﻿1
00:02:15,385 --> 00:02:20,348
« لـی »

2
00:02:41,911 --> 00:02:43,329
‫باید حرکت کنیم. یالا!

3
00:02:44,247 --> 00:02:48,126
‫بمب زدن. سربازها تیر خوردن
[خانۀ روستایی فارلی، انگلستان سال 1977]

4
00:02:49,794 --> 00:02:51,045
‫بله. انتظارش رو داشتـم

5
00:02:51,087 --> 00:02:52,380
‫چنین اتفاقاتی در یک جنگ بیوفته

6
00:02:52,422 --> 00:02:53,590
‫خب اگه خودت می‌دونی

7
00:02:54,340 --> 00:02:55,592
‫دلیلی نمی‌مونه که

8
00:02:55,633 --> 00:02:57,635
‫به سوالاتـت جواب بدم

9
00:02:57,677 --> 00:02:59,721
‫مگه جوابی هم دادید؟
‫حتماً متوجه نشدم

10
00:03:05,518 --> 00:03:07,020
‫انتظار داری از این به چی برسی؟

11
00:03:08,313 --> 00:03:10,148
‫به چی برسم؟

12
00:03:10,190 --> 00:03:11,608
‫اگه فکر می‌کنی سوال سختیـه

13
00:03:11,649 --> 00:03:14,652
‫احتمالاً باید درمورد آینده‌ات
‫در روزنامه نگاری تجدید نظر کنی

14
00:03:15,862 --> 00:03:16,863
‫کنجکاوم

15
00:03:17,864 --> 00:03:18,990
‫این حرف هیچ وقت نشونه خوبی نیست

16
00:03:19,949 --> 00:03:20,909
‫خب، شاید برای شما نیست

17
00:03:26,956 --> 00:03:28,541
داری از کاه کوه می‌سازی

18
00:03:29,375 --> 00:03:30,418
‫اونا فقط چندتا عکسـن

19
00:03:30,460 --> 00:03:32,545
بعید می‌دونم

20
00:03:32,545 --> 00:03:34,047
‫حتماً داستان‌هایی پشت‌شون هست

21
00:03:34,714 --> 00:03:35,715
‫چه اهمیتی داره؟

22
00:03:36,841 --> 00:03:37,842
‫اون داستان‌ها باید شنیده بشن

23
00:03:40,970 --> 00:03:42,388
‫نمی‌خواید دنیا درموردتون بدونـه؟

24
00:03:45,975 --> 00:03:47,393
‫مگه واسه همین نرفتید اونجا؟

25
00:03:51,564 --> 00:03:54,692
‫فکر می‌کنی رفتم جنگ که
‫مردم اسمم رو بشناسن؟

26
00:03:54,734 --> 00:03:57,278
‫- همچین حرفی نزدم
‫- چرا زدی

27
00:03:57,320 --> 00:03:58,780
‫من که نمی‌خوام بازجویی‌تون کنم

28
00:03:58,821 --> 00:04:00,698
‫تمام مصاحبه‌ها بازجویی هستن

29
00:04:01,658 --> 00:04:02,742
‫البته اون خوباش

30
00:04:05,203 --> 00:04:06,621
‫همه این‌ها منتشر شدن؟

31
00:04:07,538 --> 00:04:09,707
‫- بعضی‌هاشون
‫- همه‌شون نشدن؟

32
00:04:15,004 --> 00:04:15,964
‫چی گیر من میاد؟

33
00:04:16,714 --> 00:04:18,424
‫منظورتون چیـه؟

34
00:04:18,424 --> 00:04:19,842
‫فرض کن درمورد این عکس‌ها بهت بگم

35
00:04:19,884 --> 00:04:21,761
‫تمام داستان‌هام رو برات تعریف کنم

36
00:04:22,595 --> 00:04:23,930
‫در ازاش چی می‌گیرم؟

37
00:04:28,601 --> 00:04:30,812
‫باید حتماً بده بستونی در کار باشه؟

38
00:04:30,853 --> 00:04:32,272
‫خب، زندگی همینـه

39
00:04:45,785 --> 00:04:47,287
‫اگه یه داستان درمورد خودت برام تعریف کنی

40
00:04:47,287 --> 00:04:48,913
‫منم یه داستان درمورد خودم
‫برات تعریف می‌کنم

41
00:04:54,585 --> 00:04:56,087
‫قبولـه

42
00:04:58,715 --> 00:05:00,216
دست همه رو از پشت بسته بودم

43
00:05:00,258 --> 00:05:02,635
‫و تا جایی که می‌تونستم
‫این سه‌تا کار رو می‌کردم

44
00:05:03,845 --> 00:05:04,846
زندگی بر وفق مراد بود

45
00:05:04,887 --> 00:05:06,889
‫لابستر رو بردار و بکنـش
‫داخل گوش چپـت،

46
00:05:06,889 --> 00:05:09,309
‫طوری که انگار داری با
معشوقه‌ات تلفنی حرف می‌زنی

47
00:05:11,019 --> 00:05:12,478
‫عالیـه

48
00:05:31,205 --> 00:05:32,582
‫اما انگار آلمانی‌ها عاشقـش هستن

49
00:05:32,582 --> 00:05:33,708
‫- زنده باد فرانسه، عشق من
‫- ناهار رسید

50
00:05:33,708 --> 00:05:35,460
‫باریکلا. بیا بشین

51
00:05:35,585 --> 00:05:36,544
‫مرسی

52
00:05:36,586 --> 00:05:37,628
‫لطفاً دیگه بحث سیاسی نکنید

53
00:05:37,754 --> 00:05:39,088
‫اما جداً...

54
00:05:39,130 --> 00:05:41,674
‫فرانسه تحمل ایدئولوژی‌های اون رو نداره

55
00:05:41,716 --> 00:05:43,676
جلوش قد علم می‌کنیم

56
00:05:43,718 --> 00:05:45,762
و وقتی شکست خوردید، انگلستان آماده‌ست که

57
00:05:45,803 --> 00:05:47,513
‫دوباره به دادتون برسه

58
00:05:48,181 --> 00:05:49,515
‫خب همین باعث میشه که معمولا

59
00:05:49,557 --> 00:05:51,267
‫تا لحظه آخر چشم به راه موند

60
00:05:52,226 --> 00:05:53,394
‫رولند. خوش اومدی

61
00:05:54,187 --> 00:05:55,480
‫خیلی جذابـه

62
00:05:58,566 --> 00:05:59,859
‫اوه

63
00:05:59,859 --> 00:06:01,194
‫شبیه کسایی که شبانه روز
‫کار می‌کنن نیستی

64
00:06:02,779 --> 00:06:03,821
‫تازه دستات هم رنگی هستن

65
00:06:03,863 --> 00:06:05,239
‫واسه همین فکر کنم
‫توام هنرمند هستی

66
00:06:06,783 --> 00:06:08,242
‫تازه تمیزشون هم نکردی

67
00:06:09,494 --> 00:06:11,913
‫چون می‌خوای مردم بفهمن هنرمندی؟

68
00:06:11,954 --> 00:06:13,206
‫یا گذاشتی همینطوری بمونـه

69
00:06:13,206 --> 00:06:14,749
‫چون باید خودت رو قانع کنی
‫که هنرمندی؟

70
00:06:16,542 --> 00:06:17,710
‫تازه قبل از این که از میزبان اجازه بگیری

71
00:06:17,710 --> 00:06:19,379
‫برای خودت نوشیدنی ریختی

72
00:06:21,547 --> 00:06:23,716
‫شرط می‌بندم که اعضای
‫همه‌ی خانواده‌های مهم انگلستان

73
00:06:23,716 --> 00:06:25,385
تو رو از یه کیلومتری می‌شناسن

74
00:06:28,221 --> 00:06:29,430
‫تو عضو طبقهٔ حاکم هستی

75
00:06:29,472 --> 00:06:30,431
‫و ازش متنفری

76
00:06:31,808 --> 00:06:32,767
‫درست میگم؟

77
00:06:35,520 --> 00:06:38,773
‫من از کوئیکرها هستم.
نمیشه گفت طبقه‌ی حاکم.‏

78
00:06:40,400 --> 00:06:41,901
‫اما با این حال...

79
00:06:43,027 --> 00:06:44,529
‫اون می‌تونه دست همه‌مون رو بخونه

80
00:06:45,988 --> 00:06:46,948
‫میشه منم نظرم رو بگم؟

81
00:06:48,574 --> 00:06:50,410
‫اهمم. تو...

82
00:06:51,411 --> 00:06:54,080
‫قطعاً توی طبقه متوسط بزرگ شدی

83
00:06:54,122 --> 00:06:55,706
‫چه این یعنی در مقابل افراد پولدار
‫فقیر بودی

84
00:06:55,748 --> 00:06:57,917
‫و در مقابل افراد فقیر، پولدار

85
00:06:57,917 --> 00:07:01,504
‫واسه همین حس می‌کنی
‫جزء هیچ‌کدوم نیستی

86
00:07:01,546 --> 00:07:02,964
‫عادت کردی که مردم با نیم‌نگاهی بهت

87
00:07:03,005 --> 00:07:05,133
‫هوش و حواسشون بپره

88
00:07:05,174 --> 00:07:06,801
‫تا بالاخره یاد گرفتی ازش استفاده کنی

89
00:07:06,843 --> 00:07:08,469
‫که این یعنی از بیشتر آدما باهوش تری

90
00:07:10,054 --> 00:07:12,265
‫از هرکی که زیر سوال ببرتت خوشت نمیاد

91
00:07:14,350 --> 00:07:16,644
‫مخصوصاً وقتی می‌دونی که
‫داری اشتباه می‌کنی

92
00:07:18,438 --> 00:07:19,439
‫و رازهایی داری

93
00:07:21,899 --> 00:07:22,900
‫اونقدر زیاد...

94
00:07:24,235 --> 00:07:25,278
‫که هیچ وقت به زبون نمیاری‌شون

95
00:07:27,738 --> 00:07:30,074
‫تقریباً تو رو اندازه ژان می‌شناسم

96
00:07:31,409 --> 00:07:33,536
‫و تقریباً همونقد هم دوستت دارم

97
00:07:35,371 --> 00:07:36,372
‫دل‌مون برات تنگ میشه

98
00:07:37,582 --> 00:07:38,875
‫برگرد پاریس پیش ما

99
00:07:41,085 --> 00:07:43,379
‫توی پاریس دیگه نمی‌دونم کی هستم

100
00:07:46,174 --> 00:07:47,133
‫سوال اینـه که...

101
00:07:49,260 --> 00:07:51,095
‫الان می‌خوای کی باشی، لی میلر؟

102
00:07:52,430 --> 00:07:55,933
‫و قراره بابتـش چیکار کنی؟

103
00:08:29,258 --> 00:08:30,551
‫آه

104
00:08:35,306 --> 00:08:36,349
‫داشتیم شرط می‌بستیم

105
00:08:36,349 --> 00:08:38,059
‫که امروز چه ساعتی می‌بینیمـت

106
00:08:38,100 --> 00:08:40,269
‫کی برد؟

107
00:08:40,353 --> 00:08:42,855
‫خب، اونقدی که فکر می‌کردم
‫حوصله سربر نیست

108
00:08:47,610 --> 00:08:48,694
‫- زنده‌ست
‫- صبح بخیر

109
00:08:49,111 --> 00:08:50,655
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

110
00:08:56,077 --> 00:08:58,287
‫اجازه هست؟

111
00:09:04,168 --> 00:09:06,212
‫حالا اینجا رو نگاه کن

112
00:09:14,679 --> 00:09:16,430
‫این بانوی کوچک در نمایشگاه کفش و چرم

113
00:09:16,472 --> 00:09:17,223
‫درحال به نمایش گذاشتن کفش‌های
‫ظریف برای افسران پلیس است

114
00:09:17,515 --> 00:09:18,683
‫خانم‌های زیبایی برای تماشا هستن

115
00:09:18,683 --> 00:09:20,560
‫و در کنار آن‌ها می‌توانید کفش‌ها را نیز
‫تماشا کنید

116
00:09:23,646 --> 00:09:25,398
‫از یک رویداد به سراغ
‫رویداد دیگری برویم

117
00:09:25,439 --> 00:09:27,316
‫یعنی جشن تولد 48 سالگی هیتلر

118
00:09:27,358 --> 00:09:27,608
‫که به همین مناسبت، نمایش بزرگی
‫را برایـش ترتیب داده‌اند

119
00:09:27,608 --> 00:09:28,568
‫به نظر می‌رسید که دستورالعمل

120
00:09:28,609 --> 00:09:30,152
‫برای یک مهمانی تولد موفق

121
00:09:30,194 --> 00:09:31,696
‫به رژه فرستادن چند صد مرد

122
00:09:31,737 --> 00:09:33,531
‫و نمایش مقداری رنگ در پرچم‌های به اهتزاز...

