﻿1
00:01:27,120 --> 00:01:30,360
‫[این فیلم کاملا در دنیای جی‌تی‌ای
‫آنلاین رخ می‌دهد]

2
00:01:30,400 --> 00:01:35,920
‫[دنیای خشن و زیبای مجازی‌ای
‫که در آن هر کاری ممکن است...]

3
00:02:12,960 --> 00:02:16,040
‫[ژانویه‌ی سال 2021، بریتانیا به تازگی
‫ برای سومین بار وارد قرنطینه شده]

4
00:02:16,080 --> 00:02:18,840
‫[تئاترها تعطیل می‌باشند]

5
00:02:18,840 --> 00:02:25,160
‫[برای بازیگرانی همچون سم و مارک،
‫ آینده غم‌‌انگیز به نظر می‌رسد]

6
00:02:26,200 --> 00:02:28,240
‫وای!

7
00:02:28,280 --> 00:02:31,000
‫مثل ماشین شارژیه.

8
00:02:31,840 --> 00:02:33,840
‫- کنترلشون مثل ماشین شارژیه.
‫- آره.

9
00:02:34,480 --> 00:02:36,880
‫به نظرت می‌تونم با ماشین گلف
‫ از دست پلیس فرار کنم؟

10
00:02:36,920 --> 00:02:39,280
‫نه.

11
00:02:39,680 --> 00:02:42,520
‫- می‌تونم سعی کنم. وای!
‫- وای!

12
00:02:43,200 --> 00:02:44,680
‫عجب پرشی کردی‌ها.

13
00:02:45,640 --> 00:02:47,440
‫کاش واقعا توی ساحل بودم...

14
00:02:47,480 --> 00:02:50,520
‫و می‌تونستم برم توی آب تا خنک بشم.

15
00:02:50,560 --> 00:02:52,960
‫خیلی... خیلی حسادت می‌کنم.

16
00:02:53,960 --> 00:02:55,960
‫مثل وقتیه که گرسنه‌‌ای و...

17
00:02:56,040 --> 00:02:58,440
‫یه برنامه آشپزی تماشا می‌کنی.

18
00:02:59,920 --> 00:03:01,680
‫بریم ببینیم می‌تونیم پول ببریم یا نه.

19
00:03:01,720 --> 00:03:03,960
‫- چرا انقدر طول دادی که زنگ بزنی؟
‫- باشه.

20
00:03:04,040 --> 00:03:05,760
‫«خشم ناتوان» بازی کنم؟

21
00:03:06,280 --> 00:03:08,520
‫به نحوی مناسب میاد.

22
00:03:14,040 --> 00:03:15,640
‫شرط. چیکار کنم؟

23
00:03:15,680 --> 00:03:17,640
‫به درک. همه‌اش رو ببند. بزن بریم.

24
00:03:17,680 --> 00:03:19,560
‫حالا چیکار کنم؟ بچرخ. بیا.

25
00:03:22,160 --> 00:03:23,600
‫ببر، ببر، ببر.

26
00:03:23,640 --> 00:03:26,280
‫عه، برنده شدم. نگاه کن.

27
00:03:28,000 --> 00:03:29,680
‫برنده شدم. دوباره شرط می‌بندم.

28
00:03:30,560 --> 00:03:32,480
‫بچرخ.

29
00:03:34,240 --> 00:03:37,880
‫چنین بی‌احترامی‌ای رو تحمل نمی‌کنم!

30
00:03:38,000 --> 00:03:40,440
‫چطوری؟ پول می‌بری؟

31
00:03:40,720 --> 00:03:42,480
‫نه.

32
00:03:44,320 --> 00:03:47,640
‫خیلی‌خب، بهتره من هم برم چون که...

33
00:03:47,680 --> 00:03:52,480
‫آره، باید راستش قبول کنم که بچه دارم...

34
00:03:52,520 --> 00:03:54,720
‫و باید ازشون مراقبت کنم.

35
00:03:55,080 --> 00:03:57,280
‫حالا شانس من عوض می‌شه.

36
00:03:57,440 --> 00:04:00,040
‫برو، هفت، هفت...
‫گور باباش بابا!

37
00:04:00,640 --> 00:04:01,920
‫خیلی...

38
00:04:02,400 --> 00:04:04,680
‫خیلی مثل زندگی واقعیه.

39
00:04:09,440 --> 00:04:11,480
‫نمی‌خوام بمیرم!

40
00:04:11,520 --> 00:04:13,440
‫وای! یا خدا!

41
00:04:16,400 --> 00:04:17,720
‫باشه حالا هر چی.

42
00:04:19,320 --> 00:04:22,120
‫یکم الکی خشونت به پا کنیم.

43
00:04:25,720 --> 00:04:28,440
‫هر کاری که به نحوی از...

44
00:04:29,440 --> 00:04:30,920
‫از چیزی که با نهایت خوشحالی
‫می‌تونم بهش بگم...

45
00:04:30,960 --> 00:04:33,680
‫واقعیت اجتناب‌ناپذیر و ویران‌گر
‫ زندگی بی‌خودیت دورت کنه.

46
00:04:33,720 --> 00:04:35,480
‫خوبه. آره.

47
00:04:36,600 --> 00:04:38,680
‫ای وای.

48
00:04:38,720 --> 00:04:40,160
‫وای، وای، وای.

49
00:04:40,200 --> 00:04:42,280
‫- دیدنمون؟
‫- چیزی نیست. برو اونجا قایم شو.

50
00:04:42,320 --> 00:04:43,320
‫آره!

51
00:04:43,400 --> 00:04:45,120
‫شاید باید پیاده بشیم.

52
00:04:45,160 --> 00:04:48,160
‫داره چراغ می‌زنه. آره،
‫از همین تپه برو بالا.

53
00:04:48,560 --> 00:04:50,280
‫- باشه.
‫- صبر کن.

54
00:04:50,320 --> 00:04:53,040
‫- خیلی‌خب.
‫- برو یه جایی که...

55
00:04:53,080 --> 00:04:56,320
‫اگه تونستی برو یه جای متروکه،
‫اون‌ها...

56
00:04:56,400 --> 00:04:57,640
‫خب با ماشین نمیان این بالا که؟
‫میان؟

57
00:04:57,680 --> 00:05:01,480
‫- دنبالمونن ولی...
‫- عه، اون چیه اونجا؟

58
00:05:01,520 --> 00:05:04,800
‫- کجا؟ چی چیه؟
‫- باز هم دارن...

59
00:05:05,120 --> 00:05:07,240
‫- یه جورهایی شبیه...
‫- خیلی‌خب، جای من امنه.

60
00:05:07,280 --> 00:05:09,280
‫عه، اینو ببین.

61
00:05:10,680 --> 00:05:12,520
‫چی رو؟

62
00:05:12,560 --> 00:05:13,680
‫ببین.

63
00:05:14,640 --> 00:05:15,720
‫انگار...

64
00:05:17,360 --> 00:05:19,520
‫- یه جور زمین خیلی بزرگه.
‫- اوه!

65
00:05:20,280 --> 00:05:22,120
‫وای. چه باحاله.

66
00:05:22,960 --> 00:05:25,120
‫واسم سواله که می‌شه...

67
00:05:27,120 --> 00:05:28,640
‫واقعا چیزی اینجا اجرا کرد؟

68
00:05:29,840 --> 00:05:32,200
‫- چی؟ یعنی مثلا یه جور نمایش؟
‫- آره.

69
00:05:32,600 --> 00:05:35,080
‫وای، باحال به نظر میاد.

70
00:05:35,160 --> 00:05:37,120
‫خیلی‌خب، یه کاری بکن.

71
00:05:37,160 --> 00:05:38,240
‫چیز کن...

72
00:05:39,720 --> 00:05:41,600
‫- چیز؟
‫- مثلا...

73
00:05:41,640 --> 00:05:44,080
‫- تک‌گویی مثلا یا...
‫- آره، یکم از شکسپیر نقل قول کن.

74
00:05:44,160 --> 00:05:46,880
‫«زندگی سایه‌ای گذراست،
‫بازیگری بیچاره...»

75
00:05:47,880 --> 00:05:50,640
‫«که ساعتی روی صحنه خرامان می‌رود
‫و پریشان می‌شود...»

76
00:05:51,680 --> 00:05:53,400
‫«و سپس دیگر شنیده نمی‌شود.»

77
00:05:54,160 --> 00:05:56,320
‫«داستانی‌ است که دیوانه‌ای روایت می‌کند...»

78
00:05:58,040 --> 00:06:00,000
‫«پر از هیاهو و خشم...»

79
00:06:01,400 --> 00:06:03,160
‫«بی‌آنکه معنایی داشته باشد.»

80
00:06:05,520 --> 00:06:06,800
‫بیا.

81
00:06:09,800 --> 00:06:12,040
‫اون چیه؟

82
00:06:14,840 --> 00:06:16,480
‫دعوت جمعیت.

83
00:06:16,520 --> 00:06:19,600
‫خیلی‌خب، خیلی مناسبه، آره.

84
00:06:20,040 --> 00:06:21,320
‫خب...

85
00:06:22,960 --> 00:06:25,080
‫توی جی‌تی‌ای نمی‌شه کرونا گرفت دیگه.
‫این‌طوری می‌شه گفت.

86
00:06:25,120 --> 00:06:26,120
‫دقیقا.

87
00:06:26,160 --> 00:06:29,560
‫و در هر صورت هم تئاتر خیابونیه دیگه.
‫حرف نداره.

88
00:06:29,760 --> 00:06:31,000
‫آره.

89
00:06:31,720 --> 00:06:34,800
‫سخته، چون می‌دونی عموما...

90
00:06:34,840 --> 00:06:36,560
‫عموما ملت توی بازی خشنن.

91
00:06:36,600 --> 00:06:38,400
‫- چیز میز منفجر می‌کنن و به هم شلیک می‌کنن.
‫- آره ولی...

92
00:06:38,440 --> 00:06:40,480
‫چون حال می‌ده و توی زندگی واقعی
‫نمی‌تونی چنین کاری بکنی.

93
00:06:40,520 --> 00:06:42,120
‫ملت خشنن...

94
00:06:44,200 --> 00:06:46,280
‫توی شکسپیر هم خیلی بی‌رحمی هست.

95
00:06:46,360 --> 00:06:48,000
‫آره.

96
00:06:48,840 --> 00:06:51,640
‫همه... مثلا توی هملت همه می‌میرن.

97
00:06:51,920 --> 00:06:53,880
‫تایتوس آندرونیکوس...

98
00:06:54,960 --> 00:06:56,480
‫آره.

99
00:06:56,520 --> 00:06:58,160
‫حرف نداره. بی‌خیال.

100
00:06:58,680 --> 00:07:12,720
‫[سلام، ما قراره هملت رو توی
‫ سالن واینوود اجرا کنیم]

101
00:07:12,960 --> 00:07:15,600
‫عه، یکی اومد. ببین. سلام.
‫یه نفر پیداش شد.

102
00:07:15,640 --> 00:07:17,320
‫تویی؟ سلام.

103
00:07:21,000 --> 00:07:22,480
‫یه نفر اومده مارک.

104
00:07:22,520 --> 00:07:25,240
‫- می‌خوای بیای اجرامون رو ببینی؟
‫- آره؟

105
00:07:25,320 --> 00:07:26,880
‫- آره، آره، قراره.
‫- آره، آره

106
00:07:27,560 --> 00:07:30,600
‫می‌تونی... یعنی می‌تونی از اونجا ببینی.

107
00:07:30,680 --> 00:07:32,760
‫یکم غیرطبیعیه. یا می‌تونی...

108
00:07:33,280 --> 00:07:35,160
‫پیشنهاد می‌کنم که، آره همین.

109
00:07:35,240 --> 00:07:38,840
‫ممنون که اومدی نمایشمون رو ببینی.

110
00:07:40,720 --> 00:07:43,520
‫خوبه که آدم تماشاچی داشته باشه،
‫حتی اگه یه نفر باشه.

111
00:07:43,560 --> 00:07:46,600
‫آره، خیلی‌خب. عه ببین.
‫یه نفر دیگه هم اومد.

112
00:07:46,640 --> 00:07:49,800
‫اجرای هملته. هملت از ویلیام شکسپیر.

113
00:07:49,840 --> 00:07:52,760
‫گمونم اولین باری هستش که قراره...

114
00:07:52,800 --> 00:07:54,560
‫در سالن واینوود اجرا بشه.

115
00:07:55,920 --> 00:07:59,640
‫لطفا جلوی خودتون رو بگیرید و
‫ هم دیگه رو نکشید.

116
00:08:00,520 --> 00:08:02,640
‫و بازیگرها رو هم نکشید.

117
00:08:02,680 --> 00:08:03,840
‫آره، شروع. شروع کن مارک.

118
00:08:03,880 --> 00:08:04,880
‫شروع کن.

119
00:08:04,920 --> 00:08:05,960
‫«کی آنجاست؟»

120
00:08:06,000 --> 00:08:09,040
‫«نه، تو جواب بده. بایست و خود را معرفی کن.»

121
00:08:09,760 --> 00:08:11,080
‫«شاه جاودان باد.»

122
00:08:11,120 --> 00:08:12,280
‫«برناردو؟»

123
00:08:13,560 --> 00:08:14,640
‫«منم.»

124
00:08:14,680 --> 00:08:17,040
‫«درست سر وقت آمدی.»

125
00:08:18,160 --> 00:08:20,120
‫«اکنون دوازده نواخته شد.»

126
00:08:20,440 --> 00:08:22,480
‫«برو بخواب، فرانسیسکو.»

127
00:08:22,520 --> 00:08:26,480
‫«برای این آسودگی بسیار سپاسگزارم.
‫هوا به شدت سرد است و دلم گرفته.»

128
00:08:27,040 --> 00:08:28,760
‫«گشت شب آرام بود؟»

129
00:08:28,840 --> 00:08:31,040
‫«حتی موشی هم نجنبید.»

130
00:08:31,080 --> 00:08:34,360
‫«بسیار خب، شب خوش.

131
00:08:34,960 --> 00:08:38,120
‫«اگر هوراشیو و مارسلوس را دیدی،
‫همراهان گشت من...»

132
00:08:38,160 --> 00:08:39,480
‫«به آن‌ها بگو عجله کنند.»

133
00:08:39,520 --> 00:08:41,560
‫«فکر کنم صدایشان را می‌شنوم.

134
00:08:41,640 --> 00:08:43,280
‫«بایست! کیست آنجا؟»

135
00:08:45,160 --> 00:08:47,640
‫«دوستان این سرزمین، گمانم.»

136
00:08:47,720 --> 00:08:49,480
‫شک دارم.

137
00:08:49,520 --> 00:08:51,840
‫«و وفاداران به پادشاه دانمارک.»

138
00:08:51,880 --> 00:08:53,480
‫تف توش. پلیس اومد.

139
00:08:53,520 --> 00:08:56,000
‫«اوه، بدرود ای سرباز شریف.
‫چه کسی جای تو را گرفته؟»

140
00:08:56,040 --> 00:08:58,760
‫«برناردو جای من است.
‫شب خوش.»

141
00:08:59,720 --> 00:09:01,360
‫«درود، برناردو.»

142
00:09:01,960 --> 00:09:03,560
‫تف توش.

143
00:09:03,640 --> 00:09:06,000
‫- «چه؟ هوراشیو آنجاست؟»
‫- تف  توش!

144
00:09:08,120 --> 00:09:11,000
‫خیلی‌خب، تا همون‌جا هم که رفتیم
‫ به نظرم خوب رفتیم.

145
00:09:11,040 --> 00:09:14,920
‫پلیس‌های کثافت با هلیکوپتر اومدن!

146
00:09:15,360 --> 00:09:17,920
‫[پینی همدم سم که مستندساز
‫بود و تا حالا جی‌تی‌ای بازی نکرده بود...]

147
00:09:17,920 --> 00:09:20,480
‫[تصمیم گرفت به آنان بپیوندد.]

148
00:09:20,960 --> 00:09:23,520
‫فیلمسازها توی جی‌تی‌ای چه شکلین؟

149
00:09:23,600 --> 00:09:25,320
‫خب می‌تونی انتخاب کنی.

150
00:09:25,360 --> 00:09:27,320
‫یکی رو انتخاب کنم که شبیه مادرمه؟

151
00:09:27,360 --> 00:09:28,960
‫اگه دوست داری.

152
00:09:29,000 --> 00:09:31,000
‫- من بودم نمی‌کردم...
‫- نه.

153
00:09:31,040 --> 00:09:33,800
‫وای! یعنی من...

154
00:09:33,840 --> 00:09:37,440
‫راستش دوست دارم یکم شبیه تیلدا سوینتن بشم.

155
00:09:37,640 --> 00:09:41,240
‫- من یه آدم بزرگ و بالغم.
‫- توی جلسه می‌بینمت...

156
00:09:41,280 --> 00:09:43,160
‫و بعدش می‌تونی بیای آپارتمانم.

157
00:09:43,200 --> 00:09:46,240
‫- عه باشه. اونجا چیکار می‌کنیم؟
‫- هر کاری می‌تونیم بکنیم.

158
00:09:47,600 --> 00:09:49,480
‫وای. انگار دوباره با هم می‌ریم بیرون.

159
00:09:49,520 --> 00:09:51,880
‫یعنی انگار تازه رابطه‌مون رو شروع کردیم.

160
00:09:53,320 --> 00:09:55,560
‫انگار که مثلا تازه با همیم...

161
00:09:55,600 --> 00:09:57,480
‫و داری من رو می‌بری خونتون.

162
00:09:57,560 --> 00:10:00,080
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

163
00:10:01,440 --> 00:10:02,920
‫به نظرت...

164
00:10:03,360 --> 00:10:07,800
‫اجرای هملت داخل جی‌تی‌ای امکان پذیره؟

165
00:10:11,480 --> 00:10:13,360
‫پاسخ کوتاهم منفیه.

166
00:10:14,600 --> 00:10:15,880
‫گمونم...

167
00:10:16,320 --> 00:10:17,640
‫نه! به نظرم ایده‌ی مزخرفیه...

168
00:10:17,720 --> 00:10:20,240
‫ولی به نظرم قطعا باید امتحانش کنیم.

169
00:10:20,760 --> 00:10:24,400
‫اولین مانعی که جلوی راهمون اومد اینه
‫ که نمی‌تونیم دو تایی اجراش کنیم.

170
00:10:24,440 --> 00:10:26,720
‫نه. یه بخش‌های خاصی رو می‌تونیم،
‫که کردیم.

171
00:10:26,760 --> 00:10:30,960
‫ولی اگه قراره پیش بریم و ادامه بدیم و...

172
00:10:31,000 --> 00:10:32,960
‫- به افراد بیشتری نیاز داریم.
‫- به افراد بیشتری نیاز داریم.

