت می‌کنی،
‫به این فکر می‌کنی که...

360
00:25:58,974 --> 00:25:59,015
‫نوک سینه‌هاتو بدی
‫طرف انقدر بخوره تا خون بیان؟

361
00:25:59,015 --> 00:25:59,099
‫چی؟ نه! چی می‌گی...

362
00:25:59,140 --> 00:26:00,433
‫- جواب نده.
‫- معذب شد.

363
00:26:00,475 --> 00:26:01,893
‫- نباید جواب بدی.
‫- معذب شد.

364
00:26:01,977 --> 00:26:04,145
‫دن، تکرار کن: «معذب شدم.»

365
00:26:04,813 --> 00:26:06,690
‫معذب شدم.

366
00:26:07,065 --> 00:26:08,316
‫آفرین.

367
00:26:08,441 --> 00:26:12,362
‫هی، آفرین.

368
00:26:12,445 --> 00:26:15,073
‫حالا یکم عمیق‌تر می‌شیم.

369
00:26:15,574 --> 00:26:20,579
‫لوشان، ازت می‌خوام
‫سؤالات آسیب‌پذیرانه‌تری از دن بپرسی.

370
00:26:20,704 --> 00:26:21,997
‫اوهوم.

371
00:26:29,504 --> 00:26:31,089
‫تنهایی؟

372
00:26:32,674 --> 00:26:34,134
‫تعجب کردی.

373
00:26:35,760 --> 00:26:37,429
‫تکرار کن.

374
00:26:38,722 --> 00:26:40,765
‫تعجب کردم.

375
00:26:40,890 --> 00:26:42,183
‫دیدی؟

376
00:26:42,267 --> 00:26:43,643
‫دیدی؟ این همون حقیقته.

377
00:26:43,768 --> 00:26:44,811
‫آره.

378
00:26:44,936 --> 00:26:47,022
‫- خودشه.
‫- هـو!

379
00:26:47,105 --> 00:26:48,732
‫بیا بغلم.

380
00:27:04,956 --> 00:27:06,374
‫دیزی.

381
00:27:06,458 --> 00:27:08,043
‫برو پی کارت.

382
00:27:08,126 --> 00:27:10,754
‫می‌خوای بریم چندتا توپ بزنیم؟

383
00:27:15,925 --> 00:27:17,677
‫- داشتی؟
‫- از اون ضربه‌های هوم‌ران بود.

384
00:27:17,719 --> 00:27:20,221
‫آره، خودشه. کجا رفت؟

385
00:27:23,308 --> 00:27:26,061
‫اون یکی هنوز پشتته.

386
00:27:26,144 --> 00:27:27,937
‫اوه، زدم ولی نرفت.

387
00:27:28,021 --> 00:27:29,481
‫- خیلی‌خب...
‫- خب، فقط...

388
00:27:29,564 --> 00:27:32,025
‫به این حالت وایسا.

389
00:27:35,153 --> 00:27:38,198
‫خودشه. آفرین.

390
00:27:43,036 --> 00:27:44,704
‫چیه؟

391
00:27:45,038 --> 00:27:47,957
‫- خوشحالی.
‫- باشه، خل‌وچل.

392
00:27:48,041 --> 00:27:50,293
‫- بازم می‌زنی؟
‫- آره.

393
00:27:50,377 --> 00:27:52,504
‫- بیا باهم بزنیم.
‫- خیلی‌خب.

394
00:27:55,965 --> 00:27:57,592
‫باید بهتون می‌گفتم. فقط واسه...

395
00:27:57,634 --> 00:27:59,010
‫شهادت‌نامۀ اصلی لباس رسمی نیازه.

396
00:27:59,010 --> 00:28:00,136
‫- نگفتم!
‫- اشکالی نداره.

397
00:28:00,178 --> 00:28:02,764
‫یه جمعۀ معمولیه.

398
00:28:02,847 --> 00:28:04,891
‫همسرم عاشق...

399
00:28:05,016 --> 00:28:09,187
‫نمایش تغییر مد لباسه.

400
00:28:09,270 --> 00:28:13,692
‫خب، روند کارمون به این شکله که...

401
00:28:13,775 --> 00:28:17,654
‫یه مروری به اتفاقات،

402
00:28:17,737 --> 00:28:19,823
‫پروسۀ شهادت و غیره می‌کنیم.

403
00:28:19,906 --> 00:28:22,325
‫همچنین باهاتون سؤالاتی رو تمرین می‌کنم...

404
00:28:22,409 --> 00:28:24,536
‫تا اون روز راحت‌تر باشین.

405
00:28:24,661 --> 00:28:25,954
‫خوشبختانه فقط...

406
00:28:26,037 --> 00:28:27,455
‫به یک الی دو مورد
‫از این جلسات نیاز داریم.

407
00:28:27,539 --> 00:28:29,207
‫می‌دونم که قراره هزینۀ کمتری
‫واسه این جلسات کنین.

408
00:28:29,332 --> 00:28:31,126
‫و منم وکیل گرونی‌ام.

409
00:28:32,544 --> 00:28:35,672
‫اونم میاد؟ کریستین؟

410
00:28:35,755 --> 00:28:37,006
‫نمی‌دونیم.

411
00:28:37,090 --> 00:28:38,383
‫آیین دادرسی مدنی ایالت ایلینوی...

412
00:28:38,466 --> 00:28:40,218
‫مانع حضورش نمی‌شه.

413
00:28:40,301 --> 00:28:43,430
‫اگه تصمیم به شرکت بگیره، احتمالاً...

414
00:28:43,555 --> 00:28:45,598
‫والدینش هم میان.

415
00:28:48,560 --> 00:28:50,145
‫ردیفه پس.

416
00:28:54,274 --> 00:28:56,192
‫این مدت براتون چطور گذشت؟

417
00:28:56,901 --> 00:29:00,113
‫برام... دشوار بود.

418
00:29:01,322 --> 00:29:03,074
‫بدتر از دشوار حتی.

419
00:29:06,077 --> 00:29:10,665
‫می‌دونم شدنی نیست، ولی فقط
‫می‌خوام که دوباره خانواده‌مو داشته باشم.

420
00:29:14,669 --> 00:29:16,880
‫تا همین‌جا کافیه، خانم مولر، ممنون.

421
00:29:19,048 --> 00:29:21,426
‫تمومه. بی‌نظیر بود، بسیارعالی.

422
00:29:21,551 --> 00:29:23,553
‫واضح و بدون پرخاشگری بود.

423
00:29:23,636 --> 00:29:26,389
‫احساس زیرپوستی‌ای داشتین،
‫ولی تحت کنترل بود.

424
00:29:27,849 --> 00:29:29,267
‫دیگه جونش رو ندارم.

425
00:29:29,392 --> 00:29:30,935
‫کی می‌خواد نفر بعدی باشه؟

426
00:29:31,060 --> 00:29:33,438
‫دیزی، خیلی‌خب.

427
00:29:33,521 --> 00:29:34,856
‫خب.

428
00:29:37,400 --> 00:29:38,777
‫دیزی، می‌شه بهم بگی...

429
00:29:38,902 --> 00:29:41,780
‫اولین‌بار کِی کریستین هاتورن رو دیدی؟

430
00:29:41,863 --> 00:29:43,198
‫روز شکرگزاری بود.

431
00:29:43,281 --> 00:29:44,783
‫شام رو باهم بودیم.

432
00:29:44,908 --> 00:29:47,118
‫و چه رابطه‌ای با برادرت داشت؟

433
00:29:47,243 --> 00:29:49,996
‫در پیچ و تاب یک رابطۀ عاشقانه بودن.

434
00:29:50,121 --> 00:29:54,334
‫- ساده‌تر بگو.
‫- کریستین دوستش بود.

435
00:29:54,459 --> 00:29:56,544
‫آمم...

436
00:29:57,420 --> 00:29:59,005
‫شما ادامه بدین.

437
00:29:59,130 --> 00:30:01,049
‫من باید برم دستشویی.

438
00:30:22,695 --> 00:30:24,489
‫- ادب سرش نمی‌شه!
‫- مهم نیست.

439
00:30:24,572 --> 00:30:26,115
‫- اگه بخوای با خشونت جواب بدی...
‫- نه، اصلاً چی داری می‌گی؟

440
00:30:26,199 --> 00:30:27,575
‫- این حرفت بی‌احترامیه!
‫- دیزی.

441
00:30:27,617 --> 00:30:29,118
‫من پرخاشگری نمی‌کنم.

442
00:30:29,160 --> 00:30:30,328
‫هی، چی شده؟

443
00:30:30,328 --> 00:30:32,330
‫جوری حرف می‌زنه انگار تقصیر برایان بوده.

444
00:30:32,330 --> 00:30:34,207
‫وکیل مدافعِ اونا هم همین کارو می‌کنن.

445
00:30:34,249 --> 00:30:35,750
‫سعی می‌کنن از شرت خلاص شن.

446
00:30:35,792 --> 00:30:37,252
‫- اگه پرخاشگرانه جواب بدی...
‫- تو داری پرخاشگرانه صحبت می‌کنی.

447
00:30:37,293 --> 00:30:39,003
‫- واسه همینه داریم تمرین می‌کنیم.
‫- من حالت تدافعی نگرفتم.

448
00:30:39,045 --> 00:30:39,921
‫دیزی.

449
00:30:39,921 --> 00:30:41,381
‫باید عادت کنی
‫که خون‌سردیت رو حفظ کنی.

450
00:30:41,381 --> 00:30:44,425
‫وقتی راجع‌به این قضیه صحبت می‌کنم
‫نمی‌تونم مثل ربات باشم.

451
00:30:44,425 --> 00:30:46,553
‫نمی‌فهمم شما دوتا چطور می‌تونین!

452
00:30:55,186 --> 00:30:57,146
‫می‌خواین این جلسه رو همین‌جا تموم کنیم؟

453
00:30:57,230 --> 00:30:59,357
‫داریم پولش رو می‌دیم.

454
00:30:59,482 --> 00:31:01,442
‫باید از زمان‌مون استفاده کنیم.

455
00:31:01,526 --> 00:31:02,569
‫دن؟

456
00:31:12,662 --> 00:31:15,832
‫- خیلی‌خب، پس...
‫- فکر می‌کنم واسه دیزی هم شده...

457
00:31:16,124 --> 00:31:18,042
‫باید جلسه رو متوقف کنیم.

458
00:31:21,713 --> 00:31:24,090
‫اگر با این دست ناقابل...

459
00:31:24,215 --> 00:31:27,719
‫به این معبد مقدس بی‌حرمتی کنم،
‫گناهی بخشودنی مرتکب شده‌ام.

460
00:31:27,844 --> 00:31:30,638
‫و تایلر، دستت رو به سمتش دراز کن.

461
00:31:30,930 --> 00:31:32,307
‫ببخشید، دهنت بوی سیگار می‌ده.

462
00:31:32,432 --> 00:31:34,976
‫- من حساسیت دارم.
‫- به بو؟

463
00:31:35,101 --> 00:31:37,687
‫فقط ادامه بدین. ریتا، لطفاً.

464
00:31:43,902 --> 00:31:47,906
‫ای زائر محترم، تو به دست خود
‫زیاده از حد ظلم روا می‌داری.

465
00:31:47,989 --> 00:31:49,782
‫از زیبایی ادبیات لذت نمی‌بری؟

466
00:31:49,908 --> 00:31:52,118
‫آره، کاش فقط می‌فهمیدم چی می‌گن.

467
00:31:52,160 --> 00:31:53,244
‫منم همین‌طور.

468
00:31:55,079 --> 00:31:57,665
‫چون شخص مقدس دستی دارد
‫که دست زائر می‌تواند آن را لمس کند،

469
00:31:57,790 --> 00:32:00,460
‫زمانی که دست‌ها همدیگر را لمس کردند،
‫آنگاه حکم مقدسی را دارند.

470
00:32:00,585 --> 00:32:04,797
‫چرا که شخص مقدس
‫باید برای دعا به‌کار برود.

471
00:32:04,881 --> 00:32:07,967
‫پس بگذار انها کار درست را کنند،
‫آنها دعا می‌کنند و تو اجابت کن.

472
00:32:08,092 --> 00:32:10,303
‫و اینجا همدیگه رو نگاه میکنید  

473
00:32:10,303 --> 00:32:11,679
‫- توی اتحادیه همیشه یکی داشتیم.
‫- مسئول هماهنگیِ چی؟

474
00:32:11,721 --> 00:32:13,389
‫مثل طراح سکانس‌های رزمیه،

475
00:32:13,473 --> 00:32:14,766
‫ولی واسه فیزیک.

476
00:32:14,891 --> 00:32:16,267
‫- به گوشم هم نخورده بود.
‫- جای تعجبی هم نداره.

477
00:32:16,392 --> 00:32:17,852
‫توی مجلۀ تامیز راجع‌بهش خوندم.

478
00:32:17,936 --> 00:32:19,854
‫نیازی به اون نداریم.
‫خودمون از پسش برمیایم.

479
00:32:19,938 --> 00:32:21,981
‫خب... استاندارد صنعت هنره.

480
00:32:22,065 --> 00:32:24,067
‫شاید زمانی که تو یه بازیگر
‫حرفه‌ای بودی اینجوری نبود.

481
00:32:24,150 --> 00:32:25,777
‫قراره طراح سکانس‌های رزمی بیاریم؟

482
00:32:25,902 --> 00:32:26,986
‫- نه.
‫- نه.

483
00:32:27,862 --> 00:32:29,572
‫تماشاچی‌ها ما رو می‌بینن.

484
00:32:29,697 --> 00:32:31,616
‫ما بهشون یه نمایش واقعی رو مدیونیم.

