﻿1
00:00:32,875 --> 00:00:34,250
اوضاعت خوب بود دیگه، درسته؟

2
00:00:34,291 --> 00:00:35,875
منظورم غیر از این جریان

3
00:00:36,000 --> 00:00:38,500
.حالش به نظر خوب میاد
حداقل بهتر اونیه که تصور میکردم

4
00:00:38,625 --> 00:00:40,541
از دفعه‌ی قبل که اینجا بودم خیلی فرق نکرده

5
00:00:40,625 --> 00:00:43,375
.نمیشه تشخیص داد درد یا نه
حداقل وقتی خوابه اینطوریه

6
00:00:43,375 --> 00:00:45,125
ولی بهش میرسیدی دیگه؟

7
00:00:45,250 --> 00:00:49,000
،چون به نظرم مهم همینه
اینکه تا حد ممکن براش بدون درد باشه

8
00:00:49,125 --> 00:00:51,000
،فن‌ـش اینه که
منظورم اینه که

9
00:00:51,125 --> 00:00:53,250
امیدوارم این قضیه رو براش آسون کنیم

10
00:00:53,291 --> 00:00:55,000
جنجال راه نندازیم

11
00:00:55,125 --> 00:00:57,708
اگه مخالف بودیم، در موردش حرف بزنیم
و عصبانی نشیم و داد نزنیم

12
00:00:57,750 --> 00:00:59,375
یا کاری نکنیم که اون ناراحت بشه

13
00:00:59,500 --> 00:01:02,125
مثل آدم‌های بالغ و هم‌سن و سالمون
عمل کنیم

14
00:01:02,250 --> 00:01:04,541
اصلا فکر نکنم چیزی واسه مخالفت باشه

15
00:01:04,541 --> 00:01:06,750
آخرش، حقیقت تلخ اینه که داره می‌میره

16
00:01:06,791 --> 00:01:09,500
هیچکدوم از ما نمیتونه کاری کنه
تا جلوش رو بگیره

17
00:01:09,625 --> 00:01:12,250
،سعی ندارم سنگدل باشم
،ولی مهمه که کنارش باشیم

18
00:01:12,250 --> 00:01:13,375
اینجا باشیم

19
00:01:13,416 --> 00:01:15,791
گذشته‌ها اهمیتی ندارن، الان نه

20
00:01:15,875 --> 00:01:17,791
ولی اگه بحثی داریم، میتونه بمونه واسه بعد

21
00:01:17,875 --> 00:01:19,375
واقعا امیدوارم موافق باشین

22
00:01:19,416 --> 00:01:22,541
.ناراحتم، میدونم شما هم ناراحتین
همه‌امون هستیم. سخته و افتضاحه

23
00:01:22,625 --> 00:01:24,416
بیاین سخت‌ترش نکنیم، باشه؟

24
00:01:24,500 --> 00:01:25,541
...دیدم

25
00:01:26,250 --> 00:01:29,166
دیدم با اینکه درخواست کرده بودم
فرم عدم احیا امضا نشده

26
00:01:29,250 --> 00:01:30,375
بارها درخواست کردم

27
00:01:30,500 --> 00:01:31,750
درک میکنم، خیلی آسون نیست

28
00:01:31,875 --> 00:01:34,500
.راستش آسون بود
حالا خیلی سخت‌تره

29
00:01:34,541 --> 00:01:35,666
نمیخوام در موردش جر و بحث کنم

30
00:01:35,750 --> 00:01:38,375
فقط میگم حالا که پیش دکترها نمیره سخت‌تره

31
00:01:38,500 --> 00:01:41,416
باید دکتر سندرز رو بیارم اینجا
یا یکی رو بیارم که شاهد امضا کردن باشه

32
00:01:41,500 --> 00:01:44,250
و وقتی می‌آوردیش خونه خیلی راحت‌تر بود

33
00:01:44,375 --> 00:01:45,791
نمیدونم چقدر برام زمان مونده

34
00:01:45,875 --> 00:01:46,833
براش زمان مونده

35
00:01:46,875 --> 00:01:48,125
مهمه

36
00:01:48,250 --> 00:01:49,541
خیلی مهمه

37
00:01:54,500 --> 00:01:57,166
یکم چشم‌هاش رو باز کرد

38
00:01:57,250 --> 00:01:59,375
خوب بود. میدونه اینجاییم

39
00:01:59,416 --> 00:02:01,125
مشخص بود که خوشحال شد

40
00:02:01,750 --> 00:02:03,750
میدونم

41
00:02:04,916 --> 00:02:06,791
قول میدم تموم مدت اینطوری رفتار نمیکنم

42
00:02:06,875 --> 00:02:09,375
.قرار نیست تموم مدت گریه کنم
فقط الان گریه میکنم

43
00:02:10,916 --> 00:02:13,875
دور بودن از میرابلا و دیوید برام عجیبه

44
00:02:13,916 --> 00:02:15,125
به اینم مربوطه

45
00:02:15,250 --> 00:02:17,791
اولین بارمه -
می‌تونستی بیاریشون -

46
00:02:17,791 --> 00:02:19,750
نه، نه، خوبه که اینجا نیستن

47
00:02:19,791 --> 00:02:21,000
خوبن

48
00:02:21,125 --> 00:02:23,416
ترجیح میدم آخرین باری که به عیادتش اومدیم
تو ذهنشون بمونه

49
00:02:23,500 --> 00:02:26,500
.حالش بهتر بود
اینه که بیشتر از همه ناراحتم میکنه

50
00:02:26,625 --> 00:02:31,375
،هنوز مریض بود
ولی هنوز حواسش بود

51
00:02:31,500 --> 00:02:33,041
میتونست حرکت کنه

52
00:02:33,791 --> 00:02:37,291
فکر نمیکردم اوضاع یهویی به اینجا برسه

53
00:02:37,375 --> 00:02:41,125
،احتمالا فیلم زیاد دیدم
مخصوصاً فیلم‌های بچگونه رو

54
00:02:41,250 --> 00:02:45,125
،توی چند سال اخیر با میرابلا زیاد دیدم
توشون همه چی خیلی خوب و روشنه

55
00:02:45,750 --> 00:02:47,500
حتی اگه اوضاع سنگین بشه

56
00:02:47,625 --> 00:02:49,916
بازم زیبایی و شفافیت داره

57
00:02:50,000 --> 00:02:51,666
این خیلی واقعی به نظر میاد

58
00:02:51,750 --> 00:02:53,666
.دارم وراجی میکنم. ببخشید
به خاطر هواپیما زدگیه

59
00:02:53,750 --> 00:02:55,500
وقتی پرواز میکنم احساساتی‌تر میشم

60
00:02:57,500 --> 00:02:58,500
...بگذریم

61
00:02:59,375 --> 00:03:01,250
خوبه که خودمونیم. فقط خودمون

62
00:03:01,375 --> 00:03:03,791
.باید همینطوری باشه
همونطوریه که میخواست

63
00:03:05,000 --> 00:03:07,666
وسط حرفتون پریدم. ببخشید

64
00:03:07,750 --> 00:03:10,750
چطوری، ریچل؟ حس میکنم از زمان جشن شکرگزاری
با هم حرف نزدیم

65
00:03:10,875 --> 00:03:11,875
حالت چطوره؟

66
00:03:13,541 --> 00:03:14,541
خوبم

67
00:03:17,625 --> 00:03:21,125
.نمیدونم میخوای چی بگم
خوبم. فقط همین

68
00:03:21,166 --> 00:03:24,291
.صد در صد مواد کشیده
خونه رو بوی گند مواد برداشته

69
00:03:24,375 --> 00:03:25,791
معلومه که مواد کشیدم

70
00:03:25,875 --> 00:03:27,041
کاملا تو فضام

71
00:03:27,125 --> 00:03:29,291
صبح اولین کاری که میکنم
مواد میکشم

72
00:03:29,375 --> 00:03:31,875
بعدش حداقل سه تای بار دیگه تا شب استفاده میکنم

73
00:03:31,916 --> 00:03:34,000
میدونی چرا؟ چون من کارهام رو اینطوری میکنم

74
00:03:34,125 --> 00:03:35,375
برام مهم نیست مواد میکشی

75
00:03:35,416 --> 00:03:38,000
فقط خوب نیست تو خونه‌ای که مریض هست، بکشی

76
00:03:38,000 --> 00:03:39,041
بابایی اهمیتی نمیده

77
00:03:39,125 --> 00:03:41,416
بهم اعتماد کن، تموم مدت کنارش میکشیدم

78
00:03:41,500 --> 00:03:43,125
و اون هیچ مشکلی نداشت

79
00:03:43,250 --> 00:03:45,875
در واقع، از بوش خوشش میاد

80
00:03:45,916 --> 00:03:47,125
بارها بهم گفته

81
00:03:47,166 --> 00:03:50,750
.دود رو میگم. دود رو میگم، بو رو نمیگم
طرف داره می‌میره. برو بیرون بکش

82
00:03:50,875 --> 00:03:52,625
لعنت، پنج دقیقه برات طول کشید

83
00:03:52,750 --> 00:03:55,666
پنج دقیقه، نه؟
تا به کارهام گیر بدی

84
00:03:55,750 --> 00:03:57,541
"یه لحظه پیش میگفتی، "بیاین باهم کنار بیایم

85
00:03:57,625 --> 00:04:00,791
.آره. آره. بیاین آروم باشیم
دلیلی نداره که مشکلی به وجود بیاد

86
00:04:00,875 --> 00:04:03,291
اونم مواد آشغالش رو ببره بیرون بکشه

87
00:04:03,375 --> 00:04:04,375
مواد آشغال؟

88
00:04:04,500 --> 00:04:06,416
بیخیال. نه، من جنس درجه یک میگیرم

89
00:04:06,500 --> 00:04:08,625
از اون چیزایی که تو همیشه میکشیدی نیست

90
00:04:08,750 --> 00:04:10,791
فکر میکنی یادم رفته؟ -
زمان دبیرستان بود -

91
00:04:10,791 --> 00:04:13,000
برخلاف بعضی‌ها، از اون موقع خیلی بزرگتر شدم

92
00:04:13,041 --> 00:04:14,125
بزرگ شدی؟ هنوز بیشعوری

93
00:04:14,250 --> 00:04:16,875
.ریچل، کیتی، نه
بیاین بس کنیم

94
00:04:17,625 --> 00:04:18,625
ببینین

95
00:04:19,291 --> 00:04:21,500
سلام. سعی داشتی ما رو پیدا کنی؟

96
00:04:22,041 --> 00:04:23,916
خواهش میکنم. بیا بشین

97
00:04:29,250 --> 00:04:31,750
...ببخشید، ما -
نه. نیازی به عذرخواهی نیست -

98
00:04:31,791 --> 00:04:34,250
درک میکنم چه وضعیت اضطراب‌آوریه

99
00:04:34,291 --> 00:04:35,750
طبیعیه

100
00:04:35,791 --> 00:04:36,791
دوران سختیه

101
00:04:37,250 --> 00:04:39,875
،وقتی شریکم میرابلا توی اتاق پیش پدرتون بود

102
00:04:40,000 --> 00:04:42,333
امیدوار بودم در مورد وضعیت فعلی حرف بزنیم

103
00:04:42,375 --> 00:04:43,375
میرابلا؟

104
00:04:43,416 --> 00:04:45,000
اسم دخترمه

105
00:04:45,625 --> 00:04:48,666
وای -
واقعا؟ اسم زیباییه -

106
00:04:48,750 --> 00:04:50,625
سه سالشه -
چه خوب -

107
00:04:51,250 --> 00:04:54,250
اینم خوبه که توی همچین زمانی
همه‌اتون اینجایین

108
00:04:54,375 --> 00:04:56,125
همیشه اینطوری نیست

109
00:04:56,166 --> 00:04:57,416
اتفاقاتی توی خانواده‌ها می‌افته

110
00:04:57,500 --> 00:05:00,375
بعضی‌وقت‌ها به دلایل پزشکی
آدم‌ها نمیتونن بیان

111
00:05:00,416 --> 00:05:03,375
بعضی‌وقت‌ها به دلایل دیگه نمیان

112
00:05:04,375 --> 00:05:06,250
تا جایی که میدونم همسرش سال‌ها پیش فوت کرده

113
00:05:06,375 --> 00:05:07,375
دو بار ازدواج کرده بود

114
00:05:07,416 --> 00:05:08,416
آره، همینطوره

115
00:05:08,500 --> 00:05:11,625
حدود 20 سال پیش به خاطر سرطان سینه، درسته؟

116
00:05:11,750 --> 00:05:14,333
.متاسفم که می‌شنوم
،نمیدونم پروسه‌ی اون بیماری چطور پیش میرفت

117
00:05:14,375 --> 00:05:17,416
ولی به نظرم مفیده که پروسه‌ی این بیماری
رو متوجه بشین

118
00:05:17,500 --> 00:05:19,625
اونم حالا که پدرتون دیگه نمیتونه
غذا و مایعات بخوره

119
00:05:19,666 --> 00:05:22,375
من یا میرابلا یا اگر امکانش باشه هردومون

120
00:05:22,500 --> 00:05:25,125
،هر صبح همین موقع‌ها میایم اینجا

121
00:05:25,166 --> 00:05:27,875
ولی شماره‌ام رو بهتون میدم

122
00:05:28,000 --> 00:05:31,750
نهایت تلاشم رو میکنم به تمام سوالاتتون جواب بدم
یا اگر لازم بود بیام اینجا

123
00:05:33,875 --> 00:05:37,041
وقتی از دنیا رفت به ما زنگ میزنین

124
00:05:37,750 --> 00:05:39,208
میتونیم زمان مرگ رو اعلام کنیم

125
00:05:39,250 --> 00:05:42,000
مگه اینکه قبلش به دلایلی پزشکی
به بیمارستان ببرینش

126
00:05:42,125 --> 00:05:45,125
شرمنده، ولی خیلی عجیبه که اسم همکارش اینه

127
00:05:45,250 --> 00:05:47,666
وقتی بهش اشاره میکنی
چهره‌ی دخترم میاد جلوی چشمم

128
00:05:48,750 --> 00:05:50,666
لطفا ادامه بده. ببخشید

129
00:05:50,750 --> 00:05:51,750
،خب

130
00:05:52,250 --> 00:05:55,750
خبر خوبیه که مسکن‌ها روی پدرتون اثر میکنه

131
00:05:56,791 --> 00:05:59,625
،سرطانش خیلی پیشرفته‌اس و وقتی درد داریم

132
00:05:59,750 --> 00:06:01,291
بدنمون طبیعتاً سعی میکنه باهاش مبارزه کنه

133
00:06:01,375 --> 00:06:04,125
و این حتی باعث میشه بیشتر درد بکشیم

134
00:06:04,875 --> 00:06:08,875
تسکین دردش احتمالا پروسه رو
به شکل طبیعی‌تری تسریع می‌بخشه

135
00:06:09,000 --> 00:06:12,625
این بزرگترین تفاوت بین
بستری شدن در خانه و بیمارستانه

136
00:06:12,666 --> 00:06:14,250
که هدفش اینه عمر رو طولانی‌تر کنه

137
00:06:15,000 --> 00:06:17,291
همیشه هدفمون اینه که درد رو کمتر کنیم

138
00:06:17,375 --> 00:06:19,000
،ولی مورد دیگه اینه که

139
00:06:19,041 --> 00:06:21,958
فقط بدنمون روی طولانی شدن مرگ تاثیر نداره

140
00:06:22,500 --> 00:06:23,958
،نمیتونم بحث علمیش رو بگم

141
00:06:24,000 --> 00:06:26,416
ولی میتونم بگم توی 12 سالی که
با بیماران در شرف مرگ کار میکردم

142
00:06:26,416 --> 00:06:28,625
برام مشخص شده که ذهن

143
00:06:28,666 --> 00:06:30,750
به اندازه‌ی بدن تاثیر داره

144
00:06:30,875 --> 00:06:32,708
توی این مورد خیلی میتونین کمک کنین

145
00:06:32,750 --> 00:06:35,750
در صورتی که دوام بیاره و از ترس نخواد بره

146
00:06:35,791 --> 00:06:39,125
میتونین کمکش کنین و بهش اطمینان بدین

147
00:06:39,166 --> 00:06:40,500
که همه چی خوبه

148
00:06:41,625 --> 00:06:44,125
،ذهن این قدرت رو نداره که بیماری رو شفا بده

149
00:06:44,125 --> 00:06:45,041
،توی این مرحله نمیتونه

150
00:06:45,125 --> 00:06:47,666
ولی اگه پدرتون بدونه مشکلی پیش نمیاد

151
00:06:48,375 --> 00:06:49,875
،و شما مشکلی ندارین

152
00:06:50,791 --> 00:06:52,416
خیلی تاثیر داره

153
00:06:54,625 --> 00:06:56,416
ببخشید. اسمت انجل(فرشته) بود دیگه؟

154
00:06:56,500 --> 00:06:58,625
انجل، با توجه به کاری که میکنی اسم جالبیه

155
00:06:58,666 --> 00:06:59,791
،میخواستم ازت بپرسم

156
00:06:59,875 --> 00:07:03,166
پدرم قرار بود یه فرم عدم احیا امضا کنه

157
00:07:03,250 --> 00:07:07,000
ولی به دلایلی وقتی هنوز پیش دکترها میرفت
امضاش نکرده

158
00:07:07,125 --> 00:07:08,541
ولی هنوز خیلی مهمه

159
00:07:08,625 --> 00:07:11,125
واسه همین میخواستم بدونم چقدر زمان داریم

160
00:07:11,250 --> 00:07:13,000
درک میکنم. راحت و دقیق نمیشه گفت

161
00:07:13,125 --> 00:07:14,125
خب، دقیق نگفت

162
00:07:14,125 --> 00:07:18,166
،ممکنه هر لحظه اتفاق بیفته
یا ممکنه چند روز طول بکشه، شایدم بیشتر

163
00:07:18,250 --> 00:07:19,916
باید ببینیش. اوضاعش خوب به نظر نمیاد

164
00:07:19,916 --> 00:07:21,625
،فکر کنم همین یه ماه پیش دیدمش

165
00:07:21,625 --> 00:07:23,875
ولی الان که می‌بینمش انگار چند سال پیش بود

166
00:07:24,625 --> 00:07:27,541
فعلا برنامه اینه که اینجا بمونم

167
00:07:27,625 --> 00:07:29,916
نوبتی ازش مراقبت میکنیم

168
00:07:30,000 --> 00:07:31,875
وقتی اتفاق بیفته کنار هم هستیم

169
00:07:32,000 --> 00:07:34,750
مطمئنم اگه برم، همون لحظه‌ای که دور بشم
ممکنه اتفاق بیفته

170
00:07:34,750 --> 00:07:36,500
و واسه برگشتن دیر بشه، میدونی چی میگم؟

171
00:07:37,375 --> 00:07:38,625
می‌شنوی؟

172
00:07:38,750 --> 00:07:41,750
کریستینا داره توی اتاقش براش آواز میخونه

173
00:07:41,875 --> 00:07:44,166
نمیدونم. امیدوارم آهنگش
از گروه «گریتفول دد» نباشه

174
00:07:44,250 --> 00:07:47,625
.اونوقت سریع می‌میره
اونم به اندازه من از اون آهنگ‌ها متنفر بود

175
00:07:48,375 --> 00:07:51,250
.اونم خوبه. روبراهه
حداقل مثل همیشه خوب به نظر میاد

176
00:07:51,875 --> 00:07:55,125
.امیدوارم آهنگش زیاد طول نکشه
اونوقت منم می‌میرم

177
00:07:56,375 --> 00:07:58,041
...اون

178
00:07:58,125 --> 00:08:00,000
اونم دقیقا همونطوریه که همیشه بود

179
00:08:00,125 --> 00:08:03,000
ازش خواستم یه کار ساده بکنه
و واسه فرم عدم احیا لعنتی یه امضا بگیره

180
00:08:03,041 --> 00:08:05,375
و الان دیگه واسش خیلی پیچیده شده

181
00:08:05,416 --> 00:08:08,250
امیدوار بودم اونی که از بیمارسرا اومده بود
کمک کنه، ولی انگار باید

182
00:08:08,250 --> 00:08:11,666
باید یه پزشک به خونه بیارم
و دوباره زمان‌بندی کنم

183
00:08:11,750 --> 00:08:14,000
و بدونم کِی قراره به هوش بیاد

184
00:08:14,500 --> 00:08:15,375
اون الان خوابیده

185
00:08:15,416 --> 00:08:17,791
ازش خواستم توی خونه مواد   نکشه و ناراحت شد

186
00:08:17,791 --> 00:08:20,541
انگار خیلی مشتاقه پدر بمیره
و آپارتمان مال خودش بشه

187
00:08:20,541 --> 00:08:23,000
اونوقت دیگه اهمیت نمیدم اینجا چیکار میکنه

188
00:08:23,125 --> 00:08:24,541
مسئولیتش با من نیست

189
00:08:40,416 --> 00:08:41,500
ریچل، چیکار میکنی؟

190
00:08:41,625 --> 00:08:43,375
میدونی که نمیتونی این بیرون بکشی

191
00:08:44,000 --> 00:08:45,125
!ویکتور

192
00:08:48,250 --> 00:08:50,166
چیکار میکنی، پسر؟

193
00:08:50,250 --> 00:08:52,041
دارم موادم رو میکشم

194
00:08:52,041 --> 00:08:54,041
موادت رو نباید اینجا بکشی

195
00:08:54,125 --> 00:08:55,125
مشکل همینه

196
00:08:55,791 --> 00:08:57,250
جنس‌ها دیگه قانونی شدن

197
00:08:57,375 --> 00:08:59,416
آخرین باری که مواد کشیدی
توی همون دهه‌ی 90 موندی؟

