﻿1
00:01:10,208 --> 00:01:12,375
‏‫همینطور داره ادامه پیدا میکنه...‬

2
00:01:40,916 --> 00:01:43,208
‏‫رد ابزارهایی که اینجا رو حفر کردن...‬

3
00:01:43,958 --> 00:01:45,583
‏‫چهار هزار سال پیش.‬

4
00:02:24,166 --> 00:02:25,833
‏‫ابزارها رو بده.‬

5
00:02:44,583 --> 00:02:46,625
‏‫خنوم-خوفو.‬

6
00:02:47,666 --> 00:02:49,041
‏‫فاروق...‬

7
00:02:49,500 --> 00:02:50,875
‏‫خئوپسِ.‬

8
00:02:51,500 --> 00:02:53,333
‏‫میدونی یعنی چی؟‬

9
00:02:54,625 --> 00:02:57,208
‏‫این یه سرِ یدکیه، یه سر جادویی.‬

10
00:02:58,125 --> 00:03:01,000
‏‫ممکنه تالار سلطنتی درست اونجا باشه.‬

11
00:03:18,291 --> 00:03:23,333
‏‫اینجا پیدا شده و به فرانسه برده شده،‬

12
00:03:23,375 --> 00:03:25,750
‏‫دوم ترمیدور سال هفتم.‬

13
00:03:27,583 --> 00:03:29,875
‏‫این چیه؟ کی نوشته؟‬

14
00:03:29,916 --> 00:03:31,041
‏‫یه توریست.‬

15
00:03:31,083 --> 00:03:32,791
‏‫داری چی میگی؟‬

16
00:03:32,833 --> 00:03:35,375
‏‫یه توریست توی سال 1799.‬

17
00:03:35,708 --> 00:03:37,000
‏‫اردوکشی مصر.‬

18
00:03:37,625 --> 00:03:40,666
‏‫اون موقع ها همه جا یادگاری مینوشتن.‬

19
00:03:40,708 --> 00:03:42,458
‏‫اون حشره زیرش چیه؟‬

20
00:03:43,250 --> 00:03:45,041
‏‫اون چیه؟ مگسه؟‬

21
00:03:46,250 --> 00:03:49,875
‏‫این حس رو نداری که قبلاً یه جایی دیدیمش؟‬

22
00:03:50,500 --> 00:03:53,250
‏‫اتاق های خالی؟‬
‏‫کلی دیدیم، آره!‬

23
00:03:53,291 --> 00:03:55,583
‏‫منظورم این نیست. منظورم اینه.‬

24
00:03:56,708 --> 00:03:58,250
‏‫اینجا رو دیوار کشیدن.‬

25
00:03:58,916 --> 00:04:00,041
‏‫زود باش، یالا!‬

26
00:04:00,083 --> 00:04:02,291
‏‫وسایل درست و حسابی نداریم.‬

27
00:04:02,333 --> 00:04:06,000
‏‫30 ساله منتظر اینم، بعد تو غر میزنی؟‬

28
00:04:06,041 --> 00:04:07,083
‏‫برو جلو!‬

29
00:04:07,125 --> 00:04:08,541
‏‫- کار سختیه.‬
‏‫- خواهش میکنم.‬

30
00:04:09,208 --> 00:04:10,416
‏‫خرابش کن!‬

31
00:04:10,458 --> 00:04:11,791
‏‫برو جلو.‬

32
00:04:11,833 --> 00:04:13,666
‏‫بوی غذای سرخ کرده میاد؟‬

33
00:04:13,708 --> 00:04:15,750
‏‫خیله خب، بسه دیگه.‬

34
00:04:16,208 --> 00:04:18,625
‏‫خودم انجامش میدم.‬
‏‫چکش رو بده.‬

35
00:04:22,208 --> 00:04:22,750
‏‫وایسا!‬

36
00:04:29,000 --> 00:04:29,916
‏‫لعنتی.‬

37
00:04:29,958 --> 00:04:31,208
‏‫خوبم، حالم خوبه.‬

38
00:04:31,708 --> 00:04:33,083
‏‫- خوبی؟‬
‏‫- عجله کن!‬

39
00:04:43,708 --> 00:04:45,625
‏‫گفتم که وسایلش رو نداریم!‬

40
00:05:01,083 --> 00:05:03,375
‏‫- کارت خوب بود، فاروق.‬
‏‫- لعنتی!‬

41
00:05:03,416 --> 00:05:05,833
‏‫اون گنج 4000 ساله که گم شده.‬

42
00:05:05,875 --> 00:05:08,291
‏‫و ما یه سرنخ جدید باورنکردنی داریم!‬

43
00:05:08,333 --> 00:05:10,291
‏‫- کجا؟‬
‏‫- موزه، زود باش.‬

44
00:06:08,708 --> 00:06:12,458
‏‫جویندگان گنج‬

45
00:06:18,708 --> 00:06:20,916
‏‫توریستا واقعاً بلای جون مصر هستن.‬

46
00:06:21,833 --> 00:06:23,041
‏‫پروفسور رابینسون؟‬

47
00:06:23,083 --> 00:06:25,291
‏‫اشتباه گرفتید، ببخشید.‬
‏‫روز خوبی داشته باشید.‬

48
00:06:26,791 --> 00:06:29,416
‏‫اوناهاش.‬
‏‫نگران نباش، برات توضیح میدم.‬

49
00:06:30,666 --> 00:06:33,166
‏‫حفاری غیر مجاز؟‬
‏‫چه نبوغی.‬

50
00:06:33,416 --> 00:06:34,750
‏‫مگه دیوونه شدی؟‬

51
00:06:34,791 --> 00:06:37,333
‏‫- هیچکس نشناختمون.‬
‏‫- اتفاقا کل قاهره!‬

52
00:06:37,375 --> 00:06:41,166
‏‫اگه سه سال پیش اجازه داده بودی حفاری کنم،‬
‏‫این وضع رو نداشتیم!‬

53
00:06:41,875 --> 00:06:43,916
‏‫- میفتی زندان.‬
‏‫- قضیه خیلی جدیه.‬

54
00:06:43,958 --> 00:06:46,000
‏‫- حق با کریستین بود.‬
‏‫- "حق با کریستین بود."‬

55
00:06:46,041 --> 00:06:48,875
‏‫در مورد چی؟‬
‏‫مقبره سلطنتی رو پیدا کردی؟‬

56
00:06:48,916 --> 00:06:53,125
‏‫نه، ولی مدرک دارم که گنجینه‬
‏‫خئوپس جابجا شده.‬

57
00:06:55,125 --> 00:06:55,833
‏‫دفتر من.‬

58
00:06:55,875 --> 00:06:57,333
‏‫برای جلوگیری از غارت!‬

59
00:06:57,583 --> 00:07:01,291
‏‫گنجینه های سِتی یکم و‬
‏‫رامسس دوم رو کجا پیدا کردیم؟‬

60
00:07:01,333 --> 00:07:04,125
‏‫در مورد خئوپس هم دقیقا همینه.‬

61
00:07:04,166 --> 00:07:06,625
‏‫باز که این تئوری رو شروع کردی...‬

62
00:07:06,666 --> 00:07:08,666
‏‫شماها که نمی خواین گوش بدین!‬

63
00:07:08,708 --> 00:07:10,458
‏‫دقیقا چی پیدا کردی؟‬

64
00:07:10,750 --> 00:07:12,083
‏‫سر ذخیره خئوپس.‬

65
00:07:12,125 --> 00:07:14,750
‏‫- سر ذخیره خئوپس؟‬
‏‫- بله.‬

66
00:07:15,000 --> 00:07:17,375
‏‫و مدرکی که نشون میده گنجینه جابجا شده.‬

67
00:07:17,708 --> 00:07:18,833
‏‫اونو فهمیدم.‬

68
00:07:18,875 --> 00:07:21,125
‏‫نه، بلکه دو بار جابجا شده!‬

69
00:07:21,166 --> 00:07:24,041
‏‫دو بار، می فهمی؟‬
‏‫اول در دوران باستان‬

70
00:07:24,125 --> 00:07:25,750
‏‫و بار دوم‬

71
00:07:25,791 --> 00:07:29,458
‏‫به فرانسه،‬
‏‫در جریان لشکرکشی بناپارت به مصر!‬

72
00:07:29,500 --> 00:07:30,916
‏‫- به فرانسه؟‬
‏‫- به فرانسه.‬

73
00:07:32,750 --> 00:07:33,500
‏‫مطمئنی؟‬

74
00:07:34,500 --> 00:07:35,500
‏‫پلیسه.‬

75
00:07:38,500 --> 00:07:39,250
‏‫الو؟‬

76
00:07:40,000 --> 00:07:42,166
‏‫الو، جناب بازرس.‬

77
00:07:42,750 --> 00:07:43,666
‏‫در مورد...؟‬

78
00:07:44,416 --> 00:07:45,916
‏‫پروفسور رابینسون؟‬

79
00:07:47,333 --> 00:07:50,250
‏‫- پلیس بود!‬
‏‫- دوباره زنگ می زنن.‬

80
00:07:50,250 --> 00:07:51,291
‏‫نگاه کن!‬

81
00:07:51,583 --> 00:07:55,416
‏‫"در اینجا پیدا شد و به فرانسه برده شد،‬
‏‫دوم ترمیدور سال هفتم."‬

82
00:07:55,458 --> 00:07:58,583
‏‫این یعنی چی؟‬
‏‫یعنی جولای ۱۷۹۹!‬

83
00:07:58,625 --> 00:08:02,125
‏‫بغل سر خئوپس چی "پیدا" شده؟‬

84
00:08:02,375 --> 00:08:06,750
‏‫چی "پیدا" شده که انقدر مهم بوده‬
‏‫که مجبور شدن یه پیغام بذارن؟‬

85
00:08:06,791 --> 00:08:08,250
‏‫باید جواب بدم.‬

86
00:08:08,291 --> 00:08:11,833
‏‫انگلیسی ها هم همین نوشته رو‬
‏‫برای سنگ روزتا گذاشتن.‬

87
00:08:13,333 --> 00:08:14,333
‏‫فایزه،‬

88
00:08:14,791 --> 00:08:16,125
‏‫راجع به بازگردوندن چی؟‬

89
00:08:16,583 --> 00:08:21,250
‏‫تو تمام روزهات رو صرف این می کنی که از دنیا خواهش کنی‬
‏‫گنجینه هایی که مال اینجاست رو برگردونن.‬

90
00:08:21,250 --> 00:08:22,750
‏‫بهت قول میدم،‬

91
00:08:22,791 --> 00:08:27,333
‏‫اگه گنجینه خئوپس تو فرانسه باشه،‬
‏‫شخصا برش می گردونم به مصر.‬

92
00:08:32,583 --> 00:08:34,333
‏‫بله، جناب بازرس...‬

93
00:08:35,208 --> 00:08:38,083
‏‫بله، عجیبه، ارتباطمون قطع شد.‬

94
00:08:38,125 --> 00:08:39,291
‏‫داشتی می گفتی؟‬

95
00:08:40,041 --> 00:08:41,541
‏‫یه شاهد اونو شناسایی کرده؟‬

96
00:08:42,791 --> 00:08:44,458
‏‫آدرس رابینسون؟‬

97
00:08:47,791 --> 00:08:49,541
‏‫خیابان الطابیه، پلاک ۳.‬

98
00:08:51,541 --> 00:08:53,708
‏‫خداحافظ، جناب بازرس.‬

99
00:08:57,125 --> 00:08:58,208
‏‫ممنون.‬

100
00:08:58,458 --> 00:09:00,416
‏‫دست خالی برنگردی.‬

101
00:09:01,791 --> 00:09:02,875
‏‫و قاهره رو ترک کن.‬

102
00:09:03,958 --> 00:09:05,250
‏‫نمیخوام اینجا باشی.‬

103
00:09:08,083 --> 00:09:10,208
‏‫از طریق اسکندریه میریم.‬

104
00:09:10,250 --> 00:09:12,333
‏‫اونجا قایم میشم. یه رفیق دارم که...‬

105
00:09:14,375 --> 00:09:16,666
‏‫داری چیکار میکنی؟ وقت نداریم!‬

106
00:09:16,708 --> 00:09:18,791
‏‫- اونجا.‬
‏‫- میدونی تو خطریم؟‬

107
00:09:18,833 --> 00:09:19,958
‏‫نگاه کن.‬

108
00:09:22,041 --> 00:09:24,000
‏‫- مگسه؟‬
‏‫- نه، نه مگس.‬

109
00:09:24,291 --> 00:09:25,208
‏‫مورچه.‬

110
00:09:25,666 --> 00:09:27,333
‏‫این نشونه‌ی...‬

111
00:09:27,791 --> 00:09:28,791
‏‫دی وی دی؟‬

112
00:09:28,833 --> 00:09:31,041
‏‫دقیقاً، دومینیک ویوان دنون.‬

113
00:09:31,083 --> 00:09:33,708
‏‫اون با بناپارت به مصر اومد.‬

114
00:09:34,208 --> 00:09:37,666
‏‫مطمئنم اون کسیه که این پیام رو نوشته.‬

115
00:09:38,291 --> 00:09:42,541
‏‫دومینیک ویوان دنون سال ۱۷۹۹ با بناپارت‬
‏‫به فرانسه برگشت،‬

116
00:09:42,583 --> 00:09:45,500
‏‫در حالی که بقیه محقق‌ها‬
‏‫تو مصر موندن.‬

117
00:09:45,541 --> 00:09:47,291
‏‫- چرا اون نموند؟‬
‏‫- دقیقاً.‬

118
00:09:48,208 --> 00:09:49,041
‏‫چرا؟‬

119
00:09:49,083 --> 00:09:51,916
‏‫و عجیب اینجاست، وقتی به فرانسه برگشت...‬

120
00:09:51,958 --> 00:09:52,916
‏‫گذرنامه؟‬

121
00:09:52,958 --> 00:09:55,708
‏‫ناپلئون اونو به عنوان رئیس‬
‏‫موزه لوور منصوب کرد!‬

122
00:09:55,750 --> 00:09:57,791
‏‫این ترفیع همه رو گیج کرد.‬

123
00:09:57,833 --> 00:09:58,750
‏‫خب؟‬

124
00:09:58,791 --> 00:10:00,958
‏‫شاید برای تشکر ازش بود.‬

125
00:10:01,333 --> 00:10:03,708
‏‫شاید برای تشکر ازش بود‬

126
00:10:03,750 --> 00:10:05,625
‏‫برای پیدا کردن یه گنج خیره کننده؟‬

127
00:10:05,666 --> 00:10:08,791
‏‫کریستین، این عالیه، ولی باید بریم.‬

128
00:10:08,833 --> 00:10:09,666
‏‫زود باش!‬

129
00:10:10,791 --> 00:10:12,958
‏‫همینه! فهمیدم.‬

130
00:10:13,000 --> 00:10:14,291
‏‫چی رو فهمیدی؟‬

131
00:10:14,333 --> 00:10:16,958
‏‫چرا حس میکردم قبلاً اونجا رو دیدم.‬

132
00:10:17,000 --> 00:10:19,166
‏‫- چرا؟‬
‏‫- چون دیده بودمش.‬

133
00:10:19,208 --> 00:10:20,250
‏‫کجا؟‬

134
00:10:21,666 --> 00:10:22,875
‏‫تو پاریس.‬

135
00:10:35,708 --> 00:10:36,708
‏‫نگاه کن.‬

136
00:10:39,791 --> 00:10:41,500
‏‫وای. حالا دیگه مطمئن شدیم.‬

137
00:10:42,333 --> 00:10:43,625
‏‫آره، قطعاً.‬

138
00:10:44,166 --> 00:10:46,125
‏‫باید زودتر به ما خبر میدادن.‬

139
00:10:46,166 --> 00:10:47,208
‏‫اینا کین؟‬

140
00:10:47,250 --> 00:10:49,458
‏‫مزاحم های اداره باستان شناسی منطقه ای.‬

141
00:10:50,125 --> 00:10:51,208
‏‫آبا م‌م؟‬

142
00:10:51,500 --> 00:10:53,833
‏‫جدی؟ برای این آشغال ها؟‬

143
00:11:01,625 --> 00:11:04,250
‏‫دارن چیکار میکنن؟ عقلشون رو از دست دادن؟‬

144
00:11:04,500 --> 00:11:06,666
‏‫تمومش کنید! پایین آدم هست.‬

145
00:11:07,291 --> 00:11:09,125
‏‫بهتون میگم کی دوباره شروع کنیم.‬

146
00:11:11,000 --> 00:11:12,666
‏‫خیلی طول میکشه؟‬

147
00:11:14,875 --> 00:11:16,541
‏‫این شک ما رو تأیید میکنه.‬

148
00:11:17,333 --> 00:11:20,041
‏‫این یه قاشق چایخوری رومی-گالی مربوط به قرن سومه.‬

149
00:11:20,083 --> 00:11:22,250
‏‫و یه تیکه از یه کاسه. مال همون دوره‌س.‬

150
00:11:22,291 --> 00:11:24,958
‏‫اوه، یه کاسه و یه قاشق. عالیه.‬

151
00:11:25,458 --> 00:11:27,541
‏‫فقط یه کم کورن فلکس کم داری!‬

152
00:11:28,666 --> 00:11:31,791
‏‫فکر کنم هممون موافقیم، خیلی مهم نیست، درسته؟‬

153
00:11:31,833 --> 00:11:33,833
‏‫ممنون از نظر کارشناسیت.‬

154
00:11:33,875 --> 00:11:34,833
‏‫خواهش می‌کنم.‬

155
00:11:34,875 --> 00:11:37,083
‏‫ما می‌خوایم درخواست توقف کار رو بدیم.‬

156
00:11:37,125 --> 00:11:38,375
‏‫باشه، هر کاری دوست داری بکن.‬

157
00:11:38,416 --> 00:11:39,208
‏‫ببخشید؟‬

158
00:11:39,250 --> 00:11:41,583
‏‫کار داریم که باید تمومش کنیم، فهمیدی؟‬

159
00:11:41,625 --> 00:11:45,125
‏‫مثل همیشه از وزیر می‌خوایم دخالت کنه، بعدش ادامه می‌دیم.‬

160
00:11:45,375 --> 00:11:47,125
‏‫کارگرای مترو همه‌شون مثل همن.‬

161
00:11:47,166 --> 00:11:49,666
‏‫مثل موش کورهای نشئه تونل می‌کنن.‬

162
00:11:54,125 --> 00:11:56,208
‏‫دستگاه‌هاتون بهتون حس قدرت می‌ده؟‬

163
00:11:58,375 --> 00:11:59,208
‏‫آره.‬

164
00:12:00,041 --> 00:12:01,083
‏‫و حماقت؟‬

165
00:12:01,833 --> 00:12:02,958
‏‫خیلی خب، بسه دیگه.‬

166
00:12:04,833 --> 00:12:06,250
‏‫برگردین سر کارتون.‬

167
00:12:09,500 --> 00:12:10,416
‏‫لعنتی.‬

168
00:12:12,666 --> 00:12:14,125
‏‫حالت خوبه، ایزیس؟‬

169
00:12:14,416 --> 00:12:15,416
‏‫نه.‬

170
00:12:15,666 --> 00:12:16,666
‏‫چی شده؟‬

171
00:12:16,958 --> 00:12:19,041
‏‫- بابام پاریسه.‬
‏‫- لعنتی.‬

172
00:12:19,083 --> 00:12:20,000
‏‫آره.‬

173
00:12:46,916 --> 00:12:49,208
‏‫یه مسئله استرداد هم هست.‬

174
00:12:49,583 --> 00:12:51,666
‏‫درخواست‌های خیلی زیادی هست. مخصوصاً از طرف مصر.‬

175
00:12:51,708 --> 00:12:53,708
‏‫بین چیزهایی که امروز غارت می‌شه‬

176
00:12:53,750 --> 00:12:55,458
‏‫با گذشته، یه پایانی نداره.‬

177
00:12:55,500 --> 00:12:58,375
‏‫اگه همه‌شون رو پس بدیم، موزه لوور خالی می‌شه!‬

178
00:12:58,416 --> 00:13:00,291
‏‫من باید چیکار کنم؟‬

179
00:13:00,333 --> 00:13:01,875
‏‫- تو؟ هیچی.‬
‏‫- واقعاً؟‬

180
00:13:01,916 --> 00:13:04,000
‏‫زودی دیگه مشکل تو نخواهد بود.‬

181
00:13:05,375 --> 00:13:06,500
‏‫منظورت چیه؟‬

182
00:13:06,541 --> 00:13:10,083
‏‫ما برای این رسوایی قاچاق به یه قربانی نیاز داریم...‬

183
00:13:13,583 --> 00:13:14,708
‏‫گیوم!‬

184
00:13:15,083 --> 00:13:16,166
‏‫اوه نه.‬

185
00:13:16,208 --> 00:13:17,583
‏‫سلام، گیوم.‬

186
00:13:17,625 --> 00:13:20,000
‏‫کریستین، مگه تو قاهره نیستی؟‬

187
00:13:20,041 --> 00:13:21,583
‏‫من دیگه قاهره نیستم.‬

188
00:13:21,625 --> 00:13:23,750
‏‫- از قاهره اومدی؟‬
‏‫- بله.‬

189
00:13:23,791 --> 00:13:25,666
‏‫ما داشتیم در مورد مصر صحبت می‌کردیم.‬

190
00:13:25,708 --> 00:13:26,458
‏‫واقعاً؟‬

191
00:13:26,500 --> 00:13:29,166
‏‫بازرس کامیل کنسولاتی، OCBC.‬

192
00:13:30,041 --> 00:13:32,875
‏‫یعنی قاچاق آثار هنری، درسته؟‬

193
00:13:32,916 --> 00:13:34,500
‏‫- دقیقاً.‬
‏‫- فهمیدم.‬

194
00:13:34,541 --> 00:13:37,416
‏‫پدر خانومم، کریستین رابینسون، مصرشناس.‬

195
00:13:37,458 --> 00:13:39,875
‏‫عالیه. شما تو قاهره زندگی می‌کنین؟‬

196
00:13:39,916 --> 00:13:41,416
‏‫آره، من اون‌جا زندگی می‌کنم.‬

197
00:13:41,791 --> 00:13:43,125
‏‫این رو از من پنهون کردی.‬

198
00:13:43,958 --> 00:13:45,750
‏‫من چیزی رو پنهون نکردم، من...‬

199
00:13:45,791 --> 00:13:47,625
‏‫ما باید خصوصی با هم حرف بزنیم.‬

200
00:13:47,666 --> 00:13:50,125
‏‫- ببخشید.‬
‏‫- درسته، ببخشید...‬

201
00:13:50,166 --> 00:13:51,916
‏‫- روز خوبی داشته باشین.‬
‏‫- ببخشید.‬

202
00:13:52,166 --> 00:13:53,541
‏‫چرا اینجایی؟‬

203
00:13:53,583 --> 00:13:55,333
‏‫نتونستم پیدات کنم!‬

204
00:13:55,375 --> 00:13:57,791
‏‫- اون رو می‌شناسی؟‬
‏‫- فقط تعریفش رو شنیدم.‬