485
00:32:32,700 --> 00:32:34,953
‫من این کارو نمی‌کنم.

486
00:32:35,078 --> 00:32:36,579
‫در ضمن...

487
00:32:37,372 --> 00:32:40,124
‫حرف دلت رو بزن، تایلر.

488
00:32:40,667 --> 00:32:43,419
‫هرچی که می‌خوای بگی،
‫اینجا یه مکان امنه.

489
00:32:43,544 --> 00:32:45,546
‫فکر می‌کنم تفاوت سنی اینجا مشکل‌سازه.

490
00:32:45,630 --> 00:32:47,256
‫کس دیگه‌ای هم هست
‫که به‌نظرش عجیب باشه...

491
00:32:47,340 --> 00:32:49,467
‫که ژولیت همسن مامانمه؟

492
00:32:49,592 --> 00:32:51,761
‫رومئو و ژولیت باید جَوون باشن.

493
00:32:51,844 --> 00:32:54,263
‫- هدف اصلاً همینه!
‫- تایلر...

494
00:32:54,347 --> 00:32:56,015
‫این‌ها بازیگرهایی‌ان که داریم.

495
00:32:56,099 --> 00:32:57,934
‫این‌ها کسایی‌ان که تست داد.

496
00:32:58,059 --> 00:33:02,438
‫و ریتا به‌خاطر توانایی بی‌نظیرش
‫توی خوانش، نقش ژولیت رو گرفت.

497
00:33:02,522 --> 00:33:05,525
‫اون یه بازیگر فوق‌العاده ماهر و حرفه‌ایه.

498
00:33:05,566 --> 00:33:08,069
‫که دیگه واسه این نقش پیره!

499
00:33:09,028 --> 00:33:10,697
‫‌بازی درنمیارم.

500
00:33:10,697 --> 00:33:13,157
‫بچه‌ها عجول و بی‌فکرن.

501
00:33:13,199 --> 00:33:17,954
‫اگه ژولیت 50 سالش باشه...

502
00:33:18,079 --> 00:33:19,956
‫این دیگه اون داستان نمی‌شه.

503
00:33:20,790 --> 00:33:23,376
‫فکر می‌کردم اینجا قراره باهم صادق باشیم.

504
00:33:36,931 --> 00:33:37,974
‫- اوه!
‫- ریتا!

505
00:33:38,016 --> 00:33:39,517
‫خدای من!

506
00:33:39,517 --> 00:33:40,601
‫- خدا لعنتت کنه.
‫- آخ!

507
00:33:40,643 --> 00:33:43,021
‫تایلر، تایلر، گندش بزنن.

508
00:33:43,104 --> 00:33:45,189
‫من واقعاً متأسفم.

509
00:33:45,231 --> 00:33:47,984
‫دیگه این اتفاق نمیفته. احتمالاً!

510
00:33:48,026 --> 00:33:49,277
‫ماجرای جدید!

511
00:33:52,196 --> 00:33:54,615
‫دستت چطوره؟

512
00:33:54,741 --> 00:33:56,617
‫می‌دونستی جَوون که بودیم،

513
00:33:56,743 --> 00:33:59,620
‫توی تست بازیگری باید میرفتیم ؟

514
00:33:59,829 --> 00:34:02,331
‫نمی‌دونی چندتا بازیگر بزرگ‌تر از خودم...

515
00:34:02,457 --> 00:34:04,792
‫اون زبون چندش‌شون رو توی حلقم فرو کردن.

516
00:34:05,668 --> 00:34:09,047
‫و همه‌ش هم روی صحنه نبود.

517
00:34:14,260 --> 00:34:16,721
‫- من سنتی‌ام.
‫- منم همین‌طور.

518
00:34:17,722 --> 00:34:18,806
‫و پیرم.

519
00:34:20,224 --> 00:34:21,517
‫منم همین‌طور.

520
00:34:24,395 --> 00:34:27,190
‫تمام زندگیم می‌خواستم
‫نقش ژولیت رو بازی کنم،

521
00:34:27,315 --> 00:34:33,488
‫ولی هرگز... هرگز اونقدر ظریف نبودم.

522
00:34:33,613 --> 00:34:36,574
‫هرگز اونقدر لاغر نبودم.

523
00:34:37,033 --> 00:34:40,953
‫تازه‌شم، کارِت خوبه.

524
00:34:44,290 --> 00:34:45,708
‫- تایلر.
‫- نه.

525
00:34:46,793 --> 00:34:48,878
‫من مدیر برنامه دارم.

526
00:34:52,965 --> 00:34:55,968
‫ریتا، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

527
00:35:10,733 --> 00:35:13,820
‫هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم.

528
00:35:13,903 --> 00:35:18,741
‫توی نمایش‌های مدرسه
‫چطور اون همه دیالوگ رو حفظ می‌کنی؟

529
00:35:18,825 --> 00:35:20,576
‫هیچ‌وقت واسه اجرا دست‌پاچه نمی‌شی.

530
00:35:20,701 --> 00:35:22,370
‫بابا، اولین سؤالی که
‫از یه بازیگر می‌پرسن...

531
00:35:22,453 --> 00:35:25,081
‫اینه که چطور دیالوگ‌هاش رو حفظ می‌کنه.

532
00:35:25,164 --> 00:35:26,749
‫حفظ دیالوگ‌ها قسمت آسون ماجراست.

533
00:35:26,833 --> 00:35:29,544
‫قسمت سختش اون سفر عاطفی‌ایه که داری.

534
00:35:29,669 --> 00:35:32,088
‫اینکه صادقانه توی
‫یه شرایط خیالی زندگی کنی،

535
00:35:32,171 --> 00:35:33,673
‫و از اینجور چیزها.

536
00:35:36,259 --> 00:35:38,511
‫اگه ریتم داشته باشه آسون‌تره.

537
00:35:38,594 --> 00:35:40,847
‫اون‌وقت می‌تونی فکر کنی که یه آهنگه.

538
00:35:41,639 --> 00:35:44,433
‫آثار شکسپیر هم ریتم دارن؟

539
00:35:44,517 --> 00:35:47,228
‫بادا، بادا، بادا، بادا، بادا.

540
00:35:47,353 --> 00:35:50,148
‫«دو خاندانی که هردو
‫از لحاظ شأن و مقام هم‌تراز بودند.»

541
00:35:50,148 --> 00:35:51,858
‫به همین راحتی.

542
00:35:52,191 --> 00:35:53,693
‫که این‌طور.

543
00:35:55,278 --> 00:35:58,281
‫بادا، بادا، بادا، بادا، بادا.

544
00:36:00,032 --> 00:36:01,492
‫- هی، مایک.
‫- چی شده؟

545
00:36:01,576 --> 00:36:03,786
‫نه که شارون سؤالی بپرسه،
‫ولی اگه احیاناً پرسید،

546
00:36:03,870 --> 00:36:07,707
‫می‌تونی بهش بگی که امشب
‫باهم بیرون رفتیم آبجو خوردیم؟

547
00:36:07,790 --> 00:36:11,586
‫وکیل‌مون می‌خواد شهادتم رو مرور کنه،

548
00:36:11,711 --> 00:36:13,921
‫و منم نمی‌خوام بهش بگم،

549
00:36:14,046 --> 00:36:18,134
‫چون هربار که پیش وکیل برم
‫هزینۀ بیشتری واسه‌مون داره.

550
00:36:18,217 --> 00:36:20,052
‫آه، رومئو کجاست؟

551
00:36:20,178 --> 00:36:22,388
‫امروز او را ندیدی؟

552
00:36:22,513 --> 00:36:25,600
‫بسیار خوشحالم که او در این غوغا نبود.

553
00:36:25,725 --> 00:36:28,895
‫خانم، یک ساعت پیش از آنکه آفتاب...

554
00:36:28,978 --> 00:36:30,313
‫اوه، وایسین.

555
00:36:30,396 --> 00:36:32,273
‫اینجوری نمی‌شه.

556
00:36:32,398 --> 00:36:34,775
‫لوشان، نمی‌تونی هم رومئو باشی و هم بن‌ولیو.

557
00:36:34,817 --> 00:36:36,402
‫اینجوری صحنه‌هایی که
‫با پسرته رو نمی‌تونی اجرا کنی.

558
00:36:36,444 --> 00:36:38,029
‫نه، نه. واسه اونم برنامه دارم.

559
00:36:38,070 --> 00:36:40,615
‫داشته باش.
‫صبح بخیر، پسرعمو.

560
00:36:41,574 --> 00:36:43,075
‫- آیا هنوز اوایل روز است؟
‫- نه.

561
00:36:43,159 --> 00:36:45,494
‫می‌شه به منم کلاه بدین؟

562
00:36:48,581 --> 00:36:51,334
‫- سکوت رو رعایت کنین.
‫- دیالوگ رو بخون.

563
00:36:51,334 --> 00:36:54,170
‫- توی اوج بودم.
‫- همون‌جوری بمون.

564
00:36:54,212 --> 00:36:55,588
‫دیالوگ رو بگو.

565
00:36:55,713 --> 00:36:58,424
‫این پدرم بود که با شتاب از اینجا دور شد؟

566
00:37:02,929 --> 00:37:06,015
‫این پدرم بود که با شتاب از اینجا دور شد؟

567
00:37:07,058 --> 00:37:10,311
‫بانو، بانو جان...

568
00:37:10,436 --> 00:37:13,105
‫اوه، ای داد بی‌داد.

569
00:37:13,189 --> 00:37:15,608
‫کمک، کمک، بانوی من مرده.

570
00:37:15,691 --> 00:37:18,236
‫- آه، چه روز اسفناکی.
‫- چه شده است؟

571
00:37:18,319 --> 00:37:21,364
‫ای روز اندوه‌بار!

572
00:37:21,447 --> 00:37:25,284
‫خدایا، فرزنم،

573
00:37:25,368 --> 00:37:29,956
‫تنها امید زندگی‌ام، بیدار شو،

574
00:37:30,081 --> 00:37:32,625
‫به من نگاه کن،
‫واِلّا باتو خواهم مُرد.

575
00:37:32,708 --> 00:37:34,043
‫خیلی‌خب.

576
00:37:36,587 --> 00:37:39,048
‫- دن، نوبت توئه.
‫- ببخشید.

577
00:37:42,093 --> 00:37:43,469
‫بگذار او را ببینم.

578
00:37:43,594 --> 00:37:45,721
‫مرده، افسوس. بدنش سرد شده.

579
00:37:45,805 --> 00:37:48,641
‫خونش منجمد و اعضای بدنش سخت شده‌اند.

580
00:37:48,724 --> 00:37:51,727
‫مدت‌هاست روح با لبان او وداع گفـ...

581
00:37:54,355 --> 00:37:56,315
‫- گفته...
‫- گفته، گفته...

582
00:37:57,817 --> 00:37:59,819
‫و مرگ چون یخبندان نابهنگامی...

583
00:37:59,902 --> 00:38:01,529
‫- بر روی زیباترین گل تمام...
‫- اوه.

584
00:38:01,654 --> 00:38:03,489
‫- صحرا و بوستان نشسته.
‫- آه، چه روز اسفناکی.

585
00:38:03,572 --> 00:38:05,241
‫ای روزگار نکبت‌بار.

586
00:38:05,324 --> 00:38:06,909
‫گِرگ، انقدر وسط دیالوگم نیا!

587
00:38:06,993 --> 00:38:10,997
‫مرگی که او را درربوده،

588
00:38:11,122 --> 00:38:13,791
‫زبان مرا هم بسته
‫و مانع سخنانم شده است.

589
00:38:15,543 --> 00:38:17,003
‫خیلی‌خب، تا همین‌جا خوبه.

590
00:38:17,837 --> 00:38:20,006
‫ریتم نمایش رو حسابی یاد گرفتی.

591
00:38:20,673 --> 00:38:23,801
‫وقتی مثل آهنگ می‌خونیش
‫خیلی توی یادگیری کمک می‌کنه.

592
00:38:23,884 --> 00:38:28,097
‫باشه، ولی حالا بیا واقعی اجرا کنیم، خب؟

593
00:38:28,180 --> 00:38:29,807
‫بیا اینجا.

594
00:38:32,435 --> 00:38:34,353
‫فرزند داری؟

595
00:38:34,478 --> 00:38:35,938
‫چندتا؟

596
00:38:36,022 --> 00:38:37,857
‫- دوتا.
‫- خیلی هم عالی.

597
00:38:39,025 --> 00:38:42,528
‫می‌خوام اینی که بهت می‌گم رو تصور کنی.
‫چشم‌هاتو ببند.

598
00:38:44,071 --> 00:38:47,700
‫فرض کن جسد بچه‌ت رو پیدا می‌کنی.

599
00:38:48,909 --> 00:38:52,663
‫جسدش رو می‌بینی،
‫بچه‌ته ولی دیگه خودش نیست.

600
00:38:52,747 --> 00:38:55,666
‫پوستش رو لمس می‌کنی و سرده.

601
00:38:55,750 --> 00:38:59,128
‫سعی می‌کنی تکونش بدی تا بیدار شه،
‫ولی دست و پاش سفت و سخته.

602
00:39:00,171 --> 00:39:02,340
‫برات مثل یه کابوسه.

603
00:39:02,423 --> 00:39:05,384
‫می‌خوای بیدار شی ولی نمی‌تونی.

604
00:39:05,468 --> 00:39:07,720
‫می‌تونی تصورش کنی؟

605
00:39:11,432 --> 00:39:13,017
‫بی‌نظیره، عالیه.

606
00:39:13,100 --> 00:39:15,770
‫خیلی‌خب، فردا دوباره تمرین می‌کنیم، خب؟

607
00:39:15,853 --> 00:39:18,522
‫خب، همگی، می‌خوام برگردیم
‫به سکانس شخصیت پاریس.

