﻿1
00:00:52,750 --> 00:00:57,583
‫یه افسانه‌ی یونانی قدیمی هست و درمورد
‫مردیـه که تا ارتفاع زیادی پرواز می‌کرد

2
00:01:04,125 --> 00:01:09,416
‫اسم اون ایکاروس بود و
‫براش یه جفت بال ساخته بودن

3
00:01:11,166 --> 00:01:14,250
‫و فکر می‌کرد که می‌تونه
‫تا ابد به سمت آسمون بره،

4
00:01:14,333 --> 00:01:18,083
‫بالاتر از هرکسی،
‫بالاتر از خدایان

5
00:01:22,166 --> 00:01:27,083
‫و می‌دونست که اگه بیش از حد به خورشید
‫نزدیک شه، چه اتفاقی می‌افته

6
00:01:28,750 --> 00:01:30,125
‫اما بی‌توجه این کار رو کرد

7
00:02:22,000 --> 00:02:26,166
‫« لئو وارداکیس، پسر خانواده‌ی وارداکیس
‫ در ۳۲ سالگی درگذشت »

8
00:02:26,208 --> 00:02:29,291
‫افسانه‌ی ایکاروس توی جزیره‌ی کرت
‫ اتفاق افتاده بود

9
00:02:33,541 --> 00:02:37,000
‫و ظاهراً اونجا هیشکی از این قصه
‫درس نگرفته بود

10
00:02:38,750 --> 00:02:41,083
‫البته خود من هم همینطور

11
00:02:42,416 --> 00:02:43,791
‫هنوز درس نگرفتم

12
00:02:46,500 --> 00:02:48,666
‫افسانه‌ها همینطوری‌ان دیگه

13
00:02:48,750 --> 00:02:50,583
‫نادیده گرفتن‌شون کار راحتیـه

14
00:02:55,791 --> 00:03:01,000
‫کسی که پرت شده، خونواده‌ی ثروتمندی داشت...
‫خیلی ثروتمند

15
00:03:01,041 --> 00:03:03,500
‫تجارت کشتی‌رانی داشتن

16
00:03:03,541 --> 00:03:06,083
‫جزیره رو با زور و اخاذی اداره می‌کردن

17
00:03:06,166 --> 00:03:07,791
‫تازه فقط نیمه یونانی بودن

18
00:03:08,875 --> 00:03:11,333
‫و این غرور افراطی به حساب میاد

19
00:03:11,416 --> 00:03:14,250
‫عیب مرگبار خدایان و همه‌ی ما

20
00:03:19,833 --> 00:03:21,666
‫خوش اومدین، آقای بالی

21
00:03:21,750 --> 00:03:23,500
‫خیلی ممنون

22
00:03:23,541 --> 00:03:26,291
‫- بفرمایین. خوش بگذره
‫- ممنون،‌ همچنین

23
00:03:26,291 --> 00:03:29,375
‫امیدوارم چیزی که
 اومدین دنبالش رو پیدا کنین

24
00:03:29,500 --> 00:03:32,041
‫من هم امیدوارم همین اتفاق بیفته.
‫مچکرم.

25
00:03:32,125 --> 00:03:33,875
‫خواهش می‌کنم

26
00:03:34,000 --> 00:03:36,375
‫همراه بلیط هواپیما یه پیغام فرستاده بود

27
00:03:37,375 --> 00:03:40,000
‫گفت دنبال یه بنز قهوه‌ای قدیمی باشم

28
00:03:40,083 --> 00:03:42,083
‫نگفته بود شلوار سفید می‌پوشـه

29
00:03:47,875 --> 00:03:49,083
‫سلام خانم وارداکیس

30
00:03:49,166 --> 00:03:51,000
‫- می‌تونی پنه‌لوپه صدام کنی
‫- خیلی‌خب

31
00:03:51,083 --> 00:03:53,833
‫- ممنون که تشریف آوردین، آقای بالی
‫- بهم بگو نیک

32
00:03:53,916 --> 00:03:55,791
‫سالی برنام یکی از دوستای منـه

33
00:03:55,791 --> 00:03:59,000
‫گفته بود یه مشکل کوچیکی توی آتن داشته که
‫توی حلش بهش کمک کردی

34
00:03:59,000 --> 00:04:02,000
‫ببخشید، میشه یه لطفی بکنی و
‫عینکت رو در بیاری؟

35
00:04:02,041 --> 00:04:03,750
‫- جانم؟
‫- قصد بی‌احترامی ندارم

36
00:04:03,791 --> 00:04:07,208
‫فقط دوست دارم وقتی با بقیه حرف می‌زنم
‫توی چشماشون نگاه کنم

37
00:04:09,250 --> 00:04:12,541
من هم یه مشکل دارم،
به پلیس محلی اعتماد ندارم

38
00:04:12,625 --> 00:04:14,916
‫- چطور مگه؟
‫- نون خورِ خونواده‌ی‌ شوهرمن

39
00:04:15,000 --> 00:04:17,083
‫وارداکیس‌ها اینجا عین خدایان می‌مونن

40
00:04:17,166 --> 00:04:19,833
‫توی کرت هم کسی خلاف خدایان کاری انجام نمیده

41
00:04:20,375 --> 00:04:21,833
‫آهان

42
00:04:22,583 --> 00:04:24,625
‫دو روز پیش برادر شوهرم رو خاک کردن

43
00:04:24,750 --> 00:04:26,541
‫موقع صخره‌نوردی توی جزیزه فوت شد

44
00:04:26,541 --> 00:04:28,250
‫خبرش رو خونده بودم.
‫تسلیت میگم.

45
00:04:28,250 --> 00:04:29,750
‫سانحه‌ی وحشتناکی بود

46
00:04:29,833 --> 00:04:31,250
‫قتل

47
00:04:33,000 --> 00:04:34,125
‫هیشکی تحقیق نمی‌کنـه

48
00:04:34,250 --> 00:04:36,916
‫روایتی نیست که به
 سود خونواده‌ی شوهرم باشه

49
00:04:37,000 --> 00:04:38,750
‫شرکت کشتی‌رانی یوروتس مال اوناس

50
00:04:38,750 --> 00:04:39,916
‫بله، می‌دونم

51
00:04:40,000 --> 00:04:43,375
‫آره. اگه هرچیزی جز سانحه باشه
‫می‌تونه ارزش سهام‌شون رو آشفته کنه

52
00:04:43,375 --> 00:04:45,000
‫و اونا همچین چیزی رو نمی‌پذیرن

53
00:04:45,000 --> 00:04:47,708
‫برای همین می‌خوام کارآگاه خصوصی
‫جریان رو برام روشن کنـه

54
00:04:47,708 --> 00:04:48,750
‫پولش رو دارم

55
00:04:48,750 --> 00:04:51,333
‫سوالی که ازت دارم اینـه که چرا؟

56
00:04:51,416 --> 00:04:53,333
‫شوهرت مرد قدرتمندیـه

57
00:04:53,333 --> 00:04:57,625
‫ممکنه این کار برای اون، خونواده‌ش
‫یا خونواده‌ی خودت دردسر درست کنـه

58
00:04:57,625 --> 00:05:00,166
 قبل از این که با شوهرم آشنا شم
‫لئو رو می‌شناختم

59
00:05:00,166 --> 00:05:01,833
‫آدم خوبی بود

60
00:05:01,916 --> 00:05:03,375
‫دوستم بود

61
00:05:03,500 --> 00:05:05,666
‫و اگه من این کار رو نکنم،
‫کسِ دیگه‌ای نمی‌کنـه

62
00:05:07,833 --> 00:05:09,500
‫دستمزدت رو دو برابر می‌کنم

63
00:05:10,750 --> 00:05:12,041
‫خب، ممنونم

64
00:05:12,125 --> 00:05:13,875
‫این قضیه باید بین خودمون بمونـه

65
00:05:14,000 --> 00:05:16,541
‫هیچکس نباید بفهمـه که برای من کار می‌کنی

66
00:05:16,625 --> 00:05:18,041
‫حتماً

67
00:05:20,416 --> 00:05:22,416
‫ترتیب محل اقامتت رو دادم

68
00:05:24,166 --> 00:05:26,250
‫می‌تونی بیای دنبالم

69
00:05:26,291 --> 00:05:30,791
‫من توی آتن کارآگاه شخصی‌ام،
‫دنبال مردا و زنای خیانتکار می‌گردم

70
00:05:30,875 --> 00:05:33,833
‫اما این فرق می‌کرد

71
00:05:34,791 --> 00:05:38,750
‫باعث می‌شد که کمتر احساس کارآگاهی بکنم و
‫بیشتر حس کنم که همدستشم

72
00:06:21,250 --> 00:06:23,166
‫اینجا کجاس؟

73
00:06:23,250 --> 00:06:24,833
‫چندسال پیش پیداش کردم

74
00:06:24,833 --> 00:06:27,916
‫راهب‌ها می‌ذارن از
‫کتابخونه‌‌ی بزرگ‌شون استفاده کنم

75
00:06:27,916 --> 00:06:32,250
‫من رو تو یه صومعه اسیر کرده بود،
‫آخرین جایی که دلم می‌خواست باشم

76
00:06:33,916 --> 00:06:36,416
‫دنبال رستگاری نبودم

77
00:06:36,500 --> 00:06:39,000
‫دنبال کلیسا و اعتراف دادن هم نبودم

78
00:06:39,041 --> 00:06:40,750
‫نه، ممنون

79
00:06:55,291 --> 00:06:56,750
‫پدر

80
00:06:58,750 --> 00:07:00,375
‫ایشون آقای بالی هستن

81
00:07:02,083 --> 00:07:03,833
‫به صومعه خوش اومدین

82
00:07:03,916 --> 00:07:06,375
‫ایشالا که مزاحم‌تون نمیشم

83
00:07:26,916 --> 00:07:30,041
‫نوشیدنی خوردن حد و اندازه داره

84
00:07:30,125 --> 00:07:33,750
‫و اگه درست حساب کتاب کرده باشم،
‫اینقدر می‌خورم که از هوش برم

85
00:07:35,291 --> 00:07:36,875
‫هیچ خاطره‌ای یادم نمونه

86
00:07:43,083 --> 00:07:44,833
‫عالی بودی عزیزم

87
00:08:53,500 --> 00:08:55,041
‫ده دقیقه

88
00:08:55,125 --> 00:08:57,125
‫فقط همینقدر لازم دارم

89
00:09:02,375 --> 00:09:06,750
‫صدماتش نشون میدن که از ارتفاع ۳۰‌متری
‫پرت شده پایین

90
00:09:06,750 --> 00:09:10,083
‫شکستگی‌های متعدد توی جمجمه‌ش،
‫آسیب مغزی شدید

91
00:09:10,166 --> 00:09:13,916
‫و این‌ها چی‌ان
‫که روی انگشت‌هاشن؟

92
00:09:14,000 --> 00:09:15,875
‫- گچ کوهنوردیـه
‫- آهان

93
00:09:16,000 --> 00:09:18,750
‫اون‌وقت چرا انگشتاش شکسته؟

94
00:09:18,791 --> 00:09:22,333
‫بین صخره‌نوردها شایعـه.
‫فشار زیادی روی دست‌هاشون هست.

95
00:09:22,416 --> 00:09:24,541
‫حتماً‌ داشته خودش رو آویزون نگه می‌داشته

96
00:09:24,541 --> 00:09:26,541
‫پس یعنی تجهیزاتش نقص فنی داشتن؟

97
00:09:26,625 --> 00:09:29,000
‫نه.
‫تجهیزاتی در کار نبوده.

98
00:09:30,125 --> 00:09:31,833
‫تک‌نوردی آزاد می‌کرده،
‫بدون طناب

99
00:09:31,916 --> 00:09:33,375
‫یکم خطرناک نیست؟

100
00:09:34,500 --> 00:09:36,333
‫اینطور که پیداست‌ چرا

101
00:09:36,416 --> 00:09:37,750
‫دیگه کاری ندارین؟

102
00:09:37,791 --> 00:09:38,916
‫چرا، یه چیز دیگه هم هست

103
00:09:39,000 --> 00:09:41,375
‫اسم افسر تحقیقات رو می‌دونین؟

104
00:09:41,500 --> 00:09:44,333
‫جرج منسا

105
00:09:44,416 --> 00:09:45,833
‫خیلی ممنونم

106
00:09:46,750 --> 00:09:49,083
‫بعضی‌وقتا هویج میدی بهشون

107
00:09:49,166 --> 00:09:51,416
‫بعضی‌وقتا هم بهشون چوب می‌زنی

108
00:09:51,500 --> 00:09:54,166
‫بعضی‌وقتاهم دروغ میگی

109
00:10:03,500 --> 00:10:05,416
‫- کارآگاه مانسا؟
‫- کی تو رو اینجا راه داده؟

110
00:10:05,416 --> 00:10:06,791
‫شرمنده مزاحم میشم

111
00:10:06,791 --> 00:10:08,875
‫از شرکت بیمه‌ی عمر ایسترن گلوبال اومدم

112
00:10:09,000 --> 00:10:11,625
‫من مسئول تحقیقات دفتر آمریکایی‌مون هستم

113
00:10:11,750 --> 00:10:13,791
‫لئو وارداکیس با ما قرارداد داشتن

114
00:10:13,875 --> 00:10:15,250
‫این رو نگاه

115
00:10:15,291 --> 00:10:18,375
‫من هم وقتی بچه بودم
‫ یه سگ اینطوری داشتم. سلام عزیزم.

116
00:10:18,375 --> 00:10:19,583
‫ســلام

117
00:10:19,666 --> 00:10:22,666
‫اگه اشکالی نداره، من یکم سرم شلوغـه...

