﻿1
00:00:28,680 --> 00:00:30,760
‫اواخر تابستون سال ۱۸۹۴،

2
00:00:31,280 --> 00:00:33,480
‫آنتوان لومیر، پدر لویی و اوگوست،

3
00:00:33,920 --> 00:00:36,800
‫تو پاریس با کینتوسکوپ (شهر فرنگ)
‫توماس ادیسون آشنا میشه.

4
00:00:37,560 --> 00:00:39,240
‫یه صفحه نمایش کوچیک تک‌نفره...

5
00:00:39,400 --> 00:00:42,200
‫...که با انداختن یه سکه،
‫تصاویر رو متحرک می‌کرد.

6
00:00:43,400 --> 00:00:45,920
‫آنتوان با خودش فکر کرد:
‫«تصویر رو از این جعبه می‌کشیم بیرون.»

7
00:00:46,560 --> 00:00:49,320
‫«و روی یه پرده بزرگ
‫برای همه پخشش می‌کنیم.»

8
00:00:50,280 --> 00:00:52,400
‫«برمی‌گردم لیون، پسرام
‫خودشون بلدن چیکار کنن.»

9
00:01:43,640 --> 00:01:51,000
‫نوشته و تفسیر از تیری فرمو
‫بر اساس مجموعه‌ای از برداشت‌های...

10
00:01:51,000 --> 00:01:58,160
‫...سینمایی فیلمبرداری شده توسط
‫لویی لومیر و فیلمبردارانش از سال ۱۸۹۵

11
00:02:50,400 --> 00:03:07,560
‫لومیر
‫ماجرا ادامه دارد

12
00:03:11,280 --> 00:03:14,960
‫به یاد برنارد شاردِر...

13
00:03:54,720 --> 00:03:57,640
‫از اونجایی که این معجزه
‫مدیون مکانیک و سادگی بود،

14
00:03:58,000 --> 00:04:00,320
‫کافیه فقط شیفتگی و
‫هیجانی رو به یاد بیاریم...

15
00:04:00,600 --> 00:04:02,560
‫...که سینماتوگراف لومیر به وجود آورد.

16
00:04:03,440 --> 00:04:04,600
‫اما تصاویری که اون خلق کرد...

17
00:04:04,800 --> 00:04:07,400
‫...راه رو برای شیوه‌ای
‫جدید از نمایش زندگی باز کرد.

18
00:04:07,680 --> 00:04:10,840
‫مثلاً حس بودن روی عرشه
‫«کشتی مسافربری در هوای طوفانی».

19
00:04:11,160 --> 00:04:12,680
‫که اسم همین فیلمه.

20
00:04:30,400 --> 00:04:32,600
‫می‌تونستیم فقط به تماشای
‫این تصاویر بسنده کنیم،

21
00:04:33,280 --> 00:04:35,920
‫اما این‌ها شکوه دنیا رو
‫از نو به ما نشون میدن...

22
00:04:36,080 --> 00:04:39,840
‫...و نگاهمون رو به سمت
‫معیارهایی غیرمنتظره سوق میده.

23
00:04:51,400 --> 00:04:52,800
‫فیلم‌هایی که در ادامه می‌بینید...

24
00:04:52,960 --> 00:04:55,040
‫...نشون‌دهنده‌ی علاقه‌ی ما
‫برای صحبت از زیبایی‌شناسی،

25
00:04:55,200 --> 00:04:56,760
‫کارگردانی و قاب‌بندیه.

26
00:04:57,080 --> 00:05:00,240
‫می‌خوایم از بحث و جدل سر
‫اینکه مخترع سینما کی بوده بگذریم،

27
00:05:00,720 --> 00:05:04,040
‫چون همه‌ی اونایی که قبل از لومیر بودن هم
‫در واقع شرکای این اختراع محسوب میشن.

28
00:05:04,320 --> 00:05:07,400
‫حتی شارلاتان‌ها،
‫ماجراجوها، پیش‌گوها و دیوانه‌ها.

29
00:05:17,600 --> 00:05:20,200
‫وقتی سال 1895 از راه می‌رسه،

30
00:05:20,560 --> 00:05:23,800
‫سینماتوگراف لومیر
‫همه‌چیز رو دگرگون می‌کنه.

31
00:05:24,000 --> 00:05:26,880
‫هم اونایی که می‌ساختن رو گرد هم
‫میاره، هم اونایی که رویاپردازی می‌کردن.

32
00:05:27,440 --> 00:05:31,160
‫و در نهایت با تبدیل شدن به «سینما»،
‫خودش به یک هنر مستقل تبدیل میشه.

33
00:05:32,040 --> 00:05:34,880
‫اما یه روزی، فیلم‌های لومیر
‫از پرده‌ی سینماها کنار رفتن.

34
00:05:35,200 --> 00:05:37,440
‫ما تصمیم گرفتیم اون‌ها
‫رو به سالن‌ها برگردونیم...

35
00:05:37,840 --> 00:05:39,080
‫...تا دوباره دیده بشن.

36
00:05:39,520 --> 00:05:42,680
‫این فیلم‌ها با شکوه نمایش داده
‫میشن، چون آثار بزرگی هستن.

37
00:05:43,240 --> 00:05:45,600
‫موسیقی گابریل فوره هم همراهشون هست،

38
00:05:46,120 --> 00:05:48,120
‫که هم‌عصر برادران لومیر بود.

39
00:06:12,080 --> 00:06:13,920
‫هر فیلم ۵۰ ثانیه طول می‌کشید.

40
00:06:14,240 --> 00:06:15,920
‫قراره حدود صدتا از اون‌ها رو با هم ببینیم.

41
00:06:16,440 --> 00:06:18,520
‫اینطوری، با «چند» فیلم از لومیر...

42
00:06:18,720 --> 00:06:20,720
‫...«یک» فیلمِ لومیری می‌سازیم.

43
00:06:21,320 --> 00:06:23,120
‫این فیلم‌ها حفظ و بازسازی شدن.

44
00:06:23,680 --> 00:06:25,400
‫امروز می‌خوایم زیباییشون رو نشون بدیم،

45
00:06:25,560 --> 00:06:28,760
‫و اون‌ها رو به دنیایی برگردونیم که
‫خاطرۀ فراموش‌شده‌اش در اون حاضر هستن.

46
00:06:29,400 --> 00:06:31,600
‫لومیر، خودِ سینماست.

47
00:06:47,280 --> 00:06:52,080
‫1894
‫جان بخشیدن به تصاویر

48
00:06:59,400 --> 00:07:02,280
‫آنتوان گفت: «برمی‌گردم
‫لیون، پسرام بلدن چیکار کنن.»

49
00:07:02,960 --> 00:07:05,680
‫سوار قطار میشه، درست
‫مثل این فیلم شماره ۹۳۱.

50
00:07:06,320 --> 00:07:07,960
‫و برادرها دست به کار میشن.

51
00:07:08,240 --> 00:07:11,280
‫اول اوگوست، برادر
‫بزرگه و بعد لویی، برادر کوچیکتره.

52
00:07:12,040 --> 00:07:15,520
‫اون زمان دنیا داشت تلاش می‌کرد چیزی
‫رو اختراع کنه که بعدها سینما نام گرفت.

53
00:07:16,160 --> 00:07:19,040
‫لویی به چیزایی که از قبل وجود داشت فکر
‫می‌کنه و چیزی از خودش بهش اضافه می‌کنه.

54
00:07:19,280 --> 00:07:21,840
‫یه شب که خوابش نمی‌برد،
‫یه ایده‌ای به ذهنش می‌رسه.

55
00:07:22,280 --> 00:07:25,440
‫مکانیزم چرخ خیاطی،
‫ماندگاری تصویر روی شبکیه...

56
00:07:25,640 --> 00:07:27,720
‫...و نیاز به یک حرکت بی‌نقص.

57
00:07:27,880 --> 00:07:29,960
‫قبل از کریسمس، دستگاه دیگه کار می‌کرد.

58
00:07:30,960 --> 00:07:34,040
‫این‌طوری میشه که یه افسانه‌ی
‫خانوادگی شکل می‌گیره و اوگوست می‌گه:

59
00:07:34,240 --> 00:07:37,280
‫«برادرم سینما رو در یک
‫شب زنده‌داری اختراع کرد.»

60
00:07:38,160 --> 00:07:41,640
‫لویی لومیر یه تکنیک رو تصور
‫کرد و آینده رو به نمایش گذاشت.

61
00:07:42,240 --> 00:07:44,560
‫این اتفاق در سپیده‌دم
‫سال ۱۸۹۵ در لیون به وقوع پیوست.

62
00:07:45,000 --> 00:07:47,520
‫آنتوان خوشحاله، پسراش از پسش براومدن.

63
00:07:56,400 --> 00:07:57,520
‫بیاین سفر کنیم.

64
00:07:57,720 --> 00:08:00,400
‫اینجا نیویورکه، نزدیک میدان یونیون.

65
00:08:00,880 --> 00:08:02,560
‫در زمستون سال ۱۸۹۵،

66
00:08:02,880 --> 00:08:05,280
‫یکی از مهندس‌های کارخونه
‫لومیر به آمریکا سفر کرد...

67
00:08:05,440 --> 00:08:08,920
‫...تا از شرکت سلوئید
‫نیویورک، فیلم خام بخره.

68
00:08:10,200 --> 00:08:12,200
‫روی همین «فیلم»، که یک کلمه‌ی انگلیسیه،

69
00:08:12,480 --> 00:08:15,280
‫لومیر یک امولسیون شیمیایی
‫مخصوص خودش رو قرار داد.

70
00:08:15,720 --> 00:08:17,200
‫اندازه ۳۵ میلی‌متری رو حفظ کرد،

71
00:08:17,400 --> 00:08:20,400
‫دقیقاً هم‌اندازه‌ی فیلمِ
‫کینتوسکوپ توماس ادیسون.

72
00:08:20,840 --> 00:08:22,840
‫برای اینکه به کپی‌برداری متهم نشه،

73
00:08:23,240 --> 00:08:25,600
‫به جای سوراخ‌های مربعی،
‫از سوراخ‌های گرد استفاده کرد،

74
00:08:25,880 --> 00:08:27,880
‫با یک سوراخ در کنار هر تصویر،

75
00:08:28,080 --> 00:08:30,320
‫نه چهارتا، مثل مدل آمریکاییش.

76
00:08:30,480 --> 00:08:33,040
‫امروزه این هنوز همون نشانه‌ایه...

77
00:08:33,200 --> 00:08:35,560
‫...که فیلم‌های سینماتوگراف
‫لومیر باهاش شناخته میشن.

78
00:08:51,640 --> 00:08:55,200
‫در لیون، هم‌زمان که سه بخش
‫از قطار باری رژه می‌روند...

79
00:08:55,480 --> 00:08:57,240
‫...و کلیسای بازیلیکا در
‫پس‌زمینه دیده می‌شود،

80
00:08:57,400 --> 00:09:00,880
‫لویی و اوگوست لومیر در فوریه ۱۸۹۵...

81
00:09:01,280 --> 00:09:04,120
‫...یک حق اختراع ثبت می‌کنند،
‫درست شبیه به صدها اختراعی...

82
00:09:04,400 --> 00:09:06,880
‫...که این دو برادر در طول
‫زندگیشون به اسم خودشون ثبت کردن.

83
00:09:08,000 --> 00:09:09,560
‫دستگاه هنوز اسمی نداره.

84
00:09:09,920 --> 00:09:13,160
‫آنتوان، پدر خانواده، اسم
‫«دومیتور» رو پیشنهاد میده،

85
00:09:13,560 --> 00:09:15,720
‫اسمی که خودنمایی می‌کرد...

86
00:09:15,920 --> 00:09:18,240
‫...در میان انبوهی از واژگان
‫عجیب و غریب اون دوره.

87
00:09:18,800 --> 00:09:21,600
‫لویی مخالفت می‌کنه و می‌خواد
‫اسمش رو «سینماتوگراف» بذاره،

88
00:09:21,840 --> 00:09:24,080
‫به معنی «حرکت‌نگار».

89
00:09:24,320 --> 00:09:27,400
‫اما لئون بولی، یه مخترع فرانسوی که
‫در واقع هیچوقت چیزی اختراع نکرد،

90
00:09:27,760 --> 00:09:30,160
‫این اسم رو قبلاً ثبت کرده
‫بود، پس فقط باید صبر می‌کردن.

91
00:09:42,560 --> 00:09:44,880
‫در کارخونه‌ی لومیر، همه سخت مشغول کارن،

92
00:09:45,160 --> 00:09:47,000
‫مثل این نجارها پشت میزهاشون،

93
00:09:47,160 --> 00:09:49,880
‫با حرکت‌های ریتمیک افقی و عمودی‌شون...

94
00:09:50,200 --> 00:09:52,400
‫...در باله‌ای که تمام فضا رو تسخیر کرده،

95
00:09:52,680 --> 00:09:56,000
‫انگار که باید کل حرفه‌شون رو
‫تو همین ۵۰ ثانیه به ما نشون بدن.

96
00:10:00,400 --> 00:10:03,440
‫همون نزدیکی، لویی و
‫اوگوست توی آزمایشگاه هستن،

97
00:10:03,680 --> 00:10:05,960
‫و دارن آخرین اصلاحات رو
‫روی دستگاهشون انجام میدن،

98
00:10:06,160 --> 00:10:08,320
‫دستگاهی که باید در پاریس رونمایی کنن.

99
00:10:22,640 --> 00:10:24,000
‫برادران لومیر راهی پاریس میشن.

100
00:10:24,400 --> 00:10:26,960
‫لویی تصمیم می‌گیره به جای خودِ دستگاه،

101
00:10:27,160 --> 00:10:29,080
‫کاربردی که براش در نظر گرفته رو نمایش بده.

102
00:10:29,440 --> 00:10:31,400
‫برای این کار، باید یک
‫تصویر متحرک زمانی بسازه،

103
00:10:31,560 --> 00:10:33,960
‫یا به عبارت دیگه،

104
00:10:34,240 --> 00:10:35,240
‫یک فیلم.

105
00:10:38,400 --> 00:10:41,280
‫اونها در روز ۲۲ مارس منتظرشون بودن،
‫پس باید تا قبل از اون فیلم رو می‌ساختن.

106
00:10:41,680 --> 00:10:45,000
‫همه چی بین پونزدهم تا بیستم
‫اتفاق افتاد، به احتمال زیاد، نوزدهم.

107
00:10:45,200 --> 00:10:47,680
‫هیچی قطعی نیست، ولی اون روز بارون نمیومد،

108
00:10:47,840 --> 00:10:50,000
‫برای همین، برای فیلمبرداری ایده‌آل بود.

109
00:10:50,600 --> 00:10:52,880
‫میگن «فیلمبرداری»، ولی
‫در واقع هندل رو میچرخونن.

110
00:10:53,120 --> 00:10:54,560
‫این اصطلاح ولی باقی موند.

111
00:11:01,480 --> 00:11:02,480
‫همین.

112
00:11:02,520 --> 00:11:04,840
‫اسمش رو گذاشتن
‫«کارگران در حال خروج از کارخانه لومیر»...

113
00:11:04,960 --> 00:11:06,280
‫...یا «خروج از کارخانه».

114
00:11:06,520 --> 00:11:09,920
‫سوار قطار میشن و با
‫بی‌صبری از لیون دور میشن.

115
00:11:16,000 --> 00:11:18,920
‫توی فرانسه، هیچ تصمیمی
‫خارج از پایتخت گرفته نمیشه.

116
00:11:19,400 --> 00:11:21,280
‫۲۲ مارس ۱۸۹۵،

117
00:11:21,640 --> 00:11:24,720
‫آگوست و لویی پیش همکارای
‫دانشمندشون تمام تلاششون رو میکنن.

118
00:11:25,200 --> 00:11:27,720
‫اول از همه درباره عکاسی رنگی صحبت میکنن،

119
00:11:28,080 --> 00:11:31,400
‫یه آرمان‌شهر که خیلی جدی دنبالش بودن و بعداً
‫تبدیل به اُتوکروم (اولین فرآیند موفق عکاسی رنگی) شد.

120
00:11:32,880 --> 00:11:35,840
‫صبر میکنن تا آخر جلسه
‫سینماتوگراف رو نشون بدن،

121
00:11:36,160 --> 00:11:38,160
‫که هنوز اسمش سینماتوگراف نیست.

122
00:11:38,920 --> 00:11:42,280
‫دستگاه جدید با پخش تصاویر
‫متحرک، همه رو شگفت‌زده میکنه...

123
00:11:42,640 --> 00:11:44,800
‫...که توش کارگرهای زن و مرد در حال خروج...

124
00:11:45,200 --> 00:11:47,080
‫...از در کارخونه‌ی لومیر دیده میشن.

125
00:11:47,880 --> 00:11:48,880
‫حضار،

126
00:11:49,040 --> 00:11:52,000
‫که بینشون لئون گومون،
‫دوست لویی لومیر هم هست،

127
00:11:52,320 --> 00:11:54,560
‫حسابی تحت تاثیر قرار
‫گرفتن، حتی بیشتر از اون،

128
00:11:54,880 --> 00:11:56,320
‫یک پیروزی تمام‌عیاره.

129
00:12:08,080 --> 00:12:09,520
‫خب، ببینیم چی میدونیم.

130
00:12:09,960 --> 00:12:12,480
‫فیلمبرداری باید سه‌شنبه
‫۱۹ مارس انجام شده باشه،

131
00:12:13,040 --> 00:12:15,920
‫اونم سر ظهر تا از نور
‫خورشید نهایت استفاده رو ببرن.

132
00:12:17,000 --> 00:12:20,280
‫لویی لومیر جلوی درهای کارخونه ایستاده.

133
00:12:21,080 --> 00:12:23,680
‫ازشون خواسته که طبیعی از کارخونه خارج بشن،

134
00:12:24,080 --> 00:12:25,400
‫ولی همه این کار رو نمیکنن.

135
00:12:25,640 --> 00:12:27,480
‫بعضی‌ها به دوربین نگاه میکنن...

136
00:12:27,840 --> 00:12:30,240
‫...با اون بی‌خبری و شادی اولین تجربه‌ها.