123
00:09:33,573 --> 00:09:36,659
‫- ای خدا، نگاه‌شون کن آخه
‫- احمقـن بابا

124
00:09:38,119 --> 00:09:39,579
‫اما خطرناک

125
00:09:39,620 --> 00:09:41,414
‫همه‌شون شستشوی مغزی شدن

126
00:09:41,455 --> 00:09:42,707
همه که باورشون نمیشه

127
00:09:42,748 --> 00:09:45,084
‫قطعاً خیلی‌ها متوجه میشن اون چطور آدمیـه

128
00:09:45,126 --> 00:09:47,086
‫اما متوجه نشدن.
‫نگاه‌شون کن

129
00:09:47,128 --> 00:09:48,713
‫نقش بازی نمی‌کنن

130
00:09:48,754 --> 00:09:49,839
‫تنها جواب عاقلانه

131
00:09:49,880 --> 00:09:52,258
‫به حکومت ستمگرانه، نقاشی کشیدنـه

132
00:09:52,300 --> 00:09:54,260
‫- خلق کردنـه
‫- و نوشیدنی خوردن

133
00:09:54,260 --> 00:09:55,344
هیچ‌کدوم‌تون نفهمیدید چه فاجعه‌ای در پیشـه

134
00:09:56,721 --> 00:09:57,972
‫خیلی آروم‌آروم اتفاق افتاد،

135
00:10:00,600 --> 00:10:02,184
‫و در عین حال یک شبـه

136
00:10:02,226 --> 00:10:04,270
‫یک روز صبح بیدار شدیم

137
00:10:04,312 --> 00:10:06,480
‫و هیتلر قدرتمند ترین مرد
‫اروپا شده بود

138
00:10:08,065 --> 00:10:10,484
‫حتی زمانی که داشت رخ می‌داد،
‫آدم باورش نمیشد که واقعی باشه

139
00:10:13,154 --> 00:10:14,322
‫خب چیکار کردید؟

140
00:10:17,742 --> 00:10:18,701
‫خب...

141
00:10:18,701 --> 00:10:20,077
‫[لندن، انگلستان، سال 1940]

142
00:10:20,077 --> 00:10:22,121
‫من به زندگی عادیـم ادامه دادم

143
00:10:22,163 --> 00:10:24,915
‫اون موقع دیگه اروپا وارد جنگ شده بود

144
00:10:24,957 --> 00:10:27,918
ولی توی لندن، حس می‌کردی
جنگ اون سرِ دنیاست

145
00:10:27,960 --> 00:10:31,422
‫رولند به عنوان یک هنرمند
‫و معترض وظیفه شناس

146
00:10:31,464 --> 00:10:33,507
‫استخدام شده بود که برای کمک به جنگ

147
00:10:33,507 --> 00:10:34,800
‫تکنیک‌های استتار خلق بکنـه

148
00:10:35,760 --> 00:10:37,470
‫حس می‌کردیم جای ما امنـه

149
00:10:37,511 --> 00:10:39,221
‫رولند؟

150
00:10:39,263 --> 00:10:40,473
‫عزیزم، برگشتی

151
00:10:42,266 --> 00:10:43,225
‫لعنت بهش

152
00:10:44,352 --> 00:10:45,686
‫نوبت توئه

153
00:10:47,188 --> 00:10:48,856
‫خواهش می‌کنم بذار شام درست کنم

154
00:10:48,856 --> 00:10:49,982
‫بیخیال، یه پیشرفت داشتم

155
00:10:51,692 --> 00:10:53,986
‫- قول دادی
‫- من قول ندادم

156
00:10:54,028 --> 00:10:55,863
‫حواسم هست که هیچ‌وقت
‫هیچ قولی ندم

157
00:10:57,114 --> 00:10:58,699
‫خیلی خب

158
00:10:59,825 --> 00:11:02,286
‫- شهر چه خبر بود؟
‫- افتضاح

159
00:11:02,328 --> 00:11:04,372
‫مگه تاکسی پیدا میشد

160
00:11:06,999 --> 00:11:09,543
‫- باید کجا وایسم؟
‫- اینجا لطفاً

161
00:11:14,382 --> 00:11:15,383
‫آماده‌ای؟

162
00:11:21,389 --> 00:11:23,391
 [مجله وگ]

163
00:11:26,018 --> 00:11:27,436
‫قلمروطلب نباش آدری

164
00:11:28,270 --> 00:11:30,022
منظورت اینـه که ویراستاری نکنم؟

165
00:11:31,273 --> 00:11:32,441
‫عذر می‌خوام خانم ویترز

166
00:11:32,483 --> 00:11:33,734
‫یکی به اسم لی میلر
‫می‌خواد شما رو ببینـه

167
00:11:33,776 --> 00:11:35,444
‫لی میلر معروف؟

168
00:11:35,444 --> 00:11:37,154
‫توی لندن چیکار می‌کنـه؟

169
00:11:37,196 --> 00:11:38,989
‫ای خدا. راهنماییـش کن داخل، مود

170
00:11:40,032 --> 00:11:41,075
‫بفرمایید داخل

171
00:11:43,202 --> 00:11:44,286
‫ممنون

172
00:11:46,956 --> 00:11:49,959
‫- سسیل بیتون، سلام
‫- چشمم روشن

173
00:11:52,128 --> 00:11:53,295
‫حرفی داری؟

174
00:11:56,215 --> 00:11:59,593
‫لی میلر هستم. شنیدم شما خانمی هستید
‫که واسه کار باید ملاقاتـش کنم

175
00:11:59,635 --> 00:12:01,011
‫آدری میترز

176
00:12:01,053 --> 00:12:03,097
‫و بله، خودم هستم.
‫خواهش می‌کنم بنشینید

177
00:12:03,139 --> 00:12:04,140
‫ممنون

178
00:12:06,976 --> 00:12:08,018
‫اجازه هست؟

179
00:12:08,060 --> 00:12:10,146
‫ما مدل پیر استخدام نمی‌کنیم.

180
00:12:10,146 --> 00:12:12,022
‫اوه، حالا از کوره در نرو

181
00:12:12,064 --> 00:12:14,859
‫- من دیگه مدل نیستم
‫- وای خدا

182
00:12:14,900 --> 00:12:17,027
‫- خب پس چی هستی؟
‫- سسیل؟

183
00:12:17,945 --> 00:12:18,946
‫میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

184
00:12:20,614 --> 00:12:22,074
‫خواهش می‌کنم

185
00:12:22,116 --> 00:12:24,493
‫برمیگردم که این فاجعه رو درست کنم

186
00:12:28,998 --> 00:12:30,958
‫بابت سسیل عذر می‌خوام

187
00:12:31,000 --> 00:12:33,878
‫- گاهی یخورده...
‫- هیولا میشه؟

188
00:12:33,919 --> 00:12:36,046
‫نه. هیچ‌وقت نمی‌تونه سرخوردگیش رو از

189
00:12:36,088 --> 00:12:37,840
پیر شدنِ خانم‌ها پنهان کنه

190
00:12:37,840 --> 00:12:39,592
‫درسته

191
00:12:39,633 --> 00:12:42,344
‫و در زمینـه مد، این فقط
‫نظر مرد‌ها نیست

192
00:12:42,344 --> 00:12:46,390
‫اما به شدت با استعداده، واسه همین
‫باهاش کنار میام

193
00:12:53,773 --> 00:12:55,900
‫این عکس کجا گرفته شده؟

194
00:12:55,941 --> 00:12:58,068
‫اونجا... سوریه‌ست

195
00:12:58,110 --> 00:13:02,531
‫کارهای استودیویی‌ام اینجاست

196
00:13:07,369 --> 00:13:07,787
‫اوه، اینا خیلی تماشایی هستن

197
00:13:07,828 --> 00:13:09,246
‫ممنون

198
00:13:09,288 --> 00:13:11,874
‫اما متأسفانه حق با سسیل هست

199
00:13:11,874 --> 00:13:13,918
‫درحال حاضر استخدامی نداریم

200
00:13:13,959 --> 00:13:16,086
‫اگه بخوام صادق باشم باید بگم،
‫قضیه این هست که

201
00:13:16,128 --> 00:13:18,255
‫مطمئن نیستیم که تا کی
‫اجازه میدن که کار کنیم

202
00:13:19,381 --> 00:13:21,884
‫بذار اول این بگذره

203
00:13:21,884 --> 00:13:24,178
‫ببینیم کجای کار هستیم
‫و بعدش دوباره صحبت می‌کنیم

204
00:13:24,845 --> 00:13:25,930
‫چطوره؟

205
00:13:27,139 --> 00:13:28,098
‫نگفته نه

206
00:13:28,891 --> 00:13:30,976
‫بله هم نگفت

207
00:13:31,018 --> 00:13:32,520
‫داری اشتباه به قضیه نگاه می‌کنی

208
00:13:32,561 --> 00:13:36,065
‫اوه بیخیال. تو که اونجا نبودی

209
00:13:36,065 --> 00:13:39,777
‫فقط می‌خوام وظیفه خودم رو انجام بدم،
‫مگه چقد سختـه؟

210
00:13:39,819 --> 00:13:41,153
‫کار پیدا می‌کنی عشقـم

211
00:13:41,195 --> 00:13:43,197
‫خدایا، این خیلی تحقیرآمیزه

212
00:13:49,745 --> 00:13:51,080
‫عزیزم باید یه چیزی بهت بگم

213
00:13:51,747 --> 00:13:53,499
‫چی؟

214
00:13:53,541 --> 00:13:54,667
‫شنیدم که مردم توی پاریس

215
00:13:54,708 --> 00:13:55,918
‫دارن میرن توی زیرزمین‌ها

216
00:13:57,920 --> 00:13:59,296
‫منظورت چیـه؟

217
00:13:59,338 --> 00:14:00,422
‫اوضاع داره خطرناک میشه

218
00:14:02,591 --> 00:14:06,095
‫پل، نوش، سولانژ، ژان،

219
00:14:06,095 --> 00:14:08,222
‫همه‌شون از دست نازی‌ها قایم شدن

220
00:14:10,140 --> 00:14:11,475
‫چرا برنگشتید به پاریس؟

221
00:14:13,269 --> 00:14:16,605
‫اون موقع دیگه نمی‌تونستم

222
00:14:16,605 --> 00:14:19,066
‫پاریس توسط نازی‌ها اشغال شده بود،

223
00:14:19,108 --> 00:14:20,943
‫و بریتانیا تک و تنها مونده بود

224
00:14:20,943 --> 00:14:22,444
‫و هیچ راه ارتباطی نداشتیم

225
00:14:24,405 --> 00:14:26,949
‫دیگه چیا هست که بهم بگید؟

226
00:14:27,575 --> 00:14:29,076
‫خیلی چیزا

227
00:14:29,118 --> 00:14:30,744
‫با اینکه دوستام تو یک مکان
‫اشغال شده بودن

228
00:14:30,786 --> 00:14:32,913
‫بازم داشتن یه کارایی می‌کردن

229
00:14:32,955 --> 00:14:35,833
‫پاول و نوش به گروه مقاومت ملحق شده بودن

230
00:14:37,251 --> 00:14:38,460
‫اما اون موقع این رو نمی‌دونستم

231
00:14:39,795 --> 00:14:41,422
‫و راهی برای دسترسی بهشون نداشتم

232
00:14:43,090 --> 00:14:44,091
‫و...

233
00:14:45,467 --> 00:14:47,136
‫و بعد همه شروع کرده بودن
‫به ایفا کردن نقش خودشون

234
00:14:47,136 --> 00:14:49,305
‫رولند بیشتر شب‌ها می‌رفت بیرون
‫و نگهبان حمله هوایی شده بود

235
00:14:49,305 --> 00:14:51,307
‫داشتم احساس بی فایده بودن می‌کردم

236
00:14:51,307 --> 00:14:53,684
‫و هرچی افسرده‌تر میشدم،
‫کونـمم کوچیک‌تر میشد

237
00:14:53,726 --> 00:14:57,271
‫که معمولاً برعکس اینـه

238
00:14:57,313 --> 00:14:59,356
‫اما در نهایت بهتون استخدام‌تون کرد؟

239
00:14:59,398 --> 00:15:01,317
‫آره، تقریباً خیلی سریع کوتاه اومد

240
00:15:01,317 --> 00:15:04,653
‫فکر می‌کنم متوجه شد که اون
‫سسیل بیتون ِاهلِ جر و بحث

241
00:15:04,653 --> 00:15:06,989
‫وقتی اطراف یه زن باشه
‫خیلی بامزه‌تر میشه

242
00:15:11,327 --> 00:15:12,328
‫سسیل بیتون...

