﻿1
00:02:19,541 --> 00:02:21,958
‫۲۳۲ سال قبل از میلاد مسیح

2
00:02:22,208 --> 00:02:25,041
‫آشوکا، امپراتور بزرگ،
‫هزاران نفر را سلاخی کرد

3
00:02:25,625 --> 00:02:29,458
‫تا کالینگا را فتح کند،
‫اما یک فکر او را به زانو درآورد

4
00:02:32,500 --> 00:02:34,833
‫و آن، پشیمانی‌اش بود

5
00:02:37,916 --> 00:02:42,083
‫نمی‌توانست تشخیص دهد آنچه به دست آورده
‫یک پیروزی است یا یک شکست.

6
00:02:57,708 --> 00:03:01,458
‫بعد از کلنجار رفتن با آن فکر،
‫به یک نتیجه رسید

7
00:03:06,541 --> 00:03:09,666
‫او فهمید
‫قدرت الهی پنهانی که در دست داشت

8
00:03:10,583 --> 00:03:12,416
‫بسیار خطرناک است

9
00:03:12,833 --> 00:03:18,208
‫بنابراین آن را در قالب
‫۹ طومار مقدس پراکنده کرد

10
00:03:37,041 --> 00:03:39,500
‫او تصمیم گرفت آن

11
00:03:39,500 --> 00:03:43,000
‫طومارها را به ۹ جنگجوی لایق بدهد.

12
00:03:44,416 --> 00:03:46,625
‫او هشت طومار را

13
00:03:46,625 --> 00:03:48,833
‫با هشت قدرت فراطبیعی به جنگجویان توانا داد

14
00:03:49,125 --> 00:03:51,833
‫و نهمین طومار را که حاوی اکسیر جاودانگی بود،

15
00:03:51,958 --> 00:03:54,958
‫به حکیمان بزرگی سپرد که توانایی دیدن آینده را داشتند.

16
00:03:56,583 --> 00:04:01,916
‫به آنها دستور داد تا به طور مخفیانه
‫برای محافظت از بشریت از آن استفاده کنند.

17
00:04:06,625 --> 00:04:09,708
‫برای قرن‌ها، آن نُه جنگجو

18
00:04:09,708 --> 00:04:13,416
‫این وظیفه را به نسل بعدی خودشان واگذار کرده‌اند.

19
00:04:14,208 --> 00:04:18,708
‫این طومارها قدرت
‫جاودانگی و سلطه بر جهان را می‌بخشند.

20
00:04:18,833 --> 00:04:24,000
‫از یونانی‌ها و پرتغالی‌ها، مغول‌ها، گورکانیان و هیتلر

21
00:04:24,125 --> 00:04:27,750
‫بسیاری از رهبران قدرتمند به دنبال
‫این طومارها بودند

22
00:04:27,916 --> 00:04:30,083
‫با این حال، هیچ کدام نتوانستند
‫در این راه موفق شوند.

23
00:04:32,166 --> 00:04:33,375
‫اما در این عصر

24
00:04:34,041 --> 00:04:35,916
‫شوری برای به دست آوردن
‫آن طومارهای الهی برخواست

25
00:04:35,916 --> 00:04:38,208
‫تا دنیا را در تاریکی فرو ببرد

26
00:04:57,208 --> 00:04:58,125
‫آچاریا

27
00:04:59,750 --> 00:05:02,416
‫آمبیکا ۴۸ ساعت گذشته در حال مراقبه بوده

28
00:05:03,125 --> 00:05:06,291
‫این نشون میده که اون داره خطری رو حس میکنه

29
00:05:31,916 --> 00:05:36,333
‫بانشی، ما باید یک جلسه با نه جنگجو ترتیب بدیم

30
00:06:17,250 --> 00:06:19,750
‫این یک دعوتنامه محرمانه
‫برای جلسه جنگجویان است.

31
00:06:26,500 --> 00:06:28,416
‫به احترام آرمان امپراتور

32
00:06:31,333 --> 00:06:33,333
‫یک خطر غیرقابل تصور در کمین ماست

33
00:06:33,333 --> 00:06:34,708
‫و ما نمیتونیم جلوش رو بگیریم

34
00:06:35,041 --> 00:06:37,250
‫این خطر از «تانتروانام» شما
‫شروع خواهد شد،

35
00:06:38,416 --> 00:06:41,375
‫و به تمام مکان‌هایی که
‫طومارهای مقدس رو نگه میدارن، سرایت میکنه

36
00:06:44,833 --> 00:06:49,333
‫به جای محتاط بودن،
‫هوشمندانه‌تر اینه که اول ما حمله کنیم

37
00:06:50,041 --> 00:06:51,750
‫اگه راهی برای جلوگیری ازش بود

38
00:06:51,750 --> 00:06:54,041
‫من اینجا نبودم که
‫پیشگوییم رو با شما در میون بذارم

39
00:06:54,583 --> 00:06:56,833
‫این به هیچ وجه یک هشدار برای شما نیست.

40
00:06:57,458 --> 00:06:58,875
‫این گوشه‌ای از آینده‌ست.

41
00:07:00,375 --> 00:07:03,708
‫طومار باستانی که زیر نظر منه
‫فقط با استراتژی محافظت نمیشه

42
00:07:04,166 --> 00:07:06,625
‫من براش یه ارتش درست کردم

43
00:07:07,041 --> 00:07:08,500
‫ما موافقيم

44
00:07:10,458 --> 00:07:12,083
‫با بیانات اولین جنگجو

45
00:07:12,083 --> 00:07:14,083
‫ما هم
‫ارتش خودمون رو داریم

46
00:07:14,208 --> 00:07:19,000
‫ما هم
‫ارتش خودمون رو داریم

47
00:07:19,166 --> 00:07:22,750
‫بین همه ما، فقط «آمارا گراندای» شماست
‫که بدون محافظت ارتش مونده

48
00:07:22,875 --> 00:07:24,833
‫وظیفه من بود
‫که این پیشگویی رو بهتون بگم

49
00:07:25,583 --> 00:07:27,708
‫اینکه چطور باهاش
‫برخورد میکنید به خودتون مربوطه

50
00:07:30,041 --> 00:07:31,000
‫سواستی!

51
00:07:31,583 --> 00:07:33,250
‫- سواستی
‫- سواستی

52
00:07:37,291 --> 00:07:39,916
‫آمبیکا، دارن میرن

53
00:07:41,458 --> 00:07:43,250
‫باید دوباره باهاشون صحبت کنم؟

54
00:07:44,916 --> 00:07:46,166
‫وقتی غرور بر آدم غلبه میکنه

55
00:07:47,000 --> 00:07:50,375
‫نه تنها ذهن
‫بلکه حتی گوش‌ها هم از شنیدن سر باز میزنن

56
00:07:50,916 --> 00:07:51,958
‫خب، حالا باید چیکار کنیم؟

57
00:07:54,250 --> 00:07:55,916
‫فقط یه راه وجود داره

58
00:07:56,458 --> 00:07:58,666
‫من باید به کوه کایلاش برم

59
00:07:59,791 --> 00:08:02,958
‫میخوای با بچه‌ای که تو شکمته
‫به کوه کایلاش صعود کنی؟

60
00:08:04,375 --> 00:08:05,541
‫چطوری میخوای بری؟

61
00:08:06,166 --> 00:08:07,291
‫و برای کی؟

62
00:08:07,791 --> 00:08:08,791
‫حکیم آگاستیا

63
00:08:09,041 --> 00:08:12,250
‫اون جاودانه‌ای که
‫در چهار عصر زندگی کرده

64
00:08:12,625 --> 00:08:15,666
‫حکیم دانای کل
‫که خود لرد را ما رو راهنمایی کرده

65
00:09:24,125 --> 00:09:26,208
‫ تجسم تسليم

66
00:09:26,208 --> 00:09:31,791
‫پاک و سرشار از عطوفت
‫و شادی‌بخش

67
00:09:36,041 --> 00:09:37,375
‫این خطر حتمیه

68
00:09:40,041 --> 00:09:44,708
‫هیچ قدرتی که در عصر گالی متولد شده باشه
‫نمیتونه در برابرش بایسته

69
00:09:47,750 --> 00:09:51,208
‫فقط با کندوکاو در تاریخمون،
‫میتونیم راه‌حل رو پیدا کنیم

70
00:09:53,916 --> 00:09:54,958
‫اون...

71
00:09:56,750 --> 00:10:01,750
‫سلاحی‌ست که در «ترتایوگا»،
‫در زمان لرد راما ساخته شده.

72
00:10:08,583 --> 00:10:10,500
‫اون میرای هست.

73
00:10:13,625 --> 00:10:15,458
‫من میارمش.

74
00:10:16,458 --> 00:10:18,083
‫لطفا راه رو نشونم بده، مهایوگی

75
00:10:20,083 --> 00:10:23,416
‫- تقدیر تو رسیدن به اون نیست.
‫- پس تقدیر کیه؟

76
00:10:26,625 --> 00:10:28,750
‫این راه‌حل نیازمند

77
00:10:29,333 --> 00:10:30,916
‫یک فداکاری بزرگه

78
00:10:32,125 --> 00:10:34,416
‫من برای هر نوع
‫فداکاری‌ای آماده‌ام، مهایوگی

79
00:10:36,041 --> 00:10:38,125
‫اگه فداکاری‌ای که میخوام

80
00:10:39,125 --> 00:10:42,250
‫نوزادت باشه چی؟

81
00:10:44,458 --> 00:10:45,625
‫ازش میگذری؟

82
00:10:46,458 --> 00:10:50,666
‫چون این بچه باید توسط شرایط ساخته بشه
‫نه توسط مادرش

83
00:10:51,708 --> 00:10:53,833
‫طبیعت در هر قدم

84
00:10:53,833 --> 00:10:56,833
‫در مسیرش برای به دست آوردن اون سلاح،
‫اون رو به چالش میکشه

85
00:10:56,958 --> 00:10:59,500
‫مجازاتش میکنه و بهش یاد میده

86
00:11:00,125 --> 00:11:01,125
‫اون باید قوی بمونه

87
00:11:01,125 --> 00:11:03,416
‫در برابر هر آزمونی که زندگی جلوش میذاره

88
00:11:03,708 --> 00:11:04,958
‫اون آزمون‌ها

89
00:11:04,958 --> 00:11:09,250
‫اون رو به یک حکیم
‫و یک جنگجوی آماده نبرد تبدیل میکنن.

90
00:11:14,333 --> 00:11:15,541
‫چرا اون؟

91
00:11:16,291 --> 00:11:19,083
‫تو سفری رو طی کردی که
‫هیچ انسانی هرگز نتونسته

92
00:11:19,250 --> 00:11:21,791
‫و با عذاب‌های جهنم روبرو شدی

93
00:11:22,708 --> 00:11:26,083
‫فقط فرزند یک جنگجو مثل تو،
‫با چنین اراده‌ی محکمی

94
00:11:26,791 --> 00:11:28,500
‫میتونه این خطر رو شکست بده.

95
00:11:29,916 --> 00:11:34,208
‫سرنوشت فقط به کسی مثل اون رو میکنه

96
00:11:37,541 --> 00:11:38,833
‫اینا

97
00:11:40,000 --> 00:11:41,208
‫اشک‌های درده

98
00:11:42,708 --> 00:11:43,875
‫یا پذیرش؟

99
00:11:46,750 --> 00:11:47,916
‫پذیرش

100
00:12:26,291 --> 00:12:27,458
‫آدی یوگی

101
00:12:30,291 --> 00:12:32,500
‫این فرمان و رحمت توست.

102
00:12:33,791 --> 00:12:34,916
‫جايتريا

103
00:12:59,833 --> 00:13:03,541
‫ سایه‌ای آغشته به خون
‫از زندگی‌های پیشین

104
00:13:04,375 --> 00:13:08,458
‫آیا این فقط یک توهم است، نه بیشتر؟

105
00:13:09,333 --> 00:13:13,291
‫ قصه اعصار، از نو نوشته شده

106
00:13:14,250 --> 00:13:18,083
‫ آیا یک جنگ بزرگ
‫این کینه را زنده خواهد کرد؟

107
00:13:49,791 --> 00:13:51,166
‫آچاریا

108
00:13:51,333 --> 00:13:53,833
‫آمبیکا، رهبر جامعه ما،

109
00:13:54,583 --> 00:13:57,833
‫۲۴ ساله که از آشرام
‫دوره

110
00:13:58,833 --> 00:14:02,875
‫هر چیزی که پیش‌بینی کرده بود
‫داره به حقیقت می‌پیونده

111
00:14:04,208 --> 00:14:06,125
‫یک نیروی شیطانی همین الانم

112
00:14:06,125 --> 00:14:08,541
‫کنترل شش طومار باستانی رو به دست گرفته.

113
00:14:09,125 --> 00:14:10,458
‫ما باید جلوش رو بگیریم

114
00:14:10,458 --> 00:14:12,333
‫قبل از اینکه به
‫طومار نهم برسه.

115
00:14:13,375 --> 00:14:15,416
‫اون نیروی شیطانی کیه، آچاریا؟

116
00:14:17,250 --> 00:14:20,125
‫اون به قدرت اهریمنی‌ایه که
‫هیچ انسانی نمیتونه باهاش مقابله کنه.

117
00:14:20,583 --> 00:14:22,208
‫ماها بير لاما!

118
00:14:33,541 --> 00:14:35,583
‫با شش طوماری که در اختیار داره

119
00:14:35,583 --> 00:14:37,083
‫هدف نهاییش الان

120
00:14:38,041 --> 00:14:40,875
‫به دست آوردن طومار نُهمه،
‫همونی که ما ازش محافظت میکنیم

121
00:14:41,250 --> 00:14:44,708
‫برای فعال کردن قدرت جاودانگی
‫از طومار نُهم

122
00:14:44,958 --> 00:14:47,416
‫همه طومارها باید کنار هم قرار بگیرن

123
00:14:47,916 --> 00:14:50,875
‫تحت هیچ شرایطی نباید بهش برسه

124
00:14:51,458 --> 00:14:54,333
‫اگه این کارو بکنه
‫اون رو به یک خدا تبدیل میکنه!

125
00:14:54,791 --> 00:14:58,291
‫چطور میتونیم جلوی همچین
‫نیروی قدرتمندی رو بگیریم، آچاریا؟

126
00:14:58,875 --> 00:15:00,916
‫قرار نیست ما جلوش رو بگیریم

127
00:15:01,416 --> 00:15:05,666
‫آمبیکا راه حل این مشکل رو
‫۲۴ سال پیش پیدا کرد.

128
00:15:07,500 --> 00:15:11,625
‫بعد از ۲۴ سال پسرم رو برگردونید.

129
00:15:12,291 --> 00:15:14,583
‫این یعنی شما برنمیگردید؟

130
00:15:15,250 --> 00:15:17,916
‫رسیدن اون به منزله‌ی رسیدن منه.

131
00:15:18,416 --> 00:15:20,500
‫اون محافظ
‫طومارهای آشوکا

132
00:15:21,291 --> 00:15:23,750
‫و سرنوشتش یکی شدن با میرای هست.

133
00:15:23,916 --> 00:15:26,458
‫فقط سه هفته باقی مونده

134
00:15:26,458 --> 00:15:30,625
‫هم برای هشدار آمبیکا
‫و هم برای راه‌حل اون

135
00:15:39,083 --> 00:15:41,875
‫این لیست بچه‌های
‫يتيم توى «بنارس» هست.

136
00:15:43,166 --> 00:15:45,416
‫میتونی ببینی
‫اسم «ودا» توش هست یا نه؟

137
00:15:50,291 --> 00:15:51,666
‫اسمش تو لیست هست.

138
00:15:52,416 --> 00:15:56,125
‫ولی برای پیدا کردنش، باید خرج کنی

139
00:16:03,583 --> 00:16:05,875
‫،ودا، گهات هاریشچاندرا

140
00:16:21,125 --> 00:16:23,416
‫نیازی نیست ذهنم رو بخونی

141
00:16:27,791 --> 00:16:29,833
‫من بزرگش کردم

142
00:16:31,791 --> 00:16:34,708
‫فکر و عملش پاکه

143
00:16:36,208 --> 00:16:38,500
‫اون دیدگاه منحصربه‌فردی داره

144
00:16:42,500 --> 00:16:46,500
‫بابا، فکر کنم ستاره‌ها
‫دارن منو به سمت شرق صدا میزنن

145
00:16:50,125 --> 00:16:51,291
‫از کاشی

146
00:16:52,166 --> 00:16:53,125
‫به کلکته

147
00:16:55,666 --> 00:16:56,708
‫آقا، آقا!

148
00:17:05,333 --> 00:17:06,833
‫من میدونم کجاست

149
00:17:11,583 --> 00:17:15,041
‫داداش، وقتی از این و اون سراغ
‫ودا اهل کاشی رو گرفتم،

150
00:17:15,083 --> 00:17:18,333
‫- بهم گفتن فقط تو میشناسیش
‫- ودا بنارسی رو میگی؟

151
00:17:18,750 --> 00:17:22,458
‫اون اوایل که اومده بودیم کلکته،
‫با هم زغال می‌فروختیم

152
00:17:22,708 --> 00:17:25,583
‫حتى وقتی چیبش خالی بود،
‫همیشه خوش بود.

153
00:17:28,208 --> 00:17:29,458
‫تا اینکه حدود ۱۰ سال پیش...

154
00:17:30,583 --> 00:17:34,625
‫داداش، این زغال‌فروشی
‫داره رنگ و رومو میبره

155
00:17:35,458 --> 00:17:38,125
‫ما که نمیتونیم رنگ زغال رو عوض کنیم، رفیق

156
00:17:38,250 --> 00:17:39,791
‫پس بیا جا رو عوض کنیم

157
00:17:40,291 --> 00:17:42,625
‫جا رو؟ کجا میخوای بری؟

158
00:17:46,625 --> 00:17:51,333
‫انگار ستاره‌ها دارن
‫بهم جنوب رو نشون میدن

159
00:18:02,208 --> 00:18:05,666
‫حالا که «داسو ددی» اومده،
‫کار «ودای قراضه» تمومه.

160
00:18:12,833 --> 00:18:15,458
‫اتل متل توتوله، سونام خره!

161
00:18:18,625 --> 00:18:21,875
‫اینا از جنس اصل هم بهترن.
‫کف بازارم همه همینو میگن

162
00:18:21,875 --> 00:18:24,458
‫به این راحتیا نمیشه
‫داسو ددی رو خر کرد

163
00:18:28,750 --> 00:18:32,458
‫گوچی، فندی،
‫لویی ویتون، بالمین

164
00:18:32,583 --> 00:18:35,833
‫داخلی، خارجی، اعلا... یا خدا!

165
00:18:36,625 --> 00:18:39,166
‫نوشیدنی، لباس، كيف، موبايل

166
00:18:39,166 --> 00:18:41,458
‫ساعت و لپتاپ.
‫دیگه چی مونده؟

167
00:18:42,125 --> 00:18:43,125
‫همه‌شون فیکن

168
00:18:43,708 --> 00:18:46,125
‫- اسمشو گذاشتن کپی برابر اصل
‫- آره

169
00:18:47,083 --> 00:18:48,291
‫همه‌ی اینا به کنار،

170
00:18:48,458 --> 00:18:51,541
‫ولی دیگه چرا جنس منو کپی میکنی
‫و به خودم میفروشی مرد؟

171
00:18:53,333 --> 00:18:55,083
‫جنس اصلی من کجاست؟

172
00:18:57,916 --> 00:19:00,625
‫- ببخشید ددی. از دستم در رفت.
‫- گشنیز؟!

173
00:19:00,833 --> 00:19:03,041
‫ددی، با این
‫جنس شما رو کپی کرده

174
00:19:03,041 --> 00:19:05,000
‫من اینو میخوام چیکار کنم؟

175
00:19:05,000 --> 00:19:06,083
‫جنس من كو؟

176
00:19:06,375 --> 00:19:08,250
‫تو این پرده چیه این وسط؟

177
00:19:08,250 --> 00:19:10,875
‫مگه عروسیه؟
‫جمعش کن!