198
00:08:59,416 --> 00:09:00,875
بیخیال

199
00:09:00,916 --> 00:09:02,166
،من هر شب میکشم

200
00:09:02,250 --> 00:09:05,125
ولی وقتی که میرم خونه و داخل آپارتمانم هستم

201
00:09:05,250 --> 00:09:06,625
میدونی که اینجا چطوریه

202
00:09:06,750 --> 00:09:10,250
وقتی یکی اینجا سیگار هم میکشه
بهش گیر میدن

203
00:09:10,291 --> 00:09:12,916
بهم گفتن به پلیس زنگ بزنم. دیوونگیه

204
00:09:13,916 --> 00:09:15,625
،چرا داخل نیستی

205
00:09:15,666 --> 00:09:17,500
تا بتونم بهت بگم همسایه‌ها شاکی هستن

206
00:09:17,625 --> 00:09:19,875
و تو هم بهم بگی برم گم شم؟

207
00:09:20,000 --> 00:09:21,166
،باشه

208
00:09:22,375 --> 00:09:23,375
آخریه

209
00:09:35,916 --> 00:09:38,041
به خاطر خواهر عوضیمه

210
00:09:38,125 --> 00:09:41,916
سعی داره بهم بگه دود پدرمون رو میکشه

211
00:09:42,750 --> 00:09:44,125
وینی چطوره؟

212
00:09:44,250 --> 00:09:47,250
،داره می‌میره
ولی به خاطر دود موادم نیست

213
00:09:47,375 --> 00:09:49,125
...خواهرم فقط

214
00:09:50,000 --> 00:09:51,625
همیشه باید یه چیزی باشه

215
00:09:51,666 --> 00:09:54,791
حالا منو انداخته بیرون تا ریلکس کنم
و تو سرم داد میزنی

216
00:09:54,875 --> 00:09:56,666
.بهت بر نخوره
،میدونی که دوستت دارم، ویکتور

217
00:09:56,750 --> 00:09:59,916
ولی، باید سر خواهرم داد بزنی، نه من

218
00:10:00,000 --> 00:10:01,000
...من

219
00:10:01,666 --> 00:10:03,916
فقط سعی دارم از هم نپاشم

220
00:10:07,291 --> 00:10:09,375
هی، میخوای بیای داخل و پیشمون باشی؟

221
00:10:09,416 --> 00:10:10,625
پرستار الان میاد

222
00:10:10,750 --> 00:10:12,916
و میتونیم قبل از اینکه بیاد دورش بگردیم

223
00:10:13,000 --> 00:10:14,000
میتونیم براش بخونیم

224
00:10:14,125 --> 00:10:16,791
یا اگه بخوای میتونین تنها باشین. اینم میشه

225
00:10:16,791 --> 00:10:19,166
خوابیده ولی خیلی آروم به نظر میاد

226
00:10:19,750 --> 00:10:20,750
مطمئنی؟

227
00:10:21,875 --> 00:10:22,916
باشه

228
00:10:23,000 --> 00:10:24,750
خب، اگه نظرت عوض شد

229
00:10:25,250 --> 00:10:29,000
نمیخوام حس کنی مزاحم حریم خصوصیت شدیم

230
00:10:39,041 --> 00:10:40,041
کریستینا؟

231
00:10:40,791 --> 00:10:41,791
کریستینا

232
00:10:45,000 --> 00:10:46,000
بله؟

233
00:10:48,000 --> 00:10:49,291
فقط این تو یخچاله

234
00:10:49,375 --> 00:10:51,375
یه کیسه سیب هم نیست، سه تاست

235
00:10:51,416 --> 00:10:53,416
و میدونی چیه؟ همه‌اشون کهنه به نظر میان

236
00:10:53,500 --> 00:10:56,666
.نرم شدن و چیز دیگه‌ای نیست
جدی میگم، میتونی نگاه کنی

237
00:10:56,750 --> 00:10:57,916
،سه کیسه سیب

238
00:10:58,000 --> 00:11:00,291
یکم ادویه که خدا میدونه از کِی موندن و همین

239
00:11:00,875 --> 00:11:02,375
واقعا، مگه چند سالشه؟

240
00:11:02,500 --> 00:11:04,291
میتونم برم و یکم خرید کنم

241
00:11:04,375 --> 00:11:06,750
نه، من میرم، ولی منظورم این نیست

242
00:11:06,791 --> 00:11:09,500
دیمین 9 سالشه و بهتر از اون
میتونه از خودش مراقبت کنه

243
00:11:09,625 --> 00:11:12,666
،همون لحظه‌ای که پدر نتونست مراقب خودش باشه
فقط همین رو خریده

244
00:11:12,750 --> 00:11:14,000
تازه این قضیه واسه چند هفته‌ی اخیره

245
00:11:14,041 --> 00:11:16,250
بعدش قراره چه بلایی سرش بیاد؟

246
00:11:16,291 --> 00:11:18,500
،یه چیزی رو از الان میگم
ما نمیتونیم کمکش کنیم

247
00:11:18,541 --> 00:11:21,000
تو اونور کشور زندگی میکنی
و باید از خانواده‌ات مراقبت کنی

248
00:11:21,041 --> 00:11:24,375
.منم به قدر کافی مشکلات خودم رو دارم
خیلی هم زیاده

249
00:11:24,500 --> 00:11:27,625
،اون خیلی داغونه
ولی نمیتونه تبدیل به مشکل ما بشه

250
00:11:28,250 --> 00:11:30,375
الان رفته خرید

251
00:11:30,500 --> 00:11:31,916
آره، اونم اینجا می‌مونه

252
00:11:32,000 --> 00:11:34,916
.نوبتی مراقبش هستیم
الان یه پرستار پیششه

253
00:11:35,000 --> 00:11:37,750
هر روز چهار ساعت میاد

254
00:11:39,000 --> 00:11:40,000
چیزی نیست

255
00:11:40,791 --> 00:11:42,625
نه، نمیتونم حدس بزنم چقدر طول میکشه

256
00:11:42,666 --> 00:11:45,625
.هیچکس نمیتونه
...و نمیخوام حدس بزنم، ولی

257
00:11:45,750 --> 00:11:47,625
فکر کنم به زودی برمیگردم خونه

258
00:11:49,416 --> 00:11:50,416
چیزی نیست

259
00:11:51,166 --> 00:11:52,250
چیزی نیست. ممنون

260
00:11:52,875 --> 00:11:55,916
.میخوام بشنوم اونجا اوضاع چطوره
بهتون خوش میگذره؟

261
00:11:57,875 --> 00:12:01,125
،ببینیم به عقب برمیگردن
به کادیم جک

262
00:12:04,416 --> 00:12:05,291
اینم از جک

263
00:12:05,375 --> 00:12:07,000
...می‌پره رو هوا

264
00:12:07,125 --> 00:12:09,666
و خطای حمله ازش گرفته میشه

265
00:12:11,875 --> 00:12:13,791
خطای شخصی روی جک

266
00:12:15,041 --> 00:12:17,708
،اریک، ببین چی ازش گرفتن
خیلی خوب از بینشون رد شد

267
00:12:17,750 --> 00:12:20,250
ولی بازوی چپش رو ببین. تصمیم خوبی بود

268
00:12:20,291 --> 00:12:21,250
...اون

269
00:12:21,291 --> 00:12:24,000
.دلم برات تنگ شده
دلم برای جفتتون تنگ شده

270
00:12:24,041 --> 00:12:25,250
هنوز یه روز هم نشده

271
00:12:25,291 --> 00:12:28,041
و فقط به فکر اینم که برگردم پیش هردوتون

272
00:12:28,125 --> 00:12:30,875
چون اینجا دیگه اصلا شبیه خونه نیست

273
00:12:31,000 --> 00:12:33,166
.من خیلی خوش‌شانسم
نه، نمیدونی، بهم اعتماد کن

274
00:12:33,250 --> 00:12:35,291
شماره پنج بازی رو شروع میکنه

275
00:12:35,291 --> 00:12:38,250
دکر به خاطر ضربه به سر از بازی بیرون میره

276
00:12:38,291 --> 00:12:39,291
صدای اونه؟

277
00:12:39,875 --> 00:12:40,875
آره

278
00:12:41,291 --> 00:12:43,000
آره، خواهش میکنم

279
00:12:45,125 --> 00:12:47,125
فرشته‌ی من

280
00:12:48,500 --> 00:12:51,250
آره. آره، منم. منم مامانی

281
00:12:51,291 --> 00:12:55,125
سلام، میرابلای عزیز و خوشگلم

282
00:12:57,000 --> 00:12:58,500
دلت برام تنگ شده؟

283
00:12:59,291 --> 00:13:02,125
شنیدم خیلی با بابایی خوش گذشته

284
00:13:03,166 --> 00:13:07,291
نه. واسه این گریه میکنم چون خوشحالم
که صدات رو میشنوم. مامانی ناراحت نیست

285
00:13:07,375 --> 00:13:08,375
...اون

286
00:13:09,125 --> 00:13:11,375
خوشحاله چون دوستت داره

287
00:13:11,416 --> 00:13:13,250
و بی‌صبرانه منتظر دیدنته

288
00:13:14,375 --> 00:13:15,750
میرابلا، میدونی چیه؟

289
00:13:15,791 --> 00:13:17,041
امروز با یه زن آشنا شدم

290
00:13:17,125 --> 00:13:18,416
به آدم‌ها کمک میکنه

291
00:13:18,500 --> 00:13:19,791
مثل دکترهاست

292
00:13:19,875 --> 00:13:21,500
خب، اون... دکتره

293
00:13:21,625 --> 00:13:23,291
و حدس بزن اسمش چیه

294
00:13:36,625 --> 00:13:37,791
چطوری به نظر میاد؟

295
00:13:37,875 --> 00:13:39,250
هنوز خوابه

296
00:13:39,291 --> 00:13:41,041
پرستار هنوز نیم ساعت دیگه هم اینجاست

297
00:13:41,125 --> 00:13:44,375
...ال... السوان... الژوان
الیژان. دختر خوبیه

298
00:13:44,500 --> 00:13:46,500
بهش غذا بدیم؟ غذای کافی داریم -
میتونم بپرسم -

299
00:13:46,625 --> 00:13:47,875
شاید . آره

300
00:13:48,000 --> 00:13:50,375
.احتمالا میخواد برگرده خونه
خدا میدونه چقدر با خونه‌اش فاصله داره

301
00:13:50,375 --> 00:13:52,166
ولی آره فکر کنم. بیا تعارف کنیم

302
00:13:52,250 --> 00:13:54,375
حداقل اینطوری ازمون متنفر نمیشه

303
00:13:55,500 --> 00:13:57,125
اون چی؟

304
00:13:58,125 --> 00:14:00,125
نمیخوام مزاحم حریم خصوصیش بشم

305
00:14:07,500 --> 00:14:09,750
بهم خبر میدم غذا داریم و میتونه بیاد بخوره

306
00:14:09,791 --> 00:14:12,416
.درسته. درسته، براش غذا درست کردم
میتونی بهش بگی

307
00:14:12,500 --> 00:14:14,000
اگه بخواد براش غذا درست کردم

308
00:14:14,125 --> 00:14:16,000
به پرستار تعارف کن، به اونم بگو

309
00:14:20,000 --> 00:14:22,916
.هر چیز سبزی. نمیدونم چرا
اگه سبز باشه نمیخوره

310
00:14:23,000 --> 00:14:26,375
به این فکر کردیم غذاش رو
با رنگ خوراکی رنگ کنیم

311
00:14:26,500 --> 00:14:29,000
.جدی میگم
اون که نمیدونه خیار نباید بنفش باشه

312
00:14:29,041 --> 00:14:29,875
همم

313
00:14:30,000 --> 00:14:32,250
البته شاید وقتی بزرگتر شد گیج بشه

314
00:14:32,291 --> 00:14:35,250
.مطمئن باش اینطوری میشه
فقط این گیجش نمیکنه

315
00:14:35,291 --> 00:14:37,375
وقتی بزرگتر میشن خیلی چیزها گیجشون میکنه

316
00:14:37,500 --> 00:14:39,750
اوضاع یکم بهتر نشدن؟

317
00:14:39,791 --> 00:14:40,625
با تریسی؟

318
00:14:40,750 --> 00:14:42,875
.بهتر داریم تا بهتر
منظورت از بهتر چیه؟

319
00:14:43,000 --> 00:14:44,416
باهامون حرف میزنه؟ آره

320
00:14:44,500 --> 00:14:46,875
اکثر اوقات یه نوجوون بی‌ادب و دروغگوـه

321
00:14:46,916 --> 00:14:49,625
و با ما، مخصوصا من مثل دشمنی رفتار میکنه

322
00:14:49,750 --> 00:14:52,416
که تنها وظیفه‌اش به عنوان مادر
اینه که جلوی خواسته‌اش رو بگیرم؟

323
00:14:52,500 --> 00:14:53,541
آره

324
00:14:53,625 --> 00:14:55,500
...نمی... نمی

325
00:14:55,541 --> 00:14:56,750
بیا در موردش حرف نزنیم، باشه؟

326
00:15:07,875 --> 00:15:09,125
غذا چطوره؟

327
00:15:19,666 --> 00:15:20,833
چی گفتی؟ -
غذا -

328
00:15:20,875 --> 00:15:22,750
غذایی که پختم رو دوست داری؟

329
00:15:23,625 --> 00:15:26,250
آره، غذایی که پختی رو دوست دارم

330
00:15:27,125 --> 00:15:29,250
ممنون غذایی که پختی رو پختی

331
00:15:30,125 --> 00:15:31,750
غذایی که پختی خوشمزه‌اس

332
00:15:31,791 --> 00:15:34,125
روی تیم نهایی شرط‌بندی کردم

333
00:15:34,250 --> 00:15:37,000
.واسه همین به گوشیم نگاه میکنم
دارم کار میکنم

334
00:15:37,125 --> 00:15:39,666
منظورت اینه بازی‌ای که روش شرط بستی
رو نگاه میکنی؟

335
00:15:39,750 --> 00:15:41,125
،آره، من

336
00:15:41,916 --> 00:15:45,916
،روی 413 شرط بستم
یعنی با 10 دلار میشه 270 دلار برد

337
00:15:48,125 --> 00:15:50,250
فکر میکنی نگاه کردنش نتیجه رو عوض میکنه؟

338
00:15:55,625 --> 00:15:56,916
به خاطر شام ممنونم

339
00:16:09,125 --> 00:16:10,625
نگاه کن حتی ظرف‌هاش رو هم نمی‌شوره

340
00:17:13,541 --> 00:17:14,916
!چرخیدم

341
00:17:52,250 --> 00:17:53,333
چه بامزه

342
00:17:54,375 --> 00:17:55,375
پیراهنت رو میگم

343
00:17:56,083 --> 00:17:59,833
آره. توی یکی از جعبه‌ها توی اتاقمون پیدا کردم

344
00:17:59,958 --> 00:18:02,208
باید همشون رو نگاه کنم
چیزهایی که میخوام رو با خودم ببرم

345
00:18:02,333 --> 00:18:04,000
...و بقیه رو بدم بره، ولی

346
00:18:04,875 --> 00:18:07,333
آره، خوشحالم که پیداش کردم

347
00:18:07,458 --> 00:18:10,083
هنوز دوستشون داری، ولی هنوز
واسه کنسرت‌هاشون نمیری، نه؟

348
00:18:10,708 --> 00:18:13,250
اگه بتونم چند ساعتی رانندگی میکنم
تا به کنسرت برم

349
00:18:13,333 --> 00:18:14,333
کنسرت جان میر؟

350
00:18:14,833 --> 00:18:15,833
معلومه

351
00:18:16,625 --> 00:18:17,958
معلومه. ولی خانواده اولویت اوله

352
00:18:19,083 --> 00:18:20,958
چرا نخوابیدی؟
تا ساعت 4 پیشش بودی

353
00:18:20,958 --> 00:18:23,041
وقتی میدونم بچه‌ها باید برن مدرسه
نمیتونم بخوابم

354
00:18:23,083 --> 00:18:24,125
به هر سه تاشون پیامک می‌دادم

355
00:18:24,208 --> 00:18:26,166
،جِی از بچه‌ها هم بدتره
ولی به مدرسه رسوندشون

356
00:18:26,208 --> 00:18:27,083
پس بد نیست

357
00:18:27,125 --> 00:18:29,208
البته تریسی صبحونه نخورده

358
00:18:29,250 --> 00:18:31,458
.قبلا یکم خوابیدم
بعدا بازم میخوابم

359
00:18:31,583 --> 00:18:33,458
میدونی که اون یه شیفت هم مراقبش نبوده؟

360
00:18:33,583 --> 00:18:34,583
کی؟

361
00:18:36,708 --> 00:18:37,833
اوه، آره

362
00:18:37,875 --> 00:18:38,875
مطمئن نیستم

363
00:18:39,833 --> 00:18:41,958
بهتره برگردم پیش پدر

364
00:18:42,000 --> 00:18:44,208
یکم آب میخورم -
به نظرت عجیب نیست؟ -

365
00:18:44,208 --> 00:18:46,625
به محض اینکه اومدیم اینجا
بیخیال تمام مسئولیت‌ها شده؟

366
00:18:47,625 --> 00:18:49,000
قهوه هنوز داغه

367
00:18:49,083 --> 00:18:50,208
مرسی

368
00:18:50,333 --> 00:18:53,583
.دارم روی اعلامیه‌اش کار میکنم
هر موقع تونستی خوب میشه اگه بخونیش

369
00:18:53,625 --> 00:18:55,333
آره، متوجه‌ام

370
00:18:55,375 --> 00:18:56,250
،ولی اگه نمیتونه این کار رو بکنه

371
00:18:56,333 --> 00:18:58,708
میخوام یکی بیاد اینجا
تا بتونه امضاش رو تایید کنه

372
00:18:58,708 --> 00:19:00,458
این خیلی براش مهمه

373
00:19:02,708 --> 00:19:06,708
متوجه هستم، بله، ولی الان به اینجا رسیدیم
و اون مریض‌تر از اونیه که جایی بره

374
00:19:07,333 --> 00:19:09,958
،هر لحظه ممکنه بمیره
واقعاً یه راه‌حل میخوام

375
00:19:13,333 --> 00:19:15,208
بله، خواهش میکنم. منتظر می‌مونم

376
00:19:16,958 --> 00:19:19,708
این باید انجل و میرابلا باشن -
آره، باز میکنم -

377
00:19:35,708 --> 00:19:38,958
به نظرم گوش دادن بهش، اوضاع رو بهتر میکنه

378
00:19:39,000 --> 00:19:40,000
همم

379
00:19:40,875 --> 00:19:41,875
هی

380
00:19:42,750 --> 00:19:43,750
صبح بخیر

381
00:19:44,083 --> 00:19:45,083
ریچل بودی، درسته؟

382
00:19:46,500 --> 00:19:47,833
میخوای لباس بهتر بپوشی و بهمون ملحق بشی؟

383
00:19:47,958 --> 00:19:50,458
انجل داشت میگفت اوضاع در چه حاله

384
00:19:50,583 --> 00:19:51,583
حتما

385
00:19:59,583 --> 00:20:00,708
قهوه میخوری؟

386
00:20:02,458 --> 00:20:04,208
خب، آره

387
00:20:04,250 --> 00:20:07,375
داشتم به خواهرهات میگفتم
به نظرم بیماری وینسنت

388
00:20:07,458 --> 00:20:10,083
خیلی بیشتر از دیروز پیشروی کرده

389
00:20:10,208 --> 00:20:12,333
نمیخوام فکر کنین میدونم کِی از دنیا میره

390
00:20:12,458 --> 00:20:16,125
همونقدری که حدس‌هام اشتباه در میان
همونقدر هم درست در میان

391
00:20:16,208 --> 00:20:19,875
و چند نفر رو با همین شرایط پدرتون دیدم

392
00:20:19,958 --> 00:20:22,708
که خیلی بیشتر از اونی که فکر میکردم
دوام آوردن

393
00:20:22,750 --> 00:20:25,333
،فقط میگم لطفا خودتون رو آماده کنین

394
00:20:25,375 --> 00:20:27,750
مخصوصا واسه این که دیگه کمتر به هوش میاد

395
00:20:27,833 --> 00:20:30,500
تازگیا تونستین باهاش حرف بزنین؟

396
00:20:31,583 --> 00:20:33,833
آره. حرف‌های خیلی کوتاه

397
00:20:33,875 --> 00:20:37,583
گاهی وقت‌ها چند تا کلمه در جواب میگه

398
00:20:37,708 --> 00:20:39,958
،منو با یکی دیگه اشتباه گرفت
یا چیزی ازم پرسید

399
00:20:39,958 --> 00:20:41,708
که منطقی نیست

400
00:20:41,833 --> 00:20:45,583
هنوز فکر میکنه کار و موعد تحویل پروژه داره

401
00:20:45,625 --> 00:20:46,833
کار مورد بزرگیه

402
00:20:46,875 --> 00:20:49,208
حتی اگه شغلش بدی هم داشته باشه

403
00:20:49,333 --> 00:20:51,833
و شخص مشتاق روزی باشه که بازنشست میشه

404
00:20:51,875 --> 00:20:56,333
هنوز هم از چیزهای آشناییه که الان نیاز داره

405
00:20:58,000 --> 00:21:01,125
،امیدوارم که همه‌اتون، اگه بخواین

406
00:21:01,208 --> 00:21:05,333
از هر فرصتی که بتونین استفاده کنین
تا حرف‌هایی که نیاز دارین رو بزنین

407
00:21:06,208 --> 00:21:07,208
البته اگه بخواین

408
00:21:07,708 --> 00:21:09,083
الان بهترین زمانه

409
00:21:09,208 --> 00:21:10,500
فرم عدم احیا

410
00:21:11,500 --> 00:21:13,666
درسته -
خیلی سخته که یکی رو بیاریم اینجا

411
00:21:13,708 --> 00:21:16,250
،و حالا با چیزی که میگین
به نظر غیرممکن‌تر میاد

412
00:21:16,250 --> 00:21:18,958
بله، بله. متوجهم که این خیلی براتون مهمه

413
00:21:19,083 --> 00:21:19,875
برای پدرمون

414
00:21:19,958 --> 00:21:22,708
میدونم بدون فرم عدم احیا
چه اتفاقی می‌افته یا ممکنه بیفته

415
00:21:22,750 --> 00:21:25,125
،دکترهای اورژانس دنده‌های
مادر دوست صمیم رو شکستن

416
00:21:25,208 --> 00:21:26,083
تقریبا همه‌ی دنده‌هاش رو

417
00:21:26,208 --> 00:21:28,750
،بعد از اینکه در آرامش فوت کرده بود
سعی کردن برش گردونن