137
00:12:30,680 --> 00:12:34,080
‫اما یه رازی این وسط هست، کدوم
‫نسخه توی پاریس نمایش داده شد؟

138
00:12:34,600 --> 00:12:36,920
‫این یکی که از همه معروف‌تر و قشنگ‌تره؟

139
00:12:37,960 --> 00:12:40,440
‫هرچند که روزنامه‌ها از یه
‫کالسکه با اسب حرف میزنن.

140
00:12:41,280 --> 00:12:43,480
‫و البته این نسخه هم هست،

141
00:12:43,800 --> 00:12:46,280
‫که توش کالسکه و اسب دیده میشن.

142
00:12:46,520 --> 00:12:50,200
‫تازه، لباس تن مردم هم برای
‫ماه مارس، یعنی آخر زمستونه.

143
00:12:50,560 --> 00:12:52,840
‫یعنی همین نسخه از «خروج
‫از کارخانه» نسخه‌ی اصلیه؟

144
00:12:53,680 --> 00:12:55,960
‫ولی یه نسخه‌ی سوم هم پیدا شده...

145
00:12:56,120 --> 00:12:59,040
‫...با یه کالسکه که، الان
‫میبینید، دو تا اسب میکشنش.

146
00:12:59,720 --> 00:13:01,560
‫یعنی یه تولید درست و حسابی بوده.

147
00:13:02,920 --> 00:13:04,960
‫هیچی قطعی نیست جز یه چیز.

148
00:13:05,400 --> 00:13:07,000
‫وقتی لویی هندل رو میچرخونه،

149
00:13:07,280 --> 00:13:09,680
‫تاریخ از دل یه دستاورد فنی متولد میشه،

150
00:13:09,880 --> 00:13:13,560
‫یه دستگاه کوچیک از آهن
‫و چوب با خطوطی بی‌نقص.

151
00:13:14,400 --> 00:13:15,960
‫علاوه بر اینکه این اولین بار بود،

152
00:13:16,240 --> 00:13:19,480
‫در تب و تاب ساختن سه نسخه و دو بازسازی،

153
00:13:19,880 --> 00:13:21,280
‫یه چیز تازه خودش رو نشون میده.

154
00:13:21,720 --> 00:13:23,800
‫یک موضوع، یک قاب‌بندی، یک نما.

155
00:13:24,800 --> 00:13:28,080
‫و اراده‌ی برادران لومیر
‫برای به سرانجام رسوندنش،

156
00:13:28,280 --> 00:13:31,560
‫باور به رویدادی که، برخلاف افسانه‌ها،

157
00:13:31,840 --> 00:13:33,520
‫براشون خیلی اهمیت داشت.

158
00:13:34,400 --> 00:13:36,320
‫اون روز، یه دوره به سر رسید.

159
00:13:36,880 --> 00:13:39,640
‫مخترع‌های زیادی قبل از اونها
‫بودن، ولی بعدشون دیگه کسی نبود.

160
00:13:40,160 --> 00:13:42,240
‫با همین اولین فیلم، همه‌چیز سر جای خودشه،

161
00:13:42,400 --> 00:13:44,160
‫سینما، دیگه سینماست.

162
00:14:04,840 --> 00:14:07,720
‫خانواده لومیر هر سال به «لا سیوتا» میرن،

163
00:14:08,000 --> 00:14:09,800
‫به ملکشون «کلو دِ پلاژ».

164
00:14:10,320 --> 00:14:12,040
‫تابستون ۱۸۹۵،

165
00:14:12,200 --> 00:14:14,440
‫لویی خودش رو وقف بهتر
‫کردن دستگاهش میکنه...

166
00:14:14,760 --> 00:14:16,960
‫...برای گرفتن برداشت‌های
‫جدید، برای فیلم ساختن،

167
00:14:17,200 --> 00:14:19,280
‫هرچند اون موقع اینطوری در مورد نمی‌گفتن.

168
00:14:20,520 --> 00:14:23,160
‫چند تا صحنه میسازه، و این
‫کار رو هر تابستون تکرار میکنه،

169
00:14:23,320 --> 00:14:25,760
‫مثل این یکی: «سوار شدن برای گردش»،

170
00:14:26,040 --> 00:14:27,760
‫که یه لحظه خانوادگی رو روایت میکنه.

171
00:14:28,320 --> 00:14:30,560
‫یه اسکله خصوصی، یه قایق کوچیک،

172
00:14:30,920 --> 00:14:32,440
‫چندتا دوست از لیون.

173
00:14:32,880 --> 00:14:36,840
‫توی ۵۰ ثانیه باید کلِ
‫صحنه‌ی رفتن به دریا جا بشه،

174
00:14:37,120 --> 00:14:38,640
‫از جمله خداحافظی...

175
00:14:39,000 --> 00:14:41,600
‫...که خیلی نمایشی با دستمال انجام میشه.

176
00:14:47,680 --> 00:14:50,240
‫پیش لومیر، همیشه برای بچه‌ها وقت هست.

177
00:14:50,720 --> 00:14:53,120
‫این یکی انگار ادامه قبلیه.

178
00:14:53,840 --> 00:14:55,600
‫دوربین رو به دریای بازه،

179
00:14:55,880 --> 00:14:58,000
‫بازیگرا عوض شدن، ولی دکور همونه.

180
00:14:58,400 --> 00:15:00,960
‫برادران لومیر از خودشون فیلم
‫میگیرن، از بچه‌هاشون فیلم میگیرن،

181
00:15:01,200 --> 00:15:02,560
‫این کار رو زیاد انجام میدن.

182
00:15:02,720 --> 00:15:04,800
‫غروب‌ها، آب‌تنی و بازی‌ها.

183
00:15:05,160 --> 00:15:06,560
‫انگار دارن روی آب راه میرن...

184
00:15:06,880 --> 00:15:09,040
‫...و جادوی این اختراع
‫جدید رو به تصویر میکشن.

185
00:15:10,040 --> 00:15:13,040
‫لویی چیزای دیگه‌ای هم توی
‫لیون و لا سیوتا فیلمبرداری میکنه.

186
00:15:13,400 --> 00:15:15,520
‫به نزدیکانش نشونشون
‫میده تا سرگرمشون کنه...

187
00:15:15,680 --> 00:15:17,320
‫...و مطمئن بشه که دستگاه کار میکنه.

188
00:15:17,640 --> 00:15:20,120
‫کم کم جلسه‌های نمایش، اعتبار پیدا میکنن،

189
00:15:20,280 --> 00:15:22,160
‫و مردم رو شگفت‌زده و احساساتی میکنن.

190
00:15:31,960 --> 00:15:35,480
‫از مدیترانه، با قطار به لیون برمیگردن.

191
00:15:36,120 --> 00:15:38,840
‫این فیلم آدم رو یاد نقاشی‌های
‫تِرنِر (نقاش انگلیسی) میندازه،

192
00:15:39,160 --> 00:15:43,040
‫که ۵۰ سال قبل قطارها رو
‫نقاشی میکرد، الهام همونه.

193
00:15:43,200 --> 00:15:44,880
‫لومیر حرکت رو نشون میده،

194
00:15:45,040 --> 00:15:47,200
‫دوربین رو بالای یه لوکوموتیو میذاره...

195
00:15:47,400 --> 00:15:49,680
‫...که تونل‌های تاریک رو پر از بخار میکنه.

196
00:15:50,400 --> 00:15:54,440
‫اینجا، سینما به تماشاگر جایی رو
‫نشون میده که هیچوقت توش نبوده.

197
00:15:54,760 --> 00:15:57,400
‫دوربین جایگزین نگاه میشه،

198
00:15:57,520 --> 00:15:58,880
‫و این تازه اول ماجراست.

199
00:15:59,560 --> 00:16:02,400
‫پاییز ۱۸۹۵، لویی از خودش میپرسه...

200
00:16:02,640 --> 00:16:04,840
‫...که آیا سینماتوگراف
‫فقط برای دانشمندهاست...

201
00:16:05,040 --> 00:16:06,520
‫...یا برای مردم عادی هم هست.

202
00:16:06,760 --> 00:16:08,200
‫گزینه‌ی دوم برنده میشه.

203
00:16:09,200 --> 00:16:11,440
‫آنتوان، پدرشون، میگه: «بسپاریدش به من».

204
00:16:12,080 --> 00:16:14,240
‫سینما در آستانه‌ی تولده.

205
00:16:15,680 --> 00:16:20,240
‫۱۸۹۵
‫نمایش تصاویر بر پرده

206
00:16:42,560 --> 00:16:45,840
‫وقتی لومیر دستگاه رو در
‫مارس ۱۸۹۵ معرفی میکنه،

207
00:16:46,240 --> 00:16:47,640
‫دو کار انجام میده،

208
00:16:48,000 --> 00:16:51,040
‫...اول اینکه آخرین مخترع باشه و دوم اینکه اولین سینماگر.

209
00:17:13,960 --> 00:17:15,960
‫«خروج از کارخانه» همه چیز رو عوض می‌کنه.

210
00:17:16,120 --> 00:17:18,160
‫این نما خودش یک سنده، یک مدرک.

211
00:17:18,800 --> 00:17:20,920
‫جر و بحث بین مخترع‌ها تموم می‌شه.

212
00:17:21,240 --> 00:17:24,320
‫ذات و ماهیت «سینماتوگراف»
‫همونی می‌شه که بعدها

213
00:17:24,680 --> 00:17:27,600
‫به میلیون‌ها فیلمی که به لطفش
‫ساخته می‌شن، جون می‌ده.

214
00:17:28,480 --> 00:17:31,720
‫سینما با تمام قوا از راه رسیده، همون
‫طوری که همیشه اون رو خواهیم شناخت

215
00:18:00,280 --> 00:18:02,400
‫این دو خانم پاریسی خبر ندارن،

216
00:18:02,760 --> 00:18:04,480
‫ولی همین نزدیکی‌ها یه اتفاقی در جریانه،

217
00:18:04,880 --> 00:18:07,840
‫نه چندان دور از برج ایفل و میدون
‫«شان دو مارس» که قبلاً دیدیم،

218
00:18:08,320 --> 00:18:11,400
‫و «پتی پاله» و «گرَن
‫پاله» که الان داریم می‌بینیم.

219
00:18:30,280 --> 00:18:33,880
‫پاییز ۱۸۹۵ است، رویداد
‫بزرگ برادران لومیر آماده‌ست.

220
00:18:48,160 --> 00:18:50,560
‫«آنتوان لومیر» داره از پاریس لذت می‌بره.

221
00:18:50,960 --> 00:18:52,720
‫تو یکی از بلوارها یه سالن پیدا می‌کنه

222
00:18:52,920 --> 00:18:54,560
‫که پاتوق اعیان و اشرافه،

223
00:18:54,840 --> 00:18:56,400
‫سالن «اَندینِ» «گران کافه»،

224
00:18:56,840 --> 00:19:00,280
‫تو بلوار «کاپوسین»، نزدیک «اُپرا گارنیه»،

225
00:19:00,560 --> 00:19:03,240
‫که حضور باشکوهش، موضوعِ

226
00:19:03,400 --> 00:19:05,880
‫این نمای شماره ۱۵۴ لومیره.

227
00:19:08,200 --> 00:19:11,800
‫حالا، اسم رسمی دستگاه «سینماتوگراف» هست.

228
00:19:12,440 --> 00:19:13,960
‫طبق تبلیغات، دستگاه این قابلیت رو داره که

229
00:19:14,400 --> 00:19:15,800
‫«حرکت رو بازآفرینی کنه...»

230
00:19:15,960 --> 00:19:18,680
‫«...و تصاویر رو در ابعاد
‫واقعی برای عموم مردم»

231
00:19:19,040 --> 00:19:20,680
‫«...روی پرده به نمایش بذاره».

232
00:19:21,080 --> 00:19:24,400
‫از ماه مارس، لویی حدود
‫ده تا فیلم کوتاه گرفته.

233
00:19:24,920 --> 00:19:27,200
‫پدرش می‌خواد اونا رو روز ۲۸ دسامبر

234
00:19:27,400 --> 00:19:29,800
‫همون سال، یعنی ۱۸۹۵، اکران کنه.

235
00:19:29,960 --> 00:19:32,800
‫این اولین نمایش عمومی و پولیِ

236
00:19:33,160 --> 00:19:34,920
‫سینماتوگراف لومیر خواهد بود.

237
00:19:46,040 --> 00:19:48,240
‫ما می‌دونیم تو این اولین نمایش چی پخش شده.

238
00:19:48,400 --> 00:19:50,880
‫اول با «خروج از کارخانه»
‫شروع می‌شه، خیابان «سَن ویکتور»،

239
00:19:51,040 --> 00:19:53,680
‫زن‌ها، مردها، دوچرخه، سگه.

240
00:19:53,840 --> 00:19:56,480
‫قبلاً راجع بهش حرف زدیم، دیگه از بَر هستین.

241
00:19:59,680 --> 00:20:02,160
‫«آکروبات‌بازی روی اسب»،
‫که توش یه سرباز خودشو

242
00:20:02,320 --> 00:20:04,760
‫به شکل یه آدم دست‌وپاچلفتی جا
‫می‌زنه که نمی‌تونه رو زین بند بشه.

243
00:20:15,080 --> 00:20:18,840
‫«صید ماهی قرمز»، که توش «اوگوست لومیر»

244
00:20:18,960 --> 00:20:21,720
‫«آندره» کوچولو رو تکون تکون
‫می‌ده، بچه نمی‌فهمه ازش چی می‌خواد

245
00:20:22,040 --> 00:20:24,480
‫و با یه حالت درموندگی
‫به دوربین نگاه می‌کنه.

246
00:20:30,240 --> 00:20:32,320
‫«ورود اعضای کنگره‌ی عکاسی»

247
00:20:32,480 --> 00:20:34,240
‫که تو «نُوویل سور سُن» فیلم‌برداری شده،

248
00:20:34,480 --> 00:20:36,880
‫یه کنگره که اعضاش از
‫قبل دارن خوش می‌گذرونن.

249
00:20:45,840 --> 00:20:49,000
‫«آهنگران سر کار»، که این آقا، با
‫افتخار از اینکه دارن ازش فیلم می‌گیرن،

250
00:20:49,280 --> 00:20:52,280
‫تصمیم گرفته پیراهن سفید و کراوات بزنه.

251
00:20:56,800 --> 00:20:59,960
‫«آب‌پاشِ آب‌پاشی‌شده»، اولین
‫فیلم داستانی، اولین شوخی تصویری،

252
00:21:00,160 --> 00:21:02,280
‫و یکی از فیلم‌های محبوب «ژان-لوک گدار».

253
00:21:10,920 --> 00:21:12,200
‫«غذای کودک»،

254
00:21:12,400 --> 00:21:15,040
‫که باز هم «اوگوست لومیر»
‫و خانواده‌اش توش هستن.

255
00:21:15,400 --> 00:21:18,880
‫منطقیه دیگه، چون «لویی» فیلم
‫می‌گرفت، «اوگوست» بازی می‌کرد.

256
00:21:21,120 --> 00:21:22,600
‫«بالا انداختن با پتو»،

257
00:21:22,960 --> 00:21:24,640
‫تو همون مایه‌های «آکروبات‌بازی روی اسب».

258
00:21:24,880 --> 00:21:27,200
‫بازی‌های مردونه و شوخی‌های بی‌مزه.

259
00:21:27,640 --> 00:21:29,840
‫این فیلما، که تعدادشون هم زیاد می‌شه،

260
00:21:30,080 --> 00:21:32,640
‫برتری نیروهای نظامی رو زیر سوال می‌برن.

261
00:21:35,520 --> 00:21:37,200
‫«میدان کوردُلیه»، در لیون.

262
00:21:37,520 --> 00:21:39,000
‫دستگاه تو خیابونه.

263
00:21:39,200 --> 00:21:41,960
‫سینما فقط تماشا می‌کنه،
‫و این یه سنت می‌شه.

264
00:21:45,640 --> 00:21:47,120
‫و بالاخره، «دریا».

265
00:21:47,520 --> 00:21:49,920
‫تو «لا سیوتا»، یه غروب تابستونی،

266
00:21:50,280 --> 00:21:52,720
‫چند تا بچه دارن از اسکله
‫شیرجه می‌زنن تو آب.

267
00:21:53,120 --> 00:21:55,720
‫بچه‌هایی که سینما همیشه
‫دوست‌شون خواهد داشت.

268
00:21:58,520 --> 00:22:00,760
‫این، برنامه‌ی اولین سانس نمایش بود.

269
00:22:01,400 --> 00:22:03,040
‫اینا چیزایی بود که مردم دیدن.

270
00:22:03,600 --> 00:22:07,040
‫بین مهمون‌ها، یه مردی ردیف جلو نشسته بود.

271
00:22:07,400 --> 00:22:11,040
‫تصویر ثابتی که اول نمایش داده می‌شه
‫زیاد تحت تأثیر قرارش نمی‌ده.

272
00:22:11,320 --> 00:22:13,120
‫«واسه این، این همه راه اومدم؟»

273
00:22:13,320 --> 00:22:14,840
‫اما وقتی هندل دستگاه می‌چرخه

274
00:22:15,080 --> 00:22:17,200
‫و فیلما با تمام شکوهشون نمایش داده می‌شن،

275
00:22:17,480 --> 00:22:18,800
‫زبونش بند میاد.

276
00:22:21,000 --> 00:22:23,520
‫وقتی نمایش تموم می‌شه،
‫می‌ره پیش «آنتوان لومیر»

277
00:22:23,680 --> 00:22:26,000
‫و بهش التماس می‌کنه که این
‫اختراع جدید رو بهش بفروشه.

278
00:22:26,480 --> 00:22:28,600
‫اون هم برای اینکه یه رقیب
‫احتمالی رو دست به سر کنه،

279
00:22:28,800 --> 00:22:30,440
‫با لحنی تمسخرآمیز بهش جواب می‌ده:

280
00:22:31,040 --> 00:22:34,080
‫«این دستگاه فروشی نیست،
‫ولی باید از من ممنون هم باشید که بهتون نمی‌فروشمش»

281
00:22:34,520 --> 00:22:37,160
‫«...چون ورشکست‌تون می‌کرد.
‫این کار هیچ آینده‌ای نداره.»