608
00:39:18,647 --> 00:39:19,940
‫می‌خوام اون قسمت رو حذف کنم.

609
00:39:20,066 --> 00:39:21,484
‫- نه.
‫- لوشان، لوشان.

610
00:39:21,567 --> 00:39:22,818
‫اگه انقدر دوست داری که
‫سکانس پاریس رو اجرا کنی، می‌دونی چیه؟

611
00:39:22,902 --> 00:39:24,570
‫می‌تونی گوشه‌های صحنه اجراش کـ...

612
00:39:24,653 --> 00:39:25,988
‫واقعاً می‌خوای قسمت پاریس
‫رو از نمایش حذف کنی؟

613
00:39:26,072 --> 00:39:27,740
‫- آره، می‌خوام حذف کنم.
‫- نه، آخه...

614
00:39:27,823 --> 00:39:29,367
‫- کسی بهش اهمیتی نمی‌ده.
‫- من بهش اهمیت می‌دم.

615
00:39:29,367 --> 00:39:30,659
‫فقط بیخیالش شو.

616
00:39:34,455 --> 00:39:36,207
‫عزیزم؟

617
00:40:08,364 --> 00:40:10,991
‫[ریتا: لوشان می‌خواد راجع‌به
‫سرگذشت شخصیت‌هامون صحبت کنه]

618
00:40:17,373 --> 00:40:20,084
‫بیا تو، دیزی.

619
00:40:23,629 --> 00:40:26,507
‫دن، نظرت چیه توام بیای؟

620
00:40:29,301 --> 00:40:33,472
‫دیزی خواست اگه می‌شه
‫سه‌تایی جلسه رو شروع کنیم.

621
00:40:33,556 --> 00:40:35,266
‫به‌نظرم فکر خیلی خوبی بود.

622
00:40:35,349 --> 00:40:36,976
‫تو مشکلی نداری، دن؟

623
00:40:40,187 --> 00:40:43,607
‫خب، هفتۀ گذشته،
‫بیشتر زمان جلسه رو...

624
00:40:43,691 --> 00:40:45,985
‫صرف صحبت راجع‌به برایان کردیم.

625
00:40:47,153 --> 00:40:50,406
‫تجربۀ وحشتناکی...

626
00:40:50,489 --> 00:40:52,950
‫برای یه خانواده‌ست.

627
00:40:53,033 --> 00:40:55,578
‫- بابام راجع‌بهش حرفی نمی‌زنه.
‫- اصلاً این‌طور نیست.

628
00:40:56,412 --> 00:40:58,247
‫خوب نیست که سر اتفاقی انقدر گیر کنیم.

629
00:40:58,330 --> 00:41:00,875
‫اولش دیزی هم همین رو گفت.

630
00:41:01,000 --> 00:41:04,211
‫ولی اخیراً بیشتر راجع‌بهش صحبت می‌کنه،

631
00:41:04,336 --> 00:41:09,467
‫نه فقط در مورد مرگش،
‫بلکه توی زندگیش چطور آدمی بود.

632
00:41:09,550 --> 00:41:11,594
‫دردناکه، می‌دونم.

633
00:41:11,677 --> 00:41:13,679
‫- ولی در نهایت...
‫- بهت کمک می‌کنه، بابا.

634
00:41:13,762 --> 00:41:15,764
‫ما جوری وانمود می‌کنیم
‫که انگار هرگز وجود نداشته.

635
00:41:15,848 --> 00:41:17,600
‫نخیر، همیشه راجع‌بهش حرف می‌زنیم.

636
00:41:17,725 --> 00:41:19,393
‫همین حرف زدنش هم...

637
00:41:19,518 --> 00:41:20,769
‫- برای کلی هزینه‌بردار بوده.
‫- خدای من...

638
00:41:20,853 --> 00:41:22,605
‫این دوتا ربطی به‌هم ندارن.

639
00:41:22,688 --> 00:41:25,983
‫دیزی، نظرت چیه
‫با اون لحنی که باهم تمرین کردیم،

640
00:41:26,066 --> 00:41:29,862
‫به پدرت بگی که چه حسی داری؟

641
00:41:34,033 --> 00:41:35,534
‫من فقط...

642
00:41:36,994 --> 00:41:40,456
‫حس می‌کنم که حق ندارم ناراحت باشم.

643
00:41:41,499 --> 00:41:44,043
‫و همیشۀ خدا ناراحتم.

644
00:41:44,126 --> 00:41:49,632
‫ولی اگه من یا مامان راجع‌بهش حرفی بزنیم...

645
00:41:50,674 --> 00:41:54,386
‫می‌ترسم که کاسۀ صبرت
‫لبریز شه و ترک‌مون کنی.

646
00:41:58,724 --> 00:42:02,853
‫دلم خیلی براش تنگ می‌شه.

647
00:42:04,104 --> 00:42:06,815
‫و نمی‌دونم که احساس گناه می‌کنی
‫یا عصبانی‌ای.

648
00:42:06,899 --> 00:42:08,901
‫نمی‌دونم که چه حسی داری.

649
00:42:08,984 --> 00:42:11,320
‫خب دیگه، من باید برم به کارم برسم.

650
00:42:11,403 --> 00:42:13,364
‫نمی‌تونم اینجا بمونم...

651
00:42:13,447 --> 00:42:14,907
‫کار خودت رو بکن.

652
00:42:15,032 --> 00:42:16,116
‫به اون کمک کن.

653
00:42:20,663 --> 00:42:22,623
‫می‌دونستم اینجوری می‌شه.

654
00:42:28,170 --> 00:42:29,672
‫- هی.
‫- چه‌خبر؟

655
00:42:29,755 --> 00:42:31,757
‫پاتریک کارت داره.

656
00:42:35,928 --> 00:42:38,806
‫از وسط جاده گم شو کنار!

657
00:42:38,931 --> 00:42:40,808
‫- آره.
‫- وایسا، وایسا، وایسا.

658
00:42:40,933 --> 00:42:42,309
‫این تویی، مگه نه؟

659
00:42:42,434 --> 00:42:44,895
‫- وایسا!
‫- ببین، دن...

660
00:42:44,979 --> 00:42:46,772
‫می‌دونم کم واسه خودت مشکل نداری.

661
00:42:46,897 --> 00:42:49,650
‫- نه. واسه این کارم بهونه‌ای نمیارم.
‫- ولی ما دنبال شکایت و دادگاه نیستیم.

662
00:42:49,775 --> 00:42:51,443
‫من نفروختمت.

663
00:42:51,527 --> 00:42:53,862
‫یه نوجَوونی پستش کرد،
‫می‌خواست معروف شه.

664
00:42:53,946 --> 00:42:56,323
‫- از دست این نسل.
‫- نه، تقصیر خودمه.

665
00:42:56,448 --> 00:42:58,492
‫باید فوراً به خودت گزارش می‌دادم.

666
00:42:58,617 --> 00:43:00,995
‫اصلاً نباید چنین اتفاقی میفتاد، ختم کلام.

667
00:43:01,120 --> 00:43:03,122
‫این هم شنیدم که،
‫البته نه از طرف مایکی،

668
00:43:03,247 --> 00:43:06,250
‫بعضی روزها زودتر می‌ری؟

669
00:43:07,293 --> 00:43:09,795
‫خب... چیزی تا شهادت‌مون نمونده.

670
00:43:09,878 --> 00:43:11,338
‫کدوم شهادت؟

671
00:43:12,631 --> 00:43:14,258
‫واسه پسرش.

672
00:43:14,341 --> 00:43:16,802
‫دارن از والدین اون دختره شکایت می‌کنن.

673
00:43:19,471 --> 00:43:22,182
‫- بهتره یه مدت سر کار نیای.
‫- نمی‌تونم نیام.

674
00:43:22,308 --> 00:43:25,477
‫ما هم نمی‌تونیم تو رو داشته باشیم،
‫الان دیگه باری هستی روی دوش‌مون.

675
00:43:25,561 --> 00:43:28,314
‫من چیزیم نیست.

676
00:43:28,397 --> 00:43:30,774
‫بفرما.

677
00:43:30,858 --> 00:43:34,653
‫ای عشق من، ای همسر من،

678
00:43:34,737 --> 00:43:36,947
‫مرگی که شهد...

679
00:43:37,031 --> 00:43:40,784
‫مرگی که شهد نفس تو را مکیده است،

680
00:43:40,868 --> 00:43:44,663
‫هرگز قدرتی نداشته
‫که زیبایی تو را زایل کند.

681
00:43:44,747 --> 00:43:47,499
‫من در همین‌جا...

682
00:43:47,583 --> 00:43:49,001
‫حالت خوبه، عزیزم؟

683
00:43:49,126 --> 00:43:52,087
‫با کرم‌هایی که... نگو، خودم می‌گم.

684
00:43:52,921 --> 00:43:54,048
‫- مونس تو هستند می‌مانم.
‫- مونس تو هستند می‌مانم.

685
00:43:54,048 --> 00:43:56,634
‫ای چشمان من!

686
00:43:57,217 --> 00:44:00,554
‫ای بازوان، آخرین وداع را به‌جای آرید.
‫و ای لبان،

687
00:44:00,679 --> 00:44:05,768
‫که دروازه‌ها‌ی تنفس هستید، پاک،
‫مهر خود را به سودای بی‌موعدی مرگ بگذارید.

688
00:44:16,570 --> 00:44:17,780
‫آه!

689
00:44:18,447 --> 00:44:21,659
‫یک جام که در دست عشق حقیقی من است؟

690
00:44:22,201 --> 00:44:26,664
‫پس زهر موجب این مرگ نابهنگام شده است.

691
00:44:27,915 --> 00:44:31,210
‫- داری می‌لرزی.
‫- پس من هم عجله کنم.

692
00:44:31,293 --> 00:44:34,755
‫ای خنجر مهربان، این هم غلاف تو است.

693
00:44:36,256 --> 00:44:40,052
‫همان‌جا بمان و بگذار بمیرم.

694
00:44:44,348 --> 00:44:47,267
‫و بالاخره مُردن، خدا رو شکر.

695
00:44:47,351 --> 00:44:50,270
‫خیلی‌خب، کارتون خوب بود.
‫همگی، کارتون حرف نداشت.

696
00:44:50,396 --> 00:44:51,772
‫واقعاً خوب بود.

697
00:44:51,855 --> 00:44:55,275
‫خب، لوشان و ریتا،
‫عالی بود، می‌تونین یه استراحتی کنین.

698
00:44:55,401 --> 00:44:57,986
‫می‌ریم واسه صحنۀ بخشش والدین.

699
00:44:58,112 --> 00:45:00,781
‫بازیگرهای کپیولت رو می‌خوام، درسته؟

700
00:45:00,906 --> 00:45:05,035
‫پس گرگ، دن و... خانم موتا... نه،
‫وایسا ببینم. تو مُردی.

701
00:45:05,119 --> 00:45:06,453
‫- اوه، خوبه.
‫- آره.

702
00:45:06,578 --> 00:45:08,288
‫ولی کسی رو استخدام نکردیم که...

703
00:45:08,372 --> 00:45:09,873
‫- به دیالوگ‌ها یه نگاهی بندازه.
‫- نه، نه، اون لوشان بود.

704
00:45:09,957 --> 00:45:11,333
‫وای جدی؟ بیایین حذفش کنیم...

705
00:45:11,333 --> 00:45:12,835
‫کجا وایسم؟ اینجا؟ یا...

706
00:45:12,960 --> 00:45:14,378
‫یکم بالا. یکم بالا.

707
00:45:14,461 --> 00:45:16,422
‫- میشه یه لحظه دست نگه دارین؟
‫- آره، چی شده دن؟

708
00:45:16,505 --> 00:45:19,508
‫چیزه... نمیشه این‌جوری تمومش کنیم.

709
00:45:19,633 --> 00:45:21,218
‫ولی در واقع این پایانش نیست

710
00:45:21,301 --> 00:45:23,387
‫- چون قراره...
‫- باید پاشن.

711
00:45:26,724 --> 00:45:28,767
‫آهان.

712
00:45:28,851 --> 00:45:29,977
‫اوه.

713
00:45:30,102 --> 00:45:33,605
‫نمیشه که.

714
00:45:33,689 --> 00:45:35,149
‫مگه ندیدی من مُردم؟

715
00:45:35,274 --> 00:45:37,151
‫مسموم شدم. اونم خودکشی کرد.

716
00:45:37,234 --> 00:45:38,444
‫خب آخه مسخره‌ست.

717
00:45:38,527 --> 00:45:40,154
‫همه‌ش یه هفته‌ست همدیگه رو می‌شناسن.

718
00:45:40,237 --> 00:45:42,156
‫-خب داستان اینه. یه کارِ کلاسیکه.
‫- احمقانه‌ست.

719
00:45:42,281 --> 00:45:43,907
‫- رمانتیکـه.
‫- تراژدیـه.

720
00:45:43,991 --> 00:45:45,325
‫- جوونن دیگه.
‫- قرار بود باشن.

721
00:45:45,409 --> 00:45:47,536
‫- و عاشقـن.
‫- بیایین عوضش کنیم، باشه؟

722
00:45:47,661 --> 00:45:50,122
‫می‌تونیم همچین کاری کنیم، درسته؟

723
00:45:50,205 --> 00:45:52,124
‫داستانِ تخیلیه دیگه. می‌تونیم
‫هر تغییری خواستیم بدیم.

724
00:45:52,207 --> 00:45:54,126
‫امکان نداره پایانِ رومئو و ژولیت رو
‫تغییر بدیم.

725
00:45:54,209 --> 00:45:55,836
‫- چرا نداره؟
‫- کارِ شکسپیـره.