418
00:21:28,833 --> 00:21:31,208
زن بیچاره سه هفته‌ی دیگه مرگ مغزی موند

419
00:21:31,250 --> 00:21:32,833
استخون‌هاش شکسته و کبود شده بود

420
00:21:32,875 --> 00:21:34,708
و پدرمون این رو نمیخواد

421
00:21:34,833 --> 00:21:36,750
وقتی از دنیا بره، باید اجازه بدیم بره

422
00:21:36,833 --> 00:21:37,916
درک میکنین دیگه؟

423
00:21:37,958 --> 00:21:39,708
بله. بله

424
00:21:40,333 --> 00:21:41,458
...بعضی‌وقت‌ها

425
00:21:42,583 --> 00:21:44,916
بعضی‌وقت‌ها، آدم‌ها وقتی باور دارن
عزیزانشون فوت کرده

426
00:21:45,000 --> 00:21:47,000
فوراً به اورژانس زنگ نمی‌زنن

427
00:21:47,625 --> 00:21:50,125
بعضی‌وقت‌ها کاملا مطمئن نیستن

428
00:21:50,208 --> 00:21:53,083
و این باعث میشه با تاخیر تماس بگیرن

429
00:21:54,083 --> 00:21:55,208
درسته. درسته

430
00:21:55,333 --> 00:21:58,333
ولی اگه به دلایلی نیاز باشه
به بیمارستان بره چی؟

431
00:21:58,833 --> 00:22:02,208
به کاملا به دستورات عدم احیا باور دارم

432
00:22:02,875 --> 00:22:04,333
فقط نمیتونم امضاش کنم

433
00:22:16,125 --> 00:22:17,875
چیه؟ -
موضوع از این قراره -

434
00:22:17,958 --> 00:22:19,666
درک میکنم که دلت نمیخواد به اتاقش بری

435
00:22:19,708 --> 00:22:22,250
درسته، من تا ساعت 4 اونجا بودم
و کریستینا از اون موقع اونجاست

436
00:22:22,250 --> 00:22:23,458
از هر کمکی ممنون میشیم

437
00:22:23,500 --> 00:22:26,375
هر کسی به روش خودش با مرگ کنار میاد
و بهت نمیگم چیکار کنی

438
00:22:26,375 --> 00:22:27,458
این بین خودت و پدره

439
00:22:27,500 --> 00:22:29,375
و هر جوری که میخوای میتونی زندگیت رو اداره کنی

440
00:22:29,375 --> 00:22:31,583
ولی ازت میخوام مثل نوجوون‌ها رفتار نکنی

441
00:22:31,583 --> 00:22:32,958
و دزدکی توی دستشویی مواد نکشی

442
00:22:33,000 --> 00:22:35,083
.دزدکی نیست
بوش کل خونه رو گرفته

443
00:22:35,125 --> 00:22:37,833
،اصلا ازت نمیخوام به خاطر پدر این کار رو بکنی
با اینکه نمیتونه از طرف خودش حرف بزنه

444
00:22:37,833 --> 00:22:38,958
به خاطر خودم درخواست میکنم

445
00:22:39,083 --> 00:22:41,000
ازت میخوام به من و درخواستم احترام بذاری

446
00:22:41,083 --> 00:22:43,583
و تا زمانی که اون زنده‌اس و من اینجام
بیرون بکشی. همین

447
00:22:43,708 --> 00:22:45,666
.بعدش این خونه مال تو میشه
به اسمت ثبت میشه

448
00:22:45,708 --> 00:22:47,791
آزادی هر کاری که بخوای بکنی
و به من ربطی نداره

449
00:22:47,833 --> 00:22:49,916
فقط میخوای سیب فاسد توی یخچال بذاری؟
به من ربطی نداره

450
00:22:49,958 --> 00:22:52,500
میخوای کل روز و شب دود کنی؟
به من ربطی نداره

451
00:22:52,583 --> 00:22:54,625
ولی فعلا، هر موقع میری بیرون
تا مواد بکشی

452
00:22:54,708 --> 00:22:56,750
"با خودت بگو، "به کیتی احترام میذارم

453
00:22:56,833 --> 00:22:59,333
و من میفهمم که بهم احترام میذاری، باشه؟

454
00:23:00,500 --> 00:23:01,500
چرا که نه

455
00:23:21,250 --> 00:23:23,583
.نمیخوام چیزی بشنوم، ویکتور
تو حس و حالش نیستم

456
00:23:23,625 --> 00:23:26,458
ریچل -
ببین، دوستت دارم، ویکتور، ولی گم شو -

457
00:23:26,583 --> 00:23:28,500
،به هر کی میخوای زنگ بزن
هر کاری میخوای بکن

458
00:23:28,500 --> 00:23:31,958
.واقعاً برام نیست
تا جایی که میدونم این چیزها قانونیه

459
00:23:34,708 --> 00:23:35,875
درستش هم همینه

460
00:23:37,250 --> 00:23:38,958
برو و مزخرفاتت رو با خودت ببر

461
00:23:45,083 --> 00:23:46,458
چطوری؟ روبراهی؟

462
00:23:46,583 --> 00:23:48,875
میدونی دیگه. با زندگی سر میکنیم

463
00:23:48,958 --> 00:23:51,083
آره، میدونم

464
00:23:51,125 --> 00:23:52,625
شک نکن میدونم، برادر

465
00:23:53,125 --> 00:23:55,291
میخواستم بگم بشین، ولی می‌بینم که بچه پیشته

466
00:23:55,333 --> 00:23:56,333
ردیفه

467
00:23:56,375 --> 00:23:59,583
خیلی زود خودشون میان اینجا. نگران نباش

468
00:23:59,708 --> 00:24:01,708
خودشون مواد اینجا روشن میکنن

469
00:24:01,833 --> 00:24:04,583
آره والا. آره والا -
آره -

470
00:24:05,958 --> 00:24:07,083
بچه‌های لامصب

471
00:24:22,958 --> 00:24:25,208
اومدم بیرون تا یکم هوای تازه بخورم

472
00:24:26,958 --> 00:24:30,333
راحت میشه فراموش کرد بیرون وجود داره

473
00:24:30,458 --> 00:24:32,458
خوبه که آدم بیاد بیرون و یه نفسی تازه کنه

474
00:24:36,250 --> 00:24:40,875
خیلی وقته که اینجا ننشستم، احتمالا چند ساله

475
00:24:40,958 --> 00:24:43,958
ولی خوبه. فراموش کرده بودم

476
00:24:45,875 --> 00:24:48,708
کاملا یادمه که بعضی‌وقت‌ها می‌اومدم اینجا
و فقط می‌نشستم

477
00:24:48,833 --> 00:24:50,708
یادمه بهش نیاز پیدا میکردم

478
00:24:51,708 --> 00:24:54,833
،عجیبه چیزهایی رو فراموش میکنیم
،چیزهایی که برامون خوبه

479
00:24:54,875 --> 00:24:58,000
چیزهایی مثل یه دقیقه بیرون رفتن

480
00:25:01,083 --> 00:25:02,083
حالت چطوره؟

481
00:25:02,625 --> 00:25:04,958
،میدونم اوضاع نمیتونه برات راحت باشه

482
00:25:05,000 --> 00:25:07,750
اینکه من و کیتی اینطوری
مزاحم حریم خصوصیت شدیم

483
00:25:07,833 --> 00:25:09,625
حریم خصوصی من نیست

484
00:25:09,708 --> 00:25:12,333
.نه. هست
مال تو و باباست

485
00:25:12,375 --> 00:25:16,083
ولی به زودی مال تو میشه

486
00:25:16,708 --> 00:25:18,250
برنامه دارم وسایلم رو خالی کنم

487
00:25:18,250 --> 00:25:20,458
یا می‌ریزم دور یا با خودم می‌برم

488
00:25:20,958 --> 00:25:22,958
متاسفم این همه مدت وسایلم اونجا مونده بود

489
00:25:22,958 --> 00:25:24,958
نمیذارم بار اضافی رو دوشت بمونه

490
00:25:25,083 --> 00:25:27,083
برام مهم نیست

491
00:25:27,208 --> 00:25:29,208
توی اتاق من نیست، به من مربوط نیست

492
00:25:29,250 --> 00:25:32,625
واسه من مهمه. و میگم دلیلی نداره
که اونجا بمونن

493
00:25:32,708 --> 00:25:33,958
خودم کلی جا دارم

494
00:25:34,458 --> 00:25:36,000
فضای خیلی زیادیه

495
00:25:36,875 --> 00:25:40,125
فکر کنم اگه به موقعش یه بچه‌ی دیگه بیاریم
،کفایت میکنه

496
00:25:40,208 --> 00:25:42,458
ولی میرابلا الانش هم خیلی شلوغه

497
00:25:42,500 --> 00:25:45,833
،تصور دو تا بچه سخته
ولی میگن راحت‌تر میشه

498
00:25:47,000 --> 00:25:48,708
حداقل اینو میگن

499
00:25:48,833 --> 00:25:50,083
میدونم دیوید آماده‌اس

500
00:25:51,458 --> 00:25:52,458
تو چی؟

501
00:25:54,708 --> 00:25:55,958
من چی؟

502
00:25:56,083 --> 00:25:57,083
بچه

503
00:25:57,375 --> 00:25:58,708
بچه میخوای؟

504
00:25:59,833 --> 00:26:01,208
شرمنده، ولی تو دیوونه‌ای

505
00:26:01,333 --> 00:26:03,208
بهت بر نخوره، فقط یکم خلی

506
00:26:04,208 --> 00:26:05,208
من دیوونه‌ام؟

507
00:26:07,583 --> 00:26:09,250
منظورت از دیوونه چیه؟

508
00:26:09,333 --> 00:26:11,958
چطوری؟ دقیقا چرا؟

509
00:26:12,083 --> 00:26:13,208
نمیدونم

510
00:26:13,333 --> 00:26:15,250
شاید به خاطر مواد توهم‌زاییه که خوردی

511
00:26:15,250 --> 00:26:17,583
.همینطور به «گریتفول دد» گوش میدی
اینا آدم رو دیوونه میکنن

512
00:26:19,833 --> 00:26:20,833
آره

513
00:26:22,333 --> 00:26:23,333
آره، درسته

514
00:26:30,583 --> 00:26:32,500
...میدونی

515
00:26:34,000 --> 00:26:36,958
میدونی، واقعاً اینطوری نیست

516
00:26:37,083 --> 00:26:38,958
...مطمئنم اینا یکم ربط دارن، ولی

517
00:26:40,625 --> 00:26:42,708
هیچوقت به خاطر اینا نبود

518
00:26:44,458 --> 00:26:48,208
.خیلی خب، دارم سر به سرت میذارم
همین الان مواد کشیدم، واسه اینه. فراموشش کن

519
00:26:48,250 --> 00:26:51,375
.نه، نه
من تو فکر بچه‌دار شدن نیستم

520
00:26:51,458 --> 00:26:52,833
اشکالی نداره

521
00:26:52,875 --> 00:26:54,500
بهم اعتماد کن، توی گذشته اینو زیاد بهم گفتن

522
00:26:54,583 --> 00:26:57,583
بقیه عکسم لای گِل‌ها رو نشون میدادن

523
00:26:57,708 --> 00:27:00,375
،و کارهایی که توی فستیوال «وودستاک» میکردم
ولی حقیقت اینه که توی کنسرت‌ها

524
00:27:00,458 --> 00:27:03,833
فقط یه گروه از آدم‌ها هستن که هوای هم رو دارن

525
00:27:03,875 --> 00:27:04,875
همین

526
00:27:07,333 --> 00:27:08,333
همه

527
00:27:09,458 --> 00:27:12,708
با عشقشون به موسیقی پیوند میخورن

528
00:27:12,750 --> 00:27:16,458
و باعث میشه باهم مرتبط بشن
و درک کنن و اهمیت بدن

529
00:27:16,500 --> 00:27:17,958
واسه کسایی که

530
00:27:18,000 --> 00:27:20,708
،این موارد رو جای دیگه پیدا نکردن
نصیبشون نشده

531
00:27:20,833 --> 00:27:22,250
و مجبور شدن

532
00:27:23,625 --> 00:27:25,083
خودشون برن دنبالش

533
00:27:29,708 --> 00:27:31,958
آره. حداقل واسه بعضی‌ها اینطوریه، واسه همه نه

534
00:27:37,250 --> 00:27:39,375
احتمالا بهتره یکم قدم بزنم

535
00:27:41,458 --> 00:27:43,375
یکم غذا می‌گیرم

536
00:27:43,458 --> 00:27:46,000
غذای خاصی میخوای؟
غذایی مد نظر داری؟

537
00:27:46,083 --> 00:27:47,583
نه، ردیفم. مرسی

538
00:27:49,000 --> 00:27:50,958
خیلی خب. زود می‌بینمت

539
00:27:51,083 --> 00:27:52,083
آره

540
00:27:54,208 --> 00:27:55,208
زود می‌بینمت

541
00:28:04,958 --> 00:28:07,500
شماره‌اتون رو مطب دکتر سندرز بهم داده

542
00:28:07,583 --> 00:28:09,958
و گفتن واسه ویزیت به خونه هم میاین

543
00:28:11,000 --> 00:28:13,958
خب، پدرم خیلی مریضه

544
00:28:14,083 --> 00:28:15,083
داره می‌میره

545
00:28:16,083 --> 00:28:17,208
ممنون. بله

546
00:28:17,333 --> 00:28:19,458
،و میخواد فرم عدم احیا امضا کنه

547
00:28:19,583 --> 00:28:20,958
ولی مریض‌تر از اونیه که بتونه بیاد

548
00:28:21,833 --> 00:28:23,500
بله، به هوشه

549
00:28:23,583 --> 00:28:26,625
.البته همیشه نه
واسه مراقبت قبل از مرگ توی خونه‌اس

550
00:28:26,708 --> 00:28:29,041
....کبه نظرتون دکتر میتونه -
کیتی؟ کیتی -

551
00:28:29,083 --> 00:28:31,708
.نفس کشیدنش عجیب شده
یه اتفاقی داره می‌افته

552
00:28:34,750 --> 00:28:36,166
بابایی؟

553
00:28:36,208 --> 00:28:38,375
ریچل، باید بیای -
بابا، میتونی صدام رو بشنوی؟ -

554
00:28:38,375 --> 00:28:39,708
نفس کشیدنش، یه مشکلی هست

555
00:28:39,833 --> 00:28:40,958
بابا؟

556
00:28:41,000 --> 00:28:44,000
...حسش نمیکنم
...عکس‌العملی نداره. خیلی خب

557
00:28:44,083 --> 00:28:46,500
خیلی خب، به نظرم باید به اورژانس زنگ بزنیم

558
00:28:46,583 --> 00:28:48,083
نه -
باید بزنیم -

559
00:28:48,083 --> 00:28:50,333
نه. باید به انجل زنگ بزنم -
باشه -

560
00:29:22,375 --> 00:29:24,083
حالش خوبه -
حالش خوبه -

561
00:29:24,083 --> 00:29:25,833
حالش خوبه

562
00:29:35,458 --> 00:29:36,458
اوه

563
00:29:42,083 --> 00:29:44,833
وای خدا

564
00:29:46,083 --> 00:29:47,708
آره، دیوونه‌کننده بود

565
00:29:48,208 --> 00:29:49,375
...فکر کردم

566
00:29:50,208 --> 00:29:52,458
نمیدونم

567
00:29:52,500 --> 00:29:54,500
خب، میدونم که اون لعنتی قویه

568
00:29:54,583 --> 00:29:56,916
تا خودش آماده نباشه کسی نمیتونه ببرتش

569
00:29:56,958 --> 00:29:59,291
داری جشن میگیری؟ -
شک نکن -

570
00:29:59,333 --> 00:30:02,541
.میدونستم دلیلی داره که نوشیدنی گرفتم
نمیدونستم واسه جشن گرفتن زندگی می‌خوریمش

571
00:30:02,583 --> 00:30:04,375
ولی یکم برات می‌ریزم

572
00:30:04,958 --> 00:30:08,583
.فقط یکم
انجل گفت زود خودش رو میرسونه

573
00:30:08,625 --> 00:30:10,625
وقتی برسه اینجا نباید ببینه
در حال جشن گرفتنیم

574
00:30:10,708 --> 00:30:11,958
وجهه‌ی بدی داره

575
00:30:12,083 --> 00:30:13,208
انجل

576
00:30:13,250 --> 00:30:15,083
بیشتر بهش میخوره عزراییل باشه

577
00:30:16,250 --> 00:30:17,583
بخورش

578
00:30:18,083 --> 00:30:19,833
به سلامتی بابا

579
00:30:27,625 --> 00:30:28,583
اوه

580
00:30:31,458 --> 00:30:33,958
فهمیدی که انجل چی میگفت؟

581
00:30:34,708 --> 00:30:37,458
تا بابا کامل نمرده به اون
و کس دیگه زنگ نزنیم

582
00:30:37,500 --> 00:30:39,708
مطمئن بشیم نفس نمیکشه و یکم منتظر بمونیم

583
00:30:42,958 --> 00:30:45,958
بهتره برگردم به اتاقش
و مطمئن بشم وضعیتش پایداره

584
00:30:48,208 --> 00:30:50,458
عزراییل میاد و با خودش می‌برتش

585
00:30:52,500 --> 00:30:53,500
برو دیگه

586
00:30:56,083 --> 00:30:58,750
تا عمق پیش‌روی کرده، با دست راست جلو می‌بره

587
00:30:58,833 --> 00:31:00,416
...و این بازی

588
00:31:00,458 --> 00:31:03,208
...بازی با -
این کار رو نکن. بس کن -

589
00:31:03,208 --> 00:31:05,333
.نه، باید هردوش رو ببینم
روی هر دو شرط‌بندی کردم

590
00:31:05,333 --> 00:31:07,208
مهم نیست. فقط یکیش رو ببین

591
00:31:07,333 --> 00:31:09,333
رو اعصابه که همه‌اش کانال عوض میکنی

592
00:31:09,458 --> 00:31:11,375
هر کدوم مهم‌تره رو انتخاب کن
و بذار باشه

593
00:31:11,375 --> 00:31:13,500
اصلا نمیدونم توی هیچ کدوم چه خبره

594
00:31:13,500 --> 00:31:15,166
همه‌اش کانال رو عوض میکنی

595
00:31:16,250 --> 00:31:17,250
درست نمیگم؟

596
00:31:18,000 --> 00:31:21,500
حرکت خوب از نایجل هیز -
ممنون -

597
00:31:21,583 --> 00:31:24,833
.توپ رو بیشتر تصاحب میکنن
چطوری این کار رو میکنن؟ باید به بدنت فشار بیاری

598
00:31:24,958 --> 00:31:26,250
گاسر، اینجا انجامش میده

599
00:31:26,750 --> 00:31:28,875
باید بریم بیرون تا بکشیم

600
00:31:28,958 --> 00:31:30,416
خلاف جهت میره

601
00:31:30,458 --> 00:31:32,833
ازم درخواست کردن

602
00:31:33,458 --> 00:31:34,750
داریم بازی رو می‌بینیم

603
00:31:35,958 --> 00:31:39,208
شرمنده، ارزشش رو نداره

604
00:31:39,250 --> 00:31:39,291
اصلا مشکلی نیست. وظیفه‌ی منه

605
00:31:39,291 --> 00:31:41,625
 میرابلا الان داره بررسی میکنه

606
00:31:41,666 --> 00:31:44,875
مطمئناً قدرت تحمل مسکن براش بالاتر میره
و دردش بیشتر میشه

607
00:31:44,916 --> 00:31:47,750
محض اطمینان توصیه میکنم مورفین رو بیشتر کنیم

608
00:31:48,250 --> 00:31:50,375
فقط باید یه حدی تعیین کنیم

609
00:31:50,416 --> 00:31:52,375
به قدری باشه که کمکش کنه، ولی باعث مرگش نشه

610
00:31:52,875 --> 00:31:54,916
،وقتی میرابلا آماده باشه
میاد بیرون و بهمون میگه

611
00:31:55,000 --> 00:31:57,916
ولی متوجه شدی قبلا منظورم چی بود دیگه؟

612
00:31:58,000 --> 00:31:59,250
ممکن بود به اورژانس زنگ بزنیم

613
00:31:59,291 --> 00:32:01,708
اگه نفس کشیدنش اینطوری ادامه پیدا میکرد
زنگ میزدیم

614
00:32:01,750 --> 00:32:04,041
معلوم بود که درد داره
و نمیدونیم چیکار کنیم

615
00:32:04,125 --> 00:32:06,666
،آره. متوجهم. بهم اعتماد کنین
آخرین چیزی که هر کسی میخواد

616
00:32:06,750 --> 00:32:08,375
اینه که توی این وضعیت بمونه

617
00:32:08,416 --> 00:32:11,125
همه‌امون میخوایم تا حد ممکن
در آرامش از دنیا بره

618
00:32:11,250 --> 00:32:12,458
ولی میرابلا کمک میکنه

619
00:32:12,500 --> 00:32:15,291
بهمون میگه دقیقا چقدر مورفین بیشتری بهش بدیم

620
00:32:15,375 --> 00:32:16,666
اگه بازم همین اتفاق بیفته چی؟

621
00:32:16,750 --> 00:32:19,125
درد بکشه و بیشتر از چیزی که
میرابلا توصیه میکنه بهش بدیم

622
00:32:20,416 --> 00:32:24,166
.نمیتونین عمداً این کار رو بکنین
در حال حاضر توی این شهر و بیشتر کشور

623
00:32:24,250 --> 00:32:26,416
،این کار قتل محسوب میشه

624
00:32:26,500 --> 00:32:28,875
حتی اگه خودِ بیمار هم بخواد

625
00:32:29,000 --> 00:32:31,416
تنها جوری که میشه این کار رو کرد، با اشتباهه

626
00:32:31,500 --> 00:32:33,500
و غیرعمدی باشه

627
00:32:33,541 --> 00:32:36,041
شاید یه نفر مقدار دقیق رو اندازه نگرفته باشه

628
00:32:36,125 --> 00:32:38,625
بعضی‌وقت‌ها مقدارش بالاتر میره
و ممکنه کشنده باشه

629
00:32:38,750 --> 00:32:43,416
نمیدونم، ولی اشتباهاتی رخ میده
و حوادث طبیعیه، درسته؟

