﻿1
00:01:26,127 --> 00:01:28,171
‫توجه، پرسنل.

2
00:01:28,379 --> 00:01:31,633
‫- نفوذ به منطقه ممنوعه.
‫- نفوذ، نفوذ!

3
00:01:37,263 --> 00:01:39,641
‫اون پایین.

4
00:01:46,314 --> 00:01:48,817
‫داریم جلوشو می‌گیریم.

5
00:01:52,403 --> 00:01:54,072
‫چی... هی!

6
00:02:11,089 --> 00:02:13,258
‫اون دستگاه رو بده. همین حالا!

7
00:02:25,395 --> 00:02:27,814
‫همه چی یه جورایی اتفاق افتاد.

8
00:02:33,987 --> 00:02:35,864
‫یه پسره به یه کار نیاز داشت.

9
00:02:38,116 --> 00:02:40,160
‫و یه قهرمان به یه دستیار.

10
00:02:45,081 --> 00:02:47,834
‫اینجوری اون پسره، بچه شد،

11
00:02:49,460 --> 00:02:53,047
‫و اون بچه، دِنجِر شد.

12
00:02:55,258 --> 00:02:58,052
‫اما این، اون بچه نیست.

13
00:03:01,681 --> 00:03:04,517
‫اون پسره هم نیست.

14
00:03:09,480 --> 00:03:12,817
‫و این یه دستگاهیه که می‌تونه
‫واقعیت رو عوض کنه،

15
00:03:12,942 --> 00:03:14,819
‫حتی مرده‌ها رو برگردونه،

16
00:03:14,944 --> 00:03:17,614
‫مثل این یارو، هنری هارت.

17
00:03:17,739 --> 00:03:19,908
‫یعنی، اگه به کمک نیاز داشتین

18
00:03:19,991 --> 00:03:23,119
‫و تنها کسی که می‌تونست کمکتون کنه
‫رفته بود، چیکار می‌کردین؟

19
00:03:42,347 --> 00:03:44,807
‫خب، برگردیم به پسرمون هنری.

20
00:03:44,933 --> 00:03:46,726
‫اون کید دِنجِر شد،

21
00:03:46,809 --> 00:03:49,187
‫دستیار قهرمان شکست‌ناپذیر سِوِل‌ویو،

22
00:03:49,312 --> 00:03:50,647
‫کاپیتان مَن،

23
00:03:50,647 --> 00:03:53,233
‫که اسم واقعیش رِی منچستر بود.

24
00:03:54,484 --> 00:03:57,153
‫حالا، اگه همه اینا
‫خیلی غیرمسئولانه به نظر میاد،

25
00:03:57,153 --> 00:03:59,364
‫خب، چون همینطورم بود.

26
00:03:59,489 --> 00:04:01,824
‫اما هنری اون کار رو دوست داشت.

27
00:04:01,950 --> 00:04:05,203
‫کید دِنجِر بودن براش همه چی بود.

28
00:04:05,370 --> 00:04:08,164
‫هنری و رِی هویت واقعیشون رو
‫مخفی نگه می‌داشتن

29
00:04:08,289 --> 00:04:11,000
‫و سِوِل‌ویو رو امن نگه می‌داشتن.

30
00:04:11,542 --> 00:04:13,711
‫اما اونا تو این راه کمک هم داشتن.

31
00:04:13,836 --> 00:04:16,422
‫اونا یه نابغه عجیب به اسم شوارز رو دیدن.

32
00:04:16,547 --> 00:04:19,008
‫بهترین دوستای هنری، جاسپر و شارلوت،

33
00:04:19,008 --> 00:04:20,677
‫همراهشون شدن.

34
00:04:20,677 --> 00:04:22,637
‫حتی خواهر کوچولوی هنری، پایپر،

35
00:04:22,720 --> 00:04:24,013
‫هم وارد ماجرا شد.

36
00:04:25,515 --> 00:04:28,142
‫اما جاسپر، بیشتر می‌خواست.

37
00:04:30,687 --> 00:04:33,356
‫اون یه کتاب صوتی پیدا کرد که بهش
‫یاد می‌داد چجوری موقع خوابیدن بجنگه

38
00:04:33,356 --> 00:04:34,774
‫و همینطور اسپانیایی صحبت کنه.

39
00:04:34,857 --> 00:04:38,027
‫و همینطور اسپانیایی صحبت کنه.

40
00:04:38,152 --> 00:04:40,280
‫هنری هم بیشتر می‌خواست.

41
00:04:40,363 --> 00:04:41,781
‫اون می‌خواست از سِوِل‌ویو بره.

42
00:04:41,864 --> 00:04:45,243
‫خوشبختانه، یه توپ رادیواکتیو
‫تو صورتش منفجر شد.

43
00:04:45,368 --> 00:04:47,954
‫آره، خوشبختانه، چون وقتی آماده بود

44
00:04:48,037 --> 00:04:50,915
‫خودشو فدا کنه با روندن
‫یه کشتی هوایی با یه بمب

45
00:04:51,040 --> 00:04:52,792
‫به یه کوه...

46
00:04:52,917 --> 00:04:55,545
‫...فهمید هر وقت بخواد می‌تونه
‫یه سپر محافظ درست کنه.

47
00:04:55,628 --> 00:04:57,797
‫هر وقت که دلش بخواد.

48
00:05:01,884 --> 00:05:03,928
‫اون کل سِوِل‌ویو رو نجات داد.

49
00:05:04,053 --> 00:05:06,389
‫و اون پرنده رو.

50
00:05:13,187 --> 00:05:15,898
‫آره، همه فکر می‌کردن کید دِنجِر مرده

51
00:05:15,982 --> 00:05:17,233
‫و هنری هم گذاشت فکر کنن،

52
00:05:17,233 --> 00:05:19,569
‫چون آماده بود که ابرقهرمان خودش باشه،

53
00:05:19,694 --> 00:05:22,238
‫به جای اینکه دستیار یه نفر دیگه باشه.

54
00:05:29,037 --> 00:05:31,122
‫حالا، هنری و جاسپر اینجا زندگی می‌کنن،

55
00:05:31,247 --> 00:05:33,458
‫به عنوان یه تیم با
‫جرم و جنایت مبارزه می‌کنن.

56
00:05:36,586 --> 00:05:37,587
‫اونا بزرگتر شدن،

57
00:05:38,046 --> 00:05:40,131
‫تو استفاده از قدرتاشون بهتر شدن،

58
00:05:41,049 --> 00:05:42,467
‫و مشهورن.

59
00:05:45,136 --> 00:05:47,138
‫شاید یه کم زیادی مشهور.

60
00:05:48,306 --> 00:05:52,602
‫شاید کید دِنجِر مرده باشه، اما هنری هارت نه.

61
00:05:52,685 --> 00:05:55,938
‫هنری نمرده. اون به زودی اینجا خواهد بود.

62
00:05:56,064 --> 00:05:58,316
‫- به من اعتماد کن.
‫- اوهوم.

63
00:06:00,026 --> 00:06:01,611
‫کارآگاه جونز.

64
00:06:01,736 --> 00:06:04,614
‫من به یکی از بهترین‌های دیستوپیا دروغ می‌گم؟

65
00:06:04,739 --> 00:06:06,115
‫کاملا.

66
00:06:06,115 --> 00:06:07,825
‫نکته خوبی بود.

67
00:06:07,950 --> 00:06:09,327
‫اوم.

68
00:06:09,452 --> 00:06:11,579
‫خب پس کجاست؟

69
00:06:11,662 --> 00:06:14,540
‫اون... سرش به یه کاری گرمه.

70
00:06:37,980 --> 00:06:40,900
‫ببین، می‌دونم هنری
‫سپر شخصیش رو داره و اینا،

71
00:06:40,983 --> 00:06:43,528
‫اما من واقعا بهترین آدم تو دنیا هستم

72
00:06:43,653 --> 00:06:45,905
‫تو جنگیدن موقع خوابیدن در حالی که
‫اسپانیایی حرف می‌زنم.

73
00:06:45,947 --> 00:06:48,658
‫که، به هر حال، یعنی اگه دوستمون پیداش بشه

74
00:06:48,783 --> 00:06:50,910
‫و هنری اینجا نباشه،

75
00:06:51,035 --> 00:06:52,328
‫من از پسش برمیام.

76
00:06:52,412 --> 00:06:54,330
‫"دوستمون"؟

77
00:06:54,497 --> 00:06:57,834
‫از کی تا حالا جاسپر دانلپ دوست داشته؟

78
00:06:57,917 --> 00:06:59,752
‫پایپر؟ تو اینجا چیکار می‌کنی تو دیستوپیا؟

79
00:06:59,919 --> 00:07:01,421
‫شِوُز؟ چی... نه... من...

80
00:07:01,546 --> 00:07:03,256
‫- جاسپر!
‫- شِوُز؟

81
00:07:03,381 --> 00:07:05,925
‫چی پوشیدی، یه جورایی مثل یه پالتو بلند؟

82
00:07:06,050 --> 00:07:08,678
‫- پالتو بلند نیست. یه کته.
‫- شبیه یه کابوی فضایی شدی.

83
00:07:08,845 --> 00:07:10,221
‫من کابوی نیستم. من یه ابرقهرمانم.

84
00:07:10,346 --> 00:07:12,515
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- منم همینطور.

85
00:07:12,515 --> 00:07:14,684
‫به دیستوپیا خوش اومدین، اما لطفا برین.

86
00:07:14,684 --> 00:07:17,395
‫ا-ا-اما ما از سِوِل‌ویو تا اینجا اومدیم.

87
00:07:17,520 --> 00:07:19,021
‫آره. من تو تعطیلات بهاری‌ام.

88
00:07:19,188 --> 00:07:21,566
‫تصمیم گرفتم برادرم و
‫بهترین دوستش رو سورپرایز کنم.

89
00:07:21,691 --> 00:07:24,527
‫و بعد یادم اومد که شارلوت الان هاروارده،

90
00:07:24,527 --> 00:07:27,029
‫پس، مثل هنری، ما با تو گیر افتادیم.

91
00:07:27,029 --> 00:07:28,239
‫خیلی خب.

92
00:07:28,364 --> 00:07:31,033
‫وای خدا! شوخی کردم.

93
00:07:31,159 --> 00:07:34,036
‫- جریان تو چیه؟
‫- آره. تو اونجا خیلی باحال به نظر می‌رسیدی

94
00:07:34,036 --> 00:07:35,788
‫با اون پلیس خوشگله اونجا.

95
00:07:35,913 --> 00:07:37,748
‫چون داشتم باهاش حرف می‌زدم.

96
00:07:37,874 --> 00:07:41,043
‫اوه... اون حرف زدن نبود.

97
00:07:41,043 --> 00:07:43,045
‫- بذار کمکت کنم.
‫- چی؟

98
00:07:43,129 --> 00:07:45,089
‫- هی، کارآگاه موخوشگل.
‫- باشه. باشه.

99
00:07:45,214 --> 00:07:47,216
‫- این پسره ازت خوشش میاد.
‫- بسه دیگه.

100
00:07:47,341 --> 00:07:48,342
‫چی می‌گی؟

101
00:07:48,426 --> 00:07:50,094
‫- لایک یا دیسلایک؟
‫- یا دیسلایک؟

102
00:07:50,219 --> 00:07:51,637
‫ببخشید. توریست‌های گمشده.

103
00:07:51,762 --> 00:07:53,764
‫تو یه ذره از سطحش بالاتری.

104
00:07:53,890 --> 00:07:55,975
‫- نه، من تو یه سطحی هستم... یه جورایی.
‫- یه کوچولو.

105
00:07:56,058 --> 00:07:57,268
‫خیلی خب، بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها.

106
00:07:57,393 --> 00:07:59,437
‫الان اصلا وقت خوبی نیست، باشه؟

107
00:07:59,562 --> 00:08:01,397
‫چیه، تو و هنری ماموریت دارین؟

108
00:08:01,397 --> 00:08:03,900
‫آره. شنیدم شما داغ‌ترین
‫مبارزهای جرم و جنایت

109
00:08:03,983 --> 00:08:06,611
‫- تو دیستوپیا هستین الان.
‫- شنیدم هنری رئیسته.

110
00:08:06,777 --> 00:08:08,571
‫اون رئیس من نیست. ما شریکیم.

111
00:08:08,571 --> 00:08:10,531
‫در واقع، اون الان داره یه قرارداد تبلیغاتی

112
00:08:10,615 --> 00:08:13,284
‫- برای ما امضا می‌کنه.
‫- پس چرا تو اونجا نیستی؟

113
00:08:13,409 --> 00:08:15,286
‫- آره. چرا اونجا نیستی؟
‫- به من اعتماد کنین، بچه‌ها.

114
00:08:15,411 --> 00:08:17,121
‫اونا فقط نمی‌خواستن هنری رو ببینن.

115
00:08:17,288 --> 00:08:22,418
‫هنری، هنری، هنری، هنری!

116
00:08:22,543 --> 00:08:25,796
‫- پس من الان یه کم سرم شلوغه.
‫- بیخیال!

117
00:08:25,922 --> 00:08:28,341
‫کار نکن، کار نکن. امشب نه!

118
00:08:28,508 --> 00:08:31,219
‫آره، بیاین بریم هنری رو بیاریم
‫و بریم یه نمایش ببینیم.

119
00:08:31,302 --> 00:08:32,929
‫آره. این فکر خیلی خوبیه.

120
00:08:33,012 --> 00:08:36,015
‫خب، من متوجه شدم شما دو تا الان
‫یه جورایی تو حالت توریستی هستین.

121
00:08:36,182 --> 00:08:38,434
‫- منظورت چیه؟
‫- این یعنی چی؟

122
00:08:38,559 --> 00:08:40,269
‫من اصلا نمی‌دونم داری
‫راجع به چی حرف می‌زنی.

123
00:08:40,269 --> 00:08:42,855
‫اما یه کامیون پر از پلوتونیوم ۲۳۹ قراره

124
00:08:42,939 --> 00:08:44,315
‫تا پنج دقیقه دیگه از اون خیابون رد بشه

125
00:08:44,440 --> 00:08:46,692
‫و یه چیزی قراره بهش حمله کنه.

126
00:08:46,776 --> 00:08:48,903
‫- منظورت یه نفره.
‫- منظورم یه چیزیه.

127
00:08:48,986 --> 00:08:50,404
‫مردم اینجا بهش می‌گن بلک‌آوت.

128
00:08:50,488 --> 00:08:53,699
‫پس این بلک‌آوت با تو و هنری مشکل داره؟

129
00:08:53,783 --> 00:08:56,327
‫اون با پلوتونیوم مشکل داره.
‫- چی؟

130
00:08:56,494 --> 00:08:58,246
‫دیستوپیا با نیروی هسته‌ای کار می‌کنه،

131
00:08:58,329 --> 00:09:00,456
‫پس میله‌های سوخت رو از کشورهای دیگه می‌خره،

132
00:09:00,581 --> 00:09:02,917
‫و اون کامیون تحویل درست
‫از جلوی ما رد می‌شه.

133
00:09:03,125 --> 00:09:06,462
‫نقشه بلک‌آوت چیه؟
‫نابود کردن میله‌های سوخت پلوتونیوم.

134
00:09:07,296 --> 00:09:10,007
‫چرا می‌خواد میله‌های سوخت رو نابود کنه؟

135
00:09:10,174 --> 00:09:12,051
‫سوخت نباشه، نیرو نیست.

136
00:09:12,134 --> 00:09:14,804
‫نیرو نباشه، روشنایی نیست. فقط...

137
00:09:14,804 --> 00:09:16,264
‫بلک‌آوت!

138
00:09:16,347 --> 00:09:18,349
‫هنری، چه حسی داره که سخنگوی جدید

139
00:09:18,474 --> 00:09:20,142
‫- بیزواچ  باشی؟
‫- هنری، چه حسی داره که

140
00:09:20,434 --> 00:09:22,853
‫داغ‌ترین مبارز جرم و جنایت
‫تو دیستوپیا باشی؟

141
00:09:23,479 --> 00:09:25,690
‫چراغ‌ها کجا رفتن؟

142
00:09:25,815 --> 00:09:29,193
‫- من از تاریکی می‌ترسم.
‫- منو بغل کن، هنری!

143
00:09:34,615 --> 00:09:38,035
‫- برق رفته.
‫- شِوُز می‌تونه درستش کنه.

144
00:09:38,160 --> 00:09:40,288
‫مشکل از برق نیست.

145
00:09:47,503 --> 00:09:49,171
‫آره.

146
00:09:49,839 --> 00:09:51,841
‫قول دادی تو تعطیلات کار نکنی.

147
00:09:51,966 --> 00:09:55,344
‫اوم. ماهی باید شنا کنه.
‫شوارز هم باید ورجه وورجه کنه.

148
00:09:59,932 --> 00:10:00,975
‫شب بخیر.

149
00:10:26,709 --> 00:10:30,296
‫اونجا میله‌های سوخت شهره
‫که بلک‌آوت می‌خواد بدزدتشون.

150
00:10:35,301 --> 00:10:38,721
‫هی، نمی‌خوای اول به هنری زنگ بزنی؟

151
00:10:42,099 --> 00:10:43,225
‫این دیگه چیه...

152
00:10:44,977 --> 00:10:46,270
‫اوف...

153
00:10:48,522 --> 00:10:50,232
‫بیا دیگه.

154
00:10:53,402 --> 00:10:56,405
‫چی شده؟ از تاریکی می‌ترسی؟

155
00:11:03,788 --> 00:11:05,414
‫رئیست کجاست؟

156
00:11:35,152 --> 00:11:38,072
‫- این...
‫- فکر کنم همونه.

157
00:11:52,044 --> 00:11:55,840
‫خودتو برای یه کتک حسابی آماده کن،
‫ای موجود چنگال‌دار عجیب.