118
00:10:22,750 --> 00:10:26,083
‫بله، تا جایی که به من مربوطه
‫یه سری کارهای تشریفاتیـه

119
00:10:26,166 --> 00:10:29,500
‫یه خرپولی از صخره افتاده و
‫اینقدر غرور داشته که با خودش طناب نبرده

120
00:10:29,583 --> 00:10:31,458
‫اما یه سری جزئیات هم لازم دارم

121
00:10:31,458 --> 00:10:33,000
‫می‌تونستی زنگ بزنی

122
00:10:33,041 --> 00:10:35,291
‫اینقدر زحمتت نمی‌شد که
‫این همه راه تا اینجا بیای و

123
00:10:35,291 --> 00:10:36,791
‫بفهمی که پرونده بسته شده

124
00:10:36,791 --> 00:10:39,375
‫مطمئن نیستم بدونی پای چقدر پول وسطـه

125
00:10:39,375 --> 00:10:42,958
‫یه حساب با ارزش خیلی زیاده
‫برای همین شرکت تا یکی رو حضوری نفرستـه

126
00:10:42,958 --> 00:10:45,291
‫به همین راحتی از همچین پولی دل نمی‌کنـه

127
00:10:45,291 --> 00:10:46,250
‫برای بررسی دقیق

128
00:10:46,250 --> 00:10:48,333
‫چه خونواده‌ی خوش سر و وضعی.
‫مراسم چطور بود؟

129
00:10:48,333 --> 00:10:49,750
‫نمی‌دونم دنبال چی هستی

130
00:10:49,750 --> 00:10:52,000
‫توی گزارش رسمی علت مرگ
سانحه ثبت شده

131
00:10:52,000 --> 00:10:54,250
‫- شاهدی نبوده؟
‫- نه

132
00:10:54,291 --> 00:10:56,000
‫زمان مرگ کِی بوده؟

133
00:10:56,041 --> 00:10:57,833
‫توی گزارش هست

134
00:10:57,916 --> 00:11:00,125
‫- عالیـه. میشه ببینمش؟
‫- نه

135
00:11:01,500 --> 00:11:06,083
‫این که کسی اون اطراف نبوده و همینطوری
‫ افتاده پایین، یکم بدشانسی نبوده به‌نظرت؟

136
00:11:06,166 --> 00:11:08,000
‫نظر من مهم نیست

137
00:11:09,041 --> 00:11:12,625
‫پزشکی قانونی کِی علت مرگ رو مشخص کرد؟

138
00:11:13,125 --> 00:11:15,458
‫هفته‌ی پیش، فردای همون روزی که مُرد

139
00:11:18,000 --> 00:11:22,333
‫دو روز پیش با یه دوربین
‫توی مراسم ختم حاضر شدی

140
00:11:23,875 --> 00:11:25,875
‫انگار همه‌شون هم اونجا بودن

141
00:11:28,083 --> 00:11:31,083
‫مادر بیوه‌شون، آدری وارداکیس

142
00:11:31,166 --> 00:11:34,416
‫برادر دو قلوی لئو، الیاس

143
00:11:34,500 --> 00:11:37,500
‫مدیر عامل به‌همراه همسر بی‌عیب و نقصش

144
00:11:37,583 --> 00:11:42,000
‫انگار این خونواده از دل داستان‌های تولستوی
‫ اومده بیرون، نه؟

145
00:11:42,041 --> 00:11:44,500
‫هرکسی به یه نحو ناراحتـه

146
00:11:44,541 --> 00:11:47,500
‫اما کی از دست لئو ناراحت بوده؟

147
00:11:47,541 --> 00:11:49,583
‫باید یه ایده‌هایی داشته باشی

148
00:11:50,916 --> 00:11:55,000
‫اگه بشه قبل این که این چیزا رو بایگانی کنی،
‫نیم‌ساعت ببینم‌شون، خیلی خوب میشـه

149
00:11:55,041 --> 00:11:59,000
‫راهی هست که بشه کمکم کنی رفیق؟

150
00:11:59,041 --> 00:12:01,250
‫- این الان یونانی بود؟
‫- من یونانی‌ام

151
00:12:01,333 --> 00:12:04,500
‫سگم از تو یونانی‌تره

152
00:12:04,583 --> 00:12:06,333
‫ببین، من فقط باید یه نیم‌نگاه...

153
00:12:06,416 --> 00:12:08,041
‫بس کن

154
00:12:08,125 --> 00:12:12,083
‫بر اساس قوانین یونان، دادن رشوه
‫مجازات زندانی داره

155
00:12:12,166 --> 00:12:15,375
‫پس اگه چیز بعدی‌ای که از
‫جیبت میاد بیرون،‌ پول باشـه...

156
00:12:20,291 --> 00:12:21,666
‫تا یه چند روز همین اطرافم

157
00:12:21,750 --> 00:12:23,791
‫اگه تغییری توی پرونده ایجاد شد
‫خبرم کن

158
00:12:23,791 --> 00:12:27,250
‫- پرونده بسته شده
‫- یه بار این رو گفتی

159
00:12:27,541 --> 00:12:30,250
‫«زون یا پانتا»

160
00:12:30,250 --> 00:12:32,125
‫مشخصاً یکم از کار افتاده شدم

161
00:12:32,250 --> 00:12:33,375
‫معنی این چیـه؟

162
00:12:33,500 --> 00:12:35,500
‫«تا ابد زندگی می‌کنن»

163
00:12:35,541 --> 00:12:37,500
‫این رو به لئو وارداکیس بگو

164
00:12:46,750 --> 00:12:48,125
‫ببخشید...

165
00:12:48,250 --> 00:12:52,833
‫شما می‌دونین کجا می‌تونم کشتی
‫«زون یا پانتا» رو پیدا کنم؟

166
00:12:52,916 --> 00:12:55,541
‫- بله، از اونجا برین سمت چپ
‫- زون یا پانتا؟

167
00:12:55,625 --> 00:12:57,250
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

168
00:13:04,291 --> 00:13:06,750
‫بعضی‌وقتا خدایان طرف تو ان

169
00:13:22,166 --> 00:13:26,250
‫اعضای خونواده توی یه تنگ ماهی
‫ ۲۵۰‌ میلیون دلاری نشسته بودن و داشتن

170
00:13:26,291 --> 00:13:28,250
 جلوی همه دعوا می‌کردن

171
00:13:34,125 --> 00:13:36,916
‫وضع‌خوبا همیشه شبیه گناهکارهان،

172
00:13:37,000 --> 00:13:39,500
‫این یارو هم از این قاعده مستثنی نبود

173
00:13:44,041 --> 00:13:45,875
‫روز سختی توی کشتی داشت

174
00:14:26,250 --> 00:14:27,375
‫گندش بزنن

175
00:14:51,166 --> 00:14:52,750
« صخره‌نوردی عمومی »

176
00:15:13,708 --> 00:15:15,833
‫الیاس وارداکیس

177
00:15:18,166 --> 00:15:21,583
‫همین چندوقت پیش برادرش به‌خاطرِ
‫ صعود انفرادی آزاد مُرده بود

178
00:15:21,583 --> 00:15:24,541
‫اما اون هم بدون طناب داشت بالا می‌رفت

179
00:15:26,583 --> 00:15:29,625
‫شاید به این بگین اعتماد به نفس

180
00:15:29,708 --> 00:15:32,583
‫اما من که میگم می‌خواسته چیزی رو ثابت کنـه

181
00:15:34,833 --> 00:15:37,083
‫درست عین ایکاروس

182
00:15:37,125 --> 00:15:40,625
‫بعضی از آدم‌ها هستن که نیاز دارن
‫ ثابت کنن از همه بالاترن

183
00:15:43,416 --> 00:15:45,333
‫امروز چقدر صخره‌نورد اومده

184
00:15:45,416 --> 00:15:48,083
‫- معمولاً‌ بیشتر هم هستن. هوا خیلی گرمـه
‫- اوهوم

185
00:15:48,166 --> 00:15:50,458
‫- شما هم صخره‌نوردی می‌کنین؟
‫- نه، اهلش نیستم

186
00:15:50,583 --> 00:15:53,083
‫اسم من نیک بالیـه.
‫اومدم درمورد لئو صحبت کنم.

187
00:15:53,083 --> 00:15:54,708
‫از طرف «سرویس اطلاعات ملی» اومدم

188
00:15:54,708 --> 00:15:56,625
‫یه آمریکایی توی س.ا.م یونانـه؟

189
00:15:56,708 --> 00:15:59,166
‫می‌دونم.
‫راستش من یه مهاجر یونانی آمریکایی‌ام.

190
00:15:59,166 --> 00:16:02,458
‫لهجه‌ی عالی‌ای ندارم اما می‌گذرونم

191
00:16:02,583 --> 00:16:04,458
‫توی سازمان یه چندتایی هستیم

192
00:16:04,458 --> 00:16:06,208
‫همچین موقعیت‌هایی رو به ما می‌سپارن

193
00:16:06,208 --> 00:16:10,166
‫جاهایی که سرمایه‌گذاری‌های سنگینی
‫از کشورم روی شرکت‌ شما انجام شده

194
00:16:10,166 --> 00:16:11,583
‫البته

195
00:16:11,583 --> 00:16:13,250
‫میشه کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

196
00:16:13,250 --> 00:16:14,708
‫صد در صد

197
00:16:14,833 --> 00:16:16,833
‫راستش کار خوبی کردین که پرسیدین

198
00:16:16,875 --> 00:16:18,750
‫کاری نیست که همه بکنن

199
00:16:19,750 --> 00:16:23,583
‫به‌خاطر حفظ حرمت‌ها موضوع رو
‫ مخفی نگه داشتم اما اگه خواستین

200
00:16:23,666 --> 00:16:27,250
‫می‌تونم برم و با مامورهای بیشتری برگردم

201
00:16:27,333 --> 00:16:30,000
‫ممکنـه خونه یا ماشین‌تون رو بگردیم...

202
00:16:30,083 --> 00:16:32,500
‫نمی‌خوام کسی مزاحم مادرم بشه

203
00:16:32,583 --> 00:16:34,958
‫خیلی‌خب، پس قهوه مهمون من

204
00:16:38,375 --> 00:16:41,625
‫مطمئنین که...
‫قهوه‌ای چیزی نمی‌خواین؟

205
00:16:43,416 --> 00:16:47,083
‫می‌تونین درمورد اتفاقاتی که
‫برای برادرتون افتاده بیشتر بهم بگین؟

206
00:16:48,583 --> 00:16:51,375
‫بهم گفتن که پلیس پرونده‌ی تحقیقات رو بسته

207
00:16:51,458 --> 00:16:55,083
‫آره همینطوره.
‫اما شرایط خونواده‌تون ایجاب کرده که

208
00:16:55,125 --> 00:16:58,875
‫بیایم و تمومی جزئیات ریز و درشت رو
‫ بررسی کنیم

209
00:16:58,958 --> 00:17:02,208
‫و هرگونه شائبه‌ای درموردِ
‫ فعالیت‌های مجرمانه رو  از بین ببریم

210
00:17:02,625 --> 00:17:04,458
‫شما فکر می‌کنین همچین چیزی بوده؟

211
00:17:05,958 --> 00:17:09,833
‫اگه اشکالی نداره، صحبت‌مون رو از صبح روزی
‫ که برادرتون فوت کردن شروع می‌کنیم

212
00:17:09,833 --> 00:17:10,875
‫شما کجا بودین؟

213
00:17:10,958 --> 00:17:12,083
‫روی تخت بودم

214
00:17:12,083 --> 00:17:14,625
‫همسرم اومد و بیدارم کرد و
‫بهم گفت جسد لئو پیدا شده

215
00:17:14,625 --> 00:17:16,500
‫اوهوم.
‫چه ساعتی بود؟

216
00:17:16,583 --> 00:17:17,541
‫حوالی ۸‌ و نیم

217
00:17:17,583 --> 00:17:20,916
معمولاً ساعت ۷ برای شنا کردن بیدار میشه
‫ و صبحونه‌ش رو کنار استخر می‌خوره.

218
00:17:24,750 --> 00:17:27,583
‫آخرین باری که برادرتون رو
‫ زنده دیدین، کِی بود؟

219
00:17:27,583 --> 00:17:30,000
‫سه هفته قبل از مرگش

220
00:17:30,083 --> 00:17:33,250
‫سه هفته؟
‫از آخرین باری که برادرتون رو دیده بودین؟

221
00:17:33,333 --> 00:17:35,333
‫خیلی عجیبـه؟

222
00:17:35,416 --> 00:17:37,333
‫خودت آخرین بار کی برادرت رو دیده بودی؟

223
00:17:38,416 --> 00:17:39,458
‫من برادر ندارم

224
00:17:39,583 --> 00:17:42,166
‫خب خونواده‌ت،‌ مادرت، پدرت، همسرت

225
00:17:46,708 --> 00:17:47,833
‫اینجا جزیره‌ست

226
00:17:47,875 --> 00:17:50,083
‫فقط گفتم شاید به همدیگه برخورده باشین

227
00:17:52,875 --> 00:17:55,041
‫این رو از بقیه می‌شنوی
‫پس بذار خودم بهت بگم

228
00:17:55,041 --> 00:17:58,000
‫آخرین باری که با لئو بودم،
‫دعوامون شد

229
00:17:58,083 --> 00:18:00,958
‫خیلی‌خب.
‫دعوا سر چی بود؟

230
00:18:01,083 --> 00:18:02,583
‫یادم نمیاد

231
00:18:02,666 --> 00:18:04,583
نوشیدنی خورده بودیم

232
00:18:04,666 --> 00:18:07,166
‫پدرم ما رو از بچگی
‫ به جون همدیگه انداخته بود

233
00:18:07,166 --> 00:18:09,958
‫وقتی چهار سال‌مون بود
‫برامون دستکش بوکس خرید

234
00:18:09,958 --> 00:18:12,250
‫دیگه عادت‌مون شده بود

235
00:18:13,083 --> 00:18:16,083
‫پس یعنی با هم کنار نمی‌اومدین؟

236
00:18:18,083 --> 00:18:21,208
‫ما دوقلوی‌های منوزایگوتیک بودیم آقای بالی

237
00:18:21,333 --> 00:18:23,750
‫دیگه نزدیک‌تر از این نمی‌تونستیم باشیم

238
00:18:25,375 --> 00:18:27,625
‫من عاشق برادرم بودم

239
00:18:27,708 --> 00:18:30,083
‫کاش وقتی اونجا بود کنارش بودم

240
00:18:32,666 --> 00:18:38,250
‫خب، باید دوران سختی برای خودتون،
‫خونواده‌تون و همسرتون باشه

241
00:18:38,333 --> 00:18:41,125
‫همسرتون هم خیلی به برادرتون نزدیک بود؟

242
00:18:42,666 --> 00:18:44,250
‫نه خیلی

243
00:18:48,000 --> 00:18:49,708
« اون مامور س.ا.م نیست »

244
00:18:52,083 --> 00:18:53,125
‫معذرت می‌خوام

245
00:18:53,125 --> 00:18:55,291
‫یه مسئله‌ی کاری هست که باید بهش رسیدگی کنم

246
00:18:55,291 --> 00:18:58,041
‫زندگی مدیرعامل شرکت چندملیتی
‫ مثل یوروتس همینـه دیگه

247
00:18:58,041 --> 00:18:59,041
‫براتون قهوه می‌گیرم

248
00:18:59,083 --> 00:19:00,958
‫خیلی لطف کردین وقت‌تون رو
‫ در اختیارم گذاشتین

249
00:19:01,083 --> 00:19:02,500
‫اگه چیز دیگه‌ای به ذهن‌تون رسید

250
00:19:02,583 --> 00:19:04,916
‫یا اگه مادرتون مایل بودن صحبتی بکنن...