205
00:13:58,208 --> 00:14:00,291
‏‫- خب؟‬
‏‫- باهوش و رک.‬

206
00:14:00,750 --> 00:14:02,333
‏‫یه کم لغزنده‌اس.‬

207
00:14:04,166 --> 00:14:07,125
‏‫خیلی موقع بدیه. مثل همیشه.‬
‏‫مخصوصاً امروز.‬

208
00:14:07,166 --> 00:14:09,708
‏‫ماه‌ها خبری نبود، بعد یهو پیدات شد!‬

209
00:14:10,000 --> 00:14:11,250
‏‫- گرفتی چی شد؟‬
‏‫- بله.‬

210
00:14:11,291 --> 00:14:12,791
‏‫دفتر من اون طرفه...‬

211
00:14:12,833 --> 00:14:14,750
‏‫- من ویوان دنون رو می‌خوام.‬
‏‫- چی؟‬

212
00:14:14,791 --> 00:14:17,083
‏‫من موزه لوور رو از حفظم.‬

213
00:14:18,583 --> 00:14:21,333
‏‫چرا می‌خوای بری‬
‏‫به دفتر قدیمی دنون؟‬

214
00:14:21,833 --> 00:14:23,500
‏‫من وقت این کارا رو ندارم.‬

215
00:14:24,250 --> 00:14:27,375
‏‫پس الان گنج‬
‏‫خئوپس تو فرانسه است؟‬

216
00:14:31,500 --> 00:14:33,416
‏‫عقل رو زائل می‌کنه، نه؟‬

217
00:14:33,458 --> 00:14:36,125
‏‫هیچی رو زائل نمی‌کنه.‬
‏‫این ایده من رو وحشت‌زده می‌کنه.‬

218
00:14:36,791 --> 00:14:38,125
‏‫مسخره‌اس.‬

219
00:14:43,375 --> 00:14:44,833
‏‫این فوق‌العاده‌اس.‬

220
00:14:45,250 --> 00:14:50,875
‏‫همه‌چیز دقیقاً همون‌جوری مونده‬
‏‫که ویوان دنون سال ۱۸۱۵ گذاشت.‬

221
00:15:01,375 --> 00:15:04,541
‏‫هنوز هم می‌تونی حضورش رو حس کنی.‬
‏‫خیلی عجیبه.‬

222
00:15:08,750 --> 00:15:10,541
‏‫کریستین، چرا ما اینجاییم؟‬

223
00:15:13,000 --> 00:15:14,166
‏‫کریستین؟‬

224
00:15:21,791 --> 00:15:23,541
‏‫بزن در هدف، جایزه رو بردی!‬

225
00:15:25,208 --> 00:15:26,333
‏‫بزن در هدف، جایزه رو بردی.‬

226
00:15:26,666 --> 00:15:28,791
‏‫می‌دونستم اون‌جا رو قبلاً دیدم.‬

227
00:15:28,791 --> 00:15:30,750
‏‫تاریخش یکیه، بیا ببین!‬

228
00:15:30,791 --> 00:15:31,541
‏‫چی؟‬

229
00:15:32,458 --> 00:15:33,750
‏‫گنج خئوپس،‬

230
00:15:33,791 --> 00:15:38,250
‏‫همون‌طور که دومینیک ویوان دنون کشیده‬
‏‫در سال ۱۷۹۹.‬

231
00:15:38,625 --> 00:15:41,291
‏‫تو قاهره. قبل از اینکه بیارتش فرانسه.‬

232
00:15:41,333 --> 00:15:44,541
‏‫پس این نقاشی ۲۰۰ ساله اینجاست‬
‏‫و هیچ‌کی ندیده؟‬

233
00:15:44,583 --> 00:15:47,541
‏‫چطور می‌تونستن ببینن؟‬
‏‫اسمی از خئوپس نبرده.‬

234
00:15:48,166 --> 00:15:50,333
‏‫وقتی دنون این گنج رو کشید‬

235
00:15:50,375 --> 00:15:53,166
‏‫هنوز موفق به رمزگشایی هیروگلیف نشده بودیم.‬

236
00:15:53,250 --> 00:15:55,125
‏‫باید تا سال ۱۸۲۲ صبر می‌کردیم،‬

237
00:15:55,541 --> 00:15:56,583
‏‫شامپولیون،‬

238
00:15:57,083 --> 00:15:59,125
‏‫تا شروع کنیم به فهمیدنش.‬

239
00:15:59,166 --> 00:16:01,833
‏‫ولی اگه دقیق‬
‏‫به تابوت نگاه کنی،‬

240
00:16:02,291 --> 00:16:03,916
‏‫می‌بینی که از سنگ ساخته شده.‬

241
00:16:04,291 --> 00:16:06,166
‏‫نه چوب، سنگ.‬

242
00:16:06,791 --> 00:16:08,041
‏‫از جنس کلسیت.‬

243
00:16:08,458 --> 00:16:10,041
‏‫کلسیت یعنی پادشاهی کهن.‬

244
00:16:10,041 --> 00:16:10,791
‏‫این خئوپس!‬

245
00:16:14,791 --> 00:16:16,875
‏‫میتونم روت حساب کنم که کمکم کنی؟‬

246
00:16:17,666 --> 00:16:20,416
‏‫نمیدونم. فکر نکنم ایده خوبی باشه.‬

247
00:16:20,458 --> 00:16:23,208
‏‫- چرا؟‬
‏‫- حتی اگه میخواستم هم نمیتونستم.‬

248
00:16:23,291 --> 00:16:25,625
‏‫- چیه؟ چی شده؟‬
‏‫- میخوان اخراجم کنن.‬

249
00:16:25,958 --> 00:16:27,708
‏‫- لعنتی.‬
‏‫- آره.‬

250
00:16:29,416 --> 00:16:30,291
‏‫ایسیس ترکم کرد.‬

251
00:16:30,875 --> 00:16:31,875
‏‫جدی؟‬

252
00:16:32,833 --> 00:16:35,250
‏‫اخراجت الان خیلی بد موقع‌ست.‬

253
00:16:35,291 --> 00:16:36,208
‏‫لعنت بهش!‬

254
00:16:36,250 --> 00:16:38,000
‏‫مطمئنم یه پسری رو دیده.‬

255
00:16:38,041 --> 00:16:39,833
‏‫عجیبه.‬

256
00:17:31,291 --> 00:17:32,708
‏‫اون تو رو شناخت؟‬

257
00:17:33,458 --> 00:17:35,291
‏‫- فکر نکنم.‬
‏‫- جدی میگی؟‬

258
00:17:35,750 --> 00:17:38,041
‏‫شوخی کردم، معلومه که شناخت!‬

259
00:17:38,083 --> 00:17:39,125
‏‫منو ترسوندی.‬

260
00:17:46,083 --> 00:17:47,166
‏‫لعنتی، عجب چیزیه.‬

261
00:17:50,083 --> 00:17:51,916
‏‫داره راجع به چی حرف میزنه؟‬

262
00:17:51,958 --> 00:17:52,958
‏‫نمیدونم.‬

263
00:17:53,208 --> 00:17:56,041
‏‫اون ماجرای گنج خوفو رو میدونی؟‬

264
00:17:56,291 --> 00:17:58,875
‏‫- دوباره همون؟‬
‏‫- میگه تو پاریس مخفی شده.‬

265
00:17:59,333 --> 00:18:01,375
‏‫حالا تو پاریس؟ گوش کن...‬

266
00:18:01,416 --> 00:18:03,666
‏‫هیچ حرفی رو باور نکن، باشه؟‬

267
00:18:03,708 --> 00:18:05,208
‏‫فهمیدی؟ به من اعتماد کن.‬

268
00:18:05,250 --> 00:18:06,916
‏‫عزیزم، اینجایی؟‬

269
00:18:07,500 --> 00:18:10,500
‏‫دختر نازنینم!‬
‏‫از دیدنت خوشحالم.‬

270
00:18:10,541 --> 00:18:12,708
‏‫- چطوری؟‬
‏‫- اوه، عزیزم!‬

271
00:18:14,458 --> 00:18:16,458
‏‫بهت گفتم کوشاری رو کم کن!‬

272
00:18:16,500 --> 00:18:18,583
‏‫باورم نمیشه.‬

273
00:18:19,666 --> 00:18:20,791
‏‫این چیه؟‬

274
00:18:20,833 --> 00:18:24,000
‏‫آب، برای پاستای جولین. اون کوشاری دوست نداره.‬

275
00:18:24,041 --> 00:18:26,125
‏‫کوشاری که با عشق درست کردم؟‬

276
00:18:26,166 --> 00:18:28,291
‏‫از این کوشاری خوشت نمیاد؟‬

277
00:18:28,333 --> 00:18:30,625
‏‫اون میتونه بچشه، نمیکشتش که!‬

278
00:18:30,666 --> 00:18:33,333
‏‫"وای خدای من، کوشاری خیلی تنده!"‬

279
00:18:33,375 --> 00:18:35,333
‏‫مامان چیکار کنه؟‬

280
00:18:35,375 --> 00:18:39,375
‏‫اون ماکارونی درست میکنه‬
‏‫با کره و نمک‬

281
00:18:39,708 --> 00:18:41,833
‏‫برای بچه کوچولوی ظریفش،‬

282
00:18:41,875 --> 00:18:45,583
‏‫که تندی، شرق،‬
‏‫ماجراجویی یا خوشحالی رو دوست نداره.‬

283
00:18:45,625 --> 00:18:48,875
‏‫نمیخوام دخالت کنم،‬
‏‫ولی فکر کنم خیلی لوسش میکنی.‬

284
00:18:48,916 --> 00:18:50,208
‏‫آره، بهتره دخالت نکنی.‬

285
00:18:51,375 --> 00:18:55,083
‏‫چرا نگفتی با گیوم بهم زدی؟‬

286
00:18:57,000 --> 00:18:58,000
‏‫نمیدونم.‬

287
00:18:58,541 --> 00:19:00,541
‏‫شاید چون اصلا حرف نمیزنیم‬

288
00:19:00,583 --> 00:19:02,541
‏‫و چهار ساله همدیگه رو ندیدیم؟‬

289
00:19:02,583 --> 00:19:05,708
‏‫- چهار سال نشده.‬
‏‫- جدی میگی؟‬

290
00:19:06,125 --> 00:19:08,833
‏‫میدونم عادت داری‬
‏‫به شمردن به صورت هزاره.‬

291
00:19:09,375 --> 00:19:10,666
‏‫زمان نسبیه، اما...‬

292
00:19:11,458 --> 00:19:14,458
‏‫خوشمزه‌ست.‬
‏‫کوشاری منو امتحان میکنی؟‬

293
00:19:14,500 --> 00:19:15,916
‏‫نه، دوست ندارم.‬

294
00:19:16,250 --> 00:19:18,833
‏‫واقعا؟ این جدیده.‬
‏‫چی تو سرت میگذره؟‬

295
00:19:18,875 --> 00:19:21,041
‏‫خوشم نیومد.‬
‏‫به نظرم مزخرفه.‬

296
00:19:22,375 --> 00:19:24,125
‏‫خب، حس و حال اینجا خوبه.‬

297
00:19:24,166 --> 00:19:26,083
‏‫خوشحالم که خوشت اومده.‬

298
00:19:26,125 --> 00:19:28,583
‏‫چه استقبال باشکوهی.‬

299
00:19:28,958 --> 00:19:31,041
‏‫به هر حال، لطف کردید بازسازی کردید،‬

300
00:19:31,083 --> 00:19:33,333
‏‫ولی شاید باید قبل از تصرف‬

301
00:19:33,375 --> 00:19:35,791
‏‫کردن اتاقم اجازه می‌گرفتید.‬
‏‫من کجا بخوابم؟‬

302
00:19:35,833 --> 00:19:37,625
‏‫تو که اینجا نبودی!‬
‏‫پس، ببخشید.‬

303
00:19:37,666 --> 00:19:40,250
‏‫من الان دیگه کجام پس؟‬

304
00:19:40,291 --> 00:19:42,000
‏‫من اینجام، خیالت راحت!‬

305
00:19:42,041 --> 00:19:44,666
‏‫کافیه.‬
‏‫دیگه عصبانی نشیم.‬

306
00:19:44,708 --> 00:19:47,000
‏‫خیلی خوشحالم که دخترمو می‌بینم.‬

307
00:19:47,041 --> 00:19:48,041
‏‫عالیه.‬

308
00:19:48,916 --> 00:19:50,625
‏‫پس خوب گوش کن.‬

309
00:19:51,041 --> 00:19:52,416
‏‫می‌دونی چیکار می‌کنیم؟‬

310
00:19:52,458 --> 00:19:54,625
‏‫تو بشین.‬
‏‫هیچ کاری نکن.‬

311
00:19:54,666 --> 00:19:57,208
‏‫من درستش می‌کنم.‬
‏‫و خبرمو بهت می‌گم.‬

312
00:19:57,250 --> 00:20:01,500
‏‫باید بهت بگم.‬
‏‫خیلی عجیبه. خئوپس...‬

313
00:20:01,541 --> 00:20:02,500
‏‫- خئوپس؟‬
‏‫- آره.‬

314
00:20:03,291 --> 00:20:04,375
‏‫پلیس!‬

315
00:20:07,750 --> 00:20:09,166
‏‫پاشید! پاشید!‬

316
00:20:09,208 --> 00:20:10,708
‏‫کسی پشت ساختمون نیست؟‬

317
00:20:13,250 --> 00:20:14,500
‏‫پشت ساختمون امنه!‬

318
00:20:21,625 --> 00:20:23,125
‏‫هنوزم نمی‌خوای حرف بزنی؟‬

319
00:20:23,666 --> 00:20:24,958
‏‫کی مسئول اینجاست؟‬

320
00:20:25,000 --> 00:20:26,041
‏‫اعلامیه اینترپل.‬

321
00:20:26,083 --> 00:20:27,500
‏‫ببریدشون داخل.‬

322
00:20:33,875 --> 00:20:35,500
‏‫سال ۲۰۱۱ تو قاهره دزدیده شده.‬

323
00:20:35,541 --> 00:20:37,625
‏‫و این ونوس هم مال پالمیراست.‬

324
00:20:37,875 --> 00:20:38,958
‏‫مثل مادرم.‬

325
00:20:39,000 --> 00:20:41,041
‏‫غارت رو آنلاین پست کردن.‬

326
00:21:34,750 --> 00:21:36,333
‏‫تو خبرچینی؟‬

327
00:21:36,375 --> 00:21:37,541
‏‫من هیچوقت خبرچینی نکردم.‬

328
00:21:37,583 --> 00:21:40,958
‏‫می‌دونم تو بودی‬
‏‫که آدرس رو به پلیس دادی.‬

329
00:21:48,875 --> 00:21:50,583
‏‫تو چند سالته اصلا؟‬

330
00:21:50,625 --> 00:21:51,875
‏‫خب، ۱۶.‬

331
00:21:52,166 --> 00:21:52,916
‏‫درسته.‬

332
00:21:53,916 --> 00:21:56,208
‏‫- مامانت جوون‌تر بود.‬
‏‫- وقت شامه!‬

333
00:21:56,250 --> 00:21:58,708
‏‫مادرش وقتی ۱۲ سالش بود مُرد، می‌دونستی؟‬

334
00:21:58,750 --> 00:22:00,916
‏‫- تو تصادف ماشین؟‬
‏‫- آره.‬

335
00:22:02,125 --> 00:22:03,958
‏‫مامانت دوست داره؟‬

336
00:22:05,166 --> 00:22:06,166
‏‫نمی‌دونم.‬

337
00:22:06,916 --> 00:22:07,916
‏‫فکر نکنم.‬

338
00:22:08,166 --> 00:22:11,500
‏‫می‌گه اون و بابا‬
‏‫هیچ وجه اشتراکی ندارن، جز من...‬

339
00:22:12,791 --> 00:22:15,041
‏‫مامانت برای ماجراجویی ساخته شده بود،‬

340
00:22:15,083 --> 00:22:17,958
‏‫ولی باستان‌شناسی اداری رو انتخاب کرد.‬
‏‫عجیبه...‬

341
00:22:18,333 --> 00:22:19,958
‏‫جولین، پاستات حاضره.‬

342
00:22:20,000 --> 00:22:21,000
‏‫دارم میام.‬

343
00:22:21,041 --> 00:22:23,625
‏‫دست به سیاه و سفید نزن، خودم حلش میکنم.‬

344
00:22:23,666 --> 00:22:24,791
‏‫پنج دقیقه دیگه.‬

345
00:22:25,166 --> 00:22:27,666
‏‫گرفتی چی شد؟ کاری نکن.‬

346
00:22:31,291 --> 00:22:32,125
‏‫اوه، لعنتی.‬

347
00:22:35,250 --> 00:22:36,083
‏‫لعنتی.‬

348
00:22:39,083 --> 00:22:39,916
‏‫ایسیس؟‬

349
00:23:00,666 --> 00:23:02,291
‏‫ایسیس رابینسون،‬

350
00:23:02,541 --> 00:23:03,458
‏‫مدرسه راهنمایی.‬

351
00:23:04,541 --> 00:23:05,541
‏‫خاطرات پنهانی.‬

352
00:23:05,625 --> 00:23:06,791
‏‫اینجا چیکار میکنه؟‬

353
00:23:18,291 --> 00:23:20,916
‏‫کاترین ژیرود، مدیر نمایشگاه‬

354
00:23:22,291 --> 00:23:23,250
‏‫ساعت ۶ صبحه.‬

355
00:23:23,291 --> 00:23:25,208
‏‫بزرگترین کشف دیروز در پاریس.‬

356
00:23:25,250 --> 00:23:28,583
‏‫صدها اثر باستانی در یک انبار‬
‏‫در پاریس پیدا شد.‬

357
00:23:28,666 --> 00:23:31,208
‏‫پلیس در جستجوی‬
‏‫اموال مسروقه بود،‬

358
00:23:31,250 --> 00:23:34,833
‏‫که با گواهی های جعلی‬
‏‫در دنیای هنر ظاهر شدند.‬

359
00:23:34,875 --> 00:23:36,583
‏‫حراجی ها، عتیقه فروش ها...‬

360
00:23:36,625 --> 00:23:38,041
‏‫"عتیقه های خونین"،‬

361
00:23:38,041 --> 00:23:40,250
‏‫که برای تأمین مالی تروریسم فروخته می شوند.‬

362
00:23:43,000 --> 00:23:44,208
‏‫یه سرنخ از رابینسون.‬

363
00:23:45,083 --> 00:23:46,666
‏‫- کار مصرش رو میدونی؟‬
‏‫- نه.‬

364
00:23:46,750 --> 00:23:47,541
‏‫حفاری های غیرقانونی.‬

365
00:24:06,875 --> 00:24:08,458
‏‫به چی نگاه میکنی؟‬

366
00:24:08,541 --> 00:24:10,083
‏‫تو با پلیس حرف زدی.‬

367
00:24:10,125 --> 00:24:11,666
‏‫من؟ معلومه که نه.‬

368
00:24:12,666 --> 00:24:14,458
‏‫دیگه این کار رو نمیخوای؟‬

369
00:24:14,541 --> 00:24:16,125
‏‫آره، منظورم اینه که...‬

370
00:24:16,416 --> 00:24:18,291
‏‫چرا باید این فکر رو بکنی، مارکوس؟‬

371
00:24:18,791 --> 00:24:20,833
‏‫این مغازه قشنگت رو مدیون منی.‬

372
00:24:21,541 --> 00:24:22,875
‏‫میدونم. نمی فهمم.‬

373
00:24:22,916 --> 00:24:24,500
‏‫پس یه کم قدردانی کن!‬

374
00:24:25,958 --> 00:24:26,791
‏‫ولی، من...‬

375
00:24:30,750 --> 00:24:34,833
‏‫یه گواهی خوب برای این‬
‏‫کوزه کانوپیک درست کن.‬

376
00:24:36,625 --> 00:24:40,250
‏‫حداقل سه یا چهار صاحب قبلی.‬

377
00:24:41,708 --> 00:24:42,583
‏‫معتبر باشن.‬

378
00:24:58,166 --> 00:24:59,583
‏‫ایسیس!‬

379
00:24:59,625 --> 00:25:01,541
‏‫خوشحالم که زنگ زدی.‬

380
00:25:01,583 --> 00:25:03,208
‏‫- همه چی مرتبه؟‬
‏‫- اصلا.‬

381
00:25:03,250 --> 00:25:05,500
‏‫این دهمین تماس اتفاقی امروزته.‬

382
00:25:05,541 --> 00:25:08,375
‏‫تو همیشه شکایت داری‬
‏‫که بهت زنگ نمی زنم...‬