158
00:11:57,007 --> 00:11:59,385
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت...

159
00:11:59,468 --> 00:12:01,595
‫برای آخرین بار!

160
00:12:29,248 --> 00:12:31,250
‫ممنونم، ممنونم.

161
00:12:31,333 --> 00:12:33,669
‫- سلام، سلام، سلام. ممنون.
‫- هنری!

162
00:12:33,919 --> 00:12:36,422
‫- هی!
‫- آخ!

163
00:12:36,547 --> 00:12:38,174
‫از دیدنت خوشحالم. از دیدنت خوشحالم.

164
00:12:38,299 --> 00:12:40,050
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- باورم نمی‌شه.

165
00:12:40,217 --> 00:12:42,094
‫- گوش کن، من یه کاری داشتم.
‫- خیلی طولش دادی.

166
00:12:42,178 --> 00:12:45,222
‫- طول کشید. اما الان اینجام.
‫- اوه، پس تقصیر تو نیست.

167
00:12:45,347 --> 00:12:47,057
‫می‌بینم داری سر خواهرت داد می‌زنی.

168
00:12:47,183 --> 00:12:48,851
‫حالا... اگه اجازه بدین.

169
00:12:48,976 --> 00:12:51,687
‫وقتشه که من به "بیزنس" برسم.

170
00:12:53,022 --> 00:12:54,857
‫- چ-چیکار می‌کنی؟
‫- خب، این عجیبه.

171
00:12:54,940 --> 00:12:58,277
‫- بخشی از قراردادی که الان امضا کردمه.
‫- دوربینی جایی هست؟

172
00:12:58,360 --> 00:13:01,030
‫- به نظر خودم باحال اومد، باشه؟
‫- الان ما تو یه تبلیغیم؟

173
00:13:01,030 --> 00:13:03,574
‫- به هیچ وجه.
‫- "باحال اومد." باحال به نظر نیومد.

174
00:13:07,328 --> 00:13:09,079
‫حالت چطوره؟

175
00:13:09,914 --> 00:13:12,541
‫داداش، مواظب حرف زدنت باش.
‫بچه این دور و بر هست.

176
00:13:15,753 --> 00:13:19,381
‫خب، فکر کنم وقت بیزنِسه.

177
00:13:23,552 --> 00:13:25,846
‫بخشی از قرارداد ما با
‫بیزواچ اینه که من باید بیزنس رو

178
00:13:25,930 --> 00:13:28,098
‫هر ۴۵ ثانیه یه بار موقع
‫مبارزه با جرم و جنایت بگم.

179
00:13:28,224 --> 00:13:31,393
‫فکر کنم اونا دارن به هر چی
‫که من می‌گم گوش می‌دن.

180
00:13:35,397 --> 00:13:36,899
‫فکر کنم باید به انگلیسی بگیمش،

181
00:13:36,899 --> 00:13:39,068
‫اما بعدا بهش می‌رسیم.

182
00:13:39,151 --> 00:13:41,237
‫ممنون، ممنون.

183
00:13:41,237 --> 00:13:43,155
‫ممنون.

184
00:13:45,991 --> 00:13:47,743
‫- هی.
‫- هی.

185
00:13:56,502 --> 00:13:58,921
‫اوه، تو قراره تاوان این پنجره رو بدی...

186
00:13:59,046 --> 00:14:00,631
‫با جونت!

187
00:14:12,142 --> 00:14:15,271
‫شهرتت ضعیفت کرده.

188
00:14:15,396 --> 00:14:17,356
‫یه بار دیگه امتحان کن.

189
00:14:26,615 --> 00:14:29,451
‫آه-آه!

190
00:14:33,372 --> 00:14:34,456
‫اوه--

191
00:14:39,962 --> 00:14:42,172
‫- فکر کنم همین الان اون چیز رو کشتم.
‫- تقریبا مطمئنم

192
00:14:42,339 --> 00:14:43,674
‫فقط پرتش کردی یه جایی.

193
00:14:43,799 --> 00:14:46,719
‫پرتابش کردم به یه جلسه بیزنس... با مرگ.

194
00:14:46,844 --> 00:14:49,346
‫واقعا سخته که بیزنس رو تو هر جمله جا بدی.

195
00:14:49,471 --> 00:14:52,474
‫امضا چطور پیش رفت؟ یه بیزواچ برای من گرفتی؟

196
00:14:52,558 --> 00:14:55,519
‫اوم... نه، نه، نگرفتم، اما، اوم،

197
00:14:55,644 --> 00:14:57,479
‫آره، مجبور بودم بیام اینجا. برات می‌گیرم.

198
00:14:57,605 --> 00:15:00,316
‫خیلی خب. اوه، صبر کن.
‫تبلیغمون چطور به نظر میاد؟

199
00:15:00,482 --> 00:15:02,526
‫- ما خیلی باحال به نظر میایم؟
‫- اوم، تبلیغمون.

200
00:15:02,651 --> 00:15:04,653
‫اوم...

201
00:15:04,653 --> 00:15:07,364
‫آره، آره، خوب به نظر میومد.

202
00:15:07,489 --> 00:15:09,116
‫واقعا؟

203
00:15:10,534 --> 00:15:13,203
‫اوم... آره.

204
00:15:13,329 --> 00:15:14,455
‫آره.

205
00:15:18,751 --> 00:15:19,752
‫این تبلیغه؟

206
00:15:19,919 --> 00:15:22,838
‫داداش، تو تار شدی.

207
00:15:22,963 --> 00:15:25,174
‫جاسپر فقط یه روح تو پس زمینه است.

208
00:15:25,257 --> 00:15:27,092
‫یعنی، اون گربه بیشتر از تو فوکوس داره.

209
00:15:27,217 --> 00:15:29,845
‫- اینو تو مراسم امضا دیدی؟
‫- اوم، آره.

210
00:15:29,929 --> 00:15:32,014
‫- اونو اونجا دیدم.
‫- و هیچی نگفتی؟

211
00:15:32,014 --> 00:15:34,475
‫می‌خواستم یه چیزی بگم.
‫مجبور بودم بیام اینجا.

212
00:15:34,558 --> 00:15:36,018
‫هی، جاسپر.

213
00:15:36,018 --> 00:15:38,771
‫- هی، جونزی.
‫- کارت عالی بود اون بیرون.

214
00:15:38,896 --> 00:15:41,023
‫- اوم...
‫- می‌تونم یه عکس بگیرم؟

215
00:15:41,106 --> 00:15:43,192
‫اوم، قطعا. آره.

216
00:15:43,359 --> 00:15:45,277
‫- ممنون. خیلی خب، بیا.
‫- بزن بریم.

217
00:15:45,402 --> 00:15:47,655
‫- تبلیغ تو پس زمینه؟
‫- آره، باید درستش کنیم.

218
00:15:47,738 --> 00:15:49,031
‫خوب نیست.

219
00:15:49,198 --> 00:15:52,326
‫- بفرمایید.
‫- عالیه، ممنون.

220
00:15:52,409 --> 00:15:54,745
‫شما دو تا کنار هم عالی به نظر میاین.

221
00:15:54,870 --> 00:15:57,081
‫- ممنون.
‫- آره، خواهش می‌کنم.

222
00:15:59,750 --> 00:16:02,711
‫- عصبانی هستی؟
‫- نه. چرا باید عصبانی باشم؟

223
00:16:02,836 --> 00:16:04,463
‫- اوم، اون عصبانی به نظر میاد.
‫- اون عصبانیه.

224
00:16:04,630 --> 00:16:07,424
‫انگار نه انگار... انگار نه انگار
‫که من نصف کار رو انجام می‌دم

225
00:16:07,549 --> 00:16:09,385
‫و تو همه اعتبارش رو می‌گیری.

226
00:16:09,468 --> 00:16:12,638
‫چی می‌خوای، یه ستاره طلایی؟

227
00:16:12,763 --> 00:16:15,099
‫هنری، همه فکر می‌کنن تو رئیس منی.

228
00:16:15,265 --> 00:16:17,768
‫من تجربه بیشتری از تو دارم.

229
00:16:17,893 --> 00:16:19,061
‫تو خونه می‌بینمت.

230
00:16:21,271 --> 00:16:23,232
‫آره، اوم،

231
00:16:23,357 --> 00:16:25,317
‫من دارم از اینجا می‌رم.

232
00:16:29,863 --> 00:16:31,949
‫می‌خواستم اینو بعدا بهت بگم اما، اوم،

233
00:16:32,074 --> 00:16:35,452
‫بهتره همین الان رک و راست بهت بگم، اوم...

234
00:16:35,577 --> 00:16:37,162
‫آره، من یه جای خودم رو می‌خوام.

235
00:16:37,329 --> 00:16:40,499
‫چرا؟ تو که اصلا هیچوقت خونه نیستی.

236
00:16:40,624 --> 00:16:42,710
‫ببین، داداش، ما دیگه بچه نیستیم، باشه؟

237
00:16:42,793 --> 00:16:45,462
‫فکر می‌کنم بهتره که
‫جای خودمون رو داشته باشیم.

238
00:16:45,587 --> 00:16:47,339
‫کار خودمون رو بکنیم.

239
00:16:47,464 --> 00:16:49,508
‫ما هنوز یه تیمیم؟

240
00:16:49,675 --> 00:16:51,301
‫یو--

241
00:16:51,427 --> 00:16:53,637
‫هر وقت بخوای می‌تونی بیای اینجا.

242
00:16:53,762 --> 00:16:55,431
‫- این یه "آره" نیست.
‫- اوم.

243
00:16:55,514 --> 00:16:58,142
‫اوه. اینا بچه‌های بیزواچ هستن.

244
00:16:58,267 --> 00:16:59,476
‫اونا فورا به من نیاز دارن.

245
00:16:59,810 --> 00:17:00,936
‫خوش بگذره.

246
00:17:03,564 --> 00:17:04,940
‫جاسپر. جاسپر.

247
00:17:04,940 --> 00:17:07,317
‫هی، اوم...

248
00:17:07,443 --> 00:17:09,153
‫یو، من برات یه ساعت می‌گیرم.

249
00:17:09,278 --> 00:17:11,155
‫جاسپر؟

250
00:17:11,280 --> 00:17:12,448
‫جاسپر.

251
00:17:14,616 --> 00:17:16,618
‫باحال نیست، داداش.

252
00:17:39,975 --> 00:17:41,101
‫بلک‌آوت.

253
00:18:22,726 --> 00:18:25,604
‫می‌خوای یه نصیحت بشنوی؟

254
00:18:25,729 --> 00:18:28,232
‫اگه در مورد دکوراسیونه، پس نه.

255
00:18:30,734 --> 00:18:32,778
‫نباید تنها کار کنی!

256
00:19:13,986 --> 00:19:15,696
‫نه. پنج دقیقه دیگه.

257
00:19:15,821 --> 00:19:17,614
‫رِی، اون مامان منه.
‫نمی‌تونم تو رو بهش معرفی کنم.

258
00:19:17,614 --> 00:19:18,866
‫اوه!

259
00:19:20,659 --> 00:19:23,871
‫هوم. تو از نزدیک خیلی پیرتر به نظر میای.

260
00:19:30,043 --> 00:19:32,504
‫اوم، این چیه؟ ها.

261
00:19:33,380 --> 00:19:35,674
‫من-من مردم؟

262
00:19:35,799 --> 00:19:38,302
‫من تو بهشتم؟

263
00:19:39,261 --> 00:19:40,888
‫خدای من، من تو جهنمم.

264
00:19:41,013 --> 00:19:43,390
‫اوه. نه، تو فقط تو نیوتونی.

265
00:19:44,391 --> 00:19:46,852
‫چی؟ نیوتون چیه؟

266
00:19:48,645 --> 00:19:50,898
‫چرا من اینجوری لباس پوشیدم؟ چی...

267
00:19:50,981 --> 00:19:52,566
‫چی رو صورتمه؟ تو کی هستی؟

268
00:19:52,691 --> 00:19:54,860
‫من فقط تو رو از مرگ برگردوندم.

269
00:19:54,985 --> 00:19:56,320
‫خواهش می‌کنم.

270
00:19:56,486 --> 00:19:57,988
‫چی؟

271
00:19:58,113 --> 00:19:59,656
‫این همه سر و صدا چیه؟

272
00:19:59,740 --> 00:20:01,658
‫- برو بیرون، جما.
‫- هی، حالت چطوره؟

273
00:20:01,658 --> 00:20:03,744
‫تو منو نمی‌شناسی، و من تو رو نمی‌شناسم،

274
00:20:03,869 --> 00:20:05,621
‫اما من ازت می‌خوام
‫منو به خونه برسونی، باشه؟

275
00:20:05,662 --> 00:20:08,165
‫نمی‌دونم کجام. نمی‌دونم چی رو صورتمه!

276
00:20:08,248 --> 00:20:10,375
‫ممنون. برو بیرون، جما.

277
00:20:10,500 --> 00:20:12,252
‫- اون کید دِنجِره؟
‫- به مامان نگو

278
00:20:12,377 --> 00:20:14,338
‫وگرنه بهش می‌گم تو تمام شب
‫بازی ویدیویی می‌کنی.

279
00:20:14,463 --> 00:20:16,506
‫و من به مامان می‌گم تو از
‫کارت اعتباریش استفاده کردی

280
00:20:16,548 --> 00:20:18,842
‫- تا با اتوبوس بری سِوِل‌ویو.
‫- و من به مامان می‌گم

281
00:20:18,926 --> 00:20:20,844
‫که تو از رژ لب خوبش برای سگ استفاده کردی

282
00:20:20,928 --> 00:20:22,179
‫برای عکس‌های گلامورش.

283
00:20:22,304 --> 00:20:24,514
‫- جرئت نمی‌کنی.
‫- اوه، من همین الان کید دِنجر رو

284
00:20:24,640 --> 00:20:25,724
‫زِرپ کردم تو خونه‌مون.

285
00:20:25,849 --> 00:20:27,476
‫تو حتی نمی‌دونی من چه کارایی می‌تونم بکنم.

286
00:20:27,559 --> 00:20:30,103
‫می‌دونم که نمی‌تونی منو ساکت نگه داری.

287
00:20:30,687 --> 00:20:32,272
‫می‌دونی چیه؟ فقط به مامان نگو.

288
00:20:32,397 --> 00:20:35,776
‫اون تقریبا سه تا شغل داره
‫و به این استرس نیاز نداره.

289
00:20:35,901 --> 00:20:38,362
‫باشه. من اصلا اینجا نبودم.

290
00:20:45,953 --> 00:20:48,747
‫اوه!

291
00:20:50,624 --> 00:20:52,084
‫اوم، اول از همه، سلام.

292
00:20:52,251 --> 00:20:53,961
‫دست دادن. بیا رسمی باشیم.

293
00:20:54,044 --> 00:20:55,587
‫میسی مارتین، طرفدار پروپاقرص کید دِنجر.

294
00:20:55,712 --> 00:20:57,714
‫و من خیلی داستان تخیلی
‫طرفداران کید دِنجر نوشتم.

295
00:20:57,839 --> 00:21:00,050
‫- تو خوشت میاد--
‫- من چطور اومدم اینجا؟

296
00:21:00,133 --> 00:21:01,718
‫اوه!

297
00:21:01,718 --> 00:21:03,637
‫با این بچه.

298
00:21:04,221 --> 00:21:06,139
‫دستگاه تغییر واقعیت.

299
00:21:06,306 --> 00:21:08,892
‫خب، این، اوم، ها...

300
00:21:08,892 --> 00:21:10,227
‫چیکار می‌کنه؟

301
00:21:10,310 --> 00:21:12,229
‫اون از محدودیت رنگ برای باز کردن فضا

302
00:21:12,229 --> 00:21:14,398
‫بین باریون‌ها، مزون‌ها استفاده می‌کنه
‫کی اهمیت می‌ده چطور کار می‌کنه؟

303
00:21:14,398 --> 00:21:16,483
‫من فقط کید دِنجر رو از مرگ برگردوندم!

304
00:21:16,608 --> 00:21:18,735
‫دنیای پس از مرگ چطوریه؟ در واقع، بهم نگو.

305
00:21:18,860 --> 00:21:19,945
‫می‌خوام سورپرایز بشم.

306
00:21:20,737 --> 00:21:21,863
‫اوه، من نمرده بودم.

307
00:21:21,947 --> 00:21:25,200
‫اوم-اوم متاسفم. چی؟

308
00:21:27,494 --> 00:21:29,079
‫گفتم من نمرده بودم.

309
00:21:29,162 --> 00:21:31,915
‫آره، تو مرده بودی. تو تو یه
‫حادثه کشتی هوایی آتیش گرفته مردی

310
00:21:31,915 --> 00:21:33,583
‫بعد از اینکه کل سِوِل‌ویو رو نجات دادی.

311
00:21:36,753 --> 00:21:40,090
‫آره. من کل... نجات دادن
‫سِوِل‌ویو رو انجام دادم.

312
00:21:40,090 --> 00:21:42,592
‫من فقط-- من واقعا نمردم.

313
00:21:44,094 --> 00:21:46,638
‫یه جورایی، می‌دونی...

314
00:21:48,098 --> 00:21:49,474
‫خب، من وانمود کردم.

315
00:21:49,599 --> 00:21:51,560
‫فامیلیم رو عوض کردم و ناپدید شدم.

316
00:21:51,643 --> 00:21:54,604
‫اوه، خفه شو! تو تمام این مدت زنده بودی؟

317
00:21:54,604 --> 00:21:56,481
‫یعنی... آره.

