﻿1
00:01:58,250 --> 00:01:59,541
‫ها؟
‫اومدم عزیزم

2
00:02:00,625 --> 00:02:02,500
‫سوکش، غذا اومده، برو بیارش

3
00:02:08,625 --> 00:02:11,875
‫دیدی؟ واسه کلاسای آنلاین گوشی گرفتیم، ولی اینا همش سرشون تو گوشیه

4
00:02:14,125 --> 00:02:15,625
‫لطفاً امتیاز بدید آقا
‫باشه عزیزم

5
00:02:43,916 --> 00:02:44,541
‫آخ

6
00:02:49,250 --> 00:02:51,916
‫ها؟
‫آره ها ها ها

7
00:03:06,166 --> 00:03:08,750
‫وای خدا، ببین دخترمون چه جوری داره گریه میکنه

8
00:03:09,250 --> 00:03:11,791
‫بابایی خواهش میکنم پاشو بابایی

9
00:03:23,000 --> 00:03:23,875
‫چطوری شد؟

10
00:03:24,250 --> 00:03:27,125
‫انگار داشته با موتور با سرعت زیاد میرفته که افتاده خانم

11
00:03:27,416 --> 00:03:30,625
‫تو جیبش نوشیدنی پیدا کردیم؛ به آمبولانس هم خبر دادیم خانم

12
00:03:33,291 --> 00:03:35,500
‫بفرستیدش واسه کالبد شکافی
‫چشم خانم

13
00:05:39,000 --> 00:05:39,750
‫شیوا
‫ها

14
00:05:40,125 --> 00:05:41,125
‫سلام
‫سلام جاگدیش

15
00:05:41,375 --> 00:05:43,375
‫میخواستم یه کم باهات حرف بزنم، آره بگو

16
00:05:43,500 --> 00:05:45,541
‫بیا اونجا بشینیم حرف بزنیم
‫آها، بریم

17
00:05:47,916 --> 00:05:48,375
‫هوم

18
00:05:51,583 --> 00:05:52,125
‫چی شده؟

19
00:05:52,625 --> 00:05:55,333
‫هیچی شیوا، در مورد دختر داییم سواتیه

20
00:05:57,083 --> 00:06:00,250
‫سال پیش شوهرش دادیم، با شوهرش خوشبخته

21
00:06:00,875 --> 00:06:03,875
‫ولی شیوا، دو ماهه حالش خوب نیست

22
00:06:03,958 --> 00:06:07,500
‫دل درد شدید، خون بالا میاره،

23
00:06:07,500 --> 00:06:11,500
مریض شده عجیبه 

24
00:06:12,000 --> 00:06:13,875
‫اینجا دکتر بردیمش ولی

25
00:06:14,208 --> 00:06:17,083
‫نتونستن هیچ عفونت یا مشکل زمینه ای پیدا کنن

26
00:06:17,333 --> 00:06:19,833
‫ولی حالش روز به روز داره بدتر میشه

27
00:06:24,833 --> 00:06:26,458
‫داریم فکر میکنیم ببریمش حیدرآباد شیوا

28
00:06:26,625 --> 00:06:31,833
‫میشه تو به عنوان یه دانشجوی پزشکی یه دکتر خوب معرفی کنی؟

29
00:06:32,083 --> 00:06:34,500
‫شوهر اون دختره چه کارست؟

30
00:06:35,625 --> 00:06:36,833
‫چی؟ چرا؟

31
00:06:37,208 --> 00:06:38,958
‫فکر نکن دارم اشتباه میگم جاگدیش

32
00:06:40,208 --> 00:06:43,333
‫حال دختره خوب نیست، کلیه هاش از کار افتادن

33
00:06:44,625 --> 00:06:48,833
‫کلیه از کار بیوفته تو این سن، چیز عادی نیست

34
00:06:49,333 --> 00:06:50,208
‫اوه

35
00:06:51,458 --> 00:06:55,958
‫مگه اینکه یکی عمداً مسمومش کرده باشه

36
00:06:56,458 --> 00:06:57,958
‫مسموم؟
‫ها؟

37
00:06:59,500 --> 00:07:00,375
‫کلرید جیوه

38
00:07:01,250 --> 00:07:05,083
‫تزریق دوز میلی گرم از این، کم کم مسموم میکنه

39
00:07:05,083 --> 00:07:08,833
‫کل بدن رو، که منجر به همچین علائمی میشه

40
00:07:10,375 --> 00:07:11,583
‫ولی چطوری شیوا؟

41
00:07:12,500 --> 00:07:16,375
‫سواتی خودش غذا درست میکنه علاوه بر این، غذای بیرون نمیخوره

42
00:07:17,000 --> 00:07:19,000
‫وقتی کسی قصد کشتن یه آدم دیگه رو داره

43
00:07:19,375 --> 00:07:22,625
‫یا وقتی میخوان از قانون فرار کنن، راه های مختلفی پیدا میکنن

44
00:07:22,833 --> 00:07:25,083
‫ببین، من به شوهرش مشکوک نیستم

45
00:07:26,708 --> 00:07:28,708
‫میگم اون محتمل ترین گزینه است

46
00:07:30,125 --> 00:07:33,583
‫همونطور که میگی آها ممکنه باهاش خوب باشه

47
00:07:34,458 --> 00:07:40,833
‫چی میشه اگه به جای غذا، کلرید جیوه رو تزریق کنه؟

48
00:07:43,208 --> 00:07:44,833
‫هوم

49
00:07:46,333 --> 00:07:49,958
‫به طور کلی، کلرید جیوه به راحتی در دسترس همه نیست

50
00:07:50,458 --> 00:07:53,458
‫کارکنان بهداشتی شیمی دان ها

51
00:07:54,208 --> 00:07:57,208
‫و میدونی، تکنیسین های آزمایشگاه داروخونه،

52
00:07:57,208 --> 00:07:59,958
‫اونا خیلی در موردش اطلاعات دارن

53
00:08:01,083 --> 00:08:03,125
‫واسه همین پرسیدم شوهرش چیکارس

54
00:08:06,708 --> 00:08:10,333
‫اون یه دانشمنده تو موسسه علوم و فن آوری هند

55
00:08:17,208 --> 00:08:21,875
‫الان باید بری پیش پلیس، نه دکتر

56
00:08:24,958 --> 00:08:25,708
‫باشه

57
00:08:31,458 --> 00:08:35,583
‫فکر میکردیم یه بیماریه، ولی تو نشون دادی یه جرم پشتش بوده

58
00:08:35,833 --> 00:08:37,958
‫شیوا اگه مثل ما فقط یه دانشجوی پزشکی بود، متوجه این نمیشد

59
00:08:38,083 --> 00:08:40,833
‫اون میخواد دکتر ارتش بشه، واسه همین زاویه جنایی رو دید

60
00:08:40,958 --> 00:08:42,583
‫هی، اینجا بگی اشکال نداره فقط

61
00:08:42,583 --> 00:08:44,500
‫به خواهرم چیزی نگو، منو میکشه

62
00:08:44,958 --> 00:08:47,083
‫باشه، بریم باشه اونو فراموش نکنیا، باشه؟

63
00:08:51,583 --> 00:08:52,833
‫اصلاً من دیگه دانشگاه نمیرم

64
00:08:52,958 --> 00:08:54,375
‫بیا دیگه من باهاش صحبت میکنم آره

65
00:08:54,458 --> 00:08:56,208
‫تو حرف زدی و اون گوش کرده

66
00:08:56,500 --> 00:08:58,458
‫همونقدر که به گوشیت علاقه داری، به درساتم علاقه نشون بده

67
00:08:58,583 --> 00:08:59,750
‫ها، میدونم هی سورش، کجا میری؟

68
00:08:59,958 --> 00:09:00,875
‫شیوا
‫ها

69
00:09:01,458 --> 00:09:04,000
‫خواهرت گفت داره میره چکاپ، منم بیام؟

70
00:09:04,458 --> 00:09:06,083
‫اشکال نداره خواهر زن، وارشا داره میاد

71
00:09:13,708 --> 00:09:14,625
‫وقتش رسیده بیای؟

72
00:09:15,208 --> 00:09:16,833
‫ببخشید خواهرم، پنج دقیقه بهم وقت بده

73
00:09:18,208 --> 00:09:19,250
‫تا اون موقع تلویزیون ببین

74
00:09:20,458 --> 00:09:22,583
‫تو جلسه ای-تک، مودی اعلام کرد که

75
00:09:22,583 --> 00:09:25,375
‫دنیا داره به سمت تکنولوژی پیشرفت میکنه

76
00:09:26,458 --> 00:09:31,500
‫وزیر کشور، آمیت شاه گفت که مردم هیچوقت فداکاری های

77
00:09:31,583 --> 00:09:33,458
‫سربازهایی که جونشون رو تو مرز از دست دادن رو فراموش نمیکنن

78
00:09:36,500 --> 00:09:39,125
‫قوی باش خواهرم، تو باید اون شجاعت رو بهم بدی شیوا

79
00:09:39,500 --> 00:09:42,250
‫بعد از اینکه مامان اصرار کرد که به ارتش نپیوندی، رفتی تو رشته پزشکی

80
00:09:43,250 --> 00:09:46,583
‫داری پزشکی میخونی که دکتر ارتش بشی، درسته؟

81
00:09:46,583 --> 00:09:48,083
‫اه اینجوریام نیست خواهرم

82
00:09:48,958 --> 00:09:52,583
‫دکتر ارتش شدن امنه خواهرم ارتش و پلیس رو بیخیال داداش

83
00:09:52,625 --> 00:09:55,333
‫ما پدرمون و حالا شوهر تو رو از دست دادیم دیگه بسه

84
00:09:55,625 --> 00:09:59,083
‫تو تنها کسی هستی که برام مونده؛ نمیخوام تو رو هم از دست بدم

85
00:09:59,458 --> 00:10:02,333
‫با دور موندن از این چیزا بهم شجاعت بده

86
00:10:09,833 --> 00:10:13,375
‫ببخشید خواهرم، دروغ گفتم که خونه شوهرت رو اجاره دادم

87
00:10:14,333 --> 00:10:16,583
‫خوشحالی تو برام از هر چیزی مهم تره

88
00:10:16,708 --> 00:10:20,625
‫برام خیلی سخته که از ارتش دور بمونم

89
00:10:21,208 --> 00:10:23,625
‫مطمئن میشم که با این تصمیم، هیچ مشکلی برات پیش نیاد

90
00:10:29,583 --> 00:10:33,750
‫خبر خوب، جاری جون شیوا کجاست؟ اونجاست چرا؟ هو هو

91
00:10:42,583 --> 00:10:43,458
‫اوه خبر خوب، شیوا

92
00:10:44,583 --> 00:10:48,083
‫همونطور که فکر میکردیم، پدرم با ازدواجمون موافقت کرده

93
00:10:48,083 --> 00:10:51,958
‫گفت وقتی هردومون سر و سامون گرفتیم میتونیم کارها رو پیش ببریم

94
00:10:54,083 --> 00:10:58,208
‫خیلی راحت قبول کرد هاه هومم

95
00:10:58,583 --> 00:11:01,083
‫من بعد از اینکه مادرم رو زود از دست دادم، پیش مادربزرگم بزرگ شدم

96
00:11:01,375 --> 00:11:07,083
‫پدرم بخاطر کارش تو خارج خیلی پیشم نبود، الان پشیمونه

97
00:11:07,708 --> 00:11:11,083
‫حالا، اگه برای بهتر شدن باشه، با همه چی موافقت میکنه

98
00:11:11,625 --> 00:11:14,125
‫سر و سامون گرفتن زمان میبره، میدونی که مشکلی نیست؟

99
00:11:16,083 --> 00:11:20,583
‫مشکلی نیست، بیا یه چیزی بخور 2-3 سال، درسته؟ آره

100
00:11:23,333 --> 00:11:25,125
‫بریم خواهر؟ آره آروم

101
00:11:35,333 --> 00:11:36,583
‫هوم، سوار شو

102
00:11:37,083 --> 00:11:39,250
‫چی شده رامبابو؟ صبح به این زودی کجا داری میری؟

103
00:11:39,583 --> 00:11:42,333
‫وارد هتل میشه و ناگهانی شروع میکنه

104
00:11:42,333 --> 00:11:44,125
‫به کسی که داره صبحونه میخوره سنگ پرت میکنه قربان

105
00:11:44,208 --> 00:11:46,250
‫وقتی ازش سوال میکنن، مثل دیوونه ها اطرافش رو نگاه میکنه

106
00:11:46,625 --> 00:11:47,083
‫خب

107
00:11:47,583 --> 00:11:51,583
‫خانم گفت ببرینش پیش جراح پلیس مون، کی کی باشه، ببرش

108
00:12:23,208 --> 00:12:25,208
‫چیشد بابایی؟ این همه وقت واسه تایید پاسپورت؟

109
00:12:25,208 --> 00:12:26,208
‫میدونم دیگه اینو اول بذار داخل

110
00:12:29,458 --> 00:12:29,958
‫سلام خانم

111
00:12:32,708 --> 00:12:37,708
‫پیک موتوری راکش اتفاقی نمرده خانم انگار قتل بوده

112
00:12:41,458 --> 00:12:43,708
‫پیک موتوری بر اثر تصادف نمرده، اونجوری که شما فکر میکنید

113
00:12:43,708 --> 00:12:44,625
‫قتله

114
00:12:44,708 --> 00:12:48,125
‫تشنج کرده، ولی بخاطر تشنج از موتور نیفتاده

115
00:12:48,250 --> 00:12:50,458
‫بعد از اینکه یکی محکم زد تو سرش افتاده

116
00:12:50,500 --> 00:12:51,875
‫بعد از اینکه افتاده زمین تشنج کرده

117
00:12:54,083 --> 00:12:57,208
‫سوزوندنش؟ خیلی وقته که انجام شده خانم

118
00:13:00,375 --> 00:13:01,458
‫سریکار
‫خانم

119
00:13:02,208 --> 00:13:04,375
‫گزارش وارما درباره پیک موتوری رو باز کن باشه خانم

120
00:13:04,875 --> 00:13:05,458
‫سلام آقا

121
00:13:07,333 --> 00:13:08,333
‫صبح بخیر آقا

122
00:13:24,125 --> 00:13:24,875
‫صبح بخیر

123
00:13:32,458 --> 00:13:36,375
‫آیا پیک موتوری از بریندوان کلنی واقعاً بر اثر تشنج فوت کرد،

124
00:13:36,458 --> 00:13:38,625
‫یا شما نشانه ای از فعالیت قتل دیدید؟

125
00:13:38,708 --> 00:13:41,625
‫قطعاً تصادفه، خانم - مطمئنی؟

126
00:13:44,250 --> 00:13:45,750
‫آیا به دقت گزارش من شک دارید، خانم؟

127
00:13:46,333 --> 00:13:47,833
‫اینطور نیست باشه، میبینمت

128
00:13:55,083 --> 00:13:55,708
‫پسر خوب

129
00:13:56,333 --> 00:13:58,958
‫مواظب باش، باشه آقا، بعد از چند دقیقه خوب میشه

130
00:13:59,625 --> 00:13:59,833
‫بیا

131
00:14:02,208 --> 00:14:05,250
‫از یه خانواده از هم پاشیده اس، تربیت درستی نداشته،

132
00:14:05,333 --> 00:14:07,958
‫و از بچگی تحت تاثیر دوستی های منفی بوده

133
00:14:08,583 --> 00:14:11,333
‫اینجوری واکنش نشون میده، حتی نمیتونه استرس های کوچیک رو تحمل کنه

134
00:14:13,333 --> 00:14:16,500
‫منظور از "عادت های بد" مواد مخدره؟ یه جورایی

135
00:14:17,250 --> 00:14:20,083
‫ولی چند روز زیر نظر باشه خوب میشه نگران نباشید

136
00:14:21,250 --> 00:14:23,083
‫باشه
‫آره مواظب باش

137
00:14:26,958 --> 00:14:29,083
‫سلام شیوا سلام عمو، خوبی؟ خوبم

138
00:14:29,708 --> 00:14:31,000
‫حال خواهرت چطوره؟ خوبه عمو

139
00:14:31,333 --> 00:14:31,833
‫خوبه خوبه خوبه

140
00:14:32,333 --> 00:14:35,958
‫عمو یه مهمونی کوچیک هست عصری شما باید بیاین

141
00:14:36,208 --> 00:14:39,333
‫به وارشا گفتی، درسته؟ نیازی نیست مخصوصاً دعوتم کنی من میام

142
00:14:39,583 --> 00:14:42,583
‫حتماً آقا مشکل محله مون هنوز حل نشده

143
00:14:42,625 --> 00:14:44,000
‫آره میدونم

144
00:14:44,583 --> 00:14:47,833
‫بدون جنگیدن، توی این دموکراسی به عدالت نمیرسیم

145
00:14:48,250 --> 00:14:49,625
‫فقط درخواست کافی نیست

146
00:14:49,875 --> 00:14:53,458
‫با ارتباطاتی که دارم، قاطعانه جواب میدیم قوی باش باشه؟ باشه