243
00:15:19,168 --> 00:15:21,587
‫- همه خوبـن؟
‫- خداروشکر بله

244
00:15:21,629 --> 00:15:22,880
‫آدری کجاست؟

245
00:15:22,922 --> 00:15:24,632
‫اونجا

246
00:15:24,673 --> 00:15:26,175
‫راستـش اونقد که به نظر میرسه
‫بد نیست

247
00:15:26,175 --> 00:15:27,551
ساختمون هنوز سر پاست

248
00:15:27,593 --> 00:15:29,511
‫اما برا یه مدتی باید بریم
‫داخل زیرزمین

249
00:15:29,511 --> 00:15:30,596
از کار بی‌کار شدیم؟

250
00:15:30,638 --> 00:15:32,640
‫نه، چرا از کار بی‌کار بشیم؟

251
00:15:32,681 --> 00:15:33,766
‫امروز صبح با وزارتخانه صبحت کردم،

252
00:15:33,807 --> 00:15:35,059
‫سهمیه کاغذمون رو داریم

253
00:15:35,100 --> 00:15:37,811
‫- بازم جای شکرش باقیـه
‫- تازه یه ماموریت هم داریم

254
00:15:37,853 --> 00:15:40,481
‫که زن‌های بریتانیا رو تشویق کنیم
‫که وظیفه‌ خودشون رو انجام بدن

255
00:15:42,483 --> 00:15:44,985
‫میشه یه لحظه اینـا رو قرض بگیرم؟

256
00:15:45,027 --> 00:15:46,820
‫- حتماً
‫- ممنون

257
00:15:46,862 --> 00:15:48,989
‫مود، باهام بیا

258
00:15:49,865 --> 00:15:51,659
‫و تو

259
00:15:51,700 --> 00:15:54,662
‫- دوست داری به ما ملحق بشی؟
‫- خیلی خلاقـه

260
00:15:54,703 --> 00:15:55,955
‫با این چیزای بند مانند

261
00:15:55,996 --> 00:15:57,039
‫- باشه.
‫- که مسخره‌ان...

262
00:15:57,039 --> 00:15:58,374
‫ثابت نگهشون دارید

263
00:15:58,374 --> 00:15:59,917
‫- هیچی نمی‌بینم
‫- هیچی نمی‌بینی؟

264
00:15:59,959 --> 00:16:01,460
‫- نمی‌بینم
‫- خدای من

265
00:16:01,502 --> 00:16:04,546
‫بیا، این مال تو...
‫درست اینجا. درسته، اینـم از این

266
00:16:05,214 --> 00:16:06,298
‫اونجا!

267
00:16:08,217 --> 00:16:09,635
‫اونجا، خودشـه

268
00:16:09,677 --> 00:16:11,053
‫اوه خدایا

269
00:16:11,053 --> 00:16:13,555
‫مود، می‌تونی اونجا بشینی.
‫خیلی خب. اینـم از این

270
00:16:13,555 --> 00:16:16,850
‫هیچ توجه‌ای به ساختمان
‫درحال سوختن پشت سر من نکنید

271
00:16:18,519 --> 00:16:21,397
‫حمله هوایی همه خونه‌ها رو زیر و رو کرد

272
00:16:21,397 --> 00:16:23,315
‫خیابون‌ها رو زیر و رو کرد،

273
00:16:23,357 --> 00:16:25,693
‫و برای مردم لندن هرج و مرج بجا گذاشت

274
00:16:28,070 --> 00:16:29,405
‫اما همه دنبال یه کاری رو گرفتن

275
00:16:29,405 --> 00:16:31,782
‫و من تمام تلاشـم رو کردم
‫که ثبتـش کنم

276
00:16:34,994 --> 00:16:37,246
‫مرد‌ها فرستاده شده بودن به جنگ

277
00:16:37,246 --> 00:16:41,208
‫زن‌هاشون رو گذاشته بودن که از بچه‌هاشون
‫مراقب بکنن

278
00:16:41,250 --> 00:16:42,835
‫اگه اون مسئولیت هم نبود

279
00:16:42,876 --> 00:16:44,586
‫می‌تونستیم فقط روی یک چیز تمرکز کنیم

280
00:16:45,254 --> 00:16:47,673
‫همه ساعتـه کار کردیم

281
00:16:47,715 --> 00:16:50,426
‫هرکاری برای حل مشکلات کردیم

282
00:16:53,512 --> 00:16:54,847
بمباران

283
00:16:54,888 --> 00:16:57,182
تا ماه‌ها ادامه داشت

284
00:16:57,224 --> 00:16:59,226
‫بخشی از زندگی روزانه‌مون شده بود.

285
00:17:01,061 --> 00:17:02,896
‫لحظاتی رو گذروندیم
‫که عن توی کون آدم یخ می‌زد

286
00:17:02,938 --> 00:17:05,232
‫اما ما ادامه می‌دادیم

287
00:17:06,358 --> 00:17:08,694
‫آدری یه رئیس فوق العاده بود

288
00:17:08,736 --> 00:17:10,696
‫و ما دوست شدیم

289
00:17:10,738 --> 00:17:12,823
‫دوستی‌مون فقط یک دوستی ساده بود

290
00:17:13,949 --> 00:17:15,159
‫اوه آدری

291
00:17:19,246 --> 00:17:20,330
‫بچه‌ داری؟

292
00:17:20,372 --> 00:17:22,249
‫وای خدا، نه.
‫تو چی؟

293
00:17:23,292 --> 00:17:24,585
‫وای خدا، نه

294
00:17:28,547 --> 00:17:29,506
‫اجازه هست؟

295
00:17:35,095 --> 00:17:36,972
‫پس هیچ وقت دلتون بچه نمی‌خواسته؟

296
00:17:40,642 --> 00:17:42,311
‫هیچ وقت فکر نکردم بتونم مادر باشم

297
00:17:47,441 --> 00:17:49,485
‫من هیچ‌وقت برای مادر بودن ساخته نشده بودم

298
00:17:53,655 --> 00:17:55,574
‫چرا داری یه پیرزن رو انقد سوال پیچ می‌کنی؟

299
00:17:57,117 --> 00:18:00,621
‫- بیخیال، اونقدا هم پیر نیستید
‫- اوه

300
00:18:00,662 --> 00:18:02,831
‫چرا همه مردا اینطوری هستن؟

301
00:18:02,831 --> 00:18:05,292
‫اولـش می‌گید اونقد جوون نیستم،
‫بعد میگید اونقد پیر نیستم

302
00:18:06,585 --> 00:18:07,961
‫فقط دارم سعی می‌کنم درک کنم

303
00:18:09,505 --> 00:18:10,506
‫چی رو؟

304
00:18:11,507 --> 00:18:12,549
‫سعی می‌کنم تو رو درک کنـم

305
00:18:18,180 --> 00:18:19,431
‫هدف...

306
00:18:23,435 --> 00:18:24,978
‫من جاه طلب بودم

307
00:18:25,020 --> 00:18:27,439
‫به تنهایی می‌تونستم عکس‌های خوبی بگیرم

308
00:18:27,481 --> 00:18:28,482
‫آه...

309
00:18:29,441 --> 00:18:30,818
‫به خط بشید

310
00:18:30,859 --> 00:18:31,902
‫طبق تجربه‌ام

311
00:18:31,944 --> 00:18:34,571
گروهی کار کردن دردسرهای خودش رو داشت

312
00:18:34,613 --> 00:18:36,532
‫و فقط یک نفر می‌تونه رئیس باشه

313
00:18:38,450 --> 00:18:39,868
‫عصر بخیر خانم‌ها

314
00:18:39,910 --> 00:18:42,913
‫اما بعد سر و کله دیوی شرمن
‫از مجله لایف پیدا شد

315
00:18:42,955 --> 00:18:44,873
‫- سلام
‫- سلام

316
00:18:46,041 --> 00:18:47,209
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم

317
00:18:47,209 --> 00:18:48,210
‫که اینجا یه آمریکایی دیگه‌ام پیدا کنم

318
00:18:48,877 --> 00:18:49,878
‫آها

319
00:18:51,130 --> 00:18:52,172
‫یکم تاریکـه

320
00:18:52,881 --> 00:18:54,007
‫می‌دونم

321
00:18:54,049 --> 00:18:55,050
‫اجازه هست؟

322
00:18:58,512 --> 00:19:01,932
‫توی یک چشم‌ به‌هم زدن،
دیگه رقابتی وجود نداشت، ما یه تیم بودیم

323
00:19:02,724 --> 00:19:03,892
‫احساس راحتی میداد

324
00:19:05,853 --> 00:19:08,522
‫- یکم به چپ
‫- بله خانم

325
00:19:08,564 --> 00:19:10,732
‫- بگید حمله هوایی
‫- حمله هوایی!

326
00:19:10,732 --> 00:19:12,568
‫ممنون

327
00:19:16,029 --> 00:19:17,781
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

328
00:19:38,719 --> 00:19:40,888
‫متاسفانه جلوتر از این نمی‌تونید بیایید خانم

329
00:19:40,929 --> 00:19:42,723
‫نه من با مجله وگ هستم

330
00:19:42,764 --> 00:19:44,600
‫ایشون با منـه

331
00:19:44,641 --> 00:19:45,851
‫برای جلوتر رفتن نیاز به

332
00:19:45,893 --> 00:19:46,935
‫تاییدیه رسمی نظامی دارید

333
00:19:46,935 --> 00:19:49,062
‫وای خدا

334
00:19:49,104 --> 00:19:50,397
‫به مجلات ابلاغ شده خانم

335
00:19:50,439 --> 00:19:52,900
‫خانم‌ها فقط به مکان‌های
‫غیرنظامی دسترسی دارن

336
00:19:52,941 --> 00:19:54,902
‫خواهش می‌کنم به سمت سالن
‫غذاخوری برید

337
00:19:58,906 --> 00:20:00,240
‫ای خدا

338
00:20:00,282 --> 00:20:01,909
‫فکر می‌کردم بعد از اون همه ساعت که

339
00:20:01,950 --> 00:20:03,076
‫توی ماشین بودم، کوتاه بیان

340
00:20:05,537 --> 00:20:06,496
‫شرمنده

341
00:21:35,836 --> 00:21:36,878
‫اوه

342
00:21:36,878 --> 00:21:38,297
‫- سلام
‫- اوه، ببخشید

343
00:21:38,338 --> 00:21:40,215
‫من لی میلر هستم
‫برای وگ کار می‌کنم

344
00:21:40,215 --> 00:21:43,510
‫اوه! ان داگلس، کمک خلبان

345
00:21:43,552 --> 00:21:45,512
‫واو، شما پرواز می‌کنید

346
00:21:45,554 --> 00:21:47,306
‫فقط بمب افکن‌ها رو بین
‫پایگاه‌ها جابجا می‌کنم. اما درکل...

347
00:21:48,181 --> 00:21:49,349
‫بله، پرواز می‌کنم

348
00:21:49,391 --> 00:21:51,018
‫اشکالی نداره از شما عکس‌ بگیرم؟

349
00:21:51,685 --> 00:21:53,103
‫مشکلی نیست

350
00:21:57,566 --> 00:21:59,568
‫کار شما واقعاً...

351
00:21:59,568 --> 00:22:01,403
‫باعث میشه بفهمیم اون بیرون چه خبره

352
00:22:06,366 --> 00:22:07,326
‫ممنون

353
00:22:09,202 --> 00:22:11,413
‫تا کنار در برو عقب

354
00:22:13,707 --> 00:22:15,917
‫ببینیم این چطوره

355
00:22:17,586 --> 00:22:19,880
‫اینـم از این

356
00:22:19,921 --> 00:22:21,673
‫بذار ببینیم میشه عکسـت رو
‫بزنیم توی مجله یا نه

357
00:22:21,715 --> 00:22:23,925
‫همچین چیزی منتشر میشه؟

358
00:22:23,925 --> 00:22:25,135
‫امیدوارم بشه

359
00:22:26,928 --> 00:22:28,764
‫اشکال نداره کلاهت رو برداری؟

360
00:22:30,223 --> 00:22:32,726
‫معرکه‌ست.
‫خوب شد

361
00:22:34,770 --> 00:22:35,771
اینم از این

362
00:22:37,105 --> 00:22:38,607
‫نمی‌خوام بیشتر وقتـت رو بگیرم

363
00:22:38,607 --> 00:22:39,858
‫از آشنایی باهات خوشوقت شدم

364
00:22:39,900 --> 00:22:41,068
‫منم خوشوقت شدم خانم میلر

365
00:22:46,615 --> 00:22:50,077
‫هنوزم توی همون هتل 
‫اقامت داری؟

366
00:22:50,118 --> 00:22:53,288
‫اگه بازم آینه‌هاشون رو بشکونـم، نه

367
00:22:53,330 --> 00:22:57,376
‫خب اگه بخوای اینجا بمونی
‫قدمت رو چشمـه

368
00:22:57,417 --> 00:23:00,629
‫- اتاق داریم
‫- مطمئنی؟

369
00:23:00,629 --> 00:23:01,755
‫از نظر رولند اشکالی نداره؟

370
00:23:02,547 --> 00:23:03,673
‫تنها آدم‌هایی که اهمیت میدن

371
00:23:03,715 --> 00:23:04,800
‫من با چه مردهایی می‌خوابم

372
00:23:04,841 --> 00:23:06,301
‫اون مردهایی هستن که باهاشون نمی‌خوابـم

373
00:23:16,269 --> 00:23:17,270
‫بری؟

374
00:23:18,355 --> 00:23:19,439
‫کجا؟

375
00:23:19,481 --> 00:23:20,482
‫منطقه ساحلی

376
00:23:21,316 --> 00:23:22,692
‫فقط چند ساعت فاصله داره

377
00:23:23,735 --> 00:23:24,694
‫برای چه مدتی؟

378
00:23:25,570 --> 00:23:27,114
‫فکر می‌کنم یه مدتی بشه

379
00:23:28,865 --> 00:23:30,867
‫داریم آماده می‌شیم، نه؟

380
00:23:30,909 --> 00:23:32,828
‫برای حمله به اروپا

381
00:23:32,869 --> 00:23:34,663
‫متاسفانه منم اندازه تو می‌دونم

382
00:23:36,081 --> 00:23:39,167
‫قراره تانک‌ها رو شبیه به
‫کیوسک بستنی بکنم،

383
00:23:39,209 --> 00:23:40,794
‫اما از من نشنیده بگیرید

384
00:23:40,836 --> 00:23:44,756
‫دیوی، بیا قبل از رفتنـش ازمون عکس بگیریم

385
00:23:47,717 --> 00:23:48,760
‫بله

386
00:23:56,101 --> 00:23:58,603
‫آه

387
00:23:58,645 --> 00:24:00,772
‫- نرو
‫- خیلی طول نمی‌کشـه

388
00:24:02,023 --> 00:24:05,444
‫عکس لباس چندتا زن بیچاره نه!