282
00:22:38,320 --> 00:22:42,560
‫اون مرد، «ژرژ مِلی‌یس» بود.
‫(شعبده‌باز، بازیگر و نخستین کارگردان فرانسوی)

283
00:22:43,360 --> 00:22:47,800
‫۱۸۹۶
‫خلقِ مخاطب

284
00:22:55,640 --> 00:22:58,080
‫«سینما اختراعی‌ست بدون آینده.»

285
00:22:58,520 --> 00:23:00,760
‫این پیش‌گویی‌ایه که تاریخ
‫ساخته و پرداخته کرده

286
00:23:00,920 --> 00:23:02,640
‫و معمولاً هر جا می‌رسن، نقلش می‌کنن.

287
00:23:03,160 --> 00:23:05,720
‫برادران لومیر بیش از ۲۰۰۰ فیلم ساختن،

288
00:23:05,880 --> 00:23:07,240
‫اونا می‌دونستن که آینده داره.

289
00:23:07,840 --> 00:23:10,640
‫وقتی تصاویری رو به نمایش می‌ذاری،
‫مخاطبی که تماشاشون می‌کنه رو هم خلق می‌کنی.

290
00:23:11,080 --> 00:23:13,040
‫لویی لومیر به این مخاطب فکر می‌کنه.

291
00:23:13,280 --> 00:23:16,160
‫اون فیلم‌های زیادی می‌سازه،
‫فیلم‌بردار تربیت می‌کنه،

292
00:23:16,480 --> 00:23:19,760
‫مثل همین آقایی که اینجا
‫داره نزدیک باغ «تویلری»

293
00:23:20,000 --> 00:23:21,920
‫از یه مسابقه‌ی اتومبیل‌های
‫گل‌آرایی‌شده فیلم می‌گیره.

294
00:23:22,240 --> 00:23:24,200
‫البته، داره سعی می‌کنه فیلم بگیره

295
00:23:24,600 --> 00:23:27,600
‫چون انگار با سینماتوگراف به مشکل برخورده.

296
00:23:28,560 --> 00:23:30,560
‫همون‌طور که مورخ، «پل ژنار» می‌گفت،

297
00:23:30,760 --> 00:23:33,520
‫جا زدن نگاتیو توی
‫دستگاه، کار زمان‌بری بوده.

298
00:23:33,760 --> 00:23:36,120
‫وقتش رو می‌گیره، به اندازه‌ی زمان یه فیلم.

299
00:23:41,600 --> 00:23:43,680
‫خب، حالا فیلم‌بردار
‫می‌تونه کارش رو شروع کنه.

300
00:23:43,960 --> 00:23:46,720
‫خیلی عجیبه که می‌بینیم
‫این دو فیلم به هم می‌پیوندن.

301
00:23:47,000 --> 00:23:49,280
‫حتی آدم آرزو می‌کنه بفهمه
‫اون داشته از چی فیلم می‌گرفته،

302
00:23:49,480 --> 00:23:51,400
‫ولی شاید اصلاً واقعاً فیلم نمی‌گرفته؟

303
00:23:52,040 --> 00:23:54,680
‫این نما، مثل نمای قبلی، یه «پشت صحنه» است؛

304
00:23:54,920 --> 00:23:58,080
‫اولین باری که یه سینماگر داره
‫در حال کار کردن دیده می‌شه.

305
00:23:59,000 --> 00:24:02,440
‫هندل جلوی لنزه، نه کنارش.

306
00:24:03,120 --> 00:24:05,840
‫روی سه‌پایه نصب شده، استفاده‌اش راحته.

307
00:24:06,160 --> 00:24:09,040
‫دستگاه سبکه، می‌شه راحت حملش کرد.

308
00:24:09,680 --> 00:24:11,840
‫فیلم گرفتن یه نما لحظه‌ی
‫خیلی مهم و باوقاریه.

309
00:24:12,000 --> 00:24:13,120
‫قبل از هر چیز، متانت.

310
00:24:13,280 --> 00:24:16,000
‫به فیلمبردار، اون مردها و زن نگاه کنین،

311
00:24:16,240 --> 00:24:18,280
‫که حسابی به خودش رسیده.

312
00:24:19,040 --> 00:24:22,080
‫انگار ژاندارمه داره از فرایند
‫فیلم‌برداری محافظت می‌کنه،

313
00:24:22,320 --> 00:24:23,880
‫ولی حواسش به اون مرده نیست

314
00:24:24,040 --> 00:24:26,400
‫که یهو و بی‌موقع می‌پره وسط خیابون.

315
00:24:45,480 --> 00:24:48,640
‫هر فیلمبرداری که «لومیر»
‫به سراسر دنیا می‌فرستاد

316
00:24:49,000 --> 00:24:50,800
‫در واقع داشت به یه هدف بزرگ کمک می‌کرد:

317
00:24:51,320 --> 00:24:53,840
‫ساختن فیلم‌های زیاد، اونم همه‌جا.

318
00:24:54,240 --> 00:24:55,240
‫آره، پسر جون،

319
00:24:55,400 --> 00:24:58,440
‫باید خوراک پرده‌های سینما توی پاریس،

320
00:24:58,640 --> 00:25:01,120
‫لیون، بروکسل، لندن و برلین رو تأمین کرد.

321
00:25:01,600 --> 00:25:03,480
‫و اینجا، توی وینِ اتریش،

322
00:25:03,880 --> 00:25:07,120
‫جایی که لومیر، یا بهتره بگم
‫فیلمبردارش «شارل مواسون»،

323
00:25:07,320 --> 00:25:09,280
‫داره ورودیِ یه سالن
‫«سینماتوگراف» رو نشون می‌ده.

324
00:25:10,720 --> 00:25:12,040
‫سینما وقتی داره از خیابون‌ها فیلم می‌گیره،

325
00:25:12,320 --> 00:25:15,320
‫همیشه داره تاریخِ خودش رو هم ثبت می‌کنه.

326
00:25:29,920 --> 00:25:32,560
‫فقط دو هفته بعد از نمایشِ «گران کافه»
‫ (اولین نمایش عمومی فیلم)،

327
00:25:32,880 --> 00:25:34,760
‫لومیر دوباره پشت دوربین رفته.

328
00:25:35,680 --> 00:25:37,800
‫باید مردم رو سرگرم کرد.

329
00:25:37,960 --> 00:25:40,800
‫برای همین از «فِلیسین تروی»
‫(هنرمند بار)،

330
00:25:41,200 --> 00:25:44,400
‫که دلقک، شعبده‌باز و البته دوست
‫خانوادگی‌شون بود، دعوت می‌کنه.

331
00:25:45,240 --> 00:25:46,480
‫این آقا، همون‌طور که می‌بینین،

332
00:25:46,720 --> 00:25:50,640
‫حسابی به خودش رسیده: زیرپوش
‫چسبون، فراک و کفش رسمی.

333
00:25:51,120 --> 00:25:53,520
‫لویی و فلیسین دارن فیلم
‫«بشقاب‌های چرخان» رو ضبط می‌کنن،

334
00:25:53,680 --> 00:25:54,920
‫این اسمِ همین فیلمه

335
00:25:55,120 --> 00:25:58,400
‫که شماره یکِ کاتالوگ رسمی
‫لومیر بهش اختصاص داده شده.

336
00:25:59,040 --> 00:26:00,560
‫اولش بشقابه،

337
00:26:00,680 --> 00:26:02,560
‫بعدش، بشقاب روی دیس،

338
00:26:02,960 --> 00:26:04,760
‫دیس‌هایی که مثل بشقاب می‌چرخن،

339
00:26:05,160 --> 00:26:06,920
‫و اینم از کل نمایش.

340
00:26:11,560 --> 00:26:13,080
‫آماده‌این؟ بزن بریم!

341
00:26:16,080 --> 00:26:18,440
‫حالا که اینجا بودن، از فرصت
‫استفاده کردن و یه فیلم دیگه هم گرفتن.

342
00:26:18,800 --> 00:26:20,640
‫راستش، یه ضرب شیش تا فیلم گرفتن.

343
00:26:21,160 --> 00:26:24,520
‫دکور همونه، ولی «تروی»
‫برای اینکه یه تنوعی بده،

344
00:26:24,640 --> 00:26:26,840
‫به لباسش یه کلاه‌گیس هم اضافه کرده

345
00:26:27,280 --> 00:26:29,680
‫با یه یقه مصنوعیِ کاغذیِ سفید
‫که خیلی هم چنگی به دل نمی‌زنه.

346
00:26:30,320 --> 00:26:31,720
‫اسم این فیلم «مار» هست.

347
00:26:31,880 --> 00:26:33,520
‫«تروی» یه نوارِ مارپیچ رو تکون می‌ده

348
00:26:33,840 --> 00:26:36,400
‫که قوس و پیچ‌های زیادش یه
‫دسته پَرِ سفید رو درست می‌کنه

349
00:26:36,720 --> 00:26:39,040
‫که انگار خودِ شعبده‌باز رو هم تسخیر کرده.

350
00:26:43,200 --> 00:26:45,800
‫مطبوعات اون زمان نوشتن:
‫«یک تَوَهُم بی‌نقص از یک مار».

351
00:26:45,960 --> 00:26:47,760
‫معلومه که به چیزای کم قانع بودن.

352
00:26:50,800 --> 00:26:52,240
‫یکی دیگه، بازم، بازم!

353
00:26:52,400 --> 00:26:53,600
‫یکی دیگه، و یکی دیگه!

354
00:26:53,960 --> 00:26:56,080
‫و در آخر: «خیله‌خب، دیگه خسته شدم!»

355
00:26:56,600 --> 00:26:58,040
‫«فِلیسین» واقعاً سنگ تموم گذاشت.

356
00:27:11,920 --> 00:27:14,120
‫«سینماتوگراف» بلافاصله به موفقیت می‌رسه.

357
00:27:14,520 --> 00:27:17,160
‫مردم یه شور و اشتیاق تازه‌ای
‫از خودشون نشون می‌دن.

358
00:27:17,680 --> 00:27:20,040
‫لومیر همه ژانرها رو امتحان می‌کنه: کمدی،

359
00:27:20,480 --> 00:27:23,240
‫فیلم‌های واقع‌گرایانه، و
‫سکانس‌های کوتاهی مثل این،

360
00:27:23,640 --> 00:27:26,720
‫با حضور همسرانِ برادران لومیر،
‫یعنی «رز» و «مارگاریت وینکلر».

361
00:27:27,320 --> 00:27:30,000
‫یه کنسرت با پیانو و ویولن،
‫که آخرش به دعوا می‌کشه،

362
00:27:30,400 --> 00:27:32,680
‫شبیه فیلم «تمرین ارکستر» اثر «فلینی».

363
00:27:34,200 --> 00:27:36,240
‫حالا که صحبت از این
‫دو خانم شد، جالبه بدونین

364
00:27:36,520 --> 00:27:39,600
‫چهار خواهر از خانواده «وینکلر» با
‫چهار برادر «لومیر» ازدواج کردن.

365
00:27:40,320 --> 00:27:42,800
‫«آنتوان»، پدر لومیرها، همیشه بهشون می‌گفت:

366
00:27:43,080 --> 00:27:46,400
‫«هیچ‌وقت گله نکنین، چون شما چهارتا
‫روی هم رفته فقط یه مادرزن دارین!»

367
00:27:57,880 --> 00:28:00,640
‫فیلم‌های زیادی هستن که نشون می‌دن

368
00:28:00,880 --> 00:28:02,920
‫لومیر به فکر جنبه‌ی نمایشیِ کار بوده

369
00:28:03,480 --> 00:28:05,960
‫و از همون اول یه سینماگر واقعی بوده.

370
00:28:06,480 --> 00:28:08,880
‫بیاین این فیلم رو که سال
‫۱۸۹۶ ساخته شده ببینیم.

371
00:28:09,520 --> 00:28:11,960
‫«آب‌پاشِ آب‌پاشی‌شده»،
‫یکی از اولین کارهاش بود،

372
00:28:12,280 --> 00:28:13,840
‫و همین‌طور فیلم «ورق‌بازی».

373
00:28:14,080 --> 00:28:16,280
‫اینجا، لومیر این دوتا رو با هم قاطی کرده

374
00:28:16,760 --> 00:28:18,280
‫توی فیلمِ «ورق‌بازهای آب‌پاشی‌شده».

375
00:28:18,920 --> 00:28:21,800
‫تأثیرگذاریش با ترکیب کردن
‫داستان‌ها چند برابر می‌شه،

376
00:28:22,200 --> 00:28:24,200
‫یه چیزی تو مایه‌های
‫گودزیلا علیه کینگ‌کونگ.

377
00:28:24,520 --> 00:28:26,600
‫تعلیق، بداهه‌پردازی،

378
00:28:26,920 --> 00:28:28,480
‫همه با هم درگیر می‌شن.

379
00:28:28,720 --> 00:28:30,520
‫در کل، یه شلم‌شوربای حسابی،

380
00:28:30,760 --> 00:28:33,040
‫ولی از اون شلم‌شورباهایی
‫که مردم خوششون میاد.

381
00:28:51,400 --> 00:28:54,280
‫لویی لومیر، که پشت دوربین بود،
‫حال و هوای اون دوره رو می‌شناخت.

382
00:28:54,880 --> 00:28:57,400
‫حدس می‌زد که سینما قراره
‫یه شکل جدیدی از هنر باشه،

383
00:28:57,520 --> 00:28:58,680
‫از سرگرمی.

384
00:28:59,040 --> 00:29:00,880
‫تماشاگر قراره خودش بخشی از نمایش باشه.

385
00:29:01,040 --> 00:29:02,440
‫وقتی همه ساکت می‌شن،

386
00:29:02,600 --> 00:29:04,760
‫محوِ یه شخصیت یا یه حرکت،

387
00:29:04,960 --> 00:29:06,760
‫و این فرصت رو به سکوتِ سالن می‌دن

388
00:29:06,880 --> 00:29:10,720
‫تا حیرت و شگفتی خودش
‫رو با همون خاموشی بیان کنه.

389
00:29:34,440 --> 00:29:36,520
‫مردها و زن‌ها روی دو تا نیمکت جدا نشستن

390
00:29:36,640 --> 00:29:39,280
‫که «نقطه گریز» (عمق میدان)
‫تصویر به سمت اتفاق اصلی کشیده شده.

391
00:29:39,440 --> 00:29:40,840
‫یک قاب‌بندی بی‌نقص.

392
00:29:41,000 --> 00:29:44,120
‫شیک و مرتب، هم صحنه رو نگاه
‫می‌کنن و هم به تماشاچی نشونش می‌دن.

393
00:29:44,320 --> 00:29:45,880
‫یه عادتی که بعدها در
‫فیلم‌های لومیر جا افتاد

394
00:29:46,120 --> 00:29:48,240
‫و توش بازیگرا با اصرار
‫به دوربین زل می‌زدن،

395
00:29:48,680 --> 00:29:51,080
‫که مطمئن بشن تماشاگر هم باهاشون همراهه.

396
00:29:52,400 --> 00:29:54,800
‫اونایی که سمت راست نشستن یه کم
‫دارن اغراق می‌کنن، ولی چه اهمیتی داره؟

397
00:29:55,080 --> 00:29:57,280
‫دارن نشون می‌دن که نمایش فوق‌العاده‌ست.

398
00:29:58,520 --> 00:30:00,160
‫می‌شه حدس زد قضیه چیه.

399
00:30:00,440 --> 00:30:01,160
‫آها، خودشه.

400
00:30:01,400 --> 00:30:03,800
‫تابلو برعکس بود، حالا درست شد.

401
00:30:05,400 --> 00:30:07,600
‫آفرین، آفرین، همه محو تماشا شدن.

402
00:30:10,480 --> 00:30:12,160
‫کمترین کار همین بود: «ممنونم».

403
00:30:19,960 --> 00:30:23,400
‫این صحنه در کارناوال سال
‫۱۸۹۹ پاریس فیلم‌برداری شده.

404
00:30:26,280 --> 00:30:29,880
‫اگه با دقت نگاه کنیم، می‌بینیم
‫که کلی اتفاق داره میفته:

405
00:30:30,400 --> 00:30:31,760
‫رژه کالسکه‌ها،

406
00:30:32,040 --> 00:30:33,840
‫خانم‌هایی که حسابی به خودشون رسیدن،

407
00:30:34,000 --> 00:30:37,120
‫آقایون با کلاه سیلندری
‫و نظامی‌ها با کلاه‌خود.

408
00:30:37,880 --> 00:30:40,160
‫یه جنگِ خودجوشِ نقل و کاغذ رنگی

409
00:30:40,320 --> 00:30:43,120
‫که انگار یه روش خیلی
‫مردونه برای ابراز علاقه بوده.

410
00:31:00,880 --> 00:31:04,040
‫بله آقا، نگران نباشین، شما رو هم دیدیم.

411
00:31:13,080 --> 00:31:15,400
‫به تصویر کشیدن خودِ
‫تماشاچی‌ها هم راهی بود...

412
00:31:15,520 --> 00:31:17,400
‫...که اون‌ها رو دوباره به سالن‌های سینما برگردونه.

413
00:31:17,960 --> 00:31:20,040
‫داستان «کوزه شکسته» چیه؟

414
00:31:20,320 --> 00:31:22,000
‫یه نفر با چشمای بسته...

415
00:31:22,160 --> 00:31:24,600
‫...باید با یه چوب، کوزه‌های
‫آویزون شده رو بشکنه.

416
00:31:25,440 --> 00:31:27,200
‫چشم‌بسته، کورمال‌کورمال راه میره.

417
00:31:27,440 --> 00:31:29,800
‫دست‌وپاچلفتی بودنش
‫موقعیت‌های خنده‌داری ایجاد می‌کنه.

418
00:31:30,200 --> 00:31:31,680
‫مردم می‌خندن.

419
00:31:32,560 --> 00:31:34,480
‫برای اولین بار، تماشاچی‌های
‫توی سالن سینما...

420
00:31:34,680 --> 00:31:36,400
‫...به تماشاچی‌های توی فیلم نگاه می‌کنن.

421
00:31:36,680 --> 00:31:40,080
‫آقایون کلاه‌به‌سر منتظرن
‫تا اون طفلک مسخره بشه.