147
00:14:53,958 --> 00:14:54,125
‫بیا

148
00:14:54,958 --> 00:14:55,833
‫چیز دیگه ای نیست شیوا؟
‫ها عمو

149
00:14:56,250 --> 00:14:59,958
‫وارشا درباره ازدواج چیزی بهت گفت؟ آره گفت عمو

150
00:15:00,208 --> 00:15:03,583
‫باید خوب ازش مراقبت کنی حتما عمو

151
00:15:04,708 --> 00:15:07,208
‫اگه مثل خواهرش ازم مراقبت کنه، کافیه بابا

152
00:15:17,583 --> 00:15:23,750
‫من مثل تو، تو مثل من، جونم با تو یکیه

153
00:15:23,750 --> 00:15:26,625
‫"تویی" که تو منه و "منی" که تو توئه، باعث شده

154
00:15:26,625 --> 00:15:30,333
‫که با هم یکی بشیم و رفاقتمون مثل یه آهنگ باشه

155
00:15:30,500 --> 00:15:37,208
‫مثل یکی دوتا، و دوتا چهارتا، خوشحالی رو پخش می‌کنیم

156
00:15:37,958 --> 00:15:44,458
‫با دوستا زندگی کن و با رفاقت بمیر، این رابطه رو بهمون یاد داد

157
00:16:04,000 --> 00:16:05,375
‫میشه خواهش کنم گوشیتو بذاری کنار؟

158
00:16:05,875 --> 00:16:06,958
‫بذار آبجی بازی کنه

159
00:16:06,958 --> 00:16:09,458
‫بخاطر این، دارم از باباش، شیوا، دعوا میشنوم

160
00:16:15,083 --> 00:16:17,708
‫ببین آبجی چه خوشحاله

161
00:16:19,583 --> 00:16:22,208
‫اون خوشحاله چون من خوشحالم

162
00:16:22,583 --> 00:16:29,583
‫میگه "گذشته رو فراموش کن"، طوری که من هیچوقت اشک نریزم

163
00:16:30,083 --> 00:16:37,000
‫اون دردِ ریزی که پدر و مادر حتی متوجه‌ش نمیشن

164
00:16:37,458 --> 00:16:44,708
‫یه دوست با یه نگاه میتونه بخونه، مثل یه دکتر

165
00:16:44,833 --> 00:16:51,708
‫دوستت با یه دست دادن ساده میتونه ضربان قلبتو بفهمه

166
00:16:52,333 --> 00:16:59,333
‫میگه "تو خوشی و ناخوشی باهاتم، با هم تقسیم می‌کنیم"

167
00:17:14,708 --> 00:17:21,208
‫این رابطه‌ای که بین ماست، رفاقته یا عشقه؟

168
00:17:22,041 --> 00:17:24,708
‫شاید یه دعوت به شام مهتاب از طرف قلب من باشه

169
00:17:24,708 --> 00:17:26,041
‫بابا و من میایم خوابگاه

170
00:17:27,333 --> 00:17:29,583
‫یادته که؟ بریم جلسه بعدی

171
00:17:29,791 --> 00:17:35,458
‫ببین اشک شوق تو چشمای ماهو

172
00:17:40,916 --> 00:17:41,333
‫ها

173
00:17:41,583 --> 00:17:42,333
‫سلام شیوا، سلام سوامی

174
00:17:43,916 --> 00:17:46,791
‫بابی، نمیشه گوشی رو ول کنی؟ ولش کن سوامی، یه مسابقه بدین بابا

175
00:17:47,333 --> 00:17:49,166
‫مسابقه؟ "جلوگیری از لخته شدن خون"

176
00:17:49,916 --> 00:17:51,083
‫چاندو رفته روستاش؟

177
00:17:51,916 --> 00:17:53,416
‫زنگ زدم بهش، جواب نداد

178
00:17:55,291 --> 00:17:58,916
‫باشه بابا، گوشی رو بذار کنار دیگه هر دفعه هی هی وایسا بابا، یه مسابقه بدیم داداش

179
00:17:59,541 --> 00:18:03,083
‫شیوا چرا جواب پیامای منو نمیدی؟

180
00:18:04,916 --> 00:18:12,041
‫میدونی که من و وارشا داریم ازدواج میکنیم دیگه؟ باید درک کنی

181
00:18:15,541 --> 00:18:20,416
‫برای اینکه کسی خودکشی کنه، باید مغزشو شرطی کنه

182
00:18:21,166 --> 00:18:26,458
‫بسته به شرایط بیرونی، عکس العملشون و تحت تاثیر قرار گرفتنشون

183
00:18:27,333 --> 00:18:33,666
‫شرطی شدن درونی: شرایط داخل ما و افکاری که رومون تاثیر میذارن

184
00:18:34,166 --> 00:18:37,291
‫و شرایطی مثل استرس، فشار،

185
00:18:37,583 --> 00:18:41,041
‫طرد شدن، افسردگی همه اینا رو تشدید میکنه

186
00:18:41,416 --> 00:18:44,916
‫و ممکنه منجر به خودکشی یه نفر بشه

187
00:18:45,166 --> 00:18:48,916
‫طرد شدن یکی از دلایل رایج برای افسردگیه

188
00:18:50,291 --> 00:18:52,708
‫نمیتونن با طرد شدن روبرو بشن

189
00:19:01,791 --> 00:19:02,666
‫پتچ

190
00:19:03,791 --> 00:19:07,541
‫و وقتی افسردگی رو قبول میکنیم، منجر به خودکشی میشه

191
00:19:10,333 --> 00:19:12,041
‫شیوا، باز کجا میری؟

192
00:19:12,458 --> 00:19:16,041
‫خانم، اعتراف به افسردگی، همیشه منجر به خودکشی نمیشه

193
00:19:32,041 --> 00:19:35,666
‫هی، چی شده؟ یکی از ساختمون دانشگاه پرید پایین و مُرد

194
00:20:25,250 --> 00:20:27,625
‫من دو روز میرم شهر خودم، باشه بابا، مراقب خودت باش

195
00:20:27,750 --> 00:20:28,416
‫زنگ بزن خداحافظ

196
00:21:10,250 --> 00:21:11,875
‫خانم، من فکر میکنم خودکشی بوده

197
00:21:13,625 --> 00:21:17,125
‫کوکایا، جسد رو بفرستید واسه کالبد شکافی

198
00:23:50,875 --> 00:23:57,500
‫باشه باشه، بخواب دیگه زندگی من داره بین این جسدها تموم میشه

199
00:24:41,875 --> 00:24:44,125
‫حتما وقتی داشته موتور سواری میکرده تشنج کرده

200
00:24:44,166 --> 00:24:49,625
‫افتاده از روش و مرده یکم نوشیدنی هم خورده بود

201
00:24:52,125 --> 00:24:55,875
‫داشت با من حرف میزد گفت نزدیکه و زود میاد

202
00:24:57,500 --> 00:25:01,625
‫تو این شش سال آخر هیچوقت تشنج نکرده بود بدبختی ما

203
00:25:30,625 --> 00:25:35,041
‫یه نفر پشت مرگ توئه چاندو ولشون نمیکنم

204
00:26:08,000 --> 00:26:12,375
‫کوکایا، تحویل جسد خانم چه جوری پسرم خودکشی کرده؟

205
00:26:13,916 --> 00:26:17,041
‫وقتی باباش رو تخت بود، اون به ما دلگرمی داد،

206
00:26:17,125 --> 00:26:19,250
‫چطور همچین آدمی خودکشی کنه خانم؟

207
00:26:19,541 --> 00:26:22,541
‫باور کردن اینکه پسری بزرگ از بینمون رفته سخته،

208
00:26:22,916 --> 00:26:24,041
‫ولی مجبوریم باور کنیم

209
00:26:24,500 --> 00:26:27,875
‫پسر شما خودکشی کرده لطفا بررسی کنید خانم

210
00:26:30,916 --> 00:26:32,500
‫یه بار پرسیدن که اشکالی نداره

211
00:26:34,625 --> 00:26:35,875
‫اسمت چیه؟ شیوا

212
00:26:37,416 --> 00:26:41,500
‫هیچ چیز مشکوکی تو گزارش پزشکی قانونی نیست گریه کنی برمیگرده؟

213
00:26:41,875 --> 00:26:46,375
‫اون تک پسره خانم گزارش پزشکی قانونی شما جلوی گریه اونا رو نمیگیره

214
00:26:52,416 --> 00:26:55,416
‫مرگ چاندو، دانشجوی دانشکده پزشکی کورنول، خودکشی نبوده

215
00:26:55,500 --> 00:26:59,250
‫بلکه قتله، نامه ناشناسی به رسانه ها اعلام کرد،

216
00:26:59,416 --> 00:27:02,875
‫معنیش اینه که تحقیقات پلیس خراب بوده؟

217
00:27:03,250 --> 00:27:06,125
‫اصلا کی فایل رو فرستاده؟ روش جرم چیه؟

218
00:27:06,291 --> 00:27:11,625
‫اگه این فایل 2 عه، پس فایل 1 کجاست؟ معاون چطور به این قضیه جواب میده؟

219
00:27:15,625 --> 00:27:18,750
‫راستش، فکر کردم یه نفر یه فایل الکی فرستاده،

220
00:27:19,125 --> 00:27:21,625
‫ولی تا زمانی که ما فایل رو گرفتیم، مراسم خاکسپاری رو تموم کردن

221
00:27:21,666 --> 00:27:25,125
‫مغزتو از دست دادی؟ کالبدشکافی مجدد چاندو رو انجام بدین

222
00:27:26,500 --> 00:27:30,416
‫آقا، راستش، من فقط گفتم جسد رو به خانواده تحویل بدن

223
00:27:30,666 --> 00:27:34,291
‫نفهمیدی چی گفتم؟ پیدا کنین کی داره فایل هارو میفرسته

224
00:27:34,291 --> 00:27:36,625
‫بماند ترفیع، ممکنه کارمون رو از دست بدیم

225
00:27:38,041 --> 00:27:39,666
‫خانم اومد کوکایا، خانم

226
00:27:39,750 --> 00:27:41,625
‫میخوایم کالبد شکافی مجدد رو روی جسد چاندو انجام بدیم

227
00:27:41,625 --> 00:27:43,291
‫هیچکس نباید از این موضوع خبر دار شه باشه؟

228
00:27:46,041 --> 00:27:46,625
‫آقا

229
00:27:56,375 --> 00:27:59,000
‫بهت گفتم محرمانه نگهش دار، چطوری این اتفاق افتاد؟ نمیدونم خانم

230
00:28:11,625 --> 00:28:14,625
‫وارما، این چیه؟ یکی داره فایل میفرسته

231
00:28:14,625 --> 00:28:16,666
‫که میگه گزارش کالبد شکافی تو اشتباهه

232
00:28:16,666 --> 00:28:19,666
‫اون کاملا خودکشی بوده خانم اگه من کالبد شکافی کنم،

233
00:28:19,750 --> 00:28:22,375
‫جسد مرده از قبر بلند میشه و میگه خودکشیه

234
00:28:23,625 --> 00:28:25,875
‫خیلی خب آقا اگه گزارش شما درسته، چه اهمیتی داره کالبد شکافی دوباره؟

235
00:28:28,916 --> 00:28:31,750
‫اون جنازه ها از تو بهترن، حداقل به حرفم گوش میدن

236
00:29:33,750 --> 00:29:37,875
‫خانم، اگه خبرنگار اشتباه کنه، تو شلوغی گم میشه

237
00:29:38,625 --> 00:29:42,750
‫ولی اگه ما اشتباه کنیم، با اون بلایی که سرمون میارن، کارمونو از دست میدیم خانم

238
00:30:02,125 --> 00:30:04,750
‫این خودکشیه چیز مشکوکی وجود نداره

239
00:30:09,750 --> 00:30:10,125
‫لعنتی

240
00:30:13,000 --> 00:30:15,875
‫اون آسیب دیدگی سر بخاطر افتادن بوده

241
00:30:18,000 --> 00:30:21,625
‫فایلی که با رسانه به اشتراک گذاشته شده جعلیه یکی داره عمدا این کارو میکنه

242
00:30:24,250 --> 00:30:27,666
‫همینه لطفا برو برو آقا، پس تکلیف خبر توی رسانه چی میشه؟

243
00:30:36,250 --> 00:30:38,916
‫هفته بعد باید برای یلاما کوکایا قربونی کنیم باشه خانم

244
00:30:41,125 --> 00:30:44,875
‫خانم، چون ما پرونده یک رو نادیده گرفتیم،

245
00:30:44,875 --> 00:30:48,375
‫اون پرونده دو رو به رسانه فرستاد فکر کنم داره عمدا این کارو میکنه

246
00:30:48,875 --> 00:30:52,000
‫هی، داری دکتر مشهوری که گزارش رو صادر کرده زیر سوال میبری؟

247
00:30:52,000 --> 00:30:54,375
‫خانم، داری بز برای یلاما قربونی میکنی؟ هوم

248
00:31:02,500 --> 00:31:04,625
‫مرگ چاندو خودکشی نبوده قتل بوده

249
00:31:08,250 --> 00:31:12,000
‫مرده ها برنمیگردن از اون گذشته،

250
00:31:12,041 --> 00:31:14,541
‫رسانه ها و مردم خیلی وحشیانه به اشتباهات پزشکی واکنش نشون میدن

251
00:31:15,791 --> 00:31:19,125
‫دیدی که رسانه ها چطوری بدون هیچ مدرکی مسخره اش کردن

252
00:31:20,000 --> 00:31:22,000
‫اگه بفهمن این قتل بوده،

253
00:31:22,000 --> 00:31:23,416
‫کارِت تمومه وایشناوی

254
00:31:23,500 --> 00:31:25,041
‫بخاطر همینه که بهشون گفتم این خودکشی بوده

255
00:31:25,625 --> 00:31:28,166
‫آقا، پس، گزارش وارما چی؟

256
00:31:29,875 --> 00:31:31,416
‫در واقع، من باید دو تا چیز اینجا بهت بگم،

257
00:31:32,541 --> 00:31:39,875
‫قاتل، خیلی هوشمندانه برنامه ریزی کرده و مطمئن شده که ما ردی ازش پیدا نکنیم

258
00:31:40,500 --> 00:31:47,750
‫اما، کسی که فایل ها رو برای ما فرستاد، از روش های غیرمعمولی استفاده کرده،

259
00:31:47,750 --> 00:31:50,000
‫مثل استفاده از عینک زرد، استفاده از تکنیک نور آبی

260
00:31:50,000 --> 00:31:52,375
‫برای بررسی اثر انگشت و فرستادن فایل برای ما

261
00:31:53,750 --> 00:31:55,875
‫اثر انگشت؟ بله

262
00:31:56,000 --> 00:31:59,500
‫با استفاده از این اثر انگشت ها، میتونیم بگیم که یه نفر دوم هم دخیل بوده

263
00:31:59,500 --> 00:32:01,250
‫ولی نمیتونم بفهمم کیه

264
00:32:03,416 --> 00:32:05,000
‫آیا این تایید برای تو کافیه وایشناوی؟

265
00:32:05,166 --> 00:32:07,000
‫در واقع چه کسی پشت این قتل هاست؟

266
00:32:07,000 --> 00:32:08,750
‫کی داره این فایل ها رو میفرسته؟

267
00:32:08,750 --> 00:32:10,541
‫وضعیت روحی الانش چطوره؟

268
00:32:10,625 --> 00:32:13,416
‫برای فهمیدن، از گروهبان پلیس و دکتر روانشناس جنایی، دکتر کی کی کمک بگیر

269
00:32:13,500 --> 00:32:16,041
‫آره حتما باشه

270
00:32:16,375 --> 00:32:17,666
‫باشه انجام میدم
‫باشه

271
00:32:28,541 --> 00:32:29,416
‫هوم، بیا

272
00:32:30,500 --> 00:32:34,375
‫اون داره به ما یاد میده از چه روش هایی برای تحقیق استفاده کنیم، وایشناوی

273
00:32:34,916 --> 00:32:39,625
‫اون یا باید به ما کمک کنه، یا داره بخش پلیس رو هدف قرار میده

274
00:32:40,125 --> 00:32:43,875
‫برای فهمیدن این، باید با روش های خودش تحقیق کنیم، وایشناوی

275
00:32:44,916 --> 00:32:47,375
‫این دیگه چه جور تحقیق کردنیه خانم؟ مگه نمیشه

276
00:32:47,416 --> 00:32:49,875
‫چهار تا از دوستای یارو مرده رو بگیریم و بازجویی کنیم؟ کافی نیست؟

277
00:32:51,250 --> 00:32:53,875
‫کوکایا، این همون کاریه که ما تو زمان تو انجام میدادیم

278
00:32:53,875 --> 00:32:56,541
‫و منجر به مجازات خیلی از آدم های بیگناه میشد

279
00:32:57,041 --> 00:32:58,625
‫الان روش های جرم هم تغییر کرده

280
00:32:59,166 --> 00:32:59,500
‫خانم

281
00:33:00,500 --> 00:33:03,250
‫از بین روش های جرمی که داریم، روش خطی اینه که

282
00:33:03,291 --> 00:33:05,791
‫یکی یکی تحقیق کنیم ولی اون داره از ما میخواد از روش شبکه ای استفاده کنیم

283
00:33:06,500 --> 00:33:08,541
‫این نیاز داره که تعداد زیادی پلیس همزمان تو کالج مستقر بشه

284
00:33:08,625 --> 00:33:10,666
‫این یه روش خیلی پیچیده است خانم

285
00:33:11,250 --> 00:33:16,000
‫هوم درسته این روش نیاز به تعداد زیادی بازپرس مشترک داره