178
00:19:22,208 --> 00:19:24,541
‫به چه جراتی اومدی تو منطقه‌ی من

179
00:19:24,875 --> 00:19:27,541
‫و جنس منو کش رفتی؟

180
00:19:27,916 --> 00:19:29,958
‫بگو ببینم
‫جنس اصلی من کجاست

181
00:19:29,958 --> 00:19:32,375
‫وگرنه این قراضه‌فروشی رو
‫برات میکنم قبرستون

182
00:19:32,375 --> 00:19:34,500
‫دی‌جی تیلو! برو تو کارش

183
00:19:46,458 --> 00:19:48,958
‫چیه داداش؟
‫یارو قراضه فروشه آهنگ گذاشت.

184
00:19:48,958 --> 00:19:50,958
‫آره داداش! عجب چیزیه

185
00:19:56,125 --> 00:19:57,958
‫کریشنا! این چه بساطیه .

186
00:19:58,083 --> 00:20:00,000
‫داداش، بچه‌های این دوره زمونه
‫همینن دیگه

187
00:20:00,125 --> 00:20:01,333
‫گوش کن، ددی!

188
00:20:01,708 --> 00:20:04,333
‫هر جا درختی سبز بشه اونجا قلمروشه

189
00:20:04,333 --> 00:20:06,375
‫کل این مملکت قلمروی منه

190
00:20:06,916 --> 00:20:09,416
‫کافیه چشم ودا
‫به جنسی بیفته

191
00:20:09,416 --> 00:20:11,208
‫دیگه محاله
‫بتونی پسش بگیری

192
00:20:11,208 --> 00:20:14,750
‫اگه تو شماره یکی
‫من شماره‌ام ۴۲۰ئه

193
00:20:15,166 --> 00:20:17,833
‫کاسبی یعنی یه کم بده
‫یه کم بستان

194
00:20:17,958 --> 00:20:20,375
‫نه شغل گدا-گشنه‌ها که
‫پول خرد جمع میکنن

195
00:20:23,750 --> 00:20:25,791
‫هنوز دوزاریت نیفتاد، ددی؟

196
00:20:27,500 --> 00:20:29,875
‫چنان میخوابونتت
‫تو بیمارستان گاندی

197
00:20:31,166 --> 00:20:32,416
‫هی، نالاماندو!

198
00:20:35,625 --> 00:20:36,583
‫یا حضرت تایگر شروف!

199
00:20:39,916 --> 00:20:41,000
‫لعنت بهشون! سربازا!

200
00:20:47,458 --> 00:20:49,625
‫خیلی‌خب، قشنگه! ادامه بده

201
00:20:50,375 --> 00:20:53,291
‫اگه همه بخوان یه جور بپوشن
‫خرج میره بالا

202
00:20:53,416 --> 00:20:57,708
‫اگه فقط تو بازار رو قبضه کنی
‫ما چطوری کاسبی کنیم، داداش؟

203
00:21:02,958 --> 00:21:04,375
‫مگه نمیدونه ما کی هستیم؟

204
00:21:04,375 --> 00:21:06,791
‫رئیس، همتونو میزنه 

205
00:21:06,916 --> 00:21:07,875
‫ای وای

206
00:21:07,875 --> 00:21:10,000
‫یه چیز خارق العاده میشه!

207
00:21:10,166 --> 00:21:12,041
‫چرا یکی یکی حمله میکنین، احمقا؟

208
00:21:12,208 --> 00:21:14,333
‫- دسته جمعی بریزین سرش
‫- بزن بریم، بچه‌ها

209
00:21:41,000 --> 00:21:44,833
‫چقدر خوشگلی تو
‫عجب چیزی هستی والا!

210
00:21:48,375 --> 00:21:50,750
‫این دی‌جی داره رو مخم راه میره

211
00:21:51,458 --> 00:21:54,041
‫- اون سیم‌ها رو قطع کنین
‫- چشم، ددی

212
00:22:01,291 --> 00:22:04,125
‫- هی فسقلی
‫- داداش؟

213
00:22:04,583 --> 00:22:06,625
‫یعنی میگی ما اصلیم و شما فیک؟

214
00:22:07,041 --> 00:22:09,208
‫- آره داداش
‫- دستم به دامنت

215
00:22:09,416 --> 00:22:10,583
‫داداش

216
00:22:23,583 --> 00:22:26,500
‫چطوری کاسبی کنیم آخه

217
00:22:27,583 --> 00:22:28,875
‫بیا، بگیر!

218
00:22:30,166 --> 00:22:32,208
‫ای بابا، چه بد گرفتی

219
00:22:34,833 --> 00:22:36,541
‫اون جنس «داسو ددی»ئه.

220
00:22:37,041 --> 00:22:39,208
‫تو هر سوراخی تو حیدرآباد
‫قایمش کنی

221
00:22:39,208 --> 00:22:40,500
‫آخرش به دست خودم میرسه

222
00:22:43,541 --> 00:22:46,458
‫اینجا هیچی مال تو نیستريال ددی
‫همه‌چی عاریه‌ایه.

223
00:22:47,875 --> 00:22:51,041
‫امروز مال توئه
‫فردا مال یکی دیگه. گرفتی؟

224
00:22:51,333 --> 00:22:54,000
‫جای دیگه‌ای قایمش نکردم
‫همین‌جاست.

225
00:22:57,458 --> 00:22:58,416
‫هی!

226
00:23:00,958 --> 00:23:02,083
‫هی، رفیق

227
00:23:05,916 --> 00:23:08,541
‫- سونام، آتیش رو خاموش کن
‫- آب... آهان، پیداش کردم

228
00:23:10,500 --> 00:23:13,375
‫هی، رفيق
‫این کپی همونه

229
00:23:13,500 --> 00:23:14,666
‫میترکه

230
00:23:15,250 --> 00:23:17,416
‫نه

231
00:23:31,791 --> 00:23:32,750
‫تموم شد!

232
00:23:33,791 --> 00:23:36,333
‫بای‌بای، تاتا

233
00:23:41,333 --> 00:23:44,500
‫از همه‌تون خواهش میکنم
‫زندگی من داره خوب پیش میره

234
00:23:44,500 --> 00:23:45,708
‫با چند تا پرونده‌ی جزئی

235
00:23:45,708 --> 00:23:47,541
‫خواهش میکنم پرونده‌ی قتل
‫رو دستم ندین

236
00:23:47,666 --> 00:23:49,625
‫- و نذارین از کار بیکار بشم، خدا
‫- قربان

237
00:23:51,333 --> 00:23:52,833
‫چرا اینقدر ترسیدی، قربان؟

238
00:23:53,000 --> 00:23:55,541
‫سباستین، ترس برای
‫زندگی و پیشرفت لازمه

239
00:23:55,916 --> 00:23:57,958
‫خیلی خب تا اینجا که اومدیم
‫بریم تو

240
00:23:58,291 --> 00:24:00,375
‫بریم تو؟
‫مگه چلوکبابی سبحانه؟

241
00:24:00,541 --> 00:24:02,791
‫به یه مرد زن و بچه‌دار میگی
‫برو تو دل آتیش، احمق

242
00:24:02,791 --> 00:24:03,416
‫خودشون میان بیرون صبر میکنیم

243
00:24:03,416 --> 00:24:04,125
‫خودشون میان بیرون. صبر میکنیم

244
00:24:08,375 --> 00:24:09,833
‫هی، آبجی. کجا میری؟

245
00:24:10,291 --> 00:24:11,958
‫میخوام ودا، ودا پرجاپاتی رو ببینم

246
00:24:12,125 --> 00:24:13,958
‫یه دردسری درست کرده

247
00:24:13,958 --> 00:24:16,208
‫همین الان پلیس داره
‫همه‌شون رو دستگیر میکنه

248
00:24:26,458 --> 00:24:27,625
‫هی، یواش‌تر بابا

249
00:24:27,916 --> 00:24:29,250
‫پیرهنو ول کن.

250
00:24:36,000 --> 00:24:37,333
‫- سلام، جناب سرگرد.
‫- سلام

251
00:24:37,458 --> 00:24:39,625
‫کولر رو کجا میخواین؟
‫پشت صندلی‌تون یا جلوش؟

252
00:24:39,625 --> 00:24:41,750
‫برای بچه‌های تو بازداشتگاهه، نه ما.

253
00:24:41,875 --> 00:24:45,000
‫برای اینه که زندونیا
‫تو تابستون خنک بمونن، ببرش تو.

254
00:24:45,916 --> 00:24:48,625
‫چرا این امکاناتو بهشون میدین، قربان؟
‫این چه فلسفه‌ایه؟

255
00:24:48,875 --> 00:24:50,250
‫اگه اینجا بهشون خوش بگذره

256
00:24:50,250 --> 00:24:52,458
‫بعد از آزادی دنبال
‫انتقام‌جویی نمیرن

257
00:24:52,458 --> 00:24:53,541
‫به این میگن استراتژی

258
00:24:53,541 --> 00:24:55,291
‫بین کولر و بریانی

259
00:24:55,291 --> 00:24:58,625
‫اینجا بیشتر شبیه رستوران «گرین «باورچی»
‫شده تا کلانتری

260
00:25:01,291 --> 00:25:02,208
‫بله، خانم؟

261
00:25:04,000 --> 00:25:06,208
‫اومدم آزادشون کنم

262
00:25:07,208 --> 00:25:08,125
‫آزاد؟

263
00:25:10,208 --> 00:25:12,875
‫کیو؟ این باند مواد فروش رو؟

264
00:25:15,375 --> 00:25:18,916
‫شما نه بهت میخوره وکیل باشی،
‫نه فعال حقوق بشر.

265
00:25:19,416 --> 00:25:20,333
‫پس شما کی هستی؟

266
00:25:20,541 --> 00:25:22,875
‫اسم من ويبهاست.
‫از هیمالیا اومدم

267
00:25:23,208 --> 00:25:26,250
‫- هيماليا؟
‫- حتما کتابفروشی هیمالیا رو میگه

268
00:25:26,708 --> 00:25:28,833
‫- نكنه وکیلمونه؟
‫- این وکیلمونه؟

269
00:25:28,958 --> 00:25:30,875
‫سه ساله همون کشوی قبلی رو داریم

270
00:25:30,875 --> 00:25:32,333
‫واقعا میتونیم وکیل بگیریم؟

271
00:25:32,500 --> 00:25:35,500
‫از اونجایی که دود مواد رو
‫ناخواسته استنشاق کردن

272
00:25:36,041 --> 00:25:38,458
‫قربانی محسوب میشن، نه مجرم

273
00:25:40,625 --> 00:25:42,625
‫انبار مواد
‫کاملا سوخته.

274
00:25:43,000 --> 00:25:43,791
‫ این یعنی...

275
00:25:43,916 --> 00:25:46,333
‫شما هیچ مدرکی ندارین
‫که اونا مواد میفروختن

276
00:25:49,208 --> 00:25:50,958
‫طبق ماده ۲۱ قانون مبارزه با مواد مخدر

277
00:25:51,291 --> 00:25:54,541
‫شما نمیتونین بدون مدرک مستند
‫بازداشتشون کنین

278
00:25:54,708 --> 00:25:58,708
‫فورا آزادشون کنین
‫وگرنه خودتون میفتین تو حبس

279
00:26:01,125 --> 00:26:02,083
‫چیکار کنیم، قربان؟

280
00:26:28,291 --> 00:26:29,916
‫تا کی میخوایم
‫این کارای کوچیک رو بکنیم، مرد؟

281
00:26:29,916 --> 00:26:31,125
‫بیا یه بانک انتخاب کنیم

282
00:26:31,125 --> 00:26:33,291
‫- و بزنیمش. این یعنی هنر
‫- نه. این یعنی جرم

283
00:26:34,333 --> 00:26:36,250
‫هنر کپی برابر اصل یعنی...

284
00:26:36,375 --> 00:26:39,083
‫بازنگری کنی و یه چیز
‫جدید خلق کنی، رفیق

285
00:26:39,083 --> 00:26:40,291
‫- گرفتی؟
‫- به به!

286
00:26:40,750 --> 00:26:43,916
‫تا الان فقط یه دختر بود.
‫حالا شده یه فرشته

287
00:26:48,250 --> 00:26:50,416
‫چرا تا گفتم «فرشته» سروکله‌ش پیدا شد؟

288
00:26:57,041 --> 00:26:58,291
‫اومدی اینجا چون

289
00:26:58,416 --> 00:27:00,208
‫ازمون تشکر نکردی
‫که از زندان درمون آوردی؟

290
00:27:00,833 --> 00:27:02,333
‫الو؟

291
00:27:10,958 --> 00:27:13,083
‫الو! دختر! چرا اینجوری زل زدی؟

292
00:27:13,625 --> 00:27:16,208
‫تیپت یه جوریه.
‫لباس مرتاض‌ها رو پوشیدی

293
00:27:16,583 --> 00:27:17,791
‫تو از اون اکیپ‌هایی نیستی که برای کاسبی‌شون

294
00:27:17,791 --> 00:27:19,375
‫هی قیافه عوض میکنن هستی؟

295
00:27:19,375 --> 00:27:22,125
‫اون کار یسو ددی‌ئه، نه من

296
00:27:22,291 --> 00:27:24,583
‫من فقط تو کار کپی برابر اصلم.
‫اگه خواستی خبرم کن.

297
00:27:24,750 --> 00:27:27,291
‫گذرگاه‌های بنارس، معادن زغال بنگال،

298
00:27:27,583 --> 00:27:30,375
‫بازار «بیدا»ی هوره
‫و ۱۶ تا کلانتری

299
00:27:30,833 --> 00:27:32,416
‫اینا جاهایی هستن که تو رو ساختن

300
00:27:32,666 --> 00:27:35,000
‫و نشانه‌هایی که
‫منو به اینجا رسوندن

301
00:27:36,291 --> 00:27:39,750
‫که من هیچ وامی نگرفتم،
‫پس چرا اومدی سراغ من؟

302
00:27:39,916 --> 00:27:41,833
‫تو وام‌بگیر نیستی

303
00:27:42,250 --> 00:27:44,000
‫بلکه دردسر دفع کنی

304
00:27:46,250 --> 00:27:49,333
‫تو تنها ناجی
‫کتاب نهم، آماراگراندا، هستی.

305
00:27:51,750 --> 00:27:54,291
‫باید برای محافظت از اون خودت رو به میرای برسونی

306
00:27:57,750 --> 00:28:02,416
‫جنگجویی از سلسله شاتادرو
‫کسی که میتونه صد نفر رو بکشه...

307
00:28:02,708 --> 00:28:04,875
‫داداش داره بهت میگه کالابهایراوا

308
00:28:05,125 --> 00:28:06,708
‫این دختره دیوونه‌س، حاجی. دیوونه!

309
00:28:06,833 --> 00:28:09,166
‫دیوونه‌ها بدشون میاد بهشون بگی دیوونه
‫قیافه‌شو ببین

310
00:28:09,541 --> 00:28:10,750
‫هی!

311
00:28:12,583 --> 00:28:13,958
‫تو این هنر رو از کجا بلدی؟

312
00:28:15,458 --> 00:28:19,208
‫من میتونم خاطرات فراموش شده یه نفر
‫رو تو صورتش بخونم

313
00:28:19,458 --> 00:28:21,416
‫ولی نمیتونم ذهن تو رو بخونم

314
00:28:22,416 --> 00:28:25,916
‫تو یه جنگجویی
‫یکی که حتی نمیدونه خودش کیه

315
00:28:26,250 --> 00:28:29,000
‫میخوای منو بکشی
‫بعدم داستان هالیوودی تعریف میکنی؟

316
00:28:29,416 --> 00:28:32,041
‫ذهن مردم رو میخونی، هان؟
‫پس ذهن اینو بخون

317
00:28:39,166 --> 00:28:41,541
‫از دیشب داره بهت فحش میده.

318
00:28:43,250 --> 00:28:44,375
‫واسه خاطر «وانتالاکا».

319
00:28:45,541 --> 00:28:47,708
‫امکان نداره به من فحش بده...

320
00:28:49,750 --> 00:28:51,291
‫داری به من فحش میدی؟

321
00:28:52,416 --> 00:28:54,500
‫- هی، مرد، داری به من فحش میدی؟
‫- پس چی؟ فحش ندم؟

322
00:28:54,500 --> 00:28:56,083
‫چرا شماره‌تو به دختر من دادی؟

323
00:28:56,375 --> 00:28:58,875
‫من چه میدونستم
‫تو میخوای با وانتالاکا آشنا شی؟

324
00:28:59,125 --> 00:29:01,666
‫عشقم هر کی رو بکشه باهاش دوست می شم،
‫چه پونوگولو درست کنه چه وادا!

325
00:29:01,666 --> 00:29:03,416
‫هر کی یه سلیقه‌ای داره دیگه، داداش
‫بحث سر اون خوراکیا نیست

326
00:29:03,541 --> 00:29:05,833
‫چرا شماره تو بهش دادی؟
‫چون قول داد دم در تحویل بده.

327
00:29:05,833 --> 00:29:07,833
‫- من شماره‌شو نمیخوام
‫- پس چرا خندیدی؟

328
00:29:07,833 --> 00:29:09,166
‫هی، من کلا آدم خوش‌خنده‌ای‌ام، داداش

329
00:29:09,333 --> 00:29:11,625
‫یه دختر اومده سراغم
‫اونوقت تو پیشش از من بد میگی؟

330
00:29:11,750 --> 00:29:13,333
‫اگه اسم اون مسافرخونه رو بیاری
‫با لگد می‌زنمت

331
00:29:13,333 --> 00:29:15,791
‫چرا اون دختره داره میره، قربان؟

332
00:29:16,250 --> 00:29:17,208
‫یه فکری دارم

333
00:29:17,375 --> 00:29:18,500
‫بیا شنود کار بذاریم

334
00:29:18,625 --> 00:29:20,875
‫یعنی ۵۰ تا کار بذارم
‫تو کل اوراقی؟

335
00:29:21,166 --> 00:29:23,583
‫فقط یه شنود تو خونه‌ش
‫کفایت میکنه، سباستین

336
00:29:55,291 --> 00:29:57,208
‫آچاریا! جنگجو رو پیدا کردیم

337
00:30:01,333 --> 00:30:04,458
‫یک سو روشنایی است...

338
00:30:05,791 --> 00:30:08,250
‫و سوی دیگر تاریکی

339
00:30:51,166 --> 00:30:52,500
‫استاد ياكوزا

340
00:30:55,000 --> 00:30:56,916
‫من یک پروفسور تاریخ هستم

341
00:30:57,208 --> 00:30:59,875
‫به عنوان نماینده یک نیروی جدید
‫به اینجا اومدم

342
00:31:00,375 --> 00:31:04,458
‫منظورم، ارباب جدید
‫كتيبه‌های آشوکا، "شمشیر سیاه" هست.

343
00:31:05,416 --> 00:31:08,750
‫شما از کتاب هفتم
‫کالاگراندام، محافظت میکنید

344
00:31:09,583 --> 00:31:10,666
‫لطفا اون رو به ما بدید

345
00:31:13,083 --> 00:31:16,208
‫شما و نیروتون هرگز
‫دستتون به اون کتاب نخواهد رسید.

346
00:31:18,750 --> 00:31:21,875
‫،پس وقتش رسیده که
‫با "شمشیر سیاه" روبرو بشی

347
00:31:50,458 --> 00:31:51,583
‫ همه آماده باش

348
00:31:52,666 --> 00:31:55,166
‫اون یارو رو تیکه پاره کنید

349
00:34:02,666 --> 00:34:06,291
‫وقتی یه ستاره درخشان می‌میره

350
00:34:07,750 --> 00:34:10,166
‫تبدیل به یه سیاهچاله میشه
‫که همه چیز رو می‌بلعه

351
00:34:11,541 --> 00:34:13,958
‫فرقی نمیکنه چقدر قدرتمند باشه

352
00:34:15,000 --> 00:34:16,875
‫جذبش میکنه

353
00:34:17,666 --> 00:34:20,375
‫در گذشته، من اون ستاره بودم

354
00:34:22,041 --> 00:34:25,500
‫حالای من
‫فراتر از تصور شماست.