383
00:25:08,416 --> 00:25:09,750
‏‫باشه، باشه، خداحافظ.‬

384
00:25:10,916 --> 00:25:12,791
‏‫یه جورایی حق با اونه.‬

385
00:25:41,583 --> 00:25:43,541
‏‫- کریستین؟‬
‏‫- کاتوش!‬

386
00:25:44,125 --> 00:25:45,416
‏‫از دیدنت خوشحالم.‬

387
00:25:45,458 --> 00:25:47,041
‏‫- چی شده؟‬
‏‫- تو به قاهره نمیای.‬

388
00:25:47,041 --> 00:25:48,625
‏‫یکم سرم شلوغه، چی شده؟‬

389
00:25:48,666 --> 00:25:50,708
‏‫چه مغازه فوق العاده ای.‬

390
00:25:50,750 --> 00:25:52,916
‏‫- ممنونم.‬
‏‫- بهترین جنس ها رو داره.‬

391
00:25:52,958 --> 00:25:55,333
‏‫حتماً خیلی موفقیت‌آمیز میشه.‬

392
00:25:55,375 --> 00:25:57,416
‏‫- تو فوق‌العاده‌ای.‬
‏‫- چیه؟‬

393
00:25:57,458 --> 00:25:58,416
‏‫مسئله اینه که...‬

394
00:25:58,458 --> 00:26:01,291
‏‫یادته نمایشگاه مصرشناسی تو رو؟‬

395
00:26:01,708 --> 00:26:04,583
‏‫- یه آقای «چارلز مارگریت»...‬
‏‫- آره، چارلز.‬

396
00:26:04,625 --> 00:26:06,375
‏‫- سخنرانی کرد.‬
‏‫- خب؟‬

397
00:26:06,416 --> 00:26:07,625
‏‫باید ببینمش.‬

398
00:26:08,000 --> 00:26:09,041
‏‫واقعاً؟ واسه چی؟‬

399
00:26:09,083 --> 00:26:11,500
‏‫چون من یه مقبره سلطنتی‬
‏‫تو قاهره کشف کردم.‬

400
00:26:11,875 --> 00:26:13,583
‏‫و یه کتیبه داشت.‬

401
00:26:14,041 --> 00:26:15,833
‏‫یه کتیبه به زبان فرانسه.‬

402
00:26:15,875 --> 00:26:18,208
‏‫تاریخش دوم ترمیدور سال هفتم.‬

403
00:26:18,250 --> 00:26:20,083
‏‫این تاریخ نشون میده‬

404
00:26:20,125 --> 00:26:23,500
‏‫که دومینیک ویوانت دنون گنج‬
‏‫خئوپس رو پیدا کرده‬

405
00:26:23,541 --> 00:26:25,500
‏‫و برای ناپلئون آورده اینجا.‬

406
00:26:25,541 --> 00:26:26,375
‏‫من وسواس گرفتم.‬

407
00:26:27,958 --> 00:26:29,875
‏‫صبر کن، تو تنها نیستی؟‬

408
00:26:30,541 --> 00:26:32,458
‏‫خب، نه.‬

409
00:26:32,791 --> 00:26:35,583
‏‫- نمیتونی منو معرفی کنی؟‬
‏‫- نه، نمیتونم.‬

410
00:26:36,875 --> 00:26:38,791
‏‫- حسودی میکنه.‬
‏‫- واقعاً؟‬

411
00:26:38,833 --> 00:26:40,791
‏‫منو کتک نمیزنه که؟‬

412
00:26:40,833 --> 00:26:42,916
‏‫- به چارلز زنگ میزنم.‬
‏‫- قول؟‬

413
00:26:42,958 --> 00:26:43,916
‏‫آره، قول میدم.‬

414
00:26:43,958 --> 00:26:46,458
‏‫چارلز مارگریت.‬
‏‫خیلی مهمه.‬

415
00:26:46,500 --> 00:26:47,833
‏‫- قول؟‬
‏‫- قسم میخورم.‬

416
00:26:48,708 --> 00:26:49,541
‏‫خداحافظ.‬

417
00:27:02,541 --> 00:27:04,750
‏‫دوستت جالبه...‬

418
00:27:05,041 --> 00:27:07,583
‏‫گنج خئوپس در فرانسه،‬

419
00:27:07,625 --> 00:27:10,000
‏‫پیدا شده توسط ناپلئون...‬
‏‫مثل یه جوک میمونه.‬

420
00:27:13,666 --> 00:27:15,791
‏‫اگه حقیقت داشت، فوق‌العاده بود.‬

421
00:27:15,833 --> 00:27:18,916
‏‫دوست من یکم هیجان زده‌ست.‬
‏‫خیلی خیالاتیه.‬

422
00:27:18,958 --> 00:27:22,500
‏‫و یه مصرشناس عالیه.‬
‏‫رابینسون رو شناختم.‬

423
00:27:25,291 --> 00:27:26,458
‏‫بهش کمک میکنی.‬

424
00:27:28,250 --> 00:27:30,708
‏‫کمک کنم؟ چطوری؟‬

425
00:27:33,208 --> 00:27:34,166
‏‫جدی میگی؟‬

426
00:27:34,875 --> 00:27:36,041
‏‫این عالیه!‬

427
00:27:36,083 --> 00:27:38,541
‏‫جبران میکنم.‬
‏‫ممنون، کاتوش.‬

428
00:27:38,583 --> 00:27:40,458
‏‫یکم با پدرت سختگیری.‬

429
00:27:40,500 --> 00:27:41,625
‏‫خیلی آدم خوبیه.‬

430
00:27:41,666 --> 00:27:42,916
‏‫آره، اولش.‬

431
00:27:42,958 --> 00:27:44,458
‏‫یه جورایی مثل «ایندیانا جونز».‬

432
00:27:44,500 --> 00:27:45,500
‏‫واقعاً؟‬

433
00:27:47,291 --> 00:27:48,416
‏‫حتی یه جورایی جذابه.‬

434
00:27:48,458 --> 00:27:50,291
‏‫دیوونه‌ای!‬
‏‫عقلتو از دست دادی.‬

435
00:27:50,333 --> 00:27:51,458
‏‫کاتوش کیه؟‬

436
00:27:52,708 --> 00:27:54,500
‏‫یکی از دوست‌های‬
‏‫قدیمی پدربزرگت.‬

437
00:27:57,166 --> 00:27:59,458
‏‫کاتوش... من بهش میگفتم «عوضی ».‬

438
00:27:59,875 --> 00:28:01,041
‏‫همه چی ردیف شد.‬

439
00:28:01,083 --> 00:28:02,708
‏‫کاتوش فوق‌العاده‌ست.‬

440
00:28:02,750 --> 00:28:04,416
‏‫اون برام یه قرار ملاقات جور کرده‬

441
00:28:04,458 --> 00:28:07,208
‏‫همراه بهترین متخصص ویوانت دنون.‬

442
00:28:07,250 --> 00:28:08,416
‏‫فوق العاده است.‬

443
00:28:08,458 --> 00:28:10,000
‏‫من ژولین رو میبرم.‬

444
00:28:10,041 --> 00:28:11,750
‏‫- عمراً.‬
‏‫- ولی چرا؟‬

445
00:28:11,791 --> 00:28:13,541
‏‫چون ژولین مدرسه داره.‬

446
00:28:13,583 --> 00:28:15,041
‏‫میتونه یه روز رو غایب باشه.‬

447
00:28:15,083 --> 00:28:16,125
‏‫نه، نمیتونه.‬

448
00:28:16,166 --> 00:28:18,625
‏‫آدم از ماجراجویی یاد میگیره!‬

449
00:28:18,666 --> 00:28:20,041
‏‫نه فقط از مدرسه.‬

450
00:28:20,500 --> 00:28:23,750
‏‫به قول ساندرار، "ماجراجویی همین دور و بره".‬

451
00:28:24,333 --> 00:28:26,375
‏‫زندگی خودش یه مدرسه ست!‬

452
00:28:26,416 --> 00:28:28,208
‏‫من مدرسه معمولی رو ترجیح میدم.‬

453
00:28:28,250 --> 00:28:30,416
‏‫- خیلی حوصله سربری.‬
‏‫- ممنون.‬

454
00:28:30,916 --> 00:28:33,083
‏‫بچه که بودی، فوق العاده بودی.‬

455
00:28:33,125 --> 00:28:34,250
‏‫پر از زندگی بودی.‬

456
00:28:34,291 --> 00:28:36,750
‏‫اما دبیرستان که رفتی، جدی شدی.‬

457
00:28:36,791 --> 00:28:38,416
‏‫- و غمگین.‬
‏‫- از مدرسه؟‬

458
00:28:38,458 --> 00:28:40,083
‏‫معلومه که از مدرسه بود!‬

459
00:28:40,125 --> 00:28:41,833
‏‫دبیرستان مثل یه قیفه.‬

460
00:28:41,875 --> 00:28:44,958
‏‫نوجوون ها رو میبینی که وارد میشن، حساس، پر از زندگی...‬

461
00:28:45,750 --> 00:28:47,833
‏‫وقتی میان بیرون، حسابدار شدن.‬

462
00:28:47,833 --> 00:28:50,041
‏‫من باد رو دنبال میکنم، بالای یه تپه شنی...‬

463
00:28:51,416 --> 00:28:53,541
‏‫- برات تعریف میکنم.‬
‏‫- خواهش میکنم.‬

464
00:28:54,666 --> 00:28:56,958
‏‫یه مصر شناس عصبانی چی گفت؟‬

465
00:28:57,541 --> 00:28:58,625
‏‫این فرعون نیست.‬

466
00:28:58,958 --> 00:29:00,541
‏‫ژولین، تکالیف مدرسه ات رو انجام بده.‬

467
00:29:00,583 --> 00:29:02,416
‏‫لازم نیست اطاعت کنی. فهمیدی؟‬

468
00:29:02,458 --> 00:29:04,791
‏‫- نباید بگی "انصاف نیست".‬
‏‫- آره، فهمیدم.‬

469
00:29:05,333 --> 00:29:07,666
‏‫- فردا بهم میگی چطور گذشت؟‬
‏‫- حتماً.‬

470
00:29:07,708 --> 00:29:10,541
‏‫این خیلی خوبه. یادت باشه: نباید بگی "انصاف نیست".‬

471
00:29:10,583 --> 00:29:11,541
‏‫فهمیدم.‬

472
00:29:14,500 --> 00:29:16,583
‏‫از درکت ممنونم.‬

473
00:29:16,625 --> 00:29:18,500
‏‫- عمیقاً متاسفم.‬
‏‫- ممنون.‬

474
00:29:19,333 --> 00:29:20,750
‏‫چی شده، کی مرده؟‬

475
00:29:20,791 --> 00:29:22,291
‏‫خفه شو!‬

476
00:29:39,333 --> 00:29:41,083
‏‫مامان خیلی عصبانی میشه.‬

477
00:29:41,125 --> 00:29:43,083
‏‫لازم نیست بهش بگی!‬

478
00:29:43,125 --> 00:29:45,083
‏‫تو بچه عجیبی هستی.‬

479
00:29:45,125 --> 00:29:47,875
‏‫مامانت بعضی وقتا درباره من حرف میزنه؟‬

480
00:29:47,916 --> 00:29:50,208
‏‫- آره.‬
‏‫- چی میگه؟‬

481
00:29:50,250 --> 00:29:52,125
‏‫میگفت هیچوقت نمیشد روت حساب کرد،‬

482
00:29:52,166 --> 00:29:53,583
‏‫یه کم بی حال بود...‬

483
00:29:53,625 --> 00:29:55,958
‏‫- یعنی...‬
‏‫- یکم اصطلاح بلدم.‬

484
00:29:56,000 --> 00:29:57,958
‏‫ولی این "بی حال"...‬

485
00:29:58,250 --> 00:29:59,833
‏‫به خاطر این بود که مامانش مرده بود؟‬

486
00:30:00,500 --> 00:30:01,625
‏‫نه خیلی.‬

487
00:30:01,666 --> 00:30:04,625
‏‫تو مصر بهت سر زد و تو محلش نذاشتی.‬

488
00:30:04,666 --> 00:30:06,500
‏‫این مزخرفه.‬

489
00:30:06,541 --> 00:30:09,708
‏‫من اونو به همه موزه ها بردم، به همه حفاری هام...‬

490
00:30:09,750 --> 00:30:10,875
‏‫دقیقا...‬

491
00:30:12,125 --> 00:30:15,416
‏‫کاتوش! بذار نوه‌ام رو معرفی کنم.‬

492
00:30:15,458 --> 00:30:17,750
‏‫- سلام، من کاترین هستم.‬
‏‫- ژولین.‬

493
00:30:18,375 --> 00:30:19,958
‏‫خب، بریم.‬

494
00:30:25,000 --> 00:30:26,250
‏‫بیا تو، از این طرفه.‬

495
00:30:27,166 --> 00:30:30,458
‏‫اول، کلیدهای دومینیک رو نشونت میدم.‬

496
00:30:30,500 --> 00:30:33,166
‏‫نگاه کن، دست نزن جوون!‬

497
00:30:33,208 --> 00:30:37,291
‏‫اینجا، بدن امپراتور هنوز گرم بود،‬

498
00:30:37,708 --> 00:30:41,125
‏‫که این ماسک ساخته شد،‬
‏‫روی تخت مرگش در سنت هلن.‬

499
00:30:41,166 --> 00:30:43,541
‏‫هنوز گرم و بالاخره سفت.‬

500
00:30:43,875 --> 00:30:47,041
‏‫ناپلئون عاشق افتضاحی بود،‬
‏‫برخلاف بعضی های دیگه...‬

501
00:30:47,083 --> 00:30:50,750
‏‫البته که همینطوره!‬
‏‫هم كورسيكايى، هم سرباز!‬

502
00:30:50,791 --> 00:30:53,416
‏‫همش گراز وحشی بود و بلوط،‬
‏‫و از این چیزا.‬

503
00:30:53,833 --> 00:30:56,583
‏‫به ژوزفین میگفت "هیولای بزرگ من".‬

504
00:30:57,250 --> 00:31:00,583
‏‫همون تاکتیک ها تو عشق،‬
‏‫که تو میدون جنگ!‬

505
00:31:00,583 --> 00:31:04,708
‏‫مقدمه چینی کافی نبود‬
‏‫بعدش خیلی مشتاق حمله بود، درسته؟‬

506
00:31:04,750 --> 00:31:06,875
‏‫ببین تو واترلو چی شد...‬

507
00:31:06,958 --> 00:31:10,250
‏‫در ضمن، دنون ظاهراً‬
‏‫عاشق فوق العاده ای بود.‬

508
00:31:10,291 --> 00:31:13,083
‏‫کاملا. شاهزاده شهوترانی.‬

509
00:31:14,333 --> 00:31:18,291
‏‫ظاهراً،‬
‏‫حتی ژوزفین دوبوهارنه هم تسلیم شد.‬

510
00:31:19,833 --> 00:31:21,291
‏‫این کلیدها چی؟‬

511
00:31:21,333 --> 00:31:23,500
‏‫همه‌ی این کلیدها مال دومینیک بوده.‬

512
00:31:23,750 --> 00:31:25,333
‏‫- دومینیک کیه؟‬
‏‫- دنون!‬

513
00:31:25,333 --> 00:31:26,750
‏‫ویوان دنون. دومینیک.‬

514
00:31:26,791 --> 00:31:28,333
‏‫ویوان دنون. DVD.‬

515
00:31:28,333 --> 00:31:29,375
‏‫دومینیک ویوان دنون.‬

516
00:31:29,416 --> 00:31:30,333
‏‫خب؟‬

517
00:31:31,875 --> 00:31:32,750
‏‫دی وی دی؟‬

518
00:31:33,875 --> 00:31:36,541
‏‫اتفاقاً من‬

519
00:31:36,583 --> 00:31:39,583
‏‫تو قبرستون پرلاشز بودم‬
‏‫که کاترین زنگ زد.‬

520
00:31:39,625 --> 00:31:42,875
‏‫ما یه انجمن کوچیک داریم‬

521
00:31:42,916 --> 00:31:45,875
‏‫که صادقانه از مقبره‌اش‬
‏‫نگهداری میکنه.‬

522
00:31:45,916 --> 00:31:48,333
‏‫آره، گفتی دوستات.‬

523
00:31:48,333 --> 00:31:50,083
‏‫خب... این کلیدها؟‬

524
00:31:53,208 --> 00:31:54,083
‏‫خب...‬

525
00:31:55,416 --> 00:31:56,458
‏‫این کلیدها...‬

526
00:31:57,333 --> 00:31:58,458
‏‫خب، الان...‬

527
00:32:00,000 --> 00:32:00,833
‏‫پدربزرگ،‬

528
00:32:02,416 --> 00:32:04,625
‏‫کسی که این مجموعه رو جمع کرد،‬

529
00:32:05,083 --> 00:32:07,375
‏‫همیشه درباره گنجی بهم میگفت‬

530
00:32:09,083 --> 00:32:12,333
‏‫که ظاهراً دومینیک تو پاریس‬
‏‫برای ناپلئون قایم کرده.‬

531
00:32:12,333 --> 00:32:13,625
‏‫- گنج؟‬
‏‫- چارلز...‬

532
00:32:13,666 --> 00:32:15,083
‏‫تو هیچوقت اینو بهم نگفتی.‬

533
00:32:15,083 --> 00:32:16,125
‏‫یه گنج بزرگ.‬

534
00:32:16,375 --> 00:32:19,583
‏‫که امپراتور بعداً میخواست ازش استفاده کنه‬

535
00:32:19,625 --> 00:32:22,708
‏‫تا برای فرار از‬
‏‫سنت هلن مذاکره کنه.‬

536
00:32:23,250 --> 00:32:24,000
‏‫واقعاً؟‬

537
00:32:24,041 --> 00:32:25,291
‏‫چطوری؟‬

538
00:32:25,708 --> 00:32:27,625
‏‫با رشوه دادن به پاپلتون.‬

539
00:32:28,541 --> 00:32:29,750
‏‫- پاپلتون؟‬
‏‫- دقیقا.‬

540
00:32:30,041 --> 00:32:30,958
‏‫پاپلِتون؟‬

541
00:32:31,208 --> 00:32:32,666
‏‫یکی از زندانبان های انگلیسیش.‬

542
00:32:32,958 --> 00:32:35,125
‏‫حالا، دختر پاپلِتون‬

543
00:32:35,708 --> 00:32:38,500
‏‫میگن توی یه قوطی تنباکو‬

544
00:32:38,750 --> 00:32:42,583
‏‫یه پیام مخفی از دومینیک به ناپلئون پیدا کرده،‬

545
00:32:42,625 --> 00:32:44,500
‏‫احتمالا یه اشاره ای هم به این گنج داشته.‬

546
00:32:45,000 --> 00:32:47,041
‏‫- نمیفهمم.‬
‏‫- مهم نیست.‬

547
00:32:47,083 --> 00:32:48,875
‏‫آروم عکس بگیر.‬

548
00:32:48,916 --> 00:32:51,458
‏‫گیج شدم.‬
‏‫پس اون پیام چی شد؟‬

549
00:32:51,500 --> 00:32:53,458
‏‫متاسفانه، دختر پاپلِتون‬

550
00:32:53,500 --> 00:32:57,708
‏‫به طرز مرموزی سال ۱۷۸۷ ناپدید میشه.‬

551
00:32:57,750 --> 00:33:00,500
‏‫سال ۱۷۸۷؟‬
‏‫ولی این غیر ممکنه، چارلز.‬

552
00:33:00,875 --> 00:33:02,750
‏‫- اشتباه متوجه شدم؟‬
‏‫- نه، این نیست.‬

553
00:33:02,791 --> 00:33:06,375
‏‫اگه دختر پاپلِتون بوده،‬
‏‫پس باید حداقل سال ۱۸۰۰ باشه...‬

554
00:33:06,416 --> 00:33:08,333
‏‫که نمیتونم دقیقه دقیقشو بهت بگم!‬

555
00:33:09,625 --> 00:33:10,958
‏‫یه شوخی کوچیک بود.‬

556
00:33:11,000 --> 00:33:13,416
‏‫بعد از این همه مدت،‬
‏‫که نباید به کسی بر بخوره.‬

557
00:33:13,458 --> 00:33:16,583
‏‫البته.‬
‏‫خب، در مورد اون کلیدها چی؟‬

558
00:33:17,291 --> 00:33:19,916
‏‫پدربزرگ فکر میکرد یکی از اونها‬

559
00:33:19,958 --> 00:33:22,458
‏‫مخفیگاه اون گنج رو باز میکنه.‬

560
00:33:22,500 --> 00:33:24,291
‏‫ولی چه گنجی و کجا؟‬

561
00:33:24,333 --> 00:33:27,375
‏‫من همیشه به‬
‏‫گنج شوالیه های معبد فکر میکردم.‬

562
00:33:28,833 --> 00:33:31,208
‏‫این گنج فرعون خوفو هست.‬

563
00:33:32,541 --> 00:33:34,125
‏‫میشه بهم بگید‬

564
00:33:34,166 --> 00:33:37,000
‏‫اگه یکی از این وسیله ها رو میشناسید؟‬

565
00:33:37,041 --> 00:33:39,458
‏‫وقت بذارید.‬
‏‫خیلی مهمه.‬

566
00:33:42,000 --> 00:33:43,166
‏‫نه، هیچی.‬

567
00:33:43,208 --> 00:33:44,791
‏‫شاید با عینک امتحان کنید؟‬

568
00:33:44,833 --> 00:33:46,458
‏‫خجالت نداره.‬

569
00:33:47,041 --> 00:33:48,416
‏‫نه، چیزی یادم نمیاد.‬

570
00:33:48,791 --> 00:33:50,750
‏‫بیا مجموعه آثار باستانی مصر‬
‏‫دومینیک رو ببین.‬

571
00:33:50,791 --> 00:33:52,666
‏‫از مصر باستان.‬

572
00:33:52,708 --> 00:33:55,291
‏‫- خیلی دوست دارم.‬
‏‫- فکر نکن که...‬

573
00:33:56,208 --> 00:33:57,208
‏‫این چیه؟‬

574
00:33:58,000 --> 00:34:00,291
‏‫این یه پای مومیایی شده است.‬

575
00:34:00,333 --> 00:34:02,916
‏‫مال یه دختر جوون،‬
‏‫خیلی بزرگتر از تو نیست.‬

