﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,040
‫تو میری، دیگه بهش فکر نمیکنیم.

2
00:02:44,280 --> 00:02:45,600
.تسلیت میگم

3
00:02:45,880 --> 00:02:47,200
.ممنون

4
00:04:15,800 --> 00:04:19,320
‫پدرخونده‌اش ژوزف که تو کلیسا بود،
‫اولین دوربین عکاسی رو به آنتونیا داد

5
00:04:19,320 --> 00:04:22,520
‫تا اون موقع دوربین دستش نگرفته بود.

6
00:04:27,120 --> 00:04:30,280
‫چند ماهی بود که عاشق
‫عکس‌های خانوادگی شده بود

7
00:04:30,280 --> 00:04:32,480
‫و زمان زیادی رو صرف
‫بررسی دقیق اونها می‌کرد.

8
00:04:36,720 --> 00:04:39,560
‫پدرخونده آنتونیا اول فکر کرد که اون
‫به ریشه‌های آبا و اجدادیش علاقه‌مند شده.

9
00:04:40,280 --> 00:04:43,080
‫اما معمایی که ذهنش رو
‫مشغول کرده بود، این نبود

10
00:04:43,080 --> 00:04:45,280
‫بلکه وجود این سرنخ‌ها و نشانه‌ها بود.

11
00:04:48,000 --> 00:04:50,800
‫اون یاد گرفت که خودش نگاتیوهاش رو
‫توی بوی تند مواد شیمیایی

12
00:04:50,800 --> 00:04:52,800
‫ظاهر کنه و وضوح تصاویر و بالا ببره.

13
00:04:53,520 --> 00:04:56,040
‫و حتی با این حال هم راضی نبود.

14
00:04:58,760 --> 00:05:01,760
‫فقط تو تابستون 1979 بود که
‫شروع کرد به گرفتن

15
00:05:01,760 --> 00:05:04,280
‫اولین عکس‌هایی که فکر می‌کرد
‫ارزش نگهداری دارن.

16
00:05:05,720 --> 00:05:09,960
‫اون تابستون، پاسکال 21 سالش بود
‫و آنتونیا عاشقش شده بود.

17
00:06:23,880 --> 00:06:26,240
‫دولت فرانسه!

18
00:06:26,280 --> 00:06:27,720
‫قاتله!

19
00:06:27,720 --> 00:06:29,720
‫دولت فرانسه!

20
00:06:29,800 --> 00:06:31,160
‫قاتله!

21
00:06:31,200 --> 00:06:32,840
‫دولت فرانسه!

22
00:06:32,880 --> 00:06:34,560
‫قاتله!

23
00:07:48,760 --> 00:07:50,920
‫داداش، این بهترین شب زندگیمه.

24
00:07:51,080 --> 00:07:52,680
‫خیلی خوش گذشت، داداش.

25
00:08:19,680 --> 00:08:23,920
‫ششم ژانویه 1980، اخبار تلویزیون اعلام کرد
‫که فعالان خودمختاری

26
00:08:23,920 --> 00:08:27,200
‫تو باستلیکا سه مرد مسلح رو دستگیر کردن
‫که مشکوک بودن

27
00:08:27,200 --> 00:08:30,520
‫از طرف وزارت کشور مأمور شدن
‫تا یکی از اونها رو ترور کنن.

28
00:08:33,680 --> 00:08:35,000
‫اونها می‌خواستن یه کنفرانس خبری برگزار کنن

29
00:08:35,000 --> 00:08:37,320
‫قبل از اینکه زندانی‌ها رو
‫تحویل دادگستری بدن.

30
00:08:37,960 --> 00:08:40,960
‫دولت هم در جواب، تانک‌ها
‫و پلیس ضد شورش رو براشون فرستاد.

31
00:09:07,120 --> 00:09:07,960
‫پاسکال.

32
00:09:09,800 --> 00:09:10,840
‫پاسکال.

33
00:09:11,280 --> 00:09:13,840
‫کجا میری پاسکال؟

34
00:09:14,160 --> 00:09:17,440
‫آنتونیا هیچوقت دقیقاً نفهمید
‫کجا و چطور پاسکال به گروهی پیوست که

35
00:09:17,440 --> 00:09:20,360
‫تو یه هتل تو خیابون فش سنگر گرفته بودن و
‫مشتری‌هاش رو نگه داشته بودن.

36
00:09:23,800 --> 00:09:25,600
‫اونها امیدوار بودن که
‫خبرنگارها رو اونجا جمع کنن.

37
00:09:25,880 --> 00:09:29,000
‫به جای اینکه بیرون بیان،
‫48 ساعت اونجا موندن و تو این مدت

38
00:09:29,000 --> 00:09:31,640
‫یه جو جنگ داخلی تو آژاکسیو که
‫تو محاصره بود حکمفرما شد.

39
00:09:58,400 --> 00:10:00,320
‫یه پلیس ضد شورش کشته
‫شد و چند نفر دیگه هم با

40
00:10:00,320 --> 00:10:02,440
‫تیر یه تیرانداز که هیچوقت
‫پیداش نکردن زخمی شدن.

41
00:10:09,080 --> 00:10:12,080
‫پلیسای وحشت زده هم به سهم خودشون
‫یه زن و یه مرد جوون رو کشتن که تنها گناهشون

42
00:10:12,080 --> 00:10:14,880
‫این بود که تو زمان بدی
‫از اونجا با ماشین رد شدن.

43
00:10:28,880 --> 00:10:30,560
‫گروه در نهایت قبول کرد که
‫تسلیم بشه به این شرط که

44
00:10:30,560 --> 00:10:33,360
‫ژاندارمری بیاد سراغشون نه پلیس.

45
00:10:35,160 --> 00:10:37,920
‫بهشون اجازه دادن که
‫آزادانه مسیر بین هتل تا

46
00:10:37,920 --> 00:10:40,240
‫کلانتری رو طی کنن در حالی که اسلحه‌های
‫خالی رو روی شونه‌شون حمل می‌کردن.

47
00:10:44,320 --> 00:10:47,600
‫پاسکال با رفقاش
‫به دادگاه امنیت دولت معرفی شد و

48
00:10:47,600 --> 00:10:49,280
‫تو زندان سانته زندانی شد.

49
00:11:02,040 --> 00:11:03,080
‫اون واسه عقایدش می‌جنگه.

50
00:11:03,720 --> 00:11:04,720
‫باشه.

51
00:11:05,400 --> 00:11:07,160
‫ولی کارای خلاف قانون هم کرده.

52
00:11:08,480 --> 00:11:10,560
‫و این خوب نیست که تو رو هم
‫تو کاراش درگیر کنه.

53
00:11:10,840 --> 00:11:11,840
‫این کار درست نیست.

54
00:11:12,680 --> 00:11:13,680
‫منو درگیر چیزی نکرده.

55
00:11:14,960 --> 00:11:17,760
‫پاسکال فقط درباره عقایدش با من
‫ حرف می‌زنه و عقایدش غیرممکن نیست.

56
00:11:17,760 --> 00:11:20,360
‫کارایی که می‌کنه یا نمی‌کنه رو بهم نمیگه،
‫نمی‌خواد منو قاطی کنه.

57
00:11:20,400 --> 00:11:21,960
‫نمی‌خوام نگران باشی.

58
00:11:22,400 --> 00:11:23,400
‫نگران نیستم.

59
00:11:24,000 --> 00:11:26,240
‫برام قابل تحمل نیست یه روز صبح
‫بهم بگن بردنت بازداشتگاه.

60
00:11:29,280 --> 00:11:31,640
‫اینو بفهم، اگه بخوان در رو بشکنن،

61
00:11:31,680 --> 00:11:33,280
‫همین‌جا میان در رو می‌شکنن و میان دنبالت.

62
00:11:33,560 --> 00:11:34,560
‫خونه ما.

63
00:11:34,560 --> 00:11:36,280
‫خونه مادرت، خونه من، خونه برادرت.

64
00:11:38,520 --> 00:11:39,560
‫هی عقیده، عقیده می‌کنه.

65
00:11:39,600 --> 00:11:40,840
‫منم تو سن اون عقیده داشتم.

66
00:11:41,320 --> 00:11:43,440
‫می‌خواستم خانواده تشکیل بدم، بچه‌دار بشم.

67
00:11:44,240 --> 00:11:45,080
‫ببینم بزرگ میشن.

68
00:11:45,080 --> 00:11:46,760
‫این عقیده شرافتمندانه نیست؟

69
00:11:48,080 --> 00:11:49,600
‫میشه با عقاید زندگی کرد، حرف زد.

70
00:11:49,840 --> 00:11:52,440
‫مجبور نیستی به در و دیوار یا آدما شلیک کنی.

71
00:11:54,160 --> 00:11:55,280
‫درباره احساساتت بحث نکن.

72
00:11:57,520 --> 00:12:01,560
‫ولی وقتی یکی همچین چیزایی تو سرشه،
‫تنهایی میره به جنگش.

73
00:12:01,760 --> 00:12:03,120
‫یه دختر جوون رو درگیر نمی‌کنه.

74
00:12:03,960 --> 00:12:05,400
‫بازم میگم اون هیچی بهم نمیگه.

75
00:12:05,560 --> 00:12:06,200
‫هیچی بهت نمیگه.

76
00:12:06,520 --> 00:12:07,520
‫هیچی بهت نمیگه.

77
00:12:09,560 --> 00:12:10,720
‫این حرف رو به من میزنی؟

78
00:12:10,720 --> 00:12:12,080
‫تازه رفته زندان.

79
00:12:13,640 --> 00:12:15,040
‫تازه رفته زندان.

80
00:12:15,040 --> 00:12:16,320
‫خیلی زود هم برمی‌گرده اونجا.

81
00:12:16,920 --> 00:12:19,040
‫اون وقت تو می‌خوای چیکار کنی؟

82
00:12:20,000 --> 00:12:22,640
‫من و مامانت باید پول بلیط هواپیما رو بدیم
‫که بریم ملاقاتش تو زندان؟

83
00:12:22,640 --> 00:12:23,800
‫اینو می‌خوای؟

84
00:12:24,680 --> 00:12:25,880
‫پس چیکار کنم؟

85
00:12:25,880 --> 00:12:27,440
‫با کسی که دوستش ندارم قرار بذارم؟

86
00:12:28,320 --> 00:12:29,440
‫من اینو نگفتم.

87
00:12:29,720 --> 00:12:30,720
‫من اینو نگفتم.

88
00:12:32,360 --> 00:12:35,160
‫فقط میگم الان با این کارهاتون،
‫منو به کشتن ندین.

89
00:12:36,640 --> 00:12:37,680
‫بابا من عاشقشم.

90
00:12:37,680 --> 00:12:39,080
‫نمی‌تونم وانمود کنم دوستش ندارم.

91
00:12:39,080 --> 00:12:40,080
‫رو من حساب نکن.

92
00:12:48,880 --> 00:12:50,600
‫آنتونیا تقریباً هر روز براش نامه می‌نوشت.

93
00:12:51,440 --> 00:12:52,760
‫براش عکس می‌گرفت.

94
00:12:54,240 --> 00:12:56,280
‫از دوستایی که منتظر برگشتنش بودن،
‫کوچه‌های خلوت،

95
00:12:56,280 --> 00:12:58,520
‫اومدن بهار، و براش می‌فرستاد.

96
00:13:01,280 --> 00:13:04,120
‫پاسکال ازش می‌خواست،
‫اگه زیاد جواب نداد، نگران نباشه.

97
00:13:04,920 --> 00:13:07,200
‫از نوشتن و یکنواختی زندگی تو زندان،
‫خوشش نمی‌اومد

98
00:13:07,200 --> 00:13:09,680
‫جوری بود که حرف زیادی
‫برای تعریف کردن نداشت.

99
00:13:12,160 --> 00:13:14,080
‫ولی منتظر رسیدن نامه‌ها و عکساش بود و

100
00:13:14,080 --> 00:13:16,440
‫تأکید می‌کرد که از هیچی پشیمون نیست.

101
00:13:16,840 --> 00:13:20,040
‫ولی بی‌صبرانه منتظره که دوباره اون
‫و همه چیزایی رو که به لطف اون،

102
00:13:20,560 --> 00:13:22,200
‫حتی به شکل عکس هم هنوز وجود دارن، ببینه.

103
00:13:55,040 --> 00:13:56,440
‫داری میری خونه‌ت.

104
00:13:58,400 --> 00:13:59,800
‫داره میره خونه‌ش.

105
00:14:34,840 --> 00:14:38,200
‫می‌خوام از همه دوستامون که
‫امشب اومدن تشکر کنم، که با

106
00:14:38,200 --> 00:14:41,040
‫من، شوهرم و پسرم اومدن، امروز
‫پسرم اینجاست و این تنها چیزیه که مهمه.

107
00:14:41,120 --> 00:14:44,560
‫همه اونایی که برای ما اونجا بودن.

108
00:14:46,120 --> 00:14:47,120
‫پاسکال

109
00:14:57,280 --> 00:15:00,120
‫به سلامتی روزهای پیش رو!

110
00:15:22,920 --> 00:15:25,600
‫توجه زیادی به آنتونیا نکرد.

111
00:15:26,400 --> 00:15:28,880
‫اونقدر ناراحت شد که نه تونست از آزادیش

112
00:15:28,880 --> 00:15:31,120
‫خوشحال باشه و نه حتی بره باهاش حرف بزنه.

113
00:15:34,200 --> 00:15:36,320
‫جرأت نمی‌کرد تکون بخوره و از اینکه

114
00:15:36,320 --> 00:15:39,000
‫جلوی چشم همه مونده و نمی‌تونست
‫فرار کنه، از خودش بدش می‌اومد.

115
00:15:57,640 --> 00:15:58,640
‫آنتونیا!

116
00:15:59,920 --> 00:16:00,920
‫آنتو!

117
00:16:05,040 --> 00:16:06,040
‫داری میری؟

118
00:16:07,760 --> 00:16:08,400
‫آره دارم میرم.