251
00:19:04,916 --> 00:19:06,833
‫ببین، من خوشحال میشم بهت کمک کنم

252
00:19:06,833 --> 00:19:08,916
‫پای مادرم رو وارد این داستان‌ها نکن

253
00:19:09,000 --> 00:19:11,375
‫توی ۱۸‌ ماه، شوهر و پسرش رو از دست داده

254
00:19:11,375 --> 00:19:13,875
‫نمی‌خوام چیز دیگه‌ای ناراحتش کنـه

255
00:19:29,375 --> 00:19:31,250
‫همه رو شنیدی دیگه؟

256
00:19:32,500 --> 00:19:34,833
‫نظرت چیـه دوباره با همدیگه بهش گوش کنیم؟

257
00:19:34,833 --> 00:19:36,958
‫نوشته‌هامون رو مقایسه کنیم

258
00:19:41,583 --> 00:19:43,875
‫باشه ولی اول باید بهم بگی که
‫واقعاً کی هستی

259
00:19:43,875 --> 00:19:48,125
‫چون یه دقیقه میگی از شرکت بیمه اومدی و
‫یه دقیقه بعد میگی مامور س.ا.م هستی

260
00:19:48,208 --> 00:19:51,333
‫من قبلاً کارآگاه اداره‌ی پلیس نیویورک بودم

261
00:19:51,375 --> 00:19:53,958
‫الان توی آتن کارآگاه شخصی‌ام

262
00:19:54,083 --> 00:19:55,125
‫چرا آتن؟

263
00:19:55,208 --> 00:19:57,375
‫چون عموم اینجا یه آپارتمان داره

264
00:19:57,458 --> 00:20:00,083
‫بد آشغال‌دونی‌ایـه اما اجاره‌ش ارزونـه

265
00:20:00,125 --> 00:20:02,208
‫جایی که میشه بهش پناه آورد

266
00:20:02,333 --> 00:20:03,708
‫پناه از چی؟

267
00:20:06,458 --> 00:20:07,833
‫مسائل خونوادگی

268
00:20:07,875 --> 00:20:09,583
‫ببین

269
00:20:09,625 --> 00:20:14,083
‫می‌تونم تصور کنم که خانواده‌ی وارداکیس
‫چه رفتاری تو این جزیره دارن

270
00:20:14,083 --> 00:20:16,583
‫پس این رو هم می‌تونم تصور کنم که
‫پلیس خوبی مثل تو

271
00:20:16,583 --> 00:20:19,416
‫دنبال یه فرصت می‌گرده که
‫ یکم بال و پرشون رو بچینـه

272
00:20:19,500 --> 00:20:21,583
‫پس نظرت چیـه که ما...

273
00:20:24,916 --> 00:20:26,625
‫یکم بهم دیگه کمک کنیم؟

274
00:20:31,583 --> 00:20:33,625
‫بیخیال دیگه

275
00:20:37,333 --> 00:20:40,041
‫آخرین باری که برادرتون رو
‫ زنده دیدین، کِی بود؟

276
00:20:40,083 --> 00:20:42,208
‫سه هفته قبل از مرگش

277
00:20:42,500 --> 00:20:45,666
‫سه هفته؟
‫از آخرین باری که برادرتون رو دیده بودین؟

278
00:20:45,666 --> 00:20:47,625
‫خیلی عجیبـه؟

279
00:20:47,625 --> 00:20:50,083
‫خودت آخرین بار کی برادرت رو دیده بودی؟

280
00:20:50,083 --> 00:20:51,666
‫من برادر ندارم

281
00:20:51,750 --> 00:20:53,791
‫خب خونواده‌ت،‌ مادرت، پدرت...

282
00:20:54,458 --> 00:20:55,916
‫همسرت

283
00:20:55,916 --> 00:20:58,625
‫زرنگی کرد. توپ رو انداخت تو زمین من.
‫زیر فشار کارش خوبـه.

284
00:20:58,625 --> 00:21:00,166
‫- به‌نظرت چیزی رو مخفی می‌کنـه؟
‫- آره

285
00:21:00,166 --> 00:21:02,166
‫آره، همش داشت با حلقه‌ی عروسیش ور می‌رفت

286
00:21:02,250 --> 00:21:04,083
‫و چونه‌ش رو چنگ می‌زد

287
00:21:04,500 --> 00:21:08,000
‫اگه چنگ زدن نشونه‌ی گناه باشه،
‫سگم باید ۲۰ سال زندان یا حبس ابد بگیره

288
00:21:11,333 --> 00:21:14,333
‫همسرتون هم خیلی به برادرتون نزدیک بود؟

289
00:21:15,125 --> 00:21:16,166
‫نه خیلی

290
00:21:16,166 --> 00:21:17,791
‫اینجا دو دل شد

291
00:21:17,791 --> 00:21:19,541
‫و قاطعانه هم بحث رو تموم می‌کنـه

292
00:21:19,541 --> 00:21:22,250
‫به یه چیزی یا کسی حسودی می‌کنـه.
‫حسش می‌کنم.

293
00:21:22,333 --> 00:21:25,083
‫اما اون هرچیزی که یه مرد
‫ می‌تونه داشته باشه رو داره

294
00:21:25,125 --> 00:21:27,666
‫پول، قدرت، زن خوشگل

295
00:21:27,750 --> 00:21:29,666
‫اگه قرار بود کسی حسودی کنه،
‫اون لئوئـه

296
00:21:29,750 --> 00:21:32,375
‫آره، من هم گیرم همینجاس.
‫یه جای کار می‌لنگـه.

297
00:21:32,458 --> 00:21:35,625
‫- کپیِ این فایل صوتی رو می‌فرستی برام؟
‫- آره، حتماً

298
00:21:38,000 --> 00:21:39,666
‫این کیـه؟

299
00:21:40,875 --> 00:21:42,750
‫یانیس دیمیتریو

300
00:21:42,750 --> 00:21:44,583
‫حلال مشکلات‌شونـه

301
00:21:44,583 --> 00:21:47,875
‫وقتی گردن‌کلفت‌ها وارد شهر میشن
‫هرچی که بخوان رو براشون تامین می‌کنـه

302
00:21:47,875 --> 00:21:50,166
‫مواد، پارتی، زن

303
00:21:50,250 --> 00:21:51,916
‫با الیاس دوستای خوبی هستن

304
00:21:52,000 --> 00:21:54,375
‫شرمنده... من باید برم

305
00:21:54,458 --> 00:21:57,875
‫هنوزم فکر می‌کنی فقط یه مایه‌داره که
‫پاش سر خورده و صخره پرت شده؟

306
00:21:57,958 --> 00:22:00,333
‫- تو هم هنوز فکر می‌کنی پرونده بسته شده؟
‫- رسماً آره

307
00:22:01,333 --> 00:22:03,666
‫اما پیش خودم، هیچوقت اینطور فکر نکردم

308
00:22:03,666 --> 00:22:05,833
این چیزا رو بین خودمون نگه می‌داریم

309
00:22:05,833 --> 00:22:08,375
‫دیوار موش داره

310
00:22:19,583 --> 00:22:21,500
‫با الیاس حرف زدی؟

311
00:22:21,583 --> 00:22:23,083
‫آره

312
00:22:25,958 --> 00:22:28,625
‫قبل این که بخوای با اعضای خونواده
‫ حرف بزنی، باید به من بگی

313
00:22:28,625 --> 00:22:31,500
‫الیاس به برادرش حسودی می‌کرد؟

314
00:22:32,583 --> 00:22:33,916
‫چرا باید حسودی کنـه؟

315
00:22:33,916 --> 00:22:35,625
‫نمی‌دونم.
‫از همین می‌خوام سر در بیارم.

316
00:22:35,625 --> 00:22:37,750
‫اما تو قبل این که باهاش آشنا شی
‫لئو رو می‌شناختی

317
00:22:37,750 --> 00:22:38,791
‫آره

318
00:22:38,791 --> 00:22:40,708
‫می‌خوای درموردش بهم بگی؟

319
00:22:40,791 --> 00:22:42,541
‫چی می‌خوای بدونی؟

320
00:22:42,666 --> 00:22:44,291
‫کل داستان رو بهم بگو

321
00:22:45,416 --> 00:22:48,166
‫خب، من هفته‌ی اول دانشگاه با لئو آشنا شدم

322
00:22:48,250 --> 00:22:49,750
‫توی آکسفورد

323
00:22:51,250 --> 00:22:55,541
‫خونواده‌ی ثروتمندی نداشتم برای همین باید
‫ برای گرفتن بورسیه،‌ مثل سگ کار می‌کردم

324
00:22:56,541 --> 00:22:58,041
‫چیز دیگه‌ای میل دارین؟

325
00:22:58,166 --> 00:23:00,000
‫نه، فقط اگه کمک کنی رو یه کاغذ...

326
00:23:00,000 --> 00:23:02,708
بورسیه رو هم که گرفتم،
‫بازم مجبور بودم کار کنم

327
00:23:02,708 --> 00:23:04,166
‫تا بتونم از پس هزینه‌هام بر بیام

328
00:23:04,166 --> 00:23:05,458
‫میشه بعداً یه نوشیدنی مهمونت کنم؟

329
00:23:05,458 --> 00:23:08,208
‫وقت آزاد برای دوستام یا خوش‌گذرونی نداشتم

330
00:23:08,291 --> 00:23:09,458
‫از یکم فشار خوشم میاد...

331
00:23:09,458 --> 00:23:12,333
‫اما این جلوی لئو رو نگرفت که
‫نیاد اونجا

332
00:23:12,875 --> 00:23:13,791
‫عجیب بود

333
00:23:13,791 --> 00:23:15,458
‫اولش نمی‌تونستم دلیلش رو بفهمم

334
00:23:15,458 --> 00:23:17,750
‫که یه بچه‌ی خرپول که کل عمرش رو

335
00:23:17,833 --> 00:23:19,750
‫تو بهترین مدارس شبانه‌روزی بوده...

336
00:23:19,833 --> 00:23:22,750
‫به من توجه کنه

337
00:23:22,833 --> 00:23:25,166
‫بد برداشت نکنی،
‫خیلی لذت‌بخش بود

338
00:23:25,208 --> 00:23:29,333
‫اما یه چیزی بود که همیشه...

339
00:23:29,416 --> 00:23:33,833
‫اون خیلی سخت تلاش می‌کرد و وقتی
‫ میومد پیشم، خیلی درمونده و محتاج بود...

340
00:23:33,916 --> 00:23:37,000
‫دفعه اولی که حرف زدیم،
‫گفتی ناز و مهربون بود

341
00:23:37,083 --> 00:23:39,666
‫الان داری میگی درمونده و محتاج بوده،
‫خب کدومـه؟

342
00:23:39,708 --> 00:23:41,500
‫خب، جفت‌شون می‌تونست باشه

343
00:23:42,833 --> 00:23:44,250
‫آهان، باشه

344
00:23:44,333 --> 00:23:46,583
‫حالا بگو الیاس چطوری وارد قضیه شد

345
00:23:47,916 --> 00:23:49,541
‫دیر وقتـه.
‫دیگه باید برم.

346
00:23:50,458 --> 00:23:52,750
‫من فقط می‌خوام بفهمم
‫ اینجا چه اتفاقی افتاده، خب؟

347
00:23:52,750 --> 00:23:54,291
‫خودت من رو وارد این قضیه کردی

348
00:23:54,666 --> 00:23:57,041
‫تاحالا شده کاری بکنی و بعدش پشیمون بشی؟

349
00:23:57,166 --> 00:24:01,541
‫و هرچقدر هم که تلاش بکنی و
‫بخوای درستش کنی

350
00:24:01,666 --> 00:24:04,416
اما... نتونی؟

351
00:24:05,958 --> 00:24:07,583
‫معلومـه

352
00:24:07,666 --> 00:24:09,666
‫برای همین از نیویورک رفتی؟

353
00:24:17,791 --> 00:24:19,916
‫فردا می‌برمت محل حادثه

354
00:24:38,291 --> 00:24:38,750
‫سلام

355
00:24:38,750 --> 00:24:42,958
‫دقیقاً اون لحظه‌ای که
‫ واقعاً حسودی کردم رو یادمـه

356
00:24:43,041 --> 00:24:46,416
‫حتی هنوز هیچ خط قرمزی رو رد نکرده بود

357
00:24:46,541 --> 00:24:48,541
‫اما مهم نبود

358
00:24:53,250 --> 00:24:54,583
‫کل وجودم رو پر کرده بود

359
00:24:56,458 --> 00:24:59,375
‫و اینقدر درگیرش شده بود که
‫ازدواج‌مون رو تموم کردم

360
00:25:03,458 --> 00:25:06,208
‫البته باعث شد توی کارم خیلی پیشرفت کنم

361
00:25:08,000 --> 00:25:10,708
‫با شناختن اون نوع حسودی...

