﻿1
00:01:06,608 --> 00:01:12,405
‫در سال 1905
‫ژاپن با فشار بر امپراطوری کره، پیمان یولسا را امضا کرد
‫که شامل مواردی چون حق محرومیت دیپلماتیک کره و تاسیس دفتر نظارت ژاپن در خاک کره بود
‫(این پیمان به دنبال پیروزی ژاپن در جنگ با روسیه انعقاد یافت)

2
00:01:14,449 --> 00:01:21,247
‫با این معاهده، امپراطوری کره به‌طور ظاهری تحت‌الحمایه ژاپن قرار گرفت،
‫ اما عملاً حاکمیت خود را از دست داد و تبدیل به مستعمره ژاپن شد

3
00:01:23,333 --> 00:01:30,006
‫برخی از افراد که نتواستند خشم خود را کنترل کنند، با خودکشی اعتراض خود به این معاهده را اعلام کردند،
‫ یا به‌طور فعالانه و شجاعانه در برابر آن به مبارزه پرداختند

4
00:02:08,461 --> 00:02:10,213
‫بیشتر از یک ماه گذشته

5
00:02:12,173 --> 00:02:14,092
‫رفیق لی چانگ سوپ، نظر شما چیه؟

6
00:02:25,979 --> 00:02:28,481
‫اگه تا الان برنگشته

7
00:02:31,651 --> 00:02:33,945
‫باید فرض کنیم که مرده

8
00:02:35,989 --> 00:02:38,199
‫اون قطعا زنده است و برمیگرده

9
00:02:38,867 --> 00:02:40,034
‫اگه زنده باشه و برگرده

10
00:02:41,578 --> 00:02:44,289
‫باید فرض کنیم که توسط ژاپنی ها اسیر شده بوده و
‫الان به یک جاسوس و خائن تبدیل شده

11
00:02:54,632 --> 00:02:56,259
‫هی، لی چانگ سئوپ!

12
00:02:57,927 --> 00:03:00,722
‫با حدس و گمان‌های بی اساس به دیگران تهمت نزن

13
00:03:01,139 --> 00:03:04,017
‫چه کسی باعث مرگ وحشتناک رفقامون شد؟

14
00:03:04,934 --> 00:03:05,977
‫همه چیز و فراموش کردی؟

15
00:03:06,102 --> 00:03:07,770
‫اون یک انتخاب اجتناب‌ناپذیر بود!

16
00:03:07,937 --> 00:03:11,024
‫انتخابی احمقانه که حتی به قدم بعدیش هم فکر نکرده بود!

17
00:03:11,149 --> 00:03:13,193
‫در این مورد، حق با رفیق لی چانگ سوپه!

18
00:03:14,777 --> 00:03:16,613
‫دلایل مهم نیستن و به هرحال

19
00:03:16,988 --> 00:03:19,324
‫من هرگز حمایت از آن جونگ گون را تحمل نخواهم کرد

20
00:03:45,850 --> 00:03:47,393
‫حالت خوبه؟

21
00:03:48,144 --> 00:03:50,230
‫حقیقت داره که فرمانده دشمن رو آزاد کردی؟

22
00:03:51,022 --> 00:03:53,775
‫هیچ کدوم از رفقا زنده برگشتن؟

23
00:03:56,444 --> 00:03:57,946
‫آره منتظرتن

24
00:04:17,882 --> 00:04:18,925
‫خدای من

25
00:04:21,469 --> 00:04:22,679
‫آه، آقای آن…

26
00:04:23,513 --> 00:04:24,806
‫تو زنده ای

27
00:04:24,931 --> 00:04:26,849
‫میدونستم که زنده برمیگردی

28
00:04:26,975 --> 00:04:27,976
‫اوه

29
00:04:29,519 --> 00:04:30,853
‫اما وضعیت جسمانیت

30
00:04:32,522 --> 00:04:34,524
‫چرا این شکلی شدی؟ چه اتفاقی برات افتاده؟

31
00:04:34,941 --> 00:04:35,942
‫هان؟

32
00:04:37,652 --> 00:04:39,112
‫حالت خوبه؟

33
00:04:41,990 --> 00:04:43,783
‫خوشحالم که تو رو زنده میبینم

34
00:04:45,618 --> 00:04:47,620
‫لطفا اول بشین

35
00:04:53,960 --> 00:04:56,004
‫با چه رویی برگشتی؟

36
00:04:56,129 --> 00:04:58,172
‫رفیق! لطفا آروم باش

37
00:04:58,381 --> 00:05:00,425
‫حتی اگر شما بگید هم

38
00:05:01,301 --> 00:05:03,636
‫قصد بخشیدنش رو ندارم

39
00:05:04,137 --> 00:05:06,264
‫من اینجا نیومدم تا طلب بخشش کنم

40
00:05:10,476 --> 00:05:12,645
‫اینجام چون هنوز کارم تموم نشده

41
00:05:14,022 --> 00:05:17,025
‫چهل روز پیش، هامیونگ شمالی، کیونگ هیون

42
00:05:36,669 --> 00:05:37,920
‫وضعیت چطوره؟

43
00:05:38,046 --> 00:05:39,922
‫بنظر میرسه که یک گروه پیشرو برای ساختن پایگاه به اینجا اومدن

44
00:05:40,048 --> 00:05:42,258
‫بنظر میرسه حدود 150 نفری باشند

45
00:05:43,259 --> 00:05:46,054
‫هفتاد نفر بیشتر از نیروهای ما

46
00:05:46,512 --> 00:05:47,930
‫اوضاع خوبی نیست!

47
00:05:48,514 --> 00:05:50,516
‫جنگ به تعداد نفرات نیست، به روحیه است

48
00:05:50,641 --> 00:05:51,851
‫اگه دو به یک باشیم هم میتونیم بجنگیم

49
00:05:51,976 --> 00:05:53,686
‫حرفت درسته

50
00:05:53,978 --> 00:05:55,396
‫ولی اوضاع واقعا خوب نیست

51
00:05:55,521 --> 00:05:58,107
‫سلاح هاشون هم خیلی بهتر از ماست

52
00:05:58,816 --> 00:06:00,234
‫پست های دیده بانیشون کجاست؟

53
00:06:00,360 --> 00:06:03,029
‫دو تا در شمال و دو تا در جنوب

54
00:06:03,696 --> 00:06:05,323
‫نیروهای جناح چپ رو من رهبری میکنم

55
00:06:05,448 --> 00:06:06,449
‫قسمت جنوبی رو به من بسپار

56
00:06:06,574 --> 00:06:09,202
‫پس من و رفیق کیم هم با باقی نیروها به شمال حمله میکنیم

57
00:06:12,538 --> 00:06:13,915
‫پس

58
00:06:14,916 --> 00:06:16,959
‫اول من به پست دیده بانشون شلیک میکنم

59
00:06:17,085 --> 00:06:18,503
‫وقتی تفنگ های سربازان ژاپنی به سمت من برگشت

60
00:06:18,628 --> 00:06:20,963
‫اونوقت شما با یک حمله ی همزمان از شمال و جنوب غافلگیرشون کنید

61
00:06:21,339 --> 00:06:22,340
‫چانگ سوپ

62
00:06:22,632 --> 00:06:23,925
‫منتظر علامت من بمون

63
00:06:25,843 --> 00:06:26,844
‫فهمیدم

64
00:07:13,349 --> 00:07:14,350
‫حالا!

65
00:07:27,697 --> 00:07:28,906
‫به خودت بیا

66
00:07:29,031 --> 00:07:30,032
‫بپر!

67
00:12:06,183 --> 00:12:07,768
‫گریه نکن سوزوکی!

68
00:12:09,353 --> 00:12:11,021
‫مثل یک سرباز بمیر

69
00:12:16,736 --> 00:12:17,903
‫تو کی هستی؟

70
00:12:19,447 --> 00:12:22,992
‫سرگرد تاتسو موری از ارتش امپراطوری ژاپن

71
00:12:23,534 --> 00:12:24,869
‫تو کی هستی؟

72
00:12:28,664 --> 00:12:30,416
‫یک ژنرال در ارتش مقاومت کره

73
00:12:30,541 --> 00:12:31,584
‫اسمم آن جونگ گونه

74
00:12:32,501 --> 00:12:33,878
‫حرفی برای گفتن داری؟

75
00:12:38,299 --> 00:12:41,594
‫من یک سربازم و دستورات رو اجرا میکردم

76
00:12:42,428 --> 00:12:43,804
‫ولی ذره ای پشیمون و شرمنده نیستم

77
00:12:44,013 --> 00:12:45,431
‫و

78
00:12:46,015 --> 00:12:49,518
‫میخوام مثل یک سرباز امپراتوری بزرگ ژاپن
‫با افتخار مرگ رو بپذیرم

79
00:12:50,144 --> 00:12:51,520
‫بهم اجازه بده خودکشی کنم

80
00:12:51,645 --> 00:12:53,731
‫اگه انسانی شرم نداشته باشه

81
00:12:53,856 --> 00:12:55,941
‫هیچ فرقی با حیوون نداره

82
00:12:56,233 --> 00:12:57,985
‫توی عوضی حتی از حیوانات هم پست تری

83
00:12:59,361 --> 00:13:00,613
‫این همه کره ای های بی گناه رو کشتی

84
00:13:00,738 --> 00:13:02,990
‫خودتم میدونی و باز هم میگی که شرمنده نیستی؟

85
00:13:03,532 --> 00:13:04,533
‫آره؟

86
00:13:04,700 --> 00:13:06,452
‫ای عوضی ی گستاخ

87
00:13:07,036 --> 00:13:07,620
‫رفیق وو

88
00:13:07,745 --> 00:13:09,371
‫ولم کن! میخوام خودم همشون و بکشم

89
00:13:27,515 --> 00:13:28,599
‫خانواده داری؟

90
00:13:36,357 --> 00:13:38,317
‫همسر و دو پسر

91
00:13:45,157 --> 00:13:47,034
‫شما رو به عنوان اسرای جنگی آزاد میکنم

92
00:13:47,159 --> 00:13:48,494
‫برید و افراد زخمیتون رو درمان کنید

93
00:13:48,619 --> 00:13:49,620
‫داری چیکار میکنی؟

94
00:13:49,703 --> 00:13:50,871
‫رفیق آن!

95
00:13:58,504 --> 00:14:01,131
‫به عنوان یک شکست خورده، جایی برای برگشتن ندارم

96
00:14:01,757 --> 00:14:03,592
‫اجازه بده حداقل با عزت بمیرم

97
00:14:09,306 --> 00:14:10,474
‫سرگرد موری!

98
00:14:12,351 --> 00:14:14,228
‫بچه هات رو یتیم نکن

99
00:14:14,353 --> 00:14:15,771
‫زنده برگرد پیششون

100
00:14:15,938 --> 00:14:17,314
‫نه!!

101
00:14:21,569 --> 00:14:22,862
‫چرا داری اینکارا رو میکنی؟

102
00:14:23,445 --> 00:14:24,446
‫هان؟

103
00:14:24,488 --> 00:14:26,031
‫فکر عواقبش نیستی؟

104
00:14:26,615 --> 00:14:27,867
‫اگه همینطوری آزادشون کنی

105
00:14:28,284 --> 00:14:30,619
‫ممنکه برن و با نیروهای بیشتری برگردن سراغمون

106
00:14:30,744 --> 00:14:33,122
‫اگه همه ی اسلحه هاشون رو بردارید
‫و زمانی که ما از این مکان دور شدیم آزادشون کنید

107
00:14:33,247 --> 00:14:34,248
‫مشکلی پیش نمیاد

108
00:14:34,373 --> 00:14:36,750
‫آزاد کردن دشمن ممکنه باعث شورش داخلی بشه

109
00:14:37,918 --> 00:14:40,254
‫برگرد و به رفقایی که کشته شدن نگاه کن!

110
00:14:41,380 --> 00:14:42,381
‫چی؟

111
00:14:43,716 --> 00:14:45,676
‫فکر میکنی بقیه ساکت میمونن؟

112
00:14:57,146 --> 00:14:58,731
‫قلب رفقامون!

113
00:14:59,106 --> 00:15:00,190
‫منم میفهمم

114
00:15:01,275 --> 00:15:03,319
‫اما طبق قوانین بین المللی

115
00:15:03,736 --> 00:15:05,279
‫اسرای جنگی رو

116
00:15:05,404 --> 00:15:07,072
‫نمی تونیم فقط به میل خودمون اعدام کنیم

117
00:15:10,576 --> 00:15:11,952
‫لی چانگ سوپ، این رفتار وحشیانه است!