576
00:34:02,958 --> 00:34:03,791
‏‫باحاله.‬

577
00:34:06,208 --> 00:34:08,000
‏‫ولی مواظب باش.‬

578
00:34:10,208 --> 00:34:11,750
‏‫یادته؟ مواظب باش.‬

579
00:34:11,791 --> 00:34:12,750
‏‫به چیزی دست نزن.‬

580
00:34:14,833 --> 00:34:15,666
‏‫لعنتی.‬

581
00:34:19,250 --> 00:34:20,500
‏‫چی شده؟‬

582
00:34:21,541 --> 00:34:22,375
‏‫هیچی.‬

583
00:34:23,250 --> 00:34:25,625
‏‫- پیداش کردی؟‬
‏‫- عالیه...‬

584
00:34:26,750 --> 00:34:28,375
‏‫جولین، چه خبره؟‬

585
00:34:28,416 --> 00:34:30,416
‏‫- میدونستم.‬
‏‫- متاسفم!‬

586
00:34:30,458 --> 00:34:32,416
‏‫از جوونا متنفرم!‬

587
00:34:32,458 --> 00:34:35,416
‏‫- یه اتفاق بود.‬
‏‫- دیگه هیچوقت نمیارمت.‬

588
00:34:35,458 --> 00:34:37,541
‏‫- هیچوقت.‬
‏‫- خودت گفتی عکس بگیریم!‬

589
00:34:37,583 --> 00:34:40,458
‏‫گفتم عکس بگیر،‬
‏‫نه اینکه همه چیو بشکونی.‬

590
00:34:40,500 --> 00:34:41,416
‏‫یه فاجعه‌ست.‬

591
00:34:42,791 --> 00:34:43,708
‏‫ببخشید.‬

592
00:34:45,000 --> 00:34:46,791
‏‫چه خبر شده؟‬

593
00:34:46,833 --> 00:34:48,958
‏‫چرا بهم نمیگی؟‬

594
00:34:49,708 --> 00:34:51,291
‏‫بهتره ندونی.‬

595
00:34:51,791 --> 00:34:53,166
‏‫باید برم.‬

596
00:34:53,208 --> 00:34:55,458
‏‫خوشحالم چیزی پیدا نکردیم.‬

597
00:34:58,250 --> 00:35:01,125
‏‫دنبال عتیقه فروش رو بگیر،‬
‏‫منم دنبال بابابزرگ میرم.‬

598
00:35:08,208 --> 00:35:09,083
‏‫ولم کن!‬

599
00:35:10,291 --> 00:35:12,375
‏‫برو کنار. دارم میام.‬

600
00:35:20,000 --> 00:35:21,708
‏‫- یه مشکلی داریم.‬
‏‫- چی؟‬

601
00:35:21,750 --> 00:35:23,041
‏‫اونو دزدیدن.‬

602
00:35:23,083 --> 00:35:25,083
‏‫بجنب، چه خبره؟‬

603
00:35:26,208 --> 00:35:28,916
‏‫گند زدی.‬
‏‫برای بهترین‌هام پیش میاد.‬

604
00:35:28,958 --> 00:35:30,666
‏‫غر نزن.‬

605
00:35:30,708 --> 00:35:33,083
‏‫من غر نمی زنم.‬
‏‫اصلاً.‬

606
00:35:33,125 --> 00:35:35,458
‏‫جلوی دوستت نگفتم،‬

607
00:35:36,166 --> 00:35:38,333
‏‫ولی اینو کنار پای مومیایی پیدا کردم.‬

608
00:35:38,791 --> 00:35:41,208
‏‫وقتی همه‌چی ریخت،‬
‏‫یه جعبه باز شد‬

609
00:35:41,250 --> 00:35:43,166
‏‫و این توش پنهون شده بود.‬

610
00:35:43,208 --> 00:35:45,333
‏‫مصریه، درسته؟‬
‏‫هیروگلیف...‬

611
00:35:47,000 --> 00:35:47,833
‏‫این چیه؟‬

612
00:35:51,041 --> 00:35:52,708
‏‫چش شده؟‬

613
00:35:53,750 --> 00:35:55,791
‏‫باورم نمیشه سرت داد زدم.‬

614
00:35:56,208 --> 00:35:57,791
‏‫تو یه نابغه‌ای، فهمیدی؟‬

615
00:35:57,833 --> 00:35:59,625
‏‫یه نابغه.‬
‏‫میدونی این چیه؟‬

616
00:36:00,041 --> 00:36:01,458
‏‫مُهر خوفو.‬

617
00:36:01,500 --> 00:36:04,208
‏‫پس، این کلید رو پیدا کردی‬

618
00:36:04,250 --> 00:36:05,958
‏‫توی اون جعبه کریستالی‬

619
00:36:06,000 --> 00:36:07,291
‏‫بینِ...‬

620
00:36:07,875 --> 00:36:09,083
‏‫گل‌های خشک...‬

621
00:36:09,125 --> 00:36:11,916
‏‫آره، توش بود.‬
‏‫وقتی همه‌چی ریخت باز شد.‬

622
00:36:12,875 --> 00:36:14,708
‏‫- لعنتی، مامانمه.‬
‏‫- جواب نده.‬

623
00:36:15,083 --> 00:36:16,291
‏‫- این یه کلیده؟‬
‏‫- آره.‬

624
00:36:16,333 --> 00:36:18,791
‏‫این یه کلید پین‌دارِ.‬

625
00:36:18,833 --> 00:36:20,958
‏‫کلیدی برای باز کردن مخفیگاه‌ها.‬

626
00:36:23,416 --> 00:36:25,625
‏‫اگر دومینیک ویوان دِنون‬

627
00:36:26,291 --> 00:36:30,333
‏‫این کلید رو بین گل‌های رُزِ مالمزون گذاشته‬

628
00:36:31,041 --> 00:36:33,458
‏‫پس شاید یه چیزی رو اونجا باز کنه...‬

629
00:36:34,291 --> 00:36:35,916
‏‫ممکنه گنج خوفو‬

630
00:36:36,250 --> 00:36:38,125
‏‫اونجا گذاشته شده باشه‬

631
00:36:38,416 --> 00:36:39,833
‏‫هنگام بازگشتش از مصر؟‬

632
00:36:40,916 --> 00:36:42,708
‏‫نه، جواب نده.‬

633
00:36:43,208 --> 00:36:44,291
‏‫"مالمزون" دیگه چیه؟‬

634
00:36:44,333 --> 00:36:46,083
‏‫یه قصره، نزدیک پاریس.‬

635
00:36:46,375 --> 00:36:48,833
‏‫خونه‌ی ژوزفین دوبوهارنه.‬

636
00:36:49,666 --> 00:36:51,333
‏‫همسر اول ناپلئون.‬

637
00:36:51,375 --> 00:36:53,583
‏‫معروف به "رُز"، برای همین گل‌ها رو میبینی؟‬

638
00:36:54,625 --> 00:36:56,625
‏‫ژوزفین دوست صمیمی بود‬

639
00:36:56,916 --> 00:36:58,125
‏‫با ویوان دِنون.‬

640
00:36:58,583 --> 00:37:03,208
‏‫به خاطر اون بود که ویوانت دنون‬
‏‫همراه بناپارت به مصر رفت.‬

641
00:37:03,250 --> 00:37:04,708
‏‫بناپارت دیگه کیه؟‬

642
00:37:04,750 --> 00:37:05,750
‏‫ببخشید؟‬

643
00:37:05,791 --> 00:37:07,875
‏‫- شوخی کردم.‬
‏‫- ترسوندیم.‬

644
00:37:09,041 --> 00:37:10,750
‏‫وایسا، یه چیز دیگه هم هست.‬

645
00:37:11,458 --> 00:37:13,125
‏‫- ایناهاش.‬
‏‫- راست میگی.‬

646
00:37:15,208 --> 00:37:16,875
‏‫انگار یونانی باستانه.‬

647
00:37:21,333 --> 00:37:22,166
‏‫"لتِه".‬

648
00:37:23,041 --> 00:37:24,750
‏‫- "لتِه"...‬
‏‫- یعنی چی؟‬

649
00:37:24,791 --> 00:37:27,291
‏‫"لتِه" یعنی فراموشی،‬
‏‫یا یه راز.‬

650
00:37:27,750 --> 00:37:29,416
‏‫- حالا کجا؟‬
‏‫- به اون شتو.‬

651
00:37:29,458 --> 00:37:32,541
‏‫- هنوز وجود داره، درسته؟‬
‏‫- آره، ولی نمیخوای...‬

652
00:37:32,583 --> 00:37:33,875
‏‫به مادرت زنگ بزنی؟‬

653
00:37:33,916 --> 00:37:36,125
‏‫دیوونه شدی، اون قبول نمیکنه.‬
‏‫بزن بریم.‬

654
00:37:47,541 --> 00:37:49,208
‏‫مارکوس، چه خبر شده؟‬

655
00:37:49,583 --> 00:37:51,041
‏‫چرا جواب ندادی؟‬

656
00:37:52,000 --> 00:37:53,625
‏‫چون من داشتم...‬

657
00:37:53,666 --> 00:37:55,083
‏‫کجا بودی؟‬

658
00:37:55,125 --> 00:37:56,583
‏‫با رابینسون بودم.‬

659
00:37:56,625 --> 00:37:58,583
‏‫خودت ازم خواستی کمکش کنم!‬

660
00:38:00,750 --> 00:38:01,791
‏‫اونو بده من.‬

661
00:38:03,000 --> 00:38:04,458
‏‫گنج یابی خوب پیش میره؟‬

662
00:38:04,916 --> 00:38:06,291
‏‫هیچ خبری نیست.‬

663
00:38:06,583 --> 00:38:08,250
‏‫تو خیلی دروغگوی بدی هستی.‬

664
00:38:09,166 --> 00:38:10,041
‏‫کَتوچ،‬

665
00:38:10,083 --> 00:38:12,250
‏‫دارم یه کلید سیلندری میبینم،‬

666
00:38:12,291 --> 00:38:14,250
‏‫که مُهر خئوپس روش حک شده.‬

667
00:38:14,291 --> 00:38:16,250
‏‫زود بهم زنگ بزن، لطفا.‬

668
00:38:16,833 --> 00:38:17,458
‏‫ولی...‬

669
00:38:18,458 --> 00:38:20,000
‏‫جدی میگم، من داشتم...‬

670
00:38:20,666 --> 00:38:22,000
‏‫من با اون بودم.‬

671
00:38:22,041 --> 00:38:24,250
‏‫من از هیچ کلیدی خبر ندارم.‬

672
00:38:25,250 --> 00:38:26,125
‏‫بهش زنگ بزن.‬

673
00:38:26,916 --> 00:38:28,625
‏‫- الان؟‬
‏‫- آره.‬

674
00:38:28,666 --> 00:38:29,750
‏‫همین حالا.‬

675
00:38:33,958 --> 00:38:35,083
‏‫میره رو پیغامگیر.‬

676
00:38:38,208 --> 00:38:39,958
‏‫کلید سیلندری دیگه چیه؟‬

677
00:38:43,958 --> 00:38:44,958
‏‫بابا؟‬

678
00:38:45,041 --> 00:38:45,875
‏‫جولین؟‬

679
00:38:46,875 --> 00:38:47,708
‏‫بهت زنگ میزنم.‬

680
00:39:00,458 --> 00:39:03,250
‏‫اون شتو نزدیک روی-مالمیزونِ؟‬

681
00:39:05,916 --> 00:39:07,208
‏‫- موقع خوبی نیست؟‬
‏‫- چیه؟‬

682
00:39:07,208 --> 00:39:09,458
‏‫گفتم وقتی خبری شد زنگ میزنم.‬

683
00:39:09,500 --> 00:39:11,083
‏‫پسرت فرار میکنه و...‬

684
00:39:11,125 --> 00:39:13,500
‏‫فرار نکرده.‬
‏‫مدرسه تسلیت گفت.‬

685
00:39:13,583 --> 00:39:15,708
‏‫بحث رو عوض نکن!‬

686
00:39:15,708 --> 00:39:17,500
‏‫دارم میرم بالا! شنیدی؟‬

687
00:39:18,083 --> 00:39:19,958
‏‫میزنم تو صورت دوست پسرت.‬

688
00:39:20,208 --> 00:39:22,666
‏‫مواظب باش!‬
‏‫من جودو کار کردم، عوضی!‬

689
00:39:22,916 --> 00:39:24,416
‏‫گیوم، این چیه؟‬

690
00:39:24,958 --> 00:39:26,333
‏‫اون یارو کجاست؟‬

691
00:39:32,791 --> 00:39:35,291
‏‫تو گفتی یه بحران وجودی بود.‬

692
00:39:35,333 --> 00:39:37,291
‏‫مثل یه احمق اسباب کشی کردم رفتم!‬

693
00:39:37,333 --> 00:39:39,166
‏‫من خیلی ساده لوح بودم.‬

694
00:39:39,208 --> 00:39:40,958
‏‫چرا به من نگفتی؟‬

695
00:39:40,958 --> 00:39:43,208
‏‫- تو دیوونه ای.‬
‏‫- آره، من دیوونم.‬

696
00:39:43,250 --> 00:39:44,333
‏‫تو روانی هستی!‬

697
00:39:44,708 --> 00:39:46,166
‏‫داری به همه آسیب میزنی!‬

698
00:39:46,666 --> 00:39:48,458
‏‫این فریاد کمک خواستن ژولینِ.‬

699
00:39:48,500 --> 00:39:49,833
‏‫برات خنده داره؟‬

700
00:39:49,916 --> 00:39:52,333
‏‫این فریاد کمک خواستن نیست!‬
‏‫اون فرار نکرده.‬

701
00:39:52,416 --> 00:39:54,791
‏‫این تاکتیک بابامه.‬
‏‫یه مراسم خاکسپاری اختراع میکنه...‬

702
00:39:54,833 --> 00:39:56,375
‏‫بیا اینجا بشینیم.‬

703
00:39:56,416 --> 00:39:58,166
‏‫نمیریم داخل؟‬

704
00:39:59,083 --> 00:40:01,000
‏‫- میریم سفر در زمان.‬
‏‫- جدی؟‬

705
00:40:01,083 --> 00:40:03,625
‏‫الان میبینی.‬
‏‫چشماتو ببند، رفیق.‬

706
00:40:03,958 --> 00:40:05,166
‏‫- باشه.‬
‏‫- خب.‬

707
00:40:06,583 --> 00:40:09,833
‏‫خب، امروز دوشنبه، ۲۵ مارسِ.‬

708
00:40:09,875 --> 00:40:12,708
‏‫یعنی یه دوشنبه در سال ۱۸۱۴.‬

709
00:40:13,000 --> 00:40:14,375
‏‫بیشتر از ۲۰۰ سال پیش.‬

710
00:40:14,708 --> 00:40:17,291
‏‫ساعت ۳ بعد از ظهر، درست مثل امروز.‬

711
00:40:17,583 --> 00:40:19,291
‏‫آسمون همون شکلی بود،‬

712
00:40:19,333 --> 00:40:22,541
‏‫صدای باد دقیقا‬
‏‫همون صدا بود،‬

713
00:40:23,166 --> 00:40:24,958
‏‫آواز پرنده ها همون آواز بود.‬

714
00:40:25,750 --> 00:40:30,208
‏‫دمای هوایی که روی پوستت‬
‏‫حس میکنی، دقیقا همون دما بود.‬

715
00:40:31,250 --> 00:40:34,041
‏‫حالا چشمهاتو باز کن، به آسمون نگاه کن.‬

716
00:40:34,083 --> 00:40:35,625
‏‫به آسمون نگاه کن.‬

717
00:40:38,083 --> 00:40:41,708
‏‫این همون آسمونیه که تو سال ۱۸۱۴ بود.‬

718
00:40:58,500 --> 00:40:59,916
‏‫به این گل رز نگاه کن.‬

719
00:41:02,000 --> 00:41:05,750
‏‫این دقیقا همون گل رزیه که تو سال ۱۸۱۴ بود.‬

720
00:41:06,541 --> 00:41:08,666
‏‫آیا یه لرزه از گذشته رو حس میکنی؟‬

721
00:41:08,708 --> 00:41:10,291
‏‫- این یه شوخیه؟‬
‏‫- مامان؟‬

722
00:41:10,333 --> 00:41:12,500
‏‫- پیدامون کردید!‬
‏‫- من گفتم "نه".‬

723
00:41:12,541 --> 00:41:14,250
‏‫کیفتو بردار، داریم میریم.‬

724
00:41:14,291 --> 00:41:16,041
‏‫- عجله کن!‬
‏‫- خواهش میکنم، عزیزم.‬

725
00:41:16,083 --> 00:41:18,291
‏‫گوش کن بابا: اون پسر منه، باشه؟‬

726
00:41:18,333 --> 00:41:20,125
‏‫تو هم گند نزن بهش.‬

727
00:41:20,166 --> 00:41:21,166
‏‫زود باش!‬

728
00:41:21,208 --> 00:41:23,458
‏‫آروم باش، کسی نمرده.‬

729
00:41:23,500 --> 00:41:25,250
‏‫- بریم.‬
‏‫- من میخواستم بیام.‬

730
00:41:25,291 --> 00:41:27,208
‏‫آره جون خودت. من حقه هاشو میدونم.‬

731
00:41:27,250 --> 00:41:29,125
‏‫قسم میخورم! ببین چی پیدا کردیم.‬

732
00:41:29,166 --> 00:41:31,291
‏‫دیگه بسه ژولین. شنیدی؟‬

733
00:41:31,583 --> 00:41:33,125
‏‫مُهر خئوپس رو داره.‬

734
00:41:33,541 --> 00:41:35,291
‏‫- خب؟‬
‏‫- من و پدربزرگ فکر می‌کنیم...‬

735
00:41:35,333 --> 00:41:37,750
‏‫که یه جای مخفی رو توی قصر باز می‌کنه.‬

736
00:41:37,791 --> 00:41:39,041
‏‫- درسته؟‬
‏‫- فهمیدم.‬

737
00:41:39,083 --> 00:41:43,375
‏‫داری یه در مخفی رو تصور می‌کنی،‬
‏‫که یه گنج رو پنهون کرده... درسته؟‬

738
00:41:43,416 --> 00:41:45,208
‏‫- تقریباً.‬
‏‫- جدی میگی؟‬

739
00:41:45,250 --> 00:41:46,375
‏‫ولی مامان...‬

740
00:41:46,416 --> 00:41:48,958
‏‫احمقانه است بدون بررسی کردن بریم، مگه نه؟‬

741
00:41:49,333 --> 00:41:50,333
‏‫درسته؟‬

742
00:41:51,791 --> 00:41:53,833
‏‫خیله خب، پس "لِته"...‬
‏‫"لِته" چی؟‬

743
00:41:54,125 --> 00:41:57,000
‏‫لته، رودخونه‌ی فراموشی.‬
‏‫خیلی کمک کرد.‬

744
00:41:57,375 --> 00:41:58,916
‏‫یه معنی دیگه‌ش هم "راز" هست.‬

745
00:41:59,458 --> 00:42:01,375
‏‫رازها و فراموشی.‬

746
00:42:02,000 --> 00:42:03,500
‏‫داریم نزدیک می‌شیم، ایزیس.‬

747
00:42:05,416 --> 00:42:06,541
‏‫باشه.‬

748
00:42:06,583 --> 00:42:10,041
‏‫یه نگاهی می‌ندازیم.‬
‏‫ولی بیشتر از پنج دقیقه نه، باشه؟‬

749
00:42:10,083 --> 00:42:11,208
‏‫بزن بریم.‬

750
00:42:12,291 --> 00:42:13,958
‏‫آفرین. کارت خوب بود.‬

751
00:42:14,000 --> 00:42:16,125
‏‫- چطوری ما رو پیدا کردی؟‬
‏‫- گوشیت.‬

752
00:42:16,166 --> 00:42:17,541
‏‫سیصد تا تماس اتفاقی داشتم.‬

753
00:42:17,583 --> 00:42:19,583
‏‫نبرد اهرام‬

754
00:42:27,875 --> 00:42:30,750
‏‫- من فقط بخاطر جولین این کارو می‌کنم.‬
‏‫- البته.‬

755
00:42:59,916 --> 00:43:01,000
‏‫هی!‬

756
00:43:01,958 --> 00:43:03,250
‏‫این کارو نکن.‬

757
00:43:04,375 --> 00:43:05,875
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

758
00:43:06,791 --> 00:43:07,958
‏‫بسه دیگه.‬

759
00:43:09,875 --> 00:43:11,208
‏‫نه، نه، نه!‬

760
00:43:11,250 --> 00:43:12,416
‏‫نه، بابا.‬

761
00:43:13,250 --> 00:43:14,583
‏‫وای خدای من.‬

762
00:43:15,625 --> 00:43:16,750
‏‫لعنتی.‬

763
00:43:16,791 --> 00:43:18,000
‏‫اون آقا کجا رفت؟‬

764
00:43:18,041 --> 00:43:18,666
‏‫اینجا ممنوعه.‬

765
00:43:18,708 --> 00:43:21,083
‏‫نگران نباشید. اون با منه.‬

766
00:43:21,125 --> 00:43:23,750
‏‫ما داریم یه بازرسی رسمی انجام می‌دیم...‬

767
00:43:23,791 --> 00:43:25,583
‏‫برای بررسی رطوبت منطقه.‬

768
00:43:25,625 --> 00:43:26,666
‏‫هیچکس به من خبر نداده بود.‬

769
00:43:26,916 --> 00:43:29,583
‏‫عجیبه. میشه چک کنید؟‬
‏‫باید خبر می‌دادن.‬

770
00:43:29,625 --> 00:43:30,750
‏‫گیج شدم.‬

771
00:43:30,791 --> 00:43:31,958
‏‫خیلی عجیبه.‬

772
00:43:39,125 --> 00:43:40,125
‏‫هیچی اونجا نیست.‬

773
00:43:41,041 --> 00:43:43,541
‏‫این کتابخونه‌ی بزرگ‬

774
00:43:43,833 --> 00:43:46,875
‏‫کارِ معمار پیر فونتِنه.‬

775
00:43:47,500 --> 00:43:49,000
‏‫یه راه پله‌ی کوچیک،‬

776
00:43:49,041 --> 00:43:52,666
‏‫نسبتاً باریک،‬
‏‫اون گوشه پنهون شده.‬

777
00:43:52,708 --> 00:43:56,250
‏‫به ناپلئون اجازه می‌داد‬
‏‫به آپارتمانش دسترسی داشته باشه،‬