630
00:32:44,250 --> 00:32:46,500
متاسفم که درد می‌کشید

631
00:32:46,625 --> 00:32:49,166
درک میکنم چقدر براتون بده
،که شاهد این چیزها هستین

632
00:32:49,166 --> 00:32:53,541
ولی اون پیش شماست و توی بیمارستان نیست

633
00:32:53,625 --> 00:32:57,875
و امیدواریم اوضاع در ادامه
تا جایی که امکان داره در آرامش پیش بره

634
00:32:58,666 --> 00:33:00,125
عزراییل لامصب

635
00:33:00,250 --> 00:33:01,875
بهت نگفتم این اسم بهش میاد؟

636
00:33:02,416 --> 00:33:04,750
.سعی داره کمک کنه
خودت ازش پرسیدی

637
00:33:04,750 --> 00:33:07,166
.میدونم. داره کمک میکنه
بهم اعتماد کن، ازش ممنونم

638
00:33:07,250 --> 00:33:11,000
ولی قصد ندارم طبق پیشنهاد انجل
باعث بشم بابا اوردوز کنه

639
00:33:11,041 --> 00:33:12,500
فقط نمیخوام درد بکشه

640
00:33:12,625 --> 00:33:14,875
باید تا زمانی که پرستار اینجاست
یه فکری برای شام بکنیم

641
00:33:15,000 --> 00:33:16,416
باشه. نمیخوای وارد بحثش بشی

642
00:33:16,500 --> 00:33:17,583
اشکالی نداره

643
00:33:17,625 --> 00:33:19,750
نوشیدنی میخوای؟
اندازه‌ی دو تا لیوان مونده

644
00:33:19,750 --> 00:33:21,500
...اگه بخوای یه بطری دیگه هم -
نمیخواد -

645
00:33:32,625 --> 00:33:33,625
ریچل؟

646
00:33:39,791 --> 00:33:41,791
بله. مشکلی هست؟

647
00:33:41,875 --> 00:33:43,791
مشکلی هست؟ تو بگو

648
00:33:43,875 --> 00:33:47,041
جون من شروع نکن، باشه؟
همونطوری که خواستی بیرون مواد کشیدیم

649
00:33:47,625 --> 00:33:49,541
حالا هم مهمون دارم

650
00:33:49,625 --> 00:33:52,625
فکر نمیکنی یکم عجیبه؟
یه جورایی غیرعادیه

651
00:33:52,750 --> 00:33:55,375
الان توی همچین زمانی
یه غریبه رو میاری خونه

652
00:33:55,500 --> 00:33:58,375
به نظرت وقتی هر لحظه ممکنه از دنیا بره
درسته که یه غریبه تو خونه باشه؟

653
00:33:58,500 --> 00:33:59,541
غریبه نیست

654
00:33:59,625 --> 00:34:01,916
من و بنجی یه مدتی هست که با هم دوستیم

655
00:34:02,541 --> 00:34:05,500
چون تو نمی‌شناسیش دلیل نمیشه غریبه باشه

656
00:34:06,625 --> 00:34:08,500
بابایی هم ازش خوشش میاد. مهم همینه

657
00:34:10,750 --> 00:34:11,750
باشه

658
00:34:14,791 --> 00:34:15,791
باشه

659
00:34:19,125 --> 00:34:21,500
به نظرم بهتره بهش آسون بگیری

660
00:34:21,541 --> 00:34:22,916
زندگیش همیشه آسونه

661
00:34:30,041 --> 00:34:33,000
.وحشتناک بود
دیگه مطمئن بودم که رفتنیه

662
00:34:33,041 --> 00:34:36,000
...نفس کشیدنش عجیب به نظر میومد، صورتش

663
00:34:36,125 --> 00:34:38,500
امیدوارم بتونم این تصویر رو از ذهنم پاک کنم

664
00:34:39,750 --> 00:34:42,125
.آره، داروی بیشتری بهش دادن
خوابیده

665
00:34:42,166 --> 00:34:44,250
مطمئن نیستم بازم به هوش بیاد

666
00:34:44,916 --> 00:34:47,875
خوبم. حداقل معنیش اینه به زودی میام خونه

667
00:34:49,000 --> 00:34:50,375
اشکالی نداره. اشکالی نداره

668
00:34:51,375 --> 00:34:56,250
کیتی چند ساعت پیش نوشیدن رو شروع کرده
...و میدونی که اون و ریچل

669
00:34:58,000 --> 00:35:01,000
بگذریم، اشکالی نداره

670
00:35:01,125 --> 00:35:02,291
همه چی روبراهه

671
00:35:11,500 --> 00:35:14,291
چه داستانی بود. سومین کوارتربک

672
00:35:14,375 --> 00:35:16,500
از مسابقات قهرمانی دفاع میکنه

673
00:35:17,541 --> 00:35:18,541
چیه؟

674
00:35:19,500 --> 00:35:22,083
هیچی. نمیخوام زور بزنم و از خواب بیدارت کنم

675
00:35:22,125 --> 00:35:25,500
الانش هم کلی مشکل دارم -
حالم خوبه. نمیخوابم -

676
00:35:26,750 --> 00:35:29,875
منو بیرون پیش اون عوضیا ننداز -
بیخیال. اونا خواهرهام هستن -

677
00:35:29,875 --> 00:35:31,625
من میتونم عوضی صداشون کنم، تو نمیتونی

678
00:35:32,250 --> 00:35:33,250
آره، حتما

679
00:35:33,375 --> 00:35:36,625
.خواهرهات هستن که میگن بیرون مواد بکشی
اینجا خونته

680
00:35:36,666 --> 00:35:38,500
جدی میگم. حوصله‌ی فیلم هندی ندارم -
باشه -

681
00:35:38,541 --> 00:35:40,125
خیلی خب. صدات رو بیار پایین

682
00:35:40,250 --> 00:35:42,750
باشه، ولی میدونی خیلی مزخرفه دیگه؟

683
00:35:42,791 --> 00:35:45,041
و میدونی که لازم نیست هر کاری میگن بکنی

684
00:35:45,041 --> 00:35:48,416
تموم مدت تو توی این خونه بودی
و از پدرت مراقبت میکردی

685
00:35:48,916 --> 00:35:51,041
و یهویی خونه‌ی اونا شده؟
اونا همه کاره شدن؟

686
00:35:51,041 --> 00:35:52,625
گمشو بیرون -
بس کن -

687
00:35:52,750 --> 00:35:55,000
.خواهشا ساکت باش
داری داد میزنی

688
00:35:55,000 --> 00:35:57,250
فقط دارم میگم

689
00:35:58,750 --> 00:36:00,125
خواهرت کجا زندگی میکنه؟

690
00:36:00,875 --> 00:36:02,250
محله‌ی بروکلین؟

691
00:36:02,291 --> 00:36:03,875
اونوقت کِی به اینجا سر میزنه؟

692
00:36:04,000 --> 00:36:05,875
در بهترین حالت ماهی یه بار

693
00:36:05,916 --> 00:36:07,000
حتی کمتر از این

694
00:36:07,750 --> 00:36:08,750
واقعاً مزخرفه

695
00:36:08,875 --> 00:36:11,166
میدونی که باید تو روش گفته بشه

696
00:36:11,250 --> 00:36:14,666
اون یکی خواهرت؟
وقتی نگاهش میکنم انگار اصلا تو باغ نیست

697
00:36:16,000 --> 00:36:17,916
خیلی خب -
خوب تشخیص میدم -

698
00:36:18,541 --> 00:36:19,500
آره، خوب تشخیص میدم

699
00:36:19,541 --> 00:36:20,791
اگه بتونم فقط یه چیزی رو تشخیص بدم

700
00:36:20,875 --> 00:36:23,375
اونم اینه که یکی مزخرف میگه
یا عقلش رو از دست داده

701
00:36:24,125 --> 00:36:25,291
و تو اینطوری نیستی

702
00:36:26,916 --> 00:36:28,375
تو هیچکدومش نیستی

703
00:36:29,500 --> 00:36:32,166
ببین، شاید جوری رفتار کنن
که همه چی تحت کنترلشونه

704
00:36:33,000 --> 00:36:34,000
ولی تحت کنترلشون نیست

705
00:36:34,625 --> 00:36:35,625
باشه؟

706
00:36:38,500 --> 00:36:39,500
متوجهی؟

707
00:36:42,750 --> 00:36:43,750
فهمیدم

708
00:36:47,250 --> 00:36:48,833
،بعد از ترک گارد ساحلی

709
00:36:48,875 --> 00:36:51,625
وینسنت توی دانشگاه منهتن
به کلاس‌های تجاری شبانه میرفت

710
00:36:51,666 --> 00:36:55,125
و اونجا عاشق دختر ساکت و چشم سبزی شد
که پشت سرش می‌نشست

711
00:36:55,166 --> 00:36:59,750
اون دختر در سال 1978 تبدیل به مارگارت دایسون شد

712
00:37:00,500 --> 00:37:02,875
و والدین مهربان دو دختر شدن

713
00:37:03,000 --> 00:37:05,708
مارگارت پس از یک مبارزه‌ی طولانی
،که وینسنت نیز همراهش بود

714
00:37:05,791 --> 00:37:08,375
در سال 1994 تسلیم سرطان سینه شد

715
00:37:08,500 --> 00:37:09,916
...سه سال بعد

716
00:37:13,500 --> 00:37:15,458
غذای کافی واسه هردوتون هست

717
00:37:15,458 --> 00:37:17,458
اگه بخوای به ریچل بگو و بیاین پیشمون

718
00:37:17,583 --> 00:37:18,625
باشه، ممنون

719
00:37:19,375 --> 00:37:20,750
خب، از آشناییت خوشحال شدم

720
00:37:39,500 --> 00:37:41,333
قبلا آشنا شدیم

721
00:37:42,583 --> 00:37:44,083
خیلی هم ازش نگذشته

722
00:37:44,708 --> 00:37:46,083
شاید چند ماه پیش بود

723
00:37:46,583 --> 00:37:48,833
یادت نمیاد؟ -
مطمئن نیستم -

724
00:37:48,875 --> 00:37:49,708
نه، نه، یادم نمیاد

725
00:37:49,833 --> 00:37:53,083
پس فکر کنم شاید آخرین باری بود
که اینجا بودی

726
00:37:53,125 --> 00:37:54,958
چون زمان زیادی
از اومدنت به اینجا میگذره، درسته؟

727
00:37:56,708 --> 00:37:58,833
راستش همینجا توی این اتاق بود

728
00:37:58,875 --> 00:38:00,625
من و وینی بازی رو تماشا میکردیم

729
00:38:01,125 --> 00:38:02,125
تیم باکس در مقابل تیم بولز

730
00:38:03,208 --> 00:38:05,958
.راستش زیاد این کار رو کردیم
بازی‌های زیادی رو باهم تماشا کردیم

731
00:38:06,000 --> 00:38:07,958
چه خوب -
واقعاً خوب بود -

732
00:38:09,750 --> 00:38:11,875
همیشه باعث میشد حس کنم خونه‌ی خودمه

733
00:38:13,458 --> 00:38:15,375
و همیشه مشتاق دیدنش بودم

734
00:38:16,250 --> 00:38:19,375
.بعضی‌وقت‌ها اصلا چیزی نمیگفتیم
فقط می‌نشستیم و تماشا میکردیم

735
00:38:19,458 --> 00:38:20,458
فقط تماشا میکردیم

736
00:38:22,208 --> 00:38:23,375
زمان‌های دیگه حرف میزدیم

737
00:38:24,125 --> 00:38:25,125
چرت و پرت میگفتیم

738
00:38:25,583 --> 00:38:26,583
در مورد زندگی حرف میزدیم

739
00:38:27,125 --> 00:38:28,125
یه همچین چیزهایی

740
00:38:28,875 --> 00:38:30,250
آدم‌های پیر

741
00:38:30,333 --> 00:38:31,333
بعضی‌هاشون اینطوری هستن

742
00:38:31,375 --> 00:38:34,833
همه‌اشون نه، ولی معمولا باهاشون جور میشم

743
00:38:35,458 --> 00:38:37,125
بعضی‌وقت‌ها باذکاوت هستن

744
00:38:37,958 --> 00:38:39,750
یا اینطورین یا نیستن

745
00:38:42,500 --> 00:38:44,416
از اول از همین خصلت وینسنت خوشم میومد

746
00:38:44,458 --> 00:38:46,000
،معلوم بود همون لحظه‌ای که منو دید

747
00:38:46,000 --> 00:38:48,708
بعضی چیزها رو متوجه شد که نمیگم چی بودن

748
00:38:48,750 --> 00:38:50,833
نیازی نیست بگم چون منم اینطوریم

749
00:38:50,958 --> 00:38:53,250
به نظر میاد رابطه‌ی خوبی داشتین

750
00:38:53,333 --> 00:38:54,583
خوشحالم که می‌شنوم

751
00:38:57,375 --> 00:38:59,250
منم میتونم شخصیت آدم‌ها رو تشخیص بدم

752
00:39:00,625 --> 00:39:02,500
حتی لازم نیست چیزی بگن

753
00:39:03,500 --> 00:39:05,000
میتونم ذاتشون رو بفهمم

754
00:39:06,083 --> 00:39:07,500
یا حداقل بیشتر ذاتشون رو

755
00:39:08,833 --> 00:39:12,208
،آسونه وقتی یکی بهم نگاه میکنه
...ولی در واقع

756
00:39:14,083 --> 00:39:15,125
داره درونم رو نگاه میکنه

757
00:39:15,208 --> 00:39:16,625
مطمئن نیستم متوجه منظورت شده باشم

758
00:39:16,708 --> 00:39:17,875
...اگه نمیخوای واسه شام بهمون ملحق بشی

759
00:39:17,875 --> 00:39:20,458
فقط میگم واسه هردوتون غذای کافی داریم

760
00:39:20,583 --> 00:39:22,333
میتونی دو تا بشقاب با خودت ببری

761
00:39:22,375 --> 00:39:23,500
می‌بینی؟

762
00:39:23,583 --> 00:39:25,000
می‌فهمم داری چیکار میکنی

763
00:39:25,083 --> 00:39:26,875
البته شاید واضحه

764
00:39:26,958 --> 00:39:29,333
ولی قبل از اینکه دهنت رو باز کنی
میتونم تشخیصش بدم

765
00:39:29,458 --> 00:39:30,666
با رد شدن از کنارتون میتونم تشخیص بدم

766
00:39:30,708 --> 00:39:32,958
فکر کنم بعضی چیزها رو اشتباه متوجه شدی

767
00:39:33,083 --> 00:39:34,833
هیچی رو اشتباه متوجه نمیشم

768
00:39:35,708 --> 00:39:37,333
اصلا اشتباه متوجه نشدم

769
00:39:38,375 --> 00:39:39,708
کاملا متوجه میشم

770
00:39:39,750 --> 00:39:43,458
حتی تعارف کردن غذا معنیش اینه
که خودتون رو صاحب اختیار میدونین

771
00:39:44,083 --> 00:39:44,958
تا حالا بهش فکر کردین؟

772
00:39:45,083 --> 00:39:49,208
فکر کنم توی چند سال اخیر من یبشتر از شما دو تا
سر این میز نشستم

773
00:39:49,250 --> 00:39:50,125
اون پدرمونه

774
00:39:50,208 --> 00:39:52,625
آره، ولی فکر میکنین کی اینجا بوده؟

775
00:39:55,958 --> 00:39:59,083
اون از حق خودش دفاع نمیکنه

776
00:40:00,583 --> 00:40:03,458
البته ریچل میتونه از پس خودش بربیاد

777
00:40:03,500 --> 00:40:05,500
،و این یکی از خصلت‌هاشه که عاشقشم

778
00:40:05,500 --> 00:40:07,708
ولی از حق خودش دفاع نمیکنه

779
00:40:07,833 --> 00:40:10,000
...مخصوصا کنار شما دو تا. فکر کردین

780
00:40:10,083 --> 00:40:12,208
.فکر کنم فهمیدیم. ممنون
به قدر کافی شنیدیم

781
00:40:12,250 --> 00:40:13,583
،نه، نه، نه، نشنیدین

782
00:40:13,625 --> 00:40:17,125
چون اگه می‌فهمیدین همیشه اینجا
این شکلی رفتار نمیکردین

783
00:40:18,625 --> 00:40:21,083
پدرتون رو کی به دستشویی می‌برد؟

784
00:40:22,250 --> 00:40:23,250
...کی

785
00:40:23,875 --> 00:40:25,750
کی قرص‌ها رو

786
00:40:25,833 --> 00:40:28,375
توی جاقرصی پلاستیکی مسخره تقسیم میکرد
که اسم روزها رو روش نوشته؟

787
00:40:28,458 --> 00:40:30,708
همونطوری که دیدم مامانم

788
00:40:31,375 --> 00:40:33,708
همین کار رو موقع فوت پدرم میکرد

789
00:40:33,750 --> 00:40:35,083
خیلی خب، صداش میکنم

790
00:40:35,208 --> 00:40:36,958
فکر کنم وقتشه بری پی کارت

791
00:40:37,000 --> 00:40:39,208
بوی هر چی که نوشیدی تا اینجا میاد

792
00:40:39,250 --> 00:40:40,625
دختر بیچاره غذاش رو تو دهنش میذاشت

793
00:40:42,125 --> 00:40:43,916
،وقتی دیگه چیزی جز سیب نمیخورد

794
00:40:43,958 --> 00:40:46,000
کی تیکه‌تیکه‌اشون میکرد و تو دهنش میذاشت؟

795
00:40:46,083 --> 00:40:47,583
اصلا هیچی رو متوجه نمیشی

796
00:40:47,625 --> 00:40:49,958
ریچل، بیا دوست احمقت رو

797
00:40:50,083 --> 00:40:52,083
از جلوی صورتمون ببر کنار
معلوم نیست چی مصرف کرده

798
00:40:52,125 --> 00:40:53,666
نمیخوام اینجا باشه. باید از اینجا بره

799
00:40:53,708 --> 00:40:55,958
.بیا، بنجی
بیا از اینجا بریم

800
00:40:58,208 --> 00:41:01,375
.میخوام با وینسنت خداحافظی کنم
اشکالی نداره؟ میشه باهاش خداحافظی کنم

801
00:41:01,958 --> 00:41:03,500
حتما، البته

802
00:41:03,583 --> 00:41:04,958
باهام میای؟

803
00:41:05,583 --> 00:41:07,083
بیرون می‌مونم

804
00:42:09,458 --> 00:42:10,708
وای

805
00:42:18,375 --> 00:42:20,708
ممنون. خیلی ممنون

806
00:42:21,375 --> 00:42:24,833
خیلی بهمون کمک میکنی که هر روز
این موقع میای و ازش مراقبت میکنی

807
00:42:24,958 --> 00:42:26,833
اینطوری همه‌امون میتونیم همزمان
بیرون اتاقش باشیم

808
00:42:26,958 --> 00:42:28,583
یه نفسی تازه کنیم، میدونی منظورم چیه؟

809
00:42:29,083 --> 00:42:31,750
بعضی‌وقت‌ها به خاطر این اوضاع
فشار رومون زیاد میشه

810
00:42:31,833 --> 00:42:33,458
به خاطر قبلا متاسفم

811
00:42:34,458 --> 00:42:37,125
.اوضاع اضطراب‌آور شده
فکر کنم همه‌اش رو قبلا به چشم دیدی

812
00:42:37,208 --> 00:42:38,250
مشکلی نیست

813
00:42:38,333 --> 00:42:39,583
پس، فردا 5 عصر؟

814
00:42:39,625 --> 00:42:42,125
آره، مگه اینکه قبلش اتفاقی براش بیفته

815
00:42:42,208 --> 00:42:43,250
اگه اینطوری بشه بهت زنگ میزنم

816
00:42:43,750 --> 00:42:45,458
حس میکنم... نمیدونم

817
00:42:46,500 --> 00:42:50,208
،باید ببینیم فردا چی میشه
ولی نمیدونم چقدر دیگه طول میکشه

818
00:42:50,250 --> 00:42:52,708
حال... حالش خوب نیست

819
00:42:54,583 --> 00:42:55,458
ببخشید

820
00:42:55,583 --> 00:42:57,500
ببخشید. میدونم باید بری

821
00:42:57,583 --> 00:42:59,750
واقعاً به خاطر امروز ممنونم

822
00:42:59,833 --> 00:43:02,000
مطمئنم فردا می‌بینیمت

823
00:43:10,583 --> 00:43:12,083
♪ روی کفش‌هاش... ♪

824
00:43:12,833 --> 00:43:17,083
♪ و بدون پرسیدن میدونستم ♪
♪ عاشق رنگ آبیه ♪

825
00:43:17,125 --> 00:43:20,250
♪ گل بگونیای قرمز ♪

826
00:43:20,333 --> 00:43:22,833
♪ لای موهای فِرِش میکرد ♪

827
00:43:22,958 --> 00:43:28,208
♪ همون موقع میدونستم مثل دخترهای دیگه نیست ♪

828
00:44:13,750 --> 00:44:14,750
ریچل؟

829
00:44:27,833 --> 00:44:30,000
‫- یه‌چیزی بگم؟ یه‌لحظه صبرکن
‫- علاقه‌ای ندارم بشنوم

830
00:44:30,000 --> 00:44:32,333
‫- من‌که هنوز...
‫- نمی‌خوام بشنوم

831
00:44:32,375 --> 00:44:34,958
‫- ببین، من فقط دارم می‌گم...
‫- خب ببین؛ بیا یه قراری بذاریم. باشه؟

832
00:44:34,958 --> 00:44:37,833
‫هیچ حرفی با هم دیگه‌ نمی‌زنیم.
‫نه حرفی مونده، نه می‌خوام چیزی بشنوم

833
00:44:37,875 --> 00:44:40,416
تا وقتی این‌جایی هرکاری لازمه
بکن و سرت به کار خودت باشه

834
00:44:40,458 --> 00:44:43,625
‫هیچ کاری به هم‌دیگه نداریم.
‫هرکسی بره پیِ زندگی خودش.

835
00:44:43,708 --> 00:44:45,875
‫این‌کار هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه
‫و اصلاً هم درست نیست.