118
00:15:13,871 --> 00:15:16,832
‫قوانین بین المللی و هزاران حرف در برابر یک شلیک گلوله ارزشی ندارن

119
00:15:17,583 --> 00:15:19,668
‫گول این حرف های پوچ رو خوردن،

120
00:15:22,046 --> 00:15:25,090
‫باعث نمیشه فداکاری رفقامون بی ارزش بشه؟

121
00:15:25,966 --> 00:15:29,219
‫پس تو هدفت کشتن همه ی چهل میلیون ژاپنیه؟

122
00:15:30,679 --> 00:15:33,807
‫هدف من فقط بازگردوندن حاکمیت کشورمه!

123
00:15:34,391 --> 00:15:35,851
‫اگه با کشتن چهل میلیون ژاپنی

124
00:15:35,976 --> 00:15:38,228
‫کشور ما مستقل بشه

125
00:15:38,604 --> 00:15:40,230
‫معلومه که بدون تردید اینکار و میکنم!

126
00:15:42,066 --> 00:15:45,194
‫اگه هدفمون فقط کشتن باشه پس همه ی ما هم خواهیم مرد

127
00:15:46,403 --> 00:15:48,405
‫واقعا این و نمیفهمی؟

128
00:15:54,536 --> 00:15:56,372
‫پس تمام مسئولیتش

129
00:15:58,290 --> 00:16:00,417
‫به عهده ی خودته!

130
00:16:08,676 --> 00:16:13,013
‫هوئی رئونگ، استان هامگیونگ شمالی
‫(کره شمالی فعلی)

131
00:16:29,363 --> 00:16:31,782
‫به نظرتون تصمیم من اشتباه بود؟

132
00:16:35,536 --> 00:16:38,580
‫لی چانگ سوپ و گروهش که از ما جدا شدن

133
00:16:39,206 --> 00:16:41,583
‫و تلفات نیروهای ما هم کم نبود!

134
00:16:43,002 --> 00:16:44,628
‫عبور از رودخانه ی تومِن و بازگشن به یانچو

135
00:16:44,753 --> 00:16:46,338
‫آسان نخواهد بود!

136
00:16:55,180 --> 00:16:56,265
‫برادر وو

137
00:16:57,683 --> 00:16:59,727
‫هنوز از من ناراحتی؟

138
00:17:00,602 --> 00:17:02,688
‫نه! چه ناراحتی؟

139
00:17:10,779 --> 00:17:11,947
‫به روستاهای پایین تر میرم

140
00:17:12,072 --> 00:17:13,657
‫تا یه چیزی برای خوردنمون پیدا کنم

141
00:17:13,782 --> 00:17:15,117
‫بیا باهمدیگه بریم

142
00:17:15,409 --> 00:17:17,077
‫تا شماها اینجا کمی استراحت میکنید

143
00:17:18,287 --> 00:17:19,747
‫من میرم و زود برمیگردم

144
00:17:21,749 --> 00:17:23,584
‫اگر بتونی یکم نوشیدنی بیاری هم خوب میشه

145
00:17:27,296 --> 00:17:29,923
‫باید به رفقایی که کشته شدن ادای احترام کنیم

146
00:17:35,137 --> 00:17:36,430
‫بیا همینکار و انجام بدیم

147
00:17:51,570 --> 00:17:52,738
‫توپ رو آماده کنید

148
00:17:53,405 --> 00:17:54,156
‫اطاعت

149
00:18:07,169 --> 00:18:09,713
‫تحت تاثیر احساساتت قرار گرفتی!

150
00:18:11,757 --> 00:18:15,010
‫ولی آیا آزاد کردن ژنرال اسیر دشمن توجیهی داره؟

151
00:18:15,385 --> 00:18:19,098
‫اگه دوباره اون افسر ژاپنی رو اسیر کنیم؟

152
00:18:21,100 --> 00:18:22,476
‫باز هم همون تصمیم و میگیری؟

153
00:18:23,060 --> 00:18:24,228
‫آن جونگ گون!

154
00:18:25,437 --> 00:18:26,396
‫جواب بده

155
00:19:32,713 --> 00:19:35,507
‫باید بخاطر نابودی ارتش مقاومت پاسخگو باشی!

156
00:19:35,632 --> 00:19:36,633
‫مسئولیت کاری که کردی رو بپذیر!

157
00:19:36,884 --> 00:19:38,552
‫بله! باید جوابگو باشی

158
00:19:38,677 --> 00:19:41,138
‫مردک عوضی! یه چیزی بگو

159
00:19:46,643 --> 00:19:48,395
‫چه مدرکی داری که ثابت کنی جاسوس نیستی؟

160
00:19:48,520 --> 00:19:49,855
‫از اینجا برو!

161
00:19:50,647 --> 00:19:52,107
‫رفقای ارتش استقلال طلب کره!

162
00:19:53,483 --> 00:19:55,402
‫درخواست از رفیق آن برای قبول مسئولیت

163
00:19:56,028 --> 00:19:57,613
‫میتونه تا روشن شدن موضوع به تعویق بیفته!

164
00:19:57,738 --> 00:19:59,615
‫استاد چوی جه هیونگ!

165
00:20:01,366 --> 00:20:03,118
‫چرا ازش حمایت میکنی؟

166
00:20:03,243 --> 00:20:04,536
‫رفیق لی چانگ سوپ

167
00:20:05,037 --> 00:20:06,455
‫آیا حرفم اشتباهه؟

168
00:20:22,512 --> 00:20:23,513
‫رفیق آن

169
00:20:24,431 --> 00:20:26,099
‫چرا بعدش فورا به یانچو نیومدی؟

170
00:20:26,391 --> 00:20:27,309
‫جواب من و بده

171
00:20:30,604 --> 00:20:33,440
‫به هویریونگ فرار کردم تا فرصتی
‫برای عبور از رودخونه پیدا کنم

172
00:20:36,026 --> 00:20:37,319
‫اما موفق نشدم

173
00:20:40,239 --> 00:20:44,618
‫منطقه هامیونگ بوک دو، رودخانه ی تومِن

174
00:21:08,016 --> 00:21:10,852
‫میخواستم از رودخونه ی تومِن عبور کنم و به یانچو بیام

175
00:21:12,437 --> 00:21:14,815
‫اما مطمئن نبودم که زنده برمیگردم

176
00:21:23,573 --> 00:21:27,119
‫فریاد رفقای کشته شده در گوشم طنین انداخت

177
00:21:28,495 --> 00:21:31,957
‫جسدهای مثله شده و بی جانشون

178
00:21:34,209 --> 00:21:36,003
‫در مقابل چشمانم ظاهر میشدند

179
00:21:59,943 --> 00:22:02,946
‫گم شده بودم

180
00:22:05,490 --> 00:22:08,952
‫رفقای زیادی بخاطر اعتقادات من قربانی شده بودند

181
00:22:09,411 --> 00:22:12,289
‫دیگه دلیلی برای ادامه زندگی نداشتم

182
00:22:16,043 --> 00:22:19,546
‫پس میخواستم همه چیز و رها کنم و همونجا بمیرم

183
00:22:21,131 --> 00:22:23,592
‫اما در اون لحظه بود که فهمیدم

184
00:22:31,183 --> 00:22:32,434
‫زندگی من

185
00:22:33,060 --> 00:22:35,520
‫متعلق به رفقای کشته شده است

186
00:22:38,523 --> 00:22:40,734
‫من دارم به جای

187
00:22:40,859 --> 00:22:43,111
‫رفقای کشته شده زندگی میکنم

188
00:22:44,279 --> 00:22:45,322
‫اونجا بود

189
00:22:46,281 --> 00:22:48,825
‫که فهمیدم باید چیکار کنم

190
00:23:02,005 --> 00:23:09,012
‫(با خون انگشتش روی پرچم کره مینویسه به امید استقلال کره)

191
00:23:12,099 --> 00:23:14,017
‫رهبر گرگهای ژاپنی

192
00:23:14,476 --> 00:23:16,395
‫که امپراطوری کره رو زیر پا گذاشت

193
00:23:19,773 --> 00:23:22,275
‫باید حتما اون گرگ پیر رو

194
00:23:23,819 --> 00:23:25,529
‫از بین ببریم و از شرش خلاص بشیم

195
00:23:26,279 --> 00:23:28,615
‫ایتو هیروبومی

196
00:23:28,907 --> 00:23:32,911
‫با در نظر گرفتن روابط نزدیک میان ژاپن و کره

197
00:23:34,079 --> 00:23:36,248
‫برای افزایش رفاه متقابل

198
00:23:36,498 --> 00:23:42,045
‫و برای دستیابی به صلح دائمی در شرق،

199
00:23:44,923 --> 00:23:50,095
‫با اطمینان از اینکه الحاق کره به امپراطوری ژاپن بهترین راهه

200
00:23:51,054 --> 00:23:57,853
‫بدین وسیله موافقت میشود که معاهده ی ادغام بین دو کشور منعقد گردد

201
00:23:59,729 --> 00:24:03,984
‫شانزدهم اکتبر سال چهل و دو در دوره ی میجی
‫(برابر با شانزدهم اکتبر 1909 میلادی)

202
00:24:17,247 --> 00:24:21,710
‫هفدهم اکتبر 1909، دالیان، چین

203
00:24:23,420 --> 00:24:29,843
‫هیجدهم اکتبر ایتو هیروبومی به دالیان میرسد
‫و در بیست و ششم اکتبر در ایستگاه هاربین با وزیر دارایی روسیه
‫در مورد الحاق کره و ژاپن مذاکره خواهد کرد

204
00:24:52,073 --> 00:24:54,493
‫کشتی حامل ایتو هیروبومی ساعت هشت صبح

205
00:24:55,118 --> 00:24:57,204
‫به بندر دالیان خواهد رسید

206
00:24:59,539 --> 00:25:00,999
‫این کارت های شناسایی ژاپنی رو بگیرید

207
00:25:07,714 --> 00:25:09,424
‫لطفا بلیطتون و به من بدید

208
00:25:22,646 --> 00:25:24,314
‫وقتی به بندر دالیان رسیدید

209
00:25:24,564 --> 00:25:26,233
‫به طبقه ی دوم اون فروشگاه کوچک برید

210
00:25:27,025 --> 00:25:29,110
‫و به صاحب مغازه بگید که از ولادی وستوک اومدید

211
00:25:29,236 --> 00:25:30,445
‫اون بهتون اسلحه خواهد داد

212
00:25:32,572 --> 00:25:34,824
‫نامه ای برای خانواده هاتون نوشتید؟

213
00:25:45,752 --> 00:25:47,379
‫بعد از انجام این ماموریت

214
00:25:48,964 --> 00:25:51,716
‫به دفتر روزنامه ی دائه دونگ در ولادی وستوک برو

215
00:25:52,759 --> 00:25:55,595
‫آقای چوی جه هیونگ اونجا منتظر شماست

216
00:25:58,265 --> 00:25:59,266
‫موفق باشید

217
00:26:14,948 --> 00:26:20,829
‫لباس هاشون شبیه مسافران جایگاه درجه یک نبود
‫و آوای حرف زدنشون شبیه به کره ای بود

218
00:26:23,665 --> 00:26:25,208
‫زادگاهم ...

219
00:26:26,626 --> 00:26:28,461
‫بعد از فوت مادرم ...

220
00:26:29,462 --> 00:26:31,006
‫بیست سال گذشته؟

221
00:26:31,881 --> 00:26:33,466
‫آه...

222
00:26:34,259 --> 00:26:36,136
‫پس اگه کسی و نداری نامه رو برای کی نوشتی؟

223
00:26:36,636 --> 00:26:37,637
‫بگو...

224
00:26:39,180 --> 00:26:40,682
‫شاید یه همسر پنهانی داری؟

225
00:26:44,352 --> 00:26:46,271
‫ای کاش حقیقت داشت

226
00:26:48,732 --> 00:26:52,736
‫خوب میشد اگه با زنی زیبا ازدواج میکردم و بچه دار میشدم

227
00:26:53,278 --> 00:26:54,904
‫شاید همچین سرنوشتی داشتی!