355
00:34:25,958 --> 00:34:29,000
‫اعدام شدن
‫به دست «ماهابير لاما»...

356
00:34:29,666 --> 00:34:31,791
‫افتخار بزرگیه

357
00:34:59,041 --> 00:35:01,750
‫کتاب‌های قدرتمند در جاهای اشتباهی

358
00:35:03,666 --> 00:35:05,125
‫کالاگراندام

359
00:35:10,708 --> 00:35:12,791
‫۲۴ سال طول کشید
‫تا دستم

360
00:35:12,791 --> 00:35:14,916
‫به این هفت تا کتاب برسه، پروفسور

361
00:35:16,125 --> 00:35:19,958
‫حالا فقط دو هفته وقت دارم
‫تا به هدفم برسم

362
00:35:22,083 --> 00:35:24,208
‫تنها چیزی که ندارم

363
00:35:27,333 --> 00:35:28,625
‫زمانه، پروفسور

364
00:35:33,791 --> 00:35:35,291
‫بیا، آقا.

365
00:35:36,125 --> 00:35:38,208
‫گفتم سهمت رو میدم، اینم از این

366
00:35:38,583 --> 00:35:40,416
‫تو آشغال رو
‫تبدیل به طلا کردی و فروختی

367
00:35:40,416 --> 00:35:42,041
‫چرا سودش رو به من میدی؟

368
00:35:42,916 --> 00:35:44,416
‫اونی که اون ضایعات رو بهم داد
‫تو بودی.

369
00:35:44,583 --> 00:35:45,541
‫خب که چی؟

370
00:35:46,000 --> 00:35:48,333
‫این سهم حق خودته. نگهش دار

371
00:35:48,458 --> 00:35:49,458
‫- مراقب خودت باش
‫- باشه.

372
00:35:51,833 --> 00:35:53,875
‫یا حضرت مایساما!
‫زهره‌م ترکید!

373
00:35:54,416 --> 00:35:56,791
‫- چرا مزاحم من میشی؟
‫- چاره دیگه‌ای ندارم

374
00:35:58,083 --> 00:36:01,458
‫اگه مودرایی که میگم رو انجام بدی
‫و خاطراتت رو مرور کنی... آخ!

375
00:36:01,583 --> 00:36:04,333
‫- ودا!
‫- داسو ددی منتظرته

376
00:36:04,500 --> 00:36:05,625
‫دخلشونو بیارید

377
00:36:09,875 --> 00:36:11,291
‫ بکشیدشون! بکشیدشون!

378
00:36:42,958 --> 00:36:44,375
‫شاید نتونم صورتت رو بخونم

379
00:36:44,375 --> 00:36:46,250
‫ولی خیلی خوب میتونم
‫احساساتت رو بخونم

380
00:36:48,708 --> 00:36:51,708
‫نذار افکارت
‫از این فراتر بره

381
00:36:57,083 --> 00:36:59,000
‫هی، چی شده؟

382
00:36:59,541 --> 00:37:00,708
‫داری خونریزی میکنی

383
00:37:01,625 --> 00:37:04,291
‫- وایسا، بذار ببندمش
‫- خودم از پسش برمیام

384
00:37:15,208 --> 00:37:16,541
‫- هی!
‫- هوم؟

385
00:37:16,541 --> 00:37:18,875
‫اولین بار که ویبا رو
‫تو کلانتری دیدم

386
00:37:19,083 --> 00:37:20,833
‫یه جورایی یه حسی بهش پیدا کردم

387
00:37:21,041 --> 00:37:22,875
‫اون موقع سیگنال‌ها رو نگرفتم

388
00:37:23,416 --> 00:37:25,875
‫ولی امروز... لعنتی!
‫انگار خود فیلم بود

389
00:37:26,958 --> 00:37:28,000
‫باد می‌وزه

390
00:37:28,833 --> 00:37:30,083
‫چراغا چشمک میزنن

391
00:37:30,958 --> 00:37:31,958
‫موهاش تو هوا

392
00:37:33,083 --> 00:37:34,250
‫حس رو لمس کن

393
00:37:35,125 --> 00:37:36,250
‫نفس رو حس کن

394
00:37:37,041 --> 00:37:38,250
‫موهارو بو کن

395
00:37:39,083 --> 00:37:41,583
‫انگار قلبم
‫تب کرده، حاجی

396
00:37:42,208 --> 00:37:44,458
‫- میری مسافرخونه؟
‫- احمق!

397
00:37:49,791 --> 00:37:52,291
‫ولی چرا باید اون دختره
‫بیاد دنبال من؟

398
00:37:53,708 --> 00:37:55,416
‫چرا باید به خاطر من خونش ریخته بشه؟

399
00:37:57,083 --> 00:37:58,625
‫این قطعاً عشقه.

400
00:38:00,208 --> 00:38:02,583
‫آدم نباید دختری مثل اون رو
‫از دست بده، داداش

401
00:38:02,875 --> 00:38:05,666
‫اگه نمیخوای از دستش بدی،
‫پس بچسب بهش! منظورم اینه که پیشنهاد بده

402
00:38:05,666 --> 00:38:07,333
‫این لوکیشنیه که ماپو فرستاده.

403
00:38:09,833 --> 00:38:10,791
‫چطوره؟

404
00:38:10,833 --> 00:38:12,375
‫تو اگه مال خودت رو بپوشی،
‫منم مال خودمو در میارم

405
00:38:12,375 --> 00:38:14,541
‫- خودم درش میارم. حسود
‫- بیا بریم.

406
00:38:15,625 --> 00:38:18,541
‫حواست به جلوت باشه!
‫چرا اومدیم مسافرخونه، داداش؟

407
00:38:20,791 --> 00:38:22,250
‫چرا اینجا همه چی اینقدر عجیبه؟

408
00:38:22,750 --> 00:38:24,041
‫لعنتی! لعنتى! لعنتى!

409
00:38:25,541 --> 00:38:27,291
‫تو که گفتی تو قلبته.
‫اینجا چیکار میکنه، مرد؟

410
00:38:27,416 --> 00:38:28,583
‫خوش اومدین، پسرا!

411
00:38:28,666 --> 00:38:30,208
‫اولین بارتونه میاین
‫مسافرخونه ما، درسته؟

412
00:38:30,208 --> 00:38:32,291
‫فقط اتاق میخواید
‫یا چیز اضافه‌تری هم میخواید؟

413
00:38:33,958 --> 00:38:36,500
‫هی! پشمک!
‫دختر مرتاض من کجاست؟

414
00:38:36,500 --> 00:38:38,291
‫- یه هفته پیش اومد.
‫- همون دختره که اینور اونور میگرده

415
00:38:38,291 --> 00:38:39,875
‫و اون لباس کرباسا رو پوشیده
‫همون دختره که شبیه مرتاض‌هاست؟

416
00:38:40,291 --> 00:38:42,166
‫طبقه اول، ۱۰۵

417
00:38:44,041 --> 00:38:46,875
‫،عزیزم، لطفاً شالت رو سرت کن
‫این از اوناش نیست

418
00:38:47,625 --> 00:38:48,875
‫در که بازه

419
00:38:49,958 --> 00:38:51,208
‫در بازه؟

420
00:38:52,958 --> 00:38:54,041
‫این کارش جادو جنبله؟

421
00:38:56,500 --> 00:38:58,458
‫- این چیه مرد؟ خفه شو!
‫- جادوی سیاه.

422
00:38:59,125 --> 00:39:00,375
‫ببین چطور اینجا نشستی مدیتیشن میکنی

423
00:39:00,500 --> 00:39:02,500
‫اونوقت اون زنا بیرون
‫دارن چی کار می کنن

424
00:39:04,666 --> 00:39:05,958
‫هیچ ارتباطی بین تو

425
00:39:05,958 --> 00:39:08,666
‫و اتفاقایی که اینجا می‌افته نیست.

426
00:39:13,125 --> 00:39:15,333
‫ما كتاب مقدس هفتم رو از دست دادیم

427
00:39:15,333 --> 00:39:17,541
‫وقت نداریم.
‫یودای ما باید آماده بشه

428
00:39:18,125 --> 00:39:20,875
‫ودا، با دقت به من گوش کن

429
00:39:21,708 --> 00:39:24,625
‫نُه تا کتاب مقدس وجود داره
‫که میتونه یه انسان رو به خدا تبدیل کنه.

430
00:39:26,083 --> 00:39:28,458
‫امپراتور آشوکا اونا رو
‫تو جاهای مختلف قایم کرده

431
00:39:28,708 --> 00:39:32,083
‫یه نفر تا الان هفت تا از
‫اون نُه تا رو به دست آورده

432
00:39:32,083 --> 00:39:33,791
‫و نزدیکه به هشتمی برسه.

433
00:39:34,166 --> 00:39:36,666
‫تو باید قبل از اینکه به نُهمی برسه
‫جلوش رو بگیری

434
00:39:47,666 --> 00:39:49,833
‫- تراشه‌ش پریده
‫- هی! بس کن!

435
00:39:51,541 --> 00:39:54,083
‫اینجا چه خبره؟
‫یالا، بیا از اینجا بریم

436
00:39:56,166 --> 00:39:57,208
‫تو یه ترسو هستی

437
00:39:57,333 --> 00:39:59,208
‫قربان، واقعاً نیازی به
‫این عملیات مخفیانه هست؟

438
00:39:59,208 --> 00:40:01,750
‫یه جوری پرونده رو بستیم
‫چرا باید ریسک کنیم، قربان؟

439
00:40:01,875 --> 00:40:04,250
‫فشار ستاد مبارزه با مواد مخدر
‫روم زیاده، سباستین.

440
00:40:04,250 --> 00:40:05,250
‫دارن ازم میپرسن که

441
00:40:05,250 --> 00:40:06,583
‫چطوری میتونی سی نفر رو
‫همزمان ول کنی برن

442
00:40:06,708 --> 00:40:07,666
‫باید جوابگوی این باشی

443
00:40:07,666 --> 00:40:09,500
‫یا یه توضیحی بدی
‫برای اون گلی که آتیش گرفت.

444
00:40:09,500 --> 00:40:11,541
‫ما از پس این دو تا کار
‫برنمیایم

445
00:40:11,666 --> 00:40:12,916
‫ما باید مدرک به دست بیاریم

446
00:40:13,875 --> 00:40:15,541
‫- ودا!
‫- ویبا!

447
00:40:15,708 --> 00:40:17,625
‫من اومدم اینجا
‫یه چیز جدی بهت بگم

448
00:40:17,625 --> 00:40:21,333
‫این داستان تو و اون کفتره
‫مخ منو ترکونده

449
00:40:22,208 --> 00:40:24,125
‫حرف حسابم اینه که من دوستت دارم

450
00:40:26,333 --> 00:40:29,416
‫حاضرم با این دیوونگی‌هات کنار بیام
‫و کمکت کنم خوب بشی

451
00:40:29,875 --> 00:40:31,500
‫من و تو... با هم ازدواج میکنیم

452
00:40:33,625 --> 00:40:36,791
‫نه ماموریتی که من براش اومدم اینه،
‫نه اون کاری که تو باید انجام بدی

453
00:40:37,125 --> 00:40:39,583
‫نه من اون کسی‌ام که دنبالشی،
‫نه اینجا جاییه که تقدیرت باشه

454
00:40:40,125 --> 00:40:43,166
‫تو اون آدرسی هستی که سرنوشت
‫به عنوان راه‌حل این مشکل انتخاب کرده

455
00:40:43,416 --> 00:40:45,916
‫هی خانوم! این داداشمون خودش
‫کاملا خودشو میشناسه

456
00:40:46,041 --> 00:40:48,000
‫گیجش نکن

457
00:40:48,458 --> 00:40:50,375
‫کی اسمت رو گذاشته ودا؟

458
00:40:53,125 --> 00:40:57,083
‫تو فقط اون زاهدای آگورای کاشی رو میشناسی
‫که بزرگت کردن

459
00:40:57,958 --> 00:41:00,541
‫نه اون مادری که تو رو
‫دست اونا سپرد.

460
00:41:02,791 --> 00:41:04,666
‫اسم مادر تو آمبیکاست

461
00:41:08,125 --> 00:41:11,958
‫اون رهبر یه قبیله مقدسه
‫که هزاران نفر می‌پرستنش.

462
00:41:13,250 --> 00:41:16,291
‫اون این قدرت رو داره که آینده رو ببینه

463
00:41:20,583 --> 00:41:21,666
‫مادرش؟

464
00:41:23,708 --> 00:41:25,666
‫من چیزی به اسم «مادر»
‫نمی‌شناسم.

465
00:41:26,625 --> 00:41:27,791
‫منم عین خودشم.

466
00:41:30,333 --> 00:41:33,708
‫منم لب گهات‌ها ول میگشتم
‫و بین جنازه‌ها بزرگ شدم.

467
00:41:34,500 --> 00:41:37,583
‫هر چی گیرم می اومد میخوردم
‫و هر جا دلم میخواست میرفتم

468
00:41:38,416 --> 00:41:40,375
‫هیچ مادری هم سراغم نیومد.

469
00:41:40,958 --> 00:41:43,083
‫اگه وضعیت منو میفهمی، باهام بیا.

470
00:41:43,583 --> 00:41:44,708
‫اگه نه، نیا.

471
00:41:55,541 --> 00:41:58,708
‫تو این سفری که برای به دست آوردن
‫هر نُه تا کتاب باستانی آشوکا داشتی

472
00:41:58,916 --> 00:42:03,666
‫چرا هیچ وقت حرفی
‫از آخرین کتاب نزدی؟

473
00:42:10,791 --> 00:42:13,291
‫تو میتونی هشت تا کتاب رو
‫به دست بیاری

474
00:42:13,750 --> 00:42:17,750
‫ولی هیچ وقت نمیتونی
‫به نهمی دست بزنی

475
00:42:21,791 --> 00:42:24,166
‫کتاب نهم
‫یه معمای بزرگه، پروفسور

476
00:42:25,250 --> 00:42:28,666
‫برای رسیدن به کتاب نهم
‫باید از نقشه‌های آمبیکا عبور کنیم

477
00:42:30,125 --> 00:42:32,208
‫یعنی باید مثل اون فکر کنیم

478
00:42:33,791 --> 00:42:36,458
‫ده ساله که سایه‌ی من
‫تو تاریکی جون کنده

479
00:42:52,041 --> 00:42:53,000
‫يوكا

480
00:42:56,916 --> 00:42:59,666
‫يوکا، بعد از ده سال

481
00:42:59,666 --> 00:43:01,708
‫تمرین سخت
‫تو این صومعه

482
00:43:01,833 --> 00:43:04,708
‫حالا لایق این شدی که
‫وارد مرحله بالاتری از تمرین بشی

483
00:43:05,000 --> 00:43:08,625
‫برای این کار، باید بری
‫به آشرام آمبیکا.

484
00:43:09,291 --> 00:43:10,791
‫با تمام دعاهای خیر شما

485
00:43:11,041 --> 00:43:13,958
‫قصد دارم آمبیکا رو ملاقات کنم

486
00:43:13,958 --> 00:43:16,000
‫محل اون مخفی نگه داشته شده.

487
00:43:25,625 --> 00:43:28,708
‫بابت این ده سال تاخیر،
‫باید عذاب بکشی

488
00:43:30,333 --> 00:43:32,875
‫این هدیه‌ی شاگردی من به توئه

489
00:43:42,083 --> 00:43:43,875
‫بیخودی جوش آوردم

490
00:43:44,583 --> 00:43:46,500
‫هی، نکنه زیادی تند رفتم؟

491
00:43:46,666 --> 00:43:48,375
‫یعنی ویبا دوباره میاد اینجا؟

492
00:43:48,375 --> 00:43:52,208
‫نگران نباش داداش. ویبا نشد،
‫یه  دختر دیگه برات جور میکنم

493
00:43:52,375 --> 00:43:54,625
‫این تب قلبت
‫زود فروکش میکنه

494
00:43:54,625 --> 00:43:56,500
‫اول برو اون چراغ چشمک‌زن رو درست کن

495
00:43:57,041 --> 00:43:59,250
‫ما کی از این چراغای استارلایت خریدیم؟!

496
00:43:59,791 --> 00:44:01,458
‫هی، ماپو! با توئه‌ها.

497
00:44:06,375 --> 00:44:08,125
‫دختر زاهد

498
00:44:09,166 --> 00:44:10,166
‫هی!

499
00:44:10,875 --> 00:44:13,041
‫برق برگشت
‫و فانوس دریایی تو هم همینطور.

500
00:44:18,291 --> 00:44:20,250
‫چرا این یارو مثل برچسب چسبیده؟

501
00:44:20,958 --> 00:44:23,458
‫هی، چشمات داره
‫حست رو لو میده‌ها.

502
00:44:23,458 --> 00:44:25,000
‫اون قیافه حق‌به‌جانبت رو بیار بالا!

503
00:44:30,625 --> 00:44:32,166
‫يه لحظه میای بیرون؟

504
00:44:35,666 --> 00:44:37,375
‫یادت میاد
‫این ماشین چطوری اومد اینجا؟

505
00:44:38,458 --> 00:44:40,041
‫از چوربازار اومده دیگه. چطور؟

506
00:44:40,041 --> 00:44:42,416
‫اگه تو این ماشینو نیاورده بودی اینجا
‫که از روش یه کپی بزنی

507
00:44:42,416 --> 00:44:46,083
‫ترمزش میبرید
‫و چهار نفر رو به کشتن میداد

508
00:44:53,333 --> 00:44:54,666
‫از داستان این اتوبوس خبر داری، نه؟

509
00:44:54,791 --> 00:44:56,291
‫این اتوبوس اوراقه

510
00:44:56,416 --> 00:44:57,791
‫اگه تو اینو نیاورده بودی

511
00:44:57,791 --> 00:44:59,541
‫قرار بود بشه
‫سرویس مدرسه

512
00:44:59,708 --> 00:45:01,375
‫دیگه لازم نیست برات بگم

513
00:45:01,375 --> 00:45:03,416
‫که بعدش
‫چه اتفاقی می افتاد

514
00:45:04,125 --> 00:45:06,458
‫کی بهت یاد داد
‫قاطی علف، گشنیز بریزی؟

515
00:45:08,958 --> 00:45:10,791
‫کی میخواست بهم یاد بده؟
‫ایده خودم بود

516
00:45:11,083 --> 00:45:14,333
‫همینو دارم بهت میگم
‫پشت فکرای تو یه نیت خیر هست.

517
00:45:14,583 --> 00:45:15,583
‫به همین دلیله

518
00:45:15,750 --> 00:45:17,708
‫که اون جنس هیچ وقت به دانشگاه نرسید.

519
00:45:17,875 --> 00:45:19,333
‫همینطوری
‫یه نیت خیر

520
00:45:19,333 --> 00:45:21,625
‫پشت تک‌تک
‫این وسایل اینجا پنهونه

521
00:45:24,000 --> 00:45:27,916
‫چه قبول کنی چه نه،
‫تو یه آدم خاصی

522
00:45:29,833 --> 00:45:34,083
‫با انجام این «ماتریکا مودرا»
‫راهنمایی‌های مادرت یادت میاد.

523
00:45:36,583 --> 00:45:38,375
‫بیا، بهت نشون میدم من واقعا کی‌ام

524
00:45:45,041 --> 00:45:46,458
‫حالا میخوایم چیکار کنیم؟

525
00:45:46,458 --> 00:45:49,416
‫میخوایم یه نمونه از کاری که واقعا میکنیم رو
‫به نمایش بذاریم

526
00:45:49,625 --> 00:45:51,291
‫هر ماشینی عشقت میکشه انتخاب کن، رئيس.