362
00:25:12,333 --> 00:25:15,708
‫می‌تونستم چیزی رو که تو خودم دیدم
‫توی مظنون‌ها هم ببینم

363
00:25:20,958 --> 00:25:24,125
‫به گمونم بخوای خونه‌ی لئو رو ببینی

364
00:25:24,708 --> 00:25:26,041
‫مگه نه؟

365
00:25:26,333 --> 00:25:27,958
‫آره

366
00:25:36,041 --> 00:25:38,791
‫با رفتن سراغ درد و رنج دیگران...

367
00:25:41,208 --> 00:25:44,708
‫می‌تونستم روی مال خودم چسب‌زخم بذارم

368
00:26:07,625 --> 00:26:10,333
‫معلومـه که مرحوم خیلی حسادت داشته

369
00:26:15,291 --> 00:26:17,708
‫مادرشون هم که پاک روانی بوده

370
00:26:20,958 --> 00:26:23,958
‫همیشه هم پای یه دوست در میونـه

371
00:26:25,458 --> 00:26:28,541
‫« ویکتوریا لکایکی »

372
00:26:45,583 --> 00:26:47,166
‫هنوز باز نکردیم

373
00:26:49,375 --> 00:26:51,875
‫نیومدم نوشیدنی بخورم

374
00:26:51,916 --> 00:26:52,916
‫مطمئنین؟

375
00:26:52,916 --> 00:26:55,625
‫خب، یکم با الیاس حرف زدم

376
00:26:55,708 --> 00:26:58,375
‫اما مطمئن نیستم که
‫ چه حسی نسبت بهش داشته باشم

377
00:27:03,125 --> 00:27:04,625
‫چی می‌خواین بدونین؟

378
00:27:04,708 --> 00:27:06,500
‫کی دعوا رو شروع کرد؟

379
00:27:07,583 --> 00:27:10,333
‫نشنیدم.
‫سرمون شلوغ بود.

380
00:27:10,416 --> 00:27:12,833
‫پس یعنی اصلاً‌ نمی‌دونین سر چی بوده؟

381
00:27:12,916 --> 00:27:14,083
‫نه

382
00:27:14,166 --> 00:27:16,750
‫ممکنـه که سر پول بوده باشه؟

383
00:27:16,833 --> 00:27:19,000
‫لئو مشکل مالی نداشت

384
00:27:19,083 --> 00:27:21,375
‫درآمدش از تجارت خونوادگی‌شون بود

385
00:27:21,458 --> 00:27:22,833
‫بیشتر برای حفظ ظاهر

386
00:27:22,916 --> 00:27:27,708
‫آدری وارداکیس خیلی به ظاهر اهمیت میده

387
00:27:27,833 --> 00:27:30,083
‫بریتانیاییـه اما با یه
‫ خونواده‌ی یونانی وصلت کرده

388
00:27:30,083 --> 00:27:33,375
‫برای همین همیشه سعی می‌کنـه
‫مثل یونانی‌ها رفتار کنـه

389
00:27:33,458 --> 00:27:36,125
‫یه کلمه‌ برای این کار داریم

390
00:27:37,875 --> 00:27:39,083
‫کلمه‌ی خوبی نیست

391
00:27:39,125 --> 00:27:41,833
‫بله، بهش می‌خوره خیلی زشت باشه

392
00:27:41,875 --> 00:27:44,833
‫پس یعنی برای تجارت‌شون
‫بهش اعتماد نداشت؟

393
00:27:44,875 --> 00:27:48,583
‫اون بیشتر شخصیتِ... خلاقانه‌ای داشت

394
00:27:48,625 --> 00:27:51,833
‫و خونواده‌ش فکر می‌کردن که
‫ این براش یه نقطه‌ضعفـه

395
00:27:52,916 --> 00:27:54,333
‫اما...

396
00:27:55,708 --> 00:27:56,916
‫لئو قوی بود

397
00:27:57,000 --> 00:27:58,208
‫تحملش خیلی زیاد بود

398
00:27:58,333 --> 00:28:02,083
‫می‌تونست به کارش ادامه بده، درست میگم؟

399
00:28:02,166 --> 00:28:03,666
‫درموردش اشتباه می‌کردن

400
00:28:03,958 --> 00:28:06,708
‫اون آدمِ... مزخرفیـه

401
00:28:08,583 --> 00:28:11,416
‫لئو از طرز رفتار برادرش با مردم
‫ خوشش نمی‌اومد

402
00:28:11,500 --> 00:28:13,000
‫مخصوصاً رفتارش با زنش

403
00:28:14,000 --> 00:28:16,083
‫لئو حسادت میکرد بهش؟

404
00:28:16,208 --> 00:28:18,000
‫اوهوم

405
00:28:18,083 --> 00:28:20,416
‫الیاس چه حسی درمورد این قضیه داشت؟

406
00:28:20,458 --> 00:28:22,500
‫من از کجا بدونم؟

407
00:28:22,583 --> 00:28:24,791
‫درمورد شما چی؟

408
00:28:25,916 --> 00:28:30,291
‫برای شما سخت بود که لئو
‫دلش پیش اون باشه؟

409
00:28:31,416 --> 00:28:33,458
‫شرمنده...

410
00:28:33,541 --> 00:28:36,708
‫قضاوت نمی‌کنم.
‫می‌دونم چه احساسی داره.

411
00:28:39,208 --> 00:28:40,750
‫لئو دوست من بود

412
00:28:40,833 --> 00:28:42,750
‫اما من از جایگاهم خبر داشتم

413
00:28:42,833 --> 00:28:46,416
‫اون پسر یه میلیارد بود و من
‫دختر یه کارگر بار 

414
00:28:46,500 --> 00:28:48,666
‫پنه‌لوپه هم خونواده‌ی ثروتمندی نداشت

415
00:28:48,708 --> 00:28:50,916
‫خب، من پنه‌لوپه نیستم

416
00:28:53,083 --> 00:28:55,666
‫هیچ‌کدوم‌مون نیستیم

417
00:28:55,708 --> 00:28:57,708
‫فکر می‌کنی با آدم اشتباهی ازدواج کرده؟

418
00:28:57,791 --> 00:29:01,166
‫زندگیش با لئو خیلی راحت‌تر می‌شد

419
00:29:01,250 --> 00:29:04,916
‫اما به گمونم الیاس برنده‌ی اون رقابت شده بود

420
00:29:05,000 --> 00:29:06,916
‫چون همیشه همینطوری میشـه

421
00:29:06,958 --> 00:29:08,500
‫الیاس باید برنده شه

422
00:29:08,583 --> 00:29:10,958
‫حتی اگه به معنی کشتن برادر خودش باشـه؟

423
00:29:13,291 --> 00:29:16,083
‫شاید ازش خوشم نیاد اما فکر نمی‌کنم
‫بتونه همچین کاری بکنـه

424
00:29:16,083 --> 00:29:18,583
‫اگه لئو الیاس رو تهدید کرده...

425
00:29:18,583 --> 00:29:21,250
‫خودتون گفتین که لئو از طرز رفتار الیاس
‫با مردم خوشش نمی‌اومده

426
00:29:21,250 --> 00:29:23,750
‫پس اگه تونسته باشه یه داستانی سر هم کنـه،
‫یه داستان تپل

427
00:29:23,833 --> 00:29:25,291
‫و تهدید کرده باشه که به همه بگه

428
00:29:25,291 --> 00:29:28,916
‫خب این می‌تونـه به مدیرعاملِ
‫ یه شرکت میلیارد دلاری ضرر وارد کنـه،

429
00:29:29,000 --> 00:29:31,166
‫- رو قیمت سهامش اثر بذاره...
‫- نمی‌دونم

430
00:29:31,250 --> 00:29:35,000
‫آخه شاید الیاس شرکت رو اداره بکنـه
‫اما اداره‌ی خونواده با آدریـه

431
00:29:35,000 --> 00:29:36,333
‫متوجهین؟

432
00:29:36,333 --> 00:29:38,250
‫اوهوم

433
00:29:38,250 --> 00:29:40,791
‫اما... من کی‌ام که...

434
00:29:40,791 --> 00:29:43,125
‫نه، نه، ادامه بدین.
‫منظورتون چیـه که آدری...

435
00:29:43,125 --> 00:29:44,541
‫شرمنده،‌ شرمنده

436
00:29:45,458 --> 00:29:47,666
‫آخه شما نباید جلوی این خونواده وایسین

437
00:29:47,708 --> 00:29:49,166
‫کسی مثل من نمی‌تونـه

438
00:29:51,541 --> 00:29:53,833
‫من فقط نوشیدنی می‌ریزم

439
00:30:03,958 --> 00:30:05,500
‫قضاوتم نکن

440
00:30:37,833 --> 00:30:40,250
‫بجنب. خیلی وقت ندارم.

441
00:30:40,333 --> 00:30:41,458
‫اوه،‌ چه‌خبره؟

442
00:30:41,458 --> 00:30:43,916
‫قراره امشب یه مراسم
‫واسه انتخاب مجدد فرماندار برگزار شه

443
00:30:43,916 --> 00:30:45,458
‫کل خونواده قراره اونجا باشن

444
00:30:52,666 --> 00:30:54,791
‫اینجا قایقش رو پیدا کردن

445
00:30:54,875 --> 00:30:57,000
‫اوه. همیشـه اینقدر سوت و کوره؟

446
00:30:57,666 --> 00:30:59,875
‫جسدش رو اینجا پیدا کردن

447
00:30:59,958 --> 00:31:02,208
‫- همینجا؟
‫- آره

448
00:31:02,291 --> 00:31:03,541
‫یاخدا

449
00:31:11,250 --> 00:31:12,416
‫خیلی‌خب

450
00:31:13,833 --> 00:31:16,166
‫پس بدون طناب تا این بالا اومده؟

451
00:31:16,250 --> 00:31:17,458
‫آره

452
00:31:17,541 --> 00:31:20,000
‫آره، هر دو برادر از بچگی
‫صعود انفرادی آزاد می‌کردن

453
00:31:20,000 --> 00:31:23,750
‫باباشون خیلی معتقد بود که این کار
‫برای زندگی کاری آماده‌شون می‌کنـه

454
00:31:23,750 --> 00:31:25,583
‫اما عقیده‌ی آدری متفاوت بود

455
00:31:25,583 --> 00:31:29,166
‫روش‌های اون روان‌شناختی بود و
‫لئو حسابی ازش ضربه خورد

456
00:31:29,250 --> 00:31:31,708
‫من با... ویکتوریا لکایکی حرف زدم

457
00:31:31,791 --> 00:31:34,416
‫اون هم فکر می‌کنـه که لئو رو کشتن

458
00:31:34,416 --> 00:31:36,750
‫احتمالاً‌ اولین چیزی باشه که
‫ سرش با هم توافق داریم

459
00:31:36,750 --> 00:31:38,250
‫ازش خوشت نمیاد؟

460
00:31:38,250 --> 00:31:40,166
‫فکر می‌کنه که دل لئو رو شکوندم

461
00:31:40,208 --> 00:31:42,958
‫اوهوم.
‫واقعاً هم شکوندی؟

462
00:31:46,208 --> 00:31:50,166
‫می‌دونستم لئو برادر دوقلو داره
‫اما تاحالا ندیده بودمش

463
00:31:50,208 --> 00:31:51,708
‫اسمش چیـه؟

464
00:31:51,791 --> 00:31:53,666
‫پنه‌لوپه

465
00:31:53,708 --> 00:31:55,541
‫هنوز پیشنهاد ندادی بهش؟

466
00:31:57,166 --> 00:31:59,208
‫الیاس با پدرشون کار می‌کرد

467
00:31:59,250 --> 00:32:01,250
‫برای همین یه ترم دیرتر شروع کرد

468
00:32:11,250 --> 00:32:14,416
« می‌خوای فردا درس بخونیم؟ »

469
00:32:15,208 --> 00:32:16,791
‫یه شب یه پیام برام اومد

470
00:32:16,791 --> 00:32:18,750
‫و ازم خواسته بود با هم درس بخونیم

471
00:32:18,750 --> 00:32:24,541
‫من هم به‌خاطر کارهام خیلی از درسام عقب بودم
« فردا ساعت ۷ شب بیا »
‫برای همین خوشحال بودم که
‫این رو گفته

472
00:32:36,583 --> 00:32:37,750
‫به سلامتی

473
00:32:41,833 --> 00:32:43,083
‫سلام

474
00:32:46,208 --> 00:32:49,458
‫و یعنی اون شب اصلاً‌ نفهمیدی که
‫ اون الیاسـه و لئو نیست؟

475
00:32:51,666 --> 00:32:53,125
‫می‌دونستم

476
00:32:57,500 --> 00:33:00,208
‫من و الیاس بیشتر با همدیگه آشنا شدیم

477
00:33:02,416 --> 00:33:04,333
‫خیلی مواظبش بود

478
00:33:06,958 --> 00:33:11,333
‫من اصلاً نمی‌دونستم که لئو چقدر
‫از خونواده‌ش دوره

479
00:33:13,083 --> 00:33:16,333
‫یا رقابتش با برادرش چقدر زیاده

480
00:33:20,958 --> 00:33:24,083
‫این حتماً برای لئو خیلی دردناک بوده

481
00:33:24,125 --> 00:33:26,333
‫چون عاشقت بوده

482
00:33:27,333 --> 00:33:29,958
‫و دیده که تو عاشق اون شدی

483
00:33:32,875 --> 00:33:34,083
‫آره

484
00:33:41,208 --> 00:33:44,041
‫قبل از این که لئو بمیره، آخرین باری
‫  که الیاس و لئو همدیگه رو دیدن،

485
00:33:44,083 --> 00:33:45,958
 با هم دعوا کردن

486
00:33:46,000 --> 00:33:49,750
‫لئو چیزی از شوهرت می‌دونسته که
‫اون رو به کشتن داده؟

487
00:33:49,750 --> 00:33:51,625
‫کی اون رو به کشتن داده؟

488
00:33:51,708 --> 00:33:55,083
‫کسی ک سود کلانی از
‫موندن الیاس توی قدرت ببره

489
00:33:57,166 --> 00:33:58,375
‫می‌خوام با آدری حرف بزنم

490
00:33:59,166 --> 00:34:00,708
‫امکانش نیست

491
00:34:00,708 --> 00:34:03,333
‫اگه لئو الیاس رو تهدید می‌کرده،
‫ شرکت رو تهدید می‌کرده،

492
00:34:03,333 --> 00:34:04,500
‫خونواده رو تهدید می‌کرده

493
00:34:04,541 --> 00:34:06,333
‫آدری خبر داشته

494
00:34:06,375 --> 00:34:09,583
‫آره، حتی اگه داشته باشه هم که
‫به تو چیزی نمیگـه

495
00:34:09,625 --> 00:34:12,458
‫برای همین می‌خوام وقتی بحثش رو
‫پیش می‌کشم،‌ صورتش رو ببینم

496
00:34:12,583 --> 00:34:14,541
‫خب، تو نمی‌تونی نزدیکش بشی

497
00:34:14,583 --> 00:34:16,750
‫نگهبان داره و از وقتی که
‫بابای الیاس مُرده

498
00:34:16,833 --> 00:34:18,625
‫خیلی مراقبش بوده

499
00:34:18,708 --> 00:34:20,583
‫آره

500
00:34:20,666 --> 00:34:24,250
‫خب... امشب چطوره؟

501
00:34:24,333 --> 00:34:26,958
‫- مراسم امشب؟
‫- یه مهمونی خصوصیـه، توی کشتی هم هست

502
00:34:27,083 --> 00:34:28,708
...خصوصیـه
داری از دفاع می‌کنی؟

503
00:34:28,708 --> 00:34:30,666
‫- نه، معلومـه که نه
‫- پس اسم من رو بذار تو لیست

504
00:34:30,666 --> 00:34:32,375
‫نمی‌تونم.
‫متوجه نیستی.