119
00:16:08,520 --> 00:16:10,560
‫واقعاً متأسفم ولی حالشو ندارم...

120
00:16:11,400 --> 00:16:13,920
‫حس خوبی ندارم، راحت نیستم،
‫احساس راحتی نمی‌کنم.

121
00:16:13,960 --> 00:16:17,160
‫نمی‌خوام مثل اونایی باشم که اینجوری میرن،
‫نمی‌خوام توجه‌ها رو از تو بگیرم یا...

122
00:16:18,240 --> 00:16:20,200
‫ترجیح میدم برم ولی تو برگرد

123
00:16:20,200 --> 00:16:23,280
‫پیش خانواده و دوستات و خوش بگذرون.

124
00:16:23,520 --> 00:16:25,360
‫من باید زودتر می‌اومدم پیشت.

125
00:16:26,000 --> 00:16:27,840
‫ممنون بابت همه عکسا و نامه‌هات.

126
00:16:29,080 --> 00:16:30,320
‫این حرفا الکی نیست.

127
00:16:31,160 --> 00:16:32,160
‫آنتونیا.

128
00:16:32,800 --> 00:16:34,760
‫خوشحالم اگه تونسته کمکت کنه.

129
00:16:37,120 --> 00:16:40,640
‫بدون اینکه مستقیماً درگیر بشه، این دوره
‫پر تنش سیاسی و اعتراضات رو تجربه می‌کرد.

130
00:16:40,680 --> 00:16:42,560
‫که دوره‌ای از فشار سیاسی و مخالفت‌ها بود.

131
00:16:44,600 --> 00:16:48,080
‫پدر خوانده آنتونیا مسئولیت چند تا کلیسا رو
‫به عهده گرفته بود، از جمله کلیسای روستا رو،

132
00:16:48,080 --> 00:16:51,520
‫و زندگی عاشقانه دخترش خیلی اذیتش می‌کرد.

133
00:16:53,120 --> 00:16:57,120
‫با پاسکال مشکلی نداشت،
‫ولی نمی‌تونست بپذیره که

134
00:16:57,120 --> 00:16:59,920
‫سرنوشت آنتونیا از همین حالا
‫اینقدر غم‌انگیز رقم خورده باشه.

135
00:20:03,360 --> 00:20:08,920
‫استعمارگرها گمشید بیرون!

136
00:20:28,320 --> 00:20:29,480
‫باز گرفتنش.

137
00:20:29,600 --> 00:20:30,600
‫چی شده؟

138
00:20:31,720 --> 00:20:32,720
‫دو دقیقه منو می‌بخشید.

139
00:20:36,240 --> 00:20:37,680
‫کی رو گرفتن؟

140
00:20:40,480 --> 00:20:41,640
‫پاسکال رو گرفتن.

141
00:20:45,200 --> 00:20:46,440
‫با ژان-ژو.

142
00:20:47,520 --> 00:20:49,280
‫بقیه رو صبح اومدن بردن.

143
00:20:51,240 --> 00:20:52,240
‫به خدا عادلانه نیست.

144
00:20:53,360 --> 00:20:54,640
‫از الان به بعد ساده‌ست.

145
00:20:54,640 --> 00:20:55,720
‫باید پشت هم باشیم.

146
00:20:56,240 --> 00:20:57,360
‫اما خوب گوش کن.

147
00:20:57,480 --> 00:20:59,320
‫نبینم غمگین باشی یا بخوای غمت رو بروز بدی.

148
00:20:59,400 --> 00:21:00,080
‫.این یک

149
00:21:00,080 --> 00:21:01,480
‫دوم اینکه، سرت رو بالا بگیر.

150
00:21:02,200 --> 00:21:02,920
‫بالا، لطفاً.

151
00:21:03,120 --> 00:21:04,920
‫چون نباید از هیچی خجالت بکشی.

152
00:21:04,920 --> 00:21:06,840
‫اونا کاری رو که باید می‌کردن
‫انجام دادن، همین.

153
00:21:06,920 --> 00:21:08,480
‫و برای همین، حتی اگه
‫ظاهرمون رو حفظ می‌کنیم.

154
00:21:08,480 --> 00:21:10,160
‫ما سه تا باید کنار هم بمونیم.

155
00:21:10,800 --> 00:21:11,400
‫.روشنه

156
00:21:11,480 --> 00:21:12,720
‫و دوم دیگه، برم نوشیدنی بیارم.

157
00:21:13,040 --> 00:21:14,040
‫تو ادامه بده،

158
00:21:16,680 --> 00:21:17,680
‫حق با اونه.

159
00:21:18,240 --> 00:21:19,840
‫این فقط یه پروازه، در بدترین حالت...

160
00:21:20,440 --> 00:21:22,480
‫در بدترین حالت، با اون میری پاریس، همین.

161
00:21:23,680 --> 00:21:24,440
‫خب، من نمی‌دونم.

162
00:21:24,520 --> 00:21:25,960
‫الان فعلاً تو بازداشت می‌مونید.

163
00:21:26,000 --> 00:21:27,000
‫با سیمون.

164
00:21:28,320 --> 00:21:29,320
‫ببینیم چی میشه.

165
00:21:37,440 --> 00:21:38,280
‫بیا، یکی دیگه.

166
00:21:38,320 --> 00:21:39,360
‫و بعدش می‌تونیم یه چیزی بخوریم.

167
00:21:40,480 --> 00:21:40,960
‫تمومه.

168
00:21:41,080 --> 00:21:42,080
‫خیلی ممنون.

169
00:21:42,480 --> 00:21:43,480
‫مرسی.

170
00:21:48,720 --> 00:21:50,480
‫آنتونیا سال 1984 به عنوان عکاس

171
00:21:50,480 --> 00:21:52,520
‫تو یه آژانس کوچیک شروع به کار کرده بود.

172
00:21:52,520 --> 00:21:54,400
‫اون موقع فقط 22 سالش بود.

173
00:21:55,280 --> 00:21:57,800
‫تازه از نیس برگشته بود،
‫جایی که یک سال کاملاً

174
00:21:57,800 --> 00:22:00,400
‫بی‌ثمر رو تو دانشگاه
‫با مادلین و لتیسیا گذرونده بود.

175
00:22:00,960 --> 00:22:03,680
‫یه سال پر از مهمونی‌های بی‌انتها،
‫ که فقط با اهالی کُرس می‌گشت.

176
00:22:06,560 --> 00:22:09,200
‫پدرخونده آنتونیا چند تا از عکس‌هاش رو
‫قرض گرفته بود و به

177
00:22:09,200 --> 00:22:11,040
‫یه دوستش که تو روزنامه کار می‌کرد داده بود.

178
00:22:11,080 --> 00:22:13,000
‫این شاید کارفرماها رو متقاعد کرده بود که

179
00:22:13,040 --> 00:22:15,400
‫با وجود سن کم و بی‌تجربگی محض استخدامش کنن.

180
00:22:15,800 --> 00:22:19,080
‫هرچند به واقع، هیچ تجربه خاصی

181
00:22:19,080 --> 00:22:21,520
‫برای عکاسی از موضوعات محلی لازم نبود.

182
00:22:23,400 --> 00:22:25,520
‫تو تحریریه به هیچکس پنهون نبود

183
00:22:25,520 --> 00:22:27,920
‫که اون با یه زندانی سیاسی رابطه داره.

184
00:22:30,240 --> 00:22:34,200
‫شغل جدیدش، هرچند رضایت‌بخش نبود،
‫حداقل بهش اجازه داده بود

185
00:22:34,200 --> 00:22:36,840
‫خیلی زودتر از اونچه فکر می‌کرد
‫به استقلال برسه.

186
00:22:38,280 --> 00:22:41,120
‫اتاق دوران بچگیش و روستا رو ترک کرده بود
‫و رفته بود تو یه آپارتمان

187
00:22:41,120 --> 00:22:42,960
‫تو آژاکسیو که مادرش از یه عمۀ پیر

188
00:22:42,960 --> 00:22:45,480
‫به ارث برده بود و راضی به فروشش نمی‌شد.

189
00:22:45,680 --> 00:22:47,320
‫این یکی به نظرم خیلی جالب نیست.

190
00:22:47,360 --> 00:22:50,840
‫ولی هر جور تو بخوای،
‫این یکی هم به نظرم بهتره.

191
00:22:51,520 --> 00:22:52,520
‫این رو من دوست دارم.

192
00:22:53,080 --> 00:22:53,800
‫این یکی چطور؟

193
00:22:53,800 --> 00:22:54,680
‫نه؟

194
00:22:54,680 --> 00:22:55,200
‫آره.

195
00:22:55,520 --> 00:22:56,840
‫حداقل گوی‌ها معلومه.

196
00:22:57,640 --> 00:22:59,600
‫به نظر من میتونی این سه تا رو بفرستی.

197
00:22:59,840 --> 00:23:00,520
‫این سه تا؟

198
00:23:00,520 --> 00:23:01,080
‫این یکی نه؟

199
00:23:01,080 --> 00:23:01,320
‫نه.

200
00:23:01,440 --> 00:23:02,560
‫این پشتشه.

201
00:23:03,560 --> 00:23:04,560
‫فردا میریم سراغ یه پرونده قتل.

202
00:23:05,040 --> 00:23:06,200
‫فردا میریم سراغ یه قتل.

203
00:23:07,160 --> 00:23:08,760
‫یه جنبه اخلاقی هم داره، به هر حال.

204
00:23:08,800 --> 00:23:08,920
‫صبر کن.

205
00:23:09,280 --> 00:23:10,880
‫یه سری آدم مثل تو عکاس هستن.

206
00:23:10,920 --> 00:23:12,080
‫مثل من خبرنگارن.

207
00:23:12,120 --> 00:23:13,160
‫بعضی‌هاشون آتش‌نشانن.

208
00:23:13,200 --> 00:23:14,680
‫این آدما، یهو ممکنه

209
00:23:14,680 --> 00:23:16,200
‫سر یه تصادف یا قتل پیداشون بشه.

210
00:23:16,640 --> 00:23:17,920
‫اگه یکی از اعضای خانواده‌شون باشه.

211
00:23:18,280 --> 00:23:19,240
‫چیکار میکنی؟

212
00:23:19,240 --> 00:23:20,360
‫نمیدونم.

213
00:23:20,360 --> 00:23:21,840
‫نمیری؟

214
00:23:22,120 --> 00:23:24,400
‫اگه تو نری، یکی دیگه به جات میره.

215
00:23:24,440 --> 00:23:25,240
‫متأسفم.

216
00:23:25,240 --> 00:23:26,440
‫برای من یه چیزی مهم‌تره.

217
00:23:26,480 --> 00:23:27,720
‫عشق که منطقی نیست.

218
00:23:27,760 --> 00:23:31,400
‫یه جایی باید این توانایی رو داشته باشی ...
‫این قابلیت رو...

219
00:23:31,680 --> 00:23:33,880
‫که احساسات رو بذاری کنار.

220
00:23:34,440 --> 00:23:35,720
‫بحث احساسات نیست.

221
00:23:35,720 --> 00:23:36,520
‫بحث اخلاقه.

222
00:23:36,600 --> 00:23:37,240
‫اخلاق و وجدان.

223
00:23:37,440 --> 00:23:37,960
‫خب پس؟

224
00:23:37,960 --> 00:23:39,760
‫اگه بحث اخلاق و وجدانه،
‫باید شغلت رو عوض کنی.

225
00:23:39,800 --> 00:23:41,080
‫نه، نباید شغل رو عوض کرد.

226
00:23:41,720 --> 00:23:42,720
‫باید سؤال کرد.

227
00:23:42,920 --> 00:23:43,920
‫باید پرسید.

228
00:23:44,480 --> 00:23:45,240
‫همونطور که فلورن میگه.

229
00:23:45,280 --> 00:23:47,200
‫اگه سؤال نکنی، هیچوقت راضی نمیشی.

230
00:23:47,960 --> 00:23:49,280
‫99 بار از 100 بار میگن نه.

231
00:23:49,320 --> 00:23:50,480
‫پسرشون مرده.

232
00:23:50,760 --> 00:23:52,320
‫فکر میکنم بهت میگن نه، ولی نه.

233
00:23:52,400 --> 00:23:54,400
‫خیلی خب، البته، مشکلی نیست، عکس بگیرید.

234
00:23:54,440 --> 00:23:56,000
‫ولی کار ما عکس گرفتنه.

235
00:23:56,760 --> 00:23:58,200
‫نه، خب میگن نه، ممنون.

236
00:23:58,440 --> 00:23:59,440
‫عکس نه.

237
00:23:59,600 --> 00:24:00,800
‫پس چاره‌ای نیست، چاره‌ای نیست.

238
00:24:02,640 --> 00:24:03,640
‫خب پس هیچ کاری نمیکنیم.

239
00:24:04,080 --> 00:24:06,200
‫از کسایی که نمیخوان ازشون عکس گرفته بشه،
‫عکس نمیگیریم.

240
00:24:06,240 --> 00:24:07,520
‫این کار خبرنگاریه.

241
00:24:07,680 --> 00:24:08,760
‫این دزدیدن لحظه‌هاشونه.

242
00:24:08,880 --> 00:24:09,880
‫همه دزدی میکنن.

243
00:24:09,920 --> 00:24:10,920
‫من دزدی نمیکنم.

244
00:24:11,960 --> 00:24:12,240
‫چی؟

245
00:24:12,920 --> 00:24:14,520
‫نه، ولی چی؟

246
00:25:00,960 --> 00:25:02,880
‫" سالواتوره کونتینی تویی؟ "

247
00:25:03,840 --> 00:25:05,360
‫" این بخاطر ژرز سونیه است ".

248
00:25:10,720 --> 00:25:14,120
‫در لیون قرار بود به زودی محاکمه گروه FLNC
‫شروع بشه،

249
00:25:14,200 --> 00:25:21,040
‫که در ژوئن 1984 وارد زندان آژاکسیو
‫شده بودن تا ژان-مارک لیچ و سالواتوره کونتینی رو اعدام کنن،

250
00:25:21,080 --> 00:25:25,280
‫ که مسئول آدم‌ربایی و قتل ژرژ سونیه،
‫فعال ملی‌گرای سرشناس بودن.