527
00:46:01,916 --> 00:46:03,958
‫مشکی براق

528
00:46:03,958 --> 00:46:05,291
‫شکوه طلسم

529
00:46:10,333 --> 00:46:12,625
‫- اوه نه! آقا...
‫- بیا عوض کنیم

530
00:46:13,208 --> 00:46:15,833
‫میلک شیک رایگان از طرف کافه‌مون. ممنون آقا.

531
00:46:15,833 --> 00:46:18,500
‫خیلی ببخشید، مشکلات پولدارای معمولی دیگه میدونید؟ اشکال نداره

532
00:46:26,208 --> 00:46:29,125
‫دیدی؟ ضرر اون سود ما شد.

533
00:46:29,541 --> 00:46:30,666
‫- دیدی چیش خاصه؟
‫- آره!

534
00:46:30,958 --> 00:46:34,166
‫من یه آدم معمولی‌ام، نه اونقدر خاص
‫که تو توصیف میکنی

535
00:46:40,041 --> 00:46:41,000
‫هی، این چه صداییه؟

536
00:46:58,333 --> 00:46:59,875
‫هیچی نمیتونه بهت آسیب بزنه.
‫نترس.

537
00:47:00,000 --> 00:47:01,125
‫کجا زندگی میکنید کوچولوها؟

538
00:47:08,958 --> 00:47:12,125
‫من تو زندگیم شوک زیاد بهم وارد شده،
‫ولی این یکی ولتاژش خیلی بالاست

539
00:47:15,458 --> 00:47:17,000
‫یعنی واقعاً من داشتم
‫این همه کار خیر میکردم؟

540
00:47:19,458 --> 00:47:20,916
‫ستاره‌ها
‫به موقع سر رسیدن.

541
00:47:21,708 --> 00:47:22,791
‫باز این شروع کرد.

542
00:47:23,750 --> 00:47:27,541
‫من الان دارم به مرد رو میبینم
‫که یه تیر تو دستشه.

543
00:47:50,291 --> 00:47:53,250
‫اگه چیزی که نادیدنی بود حالا دیده میشه،

544
00:47:53,500 --> 00:47:56,291
‫وقتش رسیده که تو بهش عمل کنی.

545
00:47:57,500 --> 00:47:59,125
‫چیکار کنم؟ کجا برم؟

546
00:47:59,500 --> 00:48:02,541
‫هی، ماپو، چطوری از پورانا پول
‫برم رامناگار؟

547
00:48:03,416 --> 00:48:04,666
‫دو تا مسیر داره، داداش

548
00:48:04,666 --> 00:48:06,458
‫یکی از راه افضل گنج،
‫اون یکی از راه نامپالی

549
00:48:06,625 --> 00:48:09,708
‫شفافیت رو حال کردی؟
‫به همین وضوح که این گفت توضیح بده

550
00:48:10,916 --> 00:48:15,208
‫اونی که خودشو خدا میدونه
‫میخواد یه کشتار جمعی راه بندازه

551
00:48:16,791 --> 00:48:19,708
‫برای جلوگیری از این کار
‫تو باید به «میرای» برسی

552
00:48:23,708 --> 00:48:27,583
‫فرض کنیم میرای تو را مناگاره
‫و من تو پورانا پول

553
00:48:27,791 --> 00:48:30,083
‫چطوری از پورانا پول
‫به رامناگار برسم؟

554
00:48:30,291 --> 00:48:32,333
‫مسیرش توی خاطراتت
‫حک شده.

555
00:48:35,041 --> 00:48:37,500
‫تنها راه به یاد آوردنشون
‫از طریق به «مودرا»ست.

556
00:48:39,375 --> 00:48:41,208
‫میگی اگه از اون مودرا استفاده کنم
‫میتونم ببینمش؟

557
00:48:42,000 --> 00:48:44,375
‫- کدوم مودر است؟
‫- ماتريكا مودرا

558
00:48:45,375 --> 00:48:47,833
‫حرکات منو دنبال کن

559
00:48:56,625 --> 00:48:58,208
‫سعی کن حرف‌های مادرت رو به یاد بیاری

560
00:48:59,208 --> 00:49:01,041
‫چطوری حرفهایی که تو شکمش بهم زده رو
‫یادم بیاد آخه؟

561
00:49:01,416 --> 00:49:03,000
‫تو پسر آمبیکایی

562
00:49:03,291 --> 00:49:05,916
‫تو این قدرت رو داری که
‫گذشته رو به یاد بیاری

563
00:49:06,083 --> 00:49:07,750
‫این مودرا برای همین کاره

564
00:49:48,458 --> 00:49:51,208
‫میدونم که صدامو میشنوی

565
00:49:54,916 --> 00:49:58,666
‫اولین هدفت رسیدن به میرای هست

566
00:50:02,083 --> 00:50:06,416
‫هر کلمه‌ای که میشنوی
‫تو رو به میرای نزدیک‌تر میکنه

567
00:50:08,208 --> 00:50:09,750
‫ما از هم جدا نمیشیم

568
00:50:11,500 --> 00:50:14,708
‫ما دوباره تو جایی به اسم
‫تانتراوانام به هم میرسیم.

569
00:50:45,958 --> 00:50:47,083
‫چی شد، داداش؟

570
00:50:50,625 --> 00:50:52,625
‫انگار صدای مامانم داره
‫رو استریو پخش میشه

571
00:51:45,583 --> 00:51:49,583
‫این یه فلوت مراکشیه.
‫صدای خیلی خاصی داره

572
00:51:49,833 --> 00:51:50,875
‫ماشاءالله

573
00:51:57,875 --> 00:52:00,416
‫یک شبه، یه کوه
‫بین دو تا روستا

574
00:52:00,416 --> 00:52:02,041
‫تو مراکش
‫به طرز جادویی ناپدید شده

575
00:52:04,625 --> 00:52:07,041
‫کار هیچ آدم یا ماشینی
‫نبوده.

576
00:52:11,583 --> 00:52:14,666
‫مطمئنم سلاح‌های صوتی
‫اونجا هستن.

577
00:52:15,333 --> 00:52:18,666
‫این یعنی کتاب هشتم،
‫شابداگراندا، باید اونجا باشه

578
00:52:20,625 --> 00:52:23,291
‫میتونم با یه قیمت خوب تقديمتون کنم. باشه؟

579
00:52:25,708 --> 00:52:27,125
‫چه سازی یا

580
00:52:27,125 --> 00:52:30,416
‫من دنبال اون کتابی‌ام که علم

581
00:52:30,416 --> 00:52:32,708
‫ساخت سلاح‌های صوتی رو در خودش داره

582
00:52:33,041 --> 00:52:34,875
‫سلاح‌هایی که میتونن کوه‌ها و آدما رو محو کنن.

583
00:52:36,291 --> 00:52:39,041
‫اون کتاب هشتمه

584
00:52:39,666 --> 00:52:43,541
‫تو هیچ خبر نداری که
‫قراره با چی روبرو بشی

585
00:53:05,208 --> 00:53:06,375
‫پروفسور

586
00:53:08,125 --> 00:53:10,291
‫اگه خود سلاح‌ها
‫به این جذابی هستن

587
00:53:11,875 --> 00:53:14,125
‫تصور کن خسارتشون
‫چقدر میتونه عظیم باشه

588
00:53:14,291 --> 00:53:17,791
‫تو فقط به کتاب ما
‫نزدیک نشدی

589
00:53:18,458 --> 00:53:20,333
‫تو به آخر خط خودت نزدیک شدی

590
00:53:21,291 --> 00:53:22,833
‫با مرگت روبرو شو.

591
00:54:04,500 --> 00:54:05,500
‫کالا

592
00:55:19,875 --> 00:55:22,750
‫تاریکی را فرا میخوانم

593
00:57:17,208 --> 00:57:22,708
‫یک حاکم به علاوه‌ی یک فرمانده
‫مساوی است با... خدا

594
00:57:23,958 --> 00:57:25,291
‫اون منم.

595
00:57:26,083 --> 00:57:28,625
‫در برابر بزرگترین قدرت سر خم کنید.

596
00:57:28,625 --> 00:57:31,125
‫جلوی این نیروی شکست‌ناپذیر زانو بزنید

597
00:57:53,666 --> 00:57:56,000
‫مهمون ناخونده‌ای هستم، نه؟

598
00:57:56,250 --> 00:57:58,875
‫تنها مهمون ناخونده، مرگه

599
00:58:01,583 --> 00:58:03,458
‫میدونم که مرگ منم از راه رسیده

600
00:58:03,875 --> 00:58:04,875
‫خوب گفتی

601
00:58:05,291 --> 00:58:08,708
‫میدونم هدفت چیه. تو فقط به کشتن من راضی نمیشی

602
00:58:09,208 --> 00:58:11,083
‫این آشرام رو هم به خاکستر تبدیل میکنی

603
00:58:11,458 --> 00:58:12,750
‫بذار ساده‌اش کنیم

604
00:58:14,000 --> 00:58:15,916
‫کتاب نُهم کجاست؟

605
00:58:16,041 --> 00:58:18,500
‫از چیزهایی که از آینده میدونم

606
00:58:18,625 --> 00:58:21,500
‫تو نمیتونی بهش برسی

607
00:58:38,916 --> 00:58:40,166
‫«ما به هدف نزدیکیم.»

608
00:58:41,333 --> 00:58:43,625
‫معلومه که سرنوشت با تو یار نیست

609
00:58:45,083 --> 00:58:48,666
‫کار من اینجا تموم شده.

610
00:58:49,083 --> 00:58:52,708
‫دیگه فرقی نمیکنه که من باشم یا نباشم

611
00:58:53,208 --> 00:58:55,083
‫آماده جنگ باشید!

612
00:58:57,833 --> 00:59:00,541
‫هر طور مایلی! بسوزونیدش!

613
00:59:16,541 --> 00:59:17,625
‫ردیابیش کن

614
00:59:21,041 --> 00:59:23,625
‫هی، زرینا آبجی، این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟

615
00:59:24,166 --> 00:59:26,666
‫گفته بودی یه کپی از کامپیوتر گیمینگ به پسرم میدی

616
00:59:27,041 --> 00:59:28,458
‫پولشو آوردم

617
00:59:28,750 --> 00:59:30,666
‫یعنی با این وضعت میای بیرون؟

618
00:59:31,041 --> 00:59:33,000
‫تا موقع زایمانت تو خونه بمون

619
00:59:33,166 --> 00:59:34,708
‫برو خونه. من خودم برات میارمش

620
00:59:35,833 --> 00:59:38,166
‫چون حامله‌ای، لازم نیست پول بدی

621
00:59:40,958 --> 00:59:42,916
‫مادرت چه روح بزرگی به دنیا آورده

622
00:59:44,958 --> 00:59:46,333
‫- بریم!
‫- هی!

623
00:59:47,041 --> 00:59:50,416
‫چرت‌و‌پرتای "بازگشت مومیایی" داری
‫همه معامله‌ها رو خراب میکنی

624
00:59:50,625 --> 00:59:53,250
‫هی، اون مامانمه. جرئت نداری
‫یه کلمه راجع بهش حرف بزنی.

625
00:59:53,375 --> 00:59:54,833
‫- منظورم این نیست داداش
‫- برو کنار

626
00:59:55,291 --> 00:59:56,500
‫این پسره رو!

627
00:59:56,500 --> 00:59:58,166
‫هی، ماپو! بیا اینجا

628
00:59:59,041 --> 01:00:00,041
‫نمی‌فهمه

629
01:00:00,041 --> 01:00:02,583
‫که همش بازی با احساساته، رفیق

630
01:00:03,083 --> 01:00:05,708
‫هی، احمق! چرا هیچی نمیگی؟

631
01:00:06,541 --> 01:00:08,708
‫- اگه اون گفته حتما راسته
‫- راست؟ عمراً!

632
01:00:08,833 --> 01:00:09,875
‫اگه اینم مثل اون مرتاض بشه

633
01:00:09,875 --> 01:00:11,125
‫باید کنار خیابون پتو بفروشیم

634
01:00:11,458 --> 01:00:14,208
‫این هیپنوتیزمه! از هر دست بدی از همون دست میگیری.

635
01:00:14,958 --> 01:00:17,500
‫- پس اون ماشین چی بود؟
‫- شانسی بود بابا

636
01:00:17,708 --> 01:00:20,458
‫هی، بیاین به توطئه بچینیم این دختره رو بفرستیم بره

637
01:00:24,875 --> 01:00:26,250
‫ويبا.

638
01:00:27,125 --> 01:00:29,250
‫اومدم یه چیزی بهت بگم

639
01:00:30,166 --> 01:00:31,875
‫باید فوراً از اینجا بری

640
01:00:33,458 --> 01:00:35,500
‫چون خانمی دارم با ملایمت میگم

641
01:00:45,791 --> 01:00:47,125
‫چرا این کبوتره خونیه؟

642
01:00:51,125 --> 01:00:52,833
‫چرا روش ردیاب نصبه؟

643
01:00:55,500 --> 01:00:58,916
‫که دارن راجع به ردیاب حرف میزنن،
‫حتماً نقشه بزرگی تو سرشون

644
01:00:59,166 --> 01:01:00,916
‫الان بهترین وقته که همه مدارک رو جمع کنیم

645
01:01:01,083 --> 01:01:02,458
‫- به کل تیم آماده‌باش بده.
‫- بله قربان

646
01:01:02,458 --> 01:01:04,208
‫- کل فیلمای دوربین مداربسته رو چک کن.
‫- چشم قربان.

647
01:01:04,208 --> 01:01:05,750
‫باید قبل از اینکه از مسافرخونه بزنن بیرون بهشون برسیم.

648
01:01:05,875 --> 01:01:07,250
‫- فوراً شروع کنید.
‫- بله قربان

649
01:01:09,916 --> 01:01:12,333
‫چرا گریه میکنی؟ کسی آسیب دیده؟

650
01:01:13,291 --> 01:01:15,083
‫خیلیا جونشونو از دست دادن

651
01:01:17,083 --> 01:01:18,500
‫و الان دارن میان سراغ ما.

652
01:01:21,083 --> 01:01:22,625
‫سباستین، همه سر پستشونن؟

653
01:01:22,625 --> 01:01:24,500
‫بله قربان. ما سر پستیم. وضعیت شما چطوره؟

654
01:01:24,916 --> 01:01:28,041
‫من دقیقا پشت سرتون تو ون هستم
‫منتظر دستور من باشید.

655
01:01:28,041 --> 01:01:30,250
‫دارم همه چیو از دوربین مداربسته میبینم. باشه؟

656
01:01:30,458 --> 01:01:31,958
‫باشه قربان

657
01:01:38,750 --> 01:01:39,791
‫تو اینجا منتظر بمون

658
01:01:49,375 --> 01:01:50,666
‫قربان، متوجه اون شدید؟

659
01:01:50,666 --> 01:01:52,458
‫این کیه که قیافه‌اش به چادرگاتی‌ها نمیخوره؟

660
01:01:52,583 --> 01:01:53,791
‫دستگیرش کنم قربان؟

661
01:01:54,458 --> 01:01:56,583
‫بدون مدرک نمیتونیم دستگیرش کنیم، سباستین.

662
01:01:56,708 --> 01:01:57,625
‫صبر کن.

663
01:01:57,833 --> 01:01:59,333
‫بیا، یکم خرما بخور

664
01:01:59,625 --> 01:02:01,541
‫مخصوص تو از دبی وارد کردم

665
01:02:03,208 --> 01:02:05,000
‫دختر... از هیمالیا؟

666
01:02:05,583 --> 01:02:07,791
‫اشاره میکند دختر... از امیریت

667
01:02:16,083 --> 01:02:18,375
‫اتاق ۱۰۵، طبقه اول. سومین در سمت راست

668
01:02:21,083 --> 01:02:23,458
‫اونا رسیدن. باید ودا رو پیدا کنیم

669
01:02:24,041 --> 01:02:25,000
‫ویبا

670
01:02:43,375 --> 01:02:44,458
‫هی، ويبا! ويبا!

671
01:02:46,541 --> 01:02:48,916
‫اون دختر مرتاضه و دوستش دارن فرار میکنن قربان

672
01:02:48,916 --> 01:02:51,583
‫الان اونا اولویت ما نیستن. روی اون زنیکه خلافکار تمرکز کن.

673
01:02:51,583 --> 01:02:53,208
‫همین که اومد بیرون دستگیرش کن

674
01:02:53,375 --> 01:02:55,541
‫و صاف ببرش کلانتری

675
01:02:55,708 --> 01:02:58,041
‫- من تو دادگاه میبینمتون
‫- سر پستاتون مستقر شید.

676
01:03:01,208 --> 01:03:02,166
‫قربان

677
01:03:40,000 --> 01:03:41,458
‫رئيس... من...

678
01:03:41,708 --> 01:03:44,166
‫...تو ونه

679
01:03:48,833 --> 01:03:50,125
‫اون...

680
01:03:50,375 --> 01:03:51,708
‫با ودا ضايعاتيه.

681
01:03:53,541 --> 01:03:54,708
‫می‌برمت

682
01:04:11,208 --> 01:04:12,166
‫داداش

683
01:04:12,791 --> 01:04:15,958
‫یه اتفاقی داره میفته. یکی دنبال ویباست

684
01:04:19,166 --> 01:04:20,833
‫ویبا، چی شده؟

685
01:04:23,125 --> 01:04:24,500
‫اونی که منو بزرگ کرد

686
01:04:24,791 --> 01:04:26,333
‫اونی که بهم گفت تو رو پیشش ببرم

687
01:04:26,333 --> 01:04:28,166
‫دیگه زنده نیست.

688
01:04:28,500 --> 01:04:31,541
‫حالا تنها کسی که برام مونده تویی

689
01:04:33,583 --> 01:04:37,458
‫من به تو ایمان دارم،
‫همونطور که مادرت داشت.

690
01:04:37,875 --> 01:04:40,166
‫تو برای خیلیا قیام کردی،
‫بدون اینکه حتی بدونی

691
01:04:40,291 --> 01:04:41,708
‫حالا یک بار دیگه قیام کن

692
01:04:41,708 --> 01:04:43,083
‫برای کسایی که بهت ایمان دارن

693
01:04:43,083 --> 01:04:45,833
‫- دقیقا چی شده؟
‫- من باید برم

694
01:04:46,083 --> 01:04:47,541
‫مراقب خودت باش

695
01:04:47,708 --> 01:04:50,666
‫چی شده

696
01:04:56,916 --> 01:04:59,916
‫فقط تو زنده موندی

697
01:05:01,791 --> 01:05:03,875
‫مجبورم نکن اینجا رو به آتیش بکشم

698
01:05:21,916 --> 01:05:25,458
‫امروز مغازه تعطیله. هیچی از انبار خارج نمیشه

699
01:05:26,291 --> 01:05:27,916
‫میتونید برید

700
01:05:40,583 --> 01:05:42,416
‫لعنت بهشون! سربازا!

701
01:05:44,166 --> 01:05:46,000
‫این به نظرم یه تشكيلات بين‌الملليه.

702
01:05:46,000 --> 01:05:47,625
‫بالا بزن بریم بجنگیم

703
01:06:45,000 --> 01:06:46,083
‫هی، ودا!

704
01:07:36,291 --> 01:07:37,500
‫ولش کن

705
01:07:38,375 --> 01:07:39,708
‫وگرنه خودمو میکشم

706
01:07:41,833 --> 01:07:44,458
‫من تنها کسی‌ام که میتونه تو رو به کتاب نهم برسونه.

707
01:07:45,750 --> 01:07:46,750
‫ولش کن!

708
01:09:23,333 --> 01:09:26,916
‫ودا، برای به سرانجام رسوندن این مأموریت بزرگ

709
01:09:27,750 --> 01:09:29,333
‫به چیزی فراتر از زور خالی نیاز داری

710
01:09:29,333 --> 01:09:31,291
‫تو به متحد نیاز داری

711
01:09:31,916 --> 01:09:32,958
‫تو به این دنیا اومدی

712
01:09:32,958 --> 01:09:35,333
‫در حالی که مسیر از قبل درونت حک شده بود.

713
01:09:37,791 --> 01:09:40,541
‫با شهادت پنج عنصر و ستارگان

714
01:09:40,958 --> 01:09:43,458
‫باشد که فداکاری آمبیکا و عزم آگاستیا استوار بماند.