318
00:21:56,606 --> 00:21:58,525
‫می‌دونی ما چقدر از مرگت آسیب دیدیم؟

319
00:21:58,608 --> 00:22:01,987
‫- اوم، خب، متاسفم.
‫- باشه؟

320
00:22:02,112 --> 00:22:03,155
‫باشه؟

321
00:22:08,118 --> 00:22:10,370
‫می‌خواستم با زندگیم ادامه بدم،

322
00:22:10,537 --> 00:22:12,956
‫و از خانوادم محافظت کنم.

323
00:22:13,040 --> 00:22:15,834
‫که خیلی راحت‌تره اگه همه
‫دشمنات فکر کنن تو مردی.

324
00:22:15,959 --> 00:22:18,295
‫خب، همه طرفدارات هم فکر می‌کردن تو مردی.

325
00:22:18,295 --> 00:22:19,713
‫آره، خب، خبر خوب.

326
00:22:21,465 --> 00:22:23,425
‫من هنوز زنده‌ام.

327
00:22:24,634 --> 00:22:26,511
‫تو منو به جنگ یه دایناسور انداختی؟

328
00:22:26,636 --> 00:22:27,929
‫اوه!

329
00:22:28,013 --> 00:22:30,724
‫- اوه، کجا بودی؟
‫- داشتم تو دیستوپیا با جرم و جنایت مبارزه می‌کردم.

330
00:22:30,807 --> 00:22:32,642
‫نه، صبر کن، دیستوپیا؟ این عالیه!

331
00:22:32,809 --> 00:22:34,519
‫صبر کن. دیستوپیا اصلا چیه؟

332
00:22:34,644 --> 00:22:37,022
‫مثل یه جزیره تو اقیانوس آرومه.

333
00:22:37,147 --> 00:22:39,316
‫وای خدای من. جاسپر و شارلوت هم اونجا هستن؟

334
00:22:39,441 --> 00:22:42,319
‫صبر کن. تو از کجا در مورد
‫جاسپر و شارلوت می‌دونی؟

335
00:22:42,486 --> 00:22:44,654
‫خب، من هویت مخفی تو رو فهمیدم.

336
00:22:49,993 --> 00:22:52,371
‫اوم...
‫چطور-چطور، اوم...

337
00:22:52,496 --> 00:22:53,997
‫تو از کجا...
‫تو از کجا اینو می‌دونی؟

338
00:22:53,997 --> 00:22:56,583
‫ماسک چشمت کمتر از
‫یه عینک آفتابی رو می‌پوشوند.

339
00:22:56,708 --> 00:22:59,836
‫من واقعا شوکه شدم
‫که هیچکس دیگه اینو نفهمیده.

340
00:23:00,003 --> 00:23:01,755
‫آره، خب، سِوِل‌ویو دقیقا

341
00:23:01,880 --> 00:23:03,173
‫باهوش‌ترین شهر آمریکا نیست.

342
00:23:03,256 --> 00:23:04,424
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

343
00:23:06,009 --> 00:23:09,763
‫من تو رو اینجا آوردم تا بتونیم
‫با هم با جرم و جنایت مبارزه کنیم.

344
00:23:11,348 --> 00:23:15,477
‫و داداش، جرم و جنایت
‫خیلی زیادی تو نیوتون هست.

345
00:23:16,353 --> 00:23:18,355
‫تو حتی نمی‌دونی.

346
00:23:18,355 --> 00:23:21,274
‫بیشتر روزها، من و جما به سختی
‫از مدرسه به خونه می‌رسیم.

347
00:23:22,150 --> 00:23:24,152
‫برو. برو، برو، برو.

348
00:23:35,580 --> 00:23:36,998
‫هی.

349
00:23:41,044 --> 00:23:43,380
‫خوب شد تبلت‌هامون رو
‫زیر پیراهنمون قایم کردیم.

350
00:23:46,383 --> 00:23:48,301
‫لعنت به تو، جما.

351
00:23:48,385 --> 00:23:49,511
‫بیا دیگه.

352
00:23:49,636 --> 00:23:52,180
‫- این خوبه.
‫- آخرین مدله. آره.

353
00:23:54,891 --> 00:23:57,561
‫سلام. هیچکدوم از شما
‫نمی‌تونستین به ما کمک کنین؟

354
00:23:57,644 --> 00:24:00,147
‫به همین دلیله که ما اینجا نمی‌یایم.

355
00:24:01,898 --> 00:24:04,901
‫اما حالا که تو اینجایی،
‫پس وقت تمومه، موجودات چندش.

356
00:24:05,026 --> 00:24:06,987
‫کید دِنجر تو نیوتونه.

357
00:24:08,572 --> 00:24:11,992
‫آره. باید برگردم دیستوپیا.

358
00:24:12,117 --> 00:24:14,536
‫صبر کن. نمی‌خوای با من
‫با جرم و جنایت مبارزه کنی؟

359
00:24:17,497 --> 00:24:20,125
‫ببین، تو دختر خوبی به نظر میای

360
00:24:20,250 --> 00:24:24,087
‫و من همیشه خوشحال می‌شم
‫یه طرفدار رو ببینم، اما...

361
00:24:24,212 --> 00:24:25,922
‫من یه جورایی الان کار خودمو می‌کنم.

362
00:24:26,047 --> 00:24:29,468
‫و همینطور، تو نباید از
‫دستگاه‌های دیوونه‌وار استفاده کنی

363
00:24:29,593 --> 00:24:31,761
‫تا مردم رو بدون اینکه،

364
00:24:31,887 --> 00:24:33,346
‫می‌دونی، اول بپرسی، از دنیاشون بیرون بکشی.

365
00:24:35,390 --> 00:24:37,434
‫این واقعا باحال نیست.

366
00:24:37,517 --> 00:24:39,728
‫دوباره-- فکر می‌کردم مردی.

367
00:24:39,811 --> 00:24:42,689
‫هرگز فکر نمی‌کردم به
‫همه طرفدارات دروغ بگی، اما...

368
00:24:42,814 --> 00:24:44,774
‫یعنی، هر چی. اگه می‌خوای برگردی،

369
00:24:44,774 --> 00:24:47,444
‫- من تو رو برمی‌گردونم.
‫- من اینو می‌خوام. ممنون.

370
00:24:51,114 --> 00:24:55,076
‫همینطور، من در مورد
‫نمرده بودن دروغ نگفتم، باشه؟

371
00:24:55,243 --> 00:24:56,828
‫من وانمود کردم.

372
00:24:56,953 --> 00:24:58,872
‫خیلی فرق داره.

373
00:24:58,997 --> 00:25:01,541
‫کمک! من مورد جرم قرار گرفتم!

374
00:25:06,171 --> 00:25:08,089
‫عجیب.

375
00:25:09,049 --> 00:25:11,801
‫من از RAD استفاده کردم تا
‫تو رو به زندگی عادیم زِرپ کنم

376
00:25:11,927 --> 00:25:13,970
‫تا بتونیم با هم با جرم و جنایت مبارزه کنیم،

377
00:25:14,054 --> 00:25:17,682
‫اما اون یارو دقیقا شبیه مربی کِرِگه.

378
00:25:17,682 --> 00:25:20,268
‫اون یه شخصیت از یکی از
‫داستان‌های تخیلی طرفداریمه.

379
00:25:22,437 --> 00:25:23,647
‫ها.

380
00:25:23,647 --> 00:25:25,440
‫باید بهش کمک کنی.

381
00:25:26,650 --> 00:25:28,652
‫- کمک! هی، کمک!
‫- یه پستچی هست

382
00:25:28,652 --> 00:25:30,737
‫و یه سری بچه دبیرستانی...
‫اونا بهش کمک می‌کنن.

383
00:25:30,862 --> 00:25:33,156
‫پستچی‌ها به طور مشهوری
‫غیر خشونت‌طلب هستن، و ما هر دو می‌دونیم

384
00:25:33,198 --> 00:25:35,951
‫که بچه‌های دبیرستانی
‫تنبل و بی‌مسئولیت هستن.

385
00:25:36,076 --> 00:25:38,161
‫هی، پستچی، کمک!

386
00:25:38,161 --> 00:25:40,121
‫مال منه.

387
00:25:40,872 --> 00:25:43,250
‫- باحال.
‫- باید این کار رو بکنی.

388
00:25:43,375 --> 00:25:45,168
‫باید برگردم دیستوپیا.

389
00:25:45,293 --> 00:25:48,463
‫"یه ابرقهرمان همیشه به ندا پاسخ می‌ده."

390
00:25:50,966 --> 00:25:53,677
‫این... تو کی هستی؟ کی اینجوری حرف می‌زنه؟

391
00:25:54,678 --> 00:25:56,096
‫تو.

392
00:25:56,179 --> 00:25:58,431
‫بعد از اینکه زنبوردار رو شکست دادی.

393
00:25:58,515 --> 00:26:00,267
‫چی؟

394
00:26:00,392 --> 00:26:02,185
‫اوه. من...

395
00:26:02,269 --> 00:26:05,272
‫الان یادم اومد.
‫من و کاپیتان مَن یه شرط بستیم

396
00:26:05,397 --> 00:26:07,440
‫تا ببینیم کی می‌تونه مبتذل‌ترین جمله رو

397
00:26:07,566 --> 00:26:09,067
‫تو مصاحبه‌های بعد از مبارزه بگه.

398
00:26:09,192 --> 00:26:11,945
‫"یه ابرقهرمان همیشه به ندا پاسخ می‌ده."

399
00:26:12,028 --> 00:26:15,282
‫وای خدای من. باشه. می‌دونی چیه؟
‫من بهش رسیدگی می‌کنم.

400
00:26:15,448 --> 00:26:17,450
‫- من به، اوم،... رسیدگی می‌کنم.
‫- مربی کِرِگ.

401
00:26:17,534 --> 00:26:20,161
‫من به مربی کِرِگ رسیدگی می‌کنم،
‫بعد تو منو می‌فرستی خونه.

402
00:26:20,245 --> 00:26:22,247
‫آره! مبارزه با کید دِنجر.

403
00:26:22,372 --> 00:26:25,208
‫- ما دو تا داریم رویامون رو زندگی می‌کنیم.
‫- نه، من این کار رو خودم انجام می‌دم.

404
00:26:25,292 --> 00:26:28,253
‫صبر کن، نه، نه، نه، نه.
‫تو باید منو با خودت ببری.

405
00:26:28,253 --> 00:26:30,964
‫این دقیقا به حقیقت پیوستن رویای منه.

406
00:26:32,299 --> 00:26:35,468
‫- تو هیچ تجربه کاری داری؟
‫- داداش، من ۱۲ سالمه.

407
00:26:35,594 --> 00:26:38,054
‫- قدرت‌های خارق‌العاده؟
‫- اوم، دزدی چیزها.

408
00:26:39,931 --> 00:26:41,933
‫- آره، تو باید همینجا بمونی.
‫- صبر کن، نه، نه.

409
00:26:42,058 --> 00:26:44,894
‫تو ندیدی من چطور نگهبان‌های زیادی رو
‫برای دزدیدن اون چیز گول زدم.

410
00:26:45,020 --> 00:26:46,396
‫اون... اون چشمگیر بود.

411
00:26:46,563 --> 00:26:49,983
‫ببین، من، اوم، یه جورایی تازه از یه رابطه
‫مبارزه با جرم و جنایت بیرون اومدم

412
00:26:50,108 --> 00:26:53,737
‫پس واقعا فقط می‌خوام تنها کار کنم، باشه؟

413
00:26:53,820 --> 00:26:55,113
‫- ببخشید.
‫- چی... هی...

414
00:26:55,238 --> 00:26:58,199
‫به علاوه، اون فقط یه
‫معلم ورزش عضلانی و زورکیه.

415
00:26:58,366 --> 00:27:00,201
‫احتمالا حتی از قدرت خارق‌العاده
‫من استفاده نمی‌کنه.

416
00:27:00,243 --> 00:27:02,370
‫اوه... اوف... اوه!

417
00:27:02,954 --> 00:27:04,331
‫هنوز نمی‌خوای من کمکت کنم؟

418
00:27:04,914 --> 00:27:07,792
‫- نه. فقط به قدرت خارق‌العاده‌ام نیاز دارم.
‫- باشه، به این حرفم گوش کن،

419
00:27:07,792 --> 00:27:09,753
‫اما فکر می‌کنم ما تو یکی
‫از داستان‌های تخیلی طرفداری منیم.

420
00:27:09,836 --> 00:27:12,213
‫- چی باعث می‌شه اینو بگی؟
‫- من سیستم‌های پروتکل RAD رو به سیستم‌های خودم وصل کردم.

421
00:27:12,213 --> 00:27:13,840
‫شاید به عنوان یه مدیر وارد شدم

422
00:27:13,923 --> 00:27:16,092
‫- به جای یه مهمان...
‫- تو تمرین می‌کردی.

423
00:27:16,217 --> 00:27:18,011
‫و همینطور مقدار زیادی...

424
00:27:18,136 --> 00:27:20,096
‫و همینطور مقدار زیادی...

425
00:27:20,221 --> 00:27:23,266
‫...رعد و برق بود و همینطور،
‫همینطور، تو داری توسط یکی از

426
00:27:23,266 --> 00:27:24,934
‫شخصیت‌های تخیلی من کتک می‌خوری؟

427
00:27:24,934 --> 00:27:25,977
‫چی شده؟

428
00:27:26,102 --> 00:27:28,563
‫و تو قدرت خارق‌العاده‌ات رو نداری.

429
00:27:28,647 --> 00:27:30,106
‫آره، من دقیقا اینو متوجه نشدم،

430
00:27:30,273 --> 00:27:32,108
‫اما احتمالا به خاطر ورم مغزه

431
00:27:32,192 --> 00:27:34,069
‫به خاطر... می‌دونی، مشت زدن.

432
00:27:34,235 --> 00:27:35,695
‫ورم مغز؟

433
00:27:36,446 --> 00:27:38,865
‫فکر می‌کنی خیلی باهوشی، ها؟

434
00:27:39,824 --> 00:27:42,118
‫نه، نه. من در واقع فکر می‌کنم من خیلی--

435
00:27:43,995 --> 00:27:45,205
‫...آسیب دیده‌ام.

436
00:27:45,372 --> 00:27:47,040
‫نمی‌دونستم تو یه قدرت خارق‌العاده داری،

437
00:27:47,165 --> 00:27:49,542
‫پس هرگز اونو تو داستان تخیلی
‫طرفداریم ننوشتم.

438
00:27:49,709 --> 00:27:51,419
‫اوه، تو در مورد اون نمی‌دونستی؟

439
00:27:52,295 --> 00:27:54,839
‫- نه.
‫- حالا پایین برو

440
00:27:54,964 --> 00:27:57,634
‫و ۲۰۰۰۰ شنا برو،

441
00:27:57,717 --> 00:27:58,968
‫کید زشت.

442
00:28:00,136 --> 00:28:02,055
‫خب، این دیگه زیاده‌روی کردنه.

443
00:28:06,434 --> 00:28:08,561
‫یک.

444
00:28:08,687 --> 00:28:10,230
‫دو.

445
00:28:10,313 --> 00:28:11,398
‫سه.

446
00:28:11,481 --> 00:28:13,775
‫دو هزار و سیصد و نود و شش.

447
00:28:13,900 --> 00:28:16,861
‫دو هزار و سیصد و نود و هفت.

448
00:28:16,986 --> 00:28:19,531
‫باشه. مطمئنی نمی‌خوای من کمکت کنم؟

449
00:28:19,656 --> 00:28:22,909
‫چون یه هیولای دیگه تو این
‫داستان تخیلی طرفداری هست.

450
00:28:22,992 --> 00:28:24,077
‫کی؟

451
00:28:24,244 --> 00:28:26,746
‫اوم، مثل یه خون‌آشام برقی.

452
00:28:26,830 --> 00:28:29,249
‫- من--
‫- خون‌آشام برقی چیه؟

453
00:28:29,416 --> 00:28:31,459
‫اوم، فقط نمی‌خوای بدونی.

454
00:28:31,584 --> 00:28:33,461
‫فقط باید از اینجا بریم.

455
00:28:35,171 --> 00:28:36,840
‫باشه، باشه، می‌تونی بهم کمک کنی،

456
00:28:36,840 --> 00:28:39,801
‫اما من واقعا شک دارم بتونی کاری انجام بدی.

457
00:28:41,594 --> 00:28:43,513
‫هوو!

458
00:28:43,596 --> 00:28:46,141
‫تو حواسشون رو پرت کن،
‫من ضربه نهایی رو می‌زنم.

459
00:28:46,224 --> 00:28:48,435
‫آیا من تنها کسی هستم که الان
‫حس یه تیم عالی رو می‌گیرم؟

460
00:28:48,560 --> 00:28:50,770
‫- من حس خستگی می‌گیرم...
‫- اوه.

461
00:28:50,895 --> 00:28:54,065
‫و... احتمالا حس دنده‌های شکسته.

462
00:28:54,190 --> 00:28:56,317
‫باشه، پس شاید دفعه بعد
‫من بتونم حواسشون رو پرت کنم

463
00:28:56,443 --> 00:28:58,528
‫- و تو بتونی ضربه نهایی رو بزنی.
‫- نه، نه، نه، نه.

464
00:28:58,611 --> 00:29:00,613
‫من می‌خوام برم خونه، باشه؟

465
00:29:00,697 --> 00:29:02,782
‫من قدرت‌های خارق‌العاده‌ام رو می‌خوام.

466
00:29:04,159 --> 00:29:05,535
‫من می‌خوام برم خونه.

467
00:29:08,371 --> 00:29:09,664
‫- باشه.
‫- فقط، اوم...

468
00:29:09,748 --> 00:29:11,458
‫- من ما رو برمی‌گردونم.
‫- کار رو انجام بده.

469
00:29:14,711 --> 00:29:15,879
‫زیبا.

470
00:29:25,555 --> 00:29:27,140
‫اون خواهرمه؟

471
00:29:29,559 --> 00:29:30,852
‫وای.