251
00:25:31,640 --> 00:25:34,240
‫شایعات وحشتناکی درباره
‫سالواتوره کونتینی پخش شده بود،

252
00:25:34,960 --> 00:25:38,080
‫یه شکنجه‌گر و قاتل
‫که میگفتن عادت داشت

253
00:25:38,120 --> 00:25:40,240
‫جسد شکنجه شده قربانیانش رو
‫به خوک‌ها بده تا بخورن.

254
00:25:42,280 --> 00:25:45,560
‫اون موقع، دیگه هیچکس تو کُرس شک نداشت،

255
00:25:45,560 --> 00:25:48,800
‫ که قتل اون فعال جوون
‫کار سرویس‌های مخفی دولت فرانسه بود.

256
00:25:48,800 --> 00:25:51,200
‫که با همکاری مشکوک با
‫اعضای باندهای تبهکار انجام شد.

257
00:26:36,520 --> 00:26:40,480
‫یک سال پیش، طبق انتظار،
‫ژرژ سونیه، فعال ما

258
00:26:40,520 --> 00:26:44,040
‫ربوده شد، شکنجه شد و
‫ ناجوانمردانه به قتل رسید.

259
00:26:46,400 --> 00:26:49,560
‫همونطور که قبلاً اعلام کرده بودیم،
‫تلافی‌جویی شروع شده.

260
00:26:51,240 --> 00:26:57,040
‫چند روز مونده به دادگاهشون،
‫ما حمایت کامل خودمون رو

261
00:26:57,040 --> 00:27:01,920
‫از سه عضو گروه FLNC که برای انتقام خون،
‫جونشون رو فدا کردن، اعلام می‌کنیم.

262
00:27:05,000 --> 00:27:06,800
‫بعد از چندین ماه.

263
00:27:06,840 --> 00:27:09,160
‫تمام پلیسها و مقامات استانی...

264
00:27:09,840 --> 00:27:12,760
‫مطمئن باشند که درب به همون پاشنه می‌چرخه

265
00:27:13,320 --> 00:27:15,920
‫که اونها به زودی می توانند از مصونیت کامل.

266
00:27:16,080 --> 00:27:18,600
‫ در ازای ربودن فعال ما برخوردار شوند.

267
00:27:19,320 --> 00:27:23,160
‫این عملیات یک حرکت ضد حکومتی است
‫در مقابل جنایی سازی حرکتهای ملی گرایی..

268
00:27:23,440 --> 00:27:25,520
‫در مقابل غارت، اخاذی و...

269
00:27:25,800 --> 00:27:27,680
‫و غیره است.

270
00:27:28,120 --> 00:27:29,920
‫آنتونیا صدای پاسکال رو شناخت.

271
00:27:30,440 --> 00:27:33,840
‫فهمید که حتماً باید همه چهره‌های پنهان شده

272
00:27:33,840 --> 00:27:36,480
‫زیر نقاب‌ها رو بتونه بشناسه،
‫و این خیلی ناراحتش کرد.

273
00:27:37,480 --> 00:27:41,080
‫هر بار که دکمه شاتر رو فشار می‌داد،
‫داشت این صحنه‌سازی رو

274
00:27:41,080 --> 00:27:43,040
‫پیش خودش تأیید می‌کرد
‫که این ربطی به واقعیت نداره

275
00:27:43,040 --> 00:27:45,440
‫و فقط کاریه که برای تبدیل شدن
‫لحظه به عکس انجام میشه.

276
00:27:49,560 --> 00:27:51,240
‫همه اینا به نظرش اصلاً شرافتمندانه نبود.

277
00:27:52,680 --> 00:27:54,880
‫در واقع، وقتی خوب فکر می‌کرد،

278
00:27:54,960 --> 00:27:58,800
‫ اکثریت قاطع عکاس‌ها
‫.شغل شرافتمندانه‌ای نداشتن

279
00:28:07,920 --> 00:28:09,720
‫تو 23 سالته، از اخبار روز خبر داری.

280
00:28:09,840 --> 00:28:10,840
‫آره خب.

281
00:28:11,000 --> 00:28:14,640
‫دو ساله داری کار می‌کنی، ده تا عکس
‫تو زندگیت گرفتی، حرفه رو می‌شناسی.

282
00:28:15,160 --> 00:28:17,480
‫خب من نمی‌دونم همه جا چه خبره،
‫ولی می‌دونم چی مهمه.

283
00:28:17,920 --> 00:28:19,400
‫آها و چی مهمه به نظر مردم؟

284
00:28:19,400 --> 00:28:21,240
‫خب نمی‌دونم، ولی
‫یه اتفاق تاریخی داره می‌افته.

285
00:28:21,240 --> 00:28:22,120
‫و ما نمی‌خوایم پوششش بدیم.

286
00:28:22,200 --> 00:28:23,280
‫می‌ذاریم روزنامه‌های بزرگ ملی

287
00:28:23,280 --> 00:28:24,520
‫چیزی رو پوشش بدن که به ما مربوطه.

288
00:28:24,600 --> 00:28:26,640
‫روزنامه‌های بزرگ ملی کار خودشون رو

289
00:28:26,640 --> 00:28:29,200
‫می‌کنن، یه دادگاه با اهمیت ملی رو
‫پوشش می‌دن.

290
00:28:29,960 --> 00:28:30,960
‫ما...

291
00:28:31,080 --> 00:28:32,120
‫چرا پیچیده‌ش کنیم

292
00:28:32,160 --> 00:28:33,920
‫ماهیت روزنامه کورس ماتن
‫اینه که خیلی به مردم نزدیکه.

293
00:28:33,920 --> 00:28:35,560
‫ما یه روزنامه کُرسی هستیم.

294
00:28:35,680 --> 00:28:37,280
‫و من ملی‌گرا نیستم، اینو می‌دونی.

295
00:28:37,480 --> 00:28:40,760
‫ما یه روزنامه کُرسی هستیم،
‫باید اطلاعات بدیم، این نزدیکی به مردمه.

296
00:28:40,800 --> 00:28:42,000
‫نزديک بودن چيزيه که مردم دوست دارنش.

297
00:28:42,040 --> 00:28:45,760
‫برای مثال دوست دارند که در مورد جنازه ها بنویسند
‫.میخوان بدونن کی مُرده

298
00:28:45,760 --> 00:28:47,640
‫آره، اينطوري بهم نگاه نکن

299
00:28:47,680 --> 00:28:49,000
‫اونا ميخوان بدونن کي مُرده

300
00:28:49,040 --> 00:28:52,960
‫مثلاً من اگه به صفحه نگاه کنم می تونم فراموش کنم
‫.که یه ارتشی پدرش رو در حال آواز خواندن از دست داده

301
00:28:53,000 --> 00:28:54,760
‫!من تو خيابون باهاش آشنا شدم پس دهنت رو ببند

302
00:28:54,880 --> 00:28:57,560
‫پس ما چه کار می کنیم
‫.ما می‌تونیم یک تماس تلفنی بگیریم

303
00:28:57,640 --> 00:28:59,800
‫ما می‌تونیم یه قرار ملاقات
‫.برای بازدید جنازه بذاریم

304
00:28:59,840 --> 00:29:01,960
‫ورزش، میدونم از ورزش خوشت نمیاد.

305
00:29:02,000 --> 00:29:03,840
‫امروز صبح از بدنم خبر ندارم

306
00:29:04,080 --> 00:29:05,320
‫دیگه نمیدونم....

307
00:29:05,360 --> 00:29:06,760
‫...زندگی در روستای ما

308
00:29:06,880 --> 00:29:10,480
‫زندگی در روستای ما، این نزدیکه

309
00:29:10,760 --> 00:29:11,760
‫حوادث...

310
00:29:12,120 --> 00:29:14,000
‫دادگاه لیون حوادث نیست؟

311
00:29:15,480 --> 00:29:17,040
‫دادگاه لیون حوادثه.

312
00:29:17,080 --> 00:29:21,920
‫حوادثی که همه رسانه‌های فرانسوی
‫و حتی بین‌المللی پوششش می‌دن.

313
00:29:22,040 --> 00:29:25,640
‫ما هم امروز صبح میایم
‫یه عکس دیگه اضافه می‌کنیم.

314
00:29:26,280 --> 00:29:27,560
‫حرف‌های تکراری می‌زنیم.

315
00:29:28,160 --> 00:29:29,320
‫به هر حال من اونجا خواهم بود.

316
00:29:29,440 --> 00:29:30,680
‫می‌دونم که تو لیون خواهی بود.

317
00:29:31,240 --> 00:29:32,240
‫مشکلی نیست.

318
00:29:32,320 --> 00:29:34,400
‫ولی تو به عنوان یه فعال تو لیون خواهی بود،

319
00:29:34,400 --> 00:29:36,760
‫به عنوان یه زن، نه به عنوان عکاس.

320
00:29:36,840 --> 00:29:37,840
‫این مسلمه.

321
00:29:38,600 --> 00:29:39,680
‫هیچکس اونجا نمیره
‫کسی واسه رفتن به اونجا عجله نداره

322
00:29:39,680 --> 00:29:42,840
‫این به تو ربطی نداره
‫که بدونی کی میره و کی نمیره.

323
00:29:43,040 --> 00:29:44,720
‫اینجا یه رئیس داره.

324
00:29:45,400 --> 00:29:45,920
‫فهمیدی؟

325
00:29:45,920 --> 00:29:46,680
‫رئیس منم.

326
00:29:46,840 --> 00:29:50,680
‫پس کاری که بهت میگن رو انجام میدی،
‫وگرنه می‌تونی موسسه خودت رو راه بندازی.

327
00:29:50,840 --> 00:29:51,560
‫مشکلی نیست.

328
00:29:51,680 --> 00:29:52,880
‫کارمند استخدام کن.

329
00:29:52,920 --> 00:29:55,440
‫می‌تونی عکس بگیری،
‫می‌تونی بری برای IBE کار کنی.

330
00:29:55,600 --> 00:29:58,040
‫در واقع، اگه جاه‌طلب باشی،
‫تو این حرفه موفق می‌شی.

331
00:29:58,080 --> 00:29:59,080
‫مسئله موفقیت تو حرفه نیست.

332
00:29:59,080 --> 00:30:00,840
‫مسئله انجام دادن یه کار مهمه.

333
00:30:00,880 --> 00:30:02,400
‫در واقع، می‌خواد اقتدارش رو نشون بده.

334
00:30:02,400 --> 00:30:03,560
‫هدفش نشون دادن اقتدارشه.

335
00:30:03,560 --> 00:30:06,680
‫یه اتفاق مهم داره می‌افته، ولی
‫به خواست اون، در موردش حرف نمی‌زنیم.

336
00:30:07,200 --> 00:30:08,360
‫می‌سپریمش به دست زمان.

337
00:30:08,360 --> 00:30:09,480
‫میذاریم مشمول گذر زمان بشه.

338
00:30:09,480 --> 00:30:09,760
‫مسلماً.

339
00:30:10,160 --> 00:30:11,440
‫آره، روزنامه‌های ملی.

340
00:30:11,520 --> 00:30:13,280
‫چرا باید ما چیزی رو پوشش بدیم که

341
00:30:13,280 --> 00:30:14,840
‫به ما مربوطه و چرا نباید
‫لوموند اینکار رو بکنه؟

342
00:30:14,840 --> 00:30:15,080
‫دقیقاً.

343
00:30:15,360 --> 00:30:15,680
‫نه.

344
00:30:15,880 --> 00:30:17,920
‫و این رو نمی‌فهمه، وقتی بهش می‌گی.

345
00:30:17,920 --> 00:30:18,560
‫هیچی نمی‌شنوه.

346
00:30:18,680 --> 00:30:19,200
‫هیچی نمی‌شنوه.

347
00:30:19,320 --> 00:30:19,760
‫دیوونه‌ست.

348
00:30:20,200 --> 00:30:20,760
‫دیوونه‌ست.

349
00:30:21,240 --> 00:30:22,240
‫حالم بد شد.

350
00:30:23,280 --> 00:30:24,800
‫این همه کار می‌شد کرد.

351
00:30:26,160 --> 00:30:29,120
‫ولی نه، بدون مجوز نمی‌تونستم
‫حتی یه عکس بگیرم.

352
00:30:29,800 --> 00:30:31,680
‫به هر حال، تو که مجوز نداشتی.

353
00:30:32,280 --> 00:30:33,840
‫ولی چیزای خیلی قوی‌ای اونجا بود.

354
00:30:33,880 --> 00:30:35,840
‫حتی از سیاست حرف نمی‌زنم،
‫از چیزایی که اونجا بود حرف می‌زنم.

355
00:30:35,840 --> 00:30:37,880
‫خیلی... غم‌انگیز بود.

356
00:30:38,920 --> 00:30:39,960
‫تموم شد، گذشت.

357
00:30:40,080 --> 00:30:41,440
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم دوباره عکس بگیرم.

358
00:30:45,600 --> 00:30:46,840
‫اصلاً براشون مهم نیست.

359
00:30:47,040 --> 00:30:49,960
‫گیر دادن به اینکه باید...
‫از دور سیاهی لشکر باشیم.

360
00:30:50,080 --> 00:30:51,880
‫تو مستقیم با دولت درگیر می‌شی، احمقانه.

361
00:30:52,040 --> 00:30:54,440
‫آره، تو کوتاه نمیای، ولی احمقانه خودت رو
‫میندازی تو دردسر ابدی.

362
00:30:54,440 --> 00:30:55,160
‫این موضوع اصلی نیست.

363
00:30:55,320 --> 00:30:56,040
‫البته که همین موضوع اصلیه.

364
00:30:56,240 --> 00:30:56,720
‫معلومه که نه.