726
00:45:55,919 --> 00:45:58,213
‫کی براش مهمه؟

727
00:46:17,107 --> 00:46:20,611
‫پسـ... پسـرم...

728
00:46:23,572 --> 00:46:25,574
‫برایان

729
00:46:31,371 --> 00:46:33,457
‫پارسال مُرد.

730
00:46:33,540 --> 00:46:35,334
‫هفده سالش بود.

731
00:46:38,754 --> 00:46:40,756
‫خودکشی کرد.

732
00:46:45,886 --> 00:46:48,138
‫باید...

733
00:46:56,146 --> 00:46:57,815
‫فقط...

734
00:46:59,650 --> 00:47:02,694
‫خوشم اومد که عجیب نگاهم نکردین.

735
00:47:08,784 --> 00:47:10,118
‫اون باباست؟

736
00:47:34,309 --> 00:47:36,687
‫- خیلی‌خب، چیزه....
‫- یه خبر بد.

737
00:47:36,812 --> 00:47:38,772
‫لوشان.

738
00:47:38,856 --> 00:47:42,109
‫و داره همه رو تحت تأثیر قرار میده

739
00:47:42,192 --> 00:47:43,527
‫به شکلی قدرتمند.

740
00:47:43,610 --> 00:47:47,197
‫آهان، آره، دقیقاً.

741
00:47:47,322 --> 00:47:51,368
‫- می‌تونم انجامش بدم.
‫- تبریک میگم.

742
00:47:52,244 --> 00:47:53,662
‫ممنون.

743
00:47:53,745 --> 00:47:55,289
باشه، آم... بسیارخب

744
00:47:55,372 --> 00:47:57,040
‫میشه همگی سرجاشون بشینن؟

745
00:47:57,165 --> 00:47:58,584
‫یه نکته رو سریع بگم.

746
00:48:00,335 --> 00:48:03,046
‫خب قراره تغییری توی بازیگرها بدیم.

747
00:48:03,171 --> 00:48:04,548
‫- بازم؟
‫- ایاگو.

748
00:48:04,631 --> 00:48:07,342
‫لوشان پیشنهاد داده که...

749
00:48:07,426 --> 00:48:09,553
‫اون قضیۀ کلاهه بی‌فایده‌ست.

750
00:48:09,678 --> 00:48:11,972
‫قراره از نقش رومئو کناره‌گیری کنه

751
00:48:12,055 --> 00:48:14,683
‫- و دن جایگزینش میشه.
‫- چـی؟!

752
00:48:14,766 --> 00:48:15,809
‫- آره.
‫- آره.

753
00:48:15,893 --> 00:48:17,102
‫اگه قرار بر تعویض بود

754
00:48:17,227 --> 00:48:18,937
‫دوست داشتم در نظر گرفته بشم.

755
00:48:19,062 --> 00:48:21,732
‫- منم همینطور.
‫- بانو مک‌بی.

756
00:48:21,815 --> 00:48:23,859
‫نه، من به درد این نقش نمی‌خورم.

757
00:48:23,942 --> 00:48:25,736
‫- خیلی پیرم.
‫- منم پیرم.

758
00:48:25,819 --> 00:48:27,738
‫اتفاقاً به نظرم خیلی هم خوبی.

759
00:48:27,821 --> 00:48:30,908
‫ببخشید، دن. ریتا گفت خودتم می‌خواستی.

760
00:48:31,033 --> 00:48:32,784
‫آره.

761
00:48:50,928 --> 00:48:52,846
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- کجا میری؟

762
00:48:52,930 --> 00:48:55,432
‫میرم با مایکی نوشیدنی بخورم.

763
00:48:55,557 --> 00:48:56,934
‫دوباره؟

764
00:48:57,017 --> 00:48:59,853
‫خب تو رابطه‌ش به مشکل خورده.

765
00:49:01,271 --> 00:49:03,106
‫میشه منم برسونی؟

766
00:49:03,190 --> 00:49:05,192
‫ وزلی کرین گفت اگه برم شهر دیدنش

767
00:49:05,275 --> 00:49:07,653
‫بهم مثلثات یاد میده.

768
00:49:08,904 --> 00:49:10,447
‫ولی تو که فعلاً تنبیه شدی.

769
00:49:13,241 --> 00:49:16,203
‫گمونم اگه به خاطر
‫درسش باشه اشکالی نداره.

770
00:49:30,175 --> 00:49:31,426
‫کجا قرار گذاشتین؟

771
00:49:31,510 --> 00:49:34,137
‫کافه بازد. تو با مایکی کجا قرار داری؟

772
00:49:34,221 --> 00:49:37,474
‫بارِ فاراگوت. کارت تموم شد، زنگ بزن.

773
00:49:37,599 --> 00:49:38,684
‫اوهوم.

774
00:50:24,938 --> 00:50:26,023
‫بقیه کجان؟

775
00:50:32,529 --> 00:50:36,033
‫میشه شما دوتا بیایین اینجا

776
00:50:36,116 --> 00:50:39,369
‫روی پتوی سفید بشینین لطفاً؟

777
00:50:39,494 --> 00:50:42,039
‫باشه.

778
00:50:42,164 --> 00:50:46,334
‫دن، تو اینجا بشین. ریتا، تو اونور بشین.

779
00:50:46,418 --> 00:50:48,879
‫لطفاً کفش‌هاتون رو در بیارین.

780
00:50:55,010 --> 00:50:58,930
‫ به نظرم حق با تایلر بود که به

781
00:50:59,056 --> 00:51:01,975
‫مسئول هماهنگی صحنه‌های عاشقانه نیاز داریم.

782
00:51:02,059 --> 00:51:03,935
‫واضحه که پولش رو نداریم یکی استخدام کنیم

783
00:51:04,061 --> 00:51:06,563
‫ولی من یه سری تحقیقات انجام دادم.

784
00:51:08,440 --> 00:51:11,568
‫واقعاً دلم می‌خواد اینجا فضای امنی باشه.

785
00:51:12,444 --> 00:51:16,823
‫خیلی‌خب، اولین قدم اینه که

786
00:51:16,907 --> 00:51:22,037
‫راحت باشین و به همدیگه نگاه کنین، خب؟

787
00:51:22,120 --> 00:51:25,499
‫خب پس اگه میشه جفت‌تون
‫بشینین و فقط به همدیگه نگاه کنین.

788
00:51:32,047 --> 00:51:33,298
‫خیلی‌خب.

789
00:51:34,508 --> 00:51:38,386
‫و لطفاً با هم ارتباط چشمی داشته باشین.

790
00:51:40,806 --> 00:51:43,934
‫و همین‌جور زل بزنین تو چشم‌های همدیگه.

791
00:51:52,317 --> 00:51:54,945
‫خیلی‌خب، این قدم اول بود.

792
00:52:02,828 --> 00:52:05,455
‫باشه حالا باید راحت همدیگه رو نگاه کنید.

793
00:52:05,580 --> 00:52:10,001
‫پس ریتا باید از دن بپرسی اشکالی نداره که

794
00:52:10,127 --> 00:52:12,379
‫دستت رو بذاری؟

795
00:52:14,422 --> 00:52:16,967
‫می‌تونم دستم رو بذارم؟

796
00:52:17,926 --> 00:52:20,220
‫ببین میشه یکم ریلکس باشی؟

797
00:52:26,143 --> 00:52:30,230
‫خیلی‌خب دن، الان تو دستت رو بذار
‫روی شونۀ ریتا.

798
00:52:30,313 --> 00:52:33,358
‫هوم.

799
00:52:33,441 --> 00:52:35,152
‫اشکالی نداره؟

800
00:52:46,288 --> 00:52:47,372
‫میشه بپرسم این کارها واسه چیه؟

801
00:52:47,455 --> 00:52:49,666
‫می‌خوایم بین‌تون اعتماد شکل بگیره

802
00:52:49,749 --> 00:52:51,543
‫کم کم، قدم به قدم

803
00:52:51,668 --> 00:52:54,045
‫اول خودمون سه‌تا و بعد شما دوتا

804
00:52:54,129 --> 00:52:57,799
‫چون در نهایت شما هستین
‫که انجامش میدین.

805
00:52:58,800 --> 00:53:00,969
‫خب، خوش به حالت.

806
00:53:01,052 --> 00:53:02,554
‫فقط یه نمایشه.

807
00:53:30,498 --> 00:53:32,083
‫چطور تونستی همچین کاری کنی؟

808
00:53:32,209 --> 00:53:34,211
‫ببخشیدها.

809
00:53:38,673 --> 00:53:42,510
‫یا خدا،  سه نفرهستن ؟

810
00:53:42,594 --> 00:53:44,387
‫بازیـه.

811
00:53:44,512 --> 00:53:46,640
‫تمرینِ تئاتره.

812
00:53:52,437 --> 00:53:54,022
‫چه نمایشنامه‌ای؟

813
00:53:55,398 --> 00:53:56,650
‫اندازۀ تمومِ عمر من بوده پس.

814
00:53:56,650 --> 00:53:57,734
‫می‌خوام وقتی 18 سالم شد برم اونجا.

815
00:53:57,859 --> 00:53:59,694
‫- البته شاید!
‫- وقتی سال اول بودم

816
00:53:59,819 --> 00:54:02,239
‫رفتیم نیویورک و عاشقش شدم!

817
00:54:02,364 --> 00:54:04,574
‫«شبح » رو دیدیم.

818
00:54:04,699 --> 00:54:06,368
‫هر بلیط 180 دلار بود.

819
00:54:06,451 --> 00:54:08,078
‫یه هم‌اتاقی داشتم که توی
‫شبح بازی می‌کرد.

820
00:54:08,203 --> 00:54:09,579
‫- جزو بازیگرها بود؟
‫- اوهوم.

821
00:54:09,704 --> 00:54:11,164
‫بابتِ همچین نقشی چقدر میدن؟

822
00:54:11,248 --> 00:54:12,749
‫بابا، بحث پولش نیست.

823
00:54:12,874 --> 00:54:14,125
‫کمترین دستمزد تئاتر برادوی
‫هفته‌ای دو هزار دلاره.

824
00:54:14,209 --> 00:54:15,919
‫
‫- هوی!

825
00:54:16,044 --> 00:54:17,879
‫ولی دوهزارتا اونجا چیزی نیست.

826
00:54:17,963 --> 00:54:20,465
‫اون شهر پوستت رو می‌کَنه

827
00:54:20,548 --> 00:54:23,468
‫تا یه آدم بیچاره بشی با 80 هزار دلار قرض

828
00:54:23,551 --> 00:54:25,220
‫و دوتا مونولوگ.

829
00:54:27,597 --> 00:54:29,015
‫- چی؟
‫- شخصیت داری.

830
00:54:29,099 --> 00:54:30,392
‫- جدی میگی؟
‫- آره.

831
00:54:30,475 --> 00:54:32,102
‫- فردیت داری.
‫- همینو بگو!

832
00:54:32,227 --> 00:54:33,770
‫و می‌دونی، خیلی خوبه

833
00:54:33,895 --> 00:54:37,232
‫چون این فازِ اینجنس عمر چندانی نداره.
(شخصیتی ساده‌دل و معصوم)

834
00:54:37,357 --> 00:54:39,567
‫- عاشقِ اینم که نقشِ آدم‌های عجیب‌غریب رو بازی کنم.
‫- آره.

835
00:54:39,693 --> 00:54:41,569
‫پارسال برای تئاتر اکلاهما تست دادم.

836
00:54:41,695 --> 00:54:43,196
‫و خب اولش خیلی خورد توی ذوقم

837
00:54:43,280 --> 00:54:46,866
‫چون نقشِ لوری رو دادن به چلسی ناسبام.

838
00:54:46,950 --> 00:54:48,952
‫سال آخری بود.

839
00:54:49,077 --> 00:54:50,620
‫باید به سیاست عادت کنی.

840
00:54:50,745 --> 00:54:52,038
‫همه‌چی سیاسیه.

841
00:54:52,122 --> 00:54:54,749
‫آره ولی بعد عاشقِ نقشِ ادو انی شدم.

842
00:54:54,833 --> 00:54:57,085
‫چون شخصیتِ جالب‌تری داره.

843
00:54:57,168 --> 00:55:00,588
‫- آره، عالی بود.
‫- مجبوره این رو بگه.

844
00:55:00,672 --> 00:55:02,132
‫تو عالی‌ای؟

845
00:55:05,677 --> 00:55:07,262
‫من باورت دارم.

846
00:55:08,346 --> 00:55:13,685
‫آم، دیگه بازی نمی‌کنم.

847
00:55:14,519 --> 00:55:16,354
‫- تو مجبورش کردی کنار بکشه؟
‫- نه.

848
00:55:16,479 --> 00:55:19,190
‫نه، عاشقِ اینم که بازیش رو ببینم.

849
00:55:21,693 --> 00:55:25,780
‫خیلی‌خب، من میرم یه دور
‫دیگه بیارم، همه می‌خوان؟

850
00:55:25,864 --> 00:55:27,365
‫- بله، لطفاً.
‫- برای اون اسپرایت بگیر.

851
00:55:27,657 --> 00:55:29,367
‫نه.

852
00:55:29,451 --> 00:55:32,037
‫دیزی هست؟

853
00:55:32,120 --> 00:55:33,371
‫ببین، به خدا من هیچ‌کاره‌ام!

854
00:55:33,455 --> 00:55:34,998
‫گمونم اشتباهی شده.

855
00:55:35,081 --> 00:55:36,541
‫نفر بعدی رو صدا کنین.

856
00:55:36,541 --> 00:55:36,583
‫- خداحافظ لوشان.
‫- بیا دیگه، بیا بریم.

857
00:55:36,666 --> 00:55:38,209
‫- فعلاً جونا.
‫- خوشحال شدم از دیدنت.