422
00:31:40,320 --> 00:31:43,160
‫بچه‌ها با دقت نگاه می‌کنن
‫و از خنده روده‌بر شدن.

423
00:31:43,920 --> 00:31:45,320
‫این یکی زیادی معطل می‌کنه.

424
00:31:45,560 --> 00:31:47,800
‫دوربین رو متوقف کرده و دوباره راه انداخته.

425
00:31:48,120 --> 00:31:50,120
‫فقط ۵۰ ثانیه فیلم داشته،

426
00:31:50,400 --> 00:31:52,240
‫هیچ‌وقت نتیجه رو نمی‌فهمیم.

427
00:31:58,520 --> 00:32:00,760
‫سینماتوگراف علاوه‌ بر
‫نمایش چیزای خارق‌العاده،

428
00:32:00,920 --> 00:32:03,680
‫به مفسر دوران خودش تبدیل شد.

429
00:32:04,040 --> 00:32:06,800
‫دورانی که دوره‌ی آکروبات‌بازها و سیرک بود.

430
00:32:07,160 --> 00:32:09,240
‫چندین فیلم کوتاه...

431
00:32:09,400 --> 00:32:11,960
‫...به یک خانواده‌ی ژیمناست
‫هنرمند، یعنی کِرموها، اختصاص داره.

432
00:32:12,160 --> 00:32:14,320
‫اسم اولی هست «پرش خطرناک».

433
00:32:14,560 --> 00:32:16,840
‫اول از همه، حرکات نرمشی برای گرم کردن.

434
00:32:17,560 --> 00:32:20,200
‫حالا نوبت اون بچه‌ست، که ما
‫رو برای اتفاق بعدی آماده می‌کنه.

435
00:32:29,160 --> 00:32:30,560
‫یک، پرش خطرناک.

436
00:32:32,080 --> 00:32:33,840
‫دو، پرش خطرناک دوبل.

437
00:32:35,320 --> 00:32:38,880
‫سه، پرش خطرناک سه‌گانه.

438
00:32:41,640 --> 00:32:43,120
‫یالا، داره می‌پره.

439
00:32:43,440 --> 00:32:44,920
‫نه، داره تعظیم می‌کنه.

440
00:32:48,840 --> 00:32:54,160
‫دوران نظامی

441
00:33:49,800 --> 00:33:52,160
‫فیلم‌های لومیر دوران
‫خودشون رو به تصویر می‌کشن،

442
00:33:52,560 --> 00:33:53,760
‫دورانی نظامی،

443
00:33:53,920 --> 00:33:56,440
‫پادگان‌ها و جوانانی که
‫در دسته‌های نظامی بودن.

444
00:33:56,800 --> 00:33:58,200
‫این فقط مختص فرانسه نیست،

445
00:33:58,720 --> 00:34:00,920
‫کل دنیا می‌خواد ارتش‌هاش رو ببینه.

446
00:34:01,160 --> 00:34:04,280
‫غرور ملی به نمایش قدرت،

447
00:34:04,600 --> 00:34:06,400
‫نظم و سرعت بستگی داره.

448
00:34:08,000 --> 00:34:09,560
‫البته تو این مورد خاص،

449
00:34:09,760 --> 00:34:12,240
‫با یه نظم و سرعتِ نسبی طرفیم.

450
00:34:33,280 --> 00:34:35,040
‫اول یه شیپور.

451
00:34:45,440 --> 00:34:48,080
‫عنوان فیلم توی کاتالوگ اومده.

452
00:34:48,400 --> 00:34:51,160
‫اسمش هست «اعلام خطر»
‫و سربازهایی رو نشون میده...

453
00:34:51,480 --> 00:34:53,600
‫...که دارن از یه مزرعه که
‫توش خوابیده بودن، بیرون میان.

454
00:35:03,960 --> 00:35:06,640
‫می‌بینیم که شیپورچی مثل
‫یه کارگردان عمل می‌کنه،

455
00:35:07,080 --> 00:35:09,040
‫و می‌خواد که همه به‌موقع خارج بشن،

456
00:35:09,480 --> 00:35:11,080
‫یعنی ظرف همون ۵۰ ثانیه.

457
00:35:16,760 --> 00:35:17,960
‫خب، تموم شد.

458
00:35:18,640 --> 00:35:20,480
‫نه، یکی مونده بود، یالا، سریع.

459
00:35:20,760 --> 00:35:23,680
‫به‌علاوه‌ی اون بچه‌ای که
‫فکر می‌کرد همه چیز تموم شده.

460
00:35:27,400 --> 00:35:29,840
‫این ستایش نظامی‌گری شامل اهمیت دادن...

461
00:35:29,960 --> 00:35:31,600
‫...به ارتش‌های خارجی هم می‌شد.

462
00:35:31,840 --> 00:35:33,400
‫اینجا، ارتش مکزیک...

463
00:35:33,760 --> 00:35:35,480
‫...با سرنیزه حرکاتی انجام میده...

464
00:35:35,680 --> 00:35:38,040
‫...که خلاقیت رقص‌پردازی
‫تحسین‌برانگیزی داره.

465
00:35:38,640 --> 00:35:40,760
‫شاید به نظر دور تند
‫بیاد، ولی این‌طور نیست.

466
00:35:41,200 --> 00:35:44,520
‫سرعت فیلم‌برداری بین ۱۶
‫تا ۲۰ فریم در ثانیه متغیر بود.

467
00:35:45,200 --> 00:35:47,320
‫اگه با سرعت بالا، یعنی ۲۰
‫فریم در ثانیه فیلم‌برداری می‌شد،

468
00:35:47,760 --> 00:35:50,080
‫به‌صورت صحنه آهسته پخش می‌شد، مثل اینجا.

469
00:35:50,840 --> 00:35:52,440
‫البته نه دیگه این‌قدر آهسته.

470
00:35:53,040 --> 00:35:56,040
‫ولی اگه برعکس، فیلم‌برداری
‫با سرعت کمتری انجام می‌شد،

471
00:35:56,480 --> 00:35:59,400
‫اون‌وقت فیلم با دور تند
‫پخش می‌شد، مثل اینجا.

472
00:36:02,480 --> 00:36:05,480
‫اپراتور می‌تونست سرعت مناسب رو تنظیم کنه.

473
00:36:31,080 --> 00:36:34,160
‫یه روزی، رژه ارتش‌ها
‫بالاخره تکراری و خسته‌کننده شد.

474
00:36:34,720 --> 00:36:37,440
‫نوآوری از دل اتفاقات
‫پیش‌بینی‌نشده و تصادفی بیرون میاد،

475
00:36:37,760 --> 00:36:40,920
‫وقتی که اپراتور، لحظه‌ی
‫سرنوشت‌ساز رو به دست تقدیر می‌سپاره.

476
00:36:41,640 --> 00:36:45,760
‫اینجا، در لومباردی
‫ایتالیا، یه گاری گیر می‌کنه.

477
00:36:46,160 --> 00:36:48,600
‫یه نفر دستش رو بلند می‌کنه،
‫فکر می‌کنه فیلم خراب شده.

478
00:36:48,760 --> 00:36:49,760
‫اصلاً این‌طور نیست.

479
00:36:49,920 --> 00:36:52,800
‫خبر نداره که این اتفاق، یه
‫بار دراماتیک به فیلم داده...

480
00:36:52,960 --> 00:36:55,800
‫...که در حد آثار ویلیام
‫ولمان یا جان فورد هست.

481
00:37:15,640 --> 00:37:17,880
‫خدای من، جنگ چقدر
‫زیباست... البته توی سینما.

482
00:37:18,240 --> 00:37:20,560
‫فیلم‌های نظامی با ترکیب‌بندی‌های...

483
00:37:20,720 --> 00:37:22,960
‫...زیبایی‌شناسانه‌ی تحسین‌برانگیز فراوونن.

484
00:37:23,400 --> 00:37:26,800
‫این یکی که تابستان ۱۸۹۹
‫در کوه‌های آلپ فیلم‌برداری شده،

485
00:37:27,120 --> 00:37:28,760
‫اسمش هست «توپخانه کوهستانی».

486
00:37:28,960 --> 00:37:31,680
‫حرکت دسته‌جمعی‌ای که از
‫عمق تصویر شروع می‌شه،

487
00:37:31,840 --> 00:37:34,080
‫با جریان آب رودخونه...

488
00:37:34,240 --> 00:37:35,760
‫و دود انفجارها همراهی می‌شه،

489
00:37:36,040 --> 00:37:39,400
‫و در نهایت با دراز کشیدن
‫سربازها در پیش‌زمینه تموم می‌شه.

490
00:37:43,040 --> 00:37:45,320
‫برای نشون دادن اینکه پلان سکانس چیه،

491
00:37:45,480 --> 00:37:47,400
‫هیچ چیزی بهتر از دیدن این فیلم نیست.

492
00:37:47,720 --> 00:37:49,080
‫فوق‌العاده‌ست.

493
00:38:04,280 --> 00:38:08,400
‫در شهرها، در روستا، در میان جمعیت

494
00:38:20,040 --> 00:38:23,160
‫برگردیم به پاریس، شهر
‫لومیرها، که همراه با لیون،

495
00:38:23,400 --> 00:38:25,200
‫بیشتر از هر جای دیگه‌ای توسط
‫سینماتوگراف فیلم‌برداری شده.

496
00:38:25,800 --> 00:38:28,880
‫دیدگاه لومیر حول زندگی روزمره می‌چرخه،

497
00:38:29,200 --> 00:38:31,880
‫لذت بردن و گذران روزها، چه روزهای کاری،

498
00:38:32,080 --> 00:38:33,960
‫چه یکشنبه‌هایی که به بازی و تفریح می‌گذره،

499
00:38:34,200 --> 00:38:35,760
‫چه توی خونه و چه بیرون از خونه.

500
00:38:36,160 --> 00:38:37,800
‫اون دوربینش رو در دل زندگی قرار میده.

501
00:38:37,960 --> 00:38:40,760
‫سینما یعنی مردم، رفتارهاشون، انبوه جمعیت.

502
00:38:41,240 --> 00:38:43,480
‫قاب‌بندی‌های لومیر شاهکارن،

503
00:38:43,800 --> 00:38:45,200
‫و فیلم‌هاش نویدبخش این هستن...

504
00:38:45,440 --> 00:38:47,680
‫...که سینما یک وعده‌ی زیبایی‌شناسانه است.

505
00:38:57,920 --> 00:38:59,640
‫برای درک سینماتوگراف،

506
00:38:59,840 --> 00:39:03,400
‫باید فیلم‌های معروف‌ترش رو که
‫روی بقیه سایه انداختن، فراموش کنیم.

507
00:39:03,560 --> 00:39:05,640
‫بذارید توی بندر مارسی بمونیم...

508
00:39:05,920 --> 00:39:09,400
‫...تا به یکی از مضامین
‫اصلی سینمای لومیر بپردازیم:

509
00:39:09,880 --> 00:39:12,280
‫ازدحام، مردم، انبوه جمعیت.

510
00:39:12,640 --> 00:39:15,120
‫در طلوع قرن بیستم، مردم تو خیابون‌ها بودن،

511
00:39:15,400 --> 00:39:17,480
‫توی کشتی‌ها، جشن‌ها و کافه‌ها.

512
00:39:17,680 --> 00:39:20,400
‫اینجا، یه نمای عالی رو
‫می‌بینیم که کمی از بالا گرفته شده

513
00:39:20,560 --> 00:39:22,800
‫با دو گروه از آدم‌ها، و در پیش‌زمینه هم...

514
00:39:23,000 --> 00:39:24,920
‫ماهیگیران در حال وصله زدن تورها.

515
00:39:56,320 --> 00:39:58,120
‫لومیر یعنی روستا و طبیعت.

516
00:39:58,400 --> 00:40:00,400
‫این فیلم «خرمن‌کوبان» است.

517
00:40:00,960 --> 00:40:02,560
‫آن را به خاطر زیبایی‌اش انتخاب کردیم

518
00:40:02,720 --> 00:40:05,200
‫و چون نشان می‌دهد که ترکیب‌بندی یک پلان،

519
00:40:05,440 --> 00:40:06,920
‫خودش نوعی میزانسن است.

520
00:40:07,080 --> 00:40:09,120
‫تماشاگر را وادار می‌کند همه چیز را ببیند

521
00:40:09,320 --> 00:40:11,720
‫و اثری از خود به جا می‌گذارد: اثر سینما.

522
00:40:41,680 --> 00:40:43,000
‫چندین دوربین وجود داشت،

523
00:40:43,160 --> 00:40:45,320
‫برای همین هم زوایای دید متفاوتی داریم.

524
00:40:46,960 --> 00:40:49,080
‫فرانسه یعنی کوهستان.

525
00:40:49,240 --> 00:40:51,440
‫اینجا شامونی هستیم. یک خیابان، الاغ‌ها،

526
00:40:51,560 --> 00:40:53,560
‫اسب‌های تنها یا اسب‌هایی
‫که به گاری بسته‌ شدن.

527
00:40:53,800 --> 00:40:56,160
‫در پس‌زمینه، یک دکور
‫تقریباً مصنوعی دیده می‌شه،

528
00:40:56,400 --> 00:40:59,480
‫شبیه «مَت پینتینگ»‌هایی (نقاشی روی
‫شیشه) که بعدها برای سینما ساخته می‌شد.

529
00:41:05,600 --> 00:41:08,120
‫نتیجه: در پس‌زمینه، رنگ‌های
‫روشن، رنگ‌های سفید.

530
00:41:08,400 --> 00:41:10,040
‫در پیش‌زمینه، رنگ‌های تیره و واضح‌تر،

531
00:41:10,280 --> 00:41:12,240
‫در یک فیلم‌برداری طبیعی و خودجوش.

532
00:41:12,520 --> 00:41:14,320
‫نه، این صحنه آهسته نیست،

533
00:41:14,520 --> 00:41:17,400
‫فقط انگار تو خیابان‌های شامونی
‫شلوغی و رفت‌وآمد زیادی در کار نیست.

534
00:41:29,280 --> 00:41:30,400
‫«علوفه‌چین‌ها».

535
00:41:31,000 --> 00:41:33,680
‫باز هم فیلمی با کیفیت بصری بسیار بالا

536
00:41:34,040 --> 00:41:37,080
‫و یکی از زیباترین
‫نگاه‌های اولین دوربین سینما.

537
00:41:37,560 --> 00:41:39,600
‫می‌دانیم که دوربین نمی‌توانست حرکت کند.

538
00:41:39,840 --> 00:41:41,280
‫به نظر می‌رسد پدر خانواده این را می‌داند.

539
00:41:41,560 --> 00:41:45,320
‫برای اینکه از کادر خارج
‫نشود، چشم از دوربین برنمی‌دارد.

540
00:41:49,080 --> 00:41:50,560
‫میزانسن مشخص است.

541
00:41:50,720 --> 00:41:53,000
‫حرکت علوفه‌چین‌ها این را نشان می‌دهد،

542
00:41:53,240 --> 00:41:56,400
‫انگار که برایشان روی زمین
‫علامت‌گذاری کرده باشند.

543
00:41:57,480 --> 00:41:59,960
‫مادر از بچه‌ها می‌خواهد
‫که به علامت‌ها توجه کنند،

544
00:42:00,160 --> 00:42:01,600
‫که تقریباً همین کار را هم می‌کنند.

545
00:42:01,760 --> 00:42:04,440
‫اما در آخر، بچه‌های کوچک
‫دیگر به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهند.

546
00:42:23,920 --> 00:42:25,040
‫و حالا، ژنو.

547
00:42:25,440 --> 00:42:29,120
‫چند زن رخت‌شوی مشغول کارند
‫و لباس‌ها را در تشت می‌اندازند.

548
00:42:29,920 --> 00:42:32,400
‫به رقص بچه‌ها که وارد
‫کادر می‌شوند، دقت کنید،

549
00:42:32,520 --> 00:42:35,840
‫یادشان نمی‌رود به کسی که
‫میزانسن را کارگردانی می‌کند نگاه کنند

550
00:42:36,200 --> 00:42:38,520
‫و او هم در صورت لزوم،
‫از دخالت کردن ابایی ندارد.

551
00:42:39,520 --> 00:42:42,000
‫آیا می‌توان این را اولین
‫فیلم تبلیغاتی تاریخ دانست؟

552
00:42:42,280 --> 00:42:44,120
‫تبلیغ صابون «سان‌لایت»، البته.

553
00:42:44,280 --> 00:42:47,440
‫مهم است بدانیم که این فیلم در
‫ماه می ۱۸۹۶ فیلم‌برداری شد.

554
00:42:48,200 --> 00:42:49,800
‫در ژوئن در نیویورک به نمایش درآمد

555
00:42:50,080 --> 00:42:53,120
‫با عنوان انگلیسی
‫«Washing Day in Switzerland»،

556
00:42:53,480 --> 00:42:55,320
‫یعنی «روز رختشویی در سوئیس».

557
00:43:26,080 --> 00:43:28,000
‫«علف‌های هرز»، عنوان این فیلم است.

558
00:43:28,120 --> 00:43:30,840
‫لویی لومیر ادعا کرده:
‫«این را برادرم ساخته.»

559
00:43:31,400 --> 00:43:33,640
‫این تنها فیلمی است که
‫به نام آگوست ثبت شده،

560
00:43:33,760 --> 00:43:35,240
‫که آن زمان در «لا سیوتا» بود.

561
00:43:35,600 --> 00:43:39,320
‫نمی‌دانیم که آیا از نقاشی
‫ژان-فرانسوا میله الهام گرفته بود

562
00:43:39,680 --> 00:43:42,560
‫با عنوانی مشابه: «زنِ علف‌سوز».

563
00:43:43,320 --> 00:43:46,480
‫آگوست استعداد دارد، حیف
‫که فیلم‌های بیشتری نساخت.

564
00:43:59,880 --> 00:44:01,400
‫یک فیلم تحسین‌برانگیز دیگر

565
00:44:01,560 --> 00:44:04,560
‫که در آن زنان را در حال کار
‫می‌بینیم، امری که آن زمان عادی بود.