286
00:33:16,291 --> 00:33:18,666
‫هر کدوم یه جواب متفاوت میگیرن خب،

287
00:33:18,666 --> 00:33:21,416
‫رسیدن به یه نتیجه گیری سخت میشه

288
00:33:21,750 --> 00:33:23,250
‫بله خانم، دانشجوها هم اذیت میشن

289
00:33:23,875 --> 00:33:29,000
‫هوم ولی ما نباید حتی یه اینچ رو هم جا بذاریم و کل کالج رو بگردیم

290
00:33:29,041 --> 00:33:31,750
‫پس ما داریم از روش شبکه ای استفاده میکنیم

291
00:34:22,166 --> 00:34:24,250
‫این چه روشیه بابایی، ما که حتی یه سرنخ هم پیدا نمیکنیم

292
00:34:24,791 --> 00:34:27,916
‫آقا، اونا اینو به عنوان خودکشی بسته بودنش چرا دوباره اومدن؟

293
00:34:28,041 --> 00:34:29,791
‫اگه کسی پرسید، بگو یه پروتکله

294
00:34:29,791 --> 00:34:31,500
‫برای بازدید وزیر بهداشت باشه خانم

295
00:34:44,041 --> 00:34:46,250
‫فایلی که فرستادم کمک کرد، چاندو

296
00:34:48,875 --> 00:34:50,041
‫قاتل گیر میفته

297
00:34:52,375 --> 00:34:53,375
‫خانم

298
00:35:03,375 --> 00:35:04,791
‫روش شبکه ای جواب داد خانم

299
00:36:08,625 --> 00:36:09,250
‫هوم

300
00:36:18,791 --> 00:36:21,500
‫رفیق، تو گفتی روش شبکه ای جواب میده

301
00:36:21,541 --> 00:36:24,625
‫من عقلمو از دست دادم بابا کسی که گزارش ها رو میفرسته، کمکمون نمیکنه

302
00:36:25,000 --> 00:36:26,500
‫اون داره بخش ما رو هدف قرار میده خانم

303
00:36:28,875 --> 00:36:31,541
‫وگرنه، چرا اثر انگشت مرده باید روی اسلحه باشه؟

304
00:36:32,125 --> 00:36:34,625
‫اون داره با گمراه کردن و تلف کردن وقت، آبروی ما رو لکه دار میکنه

305
00:36:35,125 --> 00:36:35,250
‫پف

306
00:36:39,666 --> 00:36:44,375
‫وایشناوی، طبق اظهارات کارشناس پزشکی قانونی، چاندو با اون میله زده نشده

307
00:36:44,875 --> 00:36:48,250
‫ولی اثر انگشت چاندو روی میله هست

308
00:36:49,500 --> 00:36:52,750
‫ها چرا چاندو باید اون میله رو با خودش ببره؟

309
00:36:53,291 --> 00:36:56,791
‫هیچ کدوم از دوستاش ادعا نکردن که اون میله رو با چاندو دیده باشن

310
00:36:58,125 --> 00:37:01,875
‫یه چیز غیر عادی در یه جای غیر عادی پس چرا اون میله اونجا گذاشته شده خانم؟

311
00:37:02,791 --> 00:37:05,250
‫وایشناوی، شاید یه نشونه از قاتل باشه

312
00:37:11,000 --> 00:37:12,541
‫باید در مورد میله تحقیق کنیم

313
00:37:47,916 --> 00:37:51,250
‫خانم، اونا میگن کسی که فایل ها رو میفرسته داره بهمون کمک میکنه، درسته؟

314
00:37:51,875 --> 00:37:54,625
‫اگه قاتل گیر بیفته، بهش اعتبار میدن؟

315
00:37:54,750 --> 00:37:59,375
‫اعتبار رو ول کن کوکاییا از وقتی که

316
00:37:59,375 --> 00:38:04,000
‫ازمون خواسته از روش شبکه ای استفاده کنیم، پرونده داره پیش میره

317
00:38:38,500 --> 00:38:39,666
‫سلام وایشناوی

318
00:38:40,500 --> 00:38:42,875
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم بیا، بفرمایید بشینید

319
00:38:43,875 --> 00:38:46,750
‫چطور میتونم کمکتون کنم؟ اون شیکار

320
00:38:48,125 --> 00:38:52,625
‫ویشوش آیا شما اطلاعاتی در مورد این دارید؟

321
00:39:09,166 --> 00:39:11,750
‫این تنها یکیه یا بیشتر دارید؟ فقط یکیه

322
00:39:12,791 --> 00:39:16,791
‫تا جایی که من میدونم، این باید دو بخش دیگه هم داشته باشه

323
00:39:18,000 --> 00:39:20,000
‫فقط وقتی اون دو تیکه دیگه

324
00:39:20,000 --> 00:39:22,541
‫به هم وصل بشن، این کامل میشه یه دقیقه صبر کن

325
00:39:37,375 --> 00:39:41,875
‫بله همونطور که گفتم، این فقط قسمت وسطیه وقتی

326
00:39:41,916 --> 00:39:46,500
‫دو قسمت دیگه بهش وصل بشن، این شکلی میشه

327
00:39:52,375 --> 00:39:53,416
‫این چیه؟

328
00:39:55,875 --> 00:39:56,750
‫هاتیگار

329
00:39:58,625 --> 00:40:02,375
‫اون روزا که جنوب هند توسط یه پادشاه به اسم گیریواردان حکومت میشد

330
00:40:02,500 --> 00:40:06,291
‫تو یه روستا، بدون هیچ دلیلی، تو زمان های مختلف

331
00:40:06,375 --> 00:40:10,166
‫افراد مختلف به طرز مشکوکی میمردن

332
00:40:10,541 --> 00:40:17,875
‫مردم به یه فرد ناشناس پشت اون مرگ ها مشکوک شدن

333
00:40:18,500 --> 00:40:21,041
‫مردم شروع کردن به ترسیدن

334
00:40:24,041 --> 00:40:31,416
‫اما پادشاه نادیده گرفت و نتونست یه تحقیق کامل توسط وزراش انجام بده

335
00:40:32,166 --> 00:40:42,250
‫طبق افسانه ها، به خاطر سهل انگاری پادشاه،

336
00:40:50,625 --> 00:40:54,000
‫افرادی که عزیزانشون رو از دست دادن شروع کردن به این باور که

337
00:40:54,000 --> 00:40:57,250
‫این قتل عام نتیجه سهل انگاری پادشاه بوده

338
00:40:58,125 --> 00:41:00,375
‫مردم، خشمگین، پادشاه رو مقصر این قتل عام دونستن،

339
00:41:00,416 --> 00:41:02,416
‫و هم پادشاه و هم پادشاهی رو سرنگون کردن

340
00:41:06,750 --> 00:41:08,125
‫پس این ویشوش رو کی داره؟

341
00:41:08,625 --> 00:41:13,500
‫از اونجایی که این به تاریخ مربوط میشه، مطمئنم گالری های هنری دولتی اون رو دارن

342
00:41:14,250 --> 00:41:18,125
‫تو بخش تجاری پیداش نمیکنی اما چرا اینا رو میپرسی؟

343
00:41:18,750 --> 00:41:23,166
‫هوم هیچی، فقط برای اطلاعات خودم ممنونم

344
00:41:29,500 --> 00:41:31,375
‫حتی تو پرونده پیک هم، اون همون

345
00:41:31,416 --> 00:41:33,375
‫فایل رو فرستاد آیا اون بخش اول رو اونجا گذاشت؟

346
00:41:33,625 --> 00:41:35,375
‫خانم، ما همه جا رو چک کردیم، هیچی پیدا نکردیم

347
00:41:36,375 --> 00:41:37,625
‫پس منظورش چیه؟

348
00:41:38,250 --> 00:41:41,375
‫آیا اون قتل عامی که ویشوش گفت رو انجام میده؟ اگه آره، کجا انجامش میده؟

349
00:41:41,875 --> 00:41:44,041
‫یعنی دو بخش دیگه هم میان خانم؟

350
00:41:44,500 --> 00:41:48,416
‫خانم، اون حتما اینو از یه بخش باستان شناسی خریده

351
00:41:48,875 --> 00:41:50,875
‫این قتل عام ها باید زمان حکومت یه پادشاهی اتفاق افتاده باشه

352
00:41:51,125 --> 00:41:54,125
‫الان با این همه تکنولوژی و این همه پلیس، امکان داره الان اتفاق بیفته خانم

353
00:41:54,250 --> 00:41:57,125
‫لطفا سوار ماشین بشید خانم لطفا سوار شید

354
00:42:03,750 --> 00:42:04,791
‫شما چیزی در این مورد میدونید؟

355
00:42:08,250 --> 00:42:08,750
‫نمیدونم خانم

356
00:42:10,166 --> 00:42:14,125
‫کوکاییا، دستگیرش کن اوه لطفا دلیلشو بهم بگین

357
00:42:14,166 --> 00:42:16,625
‫اِ ما به تو هیچ توضیحی بدهکار نیستیم تو خفه شو مرد

358
00:42:16,875 --> 00:42:21,250
‫ما این اسلحه رو تو محل قتل پیدا کردیم چطوری از دستت در رفته؟

359
00:42:24,250 --> 00:42:27,500
‫من اینو به کسی فروختم که برای جمع آوری عتیقه اومده بود، خانم

360
00:42:27,625 --> 00:42:28,375
‫به کی فروختیش؟

361
00:42:29,291 --> 00:42:34,750
‫نمیدونم یه بار دو بار دیدم که گوشی پزشکی تو دستش بود

362
00:42:35,541 --> 00:42:39,416
‫فکر کنم باید دانشجوی پزشکی باشه

363
00:42:43,875 --> 00:42:47,541
‫دانشجوی پزشکی؟ میتونی بشناسیش؟

364
00:42:48,375 --> 00:42:52,416
‫نه خانم، من تو تاریکی فروختمش که شناخته نشم

365
00:42:52,416 --> 00:42:57,375
‫علاوه بر این، هردومون ماسک زده بودیم

366
00:42:58,041 --> 00:43:02,291
‫دیگه چی فروختی؟ من چیزای زیادی فروختم

367
00:43:03,625 --> 00:43:07,791
‫ممکنه اگه لازم باشه مجبور شی به ایستگاه پلیس بیای باشه باشه خانم

368
00:43:09,500 --> 00:43:10,416
‫متوجه شدی؟

369
00:43:10,541 --> 00:43:12,291
‫اشوک ادعا میکنه که اون رو به یه دانشجوی پزشکی فروخته

370
00:43:12,291 --> 00:43:15,541
‫یعنی فرستنده فایل ها همون قاتله خانم؟ ممکنه سریکار باشه

371
00:43:25,875 --> 00:43:26,875
‫به کی فروختیش؟

372
00:43:28,500 --> 00:43:29,041
‫تو کی هستی؟

373
00:43:33,875 --> 00:43:37,000
‫نمیدونم آقا من همه چیزو به پلیس گفتم

374
00:43:40,875 --> 00:43:43,666
‫کسی که اون وسیله رو میخره و تو محل قتل میذاره،

375
00:43:44,375 --> 00:43:45,541
‫چرا باید یه سرنخ بذاره که نشون بده

376
00:43:45,625 --> 00:43:46,750
‫اون یه دانشجوی پزشکیه با پوشیدن گوشی پزشکی؟

377
00:43:51,375 --> 00:43:55,625
‫یکی داره این کارو عمداً انجام میده سعی کن به یاد بیاری و بهم بگو

378
00:43:58,000 --> 00:43:58,791
‫شکلش چجوری بود؟

379
00:44:03,916 --> 00:44:11,625
‫قدش 165 سانتی متره گوشواره داره یکم چاقه

380
00:44:13,666 --> 00:44:18,375
‫آه دیدم که با یه آمبولانس سایز بزرگ میرفت

381
00:44:59,416 --> 00:45:00,250
‫سلام شیوا

382
00:45:01,625 --> 00:45:04,250
‫امشب یه جشن تولد میگیرم لطفا میای؟

383
00:45:05,500 --> 00:45:08,875
‫جشن تولد؟ الان سخته سوپنا

384
00:45:08,875 --> 00:45:12,166
‫پَـه همه دارن میان، تو هم حتما بیا خواهش می کنم

385
00:45:12,916 --> 00:45:15,875
‫هوم هوم نمی دونم، حال ندارم

386
00:45:16,375 --> 00:45:18,625
‫خواهش می کنم شیوا، خواهش می کنم بیا خواهش می کنم

387
00:45:18,750 --> 00:45:23,291
‫نمی فهمی؟ الان وقت پارتی نیست هان؟

388
00:45:24,750 --> 00:45:27,500
‫بعد از مرگ چاندو تو رو آدم حسابی ندیدم

389
00:45:27,541 --> 00:45:30,625
‫میگم بیا که یه کم سرحال بشی

390
00:45:35,125 --> 00:45:36,625
‫باشه، میام

391
00:45:37,375 --> 00:45:40,625
‫پس عصر، پارتی رو تو خوابگاه دانشگاهمون می گیریم

392
00:45:45,000 --> 00:45:47,625
‫به سوپنا خیلی گفتم، گوش نمیده می شه تو یه تلاشی بکنی؟

393
00:45:47,625 --> 00:45:50,250
‫بالاخره تو برادرشی دیگه

394
00:45:51,041 --> 00:45:53,125
‫می فهمم شیوا کار کردن به عنوان یه طراح بازی

395
00:45:53,125 --> 00:45:55,000
‫آزاد، منو می کشونه به جاهای مختلف

396
00:45:55,666 --> 00:45:57,625
‫بابا هم برای کارای تجاری سفر میکنه

397
00:45:57,625 --> 00:45:59,500
‫همش به خاطر همینه سعی می کنم باهاش حرف بزنم

398
00:46:00,500 --> 00:46:05,416
‫بعد از مرگ مامانم، با وجود افسردگی، صندلی پزشکی رو به دست آورد هوم

399
00:46:05,625 --> 00:46:08,541
‫اگه هدف هاش رو بهش یادآوری کنم، همه چی درست میشه آره باشه

400
00:46:09,625 --> 00:46:12,250
‫واسه تو "سیر" یعنی یه وعده غذایی و سیر؟

401
00:46:12,250 --> 00:46:14,916
‫ضروریه بابایی؟ نیاز به مرخصی پزشکی داری؟

402
00:46:15,625 --> 00:46:18,750
‫خانوم، ما 60 درصد خونه های لیستمون رو بررسی کردیم،

403
00:46:18,750 --> 00:46:22,125
‫ولی هیچ جا کلکسیون عتیقه پیدا نکردیم خانوم

404
00:46:22,625 --> 00:46:24,666
‫خوب گشتی؟ بله خانوم ولی با بازدید ما،

405
00:46:24,750 --> 00:46:27,125
‫دانش آموزها و پدر مادرها وحشت کردن

406
00:46:28,041 --> 00:46:31,750
‫اشکالی نداره، سریکار تحت فشار، قاتل ممکنه از ترس لو بره

407
00:46:31,875 --> 00:46:33,875
‫بذار جستجو همینجوری ادامه پیدا کنه باشه خانوم

408
00:46:34,250 --> 00:46:36,875
‫پشت این میله که فکر می کردیم فقط یه میله است، تاریخ زیادی وجود داره سریکار

409
00:46:38,375 --> 00:46:39,291
‫خانوم خانوم
‫هان؟

410
00:46:40,000 --> 00:46:43,125
‫یه پسر تو شهرک "دوتاون" سر یه پسر بی گناه دیگه رو

411
00:46:43,166 --> 00:46:46,291
‫با میله شکوند، خانوم، انگار بدون هیچ دلیلی

412
00:46:46,500 --> 00:46:49,625
‫وقتی تیم ما با شک بررسی کرد، اصلا هم نوشیدنی نکرده بود، خانوم

413
00:46:50,250 --> 00:46:51,416
‫چقدر بی عدالتیه خانوم

414
00:46:52,791 --> 00:46:56,875
‫این کوکایا رو دیدی؟ نوع جرم هایی که قبل از 2006 باهاش سروکار داشتیم

415
00:46:57,750 --> 00:47:01,041
‫آدمایی که از روی انتقام همدیگه رو می کشتن، قتل بخاطر اختلافات زمینی،

416
00:47:01,250 --> 00:47:03,875
‫جیب بری، اختلافات گروهی فقط اینا رو می شنیدیم

417
00:47:04,416 --> 00:47:08,000
‫بعد از 2006، دنیا شاهد پیشرفت های زیادی بود

418
00:47:08,416 --> 00:47:13,750
‫تلفن های همراه، اینترنت، و از طریق برنامه های اعتیادآور، انواع جدیدی از جرم ها اومد

419
00:47:14,750 --> 00:47:16,750
‫خودکشی کردن بخاطر اینکه یکی

420
00:47:16,750 --> 00:47:18,500
‫عکس های خودشونو تو اینترنت آپلود کرده،

421
00:47:18,500 --> 00:47:21,416
‫کشتن یکی از روی عصبانیت بخاطر پخش شایعه های دروغین آنلاین،

422
00:47:21,500 --> 00:47:22,416
‫اخاذی

423
00:47:23,125 --> 00:47:26,666
‫به نظرت دلیل این همه چیه کوکایا؟ گوشی خانوم؟

424
00:47:27,625 --> 00:47:32,875
‫فقط گوشی نیست، بعد از 2007، خیلی چیزا هست که یه آدم رو آسیب پذیر کرده

425
00:47:33,291 --> 00:47:37,416
‫همه به مواد مخدر، گوشی، و تکنولوژی دسترسی پیدا کردن