173
00:10:33,000 --> 00:10:36,280
‫نمی‌شه کل اجرای هملت رو با
‫دو بازیگر انجام داد.

174
00:10:36,320 --> 00:10:39,720
‫ممکنه جالب باشه که تصادفا بریم
‫ سراغ ملتی که...

175
00:10:39,760 --> 00:10:42,680
‫که این بازی رو بازی می‌کنن...

176
00:10:42,720 --> 00:10:47,800
‫که رانندگی می‌کنن و مرتکب جرم می‌شن
‫ و کارهای خشن انجام می‌دن...

177
00:10:47,840 --> 00:10:49,600
‫و ازشون بپرسیم که علاقه‌ای به
‫این کار دارن یا نه.

178
00:10:49,640 --> 00:10:52,280
‫حواست باشه! یه نفر اومده.
‫یکی داره میاد سمتمون.

179
00:10:52,320 --> 00:10:54,880
‫کجا؟ عه سلام. شاید بخواد توی اجرامون باشه.

180
00:10:54,920 --> 00:10:56,320
‫خب گوش کن.

181
00:10:56,400 --> 00:10:59,640
‫ما قراره سعی کنیم یه اجرا داشته باشیم.
‫یه تئاتر.

182
00:10:59,800 --> 00:11:01,760
‫تئاتر شکسپیر.

183
00:11:01,800 --> 00:11:02,880
‫هی، آهای. نه! وای!

184
00:11:03,800 --> 00:11:05,280
‫اومد که پودرمون کنه.

185
00:11:05,320 --> 00:11:08,960
‫بازیگرانی که...

186
00:11:09,400 --> 00:11:12,720
‫در نمایش شکسپیر بازی می‌کنن.

187
00:11:13,600 --> 00:11:15,360
‫اینجا توی جی‌تی‌ای.

188
00:11:15,440 --> 00:11:16,680
‫دیوانه‌ای، نه؟

189
00:11:16,720 --> 00:11:18,920
‫آره. آره یکم.

190
00:11:18,960 --> 00:11:20,920
‫یکم روانیم. یکم.

191
00:11:23,320 --> 00:11:24,640
‫منو کشتی.

192
00:11:24,680 --> 00:11:27,440
‫- نه، تو منو کشتی کوئلو.
‫- آره.

193
00:11:27,960 --> 00:11:30,480
‫خیلی‌خب. خیلی خیلی سخت‌تر از
‫چیزیه که فکر می‌کردم.

194
00:11:30,520 --> 00:11:31,960
‫بی‌عقلیه؟

195
00:11:32,160 --> 00:11:33,800
‫دیوانگیه.

196
00:11:33,840 --> 00:11:37,680
‫بذار بگم، بهتره بریم...

197
00:11:37,720 --> 00:11:40,880
‫توی آپارتمان استراحتی چیزی بکنیم؟

198
00:11:40,960 --> 00:11:42,480
‫آره، فکر خوبیه.

199
00:11:42,920 --> 00:11:44,840
‫بذار برم داخل.

200
00:11:44,920 --> 00:11:46,880
‫شاید یه...

201
00:11:47,720 --> 00:11:51,480
‫عه. درخواست دوستی از کوئلو دارم.

202
00:11:51,520 --> 00:11:52,880
‫- کوئلو؟
‫- عمرا.

203
00:11:52,920 --> 00:11:54,840
‫چرا دعوتش نمی‌کنی آپارتمانت؟

204
00:11:54,880 --> 00:11:56,440
‫بیا! بیا!

205
00:11:56,800 --> 00:11:58,760
‫- قرار نیست بکشتمون که؟
‫- نه، نه، نه.

206
00:11:58,800 --> 00:11:59,920
‫آره، بیا داخل!

207
00:12:04,920 --> 00:12:07,080
‫داریم مستندی درست می‌کنیم...

208
00:12:07,120 --> 00:12:11,160
‫درباره‌ی من که دارم سعی می‌کنم
‫یه تئاتر شکسپیر تولید کنم.

209
00:12:12,080 --> 00:12:13,720
‫مارک قراره یکم از شکسپیر نقل قول کنه...

210
00:12:13,760 --> 00:12:15,480
‫که صرفا نشون بده قراره چیکار کنیم.

211
00:12:15,480 --> 00:12:16,120
‫کوئلو. ببین منو.

212
00:12:18,520 --> 00:12:21,640
‫«فردا و فردا و باز هم فردا...

213
00:12:21,680 --> 00:12:24,320
‫«با این گام‌های ناچیز،
‫ روز به روز می‌خزد.»

214
00:12:25,440 --> 00:12:29,680
‫«و همه دیروزهای ما، نادانان را به
‫ مرگی غبارآلود رهنمون شده‌اند.»

215
00:12:30,960 --> 00:12:32,960
‫«خاموش شو، خاموش شو، ای شمع کوتاه‌عمر.»

216
00:12:33,000 --> 00:12:35,840
‫«زندگی سایه‌ای گذراست.»

217
00:12:37,080 --> 00:12:42,600
‫«بازیگری بیچاره که ساعتی بر صحنه
‫ خرامان می‌رود و پریشان می‌شود...»

218
00:12:42,640 --> 00:12:44,160
‫«و سپس دیگر شنیده نمی‌شود.»

219
00:12:45,480 --> 00:12:48,360
‫«داستانی‌ است که دیوانه‌ای روایت می‌کند...»

220
00:12:49,680 --> 00:12:51,680
‫«پر از هیاهو و خشم...»

221
00:12:53,000 --> 00:12:54,600
‫«بی‌آنکه معنایی داشته باشد.»

222
00:12:57,240 --> 00:12:58,960
‫رفت؟

223
00:12:59,000 --> 00:13:01,160
‫- آره، رفت.
‫- خیلی‌خب.

224
00:13:02,320 --> 00:13:03,800
‫کسی واقعا...

225
00:13:05,640 --> 00:13:08,360
‫قراره سخنرانی شکسپیری یاد بگیره...

226
00:13:09,240 --> 00:13:11,120
‫و بیاد جلومون مصاحبه کاری بده؟
‫یعنی...

227
00:13:12,480 --> 00:13:14,840
‫با برداشتی که از مردم اینجا داریم،
‫واقعا...

228
00:13:15,080 --> 00:13:16,720
‫به نظرتون چنین اتفاقی رخ می‌ده؟

229
00:13:18,720 --> 00:13:20,440
‫خب احتمالا یه نمودار ون از...

230
00:13:20,520 --> 00:13:22,760
‫ملتی که جی‌تی‌ای بازی می‌کنن و
‫ملتی که شکسپیر رو دوست دارن هست...

231
00:13:22,800 --> 00:13:24,920
‫که اعضای مشترکشون خیلی کوچیکه.

232
00:13:25,360 --> 00:13:27,840
‫خوب می‌شه اگه صرفا دو نفر آدم ادایی نباشن.

233
00:13:27,920 --> 00:13:28,920
‫آره.

234
00:13:28,960 --> 00:13:32,200
‫دو تا سفیدپوست تقریبا چهل ساله.

235
00:13:32,920 --> 00:13:35,560
‫شاید بتونیم توی ساحل مثلا همین‌جا...

236
00:13:35,600 --> 00:13:37,600
‫یه ویدئوی استخدامی‌ای چیزی بسازیم.

237
00:13:37,800 --> 00:13:39,800
‫آره... جای قشنگیه.

238
00:13:40,640 --> 00:13:41,800
‫آره!

239
00:13:42,400 --> 00:13:44,680
‫و می‌تونیم درواقع...
‫آره، می‌تونیم یه چیزی ضبط کنیم.

240
00:13:44,680 --> 00:13:45,960
‫- خیلی‌خب، دوربین رو آماده کن.
‫- باشه.

241
00:13:46,000 --> 00:13:47,880
‫- خیلی‌خب.
‫- صبر کن، خیلی‌خب، بذار...

242
00:13:47,920 --> 00:13:49,760
‫آره. بیا دوربین رو آماده کنیم.

243
00:13:49,800 --> 00:13:52,040
‫خیلی‌خب، راضی‌ایم؟ خوبه؟ راضی هستیم؟

244
00:13:52,080 --> 00:13:53,920
‫- آره، آره.
‫- ضبط کن. بیا الان ضبط کنیم.

245
00:13:54,000 --> 00:13:55,000
‫آره؟ باشه. باشه.

246
00:13:55,040 --> 00:13:57,160
‫وای. دنبال توئن؟ داری می‌کشیشون مارک؟

247
00:13:57,200 --> 00:13:59,040
‫آره، آره، آره.
‫من جلوشون رو می‌گیرم. جلوشون رو می‌گیرم.

248
00:13:59,080 --> 00:14:00,040
‫- باشه.
‫- باشه.

249
00:14:00,120 --> 00:14:03,720
‫برای اولین بار داریم تئاتری از هملت
‫ رو اجرا می‌کنیم.

250
00:14:03,760 --> 00:14:07,400
‫قراره همین‌جا در نکسن جن جی‌تی‌ا‌ی آنلاین
‫ در لس سانتوس باشه...

251
00:14:07,480 --> 00:14:08,880
‫و به دنبال بازیگریم.

252
00:14:08,960 --> 00:14:10,560
‫پس اگه همیشه دنبال این بودین...

253
00:14:10,600 --> 00:14:13,360
‫که مزخرفات شکسپیر رو روی
‫ صحنه‌ی مجازی بلغور کنین...

254
00:14:13,400 --> 00:14:14,600
‫بیایین و مصاحبه بدین.

255
00:14:14,680 --> 00:14:16,040
‫مشخصاتش این پایینه.

256
00:14:16,080 --> 00:14:17,840
‫تف  توش. پلیس می‌خواد جلومون رو بگیره.

257
00:14:17,880 --> 00:14:20,640
‫هنر رو نمی‌شه متوقف کرد عوضیا

258
00:14:22,480 --> 00:14:24,480
‫وای تف  توش.

259
00:14:25,920 --> 00:14:27,200
‫وای. من رو کشتن.

260
00:14:28,360 --> 00:14:29,960
‫من رو هم کشتن.

261
00:14:30,000 --> 00:14:31,400
‫تف  توش.

262
00:14:35,680 --> 00:14:37,800
‫وای. واقعا دارن میان پایین. ببین.

263
00:14:37,840 --> 00:14:40,440
‫گروه ضربت طنابی.

264
00:14:40,800 --> 00:14:41,880
‫- خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب.

265
00:14:42,440 --> 00:14:43,120
‫وای.

266
00:14:49,200 --> 00:14:51,640
‫ماشین رو همون‌طور که می‌بینی
‫همون پایین پارک کردم.

267
00:14:51,680 --> 00:14:53,560
‫عه، خوبه.

268
00:14:53,600 --> 00:14:55,880
‫- آره...
‫- ماشین منه! ماشین منه!

269
00:14:55,920 --> 00:14:57,120
‫- خب آره.
‫- صرفا گفتم بگم.

270
00:14:57,160 --> 00:14:59,800
‫- تغییرش دادی که من بتونم برونمش.
‫- آره، می‌دونم.

271
00:14:59,880 --> 00:15:04,040
‫ولی خواستم همه بدونن که ماشین
‫خفن مال منه درواقع.

272
00:15:04,080 --> 00:15:05,080
‫خیلی‌خب.

273
00:15:05,120 --> 00:15:06,480
‫می‌دونی، نمی‌تونم که...

274
00:15:06,520 --> 00:15:08,320
‫توی دنیای واقعی پریوس دارم.

275
00:15:08,800 --> 00:15:11,040
‫خیلی‌خب، ببینیم دیگه کی اومده.

276
00:15:11,080 --> 00:15:15,280
‫یه نفر به اسم اف‌کن776 توی جلسه‌مون هست.

277
00:15:15,720 --> 00:15:17,520
‫آره، و دیگه کی هست؟

278
00:15:17,560 --> 00:15:19,600
‫دی‌جی‌فیل89.

279
00:15:19,640 --> 00:15:21,280
‫چند نفر حضار داریم بچه‌ها.

280
00:15:21,320 --> 00:15:22,800
‫- چند نفر حضار داریم.
‫- شخصیت‌های خود بازین.

281
00:15:22,880 --> 00:15:24,360
‫نگران اون‌ها نباش.

282
00:15:25,040 --> 00:15:27,920
‫فقط دو نفر هستن که...
‫ای وای. اف‌کن776 لفت داد.

283
00:15:27,960 --> 00:15:29,040
‫- وای!
‫- تف توش!

284
00:15:29,080 --> 00:15:31,240
‫- اف‌کن خوشش نیومد.
‫- خیلی‌خب.

285
00:15:31,280 --> 00:15:33,160
‫خب گمونم... قبول نکرد دیگه.

286
00:15:35,120 --> 00:15:37,880
‫خیلی‌خب. خوب پیش نمی‌ره.

287
00:15:39,680 --> 00:15:41,800
‫می‌شه... می‌شه یه ثانیه بهم وقت بدی؟

288
00:15:41,840 --> 00:15:43,680
‫خیلی دستشویی دارم. ببخشید.

289
00:15:43,720 --> 00:15:44,880
‫آره، آره، آره.

290
00:15:44,920 --> 00:15:46,960
‫- اشکالی نداره.
‫- باشه، الان برمی‌گردم.

291
00:15:50,720 --> 00:15:52,960
‫خب چه خبرها مارک؟

292
00:15:53,000 --> 00:15:55,360
‫کارهای ناراحت‌کننده‌ای نکردی؟

293
00:15:55,400 --> 00:15:59,440
‫آره، واسه یه مراسم خاکسپاری
‫ باید می‌رفتم هلند.

294
00:15:59,480 --> 00:16:01,640
‫عه، تسلیت می‌گم.

295
00:16:01,680 --> 00:16:04,400
‫آره چیزی نیست. عمه‌ام بود.

296
00:16:06,000 --> 00:16:08,920
‫- می‌دونی دیگه، یکم...
‫- آره.

297
00:16:09,000 --> 00:16:11,880
‫یکم دنگ و فنگ دارن دیگه، این مراسمات.
‫مخصوصا الان.

298
00:16:11,920 --> 00:16:15,480
‫آخرین فامیل خونیمون بود که زنده بود.

299
00:16:16,920 --> 00:16:18,040
‫جدا؟

300
00:16:18,080 --> 00:16:19,920
‫- آره.
‫- وای.

301
00:16:20,000 --> 00:16:21,440
‫آره دیگه...

302
00:16:22,800 --> 00:16:24,840
‫آره، فقط من موندم دیگه.

303
00:16:25,880 --> 00:16:27,760
‫وای مارک. متاسفم جدی.

304
00:16:27,800 --> 00:16:30,240
‫آره اشکالی نداره. هر چی دوست داری بگو.

305
00:16:30,280 --> 00:16:33,120
‫ولی به نظرم بخاطر همینه که...

306
00:16:33,160 --> 00:16:36,760
‫این همه‌گیری و قرنطینه و این چیزها
‫یکم واسم سخت بودن.

307
00:16:36,800 --> 00:16:41,880
‫به نظرم کلی از آدم‌ها دایره آدم‌های
‫اطرافشون به خانواده‌شون محدود شده.

308
00:16:41,960 --> 00:16:43,840
‫و من هم خانواده‌ای نداشتم.

309
00:16:43,880 --> 00:16:47,440
‫و همدمی هم ندارم، بچه هم ندارم و می‌دونی...

310
00:16:48,880 --> 00:16:53,880
‫همیشه خیلی بازی می‌کردم،
‫ولی از زمان قرنطینه بیشتر بازی می‌کنم...

311
00:16:53,960 --> 00:16:56,840
‫چون کاریه که هم می‌تونی تنهایی انجام بدی...

312
00:16:56,880 --> 00:16:59,000
‫یا هم می‌تونی مثل الانِ ما با بقیه
‫ مردم اینترنتی ارتباط برقرار کنی...

313
00:16:59,040 --> 00:17:03,200
‫حتی اگه مثلا، برنامه‌های اجتماعیتون
‫ خیلی با هم جور نباشه.

314
00:17:03,280 --> 00:17:04,800
‫چنین چیزی.

315
00:17:05,200 --> 00:17:07,160
‫کسی میاد؟

316
00:17:07,200 --> 00:17:08,680
‫- کسی؟
‫- به نظر نمیاد.

317
00:17:08,720 --> 00:17:10,440
‫فقط دو نفر بودن، یکیشون رفت...

318
00:17:10,480 --> 00:17:13,920
‫و اون یکی هم یعنی دی‌جی‌فیل...
‫تا الان جوابی نداده.

319
00:17:14,000 --> 00:17:16,680
‫- صبر کن، دی‌جی‌فیل اونه؟
‫- وای.

320
00:17:19,360 --> 00:17:22,480
‫خیلی‌خب. دی‌جی‌فیل؟ سلام. تویی؟

321
00:17:23,960 --> 00:17:25,360
‫خیلی‌خب، حرف نمی‌زنه.

322
00:17:25,400 --> 00:17:26,960
‫مشکل می‌شه اگه...

323
00:17:27,000 --> 00:17:28,080
‫شاید میکروفون نداره.

324
00:17:29,320 --> 00:17:30,320
‫خیلی‌خب، داره میاد.

325
00:17:30,360 --> 00:17:32,880
‫ببین. دی‌جی‌فیل، بهمون شلیک نکن.
‫لطفا بهمون شلیک نکن.

326
00:17:32,920 --> 00:17:33,920
‫آره.

327
00:17:33,960 --> 00:17:35,920
‫- خواهشا بهمون شلیک نکن.
‫- کاری نداریم.

328
00:17:36,000 --> 00:17:38,280
‫- وای. خیلی‌خب، خیلی خشن بود.
‫- خیلی‌خب، وای.

329
00:17:38,360 --> 00:17:40,120
‫دی‌جی‌فیل... خیلی از دی‌جی...

330
00:17:40,160 --> 00:17:41,920
‫خیلی‌خب، دی‌جی‌فیل،
‫خواهشا این کار رو با ما نکن.

331
00:17:41,960 --> 00:17:42,960
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫- سلام.

332
00:17:43,000 --> 00:17:44,800
‫- خیلی‌خب.
‫- سلام. سلام!

333
00:17:45,080 --> 00:17:48,920
‫سلام، دی‌جی‌فیل، آدمی که زدیش
‫داره میاد که بزنتت.

334
00:17:48,960 --> 00:17:50,120
‫اوه، اوه، بذار، دی‌جی...

335
00:17:50,160 --> 00:17:52,040
‫- نه، نه، نه، دی‌جی، بذار من...
‫- خیلی‌خب.

336
00:17:52,080 --> 00:17:55,120
‫بیا این یارو رو بکشیم چون می‌خواد
‫دی‌جی‌فیل رو بزنه.

337
00:17:55,160 --> 00:17:56,840
‫- باشه.
‫- باشه.

338
00:17:57,840 --> 00:17:59,080
‫باید بکشیمش یا می‌شه که...