365
00:30:56,800 --> 00:30:57,400
‫پس موضوع اصلی چیه؟

366
00:30:57,800 --> 00:30:59,400
‫موضوع اصلی وضعیتیه که توش گیر کردیم.

367
00:31:00,520 --> 00:31:03,880
‫این آخرین دولت استعماریه که داره
‫یه دولت سیاسی رو نابود میکنه.

368
00:31:05,840 --> 00:31:06,720
‫این یه جنایت دولتی و پسته.

369
00:31:06,720 --> 00:31:07,920
‫ما هم موافقیم، ولی...

370
00:31:08,440 --> 00:31:09,920
‫و اینکه دولت داره پرونده رو
‫خراب میکنه، دلیل نمیشه

371
00:31:09,920 --> 00:31:12,200
‫که FLNC بره تو زندان.

372
00:31:12,640 --> 00:31:15,760
‫و این اصلاً دلیل نمیشه که
‫مجازات های سبک برای فعالان ما توجیه بشه.

373
00:31:17,000 --> 00:31:18,680
‫اون باید همین الان آزاد بشه، همین و بس.

374
00:31:18,720 --> 00:31:21,280
‫و این دولته که باید به جرمش اعتراف کنه
‫و محکوم بشه.

375
00:31:21,480 --> 00:31:22,480
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

376
00:31:23,000 --> 00:31:24,520
‫تمام روز داری در مورد دادگاه حرف میزنی،
‫در مورد

377
00:31:24,520 --> 00:31:25,920
‫اتفاقاتی که تو زندان میفته، قتل‌ها.

378
00:31:26,360 --> 00:31:27,760
‫مانون، قراره چی بشه؟

379
00:31:28,440 --> 00:31:29,520
‫چه اتفاقی قراره بیفته؟

380
00:31:29,520 --> 00:31:30,520
‫ما از کجا بدونیم؟

381
00:31:30,760 --> 00:31:31,760
‫نمی‌دونیم.

382
00:31:31,800 --> 00:31:32,800
‫نمی‌تونیم بدونیم.

383
00:31:34,320 --> 00:31:34,840
‫واقعاً سنگینه.

384
00:31:34,960 --> 00:31:36,240
‫تازه مامانم هم همش زنگ میزنه.

385
00:31:36,240 --> 00:31:37,480
‫نمیدونم چند تا سوال پرسیده.

386
00:31:37,520 --> 00:31:38,600
‫ژان-ژو همه چیز رو میدونه.

387
00:31:38,720 --> 00:31:39,640
‫ماشین رو با خودش میبره.

388
00:31:39,720 --> 00:31:40,720
‫کی خونه هست.

389
00:31:40,760 --> 00:31:41,360
‫دیگه نمی‌تونم.

390
00:31:41,400 --> 00:31:41,960
‫دارم میترکم.

391
00:31:42,040 --> 00:31:43,040
‫واقعاً.

392
00:31:43,360 --> 00:31:45,080
‫حتی نمیشه تو خونه خودمون حرف بزنیم.

393
00:31:45,200 --> 00:31:47,320
‫چون یه وقت به حرفات گوش میدن، یه وقت نه.

394
00:31:47,360 --> 00:31:48,360
‫واقعاً سخته.

395
00:32:26,920 --> 00:32:28,240
‫آنتونیا، قهوه رو ول کن.

396
00:32:28,320 --> 00:32:29,320
.نمی‌مونیم

397
00:33:24,920 --> 00:33:28,320
‫وقتی پاسکال برای سومین بار
‫در مارس 1989 دستگیر شد،

398
00:33:28,320 --> 00:33:31,040
‫آنتونیا نزد عموش رفت.

399
00:33:32,440 --> 00:33:35,080
‫فوراً فهمید که نه میتونه انتظار رو تحمل کنه،

400
00:33:35,440 --> 00:33:37,080
.نه تحمل چشمهای دلسوز و نگران رو داره

401
00:33:39,120 --> 00:33:43,800
‫و حتی اسمش هم به عنوان همسر پاسکال
‫رو سنگ قبرش هم حک نمیشه.

402
00:33:44,040 --> 00:33:47,480
‫و این عادلانه خواهد بود
‫چون مرکز جاذبه ی وجودش...

403
00:33:47,640 --> 00:33:49,800
‫ همیشه خارج از خودش قرار گرفته .

404
00:33:51,160 --> 00:33:54,040
‫.البته که نباید از خودخواهی اون شکایت کنه

405
00:33:54,960 --> 00:34:00,080
‫کی میتونه کسی رو که زندگی و جانش رو فدا میکنه، خودخواه خطاب کنه؟
‫آزادی برای یک هدف سیاسی.

406
00:34:00,360 --> 00:34:02,360
‫خب، مثل همیشه هیچی ندارن.

407
00:34:03,520 --> 00:34:04,520
‫من آزاد میشم.

408
00:34:05,480 --> 00:34:06,440
‫چقدر؟

409
00:34:06,440 --> 00:34:07,440
‫هنوز نمیدونیم.

410
00:34:08,720 --> 00:34:09,920
‫چند ماه، حداکثر یک سال.

411
00:34:10,600 --> 00:34:11,600
‫تحمل میکنم.

412
00:34:13,160 --> 00:34:14,960
‫چون این دفعه منتظرت نمیمونم.

413
00:34:15,240 --> 00:34:16,880
‫این دفعه دیگه منتظرت نمیمونم.

414
00:34:18,680 --> 00:34:20,400
‫این وضعیت یه چرخه بی‌پایانه.

415
00:34:21,360 --> 00:34:23,760
‫تو از زندان میای بیرون،
‫بعد دوباره برمیگردی.

416
00:34:25,160 --> 00:34:27,320
‫و من همیشه اینجا منتظرت میمونم.

417
00:34:31,320 --> 00:34:32,640
‫منظورت چیه؟

418
00:34:33,160 --> 00:34:34,400
‫دوستت دارم، ولی...

419
00:34:35,360 --> 00:34:36,480
‫من این زندگی رو نمیخوام.

420
00:34:38,680 --> 00:34:41,560
‫و نمیتونم ازت بخوام که از مسیر زندگی‌ای
‫که انتخاب کردی دست بکشی.

421
00:34:44,800 --> 00:34:47,800
‫و حتی اگه بهم بگی که میتونی
‫این کارو بکنی، بگی که توانشو داری،

422
00:34:47,960 --> 00:34:48,960
‫من این کارو نمیکنم.

423
00:34:52,680 --> 00:34:54,320
‫نمیخوام از هیچ چیزی دست بکشی.

424
00:34:54,360 --> 00:34:56,600
‫ولی اگه ادامه بدیم، آخرش ازت متنفر میشم.

425
00:35:02,880 --> 00:35:04,000
‫فکر کنم همین الانشم ازت متنفرم.

426
00:35:06,080 --> 00:35:08,240
‫نمیتونم چند ماه دیگه نقش بازی کنم.

427
00:35:11,560 --> 00:35:12,840
‫میتونم برم تو سلولم؟

428
00:35:12,840 --> 00:35:13,840
‫ولی گوش کن...

429
00:35:15,280 --> 00:35:16,440
‫واقعاً، من ولت نمیکنم.

430
00:35:16,920 --> 00:35:18,440
‫نمیتونم بمونم، درسته.

431
00:35:18,560 --> 00:35:21,640
‫نمیتونم تحمل کنم، قوی نیستم،
‫ولی ولت نمیکنم، تنهات نمیذارم.

432
00:35:22,240 --> 00:35:23,440
‫همیشه پشتت هستم.

433
00:35:25,840 --> 00:35:26,840
‫نگهبان.

434
00:36:01,920 --> 00:36:03,400
‫دیگه نمیخوام هیچی ازت بشنوم.

435
00:36:03,440 --> 00:36:04,120
‫فهمیدی یا نه؟

436
00:36:04,120 --> 00:36:06,560
‫حالم ازت به هم میخوره،
‫کاری که کردی خیلی کثیفه.

437
00:36:06,600 --> 00:36:07,640
‫- کاری که کردی
‫- پاسکال

438
00:36:08,240 --> 00:36:09,280
‫خوب میفهمی یا نه؟

439
00:36:09,280 --> 00:36:11,560
‫گمشو برو دیوونه، سرت تو کار خودت باشه.

440
00:36:11,600 --> 00:36:13,000
‫نمی‌فهمی داری چه غلطی میکنی؟

441
00:36:23,360 --> 00:36:24,600
‫باید به نیس زنگ بزنیم و داد و بیداد کنیم.

442
00:36:25,040 --> 00:36:26,160
‫تا با رئیس صحبت کنیم.

443
00:36:27,800 --> 00:36:30,960
‫تازه این حتی تو مقاله خونی که دادن هم هست.

444
00:36:31,480 --> 00:36:32,280
‫من نمیدونم.

445
00:36:32,480 --> 00:36:33,440
‫چند تا عکس فرستادی؟

446
00:36:33,440 --> 00:36:34,200
‫چهار تا؟

447
00:36:34,200 --> 00:36:35,200
‫پنج تا فرستادم.

448
00:36:35,400 --> 00:36:35,920
‫پنج تا؟

449
00:36:35,920 --> 00:36:37,960
‫آره پنج تا، اونا اینا رو انتخاب کردن و برش دادن.

450
00:36:38,240 --> 00:36:38,960
‫ولی این چیه؟

451
00:36:38,960 --> 00:36:40,000
‫الکی برش دادن.

452
00:36:40,040 --> 00:36:42,920
‫میتونه هر چیزی باشه، هر جایی، هر زمانی.

453
00:36:43,040 --> 00:36:44,240
‫فقط روش نوشته پلیس.

454
00:37:06,560 --> 00:37:09,000
‫دو هفته بعد، نامه‌ای از پاسکال دریافت کرد.

455
00:37:20,240 --> 00:37:21,240
‫درکش می‌کرد.

456
00:37:21,800 --> 00:37:24,280
‫خیلی خوب می‌فهمید چرا ترکش کرده بود.

457
00:37:24,520 --> 00:37:27,760
‫هرچند که البته، کنار اومدن باهاش
‫براش آسون نبود.

458
00:37:29,120 --> 00:37:31,320
‫تمام این سال‌ها حتماً برای او دردناک بوده.

459
00:37:31,360 --> 00:37:33,320
‫هرچند که هیچوقت
‫زحمت فکر کردن بهش رو به خودش نداده بود.

460
00:37:34,000 --> 00:37:35,320
‫که بابتش می‌خواست عذرخواهی کنه.

461
00:37:36,080 --> 00:37:38,040
‫و اون حق داشت که آینده‌ی دیگه‌ای رو طلب کنه

462
00:37:38,240 --> 00:37:40,800
‫از دستش عصبانی بود، ولی حالا دیگه تموم شده.

463
00:37:41,520 --> 00:37:42,800
‫چیزی نداشت که سرزنشش کنه.

464
00:37:43,640 --> 00:37:45,920
‫در واقع، هیچوقت چیزی نداشت
‫که بخواد سرزنشش کنه.

465
00:37:46,640 --> 00:37:49,720
‫می‌دونست که با وجود جدایی‌شون، می‌تونه
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای روش حساب کنه.

466
00:37:49,960 --> 00:37:51,360
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای.

467
00:37:53,760 --> 00:37:55,320
‫واقعاً نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه.

468
00:37:56,040 --> 00:37:57,880
‫فقط نفهمیدم حرف‌هام...

469
00:37:57,920 --> 00:38:00,000
‫...خیلی تند بود،
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کردم.

470
00:38:01,640 --> 00:38:03,720
‫و از وضعیتی که بهش رسیدیم خوشم نمیاد.

471
00:38:05,160 --> 00:38:07,160
‫واقعاً از خودم ناراحتم و صادقانه پشیمونم.

472
00:38:08,400 --> 00:38:10,240
‫اگه می‌تونستم این حرف‌ها رو نزنم،

473
00:38:10,240 --> 00:38:12,480
‫یا حداقل جور دیگه‌ای بگم،
‫.باور کن این کارو می‌کردم

474
00:38:16,240 --> 00:38:17,240
‫منم همینطور.

475
00:38:17,320 --> 00:38:18,200
‫نه، ولی اون تقصیری نداره.

476
00:38:18,240 --> 00:38:18,560
‫تقصیر منه.

477
00:38:18,720 --> 00:38:20,320
‫و من نه به اون نیاز دارم نه به بقیه.

478
00:38:20,320 --> 00:38:21,720
‫من بودم که اومدم پیشت.

479
00:38:23,400 --> 00:38:24,400
‫پس از اون ناراحت نباش.

480
00:38:25,880 --> 00:38:28,360
‫و حتی اگه از من ناراحتی،

481
00:38:29,280 --> 00:38:30,320
‫واقعاً متأسفم.

482
00:38:33,000 --> 00:38:35,000
‫دیگه نمی‌خوام اذیت بشی.

483
00:38:36,280 --> 00:38:38,520
‫نه اینکه منو ببخشی و همه چی مثل قبل بشه.

484
00:38:38,560 --> 00:38:41,280
‫واقعاً می‌خوام دیگه از کاری که
‫باهات کردم ناراحت نباشی.

485
00:38:42,240 --> 00:38:44,360
‫باید درمورد وضعیت سیاسی فعلی صحبت کنیم.

486
00:38:45,120 --> 00:38:48,520
‫و همچنین باید به
‫انتخابات منطقه‌ای جمهوری بپردازیم.

487
00:38:48,520 --> 00:38:50,040
‫و درمورد انتخابات
‫ماه مارس پیش‌رو تصمیم بگیریم.

488
00:38:50,080 --> 00:38:54,800
‫خب، می‌دونید که کنکولت به ادموند
‫پیشنهاد داده سرلیست باشه.

489
00:38:55,200 --> 00:38:58,880
‫و بنابراین ما به یک استراتژی روشن
‫برای این مبارزه انتخاباتی نیاز داریم.

490
00:38:59,160 --> 00:39:01,760
‫الان به نمایندگان فعال نیاز داریم.

491
00:39:02,400 --> 00:39:03,640
‫به خون تازه نیاز داریم.