426
00:47:38,000 --> 00:47:41,250
‫در نهایت، آدم زیر تاثیر همه اینا،

427
00:47:41,250 --> 00:47:44,875
‫خودشو فراموش می کنه و جرم های عجیب و غریب مرتکب میشه

428
00:47:45,875 --> 00:47:49,750
‫خودت بررسی کن، نرخ جرم سال 2004، 412 درصد بود و

429
00:47:49,750 --> 00:47:53,875
‫الان 29 درصده ما با قانون و نظم سخت کنترلش کردیم،

430
00:47:54,625 --> 00:47:58,041
‫ولی نمی تونیم اون رفتار شدید انسانی رو کنترل کنیم

431
00:47:58,875 --> 00:48:00,625
‫وگرنه، بدون هیچ دلیلی، چرا باید

432
00:48:00,625 --> 00:48:02,625
‫یکی بزنه یکی رو که داره تو خیابون راه میره کوکایا؟

433
00:48:05,000 --> 00:48:07,250
‫هووووف

434
00:48:07,791 --> 00:48:08,625
‫برو اونجا رو چک کن

435
00:48:09,875 --> 00:48:11,791
‫هی، هی

436
00:48:14,250 --> 00:48:18,250
‫سوپنا، سوپنا سوپنا هی

437
00:48:35,666 --> 00:48:39,250
‫ببین این موتور مال کیه سریکار، شاید به این حادثه ربط داشته باشه باشه خانوم

438
00:48:41,250 --> 00:48:44,000
‫خانوم، لطفا سریکار، لطفا پیگیری کن یکی اینجاست

439
00:48:49,791 --> 00:48:51,125
‫یه عکس از شماره پلاک موتور برات فرستادم

440
00:48:51,125 --> 00:48:52,500
‫اطلاعات صاحبشو پیدا کن

441
00:48:53,250 --> 00:48:55,000
‫شماره شاسی رو هم فرستادم، لطفا چک کن

442
00:48:55,250 --> 00:48:56,500
‫خانوم خانوم، خانوم

443
00:48:58,625 --> 00:49:01,541
‫تیکه دوم سلاح هاتیهگار که ویشوش گفت اینجاست خانوم

444
00:49:04,000 --> 00:49:06,750
‫"فقط وقتی دو تیکه دیگه کنار هم قرار بگیرن، این کامل میشه"

445
00:49:12,375 --> 00:49:14,000
‫یعنی تیکه های دیگه هم میان خانوم؟

446
00:49:15,500 --> 00:49:19,750
‫افسانه ها میگن که یه قتل عام وحشیانه انجام داده اسمش شامباجیودو بود

447
00:49:21,750 --> 00:49:25,625
‫خانوم، این موتور به اسم یه دانشجوی پزشکی به اسم شیوا شانکار ثبت شده

448
00:49:27,375 --> 00:49:29,875
‫همون کسیه که تو سردخونه باهاتون دعوا کرد خانوم

449
00:49:31,791 --> 00:49:32,166
‫شیوا

450
00:49:35,166 --> 00:49:38,666
‫دانشجوی پزشکی که باستان شناس آشوک گفت و قاتل ما یه نفره

451
00:49:39,041 --> 00:49:41,875
‫طبق پروتکل ها سریع مراحل رو انجام بدید و جستجو کنید باشه خانوم

452
00:49:51,916 --> 00:49:54,041
‫هوووفف هوووفف

453
00:50:16,166 --> 00:50:18,625
‫همون کسیه که تو سردخونه باهاتون دعوا کرد خانوم

454
00:50:19,041 --> 00:50:22,625
‫دانشجوی پزشکی که باستان شناس آشوک گفت و قاتل ما یه نفره

455
00:50:27,791 --> 00:50:31,375
‫من پرونده ها رو برای کمک به پلیس فرستادم، ولی تو داری

456
00:50:31,375 --> 00:50:35,000
‫اطراف من قتل می کنی، و منو قاتل نشون میدی

457
00:50:37,541 --> 00:50:38,666
‫قاتل باهوش

458
00:50:40,750 --> 00:50:46,750
‫هی

459
00:50:49,250 --> 00:50:50,416
‫همه جا رو بگردید شیوا کجاست؟

460
00:50:53,000 --> 00:50:55,041
‫رفته بود بیرون یه کاری داشت خانوم

461
00:50:56,250 --> 00:51:01,041
‫دانشجو الان دیگه چه کاری داره؟ هیچ وقت انقدر دیر نمی کرد میاد خانوم

462
00:51:01,125 --> 00:51:03,416
‫غیر از کشتن آدما، داداشت چه کار دیگه ای میکنه؟

463
00:51:05,375 --> 00:51:06,000
‫خانوم

464
00:51:17,291 --> 00:51:19,375
‫چرا یه کسی که پزشکی می‌خونه باید کتابای جنایی بخونه؟

465
00:51:21,250 --> 00:51:24,000
‫برادرت چاندو و سوپنا رو کشته برادر من؟

466
00:51:29,250 --> 00:51:31,750
‫ببین، شیوا پشت این قتل‌هاست

467
00:51:32,041 --> 00:51:34,291
‫همه رو تو دانشگاه بازجویی کنید،

468
00:51:34,375 --> 00:51:36,541
‫دانشجوها، استادا، هیچکی رو جا نذارید اوکی؟

469
00:51:36,541 --> 00:51:38,250
‫خانوم، بر اساس کتاب جنایی که تو خونش پیدا شده،

470
00:51:38,291 --> 00:51:39,500
‫اون هم داره آدم می‌کشه هم داره فایل می‌فرسته

471
00:51:39,500 --> 00:51:41,250
‫اون به ما کمک نمی‌کنه، عمداً داره ما رو هدف می‌گیره

472
00:51:41,250 --> 00:51:44,416
‫سریکار، من به اون فکر نمی‌کنم از طریق دو تا تیکه

473
00:51:44,416 --> 00:51:47,625
‫هاتیگر، داره ما رو به چالش می‌کشه که جلوی قتل عام رو بگیریم

474
00:51:47,750 --> 00:51:50,416
‫قبل از اینکه تیکه سوم رو پیدا کنیم، باید بگیریمش

475
00:51:52,791 --> 00:51:53,500
‫بزن بریم، سریکار

476
00:52:11,625 --> 00:52:13,250
‫اگه کاری نکرده چرا فرار می‌کنه؟

477
00:52:13,666 --> 00:52:15,250
‫حتماً یه سوء تفاهمی شده، سوامی، اون

478
00:52:15,250 --> 00:52:16,875
‫آدم خوبیه اون از این کارا نمی‌کنه، سوامی

479
00:52:17,125 --> 00:52:20,625
‫غیر از شماها دوست دیگه ای هم داره؟ نه سوامی، فقط ما

480
00:52:28,375 --> 00:52:30,000
‫سوامی، چطوری بدون هیچ مدرکی

481
00:52:30,000 --> 00:52:32,000
‫شیوا رو متهم به قتل می‌کنی؟ هی، زیاد حرف نزن

482
00:52:36,375 --> 00:52:38,750
‫کِی کِی، تو روانشناس به این معروفی،

483
00:52:39,291 --> 00:52:40,875
‫چطوری تصمیم گرفتی اون رو داماد کنی

484
00:52:40,916 --> 00:52:42,750
‫بدون هیچ تحقیق پیشینه ای؟

485
00:52:43,375 --> 00:52:45,000
‫وقتی دخترم از کسی خوشش اومد و خواست

486
00:52:45,000 --> 00:52:46,875
‫ازدواج کنه، فکر نمی‌کردم؟

487
00:52:47,375 --> 00:52:50,875
‫من پیشینه خانوادگیشون رو می‌دونم پدرش، برادر شوهرش،

488
00:52:50,916 --> 00:52:53,666
‫ارتشی بودن و برای وطن فداکاری کردن

489
00:52:54,000 --> 00:52:57,166
‫پس، اینقدر زود نتیجه گیری نکن ویشنوی

490
00:52:58,000 --> 00:53:00,166
‫من همچین نتیجه ای نگرفتم کی کی چرا

491
00:53:00,166 --> 00:53:02,375
‫باید موتور شیوا تو محل قتل باشه؟

492
00:53:03,000 --> 00:53:05,791
‫چرا باید یواشکی تو خونه کتاب جنایی داشته باشه؟ تازه،

493
00:53:05,791 --> 00:53:08,625
‫اگه کاری نکرده چرا باید قایم بشه؟

494
00:53:14,250 --> 00:53:16,916
‫خانوم، انگار کی کی ناراحت شده به درک بذار بشه

495
00:53:17,625 --> 00:53:21,250
‫من باید مثل پادشاه بیخیال باشم و برای جلوگیری از قتل عام دخالت نکنم؟

496
00:53:22,500 --> 00:53:26,125
‫چی میگی بابا، من میگم قتل عامی رخ نمیده، ولی خانوم

497
00:53:26,125 --> 00:53:29,500
‫داره درباره پادشاه و جلوگیری از قتل عام حرف می‌زنه

498
00:53:29,750 --> 00:53:34,000
‫بابایی، خانوم درست میگه اگه کاری نکرده چرا قایم شده؟ هی

499
00:53:35,250 --> 00:53:37,625
‫جناب، تو تحقیقات فهمیدیم قاتل اسلحه رو

500
00:53:37,625 --> 00:53:40,000
‫از بخش باستان شناسی خریده،

501
00:53:40,375 --> 00:53:44,000
‫و تو محل جرم گذاشته تا نشون بده این یه قتل زنجیره ایه

502
00:53:44,541 --> 00:53:47,250
‫اگه زود دستگیرش نکنیم، این قتل‌ها تموم نمیشه جناب

503
00:53:50,625 --> 00:53:53,541
‫اون نمیتونه از کورنول بره بیرون جناب، به همه خبر دادم

504
00:53:53,625 --> 00:53:57,375
‫شماره‌اش رو ردیابی نکردین؟ کردم جناب، قابل ردیابی نیست ولی پیداش می‌کنیم

505
00:53:59,875 --> 00:54:02,125
‫ببخشید جناب، اگه اجازه بدید ادامه بدید

506
00:54:06,041 --> 00:54:07,041
‫مگه من قطع نمیکنم؟

507
00:54:16,875 --> 00:54:17,875
‫چی شده ویشنوی؟

508
00:54:18,750 --> 00:54:20,125
‫فایل 4 رو دریافت کردیم جناب

509
00:54:20,500 --> 00:54:21,750
‫چی؟ هوم

510
00:54:22,375 --> 00:54:24,666
‫تا حالا، اون فایل‌هایی می‌فرستاد که توضیح می‌داد

511
00:54:25,125 --> 00:54:28,000
‫چطور قتل رخ داده ولی الان، فایلی فرستاده که توضیح میده

512
00:54:30,000 --> 00:54:34,500
‫چطوری قتل بعدی رو انجام میده، جناب حالا که هویتش فاش شده، اون رها شده

513
00:54:35,125 --> 00:54:38,916
‫آماده هرکاریه باید قبل از قتل بعدی دستگیرش کنیم ویشنوی بله جناب، انجام میدیم

514
00:54:42,625 --> 00:54:45,375
‫سریکار، به ریاضی‌دان زنگ بزن و کاری که میگم رو انجام بده باشه خانوم

515
00:54:50,500 --> 00:54:53,125
‫هی، اینا دیگه چیه؟ لطفا صبر کن بابا

516
00:54:54,500 --> 00:54:56,041
‫خانوم فایل 4

517
00:55:05,791 --> 00:55:09,750
‫اگه می‌تونی این قتل رو متوقف کن اون فایل 3 رو نفرستاده

518
00:55:10,666 --> 00:55:13,875
‫بعد از اینکه حین قتل سوپنا گیر افتاد، چی میفرسته؟

519
00:55:14,500 --> 00:55:16,000
‫به خاطر همینه که اطلاعات قتل آینده‌اش رو فرستاده

520
00:55:16,500 --> 00:55:18,125
‫حالا چیکار کنیم خانوم؟

521
00:55:26,375 --> 00:55:27,500
‫دلیل این کارا چیه خانوم؟

522
00:55:35,875 --> 00:55:37,125
‫هاتیگر

523
00:55:46,291 --> 00:55:49,291
‫شیوا میخواد کاری رو بکنه که شامباجی‌وودو کرد ما باید

524
00:55:49,291 --> 00:55:52,125
‫جلوشو بگیریم سریکار، آماده ای؟ آره آماده ام خانوم

525
00:55:54,166 --> 00:55:57,250
‫اگه این فرمول رو با شرایط و موقعیتی که گفتید تطبیق بدیم،

526
00:55:57,291 --> 00:55:58,750
‫می‌فهمیم قتل بعدی کجا رخ میده خانوم

527
00:55:58,791 --> 00:55:59,875
‫باشه، انجامش بده باشه خانوم

528
00:56:03,875 --> 00:56:06,375
‫طبق برنامه داره پیش میره سوامی؟ یه دقیقه سوامی

529
00:56:15,000 --> 00:56:18,791
‫خانوم، چطوری با یه فرمول ریاضی میخوای راز قتل رو حل کنی؟

530
00:56:19,750 --> 00:56:22,750
‫این یه قتل برنامه ریزی شده است کوکایا، احتمالش هست اون

531
00:56:22,791 --> 00:56:26,125
‫شاید قبل از فرستادن فایل، قتل بعدیش رو قطعی کرده باشه

532
00:56:40,125 --> 00:56:41,875
‫هی، اینجا چه خبره؟

533
00:56:43,666 --> 00:56:46,875
‫بابای، تو دهه 1970 تو قتل‌های زنجیره ای آمریکا، پلیس

534
00:56:46,875 --> 00:56:50,791
‫با جنایت شناس کان رزمو مشورت کرد تا یه پرونده شبیه این رو حل کنه

535
00:56:51,000 --> 00:56:54,250
‫اون از ریاضیات استفاده کرد تا محل قتل بعدی رو پیش بینی کنه

536
00:56:55,000 --> 00:56:58,750
‫این رو ببین، اولین قتل ما تو سی کمپ بود، درسته؟ هوم

537
00:56:58,750 --> 00:57:01,250
‫تو باید اونو به عنوان صفر در نظر بگیری و تو یکس آی بذاری هوم

538
00:57:01,291 --> 00:57:03,750
‫اینجا بهش میگن منطقه بافر، ارزشش ثابته

539
00:57:03,875 --> 00:57:07,625
‫وقتی این مقادیر رو تو فرمول گذاشتیم، 268 کیلومتر بدست اومد

540
00:57:08,250 --> 00:57:10,375
‫اون فاصله بین قتل اول و

541
00:57:10,375 --> 00:57:12,500
‫دانشکده پزشکیه جایی که چاندو کشته شد

542
00:57:14,500 --> 00:57:22,500
‫وقتی فاصله قتل دوم رو به عنوان ایکس ان وارد کنیم و اگه با محل سوپنا یکی بشه،

543
00:57:22,875 --> 00:57:25,166
‫میتونیم مکان قتل چهارم رو مشخص کنیم

544
00:57:36,375 --> 00:57:39,000
‫وایشناوی همه پرونده های قتلو میندازه گردن من

545
00:57:40,250 --> 00:57:45,375
‫برای رفع این اتهامات قتل، باید قاتل اشاره شده توسط باستان شناس آشوک رو بگیرم

546
00:57:49,250 --> 00:57:53,375
‫از اونجایی که قسمت سوم هنوز اتفاق نیفتاده، احتمالا یه قتل دیگه مرتکب میشه

547
00:57:54,500 --> 00:57:57,375
‫احتمالا یکی از نزدیکان خودم کی میتونه باشه؟

548
00:58:33,291 --> 00:58:35,250
‫میخواستی بری گزینش ارتش سوامی؟ اینا همه رو لازم داری؟

549
00:58:36,375 --> 00:58:39,375
‫قتل جلوی خونه من اتفاق افتاد سوال پرسیدن اشتباهه؟

550
00:58:40,666 --> 00:58:43,250
‫من سوال پرسیدم تا حق خانواده پسر پیک رو بگیرم

551
00:58:43,541 --> 00:58:45,500
‫اون میترسید منو بفرسته ارتش سوامی

552
00:58:45,625 --> 00:58:52,166
‫اون نمیتونه تحمل کنه که من با پرونده های قتل و پلیس سروکله بزنم

553
00:58:52,250 --> 00:58:54,125
‫بهش گفتم که من از این چیزا دور میمونم

554
00:58:54,125 --> 00:58:55,375
‫تاریخ زایمان اونم نزدیکه

555
00:58:55,625 --> 00:58:58,291
‫واسه همینه که همه کار کردم تا هویتم معلوم نشه

556
00:58:58,291 --> 00:59:01,416
‫قبل از اینکه اون پرونده ها رو بفرستم

557
00:59:01,541 --> 00:59:04,500
‫درکت میکنم شیوا، ولی چطوری از این وضعیت میخوای بیای بیرون؟

558
00:59:04,750 --> 00:59:08,750
‫اون چاندو و سواپنا رو کشت تا منو گوشه گیر کنه

559
00:59:10,125 --> 00:59:12,750
‫من فقط وقتی میتونم از این وضعیت دربیام که اون قاتلو بگیرم

560
00:59:14,250 --> 00:59:17,250
‫اگه اون همه این کارا رو فقط بخاطر سوال پرسیدن مرگ یه