339
00:17:59,120 --> 00:18:00,960
‫- گمونم.
‫- وای.

340
00:18:01,000 --> 00:18:02,880
‫- ببخشید، ولی...
‫- سم، الان...

341
00:18:02,960 --> 00:18:04,800
‫با لگد طرف رو بیهوش کردی...

342
00:18:04,840 --> 00:18:06,840
‫- هوی، منو زدی! خیلی‌خب.
‫- ببخشید. متوجه شدم.

343
00:18:06,880 --> 00:18:07,880
‫ببخشید ولی...

344
00:18:07,920 --> 00:18:10,640
‫گمونم با لگد زدن پشت پاش کشتیش.

345
00:18:10,800 --> 00:18:11,880
‫چطور این کار رو کردی؟

346
00:18:11,920 --> 00:18:15,840
‫فقط خیلی هیجان زده بودم که
‫یه نفر ممکن بود بخواد...

347
00:18:15,880 --> 00:18:18,880
‫دی‌جی‌فیل، پیاممون رو گرفتی؟

348
00:18:18,960 --> 00:18:23,200
‫احتمالا فیلمی که سم درست کرد
‫ و پخش کرد رو دیدی؟

349
00:18:23,880 --> 00:18:25,240
‫- دیدم، واسه همین...
‫- یه فیلم استخدام پخش کرد.

350
00:18:25,280 --> 00:18:28,120
‫- بیا. بفرما.
‫- آره، کاملا.

351
00:18:28,480 --> 00:18:31,120
‫سعی می‌کنم اینجا یکم کنترل به دست بیارم.

352
00:18:31,160 --> 00:18:32,800
‫- باشه.
‫- خوبه.

353
00:18:32,840 --> 00:18:35,240
‫خیلی جی‌تی‌ای بازی نکردی؟

354
00:18:35,280 --> 00:18:37,280
‫نه خیلی. نه خیلی.

355
00:18:37,320 --> 00:18:38,560
‫- باشه.
‫- نه.

356
00:18:38,600 --> 00:18:41,680
‫مدیربرنامه‌ی نویسنده‌ها و مادر هستم،
‫ و عاشق هملتم.

357
00:18:41,760 --> 00:18:43,960
‫و به نظر این تنها فرصتمه که...

358
00:18:44,000 --> 00:18:45,920
‫در حال حاضر بتونم واسه هملت مصاحبه بدم.

359
00:18:46,000 --> 00:18:50,120
‫که وارد جی‌تی‌ای برادرزاده‌ام بشم.

360
00:18:50,160 --> 00:18:51,880
‫- وای.
‫- باشه.

361
00:18:51,960 --> 00:18:54,880
‫وای. یه نفر جدا جواب داد مارک.

362
00:18:55,040 --> 00:18:57,440
‫خیلی‌خب، باشه. سلام دی‌جی‌فیل.

363
00:18:57,480 --> 00:18:59,800
‫سعی می‌کنم یه نمای خوب از شما داشته باشم.

364
00:18:59,960 --> 00:19:04,080
‫«آنچه کرده‌ام که شاید سرشت، شرافت
‫ و آرامش تو را آزرده،

365
00:19:04,160 --> 00:19:06,960
‫اینجا اعلام می‌کنم که از سر دیوانگی بود.

366
00:19:07,920 --> 00:19:09,920
‫آیا هملت به لائرتس ستم کرد؟

367
00:19:10,600 --> 00:19:12,400
‫هرگز هملت چنین نکرد.

368
00:19:12,440 --> 00:19:14,920
‫اگر هملت از خود بیگانه شود...

369
00:19:14,960 --> 00:19:16,920
‫و آن هنگام که خود نیست،
‫به لائرتس ستم کند...

370
00:19:16,960 --> 00:19:19,200
‫پس این کار از هملت سر نزده است.

371
00:19:20,640 --> 00:19:25,640
‫من این چالش را با آغوش باز می‌پذیرم
‫و همچون برادری صادقانه مبارزه می‌کنم.

372
00:19:25,680 --> 00:19:27,360
‫«شمشیرها را بیاورید. بیایید.»

373
00:19:28,000 --> 00:19:29,080
‫«بیا...»

374
00:19:29,120 --> 00:19:31,000
‫«یکی برای من.»

375
00:19:33,360 --> 00:19:37,360
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫بوم، بوم!

376
00:19:37,440 --> 00:19:39,320
‫وای. زدی منو.

377
00:19:39,360 --> 00:19:41,840
‫دی‌جی‌فیل با شات‌گان من رو زد.

378
00:19:44,600 --> 00:19:46,520
‫جالبه که از دید ملت چقدر خنده‌داره...

379
00:19:46,560 --> 00:19:48,720
‫وقتی هم رو با تیر توی این بازی می‌زنن.

380
00:19:49,280 --> 00:19:52,080
‫بیا زود، بیا بریم سراغ کلادیوس.

381
00:20:10,800 --> 00:20:14,280
‫عالی بود نه؟ به نظرم خیلی خوب می‌تونه...

382
00:20:14,360 --> 00:20:17,440
‫- اگه قرار باشه جنسیت‌ها رو عوض کنیم.
‫- آره، قطعا.

383
00:20:17,520 --> 00:20:21,400
‫یعنی می‌تونه لائرتس خیلی خوبی بشه به نظرم.

384
00:20:21,440 --> 00:20:23,000
‫- آره.
‫- بیا بریم...

385
00:20:23,080 --> 00:20:24,680
‫بیا یهویی بریم پیشش،
‫بیا سوپرایزش کنیم...

386
00:20:24,720 --> 00:20:27,920
‫و یهویی بگیم «گوش کن هی،
‫می‌خوایم استخدامت کنیم.»

387
00:20:30,080 --> 00:20:31,920
‫هی، هی، هی، ببین کیه!

388
00:20:32,280 --> 00:20:33,280
‫دی‌جی‌فیل...

389
00:20:33,320 --> 00:20:35,000
‫یا نمونی، حالت چطوره؟

390
00:20:36,400 --> 00:20:37,560
‫نه، نمونی نیست.

391
00:20:38,360 --> 00:20:39,360
‫چی؟

392
00:20:39,960 --> 00:20:41,360
‫نه، اون عمم بود.

393
00:20:42,440 --> 00:20:44,560
‫- عمه‌ات؟
‫- آره.

394
00:20:44,640 --> 00:20:46,520
‫با عمه‌ات چیکار کردی؟

395
00:20:46,560 --> 00:20:49,240
‫خب... من الان سرکارم...

396
00:20:49,280 --> 00:20:51,640
‫و اون داره برمی‌گرده لندن.

397
00:20:51,720 --> 00:20:53,520
‫یعنی نمی‌تونه که...

398
00:20:53,560 --> 00:20:55,880
‫در آینده از اکانتت استفاده کنه؟

399
00:20:55,920 --> 00:20:57,680
‫متاسفانه.

400
00:20:59,920 --> 00:21:01,080
‫وای.

401
00:21:05,160 --> 00:21:09,640
‫[روز دوم مصاحبه‌ها]
‫خب حدسی بخوایم بگیم،
‫می‌دونی چند نفر میان؟

402
00:21:09,680 --> 00:21:12,240
‫گفتی یه سری ناشناس از اینستاگرام میان؟
‫آره؟

403
00:21:12,280 --> 00:21:15,280
‫خب آره. گفتم.

404
00:21:15,320 --> 00:21:16,440
‫ولی...

405
00:21:17,720 --> 00:21:20,360
‫- ولی...
‫- رسیدیم. مارک اونجاست.

406
00:21:20,400 --> 00:21:22,440
‫- خب منتظریم که...
‫- یه نفر دیگه، آره؟

407
00:21:22,480 --> 00:21:28,520
‫آره، واسه نورا که یه نقش‌آفرین جی‌تی‌ایه.

408
00:21:28,560 --> 00:21:31,160
‫خیلی جذاب به نظر می‌رسه.

409
00:21:31,240 --> 00:21:32,920
‫- اومدی.
‫- سلام!

410
00:21:33,000 --> 00:21:34,560
‫سلام!

411
00:21:34,600 --> 00:21:37,800
‫خوش اومدی. به این دیوانگی
‫ که قراره بکنیم خوش‌ اومدی دیگه.

412
00:21:37,840 --> 00:21:41,720
‫توی کار خرده‌فروشیم دیگه یعنی...
‫توی خرده‌فروشی کار می‌کنم...

413
00:21:41,760 --> 00:21:44,760
‫و خیلی باکلاس نیست دیگه.
‫درواقع ازش متنفرم.

414
00:21:45,360 --> 00:21:48,280
‫و خیلی دوست داشتم که بازیگری بکنم.

415
00:21:48,320 --> 00:21:50,160
‫درواقع کلاس نهم هم هملت رو اجرا کردم.

416
00:21:50,280 --> 00:21:51,480
‫جدا؟

417
00:21:51,520 --> 00:21:53,200
‫باشه.

418
00:21:53,240 --> 00:21:55,240
‫«در تب و جنون سوخته‌ام.

419
00:21:55,280 --> 00:21:59,280
‫آه، وای بر من
‫که آنچه را دیده‌ام، دیده‌ام...

420
00:21:59,960 --> 00:22:01,760
‫«و اکنون آنچه را می‌بینم، ببینم!»

421
00:22:02,480 --> 00:22:04,760
‫- خیلی خوب بود!
‫- می‌شه بگم که یعنی...

422
00:22:04,840 --> 00:22:08,360
‫واسه کسی که رسما فقط خوندتش و...

423
00:22:08,800 --> 00:22:12,680
‫خیلی خیلی قشنگ گفتیش.

424
00:22:12,760 --> 00:22:14,160
‫مرسی.

425
00:22:14,200 --> 00:22:15,800
‫- آره!
‫- آره.

426
00:22:15,840 --> 00:22:16,960
‫سلام.

427
00:22:17,800 --> 00:22:20,680
‫وای! خیلی...

428
00:22:20,720 --> 00:22:23,400
‫ورود جالبی بود.

429
00:22:23,440 --> 00:22:25,000
‫درسته!

430
00:22:25,320 --> 00:22:26,640
‫سلام نمو، چطوری؟

431
00:22:26,680 --> 00:22:27,720
‫سلام.

432
00:22:27,760 --> 00:22:28,800
‫سلام.

433
00:22:28,840 --> 00:22:30,600
‫عجب استایل خفنی داره.

434
00:22:30,640 --> 00:22:31,960
‫مرسی. یه...

435
00:22:32,000 --> 00:22:34,440
‫برداشت مدرن از مرکوتیوئه.

436
00:22:34,920 --> 00:22:36,440
‫خیلی‌خب عالیه. خوشم اومد.

437
00:22:36,480 --> 00:22:38,720
‫می‌تونی شاه صدام کنی.

438
00:22:43,560 --> 00:22:47,280
‫خب من تیلی‌ام. اصالتا اهل کامبریام.
‫[تیلی - تیلی‌سیل]

439
00:22:55,000 --> 00:22:58,200
‫خب اسمم گرثه. اسم اینترنتیم تورکوماسه.

440
00:22:58,280 --> 00:23:02,520
‫از بچگیم خوره‌ی بازی و شکسپیرم.
‫[گرث - تورکوماس]

441
00:23:02,600 --> 00:23:04,680
‫توی اینترنت آدم اصلا نمی‌دونه
‫یکی چه شکلیه...

442
00:23:04,720 --> 00:23:07,480
‫ولی چهره‌ام خوراک رادیو‌ئه و
‫ صدام خوراک نمایش بی‌صدا.

443
00:23:07,520 --> 00:23:09,080
‫و اصلا قرار نبود نقش عاشقانه‌ای بازی کنم.

444
00:23:13,720 --> 00:23:15,840
‫و چند سالی توی کاخ همپتون کورت...

445
00:23:15,880 --> 00:23:18,600
‫در آشپزخانه‌ی سلطنتی گوشت کباب می‌کردم.

446
00:23:18,720 --> 00:23:18,760
‫خب چرا خودم رو معرفی نکنم؟
‫حتما. من جن هستم.
‫[جن - پرونس‌نس]

447
00:23:18,760 --> 00:23:21,120
‫خب چرا خودم رو معرفی نکنم؟
‫حتما. من جن هستم.
‫[جن - پرونس‌نس]

448
00:23:21,160 --> 00:23:26,320
‫اگه اهل بازی‌های دیگه باشین توی
‫ اوورواچ من رو به اسم «فاراح» می‌شناسن.

449
00:23:26,640 --> 00:23:28,240
‫- وای!
‫- عمرا!

450
00:23:28,280 --> 00:23:30,520
‫- آره، پس...
‫- عمرا!

451
00:23:30,560 --> 00:23:34,960
‫وای. خیلی پیش اومده با موشک‌هات
‫ از آسمان من رو بکشی.

452
00:23:38,560 --> 00:23:41,480
‫و یه آدم ناشناس توی جلسه هست که...

453
00:23:41,520 --> 00:23:44,040
‫می‌خواد بهمون ملحق بشه،
‫که ببینیم چطور پیش می‌ره.

454
00:23:44,120 --> 00:23:45,800
‫گمونم خودشه که اومد.

455
00:23:45,840 --> 00:23:47,760
‫لباس آدم‌فضایی پوشیده.

456
00:23:47,800 --> 00:23:50,360
‫- پارتب‌موس‌میر.
‫- خیلی‌خب، باشه.

457
00:23:50,400 --> 00:23:52,600
‫- اومد! وای.
‫- عالیه.

458
00:23:52,640 --> 00:23:55,760
‫- ماشین خوبی داره.
‫- عجب! ببین طرف رو.

459
00:23:55,800 --> 00:23:58,120
‫- سلام رفیق!
‫- وای.

460
00:23:58,160 --> 00:24:00,000
‫- قراره...
‫- عاشق لباسشم.

461
00:24:00,040 --> 00:24:01,840
‫- باهاش دوست بشیم؟
‫- خیلی باحاله.

462
00:24:01,880 --> 00:24:03,800
‫ما داریم تئاتر هملت رو اجرا می‌کنیم...

463
00:24:03,840 --> 00:24:05,400
‫و امروز مصاحبه کاری داریم.

464
00:24:05,440 --> 00:24:07,960
‫پس اگه می‌خوای می‌تونی بیای مصاحبه بدی.

465
00:24:08,000 --> 00:24:10,320
‫- یا صرفا می‌تونی تماشا کنی.
‫- آره.

466
00:24:10,360 --> 00:24:12,520
‫- می‌خوای مصاحبه بدی؟
‫- وای!

467
00:24:12,520 --> 00:24:16,000
‫سخنرانی‌ای... سخن...
‫سخنرانی‌ای از شکسپیر بلدی؟

468
00:24:17,560 --> 00:24:19,320
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- آره.

469
00:24:19,360 --> 00:24:23,040
‫- دست توی دماغم می‌کنم و مواد می‌زنم.
‫- خیلی‌خب.

470
00:24:23,120 --> 00:24:26,040
‫این‌طوری. بعد تو من رو بزن.
‫الان بزن. بیا.

471
00:24:28,080 --> 00:24:32,280
‫عوضی... دندونم رو شکستی.
‫حالا باید دندون طلا بخرم.

472
00:24:32,440 --> 00:24:34,080
‫خیلی‌خب، پارتب.

473
00:24:34,120 --> 00:24:36,840
‫پارتب، می‌خوای سخنرانی شکسپیرت رو بگی؟

474
00:24:38,200 --> 00:24:42,080
‫چیزی پیدا نکردم. نمی‌دونم چطوری پیدا کنم.

475
00:24:42,120 --> 00:24:45,320
‫گوش کن، تا وقتی توی گوگل یکی پیدا کنی...

476
00:24:45,400 --> 00:24:48,120
‫لیزی، می‌خوای تو امتحان کنی؟

477
00:24:48,600 --> 00:24:50,400
‫مرسی که صبوری لیزی.

478
00:24:50,440 --> 00:24:52,960
‫اشکالی نداره. خوبم.

479
00:24:53,040 --> 00:24:57,880
‫لیزی، می‌شه یکم از خودت واسمون بگی لطفا؟

480
00:24:57,920 --> 00:25:00,880
‫یا وفداگ، یا هر اسمی که
‫ دوست داری صدات کنیم.

481
00:25:02,320 --> 00:25:12,800
‫سلام. آره، من، من لیزیم
‫ و توی بازیم وفداگ هستم.
‫[لیزی - وفداگ]

482
00:25:13,400 --> 00:25:16,200
‫و توی لندن زندگی می‌کنم...

483
00:25:16,240 --> 00:25:17,760
‫لندن، وای!

484
00:25:17,840 --> 00:25:18,840
‫هیس، هیس، هیس!

485
00:25:19,000 --> 00:25:21,240
‫- بگو.
‫- خیلی‌خب.

486
00:25:24,240 --> 00:25:28,040
‫«کار ما بیش از حد خون‌بار
‫به نظر خواهد رسید، کایوس کاسیوس...»

487
00:25:28,120 --> 00:25:30,920
‫«اگر سر را جدا کنیم
‫و سپس اندام‌ها را تکه‌تکه کنیم...»

488
00:25:31,000 --> 00:25:34,680
‫«چون خشمی در مرگ
‫و حسادتی پس از آن خواهد بود...»

489
00:25:34,720 --> 00:25:38,040
‫«و آنتونی چیزی جز یکی از
‫اندام‌های سزار نیست.»

490
00:25:38,080 --> 00:25:42,920
‫«بیایید او را با شجاعت بکشیم،
‫اما نه از سر خشم.»

491
00:25:42,960 --> 00:25:46,760
‫«کایوس، ما همگی
‫در برابر روح سزار ایستاده‌ایم...»

492
00:25:46,840 --> 00:25:48,920
‫«و در روح آدمی، خونی نیست.»

493
00:25:50,080 --> 00:25:55,120
‫«آه، کاش می‌توانستیم به روح سزار برسیم
‫بی‌آنکه پیکرش را تکه‌تکه کنیم...»

494
00:25:55,160 --> 00:25:57,320
‫«اما حیف...»

495
00:25:58,440 --> 00:26:00,440
‫«سزار باید برایش خون بریزد.»

496
00:26:04,480 --> 00:26:06,760
‫قشنگ بود. عالی بود. محشر.

497
00:26:06,840 --> 00:26:11,160
‫خیلی باحال بود. خیلی خفن بود.
‫خفن بود نه؟

498
00:26:11,240 --> 00:26:14,880
‫آره، جذبم کردی، جذبم کردی راستش...

499
00:26:17,880 --> 00:26:21,640
‫تمرکزم رو جذب کردی. من اختلال حواس
‫دارم و نمی‌تونم تمرکز کنم...

500
00:26:21,720 --> 00:26:23,960
‫ولی در واقع تونستی کاری کنی
‫ که روت تمرکز کنم.

501
00:26:24,000 --> 00:26:27,520
‫- وای خیلی...
‫- من هم اختلال خواس دارم. ایول!