492
00:39:03,720 --> 00:39:07,680
‫و به همین دلیله که می‌خوایم
‫به سیمون بالستر پیشنهاد بدیم

493
00:39:07,680 --> 00:39:09,320
‫توی لیست انتخابات مارس آینده ما باشه.

494
00:39:09,360 --> 00:39:14,440
‫اون به خوبی توانایی‌هاش و
‫قدرت متقاعدکنندگیش رو نشون داده.

495
00:39:14,600 --> 00:39:14,760
‫خب.

496
00:39:14,960 --> 00:39:15,920
‫آره ولی صبر کن...

497
00:39:15,920 --> 00:39:19,120
‫در نوامبر، اولین انشعاب جنبش،
‫که هیچکس نمی‌دونست

498
00:39:19,120 --> 00:39:21,600
‫پیش‌درآمد انشعاب دومه،
‫یک ماه پیش از موعد اتفاق افتاده بود.

499
00:39:22,560 --> 00:39:23,560
‫با آنتونیا صحبت می‌کنم.

500
00:39:24,320 --> 00:39:27,520
‫اون گوش میده و در جواب
‫عکسی از بریده یه مجله رو نشون میده.

501
00:39:28,560 --> 00:39:31,360
‫بهم میگه، این چیزیه که الان
‫تو دنیا داره اتفاق می‌افته.

502
00:39:32,200 --> 00:39:35,120
‫این عکس، مشخصاً، کار من نیست.

503
00:39:35,920 --> 00:39:39,240
‫باید بریم روستاها، از مردم بپرسیم
‫چی فکر می‌کنن،

504
00:39:39,360 --> 00:39:40,360
‫یه برنامه پیشنهاد کنیم.

505
00:39:40,920 --> 00:39:44,440
‫از تصور اینکه 20 یا 30 سال بعد،
‫هنوز توی همون آژانس کار کنه،

506
00:39:44,440 --> 00:39:47,800
‫و اونقدر به گرفتن عکس‌های بی‌ارزش
‫عادت کرده باشه ...

507
00:39:47,800 --> 00:39:49,840
‫که حتی متوجهش نباشه،

508
00:39:49,840 --> 00:39:51,840
‫ و شاید حتی به طرز مسخره‌ای
‫ به کارش افتخار کنه، به خودش می‌لرزید.

509
00:39:52,040 --> 00:39:54,520
‫می‌تونی امشب پاکت رو خارج از کیف
‫تو فرودگاه بذاری یا نه؟

510
00:39:54,520 --> 00:39:55,280
‫باشه، من انجامش میدم.

511
00:39:55,480 --> 00:39:56,480
‫خوبه، ممنون.

512
00:39:57,720 --> 00:40:01,160
‫در ماه اوت، از یه مقاله خیلی کوتاه
‫در صفحات بین‌المللی فهمید

513
00:40:01,160 --> 00:40:03,960
‫که محاصره شهری که
‫اسمش رو نمی‌دونست شروع شده،

514
00:40:04,200 --> 00:40:07,920
‫توی کشوری که هیچوقت بهش فکر نکرده بود،
‫و به زودی دیگه وجود نخواهد داشت.

515
00:40:09,000 --> 00:40:10,200
‫اسم شهر ووکووار بود.

516
00:40:12,800 --> 00:40:14,360
‫آنتونیا فرصتی رو که منتظرش بود
‫بدست آورد

517
00:40:14,360 --> 00:40:16,680
‫بالاخره میخواست یه کار
‫واقعی عکاسی انجام بده.

518
00:40:18,720 --> 00:40:20,720
‫به مدیرهاش پیشنهاد داد که بره اونجا و

519
00:40:20,720 --> 00:40:23,200
‫یه گزارش کامل برای روزنامه بیاره.

520
00:40:24,080 --> 00:40:26,240
‫البته که هیچی بهش ندادن.

521
00:40:27,520 --> 00:40:29,360
‫فهمید که برای رفتن نیازی به

522
00:40:29,360 --> 00:40:32,080
‫اجازه روزنامه نداره.

523
00:40:34,760 --> 00:40:36,240
‫من برای تو چی هستم واقعاً؟

524
00:40:38,400 --> 00:40:39,400
‫من...

525
00:40:40,600 --> 00:40:42,680
‫نمیدونم، نمیدونم چی بهت بگم، من...

526
00:40:44,400 --> 00:40:45,400
‫تو دوست منی.

527
00:40:50,640 --> 00:40:51,640
‫من دوستتم.

528
00:40:55,160 --> 00:40:56,320
‫هیچی توش برات عجیب نیست؟

529
00:41:02,880 --> 00:41:04,720
‫تو بیشتر میخوای، درسته؟

530
00:41:12,120 --> 00:41:13,640
‫میخوای چی بهت بگم؟

531
00:41:14,120 --> 00:41:16,600
‫که من نسبت بهت احساساتی دارم؟

532
00:41:17,400 --> 00:41:18,400
‫آره.

533
00:41:18,720 --> 00:41:19,720
‫آره.

534
00:41:20,640 --> 00:41:22,120
‫تو میدونی ما چطوری باید با این کنار بیایم.

535
00:41:23,000 --> 00:41:23,520
‫پس چی؟

536
00:41:23,520 --> 00:41:25,040
‫به شماها فکر میکنم.

537
00:41:25,040 --> 00:41:26,440
‫امروز صبح اینجا میمونم.

538
00:41:26,800 --> 00:41:27,800
‫ادامه میدم.

539
00:41:27,880 --> 00:41:30,080
‫میرم یه مجمع عمومی رو پوشش بدم.

540
00:41:30,120 --> 00:41:32,080
‫میرم یه مسابقه پتانک رو پوشش میدم.

541
00:41:32,200 --> 00:41:35,680
‫هر کاری دم دستم میاد انجام بدم
‫هر چه بادا باد؛ از این بدتر نمیشه

542
00:41:35,720 --> 00:41:38,040
‫بس کن... آره میرم اونجا، تولی.

543
00:41:38,160 --> 00:41:39,240
‫آره، مسلماً.

544
00:41:42,240 --> 00:41:43,240
‫من چند کاره‌ام.

545
00:41:43,720 --> 00:41:44,720
‫جشن روستا.

546
00:41:46,520 --> 00:41:46,840
‫نه.

547
00:41:47,280 --> 00:41:47,920
‫نه، جنگ نکن.

548
00:41:48,120 --> 00:41:49,120
‫جنگ نکن

549
00:41:49,200 --> 00:41:50,760
‫ولی این جنگ نیست، این نیست.

550
00:41:51,160 --> 00:41:53,320
‫چرا جنگه، ولی به خاطر این نیست که میرم.

551
00:41:53,360 --> 00:41:54,920
‫فقط این نیست... چیزهایی هست.

552
00:41:55,040 --> 00:41:55,280
‫چیزهایی هست که باید نشون داد.

553
00:41:55,600 --> 00:41:56,160
‫مردم هستن.

554
00:41:56,440 --> 00:41:58,640
‫آره، ولی اینا رو هر روز تو تلویزیون به
‫ پیرهاتون نشون میدن.

555
00:41:58,680 --> 00:42:00,440
‫اما چیزی که اونا نشون میدن
‫منو راضی نمیکنه.

556
00:42:00,480 --> 00:42:02,680
‫به نظر من اونچه نشون میدن،
‫اون چیزی نیست که باید دید.

557
00:42:04,560 --> 00:42:05,400
‫اونا نشونت میدن.

558
00:42:05,400 --> 00:42:06,400
‫خونه.

559
00:42:06,480 --> 00:42:07,480
‫اشک و خون.

560
00:42:07,600 --> 00:42:08,600
‫این نیست...

561
00:42:09,320 --> 00:42:10,520
‫میبینی، مشکل همینه.

562
00:42:11,080 --> 00:42:11,920
‫اینه که چی نشون میدن.

563
00:42:12,000 --> 00:42:12,840
‫اینه که مردم چی یادشون میمونه.

564
00:42:13,000 --> 00:42:14,000
‫اونا اونجا منتظرشن...

565
00:42:14,240 --> 00:42:15,600
‫آره، اون میخواد چیز دیگه‌ای نشون بده.

566
00:42:15,720 --> 00:42:16,720
‫میفهمی؟

567
00:42:17,160 --> 00:42:18,240
‫اون میخواد چیز دیگه‌ای نشون بده.

568
00:42:18,280 --> 00:42:19,720
‫میخواد نشون بده چطور والدینش رو رها کرده.

569
00:42:19,720 --> 00:42:21,680
‫دوست دارم ببینم جلوی آدمایی که
‫دارن میمیرن چیکار میکنی.

570
00:42:21,720 --> 00:42:22,560
‫چطوری میخوای این کارو بکنی.

571
00:42:22,560 --> 00:42:22,880
‫این چه کاریه؟

572
00:42:22,880 --> 00:42:24,040
‫نه ولی اوه!

573
00:42:24,520 --> 00:42:27,000
‫خوب نیست، نمیدونم تو سرت چی میگذره.

574
00:42:27,400 --> 00:42:31,120
‫نه، ببین،
‫تو باید از تصمیمت برگردی، بگو آره.

575
00:42:31,320 --> 00:42:33,680
‫- نه،
‫- این قابل قبول نیست، من نمیتونم اینو بپذیرم.

576
00:42:34,080 --> 00:42:38,400
‫نمیتونی سه دور شهر رو بچرخی و برگردی.

577
00:42:38,520 --> 00:42:39,920
‫اینطوری نمیشه.

578
00:42:40,360 --> 00:42:42,120
‫نه ولی صبر کن، اوه، ولی...

579
00:42:43,040 --> 00:42:44,520
‫ولی من نمیخوام که نیس باشه.

580
00:42:46,920 --> 00:42:49,720
‫من یه آژاکس بازسازی شده نمیخوام،
‫یه کرس بازسازی شده.

581
00:42:49,720 --> 00:42:51,880
‫اوه، با این ایده‌های بزرگت بس کن،

582
00:42:53,760 --> 00:42:54,760
‫خیلی زیاده روی کردی.

583
00:43:00,240 --> 00:43:03,200
‫تو به سرت میزنه،
‫اما، اما، اما، هیچوقت به بقیه نمیرسی.

584
00:43:03,280 --> 00:43:04,680
‫و به بقیه.

585
00:43:04,680 --> 00:43:05,800
‫میفهمم که نگرانتون میکنه.

586
00:43:05,840 --> 00:43:10,560
‫ولی اونجا تحت نظارت خواهم بود،
‫با گزارشگرهای جنگی هستم،

587
00:43:10,760 --> 00:43:12,760
‫باهاشون کار میکنم، همراهشون میریم.

588
00:43:12,840 --> 00:43:13,320
‫و چرا گزارشگرهای جنگی؟

589
00:43:13,320 --> 00:43:14,040
‫اونا از سراسر دنیا میان.

590
00:43:14,080 --> 00:43:15,080
‫تو گزارشگر جنگی هستی.

591
00:43:15,120 --> 00:43:16,080
‫و اگه بخوام بشم چی؟

592
00:43:16,080 --> 00:43:17,120
‫آه آره، همینطوری میای.

593
00:43:17,240 --> 00:43:18,480
‫آره، ولی صبر کن، واقعاً.

594
00:43:19,000 --> 00:43:19,560
‫این چیه؟

595
00:43:19,640 --> 00:43:21,360
‫.نمیدونم چی بهت بگم
‫عقلم به جایی دیگه قد نمیده.

596
00:43:21,480 --> 00:43:22,520
‫.نمیدونم چی بگم

597
00:43:22,640 --> 00:43:23,960
‫این امکان نداره، نمیدونم.

598
00:43:24,120 --> 00:43:25,520
‫فکر کنم اونجا منتظرتن.

599
00:43:30,880 --> 00:43:31,880
‫اونجا بهشون بگو.

600
00:43:32,600 --> 00:43:34,320
‫من از کرس میام، والدینم رو کشتم.

601
00:43:36,120 --> 00:43:37,120
‫والدینم رو کشتم.

602
00:43:37,440 --> 00:43:38,440
‫نمی‌خوای بشنوی.

603
00:43:38,840 --> 00:43:40,120
‫آره، پادگان‌هام رو سوزوندن.

604
00:43:40,960 --> 00:43:42,080
‫پادگان‌هام رو سوزوندن.

605
00:43:42,880 --> 00:43:45,280
‫تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو.

606
00:43:45,280 --> 00:43:46,640
‫تو باید تراژدی مینوشتی.

607
00:43:46,680 --> 00:43:47,680
‫آه آره.

608
00:43:47,840 --> 00:43:50,040
‫این تویی که تاریخ و دنیا رو براشون نوشتی،

609
00:43:53,560 --> 00:43:54,200
‫نجات پیدا کردیم.

610
00:43:54,320 --> 00:43:55,680
‫میفهمی داری با ما چیکار میکنی؟

611
00:43:55,720 --> 00:43:59,640
‫- فکر میکنه این کار تو نیست.
‫- فکر نمیکنه این علیه شماست.

612
00:44:00,040 --> 00:44:01,720
‫انگار تصور میکنه این برای منه.

613
00:44:02,160 --> 00:44:03,520
‫تهش چی، ما چیکار کنیم؟

614
00:44:03,560 --> 00:44:05,160
‫فراموشت کنیم، تو میری.

615
00:44:05,520 --> 00:44:06,520
‫دیگه بهش فکر نکنیم.

616
00:44:06,600 --> 00:44:08,080
‫ولی من ازتون نمیخوام فراموشم کنید.

617
00:44:08,120 --> 00:44:09,320
‫"میخوام یه کاری بکنم".

618
00:44:09,320 --> 00:44:11,200
‫میخوام کاری بکنم که برام مهمه.

619
00:44:11,960 --> 00:44:12,960
‫که برام اهمیت داره.