472
00:29:33,480 --> 00:29:36,316
‫- چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
‫- می‌خوای برگردی دیستوپیا؟

473
00:29:36,399 --> 00:29:39,110
‫- خیلی زود داری می‌ری، برادر؟
‫- دکمه رو بزن، دکمه رو بزن!

474
00:29:46,534 --> 00:29:47,786
‫زیبا.

475
00:29:54,167 --> 00:29:57,712
‫خب، این دیستوپیا نیست.

476
00:29:57,837 --> 00:30:00,048
‫آره. فکر می‌کنم...

477
00:30:00,131 --> 00:30:01,132
‫شیمرزه.

478
00:30:01,216 --> 00:30:03,051
‫- چی؟
‫- شیمرز.

479
00:30:03,051 --> 00:30:04,469
‫- شیمرز؟
‫- آره.

480
00:30:04,552 --> 00:30:06,971
‫تو پایپر رو تو داستانت یه خون‌آشام کردی؟

481
00:30:07,138 --> 00:30:10,391
‫اوم، آره. اون منو از
‫باشگاه طرفداران کید دِنجر بیرون کرد.

482
00:30:10,725 --> 00:30:12,644
‫تو یه چیزی رو پنهون می‌کنی.
‫نه، من فقط می‌خوام نگاه کنم.

483
00:30:12,644 --> 00:30:14,687
‫- من یه نگاه می‌ندازم.
‫- برو با فرانکی برقص...

484
00:30:15,772 --> 00:30:17,315
‫باشه، اوم، اینجا چی داریم؟

485
00:30:17,398 --> 00:30:20,485
‫نوشته، اوم، "حالت داستان... قفل شده".

486
00:30:23,947 --> 00:30:25,782
‫"حالت داستان-- قفل شده" یعنی چی؟

487
00:30:25,949 --> 00:30:29,077
‫♪ می‌تونی گریه کنی،
‫اما از لبخند زدن دست نکش ♪

488
00:30:30,453 --> 00:30:32,247
‫می‌تونه هر چیزی معنی بده.

489
00:30:32,247 --> 00:30:36,042
‫ممکنه معنیش این باشه که قفل شده...
‫تو حالت داستان؟

490
00:30:37,126 --> 00:30:38,503
‫چطور قفلش رو باز کنیم؟

491
00:30:38,628 --> 00:30:40,880
‫نمی‌دونم، داداش. من این چیز رو نساختم.

492
00:30:41,005 --> 00:30:42,507
‫من فقط دزدیدمش.

493
00:30:42,632 --> 00:30:45,260
‫می‌دونی، بذار یه چیزی رو امتحان کنم.
‫تقریبا مطمئنم جواب می‌ده.

494
00:30:45,385 --> 00:30:46,553
‫باشه.

495
00:30:46,553 --> 00:30:48,304
‫باز شو، ای RAD احمق!

496
00:30:48,388 --> 00:30:50,014
‫نه، نه، نه، نه!

497
00:30:50,807 --> 00:30:51,850
‫هست؟

498
00:30:52,016 --> 00:30:53,810
‫اوم... ها.

499
00:30:53,935 --> 00:30:57,105
‫- ما کجاییم؟
‫- خب، یادت میاد چطور بهت گفتم

500
00:30:57,188 --> 00:31:00,108
‫که همه داستان‌های تخیلی
‫طرفداری من با RAD قاطی شدن؟

501
00:31:00,191 --> 00:31:03,152
‫خب، حتما یه اتفاقی براش افتاده

502
00:31:03,152 --> 00:31:05,321
‫طی مبارزه کوچیکت با مربی کِرِگ.

503
00:31:05,446 --> 00:31:09,409
‫پس حالا صفحه باز نمی‌شه، و ممکنه ما، مثلا،

504
00:31:09,534 --> 00:31:11,870
‫تو داستان‌های من گیر افتاده باشیم.

505
00:31:12,996 --> 00:31:15,832
‫اوم، خبر خوب. این داستان یه چیز عالیه.

506
00:31:15,957 --> 00:31:17,250
‫نوشتمش چون حس بدی داشتم

507
00:31:17,333 --> 00:31:19,377
‫برای اینکه همیشه از جما بهترم.

508
00:31:19,502 --> 00:31:20,587
‫تو چی؟

509
00:31:20,753 --> 00:31:23,548
‫ها. تو همه چیز.
‫اون تو سایه من زندگی می‌کنه.

510
00:31:23,673 --> 00:31:26,634
‫اما تو این داستان تو یه ابرقهرمان نیستی.

511
00:31:26,759 --> 00:31:28,595
‫تو فقط یه دستیاری.

512
00:31:28,761 --> 00:31:31,014
‫برای کاپیتان مَن. آره.

513
00:31:31,139 --> 00:31:33,182
‫اون کجاست؟ شاید--شاید بتونیم پیداش کنیم.

514
00:31:33,182 --> 00:31:35,184
‫- شاید اون بتونه ما رو از اینجا ببره.
‫- ن-نه. نه.

515
00:31:35,184 --> 00:31:37,896
‫من هرگز کاپیتان مَن رو تو
‫هیچکدوم از داستان‌هام ننوشتم.

516
00:31:37,979 --> 00:31:40,815
‫- همیشه فقط من و تو بودیم.
‫- اوه، پس فقط من و تو.

517
00:31:40,940 --> 00:31:43,651
‫یا، گاهی اوقات، تو و یه کس دیگه.

518
00:31:47,614 --> 00:31:48,698
‫کی؟

519
00:31:48,823 --> 00:31:51,117
‫اوه، چه پیچش جالبی.

520
00:31:51,284 --> 00:31:53,953
‫من دستیار کی هستم؟

521
00:31:55,371 --> 00:31:57,415
‫نگاه کنین، همه. این کاپیتان سیبیله!

522
00:31:57,498 --> 00:31:59,667
‫وای خدای من، این کاپیتان سیبیله!

523
00:32:06,507 --> 00:32:08,593
‫اگه می‌خوای این مهمونی رو شروع کنی،

524
00:32:08,676 --> 00:32:10,136
‫فقط کافیه...

525
00:32:10,261 --> 00:32:12,013
‫سیبیل-بذاری.

526
00:32:13,723 --> 00:32:15,516
‫جاسپر؟

527
00:32:15,516 --> 00:32:18,144
‫تو منو دستیار

528
00:32:18,269 --> 00:32:19,687
‫جاسپر کردی؟

529
00:32:20,813 --> 00:32:22,774
‫من فیلمنامه رو عوض کردم و یه داستان نوشتم

530
00:32:22,899 --> 00:32:25,652
‫که تو توش دستیاری و بهترین دوستت قهرمانه.

531
00:32:25,735 --> 00:32:26,945
‫اوه، این... این خیلی خوبه.

532
00:32:27,070 --> 00:32:28,821
‫عقب وایسین، مهمونی‌کننده‌ها.

533
00:32:30,698 --> 00:32:32,283
‫وای خدای من، اون می‌تونه پرواز کنه.

534
00:32:32,283 --> 00:32:34,911
‫- خب، آره، پرواز باحاله.
‫- می‌دونم باحاله.

535
00:32:34,994 --> 00:32:37,413
‫باحال‌ترین قدرت خارق‌العاده‌ست.
‫فکر می‌کنی چرا من همیشه

536
00:32:37,497 --> 00:32:39,791
‫از پشت بوم‌ها می‌پرم پایین؟
‫تا دشمن فکر کنه من می‌تونم...

537
00:32:39,791 --> 00:32:42,168
‫باید از اینجا برم... من دارم می‌رم خونه،
‫برمی‌گردم دیستوپیا.

538
00:32:42,168 --> 00:32:45,088
‫- نه، فکر نکنم بتونم درستش کنم...
‫- صبر کن. صبر کن. تو لبخند نمی‌زنی.

539
00:32:45,213 --> 00:32:46,381
‫چرا؟

540
00:32:46,464 --> 00:32:47,423
‫اوم...

541
00:32:47,590 --> 00:32:49,217
‫به خاطر اینه که من ناراحتم.

542
00:32:49,342 --> 00:32:51,052
‫- نگران نباش. من هواتو دارم.
‫- چی؟ نه--

543
00:32:51,135 --> 00:32:53,638
‫- فرانکی!
‫- نه، نه، من خوبم--

544
00:32:53,805 --> 00:32:55,098
‫فرانکی تینی؟

545
00:32:55,181 --> 00:32:56,683
‫برادرم به یه کم سوخت نیاز داره.

546
00:32:56,808 --> 00:32:58,726
‫- مشخصه.
‫- می‌تونیم یه میز،

547
00:32:58,810 --> 00:33:00,353
‫یه تاکو، و یه آهنگ آروم داشته باشیم؟

548
00:33:00,478 --> 00:33:02,438
‫- فکر کنم من برم.
‫- چطور می‌تونم به اون صورت زیبا نه بگم؟

549
00:33:02,438 --> 00:33:03,314
‫به اون صورت زیبا؟

550
00:33:03,398 --> 00:33:06,734
‫هوو! اوه، آره! کاپیتان سیبیل.

551
00:33:08,319 --> 00:33:10,738
‫- اوم...
‫- میزها!

552
00:33:10,822 --> 00:33:12,865
‫- مراقب باش!
‫- می‌دونی چیه، من، اوم،

553
00:33:12,991 --> 00:33:15,410
‫- یه کاری دارم.
‫- تاکوها!

554
00:33:15,493 --> 00:33:17,996
‫وای خدای من، خیلی حس بهتری دارم.

555
00:33:18,121 --> 00:33:21,374
‫جا برای کاپیتان سیبیل باز کنین.

556
00:33:23,292 --> 00:33:25,003
‫وای خدای من، حالم خیلی بدتر شد.

557
00:33:25,128 --> 00:33:28,214
‫از بین همه دنیاهات،
‫اون چیز مجبور بود ما رو اینجا بفرسته؟

558
00:33:28,339 --> 00:33:30,216
‫- منظورم اینه...
‫- منظورش از...

559
00:33:30,299 --> 00:33:31,718
‫ دنیاهات چیه؟

560
00:33:31,801 --> 00:33:33,886
‫اون چیز روی میز چیه؟

561
00:33:36,889 --> 00:33:39,392
‫- تو... مم...
‫- می‌خوای بهش بگی؟

562
00:33:40,059 --> 00:33:41,102
‫باشه.

563
00:33:42,729 --> 00:33:45,732
‫خب... من یه جورایی این داستان‌ها رو نوشتم

564
00:33:45,857 --> 00:33:48,526
‫که من و هنری با هم با
‫جرم و جنایت مبارزه می‌کنیم.

565
00:33:50,570 --> 00:33:51,988
‫پس...

566
00:33:52,071 --> 00:33:55,950
‫ما فقط ساخته‌های ذهن... این دختر هستیم؟

567
00:33:55,950 --> 00:33:58,870
‫آیا من تنها کسی هستم
‫که الان بحران وجودی داره؟

568
00:33:58,953 --> 00:34:00,872
‫پس تو می‌گی یه واقعیت دیگه هست

569
00:34:01,039 --> 00:34:03,916
‫که من توش سیبیل ندارم؟

570
00:34:05,126 --> 00:34:07,253
‫به هر حال، وقتی تو حرف می‌زدی،

571
00:34:07,378 --> 00:34:09,422
‫یه ایده‌ای به ذهنم رسید.

572
00:34:09,547 --> 00:34:10,673
‫ما تو سِوِل‌ویو هستیم، درسته؟

573
00:34:10,798 --> 00:34:12,675
‫یعنی... یه جورایی.

574
00:34:12,800 --> 00:34:14,260
‫- درسته.
‫- باشه.

575
00:34:14,343 --> 00:34:15,762
‫پس باید یه شواز اینجا باشه.

576
00:34:15,928 --> 00:34:18,514
‫شواز می‌تونه هر چیزی رو درست کنه.
‫پس تنها کاری که باید بکنیم

577
00:34:18,639 --> 00:34:20,600
‫پیدا کردن شوازه،
‫اون می‌تونه RAD رو درست کنه،

578
00:34:20,683 --> 00:34:23,102
‫و ما می‌تونیم به واقعیت‌های خودمون برگردیم

579
00:34:23,186 --> 00:34:25,354
‫و تو می‌تونی هر داستانی که می‌خوای بنویسی.

580
00:34:25,438 --> 00:34:27,106
‫شواز چیه؟

581
00:34:27,231 --> 00:34:29,692
‫اون نابغه علمیه که تو غار مَن زندگی می‌کنه.

582
00:34:29,817 --> 00:34:31,903
‫منظورت خونه سیبیله.

583
00:34:32,570 --> 00:34:34,822
‫هر چی. منظور اینه که اون می‌تونه
‫هر چیزی رو درست کنه.

584
00:34:34,947 --> 00:34:36,616
‫باشه؟ پس...

585
00:34:39,202 --> 00:34:40,161
‫اون کجاست؟

586
00:34:40,286 --> 00:34:42,205
‫من هرگز اسم شواز رو نشنیدم.

587
00:34:42,330 --> 00:34:44,123
‫- منم همینطور.
‫- آره، من هرگز در مورد

588
00:34:44,123 --> 00:34:45,500
‫کسی به اسم شواز چیزی نفهمیدم.

589
00:34:45,625 --> 00:34:48,294
‫اسم بامزه‌ایه، اما من هرگز اونو تو
‫هیچکدوم از داستان‌هام نمی‌ذاشتم.

590
00:34:48,336 --> 00:34:50,671
‫باشه. حالا من دارم یه
‫بحران وجودی رو تجربه می‌کنم.

591
00:34:50,797 --> 00:34:52,090
‫فرانکی-تینی؟

592
00:34:52,215 --> 00:34:53,883
‫- ممنون.
‫- باشه، صبر کن، البته.

593
00:34:54,008 --> 00:34:57,053
‫من در مورد تک تک افراد
‫تو این مهمونی ننوشتم،

594
00:34:57,178 --> 00:34:59,388
‫اما افراد زیادی اینجا هستن.

595
00:34:59,472 --> 00:35:00,598
‫درسته؟

596
00:35:00,723 --> 00:35:03,726
‫خب، شرط می‌بندم RAD هر چیزی رو
‫که تو داستان‌هام تغییر دادم عوض می‌کنه

597
00:35:03,810 --> 00:35:06,479
‫و بعد بقیه جاهای خالی رو
‫با واقعیت پر می‌کنه.

598
00:35:06,604 --> 00:35:07,730
‫هوم.

599
00:35:07,855 --> 00:35:09,148
‫پس-- صبر کن.

600
00:35:09,232 --> 00:35:11,776
‫تو می‌گی که باید یه شواز باشه

601
00:35:11,859 --> 00:35:13,611
‫یه جایی تو این دنیا؟

602
00:35:13,694 --> 00:35:15,154
‫ممکنه باشه.

603
00:35:18,491 --> 00:35:19,659
‫شواز!

604
00:35:23,830 --> 00:35:25,456
‫شواز!

605
00:35:25,540 --> 00:35:26,582
‫یو!

606
00:35:32,880 --> 00:35:34,006
‫شواز!

607
00:35:34,090 --> 00:35:35,758
‫یو!

608
00:35:43,015 --> 00:35:44,684
‫- شواز!
‫- وای، وای، وای، وای!

609
00:35:44,809 --> 00:35:46,185
‫از من دور شو!

610
00:35:46,185 --> 00:35:48,938
‫- تو از کجا اسم منو می‌دونی؟
‫- چون تو یه دنیای دیگه،

611
00:35:49,021 --> 00:35:50,857
‫تو یکی از بهترین دوست‌های منی. وای خدای من!

612
00:35:50,982 --> 00:35:52,900
‫- باورم نمی‌شه پیدات کردم.
‫- باشه.

613
00:35:52,900 --> 00:35:55,486
‫ببین، رفیق، از من دور شو.
‫من نمی‌دونم تو کی هستی،

614
00:35:55,570 --> 00:35:58,698
‫اما تو این دنیا من یه ظرف‌شویَم، پس...

615
00:35:58,823 --> 00:36:00,908
‫- از اینجا برو.
‫- اوم...

616
00:36:00,908 --> 00:36:04,203
‫گوش کن. من به کمکت نیاز دارم.

617
00:36:04,203 --> 00:36:06,372
‫اگه به حرف زدن با تو ادامه بدم،
‫اخراج می‌شم،

618
00:36:06,455 --> 00:36:09,041
‫و مامور آزمایشی من
‫دوباره منو می‌ندازه زندان.

619
00:36:10,626 --> 00:36:11,961
‫تو رفتی زندان؟

620
00:36:12,086 --> 00:36:15,047
‫آره. من یه کم پلوتونیوم دزدیدم.

621
00:36:15,173 --> 00:36:17,967
‫اون یارو سیبیلو احمق و دستیارش منو گرفتن.

622
00:36:18,092 --> 00:36:20,928
‫اوم... اوه، آره، اونا... اونا
‫آدمای عوضی‌ای هستن.

623
00:36:20,928 --> 00:36:24,390
‫ببین، یه ظرف‌شوی مثل تو
‫برای چی پلوتونیوم می‌دزده؟

624
00:36:26,559 --> 00:36:29,353
‫چون ظرف‌شویی تنها کاری نیست
‫که من تو این دنیا می‌تونم انجام بدم

625
00:36:29,687 --> 00:36:30,646
‫- باشه؟
‫- باشه.

626
00:36:31,189 --> 00:36:33,399
‫شاید من اونقدر هم احمق نیستم
‫که معلم‌هام فکر می‌کردن، باشه؟

627
00:36:33,482 --> 00:36:36,569
‫شاید من بتونم یه رآکتور هسته‌ای
‫با سوخت بهینه‌تر بسازم

628
00:36:36,569 --> 00:36:38,779
‫تو زیرزمین پسرعموم نسبت به هر کدوم از

629
00:36:38,905 --> 00:36:40,489
‫دانشمندای سطح بالای دانشگاهی‌تون!