502
00:26:27,560 --> 00:26:29,040
‫واقعا؟

503
00:26:29,120 --> 00:26:30,800
‫خیلی خوبه. خیلی بازخورد خوبی بود.

504
00:26:30,840 --> 00:26:34,040
‫- بازخورد محشری بود.
‫- بازخورد عالی‌ای بود.

505
00:26:34,080 --> 00:26:36,160
‫هر وقت که حاضر بودی پارتب.

506
00:26:36,240 --> 00:26:39,560
‫چون اصلا خبر نداریم کی ممکنه
‫یه نفر بیاد که مزاحممون بشه.

507
00:26:39,600 --> 00:26:43,240
‫پس می‌گم شروع کن.
‫هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.

508
00:26:43,280 --> 00:26:55,320
‫سخته. انگلیسی من خیلی... نه، نه.
‫[پارتب‌موس‌میر]

509
00:26:55,360 --> 00:26:58,720
‫خب اصالتا اهل تونسم.

510
00:26:58,760 --> 00:27:03,760
‫عربم. ولی نیمه فنلاندیم.

511
00:27:03,840 --> 00:27:06,880
‫نیمه فنلاندی و نیمه تونسی؟

512
00:27:06,920 --> 00:27:08,560
‫- آهان باشه.
‫- خوبه.

513
00:27:21,280 --> 00:27:23,680
‫چون هر روز دوشنبه باهاش فوتبال بازی می‌کنم.

514
00:27:24,320 --> 00:27:28,000
‫باشه، هر وقت حاضر بودی. عجله نکن. بگو.

515
00:27:28,720 --> 00:27:32,400
‫«نه، یاگو، پیش از آن‌که
‫شک کنم، باید ببینم...»

516
00:27:34,280 --> 00:27:37,160
‫«و آن گاه که شک کنم، باید اثبات شود.»

517
00:27:38,840 --> 00:27:39,960
‫«و با آن اثبات...»

518
00:27:41,280 --> 00:27:42,960
‫«چیزی جز این باقی نمی‌ماند...»

519
00:27:44,680 --> 00:27:46,200
‫«رهایی آنی از عشق...»

520
00:27:47,560 --> 00:27:48,640
‫«یا حسادت.»

521
00:27:53,960 --> 00:27:55,680
‫وای! وای!

522
00:28:02,080 --> 00:28:03,840
‫عالی!

523
00:28:06,120 --> 00:28:08,840
‫گمونم. وای. یعنی... یعنی...

524
00:28:08,880 --> 00:28:12,520
‫خیلی از چیزی که فکر کردم بهتر پیش رفت.
‫صادقانه نظر می‌دم.

525
00:28:12,600 --> 00:28:15,200
‫یعنی استاندارد انقدر بالا بود.
‫خیلی مسخره بود.

526
00:28:15,240 --> 00:28:18,280
‫دیپو حرف نداشت. آره. آره.

527
00:28:18,320 --> 00:28:20,200
‫فکر می‌کنم، یه جورهایی فکر می‌کنم...

528
00:28:20,320 --> 00:28:21,320
‫باید نقش هملت رو بازی کنه.

529
00:28:21,400 --> 00:28:23,000
‫چیزی که در مورد دیپو خیلی دوست دارم...

530
00:28:23,040 --> 00:28:25,440
‫اینه که خیلی کنترل بالایی روی صداش داره...

531
00:28:25,720 --> 00:28:26,800
‫آره.

532
00:28:26,840 --> 00:28:30,560
‫یعنی به آرامی حرف می‌زنه،
‫ولی توی صداش قدرت داره.

533
00:28:30,600 --> 00:28:34,800
‫یه جورهایی خیلی در مرکز بود و...
‫ما رو جذب می‌کرد.

534
00:28:34,840 --> 00:28:37,840
‫یعنی ملت دورمون جمع می‌شدن، مارک.

535
00:28:38,320 --> 00:28:42,240
‫می‌خوام ببینم چه فکری می‌کنین
‫اگه می‌اومدیم اینجا...

536
00:28:42,280 --> 00:28:43,960
‫به عنوان یه ورود...

537
00:28:44,480 --> 00:28:47,400
‫- چطوری می‌شد.
‫- خوشحالم می‌بینمت رئیس.

538
00:28:48,360 --> 00:28:50,240
‫وای. اونجا نوشتی السینور.

539
00:28:50,280 --> 00:28:51,400
‫آره.

540
00:28:51,440 --> 00:28:52,800
‫چطوری؟

541
00:28:52,840 --> 00:28:56,040
‫چون می‌تونی اسم سازمانت رو عوض کنی.

542
00:28:56,080 --> 00:29:01,520
‫آهان! این خیلی... خفنه رفیق.

543
00:29:01,600 --> 00:29:03,840
‫- خیلی خفنه.
‫- چه خبر؟

544
00:29:03,880 --> 00:29:09,280
‫و 250 هزار دلار هزینه‌اش بود می‌دونی.
‫به نظرم ارزشش رو داره.

545
00:29:09,320 --> 00:29:11,320
‫هی رفیق!

546
00:29:11,400 --> 00:29:16,320
‫[اولین تمرین]
‫اینجا دفترمه. بفرمایید نوشیدنی بخورید.
‫اگه خواستید اینجا همه چی هست.

547
00:29:16,440 --> 00:29:18,600
‫می‌شه من هری‌ پاتر باشم؟

548
00:29:18,840 --> 00:29:20,920
‫هری‌ پاتر؟ باشه.

549
00:29:21,000 --> 00:29:22,320
‫نیست؟

550
00:29:22,640 --> 00:29:24,920
‫هری پاتر توی هملت نیست؟

551
00:29:24,960 --> 00:29:27,840
‫نه، هری پاتر توی هملت نیست.

552
00:29:28,120 --> 00:29:29,400
‫توی این نسخه نیست.

553
00:29:29,440 --> 00:29:32,760
‫می‌خوای بیای و یه اجرا از هملت رو ببینی؟

554
00:29:36,520 --> 00:29:38,840
‫الان راستش وقت ندارم.

555
00:29:40,080 --> 00:29:43,120
‫خیلی‌خب، منطقیه. همین‌طوری
‫ادامه بدیم؟ خوبه؟

556
00:29:43,160 --> 00:29:45,080
‫راستش واقعا خیلی هیجان دارم.

557
00:29:45,640 --> 00:29:49,240
‫یعنی هرکسی که اینجا نقش داره
‫واقعا خیلی استعداد داره...

558
00:29:49,320 --> 00:29:51,720
‫و واقعا خوشحالم که توش نقش دارین.

559
00:29:52,080 --> 00:29:54,120
‫و در مورد موضوع محافظت کلی...

560
00:29:54,200 --> 00:29:57,280
‫می‌دونم یکم عجیبه که هملت رو
‫ توی جی‌تی‌ای اجرا کنیم...

561
00:29:57,320 --> 00:30:01,440
‫می‌خوایم که تمام فضاهای تمرینمون
‫یه جای امن و راحت باشن.

562
00:30:02,160 --> 00:30:05,560
‫آره، مثلا وقتی که آدم تیر می‌خوره
‫ یا چیزی، می‌دونی دیگه.

563
00:30:05,840 --> 00:30:07,200
‫«به من گوش کن.»

564
00:30:07,800 --> 00:30:08,800
‫«گوش می‌سپارم.»

565
00:30:09,520 --> 00:30:11,320
‫«زمان من به‌زودی فرا می‌رسد...»

566
00:30:11,360 --> 00:30:15,600
‫«که باید خود را به شعله‌های گوگردین
‫و عذاب‌آور بسپارم.»

567
00:30:15,640 --> 00:30:19,680
‫«تمام خاطرات و ثبت‌های بیهوده،
‫تمام گفته‌های کتاب‌ها...»

568
00:30:19,720 --> 00:30:22,680
‫«تمام اشکال، تمام نقش‌های
‫ گذشته که جوانی...»

569
00:30:22,720 --> 00:30:24,480
‫«و تجربه در ذهنم ثبت کرده‌اند،
‫ خواهم زدود...»

570
00:30:24,560 --> 00:30:26,200
‫فردداگ. نه، نه، نه!

571
00:30:26,240 --> 00:30:28,120
‫نکشش. هملته.

572
00:30:28,160 --> 00:30:30,000
‫هی! ای بابا...

573
00:30:31,520 --> 00:30:33,400
‫- فردداگ!
‫- ای وای.

574
00:30:33,440 --> 00:30:35,920
‫تف توش... یعنی چی.

575
00:30:35,960 --> 00:30:40,400
‫- فردداگ کثافت!
‫- عوضی آشغال!

576
00:30:40,480 --> 00:30:43,120
‫و این چیزها رو حین پروسه باید کشف کنیم...

577
00:30:43,160 --> 00:30:45,760
‫و حین پروسه‌ی تمرین کشفشون می‌کنیم...

578
00:30:45,800 --> 00:30:49,880
‫لحظه‌هایی که خطرناکن و ممکنه
‫جریانش مختل بشه...

579
00:30:49,920 --> 00:30:53,240
‫یعنی یه نفری گندی بزنه یا چنین چیزی.

580
00:30:53,680 --> 00:30:55,880
‫دیپو، ببخشید که مزاحمت شدن.

581
00:30:59,360 --> 00:31:04,840
‫«کاش این پیکر سخت و زمخت، آب می‌شد،
‫می‌گداخت و به شبنم بدل می‌گشت!»

582
00:31:05,880 --> 00:31:11,200
‫«یا کاش ازلی جاویدان فرمانی
‫بر منع خودکشی صادر نکرده بود!»
‫[پرده اول، صحنه‌ی دوم، خودگویی اول هملت]

583
00:31:11,640 --> 00:31:16,720
‫«چه‌قدر همه چیز این دنیا خسته‌کننده،
‫کهنه، پوچ و بیهوده به نظرم می‌رسد!»

584
00:31:16,800 --> 00:31:19,400
‫آره، خوبه. غریزه‌ی خوبی داری دیپو.

585
00:31:19,440 --> 00:31:21,920
‫وقتی فکر جدیدی به ذهنش میاد...

586
00:31:21,960 --> 00:31:26,160
‫وقت خوبیه که حرکتی یا بازخورد
‫فیزیکی‌ای اضافه کنی که روش تاکید کنی.

587
00:31:26,200 --> 00:31:31,200
‫درواقع الان تمرکز روی بخش فنی
‫ داستان خیلی مهم‌تره.

588
00:31:31,240 --> 00:31:32,560
‫- خیلی‌خب، باشه.
‫- حتما.

589
00:31:32,600 --> 00:31:34,680
‫سخته که...

590
00:31:36,480 --> 00:31:38,920
‫که هر نوع جریانی پیدا کنم.

591
00:31:46,360 --> 00:31:47,880
‫بفرما.

592
00:31:56,520 --> 00:32:00,120
‫«مدتی است که نمی‌دانم چرا...»

593
00:32:07,160 --> 00:32:09,400
‫ببخشید. عالیه!

594
00:32:09,440 --> 00:32:11,040
‫ولی اگه خودت رو نکشی بهتره.

595
00:32:14,440 --> 00:32:16,280
‫ازشون چی می‌خوای؟

596
00:32:17,520 --> 00:32:18,960
‫صرفا می‌خوای که بیان؟

597
00:32:21,680 --> 00:32:23,400
‫باید رضایت کله‌گنده‌ها رو جلب کنیم.

598
00:32:23,480 --> 00:32:25,120
‫تئاتر ملی عزیز...

599
00:32:26,000 --> 00:32:30,720
‫سلام. آره. می‌شه با رئیس بخش
‫ دیجیتال حرف بزنم؟

600
00:32:32,000 --> 00:32:34,200
‫آره، آره.

601
00:32:35,600 --> 00:32:36,800
‫آره، سم کرین هستم.

602
00:32:37,320 --> 00:32:38,640
‫سم کرین.

603
00:32:40,640 --> 00:32:44,200
‫آره، نه، نه، نه، گفته بود باهام تماس
‫ می‌گیره، و نگرفته، واسه همین...

604
00:33:00,680 --> 00:33:04,400
‫شاید بتونیم اوایل اجرا رو بازی کنیم.

605
00:33:05,040 --> 00:33:07,920
‫این پایین، وقتی میای این پایین
‫به ایستگاه مترو می‌رسی.

606
00:33:07,960 --> 00:33:09,840
‫یعنی قطار مثل مترو؟

607
00:33:10,720 --> 00:33:12,920
‫و اون قسمت‌هایی که مثلا می‌گه «کی آنجاست؟»

608
00:33:12,960 --> 00:33:16,880
‫ممکنه که مثلا یه قطار مترو باشه
‫که میاد می‌دونی...

609
00:33:16,920 --> 00:33:18,360
‫گمونم یه فضای خاصی داره.

610
00:33:19,280 --> 00:33:21,920
‫آهان، باشه. مرسی. خداحافظ.

611
00:33:21,960 --> 00:33:24,400
‫قطار شلوغ بهانه‌ای نیست که رفتار زشتی...

612
00:33:24,520 --> 00:33:27,320
‫یکم مثل کانادا واتره.

613
00:33:27,400 --> 00:33:29,280
‫آره گمونم کل قضیه...

614
00:33:29,600 --> 00:33:30,600
‫وای!

615
00:33:31,320 --> 00:33:33,280
‫دیپو اومد.

616
00:33:33,360 --> 00:33:36,160
‫راستش تا حالا اصلا اینجا نیومدم.
‫خیلی خیلی...

617
00:33:36,200 --> 00:33:38,880
‫- باحاه. واقعا قشنگه.
‫- من هم نیومدم.

618
00:33:38,920 --> 00:33:41,240
‫در حالی که اینجا همه...

619
00:33:41,280 --> 00:33:43,320
‫و می‌دونی چیه، بذار فقط بگم...

620
00:33:43,400 --> 00:33:47,560
‫می‌دونی، کیفیتی که به عنوان
‫ هملت داری واقعا خاصه.

621
00:33:48,040 --> 00:33:51,320
‫خوبه. مرسی بچه‌ها. ممنونم. ممنونم.

622
00:33:51,360 --> 00:33:53,520
‫ولی خواستم بیام و باهاتون در مورد...

623
00:33:53,560 --> 00:33:55,520
‫در مورد چیز حرف بزنم...

624
00:33:56,360 --> 00:33:58,160
‫که واقعا...

625
00:33:58,200 --> 00:34:00,320
‫از کاری که تا الان کردیم لذت بردم و
‫ خیلی خوش گذشته...

626
00:34:00,360 --> 00:34:02,680
‫که هملت رو به این شیوه بررسی کنیم.

627
00:34:02,720 --> 00:34:04,720
‫در زندگی واقعیم به عنوان یه انسان واقعی...

628
00:34:04,800 --> 00:34:07,240
‫موفق شدم که اخیرا شغلی به دست بیارم.

629
00:34:07,320 --> 00:34:10,160
‫گمونم داره برنامه‌ریزی زمانیش و
‫ این‌ها تازه به دستم می‌رسه.

630
00:34:10,240 --> 00:34:12,680
‫و گمونم نمی‌رسم که هملت رو...

631
00:34:12,720 --> 00:34:15,280
‫همراه اون انجام بدم.

632
00:34:15,320 --> 00:34:17,920
‫یعنی فکر نمی‌کنم وقت لازمش
‫ رو داشته باشم که...

633
00:34:17,960 --> 00:34:21,480
‫نقش هملت رو توی این تئاتر اجرا کنم.

634
00:34:24,320 --> 00:34:27,840
‫- نظری؟ پرسشی؟ سوالی؟
‫- درسته..

635
00:34:29,040 --> 00:34:32,320
‫درسته، خب... این یکم کارمون
‫ رو کند می‌کنه...

636
00:34:32,360 --> 00:34:34,520
‫ولی می‌تونیم یه کاریش بکنیم.

637
00:34:34,560 --> 00:34:37,080
‫ولی صرفا محض اطمینان،
‫وقت نداری نقش هملت رو اجرا کنی...

638
00:34:37,160 --> 00:34:40,600
‫ولی وقت داری یه نقش کوچیک‌تر رو اجرا کنی؟

639
00:34:40,720 --> 00:34:41,880
‫آره، آره، حتما.

640
00:34:41,920 --> 00:34:47,040
‫یعنی اگه نقش کوچیک‌تری باشه
‫که شما داشته باشین...

641
00:34:47,120 --> 00:34:49,640
‫خب ممنون که بهمون خبر دادی.
‫کاملا درک می‌کنیم.

642
00:34:49,720 --> 00:34:52,720
‫بابت شغل واقعیت تبریک می‌گم.

643
00:34:53,640 --> 00:34:54,920
‫زندگی واقعیم!

644
00:34:54,960 --> 00:34:57,480
‫آره، کاملا، کاملا درک می‌کنیم.

645
00:34:57,520 --> 00:35:00,000
‫همون‌طور که گفتم، می‌دونی، اگه...

646
00:35:00,040 --> 00:35:05,440
‫اگه کسی هم می‌خواست ما رو استخدام کنه
‫قبول می‌کردیم، ولی آره دیگه...

647
00:35:05,520 --> 00:35:08,840
‫عالی بود. واقعا واقعا واست خوشحالم رفیق.

648
00:35:08,920 --> 00:35:12,080
‫خیلی... باحال بود.

649
00:35:12,120 --> 00:35:14,840
‫مرسی. وای. این... ببخشید،
‫ کاملا از بحث خارج بود.

650
00:35:14,880 --> 00:35:19,160
‫- قطار واقعیه؟
‫- آره، آره...

651
00:35:19,240 --> 00:35:22,480
‫خیلی حرکت بدیه که برم
‫ سوار قطار بشم و برم؟

652
00:35:22,520 --> 00:35:25,600
‫چون... اصلا آخه کجا می‌ره؟ یعنی...
‫خیلی‌خب.

653
00:35:25,640 --> 00:35:28,480
‫اصلا مطمئن نیستیم، ولی می‌دونی چیه؟

654
00:35:28,520 --> 00:35:31,360
‫راستش نکته خوبی به نظر می‌رسه،
‫چون مثلا...

655
00:35:31,440 --> 00:35:34,160
‫اگه قرار نیست نقش هملت رو بازی کنی
‫ دیگه دلیلی نداره که تمرین کنی.

656
00:35:34,240 --> 00:35:35,920
‫باید دوباره بهش فکر کنیم.

657
00:35:35,960 --> 00:35:40,760
‫آره. ممنون که...
‫حین رفتن بهم شلیک کردی، ولی...

658
00:35:40,840 --> 00:35:43,280
‫نه جدی رفیق. مرسی که بهمون خبر دادی.

659
00:35:43,320 --> 00:35:47,160
‫آره، می‌بینمت دیگه. وای!
‫قطارش صبر نداشت.

660
00:35:53,840 --> 00:35:56,080
‫خب تف  توش دیگه.