620
00:44:58,720 --> 00:45:00,080
‫چطور میشه وارد جنگ شد؟

621
00:45:00,920 --> 00:45:02,280
‫از چه راهی؟

622
00:45:02,880 --> 00:45:06,280
‫آیا یه اتاق انتظار، یه مرز،
‫یه دری هست که باید از اون رد شد

623
00:45:06,280 --> 00:45:08,960
‫که پشتش قلمرو رسمی جنگ قرار داره؟

624
00:45:11,400 --> 00:45:13,760
‫هر روز با دوربینش از هتل میره بیرون.

625
00:45:15,120 --> 00:45:19,040
‫همه جا پژواک زبان اسلاوی به گوش
‫میرسه که برای اولین باره میشنوه.

626
00:45:21,520 --> 00:45:22,600
‫به پدرخوندش نامه مینویسه.

627
00:45:23,120 --> 00:45:25,640
‫اول شمایل‌های مذهبی و
‫مقبره یه امپراتور رو دیدم.

628
00:46:26,080 --> 00:46:28,880
‫- تا حالا ووکووار رفتی؟
‫- نه تا حالا

629
00:46:29,440 --> 00:46:31,840
‫فردا یه ماشین داره میره.

630
00:46:32,280 --> 00:46:35,520
‫دو تا جا مونده. یه راهنمای
‫عالی داریم به اسم بوریس.

631
00:46:35,720 --> 00:46:37,640
.اگه یکیش رو میخوای

632
00:46:37,920 --> 00:46:40,280
‫آره، میخوام!

633
00:46:41,920 --> 00:46:44,200
‫تو یه روز برمی‌گردیم؟

634
00:46:44,280 --> 00:46:47,920
‫احتمالاً. مگه اینکه یه
‫چیز جالب اتفاق بیفته...

635
00:46:48,000 --> 00:46:51,880
‫ولی وقتی همون روز برمیگردی، 200 مارک آلمان میگیری.

636
00:46:52,440 --> 00:46:55,480
‫چیزی که مشخصه اینه که که غربی‌ها هنوز نمی‌فهمند
‫که چه اتفاقی داره میوفته.

637
00:46:57,400 --> 00:46:59,320
‫چرا که تا همین الان ما این سوال رو داشتیم..

638
00:46:59,800 --> 00:47:02,880
‫که جنگ شدید بعدی چه خواهد بود؟

639
00:47:03,040 --> 00:47:05,120
‫.این مسئله جنگ تو اروپا به شدت افزایش یافته

640
00:47:05,200 --> 00:47:07,760
‫و حالا هم داره جوابش رو میگیره.

641
00:47:08,120 --> 00:47:10,720
‫از اونور اروپایی ها اصرار
‫...دارند که جنگی اتفاق نمیوفته

642
00:47:10,720 --> 00:47:13,840
‫،پس این همه درگیری
‫بین قومی از کجا میاد

643
00:47:13,880 --> 00:47:16,320
‫.واقعاً که هیچ چیز رو پیش بینی نکردند
‫.که اصلا اینطور نیست

644
00:47:16,360 --> 00:47:18,560
‫-اصلاً اینطور نیست...
‫- پس چیه؟

645
00:47:20,760 --> 00:47:22,680
‫اینجا متجاوز داخل کشوره.

646
00:47:23,920 --> 00:47:25,680
‫درسته که دیدنش سخت‌تره، ولی به نظر من

647
00:47:25,680 --> 00:47:28,000
‫اگه نخوای چیزی ببینی، هیچی نمی‌بینی.

648
00:47:29,640 --> 00:47:32,240
‫الان تو بلگراد قدم میزنی، هیچی نمی‌بینی.

649
00:47:32,600 --> 00:47:34,640
‫چون شبه‌نظامیان شهر رو تو دست گرفتن.

650
00:47:37,840 --> 00:47:41,800
‫و موفق شدن با یه
‫شعبده‌بازی ارتش کمونیستی رو

651
00:47:41,800 --> 00:47:44,560
‫به یه ارتش ملی‌گرا تبدیل کنن
‫که میره همسایه رو قتل عام میکنه.

652
00:47:44,760 --> 00:47:45,720
‫و قتل عام همینجاست.

653
00:47:45,720 --> 00:47:46,600
‫از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده.

654
00:47:46,720 --> 00:47:48,000
‫فاجعه داره نزدیک میشه.

655
00:47:49,440 --> 00:47:51,760
‫چون خبرگزاری فرانسه تامین مالی میشه.

656
00:47:52,240 --> 00:47:54,840
... این کارهای وزارت امور خارجه

657
00:47:56,240 --> 00:47:59,600
‫.لعنت به این صلحهای سلطنتی

658
00:48:00,280 --> 00:48:04,040
‫منظورم به دنیاست، اونا الان دارن
‫سعی میکنن ببینن چطور...

659
00:48:05,240 --> 00:48:06,720
‫چطور بازسازی کنن، یکم نظم بدن.

660
00:48:06,760 --> 00:48:10,960
‫ولی فعلاً من نسبتاً آرومم.

661
00:48:11,840 --> 00:48:12,960
‫آب میخوای؟

662
00:48:12,960 --> 00:48:13,760
‫آره، ممنون میشم.

663
00:48:13,840 --> 00:48:15,640
‫اون تخت کوچیک رو اونجا میبینی؟

664
00:48:15,640 --> 00:48:16,920
‫پیشنهاد من بهت همینه.

665
00:48:17,480 --> 00:48:18,480
‫هر طور خواستی.

666
00:49:49,880 --> 00:49:51,360
‫تاریکی مطلق بود.

667
00:49:56,200 --> 00:49:57,040
‫تاریکی مطلق،

668
00:49:57,200 --> 00:50:00,160
‫مثل الان که تو خونه باشیم
‫و شب سیاه باشه.

669
00:50:02,160 --> 00:50:04,640
‫روی پنجره‌ها پتو می‌ذاریم.

670
00:50:04,960 --> 00:50:07,880
‫که بتونی داخل چراغ روشن کنی.

671
00:50:08,200 --> 00:50:11,040
‫.هیچ نوری نباید بیرون بره

672
00:50:11,320 --> 00:50:15,640
‫میتونیم از داخل بپوشونیم
‫.که هیچی از بیرون دیده نشه

673
00:50:15,800 --> 00:50:19,640
‫حمله‌ها بیشتر شب‌ها اتفاق می‌افته.

674
00:50:19,720 --> 00:50:22,440
‫شب‌ها، سعی می‌کنن فرار کنن

675
00:50:22,840 --> 00:50:26,200
‫با استفاده از کانال‌ها و تونل‌هایی

676
00:50:26,600 --> 00:50:29,080
‫که مخصوصاً ساخته شدن.

677
00:50:29,600 --> 00:50:32,600
‫و یه حمله شروع شد، ما تو خونه بودیم.

678
00:50:32,680 --> 00:50:34,600
‫و یه حمله شروع شد، ما تو خونه بودیم.

679
00:50:34,760 --> 00:50:37,960
‫شروع کردن به تیراندازی.

680
00:50:38,800 --> 00:50:40,680
‫دویدیم بیرون.

681
00:50:44,480 --> 00:50:47,520
.اون با یه فیلمبردار بود و یه نیروی ویژه

682
00:50:47,600 --> 00:50:50,600
.یکدفعه، نیروهای ویژه ریختن بیرون

683
00:50:50,680 --> 00:50:52,160
‫دویدیم بیرون.

684
00:50:52,960 --> 00:50:54,880
‫.با نیروهای ویژه رفتن بیرون

685
00:50:54,960 --> 00:50:56,800
‫ما دو نفر دنبالشون رفتیم.

686
00:50:57,960 --> 00:50:59,480
‫شب سیاه بود.

687
00:50:59,720 --> 00:51:03,440
‫مهم نبود کدوم طرف می‌رفتیم،
‫یکی حتماً ما رو می‌کشت.

688
00:51:03,640 --> 00:51:05,920
‫سربازهایی که باید
‫همراهیشون میکردن

689
00:51:05,920 --> 00:51:07,720
‫شب از خونه‌ای که
‫توش بودن فرار کردن.

690
00:51:07,920 --> 00:51:09,160
‫سعی کردن دنبالشون برن.

691
00:51:09,400 --> 00:51:12,000
‫ولی چون تاریک بود،
‫نمیدونستن چیکار کنن.

692
00:51:12,000 --> 00:51:13,000
‫بقیه ناپدید شدن.

693
00:52:24,840 --> 00:52:25,840
‫خوبه؟

694
00:52:26,560 --> 00:52:27,120
‫نوبت توئه.

695
00:52:27,360 --> 00:52:28,360
‫برو، برو.

696
00:54:20,440 --> 00:54:22,560
‫حتی یه عکس هم نگرفته.

697
00:54:24,880 --> 00:54:26,360
‫این کاری که اینجا
‫می‌کنیم چه فایده‌ای داره؟

698
00:54:26,400 --> 00:54:27,560
‫به عموش مینویسه.

699
00:54:29,040 --> 00:54:33,520
‫مینویسه همه این احتیاط‌ها، ظرافت‌های قاب‌بندی،

700
00:54:33,520 --> 00:54:36,960
‫وجدان راحت خارج از کادر، شرم منزجرکننده، لذت.

701
00:54:37,960 --> 00:54:40,280
‫راه‌های زیادی برای مشغول 
‫نشون دادن خود وجود داره.

702
00:54:41,800 --> 00:54:43,280
‫تو خیابون‌های بلگراد
‫قدم میزنه، جایی که

703
00:54:43,280 --> 00:54:45,920
‫جنگ شبیه یه رویای بی‌محتواست.

704
00:54:46,680 --> 00:54:48,360
‫شب‌ها با یلیتسا بیرون میره.

705
00:54:50,120 --> 00:54:51,760
‫به پدرخوندش هیچی نمیگه.

706
00:54:52,880 --> 00:54:56,040
‫فقط بهش مینویسه، میدونم که
‫بعضی چیزها باید پنهان بمونن.

707
00:54:58,440 --> 00:55:03,600
‫و با این حال این فقط یه اتفاق
‫کوچیکه، یه لکنت، یه حادثه

708
00:55:03,600 --> 00:55:07,800
‫بی‌اهمیت از داستانی که اینجا
‫شروع نشده و اینجا تموم نمیشه.

709
00:55:09,200 --> 00:55:10,720
‫چون نه آغازی داره نه پایانی.

710
00:58:06,880 --> 00:58:09,160
‫روز به روز اوضاع بدتر میشد.

711
00:58:12,240 --> 00:58:15,280
‫.برو اونور کار کن-
‫.دقیقاً دارم کارم رو انجام میدم-

712
00:58:17,080 --> 00:58:20,360
‫شلوار جین، لباس نظامی و
‫ماسک‌هایی که به کنفرانس‌های مطبوعاتی

713
00:58:20,360 --> 00:58:23,120
‫دیروز رنگ و بوی رمانتیک
‫روستایی میداد، ناپدید شده بودن.

714
00:58:25,240 --> 00:58:28,680
‫جاشون رو لباس‌های سیاه زیپ‌دار
‫و ماسک‌های موتورسواری گرفته بود

715
00:58:28,680 --> 00:58:30,720
‫که به نظر میرسید صورت‌های
‫صاف خزنده‌هایی رو

716
00:58:30,720 --> 00:58:33,000
‫با چشم‌های درشت فلورسنت پوشونده.

717
00:58:39,000 --> 00:58:40,680
‫فکر میکنی هستی؟
‫.یه سرباز پیاده
‫(اشاره به سرباز شطرنج)

718
00:58:40,720 --> 00:58:41,840
‫.جلوتر همه

719
00:58:41,960 --> 00:58:43,200
‫.تو رو هرجا که ميخواد ميذاره

720
00:58:43,360 --> 00:58:44,720
‫. جوجه فکُلی

721
00:58:45,120 --> 00:58:46,680
‫بوقلمون، آقا.

722
00:58:46,880 --> 00:58:49,960
‫فکر کردی همینطوری
‫میتونی عکس بگیری، هان؟

723
00:58:51,440 --> 00:58:52,760
‫دوستات خوبن، نه؟

724
00:58:52,760 --> 00:58:54,240
‫همه می‌دونن.

725
00:58:54,240 --> 00:58:56,000
‫تو 24 ساعت یاد گرفتم، هان؟

726
00:58:56,440 --> 00:58:58,520
‫بهش فکر کردی؟

727
00:58:58,520 --> 00:59:00,120
‫من هنوز گوشم سالمه.

728
00:59:00,320 --> 00:59:01,840
‫فقط میتونم شکمت رو پاره کنم.

729
00:59:01,880 --> 00:59:03,920
‫ولی آره، اونای دیگه،
‫اون طرف میدونن.

730
00:59:05,000 --> 00:59:08,360
‫چون مسیر، مسیر،
‫مارک-رِو، سادست، هان؟

731
00:59:08,360 --> 00:59:09,560
‫از خودت میپرسی اونجا بذاری.

732
00:59:09,600 --> 00:59:11,240
‫بعد میتونی یکم اینجا هم بذاری.

733
00:59:11,280 --> 00:59:13,240
‫و همه چی، همه چی،
‫بله، میری میذاری.

734
00:59:13,280 --> 00:59:15,000
‫و بعد میتونی سوار این ماشین بشی.

735
00:59:15,080 --> 00:59:16,480
‫ببین رفیق، بیا
‫بهت یه اسلحه بدیم.

736
00:59:16,520 --> 00:59:17,520
‫باید بهش شلیک کنی.

737
00:59:18,040 --> 00:59:18,840
‫اینو می‌خوای؟

738
00:59:18,840 --> 00:59:20,080
‫اینجوری بزرگت کردن.

739
00:59:23,200 --> 00:59:24,680
‫الان فکر میکنی
‫داری مبارزه میکنی؟

740
00:59:24,880 --> 00:59:25,720
‫با چی داری میجنگی؟

741
00:59:27,120 --> 00:59:29,280
‫با مردم روستای بغلی؟

742
00:59:35,520 --> 00:59:36,520
‫چه...

743
00:59:37,760 --> 00:59:39,960
‫آقا، تموم شد، مخفی کاری.