561
00:59:17,291 --> 00:59:20,291
‫پسر پیک انجام داده، نمیدونم دیگه چه چیزایی رو میخواد مخفی کنه

562
00:59:21,250 --> 00:59:25,125
‫نمیدونم چی بگم شیوا کمکی از دستم برمیاد؟

563
00:59:26,000 --> 00:59:26,875
‫وارشا چطوره؟

564
00:59:27,791 --> 00:59:31,041
‫اون بعد از اینکه همه پشت سرت بد گفتن از خونه بیرون نیومده شیوا

565
00:59:32,500 --> 00:59:35,416
‫تا وقتی همه چی آروم بشه خونه بمون باشه؟

566
00:59:36,125 --> 00:59:37,541
‫خانوم، تطبیق داشت خانوم

567
00:59:42,250 --> 00:59:44,625
‫محل مرگ سواپنا تا مکان قتل بعدی

568
00:59:44,666 --> 00:59:47,041
‫45 کیلومتر از زمین نمایشگاه فاصله داره خانوم

569
00:59:48,375 --> 00:59:50,291
‫خانوم، قربانی بعدی کیه؟

570
00:59:53,916 --> 00:59:55,250
‫نمیذارم کسی رو بکشه

571
00:59:58,500 --> 00:59:59,875
‫چند نفر سر کارن؟

572
01:00:37,000 --> 01:00:39,541
‫هی بابی، هی رفیق کجایی، چرا تلفنامو جواب نمیدی؟

573
01:00:41,750 --> 01:00:48,625
‫من؟ شیوا، بعدا بهت زنگ میزنم هی، هی هی

574
01:00:54,250 --> 01:00:55,875
‫زمین های نمایشگاه آه

575
01:02:19,041 --> 01:02:19,500
‫هی بابی

576
01:02:21,000 --> 01:02:21,500
‫بابی

577
01:02:22,750 --> 01:02:23,375
‫هی بابی،

578
01:02:25,500 --> 01:02:26,291
‫هی، وایسا رفیق

579
01:02:27,000 --> 01:02:28,125
‫هی بابی

580
01:02:29,250 --> 01:02:29,916
‫هی بابی

581
01:02:41,000 --> 01:02:42,000
‫هی بابی وایسا رفیق

582
01:02:45,750 --> 01:02:46,166
‫بابی

583
01:03:04,750 --> 01:03:05,625
‫هی بابی

584
01:03:12,791 --> 01:03:14,166
‫هوم
‫هوم

585
01:03:22,750 --> 01:03:25,625
‫میتونه دانشجوی پزشکی باشه، گوشش پیرسینگ داره

586
01:03:30,750 --> 01:03:32,125
‫قدش 165 سانتیمتره

587
01:03:48,875 --> 01:03:49,875
‫هی

588
01:03:52,500 --> 01:03:53,875
‫بابی

589
01:04:05,375 --> 01:04:06,041
‫هی

590
01:04:13,166 --> 01:04:16,291
‫یه بار تو آمبولانس بزرگ دیدمش

591
01:04:19,750 --> 01:04:23,000
‫بابی، هی بابی، بلند شو

592
01:04:26,500 --> 01:04:31,541
‫بابی بابی بااابی بااا هوم

593
01:05:13,125 --> 01:05:18,125
‫قاتلو طبق برنامه دستگیر کردیم، ولی نتونستیم دو تا جون رو نجات بدیم

594
01:05:19,000 --> 01:05:21,375
‫زود همه کارای اداری رو انجام بدین و

595
01:05:21,375 --> 01:05:24,166
‫قاتلو تحویل دادگاه بدین باشه، چشم قربان

596
01:05:26,000 --> 01:05:29,666
‫خانوم، خانوم، برادر من بی گناهه، خانوم

597
01:05:30,250 --> 01:05:30,750
‫خانوم

598
01:05:33,666 --> 01:05:35,875
‫پرونده رو درست تشکیل بدین باشه خانوم

599
01:05:36,000 --> 01:05:38,000
‫مطمئن شین مدارک امنه باشه خانوم

600
01:05:38,791 --> 01:05:39,875
‫بریم؟ بریم

601
01:05:45,791 --> 01:05:46,416
‫تو برو
‫هوم

602
01:05:57,625 --> 01:06:00,375
‫من واقعا چیزی نمیدونم عمو، من شیوا رو میشناسم

603
01:06:01,500 --> 01:06:08,500
‫منم الان تو موقعیتی نیستم که بتونم کمکت کنم ولی حتما کمکت میکنم، باور کن

604
01:06:09,125 --> 01:06:10,166
‫تموم شد، کی کی؟

605
01:06:18,750 --> 01:06:20,250
‫چرا این هاتیگارو اینجا گذاشتی؟

606
01:06:21,166 --> 01:06:25,041
‫این یعنی چی؟ من هیچی نمیدونم خانوم

607
01:06:26,500 --> 01:06:29,125
‫یکی عمدا منو تو این پرونده انداخت خانوم

608
01:06:29,166 --> 01:06:34,875
‫با فرستادن پرونده 4 با نقشه قتل ما رو به چالش کشیدی کی پشت توئه؟

609
01:06:38,041 --> 01:06:40,875
‫بگو کجا داری قتل عام رو برنامه ریزی میکنی؟

610
01:06:41,291 --> 01:06:45,750
‫خانوم، قتل عام چیه، پرونده 4 چیه من واقعا هیچی نمیدونم خانوم

611
01:06:46,250 --> 01:06:49,916
‫داری همون حرفو تکرار میکنی، خانوم بذار خودم باهاش کنار بیام آقا، آقا، لطفا نه

612
01:06:49,916 --> 01:06:53,375
‫وایشناوی اینجوری بازجویی نمیکنن

613
01:06:58,291 --> 01:07:03,750
‫اون از لحاظ روحی خیلی ناراحته نمیتونه باهات همکاری کنه اون نیاز به درمان داره

614
01:07:04,750 --> 01:07:08,291
‫آقا، کی کی بیخود داره باهاش همدردی میکنه

615
01:07:08,625 --> 01:07:10,000
‫کی کی هم جزو تیم ماست

616
01:07:10,750 --> 01:07:13,500
‫کی کی، آقا، لطفا درمانو تو بیمارستانتون شروع کنین چشم قربان

617
01:07:15,625 --> 01:07:18,875
‫وایشناوی، تو امنیت رو تامین کن باشه قربان

618
01:07:20,791 --> 01:07:26,041
‫آیا نیلوفر منو به عنوان استراتژی محاصره کرده؟

619
01:07:26,750 --> 01:07:32,041
‫مثل یه کبری بدون کلاهک

620
01:07:32,541 --> 01:07:38,041
‫آیا تاریکی مثل باران میباره؟

621
01:07:38,750 --> 01:07:43,625
‫مثل زمین بدون خورشید

622
01:07:45,250 --> 01:07:56,416
‫مثل یه طوفان فاجعه بار توی بیابون وقتی سختی ها سر راهتو سد میکنن

623
01:07:57,250 --> 01:08:07,916
‫وقتی ناامیدی‌ها ازت سوال می‌پرسن و به چالش می‌کشنت،

624
01:08:08,250 --> 01:08:16,750
‫وقتی خونی که تو رگ‌هاته، میشه نیروت، اونوقته که پیروزی مال توئه

625
01:08:17,000 --> 01:08:35,000
‫مثل آتشفشانی که تو قلبت فوران می‌کنه با پشتکار، مگه شکست می‌تونه دووم بیاره؟

626
01:08:45,375 --> 01:08:58,000
‫تو مثل یه سرباز رویاپردازی کردی، که واسه مملکت فداکاری کنی

627
01:09:00,166 --> 01:09:09,125
‫تو نور ثابتی هستی روی چرخ آشوکا پرچم سه رنگ

628
01:09:09,125 --> 01:09:13,250
‫قتل عام رو کجا برنامه‌ریزی کردی؟ والا خانوم من اصلاً نمی‌دونم

629
01:09:15,250 --> 01:09:26,541
‫این چیه، قصه عوض شده، تو شدی زندانی

630
01:09:27,250 --> 01:09:37,916
‫اگه جرئت داشته باشی، می‌بینی که دستبند بی‌رحمی داره می‌شکنه

631
01:09:38,291 --> 01:09:41,375
‫وقتی خونی که تو رگ‌هاته، میشه نیروت، اونوقته که پیروزی مال توئه

632
01:09:41,375 --> 01:09:44,125
‫حالش داره خوب میشه قربان، تا سه روز دیگه تحویلش میدیم دادگاه

633
01:09:47,125 --> 01:10:04,666
‫مثل آتشفشانی که تو قلبت فوران می‌کنه با پشتکار، مگه شکست می‌تونه دووم بیاره؟

634
01:10:21,541 --> 01:10:23,541
‫این چیه کِی کِی؟ مگه مسئولیت تو نیست

635
01:10:23,625 --> 01:10:25,541
‫که تو بیمارستانت ازش مراقبت کنی؟

636
01:10:25,625 --> 01:10:27,875
‫مسئولیت من فقط اینه که اینجا درمان کنم،

637
01:10:27,916 --> 01:10:30,250
‫نه اینکه امنیت برقرار کنم به هر حال، متاسفم

638
01:10:46,625 --> 01:10:50,125
‫خونه داماد، من دارم یواشکی واسه ارتش آماده میشم

639
01:10:51,166 --> 01:10:53,625
‫باید تا دو روز دیگه تحویلش بدیم دادگاه چجوری

640
01:10:53,666 --> 01:10:56,375
‫می‌تونی اینقدر بی‌ملاحظه باشی در مورد یه مجرم تو بازداشت؟

641
01:10:56,666 --> 01:10:59,250
‫بگو اگه نمیتونی مدیریت کنی، یکی رو میارم

642
01:10:59,250 --> 01:11:01,791
‫که کاربلد باشه به هر قیمتی شده میارمش قربان

643
01:11:04,875 --> 01:11:08,875
‫چرا فرار کردی شیوا، می‌تونیم قانونی با این بجنگیم

644
01:11:10,125 --> 01:11:11,625
‫من با وکیل صحبت کردم

645
01:11:13,125 --> 01:11:15,500
‫بیا اینجا، اول اینو ببین

646
01:11:17,750 --> 01:11:21,416
‫اینا همه مرگ‌های تصادفیه که تو کورنول تو یک سال گذشته اتفاق افتاده

647
01:11:24,250 --> 01:11:28,000
‫معمولاً هر ماه، به زور ۱۰-۱۲ تا مرگ اینجوری گزارش میشد

648
01:11:28,791 --> 01:11:34,916
‫ولی تو ۲۰ روز گذشته، ۳۵ تا مورد مرگ تصادفی گزارش شده

649
01:11:36,250 --> 01:11:40,791
‫خب؟ چجوری ورما مرگ اون پیک رو

650
01:11:40,791 --> 01:11:45,375
‫به عنوان یه تصادف بست، اینا هم همونجوری بسته شدن

651
01:11:47,000 --> 01:11:51,875
‫تو ۲۰ روز گذشته، از ترس اینکه گیر نیفته، اون

652
01:11:51,875 --> 01:11:57,291
‫چاندو، سواپنا و بابی رو کشت و اینجوری منو گیر انداخت

653
01:11:58,750 --> 01:12:02,625
‫حتی پلیس از من در مورد یه قتل عام پرسید

654
01:12:02,625 --> 01:12:06,291
‫اگه اون اتفاق بیفته، اونم میفته گردن من

655
01:12:06,875 --> 01:12:09,625
‫در این صورت، تو باید داخل بمونی اونا

656
01:12:09,625 --> 01:12:12,125
‫شکنجه‌م می‌کنن تا بگن کی پشتمه

657
01:12:13,916 --> 01:12:16,875
‫برای اینکه ثابت کنم من این کارا رو نکردم،

658
01:12:17,625 --> 01:12:20,625
‫کی بابی ما رو کشت؟ اون اسلحه چه ربطی داره

659
01:12:20,666 --> 01:12:24,041
‫به قتل عامی که پلیس ازش حرف میزنه؟

660
01:12:26,166 --> 01:12:28,166
‫برای دونستن همه‌ی اینا

661
01:12:28,416 --> 01:12:30,666
‫اون گیر میوفته اون از ترس اینکه

662
01:12:30,666 --> 01:12:33,166
‫تسلیم دادگاه بشه فرار کرد خانوم به من اعتماد کن

663
01:12:34,125 --> 01:12:36,500
‫اون اول مدرک‌های منو هدف میگیره

664
01:13:22,291 --> 01:13:24,291
‫چند نفر دیگه باید به خاطر

665
01:13:24,375 --> 01:13:26,375
‫بی‌توجهی اداره شما بمیرن خانوم؟ برو کنار… خانوم

666
01:13:26,916 --> 01:13:33,125
‫دختربچه داره گریه میکنه بابا بابا

667
01:13:33,875 --> 01:13:35,500
‫وقتی رسیدیم خانوم، دیگه کاملاً زغال شده بود

668
01:13:39,416 --> 01:13:39,791
‫آی

669
01:13:41,375 --> 01:13:42,250
‫خانواده آشوک هستن خانوم

670
01:13:55,541 --> 01:13:56,750
‫ما داریم یه عملیات تحویل تقلبی انجام میدیم

671
01:13:58,666 --> 01:13:59,375
‫چی خانوم؟

672
01:14:00,375 --> 01:14:03,875
‫نقطه ضعفش خواهرشه حتماً میاد خواهرش رو ببینه

673
01:14:05,250 --> 01:14:07,875
‫خانوم، وارد کردن یه خانم باردار توی این کار گناهه

674
01:14:08,916 --> 01:14:10,625
‫بعد دیدن این همه چیز، چطور می‌تونی حرف بزنی کوکایا؟

675
01:14:11,250 --> 01:14:12,750
‫بعد از فرار کردن، خیلی بی‌رحم‌تر شده

676
01:14:13,666 --> 01:14:16,791
‫ولی چرا باید خواهرش رو توی کار اشتباهش دخیل کنیم خانوم؟

677
01:14:17,416 --> 01:14:20,000
‫تو حد خودت رو بدون و کاری رو بکن که من میگم

678
01:14:20,625 --> 01:14:22,916
‫شماها خواهرش رو ببرید بیمارستان شریکارا باشه؟

679
01:14:23,250 --> 01:14:23,416
‫باشه خانوم

680
01:14:23,541 --> 01:14:24,500
‫شکر
‫بله خانوم

681
01:14:24,666 --> 01:14:27,791
‫به دوستاش خبر بده که حال خواهرش وخیمه حتماً میاد بله خانوم

682
01:14:31,416 --> 01:14:32,416
‫راماچاندرا

683
01:15:47,625 --> 01:15:49,916
‫یه لخته خون تو مغزش هست مرگ مغزی شده

684
01:15:50,750 --> 01:15:56,000
‫اگه اجازه بدید، می‌تونیم عملش کنیم و بچه رو دربیاریم، البته اگه اجازه بدید

685
01:15:56,541 --> 01:15:57,750
‫خانوم، هیچ کار دیگه‌ای نمیشه کرد؟

686
01:15:58,750 --> 01:16:02,666
‫اون فوت کرده قربان، چون بارداره، داریم این کار رو میکنیم

687
01:16:03,000 --> 01:16:04,750
‫خواهش می‌کنم سعی کنید نجاتش بدید سعی می‌کنیم قربان

688
01:16:08,916 --> 01:16:11,791
‫بگو سوامی حال خواهرت خوب نیست بیا بیمارستان شریکارا سوامی

689
01:16:12,375 --> 01:16:13,791
‫مراقب باش، پلیس اون دور و برا هست

690
01:16:32,291 --> 01:16:35,000
‫خانوم، اگه امروز نه، یه روز دیگه گیر میوفته

691
01:16:35,291 --> 01:16:39,041
‫با این کار، یه بچه تازه متولد شده مادرش رو از دست داد تقصیر شماست خانوم

692
01:16:39,375 --> 01:16:40,166
‫بابه
‫تو صبر کن

693
01:16:40,625 --> 01:16:43,375
‫به گمان اینکه یه قتل عامی قراره اتفاق بیفته، عمداً یه نوزاد رو بی‌مادر کردید

694
01:16:43,875 --> 01:16:45,500
‫شک و تردیدهای شما ممکنه روی زندگیتون تاثیر بذاره، ولی

695
01:16:45,541 --> 01:16:47,250
‫نباید زندگی بقیه تحت تاثیر قرار بگیره

696
01:16:55,750 --> 01:16:59,875
‫تلاشم برای جلوگیری از اتفاقی که قراره بیوفته، ممکنه از نظر شما یه شک به نظر برسه

697
01:17:00,250 --> 01:17:02,250
‫ولی اون فقط احتیاط منه

698
01:17:19,875 --> 01:17:20,666
‫استعفا میدم

699
01:17:21,791 --> 01:17:23,000
‫منظورم این نبود خانوم

700
01:17:23,625 --> 01:17:25,500
‫خانوم، خواهش می‌کنم بهش فکر کنید یه کم آب بخورید خانوم

701
01:17:28,291 --> 01:17:29,750
‫گم شدم شکر
‫خانوم

702
01:17:30,041 --> 01:17:33,500
‫من نتونستم از مرگ‌ها جلوگیری کنم، و نمی‌تونم جلوی قتل عام بعدی رو بگیرم

703
01:17:33,875 --> 01:17:37,041
‫هیچی قرار نیست اتفاق بیفته خانم، چرا استعفا میدی خانم؟