836
00:44:45,875 --> 00:44:47,500
‫خب راستش نظر تو زیاد مهم نیست...

837
00:44:47,583 --> 00:44:49,583
‫اصلاً موضوع ما نیستیم.
‫بحث بابامون در میونه!

838
00:44:49,708 --> 00:44:51,250
‫- وای! بابامون؟ چقدر بامزه بود
‫- چرا؟

839
00:44:51,250 --> 00:44:54,833
‫فقط هرموقع یه چیزی ازم می‌خوای می‌گی «بابامون»

840
00:44:54,958 --> 00:44:56,625
چون معمولاٌ از کلمه «بابام» استفاده می‌کنی

841
00:44:56,708 --> 00:44:58,750
‫- مسخره‌بازی درنیار!
‫- چه‌تون شده شماها؟

842
00:44:58,833 --> 00:45:01,708
‫من می‌خواستم ازش معذرت خواهی کنم،
‫اما همونطور که می‌بینی...

843
00:45:01,750 --> 00:45:04,208
‫گور بابای خودت و معذرت خواهی‌ات بابا

844
00:45:05,833 --> 00:45:06,708
‫عالیه!

845
00:45:06,750 --> 00:45:08,750
‫عالیه. داره اتاق بغل جون می‌ده
‫و تو اینطوری در رو می‌کوبی؟

846
00:45:08,750 --> 00:45:10,375
آشغال عوضی

847
00:45:11,083 --> 00:45:12,583
‫چه مرگته؟

848
00:45:12,625 --> 00:45:15,083
‫- نه! نه!
‫- واقعاً چه مرگته؟

849
00:45:15,208 --> 00:45:17,583
‫نه! نشونت می‌دم.
‫میزنم لهت می‌کنم

850
00:45:17,625 --> 00:45:19,333
‫- تو لهم می‌کنی؟
‫- آره!

851
00:45:19,333 --> 00:45:22,500
‫مفت‌خور تر از تو ندیدم! دختره‌ی انگلِ گدا...

852
00:45:22,583 --> 00:45:25,333
‫کریستینا این دختره‌ی عوضی رو از این‌جا ببر!

853
00:45:25,458 --> 00:45:28,708
‫- بیا جلو دیگه!
‫- بس کنیـد

854
00:45:28,750 --> 00:45:29,875
‫بس کنید!

855
00:45:30,583 --> 00:45:34,458
‫از دوتاتون متنفرم! عوضی‌های به‌دردنخور.
‫مثل بچه‌های 2 ساله‌ رفتار می‌کنین!

856
00:45:36,750 --> 00:45:39,875
‫کریستینا، کجا می‌ری؟

857
00:46:00,875 --> 00:46:01,875
‫سلام...

858
00:46:02,583 --> 00:46:05,083
‫یکم پیش توی اتاقش بودم و بعد
‫رفتم وسایل‌ام رو جمع کنم. حالش خوبه!

859
00:46:05,125 --> 00:46:06,333
‫چرا وسایل‌ت رو جمع کردی؟

860
00:46:06,458 --> 00:46:08,250
‫فکر کنم بهتره یه‌مدت برم خونه!

861
00:46:09,750 --> 00:46:10,833
‫الان دیر وقته...

862
00:46:10,875 --> 00:46:12,500
‫به‌نظرم بهتره یه‌مدت از این‌جا دور باشم

863
00:46:12,583 --> 00:46:14,958
‫اگه اتفاق خاصی افتاد، بهم بگو
‫سریع خودم رو می‌رسونم

864
00:46:15,083 --> 00:46:17,083
‫خب اتفاق خاصی که احتمالاً میفته.
‫خودتم می‌دونی...

865
00:46:17,125 --> 00:46:18,333
‫کریستینا...

866
00:46:18,458 --> 00:46:19,875
‫من واقعاً نمی‌دونم تو از من چی می‌خوای!

867
00:46:19,958 --> 00:46:22,083
‫ما سه‌تامون یه مشکل اساسی داریم

868
00:46:22,125 --> 00:46:23,875
‫قبلاً نمی‌دونستم اینقدر اوضاع خرابه!

869
00:46:23,958 --> 00:46:26,125
‫به‌هرحال، اون‌ این‌جا زندگی می‌کنه
‫و تو هم که خیلی از این‌جا دوری

870
00:46:26,208 --> 00:46:28,000
‫برای همین کاملاً
منطقیه که من یه مدت برم

871
00:46:28,083 --> 00:46:31,583
‫ببخشید، اما اون قراره بمیره
‫و اون موقع تو این‌جا نیستی

872
00:46:31,708 --> 00:46:32,875
‫می‌دونم هیچوقت من رو نمی‌بخشی...

873
00:46:32,958 --> 00:46:34,708
‫ببخشید. من نمی‌خوام بری

874
00:46:34,750 --> 00:46:37,833
‫می‌خوام سه‌تامون این‌جا بمونیم
‫و یه راه حل پیدا کنیم

875
00:46:37,875 --> 00:46:42,125
‫یه‌جوری که فعلاً بتونیم با هم‌دیگه کنار بیایم

876
00:46:42,208 --> 00:46:43,583
‫فکر می‌کردم هیچ
مشکلی با هم نداریم

877
00:46:43,625 --> 00:46:45,208
‫من و تو.

878
00:46:45,250 --> 00:46:46,708
‫واقعاً از اون حرفت تعجب کردم

879
00:46:47,375 --> 00:46:49,208
‫کیتی، من عصبانی بودم

880
00:46:49,833 --> 00:46:51,250
‫از کوره در رفتم!

881
00:46:51,333 --> 00:46:53,208
‫اگه حرف بدی زدم بهم حق بده
‫باشه؟

882
00:46:53,250 --> 00:46:54,333
‫ترسیده بودم

883
00:46:56,708 --> 00:46:57,958
‫بیا بشینیم حرف بزنیم

884
00:46:58,708 --> 00:46:59,833
‫هر سه‌تامون...

885
00:47:00,708 --> 00:47:02,833
‫در اتاق‌ش رو باز می‌ذاریم

886
00:47:02,875 --> 00:47:04,958
‫اگه اتفاقی افتاد سریع می‌شنویم!

887
00:47:05,583 --> 00:47:06,583
‫نمی‌دونم

888
00:47:07,500 --> 00:47:10,000
مطمئنم وسط جیغ و داد کردن‌مون می‌میره

889
00:47:10,083 --> 00:47:12,375
‫نه؛ بعید می‌دونم

890
00:47:13,333 --> 00:47:15,958
‫مخصوصاً اگه بشنوه داریم صحبت می‌کنیم

891
00:47:36,833 --> 00:47:38,416
فکر نکنم بیاد

892
00:47:51,375 --> 00:47:52,708
‫- سلام
‫- سلام

893
00:47:54,958 --> 00:47:57,958
‫کیتی داره روی متن اعلامیه بابا کار می‌کنه

894
00:47:59,750 --> 00:48:00,625
‫خب...

895
00:48:00,708 --> 00:48:03,083
‫یکم پیش داشت می‌خوندش...

896
00:48:03,125 --> 00:48:05,208
و بعد از شنیدنش

897
00:48:05,250 --> 00:48:09,083
‫فهمیدم هر کدوم از ما داستان‌های
‫خیلی متفاوتی داریم

898
00:48:09,958 --> 00:48:13,875
‫از شخصیت‌ش؛ از این‌که توی زندگی
‫هر کدوم‌مون چه نقشی داشته...

899
00:48:13,958 --> 00:48:16,958
‫همه‌مون زیر بال و پر اون بزرگ
‫شدیم، ولی تو بازه‌های زمانی مختلف

900
00:48:17,000 --> 00:48:20,250
‫زندگی‌های متفاوتی داشتیم؛
‫حتی با این‌که تو یه خونه زندگی می‌کردیم

901
00:48:20,333 --> 00:48:22,583
‫البته شما دو نفر که وقتی من
‫خیلی کوچیک بودم از این‌جا رفتید

902
00:48:22,625 --> 00:48:26,083
‫پس... با عقل جور در میاد که
‫هیچ کدوم‌مون شبیه هم‌دیگه نیستیم

903
00:48:26,125 --> 00:48:29,125
‫واقعاً بابت اون حرفی که بهتون زدم متاسفم!

904
00:48:29,833 --> 00:48:31,875
‫من از هیچ کدوم‌تون متنفر نیستم

905
00:48:31,958 --> 00:48:34,208
‫اصلاً عوضی و به‌دردنخور نیستین

906
00:48:34,833 --> 00:48:35,958
‫عصبانی بودم،

907
00:48:36,750 --> 00:48:37,625
‫ترسیده بودم

908
00:48:37,708 --> 00:48:39,833
‫به هیچ عنوان دلم نمی‌خواست
‫همچین اتفاقی بیفته

909
00:48:40,458 --> 00:48:41,458
‫معذرت می‌خوام!

910
00:48:42,375 --> 00:48:43,458
‫باشه؛ مشکلی نیست

911
00:48:44,250 --> 00:48:45,708
‫اما مشکل‌ اصلی این نیست

912
00:48:47,208 --> 00:48:49,875
‫یعنی خب، همه‌چی اوکیه

913
00:48:49,958 --> 00:48:51,083
‫ام...

914
00:48:51,125 --> 00:48:54,333
‫نیازی نبود معذرت خواهی کنی،
‫اما اوکیه

915
00:48:54,458 --> 00:48:57,833
‫آره؛ اوکیه کریستینا
‫فدای سرت!

916
00:48:58,500 --> 00:49:00,958
‫منم معذرت می‌خوام الکی
‫درگیر دعواهای ما شدی

917
00:49:06,708 --> 00:49:07,583
‫خب...

918
00:49:07,625 --> 00:49:10,750
‫می‌خواستم از جناب‌عالی هم
‫معذرت خواهی کنم اما اوضاع از کنترل خارج شد

919
00:49:10,833 --> 00:49:11,958
‫بابت چی؟

920
00:49:12,083 --> 00:49:15,458
‫خب، بابت داستان‌ِ اون سیب‌ها که قضاوتت کردم

921
00:49:15,500 --> 00:49:17,791
‫نمی‌دونستم واسه بابائـه. ببخشید.
‫کاش زودتر می‌فهمیدم

922
00:49:17,833 --> 00:49:19,583
‫خب تفاوت خاصی ایجاد می‌کنه؟

923
00:49:19,708 --> 00:49:21,708
‫جریان سیب‌ها...

924
00:49:22,708 --> 00:49:24,000
‫همه‌چی رو برات روشن کرد؟

925
00:49:24,083 --> 00:49:27,125
‫این یه موضوع جدا بود.
‫موضوعی که اشتباه قضاوت کردم

926
00:49:27,208 --> 00:49:28,375
‫بازم هست؟

927
00:49:29,958 --> 00:49:30,958
‫آره

928
00:49:34,083 --> 00:49:36,708
‫از همون اول فهمیدم که جای تو رو تنگ کردم

929
00:49:36,833 --> 00:49:38,708
‫چرت و پرت نگو.
‫این‌جا خونه‌ی تو هم هست

930
00:49:38,750 --> 00:49:40,000
‫هردوتامون این رو می‌دونیم

931
00:49:40,083 --> 00:49:42,250
‫اما تو این‌جا زندگی می‌کنی؛
‫اسمت تو اجاره‌نامه‌ست

932
00:49:42,333 --> 00:49:43,791
‫این دومین باریه که به اجاره‌نامه اشاره کردی!

933
00:49:43,833 --> 00:49:45,750
‫موضوع چیه؟
‫منظور خاصی داری؟

934
00:49:45,833 --> 00:49:48,000
‫تو هم بحث‌ش رو پیش کشیدی.
‫بیرون

935
00:49:48,083 --> 00:49:49,708
‫بگین ببینم چه‌خبره؟

936
00:49:49,833 --> 00:49:52,708
‫چیزی نیست. فقط وقتی بابا بمیره
‫این‌جا مال تو می‌شه!

937
00:49:52,750 --> 00:49:55,083
‫فکر کردی مثلاً لنگِ این‌جام؟
‫فکر کردی خیلی برام مهمه؟

938
00:49:55,083 --> 00:49:56,208
‫ببخشید؛ لطفاً...

939
00:49:56,333 --> 00:50:00,083
‫بیاین یکم آروم‌تر حرف بزنیم.
‫تا اگه چیزی شد صدای بابا رو بشنویم

940
00:50:00,958 --> 00:50:04,125
‫باشه؟ فکر کنم نیازی نباشه بی‌مورد

941
00:50:04,208 --> 00:50:06,250
‫به چیزی که مشخصه اشاره کنیم

942
00:50:06,333 --> 00:50:07,208
‫مشخصه؟

943
00:50:07,333 --> 00:50:09,708
‫بی‌خیال ریچل. می‌دونم
‫که بابا برات خیلی مهمه

944
00:50:09,750 --> 00:50:11,625
‫ولی این خونه خیلی خوبه!

945
00:50:11,708 --> 00:50:12,958
‫بیاین صادق باشیم

946
00:50:13,083 --> 00:50:14,833
هیچ خونه‌ای رو پیدا نمی‌کنی
که اجاره‌ش اینقدر باشه

947
00:50:14,875 --> 00:50:16,625
اصلاً دیگه همچین
نرخی وجود خارجی نداره

948
00:50:16,708 --> 00:50:17,708
‫واقعاً خوبه!

949
00:50:17,833 --> 00:50:20,375
‫- برات خوشحالم. می‌خوام مال خودت باشه
‫- خب پس به درک

950
00:50:20,375 --> 00:50:21,375
‫نمی‌خوامش

951
00:50:22,083 --> 00:50:23,083
‫الان چی؟

952
00:50:23,208 --> 00:50:24,958
‫مسخره‌بازی در نیار.
‫مثلاً چرا نمی‌خوایش؟

953
00:50:25,083 --> 00:50:28,208
‫چون اون موقع هیچ کاری با هم نداریم
‫و هرکسی می‌ره دنبال زندگی خودش!

954
00:50:28,333 --> 00:50:29,750
‫اصلاً منطقی نیست...

955
00:50:29,833 --> 00:50:31,666
‫کریستینا، تو می‌فهمی چی می‌گه؟

956
00:50:31,708 --> 00:50:33,458
‫- نه دقیقاً...
‫- ادای احمقا رو در نیار!

957
00:50:33,500 --> 00:50:35,250
‫- برو به درک بابا
‫- باشه، باشه

958
00:50:35,333 --> 00:50:37,333
‫بس کنید

959
00:50:55,875 --> 00:50:56,958
‫همه‌چی روبه‌راهه

960
00:51:03,208 --> 00:51:04,208
‫فکر کنم...

961
00:51:05,458 --> 00:51:06,958
‫منظور ریچل اینه که

962
00:51:08,083 --> 00:51:10,125
‫بعد از این‌که بابا بمیره، چه دلیلی داره
‫که کنار هم بمونیم؟

963
00:51:11,500 --> 00:51:13,833
‫ما که نه

964
00:51:13,875 --> 00:51:16,833
‫یعنی خب، شما دو نفر که وضعیت‌تون مشخصه نه؟

965
00:51:17,458 --> 00:51:20,083
‫یعنی خب...من واقعاً درکت می‌کنم کریستینا

966
00:51:20,208 --> 00:51:22,208
‫تو اون‌ور دنیا زندگی می‌کنی،

967
00:51:22,333 --> 00:51:23,375
‫بچه داری...

968
00:51:23,458 --> 00:51:25,250
‫احتمالاً بزودی چندتا دیگه هم
‫مثل قارچ می‌زنه بیرون!

969
00:51:25,333 --> 00:51:28,291
‫درگیر زندگی خودتی دیگه؛ می‌فهمی؟
‫این‌ شهر جای تو نیست

970
00:51:28,333 --> 00:51:30,333
‫پس یعنی منظورت رابطه‌ی خودت و کیتیه؟

971
00:51:30,375 --> 00:51:31,208
من غلط بکنم

972
00:51:31,333 --> 00:51:34,000
آخه تو همیشه یه‌جوری رفتار می‌کنی که
ما انگار وجه‌اشتراک‌های بیشتری داریم

973
00:51:34,083 --> 00:51:36,000
‫ منظورِ منم دقیقاً همینـه

974
00:51:36,083 --> 00:51:39,875
‫هر کدوم از ما داستانِ خودش رو داره
‫ولی از داستان هم‌دیگه بی‌خبریم

975
00:51:39,958 --> 00:51:41,250
‫جوری رفتار می‌کنیم که انگار خبر داریم

976
00:51:41,333 --> 00:51:43,875
‫اما شاید فقط...خب

977
00:51:43,958 --> 00:51:47,458
‫شاید قبل از این‌که بچه‌های من
‫مثل قارچ بزنن بیرون، که حرف واقعاً چندشی بود...

978
00:51:47,583 --> 00:51:48,833
‫- راست گفتم خب!
‫- نه؛ خبری از بیرون زدن نیست

979
00:51:48,875 --> 00:51:50,750
‫بچه که مثل قارچ بیرون نمی‌زنه.
‫اینطوری نیست

980
00:51:50,833 --> 00:51:52,208
‫باشه. از دید من مثل قارچ می‌زنن بیرون

981
00:51:52,833 --> 00:51:55,208
‫خب حالا، قبل از این‌که
‫خانواده‌ی من بزرگ‌تر بشه

982
00:51:55,250 --> 00:51:57,583
‫یعنی اگه بخوام...

983
00:51:57,625 --> 00:52:00,458
‫یه سری کارها هست که دوست دارم انجام بدم.

984
00:52:00,583 --> 00:52:01,583
‫خب مثل چی؟

985
00:52:01,625 --> 00:52:03,708
‫یعنی خب دیگه چی می‌خوای؟

986
00:52:03,833 --> 00:52:06,125
‫چون زندگی‌ات بی‌نقصه

987
00:52:06,208 --> 00:52:09,458
‫یعنی خب من می‌دونم دیگه. همه خبر دارن
‫به همه می‌گی...

988
00:52:09,583 --> 00:52:10,583
‫واقعاً برداشتت اینه؟

989
00:52:10,625 --> 00:52:14,458
‫وقتی که عکس‌های میرابلا رو بهت نشون می‌دم
‫یا درمورد زندگی‌ام حرف می‌زنم

990
00:52:14,500 --> 00:52:15,958
‫اینطوری فکر می‌کنی؟

991
00:52:20,375 --> 00:52:21,375
‫کیتی؟

992
00:52:22,458 --> 00:52:24,500
‫تو هم همچین فکر می‌کنی؟

993
00:52:26,875 --> 00:52:29,458
‫باورم نمی‌شه!

994
00:52:29,500 --> 00:52:30,875
‫واقعاً عجیبه...

995
00:52:30,958 --> 00:52:34,958
‫من واقعاً همچین منظوری ندارم
‫یعنی... یعنی خب...

996
00:52:35,000 --> 00:52:37,125
‫نه، ببین. ببخشید...

997
00:52:37,625 --> 00:52:40,708
‫من واقعاً نمی‌خواستم حرفی بزنم
‫که ناراحت بشی. من...

998
00:52:42,083 --> 00:52:43,875
‫یعنی فکر کردم که این
‫موضوع واسه همه‌مون روشنه

999
00:52:43,958 --> 00:52:46,708
‫چون هیچوقت ندیدم از چیزی غر بزنی
‫یا گله کنی...

1000
00:52:46,750 --> 00:52:49,958
‫یعنی خب در حد «میرابلا
سبزیجات نمی‌خوره» ‫و این چیزها بوده

1001
00:52:50,000 --> 00:52:52,333
من خب، من یکم احمقم...

1002
00:52:52,375 --> 00:52:54,375
‫اصلاً بی‌خیالش.

1003
00:52:56,458 --> 00:53:00,083
‫دوست داری قبل از این‌که
‫بچه‌های بیشتری بیاری چیکار کنی؟

1004
00:53:04,500 --> 00:53:09,833
‫می‌خوام یه پیوند محکم
‫بین هم ایجاد کنیم.

1005
00:53:13,833 --> 00:53:14,833
‫اوه

1006
00:53:17,583 --> 00:53:19,000
‫چقدر خوب کریستینا...

1007
00:53:21,333 --> 00:53:22,333
‫جدی می‌گم

1008
00:53:24,333 --> 00:53:27,208
‫خب مگه همین الانش پیوند محکم نداریم؟

1009
00:53:27,708 --> 00:53:30,250
‫- نه؛ نه از نوعِ واقعیش
‫- همینه که هست

1010
00:53:32,708 --> 00:53:33,708
‫ببینید...

1011
00:53:36,250 --> 00:53:37,666
‫بیاین کلاً بی‌خیال این موضوع بشیم

1012
00:53:38,708 --> 00:53:40,708
‫ما خیلی با هم‌دیگه فرق می‌کنیم

1013
00:53:40,750 --> 00:53:43,833
‫شما...شما دوتا حداقل
‫یه خون توی رگ‌تون جریان داره

1014
00:53:44,708 --> 00:53:45,833
‫مادرتون یکیه...

1015
00:53:45,875 --> 00:53:47,708
‫- و همین‌طور پدر
‫- آره خب

1016
00:53:48,375 --> 00:53:49,375
‫می‌دونم!

1017
00:53:50,125 --> 00:53:53,208
‫خب؟ اما اون بابای منم هست
‫منظورِ من اینه!

1018
00:53:53,250 --> 00:53:56,125
‫می‌دونید؟ همون‌قدر که بابای شماست،
‫بابای منم هست!

1019
00:53:56,208 --> 00:53:59,750
‫- اما راستش یه‌ بابای دیگه هم داشتی!
‫- کسی که حتی یه‌بارم ندیدمش!

1020
00:53:59,833 --> 00:54:02,583
‫کسی که چهار سالم بود مرد

1021
00:54:02,708 --> 00:54:05,833
‫ولی خب باز هم بابات بوده.
‫وینست هم بابای ماست

1022
00:54:08,000 --> 00:54:09,208
‫خب همین دیگه

1023
00:54:10,250 --> 00:54:12,583
‫حرفِ منم همینه

1024
00:54:16,583 --> 00:54:19,333
‫من بابا نداشتم

1025
00:54:20,458 --> 00:54:21,583
‫تا اون اومد

1026
00:54:22,500 --> 00:54:23,500
‫خب؟

1027
00:54:24,625 --> 00:54:26,625
‫الان کجای حرف‌هام رو متوجه نمی‌شی؟

1028
00:54:28,208 --> 00:54:30,875
اون همیشه مثل پدر واقعی
خودم باهام رفتار کرده

1029
00:54:31,458 --> 00:54:36,208
‫پس اونی که الان اون سمت تو اتاق

1030
00:54:37,583 --> 00:54:38,583
‫داره جون می‌ده...