715
01:09:43,458 --> 01:09:45,833
‫این کودک، چراغ ابدی آینده است.

716
01:09:46,500 --> 01:09:49,416
‫این برکتی است که از خال دودمان ایکشواکو عطا شده است.

717
01:09:49,416 --> 01:09:50,541
‫جايتريا

718
01:09:59,416 --> 01:10:01,125
‫وقتی زمانش برسه

719
01:10:02,583 --> 01:10:05,041
‫تنها وقتی که قطرات باران با خون او درآمیزد

720
01:10:05,041 --> 01:10:06,958
‫مسیر مقدس بر او آشکار خواهد شد.

721
01:10:20,125 --> 01:10:22,000
‫زمانش فرا رسیده، ودا.

722
01:10:56,833 --> 01:10:57,791
‫ودا!

723
01:11:08,583 --> 01:11:09,541
‫هی، ماپو!

724
01:11:29,291 --> 01:11:30,375
‫داداش همونطور که گفتی

725
01:11:30,375 --> 01:11:31,833
‫این خالکوبی نیست. واقعا یه نقشه‌اس.

726
01:11:31,833 --> 01:11:34,791
‫مقصدش یه جایی بیرون از شمال هیمالیاست.

727
01:11:34,791 --> 01:11:36,125
‫بیا یه نگاه بندازه

728
01:11:36,666 --> 01:11:39,583
‫این نقشه به هیمالیا نمیره،
‫صاف میره به قبرستونش.

729
01:11:39,708 --> 01:11:41,958
‫این همینجوریشم قاطی کرده،
‫تو هم داری بیشتر تشویقش میکنی

730
01:11:41,958 --> 01:11:43,416
‫چاقو خوردن برات کافی نبود؟

731
01:11:43,708 --> 01:11:44,791
‫خفه شو بابا!

732
01:11:45,000 --> 01:11:46,166
‫به حرفم گوش کن و بی‌خیال این قضیه شو.

733
01:11:48,833 --> 01:11:50,875
‫چیزی که مامانم موعظه میکرد رو ویبا تکرار کرد

734
01:11:51,916 --> 01:11:52,958
‫میرای

735
01:11:53,541 --> 01:11:54,750
‫برای دیدن اونا

736
01:11:55,708 --> 01:11:56,708
‫باید به میرای برسم

737
01:11:57,916 --> 01:12:00,500
‫داداش، داری چیکار میکنی؟ ودا!

738
01:12:01,416 --> 01:12:03,833
‫این سفر مثل کلکته به حیدرآباد نیست.

739
01:12:04,083 --> 01:12:05,583
‫بدون هیچ مقصدی کجا میخوای بری؟

740
01:12:07,041 --> 01:12:09,500
‫وقتی قدم اول رو بردارم، راه خودشو نشون میده

741
01:12:24,375 --> 01:12:26,041
‫۶۰۰ متر دیگه مونده، رفیق

742
01:12:30,250 --> 01:12:31,583
‫مواظب باش

743
01:12:31,791 --> 01:12:33,791
‫- وای خدا
‫- حواست به قدمات باشه

744
01:12:35,208 --> 01:12:37,041
‫- هی ...
‫- من نمیتونم

745
01:12:39,000 --> 01:12:40,541
‫این دور و بر دهکده‌ای هست؟

746
01:12:40,916 --> 01:12:42,208
‫این آخرین دهکده‌ست.

747
01:12:43,208 --> 01:12:44,166
‫تو همینجا بمون

748
01:12:46,166 --> 01:12:47,333
‫منم باهات میام

749
01:12:58,166 --> 01:12:59,458
‫قربان، لطفا وايستين.

750
01:13:01,500 --> 01:13:03,416
‫تو این ۳۰۰ سال گذشته،

751
01:13:04,583 --> 01:13:09,500
‫هیچ‌کس از اون مسیر زنده برنگشته.

752
01:13:09,791 --> 01:13:11,708
‫اینجا قلمرو ارباب گارودا است.

753
01:13:13,416 --> 01:13:15,958
‫اونایی که بدون اجازه‌ش
‫پاشون رو اونجا بذارن

754
01:13:17,083 --> 01:13:18,333
‫هیچ‌وقت زنده برنمیگردن.

755
01:13:20,625 --> 01:13:21,541
‫در زمان ارباب راما،

756
01:13:21,541 --> 01:13:25,375
‫دو عقاب زندگی میکردن
‫سامپاتی و جاتایو

757
01:13:26,166 --> 01:13:29,750
‫جاتايو جونش رو برای کمک
‫به ارباب راما فدا کرد

758
01:13:30,416 --> 01:13:35,375
‫سامپاتی به ارباب راما کمک کرد
‫و بال‌های از دست رفته‌ش رو دوباره به دست آورد.

759
01:13:35,791 --> 01:13:39,541
‫حالا نوادگان سامپاتی از میرای محافظت میکنن

760
01:18:19,291 --> 01:18:23,666
‫زور خالی در برابر موجودی الهی
‫مثل سامپاتی هیچ قدرتی نداره

761
01:18:28,291 --> 01:18:32,583
‫اگه کمکشون رو میخوای
‫باید خودت یه راهی پیدا کنی

762
01:18:42,500 --> 01:18:45,416
‫اگه اونا فکر کنن
‫که نیتت پاکه

763
01:18:45,958 --> 01:18:47,541
‫حاضر میشن بهت کمک کنن

764
01:18:54,333 --> 01:18:57,708
‫این فقط زمانی ممکنه که بتونی
‫به ذهن سامپاتی وصل بشی.

765
01:21:39,125 --> 01:21:40,500
‫،قربان، اینا بی‌رحم‌ترین

766
01:21:40,500 --> 01:21:41,666
‫و وحشی‌ترین باندی هستن که تو کل خدمتم دیدم

767
01:21:42,041 --> 01:21:44,208
‫اون زنه ۲۰ تا افسر پلیس رو
‫بدون ذره‌ای انسانیت سلاخی کرد

768
01:21:44,416 --> 01:21:46,000
‫هلیکوپتر و رزمی‌کار دارن

769
01:21:46,000 --> 01:21:47,208
‫!قربان، بساطشون حرف نداره

770
01:21:47,375 --> 01:21:48,291
‫قربان، تحت هیچ شرایطی بهشون رحم نکنین.

771
01:21:48,291 --> 01:21:49,458
‫خواهش میکنم همه‌شون رو دستگیر کنین.

772
01:21:50,000 --> 01:21:51,833
‫خداحافظ و موفق باشین، قربان

773
01:21:55,041 --> 01:21:56,708
‫بیست تا پلیس کشته شدن

774
01:21:56,833 --> 01:21:59,333
‫جدی بودن اوضاع رو نمیفهمی آشوک؟

775
01:21:59,458 --> 01:22:01,750
‫باید قبل از اینکه رسانه‌ها بو ببرن
‫این پرونده رو ببندیم

776
01:22:01,875 --> 01:22:04,250
‫من تو رو از وظایفت
‫به عنوان بازرس تعلیق میکنم

777
01:22:05,125 --> 01:22:07,625
‫- قربان؟ دارین اخراجم میکنین؟
‫- آشوک...

778
01:22:07,833 --> 01:22:09,625
‫اگه دستگیرشون نکنیم
‫دقیقا همین اتفاق میافته

779
01:22:09,875 --> 01:22:10,916
‫تو مأمور شدی

780
01:22:10,916 --> 01:22:12,208
‫به یه نیروی ویژه جدید برای حل این پرونده

781
01:22:12,708 --> 01:22:15,791
‫ایشان آقای سریدار
‫و ایشون خانم زویا بن هستن.

782
01:22:15,958 --> 01:22:18,041
‫- سويا بين "لوبيا سويا"؟
‫- زویا بن!

783
01:22:18,416 --> 01:22:20,041
‫،قربان، امپراطور آشوکا، هیمالیا

784
01:22:20,041 --> 01:22:21,666
‫و كتب مقدس...
‫همه‌ش خیلی خطرناک به نظر میاد.

785
01:22:21,666 --> 01:22:23,791
‫من اونجا چیکار میتونم بکنم؟

786
01:22:23,791 --> 01:22:25,500
‫فرقی نمیکنه کی باشن

787
01:22:25,875 --> 01:22:28,708
‫باید برای ادای احترام به افسرای کشته‌شده‌مون
‫دستگیرشون کنیم

788
01:22:38,583 --> 01:22:40,750
‫برای اینکه اون پسره رو نجات بدی

789
01:22:41,708 --> 01:22:44,666
‫منو گول زدی که فکر کنم
‫راه رسیدن به کتاب نُهم رو بلدی

790
01:22:44,791 --> 01:22:46,500
‫مهم نیست کجا قایم شده

791
01:22:46,583 --> 01:22:49,666
‫اون ضایعاتی رو پیدا میکنم
‫و حتماً میکشمش

792
01:22:53,916 --> 01:22:56,333
‫داش این چوب دستی واقعاً
‫قدرت‌های ماورایی داره؟

793
01:22:57,166 --> 01:22:59,000
‫شک نکن، رفیق

794
01:22:59,208 --> 01:23:01,458
‫همین که بفهمم چیه
‫و چطوری ازش استفاده کنم

795
01:23:01,750 --> 01:23:03,500
‫همه چیز و همه کس رو فتح میکنم

796
01:23:07,041 --> 01:23:08,166
‫هی!

797
01:23:27,541 --> 01:23:29,833
‫چطور تونستی متوقفش کنی، سرورم؟

798
01:23:30,958 --> 01:23:32,458
‫این فیزیک معنویه

799
01:23:34,666 --> 01:23:37,041
‫چیزی که تو درک نمیکنی رو
‫مادرت حتما میفهمید

800
01:23:37,541 --> 01:23:39,416
‫- تو مامان منو میشناسی؟
‫- آره.

801
01:23:40,041 --> 01:23:43,250
‫- اسمت چیه؟
‫- بهم میگن آگاستیا.

802
01:23:43,458 --> 01:23:45,000
‫- آگا...
‫- مهم نیست

803
01:23:46,750 --> 01:23:48,625
‫همون «آ.گ» صدام کن.

804
01:23:49,375 --> 01:23:50,291
‫آ.گ... آ.گ

805
01:23:50,458 --> 01:23:53,041
‫مامانم کجا رفته؟ الان کجاست؟

806
01:23:53,833 --> 01:23:56,875
‫هر بار که اون حرکت رو میزنم،
‫فقط تانتراوانام یادم میاد

807
01:23:57,041 --> 01:23:58,291
‫تو اصلاً از کجا مادرم رو میشناسی؟

808
01:24:00,166 --> 01:24:01,541
‫چطور میشه نشناسمش؟

809
01:24:01,958 --> 01:24:04,208
‫من دلیل این بودم که اون تو رو قربانی کرد.

810
01:24:08,208 --> 01:24:09,250
‫چرا حرفتو خوردی؟

811
01:24:09,916 --> 01:24:12,500
‫فقط جلوی خودمو گرفتم
‫که بهت فحش ندم

812
01:24:12,750 --> 01:24:15,583
‫- تو اصلا آدمی؟
‫- اون «راه حل» کذایی تو

813
01:24:15,708 --> 01:24:18,458
‫- زندگی منو به گند کشید!
‫- هی! هی! بشین. بشین.

814
01:24:19,875 --> 01:24:21,041
‫چاره دیگه‌ای نداشتم

815
01:24:21,625 --> 01:24:23,000
‫اون راه‌حل ...

816
01:24:24,083 --> 01:24:27,958
‫کمکت کرد که سامپاتی رو به چالش بکشی
‫و تو رو به میرای رسوند

817
01:24:29,125 --> 01:24:31,333
‫میپرسی این میرای چیه؟

818
01:24:32,375 --> 01:24:35,208
‫این جواب تمام سؤالات توئه

819
01:24:40,708 --> 01:24:42,958
‫از قدرت‌هاش بگو
‫بزن بریم ازش استفاده کنیم

820
01:24:56,375 --> 01:24:58,250
‫لعنتی! دکمه‌ست!

821
01:25:01,416 --> 01:25:03,083
‫میدونستم این یه چیز خاصه

822
01:25:03,458 --> 01:25:05,125
‫الان کاملاً برام روشن شد.

823
01:25:05,333 --> 01:25:07,416
‫این رو فشار میدم،
‫میرم تانتراوانام

824
01:25:07,416 --> 01:25:10,000
‫مادرم رو میبینم و کار اون یارو رو تموم میکنم

825
01:25:10,750 --> 01:25:13,166
‫خب کاری باری، می‌بینمت، بای بای، آ.گ!

826
01:25:13,541 --> 01:25:15,208
‫برو به کتاب نُهم

827
01:25:19,541 --> 01:25:21,333
‫برو به تانتراوانام

828
01:25:25,916 --> 01:25:29,750
‫کسی بهت نگفته که هنوز
‫از اون بچه‌بازی‌هات دست برنداشتی؟

829
01:25:40,833 --> 01:25:42,291
‫این مکان‌ها همه‌شون توی ذهن منن.

830
01:25:43,083 --> 01:25:45,583
‫این سلاح اونطوری که برای من کار میکنه
‫برای تو کار نمیکنه

831
01:25:47,125 --> 01:25:49,583
‫اون فقط بر اساس نیتت
‫تو رو راهنمایی میکنه

832
01:25:50,833 --> 01:25:52,875
‫چون ذهن من معنويه

833
01:25:53,958 --> 01:25:55,958
‫من رو به این سرزمین
‫بی‌کران آورد.

834
01:25:56,833 --> 01:26:01,166
‫مسیر تو فقط زمانی آشکار میشه
‫که نیتت باهاش یکی بشه.

835
01:26:02,208 --> 01:26:07,333
‫برای این اتفاق،
‫تو باید با میرای یکی بشی

836
01:26:09,291 --> 01:26:10,541
‫ولی من که همین الان دستمه

837
01:26:11,083 --> 01:26:13,166
‫فقط دست گرفتنش
‫باعث نمیشه باهاش یکی بشی

838
01:26:14,583 --> 01:26:15,750
‫خاک، خداست.

839
01:26:17,041 --> 01:26:18,541
‫و دانه، زندگیه.

840
01:26:19,333 --> 01:26:21,208
‫و از پیوند این دو، درخت رشد میکنه

841
01:26:25,500 --> 01:26:28,833
‫تو زندگی هستی
‫و چیزی که دستته، خداست.

842
01:26:29,791 --> 01:26:31,041
‫وقتی این دو با هم ترکیب بشن...

843
01:26:32,458 --> 01:26:33,666
‫جنگ شروع میشه

844
01:26:35,375 --> 01:26:37,333
‫برای این کار، مقصد بعدی تو
‫باید باشه

845
01:26:38,250 --> 01:26:39,541
‫سیداکشترام.

846
01:26:45,791 --> 01:26:47,125
‫داش، دیدی چی شد؟

847
01:26:47,625 --> 01:26:48,958
‫چی رو باید میدیدم؟

848
01:26:49,416 --> 01:26:52,083
‫تا شما دو تا مثل مجسمه
‫اونجا خشک‌تون زده بود

849
01:26:52,291 --> 01:26:55,416
‫من نودل‌ها رو تموم کردم
‫که حیف‌ومیل نشن

850
01:26:56,375 --> 01:26:58,833
‫آ.گ، گفتی یه جای مقدس

851
01:26:58,833 --> 01:27:00,208
‫بگو کجاست
‫من راه بیفتم برم

852
01:27:01,083 --> 01:27:02,500
‫اونجا سیداکشترام هست

853
01:27:03,875 --> 01:27:06,833
‫جایی که ارباب راما برای اولین بار
‫سلاحش رو به دست گرفت.

854
01:27:10,166 --> 01:27:12,916
‫نمی‌تونی با قدرت میرای منو ببری اونجا؟

855
01:27:14,916 --> 01:27:18,166
‫اگه من نودل تو رو بخورم
‫شکم تو سیر میشه؟

856
01:27:19,416 --> 01:27:20,625
‫گرفتم.

857
01:27:20,833 --> 01:27:22,708
‫باید خودم انجامش بدم

858
01:27:27,375 --> 01:27:28,666
‫- آ.گ...
‫- جانم؟

859
01:27:29,625 --> 01:27:32,541
‫من از بچگی به درد ناشناخته
‫درونم داشتم

860
01:27:33,625 --> 01:27:35,833
‫و تازه فهمیدم به خاطر نبودن مامانم بوده

861
01:27:36,083 --> 01:27:39,875
‫نگاه کردن به گذشته باعث شد بفهمم
‫مادرم هیچ‌وقت واقعاً منو ترک نکرده

862
01:27:40,541 --> 01:27:42,208
‫اون همیشه با من بوده

863
01:27:42,333 --> 01:27:45,541
‫تو افکارم و در طبیعت اطرافم.

864
01:27:47,416 --> 01:27:50,083
‫آ.گ، ما حتما تو تانتراوانام
‫می‌بینیمش، درسته؟

865
01:27:51,208 --> 01:27:54,625
‫دونستن آینده تغییرش میده
‫چیزی که باید بشه، نمیشه

866
01:27:56,291 --> 01:27:58,458
‫خب پس، حداقل کتاب نهم
‫اونجا قایم شده؟

867
01:27:59,666 --> 01:28:01,958
‫اونو دیگه خودت باید کشف کنی
‫مگه نه داداش؟

868
01:28:05,666 --> 01:28:07,083
‫خب تو اون کتاب نهم چی هست؟

869
01:28:08,208 --> 01:28:09,791
‫چیزی که نیکوکاران ازش دوری میکنن

870
01:28:10,541 --> 01:28:11,791
‫و شریران دنبالشن...

871
01:28:12,375 --> 01:28:13,458
‫نامیرایی

872
01:28:14,166 --> 01:28:16,416
‫مخصوصا اگه دست اون بیفته

873
01:28:16,541 --> 01:28:18,250
‫قبیله‌ت رو مُرده فرض کن

874
01:28:53,083 --> 01:28:56,708
‫من فراتر از سطح خوندن
‫یا درک تو هستم

875
01:28:57,458 --> 01:28:59,041
‫با پنهان کردن کتاب نهم

876
01:29:02,125 --> 01:29:03,833
‫امید داری به چی برسی؟

877
01:29:04,750 --> 01:29:07,416
‫شماها هفتاد نسله که این نه کتاب رو داشتین

878
01:29:07,541 --> 01:29:09,208
‫چی تو این دنیا عوض شده؟

879
01:29:10,500 --> 01:29:11,750
‫تو به این میگی تغییر؟

880
01:29:11,958 --> 01:29:16,166
‫دزدیدن کتاب‌های مقدس
‫و ادای خدا بودن؟

881
01:29:17,583 --> 01:29:20,708
‫خدا کسیه که رحم میکنه
‫و با همه یکسان رفتار میکنه

882
01:29:21,041 --> 01:29:23,083
‫چون این فضیلت‌ها رو نداری

883
01:29:23,083 --> 01:29:25,708
‫حق نداری به این کتب
‫دست بزنی

884
01:29:27,875 --> 01:29:29,166
‫خدا؟

885
01:29:29,750 --> 01:29:30,875
‫رحم؟

886
01:29:31,375 --> 01:29:34,250
‫زندگی من در روشنایی همون خدایی
‫شروع شد که تو ازش حرف میزنی

887
01:29:34,250 --> 01:29:36,666
‫و همون خدا
‫دلیل تاریکی من شد.

888
01:29:38,166 --> 01:29:39,916
‫پرسیدم چرا وقتی مادرم
‫زنده‌ست، به من یه مادر جدید دادن

889
01:29:40,125 --> 01:29:41,541
‫گفتن سرنوشته

890
01:29:41,791 --> 01:29:43,166
‫ادعا کردن که جن‌زده شده

891
01:29:43,333 --> 01:29:46,166
‫و به اسم یه مراسم مذهبی
‫کشتنش.