228
00:26:57,282 --> 00:27:00,452
‫بعضی ها میگن شما میتونید ثروت خودتون رو تغییر بدید
‫ولی سرنوشتتون رو نه

229
00:27:02,120 --> 00:27:04,039
‫انگار در سرنوشت من نیست که زن و بچه داشته باشم

230
00:27:05,582 --> 00:27:06,875
‫هنوزم

231
00:27:09,544 --> 00:27:11,963
‫فرصت داری که با یک زن خوب ملاقات کنی نه؟

232
00:27:12,631 --> 00:27:14,257
‫تشکیل خانواده وظیفه ی یک مرده

233
00:27:14,382 --> 00:27:15,634
‫اوه! واقعا؟

234
00:27:16,301 --> 00:27:19,346
‫پس بخاطر همینه که تو زن و بچه هات رو رها کردی؟

235
00:27:22,557 --> 00:27:23,642
‫البته که نه

236
00:27:24,392 --> 00:27:25,727
‫من از خودم خجالت میکشم (شرمنده ام)

237
00:27:28,521 --> 00:27:30,106
‫اما چیکار میتونم بکنم؟

238
00:27:31,691 --> 00:27:33,276
‫سرنوشت منم این بوده

239
00:27:48,124 --> 00:27:49,584
‫ژاپنی هستید؟

240
00:27:54,172 --> 00:27:55,423
‫کارت شناسایی

241
00:28:35,046 --> 00:28:36,297
‫از کجا داری میای؟

242
00:28:36,756 --> 00:28:37,507
‫بونگ چئون

243
00:28:37,507 --> 00:28:38,675
‫من از اون پرسیدم، نه تو

244
00:28:39,426 --> 00:28:40,844
‫تو جواب بده

245
00:28:41,761 --> 00:28:43,012
‫از کجا داری میای؟

246
00:28:43,221 --> 00:28:45,223
‫ما همه با همیم

247
00:28:45,265 --> 00:28:46,891
‫از بونگ چئون اومدیم

248
00:28:48,977 --> 00:28:50,478
‫که اسمت گورو یوسوکه ست؟

249
00:28:52,313 --> 00:28:53,606
‫مقصدت کجاست؟

250
00:28:53,982 --> 00:28:55,233
‫شغل و سن؟

251
00:29:02,365 --> 00:29:02,949
‫بگیریدش!

252
00:29:37,817 --> 00:29:39,819
‫این طرف! زود باشید!

253
00:29:40,445 --> 00:29:41,696
‫اول تو برو
‫-چی؟

254
00:29:42,947 --> 00:29:43,948
‫برو!

255
00:29:44,783 --> 00:29:45,909
‫این طرف!

256
00:29:46,451 --> 00:29:48,453
‫برید کنار!

257
00:29:53,124 --> 00:29:56,211
‫اونهایی که در قطار بودن قصد داشتن در بندر دالیان
‫ایتو هیروبومی رو ترور کنند

258
00:29:56,294 --> 00:29:57,462
‫اونها کره ای بودن؟

259
00:29:57,545 --> 00:29:58,922
‫بله، همشون کره ای بودن

260
00:29:59,422 --> 00:30:02,425
‫گفته میشه که یکیشون آن جونگ گون بوده

261
00:30:02,967 --> 00:30:03,927
‫آن جونگ گون؟

262
00:30:03,927 --> 00:30:04,719
‫بله

263
00:30:04,928 --> 00:30:06,095
‫مطمئنی؟

264
00:30:06,221 --> 00:30:07,013
‫بله

265
00:30:10,642 --> 00:30:13,061
‫حرف بزن! عجله کن!
‫(صدای شکنجه)

266
00:30:21,402 --> 00:30:25,490
‫ولادی وستوک، روسیه

267
00:31:19,502 --> 00:31:21,296
‫میگن حتی ببر رو هم اگه صداش کنی میاد
‫(یعنی که الان حرفت و میزدیم و پیدات شد!)

268
00:31:21,796 --> 00:31:23,131
‫من نمی تونم مثل نجیب زاده ها رفتار کنم

269
00:31:24,090 --> 00:31:25,758
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

270
00:31:26,259 --> 00:31:27,093
‫رفیق آن

271
00:31:27,427 --> 00:31:28,428
‫بشین

272
00:31:35,184 --> 00:31:36,394
‫خسته نباشی

273
00:31:37,687 --> 00:31:39,355
‫خیلی شرمنده ام

274
00:31:42,650 --> 00:31:44,986
‫رفیق وو و رفیق کیم اینجا نیومدن؟

275
00:31:45,111 --> 00:31:47,322
‫نه! اینجا نیومدن و تماسی هم باهاشون نداشتیم

276
00:32:16,184 --> 00:32:18,102
‫بخاطر فرار از دست سربازان ژاپنی دیر رسیدم

277
00:32:18,686 --> 00:32:20,188
‫آسیبی ندیدی؟

278
00:32:20,605 --> 00:32:21,731
‫خوبم

279
00:32:22,065 --> 00:32:23,650
‫چه اتفاقی برای برادر وو افتاد؟

280
00:32:24,233 --> 00:32:25,902
‫هنوز خبری نیست

281
00:32:28,529 --> 00:32:30,448
‫احوال پرسی کافیه!

282
00:32:30,573 --> 00:32:33,201
‫بیاید تا در مورد برنامه های آینده صحبت کنیم

283
00:32:34,577 --> 00:32:35,912
‫ایتو یا قطار منچوری

284
00:32:36,037 --> 00:32:38,581
‫با گذشتن از یئوسون، دالیان و بونگچئون

285
00:32:38,706 --> 00:32:41,626
‫قراره بیست و پنجم به چانگچون برسه

286
00:32:42,752 --> 00:32:45,421
‫و اونجا قطارش رو عوض میکنه

287
00:32:45,546 --> 00:32:46,965
‫قطار عوض میکنه؟

288
00:32:47,382 --> 00:32:48,967
‫چانگچون آخرین ایستگاه راه آهن منچوریه!

289
00:32:49,801 --> 00:32:51,970
‫از یوسئون تا چانگچون راه آهن امپراطوری ژاپنه

290
00:32:52,095 --> 00:32:54,180
‫بعد از اون، از چانگچون تا هاربین خطوط راه آهن شرقی چین و

291
00:32:54,305 --> 00:32:55,640
‫راه آهن روسیه است

292
00:32:56,099 --> 00:32:58,977
‫چون عرض ریل های چین و روسیه عریض تر از ژاپنه

293
00:32:59,102 --> 00:33:01,396
‫پس روس ها یک قطار ویژه برای ایتو میفرستن

294
00:33:02,188 --> 00:33:05,566
‫پس حدس میزنم که صبح روز بیست و ششم به هاربین خواهد رسید

295
00:33:05,900 --> 00:33:08,069
‫یک هفته وقت داریم

296
00:33:08,569 --> 00:33:09,696
‫خوبه

297
00:33:11,239 --> 00:33:12,991
‫باید اون رو در هاربین بکشیم

298
00:33:13,116 --> 00:33:14,951
‫تو چرا دستور میدی؟

299
00:33:17,662 --> 00:33:18,746
‫فرماندهی این عملیات

300
00:33:18,871 --> 00:33:21,541
‫به رفیق آن جونگ گون سپرده شده

301
00:33:22,208 --> 00:33:23,376
‫هی رفیق کیم

302
00:33:24,752 --> 00:33:28,131
‫جونگ گون توسط دشمن در قطار شناسایی شده

303
00:33:29,173 --> 00:33:31,634
‫برای انجام این عملیات تا آخر

304
00:33:31,759 --> 00:33:33,720
‫فکر نمیکنی براش سخت باشه؟

305
00:33:35,430 --> 00:33:37,390
‫حرفش درسته

306
00:33:37,515 --> 00:33:38,725
‫از الان به بعد

307
00:33:39,100 --> 00:33:41,144
‫بهتره رفیق لی چانگ سوپ رهبر این عملیات باشه

308
00:33:43,312 --> 00:33:44,397
‫رفیق آن

309
00:33:44,522 --> 00:33:46,024
‫نظر شما چیه؟

310
00:33:50,361 --> 00:33:51,738
‫میفهمم

311
00:33:54,073 --> 00:33:55,950
‫اینکه درک میکنی

312
00:33:56,409 --> 00:33:58,453
‫احساس بهتری پیدا میکنم

313
00:34:00,538 --> 00:34:04,167
‫اما یک کار دیگه هست که باید انجام بدی

314
00:34:07,545 --> 00:34:09,213
‫مقداری مواد منفجره تهیه کن

315
00:34:12,759 --> 00:34:14,844
‫حتی اگر تیرانداز ماهری باشی

316
00:34:14,969 --> 00:34:17,972
‫کشتن یک شهروند درجه یک (ایتو)
‫ در ایستگاه قطار با اسلحه غیرممکنه

317
00:34:18,639 --> 00:34:20,016
‫اینطور نیست؟

318
00:34:22,894 --> 00:34:24,979
‫اگه مواد منفجره رو برام جور کنی

319
00:34:26,105 --> 00:34:28,524
‫من خودم مسئله کشتن ایتو رو حل میکنم

320
00:34:30,651 --> 00:34:32,653
‫هفت روز قبل از واقعه

321
00:34:32,779 --> 00:34:34,572
‫لیوشون،  چین

322
00:34:35,281 --> 00:34:38,409
‫باعث افتخاره که حضرتعالی را تا هاربین همراهی میکنم

323
00:34:38,951 --> 00:34:41,412
‫گفته شده که حادثه ای ناخوشایند رخ داده

324
00:34:42,330 --> 00:34:43,790
‫متاسفم

325
00:34:44,582 --> 00:34:47,460
‫برای بررسی این موضوع،  فرمانداری گوان دونگ
‫بهترین افسر خودش رو فرستاده

326
00:34:47,919 --> 00:34:49,587
‫در حال بررسی هستیم

327
00:34:51,631 --> 00:34:53,633
‫اونایی که من رو هدف گرفتن چه کسانی هستند؟

328
00:34:53,800 --> 00:34:55,259
‫داریم شناساییشون میکنیم

329
00:34:56,010 --> 00:35:00,473
‫برای احتیاط بیشتر،  دستور دادیم که
‫بازرسی ها به شدت افزایش پیدا کنه

330
00:35:01,933 --> 00:35:04,769
‫به همین منظور مراسم استقبال از شما
‫رو در ایستگاه هاربین لغو کردیم

331
00:35:05,561 --> 00:35:08,481
‫بهتره که بی سر و صدا وارد هاربین بشید

332
00:35:08,564 --> 00:35:09,440
‫نه

333
00:35:10,525 --> 00:35:13,027
‫برنامه رو طبق روال قبل آماده کنید

334
00:35:13,653 --> 00:35:14,529
‫اطاعت میشه

335
00:35:17,448 --> 00:35:21,911
‫اونها میخوان من احساس حقارت کنم

336
00:35:22,829 --> 00:35:26,958
‫همه چیز رو طبق برنامه قبلی پیش ببرید

337
00:35:29,335 --> 00:35:30,253
‫یامادا

338
00:35:30,670 --> 00:35:32,046
‫بله قربان

339
00:35:32,964 --> 00:35:38,219
‫میدونی چرا من با الحاق کره مخالف بودم و
‫ برای امضا کردنش تعلل میکردم؟

340
00:35:39,804 --> 00:35:43,641
‫چوسان برای صدها سال وجود داشته

341
00:35:44,475 --> 00:35:50,940
‫پادشاهان نادان و اشراف فاسد همواره بر این کشور حکومت کردن اما ...

342
00:35:53,025 --> 00:35:59,282
‫مردم اون کشور بزرگترین دردسر هستند

343
00:36:01,033 --> 00:36:03,536
‫بدون اینکه دریافت کرده باشن

344
00:36:03,995 --> 00:36:08,249
‫هربار که کشورشون در بحران بوده،
‫قدرت عجیبی از خودشون نشون دادن

345
00:36:10,960 --> 00:36:19,385
‫سیصد سال قبل هم وقتی تویوتومی به کره حمله کرد
‫نیروهای مقاومت داوطلب ظاهر شدند

346
00:36:21,971 --> 00:36:27,435
‫الان هم در منچوری،  نیروهای مقاومت مشکل ساز شدن

347
00:36:30,855 --> 00:36:38,571
‫چقدر پول تا به حال در کره سرمایه گذاری و خرج کردیم؟

348
00:36:41,824 --> 00:36:48,539
‫اما مردمشون هنوز هم نسبت به ژاپن بدبینن!