858
00:55:38,293 --> 00:55:39,461
‫- خداحافظ.
‫- یالا، بیا بریم.

859
00:55:39,586 --> 00:55:41,212
‫- کسی می‌خواد برسونمش؟
‫- دیزی؟

860
00:55:41,296 --> 00:55:43,340
‫دیزی، امشب گل کاشتی.

861
00:55:43,465 --> 00:55:44,799
‫ای بابا، خجالتم نده!

862
00:55:44,924 --> 00:55:46,051
‫شوخی کردم، ادامه بده!

863
00:55:46,134 --> 00:55:47,719
‫پیش خودم گفتم احیاناً

864
00:55:47,802 --> 00:55:51,264
‫قصد نداری توی یه نمایش بازی کنی؟

865
00:55:53,058 --> 00:55:54,809
‫مثلاً؟

866
00:55:54,893 --> 00:55:56,186
‫دانش‌آموزه.

867
00:55:56,311 --> 00:55:59,147
‫- آهان باشه.
‫- خب، تعلیقم کردن.

868
00:56:01,358 --> 00:56:05,195
‫بهش فکر کن، هر نقشی بخوای.

869
00:56:12,160 --> 00:56:14,162
‫باورم نمیشه ولی دوست‌هات خیلی باحالن!

870
00:56:14,245 --> 00:56:16,039
‫خب در اصل دوست‌هام نیستن.

871
00:56:16,164 --> 00:56:17,791
‫بیشتر همکاریـم.

872
00:56:17,874 --> 00:56:20,627
‫فکر نکنم تا وقتی بهت حقوق ندن،
‫اسمش کار باشه.

873
00:56:20,710 --> 00:56:24,714
‫باورم نمیشه لنورا ازم می‌خواد بازی کنم.

874
00:56:24,839 --> 00:56:26,674
‫خب، اون استعداد نیاز داره.

875
00:56:26,758 --> 00:56:29,552
‫تو هم بیای دیگه دوتا بازیگرِ بااستعداد
‫توی تیم داریم.

876
00:56:29,677 --> 00:56:30,762
‫منظورت خودم و خودتی؟

877
00:56:30,845 --> 00:56:33,139
‫تو و ریتا.

878
00:56:37,435 --> 00:56:39,854
‫یادته اون موقع که نقشِ ریزو رو بازی کردم

879
00:56:39,938 --> 00:56:41,898
‫و مارکوس والدراپ نقش کنیکی رو بازی کرد

880
00:56:42,023 --> 00:56:45,110
‫و مجبور شدیم مدت زیادی
‫روی استیج باشیم ؟

881
00:56:45,193 --> 00:56:46,694
‫آره، هنوزم نمی‌دونم چرا
‫واجب بود همچین صحنه‌ای ...

882
00:56:46,778 --> 00:56:48,446
‫- عجیب بود چون...
‫- توی نمایشِ دبیرستانی باشه.

883
00:56:48,530 --> 00:56:51,408
‫تا حالا مارکوس رو اون‌جوری ندیده بودم.

884
00:56:51,533 --> 00:56:54,369
‫ولی بعد توی همون نمایش
کم کم ازش خوشم اومد

885
00:56:54,494 --> 00:56:57,914
‫و واسه تمرین‌ها حسابی به خودم می‌رسیدم

886
00:56:58,039 --> 00:56:59,707
‫و دست‌هام عرق می‌کرد.

887
00:56:59,791 --> 00:57:03,169
ازش خوشم امد

888
00:57:04,546 --> 00:57:07,048
‫بعد از نمایش با همو دیدیم.

889
00:57:07,173 --> 00:57:10,051
‫نتیجه‌ای نداشت. اینم نتیجۀ عشق‌هایی کلیشه‌ای
‫که از سر صحنه شروع میشه.

890
00:57:10,176 --> 00:57:13,263
‫ریزو عاشقِ کنیکی بود ولی معلوم شد

891
00:57:13,388 --> 00:57:15,557
‫از نظر دیزی، مارکوس یه آدمِ بی‌عرضه‌ست.

892
00:57:18,184 --> 00:57:20,687
‫قراره الکی باشه

893
00:57:20,770 --> 00:57:24,732
‫ولی بعضی وقت‌ها
‫احساس‌های واقعی شکل می‌گیره.

894
00:57:24,816 --> 00:57:26,317
‫و اشکالی... اشکالی هم نداره.

895
00:57:26,401 --> 00:57:28,361
‫یه وقتایی حتی باحال هم هست.

896
00:57:31,156 --> 00:57:33,616
‫البته تا وقتی که براساس‌شون حرکتی نزنی.

897
00:57:45,128 --> 00:57:47,172
‫بابا.

898
00:57:48,465 --> 00:57:50,049
به نظرم خیلی خوبه که جایی پیدا کردی

899
00:57:50,133 --> 00:57:52,218
‫که توش راحتی.

900
00:57:53,678 --> 00:57:56,181
‫نمی‌خوام برات خرابش کنم.

901
00:58:01,811 --> 00:58:04,189
‫خب...

902
00:58:04,772 --> 00:58:12,697
‫بیا فعلاً چیزی دربارۀ نمایش‌مون
‫به مامانت نگیم.

903
00:58:15,158 --> 00:58:16,451
‫قراره بدجوری بترکونم.

904
00:58:16,534 --> 00:58:18,119
‫افسانه‌ای میشه!

905
00:58:18,244 --> 00:58:20,580
‫از الان می‌دونم چه نقشی می‌خوام.

906
00:58:24,709 --> 00:58:25,793
‫اوه اوه!

907
00:58:27,295 --> 00:58:28,963
‫- دیزی، برو توی اتاقت.
‫- چی شده؟

908
00:58:29,047 --> 00:58:31,341
‫برو!

909
00:58:31,466 --> 00:58:33,801
‫چی شده؟

910
00:58:35,970 --> 00:58:37,639
‫- مرتیکه 
‫- هوی!

911
00:58:37,722 --> 00:58:40,099
‫می‌دونی کی امشب اومد دیدنم؟

912
00:58:40,183 --> 00:58:41,476
‫مایکیِ لعنتی.

913
00:58:41,601 --> 00:58:43,269
‫- گندش بزنن.
‫- از خجالت آب شدم.

914
00:58:43,353 --> 00:58:44,729
‫بذار برات توضیح بدم.

915
00:58:44,812 --> 00:58:47,148
‫مرخصی اجباری بهت دادن؟
‫اون زن کیه؟

916
00:58:47,273 --> 00:58:48,942
‫- کی؟
‫- همونی که

917
00:58:49,025 --> 00:58:50,151
‫پنهونی میری دیدنش.

918
00:58:50,276 --> 00:58:51,653
‫هیچ زنی در کار نیست.

919
00:58:51,778 --> 00:58:56,783
‫وای خدای من. من و دیزی دیدیم‌تون.

920
00:58:56,866 --> 00:59:00,870
‫می‌دونی؟ بهم گفته بودن این اتفاق میفته.

921
00:59:00,995 --> 00:59:02,664
‫برای زوج‌هایی که مثل ما
‫که همچین مشکلی...

922
00:59:02,747 --> 00:59:04,207
‫- براشون پیش اومده باشه...
‫- گوش کن، عزیزم.

923
00:59:04,332 --> 00:59:06,042
‫ نمی‌تونن باهم بمونن.
‫خیلی براشون سخت میشه.

924
00:59:06,167 --> 00:59:07,877
‫دارم توی یه نمایش بازی می‌کنم.

925
00:59:10,672 --> 00:59:12,340
‫چـی؟

926
00:59:15,218 --> 00:59:17,512
‫دارم توی یه نمایش بازی می‌کنم.

927
00:59:17,637 --> 00:59:21,599
‫درگیرِ تمرین

928
00:59:22,642 --> 00:59:26,187
‫توی یه تئاتر محلی هستم.

929
00:59:26,312 --> 00:59:31,526
‫برای تئاتر رومئو و ژولیت.

930
00:59:33,945 --> 00:59:36,197
‫نخیر، دروغ نگو.

931
00:59:36,281 --> 00:59:38,116
‫راست میگه، مامان.

932
00:59:38,199 --> 00:59:40,368
‫منم فکر می‌کردم سرکارمون گذاشته.

933
00:59:40,451 --> 00:59:43,079
‫ولی تعقیبش کردم و...

934
00:59:43,204 --> 00:59:45,456
‫فهمیدم نقش رومئو رو بازی می‌کنه.

935
00:59:52,297 --> 00:59:54,048
‫تو که خیلی پیری.

936
00:59:58,052 --> 00:59:59,721
‫با تاریکی شب بیشتر سازگار است.

937
00:59:59,804 --> 01:00:02,015
‫بیا ای شب مهربان.

938
01:00:02,599 --> 01:00:05,852
‫خیلی‌خب همگی به دیزی خوش‌آمد بگین.

939
01:00:05,935 --> 01:00:08,187
‫سلام.

940
01:00:08,271 --> 01:00:09,981
‫- دیزی!
‫- آره.

941
01:00:10,064 --> 01:00:11,899
‫- سلام.
‫- و دیزی قراره نقشِ...

942
01:00:12,025 --> 01:00:14,736
‫- مرکوتیو رو بازی کنه.
‫- چه عالی!

943
01:00:14,861 --> 01:00:17,614
‫- ایول!
‫-آره. آره.

944
01:00:17,739 --> 01:00:20,033
‫چیزیش نمیشه.

945
01:00:20,366 --> 01:00:21,576
‫- بیایین از اول شروع کنیم.
‫- توپ قرمز.

946
01:00:21,701 --> 01:00:22,910
‫توپ قرمز. مرسی. توپ قرمز.

947
01:00:23,036 --> 01:00:25,079
‫- مدرسه.
‫- خونه.

948
01:00:25,204 --> 01:00:26,998
‫خونه مدسه، بادادا.

949
01:00:27,081 --> 01:00:28,666
‫- جیمی.
‫- جیمی.

950
01:00:31,753 --> 01:00:33,129
‫بیایین ادامه بدیم. ادامه بدیم.

951
01:00:33,129 --> 01:00:34,047
‫- ریتا.
‫- تپاله.

952
01:00:34,130 --> 01:00:36,883
‫- گاو.
‫- تپالۀ گاو، بادادا.

953
01:00:42,347 --> 01:00:43,473
‫آهای!

954
01:00:45,308 --> 01:00:47,018
‫- خیلی پیرن.
‫- اون بی‌عرضه‌ها رو نگاه کن!

955
01:00:47,101 --> 01:00:48,978
‫- ببخشید.
‫- چقدر پیرن.

956
01:00:50,938 --> 01:00:53,775
‫- یه بارِ دیگه.
‫- اه! همینه!

957
01:00:57,862 --> 01:00:59,989
‫آخ!

958
01:01:00,073 --> 01:01:02,950
‫همینه. خوب بود.

959
01:01:03,034 --> 01:01:05,578
‫خیلی‌خب رفقا، وقت تمومه.

960
01:01:05,703 --> 01:01:06,746
‫وقت تمومه.

961
01:01:06,871 --> 01:01:10,416
‫جداً تا فردا دیالوگ‌هاتون رو حفظ کنین.

962
01:01:11,876 --> 01:01:13,252
‫سلام عزیزم.

963
01:01:13,378 --> 01:01:14,587
‫مطمئن نبودم بیام تو یا نه.

964
01:01:14,712 --> 01:01:16,381
‫نه بیا با بچه‌های تیم آشنا شو.

965
01:01:16,506 --> 01:01:18,633
‫- سلام.
‫- اینا جونا و گرگ هستن.

966
01:01:18,716 --> 01:01:21,010
‫لوشان و ایشون هم مویراست.

967
01:01:21,094 --> 01:01:22,887
‫- شارون هستم.
‫- مامانمه.

968
01:01:23,721 --> 01:01:25,098
‫اون خانم هم لنوراست، کارگردان‌مونه.

969
01:01:25,223 --> 01:01:26,557
‫- سلام.
‫- و ریتا،

970
01:01:26,641 --> 01:01:29,060
‫- نقش ژولیت رو بازی می‌کنه.
‫- سلام.

971
01:01:30,728 --> 01:01:35,191
‫- خیلی خوشحالم از دیدن‌تون.
‫- همچنین.

972
01:01:35,274 --> 01:01:37,110
‫خیلی مشتاقم نمایش‌تون رو ببینم.

973
01:01:37,235 --> 01:01:38,778
‫به زودی میره روی صحنه.

974
01:01:38,778 --> 01:01:40,113
‫- همین‌جا.
‫- خدایی؟!

975
01:01:40,196 --> 01:01:42,031
‫- جمع‌وجور و خودمونیه.
‫- مزخرفه!

976
01:01:42,156 --> 01:01:43,366
‫- آهای!
‫- آهای!

977
01:01:43,449 --> 01:01:44,784
‫- آخه اینجا که خیلی کوچیکه.
‫- اوهوم.

978
01:01:44,867 --> 01:01:47,245
‫خیلی گرمه و دستشوییش هم افتضاحه.

979
01:01:47,370 --> 01:01:49,038
‫- حالا اونقدر هم بد نیست.
‫- بس کن دیگه.

980
01:01:49,163 --> 01:01:51,791
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

981
01:01:51,874 --> 01:01:53,501
‫لیاقتِ یه صحنۀ درست‌وحسابی داریم.

982
01:01:53,584 --> 01:01:55,420
‫خب، ما جاهای مختلفی رو امتحان کردیم.

983
01:01:55,545 --> 01:01:57,588
‫- پارک رفتیم.
‫- گردباد اومد.

984
01:01:57,714 --> 01:01:59,340
‫- اوهوم.
‫- کلیسا رفتیم.