778
00:43:56,291 --> 00:43:57,541
‏‫تو طبقه‌ی اول.‬

779
00:43:57,583 --> 00:43:59,125
‏‫خیلی هم عالی،‬

780
00:43:59,166 --> 00:44:02,458
‏‫ولی یادتون رفت بگید خانم،‬
‏‫که ناپلئون‬

781
00:44:02,500 --> 00:44:04,375
‏‫برده‌داری رو دوباره برقرار کرد.‬

782
00:44:05,625 --> 00:44:06,958
‏‫وقت تعطیلیه.‬

783
00:44:07,000 --> 00:44:09,416
‏‫آره، اون برده‌داری رو برگردوند.‬

784
00:44:10,333 --> 00:44:11,875
‏‫بریم سمت خروجی،‬

785
00:44:11,916 --> 00:44:13,666
‏‫دفترچه راهنما رو یادت نره.‬

786
00:44:24,125 --> 00:44:25,750
‏‫آقا، داریم تعطیل می‌کنیم.‬

787
00:44:42,541 --> 00:44:44,916
‏‫- حالا گیر افتادیم.‬
‏‫- نه، اصلا.‬

788
00:44:45,208 --> 00:44:47,500
‏‫رفیق، کل اینجا مال خودمونه!‬

789
00:44:47,791 --> 00:44:50,708
‏‫- ولی دزدگیر چی؟‬
‏‫- نگهبان شب نداره.‬

790
00:44:50,750 --> 00:44:53,583
‏‫سیستم دزدگیر قدیمیه‬
‏‫و سقف هم که چکه می‌کنه....‬

791
00:44:53,833 --> 00:44:57,958
‏‫واقعاً عجیبه که اینجور جاها‬
‏‫رو اینقدر بد نگهداری می‌کنن.‬

792
00:44:58,000 --> 00:44:59,250
‏‫خیلی خب، به هر حال...‬

793
00:44:59,541 --> 00:45:02,250
‏‫برای اینکه اتصالی نکنه،‬
‏‫دزدگیر رو قطع کردن.‬

794
00:45:02,291 --> 00:45:04,458
‏‫- از کجا می‌دونی؟‬
‏‫- پرسیدم.‬

795
00:45:04,500 --> 00:45:05,791
‏‫معلومه که پرسیده.‬

796
00:45:06,166 --> 00:45:08,000
‏‫ما بازرس بودیم، درسته؟‬

797
00:45:08,041 --> 00:45:10,250
‏‫تو که کار رو نصفه نیمه انجام نمیدی...‬

798
00:45:10,291 --> 00:45:11,416
‏‫دوربین نداره؟‬

799
00:45:11,791 --> 00:45:14,958
‏‫هیچکس شب‌ها دوربین‌ها رو چک نمی‌کنه، رفیق.‬

800
00:45:20,250 --> 00:45:22,291
‏‫دارن چه بازی درمیارن؟‬

801
00:45:22,333 --> 00:45:24,125
‏‫- من گشنمه.‬
‏‫- منم.‬

802
00:45:24,166 --> 00:45:25,916
‏‫ساندویچی نمونده؟‬

803
00:45:25,958 --> 00:45:28,000
‏‫یه گردش معمولی با پروفسور رابینسون.‬

804
00:45:28,041 --> 00:45:29,750
‏‫- ما گشنمونه.‬
‏‫- درست نیست.‬

805
00:45:29,791 --> 00:45:32,291
‏‫من خوراکی دارم. معذرت می‌خوام.‬

806
00:45:32,666 --> 00:45:34,875
‏‫بیا، رفیق. نوش جان.‬

807
00:45:35,833 --> 00:45:37,458
‏‫شکلات ماراتن؟ این دیگه چیه؟‬

808
00:45:37,500 --> 00:45:39,833
‏‫ماراتن؟ فکر کنم مال ۳۰ سال پیشه.‬

809
00:45:40,250 --> 00:45:41,625
‏‫اگه نمی‌خوای...‬

810
00:45:43,166 --> 00:45:44,416
‏‫شکوندیش!‬

811
00:45:45,333 --> 00:45:49,291
‏‫اه.‬
‏‫حتی غذاهاش هم باستانیه!‬

812
00:45:58,583 --> 00:46:00,833
‏‫حداقل پنج دقیقه است که اینجاییم.‬

813
00:46:03,333 --> 00:46:05,791
‏‫هی، دست نزن. اون تخت ژوزفینه.‬

814
00:46:06,041 --> 00:46:07,083
‏‫پاشو.‬

815
00:46:07,333 --> 00:46:08,416
‏‫چی شده؟‬

816
00:46:14,291 --> 00:46:15,541
‏‫- خب که چی؟‬
‏‫- هیچی.‬

817
00:46:16,125 --> 00:46:18,083
‏‫- یه کمد بزرگه.‬
‏‫- من چک می‌کنم.‬

818
00:46:25,583 --> 00:46:26,625
‏‫عجیبه.‬

819
00:46:27,875 --> 00:46:28,666
‏‫چی؟‬

820
00:46:29,166 --> 00:46:31,250
‏‫- بیا ببین.‬
‏‫- چیزی پیدا کردی؟‬

821
00:46:33,083 --> 00:46:34,083
‏‫نگاه کن.‬

822
00:46:38,083 --> 00:46:39,708
‏‫حرف "آلفا"، دو بار.‬

823
00:46:40,833 --> 00:46:42,166
‏‫درسته...‬

824
00:46:43,291 --> 00:46:45,583
‏‫تو یونانی باستان، اگه اضافه کنی‬

825
00:46:46,083 --> 00:46:49,916
‏‫آلفا‬
‏‫به اول "لت"،‬

826
00:46:49,958 --> 00:46:51,750
‏‫کلمه میشه "آلتیا".‬

827
00:46:54,083 --> 00:46:55,291
‏‫و کلمهٔ "فراموشی"،‬

828
00:46:56,333 --> 00:46:58,083
‏‫تبدیل میشه به کلمهٔ "مکاشفه".‬

829
00:47:03,833 --> 00:47:05,250
‏‫ببین، باز میشه.‬

830
00:47:16,750 --> 00:47:20,083
‏‫- کلید رو بده.‬
‏‫- دست خودته.‬

831
00:47:30,333 --> 00:47:31,500
‏‫آلتیا...‬

832
00:47:33,833 --> 00:47:34,791
‏‫یالا‬

833
00:47:49,625 --> 00:47:52,625
‏‫- اینجا هیچی نیست.‬
‏‫- درسته، هیچی.‬

834
00:47:57,583 --> 00:47:58,583
‏‫چرا، یه چیزایی هست.‬

835
00:48:12,375 --> 00:48:13,708
‏‫ببینید بچه ها.‬

836
00:48:14,125 --> 00:48:15,291
‏‫حق با من بود.‬

837
00:48:15,708 --> 00:48:16,708
‏‫چی هست؟‬

838
00:48:17,333 --> 00:48:22,000
‏‫این ثابت میکنه گنج خئوپس‬
‏‫اینجا، تو این اتاق نگهداری میشده.‬

839
00:48:22,458 --> 00:48:24,916
‏‫- واقعاً؟‬
‏‫- آره، واقعاً!‬

840
00:48:25,250 --> 00:48:27,666
‏‫نگاه کن! این کلسیتِ.‬

841
00:48:28,625 --> 00:48:32,083
‏‫همه‌ی تابوت‌های سنگی از سلسله‌ی چهارم‬
‏‫از جنس کلسیت بودن.‬

842
00:48:36,041 --> 00:48:37,375
‏‫کیه؟‬

843
00:48:38,916 --> 00:48:40,541
‏‫لعنتی، چیه این؟‬

844
00:48:49,125 --> 00:48:51,750
‏‫- این خود خئوپسِ؟‬
‏‫- چه حرفا.‬

845
00:48:51,791 --> 00:48:53,791
‏‫شوخی کردم.‬
‏‫ژوزفینه؟‬

846
00:48:54,750 --> 00:48:58,333
‏‫نه عزیزم،‬
‏‫ژوزفین از سال ۱۸۱۴ دفن شده.‬

847
00:48:58,375 --> 00:49:00,250
‏‫و این لباس خیلی جدیدتره.‬

848
00:49:00,291 --> 00:49:01,916
‏‫به نظرم اواخر قرن نوزدهم میاد.‬

849
00:49:01,958 --> 00:49:03,875
‏‫کاملاً مومیایی شده.‬

850
00:49:03,916 --> 00:49:05,916
‏‫یه دفترچه کوچیک هست، ببین.‬

851
00:49:10,875 --> 00:49:13,125
‏‫اسمش هنریتا پاپلتون بوده.‬

852
00:49:19,958 --> 00:49:22,541
‏‫پدرش سروان‬
‏‫تو هنگ پنجاه و سوم بوده.‬

853
00:49:23,041 --> 00:49:25,791
‏‫تو عمارت لانگ‌وود آجودان بوده.‬

854
00:49:25,833 --> 00:49:28,541
‏‫اون یکی از نگهبان‌های ناپلئون‬
‏‫تو سنت هلن بوده.‬

855
00:49:28,583 --> 00:49:29,958
‏‫پاپلتون!‬

856
00:49:30,500 --> 00:49:32,583
‏‫اون کلکسیونر پیر در موردش حرف میزد.‬

857
00:49:32,625 --> 00:49:34,416
‏‫اون دنبال گنج میگشته!‬

858
00:49:35,041 --> 00:49:36,041
‏‫نگاه کن.‬

859
00:49:36,541 --> 00:49:38,375
‏‫دومینیك ویوانت دنون."‬
‏‫بابا...‬

860
00:49:39,041 --> 00:49:40,166
‏‫ببین.‬

861
00:49:40,208 --> 00:49:44,916
‏‫"پیامی که دومینیک ویوانت دنون‬
‏‫برای امپراتور تبعیدی فرستاده... "‬

862
00:49:48,791 --> 00:49:50,750
‏‫این پیام رمزیه‬

863
00:49:50,791 --> 00:49:53,458
‏‫که محل گنج رو نشون میده!‬

864
00:50:02,708 --> 00:50:04,166
‏‫اون کیه؟‬

865
00:50:04,208 --> 00:50:05,458
‏‫- کجا؟‬
‏‫- اونجا.‬

866
00:50:06,625 --> 00:50:09,541
‏‫وقتی دسامبر 1873 اینجا زندانی شد و مُرد،‬

867
00:50:09,583 --> 00:50:11,333
‏‫کسی تو قصر زندگی نمی‌کرد.‬

868
00:50:13,500 --> 00:50:15,583
‏‫کلمه "گنج" همه جا دیده میشه.‬

869
00:50:16,833 --> 00:50:20,291
‏‫آخرین کلماتی که نوشته اینا بودن:‬
‏‫"خدا ملکه رو حفظ کنه"،‬

870
00:50:20,333 --> 00:50:21,333
‏‫"ناپلئون"...‬

871
00:50:21,666 --> 00:50:24,041
‏‫- "جابرناول".‬
‏‫- یعنی چی؟‬

872
00:50:24,083 --> 00:50:26,291
‏‫یعنی "ناپلئون... احمق".‬

873
00:50:26,333 --> 00:50:29,041
‏‫خلاصه کنیم.‬
‏‫گنج اینجا پنهان شده،‬

874
00:50:29,083 --> 00:50:31,125
‏‫احتمالاً وقتی ژوزفین مرده.‬

875
00:50:31,166 --> 00:50:33,083
‏‫پس یعنی بعد از سال ۱۸۱۴.‬

876
00:50:33,125 --> 00:50:35,416
‏‫این گنج هی اینور اونور میره.‬

877
00:50:35,458 --> 00:50:38,375
‏‫چطور ممکنه اونو ندیده باشم!‬

878
00:50:38,416 --> 00:50:40,583
‏‫این هیروگلیف‌ها...‬

879
00:50:40,875 --> 00:50:43,958
‏‫باید بعداً حکاکی شده باشن.‬

880
00:50:44,291 --> 00:50:47,083
‏‫دیدی؟‬
‏‫از فلزش میشه فهمید.‬

881
00:50:49,541 --> 00:50:50,833
‏‫- حق با توئه.‬
‏‫- آره!‬

882
00:50:50,875 --> 00:50:53,208
‏‫معلومه.‬
‏‫باید بعد از سال ۱۸۲۰ بوده باشه.‬

883
00:50:53,250 --> 00:50:55,166
‏‫خب، بابا؟‬
‏‫منظورت چیه؟‬

884
00:50:55,208 --> 00:50:57,666
‏‫برای همینه که دیگه گنج اینجا نیست!‬

885
00:50:57,708 --> 00:50:59,291
‏‫- من که گیج شدم.‬
‏‫- منم همینطور.‬

886
00:50:59,333 --> 00:51:00,916
‏‫دقت کن.‬

887
00:51:00,958 --> 00:51:02,958
‏‫گنج همینجا پنهان شده بوده،‬

888
00:51:03,000 --> 00:51:06,041
‏‫توی همین اتاق،‬
‏‫احتمالاً بعد از برگشتش از مصر.‬

889
00:51:06,083 --> 00:51:08,458
‏‫همه‌مون سر این موضوع توافق داریم، درسته؟‬

890
00:51:08,500 --> 00:51:10,166
‏‫آره، همه‌مون توافق داریم.‬

891
00:51:10,208 --> 00:51:12,041
‏‫هدیه‌ای از طرف امپراطور،‬

892
00:51:12,083 --> 00:51:14,500
‏‫به تشویق دومینیک ویوان دنون،‬

893
00:51:14,541 --> 00:51:16,416
‏‫که دوست صمیمی بود‬

894
00:51:16,458 --> 00:51:20,083
‏‫و تقریباً میشه گفت معشوقه‌ی‬
‏‫ژوزفین دوبوهارنه.‬

895
00:51:20,125 --> 00:51:21,541
‏‫مدرکی نداریم، ولی خب می‌دونیم.‬

896
00:51:21,583 --> 00:51:24,875
‏‫گل‌های رز،‬
‏‫کلید کوچکی که توی ذهنش نگه داشته بود...‬

897
00:51:24,916 --> 00:51:29,666
‏‫خلاصه، گنج تا سال ۱۸۱۵ اینجا موند، به نظرم.‬

898
00:51:29,708 --> 00:51:32,208
‏‫خب، توی سال ۱۸۱۵ چه اتفاقی می‌افته؟‬

899
00:51:32,250 --> 00:51:35,875
‏‫صد روزه،‬
‏‫ناپلئون به فرانسه برمی‌گرده!‬

900
00:51:35,916 --> 00:51:39,541
‏‫"صد روزه‌ی" معروف ناپلئون.‬
‏‫و ژوزفین هم مرده.‬

901
00:51:39,583 --> 00:51:41,041
‏‫ناپلئون چیکار می‌کنه؟‬

902
00:51:41,083 --> 00:51:44,000
‏‫یه زیارتگاه توی مالمزون درست می‌کنه.‬

903
00:51:44,041 --> 00:51:45,208
‏‫آماده باشین: احساسات شدید.‬

904
00:51:45,250 --> 00:51:47,833
‏‫فین فین، اشک، شوک.‬
‏‫اما، بالاتر از همه...‬

905
00:51:48,291 --> 00:51:52,250
‏‫به ویوان دنون ماموریت می‌ده‬
‏‫تا گنج رو جابه‌جا کنه.‬

906
00:51:52,500 --> 00:51:53,666
‏‫شاید به موزه لوور!‬

907
00:51:53,708 --> 00:51:55,125
‏‫احتمالاً. بعدش چی؟‬

908
00:51:55,166 --> 00:51:58,500
‏‫متاسفانه،‬
‏‫بازگشت امپراطور کوتاه مدته.‬

909
00:51:58,791 --> 00:52:01,833
‏‫در سال ۱۸۱۵، امپراتوری سقوط می‌کنه.‬

910
00:52:04,000 --> 00:52:05,708
‏‫و، همچنین در سال ۱۸۱۵،‬

911
00:52:05,750 --> 00:52:07,791
‏‫دنون از موزه لوور اخراج می‌شه!‬

912
00:52:07,833 --> 00:52:08,833
‏‫مثل بابا.‬

913
00:52:09,541 --> 00:52:10,416
‏‫چطور؟‬

914
00:52:10,791 --> 00:52:14,083
‏‫دقیقاً.‬
‏‫اونم اخراج شد، مثل بابا.‬

915
00:52:14,125 --> 00:52:15,708
‏‫چه خبر شده؟‬

916
00:52:15,750 --> 00:52:17,333
‏‫بعداً.‬

917
00:52:17,375 --> 00:52:21,041
‏‫اون با تدبیره. حالش خوب می‌شه.‬
‏‫ایرادهایی داره...‬

918
00:52:21,083 --> 00:52:24,083
‏‫ولی گیوم هم قویه.‬
‏‫خب!‬

919
00:52:24,125 --> 00:52:26,750
‏‫ویوان دنون از موزه لوور استعفا می‌ده.‬

920
00:52:26,791 --> 00:52:31,083
‏‫هیچ جوره امکان نداره‬
‏‫غنائم رو برای سلطنت‌طلبان بذاره!‬

921
00:52:31,333 --> 00:52:34,333
‏‫اون چیکار می‌کنه؟‬
‏‫گنج رو یه جای دیگه پنهان می‌کنه‬

922
00:52:34,375 --> 00:52:38,541
‏‫و یه پیغام رمزی‬
‏‫برای ناپلئون تبعیدی می‌فرسته‬

923
00:52:38,583 --> 00:52:41,333
‏‫تا بهش محلش رو بگه.‬
‏‫و ما پیداش کردیم.‬

924
00:52:41,833 --> 00:52:45,125
‏‫حالا، فقط باید‬
‏‫پیغام توی دفترچه رو رمزگشایی کنیم.‬

925
00:52:46,416 --> 00:52:47,541
‏‫بیاین.‬

926
00:52:47,583 --> 00:52:50,666
‏‫بزن بریم از این دخمه‌ی دلگیر بیرون.‬

927
00:52:51,041 --> 00:52:53,791
‏‫- و زن انگلیسی؟‬
‏‫- زن انگلیسی...‬

928
00:52:53,833 --> 00:52:55,375
‏‫معلومه!‬

929
00:52:55,416 --> 00:52:58,208
‏‫اون پیغام رو پیدا کرده، سال‌ها بعد...‬

930
00:52:58,250 --> 00:52:59,833
‏‫و دنبال ماجراجویی بوده؟‬

931
00:52:59,875 --> 00:53:01,166
‏‫به جهیزیه نیاز داشته؟‬

932
00:53:01,208 --> 00:53:04,291
‏‫کی می‌دونه زن‌های انگلیسی‬
‏‫اون موقع چجوری فکر می‌کردن!‬

933
00:53:04,333 --> 00:53:06,500
‏‫ولی تا اون موقع که شروع کرد به گشتن...‬

934
00:53:06,541 --> 00:53:08,041
‏‫گنج جا به جا شده بود.‬

935
00:53:08,666 --> 00:53:10,375
‏‫پس چرا اینجا گیر کرده؟‬

936
00:53:11,041 --> 00:53:12,125
‏‫لعنتی!‬

937
00:53:12,166 --> 00:53:13,875
‏‫- چی شد؟‬
‏‫- در!‬

938
00:53:13,916 --> 00:53:15,333
‏‫- من کاری نکردم.‬
‏‫- بازش کن!‬

939
00:53:15,375 --> 00:53:18,083
‏‫- چیکار کردی؟‬
‏‫- فقط تکیه دادم اینجا.‬

940
00:53:18,416 --> 00:53:19,416
‏‫واقعا که...‬

941
00:53:22,708 --> 00:53:25,083
‏‫- از این طرف رفتن.‬
‏‫- اینجا خیلی قشنگه.‬

942
00:53:29,916 --> 00:53:31,625
‏‫- کار نمیکنه.‬
‏‫- اینجاست.‬

943
00:53:31,666 --> 00:53:33,625
‏‫اینم جواب سوالت!‬

944
00:53:33,666 --> 00:53:35,458
‏‫کلید از داخل کار نمیکنه.‬

945
00:53:35,791 --> 00:53:38,458
‏‫و حالا بدجوری گیر افتادیم.‬

946
00:53:38,500 --> 00:53:41,125
‏‫اون چطوری بدون کلید رفت تو؟‬

947
00:53:41,166 --> 00:53:43,000
‏‫حتما در باز بوده.‬

948
00:53:43,041 --> 00:53:44,541
‏‫یه نسیم الکی...‬

949
00:53:44,583 --> 00:53:46,291
‏‫کی اهمیت میده چطوری رفته تو.‬

950
00:53:46,875 --> 00:53:50,125
‏‫- لعنت!‬
‏‫- وای نه.‬

951
00:53:50,500 --> 00:53:51,625
‏‫متاسفم.‬

952
00:53:51,666 --> 00:53:54,041
‏‫تقصیر تو نیست.‬
‏‫بازم کارای همیشگی پدربزرگه.‬