349
00:36:53,169 --> 00:36:55,171
‫نمی دونم دیگه چیکار کنم

350
00:36:56,839 --> 00:36:59,550
‫سیصد سال پیش اونها قهرمانی مثل لی سون شین رو داشتن

351
00:37:00,301 --> 00:37:03,554
‫اما الان پیدا کردن همچین قهرمانی در کره سخته

352
00:37:29,497 --> 00:37:30,748
‫متشکرم ، خانم

353
00:37:30,748 --> 00:37:32,750
‫هرگز لطف شما رو فراموش نمیکنم

354
00:37:34,085 --> 00:37:35,878
‫همراه من بیاید

355
00:37:41,259 --> 00:37:42,843
‫فعلا اینجا بمون

356
00:37:44,303 --> 00:37:45,596
‫و همینطور

357
00:37:46,389 --> 00:37:49,016
‫بنظرم بهتره این مکان از سایر رفقا مخفی باقی بمونه

358
00:37:50,393 --> 00:37:53,312
‫درسته که ولادی وستوک تحت کنترل روسیه است

359
00:37:53,771 --> 00:37:55,940
‫اما جاسوسان ژاپنی همه جا هستند

360
00:37:57,483 --> 00:38:01,070
‫و در مورد لی چانگ سوپ

361
00:38:01,445 --> 00:38:03,447
‫خیلی به خودت سخت نگیر

362
00:38:07,159 --> 00:38:08,953
‫رفیق وو حالش خوبه؟

363
00:38:10,162 --> 00:38:11,330
‫فقط کمی بیشتر

364
00:38:12,623 --> 00:38:14,458
‫منتظر بمون و صبر کن

365
00:38:18,546 --> 00:38:20,423
‫چطوری میخوای اون مواد منفجره رو تهیه کنی؟

366
00:38:26,470 --> 00:38:28,097
‫فکر میکنم باید از خانم کونگ

367
00:38:28,556 --> 00:38:30,224
‫کمک بگیریم

368
00:38:31,309 --> 00:38:32,852
‫خانم کونگ؟

369
00:38:33,769 --> 00:38:36,647
‫بخاطر اینکه همسرش با جنگ سالاران چینی ارتباط داشت

370
00:38:37,440 --> 00:38:39,275
‫پس فراهم کردن مواد منفجره نباید براش سخت باشه

371
00:38:39,692 --> 00:38:41,652
‫اخیرا اون و دیدید؟

372
00:38:42,361 --> 00:38:43,904
‫از اون موقع تا حالا ندیدمش

373
00:38:44,989 --> 00:38:48,284
‫سه سال از زمانی که اون همسرش و از دست داده میگذره

374
00:38:49,076 --> 00:38:51,746
‫تو با رفیق پارک (همسر کونگ) در موسان جنگیدی ، درسته؟

375
00:38:52,872 --> 00:38:54,749
‫خود خانم کونگ هم در اون جنگ شرکت داشت

376
00:38:55,624 --> 00:38:57,585
‫اگر خانم کونگ اونجا نبود

377
00:38:58,586 --> 00:39:01,380
‫رفقای بیشتری جون خودشون رو از دست میدادن

378
00:39:04,342 --> 00:39:06,677
‫حداقل باید جسد شوهرش و برمیگردوندیم

379
00:39:23,152 --> 00:39:25,237
‫گاهی خبری از شما میگرفتم

380
00:39:26,781 --> 00:39:28,657
‫شنیده بودم در یانچو هستید

381
00:39:29,533 --> 00:39:31,911
‫من مثل باد اینطرف و اونطرف میرفتم

382
00:39:33,120 --> 00:39:35,915
‫پس حتما دلیلی داشتید که به دنبال من اومدید

383
00:39:38,376 --> 00:39:40,878
‫برای منفجر کردن یک واگن قطار به مواد منفجره کافی نیاز داریم

384
00:39:42,546 --> 00:39:43,589
‫پیدا کردن این مقدار مواد منفجره

385
00:39:43,714 --> 00:39:46,050
‫در ولادی وستوک کار خیلی سختیه

386
00:39:47,885 --> 00:39:49,512
‫چند روز به من فرصت بدید

387
00:39:50,846 --> 00:39:52,473
‫من زمان زیادی ندارم

388
00:39:55,643 --> 00:39:57,603
‫پس ، فردا با من بیا

389
00:39:57,937 --> 00:39:59,814
‫تا به روستای سانگموک بریم

390
00:40:01,315 --> 00:40:04,318
‫رفیق پارک جون چول در اونجاست

391
00:40:05,569 --> 00:40:07,238
‫منظورت برادر جون چوله؟

392
00:40:08,572 --> 00:40:10,491
‫اون الان یک راهزن شده

393
00:40:12,034 --> 00:40:15,746
‫طبق گفته ی منابع اطلاعاتی ما اونها با یک دفتر روزنامه ی کوچک
‫ در ولادی وستوک در ارتباط هستند

394
00:40:15,955 --> 00:40:18,374
‫این روزنامه توسط یک فرد کره ای به اسم چوی جه هیونگ تاسیس شده

395
00:40:18,457 --> 00:40:21,877
‫چون اون شخص تابعیت روسی داره
‫پس به راحتی نمی تونیم علیه اش اقدام کنیم

396
00:40:22,169 --> 00:40:25,673
‫چون ولادی وستوک تحت حکومت روسیه است
‫برای دستگیری ضد ژاپنی ها قطعا ...

397
00:40:25,673 --> 00:40:28,592
‫قطعا همکاری با روسیه لازمه

398
00:40:29,427 --> 00:40:30,886
‫اسم روزنامه؟

399
00:40:32,054 --> 00:40:33,681
‫روزنامه دائه دونگ

400
00:40:34,140 --> 00:40:35,850
‫بلافاصله بعد از رسیدن به ولادی وستوک

401
00:40:35,850 --> 00:40:37,726
‫از ارتش روسیه کمک بگیرید

402
00:40:38,561 --> 00:40:39,854
‫اطاعت میشه

403
00:40:49,697 --> 00:40:50,698
‫اوه؟

404
00:40:50,781 --> 00:40:51,615
‫رفیق وو

405
00:40:51,740 --> 00:40:53,200
‫تو هنوز زنده ای؟

406
00:40:55,786 --> 00:40:57,204
‫حالت خوبه؟

407
00:40:58,205 --> 00:40:59,540
‫از گرسنگی دارم میمیرم

408
00:41:00,624 --> 00:41:02,460
‫بیا اول غذا بخوریم

409
00:41:11,760 --> 00:41:14,763
‫طوری بهم نگاه نکنید که انگار روح دیدید!

410
00:41:15,890 --> 00:41:17,057
‫ناراحت میشم

411
00:41:23,272 --> 00:41:24,315
‫حالا دوباره زنده شدم

412
00:41:25,399 --> 00:41:26,775
‫اما راستی ،

413
00:41:27,193 --> 00:41:28,569
‫برادر لی اینجا چیکار میکنه؟

414
00:41:29,612 --> 00:41:30,946
‫از این به بعد این رفیق

415
00:41:31,071 --> 00:41:32,865
‫تصمیم گرفته رهبری این عملیات و به عهده بگیره

416
00:41:33,574 --> 00:41:34,867
‫چه خبره ...

417
00:41:36,202 --> 00:41:37,536
‫این موضوع رو

418
00:41:38,078 --> 00:41:40,247
‫من نمی تونم قبولش کنم

419
00:41:40,456 --> 00:41:41,665
‫قبلا تصمیمش گرفته شده!

420
00:41:42,333 --> 00:41:45,127
‫هی ، این کاریه که رفیق آن ما شروعش کرده

421
00:41:45,753 --> 00:41:46,754
‫نه؟

422
00:41:47,630 --> 00:41:50,299
‫پس خودش هم باید پایان دهنده اش باشه

423
00:41:51,050 --> 00:41:52,801
‫جونگ گون نمیتونه تمومش کنه

424
00:41:52,927 --> 00:41:54,053
‫برای همینه که من اینجام

425
00:41:54,803 --> 00:41:56,263
‫راست میگه

426
00:41:57,223 --> 00:41:58,349
‫برادر وو

427
00:41:58,933 --> 00:42:00,601
‫چرا دیر رسیدی؟

428
00:42:06,190 --> 00:42:07,358
‫لعنتی! چون

429
00:42:09,401 --> 00:42:10,903
‫سوار قطار اشتباهی شده بودم

430
00:42:12,988 --> 00:42:13,781
‫در اون منطقه

431
00:42:13,906 --> 00:42:16,033
‫قرار بود دوباره سوار قطار ولادی وستوک بشم

432
00:42:16,700 --> 00:42:18,869
‫اما اشتباهی سوار قطار چانگچون شدم

433
00:42:19,745 --> 00:42:20,955
‫و دیر رسیدم

434
00:42:22,498 --> 00:42:24,250
‫ولی تو موفق شدی زنده برگردی!

435
00:42:27,836 --> 00:42:28,963
‫خب؟

436
00:42:30,005 --> 00:42:31,423
‫حرفات معنی دارن! (تیزن)

437
00:42:33,467 --> 00:42:34,468
‫رفیق وو

438
00:42:34,552 --> 00:42:36,637
‫حتما خیلی خسته ای ، چرا نمیری استراحت کنی؟

439
00:42:36,929 --> 00:42:38,222
‫رفیق کیم هم با شما میاد

440
00:42:39,723 --> 00:42:40,933
‫بسیار خب

441
00:42:42,810 --> 00:42:44,603
‫بیا بریم

442
00:42:48,190 --> 00:42:50,150
‫برادر، بیا اول بریم نوشیدنی بخوریم

443
00:42:51,944 --> 00:42:52,987
‫خسته نیستی؟

444
00:42:55,197 --> 00:42:57,825
‫فکر میکنم باید یه نوشیدنی بخورم تا خوابم ببره

445
00:43:02,746 --> 00:43:03,706
‫وو دوک سون!

446
00:43:04,164 --> 00:43:06,750
‫بهتره اون رو از عملیات کنار بذاریم

447
00:43:07,626 --> 00:43:09,253
‫منظورت چیه؟

448
00:43:10,879 --> 00:43:12,673
‫میتونی به وو دوک سون اعتماد کنی؟

449
00:43:13,048 --> 00:43:14,466
‫رفیق وو

450
00:43:14,592 --> 00:43:16,594
‫یعنی میگی جاسوس شده؟

451
00:43:17,011 --> 00:43:18,470
‫وفتی در حال فرار بوده

452
00:43:19,221 --> 00:43:22,141
‫فکر نمیکنی ممکنه توسط ارتش ژاپن دستگیر شده باشه که دیر رسیده؟

453
00:43:24,018 --> 00:43:25,686
‫حدسات خیلی وحشیانه است!

454
00:43:28,772 --> 00:43:30,399
‫چانگ سوپ

455
00:43:32,151 --> 00:43:34,695
‫بدون هیچ مدرک محکمی ، حدس های بی پایه و اساس نزن

456
00:43:35,696 --> 00:43:37,740
‫رفقای بی گناهت رو متهم نکن!

457
00:43:39,241 --> 00:43:41,994
‫همین ساده لوحیت باعث شد تا ژنرال دشمن رو آزاد کنی

458
00:43:42,870 --> 00:43:44,371
‫هی ، جونگ گون

459
00:43:45,706 --> 00:43:47,416
‫جنبش استقلال

460
00:43:47,916 --> 00:43:51,003
‫خاله بازی نیست
‫(بازی با دوستان و همسایه ها نیست!)

461
00:43:51,629 --> 00:43:53,005
‫به خودت بیا

462
00:43:55,674 --> 00:43:58,427
‫نظر شما دو نفر چیه؟

463
00:43:59,511 --> 00:44:02,056
‫اگه رفیق وو کنار گذاشته بشه، من هم ادامه نمیدم

464
00:44:02,181 --> 00:44:03,432
‫آن جونگ گون!

465
00:44:06,477 --> 00:44:09,021
‫اجازه نده احساسات شخصیت کار رو خراب کنه!

466
00:44:10,856 --> 00:44:12,775
‫اگه به رفقامون اعتماد نداشته باشیم

467
00:44:13,859 --> 00:44:16,236
‫این عملیات هرگز نمیتونه موفقیت آمیز بشه!

468
00:44:18,989 --> 00:44:20,115
‫رفیق کیم

469
00:44:23,535 --> 00:44:24,995
‫بنظرت میتونیم مستقل بشیم؟

470
00:44:29,291 --> 00:44:30,417
‫اگر کشورمون بخشی از تاریخ ژاپن بشه

471
00:44:30,542 --> 00:44:32,628
‫هیچکس در آینده ما رو به خاطر نخواهد آورد!

472
00:44:44,139 --> 00:44:47,476
‫حتی اگر زبانمون کوتاه باشه هم باید آب دهنمون رو تا جایی که میتونیم دور پرت کنیم!

473
00:44:50,479 --> 00:44:51,605
‫حتی اگر بمیریم هم

474
00:44:51,730 --> 00:44:53,816
‫باید اسمی از خودمون به جا بذاریم

475
00:44:56,235 --> 00:44:58,737
‫برادر کیم ما چقدر بلند پروازه

476
00:44:59,571 --> 00:45:00,572
‫هان؟

477
00:45:01,740 --> 00:45:02,950
‫رفیق وو چطوره؟ (خودش و میگه)

478
00:45:06,537 --> 00:45:08,664
‫این حرف ها رو برای سگها بزن!