661
00:35:56,320 --> 00:35:58,920
‫- خیلی‌خب.
‫- آره، خب...

662
00:36:00,920 --> 00:36:02,240
‫وای.

663
00:36:02,280 --> 00:36:05,680
‫یکم روی مخه درواقع، چون مثلا...

664
00:36:07,400 --> 00:36:11,400
‫مثلا هیچکس الان در دسترس بودنی
‫ که ما الان لازم داریم رو نداره.

665
00:36:12,200 --> 00:36:15,480
‫دیپو حرف نداشت، یکی از معدود
‫ افرادی بود که...

666
00:36:16,360 --> 00:36:18,160
‫کل دوران پیشمون بود.

667
00:36:18,560 --> 00:36:22,120
‫می‌دونی، بقیه همه یه کار دیگه داشتن.

668
00:36:24,800 --> 00:36:28,880
‫همه‌گیری یه جورهایی داره تموم می‌شه.
‫بیایین امیدوار باشیم.

669
00:36:28,920 --> 00:36:30,600
‫و ملت دارن...

670
00:36:30,960 --> 00:36:32,480
‫شغل واقعی گیر میارن.

671
00:36:32,520 --> 00:36:34,520
‫- آره.
‫- آره.

672
00:36:36,600 --> 00:36:40,200
‫آره خب، یه سری شغل واقعی گیر میارن.
‫ آره.

673
00:36:44,200 --> 00:36:46,200
‫درحالی که ما مشغول انجام...

674
00:36:46,680 --> 00:36:49,040
‫اسمش چیه؟ شغل الکی؟ شغل مسخره؟

675
00:36:51,600 --> 00:36:52,600
‫هر چی که هست، هستیم.

676
00:36:54,720 --> 00:36:55,800
‫آره.

677
00:37:01,880 --> 00:37:05,520
‫داره بهمون یه سرنخی می‌ده،
‫یه نشانه‌ای بهمون می‌ده می‌دونی...

678
00:37:05,600 --> 00:37:09,440
‫دیپو یه شغل واقعی گیر آورده.
‫یه شغل درست و حسابی.

679
00:37:10,840 --> 00:37:14,360
‫آره، یه سرنخی یا نشانه از چی می‌ده؟

680
00:37:14,840 --> 00:37:16,040
‫که این‌ها...

681
00:37:17,200 --> 00:37:18,200
‫که این اصلا چیزی نیست مارک.

682
00:37:18,240 --> 00:37:19,680
‫اصلا چیزی نیست. این...

683
00:37:19,720 --> 00:37:20,920
‫این فقط...

684
00:37:22,080 --> 00:37:24,640
‫یه ایده‌ احمقانه‌ست و...

685
00:37:26,000 --> 00:37:27,600
‫در نهایت قرار نیست جواب بده.

686
00:37:31,520 --> 00:37:33,880
‫که ممکن است باعث تعویق سفر شود.

687
00:37:38,400 --> 00:37:41,600
‫دیپو شغل واقعی گیر آورده.
‫من هم شغل واقعی می‌خوام.

688
00:37:43,640 --> 00:37:46,960
‫کسی اصلا باهام تماس نمی‌گیره.
‫هیچ‌کدوم از تئاترها جوابم رو ندادن.

689
00:37:47,000 --> 00:37:48,160
‫کسی نمیاد.

690
00:37:49,360 --> 00:37:50,640
‫واقعی نیست.

691
00:37:51,520 --> 00:37:53,680
‫آخه، واسه من واقعیه!

692
00:37:59,840 --> 00:38:00,920
‫ببین سم...

693
00:38:01,800 --> 00:38:04,520
‫تو زن داری، بچه داری،
‫داستان‌های دیگه توی زندگیت داری.

694
00:38:04,600 --> 00:38:06,720
‫من ندارم، من هیچ‌کدوم از این‌ها رو ندارم.

695
00:38:08,640 --> 00:38:13,080
‫خودم تنها توی خونه توی قرنطینه نشستم
‫ و هیچ‌کاری نمی‌کنم.

696
00:38:15,160 --> 00:38:16,320
‫شرمنده رفیق.

697
00:38:16,360 --> 00:38:18,720
‫و یکی از معدود کارهایی که تونستم بکنم...

698
00:38:18,800 --> 00:38:23,240
‫که ذهنم رو مشغولش کنم و حواسم رو پرت کنه،
‫این بوده.

699
00:38:24,520 --> 00:38:28,440
‫واسه تو واقعی نیست و حالت بده،
‫و درکت می‌کنم رفیق.

700
00:38:28,520 --> 00:38:31,600
‫چون یکم ضدحاله که دیپو نمی‌تونه بیاد،
‫ولی یه کاریش می‌کنیم.

701
00:38:31,640 --> 00:38:35,840
‫حداقل من تونستم که می‌دونی...
‫یکم از زمانم رو وقف این پروژه کنم.

702
00:38:35,960 --> 00:38:37,600
‫چون اگه نمی‌کردم چیکار می‌کردم؟

703
00:38:37,640 --> 00:38:39,360
‫می‌نشستم و واسه خودم غصه می‌خوردم؟

704
00:38:44,480 --> 00:38:46,760
‫می‌فهمم. ناامیدکننده‌ست.

705
00:38:47,280 --> 00:38:50,360
‫صرفا، نهایت تلاشت رو با
‫ داشته‌هات بکن رفیق.

706
00:38:52,120 --> 00:38:55,120
‫خیلی‌خب، ببخشید رفیق. من... خیلی، آره...

707
00:38:56,960 --> 00:38:59,440
‫چهار هفته وقت داریم.

708
00:38:59,520 --> 00:39:03,160
‫همه در دسترس بودنشون یا در دسترس
‫ نبودنشون رو خوب روشن کردن.

709
00:39:03,200 --> 00:39:07,800
‫گمونم مشکل هملت اینه که عملا
‫کسی که قراره نقش هملت رو بازی کنه...

710
00:39:07,840 --> 00:39:09,920
‫باید واسه تمام تمرین‌ها حاضر باشه.

711
00:39:10,000 --> 00:39:11,480
‫آره.

712
00:39:11,520 --> 00:39:15,720
‫و هیچ‌کس جز من و تو واسه
‫ تمام تمرین‌ها حاضر نیست.

713
00:39:16,480 --> 00:39:18,000
‫باشه.

714
00:39:18,040 --> 00:39:20,840
‫و به نظرم صدام، صدام مناسب
‫این نیست که هملت بشم.

715
00:39:22,120 --> 00:39:23,120
‫و به نظرم صدای تو هست.

716
00:39:23,160 --> 00:39:24,840
‫پس به نظرم تو تنها آدمی هستی که مناسبی.

717
00:39:24,920 --> 00:39:28,720
‫صرفا یه مسئله‌ی کاملا عملیه. وقت کم داریم.

718
00:39:43,200 --> 00:39:44,360
‫گور بابات!

719
00:39:50,840 --> 00:39:52,480
‫اوضاع چطوره؟

720
00:39:52,520 --> 00:39:55,280
‫چند شب گذشته با تلسکوپ مادون قرمز...

721
00:39:55,320 --> 00:39:56,680
‫تصاویر خیلی عجیبی دیدم.

722
00:39:57,080 --> 00:39:59,920
‫البته، نمی‌خوان از موشک‌اندازهای
‫ جدیدشون...

723
00:39:59,960 --> 00:40:01,880
‫روی ژیروکوپتر جدید واتیکان چیزی بدونی.

724
00:40:02,640 --> 00:40:04,640
‫من می‌دونم واقعا چه خبره.

725
00:40:06,080 --> 00:40:07,280
‫سلام...

726
00:40:15,400 --> 00:40:19,080
‫نمی‌دونم.

727
00:40:19,160 --> 00:40:22,720
‫من فقط... فکر نکنم بتونم.

728
00:40:27,080 --> 00:40:28,720
‫تف توش.

729
00:40:38,600 --> 00:40:42,640
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است.»

730
00:40:43,720 --> 00:40:45,480
‫«آیا شریف‌تر آن است که در ذهن...»

731
00:40:45,520 --> 00:40:48,840
‫«رنج فلاخن‌ها و تیرهای
‫بخت ستمگر را تاب آوریم...»

732
00:40:48,880 --> 00:40:49,880
‫این کیه؟

733
00:40:50,200 --> 00:40:52,280
‫آهان، توی حالت غیرفعاله.

734
00:40:54,640 --> 00:40:56,880
‫فیلمش رو نشونم بده... یه لحظه.

735
00:40:57,840 --> 00:41:00,200
‫- سخنرانیم رو شنیدی؟
‫- آره، خیلی خوبه.

736
00:41:00,240 --> 00:41:02,920
‫- نه، دارم از آدم‌های توی بازی می‌‌پرسم.
‫- آهان.

737
00:41:04,280 --> 00:41:07,920
‫- واسش مهم نیست!
‫- واسشون مهم نیست. واسه هیچ‌کس نیست.

738
00:41:08,000 --> 00:41:11,920
‫واسه هیچ‌کس مهم نیست.
‫ از مدیر برنامه خبری نمی‌شه.

739
00:41:11,960 --> 00:41:13,520
‫از چیز خبری نمی‌شه...

740
00:41:13,600 --> 00:41:16,240
‫یه نفر اومد.

741
00:41:16,320 --> 00:41:19,680
‫سخنرانیم رو شنیدی؟ تو رو خدا بهم شلیک نکن.

742
00:41:19,720 --> 00:41:22,360
‫بهم شلیک نکن، بهم شلیک نکن.
‫بهم شلیک نکن. من باهات کاری ندارم.

743
00:41:22,400 --> 00:41:23,680
‫تو رو خدا بهم شلیک نکن.

744
00:41:23,720 --> 00:41:26,960
‫خیلی‌خب، دوباره سخنرانی می‌کنم،
‫مشکلی نداری؟

745
00:41:27,040 --> 00:41:30,160
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است.»

746
00:41:30,240 --> 00:41:31,560
‫«آیا شریف‌تر آن است که در ذهن»

747
00:41:31,600 --> 00:41:34,560
‫«رنج فلاخن‌ها و تیرهای
‫بخت ستمگر را تاب آوریم،»

748
00:41:34,600 --> 00:41:37,920
‫«یا در برابر دریایی از مصائب، سلاح برگیریم
‫و با رویارویی، آن‌ها را پایان دهیم؟»

749
00:41:38,000 --> 00:41:39,320
‫«مردن...»

750
00:41:44,320 --> 00:41:45,680
‫کشت من رو.

751
00:41:46,520 --> 00:41:47,960
‫شاید خیلی خوشش نیومد.

752
00:41:50,960 --> 00:41:52,920
‫نیستم. فقط، خیلی‌خب، فقط دیگه من رو نکش.

753
00:41:52,960 --> 00:41:57,520
‫- عوضی!
‫- می‌شناسیش؟ مال هملته.

754
00:41:58,680 --> 00:42:01,720
‫نمی‌دونم... خوشت اومد یا نه؟

755
00:42:07,080 --> 00:42:09,840
‫تف  توش، گمونم این سخت‌ترین
‫ مصاحبه‌ات بوده باشه.

756
00:42:10,840 --> 00:42:13,240
‫«آیا شریف‌تر آن است که در ذهن...»

757
00:42:13,280 --> 00:42:19,280
‫«رنج فلاخن‌ها و تیرهای
‫بخت ستمگر را تاب آوریم...»

758
00:42:20,120 --> 00:42:23,800
‫«یا در برابر دریایی از مصائب،
‫سلاح برگیریم؟»

759
00:42:23,840 --> 00:42:26,680
‫«و با رویارویی، آن‌ها را پایان دهیم؟»

760
00:42:26,720 --> 00:42:27,840
‫اومد.

761
00:42:28,320 --> 00:42:31,560
‫به نظر من مارک، باید یه جایی
‫ رو پیدا کنیم، نمی‌دونم...

762
00:42:31,640 --> 00:42:35,840
‫که خیلی واسه سخنرانی خفن باشه،
‫که می‌دونین... طراحی خفنی داشته باشه.

763
00:42:36,760 --> 00:42:40,280
‫- یه فکرهایی به سرم می‌رسه.
‫- معلومه.

764
00:42:41,320 --> 00:42:43,360
‫یه سخنرانی خیلی معروفه دیگه؟

765
00:42:43,440 --> 00:42:47,800
‫پس احتمالا جایی رو لازم داریم که
‫ اهمیتش رو نشون بده.

766
00:42:48,120 --> 00:42:51,160
‫- حماسی باشه.
‫- این خوبه. آره.

767
00:42:51,320 --> 00:42:54,240
‫حس خوبی داره. حس خفنی داره. آره.

768
00:42:54,280 --> 00:42:56,520
‫خب اینجا یه امتحانش بکنم؟
‫حاضرین؟

769
00:42:56,720 --> 00:43:01,960
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است.»

770
00:43:03,720 --> 00:43:05,480
‫یه جای دیگه رو امتحان کنیم؟

771
00:43:05,520 --> 00:43:08,960
‫توی فکرم مثلا نورهای نئونیه،
‫مثل آثار باز لورمن.

772
00:43:09,720 --> 00:43:13,560
‫خب گمونم می‌دونی، لباس‌ها...

773
00:43:13,600 --> 00:43:16,520
‫مهمه، مگه نه؟ قراره...

774
00:43:17,760 --> 00:43:20,240
‫بذار امتحان کنم خب؟

775
00:43:20,280 --> 00:43:23,320
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است.»

776
00:43:23,360 --> 00:43:26,080
‫اگه کمکی از دست من ساخته بود بگید.

777
00:43:26,120 --> 00:43:27,560
‫ای بابا!

778
00:43:29,160 --> 00:43:31,360
‫آره...

779
00:43:33,040 --> 00:43:35,840
‫از شورت خوشم میاد.

780
00:43:35,920 --> 00:43:39,960
‫آره، حس می‌کنم خیلی درگیر
‫ این احساس شدیم که...

781
00:43:40,000 --> 00:43:46,760
‫یعنی ارتباطم با موضوع اصلی
‫ رو از دست دادم...

782
00:43:47,880 --> 00:43:50,600
‫«آیا شریف‌تر آن است که در ذهن
‫رنج فلاخن‌ها و تیرهای...»

783
00:43:50,640 --> 00:43:52,160
‫سلام.

784
00:43:53,160 --> 00:43:55,720
‫از این یارو خوشم اومد.

785
00:43:55,760 --> 00:43:58,920
‫شاید این یارو یه چیزی داشته باشه
‫که در موردش بهمون بگه.

786
00:43:58,960 --> 00:43:59,960
‫می‌تونیم ازش بپرسیم.

787
00:44:00,520 --> 00:44:03,720
‫داشتیم از مرگ و زندگی حرف می‌زدیم.

788
00:44:03,760 --> 00:44:07,200
‫واسمون سوال بود که نظری داری
‫که بخوای باهامون به اشتراک بذاری؟

789
00:44:09,520 --> 00:44:15,960
‫خب بچه‌ها، می‌خوام باهاتون صادق باشم.
‫تازه از بیمارستان اومدم بیرون.

790
00:44:16,040 --> 00:44:20,000
‫موضوع مهمی نیست،
‫فقط یه پام حین کار شکسته بود و...

791
00:44:21,160 --> 00:44:23,920
‫- پات شکست؟ وای!
‫- آره.

792
00:44:24,000 --> 00:44:27,200
‫پیک موتوریم و پاک شکسته بود. آره.

793
00:44:28,720 --> 00:44:30,920
‫خوب می‌شه؟

794
00:44:30,960 --> 00:44:34,000
‫- نمایش شکسپیر، هملت رو می‌شناسی؟
‫- آره.

795
00:44:34,040 --> 00:44:39,080
‫و هملت از «بودن یا نبودن» حرف می‌زنه.

796
00:44:39,160 --> 00:44:43,840
‫و ما داریم به اون فکر می‌کنیم،
‫ که معنی واقعیش چیه.

797
00:44:44,840 --> 00:44:51,520
‫واقعا امیدوارم بعدش یه خبری باشه یعنی...

798
00:44:51,600 --> 00:44:52,600
‫یعنی بچه‌ها...

799
00:44:52,640 --> 00:44:56,840
‫می‌خوام باهاتون صادق باشم،
‫به نظرم الان در جایگاه درستی نیستم...

800
00:44:58,120 --> 00:45:00,440
‫که بخوام پاسخ بدم.

801
00:45:00,480 --> 00:45:03,520
‫- آهان. منطقیه.
‫- آره.

802
00:45:08,240 --> 00:45:09,560
‫سوال بزرگیه، نه؟

803
00:45:09,600 --> 00:45:12,760
‫بودن یا نبودن، وجود داشتن یا نداشتن.

804
00:45:16,240 --> 00:45:20,640
‫اگه زندگیت وحشتناک و غمگینه،
‫اگه لذت و عشقی توش نیست...

805
00:45:22,720 --> 00:45:26,400
‫بهتر و شجاعانه‌تره که ایستادگی کنی...

806
00:45:28,120 --> 00:45:30,080
‫مثل یه احمق به زندگیت ادامه بدی...

807
00:45:33,080 --> 00:45:36,640
‫در حالی دائما داری اذیت میشی...

808
00:45:36,680 --> 00:45:38,560
‫و هیچی واست درست پیش نمی‌ره.

809
00:45:38,600 --> 00:45:41,760
‫یا درواقع کار شجاعانه اینه...

810
00:45:41,840 --> 00:45:44,800
‫یا حتی می‌شه گفت کار هوشمندانه
‫و منطقی اینه...

811
00:45:44,840 --> 00:45:46,440
‫که تمومش کنی، چون که...

812
00:45:47,120 --> 00:45:49,920
‫حداقل یکم شان و کرامت واست می‌مونه.

813
00:45:52,360 --> 00:45:56,200
‫خودکشی بیشتر یه کار مردونه‌ست تا زنونه.

814
00:45:56,760 --> 00:46:00,760
‫و اکثر ملت در نقطه‌ای از زندگیشون
‫ به این فکر می‌کنن.

815
00:46:03,400 --> 00:46:05,480
‫دیر یا زود.

816
00:46:12,320 --> 00:46:13,920
‫اینجاست.

817
00:46:14,960 --> 00:46:17,320
‫جایی که آمریکا سرسبز می‌شود.

818
00:46:24,440 --> 00:46:26,760
‫ابرقهرمان بازیافت‌شده،
‫ ارگانیک و فیبری‌پوش...

819
00:46:26,800 --> 00:46:28,000
‫و کاملا تجذیه‌پذیر...

820
00:46:28,040 --> 00:46:31,040
‫صد درصد بادوام و آزادی‌خواه.

821
00:46:32,400 --> 00:46:34,640
‫آره.

822
00:46:34,840 --> 00:46:37,160
‫یه جور میخانه قدیمی اینجا هست.