704
01:17:37,250 --> 01:17:39,000
‫همه این کارا رو کردیم که شیوا رو بگیریم، درسته خانم؟

705
01:17:39,375 --> 01:17:43,625
‫شاید بیاد خواهرشو ببینه خانم یه کم صبر کنیم لطفا خانم

706
01:17:44,416 --> 01:17:49,875
‫آخه کسی که نقشه داره این همه آدم رو اذیت کنه، چرا باید بیاد یه آدم مرده رو ببینه؟

707
01:18:00,250 --> 01:18:01,666
‫خواهر حالش چطوره سوامی؟ یه دختر بچه است، شیوا

708
01:18:03,166 --> 01:18:04,000
‫حال هردوشون خوبه؟

709
01:18:56,000 --> 01:18:56,500
‫شیوا

710
01:19:07,875 --> 01:19:10,000
‫من دنبال اون قاتلی که گفتی می گشتم سوامی،

711
01:19:14,250 --> 01:19:18,041
‫خیلی تند رانندگی می کرد و زد به ماشین پلیس و مرد شیوا

712
01:19:26,750 --> 01:19:28,625
‫بدون اینکه به جون خودش اهمیت بده، اون

713
01:19:28,625 --> 01:19:30,916
‫خواهرتو کشت، آخه اون کی می تونه باشه شیوا؟

714
01:19:33,625 --> 01:19:36,000
‫چاره ای ندارم سوامی، تسلیم می شم

715
01:19:38,375 --> 01:19:41,416
‫خوب می دونی چه حکمی در انتظارت هست شیوا، بهتر از من می دونی

716
01:19:43,250 --> 01:19:45,375
‫تو خواهرتو از دست دادی، الان تو همه کس اون بچه ای

717
01:19:48,416 --> 01:19:51,375
‫باید ثابت کنی که از این جرم ها بی گناهی شیوا

718
01:19:54,166 --> 01:19:55,500
‫باید کنار اون کوچولو باشی شیوا

719
01:20:11,000 --> 01:20:13,500
‫دیگه کاری از دستم بر نمیاد سوامی هومم

720
01:20:17,125 --> 01:20:22,875
‫من به مامان سوکش میگم تا اون موقع مواظب بچه باش

721
01:20:39,625 --> 01:20:40,041
‫زن داداش

722
01:20:46,500 --> 01:20:47,000
‫زن داداش

723
01:20:49,166 --> 01:20:49,625
‫زن داداش

724
01:20:54,041 --> 01:20:56,000
‫هی سوکش، چی شده؟ مامان کجاست؟

725
01:20:57,291 --> 01:20:58,125
‫هی، دارم با تو حرف می زنم

726
01:21:00,000 --> 01:21:01,125
‫هی چی شده؟

727
01:21:03,375 --> 01:21:03,750
‫زن داداش

728
01:21:14,000 --> 01:21:14,416
‫زن داداش

729
01:21:15,500 --> 01:21:15,791
‫زن داداش

730
01:21:16,625 --> 01:21:18,166
‫من شیوام زن داداش، درو باز کن

731
01:21:22,875 --> 01:21:28,125
‫شیوا، داره بهش حمله می کنه زن داداش، چی شده؟

732
01:21:28,416 --> 01:21:30,166
‫داداش
‫هی چینا، چی شده؟

733
01:21:30,541 --> 01:21:33,250
‫سوکش خیلی عجیب رفتار می کنه شیوا

734
01:21:33,666 --> 01:21:36,500
‫آره، وقتی صداش کردم اصلا متوجه من نشد؟ انگار تو خلسه است

735
01:21:37,041 --> 01:21:39,000
‫می ترسم شیوا

736
01:21:39,416 --> 01:21:40,625
‫عیب نداره نگران نباش

737
01:21:41,625 --> 01:21:45,000
‫ولی داداش کجاست؟ اون برای یه کار اردوگاهی رفته تیروپاتی، شیوا

738
01:21:46,875 --> 01:21:49,166
‫بیا زن داداش، داداش داداش،

739
01:21:49,166 --> 01:21:51,750
‫نمیام بیا زن داداش، نگران نباش، من اینجام

740
01:22:04,125 --> 01:22:05,250
‫هی، سوکش،

741
01:22:05,750 --> 01:22:08,875
‫هی سوکش، وایسا

742
01:22:23,250 --> 01:22:25,750
‫هی، چی شده؟ چرا اینجوری رفتار می کنی؟

743
01:22:28,250 --> 01:22:29,375
‫هی هی سوکش، وایسا

744
01:22:49,416 --> 01:22:50,166
‫هی چینا، برو بیرون

745
01:22:58,291 --> 01:23:01,291
‫هی، چش شده سوکش؟ چی شده؟

746
01:23:02,875 --> 01:23:04,750
‫هی، بگو ببینم، چرا اینجوری رفتار می کنه؟

747
01:23:05,125 --> 01:23:06,250
‫به خاطر مسابقاته داداش

748
01:23:06,625 --> 01:23:07,750
‫آه چه مسابقه ای؟

749
01:23:25,375 --> 01:23:26,625
‫به خاطر مسابقه است داداش

750
01:23:28,625 --> 01:23:29,541
‫من مسابقه دارم رفیق

751
01:23:34,500 --> 01:23:37,500
‫به خاطر این گوشی اینجوری شده شیوا

752
01:23:50,916 --> 01:23:53,875
‫هه نترس ساتیا من خواهرتو نکشتم

753
01:23:56,500 --> 01:24:01,375
‫همه اینا به خاطر این بازی عنکبوتی داره اتفاق می افته

754
01:24:07,375 --> 01:24:08,875
‫به هردوشون نگاه کن

755
01:24:16,000 --> 01:24:18,041
‫اون به خاطر برادر خودشه که تو این وضعیته

756
01:24:22,375 --> 01:24:24,875
‫این اتفاقا مدتیه که داره می افته

757
01:24:26,500 --> 01:24:28,750
‫از ترس اینکه من همه اینا رو لو بدم

758
01:24:32,625 --> 01:24:36,250
‫اونا خواهرتو و دوستای منو کشتن و انداختن گردن من

759
01:24:38,500 --> 01:24:40,000
‫من اومدم از تو کمک بگیرم ساتیا

760
01:24:54,041 --> 01:24:54,916
‫بیا تو

761
01:25:00,416 --> 01:25:01,375
‫درو نبند

762
01:25:03,125 --> 01:25:04,541
‫باید مراقب خودم باشم، درسته؟

763
01:25:33,166 --> 01:25:33,916
‫آره

764
01:25:35,250 --> 01:25:36,500
‫سرنخی به دست آوردی؟

765
01:25:37,750 --> 01:25:42,291
‫این یه بازی مربوط به دارک وبه، رمزگشایی این خیلی وقت می بره

766
01:25:42,750 --> 01:25:44,291
‫تا یه مدتی مزاحم من نشو

767
01:26:36,166 --> 01:26:38,250
‫دیگه چقدر وقت می خواد ساتیا؟ تموم شد؟

768
01:26:38,500 --> 01:26:40,166
‫می دونی برادرش چطوری رفتار می کرد ساتیا؟

769
01:26:41,291 --> 01:26:44,166
‫یه مسابقه ای هست، وقت نداریم

770
01:26:45,291 --> 01:26:48,875
‫شماره رئیس پلیس ویشنوی رو داری، درسته؟ آره

771
01:26:49,250 --> 01:26:50,291
‫بهش زنگ بزن و بگو بیاد اینجا

772
01:26:50,291 --> 01:26:53,875
‫هی اون به محض اینکه منو ببینه منو می کشه، چرا الان باید بهش زنگ بزنم؟

773
01:26:53,875 --> 01:26:58,291
‫ببین شیوا، من و تو نمی تونیم اینو متوقف کنیم، بهش زنگ بزن بیاد اینجا

774
01:27:15,250 --> 01:27:17,750
‫خانم، آقا گفتن دو دقیقه صبر کنید گفتن الان می بینن

775
01:27:30,875 --> 01:27:31,666
‫الو

776
01:27:33,500 --> 01:27:34,250
‫کیه؟

777
01:27:35,416 --> 01:27:36,250
‫شیوا

778
01:27:44,250 --> 01:27:45,750
‫داری اشتباه می کنی شیوا

779
01:27:46,375 --> 01:27:50,250
‫لطفا به جایی که می گم بیا، من می تونم همه چیز رو توضیح بدم

780
01:27:50,625 --> 01:27:51,875
‫چی می خوای بهم بگی؟

781
01:27:53,000 --> 01:27:56,916
‫قتل عامی که می گی درسته من اطلاعات مربوط به اونو دارم

782
01:27:57,125 --> 01:27:59,916
‫معلومه، خودت برنامه ریزی کرده بودی

783
01:28:00,250 --> 01:28:01,625
‫خانوم، من نیستم

784
01:28:05,375 --> 01:28:11,250
‫چی؟ تو قتل عام رو برنامه‌ریزی نکردی؟
‫ندیدم داشتی بابی رو می‌کشتی؟

785
01:28:17,750 --> 01:28:25,375
‫آره، نمی‌دونم چطوری بهتون بگم خانوم،
‫خانوم، من برادر سوآپنا، ساتیا هستم

786
01:28:26,375 --> 01:28:31,791
‫شیوا خواهرم سوآپنا رو نکشته
‫من پرونده رو هم پس می‌گیرم

787
01:28:33,250 --> 01:28:36,375
‫همه‌ی مرگ‌هایی که تا الان اتفاق افتاده
‫داره به یه اتفاق مرگبار منتهی میشه

788
01:28:39,541 --> 01:28:41,375
‫اسمی که براش گذاشتن،
‫تورنومنتـه

789
01:28:42,125 --> 01:28:44,041
‫همه‌ی اینا از طریق یه بازی
‫داره سازماندهی میشه خانوم

790
01:28:44,250 --> 01:28:48,250
‫وقتی بیاین اینجا، همه‌ی جزئیات رو بهتون میگم
‫امیدوارم که متوجه بشین

791
01:29:27,625 --> 01:29:28,875
‫هنوزم بهت اعتماد ندارم شیوا

792
01:29:31,666 --> 01:29:32,000
‫خانوم

793
01:29:37,625 --> 01:29:42,750
‫این بازی عنکبوتیه یه نفر هوشمندانه طراحیش کرده
‫و دارن جرم مرتکب میشن

794
01:29:43,500 --> 01:29:47,250
‫این شبیه یه بازی عادی به نظر میرسه، اما یه بازی مرگباره
‫که توی دارک وب طراحی شده

795
01:29:47,750 --> 01:29:48,916
‫سه تا لِوِل داره

796
01:29:50,000 --> 01:29:53,166
‫لِوِل 1 - کاملاً عادیه،
‫درست مثل هر بازی دیگه‌ای

797
01:29:53,625 --> 01:29:55,291
‫مثل بازی کردن پابجی و فری فایر

798
01:29:55,375 --> 01:30:00,750
‫وقتی به لِوِل 2 برسی، خودکار
‫آپدیت میشه

799
01:30:01,750 --> 01:30:02,916
‫همه‌ی آپدیت‌ها رو می‌گیری

800
01:30:03,666 --> 01:30:07,666
‫اصلاً هیچ شباهتی بین
‫لِوِل 1 و لِوِل 2 نیست خانوم

801
01:30:09,250 --> 01:30:14,000
‫از اون به بعد،
‫مرگبار، وحشیانه و خشن میشه

802
01:30:14,500 --> 01:30:17,250
‫هیچ ارتباطی بین
‫لِوِل 1 و لِوِل 2 نیست خانوم

803
01:30:18,125 --> 01:30:21,750
‫وقتی به لِوِل 3 رسیدیم،
‫یه آپدیت دیگه گرفتیم

804
01:30:23,250 --> 01:30:25,875
‫حدس می‌زنم از اون به بعد،
‫این قتل عامهای زنده شروع شده

805
01:30:28,625 --> 01:30:30,250
‫قتل عامهای زنده؟
‫آره

806
01:30:31,375 --> 01:30:37,500
‫تو 15-20 روز گذشته، همون‌طور که شیوا اشاره کرد، قربانی‌ها 15 تا 35 ساله بودن

807
01:30:38,666 --> 01:30:42,625
‫همه‌ی اینا نتونستن لِوِل 2 رو تموم کنن
‫و توسط کسایی که لِوِل 3 رو بازی می‌کنن کشته شدن

808
01:30:43,125 --> 01:30:44,375
‫واضحه و کامله

809
01:30:46,125 --> 01:30:51,875
‫،آره خانوم، یه نگاهی به اینجا بندازین
‫این یارو هم یه گیمره

810
01:30:54,250 --> 01:30:57,416
‫برادر بزرگ‌ترش، الان
‫،داره لِوِل 3 رو بازی میکنه

811
01:30:58,291 --> 01:31:02,500
‫کسی که از لِوِل 3 رد شده باید کسی رو که
‫توی لِوِل 1 شکست خورده رو تو زندگی واقعی بکشه

812
01:31:04,291 --> 01:31:07,041
‫اون از سر اجبار،
‫برادر کوچیک‌ترش رو میخواست بکشه خانوم

813
01:31:07,541 --> 01:31:11,041
‫تمومش کن، من دیدم داشتی بابی رو می‌کشتی،
‫حالا میگی کار گیمرهاست

814
01:31:12,250 --> 01:31:22,250
‫خانوم، اون مرگ‌ها فرق داشت یه نفر
‫این یارو رو استخدام کرده بود تا عمداً منو به دام بندازه

815
01:31:26,041 --> 01:31:26,916
‫ممکنه خانوم

816
01:31:28,541 --> 01:31:31,500
‫در واقع، لِوِل 4
‫قراره الان شروع بشه

817
01:31:32,500 --> 01:31:35,750
‫اون حتماً حواست رو پرت کرده به شیوا
‫تا از اون قتل‌ها فرار کنی

818
01:31:37,166 --> 01:31:40,250
‫درسته خانوم، اون تورنومنت همون
‫قتل عامیه که فکرشو می‌کردی

819
01:31:40,416 --> 01:31:43,500
‫هی، برای فرار از این پرونده،
‫این یارو رو هم قانع کردی؟

820
01:31:44,250 --> 01:31:46,750
‫بازی، قتل عامهای زنده،
‫داری برام قصه تعریف میکنی؟

821
01:31:47,000 --> 01:31:49,125
‫کوکائیا، جفتشونو
‫دستگیر کن باشه خانوم،

822
01:31:49,250 --> 01:31:51,750
‫راسته خانوم، حرف‌هایی که دارن میزنن
‫حقیقته

823
01:31:51,791 --> 01:31:53,375
‫خانوم، خواهش می‌کنم یه بار
‫به حرفم گوش کنین خانوم

824
01:32:01,500 --> 01:32:04,750
‫خانوم، از داده‌های رمزگشایی شده‌ام،
‫دوتا بازیکن خیلی

825
01:32:04,750 --> 01:32:08,000
‫توی لِوِل 3 فعالن احتمال
‫یه قتل وجود داره

826
01:32:08,416 --> 01:32:13,416
‫من قبلاً رمزگشایی‌شون کردم
‫مکانشونم پیدا کردم میتونین دستگیرشون کنین

827
01:32:14,125 --> 01:32:18,666
‫اگه بعد از اون هم هنوز باورم
‫نکردین میتونین منو دستگیر کنین خانوم

828
01:32:25,291 --> 01:32:27,250
‫بریم، نشونمون بده

829
01:32:54,291 --> 01:32:57,125
‫ساتیا، من تو محل هستم گیمر
‫،اون اطرافه

830
01:32:57,125 --> 01:33:00,541
‫اما نمی‌تونم موقعیت دقیقش رو
‫پیدا کنم

831
01:33:06,125 --> 01:33:08,916
‫کوکائیا، دنبال اپلیکیشن بازی بگردین

832
01:33:09,125 --> 01:33:11,416
‫تو اونجا بگرد، باشه آقا،
‫شما با من بیا

833
01:33:17,000 --> 01:33:18,541
‫هی، گوشیتو بده
‫آقا

834
01:33:27,375 --> 01:33:28,250
‫هی، گوشیتو بده

835
01:33:38,250 --> 01:33:42,250
‫هی، کسیو دیدی که مشکوک باشه نه آقا، باشه، بخواب

836
01:33:44,625 --> 01:33:48,875
‫هی ساتیا، اینجا خونه زیاده
‫اگه توش باشه کجا بگردیم؟

837
01:33:49,125 --> 01:33:52,875
‫گیمر تو همین حوالیه، خانوم
‫مطمئناً قتل اتفاق می‌افته

838
01:33:53,250 --> 01:33:55,666
‫نمیتونم بگم کی انجامش میده
‫و کجا خانوم

839
01:34:30,500 --> 01:34:31,000
‫خانوم

840
01:34:41,000 --> 01:34:41,500
‫گیمر

841
01:34:48,250 --> 01:34:49,875
‫اون تو بازیه خانوم

842
01:34:51,666 --> 01:34:53,250
‫چرا گوشی نداره؟

843
01:34:53,791 --> 01:34:57,875
‫تا لِوِل 2 از گوشی استفاده می‌کنن،
‫از لِوِل 3 از لنز بازی استفاده می‌کنن

844
01:35:24,625 --> 01:35:24,916
‫هی

845
01:35:44,625 --> 01:35:48,166
‫خانوم، اون واقعاً یه گیمره؟
‫مثل دیوونه‌ها داره می‌پره