953
00:53:54,083 --> 00:53:55,875
‏‫کلا تقصیر اونه!‬

954
00:53:55,916 --> 00:53:57,750
‏‫و بیشترشم تقصیر توئه.‬

955
00:53:57,791 --> 00:53:59,750
‏‫ما هم مثل اون اینجا میمیریم.‬

956
00:54:00,041 --> 00:54:02,208
‏‫بابا اینجوری نگو.‬

957
00:54:02,250 --> 00:54:04,583
‏‫اون موقع، شتو‬
‏‫ترک شده بود...‬

958
00:54:04,625 --> 00:54:06,333
‏‫امروز یکی صدامونو میشنوه.‬

959
00:54:06,375 --> 00:54:10,583
‏‫یه شتوی متروکه است‬

960
00:54:11,166 --> 00:54:15,333
‏‫اون نمیدونه کجا بره‬

961
00:54:15,625 --> 00:54:17,583
‏‫امشب‬

962
00:54:17,916 --> 00:54:19,875
‏‫امشب‬

963
00:54:19,916 --> 00:54:23,375
‏‫متروکه‬

964
00:54:24,125 --> 00:54:25,416
‏‫متروکه‬

965
00:54:30,791 --> 00:54:32,166
‏‫چیکار کردی؟‬

966
00:54:33,000 --> 00:54:34,541
‏‫من هیچ کاری نکردم.‬

967
00:54:37,291 --> 00:54:38,458
‏‫اون چیه؟‬

968
00:54:49,666 --> 00:54:51,041
‏‫پلیس!‬

969
00:54:55,000 --> 00:54:56,000
‏‫خوبی؟‬

970
00:54:56,291 --> 00:54:57,708
‏‫کسی اونجاست؟‬

971
00:54:57,750 --> 00:55:00,666
‏‫- ما اینجاییم!‬
‏‫- ما گیر افتادیم!‬

972
00:55:18,708 --> 00:55:20,833
‏‫زود باش.‬
‏‫به لطف اونه که در اومدیم.‬

973
00:55:23,708 --> 00:55:25,375
‏‫معلومه که هیچی پیدا نکردی.‬

974
00:55:25,625 --> 00:55:27,833
‏‫- معلومه.‬
‏‫- خب، در واقع...‬

975
00:55:27,833 --> 00:55:29,541
‏‫با جزئیات خسته‌اش نکن.‬

976
00:55:29,583 --> 00:55:32,833
‏‫- ممنون که اومدید.‬
‏‫- دوستت وقت نداشت؟‬

977
00:55:33,291 --> 00:55:35,291
‏‫آره.‬
‏‫یا شایدم رانندگی بلد نیست!‬

978
00:55:35,333 --> 00:55:36,166
‏‫دیوونه‌ای.‬

979
00:55:38,500 --> 00:55:41,083
‏‫نمیتونم برم مدرسه.‬
‏‫خیلی خسته‌ام.‬

980
00:55:41,125 --> 00:55:44,291
‏‫این روی دیگه ماجراست.‬
‏‫امشب میتونی بخوابی.‬

981
00:55:44,583 --> 00:55:47,833
‏‫کیفتو بردار و عجله کن،‬
‏‫دیرت میشه.‬

982
00:55:47,875 --> 00:55:50,208
‏‫- نمیتونم کیفمو پیدا کنم.‬
‏‫- پس بگرد دنبالش!‬

983
00:55:50,916 --> 00:55:53,083
‏‫من رفتم سر کار. شب میبینمت.‬

984
00:55:53,625 --> 00:55:55,458
‏‫پدرم؟ قاچاقچی؟‬

985
00:55:55,958 --> 00:55:58,833
‏‫این مزخرفه، ونسان. چه مدرکی دارن؟‬

986
00:55:58,833 --> 00:56:01,583
‏‫ظاهراً تو مصر، دست داشته‬

987
00:56:01,583 --> 00:56:03,583
‏‫تو یه سری حفاری‌های غیرمجاز.‬

988
00:56:04,083 --> 00:56:06,833
‏‫حفاری؟ عجب...‬

989
00:56:07,958 --> 00:56:09,333
‏‫وای خدای من.‬

990
00:56:10,041 --> 00:56:11,833
‏‫بهش نمیاد.‬

991
00:56:11,833 --> 00:56:14,083
‏‫اون همیشه خیلی قانونمند بوده.‬

992
00:56:14,083 --> 00:56:17,083
‏‫فقط این نیست. شوهرت متهم شده‬

993
00:56:17,083 --> 00:56:19,833
‏‫تو یه پرونده قاچاق عتیقه.‬

994
00:56:21,583 --> 00:56:23,000
‏‫جدی؟ امکان نداره.‬

995
00:56:23,041 --> 00:56:25,083
‏‫- خنده‌داره؟‬
‏‫- اصلاً.‬

996
00:56:25,583 --> 00:56:28,083
‏‫نه، ولی جدّی، نه گیوم.‬

997
00:56:28,541 --> 00:56:30,708
‏‫ایزیس، به نظرت عجیب نیست؟‬

998
00:56:30,750 --> 00:56:32,666
‏‫پدرت تو حفاری‌های مشکوک تو مصر،‬

999
00:56:32,708 --> 00:56:34,291
‏‫شوهرت تو لوور...‬

1000
00:56:34,333 --> 00:56:36,375
‏‫هیچ ربطی نمیبینی؟‬

1001
00:56:36,416 --> 00:56:38,666
‏‫پدرم و گیوم با هم کار میکنن؟‬

1002
00:56:38,708 --> 00:56:40,500
‏‫- رو یه پروژه‌ی غیرقانونی؟‬
‏‫- آره.‬

1003
00:56:40,750 --> 00:56:43,375
‏‫- غیر ممکنه.‬
‏‫- خودت چی، ایزیس؟‬

1004
00:56:43,416 --> 00:56:44,958
‏‫یه بازرسی ساختگی؟‬

1005
00:56:45,000 --> 00:56:47,333
‏‫زندانی شدن تو یه قلعه، بعد دستگیری؟‬

1006
00:56:47,375 --> 00:56:48,625
‏‫- چیه؟‬
‏‫- متاسفم.‬

1007
00:56:49,416 --> 00:56:50,500
‏‫یه اتفاق نادر بود.‬

1008
00:56:53,083 --> 00:56:56,583
‏‫متاسفم، چاره‌ای ندارم. باید...‬

1009
00:56:58,375 --> 00:57:00,041
‏‫- باید...‬
‏‫- باید...‬

1010
00:57:00,916 --> 00:57:03,041
‏‫- معلقت کنم.‬
‏‫- چی؟‬

1011
00:57:04,000 --> 00:57:05,458
‏‫- نمیتونی.‬
‏‫- مجبورم.‬

1012
00:57:05,875 --> 00:57:07,000
‏‫- نه!‬
‏‫- آره.‬

1013
00:57:07,250 --> 00:57:10,208
‏‫بعد از اتمام تحقیقات، میشه دوباره بررسی کرد.‬

1014
00:57:11,375 --> 00:57:13,958
‏‫کاتوچ! چه سورپرایز خوبی.‬

1015
00:57:14,000 --> 00:57:16,791
‏‫بیا تو. برات چای کرکده درست میکنم.‬

1016
00:57:16,833 --> 00:57:19,458
‏‫نمیتونم بمونم، کریستین. فقط دفترچه رو بده.‬

1017
00:57:19,791 --> 00:57:21,750
‏‫من شروع میکنم به ترجمه‌اش.‬

1018
00:57:21,791 --> 00:57:24,083
‏‫تو کله‌شق نیستی، سمجی!‬

1019
00:57:24,125 --> 00:57:26,250
‏‫بهت گفتم، هیچکس دفترچه‌مو نمیگیره.‬

1020
00:57:27,333 --> 00:57:29,208
‏‫چه خبره؟ ولم کن.‬

1021
00:57:29,916 --> 00:57:33,000
‏‫- این کیه؟‬
‏‫- مارکوس گاسبرگر.‬

1022
00:57:34,416 --> 00:57:35,750
‏‫- میشناسیش؟‬
‏‫- آره.‬

1023
00:57:36,041 --> 00:57:37,041
‏‫یه بلژیکیه.‬

1024
00:57:37,333 --> 00:57:39,666
‏‫برای میلیاردرها آثار هنری و عتیقه تهیه میکنه.‬

1025
00:57:40,750 --> 00:57:41,916
‏‫- بیخیال.‬
‏‫- مارکوس!‬

1026
00:57:41,958 --> 00:57:43,916
‏‫قول دادی بهش صدمه نزنی!‬

1027
00:57:43,958 --> 00:57:45,833
‏‫- خفه شو!‬
‏‫- ولم کن.‬

1028
00:57:45,875 --> 00:57:48,083
‏‫چطور تونستی این کارو با من بکنی؟‬

1029
00:57:48,125 --> 00:57:50,000
‏‫چاره‌ای نداشتم. متاسفم.‬

1030
00:57:50,041 --> 00:57:52,375
‏‫فقط دفترچه رو بهش بده.‬

1031
00:57:52,416 --> 00:57:53,541
‏‫کدوم دفترچه؟‬

1032
00:57:53,583 --> 00:57:56,041
‏‫دست از مسخره بازی بردار، اون با تروریست‌ها کار میکنه!‬

1033
00:57:59,500 --> 00:58:01,833
‏‫من همه چیزو درباره قاچاق هات میدونم.‬

1034
00:58:01,875 --> 00:58:04,375
‏‫- من دقیقا میدونم تو کی هستی.‬
‏‫- عالیه.‬

1035
00:58:05,291 --> 00:58:07,125
‏‫پس روش های من رو میدونی.‬

1036
00:58:07,541 --> 00:58:08,750
‏‫چی میخوای؟‬

1037
00:58:11,666 --> 00:58:14,416
‏‫- همون چیزی که تو میخوای.‬
‏‫- همون چیزی که من میخوام؟‬

1038
00:58:14,458 --> 00:58:15,875
‏‫- گنج.‬
‏‫- گنج؟‬

1039
00:58:15,916 --> 00:58:17,875
‏‫- خوفو.‬
‏‫- خوفو؟‬

1040
00:58:18,208 --> 00:58:21,291
‏‫- هرچی میگم تکرار میکنی؟‬
‏‫- تو هرچی میگی تکرار میکنی!‬

1041
00:58:22,875 --> 00:58:24,125
‏‫بشین.‬

1042
00:58:30,041 --> 00:58:32,375
‏‫این چیه؟ طبقه بالا کیه؟‬

1043
00:58:34,416 --> 00:58:35,875
‏‫به پلیس زنگ بزن و قایم شو!‬

1044
00:58:36,625 --> 00:58:38,041
‏‫مارکوس، خواهش میکنم.‬

1045
00:58:38,083 --> 00:58:39,833
‏‫من عاشق قایم موشک بازی ام.‬

1046
00:58:40,708 --> 00:58:42,583
‏‫اون تلفن لعنتی کجاست؟‬

1047
00:58:42,625 --> 00:58:43,625
‏‫یک.‬

1048
00:58:44,000 --> 00:58:45,000
‏‫جولین!‬

1049
00:58:45,541 --> 00:58:46,541
‏‫دو.‬

1050
00:58:48,166 --> 00:58:49,208
‏‫سه.‬

1051
00:58:50,375 --> 00:58:51,541
‏‫چهار.‬

1052
00:58:53,083 --> 00:58:54,083
‏‫پنج.‬

1053
00:58:58,375 --> 00:58:59,375
‏‫شش.‬

1054
00:59:01,333 --> 00:59:02,416
‏‫هفت.‬

1055
00:59:06,166 --> 00:59:07,291
‏‫هشت.‬

1056
00:59:08,583 --> 00:59:09,458
‏‫نه.‬

1057
00:59:12,083 --> 00:59:14,375
‏‫- یارو از لوور؟‬
‏‫- فقط همین رو کم داشتیم!‬

1058
00:59:17,500 --> 00:59:18,708
‏‫باورم نمیشه.‬

1059
00:59:21,333 --> 00:59:23,250
‏‫- لعنتی، مارو دید.‬
‏‫- صبر کن.‬

1060
00:59:24,541 --> 00:59:26,000
‏‫اون دوباره برگشته؟‬

1061
00:59:27,250 --> 00:59:29,833
‏‫منتظر زنم هستی؟‬
‏‫گمشو بیرون!‬

1062
00:59:34,666 --> 00:59:35,833
‏‫مشکلت چیه؟‬

1063
00:59:41,125 --> 00:59:42,541
‏‫زود باش!‬

1064
00:59:52,333 --> 00:59:54,250
‏‫- اون زنمه، عوضی!‬
‏‫- بابا!‬

1065
00:59:55,583 --> 00:59:56,416
‏‫جولین!‬

1066
00:59:57,625 --> 00:59:58,625
‏‫پیدات کردم.‬

1067
01:00:00,166 --> 01:00:01,458
‏‫دفترچه رو بده من.‬

1068
01:00:02,291 --> 01:00:03,000
‏‫زود باش!‬

1069
01:00:04,458 --> 01:00:05,458
‏‫بده اش به من.‬

1070
01:00:08,666 --> 01:00:09,666
‏‫جولین!‬

1071
01:00:10,375 --> 01:00:12,333
‏‫نباید دخالت کنیم؟‬

1072
01:00:12,375 --> 01:00:14,708
‏‫نه، هنوز زوده.‬
‏‫من دنبال گاسبرگرم.‬

1073
01:00:14,750 --> 01:00:15,833
‏‫حالت خوبه؟‬

1074
01:00:16,625 --> 01:00:18,291
‏‫تو باهاش چیکار کردی؟‬

1075
01:00:18,708 --> 01:00:19,875
‏‫جولین!‬

1076
01:00:19,916 --> 01:00:22,291
‏‫- نه، تو همینجا بمون.‬
‏‫- باشه.‬

1077
01:00:22,333 --> 01:00:24,041
‏‫- تو کی هستی؟‬
‏‫- ولم کن!‬

1078
01:00:24,083 --> 01:00:25,125
‏‫به راهت ادامه بده!‬

1079
01:00:25,166 --> 01:00:27,333
‏‫- چی شد؟‬
‏‫- اون یارو دیوونه.‬

1080
01:00:27,375 --> 01:00:30,208
‏‫شروع کرد به دعوا کردن.‬
‏‫فکر میکنه من با زنش قرار میذارم.‬

1081
01:00:30,250 --> 01:00:33,750
‏‫چرا منو میاری؟‬
‏‫تو که دفترچه رو داری.‬

1082
01:00:33,791 --> 01:00:36,125
‏‫حالا باید رمزش رو پیدا کنیم.‬

1083
01:00:37,541 --> 01:00:38,666
‏‫دنبالشون میکنیم.‬

1084
01:00:41,541 --> 01:00:43,000
‏‫بابا، یخ نداریم.‬

1085
01:00:43,916 --> 01:00:44,916
‏‫ممنون، عزیزم.‬

1086
01:00:45,250 --> 01:00:46,208
‏‫آخ.‬

1087
01:00:48,583 --> 01:00:50,583
‏‫اینجا چه خبر شده؟‬

1088
01:00:51,250 --> 01:00:53,125
‏‫چی شده؟ دعواتون شده؟‬

1089
01:00:53,166 --> 01:00:55,666
‏‫- همش تقصیر منه.‬
‏‫- درسته.‬

1090
01:00:56,083 --> 01:00:57,500
‏‫همه اش تقصیر منه.‬

1091
01:00:59,791 --> 01:01:01,083
‏‫جدی نمیگی؟‬

1092
01:01:03,583 --> 01:01:05,250
‏‫پیانوی مامان...لعنتی...‬

1093
01:01:06,416 --> 01:01:09,041
‏‫- حالا چه گندی زدی؟‬
‏‫- مامان، گوش کن.‬

1094
01:01:09,083 --> 01:01:10,166
‏‫به ما حمله شد.‬

1095
01:01:10,208 --> 01:01:11,916
‏‫اونا دفترچه رو دزدیدن.‬

1096
01:01:11,958 --> 01:01:13,625
‏‫اون منو از پنجره پرت کرد بیرون.‬

1097
01:01:13,666 --> 01:01:15,333
‏‫شوهرت گرفتش!‬

1098
01:01:15,375 --> 01:01:17,708
‏‫و دوستت نامزدت نیست.‬

1099
01:01:17,750 --> 01:01:19,375
‏‫ایست!‬

1100
01:01:19,416 --> 01:01:20,625
‏‫به پلیس زنگ زدی؟‬

1101
01:01:20,666 --> 01:01:22,291
‏‫- نمیتونیم.‬
‏‫- خیلی خطرناکه.‬

1102
01:01:22,333 --> 01:01:23,916
‏‫اونا با تروریستا کار میکنن.‬

1103
01:01:23,958 --> 01:01:25,666
‏‫حالا چه غلطی کردی؟‬

1104
01:01:26,333 --> 01:01:27,833
‏‫تو قاچاق میکنی؟‬

1105
01:01:28,291 --> 01:01:29,125
‏‫قاچاق؟‬

1106
01:01:29,166 --> 01:01:30,583
‏‫واسه همینه اخراج شدی؟‬

1107
01:01:30,625 --> 01:01:33,000
‏‫جدی میگی؟‬
‏‫ما هیچوقت با هم قاچاق نکردیم!‬

1108
01:01:33,041 --> 01:01:35,500
‏‫جدی میگم؟‬
‏‫به خودت یه نگاه بنداز.‬

1109
01:01:35,541 --> 01:01:38,166
‏‫خونه افتضاحه،‬
‏‫اونم مدرسه نیست.‬

1110
01:01:38,208 --> 01:01:39,708
‏‫ما یه باندیم، نه یه خانواده!‬

1111
01:01:40,625 --> 01:01:42,416
‏‫آروم باش، ایزیس، خواهش میکنم.‬

1112
01:01:42,458 --> 01:01:46,041
‏‫آروم باش. خسته ای.‬
‏‫نخوابیدیم. بیا.‬

1113
01:01:46,083 --> 01:01:48,208
‏‫- میدونم چه جور آدمی هستی.‬
‏‫- نه، نمیدونی.‬

1114
01:01:48,250 --> 01:01:50,791
‏‫تو خودخواهی.‬
‏‫مامان به خاطر تو مرد.‬

1115
01:01:51,625 --> 01:01:53,333
‏‫- خواهش میکنم...‬
‏‫- تو سمی هستی.‬

1116
01:01:53,375 --> 01:01:54,375
‏‫از دستت خسته شدم.‬

1117
01:01:54,416 --> 01:01:56,125
‏‫تو زندگی منو خراب میکنی.‬

1118
01:01:56,166 --> 01:01:57,750
‏‫ما هیچوقت با تو در امان نیستیم.‬

1119
01:01:58,125 --> 01:02:00,166
‏‫حالا از خونه من برو بیرون.‬

1120
01:02:01,958 --> 01:02:04,875
‏‫اونو بذار زمین.‬
‏‫نمیبینی همه چی خراب شده؟‬

1121
01:02:05,750 --> 01:02:07,541
‏‫این یه جورایی خونه منم هست...‬

1122
01:02:07,583 --> 01:02:09,458
‏‫پس از خونه خودت برو بیرون!‬

1123
01:02:09,500 --> 01:02:10,750
‏‫ولی مامان...‬

1124
01:02:22,875 --> 01:02:23,875
‏‫گیوم؟‬

1125
01:02:23,916 --> 01:02:26,333
‏‫کیسه خواب پیشاهنگیتو پیدا کردم!‬

1126
01:02:26,375 --> 01:02:28,041
‏‫تو اتاق خوابته.‬

1127
01:02:28,083 --> 01:02:29,583
‏‫ممنون، مامان.‬

1128
01:02:31,208 --> 01:02:32,625
‏‫سروصدا نکنید.‬

1129
01:02:32,666 --> 01:02:34,291
‏‫تا دیروقت بیدار نمونید!‬

1130
01:02:44,041 --> 01:02:45,125
‏‫باز باباته.‬

1131
01:02:46,166 --> 01:02:47,291
‏‫برام مهم نیست.‬

1132
01:02:51,541 --> 01:02:54,375
‏‫می‌دونی چیه، منم از پدرم خوشم نمیومد.‬

1133
01:02:54,416 --> 01:02:56,000
‏‫ولی الان که نیست...‬

1134
01:02:56,041 --> 01:02:57,250
‏‫دلم براش تنگ شده.‬

1135
01:02:57,291 --> 01:02:59,041
‏‫پس من صبر می‌کنم تا بمیره.‬

1136
01:03:02,791 --> 01:03:05,291
‏‫مادرت تو یه تصادف رانندگی فوت کرد؟‬

1137
01:03:05,375 --> 01:03:06,208
‏‫آره.‬

1138
01:03:06,625 --> 01:03:08,458
‏‫چرا میگی تقصیر اون بود؟‬

1139
01:03:08,500 --> 01:03:10,625
‏‫چون خیلی ناراحت بود.‬

1140
01:03:11,000 --> 01:03:14,416
‏‫تازه، اون در موردش حرف نمی‌زنه. معلومه که عذاب وجدان داره.‬

1141
01:03:15,291 --> 01:03:17,458
‏‫- شروع کنیم؟‬
‏‫- آره.‬

1142
01:03:18,541 --> 01:03:21,250
‏‫آروم ببرش تو اون گوشه.‬

1143
01:03:21,750 --> 01:03:22,708
‏‫یه لحظه صبر کن.‬

1144
01:03:23,041 --> 01:03:24,291
‏‫یه چیزی هست...‬

1145
01:03:24,916 --> 01:03:26,791
‏‫- چیه؟‬
‏‫- نگاه کن. این چیه؟‬

1146
01:03:30,208 --> 01:03:32,000
‏‫یه بسته نامه است.‬

1147
01:03:35,458 --> 01:03:37,583
‏‫همه به آدرس مادرم.‬

1148
01:03:46,916 --> 01:03:49,375
‏‫«بابت عزیز، برات می‌نویسم...»‬

1149
01:03:49,416 --> 01:03:50,666
‏‫پدرت؟‬

1150
01:03:51,291 --> 01:03:53,625
‏‫نه، این دست خط اون نیست.‬

1151
01:03:54,666 --> 01:03:56,500
‏‫و اون هیچوقت بهش نمیگفت بابت.‬

1152
01:03:58,375 --> 01:04:00,541
‏‫«با تمام عشقم، تاکشی.»‬

1153
01:04:01,250 --> 01:04:03,500
‏‫تاکشی؟ این که ژاپنیه. این کیه؟‬

1154
01:04:04,416 --> 01:04:05,750
‏‫نمیدونم.‬

1155
01:04:11,875 --> 01:04:13,625
‏‫زود چراغ رو خاموش می‌کنی؟‬

1156
01:04:14,708 --> 01:04:18,541
‏‫اگه هشت ساعت نخوابم، فرداش به درد نمی‌خورم.‬

1157
01:04:19,791 --> 01:04:20,833
‏‫لعنتی...‬

1158
01:04:24,041 --> 01:04:25,333
‏‫باورم نمیشه.‬

1159
01:04:33,875 --> 01:04:35,625
‏‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