566
00:44:05,560 --> 00:44:07,080
‫این فیلم در کارمو فیلم‌برداری شده.

567
00:44:07,280 --> 00:44:08,840
‫از سال ۱۸۷۶ به بعد

568
00:44:09,040 --> 00:44:11,320
‫زنان از پایین رفتن به معدن منع شدند.

569
00:44:11,680 --> 00:44:13,280
‫آنها روی سطح زمین می‌ماندند

570
00:44:13,480 --> 00:44:16,680
‫و کارهای بسیار سختی انجام
‫می‌دادند، همانطور که در این فیلم می‌بینید،

571
00:44:16,960 --> 00:44:19,600
‫مثل بارگیری زغال‌سنگ
‫در فرغون‌ها و واگن‌ها.

572
00:44:52,640 --> 00:44:54,440
‫و باز هم در مورد زنان کارگر،

573
00:44:54,680 --> 00:44:57,160
‫در اِپینال، در کنار رودخانه موزل هستیم.

574
00:44:57,920 --> 00:45:00,720
‫در این نمای باشکوه از شهر در دوردست،

575
00:45:01,040 --> 00:45:02,760
‫هشت زن رخت‌شوی و چهار کودک

576
00:45:03,040 --> 00:45:04,760
‫در رودخانه کار می‌کنند.

577
00:45:05,400 --> 00:45:07,800
‫سینماتوگراف اغلب از زنان فیلم گرفته.

578
00:45:07,920 --> 00:45:10,440
‫آنها را در حال کار، به عنوان
‫مادر و به عنوان کمدین می‌بینیم،

579
00:45:10,840 --> 00:45:14,680
‫یا به عنوان مفسران صامتی که با
‫تمسخر بازی‌های مردانه را تماشا می‌کنند.

580
00:45:14,960 --> 00:45:17,040
‫همسران بازیگر، یعنی زنان خانواده لومیر،

581
00:45:17,200 --> 00:45:19,000
‫و همیشه دختران مردم عادی.

582
00:45:38,240 --> 00:45:42,760
‫سرزمین‌های دور

583
00:45:54,960 --> 00:45:56,680
‫در ژانویه ۱۸۹۶،

584
00:45:56,800 --> 00:45:59,200
‫لویی لومیر تصمیم گرفت
‫اپراتورهایی را آموزش دهد

585
00:45:59,600 --> 00:46:01,400
‫و آنها را به آن سوی دریاها بفرستد.

586
00:46:01,920 --> 00:46:03,080
‫برای سال‌ها،

587
00:46:03,240 --> 00:46:05,800
‫«سیاره کوچک لومیر»
‫بی‌وقفه فیلم‌برداری می‌کرد.

588
00:46:06,200 --> 00:46:08,400
‫از شهرها، خیابان‌ها و
‫رهگذران فیلم می‌گرفتند.

589
00:46:08,640 --> 00:46:12,200
‫حیرت تماشاگران غربی را تصور کنید...

590
00:46:12,400 --> 00:46:14,080
‫...وقتی به لطف سینما کشف می‌کردند،

591
00:46:14,400 --> 00:46:15,760
‫با زبان اشاره و حرکت،

592
00:46:16,040 --> 00:46:17,760
‫سرزمین‌های دوردست و زیبا را.

593
00:46:18,440 --> 00:46:19,520
‫اپراتورها،

594
00:46:19,840 --> 00:46:22,080
‫به درخواست لویی لومیر، تصاویری می‌آوردند

595
00:46:22,400 --> 00:46:23,840
‫تا به تمام دنیا نشان دهند.

596
00:46:24,200 --> 00:46:26,720
‫نماهای ناپل در نیویورک دیده می‌شد،

597
00:46:27,000 --> 00:46:29,240
‫و نماهای مسکو، در بوئنوس آیرس.

598
00:46:49,040 --> 00:46:52,320
‫برای این کار، اقیانوس‌ها را
‫درمی‌نوردیدند، مثل گابریل وِیر،

599
00:46:52,560 --> 00:46:54,400
‫که با کشتی «تونکَن» به آسیا رفت،

600
00:46:54,480 --> 00:46:56,320
‫یک کشتی از شرکت «مسافرت‌های دریایی»

601
00:46:56,480 --> 00:46:58,640
‫که در کارخانه‌های کشتی‌سازی
‫«لا سیوتا» ساخته شده بود.

602
00:46:59,240 --> 00:47:02,960
‫سفر طولانی و خسته‌کننده
‫است؛ بازی می‌کنند، طناب می‌زنند.

603
00:47:03,280 --> 00:47:04,520
‫و مهم‌تر از همه، فیلم می‌گیرند،

604
00:47:04,720 --> 00:47:07,400
‫و نگاه‌های مستقیم به دوربین نشان می‌دهد

605
00:47:07,600 --> 00:47:09,160
‫که همه از این موضوع خبر دارند.

606
00:47:09,480 --> 00:47:12,040
‫مخصوصاً آن مرد کلاه به سرِ عینکی

607
00:47:12,400 --> 00:47:13,800
‫که کنترل اوضاع را به دست گرفته.

608
00:47:43,400 --> 00:47:45,640
‫حتی در آسیا هم از نظامی‌ها دور نیستی.

609
00:47:45,920 --> 00:47:48,720
‫و دلیلش هم مشخصه: اینجا سایگون در ویتنامه،

610
00:47:49,120 --> 00:47:51,080
‫که آن زمان مستعمره‌ی فرانسه بود.

611
00:47:51,440 --> 00:47:52,840
‫چاره‌ی دیگری هم نیست،

612
00:47:52,960 --> 00:47:55,840
‫سینماتوگراف قدرت‌نمایی ارتش را به تصویر می‌کشد.

613
00:47:56,440 --> 00:47:59,280
‫وقتی در سرزمینی که آن موقع
‫«هندِ چین» نام داشت، پیاده می‌شود،

614
00:47:59,600 --> 00:48:02,880
‫و مشخصاً در استان سایگون یعنی «کوچین چین»،

615
00:48:03,160 --> 00:48:05,560
‫گابریل ویر از یک کشور
‫تسخیر شده فیلم می‌گیرد.

616
00:48:05,720 --> 00:48:08,480
‫جایی که اشغال‌گرها می‌خوان
‫قدرت‌شون رو به رخ بکشن.

617
00:48:29,320 --> 00:48:31,040
‫یه نسخه‌ی دیگه از خروج از کارخونه،

618
00:48:31,200 --> 00:48:32,960
‫این‌بار از زرادخونه‌ی نیروی دریایی.

619
00:48:33,640 --> 00:48:35,160
‫از کنار فیلم‌برداری شده، نه از روبرو.

620
00:48:35,400 --> 00:48:38,760
‫مثل نسخه‌ی لیون-مون‌پلیزیه
‫فیلم‌برداری نشده.

621
00:48:39,160 --> 00:48:42,040
‫فقط مردها دارن از کارخونه
‫بیرون میان، کارگرهای دولت فرانسه،

622
00:48:42,400 --> 00:48:43,800
‫که با حالتی غم‌زده...

623
00:48:43,920 --> 00:48:46,400
‫...از جلوی غربی‌هایی با
‫کلاه‌های استعماری رد میشن،

624
00:48:46,720 --> 00:48:48,280
‫یه سرباز که در حال استراحته

625
00:48:48,480 --> 00:48:50,680
‫و فیلم‌برداری که با چرخوندن دسته‌ی دوربین،

626
00:48:50,960 --> 00:48:52,800
‫این صحنه رو جذاب‌تر می‌کنه.

627
00:49:18,240 --> 00:49:19,960
‫همیشه خیلی راحته که موقع فیلم‌برداری از...

628
00:49:20,240 --> 00:49:23,120
‫...یه وعده‌ی غذایی ژاپنی در
‫سطح تاتامی، یادی از اوزو بکنیم.

629
00:49:23,520 --> 00:49:26,240
‫کارگردان «داستان توکیو»
‫هنوز به دنیا نیومده بود،

630
00:49:26,480 --> 00:49:29,720
‫اما این وقایع‌نگاری خانوادگی،
‫بهترین آثار سینمای اون رو نوید می‌داد.

631
00:49:30,760 --> 00:49:33,920
‫لومیر درست زمانی به ژاپن می‌رسه که این
‫کشور تازه درهاش رو به روی غرب باز کرده.

632
00:49:34,640 --> 00:49:36,800
‫این برداشت زیبا، که هم
‫شگفت‌انگیزه و هم واقعی،

633
00:49:37,200 --> 00:49:40,080
‫در عین حال نشون می‌ده که لومیر هم...

634
00:49:40,240 --> 00:49:43,120
‫...پیرو جنبش هنری «ژاپُنیسم» اون دورانه.

635
00:49:43,560 --> 00:49:46,480
‫اپراتور، کنستان ژیرل، با سینماتوگراف...

636
00:49:46,880 --> 00:49:48,880
‫...کنجکاوی یه مردم‌شناس رو داره،

637
00:49:49,040 --> 00:49:51,680
‫همون شگفتی و همون اشتیاق
‫اون برای به اشتراک گذاشتن دانش.

638
00:49:59,520 --> 00:50:02,560
‫فیلم‌های قبلی از کیفیت
‫تصویری بالایی برخوردار بودن.

639
00:50:03,000 --> 00:50:04,000
‫این یکی هم همین‌طور،

640
00:50:04,280 --> 00:50:06,760
‫اما نمی‌تونیم ببینیمش،
‫چون نگاتیوی که پیدا شده...

641
00:50:07,080 --> 00:50:10,040
‫...اون‌قدر آسیب دیده بوده
‫که نشد درست ترمیمش کرد.

642
00:50:10,360 --> 00:50:11,640
‫پس چرا نشونش می‌دیم؟

643
00:50:12,120 --> 00:50:13,760
‫چون با وجود همه‌ی این زخم‌ها،

644
00:50:13,960 --> 00:50:15,840
‫فیلم هنوز فوق‌العاده زیباست.

645
00:50:16,240 --> 00:50:19,400
‫نمای روبه‌پایین از پل در شهر تاریخی کیوتو.

646
00:50:19,880 --> 00:50:21,280
‫تابلوی مغازه‌ها،

647
00:50:21,600 --> 00:50:24,680
‫لباس‌های سنتی زنانی که
‫خودشون رو از آفتاب پنهان کردن،

648
00:50:25,200 --> 00:50:26,600
‫رفت و آمد کالسکه‌ها،

649
00:50:26,800 --> 00:50:29,600
‫همه نشون‌دهنده‌ی ژاپن در دوران مِیجی‌ان.

650
00:50:56,600 --> 00:50:58,000
‫هنوز همه چیز رو ندیدیم.

651
00:50:58,160 --> 00:51:00,080
‫بی‌توجه به هیاهوی اطرافش،

652
00:51:00,200 --> 00:51:02,960
‫هیچ‌چیز نمی‌تونه جلوی
‫برنامه‌های لویی لومیر رو بگیره.

653
00:51:03,400 --> 00:51:06,000
‫اپراتورها بعد از استخدام در ژانویه‌ی ۱۸۹۶،

654
00:51:06,360 --> 00:51:08,600
‫به همه جا فرستاده شدن،

655
00:51:08,880 --> 00:51:10,400
‫به آسیا، که همین الان دیدیم،

656
00:51:10,560 --> 00:51:13,280
‫و همین‌طور به سمت دیگه،
‫به غرب، به دنیای جدید،

657
00:51:13,520 --> 00:51:14,920
‫آمریکا، نیویورک.

658
00:51:15,480 --> 00:51:18,880
‫اونجا هم سینماتوگراف به
‫اکتشاف و موشکافی می‌پردازه،

659
00:51:19,120 --> 00:51:20,920
‫و فیلم‌های ارزشمندی از خودش به جا می‌ذاره.

660
00:51:40,760 --> 00:51:43,480
‫«حمل و نقل عمومی وجدان ملت‌هاست»،

661
00:51:43,640 --> 00:51:45,480
‫این رو نویسنده‌ی ترک، اورهان پاموک گفته.

662
00:51:46,160 --> 00:51:47,840
‫یه فیلم دیگه با همین موضوع.

663
00:51:48,240 --> 00:51:50,360
‫پیچیده‌تر و شلوغ‌تر.

664
00:51:50,960 --> 00:51:52,680
‫دوباره برگشتیم به ایالات متحده،

665
00:51:52,840 --> 00:51:54,920
‫در بوستون، خیابان واشنگتن.

666
00:51:55,560 --> 00:51:58,200
‫یک‌بار دیگه، آیا تماشای
‫این صحنه لذت‌بخش نیست؟

667
00:52:01,200 --> 00:52:03,320
‫توی سینما، یه پلان
‫باید گویای همه‌چیز باشه.

668
00:52:03,680 --> 00:52:07,000
‫هر برداشت، به‌خودیِ‌خود ارزش
‫داره، یه تکه از یه چیز بزرگ‌تر نیست،

669
00:52:07,280 --> 00:52:09,840
‫و شروع یه سکانس هم نیست، خودِ سکانسه.

670
00:52:10,600 --> 00:52:14,160
‫یک‌بار دیگه، این برداشت به وضوح
‫نشون می‌ده که سینما نگاه خودش رو می‌سازه

671
00:52:14,520 --> 00:52:16,880
‫و سطح انتظار تماشاگر رو بالا می‌بره.

672
00:52:29,480 --> 00:52:32,240
‫پرسپکتیو یه خیابون بزرگ رو عوض می‌کنیم...

673
00:52:32,480 --> 00:52:33,960
‫...و به تقاطع دو تا خیابون می‌ریم...

674
00:52:34,120 --> 00:52:37,080
‫...تا سینماتوگراف یه
‫واقعیت متفاوت رو ثبت کنه.

675
00:52:37,480 --> 00:52:38,960
‫ولی فراموش نکنیم...

676
00:52:39,200 --> 00:52:42,000
‫...که فقط چند هفته بعد
‫از ورودش در سال ۱۸۹۶،

677
00:52:42,320 --> 00:52:44,920
‫سینمای لومیر از ایالات متحده اخراج می‌شه،

678
00:52:45,160 --> 00:52:47,200
‫اونم توسط آدم‌های آژانس پینکرتون،

679
00:52:47,360 --> 00:52:49,480
‫بر اساس قوانین حمایت‌گرایانه‌ای...

680
00:52:49,560 --> 00:52:51,920
‫...که رقیب‌شون، توماس ادیسون،
‫ به اون‌ها استناد کرده بود.

681
00:52:52,600 --> 00:52:55,360
‫اپراتورها با کشتی از
‫خلیج هادسون فرار می‌کنن.

682
00:52:55,600 --> 00:52:57,200
‫ولی برمی‌گردن، و یه روزی،

683
00:52:57,480 --> 00:53:00,120
‫ایالات متحده تبدیل به کشور سینما می‌شه.

684
00:53:26,480 --> 00:53:29,960
‫آخرای قرن نوزدهم، سفرها زیادتر می‌شه،

685
00:53:30,200 --> 00:53:32,920
‫رویاها در ذهن شکل می‌گیرن
‫و دنیا کوچیک‌تر می‌شه.

686
00:53:33,960 --> 00:53:37,520
‫اپراتورها که حالا نقش دیپلمات،
‫روزنامه‌نگار و جهانگرد رو دارن،

687
00:53:37,800 --> 00:53:39,880
‫اقیانوس‌ها رو درمی‌نوردن،

688
00:53:40,320 --> 00:53:42,360
‫از سواحل و آدم‌های کنار دریا فیلم می‌گیرن،

689
00:53:42,520 --> 00:53:44,160
‫دوربین رو روی کشتی می‌ذارن...

690
00:53:44,360 --> 00:53:47,120
‫...تا بندر الجزیره رو
‫بهتر ببینن، مثل همین‌جا.

691
00:54:14,480 --> 00:54:16,960
‫اولین اپراتورها،
‫اون‌هایی که فیلم می‌گرفتن،

692
00:54:17,280 --> 00:54:19,680
‫به اولین سؤال کارگردانی جواب می‌دن...

693
00:54:19,840 --> 00:54:21,960
‫...که هر فیلم‌سازی بعد از
‫اون‌ها از خودش می‌پرسه.

694
00:54:22,640 --> 00:54:24,120
‫دوربین رو کجا باید گذاشت؟

695
00:54:24,560 --> 00:54:26,240
‫تازه داریم با داستان زندگی...

696
00:54:26,400 --> 00:54:29,120
‫...سرگذشت و افسانه‌ی
‫این اپراتورها آشنا می‌شیم.

697
00:54:29,360 --> 00:54:31,640
‫استعداد اون‌ها از سادگی حرکات‌شون...

698
00:54:31,960 --> 00:54:33,480
‫...و نیت‌هاشون سرچشمه می‌گیره.

699
00:54:34,160 --> 00:54:36,520
‫با لومیر اون زمان، و امروزه،

700
00:54:36,800 --> 00:54:38,960
‫سینما راهی برای شناخت بهتر خودمونه.

701
00:55:09,040 --> 00:55:10,920
‫از راه دریا به الجزیره می‌رسیم.

702
00:55:11,360 --> 00:55:13,480
‫و با تراموا ازش دور می‌شیم،

703
00:55:13,800 --> 00:55:15,760
‫با یه تِراولینگ بی‌نظیر...

704
00:55:16,280 --> 00:55:18,920
‫...و در همون حال، «اِلِژی، اپوس ۲۴»
‫ اثر گابریل فوره،

705
00:55:19,160 --> 00:55:21,720
‫شهر سفید رو در هاله‌ای از
‫یک اندوه قطعی فرو می‌بره.

706
00:55:45,280 --> 00:55:49,840
‫وعدۀ دنیا

707
00:55:58,680 --> 00:56:02,400
‫«سینما یعنی وعده‌ی دنیا»، این رو
‫بلز ساندرار در دهه‌ی ۲۰ میلادی گفته.

708
00:56:02,640 --> 00:56:04,480
‫نوید، در جوانی است.

709
00:56:05,000 --> 00:56:08,080
‫لومیر از بچه‌ها فیلم می‌گیره، هم
‫بچه‌های خودش و هم بچه‌های دیگه.