985
01:01:59,424 --> 01:02:01,217
‫خانم با کشیش دعواش شد!

986
01:02:01,300 --> 01:02:03,052
‫- ای بابا.
‫- درسته.

987
01:02:03,177 --> 01:02:04,345
‫من یه جا رو سراغ دارم.

988
01:02:21,154 --> 01:02:22,822
‫عالی میشه، نه؟

989
01:02:22,905 --> 01:02:24,240
‫ووهوو.

990
01:02:24,365 --> 01:02:27,326
‫الزامی نیست ازش استفاده کنین،
‫جای شیکی نیست.

991
01:02:27,410 --> 01:02:30,788
‫وای خیلی قشنگه. قشنـگه.

992
01:02:30,913 --> 01:02:33,207
‫شبی چند؟

993
01:02:33,291 --> 01:02:34,876
‫مجانیه.

994
01:02:34,959 --> 01:02:37,086
‫- وای گفت مجانیه.
‫- اجراتون کی هست؟

995
01:02:37,170 --> 01:02:41,132
‫آخرین جلسۀ تمرین‌مون
‫پنج‌شنبه‌ست و جمعه میریم برای اجرا.

996
01:02:41,257 --> 01:02:44,427
‫- جمعۀ آینده؟
‫- فقط یه شب.

997
01:02:44,552 --> 01:02:47,305
‫- چه روز مهمی.
‫- باورم نمیشه.

998
01:02:47,430 --> 01:02:48,973
‫اینجا کفایت می‌کنه.

999
01:02:58,441 --> 01:02:59,609
‫نه، گازش نگیر.

1000
01:02:59,609 --> 01:03:00,985
‫یه جایزه میدن. چی می‌خوای؟

1001
01:03:01,068 --> 01:03:02,653
‫اون پاندار و می‌خوام.
‫پاندا چند؟

1002
01:03:02,779 --> 01:03:04,197
‫- 20تا می‌خواد.
‫- مطمئنی؟ جیب‌هات رو بگرد.

1003
01:03:04,322 --> 01:03:05,656
‫- آره، مطمئنم.
‫- بفرما.

1004
01:03:05,782 --> 01:03:07,366
‫سه بار جیب‌هام رو گشتم.

1005
01:03:07,492 --> 01:03:08,659
‫- اینم از این.
‫- اونجاست.

1006
01:03:08,743 --> 01:03:11,746
‫- پاندا لطفاً.
‫- پاندا لطفاً.

1007
01:03:13,414 --> 01:03:14,916
‫- اینم از این.
‫- ایول!

1008
01:03:14,999 --> 01:03:16,876
‫- برای خانومم!
‫- آخی!

1009
01:03:23,674 --> 01:03:26,302
‫- عزیزم، چی شده؟
‫- چیزی شده؟

1010
01:03:28,638 --> 01:03:30,139
‫دیزی، وایسا.

1011
01:03:32,350 --> 01:03:36,604
‫دیزی، عزیزم، عزیزم.

1012
01:03:39,482 --> 01:03:42,485
‫عزیزم. سوئیچ‌هام کو؟

1013
01:03:42,568 --> 01:03:45,780
‫الان میام. الان میام.

1014
01:03:52,829 --> 01:03:54,413
‫آقای مولر؟

1015
01:03:55,623 --> 01:03:58,334
‫ببخشید، اون آقاهه داشت دنبال‌تون می‌گشت.

1016
01:04:03,005 --> 01:04:05,842
‫حال‌تون چطوره؟ دیزی خوبه؟

1017
01:04:07,510 --> 01:04:10,429
‫می‌دونی که، تعریفی نداره.

1018
01:04:11,264 --> 01:04:13,474
‫بابا و مامانت کجان؟

1019
01:04:13,558 --> 01:04:16,018
‫بهشون گفتم باید برم دستشویی.

1020
01:04:16,185 --> 01:04:17,520
‫- دیگه باید برم.
‫- میشه...

1021
01:04:18,855 --> 01:04:21,148
‫چیزه...

1022
01:04:21,232 --> 01:04:24,151
‫واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

1023
01:04:25,695 --> 01:04:27,655
‫اصلاً نباید با هم حرف بزنیم.

1024
01:04:27,738 --> 01:04:29,574
‫می‌دونم.

1025
01:04:32,577 --> 01:04:34,537
‫خیلی متأسفم.

1026
01:04:37,123 --> 01:04:38,457
‫و می‌دونم که این

1027
01:04:38,541 --> 01:04:40,835
‫احمقانه‌ترین حرفِ ممکنه.

1028
01:04:42,712 --> 01:04:45,631
‫نامه‌هام به دست‌تون رسید؟

1029
01:04:46,883 --> 01:04:48,676
‫نباید با ما در ارتباط باشی.

1030
01:04:50,887 --> 01:04:52,597
‫می‌دونم از من بدتون میاد.

1031
01:04:54,307 --> 01:04:56,559
‫خودم هم از خودم بدم میاد.

1032
01:04:56,642 --> 01:04:58,686
‫تا آخر عمر از خودم متنفر می‌مونم.

1033
01:04:58,769 --> 01:05:01,689
‫- کریستین.
‫- نمی‌خواستم به هوش بیام.

1034
01:05:07,945 --> 01:05:12,617
‫به نظرتون میشه بیام از
‫خانم مولر عذرخواهی کنم؟

1035
01:05:14,076 --> 01:05:16,579
‫نه، فکر خوبی نیست.

1036
01:05:17,079 --> 01:05:21,417
‫میشه این رو از طرفِ من به دیزی بدین؟

1037
01:05:28,633 --> 01:05:29,926
‫مرسی.

1038
01:05:49,820 --> 01:05:51,989
‫خیلی‌خب.

1039
01:05:55,284 --> 01:05:57,078
‫- گرفتیش؟
‫- آره، گرفتمش.

1040
01:05:57,203 --> 01:05:58,871
‫- زیباست.
‫- گرفتمش.

1041
01:05:58,955 --> 01:06:01,582
‫- باید بریم اون ته.
‫- تا ته؟ باشه.

1042
01:06:04,251 --> 01:06:06,879
‫آره... از اونجا یکم سریع‌تر حرکت می‌کنه...

1043
01:06:06,963 --> 01:06:08,756
‫شاید این‌جوری بهتر باشه.

1044
01:06:08,881 --> 01:06:10,800
‫این یه بخشه.

1045
01:06:14,261 --> 01:06:17,974
‫سه، دو، یک.

1046
01:06:18,057 --> 01:06:21,644
‫- آه.
‫- دست‌هامون رو تکون میدیم.

1047
01:06:21,727 --> 01:06:24,480
‫وقتی دست‌هامون رو تکون میدیم،
‫اکسیژن بیشتری به ریه‌هامون می‌رسه.

1048
01:06:24,563 --> 01:06:25,731
‫باید اکسیژن بیشتری به ریه‌ها برسه.

1049
01:06:25,856 --> 01:06:28,734
‫- یک، دو.
‫- توپ قرمز.

1050
01:06:28,859 --> 01:06:31,070
‫توپ قرمز رو پاس میدم بهت.

1051
01:06:31,153 --> 01:06:33,114
‫- خوبه، ایول.
‫- توپ قرمز.

1052
01:06:33,239 --> 01:06:34,907
‫- اوه.
‫- مرسی.

1053
01:06:36,826 --> 01:06:39,745
‫توپ قرمز.

1054
01:06:39,829 --> 01:06:41,163
‫- آره.
‫- آره.

1055
01:06:41,247 --> 01:06:43,499
‫- خوبه.
‫- آره.

1056
01:06:43,582 --> 01:06:45,209
‫آره، بهتره.

1057
01:06:49,088 --> 01:06:53,592
‫افسوس! بدنش سرد شده است.

1058
01:06:55,219 --> 01:06:57,221
‫خونـش منجمد

1059
01:06:57,304 --> 01:07:02,143
‫اعضای بدنش سخت شده‌اند.

1060
01:07:04,520 --> 01:07:08,399
‫مدت‌هاست که روح با او وداع گفته.

1061
01:07:11,235 --> 01:07:15,906
‫مرگ همچون یخبندانی نابهنگامی بر روی

1062
01:07:15,990 --> 01:07:21,662
‫زیباترین گلِ صحرا و بوستان نشسته است.

1063
01:07:21,787 --> 01:07:25,583
‫فرزندم، فرزندم.

1064
01:07:26,959 --> 01:07:29,628
‫ای روحِ من که دیگر فرزندم نیستی.

1065
01:07:31,130 --> 01:07:33,799
‫تو مُرده‌ای، افسوس.

1066
01:07:33,924 --> 01:07:36,302
‫فرزندم مُرد.

1067
01:07:41,098 --> 01:07:42,600
‫- تو هستی؟
‫- آره.

1068
01:07:42,683 --> 01:07:47,063
‫و با مرگِ او شادیِ من هم بد گشت.

1069
01:08:10,419 --> 01:08:15,633
‫ای عشق من! ای همسر من!

1070
01:08:15,716 --> 01:08:17,218
‫بلندتر.

1071
01:08:17,343 --> 01:08:19,637
‫ببخشید، ببخشید.

1072
01:08:19,720 --> 01:08:22,765
‫نیازی نیست دقیقاً طبق متن
‫بگی. یه چیزی از خودت بگو.

1073
01:08:24,725 --> 01:08:26,560
‫- چیزه...
‫- خوبی؟

1074
01:08:26,685 --> 01:08:28,896
‫ببخشید، ببخشید.

1075
01:08:29,021 --> 01:08:30,439
‫داره حملۀ عصبی بهت دست میده؟

1076
01:08:30,523 --> 01:08:32,149
‫یه نفر یکم یخ بده دستش.

1077
01:08:32,233 --> 01:08:35,861
‫چیزه... متوجه... متوجه نمیشم.

1078
01:08:35,986 --> 01:08:39,657
‫- چی رو؟ زبان رو یا...؟
‫- نشانِ فولیو رو یادت نره.

1079
01:08:39,740 --> 01:08:42,284
‫- می‌خوایم تعطیل کنیم.
‫- فقط پنج دقیقه، لطفاً.

1080
01:08:42,368 --> 01:08:43,911
‫پولش رو میدی؟

1081
01:08:44,036 --> 01:08:46,205
‫بعدش راجع بهش حرف می‌زنیم. صحنه رو تموم کن.

1082
01:08:46,288 --> 01:08:48,582
‫تقریباً دیگه مُردی. چیزی نمونده.

1083
01:08:49,750 --> 01:08:51,335
‫لنورا، باید دست نگه داریم.

1084
01:08:51,418 --> 01:08:53,796
‫ببین شوخی ندارم‌ها.
‫در رو روتون می‌بندم و میرم.

1085
01:08:53,879 --> 01:08:55,756
‫- یعنی چی؟
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.

1086
01:09:04,890 --> 01:09:08,561
‫پنج دقیقه وقت داریم.
‫بهش ده دلار دارم پس بابا...

1087
01:09:08,686 --> 01:09:10,563
‫ببین دیزی، این قضیه به تو ربطی نداره.

1088
01:09:10,646 --> 01:09:13,315
‫- معلومه که داره.
‫- ببین، نمی‌خوام بحث کنم.

1089
01:09:13,399 --> 01:09:16,777
‫نه بابا؟! هر وقت مشکلی پیش
‫میاد یا عصبانی میشی یا جا می‌زنی.

1090
01:09:16,861 --> 01:09:18,445
‫عادت بدیه.

1091
01:09:18,571 --> 01:09:20,281
‫دیزی.

1092
01:09:28,247 --> 01:09:30,624
‫دن، منطقیه که چقدر برات دردناکـه

1093
01:09:30,749 --> 01:09:34,461
‫و دیزی، به نظرم برای تو هم راحت نیست.

1094
01:09:37,089 --> 01:09:40,092
‫بهشون گفتی؟

1095
01:09:40,217 --> 01:09:42,386
‫من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

1096
01:09:42,469 --> 01:09:45,014
‫مشکل همینه. هنوز داری مثل خودت فکر می‌کنی.

1097
01:09:45,097 --> 01:09:46,390
‫خب پس مثل کی فکر کنم؟

1098
01:09:46,473 --> 01:09:48,267
‫رومئو.

1099
01:09:50,102 --> 01:09:53,439
‫اگه قضاوتش کنی، به نتیجه نمی‌رسیم.

1100
01:09:53,564 --> 01:09:56,567
‫فعلاً نباید نگرانِ پایانش باشی.

1101
01:09:56,650 --> 01:09:59,320
‫زیاد بهش فکر نکن. تمرکزت رو بذار روی عشق.

1102
01:10:01,780 --> 01:10:03,824
‫سخته بخوای چنین چیزی رو قشنگ جلوه بدی...

1103
01:10:03,908 --> 01:10:05,993
‫آخه این‌جوری نیست.

1104
01:10:06,118 --> 01:10:07,620
‫من با کارشون موافق نیستم.

1105
01:10:07,745 --> 01:10:09,622
‫قرار نیست بگی کاری که می‌کنن، درسته.

1106
01:10:09,747 --> 01:10:13,626
‫نمیشه پنج دقیقه خودت رو جای اون بذاری؟

1107
01:10:13,751 --> 01:10:17,254
‫حس می‌کنه گیر افتاده و تنهاست.

1108
01:10:17,338 --> 01:10:19,048
‫تو از کجا می‌دونی؟

1109
01:10:19,131 --> 01:10:21,842
‫من همیشۀ خدا بهش فکر می‌کنم.

1110
01:10:25,888 --> 01:10:31,393
‫بابا، می‌تونی چند ساعتی جاش باشی.