846
01:35:48,416 --> 01:35:51,875
‫نه نه خانوم، نشون میده که
‫محل گیمر عوض شده

847
01:36:40,250 --> 01:36:41,291
‫کجا داره با عجله میره؟

848
01:36:42,125 --> 01:36:45,625
‫اون یکی از دو بازیکن آخره
‫توی لِوِل 3 خانوم خیلی عجله داره

849
01:37:02,375 --> 01:37:03,500
‫چرا یهو وایساد؟

850
01:37:04,166 --> 01:37:04,875
‫نمیدونم خانوم

851
01:38:07,916 --> 01:38:09,375
‫خانوم، اونجا یه
‫هدف داره

852
01:39:05,000 --> 01:39:05,375
‫شیوا

853
01:39:28,125 --> 01:39:31,750
‫خوبی کوکائیا؟ قتل عامی که ازش می‌ترسیدین
‫حقیقت داشت خانوم

854
01:39:43,666 --> 01:39:47,875
‫اون داره با یه میله به یه آدم بی‌گناه
‫که تو هتل غذا میخوره ضربه میزنه آقا

855
01:39:48,125 --> 01:39:52,291
‫اون با میله به سر یکی که داشت تو خیابون
‫راه میرفت ضربه زد خانوم

856
01:40:05,625 --> 01:40:06,000
‫بازیکن دوم

857
01:40:08,791 --> 01:40:12,750
‫الو بازیکن دوم هم برای هدف
‫وارد همون منطقه شد خانوم

858
01:40:13,166 --> 01:40:15,541
‫چی، بازیکن دوم

859
01:40:19,125 --> 01:40:22,416
‫ساتیا کجاست؟ نمیدونم خانوم
‫نمیتونم موقعیت دقیقش رو پیدا کنم

860
01:40:25,000 --> 01:40:26,750
‫شیوا، بازیکن دوم
‫اطرافه

861
01:40:44,875 --> 01:40:45,750
‫هی هی

862
01:41:07,250 --> 01:41:09,416
‫باورم نمیشه چی میبینم

863
01:41:11,250 --> 01:41:15,291
‫خانم، وقتی تو گوگل سرچ کنی "جنایت‌های مدرن بازی‌های ویدیویی" تو این اواخر،

864
01:41:16,000 --> 01:41:16,916
‫کلی نتیجه میاد

865
01:41:17,000 --> 01:41:20,625
‫یه نفر کل خونوادشو کشت به خاطر اینکه نمیذاشتن بازی کنه

866
01:41:21,125 --> 01:41:25,875
‫یه جوون ۲۴ ساله از پنجاب، دوستشو موقع بازی کردن کشت

867
01:41:26,500 --> 01:41:28,875
‫تو یه ایالت دیگه، یه بچه ۱۲ ساله یه دختر ۸ ساله رو کشت

868
01:41:28,916 --> 01:41:31,250
‫به خاطر اینکه بهش سکه تو بازی نداده بود

869
01:41:33,500 --> 01:41:37,500
‫یه نفر تو استرالیا، هشت نفر رو کشت، بهشون میگفت هدف تو بازی

870
01:41:41,791 --> 01:41:44,166
‫باید سریعاً بازی رو ممنوع کنیم ولی چطوری؟

871
01:41:45,000 --> 01:41:46,250
‫این تو دارک وب هست خانم

872
01:41:46,291 --> 01:41:47,916
‫دولت ما هیچ کنترلی روش نداره

873
01:41:48,791 --> 01:41:50,875
‫سرورهاش اینجا نیست خانم

874
01:41:50,875 --> 01:41:53,416
‫حتی یه کاربر هم از اینجا بازی رو گزارش نکرده

875
01:41:53,791 --> 01:41:57,750
‫حتی اگه ممنوعش کنیم، فقط می‌تونیم از پلی استور حذفش کنیم

876
01:41:57,916 --> 01:42:01,625
‫کش‌های بازی تو بیشتر از ۳۰۰ تا مرورگر خصوصی وجود داره

877
01:42:02,375 --> 01:42:06,625
‫فقط می‌تونیم مپ بازی رو عوض کنیم مثل پابجی،

878
01:42:06,916 --> 01:42:08,750
‫با اینکه تو هند ممنوعه،

879
01:42:08,750 --> 01:42:11,541
‫مردم کشورهای دیگه دارن بازیش می‌کنن اینجوری کار می‌کنه

880
01:42:11,625 --> 01:42:15,916
‫ولش کن، چطوری بفهمیم کی‌ها برای لول ۴ انتخاب شدن؟

881
01:42:17,041 --> 01:42:17,541
‫خیلی سخته

882
01:42:18,416 --> 01:42:22,791
‫بازی با یه زبان مرموز طراحی شده کرک کردنش خیلی غیرممکنه

883
01:42:24,750 --> 01:42:27,125
‫همه‌مون نتونستیم جلوی یه نفرو بگیریم

884
01:42:28,000 --> 01:42:30,375
‫نمی‌دونیم چند نفرن یا کجان

885
01:42:31,250 --> 01:42:33,375
‫مطمئن نیستیم لول ۴ کی و کجا شروع میشه

886
01:42:37,000 --> 01:42:37,916
‫چطوری باید جلوشو بگیریم؟

887
01:42:39,416 --> 01:42:41,041
‫خانم، ما فقط ۲ تا گزینه داریم

888
01:42:41,416 --> 01:42:45,875
‫یک - لول ۴ رو جوری طراحی کنیم که به نفع ما باشه

889
01:42:46,541 --> 01:42:52,791
‫دو - طراح بازی رو پیدا کنیم و بازی رو از سرور حذف کنیم

890
01:42:53,250 --> 01:42:54,875
‫این دو تا تنها گزینه‌هاییه که داریم

891
01:43:02,375 --> 01:43:05,666
‫خانم، کی می‌تونه اینقدر هیولا باشه که این همه آدمو بکشه

892
01:43:05,750 --> 01:43:09,041
‫با این بازی خانم؟ کجا زندگی می‌کنه؟

893
01:43:09,750 --> 01:43:10,416
‫بگو وایشناوی،

894
01:43:13,166 --> 01:43:19,250
‫تو داستان شامباجیوودو، قتل عام رو با جزئیات گفتی ولی انگیزه پشتشو نگفتی

895
01:43:19,875 --> 01:43:24,375
‫قتل عام از خشم و عصبانیت به خاطر بی‌توجهی به

896
01:43:24,375 --> 01:43:29,625
‫قبیله‌شون و نارضایتی از حکومت پادشاه بود

897
01:43:30,875 --> 01:43:34,125
‫کسی به شامباجیوودو مشکوک نشد؟

898
01:43:34,916 --> 01:43:38,375
‫نه، تو نیروهای پادشاه قایم شده بود

899
01:43:39,416 --> 01:43:44,416
‫شامباجیوودو با دانش واسیکارانی که داشت، مردم رو با خودش همراه کرد

900
01:43:45,291 --> 01:43:53,250
‫اون یکی یکی رو به صورت استراتژیک می‌کشت، بدون اینکه گیر بیفته

901
01:43:58,500 --> 01:44:02,750
‫بعد از اینکه پادشاهی سقوط کرد، چی سر شامباجیوودو اومد؟

902
01:44:03,750 --> 01:44:07,416
‫باید سرنوشت بد شامباشیوودو رو برات تعریف کنم،

903
01:44:07,500 --> 01:44:12,375
‫همونطور که تو خیلی از داستان‌ها اومده

904
01:44:15,791 --> 01:44:16,375
‫ممنون

905
01:44:21,375 --> 01:44:26,000
‫دوباره ازت می‌پرسم وایشناوی، چرا اینو می‌خوای؟ دفعه قبل نگفتی

906
01:44:27,291 --> 01:44:28,916
‫اون قتل عام قراره دوباره اتفاق بیفته

907
01:44:40,750 --> 01:44:43,000
‫من هنوز بهت اعتماد ندارم شیوا

908
01:44:49,250 --> 01:44:54,916
‫چرا فایل ۴ رو فرستادی؟ چطوری از بیمارستان کی‌کی فرار کردی؟

909
01:45:01,500 --> 01:45:04,541
‫هی بابو، هی بابو، هی بابو تو

910
01:45:05,416 --> 01:45:10,375
‫خانم، بررسی سابقه طبق درخواست شما انجام شد همشون دانشجو هستن

911
01:45:10,875 --> 01:45:14,125
‫در حال حاضر، اون سه نفر بیهوشن

912
01:45:14,625 --> 01:45:17,750
‫۳۶ ساعت طول می‌کشه تا خوب شن خانم

913
01:45:19,625 --> 01:45:21,875
‫دارو باید با دوز دقیق تزریق بشه

914
01:45:21,916 --> 01:45:24,541
‫خانم، وگرنه ممکنه به کما برن

915
01:45:26,166 --> 01:45:28,875
‫فقط کسایی که سابقه پزشکی دارن می‌تونن اینو تزریق کنن خانم

916
01:45:29,125 --> 01:45:35,500
‫خانم، مپ لول ۴ تو برنامه بازی، فردا ساعت ۹ صبح تو تیروپاتی باز میشه

917
01:45:35,916 --> 01:45:39,250
‫تو تیروپاتی؟ اونجا مراسم براموتساوام هست خانم

918
01:45:41,041 --> 01:45:42,375
‫آدمای زیادی اونجا خواهند بود

919
01:45:58,916 --> 01:46:01,750
‫شما منو از طریق تحقیقات پیدا نکردین خانم

920
01:46:01,750 --> 01:46:04,916
‫طرح من تو مرگ بابی بود که باعث شد دستگیر بشم

921
01:46:07,416 --> 01:46:08,416
‫کی؟
‫کی‌کی

922
01:46:12,125 --> 01:46:17,625
‫من از بیمارستان کی‌کی فرار نکردم، من به عنوان بخشی از نقشه کی‌کی فرار کردم

923
01:46:17,750 --> 01:46:19,875
‫"من حتماً کمکت می‌کنم، باور کن"

924
01:46:22,791 --> 01:46:24,041
‫این کی‌کی دیگه کیه؟

925
01:46:24,125 --> 01:46:26,750
‫مگه مسئولیت نظارت بر اونجا با خودت نیست تو بیمارستانت؟

926
01:46:26,750 --> 01:46:29,750
‫مسئولیت من فقط ارائه درمانه اینجا نه تأمین امنیت

927
01:46:32,000 --> 01:46:35,875
‫مثل نارضایتی سامباجیودو از حکومت پادشاه،

928
01:46:35,916 --> 01:46:39,875
‫من تو نارضایتی کی‌کی از سیستم، نارضایتی دیدم

929
01:46:40,500 --> 01:46:45,250
‫تو این دموکراسی، باید بجنگی تا حقتو بگیری با گدایی به دست نمیاری

930
01:46:46,041 --> 01:46:49,791
‫همونطور که ویشوش گفت درباره دانش هیولا از

931
01:46:49,875 --> 01:46:53,625
‫واشیکارانا، کی‌کی می‌تونه با هیپنوتیزم مردم رو کنترل کنه

932
01:46:53,791 --> 01:46:58,750
‫آروم باش پسر، آروم باش، آروم باش آقا می‌تونه هر کسی رو کنترل کنه

933
01:47:02,125 --> 01:47:07,666
‫مثل قتل عامهای حیله‌گرانه شامباجیودو، کی‌کی با تو همدست شد

934
01:47:07,750 --> 01:47:13,250
‫تا مرتکب قتل شی و برای قتل عام برنامه ریزی کنی

935
01:47:17,416 --> 01:47:20,916
‫همونطور که سریکار الان تأیید کرد، فقط کسایی که تو زمینه پزشکی

936
01:47:21,000 --> 01:47:24,250
‫هستن می‌تونن دوز درست اون دارو رو بدن

937
01:47:26,291 --> 01:47:34,375
‫همونطور که همه شما می‌دونید، کی‌کی یه دکتر مجرب هست و مرگ خواهر من

938
01:47:34,375 --> 01:47:41,541
‫یه اتفاق نبوده خانم کار کی‌کی بوده

939
01:47:45,750 --> 01:47:48,250
‫دوباره بهت میگم، من این فایل ۴ رو نفرستادم خانم

940
01:47:51,916 --> 01:47:56,416
‫همون کی‌کی که قول داده بود به تیم شما کمک کنه، بعد از مرگ سواپنا،

941
01:47:56,500 --> 01:48:00,625
‫این فایل ۴ رو فرستاد تا منو تو این دام بندازه

942
01:48:03,250 --> 01:48:09,750
‫راستی خانم، جراح بخش شما کجاست؟ منتقل شده یا بازنشسته شده؟

943
01:48:12,375 --> 01:48:13,625
‫اون اتفاقی مُرد

944
01:48:16,416 --> 01:48:21,000
‫یا داره به ما کمک می کنه، یا داره
‫اداره پلیسو هدف می گیره

945
01:48:21,500 --> 01:48:25,375
‫برای فهمیدن این موضوع، باید با
‫روش های خودش تحقیق کنیم، وایشناوی

946
01:48:27,125 --> 01:48:29,375
‫وایشناوی، این ممکنه
‫نشونه یه قاتل باشه

947
01:48:30,625 --> 01:48:34,625
‫چیزی در این مورد می دونی؟ فکر کنم
‫باید یه دانشجوی پزشکی بوده باشه

948
01:48:40,125 --> 01:48:41,500
‫کِی کِی هم بخشی از
‫تیم ماست

949
01:49:02,625 --> 01:49:05,916
‫مثل شامباجی وودو که مردم رو با
‫هاتیگار قتل عام می کرد،

950
01:49:05,916 --> 01:49:09,250
‫کِی کِی داره از تکنولوژی
‫بازی برای قتل عام استفاده می کنه

951
01:49:10,000 --> 01:49:10,625
‫این باید متوقف بشه

952
01:49:12,875 --> 01:49:13,291
‫کوکایا

953
01:49:14,000 --> 01:49:15,666
‫نیروها رو بفرست بیمارستان کِی کِی

954
01:49:17,750 --> 01:49:22,875
‫نیازی نیست خانم کِی کِی
‫از قبل تحت کنترل منه

955
01:49:25,625 --> 01:49:28,000
‫بادرا به من خبر داد که دیده
‫آدم کِی کِی داره

956
01:49:28,000 --> 01:49:30,375
‫به خانواده قاتل توی
‫بیمارستان پول میده

957
01:49:31,416 --> 01:49:34,500
‫اولش باورم نمی شد اما این باعث
‫شد به کِی کِی شک کنم، بعد از صحبت

958
01:49:34,541 --> 01:49:38,041
‫با ویشوش، مطمئن شدم
‫فوری از بادرا خواستم که کِی کِی رو کنترل کنه

959
01:49:38,416 --> 01:49:40,875
‫فوری از بادرا خواستم که کِی کِی رو کنترل کنه

960
01:49:59,750 --> 01:50:04,250
‫چطوری کِی کِی؟ چطوری
‫اینقدر بزرگ به تنهایی یه جامعه گیمینگ ساختی؟

961
01:50:06,375 --> 01:50:10,875
‫نمیتونی ساکت بمونی کِی کِی
‫وقتشه خودتو نشون بدی

962
01:50:14,375 --> 01:50:16,625
‫تو وارد چیزی شدی که
‫من شروعش کرده بودم، شیوا

963
01:50:18,375 --> 01:50:25,250
‫تو با فرستادن فایل پسر پیک به
‫پلیس، جلوی رویای 20 ساله منو گرفتی، شیوا

964
01:50:25,541 --> 01:50:29,500
‫وقتی داشتم فرستنده فایل رو
‫بررسی می کردم، به یه کتاب

965
01:50:29,500 --> 01:50:33,416
‫جنایت که روش های جنایت
‫توش نوشته شده بود تو اتاق تو رسیدم، شیوا

966
01:50:39,875 --> 01:50:44,500
‫تو که یه ارتشی مشتاقی،
‫چرا باید به حرف من گوش کنی؟

967
01:50:44,541 --> 01:50:48,791
‫واسه همینه که نقشه هامو
‫روت عوض کردم

968
01:50:51,125 --> 01:50:54,625
‫باشه ولی رویای 20 ساله ات چیه؟

969
01:50:55,041 --> 01:50:58,791
‫اگه گیر نمی افتادم، مثل قتل عام فردا،

970
01:50:58,875 --> 01:51:02,625
‫یکی توی هر کدوم از
‫شهرهای بزرگ هند اجرا می کردم

971
01:51:04,250 --> 01:51:06,916
‫اما، قتل عام فردا
‫متوقف نمیشه

972
01:51:09,375 --> 01:51:12,416
‫تو کی هستی؟
‫از کِی همه چی شروع شد؟

973
01:51:15,541 --> 01:51:18,250
‫من 6 سال برای
‫مجاهدین آموزش دیدم

974
01:51:22,541 --> 01:51:25,041
‫ازم خواستن منتظر
‫ماموریت باشم

975
01:51:25,750 --> 01:51:28,166
‫تو این مدت، روانشناسی
‫خوندم

976
01:51:29,041 --> 01:51:32,541
‫ده سال گذشت،
‫هیچ ماموریتی بهم ندادن

977
01:51:33,375 --> 01:51:36,250
‫یه بار که واسه سمینار
‫جایی رفته بودم،

978
01:51:36,291 --> 01:51:39,625
‫فهمیدم چرا هنوز هیچ
‫ماموریتی به من ندادن

979
01:51:41,500 --> 01:51:45,500
‫ارتش هند قوی تر شده بود
‫مهم نبود ارتش پاکستان از