389
00:24:05,485 --> 00:24:06,653
‫اگه لی میلر فکر می‌کنـه که می‌تونه...

390
00:24:06,695 --> 00:24:08,530
‫مسئله چیزی که لی میلر فکر می‌کنـه

391
00:24:08,572 --> 00:24:09,990
‫یا نمی‌کنـه نیست، سسیل

392
00:24:10,031 --> 00:24:13,452
‫مسئله وظیفه ما در قبال خواننده‌هامون هست

393
00:24:13,493 --> 00:24:15,912
‫اونایی که مستخدم یا

394
00:24:15,954 --> 00:24:17,038
‫آب گرم ندارن

395
00:24:17,038 --> 00:24:20,250
‫و به چیزای دیگه‌ای بجز
‫دوخت لباس اهمیت میدن

396
00:24:20,292 --> 00:24:24,004
‫- وگ جایی نیست که...
‫- جای تو هم نیست!

397
00:24:24,045 --> 00:24:25,922
‫عکس زیر شلواری‌ها چاپ میشه
‫ممنون

398
00:24:30,886 --> 00:24:31,887
‫لی

399
00:24:34,222 --> 00:24:36,224
‫سسیل

400
00:24:36,266 --> 00:24:37,726
‫فکر کنم این همون چیزی هست

401
00:24:37,767 --> 00:24:39,227
‫که توی زبان‌تون بهش می‌گید
‫سر چیزای الکی عصبانی شدن

402
00:24:41,980 --> 00:24:43,982
‫فقط یه زن می‌تونست همچین عکس‌هایی بگیره

403
00:24:44,024 --> 00:24:45,442
‫خب، ممنون

404
00:24:46,693 --> 00:24:49,321
‫آدری، گوش بده

405
00:24:49,362 --> 00:24:52,365
‫وقتی زمانـش رسید، من رو بفرست اروپا

406
00:24:52,407 --> 00:24:53,867
‫وزارتخونه خیلی واضح اعلام کرده که

407
00:24:53,909 --> 00:24:56,661
‫وقتی زمانش برسه، وظیفه ما خواهد بود که...

408
00:24:56,703 --> 00:24:59,331
‫نقش خودمون رو ایفا کنیم. بله، بله، بله.
‫می‌دونم، می‌دونم

409
00:25:00,749 --> 00:25:03,084
‫اما چرا مردها باید تصمیم بگیرن
‫که اون نقش باید چی باشه؟

410
00:25:03,126 --> 00:25:06,046
‫چرا زن‌ها نمی‌تونن برن به جبهه؟
‫چرا؟

411
00:25:06,087 --> 00:25:08,757
‫لی، با وجود این که من
‫پشتکارت رو تحسین می‌کنم

412
00:25:10,217 --> 00:25:11,426
‫اما فایده‌ای نداره

413
00:25:12,719 --> 00:25:14,221
‫بدون تایید رسمی ارتش، نمی‌تونی هیچی

414
00:25:14,262 --> 00:25:15,597
‫برای ما بفرستی

415
00:25:15,597 --> 00:25:16,932
‫بی فایده ست

416
00:25:17,724 --> 00:25:18,683
‫متاسفم

417
00:25:20,101 --> 00:25:21,269
‫دوباره درخواست بده

418
00:25:25,398 --> 00:25:26,441
‫آره، آره

419
00:25:27,651 --> 00:25:28,652
‫میام

420
00:25:31,112 --> 00:25:32,447
‫خیلی خب، خداحافظ

421
00:25:37,452 --> 00:25:39,621
‫کِی میری؟

422
00:25:41,456 --> 00:25:43,583
‫داکوتا فردا صبح راه میفته

423
00:25:44,584 --> 00:25:46,002
‫تو حتی فرانسوی هم بلد نیستی

424
00:25:59,766 --> 00:26:01,351
‫نمی‌فرستادن به منطقه جنگی

425
00:26:01,351 --> 00:26:03,520
‫اما آمریکایی‌ها فرق داشتن

426
00:26:03,562 --> 00:26:05,188
سنت‌ها و قوانین پا پیچ‌شون نمی‌شدن

427
00:26:05,188 --> 00:26:07,023
‫صد درصد مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

428
00:26:07,023 --> 00:26:09,526
‫بله، بله، بله، بله، بله

429
00:26:10,944 --> 00:26:11,903
‫مشکلی برات پیش نمیاد؟

430
00:26:13,863 --> 00:26:15,073
خدا کنه نیاد

431
00:26:17,534 --> 00:26:18,702
‫خیلی مراقب باش

432
00:26:18,743 --> 00:26:20,036
‫- خواهش می‌کنم
‫- سعیـم رو می‌کنم

433
00:26:37,846 --> 00:26:40,849
[نورماندی، فرانسه، سال 1944]

434
00:26:41,975 --> 00:26:43,727
‫عزم و اراده توی خونـم بود

435
00:26:44,894 --> 00:26:46,771
‫تاحالا انقدر احساس سرزنده بودن
‫نکرده بودم

436
00:26:48,064 --> 00:26:50,567
‫کلـش برای من یه ماجراجویی بود

437
00:26:50,609 --> 00:26:52,235
‫باید می‌رفتم وسط مهلکه

438
00:26:52,277 --> 00:26:53,278
‫که یعنی اروپا

439
00:26:54,029 --> 00:26:55,697
‫و بهش رسیدم

440
00:26:55,739 --> 00:26:58,491
و بالأخره فرصتش رو داشتم که
با چشمای خودم همه چی رو ببینم

441
00:27:00,910 --> 00:27:02,329
‫خانم‌ها اجازه ندارن وارد نشست مطلوعاتی بشن

442
00:27:04,080 --> 00:27:05,123
‫حتماً شوخیـت گرفته

443
00:27:09,753 --> 00:27:10,962
‫این اطراف توالت زنانـه هست؟

444
00:27:28,772 --> 00:27:30,440
‫دشمن به خوبی آموزش دیده،

445
00:27:30,440 --> 00:27:31,566
‫تجهیز شده

446
00:27:32,150 --> 00:27:33,151
‫و سرد و گرم جنگ رو چشیده

447
00:27:34,819 --> 00:27:37,405
‫حمله‌های هوایی ما، قدرت هوایی

448
00:27:37,447 --> 00:27:40,617
‫و توانایی‌شون در جنگ زمینی
‫رو کاهش داده

449
00:27:40,617 --> 00:27:43,578
‫همونطور که شاید بدونید،
‫ما به همراه متحدانمون

450
00:27:43,620 --> 00:27:45,455
‫در طول چند هفته‌ی گذشته

451
00:27:45,455 --> 00:27:48,124
بمباران آلمان رو سنگین‌تر کردیم

452
00:27:48,124 --> 00:27:50,293
‫حالا هرکدوم از شما به
یه یگان به‌‌خصوص اعزام می‌شید

453
00:27:50,335 --> 00:27:51,878
‫در همین حین فشار حملات زمینی رو

454
00:27:51,920 --> 00:27:53,630
‫توی فرانسه بیشتر می‌کنیم

455
00:27:54,964 --> 00:27:56,675
‫اونجا جنب و جوش زیاده

456
00:27:56,716 --> 00:27:59,386
باید کاملاً گوش به زنگ باشید

457
00:27:59,427 --> 00:28:00,470
‫حواس‌تون به مسیر باشه

458
00:28:01,638 --> 00:28:02,722
‫مرخص هستید

459
00:28:16,319 --> 00:28:17,320
‫آهای تو!

460
00:28:24,369 --> 00:28:25,662
‫شما حتما لی میلر هستید

461
00:28:25,662 --> 00:28:27,997
‫اینجا منطقه جنگیـه، سرهنگ

462
00:28:27,997 --> 00:28:29,374
‫همون لی خالی کافیه

463
00:28:29,416 --> 00:28:30,917
‫خب، «لی خالی»، زن‌ها اجازه‌ی ورود

464
00:28:30,959 --> 00:28:32,043
‫به جلسه‌ی توجیهی رو ندارن

465
00:28:32,085 --> 00:28:34,504
‫گمونم دستورالعمل رو بهت گفتن

466
00:28:34,504 --> 00:28:37,006
‫گمونم درست‌حسابی نشنیدم

467
00:28:38,800 --> 00:28:39,926
‫الان خوب صدامو می‌شنوی؟

468
00:28:40,593 --> 00:28:42,095
‫بله، قربان

469
00:28:42,137 --> 00:28:44,347
‫ما زن‌ها رو نمی‌فرستیم جنگ

470
00:28:44,347 --> 00:28:45,974
‫خب، این مشکل‌سازه چون من دیگه اومدم

471
00:28:46,015 --> 00:28:47,100
‫که یعنی...

472
00:28:47,142 --> 00:28:48,768
‫که یعنی وبال گردنِ من شدی

473
00:28:53,022 --> 00:28:54,023
‫دنبالم بیا

474
00:29:00,822 --> 00:29:03,908
‫این دکترها روزانه بیش از صدتا جراحی انجام میدن

475
00:29:04,659 --> 00:29:05,618
‫هر روز

476
00:29:24,512 --> 00:29:26,014
‫تکون نخور

477
00:29:39,110 --> 00:29:40,612
‫ببخشید

478
00:29:43,740 --> 00:29:45,241
‫اینجا قیچی لازم داریم

479
00:29:46,451 --> 00:29:48,411
‫یا خدا! نور بندازید!

480
00:29:49,245 --> 00:29:50,747
‫من اینجا نور لازم دارم

481
00:29:50,789 --> 00:29:53,041
‫- بیا. بیا. بیا
‫- بیارش اینجا

482
00:29:53,082 --> 00:29:54,501
‫- چراغ‌قوه!
‫- اوه

483
00:29:54,542 --> 00:29:55,502
‫بیا اینجا

484
00:30:38,920 --> 00:30:40,880
‫حتی موقعی که می‌خواستم نگاهم بهشون نیفته

485
00:30:44,092 --> 00:30:45,218
‫می‌دونستم که نمی‌تونم

486
00:30:51,307 --> 00:30:53,601
‫رولند هر هفته برام نامه می‌نوشت

487
00:30:53,643 --> 00:30:55,019
‫التماس می‌کرد که برگردم خونه

488
00:30:59,315 --> 00:31:02,151
‫اون علتِ اینکه می‌خواستم
‫اونجا باشم رو درک نمی‌کرد

489
00:31:06,364 --> 00:31:08,408
‫لحظاتی بود که علتش رو
‫خودم هم درک نمی‌کردم

490
00:31:34,350 --> 00:31:37,061
‫- اجازه هست؟
‫- البته

491
00:31:48,031 --> 00:31:49,908
‫باید ادامه بدیم

492
00:32:24,233 --> 00:32:25,234
‫آهای

493
00:32:27,070 --> 00:32:28,154
‫اینجا زیاد دیدمت

494
00:32:29,739 --> 00:32:30,740
‫کی هستی؟

495
00:32:31,407 --> 00:32:33,242
‫من لی هستم

496
00:32:33,284 --> 00:32:36,245
‫- واسه مجله‌ی وگ کار می‌کنم
‫- جدی؟

497
00:32:36,287 --> 00:32:39,248
‫دنبال مدل می‌گردی؟

498
00:32:41,626 --> 00:32:43,294
‫لازم نیست، تو رو پیدا کردم

499
00:32:44,796 --> 00:32:45,797
‫اسمت چیه؟

500
00:32:47,048 --> 00:32:49,050
‫کرت

501
00:32:49,092 --> 00:32:50,677
‫چشمای خوشگلی داری، کرت

502
00:32:51,636 --> 00:32:53,471
‫چشمام به مامانم رفته

503
00:32:55,098 --> 00:32:56,766
‫پسر خوش‌شانس

504
00:32:56,766 --> 00:32:59,268
‫بهم گفتن که برمی‌گردم خونه

505
00:33:03,564 --> 00:33:04,524
‫ببین

506
00:33:05,942 --> 00:33:07,151
‫میشه عکسم رو بگیری؟

507
00:33:09,153 --> 00:33:11,447
‫وقتی برگشتم خونه و خوش‌تیپ کردم

508
00:33:11,447 --> 00:33:13,616
‫می‌خوام دخترم ببینه چقدر شجاع بودم

509
00:33:17,120 --> 00:33:18,496
‫حتماً

510
00:33:27,630 --> 00:33:28,631
‫میلر

511
00:33:32,802 --> 00:33:33,970
‫مطمئن میشی چاپش کنن؟

512
00:33:35,179 --> 00:33:36,180
‫قول میدم

513
00:33:43,312 --> 00:33:46,816
‫وسایلت رو بردار.
‫می‌ریم شهر سن-مالو.