479
00:45:09,790 --> 00:45:11,709
‫وقتی بمیریم همه چیز تموم میشه

480
00:45:12,418 --> 00:45:14,837
‫گذاشتن اسم رومون بعد از مرگ چه فایده ای داره؟

481
00:45:17,506 --> 00:45:19,091
‫با این طرز فکر چرا تو جنبش استقلالی؟

482
00:45:22,553 --> 00:45:24,471
‫وقتی بچه بودم

483
00:45:27,391 --> 00:45:30,102
‫خیلی تحقیرم میکردن

484
00:45:31,520 --> 00:45:33,605
‫همیشه دعا میکردم این کشور منحل بشه

485
00:45:33,731 --> 00:45:35,649
‫همیشه این حرف و میزدم

486
00:45:38,610 --> 00:45:40,320
‫کی میدونست؟

487
00:45:41,405 --> 00:45:43,073
‫واقعا داره منحل میشه

488
00:45:50,122 --> 00:45:52,458
‫لعنتی! اگه اون حرفها رو نمیزدم ...

489
00:45:54,710 --> 00:45:56,003
‫برادر وو

490
00:45:58,422 --> 00:46:01,049
‫واقعا فکر کردی حرف های تو (دعاهات) باعث شده کشور از بین بره؟

491
00:46:15,773 --> 00:46:16,899
‫ازت ممنونم

492
00:46:18,484 --> 00:46:19,443
‫در مورد چی؟

493
00:46:21,278 --> 00:46:23,322
‫در نبرد شین یانگ سان (اول فیلم)

494
00:46:25,199 --> 00:46:27,868
‫اگه برادر کیم نبود که من الان زنده نبودم!

495
00:46:34,208 --> 00:46:36,210
‫بین رفقا چیزی برای تشکر کردن وجود نداره!

496
00:46:38,337 --> 00:46:40,255
‫با این حال بازم ازت ممنونم

497
00:46:51,391 --> 00:46:52,810
‫اگه اینقدر ازم ممنونی

498
00:46:52,935 --> 00:46:55,604
‫پس دفعه ی بعد تو جون من و نجات بده

499
00:47:00,609 --> 00:47:02,027
‫باشه

500
00:47:02,903 --> 00:47:04,154
‫حتما یکبار

501
00:47:06,532 --> 00:47:08,742
‫رفیق کیم و نجات میدم

502
00:47:09,451 --> 00:47:12,287
‫پنج روز قبل از واقعه

503
00:47:12,830 --> 00:47:14,957
‫بونگ چئون، چین
‫(شنیانگ امروزی)

504
00:47:16,333 --> 00:47:18,794
‫از اونایی که من و هدف قرار دادن، چه خبر؟

505
00:47:19,670 --> 00:47:21,797
‫همونطور که قبلا بهتون گفتم، افسر موری

506
00:47:22,673 --> 00:47:24,800
‫در این باره در حال انجام عملیاته

507
00:47:25,133 --> 00:47:26,718
‫پس یعنی هنوز دستگیر نشدن؟

508
00:47:28,303 --> 00:47:29,763
‫متاسفم

509
00:47:34,351 --> 00:47:36,353
‫احمق ها

510
00:47:39,022 --> 00:47:42,776
‫بیشتر از سالهای حکومت پادشاهان فاسدشون

511
00:47:43,944 --> 00:47:46,321
‫در طول سه سالی که من مسئولشون بودم

512
00:47:46,780 --> 00:47:51,702
‫کره ای ها چقدر پیشرفت کردن

513
00:47:55,998 --> 00:47:59,042
‫دارن مسخره ام میکنن؟

514
00:48:21,607 --> 00:48:23,358
‫خانم کونگ حالتون چطوره؟

515
00:48:24,568 --> 00:48:25,736
‫مشتاق دیدار

516
00:48:28,572 --> 00:48:30,532
‫ایشون رفیق کیم سانگ هیونه

517
00:48:30,991 --> 00:48:31,992
‫از آشناییتون خوشبختم

518
00:48:32,075 --> 00:48:33,327
‫کیم سانگ هیون هستم

519
00:48:33,577 --> 00:48:35,412
‫تعریفتون رو زیاد شنیدم

520
00:48:36,705 --> 00:48:38,457
‫بیاید حرکت کنیم

521
00:49:04,358 --> 00:49:08,862
‫منچوری، چین

522
00:51:14,071 --> 00:51:16,364
‫چقدر دیگه تا اون روستا راه داریم؟

523
00:51:16,782 --> 00:51:18,366
‫حدودا فردا عصر

524
00:51:18,492 --> 00:51:19,493
‫به روستا میرسیم

525
00:51:23,497 --> 00:51:25,332
‫اما برادر جون چول

526
00:51:26,083 --> 00:51:27,876
‫واقعا یک راهزن شده؟

527
00:51:31,129 --> 00:51:34,174
‫بزرگترین راهزنان جیلین رو الان اون رهبری میکنه

528
00:51:39,846 --> 00:51:42,140
‫قبلا میگفت میخواد قلمرویی که ژاپنی ها گرفتن رو پس بگیره

529
00:51:42,265 --> 00:51:44,601
‫و از خشم دندوناش رو بهم دیگه فشار میداد

530
00:51:44,726 --> 00:51:45,727
‫هان؟

531
00:51:46,603 --> 00:51:48,730
‫چطور همچین آدمی راهزن شده؟

532
00:51:50,607 --> 00:51:54,361
‫حیف! در قدیم واقعا مرد بزرگی بود

533
00:51:54,861 --> 00:51:58,490
‫همون قدیمی که ازش حرف میزنی، تمام منچوری زمین های کره بود

534
00:52:00,659 --> 00:52:02,202
‫الان چی؟

535
00:52:02,869 --> 00:52:05,455
‫حتی یک متر زمین هم متعلق به ما نیست که بتونیم توش راحت دراز بکشیم

536
00:52:06,706 --> 00:52:09,209
‫حرف زدن از گذشته چه فایده ای داره؟

537
00:52:12,921 --> 00:52:14,506
‫باد سردیه

538
00:53:05,891 --> 00:53:07,434
‫بردار، خیلی وقته ندیدمتون

539
00:53:15,859 --> 00:53:17,569
‫ایتو هیروبومی

540
00:53:17,694 --> 00:53:19,154
‫به منچوری اومده

541
00:53:19,279 --> 00:53:22,032
‫شنیدیم برای مذاکره در مورد الحاق کره به ژاپن داره میاد

542
00:53:22,449 --> 00:53:23,950
‫نمی تونیم فقط نگاه کنیم

543
00:53:24,075 --> 00:53:25,702
‫باید یه کاری انجام بدیم

544
00:53:25,827 --> 00:53:28,163
‫آره درسته! منم همین و میگم

545
00:53:29,623 --> 00:53:31,958
‫برای این کار یکم مواد منفجره ازتون میخواستیم

546
00:53:32,334 --> 00:53:33,335
‫آره

547
00:53:34,127 --> 00:53:35,629
‫فقط به اندازه ای که بتونه واگنش رو منفجر کنه

548
00:53:35,754 --> 00:53:38,048
‫اگر به ما مواد منفجره بدید

549
00:53:38,340 --> 00:53:39,341
‫هان؟

550
00:53:39,716 --> 00:53:41,676
‫فکر میکنم بتونیم باهاش ایتو رو ترور کنیم

551
00:53:41,927 --> 00:53:43,053
‫برادر

552
00:53:43,970 --> 00:53:45,972
‫این برای استقلال کره است

553
00:53:47,641 --> 00:53:49,309
‫من و تو

554
00:53:53,897 --> 00:53:55,649
‫و برادر کوچیکم

555
00:54:00,362 --> 00:54:02,614
‫در موسان با همدیگه جنگیدیم

556
00:54:05,325 --> 00:54:08,245
‫چند نفر دیگه باید بمیرن تا ما مستقل بشیم؟

557
00:54:19,631 --> 00:54:23,176
‫خیلی وقت بود که همرزمای قدیمی رو ندیده بودم

558
00:54:24,386 --> 00:54:25,595
‫حس مقدسی دارید

559
00:54:32,936 --> 00:54:34,104
‫باشه

560
00:54:38,858 --> 00:54:40,402
‫ولی یک شرط داره

561
00:54:41,778 --> 00:54:42,946
‫این

562
00:54:44,197 --> 00:54:46,074
‫یک بازیه که روس ها انجامش میدن

563
00:54:46,741 --> 00:54:48,868
‫بهش میگن رولت روسی

564
00:54:53,540 --> 00:54:55,750
‫اینطوری اسلحه رو روی سرت میذاری

565
00:54:56,459 --> 00:54:58,086
‫و با طرف مقابلت

566
00:54:59,629 --> 00:55:03,466
‫نوبتی ماشه رو میکشین

567
00:55:04,134 --> 00:55:06,303
‫اگه از این رولت جون سالم به در بردید

568
00:55:07,345 --> 00:55:09,097
‫بهتون مواد منفجره ای که میخواید رو میدم

569
00:55:09,723 --> 00:55:10,390
‫برادر

570
00:55:10,515 --> 00:55:11,766
‫نظرتون چیه؟

571
00:55:14,394 --> 00:55:16,313
‫جونگ گون، تو با من بازی میکنی؟

572
00:55:16,771 --> 00:55:17,772
‫هان؟

573
00:55:19,524 --> 00:55:21,067
‫یا دوک سون، تو چطور؟

574
00:55:21,192 --> 00:55:22,319
‫اوه ... من؟ من؟

575
00:55:22,444 --> 00:55:23,695
‫آروم باش لطفا

576
00:55:24,362 --> 00:55:26,656
‫یا این آقای مودب! چطوره؟

577
00:55:32,704 --> 00:55:35,540
‫مردانی که ادعا میکنند برای استقلال میجنگند

578
00:55:36,041 --> 00:55:37,751
‫نباید اینقدر ترسو باشن!

579
00:55:39,627 --> 00:55:40,628
‫نه؟

580
00:55:42,756 --> 00:55:44,507
‫استقلال دیگه چه خریه!

581
00:55:47,594 --> 00:55:50,180
‫اگه تونستیم مستقل بشیم، من دستم و قطع میکنم

582
00:55:53,808 --> 00:55:56,436
‫تنها چشم باقیمونده ام هم دیگه داره کم میاره
‫(تار میبینه)

583
00:55:58,396 --> 00:56:00,357
‫این دنیای لعنتی

584
00:56:02,817 --> 00:56:05,111
‫چیز با ارزشی برای دیدن نداره

585
00:56:05,862 --> 00:56:07,697
‫داداش!
‫- ای پارک جون چول احمق!

586
00:56:07,822 --> 00:56:08,823
‫برادر

587
00:56:12,786 --> 00:56:15,205
‫جان رفقای از دست رفته رو

588
00:56:15,497 --> 00:56:17,332
‫اینقدر سبک نگیر

589
00:56:20,168 --> 00:56:22,754
‫میخوای بقیه ی عمرت رو همینطوری

590
00:56:23,213 --> 00:56:25,632
‫با نوشیدنی خوردن و علافی بگذرونی؟

591
00:56:27,008 --> 00:56:28,593
‫در موسان من

592
00:56:30,011 --> 00:56:31,554
‫یک چشم و برادرم و از دست دادم

593
00:56:33,598 --> 00:56:34,933
‫برادرم رو ...

594
00:56:39,104 --> 00:56:41,106
‫صدای ناله های

595
00:56:41,564 --> 00:56:44,359
‫رفقای از دست رفته رو نمیشنوی؟

596
00:56:56,621 --> 00:56:59,124
‫من ازت خجالت میکشم

597
00:57:04,129 --> 00:57:05,422
‫من باید به جای اون

598
00:57:06,714 --> 00:57:08,299
‫میمردم!

599
00:57:09,843 --> 00:57:11,928
‫اون باید زنده میموند!

600
00:57:15,974 --> 00:57:17,183
‫برادر شوهر

601
00:57:19,769 --> 00:57:21,479
‫مواد منفجره رو به من بده

602
00:57:30,905 --> 00:57:32,449
‫زن داداش

603
00:57:33,366 --> 00:57:35,118
‫من خیلی وقته گم شدم!