980
01:51:45,500 --> 01:51:50,166
‫کجا میاد، جلوشونو میگرفتن

981
01:51:52,375 --> 01:51:57,375
‫واسه همین از شغلم استفاده کردم
‫تا تروریسم داخلی رو تقویت کنم

982
01:51:58,875 --> 01:52:04,041
‫بعد از کلی فکر کردن، تصمیم
‫گرفتم این کارو بکنم تا معروف بشم

983
01:52:04,416 --> 01:52:08,166
‫توی روزنامه خوندم که یه بچه
‫14 ساله

984
01:52:08,166 --> 01:52:12,416
‫یه دختر 12 ساله رو موقع
‫بازی کردن پابجی کشته

985
01:52:15,500 --> 01:52:21,541
‫بررسی کردم دیدم که از این موارد
‫زیاده، اما هیچکس مجازات نمیشه

986
01:52:22,791 --> 01:52:27,166
‫دکترا اونا رو به خاطر
‫عدم تعادل روانی

987
01:52:27,250 --> 01:52:29,916
‫ناشی از بازی زیاد
‫درمان می کنن و ولشون می کنن

988
01:52:30,750 --> 01:52:34,750
‫اون موقع بود که فهمیدم
‫این راه درسته

989
01:52:34,750 --> 01:52:38,791
‫برای جنگیدن بدون خرج
‫کردن پول و رد شدن از مرزها

990
01:52:40,625 --> 01:52:45,625
‫برای شکست دادن تکنولوژی
‫به تکنولوژی نیاز هست به خاطر

991
01:52:45,625 --> 01:52:50,625
‫همین از تکنولوژی بازی
‫برای انجام ماموریتم استفاده کردم

992
01:52:51,250 --> 01:52:58,500
‫یه بیمارستان روانی برای این کار راه انداختم
‫کلاس های توسعه فردی رایگان دادم

993
01:52:59,000 --> 01:53:08,791
‫یه بازی اعتیادآور طراحی کردم، هر مرحله
‫رو آپدیت می کردم که کشتارهای زنده می رسید

994
01:53:14,666 --> 01:53:20,750
‫این کارو فقط با 30 تا 40 درصد
‫آموزشی که دیدیم شروع کردیم

995
01:53:21,625 --> 01:53:28,000
‫بازی رو توی جامعه منتشر کردیم،
‫افرادی رو انتخاب می کردیم که

996
01:53:28,000 --> 01:53:34,375
‫16 ساعت در روز بازی کنن و
‫به گیمرهای لول 3 تجهیزات وی آر می دادیم

997
01:53:34,625 --> 01:53:39,000
‫برای بهتر کردن تجربه شون،
‫بردهاشون رو با کارهای

998
01:53:39,041 --> 01:53:43,500
‫دروغین دستکاری می کردیم و سمینار
‫برگزار می کردیم تا از هدف ها متنفر بشن

999
01:53:44,791 --> 01:53:46,250
‫اونا رو شستشوی مغزی دادیم

1000
01:53:47,166 --> 01:53:49,625
‫بهشون مواد مخدر می دادیم تا 4 تا 5
‫روز تو همون حالت نشئگی بمونن

1001
01:53:53,375 --> 01:53:54,625
‫اونا رو از طریق
‫بازی هیپنوتیزم کردیم

1002
01:53:58,625 --> 01:54:01,666
‫اعلام کردیم که به برنده تورنومنت
‫یه جایزه 1 کروری میدیم

1003
01:54:03,375 --> 01:54:08,125
‫اگه فقط با بازی کردن بهش
‫برسن، دیگه چی می خوان؟

1004
01:54:13,375 --> 01:54:17,625
‫شما قراره فردا یه نوع
‫خشونت جدید رو ببینید آماده باشید

1005
01:54:20,666 --> 01:54:23,875
‫نقشه لول 4 فردا ساعت 9 صبح
‫تو تیروپاتی باز میشه خانم

1006
01:54:25,000 --> 01:54:28,000
‫تروریست ها تو جشنواره تیروپاتی؟
‫آره، یه همچین چیزی

1007
01:54:28,625 --> 01:54:29,916
‫به مقامات بالاتر
‫اطلاع بدیم خانم

1008
01:54:31,625 --> 01:54:37,666
‫آره، اونا گردان میارن،
‫ولی چطوری می خوان پیداشون کنن؟

1009
01:54:38,625 --> 01:54:45,291
‫نه اسلحه دستشونه، نه بمب،
‫گروهی هم نیستن فقط تلفن ها

1010
01:54:45,750 --> 01:54:47,750
‫مگه این روزا کسی هم
‫هست که گوشی نداشته باشه؟

1011
01:54:48,791 --> 01:54:51,125
‫پس شبکه موبایل رو
‫تو اون منطقه مختل کنیم

1012
01:54:51,500 --> 01:54:56,000
‫سلام ما اون بازی رو
‫با تکنولوژی ضد پارازیت طراحی کردیم

1013
01:55:01,041 --> 01:55:04,250
‫دیگه بسه بگید سرورها
‫کجا مستقر شدن

1014
01:55:05,250 --> 01:55:07,625
‫تو دوباره داری
‫جلوی راه منو می گیری، شیوا

1015
01:55:09,375 --> 01:55:11,875
‫خانم، وقتی زنش مرد،
‫حتی نیومد دختر خودشو ببینه،

1016
01:55:11,875 --> 01:55:14,375
‫خانم اینطوری آموزش دیده

1017
01:55:15,541 --> 01:55:16,916
‫داره وقت مارو تلف
‫می کنه خانم

1018
01:55:17,750 --> 01:55:20,375
‫فقط گزینه دوم
‫برامون مونده خانم

1019
01:55:22,125 --> 01:55:26,625
‫خانم، شکستن فایروال ها با کدهای
‫بازی خیلی طول میکشه

1020
01:55:28,875 --> 01:55:30,916
‫انجامش بده باشه خانم

1021
01:55:31,250 --> 01:55:35,041
‫خانم، ما به اطلاعات شرکت
‫بازی سازی حیدرآباد نیاز داریم

1022
01:55:35,125 --> 01:55:36,750
‫سریکار، پیگیری کن باشه خانم

1023
01:56:07,375 --> 01:56:12,416
‫خانوم، میگن اصلا نمیشه انگار کارمندها هم دارن میرن

1024
01:56:18,000 --> 01:56:25,166
‫عصر بخیر به همگی اسم من شیواست از کورنول هستم

1025
01:56:26,666 --> 01:56:28,916
‫لطفا 2 دقیقه به حرفام گوش بدین

1026
01:56:36,875 --> 01:56:40,625
‫خانومی که تو ویدیو هست، ایشواریه، دو تا بچه داره

1027
01:56:43,875 --> 01:56:46,291
‫پسر بزرگش سوکش، وقتی داشت بازی عنکبوتی رو بازی میکرد

1028
01:56:46,375 --> 01:56:48,750
‫امروز عصر، سعی کرد برادر خودشو بکشه

1029
01:56:48,875 --> 01:56:52,375
‫شاید این حرفا براتون عجیب باشه من تونستم جلوشو بگیرم چون

1030
01:56:52,375 --> 01:56:55,875
‫اونجا بودم تونستم جلوشو بگیرم چون تنها بود

1031
01:56:57,125 --> 01:57:01,625
‫اما فردا ساعت 9 صبح تو تیروپاتی براهموستاوام،

1032
01:57:01,666 --> 01:57:06,750
‫با استفاده از معتادای بازی عنکبوتی، یه کشتار دسته جمعی برنامه ریزی کردن

1033
01:57:12,500 --> 01:57:14,000
‫فردا خون به پا میشه

1034
01:57:17,375 --> 01:57:20,041
‫ما زورشو نداریم که جلوشو بگیریم

1035
01:57:23,916 --> 01:57:25,625
‫من براتون راجع به بازی کامل توضیح میدم

1036
01:57:27,000 --> 01:57:32,041
‫اگه شما بتونین امشبو بازی رو از اول طراحی کنین، ما یه قتل عام رو متوقف میکنیم

1037
01:57:32,916 --> 01:57:36,875
‫و آره، من این کارو با اجازه پلیس انجام میدم

1038
01:57:39,041 --> 01:57:39,416
‫آره،

1039
01:57:42,375 --> 01:57:45,375
‫پلیس کورنول این کمک شما رو هیچ وقت فراموش نمیکنه،

1040
01:57:46,875 --> 01:57:51,375
‫یه شب که چیزی نمیشه بزنین بریم بچه ها بریم

1041
01:57:57,875 --> 01:57:59,750
‫من کدهای بازی رو سریع لازم دارم

1042
01:58:01,250 --> 01:58:04,000
‫ما کدهای بازی رو ایمیل می کنیم کدهای بازی سریع

1043
01:58:10,666 --> 01:58:11,875
‫ما نمیتونیم فایروال ها رو بشکنیم

1044
01:58:15,750 --> 01:58:17,666
‫داداش، داداش، اینو ببین

1045
01:58:18,166 --> 01:58:18,500
‫چی شده؟

1046
01:58:24,875 --> 01:58:27,625
‫آقا، آی پی هامون داره بلاک میشه آقا سخت داره میشه

1047
01:58:32,250 --> 01:58:34,416
‫مشکل حل شد آفرین پسرم

1048
01:58:36,500 --> 01:58:39,916
‫آقا، اونا فهمیدن ما داریم روی سروراشون کار میکنیم

1049
01:58:41,291 --> 01:58:44,500
‫ما نمیتونیم آی پی و فایروالهاشونو بشکنیم خانوم

1050
01:58:44,500 --> 01:58:47,500
‫با توجه به شرایط اضطراری، ما ماسکینگ میکنیم خانوم

1051
01:58:47,875 --> 01:58:51,375
‫با این کار ممکنه بتونیم برنامه‌مونو اجرا کنیم خانوم این کار جواب میده؟

1052
01:58:53,000 --> 01:58:54,750
‫آره خانوم احتمالش هست

1053
01:58:56,375 --> 01:58:58,416
‫احتمال نه، یه زمان دقیق بده به من

1054
01:59:00,125 --> 01:59:01,250
‫ما تا صبح انجامش میدیم خانوم

1055
01:59:01,500 --> 01:59:03,416
‫مسابقه ساعت 9 صبح شروع میشه

1056
01:59:04,500 --> 01:59:08,000
‫ما باید قبل از اون برناممونو اجرا کنیم میشه؟ آره خانوم

1057
01:59:17,500 --> 01:59:20,125
‫آقا، من یه ایده دارم برای نقشه ب

1058
02:00:56,166 --> 02:00:56,416
‫خانوم

1059
02:00:57,875 --> 02:00:58,500
‫بازی شروع شد

1060
02:01:36,875 --> 02:01:39,791
‫همه 28 گیمر بازیشونو آپدیت کردن خانوم، 28 نفر

1061
02:01:40,750 --> 02:01:42,125
‫خانوم، 28 نفر

1062
02:02:52,666 --> 02:02:54,625
‫خانوم، یه گیمر اینجاست

1063
02:03:02,750 --> 02:03:05,000
‫خانوم، اومد نزدیک اتوبوس، ولی سوار اتوبوس نمیشه خانوم

1064
02:03:07,416 --> 02:03:10,125
‫همه چی درسته خانوم، نمیدونم چرا سوار اتوبوس نمیشه

1065
02:03:10,416 --> 02:03:13,375
‫اگه این گیمر سوار نشه، بقیه گیمرها هم ممکنه سوار اتوبوس نشن

1066
02:03:13,750 --> 02:03:15,000
‫هی، هلش بدین تو اتوبوس

1067
02:04:10,625 --> 02:04:12,625
‫خانوم، 22 نفر سوار اتوبوس شدن، 6 نفر دیگه باید بیان خانوم

1068
02:04:14,416 --> 02:04:16,666
‫فقط 10 دقیقه به 9 مونده همشون کجان؟

1069
02:04:17,000 --> 02:04:20,250
‫بین گیمرها همهمه است خانوم، معلوم نیست تا 9 بیان

1070
02:04:27,125 --> 02:04:29,750
‫خانوم، باید آدما مونو بفرستیم و اون 6 نفرو بکشونیم به محل ما؟

1071
02:04:31,125 --> 02:04:34,416
‫اونجا جای حساسیه کوکایا چجوری تو 10 دقیقه گیرشون بیاریم

1072
02:04:34,875 --> 02:04:35,250
‫آقا

1073
02:04:38,000 --> 02:04:42,000
‫نقشه ب چیه، شیوا بدون اطلاع من چه نقشه ای کشیدی؟

1074
02:04:43,000 --> 02:04:45,541
‫آقا، سریع ما گزینه دیگه ای نداریم

1075
02:04:48,250 --> 02:04:50,500
‫شیوا، چه نقشه ای کشیدی؟ درست بگو

1076
02:04:51,875 --> 02:04:52,791
‫ساتیا خانوم

1077
02:04:54,500 --> 02:04:57,625
‫اگه بخوایم همه رو تو 10 دقیقه سوار اتوبوس کنیم، فقط یه راه داریم

1078
02:04:58,541 --> 02:05:04,250
‫فرستادن یه هدف برای گیمرهای کند اونا هدف رو دنبال میکنن و سرعت میگیرن

1079
02:05:06,750 --> 02:05:10,125
‫اما هدف برای اون 6 نفر، شیوا خودمونه خانوم

1080
02:05:16,875 --> 02:05:20,416
‫شیوا، نه این خطرناکه و ریسک داره

1081
02:05:21,000 --> 02:05:24,375
‫شیوا، دیشب 4 نفرمون نتونستیم یه نفرو متوقف کنیم خواهش می کنم گوش بده

1082
02:05:26,416 --> 02:05:30,500
‫وینود، من اینو تایید نمیکنم، شیوا، من حتی به مقامات بالاتر اطلاع ندادم

1083
02:05:30,500 --> 02:05:31,875
‫به من اعتماد کن خانوم

1084
02:05:34,416 --> 02:05:38,750
‫شیوا، گوش کن، شیوا خانوم نقشه ب فعال شد

1085
02:06:57,000 --> 02:07:00,750
‫شکار، شیوا اومده؟ خانوم، هنوز نیومده خانوم

1086
02:07:11,791 --> 02:07:12,791
‫خانوم، شیوا داره میاد، داره میاد

1087
02:08:19,250 --> 02:08:20,666
‫ماموریت انجام شد خانوم

1088
02:08:37,625 --> 02:08:39,166
‫چرا همه گیمرها یه جا هستن

1089
02:08:40,500 --> 02:08:44,500
‫داداش، نوتیفیکیشن فرستادم داداش هیچکی قبول نکرد داداش

1090
02:08:47,625 --> 02:08:49,916
‫این چیه؟ چرا همه گیمرها با هم حرکت میکنن؟

1091
02:08:51,750 --> 02:08:53,541
‫داداش، کی کی آقا الان جواب تلفن رو نمیده

1092
02:09:00,958 --> 02:09:03,875
‫ویشنوی، این یه چرخه باطله

1093
02:09:04,458 --> 02:09:09,250
‫اونا دنیای واقعی رو فراموش میکنن و تو دنیای بازی میمونن

1094
02:09:10,083 --> 02:09:12,083
‫اونجا دنیای اونا میشه

1095
02:09:12,583 --> 02:09:16,875
‫سلول های مغزشون با بازی کردن آسیب میبینه

1096
02:09:17,250 --> 02:09:19,208
‫اونا همیشه تو حالت تحریک پذیری بالا هستن

1097
02:09:20,083 --> 02:09:24,458
‫این بار، ذهنشون خیلی ضعیفه هر کسی میتونه اونا رو دستکاری کنه

1098
02:09:24,708 --> 02:09:28,583
‫اونا حس واقعیت ندارن برای همین دنیای بازی، واقعیت اونا میشه

1099
02:09:28,750 --> 02:09:31,708
‫با دونستن اینا، کی کی اونا رو دستکاری کرد

1100
02:09:32,000 --> 02:09:34,375
‫آه درمانی برای این هست؟

1101
02:09:36,708 --> 02:09:41,708
‫پس امیدی هست، یه روشی هست به اسم رفتار درمانی شناختی

1102
02:09:42,958 --> 02:09:46,708
‫ممکنه بیشتر از 30 روز طول بکشه تا اونا رو به دنیای واقعی برگردونیم

1103
02:09:47,500 --> 02:09:48,583
‫این تراپی جواب میده

1104
02:09:49,625 --> 02:09:52,833
‫تو کارم خیلی از اینجور اتفاقای واقعی رو دیدم

1105
02:10:53,125 --> 02:10:55,500
‫تو وظیفه یه سربازو انجام دادی، حتی بدون اینکه بری ارتش شیوا

1106
02:11:01,125 --> 02:11:02,125
‫من حواسم هست

1107
02:11:03,583 --> 02:11:07,625
‫تو داستان ویشوش یه قتل عام بود، ولی اینجا اتفاق نیفتاد

1108
02:11:10,708 --> 02:11:12,458
‫این به خاطر پافشاری الهه دورگا ست

1109
02:11:17,833 --> 02:11:19,333
‫نه، شیوا تو این داستان هست

1110
02:11:36,375 --> 02:11:40,125
‫بعدش چی کار کنیم قربان،
 بازی آمیبو رو فعال کنیم