710
00:56:08,800 --> 00:56:10,640
‫فرشته‌های کوچولویی که
‫اولین قدم‌هاشون رو برمی‌دارن،

711
00:56:10,800 --> 00:56:12,320
‫یا تو خیابون دارن تیله‌بازی می‌کنن.

712
00:56:12,520 --> 00:56:14,040
‫این کار رو با همون نگاه،

713
00:56:14,200 --> 00:56:16,600
‫همون کنجکاوی و همون لطافت انجام می‌ده.

714
00:56:17,000 --> 00:56:18,360
‫این فیلم که در لیون گرفته شده،

715
00:56:18,520 --> 00:56:21,600
‫یه مسابقه رقصه که هر کسی
‫هر کاری از دستش برمی‌آد می‌کنه،

716
00:56:21,880 --> 00:56:24,600
‫مثل اون پسر کوچولوی وسط
‫تصویر که به دوربین نگاه می‌کنه...

717
00:56:24,960 --> 00:56:26,960
‫...و تبدیل می‌شه به سوژه اصلی فیلم.

718
00:56:38,000 --> 00:56:40,160
‫مراقب باشید، یک دعوای بچگانه.

719
00:56:40,560 --> 00:56:43,040
‫کادربندی انگار از نقاشی‌های
‫آگوست رنوار بیرون اومده،

720
00:56:43,240 --> 00:56:45,640
‫همونی که بچه‌هایی با موهای فرفری...

721
00:56:45,760 --> 00:56:47,160
‫...و چهره‌هایی دخترونه نقاشی می‌کرد.

722
00:56:47,480 --> 00:56:50,480
‫اینجا هم چندتا موجود مو
‫فرفری، اصلاً کوتاه نمیان.

723
00:56:58,600 --> 00:57:00,280
‫بده من! نه!

724
00:57:00,480 --> 00:57:02,160
‫بگیر. قاشق منو پس بده.

725
00:57:06,720 --> 00:57:07,720
‫گریه می‌کنه.

726
00:57:07,880 --> 00:57:08,880
‫طفلکی.

727
00:57:29,200 --> 00:57:32,760
‫تو حیاط مدرسه، لی‌لی بازی تنها سرگرمی بود.

728
00:57:33,280 --> 00:57:36,360
‫نیازی به توضیح نداره، کیه که یادش نیاد؟

729
00:57:39,360 --> 00:57:41,320
‫راستی، «تخریب یک دیوار»...

730
00:57:41,480 --> 00:57:44,040
‫...تنها فیلمی نبود که برعکس نمایش داده شد.

731
00:57:44,320 --> 00:57:46,840
‫آپاراتچی‌ها با یه حقه سرگرم می‌شدن...

732
00:57:47,000 --> 00:57:49,080
‫...که تماشاچیا عاشقش بودن.

733
00:57:49,760 --> 00:57:50,960
‫حالت عادی.

734
00:57:51,920 --> 00:57:53,000
‫و برعکس.

735
00:57:57,720 --> 00:57:58,800
‫و دوباره عادی.

736
00:58:00,200 --> 00:58:01,240
‫و دوباره برعکس.

737
00:58:01,680 --> 00:58:03,040
‫یه بار دیگه رو به جلو.

738
00:58:06,040 --> 00:58:07,280
‫و یک بار دیگه.

739
00:58:37,520 --> 00:58:40,200
‫یک نمونه کلاسیک از
‫کارگردانی‌های کمپانی لومیر.

740
00:58:40,560 --> 00:58:43,000
‫«بچه‌ها، فیلم کمتر از یک دقیقه است،

741
00:58:43,200 --> 00:58:46,240
‫بیاین جلوی دوربین و
‫هرچی بلدید رو نشون بدین».

742
00:58:47,000 --> 00:58:50,240
‫تمرین‌ها سخت بود، ولی
‫نتیجه فوق‌العاده است.

743
00:58:50,480 --> 00:58:52,920
‫معلم ورزش، با کت و کراوات،

744
00:58:53,080 --> 00:58:54,600
‫مراقب اوضاع است.

745
00:58:54,720 --> 00:58:57,200
‫حتی یک بچه هم بیکار نمونده،

746
00:58:57,440 --> 00:58:59,200
‫بعضی وقتا یه کار من‌درآوردی می‌کنه.

747
00:58:59,520 --> 00:59:01,160
‫خلاصه، همه جور حرکتی می‌زنن.

748
00:59:27,320 --> 00:59:30,000
‫پایان قرن نوزدهم، دوره‌ی صلح و آرامشه،

749
00:59:30,360 --> 00:59:31,800
‫هرچند دوامی نخواهد داشت.

750
00:59:32,280 --> 00:59:34,400
‫برای همین قدر لحظه‌های
‫شاد بیشتر دونسته می‌شه.

751
00:59:34,880 --> 00:59:36,880
‫این فیلم که در جنوب فرانسه
‫گرفته شده اسمش هست:

752
00:59:37,200 --> 00:59:38,640
‫«درس دوچرخه‌سواری».

753
00:59:39,800 --> 00:59:41,960
‫ما رو یاد این شعر از ویکتور هوگو می‌ندازه:

754
00:59:42,160 --> 00:59:44,600
‫«توپ‌های داغ وظیفه‌شان را انجام دادند.»

755
00:59:45,080 --> 00:59:47,880
‫«گلوله‌های توپ خوش درخشیدند، تمام شد.»

756
00:59:48,120 --> 00:59:49,680
‫«مردگان، مرده‌اند.»

757
01:00:15,520 --> 01:00:17,120
‫لومیر برای به تصویر کشیدن زندگی بچه‌ها،

758
01:00:17,240 --> 01:00:19,040
‫سوژه‌ها و شوخی‌ها رو با هم ترکیب می‌کرد...

759
01:00:19,360 --> 01:00:21,720
‫...همزمان با اینکه
‫فیلمنامه‌ها نوشته می‌شدن.

760
01:00:22,680 --> 01:00:24,720
‫او تونست طبیعی بودن بچه‌ها رو ثبت کنه،

761
01:00:24,960 --> 01:00:27,640
‫نحوه بازی کردن و نگاه
‫کردنشون به دوربین رو.

762
01:00:29,040 --> 01:00:31,400
‫بعضی از سوژه‌ها یک پژواک گذشته‌نگر دارن...

763
01:00:31,560 --> 01:00:32,760
‫...در تاریخ سینما.

764
01:00:32,920 --> 01:00:35,880
‫مثلاً، این سکانس از یک
‫بالشت‌بازی دیوانه‌وار...

765
01:00:36,000 --> 01:00:38,080
‫...بین پسرها و دخترها تو یه خوابگاه مشترک،

766
01:00:38,240 --> 01:00:41,240
‫خبر از سکانسی می‌ده که ژان ویگو
‫در فیلم «نمره اخلاق صفر» گرفت.

767
01:00:57,600 --> 01:00:58,600
‫بچه‌ها،

768
01:00:59,080 --> 01:01:00,680
‫حالا وقت تمیزکاریه.

769
01:01:03,800 --> 01:01:08,320
‫قطارها و سفرها
‫کشتی‌ها و سواحل

770
01:01:10,480 --> 01:01:12,720
‫یک نمای همزمان آرام و شلوغ.

771
01:01:13,080 --> 01:01:15,560
‫فیلم‌برداری آرومه، اما
‫میدون پر از جنب‌وجوشه.

772
01:01:15,760 --> 01:01:17,600
‫پوئِرتا دِل سول، در مادرید،

773
01:01:17,720 --> 01:01:19,360
‫در بهار ۱۸۹۶.

774
01:01:19,920 --> 01:01:21,440
‫پایین سمت چپ رو نگاه کنید.

775
01:01:21,560 --> 01:01:25,080
‫چه مانور فوق‌العاده‌ای
‫برای دور زدنِ کالسکه.

776
01:01:26,280 --> 01:01:28,360
‫واگن‌های تراموا روی ریل دیده می‌شن،

777
01:01:28,520 --> 01:01:30,720
‫کالسکه‌های تک‌اسبه، دو‌اسبه،

778
01:01:30,880 --> 01:01:32,600
‫و گاری‌هایی با چند اسب.

779
01:01:32,880 --> 01:01:34,480
‫برتران تاورنیه گفته:

780
01:01:34,680 --> 01:01:37,480
‫نماهای از بالا این حس
‫معجزه‌آسا رو می‌دن...

781
01:01:37,680 --> 01:01:40,160
‫...که انگار دوربین همیشه
‫جای درستی قرار گرفته.

782
01:01:57,880 --> 01:01:59,440
‫یک موقعیت دیگه برای دوربین،

783
01:01:59,600 --> 01:02:01,600
‫یه برداشت متفاوت دیگه
‫از قطارها و ترامواها،

784
01:02:01,760 --> 01:02:03,640
‫در تولوز، خیابان آلزاس-لورن.

785
01:02:03,960 --> 01:02:06,600
‫تصویر از یه پیچ گرفته
‫شده، که بهش حرکت می‌ده.

786
01:02:07,120 --> 01:02:09,240
‫مامور بلیط به شکلی بی‌نقص پیاده می‌شه.

787
01:02:09,560 --> 01:02:12,040
‫و دوباره سوار می‌شه، خدا می‌دونه چرا.

788
01:02:19,640 --> 01:02:22,440
‫آقایی با کلاه لبه‌گرد از راه
‫می‌رسه، همون‌جا می‌ایسته،

789
01:02:22,720 --> 01:02:25,480
‫و منتظر یه خانم می‌مونه
‫برای یک گفتگوی مرموز.

790
01:02:26,880 --> 01:02:29,600
‫همین، ولی پلان فوق‌العاده‌ایه.

791
01:02:47,640 --> 01:02:49,680
‫با اینکه فیلم هیچ صدایی نداره،

792
01:02:49,880 --> 01:02:52,120
‫پروژکتور یه صدای کمی از خودش درمی‌آورد.

793
01:02:52,920 --> 01:02:55,520
‫اما سکوت، خودش بخشی از نمایش بود،

794
01:02:55,680 --> 01:02:57,760
‫همه حواسشون رو به پرده می‌دادن.

795
01:02:58,200 --> 01:03:00,520
‫آمریکایی‌ها بهش نمی‌گفتن «سینمای صامت»،

796
01:03:00,800 --> 01:03:03,560
‫بلکه می‌گفتن «فیلم بی‌صدا»
‫یا «silent movie».

797
01:03:04,400 --> 01:03:07,200
‫اما یه فیلم صامت می‌تونست
‫نمایش پرسروصدایی داشته باشه،

798
01:03:07,360 --> 01:03:09,720
‫چون سالن‌ها همیشه هم ساکت نبودن.

799
01:03:38,920 --> 01:03:41,680
‫«ورود قطار به لا سیوتا» از همه معروف‌تره،

800
01:03:41,880 --> 01:03:44,040
‫ولی نماهای زیادی مثل این گرفته شد...

801
01:03:44,280 --> 01:03:47,320
‫...که توی سکوی ایستگاه‌ها تو فرانسه،
‫آمریکا و جاهای دیگه فیلمبرداری شدن.

802
01:03:47,600 --> 01:03:50,440
‫هر بار زاویه و همین‌طور
‫ریتم فیلم فرق می‌کنه،

803
01:03:50,640 --> 01:03:52,600
‫اما اون شور و هیجان همیشه یکسانه.

804
01:04:17,240 --> 01:04:19,760
‫این فیلم به خاطر روان بودنش فوق‌العاده‌اس،

805
01:04:20,280 --> 01:04:22,760
‫با اینکه بد شروع می‌شه، دسته وایمیسته،

806
01:04:23,320 --> 01:04:26,040
‫فیلم رو قطع می‌کنه و دوباره
‫راه میفته، درست مثل خود فیلم.

807
01:04:27,160 --> 01:04:28,880
‫قابی از بندر تولون،

808
01:04:29,160 --> 01:04:32,200
‫جایی که منتظر «امیل لوبه»،
‫رئیس‌جمهور فرانسه هستن.

809
01:04:35,200 --> 01:04:38,720
‫چیزی که الان بهش می‌گیم
‫«تراولینگ»، اون موقع «پانوراما» بود.

810
01:04:39,480 --> 01:04:42,960
‫این حرکت‌های باشکوه،
‫امضای برادران لومیر بود.

811
01:04:43,360 --> 01:04:46,120
‫هم خودش و هم فیلمبرداراش
‫تو این کار متخصص شدن.

812
01:04:46,560 --> 01:04:47,960
‫چندتاشون رو می‌بینیم.

813
01:05:02,680 --> 01:05:05,360
‫این معروف‌ترین پانورامایی
‫نیست که توی ونیز گرفته شده...

814
01:05:05,520 --> 01:05:08,400
‫...توسط «الکساندر
‫پرومیو»، اما زیباترینشونه.

815
01:05:08,920 --> 01:05:10,720
‫کافیه خم بشی و نگاه کنی.

816
01:05:47,320 --> 01:05:50,680
‫نقش‌ونگارهای پیچیده،
‫ عمق میدان و کادربندی‌های هوشمندانه،

817
01:05:51,040 --> 01:05:53,560
‫نماهای لومیر بازتاب‌دهنده‌ی
‫نگاهی به جهان هستن

818
01:05:53,880 --> 01:05:56,360
‫که از نحوه‌ی بازنمایی‌شون جدا نیست.

819
01:05:57,280 --> 01:05:58,440
‫نگاهی کاملاً شخصی.

820
01:05:58,640 --> 01:06:01,640
‫اینجا بحث سبک و میزانسن بصری مطرح می‌شه.

821
01:06:02,040 --> 01:06:04,320
‫چطور می‌شه فقط با خودِ
‫واقعیت، مخاطب رو جذب کرد؟

822
01:06:04,640 --> 01:06:06,920
‫چطور می‌شه بدون تحت تأثیر قرار دادنِ...

823
01:06:07,240 --> 01:06:09,880
‫...تماشاگر، صنعت سینما و در
‫نهایت بازار، توجه‌شون رو جلب کرد؟

824
01:06:10,280 --> 01:06:12,000
‫تحت تأثیر قرار دادن، یک اجبار،

825
01:06:12,160 --> 01:06:14,680
‫که سینما در نهایت با گذشت
‫زمان به خودش تحمیل می‌کنه.

826
01:07:03,600 --> 01:07:05,360
‫مثل عکاس‌هایی که از آتلیه بیرون می‌زنن،

827
01:07:05,680 --> 01:07:07,680
‫یا نقاش‌هایی که کاخ‌ها رو رها می‌کنن

828
01:07:07,880 --> 01:07:09,360
‫تا آفتاب و باد رو حس کنن،

829
01:07:09,680 --> 01:07:11,800
‫لومیر آسمون و دریا رو با هم قاطی می‌کنه،

830
01:07:12,160 --> 01:07:13,960
‫قایق‌های شکننده روی موج‌ها

831
01:07:14,200 --> 01:07:16,080
‫و به آب انداختن کشتی‌ها تو بندرها.

832
01:07:16,600 --> 01:07:18,280
‫او به دنیای در حرکت نگاه می‌کنه،

833
01:07:18,600 --> 01:07:20,600
‫با سرعت و با لطافت.

834
01:08:42,520 --> 01:08:43,160
‫بازیگران!

835
01:08:43,200 --> 01:08:44,640
‫لومیر با ساختنِ «آبیارِ آبیاری‌شده»،

836
01:08:44,960 --> 01:08:48,720
‫می‌خواست طنز و شوخ‌طبعی
‫رو وارد دوربین کنه.

837
01:08:49,680 --> 01:08:52,520
‫سینما به یک بازنمایی
‫تمام‌عیار تبدیل می‌شه.

838
01:08:59,480 --> 01:09:03,080
‫این صحنه آدم رو یاد مقدمه‌ای
‫برای سینمای رزمی میندازه.

839
01:09:03,600 --> 01:09:05,600
‫اما این جدِ بروس لی،

840
01:09:05,760 --> 01:09:07,560
‫یه بازیگر تئاتر کابوکی (تئاتر سنتی ژاپن)

841
01:09:07,920 --> 01:09:09,760
‫است که روبروی «کنستانت ژیرل»

842
01:09:09,880 --> 01:09:11,800
‫خلاصه‌ای از فنون مبارزه رو اجرا می‌کنه.

843
01:09:11,960 --> 01:09:13,560
‫فقط تماشا کنید.

844
01:09:31,680 --> 01:09:33,520
‫ببخشید، هنوز تموم نشده.

845
01:09:34,160 --> 01:09:35,480
‫دوباره سر جام وایمیستم.

846
01:09:35,960 --> 01:09:38,320
‫میزانسن تقریباً بی‌نقصه.

847
01:10:03,680 --> 01:10:05,400
‫لومیر و هنرِ بازسازی.

848
01:10:05,880 --> 01:10:09,520
‫«گابریل ویر» این سناریو رو
‫یک سال قبلش تو مکزیک ساخته بود.

849
01:10:10,320 --> 01:10:12,320
‫اینجا صحنه در شهر لیون اتفاق میفته،

850
01:10:12,560 --> 01:10:15,200
‫و دو مرد دارن با تپانچه دوئل می‌کنن.

851
01:10:16,560 --> 01:10:19,480
‫همه‌چی واقعی به نظر
‫می‌رسه، هدف ترسوندن مردمه.

852
01:10:19,880 --> 01:10:21,160
‫حتی باروت تفنگ.

853
01:10:21,800 --> 01:10:25,080
‫اما شخصیتی که نقش قربانی رو بازی
‫می‌کنه، مرده‌ی خوبی از آب درنمیاد.

854
01:10:25,880 --> 01:10:27,400
‫اون‌قدرا هم مرده به نظر نمیاد،

855
01:10:27,560 --> 01:10:29,800
‫وقتی خودش دست راستش رو بالا میاره

856
01:10:30,080 --> 01:10:32,280
‫تا راحت‌تر بتونن بلندش کنن.

857
01:10:42,680 --> 01:10:44,200
‫می‌گن یه اثر داستانیِ خوب

858
01:10:44,480 --> 01:10:46,960
‫میزانسن خودش رو هم مستندسازی می‌کنه.

859
01:10:47,880 --> 01:10:50,040
‫اینجا، تو فیلم شماره ۸۸۹،

860
01:10:50,400 --> 01:10:53,160
‫آماده‌سازی فیلمنامه، خودش
‫بخشی از فیلمنامه است.