892
01:29:47,041 --> 01:29:49,666
‫كل دهکده بهم انگ
‫بدشگونی زدن

893
01:29:51,000 --> 01:29:53,083
‫- کی میتونه جواب اینو بده؟
‫- من میدم

894
01:29:53,208 --> 01:29:55,458
‫هی، تو اینجا چیکار میکنی؟

895
01:29:55,625 --> 01:29:57,333
‫تو یه گناه هستی

896
01:29:57,750 --> 01:29:59,000
‫به چه جرئتی پاتو اینجا گذاشتی؟

897
01:29:59,000 --> 01:30:01,458
‫- قربان لطفا به حرفم گوش کنید.
‫- رذل بی‌لیاقت

898
01:30:01,833 --> 01:30:02,833
‫لیاقت؟!

899
01:30:03,333 --> 01:30:07,000
‫خدا همه رو خلق میکنه
‫ولی فقط یه عده‌ی کمی رو انتخاب میکنه

900
01:30:08,458 --> 01:30:09,833
‫این یعنی لیاقت

901
01:30:10,458 --> 01:30:12,916
‫اون تو این زندگی انتخابت نکرده. گمشو!

902
01:30:13,833 --> 01:30:16,458
‫وقتی یه آدم قوی پا میگیره

903
01:30:16,583 --> 01:30:18,375
‫اونایی که ازش میترسن
‫بهش میگن بی‌لیاقت

904
01:30:18,583 --> 01:30:20,833
‫از اصل و نسب و دینش حرف میزنن

905
01:30:21,625 --> 01:30:23,916
‫اگه کسی بتونه موفق بشه

906
01:30:24,875 --> 01:30:27,291
‫اصالتش رو زیر سؤال میبرن

907
01:30:28,291 --> 01:30:30,291
‫با وجود این رفتارای خشنشون

908
01:30:30,291 --> 01:30:33,625
‫من بحران آبشون رو حل کردم

909
01:30:35,375 --> 01:30:38,875
‫با تغییر مسیر آب از
‫کوه به روستامون

910
01:30:40,375 --> 01:30:42,500
‫من بودم سوامی. خودم آب رو آوردم

911
01:30:43,000 --> 01:30:44,666
‫چی میگی آب آوردی، لعنتی؟!

912
01:30:44,958 --> 01:30:46,958
‫خدا این آب رو به ما عنایت کرده. برو، دور شو.

913
01:30:46,958 --> 01:30:48,708
‫اون روز بود که
‫بالاخره فهمیدم.

914
01:30:48,708 --> 01:30:50,916
‫موانع سر راه من...

915
01:30:51,041 --> 01:30:53,958
‫،لیاقت جایگاه آداب و رسوم
‫و حتی برچسب بدشگون بودن

916
01:30:53,958 --> 01:30:56,041
‫همه‌ی اینا رو خودِ خداوند بهم داده بود.

917
01:30:56,375 --> 01:30:57,500
‫تو وجود نداری

918
01:30:57,625 --> 01:30:58,666
‫این کفرگوییه

919
01:30:58,666 --> 01:31:00,250
‫- چطور جرأت میکنی با خدا در بیفتی؟
‫- هی!

920
01:31:03,750 --> 01:31:07,083
‫تشنه‌ی انتقام شدم

921
01:31:07,875 --> 01:31:10,875
‫معلمی که بهم گفت بی‌لیاقت رو کُشتم

922
01:31:14,875 --> 01:31:16,041
‫- این گناهه
‫- كشیشی رو کُشتم

923
01:31:16,250 --> 01:31:18,541
‫که از آداب و رسوم حرف میزد.
‫- کُشتن یه کشیش گناهه

924
01:31:20,541 --> 01:31:23,166
‫بعدشم خانواده‌م رو که بهم
‫برچسب بدشگون زده بودن کُشتم.

925
01:31:23,458 --> 01:31:26,000
‫حتی اونم عطشم رو فرو ننشوند.

926
01:31:30,333 --> 01:31:33,333
‫در آخر، کل روستا رو آتیش زدم
‫و تبدیل به خاکسترش کردم

927
01:31:35,250 --> 01:31:38,083
‫این بالاخره عطشم رو فرو نشوند.

928
01:31:38,833 --> 01:31:41,625
‫از اون موقع به بعد،
‫این شده تنها هدف من!

929
01:31:41,833 --> 01:31:44,875
‫فقط قدرت تعیین میکنه
‫کی زنده بمونه. بدون هیچ سؤالی

930
01:31:45,541 --> 01:31:47,833
‫یکی ایده میده، یکی دیگه جایزه میگیره

931
01:31:48,000 --> 01:31:50,208
‫یکی نقشه میکشه، یکی دیگه کیفشو میکنه

932
01:31:50,458 --> 01:31:52,750
‫یکی جون میکنه
‫اون یکی میوه‌شو می‌چینه

933
01:31:52,875 --> 01:31:54,458
‫حالم از این مزخرفات به هم میخوره

934
01:31:55,166 --> 01:31:58,041
‫من با قدرت این نُه تا کتاب
‫تغییر رو به وجود میارم...

935
01:31:58,333 --> 01:31:59,666
‫تغییری که شما نتونستید

936
01:31:59,666 --> 01:32:01,875
‫تو هفتاد و پنج نسل به دست بیارید

937
01:32:02,208 --> 01:32:04,333
‫تنها جواب همه ...اینا...

938
01:32:04,791 --> 01:32:08,583
‫یه نیروی جدیده برای پاک کردن
‫این کثافت و مریضی

939
01:32:11,250 --> 01:32:14,208
‫ماهابير لاما نسخه‌ی ۲.۰

940
01:32:17,708 --> 01:32:20,250
‫آدمای ضعیف شاید بترسن...

941
01:32:20,541 --> 01:32:22,833
‫چون آدمای قوی باید حکومت کنن

942
01:32:23,041 --> 01:32:26,875
‫همه‌ی اینا فقط تو دنیایی
‫بدون خدا امکان‌پذیره

943
01:32:27,833 --> 01:32:29,875
‫این نشونه‌ایه...

944
01:32:29,875 --> 01:32:32,833
‫که ماهابیر لاما روی زمین به جا میذاره

945
01:32:34,708 --> 01:32:37,166
‫هیچ نیرویی نمیتونه جلوی منو بگیره

946
01:32:40,583 --> 01:32:43,541
‫چیزی که تو میخوای بسازی
‫یه دنیای جدید نیست

947
01:32:43,541 --> 01:32:44,916
‫فقط یه قبرستونه

948
01:32:46,916 --> 01:32:48,958
‫روزی که تو به عنوان یه تهدید ظهور کردی

949
01:32:48,958 --> 01:32:51,708
‫آبیکا یه راه حل براش پیدا کرد

950
01:32:55,041 --> 01:32:59,375
‫یه جنگ بین تو و کتاب نُهم
‫وجود داره

951
01:33:00,375 --> 01:33:03,625
‫اون جنگ در قالب
‫«پسر آبیکا» تجسم پیدا کرده.

952
01:33:09,416 --> 01:33:11,916
‫سلاحی که من توی
‫«شابداگراندام» پیدا کردم

953
01:33:12,875 --> 01:33:14,750
‫این پاداش شجاعتته.

954
01:33:14,875 --> 01:33:16,250
‫برو، بگیرش

955
01:33:32,916 --> 01:33:34,208
‫گفت «سیداکشترام».

956
01:33:34,333 --> 01:33:36,166
‫گفت باید با سلاح یکی بشی.

957
01:33:36,291 --> 01:33:38,500
‫چرا داره اینجا
‫نماز "ساندیا واندانام" میخونه؟

958
01:33:47,000 --> 01:33:48,458
‫سلام، سرور عزیزم رام

959
01:33:51,875 --> 01:33:52,875
‫تیپت که خوبه

960
01:33:53,166 --> 01:33:55,500
‫ولی نباید طرز دست گرفتنت هم بهش بیاد؟

961
01:33:57,750 --> 01:34:00,458
‫تو دست بقیه
‫جنگ راه میندازه

962
01:34:01,416 --> 01:34:04,000
‫ولی تو دستای رام
‫صلح رو گسترش میده.

963
01:34:04,416 --> 01:34:06,416
‫اگه میخوای این سلاح با تو یکی بشه

964
01:34:07,708 --> 01:34:10,333
‫- بگو «جایتریا».
‫- جايتريا !

965
01:34:14,291 --> 01:34:15,375
‫عجب حس قدرتمندی داره

966
01:34:18,333 --> 01:34:20,041
‫جای شری رام

967
01:34:20,166 --> 01:34:22,750
‫دعای خیر رام لالا پشت و پناهت باشه.

968
01:34:23,916 --> 01:34:26,541
‫کشیش، لطفاً سلاح ما رو تبرک کن
‫و بهش جون بده

969
01:34:27,375 --> 01:34:30,000
‫این دیگه چه جور سلاحیه؟
‫ما اینجا اینجور چیزا رو تبرک نمیکنیم

970
01:34:30,000 --> 01:34:33,166
‫هی، کشیش! من اینو یه راست
‫از هیمالیا آوردم.

971
01:34:33,375 --> 01:34:35,708
‫حداقل میتونی یه دقیقه بذاریش پای ارباب؟

972
01:34:36,708 --> 01:34:37,708
‫اذیتم نکن!

973
01:34:37,708 --> 01:34:39,375
‫الانه که زائرها
‫سر و کله‌شون پیدا بشه.

974
01:34:39,541 --> 01:34:41,541
‫- کشیش، راستش...
‫- وقتمو نگیر

975
01:34:41,875 --> 01:34:42,833
‫از اینجا برو بیرون. برو!

976
01:34:45,958 --> 01:34:48,041
‫ای.جی، میگه
‫اینجا براش دعا نمیخونه

977
01:34:48,166 --> 01:34:49,458
‫من یکی رو تو معبد پداما
‫میشناسم.

978
01:34:49,458 --> 01:34:51,541
‫بدم اونجا کارشو انجام بده؟

979
01:34:56,916 --> 01:34:58,541
‫این واقعا یه سلاحه.

980
01:34:58,666 --> 01:35:00,666
‫یه جایی همین نزدیکیا هست...

981
01:35:00,666 --> 01:35:03,041
‫که میگن ارباب رام
‫اونجا مدیتیشن میکرده

982
01:35:08,333 --> 01:35:11,625
‫اینو اونجا بذار، و چیزی که
‫میخوای خودش پیدات میکنه

983
01:35:25,416 --> 01:35:27,000
‫پیروز باشی

984
01:35:27,583 --> 01:35:28,583
‫برو

985
01:35:38,250 --> 01:35:39,791
‫رفیق، فکر کنم همینجاست.

986
01:35:44,000 --> 01:35:45,000
‫ازش بپرس

987
01:35:45,583 --> 01:35:46,583
‫هی، داداش.

988
01:35:47,166 --> 01:35:49,791
‫اینجا همون جاییه که
‫ارباب رام مدیتیشن میکرده؟

989
01:35:50,916 --> 01:35:53,333
‫میفهمی داری مزاحم کسی
‫که مدیتیشن میکنه میشی؟

990
01:35:54,041 --> 01:35:58,125
‫رفیق، همون جاست... هان؟

991
01:36:32,708 --> 01:36:35,791
‫دفعه پیش فرار کردی
‫نمیذارم دوباره تکرار بشه

992
01:37:05,750 --> 01:37:07,708
‫کتاب نُهم کجاست؟

993
01:37:12,500 --> 01:37:14,500
‫هی!

994
01:37:58,708 --> 01:38:00,250
‫جاكا

995
01:39:44,416 --> 01:39:46,041
‫کوچولوی عزیز...

996
01:39:47,916 --> 01:39:49,375
‫اسمت چیه؟

997
01:39:49,666 --> 01:39:50,791
‫آبیکا.

998
01:40:06,541 --> 01:40:08,916
‫بدن تو انعکاسی
‫از جهانه....

999
01:40:09,291 --> 01:40:12,416
‫و این سلاح انعکاسی از بدن توئه

1000
01:40:20,208 --> 01:40:23,125
‫وقتی این سلاح
‫با نیت‌های تو همسو بشه

1001
01:40:23,333 --> 01:40:26,041
‫معجزه‌هایی به نفع تو میکنه

1002
01:40:28,375 --> 01:40:30,500
‫منم همون نیت‌های مادرم،
‫آبیکا رو دارم

1003
01:40:30,875 --> 01:40:33,291
‫من آماده جنگم. جایتریا!

1004
01:41:08,041 --> 01:41:11,041
‫وقتی این سلاح با بدنت
‫یکی بشه

1005
01:41:11,250 --> 01:41:15,083
‫تبدیل به معجزه‌ای میشه که میتونه
‫به هر پنج عنصر فرمان بده

1006
01:41:19,833 --> 01:41:23,583
‫آتیش رو جذب میکنه
‫و با باد شعله‌ورترش میکنه

1007
01:41:28,916 --> 01:41:32,541
‫هوای اطرافش به تنهایی
‫برای فلج کردن یه نفر كافيه

1008
01:41:32,916 --> 01:41:35,166
‫یه ضربه‌اش
‫مرگ آنی رو به همراه داره.

1009
01:41:56,333 --> 01:41:58,250
‫تا وقتی اینو بفهمی

1010
01:41:58,916 --> 01:42:00,666
‫تو «ودا» باقی میمونی

1011
01:42:06,041 --> 01:42:07,500
‫و وقتی فهمیدی

1012
01:42:08,416 --> 01:42:10,166
‫تبدیل به یه یودای واقعی میشی

1013
01:42:51,750 --> 01:42:55,458
‫این یه چوب معمولی نیست.
‫یه چیز دیگه‌ست!

1014
01:44:39,708 --> 01:44:40,583
‫ویبا

1015
01:44:40,750 --> 01:44:42,500
‫!ويبا، لطفاً بلند شو

1016
01:44:42,750 --> 01:44:45,041
‫صدامو میشنوی؟ طاقت بیار

1017
01:44:45,166 --> 01:44:46,208
‫ویبا

1018
01:44:48,041 --> 01:44:49,583
‫ویبا، طاقت بیار

1019
01:44:49,791 --> 01:44:51,541
‫نگام کن. صدامو میشنوی؟

1020
01:44:52,291 --> 01:44:53,750
‫نگام کن، ویبا!

1021
01:44:54,291 --> 01:44:55,583
‫ويبا، صدامو میشنوی؟

1022
01:44:55,750 --> 01:44:57,833
‫ويبا، طاقت بیار. نگام کن!

1023
01:44:58,875 --> 01:45:00,708
‫ویبا، لطفا نگام کن!

1024
01:45:36,000 --> 01:45:38,000
‫«اگه برای به هدف خوب
‫شجاعت به خرج بدیم

1025
01:45:38,000 --> 01:45:39,708
‫«میرای کنارمون می‌ایسته.»

1026
01:45:41,250 --> 01:45:42,625
‫ای.جی اینو بهم گفت.

1027
01:45:45,541 --> 01:45:48,166
‫رفیق، همه‌جا رو گشتم
‫ولی ای.جی رو پیدا نمیکنم

1028
01:45:49,708 --> 01:45:51,708
‫تا وقتی کار تموم بشه پیشمون میمونی مگه نه ای.جی؟

1029
01:45:51,833 --> 01:45:56,166
‫وقتی هدفت رو بفهمی
‫دیگه به مرشد نیازی نداری

1030
01:45:58,416 --> 01:46:00,083
‫- ای.جی دیگه برنمیگرده
‫- چی؟

1031
01:46:00,708 --> 01:46:02,000
‫چطور بدون اون این کارو بکنیم؟

1032
01:46:02,375 --> 01:46:03,875
‫ودا، وقت داره تموم میشه

1033
01:46:04,333 --> 01:46:07,500
‫باید قبل از اینکه اونا بیان اینجا،
‫خودمونو به کتاب نُهم برسونیم

1034
01:46:09,875 --> 01:46:12,958
‫جایی که سرنوشت ماست
‫دوباره همو ببینیم، تانتراوانامه

1035
01:46:14,250 --> 01:46:17,125
‫مادرم بهم گفت ما دوباره
‫تو تانتراوانام همدیگه رو می‌بینیم

1036
01:46:18,458 --> 01:46:20,583
‫منظورت جایگاه اولین یوداست.

1037
01:46:22,166 --> 01:46:23,166
‫جزیره‌ی کاماکیا

1038
01:46:26,708 --> 01:46:28,625
‫هر بار که
‫کسی از اقیانوس عبور میکنه

1039
01:46:28,958 --> 01:46:32,125
‫یه معجزه اتفاق می‌افته
‫و یه فصل جدید شروع میشه.

1040
01:46:35,791 --> 01:46:38,583
‫طبق روال، ما اینجاییم
‫که ودا رو بگیریم، درسته؟

1041
01:46:39,000 --> 01:46:41,083
‫پس تو فرودگاه دولتی چیکار میکنیم؟

1042
01:46:41,208 --> 01:46:44,500
‫اگه بخوایم به هدفمون برسیم
‫به جای راه حل، باید دنبال میان‌بُر بگردیم.

1043
01:46:45,750 --> 01:46:47,958
‫آشوک منظورت از میان‌بُر کیه؟

1044
01:47:13,333 --> 01:47:14,833
‫چرا قیافه‌ش اینقدر عجیب غریبه؟

1045
01:47:15,208 --> 01:47:16,583
‫قربان، این آدم عجیب غریب
‫بهترین گزینه‌ست

1046
01:47:16,583 --> 01:47:18,041
‫برای سر و کله زدن
‫با اون جور عجیب غریب‌بازی‌ها

1047
01:47:18,916 --> 01:47:20,458
‫جت‌لگ شدم!

1048
01:47:21,666 --> 01:47:23,208
‫فهمیدی کجاست؟

1049
01:47:23,958 --> 01:47:25,208
‫هی، ماپو.
‫گفتی یه جایی به اسم کشترام

1050
01:47:25,208 --> 01:47:26,291
‫هنوز همونجایید؟

1051
01:47:26,291 --> 01:47:29,375
‫داداش از مرز هم رد شدیم
‫دنبال یه جزیره‌ایم به اسم کاماکیا

1052
01:47:29,375 --> 01:47:31,125
‫،باشه، لوکیشن رو برات
‫میفرستم. یه نگاه بنداز

1053
01:47:31,375 --> 01:47:32,416
‫لوکیشن...

1054
01:47:32,833 --> 01:47:33,833
‫تو گوشیمه

1055
01:47:34,750 --> 01:47:35,708
‫دنبالم بیاین

1056
01:48:02,958 --> 01:48:06,125
‫هر سه نسل یک بار، مرشد بزرگ آنگامابالی
‫ظاهر میشه

1057
01:48:06,291 --> 01:48:09,625
‫تو جنگل شمالی، تا به روزه‌داری سخت
‫تانتراکارها احترام بذاره

1058
01:48:09,750 --> 01:48:11,291
‫امروز همون شب ماه کامله

1059
01:48:12,041 --> 01:48:14,416
‫دیدن اون به این راحتی‌ها نیست.

1060
01:48:29,541 --> 01:48:32,250
‫اگه از «یوکا» رد شده
‫و تونسته با ۵۰ نفر بجنگه

1061
01:48:32,541 --> 01:48:35,666
‫و صد تا سرباز آموزش‌دیده

1062
01:48:35,875 --> 01:48:37,916
‫حتما یه نیروی فوق‌بشری کمکش میکنه

1063
01:48:38,375 --> 01:48:41,541
‫شاید باید بیشتر جدی بگیریمش، لاما

1064
01:48:42,125 --> 01:48:43,166
‫پروفسور

1065
01:48:44,083 --> 01:48:46,041
‫میدونی سلاحی وجود داره

1066
01:48:46,041 --> 01:48:47,666
‫که از بمب اتم هم مخرب‌تره؟

1067
01:48:47,916 --> 01:48:48,875
‫غرور.

1068
01:48:50,500 --> 01:48:52,458
‫حتی خسارتی که
‫بمب اتم به بار میاره

1069
01:48:52,458 --> 01:48:53,916
‫ریشه‌ش از غروره

1070
01:48:54,375 --> 01:48:55,416
‫خب...