505
00:34:32,458 --> 00:34:34,708
‫من می‌خوام کمکت کنم.
‫دنبال جواب هستی یا نه؟

506
00:34:34,708 --> 00:34:37,375
‫می‌دونم اما اگه الیاس بفهمه که من
‫ترتیب این کار رو دادم...

507
00:34:37,375 --> 00:34:40,291
‫نمی‌فهمـه.
‫هیشکی نمی‌فهمـه.

508
00:34:44,416 --> 00:34:46,583
‫باشه، خیلی‌خب

509
00:34:46,625 --> 00:34:49,458
‫- باشه
‫- باشه

510
00:34:50,666 --> 00:34:52,416
‫البته با این ظاهر نمی‌تونی بیای

511
00:34:52,500 --> 00:34:54,250
‫یه‌چیزی برات می‌فرستم

512
00:34:54,333 --> 00:34:56,833
‫وایسا ببینم.
‫مگه ظاهرم چشـه؟

513
00:34:58,708 --> 00:35:02,416
‫قیمت کت‌شلواری که فرستاده بود
‫از یه ماشین خوب بیشتر بود

514
00:35:03,625 --> 00:35:07,250
‫- تازه اگه گفتین شلوارش چه رنگی بود؟
‫- خوش اومدین قربان. خوش بگذره

515
00:35:21,500 --> 00:35:24,333
‫این جزیره همیشه مثل یه خونه‌ی امن
‫برای خونواده‌ی ما بوده

516
00:35:24,333 --> 00:35:26,000
‫و این هفته هم بیشتر از همیشه

517
00:35:26,083 --> 00:35:28,958
‫که سخت‌ترین دورانی بوده که ما داشتیم

518
00:35:29,041 --> 00:35:31,291
‫فرماندار گرونتاس و کل اداره پلیس

519
00:35:31,416 --> 00:35:34,708
‫به خونواده‌م احساس امنیت و آسودگی دادن

520
00:35:34,791 --> 00:35:38,166
‫که وقتی کسی رو از دست میدی
‫بیشتر از هرچیزی اهمیت داره

521
00:35:38,250 --> 00:35:40,500
‫ممنون دوست من

522
00:35:40,583 --> 00:35:43,750
‫با کمک شما، می‌تونیم این مرد خوب رو
‫ یک دوره‌ی دیگه هم انتخاب کنیم تا

523
00:35:43,750 --> 00:35:45,708
از همه‌مون محافظت کنـه

524
00:35:45,708 --> 00:35:48,791
‫از همه‌ی کسانی که تشریف آوردن تشکر می‌کنم

525
00:35:48,916 --> 00:35:52,166
‫ممنون بابت تمامی حمایت‌هاتون

526
00:36:09,708 --> 00:36:10,791
نوشیدنی

527
00:36:15,458 --> 00:36:18,083
‫سخنرانی الیاس عالی بود

528
00:36:18,166 --> 00:36:19,875
‫ببخشید.
‫باید خودم رو معرفی کنم.

529
00:36:19,958 --> 00:36:21,583
‫من نیک هستم.
‫یکی از دوستان لئو.

530
00:36:21,666 --> 00:36:24,666
‫خونواده‌م همیشه برای سفر می‌اومدن اینجا.
‫البته هنوز هم میان.

531
00:36:24,791 --> 00:36:27,291
‫برای همین همیشه چندنفری پیش هم بودیم

532
00:36:27,375 --> 00:36:30,333
‫- ویکتوریا رو که می‌شناسین
‫- بله، حتماً

533
00:36:30,416 --> 00:36:34,041
‫واقعاً بهتون تسلیت میگم خانم وارداکیس

534
00:36:34,083 --> 00:36:35,291
‫ممنونم

535
00:36:38,833 --> 00:36:40,958
‫لئو پسر خیلی مهربونی بود

536
00:36:41,041 --> 00:36:42,125
‫خیلی خلاق بود

537
00:36:43,208 --> 00:36:45,291
‫- رویاپرداز بود
‫- بله

538
00:36:45,375 --> 00:36:47,166
‫بله، واقعاً

539
00:36:47,291 --> 00:36:50,583
‫الیاس هم با توجه به اتفاقی که افتاده
‫خوب خودش رو نگه داشته

540
00:36:50,666 --> 00:36:53,250
‫اون هم با توجه به مرگ عجیبی که لئو داشت

541
00:36:54,041 --> 00:36:56,916
‫باورم نمیشه که مردم میگن
‫ این یه سانحه بوده، شما چی؟

542
00:36:56,916 --> 00:37:00,125
‫آخه لئو یه صخره‌نورد حرفه‌ای بود.
‫نمیشه که همینطوری پرت بشه.

543
00:37:02,041 --> 00:37:04,625
‫به این که مردم بیان دنبال من و
‫ خونواده‌م عادت کردم

544
00:37:05,916 --> 00:37:08,291
پس مزخرفات رو تموم کن و
حرفت رو بزن

545
00:37:08,291 --> 00:37:10,541
‫واسه چی یه کت‌شلوار جدید خریدی و
‫امشب اومدی اینجا؟

546
00:37:10,541 --> 00:37:11,750
‫دنبال چی می‌گردی؟

547
00:37:11,833 --> 00:37:12,916
‫نزدیکش نشو!

548
00:37:12,916 --> 00:37:15,125
‫- گفتم دست از سرش برداری
‫ - می‌شناسیش؟

549
00:37:15,125 --> 00:37:16,833
‫گفت از س.ا.م اومده تا مرگ لئو رو بررسی کنـه

550
00:37:16,833 --> 00:37:19,125
.دروغگوی عوضی
‫کارآگاه شخصیـه.

551
00:37:19,250 --> 00:37:21,416
‫کی استخدامت کرده؟
‫ویکتوریا؟

552
00:37:21,416 --> 00:37:23,458
‫متاسفانه موضوعی بین من و کارفرمامـه

553
00:37:23,500 --> 00:37:25,750
‫مرگ برادر من یه سانحه بود

554
00:37:25,791 --> 00:37:27,791
‫- بعید می‌دونم
‫- با رشوه دادن به سردخونه و

555
00:37:27,791 --> 00:37:29,541
‫دور و بر اداره‌ی پلیس گشتن

556
00:37:29,625 --> 00:37:31,791
‫می‌خوای این رو ثابت کنی؟
‫حال‌بهم‌زنـه

557
00:37:31,791 --> 00:37:34,625
‫دیگه کسی نباید با این مرد همکاری کنـه.
‫متوجهین؟

558
00:37:34,625 --> 00:37:37,250
‫حالا هم گورت رو از کشتیم گم کن
‫تا خودم پرتت نکردم بیرون

559
00:37:37,250 --> 00:37:39,541
‫اوه. الان اعتراف کردی؟

560
00:37:39,541 --> 00:37:41,125
بعدش هم برگرد آتن

561
00:37:41,250 --> 00:37:44,000
‫اصلاً نه، برگرد نیویورک

562
00:37:44,083 --> 00:37:46,375
‫پیش زن و بچه‌هایی که تنهاشون گذاشتی

563
00:37:58,583 --> 00:38:00,833
‫معذرت می‌خوام جناب فرماندار

564
00:38:00,916 --> 00:38:02,583
‫بعضی‌ها دیگه زیاده روی کردن

565
00:38:02,666 --> 00:38:04,791
‫توی قایق هم می‌زنـه به سرشون، مگه نه؟

566
00:38:32,250 --> 00:38:34,500
‫رئیسم بهم زنگ زد

567
00:38:34,541 --> 00:38:37,416
‫اگه تا یک متریت دیده بشم
‫تعلیقم می‌کنن

568
00:38:41,166 --> 00:38:43,000
‫نمی‌تونم خطر کنم

569
00:38:45,000 --> 00:38:46,541
‫بهتره بری

570
00:38:53,041 --> 00:38:54,500
‫آره

571
00:38:56,750 --> 00:38:59,916
‫شاید بهتره بیخیالش بشی

572
00:39:02,375 --> 00:39:06,250
‫بیخیال اتفاقات اینجا.
‫ارزشش رو نداره.

573
00:39:06,291 --> 00:39:09,250
‫پلیس قرار نیست پرونده رو باز کنـه

574
00:39:09,291 --> 00:39:10,875
‫فقط برو

575
00:39:11,000 --> 00:39:13,541
‫به زندگیت برس

576
00:39:14,750 --> 00:39:17,875
‫کدوم زندگی؟
‫من که زندگی ندارم

577
00:39:18,000 --> 00:39:20,916
‫زندگی مال آدم‌هایی مثل اونـه

578
00:39:21,000 --> 00:39:22,041
‫همه‌چی دارن

579
00:39:22,125 --> 00:39:23,958
‫هرچی رو که بخوان به‌دست میارن

580
00:39:24,000 --> 00:39:26,000
‫پول دارن

581
00:39:26,083 --> 00:39:29,125
‫عین مدل‌های کوفتی لباس می‌پوشن

582
00:39:29,250 --> 00:39:31,000
‫کل دنیا می‌خوان دوروبرشون باشن

583
00:39:31,041 --> 00:39:33,833
‫طرف ترسیده

584
00:39:33,916 --> 00:39:37,041
‫ترسیده و باید هم بترسـه

585
00:39:40,750 --> 00:39:43,375
‫مراقب باش دوست من

586
00:39:43,500 --> 00:39:47,041
‫همچین مردایی یه چیزی رو دوبار نمیگن

587
00:39:47,125 --> 00:39:48,541
‫تو برو

588
00:39:55,500 --> 00:39:57,166
‫حق با اون بود

589
00:39:57,250 --> 00:39:58,750
‫معلومـه که حق با اون بود

590
00:39:58,833 --> 00:40:00,000
‫اما...

591
00:40:02,041 --> 00:40:04,666
‫همیشه با ول کردن ماجرا مشکل داشتم

592
00:40:19,833 --> 00:40:24,500
‫وقتی مچش رو گرفتم،
‫دلایلش رو بهم گفت

593
00:40:25,833 --> 00:40:29,083
‫بهم گفت که خیلی کار می‌کنم،
‫خیلی نوشیدنی می‌خورم

594
00:40:29,166 --> 00:40:31,791
‫خوشحال نبوده

595
00:40:31,875 --> 00:40:34,000
‫اما... من ول کردم؟

596
00:40:59,500 --> 00:41:02,833
‫هر آدم عاقلی قبل این که صبحونه‌‌ش رو بخوره
‫فلنگش رو می‌بست

597
00:41:05,250 --> 00:41:09,041
‫اما راهبه‌ها، قهوه‌ی خیلی خوشمزه‌ای
‫درست کردن

598
00:41:10,583 --> 00:41:14,000
‫من هم آدم عاقلی نیستم

599
00:41:27,750 --> 00:41:32,125
‫« این محل توسط شهرداری
‫تا اطلاع ثانوی پلمب می‌باشد »

600
00:41:33,041 --> 00:41:34,083
‫نمی‌دونم

601
00:41:34,125 --> 00:41:37,750
‫آخه شاید الیاس شرکت رو اداره بکنـه
‫اما اداره‌ی خونواده با آدریـه

602
00:41:37,833 --> 00:41:39,083
‫متوجهین؟

603
00:42:00,000 --> 00:42:03,250
‫ایکاروس خودش بال‌هاش رو نساخته بود

604
00:42:03,291 --> 00:42:05,916
‫پدرش ساخته بود

605
00:42:06,000 --> 00:42:10,083
‫الیاس هیچوقت خودش پول در نیورده بود

606
00:42:10,166 --> 00:42:12,833
‫اما انگار مشکلی با خرج کردن
‫ پول‌های باباش نداشت

607
00:42:25,291 --> 00:42:27,750
« بیمه‌ی عمر ایسترن گلوبال »
« نیک بالی »

608
00:44:08,583 --> 00:44:10,333
‫وایسا سر جات

609
00:44:10,416 --> 00:44:12,125
‫آمریکاییـه رو دیدی؟

610
00:44:13,500 --> 00:44:15,833
‫آمریکاییـه،
‫یانیس دنبالش می‌گرده

611
00:44:40,750 --> 00:44:42,125
خوشش اومده

612
00:44:43,458 --> 00:44:45,333
‫گفتم از این جزیره بری

613
00:44:47,500 --> 00:44:48,958
‫دوباره تکرار نمی‌کنم

614
00:44:49,083 --> 00:44:51,583
‫اگه یه بار دیگه ببینیمت
‫دخلت رو میاریم

615
00:45:37,333 --> 00:45:39,333
‫برام مهم نیست کتک بخورم

616
00:45:41,416 --> 00:45:43,666
‫برای آدم وقار میاره

617
00:45:45,666 --> 00:45:47,750
‫اما به این معنی نیست که آدم بخشنده‌ای باشم

618
00:45:54,125 --> 00:45:56,000
‫اگه من رو بزنی...