604
00:57:52,218 --> 00:57:54,929
‫مواد منفجره رو بهشون تحویل بدید

605
00:58:34,511 --> 00:58:37,180
‫سه روز قبل از واقعه

606
00:58:37,597 --> 00:58:40,767
‫ولادی وستوک، دفتر روزنامه دائه دونگ

607
00:58:44,646 --> 00:58:46,272
‫ارتش روسیه رسیده

608
00:58:46,856 --> 00:58:48,358
‫منتظر بمونید
‫- اطاعت

609
00:58:53,988 --> 00:58:55,573
‫این مواد منفجره رو باید کجا ببریم؟

610
00:58:55,782 --> 00:58:57,116
‫باید به هاربین بریم

611
00:58:57,242 --> 00:58:59,327
‫سه روز دیگه ایتو به هاربین میرسه

612
00:58:59,744 --> 00:59:01,412
‫هاربین امنیتش رو به شدت بالا خواهد برد

613
00:59:01,538 --> 00:59:02,872
‫به نظرم به جای هاربین

614
00:59:03,206 --> 00:59:05,500
‫چانگ چئون جایی که ایتو قطارش رو عوض میکنه، هدف بهتری باشه

615
00:59:05,750 --> 00:59:07,710
‫منم با نظر رفیق کیم موافقم

616
00:59:08,127 --> 00:59:09,420
‫بریم چانگ چئون

617
00:59:09,546 --> 00:59:11,881
‫دو روز دیگه ایتو به ایستگاه چانگ چئون میرسه

618
00:59:12,006 --> 00:59:14,425
‫دو روز هم طول میکشه تا ما از اینجا به چانگ چئون برسیم!

619
00:59:14,968 --> 00:59:16,177
‫برای آماده سازی عملیات در چانگ چئون

620
00:59:16,302 --> 00:59:17,637
‫زمان کم میاریم

621
00:59:18,304 --> 00:59:19,722
‫هنوز سه روز مونده

622
00:59:20,056 --> 00:59:22,559
‫طبق همون تصمیم قبلی میریم هاربین

623
00:59:22,684 --> 00:59:24,769
‫وقتی به هاربین رسیدید باید به دنبال کیم سونگ بک بگردید

624
00:59:24,894 --> 00:59:25,895
‫کیم سونگ بک کیه؟

625
00:59:26,020 --> 00:59:27,772
‫رئیس انجمن کره ای های هاربین

626
00:59:28,064 --> 00:59:29,607
‫اون به شما جایی برای اقامت میده

627
00:59:29,941 --> 00:59:32,360
‫بهتره خانم گونگ اینجا بمونه

628
00:59:33,069 --> 00:59:34,070
‫مواد منفجره رو تهیه کردیم

629
00:59:34,195 --> 00:59:35,947
‫شما وظیفتون رو کامل انجام دادید

630
00:59:37,782 --> 00:59:39,826
‫من هم با شما به هاربین میام

631
00:59:40,451 --> 00:59:42,829
‫لازم نیست خودتون رو به خطر بیندازید

632
00:59:43,246 --> 00:59:44,497
‫شما اینجا بمونید

633
00:59:44,914 --> 00:59:46,874
‫هاربین هم مثل اینجا تحت حاکمیت روسیه است

634
00:59:47,000 --> 00:59:49,669
‫کسی از شما بهتر از من به روسی مسلطه؟

635
00:59:50,253 --> 00:59:51,671
‫خانم گونگ درست میگه

636
00:59:51,796 --> 00:59:53,881
‫بهتره آقای چوی جه هیوک اینجا بمونه

637
00:59:54,007 --> 00:59:56,134
‫و خانم گونگ با ما بیاد

638
00:59:58,761 --> 00:59:59,762
‫بیاید بریم

639
00:59:59,887 --> 01:00:02,473
‫یک ساعت دیگه قطار به سمت هاربین حرکت میکنه

640
01:00:03,224 --> 01:00:04,559
‫بریم

641
01:00:26,664 --> 01:00:27,999
‫الان اقدام کنیم؟

642
01:00:28,291 --> 01:00:29,125
‫صبر کن

643
01:00:30,043 --> 01:00:31,961
‫هنوز آن جونگ گون و ندیدم

644
01:00:37,175 --> 01:00:37,967
‫اونجا کمین کردن

645
01:00:38,092 --> 01:00:38,926
‫کمین کردن

646
01:00:39,052 --> 01:00:40,219
‫من هم دیدمشون

647
01:00:44,432 --> 01:00:45,933
‫من شما رو پوشش میدم

648
01:00:46,059 --> 01:00:47,644
‫خانم کونگ رو اول ببرید

649
01:00:47,769 --> 01:00:48,811
‫جونگ گون

650
01:00:55,401 --> 01:00:57,320
‫این کاری نبود که تو شروعش کردی؟

651
01:01:08,456 --> 01:01:09,957
‫اول من شروع میکنم

652
01:01:10,541 --> 01:01:12,126
‫من هم طرف دیگه رو میگیرم

653
01:01:12,251 --> 01:01:14,253
‫منم تا جایی که بتونم از بالا پوششتون میدم

654
01:01:14,379 --> 01:01:16,214
‫خانم کونگ شما اسب ها رو هدایت کنید

655
01:01:16,422 --> 01:01:17,757
‫منم از پشت سرتون میام

656
01:01:17,882 --> 01:01:19,050
‫بسیار خب

657
01:02:50,308 --> 01:02:51,184
‫سرگرد،

658
01:02:51,517 --> 01:02:53,311
‫یکیشون رو دستگیر کردیم

659
01:03:41,526 --> 01:03:43,277
‫آن جونگ گون کجاست؟

660
01:03:44,195 --> 01:03:45,947
‫بگو آن جونگ گون کجاست

661
01:03:46,322 --> 01:03:47,740
‫تا زنده ات بذارم

662
01:03:55,122 --> 01:03:56,415
‫ای احمق

663
01:04:18,604 --> 01:04:20,731
‫آن جونگ گون کجاست؟

664
01:04:21,774 --> 01:04:23,526
‫من و یادت نمیاد؟

665
01:04:26,112 --> 01:04:28,447
‫وقتی داشتم تو رو میکشتم

666
01:04:29,407 --> 01:04:31,409
‫جونگ گون نجاتت داد

667
01:04:33,578 --> 01:04:35,663
‫همون موقع باید میکشتمت

668
01:04:42,044 --> 01:04:43,504
‫دوباره میپرسم

669
01:04:45,506 --> 01:04:47,508
‫آن جونگ گون کجاست؟

670
01:04:50,261 --> 01:04:51,429
‫آن جونگ گون

671
01:04:52,096 --> 01:04:54,307
‫آن جونگ گون، آن جونگ گون ...

672
01:04:57,810 --> 01:05:00,855
‫اسم آن جونگ گون از دهنت نمیفته

673
01:05:03,524 --> 01:05:04,525
‫تو

674
01:05:05,860 --> 01:05:08,362
‫اصلا علاقه ای به قضیه ی ترور ایتو نداری

675
01:05:10,031 --> 01:05:12,158
‫فقط میخوای آن جونگ گون رو بگیری

676
01:05:15,536 --> 01:05:16,537
‫چون

677
01:05:18,581 --> 01:05:22,209
‫وقتی به این فکر میکنی به کسی از خودت پایین تر بود التماس کردی،

678
01:05:23,502 --> 01:05:25,963
‫حتما میخوای آن جونگ گون و بگیری و خودت بکشیش

679
01:05:29,508 --> 01:05:31,010
‫اما می دونی چیه؟

680
01:05:33,054 --> 01:05:34,472
‫آن جونگ گون

681
01:05:34,972 --> 01:05:37,183
‫با تو اصلا قابل مقایسه نیست

682
01:05:37,433 --> 01:05:39,101
‫برخلاف تو اون انسان شریفیه

683
01:05:47,735 --> 01:05:49,403
‫خودت هم این و میدونستی نه؟

684
01:05:57,620 --> 01:05:59,080
‫ای احمق

685
01:06:23,145 --> 01:06:25,272
‫بقیه رفقا چی شدن؟

686
01:06:27,024 --> 01:06:28,943
‫همه پراکنده شدن

687
01:06:29,610 --> 01:06:31,278
‫بینمون یک جاسوس هست

688
01:06:32,154 --> 01:06:34,323
‫اونها منتظر رسیدن مواد منفجره بودن و بعدش بهمون حمله کردن

689
01:06:34,448 --> 01:06:35,992
‫میخواستن هممون رو با مدرک بگیرن

690
01:06:36,742 --> 01:06:37,952
‫میگم، رفیق آن

691
01:06:40,079 --> 01:06:41,998
‫باید این عملیات رو لغو کنیم

692
01:06:42,123 --> 01:06:43,874
‫بعدا دوباره برنامه ریزی میکنیم

693
01:06:45,167 --> 01:06:46,419
‫به هیچ وجه

694
01:06:46,752 --> 01:06:48,212
‫الان نمی تونیم متوقف بشیم

695
01:06:48,337 --> 01:06:49,213
‫تا زمانی که جاسوس بینمون باشه

696
01:06:49,338 --> 01:06:51,007
‫این عملیات هرگز نمی تونه موفقیت آمیز باشه

697
01:06:51,173 --> 01:06:53,217
‫حتی اگر اینطور باشه، هنوز هم نمیتونم متوقف بشم

698
01:06:54,510 --> 01:06:55,302
‫تصمیماتت

699
01:06:55,428 --> 01:06:56,804
‫جون بقیه ی رفقا رو به خطر میندازه

700
01:06:56,929 --> 01:06:59,432
‫کی میتونه تضمین کنه که بعدا ایتو دوباره به منچوری میاد؟

701
01:06:59,557 --> 01:07:00,683
‫هممون!

702
01:07:00,808 --> 01:07:01,809
‫ممکنه هممون بمیریم!

703
01:07:01,934 --> 01:07:04,770
‫ولی اگه تا آخر نجنگیم، چیزی بدست نمیاریم!

704
01:07:27,710 --> 01:07:28,919
‫خیلی از ..

705
01:07:35,551 --> 01:07:38,304
‫خیلی از رفقامون کشته شدن ...

706
01:07:43,309 --> 01:07:45,102
‫میترسم بقیه شون رو هم

707
01:07:45,519 --> 01:07:46,937
‫از دست بدم

708
01:07:52,359 --> 01:07:53,652
‫پس

709
01:07:54,278 --> 01:07:55,571
‫بیا همینجا تمومش کنیم

710
01:07:56,197 --> 01:07:57,156
‫هیچکس

711
01:07:58,324 --> 01:08:00,201
‫هیچکسی شما رو سرزنش نمیکنه

712
01:08:08,834 --> 01:08:11,170
‫پس رفقای از دست رفتمون چی؟

713
01:08:21,889 --> 01:08:22,932
‫استاد

714
01:08:27,478 --> 01:08:29,563
‫انگار اگه خون نریزیم،

715
01:08:30,606 --> 01:08:32,733
‫هیچکس اونا رو به یاد نخواهد آورد

716
01:09:00,261 --> 01:09:02,847
‫دو روز پیش از واقعه

717
01:09:14,358 --> 01:09:16,193
‫من اهل ولادی وستوک هستم

718
01:09:16,485 --> 01:09:17,611
‫کیم سونگ بک هستم

719
01:09:23,617 --> 01:09:28,038
‫اقامتگاه، هاربین

720
01:09:40,551 --> 01:09:41,969
‫رفیق آن چی شد؟

721
01:09:43,679 --> 01:09:44,763
‫نمی دونم

722
01:09:44,889 --> 01:09:46,098
‫مواد منفجره چطور؟

723
01:09:58,402 --> 01:09:59,987
‫برنامه تغییر کرده

724
01:10:00,362 --> 01:10:01,822
‫دیگه هاربین نیست

725
01:10:02,364 --> 01:10:03,574
‫چا جیاگوئه!

726
01:10:04,658 --> 01:10:06,702
‫باید با قطار بریم چه جیاگو

727
01:10:08,913 --> 01:10:10,206
‫رفیق آن

728
01:10:11,790 --> 01:10:12,708
‫کجاست؟

729
01:10:14,460 --> 01:10:16,295
‫در ایستگاه چاجیاگو منتظرتونه

730
01:10:17,213 --> 01:10:18,923
‫هی سرگرد موری

731
01:10:19,131 --> 01:10:21,634
‫ما کار زیادی نمی تونیم اینجا انجام بدیم

732
01:10:21,926 --> 01:10:25,054
‫اینجا هاربینه، تحت حکومت روسیه

733
01:10:25,846 --> 01:10:27,723
‫حتی روزی که عالیجناب ایتو به اینجا برسن

734
01:10:27,932 --> 01:10:30,726
‫ارتش روسیه مثل دسته ی زنبورها ایتسگاه هاربین رو پر خواهند کرد

735
01:10:30,935 --> 01:10:32,353
‫اون مقدار نیرو هم کافی نیست

736
01:10:32,353 --> 01:10:34,355
‫باید تمام ایستگاه های قطاری که عالیجناب ازشون عبور میکنه رو مسدود کنید

737
01:10:34,438 --> 01:10:36,440
‫باید از دسترسی غیرنظامیان به ایستگاه ها جلوگیری کنیم

738
01:10:36,523 --> 01:10:37,524
‫قبلا

739
01:10:37,691 --> 01:10:40,361
‫آقای ایتو شخصا دستور دادن که

740
01:10:40,486 --> 01:10:41,862
‫تمام برنامه ها

741
01:10:42,029 --> 01:10:43,656
‫طبق برنامه پیش بره

742
01:10:43,697 --> 01:10:44,573
‫سفیر

743
01:10:44,990 --> 01:10:46,784
‫دستور عالیجناب ایتو قطعیه؟

744
01:10:47,117 --> 01:10:48,577
‫چندبار دیگه باید بهت بگم تا بفهمی؟

745
01:10:48,827 --> 01:10:49,620
‫بعدش هم

746
01:10:49,745 --> 01:10:51,455
‫بخاطر یک کره ای بی ارزش

747
01:10:51,872 --> 01:10:53,874
‫همه ی برنامه های عالجناب رو لغو کنیم

748
01:10:54,124 --> 01:10:56,126
‫فکر میکنی منطقیه؟

749
01:10:59,797 --> 01:11:03,133
‫داری میگی بینشون جاسوس کار گذاشتید؟

750
01:11:03,300 --> 01:11:04,093
‫بله

751
01:11:06,929 --> 01:11:09,556
‫پس یه اتحادیه تشکیل دادن

752
01:11:12,726 --> 01:11:14,186
‫اسم اون شخص چیه؟

753
01:11:14,979 --> 01:11:15,938
‫آن جونگ گون

754
01:11:16,313 --> 01:11:17,356
‫آن جونگ گون...