1111
01:10:34,146 --> 01:10:38,317
‫خیلی خب، با این فکر شروع کن:

1112
01:10:39,610 --> 01:10:43,739
‫«من هرگز خودم رو نمی‌کشم مگه اینکه...»

1113
01:10:45,824 --> 01:10:47,660
‫و بعد تصور کن.

1114
01:10:48,953 --> 01:10:52,873
‫با این کار که ژولیت بهش برنمی‌گرده.

1115
01:10:52,957 --> 01:10:54,875
‫به تو.

1116
01:10:59,255 --> 01:11:01,715
‫با این کار ژولیت بهم برنمی‌گرده.

1117
01:11:06,220 --> 01:11:08,555
‫وقت تمومه.

1118
01:11:10,307 --> 01:11:12,393
‫- یالا، بیا بریم.
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.

1119
01:11:12,518 --> 01:11:14,144
‫دیرمون میشه. همیشه دیر می‌رسیم.

1120
01:11:14,228 --> 01:11:16,981
‫- همیشه دیر می‌رسیم.
‫- باشه حالا.

1121
01:11:17,064 --> 01:11:19,525
‫- یالا رفقا.
‫- باشه، باشه.

1122
01:11:19,608 --> 01:11:22,194
‫- اصلاح نمی‌کنی؟
‫- گندش بزنن، باشه.

1123
01:11:22,319 --> 01:11:23,529
‫بهتره الان اصلاح کنم.

1124
01:11:23,612 --> 01:11:25,281
‫نه، ببین، وقت نداریم.

1125
01:11:25,364 --> 01:11:28,033
‫- وقت نداریم.
‫- پس چرا گفتی؟

1126
01:11:43,007 --> 01:11:44,758
‫وقتـشه.

1127
01:11:51,849 --> 01:11:54,143
‫وایسا، اومدن.

1128
01:12:19,126 --> 01:12:21,503
‫آقای مولر، من جوان اسپنسر هستم.

1129
01:12:21,587 --> 01:12:23,380
‫و من وکیل خانواده هارتون

1130
01:12:23,464 --> 01:12:25,549
‫در پروندۀ شکایتی هستم
‫که شما و خانم مولیر

1131
01:12:25,632 --> 01:12:28,719
‫علیه این خانواده تنظیم کردین.

1132
01:12:28,802 --> 01:12:32,056
‫امروز قراره چندتا سوال

1133
01:12:32,181 --> 01:12:34,224
‫دربارۀ پسرتون، برایان مولر

1134
01:12:34,350 --> 01:12:38,479
‫و مرگش در تاریخ 25 مـه پارسال بپرسم.

1135
01:12:39,605 --> 01:12:43,108
‫میشه بگین برایان تا قبل از

1136
01:12:43,233 --> 01:12:45,903
‫آشنایی با خانم هاتورن چه‌جوری بود؟

1137
01:12:47,071 --> 01:12:48,405
‫منظورتون چیه؟

1138
01:12:48,530 --> 01:12:50,157
‫مثلاً چه‌جوری آدمی بود.

1139
01:12:50,240 --> 01:12:51,909
‫برون‌گرا بود یا درون‌گرا؟

1140
01:12:52,034 --> 01:12:54,119
‫محبوب بود یا بیشتر اهل تفکر بود؟

1141
01:12:55,329 --> 01:12:58,916
‫باهوش، خجالتی...

1142
01:12:59,041 --> 01:13:02,461
‫و دوست‌داشتنی بود.

1143
01:13:02,586 --> 01:13:05,464
‫میشه گفت آدمِ حساسی بود؟

1144
01:13:06,882 --> 01:13:08,300
‫از چه نظر؟

1145
01:13:08,425 --> 01:13:11,595
‫مثلاً زود تحت تأثیر قرار می‌گرفت؟

1146
01:13:11,678 --> 01:13:15,224
‫- خب، خیلی احساساتی بود.
‫- چطور؟

1147
01:13:17,309 --> 01:13:22,523
‫ببینید من آدم سنتی‌ای هستم.

1148
01:13:22,648 --> 01:13:26,068
‫چیزی از روانشناسی و...

1149
01:13:26,151 --> 01:13:28,987
‫و حرف زدن و اینا...

1150
01:13:29,113 --> 01:13:30,948
‫لطفاً با کلمات توضیح بدین.

1151
01:13:32,449 --> 01:13:33,909
‫نمی‌دونم حالت معمولش چیه.

1152
01:13:33,992 --> 01:13:38,330
‫هر دوتا بچه‌م خیلی احساساتی هستن.

1153
01:13:38,455 --> 01:13:41,291
‫از من به ارث نبردن.

1154
01:13:41,375 --> 01:13:43,460
‫یعنی میگین افسرده بوده؟

1155
01:13:44,920 --> 01:13:46,713
‫نه...

1156
01:13:46,839 --> 01:13:51,176
‫- همیشه نه.
‫- چیزی نبوده که متوجه بشین؟

1157
01:13:51,301 --> 01:13:53,387
‫فقط اواخر عمرش.

1158
01:13:55,305 --> 01:13:58,809
‫می‌تونی بگین برایان

1159
01:13:58,892 --> 01:14:01,478
‫وقتی با خانم هاتورن آشنا شد چه تغییری کرد؟

1160
01:14:05,774 --> 01:14:10,320
‫- به شدت شیفته شده بود.
‫- منظورتون به شیوۀ ناسالمیه؟

1161
01:14:10,404 --> 01:14:13,365
‫بازم من نمی‌دونم معنی این حرفا چیه...

1162
01:14:13,907 --> 01:14:16,326
‫من بعد از اولین قرارمون
‫از شارون خواستگاری کردم

1163
01:14:16,410 --> 01:14:19,371
‫و الان برام عجیبه.

1164
01:14:20,873 --> 01:14:22,332
‫به نظر خوشحال بود.

1165
01:14:22,458 --> 01:14:25,335
‫خیلی‌خب، و کی تغییر کرد؟

1166
01:14:28,714 --> 01:14:32,426
‫خانوادۀ کریستین قرار بود برن آریزونا

1167
01:14:32,551 --> 01:14:36,930
‫و کریستین نمی‌خواست به خاطر برایان بره

1168
01:14:37,014 --> 01:14:39,600
‫ولی چاره‌ای نداشت.

1169
01:14:39,725 --> 01:14:42,227
‫برایان بهمون گفت می‌خواد همراهش بره

1170
01:14:42,352 --> 01:14:45,314
‫و دبیرستان رو همون‌جا تموم کنه.

1171
01:14:46,356 --> 01:14:49,693
‫ما... من اجازه ندادم.

1172
01:14:49,776 --> 01:14:52,362
‫هنوز 18 سالش نشده بود. بچه بود.

1173
01:14:54,907 --> 01:14:59,161
‫و درگیری‌های ناجوری پیش اومد.

1174
01:14:59,244 --> 01:15:02,039
‫بهش گفتیم دیگه اجازه نداره
‫کریستین رو ببینه.

1175
01:15:05,042 --> 01:15:06,960
‫می‌خواست فرار کنه

1176
01:15:07,044 --> 01:15:10,797
‫و ما گوشیش رو ازش گرفتیم.

1177
01:15:10,923 --> 01:15:13,509
‫سوئیچ‌ها و کارت‌های بانکی رو قایم کردیم.

1178
01:15:15,594 --> 01:15:17,596
‫دست به خشونت هم زد؟

1179
01:15:20,766 --> 01:15:22,518
‫یه بار که می‌خواست از در بره بیرون، هلم داد

1180
01:15:22,601 --> 01:15:24,311
‫ولی لاغر بود.

1181
01:15:24,394 --> 01:15:27,731
‫خشونت حساب نمیشه.

1182
01:15:30,359 --> 01:15:33,111
‫آقای مولر میشه بهمون بگین

1183
01:15:33,237 --> 01:15:35,322
‫در شبِ بیست و پنجم ماه مه چی گذشت؟

1184
01:15:36,406 --> 01:15:39,201
‫چیزه...

1185
01:15:39,284 --> 01:15:41,036
‫آم...

1186
01:15:43,330 --> 01:15:48,126
‫شبی بود که نمایش دیزی، اکلاهما
‫برای اولین بار روی صحنه می‌رفت.

1187
01:15:48,252 --> 01:15:52,422
‫و بازیش هم خیلی خوب بود.

1188
01:15:53,966 --> 01:15:57,010
‫و برایان هم تو ارکستر ابوا می‌زد.

1189
01:15:57,970 --> 01:16:00,472
‫و همه بعدش رفتیم فرایدی.

1190
01:16:01,974 --> 01:16:04,851
‫برایان ساکت بود.

1191
01:16:06,979 --> 01:16:08,605
‫رفتیم خونه.

1192
01:16:08,689 --> 01:16:10,315
‫شارون و دیزی رفتن بخوابن.

1193
01:16:10,440 --> 01:16:13,569
‫رفتم چراغِ ایوونِ پشتی رو خاموش کنم.

1194
01:16:14,903 --> 01:16:19,157
‫دیدم برایان توی حیاط روی ترامپولین نشسته

1195
01:16:19,283 --> 01:16:21,660
‫مثل همون وقتا که...

1196
01:16:28,000 --> 01:16:30,627
‫بچه بود.

1197
01:16:30,711 --> 01:16:32,796
‫آم...

1198
01:16:32,879 --> 01:16:37,593
‫ازش پرسیدم میاد تو یا نه.

1199
01:16:37,676 --> 01:16:39,595
‫گفت: «یه دقیقه دیگه میام.»

1200
01:16:41,513 --> 01:16:45,434
‫روز بعدش، صبح زود از خواب بیدار شدم

1201
01:16:45,517 --> 01:16:48,103
‫و دیدم دوتا...

1202
01:16:48,186 --> 01:16:54,151
‫فکر کردم شاید دوتا حیوون روی

1203
01:16:54,276 --> 01:16:56,737
‫ترامپولین خوابیدن.

1204
01:16:58,280 --> 01:17:00,866
‫برایان بود و...

1205
01:17:02,200 --> 01:17:05,037
‫- با کلمات توضیح بدین، لطفاً.
‫- کریستین هم بود.

1206
01:17:15,047 --> 01:17:16,632
‫دورشون پر بود از

1207
01:17:20,344 --> 01:17:23,096
‫شیشه‌های خالی داروهای مختلف مثلِ

1208
01:17:23,180 --> 01:17:27,726
‫کلونازپام و زاناکس.

1209
01:17:27,809 --> 01:17:31,563
‫گمونم داروها مالِ مادرِ خانم هاتورن بودن.

1210
01:17:33,440 --> 01:17:35,984
‫آمبولانس خبر کردم.

1211
01:17:36,068 --> 01:17:39,529
‫تا قبل از اینکه آمبولانس برسه،
‫احیای قلبی انجام دادم.

1212
01:17:42,574 --> 01:17:44,201
‫کریستین به هوش اومد.

1213
01:17:49,081 --> 01:17:53,001
‫واقعاً تسلیت میگم.

1214
01:17:55,379 --> 01:17:59,216
‫یعنی دوشیزه هاتورن رو برای فراهم کردن قرص‌ها

1215
01:17:59,299 --> 01:18:03,637
‫و آقا و خانم هاتورن رو برای اینکه داروها
‫رو جای امنی نذاشتن، مقصر می‌دونین؟

1216
01:18:09,518 --> 01:18:11,395
‫به نظرم دسترسی کریستین به اون داروها

1217
01:18:11,520 --> 01:18:13,772
‫کار رو راحت‌تر کرد.

1218
01:18:13,897 --> 01:18:17,067
‫بعید می‌دونم بدون اونا
‫می‌تونستن این کار رو بکنن.

1219
01:18:17,150 --> 01:18:19,736
‫ولی شاید می‌تونستن. از کجا معلوم؟

1220
01:18:19,820 --> 01:18:22,906
‫درکِ کاری که کردن برام مشکله.

1221
01:18:29,579 --> 01:18:32,082
‫دارم سعی می‌کنم درک کنم

1222
01:18:36,878 --> 01:18:39,631
‫شما دوتا چقدر حس بدی داشتین که

1223
01:18:41,591 --> 01:18:44,636
‫همچین کاری کردین.

1224
01:18:51,059 --> 01:18:54,896
‫می‌دونم سخته و اگه
‫برعکس این قضیه اتفاق میفتاد

1225
01:18:54,980 --> 01:18:57,774
‫الان ما جای شما نشسته بودیم.

1226
01:19:04,823 --> 01:19:08,702
‫من از دستت عصبانی‌ام، از دستِ تو و اون.

1227
01:19:08,827 --> 01:19:12,205
‫و از دستِ خودم!

1228
01:19:18,545 --> 01:19:20,797
‫دلم شکسته.

1229
01:19:26,303 --> 01:19:28,597
‫ناراحت نیستم که تو به هوش اومدی.

1230
01:19:32,184 --> 01:19:34,019
‫فقط کاش اونم به هوش میومد.

1231
01:19:42,527 --> 01:19:44,613
‫تقصیرِ تو نیست.

1232
01:20:02,422 --> 01:20:03,924
‫شارون، صبر کن.

1233
01:20:04,049 --> 01:20:08,303
‫چرا مجبورمون کردی این
‫کار رو بکنیم، تمام این مدت

1234
01:20:08,386 --> 01:20:12,557
‫این احساسات رو تجربه کنیم و با وجود
‫مشکلات مالی، این همه پول خرج کنیم؟

1235
01:20:12,682 --> 01:20:15,936
‫نه! فکر کردی من دلم نمی‌خواد
‫هربار مشکلی پیش اومد

1236
01:20:16,061 --> 01:20:20,065
‫غیبم بزنه یا داد و فریاد راه بندازم؟

1237
01:20:21,441 --> 01:20:23,068
‫دیگه خسته شدم.