619
00:45:57,333 --> 00:45:59,166
‫من هم جوابت رو میدم

620
00:46:02,208 --> 00:46:05,583
‫همونطور که اگه سمت زنم بری

621
00:46:05,625 --> 00:46:07,416
‫بیکار نمیشینم

622
00:46:35,125 --> 00:46:38,250
‫ممنون که توی کشتی لوم ندادی

623
00:46:38,333 --> 00:46:40,750
‫چیشده؟

624
00:46:44,291 --> 00:46:47,458
‫فقط دوست دارم وقتی با بقیه حرف می‌زنم
‫توی چشماشون نگاه کنم

625
00:46:52,875 --> 00:46:54,625
‫کی این کار رو کرده؟

626
00:46:56,166 --> 00:47:00,291
‫دیشب الیاس رو تا کیتیرا تعقیب کردم و
‫دیدم که به یانیس پول داد

627
00:47:00,291 --> 00:47:02,333
‫من رو دیدن.
‫باید بیشتر حواسم رو جمع می‌کردم.

628
00:47:02,333 --> 00:47:03,458
‫الیاس این کار رو کرد؟

629
00:47:03,583 --> 00:47:05,000
‫درواقع یانیس کرد

630
00:47:05,083 --> 00:47:07,500
‫نیک، ممکن بود بکشنت

631
00:47:07,583 --> 00:47:09,750
‫آره، اگه هم بفهمه که تو
‫من رو استخدام کردی

632
00:47:09,833 --> 00:47:11,666
‫فکر می‌کنی چی‌کارت کنـه؟

633
00:47:11,750 --> 00:47:13,958
‫- من نمی‌ترسم
‫- شاید بهتر باشه بترسی

634
00:47:15,625 --> 00:47:16,875
‫بیا دنبالم

635
00:47:22,333 --> 00:47:26,125
‫این خرابه‌ها برمی‌گردن به
‫ قرن هفتم پیش از میلاد

636
00:47:26,208 --> 00:47:28,708
‫اسم الهه لتو رو روی این شهر گذاشته بودن

637
00:47:28,833 --> 00:47:31,750
‫طبق داستان،‌ زئوس عاشقش میشه

638
00:47:31,833 --> 00:47:33,458
‫اما اون زن داشته، هِرا

639
00:47:33,583 --> 00:47:36,666
‫افسانه‌های این خرابه‌ها رو برام تعریف کرد

640
00:47:36,750 --> 00:47:40,208
‫درمورد خدایان این جزیره و
‫حسودی کردن‌هاشون بهم گفت

641
00:47:40,208 --> 00:47:42,791
‫درسی که باید بگیریم اینـه که
‫نباید به خدایان خیانت کنیم

642
00:47:42,791 --> 00:47:44,583
‫اما الیاس که خدا نیست

643
00:47:44,583 --> 00:47:46,416
‫تو این جزیره هست

644
00:47:47,583 --> 00:47:50,416
‫آدم‌هایی مثل یانیس،
‫حاضرن هرکاری که بهش میگن بکنن

645
00:47:51,375 --> 00:47:53,583
‫وقتی می‌رسیم اینجا
‫اولین نفریـه که الیاس بهش زنگ می‌زنـه

646
00:47:53,583 --> 00:47:55,666
‫- هرچی بخواد براش جور می‌کنـه
‫- آره، شنیدم

647
00:47:55,750 --> 00:47:58,333
‫مواد، پارتی

648
00:47:58,375 --> 00:47:59,708
‫زن

649
00:48:01,083 --> 00:48:03,208
‫می‌تونی بگی.
‫نمی‌خواد خجالت بکشی.

650
00:48:03,333 --> 00:48:05,833
‫می‌دونم شوهرم با زنای دیگه آشنا میشه

651
00:48:07,000 --> 00:48:08,833
‫چندساله که همین وضعـه

652
00:48:08,916 --> 00:48:10,916
‫درست بعد از ازدواج‌مون شروع شد

653
00:48:11,000 --> 00:48:14,625
‫یه بار پیشش گله کردم اما یه‌جورایی
‫همیشه تقصیر خودم بود

654
00:48:15,250 --> 00:48:17,875
‫انگار من بودم که باعث شده این کار رو بکنـه

655
00:48:17,875 --> 00:48:19,916
‫خب چرا نمی‌ذاری بری؟

656
00:48:19,916 --> 00:48:21,083
‫مردم همین کار رو می‌کنن

657
00:48:21,166 --> 00:48:24,125
‫اگه به همین راحتی‌ بود،
‫فکر نمی‌کنی این کار رو می‌کردم؟

658
00:48:24,125 --> 00:48:25,583
‫تلاش کردم

659
00:48:25,583 --> 00:48:27,083
‫به حرفم گوش نمی‌کنـه

660
00:48:27,125 --> 00:48:29,833
‫بهش میگم باید برم.
‫میگه نمی‌تونم.

661
00:48:31,916 --> 00:48:34,500
‫هی میگه که عاشقمـه

662
00:48:34,500 --> 00:48:39,375
‫که اگه برم، یا خودش رو می‌کشه
‫یا من رو

663
00:48:39,458 --> 00:48:41,125
‫قول هم میده که عوض میشـه

664
00:48:41,208 --> 00:48:42,541
‫مثلاً هرکاری می‌کنـه

665
00:48:42,583 --> 00:48:45,625
‫قضیه‌ی هم اینـه که واقعاً هم عوض میشـه

666
00:48:45,708 --> 00:48:47,833
‫فقط تا موقعی که باورم میشـه

667
00:48:51,333 --> 00:48:53,916
‫می‌دونم بهم می‌خوره آدم ضعیفی باشم

668
00:48:54,000 --> 00:48:55,875
‫واقعاً هم هستم

669
00:48:55,958 --> 00:48:58,083
‫هیچوقت به اندازه‌ی کافی قوی نبودم

670
00:48:58,125 --> 00:49:00,166
برای همین به لئو نزدیک شدی 

671
00:49:02,333 --> 00:49:05,458
‫کش موت خونه‌ش جا مونده بود

672
00:49:05,583 --> 00:49:08,583
‫همونی بود که موقع شنا توی ویلا
‫بسته بودی به سرت

673
00:49:09,583 --> 00:49:11,458
‫بهم دروغ گفتی

674
00:49:11,583 --> 00:49:13,708
‫وقتی اومدم اون مهمونی
‫فکر کردم قضیه باج‌گیریـه

675
00:49:13,708 --> 00:49:16,500
‫فکر می‌کردم تجارت بزرگ خونوادگی توی خطره

676
00:49:16,583 --> 00:49:17,750
‫و آدری هم دخیلـه

677
00:49:17,833 --> 00:49:21,583
‫ازت پرسیدم «دلیلی داره که الیاس
‫به لئو حسودی کنـه؟»

678
00:49:21,583 --> 00:49:22,833
‫- گفتی نه
‫- هیچوقت نگفتم نه

679
00:49:22,833 --> 00:49:24,375
‫باشه اما تموم این مدت ازم مخفیش کردی

680
00:49:24,375 --> 00:49:26,833
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- نمی‌تونستم همچین ریسکی بکنم

681
00:49:28,083 --> 00:49:29,833
‫بهت اعتماد نداشتم

682
00:49:30,833 --> 00:49:32,958
‫یعنی الان بهم اعتماد داری؟

683
00:49:33,083 --> 00:49:34,208
‫شاید

684
00:49:34,333 --> 00:49:35,916
‫تو می‌تونی بهم اعتماد کنی؟

685
00:49:36,000 --> 00:49:37,833
‫نمی‌دونم.
‫به شوهرت دروغ گفتی.

686
00:49:43,125 --> 00:49:45,000
‫الیاس درمورد لئو نمی‌دونـه

687
00:49:45,083 --> 00:49:47,208
‫من که فکر می‌کنم می‌دونـه

688
00:49:47,333 --> 00:49:49,166
‫معلومـه به چیزی حسودی می‌کرده

689
00:49:49,166 --> 00:49:51,833
‫حالا که دلیلش رو هم می‌دونم.
‫برادر طرف با توصمیمی بوده

690
00:49:51,833 --> 00:49:54,416
‫اون رو هم کشته.
‫از این قصه‌ها زیاد داشتیم.

691
00:49:54,500 --> 00:49:55,916
‫حالا فقط باید ثابتش کنم

692
00:49:57,458 --> 00:50:01,458
‫جزیره‌ای که لئو توش مرده
‫کسی می‌تونه توی آبش شنا کنه؟

693
00:50:01,583 --> 00:50:05,125
‫حدوداً ۳ کیلومتر ساحل صخره‌ای دوطرفشـه و

694
00:50:05,208 --> 00:50:06,958
‫جریان آبش هم خیلی قویـه

695
00:50:07,083 --> 00:50:09,333
‫یعنی سوار قایق شده؟

696
00:50:09,375 --> 00:50:11,458
‫چون گفتی اون صخره به خشکی راه نداشته

697
00:50:11,458 --> 00:50:13,458
‫پس هرکی که لئو رو کشته
‫باید وارد ساحل می‌شده و

698
00:50:13,458 --> 00:50:15,375
‫بعدش هم دوباره از راه دریا
‫می‌رفتـه

699
00:50:15,375 --> 00:50:19,041
‫اگه هم نمیشه تا اونجا شنا کرد
‫شاید یه قایق منتظرش بوده

700
00:50:19,583 --> 00:50:22,125
‫بار اولی که اونجا بودیم،
‫چندتا ماهیگیر رو نزدیک ساحل دیدم

701
00:50:22,125 --> 00:50:23,583
‫شاید یکی چیزی دیده باشه

702
00:50:23,875 --> 00:50:26,833
‫اگه هم دیده باشن،
‫فکر کردی چیزی بهت میگن؟

703
00:50:27,250 --> 00:50:28,875
‫نباید به خدایان خیانت کرد، مگه نه؟

704
00:50:28,875 --> 00:50:30,333
‫منم همین رو میگم

705
00:50:30,416 --> 00:50:32,916
‫الیاس تو این جزیره همه رو خریده

706
00:50:33,000 --> 00:50:35,500
‫شاید هم نه همه رو

707
00:50:38,583 --> 00:50:39,875
‫سلام

708
00:50:39,875 --> 00:50:41,000
‫یکی ازم طلب داری

709
00:50:41,083 --> 00:50:43,458
‫- خواهش می‌کنم
‫- گوش کن، یه لطفی در حقم بکن

710
00:50:43,583 --> 00:50:44,958
‫مگه نگفتی ازت طلب دارم؟

711
00:50:45,083 --> 00:50:47,333
‫آخرین باره، خب؟
‫میشه همدیگه رو ببینیم؟

712
00:50:47,375 --> 00:50:50,000
‫بالی، نمی‌دونم رفیق

713
00:50:50,083 --> 00:50:53,375
‫پنه‌لوپه وارداکیس، خب؟
‫اون استخدامم کرده

714
00:50:55,166 --> 00:50:59,416
‫بیخیال، خودت بهتر از من می‌دونی که
‫این شهر یه تکون درست‌حسابی لازم داره

715
00:51:00,500 --> 00:51:03,875
‫باید نقشه‌های ماهیگیری آب‌های ساحلیِ
‫اطراف جزیره رو

716
00:51:03,958 --> 00:51:06,791
‫برام بیاری،
‫مخصوصاً لبه‌ی شمالیش

717
00:51:06,875 --> 00:51:08,541
‫شماره گواهی‌ها...

718
00:51:08,625 --> 00:51:10,750
‫این که کدوم قایق‌ها
‫تو کدوم قسمت‌های آب بودن...

719
00:51:10,750 --> 00:51:11,958
‫صبر کن، صبر کن

720
00:51:12,958 --> 00:51:16,625
‫کارت‌های شناسایی، لبه‌ی...
‫لبه‌ی شمالی؟

721
00:51:16,708 --> 00:51:18,041
‫آره

722
00:51:18,125 --> 00:51:19,500
‫خب، قایق‌ها

723
00:51:23,791 --> 00:51:28,000
‫این قایق چی؟
‫بی‌ال ۴۲

724
00:51:28,125 --> 00:51:30,291
‫- خب چی؟
‫- خب بیرون آب بوده

725
00:51:30,291 --> 00:51:32,125
اون روزی که لئو وارداکیس می‌میره

726
00:51:32,208 --> 00:51:35,666
‫اما تا چندماه قبلش هیچ گزارشی
‫ ازش ثبت نشده و

727
00:51:35,750 --> 00:51:37,541
‫از اون موقع هم کاری نکرده

728
00:51:37,625 --> 00:51:39,416
‫- خب، عجیبـه
‫- معلومـه که عجیبـه

729
00:51:39,416 --> 00:51:40,625
‫آره

730
00:51:45,625 --> 00:51:48,625
‫مال نیکوس آداموسـه و
‫مجوزش هم مال اونـه

731
00:51:48,625 --> 00:51:50,458
‫- همم
‫ - می‌شناختمش

732
00:51:50,458 --> 00:51:51,916
‫می‌شناختیش؟

733
00:51:51,916 --> 00:51:53,833
‫منظورت چیـه که می‌شناختیش؟
‫یعنی مُرده؟

734
00:51:53,833 --> 00:51:56,500
‫شیش ماه پیش.
‫به‌خاطر سکته‌ی قلبی.