514
00:33:46,816 --> 00:33:48,484
‫می‌تونی سوار ماشین «واحد غیرنظامی‌ها» بشی

515
00:33:48,484 --> 00:33:49,819
‫جدی؟

516
00:33:49,861 --> 00:33:51,279
‫قبل اینکه بری، اعلامیه‌ی
‫ترحیم خودت رو بنویس و

517
00:33:51,320 --> 00:33:52,739
‫برای ویراستارت بفرستش

518
00:33:52,780 --> 00:33:53,740
‫طبق روال ارتش

519
00:33:54,824 --> 00:33:56,826
‫هیجان‌زده نشو.
‫شهر آروم شده.

520
00:34:40,536 --> 00:34:42,747
‫تف توش!
‫از اینجا برو! یالا!

521
00:34:43,247 --> 00:34:44,373
‫چی؟

522
00:34:44,373 --> 00:34:46,334
‫آهای! باید حرکت کنیم، یالا

523
00:34:46,375 --> 00:34:48,211
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

524
00:34:48,252 --> 00:34:50,129
‫گفتن شهر آروم شده

525
00:34:50,171 --> 00:34:52,006
‫نه، نه.
‫نباید اینجا باشی، خانم.

526
00:34:53,674 --> 00:34:55,301
‫همونجا بمون!

527
00:34:55,343 --> 00:34:57,553
‫یالا! همه حواس‌ها به من باشه!

528
00:35:02,016 --> 00:35:03,059
‫چارلی سه!

529
00:35:03,059 --> 00:35:04,560
‫بیکر 1-5 صحبت می‌کنه

530
00:35:04,602 --> 00:35:07,980
‫ما همچنان زیر آتیشِ
‫سنگین دشمن هستیم. تمام!

531
00:35:21,369 --> 00:35:22,912
‫مختصات...

532
00:35:22,912 --> 00:35:24,747
‫مختصات 325...

533
00:35:26,290 --> 00:35:28,918
‫- 364
‫- 364. تمام

534
00:35:30,044 --> 00:35:31,671
‫منو نادیده بگیرید

535
00:35:31,712 --> 00:35:33,047
‫100 درجه‌ به بالا، 200 درجه به چپ

536
00:35:33,089 --> 00:35:35,550
‫100 درجه‌ به بالا، 200 درجه به چپ

537
00:35:35,591 --> 00:35:37,552
‫من بودم نزدیکِ اون پنجره نمی‌شدم

538
00:35:37,593 --> 00:35:38,719
‫تک‌تیرانداز دارن

539
00:35:43,850 --> 00:35:46,060
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

540
00:35:46,102 --> 00:35:48,813
‫- یا خدا، دوباره تو؟
‫- گفتی همینجا بمونم

541
00:35:50,606 --> 00:35:53,609
‫- همین الان برو پایین. حالا!
‫- نه، وایسا

542
00:35:53,651 --> 00:35:54,944
‫می‌خوای به درد بخوری،

543
00:35:54,986 --> 00:35:56,904
‫یه مشت زن فرانسوی توی سرداب هستن

544
00:35:56,946 --> 00:35:58,030
‫گوش کن، رفیق...

545
00:35:58,072 --> 00:36:00,241
‫یکی‌شون رو برام پیدا کن که
‫انگلیسی بلد باشه. اِی خدا!

546
00:36:00,241 --> 00:36:02,243
همون زنه‌ست! خودشـه!‏

547
00:36:02,285 --> 00:36:04,203
خفه شو‍!‏

548
00:36:04,203 --> 00:36:05,705
حرفم هنوز تموم نشده

549
00:36:05,746 --> 00:36:07,415
می‌خوای خفه شم؟

550
00:36:07,456 --> 00:36:09,250
اون همه چی رو لو داده

551
00:36:09,292 --> 00:36:11,085
همه چی رو به آلمان‌ها گفته

552
00:36:11,085 --> 00:36:12,587
بس کن

553
00:36:12,628 --> 00:36:14,630
بس کنید خانم، کافیه

554
00:36:14,672 --> 00:36:16,632
زبون‌تون رو نگه دارید

555
00:36:16,674 --> 00:36:18,676
لطفاً چیزی نگید

556
00:36:21,846 --> 00:36:23,848
دختر خانم، حالت خوبه؟

557
00:36:23,973 --> 00:36:26,475
برام تعریف کن چه اتفاقی افتاده.‏
من سرباز نیستم.‏

558
00:36:26,475 --> 00:36:27,977
خب؟

559
00:36:33,441 --> 00:36:35,151
اون مثل بقیه نبود،‏

560
00:36:35,151 --> 00:36:36,777
قسم می‌خورم

561
00:36:36,777 --> 00:36:38,404
مهربون بود

562
00:36:38,404 --> 00:36:40,406
گفت دوستم داره

563
00:36:41,157 --> 00:36:43,326
و حالا من ترسیدم

564
00:36:46,954 --> 00:36:48,956
من همدست و خائن نیستم، قسم می‌خورم‏

565
00:36:49,207 --> 00:36:51,209
بهم گفت عاشقمـه

566
00:36:51,375 --> 00:36:52,960
‫آره عزیزم، همه‌شون همین رو میگن

567
00:36:52,960 --> 00:36:54,962
همه‌شون همین رو میگن.‏
تقصیر تو نیست.‏

568
00:36:55,004 --> 00:36:57,006
تقصیر تو نیست

569
00:36:57,506 --> 00:36:59,342
اشکات رو پاک کن

570
00:37:01,636 --> 00:37:02,678
‫چی دستگیرت شد؟

571
00:37:04,847 --> 00:37:07,099
‫اون ساحره‌ی پلید میگه همسایه‌اش

572
00:37:07,141 --> 00:37:08,726
‫آمار محموله‌های شبانه‌تون رو به آلمانی‌ها میده

573
00:37:08,726 --> 00:37:09,810
‫و اون بلونده؟

574
00:37:11,062 --> 00:37:13,397
‫فقط دختریـه که ازش سوءاستفاده کردن

575
00:37:14,357 --> 00:37:15,441
‫صد البته

576
00:37:16,025 --> 00:37:17,360
‫چی گفتی؟

577
00:37:17,401 --> 00:37:19,820
‫همه‌شون همین رو میگن

578
00:37:19,862 --> 00:37:21,447
‫- سرباز
‫- چطور روت میشه؟

579
00:37:22,698 --> 00:37:23,824
‫چه غلطی کردی؟

580
00:37:23,866 --> 00:37:24,784
‫پرچم سفید رو برافراشته کردن!

581
00:37:28,871 --> 00:37:29,914
‫عوضی

582
00:37:53,854 --> 00:37:54,814
‫زنده‌باد هیتلر

583
00:38:38,232 --> 00:38:39,191
لعنتی

584
00:38:44,113 --> 00:38:45,281
‫خب...

585
00:38:51,662 --> 00:38:52,621
‫خوبی؟

586
00:38:55,499 --> 00:38:56,459
‫آره

587
00:38:57,501 --> 00:38:58,461
‫آره، خوبم

588
00:39:01,005 --> 00:39:03,716
‫این صفحه‌ی خالی لامصب

589
00:39:04,925 --> 00:39:06,218
‫مثل یه نویسنده‌ی واقعی حرف می‌زنی

590
00:39:07,720 --> 00:39:09,388
‫می‌خوام شیوا باشه

591
00:39:09,430 --> 00:39:10,765
‫می‌خوام حقیقی باشه، ولی...

592
00:39:11,557 --> 00:39:12,725
‫می‌خوام خوب باشه

593
00:39:14,393 --> 00:39:15,895
‫اول نگران حقیقی بودنش باش

594
00:39:17,021 --> 00:39:18,064
‫بعداً خوبش کن

595
00:39:22,485 --> 00:39:24,695
‫بمب آتش‌زا بود، نه؟

596
00:39:24,737 --> 00:39:27,031
‫خب، ما تا مدت‌ها بعدش نمی‌دونستیم که

597
00:39:27,073 --> 00:39:28,366
‫بمب آتش‌زاست

598
00:39:32,995 --> 00:39:34,288
‫آدری هیچوقت نفهمید که

599
00:39:34,330 --> 00:39:36,457
‫چرا ناظرانِ مطبوعات حاضر نشدن چاپش کنن

600
00:39:38,542 --> 00:39:39,919
‫هیچوقت ازش تشکر نکردم

601
00:39:40,711 --> 00:39:41,712
‫بابت چی؟

602
00:39:42,546 --> 00:39:43,547
‫خب...

603
00:39:44,256 --> 00:39:45,841
‫واسه تلاشش

604
00:40:14,578 --> 00:40:15,663
‫اون چیه؟

605
00:40:16,789 --> 00:40:18,124
‫یه شعره

606
00:40:18,874 --> 00:40:19,917
‫از پل الوار

607
00:40:21,460 --> 00:40:22,461
‫کی هست؟

608
00:40:24,547 --> 00:40:25,965
‫اون...اون...

609
00:40:26,924 --> 00:40:27,925
‫اون دوستمـه

610
00:40:31,720 --> 00:40:35,724
«شعر آزادی از پل الوار»

611
00:40:44,400 --> 00:40:45,609
‫«روی کتاب‌های مدرسه‌ام

612
00:40:46,318 --> 00:40:47,361
‫روی میزم

613
00:40:48,112 --> 00:40:49,196
‫و روی درختان

614
00:40:50,239 --> 00:40:51,282
‫روی شن‌ها

615
00:40:52,283 --> 00:40:53,284
‫روی برف

616
00:40:54,493 --> 00:40:55,786
‫اسمت را می‌نویسم»

617
00:41:53,677 --> 00:41:54,845
‫ببخشید

618
00:41:57,014 --> 00:41:58,015
‫یالا!

619
00:41:58,057 --> 00:41:59,475
‫ببخشید

620
00:42:13,656 --> 00:42:14,865
‫چی میگن؟

621
00:42:16,575 --> 00:42:17,701
‫میگن اون آشغاله

622
00:42:19,328 --> 00:42:21,288
‫یه کثیف خائن

623
00:42:42,226 --> 00:42:44,228
‫هیچکس نمی‌تونه بهت بگه چه حسی داره

624
00:42:46,063 --> 00:42:47,064
‫شرمساری رو میگم

625
00:42:50,901 --> 00:42:52,403
‫زخم‌های مختلفی هستن

626
00:42:56,699 --> 00:42:58,117
‫به غیر از اون زخم‌هایی که میشه دید

627
00:43:17,553 --> 00:43:18,679
‫آزادسازی

628
00:43:18,804 --> 00:43:20,973
«فرانسه، پاریس، سال 1944»

629
00:43:20,973 --> 00:43:23,392
‫مردم جشن گرفته بودن

630
00:43:25,728 --> 00:43:27,730
‫ولی پاریس فقط یه شهر بود

631
00:43:30,065 --> 00:43:31,942
‫جنگ در سرتاسر اروپا ادامه پیدا کرد

632
00:43:36,071 --> 00:43:39,116
‫نبرد حالا حالاها تموم بشو نبود

633
00:43:41,035 --> 00:43:45,664
‫و برای من، قضیه تازه شروع شده بود

634
00:44:05,309 --> 00:44:06,935
‫دیوید شرمن و لی میلر

635
00:44:14,443 --> 00:44:15,986
‫واسه لی‌ میلر بسته‌ای نیومده؟

636
00:44:21,992 --> 00:44:23,786
‫ممنون

637
00:44:29,500 --> 00:44:31,210
‫اوهوم

638
00:44:35,464 --> 00:44:36,507
‫یه استعاره‌ی عاشقانه‌ی دیگه؟

639
00:44:37,299 --> 00:44:38,884
‫اوهوم

640
00:44:46,350 --> 00:44:49,645
‫اگه قراره بریم بیرون،
‫میشه اول صورتم رو اصلاح کنم؟

641
00:44:49,687 --> 00:44:51,438
‫مشکلی نیست. من...