744
00:59:41,200 --> 00:59:42,240
‫یه سرباز بزرگ، هان؟

745
00:59:43,040 --> 00:59:44,040
‫یه سرباز بزرگ در سایه.

746
00:59:44,160 --> 00:59:45,560
‫تو 24 ساعت فهمیدم کی بود.

747
00:59:47,160 --> 00:59:48,160
‫و نقاب داشت.

748
00:59:48,960 --> 00:59:49,960
‫خداروشکر.

749
00:59:50,240 --> 00:59:51,760
‫حتی میتونست فراموشش کنه، آقا.

750
00:59:53,000 --> 00:59:54,000
‫24 ساعت.

751
00:59:54,040 --> 00:59:54,960
‫یه جنگجوی واقعی!

752
00:59:55,560 --> 00:59:56,400
‫خیلی خوبه، قول بده.

753
00:59:56,560 --> 00:59:57,320
‫قول بده.

754
00:59:57,440 --> 00:59:59,240
‫و تو میدونی کی این
‫فکرو انداخت تو سرش.

755
00:59:59,240 --> 01:00:00,720
‫تو میدونی.
‫و بهم میگی.

756
01:00:00,720 --> 01:00:01,400
‫بهم میگی.

757
01:00:01,440 --> 01:00:02,440
‫پیداش میکنیم.

758
01:00:03,240 --> 01:00:04,920
‫برای اون، دردسرها تازه شروع شده.

759
01:00:04,960 --> 01:00:06,360
‫من از مدتها قبل میدونستم.

760
01:00:07,360 --> 01:00:08,600
‫چرت و پرت تحویل من نده.

761
01:00:08,880 --> 01:00:09,880
‫اجازه نمیدم.

762
01:00:10,760 --> 01:00:12,160
‫هفته‌هاست که اصرار میکنه.

763
01:00:12,880 --> 01:00:14,440
‫اونوقت تو نمیتونی بگی نه؟

764
01:00:17,080 --> 01:00:19,120
‫فقط یه ویژگی از
‫مارک اورلی بهم بگو

765
01:00:19,160 --> 01:00:21,320
‫.یه ویژگی که استخدامش به گروه ضروری باشه

766
01:00:22,080 --> 01:00:23,320
‫.چیه؟ یه روشنفکر سیاسیه

767
01:00:24,320 --> 01:00:26,120
‫.یه بمب‌گذار

768
01:00:37,040 --> 01:00:37,840
‫.گوش کن

769
01:00:43,960 --> 01:00:46,280
‫امشب همه گوسفندهای فاسد
‫.رو از جنبش حذف می‌کنیم

770
01:00:47,080 --> 01:00:49,680
‫من همه بخش ها رو می شناسم
‫.که چند هفته‌ای که به تنهايی کار می‌کنن

771
01:00:50,920 --> 01:00:52,400
‫.ما مجبور شديم که تعدادشون رو بيشتر کنيم

772
01:00:52,920 --> 01:00:56,640
‫خیلی‌های دیگه رو هم به خدمت گرفتیم
‫.فقط برادر تو نیست، افراد دیگه ایی هم هستند

773
01:00:57,800 --> 01:00:59,200
‫...  اگه فقط برای عکس بود

774
01:01:01,320 --> 01:01:03,200
‫.اون فقط نقش یه آدم اضافی رو بازی میکرد

775
01:01:06,760 --> 01:01:08,560
‫او در هیچ عملی یا کاری شرکت نمی کنه.

776
01:01:10,640 --> 01:01:11,920
‫.میتونی رو حرفم حساب کنی

777
01:01:17,040 --> 01:01:18,440
‫.اون همه چیز رو در مورد بردارم میدونه

778
01:01:18,600 --> 01:01:19,320
‫.نه

779
01:01:20,800 --> 01:01:21,760
‫واقعا منزجر کننده است.

780
01:01:22,520 --> 01:01:24,160
‫.در واقع، هرگز از شغلش راضی نبود

781
01:01:30,240 --> 01:01:32,240
‫.از اين کار خسته نشدی

782
01:01:34,240 --> 01:01:38,680
‫در آگوست 1993، FLNC کانال تاریخی
‫...در یک جلسه عمومی در کورته

783
01:01:38,680 --> 01:01:41,760
‫ بیانیه‌ای خوند که توش مسئولیت
‫ قتل یک جوون معترض

784
01:01:41,760 --> 01:01:43,920
.از گروه خودش رو به عهده گرفت

785
01:01:43,920 --> 01:01:46,880
‫به نام مفهومِ دفاع مشروع پیشگیرانه.

786
01:01:52,640 --> 01:01:55,000
‫این فرد توسط گروهی از

787
01:01:55,440 --> 01:01:58,680
‫دسیسه‌گران حیله‌گر و بی‌وجدان مأمور شده است

788
01:01:59,120 --> 01:02:02,680
‫ تا به عنوان مجری، تعدادی از مبارزان ما را

789
01:02:02,840 --> 01:02:05,920
‫از بین ببرد.

790
01:02:06,080 --> 01:02:08,800
‫آنتونیا، که از طرف روزنامه فرستاده
‫شده بود، از دست‌های بالا رفته و

791
01:02:08,800 --> 01:02:10,040
‫چهره‌های مشتاقی که با شادی
‫همراهی می‌کردند عکس گرفت.

792
01:02:10,040 --> 01:02:14,080
‫ادعای مسئولیت قتل رابرت سودس
‫رو میشه حداقل از

793
01:02:14,080 --> 01:02:16,480
‫دو جنبه مختلف داخلی
‫و خارجی تحلیل کرد.

794
01:02:16,840 --> 01:02:19,680
‫از نظر داخلی، بدون شک، قدمی در

795
01:02:19,680 --> 01:02:22,200
‫تاریخ جنبش‌های مخفی جزیره برداشته شد.

796
01:02:22,600 --> 01:02:26,080
‫البته، این اولین بار
‫نیست که قتلی اعلام میشه،

797
01:02:26,160 --> 01:02:31,520
‫اما این اولین باره که یک سازمان
‫اعتراف میکنه که کسی رو کشته.

798
01:02:31,600 --> 01:02:35,080
‫تمام تاریخ جنبش‌های
‫مخفی در سراسر دنیا پر از

799
01:02:35,080 --> 01:02:39,400
‫این جور ماجراهاست، اما معمول
‫نیست که کسی اعدام به خاطر

800
01:02:39,400 --> 01:02:44,240
‫اختلاف عقیده رو قبول کنه، حتی اگه
‫در چارچوب دفاع مشروعی باشه که

801
01:02:44,240 --> 01:02:48,600
‫به نظر میاد در این مورد
‫خیلی پیشگیرانه بوده،

802
01:02:48,600 --> 01:02:51,120
‫ که دقیقاً تعریف دفاع مشروع نیست.

803
01:03:04,040 --> 01:03:06,040
‫ من تعهدم رو انکار
‫ولی دیگه نمی‌فهمم.

804
01:03:09,480 --> 01:03:10,360
...ولی خب

805
01:03:11,880 --> 01:03:13,240
‫دیگه نمی‌فهمم.

806
01:03:14,640 --> 01:03:16,040
‫دیگه نمی‌فهمم
‫داریم چیکار می‌کنیم.

807
01:03:17,720 --> 01:03:19,080
‫حالا همدیگه رو می‌کشیم؟

808
01:03:23,360 --> 01:03:26,400
‫من نمی‌توانم با خودم کنار بیایم
‫که به دوستانم آسیبی برسانم.

809
01:03:27,280 --> 01:03:28,280
‫نمی‌تونم.

810
01:03:34,840 --> 01:03:35,840
‫سرت رو بالا بگیر رفیق.

811
01:03:41,880 --> 01:03:42,880
‫تو آزادی.

812
01:03:54,960 --> 01:03:56,360
‫همه‌تون حق دارید.

813
01:03:57,560 --> 01:03:58,560
‫حرف بزن.

814
01:03:59,760 --> 01:04:02,920
‫بعضی‌ها فراموش کردن که پشت رمانتیک
‫بودن، یه مبارزه‌ای هست که باید انجام بشه.

815
01:04:08,560 --> 01:04:12,440
‫تو یه مبارزه سیاسی از این
‫نوع، مسلماً انحراف هست،

816
01:04:12,440 --> 01:04:14,600
‫ اشتباه هست، و حتی خطا هم هست، بله.

817
01:04:22,600 --> 01:04:24,840
‫ببخشید، ولی این دوستته و
‫اینجوری باهاش حرف می‌زنی.

818
01:04:26,760 --> 01:04:28,760
‫دوست همه‌تون اینجاست
‫و هیچکس ازش حمایت نمی‌کنه.

819
01:04:30,360 --> 01:04:32,000
‫طوری رفتار می‌کنید
‫انگار غریبه‌ست.

820
01:04:32,920 --> 01:04:34,360
‫اینا دوستای دوران بچگی هستن.

821
01:04:39,000 --> 01:04:39,760
‫می‌دونید چیه؟

822
01:04:39,760 --> 01:04:42,280
‫شنیدن حرف‌هاتون هم حالم
‫رو بد می‌کنه هم خنده‌داره.

823
01:04:42,280 --> 01:04:43,920
‫من حتی نمی‌دونم اینجا
‫درباره چی حرف می‌زنیم.

824
01:04:44,160 --> 01:04:45,600
‫من نمی‌دونم درباره
‫چی حرف می‌زنیم.

825
01:04:47,480 --> 01:04:50,840
‫صبر کنید، فکر می‌کنید من اینجا می‌شینم،
‫به حرفاتون گوش میدم و هیچی نمیگم؟

826
01:04:54,680 --> 01:04:55,880
‫می‌خواد زندگیش رو بسازه.

827
01:04:56,360 --> 01:04:58,280
‫اون با من یه پروژه داره،
‫می‌خواد خانواده تشکیل بده.

828
01:04:58,320 --> 01:04:59,360
‫و شما؟

829
01:05:00,920 --> 01:05:02,280
‫اگه کشته بشه، چیکار می‌کنیم؟

830
01:05:02,800 --> 01:05:04,040
‫به این فکر کردید؟

831
01:05:04,360 --> 01:05:05,480
‫آره ژاویر، البته.

832
01:05:05,520 --> 01:05:06,680
‫اون نمی‌خواد کشته بشه.

833
01:05:07,840 --> 01:05:08,840
‫سؤال اینه.

834
01:05:10,080 --> 01:05:10,640
‫سؤال اینه.

835
01:05:10,680 --> 01:05:12,160
‫و در نهایت برای تو هم سؤال اینه.

836
01:05:12,280 --> 01:05:15,960
‫این جوونی که ازش حرف می‌زنیم
‫و کشته شد، مگه هم‌سن شما نبود؟

837
01:05:17,080 --> 01:05:18,760
‫مگه ایمان نداشت؟ مگه زن نداشت؟
‫مگه بچه نداشت؟

838
01:05:19,240 --> 01:05:20,280
‫به اونا فکر کردید؟

839
01:05:20,680 --> 01:05:21,800
‫نه، شما اصلاً به این فکر نمی‌کنید.

840
01:05:31,000 --> 01:05:33,480
‫تو نمی‌خوای بچه داشته باشی یا
‫نمی‌خوای با من بچه داشته باشی؟

841
01:05:35,400 --> 01:05:36,480
‫من به این سؤال فکر نمی‌کنم.

842
01:05:38,760 --> 01:05:39,760
‫حیفه.

843
01:05:41,640 --> 01:05:42,640
‫احتمالاً.

844
01:05:52,760 --> 01:05:54,640
‫اصلا به این فکر نمی کنی که
‫چه فرصت خوبی میتونه باشه!

845
01:05:56,680 --> 01:05:57,680
‫نه، قبول دارم.

846
01:06:01,640 --> 01:06:04,520
‫خب ببین، فکر می‌کنم بهتره
‫یه مدت همدیگه رو نبینیم.

847
01:06:54,400 --> 01:06:55,400
‫آماده شید.

848
01:06:57,320 --> 01:06:58,320
‫مسلح شید.

849
01:06:59,840 --> 01:07:00,760
‫!آتش

850
01:07:21,400 --> 01:07:22,880
‫می‌دونم، می‌دونم
‫چی می‌خواید بگید.

851
01:07:22,880 --> 01:07:24,440
‫باید بهتون خبر می‌دادیم، ببخشید.

852
01:07:24,480 --> 01:07:24,800
‫چرا؟

853
01:07:24,800 --> 01:07:26,120
‫اگه بهم خبر می‌دادید، فکر می‌کنی

854
01:07:26,120 --> 01:07:28,000
‫اجازه می‌دادم این نمایش
‫رو جلوی کلیسا راه بندازید؟

855
01:07:28,000 --> 01:07:30,080
‫اولاً خیلی بی‌احترامیه
‫که بگید نمایش.

856
01:07:30,200 --> 01:07:32,120
‫ما داریم یه مبارز رو به خاک
‫می‌سپریم، وظیفه‌مونه که احترام بذاریم.

857
01:07:32,160 --> 01:07:34,960
‫باید گریه کنید، باید از
‫غم و شرم گریه کنید.

858
01:07:34,960 --> 01:07:35,800
‫این کاریه که باید بکنید.

859
01:07:35,880 --> 01:07:36,400
‫همینطوریه، پدر.

860
01:07:36,560 --> 01:07:38,360
‫ما داریم برادری رو دفن
‫می‌کنیم که تو نبرد کشته شده.

861
01:07:38,480 --> 01:07:39,160
‫نبرد چی؟

862
01:07:39,160 --> 01:07:40,920
‫نکنه ارتش فرانسه اونو کشته؟

863
01:07:40,960 --> 01:07:41,520
‫آره؟

864
01:07:41,520 --> 01:07:42,520
‫بله.