735
00:51:57,041 --> 00:51:59,041
‫خب پس

736
00:51:59,125 --> 00:52:01,666
‫باید بی‌ال ۴۲ رو پیدا کنیم.
‫میشه ببینمش؟

737
00:52:28,125 --> 00:52:29,625
‫سلام!
‫بعد از ظهرتون بخیر!

738
00:52:29,708 --> 00:52:31,750
‫خوش اومدی قربان!

739
00:52:31,875 --> 00:52:33,250
‫بیا یه نوشیدنی بزنیم!

740
00:52:49,625 --> 00:52:51,000
‫کسی قایقی به اسمِ...

741
00:52:51,125 --> 00:52:52,958
‫بی‌ال ۴۲‌ می‌شناسـه

742
00:53:05,375 --> 00:53:08,333
‫- سلام رفیق
‫- یانیس امشب قایقه رو می‌فرسته آفریقا

743
00:53:08,375 --> 00:53:09,500
‫- جداً؟
‫- آره

744
00:53:09,500 --> 00:53:13,000
‫اگه شماره سریا‌ل‌هاش هم‌خونی داشته باشه،
‫اونقدری مدرک داریم که بازداشتش کنیم

745
00:53:13,000 --> 00:53:14,958
‫باشه، آدرس جایی که هستی رو برام بفرست

746
00:53:15,041 --> 00:53:17,166
‫- دارم میرم اسکله
‫- باشه، منم میام پیشت

747
00:53:17,250 --> 00:53:18,500
‫- اونجا می‌بینمت
‫- باشه

748
00:53:21,000 --> 00:53:22,416
‫آقایون...

749
00:53:22,500 --> 00:53:24,875
‫ممنونم، ممنونم

750
00:53:31,958 --> 00:53:35,291
‫فکر می‌کنی دارن قایق رو میارن یا
مطمئنی که دارن میارن؟

751
00:53:35,375 --> 00:53:37,208
‫- دارن قایق رو میارن
‫- باشه

752
00:53:37,291 --> 00:53:40,875
‫می‌خوان از اینجا ببرنش دِ گامبیا

753
00:53:40,958 --> 00:53:42,500
‫باشه

754
00:53:42,625 --> 00:53:44,000
‫دِ گامبیا؟

755
00:53:44,125 --> 00:53:45,125
‫آره

756
00:53:45,166 --> 00:53:47,041
‫شما اینطوری میگین؟
‫دِ گامبیا؟

757
00:53:47,125 --> 00:53:49,291
‫- آره، اسمش دِ گامبیاس
‫- تاحالا نشنیدم

758
00:53:49,291 --> 00:53:50,500
‫بهش میگن گامبیا

759
00:53:50,625 --> 00:53:55,750
‫نه، دِ گامبیا،
‫از معدود جاهایی که اولش دِ داره

760
00:53:55,875 --> 00:53:58,625
‫جداً؟ مثلاً برانکس، دِ داره

761
00:53:58,708 --> 00:54:00,250
‫دِ برانکس؟

762
00:54:01,291 --> 00:54:04,666
‫- دِ برانکس؟
‫- دِ برانکس دیگه. چی میگی؟

763
00:54:04,750 --> 00:54:05,875
‫نه

764
00:54:05,958 --> 00:54:07,625
‫یعنی فکر کردی مردم میگن برانکس؟

765
00:54:07,625 --> 00:54:09,458
‫بریم برانکس یه دوری بزنیم؟

766
00:54:10,458 --> 00:54:12,166
‫آره دیگه.
‫نه؟

767
00:54:12,250 --> 00:54:14,958
‫مثلاً میگن دِ بروکلین؟

768
00:54:15,041 --> 00:54:17,458
‫نه. نمیگن دِ بروکلین

769
00:54:17,541 --> 00:54:19,750
‫چرا می‌خندی؟

770
00:54:19,875 --> 00:54:22,250
‫اگه میگن دِ برانکس،
‫چرا نمیگن دِ بروکلین؟

771
00:54:22,250 --> 00:54:24,000
‫نمی‌دونم رفیق

772
00:54:28,875 --> 00:54:30,708
‫چرا میگن دِ گامبیا؟

773
00:54:30,791 --> 00:54:32,875
‫- به‌خاطر دریاچه‌ش
‫- اوه

774
00:54:32,958 --> 00:54:35,708
‫- دریاچه‌ی دِ گامبیا. دِ گامبیا
‫- نمی‌دونستم، نمی‌دونستم دریاچه‌ست

775
00:54:35,708 --> 00:54:38,750
‫- چرا بهش میگن دِ برانکس؟
‫- نمی‌دونم. کسی نمی‌دونـه

776
00:54:40,000 --> 00:54:42,416
‫- اهل اونجا نیستی؟
‫- اهل کویینزم

777
00:54:43,416 --> 00:54:45,291
‫نه دِ کویینز

778
00:54:45,375 --> 00:54:46,875
‫کویینز خالی

779
00:56:31,250 --> 00:56:32,500
‫کسی اونجاس؟

780
00:56:45,041 --> 00:56:46,875
‫پلیس!

781
00:57:07,125 --> 00:57:09,625
‫خیلی‌خب.
‫برو.

782
00:57:10,666 --> 00:57:13,666
‫برو. برو.
‫من چیزیم نیست.

783
00:57:15,125 --> 00:57:16,541
‫برو

784
00:59:09,875 --> 00:59:12,875
‫وقتی دیدمش تا زانو تو گِل بود

785
00:59:12,958 --> 00:59:15,458
‫اما من بردمش پایین‌تر

786
00:59:15,541 --> 00:59:17,541
‫نذاشتم فرار کنـه

787
00:59:18,541 --> 00:59:20,541
‫حالا خونش گردن منـه

788
00:59:23,458 --> 00:59:25,458
‫همش تقصیر من بود

789
01:00:03,375 --> 01:00:04,875
‫به‌نظرت چیزی رو مخفی می‌کنـه؟

790
01:00:04,875 --> 01:00:06,791
‫به یه چیزی یا کسی حسودی می‌کنـه.

791
01:00:06,875 --> 01:00:08,041
‫حسش می‌کنم

792
01:00:08,125 --> 01:00:10,666
‫درد می‌تونـه روشنایی‌بخش باشه

793
01:00:11,750 --> 01:00:14,458
‫اما می‌تونه هم پرتت کنـه توی تاریکی

794
01:00:14,541 --> 01:00:17,250
‫رفیق، یه لطفی بهم بکن

795
01:00:17,375 --> 01:00:19,500
‫آره، یه شماره دارم.
‫فقط آدرسش رو می‌خوام.

796
01:00:21,041 --> 01:00:25,416
‫وقتی می‌ذاری حسادت برات تصمیم بگیره،
‫می‌دونی کاری که می‌کنی درست نیست

797
01:00:27,291 --> 01:00:29,083
‫اما درهرصورت انجامش میدی

798
01:00:35,750 --> 01:00:37,708
‫اون‌وقت چرا انگشتاش شکسته؟

799
01:00:38,708 --> 01:00:40,916
‫اگه قرار بود کسی حسودی کنه،
‫اون لئوئـه

800
01:01:55,458 --> 01:01:58,458
« شرکت کشتی‌رانی یوروتس »

801
01:02:11,375 --> 01:02:12,875
‫اوه

802
01:02:12,916 --> 01:02:14,875
‫مچت رو گرفتم!

803
01:02:16,041 --> 01:02:18,375
‫- الو؟
‫- نذار الیاس از خونه بره

804
01:02:18,375 --> 01:02:20,416
‫دارم میام اونجا.
‫در رو برام باز کن.

805
01:02:20,458 --> 01:02:21,916
‫داری میای خونه؟

806
01:02:22,041 --> 01:02:23,833
‫آره، قضیه رو فهمیدم

807
01:02:23,916 --> 01:02:26,166
‫فهمیدی چطوری لئو رو کشته؟

808
01:02:26,291 --> 01:02:30,375
‫نگهبان‌ها رو بفرست برن و
‫پنج دقیقه دیگه در رو باز کن

809
01:02:31,541 --> 01:02:33,041
‫پنج دقیقه، باشه؟

810
01:03:29,083 --> 01:03:31,541
‫- داری اشتباه می‌کنی. باید بری
‫- کجاس؟

811
01:03:31,583 --> 01:03:33,708
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- بهم گوش کن

812
01:03:33,791 --> 01:03:35,125
‫مچش رو گرفتیم.
‫خب؟

813
01:03:35,208 --> 01:03:36,791
‫بگو کجاس

814
01:03:38,666 --> 01:03:40,041
‫تو بالکنـه

815
01:03:41,416 --> 01:03:44,041
‫زنگ بزن به پلیس.
‫آدری رو هم بیار.

816
01:03:46,916 --> 01:03:48,125
‫نیک؟

817
01:03:48,208 --> 01:03:50,416
‫باید بهم اعتماد کنی

818
01:03:50,541 --> 01:03:52,708
‫برو آدری رو بیار.
‫بیرون می‌بینمت.

819
01:04:10,375 --> 01:04:11,958
‫پنی؟

820
01:04:11,958 --> 01:04:13,583
‫کی دم در بود؟

821
01:04:24,541 --> 01:04:26,875
‫تو خونه‌ی من چی‌کار می‌کنی؟

822
01:04:27,958 --> 01:04:31,333
‫راستش اینجا خونه‌ی تو نیست

823
01:04:33,416 --> 01:04:35,916
‫- زنگ می‌زنم پلیس
‫- خودشون دارن میان

824
01:04:37,041 --> 01:04:39,208
‫اون‌وقت چرا خودشون دارن میان؟

825
01:04:39,291 --> 01:04:41,708
‫الان بهت میگم اما مادرت هم باید بشنوه

826
01:04:41,708 --> 01:04:43,541
‫بی‌اجازه وارد ملک‌مون شدی.
‫باید از اینجا بری.

827
01:04:43,541 --> 01:04:45,541
‫خانم وارداکیس،
‫متوجه شدین که پسرتون

828
01:04:45,541 --> 01:04:48,541
‫از زمانی که برادرش مُرده نتونسته
‫ وظایف مدیرعاملیش رو به‌خوبی انجام نمیده؟

829
01:04:48,541 --> 01:04:49,250
‫مزخرف میگه

830
01:04:49,250 --> 01:04:51,500
‫اولین باری که هم رو دیدیم،
‫خودم رو مامور س.ا.م جا زدم

831
01:04:51,541 --> 01:04:53,458
‫و حرفم رو باور کرد چون گفتم...

832
01:04:53,541 --> 01:04:56,291
‫سرمایه‌گذاری‌های سنگینی
‫از کشورم روی شرکت‌ شما انجام شده

833
01:04:56,375 --> 01:04:58,083
‫البته

834
01:04:59,541 --> 01:05:02,541
‫اما بعدش که بررسی کردم
‫دیدم که شرکت کشتی‌رانی یوروتس

835
01:05:02,541 --> 01:05:04,041
‫سرمایه‌گذار آمریکایی نداره، درستـه؟

836
01:05:04,041 --> 01:05:06,000
‫یه بانک سوئیسی بهتون تسهیلات اعتباری میده

837
01:05:06,041 --> 01:05:07,541
‫- چی داره میگه؟
‫- چمیدونم

838
01:05:07,541 --> 01:05:09,500
‫- چرت و پرت سر هم می‌کنـه
‫- راستش مدرک هم دارم

839
01:05:09,541 --> 01:05:12,375
‫- کپیِ این فایل صوتی رو برام می‌فرستی؟
‫- آره، حتماً

840
01:05:12,375 --> 01:05:13,625
‫جاهایی که

841
01:05:13,708 --> 01:05:16,791
‫سرمایه‌گذاری‌های سنگینی
‫از کشورم روی شرکت‌ شما انجام شده‫

842
01:05:16,833 --> 01:05:19,166
‫البته.
‫میشه کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟‫

843
01:05:19,291 --> 01:05:21,000
‫- این صدای من نیست
‫- صدای خودتـه

844
01:05:21,041 --> 01:05:23,208
‫اما صدای الیاس نیست
‫چون تو اون نیستی

845
01:05:23,291 --> 01:05:26,041
‫خانم وارداکیس، این لئوئـه

846
01:05:26,125 --> 01:05:28,291
‫زده به سرت

847
01:05:28,375 --> 01:05:31,166
‫برادر خودت رو کشتی و
‫جای اون گرفتی

848
01:05:31,166 --> 01:05:33,541
‫اون روز صبح الیاس داشت
‫ از صخره بالا می‌رفت، نه تو

849
01:05:33,541 --> 01:05:34,750
‫اما می‌دونستی اون کجاس

850
01:05:34,750 --> 01:05:37,208
‫چون از بچگی از اون صخره
‫ بالا می‌رفتین، مگه نه؟

851
01:05:37,208 --> 01:05:40,208
‫- الی، این چی داره میگه؟
‫- چرت میگه. به حرفاش گوش نکن

852
01:05:40,208 --> 01:05:43,583
‫اون ساحل از خشکی راه نداره و
‫تو می‌دونستی الیاس سوار قایق موتوری میشـه

853
01:05:43,666 --> 01:05:45,500
‫که یعنی یه قایق دیگه لازم داشتی

854
01:05:45,500 --> 01:05:47,291
‫برای همین رفتی سراغ یانیس

855
01:05:47,291 --> 01:05:48,583
‫خودت رو جای الیاس جا زدی

856
01:05:49,583 --> 01:05:52,000
‫اون هم یه قایق با
‫گواهی ماهیگیری برات جور کرد

857
01:05:52,000 --> 01:05:56,041
‫که اگه کسی توی آب می‌دیدش
‫عجیب نباشـه

858
01:05:56,041 --> 01:05:59,833
‫بعدش هم منتظرت موند و
‫تو رفتی کاری که می‌خواستی رو کردی

859
01:05:59,958 --> 01:06:04,125
‫وقتی برادرم مُرد، من خواب بودم
‫پنه‌لوپه شاهده، مگه نه؟