642
00:44:53,357 --> 00:44:54,525
‫باید برم دیدنِ یه دوست

643
00:44:54,566 --> 00:44:56,860
‫- زیاد طول نمی‌کشه
‫- خیلی‌خب

644
00:45:25,556 --> 00:45:27,391
‫آروم باش. بیخیال.
‫درش بیار.

645
00:45:27,391 --> 00:45:29,560
‫- نه
‫- خودت اینو می‌خواستی

646
00:45:29,560 --> 00:45:31,520
‫نه

647
00:45:31,562 --> 00:45:33,522
‫یالا

648
00:45:33,564 --> 00:45:35,399
‫بس کن. خواهش می‌کنم

649
00:45:35,441 --> 00:45:38,652
‫نه

650
00:45:38,694 --> 00:45:40,821
‫- نه
‫- خودت همینو می‌خوای

651
00:45:43,782 --> 00:45:44,616
‫- ای عوضی ل!
‫- چی؟

652
00:45:44,658 --> 00:45:46,410
‫- ولش کن!
‫- ولم کن

653
00:45:46,452 --> 00:45:47,661
‫-  دیوونه
‫- ازش دور شو

654
00:45:47,703 --> 00:45:49,872
‫-  دست از سرش بردار!
‫- یا خدا

655
00:45:50,956 --> 00:45:53,000
‫عوضی!

656
00:45:53,041 --> 00:45:55,294
‫یا خدا

657
00:45:55,335 --> 00:45:57,129
‫آدم خیال می‌کنه از خداشونـه

658
00:45:57,171 --> 00:45:58,172
‫از اینجا برو

659
00:46:00,174 --> 00:46:02,426
‫از اینجا برو! یالا!

660
00:46:04,720 --> 00:46:06,597
‫ احمق

661
00:46:07,389 --> 00:46:08,390
عوضی

662
00:46:11,351 --> 00:46:12,728
‫تو خوبی؟

663
00:46:15,314 --> 00:46:16,690
‫بیا

664
00:46:19,193 --> 00:46:20,527
‫دفعه‌ی بعد...

665
00:46:21,653 --> 00:46:22,863
دفعه بعد بکشش

666
00:47:32,850 --> 00:47:33,934
‫ببخشید، خانم

667
00:47:36,937 --> 00:47:38,605
ببخشید، خانم

668
00:47:38,647 --> 00:47:40,649
دنبال یکی می‌گردم که
قبلاً اینجا زندگی می‌کرد

669
00:47:45,070 --> 00:47:46,113
‫خانم

670
00:47:49,074 --> 00:47:50,158
‫سولانژ؟

671
00:47:50,951 --> 00:47:52,202
‫لی

672
00:47:56,665 --> 00:47:58,125
‫سولانژ!

673
00:48:00,085 --> 00:48:01,128
‫سولانژ

674
00:48:07,092 --> 00:48:08,135
‫اوه!

675
00:48:14,016 --> 00:48:15,976
‫وای خدا.
‫پوست و استخون شدی.

676
00:48:18,186 --> 00:48:19,813
‫داری یخ می‌زنی

677
00:48:19,855 --> 00:48:20,856
‫آره

678
00:48:31,033 --> 00:48:32,034
‫بشین

679
00:48:32,993 --> 00:48:34,995
‫بیا بشین. بشین

680
00:48:48,508 --> 00:48:49,509
‫سولانژ...

681
00:48:53,847 --> 00:48:55,223
‫اونا رفتن

682
00:48:57,476 --> 00:48:58,727
‫همگی مُردن

683
00:49:01,313 --> 00:49:02,564
‫پسرم مُرده

684
00:49:04,524 --> 00:49:06,985
‫سعی داشت خودش رو برسونه ورودی پاریس

685
00:49:07,027 --> 00:49:08,528
‫تا از آمریکایی‌ها استقبال کنه

686
00:49:10,864 --> 00:49:11,865
‫الان اینجاییم

687
00:49:13,200 --> 00:49:14,534
‫همه چی درست میشه

688
00:49:15,744 --> 00:49:16,787
‫اونا بهش شلیک کردن

689
00:49:17,871 --> 00:49:19,247
‫- آلمانی‌ها
‫- چی؟

690
00:49:20,666 --> 00:49:23,126
‫ژان ازش قول گرفت که
‫به گروه مقاومت ملحق نشه

691
00:49:23,168 --> 00:49:24,211
‫ولی من...

692
00:49:24,211 --> 00:49:26,546
‫بعد اینکه پدرش رو با خودشون بردن

693
00:49:26,546 --> 00:49:28,882
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

694
00:49:29,883 --> 00:49:31,927
‫- اونا ژان رو با خودشون بردن؟
‫- آره

695
00:49:32,719 --> 00:49:34,554
‫کجا بردنش؟

696
00:49:34,554 --> 00:49:37,891
‫بعد اینکه آزادم کردن دنبالش گشتم

697
00:49:37,933 --> 00:49:39,893
‫آزادت کردن از...؟

698
00:49:39,935 --> 00:49:42,396
‫از... از کجا، سولانژ؟
‫متوجه نمیشم

699
00:49:43,939 --> 00:49:46,149
‫مجبوری این سؤالات رو بپرسی

700
00:49:46,191 --> 00:49:47,651
‫چون اینجا نبودی

701
00:49:48,944 --> 00:49:50,445
‫واسه همین خبر نداری

702
00:49:52,280 --> 00:49:53,907
‫نه

703
00:49:53,907 --> 00:49:56,493
‫باهام برگرد هتل

704
00:49:56,535 --> 00:49:59,746
‫اگه ژان برگرده و نتونه پیدام کنه چی؟

705
00:49:59,746 --> 00:50:01,915
‫اگه برگرده و این به‌هم ریختگی رو ببینه چی؟

706
00:50:03,583 --> 00:50:04,793
‫لطفاً باهام بیا

707
00:50:06,086 --> 00:50:07,671
‫قول میدم ازت مراقبت کنم

708
00:50:09,131 --> 00:50:10,132
‫قول میدم

709
00:50:11,550 --> 00:50:14,011
‫قولی نده که نتونی پاش وایستی

710
00:51:01,433 --> 00:51:02,392
‫دیوی!

711
00:51:23,955 --> 00:51:25,332
‫اوه

712
00:51:54,986 --> 00:51:55,946
‫دیوی!

713
00:51:56,655 --> 00:51:58,198
‫دیوی شرمن!

714
00:52:02,536 --> 00:52:03,537
‫لی، چیکار می‌کنی؟

715
00:52:05,831 --> 00:52:06,790
‫در رو...

716
00:52:08,416 --> 00:52:10,127
‫در رو قفل کردن؟

717
00:52:13,713 --> 00:52:14,798
‫زود باش

718
00:52:15,715 --> 00:52:17,134
‫باشه، باشه

719
00:52:21,555 --> 00:52:24,057
‫کجا رفتی؟
‫چه اتفاقی افتاد؟

720
00:52:36,111 --> 00:52:37,237
‫بیا، اینو بخور

721
00:52:45,537 --> 00:52:46,788
‫خیلی‌خب. باشه

722
00:52:50,625 --> 00:52:53,503
‫تو آدم خوبی هستی، دیوی

723
00:52:57,591 --> 00:52:59,384
‫واقعاً اتفاقاتِ بدی میفتن

724
00:53:00,427 --> 00:53:01,386
‫می‌دونی؟

725
00:53:05,140 --> 00:53:07,851
‫اتفاقات بدی واسه ما دخترها میفته

726
00:53:12,189 --> 00:53:13,190
‫لی...

727
00:53:19,946 --> 00:53:21,573
‫لی عزیزم، منظورت چی بود؟

728
00:53:27,162 --> 00:53:28,872
‫می‌دونی چیه؟

729
00:53:29,623 --> 00:53:30,582
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم

730
00:53:32,125 --> 00:53:33,668
‫بهتره بخوابی، خب؟

731
00:53:33,710 --> 00:53:35,337
‫تکیه بده

732
00:53:35,337 --> 00:53:37,547
‫بفرما. همینـه

733
00:53:45,222 --> 00:53:46,223
‫طوری نیست

734
00:54:12,499 --> 00:54:13,541
‫خب، گمونم با اطمینان میشه گفت که

735
00:54:13,541 --> 00:54:14,626
‫لِم کار دستت اومده

736
00:54:14,668 --> 00:54:15,710
‫جدی؟

737
00:54:15,710 --> 00:54:17,587
‫حرف نداره

738
00:54:46,700 --> 00:54:49,494
‫«و با قدرتِ کلام

739
00:54:49,536 --> 00:54:50,745
‫دوباره زندگی‌ام را آغاز می‌کنم

740
00:54:50,745 --> 00:54:53,164
‫من زاده شده‌ام که تو را بشناسم.
‫که از تو نام ببرم.»

741
00:54:53,957 --> 00:54:55,917
‫آزادی!

742
00:54:59,546 --> 00:55:02,590
‫کلاه آهنی‌م رو بهش دادم

743
00:55:03,216 --> 00:55:06,094
‫از پنجره انداختش بیرون.
‫من هم سعی می‌کردم نگاه نکنم.

744
00:55:06,094 --> 00:55:08,179
‫با نوشیدنی ضدعفونیش می‌کرد

745
00:55:08,221 --> 00:55:09,806
‫بعدش کلاه رو بهم پس داد

746
00:55:11,182 --> 00:55:12,642
‫دیوی رو هم که می‌شناسید،
‫بلافاصله دوباره کلاه رو گذاشت سرش

747
00:55:12,684 --> 00:55:14,102
‫آره

748
00:55:14,102 --> 00:55:15,395
‫درسته

749
00:55:15,437 --> 00:55:18,481
‫مردها معمولاً اطرافِ لی
‫کارهای احمقانه می‌کنن

750
00:55:24,529 --> 00:55:25,572
‫انگار...

751
00:55:25,613 --> 00:55:27,240
‫خندیدن حس عجیبی داره

752
00:55:30,118 --> 00:55:32,662
‫موقعی که مخفی می‌شدیم
‫اصلاً نمی‌تونستیم بخندیم

753
00:55:33,747 --> 00:55:34,956
‫به زور نفس می‌کشیدیم

754
00:55:35,749 --> 00:55:37,167
‫پاریس مثل لبخندیـه که

755
00:55:37,208 --> 00:55:39,336
‫نصف دندون‌هاش ریخته

756
00:55:42,130 --> 00:55:44,090
‫سالونژ رو دیدم

757
00:55:48,094 --> 00:55:50,096
‫سه ماه زندانیش کرده بودن

758
00:55:52,265 --> 00:55:54,100
‫نمی‌دونستیم کجا

759
00:55:54,142 --> 00:55:55,477
‫نمی‌دونستیم زنده‌ست یا نه

760
00:55:56,353 --> 00:55:58,730
‫بعدش یه روز یهویی برگشته بود

761
00:55:58,772 --> 00:56:01,024
‫- چرا گرفته بودنش؟
‫- خدا می‌دونه

762
00:56:01,941 --> 00:56:03,360
‫منطقِ نازی‌های پلید

763
00:56:04,944 --> 00:56:06,446
‫چه اتفاقی واسه ژان افتاد؟

764
00:56:07,238 --> 00:56:08,281
‫چیزی...

765
00:56:08,281 --> 00:56:09,616
‫- چیزی می‌دونیم؟
‫- نه

766
00:56:09,657 --> 00:56:11,034
‫ما فقط...

767
00:56:11,076 --> 00:56:12,744
‫نمی‌دونیم. همه دنبال یکی می‌گردن

768
00:56:12,786 --> 00:56:14,788
‫ولی هیچ‌کدوم‌مون جوابی نداریم

769
00:56:16,414 --> 00:56:17,999
‫اون کثافت‌ها بویی از تمدن نبردن

770
00:56:19,292 --> 00:56:20,627
‫تازه گیرشون فقط به یهودی‌ها نیست

771
00:56:21,628 --> 00:56:24,714
‫هنرمندها. کمونیست‌ها.

772
00:56:24,756 --> 00:56:26,549
‫سیاهپوست‌ها. دهاتی‌ها

773
00:56:27,425 --> 00:56:29,177
‫هر کسی که نقطه‌نظری داشته باشه

774
00:56:29,177 --> 00:56:31,888
‫هر کسی که با ایده‌آل‌هاشون هم‌خوانی نداشته باشه

775
00:56:31,930 --> 00:56:35,183
‫همینطوری یهویی غیب‌شون می‌زنه.
‫تازه هیچ هشداری هم نمیدن.