861
01:10:53,520 --> 01:10:55,640
‫وسواسی و مبتکرانه،

862
01:10:55,800 --> 01:10:59,160
‫و برای مخاطبی که
‫درگیرش می‌کنه، کاملاً شفافه.

863
01:10:59,880 --> 01:11:01,560
‫این فصل، «بازیگران»،

864
01:11:01,720 --> 01:11:04,080
‫می‌تونست «تولد نمایش» هم نام بگیره.

865
01:11:04,360 --> 01:11:07,080
‫یا حتی «مسخره‌بازی جلوی دوربین».

866
01:11:39,600 --> 01:11:42,560
‫«معلول قلابی» کنار
‫کارخونه‌ی لومیر فیلمبرداری شد.

867
01:11:44,480 --> 01:11:47,640
‫از امکاناتی استفاده می‌کنه که
‫سینمای اون دوره در اختیارش گذاشته،

868
01:11:48,080 --> 01:11:50,240
‫مثل کادربندی، نمای عمومی،

869
01:11:50,560 --> 01:11:53,600
‫عمق میدان و یک میزانسن بی‌عیب‌ونقص.

870
01:11:53,880 --> 01:11:55,120
‫ولی عجب کاریه،

871
01:11:55,240 --> 01:11:57,360
‫اسم فیلم، «معلول قلابی»،

872
01:11:57,560 --> 01:11:59,760
‫از همون اول لو می‌ده که قراره چی بشه.

873
01:12:49,640 --> 01:12:51,240
‫گذشته از جنبه‌ی کمدی فیلم،

874
01:12:51,640 --> 01:12:53,720
‫میزانسن و ریتم اون حیرت‌انگیزه.

875
01:12:57,440 --> 01:13:00,040
‫فریاد، جیغ، حرکت.

876
01:13:00,520 --> 01:13:04,160
‫اینجا، چندتا بازیگر دارن با
‫هیجان به شوخی خودشون می‌خندن.

877
01:13:04,600 --> 01:13:07,120
‫هیجانی که یه سگ هم دلش
‫می‌خواد توش شریک باشه.

878
01:13:19,200 --> 01:13:21,600
‫فوتیت و شکلات، یک انگلیسی و یک کوبایی،

879
01:13:22,000 --> 01:13:24,160
‫هنرمندان نمایش‌های واریته و دلقک بودن،

880
01:13:24,600 --> 01:13:27,040
‫که شخصیت‌هاشون به شدت معروف شد.

881
01:13:27,640 --> 01:13:30,040
‫اصطلاح فرانسوی «شکلات شدن» هم از همین‌جا اومده،

882
01:13:30,200 --> 01:13:31,480
‫یعنی کسی رو گول زدن.

883
01:13:31,880 --> 01:13:34,040
‫شش فیلم براشون ساخته شد، این سومی‌شه،

884
01:13:34,160 --> 01:13:35,440
‫«صندلی گهواره‌ای».

885
01:14:11,360 --> 01:14:14,520
‫خانواده‌ی «کِرمو» برگشتن،
‫چرا که نه؟ خوش می‌گذره!

886
01:14:15,000 --> 01:14:17,200
‫حالا که حرف خانواده شد، این پدرشونه

887
01:14:17,360 --> 01:14:20,400
‫و اینا هم بچه‌هاش که با بدن‌های
‫انعطاف‌پذیرشون همکاری می‌کنن.

888
01:14:26,240 --> 01:14:29,240
‫بله، ظاهراً لومیر مخترع
‫ویدیوهای گربه هم بوده.

889
01:14:32,000 --> 01:14:33,520
‫توی اولین فیلمبرداری‌ها،

890
01:14:33,640 --> 01:14:36,040
‫لومیر همیشه سوژه‌های
‫الهام‌بخشی دم دستش نداشت.

891
01:14:36,400 --> 01:14:37,720
‫دنبالشون می‌گشت.

892
01:14:38,040 --> 01:14:39,960
‫و از هر چیزی که دم دستشه فیلم می‌گیره.

893
01:14:40,520 --> 01:14:41,760
‫مثلاً یه گربه.

894
01:14:42,240 --> 01:14:44,960
‫گربه‌ای که حتی بیشتر از
‫تماشاگر بهش خوش می‌گذره.

895
01:15:07,560 --> 01:15:09,800
‫گربه‌ای که بازی می‌کنه و آخرش هم می‌افته.

896
01:15:19,400 --> 01:15:21,760
‫کاتالوگ لومیر شامل این‌ها هم می‌شد:

897
01:15:22,240 --> 01:15:25,240
‫فیلم‌های صحنه‌سازی‌شده،
‫سکانس‌های دراماتیک یا کمدی،

898
01:15:25,720 --> 01:15:28,840
‫که بر اساس تاریخ ساخته
‫می‌شدن تا توجه مردم رو جلب کنن.

899
01:15:29,640 --> 01:15:31,040
‫اسم این یکی هست...

900
01:15:31,360 --> 01:15:33,920
‫...«نرون در حال آزمایش زهر روی برده‌هایش».

901
01:15:34,160 --> 01:15:35,840
‫معلومه که خیلی تئاتریه.

902
01:15:38,960 --> 01:15:40,960
‫نرون دستور می‌ده: «یکی دیگه برام بیارین.»

903
01:15:42,840 --> 01:15:45,600
‫صبر کردن ارزشش رو
‫داشت، این یکی بازیگر مادرزاده.

904
01:15:47,280 --> 01:15:48,280
‫عجله نمی‌کنه،

905
01:15:48,560 --> 01:15:50,640
‫ولی خیلی خوب بلده خودش رو به مردن بزنه.

906
01:15:52,640 --> 01:15:55,120
‫خب، شایدم خیلی بد بلد باشه.

907
01:16:15,840 --> 01:16:18,080
‫این برداشت، شماره‌ی ۲۰۰۷ هست،

908
01:16:18,320 --> 01:16:21,360
‫یک فیلم متأخر که سال
‫۱۹۰۲ فیلم‌برداری شده...

909
01:16:21,600 --> 01:16:24,440
‫...تو یه محوطه‌ی آماده‌سازی‌شده
‫در کارخونه‌ی مون‌پِلِزیر.

910
01:16:24,880 --> 01:16:26,840
‫سینما دیگه مثل قبل نیست.

911
01:16:27,320 --> 01:16:29,360
‫مِلی‌یس، دوست آنتوان لومیر،

912
01:16:29,600 --> 01:16:31,320
‫با دنیای خودش از راه رسیده.

913
01:16:31,920 --> 01:16:35,080
‫فیلم‌ها طولانی‌تر شدن،
‫سینما شده کمدی، تئاتر، جادو،

914
01:16:35,400 --> 01:16:36,680
‫و نمایش اشباح.

915
01:16:37,240 --> 01:16:40,400
‫دیگه تصاویر رو به هم می‌چسبونن،
‫حقه به کار می‌برن، رنگ‌آمیزی می‌کنن،

916
01:16:40,800 --> 01:16:43,520
‫مثل این فیلم، «عصرانه‌ی خارق‌العاده».

917
01:16:44,360 --> 01:16:48,160
‫پایین سمت راست امضا شده، دیدید، «لومیر».

918
01:18:06,800 --> 01:18:08,000
‫ولی این سینما،

919
01:18:08,240 --> 01:18:10,400
‫که به پایان این ماجراجویی نزدیک می‌شه،

920
01:18:11,000 --> 01:18:13,760
‫که اجازه می‌ده به حال و هوای
‫کافه های شهری آلوده بشه...

921
01:18:14,000 --> 01:18:16,720
‫...و به کارِ استادانِ دستکاری واقعیت،

922
01:18:16,880 --> 01:18:19,880
‫اون سینما، سینمای واقعی لومیر نیست.

923
01:18:24,040 --> 01:18:27,920
‫آنچه سینما ابداع می‌کند

924
01:18:36,000 --> 01:18:38,640
‫سینمای لومیر نه جلوه‌ی
‫ویژه داره نه رنگ‌آمیزی شده.

925
01:18:39,600 --> 01:18:41,000
‫هیچ افکت بی‌خودی‌ای توش نیست،

926
01:18:41,160 --> 01:18:43,840
‫و هرگز از کنش اصلی سینما جدا نمی‌شه،

927
01:18:44,240 --> 01:18:46,920
‫چون فقط به لطف دوربین وجود داره،

928
01:18:47,120 --> 01:18:48,680
‫که گواه بداهت اونه.

929
01:18:50,200 --> 01:18:53,120
‫لومیر و فیلم‌بردارهاش به
‫مسئله‌ی کارگردانی فکر می‌کردن،

930
01:18:53,720 --> 01:18:56,400
‫درست مثل هزاران کارگردانی
‫که راه اونا رو ادامه دادن،

931
01:18:56,680 --> 01:18:58,880
‫به نقش دوربین، به قدرت یک سوژه،

932
01:18:59,240 --> 01:19:00,800
‫به ایده‌ی یک حرکت.

933
01:19:01,000 --> 01:19:04,520
‫ببینید، تو این فیلم که سال
‫۱۸۹۶ تو ناپل گرفته شده،

934
01:19:04,920 --> 01:19:07,600
‫مردهایی که لب ساحل دارن تورها رو می‌کشن...

935
01:19:07,920 --> 01:19:10,760
‫...دو تا خط افقی ایجاد می‌کنن
‫که مرکز کادر رو مشخص می‌کنه.

936
01:19:11,520 --> 01:19:14,160
‫اینجا انگار تو حال و هوای
‫نئورئالیستیِ لوکینو ویسکونتی هستیم،

937
01:19:14,280 --> 01:19:15,720
‫تو فیلم «زمین می‌لرزد».

938
01:19:25,880 --> 01:19:28,120
‫داشتیم از زیبایی سینماتوگراف حرف می‌زدیم.

939
01:19:28,280 --> 01:19:30,360
‫اینجا، در شانزلیزه،

940
01:19:30,640 --> 01:19:32,760
‫در یک پاریسِ پروستی،
‫(یادآور آثار مارسل پروست)

941
01:19:33,360 --> 01:19:36,560
‫یک زن، مادر، خاله، یا دایه،

942
01:19:36,960 --> 01:19:39,080
‫مراقب بچه‌هایی‌ـه که دارن بازی می‌کنن.

943
01:19:39,640 --> 01:19:41,240
‫درست مثل ادوار مانه، (نقاش فرانسوی)

944
01:19:41,520 --> 01:19:44,000
‫تخیل لومیر، نگاهش به دنیا،

945
01:19:44,360 --> 01:19:47,680
‫عظمت زندگیِ آرام و شاد رو به تصویر می‌کشه.

946
01:19:49,360 --> 01:19:52,120
‫نوعی به دام انداختن و به
‫نمایش گذاشتنِ زندگی روزمره...

947
01:19:52,320 --> 01:19:54,440
‫...در پایان یک قرن که همزمان هم...

948
01:19:54,560 --> 01:19:57,440
‫...تصویرگر نهایی‌شه و
‫هم ثبت‌کننده‌ی وفادارش.

949
01:20:14,360 --> 01:20:17,400
‫ژان-لوک گدار می‌گفت: «برای تغییر گرامر،...

950
01:20:17,560 --> 01:20:20,000
‫...باید به سراغ بی‌سوادها
‫و مکتب‌نرفته‌ها رفت».

951
01:20:20,360 --> 01:20:22,520
‫لومیر اولین مکتب‌نرفته‌ی سینما بود.

952
01:20:22,920 --> 01:20:25,040
‫مجبور بود یه گرامر رو
‫ابداع کنه، گرامر خودش،

953
01:20:25,520 --> 01:20:27,280
‫و یک زبان، زبانِ خودش.

954
01:20:28,120 --> 01:20:31,800
‫او از تپق‌های فنی عبور کرد
‫تا به یک هنر دست پیدا کنه،

955
01:20:32,000 --> 01:20:34,520
‫هنری که سبک خاص خودش رو بهش اضافه کرد.

956
01:20:35,600 --> 01:20:38,080
‫اینجا، که باز هم داره
‫از جمعیت تجلیل می‌کنه،

957
01:20:38,360 --> 01:20:40,120
‫می‌شه صبوری پلان رو حس کرد،

958
01:20:40,320 --> 01:20:42,280
‫که به کیفیت نگاه ما غنا می‌بخشه.

959
01:20:42,960 --> 01:20:44,880
‫دوربین روبروی درِ...

960
01:20:45,160 --> 01:20:47,320
‫...کلیسای جامع کُلن در آلمان قرار گرفته.

961
01:20:47,960 --> 01:20:49,960
‫خروج از کلیسا، خروج از کارخونه،

962
01:20:50,120 --> 01:20:51,760
‫اون دوره مثل هم بود.

963
01:21:07,520 --> 01:21:10,400
‫سینما با معصومیت و سادگی شروع شد.

964
01:21:10,880 --> 01:21:13,120
‫پیچیدگی روایی بعداً به وجود اومد.

965
01:21:13,440 --> 01:21:15,840
‫لومیر از اوگوست رنوار وام می‌گیره...

966
01:21:16,080 --> 01:21:19,320
‫...و به ژان رنوار، پسرش، الهام
‫می‌بخشه تا مُبلّغ قرن بیستم باشه.

967
01:21:20,080 --> 01:21:23,000
‫بهش لقب امپرسیونیست دادن
‫به خاطر مکتب نقاشی‌ای...

968
01:21:23,240 --> 01:21:25,000
‫...که شاید اصلاً نمی‌شناختش.

969
01:21:25,920 --> 01:21:29,040
‫دستگاهش رو تو دشت‌ها می‌ذاشت،
‫کنار رودخونه‌ها، توی خیابون.

970
01:21:29,400 --> 01:21:32,320
‫اون سینمایی رو به کار می‌گرفت که
‫از طریق زیبایی از حقیقت می‌گفت...

971
01:21:32,520 --> 01:21:34,040
‫...و از طریق حقیقت از زیبایی.

972
01:21:34,240 --> 01:21:37,520
‫مثل این نگاه‌های سرکشِ کودکانی
‫که دوربین رو به چالش می‌کشن...

973
01:21:37,760 --> 01:21:39,400
‫...در خیابانی در اشتوتگارت.

974
01:21:53,160 --> 01:21:55,680
‫سینما یعنی نوشتن با یک دوربین،

975
01:21:55,840 --> 01:21:57,960
‫دوربینی کوچک و خوش‌دست،
‫همونطور که بعدها شدن،

976
01:21:58,120 --> 01:22:00,880
‫و بی‌حرکت و ظریف
‫همونطور که سینماتوگراف بود.

977
01:22:01,560 --> 01:22:03,680
‫در این مورد، دستگاهی که دور قرار داده شده،

978
01:22:04,040 --> 01:22:06,920
‫کادر رو برای یک صحنه‌ی
‫فوق‌العاده محدود می‌کنه.

979
01:22:07,680 --> 01:22:11,160
‫اسبی که با یک طناب
‫مهار شده، دایره‌وار می‌تازه،

980
01:22:11,440 --> 01:22:14,160
‫در حالی که چند سوارکار
‫به نوبت هنرنمایی می‌کنن...

981
01:22:14,800 --> 01:22:16,840
‫...روبروی قلعه‌ی باشکوه پراگ

982
01:22:17,000 --> 01:22:19,840
‫که در پس‌زمینه‌ی یک ترکیب‌بندی
‫تحسین‌برانگیز قرار داره.

983
01:22:20,320 --> 01:22:22,800
‫اسب حتی در آخر یک تعظیم هم می‌کنه،

984
01:22:23,120 --> 01:22:26,280
‫انگار که می‌خواد پایانی باشه برای
‫یک فیلم با زیبایی‌شناسی بی‌نقص.

985
01:22:32,800 --> 01:22:34,360
‫این رو قبلاً دیدیم.

986
01:22:35,080 --> 01:22:37,240
‫این صحنه به همان اندازه که مدیون عکاسیه،

987
01:22:37,600 --> 01:22:40,520
‫مدیون شیوه‌ی بدیعِ فیلم‌برداری از
‫یک گروهان سواره‌نظام هم هست،

988
01:22:41,240 --> 01:22:43,640
‫که از دور می‌رسه و وارد کادر می‌شه.

989
01:22:43,840 --> 01:22:45,520
‫به‌خصوص چند ثانیه‌ی آخر،

990
01:22:45,720 --> 01:22:48,080
‫یک پایان پلان باشکوه، دقت کنید،

991
01:22:48,320 --> 01:22:51,960
‫وقتی سوارکارها با یک پراکندگی
‫منظم، خیلی به دوربین نزدیک می‌شن،

992
01:22:52,360 --> 01:22:55,520
‫که پر از گرد و غبار و حرکته.

993
01:22:56,280 --> 01:22:57,280
‫خیلی سینمایی،

994
01:22:57,400 --> 01:22:58,400
‫فقط سینما.

995
01:22:59,160 --> 01:23:01,520
‫فیلم به آخر می‌رسه، همه‌چیز ناپدید می‌شه.

996
01:23:01,760 --> 01:23:04,160
‫صحنه تموم شد، دوربین هم کارش رو کرد.

997
01:23:09,600 --> 01:23:13,280
‫برگردیم به شامونی، به مقر شرکت
‫راه‌آهن پاریس-لیون-مدیترانه...

998
01:23:13,600 --> 01:23:15,760
‫...که میزبان یک کالسکه پر از توریسته.

999
01:23:16,600 --> 01:23:18,080
‫اینجا یک حقیقت بدیهی وجود داره،

1000
01:23:18,240 --> 01:23:20,120
‫سینما توجه رو به خودش جلب می‌کنه.

1001
01:23:20,400 --> 01:23:22,360
‫انبوه جمعیت شاهد این رویدادن.

1002
01:23:22,840 --> 01:23:26,120
‫ارزشش در کمال تصویری، نور...

1003
01:23:26,560 --> 01:23:29,360
‫...و وسعت و عمق میدانی‌ایه
‫که خیلی چیزها رو نشون می‌ده.

1004
01:23:29,840 --> 01:23:32,320
‫اسب‌های انتهای خیابون رو از دست ندین.