823
00:46:42,720 --> 00:46:43,720
‫میای؟

824
00:46:44,280 --> 00:46:45,280
‫میام.

825
00:46:57,440 --> 00:47:00,040
‫- اینجا یه مار خونگی هست.
‫- جدا می‌زنم میکشمت

826
00:47:00,080 --> 00:47:01,160
‫گمونم افعی باشه.

827
00:47:01,720 --> 00:47:02,720
‫وای. یه نفر داره کتکت می‌زنه.

828
00:47:02,760 --> 00:47:04,880
‫- احمق!
‫- وای نه.

829
00:47:05,760 --> 00:47:08,040
‫یعنی چی؟ دعوای میخانه‌ای شده!

830
00:47:12,120 --> 00:47:14,120
‫می‌خوام با افعیه بازی کنم.

831
00:47:14,240 --> 00:47:16,480
‫من رو نکش رفیق!

832
00:47:20,040 --> 00:47:21,040
‫نه لطفا!

833
00:47:21,080 --> 00:47:23,800
‫- وای.
‫- افعی سنگیه.

834
00:47:23,840 --> 00:47:25,560
‫بس کن!

835
00:47:25,600 --> 00:47:28,480
‫- وای خدا.
‫- آره، بزرگه.

836
00:47:28,520 --> 00:47:29,680
‫ببین چه چاقه.

837
00:47:31,720 --> 00:47:34,720
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است.»

838
00:47:37,600 --> 00:47:39,040
‫«آیا شریف‌تر آن است که در ذهن...»

839
00:47:39,080 --> 00:47:42,760
‫«رنج فلاخن‌ها و تیرهای
‫بخت ستمگر را تاب آوریم...»

840
00:47:42,840 --> 00:47:45,400
‫«یا در برابر دریایی از مصائب،
‫سلاح برگیریم.»

841
00:47:47,240 --> 00:47:50,200
‫«و با رویارویی، آن‌ها را پایان دهیم؟»

842
00:47:50,240 --> 00:47:52,400
‫پلیس‌ها اومدن.

843
00:47:56,640 --> 00:47:57,640
‫«مردن...

844
00:47:58,640 --> 00:47:59,960
‫خوابیدن، و بس.»

845
00:48:01,160 --> 00:48:04,560
‫«و با خوابی، بگوییم که دل‌آشوبی
‫ را به پایان می‌رسانیم...»

846
00:48:04,600 --> 00:48:08,160
‫«و هزاران شوک طبیعی
‫که جسم وارث آن‌هاست.»

847
00:48:09,640 --> 00:48:13,960
‫«به کمال عابدانه آرزو شدن، مردن، خوابیدن.»

848
00:48:14,760 --> 00:48:17,600
‫«خوابیدن. شاید خواب دیدن.
‫آری، این‌جاست که مشکل است.»

849
00:48:17,680 --> 00:48:20,440
‫واسه اتوبوس پول می‌خوام.

850
00:48:24,400 --> 00:48:26,520
‫واسه غذای گربه پول می‌خوام!

851
00:48:31,680 --> 00:48:34,200
‫«زیرا در آن خواب مرگ،
‫چه رویاهایی ممکن است بیایند...»

852
00:48:34,280 --> 00:48:38,440
‫«زمانی که ما این حلقه فانی را کنار بگذاریم،
‫باید به ما وقفه بدهد.»

853
00:48:38,480 --> 00:48:43,880
‫«این است احترامی که باعث می‌شود زندگی
‫ پر از مصیبت آن‌چنان طولانی شود...»

854
00:48:43,920 --> 00:48:46,960
‫«زیرا که چه کسی شکنجه‌ها و تمسخرهای
‫ زمان را تحمل خواهد کرد...»

855
00:48:47,040 --> 00:48:49,360
‫«ظلم ستمگر، اهانت انسان مغرور را...»

856
00:48:49,440 --> 00:48:52,920
‫«دردهای عشق تحقیرشده را، تاخیر قانون را...»

857
00:48:52,960 --> 00:48:56,960
‫«و دهن‌کجی‌هایی که شایسته‌ی صبور
‫ از افراد نالایق می‌بینند...»

858
00:48:57,000 --> 00:49:00,920
‫«زمانی که خود می‌تواند با یک
‫قلاب ساده آرامش خود را فراهم کند؟»

859
00:49:03,440 --> 00:49:05,680
‫«چه کسی بارهای سنگین را تحمل خواهد کرد...»

860
00:49:05,720 --> 00:49:10,720
‫«که زیر بار زندگی خسته‌کننده غرغر کند
‫و عرق بریزد...»

861
00:49:10,760 --> 00:49:13,880
‫«مگر از ترس از چیزی بعد از مرگ...»

862
00:49:13,920 --> 00:49:17,760
‫«سرزمین ناشناخته‌ای که از مرز
‫ آن هیچ مسافری بازنمی‌گردد،»

863
00:49:17,800 --> 00:49:21,640
‫«اراده را معما می‌کند و باعث می‌شود
‫دردهای فعلی را تحمل کنیم...»

864
00:49:21,680 --> 00:49:24,560
‫«و به سوی دردهای ناشناخته نشتابیم؟»

865
00:49:25,760 --> 00:49:29,240
‫«از این رو وجدان از همه‌‌ی ما
‫بزدلی می‌سازد...»

866
00:49:29,280 --> 00:49:32,160
‫«و از این رو رنگ طبیعی تصمیم‌گیری...

867
00:49:32,200 --> 00:49:34,480
‫«با سایه‌ی رنگ‌پریده‌ی
‫ افکار مسموم می‌شود...

868
00:49:34,520 --> 00:49:38,680
‫«و کارهای بزرگ و مهم
‫بدین ترتیب...»

869
00:49:38,680 --> 00:49:43,280
‫«مسیرهایشان تغییر می‌کنند،
‫و نام عمل را از دست می‌دهند.»

870
00:49:43,960 --> 00:49:48,040
‫اه، تمیزکننده توالت حالم رو بد کرد.
‫تف توش!

871
00:49:48,480 --> 00:49:50,040
‫خیلی‌خب مارک...

872
00:49:51,720 --> 00:49:52,840
‫گمونم از پسش بربیام.

873
00:49:58,160 --> 00:50:00,160
‫خیلی‌خب، داستان هملت.

874
00:50:00,200 --> 00:50:01,440
‫پدر هملت مُرد و عموش با مادرش ازدواج کرد.

875
00:50:01,680 --> 00:50:05,560
‫روح پدرش میاد و می‌گه که
‫عموش کشتش به واقعیت می‌پیوندن.

876
00:50:05,640 --> 00:50:07,200
‫«ببین چه رنگ‌پریده نگاه می‌کند!»

877
00:50:07,280 --> 00:50:08,600
‫«چیزی آن‌جا نمی‌بینی؟»

878
00:50:09,000 --> 00:50:10,000
‫«اصلا.»

879
00:50:10,040 --> 00:50:11,280
‫به کمک دوستش هوراشیو...

880
00:50:11,320 --> 00:50:12,320
‫باقی نمایش رو مشغول اینه...

881
00:50:12,360 --> 00:50:13,840
‫که از عموش انتقام بگیره...

882
00:50:13,880 --> 00:50:18,040
‫و در همین حین هم عموش هم
‫ سعی می‌کنه با کمک پولونیوس...

883
00:50:18,080 --> 00:50:20,640
‫و دخترش که یکم نقش عروسک خیمه‌شب
‫ بازی رو داره از شر هملت خلاص بشه...

884
00:50:20,680 --> 00:50:24,000
‫و روزنکرانتز و گیلدنشترن، دو تا از دوستاشن.

885
00:50:24,040 --> 00:50:25,560
‫همه طی این پروسه می‌میرن...

886
00:50:25,600 --> 00:50:28,280
‫و کلی از داستان شامل این می‌شه که افراد...

887
00:50:28,320 --> 00:50:30,520
‫تظاهر می‌کنن چیزین که نیستن.

888
00:50:34,840 --> 00:50:37,920
‫نمی‌تونم تصور کنم که زندگی کلادیوس
‫دقیقا مزخرف بوده باشه.

889
00:50:37,960 --> 00:50:41,440
‫می‌دونی، برادر پادشاه دانمارک بوده،
‫ کافی نبوده...

890
00:50:41,520 --> 00:50:44,960
‫که یه نفر از اون مردونه‌تر باشه...

891
00:50:45,000 --> 00:50:48,560
‫باهاش کنار نمی‌اومده،
‫انگار خشم تنها جوابشه.

892
00:50:48,640 --> 00:50:52,200
‫نکته خوبیه گرث.
‫آره، چیزه، می‌دونی...

893
00:50:52,720 --> 00:50:57,480
‫یه قضیه مردونه‌ی ساده‌ست دیگه.
‫یعنی این رفتار کلادیوس.

894
00:50:57,520 --> 00:50:59,560
‫شاید... یکی هم واسه تو گرث...

895
00:50:59,600 --> 00:51:02,560
‫شاید کلادیوس باید بیشتر بازی
‫ کامپیوتری می‌کرده؟

896
00:51:05,400 --> 00:51:07,280
‫هی، هی، هی!

897
00:51:10,840 --> 00:51:13,640
‫پینی فکر کنم تنها ملت متمدن اینجا ماییم.

898
00:51:13,960 --> 00:51:16,040
‫«مسئله این است،
‫آیا شریف‌تر آن است که در ذهن...»

899
00:51:16,080 --> 00:51:18,800
‫«رنج فلاخن‌ها و تیرهای
‫بخت ستمگر را تاب آوریم...»

900
00:51:18,880 --> 00:51:25,000
‫«یا در برابر دریایی از مصائب،
‫سلاح برگیریم و با رویارویی...»
‫[پرده‌ی سوم، صحنه‌ی اول، بودن یا نبودن]

901
00:51:30,600 --> 00:51:33,640
‫مرسی پارتب. نمی‌دونم معنیش چی بود.

902
00:51:33,680 --> 00:51:35,760
‫- ولی مرسی که کشتیش.
‫- کارت حرف نداشت.

903
00:51:35,840 --> 00:51:37,800
‫آره، حالا ما شکسپیریم می‌دونی.

904
00:51:37,840 --> 00:51:39,320
‫حالا قاتل شکسپیریم.

905
00:51:39,360 --> 00:51:41,800
‫- قاتل شکسپیر.
‫- شکسپیر رو کشتیم. آره.

906
00:51:42,720 --> 00:51:45,800
‫آره، اصلا شکسپیر خودش خیلی خشنه دیگه.

907
00:51:45,880 --> 00:51:50,360
‫اینجا یه تماشاچی دیگه داریم،
‫ اسمش دان... دانتا... دان...

908
00:51:50,400 --> 00:51:52,400
‫دانته‌ایز‌بتر هست.

909
00:51:52,440 --> 00:51:55,240
‫کلاه داره و داره تماشامون می‌کنه.

910
00:51:55,320 --> 00:51:56,920
‫اون...

911
00:51:56,960 --> 00:51:59,880
‫خیلی دوستانه برخورد می‌کنه.
‫ظاهر جالبی داره.

912
00:51:59,920 --> 00:52:02,480
‫آره، مثلا یه ذره دوپامینی که...

913
00:52:02,520 --> 00:52:05,320
‫حین صحبت یا ارتباط
‫ با کسی اینجا گیر میاری و می‌گی...

914
00:52:05,360 --> 00:52:07,440
‫«چیکار می‌کنین؟ می‌شه تماشا کنم؟»

915
00:52:07,480 --> 00:52:09,880
‫و می‌گی «آره، حتما. عالیه.»

916
00:52:11,840 --> 00:52:14,920
‫«بخواب، مغزت را خاموش کن...

917
00:52:14,960 --> 00:52:18,920
‫«و هیچ شری میان ما دو نفر نیاید.»

918
00:52:19,320 --> 00:52:23,560
‫«به نظرم خانم بیش از حد اعتراض می‌کند.»

919
00:52:23,640 --> 00:52:28,200
‫«من حرف روح را به قیمت هزار پوند
‫قبول می‌کنم. متوجه شدی؟»

920
00:52:28,240 --> 00:52:29,880
‫«بسیارخب، حضرت.»

921
00:52:30,760 --> 00:52:32,920
‫«درباره حرف مسمومیت؟»

922
00:52:33,560 --> 00:52:35,120
‫«خیلی خوب متوجه شدم.»

923
00:52:35,280 --> 00:52:38,120
‫واقعا خوشحالم بچه‌ها.
‫واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.

924
00:52:38,160 --> 00:52:40,560
‫کل پرده سوم رو تموم کردیم
‫که طولانی‌ترین پرده‌ست.

925
00:52:40,640 --> 00:52:43,400
‫راجع به طراحی صحنه یه چیزهایی فهمیدیم.

926
00:52:43,440 --> 00:52:46,480
‫با حواس‌پرتی‌ها خوب کنار اومدیم.

927
00:52:46,560 --> 00:52:48,240
‫خوشحالم که دیگه داریم
‫ بهشون عادت می‌کنیم...

928
00:52:48,280 --> 00:52:50,760
‫و قبول می‌کنیم که قراره رخ بدن.

929
00:52:50,800 --> 00:52:52,880
‫و آره، واقعا راضیم.

930
00:52:52,920 --> 00:52:55,440
‫به نظرم خیلی تمرین خوب و خلاقانه‌ای بود.

931
00:52:55,480 --> 00:52:56,520
‫آفرین به همگی.

932
00:52:56,560 --> 00:52:59,240
‫من تا حالا اجرایی رو ندیدم...

933
00:52:59,280 --> 00:53:01,320
‫پس این اولین اجراییه که دیدم.

934
00:53:01,360 --> 00:53:02,520
‫وای!

935
00:53:02,840 --> 00:53:05,560
‫وای، عجب اجرایی رو دیدی پس.

936
00:53:06,960 --> 00:53:09,800
‫همچنین، آفرین دانته‌ایز‌بتر، چون...

937
00:53:09,880 --> 00:53:14,200
‫عالی بودی، و خوشحالیم که اینجایی.

938
00:53:14,240 --> 00:53:17,680
‫و هر موقع که خواستی بیا دیگه.

939
00:53:17,720 --> 00:53:20,520
‫هر وقت دیدی آنلاینیم بیا پیشمون دانته،
‫قدمت روی چشم.

940
00:53:20,560 --> 00:53:22,120
‫افسانه... افسانه‌ی ساکت.

941
00:53:22,360 --> 00:53:24,720
‫امروز قراره با یه بالن برقی حال کنیم، جن.

942
00:53:24,720 --> 00:53:28,240
‫می‌تونی روش وایسی. روی خود بالن وایسی.

943
00:53:28,320 --> 00:53:29,760
‫وای!

944
00:53:29,800 --> 00:53:32,320
‫و حین حرکت یه صحنه رو اجرا کنی.

945
00:53:33,560 --> 00:53:36,720
‫وای. نگاه کن رفیق.

946
00:53:37,840 --> 00:53:39,040
‫خدایا!

947
00:53:40,480 --> 00:53:41,680
‫وای!

948
00:53:41,840 --> 00:53:44,720
‫عالیه بچه‌ها.

949
00:53:44,760 --> 00:53:48,160
‫و سم می‌پره پایین به سمت بالن برقی...

950
00:53:48,200 --> 00:53:50,200
‫و در نهایت می‌پره روش.

951
00:53:50,240 --> 00:53:52,440
‫که باعث می‌شه هورا...

952
00:53:53,080 --> 00:53:54,840
‫آره، هوراشیو اون بالا بمونه.

953
00:53:54,920 --> 00:53:57,480
‫جن می‌گه که «بیا، بیا شاهزاده. بیا دوست.»

954
00:53:57,520 --> 00:53:59,640
‫و همه می‌پریم روی بالن برقی.

955
00:54:18,000 --> 00:54:21,200
‫آره. بی‌تی‌ریدرز مثل همیشه خیلی کمک می‌کنه.

956
00:54:22,360 --> 00:54:25,400
‫بی‌تی‌ریدرز، عالیه.
‫مرسی بی‌تی‌ریدرز.

957
00:54:28,120 --> 00:54:31,920
‫خب به نظرت بی‌تی‌ریدرز کیه سم؟

958
00:54:32,320 --> 00:54:34,640
‫به نظرم بی‌تی‌ریدرز کیه؟

959
00:54:36,080 --> 00:54:37,920
‫گمونم...

960
00:54:38,200 --> 00:54:39,240
‫نمی‌دونم کیه.

961
00:54:39,280 --> 00:54:41,360
‫مثل یه جور مرد مرموزه...

962
00:54:41,440 --> 00:54:45,440
‫که هر وقتی که بهش نیاز داریم پیداش می‌شه.

963
00:54:45,640 --> 00:54:49,320
‫خنده‌داره، چون اولین باری که اومد،
‫اولین باری که دیدیمش...

964
00:54:49,360 --> 00:54:51,280
‫می‌دونی، یکی رو می‌بینی که نمی‌شناسیش...

965
00:54:51,320 --> 00:54:54,440
‫و با خودت می‌گی که
‫«وای نه، الان یارو میاد...

966
00:54:54,480 --> 00:54:57,320
‫گند می‌زنه بهمون و نابودمون می‌کنه
‫ و می‌کشمون.»

967
00:54:57,360 --> 00:54:59,400
‫و اون فورا...

968
00:54:59,440 --> 00:55:01,720
‫دقیقا هر چیزی بود که لازم داشتیم.

969
00:55:01,760 --> 00:55:05,200
‫مثل یه جور ابرقهرمان بود،
‫شبیه ابرقهرمان‌ها هم بود.

970
00:55:05,240 --> 00:55:10,480
‫ولی بی‌تی‌ریدرز اساسا...
‫گمونم مدیر صحنه‌مون شد.

971
00:55:11,400 --> 00:55:15,320
‫همین این دنیا خیلی شگفت‌انگیز
‫ و غافلگیرکننده‌ست.

972
00:55:15,440 --> 00:55:19,160
‫با افرادی آشنا می‌شیم که
‫ می‌خوان بهمون کمک کنن.

973
00:55:19,440 --> 00:55:21,600
‫بی‌تی‌ریدرز، دانته‌ایز‌بتر...

974
00:55:21,760 --> 00:55:23,400
‫حتی پارتب به نحوی.

975
00:55:23,960 --> 00:55:26,040
‫نمی‌شناسیمشون، اون‌ها هم ما رو نمی‌شناسن.

976
00:55:26,080 --> 00:55:28,240
‫ولی دائما برمی‌گردن.

977
00:55:32,800 --> 00:55:34,440
‫اومد.

978
00:55:34,480 --> 00:55:38,160
‫یه بار دیگه راستی بگو،
‫ اگه اینجا فرود بیام...

979
00:55:39,520 --> 00:55:40,920
‫جری توی قاب نیست

980
00:55:46,000 --> 00:55:48,600
‫آره، صبر کن بره سر جاش.