1031
00:54:39,625 --> 00:54:41,000
‫بابای منم هست!

1032
00:54:41,083 --> 00:54:42,083
‫گرفتی؟

1033
00:54:43,208 --> 00:54:45,250
‫بابای منـه

1034
00:54:46,208 --> 00:54:49,083
‫بابای خودمه؛ فهمیدی؟

1035
00:54:49,958 --> 00:54:52,708
‫می‌دونم. می‌دونم
‫من منظورم این نیست که بابات نیست...

1036
00:55:17,958 --> 00:55:21,583
‫ببینید، چون من هیچوقت غر نمی‌زنم
‫دلیل نمی‌شه هیچ مشکلی نداشته باشم

1037
00:55:27,333 --> 00:55:29,958
‫من به‌خاطر بابا این‌جا موندم

1038
00:55:31,458 --> 00:55:33,083
‫نه به‌خاطر این خونه‌ی مسخره

1039
00:55:38,625 --> 00:55:39,875
‫خدای من...

1040
00:56:27,375 --> 00:56:29,458
‫فکر کنم بلاخره یکی رو پیدا کردم

1041
00:56:29,583 --> 00:56:30,958
‫یه‌دکتر، تا بیاد فرم رو امضا کنه

1042
00:56:31,083 --> 00:56:32,083
‫عالیه

1043
00:56:32,125 --> 00:56:35,083
‫- ببخشید؛ مزاحمِ تمرینت شدم
‫- نه. اوکیه. آخراشه

1044
00:56:36,000 --> 00:56:37,125
‫قهوه می‌خوای؟

1045
00:56:37,208 --> 00:56:38,208
بی‌زحمت

1046
00:56:54,625 --> 00:56:57,875
‫مسئله این‌جاست که وقتی دکتر میاد
‫بابا باید هوشیار باشه

1047
00:56:58,375 --> 00:57:00,083
‫آره؛ این یکم برامون مشکل‌سازه

1048
00:57:00,208 --> 00:57:02,041
‫دیشب نتونست حرف خاصی بزنه

1049
00:57:02,083 --> 00:57:04,583
‫یه‌چیزایی زمزمه کرد،
‫اما متوجه نشدم

1050
00:57:04,625 --> 00:57:05,625
‫منم

1051
00:57:06,125 --> 00:57:07,750
‫به‌نظرت بد می‌شه بهش قهوه بدیم؟

1052
00:57:08,583 --> 00:57:09,625
‫نه فکرنکنم فکر خوبی باشه

1053
00:57:09,708 --> 00:57:12,125
‫فقط یه‌بار دیگه هوشیار بشه کافیه

1054
00:57:12,208 --> 00:57:13,625
‫می‌دونم که می‌تونه

1055
00:57:13,708 --> 00:57:15,375
‫قهوه خیلی خوشمزه‌ست. ممنون

1056
00:57:19,250 --> 00:57:21,458
‫بابت دیشب واقعاً ببخشید
‫یهو از کوره در رفتم

1057
00:57:23,208 --> 00:57:24,208
‫منم

1058
00:57:29,458 --> 00:57:35,333
‫بعد از این‌که دیروز همگی صحبت کردیم...
‫یه‌چیزی رو فهمیدم

1059
00:57:35,375 --> 00:57:36,375
‫واقعاً مسخره‌ست...

1060
00:57:36,458 --> 00:57:39,708
‫سال‌ها پیش باید این رو می‌فهمیدم؛
‫اما حتماً یه دلیلی داشته

1061
00:57:40,375 --> 00:57:42,125
‫این‌که مامان ریچل هم
‫مُرده؛ درست مثل مامان ما

1062
00:57:43,958 --> 00:57:46,750
‫جز بابا، این‌ هم بین‌مون مشترکه!

1063
00:57:46,833 --> 00:57:49,083
‫هیچوقت درمورد این‌که چه بلایی
‫سرش مامانش اومده صحبت نکردیم

1064
00:57:49,125 --> 00:57:50,250
‫خیلی بچه بودی

1065
00:57:50,833 --> 00:57:52,083
‫آره. همه‌مون بچه بودیم

1066
00:57:52,833 --> 00:57:55,958
‫احتمالاً اونقدری بزرگ نبودیم که به‌طور
‫جدی درمورد این مسائل حرف بزنیم

1067
00:58:21,458 --> 00:58:22,583
‫دکتر اومد!

1068
00:58:23,083 --> 00:58:26,833
‫می‌تونی بابا رو...
‫( به زبان نا آشنا )

1069
00:58:28,750 --> 00:58:30,458
‫قهوه نمی‌خوای؟
‫تازه درست کردیم

1070
00:58:30,583 --> 00:58:32,750
‫آب و آب‌میوه هم داریم

1071
00:58:32,833 --> 00:58:34,833
‫دقیقاً اون‌جاست

1072
00:58:34,958 --> 00:58:38,583
‫پرستار تا ساعت سه نمیاد؛ اما احتمالاً
‫خودمون بتونیم بیدارش کنیم

1073
00:58:38,708 --> 00:58:40,375
‫بابا؟ بابا؟ حالت چطوره؟

1074
00:58:40,458 --> 00:58:42,458
‫من کریستینام. ایشون پدرمونه

1075
00:58:42,500 --> 00:58:44,291
‫خب بیاید...
‫بیاید اهرم رو بکشیم تا...

1076
00:58:44,333 --> 00:58:46,833
‫یعنی...اون دکمه رو بزنیم که
‫یکم بیاد بالاتر

1077
00:58:46,875 --> 00:58:48,833
‫یکم بی‌حاله؛
‫داشت استراحت می‌کرد

1078
00:58:48,875 --> 00:58:50,000
‫چندتا کلمه هم گفت

1079
00:58:58,333 --> 00:58:59,375
‫خیلی‌خب...

1080
00:59:00,625 --> 00:59:02,291
‫- خیلی‌خب. عالیه
‫- آره

1081
00:59:02,708 --> 00:59:03,958
‫خب، فکرکنم الان...

1082
00:59:04,708 --> 00:59:06,833
‫ای کاش چندماه پیش می‌اومدید...

1083
00:59:07,708 --> 00:59:10,333
‫وقتی که سرحال‌تر بود و می‌تونست حرف بزنه

1084
00:59:10,375 --> 00:59:12,000
‫نه خب نمی‌شد کار خاصی کرد

1085
00:59:12,083 --> 00:59:13,625
‫یه نبض ساده نیاز داشت

1086
00:59:13,708 --> 00:59:16,250
واسه ده دقیقه 550 دلار گرفت

1087
00:59:16,333 --> 00:59:19,333
حتماً زندگی خیلی خوبی داره
‫آره؛ حداقل تموم شد...

1088
00:59:20,875 --> 00:59:23,750
‫خب بهش بگو مجبوره؛
‫اصلاً جای بحث نداره

1089
00:59:25,125 --> 00:59:27,750
‫دیگه توی این موضوع من
‫نمی‌تونم آدم بده باشه،

1090
00:59:27,833 --> 00:59:29,125
من مامان بدی ام؟

1091
00:59:29,708 --> 00:59:31,375
‫این‌جا به اندازه کافی بدبختی داریم

1092
00:59:31,458 --> 00:59:33,208
‫آخه این‌جا هم همین بساطه. واقعاً نمی‌فهمم

1093
00:59:33,333 --> 00:59:36,833
‫واقعاً نمی‌فهمم چرا همه فکر می‌کنن
‫من آدم بدی ام. اصلاً عادلانه نیست

1094
00:59:36,875 --> 00:59:40,000
‫من اصلاً همچین آدمی نیستم.
‫جوری رفتار می‌کنن که مجبور می‌شم

1095
00:59:44,333 --> 00:59:45,875
‫هیچی. بیخیالش

1096
00:59:45,958 --> 00:59:47,000
‫باشه

1097
00:59:47,083 --> 00:59:50,083
‫بذار تریسی هرکاری دلش می‌خواد بکنه
‫کاری که از دستم برنمیاد

1098
00:59:50,708 --> 00:59:51,750
‫بعداً حرف می‌زنیم

1099
00:59:57,833 --> 01:00:00,208
‫پسر کوچولوی خوشگل‌ رو ببین

1100
01:00:00,333 --> 01:00:02,208
‫مرد گنده!

1101
01:00:02,250 --> 01:00:05,083
‫مثل یه مرد گنده همه‌ش چرت می‌زنی

1102
01:00:05,583 --> 01:00:06,500
‫خدایا

1103
01:00:06,583 --> 01:00:08,625
‫خیلی بچه‌ی مودبیه نه؟

1104
01:00:08,708 --> 01:00:11,458
‫شرط می‌بندم مثل اسب غذا می‌خوره!

1105
01:00:23,208 --> 01:00:24,208
‫سلام

1106
01:00:27,958 --> 01:00:29,958
‫آره. دقیقاً. آفرین

1107
01:00:30,708 --> 01:00:32,416
‫از نظرم بهتره یکم زودتر باز کنید.
‫نه؟

1108
01:00:32,458 --> 01:00:34,375
‫ساعت 10 آخه؟

1109
01:00:34,458 --> 01:00:36,833
‫واسه همین می‌گم این محله
‫داره به‌گا می‌ره. آره

1110
01:00:36,875 --> 01:00:39,958
‫تو فکرشم مغازه خودم رو باز کنم.
‫24 ساعته و بدون این مسخره‌بازی‌ها

1111
01:00:40,000 --> 01:00:42,583
‫بیای جنست رو بگیری و گورت رو گم کنی
‫خوب نیست؟

1112
01:00:42,708 --> 01:00:45,208
‫آره بابا. می‌ترکونم به‌مولا

1113
01:00:45,333 --> 01:00:46,625
‫خیلی‌خب داداش

1114
01:00:46,708 --> 01:00:49,583
‫قرار نیست مغازه کنم. نگران نباش

1115
01:00:53,083 --> 01:00:54,083
‫صبح به‌خیر

1116
01:00:57,500 --> 01:00:58,708
‫سلام

1117
01:00:58,750 --> 01:00:59,750
‫حالت چطوره؟

1118
01:01:01,083 --> 01:01:02,083
‫هوم...

1119
01:01:02,833 --> 01:01:03,833
‫بد نیست...

1120
01:01:04,750 --> 01:01:06,375
‫خوبه. خوبه

1121
01:01:06,958 --> 01:01:08,958
‫اومده بودم بابات رو ببینم

1122
01:01:09,083 --> 01:01:11,333
‫می‌بینم که بلاخره تونستید امضای فرم
‫عدم احیای قلب رو بگیرید!

1123
01:01:11,375 --> 01:01:12,250
‫آره

1124
01:01:12,333 --> 01:01:14,000
‫آره، امروز صبح یه دکتری اومد انجامش داد

1125
01:01:14,083 --> 01:01:17,958
‫همینطوری امضاش کرد؟
‫یعنی منظورم اینه که، می‌دونست چه‌خبره؟

1126
01:01:18,000 --> 01:01:18,833
‫آره

1127
01:01:18,958 --> 01:01:20,375
‫باورم نمی‌شه

1128
01:01:20,458 --> 01:01:21,458
‫یعنی خب خوبه

1129
01:01:23,000 --> 01:01:25,458
‫خب داشتم به خواهرات می‌گفتم...

1130
01:01:26,125 --> 01:01:27,458
‫ممکنه یکم شنیدنش براتون سخت باشه،

1131
01:01:28,083 --> 01:01:32,000
‫اما من بعید می‌دونم پدرتون دوباره
‫مثل روز اول سرحال و هوشیار بشه

1132
01:01:32,583 --> 01:01:35,083
‫خداروشکر ظاهراً دردی نداره

1133
01:01:35,958 --> 01:01:37,458
‫و اگه بعداً اتفاقی افتاد،

1134
01:01:37,583 --> 01:01:40,625
‫من و میرابلا به محض این‌که بتونیم
‫میایم این‌جا

1135
01:01:40,708 --> 01:01:42,708
‫تا جایی که می‌تونیم
‫به‌تون کمک می‌کنیم

1136
01:01:42,833 --> 01:01:46,083
‫اما توی یه‌سری مسائل کاری از دست ما برنمیاد

1137
01:01:46,208 --> 01:01:48,458
‫مثل زمان دقیقِ مرگش

1138
01:01:48,500 --> 01:01:51,708
‫ازتون می‌خوام اگه می‌تونید یادداشت‌ش کنید
‫می‌دونید...

1139
01:01:51,750 --> 01:01:54,625
‫حالا نیاز نیست با ثانیه‌ی دقیق باشه.
‫می‌دونیم که نمی‌شه

1140
01:01:55,250 --> 01:01:58,083
‫هر موقع تونستید سر یه
‫دقیقه مشخص بهش سر بزنید

1141
01:01:59,083 --> 01:02:02,958
‫بعد بین خودتون وظایف رو تقسیم کنید

1142
01:02:03,083 --> 01:02:05,458
‫که کاغذبازی‌ها رو انجام می‌ده؛
‫کی به بقیه زنگ می‌زنه...

1143
01:02:06,958 --> 01:02:08,458
‫باید به هم‌دیگه کمک کنید

1144
01:02:09,083 --> 01:02:10,958
‫خداروشکر که سه نفریـد

1145
01:02:11,083 --> 01:02:14,208
‫انگار منظورت اینه که
‫دیگه تموم شده

1146
01:02:16,125 --> 01:02:18,083
‫یعنی، به ایستگاه آخر رسیدیم

1147
01:02:18,875 --> 01:02:20,083
‫تهـش!

1148
01:02:21,458 --> 01:02:24,083
‫آره، اما مگه همین دیروز اینارو نگفتی؟

1149
01:02:24,708 --> 01:02:28,958
‫یعنی خب، ناراحت نشی
‫اما خودمون می‌دونیم که داره می‌میره

1150
01:02:29,083 --> 01:02:30,458
‫می‌گی نمی‌شه زمانِ
‫دقیق‌ش رو حدس زد

1151
01:02:30,500 --> 01:02:35,333
‫اما هر روز میای این‌جا و می‌گی
‫« دیگه تمومه »

1152
01:02:35,375 --> 01:02:37,875
‫نمی‌خوام از طرف بقیه حرف بزنم،

1153
01:02:37,958 --> 01:02:40,458
‫اما من واقعاً دیگه کلافه شدم
‫می‌دونی؟

1154
01:02:40,500 --> 01:02:43,625
‫تحملش خیلی سخته.
‫این یه مدت هر روز داریم ازش خداحافظی می‌کنیم

1155
01:02:43,708 --> 01:02:45,416
‫آره؛ یعنی خب، آخرین بار همین دیروز بود

1156
01:02:45,458 --> 01:02:46,750
‫- و امروز
‫- آره

1157
01:02:46,833 --> 01:02:49,208
‫ببخشید که هی میام به‌تون یادآوری می‌کنم

1158
01:02:49,250 --> 01:02:51,333
‫اصلاً همچین قصدی ندارم

1159
01:02:52,083 --> 01:02:54,708
‫قضیه اینه که مشخصه آخراشه...

1160
01:02:55,250 --> 01:02:57,083
‫- برای همین این‌جام
‫- می‌دونیم

1161
01:02:57,958 --> 01:03:01,458
‫و واقعاً لطف کردی. جدی می‌گم
‫ازت ممنونیم

1162
01:03:02,125 --> 01:03:03,708
‫فقط شب سختی داشتیم...

1163
01:03:04,375 --> 01:03:05,458
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

1164
01:03:05,583 --> 01:03:08,208
‫هر روزِ خدا میاد این‌جا می‌گه الان می‌میره

1165
01:03:08,333 --> 01:03:10,958
‫درسته اوضاع واقعاً بده،
‫اما این دیگه خیلی شلوغش می‌کنه

1166
01:03:11,000 --> 01:03:12,000
‫می‌دونم. می‌دونم

1167
01:03:12,083 --> 01:03:14,958
‫« سلام صبح‌ به‌خیر. باباتون داره می‌میره »

1168
01:03:15,083 --> 01:03:17,375
‫« می‌شه بهم قهوه بدین؟ »

1169
01:03:17,458 --> 01:03:19,458
‫شما دونفر چه‌تونه؟

1170
01:03:19,583 --> 01:03:22,208
‫ببخشید؛ من...
‫باید خفه‌خون می‌گرفتم

1171
01:03:22,250 --> 01:03:24,833
‫نه، حق با توئـه
‫باید یکم سبک گفتارش رو تغییر بده

1172
01:03:24,875 --> 01:03:29,708
‫بگه مثلاً بزودی پا می‌شه براتون ‫شعبده‌بازی
می‌کنه تا ببینه به حرفاش توجه می‌کنیم یا نه

1173
01:03:29,750 --> 01:03:30,750
‫شعبده‌بازی؟

1174
01:03:31,583 --> 01:03:33,333
‫آره، یه‌چیز رندوم. حالا هرچیزی.

1175
01:03:33,458 --> 01:03:36,083
‫شعبده‌بازی؟ اصلاً چرا اون؟
‫بابا که شعبده‌بازی بلد نیست!

1176
01:03:36,208 --> 01:03:38,000
‫اون حرکتِ ناپدید شدن سکه رو بلد بود!

1177
01:03:38,000 --> 01:03:38,958
‫وای آره!

1178
01:03:39,000 --> 01:03:40,000
آره

1179
01:03:40,083 --> 01:03:41,458
‫آره، آره، آره، آره

1180
01:03:42,333 --> 01:03:47,208
‫« هرلحظه ممکنه باباتون مثل یه سکه ناپدید بشه »

1181
01:03:47,250 --> 01:03:49,958
‫آره؛ خوشم اومد
‫الان منطقی شد

1182
01:03:50,083 --> 01:03:51,708
‫مشخصه مواد کشیدی؛ اما باهات موافقم

1183
01:03:51,750 --> 01:03:53,333
‫نمی‌خوای بری پیشش؟

1184
01:03:55,708 --> 01:03:58,208
‫یعنی اگه دوست داری. مجبورت نمی‌کنم
‫اما اگه...

1185
01:03:59,000 --> 01:04:02,458
‫دوست داشتی با ما یا بدون ما بری پیشش
‫امیدوارم به‌مون بگی!

1186
01:04:06,375 --> 01:04:08,083
‫باشه پس. من می‌رم

1187
01:04:08,125 --> 01:04:10,500
‫اگه چیزی شد زنگ می‌زنم،

1188
01:04:11,000 --> 01:04:12,875
‫یعنی اگه سکه داشت ناپدید می‌شد!

1189
01:04:21,583 --> 01:04:24,833
‫دوست ندارم وقتی مُرد
‫زود رابطه‌هامون با هم تموم شه و بریم

1190
01:04:28,250 --> 01:04:29,625
‫چه رابطه‌ای؟

1191
01:04:29,708 --> 01:04:31,708
‫خب، دوست داری چطوری باشه؟

1192
01:04:45,583 --> 01:04:47,458
‫نه. تلفن رو جواب می‌دی!

1193
01:04:47,500 --> 01:04:48,500
‫تریسی!

1194
01:04:50,708 --> 01:04:54,375
‫تیم بنت به جیمی هانت تکل می‌زنه

1195
01:04:54,458 --> 01:04:55,958
‫همین که گفتم!

1196
01:04:56,583 --> 01:04:58,458
‫بنت نزدیک بود یه اشتباه بزرگ کنه!

1197
01:04:59,750 --> 01:05:01,500
‫برام مهم نیست که
‫داشتی ناهار می‌خوردی

1198
01:05:01,500 --> 01:05:03,541
‫یه کورنر به‌شدت قوی...

1199
01:05:03,583 --> 01:05:04,583
‫تریسی؟

1200
01:05:05,083 --> 01:05:07,083
‫من واقعاً عاشقِ همچین کورنرهایی ام...

1201
01:05:07,083 --> 01:05:11,083
‫اون‌هایی که هیچ مشکلی با ضربه زدن توی زمینِ...

1202
01:05:11,500 --> 01:05:12,500
‫نمی‌تونم!

1203
01:05:13,333 --> 01:05:14,458
‫تریسی؟

1204
01:05:15,625 --> 01:05:18,083
‫این مدافعانِ دفاعی...

1205
01:05:19,208 --> 01:05:20,458
‫تریسی؛ گوش کن ببین چی می‌گم

1206
01:05:20,958 --> 01:05:22,833
‫ازت می‌خوام دست برداری
‫و به من گوش کنی

1207
01:05:23,583 --> 01:05:25,250
‫این‌کار رو نکن!

1208
01:05:25,333 --> 01:05:27,625
‫تریسی. دارم بهت می‌گم حق نداری...

1209
01:05:27,708 --> 01:05:30,583
‫تریسی؟

1210
01:05:39,208 --> 01:05:41,083
‫مطمئنی که حداقل نصفش رو نمی‌خوای؟

1211
01:05:41,125 --> 01:05:42,666
‫نه. زیاد گشنم نیست

1212
01:05:47,458 --> 01:05:49,333
‫می‌دونم عجیبه.
‫اما روش نوشته دقیقاً همین‌کارو بکنید

1213
01:05:49,458 --> 01:05:50,458
‫باشه؛ اشکالی نداره

1214
01:05:51,458 --> 01:05:53,166
‫واقعاً؟ هیچی نمی‌خوای؟

1215
01:05:53,208 --> 01:05:55,333
‫- من‌که همیشه‌ی خدا این‌جا گشنمه
‫- واقعً؟

1216
01:05:55,833 --> 01:05:57,666
‫می‌خوای یکم استراحت کنی؟
‫من می‌تونم برم پیشش بشینم

1217
01:05:57,708 --> 01:06:00,458
‫من‌که مشکلی ندارم. خودت دوست داری
‫بری پیشش؟

1218
01:06:00,500 --> 01:06:04,458
‫چون می‌تونیم با هم بریم پیشش.
‫دارم براش کتاب می‌خونم. اشکالی نداره

1219
01:06:04,583 --> 01:06:06,583
‫نه. اوکیه. راحتم
باید به اوضاع این‌جا رسیدگی کنم

1220
01:06:14,833 --> 01:06:16,208
‫خبر نداری ریچل کجا رفت؟

1221
01:06:49,750 --> 01:06:50,833
‫کریستینا؟

1222
01:06:54,625 --> 01:06:55,625
‫کریستینا؟

1223
01:06:57,583 --> 01:06:58,583
‫سلام

1224
01:07:03,625 --> 01:07:04,458
‫اوه!