865
01:07:42,840 --> 01:07:43,600
‫چی می‌خواید؟

866
01:07:43,600 --> 01:07:44,120
‫می‌خواید اینجا

867
01:07:44,120 --> 01:07:45,240
‫جلوی کلیسا منو تهدید کنید؟

868
01:07:45,240 --> 01:07:45,840
‫همینه؟

869
01:07:45,840 --> 01:07:48,720
‫به نظر میاد خیلی تو نقشی
‫که بهتون دادن فرو رفتید.

870
01:08:44,920 --> 01:08:45,920
‫سیمون.

871
01:08:56,600 --> 01:08:57,600
‫خوبی؟

872
01:09:19,280 --> 01:09:20,680
‫وقتی آوردنت
‫اینجا، من اونجا بودم.

873
01:09:23,560 --> 01:09:26,200
‫افتادی، سعی کردم
‫حرف بزنم، داشتی گریه می‌کردی.

874
01:09:30,680 --> 01:09:31,680
‫به خاطر بیهوشیه.

875
01:09:33,960 --> 01:09:35,080
‫خواب‌های بد دیدم.

876
01:09:53,320 --> 01:09:54,800
‫فکر می‌کنم تو دست نمی‌زدی.

877
01:10:05,120 --> 01:10:08,120
‫این بی‌شک بزرگترین تعریفی
‫بود که تا حالا ازم کرده بود.

878
01:10:08,680 --> 01:10:09,760
‫شاید حتی تنها تعریفش.

879
01:10:11,520 --> 01:10:13,360
‫حداقل تنها تعریفیه که یادم میاد.

880
01:10:27,040 --> 01:10:29,400
‫همه‌شون فقط می‌خوان همدیگه رو بکشن.

881
01:10:29,760 --> 01:10:31,440
‫من نمی‌تونم کاری براش بکنم.

882
01:10:33,520 --> 01:10:34,720
‫این حرف رو نزنید.

883
01:10:36,280 --> 01:10:37,640
‫این کاریه که باید بکنم.

884
01:10:37,720 --> 01:10:39,720
‫یکی یکی دفنشون کنم، همینه؟

885
01:10:39,720 --> 01:10:40,720
‫بله.

886
01:10:41,840 --> 01:10:46,080
‫باید دوستشون داشته باشم و همدردی
‫.کنم، ولی از توانم خارجه

887
01:10:46,960 --> 01:10:50,040
‫باید با وجود تاریکی روحشون
‫و با وجود ضعف‌هاشون...

888
01:10:51,760 --> 01:10:53,040
‫دوستشون داشت.

889
01:10:54,400 --> 01:10:55,400
‫دیگه نمی‌تونم.

890
01:10:57,200 --> 01:10:58,920
‫همه ما روزهای سختی رو میگذرونیم.

891
01:10:59,920 --> 01:11:02,880
‫شاید برای شما به خاطر رابطه نزدیک و قدیمی
‫که با همشهری‌هاتون دارید، سخت‌تر هم باشه.

892
01:11:02,880 --> 01:11:05,200
‫و دقیقاً به همین دلیل
‫که این لحظات سخته.

893
01:11:06,320 --> 01:11:10,080
‫ما باید حضور داشته باشیم و

894
01:11:10,080 --> 01:11:13,560
‫کلام خدا رو که پیام
‫صلحه منتقل کنیم.

895
01:11:14,280 --> 01:11:15,280
‫میدونم.

896
01:11:17,320 --> 01:11:20,040
‫شما از اون دسته آدم‌هایی
‫هستید که همدستانه تسلیم نمیشن.

897
01:11:21,800 --> 01:11:22,800
‫باید مقاومت کنید.

898
01:11:36,360 --> 01:11:37,680
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

899
01:11:39,000 --> 01:11:40,000
‫صدای ژان-ژو رو می‌شنوم.

900
01:11:40,640 --> 01:11:42,600
‫اینجاست؟

901
01:11:44,120 --> 01:11:45,120
‫با پاسکاله.

902
01:11:50,120 --> 01:11:51,240
‫مطمئنی حالت خوبه؟

903
01:11:53,200 --> 01:11:54,200
‫نه اصلاً.

904
01:12:26,200 --> 01:12:27,840
‫مرگ تو صورتش پیداست.

905
01:12:46,000 --> 01:12:48,920
‫این به خاطر نقاب‌ها، اسلحه‌ها
‫و اسطوره‌های مزخرفتونه.

906
01:12:50,120 --> 01:12:52,000
‫حالا این کشور داره
‫قاتل‌ها رو می‌پرسته.

907
01:12:55,440 --> 01:12:56,520
‫همیشه همینطور بوده.

908
01:12:58,240 --> 01:12:59,880
‫به خاطر شما بدتر هم شده.

909
01:13:00,960 --> 01:13:03,240
‫شما ما رو آلوده می‌کنید،
‫همه ما رو فاسد می‌کنید.

910
01:13:05,160 --> 01:13:06,760
‫الان باید خوشحال باشید که بالاخره

911
01:13:06,760 --> 01:13:09,080
‫فرصت کشتن و مردن
‫مثل مردها رو پیدا کردید.

912
01:13:10,480 --> 01:13:12,640
‫چون برای شما مرد بودن همینه، مگه نه؟

913
01:13:21,760 --> 01:13:23,600
‫دوست داری چطوری
‫تو رو به یاد بیارن؟

914
01:13:26,840 --> 01:13:29,280
‫دوست داری درباره‌ت چی بگن؟

915
01:13:31,720 --> 01:13:32,720
‫مهم نیست.

916
01:13:33,080 --> 01:13:34,080
‫چرا، مهمه.

917
01:13:41,920 --> 01:13:43,520
‫دوست دارم بگن که راست و درست بودم.

918
01:13:46,760 --> 01:13:47,760
‫که خیانتکار نبودم.

919
01:13:54,800 --> 01:13:55,800
‫نمی‌خوام بکشنت.

920
01:14:09,760 --> 01:14:11,280
‫-سلام.
‫-سلام.

921
01:14:11,480 --> 01:14:13,560
‫ببخشید، می‌تونیم چند
‫دقیقه مزاحمتون بشیم؟

922
01:14:13,560 --> 01:14:15,280
‫بله، بفرمایید، بیاید.

923
01:14:18,560 --> 01:14:20,080
‫چی شده؟

924
01:14:20,760 --> 01:14:25,360
‫می‌خواستیم چند تا سؤال
‫ازتون بپرسیم تا بهتر بفهمیم.

925
01:14:27,360 --> 01:14:27,920
‫چرا؟

926
01:14:27,920 --> 01:14:29,000
‫چی رو می‌خواید بفهمید؟

927
01:14:29,040 --> 01:14:30,560
‫بحث دفعه قبل رو؟

928
01:14:31,000 --> 01:14:32,680
‫ما خوب متوجه نشدیم.

929
01:14:32,880 --> 01:14:35,960
‫می‌خوایم بیشتر بدونیم.

930
01:14:36,760 --> 01:14:38,640
‫ببینید، اگه می‌خواید می‌تونیم
‫جلسه بعد صحبت کنیم.

931
01:14:41,160 --> 01:14:44,800
‫بعد، من فکر می‌کنم زندگی
‫خیلی ارزشمندتر از هر هدفیه.

932
01:14:46,960 --> 01:14:49,440
‫شما مثلاً چی فکر می‌کنید؟

933
01:14:51,800 --> 01:14:55,400
‫حتماً دلیلی داره، اونا
‫اینطوری تربیت نشدن.

934
01:14:58,040 --> 01:14:59,480
‫اونا فرد رو هدف گرفتن؟

935
01:15:00,360 --> 01:15:01,760
‫یا نماد رو هدف گرفتن...

936
01:15:05,280 --> 01:15:07,200
‫ممکنه نماد رو هدف گرفته باشن.

937
01:15:08,160 --> 01:15:13,080
‫اما بازم، هیچی عزای خانواده‌ها

938
01:15:13,080 --> 01:15:15,720
‫و پیامدهای دردناک برای
‫بازماندگان رو توجیه نمی‌کنه.

939
01:15:15,840 --> 01:15:17,640
‫هیچی مرگ یه انسان رو توجیه نمی‌کنه.

940
01:15:19,520 --> 01:15:24,600
‫پس تو سیاست، فکر می‌کنید
‫رادیکال بودن فایده‌ای نداره؟

941
01:15:26,760 --> 01:15:30,520
‫فکر می‌کنم راه‌های خیلی
‫مؤثرتری برای پیشبرد امور هست.

942
01:15:32,240 --> 01:15:34,280
‫اگه می‌خواید درسی درباره تاریخ ملی‌گرایی

943
01:15:34,280 --> 01:15:36,400
‫شاید جالب باشه،
‫ولی یه کم کلی میشه.

944
01:15:36,480 --> 01:15:41,040
‫آره، شاید جالب باشه،
‫ولی یه کم زیادی مبهمه.

945
01:15:41,480 --> 01:15:44,280
‫ما برای درس اینجا نیومدیم، در
‫واقع میخوایم از شما سؤال بپرسیم.

946
01:15:44,600 --> 01:15:47,320
‫خب، من کنجکاوم بدونم
‫سیستم چطور کار میکنه...

947
01:15:47,320 --> 01:15:50,680
‫FLNC و اینکه در
‫واقعیت چطور عمل میکنه.

948
01:15:50,880 --> 01:15:51,880
‫همین.

949
01:15:53,880 --> 01:15:56,640
‫کی به شما گفته من میتونم
‫به این سؤال جواب بدم؟

950
01:16:02,720 --> 01:16:05,960
‫این یه سازمان مخفیه، قبول دارید؟

951
01:16:05,960 --> 01:16:07,200
‫شما قبلاً بیرون رفتید.

952
01:16:07,640 --> 01:16:09,840
‫وقتی مخفیه، چطوری میشه واردش شد؟

953
01:16:10,720 --> 01:16:13,760
‫من روش ورود به یک
‫سازمان مخفی رو نمیدونم.

954
01:16:15,440 --> 01:16:19,240
‫پس آیا شما کسایی رو
‫میشناسید که تو جبهه هستن؟

955
01:16:20,200 --> 01:16:23,640
‫مثل همه کُرسی‌ها، حتماً آدم‌هایی
‫رو میشناسیم که مبارز بودن.

956
01:16:25,720 --> 01:16:28,920
‫بعدش، فکر میکنم برای
‫شما خیلی جالب‌تر باشه

957
01:16:28,920 --> 01:16:32,600
‫که بحث رو به سمت اینکه چرا این
‫سازمان مخفی به وجود اومد، ببریم.

958
01:16:33,520 --> 01:16:37,480
‫دلایل و خواسته‌های
‫یه بخشی از مردم چیه؟

959
01:16:37,800 --> 01:16:40,120
‫مثلاً برای شما،
‫ملی‌گرایی یعنی چی؟

960
01:16:42,200 --> 01:16:46,280
‫نمیدونم، ملی‌گرایی لزوماً

961
01:16:46,280 --> 01:16:49,320
‫به معنی مبارز بودن یا در جبهه بودن نیست.

962
01:16:49,800 --> 01:16:53,840
‫بیشتر به معنی دوست داشتن
‫سرزمینت و محافظت ازشه، فکر میکنم.

963
01:16:54,960 --> 01:16:55,800
‫خوبه،

964
01:16:56,320 --> 01:16:58,440
‫ این میتونه یه تعریف خوب باشه.

965
01:16:59,280 --> 01:17:00,600
‫ولی بعدش؟

966
01:17:03,040 --> 01:17:04,760
‫این یه اعتقاده.

967
01:17:07,160 --> 01:17:10,080
‫چند لحظه پیش، شما درباره کسایی که
‫عزیزانشون رو از دست دادن صحبت کردید.

968
01:17:10,760 --> 01:17:13,000
‫شما تو این ماجرا
‫عزیزی رو از دست دادید؟

969
01:18:20,280 --> 01:18:23,800
‫اگه میتونست دوباره بعضی از عکس‌هاش
‫رو ببینه، شاید با وجود نقص‌های فنی

970
01:18:23,800 --> 01:18:25,640
‫بازم راضی میشد.

971
01:18:27,760 --> 01:18:31,960
‫عکس‌های خانوادگی، پولاروید‌ها،
‫عکس‌های پرسنلی که تو پاکت‌های

972
01:18:31,960 --> 01:18:35,640
‫زرد شده نگهداری میشن یا روی
‫سنگ قبر چسبونده شدن، همه اینا،

973
01:18:35,640 --> 01:18:37,880
‫با معصومیت بی‌رحمانه‌شون،
‫یه چیز رو میگن.

974
01:18:39,320 --> 01:18:42,720
‫آدم‌هایی زندگی کردن،
‫ولی حالا مرگ اومده.

975
01:18:43,640 --> 01:18:46,520
‫در واقع، مرگ قبلاً اومده، درست

976
01:18:46,520 --> 01:18:48,720
‫همون لحظه‌ای که یه دست
‫ناشناس دکمه شاتر رو فشار میده.

977
01:18:50,000 --> 01:18:52,880
‫آنتونی میتونست فکر کنه که همه
‫این عکس‌هایی که از گرفتنشون

978
01:18:52,880 --> 01:18:57,120
‫خجالت میکشید، بازیگرهای
‫پتانک، کمیته‌های جشن‌ها، انتخابات

979
01:18:57,120 --> 01:19:00,560
‫دوشیزه‌ها یا جوون‌هایی که با
‫نقاب تو جنگل، تفنگ به دست،

980
01:19:00,600 --> 01:19:05,600
‫زیر پرچم‌های جمجمه‌دار ژست
‫گرفتن، در اصل، اونا هم همین رو میگن.

981
01:19:06,280 --> 01:19:11,280
‫با همون معصومیت، و
‫البته، همون بی‌رحمی.

982
01:19:20,960 --> 01:19:23,160
:به یاد
‫فرانسین دوران فولاچی

983
01:19:23,320 --> 01:19:25,720
:به یاد
‫اِستفان لِکا

984
01:19:25,760 --> 01:19:29,000
:به یاد
‫ژان-پیِر بالِستری

985
01:19:30,120 --> 01:19:33,280
[به تصویر خودش]