1071
01:48:56,000 --> 01:48:59,375
‫به نظرت کی
‫این مدل غرور رو داره، پروفسور؟

1072
01:49:01,875 --> 01:49:03,416
‫- لاما!
‫- پس...

1073
01:49:04,291 --> 01:49:07,166
‫چرا باید جدی بگیرمش؟

1074
01:49:07,416 --> 01:49:09,041
‫تنها دلیلی که
‫هنوز داره نفس میکشه اینه که

1075
01:49:09,041 --> 01:49:11,125
‫قراره ما رو به
‫کتاب نهم برسونه

1076
01:49:11,458 --> 01:49:14,708
‫جاه‌طلبیش فقط تا وقتی
‫که کتاب رو پیدا کنیم به دردمون میخوره

1077
01:49:15,250 --> 01:49:17,166
‫وقتی مأموریت ما تموم بشه

1078
01:49:17,500 --> 01:49:20,000
‫نفس اونم تموم میشه

1079
01:49:23,625 --> 01:49:24,958
‫این یارو اصلا چی میدونه؟

1080
01:49:25,708 --> 01:49:28,500
‫گفت رفتن کاماکیا.

1081
01:49:30,625 --> 01:49:32,208
‫باید نقشه آمبیکا باشه

1082
01:49:35,666 --> 01:49:37,083
‫آنگامابالی

1083
01:49:52,791 --> 01:49:54,083
‫آشوک، حالت خوبه؟

1084
01:49:54,083 --> 01:49:55,500
‫سمت راستم خوبه قربان

1085
01:49:55,666 --> 01:49:57,750
‫ولی سمت چپم
‫انگار یه کم درد میکنه

1086
01:50:03,625 --> 01:50:06,291
‫چطوری وسط این همه جمعیت
‫آنگامابالی رو پیدا کنیم؟

1087
01:50:07,416 --> 01:50:08,958
‫از اون آگهورا بپرس

1088
01:50:11,041 --> 01:50:12,541
‫آگهورا جی...

1089
01:50:12,875 --> 01:50:14,625
‫کدومتون آنگامابالی هستین؟

1090
01:50:16,375 --> 01:50:17,416
‫من آگهورا نیستم

1091
01:50:17,625 --> 01:50:18,791
‫- من شانس توام
‫- رفيق!

1092
01:50:18,791 --> 01:50:21,041
‫- تو؟
‫- وايسا همونجا! مجسمه شو

1093
01:50:21,500 --> 01:50:23,708
‫من اومدم نجاتت بدم. برو کنار!

1094
01:50:23,708 --> 01:50:24,833
‫هی!

1095
01:50:25,000 --> 01:50:27,375
‫تور و گردشگری «ویبا» بدون توقف

1096
01:50:27,500 --> 01:50:30,375
‫،داداش، با ادعای ذهن خونی
‫گولت زده

1097
01:50:30,375 --> 01:50:31,541
‫این زنه خودش دردسرسازه.
‫دیدی؟ راست میگم

1098
01:51:08,083 --> 01:51:11,166
‫اونه آنگامابالی
‫همونی که برای دیدنش اومدی

1099
01:51:11,833 --> 01:51:14,666
‫توسط یه لشکر از تانتراکارها
‫محاصره شده.

1100
01:51:14,791 --> 01:51:16,250
‫با اینکه درست جلوی رومونه

1101
01:51:16,250 --> 01:51:18,250
‫ولی دستمون بهش نمیرسه.

1102
01:51:25,000 --> 01:51:26,500
‫قربان، نگاه کن! اونجاست

1103
01:51:31,208 --> 01:51:32,791
‫جایتریا!

1104
01:51:48,291 --> 01:51:49,875
‫وایسید

1105
01:52:00,291 --> 01:52:01,458
‫میرای

1106
01:52:02,500 --> 01:52:04,041
‫رسیدن اون...

1107
01:52:05,500 --> 01:52:07,125
‫کلید پیشگویی آمبیکاست

1108
01:52:08,208 --> 01:52:11,333
‫این جوابیه که دو دهه
‫منتظرش بودیم

1109
01:52:13,875 --> 01:52:16,166
‫لطف «ماهدوا» امروز با ماست

1110
01:52:17,458 --> 01:52:20,000
‫جنگجو اومده تا نجاتمون بده

1111
01:52:25,375 --> 01:52:28,541
‫وقتشه که دینت رو ادا کنی
‫و سرنوشتت رو به سرانجام برسونی

1112
01:52:31,916 --> 01:52:33,458
‫چه خبره، قربان؟

1113
01:52:33,750 --> 01:52:35,875
‫چرا همه‌ی تانتراکارها
‫دارن بهش تعظیم میکنن؟

1114
01:52:36,333 --> 01:52:38,833
‫اون چوب و سپر چیه؟

1115
01:52:39,791 --> 01:52:43,250
‫این ادا اصولای میمون‌طوریش چیه؟
‫چطور از گلوله‌هام جاخالی داد؟

1116
01:52:43,875 --> 01:52:45,125
‫این چه وضعشه، آشوک؟

1117
01:52:51,666 --> 01:52:54,250
‫هی، رفیق ما چرا
‫اینطوری پرواز میکنه؟

1118
01:52:54,250 --> 01:52:55,458
‫اون چوبه تو دستش چیه؟

1119
01:52:55,458 --> 01:52:56,833
‫این بساط یوگانیکوکادو چیه دیگه، داداش؟

1120
01:52:56,833 --> 01:52:58,625
‫از «سامپاتی» تا «سیداکشترام» و «تانتراوانام»،

1121
01:52:58,750 --> 01:52:59,666
‫یه چیز سرگیجه‌آوره

1122
01:52:59,666 --> 01:53:00,916
‫مرموزترین گنج‌یابی دنیا،
‫دور دنیا

1123
01:53:00,916 --> 01:53:03,625
‫- یه گنج‌یابی هیجان‌انگیز
‫- مثل منتقدای سینما حرف نزن

1124
01:53:03,750 --> 01:53:05,541
‫من پلیس با خودم آوردم

1125
01:53:07,541 --> 01:53:10,833
‫وقتی اینجا پر از تانتراکاره
‫چرا حرف از پلیس میزنی؟

1126
01:53:11,791 --> 01:53:13,958
‫قربان واقعاً لازمه
‫که دنبالشون بریم؟

1127
01:53:16,416 --> 01:53:18,416
‫برای صنف من لازمه

1128
01:53:37,458 --> 01:53:39,125
‫- بیا دنبالشون بریم
‫- وایسا!

1129
01:53:46,250 --> 01:53:47,333
‫آشوک...

1130
01:53:48,208 --> 01:53:49,458
‫ما چطور سر از اینجا درآوردیم؟

1131
01:53:49,833 --> 01:53:51,750
‫چه خبره؟
‫اون پودره چی بود؟

1132
01:53:51,875 --> 01:53:52,875
‫تو اون چی بود؟

1133
01:53:54,916 --> 01:53:58,250
‫دارچین، میخک، هل،
‫گشنیز و فلفل

1134
01:53:58,458 --> 01:54:01,041
‫- چی داری میگی، آشوک؟
‫- من چه میدونم قربان؟

1135
01:54:01,208 --> 01:54:03,875
‫مگه من فروشند‌شم؟
‫یا مصرف کننده‌ش؟

1136
01:54:04,125 --> 01:54:06,041
‫چون من اینجام، همه چیو
‫از من میپرسی

1137
01:54:06,041 --> 01:54:08,041
‫وقتی خواستم جلوتو بگیرم که نری دنبالشون
‫به حرفم گوش دادی؟

1138
01:54:08,166 --> 01:54:09,916
‫مثل خبرنگار تو کنفرانس خبری
‫هی سؤال پشت سؤال میپرسی

1139
01:54:09,916 --> 01:54:12,166
‫آشوک... آشوک

1140
01:54:27,541 --> 01:54:31,583
‫محافظ این «تانتراوانام»،
‫«باگالاموکی ماتا» است.

1141
01:54:35,333 --> 01:54:38,083
‫اگر ایزدبانو به شکل انسان دربیاد

1142
01:54:38,666 --> 01:54:42,416
‫به صورت «آمبیکا پراجاپاتی» ظاهر خواهد شد.

1143
01:54:43,583 --> 01:54:47,250
‫وجود قبیله ما
‫از برکت آمبیکاست.

1144
01:54:47,916 --> 01:54:49,166
‫دقیقا چه بلایی سر مادرم اومده؟

1145
01:54:52,250 --> 01:54:54,750
‫این داستان با کمک کردن من
‫به یه یتیم شروع شد.

1146
01:54:55,833 --> 01:54:58,958
‫کل روستا داشت تو آتیش میسوخت

1147
01:54:59,583 --> 01:55:01,875
‫و یه پسر جوون
‫تنها بازمانده بود

1148
01:55:02,000 --> 01:55:03,500
‫چطوری این اتفاق افتاد، پسرم؟

1149
01:55:04,750 --> 01:55:05,666
‫نمیدونم

1150
01:55:06,125 --> 01:55:09,625
‫- خانواده‌ات کجان؟
‫- تو شعله‌ها...

1151
01:55:10,375 --> 01:55:12,166
‫اون رو با خودم به خونه بردم

1152
01:55:13,375 --> 01:55:15,875
‫و مثل پسر خودم دوستش داشتم

1153
01:55:18,125 --> 01:55:21,041
‫وقتی داشتم «تانترا» درس میدادم،
‫با علاقه نگاه میکرد.

1154
01:55:25,750 --> 01:55:27,041
‫تو هم میخوای یاد بگیری؟

1155
01:55:29,083 --> 01:55:32,375
‫اون با پسر من بزرگ شد
‫و تمام هنرهای تانتریک رو یاد گرفت.

1156
01:55:39,416 --> 01:55:40,458
‫یه لحظه.

1157
01:55:40,625 --> 01:55:44,625
‫تحت تأثیر روشی قرار گرفتم
‫که از تانترای خودش استفاده میکرد

1158
01:55:53,291 --> 01:55:56,041
‫وقتی روشی رو دیدم که
‫تو تانترای خودش استاد شده بود

1159
01:55:56,791 --> 01:55:58,041
‫فکر کردم که اون رو

1160
01:55:58,041 --> 01:56:00,208
‫محافظ
‫«تانترانامه» کنم.

1161
01:56:00,875 --> 01:56:02,500
‫یه روز، اعلام کردم که

1162
01:56:02,500 --> 01:56:04,916
‫من محافظ تانترانامه هستم

1163
01:56:05,583 --> 01:56:09,166
‫و جانشینم رو از طریق
‫یه مسابقه انتخاب میکنم

1164
01:56:16,500 --> 01:56:17,625
‫آگاتا!

1165
01:56:22,958 --> 01:56:24,666
‫ورد آگاتا

1166
01:56:34,916 --> 01:56:36,083
‫ماها بير!

1167
01:56:36,833 --> 01:56:40,083
‫می‌فهمی الان چیکار کردی؟
‫وقتی یه ورد با خشم خونده بشه

1168
01:56:40,083 --> 01:56:42,458
‫تبدیل به یه نیروی
‫جان‌ستان میشه

1169
01:56:43,000 --> 01:56:45,083
‫خشمت میتونه زندگی‌ها رو به خطر بندازه

1170
01:56:47,041 --> 01:56:50,541
‫موقع آزمون، از خشم و ذات
‫ماهابیر ترسیدم.

1171
01:56:52,791 --> 01:56:56,875
‫با در نظر گرفتن آینده،
‫پسرم رو به عنوان محافظ انتخاب کردم

1172
01:56:57,708 --> 01:56:59,791
‫طبق خواست «باگالاموکی»!

1173
01:57:03,000 --> 01:57:04,625
‫تو باید محافظت کنی

1174
01:57:04,625 --> 01:57:06,291
‫از دانش تانتریک
‫با جونت

1175
01:57:10,333 --> 01:57:13,416
‫ماهابير نتونست این حقیقت رو تحمل کنه

1176
01:57:14,125 --> 01:57:16,958
‫که پسرم به جای اون
‫به عنوان محافظ انتخاب شده

1177
01:57:18,000 --> 01:57:20,333
‫اون روز ماهابیر
‫حتی یه کلمه هم حرف نزد.

1178
01:57:27,291 --> 01:57:30,833
‫ولی هیچوقت تصور نمیکردم که اون
‫این موضوع رو تبدیل به یه انتقام‌جویی کنه

1179
01:57:38,250 --> 01:57:40,333
‫این دستبندها
‫با نیت مقدس ساخته شدن

1180
01:57:40,333 --> 01:57:42,041
‫برای رفاه قبیله

1181
01:57:42,333 --> 01:57:43,666
‫بابا اینو به من داد.

1182
01:57:57,791 --> 01:57:59,083
‫اون دستبند چیه؟

1183
01:58:00,375 --> 01:58:02,291
‫ماهابیر بهمون داد،
‫گفت تو ساختیشون.

1184
01:58:02,375 --> 01:58:04,041
‫اون جایگاه حق من بود، بابا!

1185
01:58:11,708 --> 01:58:12,625
‫واگاتا!

1186
01:58:19,625 --> 01:58:20,666
‫سوباهو...

1187
01:58:26,708 --> 01:58:28,916
‫ماهابیر، میفهمی چیکار کردی؟

1188
01:58:29,125 --> 01:58:30,958
‫اونی که باید بفهمه تویی

1189
01:58:31,083 --> 01:58:32,625
‫ورد آگاتا

1190
01:58:41,083 --> 01:58:42,333
‫ورد پراگاتا

1191
01:58:58,916 --> 01:59:00,833
‫این قدرت‌ها رو از کجا گیر آوردی؟

1192
01:59:08,291 --> 01:59:10,500
‫نه، تو حق نداری به اون کتاب دست بزنی

1193
01:59:12,875 --> 01:59:14,375
‫بگیرینش بچه‌ها

1194
01:59:19,916 --> 01:59:21,041
‫دامانی استانات

1195
01:59:53,166 --> 01:59:54,625
‫اون دستبندها....

1196
01:59:55,500 --> 01:59:59,041
‫ترکیبی از توانایی‌های من و دانش تانتریک هستن

1197
02:00:00,875 --> 02:00:03,250
‫فقط یه صفحه‌ی این کتاب، کاری کرد

1198
02:00:03,250 --> 02:00:05,208
‫که کل روستا جلو پام زانو بزنن

1199
02:00:09,125 --> 02:00:10,583
‫تا یک ساعت دیگه، همه‌ی این آدما

1200
02:00:10,583 --> 02:00:12,041
‫به خاطر کمبود آب و هوا

1201
02:00:12,041 --> 02:00:13,791
‫تو بدنشون، تبدیل به مجسمه میشن.

1202
02:00:17,708 --> 02:00:20,750
‫اینکه روستای من تو آتیش سوخت،
‫یه اتفاق ساده نبود، بابا.

1203
02:00:22,000 --> 02:00:25,166
‫وقتی اون جایگاهی که حقم بود رو بهم ندادن،
‫خودم به آتیشش مشیدم

1204
02:00:29,083 --> 02:00:32,041
‫حالا نابودی روستای تو رو تماشا میکنم

1205
02:00:33,083 --> 02:00:35,875
‫درست مثل روستای خودم

1206
02:00:36,291 --> 02:00:37,416
‫هی!

1207
02:00:43,000 --> 02:00:46,750
‫کالابوتی‌ای که اون استفاده کرد

1208
02:00:47,583 --> 02:00:49,583
‫هیچ راه فراری جز مرگ نداره

1209
02:00:51,583 --> 02:00:54,208
‫استخونات رو ضعیف میکنه،
‫عصب‌هات رو خشک میکنه

1210
02:00:54,208 --> 02:00:56,500
‫خونت رو میکشه و جونت رو میگیره

1211
02:00:59,041 --> 02:01:03,250
‫این قدرت پنهان شده تو «تانترانامه» است.

1212
02:01:06,125 --> 02:01:08,958
‫كل قبیله نفس‌های آخرشون رو میکشیدن

1213
02:01:09,375 --> 02:01:13,083
‫تنها امیدشون این بود که برای آخرین بار
‫به درگاه «باگالاموکی» دعا کنن

1214
02:01:13,333 --> 02:01:17,750
‫در حالی که کل قبیله داشت جلوی چشمام از بین میرفت

1215
02:01:18,250 --> 02:01:20,250
‫یه ناجی از راه رسید

1216
02:01:20,416 --> 02:01:21,416
‫اون...

1217
02:01:21,583 --> 02:01:23,125
‫آمبیکا بود.

1218
02:02:01,583 --> 02:02:04,208
‫این نیرو برای همه‌ی کتاب‌ها یه تهدیده

1219
02:02:04,375 --> 02:02:06,916
‫آمبیکا، لطفاً فوراً اینجا رو ترک کن

1220
02:02:07,583 --> 02:02:09,833
‫تو باید زنده بمونی تا از «آمارانامه» محافظت کنی.

1221
02:02:10,916 --> 02:02:12,916
‫آمارانامه نباید به دست اون بیفته

1222
02:02:21,791 --> 02:02:25,875
‫آمبیکا تصمیم گرفت از تنها راه شناخته‌شده استفاده کنه...

1223
02:02:27,583 --> 02:02:29,916
‫برای متوقف کردن کالابوتی

1224
02:02:44,958 --> 02:02:47,000
‫برای اینکه بهش پایان بدی

1225
02:02:47,958 --> 02:02:50,708
‫باید "ماهامودرا" رو اجرا کنی
‫و فرآیند معکوس‌سازی رو شروع کنی

1226
02:03:01,666 --> 02:03:03,250
‫بدن هر کسی که این کار رو امتحان کنه

1227
02:03:03,958 --> 02:03:07,458
‫به خاطر قدرت این مودرا، مثل آتش مقدس میسوزه

1228
02:03:08,500 --> 02:03:10,083
‫منظورت چیه؟

1229
02:03:10,208 --> 02:03:12,916
‫اون خودش رو فدای سلامتی قبیله کرد.

1230
02:03:48,375 --> 02:03:50,833
‫فکر میکنی با فداکاریت میتونی
‫جلوی تانترای من رو بگیری؟

1231
02:03:53,500 --> 02:03:54,500
‫ادامه بده

1232
02:03:55,625 --> 02:03:57,583
‫ویدامبا پرادورا آقاتا

1233
02:04:12,958 --> 02:04:15,125
‫اسکاتا با ماکشادرا ویدامبا

1234
02:04:23,125 --> 02:04:25,000
‫ها چانجی اوما آکشانتا

1235
02:04:35,541 --> 02:04:37,541
‫امروز دو چیز دستگیرم شد.

1236
02:04:41,416 --> 02:04:42,375
‫اولیش...

1237
02:04:44,583 --> 02:04:46,250
‫ضعف خودمه

1238
02:04:48,833 --> 02:04:50,875
‫تو قدرت متوقف کردن من رو داری

1239
02:04:52,666 --> 02:04:53,583
‫و دومیش

1240
02:04:54,458 --> 02:04:56,166
‫آینده‌مه

1241
02:04:57,958 --> 02:05:01,541
‫این ماهابیر، بعد از به دست آوردن

1242
02:05:02,083 --> 02:05:04,166
‫هر نه کتیبه‌ی قدرتمند، برمیگرده

1243
02:05:05,375 --> 02:05:06,291
‫ماهابير

1244
02:05:08,458 --> 02:05:10,958
‫تو هر هشت تا کتاب رو به دست میاری

1245
02:05:11,541 --> 02:05:15,875
‫ولی حتی رنگ کتاب نُهم رو هم نخواهی دید.

1246
02:05:21,166 --> 02:05:25,291
‫بین تو و اون کتاب نهم، یک نبرد فاصله است.

1247
02:05:32,250 --> 02:05:35,250
‫این به فداکاری نیست، بلکه نشونه‌ی اراده‌ی منه

1248
02:06:24,333 --> 02:06:27,916
‫درود بر مادر، باگالاموکی

1249
02:06:33,875 --> 02:06:37,166
‫از اون زمان، آمبیکا در قالب این شعله به حیاتش ادامه داده.