755
01:11:19,650 --> 01:11:24,989
‫باید بدونی که گرفتن آن جونگ گون به تنهایی مشکل رو حل نمیکنه

756
01:11:25,239 --> 01:11:27,241
‫می دونم

757
01:11:28,409 --> 01:11:30,953
‫ما قطعا همشون و نابود و بازماندگانشون رو ریشه کن میکنیم

758
01:12:39,146 --> 01:12:40,397
‫شماره اتاقش چنده؟

759
01:12:41,940 --> 01:12:43,233
‫اتاق شماره دو

760
01:12:47,905 --> 01:12:50,115
‫ایتو فردا به هاربین میرسه

761
01:12:50,657 --> 01:12:53,494
‫برای موفقیت حتما باید جاسوس رو پیدا کنیم

762
01:12:54,119 --> 01:12:55,871
‫حتما یک رابط هم اینجاست

763
01:12:56,330 --> 01:12:57,831
‫محل عملیات رو بهشون گفتید؟

764
01:12:58,624 --> 01:13:00,125
‫گفتم از هاربین به چاجیاگو تغییر کرده

765
01:13:00,250 --> 01:13:01,752
‫به هر سه نفرشون همین و گفتم

766
01:13:05,214 --> 01:13:06,548
‫باید صبر کنیم ببینیم

767
01:13:07,549 --> 01:13:09,551
‫که کدومشون جاسوسه

768
01:16:41,138 --> 01:16:43,140
‫مطمئنی محل عملیات چاجیاگوئه؟

769
01:16:43,724 --> 01:16:44,683
‫بله

770
01:16:45,851 --> 01:16:47,019
‫آن جونگ گون کجاست؟

771
01:16:47,686 --> 01:16:50,564
‫در همون چاجیاگو منتظره

772
01:17:10,042 --> 01:17:11,501
‫بگیریدش!

773
01:17:11,543 --> 01:17:13,003
‫اگه تسلیم نشد بهش شلیک کنید

774
01:17:13,837 --> 01:17:15,213
‫بگیرش

775
01:17:58,590 --> 01:18:00,425
‫آن جونگ گون کجا رفت؟

776
01:18:01,843 --> 01:18:03,053
‫نمی دونم

777
01:18:04,429 --> 01:18:08,183
‫قرار شد دوباره در ولادی وستوک همدیگه رو ببینیم

778
01:18:21,988 --> 01:18:23,949
‫کمکم کن

779
01:18:27,077 --> 01:18:28,286
‫لطفا

780
01:18:29,538 --> 01:18:33,875
‫هرکاری بگی انجام میدم

781
01:18:53,145 --> 01:18:54,354
‫بخور

782
01:19:00,402 --> 01:19:01,403
‫گفتم بخور!

783
01:19:17,544 --> 01:19:18,545
‫خوشمزه ست؟

784
01:19:24,676 --> 01:19:25,969
‫خب، بگو ببینم

785
01:19:29,347 --> 01:19:30,807
‫آن جونگ گون کجاست؟

786
01:19:33,393 --> 01:19:34,728
‫واقعا نمی دونم

787
01:19:34,978 --> 01:19:36,521
‫هرکاری که گفتی رو انجام دادم

788
01:19:37,105 --> 01:19:40,901
‫اینکه نتونستید بگیریدش تقصیر من نیست

789
01:19:43,904 --> 01:19:45,906
‫قرار بود وقتی رفتید هاربین کجا جمع بشید؟

790
01:19:46,448 --> 01:19:48,450
‫قرار بود بریم سراغ کیم سونگ بک

791
01:19:50,035 --> 01:19:50,911
‫که اینطور

792
01:19:52,370 --> 01:19:53,830
‫کیم سونگ بک کیه؟

793
01:19:54,998 --> 01:19:56,625
‫رئیس انجمن کره ای های هاربین

794
01:19:57,584 --> 01:19:59,461
‫همه قرار بود اونجا جمع بشن؟

795
01:20:05,133 --> 01:20:06,092
‫به هاربین برو

796
01:20:15,644 --> 01:20:16,770
‫با این شرایط

797
01:20:20,232 --> 01:20:22,400
‫بنظرت آن جونگ گون به هاربین میاد؟

798
01:20:22,943 --> 01:20:24,945
‫آن جونگ گون هرگز تسلیم نمیشه

799
01:20:25,946 --> 01:20:29,950
‫به هاربین برو و بفهم که نقشه ی جدید آن جونگ گون چیه

800
01:20:33,119 --> 01:20:34,496
‫متوجه شدم

801
01:20:47,551 --> 01:20:48,385
‫بخورش

802
01:21:54,951 --> 01:21:56,369
‫اوه، برادر کیم

803
01:21:58,204 --> 01:22:00,290
‫چقدر دیگه تا چاجیاگو مونده؟

804
01:22:03,168 --> 01:22:04,628
‫یک ساعت دیگه

805
01:22:07,380 --> 01:22:09,132
‫خانم گونگ رو خیلی وقته که نمیبینم

806
01:22:11,635 --> 01:22:13,720
‫خانم کونگ همون ایستگاه اول پیاده شد

807
01:22:15,388 --> 01:22:17,307
‫تصمیم گرفت از این عملیات انصراف بده

808
01:22:17,432 --> 01:22:20,393
‫او،ه اون ... شوهر خانم گونگ

809
01:22:21,311 --> 01:22:24,314
‫قبلا با رفیق آن در موسان جنگیده بود

810
01:22:28,026 --> 01:22:31,321
‫همونجا توسط سربازان ژاپنی کشته شد و جسدش هیچوقت پیدا نشد

811
01:22:31,446 --> 01:22:32,739
‫بخاطر همین ...

812
01:22:35,325 --> 01:22:37,702
‫دیگه نمیتونستیم خانم گونگ رو هم از دست بدیم

813
01:23:12,988 --> 01:23:14,739
‫جاسوس رو پیدا کردی؟

814
01:23:17,701 --> 01:23:18,868
‫پیداش کردیم

815
01:23:20,578 --> 01:23:21,705
‫کیه؟

816
01:23:21,997 --> 01:23:23,498
‫کیم سانگ هیون

817
01:23:27,711 --> 01:23:29,421
‫تصمیم گرفتید باهاش چیکار کنید؟

818
01:23:32,340 --> 01:23:34,926
‫رفیق وو بهش رسیدگی میکنه

819
01:23:36,761 --> 01:23:40,140
‫یکروز قبل از حادثه

820
01:23:41,016 --> 01:23:42,642
‫منطقه ی چایجیاگو

821
01:23:42,642 --> 01:23:43,643
‫اونجا چیه؟

822
01:23:46,146 --> 01:23:47,856
‫سربازخونه ی نگهبانان راه آهن

823
01:23:48,189 --> 01:23:50,525
‫سربازان روسیه به نوبت اینجا نگهبانی میدن

824
01:23:50,984 --> 01:23:52,235
‫رفیق آن کجاست؟

825
01:23:53,278 --> 01:23:54,487
‫دنبال من بیاید

826
01:24:13,506 --> 01:24:14,674
‫چه خبر؟

827
01:24:14,883 --> 01:24:17,802
‫منطقه ی عملیات از هاربین به چایجیاگو تغییر کرده

828
01:24:20,930 --> 01:24:23,558
‫اون منطقه محل تلاقی راه آهن شرقی و جنوبی چینه

829
01:24:23,600 --> 01:24:26,144
‫قطار عالیجناب ایتو در اون منطقه برای تعویض خطوط راه آهن

830
01:24:26,227 --> 01:24:28,104
‫مدتی توقف خواهد داشت

831
01:24:28,480 --> 01:24:29,606
‫آن جونگ گون چطور؟

832
01:24:30,106 --> 01:24:31,775
‫در منطقه ی چایجیاگو منتظره

833
01:24:31,775 --> 01:24:32,734
‫مطمئنی؟

834
01:24:32,776 --> 01:24:33,985
‫مطمئنم

835
01:24:35,987 --> 01:24:37,572
‫چرا اینقدر دیر کردید؟

836
01:24:39,949 --> 01:24:43,620
‫قطار تاخیر داشت، کاریش نمیشد کرد

837
01:24:44,579 --> 01:24:45,955
‫با من بیاید

838
01:25:04,557 --> 01:25:05,600
‫اوه ...

839
01:25:26,663 --> 01:25:27,789
‫بشین

840
01:26:10,248 --> 01:26:12,292
‫قطار ویژه ای که روسیه فرستاد

841
01:26:12,876 --> 01:26:15,420
‫دیروز ایتو رو از چانگ چون سوار کرد

842
01:26:16,421 --> 01:26:17,839
‫و امروز ساعت شش صبح

843
01:26:18,256 --> 01:26:19,883
‫به چایجیاگو میرسه

844
01:26:21,342 --> 01:26:23,595
‫مطمئنی قطار اینجا توقف داره؟

845
01:26:24,554 --> 01:26:28,099
‫ایستگاه اینجا محل تلاقی دو خط راه آهن شرقی و جنوبی چینه

846
01:26:28,641 --> 01:26:31,186
‫باید در محوطه ی تاسیسات دو خطه شدن منتظر بمونه

847
01:26:33,646 --> 01:26:35,398
‫چقدر توقف داره؟

848
01:26:47,118 --> 01:26:48,328
‫یک ربع

849
01:26:50,413 --> 01:26:52,415
‫بعد از پانزده دقیقه توقف

850
01:26:52,790 --> 01:26:54,334
‫به سمت هاربین حرکت میکنه

851
01:26:58,713 --> 01:27:00,215
‫رفیق آن کجاست؟

852
01:27:02,008 --> 01:27:03,426
‫بزودی میرسه اینجا

853
01:27:21,778 --> 01:27:23,071
‫هشت تا تیر داره

854
01:27:23,696 --> 01:27:25,698
‫باید خیلی بهش نزدیک بشی

855
01:27:26,324 --> 01:27:28,451
‫هدف باید نهایتا در ده قدمی باشه

856
01:27:28,743 --> 01:27:30,620
‫یعنی بعدش دیگه راه فراری نداری

857
01:27:33,206 --> 01:27:34,791
‫میدونم

858
01:27:37,502 --> 01:27:40,129
‫با کیم سانگ هیون به چایجیاگو برو

859
01:27:40,797 --> 01:27:42,715
‫برای موفقیت آمیز بودن این عملیات،

860
01:27:43,341 --> 01:27:45,593
‫رفیق وو باید در اونجا توسط موری دستگیر بشی

861
01:27:46,970 --> 01:27:48,888
‫میخوای از من به عنوان طعمه استفاده کنی؟

862
01:27:50,098 --> 01:27:51,307
‫از پسش برمیای؟

863
01:27:57,730 --> 01:27:59,315
‫با کیم سانگ هیون چیکار کنیم؟

864
01:28:01,734 --> 01:28:03,361
‫نظر خودت چیه؟

865
01:28:07,532 --> 01:28:09,367
‫خیانتکاره پس باید حذف بشه

866
01:28:27,260 --> 01:28:28,970
‫رفیق کیم، چرا اینکار و کردی؟

867
01:28:37,937 --> 01:28:40,481
‫ازم میپرسی چرا جاسوس شدم؟

868
01:29:05,715 --> 01:29:08,301
‫فکر میکنی کشتن ایتو باعث استقلالمون میشه؟

869
01:29:09,719 --> 01:29:11,679
‫اگه با موری خوب صحبت کنم

870
01:29:11,804 --> 01:29:12,889
‫رفیق وو هم زنده میمونه

871
01:29:13,014 --> 01:29:14,182
‫رفیق وو

872
01:29:15,433 --> 01:29:16,559
‫بیا با همدیگه زنده بمونیم

873
01:29:16,684 --> 01:29:17,685
‫هان؟

874
01:29:20,313 --> 01:29:23,066
‫داری میگی به رفقامون خیانت کنیم و زنده بمونیم؟

875
01:29:24,359 --> 01:29:25,735
‫پس هممون با هم بمیریم؟

876
01:29:26,944 --> 01:29:28,488
‫در نهایت همه ی اینکارا بی فایدست!