1160
01:04:39,500 --> 01:04:40,916
‏‫این چیه؟‬

1161
01:04:53,250 --> 01:04:54,166
‏‫این دیگه چیه؟‬

1162
01:04:56,500 --> 01:04:57,166
‏‫ایسیس؟‬

1163
01:04:59,958 --> 01:05:01,750
‏‫من هیچی نمی فهمم!‬

1164
01:05:05,291 --> 01:05:06,125
‏‫زود باش دیگه...‬

1165
01:05:27,916 --> 01:05:28,833
‏‫ایسیس؟‬

1166
01:05:39,208 --> 01:05:40,750
‏‫چرا بهم نگفتی؟‬

1167
01:05:41,958 --> 01:05:44,291
‏‫تو تازه مادرت رو از دست داده بودی، ایسیس.‬

1168
01:05:44,333 --> 01:05:45,416
‏‫ولی بعدش چی؟‬

1169
01:05:46,333 --> 01:05:50,625
‏‫باید بهت می‌گفتم مادرت داشت ترکمون می‌کرد‬
‏‫تا با دوستش باشه؟‬

1170
01:05:51,416 --> 01:05:52,458
‏‫به هر حال.‬

1171
01:05:53,291 --> 01:05:56,250
‏‫منو فرستادی مدرسه شبانه‌روزی‬
‏‫و خودت رفتی مصر؟‬

1172
01:05:56,291 --> 01:05:58,541
‏‫اونجا جای بچه نبود.‬

1173
01:06:04,625 --> 01:06:06,083
‏‫تاکشی چطور آدمی بود؟‬

1174
01:06:07,791 --> 01:06:11,500
‏‫من آدم مناسبی برای این سوال نیستم.‬

1175
01:06:12,208 --> 01:06:16,708
‏‫دمدمی مزاج. آدم ساکتی که فکر می‌کنه خیلی عمیقه.‬

1176
01:06:16,750 --> 01:06:18,208
‏‫فوق‌العاده خسته‌کننده.‬

1177
01:06:18,541 --> 01:06:22,750
‏‫اونقدر بد رانندگی می‌کرد‬
‏‫که ارکسترش رو رهبری می‌کرد.‬

1178
01:06:30,583 --> 01:06:32,541
‏‫- گنج‌یابی چطوره؟‬
‏‫- هیچی.‬

1179
01:06:36,166 --> 01:06:37,625
‏‫این روبان رو نگاه کن.‬

1180
01:06:37,666 --> 01:06:39,541
‏‫توی دفترچه پاپلتون بود.‬

1181
01:06:39,583 --> 01:06:42,250
‏‫حتما تو جیبم گذاشتمش‬
‏‫توی مالمیزون.‬

1182
01:06:42,291 --> 01:06:43,125
‏‫نگاه کن.‬

1183
01:06:46,208 --> 01:06:48,541
‏‫همون حروفین که‬
‏‫توی دفترچه بود.‬

1184
01:06:50,291 --> 01:06:53,375
‏‫همون پیامی که برای ناپلئون فرستاده شد، درسته؟‬

1185
01:06:53,416 --> 01:06:54,916
‏‫این یه اسکیتاله، بابا.‬

1186
01:06:55,458 --> 01:06:56,916
‏‫- اسکیتال؟‬
‏‫- بله.‬

1187
01:06:56,958 --> 01:06:59,875
‏‫در این صورت، یه میله لازم داریم‬
‏‫که دورش بپیچیم.‬

1188
01:06:59,916 --> 01:07:00,958
‏‫اینو امتحان کن.‬

1189
01:07:02,708 --> 01:07:04,041
‏‫فوق العاده است.‬

1190
01:07:04,458 --> 01:07:07,375
‏‫تو یه نابغه ای، عزیزم!‬

1191
01:07:07,416 --> 01:07:09,291
‏‫- آره، یه نابغه.‬
‏‫- جواب نمیده.‬

1192
01:07:09,333 --> 01:07:10,750
‏‫قطرش مناسب نیست.‬

1193
01:07:10,791 --> 01:07:11,916
‏‫صبح بخیر، خانم!‬

1194
01:07:11,958 --> 01:07:15,041
‏‫ببخشید مزاحم شدم.‬
‏‫فقط یه لحظه طول میکشه.‬

1195
01:07:15,416 --> 01:07:18,500
‏‫من یه میله برای این اسکیتال می خوام.‬

1196
01:07:19,458 --> 01:07:21,125
‏‫این هم خوب نیست.‬

1197
01:07:23,708 --> 01:07:24,291
‏‫دی وی دی.‬

1198
01:07:24,791 --> 01:07:25,833
‏‫دی وی دی چیه؟‬

1199
01:07:26,250 --> 01:07:28,333
‏‫قبرش. اینجاست!‬

1200
01:07:29,083 --> 01:07:31,875
‏‫خیلی ممنون، خداحافظ.‬
‏‫روز خوبی داشته باشید. چپ!‬

1201
01:07:31,916 --> 01:07:33,000
‏‫کاملا فراموش کردم!‬

1202
01:07:33,500 --> 01:07:36,083
‏‫مسیر دنون، بخش دهم‬

1203
01:07:40,833 --> 01:07:42,375
‏‫- دارم میام.‬
‏‫- منتظر میمونم.‬

1204
01:07:42,416 --> 01:07:44,250
‏‫نه، من خوبم. بریم!‬

1205
01:08:17,666 --> 01:08:20,166
‏‫"مکان در N4 لوور."‬

1206
01:08:21,041 --> 01:08:22,375
‏‫بابا، کار کرد!‬

1207
01:08:22,416 --> 01:08:23,458
‏‫بابا...‬

1208
01:08:24,625 --> 01:08:25,541
‏‫لعنتی.‬

1209
01:08:26,458 --> 01:08:29,500
‏‫"مکان N4 لوور."‬

1210
01:08:30,166 --> 01:08:31,833
‏‫- من خوبم.‬
‏‫- بله...‬

1211
01:08:31,875 --> 01:08:34,083
‏‫"مکان N4 لوور."‬

1212
01:08:34,125 --> 01:08:35,583
‏‫شکست.‬

1213
01:08:36,041 --> 01:08:37,416
‏‫به گیوم زنگ میزنیم.‬

1214
01:08:37,458 --> 01:08:39,208
‏‫- پس همه چی روبراه شد؟‬
‏‫- بله.‬

1215
01:08:46,458 --> 01:08:49,666
‏‫اتروسک... مصری.‬

1216
01:08:52,458 --> 01:08:53,458
‏‫اینجا.‬

1217
01:08:55,916 --> 01:08:58,041
‏‫فهرست مجموعه های سال ۱۸۱۵.‬

1218
01:08:58,083 --> 01:08:59,000
‏‫ممنونم.‬

1219
01:08:59,041 --> 01:09:00,916
‏‫دقیقا دنبال چی می گردید؟‬

1220
01:09:02,916 --> 01:09:05,458
‏‫N4، آندره عزیزم، N4.‬

1221
01:09:05,500 --> 01:09:06,916
‏‫اما چرا؟‬

1222
01:09:10,750 --> 01:09:12,166
‏‫N4... N4...‬

1223
01:09:12,708 --> 01:09:15,791
‏‫- اونجا. فکر کنم N4 رو پیدا کردم.‬
‏‫- بله، N4 اینجاست.‬

1224
01:09:16,416 --> 01:09:17,958
‏‫زود باش، داریم گوش میدیم!‬

1225
01:09:18,000 --> 01:09:22,541
‏‫خب، N4 رو پیدا کردیم.‬
‏‫اتفاقا...‬

1226
01:09:22,583 --> 01:09:24,750
‏‫شماره مرجع یه مومیاییه.‬

1227
01:09:24,791 --> 01:09:27,541
‏‫یه مومیایی؟ جدی میگی؟‬

1228
01:09:27,583 --> 01:09:29,791
‏‫که دی وی دی از مصر آورده.‬

1229
01:09:30,208 --> 01:09:32,208
‏‫- دی وی دی؟‬
‏‫- دومینیک ویوان دنون.‬

1230
01:09:32,250 --> 01:09:34,000
‏‫آه، دی وی دی.‬

1231
01:09:34,375 --> 01:09:36,833
‏‫باشه. پس این مومیایی کجاست؟‬

1232
01:09:36,875 --> 01:09:40,500
‏‫متاسفم، مومیایی دیگه وجود نداره. از بین رفته.‬

1233
01:09:40,541 --> 01:09:42,708
‏‫از بین رفته؟ منظورت چیه؟‬

1234
01:09:42,750 --> 01:09:45,375
‏‫خوب نگهداری نشده بود، خراب شد.‬

1235
01:09:45,416 --> 01:09:49,833
‏‫موزه هم سال ۱۸۲۸ انداختش دور،‬

1236
01:09:51,041 --> 01:09:54,041
‏‫تو یه گور دسته جمعی زیر باغ های لوور دفنش کردن.‬

1237
01:09:54,083 --> 01:09:57,000
‏‫باغ های لوور؟ شاید هنوزم اونجا باشه.‬

1238
01:09:57,041 --> 01:10:00,583
‏‫نه، بابا. وقتی هرم و سالن ورودی رو ساختن،‬

1239
01:10:00,625 --> 01:10:03,000
‏‫و مرکز خرید، همه جا رو زیر و رو کردن.‬

1240
01:10:03,041 --> 01:10:04,291
‏‫لعنتی!‬

1241
01:10:04,333 --> 01:10:05,750
‏‫لعنت بهش!‬

1242
01:10:05,791 --> 01:10:07,375
‏‫خب که چی؟ تموم شد؟‬

1243
01:10:07,416 --> 01:10:09,333
‏‫چرا این مومیایی اینقدر خاصه؟‬

1244
01:10:09,375 --> 01:10:10,833
‏‫پدر زنمه...‬

1245
01:10:10,875 --> 01:10:15,000
‏‫یه داستان احمقانه دیگه درباره‌ی یه دی‌وی‌دی که‬
‏‫نقشه گنج توش پنهون شده...‬

1246
01:10:15,041 --> 01:10:17,583
‏‫خب، به هیچ جا نرسید. به هر حال ممنون.‬

1247
01:10:17,625 --> 01:10:18,625
‏‫خواهش می‌کنم.‬

1248
01:10:28,583 --> 01:10:29,416
‏‫الو؟‬

1249
01:10:39,791 --> 01:10:40,750
‏‫اوه، لعنتی...‬

1250
01:10:45,666 --> 01:10:47,041
‏‫داره چیکار می‌کنه؟‬

1251
01:10:50,541 --> 01:10:52,333
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- لعنتی، بجنب.‬

1252
01:10:59,958 --> 01:11:00,958
‏‫پلیس!‬

1253
01:11:02,541 --> 01:11:03,458
‏‫ممنونم.‬

1254
01:11:03,541 --> 01:11:05,041
‏‫من همه چیو بهتون میگم!‬

1255
01:11:05,083 --> 01:11:06,458
‏‫باشه، بیا.‬

1256
01:11:06,458 --> 01:11:07,458
‏‫سوار ماشین شو.‬

1257
01:11:12,916 --> 01:11:14,208
‏‫لعنت بهش!‬

1258
01:11:14,291 --> 01:11:17,333
‏‫ویوان دنون یه احمق بود. یه احمق به تمام معنا!‬

1259
01:11:18,166 --> 01:11:21,166
‏‫گنج خئوپس رو میاره فرانسه،‬

1260
01:11:21,208 --> 01:11:25,208
‏‫یه مومیایی هم تو راه برمی‌داره،‬

1261
01:11:25,208 --> 01:11:29,375
‏‫بعد نقشه گنج رو می‌ذاره داخل مومیایی!‬

1262
01:11:29,416 --> 01:11:31,375
‏‫دیوونه‌ بازیه.‬

1263
01:11:31,416 --> 01:11:33,791
‏‫این یه ایده‌ی کاملا مسخره‌ست!‬

1264
01:11:34,250 --> 01:11:35,708
‏‫این یارو یه ابلهه!‬

1265
01:11:35,708 --> 01:11:37,458
‏‫- آروم باش.‬
‏‫- اعصاب خرد کنه.‬

1266
01:11:37,500 --> 01:11:39,125
‏‫داره سر به سرمون میذاره!‬

1267
01:11:39,166 --> 01:11:41,958
‏‫اصلا منطقی نیست. چرا این همه ادا و اصول؟‬

1268
01:11:42,000 --> 01:11:46,250
‏‫چرا فقط موقعیت گنج رو برای ناپلئون تبعیدی نفرستاد؟‬

1269
01:11:46,291 --> 01:11:50,500
‏‫اون یه بار جاش رو عوض کرده بود. شاید فکر می‌کرد اینجوری راحت‌تره.‬

1270
01:11:50,541 --> 01:11:51,541
‏‫راحت‌تر؟‬

1271
01:11:51,625 --> 01:11:54,958
‏‫بیشتر شبیه خودکشیه!‬

1272
01:11:55,291 --> 01:11:57,166
‏‫من قبلاً این یارو رو تحسین می‌کردم.‬

1273
01:11:57,208 --> 01:11:59,041
‏‫وقارش، مجموعه‌اش...‬

1274
01:11:59,083 --> 01:12:02,750
‏‫یه آدم حسابی بود. ولی ذهنش خیلی پیچیده بود!‬

1275
01:12:03,166 --> 01:12:05,583
‏‫چون حالا ما کاملاً به فنا رفتیم.‬

1276
01:12:05,666 --> 01:12:07,250
‏‫کاملاً به فنا رفتیم.‬

1277
01:12:22,791 --> 01:12:23,583
‏‫ایزیس؟‬

1278
01:12:23,625 --> 01:12:25,375
‏‫- داره چیکار می‌کنه؟‬
‏‫- نمی‌دونم.‬

1279
01:12:26,708 --> 01:12:30,458
‏‫شاید مومیایی گم نشده، بابا. شاید همینجاست!‬

1280
01:12:39,833 --> 01:12:40,833
‏‫بزن بریم!‬

1281
01:12:41,958 --> 01:12:44,000
‏‫نه بابا، از این طرف... زود باش.‬

1282
01:12:44,541 --> 01:12:45,375
‏‫بجنب!‬

1283
01:12:45,750 --> 01:12:48,166
‏‫- این کتاب بینوایان هوگوست.‬
‏‫- دقیقا.‬

1284
01:12:48,750 --> 01:12:49,708
‏‫در سال ۱۸۳۰،‬

1285
01:12:49,750 --> 01:12:53,041
‏‫شهدای انقلاب دفن شدند‬

1286
01:12:53,083 --> 01:12:56,250
‏‫در یک گور دسته جمعی در باغ‌های‬
‏‫موزه لوور.‬

1287
01:12:56,291 --> 01:12:58,000
‏‫یهو یادم اومد.‬

1288
01:12:58,375 --> 01:12:59,833
‏‫خب، بعدش؟‬

1289
01:13:01,125 --> 01:13:03,458
‏‫تا اینکه سال ۱۸۴۰ نبش قبر شدن‬

1290
01:13:03,500 --> 01:13:05,541
‏‫تا اینجا، پشت اون، بذارنشون!‬

1291
01:13:05,583 --> 01:13:08,208
‏‫- مامان، گیج شدم.‬
‏‫- گوش کن، لطفا!‬

1292
01:13:08,458 --> 01:13:11,291
‏‫وقتی انقلابیون رو از خاک درآوردن،‬

1293
01:13:11,333 --> 01:13:14,916
‏‫شاید مومیایی رو هم که چند سال قبلش‬
‏‫دفن شده بود، برداشته باشن؟‬

1294
01:13:18,416 --> 01:13:21,375
‏‫یعنی سرنخ پیدا کردن گنج‬

1295
01:13:21,416 --> 01:13:23,125
‏‫ممکنه، اشتباهی،‬

1296
01:13:24,291 --> 01:13:27,333
‏‫اینجا، پشت این دیوار، گذاشته شده باشه؟‬

1297
01:13:28,916 --> 01:13:29,958
‏‫شاید.‬

1298
01:13:30,666 --> 01:13:32,208
‏‫خیلی باحاله.‬

1299
01:13:37,125 --> 01:13:39,666
‏‫به سمت خروجی بروید، داریم تعطیل می‌کنیم.‬

1300
01:13:40,625 --> 01:13:41,625
‏‫نه.‬

1301
01:13:42,291 --> 01:13:44,875
‏‫دیگه گند نزنین! کارا رو به روش خودم انجام می‌دیم.‬

1302
01:13:47,375 --> 01:13:48,541
‏‫بیاین.‬

1303
01:13:49,083 --> 01:13:51,708
‏‫همینه. اون در، اونجا.‬

1304
01:13:52,666 --> 01:13:55,000
‏‫- خیلی باحاله.‬
‏‫- بریم.‬

1305
01:13:55,041 --> 01:13:56,750
‏‫- یه لحظه!‬
‏‫- چیه؟‬

1306
01:13:56,791 --> 01:13:57,833
‏‫صبر کنین آندره بیاد.‬

1307
01:13:57,875 --> 01:14:00,333
‏‫چرا اون آدمِ حوصله سر بر رو آوردی؟‬

1308
01:14:00,375 --> 01:14:03,041
‏‫کمک کرد، می‌خواد بیاد! ازم حمایت کرد.‬

1309
01:14:03,083 --> 01:14:04,416
‏‫این سفر برای ماست.‬

1310
01:14:04,458 --> 01:14:06,500
‏‫- بازم پیش میاد.‬
‏‫- واقعا؟‬

1311
01:14:07,208 --> 01:14:09,083
‏‫داریم میریم زیرِ زمین...‬

1312
01:14:09,125 --> 01:14:10,750
‏‫- اون میفهمه!‬
‏‫- باشه.‬

1313
01:14:10,791 --> 01:14:12,416
‏‫- بیا دیگه!‬
‏‫- بریم.‬

1314
01:14:12,875 --> 01:14:13,875
‏‫بیاین.‬

1315
01:14:24,041 --> 01:14:25,708
‏‫- آندره!‬
‏‫- بله، بله...‬

1316
01:14:41,250 --> 01:14:43,833
‏‫"پاریس" از لاتین میاد،‬

1317
01:14:43,875 --> 01:14:44,833
‏‫برای "ایزیس".‬

1318
01:14:45,500 --> 01:14:48,083
‏‫نوتردام روی یک معبد‬
‏‫ایزیس ساخته شده.‬

1319
01:14:49,250 --> 01:14:50,958
‏‫اصلا هم درست نیست، آقا!‬

1320
01:14:51,750 --> 01:14:53,166
‏‫ببخشید،‬

1321
01:14:53,208 --> 01:14:56,166
‏‫ولی روی ستون قایقرانان‬
‏‫به تصویر کشیده شده،‬

1322
01:14:56,208 --> 01:14:58,208
‏‫که الان تو موزه کلونیه.‬

1323
01:14:58,250 --> 01:15:00,458
‏‫توسط پاریسی‌ها پرستش می‌شد،‬

1324
01:15:00,500 --> 01:15:03,291
‏‫قبایل باستانی که در‬
‏‫ایل دو لا سیته پاریس بودن!‬

1325
01:15:03,333 --> 01:15:06,708
‏‫این نظریه کاملا اشتباهه!‬

1326
01:15:07,041 --> 01:15:10,291
‏‫اون معبد به ژوپیتر تقدیم شده بود،‬
‏‫فهمیدی؟‬

1327
01:15:10,333 --> 01:15:13,583
‏‫و کلمه "پاریسی" از‬
‏‫سلتی "پر ایسئو" میاد.‬

1328
01:15:13,625 --> 01:15:16,166
‏‫بله. اما ایزیس در پاریس پرستش می‌شد.‬

1329
01:15:16,208 --> 01:15:18,875
‏‫ما که اردو نرفتیم!‬

1330
01:15:18,916 --> 01:15:21,541
‏‫این یه تور با راهنما نیست، لعنتی!‬

1331
01:15:23,166 --> 01:15:24,208
‏‫اون اشتباه میکنه.‬

1332
01:15:24,250 --> 01:15:26,208
‏‫"پِـریـسِـو". ریشه اش اینه.‬

1333
01:15:26,250 --> 01:15:27,875
‏‫فکر نکنم.‬

1334
01:15:30,583 --> 01:15:31,708
‏‫عالیه.‬

1335
01:15:32,500 --> 01:15:33,833
‏‫این کلید درستیه.‬

1336
01:15:36,041 --> 01:15:38,791
‏‫این همه کلید و کارت رو از کجا آوردی؟‬

1337
01:15:39,541 --> 01:15:42,541
‏‫باستان شناسی اداری میتونه مفید باشه، درسته؟‬

1338
01:15:43,291 --> 01:15:45,166
‏‫- ببخشید.‬
‏‫- بفرمایید.‬

1339
01:15:45,833 --> 01:15:47,541
‏‫هی، داری چیکار میکنی؟‬

1340
01:15:47,583 --> 01:15:50,458
‏‫یه حس بدی نسبت به اون یارو دارم...‬

1341
01:15:50,750 --> 01:15:52,750
‏‫- بیاین.‬
‏‫- موافقم. عجیبه.‬

1342
01:16:02,750 --> 01:16:04,208
‏‫ماجراجویی بهت میاد.‬

1343
01:16:04,875 --> 01:16:06,000
‏‫واقعا؟‬

1344
01:16:14,458 --> 01:16:15,375
‏‫همینه؟‬

1345
01:16:15,416 --> 01:16:17,666
‏‫دخمه درست پشت اینجاست.‬

1346
01:16:18,000 --> 01:16:19,541
‏‫نگاه کن... نگاه کن!‬

1347
01:16:19,833 --> 01:16:21,041
‏‫حق با توئه.‬

1348
01:16:22,000 --> 01:16:23,708
‏‫خب، گیوم. نوبت توئه.‬

1349
01:16:23,750 --> 01:16:25,416
‏‫این لحظه توئه.‬

1350
01:16:25,458 --> 01:16:27,041
‏‫برو کنار.‬

1351
01:16:42,833 --> 01:16:44,500
‏‫اینجا چند تا جسد هست؟‬

1352
01:16:45,500 --> 01:16:46,875
‏‫حدود ۵۰۰ تا...‬

1353
01:16:47,666 --> 01:16:51,500
‏‫دخمه داخل لوله های یه فواره است که هیچ وقت ساخته نشد.‬

1354
01:16:51,541 --> 01:16:53,791
‏‫قرار بود یه فیل غول پیکر باشه.‬

1355
01:16:54,041 --> 01:16:58,291
‏‫همون فیلی که توی بینوایان بود، پناهگاه گَوُروش؟‬