630
00:36:40,615 --> 00:36:41,949
‫حتی تو داستان تخیلی طرفداری میسی،

631
00:36:41,949 --> 00:36:44,202
‫تو همچنان یکی از
‫باهوش‌ترین افراد تاریخ هستی، شواز.

632
00:36:44,327 --> 00:36:45,620
‫آره. شوازدنگ درسته، من هستم.

633
00:36:45,620 --> 00:36:47,413
‫اوم، مراقب حرف زدنت باش!

634
00:36:47,538 --> 00:36:49,707
‫ببخشید، فرانکی.

635
00:36:49,832 --> 00:36:51,584
‫گوش کن، اوم،

636
00:36:51,584 --> 00:36:53,085
‫من، اوم،

637
00:36:53,211 --> 00:36:55,546
‫بهت نیاز دارم به یه دستگاه نگاه بندازی.

638
00:36:57,340 --> 00:36:59,091
‫چه نوع دستگاهی؟

639
00:37:08,935 --> 00:37:12,104
‫تو همون کسی نیستی که من
‫در حال دزدیدن پلوتونیوم گرفتمش؟

640
00:37:15,107 --> 00:37:17,526
‫می‌خوای برای دور دوم بری، رفیق، این دفعه

641
00:37:17,610 --> 00:37:19,528
‫- بدون دستیارت؟
‫- آه، نه، نه، نه، نه.

642
00:37:19,654 --> 00:37:21,030
‫عیبی نداره، کاپیتان سیبیل.

643
00:37:21,155 --> 00:37:23,282
‫اون گفت کسی که پلوتونیوم رو دزدیده

644
00:37:23,282 --> 00:37:25,076
‫فقط، اوم، برادر دوقلوش بوده.

645
00:37:25,910 --> 00:37:28,913
‫آه. عذرخواهی منو بپذیر، شهروند قانون‌مدار.

646
00:37:31,415 --> 00:37:34,377
‫خیلی خب، می‌تونی اینو درست کنی؟
‫من باید برگردم دیستوپیا.

647
00:37:39,382 --> 00:37:42,802
‫نه. یادم رفت مربی کِرِگ
‫تو این یکی ظاهر می‌شه.

648
00:37:46,973 --> 00:37:49,642
‫من می‌خوام بدونم کی اون
‫صدای گوش‌خراش رو درآورد

649
00:37:49,767 --> 00:37:52,353
‫که خیلی خارج از نت بود.

650
00:37:52,478 --> 00:37:53,771
‫من بودم.

651
00:37:53,896 --> 00:37:55,690
‫حالا، پایین برو

652
00:37:55,690 --> 00:37:59,527
‫و ۹۰۰ تا شنا برو!

653
00:37:59,652 --> 00:38:01,070
‫باشه.

654
00:38:02,822 --> 00:38:03,823
‫یک،

655
00:38:03,948 --> 00:38:04,991
‫دو...

656
00:38:07,451 --> 00:38:09,996
‫بله. به نظر می‌رسه
‫ما یه مهمون ناخونده داریم

657
00:38:09,996 --> 00:38:12,915
‫که من... باید بره.

658
00:38:14,500 --> 00:38:15,918
‫مجبور بودی بهش پرواز بدی.

659
00:38:16,043 --> 00:38:18,921
‫فقط... برو به کاپیتان سیبیل کمک کن.

660
00:38:19,046 --> 00:38:21,340
‫اوم، نه. ما RAD رو داریم. ما شواز رو داریم.

661
00:38:21,424 --> 00:38:22,508
‫ما داریم می‌ریم خونه.

662
00:38:22,675 --> 00:38:24,343
‫فکر کنم اون، اوم، خودش از پسش برمیاد.

663
00:38:24,427 --> 00:38:26,345
‫- اون می‌تونه.
‫- من به کمک نیاز دارم.

664
00:38:26,345 --> 00:38:29,807
‫- کسی دستیار منو ندیده؟
‫- آره، باشه.

665
00:38:29,932 --> 00:38:32,768
‫بهتره لباست رو عوض کنی.

666
00:38:32,893 --> 00:38:33,936
‫اوم...

667
00:38:35,938 --> 00:38:37,606
‫- بیا.
‫- چی؟ این چیه؟

668
00:38:37,690 --> 00:38:39,734
‫اوه. اینجوری لباست رو عوض می‌کنی.

669
00:38:39,734 --> 00:38:42,028
‫فکر کردم تو زندگی واقعی
‫یه راه باحال برای تبدیل شدن داری،

670
00:38:42,028 --> 00:38:44,030
‫اما تو داستان‌های من،
‫تو یه قوطی نوشابه سر می‌کشی

671
00:38:44,030 --> 00:38:46,240
‫- و بوم... دستیار.
‫- آره!

672
00:38:46,365 --> 00:38:49,869
‫این در واقع خیلی نزدیک به نحوه، اوم...

673
00:38:49,869 --> 00:38:51,495
‫نوشابه کرفس؟ چی...

674
00:38:51,620 --> 00:38:53,622
‫- آره.
‫- ن-نوشابه کرفس چیه؟

675
00:38:53,748 --> 00:38:56,292
‫اوم، نوشابه‌ای که مزه کرفس می‌ده؟

676
00:38:56,417 --> 00:38:57,710
‫اوه، نه.

677
00:38:57,835 --> 00:39:00,129
‫باشه، فقط ارزونه و مامانم زیاد ازش می‌خره.

678
00:39:00,254 --> 00:39:02,298
‫حالا، برو. کاپیتان سیبیل به کمک نیاز داره.

679
00:39:02,423 --> 00:39:04,800
‫- من، اوم...
‫- برو، برو!

680
00:39:04,925 --> 00:39:06,719
‫- برو، برو!
‫- این کار رو نکن. این کار رو نکن.

681
00:39:06,802 --> 00:39:08,512
‫باشه، می‌خوای من انجامش بدم؟

682
00:39:08,596 --> 00:39:10,431
‫- خیلی خب، انجامش می‌دم!
‫- برو، برو، برو، برو!

683
00:39:10,431 --> 00:39:14,477
‫انجامش می‌دم! اما باید خیلی بلندتر بگی!

684
00:39:14,602 --> 00:39:17,563
‫برو، برو، برو، برو، برو، برو!

685
00:39:17,688 --> 00:39:19,690
‫برو، برو، برو، برو!

686
00:39:28,783 --> 00:39:31,035
‫از من متنفری؟ موضوع اینه؟

687
00:39:31,202 --> 00:39:33,204
‫نه. تو لرد لالی هستی،

688
00:39:33,329 --> 00:39:35,081
‫دستیار ثروتمند و وفادار کاپیتان سیبیل.

689
00:39:35,206 --> 00:39:37,833
‫اینجوری آدمای پولدار
‫بچه‌هاشون رو لباس می‌پوشوندن.

690
00:39:37,917 --> 00:39:40,378
‫- اوم، من می‌خوام برم خونه.
‫- خب، نمی‌تونی سلاح مخفی‌ات رو فراموش کنی،

691
00:39:40,544 --> 00:39:42,296
‫لالی اسمَکر.

692
00:39:42,421 --> 00:39:43,923
‫- اوم، نه.
‫- یه جورایی مجبوری... می‌دونم.

693
00:39:43,923 --> 00:39:46,050
‫- ممنون. من می‌رم.
‫- تو دستیار اونی.

694
00:39:46,175 --> 00:39:48,511
‫- برای من یه نه سخته.
‫- باید بری بهش کمک کنی.

695
00:39:48,636 --> 00:39:50,262
‫یه... نه می‌شه.

696
00:39:50,388 --> 00:39:52,139
‫- اون صدا رو می‌شنوی؟
‫- حالش خوبه.

697
00:39:52,139 --> 00:39:54,016
‫- داره آسیب می‌بینه.
‫- نه، اون--اون حالش خوبه.

698
00:39:54,141 --> 00:39:55,768
‫"یه ابرقهرمان همیشه به یه تماس جواب می‌ده."

699
00:39:55,851 --> 00:39:57,478
‫آه! باشه.

700
00:39:57,603 --> 00:40:00,064
‫- لرد لالی!
‫- از این متنفرم وقتی مردم

701
00:40:00,189 --> 00:40:01,524
‫حرف‌های منو بر علیه خودم استفاده می‌کنن.

702
00:40:01,649 --> 00:40:04,568
‫وقتشه سیبیلت رو بتراشی!

703
00:40:11,075 --> 00:40:13,911
‫ممکنه کریسمس نباشه، اما...

704
00:40:14,036 --> 00:40:16,539
‫من می‌خوام صورتت رو با
‫شاخه‌های آب‌نبات تزئین کنم.

705
00:40:16,705 --> 00:40:18,958
‫اوه!

706
00:40:21,085 --> 00:40:23,546
‫این، اوم، این هیچ
‫قدرت خارق‌العاده‌ای نداره؟

707
00:40:24,588 --> 00:40:26,674
‫این ایده خوبی می‌بود.

708
00:40:26,799 --> 00:40:28,926
‫فقط یه--فقط یه آب‌نبات چوبی معمولی؟

709
00:40:29,051 --> 00:40:31,720
‫خب، من اینو وقتی پنج سالم بود نوشتم.

710
00:40:37,893 --> 00:40:39,311
‫سلام.

711
00:40:52,491 --> 00:40:53,742
‫اوه، خوبه.

712
00:40:53,868 --> 00:40:55,161
‫اوه!

713
00:41:01,333 --> 00:41:03,752
‫♪ من آب‌نبات می‌خوام ♪

714
00:41:05,296 --> 00:41:07,506
‫♪ من آب‌نبات می‌خوام ♪

715
00:41:10,384 --> 00:41:12,261
‫اوه!

716
00:41:14,680 --> 00:41:15,931
‫آه!

717
00:41:18,684 --> 00:41:20,769
‫♪ من آب‌نبات می‌خوام ♪

718
00:41:21,479 --> 00:41:23,439
‫♪ من آب‌نبات می‌خوام ♪

719
00:41:25,357 --> 00:41:26,650
‫♪ من آب‌نبات می‌خوام ♪

720
00:41:26,775 --> 00:41:29,528
‫آه!

721
00:41:29,653 --> 00:41:30,821
‫- آره!
‫- ♪ هی ♪

722
00:41:30,821 --> 00:41:32,531
‫خوشت اومد؟ آره!

723
00:41:32,656 --> 00:41:34,325
‫- ♪ هی
‫- آره!

724
00:41:34,325 --> 00:41:35,743
‫♪ هی ♪

725
00:41:38,245 --> 00:41:40,664
‫کی می‌خواد بزنه قدش؟ آره!

726
00:41:40,706 --> 00:41:42,291
‫چطور از این چیز خلاص شم؟

727
00:41:42,416 --> 00:41:45,002
‫و بهم نگو باید نوشابه کرفس بیشتری بخورم.

728
00:41:45,002 --> 00:41:47,129
‫باید یه قوطی دیگه تو جوراب شلواریت باشه.

729
00:41:49,757 --> 00:41:52,092
‫آره. من این کار رو نمی‌کنم.

730
00:41:52,176 --> 00:41:54,386
‫اوم. من چیزهای زیادی از تو یاد می‌گیرم.

731
00:42:12,947 --> 00:42:15,115
‫- این چیه؟
‫- یه ستاره طلایی.

732
00:42:15,241 --> 00:42:18,244
‫اوم... من هنوز سوال دارم.

733
00:42:20,287 --> 00:42:22,039
‫خب، تو این داستان،

734
00:42:22,039 --> 00:42:25,376
‫تو برای مدام زندگی کردن
‫تو سایه جاسپر مشکل داری.

735
00:42:25,501 --> 00:42:29,255
‫برای همین من بعد از ماموریت‌ها
‫بهت ستاره طلایی می‌دادم.

736
00:42:29,255 --> 00:42:32,967
‫می‌دونی، فقط برای اینکه
‫بدونی یه نفر قدر تو رو می‌دونه.

737
00:42:40,683 --> 00:42:42,434
‫این عجیبه.

738
00:42:42,434 --> 00:42:44,478
‫چی عجیبه؟

739
00:42:46,313 --> 00:42:48,023
‫خب...

740
00:42:48,107 --> 00:42:50,401
‫تو واقعیت...

741
00:42:50,401 --> 00:42:53,320
‫واقعیت واقعی...

742
00:42:54,989 --> 00:42:57,074
‫جاسپر همیشه تو سایه من زندگی می‌کنه.

743
00:42:58,701 --> 00:43:02,204
‫مم. کسی به جاسپر ستاره طلایی می‌ده؟

744
00:43:04,540 --> 00:43:05,624
‫نه.

745
00:43:06,208 --> 00:43:09,503
‫یو! فکر کنم من این چیز رو فهمیدم.

746
00:43:11,797 --> 00:43:13,090
‫خیلی خب.

747
00:43:14,842 --> 00:43:16,510
‫باشه. پس،

748
00:43:16,635 --> 00:43:19,179
‫اساساً، تنها داده‌ای که اینجا بود

749
00:43:19,305 --> 00:43:22,600
‫وقتی خراب شد داستان‌های این دختر بود

750
00:43:22,725 --> 00:43:25,436
‫که اساساً اونو تبدیل به یه...

751
00:43:25,561 --> 00:43:27,187
‫سیستم بسته کرد.

752
00:43:27,271 --> 00:43:30,149
‫پس حالا فقط می‌تونی
‫ از داستانی به داستان دیگه بپری.

753
00:43:30,149 --> 00:43:32,067
‫- می‌تونی درستش کنی؟
‫- بذار ازت بپرسم.

754
00:43:32,192 --> 00:43:35,195
‫قبلاً چیزی شبیه یه
‫کریستال اونجا بود یا چیزی؟

755
00:43:35,321 --> 00:43:38,866
‫وقت نمایشه!

756
00:43:38,991 --> 00:43:41,702
‫دیگه موقع آهنگ بعدی
‫من تو آشپزخونه قایم نشین.

757
00:43:41,869 --> 00:43:43,829
‫- همه بیرون.
‫- می‌شه فقط...

758
00:43:43,954 --> 00:43:46,248
‫- فقط یه دقیقه به ما وقت بدین، باشه؟
‫- من یه دقیقه وقت ندارم.

759
00:43:46,373 --> 00:43:47,791
‫ببین، ما باید این چیز رو درست کنیم.

760
00:43:47,875 --> 00:43:49,293
‫وقتی من تموم کردم می‌تونی درستش کنی.

761
00:43:49,460 --> 00:43:51,045
‫ما باید الان درستش کنیم.

762
00:43:51,170 --> 00:43:54,548
‫من اجازه نمی‌دم یه بوم باکس کوچیک
‫و خسته‌کننده از من پیشی بگیره.

763
00:43:54,632 --> 00:43:56,342
‫- من از تو پیشی نمی‌گیرم.
‫- فقط بده به من.

764
00:43:56,467 --> 00:43:58,427
‫- RAD رو ول کن.
‫- من ازش متنفرم، و می‌خوام

765
00:43:58,552 --> 00:44:01,764
‫- بندازمش دور.
‫- نه، نه، نه، نه!

766
00:44:08,437 --> 00:44:12,191
‫♪ پس ما می‌تونیم پرواز کنیم ♪

767
00:44:12,316 --> 00:44:15,152
‫♪ بالا ♪

768
00:44:15,277 --> 00:44:17,154
‫♪ بالا، بالا و دور ♪

769
00:44:17,154 --> 00:44:19,156
‫- ♪ تو... زیبای من...
‫- چی داره اتفاق می‌افته؟

770
00:44:19,156 --> 00:44:21,659
‫من ما رو برای این داستان
‫شخصیت کارتونی کردم.

771
00:44:21,742 --> 00:44:24,578
‫من اینو درست بعد از جراحی دندونم نوشتم.

772
00:44:24,662 --> 00:44:26,830
‫آره، من هنوز از دارو خوب نشده بودم.

773
00:44:26,955 --> 00:44:28,707
‫فرانکی تو این یکی هست.

774
00:44:29,249 --> 00:44:32,252
‫اوه! من نمی‌خوام گاو باشم.

775
00:44:33,462 --> 00:44:35,005
‫دکمه رو بزن.

776
00:44:40,844 --> 00:44:42,888
‫خب، ما برگشتیم نیوتون؟

777
00:44:42,888 --> 00:44:44,890
‫- اوم، فکر کنم آره.
‫- آره.

778
00:44:44,890 --> 00:44:47,518
‫آه، چرا این چیز اونو هم اینجا آورد؟

779
00:44:47,643 --> 00:44:49,978
‫چون من فوق‌العاده‌ام،
‫و حتی دستگاه هم اینو می‌دونه.

780
00:44:50,062 --> 00:44:51,522
‫چون هر کی که بهش دست بزنه رو می‌بره

781
00:44:51,605 --> 00:44:54,066
‫و هر کی که اونا بهش دست می‌زنن
‫و هر کی که اونا بهش دست می‌زنن

782
00:44:54,066 --> 00:44:55,859
‫- و هر کی که اونا بهش دست می‌زنن.
‫- این...

783
00:44:55,943 --> 00:44:58,487
‫این جای وحشتناک کجاست؟

784
00:44:58,612 --> 00:45:00,823
‫اوه. اینجا نیوتونه.

785
00:45:00,906 --> 00:45:02,991
‫اوم، اون در واقع خونه منه.

786
00:45:03,158 --> 00:45:05,953
‫آه. و...

787
00:45:06,036 --> 00:45:07,955
‫فوق‌العاده‌ست.