981
00:55:48,640 --> 00:55:50,000
‫الان امتحان کن.

982
00:55:50,040 --> 00:55:53,520
‫خیلی‌خب. مطمئنی که سوار می‌شم؟

983
00:55:53,560 --> 00:55:56,120
‫آره؟ خیلی‌خب، می‌گم...
‫می‌گم «برو.»

984
00:55:56,160 --> 00:55:58,160
‫برو. دنبالت میام.
‫«به دنبالت خواهم آمد.»

985
00:55:58,920 --> 00:56:02,640
‫بیا. آره. و بعد به این سمتش می‌ریم.

986
00:56:03,920 --> 00:56:07,040
‫عالی بود، یعنی مثلا زمان‌بندی و...

987
00:56:07,080 --> 00:56:08,600
‫چقدر خفن بود نه؟

988
00:56:08,640 --> 00:56:12,000
‫حرف نداشت بچه‌ها، محشر بود!

989
00:56:12,720 --> 00:56:13,840
‫خیلی محشر بود.

990
00:56:13,880 --> 00:56:15,560
‫باورم نمی‌شه انقدر قشنگ شد.

991
00:56:15,600 --> 00:56:18,640
‫به نظرم ارزش بالای ابرها رفتن رو داره...

992
00:56:18,720 --> 00:56:20,960
‫چون می‌تونی خیلی تند بری
‫ و مسافت زیادی رو بری.

993
00:56:21,000 --> 00:56:23,600
‫باشه، آره، خب، بیا همین‌طوری بریم
‫ بالاتر و ببینیم چی می‌شه.

994
00:56:23,640 --> 00:56:24,440
‫بیا بریم، آره، این، بالاترین جای ممکن اینه.

995
00:56:25,160 --> 00:56:27,320
‫آره، جای خوبی واسه یه صحنه‌ست.

996
00:56:27,360 --> 00:56:30,560
‫افق رو ببین. خمیدگی زمین رو ببین.

997
00:56:30,640 --> 00:56:32,960
‫- آره. آره.
‫- خوبه، نه؟

998
00:56:33,000 --> 00:56:35,800
‫چقدر بالاییم؟ هنوز داریم می‌ریم بالا.

999
00:56:35,840 --> 00:56:37,080
‫- محشره.
‫- هنوز می‌ریم؟

1000
00:56:37,120 --> 00:56:39,000
‫گمونم، نمی‌ریم؟

1001
00:56:39,040 --> 00:56:40,360
‫- وای.
‫- فکر نکنم.

1002
00:56:40,440 --> 00:56:41,600
‫- وای نه!
‫- نه.

1003
00:56:41,640 --> 00:56:45,120
‫- من سر خوردم پایین.
‫- افتادی جری؟

1004
00:56:45,200 --> 00:56:48,080
‫و از چترم استفاده نمی‌کنم.
‫توی یه حالت دمری دراز کشیدم...

1005
00:56:48,120 --> 00:56:49,520
‫انگار که روی یه تخت دراز کشیدم.

1006
00:56:49,560 --> 00:56:53,560
‫خیلی‌خب، محشره.

1007
00:56:53,760 --> 00:56:57,440
‫مثل شکسپیر با بودجه یه میلیارد دلاریه.

1008
00:56:57,560 --> 00:56:59,360
‫می‌دونی؟ انگار همه‌چیز ممکنه.

1009
00:56:59,440 --> 00:57:07,840
‫مثلا اگه ایلان ماسک می‌خواست نسخه‌ای
‫ از شکسپیر رو در لس‌ آنجلس اجرا کنه...
‫[ جری - میستری‌فدورا - در نقش روح]

1010
00:57:08,200 --> 00:57:10,280
‫غیر از اون امکان نداره راهی باشه که...

1011
00:57:10,320 --> 00:57:13,480
‫آدم با مشکلاتی که ما باهاشون
‫ دست و پنجه نرم کردیم بر بخوریم.

1012
00:57:14,880 --> 00:57:16,440
‫بفرما.

1013
00:57:16,480 --> 00:57:19,120
‫و به نظرم واسه من یکی از جالب‌ترین
‫بخش‌هاش همین بود...

1014
00:57:19,160 --> 00:57:22,640
‫که شیوه‌های جدیدی پیدا کنیم که
‫ صحنه رو طراحی کنیم.

1015
00:57:22,720 --> 00:57:26,680
‫آخه... یعنی خیلی شگفت‌انگیزه که
‫ تا حالا انجام نشده...

1016
00:57:26,720 --> 00:57:28,680
‫آخه واقعا محدودیتی نداره.

1017
00:57:31,880 --> 00:57:35,800
‫بذار گوشیم رو در بیارم.
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

1018
00:57:35,880 --> 00:57:39,240
‫باید یه قاب قشنگ ازت بگیرن.
‫ببخشید. می‌‌دونم خیلی وقت نداری.

1019
00:57:39,320 --> 00:57:42,280
‫- ببخشید. فقط صبر داشته باش، خب؟
‫- می‌شه تمومش کنیم؟

1020
00:57:42,320 --> 00:57:45,120
‫باشه، باشه، باشه. برو. ادامه بده.

1021
00:57:45,160 --> 00:57:47,760
‫خب مسئله فنی اینه که...

1022
00:57:47,840 --> 00:57:51,520
‫آره، دارم بررسی می‌کنم که چطوری
‫ طراحی صحنه اجرا رو انجام بدم.

1023
00:57:51,560 --> 00:57:54,600
‫می‌دونی، به نحوی فقط می‌خوام
‫ که به عنوان یه نمایش تمرینش کنم...

1024
00:57:54,640 --> 00:57:56,880
‫و مسائل شخصیتی رو حل کنم و...

1025
00:57:57,400 --> 00:57:58,560
‫چنین مزخرفاتی.

1026
00:57:58,600 --> 00:58:00,240
‫ولی...

1027
00:58:00,280 --> 00:58:03,400
‫همچنین کلی مسائل فنی هم هست...

1028
00:58:04,040 --> 00:58:05,520
‫که باید بهش رسیدگی کرد.

1029
00:58:06,040 --> 00:58:09,600
‫ولی همین خیلی برنامه‌ریزی
‫ و تفکر عمیق نیاز داره.

1030
00:58:09,640 --> 00:58:12,800
‫و باید یه راهی پیدا کنی که چطور تمام
‫بازیگرها رو به مکان‌های مختلف ببری؟

1031
00:58:12,840 --> 00:58:15,360
‫که چطور حضار رو به مکان‌های مختلفی ببری؟

1032
00:58:15,400 --> 00:58:17,560
‫کی انجامش می‌دی؟ و تو می‌خوای که...

1033
00:58:18,280 --> 00:58:21,320
‫خیلی راحت و آسون رو به جلو حرکت کنه.

1034
00:58:21,400 --> 00:58:24,000
‫مثلا همین بالن برقی که اینجاست...

1035
00:58:24,040 --> 00:58:25,640
‫نمی‌دونم چند نفر تماشاچی
‫ قراره داشته باشیم...

1036
00:58:25,720 --> 00:58:27,800
‫ولی در نهایت یه نفر قراره بیفته.

1037
00:58:28,640 --> 00:58:31,080
‫خب قضیه اینه که نمی‌شه
‫جلوی تولید رو گرفت...

1038
00:58:31,120 --> 00:58:32,760
‫چون در نهایت قراره یکی بمیره.

1039
00:58:33,600 --> 00:58:35,320
‫نه.

1040
00:58:35,960 --> 00:58:37,680
‫فرقی نمی‌کنه چقدر بد به نظر برسه.

1041
00:58:37,960 --> 00:58:38,960
‫آره.

1042
00:58:39,040 --> 00:58:43,200
‫می‌دونی، ممکنه یه نفر از رویال
‫ شکسپیر کمپانی پیداش بشه.

1043
00:58:43,240 --> 00:58:44,640
‫وای.

1044
00:58:44,680 --> 00:58:46,160
‫عاشقشم!

1045
00:58:46,200 --> 00:58:49,040
‫- وای.
‫- روانیه.

1046
00:58:49,040 --> 00:58:51,000
‫احتمالا مشهورترین چیزهای شکسپیرن...

1047
00:58:51,040 --> 00:58:53,400
‫مهم‌ترین چیز ممکنن.

1048
00:58:54,200 --> 00:59:00,080
‫[پرده سوم، صحنه دوم،
‫نمایشِ درون نمایش]
‫«شخصی به نام لوسیانوس است...

1049
00:59:00,120 --> 00:59:01,320
‫«برادرزاده‌ی پادشاه.»

1050
00:59:06,240 --> 00:59:12,200
‫«الان خواهید دید که چگونه قاتل،
‫دل همسر گونزاگو را به دست می‌آورد.»

1051
00:59:12,520 --> 00:59:14,600
‫«نمایش را متوقف کنید.»

1052
00:59:14,640 --> 00:59:17,160
‫همه فرار کنین، فرار کنین، فرار کنین.

1053
00:59:17,200 --> 00:59:19,360
‫می‌تونیم با تمام سرعت از اینجا فرار کنیم.

1054
00:59:19,400 --> 00:59:21,720
‫- سم...
‫- پلیس می‌تونه گیرت بندازه.

1055
00:59:21,800 --> 00:59:23,560
‫و این‌طوری همه چیز یکم...

1056
00:59:23,600 --> 00:59:26,760
‫وقت داشتی که...
‫بیایید همه سعی کنیم سوار شیم.

1057
00:59:27,040 --> 00:59:29,480
‫وای نه!

1058
00:59:30,360 --> 00:59:31,360
‫وای.

1059
00:59:31,800 --> 00:59:33,280
‫کی یه هواپیمای دیگه دم دست داره؟

1060
00:59:38,960 --> 00:59:42,760
‫سلام، مدیریت سبک زندگی پگاسوس،
‫ چه کمکی از دستمون برمیاد؟

1061
00:59:42,800 --> 00:59:43,880
‫ممنون قربان.

1062
00:59:43,920 --> 00:59:48,320
‫هواپیمای شگفت‌انگیزتون حالا
‫ در نزدیک‌ترین فرودگاه منتظرتونه.

1063
00:59:51,400 --> 00:59:54,200
‫فقط می‌خوام بفهمم چطور باید...

1064
00:59:54,280 --> 00:59:55,280
‫این...

1065
00:59:56,240 --> 00:59:58,240
‫هواپیمای گنده‌ی مسخره رو بلند کنم.

1066
01:00:09,880 --> 01:00:11,600
‫سلام، پینی؟

1067
01:00:13,880 --> 01:00:15,400
‫سلام.

1068
01:00:19,400 --> 01:00:22,120
‫توی این پارکینگ با این عجیب و غریب‌هام.

1069
01:00:38,000 --> 01:00:40,560
‫هر کسی که ساعت هفت صبح
‫ این بازی رو بازی می‌کنه...

1070
01:00:40,600 --> 01:00:43,360
‫یه مشکل...
‫اصلا باید معاینه بشه.

1071
01:00:47,000 --> 01:00:49,000
‫پینی، حرفت... خودمون داریم بازی می‌کنیم.

1072
01:00:50,800 --> 01:00:53,840
‫به نظرت بیش از حد زمان صرف این بازی می‌کنم؟

1073
01:00:55,160 --> 01:00:58,160
‫آره، فقط یکم سم.

1074
01:00:58,200 --> 01:01:00,400
‫تو و مارک خیلی درگیر شدین.

1075
01:01:00,440 --> 01:01:04,560
‫یعنی... دیشب تا ساعت دو بیدار بود
‫ و تمرین می‌کرد.

1076
01:01:04,600 --> 01:01:05,800
‫آره.

1077
01:01:07,440 --> 01:01:11,480
‫و تو هم نمی‌دونم صبح از ساعت چند بیداری...

1078
01:01:11,520 --> 01:01:12,840
‫و داری هواپیما می‌خری.

1079
01:01:16,280 --> 01:01:19,280
‫انگار این بازی شده کل زندگیت.

1080
01:01:20,120 --> 01:01:22,920
‫یعنی بچه‌ها چی؟ من چی؟

1081
01:01:27,600 --> 01:01:30,480
‫می‌شه به این شخصیت‌های بازی بگی برن گم بشن؟

1082
01:01:30,520 --> 01:01:34,080
‫خیلی روی مخه که وقتی داریم
‫دعوا می‌کنیم ما رو تماشا می‌کنن.

1083
01:01:34,840 --> 01:01:35,960
‫کاری که باید بکنی...

1084
01:01:36,920 --> 01:01:39,440
‫اینه.

1085
01:01:40,040 --> 01:01:43,560
‫ولی حالا پلیس افتاد دنبالمون.
‫ای بابا.

1086
01:01:44,240 --> 01:01:47,960
‫تولدم رو از دست دادی.

1087
01:01:50,080 --> 01:01:52,080
‫آره، ببخشید.

1088
01:01:54,360 --> 01:01:56,320
‫آره، بذار کثافت‌ها بکشنت.

1089
01:01:56,400 --> 01:01:58,080
‫خب می‌دونی...

1090
01:01:58,120 --> 01:02:01,000
‫متوجه شدم واسه این که بتونم
‫ باهات اصلا وقتی بگذرونم...

1091
01:02:01,040 --> 01:02:03,440
‫باید وارد این بازی بشم.

1092
01:02:09,920 --> 01:02:12,640
‫- برمی‌گردی؟
‫- اینجام.

1093
01:02:15,400 --> 01:02:17,200
‫آره، ببخشید که این‌طوری شد.

1094
01:02:17,360 --> 01:02:19,240
‫خوب نبود.

1095
01:02:21,920 --> 01:02:25,000
‫زمان‌بندیش بد بود. ببخشید.

1096
01:02:31,960 --> 01:02:34,000
‫می‌خوام بغلت کنم.

1097
01:02:37,480 --> 01:02:40,880
‫می‌تونی توی زندگی واقعی بغلم کنی.
‫هر دو توی یه خونه‌ایم‌ها.

1098
01:02:40,960 --> 01:02:42,920
‫- آره، بکنیم؟
‫- من طبقه بالام...

1099
01:02:42,960 --> 01:02:45,320
‫بیایین بیروم از بازی و...

1100
01:02:47,160 --> 01:02:49,800
‫توی زندگی واقعی پیش هم باشیم
‫و صبحونه بخوریم؟

1101
01:03:05,280 --> 01:03:07,480
‫«مدتی‌ست که نمی‌دانم چرا و به کجا...»

1102
01:03:07,520 --> 01:03:11,480
‫«تمام شادمانی‌ام را از دست داده‌ام،
‫و عادت به هرگونه سرگرمی را ترک کرده‌ام.»

1103
01:03:11,520 --> 01:03:14,200
‫«و راستش، چنان بر روحیه‌ام
‫سنگینی می‌کند...»

1104
01:03:14,280 --> 01:03:17,480
‫«که این گستره‌ی شکوهمند زمین...»

1105
01:03:17,560 --> 01:03:20,400
‫«در نظرم دماغه‌ای عقیم جلوه می‌کند.»

1106
01:03:24,800 --> 01:03:28,360
‫«این سقف بی‌نظیر آسمان را ببینید...»

1107
01:03:28,400 --> 01:03:32,080
‫«این طاق باشکوه که با آتش زرین زینت یافته.»

1108
01:03:32,880 --> 01:03:34,720
‫«چرا در نظرم چیزی نیست...»

1109
01:03:34,760 --> 01:03:37,760
‫«جز توده‌ای پلید و آلوده از بخارات سمی؟»

1110
01:03:43,200 --> 01:03:45,040
‫جنده‌ی احمق.

1111
01:03:46,960 --> 01:03:49,320
‫یعنی، باهات موافقم ولی...

1112
01:03:50,360 --> 01:03:52,560
‫«عجب شاهکاریست این انسان.»

1113
01:03:52,600 --> 01:03:55,440
‫«چقدر در خردمندی نجیب،
‫ در توانایی‌ها بی‌نهایت.»

1114
01:03:55,480 --> 01:03:58,440
‫«در اندام و جنبش،
‫چه دقیق و ستودنی.»

1115
01:03:58,480 --> 01:03:59,920
‫«در کردار، همچون فرشته.»

1116
01:03:59,960 --> 01:04:01,840
‫«در درک، همچون خدا.»

1117
01:04:01,880 --> 01:04:05,000
‫«زیبایی جهان، سرآمدِ جانداران.»

1118
01:04:05,080 --> 01:04:08,360
‫«و با این حال، برای من،
‫چیست این عصاره‌ی غبار؟»

1119
01:04:09,360 --> 01:04:11,200
‫«نه، انسان مرا خوشحال نمی‌کند.»

1120
01:04:12,800 --> 01:04:16,960
‫- حس من هم به دنیا همینه.
‫- احمق 

1121
01:04:17,000 --> 01:04:19,000
‫می‌دونی، حسش کردم...

1122
01:04:19,040 --> 01:04:23,680
‫مثل خیلی‌های دیگه که توی زندگیشون کردن،
‫می‌دونی...

1123
01:04:25,320 --> 01:04:28,160
‫اخیرا نمی‌دانم چطور،
‫تمام شادی‌ام را از دست دادم.

1124
01:04:28,200 --> 01:04:30,200
‫چرا چنین حسی دارم؟

1125
01:04:30,240 --> 01:04:31,880
‫و ببین این دنیا رو. محشر نیست؟

1126
01:04:31,920 --> 01:04:34,000
‫واقعا زیبا نیست؟

1127
01:04:34,040 --> 01:04:36,840
‫و همچنین به نوعی خیلی حال به هم زنه.

1128
01:04:36,880 --> 01:04:38,880
‫و انسان‌ها رو ببین.

1129
01:04:38,920 --> 01:04:41,760
‫محشرن. خارق‌العادن.

1130
01:04:41,800 --> 01:04:43,600
‫موجودات فوق‌العاده‌این.

1131
01:04:45,040 --> 01:04:50,880
‫و در عین حال ذرات رقت‌انگیزی مثل
‫ خاک هم هستن.

1132
01:04:50,920 --> 01:04:55,440
‫و این چیزیه که این دنیا ظاهرا ازش پره...

1133
01:04:55,480 --> 01:04:57,360
‫همین تضادهایی که...

1134
01:04:57,840 --> 01:05:00,840
‫و یه جورهاییم خیلی زیبا توی
‫این جهان توصیف شده...

1135
01:05:00,920 --> 01:05:06,640
‫همین ترکیب زیبایی خیره‌کننده و...

1136
01:05:07,000 --> 01:05:08,480
‫زشتی...

1137
01:05:09,720 --> 01:05:12,400
‫وحشتناک، با خشونتی مهیب.

1138
01:05:17,240 --> 01:05:22,320
‫[پرده پنجم، صحنه دوم، دوئل هملت و لائرتس]
‫«داوری!»

1139
01:05:23,160 --> 01:05:25,840
‫«خب، مجددا.»