1238
01:20:23,151 --> 01:20:26,071
‫خیلی سعی کردم این
‫خانواده رو کنار هم نگه دارم.

1239
01:20:28,240 --> 01:20:32,160
‫می‌خوام براش عزاداری کنم.

1240
01:20:33,578 --> 01:20:35,997
‫هنوز فرصتش نشده که این کار رو بکنم.

1241
01:20:46,007 --> 01:20:48,009
‫منصفانه نیست که قهرمان باشی

1242
01:20:48,093 --> 01:20:50,262
‫اونم وقتی که هیچ غلطی نکردی.

1243
01:20:55,016 --> 01:20:56,560
‫بابا، بیا سوار ماشین شو.

1244
01:21:28,800 --> 01:21:30,176
‫- دو نفر؟
‫- تامی گرانت.

1245
01:21:30,260 --> 01:21:32,596
‫تامی، تامی، اینجایی. پیدات کردم.

1246
01:21:32,721 --> 01:21:35,265
‫بفرمایید، خوبه.
‫باید تا آخرش بمونی.

1247
01:21:35,390 --> 01:21:37,934
‫- باشه.
‫- تا آخرش، باشه؟

1248
01:21:38,059 --> 01:21:40,270
‫اینا کی هستن؟

1249
01:21:40,395 --> 01:21:42,814
‫بچه‌های کلاسِ ادبیاتِ خانم نولان

1250
01:21:42,898 --> 01:21:45,859
‫بهش گفتم هر کی اومد بهش نمره اضافه بده.

1251
01:21:53,074 --> 01:21:57,203
‫حالت چطوره؟ چه گل‌های قشنگی.

1252
01:21:57,287 --> 01:21:59,164
‫- برای دیزی گرفتم.
‫- چه قشنگ.

1253
01:21:59,247 --> 01:22:01,291
‫واسه شام کجا رفتین؟

1254
01:22:03,418 --> 01:22:05,587
‫یا خدا.

1255
01:22:05,712 --> 01:22:07,422
‫- خیلی‌خب!
‫- وای!

1256
01:22:07,547 --> 01:22:12,469
‫خب اینم از پایانِ کار، همه
‫می‌دونین باید چیکار کنین

1257
01:22:12,594 --> 01:22:15,555
‫پس دیگه حرف‌هام رو تکرار نمی‌کنم.

1258
01:22:15,639 --> 01:22:20,018
‫با صدای بلند، جوری که کل سالن بشنون
‫و اگه مشکلی پیش اومد...

1259
01:22:20,101 --> 01:22:23,104
‫- که میاد!
‫- به هم کمک کنین.

1260
01:22:24,314 --> 01:22:26,608
‫خیلی‌خب.

1261
01:22:26,691 --> 01:22:29,235
‫یالا. یالا.

1262
01:22:30,737 --> 01:22:32,822
‫شعارمون چیه؟

1263
01:22:32,948 --> 01:22:35,408
‫گند نزنین!

1264
01:22:35,492 --> 01:22:37,661
‫- گند نزنین!
‫- گند نزنین!

1265
01:22:45,085 --> 01:22:48,129
‫- موفق باشی، عزیزم.
‫- نباید بگی موفق باشی.

1266
01:22:53,218 --> 01:22:55,345
‫باید بگی «پات نشکنه»
‫(اصطلاحی برای آرزوی موفقیت در تئاتر)

1267
01:22:57,764 --> 01:22:59,599
‫پات نشکنه.

1268
01:23:14,322 --> 01:23:16,992
‫هیـس!

1269
01:23:30,338 --> 01:23:34,592
دو خاندانی که هردو
‫از لحاظ شأن و مقام هم‌تراز بودند،

1270
01:23:34,676 --> 01:23:37,804
‫در شهر ورونا
‫که نمایش ما در آن برگزار می‌شود،

1271
01:23:37,887 --> 01:23:40,265
‫کینه‌های خود را به فتنه‌های تازه‌ای کشانده،

1272
01:23:40,348 --> 01:23:44,144
‫و خونی که در آن به زمین می‌ریزد،

1273
01:23:44,227 --> 01:23:47,188
‫دستانِ پاکی را آلوده می‌سازد.

1274
01:23:47,272 --> 01:23:51,651
‫سرنوشت این بود که نطفۀ دو عاشق،
‫که سرنوشت‌شان بر ستارگان حک شده بود،

1275
01:23:51,735 --> 01:23:55,155
‫در این دو خاندان کینه‌توز بسته شود،
‫وقایع ناگوار و رقت‌انگیزی رخ داده، ‫

1276
01:23:55,238 --> 01:23:58,575
‫و به مرگ آنها منتهی گردیده، و
‫به مجادلۀ پدرانشان پایان بخشد.

1277
01:24:00,201 --> 01:24:02,996
‫گاز گرفتن شست برای ماست، آقا؟

1278
01:24:03,079 --> 01:24:04,914
‫بله، آقا.

1279
01:24:05,040 --> 01:24:07,125
‫گاز گرفتن شست برای ماست، آقا؟

1280
01:24:07,208 --> 01:24:08,710
‫آقا، قصد دعوا دارید؟

1281
01:24:08,835 --> 01:24:10,754
‫اگر مردی شمشیر بکش.

1282
01:24:10,879 --> 01:24:12,297
‫برو عقب، دیزی.

1283
01:24:17,552 --> 01:24:20,138
‫احمق‌ها جدا شوید.
‫شمشیرها را غلاف کنید.

1284
01:24:20,221 --> 01:24:22,724
‫نمی‌دانید چه می‌کنید!

1285
01:24:22,807 --> 01:24:24,809
‫رومئو کجاست؟

1286
01:24:24,893 --> 01:24:26,644
‫امروز او را دیدی؟

1287
01:24:27,562 --> 01:24:30,190
‫سخت‌ترین قسمتش وقتیه که
‫بخوای جملۀ اول رو بگی، درسته؟

1288
01:24:30,273 --> 01:24:31,900
‫بعدش دیگه راحت میشه.

1289
01:24:36,404 --> 01:24:40,075
‫- صبح بخیر، پسرعمو.
‫- آیا هنوز اوایل روز است؟

1290
01:24:40,200 --> 01:24:43,328
‫- تازه زنگ ساعتِ نه خورده.
‫- عجب،

1291
01:24:43,411 --> 01:24:45,121
‫ساعات اندوه‌بار چه دیر می‌گذرد.

1292
01:24:45,246 --> 01:24:47,874
‫ووهوو، دنی!

1293
01:25:05,517 --> 01:25:07,560
‫رومئو.

1294
01:25:07,644 --> 01:25:11,815
‫آه، رومئو

1295
01:25:11,898 --> 01:25:14,234
‫از چه رو نامت رومئوست؟

1296
01:25:15,318 --> 01:25:18,905
‫باید ساکت بود. چه تلالویی
‫از آن پنجره هویدا می‌شود.

1297
01:25:20,198 --> 01:25:23,827
‫آن‌جا مشرق است و ژولیت
‫چون خورشید جلوه می‌کند.

1298
01:25:33,962 --> 01:25:35,338
‫من بیش از حد جسورم.

1299
01:25:37,132 --> 01:25:38,925
‫دن، خوبی داداش؟

1300
01:25:40,677 --> 01:25:42,303
‫خوبم.

1301
01:25:45,431 --> 01:25:48,393
‫صدای تشویق رو شنیدی؟ عاشقِ اون صدام.

1302
01:25:48,476 --> 01:25:50,228
‫وای دن، ترکوندی.

1303
01:25:50,311 --> 01:25:52,272
‫تو هم با اون شمشیربازی ترکوندی.

1304
01:25:53,773 --> 01:25:55,692
‫- خیلی‌خب، فقط نفس نکش.
‫- نمی‌کشم.

1305
01:25:55,775 --> 01:25:57,402
‫دیر می‌رسم سر صحنه‌م. یالا.

1306
01:25:57,485 --> 01:25:59,112
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم. تقریباً آخراشه.

1307
01:25:59,237 --> 01:26:00,446
‫و جونا، کپیولتت.

1308
01:26:00,530 --> 01:26:01,948
‫چندتا دیالوگ رو بداهه گفتم، متوجه شدی؟

1309
01:26:02,031 --> 01:26:03,449
‫- بله.
‫- خیلی‌خب، خوبه.

1310
01:26:03,533 --> 01:26:04,951
‫- خوبه. بریم. بریم.
‫- خیلی‌خب. برو، برو، برو.

1311
01:26:05,076 --> 01:26:07,495
‫یالا.

1312
01:26:23,636 --> 01:26:26,222
‫- عاشقِ اجرات شدم.
‫- مرسی.

1313
01:26:26,347 --> 01:26:28,183
‫از برادوی بهتر بود.

1314
01:26:29,893 --> 01:26:33,938
‫آقایان، روز خوش، با یکی از شما حرف دارم.

1315
01:26:34,022 --> 01:26:37,233
‫پس چیزی به آن اضافه کن و
‫آن را یک حرف و یک ضربه کن.

1316
01:26:37,358 --> 01:26:39,944
‫این هم کمانِ ساز من است.

1317
01:26:41,613 --> 01:26:45,200
‫رومئو، تو پست فطرتی.

1318
01:26:46,075 --> 01:26:48,912
‫ولی جداً اظهار می‌کنم که
‫هرگز به تو آزاری نرسانده‌ام

1319
01:26:49,037 --> 01:26:51,080
‫بلکه بیش از آنچه بتوانی
‫تصور کنی تو را دوست دارم.

1320
01:26:51,206 --> 01:26:54,334
‫این چه خونسردیِ ناشرافتمندانه
‫و اطاعت شرم‌آوری‌ست.

1321
01:26:56,085 --> 01:26:59,547
‫مرکوتیوی عزیز، شمشیرت را غلاف کن.

1322
01:26:59,672 --> 01:27:02,175
‫آه!

1323
01:27:09,682 --> 01:27:11,643
‫من مجروح شدم.

1324
01:27:14,729 --> 01:27:16,898
‫جرئت داشته باش، رفیق.

1325
01:27:16,981 --> 01:27:19,359
‫جراحت تو خطرناک نیست.

1326
01:27:23,029 --> 01:27:27,992
‫لعنت به هر دو خاندان شما باد.

1327
01:27:49,180 --> 01:27:53,142
‫ تمسخر سرنوشت شدم.

1328
01:28:00,441 --> 01:28:02,193
‫- خوبی؟
‫- آره، تو خوبی؟

1329
01:28:02,277 --> 01:28:04,904
‫بریم قال قضیه رو بِکَنیم.

1330
01:28:10,326 --> 01:28:14,872
‫صبر کن دخترم، روزنۀ امیدی می‌بینم.

1331
01:28:27,593 --> 01:28:30,013
‫یالا دن.

1332
01:28:47,155 --> 01:28:48,906
‫ای عشقِ من.

1333
01:29:25,818 --> 01:29:27,195
‫رومئو.

1334
01:29:30,656 --> 01:29:32,075
‫این چیست؟

1335
01:29:34,702 --> 01:29:38,581
‫پس زهر موجبِ این مرگِ نابهنگام شده است.

1336
01:29:38,706 --> 01:29:42,668
‫تمامِ آن را نوشیده‌ای و یک قطره به جا
‫نگذاشته‌ای که مرا بعد از تو یاری کند.

1337
01:29:48,007 --> 01:29:51,844
‫ای خنجر مهربان

1338
01:29:51,928 --> 01:29:55,056
‫این هم غلاف توست.

1339
01:29:55,181 --> 01:29:58,393
‫همان‌جا بمان و بگذار بمیرم.

1340
01:30:03,064 --> 01:30:05,817
‫امروز صبح آرامشِ حزن‌انگیزی
‫همه‌جا فرمانروایی می‌کند.

1341
01:30:05,942 --> 01:30:09,779
‫خورشید از شدت اندوه
‫سر خود را بیرون نمی‌آورد.

1342
01:30:11,781 --> 01:30:15,201
‫برخی از شما مورد عفو قرار
‫گرفته و بعضی دیگر تنبیه خواهید شد

1343
01:30:17,662 --> 01:30:20,498
‫زیرا هرگز داستانِ مصیبت‌باری

1344
01:30:22,333 --> 01:30:25,336
‫چون سرگذشت رومئو

1345
01:30:25,420 --> 01:30:27,088
‫و ژولیت شنیده نشده است.

1346
01:31:13,843 --> 01:31:15,511
‫- سلام.
‫- واقعاً عالی بود.

1347
01:31:15,595 --> 01:31:18,389
‫مرسی.

1348
01:31:18,514 --> 01:31:20,850
‫دن، عالی بود.

1349
01:31:21,809 --> 01:31:25,062
‫دادا، اشکم رو در آوردی.

1350
01:31:29,192 --> 01:31:30,985
‫تبریک میگم.

1351
01:31:33,905 --> 01:31:36,240
‫مامان.

1352
01:31:36,365 --> 01:31:39,160
‫- فوق‌العاده بودی.
‫- جدی؟

1353
01:31:42,079 --> 01:31:43,915
‫دیگه نقش‌هایی بازی نکن که بمیری!

1354
01:31:51,464 --> 01:31:53,549
‫اصلاً خسته نیستم.

1355
01:31:53,633 --> 01:31:55,885
‫خداحافظ رفقا. خداحافظ.

1356
01:32:02,225 --> 01:32:03,559
‫دن.

1357
01:32:08,940 --> 01:32:12,151
‫بچه‌ها بیدار شین، رسیدیم خونه.

1358
01:32:13,736 --> 01:32:15,530
‫یالا.

1359
01:32:15,655 --> 01:32:16,656
‫یالا. یالا. یالا.

1360
01:32:18,783 --> 01:32:20,368
‫بابا.