788
00:45:08,038 --> 00:45:09,790
‫اما چی سر مهمونی فوق‌العاده من اومد؟

789
00:45:09,915 --> 00:45:11,834
‫بهت گفتم دکمه رو نزنی.

790
00:45:11,959 --> 00:45:13,502
‫در واقع، ما فقط خیلی نه گفتیم.

791
00:45:13,627 --> 00:45:15,921
‫خب، یه نفر دوباره زدش.
‫من می‌خوام به مهمونیم برگردم.

792
00:45:16,046 --> 00:45:18,090
‫شواز داشت بهمون می‌گفت
‫چطور RAD رو درست کنیم--

793
00:45:18,090 --> 00:45:19,550
‫- بیا برگردیم. فقط برو.
‫- نه. نه.

794
00:45:19,550 --> 00:45:21,760
‫- فکر نکنم--
‫- فقط دکمه رو فشار بده.

795
00:45:21,885 --> 00:45:24,263
‫- فقط دکمه رو بزن.
‫- اونی که جلوئه.

796
00:45:24,388 --> 00:45:25,639
‫نمی‌تونم-- فقط به من گوش کن!

797
00:45:25,764 --> 00:45:27,808
‫فکر کنم وقتی دکمه رو می‌زنی،

798
00:45:27,891 --> 00:45:30,060
‫فقط یکی از داستان‌های
‫منو شانسی انتخاب می‌کنه

799
00:45:30,144 --> 00:45:31,520
‫و شما رو اونجا می‌فرسته.

800
00:45:31,645 --> 00:45:33,939
‫ما نمی‌تونیم تضمین کنیم که
‫ما رو به مهمونی تو برمی‌گردونه.

801
00:45:33,981 --> 00:45:36,024
‫- نمی‌تونه از اینجا بدتر باشه.
‫- واقعاً؟

802
00:45:36,108 --> 00:45:37,568
‫چون یه بار من داستانی نوشتم

803
00:45:37,568 --> 00:45:40,904
‫که کید دنجر و من با کوسه‌ها
‫تو اقیانوس قطب شمال می‌جنگیم.

804
00:45:40,988 --> 00:45:42,865
‫یه داستان دیگه در مورد یه جای وحشتناک نوشتم

805
00:45:42,990 --> 00:45:44,658
‫به اسم منطقه خاکستری. ازش متنفر می‌شی.

806
00:45:44,742 --> 00:45:46,744
‫عزیزم، من *تو*-- به دنیا اومدم

807
00:45:46,827 --> 00:45:48,704
‫نه. اون گفت منطقه خاکستری.

808
00:45:48,829 --> 00:45:51,540
‫اوه. بله، خب،
‫اون واقعاً وحشتناک به نظر می‌رسه.

809
00:45:51,665 --> 00:45:53,000
‫گوش کن، خانم...

810
00:45:53,125 --> 00:45:55,669
‫- صبر کن. تو از کجا اسمشو می‌دونی؟
‫- من اسمشو نمی‌دونم.

811
00:45:55,753 --> 00:45:57,629
‫من داشتم متکبرانه و
‫بی‌احترامی رفتار می‌کردم.

812
00:45:57,671 --> 00:46:00,174
‫حالا، من هیچ ایده‌ای ندارم
‫شما دو نفر در مورد چی حرف می‌زنید...

813
00:46:00,299 --> 00:46:02,134
‫شوازها و کوسه‌ها و داستان‌ها...

814
00:46:02,134 --> 00:46:05,429
‫- من می‌تونم--می‌تونم توضیح بدم.
‫- و من اهمیتی نمی‌دم که بدونم.

815
00:46:06,472 --> 00:46:08,432
‫من رفتم دنبال نورپردازی بهتر.

816
00:46:10,350 --> 00:46:11,393
‫شما دو نفر--

817
00:46:11,518 --> 00:46:13,270
‫یه راه پیدا کنید منو به مهمونیم برگردونید.

818
00:46:17,775 --> 00:46:19,485
‫اما نه خیلی زود.

819
00:46:19,485 --> 00:46:21,862
‫می‌خوام دلشون برام تنگ بشه.

820
00:46:21,987 --> 00:46:23,864
‫منم همچنین می‌خوام برگردم،
‫شواز رو پیدا کنم،

821
00:46:23,947 --> 00:46:26,492
‫- و به دیستوپیا برگردم.
‫- ما مشکلات بزرگ‌تری داریم.

822
00:46:29,495 --> 00:46:31,997
‫بیا، من همین الان اون یارو رو
‫شکست دادم. چطور برگشته؟

823
00:46:32,122 --> 00:46:34,833
‫در واقع، اون تو خیلی از
‫داستان‌های منه... مثل این یکی

824
00:46:35,000 --> 00:46:38,462
‫که خواهر خون‌آشام تو می‌خواد بره تو خونه من

825
00:46:38,587 --> 00:46:40,255
‫و خواهر منو بدزده.

826
00:46:42,382 --> 00:46:44,176
‫- بذار من باهاش حرف بزنم.
‫- اوه-اوه--

827
00:46:44,301 --> 00:46:46,595
‫هی! پایپر.

828
00:46:46,762 --> 00:46:48,722
‫چی شده؟

829
00:46:49,973 --> 00:46:52,142
‫منم، برادر بزرگت؟

830
00:46:53,268 --> 00:46:56,814
‫چرا... چرا اینجوری به من نگاه می‌کنی؟

831
00:47:00,734 --> 00:47:03,111
‫بکش. خونه رو. پایین.

832
00:47:03,278 --> 00:47:04,279
‫برو، برو، برو.

833
00:47:04,446 --> 00:47:05,989
‫تو یه حس کامل هستی.

834
00:47:06,114 --> 00:47:07,491
‫این حس رو می‌ده...

835
00:47:07,616 --> 00:47:09,576
‫واقعیت خون‌آشام شیطانی.

836
00:47:09,701 --> 00:47:12,287
‫این حس ملکه باشکوه نامیرا رو می‌ده.

837
00:47:12,412 --> 00:47:14,623
‫این حس قدرت خون‌آشام دختر جذاب رو می‌ده!

838
00:47:14,748 --> 00:47:17,125
‫عزیزم، تو هر وقت بخوای
‫می‌تونی خون منو بنوشی.

839
00:47:17,292 --> 00:47:18,627
‫نگاه نکن.

840
00:47:21,046 --> 00:47:22,297
‫آخ!

841
00:47:23,340 --> 00:47:25,926
‫من واقعاً منظورم این نبود!

842
00:47:44,611 --> 00:47:46,572
‫اوه، بچه‌ها.

843
00:47:47,948 --> 00:47:50,492
‫مایلید به باشگاه گاز گرفتن ملحق بشید؟

844
00:47:50,576 --> 00:47:54,538
‫این... ارزش مردن رو داره.

845
00:47:54,663 --> 00:47:57,499
‫- این خوب نیست.
‫- حداقل فرانکی دیگه در مورد مهمونیش غر نمی‌زنه.

846
00:47:57,583 --> 00:48:00,043
‫- منظور من همینه.
‫- منظور من همینه.

847
00:48:00,127 --> 00:48:02,504
‫اون ذهنش رو منحرف کرد.
‫حالا تنها چیزی که براش مهمه

848
00:48:02,588 --> 00:48:04,840
‫تبدیل کردن بقیه مردم به خون‌آشامه.

849
00:48:04,965 --> 00:48:06,425
‫هنری...

850
00:48:06,550 --> 00:48:10,470
‫نمی‌خوای با ما خوش بگذرونی؟

851
00:48:10,596 --> 00:48:14,141
‫بیا بیرون، بیا بیرون، ما...

852
00:48:14,266 --> 00:48:15,976
‫فوق‌العاده خونین هستیم.

853
00:48:16,560 --> 00:48:19,229
‫می‌بینی؟ اگه اونا ما رو گاز بگیرن،
‫ما تبدیل به خون‌آشام می‌شیم.

854
00:48:19,313 --> 00:48:22,065
‫ذهن ما تغییر می‌کنه، و ما دیگه
‫هیچوقت نمی‌خوایم برگردیم

855
00:48:22,065 --> 00:48:24,192
‫به دنیای واقعی.

856
00:48:24,318 --> 00:48:27,696
‫ما برای همیشه تو این واقعیت گیر می‌افتیم.

857
00:48:27,821 --> 00:48:29,531
‫این بده.

858
00:48:29,656 --> 00:48:31,742
‫فقط یه لحظه برای فکر کردن نیاز دارم--

859
00:48:33,327 --> 00:48:34,870
‫نگران نباش. من در رو قفل کردم.

860
00:48:38,123 --> 00:48:39,416
‫باشه، حالا باید نگران باشی.

861
00:48:45,839 --> 00:48:48,759
‫اون دستگاه شما رو کجا می‌بره؟

862
00:48:48,926 --> 00:48:51,303
‫- یه جورایی به دنیاهای دیگه.
‫- هیچ جا.

863
00:48:51,303 --> 00:48:53,931
‫بهشون نگو.

864
00:48:54,056 --> 00:48:56,058
‫دنیاهای دیگه...

865
00:48:56,141 --> 00:48:57,726
‫- برای فتح کردن؟
‫- ازشون متنفر می‌شی.

866
00:48:57,851 --> 00:49:00,145
‫احتمالاً باید اینجا بمونید و کس دیگه‌ای رو

867
00:49:00,270 --> 00:49:01,188
‫به خون‌آشام تبدیل نکنید.

868
00:49:01,313 --> 00:49:03,565
‫- بده.
‫- اوم...

869
00:49:03,732 --> 00:49:05,067
‫نه.

870
00:49:08,278 --> 00:49:09,321
‫ها.

871
00:49:10,739 --> 00:49:12,491
‫من اونو می‌خوام.

872
00:49:17,371 --> 00:49:19,122
‫اوه، نزدیک بود.

873
00:49:22,834 --> 00:49:24,461
‫خب...

874
00:49:24,586 --> 00:49:26,380
‫ما کجاییم؟

875
00:49:26,546 --> 00:49:29,132
‫اوم، هنوز نمی‌دونم.

876
00:49:29,257 --> 00:49:31,843
‫خب، حداقل ما در امانیم.

877
00:49:32,386 --> 00:49:34,513
‫هنری، مراقب باش! اوه--

878
00:49:34,513 --> 00:49:36,473
‫اوه ها ها. مادر غاز.

879
00:49:38,183 --> 00:49:41,061
‫سواران پلیس سلطنتی کانادا
‫برگشتن، و سلاح دارن.

880
00:49:41,186 --> 00:49:43,063
‫بیایید نزدیک موانع بمونیم.

881
00:49:43,188 --> 00:49:44,648
‫- "سواران پلیس سلطنتی کانادا"؟
‫- اوه، خدای من.

882
00:49:44,731 --> 00:49:46,149
‫این جنگ شربت افراست.

883
00:49:46,316 --> 00:49:48,902
‫چرا یه دونه نمی‌نویسی که ما رو مبل لم بدیم؟

884
00:49:49,069 --> 00:49:50,904
‫چون جنگ مبل خسته‌کننده می‌شه.

885
00:49:51,071 --> 00:49:52,614
‫برای من نه.

886
00:49:55,659 --> 00:49:57,744
‫- فقط دور شو، درسته؟
‫- وایستا، وایستا، وایستا.

887
00:49:57,828 --> 00:50:00,706
‫فقط دور شو، و ما بهت راه امن می‌دیم، درسته؟

888
00:50:02,749 --> 00:50:05,043
‫فقط دور شو و ما می‌ذاریم زنده بمونی.

889
00:50:05,168 --> 00:50:08,005
‫فقط دور شو و طلای مایعت رو جا بذار.

890
00:50:08,088 --> 00:50:11,258
‫- آه، آه... لطفاً.
‫- آره. لطفاً.

891
00:50:11,383 --> 00:50:12,676
‫طلای مایع؟

892
00:50:12,843 --> 00:50:14,636
‫شربت افرا.

893
00:50:14,803 --> 00:50:18,515
‫تو این داستان، یه جنگ هسته‌ای
‫کل سیاره رو سوزونده.

894
00:50:18,598 --> 00:50:20,976
‫افرادی که جا موندن یه زندگی
‫وحشیانه رو به سختی می‌گذرونن،

895
00:50:21,101 --> 00:50:24,271
‫دنبال باقی‌مونده‌های تمدن بشر می‌گردن.

896
00:50:24,354 --> 00:50:27,899
‫اونجا آخرین ذره شربت افراییه که رو زمینه.

897
00:50:28,025 --> 00:50:30,902
‫ما گرفتیمش. سواران
‫پلیس سلطنتی کانادا می‌خوانش.

898
00:50:31,778 --> 00:50:34,322
‫هیچ کدوم از داستان‌های تخیلی
‫طرفدارانت کاملاً عجیب نیستن؟

899
00:50:34,448 --> 00:50:36,116
‫نه.

900
00:50:36,241 --> 00:50:38,493
‫دهن شربتیتو ببند!

901
00:50:38,618 --> 00:50:39,995
‫داره میاد!

902
00:50:40,120 --> 00:50:41,705
‫آه ها ها!

903
00:50:41,872 --> 00:50:45,208
‫- ما خیلی متاسفیم بابت اون.
‫- آره، ما خیلی متاسفیم، درسته؟

904
00:50:45,333 --> 00:50:48,336
‫آره. ما بابت استفاده‌مون از
‫خشونت عذرخواهی می‌کنیم،

905
00:50:48,462 --> 00:50:50,922
‫اما ما سواران پلیس سلطنتی کانادا،
‫به شربت نیاز داریم!

906
00:50:51,048 --> 00:50:53,508
‫مگه سواران پلیس سلطنتی کانادا
‫به اسب نیاز ندارن؟

907
00:50:53,633 --> 00:50:56,595
‫همه‌شون تو جنگ فرار کردن
‫چون شربتتون تموم شد.

908
00:50:56,720 --> 00:50:58,722
‫ما اینجا کلی پنکیک تازه داریم،

909
00:50:58,847 --> 00:51:00,974
‫اما نمی‌تونیم بدون شربت بخوریمشون، درسته؟

910
00:51:01,099 --> 00:51:02,392
‫فقط خشک بخوریدشون.

911
00:51:02,517 --> 00:51:04,019
‫شما خشک بخوریدشون!

912
00:51:04,144 --> 00:51:05,228
‫نه، شما خشک بخوریدشون.

913
00:51:05,353 --> 00:51:07,314
‫خیلی بی‌ادبانه است.
‫می‌خوای ببینی چی می‌شه...

914
00:51:07,439 --> 00:51:08,899
‫- تو بی‌ادبی!
‫- ...وقتی این کار رو می‌کنم؟

915
00:51:09,024 --> 00:51:10,525
‫ما هیچ شربتی نداریم، درسته؟ واه!

916
00:51:10,692 --> 00:51:13,236
‫آره! اون خوشش نمیاد!

917
00:51:13,320 --> 00:51:14,946
‫خیلی خشکه، درسته؟

918
00:51:15,072 --> 00:51:16,823
‫توی دهنتون خردشون کنید و گریه کنید

919
00:51:16,990 --> 00:51:19,409
‫- مثل یه مشت بچه.
‫- شما خشک بخوریدشون!

920
00:51:19,493 --> 00:51:21,995
‫- نه، شما خشک بخوریدشون.
‫- بیایید فقط شربت رو بهشون بدیم.

921
00:51:22,079 --> 00:51:25,582
‫بعدش می‌تونیم شواز رو پیدا کنیم.
‫اون می‌تونه RAD رو درست کنه،

922
00:51:25,582 --> 00:51:27,084
‫و ما می‌تونیم به واقعیت برگردیم.

923
00:51:27,167 --> 00:51:29,252
‫چون تو این داستان، ما منتظر "مرد گنده‌ایم"

924
00:51:29,377 --> 00:51:31,963
‫که با کامیونی بیاد که
‫بتونه شربت رو به کالیفرنیا ببره.

925
00:51:31,963 --> 00:51:33,757
‫ما یه هفته پنکیک با شربت می‌خوریم

926
00:51:33,757 --> 00:51:36,259
‫قبل از اینکه زمین به خورشید برخورد کنه.

927
00:51:37,344 --> 00:51:39,012
‫من واقعاً نگرانتم.

928
00:51:39,179 --> 00:51:41,723
‫من الان تو جای خیلی بهتریم.

929
00:51:41,848 --> 00:51:44,643
‫خیلی خب، ما سلاح و غذا نداریم،
‫و اون سواران پلیس سلطنتی کانادا

930
00:51:44,643 --> 00:51:47,437
‫بدون جنگیدن نمی‌رن. شماها هستین؟

931
00:51:48,271 --> 00:51:49,189
‫اوه!

932
00:51:49,356 --> 00:51:51,274
‫مراقب باش، هنری.

933
00:51:57,030 --> 00:51:58,323
‫ببخشید.

934
00:51:58,448 --> 00:52:00,534
‫پسر راننده اتوبوس!

935
00:52:00,617 --> 00:52:01,827
‫آه!

936
00:52:02,494 --> 00:52:04,663
‫- من هستم.
‫- آره.

937
00:52:04,788 --> 00:52:07,749
‫- آخی. شماها دوستای خوبی هستین.
‫- آره، خب،

938
00:52:07,916 --> 00:52:10,168
‫ما در واقع تو دیستوپیا
‫دوستای خیلی خوبی نیستیم،

939
00:52:10,168 --> 00:52:12,671
‫اما من نمی‌ذارم اون رو به دست
‫سواران پلیس سلطنتی کانادای دیوونه شربت بسپارم.