1250
02:06:51,625 --> 02:06:53,833
‫اون پسرش رو برای یک هدف بزرگتر فدا کرد

1251
02:06:54,583 --> 02:06:56,750
‫خودش رو فدا کرد تا از قبیله محافظت کنه.

1252
02:06:59,208 --> 02:07:01,291
‫این فداکاری باید معنای مهمی داشته باشه.

1253
02:07:01,625 --> 02:07:03,333
‫من قسم میخورم که تمام کتیبه‌ها رو

1254
02:07:03,333 --> 02:07:05,333
‫به نگهبانان برحقشون برگردونم

1255
02:07:18,375 --> 02:07:21,208
‫من تونستم گذشته‌ی مادرت رو کشف کنم،

1256
02:07:21,333 --> 02:07:24,458
‫اما هیچوقت نتونستم بفهمم «آمارانامه» رو کجا قایم کرده

1257
02:07:24,666 --> 02:07:26,500
‫مطمئنم مادرم منو فقط برای اینکه

1258
02:07:26,500 --> 02:07:28,750
‫راجع بهش بدونم به تانتراوانام نفرستاده

1259
02:07:29,875 --> 02:07:31,541
‫کتاب باید همین دور و بر باشه

1260
02:07:37,666 --> 02:07:40,208
‫از بچگی تا حالا حتی یک بار هم
‫ستاره‌ها منو به اشتباه ننداختن

1261
02:07:41,416 --> 02:07:43,291
‫الان هم این کار رو نمیکنن

1262
02:07:44,583 --> 02:07:45,791
‫ودا!

1263
02:07:47,041 --> 02:07:48,375
‫همه‌تون همینجا بمونین

1264
02:07:50,041 --> 02:07:51,291
‫من باید تنها برم

1265
02:07:57,958 --> 02:08:02,166
‫عدالت، جايتريا

1266
02:08:02,875 --> 02:08:07,458
‫- شجاعت، جایتریا
‫- دادا، خداحافظ. وقت رفتن منه.

1267
02:08:07,666 --> 02:08:10,583
‫- ھی! کی صدات میکنه؟
‫همه چیز، جایتریا -

1268
02:08:10,750 --> 02:08:13,458
‫- ستاره ها، دادا.
‫- هی، ودا

1269
02:08:13,458 --> 02:08:17,875
‫در این تعقیب شجاعانه برای هدفمان

1270
02:08:18,083 --> 02:08:22,750
‫ای سیاره‌ها، آیا برکت نمیدهید
‫و آن را شایسته نمیدانید؟

1271
02:08:23,208 --> 02:08:27,416
‫در این مأموریت برای افتخار مادرم

1272
02:08:27,541 --> 02:08:32,500
‫ای هستی، به ما برکت پیروزی‌ات را عطا کن

1273
02:08:39,625 --> 02:08:42,000
‫این ماشین مال تو نیست.
‫میتونستی ولش کنی بره، نه؟

1274
02:08:42,416 --> 02:08:44,333
‫وقتی قبولش کردم، مال من شد

1275
02:08:49,125 --> 02:08:50,250
‫ای آدی یوگی

1276
02:08:50,250 --> 02:08:52,416
‫این فرمان و رحمت توست

1277
02:08:53,375 --> 02:08:54,708
‫جايتريا

1278
02:08:56,791 --> 02:09:01,291
‫با شعله‌های آتش به عنوان
‫ستاره راهنمایم

1279
02:09:01,291 --> 02:09:05,875
‫و آذرخشی در آسمان
‫که راهم را متبرک میکند

1280
02:09:06,333 --> 02:09:10,833
‫آنگاه که سکوت نجوای آرامش را سر میدهد

1281
02:09:10,833 --> 02:09:15,333
‫آیا ستارگان درخشان بالا،
‫راه را به من نشان نخواهند داد؟

1282
02:09:15,916 --> 02:09:20,125
‫هر ذره از وجودم برکت توست، مادر

1283
02:09:20,500 --> 02:09:23,916
‫در هر لحظه عشقت چون
‫چون رحمتی مراقب من است

1284
02:09:25,333 --> 02:09:29,250
‫با اراده‌ی استوار تو که آسمان را روشن میکند

1285
02:09:30,125 --> 02:09:34,125
‫آیا عهد مقدس تو برنمیخیزد و محقق نمیشود؟

1286
02:11:10,916 --> 02:11:12,750
‫شاید مثل مادرم فکر نکنم...

1287
02:11:13,750 --> 02:11:15,875
‫اما آرزوش رو برآورده میکنم

1288
02:11:18,958 --> 02:11:20,375
‫راهم رو نشونم بده، ای الهه بزرگ

1289
02:13:49,916 --> 02:13:52,208
‫این کتاب به جاودانگی ختم میشه

1290
02:13:53,291 --> 02:13:55,083
‫که از یکی شدن تمام کتیبه‌ها ساخته شده.

1291
02:14:03,458 --> 02:14:05,000
‫این ریشه‌های درخت انجیر چیه؟

1292
02:14:06,125 --> 02:14:08,333
‫چرا باهاشون دستبند ساختی، لاما؟

1293
02:14:10,000 --> 02:14:11,500
‫حرکت بعدیت چیه؟

1294
02:14:12,000 --> 02:14:13,250
‫کالابوتی

1295
02:14:15,083 --> 02:14:17,250
‫همون کالابوتی که روی قبیله ما استفاده کرد

1296
02:14:18,791 --> 02:14:20,500
‫حالا میخواد روی کل دنیا آزادش کنه.

1297
02:14:23,250 --> 02:14:25,416
‫یه بار اضافی ناخواسته سنگینی میکنه رو زمین

1298
02:14:28,708 --> 02:14:30,750
‫من باید اونی باشم که این بار رو کم میکنه، پروفسور

1299
02:14:37,833 --> 02:14:41,000
‫برای جلوگیری از یه نابودی عظیم...

1300
02:14:41,166 --> 02:14:43,958
‫اون نُه تا کتاب نباید به دستش بیفتن

1301
02:14:44,875 --> 02:14:47,208
‫وظیفه‌ی تو اینه که جلوی این اتفاق رو بگیری

1302
02:14:54,125 --> 02:14:56,375
‫تو داری با کسی طرف میشی که
‫جرأت کرده خدا رو به چالش بکشی

1303
02:15:10,666 --> 02:15:13,166
‫اگه اون نُه کتیبه مقدس به دستش بیفته،

1304
02:15:13,583 --> 02:15:16,166
‫یه خونریزی دیگه مثل کالینگا حتمیه

1305
02:15:17,125 --> 02:15:19,416
‫اون میدونه که کتاب دست شماست.

1306
02:15:20,500 --> 02:15:22,750
‫و قطعاً الان داره میاد سمت شما

1307
02:15:23,916 --> 02:15:27,625
‫نمیذارم موفق بشه،
‫حتی اگه به قیمت جونم تموم شه.

1308
02:15:42,208 --> 02:15:44,250
‫روزی که اسم خودم رو روی این زمین حک کنم

1309
02:15:44,375 --> 02:15:46,458
‫بالاخره از راه رسید، پروفسور

1310
02:15:58,541 --> 02:16:00,583
‫تا دیدیمش، تو صورتش شلیک میکنم

1311
02:16:00,875 --> 02:16:03,208
‫- چی میگی زویا؟
‫- باید بکشیمشون

1312
02:16:06,541 --> 02:16:09,333
‫قربان، ما به تانترا سلام کردیم

1313
02:16:09,500 --> 02:16:13,125
‫پودر مالیدیم به صورتمون
‫و تا یه قدمی بغل کردن مرگ رفتیم

1314
02:16:13,250 --> 02:16:15,166
‫با وجود همه‌ی اینا بازم میخواین بگیرینش؟

1315
02:16:15,166 --> 02:16:16,750
‫به این تعهد کاریتون درود میفرستم قربان

1316
02:16:18,208 --> 02:16:20,000
‫بدون لطف خدا نمیتونیم دستگیرشون کنیم

1317
02:16:20,208 --> 02:16:21,583
‫بیا تو! مرکز فرماندهی!

1318
02:16:21,958 --> 02:16:22,958
‫چهار نفر با همون علامت‌هایی که شما

1319
02:16:22,958 --> 02:16:25,000
‫گفتین تو ایستگاه قطار دیده شدن.

1320
02:16:25,041 --> 02:16:26,708
‫قربان

1321
02:16:28,791 --> 02:16:30,083
‫نظرت راجع به این چیه، آشوک؟

1322
02:16:34,208 --> 02:16:35,666
‫به زبان خمر صحبت میکند

1323
02:16:37,333 --> 02:16:40,916
‫نه خاله، اینجوری نیست. این چیه؟

1324
02:16:41,291 --> 02:16:42,541
‫قهوه‌ست یا چایی؟

1325
02:16:43,291 --> 02:16:44,291
‫دمنوش یا آبمیوست...؟

1326
02:16:45,041 --> 02:16:47,041
‫این چیه دیگه؟ خفه شو بریز

1327
02:16:49,833 --> 02:16:52,333
‫وراج.

1328
02:16:52,791 --> 02:16:54,333
‫هی!

1329
02:16:56,916 --> 02:16:58,916
‫انگار امروز خدا با ماست، آشوک

1330
02:16:59,291 --> 02:17:01,166
‫دیگه بازی تمومه

1331
02:17:01,416 --> 02:17:03,166
‫اون چوبدست جادویی رو بردار

1332
02:17:04,916 --> 02:17:06,666
‫قربان، شما هیچی راجع بهش نمیدونین

1333
02:17:06,791 --> 02:17:08,541
‫- به حرفم گوش کن
‫- هی! خفه شو.

1334
02:17:10,666 --> 02:17:12,333
‫اول همه‌شون رو بندازین بازداشتگاه

1335
02:17:12,333 --> 02:17:13,958
‫- قربان، حداقل...
‫- سریدار.

1336
02:17:13,958 --> 02:17:15,708
‫- اون کتاب رو بردار
‫- چشم قربان

1337
02:17:18,166 --> 02:17:19,666
‫قربان، به حرف ما گوش کنید

1338
02:17:19,666 --> 02:17:21,041
‫- ما باید بریم کومبه‌ملا
‫- بيا.

1339
02:17:21,041 --> 02:17:23,083
‫قربان، جون خیلی‌ها در خطره قربان... قربان

1340
02:17:26,416 --> 02:17:28,583
‫- نترسین! ما پلیسیم
‫- آروم باش! آروم باش!

1341
02:17:28,583 --> 02:17:30,166
‫- لطفا به حرف ما گوش بدین، قربان
‫- لطفا بشینید

1342
02:17:33,708 --> 02:17:34,625
‫نترسید!

1343
02:17:34,666 --> 02:17:38,666
‫عملیات پلیسه
‫برید کنار، برید تو لطفا

1344
02:17:39,833 --> 02:17:41,791
‫یه جایگاه روباز براتون جور کردیم.
‫امیدوارم راحت باشید

1345
02:17:52,166 --> 02:17:53,916
‫قربان، یه چیزایی مشکوکه

1346
02:17:54,666 --> 02:17:56,916
‫چشم چپم داره میپره

1347
02:17:57,666 --> 02:18:02,166
‫،قربان شما متوجه نیستید.
‫من کل تاریخچه رو توی فلش‌بک شنیدم

1348
02:18:02,916 --> 02:18:06,041
‫چون اون کتاب اینجاست
‫آشوب همینجا به پا میشه

1349
02:18:07,416 --> 02:18:09,791
‫اگه دستبندشو باز نکنید
‫یه فاجعه به بار میاد، قربان

1350
02:18:31,791 --> 02:18:34,083
‫پروفسور،
‫این دقیقا همون نوع سنگه...

1351
02:18:34,916 --> 02:18:36,666
‫که بچگی‌هام بهم پرت میکردن

1352
02:18:39,541 --> 02:18:41,666
‫حالا نوبت منه

1353
02:19:14,416 --> 02:19:17,083
‫من میلیون‌ها نفر از این بدبخت‌ها رو قربانی میکنم

1354
02:19:17,208 --> 02:19:19,250
‫اونایی که از اسم خدا سوءاستفاده میکنن

1355
02:19:19,291 --> 02:19:21,333
‫تا مردم رو فریب بدن،
‫تقدیم به کالابوتی خودم

1356
02:19:39,291 --> 02:19:43,208
‫ثابت میکنم که
‫آدمای لایق، نیازی به خدا ندارن

1357
02:19:55,333 --> 02:20:00,333
‫برای اینکه این اتفاق بیفته، قدرت نامیرایی
‫کتاب نُهم باید مال من بشه.

1358
02:20:08,375 --> 02:20:11,083
‫قربان، رسیدن. دستبندشو باز کنید

1359
02:20:11,083 --> 02:20:12,666
‫خواهش میکنم، قربان!

1360
02:20:29,541 --> 02:20:30,500
‫وایسا!

1361
02:20:57,375 --> 02:21:00,125
‫شماها در هر صورت میمیرید
‫این قطار راننده نداره

1362
02:21:50,416 --> 02:21:53,500
‫دستپاچه نشین، هول نکنین!

1363
02:21:55,416 --> 02:21:58,125
‫!بکشش! زنجیر رو بکش، قربان

1364
02:21:59,500 --> 02:22:02,833
‫کارمون تمومه، قربان!
‫تا وقت هست به عزیزانتون زنگ بزنید

1365
02:22:33,291 --> 02:22:35,208
‫ودا!

1366
02:22:38,208 --> 02:22:40,125
‫رفيق

1367
02:22:43,041 --> 02:22:45,625
‫هی، ای ارباب چوب دستی!

1368
02:23:25,208 --> 02:23:27,041
‫قربان! قربان!

1369
02:23:49,500 --> 02:23:51,375
‫قربان!

1370
02:24:24,166 --> 02:24:25,500
‫بالاخره

1371
02:24:26,875 --> 02:24:28,125
‫به مایساما قسم.

1372
02:24:28,458 --> 02:24:30,208
‫امروز روز آخرته

1373
02:25:12,000 --> 02:25:14,583
‫این برای کارهای خوب ساخته شده.
‫تو دست آدمای شرور کار نمیکنه

1374
02:25:35,583 --> 02:25:36,666
‫زود باش

1375
02:25:36,875 --> 02:25:38,500
‫بیا پایین. عجله کن!

1376
02:26:00,500 --> 02:26:01,625
‫- قربان، لطفا وایسید
‫- يالا.

1377
02:26:01,750 --> 02:26:03,666
‫- قربان! قربان!
‫- یالا دیگه

1378
02:26:04,791 --> 02:26:07,833
‫حالا فهمیدم. این دستگیری نیست،
‫فقط داری ترست رو قایم میکنی

1379
02:26:07,833 --> 02:26:09,666
‫دستبندم رو باز کن. باید کمک کنیم

1380
02:27:13,250 --> 02:27:14,666
‫ودا!

1381
02:29:30,916 --> 02:29:32,375
‫جايتريا

1382
02:31:10,000 --> 02:31:12,000
‫این پایانه

1383
02:31:14,958 --> 02:31:16,666
‫و یک آغاز

1384
02:31:38,166 --> 02:31:41,166
‫توی این آیین بزرگ
‫که جون میلیون‌ها نفر رو نجات میده

1385
02:31:41,166 --> 02:31:42,250
‫این تنها کمکیه

1386
02:31:42,250 --> 02:31:43,500
‫که میتونم بهت بکنم

1387
02:31:44,583 --> 02:31:48,208
‫این اولین دستبندی بود که
‫ماهابیر به دست قبیله من بست

1388
02:31:53,333 --> 02:31:57,125
‫من ۲۰ سال اینو قایم کردم، چون میدونستم
‫کالابوتی ممکنه هر روز حمله کنه.

1389
02:31:58,375 --> 02:32:00,375
‫این روش نیازمند...

1390
02:32:00,750 --> 02:32:02,541
‫قربانی کردن یک جانه

1391
02:32:55,500 --> 02:32:56,583
‫رفیق!

1392
02:33:33,000 --> 02:33:36,583
‫وقتی توی این نبرد بزرگ،
‫مرگ بهش نزدیک میشه

1393
02:33:38,125 --> 02:33:39,875
‫کی ازش محافظت میکنه؟

1394
02:33:40,041 --> 02:33:43,666
‫اگه اون آماده باشه
‫تا برای دارما (عدالت) بمیره

1395
02:33:43,875 --> 02:33:47,708
‫خود طبیعت
‫سپر بلا و محافظش میشه

1396
02:34:05,291 --> 02:34:08,583
‫اگه شیطانی که مرگ رو شکست داده
‫جرئت کنه سرکشی کنه

1397
02:34:09,125 --> 02:34:11,541
‫خودِ خدا در قالب همون سلاحی فرود میاد

1398
02:34:11,541 --> 02:34:13,208
‫که برای کشتنش مقدر شده

1399
02:34:19,666 --> 02:34:23,000
‫میدونی داره به سمت چه جور
‫سلاحی میره؟

1400
02:34:32,125 --> 02:34:36,666
‫ون «تانداوام»ــه، رقصی که
‫اولین جنگاور برای برپایی دارما اجرا کرد

1401
02:35:09,583 --> 02:35:13,416
‫ای حکیم، این سلاحی که من لمسش کردم

1402
02:35:14,666 --> 02:35:20,375
‫در دستان کسی که پایبند دارماست،
‫الهی خواهد شد.

1403
02:35:22,916 --> 02:35:27,500
‫این «کوداندا»ست، کمان مقدس
‫لرد راما، پوروشوتاما (برترین مردان)

1404
02:36:52,291 --> 02:36:55,708
‫این تاریخ است.
‫این سرنوشتی است که هنوز از راه نرسیده.

1405
02:36:56,208 --> 02:36:57,458
‫این میرای است!

1406
02:39:18,000 --> 02:39:21,791
‫با کمک میرای، متون مقدس
‫به نگهبانان برحقشون رسید.

1407
02:39:22,041 --> 02:39:25,416
‫مهمتر از همه، این موضوع به گوش کسی رسید،

1408
02:39:25,416 --> 02:39:29,041
‫که دنبال انتقام از
‫حکیم آگاستیا و لرد راما بوده

1409
02:39:29,250 --> 02:39:31,958
‫این پایان، پرده را کنار زد

1410
02:39:32,083 --> 02:39:33,500
‫برای یک آغاز جدید

1411
02:39:42,833 --> 02:39:45,791
‫هی! من آلونکم رو بهت اجاره دادم
‫که فلز بسازی

1412
02:39:45,791 --> 02:39:46,875
‫اینجا چه خبره؟

1413
02:39:50,583 --> 02:39:52,916
‫این همه طلا از کجا میاد؟

1414
02:39:57,041 --> 02:39:59,458
‫چطوری تو یه هفته
‫یه تن طلا به دست آوردی؟

1415
02:40:00,083 --> 02:40:01,083
‫چطوری؟

1416
02:40:07,791 --> 02:40:08,750
‫اینجوری

1417
02:40:23,708 --> 02:40:26,041
‫طلا هم یه جور فلزه.
‫این رو بهش نگفتی؟

1418
02:40:27,666 --> 02:40:28,791
‫هی!

1419
02:40:31,208 --> 02:40:32,791
‫فکر کردین کجا داری میرین؟

1420
02:40:34,708 --> 02:40:36,750
‫این یه بن‌بسته!

1421
02:40:37,083 --> 02:40:39,416
‫یه پایانی که توش فقط مرگ باقی مونده

1422
02:40:54,625 --> 02:40:55,958
‫میرای

1423
02:41:07,958 --> 02:41:10,166
‫هر چیزی که اون موجودی که مرگ رو به چالش کشید نابود کرده

1424
02:41:10,750 --> 02:41:12,083
‫باید مال من بشه

1425
02:41:25,000 --> 02:41:30,000
‫من عدالتی رو که تو دوران "ترتا یوگا"
‫ازم دریغ شد، تو این دوره اجرا میکنم

1426
02:41:34,666 --> 02:41:35,875
‫بوم