877
01:29:28,613 --> 01:29:31,074
‫حتی اگه بمیریم هم هیچکس ما رو به یاد نمیاره!

878
01:29:40,541 --> 01:29:41,667
‫کیم سانگ هیون

879
01:29:47,507 --> 01:29:49,300
‫یادت رفت که یکبار نجاتم دادی؟

880
01:29:50,885 --> 01:29:51,886
‫هان؟

881
01:29:54,138 --> 01:29:55,807
‫و بهم دیگه قول دادیم

882
01:29:56,140 --> 01:29:57,934
‫که دفعه ی بعد من نجاتت بدم؟

883
01:30:00,895 --> 01:30:02,563
‫حالا میتونی بهم شلیک کنی؟

884
01:30:05,858 --> 01:30:06,859
‫شلیک کن

885
01:30:08,903 --> 01:30:10,405
‫شلیک کن، بزن

886
01:30:11,823 --> 01:30:13,241
‫شلیک کن ...

887
01:30:53,531 --> 01:30:55,533
‫داخل ایستگاه هستن

888
01:31:06,085 --> 01:31:07,503
‫متاسفم

889
01:31:09,672 --> 01:31:10,715
‫من فقط ...

890
01:31:13,843 --> 01:31:15,678
‫میخواستم زنده بمونم

891
01:31:33,112 --> 01:31:36,657
‫فراموش نکن که ما داریم به جای رفقای از دست دادمون

892
01:31:40,745 --> 01:31:42,330
‫زندگی میکنیم

893
01:32:26,791 --> 01:32:28,251
‫آن جونگ گون کجاست؟

894
01:32:41,556 --> 01:32:43,224
‫پرسیدم آن جونگ گون کجاست؟

895
01:32:51,524 --> 01:32:52,650
‫جواب بده

896
01:32:53,401 --> 01:32:54,402
‫جواب بده

897
01:32:54,777 --> 01:32:55,570
‫برو کنار

898
01:33:00,241 --> 01:33:01,200
‫جواب بده

899
01:33:06,789 --> 01:33:08,791
‫آن جونگ گون کجاست؟

900
01:33:20,386 --> 01:33:21,596
‫هاربین

901
01:33:23,055 --> 01:33:27,602
‫26 اکتبر 1909 ،ایستگاه هاربین

902
01:34:12,021 --> 01:34:13,814
‫وقتی ایتو میرسه،

903
01:34:14,190 --> 01:34:15,900
‫ابتدا با وزیر دارایی روسیه، کوکوتسوف

904
01:34:16,025 --> 01:34:18,653
‫در قطار مذاکره میکنه

905
01:34:24,784 --> 01:34:26,535
‫زنده باد استقلال کره

906
01:34:27,411 --> 01:34:29,205
‫رو به روسی چطوری میگن؟

907
01:34:30,498 --> 01:34:32,291
‫چرا میخوای بدونی؟

908
01:34:34,794 --> 01:34:36,837
‫هاربین تحت کنترل روسیه است

909
01:34:37,213 --> 01:34:39,382
‫اگه به روسی نگم هیچکس نمیفهمه درسته؟

910
01:34:44,970 --> 01:34:46,263
‫"کوریا اورا"
‫(زنده باد کره)

911
01:34:47,723 --> 01:34:49,183
‫"کوریا اورا"

912
01:34:51,310 --> 01:34:53,187
‫"کوریا اورا"

913
01:34:55,481 --> 01:34:56,941
‫میفهمن چی میگم؟

914
01:34:57,400 --> 01:34:58,401
‫آره

915
01:34:59,276 --> 01:35:00,695
‫متوجه میشن

916
01:35:00,903 --> 01:35:02,405
‫همگی لطفا توجه کنید

917
01:35:16,711 --> 01:35:18,546
‫این احتمالا آخرین فرصتمونه

918
01:35:29,557 --> 01:35:31,475
‫رفقای کشته شدمون،

919
01:35:33,227 --> 01:35:35,312
‫از اون بالا (بهشت) بهمون کمک میکنن

920
01:35:36,772 --> 01:35:38,190
‫ازت ممنونم

921
01:35:49,368 --> 01:35:51,912
‫به روسیه خوش آمدید

922
01:35:57,710 --> 01:36:04,800
‫همونطور که خودتون هم میدونید، اینجا
‫هاربین، در اصل متعلق به سرزمین چینگ بوده

923
01:36:05,718 --> 01:36:09,972
‫و فعلا موقتا تحت کنترل روسیه است

924
01:36:10,222 --> 01:36:11,724
‫اینطور نیست؟

925
01:36:22,026 --> 01:36:25,654
‫پس الان کره سرزمین کیه؟

926
01:36:32,703 --> 01:36:34,121
‫کره؟

927
01:36:34,997 --> 01:36:36,999
‫فکر میکنی مال کی میشه؟

928
01:38:11,260 --> 01:38:12,344
‫برید کنار!

929
01:38:14,471 --> 01:38:15,472
‫برید کنار!

930
01:39:23,332 --> 01:39:25,250
‫زنده باد کره!

931
01:39:25,709 --> 01:39:27,795
‫زنده باد کره!

932
01:39:28,420 --> 01:39:30,130
‫زنده باد کره!

933
01:39:30,881 --> 01:39:32,967
‫زنده باد کره!

934
01:39:33,926 --> 01:39:36,637
‫زنده باد کره!

935
01:39:37,471 --> 01:39:40,099
‫زنده باد کره!

936
01:39:41,350 --> 01:39:43,560
‫زنده باد کره!

937
01:39:44,687 --> 01:39:46,772
‫زنده باد کره!

938
01:40:03,580 --> 01:40:05,207
‫چه اتفاقی افتاد؟

939
01:40:07,876 --> 01:40:09,128
‫موفق شدیم

940
01:40:12,047 --> 01:40:13,298
‫فورا در روزنامه چاپ کن

941
01:40:13,424 --> 01:40:15,300
‫باید این خبر رو در همه ی جهان پخش کنیم

942
01:40:19,763 --> 01:40:21,140
‫چطوری شروع کنم؟

943
01:40:30,357 --> 01:40:31,942
‫اینطوری بنویس که ...

944
01:40:33,944 --> 01:40:37,031
‫در روز بیست و ششم اکتبر 1909

945
01:40:38,449 --> 01:40:42,077
‫ژنرال آن جونگ گون، فرمانده ارتش مقاومت کره در هاربین

946
01:40:43,912 --> 01:40:45,539
‫ایتو هیروبومی را

947
01:40:47,207 --> 01:40:48,584
‫با شلیک گلوله

948
01:40:51,003 --> 01:40:52,379
‫از بین برد

949
01:40:56,133 --> 01:41:00,846
‫26 مارس 2010 ،زندان لیوشون ،چین

950
01:42:51,999 --> 01:42:53,750
‫در این مدت چیکار میکردی؟

951
01:42:55,669 --> 01:42:57,504
‫اینطرف و اونطرف سرگردون بودم

952
01:42:57,838 --> 01:43:00,674
‫فراموش کردی که چرا در چایجیاگو ولت کردم و نکشتمت؟

953
01:43:03,844 --> 01:43:07,097
‫اگر من نبودم، همون موقع که دستگیرت کردن
‫تموم عمرت رو باید در زندان میگذروندی

954
01:43:09,099 --> 01:43:10,309
‫این و یادت باشه

955
01:43:11,685 --> 01:43:13,061
‫به خاطر میسپرم

956
01:43:16,023 --> 01:43:18,901
‫و همینطور یک ماموریت جدید برات دارم

957
01:43:23,155 --> 01:43:24,656
‫کیم گو رو میشناسی؟

958
01:43:26,992 --> 01:43:28,994
‫اون یک دردسر بزرگه

959
01:43:31,205 --> 01:43:33,207
‫ماموریت تو اینه که

960
01:43:37,669 --> 01:43:39,796
‫بهش نزدیک بشی

961
01:43:43,050 --> 01:43:44,092
‫قبولش کن

962
01:43:48,263 --> 01:43:49,473
‫باید قبولش کنی

963
01:43:58,023 --> 01:43:58,982
‫بعدش

964
01:44:00,275 --> 01:44:01,944
‫وو دوک سون هم از زندان آزاد شده

965
01:44:02,819 --> 01:44:04,821
‫شنیدم قسم خورده که من و پیدا میکنه و میکشه

966
01:44:07,324 --> 01:44:09,034
‫خبری ازش نداری؟

967
01:44:11,203 --> 01:44:15,082
‫فردا برای ملاقات با چوی جه هیوک به هاربین میاد

968
01:44:16,625 --> 01:44:18,627
‫چوی جه هیوک یک اقامتگاه داره

969
01:44:21,463 --> 01:44:22,506
‫آدرسش کجاست؟

970
01:45:14,850 --> 01:45:16,560
‫باید کیم سانگ هیون و نجات بدیم

971
01:45:20,397 --> 01:45:22,691
‫خیانتکار باید مجازات بشه

972
01:45:22,816 --> 01:45:23,859
‫برادر وو

973
01:45:25,944 --> 01:45:27,863
‫بهش یک فرصت بده

974
01:45:28,780 --> 01:45:30,949
‫احتمالا خودش هم خیلی ترسیده

975
01:45:31,325 --> 01:45:33,744
‫ولی مطمئنم اگه بهش فرصت بدی میتونه بر ترسش غلبه کنه

976
01:46:27,172 --> 01:46:29,132
‫تاریکی بیشتر میشه

977
01:46:29,257 --> 01:46:31,927
‫باد شدیدتر میوزه

978
01:46:33,345 --> 01:46:35,222
‫باید آتشی روشن کنیم

979
01:46:36,223 --> 01:46:37,974
‫تا مردم جمع بشن

980
01:46:38,350 --> 01:46:39,851
‫وقتی مردم جمع شدن

981
01:46:40,685 --> 01:46:43,772
‫با هم در تاریکی با آتش در دستمون قدم خواهیم برداشت

982
01:46:46,108 --> 01:46:48,610
‫مهم نیست چه مشکلاتی پیش رو داریم

983
01:46:49,569 --> 01:46:51,488
‫نباید متوقف بشیم

984
01:46:52,739 --> 01:46:55,200
‫اگه امسال نشد، سال بعد دوباره تلاش میکنیم

985
01:46:55,826 --> 01:46:58,870
‫حتی اگه ده سال طول بکشه یا صد سال، بازم باید ادامه بدیم

986
01:46:59,955 --> 01:47:03,708
‫تا وقتی که استقلال کره رو بدست نیاوردیم،

987
01:47:04,167 --> 01:47:05,419
‫نباید متوقف بشیم

988
01:47:06,628 --> 01:47:08,463
‫اینطوری میتونیم به جلو حرکت کنیم

989
01:47:08,964 --> 01:47:12,217
‫حتی اگه سریع حرکت کنیم یا آهسته

990
01:47:13,385 --> 01:47:15,053
‫باید همیشه آماده باشیم

991
01:47:15,178 --> 01:47:16,680
‫وقتی همه چیز رو آماده کنیم

992
01:47:18,140 --> 01:47:21,309
‫اونوقت میتونیم به هدفمون برسیم

993
01:47:23,478 --> 01:47:26,273
‫تا اونروز باید بدون تسلیم شدن به جلو حرکت کنیم

994
01:47:27,149 --> 01:47:28,358
‫با آتش توی دستامون

995
01:47:29,109 --> 01:47:31,194
‫در تاریکی قدم خواهیم زد

996
01:47:42,539 --> 01:47:47,669
‫پس از مرگ ایتو هیروبومی، خشونت و سرکوب امپریالیسم ژاپن شدیدتر شد

997
01:47:49,588 --> 01:47:55,760
‫مبارزان استقلال طلب در برابر این امر تسلیم نشدند و تا پایان به مبارزات خود ادامه دادند

998
01:47:57,429 --> 01:48:03,018
‫و بعد از سی و شش سال بالاخره استقلال خودمون رو بدست آوردیم

999
01:48:04,227 --> 01:48:08,607
‫《هاربین》

1000
01:48:10,442 --> 01:48:12,903
‫کارگردان و نویسنده : وو مین هو