940
00:52:12,754 --> 00:52:14,965
‫دیستوپیا چیه؟ منظورت چیه
‫ما دوست نیستیم؟

941
00:52:15,090 --> 00:52:17,217
‫اون چیز روی بازوت چیه؟ و منظورت چیه،

942
00:52:17,342 --> 00:52:19,594
‫ما دوست نیستیم؟

943
00:52:19,719 --> 00:52:21,888
‫باشه. این دیوونه به نظر می‌رسه.

944
00:52:24,057 --> 00:52:26,309
‫پس اگه یه شواز تو این دنیا باشه،

945
00:52:26,434 --> 00:52:28,812
‫و اگه ما بتونیم پیداش کنیم،
‫شاید اون بتونه به ما کمک کنه

946
00:52:28,937 --> 00:52:32,399
‫RADمون رو درست کنیم و من و هنری رو
‫به جایی که بهش تعلق داریم برگردونه.

947
00:52:33,400 --> 00:52:35,443
‫خب، تو این دنیای دیگه،

948
00:52:35,527 --> 00:52:37,445
‫احتمالاً یه دلیل خیلی خوب وجود داره

949
00:52:37,571 --> 00:52:39,614
‫که چرا ما دیگه دوست نیستیم، درسته؟

950
00:52:39,739 --> 00:52:43,493
‫مثل اینکه، من... احتمالاً
‫یه کار وحشتناک کردم، درسته؟

951
00:52:43,618 --> 00:52:45,954
‫من یه جورایی فقط...

952
00:52:46,037 --> 00:52:47,956
‫سرم شلوغ شد.

953
00:52:49,541 --> 00:52:50,876
‫سرت شلوغ شد؟

954
00:52:51,960 --> 00:52:53,712
‫و مشهور.

955
00:52:53,712 --> 00:52:55,422
‫آخ. اوف.

956
00:52:55,505 --> 00:52:58,300
‫واقعاً به من مربوط نیست،
‫اما تنها کاری که اون به نظر می‌رسه انجام می‌ده

957
00:52:58,300 --> 00:52:59,801
‫نجات دادن زندگی تو بارها و بارهاست،

958
00:52:59,926 --> 00:53:03,013
‫اما تو فقط خیلی سرت شلوغه
‫و مشهوری که باهاش دوست باشی؟

959
00:53:03,138 --> 00:53:06,600
‫ریلکس باش، باشه؟ اون تو دیستوپیا
‫اونقدرها هم جون منو نجات نداده.

960
00:53:06,683 --> 00:53:08,310
‫چی...

961
00:53:08,393 --> 00:53:09,978
‫هر چی، باشه؟

962
00:53:10,061 --> 00:53:12,397
‫شماها می‌تونید برید
‫و این یارو شواز رو پیدا کنید.

963
00:53:12,397 --> 00:53:13,732
‫چیزتون رو درست کنید،

964
00:53:13,857 --> 00:53:15,650
‫و من خودم با سواران پلیس
‫سلطنتی کانادا می‌جنگم.

965
00:53:15,692 --> 00:53:17,694
‫نه.

966
00:53:17,777 --> 00:53:20,697
‫ما اینجا می‌ایستیم... و می‌جنگیم.

967
00:53:26,828 --> 00:53:27,871
‫اه!

968
00:53:31,917 --> 00:53:34,878
‫خوب به نظر می‌رسه.

969
00:53:34,961 --> 00:53:36,963
‫خب، نقشه چیه؟

970
00:53:37,047 --> 00:53:40,508
‫چطور اونا رو بیرون نگه داریم
‫تا مرد گنده از راه برسه؟

971
00:53:41,301 --> 00:53:44,095
‫شاید ما اونا رو بیرون نگه نداریم.

972
00:53:44,095 --> 00:53:46,431
‫شاید بذاریم بیان تو.

973
00:53:46,431 --> 00:53:48,433
‫بذاریم بیان تو؟

974
00:53:49,851 --> 00:53:52,145
‫باشه. تو یا عاشق این نقشه می‌شی

975
00:53:52,229 --> 00:53:53,813
‫یا فکر می‌کنی واقعاً احمقانه است.

976
00:53:53,980 --> 00:53:56,900
‫- اوه، آره، برش گردون، رفیق.
‫- من مال خودمو نیم‌پز دوست دارم، درسته؟

977
00:53:56,983 --> 00:53:58,026
‫اوه، آره.

978
00:54:03,949 --> 00:54:07,035
‫- یه کم سوخته، درسته؟
‫- بهش می‌گن کاملاً پخته.

979
00:54:07,160 --> 00:54:08,370
‫اوه، آره.

980
00:54:09,287 --> 00:54:10,580
‫داره باز می‌شه.

981
00:54:10,664 --> 00:54:13,250
‫اوه، آره، داره باز می‌شه! اسب‌ها!

982
00:54:22,300 --> 00:54:24,427
‫وایستا، وایستا، وایستا.

983
00:54:27,055 --> 00:54:28,598
‫پیاده شید، درسته؟

984
00:55:01,172 --> 00:55:03,216
‫♪ خب، تو یه آدم خیلی سرسختی ♪

985
00:55:03,341 --> 00:55:05,385
‫♪ با یه تاریخچه طولانی ♪

986
00:55:05,510 --> 00:55:09,472
‫♪ از شکستن دل‌های کوچیک
‫مثل اونی که تو منه ♪

987
00:55:09,597 --> 00:55:12,892
‫♪ اشکالی نداره، بذار ببینیم
‫چطور پیش می‌ری ♪

988
00:55:13,018 --> 00:55:14,686
‫♪ مشت‌هاتو بالا بیار ♪

989
00:55:14,853 --> 00:55:16,688
‫♪ بیا شروع کنیم ♪

990
00:55:16,813 --> 00:55:20,400
‫- ♪ با بهترین ضربه‌ات بهم بزن
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

991
00:55:20,483 --> 00:55:22,152
‫♪ با بهترین ضربه‌ات بهم بزن ♪

992
00:55:22,777 --> 00:55:24,362
‫آه!

993
00:55:24,362 --> 00:55:26,072
‫♪ با بهترین ضربه‌ات بهم بزن ♪

994
00:55:26,156 --> 00:55:28,992
‫اوه!

995
00:55:28,992 --> 00:55:30,869
‫درست وسط توپ‌های هاکی.

996
00:55:31,036 --> 00:55:32,829
‫♪ دور-دور-دور ♪

997
00:55:35,582 --> 00:55:37,876
‫تکنیک پرت کردن حواس!

998
00:55:49,220 --> 00:55:52,307
‫- رفیق، صورتشو دیدی؟
‫- من دیدم-- من دیدمش.

999
00:55:52,390 --> 00:55:54,476
‫- بیا، مرد. بیا!
‫- فقط-- هوو!

1000
00:55:54,601 --> 00:55:56,519
‫همینه که من می‌گم. این کاریه که ما می‌کنیم!

1001
00:55:56,644 --> 00:55:58,772
‫- بریم!
‫- می‌خوای بذارم برن بیرون

1002
00:55:58,938 --> 00:56:00,690
‫- که بتونی دوباره انجامش بدی؟
‫- نه.

1003
00:56:00,815 --> 00:56:03,443
‫ما بالاخره شربت گیر آوردیم! نذار هدر بره.

1004
00:56:03,568 --> 00:56:05,987
‫اوه، این خوبه. اوه، آره.

1005
00:56:06,112 --> 00:56:08,031
‫اون پنکیک کجاست؟

1006
00:56:19,626 --> 00:56:22,879
‫می‌دونی، خانم یه نقشه خوب داشت.

1007
00:56:23,004 --> 00:56:24,923
‫آره. اون استعداد داره.

1008
00:56:27,300 --> 00:56:28,676
‫هی، خانم.

1009
00:56:28,802 --> 00:56:30,970
‫تو مدام می‌گی تکنیک پرت کردن حواس،

1010
00:56:31,054 --> 00:56:32,430
‫اما داری اشتباه ازش استفاده می‌کنی.

1011
00:56:32,555 --> 00:56:34,599
‫تکنیک پرت کردن حواس اینه که
‫کاری کنی آدم بده‌ها

1012
00:56:34,599 --> 00:56:36,309
‫فکر کنن دارن به چیزی که می‌خوان می‌رسن

1013
00:56:36,434 --> 00:56:38,311
‫اما، در واقع، تو داری به
‫چیزی که می‌خوای می‌رسی.

1014
00:56:38,311 --> 00:56:41,106
‫اوه، گرفتم. ممنون، رئیس.

1015
00:56:41,231 --> 00:56:43,566
‫رئیس تو نیستم.

1016
00:56:43,733 --> 00:56:44,984
‫باشه، رئیس.

1017
00:56:45,819 --> 00:56:49,489
‫می‌دونی، من تو رو اینقدر
‫خوشحال تو یه مدت طولانی ندیده بودم.

1018
00:56:49,614 --> 00:56:51,574
‫من همین الان رسیدم اینجا.

1019
00:56:51,699 --> 00:56:53,326
‫آره. نکته منصفانه‌ایه.

1020
00:57:04,754 --> 00:57:06,589
‫مرد گنده اینجاست.

1021
00:57:45,462 --> 00:57:47,464
‫اوه!

1022
00:57:48,840 --> 00:57:50,967
‫جعبه اسباب‌بازی رو بیخیال.

1023
00:57:51,092 --> 00:57:54,846
‫من غمگین و متاسف اینجا هنوز
‫یه پسر تو لباس اسکاتلندیم.

1024
00:57:54,971 --> 00:57:56,598
‫شواز.

1025
00:58:14,491 --> 00:58:16,242
‫اوه، از دیدنت خوشحالم.

1026
00:58:21,664 --> 00:58:23,708
‫گروه‌های ضرب‌الاجل:

1027
00:58:23,833 --> 00:58:25,585
‫تمیزی بی‌نظیرتون عالیه.

1028
00:58:25,710 --> 00:58:27,045
‫اما یه نگاهی به اینجا بنداز.

1029
00:58:27,170 --> 00:58:30,548
‫یه دزد ناقلا جواهرات سلطنتی رو دزدیده.

1030
00:58:30,673 --> 00:58:34,093
‫نئودیمیم. زغال و کک، درسته؟

1031
00:58:34,260 --> 00:58:36,346
‫حالت داستانی تو برجه.

1032
00:58:36,513 --> 00:58:38,181
‫حرف تعریف؟ خرده‌ریز؟

1033
00:58:38,264 --> 00:58:39,933
‫رفقای زد، جوراب توری.

1034
00:58:40,058 --> 00:58:41,851
‫چرم.

1035
00:58:41,851 --> 00:58:44,229
‫اوه، تو--تو--تو اونو می‌فهمی؟

1036
00:58:44,354 --> 00:58:45,855
‫معلومه.

1037
00:58:45,980 --> 00:58:48,650
‫دستگاه خوب کار می‌کنه، فقط یه نفر دزدیده

1038
00:58:48,733 --> 00:58:50,235
‫کریستال نئودیمیم رو،

1039
00:58:50,360 --> 00:58:52,070
‫و حالا تو حالت داستانی قفل شده.

1040
00:58:53,154 --> 00:58:56,616
‫هی، خواهر ملکه خون‌آشامت
‫اونو به عنوان گردنبند پوشیده.

1041
00:58:56,741 --> 00:58:59,160
‫اون باید دفعه اولی که ظاهر شد دزدیده باشه.

1042
00:58:59,285 --> 00:59:02,664
‫به همین دلیله که این از اون موقع
‫تو حالت داستانی قفل شده.

1043
00:59:08,294 --> 00:59:09,879
‫متاسفم.

1044
00:59:13,633 --> 00:59:14,926
‫اشکالی نداره.

1045
00:59:15,051 --> 00:59:16,553
‫نه، اشکال داره.

1046
00:59:16,636 --> 00:59:19,055
‫همه این ماجرا تقصیر منه.

1047
00:59:19,138 --> 00:59:20,723
‫من داستان‌های احمقانه رو نوشتم.

1048
00:59:20,890 --> 00:59:22,392
‫من RAD رو دزدیدم.

1049
00:59:22,475 --> 00:59:25,061
‫من شما رو از زندگی واقعیتون
‫بیرون کشیدم. من فقط...

1050
00:59:25,144 --> 00:59:27,146
‫هی، داستان‌های تو احمقانه نیستن.

1051
00:59:27,313 --> 00:59:29,190
‫اون انیمیشنیه هست.

1052
00:59:30,942 --> 00:59:32,944
‫باشه، آره. من اون انیمیشنیه رو دوست ندارم.

1053
00:59:33,069 --> 00:59:34,237
‫هوم.

1054
00:59:35,446 --> 00:59:36,906
‫اما...

1055
00:59:37,031 --> 00:59:39,242
‫تو قصد نداشتی زندگی منو خراب کنی.

1056
00:59:40,201 --> 00:59:42,412
‫تو کاری رو می‌کردی که فکر می‌کردی
‫برای محافظت از شهرت باید انجام بدی.

1057
00:59:42,412 --> 00:59:43,413
‫برای محافظت از شهرت.

1058
00:59:46,833 --> 00:59:48,710
‫من می‌دونم اون حس چطوریه.

1059
00:59:57,427 --> 00:59:59,470
‫اگه من اون کریستال رو برات بیارم،

1060
00:59:59,470 --> 01:00:01,264
‫می‌تونی درستش کنی؟

1061
01:00:02,140 --> 01:00:04,017
‫شماها خوک رو از چوب می‌دزدید،

1062
01:00:04,142 --> 01:00:06,978
‫این دست‌ها قابلمه و ماهیتابه درست می‌کنن،
‫و باب عموی شماست.

1063
01:00:06,978 --> 01:00:08,855
‫یه روز جدید داره طلوع می‌کنه.

1064
01:00:08,980 --> 01:00:11,190
‫اگه ما کریستال رو پس بگیریم،
‫اون فکر می‌کنه شاید بتونه

1065
01:00:11,190 --> 01:00:13,276
‫سیستم رو ریست کنه و همه چیز باید برگرده

1066
01:00:13,359 --> 01:00:14,902
‫به همون شکلی که بود. حتی بهتر--

1067
01:00:15,028 --> 01:00:17,864
‫ما مجبور نیستیم همه‌مون بهش دست بزنیم
‫تا به دنیای خودمون برگردیم.

1068
01:00:24,245 --> 01:00:25,747
‫باشه، این نقشه است.

1069
01:00:26,998 --> 01:00:28,708
‫ما شواز رو به نیوتون برمی‌گردونیم.

1070
01:00:28,833 --> 01:00:31,836
‫ما اون کریستال رو از
‫خواهر خون‌آشامم می‌گیریم.

1071
01:00:31,836 --> 01:00:33,963
‫شواز RAD رو تعمیر می‌کنه،

1072
01:00:34,088 --> 01:00:36,466
‫و من به دیستوپیا برمی‌گردم
‫جایی که بهش تعلق دارم.

1073
01:00:36,466 --> 01:00:38,968
‫ما سه نفر علیه مربی کرگ،

1074
01:00:39,093 --> 01:00:41,220
‫وامپایپر، و فنگتینی؟

1075
01:00:41,971 --> 01:00:43,348
‫شانس زیادی نداریم.

1076
01:00:43,473 --> 01:00:45,600
‫خب...

1077
01:00:45,683 --> 01:00:47,810
‫من امیدوار بودم ما چهار نفر باشیم.

1078
01:00:53,066 --> 01:00:55,818
‫اما اگه خواهرم تو رو گاز بگیره...

1079
01:00:55,902 --> 01:00:57,487
‫آره، ما تبدیل به خون‌آشام می‌شیم.

1080
01:00:57,487 --> 01:00:59,405
‫ما این افسانه رو تو این دنیا هم داریم.

1081
01:00:59,530 --> 01:01:02,575
‫آره، اما این خون‌آشام‌ها واقعی هستن.

1082
01:01:02,742 --> 01:01:05,953
‫اونا بدن و ذهن تو رو تغییر می‌دن.

1083
01:01:06,079 --> 01:01:08,456
‫تو هر کاری که اون بخواد انجام می‌دی.

1084
01:01:08,581 --> 01:01:10,500
‫تو به واقعیت خودت برنمی‌گردی.

1085
01:01:10,583 --> 01:01:13,336
‫فقط این نیست. اگه ومپایپر ما رو شکست بده،

1086
01:01:13,336 --> 01:01:16,839
‫اون می‌تونه RAD رو کنترل کنه،
‫شواز رو مجبور به درست کردنش کنه،

1087
01:01:17,006 --> 01:01:19,676
‫و تک تک داستان‌های تخیلی منو بررسی کنه.

1088
01:01:19,676 --> 01:01:22,762
‫یه ارتش از خون‌آشام‌ها درست کنه.

1089
01:01:22,887 --> 01:01:25,348
‫و از اونا برای حمله به
‫دنیای واقعی استفاده کنه.

1090
01:01:29,394 --> 01:01:30,853
‫خب...

1091
01:01:32,146 --> 01:01:35,024
‫من تا آخر دنیا با تو می‌جنگم، هنری.

1092
01:01:36,275 --> 01:01:38,778
‫دیدی؟ اون فوق‌العاده است.

1093
01:01:38,903 --> 01:01:41,489
‫باشه، می‌شه لطفاً فقط اینو درست کنیم

1094
01:01:41,656 --> 01:01:43,449
‫و به واقعیت برگردیم؟

1095
01:01:46,828 --> 01:01:47,995
‫اوه، خیلی زیاد، آره.

1096
01:01:48,121 --> 01:01:50,373
‫این شمشیر حاضره.

1097
01:01:51,541 --> 01:01:53,209
‫- من تا آخر--
‫- می‌دونیم.

1098
01:01:53,334 --> 01:01:55,044
‫- من با یه ارتش می‌جنگم--
‫- می‌دونیم.

1099
01:01:56,295 --> 01:01:57,880
‫همه می‌دونیم.

1100
01:01:59,924 --> 01:02:03,720
‫باشه. بیایید امیدوار باشیم این جواب بده.