1005
01:23:32,600 --> 01:23:35,840
‫مسافرها از دلیجان باشکوه پیاده می‌شن.

1006
01:23:36,360 --> 01:23:38,360
‫ارزش این فیلم در زیبایی‌شه.

1007
01:23:56,400 --> 01:23:58,360
‫فیلم قبلی، همون که کالسکه داشت،

1008
01:23:58,520 --> 01:24:00,880
‫تقریباً یه پیش‌درآمدی
‫بود برای فیلم «دلیجان».

1009
01:24:01,800 --> 01:24:03,280
‫اگه بخوایم با جان فورد ادامه بدیم،

1010
01:24:03,560 --> 01:24:06,720
‫این یکی یادآور صحنه‌ای
‫از فیلم «جویندگان»ـه،

1011
01:24:07,040 --> 01:24:08,720
‫وقتی شخصیت‌ها می‌رقصن...

1012
01:24:08,880 --> 01:24:11,080
‫...با همون الگویی که
‫این دوچرخه‌سوارها دارن.

1013
01:24:11,520 --> 01:24:14,720
‫رقص‌آرایی‌ای که موریس پیالا دوباره
‫در فیلم «ون گوگ» ازش استفاده کرد.

1014
01:24:15,280 --> 01:24:18,600
‫بعد از دور زدن‌های تراموا، نوبت
‫دور زدن‌های ارتش اسپانیاست.

1015
01:24:47,640 --> 01:24:50,080
‫حتی اگه سینما رو قبل از
‫لومیر اختراع کرده بودن...

1016
01:24:50,240 --> 01:24:52,200
‫...لومیر باز هم فیلمساز می‌شد،

1017
01:24:52,640 --> 01:24:54,200
‫اون هم یکی از مهم‌ترین‌ها.

1018
01:24:54,360 --> 01:24:56,200
‫سبک و باورهاش همچنان پابرجاست،

1019
01:24:56,360 --> 01:24:58,320
‫و مسیر رو برای یک هنر جدید باز می‌کنه،

1020
01:24:58,720 --> 01:25:01,520
‫هنری که فیلم‌هاش آینده‌ی
‫باشکوهش رو نوید می‌دن.

1021
01:25:02,640 --> 01:25:04,800
‫اون چیزی که سینماتوگراف
‫لومیر زمینه‌سازشه...

1022
01:25:05,120 --> 01:25:08,040
‫...ظهور مورنائو، برسون و کیارستمیه،

1023
01:25:08,400 --> 01:25:10,520
‫چاپلین، برگمان و اوزو.

1024
01:25:11,440 --> 01:25:14,720
‫سینمای پلان‌های بلند و سادگی.

1025
01:25:39,040 --> 01:25:40,400
‫لومیر یعنی زندگی روزمره.

1026
01:25:40,560 --> 01:25:42,800
‫سینما یک هنر مردمی و بومیه.

1027
01:25:43,320 --> 01:25:45,760
‫این تصاویر اولیه زیر سؤال می‌برن...

1028
01:25:45,920 --> 01:25:47,160
‫...چیزی رو که سینما بهش تبدیل شده.

1029
01:25:47,320 --> 01:25:49,280
‫مدرنیته‌ی معاصر رو به چالش می‌کشن...

1030
01:25:49,600 --> 01:25:51,240
‫...به خاطر قلمرویی که فتح کردن،

1031
01:25:51,400 --> 01:25:52,680
‫ردی که به جا گذاشتن،

1032
01:25:52,840 --> 01:25:55,040
‫و بر قدرت و زیبایی‌شون تأکید می‌کنن.

1033
01:26:25,000 --> 01:26:28,080
‫روزی رسید که فیلمسازها از
‫هواپیماهای در حال پرواز فیلم گرفتن.

1034
01:26:28,520 --> 01:26:30,720
‫ولی لومیر از موج‌های دریا فیلم می‌گرفت.

1035
01:26:32,000 --> 01:26:33,640
‫به خاطر این حالِ ابدی‌ش،

1036
01:26:33,800 --> 01:26:35,800
‫این مدرن‌ترین پلان به معنای واقعی کلمه‌ست،

1037
01:26:35,920 --> 01:26:38,840
‫اقیانوس اطلس، نزدیک
‫«صخره‌های باکره» در بیاریتز.

1038
01:26:39,400 --> 01:26:41,320
‫قاب‌بندی، تأمل، شگفتی،

1039
01:26:41,560 --> 01:26:43,520
‫و حتی اگه خیلی طول بکشه، ملال‌آوره،

1040
01:26:43,600 --> 01:26:46,520
‫کاری که بعدها بعضی از
‫فیلمسازها در انجامش تردید نکردن.

1041
01:26:47,360 --> 01:26:48,360
‫در دستان او،

1042
01:26:48,440 --> 01:26:51,520
‫و فیلمبردارانش که استعداد تقلیدشان...

1043
01:26:51,920 --> 01:26:54,200
‫...نشان‌دهنده‌ی آموزش منسجم لویی بود،

1044
01:26:54,400 --> 01:26:57,680
‫سینما فراتر از بازتولید صرفِ...

1045
01:26:58,120 --> 01:27:01,240
‫...احساساتی‌ست که در یک سالن
‫سینما در پاریس تجربه می‌شد.

1046
01:27:02,040 --> 01:27:04,840
‫یک نگاه بکر، یک نقطه‌نظر
‫جدید ابداع می‌کنه.

1047
01:27:05,160 --> 01:27:07,520
‫این موضوع در این نمای
‫هیپنوتیزم‌کننده کاملاً واضحه.

1048
01:27:12,080 --> 01:27:13,200
‫و در پایان،

1049
01:27:13,600 --> 01:27:15,800
‫دو تا فیلم دیده‌نشده رو با هم می‌بینیم.

1050
01:27:16,320 --> 01:27:17,520
‫در آوریل ۱۹۰۰،

1051
01:27:17,640 --> 01:27:19,600
‫در نمایشگاه جهانی پاریس،

1052
01:27:19,840 --> 01:27:22,760
‫یافته‌های جدیدی به نمایش
‫درآمد و لویی لومیر هم همین‌طور.

1053
01:27:23,360 --> 01:27:25,840
‫یک فیلم با قطع ۷۵ میلی‌متری...

1054
01:27:26,160 --> 01:27:28,160
‫...برای یک پرده‌ی نمایش بسیار بزرگ.

1055
01:27:28,400 --> 01:27:31,360
‫صحبت از فیلم ۷۰ میلی‌متری
‫نیست که ۵۰ سال بعد اختراع شد.

1056
01:27:31,640 --> 01:27:33,960
‫۷۵ میلی‌متری، در سال ۱۹۰۰.

1057
01:27:34,520 --> 01:27:36,720
‫تصویری با وضوحی خارق‌العاده،

1058
01:27:36,880 --> 01:27:39,680
‫با میدانی وسیع که اجازه
‫می‌ده جهان رو در آغوش بکشی.

1059
01:27:42,080 --> 01:27:44,800
‫او از افتتاحیه‌ی کاخ
‫الکتریسیته فیلم می‌گیره.

1060
01:27:45,320 --> 01:27:48,400
‫این پلان، این بنای یادبود،
‫این صف طولانی آدم‌ها،

1061
01:27:48,600 --> 01:27:51,120
‫همه‌چیز پیش‌درآمدی است بر جاه‌طلبی بصریِ...

1062
01:27:51,520 --> 01:27:53,600
‫...دیوید گریفیث، آبل گانس،

1063
01:27:54,080 --> 01:27:56,800
‫آیزنشتاین، فریتز لانگ و مورنائو.

1064
01:27:57,720 --> 01:27:59,440
‫فرآیند ۷۵ میلی‌متری...

1065
01:27:59,760 --> 01:28:01,960
‫...برای لویی لومیر مشکلات فنی ایجاد کرد.

1066
01:28:02,320 --> 01:28:04,960
‫درباره‌اش حرف زد، حتی باهاش فیلم هم گرفت،

1067
01:28:05,520 --> 01:28:07,360
‫اما نتونست پخشش کنه.

1068
01:28:07,960 --> 01:28:10,360
‫ما فقط می‌تونیم این تصویر
‫رو به شما نشون بدیم.

1069
01:28:10,760 --> 01:28:14,160
‫در سال ۲۰۲۵ به لطف فناوری
‫دیجیتال این کار امکان‌پذیر می‌شه.

1070
01:28:15,360 --> 01:28:16,840
‫این نماها دوباره جان گرفتن.

1071
01:28:17,000 --> 01:28:19,200
‫حدود ده تا ازشون موجوده، این هم یکی دیگه.

1072
01:28:20,240 --> 01:28:23,720
‫ایده‌ی اصلی پابرجاست:
‫نوشتن با تصویر متحرک،

1073
01:28:24,040 --> 01:28:27,760
‫و خلق حرکت در حرکتی
‫دیگر و در مکانی نامتعارف.

1074
01:28:28,680 --> 01:28:32,120
‫در سال ۱۹۰۰ جانشینانش از
‫راه رسیدند: مِلی‌یس، گومون و پاته.

1075
01:28:32,720 --> 01:28:34,160
‫لومیر می‌دونه که سینما...

1076
01:28:34,520 --> 01:28:36,520
‫...داره به سمت آینده‌ای
‫می‌ره که به اون تعلق نداره،

1077
01:28:36,840 --> 01:28:38,920
‫مثل یک پیاده‌روی متحرکِ بی‌انتها.

1078
01:28:39,440 --> 01:28:42,160
‫این نمای پانوراما که روی یک
‫سکوی متحرک فیلمبرداری شده،

1079
01:28:42,520 --> 01:28:44,240
‫با مدرنیتی سرگیجه‌آور،

1080
01:28:44,440 --> 01:28:46,960
‫احتمالاً آخرین پلانِ لویی لومیره.

1081
01:28:57,720 --> 01:29:02,000
‫«مرگ دیگر یک امر مطلق نخواهد بود»

1082
01:29:17,320 --> 01:29:20,320
‫اما آخرین پلان لومیر یک
‫خداحافظی همیشگی نیست.

1083
01:29:20,600 --> 01:29:22,800
‫چرا که در ۳۰ دسامبر ۱۸۹۵،

1084
01:29:23,160 --> 01:29:25,240
‫تنها دو روز بعد از اولین نمایش عمومی،

1085
01:29:25,600 --> 01:29:27,200
‫اولین منتقد نوشت:

1086
01:29:28,040 --> 01:29:30,360
‫«وقتی این دستگاه‌ها دست مردم بیفته،»

1087
01:29:30,600 --> 01:29:33,200
‫«وقتی همه بتونن از عزیزاشون عکس بگیرن...»

1088
01:29:33,600 --> 01:29:37,000
‫«...در حالی که حرکت می‌کنن، با
‫رفتارهای و ژست‌های همیشگی‌شون،»

1089
01:29:37,400 --> 01:29:39,000
‫«درست در آستانه‌ی حرف زدن،»

1090
01:29:39,200 --> 01:29:41,120
‫«مرگ دیگه یک امر مطلق نخواهد بود.»

1091
01:29:55,520 --> 01:29:59,560
‫با لومیر، سینماتوگراف
‫اختراع و بازاختراع خواهد شد،

1092
01:29:59,920 --> 01:30:02,800
‫وقتی قلمروهایش تا بی‌نهایت کشف شود،

1093
01:30:03,240 --> 01:30:05,000
‫گویی به آیندگان نشان می‌دهد...

1094
01:30:05,280 --> 01:30:07,440
‫...که هرگز نباید از
‫غنی‌تر کردنش دست بکشند.

1095
01:30:09,000 --> 01:30:12,160
‫در سال ۲۰۲۵، این نماها
‫دیگه اون معنای گذشته رو ندارن.

1096
01:30:12,800 --> 01:30:14,760
‫سینما عوض شده، همه‌چی عوض شده.

1097
01:30:15,040 --> 01:30:16,160
‫اما سینمای لومیر نه،

1098
01:30:16,360 --> 01:30:18,560
‫چون از یه هنر بدوی
‫و اولیه شروع نکرده.

1099
01:30:19,200 --> 01:30:21,240
‫هم کلاسیک هستن و هم مدرن.

1100
01:30:21,640 --> 01:30:25,400
‫امروز، سینما جایگاهش رو
‫توی دنیای تصاویر پس گرفته،

1101
01:30:25,880 --> 01:30:28,400
‫و دوباره به رد پای لومیر
‫اهمیت میده.

1102
01:30:28,760 --> 01:30:30,600
‫در جوهره‌ی شرافتش،

1103
01:30:31,040 --> 01:30:33,280
‫سینما یه هنر اخلاقیه.

1104
01:30:33,560 --> 01:30:36,720
‫همچنین دعوت به آرامش می‌کنه
‫و ابزار صلح خواهد بود.

1105
01:30:55,160 --> 01:30:57,120
‫لومیر مثل یه نویسنده عمل می‌کنه.

1106
01:30:57,360 --> 01:30:59,640
‫جستجو کردن، شک کردن، شگفت‌زده شدن.

1107
01:30:59,960 --> 01:31:01,120
‫عمل یه نویسنده‌ست.

1108
01:31:01,680 --> 01:31:04,320
‫همیشه حرکتی هست، حتی اگه گاهی
‫نامرئی باشه،

1109
01:31:04,520 --> 01:31:07,280
‫که مجبور می‌کنه، مثل اینجا،
‫دنبالش گشت،

1110
01:31:07,600 --> 01:31:10,040
‫و نگاه رو مجبور می‌کنه منتظر
‫بمونه، تا بفهمه.

1111
01:31:10,720 --> 01:31:14,200
‫بیننده است که به اونچه
‫می‌بینه اهمیت میده.

1112
01:31:14,720 --> 01:31:16,160
‫لومیر، سینما،

1113
01:31:16,520 --> 01:31:18,080
‫پرده بزرگ سینماست،

1114
01:31:18,320 --> 01:31:21,360
‫تنها پرده‌ای که قدرت
‫و وضوح نگاه رو ارائه میده.

1115
01:31:41,840 --> 01:31:45,320
‫توماس ادیسون و مخترعین دیگه
‫به یه فرمت فکر می‌کردن.

1116
01:31:45,920 --> 01:31:48,800
‫لومیر یه فرم، بلکه بیشتر،
‫یه زبان شاعرانه

1117
01:31:49,240 --> 01:31:52,120
‫و یه عمل اجتماعی رو کشف کرد.

1118
01:31:52,760 --> 01:31:55,320
‫فراتر از اسطوره‌اش، "حرکت لومیر"

1119
01:31:55,520 --> 01:31:57,880
‫هم ظهور بود و هم اوج.

1120
01:31:59,040 --> 01:32:01,120
‫در مقابل ملیه قرارش دادن، ولی نه.

1121
01:32:01,600 --> 01:32:03,760
‫ملیه دنیا رو با توهم
‫بازسازی کرد.

1122
01:32:03,960 --> 01:32:05,880
‫لومیر اون رو همون‌طور که هست،
‫ضبط کرد.

1123
01:32:06,080 --> 01:32:09,040
‫یکی خبر از فدریکو فلینی میده،
‫اون یکی خود مارچلو کاستلاریه.

1124
01:32:10,000 --> 01:32:13,280
‫اولی راهی هالیوود میشه،
‫دومی، راهی موج نوی فرانسه.

1125
01:32:14,200 --> 01:32:16,920
‫لومیر زندگی تماشاگرانش
‫رو آموزش میده،

1126
01:32:17,280 --> 01:32:20,640
‫و فیلمبردارانش رو می‌فرسته
‫تا از چیزهایی که شبیه خودشون نیستند، فیلم بگیرند.

1127
01:32:21,320 --> 01:32:23,760
‫در نهایت، سینما
‫همیشه همین کار رو می‌کنه.

1128
01:32:24,280 --> 01:32:27,080
‫به من میگه من کی هستم و
‫به من میگه دیگران کی هستن.

1129
01:32:32,920 --> 01:32:34,920
‫وقتش رسیده که به لومیر نگاه کنیم.

1130
01:32:35,160 --> 01:32:38,320
‫دیدن نماهای سینماتوگراف
‫یعنی پاک کردن چشم‌هامون

1131
01:32:38,600 --> 01:32:41,080
‫از هر چیزی که از اون موقع،
‫چشم‌هامون رو پر کرده.

1132
01:32:41,360 --> 01:32:44,040
‫یعنی برگشتن به سرچشمه،
‫به اولین قصد،

1133
01:32:44,400 --> 01:32:47,880
‫این زبان اختراعی که
‫بر اساس یه قانون ۵۰ ثانیه‌ای ساخته شده.

1134
01:32:56,520 --> 01:32:58,280
‫سینما بر قرن بیستم حکمرانی کرد.

1135
01:32:58,800 --> 01:33:00,800
‫سرنوشت فیلم‌ها، سینماها،

1136
01:33:00,960 --> 01:33:02,880
‫و تماشاگران در دویستمین سالگردش
‫چی میشه؟

1137
01:33:03,440 --> 01:33:05,600
‫تجلیل از خاطره‌ی سینما یعنی
‫مراقبت از اون.

1138
01:33:06,160 --> 01:33:08,720
‫نگهبانی از آینده‌اش یعنی
‫نگهبانی از خودمون.

1139
01:33:16,040 --> 01:33:21,360
‫لومیر
‫ماجرا ادامه دارد

1140
01:33:52,280 --> 01:33:56,560
‫خیابان اولین فیلم
‫لیون - فرانسه امروز

1141
01:33:57,480 --> 01:34:02,040
‫بازسازی توسط فرانسیس فورد کاپولا
‫(با رومن) "خروج از کارخانه"

1142
01:34:06,520 --> 01:34:10,960
‫با دوربین هندلی قدیمی من
‫"پاته ۳۵ میلی‌متری"

1143
01:34:13,280 --> 01:34:14,280
‫خوب.

1144
01:34:14,560 --> 01:34:16,000
‫- آماده‌ای برای فیلمبرداری؟
‫- آماده؟

1145
01:34:16,640 --> 01:34:17,840
‫دوربین بره!

1146
01:34:18,000 --> 01:34:19,080
‫- موتور.
‫- دوربین رفت!

1147
01:34:20,840 --> 01:34:21,840
‫حرکت!