1356
01:16:58,333 --> 01:16:59,250
‏‫دقیقا.‬

1357
01:16:59,291 --> 01:17:01,166
‏‫- گَوُروش کیه؟‬
‏‫- امکان نداره!‬

1358
01:17:01,208 --> 01:17:02,625
‏‫فقط داشتم شوخی میکردم!‬

1359
01:17:02,666 --> 01:17:06,208
‏‫گَوُروش تو مدل گچی این فیل غول پیکر قایم میشه.‬

1360
01:17:07,583 --> 01:17:09,458
‏‫و گَوُروش میمیره.‬

1361
01:17:10,041 --> 01:17:12,000
‏‫زیباترین قسمت داستانه.‬

1362
01:17:12,041 --> 01:17:13,666
‏‫باز چجوری بود؟‬

1363
01:17:13,708 --> 01:17:16,375
‏‫"من به زمین افتادم، تقصیر ولتره.‬

1364
01:17:16,666 --> 01:17:19,541
‏‫با بینی تو جوب، تقصیر...‬

1365
01:17:21,708 --> 01:17:24,916
‏‫اما این روح کوچولوی باشکوه پرواز کرده بود."‬

1366
01:17:29,083 --> 01:17:30,208
‏‫اون چیه؟‬

1367
01:17:32,541 --> 01:17:33,791
‏‫ارواح...‬

1368
01:17:34,958 --> 01:17:37,291
‏‫خیلی خنده داره. فقط صدای متروئه.‬

1369
01:17:37,333 --> 01:17:40,375
‏‫خب، بریم. سعی میکنیم بازش کنیم.‬

1370
01:17:41,458 --> 01:17:42,541
‏‫بلند کن.‬

1371
01:17:44,041 --> 01:17:45,375
‏‫- بلند کن.‬
‏‫- غیر ممکنه.‬

1372
01:17:45,416 --> 01:17:46,750
‏‫یک، دو، سه...‬

1373
01:17:53,750 --> 01:17:56,500
‏‫- مومیایی اون توئه؟‬
‏‫- نمیتونه باشه.‬

1374
01:17:56,541 --> 01:17:59,708
‏‫حتی اگه آسیب دیده بود، می دیدیمش. متفاوت به نظر میاد.‬

1375
01:18:00,041 --> 01:18:01,666
‏‫تو این یکی نیست. ببندیمش.‬

1376
01:18:03,708 --> 01:18:05,291
‏‫اون یکی رو امتحان میکنیم.‬

1377
01:18:05,333 --> 01:18:07,458
‏‫اون یکی رو باز کن.‬

1378
01:18:10,000 --> 01:18:11,041
‏‫بریم.‬

1379
01:18:12,541 --> 01:18:15,208
‏‫یک، دو، و بلند کن.‬

1380
01:18:15,250 --> 01:18:17,875
‏‫همینه. بلند کن، بلند کن، بلند کن!‬

1381
01:18:17,916 --> 01:18:18,916
‏‫زود باش!‬

1382
01:18:20,833 --> 01:18:21,916
‏‫هیچی اونجا نیست.‬

1383
01:18:23,375 --> 01:18:24,500
‏‫اونی یکی.‬

1384
01:18:27,875 --> 01:18:29,375
‏‫یک، دو...‬

1385
01:18:30,875 --> 01:18:32,041
‏‫مواظب باش!‬

1386
01:18:34,083 --> 01:18:35,125
‏‫مواظب باش.‬

1387
01:18:37,666 --> 01:18:38,833
‏‫اینجا هیچی نیست.‬

1388
01:18:38,875 --> 01:18:39,625
‏‫صبر کن!‬

1389
01:18:39,916 --> 01:18:40,833
‏‫چیه؟‬

1390
01:18:42,250 --> 01:18:43,250
‏‫چیه؟‬

1391
01:18:44,000 --> 01:18:45,208
‏‫همونجاست.‬

1392
01:18:45,500 --> 01:18:46,458
‏‫همونجاست.‬

1393
01:18:55,708 --> 01:18:56,750
‏‫اونجا.‬

1394
01:19:02,833 --> 01:19:04,875
‏‫- ببین.‬
‏‫- اونجا بازه.‬

1395
01:19:04,916 --> 01:19:06,333
‏‫یه چیزی حس میکنم.‬

1396
01:19:09,958 --> 01:19:11,708
‏‫- یه جعبه‌ست؟‬
‏‫- ای بابا...‬

1397
01:19:11,791 --> 01:19:13,083
‏‫زود باش، بازش کن.‬

1398
01:19:29,875 --> 01:19:31,000
‏‫چی هست؟‬

1399
01:19:31,916 --> 01:19:33,208
‏‫یه نامه از ویوان دِنون.‬

1400
01:19:34,000 --> 01:19:35,000
‏‫نگاه کن.‬

1401
01:19:35,416 --> 01:19:36,958
‏‫امضا...‬

1402
01:19:37,333 --> 01:19:40,000
‏‫- بابا، ببین.‬
‏‫- چی نوشته؟‬

1403
01:19:42,458 --> 01:19:44,666
‏‫این نقشه‌ی پیدا کردن گنجه.‬

1404
01:19:45,375 --> 01:19:46,458
‏‫یه لحظه صبر کن...‬

1405
01:19:52,666 --> 01:19:54,208
‏‫- عجیبه.‬
‏‫- چیه؟‬

1406
01:19:54,500 --> 01:19:55,458
‏‫چی شده؟‬

1407
01:19:55,916 --> 01:19:57,791
‏‫- چیه؟‬
‏‫- انگار اینجاست.‬

1408
01:19:57,875 --> 01:19:58,833
‏‫اینجا؟‬

1409
01:19:59,708 --> 01:20:00,708
‏‫ولی کجاست؟‬

1410
01:20:01,708 --> 01:20:03,416
‏‫همین جا.‬
‏‫زیر باستیل.‬

1411
01:20:03,916 --> 01:20:06,791
‏‫تو این دخمه؟‬
‏‫غیر ممکنه!‬

1412
01:20:06,833 --> 01:20:10,458
‏‫وقتی ویوان دنون نقشه رو قایم کرد‬
‏‫برای پیدا کردن گنج،‬

1413
01:20:10,500 --> 01:20:14,458
‏‫مومیایی هنوز تو لوور بود.‬
‏‫هیچ کدوم از اینا وجود نداشت.‬

1414
01:20:14,833 --> 01:20:17,041
‏‫ولی لوله‌های فواره اینجا بودن.‬

1415
01:20:17,083 --> 01:20:18,250
‏‫مطمئنی؟‬

1416
01:20:18,291 --> 01:20:21,375
‏‫ویوان دنون بر پروژه نظارت داشت‬
‏‫برای ناپلئون.‬

1417
01:20:21,458 --> 01:20:22,958
‏‫اون همه جاشو میدونست.‬

1418
01:20:23,458 --> 01:20:25,083
‏‫باید نزدیک باشیم.‬

1419
01:20:26,625 --> 01:20:28,958
‏‫یه شبکه متروکه زیرزمینی.‬

1420
01:20:30,333 --> 01:20:32,000
‏‫بهترین مخفیگاه.‬

1421
01:20:33,500 --> 01:20:35,000
‏‫من اونجا رو چک می‌کنم.‬

1422
01:20:37,000 --> 01:20:38,958
‏‫لوله‌ها این طرف ادامه دارن!‬

1423
01:20:39,000 --> 01:20:41,000
‏‫- برو جلو، گیوم.‬
‏‫- ببخشید.‬

1424
01:20:41,041 --> 01:20:42,250
‏‫- خیلی خب.‬
‏‫- بابا...‬

1425
01:20:42,291 --> 01:20:44,458
‏‫لطفاً از سر راه برو کنار.‬

1426
01:20:44,500 --> 01:20:46,166
‏‫- بریم؟‬
‏‫- زود باش!‬

1427
01:21:06,833 --> 01:21:09,375
‏‫ببین. از اون طرفه، درسته؟‬

1428
01:21:14,875 --> 01:21:16,375
‏‫بزن بریم.‬

1429
01:21:18,000 --> 01:21:19,750
‏‫- زود باش.‬
‏‫- باشه، باشه.‬

1430
01:21:32,916 --> 01:21:34,166
‏‫عالیه!‬

1431
01:21:34,208 --> 01:21:36,916
‏‫فکر میکردم کروکودیل های فاضلاب یه افسانه‌ست...‬

1432
01:21:37,166 --> 01:21:39,583
‏‫- منم همینطور. - سوبک...‬

1433
01:21:39,625 --> 01:21:41,208
‏‫خدای تمساح.‬

1434
01:21:41,250 --> 01:21:43,875
‏‫کسی که ارواح فراعنه رو همراهی می‌کنه.‬

1435
01:21:44,125 --> 01:21:45,541
‏‫امیدوارم بقیه شون اینجا نباشن.‬

1436
01:21:45,583 --> 01:21:51,125
‏‫جای نگرانی نیست. ما داریم گنج رو به مصر برمی‌گردونیم.‬

1437
01:21:51,166 --> 01:21:54,166
‏‫هیچ خطری ما رو تهدید نمی‌کنه. اصلا.‬

1438
01:22:02,666 --> 01:22:03,833
‏‫بیا اینجا.‬

1439
01:22:38,041 --> 01:22:39,250
‏‫یالا بابا.‬

1440
01:24:36,541 --> 01:24:38,708
‏‫و مصر همش رو میگیره...‬

1441
01:24:38,750 --> 01:24:40,166
‏‫- بیا ببین. - عجب چیزیه.‬

1442
01:24:40,208 --> 01:24:41,333
‏‫بیا ببین!‬

1443
01:24:41,375 --> 01:24:42,583
‏‫- نگاه کن. - چی؟‬

1444
01:24:43,083 --> 01:24:44,125
‏‫چیه؟‬

1445
01:24:46,000 --> 01:24:47,333
‏‫میدونی این چیه؟‬

1446
01:24:52,875 --> 01:24:57,166
‏‫این شاهین طلایی فراتر از نماد خدا هوروسه.‬

1447
01:24:57,208 --> 01:24:59,916
‏‫این جوهره الهی خئوپس هم هست.‬

1448
01:24:59,958 --> 01:25:04,291
‏‫اونم یه خدا روی زمین بود. و این تصویر روحشه.‬

1449
01:25:07,750 --> 01:25:09,250
‏‫لعنتی.‬

1450
01:25:27,083 --> 01:25:28,416
‏‫الو، مارکوس؟‬

1451
01:25:30,041 --> 01:25:31,333
‏‫صدامو میشنوی؟‬

1452
01:25:33,000 --> 01:25:34,500
‏‫مارکوس، پیداش کردیم!‬

1453
01:25:36,208 --> 01:25:37,458
‏‫پیداش کردیم.‬

1454
01:25:38,375 --> 01:25:40,833
‏‫آره، نقشه رو. ولی گنج رو هم.‬

1455
01:25:44,875 --> 01:25:46,250
‏‫به کی زنگ میزنی؟‬

1456
01:25:50,041 --> 01:25:51,458
‏‫دنبال من میگردی؟‬

1457
01:25:53,250 --> 01:25:54,416
‏‫اونو میبینی؟‬

1458
01:25:56,791 --> 01:25:57,750
‏‫زود باش.‬

1459
01:25:58,208 --> 01:26:00,041
‏‫- کجا میریم؟ - خفه شو.‬

1460
01:26:00,500 --> 01:26:01,541
‏‫منو ول کن!‬

1461
01:26:06,416 --> 01:26:07,916
‏‫اونم مترو بود؟‬

1462
01:26:11,916 --> 01:26:13,208
‏‫یه کم نور بده.‬

1463
01:26:16,958 --> 01:26:17,750
‏‫لطفاً نور.‬

1464
01:26:19,000 --> 01:26:20,000
‏‫حتما.‬

1465
01:26:23,916 --> 01:26:26,291
‏‫- چطوری ندیدمش؟ - چی؟‬

1466
01:26:27,250 --> 01:26:28,625
‏‫چی شده، ایزیس؟‬

1467
01:26:28,666 --> 01:26:31,416
‏‫خیلی به محل ساخت متروی جدید نزدیک شدیم.‬

1468
01:26:33,416 --> 01:26:34,375
‏‫لعنت!‬

1469
01:26:34,833 --> 01:26:36,250
‏‫چی شده، ایزیس؟‬

1470
01:26:43,791 --> 01:26:44,916
‏‫لعنت!‬

1471
01:26:44,958 --> 01:26:45,958
‏‫جولین کجاست؟‬

1472
01:26:46,000 --> 01:26:47,500
‏‫جولین اینجا نیست.‬

1473
01:26:47,541 --> 01:26:48,708
‏‫جولین!‬

1474
01:26:49,416 --> 01:26:50,750
‏‫جولین، کجایی؟‬

1475
01:26:51,250 --> 01:26:52,833
‏‫هیچ جا نمیبینمش.‬

1476
01:26:54,416 --> 01:26:55,666
‏‫- جولین! - زود باش بابا.‬

1477
01:26:55,708 --> 01:26:57,666
‏‫- ایزیس، کلاهش... - جولین!‬

1478
01:26:59,208 --> 01:27:00,708
‏‫- بیا، کریستین. - جولین!‬

1479
01:27:01,750 --> 01:27:02,791
‏‫اونو نگاه کن.‬

1480
01:27:03,041 --> 01:27:04,583
‏‫- آروم باش. - باورنکردنیه.‬

1481
01:27:09,250 --> 01:27:10,416
‏‫آروم باش.‬

1482
01:27:11,250 --> 01:27:12,208
‏‫میکی؟‬

1483
01:27:12,708 --> 01:27:13,708
‏‫ببرینش.‬

1484
01:27:14,083 --> 01:27:15,583
‏‫جولین!‬

1485
01:27:20,208 --> 01:27:21,333
‏‫وایساد...‬

1486
01:27:23,708 --> 01:27:24,791
‏‫جولین!‬

1487
01:27:25,083 --> 01:27:26,375
‏‫اون نباید اینجا باشه.‬

1488
01:27:26,416 --> 01:27:27,791
‏‫تقصیر منه.‬

1489
01:27:28,458 --> 01:27:30,583
‏‫- تو؟ عجب! ‬
‏‫- جولین!‬

1490
01:27:30,625 --> 01:27:31,416
‏‫نگاه کن.‬

1491
01:27:32,125 --> 01:27:32,750
‏‫جولین!‬

1492
01:27:33,708 --> 01:27:34,875
‏‫آندره؟‬

1493
01:27:34,916 --> 01:27:35,958
‏‫جولین؟‬

1494
01:27:36,958 --> 01:27:38,458
‏‫یه لحظه صبر کن.‬

1495
01:27:41,666 --> 01:27:42,708
‏‫به حرکت ادامه بده.‬

1496
01:27:46,458 --> 01:27:47,458
‏‫پلیس!‬

1497
01:27:47,458 --> 01:27:48,916
‏‫اسلحت رو بنداز.‬

1498
01:27:48,958 --> 01:27:50,250
‏‫بیا اینجا.‬

1499
01:27:53,416 --> 01:27:54,166
‏‫اون کیه؟‬

1500
01:27:57,875 --> 01:27:59,708
‏‫مارکوس گاسبرگر...‬

1501
01:28:00,375 --> 01:28:01,708
‏‫پیکارد؟‬

1502
01:28:02,958 --> 01:28:05,041
‏‫بهت گفتم بهش اعتماد ندارم.‬

1503
01:28:05,666 --> 01:28:07,791
‏‫- پسرم کجاست؟ ‬
‏‫- عجب خانواده ای هستین.‬

1504
01:28:08,208 --> 01:28:10,291
‏‫بچه رو آوردین یه همچین جایی!‬

1505
01:28:10,333 --> 01:28:12,833
‏‫مزخرف نگو. ‬
‏‫نوه ام کجاست؟‬

1506
01:28:13,083 --> 01:28:14,208
‏‫اون بالا.‬

1507
01:28:14,458 --> 01:28:15,666
‏‫اون امنه.‬

1508
01:28:16,583 --> 01:28:18,750
‏‫- بوریس، ببرشون. ‬
‏‫- بزن بریم.‬

1509
01:28:19,208 --> 01:28:20,333
‏‫من میرم.‬

1510
01:28:27,875 --> 01:28:30,250
‏‫این گنج متعلق به مصره.‬

1511
01:28:30,500 --> 01:28:32,458
‏‫- برو کنار. ‬
‏‫- بابا...‬

1512
01:28:34,333 --> 01:28:37,083
‏‫"باشد که سزای هتک حرمت کنندگان داده شود.‬

1513
01:28:37,708 --> 01:28:40,958
‏‫نفرین خدایان‬
‏‫در پی آنها خواهد بود،‬

1514
01:28:40,958 --> 01:28:45,333
‏‫آنها را در دریاها و کوه ها‬
‏‫دنبال خواهد کرد."‬

1515
01:28:46,166 --> 01:28:47,416
‏‫وحشتناکه.‬

1516
01:28:51,333 --> 01:28:52,916
‏‫- این چیه؟ ‬
‏‫- مترو.‬

1517
01:28:53,708 --> 01:28:56,333
‏‫آره، متروئه. ‬
‏‫دقیقا.‬

1518
01:28:56,375 --> 01:28:58,500
‏‫- بیاین. ‬
‏‫- سریع!‬

1519
01:28:58,541 --> 01:28:59,750
‏‫زود باش، کریستین.‬

1520
01:29:01,166 --> 01:29:02,208
‏‫تندتر راه برو.‬

1521
01:29:03,375 --> 01:29:04,541
‏‫بجنب، مارکوس.‬

1522
01:29:05,833 --> 01:29:06,750
‏‫عجله کن.‬

1523
01:29:17,083 --> 01:29:18,458
‏‫زود باش!‬

1524
01:29:27,250 --> 01:29:28,791
‏‫- عزیزم؟ ‬
‏‫- من اینجام.‬

1525
01:29:29,791 --> 01:29:30,833
‏‫بابا؟‬

1526
01:29:31,958 --> 01:29:33,708
‏‫- حالتون خوبه؟ ‬
‏‫- آره.‬

1527
01:29:33,958 --> 01:29:36,000
‏‫- نمیتونیم اینجا بمونیم. ‬
‏‫- بیاین.‬

1528
01:29:41,958 --> 01:29:43,458
‏‫نگران نباش، دارن میان.‬

1529
01:29:44,458 --> 01:29:45,500
‏‫مامان؟‬

1530
01:29:46,333 --> 01:29:47,791
‏‫- مامان! ‬
‏‫- جولین...‬

1531
01:29:47,833 --> 01:29:49,708
‏‫- حالت خوبه؟‬
‏‫- خوبم.‬

1532
01:29:49,750 --> 01:29:50,958
‏‫واقعاً؟‬

1533
01:29:56,208 --> 01:29:59,125
‏‫خبر فوری امروز صبح:‬
‏‫یک حادثه مرگبار‬

1534
01:29:59,166 --> 01:30:01,625
‏‫در محل کار متروی پاریس...‬

1535
01:30:08,833 --> 01:30:12,166
‏‫محل کار مترو: دو کشته‬
‏‫و کشف گنجینه مصر‬

1536
01:30:12,750 --> 01:30:14,791
‏‫خانم پاپلِتون مومیایی‌شده پیدا شد‬

1537
01:30:15,500 --> 01:30:18,125
‏‫"زیر پاریس، پاریس دیگری وجود دارد"‬

1538
01:30:23,625 --> 01:30:26,791
‏‫نزدیک با خانواده رابینسون‬

1539
01:30:44,541 --> 01:30:47,416
‏‫این یک خبر خیلی مهم است.‬

1540
01:30:47,750 --> 01:30:50,083
‏‫گنجینه خوفو،‬

1541
01:30:50,125 --> 01:30:52,750
‏‫که در زمان ناپلئون دزدیده شده بود،‬

1542
01:30:52,791 --> 01:30:54,750
‏‫بالاخره به مصر باز می گردد.‬

1543
01:30:54,791 --> 01:30:57,708
‏‫یک مصر شناس بزرگ فرانسوی،‬

1544
01:30:57,750 --> 01:31:00,416
‏‫کریستین رابینسون، آن را در پاریس پیدا کرد،‬

1545
01:31:00,458 --> 01:31:04,208
‏‫زیر میدان باستیل،‬
‏‫و آن را به مصر بازگرداند.‬

1546
01:31:04,250 --> 01:31:07,708
‏‫ارزشمندترین گنجینه ما‬
‏‫اکنون قابل بازدید است‬

1547
01:31:07,750 --> 01:31:09,333
‏‫در موزه خودمان.‬

1548
01:31:09,375 --> 01:31:11,291
‏‫سریعتر به آنجا بروید و نگاهی بیندازید!‬

1549
01:31:14,833 --> 01:31:17,125
‏‫اون نقل قول در مورد هتک حرمت کنندگان چی بود؟‬

1550
01:31:17,958 --> 01:31:19,500
‏‫"نفرین خدایان..."‬

1551
01:31:19,541 --> 01:31:21,791
‏‫«در پی آنها خواهد آمد...‬

1552
01:31:21,833 --> 01:31:25,583
‏‫آنها را در دریاها و روی کوه ها‬
‏‫دنبال خواهد کرد.»‬

1553
01:31:26,583 --> 01:31:28,000
‏‫این مصری نیست.‬

1554
01:31:30,791 --> 01:31:32,333
‏‫رسکار کاپاک.‬

1555
01:31:34,458 --> 01:31:36,958
‏‫میدونی؟ رسکار کاپاک.‬

1556
01:31:37,625 --> 01:31:38,666
‏‫اون چیه؟‬

1557
01:31:38,708 --> 01:31:41,583
‏‫از تن‌تن.‬
‏‫"هفت گوی بلورین"...‬

1558
01:31:41,958 --> 01:31:43,041
‏‫عالیه.‬

1559
01:31:43,583 --> 01:31:44,833
‏‫تن‌تن دیگه کیه؟‬

1560
01:32:15,250 --> 01:32:18,625
‏‫تقدیم به پدرم، کریستین شولتز‬