1101
01:02:09,517 --> 01:02:11,644
‫♪ بالا، بالا و دور ♪

1102
01:02:11,728 --> 01:02:13,146
‫♪ تو زیبای من... ♪

1103
01:02:13,229 --> 01:02:15,773
‫اوه، عالیه، عزیزم!

1104
01:02:15,940 --> 01:02:18,568
‫- ♪ بالن...
‫- خانم، دکمه رو بزن.

1105
01:02:18,651 --> 01:02:20,903
‫ما سوار یه گاویم؟

1106
01:02:21,028 --> 01:02:22,655
‫این یه تک شاخ گاوه.

1107
01:02:22,739 --> 01:02:24,699
‫آه. این منطقی‌تره.

1108
01:02:24,782 --> 01:02:27,577
‫واقعاً نیست. حالا، لطفاً دکمه رو بزن.

1109
01:02:31,122 --> 01:02:34,417
‫ها. وای، من مدتیه اونو ندیدم.

1110
01:02:34,500 --> 01:02:37,086
‫ها. آره، یه مدتی شده.

1111
01:02:37,086 --> 01:02:38,421
‫خب...

1112
01:02:38,546 --> 01:02:40,715
‫خوب به نظر می‌رسه.

1113
01:02:42,008 --> 01:02:43,009
‫حس خوبی داره.

1114
01:02:43,843 --> 01:02:46,763
‫اوم، فقط محض پرسیدن می‌پرسم.

1115
01:02:46,888 --> 01:02:50,099
‫اونا کسایی هستن که ما باید
‫باهاشون بجنگیم، درسته؟

1116
01:02:50,183 --> 01:02:51,851
‫اونا آدم بده‌ها هستن، درسته.

1117
01:02:59,025 --> 01:03:00,902
‫و اونا با خوردن روده‌های

1118
01:03:00,985 --> 01:03:02,737
‫نسخه‌های پلاستیکی کوچیک هنری زندگی می‌کنن.

1119
01:03:06,449 --> 01:03:09,285
‫فکر کنم اون این کار رو می‌کنه
‫که آزاردهنده باشه.

1120
01:03:09,410 --> 01:03:10,787
‫داره جواب می‌ده.

1121
01:03:12,997 --> 01:03:15,458
‫بذارید دختر بیاد داخل.

1122
01:03:15,541 --> 01:03:17,251
‫بقیه چی؟

1123
01:03:18,669 --> 01:03:20,588
‫بهشون پایان بدید.

1124
01:03:24,133 --> 01:03:26,427
‫یا اونها رو به مهمونی دعوت کنید.

1125
01:03:38,523 --> 01:03:39,941
‫- نه، جما!
‫- نه، نه، نه، نه، نه.

1126
01:03:40,066 --> 01:03:41,943
‫این چیزیه که اونا می‌خوان.

1127
01:03:42,026 --> 01:03:43,569
‫خیلی خب، بچه‌ها. نقشه بازی چیه؟

1128
01:03:43,694 --> 01:03:45,822
‫خانم، شواز، شما از RAD محافظت کنید.

1129
01:03:45,822 --> 01:03:47,406
‫جاسپر و من کریستال رو می‌گیریم.

1130
01:03:47,532 --> 01:03:49,700
‫- صبر کن، من می‌خوام باهات بیام.
‫- نه، ما از پسش برمیایم.

1131
01:04:16,477 --> 01:04:17,728
‫اوه!

1132
01:04:25,945 --> 01:04:29,198
‫- خانم کجاست؟
‫- داخل. برو. من از پسش برمیام.

1133
01:04:31,075 --> 01:04:32,368
‫مطمئنی؟

1134
01:04:34,954 --> 01:04:36,038
‫اوه، آره.

1135
01:05:14,243 --> 01:05:15,453
‫منم.

1136
01:05:15,578 --> 01:05:17,830
‫- بهت گفتم بیرون بمونی.
‫- می‌دونم، اما--

1137
01:05:17,914 --> 01:05:20,124
‫- نمی‌خوام آسیب ببینی.
‫- منم همینطور.

1138
01:05:20,249 --> 01:05:22,501
‫- خواهر کوچولوت کجاست؟
‫- نمی‌دونم--

1139
01:05:22,668 --> 01:05:23,794
‫طبقه بالا.

1140
01:05:29,342 --> 01:05:30,927
‫- خانم-نه!
‫- آه!

1141
01:05:51,489 --> 01:05:53,240
‫بهم نخورد.

1142
01:06:02,416 --> 01:06:05,461
‫آه!

1143
01:06:23,354 --> 01:06:24,730
‫گرفتیمت.

1144
01:06:24,814 --> 01:06:26,273
‫اوم--

1145
01:06:34,824 --> 01:06:36,742
‫آه، خدای من.

1146
01:06:37,785 --> 01:06:39,662
‫اوه... اوه...

1147
01:06:39,787 --> 01:06:41,622
‫اوه... اوف...

1148
01:06:41,789 --> 01:06:43,124
‫دیوارهای زیادی، خانم.

1149
01:06:43,249 --> 01:06:44,417
‫اوه... اوف...

1150
01:07:03,519 --> 01:07:05,855
‫گوشی، عوضی.

1151
01:07:06,022 --> 01:07:07,440
‫هوم؟

1152
01:07:09,150 --> 01:07:10,526
‫بدشانسی آوردی.

1153
01:07:16,532 --> 01:07:18,325
‫RAD کجاست؟

1154
01:07:24,498 --> 01:07:25,666
‫اوه!

1155
01:07:28,669 --> 01:07:29,879
‫آخی.

1156
01:07:30,921 --> 01:07:32,882
‫اون... درد داشت؟

1157
01:07:33,466 --> 01:07:35,176
‫حالا، به حرف من گوش کن.

1158
01:07:39,221 --> 01:07:40,306
‫وای.

1159
01:07:41,140 --> 01:07:43,142
‫- نه!
‫- آه!

1160
01:07:50,483 --> 01:07:52,359
‫چرا این کار رو کردی؟

1161
01:07:54,737 --> 01:07:56,072
‫تکنیک پرت کردن حواس.

1162
01:07:59,158 --> 01:08:00,743
‫حالا می‌تونی بری خونه.

1163
01:08:09,877 --> 01:08:12,338
‫آه!

1164
01:08:30,523 --> 01:08:31,440
‫شواز!

1165
01:08:31,565 --> 01:08:33,609
‫آماده شو!

1166
01:08:45,246 --> 01:08:47,081
‫نه!

1167
01:08:49,208 --> 01:08:50,918
‫اوه.

1168
01:08:54,130 --> 01:08:55,548
‫چقدر وقت نیاز داری، شواز؟

1169
01:08:55,631 --> 01:08:58,300
‫نمی‌دونم. چقدر وقت می‌تونی بهم بدی؟

1170
01:09:10,271 --> 01:09:12,189
‫خانم، نه!

1171
01:09:12,189 --> 01:09:13,983
‫آه!

1172
01:09:33,544 --> 01:09:36,088
‫خانم، وایستا!

1173
01:09:44,346 --> 01:09:45,639
‫برو، شواز!

1174
01:09:45,806 --> 01:09:47,558
‫خداحافظ!

1175
01:10:05,326 --> 01:10:07,036
‫خانم، منم!

1176
01:10:15,294 --> 01:10:17,880
‫با ارتش خون‌آشام من ملاقات کن.

1177
01:10:20,466 --> 01:10:24,053
‫و این فقط شروعشه، برادر.

1178
01:10:40,653 --> 01:10:41,862
‫عجله کن!

1179
01:10:42,029 --> 01:10:44,073
‫تقریباً رسیدیم!

1180
01:10:50,162 --> 01:10:51,872
‫تقریباً... تقریباً.

1181
01:10:56,252 --> 01:10:59,213
‫خیلی طول می‌کشه. به خدا توکل می‌کنم.

1182
01:11:16,981 --> 01:11:18,774
‫اوه... اوه!

1183
01:11:20,526 --> 01:11:21,819
‫این چیه--

1184
01:11:21,944 --> 01:11:24,363
‫به مامان می‌گم.

1185
01:11:26,407 --> 01:11:27,491
‫اوه!

1186
01:11:28,784 --> 01:11:31,078
‫این درد داره.

1187
01:11:35,416 --> 01:11:37,960
‫فهمیدم. باشه. من اصلاً اینجا نبودم.

1188
01:11:58,105 --> 01:11:59,565
‫اوه، خدای من.

1189
01:11:59,690 --> 01:12:01,859
‫چی...

1190
01:12:04,278 --> 01:12:06,071
‫آه.

1191
01:12:07,865 --> 01:12:09,950
‫مسیر برای استعداد بازه!

1192
01:12:10,743 --> 01:12:14,163
‫مسیر برای استعداد بازه،
‫مسیر برای استعداد بازه.

1193
01:12:14,246 --> 01:12:15,748
‫من اینجام!

1194
01:12:17,458 --> 01:12:19,209
‫موسیقی رو پخش کن.

1195
01:13:23,399 --> 01:13:25,651
‫خبر خوب. من برگشتم.

1196
01:13:38,622 --> 01:13:40,791
‫این قراره حال منو بهتر کنه؟

1197
01:13:40,916 --> 01:13:43,961
‫تو دوست خوبی هستی.

1198
01:13:46,463 --> 01:13:49,341
‫و، اوم، من اونو ندیدم.

1199
01:13:49,341 --> 01:13:50,426
‫اما...

1200
01:13:51,510 --> 01:13:53,262
‫حالا می‌بینمش.

1201
01:14:02,354 --> 01:14:03,772
‫چه خبره؟

1202
01:14:05,607 --> 01:14:07,192
‫من باید دیستوپیا رو ترک کنم، مرد.

1203
01:14:07,317 --> 01:14:10,863
‫اونجا جای من نیست.
‫و من حالا می‌تونم این کار رو انجام بدم.

1204
01:14:10,946 --> 01:14:13,615
‫چون تو اینجایی.

1205
01:14:17,202 --> 01:14:19,246
‫تو آماده‌ای.

1206
01:14:21,373 --> 01:14:25,169
‫خب، بدون تو یه کم عجیب می‌شه.

1207
01:14:25,335 --> 01:14:27,171
‫خب، من هنوز نرفتم.

1208
01:14:29,882 --> 01:14:32,301
‫ما هنوز یه کار دیگه داریم
‫که باید انجام بدیم.

1209
01:14:43,729 --> 01:14:45,772
‫دوباره برگشتی؟

1210
01:15:15,552 --> 01:15:18,931
‫از قضا، من الان می‌خوام بیهوش بشم.

1211
01:15:31,235 --> 01:15:32,361
‫آه.

1212
01:15:34,279 --> 01:15:35,572
‫بیا.

1213
01:15:37,407 --> 01:15:38,575
‫نگهش دار.

1214
01:15:43,413 --> 01:15:44,957
‫کارت اون بیرون عالی بود.

1215
01:15:46,875 --> 01:15:49,628
‫خب، می‌تونم یه عکس بگیرم؟

1216
01:15:52,297 --> 01:15:54,716
‫حتماً.

1217
01:15:54,841 --> 01:15:56,301
‫- عالیه.
‫- اوه!

1218
01:15:56,468 --> 01:15:58,262
‫لبخند بزن...

1219
01:16:01,223 --> 01:16:05,143
‫به نظر می‌رسه من و تو خیلی
‫با هم کار خواهیم کرد.

1220
01:16:05,269 --> 01:16:08,272
‫فکر کنم همینطور باشه.

1221
01:16:11,275 --> 01:16:12,776
‫شروع کنیم؟

1222
01:16:14,361 --> 01:16:17,239
‫- حالا می‌شه لطفاً یه نمایش ببینیم؟
‫- آره. آره، آره، آره.

1223
01:16:17,239 --> 01:16:19,199
‫- بریم یه نمایش ببینیم.
‫- بله.

1224
01:16:19,324 --> 01:16:20,867
‫متاسفم.

1225
01:16:20,993 --> 01:16:22,286
‫من، اوم...

1226
01:16:24,788 --> 01:16:27,207
‫باید برم به طرفدارام سلام کنم.

1227
01:16:29,751 --> 01:16:31,753
‫هی، بچه‌ها. از دیدنتون خوشحالم.

1228
01:16:31,837 --> 01:16:34,214
‫آره، ممنون. ممنون. همه اینا بخشی از کاره.

1229
01:16:34,381 --> 01:16:37,467
‫خب، چون جاسپر داشت عشقی رو
‫که لیاقتش رو داشت دریافت می‌کرد

1230
01:16:37,634 --> 01:16:39,678
‫- چطوری؟
‫- برای یه نمایش حاضری؟

1231
01:16:39,803 --> 01:16:41,179
‫برای یه نمایش حاضری؟

1232
01:16:41,346 --> 01:16:44,141
‫...دیستوپیا دیگه به هنری نیازی نداشت.

1233
01:16:44,224 --> 01:16:45,726
‫چی؟

1234
01:16:47,894 --> 01:16:49,521
‫هیچی.

1235
01:16:49,646 --> 01:16:51,940
‫اوه، و، اوم، خوشحالم که
‫تو یه خون‌آشام برقی نیستی.

1236
01:16:52,107 --> 01:16:54,318
‫هنری می‌دونست حالا کجا بهش نیاز دارن،

1237
01:16:54,484 --> 01:16:58,155
‫چون یه ابرقهرمان همیشه به ندا پاسخ می‌ده.

1238
01:16:58,238 --> 01:16:59,906
‫خب من نمی‌دونم

1239
01:16:59,906 --> 01:17:01,116
‫ایمیل قدیمی کید دینجرت رو چک می‌کنی

1240
01:17:01,116 --> 01:17:02,659
‫یا چطور تو دیستوپیا باهات تماس بگیرم،

1241
01:17:02,784 --> 01:17:05,037
‫اما اگه یه روز اینو گرفتی،
‫فقط می‌خوام بدونی

1242
01:17:05,120 --> 01:17:08,832
‫که امیدوارم با جاسپر
‫همه چیز رو درست کرده باشی و...

1243
01:17:09,583 --> 01:17:12,502
‫- مال ماست.
‫- دوباره؟ جدی؟

1244
01:17:12,628 --> 01:17:14,171
‫در واقع...

1245
01:17:16,506 --> 01:17:17,591
‫مال اونه.

1246
01:17:19,384 --> 01:17:20,761
‫بیایید از اینجا بریم!

1247
01:17:24,473 --> 01:17:26,016
‫تو دوباره با جاسپر دوست شدی؟

1248
01:17:27,643 --> 01:17:29,227
‫تو باید خانم مشهور باشی.

1249
01:17:29,353 --> 01:17:31,688
‫قول می‌دی مراقب باشی

1250
01:17:31,772 --> 01:17:33,565
‫از این کله‌خراب وقتی من تو دیستوپیا هستم؟

1251
01:17:34,941 --> 01:17:38,654
‫باشه. کی می‌خواد مخفیگاه جدید رو ببینه؟

1252
01:17:39,696 --> 01:17:41,782
‫فکر کنم قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

1253
01:17:41,907 --> 01:17:43,367
‫چند بار.

1254
01:17:43,533 --> 01:17:44,868
‫خب، آماده‌ای با جرم بجنگی؟

1255
01:17:44,993 --> 01:17:48,205
‫اوم، آره، من هستم! هوو!
‫بیایید بریم مخفیگاه رو ببینیم!

1256
01:17:48,330 --> 01:17:49,456
‫هوو!

1257
01:17:53,543 --> 01:17:55,170
‫آره. نمی‌دونم کجا می‌رم.

1258
01:17:56,296 --> 01:17:59,007
‫فقط یکی بهم بگه کجا برم، و، اوم...

1259
01:17:59,091 --> 01:18:01,718
‫صبر کن. چرا داری روی نیمکت می‌شینی؟

1260
01:18:01,802 --> 01:18:03,011
‫یادته تو شیمرز وقتی

1261
01:18:03,136 --> 01:18:06,098
‫یه کم ناراحت شدم که
‫جاسپر می‌تونست پرواز کنه؟

1262
01:18:06,181 --> 01:18:07,766
‫تو ناراحت نبودی. حسود بودی.

1263
01:18:07,849 --> 01:18:09,643
‫اون هنوز حسوده. یه کوچولو.

1264
01:18:09,643 --> 01:18:12,854
‫شاید من یه کوچولو حسود بودم.

1265
01:18:12,854 --> 01:18:14,481
‫اما...

1266
01:18:14,606 --> 01:18:16,274
‫دیگه نه.

1267
01:18:21,530 --> 01:18:23,198
‫کمربندتو ببند، بچه.

1268
01:18:33,583 --> 01:18:37,546
‫اوم، بچه‌ها؟ باید برگردیم.
‫من کامپیوترم رو جا گذاشتم.

1269
01:18:54,020 --> 01:18:55,355
‫الان وقت بدیه که بگم

1270
01:18:55,355 --> 01:18:56,940
‫من فردا امتحان میان‌ترم مثلثات دارم؟

1271
01:18:57,107 --> 01:18:58,984
‫هی، تو می‌خواستی یه دستیار باشی.

1272
01:19:10,162 --> 01:19:11,830
‫آه!

1273
01:19:21,673 --> 01:19:23,467
‫اوه، خدای من.

1274
01:19:28,472 --> 01:19:30,307
‫کاپیتان من.

1275
01:19:32,768 --> 01:19:33,769
‫هی، بچه.

1276
01:19:39,733 --> 01:19:41,193
‫اوه!

1277
01:19:42,694 --> 01:19:44,863
‫مدتی گذشته.

1278
01:19:46,907 --> 01:19:48,033
‫سلام. ها.

1279
01:19:49,451 --> 01:19:51,536
‫به کمکت نیاز دارم.