1225
01:07:04,583 --> 01:07:06,458
‫- پس این‌جایی
‫- آره

1226
01:07:08,000 --> 01:07:09,625
‫داشتم یکم استراحت می‌کردم.
‫چه‌خبر؟

1227
01:07:09,708 --> 01:07:12,333
‫هیچی. استراحت کن.
‫همه‌چی روبه‌راهه

1228
01:07:38,208 --> 01:07:40,583
‫- مُرد؟
‫- نـه

1229
01:07:41,208 --> 01:07:43,333
‫نه؛ اگه همچین اتفاقی بیفته
‫قطعاً بهت زنگ می‌زنیم

1230
01:07:45,333 --> 01:07:46,333
‫نمی‌دونم

1231
01:07:47,500 --> 01:07:49,250
‫فقط این‌که این‌جا نشستی
‫یکم برام عجیب بود

1232
01:07:52,208 --> 01:07:54,250
‫- اگه گشنته کیتی غذا درست کرده
‫- آره

1233
01:07:56,333 --> 01:07:58,208
‫چقدر جو این‌جا عجیبه...

1234
01:07:58,333 --> 01:08:02,250
‫فقط دارم قبل از این‌که دوباره
‫برگردم پیش بابا یکم استراحت می‌کنم

1235
01:08:03,708 --> 01:08:04,708
‫باشه

1236
01:08:06,083 --> 01:08:07,083
‫خب...

1237
01:08:08,000 --> 01:08:10,333
‫من برم نتایج فوتبال رو چک کنم
‫16 تا شرط‌بندی کردم

1238
01:08:10,458 --> 01:08:12,875
‫بعید می‌دونم برنده بشم اما...

1239
01:08:13,958 --> 01:08:14,958
‫باز هم خدا می‌دونه!

1240
01:08:28,250 --> 01:08:29,250
‫حالت خوبه؟

1241
01:08:30,083 --> 01:08:31,333
‫خوبم

1242
01:08:34,625 --> 01:08:35,625
‫باشه

1243
01:08:43,625 --> 01:08:45,208
‫بیا. این رو بگیر بخور

1244
01:08:46,583 --> 01:08:47,583
‫ممنون

1245
01:08:49,208 --> 01:08:51,125
‫خواهش؛ قابلی نداشت

1246
01:09:29,958 --> 01:09:30,958
‫می‌گم بابا...

1247
01:09:31,500 --> 01:09:33,708
‫فعلاً ضریب‌ها اینطوریه...

1248
01:09:34,750 --> 01:09:36,708
‫کلیپرز؛ مثبتِ 124

1249
01:09:37,208 --> 01:09:38,500
‫بیلز. منفیِ 900

1250
01:09:38,583 --> 01:09:40,583
‫تایتاز. مثبت 145

1251
01:09:40,708 --> 01:09:42,083
‫وایکینگز. منفیِ 900

1252
01:09:42,583 --> 01:09:44,000
‫متز. منفیِ 115

1253
01:09:44,083 --> 01:09:46,875
‫و ایگلز...منفیِ 220

1254
01:09:46,958 --> 01:09:47,958
‫پس...

1255
01:09:48,958 --> 01:09:51,583
‫با 20 دلار می‌تونم 724 دلار
‫و خورده‌ای پول به جیب بزنم

1256
01:09:52,333 --> 01:09:54,583
‫عالیه؛ نه؟

1257
01:10:06,458 --> 01:10:07,458
‫آره

1258
01:10:30,833 --> 01:10:32,583
‫خوشحالم می‌بینمتون
‫بفرمائید داخل

1259
01:10:38,708 --> 01:10:40,500
‫باباتون چطوره؟ خوبه؟

1260
01:10:40,583 --> 01:10:44,583
‫هنوز زنده‌ست؛ داره به مبارزه ادامه می‌ده

1261
01:10:49,333 --> 01:10:51,125
‫غذا میل دارید؟ سوپ درست کردم

1262
01:10:53,208 --> 01:10:55,000
‫نه؟ قهوه چی؟

1263
01:10:55,583 --> 01:10:57,208
‫باشه

1264
01:10:59,000 --> 01:11:00,875
‫باز اگه بعداً نظرت عوض شد
‫و چیزی خواستی بهم بگو

1265
01:11:00,958 --> 01:11:02,208
‫زیاد درست کردم

1266
01:11:03,875 --> 01:11:07,583
‫می‌خوای بری حموم؟ با آقای اردک؟ دیگه کی؟

1267
01:11:08,708 --> 01:11:09,708
‫حباب؟

1268
01:11:10,208 --> 01:11:11,458
‫چه بابای خوبی داری!

1269
01:11:12,833 --> 01:11:14,625
‫به‌جای منم آب بازی کن. باشه؟

1270
01:11:17,583 --> 01:11:18,583
‫آهای؟

1271
01:11:19,083 --> 01:11:20,083
‫آهای؟

1272
01:11:22,833 --> 01:11:24,208
‫فکرکنم دستت بنده...

1273
01:11:24,250 --> 01:11:27,000
‫نه. هیچی. هیچی. اوضاع روبه‌راهه

1274
01:11:27,083 --> 01:11:30,083
‫فقط گفتم یه زنگی بزنم؛
‫دلم برای خونه تنگ شده

1275
01:11:32,500 --> 01:11:34,708
‫حتماً. ممنون

1276
01:11:36,833 --> 01:11:38,208
‫ذهنت رو خالی کن

1277
01:11:39,625 --> 01:11:41,708
‫حواست به طرز نشستنت باشه

1278
01:11:43,083 --> 01:11:45,583
‫یادت باشه که مهم‌ترین چیز در مدیتیشن

1279
01:11:46,458 --> 01:11:49,958
‫نشستن و احساسِ امنیت و راحتی داشتنه

1280
01:11:50,958 --> 01:11:52,208
‫بقیه جوانبِ...

1281
01:12:24,000 --> 01:12:25,583
‫حالت چطوره ریچل؟

1282
01:12:27,125 --> 01:12:28,208
‫خوبم

1283
01:12:29,833 --> 01:12:30,833
‫بابات چطوره؟

1284
01:12:32,125 --> 01:12:33,250
‫بدک نیست

1285
01:12:34,000 --> 01:12:35,000
‫هنوز زنده‌ست

1286
01:12:36,000 --> 01:12:37,083
‫عالیه

1287
01:12:38,208 --> 01:12:39,208
‫آره

1288
01:12:39,958 --> 01:12:43,208
‫خب، فکرکنم می‌دونی
‫که اومدم بهت چی بگم نه؟

1289
01:12:43,833 --> 01:12:45,208
‫راجع به این بیرون مواد کشیدن

1290
01:12:46,500 --> 01:12:48,583
‫فرض کن بهت گفتم. باشه؟

1291
01:12:50,500 --> 01:12:51,500
‫باشه؛ باشه

1292
01:12:52,208 --> 01:12:53,208
‫ممنون

1293
01:13:39,958 --> 01:13:41,875
‫روزی چندبار مدیتیشن می‌کنی؟

1294
01:13:41,958 --> 01:13:43,375
‫هرموقع که بتونم

1295
01:13:43,458 --> 01:13:45,833
‫معمولاً وقتش رو ندارم. اما حال و هوام رو عوض می‌کنه

1296
01:13:47,125 --> 01:13:48,708
‫تو هم می‌خوای امتحان کنی؟

1297
01:13:48,750 --> 01:13:49,625
‫ممنون

1298
01:13:49,708 --> 01:13:52,958
‫شاید وقتی بچه‌ها بزرگ شدن و
‫از خونه رفتن، برم سراغش

1299
01:13:55,333 --> 01:13:57,000
‫فعلاً درگیرِ نوشتن اینم

1300
01:13:57,500 --> 01:13:59,625
‫فکر می‌کنم بهتره از ریچل بپرسی

1301
01:14:00,333 --> 01:14:01,333
‫واقعاً؟

1302
01:14:09,125 --> 01:14:10,125
‫سرت شلوغه؟

1303
01:14:12,000 --> 01:14:16,208
‫داشتم این چیزه رو می‌نوشتم. اعلامیه بابا
‫گفتم تو شاید بتونی یکم کمکم کنی

1304
01:14:18,125 --> 01:14:20,083
‫من از این چیزها سر در نمیارم!

1305
01:14:20,125 --> 01:14:21,250
‫منم همینطور

1306
01:14:21,750 --> 01:14:23,083
‫وینست به ‌کار کردن توی

1307
01:14:23,125 --> 01:14:25,333
‫سازمانِ خدمات اداری شهری می‌بالید

1308
01:14:25,458 --> 01:14:28,208
‫بعد از 32 سال به عنوان سرپرست ارشد، بازنشسته شد

1309
01:14:28,333 --> 01:14:29,333
‫نزد همکارانش شخصی محبوب بود

1310
01:14:29,375 --> 01:14:32,833
‫وینسنت به خاطر فداکاریش برای خانواده و دوستاش،

1311
01:14:32,875 --> 01:14:35,000
‫روحیه‌ی مهربونش، شوخ‌طبعی گرمش،

1312
01:14:35,083 --> 01:14:37,083
‫و عشق بی‌قید و شرطش به گروه
‫جت‌ها، تا ابد در یادها باقی می‌مونه

1313
01:14:40,875 --> 01:14:41,875
‫همین؟

1314
01:14:42,333 --> 01:14:43,333
‫فعلاً تا این‌جا...

1315
01:14:43,958 --> 01:14:47,208
‫و می‌دونم که خیلی خشک و بی‌روحه،

1316
01:14:47,333 --> 01:14:50,333
‫اما نمی‌دونم چطوری کل زندگی‌اش
‫رو توی چندتا جمله خلاصه کنم

1317
01:14:50,875 --> 01:14:52,458
‫تا این‌جا که از نظرم خیلی خوبه

1318
01:14:52,458 --> 01:14:54,625
‫واقعاً نمی‌دونم کی می‌شینه
‫اینارو می‌خونه. من‌که نمی‌خونم

1319
01:14:54,708 --> 01:14:56,708
‫اگه طرف رو می‌شناختی،
‫نیازی به این چیزها نیست

1320
01:14:56,833 --> 01:14:59,208
‫بیشتر حالتِ یادگاری داره

1321
01:14:59,250 --> 01:15:02,583
‫یعنی خب شاید یکی بخواد بدونه
‫همچین آدمی وجود داشته...

1322
01:15:02,625 --> 01:15:04,458
‫پول می‌ذارم وسط

1323
01:15:05,250 --> 01:15:08,333
‫هرچیزی که بنویسی بقیه اصلاً
‫دقت نمی‌کنن، می‌دونی؟

1324
01:15:09,083 --> 01:15:11,083
‫با چندتا زن عجیب ازدواج کرده بوده،

1325
01:15:11,125 --> 01:15:12,708
‫چندتا زن عجیب هم بزرگ کرده

1326
01:15:12,750 --> 01:15:13,750
‫ممنون!

1327
01:15:14,583 --> 01:15:16,583
‫خیلی‌خب؛ بیاین جدی باشیم

1328
01:15:17,083 --> 01:15:18,458
‫وینست...

1329
01:15:19,958 --> 01:15:21,083
‫عاشقِ جت‌ها بود

1330
01:15:21,125 --> 01:15:22,000
‫آره؛ این رو نوشتم

1331
01:15:22,083 --> 01:15:24,833
‫عاشقِ خندیدن به چیزهای مسخره‌ست

1332
01:15:25,333 --> 01:15:27,208
‫از فیلم‌های قدیمی خوشش میاد

1333
01:15:28,250 --> 01:15:29,625
‫با صفحه گرامافون
‫آهنگ گوش می‌ده

1334
01:15:29,708 --> 01:15:30,708
‫هوم...

1335
01:15:31,208 --> 01:15:32,208
‫اون...

1336
01:15:33,083 --> 01:15:35,333
‫معمولاً... معمولاً زنگ...

1337
01:15:35,958 --> 01:15:38,958
‫معمولاً زنگ می‌زنه به اخبار رادیویی
‫و باهاشون بحث می‌کنه

1338
01:15:40,083 --> 01:15:44,875
‫حسابی عصبانی می‌شه،
‫سرشون داد می‌زنه

1339
01:15:44,958 --> 01:15:46,375
‫بعد هم دلیلِ زنگ زدنش رو یادش می‌ره

1340
01:15:47,333 --> 01:15:50,958
‫خیلی از چیزایی که نباید
‫برای ادم مهم باشه

1341
01:15:51,000 --> 01:15:52,458
‫اصلاً براش مهم  نیست

1342
01:15:52,583 --> 01:15:56,875
‫خیلی از چیزایی که نباید برای آدم مهم باشه،
‫براش مهم نیست

1343
01:15:56,958 --> 01:15:58,000
‫خب این‌که واقعاً راسته

1344
01:15:58,083 --> 01:16:00,375
‫- تمام حرف‌هایی که زدم راست بود
‫- می‌دونم

1345
01:16:00,458 --> 01:16:02,250
‫از چیزی که من نوشتم خیلی جالب‌تره

1346
01:16:02,833 --> 01:16:04,500
‫اما باز هم شبیه لیست شد

1347
01:16:04,583 --> 01:16:05,583
‫من تلاشم رو کردم

1348
01:16:07,125 --> 01:16:10,833
‫یه روز، بعد از این‌که سارا فوت کرد

1349
01:16:10,875 --> 01:16:13,416
‫و کیتی، تو هم رفته بودی دانشگاه
‫یا فکرکنم تابستون قبلش بود،

1350
01:16:13,458 --> 01:16:17,333
‫ولی این‌جا نبودی
‫و ریچل، تو...

1351
01:16:17,958 --> 01:16:20,958
‫هر شب تا دیر وقت بیرون بودی و این‌که

1352
01:16:21,000 --> 01:16:25,208
‫من و بابا خونه با هم تنها باشیم
‫چیز زیاد عجیبی نبود

1353
01:16:25,333 --> 01:16:26,958
‫واسه نوشتن مشق‌هام
‫به کمک کسی نیاز نداشتم

1354
01:16:27,083 --> 01:16:30,833
‫و می‌دونید، بابا هنوز عزادار بود

1355
01:16:31,458 --> 01:16:34,708
‫اما معمولاً بعد از شام، با هم دیگه می‌نشستیم

1356
01:16:34,750 --> 01:16:36,375
‫فیلم یا سریال تماشا می‌کردیم

1357
01:16:36,458 --> 01:16:39,000
‫و من همیشه توی فکر اون دوران‌ام

1358
01:16:39,083 --> 01:16:41,458
‫همه‌چی...همه‌چی آروم بود

1359
01:16:42,583 --> 01:16:48,833
‫بعد یه شب، سر یه فیلمی که
‫داشتیم نگاه می‌کردیم خیلی ناراحت شد

1360
01:16:48,958 --> 01:16:51,875
‫اسمش رو یادم نمیاد
‫اما یکی داشت داخلش می‌مُرد

1361
01:16:51,958 --> 01:16:54,458
‫و بابا هی می‌خواست واسه من توضیح بده

1362
01:16:54,500 --> 01:16:58,208
‫مرگ و مُردنی که
‫توی فیلم‌ها نشون می‌دن

1363
01:16:58,250 --> 01:17:02,083
‫هیچ ارتباطی با مرگ واقعی نداره

1364
01:17:02,208 --> 01:17:05,333
‫این‌که کتاب‌ها و فیلم‌ها و هر چیز دیگه‌ای که

1365
01:17:05,458 --> 01:17:07,500
‫سعی می‌کرد مرگ رو به تصویر بکشه،
‫کاملاً در اشتباهه!

1366
01:17:07,583 --> 01:17:09,458
‫خودِ عمل به تصویر کشیدنش،

1367
01:17:09,583 --> 01:17:11,583
‫و تبدیلش به کلمات، باعثِ
‫همچین برداشت اشتباهی شده

1368
01:17:11,625 --> 01:17:15,625
‫همه‌شون یه دروغ بزرگ‌ان. یعنی
‫اون چیزهایی که نگاه می‌کردیم...

1369
01:17:15,708 --> 01:17:17,500
‫الان یادم میاد...

1370
01:17:18,583 --> 01:17:21,708
‫« تنها راه خلاصه کردن زندگی یه نفر،

1371
01:17:21,833 --> 01:17:24,875
‫«  تنها راه جمع‌بندی همه چیز تو یه قاب

1372
01:17:25,708 --> 01:17:30,625
‫« کارهایی که کردن، چه آدمی بودن
‫یا به چه چیزهایی ابراز علاقه می‌کردن و... »

1373
01:17:31,583 --> 01:17:33,583
‫- چی شده؟
‫- نه. نه. خوابیده

1374
01:17:33,625 --> 01:17:34,958
‫فقط من دیگه باید برم

1375
01:17:36,708 --> 01:17:37,958
وای ترسیدم

1376
01:17:38,625 --> 01:17:40,250
‫خدای من؛ فکر کردم چیزی شده

1377
01:17:40,333 --> 01:17:41,333
‫منم

1378
01:17:41,458 --> 01:17:42,833
‫خیلی مسخره‌ست...

1379
01:17:42,958 --> 01:17:45,833
‫یه لحظه همه‌مون سکته کردیم.
‫اصلاً درست نیست

1380
01:17:45,875 --> 01:17:48,083
‫من می‌رم بدرقه‌ش کنم

1381
01:17:48,125 --> 01:17:49,708
‫چی؟ نه. نه.
‫صبرکن

1382
01:17:49,833 --> 01:17:52,250
‫ما رو نذار توی بی اطلاعی
‫می‌خواستی بگی...

1383
01:17:54,125 --> 01:17:55,833
‫بگو بابا درموردِ مرگ چی بهت گفته بود!

1384
01:17:56,333 --> 01:17:57,333
‫آهان

1385
01:17:58,833 --> 01:18:03,250
‫گفت تنها راه درک واقعیِ حس مرگ،

1386
01:18:03,333 --> 01:18:04,458
از طریق رفتن و نبودنه

1387
01:18:04,500 --> 01:18:07,083
‫بقیه‌ چیزها واقعیت ندارن

1388
01:18:09,333 --> 01:18:11,583
‫که اینطور

1389
01:18:12,833 --> 01:18:13,958
‫پس با این اوضاع...

1390
01:18:15,000 --> 01:18:16,250
‫چیزی ننویسی بهتره!

1391
01:18:16,875 --> 01:18:18,708
‫فکر می‌کنم منظورم بابا این بوده که

1392
01:18:18,750 --> 01:18:22,083
‫تا وقتی نمرده باشه،
‫نمی‌تونیم بفهمیم واقعاً چه آدمی بوده

1393
01:18:22,833 --> 01:18:26,208
‫اما از نظر من وقتی آدم‌ها زنده‌ان
‫هم می‌شه شناختشون. نه؟

1394
01:18:26,333 --> 01:18:27,458
‫آره

1395
01:18:28,750 --> 01:18:30,458
‫خب راستش یه‌جورایی...

1396
01:18:31,208 --> 01:18:32,833
‫می‌دونیم در حال حاضر
‫چه‌جور آدمی هستن

1397
01:18:33,958 --> 01:18:34,875
‫من...

1398
01:18:36,958 --> 01:18:38,583
‫به من ربطی نداره، اما...

1399
01:18:39,750 --> 01:18:42,625
‫شنیدم داشتی با تریسی
‫دعوا می‌کردی. اما می‌دونی...

1400
01:18:42,708 --> 01:18:45,458
‫اون الان یه نوجوونه و این چیزها عادیه

1401
01:18:45,500 --> 01:18:46,833
‫خودت هم می‌دونی

1402
01:18:46,875 --> 01:18:48,583
‫به‌نظرم منظور بابا

1403
01:18:49,333 --> 01:18:50,333
‫یه‌جورایی

1404
01:18:51,208 --> 01:18:52,125
‫حالتِ کُلی داشته

1405
01:18:52,208 --> 01:18:54,833
‫همه‌چی، می‌دونی...؟

1406
01:18:55,333 --> 01:18:59,125
‫دوران‌های مختلف زندگی و
‫آدمی که طی این دوران‌ها بهش تبدیل می‌شیم

1407
01:19:00,375 --> 01:19:02,583
‫می‌دونی؟ همه‌ش با هم

1408
01:19:06,500 --> 01:19:07,500
‫آره

1409
01:19:09,458 --> 01:19:11,458
‫اما تریسی کاری می‌کنه
‫این چیزها رو به‌کل فراموش کنم

1410
01:19:12,083 --> 01:19:14,000
‫انگار قراره تا ابد به این وضع ادامه بده

1411
01:19:14,083 --> 01:19:15,458
‫نه

1412
01:19:15,500 --> 01:19:17,750
‫حتی وقتی بزرگ بشه هم لوس می‌مونه

1413
01:19:17,833 --> 01:19:19,458
‫اما یه‌جور دیگه از لوس بودن

1414
01:19:22,458 --> 01:19:23,583
‫شوخی می‌کنم

1415
01:19:23,708 --> 01:19:24,708
‫آره، می‌دونم

1416
01:19:31,500 --> 01:19:34,500
‫ببخشید که بیشتر این‌جا نبودم
‫تا کمکت کنم

1417
01:19:35,333 --> 01:19:36,500
‫می‌دونم خیلی برات سخت بوده

1418
01:19:39,583 --> 01:19:40,708
‫اشکالی نداره

1419
01:19:43,125 --> 01:19:44,333
‫خوش می‌گذشت

1420
01:19:46,750 --> 01:19:47,833
‫اما ممنون

1421
01:19:47,958 --> 01:19:50,333
‫امیدوارم که همین‌جا بمونی

1422
01:19:50,458 --> 01:19:51,458
‫چرا؟

1423
01:19:51,833 --> 01:19:54,333
‫چون می‌خوام این خونه
‫دستِ خانواده‌ی خودمون باشه

1424
01:20:00,958 --> 01:20:03,208
‫می‌خواین الان همه‌گی با هم بریم پیشش؟

1425
01:20:05,625 --> 01:20:07,583
‫زودباشین. بیاین بریم

1426
01:20:21,958 --> 01:20:24,625
‫ببین کی این‌جاست...