776
00:56:35,975 --> 00:56:37,894
‫فقط می‌دونیم

777
00:56:37,936 --> 00:56:39,646
‫اونا رو به زور سوار قطار می‌کنن

778
00:56:40,647 --> 00:56:41,648
‫پیرزن‌ها

779
00:56:42,482 --> 00:56:43,483
‫بچه‌های کوچیک

780
00:56:44,526 --> 00:56:46,194
‫و موقعی که با اون قطارها میرن،

781
00:56:47,153 --> 00:56:48,154
‫دیگه برنمی‌گردن

782
00:56:49,197 --> 00:56:50,490
‫اونا رو کجا می‌برن؟

783
00:56:51,491 --> 00:56:52,534
‫دیگه رفتن

784
00:56:54,619 --> 00:56:56,496
‫خیلی‌ها دیگه نیستن و رفتن

785
00:57:03,545 --> 00:57:05,004
‫مردم همینطوری غیب نمیشن که

786
00:57:07,507 --> 00:57:09,426
‫نمی‌دونم. نمی...
‫نمی‌دونم.

787
00:57:13,221 --> 00:57:14,222
‫غیب میشن

788
00:57:33,366 --> 00:57:35,910
‫آره. آره!

789
00:57:36,453 --> 00:57:37,537
‫آدری ویترز بفرمایید

790
00:57:37,579 --> 00:57:38,955
‫ممنون بابت بسته‌ی ویژه

791
00:57:38,997 --> 00:57:42,459
‫لی! آزادسازی پاریس چطور پیش میره؟

792
00:57:42,500 --> 00:57:43,710
‫میگن بی‌نظیره

793
00:57:43,710 --> 00:57:45,253
‫لابد جشن بزرگی گرفتن

794
00:57:45,253 --> 00:57:47,046
‫همگی مشتاقیم که خبرش رو ازت بشنویم،

795
00:57:47,046 --> 00:57:48,131
‫البته

796
00:57:48,173 --> 00:57:49,799
‫راستش ما هم اینجا جشن گرفتیم

797
00:57:49,841 --> 00:57:51,301
‫مامانِ مود کیک درست کرده بود

798
00:57:52,719 --> 00:57:54,721
‫با رولند حرف زدی؟
‫چطور می‌گذرونه؟

799
00:57:57,265 --> 00:57:58,266
‫لی؟

800
00:57:59,726 --> 00:58:01,352
‫پشت خطی؟

801
00:58:01,394 --> 00:58:03,730
‫توی اخبار گزارشی از افراد گم‌شده نبوده؟

802
00:58:04,898 --> 00:58:06,566
‫گم‌شده؟

803
00:58:06,566 --> 00:58:08,693
‫نمی‌فهمم

804
00:58:08,735 --> 00:58:10,820
‫هزاران هزار نفر گم شدن

805
00:58:11,779 --> 00:58:13,323
‫هیچی؟

806
00:58:13,364 --> 00:58:15,992
‫شرمنده، زیاد واضح نیست.
‫کی گم شده؟

807
00:58:17,744 --> 00:58:20,330
‫- هنوز ماجرا تموم نشده
‫- می‌دونم

808
00:58:20,371 --> 00:58:22,332
‫ولی وقتی نسخه‌ی بعدی آماده‌ی چاپ بشه

809
00:58:22,373 --> 00:58:23,833
‫مطمئنم کلی خبر خوش هست

810
00:58:29,214 --> 00:58:30,173
‫من باید برم

811
00:58:30,798 --> 00:58:32,300
‫چی...

812
00:58:32,300 --> 00:58:33,968
‫مراقب خودت باش...

813
00:58:59,452 --> 00:59:00,995
‫چیه؟

814
00:59:01,037 --> 00:59:02,497
‫ببین کی از راه رسیده

815
00:59:05,959 --> 00:59:07,377
‫- مشکل چیه؟
‫- واسه همین اومدی اینجا؟

816
00:59:07,418 --> 00:59:08,378
‫که تا خونه همراهیم کنی؟

817
00:59:09,254 --> 00:59:11,047
‫نه. نه

818
00:59:11,089 --> 00:59:14,759
‫همه چی تغییر کرده.
‫الان همه چی فرق داره.

819
00:59:14,801 --> 00:59:15,802
‫من همون آدم هستم

820
00:59:17,136 --> 00:59:18,638
‫تو همون آدم هستی

821
00:59:18,680 --> 00:59:20,431
‫همه چی به حالت عادی برمی‌گردی،

822
00:59:20,473 --> 00:59:21,641
‫همه چی درست میشه

823
00:59:21,641 --> 00:59:23,101
‫عادی؟

824
00:59:24,352 --> 00:59:26,145
‫فقط واسه این می‌خوای برگردم خونه که

825
00:59:26,187 --> 00:59:28,773
‫عذاب وجدانِ وسط معرکه نبودن
‫توی جنگ، خفه‌ات نکنه!

826
00:59:28,815 --> 00:59:30,650
‫اینقدر بی‌رحم نباش

827
00:59:30,692 --> 00:59:33,361
‫- چی داری میگی؟
‫- لطفاً صدات رو بیار پایین

828
00:59:33,361 --> 00:59:35,113
‫ملت دارن گم میشن.
‫دوستامون.

829
00:59:35,154 --> 00:59:37,156
‫نمی‌تونم همینطوری برگردم خونه،
‫دست روی دست بذارم و هیچ کاری نکنم

830
00:59:40,702 --> 00:59:41,703
‫لی

831
00:59:43,037 --> 00:59:45,290
‫- چاره‌ای ندارم
‫- اینطور نیست

832
00:59:45,331 --> 00:59:47,166
‫اصلاً گوش دادی چی گفتم؟

833
00:59:48,626 --> 00:59:49,586
‫آره، گوش دادم

834
00:59:51,796 --> 00:59:53,172
‫فقط نگرانتم

835
00:59:54,507 --> 00:59:55,508
‫خب، نباش

836
00:59:56,551 --> 00:59:57,552
‫و دوستت دارم

837
00:59:59,679 --> 01:00:00,680
‫برگرد خونه

838
01:00:03,057 --> 01:00:04,058
‫خواهش می‌کنم

839
01:00:31,628 --> 01:00:33,004
‫رولند فکر می‌کنه که من بهتره...

840
01:00:33,004 --> 01:00:35,632
‫«رولند فکر می‌کنه»
‫جمله‌ای نیست که بخوام

841
01:00:35,673 --> 01:00:37,342
‫الان واسه وداع بشنوم

842
01:00:41,471 --> 01:00:42,680
‫من عازم خط مقدم میشم

843
01:00:49,312 --> 01:00:50,355
‫واسه رفتن حاضری؟

844
01:00:54,942 --> 01:00:56,569
‫فکر نمی‌کردم قراره اینو بگی

845
01:01:02,241 --> 01:01:05,244
«مرز آلمان، سال 1945»

846
01:01:07,955 --> 01:01:09,749
‫چرا برنگشتم خونه؟

847
01:01:11,209 --> 01:01:12,543
‫گمونم راحت می‌تونستم

848
01:01:14,379 --> 01:01:16,839
‫ولی من همیشه آخر از همه
‫از مهمونی می‌زدم بیرون

849
01:01:35,817 --> 01:01:36,859
‫می‌خوای؟

850
01:01:39,070 --> 01:01:40,071
‫همه استفاده می‌کنن

851
01:01:40,905 --> 01:01:41,906
‫حال و هوات رو عوض می‌کنه

852
01:01:43,074 --> 01:01:44,200
‫نمی‌خوام، ممنون

853
01:01:45,743 --> 01:01:46,744
‫هر طور راحتی

854
01:02:09,559 --> 01:02:11,102
‫وای خدا

855
01:02:12,186 --> 01:02:13,813
‫کل بدنم درد می‌کنه

856
01:02:19,736 --> 01:02:20,737
‫وای!

857
01:02:31,914 --> 01:02:33,332
‫چند ماه رانندگی کردیم

858
01:02:35,585 --> 01:02:37,003
‫چندین ماه آب‌تنی نکردیم

859
01:02:41,758 --> 01:02:44,427
‫800 کیلومتر راه رفتیم که برسیم به اون جهنم

860
01:02:59,150 --> 01:03:01,277
‫- سرهنگ
‫- میلر

861
01:03:03,321 --> 01:03:04,447
‫پیمان‌های خودکشی

862
01:03:04,489 --> 01:03:05,531
‫داریم همه‌جا پیداشون می‌کنیم

863
01:03:05,573 --> 01:03:07,784
‫کل خانواده‌ها سیانور قورت میدن

864
01:03:07,825 --> 01:03:09,160
‫قبل ما کسی نیومده اینجا؟

865
01:03:09,160 --> 01:03:10,328
‫آره، شما اولین نفرید

866
01:03:13,498 --> 01:03:14,499
‫ممنون

867
01:03:54,121 --> 01:03:56,332
‫توی چشمای یه شخص
‫یه عالمه زندگی و حیات هست

868
01:03:58,125 --> 01:04:00,169
‫تا اون لحظه‌ای که دیگه نیست

869
01:04:13,349 --> 01:04:16,227
‫دیگه چیزی نبود که به گوشم خورده باشه
‫یا تصورش رو کرده باشم

870
01:04:19,355 --> 01:04:20,356
‫واقعی بود

871
01:04:43,754 --> 01:04:44,964
‫خیلی‌خب، از این جلوتر نیاید

872
01:04:46,716 --> 01:04:48,050
‫وقتی به چشم دیدیش...

873
01:04:50,177 --> 01:04:52,054
‫دیگه از ذهنت پاک شدنی نیست

874
01:05:30,134 --> 01:05:31,302
‫هیچ اثری از حیات نیست، قربان

875
01:05:38,309 --> 01:05:39,518
‫هیچ اثری از حیات نیست

876
01:05:52,490 --> 01:05:53,658
‫هیچ اثری از حیات نیست، قربان

877
01:05:57,161 --> 01:05:58,162
‫وای خدا

878
01:06:14,512 --> 01:06:15,721
‫- دیوی؟
‫- بله؟

879
01:06:16,806 --> 01:06:18,766
‫دیوی، واسم قلاب بگیر

880
01:06:22,812 --> 01:06:24,313
‫خیلی‌خب

881
01:06:25,314 --> 01:06:27,149
‫خیلی‌خب

882
01:09:37,506 --> 01:09:38,507
‫مشکلی نیست

883
01:09:50,477 --> 01:09:51,604
‫طوری نیست

884
01:09:53,981 --> 01:09:54,940
‫می‌بینی؟

885
01:10:00,362 --> 01:10:01,363
‫من صدمه‌ای بهت نمی‌زنم

886
01:10:03,699 --> 01:10:04,867
‫من صدمه‌ای بهت نمی‌زنم

887
01:10:08,579 --> 01:10:09,747
‫من صدمه‌ای بهت نمی‌زنم

888
01:11:29,285 --> 01:11:30,661
‫یا خدا

889
01:11:40,004 --> 01:11:41,005
‫چیه؟

890
01:12:15,456 --> 01:12:16,415
‫دیوی

891
01:12:23,547 --> 01:12:24,923
‫عکس گرفتم

892
01:12:28,886 --> 01:12:30,054
‫خیلی‌خب، بریم

893
01:12:32,973 --> 01:12:34,016
‫گرفتیش؟

894
01:12:35,059 --> 01:12:36,060
‫آره

895
01:12:37,895 --> 01:12:39,605
‫- خیلی‌خب، یالا
‫- آره

896
01:13:16,392 --> 01:13:19,103
‫دیوی، آروم‌تر برو. آروم‌تر برو

897
01:13:21,021 --> 01:13:22,022
‫همینـه؟

898
01:13:22,856 --> 01:13:24,108
‫آره، چپ. چپ

899
01:13:28,153 --> 01:13:30,948
‫پرینزرگنتن، آره

900
01:13:51,009 --> 01:13:53,512
‫- سلام، از مطبوعات اومدیم
‫- اینجا ورود ممنوعـه

901
01:13:53,554 --> 01:13:54,888
‫فقط افسرها

902
01:13:56,223 --> 01:13:58,142
‫- سیگار می‌خوای؟
‫- ممنون

903
01:13:59,726 --> 01:14:02,104
‫- این بیرون یکم سرده، نه؟
‫- صد درصد

904
01:14:06,191 --> 01:14:07,151
‫من لی میلر هستم

905
01:14:08,277 --> 01:14:09,778
‫ایشون هم دوستم دیوید شرمنـه

906
01:14:11,572 --> 01:14:13,115
‫خیلی دوست داریم که چند لحظه

907
01:14:15,451 --> 01:14:16,785
‫بریم داخل...