860
01:06:04,208 --> 01:06:07,291
‫من داشتم شنا می‌کردم

861
01:06:07,333 --> 01:06:09,041
‫خودت این رو بهم گفتی

862
01:06:09,125 --> 01:06:13,416
‫معمولاً ساعت ۷ برای شنا کردن بیدار میشه
‫  و صبحونه‌ش رو کنار استخر می‌خوره

863
01:06:13,416 --> 01:06:15,791
‫یعنی حدوداً ۹۰ دقیقه وقت داشتی

864
01:06:17,958 --> 01:06:22,291
‫با این حال باید عجله می‌کردی تا بتونی
‫ زودتر از برادرت به بالای صخره برسی

865
01:06:48,083 --> 01:06:52,041
‫از ۳۰ متری پرت شد و همونطور که
‫ نقشه کشیده بودی، افتاد و مُرد

866
01:06:52,291 --> 01:06:55,958
‫از زمان دانشگاه می‌خواستی بکشیش،
‫چون پنه‌لوپه رو ازت دزدیده بود

867
01:06:57,083 --> 01:07:02,541
‫چون این تو باید می‌بودی که این زن
فوق‌العاده رو به مامان‌بابات معرفی می‌کنی

868
01:07:02,583 --> 01:07:06,541
‫حتی بعد از این همه سال هم
‫نتونستی ببخشیش

869
01:07:06,583 --> 01:07:09,625
‫اما کشتن برادرت کافی نبود

870
01:07:09,708 --> 01:07:11,291
‫می‌خواستی اون باشی

871
01:07:43,291 --> 01:07:45,541
‫می‌دونستی موقع کالبدشکافی هم
‫چیزی نمی‌فهمن

872
01:07:45,541 --> 01:07:46,666
‫خودت بهم گفتی

873
01:07:46,791 --> 01:07:49,875
‫ما دوقلوی‌های منوزایگوتیک بودیم آقای بالی

874
01:07:49,875 --> 01:07:52,125
‫دیگه نزدیک‌تر از این نمی‌تونستیم باشیم

875
01:07:52,125 --> 01:07:53,875
‫«منوزایگوتیک»

876
01:07:53,875 --> 01:07:58,208
‫باید بررسی می‌کردم.
‫یعنی دی‌ان‌ای‌هاتون ۱۰۰ درصد تشابه داره.

877
01:07:58,291 --> 01:08:01,291
‫البته این رو بگم‌ها،
‫حقه‌ی خوبی زدی

878
01:08:01,375 --> 01:08:02,666
‫همه‌ رو قانع کردی

879
01:08:02,791 --> 01:08:04,666
‫مادرت رو گول زدی

880
01:08:04,791 --> 01:08:07,333
‫بهترین دوست برادرت هم گول زدی

881
01:08:07,916 --> 01:08:09,166
حتی زنش هم گول زدی

882
01:08:09,166 --> 01:08:10,916
‫فهمیده بودم!

883
01:08:10,916 --> 01:08:13,625
‫می‌دونستم فرق می‌کنـه!
‫گفتی چون عزاداری!

884
01:08:13,708 --> 01:08:15,291
‫- وایسا...
‫- بگو که این کار رو نکردی

885
01:08:15,291 --> 01:08:16,500
‫- بگو!
‫- معلومـه که کرده

886
01:08:16,541 --> 01:08:17,541
‫حسودی کرده

887
01:08:17,583 --> 01:08:20,041
‫پنه‌لوپه گفت که اون تو رو ازت گرفته

888
01:08:20,083 --> 01:08:21,333
‫- چی بهت گفته؟
‫- چی‌کار می‌کنی؟

889
01:08:21,333 --> 01:08:23,625
‫خفه‌خون بگیر!

890
01:08:23,708 --> 01:08:25,458
‫چی بهت گفته؟

891
01:08:27,208 --> 01:08:31,833
‫گفت برادرت مثل خودت بود
‫اما فرق می‌کرد

892
01:08:31,916 --> 01:08:34,041
‫خیلی فرق می‌کرد

893
01:08:39,041 --> 01:08:40,583
‫راست میگه؟

894
01:10:32,541 --> 01:10:34,916
‫یه لیوان شامپاین میل دارین؟

895
01:10:35,875 --> 01:10:37,291
‫نه ممنون

896
01:10:48,375 --> 01:10:50,458
‫به حرفم گوش نمی‌کنـه

897
01:10:50,541 --> 01:10:53,083
‫بهش میگم باید برم.
‫میگه نمی‌تونم.

898
01:10:53,166 --> 01:10:54,458
‫گوش نمی‌کنی

899
01:10:54,541 --> 01:10:56,916
‫اینجا حالم داغونـه.
‫گیر افتادم.

900
01:10:59,791 --> 01:11:01,916
‫- قتل
‫- شما فکر می‌کنین همچین چیزی بوده؟

901
01:11:02,041 --> 01:11:03,625
‫تو می‌تونی بهم اعتماد کنی؟

902
01:11:03,708 --> 01:11:05,291
‫خفه‌خون بگیر!

903
01:11:06,375 --> 01:11:07,583
‫می‌دونستم

904
01:11:07,708 --> 01:11:10,291
‫و اگه من این کار رو نکنم،
‫کسِ دیگه‌ای نمی‌کنـه

905
01:11:28,958 --> 01:11:30,333
‫نیک

906
01:11:31,250 --> 01:11:33,791
‫دفعه اولی که هم رو دیدیم

907
01:11:33,875 --> 01:11:37,291
‫گفتی سالی برنام من رو بهت معرفی کرده

908
01:11:39,375 --> 01:11:41,166
‫دروغ گفتی، مگه نه؟

909
01:11:45,916 --> 01:11:47,958
‫نمی‌فهمم

910
01:11:48,041 --> 01:11:51,750
‫خب، من و سالی جدایی خوبی نداشتیم

911
01:11:53,125 --> 01:11:57,208
‫شرط می‌بندم ازش شنیدی که
‫آدم مزخرفی‌ام و

912
01:11:57,291 --> 01:12:00,625
‫و این هم به نفعت بوده،‌ چون کسی رو
‫می‌خواستی که کامل در اختیارت باشه

913
01:12:00,625 --> 01:12:03,250
‫به خدا اگه بدونم چی داری میگی

914
01:12:03,375 --> 01:12:04,875
‫لازم نیست دیگه دروغ بگی

915
01:12:04,916 --> 01:12:06,375
‫به من

916
01:12:08,541 --> 01:12:12,958
‫یه چیزی تو هواپیما یادم اومد،
‫یه چیزی که بهم گفتی

917
01:12:13,791 --> 01:12:17,666
‫یاد حرفی افتادم که زنم بهم گفت

918
01:12:19,541 --> 01:12:23,166
‫گفتی می‌خواستی از پیش شوهرت بری
‫اما اجازه نمی‌داد

919
01:12:28,416 --> 01:12:30,416
‫تموم این مدت زیر سر خودت بود

920
01:12:31,625 --> 01:12:33,500
‫می‌خواستی الیاس بمیره

921
01:13:04,125 --> 01:13:05,750
‫جفت‌مون می‌خواستیم

922
01:13:07,041 --> 01:13:09,458
‫نقشه این بود که

923
01:13:09,541 --> 01:13:12,708
‫من بذارم و برم تا اون تونه
‫شرکت رو تصاحب کنه

924
01:13:12,791 --> 01:13:15,625
‫به‌عنوان الیاس شرکت رو تصاحب کنـه؟

925
01:13:15,666 --> 01:13:17,750
‫به‌عنوان لئو

926
01:13:18,875 --> 01:13:21,125
‫چیزیـه که همیشه دنبالش بود

927
01:13:21,208 --> 01:13:23,125
‫اما خیلی اون شرکت براش مهم نبود

928
01:13:23,208 --> 01:13:25,000
‫چیزی که همیشه دنبالش بود، تو بودی

929
01:13:27,000 --> 01:13:29,000
‫نمی‌دونستم چقدر من رو می‌خواست

930
01:13:31,208 --> 01:13:35,666
‫پس تو بودی که به لئو گفتی
‫الیاس اون روز صبح می‌خواد بره بالای صخره

931
01:13:42,291 --> 01:13:45,875
شاید هم یانیس ترتیب اون قایق رو داده باشه
‫اما هیچوقت سوارش نشده

932
01:13:54,541 --> 01:13:56,041
‫آره

933
01:13:56,125 --> 01:13:59,041
‫بعد این که برگشت
‫نقشه رو عوض کرد

934
01:14:04,208 --> 01:14:06,666
‫فهمیدم.
‫چون تو قرار بود بذاری و بری.

935
01:14:06,750 --> 01:14:08,375
‫و اون هم نمی‌ذاشت

936
01:14:08,458 --> 01:14:09,541
‫اوهوم

937
01:14:09,625 --> 01:14:11,291
‫مثل برادرش

938
01:14:11,375 --> 01:14:12,958
‫البته فرق می‌کرد

939
01:14:13,958 --> 01:14:15,416
‫اوم...

940
01:14:18,208 --> 01:14:20,625
‫با الیاس...

941
01:14:20,708 --> 01:14:23,541
‫پیچیده بود اما عشق هم وجود داشت

942
01:14:24,958 --> 01:14:26,875
‫عشق واقعی

943
01:14:26,916 --> 01:14:28,875
‫و با لئو فقط ترسناک بود

944
01:14:30,666 --> 01:14:32,583
‫برای همین اومدی سراغ من

945
01:14:32,666 --> 01:14:34,416
‫تا اون رو لو بدی

946
01:14:36,000 --> 01:14:38,250
‫و وقتی من رو به دام انداختی،
‫برات راحت بود

947
01:14:53,958 --> 01:14:56,125
‫اونقدرا هم راحت نبود

948
01:14:57,166 --> 01:14:58,583
‫خیلی راحت بود

949
01:15:02,375 --> 01:15:04,208
‫خب چرا به آدری نگفتی؟

950
01:15:04,208 --> 01:15:06,166
‫نمی‌تونستم به آدری بگم

951
01:15:08,791 --> 01:15:10,625
‫حرفم رو باور نمی‌کرد

952
01:15:10,708 --> 01:15:16,916
‫اگه باور هم می‌کرد، لئو یه راهی
‫پیدا می‌کرد که همه‌چیز رو بندازه تقصیر من

953
01:15:18,666 --> 01:15:23,291
‫یکی رو می‌خواستم که حقیقت رو بفهمـه

954
01:15:23,375 --> 01:15:26,000
‫می‌دونستم آدری که بفهمـه
‫یه کاری می‌کنـه

955
01:15:26,125 --> 01:15:29,375
‫من... نمی‌دونستم که اون...

956
01:15:48,000 --> 01:15:50,000
‫نیک.
‫نیک!

957
01:15:50,166 --> 01:15:52,083
‫خودت رو نجات دادی

958
01:15:52,208 --> 01:15:54,208
‫تو رو مقصر این قضیه نمی‌دونم

959
01:15:55,416 --> 01:15:57,958
‫مردی که دوستش داشتی،
‫زندگی‌ای که لایقش بودی رو بهت نداد

960
01:15:57,958 --> 01:15:59,916
‫گفتی می‌خوای بری

961
01:16:00,083 --> 01:16:01,708
‫اما اون نمی‌ذاشت

962
01:16:02,333 --> 01:16:04,916
‫تو گذاشتی زنت بره؟

963
01:16:08,583 --> 01:16:10,583
‫می‌خواستم بکشمش

964
01:16:11,708 --> 01:16:13,625
‫و اون یارو رو

965
01:16:13,708 --> 01:16:15,750
‫نزدیک هم بود این کار رو کنم.
‫حسش می‌کردم...

966
01:16:17,458 --> 01:16:19,083
‫که داشت تموم وجودم رو می‌گرفت

967
01:16:22,375 --> 01:16:24,000
‫اما نکردی

968
01:17:21,708 --> 01:17:23,541
‫تو هم خودت رو نجات دادی

969
01:17:26,583 --> 01:17:28,708
‫به کسی آسیب نزدی

970
01:17:30,208 --> 01:17:32,791
‫دخترت می‌تونه با یه مادر و پدر بزرگ بشـه

971
01:17:36,291 --> 01:17:39,333
‫- من به دردش نمی‌خورم
‫- توی آتن نه

972
01:17:42,333 --> 01:17:45,000
‫از چیزی که فکر می‌کنی
‫مرد خیلی بهتری هستی نیک

973
01:18:04,791 --> 01:18:06,333
‫چی در گوشش گفتی؟

974
01:18:09,208 --> 01:18:11,041
‫حالا دیگه آزادم

975
01:18:14,875 --> 01:18:16,416
‫آزادی

976
01:18:17,791 --> 01:18:19,625
‫این چیزیـه که ایکاروس دنبالش بود

977
01:18:20,708 --> 01:18:22,333
‫آخرش هم به‌خاطرش مرد

978
01:18:32,250 --> 01:18:35,208
‫می‌خوام خودم رو یه آدم آزاد بدونم

979
01:18:37,500 --> 01:18:40,166
‫اما مطمئن نیستم که این واقعیت داشته باشه

980
01:18:41,041 --> 01:18:43,083
‫مثل همه درگیر یه چیزی‌ام

981
01:18:49,083 --> 01:18:50,625
‫اما درست بعدش...

982
01:18:52,791 --> 01:18:55,833
‫از پرواز کردن به سمت خورشید خسته شده بودم

983
01:19:00,125 --> 01:19:01,750
‫چیـه؟

984
01:19:03,958 --> 01:19:05,958
‫سلام، می‌خوام با کلیو حرف بزنم

985
01:19:13,625 --> 01:19:15,041
‫الو؟

986
01:19:16,333 --> 01:19:18,583
‫- بابایی
‫- سلام عزیزم

987
01:19:18,708 --> 01:19:20,541
‫کجایی؟

988
01:19:20,625 --> 01:19:22,375
‫داری میای خونه؟

989
01:19:23,583 --> 01:19:25,500
‫آره، دارم میام خونه