1140
01:05:25,920 --> 01:05:27,320
‫«خوب بود، دوباره.»

1141
01:05:27,400 --> 01:05:30,680
‫«صبر کن. به من نوشیدنی بده.»

1142
01:05:30,880 --> 01:05:34,920
‫«هملت، این مروارید از آن توست.
‫به سلامتی تو.»

1143
01:05:37,000 --> 01:05:38,480
‫خیلی‌خب بچه‌ها...

1144
01:05:38,520 --> 01:05:42,720
‫هیچ‌وقت، کامل انجامش ندادیم.

1145
01:05:42,760 --> 01:05:46,000
‫هیچ‌وقت کامل همراه همه انجامش ندادیم.

1146
01:05:46,080 --> 01:05:48,560
‫کامل همراه همه انجامش ندادیم.
‫یه بار کاملش کردیم...

1147
01:05:48,600 --> 01:05:51,120
‫آره، پس خدا می‌دونه چه
‫ اتفاقی قراره رخ بده...

1148
01:05:51,160 --> 01:05:52,600
‫ولی عالی می‌شه.

1149
01:05:57,200 --> 01:05:59,200
‫وای. نگاه کن.

1150
01:05:59,760 --> 01:06:03,480
‫[چهارم ژوئیه 2022: اجرا]

1151
01:06:07,480 --> 01:06:09,680
‫خیلی‌خب، اسموکی‌جو720 رو می‌شناسی؟

1152
01:06:11,400 --> 01:06:13,560
‫دعوتش کنم؟

1153
01:06:13,600 --> 01:06:15,080
‫- اون...
‫- آره.

1154
01:06:15,160 --> 01:06:17,320
‫ظاهرا یکی از اراذل قدرتمند قبیله‌ی وو تنگه.

1155
01:06:17,720 --> 01:06:20,120
‫دعوتش می‌کنم.

1156
01:06:20,200 --> 01:06:24,560
‫دانته‌ایزبتر رو دعوت کردم.
‫آی‌داکتل رو الان دعوت می‌کنم.

1157
01:06:24,600 --> 01:06:30,000
‫کاگه‌اونی رو دعوت می‌کنم...

1158
01:06:30,800 --> 01:06:32,920
‫پارتب‌موس‌میر...

1159
01:06:34,840 --> 01:06:37,600
‫رو دعوت می‌کنم.

1160
01:06:37,720 --> 01:06:39,240
‫تمامی حضار درون بازی...

1161
01:06:39,280 --> 01:06:43,600
‫همچنان طبق برنامه پیش می‌ریم
‫که ساعت 07:45 دقیقه شروع کنیم.

1162
01:06:43,640 --> 01:06:47,600
‫وای. پارتب‌موس‌میر با
‫یه هواپیمای گنده اومد.

1163
01:06:47,640 --> 01:06:49,680
‫یا خدا.

1164
01:06:49,720 --> 01:06:51,840
‫- خوشش نمیاد کاری رو با ظرافت انجام بده.
‫- عالیه.

1165
01:06:51,880 --> 01:06:56,040
‫امیدوارم لباس آدم‌فضایی پوشیده باشه.
‫اصلا دوست نداره با ظرافت کاری بکنه!

1166
01:06:57,560 --> 01:06:59,360
‫خوب فرود اومد!

1167
01:07:02,840 --> 01:07:06,520
‫بیست و یک نفر منتظر تماشای پخشن بچه‌ها.

1168
01:07:06,680 --> 01:07:09,440
‫عالی بود!

1169
01:07:09,480 --> 01:07:10,680
‫آره، قطعا.

1170
01:07:10,760 --> 01:07:12,680
‫قبل شروع یکم اعتماد به نفس داد!

1171
01:07:23,640 --> 01:07:25,680
‫خیلی‌خب بچه‌ها، پخش زنده رو شروع می‌کنم.

1172
01:07:26,760 --> 01:07:28,640
‫- موفق باشین بچه‌ها.
‫- حاضری؟

1173
01:07:28,680 --> 01:07:29,680
‫ حرف زدن بسه همگی.

1174
01:07:29,720 --> 01:07:31,040
‫موفق باشی.

1175
01:07:31,120 --> 01:07:36,160
‫- پنج، چهار، سه، دو، یک.
‫- همه موفق باشین.

1176
01:07:36,200 --> 01:07:39,400
‫- ببینیم چی می‌شه.
‫- خیلی‌خب، بریم سراغ پخش.

1177
01:07:39,920 --> 01:07:42,400
‫خب خوش‌آمد می‌گیم به هرکسی که پخش
‫زنده‌مون رو از یوتیوب و توییچ تماشا می‌کنه.

1178
01:07:42,440 --> 01:07:44,160
‫به سرقت بزرگ هملت خوش اومدین.

1179
01:07:44,200 --> 01:07:47,960
‫اولین اجرای کامل از یکی از
‫نمایش‌های شکسپیر...

1180
01:07:48,000 --> 01:07:51,280
‫در محیط یه بازی کامپیوتری.

1181
01:07:51,320 --> 01:07:55,320
‫امروز قراره براتون هملت رو اجرا کنیم.

1182
01:07:55,560 --> 01:07:58,880
‫به دنیای جدید و شجاعانه‌ی...

1183
01:07:58,960 --> 01:08:01,600
‫اصلا اسمش چیه؟ تئاتر درون بازی
‫قدم می‌گذاریم، خانم‌ها و آقایان.

1184
01:08:01,720 --> 01:08:04,840
‫گمونم آماده‌ی شروع باشیم و شروع هم می‌کنیم.

1185
01:08:04,880 --> 01:08:07,200
‫اگه می‌شه همگی لطف کنید تمامی حضار...

1186
01:08:07,280 --> 01:08:10,320
‫سوار قایق موتوری من بشید.

1187
01:08:11,360 --> 01:08:13,160
‫خوش اومدید خانم‌ها و آقایان...

1188
01:08:13,640 --> 01:08:15,440
‫به سرقت بزرگ هملت.

1189
01:08:16,600 --> 01:08:19,280
‫و حالا من قراره ببرمون به...

1190
01:08:19,360 --> 01:08:22,040
‫به کشتی‌ای که در دوردست می‌بینیم
‫ خانم‌ها و آقایان...

1191
01:08:22,080 --> 01:08:24,640
‫اچ‌ام‌اس السینور.

1192
01:08:24,680 --> 01:08:29,840
‫و خیلی رسمی و سلطنتی شما
‫ رو معرفی می‌کنم به...

1193
01:08:29,880 --> 01:08:32,760
‫اعلی‌حضرت پادشاه و ملکه‌ی دانمارک.

1194
01:08:34,360 --> 01:08:38,640
‫«هوا به تندی می‌گزد، بس سرد است.»
‫[پرده‌ی اول، صحنه‌ی چهارم]

1195
01:08:38,680 --> 01:08:40,760
‫«اکنون چه ساعتی است؟»

1196
01:08:40,800 --> 01:08:43,440
‫- «گمانم هنوز به دوازده نرسیده.»
‫- «نه، نه، نواخته شد.»

1197
01:08:44,440 --> 01:08:46,880
‫«مطمئنی؟ نشنیدمش.»

1198
01:08:46,920 --> 01:08:49,240
‫«پس دمیدن آن هنگام نزدیک است.»

1199
01:08:49,960 --> 01:08:52,720
‫«بنگر، سرورم، او می‌آید.»

1200
01:08:53,560 --> 01:08:55,960
‫«فرشتگان و نگهبانان رحمت
‫ ما را در پناه گیرند.»

1201
01:08:56,640 --> 01:08:59,200
‫«تو روحی نیک هستی
‫یا دیوی نفرین‌شده؟»

1202
01:08:59,240 --> 01:09:02,760
‫«از آسمان هوایی خوش می‌آوری
‫یا از دوزخ، تندبادی زهرآگین؟»

1203
01:09:02,800 --> 01:09:06,720
‫«چنان در جامه‌ای پرسش‌انگیز آمدی
‫که ناچارم با تو سخن گویم.»

1204
01:09:07,160 --> 01:09:08,800
‫«تو را هملت می‌خوانم...»

1205
01:09:08,840 --> 01:09:11,840
‫«شاه، پدر، شاهزاده‌ی دانمارک.»

1206
01:09:11,880 --> 01:09:12,880
‫«ای پاسخ ده!»

1207
01:09:12,920 --> 01:09:14,520
‫«تو را به رفتن با خود می‌خواند.»

1208
01:09:14,560 --> 01:09:17,360
‫«گویی رازی دارد که تنها برای توست.»

1209
01:09:17,400 --> 01:09:20,760
‫«اگر نمی‌خواهد سخن گوید،
‫پس دنبالش خواهم رفت.»

1210
01:09:20,800 --> 01:09:22,800
‫«نه، نکن، سرورم.»

1211
01:09:22,840 --> 01:09:24,920
‫«چرا؟ مرا چه هراسیست؟»

1212
01:09:24,960 --> 01:09:27,400
‫«اگر شما را به سوی رود بکشاند چه سرورم؟»

1213
01:09:27,440 --> 01:09:29,640
‫«یا تا قله‌ی ترسناک صخره‌؟»

1214
01:09:29,960 --> 01:09:31,480
‫«نباید بروی، سرورم.»

1215
01:09:32,760 --> 01:09:34,360
‫«دستت را کنار بکش.»

1216
01:09:34,440 --> 01:09:36,760
‫«گوش کن، نرو!»

1217
01:09:38,040 --> 01:09:39,960
‫«گفتم کنار برو!»

1218
01:09:41,920 --> 01:09:44,000
‫«برو، دنبال تو می‌آیم.»

1219
01:09:44,880 --> 01:09:48,280
‫«با خیالی آشفته رو به دیوانگی دارد.»

1220
01:09:48,360 --> 01:09:49,920
‫«دنبالش برویم.»

1221
01:09:49,960 --> 01:09:52,120
‫«نمی‌توان چنین فرمانش را پذیرفت.»

1222
01:09:53,200 --> 01:09:56,400
‫«چیزی در سرزمین دانمارک تباه شده است.»

1223
01:09:57,240 --> 01:09:59,440
‫«زمان از مدار خود بیرون رفته.»

1224
01:09:59,480 --> 01:10:00,920
‫«آه، نفرین بر این بخت...»

1225
01:10:01,440 --> 01:10:04,280
‫«که مرا زاده تا آن را به ‌جا آورم.»

1226
01:10:04,360 --> 01:10:06,920
‫«نه، بیا با هم برویم.»

1227
01:10:07,960 --> 01:10:09,320
‫تف  توش!

1228
01:10:09,360 --> 01:10:10,600
‫بسیارخب خانم‌ها و آقایان...

1229
01:10:10,640 --> 01:10:12,600
‫با بالن برقی مشکل فنی داریم...

1230
01:10:12,640 --> 01:10:15,200
‫که امیدوارم بتونین ازش لذت ببرین.

1231
01:10:16,320 --> 01:10:18,280
‫تف  توش، فکر کنم همه مُردن.

1232
01:10:18,320 --> 01:10:20,720
‫ببخشید خانم‌ها و آقایان.

1233
01:10:21,200 --> 01:10:24,240
‫قرار نبود این‌طور بشه، ولی اصلا خیالی نیست.

1234
01:10:24,280 --> 01:10:27,360
‫اگه می‌شه همه برن سمت کازینو.

1235
01:10:29,800 --> 01:10:32,480
‫اگه مشکلی نیست از پله‌ها برید پایین
‫ خانم‌ها و آقایان...

1236
01:10:32,520 --> 01:10:35,240
‫و هر جایی همین اطراف وارد موقعیت بشید.

1237
01:10:35,320 --> 01:10:39,400
‫همون‌طور که می‌بینید، هملت دانمارکی
‫ مشهور کنار آتیشه.

1238
01:10:39,440 --> 01:10:41,120
‫پس فاصله‌تون رو حفظ کنید خانم‌ها و آقایون.

1239
01:10:41,160 --> 01:10:43,920
‫گمونم از اینجا هم بتونیم حرفش رو بشنویم.

1240
01:10:43,960 --> 01:10:46,440
‫یعنی در واقع سکانس بعدی رو کامل بشنویم.

1241
01:10:48,480 --> 01:10:51,040
‫«بودن یا نبودن.»

1242
01:10:51,400 --> 01:10:56,000
‫[پرده‌ی سوم، صحنه‌ی اول]
‫«مسئله این است.»
‫«آیا شریف‌تر آن است که در ذهن...»

1243
01:10:56,080 --> 01:11:00,720
‫«رنج فلاخن‌ها و تیرهای
‫بخت ستمگر را تاب آوریم...»

1244
01:11:00,760 --> 01:11:04,240
‫«یا در برابر دریایی از مصائب،
‫سلاح برگیریم...»

1245
01:11:04,280 --> 01:11:06,920
‫«و با رویارویی، آن‌ها را پایان دهیم؟»

1246
01:11:09,320 --> 01:11:12,240
‫«عطرشان از بین رفته، این‌ها را پس بگیر.»

1247
01:11:12,280 --> 01:11:17,760
‫«که برای ذهنی نجیب، هدایا بی‌ارزش می‌شوند
‫وقتی که دهنده‌ی آن‌ها بی‌مهر باشد.»

1248
01:11:19,320 --> 01:11:20,520
‫«بفرمایید، سرورم.»

1249
01:11:21,480 --> 01:11:23,160
‫« آیا تو درستکار هستی؟»

1250
01:11:24,240 --> 01:11:25,240
‫«سرورم؟»

1251
01:11:25,280 --> 01:11:26,840
‫«آیا تو منصف هستی؟»

1252
01:11:26,920 --> 01:11:33,040
‫«گناه قتل شنیع مرا ببخش.»
‫[پرده‌ی سوم، صحنه‌ی سوم]

1253
01:11:33,080 --> 01:11:38,240
‫«و ای دلی که رشته‌هایش از فولاد است،
‫نرم شو، همچون تار موهای نوزادی تازه‌متولد.»

1254
01:11:40,640 --> 01:11:42,280
‫«حالا می‌توانم کار را تمام کنم.»

1255
01:11:42,920 --> 01:11:46,040
‫«اکنون در حال دعاست. و حالا او را می‌کشم.»

1256
01:11:46,200 --> 01:11:55,760
‫[پرده‌ی سوم، صحنه‌ی چهارم]
‫«فراموش مکن، این دیدار فقط
‫برای تیز کردن عزم کند‌شده‌ی توست.»

1257
01:11:55,840 --> 01:11:59,440
‫«اما ببین، حیرت مادر بر جای خود مانده است.»

1258
01:11:59,480 --> 01:12:02,120
‫«میان او و روح آشفته‌اش بایست.»

1259
01:12:02,160 --> 01:12:04,360
‫«با او سخن بگو، هملت.»

1260
01:12:06,920 --> 01:12:12,960
‫[پرده‌ی پنجم، صحنه‌ی دوم]
‫«ای دانمارکیِ لعنتیِ قاتلِ ناپاک!»
‫«نزد مادرم برو.»

1261
01:12:13,760 --> 01:12:16,200
‫«او به سزای اعمالش رسید. بیا...»

1262
01:12:16,240 --> 01:12:18,160
‫«مرا ببخش، هملت نجیب.»

1263
01:12:18,680 --> 01:12:20,440
‫«من مُردم، هوراشیو.»

1264
01:12:21,320 --> 01:12:22,920
‫«ملکه‌ی بیچاره، بدرود.»

1265
01:12:24,040 --> 01:12:25,120
‫«شما...»

1266
01:12:26,240 --> 01:12:27,840
‫«که رنگ‌پریده و لرزان،
‫گواه این واقعه‌اید...»

1267
01:12:28,400 --> 01:12:30,680
‫خیلی‌خب، حضار درون بازی،
‫می‌تونین بیایین پیشمون.

1268
01:12:30,760 --> 01:12:33,360
‫قراره... قراره یه مهمونی داشته باشیم بعدش.

1269
01:12:33,400 --> 01:12:35,120
‫دانته، گمونم... گمونم...

1270
01:12:35,160 --> 01:12:36,840
‫می‌تونیم همه بریم کلوپ تو؟

1271
01:12:36,840 --> 01:12:39,520
‫- خیلی خستم.
‫- من هم خسته‌ام. بهتره...

1272
01:12:39,600 --> 01:12:43,120
‫یعنی نمی‌دونم، آدرنالین بود یا استرس؟

1273
01:12:43,200 --> 01:12:47,760
‫توی زندگی واقعی روی زمین دراز کشیدم.

1274
01:12:49,440 --> 01:12:51,440
‫می‌دونی، از لحاظ کلی به نظرم خوب پیش رفت.

1275
01:12:51,480 --> 01:12:53,920
‫مشخصا بالن برقی منفجر شد و
‫هواپیما هم سقوط کرد، ولی...

1276
01:12:53,960 --> 01:12:55,120
‫ولی جفتشون رو پشت سر گذاشتیم.

1277
01:12:55,160 --> 01:12:57,320
‫فقط چند دقیقه وقفه داشتیم.

1278
01:12:59,600 --> 01:13:01,520
‫خب همه رفتیم بیرون.

1279
01:13:03,920 --> 01:13:05,920
‫وای رفیق.

1280
01:13:07,600 --> 01:13:09,680
‫آره، آفرین بچه‌ها. آفرین.

1281
01:13:09,720 --> 01:13:11,080
‫آره.

1282
01:13:12,920 --> 01:13:14,400
‫آره.

1283
01:13:15,040 --> 01:13:17,680
‫خب حالا چیکار کنیم؟

1284
01:13:17,720 --> 01:13:19,000
‫حالا چیکار کنیم؟

1285
01:13:21,480 --> 01:13:24,080
‫محشر بود.

1286
01:13:25,440 --> 01:13:27,920
‫خب ببین رفیق، و می‌دونی...

1287
01:13:29,760 --> 01:13:33,280
‫معمولا زیاد محل زندگی شما میام.

1288
01:13:35,920 --> 01:13:38,240
‫هر چی، فقط بهم خبر بده.

1289
01:13:42,040 --> 01:13:43,640
‫می‌رم بیرون.

1290
01:13:46,760 --> 01:13:48,640
‫رفت.

1291
01:14:09,920 --> 01:14:13,320
‫برای اجرای کامل هملت...

1292
01:14:13,360 --> 01:14:19,680
‫در بازی جهان باز جی‌تی‌ای...
‫[ژانویه‌ی 2023]

1293
01:14:19,680 --> 01:14:32,960
‫[ژانویه‌ی 2023]
‫برنده‌ی ما سم کرینه!

1294
01:14:33,040 --> 01:14:34,920
‫تونستیم، برنده شدیم!

1295
01:14:47,960 --> 01:14:55,920
‫[به یاد و خاطره‌ی عزیز جس سرچ 1969-2023]

1296
01:14:56,400 --> 01:15:00,400
‫[نویسنده و کارگردان: سم کرین و پینی گریلز]