1427
01:20:26,208 --> 01:20:27,958
‫سلام

1428
01:20:30,708 --> 01:20:32,500
‫سلام بابایی. من اومدم

1429
01:20:32,583 --> 01:20:33,583
‫بالا

1430
01:20:35,083 --> 01:20:36,333
‫چی شده بابایی؟

1431
01:20:37,458 --> 01:20:40,125
‫متوجه نمی‌شم.
‫می‌خوای جابه‌جات کنم؟

1432
01:20:40,958 --> 01:20:42,333
‫می‌شه دوباره بگی؟

1433
01:20:42,458 --> 01:20:44,125
‫فکر کنم می‌خواد بلند شه بشینه

1434
01:20:44,208 --> 01:20:46,625
‫- واقعاً؟
‫- بابایی؟

1435
01:20:47,458 --> 01:20:49,166
‫- مراقبِ تابلو باش!
‫- باشه

1436
01:20:49,208 --> 01:20:50,333
‫- خدای من
‫- بچه‌ها

1437
01:20:50,333 --> 01:20:52,458
‫- بچه‌ها، فکر خوبیه؟
‫- آروم آروم

1438
01:20:52,458 --> 01:20:53,958
‫خیلی‌خب؛ مراقب باشید. خواهش می‌کنم

1439
01:20:54,000 --> 01:20:56,208
‫- حواست به پاش باشه
‫- بیا دنبال من

1440
01:20:56,250 --> 01:20:57,958
‫- مراقب باش
‫- بریم بابایی

1441
01:20:57,958 --> 01:21:00,458
‫- محکم بگیرش
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب

1442
01:21:00,583 --> 01:21:02,583
‫- خیلی‌خب
‫- داریم موفق می‌شیم

1443
01:21:02,625 --> 01:21:03,708
‫اوه...

1444
01:21:05,708 --> 01:21:07,500
‫خیلی‌خب

1445
01:21:08,333 --> 01:21:09,833
‫فکر کنم می‌خواد بشینه روی صندلی‌اش

1446
01:21:09,958 --> 01:21:13,125
‫اون‌جا؟ کار عاقلانه‌ایه؟
‫اگه یهو مجبور بشیم ببریمش یه‌جایی چی؟

1447
01:21:13,708 --> 01:21:14,708
‫کجا مثلاً؟

1448
01:21:15,083 --> 01:21:17,958
‫- باشه. باشه.
‫- خیلی‌خب. باشه

1449
01:21:18,875 --> 01:21:21,333
‫- بیا
‫- خوبه؛ اون یکی صندلی رو بیار

1450
01:21:25,125 --> 01:21:26,708
‫- خوبه؟
‫- آره. آفرین

1451
01:21:27,208 --> 01:21:28,958
‫مانیتور رو ببر بذار اون‌جا

1452
01:21:29,000 --> 01:21:30,500
‫- خیلی‌خب
‫- باشه، صبرکن

1453
01:21:31,000 --> 01:21:33,875
‫پاهاش.
‫الان می‌خوام پاهات رو بلند کنم بابا. باشه؟

1454
01:21:33,958 --> 01:21:36,375
‫- قفلش کن.
‫- باشه. الان قفلش می‌کنم

1455
01:21:45,375 --> 01:21:47,375
‫یک، دو، سه

1456
01:21:55,625 --> 01:21:58,458
‫بده‌ش؛ من وصلش می‌کنم

1457
01:21:58,583 --> 01:22:00,000
‫عالیه. خیلی‌خب

1458
01:22:00,083 --> 01:22:01,750
‫آفرین. ممنون

1459
01:22:02,250 --> 01:22:04,583
‫وای، مراقب باش

1460
01:22:04,708 --> 01:22:06,000
‫- درست شد؟
‫- آره

1461
01:22:07,333 --> 01:22:08,791
‫- وصل شد
‫- باشه

1462
01:22:08,833 --> 01:22:10,375
‫اکسیژن جریان پیدا کرد

1463
01:22:10,458 --> 01:22:12,875
‫خیلی‌خب

1464
01:22:12,958 --> 01:22:14,458
‫آره

1465
01:22:27,875 --> 01:22:30,166
‫الان چیکار کنیم؟
‫فکر کنم براش خوب نیست غذا بخوره

1466
01:22:30,208 --> 01:22:33,333
‫یکم با هم وقت می‌گذرونیم.
‫فیلمی می‌بینیم یا بازی ای چیزی می‌کنیم

1467
01:22:33,375 --> 01:22:34,458
‫آره...

1468
01:22:34,583 --> 01:22:36,208
‫«تایتانز» شرطبندیمون رو خراب کرد

1469
01:22:36,333 --> 01:22:39,500
‫ولی اگه دوست داشته باشی می‌تونیم
‫بازی «بیلز» رو نگاه کنیم

1470
01:22:41,833 --> 01:22:43,208
‫دوست داری؟

1471
01:22:43,250 --> 01:22:45,083
‫- بچرخونش
‫- باشه. باشه.

1472
01:22:49,458 --> 01:22:51,000
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

1473
01:22:51,083 --> 01:22:54,958
‫هی

1474
01:22:56,458 --> 01:22:58,958
‫افتضاح شد!

1475
01:22:59,083 --> 01:23:00,208
‫بابا جونم

1476
01:23:19,458 --> 01:23:21,958
‫بچه‌ها، خواهش می‌کنم...

1477
01:23:25,458 --> 01:23:28,250
‫- صدای این...
‫- بابا!

1478
01:23:28,333 --> 01:23:30,083
‫صبرکن! نمی‌شه که!

1479
01:23:42,458 --> 01:23:45,208
‫- نه، نه، نه
‫- نه، نه، نه

1480
01:23:45,333 --> 01:23:46,708
‫نه. بذارید خودم بلند شم

1481
01:23:49,208 --> 01:23:51,333
‫من هنوزم

1482
01:23:52,083 --> 01:23:53,500
‫مثل قبل قوی‌ام

1483
01:24:27,333 --> 01:24:29,000
‫خب دیگه، خودتون رو جمع و جور کنید

1484
01:24:29,083 --> 01:24:30,750
‫به‌اندازه کافی توی تخت بودم

1485
01:24:45,333 --> 01:24:48,208
‫ ممنون که تلاش کردید اما...

1486
01:24:51,000 --> 01:24:52,000
‫نـه

1487
01:24:52,583 --> 01:24:53,833
‫ریچل خواهرته...

1488
01:24:55,208 --> 01:24:56,458
‫دخترمه!

1489
01:24:57,708 --> 01:25:00,375
‫اینطوری نیست که بگی
‫مثلِ دختر خودم بزرگش کردم

1490
01:25:00,458 --> 01:25:01,833
‫چون واقعاً دخترمه....

1491
01:25:01,875 --> 01:25:03,833
‫اگه نسبت خونی براش مهم بود،

1492
01:25:03,958 --> 01:25:05,958
‫یه پدر دیگه نصیب‌ش می‌شد

1493
01:25:06,083 --> 01:25:08,333
‫یکی مثل پدر خودم

1494
01:25:08,375 --> 01:25:11,083
‫پدرم آدم خیلی عوضی‌ای بود

1495
01:25:11,125 --> 01:25:12,583
‫البته این رو که همه‌تون می‌دونید

1496
01:25:12,625 --> 01:25:14,958
‫یه خون توی رگ‌هامون جریان داشت اما...

1497
01:25:16,250 --> 01:25:18,208
‫هیچوقت در حقم پدری نکرد

1498
01:25:22,833 --> 01:25:26,250
‫تو روحتـم خبر نداره

1499
01:25:26,833 --> 01:25:28,750
‫چقدر ریچل دوستت داره

1500
01:25:28,833 --> 01:25:31,000
‫این‌که چقدر براش با ارزشی

1501
01:25:31,083 --> 01:25:34,208
‫وقتی رفتی دانشگاه و این‌جا رو ترک کردی

1502
01:25:34,250 --> 01:25:36,583
‫به‌عمرم اونقدر ناراحت ندیده بودمش!

1503
01:25:36,708 --> 01:25:39,833
البته به‌علاوه زمانی که مادرش
‫مریض شد و از دنیا رفت

1504
01:25:42,458 --> 01:25:44,250
‫مدت‌ها منتظر بودم تا بلاخره

1505
01:25:44,333 --> 01:25:47,708
‫بفهمین چرا اینقدر
‫با هم دیگه دعوا می‌کنین

1506
01:25:49,708 --> 01:25:51,333
‫چون خیلی شبیه‌ هم هستین!

1507
01:25:51,833 --> 01:25:54,125
‫می‌خوام وقتی مُردم
‫تلاش‌تون رو بکنید

1508
01:25:54,208 --> 01:25:57,083
‫می‌دونم که می‌تونید
‫با هم‌دیگه صمیمی‌تر باشین

1509
01:25:57,958 --> 01:26:01,208
‫بعد از این‌که بمیرم،
‫بیشتر به‌هم نزدیک می‌شین

1510
01:26:01,250 --> 01:26:02,708
‫دلیل اصلیش هم می‌تونه مرگ من باشه

1511
01:26:02,750 --> 01:26:03,958
‫مطمئنم

1512
01:26:08,125 --> 01:26:09,125
‫کریستینا

1513
01:26:13,000 --> 01:26:14,000
‫کریستینا،

1514
01:26:15,708 --> 01:26:17,458
‫می‌دونم که خیلی اذیت شدی...

1515
01:26:18,625 --> 01:26:21,833
‫شنیدم درمورد اون زمان‌هایی که با هم
‫فیلم می‌دیدیم صحبت می‌کردی

1516
01:26:21,875 --> 01:26:23,833
‫آم،

1517
01:26:23,875 --> 01:26:27,833
‫اون تنها دفعه‌ای بود که من
‫عصبانیت‌ام رو سرت خالی نکردم

1518
01:26:28,333 --> 01:26:30,583
‫و همینطور بقیه

1519
01:26:31,875 --> 01:26:33,833
‫نمی‌دونی چقدر شرمنده‌ام...

1520
01:26:35,958 --> 01:26:37,458
‫آخه تو، خب...

1521
01:26:37,500 --> 01:26:40,125
‫از همون اول لحظه‌ای
‫شروع کردی به راه رفتن

1522
01:26:40,208 --> 01:26:42,708
‫انگار به هیچکس نیاز نداشتی

1523
01:26:42,750 --> 01:26:44,333
‫می‌شد راحت تنهات گذاشت

1524
01:26:44,458 --> 01:26:47,083
‫حتی بعداً، وقتی مادرت از دنیا رفت
‫به‌نظر اونقدرها اذیت نشدی

1525
01:26:47,208 --> 01:26:49,833
‫اما باید می‌فهمیدم که
‫همچین چیزی ممکن نیست

1526
01:26:49,958 --> 01:26:51,458
‫این‌که تو هم داری
‫اندازه‌ی من عذاب می‌کشی

1527
01:26:51,500 --> 01:26:54,500
‫اما اینقدر تو درد و غم‌های
‫خودم غرق بودم که متوجه نشدم

1528
01:26:56,333 --> 01:26:58,708
‫بعدش هم که دوباره عاشق شدم. و بعدش...

1529
01:27:02,875 --> 01:27:05,500
‫دخترت قرار نیست هیچ کمبودی داشته باشه

1530
01:27:07,125 --> 01:27:11,708
‫خودم شاهدم که چقدر اون و دیوید رو دوست داری

1531
01:27:11,833 --> 01:27:15,958
‫می‌دونم اگه یه‌روزی بخوای باز بچه‌دار
‫بشی، اون‌ها رو هم عاشقانه دوست خواهی داشت

1532
01:27:16,083 --> 01:27:18,875
‫و ازت ممنونم

1533
01:27:20,250 --> 01:27:23,958
‫ممنون که از من بهتر بودی؛

1534
01:27:24,000 --> 01:27:25,333
‫ممنون که بیشتر تلاش کردی

1535
01:27:29,250 --> 01:27:30,958
‫لعنتی؛ من عاشقِ این شهرم

1536
01:27:33,458 --> 01:27:34,875
‫واقعاً حیرت‌زده‌ام می‌کنه

1537
01:27:36,333 --> 01:27:41,583
‫ما هم مثل سوسک‌های بین علف‌ها، همیشه یه
‫راهی پیدا می‌کنیم و به زندگی ادامه می‌دیم

1538
01:27:43,583 --> 01:27:47,083
‫مطمئنم دلم برای ارواح

1539
01:27:47,833 --> 01:27:50,500
‫و تمام خاطره‌هایی که توی این
‫محله دارم تنگ می‌شه

1540
01:27:53,083 --> 01:27:55,083
‫احتمالاً خودم هم بزودی
‫خاطره می‌شم

1541
01:27:58,333 --> 01:28:04,458
‫من به جز مادرتون، یه عشق
‫واقعی دیگه هم داشتم

1542
01:28:04,583 --> 01:28:06,625
‫جریان‌ش مال زمانیه که خیلی جوون بودم

1543
01:28:06,708 --> 01:28:08,708
‫تابستونی که وارد «گارد ساحلی» شدم

1544
01:28:09,708 --> 01:28:12,333
‫اسمش «بلیس» بود

1545
01:28:13,583 --> 01:28:16,250
‫می‌دونم؛ توی ایرلند آدم به این اسم زیاد هست

1546
01:28:16,333 --> 01:28:17,583
‫و ایرلندی هم بود

1547
01:28:18,208 --> 01:28:19,208
‫اهل «کوئینز» بود

1548
01:28:20,458 --> 01:28:22,875
‫و درست مثل همه‌ی شما،

1549
01:28:23,750 --> 01:28:25,250
‫درست مثل مادرا‌تون،

1550
01:28:25,958 --> 01:28:27,625
‫می‌تونست از پس خودش بر بیاد

1551
01:28:28,250 --> 01:28:31,208
‫اما تا اون موقق، هیچکس رو مثلش ندیده بودم

1552
01:28:31,958 --> 01:28:34,833
‫اون بیشتر از هر کسی
‫که تا اون موقع دیده بودم،

1553
01:28:34,875 --> 01:28:38,125
‫یا می‌شه گفت کلاً توی زندگیم

1554
01:28:38,208 --> 01:28:39,708
‫به چیزهای مختلف علاقه داشت

1555
01:28:40,250 --> 01:28:41,708
‫از نظرش زندگی،

1556
01:28:43,708 --> 01:28:47,583
‫جهان و مردم، چیزهای به‌شدت جالبی بودن

1557
01:28:51,333 --> 01:28:54,083
‫صحبت کردن باهاش واقعاً دلچسب بود

1558
01:28:54,208 --> 01:28:55,750
‫واقعاً...واقعاً خسته نمی‌شدم

1559
01:28:56,250 --> 01:28:59,833
‫می‌خواستم دیدگاهم مثل اون باشه

1560
01:28:59,958 --> 01:29:02,458
‫خیلی هم تلاش کردم

1561
01:29:05,000 --> 01:29:06,750
‫و بعدش از اون‌جا رفتم

1562
01:29:07,708 --> 01:29:09,625
‫و وقتی هم که از اون‌جا رفتم

1563
01:29:11,083 --> 01:29:12,250
‫هیچ نامه‌ای نفرستادم

1564
01:29:12,333 --> 01:29:15,125
‫و مثل روالِ همیشگیه زندگی،
‫از هم جدا شدیم

1565
01:29:16,333 --> 01:29:21,708
‫راستش دیگه هیچوقت هم رو ملاقات نکردیم
‫یا اتفاقی هم رو ندیدیم

1566
01:29:22,458 --> 01:29:25,125
‫به جز یه‌بار...

1567
01:29:25,708 --> 01:29:27,958
‫جفت‌مون تو گروه‌های جداگونه بودیم
‫و از بغل هم رد شدیم

1568
01:29:28,083 --> 01:29:29,208
‫خیلی کوتاه بود

1569
01:29:32,583 --> 01:29:37,083
‫وقتی دستش رو گرفتم و گفتم «سلام»

1570
01:29:37,958 --> 01:29:41,250
‫گفت: تو هنوز من رو یادت میاد؟

1571
01:29:43,583 --> 01:29:46,500
‫گفتم: معلومه که آره

1572
01:29:47,208 --> 01:29:49,708
‫« تو زندگی من رو تغییر دادی »

1573
01:29:51,708 --> 01:29:53,125
‫بعد از این جمله لبخند زد

1574
01:29:54,833 --> 01:29:57,708
‫اما اگه یه ذره احساس گناه داشته باشم،

1575
01:29:57,833 --> 01:30:00,708
‫قطعاً بابت اینه که باید...

1576
01:30:01,583 --> 01:30:03,708
‫می‌تونستم بهتر ابراز احساسات کنم

1577
01:30:05,583 --> 01:30:07,125
‫از اون موضوع هیچ درسی نگرفتم

1578
01:30:07,875 --> 01:30:08,875
‫من...

1579
01:30:10,083 --> 01:30:12,750
‫همه‌ی آدم‌ها حداقل با یه پشیمونی
‫توی دل‌شون، از دنیا می‌رن!

1580
01:30:13,708 --> 01:30:16,083
‫اما من...

1581
01:30:17,833 --> 01:30:22,208
‫فقط از شما می‌خوام از وجودِ عشق غافل نشید

1582
01:30:24,083 --> 01:30:27,208
‫چون چیزی بود که به‌کل من رو تغییر داد

1583
01:30:28,000 --> 01:30:29,500
‫بابا؟

1584
01:30:30,958 --> 01:30:31,958
‫من رو به کسی که...

1585
01:30:33,583 --> 01:30:34,583
‫الان هستم، تبدیل کرد

1586
01:30:35,458 --> 01:30:36,458
‫بابا؟

1587
01:30:36,458 --> 01:30:37,666
‫- بابا؟
‫- بابایی؟

1588
01:30:37,708 --> 01:30:38,833
‫- بابا؟
‫- بابا؟

1589
01:30:38,958 --> 01:30:40,333
‫- کسی که...
‫- بابا!

1590
01:30:40,375 --> 01:30:41,500
‫من...

1591
01:30:41,583 --> 01:30:43,833
‫- بابا
‫- نه، نه، نه

1592
01:30:43,875 --> 01:30:45,958
‫- بابا؟
‫- بابا؟ بابا؟

1593
01:30:46,708 --> 01:30:47,708
‫بابا!

1594
01:32:16,583 --> 01:32:17,583
‫بابا مُرد

1595
01:33:42,875 --> 01:33:47,458
♪ پنج‌تا اردک کوچولو یه‌روز رفتن گردش ♪

1596
01:33:48,208 --> 01:33:52,583
♪ رفتن اون دور دورها، به آن سوی تپـه ♪

1597
01:33:53,375 --> 01:33:58,333
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک، کواک ♪

1598
01:33:59,208 --> 01:34:03,958
♪ اما فقط چهارتاشون برگشتن ♪

1599
01:34:18,250 --> 01:34:22,583
♪ چهار تا اردک کوچولو یه‌روز رفتن گردش ♪

1600
01:34:22,625 --> 01:34:26,708
♪ رفتن اون دور دورها، به آن سوی تپـه ♪

1601
01:34:26,750 --> 01:34:30,250
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک، کواک ♪

1602
01:34:30,958 --> 01:34:35,000
♪ اما فقط سه‌تاشون برگشتن ♪

1603
01:34:35,833 --> 01:34:40,208
♪ سه تا اردک کوچولو یه‌روز رفتن گردش ♪

1604
01:34:40,250 --> 01:34:44,583
♪ رفتن اون دور دورها، به آن سوی تپـه ♪

1605
01:34:44,625 --> 01:34:49,250
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک، کواک ♪

1606
01:34:49,333 --> 01:34:54,000
♪ اما فقط سه‌تاشون برگشتن ♪

1607
01:34:56,958 --> 01:35:01,500
♪ دو تا اردک کوچولو یه‌روز رفتن گردش ♪

1608
01:35:01,583 --> 01:35:05,833
♪ رفتن اون دور دورها، به آن سوی تپـه ♪

1609
01:35:05,958 --> 01:35:10,250
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک، کواک ♪

1610
01:35:10,333 --> 01:35:15,083
♪ اما فقط یدونه‌شون برگشت ♪

1611
01:35:35,583 --> 01:35:39,625
♪ یدونه اردک کوچولو یه‌روز رفت گردش ♪

1612
01:35:39,708 --> 01:35:43,500
♪ رفت اون دور دورها، به آن سوی تپـه ♪

1613
01:35:44,000 --> 01:35:47,958
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک، کواک ♪

1614
01:35:48,083 --> 01:35:51,208
♪ اما هیچ کدوم از پنج‌تا اردک♪

1615
01:35:51,333 --> 01:35:53,083
♪ برنگشتن ♪

1616
01:35:54,333 --> 01:35:55,833
‫حالت چطوره رچ؟

1617
01:35:58,083 --> 01:35:59,333
‫خبرها رو شنیدم

1618
01:36:00,000 --> 01:36:01,208
‫واقعاً متاسفم

1619
01:36:02,333 --> 01:36:03,958
‫اوضاع‌ت روبه‌راهه؟

1620
01:36:07,333 --> 01:36:08,333
‫آره

1621
01:36:09,750 --> 01:36:10,833
‫خوبم

1622
01:36:13,833 --> 01:36:14,833
‫ممنون ویکتور

1623
01:36:25,708 --> 01:36:31,000
♪ مادر اردکِ ناراحت یه روز رفت گردش ♪

1624
01:36:31,583 --> 01:36:36,375
♪ رفت اون دور دورها، به آن سوی تپـه ♪

1625
01:36:36,875 --> 01:36:42,458
♪ بابا اردک گفت: بیپ، بیپ، بیپ ♪

1626
01:36:43,333 --> 01:36:44,708
♪ بــیــپ ♪

1627
01:36:50,625 --> 01:36:54,500
‫و بعدش تمام اون اردک‌های احمق برگشتن!