908
01:14:18,287 --> 01:14:19,329
‫اگه مشکلی نیست

909
01:14:22,541 --> 01:14:23,959
‫ممنون

910
01:14:29,047 --> 01:14:30,007
‫- شب بخیر
‫- خانم

911
01:15:17,846 --> 01:15:19,556
‫شماها درخواستی دارید؟

912
01:15:26,772 --> 01:15:28,524
‫به کُلبه‌ی درویشی هیتلر خوش اومدید

913
01:15:33,445 --> 01:15:35,531
‫ممنون

914
01:15:35,531 --> 01:15:38,367
‫- سیگار؟
‫- مرسی

915
01:15:43,705 --> 01:15:45,040
‫- ممنون
‫- ارادت

916
01:16:01,139 --> 01:16:03,183
‫- سلام
‫- سلام

917
01:16:27,082 --> 01:16:28,083
‫دیوی

918
01:16:39,928 --> 01:16:40,929
لعنتی

919
01:17:01,617 --> 01:17:02,618
‫اول شما بفرمایید

920
01:17:42,741 --> 01:17:44,159
‫آهای دیوی، آبش گرمـه

921
01:18:19,861 --> 01:18:21,363
‫دیوی؟

922
01:18:21,405 --> 01:18:23,281
‫من...نمی‌دونم...

923
01:18:46,680 --> 01:18:48,849
‫وقتی رسیدیم به آپارتمان‌شون

924
01:18:48,890 --> 01:18:50,517
‫هیتلر و «اوا براون» مُرده بودن

925
01:18:52,060 --> 01:18:54,104
‫توی برلین خودکشی کرده بودن

926
01:18:55,397 --> 01:18:56,398
‫ولی ما خبر نداشتیم

927
01:18:57,566 --> 01:18:59,234
‫این حست رو تغییر نداد؟

928
01:19:01,194 --> 01:19:03,447
‫رفتن توی وانِ هیتلر کبیر؟

929
01:19:05,741 --> 01:19:07,367
‫آخه چطوری شد همچین کاری کردی؟

930
01:19:10,328 --> 01:19:11,371
‫به نظرت اشتباه بوده؟

931
01:19:13,665 --> 01:19:15,667
‫به نظرم اصلاً ازت بعید نبود

932
01:19:15,709 --> 01:19:17,627
‫- یعنی چی؟
‫- یهویی تصمیم گرفتی

933
01:19:17,669 --> 01:19:19,337
‫به عواقب یا ظواهرش

934
01:19:19,379 --> 01:19:21,381
‫فکر نکردی

935
01:19:21,423 --> 01:19:23,258
‫چرا باید ظواهرش برام مهم باشه؟

936
01:19:26,595 --> 01:19:29,598
‫چطوره تو چندتا سؤال جواب بدی؟

937
01:19:30,932 --> 01:19:31,933
‫قبوله

938
01:19:35,187 --> 01:19:36,313
‫از مادرت برام بگو

939
01:19:40,734 --> 01:19:41,943
‫می‌خوای چی بگم؟

940
01:19:44,237 --> 01:19:45,238
‫به خودت بستگی داره

941
01:19:56,208 --> 01:19:57,751
‫تمام عمر، تفکرم این بود که

942
01:19:59,294 --> 01:20:00,754
‫مشکل از منـه

943
01:20:03,799 --> 01:20:06,927
‫صرفاً نفس کشیدن و بودنم مشکل‌سازه

944
01:20:10,764 --> 01:20:13,266
‫خیلی طول کشید که بفهمم مشکل
‫از من نبود، مشکل از مادرم بود

945
01:20:18,605 --> 01:20:20,065
‫حس می‌کردم بابت

946
01:20:20,106 --> 01:20:22,651
‫تمام مشکلاتِ ریز و درشت زندگیش،
‫منو سرزنش می‌کرد

947
01:20:24,569 --> 01:20:25,529
‫و...

948
01:20:33,119 --> 01:20:35,288
‫و این باعث شد حس کنم که
‫من زندگیش رو به گند کشیدم

949
01:20:43,839 --> 01:20:45,173
‫واقعاً همچین فکری می‌کنی؟

950
01:20:50,345 --> 01:20:51,972
‫توجیه دیگه‌ای داری؟

951
01:20:59,688 --> 01:21:01,189
‫ناامید کننده‌ست

952
01:21:13,493 --> 01:21:14,494
‫وایسا

953
01:21:22,544 --> 01:21:23,753
‫یا خدا

954
01:23:32,757 --> 01:23:34,342
‫فکر کنم رسید

955
01:23:52,694 --> 01:23:53,820
‫کجان؟

956
01:23:56,531 --> 01:23:58,825
‫- عکس‌هام کجان؟
‫- مگه نیستن؟

957
01:23:58,867 --> 01:24:00,869
‫- بذار من یه نگاهی بکنم
‫- نه، اینجا نیستن لامصب!

958
01:24:22,057 --> 01:24:24,517
‫لی؟ سلام، کمکی ازم برمیاد؟

959
01:24:25,894 --> 01:24:27,562
‫دنبال چیز خاصی هستی؟

960
01:24:29,022 --> 01:24:30,023
‫عه...

961
01:24:31,066 --> 01:24:32,108
‫کمکی ازم برمیاد؟

962
01:24:34,069 --> 01:24:35,945
‫کجان؟

963
01:24:45,330 --> 01:24:47,332
‫وای خدا!

964
01:24:47,373 --> 01:24:49,000
‫بس کن! بس کن!
‫خواهش می‌کنم، نکن

965
01:24:49,042 --> 01:24:50,376
‫اینا واسه خودم هستن

966
01:24:50,418 --> 01:24:54,047
‫خودم گرفتم‌شون.
‫خودم تصمیم می‌گیرم چه بلایی سرشون بیاد.

967
01:24:54,089 --> 01:24:56,091
‫لی!

968
01:24:58,593 --> 01:25:01,137
‫بس کن! بس کن!

969
01:25:01,179 --> 01:25:04,140
‫بس کن، اونا بایگانی تاریخی هستن

970
01:25:04,182 --> 01:25:05,934
‫خب، کی براش مهمـه؟
‫هیچکس اونا رو ندید!

971
01:25:05,934 --> 01:25:07,143
‫چاپ‌شون نکردی

972
01:25:07,185 --> 01:25:09,479
‫من تلاشم رو کردم، لی.
‫با چنگ و دندون.

973
01:25:09,521 --> 01:25:10,980
‫- اینا باید حفظ بشن

974
01:25:11,022 --> 01:25:12,982
‫که چی؟ همینطوری توی قفسه بایگانی بمونه؟

975
01:25:13,024 --> 01:25:15,568
‫وزارت فکر کرد که شاید باعث ناراحتی مردم بشه

976
01:25:15,610 --> 01:25:17,529
‫لعنتی! اینا واقعاً اتفاق افتاده!

977
01:25:17,570 --> 01:25:19,447
‫- این واقعیـه
‫- لی. لی!

978
01:25:19,447 --> 01:25:21,032
‫- این اتفاق افتاده
‫- لی، لی

979
01:25:21,074 --> 01:25:23,034
‫این عکس‌ها مردم رو بیشتر از الان‌شون

980
01:25:23,076 --> 01:25:24,410
‫آزرده‌خاطر می‌کنه

981
01:25:24,452 --> 01:25:25,620
‫مردم باید فراموش کنن

982
01:25:26,287 --> 01:25:27,872
‫فراموش کنن؟ فراموش کنن؟

983
01:25:27,914 --> 01:25:30,542
‫خیلی‌خب. این دختر کوچولو
‫توی اردوگاه مرگ،

984
01:25:30,583 --> 01:25:32,752
‫بهش تعرض شد و کتک خورد!

985
01:25:32,794 --> 01:25:35,505
‫چطوری فراموش کنه؟
‫چطوری فراموش کنه؟

986
01:25:35,547 --> 01:25:37,632
‫ها؟ ها؟

987
01:25:38,967 --> 01:25:40,635
‫اصلاً میشه؟

988
01:25:51,146 --> 01:25:52,814
‫من فقط می‌خوام...

989
01:26:03,283 --> 01:26:05,160
‫فرستادمشون نیویورک

990
01:26:05,160 --> 01:26:07,579
‫و امیدوارم وگ آمریکایی

991
01:26:07,620 --> 01:26:09,080
‫منتشرشون کنه

992
01:26:09,122 --> 01:26:12,208
‫واقعاً دارم سعیم رو می‌کنم، لی.
‫واقعاً تلاشم رو می‌کنم.

993
01:26:17,255 --> 01:26:18,673
‫نه به قدر کافی

994
01:26:21,092 --> 01:26:23,178
‫صدت رو نمی‌ذاری

995
01:26:49,370 --> 01:26:51,080
‫می‌دونم خیال می‌کنی ناامیدت کردم

996
01:26:54,042 --> 01:26:55,043
‫و ای کاش

997
01:26:55,877 --> 01:26:57,378
‫قبل اینکه شروع کنی به نابود کردن‌شون

998
01:26:57,378 --> 01:26:58,713
‫می‌ذاشتی توضیح بدم

999
01:27:03,968 --> 01:27:04,928
‫شرمنده

1000
01:28:22,422 --> 01:28:23,423
‫این یه...

1001
01:28:24,590 --> 01:28:25,591
‫دسته از موهاتـه

1002
01:28:26,843 --> 01:28:28,219
‫واسه اولین باری که موهات رو کوتاه کردی

1003
01:28:36,102 --> 01:28:38,980
‫این اولین کتابیـه که برات خوندم

1004
01:28:44,777 --> 01:28:47,071
‫این اولین تصویریـه که نقاشی کردی

1005
01:28:54,787 --> 01:28:56,080
‫این اولین عکسیـه که

1006
01:28:56,122 --> 01:28:58,249
‫از تو و پدرت گرفتم

1007
01:29:06,299 --> 01:29:07,800
‫می‌دونم اشتباهاتی داشتم

1008
01:29:09,635 --> 01:29:12,430
‫و می‌دونم که شاید مادر خوبی نبودم، تونی

1009
01:29:16,476 --> 01:29:17,810
‫ولی واقعاً سعیم رو کردم

1010
01:29:26,819 --> 01:29:28,821
‫چرا هیچ کدوم از اینا رو بهم نگفتی؟

1011
01:29:39,582 --> 01:29:40,666
‫ای‌کاش می‌دونستم

1012
01:30:53,698 --> 01:31:03,708
‏«لی میلر» در سال 1977
در خانه‌ی روستایی فارلی از دنیا رفت

1013
01:31:05,668 --> 01:31:10,673
انتونی هیچ‌گاه نمی‌دانست
مادرش حین جنگ چه کاری کرده

1014
01:31:10,715 --> 01:31:17,722
بعد از مرگش، عکس‌های لی را که
در اتاق زیر شیروانی پنهان کرده بود پیدا کرد

1015
01:31:24,854 --> 01:31:29,859
رولند پنروس و انتونی پنروس:‏ مدت کوتاهی پس از مرگ لی،‏
خانواده‌اش آرشیو لی میلر را جمع‌آوری و درست کردند‏

1016
01:31:29,859 --> 01:31:31,861
رولند در سال 1984 از دنیا رفت.‏

1017
01:31:31,903 --> 01:31:36,866
از آن موقع،‏ انتونی و نوه‌ی لی، ایمی،‏
زندگی‌شان را وقف حفظ و نگهداری میراث لی کرده‌اند

1018
01:31:38,826 --> 01:31:41,829
دیوید شرمن: بعد از جنگ
دیوی به نیویورک برگشت،‏

1019
01:31:41,871 --> 01:31:46,876
او به فعالیتش در مجله‌ی لایف ادامه داد و
باسابقه‌ترین کارمند این مجله لقب گرفت.‏

1020
01:31:46,876 --> 01:31:50,880
وی تا پایانِ عمر رولند و لی،‏
با آنها دوستِ صمیمی باقی ماند.‏

1021
01:31:52,840 --> 01:31:55,843
آدری ویترز:‏
آدری در سال 2001 و در 96 سالگی درگذشت.‏

1022
01:31:55,843 --> 01:32:00,848
وی همواره بابت چاپ نکردن عکس‌های لی از اردوگاه
کار اجباری در مجله‌ی وگ بریتانیایی حسرت می‌خورد‏

1023
01:32:00,890 --> 01:32:02,892
هرچند، او عکس‌ها را به
مجله‌ی وگ آمریکایی فرستاد و

1024
01:32:02,892 --> 01:32:05,895
در ژوئن 1945 در مقاله‌ای تحت عنوان
‏‏«باورش کن» عکس‌ها به چاپ رسیدند.‏

1025
01:32:06,354 --> 01:32:08,356
نوش و پل الوار:‏

1026
01:32:08,356 --> 01:32:12,360
نوش در چهل سالگی و در سال 1946، یک سال پس از
پایان جنگ، دچار یک سکته شد و درگذشت.‏

1027
01:32:12,401 --> 01:32:16,405
پل از غصه سرخورده شده بود و آخرین
اشعارش را با نام مستعار در وصفِ نوش نوشت

1028
01:32:16,405 --> 01:32:19,408
چرا که «مرگِ نوش، جانِ
پل الوار را نیز گرفته بود»‏
